تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 22
  1. Top | #1

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    1388,06,03
    نوشته ها
    36
    میانگین پست در روز
    0.02
    محل سکونت
    خونه بابام!
    تشکر از کاربر
    724
    تشکر شده 203 در 57 پست

    Post تقدیر شیرین | زهرا اسدی | معرفی و نقد کتاب

    سلام...
    با اینکه این رمان خیلی وقته در سایت قرار گرفته ولی تاپیک نقد اون ایجاد نشده. برای همین تصمیم گرفتم این تاپیک رو بزنم چون دوست داشتم نظراتتون رو در مورد این رمان بدونم.

    خلاصه داستان:

    این رمان در مورد دختری به اسم شیرین است که در یک خانواده پرجمعیت زندگی می کند و برادری به اسم علی دارد. علی در مقایسه با سایر خواهرانش، علاقه بیشتری به شیرین نشان می دهد. شیرین که به بهانه تحصیل چند خواستگار را رد کرده است در نهایت در سال آخر دبیرستان علی رغم میل خودش و به اصرار مادرش، برای اینکه راه ازدواج خواهر و برادرش هموار شود به خواستگاری پسر دایی اش جواب مثبت داده و به کشور دیگری می رود. این انتخاب شیرین موجب ناراحتی برادرش علی می شود و...

    خب من نوشته های خانم زهرا اسدی رو خیلی دوست دارم و این رمان هم از این قاعده مستثنی نیست ولی یه جورایی می شد آخر رمان رو حدس زد اما در کل رمان خوبی بود.
    دوست دارم نظرات شما رو هم در مورد این رمان بدونم.

    لینک داستان:

    http://www.forum.98ia.com/t2174.html

    /ویرایش شد/
    به چشمانت عادت کرده بودم
    با دستانت رفاقت کرده بودم
    نمی آیی تو امشب،کاش دیشب
    دل سیری نگاهت کرده بودم


  2. 16 کاربر از پست sh_h تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    1389,04,13
    نوشته ها
    299
    میانگین پست در روز
    0.20
    محل سکونت
    يك جاي خوب
    تشکر از کاربر
    914
    تشکر شده 1,234 در 381 پست

    پیش فرض

    خیلی رمان متوسطی بود سبک نگارش و قلمش رو اصلا دوست نداشتم به نظرم به درد گروه سنی بزرگسال نمیخورد
    همه چی از ابتدا قابل حدس بود
    نسبت به بقیه کارهای خانم اسدی ضعیفتر بود
    کاش امتداد لحظه ها
    تکراردوباره
    با تو بودن بود

  4. 4 کاربر از پست elnaziii تشکر کرده اند .


  5. Top | #3

    همکار بخش آموزش


    تاریخ عضویت
    1388,08,11
    نوشته ها
    6,450
    میانگین پست در روز
    3.72
    محل سکونت
    استان مرکزی
    تشکر از کاربر
    81,737
    تشکر شده 67,958 در 7,360 پست
    حالت من
    Sepasgozar

    پیش فرض

    خانم زهرا اسدی برخی کتابهایش خوب وبرخی هم ضعیف می نویسند این کتاب جزو آثار ضعیفش بود ولی راز بیاز ویک کتاب دیگه که الان خاطرم نیست عالی نوشته بودند.

    اگر زندگی بتو آبلیمو داد؛
    از آن شربت آبلیودرست کن.

    هرلحظه سپاس
    آموزش

    رمان لحظه ای آرامش مهمانم کن | نسیم شیرازی کاربر انجمن
    من خیال می کردم | haniyehhhh کاربر انجمن
    توجه:
    نوشتن کلمه های...مرسی،ممنون،خوب بود،عالی بود ،
    شکلک تنها،فکر کنم خوشمزه باشه،دوست دارم درست کنم اسپم حساب میشه.اخطار می گیرید.

    اطلاعيه بخش آموزش
    لیست منوی آشپزی وشیرینی پزی
    کانال آموزشی آشپزی
    منوی نودهشتیا (آموزش متفرقه)


  6. 4 کاربر از پست azam 24 تشکر کرده اند .


  7. Top | #4

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    1388,01,17
    نوشته ها
    733
    میانگین پست در روز
    0.38
    تشکر از کاربر
    19,196
    تشکر شده 15,299 در 863 پست

    پیش فرض

    این طور که من متوجه شدم این کتاب اولین کار چاپ شده خانم اسدی هست و تازه کار بودن نویسنده رو به وضوح میشه حس کرد ولی من به نو آوری موضوعش بیست میدم اون موقع که این کتاب چاپ شده بود هنوز این موضوع که برادر خوانده عاشق خواهر خوانده ای بشه که خبر از این که بچه واقعی خانواده نیست نداره رو من یکی که رمان خون حرفه ای هستم توی رمانی نخونده بودم. بر عکس دوست عزیزمون که فرمودند قابل حدس بود و از اولش حدس زدند که چه اتفاقی میفته برای من که این طور نبود .جالب بود که هر وقت فکر میکردم یعنی علی عاشق شیرینه به خودم میگفتم نه بابا مگه میشه آخه این که برادرشه . هرچند الان رمانهای زیادی با موضوع مشابه نوشته شده ولی مسلما نوآوریش کار خانم اسدی بوده ولی متاسفانه چون ایشون اون موقع تازه کار بودند نتونستند موضوع رو خوب بسازند و پردازش کنند ومن حس کردم رمان آنسوی خیال رو خانم اسدی برای جبران توضیح وتفصیلاتی که توی رمان تقدیر شیرین ننوشته بود نوشته و این دو تا رمان ور شبیه هم می دونم .
    یه نکته دیگه هم بگم که همون طور که توی رمان متوجه شدید قصه در شهر آبادان اتفاق میفته و یکی از آشنایان که آبادانی بودند وقتی این قصه رو خوند می گفت این قصه واقعیه و برای یکی از همساگان ما اتفاق افتاده . یعنی اصل قصه یه قصه واقعی بوده و خیال پردازی نبوده ، مسلما نویسنده برای به تحریر در آوردن اون جزئیات رو از تخیل خودش به قصه واقعی اضافه کرده

  8. 9 کاربر از پست هدیه تشکر کرده اند .


  9. Top | #5

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    1388,06,03
    نوشته ها
    36
    میانگین پست در روز
    0.02
    محل سکونت
    خونه بابام!
    تشکر از کاربر
    724
    تشکر شده 203 در 57 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط هدیه نمایش پست ها
    این طور که من متوجه شدم این کتاب اولین کار چاپ شده خانم اسدی هست و تازه کار بودن نویسنده رو به وضوح میشه حس کرد ولی من به نو آوری موضوعش بیست میدم اون موقع که این کتاب چاپ شده بود هنوز این موضوع که برادر خوانده عاشق خواهر خوانده ای بشه که خبر از این که بچه واقعی خانواده نیست نداره رو من یکی که رمان خون حرفه ای هستم توی رمانی نخونده بودم. بر عکس دوست عزیزمون که فرمودند قابل حدس بود و از اولش حدس زدند که چه اتفاقی میفته برای من که این طور نبود .جالب بود که هر وقت فکر میکردم یعنی علی عاشق شیرینه به خودم میگفتم نه بابا مگه میشه آخه این که برادرشه . هرچند الان رمانهای زیادی با موضوع مشابه نوشته شده ولی مسلما نوآوریش کار خانم اسدی بوده ولی متاسفانه چون ایشون اون موقع تازه کار بودند نتونستند موضوع رو خوب بسازند و پردازش کنند ومن حس کردم رمان آنسوی خیال رو خانم اسدی برای جبران توضیح وتفصیلاتی که توی رمان تقدیر شیرین ننوشته بود نوشته و این دو تا رمان ور شبیه هم می دونم .
    یه نکته دیگه هم بگم که همون طور که توی رمان متوجه شدید قصه در شهر آبادان اتفاق میفته و یکی از آشنایان که آبادانی بودند وقتی این قصه رو خوند می گفت این قصه واقعیه و برای یکی از همساگان ما اتفاق افتاده . یعنی اصل قصه یه قصه واقعی بوده و خیال پردازی نبوده ، مسلما نویسنده برای به تحریر در آوردن اون جزئیات رو از تخیل خودش به قصه واقعی اضافه کرده
    منم در مورد نوآوری موضوع با شما موافقم. علاوه بر یکی از دوستان، منم گفته بودم که آخرش رو حدس زده بودم. هرچند، گاهی در حین خوندن رمان به حدسم شک می کردم و می گفتم اینا که خواهر برادرن. اما چیزی که باعث می شد من به حدس خودم اطمینان بیشتری پیدا کنم این بود که نویسنده چند بار، در قسمت های مختلف ذکر می کنه که شیرین از نظر ظاهری هیچ شباهتی به اعضای خانواده اش نداره. اگه اشتباه نکنم یک بار در اوایل داستان که جنبه معرفی داره. یک بار شیرین در مورد این موضوع از مادرش سوال میکنه و حتی یک بار هم این موضوع رو با علی در میون میگذاره و حتی در بین جملاتش میگه که بعضی وقتا فکر می کنم من یه بچه پرورشگاهی ام (یا چیزی شبیه به این) درواقع اگه نویسنده اشاره ای به این موضوع نمی کرد نمی شد آخرش رو حدس زد (یا اقلا من نمی تونستم)

  10. 7 کاربر از پست sh_h تشکر کرده اند .


  11. Top | #6

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    1389,01,06
    نوشته ها
    621
    میانگین پست در روز
    0.39
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    28,295
    تشکر شده 31,741 در 729 پست

    پیش فرض

    قشنگ بود اما میشد اخرشو حدس زد این بد بود

  12. 4 کاربر از پست تهمتن تشکر کرده اند .


  13. Top | #7

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    1389,02,07
    نوشته ها
    132
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    شمال
    تشکر از کاربر
    10,762
    تشکر شده 561 در 136 پست

    پیش فرض

    نسبت به بقعه كاراي خانم زهرا اسدي كتاب ضعيفي بود
    خوب مثل اينكه از كاراي اولشون بوده

  14. 4 کاربر از پست farajoon تشکر کرده اند .


  15. Top | #8

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    1389,06,17
    نوشته ها
    709
    میانگین پست در روز
    0.50
    محل سکونت
    يه جايي زير آسمون خدا
    تشکر از کاربر
    2,528
    تشکر شده 3,039 در 890 پست

    پیش فرض

    له نظر من شیرین خیلی خودشو دست کم گرفته بود و با فامیلش ازدواج کرد البته خانواده اس هم مقصر بودن باید خیلی زود تر به شیرین می گفتن که شیرین بچه ی اونا نیست

  16. 4 کاربر از پست parisa76 تشکر کرده اند .


  17. Top | #9

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    1389,01,25
    نوشته ها
    237
    میانگین پست در روز
    0.15
    محل سکونت
    زمین خدا
    تشکر از کاربر
    1,067
    تشکر شده 1,730 در 294 پست

    پیش فرض

    منم این کتابو خیلی وقت پیش خوندم و با نظر هدیه جون موافقم اصلا این طور نبود که بشه اخرشو حدس زد برای خود منم همین طوری بود و مدام به خودم می گفتم علی چشه؟ این که خواهرشه؟ واقعآ اون زمان این داستان بکر و جدید بود خانم اسدی واقعا خوب می نویسن و در مورد ازدواج شیرین هم که خودش میگه به خاطر خواهرش و البته علی این کارو می کنه در واقع می خواد یه جورایی برای اونا فداکاری کنه........
    آه از ثانیه ها

    گفته بودند که بر می گردند

    وای این ثانیه های بی رحم

    چه بلایی به سرم آوردند

  18. 6 کاربر از پست t.e.d تشکر کرده اند .


  19. Top | #10

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    1388,05,16
    نوشته ها
    239
    میانگین پست در روز
    0.13
    تشکر از کاربر
    6,172
    تشکر شده 2,353 در 259 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط هدیه نمایش پست ها
    این طور که من متوجه شدم این کتاب اولین کار چاپ شده خانم اسدی هست و تازه کار بودن نویسنده رو به وضوح میشه حس کرد ولی من به نو آوری موضوعش بیست میدم اون موقع که این کتاب چاپ شده بود هنوز این موضوع که برادر خوانده عاشق خواهر خوانده ای بشه که خبر از این که بچه واقعی خانواده نیست نداره رو من یکی که رمان خون حرفه ای هستم توی رمانی نخونده بودم. بر عکس دوست عزیزمون که فرمودند قابل حدس بود و از اولش حدس زدند که چه اتفاقی میفته برای من که این طور نبود .جالب بود که هر وقت فکر میکردم یعنی علی عاشق شیرینه به خودم میگفتم نه بابا مگه میشه آخه این که برادرشه . هرچند الان رمانهای زیادی با موضوع مشابه نوشته شده ولی مسلما نوآوریش کار خانم اسدی بوده ولی متاسفانه چون ایشون اون موقع تازه کار بودند نتونستند موضوع رو خوب بسازند و پردازش کنند ومن حس کردم رمان آنسوی خیال رو خانم اسدی برای جبران توضیح وتفصیلاتی که توی رمان تقدیر شیرین ننوشته بود نوشته و این دو تا رمان ور شبیه هم می دونم .
    یه نکته دیگه هم بگم که همون طور که توی رمان متوجه شدید قصه در شهر آبادان اتفاق میفته و یکی از آشنایان که آبادانی بودند وقتی این قصه رو خوند می گفت این قصه واقعیه و برای یکی از همساگان ما اتفاق افتاده . یعنی اصل قصه یه قصه واقعی بوده و خیال پردازی نبوده ، مسلما نویسنده برای به تحریر در آوردن اون جزئیات رو از تخیل خودش به قصه واقعی اضافه کرده


    در تائید نظر هدیه ی عزیز یه مطلب به ذهنم رسید که شاید قبلا هم گفته باشم حالا بد نیست دوباره هم بگم !
    و اون اینکه خانم اسدی جزء پیش کسوتان نویسنده گی در بخش رمان های عاشقانه و پرفروش بعد از انقلاب هستند .
    از این نظر کارای ایشون همیشه ارزش و اعتبار خودشو داره!
    آنچه فرد تحصیلكرده را از فرد خودآموخته مشخص می سازد،
    وسعت دانش نیست، بلكه اعتماد به نفس است!

  20. 7 کاربر از پست zarin تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 92
    آخرین نوشته: 1392،08،21, ساعت : 09:53 قبل از ظهر
  2. پاسخ ها: 1
    آخرین نوشته: 1390،05،16, ساعت : 02:41 بعد از ظهر
  3. پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1389،11،02, ساعت : 11:20 بعد از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •