آپلود سنتر
ابزار
تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    1392,02,13
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.13
    محل سکونت
    یه آسمون آبی سقف اتاق منه
    نوشته ها
    57
    تشکر
    895
    سپاس شده 2,515 در 50 پست

    پیش فرض معرفی و نقد رمان مادر اجاره ای | بانوی دریاها کاربر انجمن

    خلاصه داستان:
    داستان در مورد یه دختره .دختری از جنس همه ی دخترا,لطیف,دل نازک وبابادوست وازعاشق زرقو برق ,تیپ,لباس قشنگو گرون امـــــــــــــــــــــاب ایددست بزاره رو هه ی این احساسا و بشه یه سرپرست ......
    لطفا نظراتتونو بدید تا یه کتاب خوب بشه
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    ویرایش توسط بانوی دریاها : 12 آبا 1392 در ساعت ساعت : 03:08 بعد از ظهر

  2. 5 کاربر از پست بانوی دریاها تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    1391,08,07
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    میانگین پست در روز
    0.31
    نوشته ها
    197
    تشکر
    19,417
    سپاس شده 569 در 152 پست

    پیش فرض

    سلام.
    تبریک میگم تاپیک نقد رو و خوشحالم که اولین نفر هستم.
    خب تا اینجای داستان ، هرچند که تازه اولش هست ، یه شمای کلی بدست اومده.
    اینکه دلارام دختر خوشگلیه اما از بخت بد ، توی تنگدستی داره زندگی میکنه و نیاز مالی شدیدی داره و....
    تم داستان خوب هست اما یه جاهایی غلط املایی زیاد به چشم میخوره که کاش اصلاح بشه تا توی ذوق نزنه.
    دیگه اینکه امیدوارم تکرار به چشم نخوره یا اگه تکرار هست ، نوآوری هم داشته باشه.
    موفق باشید
    رمان خودم: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    رمان خودم:[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    چاپ رمانم [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] ، احتمالا تا پاییز 1393.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


  4. 3 کاربر از پست لیلیپوت تشکر کرده اند .


  5. Top | #3

    تاریخ عضویت
    1392,02,13
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.13
    محل سکونت
    یه آسمون آبی سقف اتاق منه
    نوشته ها
    57
    تشکر
    895
    سپاس شده 2,515 در 50 پست

    پیش فرض

    حذر از عشق نتوانم نتوانم چند روزی از این شهر سفر کن نتوانم نتوانم
    حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
    سلام عزیزم مرسی از پیشنهاد های خوب و به درد بخورت
    سعی میکنم یه کتاب خوب تحویلتون بدم

  6. 4 کاربر از پست بانوی دریاها تشکر کرده اند .


  7. Top | #4

    تاریخ عضویت
    1391,08,05
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    میانگین پست در روز
    0.17
    نوشته ها
    106
    تشکر
    3,009
    سپاس شده 642 در 97 پست

    پیش فرض

    سلام گلم دستت طلا رمانه باحالیه ها فقط یه چیز این دلارام بدون فکر و استرس چقد
    زود و راحت همچین کاری کرد بدون این که به آیندش فکر کنه
    درسته شرایط سختی داشت ولی حداقل یه خورده با خودش کلنجار می رفت که آیا این کارو بکنم ،آیا نکنم بعد میرفت به اونا میگم که من حاضرم اینکاروکنم
    بعدشم سنشو خیلی کم نزاشتی آخه 16خیلی بچس حادقل یه بیستی نوزدهی چیزی

  8. 4 کاربر از پست نوشیس تشکر کرده اند .


  9. Top | #5

    تاریخ عضویت
    1392,02,13
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.13
    محل سکونت
    یه آسمون آبی سقف اتاق منه
    نوشته ها
    57
    تشکر
    895
    سپاس شده 2,515 در 50 پست

    پیش فرض

    سلام عزیز دلم ممنون از توجه قشنگت....یه تو ضیحاتی باید بهت بدم
    داستانش اینجوریه عزیزم همه ی سختیا که سن خاصی رو مد نظر ندارن ....
    شاید شما تجربه ندارید ولی من به چشم چنین افرادی رو دیدم که بخاطر خانوادشون جونشونم دادن...
    به نظر من معصومیتی که یه دختر 16 ساله داره یه دختر 19 ساله نداره.....بخاطر همین سن کمش هم هست که انقدر زو تصمیم میگیره....

    ولی بازم ازت ممنونم بخاطر نظرات قشنگت ....اگه ادامه بدی خیلی چیزا میفهمی که در اینده همه ابهامات بر طرف میشه....
    ویرایش توسط بانوی دریاها : 02 آذر 1392 در ساعت ساعت : 09:20 بعد از ظهر
    نمیدانم چه رازیست بین دست و دلم که به هر که دل بستم از دستم برفت....

  10. 3 کاربر از پست بانوی دریاها تشکر کرده اند .


  11. Top | #6

    تاریخ عضویت
    1392,04,26
    عنوان کاربر
    کاربر متوسط
    میانگین پست در روز
    0.68
    محل سکونت
    سراسركوير
    نوشته ها
    253
    تشکر
    2,179
    سپاس شده 637 در 209 پست

    پیش فرض

    ب نظر منم سنش ی مقدار کم برا این کار
    ولی خوب منم زود قضاوت نمیکنم چون همین طور ک خودت گفتی قرار تو آینده اتفاق های جالب بیافته !
    آخی دلم برا دلارام میسوزه خیلی دختر خوبیه !
    باهاش ارتباط برقرار کردم شدید !
    ی سوال شخصیت داستانمون( آقا اخمو ) ؟؟؟
    چقدر بد ! یعنی درحال حاضر بد ! ولی بعدا .......
    افسانه هم ی خانوم دلسوز و مهربونیه ! خوشم میاد ازش
    ارزش خوندن رو داره , پس خوشحال میشم بخونی

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  12. 2 کاربر از پست souman تشکر کرده اند .


  13. Top | #7

    تاریخ عضویت
    1392,04,26
    عنوان کاربر
    کاربر متوسط
    میانگین پست در روز
    0.68
    محل سکونت
    سراسركوير
    نوشته ها
    253
    تشکر
    2,179
    سپاس شده 637 در 209 پست

    پیش فرض

    واییییییییی
    میخوام این محمد ( یاهمون آقا اخمو خودمون ) خفه کنم !
    دلارام بیچاره داره باعث شد صاحاب بچه بشه , اونوقت این اخمالو یه چیزیم طبکاره , پرووووووو

    دوستم ی نظر !
    فکر نمیکنی روند رمانت یکم داره سریع پیش میره ؟
    ب نظرت بهتر نیست یکم بیشتر توضیح داده بشه ؟
    مثلا : شخصیت هات
    زندگی دلارام
    این بداخلاقی مادر دلارام , وقتی فهمید دلارام خل وچلمون چ کار کرد؟؟

  14. 2 کاربر از پست souman تشکر کرده اند .


  15. Top | #8

    تاریخ عضویت
    1392,02,13
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.13
    محل سکونت
    یه آسمون آبی سقف اتاق منه
    نوشته ها
    57
    تشکر
    895
    سپاس شده 2,515 در 50 پست

    پیش فرض

    مرسی از نظرات عزیزم شاید حق با شما باشه ...............
    سعی میکنم دقیق تر توصیف کنم ......
    هدف ما جلب نظر شماست دوست عزیز

  16. کاربر زیر از پست بانوی دریاها تشکر کرده است .


  17. Top | #9

    تاریخ عضویت
    1392,05,22
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    میانگین پست در روز
    0.32
    محل سکونت
    خوزستان-شوش دانيال
    نوشته ها
    111
    تشکر
    5,406
    سپاس شده 433 در 112 پست

    پیش فرض

    سلام دوست عزيز، بايد بگم رمانت از اون رمانايي كه مربوط به قشر ضعيف و ثروتمنده، به نظر منم خيلي زود دلآرام تصميم گرفت كه اين كار و انجام بده، درسته كه به خاطر خانواده بود ولي بايد يه مشورت كوچولو با مادرش انجام ميداد به همين دليل يه جورايي حق رو به مادرش هم ميدم. اما افسانه كه فعلا شخصيت آروم و مهربوني داره ولي آقا محمد خان خيلي بد رفتار ميكنه آدم حرصش ميگيره. بايد ديد در ادامه شخصيتاي داستان چه تغييري ميكنن من منتظر ادامشم.
    خسته نباشي عزيزم.
    اليس الله بكاف عبده " آيا خدا برای بنده اش كافی نيست"

    رمانهايي كه در حال تايپند ومن دنبالشون ميكنم:


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  18. کاربر زیر از پست باران211 تشکر کرده است .


  19. Top | #10

    تاریخ عضویت
    1392,04,08
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    میانگین پست در روز
    0.78
    محل سکونت
    آبادان
    نوشته ها
    302
    تشکر
    2,888
    سپاس شده 443 در 190 پست

    پیش فرض

    سلام دوست عزیزم رمانت موضوعش جالبه و میتونم حدس بزنم که محمد و دلارام عاشق هم میشن ولی سوال اینجاست افسانه رو چکار میکنی مثل مادرش سرطان میگره یا با هم میسازن که این غیر ممکنه در ضمن دوست عزیزم میشه پستها رو زود به زود بذاری آخه خیلی کنجکاوم
    آتشی نمى سوزاند “ابراهیم” را
    و دریایى غرق نمی کند “موسى” را
    مادری،کودک دلبندش را به دست موجهاى خروشان “نیل” می سپارد
    تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش
    دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
    سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
    مکر زلیخا زندانیش می کند ، اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند
    از این “قِصَص” قرآنى هنوز هم نیاموختی؟!
    که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
    و خدا نخواهد ، نمی توانند
    او که یگانه تکیه گاه من و توست...پس ؛
    به “تدبیرش” اعتماد کن ،به “حکمتش” دل بسپار ،به او “توکل” کن ؛
    و به سمت او “قدمی بردار” ،
    تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی

  20. 2 کاربر از پست *Atena* تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. رمان مادر اجاره ای | بانوی دریاها کاربر انجمن
    توسط بانوی دریاها در انجمن تایپ رمان
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: 23 تیر 1393, ساعت : 02:42 قبل از ظهر
  2. معرفی و نقد رمان رسم عاشقی | بانوی شرقی کاربر انجمن
    توسط makhmal_66 در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 116
    آخرين نوشته: 19 دی 1392, ساعت : 06:48 بعد از ظهر
  3. بانوی شرقی | venus1378 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط Venus1378 در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 30 مرد 1392, ساعت : 07:58 قبل از ظهر

نمایش کاربران بازدید کننده از موضوع : 85

You do not have permission to view the list of names.

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •