آسیاتک

بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
انیمیشن جراحی بینی
ایران سرخط
پارس هاب نقطه خط
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۲ آبان ۱۳۹۲, ۰۳:۰۴ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
بانوی دریاها آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض معرفی و نقد رمان مادر اجاره ای | بانوی دریاها کاربر انجمن

خلاصه داستان:
داستان در مورد یه دختره .دختری از جنس همه ی دخترا,لطیف,دل نازک وبابادوست وازعاشق زرقو برق ,تیپ,لباس قشنگو گرون امـــــــــــــــــــــاب ایددست بزاره رو هه ی این احساسا و بشه یه سرپرست ......
لطفا نظراتتونو بدید تا یه کتاب خوب بشه
رمان مادر اجاره ای | بانوی دریاها کاربر انجمن

ویرایش توسط بانوی دریاها : ۱۲ آبان ۱۳۹۲ در ساعت ۰۳:۰۸ بعد از ظهر
بانوی دریاها آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :

تبلیغات

دانلود پالس الکترونیک

قدیمی ۱۴ آبان ۱۳۹۲, ۰۶:۲۱ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
لیلیپوت آواتار ها
 
لیلیپوت به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام.
تبریک میگم تاپیک نقد رو و خوشحالم که اولین نفر هستم.
خب تا اینجای داستان ، هرچند که تازه اولش هست ، یه شمای کلی بدست اومده.
اینکه دلارام دختر خوشگلیه اما از بخت بد ، توی تنگدستی داره زندگی میکنه و نیاز مالی شدیدی داره و....
تم داستان خوب هست اما یه جاهایی غلط املایی زیاد به چشم میخوره که کاش اصلاح بشه تا توی ذوق نزنه.
دیگه اینکه امیدوارم تکرار به چشم نخوره یا اگه تکرار هست ، نوآوری هم داشته باشه.
موفق باشید
لیلیپوت آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۴ آبان ۱۳۹۲, ۰۲:۱۷ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
بانوی دریاها آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

حذر از عشق نتوانم نتوانم چند روزی از این شهر سفر کن نتوانم نتوانم
حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
سلام عزیزم مرسی از پیشنهاد های خوب و به درد بخورت
سعی میکنم یه کتاب خوب تحویلتون بدم
بانوی دریاها آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳۰ آبان ۱۳۹۲, ۰۷:۰۳ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
نوشیس آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام گلم دستت طلا رمانه باحالیه ها فقط یه چیز این دلارام بدون فکر و استرس چقد
زود و راحت همچین کاری کرد بدون این که به آیندش فکر کنه
درسته شرایط سختی داشت ولی حداقل یه خورده با خودش کلنجار می رفت که آیا این کارو بکنم ،آیا نکنم بعد میرفت به اونا میگم که من حاضرم اینکاروکنم
بعدشم سنشو خیلی کم نزاشتی آخه 16خیلی بچس حادقل یه بیستی نوزدهی چیزی
نوشیس آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲ آذر ۱۳۹۲, ۰۹:۱۳ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
بانوی دریاها آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام عزیز دلم ممنون از توجه قشنگت....یه تو ضیحاتی باید بهت بدم
داستانش اینجوریه عزیزم همه ی سختیا که سن خاصی رو مد نظر ندارن ....
شاید شما تجربه ندارید ولی من به چشم چنین افرادی رو دیدم که بخاطر خانوادشون جونشونم دادن...
به نظر من معصومیتی که یه دختر 16 ساله داره یه دختر 19 ساله نداره.....بخاطر همین سن کمش هم هست که انقدر زو تصمیم میگیره....

ولی بازم ازت ممنونم بخاطر نظرات قشنگت ....اگه ادامه بدی خیلی چیزا میفهمی که در اینده همه ابهامات بر طرف میشه....



نمیدانم چه رازیست بین دست و دلم که به هر که دل بستم از دستم برفت....

ویرایش توسط بانوی دریاها : ۲ آذر ۱۳۹۲ در ساعت ۰۹:۲۰ بعد از ظهر
بانوی دریاها آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۵ آذر ۱۳۹۲, ۱۰:۱۷ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
souman آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

ب نظر منم سنش ی مقدار کم برا این کار
ولی خوب منم زود قضاوت نمیکنم چون همین طور ک خودت گفتی قرار تو آینده اتفاق های جالب بیافته !
آخی دلم برا دلارام میسوزه خیلی دختر خوبیه !
باهاش ارتباط برقرار کردم شدید !
ی سوال شخصیت داستانمون( آقا اخمو ) ؟؟؟
چقدر بد ! یعنی درحال حاضر بد ! ولی بعدا .......
افسانه هم ی خانوم دلسوز و مهربونیه ! خوشم میاد ازش



ارزش خوندن رو داره , پس خوشحال میشم بخونی


souman آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۵ آذر ۱۳۹۲, ۱۰:۲۹ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
souman آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

واییییییییی
میخوام این محمد ( یاهمون آقا اخمو خودمون ) خفه کنم !
دلارام بیچاره داره باعث شد صاحاب بچه بشه , اونوقت این اخمالو یه چیزیم طبکاره , پرووووووو

دوستم ی نظر !
فکر نمیکنی روند رمانت یکم داره سریع پیش میره ؟
ب نظرت بهتر نیست یکم بیشتر توضیح داده بشه ؟
مثلا : شخصیت هات
زندگی دلارام
این بداخلاقی مادر دلارام , وقتی فهمید دلارام خل وچلمون چ کار کرد؟؟
souman آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۶ آذر ۱۳۹۲, ۰۹:۵۷ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
بانوی دریاها آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

مرسی از نظرات عزیزم شاید حق با شما باشه ...............
سعی میکنم دقیق تر توصیف کنم ......
هدف ما جلب نظر شماست دوست عزیز
بانوی دریاها آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ آذر ۱۳۹۲, ۰۹:۲۰ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
باران211 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام دوست عزيز، بايد بگم رمانت از اون رمانايي كه مربوط به قشر ضعيف و ثروتمنده، به نظر منم خيلي زود دلآرام تصميم گرفت كه اين كار و انجام بده، درسته كه به خاطر خانواده بود ولي بايد يه مشورت كوچولو با مادرش انجام ميداد به همين دليل يه جورايي حق رو به مادرش هم ميدم. اما افسانه كه فعلا شخصيت آروم و مهربوني داره ولي آقا محمد خان خيلي بد رفتار ميكنه آدم حرصش ميگيره. بايد ديد در ادامه شخصيتاي داستان چه تغييري ميكنن من منتظر ادامشم.
خسته نباشي عزيزم.



اليس الله بكاف عبده " آيا خدا برای بنده اش كافی نيست"
باران211 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۹ آذر ۱۳۹۲, ۰۶:۳۷ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
*Atena* آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام دوست عزیزم رمانت موضوعش جالبه و میتونم حدس بزنم که محمد و دلارام عاشق هم میشن ولی سوال اینجاست افسانه رو چکار میکنی مثل مادرش سرطان میگره یا با هم میسازن که این غیر ممکنه در ضمن دوست عزیزم میشه پستها رو زود به زود بذاری آخه خیلی کنجکاوم



آتشی نمى سوزاند “ابراهیم” را
و دریایى غرق نمی کند “موسى” را
مادری،کودک دلبندش را به دست موجهاى خروشان “نیل” می سپارد
تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش
دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
مکر زلیخا زندانیش می کند ، اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند
از این “قِصَص” قرآنى هنوز هم نیاموختی؟!
که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد ، نمی توانند
او که یگانه تکیه گاه من و توست...پس ؛
به “تدبیرش” اعتماد کن ،به “حکمتش” دل بسپار ،به او “توکل” کن ؛
و به سمت او “قدمی بردار” ،
تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی
*Atena* آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
رمان مادر اجاره ای | بانوی دریاها کاربر انجمن بانوی دریاها تایپ رمان 28 ۱۷ تير ۱۳۹۳ ۰۵:۰۷ بعد از ظهر
معرفی و نقد رمان رسم عاشقی | بانوی شرقی کاربر انجمن makhmal_66 نوشته کاربران سایت 116 ۱۹ دي ۱۳۹۲ ۰۶:۴۸ بعد از ظهر
بانوی شرقی | venus1378 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب Venus1378 نوشته کاربران سایت 0 ۳۰ مرداد ۱۳۹۲ ۰۷:۵۸ قبل از ظهر


 

اکنون ساعت ۱۲:۰۶ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا