بازگشت   نودهشتیا > فرهنگ و هنر > شعر و ادبیات > داستان های کوتاه و حکایات

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۸ آذر ۱۳۸۹, ۰۳:۴۳ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
.Anahit. آواتار ها
 
.Anahit. به Yahoo ارسال پیام
پست مفید  +3 امتیاز     
Smile گناهکار !






مردی بود که همیشه گناه میکرد و توشه ی اخرتش پر از گناه بود. پس از سالها گناه و معصیت زمان مرگ فرا رسید به دیار باقی رفت و سالها در عالم برزخ مثل همه ی ادمای دیگه منتظر قیامت و روز موعود یعنی روز حساب موند افراد مختلفی در برزخ بودند با نامه ی اعمال مختلف یکی با گناه های فراوان و دیگری توشه ای پر از کارهای خیر خدا پسندانه ….. بعضیها به خود اطمینان داشتند و بعضی دیگر از کرده ی خویش پشیمان و بعضی دیگر… خلاصه روز موعود فرا رسید… موقع حسابرسی و جدا شدن بهشتیان از جهنمیان شد … هر کس بر طبق اعمال و کارها و اعتقاداتشان سنجیده شد و وضعیتش مشخص.
یکی یکی حسابرسی میشدند و هر کس که جهنمی میشد هنگام برده شدن به جهنم از دیگران کمک میخواست و داد و فریاد میکرد و از دیگران تقاضای کمک میکرد… اما خداوند توجهی نمیکرد…. تا اینکه نوبت مرد گناهکار شد … همه با هم صحبت میکردند و میگفتند گناه این مرد از گناه دیگران بیشتر است حتما جهنمی خواهد بود… حتی مامورین جهنم خود را برای بردن مرد به جهنم اماده کرده بودند … یک لحظه مرد دید که نفر جلویی او با اینکه اعمال بدش از او کمتر است راهی جهنم شد … با خود گفت کار تمام است تکلیف من مشخص است من جهنمی هستم …
نوبت مرد شد وقتی حسابرسی شد خدا گفت در نامه ی اعمالت کارهای بد تو خیلی بیشتر از کارهای خوب توست یعنی تو هیچ کار خیری نداری پس تو از جهنمیانی راهی جهنم شو …. مامورین جهنم که از قبل خود را اماده کرده بودند او را تا نزدیک در جهنم بردند هنگامی که میخواستند او را وارد جهنم کنند و از در ورودی وارد جهنم شوند مرد یک لحظه برگشت و خدا را از ته دل صدا زد و خدا را نگاه کرد… همان لحظه خداوند فرمودند دست نگه دارید او از هم اکنون بهشتی است… همه تعجب کردند و گفتند چگونه است که افراد با گناه کمتر از او راهی جهنم شدند اما او با اینهمه گناه بهشتی است؟… خداوند گفت به ٢ علت …

گفتند بگو ان دو علت چیست که به خاطرش یک جهنمی را مورد رحمت خود قرار دادی؟ خداوند فرمودند
١ - من در انجا حضور داشتم و مشتاق بازگشت بندگانم به نزد خود بودم … لحظه ای که ان مرد میخواست وارد جهنم شود یک لحظه برگشت و فقط از من یاری خواست و فقط مرا صدا زد… اما جهنمیان دیگر غیر مرا صدا زدند من تا لحظه ی اخر منتظر بودم مرا صدا کنند اما هیچ یک مرا در قلب خود نیافت و مرا صدا نزد …
٢ - من همیشه در کنار انان بودند اما انان لحظه ای مرا ندیدند من در انجا حضور داشتم اما جهنمیان مرا ندیدند و برای کمک یافتن دیدگانشان فقط بندگان بیچیز و بی قدرت مرا میدید …اما ان مرد وقت رفتن در لحظه ی اخر فقط مرا صدا کرد و نگاهش فقط به من بود… من در چشمان او چیزی دیدم که اگر ان را در چشم گناهکارتر از او و در چشمان هر بنده ای ببینم هرگز او را به حال خودش رها نمیکنم … و خواسته اش را اجابت میکنم…
گفتند مگر در چشمان او چه دیدی ؟ خداوند فرمود …من در لحظه ی اخر در چشمان او نور امید به خداوند را دیدم او در لحظه ی اخر به رحمت و بخشایش من امید داشت و با نور امید مرا از ته دل صدا کرد اما هیچ کدام از بندگان حاضر در اینجا به من امید نداشتند… و امیدشان به بندگانی بود که خود محتاج به رحمت من هستند…
بدانید که تنها راه نجات بندگان امید به رحمت و مهربانی من است باور و امید او به من نجات دهنده ی او بود… چون تنها نجات دهنده من هستم … پس به نزد من بیایید و فقط مرا صدا بزنید و فقط به من امید داشته باشید… بیایید چون همیشه منتظر شما هستم …. اگر بندگان میدانستند که چقدر مشتاق انان هستم حتی یک لحظه برای صدا زدن من درنگ نمیکردن …



آسمان را می بینی ؟!
امروز از همیشه زیباتر است ..
مثل آسمان قصه های مادربزرگ ..
آسمان کودکی ها، امروز غریبانه قریب است ..
چراغ راه من، ستاره های آسمان شب است
گریختن چاره نیست ..
.Anahit. آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۱۷ دي ۱۳۹۱, ۰۸:۴۳ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
Banned
 
MANYA* آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

خیلی زیبا بود عزیزم واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم
MANYA* آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۷ دي ۱۳۹۱, ۱۰:۳۱ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
*nazi joon* آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

خدایا مارا از لطف خودت بی نصیب نکن
الهی امین



مینویسم یادگاری تابماند روزگاری

گرنباشم روزگاری دیر ماند یادگاری
__________________________________________________ _________

هر کی تا حالا رفته مکه بیاد عضو بشه

حاجی های نودو هشتی
*nazi joon* آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۷ دي ۱۳۹۱, ۱۰:۳۶ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
m@hshiiid آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

قشنگ بود..



اگه من عاشق دیوار بودم،ترک میخورد و یک پنجره میشد
اگه غم چشامو آینه می دید،دلش درگیر این منظره میشد
اگه تنهاییمو به شب میگفتم،همه شهرو برام بیدار میکرد
اگه با کوه دردل میکردم،صدامو لااقل تکرار میکرد
دیوار_مهدی یراحی
m@hshiiid آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۰ اسفند ۱۳۹۱, ۱۱:۳۲ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
ice heart. آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

بسیار زیبا بود اما افسوس که ما انسان ها همیشه به غیر از خدا نگاه می کنیم



جاذبه ی زمین سیب را انداخت .....وجاذبه ی سیب انسان را.

هیچ فرقی نمی کند......«سقوط» .....سرنوشت هرنوع دلبستگی به غیر از خداست.
ice heart. آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲ فروردين ۱۳۹۲, ۱۰:۳۲ قبل از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
vahid_alone90 آواتار ها
 
vahid_alone90 به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

واقعا زیبا بود...خدایا شکرت



در شبي تاريك

كه صدايي با صدايي در نمي آميخت

وكسي كس را نمي ديد از ره نزديك،

يك نفرازصخره هاي كوه بالارفت

و به ناخن هاي خون آلود

روي سنگي كند نقشي را و از آن پس نديدش هيچكس ديگر

"سهراب سپهری"
...









وبلاگ من:





vahid_alone90 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲ فروردين ۱۳۹۲, ۱۰:۳۴ قبل از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
*سكوت باران* آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

زيبا و قشنگ ...ممنون



خاص ...

دانلود اهنگ قرص اعصاب


براي چشمانم "نماز باران"بخوان…
بغض كرده …بارانيست…
اما نمي بارد……

تو كه نميداني خنده هايم چقدر درد ميكند فقط ميبيني كه ميخندم

پس قضاوت به خوشبختي ام نكن!!

*سكوت باران* آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲ فروردين ۱۳۹۲, ۱۱:۰۸ قبل از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
S@EEDEH 93 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

واقعا زیبا بود




تا دلت میخواد بر بزن من بهمنیم آس میمونم...
آقایون درخواست دوستی ندین لطفا
هیچوقت دیر نیست،خالکوبی،اسطوره،پرتو
S@EEDEH 93 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
قشنگ, ولی, کوتاه, گناهکار

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
شاهزاده سعودی در انگلیس به قتل خدمتکارش گناهکار شناخته شد 2012 خارجی 2 ۲۸ مهر ۱۳۸۹ ۰۹:۰۴ قبل از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۲:۳۶ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا