بازگشت   نودهشتیا > کتاب > رمان های کامل شده > رمان های کامل شده نوشته کاربران

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: خواننده ی گرامی لطفا سن واقعی خود را در صورت تمایل وارد کنید:
زیر 15 9 2.02%
15 تا 20 86 19.33%
20 تا 25 127 28.54%
25 تا 30 94 21.12%
بالای 30 129 28.99%
رأی دهندگان: 445. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.

 
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۱ آبان ۱۳۹۲, ۰۶:۱۷ بعد از ظهر   #11 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
پری 63 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +231 امتیاز     
پیش فرض

ماکارونی را پر از رب درست می کنم. تقریبا یک سوم قوطی رب را توی ماهیتابه خالی کرده ام. دستکش به دستم کشیده ام و فلفل دلمه ای ها را ریز خرد کره ام..رفیع دوست ندارد فلفل زیر دندانش خرت خرت صدا کند. اما عاشق این است که قارچ ها را درشت خرد کنم. اگر دست او باشد می خواهد که هر قارچ را فقط دو تکه کنم. سعی می کنم قارچها را درشت تر خرد کنم. نخود فرنگی را هم بخاطر خودم توی مایه ی ماکارونی می ریزم. توی دلم آرزو می کنم که امشب بعد از خوردن ماکارونی رفیع نگوید چرب و چیلی شده.نصفه شب بلند نشود عرق نعناع بخورد و دل پیچه ی قبل از اسهال را به بدترین وجه، با رفتارهای افراطی اش، نمایش ندهد تا عذاب وجدان بگیرم و زحمت پختن این غذا را کوفتم کند.گاهی حس می کنم از اینکه مرا به عذاب وجدان دچار کند، لذت زیادی می برد.
غذا درست کردن مکافاتی است برایم.رفیع هرغذایی را نمی خورد. هر ادویه ای را دوست ندارد. وعده های شبیه به هم را دوست ندارد. غذاهای خشک را دوست ندارد. و بدتر از همه ی اینها، در مقابل خوش طعم ترین و خوشمزه ترین غذاهایم سکوت می کند.اگر بپرسم( خوب بود؟)،فقط سر تکان می دهد. اگر بگویم چطور بود، به گفتن (بد نبود) اکتفا می کند.
بارها دلم خواسته چمدانم را ببندم و بروم. نه برای اینکه رفیع از غذاهایم تعریف نمی کند.نه برای اینکه دستپختم را بهترین دستخت دنیا نمی داند.نه برای اینها نیست. برای چیز دیگری تصمیم به رفتن می گیرم. یک چیزی کم است. یک چیزی که باید باشد و نیست. یک چیزی که پای ماندنم را سست کند.حداقل خیال رفتن را از سرم بیرون کند.بین ما یک چیز خیلی مهم کم است.
ده سال است که دارم می روم.ده سال است که گوشه ی ذهنم چمدانی بسته ام و می خواهم بروم. حتی توی خیالم می دانم که توی کدام ایستگاه سوار و پیاده میشوم. می دانم که به راننده چه خواهم گفت. می دانم که در استراحتگاه بین راهی چای یکبار مصرف می گیرم و داغ داغ می نوشم. می دانم که توی دستشویی رستوران بین راهی، دستم را با آب نمی شویم و با دستمال مرطوبی که خودم همراه دارم، تمیزش می کنم.می دانم..همه را می دانم.اما هنوز نرفته ام. هنوز همینجا هستم. همینجا.توی آشپزخانه برای خودم و رفیع آشپزی می کنم. شبها کنار رفیع می خوابم . روزها بیدار می شوم و بر ای شام شب برنامه ریزی می کنم. سالهاست که هنوز نرفته ام.
تلفن لاله را جواب می دهم. می فهمد بی حوصله ام:
-چیزی شده صنم؟؟خوبی؟
-نه..چیزی نشده.خوبم.
-دیروز کجا بودی؟زنگ زدم ..خونه نبودی.
-آره..نبودم. رفته بودم سونوگرافی
-کجا؟؟سونوگرافی؟؟ نکنه خبراییه؟ آره؟؟دارم خاله میشم؟؟سرپیری معرکه گیری؟؟
می خندم.تلخم. سر پیری؟ سی و پنج سالگی، پیری زودرس من است!لاله هم مرا پیر می داند.
-نه..برای چیز دیگه ای بود.
-چی؟
-سینه..
لاله سکوت می کند.سکوتش آزارم می دهد.عادت ندارم سکوت لاله را بشنوم.لاله همیشه حرف می زند.سکوتش آزار دهنده است. صدای مرددش توی گوشی می پیچد:
-صنم خوبی؟؟سینه برای چی؟ چته؟ می خوای بیام پیشت؟
نگرانش کرده ام. حس خوبی ندارم.سریع جواب می دهم:
-نه دیوونه.خوبم. چیزیم نیست. سینه م مدتیه درد داره. هفته ی قبل رفتم دکتر برام سونو نوشت.دیروز انجام دادم. گفت پاک پاکه. مشکلی ندارم.
-دیووونه..داشتم سکته می کردما..داشتم حلواتو می پختم. خدا رو شکر که خوبی.خره..پس چرا گرفته ای؟
-هیچی ..همینطوری.
-نکنه دلت می خواد چیزیت باشه؟
-ای بدمم نمیاد. شاید اینطوری یه کم به چشم بیام
-بخدا تو خلی
-می دونم


خداحافظی می کند. نمی توانم به لاله بگویم که از زندگی خسته ام. از روزمرگی های بیهوده خسته ام. از صبح شدن شب ها و از شب شدن صبح ها خسته ام. از برهوت بی نهالی که تویش گیر افتاده ام خسته ام. از همه چیز خسته ام.نمی توانم به لاله بگویم. نمی توانم به هیچ کسی بگویم.
دوش می گیرم و موهایم را با دقت سشوار می کشم. به موهای سیاهم نگاه می کنم که حد فاصلش با موهای رنگ شده روز به روز دارد بیشتر می شود. پنج شش سانت موی سیاه از کف سرم روییده و قاطی موهای رنگی ام شده. آخرین بار کی کاسه ی رنگ دستم گرفتم و موهایم را رنگ کردم؟ زمستان بود انگار. زمستان بود. از رفیع پرسیده بودم خوب شدم؟ نگاهی عمیق توی صورتم انداخت و گفت: داری چاق میشی.
هیچ وقت متوجه ی تغییراتم نمی شد. (داری چاق میشی) را هم همینطور انداخته بود وسط تا چیزی گفته باشد.


*



او دوستم نداشت | پری 63 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب

ویرایش توسط پری 63 : ۲۳ آبان ۱۳۹۲ در ساعت ۱۱:۰۸ بعد از ظهر
پری 63 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
!!!mah!!!, !!!talkh, !!nahal!!, !mina, # MiTrA.Sa #, #laleh#, #SamaneH#, #لـــــــــیلا . م #, "Giti", (mina), (فروردین), * سعیده *, ***nazanin, **samanta**, **سولماز**, *تاراج زمان*, *توهم سبز**, *ماه پیشونی*, ,azin,, -ShaDi-, .:!Tar:., .Arghavan A, .Mar.Yam., .MaRYaM BaNo., .nox., .parniya., .دلآرام., /لاله/, 0033, 41267m, 7toranj, @ DINA @, a-hagh, Abandokht, afroodit, aida_siasookhte, airena, ana23, anahid 33, Anahita.s, anahita98, andria, anita23, anital, Anolin, Anti_Boy, aray_az, arefe jooon, arefe90, ariana*dreams, arman_iran, aryanna, asemanii, aseman_82, ashoka, atashgah62, atefeh.mr, atena.amiri, ati joooon, AtI2020, atra77, atyek, ayda90, azarsana, azisadeghi, B*O*S*H*R*A, baharvaman, banoojun, BeLAtrIx, berkeh, birain, Black wolf, bneta, brain storm, caarol, carrie, cemira, comet32, dada1, Dawn95, degeer, devilgirl_A, domino, drm.gholami, earth girl, EasTern_Girl, EINDRA, ELAHE444, Elen, eli joni, elianoos, eliiie, eshton, F . Kh, fa62, fafa77, faghatdream, FANNI, faranak-bahari, fariba44, fariba45, faribash, Farnaz, Fateme-a, fatemeh27, fatemeh74, fatima_59, fereshth, foruzan-k, fozhi, fr number1, f_ gisoo tala, galadril3, gandomsa, gandom_me, GH eshghe man, Ghazal99, Gole Yassaman, golerose, golgoli :D, hannaneh_ya66, haveking, hediyeh_b, h_t_h_1984, iran_dokht31, iryane, jnashenakhte, juju 66, kamand76, khomar, kissroll, kodaki, L!nA, Laali, Lady Kindnessツ, Lady Sky, lalaie, Laya.Li, le y la, leila.kh, leyla71, love is.., m0zhdeh, Mah BanU ☾, mahana1, mahda, mahnazmom, mahpary, mahsa92, mahshid_3d, mahtab26, mahtabi22, Maman fariba, mamanekasra, maneou, mani1384, mar jan, MARDE_TANHA, marjan khanomi, marmara25, maryam1363, maryam56, maryami.aramesh, maryiana, maryta, massiii, maya 74, mehdi-1369, mehraban.7, melodeee, milana, Mina khanum, mina68, mina_sh, miraj1, mishapasha, Mmojack, mona61, monir1343, motlagh, m_ezraeil_m, m_reisie, nacm7114, naeime66, Nahid72, narges13, nastaran_702, nastaran_m, Nayiri, nazisaki, nedaj, neg nego, negar.n1000, negarjav, Negaг, negin gold, negin17, Negin96, niazruby, Nika-Aria, Nika61, nilofar abi, niloOfar 77, niusha_sbr, niyayeeeeeesh, nlp16001, no0no0sh, paezzi, pana-m, panah, parisa00, parmida90, parto taban, parvinah, pati'a, patrin, peg@h, princess-mimo, proxima, punio, rahaa_m, rahakh, Ramaan, Rashin.b, Real Smiler, red90, redrose_love68, red_rose, reem1368, Rehi 76, reyhaneh2020, rilla, Romina-77, roya1365, roya87, S!M!N, saba_bad, sabooha, sabouraneh, sadaf1366, sadafnaz, saeide735, Saeideh_82, safa9433, sahel_m, samaneh yavari, samaneh60, sameen, SaMiRa.jigli, sana**, sana22, sarax, sara_1360, sazin513, sedena, selina63, serentipiti, Sergeant, SETARE SOHEYL, setareh273, sete, sh.mrjan, shabtab 62, shadab1987, shadi.A, shadi1356, shadow_das, shaghayegh+h, shanti, sharafi, shida.m, shimaaaaa, shirin67, shirinbrz, shoko pars, siiiiiima, sim sin, simindokht, sinsor, sipa, sitsit, skyasal, sogolhe, soheila50, soheilam, sohna, solina.74, somaye_t, somy_kh, soodeh90, SOSKET, Star_69, SunDaughter☼, susi, s_donia323, s_masroury, talkhoon, taraneh joon, taranomeabshar, tinairn, tono, tv35, vampire123, wenela, Yase sorkh, yashkin, zahra1361, zahra1374, zahra92, Zahra_niki, zan ordibehesht, zarpari, zarre, ziiiziii13, Zjooojooo, zohreh.zarei198, zomorrod72, _Azadeh_, _NoNasH_, ~ELAHE~, ~farzaneh jan~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, §parnian§, آبجی خانمی, آبگیرِ کوچک, آرام.د, آزاده 70, آستاره, آنیتا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ابريشم سبز, اذربرزین, ارامی, اردلان 1985, اردیبهشت 75, ارغوان 67, اسمان 365, اقاقی, الاجون, الهه50, انجلین, ایلهام, با نمک, باران ستاک, باران شکوفه, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی برفی, بانوی بهاری, برف دونه, بهار بارانی, بی بی گل, بی ریا 63, تریلوبیت, جودی ابوت شیطون, خاله سارا, خیال غزل, داناد, دختر گرما, دخترویروسی, دریا 91, دریا دلنواز, دریا....s, دیبا کیان, رز وحشی, رویای من او, ساحل 2010, ساحلی, سامیه12, سبحی, سرو تنها, سلطان قلبها, سوداا, سودی جون, سپید88, شادئ, شبنم, شجره, شروع, شهرزاد ن, شیرین بانو, شیوا, صوفی آزاد, طنین67, عمه حمی, فرحناز65, فرنوش72, ققنوس98, م.نوری, مامان نی نی, مانا2010, ماه و خورشيد, ماهین56, معصومه سادات, ملودی, ملکه خون, منا معیری, مهستی, می نی, میترا.د, مینا, نسرین..., نغمه13, نفس71, ننه هانی و حوری, نیاز.ش, نیکا83, نیکیا, هیونگ, ویشار, پاپلی, پرهامه, پری گل, چاله, چشم قشنگ, گونش, یاس بی نشان, یاسمین.م, یاسی جان, یک ابانی, یگانه, ღ Seti ღ, •● نیلوفر 72●•, •●شقایق●•, Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ, ♣ tiam ♣, ♥Arezoo, ♥فرناز♥

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲۴ آبان ۱۳۹۲, ۱۲:۳۸ بعد از ظهر   #12 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
پری 63 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +223 امتیاز     
پیش فرض

این پست با کمال احترام و مهر تقدیم به تیچر مهربون و نیکو اخلاق زبانم..که ممکنه خواننده ی این پست باشه..





فولدر شماره سه را باز می کنم. متن بلند بالایی مربوط به اقتصاد کشاورزی است. جملات را با چشم دنبال می کنم. مشکل زیادی ندارم.سریع ترجمه می شود.فقط چند تا اصطلاح تخصصی دارد که باید از دیکشنری جدیدم بیرون بکشم.اگر اصرار های لاله نبود، این کارهای متفرقه را هم قبول نمی کردم. ترجمه کارهای دانشجویی، ترجمه ی مقاله، برگرداندن مقدمه های پایان نامه به لاتین. گاهی سرم شلوغ می شود. مخصوصا آخر ترم ها که دانشجوها کارها را دیر می دهند و زود می خواهند. حسن این کار این است که کارها را لاله می آورد و خودش هم می برد. تنها شرطم با لاله همین بود. دوست نداشتم با دانشجو جماعت سروکله بزنم و نق نقها و چانه زدنهایشان رو بشنوم. تمام شیطنتها و نق زدنهای دوره دانشجویی خودم را فراموش کرده ام انگار.
رفیع می گوید دارم وقتم را تلف می کنم. می گوید ترجمه های خالتوری و هردمبیل راه به جایی نمی برد. وقتم را هدر می دهد. می گوید باید برای ادامه تحصیل به طور جدی برنامه ریزی کنم. حال و حوصله ی درس خواندن ندارم دیگر. حس می کنم پیر شده ام. پیر و فرتوت. آنقدر پیر که چروک های روی دستم را هم می بینم. حتی گاهی از دیدن قیافه ی زن جوانی که توی آینه است تعجب می کنم. فکر می کنم باید پیرز زن فرتوتی را توی آینه ببینم. پیرزنی که یک ادونس( advance ) قطور توی دستش گرفته و دارد دنبال معنی لغات لاتین می گردد.
*
با لاله توی مرکز خرید می چرخیم. لباس می خواهد. به من هم اصرار می کند تا چیزی بخرم. به لباسهای پیشنهادیش نگاه می کنم. رنگهای شاد و تند وسوسه ام کرده.به شدت وسوسه شده ام. دستم پیش نمی رود ، ولی می گویم:
-رفیع از این رنگها خوشش نمیاد. میگه جلفن.
لاله دهن کجی می کند و می گوید:
-این همه شوهر ذلیلی هم نوبره والله.


*


مامان گفته بود: تقصیر خودته..هرچی دست پایین بگیری، خودتو پایین تر میاری. کدوم مردی بدش میاد زنش کم خرج باشه؟؟ لیوان سرامیکی قرمزش را از توی آب چکان بالای سینک برداشت و نشانم داد و گفت:
- میدونی اینو چند خریدم؟یادته؟ خودتم داشتی ازش.
یادم نمی آید. می گویم :
-نمی دونم سه هزار و پونصد ..شاید...
می گوید:
-دو هزار و پونصد تومن.
بعد فنجان چینی نازکی را از توی بوفه بیرون کشید. فنجانی که از عهد عتیق دارد و حتی برای مهمان های رودربایستی دار هم بیرونشان نمی آورد. قوی سفید طلایی زیبایی، به طرز هنرمندانه ای دور فنجان چینی پیچیده. گردن قو، دسته ی فنجان است. می گوید:
-این به نظرت چند میاد؟
-نمیدونم..خودت میگی عتیقه ست. باید گرون باشه. تازه اگه الان از این عتیقه ها پیدا بشه.
چشم هایش را درشت می کند:
-قربون آدم چیز فهم. چیزی که گرون باشه میشه عتیقه. مراقبش میشی. خوب ازش نگهداری می کنی. نمیذاری خال بهش بیفته. نمیذاری دست هرکی بیفته. عین جونت ازش نگهداری می کنی. اما چیزی که ارزون به دست بیاد، توسری خور میشه. هرکی از راه برسه میذاریش جلوش. عین همین لیوان قرمزه. اصلا یه چیزی.. یه دست استکان ایرانی داشته باشی بیشتر مراقبشی که نشکنه و لب پر نشه یا یه دست استکان فرانسوی داشته باشی؟
منتظر تایید و رد من نمی ماند. خودش ادامه می دهد:
-البته که استکان فرانسوی رو روی تخم چشمت نگه میداری. چون پول بیشتری بهش دادی. زنم همینطوریه . هرچی بیشتر پول پاش خرج کنی ، عزیزتر میشه و نور چشمی میشه.اما زن دم دستی و کم خرج ، توسری خور میشه.تیپا خور میشه. از ما گفتن.حالا بازم ادا و اصول بیا که مادرم قدیمیه و قدیمی فکر می کنه.
حرفهای مامان را بلافاصله توی ذهنم رد می کنم. من و رفیع با لیوان و فنجان ایرانی و فرانسوی سنجیده نمی شویم. دور از شان ماست. دور از شان ماست. حلقه ی ازدواجم یک رینگ ارزان و ساده بود. مامان داشت خودش را می کشت برای این همه سهل انگاری من در مورد اهمیت ندادن به آبروی خانوادگی.


*

- یه درخواست:
توی نظر سنجی بالا شرکت کنید.ممنون


ویرایش توسط پری 63 : ۲۴ آبان ۱۳۹۲ در ساعت ۱۲:۵۶ بعد از ظهر
پری 63 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
!!!mah!!!, !!!talkh, !!nahal!!, !mina, # MiTrA.Sa #, #laleh#, #SamaneH#, #لـــــــــیلا . م #, "Giti", (mina), (فروردین), * سعیده *, ***nazanin, **samanta**, **سولماز**, *M*O*J*G*A*N*, *تاراج زمان*, *توهم سبز**, *ماه پیشونی*, ,azin,, -ShaDi-, ..nafise.., .:!Tar:., .:neda:., .Arghavan A, .Mar.Yam., .MaRYaM BaNo., .nox., .parniya., .دلآرام., /لاله/, 0033, 1339, 41267m, 7toranj, @ DINA @, a-hagh, Abandokht, aida_siasookhte, airena, Alone moon, ana23, anahid 33, Anahita.s, anahita98, andria, anita23, Anolin, Anti_Boy, aray_az, arefe jooon, arefe90, Arezoo Khanoom, ariana*dreams, arman_iran, aryanna, asemanii, aseman_82, ashoka, atefeh.mr, ati joooon, AtI2020, atra77, atyek, ayda90, azarsana, azisadeghi, B*O*S*H*R*A, baharvaman, banoojun, banuye barani, BeLAtrIx, berkeh, betsabeh, birain, Black wolf, bneta, brain storm, caarol, carrie, cemira, comet32, dada1, Dawn95, degeer, devilgirl_A, diaar, domino, drm.gholami, earth girl, EINDRA, ELAHE444, Elen, eli joni, elianoos, eshton, F . Kh, F @ N @ H @ i, fa62, fafa77, faghatdream, FANNI, faranak-bahari, fariba44, fariba45, faribash, Farnaz, Fateme-a, fatemeh27, fatemeh74, fatima_59, fereshth, foruzan-k, fozhi, fr number1, f_ gisoo tala, galadril3, gandomsa, gandom_me, GH eshghe man, Ghazal99, Gole Yassaman, golerose, golgoli :D, hannaneh_ya66, haveking, hediyeh_b, h_t_h_1984, Ida.M, iran_dokht31, iryane, jnashenakhte, juju 66, kamand76, kissroll, kodaki, L!nA, Lady Kindnessツ, Lady Sky, lalaie, Laya.Li, le y la, leila.kh, leyla71, M*A*R*Y*A*M, m0zhdeh, Mah BanU ☾, mahana1, mahda, mahpary, mahsa92, mahshid_3d, mahtab26, mahtabi22, Maman fariba, mamanekasra, maneou, mani1384, mar jan, MARDE_TANHA, marjan khanomi, marmara25, maryam1363, maryam56, maryami.aramesh, maryiana, maryta, massiii, maya 74, mehdi-1369, mehraban.7, melodeee, milana, Mina khanum, mina68, mina_sh, miraj1, mishapasha, Mmojack, mona61, monir1343, motlagh, mratiger, m_ezraeil_m, m_reisie, nacm7114, naeime66, Nahid72, narges13, nastaran_702, nastaran_m, Nayiri, nazisaki, nazli_rezaee, nedaj, neg nego, negar.n1000, negarjav, Negaг, negin gold, negin17, Negin96, niazruby, Nika-Aria, Nika61, nilofar abi, niloOfar 77, niusha_sbr, niyayeeeeeesh, nmari, no0no0sh, paezzi, pana-m, panah, parisa00, parmida90, parto taban, parvinah, pati'a, patrin, peg@h, princess-mimo, proxima, punio, rahaa_m, rahakh, Ramaan, Rashin.b, Real Smiler, redrose_love68, red_rose, reem1368, Rehi 76, reyhaneh2020, rilla, Romina-77, roya1365, roya87, S!M!N, s9083, saba_bad, sabooha, sabouraneh, sadaf1366, sadafnaz, saeide735, Saeideh_82, safa9433, samaneh yavari, samaneh60, sameen, SaMiRa.jigli, sana**, sana22, sarax, sara_1360, sazin513, sedena, selina63, serentipiti, Sergeant, SETARE SOHEYL, setareh273, sete, sh.mrjan, shabtab 62, shadab1987, shadi.A, shadow_das, shaghayegh+h, shanti, sharafi, shida.m, shimaaaaa, shirinbrz, shoko pars, siiiiiima, simindokht, sinsor, sipa, sitsit, skyasal, sogolhe, soheila50, soheilam, Sohey36, sohna, somaye_t, somy_kh, soodeh90, SOSKET, Star_69, SunDaughter☼, susi, s_donia323, s_masroury, talkhoon, taranomeabshar, tinairn, titinaz, tono, tv35, Universe95, vampire123, wenela, Yase sorkh, yashkin, zahra1361, zahra1374, zahra92, Zahra_97, zan ordibehesht, zarpari, zarpari04, zarre, ziglernata, ziiiziii13, zina, Zjooojooo, zohreh.zarei198, zomorrod72, _Azadeh_, _NoNasH_, ~ELAHE~, ~farzaneh jan~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, §parnian§, آبجی خانمی, آبگیرِ کوچک, آرام.د, آزاده 70, آنیتا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ابريشم سبز, اذربرزین, ارامی, اردلان 1985, اردیبهشت 75, ارغوان 67, اسمان 365, اسمون, اقاقی, الاجون, الهه50, انجلین, اوا رامتین, ایلهام, باران ستاک, باران شکوفه, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی برفی, بانوی بهاری, برف دونه, بهار بارانی, بی بی گل, تریلوبیت, جودی ابوت شیطون, خاله سارا, خیال غزل, داناد, دختر گرما, دخترویروسی, دریا 91, دریا دلنواز, دریا....s, دیبا کیان, رز وحشی, رویای من او, ساحل 2010, ساحلی, سارا ف, سبحی, سرو تنها, سلطان قلبها, سوداا, سودی جون, سکوت پر از حرف, شادئ, شبنم, شجره, شروع, شهرزاد ن, شیرین بانو, شیوا, صعوه, طنین67, عمه حمی, فرحناز65, فرنوش72, ققنوس98, م.نوری, مامان نی نی, ماه و خورشيد, ماهین56, مشمشه, معصومه سادات, ملودی, ملکه خون, منا معیری, مهستی, می نی, میترا.د, مینا, نسرین..., ننه هانی و حوری, نیاز.ش, نیکا83, نیکیا, هیونگ, ویشار, پاپلی, پرهامه, پری گل, چاله, چشم قشنگ, گشتاسب13, گونش, یاس بی نشان, یاسمین.م, یاسی جان, یک ابانی, یگانه, ღ Seti ღ, •● نیلوفر 72●•, •●شقایق●•, Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ, ♣ tiam ♣, ♥فرناز♥, ✖Dark♥AngeL✖
قدیمی ۲۵ آبان ۱۳۹۲, ۰۲:۴۴ بعد از ظهر   #13 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
پری 63 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +220 امتیاز     
پیش فرض






لاله پول ترجمه های این ماه را می آورد.صد و چهل تومان روی میز می گذارد. می گوید:
-فعلا هربرگ سه هزار و پونصد. اما از ماه بعد کمتر از پنج و پونصد قبول نمی کنم. انگار نمی فهمن گرونی روی همه چیز تاثیر داره. فکر می کنن مترجم سرگنج نشسته. کفم برید از بس با دختره چونه زدم. بیشرف ریملی که به مژه ش زده بود بالای هفتاد آب خورده بود.اونوقت برای پنج هزار تومن که بخواد به من بده داشت پرپر می زد.
قدرشناسانه نگاهش می کنم. اگر قرار بود خودم با دانشجوها سر قیمت چانه بزنم، قید ترجمه را توی همان هفته ی اول می زدم.
*
لاله که رفت، آرایش مختصری کردم و بیرون رفتم. به چهره ام توی آینه نگاه نکردم. فقط در حدی که ببینم مداد را درست پشت پلکم می کشم. سرسری ریمل کشیدم و از نگاه کردن به چشم هایم ابا کردم. دوست نداشتم غم ته چشم هام و این قیافه ی بی حال دوزاری، مرا از رفتن پشیمان کند.
چهل تومان را پای یک پیراهن مردانه ی شیک گذاشتم و پنجاه و پنج تومان دیگر را پای عطرسرد و خوشبویی که همیشه برای رفیع می گیرم. ته شیشه اش بود. تا آخر همین هفته تمام می شود. باقی پولم را کتاب می خرم. دوتا رمان و یک رفرنس جدید.جدید که نه. تجدید چاپ شده با اصلاح و ویرایش جدید!


*


مرغ را خوب سرخ می کنم. هویج را درشت درشت توی قابلمه می اندازم. فلفل دلمه را حلقه حلقه کرده و با پیازی خلال شده توی ظرف می ریزم. سه لیوان آب می ریزم . نمک و فلفل و زردچوبه. به همان اندازه ای که باب میل رفیع است.
دوش می گیرم. سشوار می کشم. بدون اینکه به مردمک چشم هایم نگاه کنم آرایش می کنم. دست پیش می برم و سایه ی آبی فیروزه ای را پشت پلکم می زنم. تمام این کارها را برحسب تجربه، بدون دقت انجام می دهم. حتی نگاه نمی کنم که ببینم زیبایم کرده یا نه. زیبا؟ کی تا حالا به زیبایی ام فکر نکرده ام؟ کی تاحالا؟
لباسم را عوض نکرده ام. لازم نیست. شاید بوی این همه رنگ و لعاب، بوی پیاز داغ را از لباسهایم محو کند. ساعت هفت و نیم است. یک ربع مانده تا رفیع در را باز کند. هفت و ده دقیقه، دیوانه می شوم و سریع لباس عوض می کنم. عطر روی خودم اسپری می کنم و توی آشپزخانه می ایستم و سالاد درست می کنم. می دانم که تا برسد اول چای می خواهد و نیم ساعت بعدش شام.بعد هم بی برو برگرد، خواب!
از راه می رسد و یک راست توی دستشویی می رود. چند دقیقه ای آن تو ،طول می دهد .بعدبیرون می آید و لباس عوض می کند. شلوارک کتان و رکابی سفید. می گوید:
-چای آماده ست؟
سالهاست که به محض عوض کردن لباس همین را می پرسد. سالهاست که می داند همیشه چای آماده است.اما باز هم همان سوال را می پرسد.برایش چای می برم. توی لیوان دسته دار شیپوری. بیهوده انتظار دارم متوجه رنگ و لعابم شود. خیره شده توی تلویزیون. روبرویش می نشینم و به حرف می گیرمش:
-کارت امروز زیاد بود؟
کوتاه سربلند می کند و دوباره توی تلویزیون خیره می شود:
-کار که همیشه زیاده.
می پرسم:
-خسته ای؟
نگاهم می کند. شاید صورت رنگ رنگی ام را دیده. می گوید:
-چطور مگه؟
-هیچی. چاییت که تموم شد، بگو شامو بکشم.
شام را در سکوت مطلق می خوریم. از این همه بی توجهی اش غصه ام شده.دلم یک جوری اش شده. چشم هام یک جوری اش شده. دوست دارم کنج اتاق بخرم .زانوهایم را بغل بگیرم و گریه کنم.از آن گریه ها که بند نمی آیند. کاش از گوشه ی چشمش یک نگاه به من می کرد. کاش می گفت ماتیکم روی دندانهایم مالیده شده. مگر لب را می بیند که دندان را ببیند؟ از فکرهایم خنده ام می گیرد. از آن خنده های میان گریه.
دلخورم..خیلی دلخورم. ظرفها را جمع می کنم و می شویم و تا قبل از اینکه رفیع خوابش بگیرد، سریع می پرم توی دستشویی و مسواک می زنم . تا رفیع کارهای فردایش را روبراه کند و چیزهای مورد نیازش را توی کیفش بچیند، من روی تخت ولو می شوم و با تنی عطر آلود و دلخور، منتظرش می مانم.
نمی آید. هرچه منتظر می مانم نمی آید. از روی تخت بلند می شوم و پاورچین پاورچین فاصله ی اتاق خواب و هال را طی می کنم. گوشه ی هال، پشت مانیتور می بینمش. دارد چیزی را می خواند. نزدیکتر که می روم، لوگوی یک روزنامه ی اقتصادی را توی صفحه می بینم. لابد مقاله ی امروزش را باز دستکاری کرده اند و با ویرایش و جرح و تعدیل چاپ کرده اند. برمی گردم به اتاق خواب. ذهنم را پرواز می دهم.برای خودم خیالپردازی می کنم: رفیع را کنار خودم می بینم که دست روی کمرم می کشد و یک جوک آنچنانی را زیر گوشم تعریف می کند. سرش را موقع تعریف کردن به گوشم نزدیک می کند و دستش روی کمرم می رقصد. من حیرانم بین موج داغی که از حرکات انگشتهایش زیر پوستم می خزد و خنده ای که لبهایم را گشاد می کند.
روی کمرم را با دست لمس می کنم. کاش رفیع زودتر بیاید.


*
پری 63 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
!!!mah!!!, !!!talkh, !!nahal!!, !mina, # MiTrA.Sa #, #laleh#, #SamaneH#, #لـــــــــیلا . م #, "Giti", (mina), (فروردین), * سعیده *, ***nazanin, **samanta**, **سولماز**, *M*O*J*G*A*N*, *تاراج زمان*, *توهم سبز**, *ماه پیشونی*, ,azin,, -ShaDi-, ..nafise.., .:!Tar:., .:neda:., .Arghavan A, .Mar.Yam., .MaRYaM BaNo., .nox., .parniya., .دلآرام., /لاله/, 0033, 41267m, 7toranj, @ DINA @, a-hagh, Abandokht, aida_siasookhte, airena, Alone moon, ana23, anahid 33, Anahita.s, anahita98, anita23, Anolin, Anti_Boy, aray_az, arefe jooon, arefe90, Arezoo Khanoom, ariana*dreams, arman_iran, aryanna, asemanii, ashoka, atefeh.mr, atena.amiri, ati joooon, AtI2020, atra77, ayda90, azadehh, azarsana, azisadeghi, B*O*S*H*R*A, banoojun, banuye barani, BeLAtrIx, berkeh, birain, Black wolf, bneta, brain storm, caarol, carrie, cemira, chon_da, comet32, Dawn95, degeer, devilgirl_A, diaar, domino, earth girl, EINDRA, ELAHE444, Elen, eli joni, elianoos, F . Kh, F @ N @ H @ i, fa62, fafa77, faghatdream, FANNI, faranak-bahari, fariba44, fariba45, faribash, Farnaz, Fateme-a, fatemeh27, fatemeh74, fatima_59, fereshth, foruzan-k, fozhi, fr number1, f_ gisoo tala, galadril3, gandomsa, gandom_me, GH eshghe man, Ghazal99, Gole Yassaman, golerose, golgoli :D, hannaneh_ya66, haveking, hediyeh_b, h_t_h_1984, Ida.M, iran_dokht31, iryane, jnashenakhte, juju 66, kodaki, Lady Kindnessツ, Lady Sky, lalaie, Laya.Li, le y la, leila.kh, leyla71, m0zhdeh, Mah BanU ☾, mahana1, mahda, mahpary, mahshid_3d, mahtab10, mahtab26, mahtabi22, Maman fariba, mamanekasra, maneou, mani1384, mar jan, MARDE_TANHA, marjan khanomi, marmara25, maryam1363, maryam56, maryami.aramesh, maryiana, maryta, mas57, massiii, maya 74, mehraban.7, melodeee, mfr60, milana, Mina khanum, mina68, mina_sh, miraj1, mishapasha, Mmojack, mona61, monir1343, motlagh, mratiger, m_ezraeil_m, m_reisie, nacm7114, naeime66, Nahid72, narges13, nastaran_m, Nayiri, nazisaki, nazli_rezaee, nedaj, neg nego, negar.n1000, negarjav, Negaг, negin gold, negin17, Negin96, niazruby, Nika-Aria, Nika61, nilofar abi, niloOfar 77, niusha_sbr, nmari, no0no0sh, paezzi, pana-m, panah, parisa00, parmida90, parto taban, parvinah, pati'a, patrin, peg@h, princess-mimo, proxima, punio, rahaa_m, rahakh, Ramaan, Rashin.b, Real Smiler, red90, redrose_love68, red_rose, reem1368, Rehi 76, reyhaneh2020, rilla, Romina-77, roya1365, roya87, Roza00, S!M!N, s.invisible, saba_bad, sabooha, sabouraneh, sadaf1366, sadafnaz, saeide735, Saeideh_82, safa9433, sahel_m, samaneh yavari, samaneh60, sameen, SaMiRa.jigli, sana**, sana22, sarax, sara_1360, sazin513, sedena, selina63, serentipiti, Sergeant, setareh273, sete, sh.mrjan, shabtab 62, shadab1987, shadi.A, shadow_das, shaghayegh+h, shanti, sharafi, shida.m, shimaaaaa, shirinbrz, shoko pars, siiiiiima, sinsor, sipa, sitsit, skyasal, sogolhe, soheila50, soheilam, Sohey36, sohna, somaye_t, somy_kh, soodeh90, SOSKET, Star_69, SunDaughter☼, susi, s_donia323, s_masroury, talkhoon, taranomeabshar, tinairn, Titanium, tono, tv35, Universe95, vampire123, wenela, Yase sorkh, yasesabs, yashkin, zahra1361, zahra1374, zahra92, Zahra_97, zan ordibehesht, zarpari, zarre, ziiiziii13, zina, Zjooojooo, zohreh.zarei198, zomorrod72, _Azadeh_, _NoNasH_, ~ELAHE~, ~farzaneh jan~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, §parnian§, آبجی خانمی, آبگیرِ کوچک, آرام.د, آزاده 70, آنیتا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ابريشم سبز, اذربرزین, ارامی, اردلان 1985, اردیبهشت 75, ارغوان 67, اسمان 365, اقا ناز, اقاقی, الاجون, الهه50, انجلین, اوا رامتین, ایلهام, با نمک, باران ستاک, باران شکوفه, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی برفی, بانوی بهاری, برف دونه, بهار بارانی, بی بی گل, تابتا, تریلوبیت, جودی ابوت شیطون, خاله سارا, خیال غزل, داناد, دختر گرما, دخترویروسی, دریا 91, دریا دلنواز, دریا....s, دیبا کیان, رز وحشی, رویای من او, ساحل 2010, ساحلی, سارا ف, سبحی, سحرخاتون, سرو تنها, سلطان قلبها, سوداا, سودی جون, سکوت پر از حرف, شادئ, شبنم, شجره, شروع, شهرزاد ن, شیرین بانو, شیوا, صعوه, طنین67, عمه حمی, فرحناز65, فرنوش72, ققنوس98, م.نوری, مادرم, مامان نی نی, ماه و خورشيد, ماهین56, مشمشه, معصومه سادات, ملودی, ملکه خون, منا معیری, مهستی, می نی, مینا, نسرین..., نغمه13, ننه هانی و حوری, نیاز.ش, نیکا83, نیکیا, هیونگ, ویشار, پاپلی, پرهامه, پری گل, چاله, چشم قشنگ, گونش, یاس بی نشان, یاسمین.م, یاسی جان, یک ابانی, یگانه, ღ Seti ღ, •● نیلوفر 72●•, •●شقایق●•, Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ, ♣ tiam ♣, ♥فرناز♥, ✖Dark♥AngeL✖
قدیمی ۲۶ آبان ۱۳۹۲, ۰۲:۰۵ بعد از ظهر   #14 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
پری 63 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +221 امتیاز     
پیش فرض

لاله فکر می کند اگر بچه داشتیم اینقدر اوضاع بد نبود. لاله از اوضاع بد چیزی نمی داند. تمام تصورش از اوضاع بد این است که فکر می کند من و رفیع زیاد با هم حرف نمی زنیم. یا اینکه من زیادی لی لی به لالای رفیع گذاشته ام و پر توقعش کرده ام. همه ی اینها را هم از شبهایی می فهمد که گاه گاه مهمان ماست و توی اتاق مهمان با هم می خوابیم. از شبهایی که دایم متلک می گوید و در مورد تخت من و رفیع جوک می سازد و برایم تعریف می کند . شبهایی که رفیع تنها می خوابد.
لاله نمی داند که رفیع شبهای زیادی تنها می خوابد. درست ترش این است که من شبهای زیادی را بی رفیع و تنها میخوابم. روی کاناپه ی سه نفره..روی زمین ..یا روی تخت همین اتاق مهمان.لاله خیلی چیزها نمی داند.لازم هم نیست بداند.


*


دستکشها دوخته شده به روزگارم. از این همه وقت که با دستکش طی می کنم دلخورم. دلم برای دیدن دستهایم تنگ شده. توی هوای سرد بیرون از خانه، دستکشهای چرمی را می پوشم. خب زیاد بد نیست. فقط وقتی می خواهم از کیف پولم، پول در بیاورم سخت می شود. انگشتهای کلفت شده ی دستکش اجازه نمی دهد که راحت باشم. همراه یک اسکناس کلی کارت و برگه ی تا شده هم از کیف پولم بیرون می آید. هربار مجبور می شوم دستکش را از دستم دربیاورم تا چیزهایی که بیرون ریخته را دوباره سرجایش جا بزنم.زیر نگاه پر از حرف راننده تاکسی یا فروشنده های مغازه ها معذب می شوم. انگار دارند می گویند مگر مجبوری دستکش دستت کنی؟ چه خبر دارند از انگشتها و کف دست اگزمایی من که باید از دید عالم و آدم پنهان بماند؟
ترجمه را هم با دستکش انجام می دهم. دستکش سفید نخی به دستم می کشم و موس را روی خطوط مقاله ی (راهکارهای کاهش قیمت مواد خام در صنایع پایه) ، بالا و پایین می کنم . کلمات نا آشنا را قرمز می کنم . کپی پیست کرده و توی دیکشنری تخصصی می اندازم.بعد معنی نزدیکتر کلمه را روی برگه می نویسم و وقتی چند پاراگراف تمام شد، به فارسی برمی گردانم. هرصفحه که تمام می شود نگاهی کلی به نوشته هایم می اندازم تا جمله ای را جا نینداخته باشم. وقتی هم کل مقاله تمام شد، با دقت زیادی کلمات لاتین و معنای فارسی را چک می کنم و ترجمه را از اول می خوانم و سعی می کنم جملاتم از نظر ادبی ایرادی نداشته باشد.
وقتی تمام این کارها با دستکش انجام شود، کلافه کننده است. سعی می کنم با دستکشهایم دوست بشوم. اسم دستکش سفیدم را گذاشته ام "خانوم هاویشام". وقتی دستکش های سفید را دستم می کنم و جلوی کامپیوتر می نشینم یاد خانوم هاویشام می افتم که با لباس سفید توی کاخ ترسناکش می چرخید و حرف می زد. وقتهایی که با خانوم هاویشام کار می کنم مدام چک می کنم که کثیف و چرک نشده باشند.


*


هنوز به رفیع نگفته ام که برای حمام رفتن باید همراهی ام کند. دستکش های لاستیکی آشپزخانه را دستم می کنم و خودم را توی حمام می شویم. چندش آور است اما چاره ای نیست. حس می کنم زیر این دستکشهای لاستیکی بیشتر آلوده می شوم تا تمیز. این روزها حمام رفتن یکی از کابوسهایم است.
اما همچنان مهم ترین کابوسم نداشتن رفیع است. رفیع تمام زندگی ام را پرکرده. مثل هوایی که نفس می کشیم. هوای آلوده ای که هست و اگر نباشد می میریم. رفیع آلوده نیست البته. من آلوده ی رفیع شده ام. به شدت آلوده ی رفیع شده ام. جرات ندارم بلند بگویم عاشقش هستم.اما این موضوع به نحو رقت باری درست است. من عاشق او هستم. عاشق مردی که با یک تخته سنگ خارا هیچ فرقی ندارد. چرا فرق دارد. رفیع دست و پا دارد. چشم و لب و دهان دارد. انگشت دارد. اما چیزی که باید داشته باشد ندارد. رفیع محبت ندارد، که البته سنگ خارا هم محبت ندارد.
اوایل چندان بد نبود. خوب هم نبود. اما به بدی الان هم نبود. شوخی نمی کرد. جوک تعریف نمی کرد. قلقلکم نمی داد.آب رویم نمی پاشید.اما هرچه بود از این آدم تلخ عبوس بی تفاوت الان خیلی بهتر بود.
لازم نیست فکر کنم رفیع از کی دیگر نبود...چندبار فکرم را تا ته ته های زندگی مان سُر دادم و آخرش به نتیجه ای نرسیدم. رفیع طوری است که انگار از اول هم نبوده.انگار من توی این همه سال با توهم بودنش زندگی کرده ام و خودم نفهمیده ام. دلخوش بوده ام به حضور فیزیکی بدن و دست و پایش.اما آن اصل کاری را ندیده ام و متوجه نبودنش هم نشده ام. نمی فهمم چرا این روزهایی که حالم از این همه دستکش و این همه درد که توی سینه ام جولان می دهد،بد است، بیشتر یاد نبودنش می افتم. نبودنی که ربطی به دست و پا و قد و قامتش ندارد. ربطی به لباسهایش و آدمی که توی لباسهایش ایستاده ندارد. مربوط به چیزی است که نبودنش را حتمی می کند. رفیع مقابلم ایستاده.کنارم نشسته. بغلم خوابیده، اما نیست. نیست.


*




او دوستم نداشت | پری 63 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
پری 63 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
!!!mah!!!, !!!talkh, !!nahal!!, !mina, # MiTrA.Sa #, #laleh#, #SamaneH#, #لـــــــــیلا . م #, "Giti", (mina), (فروردین), * سعیده *, ***nazanin, **samanta**, **سولماز**, *M*O*J*G*A*N*, *تاراج زمان*, *توهم سبز**, *ماه پیشونی*, ,azin,, -ShaDi-, .:!Tar:., .Arghavan A, .Mar.Yam., .MaRYaM BaNo., .nox., .parniya., .دلآرام., /لاله/, 0033, 41267m, 7toranj, @ DINA @, a-hagh, Abandokht, afroodit, aida_siasookhte, airena, Alone moon, amisha, ana23, anahid 33, Anahita.s, anahita98, anita23, Anolin, Anti_Boy, arefe jooon, arefe90, Arezoo Khanoom, arman_iran, asemanii, ashoka, atefeh.mr, atena.amiri, ati joooon, AtI2020, ayda90, azarsana, azisadeghi, B*O*S*H*R*A, banoojun, banuye barani, BeLAtrIx, berkeh, betsabeh, birain, Black wolf, bneta, brain storm, caarol, carrie, cemira, comet32, Dawn95, devilgirl_A, diaar, domino, earth girl, EINDRA, ELAHE444, Elen, eli joni, elianoos, F . Kh, F @ N @ H @ i, fa62, fafa77, faghatdream, FANNI, faranak-bahari, fariba44, fariba45, faribash, Farnaz, Fateme-a, fatemeh27, fatemeh74, fatima_59, fereshth, foruzan-k, fozhi, fr number1, f_ gisoo tala, galadril3, gandomsa, gandom_me, Ghazal99, Gole Yassaman, golerose, golgoli :D, hannaneh_ya66, hediyeh_b, h_t_h_1984, Ida.M, iran_dokht31, iryane, jnashenakhte, juju 66, kodaki, Laali, Lady Kindnessツ, Lady Sky, lalaie, Laya.Li, le y la, leila.kh, leyla71, liba, Mah BanU ☾, mahana1, mahda, mahdieh.gh, mahnazmom, mahpary, mahshad_hd, mahshid_3d, mahtab10, mahtab26, mahtabi22, Maman fariba, mamanekasra, maneou, mani1384, MARDE_TANHA, marjan khanomi, marmara25, maryam1363, maryam56, maryami.aramesh, maryiana, maryta, massiii, maya 74, mehraban.7, melodeee, mfr60, milana, Mina khanum, mina68, mina_sh, miraj1, mishapasha, Mmojack, mona61, monir1343, motlagh, m_ezraeil_m, m_reisie, nacm7114, naeime66, narges13, nastaran_m, Nayiri, nazisaki, nazli_rezaee, nazok, nedaj, neg nego, negar.n1000, negarjav, Negaг, negin gold, negin17, Negin96, niazruby, Nika-Aria, Nika61, nilofar abi, niloOfar 77, niusha_sbr, niyayeeeeeesh, nmari, no0no0sh, paezzi, pana-m, panah, parisa00, parmida90, parto taban, parvinah, pati'a, patrin, peg@h, princess-mimo, proxima, punio, rahaa_m, rahakh, Ramaan, Rashin.b, Real Smiler, red90, redrose_love68, reem1368, Rehi 76, reyhaneh2020, Romina-77, roya1365, roya87, Roza00, S!M!N, s.invisible, s9083, saba_bad, sabooha, sabouraneh, sadaf1366, sadafnaz, saeide735, Saeideh_82, safa9433, samaneh yavari, samaneh60, sameen, SaMiRa.jigli, sana**, sana22, sarax, sara_1360, sazin513, sedena, selina63, serentipiti, Sergeant, setareh273, shabtab 62, shadab1987, shadi.A, shadow_das, shaghayegh+h, shanti, sharafi, shimaaaaa, shirin67, shirinbrz, shoko pars, siiiiiima, sim sin, simindokht, sinsor, sipa, sitsit, skyasal, sogolhe, soheila50, soheilam, Sohey36, sohna, somaye_t, somy_kh, soodeh90, SOSKET, Star_69, SunDaughter☼, susi, s_donia323, s_masroury, talkhoon, taranomeabshar, tinairn, tono, tv35, Universe95, vampire123, wenela, Yase sorkh, yasesabs, yashkin, zahra1361, zahra1374, zahra92, Zahra_97, Zahra_niki, zan ordibehesht, zarpari, zarpari04, zarre, ziiiziii13, zina, Zjooojooo, zohreh.zarei198, zomorrod72, _Azadeh_, _NoNasH_, ~ELAHE~, ~farzaneh jan~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, §parnian§, آبجی خانمی, آبگیرِ کوچک, آرام.د, آزاده 70, آنیتا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ابريشم سبز, اذربرزین, ارامی, اردلان 1985, اردیبهشت 75, ارغوان 67, اسمان 365, اسمون, اقاقی, الهه50, انجلین, ایلهام, باران ستاک, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی برفی, بانوی بهاری, برف دونه, بهار بارانی, بی بی گل, تریلوبیت, جودی ابوت شیطون, خاله سارا, خیال غزل, داناد, دختر گرما, دریا 91, دریا دلنواز, دریا....s, دیبا کیان, رز وحشی, رویای من او, ساحل 2010, ساحلی, سارا ف, سبحی, سحرخاتون, سرو تنها, سلطان قلبها, سوداا, سودی جون, سکوت پر از حرف, شادئ, شبنم, شجره, شروع, شهرزاد ن, شیرین بانو, شیوا, صعوه, طنین67, عمه حمی, فرحناز65, فرنوش72, ققنوس98, م.نوری, مادرم, مامان نی نی, ماه و خورشيد, ماهین56, مشمشه, معصومه سادات, ملودی, ملکه خون, منا معیری, مهستی, می نی, مینا, نسرین..., ننه هانی و حوری, نیاز.ش, نیکا83, نیکیا, هیونگ, ویشار, پاپلی, پرهامه, پری گل, چاله, چشم قشنگ, گونش, یاس بی نشان, یاسمین.م, یاسی جان, یک ابانی, یگانه, ღ Seti ღ, •● نیلوفر 72●•, •●شقایق●•, Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ, ♣ tiam ♣, ♥فرناز♥
قدیمی ۲۷ آبان ۱۳۹۲, ۰۲:۰۸ بعد از ظهر   #15 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
پری 63 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +217 امتیاز     
پیش فرض

موعد ویزیت دکتر پوست چقدر زود از راه رسید. قرار بود تا درمان کامل ، هرماه ویزیت شوم. رفیع بی حرف و اعتراض همراهم شد. اتاق انتظار نسبتا بزرگ بود. بیشتر شبیه سالن انتظار بود تا اتاق انتظار. دور تا مبلمان چرم اداری چیده بودند. رنگشان سورمه ای است. نشیمن راحتی دارد. منشی ماسک سفیدی روی بینی اش زده و از پشت ماسک فقط چشم هایش پیداست.حدس می زنم برای مبتلا نشدن به ویروس هایی که بیماران با خود سوغات می آورند ماسک زده باشد. باید منتظر بمانم. خیلی شلوغ است. تمام صندلی ها پر است. دودختر جوان روبرویم نشسته اند. بینی هردو چسب دارد. یادم می آید که روی کارت دکتر نوشته شده: جراحی های زیبایی، لیزر، بیماری های پوست، مو، ناخن. فکر می کنم اگر بمیرم هم حاضر نمی شوم بینی ام را عمل کنم. نه که بینی زیبایی داشته باشم. نه.از بریده شدن و دوخته شدن می ترسم. همین خودِ بی بریدگی و بخیه ام را بیشتر دوست دارم.
بالای سر دخترها تابلوی بزرگی از چوب گذاشته اند. ترکیب زیبایی که از چند نوع چوب. تنه های بزرگ و کوچک که یک جنگل را تداعی می کند. جنگل توی تابلو یک تاب کنفی هم دارد. با طناب کنفی یک تاب روی یکی از تنه ها درست کرده اند. زیباست.
نمی دانم چند مریض باید بروند و بیایند تا نوبت من برسد. هر مریضی هم که توی می رود برگشتنش با خداست. پایم خشک شده اما جرات نمی کنم از جایم بلند شوم.نگرانم که تا بلند شوم جایم را بیماران سرپایی غصب کنند. رفیع بی حوصله نشان می دهد. سرش را پایین انداخته و توی سرامیکهای کف اتاق غرق شده. کاش حرف می زدیم. کاش این سکوت چندساله ی لعنتی را ادامه نمی دادیم. اوایل چقدر حرف داشتیم برای گفتن و زدن. چقدر حرف می زدیم. چقدر سر هم را می بردیم. او از اتفاق های دوران سربازیش می گفت و من از شیطنت های دبیرستان و دانشگاهم. او از تنبیه های بچگی اش خاطره تعریف می کرد و من از روزهایی که با عمه منیر و بچه هایش گذراندم.آنقدر حرف می زدیم که گاه شب را نفهمیده به صبح می رساندیم. یا توی آغوش هم می لولیدیم و حرف می زدیم یا یکی سر روی پای دیگری می گذاشت و تعریف می کرد. آن سالها چقدر به نظرم دور از دسترس می آید.
رفیع به بازویم می زند. نگاهش می کنم. نوبتمان شده انگار. دارم بلند می شوم که رفیع هم با من بلند شده و همراهم می شود.آهسته می گویم:
-لازم نیست بیای توو
جواب می دهد که:
-حوصله ام سر رفت..میام باهات.
دکتر همانطور شوخ و شنگ روی صندلی گردانش نشسته. در جواب سلام من، سری تکان می دهد و منتظر می شود روی صندلی، جلویش بنشینم. بعد با چشمهای گرد شده به صورتم خیره می شود، یعنی که حرف بزنم. منتظرش نمی گذارم:
-دستام اگزما دارن آقای دکتر. قرار شد هرماه بیام ویزیت بشم. این بار دومه که میام خدمتتون.
دکتر ذره بین بزرگش را بر میدارد و می خواهد که دستهایم را بالا بیاورم. ذره بین را روی ترکهای دستم بالا و پایین می کند. همان حرفهای قبل را تکرار می کند. دستکش و ممنوعیت شوینده و ...
ناگهان از حرف زدن دست بر می دارد.لحنش را از حالت خبری عوض می کند و با تحکم سوال می کند:
-رعایت می کنی دیگه؟؟
سری تکان می دهم که بله!
می پرسد:
-همه جوره دیگه؟
-بله.
به رفیع نگاه می کند و دوباره به سمت من می چرخد:
-ایشون شوهرجان هستن دیگه؟؟بله؟
می گویم :
-بله
رو به رفیع می گوید:
-همکاری های لازم رو می کنید با خانوم جان..بله؟


پری 63 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
!!!mah!!!, !!!talkh, !!nahal!!, !mina, # MiTrA.Sa #, #laleh#, #SamaneH#, #لـــــــــیلا . م #, "Giti", (mina), (فروردین), * سعیده *, ***nazanin, **samanta**, **سولماز**, *M*O*J*G*A*N*, *تاراج زمان*, *توهم سبز**, *ماه پیشونی*, ,azin,, -ShaDi-, .:!Tar:., .Arghavan A, .Mar.Yam., .MaRYaM BaNo., .nox., .parniya., .دلآرام., /لاله/, 0033, 41267m, 6789, 7toranj, @ DINA @, a-hagh, Abandokht, afroodit, aida_siasookhte, airena, Alone moon, ana23, anahid 33, Anahita.s, anahita98, anita23, Anolin, Anti_Boy, arefe jooon, arefe90, Arezoo Khanoom, arman_iran, aryanna, asemanii, ashoka, atefeh.mr, atena.amiri, ati joooon, AtI2020, atyek, ayda90, azarsana, azisadeghi, B*O*S*H*R*A, banoojun, banuye barani, BeLAtrIx, berkeh, betsabeh, birain, Black wolf, bneta, brain storm, caarol, carrie, cemira, chon_da, comet32, Dawn95, degeer, devilgirl_A, diaar, domino, earth girl, EINDRA, ELAHE444, Elen, eli joni, elianoos, F . Kh, F @ N @ H @ i, fa62, fafa77, faghatdream, FANNI, faranak-bahari, fariba44, fariba45, faribash, Farnaz, Fateme-a, fatemeh27, fatemeh74, fatima_59, fereshth, foruzan-k, fozhi, fr number1, f_ gisoo tala, galadril3, gandomsa, gandom_me, Ghazal99, Gole Yassaman, golerose, golgoli :D, goli62, hannaneh_ya66, hediyeh_b, h_t_h_1984, iran_dokht31, iryane, jnashenakhte, kodaki, Laali, Lady Kindnessツ, Lady Sky, lalaie, Laya.Li, le y la, leila.kh, leyla71, Mah BanU ☾, mahana1, mahda, mahdieh.gh, mahnazmom, mahpary, mahsa92, mahshad_hd, mahshid_3d, mahtab10, mahtab26, mahtabi22, Maman fariba, mamanekasra, maneou, mani1384, mar jan, MARDE_TANHA, marjan khanomi, marmara25, maryam1363, maryam56, maryami.aramesh, maryiana, maryta, massiii, maya 74, melodeee, Mina khanum, mina68, mina_sh, miraj1, mishapasha, Mmojack, mona61, monir1343, motlagh, mratiger, m_ezraeil_m, m_reisie, nacm7114, naeime66, narges13, nasibe1388, nastaran_m, nazisaki, nedaj, neg nego, negar.n1000, negarjav, Negaг, negin gold, negin17, Negin96, niazruby, Nika-Aria, Nika61, nilofar abi, niloOfar 77, niyayeeeeeesh, nmari, no0no0sh, paezzi, pana-m, panah, parisa00, parmida90, parto taban, parvinah, pati'a, patrin, peg@h, princess-mimo, proxima, punio, rahaa_m, rahakh, Ramaan, Rashin.b, Real Smiler, red90, redrose_love68, red_rose, reem1368, Rehi 76, reyhaneh2020, rilla, Romina-77, roya1365, roya87, Roza00, S!M!N, s.invisible, saba_bad, sabooha, sabouraneh, sadaf1366, sadafnaz, saeide735, Saeideh_82, safa9433, sahel_m, samane66, samaneh yavari, samaneh60, sameen, SaMiRa.jigli, sana**, sana22, sarax, sara_1360, sazin513, sedena, selina63, serentipiti, Sergeant, SETARE SOHEYL, setareh273, sete, sh.mrjan, shabtab 62, shadi.A, shadow_das, shanti, sharafi, shida.m, shimaaaaa, shirin67, shirinbrz, shoko pars, sim sin, simindokht, sinsor, sipa, sitsit, skyasal, sogolhe, soheila50, soheilam, Sohey36, sohna, solina.74, somaye_t, somy_kh, soodeh90, SOSKET, Star_69, SunDaughter☼, susi, s_donia323, s_masroury, talkhoon, taranomeabshar, tinairn, Titanium, tv35, Universe95, vampire123, wenela, Yase sorkh, yasesabs, yashkin, zahra1361, zahra1374, zahra92, Zahra_97, Zahra_niki, zan ordibehesht, zarpari, zarpari04, zarre, ziglernata, ziiiziii13, zina, Zjooojooo, zohreh.zarei198, zomorrod72, _Azadeh_, _NoNasH_, ~ELAHE~, ~farzaneh jan~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, §parnian§, آبجی خانمی, آبگیرِ کوچک, آرام.د, آزاده 70, آنیتا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ابريشم سبز, اذربرزین, ارامی, اردلان 1985, اردیبهشت 75, ارغوان 67, اسمان 365, اقاقی, الهه50, انجلین, اوا رامتین, ایلهام, باران ستاک, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی برفی, بانوی بهاری, برف دونه, بی بی گل, تریلوبیت, جودی ابوت شیطون, خیال غزل, داناد, دختر ايران زمین, دختر گرما, دخترویروسی, دریا 91, دریا دلنواز, دریا....s, دیبا کیان, رز وحشی, رویای من او, ساحل 2010, ساحلی, سارا ف, سبحی, سحرخاتون, سرو تنها, سروش آرامش, سلطان قلبها, سوداا, سودی جون, سکوت پر از حرف, شادئ, شبنم, شجره, شروع, شهرزاد ن, شیرین بانو, شیوا, صعوه, طنین67, عمه حمی, فرحناز65, فرنوش72, م.نوری, مامان نی نی, ماه و خورشيد, ماهین56, مشمشه, ملودی, ملکه خون, منا معیری, مهستی, می نی, مینا, نسرین..., ننه هانی و حوری, نیاز.ش, نیکا83, نیکیا, هیونگ, ویشار, پاپلی, پرهامه, پری گل, چاله, چشم قشنگ, گونش, یاس بی نشان, یاسمین.م, یاسی جان, یک ابانی, یگانه, ღ Seti ღ, •● نیلوفر 72●•, •●شقایق●•, Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ, ♣ tiam ♣, ♥فرناز♥
قدیمی ۲۸ آبان ۱۳۹۲, ۰۳:۰۰ بعد از ظهر   #16 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
پری 63 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +215 امتیاز     
پیش فرض

رفیع معذب نگاهم می کند. از گیج خوردنش خوشم می آید.لبخند کجی می زند و سرش را به نشانه ی تایید برای دکتر تکان می دهد. دکتر بلافاصله می گوید:
-این یعنی همکاری می کنید یا نمی کنید؟
پادرمیانی میکنم. دوست ندارم رفیع جلوی دکتر دستپاچه شود.می گویم:
-خودم رعایت می کنم آقای دکتر. نیازی به همکاری ایشون نیست.
دکتر اخم می ریزد توی ابروهای پهنش. سری به تاسف برای من تکان می دهد . رو به رفیع می کند و می گوید:
-خانوم خودم هم اگزما داشت. سه سال. من متاسفانه وقت زیادی با خانومم نیستم که بتونم خیلی همکاری کنم.اما این بیماری بدون همکاری شما به این زودی ها خوب نمیشه. البته خانوم من خوب شده. اما می خوام بگم که همکاری باید باشه. حتما باید باشه.
رفیع به من نگاه می کند. دلخوری را توی صورتش می بینم. مهم نیست. بگذار دلخور باشد. من نمی خواهم دست گدایی جلوی او دراز کنم.بعد رو به دکتر می کند:
-آقای دکتر..خانوم من کمی محجوب هستن. میشه دقیقا بگین چه کمک و همکاری یی باید انجام بدم ؟
من؟ محجوب؟ من؟ من؟ من فقط در آرزوی ذره ای مهر تو می سوزم. من فقط در حسرت یک نگاه پرمهر تو آب می شوم.اما نمی خواهم خودم را وبال گردنت کنم.
دکتر بی توجه به صدای ذهن من ،مرا نادیده می گیرد و به رفیع میگوید:
-در انجام کارهایی که تماس مستقیم با پوست دست دارن، باید کمکش کنید . قبلا هم گفتم، کارهای آشپزخونه، کارهای منزل، اینطور کارها رو میشه با دستکش انجام داد.خودش انجام میده.اما کارهایی هم باید با کمک شما انجام بشه. مثلا..
-نمی گذارم دکتر جمله اش را تمام کند:
-خودم دستکش می پوشم حموم میرم آقای دکتر. نیازی نیست کمک بگیرم.
دکتر با ابروهای بالا داده و چشم های تنگ شده نگاهم می کند:
-شما دو دقیقه ساکت باش تا من شوهر جان رو توجیه کنم.اما ظاهرا اول باید خودتونو توجیه کنم. عزیز من..دستکش برای حمام فایده ای نداره. هرچی ما برای نگهداری پوست زحمت بکشیم، شما همه رو توی حمام از بین می بری. لایه ی بیرونی پوستت با دستکش تماس پیدا می کنه و تمام سلولهای ترمیم شده ی بیرونی را از بین میبره. گفتم که باید دستاتو بالا نگهداری.شوهر جان ببره، بشوره..بیاره ت بیرون. الیته دوش خالی رو خودت تنها می تونی بری.اما اگه نیاز به شامپو کردن و لیف کردن باشه حتما باید شوهر جان زحمت بکشن. درست شد؟
توی صورت رفیع خیره می شود. رفیع سرش را پایین انداخته. می دانم که معذب است. از اینکه مردی مستقیما به مسایل خصوصی زنش اشاره کند، آن هم مسئله ای تا این حد رسوایی آمیز، که آداب و مناسک حمام رفتن را برایش شرح دهد، معذب شده. من می دانم توی دل رفیع چه خبر است. رفیع حتی بین جمع اسم مرا صدا نمی زند. حالا مجبور است به حرفهای دکتر در مورد حمام بردن زنش گوش کند.
بعد از اینکه دکتر سفت و سخت از رفیع برای همکاری حمام قول گرفت، از مطب بیرون می رویم. می دانم که باید برای سوال و جواب آماده شوم. توی آسانسور من و رفیع تنها نیستیم. پس احتمالا سوال و جواب موکول می شود به مسیر مطب تا داروخانه.اما سکوت رفیع متعجبم می کند. از ذهنم می گذرد که حتی آنقدر برایش اهمیت ندارم که بخواهد سین جیمم کند.
دارویی ندارم. همان صابون و کرم های قبلی تجدید شده. توی ماشین که می نشینیم، رفیع با قفل فرمان ور می رود و با آرامش اعصاب خرد کنی آن را باز می کند و پشت صندلی اش می گذارد. دلم میخواهد عصبانی بشود و سوال کند که چرا چیزی نگفته ام. که چرا یک ماه همکاری اش را نخواسته ام. که چرا درمانم را کامل نکرده ام. اما ساکت و بی تفاوت رانندگی می کند.حتی به عابرهای پیاده ای که یکهو جلوی ماشین می پرند هم پرخاش نمی کند. از این همه بی تفاوتی دلم می گیرد.
باز همان حکایت همیشگی. رفیع بدون شام خوابش می برد. صدایش می زنم تا برود توی تخت.نمی رود. همانجا روی زمین می خوابد. پتویی روی زمین پهن می کنم .خودش را می کشاند روی پتو. رویش را می کشم. دوست دارم صدایم کند و بگوید ، تو هم بیا بخواب. اما آنقدر خستگی توی صورتش می بینم که از خیر دلخوری می گذرم. کمی دورتر از رفیع، روی زمین چمباتمبه می زنم و نگاهش می کنم. این مرد یخی و سرد، چه دارد که برای داشتن یک لبخندش دارم می میرم؟


*


گزارش حرفهای دکتر را به لاله می دهم. تمام مدت دارد می خندد.بلند می خندد و تکه بارم می کند.
-خب پس.از این به بعد ماجراها داری با رفیع خان. توی حموم و ..از اینا و...از اونا و...خلاصه....
به حرفهای لاله می خندم اما توی دلم عزا گرفته ام. عزا گرفته ام.


*
پری 63 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
!!!mah!!!, !!!talkh, !!nahal!!, !mina, # MiTrA.Sa #, #laleh#, #SamaneH#, #لـــــــــیلا . م #, "Giti", (mina), (فروردین), * سعیده *, ***nazanin, **samanta**, **سولماز**, *M*O*J*G*A*N*, *تاراج زمان*, *توهم سبز**, *ماه پیشونی*, ,azin,, -ShaDi-, .:!Tar:., .Arghavan A, .Mar.Yam., .MaRYaM BaNo., .nox., .parniya., .دلآرام., /لاله/, 0033, 41267m, 6789, @ DINA @, a-hagh, Abandokht, aida_siasookhte, airena, ana23, anahid 33, Anahita.s, anahita98, anita23, Anolin, Anti_Boy, arefe jooon, arefe90, Arezoo Khanoom, arman_iran, aryanna, asemanii, aseman_82, ashoka, atefeh.mr, atena.amiri, ati joooon, AtI2020, atyek, ayda90, azarsana, azisadeghi, B*O*S*H*R*A, banoojun, banuye barani, BeLAtrIx, berkeh, birain, Black wolf, bneta, brain storm, caarol, carrie, cemira, comet32, dada1, Dawn95, degeer, devilgirl_A, diaar, domino, earth girl, EINDRA, ELAHE444, Elen, eli joni, elianoos, F . Kh, F @ N @ H @ i, fa62, fafa77, faghatdream, FANNI, faranak-bahari, fariba44, fariba45, faribash, Farnaz, Fateme-a, fatemeh27, fatemeh74, fatima_59, fereshth, foruzan-k, fozhi, fr number1, f_ gisoo tala, galadril3, gandomsa, gandom_me, Ghazal99, Gole Yassaman, golerose, golgoli :D, goli62, hannaneh_ya66, h_t_h_1984, Ida.M, iran_dokht31, iryane, jnashenakhte, juju 66, kodaki, Laali, Lady Kindnessツ, Lady Sky, lalaie, Laya.Li, le y la, leila.kh, leyla71, Mah BanU ☾, mahana1, mahda, mahdieh.gh, mahnazmom, mahpary, mahsa92, mahshad_hd, mahshid_3d, mahtab10, mahtab26, mahtabi22, Maman fariba, mamanekasra, maneou, mani1384, mar jan, MARDE_TANHA, marjan khanomi, marmara25, maryam1363, maryam56, maryami.aramesh, maryiana, maryta, massiii, maya 74, mehdi-1369, mehraban.7, melodeee, mfr60, milana, Mina khanum, mina68, mina_sh, miraj1, mishapasha, Mmojack, mona61, monir1343, motlagh, mratiger, m_ezraeil_m, m_reisie, nacm7114, naeime66, narges13, nastaran_m, nazisaki, nedaj, neg nego, negar.n1000, negarjav, Negaг, negin gold, negin17, Negin96, niazruby, Nika-Aria, Nika61, nilofar abi, niloOfar 77, niusha_sbr, niyayeeeeeesh, nmari, nona65, paezzi, pana-m, panah, parisa00, parmida90, parto taban, parvinah, pati'a, patrin, peg@h, princess-mimo, proxima, punio, rahaa_m, rahakh, Ramaan, Rashin.b, Real Smiler, red90, reem1368, Rehi 76, reyhaneh2020, rilla, Romina-77, roya1365, roya87, S!M!N, s.invisible, s9083, saba_bad, sabooha, sabouraneh, sadaf1366, sadafnaz, saeide735, Saeideh_82, safa9433, samane66, samaneh yavari, samaneh60, sameen, SaMiRa.jigli, sana**, sana22, sarax, sara_1360, sarma1010, sazin513, sedena, selina63, serentipiti, Sergeant, SETARE SOHEYL, setareh273, sete, sh.mrjan, shabtab 62, shadab1987, shadi.A, shadow_das, shaghayegh+h, shanti, sharafi, shida.m, shimaaaaa, shirinbrz, shoko pars, siiiiiima, sim sin, sinsor, sipa, sitsit, skyasal, sogolhe, soheila50, soheilam, Sohey36, sohna, solina.74, somaye_t, somy_kh, soodeh90, SOSKET, Star_69, SunDaughter☼, susi, s_donia323, s_masroury, talkhoon, taranomeabshar, tinairn, Titanium, tv35, Universe95, wenela, Yase sorkh, yasesabs, yashkin, zahra1361, zahra1374, zahra92, Zahra_97, zan ordibehesht, zarpari, zarpari04, zarre, ziglernata, ziiiziii13, zina, Zjooojooo, zohreh.zarei198, zomorrod72, _Azadeh_, _NoNasH_, ~ELAHE~, ~farzaneh jan~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, §parnian§, آبجی خانمی, آبگیرِ کوچک, آرام.د, آزاده 70, آزی!, آنیتا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ابريشم سبز, اذربرزین, ارامی, اردلان 1985, اردیبهشت 75, ارغوان 67, اسمان 365, اقاقی, الهه50, انجلین, اوا رامتین, ایلهام, با نمک, باران ستاک, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی برفی, بانوی بهاری, برف دونه, بی بی گل, تریلوبیت, تهران بانو, جودی ابوت شیطون, خاله سارا, خیال غزل, داناد, دختر ايران زمین, دختر گرما, دخترویروسی, دریا 91, دریا دلنواز, دریا....s, دیبا کیان, رز وحشی, رویای من او, ساحل 2010, ساحلی, سارا ف, سحرخاتون, سرو تنها, سلطان قلبها, سوداا, سودی جون, سکوت پر از حرف, شادئ, شبنم, شجره, شروع, شهرزاد ن, شیرین بانو, شیوا, صعوه, طنین67, عمه حمی, فرحناز65, فرنوش72, م.نوری, مامان نی نی, ماه و خورشيد, ماهین56, مشمشه, ملودی, ملکه خون, منا معیری, مهستی, می نی, مینا, نسرین..., نغمه13, ننه هانی و حوری, نیاز.ش, نیکا83, نیکیا, هیونگ, ویشار, پاپلی, پرهامه, پری گل, چاله, چشم قشنگ, گونش, یاس بی نشان, یاسمین.م, یاسی جان, یک ابانی, یگانه, ღ Seti ღ, •● نیلوفر 72●•, •●شقایق●•, Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ, ♣ tiam ♣, ♥فرناز♥
قدیمی ۲۹ آبان ۱۳۹۲, ۰۲:۴۸ بعد از ظهر   #17 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
پری 63 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +225 امتیاز     
پیش فرض

رفیع توصیه کرده که تنها حمام نروم. توصیه ای دستوری.بی ذره ای عطوفت و مهر.عین همین جمله را گفت:
-با کی لجبازی می کنی؟ تنها نمیری. می مونی خودم ببرمت.
انتظار جملات عاشقانه و اداهای لوس زوج های تازه به هم رسیده را ندارم، اما ذره ای محبت نه من را می کشد نه رفیع را !
لباسهایم را روی تخت آماده می گذارم.حوله ام را بر می دارم و به سمت حمام می روم. عصر گفته بودم که می خواهم حمام بروم. رفیع گفته بود دوساعت بعد. و الان دوساعت بعد بود. مرا که حوله به دست می بیند می گوید:
-می خوای بری؟
سر تکان می دهم. میگوید:
-تا خودتو خیس کنی اومدم.
گرما و سرمای آب را تنظیم می کنم و دوش را بالای سرم باز می کنم..زیر دوش می ایستم. آب ولرم روی تنم شره می کند و سرازیر می شود پایین. تقه ای به در می زند و می گوید:
-بیام؟
بلند می گویم بیا.
وقتی وارد می شود از دیدنش توی لباسهایش تعجب می کنم:
-چرا با لباس اومدی؟ خیس میشی الان..لباساتو بیرون درمیاوردی لااقل.
بی که نگاهم کند می گوید:
-مواظبم خیس نشم.
-اما میشی.خیس میشی
بی حوصله می گوید:
-اگه خیس شدم یه دوش میگیرم.
-خب همین الان اینکارو بکن. بدون اینکه لباسات خیس بشن. دربیار لباساتو..
صدایش خستگی دارد. بی مهری دارد. بی توجهی دارد. هزار تا چیز دیگر دارد که با هم هجوم می آورد به ذهن من.می گوید:
-شامپو رو بده به من..اینقدر گیر نده. خوابم میاد. می خوام برم بخوابم.
شامپو را روی کف دستش می ریزد و دستش را روی موهای خیسم می مالد. با هردو دست توی موهایم چنگ می زند. نمی دانم چرا حس می کنم چنگ زدنش با نوعی خشونت همراه است. مثل خالی کردن حرص. مثل تخلیه ی عصبانیت. سرم را بلند میکنم و سعی میکنم از پشت کف شامپو،صورتش را ببینم و تاییدی برای فکرم بگیرم.چیزی نمی بینم. با حرکت خشن دستش سرم را به سمت پایین فشار می دهد و من مطئمن می شوم که چنگ زدنش خشونت آمیز است. حس می کنم پوست سرم زیر انگشتهای مردانه ی قوی اش درد می گیرد. چیزی نمی گویم اما حس بدی دارم. انگار این حمام کوفتی تحمیل شده به ما دوتا.
زیر دوش می روم . چنگ میزند و موهایم را می شوید. خشن و بی عطوفت.در تمام مدت دستهایم را بالا نگه داشته ام. کف از روی سرم شسته شده. نگاهش می کنم. اخم بدی وسط ابروهایش چین انداخته. می گویم:
-اگه سختته نمی خواد ادامه بدی.برو بیرون.خودم می شورم.
هیش بلندی می گوید و دوباره شامپو را توی دستش می ریزد و روی موهایم میکشد. بدون حرف..بدون حرکت اضافی، کارش را انجام می دهد. بغض چسبیده ته گلویم. حس می کنم سربارش هستم. بیماری که مراقبت نیاز دارد. بی دست و پایی که عاجز از انجام کارهای شخصی اش است. آدمی که باید به اجبار حمام بیاوری اش و او را بشویی.
دوباره کف را از روی موهایم می شوید.چشم هایم را باز ِ باز کرده ام. می خواهم اجبار را توی نگاهش ببینم. اول کف بزرگی که روی سینه ی عرقگیرش افتاده را می بینم. دست پیش می برم و کف را بر میدارم. ناگهان خودش را عقب می کشد. با لحن بدی می گوید:
-داری چیکار می کنی تو؟ کثیفم کردی. نمی خوام خیس بشم.
کثیف؟ پس فکر می کند من کثیف هستم؟ پس برای همین اینطور خشن و بی عطوفت سرم را می شود. پس برای همین به بدن برهنه ی من زیر دوش بی تفاوت است؟ کثیف؟
اشک به شدت هجوم می آورد پشت چشم هایم. چشمهام می سوزد. به شدت می سوزد. هجوم مایع داغ را توی چشمخانه ام حس می کنم. میخواهم بگویم که کفی شده و من فقط کف را برداشته ام. دارد غر غر می کند. که کثیف شده. که مجبور است دوش بگیرد. نمی دانم چه مرگم می شود که ناگهان از زیر دوش به سمتش می روم و تن پوشیده در لباسش را در آغوش می گیرم. رفیع جا می خورد. سریع واکنش نشان می دهد. دستهای مرا از دور بدنش باز می کند و می گوید:
-دیوونه تمام لباسمو خیس کردی. من دارم از بیخوابی هلاک میشم. حالا مجبورم دوش بگیرم.
سرم را چسبانده ام به سینه اش. اشک روی گونه هایم روان شده. زیر لب می گویم:
-ببخشید.
انگار نمی شنود.مرا از خودش جدا میکند. لیف را بر میدارد. صابونی می کند. تمام تنم را کفی می کند و آب می کشد. تمام مدت سرم پایین بود تا اشک ریختنم را نبیند .مرا با حوله ام بیرون می فرستد.از پشت در می گوید :
-برام حوله و لباس تمیز بذار پشت در.


*
پری 63 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
!!!mah!!!, !!!talkh, !!nahal!!, !mina, # MiTrA.Sa #, #laleh#, #SamaneH#, #لـــــــــیلا . م #, "Giti", (mina), (فروردین), * سعیده *, ***nazanin, **samanta**, **سولماز**, *M*O*J*G*A*N*, *تاراج زمان*, *توهم سبز**, ,azin,, -ShaDi-, .:!Tar:., .Arghavan A, .Mar.Yam., .MaRYaM BaNo., .parniya., .دلآرام., /لاله/, 0033, 41267m, 7toranj, @ DINA @, a-hagh, Abandokht, aida_siasookhte, airena, Alone moon, anahid 33, Anahita.s, anahita98, anita23, Anolin, Anti_Boy, arefe jooon, arefe90, Arezoo Khanoom, arman_iran, aryanna, asemanii, ashoka, atefeh.mr, atena.amiri, ati joooon, AtI2020, atyek, ayda90, azadehh, azarsana, azisadeghi, B*O*S*H*R*A, bahaneha, banoojun, banuye barani, BeLAtrIx, berkeh, birain, Black wolf, bneta, brain storm, caarol, carrie, cemira, comet32, Dawn95, degeer, devilgirl_A, diaar, earth girl, EINDRA, ELAHE444, Elen, eli joni, elianoos, F . Kh, F @ N @ H @ i, fa62, fafa77, faghatdream, FANNI, faranak-bahari, fariba44, fariba45, faribash, Farnaz, fatemeh27, fatemeh74, fatima_59, fereshth, foruzan-k, fozhi, fr number1, f_ gisoo tala, galadril3, gandomsa, gandom_me, Ghazal99, Gole Yassaman, golerose, golgoli :D, goli62, hannaneh_ya66, hediyeh_b, h_t_h_1984, iran_dokht31, iryane, jnashenakhte, juju 66, kimi khoshgele, kodaki, Laali, Lady Kindnessツ, Lady Sky, lalaie, Laya.Li, le y la, leila.kh, leyla71, Mah BanU ☾, mahana1, mahda, mahdieh.gh, mahpary, mahshid_3d, mahtab10, mahtab26, mahtabi22, Maman fariba, mamanekasra, maneou, mani1384, mar jan, MARDE_TANHA, marjan khanomi, marmara25, maryam1363, maryam56, maryami.aramesh, maryiana, maryta, mas57, massiii, maya 74, mehdi-1369, mehraban.7, melodeee, milana, Mina khanum, mina68, mina_sh, miraj1, mishapasha, Mmojack, mona61, monir1343, motlagh, mratiger, m_ezraeil_m, m_reisie, nacm7114, naeime66, Nahid72, nasibe1388, nastaran_m, nazisaki, nazli_rezaee, nedaj, neg nego, negar.n1000, Negaг, negin gold, Negin96, niazruby, Nika-Aria, Nika61, nilofar abi, niloOfar 77, niusha_sbr, niyayeeeeeesh, nmari, no0no0sh, nona65, paeez 74, paezzi, pana-m, panah, parisa00, parmida90, parto taban, parvinah, pati'a, patrin, peg@h, princess-mimo, proxima, punio, rahaa_m, rahakh, Ramaan, Rashin.b, Real Smiler, red90, red_rose, reem1368, Rehi 76, reyhaneh2020, rilla, Romina-77, roya1365, roya87, S!M!N, s.invisible, s9083, saba_bad, sabooha, sabouraneh, sadaf1366, sadafnaz, saeide735, Saeideh_82, safa9433, samaneh yavari, sameen, SaMiRa.jigli, sana**, sana1994, sana22, sarax, sara_1360, sazin513, sedena, selina63, serentipiti, Sergeant, SETARE SOHEYL, setareh273, sete, shabtab 62, shadab1987, shadi.A, shadow_das, shaghayegh+h, shanti, sharafi, shida.m, shimaaaaa, shirinbrz, shoko pars, siiiiiima, sim sin, simindokht, sinsor, sipa, sitsit, skyasal, sogolhe, soheila50, soheilam, Sohey36, sohna, somaye_t, somy_kh, soodeh90, SOSKET, Star_69, SunDaughter☼, susi, s_donia323, s_masroury, talkhoon, taranomeabshar, tinairn, Titanium, tv35, Universe95, vampire123, wenela, Yase sorkh, yasesabs, yashkin, zahra1361, zahra1374, zahra92, Zahra_97, Zahra_niki, zan ordibehesht, zarpari, zarpari04, zarre, ziglernata, ziiiziii13, Zjooojooo, zohreh.zarei198, zomorrod72, _Azadeh_, ~ELAHE~, ~farzaneh jan~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, §parnian§, آبجی خانمی, آبگیرِ کوچک, آرام.د, آزاده 70, آزی!, آنیتا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ابريشم سبز, اذربرزین, ارامی, اردلان 1985, اردیبهشت 75, ارغوان 67, اسمان 365, اقاقی, الهه50, انجلین, اوا رامتین, ایلهام, با نمک, باران ستاک, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی برفی, بانوی بهاری, برف دونه, بی بی گل, تریلوبیت, تهران بانو, جودی ابوت شیطون, خیال غزل, داناد, دختر ايران زمین, دختر گرما, دخترویروسی, دریا 91, دریا دلنواز, دیبا کیان, رز وحشی, رویای من او, ساحل 2010, ساحلی, سارا ف, سرو تنها, سلطان قلبها, سوداا, سودی جون, سپید88, سکوت پر از حرف, شادئ, شبنم, شجره, شروع, شهرزاد ن, شیرین بانو, شیوا, صعوه, طنین67, عمه حمی, فرحناز65, فرنوش72, م.نوری, مامان نی نی, ماه و خورشيد, ماهین56, مشمشه, معصومه سادات, ملودی, ملکه خون, منا معیری, مهستی, می نی, مینا, نسرین..., نغمه13, ننه هانی و حوری, نیاز.ش, نیکا83, هیونگ, ویشار, پاپلی, پرهامه, پری گل, چاله, چشم قشنگ, گونش, یاس بی نشان, یاسمین.م, یاسی جان, یک ابانی, یگانه, ღ Seti ღ, •● نیلوفر 72●•, •●شقایق●•, Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ, ♣ tiam ♣, ♥فرناز♥
قدیمی ۳۰ آبان ۱۳۹۲, ۰۱:۵۵ بعد از ظهر   #18 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
پری 63 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +220 امتیاز     
پیش فرض

بعد از نمایش رقت بارم توی حمام، سعی می کنم کمتر جلوی رویش آفتابی شوم. ار آن همه حقارتی که نشان دادم، بدم می آید. دوست نداشتم مرا اینقدر حقیر وذلیل ببیند. رفیع اصلا به روی خودش و من نمی آورد. مثل همیشه رفتار می کند.نه خانی آمده، نه خانی رفته!


*


ترجمه می کنم. بیرون می روم. دستکش های مختلف به دستم می کشم. غلطهای نگارشی مقالات رفیع را ویرایش می کنم و سعی می کنم فراموش کنم اولین تجربه ی حمام بردنم مثل یک آدم بیمار، چقدر حقیرانه بود.
باردوم اوضاع بهتر است. رفیع اول خودش حمام رفت و قرار بر این شد که بعد از اتمام کارش مرا صدا بزند. گفته بود اینطوری لااقل دوباره کاری نمی شود. یکبار خیس می شود.
وقتی لای در را باز کرد و صدایم زد، از دیدنش با پایین تنه ی پوشیده اش ، تعجب کردم. چیزی نگفتم. موهایم را همانطور خشونت آمیز چنگ میزد. انگار چیز آلوده و چندش آوری زیر دستانش بود. این بار اشک معطل راند دوم نمایش نشد. بالافاصله سرازیر شد. زیر کف و آب دوش اشک می ریختم و رفیع بی توجه به صورت ملتهب و داغم شامپو می کرد و چنگ می زد. سرم پایین بود و دستهایم رو به بالا. دوست داشتم داد بزنم و بگویم که کسی روی سرم زباله ی متعفن خالی نکرده. این همه چنگ زدن نمی خواهد. این همه خشونت نمی خواهد.
لیف پر از کف را سفت و محکم روی پوستم می کشید. دردی که توی دلم حس می کردم از درد پوستم بیشتر بود. حس می کردم چقدر از من متنفر خواهد بود که ناچار است مرا مثل یک بیمار بی دست و پا ضبط و ربط کند. از وبال بودنم ، از آویزان بودنم، از عاجز بودنم رنج میبردم. اما انکار نکردنی بود که از بی مهری رفیع بیشتر از همه ی اینها رنجیده بودم.
کار که تمام شد، آرام از حمام بیرون خزیدم.لباسهایم را پوشیدم و تصمیم گرفتم که در این موردبا او صحبت کنم.
بیرون که آمد سرحال نبود. صورتش اصلاح شده و براق اما چشم هایش خون آلود و غرق بیخوابی. موهای تمیز و خیس. دلم غنج زد برای سالهای دور. آن وقتها که با حوله ی حمام سربسرش می گذاشتم و لباسهایش را قایم می کردم تا هرتکه را از جایی پیداکند. با حس خوبی که توی دلم سر خورده بود از صرافت حرف زدن افتادم. برای حرف زدن هنوز فرصت بود.


*
پری 63 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
!!!mah!!!, !!!talkh, !!nahal!!, !mina, # MiTrA.Sa #, #laleh#, #SamaneH#, #لـــــــــیلا . م #, "Giti", (mina), (فروردین), * سعیده *, ***nazanin, **samanta**, **سولماز**, *M*O*J*G*A*N*, *تاراج زمان*, *توهم سبز**, *ماه پیشونی*, ,azin,, -ShaDi-, .:!Tar:., .:neda:., .Arghavan A, .Mar.Yam., .MaRYaM BaNo., .parniya., .دلآرام., /لاله/, 0033, 41267m, 7toranj, @ DINA @, a-hagh, Abandokht, aida_siasookhte, airena, Alone moon, anahid 33, Anahita.s, anahita98, anita23, Anolin, Anti_Boy, arefe jooon, arefe90, Arezoo Khanoom, arman_iran, aryanna, asemanii, ashoka, atefeh.mr, atena.amiri, ati joooon, AtI2020, atyek, ayda90, azarsana, azisadeghi, B*O*S*H*R*A, bahaneha, banoojun, banuye barani, BeLAtrIx, birain, Black wolf, bneta, brain storm, caarol, carrie, cemira, comet32, Dawn95, degeer, devilgirl_A, diaar, domino, earth girl, EINDRA, ELAHE444, Elen, eli joni, elianoos, F . Kh, fa62, fafa77, faghatdream, FANNI, faranak-bahari, fariba44, fariba45, faribash, Farnaz, Fateme-a, fatemeh27, fatemeh74, fatima_59, fereshth, foruzan-k, fozhi, fr number1, f_ gisoo tala, galadril3, gandomsa, gandom_me, Ghazal99, Gole Yassaman, golerose, golgoli :D, goli62, hannaneh_ya66, hediyeh_b, h_t_h_1984, iran_dokht31, iryane, jnashenakhte, juju 66, kodaki, Laali, Lady Kindnessツ, Lady Sky, lalaie, Laya.Li, le y la, leila.kh, leyla71, Mah BanU ☾, mahana1, mahda, mahdieh.gh, mahpary, mahsa92, mahshid_3d, mahtab10, mahtab26, mahtabi22, Maman fariba, mamanekasra, maneou, mani1384, mar jan, MARDE_TANHA, marjan khanomi, marmara25, maryam1363, maryam56, maryami.aramesh, maryiana, maryta, mas57, massiii, maya 74, mehdi-1369, mehraban.7, melodeee, milana, Mina khanum, mina68, mina_sh, miraj1, mishapasha, Mmojack, mona61, monir1343, motlagh, mratiger, m_ezraeil_m, m_reisie, nacm7114, naeime66, narges13, nasibe1388, nastaran_m, nazisaki, nazli_rezaee, nedaj, neg nego, negar.n1000, Negaг, negin gold, negin17, Negin96, niazruby, Nika-Aria, Nika61, nilofar abi, niloOfar 77, niusha_sbr, niyayeeeeeesh, nmari, paezzi, pana-m, panah, parisa00, parmida90, parto taban, parvinah, pati'a, patrin, peg@h, princess-mimo, proxima, punio, rahaa_m, rahakh, Ramaan, Rashin.b, Real Smiler, red90, red_rose, reem1368, Rehi 76, reyhaneh2020, rilla, Romina-77, roya1365, roya87, Roza00, S!M!N, s.invisible, s9083, saba_bad, sabooha, sabouraneh, sadaf1366, sadafnaz, saeide735, Saeideh_82, safa9433, samaneh yavari, samaneh60, sameen, SaMiRa.jigli, sana**, sana22, sarax, sara_1360, sarma1010, sazin513, sedena, selina63, serentipiti, Sergeant, setareh273, sete, shabtab 62, shadab1987, shadi.A, shadow_das, shaghayegh+h, shanti, sharafi, shida.m, shimaaaaa, shirin67, shirinbrz, shoko pars, siiiiiima, sim sin, simindokht, sinsor, sipa, sisi7070, sitsit, skyasal, sogolhe, soheila50, soheilam, Sohey36, sohna, somaye_t, somy_kh, soodeh90, SOSKET, Star_69, SunDaughter☼, susi, s_donia323, s_masroury, talkhoon, taranomeabshar, tinairn, Titanium, tv35, Universe95, vampire123, wenela, Yase sorkh, yasesabs, yashkin, zahra1361, zahra1374, zahra92, Zahra_97, zan ordibehesht, zarpari, zarpari04, zarre, ziglernata, ziiiziii13, Zjooojooo, zohreh.zarei198, zomorrod72, _Azadeh_, _NoNasH_, ~ELAHE~, ~farzaneh jan~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, §parnian§, آبجی خانمی, آبگیرِ کوچک, آرام.د, آزاده 70, آزی!, آنیتا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ابريشم سبز, اذربرزین, ارامی, اردلان 1985, اردیبهشت 75, ارغوان 67, اسمان 365, اسمون, اقاقی, الهه50, انجلین, اوا رامتین, ایلهام, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی برفی, بانوی بهاری, برف دونه, بی بی گل, تریلوبیت, تهران بانو, جودی ابوت شیطون, خاله سارا, خیال غزل, داناد, دختر ايران زمین, دختر گرما, دخترویروسی, دریا 91, دریا دلنواز, دریا....s, دیبا کیان, رز وحشی, رویای من او, ساحل 2010, ساحلی, سارا ف, سبحی, سحرخاتون, سرو تنها, سلطان قلبها, سوداا, سودی جون, سپید88, سکوت پر از حرف, شادئ, شجره, شروع, شهرزاد ن, شیرین بانو, شیوا, صعوه, طنین67, عمه حمی, فرحناز65, فرنوش72, م.نوری, مامان نی نی, ماه و خورشيد, ماهین56, مشمشه, معصومه سادات, ملودی, ملکه خون, منا معیری, مهستی, می نی, مینا, نسرین..., نغمه13, ننه هانی و حوری, نیاز.ش, نیکا83, هیونگ, ویشار, پاپلی, پرهامه, پری گل, چاله, چشم قشنگ, گونش, یاس بی نشان, یاسمین.م, یاسی جان, یک ابانی, یگانه, ღ Seti ღ, •● نیلوفر 72●•, •●شقایق●•, Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ, ♣ tiam ♣, ♥فرناز♥
قدیمی ۱ آذر ۱۳۹۲, ۰۳:۰۳ بعد از ظهر   #19 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
پری 63 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +218 امتیاز     
پیش فرض

ادبیات داستانی انگلیسی را دوست دارم. اصطلاحات شسته رفته ای دارد.همه چیز سرجای خودش است. حتی وقتی یک متن کلاسیک را می خوانم، کاملا روی اصول و قاعده نوشته شده. بیخود نیست که هنوز هم رمانهای خارجی طرفداران بیشتری بین نسل روشنفکر دارد. فقط نمی دانم کسی که به اصطلاح دانشجوی زبان و ادبیات انگلیسی است، چرا نباید خودش زحمت ترجمه ی متون کهنش را بکشد و بسپاردش به دست من تا ترجمه کنم. از این همه بیسوادی و اهمال در تحصیل حرصم می گیرد. حقش است که متن را برایش غلط غلوط ترجمه کنم تا تلنگری بخورد و خودش کارهایش را انجام بدهد.
نه..دلم راضی نمی شود. حتی اگر دانشجویی ارزش و اهمیت دانشش را نداند، دلیل نمی شود که من کم کاری کنم.اما به لاله توصیه می کنم که از این به بعد از دانشجوی زبان، برایم کار قبول نکند.
بخشی از مکبث شکسپیر را ترجمه می کنم و لذت می برم از تصویر سازی ی شگفت انگیز آن دوران.
*
لاله مدام سربسرم می گذارد. می خواهد بداند ماجراهای حمام رفتنمان به کجاها ختم می شود. دل به دلش نمی دهم. متوجه شده که حال و حوصله ی درست و حسابی ندارم. اما همچنان روی شوخی هایش تاکید می کند. دوست ندارم لاله از کسالت روزهایم چیزی بداند. از حقارتی که تحمل می کنم. از خفتی که به خودم تحمیل کرده ام.


*


روی مبل، جلوی میز نشسته بودم و سرم توی ترجمه و دیکشنری بزرگم بود. رفیع جلوی تلویزیون دراز کشیده بود و تحلیل اقتصادی بعد از خبر را می دید. با صدای زنگ تلفنش، سرش را برگرداند و به من نگاه کرد. بی سوال، گوشی اش را از روی میز برداشتم و به دستش دادم. (الو) ی بی حوصله اش بعد از کمی مکث ، بعد از شنیدن صدای کسی که پشت خط بود، به (خواهش می کنم) ملایمی تبدیل شد. به جملات بعدی اش دقت نکردم ، اما با شنیدن جمله ی آخرش:(اختیار دارید خانوم) که با مهربانی بیان شد، چیزی توی دلم تکان خورد. خانم؟ کدام خانم؟ این وقت شب؟ به ساعت نگاه کردم. یازده و نیم شب. کدام خانوم این وقت شب تماس می گیرد و باعث می شود لحن صدای رفیع ملایم بشود و مهربانی کند و با مهربانی تماس را قطع کند؟
به خودم و چیزی که به جانم افتاده می خندم. حتی ابا دارم که به این چیز..به این چیزی که توی جانم افتاده، نام ( شک ) بدهم. شک به کی؟ به رفیع؟ به این مرد یخی و سنگی؟ به این مرد بی احساس و عاری از عاطفه؟ به این مردی که سالهاست حرف عاشقانه ای نزده؟
فرو رفتم توی برگه های سفیدم و ترجمه ام را تمام کردم. وقتی توی تخت خزیدم، تصمیم گرفتم این ماجرا را با آب و تاب برای لاله تعریف کنم تا کمی بخندیم.
*
لاله پشت تلفن، بی وقفه می خندید. از خنده ی پرهیجانش من هم به خنده افتادم.
-فکر کن..این شوهر کبریت بی خطر تو بخواد با یه خانومی سرو سر داشته باشه..اونم نصفه شب..اونم جلوی زن خودش..چه شود.
-کوفت..شوهر منو مسخره نکن..
-نه به جون خودم..مسخره م کجا بود؟ من اگه بخوامم کسی رو مسخره کنم،باید تو رو مسخره کنم که با وجود همچین آدم بیخطری، نگران شدی و بهش شک کردی.
دل به دل لاله می دهم،بازی خوبی شده. جدی و نگران می گویم:
-باور کن لاله دلم یه طوریش شد. غلط نکنم سروگوش آقامون می جنبه. فکر کنم زیر سرش بلند شده. باید ته و توی این قضیه رو دربیارم و بفهمم این زنه کی بود که یازده و نیم شب به رفیع زنگ زد. اگه نفهمم کیه خواب ندارم.
-درد نگیری تو..بایدم نگران بشی. اون رفیعی که من می شناسم، با سایه ی خودشم قهره..فکر کن بخواد..
-لاله..بجون خودم نگرانم..باید بفهمم این زنه کی بود.
لاله بین خنده و جدی گفت:
-خب خره..شماره شو از توی گوشی رفیع دربیار. به شماره هه زنگ بزن..ببین کیه. اصلا از خودش بپرش..بهش بگو، ببخشین خانوم شما اون وقت شب با شوهر من چیکار داشتی که زنگ زدی؟
غش غش خندیدم و خنداخند خداحافظی کردم. بد فکری هم نبود. اما نه..خیلی هم فکر بدی بود. صورت خوشی نداشت که بخواهم توی گوشی رفیع را بگردم و چیزی پیدا کنم.
بی توجه به شوخی ها و حرفهایم با لاله، آبگوشت پرملاط و پر ادویه ای باب میل رفیع بار می گذارم و سراغ کتابی می روم که تازه خریده بودم.



*
پری 63 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
!!!mah!!!, !!nahal!!, !mina, # MiTrA.Sa #, #laleh#, #لـــــــــیلا . م #, "Giti", (mina), (فروردین), * سعیده *, ***nazanin, **samanta**, **سولماز**, *M*O*J*G*A*N*, *تاراج زمان*, *توهم سبز**, *ماه پیشونی*, ,azin,, -ShaDi-, .Arghavan A, .Mar.Yam., .MaRYaM BaNo., .parniya., .دلآرام., /لاله/, 0033, 41267m, 7toranj, @ DINA @, a-hagh, Abandokht, aida_siasookhte, airena, Alone moon, ana23, anahid 33, Anahita.s, anahita98, anita23, Anolin, Anti_Boy, arefe jooon, arefe90, Arezoo Khanoom, arman_iran, aryanna, asemanii, ashoka, atefeh.mr, ati joooon, atyek, ayda90, azadehh, azarsana, azisadeghi, B*O*S*H*R*A, bahaneha, banoojun, banuye barani, BeLAtrIx, birain, Black wolf, bneta, brain storm, caarol, carrie, cemira, comet32, Dawn95, degeer, devilgirl_A, diaar, domino, earth girl, EINDRA, ELAHE444, Elen, eli joni, elianoos, F . Kh, fa62, fafa77, faghatdream, FANNI, faranak-bahari, fariba44, faribash, Farnaz, Fateme-a, fatemeh27, fatemeh74, fatima_59, foruzan-k, fozhi, fr number1, f_ gisoo tala, galadril3, gandomsa, gandom_me, GH eshghe man, Ghazal99, Gole Yassaman, golerose, golgoli :D, goli62, hannaneh_ya66, hediyeh_b, h_t_h_1984, iran_dokht31, iryane, jnashenakhte, juju 66, kodaki, Laali, Lady Kindnessツ, Lady Sky, lalaie, Laya.Li, le y la, leila.kh, leyla71, Mah BanU ☾, mahana1, mahda, mahdieh.gh, mahnazmom, mahpary, mahsa92, mahshad_hd, mahshid_3d, mahtab10, mahtab26, mahtabi22, Maman fariba, mamanekasra, maneou, mani1384, mar jan, MARDE_TANHA, marjan khanomi, marmara25, maryam1363, maryam56, maryami.aramesh, maryiana, maryta, mas57, massiii, maya 74, mehdi-1369, mehraban.7, melodeee, mfr60, milana, Mina khanum, mina68, mina_sh, miraj1, mishapasha, Mmojack, mona61, monir1343, motlagh, mratiger, m_ezraeil_m, m_reisie, nacm7114, naeime66, narges13, nastaran_m, nazisaki, nazli_rezaee, nedaj, neg nego, negar.n1000, negarjav, Negaг, negin gold, negin17, Negin96, niazruby, Nika-Aria, Nika61, nilofar abi, niloOfar 77, niusha_sbr, niyayeeeeeesh, nmari, no0no0sh, paezzi, pana-m, panah, parisa00, parmida90, parto taban, parvinah, pati'a, patrin, peg@h, princess-mimo, proxima, punio, rahaa_m, rahakh, Ramaan, Rashin.b, Real Smiler, red90, redrose_love68, red_rose, reem1368, Rehi 76, reyhaneh2020, rilla, Romina-77, roya1365, S!M!N, s.invisible, s9083, saba_bad, sabooha, sabouraneh, sadaf1366, sadafnaz, saeide735, Saeideh_82, safa9433, sakera, samaneh yavari, samaneh60, sameen, SaMiRa.jigli, sana**, sana22, sarax, sara_1360, sazin513, sedena, selina63, serentipiti, Sergeant, setareh273, setayesh1363, sete, sh.mrjan, shabtab 62, shadab1987, shadi.A, shadow_das, shanti, sharafi, shida.m, shimaaaaa, shirin67, shirinbrz, shoko pars, siiiiiima, sim sin, sinsor, sipa, sitsit, skyasal, sogolhe, soheila50, soheilam, Sohey36, solina.74, somaye_t, somy_kh, soodeh90, SOSKET, Star_69, SunDaughter☼, susi, s_donia323, s_masroury, talkhoon, taranomeabshar, tinairn, Titanium, tv35, Universe95, vampire123, wenela, Yase sorkh, yasesabs, yashkin, zahra1361, zahra1374, zahra92, Zahra_97, zan ordibehesht, zarpari, zarpari04, zarre, ziglernata, ziiiziii13, zina, Zjooojooo, zohreh.zarei198, zomorrod72, _Azadeh_, _NoNasH_, ~ELAHE~, ~farzaneh jan~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, §parnian§, آبجی خانمی, آبگیرِ کوچک, آزاده 70, آزی!, آنیتا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ابريشم سبز, اذربرزین, ارامی, اردلان 1985, اردیبهشت 75, ارغوان 67, اسمان 365, اقاقی, الهه50, انجلین, ایلهام, باران ستاک, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی برفی, بانوی بهاری, برف دونه, بی بی گل, تریلوبیت, جودی ابوت شیطون, خاله سارا, خیال غزل, داناد, دختر ايران زمین, دختر گرما, دخترویروسی, دریا 91, دریا دلنواز, دریا....s, دیبا کیان, رز وحشی, رویای من او, ساحل 2010, سارا ف, سبحی, سحرخاتون, سرو تنها, سلطان قلبها, سوداا, سودی جون, سکوت پر از حرف, شادئ, شجره, شروع, شهرزاد ن, شیرین بانو, شیوا, صعوه, طنین67, عمه حمی, فرحناز65, فرنوش72, م.نوری, مامان نی نی, ماه و خورشيد, ماهین56, مشمشه, ملودی, منا معیری, مهستی, می نی, مینا, نسرین..., نغمه13, ننه هانی و حوری, نیاز.ش, نیکا83, هیونگ, ویشار, پاپلی, پرهامه, پری گل, چاله, چشم قشنگ, گونش, یاسمین.م, یاسی جان, یک ابانی, یگانه, ღ Seti ღ, •● نیلوفر 72●•, •●شقایق●•, Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ, ♣ tiam ♣, ♥فرناز♥
قدیمی ۲ آذر ۱۳۹۲, ۰۱:۵۴ بعد از ظهر   #20 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
پری 63 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +207 امتیاز     
پیش فرض

*


پیاز سفید را از چهارقاچ کردم و توی نعلبکی چینی سفید گذاشتم. بوی پیازی که از دهان رفیع خارج خواهد شد، شب موقع خواب اذیتم خواهد کرد، اما می دانم پیاز خوردن با آبگوشت چقدر با او می چسبد.توی یک نعلبکی دیگر هم ترشی لیته می ریزم. خب..همه چیز تکمیل بود. رفیع سرمیز دنبال چیزی می گشت. چشم چشم کردم تا بفهمم چه چیزی می خواهد. بالاخره خودش بلند شد و از ته یخچال، شیشه ی ترشی بادمجان را بیرون کشید و با قاشق مقداری ترشی از توی شیشه بیرون کشید. وا رفتم. تمام آن وسواسی که برای چیدن میز و مخلفات روی میز خرج کرده بودم، دود شد و رفت هوا.همیشه باید طوری به من بفهماند که کارم نقص دارد و کامل نیست.
بعد از شام مشغول شستن کاسه های بلوری غذا بودم که صدای زنگ تلفنش بلند شد. نمی دانم واقعا با سرعت از جاپرید و سمت گوشی رفت یا من اینطوری حس کردم.گوشی را برداشت و با یک (الو) ی جاندار و گرم، روی دورترین مبل به آشپزخانه نشست. صدایش بریده بریده می آمد.
(خواهش می کنم خانوم..)
(نه بابا..این چه حرفیه؟)
(ای بابا..شما دیگه چرا؟)
(افتخاریه برای من..)
(شب شما هم خوش)
ربطی بین جملات نمی دیدم. حداقل ،ارتباطی که بخواهد چیز مهمی را به من بفهماند.پرسیدم :
-کی بود؟
جواب داد:
-هیچکی..یکی از بچه های دانشگاه.
فکر کردم، برای فردا هم یه سوژه برای خندیدن با لاله پیدا کردم. صبح به محض زنگ خورد تلفن خانه و شنیدن (سلام) لاله، گفتم:
-لاله..زنه دیشب باز به رفیع زنگ زد.
لاله نخندید ، فقط گفت:
-برو بابا حال داری تو هم. زنگ زدم بگم بازارچه کتاب را افتاده توی فرهنگسرای نزدیک اداره مون. عصری بیا با هم بریم ببینم چیا دارن.
از اینکه بازی مرا به هم زد دلخور شدم. گفتم حوصله ندارم.اما لاله بلد بود چطوری حوصله ام را سرجا بیاورد.
-مجموعه ی آلبادسس پدس رو نمی خوای مگه؟ فکر کنم یه چیزی شبیه مجموعه کاملشو اونجا دیدم..
-مگه تو رفتی؟
-نه داخل نرفتم. از کنارش رد شدم..چشمم بهش افتاد.حالا بیا با هم بریم ببینم داره یا نه.


*


هفت سال پیش بود. به شدت سرما خورده بودم. قادر نبودم حتی تا دستشویی راه بروم. افتاده بودم توی بستر و توی تب دست و پا می زدم. تنم هی گر می گرفت و هی یخ می شد. لرز می کردم. چشم هام توی حدقه داشت آتش می گرفت. آمپول و قرص کوچکترین اثری در بهبود حالم نداشت. دو شب تمام رفیع تا صبح بالای سرم بیدار نشست. هی دستمال نمدار روی پیشانی ام گذاشت و هی دستم را توی دستش گرفت و در سکوتی که خاص خودش است، انرژی و روحیه ام را تقویت کرد. با ناواردی سوپ جویی فراهم کرد و سعی کرد به زور توی حلقم بریزد. اخمی که وسط ابروهایش افتاده بود و قهوه ای روشن لرزانِ چشم هایش، نشان می داد که خیلی نگرانم شده. از دیدن این پریشانی توی چهره و رفتار رفیع، هم لذت می بردم هم شرمنده بودم. وقتی خوب شدم، رفیع تا مدتها، شبها مرا توی آغوش خودش نگه می داشت. گاهش زمزمه ی خفیفی هم می شنیدم که می گفت نگران بوده مرا از دست بدهد.
این خاطرات انگار مال هزار سال قبل است. یا نه..اصلا انگار من دارم خاطرات زن غریبه ای را که نمی شناسم برای خودم مرور می کنم. خاطراتی که نمی دانم از کجا و چطوری توی ذهن من ثبت شده و برای من مرور می شود. رفیع این روزها و این سالها ، هیچ اثر و نشانی از نگرانی و پریشانی برای من ندارد. من و دیوار مقابلش برایش فرقی نداریم. بودن و نبودن من را نه می بیند و نه می فهمد. دام چقدر برای همان رفیع پرسکوت اما نگران آن روزهای بیماری ام تنگ شده.


*

ویرایش توسط پری 63 : ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ در ساعت ۰۸:۳۱ بعد از ظهر
پری 63 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
!!!mah!!!, !!!talkh, !!nahal!!, !mina, # MiTrA.Sa #, #laleh#, #SamaneH#, #لـــــــــیلا . م #, "Giti", (mina), (فروردین), * سعیده *, ***nazanin, **samanta**, **سولماز**, *M*O*J*G*A*N*, *تاراج زمان*, *توهم سبز**, *ماه پیشونی*, ,azin,, -ShaDi-, .:!Tar:., .Arghavan A, .Mar.Yam., .MaRYaM BaNo., .parniya., .دلآرام., /لاله/, 0033, 41267m, 7toranj, @ DINA @, a-hagh, Abandokht, aida_siasookhte, airena, Alone moon, ana23, anahid 33, Anahita.s, anahita98, anita23, Anolin, Anti_Boy, arefe jooon, arefe90, Arezoo Khanoom, arman_iran, asemanii, ashoka, atefeh.mr, ati joooon, AtI2020, atyek, ayda90, azadehh, azarsana, azisadeghi, B*O*S*H*R*A, bahaneha, banoojun, banuye barani, BeLAtrIx, berkeh, birain, Black wolf, bneta, brain storm, caarol, carrie, cemira, comet32, dada1, Dawn95, devilgirl_A, diaar, EINDRA, ELAHE444, Elen, eli joni, elianoos, F . Kh, fa62, fafa77, faghatdream, FANNI, faranak-bahari, fariba44, Farnaz, Fateme-a, fatemeh27, fatemeh74, fatima_59, fozhi, fr number1, f_ gisoo tala, galadril3, gandomsa, gandom_me, GH eshghe man, Ghazal99, Gole Yassaman, golerose, golgoli :D, goli62, hannaneh_ya66, hediyeh_b, h_t_h_1984, iran_dokht31, iryane, jnashenakhte, juju 66, kamand76, kodaki, Laali, Lady Kindnessツ, Lady Sky, lalaie, Laya.Li, le y la, leila.kh, leyla71, Mah BanU ☾, mahana1, mahda, mahdieh.gh, mahnazmom, mahpary, mahsa92, mahshid_3d, mahtab10, mahtabi22, Maman fariba, mamanekasra, mamorin, maneou, mani1384, many22, mar jan, MARDE_TANHA, marjan khanomi, marmara25, maryam1363, maryam56, maryami.aramesh, maryiana, maryta, mas57, massiii, maya 74, mehdi-1369, mehraban.7, mehrn00sh, melodeee, milana, Mina khanum, mina68, mina_sh, miraj1, mishapasha, mona61, monir1343, motlagh, mratiger, m_ezraeil_m, m_reisie, nacm7114, naeime66, narges13, nastaran_m, nazisaki, nazli_rezaee, nedaj, neg nego, negar.n1000, negarjav, Negaг, negin gold, negin17, Negin96, niazruby, Nika-Aria, Nika61, niloOfar 77, niusha_sbr, niyayeeeeeesh, nlp16001, nmari, no0no0sh, nona65, paezzi, pana-m, panah, parisa00, parmida90, parto taban, parvinah, pati'a, patrin, peg@h, princess-mimo, proxima, punio, rahaa_m, rahakh, Ramaan, Rashin.b, Real Smiler, red90, redrose_love68, red_rose, reem1368, Rehi 76, reyhaneh2020, rilla, Romina-77, roya1365, roya87, S!M!N, s.invisible, s9083, saba_bad, sabooha, sabouraneh, sadaf1366, sadafnaz, saeide735, Saeideh_82, safa9433, samaneh yavari, samaneh60, sameen, SaMiRa.jigli, sana**, sana22, sara_1360, sazin513, sedena, selina63, serentipiti, Sergeant, setareh273, setayesh1363, sh.mrjan, shabtab 62, shadab1987, shadi.A, shadow_das, shaghayegh+h, shanti, sharafi, shida.m, shimaaaaa, shirinbrz, shoko pars, sh_karan, siiiiiima, sim sin, sinsor, sipa, sitsit, skyasal, sogolhe, soheila50, soheilam, Sohey36, sohna, somaye_t, somy_kh, soodeh90, SOSKET, Star_69, SunDaughter☼, susi, s_donia323, s_masroury, talkhoon, taranomeabshar, tinairn, Titanium, tv35, Universe95, vampire123, wenela, Yase sorkh, yasesabs, yashkin, zahra1361, zahra1374, zahra92, Zahra_97, zan ordibehesht, zarpari, zarpari04, zarre, ziglernata, ziiiziii13, Zjooojooo, zohreh.zarei198, zomorrod72, _Azadeh_, _NoNasH_, ~ELAHE~, ~farzaneh jan~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, §parnian§, آبجی خانمی, آبگیرِ کوچک, آزاده 70, آزی!, آنیتا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ابريشم سبز, اذربرزین, ارامی, اردلان 1985, اردیبهشت 75, ارغوان 67, اقا ناز, اقاقی, الهه50, انجلین, ایلهام, با نمک, باران ستاک, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی برفی, بانوی بهاری, برف دونه, بی بی گل, تریلوبیت, جودی ابوت شیطون, خاله سارا, خیال غزل, داناد, دختر ايران زمین, دختر گرما, دخترویروسی, دریا 91, دیبا کیان, رز وحشی, رویای من او, ساحل 2010, سارا ف, سامیه12, سبحی, سحرخاتون, سرو تنها, سلطان قلبها, سوداا, سودی جون, سپید88, سکوت پر از حرف, شادئ, شجره, شروع, شهرزاد ن, شیرین بانو, شیوا, صعوه, طنین67, عرفان 82, عمه حمی, فرحناز65, فرنوش72, م.نوری, مامان نی نی, ماه و خورشيد, ماهین56, مشمشه, ملودی, منا معیری, مهستی, می نی, مینا, نسرین..., نغمه13, ننه هانی و حوری, نیاز.ش, نیکا83, هیونگ, ویشار, پاپلی, پرهامه, پری گل, چاله, چشم قشنگ, چشمک ستاره, گونش, یاسمین.م, یاسی جان, یک ابانی, یگانه, ღ Seti ღ, •● نیلوفر 72●•, •●شقایق●•, Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ, ♣ tiam ♣, ♥فرناز♥
 

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
معرفی و نقد رمان او دوستم نداشت | پری 63 کاربر انجمن پری 63 نوشته کاربران سایت 1383 ۱۸ فروردين ۱۳۹۳ ۰۶:۳۷ بعد از ظهر
دوستم بدار | زهرا1234 کاربر انجمن زهرا1234 حذفیات 0 ۲۴ بهمن ۱۳۹۰ ۰۷:۵۰ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۲:۲۴ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا