| |||
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال بخش فرهنگ و هنر ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۸ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 3,503
تشکرها: 12,265
تشکر شده 25,681 بار در 3,231 پست
کتاب مورد علاقه : همخونه حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز سلام... ![]() الان رفتم سرچ کردم دیدم رمان برایم بمان فهیمه سلیمانی هم نقدش نیست خب پس من میذارم خدا کنه تکراری نباشه دیگه...![]() از دوستان گلی که زحمت تایپش رو کشیدن ممنونم ![]() نام رمان: برایم بمان نویسنده: فهیمه سلیمانی خلاصه رمان: داستان یه دختر زیبا به نام ونوس هستش که دانشگاه شهرستان قبول میشه... با صمیمی ترین دوستش برای ثبت نام دانشگاه عازم اون شهرستان میشن و در قطار با بچه های تیم ملی بسکتبال رو به رو میشن... اما در طی این سفر مشکلاتی براشون به وجود میاد که مجبور به ترک قطار و همراهی بچه های تیم ملی بسکتبال میشن اما در راه... نظر من: به نظرم خیلی خیلی رمان قشنگی بود ![]() واقعا ارزش خوندن رو داشت... چه توی شادیهاش و چه توی غمهاش خواننده رو جذب میکرد... ولی خب یه مشکل این کتاب این بود که به نظر من زیبایی ونوس اسطوره ای بود و این زیبایی اصلا با شخصیتش نمیخوند! آخه دیگه الان کی دیگه با این زیبایی و وجنات یه همچین اخلاق و رفتاری داره؟ خدایی دیگه پیدا نمیشه که...اینم لینکش: http://www.forum.98ia.com/t5091.html /کامل/ کاش میتوانستیم لذت با هم بودن را درک کنیم. کاش میدانستیم روزگاری که به هم نزدیکیم، چه بهایی دارد. کاش میدانستیم که چرا مرغ مهاجر، وقت پرواز به خود میلرزد! *** برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید ویرایش توسط *dorsa* : ۲۲ دي ۱۳۸۹ در ساعت ۰۶:۳۳ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| تبلیغات | |
| | |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| همکار بازنشسته ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸
نوشته ها: 14,356
تشکرها: 95,153
تشکر شده 218,280 بار در 22,632 پست
کتاب مورد علاقه : گریه های امپراطور | بدون امتیاز : 0 امتیاز همونی بود که آخرش گریه دار بود؟ ![]()
| ||||||||
| | |
| | #3 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بازنشسته ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۹
نوشته ها: 2,599
تشکرها: 49,596
تشکر شده 50,252 بار در 7,507 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز من چند سال قبل خوندم همچنان مشکل همه رمان های ایرانی رو داشت :(زیبایی خیره کننده ونوس ) برخورد خیلی صمیمی اینا با بسکتبالیستها که برام جالب بود . اونموقع یه چیز دیگه ای برام عجیب بود نمیدونستم زمان داستان برای کیه ؟ چون ظاهرا این دوره بود ولی دختره تو بیابون رفت موهاشو شونه کرد این تو ذهنم مونده هنوز البته چون چند سال قبل خوندم اون وقتا بدم نیوممد از کتاب چون اندازه الان کلیشه ای نشده بود این جور داستان ها کتاب یه سیر معمولی و همیشگی داشت که تو همه کتابها میبینیم که اینروزا واقعا خسته کننده شده آخرشم قشنگ بود که پسره مرد Nothing compares, no worries or cares. Regret’s and mistakes they’re memories made. ؟Who would have known how bittersweet this would taste | ||||||||
| | |
| | #4 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۸۹ محل سکونت : استان گیلان
نوشته ها: 175
تشکرها: 6,587
تشکر شده 4,069 بار در 236 پست
کتاب مورد علاقه : حریم عشق و پزشکی قانون حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز اعصابم از این رمان هنوز خورده آخه یعنی چی که انقدر حاشیه های الکی داشت اول رمان بقول nilo همین زیبایی ونوس و غرور مزخرفش به خاطر این زیبایی واقعا لج درآر بود . تو همه رمانها هم که همه پول دارن بابا به پیر به پیغمبر این دیگه زیادی لوس شده. آخرش رو هم قشنگ ننوشت یارو رو الکی کشت . حوادث رمان کلا ماست بندی بود . وای نفسم گرفت . | ||||||||
| | |
| | #5 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال بخش فرهنگ و هنر ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۸ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 3,503
تشکرها: 12,265
تشکر شده 25,681 بار در 3,231 پست
کتاب مورد علاقه : همخونه حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز | ||||||||
| | |
| | #6 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۹ محل سکونت : جایی که عشق اونجاســــت
نوشته ها: 773
تشکرها: 9,957
تشکر شده 9,371 بار در 1,740 پست
کتاب مورد علاقه : الهه شرقی،برایم بمان حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز خیلی رمان قشنگی بود من که هر 5 ،6 باری که خوندم هی گریه میکردممممم ![]() ![]() ولی اخرش خیلی بد تموم شد ملی از یه طرفم یه مقدار از قشنگیش واسه نوع تموم شدنش بود.... بعضی وقتا مجبوری...تو فضای بغضت بخندی.. دلت بگیره ولی دلگیری نکنی..شاکی بشی ولی شکایت نکنی ... گریه کنی اما نذاری اشکات پیدا شن... خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری... خیلی ها دلتو بشکن و تو فقط سکوت کنی... ![]() | ||||||||
| | |
| | #7 (لینک مستقیم) | |||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۹ محل سکونت : زیر سقف تهرون
نوشته ها: 1,136
تشکرها: 15,625
تشکر شده 4,720 بار در 1,755 پست
کتاب مورد علاقه : پانتی بنتی حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز نقل قول:
مشکل من فقط سر زیبایی خیره کننده ی ونوس بود اخرشم به نظرم اگر خوب تموم میشد خیلی تو ذوقم می خورد درسته که آخرش اشکم و در آورد ولی یه پایان معقول و واقعی داشت . گفت بعد از من چه میکشی؟؟ گفتم نفس!!! ![]() ویرایش توسط 5011311 : ۲۴ مرداد ۱۳۹۰ در ساعت ۰۱:۳۱ قبل از ظهر | |||||||||
| | |
| | #8 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر متوسط ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۸۹
نوشته ها: 290
تشکرها: 3,177
تشکر شده 852 بار در 392 پست
کتاب مورد علاقه : برایم بمان حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز خیلی رمانشو دوست دارم چند بار خوندم ولی خوب اول رمان اصلا کشش نداشت و جالب نبود خطا از من است، می دانم... از من که سالهاست گفته ام “ایاک نعبد” ، اما به دیگران دل سپرده ام از من که سالهاست گفته ام ” ایاک نستعین” ، اما به دیگران تکیه کرده ام رهایم نکن! خدایا بیش از همیشه دلتنگم به اندازه ی تمام روزهای نبـــــــــــودنم... | ||||||||
| | |
| | #9 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : اسفند ۱۳۸۹ محل سکونت : T.city
نوشته ها: 1,030
تشکرها: 15,914
تشکر شده 16,658 بار در 1,063 پست
کتاب مورد علاقه : رکسانا حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز من این رمان رو نخوندم.میشه لینک دانلودش رو بزارید؟؟؟ | ||||||||
| | |
| | #10 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بازنشسته ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۹
نوشته ها: 2,599
تشکرها: 49,596
تشکر شده 50,252 بار در 7,507 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز | ||||||||
| | |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| برایم, بمان, رمان, سلیمانی, فهیمه, معرفی, نقد, کتاب |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |