بازگشت   نودهشتیا > فرهنگ و هنر > شعر و ادبیات > دفتر شعر و مشاعره

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  موضوع بسته شد
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۵ فروردين ۱۳۸۸, ۱۰:۱۱ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
Guest
 
 آواتار ها
 
Wink دفتر شعر !

نام شعر : برگرد به من
شاعر : مونا برزویی

وقتی حالت بده روحت بی پناهه
می بینی هر کاری کردی اشتباهه
وقتی کم کم به کسی وابسته می شی
چون از شب بی نوازش خسته می شی
وقتی آروم شدنت خیلی بعیده
اینجا یکی هست که به حرفات گوش می ده
وقتی بجز شب هیچ رنگی تو چشات نیست
وقتی کسی اندازه ی تنهایی هات نیست
وقتی گم می شی و می ترسی دوباره
می فهمی هیچ کس مثل من دوست نداره
وقتی دلت به صد در بسته رسیده
اینجا یکی هست که تو دستش یه کلیده
برگرد به من-مثل پرنده ای که درختشو پیدا کنه
برگرد به من-مثل کسی که شبونه هوس دریا کنه
 
قدیمی ۲۵ فروردين ۱۳۸۸, ۱۰:۴۹ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
مدیر کل سایت
 
Admin آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض re: دفتر شعر !

شعر بسیار زیبای ای گل تازه که داریوش اقبالی اون رو دکلمه میکنه و شاعرش وحشی بافقی هست .

نام شعر : ای گل تازه (وفا)

شاعر : وحشی بافقی
خواننده : داریوش اقبالی

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا

خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا

رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا

التفاتی به اسیران بلا نیست ترا

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا

با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا

فارغ از عاشق غمناک نمی باید بود

جان من اینهمه بی باک نمی باید بود

***

همچو گل چند به روی همه خندان باشی

همره غیر به گلگشت گلستان باشی

هرزمان بادگری دست و گریبان باشی

زان بیندیش که از کرده پشیمان باشی

جمع با جمع نباشند و پریشان باشی

یاد حیرانی ما اری و حیران باشی

ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد

به جفا سازد و صد جور برای تو کشد

***

شب به کاشانه اغیار نمی باید بود

غیر را شمع شب تار نمی باید بود

همه جا با همه کس یار نمی باید بود

یار اغیار دل آزار نمی باید بود

تشنه ی خون من زار نمی باید بود

تا به این مرتبه خونخوار نمی باید بود

من اگر کشته شوم باعث بد نامی تست

موجب شهرت بی باکی و خود کامی تست

***

دیگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد

جز تو کس در نظر خلق مرا خوار نکرد

آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد

هیچکس سنگین دل بیدادگر این کار نکرد

این ستمها دگری با من بیمار نکرد

هیچکس اینهمه آزار من زار نکرد

گر ز آزردن من هست غرض مردن من

مردم آزار مکش از پی آزردن من

***

جان من سنگدلی دل به تو دادن غلط است

بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است

چشم امید به روی تو گشادن غلط است

روی پر گرد به راه تو نهان غلط است

رفتن اولاست ز کوی تو٬ فتادن غلط است

جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است

تو نه آنی که غم عاشق زارت باشد

چون شود خاک بر آن خاک گذارت باشد

***

مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست

عاشق بی سر و سامانم و تدبیری نیست

از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست

خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست

از جفای تو بدینسانم و تدبیری نیست

چه توان کرد پشیمانم و تدبیری نیست

شرح درمانگی خود به که تقریر کنم

عاجزم چاره ی من چیست چه تدبیر کنم

***

نخل نوخیز گلستان جهان بسیار است

گل این باغ بسی سرو روان بسیار است

جان من همچو تو غارتگر جان بسیار است

ترک زرین کمر موی میان بسیار است

با لب همچو شکر تنگ دهان بسیار است

نه که غیرازتوجوان نیست جوان بسیاراست

دیگری اینهمه بیداد به عاشق نکند

قصد آزردن یاران موافق نکند

***

مدتی شد که در آزارم و می دانی تو

به کمند تو گرفتارم و می دانی تو

از غم عشق تو بیمارم و می دانی تو

داغ عشق تو به جان دارم و می دانی تو

خون دل از مژه می بارم و می دانی تو

از برای تو چنین زارم و می دانی تو

از زبان تو حدیثی نشنودم هرگز

از تو شرمنده یک حرف نبودم هرگز

***

مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت

دست بر دل نهم و پا بکشم از کویت

گوشه ای گیرم و من بعد نیایم سویت

نکنم بار دگر یاد قد دلجویت

دیده پوشم ز تماشای رخ نیکویت

سخنی گویم و شرمنده شوم از رویت

بشنو پند و مکن قصد دل آزرده ی خویش

ورنه بسیارپشیمان شوی ازکرده خویش

***

چند صبح آیم و از خاک درت شام روم

از سر کوی تو خود کام به نا کام روم

صد دعا گویم و آزرده به دشنام روم

از پیت آیم و با من نشوی رام روم

دور دور از تو من تیره سر انجام روم

نبود زهره که همراه تو یک گام روم

کس چرا اینهمه سنگین دل بد خو باشد

جان من این روشی نیست که نیکو باشد

***

از چه با من نشوی یار چه می پرهیزی

یار شو با من بیمار چه می پرهیزی

چیست مانع ز من زار چه می پرهیزی

بگشا لعل شکر بار چه می پرهیزی

حرف زن ای بت خونخوار چه می پرهیزی

نه حدیثی کنی اظهار چه می پرهیزی

که ترا گفت به ارباب وفا حرف مزن

چین بر ابرو زن ویک بار به ماحرف مزن

***

درد من کشته ی شمشیر بلا می داند

سوز من سوخته داغ جفا می داند

مسکنم ساکن صحرای فنا می داند

همه کس حال من بی سر و پا می داند

پاکبازم هم کس طور مرا می داند

عاشقی همچو منت نیست خدا می داند

چاره ی من کن و مگذار که بیچاره شوم

سر خود گیرم و از کوی تو آواره شوم

***

از سر کوی تو با دیده ی تر خواهم رفت

چهره آلوده به خوناب جگر خواهم رفت

تا نظر میکنی از پیش نظر خواهم رفت

گر نرفتم ز درت شام٬ سحر خواهم رفت

نه که این بار چو هر بار دگر خواهم رفت

نیست باز أمدنم باز اگر خواهم رفت

از جفای تو من زار چو رفتم رفتم

لطف کن لطف که این بار چو رفتم رفتم

***

چند پا مال چند در کوی تو با خاک

چند پا مال جفای تو ستمگر باشم

چند پیش تو به قدر از همه کمتر باشم

از تو چند ای بت بد کیش مکدر باشم

می روم تا به سجود بت دیگر باشم

باز اگر سجده کنم پیش تو کافر باشم

خود بگو کز تو کشم ناز و تغافل تا کی؟

طاقتم نیست از این بیش تحمل تا کی؟

***

سبزه ی دامن نسرین تر ا بنده شوم

ابتدای خط مشکین ترا بنده شوم

چین بر ابرو زدن و کین ترا بنده شوم

گره ابروی پر چین ترا بنده شوم

حرف ناگفتن و تمکین ترا بنده شوم

طرز محبوبی و ایین ترا بنده شوم

الله الله ز که این قاعده اندوخته ای

کیست استاد تو اینها ز که آموخته ای

***

این همه جور که من از پی هم می بینم

زود خود را به سر کوی عدم می بینم

دیگران راحت و من اینهمه غم می بینم

همه کس خرم و من درد و الم می بینم

لطف بسیار طمع دارم وکم می بینم

هستم آزرده و بسیار ستم میبینم

خرده بر حرف درشت من آزرده مگیر

حرف آزرده درشتانه بود خرده مگیر

***

آنچنان باش که من از تو شکایت نکنم

از تو قطع طمع لطف و عنایت نکنم

پیش مردم ز جفا ی تو شکایت نکنم

همه جا قصه ی درد تو روایت نکنم

دیگر این قصه بی حد و نهایت نکنم

خویش را شهره ی هرشهر و ولایت نکنم

خوش کنی خاطر وحشی به نگاهی سهل است

سوی تو گوشه چشمی زتو گاهی سهل است



لطفا سوالات و مشکلاتتون رو پیام خصوصی نکنید . برای هر مشکل و درخواستی تاپیک مخصوصش وجود داره .
قبل از ایجاد تاپیک و یا پرسیدن سوال حتما جستجو کنید .

آپلود فایل و عکس

بهترین آهنگی که تا به حال شنیدم!
Admin هم اکنون آنلاین است.  
قدیمی ۲۵ فروردين ۱۳۸۸, ۱۱:۰۲ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
مدیر کل سایت
 
Admin آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض re: دفتر شعر !

نام شعر : وصیت
شاعر : حمید مصدق


روزی اگر سراغ من آمد به او بگو

من می شناختم او را

نام تو راهمیشه به لبداشت

حتی

در حال احتضار

آن دلشکسته عاشق بی نام و بی نشان

آن مرد بی قرار

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو

هر روز پای پنجره غمگین نشسته بود

و گفتگو نمی کرد

جز با درخت سرو

در باغ کوچک همسایه

شبها به کارگاه خیال خویش

تصویری از بلندی اندام می کشید

و در تصورش

تصویر تو بلندترین سرو باغ را

تحقیر کرده بود

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو

او پاک زیست

پکتر از چشمه ای نور

همچون زلال اشک

یا چو زلال قطره باران به نوبهار

آن کوه استقامت

آن کوهاستوار

وقتی به یاد روی تو می بود

می گریست

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو

او آرزوی دیدن رویت را

حتی برای لحظه ای از عمر خویش داشت

اما برای دیدن توچشم خویش را

آن در سرشگ غوطه ور آن چشم پاک را

پنداشت

آلوده است و لایق دیدار یارنیست

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو

آن لحظه ای که دیده برای همیشه بست

آن نام خوب بر لب لرزان او نشست

شاید روزی اگر

چه ؟ او ؟ نه آه ... نمی آید
Admin هم اکنون آنلاین است.  
قدیمی ۲۵ فروردين ۱۳۸۸, ۱۱:۱۰ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
Guest
 
 آواتار ها
 
پیش فرض re: دفتر شعر !

نام شعر : ایثار
شاعر : ناشناس


تنم از حادثه خسته دلم از غصه شکسته

يه مسافر غريبم راهيه يک راه دورم

ناجی شکسته بالم که تويي تنها نشستی

ای که واسه خاطر من دل مردم رو شکستی

پر بغض و گريه بودم تو رسيدی تا بخندم

واسه پيدا کردن تو دل به جاده ها می بندم

راهيه يه کوله راهم کوله بار عشق رو بستم

ديگه از خودم بريدم ديگه از آينه خستم

تویی کعبه ی وجودم دور چشمه ی تو گشتم

نکن از دلم گلايه بايد از تو می گذشتم

ميخوام اين عشق قشنگ رو از نگاهت پس بگيرم

نميخوام مثل پرنده توی يک قفس بميرم

ای نگاه آبی ناز کاش تو مهربون نبودی

ميون اين همه آدم تو يه هم زبون نبودی

لحظه گذشتن از تو آخرين لحظه ديدار

واسه تو از تو گذشتم همين رو ميگن يه ايثار
 
قدیمی ۲۶ فروردين ۱۳۸۸, ۰۳:۳۳ قبل از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
Guest
 
 آواتار ها
 
پیش فرض re: دفتر شعر !

نام شعر : ای كاش
شاعر : ناشناس


ای كاش خواننده بودم و از تو میخواندم

ای كاش نویسنده بودم و ازتو مینوشتم

ای كاش نقاش بودم و تو را نقاشی میكردم

ای كاش راننده بودم و با تو همسفر جاده ها بودم

ای كاش ستاره بودم و در تو جای داشتم

ای كاش آهنگ بودم و تو شعرم بودی

ای كاش من ساعت بودم و تو عقربه هایم بودی

ای كاش در قلبت جا داشتم تا میدانستی كه چقدر دوستت دارم
 
قدیمی ۲۸ فروردين ۱۳۸۸, ۰۲:۰۷ قبل از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
Guest
 
 آواتار ها
 
پیش فرض re: دفتر شعر !

نام شعر : فاصله
شاعر : ناشناس

نه اشتیاق تو را ومرا نه حوصله مانده است

میان ما همه جا طرح مبهم گله ماند ه است

من و.تو مثل دو کوهیم با همیشه ابری

نه لحن روشن رودی نه بال چلچله مانده است

میان ماندن ورفتن نه مانده ایم و نه رفتیم

سفر بخیر همین از نگاه قافله مانده است

تو آسمانی ومن مثل یک پرنده زخمی

ببین میان من و تو چقدر فاصله مانده است

شب است وخلوت بندر پر از توهم طوفان

دلی شکسته وتنها کنار اسکله مانده است

تمام من شده ویرانه های خستگی ودرد

به دوش من غم بی انتظار زلزله مانده است

بهای چشم تو را گرچه بی بهانه ندادم

برای من دل تنگی در این معامله مانده است .......
 
قدیمی ۲۸ فروردين ۱۳۸۸, ۰۴:۳۰ قبل از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
Guest
 
 آواتار ها
 
پیش فرض re: دفتر شعر !

آمد درون شیشه دلتنگی ام نشست آن آشنا که موج نگاهش مرا شکست
ناخوانده بر سراچه و بر تنگ نای دل در زد ولی نیامده می برد هرچه هست
یک لحظه پا نهاد بر این دل ولی هنوز خون گریه می کنم من ازآن رد پا که هست
می رفت و می شکست و مرا چاره ای نبود خورشید و آسمان و زمین دست روی دست
اینک منم فتاده به اوهام و خاطرات یادش به خیر و وای بر این روزگار پست



بگدار تا ببینمش اکنون که می رود ای اشک از چه راه تماشا تو بسته ای



هر چه عاشق کرده خود را زار تر می شود معشوق ازو بیزار تر


پدرم گفت که دریوزگی عشق خطاست دیده اکنون به تماشای کلام پدرست
 
قدیمی ۲۸ فروردين ۱۳۸۸, ۰۲:۳۴ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
Guest
 
 آواتار ها
 
پیش فرض re: دفتر شعر !

نام شعر : سراب
شاعر : هما میر افشار

چه سود گر بگویمت!!

که شام تا سحر نخفته ام

و یا اگر دمی به خواب رفته ام

ترا به خواب دیده ام

چه سود گر بگویمت!!

که بی تو با خیال تو

به می پناه برده ام

ونقش آن دو چشم قصه گو

به جام پر شراب دیده ام

چه سود گر بگویمت!!

که دوریت

چو شعله های تند تب

به خرمن وجود من

شراره های درد می زند

و من درون آن زبانه ها

بنای این دل رمیده را

ز بن خراب دیده ام

چه سود گر بگویمت !!

که بی تو کیستم و چیستم

که بحر پر خروش من تویی

وساحل صبور وبی فغان منم

ومن درون موجهای سرکشت

تمام هستی ووجود خویش را

چو یک حباب دیده ام

چه سود گر بگویمت!!

که من ز دوری تو هر نفس

چو شمع آب می شوم

و اشکهای گرم من

بدامن شب سیاه می چکد

و من میان قطره های چون بلور آن

محبت تو را

چو نقش سرد آرزو

به روی آب دیده ام

چه سود گر بگویمت!!

تو را به خواب دیده ام

و یا که نقش روی تو

به جام پر شراب دیده ام

تو یک خیال دور بیش نیستی

و دست من

به دامنت نمی رسد

تو غافلی و

من تمام می شوم

و دیدگان پر ز راز من

هزار بار گفته با دلم:

که من سراب دیده ام

که من سراب دیده ام...............
 
قدیمی ۲۸ فروردين ۱۳۸۸, ۱۱:۰۳ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
angel آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض re: دفتر شعر !

یاد بگذشته به دل ماند و دریغ

نیست یاری كه مرا یاد كند

دیده ام خیره به ره ماند و نداد

نامه ای تا دل من شاد كند


خود ندانم چه خطائی كردم

كه ز من رشته الفت بگسست

در دلش جائی اگر بود مرا

پس چرا دیده ز دیدارم بست


هر كجا می نگرم، باز هم اوست

كه بچشمان ترم خیره شده

درد عشقست كه با حسرت و سوز

بر دل پر شررم چیره شده


گفتم از دیده چو دورش سازم

بی گمان زودتر از دل برود

مرگ باید كه مرا دریابد

ورنه دردیست كه مشكل برود


تا لب بر لب من م لغزد

می كشم آه كه كاش این او بود

كاش این لب كه مرا می بوسد

لب سوزنده آن بدخو بود


می كشندم چو در آغوش به مهر

پرسم از خود كه چه شد آغوشش

چه شد آن آتش سوزنده كه بود

شعله ور در نفس خاموشش


شعر گفتم كه ز دل بردارم

بار سنگین غم عشقش را

شعر خود جلوه ئی از رویش شد

با كه گویم ستم عشقش را


مادر، این شانه ز مویم بردار

سرمه را پاك كن از چشمانم

بكن این پیرهنم را از تن

زندگی نیست بجز زندانم


تا دو چشمش به رخم حیران نیست

به چكار آیدم این زیبائی

بشكن این آینه را ای مادر

حاصلم چیست ز خود آرائی


در ببندید و بگوئید كه من

جز او از همه كس بگسستم

كس اگر گفت چرا؟ باكم نیست

فاش گوئید كه عاشق هستم


قاصدی آمد اگر از ره دور

زود پرسید كه پیغام از كیست

گر از او نیست، بگوئید آن زن

دیرگاهیست، در این منزل نیست
angel آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ فروردين ۱۳۸۸, ۱۱:۴۵ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
Guest
 
 آواتار ها
 
پیش فرض re: دفتر شعر !

نام شعر : سفر
شاعر : ناشناس

سفر یعنی من آهسته ، از آغوشت جدا می شم
یه شب اندازه ی یک قرن ، شبیه مردها می شم
چقد بی رحمه تقدیرم ، چقد دور از تو بی تابم
جای آغوش ِ تو گرم ِ شبای سرد تابوتم
دارم سرگیجه می گیرم ، رسیدیم آخر قصه
چشای سرد تو انگار منُ دیگه نمی شناسه
ستاره می شه اندامت ، همون اندام رویائی
دارم کابوس می بینم ، چقد از دور زیبائی
سفر یعنی من آشفته ، پی رد ّ تو می گردم
تو رو حس می کنم اما تب ِ دستات ُ گم کردم
 
موضوع بسته شد

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
1333, 98iaشعر, or شاعرانه, or عارفانه, «بخونید», آب, آبي, آتوود, آخر, آخرين, آخرین, آداب, آدم, آدمت, آرامش, آرامی, آرزو،, آزاده, آزار, آسمان, آسمون, آشفته, آشنا, آشنايي, آغاز, آغوشت, آفتاب, آفريقايي, آفرید؟؟؟, آفریقایی, آلبوم, آن, آنکه, آنگونه, آهاري, آهسته, آیا, آیینه, ابد, ابدی, احساس, احمد, اخه, ادبیات, ادمی, ارزش, از, ازفروغ, است, است؟, استاد, استکان, اسم, اسیر, اشعار, اشکم, اصول, افتاده, افسانه, اقلیت, الهی, ام, اما, امتحان, امرزیده, امروز, امشب, امضایش, امید, امین, انباشتي, انتظار, انتها, انشا, انشاء, انقدر, انگلیسی, انگیزه, اهل, او, اول, اومدش, اونا, اونایی, اين, اگر, ای, ایج, ایرانم, ایرج, ایسگاه, این, اینبار, اینجا, اینک, ایینه, باخنجر, باران, بارانی, بارد, باز, بازم, بازهم, بازگشت, بازگشتت, باش, باشی, باف, باهاشه, باهم, بايد, باید, ببین, ببینی, بخاطر, بخت, بخیر…, بدرود, بدید؟, بدین, بر, براي, برو, بروبچ, بزن, بزند, بستی, بسیار, بغض, بكشي, بلبل, بمیرم, بنویس, به, بهار, بهترين, بهترین, بهش, بود, بودطنز, بودن, بودنمان, بودیم, بوسه, بوق, بوم, بي, بيهوده, بچه, بگذر, بگو, بی, بیا, بیاموز, بیان, بیایی, بیت, بیدار, بیهوده, تا, تحقیق, تر, ترانهباز, ترك, ترک, ترین, تشنگي, تصویری, تعجب, تفاوت, تقدیم, تقلید, تلخ, تمام, تمنا, تن, تنهايي, تنهایی, تنهاییست, تنگ, تنگی, تهران, تو, توonline, توام, توانا, توهم, تيغ, تکرار, تکلیف, تیغی, تیم, جا, جاده, جالب, جانسوز, جانم, جای, جایی, جدید, جشن, جلسه, جمعه, جملات, جنس, جوجه, جوون, حافظ, حتما, حجاب, حرف, حرفهاي, حرفهای, حزین, حسنی, حسین, حضرت, حق, حلقه, حمید, حوا, حکایتی, حیات, حیدر, خاطر, خاطرم, خال, خالی, خاموش, خانه, خاک, خدا, خداجونم, خداحافظ،, خداحافظي, خداحافظی, خداوندا, خداوندنظراهاری, خدایــــــــا, خدایی, خذف, خسته, خط, خفته, خلوت, خمینی, خنده, خواب, خوابت, خواند, خواندن, خوانم, خواهد, خواهش, خواهم, خواهی, خوب, خودت, خودتو, خودروها, خودم, خودمتنهاست, خورد, خورشید, خوشی, خون, خيره, خیال, خیلی, دادم, دادم،, دار, دارا, دارد, دارم, دارمت, دارن, داری, داریم, داشت, داشتم, داشتن, دام, دانستن, دختر, دختران, دخترش, دختري, درد, درمورد, دريا, درگیر, دست, دفتر, دفترشعر, دفترم, دل, دل تنگی, دلا, دلان, دلتنگ, دلتنگم, دلتنگيهاي, دلم, دلمنظراهاری, دلواپسي, دم, دنبال, دنباله, دنیا, دهان, دهانی, دو, دوباره, دوري, دوست, دوستت, دوستش, دونم, دونید, ديد, ديدم, ديده, ديوانهفريدون, ديگر, دیدنت, دیدنی, دیر, دیوار, دیوانیست, دیگر, ذق, را, ران, ران،, راهم, راکه, رب, رخ, رد, رساتر, رستم, رسیدنی, رفت, رفته, رمضان, ره, رها, رو, رود, روز, روز،, روزه, روزهای, روزی, روی, رویا, زاد, زاده, زبان, زمين, زن, زنان, زنخدان, زنده, زندگي, زندگی, زنم, زنهار, زهراس, زيبا, زيباترين, زيباست, زيباي, زير, زیبا, زیباتر, زیباست, زیبای, زیستن, ساربان, ساربن, ساز, سال, سالهای, ست, ستاره, ستایش, سحر, سخته, سخن, سر, سرد،, سرزمین, سرنوشت, سروده, سعدی, سفر, سفره, سكوت, سلام, سنگ, سهراب, سوته, سپيده, سکوت, سگی, شاخه, شادی, شاعر, شاعران, شاعرش, شاملو, شانس, شاید, شب, شبانه, شبي, شبگوشه, شد, شدم, شست, شع, شعر, شعر1, شعربیا, شعرش, شعرم, شعرها, شعرهای, شعري, شعری, شقایق, شكسته, شما, شمردن, شنیدید, شهادتگه, شوخی, شود, شوم, شکایت, شکسته, شکل, شکلم, شیرازی, شیرین, شیشه, صاحب, صبری, صبوري؟؟؟, صدا, صدایت, صدایی, صـبـر, طبع, طرف, طنز, طور, ظلمت, عادت, عاشق, عاشقان, عاشقانه, عاشقم, عاشقن, عاشقها, عاشقی, عبور, عترت, عجب, عرفان, عرفانم, عرق, عزیز, عشاق, عشق, عشقبازی, عشقولانه, عشقی, عصر, علاف, عيدجالب, عکس, عکسهای, عیب, غربت, غروب, غلام, غم, غمگین, غير, فارسي, فاصله, فاضل, فراموش, فراموشت, فرخ, فرخزاد, فردا, فرزاد, فرزند, فرزین, فرشته, فرصت, فرهاد, فروغ, فریاد, فریدون, فصل, فقط, قابه, قاصدك, قبلیتون, قد, قدر, قدم, قدیمی, قرآن, قشنگ, قشنگه, قشنگه،, قشنگی, قصه, قطعه, قطعهیی, قفس, قلب, قلبش, قلبم, قمرم, قهرمان, قوزک, قولهاي, قیامت, قیصر, قیمت, كردي, كسي, كشت, كنار, كنم, كه, كودكانهخيلي, كوروش, لبش, لبم, لحاظ, لحظه, لطف, ليلي, لیست, لیلی, ما, مادر, مادرشعره, مارسي, مارگارت, ماند, ماه, ماهي, متشكرم, متن, مثل, مجادله, مجموعه, مجنون, محشر, محكوميت, مد, مدح, مدل, مرا, مرجع, مردن, مردها, مرغ, مرگ, مریم, مساله, مست, مشاعره, مشيرى, مشیری, مصدق, مطمن, معصر, معنا, مفهومی, مقصر, مكن, ملاقات, ملنگ, من, مناجات, مناسبت, منظره, مهتاب, مهر, مورد, موشم, مولانا, مي, ميدمي, ميشود, ميكنی, مي‌كنی, مکن, می, میده, میرزا, میرزازن, میشه, میشود, میشُوید, میو, میکرد, میکنم, میگویمت, ناآشنا, نازنین, نام, نامه, نامي, ناگفته, نبرد, نبض, نبود, نبودن, نبودنت, نخستین, نخواهی, ندارم, نداریم, نداستن, نزدیکم, نزدیکیست, نسل, نشانه, نظر, نفر, نفرين, نقش, نقطه, نقل, نكنيم, نما, نمناك, نمونه, نمي, نمی, نمیخواهم, نه،, نهنگ, نود, نوشتم, نوشته, نوشتي, نومیدی, نيستشعر, نيستي, نيلي،, نکن, نگاه, نگرد, نگردواقعا, نگو, نگين, نگیر, نیازی, نیست, نیستم, نیستی, نیمه, ها, هاي, های, هایش, هایم, هدیه, هر, هرجایی, هرچه, هستم, هشتی, هـــــــوس, هم, همسرش, همه, هميشهروشن, همچنان, همیشه, هيچ, هیس, هیچ, واقعا, واقعي, واژه, وجودت, وداع, وصف, وقت, وقتي, وقتی, ومن, وی, يا, ياد, يعني, يك, يكى, يكي, يه, يک, پا, پابسته, پایان, پاییز, پاییزی, پدر, پرست, پرنده, پرنه, پرونده, پریِ, پسر, پشت, پل, پناهی, پنجره, پنهان, پوران, پووور, پيامبري, پیروزی, چاه, چرا, چراغ, چرخد, چرون, چشم, چشمهاي, چشمک, چطور؟, چند, چه, چگونه, چیزی, چیست؟, چین, کارام, کاش, کامل, کبوتر, کجا, کجا؟, کجاست, کده, کرد, کردم, کرنش, کروکودیل, کسی, کش, کشد, کمـــی, کمي, کمک, کمک،کمک, کمی, کن, کنارت, کند, کنم, کنید, که, کودک, کودکیمن, کوچه, کوچکِ, کیه؟, گاهي, گاوی, گاویطنز, گذشت, گذشتم, گذشته, گر, گرایی, گردبادی, گردی؟؟؟, گرفت, گرفتم, گرفته, گرم, گشت, گفتهام, گل, گل همیشه, گلایه, گلدون, گله, گم, گمان, گمانم, گناهكارش, گناهه, گنبد, گويم, گيلاس, ھمه, یا, یادآوری, یادتم, یادش, یادگار, یادگاری, یادی, یار, یارانه, یانه, یعنی, یك, یه, یک, یکبار, یگانه

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
دفتر اشعار ابوالفضل سپهر ! mahboobeh دفتر شعر و مشاعره 25 ۱۳ اسفند ۱۳۹۰ ۰۹:۴۷ بعد از ظهر
دفتر یادبود 98ایا! isatis بحث و گفتگو 200 ۱۶ آبان ۱۳۹۰ ۰۶:۱۱ بعد از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.


Earn cash with your XIP links - www.xip.ir
دانلود کتاب رايگان