بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > ایرانی

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۴ بهمن ۱۳۸۹, ۱۱:۴۶ قبل از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر فعال معرفی و نقد کتاب
 
هدیه آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض تمنای دل | حمیرا رضائیان | معرفی و نقد کتاب

یک نسخه ضعیف دیگه از همخونه!!

خلاصه:


وفا برای آشنایی با خانواده خالد نامزد عربش به دبی می رود ولی همان شب اول می فهمد که خالد نه تنها قصد ازدواج با او را ندارد که می خواهد اورا بعد از تصاحب به یک شیخ پولدار بفروشد در این میان تنها کسی که به فریاد کمک خواهی او پاسخ میدهد سعید تاجر ایرانی که در همان هتل اقامت دارد است وفا به همراه سعید به ایران باز میگردد و در خانه او اقامت میکند ولی بعد از مدتی به پیشنهاد سعید یک صیغه ازدواج موقت چند ماهه بینشان خوانده می شود ولی حالا وفا دل در گرو عشق سعیدی سپرده که نامزد دارد ...

نقد:

وقتی سعید توی دبی وفا را نیمه شب از دست خالد نجات میدهد چگونه تا نزدیک ظهر در همان هتل میماند در حالی که خالد یک فرد با قدرت و در کشور خودش است حتما افرادی دارد که برای او کار کنند و به راحتی میتواند وفا را که در ازایش پول خوبی از شیخ عرب دریافت کرده بازپس بگیرد چطور خالد هیچ اقدامی در این رابطه نمیکند؟!!!
غیرت و تعصبی که سعید دباره وفا به خرج میدهد به جای این که دلنشین باشد آزار دهنده است یعنی خواننده حس میکند سعید خیلی با وفا بد رفتاری میکند ولی چگونه است که وفا بعد از این رفتارهای تند سعید همچنان علاقه مند به او باقی میماند!!!!
این قدر توی رمان توصیف لباسهای گوناگونی که وفا می پوشد را میخوانیم که جدا خسته کننده است.

/کامل/
هدیه آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۴ بهمن ۱۳۸۹, ۱۱:۵۲ قبل از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
Mina آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

والا من خیلی وقت پیش خوندمش...چیزی ازش یادم نمیاد...فقط میتونم بگم که واسه یه بار خوندن خوب بود..


نقل قول:
غیرت و تعصبی که سعید دباره وفا به خرج میدهد به جای این که دلنشین باشد آزار دهنده است یعنی خواننده حس میکند سعید خیلی با وفا بد رفتاری میکند ولی چگونه است که وفا بعد از این رفتارهای تند سعید همچنان علاقه مند به او باقی میماند!!!!
صد در صد تایید...
نقل قول:
این قدر توی رمان توصیف لباسهای گوناگونی که وفا می پوشد را میخوانیم که جدا خسته کننده است.
به قول بهی این کتاب چیزی نداشت..فقط این صحنه هاش بود

مرسی هدیه جون... چند وقت پیش دنبال خلاصه ش میگشتم که نقدشو بزنیم...مرسی که گذاشتی
Mina آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۴ بهمن ۱۳۸۹, ۰۲:۲۵ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
daneshmand آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
Wink

هدیه جون واقعا حق مطلب رو ادا کردی....واقعا یک نسخه ی ضعیفتر از هم خونه بود...اینقدر این عبارت "تمنای دل"
توی رمان تکرار شده بود که حالم بهم خورد...نویسنده می خواست به زور به خواننده ها القا کنه که اسم رمان خیلی بامسماستدر حالی که اصلا اینطور نبود.... وفا و سعید هم با این ادا و اطوارهاشون واقعا شورش رو در آورده بودن....چیزی نداشت که خوندنش دل آدم رو خوش کنه ..
..




زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي ماست....هركسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست....خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد......




ویرایش توسط daneshmand : ۴ بهمن ۱۳۸۹ در ساعت ۰۲:۳۶ بعد از ظهر
daneshmand آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۴ بهمن ۱۳۸۹, ۰۹:۲۳ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
23252 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نويسنده سعي كرده بود با توصيف كارها و لباس ها و رفتار هايي كه به نظر خودش جذابه باعث جذب خواننده بشه اما فقط خواننده رو زده كرده بود.دو گانگي هايي كه در شخصيت وفا بود ادمو خسته ميكرد.تا ادم فكر ميكرد كه به سعيد علاقه داره تو صفحه ي بعد يه كاري مي كرد كه انگار متنفره.هيچ كس با وجود ثروت و خانواده به يه مرد غريبه اعتماد نميكنه. كه وفا اين كارو انجام داد.
23252 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۸ اسفند ۱۳۸۹, ۰۷:۰۰ قبل از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
shaayan آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

با همه دوستان موافقم یه کپی خیلی خیلی خیلی ضعیف از رمان همخونه...

من نفهمیدم اون خاله پردیس که اون قدر دلواپس وفا بود چطوری توی نصف بیشتر از کتاب هیچ اثری از تماس اون با وفا نبود.. منطقی بود که به وفا سر بزنه و اون پسر رو از نزدیک ببینه و بفهمه که آخه یه دختر جوون توی خونه یه مرد غریبه چی کار می کنه؟؟؟

رفتار هوتن مسخره بود.. از یه طرف توی کتاب اشاره می شد که به سعید احترام می ذاره و پاشو به خاطر دوستش کشیده عقب از یه طرف توی ماشین یه وری می شینه که به قولی به معشوقه دوستش چشم بدوزه؟؟؟؟ کدوم رو باور کنیم؟

سعید یه شخصیت دیگه شد بعد از صیغه؟ اون می خواست با صیغه به گناه نیفته یا اینکه راحت تر بتونه به وفا چشم بدوزه و شوهر بازی براش در بیاره؟؟؟؟

اینقدر حالم بد می شد وقتی هی می گفت من شوهر شرعی و قانونی تو ام و تو باید چنین و چنان کنی؟؟ آخه رو چه حساب؟؟؟ مگه اون صیغه خوند که شوهر وفا بشه؟؟ اصلا مفهوم صیغه کلا برام دنیا سواله یعنی چی آخههههههههههه؟ ببخشید من معمولا دیر عصبانی می شم اما اخه خیلی حرصم گرفته

تکلیف پیمان چی شد؟؟ کوروش که اون قدر غول بود پیش چشمای وفا چی بود؟ کی بود؟

کلا از این عشق هایی که لبریز از نیاز جنسی هستن خوشم نمیاد... یا حداقل اینجوری مطرح کردنش رو -جوری که توی این کتاب بود- دوست ندارم...

وفا اولش لبریز از معصومیت و متانت معرفی شد ولی بعد با نحوه توصیف لباس و نوع آرایشش یه جوری دیگه معرفی شد... البته من با زیبایی و آرایش مخالف نیستم.. بیشتر ضد و نقیض بودن تعریفهای نویسنده از شخصیت ها بود که گیجم کرده بود... همه یه جورایی غول و شکست ناپذیر معرفی شدن ولی بعدش به آدمهای روشنفکری که با دو تا کلام قانع می شدن.. مثل پیمان، مادرش، خاله پردیس و .....

کلا کتاب شخصیت پردازی خوبی نداشت... شخصیت ها ثبات نداشتن به نظر من...

ببخشید دوستان چون خیلی حرصم در اومده بود زیاد نوشتم
shaayan آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۸ اسفند ۱۳۸۹, ۰۸:۵۳ قبل از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
مدیر بازنشسته
 
honey_x آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط maryam1363 نمایش پست ها
رمان توي سايت هست
نه عزیز این رمان جدید هستش و تا 2 سال نمیشه در سایت قرار بگیره!
honey_x آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۰ اسفند ۱۳۸۹, ۰۶:۱۳ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
نیلوفر آبی آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

من هم موافقم!!!
رفتارهای سعید به نظرم بیشتر از اینکه عاشقانه باشه، توهین آمیز بود! و من هرگز نمی تونم این رفتارها و این واکنش های پر از تعصب خشک رو به پای عشق بذارم!
بعدشم مگه واسه صیغه نیاز به حضور ولی یا قیم دختر نیست؟! خوب اگه انقدر همه چیز آسون بود که همه می دویدن می رفتن صیغه می خوندن که سر خودشون رو کلاه شرعی بذارن دیگه!!!!
از همه بدتر عشق و عاشقی هوتن! من نمی دونم چطوری می شه که یه پسر! با اون همه ادعای رفاقت، چشم بدوزه به معشوقه ی رفیقش!
اصلاً توی این رمان همه بی جنبه اند! پیمان هم که هیچی... . فکر کن! توی باغ نشسته باشی یهو یکی بیاد سرت رو بغل کنه! خوب سکته می کنی!!!!
از نظر من هیچ کدوم از احساساتی که توی این رمان توصیف شده، عشق نیست! نیاز جنسی هستن و خیلی هم بد و بی ربط و مسخره توصیف شدند!
من نمی دونم چرا نویسنده سعی نکرده بین نیاز جنسی و عشق تفاوت قائل بشه؟!
از اسمش هم معلومه دیگه... تمنای دل! خدا رو شکر جهت تأکید بر خط اصلی داستان هر فصل حداقل یه بار اسم کتاب رو به صورت برجسته تکرار کرده!
نیلوفر آبی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۹ تير ۱۳۹۰, ۰۱:۲۶ قبل از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر ویژه
 
Star-crossed آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

من که خیلی دوست داشتم.....!!
نقل قول:
بعدشم مگه واسه صیغه نیاز به حضور ولی یا قیم دختر نیست؟!
نه سپيده جون صيغه احتياجي به پدر و مادر نداره اون عقده كه پدر ميخواد......

با اينكه توش خيلي مسائل جنسي مطرح بود و داشت زياده از حد در موردش بحث مي شد ولي من يه نكته رو به عرض شما برسونم اونم اينه كه مسائل جنسي حالا نه خيلي زياد ولي به همون اندازه ي كم توي هر كتابي لازمه چون كشش و جذابيت رو بيشتر مي كنه البته اين نظر كاملا شخصيه
با همه ي اينا بنظرم رمان قشنگي بود و ارزش خوندن داره



هر چی دلم را خالی میکنم باز پر میشود از تو,عجب بر کتی دارد دوست داشتنت..

ویرایش توسط Star-crossed : ۲۶ فروردين ۱۳۹۱ در ساعت ۱۱:۱۲ قبل از ظهر
Star-crossed آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۹ مرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۱۶ قبل از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
hoaya آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

خیلی توصیف داشت مثل شونها عروسکی،دماغ بی عیب ونقص و .... که حرص منو در می اورد،یه کم هم اولاش با نگارشش مشکل داشتمکه از وسطاش بهتر شد
ولی در کل من خوشم امدو از نظر من بهترین کپی از همخونه بود که تا حالا خوندم ولی همخونه یه چیز دیگه بود
hoaya آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۶ شهريور ۱۳۹۰, ۰۸:۰۸ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
تهمتن آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

برای یک بار خوندن خوب بود اما خوب این تعصبی که سعید داشت و حتی تا اخر کتاب هم بود به نظرم هیچ دختری قبول نمیکنه
توصیف در مورد زیبایی هم اغراق آمیز بود



رمان بعدا اسم می ذارم
http://www.forum.98ia.com/t264502.html
رمان ترس از عشق
http://www.forum.98ia.com/t180706.html



دوست داشتن را باید از دختر بچه ها یاد گرفت. آنها در مقابل محبتی که به عروسک خود می کنند از او انتظار محبت متقابلی ندارند آنها بدون هیچ توقعی عروسکشان را دوست دارند و دوست داشتن واقعی یعنی همین.


تهمتن آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
تمنای, حمیرا, دل, دلحمیرا, رضائیان, رمان, معرفی, نقد, کتاب

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
تمنای تو | تینا عبدالهی | معرفی و نقد کتاب paradise ایرانی 51 ۲ بهمن ۱۳۹۲ ۱۲:۱۹ قبل از ظهر
صد سال تنهایی | مارکز | معرفی کتاب Susanna خارجی 15 ۴ شهريور ۱۳۹۲ ۰۷:۴۷ بعد از ظهر
کتاب كوچك ارواح | پيامارياوس | معرفی کتاب Mini Moon خارجی 0 ۲ اسفند ۱۳۸۹ ۰۲:۳۱ بعد از ظهر
معرفی کتاب | هشت کتاب مهم درباره امام دوم شیعیان novin معرفی و نقد کتاب 0 ۵ شهريور ۱۳۸۹ ۱۲:۵۸ قبل از ظهر
آموزش کاراته به زبان ساده | استاد محمّد رضا یحیایی | معرفی کتاب ramin2 ایرانی 0 ۲۸ اسفند ۱۳۸۸ ۰۵:۴۳ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۹:۳۸ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا