بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > ایرانی

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲ آذر ۱۳۸۹, ۱۰:۰۷ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
نیلوفر دختر دریا آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
Post باغ مارشال | حسن کریم پور | معرفی و نقد کتاب

خلاصه رمان:
باغ مارشال سرگذشت پسری به نام خسرو اسفندیاری از عشایر استان فارس است که خانواده اش دختر یکی از خان زادگان به اسم ناهید رو که از بچگی با هم بزرگ شدند را برای ازدواج با اون در نظر گرفتند ولی خیلی اتفاقی خسرو با دختری به اسم سیما آشنا میشه و به اون دل می بنده و از شهر و دیار و خانواده اش چشم پوشی میکنه و راهی لندن میشه که اونجا بنا بر حادثه ای دست به قتل میزنه و ..........

خوب می خواهیم رمان باغ مارشال رو نقد کنیم .
این رمان سه جلدی هست می تونید تا هرجایی که خوندید نقد کنید.

لینک داستان

باغ مارشال (جلد دوم) | (تایپ گروهی نودوهشتیا)
باغ مارشال(جلد اول) | حسن کریم پور

/ویرایش شد/





نیلوفر دختر دریا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۳ آذر ۱۳۸۹, ۰۸:۴۲ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
نیلوفر دختر دریا آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

یعنی هیچکی نقدی برای این رمان نداشت؟
خوب خودم اولین نقد رو می کنم

تعریف باغ مارشال رو زیاد شنیده بودم و همیشه دلم می خواست بخونم. وقتی شروع به خوندن جلد اول کردم زیاد نتونستم توی بطن ماجرا برم ، شاید برای اینکه راوی داستان مرد بود! ولی در مجموع جلد اول رو دوست داشتم و به نظرم خوب بود مخصوصا قسمت هایی که توی لندن بودند جذابیتش بالا بود و من دقیقا حس می کردم بر اساس ماجرای واقعی نوشته شده.
اما در مورد شخصیت ها ، نمیدونم چرا زیاد نمی تونستم به خسرو خرده بگیرم ! خب گناهی هم نداشت و دلش نمی خواست تن به یه ازدواج تحمیلی بده. اما از سیما اصلا خوشم نمی یومد.
در مورد ناهید واقعا از دست این شخصیت و رفتارهاش حرص خوردم ، مخصوصا بی پروایی اش و اینکه این و اون رو واسطه می کرد!! عشق و وفاداری هم حدی داره ، نشستن به پای کسی که نادیده ات گرفته و رفته سمت یه نفر دیگه میشه یه جوری حماقت ، اونم 28 سال!!
کلا دلم می خواست باغ مارشال فقط یه جلد بود و ناهید به خسرو جواب منفی میداد.
ولی باز جلد دوم قسمت خاطرات ناهید جالب بود ولی بعدش خیلی دچار افت شد. داستان هم الکی کش داده شده بود. مثلا قسمت های بودن در تهران و با خانواده حسین شمرونی خسته کننده بود. و یه سری قسمت ها هم نویسنده کم حافظه میشد ، توی زمانبندی اشتباه و تناقض زیاد بود و گاهی هم اسم شخصیت ها ، اسم خواهر هلاکو اول هدیه بود یکهو شد مژگان ، با برادر ناتنی خسرو بهزاد بود شد کیومرٍث!!!
و پشت جلد ، جلد دوم (آخرین صفحه جلد دوم هم بود) رو که می خوندم واقعا از خسرو حالم به هم می خورد و بیشتر از اون حماقت ناهید که عمرش رو حروم همچین آدمی کرد.
و اما جلد سوم باغ مارشال پایانی بود بر تصور و تعریف های زیبایی که از باغ مارشال شنیده بودم و خودم هم تا حدودی (نه به اندازه تعریف هایی که شنیده بودم ) این کتاب رو دوست داشتم.
خیلی دلم میخواد بدونم آقای کریم پور چه اصراری داشتند که این کتاب همچنان ادامه پیدا کنه و خط سیر داستان این طور بشه؟! اینکه توی دل خواننده نسبت به خسرو و آقایون تنفر ایجاد بشه؟ یا افسوس به حال ناهید و زنانی مثل ناهید که اسوه وفاداری داری هستند و توی زندگی چیزی نمیخوان به غیر از محبت و توجه ...
کلا شاکی هستم از روند داستان و تمام شدنش در پایان جلد سوم و سادگی و فرشته وار بودن (بیش از حد ) ناهید ! و اینکه جلد سوم طوری تموم شد که باید منتظر جلد چهارم بمونیم!


ویرایش توسط نیلوفر دختر دریا : ۳ آذر ۱۳۸۹ در ساعت ۰۸:۴۶ بعد از ظهر
نیلوفر دختر دریا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۴ آذر ۱۳۸۹, ۰۹:۰۴ قبل از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
daneshmand آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام دوست عزيز...ممنون از تاپيكت
راستش من فقط جلد يك اين رمان رو چند سال پيش خوندم چون خيلي تعريفش رو شنيده بودم ولي متاسفانه نتونستم با رمان ارتباط برقرار كنم...جلد دو رو شروع كردم ولي بعد از خوندن حدود سي صفحه گذاشتمش كنار...

به نظر من هم كار ناهيد حماقت بود...اصلا بي خود و بدون دليل اين همه سال صبر كرد...

با عرض شرمندگي اصلا نمي فهمم كه اين رمان چرا اينقدر معروفه!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي ماست....هركسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست....خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد......



daneshmand آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۴ آذر ۱۳۸۹, ۱۱:۲۹ قبل از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
نیلوفر دختر دریا آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
با عرض شرمندگي اصلا نمي فهمم كه اين رمان چرا اينقدر معروفه!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من به این نتیجه رسیدم که دلیل استقبال از این رمان برمیگرده به سال چاپش یعنی سال 77 که حدود دوازده سال پیش هست، خوب اون موقع رمان ایرانی تا این حد انتشار و پیشرفت پیدا نکرده بود و با توجه به اون زمان این رمان برای خواننده رمان عالی به شمار می رفت .
الان دیگه همه انقدر رمان های قوی تر از باغ مارشال خوندیم که این کتاب برامون متوسط یا حتی رو به پائین محسوب میشه.
در هر حال من هنوز معتقدم ای کاش آقای کریم انقدر داستان رو ادامه نمی دادند.
نیلوفر دختر دریا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۵:۵۲ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
*mikhak* آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

من جلد اول این کتابو کامل خوندم خیلی خیلی دوست دارم این کتابو . و جلد دوم رو فقط چند صفحه از قسمتهای وسط و آخراشو خوندم تا بدونم بالاخره خسرو و ناهید باهم ازدواج کردند یا نه!! ا به نظرم نباید داستان ادامه پیدا می کرد. و همون جلد اول کافی بود.
ولی کتاب خیلی خوبی بود و مثل خیلی از رمانها خیلی دور از واقعیت و اغراق آمیز نبود ( به جز بعضی از رفتارهای ناهید)

جلد سوم بر اساس سرگذشت کیه؟ ناهید یا خسرو؟

ویرایش توسط *mikhak* : ۶ آذر ۱۳۸۹ در ساعت ۰۶:۰۱ بعد از ظهر
*mikhak* آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۶:۰۴ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
*TARA* آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

من هیچ کدومش رو نخوندم ولی دو تا از کتابابی دیگه ی این نویسنده رو خوندم و اصلا به دلم نچسبید واسه همین دیگه باغ مارشال رو نخوندم.به نظر من مردا روایتهای عاشقانه رو خوب نمی تونن به قلم بیارن
از نقدهای بقیه دوستان هم این نتیجه رو گرفتم که چون شانسی باغ مارشال فروش کرد و بقیه رمانهای این نویسنده فروش چندانی نداشتن باعث شد که نویسنده برای پول درآوردن به فکر ادامه دادن داستان بیفته که طبق معمول کار خراب از آب درمیاد
*TARA* آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۶:۰۹ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
داناک آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

به نظر من این رمان بیش از حد واقعیه!البته شاید کلمه ی واقعی کلمه ی خوبی نباشه!
و به نظر من علت اینکه آدم نمی تونه باهاش ارتباط پیدا کنه همینه!!



سر درد هاي دشوار، سيگار پشت سيگار
زل،قاب عكس رو ديوار، سيگار پشت سيگار
بازم دوباره از نو ،دلتنگ بوي عطرت
سل، مي، صداي گيتار،سيگار پشت سيگار
من، دست تو رو گونه ام، تو ،دست من تو موهات
واي اين سكانس و...تكرار!،سيگار پشت سيگار...

ویرایش توسط داناک : ۶ آذر ۱۳۸۹ در ساعت ۰۶:۱۱ بعد از ظهر
داناک آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲ شهريور ۱۳۹۰, ۰۵:۰۴ قبل از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
tina124 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

یکی از بهترین رمانایی بود که من خوندم.بسیار آموزنده.عشق ناهید خیلی مقدس بود.طوری که حالت جنون گرفته بود.وخسرو که بعد از این همه سال برگشت ناهید خواست همچنان با اون عشق گذشته اش زندگی کنه و ...ببخشید ظاهرا لو دادماما خیلی کتاب عالی و منحصر به فردی بود.سیما که غرب زده شده بود و خسرو اصلا عشقی که میخواست در وجود اون پیدا نکرد ورنجهایی که در این کتاب به تصویر کشیده شده بود کتاب رو یک تراژدی محض کرده بود.تراژدی که واقعا ارزش خوندن داره.به همه رمان خونهای قهار توصیه میکنم این کتاب رو.مخصوصا اگر فضاهای قبل از انقلاب رو دوست دارید.
tina124 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۹:۳۲ قبل از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
hoda_f1 آواتار ها
 
hoda_f1 به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

يعني عالي كلمه ي كميه براي توصيف...
در جواب دوستاني كه گفتن علت معروف شدن كتاب رو نفهميدن بايد بگم كه نويسنده اطلاعات عالي و نابي داشت كه همه نويسندگان راجع به موضوعي كه مينويسند ندارند....مثلا توصيف هايي كه در مورد ايل قشقايي كرده بود و حتي فاميل هايي كه بكار برده بود كاملا درست بود و ايلات قشقايي رو به طرز درستي نشان داده بود....
قلم كتاب طوري بود كه كاملا ميشد محيط رو حس كرد....
متن كتاب وزين و سنگين بود بود طوري كه بعضي خطوط رو بايد دو يا سه بار ميخواند كه درك صحيحي به دست اورد....

متاسفم كه اينقدر دير اين كتاب رو خوندم.....توصيه ميكنم حتما بخوونيد...
البته من جلد يك رو خوندم مابقي هم ميخونم و براي نقد ميام.......



قرن هاست كه زنان... به مثابه آيينه درشت نماي...
اين امكان را براي مردان فراهم آورده اند....
تا خود را ... دو برابر بزرگتر از آنچه هستند ... ببينند...
ويرجينيا وولف
كتاب اتاقي براي خود

كتابهاي مورد علاقه: باغ مارشال... پدر آن ديگري...جين اير...معشوقه آخر...ماشاالله خان در بارگاه هارون الرشيد...پانتي بنتي...دا...س گ خ ا ن ه ز ا د...پدر خوب...قبل از شروع...روي خط صفر...به آفتاب سلامي دوباره خواهم داد...شازده كوچولو...زن قهرمان بي مدال...تنها نيستيم...آن نيمه ي ديگر

((واعظي پرسيد از فرزند خويش ، هيچ ميداني مسلماني به چيست ؟ صدق و بي آزاري و خدمت به خلق ، هم عبادت هم كليد زندگيست .... گفت زين معيار اندر شهر ما !!! يك مسلمان هست آن هم ارمنيست ....))

ویرایش توسط hoda_f1 : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۱ در ساعت ۰۹:۳۹ قبل از ظهر
hoda_f1 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۶ آذر ۱۳۹۲, ۱۰:۲۶ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
HEX!07 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

واقعن تعجب میکنم از حرفای بعضی از دوستان
البت قاعدتن نباید زیاد جای تعجب باشه.انگار دخترها نمیتونن با راوی جنس مخالفشون کنار بیان
این رمان، مخصوصن که شخصیتش توی سن و سال خودم و البته که همجنس خودم بود، حس کاملن نزدیکی بهش داشتم.
خیلی از رمانای معروفی که نویسنده ی زن داره، صرفن برای ارضاء یه سری نیازهای دخترونه نوشته شده که تونسته انقدر موفق باشه.شاید برای همینه که داستان واقع گرایانه ای مثل باغ مارشال انقدر بهش کم لطفی میشه
جلد اولش واقعا فوق العاده بود.جلد دوم هم یه واقعیت بود از جامعه.ایده آل گرایی ممنوع ! هرچند شاید باید قبول کرد کمی کش داده شده
راستش من نمیدونستم جلد سه که هیچی، جلد چهار هم داره ! تازه این رو فهمیدم
کسی نمیدونه راوی این جلدها کیه و موضوع چیه؟؟



آغوی همساده !! (طنزواره های رمان محور)

دنباله ها :


به نام غلم ! (طنزواره های رمان محور)
+
لذندیمینی ! ( لذت های زندگی زمینی )
+
ترانه های یه کاره | طنز !
+
دیالوگ های خودمونی ღ
+
هیـــــــس
+
طنزک

پسر خاله:آدما نباس دوست پیدا کنن
چون وقتی میرن
وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی
وقتی نمیتونی درد و دل کنی
یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی
... و همه دوستی خلاصه میشه تو عکسهات و خاطراتت
هی بغض تو گلوت گیر میکنه
خفه ات میکنه
آدما باس همیشه تنها بمونن

HEX!07 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
باغ, حسن, رمان, مارشال, معرفی, نقد, پور, کتاب, کریم

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال



 

اکنون ساعت ۰۲:۴۲ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا