ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
افسانه دل | فریده رهنما | معرفی و نقد کتاب
asiatech

bamilo



نودهشتیا
فید آر اس اس
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8
  1. Top | #1

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    فروردین 1389
    نوشته ها
    2,673
    میانگین پست در روز
    1.62
    محل سکونت
    Iran
    تشکر از کاربر
    14,423
    تشکر شده 15,947 در 2,457 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض افسانه دل | فریده رهنما | معرفی و نقد کتاب

    رمان افسانه دل مثل کارهای خانم رهنما زیبا بود ولی یکم کشش نسبت به کتاب های قبلی که از ایشون خوندم پایین تر بود.روی هم رفته رمان خوبی بود.

    خلاصه داستان:
    مهتا در خانواده ای دنیا آمد که اختلاف سنی پدر ومادرش بیش از 21 سال بود وبه همین دلیل پدرش در سن 15سالگی تصمیم به شوهر دادانش گرفت مادر به مخالفت با پدر پرداخت واین ماجرا تا دیپلم گرفتن او مسکوت ماند بعد از دیپلم فرزین برادر زرین دوست کودکی ودوران نوجوانی اش به او ابراز علاقه کرد ولی...

    لینک داستان

    افسانه دل | فریده رهنما

    /ویرایش شد/










  2. 14 کاربر از پست Elysium تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    آبان 1388
    نوشته ها
    783
    میانگین پست در روز
    0.43
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    23,811
    تشکر شده 7,667 در 828 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    ممنون از تاپيكت آغاز جان
    من اين رمان رو خيلي سال پيش خوندم ...مثل ساير رمانهاي خانم رهنما سبك وسياق خاصي داره و روي يكسري مفاهيم عاطفي تاكيد داره... بعد از سالها كه مهتا و فرزين بهم مي رسن از خود گذشتگي و فداكاري مهتا خيلي قشنگ بود ولي به نظر درست نميومد كه تصميم گرفتن بخاطر اينكه دختر فرزين دچار حسادت نشه،كلا بچه ي ديگري نداشته باشن....در واقع كمي غيرمنطقي بود...مي تونستن رو افكارش كار كنن و...
    پدر مهتا هم خيلي مستبد بود...يادمه موقع خوندن رمان همش از خودم ميپرسيدم : مگه ميشه آدم با بچه ي خودش همچين رفتاري داشته باشه؟

    زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي ماست....هركسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پيوسته به جاست....خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد......




  4. 10 کاربر از پست daneshmand تشکر کرده اند .


  5. Top | #3

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    اسفند 1389
    نوشته ها
    230
    میانگین پست در روز
    0.17
    محل سکونت
    اهواز
    تشکر از کاربر
    3,333
    تشکر شده 334 در 134 پست
    حالت من
    Khaste
    اندازه فونت

    پیش فرض

    كلاكتابهاي خانم رهنما رو دوست دارم واين كتاب هم يكي از زيباترينهاي اونها بود و مثل اكثر كارهاشون در فضاي قديم بود و خيلي خوب توصيف شده بود اما به نظر من هم گذشت مهتا از بچه غير منطقي اومد و اين رو ظلم در حق خودش و فرزين ميديدم اون هم با اخلاقي كه دختر فرزين داشت باز خدا رو شكر كه در اخر به سمت اونها برگشت وعشق مهتا نسبت به فرزين كه با وجود مخالفتهاي پدرش باز حاضر به ازدواج نشد به نظرم خيلي زيبا اومدو كلا به نظر من داستان اشكال خاصي نداشت و خوندن اون رو به كساني كه رمانهايي رو كه در گذشته اتفاق مي افته ميپسندن توصيه ميكنم

    به پندار تو جهانم زيباست
    جامه ام ديباست
    ديده ام بيناست
    زبانم گوياست
    قفسم هم طلاست
    بر اين ارزد كه دلم تنهاست





  6. 3 کاربر از پست sar-almaz تشکر کرده اند .


  7. Top | #4

    همکار بخش آموزش


    تاریخ عضویت
    آبان 1388
    نوشته ها
    6,499
    میانگین پست در روز
    3.57
    محل سکونت
    استان مرکزی
    تشکر از کاربر
    83,140
    تشکر شده 68,792 در 7,414 پست
    حالت من
    Sepasgozar
    اندازه فونت

    پیش فرض

    اولین کتابی که از خانم رهنما خوندم همین کتاب افسانه ی دل بود که خیلی جذبش شدم.نمیدونم چند سال پیش شاید 12--13سال از خوندن کتاب می گذره ولی اونموقع خیلی دلم برای مهتا می سوخت که چقدر پدرش بهش ظلم کرده که تهمت دزدی به فرزین زد به خاطر پول یا طلا که در هواکش بخاری مخفی کرده بود.وبعد هم که قصد داشتن با هم ازدواج کنن دختر فرزین براشون مسئله شده بود.شاید اگر دوباره خوندم بیام نقدر بیشتری در باره اش بگم.
    اصولا خانم رهنما طرز خاصی می نویسن وچقدر هم جمله های عالی در کتابشون دیده میشه وپر معنا .توی یکی از کتاباش خوندم که:
    محبت در دل انسان ها چون گیاه خودروست نه کاشتنی ونه قلمه زدنی.
    یا
    در خیابان یک طرفه زندگی حتی ،با پرداخت جریمه هم نمی شود دور زد وبه عقب برگشت.
    خدا آدم ها را به دلیلی به زندگی شما وارد ،
    وبه دلیلی بهتر از زندگی تان خارج می کند.

    هرلحظه سپاس
    آموزش

    رمان تولد یک پروانه | آلاشین کاربر انجمن

    من خیال می کردم | haniyehhhh کاربر انجمن
    توجه:
    نوشتن کلمه های...مرسی،ممنون،خوب بود،عالی بود ،
    شکلک تنها،فکر کنم خوشمزه باشه،دوست دارم درست کنم اسپم حساب میشه.اخطار می گیرید.

    اطلاعيه بخش آموزش
    لیست منوی آشپزی وشیرینی پزی
    کانال آموزشی آشپزی
    منوی نودهشتیا (آموزش متفرقه)


  8. 2 کاربر از پست azam 24 تشکر کرده اند .


  9. Top | #5

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    155
    میانگین پست در روز
    0.14
    محل سکونت
    خونمون
    تشکر از کاربر
    228
    تشکر شده 104 در 83 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    خداوند معجزات خودرا از راه های عجیبی به انجام می رساند.

  10. کاربر زیر از پست old mamad تشکر کرده است .


  11. Top | #6

    همکار بخش آموزش


    تاریخ عضویت
    آبان 1388
    نوشته ها
    6,499
    میانگین پست در روز
    3.57
    محل سکونت
    استان مرکزی
    تشکر از کاربر
    83,140
    تشکر شده 68,792 در 7,414 پست
    حالت من
    Sepasgozar
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط old mamad نمایش پست ها
    خداوند معجزات خودرا از راه های عجیبی به انجام می رساند.
    خب این یعنی چی؟یعنی نقد کتاب ؟ویا تکرار امضا؟؟؟

    دوست عزیز این تاپیک نقد کتاب افسانه دل از خانم رهنما هست.

    همکاران عزیز پوزش می خوام این پست رو دادم.
    ویرایش توسط azam 24 : 1390,08,22 در ساعت ساعت : 19:04

  12. 2 کاربر از پست azam 24 تشکر کرده اند .


  13. Top | #7

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    نوشته ها
    269
    میانگین پست در روز
    0.21
    محل سکونت
    آسمانی پر از ابر
    تشکر از کاربر
    1,265
    تشکر شده 1,002 در 332 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    من این کتاب رو خوندم خیلی دلم برای مهتا سوخت
    واقعا دختر خوب و از خود گذشته ای بود که نخواست بچه دار بشه
    ولی آخرش خیلی خوب تموم شد خوانواده خیلی خوب دور هم جمع شدند
    من از خانم رهنما هم تشکر میکنم به خاطر قلم متفاوتی که داره...

  14. کاربر زیر از پست abrak تشکر کرده است .


  15. Top | #8

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    نوشته ها
    1,186
    میانگین پست در روز
    1.03
    محل سکونت
    اراک
    تشکر از کاربر
    23,395
    تشکر شده 22,818 در 905 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    واقعا مهتا دلسوزی نداشت... یه جمله ای هست که میگه میوه ی صبر شیرینه ولی دیر میرسه... مهتا هم عاشق فرزین بود و به خاطر اون و دخترش این کارو کرد....
     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



    شاه راز! ا مرد یخی ا زیبارویان بی حریف ا هیس! ا سوگلی سال های پیری
    زندگی یک هنرمند! ا این بار نوبت منه ا هق هق بی صدا
    دیکتاتور ا گل و تگرگ
    ملکه جهنمی، پادشاه دوزخی

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرین نوشته: 1390,01,24, ساعت : 00:03
  2. پاسخ ها: 1
    آخرین نوشته: 1390,01,02, ساعت : 23:51

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •