آپلود سنتر
ابزار
دانلود رمان
تبلیغات
تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    1388,08,27
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    788
    میانگین پست در روز
    0.46
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    23,799
    تشکر شده 7,626 در 827 پست

    پیش فرض همراز عشق | سهیلا باقری | معرفی و نقد کتاب

    خلاصه ي رمان همراز عشق:

    سپيده كياني دختر زيبايي است كه هواخواهان بسياري دارد منجمله پسر خاله اش فرشاد و دوست صميمي برادرش كيوان....ولي به هيچيك علاقه ندارد ...تا اينكه در آموزشگاه فيلمنامه نويسي با آرمان آشنا شده و عاشق وي مي شود...اما مانعي برسر راه رسيدن آن دو بهم وجود دارد و آن ازدواج قبلي آرمان است زيرا آرمان هنوز بطور رسمي از همسرش جدا نشده و صاحب فرزتدي است...
    سپيده بر خلاف ميلش آرمان را كنار مي گذارد و با اينكه ازدواج با كيوان را كه بسيار به او علاقمند است را ترجيح مي دهد، در مقابل تهديدات فرشاد با او ازدواج مي كند اما تعصبات بي دليل فرشاد زندگي را به كام هردو تلخ مي كند تا اينكه.....


    با تشكر از
    :
    fatima_000 نسيم 55 و آليس عزيز كه زحمت تايپ اين رمان رو كشيدن...
    اين رمان اثر ديگري از نويسنده ي رمان "سايه ي معشوق" هست....

    در اين رمان هم مثل خيلي از رمانها با زيبايي افسانه اي شخصيت اول رمان مواجه بوديم ولي اينبار اين زيبايي طوري بود كه مرد هايي كه عاشق اين دختر ميشدن ديگه نمي تونستن اون رو فراموش كرده و زندگي مشترك موفقي تشكيل بدن! اين علاقه طوري بود كه حتي با وجود ازدواج و بچه دار شدنش همچنان از عشق وي خواب و خوراك نداشتن! و هر مردي هم كه سر راهش قرار مي گرفت يك ذل نه صد دل عاشقش مي شد!
    اين در حالي بود كه هر كدوم از آنها هه از همه نظر مقبول بودن(به استثناي فرشاد)
    رمان سير عجيبي داشت: سپيده با پسرخالش ازدواج مي كنه و بخاطر رفتارهاي جنون آميزش( كه حتي تا پاي كشتن زن و بچه اش و خودكشي هم پيش مي ره) از اون طلاق مي گيره...بعد با كيوان ازدواج مي كنه و عاشقش ميشه...كيوان با اثر سرطان مي ميره...و آرمان كه عشق بزرگ زندگيش بوده سر راه سپيده قرار مي گيره...سپيده با آرمان ازدواج مي كنه و صاحب پسري ميشه ولي آرمان رو هم در اثر سانحه ي رانندگي از دست مي ده...بعد دوباره با فرشاد مواجه ميشه كه توسط يكي از عاشقان و علاقمندان سابق سپيده كلي دچار تحول و روشنفكري شده....بعد تمام خطاهاي گذشته ي اون رو(اقدامات جنون آميز كه قابل صرفنظر نيستن) فراموش مي كنه و تصميم ميگيره دوباره با اون ازدواج كنه....

    ميبينين؟ سير رمان خيلي فراز و نشيب داره....

    ( خارج از نقد: نمي دونم چرا بعد از خوندن هر كدوم از رمانهاي اين نويسنده دلم مي خواد سرم رو بكوبم به ديوار!!!!)


    ویرایش توسط daneshmand : 1389,09,25 در ساعت ساعت : 11:26 بعد از ظهر

    زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي ماست....هركسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پيوسته به جاست....خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد......





  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    1389,01,25
    عنوان کاربر
    کاربر متوسط
    نوشته ها
    237
    میانگین پست در روز
    0.15
    محل سکونت
    زمین خدا
    تشکر از کاربر
    1,067
    تشکر شده 1,730 در 294 پست

    پیش فرض

    من این رمان رو پنج شیش سال پیش خوندم و جزء اون رمان هایی بود که اساسأ کفر منو در آورد.....
    اتفاقات داستان بنظرم خیلی اغراق آمیز و لوس بود....به قول دوست مون زیبایی افسانه ای سپیده یا اینکه با هر کدوم از عشاقش که ازدواج می کرد اسم شوهر قبلیه رو میذاشت رو بچه این یکی خیلی مسخره بود......... ضمن اینکه من واقعأ نمی فهمیدم نویسنده چه اصراری داره که تمام عشاق دختره کامروا بشن.... دیگه کم مونده بود با نونوای محلشون هم ازدواج کنهاز همه بدتر هم که دیگه آخرش بود که دوباره رفت با فرشاد دیوونه ازدواج کرد......
    آه از ثانیه ها

    گفته بودند که بر می گردند

    وای این ثانیه های بی رحم

    چه بلایی به سرم آوردند

  3. 8 کاربر از پست t.e.d تشکر کرده اند .


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    1389,01,18
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    1,747
    میانگین پست در روز
    1.11
    محل سکونت
    گالاپاگوس !!
    تشکر از کاربر
    10,580
    تشکر شده 9,127 در 2,354 پست

    پیش فرض

    وای که چه کتاب مزخرفی بود این دختره عقل و شعور نداشت کلی ام ادعاش بود.من که تا آخر نخوندم وقتمو تلف نکردم.حیف زحمتی که پای تایپ این کتاب کشیده بودن کاربرا و من متاسفم برای ناشرای که این کتابای چیپو چاپ می کنن.
     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



    مـن داغـونـــم ...
    خـدایا
    میـشه بـگی خـدمـات ِ پـس از خلقـتت کـجاست ...؟ !!!!



  5. 8 کاربر از پست saadegi.n تشکر کرده اند .


  6. Top | #4

    تاریخ عضویت
    1388,08,27
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    788
    میانگین پست در روز
    0.46
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    23,799
    تشکر شده 7,626 در 827 پست

    Wink

    نقل قول نوشته اصلی توسط t.e.d نمایش پست ها
    زیبایی افسانه ای سپیده یا اینکه با هر کدوم از عشاقش که ازدواج می کرد اسم شوهر قبلیه رو میذاشت رو بچه این یکی خیلی مسخره بود......... ضمن اینکه من واقعأ نمی فهمیدم نویسنده چه اصراری داره که تمام عشاق دختره کامروا بشن.... دیگه کم مونده بود با نونوای محلشون هم ازدواج کنهاز همه بدتر هم که دیگه آخرش بود که دوباره رفت با فرشاد دیوونه ازدواج کرد......

    صد در صد موافقم! خيلي عجيب بود كه همه ي عشاق سپيده كه باهاش ازدواج كردن نسبت به شوهراي قبلي
    احساس احترام داشتن!ديگه كم مونده بود كه سپيده از كيوان هم صاحب پسري بشه كه اسم فرشاد رو روش بگذاره!
    جالب اينكه برادر سپيده كه كم مونده بود خون فرشاد رو بريزه، دست آخر خيلي راحت اون رو مي پذيره و مي گه سپيده اول وآخرش مال خودته!آدم مي مونه چي بگه!

  7. 8 کاربر از پست daneshmand تشکر کرده اند .


  8. Top | #5

    تاریخ عضویت
    1389,08,20
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    نوشته ها
    212
    میانگین پست در روز
    0.16
    محل سکونت
    اتاقم
    تشکر از کاربر
    24,386
    تشکر شده 538 در 168 پست

    پیش فرض

    خیلی جذاب بود

  9. 5 کاربر از پست asemanii تشکر کرده اند .


  10. Top | #6

    تاریخ عضویت
    1389,02,11
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    نوشته ها
    157
    میانگین پست در روز
    0.10
    محل سکونت
    دنیای رویاها
    تشکر از کاربر
    940
    تشکر شده 907 در 161 پست

    پیش فرض

    وااااای
    دختره 60 بار ازدواج کرد
    به نظرم (ببخشیدا)ولی نویسنده دیگه گندشو در آورده بود
    تو چه میفهمی
    حال و روز
    کسی را که دیگر هیـــــــــــچ
    نگاهی
    دلش را نمی لرزاند..؟



  11. 8 کاربر از پست H.e.D.y.e تشکر کرده اند .


  12. Top | #7

    تاریخ عضویت
    1389,06,19
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    نوشته ها
    62
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر از کاربر
    2,931
    تشکر شده 123 در 41 پست

    پیش فرض

    واقعا با دوستان موافقم چرا بعضی از نویسندهاتخیلات مزخرفشان را بصورت داستان بخورد دیگران میدهند معمولا رمان هارا اکثرا در سنین نوجوانی ویا جوانی شروع بخواندن میکنند واین رمان ها بر روح وذهن سنین کم وحتی افرادبی تجربه مخرب وخطرافرین میباشد من ازنعجبم از بعضی از ناشران کتاب است که چرا اینگونه کتاب ها را جاپ میکنند

  13. 6 کاربر از پست RADPA تشکر کرده اند .


  14. Top | #8

    تاریخ عضویت
    1389,12,20
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    نوشته ها
    600
    میانگین پست در روز
    0.49
    تشکر از کاربر
    12,572
    تشکر شده 12,806 در 724 پست

    پیش فرض

    رمان خیلی جالبی بود مخصوصا اینکه توی یه قبر2طبقه هر2تا شوهرش رو دفن کرده بود حتما سومین طبقه هم فرشاد رودفن می کرد

  15. 4 کاربر از پست ART!ST تشکر کرده اند .


  16. Top | #9

    تاریخ عضویت
    1388,07,26
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    1,345
    میانگین پست در روز
    0.77
    محل سکونت
    زیر سایه ی خدا
    تشکر از کاربر
    34,063
    تشکر شده 3,602 در 1,246 پست

    پیش فرض

    خیلی مسخره بود، 3تا ازدواج، ازدواج مجدد با شوهر اولش دیگه حتما برای این بوده که پسری توی داستان نمونده بوده، اصلا جالب نبود.
    به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
    شمایل تو بدیدم
    نه عقل ماند و نه هوشم

  17. 5 کاربر از پست mahda تشکر کرده اند .


  18. Top | #10

    تاریخ عضویت
    1390,02,05
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    نوشته ها
    540
    میانگین پست در روز
    0.45
    محل سکونت
    زیرسقف آسمون
    تشکر از کاربر
    3,331
    تشکر شده 2,036 در 966 پست

    پیش فرض

    به نظر منم کتاب خیلی جالبی نبود یه کم اغراقش زیاد بود تو ازدواج دختره
    صمیمی ترین و شدیدترین و لطیف ترین و اهورایی ترین نیاز من نخستین آدمی، نیاز به فهمیده شدن است.

  19. 2 کاربر از پست hobab تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 37
    آخرين نوشته: 1392,12,13, ساعت : 02:27 قبل از ظهر
  2. یکتا | سهیلا کریمی | معرفی و نقد کتاب
    توسط *TARA* در انجمن ایرانی
    پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: 1391,12,09, ساعت : 01:42 بعد از ظهر

نمایش کاربران بازدید کننده از موضوع : 40

You do not have permission to view the list of names.

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •