ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
گلوله ای که با من سفر کرد ... یه نمایش رادیوییه
گل نقش طاووس



نودهشتیا
فید آر اس اس
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9
  1. Top | #1

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    383
    میانگین پست در روز
    0.21
    محل سکونت
    None
    تشکر از کاربر
    9,008
    تشکر شده 3,737 در 435 پست
    اندازه فونت

    Talking گلوله ای که با من سفر کرد ... یه نمایش رادیوییه

    دیگه تا همینجا من فهمیدم که تو کدوم بخش بذارمش ! هیوا هم کمکید بهم !

    تو نمایش های رادیوی که من گوش کردم از بهترین ها بوده . ... حجم زیادی هم نداره ! بدانلودید بهدشم کــــــــیـــــف بنمایید !
    من خیلی
    بیشتر لذت بردم از گوش دادن به این نمایش ، تا دیدن خیلی از فیلم ها و رمان هایی که دیدم و خوندم ... ( تبلیغو دارین ؟! )

    نظرتون رو هم بذارید ، می خوام ببینم چقدر خوشتون اومده ...


    گلوله ای که با من سفر کرد ...

    خلاصه: داستان در منزل خانوادهای ایرانی در سال 1367 در حومه شرقی شهر پاریس شروع میشه. سروش و سیاوش آذرپی به همراه خواهر بزرگترشون یکتا که دندانپزشکه 5 سالیه که به فرانسه مهاجرت کردن. ظاهراً اونها پدر و مادرشون رو تو جنگ از دست دادن. روز پایان جنگ ایران و عراقه. در بحث سه نفره اونها میفهمیم که سروش هنوز از این که پدرشون در اوایل جنگ به عنوان خلبان جنگی رفته و شهید شده و اونها رو تنها گذاشته دلخوره؛ و این که سیاوش برادر کوچکتر مدتی در خط مقدم جنگیده.

    یحیی نامی هم در زندگی اونها بوده که بردن نام و ذکر یادش هر بار یکتا رو منقلب میکنه. یکتا خودش رو راجع به اتفاقی که در گذشته که به یحیی مربوط میشه مقصر میدونه. ولی سیاوش مدتهاست که میخواد این مطلب رو برای اون روشن کنه. اونشب هم سیاوش تلاشش رو برای گفته حقیقت به خواهرش میکنه. اما شلیک گلولهای تصادفی از کوچه به او امان نمیده و در دم کشته میشه.

    به 6 سال قبل برگشتیم. به سال 1361. به دانشگاه، که به خاطر انقلاب فرهنگی تعطیله؛ اما دانشجویان دندانپزشکی حق دیدن بیماران را تو درمانگاه دانشگاه دارن.


    یحیی که به دنبال پدربزرگش علی خان افلاکی اومده با یکتا برخورد میکنه. یکتا در راه برگشت به خونه به همراه سروش دوباره با یحیی و علی خان برخورد میکنه و چون هوا به شدت بارونیه اونها رو دعوت به سوار شدن میکنه. اتفاقاً منزلشون هم چندان فاصلهای با هم نداره. سروش از شخصیت سرخوش و روحیه جوان علی خان، با وجود 77 سال سنش لذت میبره. علی خان متوجه حال دگرگون نوهاش در مقابل یکتا میشه و با شوخیهاش یحیی را معذب میکنه. در منزل افلاکیها طی گفتوگوی علی خان با ابرهیم پسرش- پدر یحیی- میفهمیم که ابراهیم هم مثل پدرش بیوهاس. حتی زودتر از اون و در تمام این سی سال تجدید فراش نکرده. چرا که فکر میکرده باید به زن مردهاش که بسیار عاشقش بوده وفادار بمونه. اما ظاهراً مدتیه که عاشق یکی از همکارانش شده و علی خان هم که به این امر آگاهی سعی میکنه فصل تازهای در زندگی پسر 55 سالهاش ایجاد بکنه. ...



    قسمت اول را بشنوید

    قسمت دوم را بشنوید

    قسمت سوم را بشنوید

    قسمت چهارم را بشنوید

    قسمت پنجم را بشنوید

    قسمت ششم را بشنوید

    قسمت هفتم را بشنوید

    قسمت هشتم را بشنوید

    قسمت نهم را بشنوید

    قسمت دهم را بشنوید

    قسمت یازدهم را بشنوید

    قسمت دوازدهم را بشنوید

    قسمت سیزدهم را بشنوید

    قسمت چهاردهم را بشنوید

    قسمت پانزدهم را بشنوید

    قسمت شانزدهم را بشنوید

    قسمت هفدهم را بشنوید

    قسمت هجدهم را بشنوید







    اجتماعی- تاریخی : نوع نمایشنامه

    گلچهره دامغانی : نویسنده
    ندا هنگامی : سردبیر
    مهرداد مهماندوست : بازیگر
    امیر جوشقانی : بازیگر
    گلچهره دامغانی : بازیگر
    علی میلانی : بازیگر
    شمسی صادقی : بازیگر
    نورالدین جوادیان : بازیگر
    هنگامه محمودی : بازیگر
    مینا شجاع : بازیگر
    فریبا متخصص : بازیگر
    محمد یگانه : بازیگر
    رضا عمرانی : بازیگر ( ------- >>> شخصیت مورد علاقه من _ ، یحیی ! )
    رضا عمرانی : کارگردان
    مهرداد عشقیان : گوینده
    محمد رضا قبادیفر : افکتور
    علی حاجینوروزی : صدابردار
    محمود احمدی : تهیه کننده

    منبع : www.radiotehran.ir


    ویرایش توسط rozi-91 : 1389,08,27 در ساعت ساعت : 12:53
    من فرمول دقیقی برای موفقیت نمی شناسم

    ولی فرمول شکستو به خوبی می دونم

    سعی کن همه رو راضی نگه داری


  2. 5 کاربر از پست rozi-91 تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    مرداد 1390
    نوشته ها
    1
    میانگین پست در روز
    0.00
    تشکر از کاربر
    0
    تشکر شده 2 در 1 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    منم قبلاً شنیدم اینو، به نظر منم از بهترین ها بوده. اگه بازم نمایش رادیویی توی این مایهها میشناسین، لطفا آپلود کنین، خیلی ممنون

  4. 2 کاربر از پست na.al.85 تشکر کرده اند .


  5. Top | #3

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    خرداد 1389
    نوشته ها
    284
    میانگین پست در روز
    0.18
    محل سکونت
    آسمون
    تشکر از کاربر
    6,675
    تشکر شده 4,238 در 647 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    مرسي خوشم اومد!

  6. 2 کاربر از پست ~...LoOsindA...~ تشکر کرده اند .


  7. Top | #4

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    383
    میانگین پست در روز
    0.21
    محل سکونت
    None
    تشکر از کاربر
    9,008
    تشکر شده 3,737 در 435 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    این یه نمایش نامه طنزه !
    من یادمه پارسال همین موقع گوش کردم بهش ، به نظر من که خیلی باحال بود

    در ضمن محفل ِ مردونه ش خیلی باحالتره
    یعنی یه سر آدم خل وضع دور هم جمع شدن تو یه خونه ...
    دوس داشتید نظراتتون هم بگید !




    محفل مردونهاس!

    حمید و شکری خونه و همسرانشون رو ترک کردند و به خونه شهروز رفتن و با دوستان مجردشون زندگی میکنند. با همراهی شهروز، دوستان متاهلش زندگی مجردی تازهای رو شروع میکنند. هر جند که یزدان به این خاطر خیلی راضی نیست. از طرف دیگه اونا دچار یه مشکل تازه هم شدهان. چون رییسشون که بهش یاریار میگن از راز اونا با خبر شده و بدتر اینکه میخواد به محفل مردونه اونا بپیونده. شهروز با شروطی سالار رو میپذیره و ...

    محفل زنونهاس!

    اوضاع خیلی بهم ریختهاس. از اونجایی که آقایون خونه و زندگیشون رو ترک کردن برای خانما و بچههاشون دردسرهای زیادی درست کردن. دیگه یار یار هم خونه نمییاد و مهناز هم نمیدونه کجا رفته. ولی وقتی با چکامه برای پرو لباس میرن خونه منیژه و باز از اونجایی که دنیا برای خانما خیلی کوچیکه و خبرا زود میرسه، شستش خبردار شد که شوهرش کجاس. مشیری هم که اتفاقی به حرفای مردا گوش داده به زنها میپیونده. و ... سرانجام زنها تصمیم میگیرن مذاکره بکنند و ...




    قسمت اول را بشنوید

    قسمت دوم را بشنوید

    قسمت سوم را بشنوید

    قسمت چهارم را بشنوید

    قسمت پنجم را بشنوید

    قسمت ششم را بشنوید

    قسمت هفتم را بشنوید

    قسمت هشتم را بشنوید

    قسمت نهم را بشنوید

    قسمت دهم را بشنوید

    قسمت یازدهم را بشنوید

    قسمت دوازدهم را بشنوید



    طنز : نوع نمایشنامه
    نسیم خراشادیزاده : نویسنده
    رضا عمرانی، علی تاجمیر، رامین پورایمان،احمد گنجی،نورالدین جوادیان، بهناز بستاندوست، مهرداد مهماندوست : بازیگر
    سعیده فرضی : بازیگر
    ندا هنگامی : سردبیر
    علی عمرانی : کارگردان
    مهرداد عشقیان : گوینده
    محمدرضا قبادیفر : افکتور
    رضا طاهری : صدابردار
    محمود احمدی : تهیه کننده


    منبع : www.radiotehran.ir
    ویرایش توسط rozi-91 : 1390,08,21 در ساعت ساعت : 11:03

  8. کاربر زیر از پست rozi-91 تشکر کرده است .


  9. Top | #5

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    383
    میانگین پست در روز
    0.21
    محل سکونت
    None
    تشکر از کاربر
    9,008
    تشکر شده 3,737 در 435 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    اینم واقعا زیبا بود ... من یکی که خیلی دوسش داشتم ، تقریبا غم انگیزه
    یه مامان ماهی دارن که نگو اینو خیلی توصیه میکنم بگوشید ، گشن بود
    اینایی که می ذارم اینجا به نظرم قشنگ ترینا بوده ...


    نامادری


    لوک و جکی مدتیه از هم جدا شدن. بن و آنا پسر و دختر لوک و جکی نمیتونن با ایزابل زنی که یکساله وارد زندگی پدرشون شده رابطهی دوستانهای داشته باشن. ایزابل عکاسی حرفهای و در کارش موفقه. جکی رابطهی بوک و ایزابل رو سطحی می دونه و از اینکه بجههاش با اون در ارتباط هستن راضی نیست. در حالی که ایزابل با تمام سعی در ایجاد رابطه با اونها تلاش میکنه. لوک وقتی دوباره به ایزابل داده که برای به تحقق رسیدن این امر بار دیگه خودش رو محک بزنه. در حالی که ایزابل در این امر به نتیجه نرسیده و حادثه گم شدن بن هنگامی که همراه ایزابل به محل کارش رفته بود، باعث واکنش شدید جکی میشه.

    جکی لوک رو تهدید کرد که وکیل گرفته و ایزابل رو از هر گونه ارتباطی با بچهها محروم میکنه. این مساله باعث نگرانی لوک شده، تا جایی که نزد جکی رفته و او رو مجاب کرده که از این کار صرف نظر بکنه. در کشاکش همین مشکلات جکی که برای چکاب یک بیماری قدیمی نزد دکتر رفته، میفهمه که بیماری اون نوعی سرطان پیشرفتهس. اون باید خانوادهاش رو در جریان بیماریش بگذاره. اما چطور این کار رو بکنه که بچهها کمتر آسیب ببینند ...



    قسمت اول را بشنوید

    قسمت دوم را بشنوید

    قسمت سوم را بشنوید

    قسمت چهارم را بشنوید

    قسمت پنجم را بشنوید

    قسمت ششم را بشنوید



    بهناز بستاندوست : نویسنده و بازیگر
    ندا هنگامی : سردبیر
    علی زرینی : بازیگر
    رضا عمرانی : بازیگر
    رویا فلاحی : بازیگر
    مینو جبارزاده : بازیگر
    سیما خوش چشم : بازیگر
    مهرخ افضلی : بازیگر
    ماندانا محسنی : بازیگر
    آشا محرابی : کارگردان
    فرشاد آذرنیا : افکتور
    رضا طاهری : صدابردار
    شهلا نیساری : تهیه کننده


    منبع : www.radiotehran.ir

  10. کاربر زیر از پست rozi-91 تشکر کرده است .


  11. Top | #6

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    مرداد 1390
    نوشته ها
    44
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر از کاربر
    257
    تشکر شده 29 در 22 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام.داستان اولی خیلی باحاله ممنون.اما متاسفانه داستان دوم و سوم لینکاش خرابه مگه صفحه یافت نشد میشه درستش کنین ممنون میشم.

  12. 2 کاربر از پست بتمن تشکر کرده اند .


  13. Top | #7

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    383
    میانگین پست در روز
    0.21
    محل سکونت
    None
    تشکر از کاربر
    9,008
    تشکر شده 3,737 در 435 پست
    اندازه فونت

    Talking

    متاسفانه رادیو تهران قاط زده ... نصف نمایشنامه های پوکیده ! من خیلی ها رو گوش دادم و دارمشون اما متاسفانه الان امکان آپ کردنشون رو ندارم
    من از شما دوست عزیز ( بتمن ) از طرف مسئولین ِ به فکر رادیو تهران ! عذر می خوام !
    به جاش اینو گوش کنید ... من که پوکیده بودم از خنده از دسته حمید کرلئونه ! یعنی آخر ِ بازیگره این علی عمرانی !

    به شدت توصیه می کنم اگه می خواید بخندید بگوشیدش بابا اینا که حجمی ندارن ! دو سوت دانلودیده می شن ! لینکا سالمن !

    پونه و اهمیت رت باتلر بودن !

    علارغم عهد و پیمان سه دوست دیرینه در مورد بهم رساندن پونه به امیر(برادر مژگان)، مژگان و سارا با مرور زمان عهدشونو فراموش کردن و پونه به پایان رسیدن احساس عاشقانشو از چشم دوستهای قدیمیش میدید.

    از طرفی حمید عاشق و شیدای پونه شد و چون اولین باری بود که عاشق میشد حسابی زده به سرشو از همه مهمتر پونه برای برگردوندن امیر و فاصله انداختن بین امیر و سحر، دشمن تازهاش نقشههایی کشیده و ...

    قسمت اول را بشنوید

    قسمت دوم را بشنوید

    قسمت سوم را بشنوید

    قسمت چهارم را بشنوید

    قسمت پنجم را بشنوید

    قسمت ششم را بشنوید


    : نوع نمایشنامه نسیم خراشادیزاده : نویسنده
    ندا هنگامی : سردبیر
    شهرزاد عبدحق : بازیگر
    مهرداد مهماندوست : بازیگر
    مهین نثری : بازیگر
    افسانه محمدی : بازیگر
    فریبا متخصص : بازیگر
    نازنین مهیمنی : بازیگر
    علی عمرانی : بازیگر
    مهدی نمینی مقدم : بازیگر
    رویا فلاحی : بازیگر
    رضا عمرانی : کارگردان
    فرشاد آذرنیا : افکتور
    رضا طاهری : صدابردار
    ماهداد توکلی : تهیه کننده






    اینم آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخررررر ررر باحال بود !!!!!!!!

    یعنیا عخش منه این علی عمرانی ! ته ته ته بازیگر رادیوییههههههههههه با داداشش رضا جون !



    و اینک ! ( از اسمش مشخصه توش چه خبره !! )

    زنگوله ها برای چه کسی به صدا در می آیند

    خانوادهی مسرور بعد از جشن تولد پنجاه سالگی بهمن مسرور، با بحران شدید میانسالی او روبهرو میشوند. بهمن که متوجه شده دخترش، شادی، به زودی صاحب فرزند میشود، دل خوشی از پدربزرگ شدن و متعاقبأ پیری ندارد. از این رو بهمن سعی میکند شیوهی زندگیاش را عوض کند؛ در همین زمان متوجه میشود که گیتی، همسر خود او نیز باردار است. به این ترتیب این تغییرات خانوادهی مسرور را دچار مشکلات زیادی میکند و ...

    به منظور دانلود فایلهای صوتی لازم است بر روی بخشموردنظرراستکلیک کرده، گزینهsave target as را انتخابکنید و محل مورد نظر برای ذخیره را مشخص کنید

    قسمت اول را بشنوید

    قسمت دوم را بشنوید

    قسمت سوم را بشنوید

    قسمت چهارم را بشنوید

    قسمت پنجم را بشنوید

    قسمت ششم را بشنوید

    قسمت هفتم را بشنوید

    قسمت هشتم را بشنوید

    قسمت نهم را بشنوید

    قسمت دهم را بشنوید

    قسمت یازدهم را بشنوید

    قسمت دوازدهم را بشنوید


    : نوع نمایشنامه نسیم خراشادیزاده : نویسنده
    ندا هنگامی : سردبیر
    رضا عمرانی : بازیگر
    مهین نثری : بازیگر
    مهرداد مهماندوست : بازیگر
    نازنین مهیمنی : بازیگر
    علی عمرانی : بازیگر
    محمد آقا محمدی : بازیگر
    نورالدین جوادیان : بازیگر
    سینا نیکوکار : بازیگر
    مهرداد عشقیان : بازیگر
    هنگامه محمودی : بازیگر
    فریبا متخصص : بازیگر
    بهرام ابراهیمی : بازیگر
    رویا فلاحی : بازیگر
    محمود احمدی : تهیه کننده
    علی حاجی نوروزی : صدابردار
    محمدرضا قبادی فر : افکتور



    اینم به شدت توصیه می شود ... زن بهمن تو 45 سالگی حامله شده با دختر تازه عروسی کردش با هم حامله ان .... یعنی یه فیلمی درمیاره جلو دکتره ( مرده ! ) که بهش میگه ها !!! واااااااااایییییی دکتره گلابی ِ دیونه !!!!!! گوش کنید ! حتماااااااااااااا خانواده خل و چلاسسسسسسس

    دوتا نظر نمی شه بدید که چطوری بود ؟! خوشتون اومد یا نه ؟!!!!


  14. کاربر زیر از پست rozi-91 تشکر کرده است .


  15. Top | #8

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    بهمن 1390
    نوشته ها
    1
    میانگین پست در روز
    0.00
    تشکر از کاربر
    1
    تشکر شده 2 در 1 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    ...
    ویرایش توسط رازک : 1391,06,13 در ساعت ساعت : 19:48 دلیل: .......

  16. 2 کاربر از پست رازک تشکر کرده اند .


  17. Top | #9

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    383
    میانگین پست در روز
    0.21
    محل سکونت
    None
    تشکر از کاربر
    9,008
    تشکر شده 3,737 در 435 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    خیلی خیلی قشنگ بودن
    من از گلوله ای که با من سفر کرد خیلی خوشم اومد.
    مخصوصا بازی رضاعمرانی رو خیلی دوست دارم.
    من عاشق نوع بازی داداشش ( علی عمرانی ) بعدم خودشم .... وای علی عمرانی استاده ....
    زنگوله ها رو دانلود کن !


    نامادری رو دیروز صبح تو شبکه نمایش داشت فیلمشو نشون میداد !!! خیلی گشن بودددددددددد
    جولیا رابرتز توش نامادریه بود ....
    اینم لینک مشخصات فیلم واسه اونایی که می خوان بدونن یا فیلمشو دانلود کننن :
    http://www.imdb.com/title/tt0120686/

موضوعات مشابه

  1. کارگاه نقد شعر و داستان کوتاه !
    توسط bahooneh10 در انجمن شعر و ادبیات
    پاسخ ها: 96
    آخرین نوشته: 1393,05,16, ساعت : 19:39
  2. منابع تحقیقاتی درباب بابک خرم دین
    توسط دختر جنگل در انجمن تاریخ ایران
    پاسخ ها: 10
    آخرین نوشته: 1390,08,19, ساعت : 03:28

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •