ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
کارگاه داستان نویسی: پلیس های عجیب و غریب رمان های ایرانی
bamilo

asiatech



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 6 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 54
  1. Top | #1

    نویسنده افتخاری


    تاریخ عضویت
    خرداد 1391
    نوشته ها
    620
    میانگین پست در روز
    0.72
    تشکر از کاربر
    4,710
    تشکر شده 128,443 در 793 پست
    اندازه فونت

    Smile کارگاه داستان نویسی: پلیس های عجیب و غریب رمان های ایرانی

    مقدمه: دوست دارم با اطلاعات اندک خودم کمکی در بهتر نوشتن شما باشم. فکر کنم بهتر از تشویق الکی باشه. پس اگه رمان نویس هستین می تونین با من همراه بشین. این بحث ها دنباله داره و شاید توی یک تاپیک جمع بشه شاید هم چند تاپیک متفاوت بشه. اما اگه به سوال آخر متن جواب بدین حتماً آرشیو خوبی از رمان های خونده شده برای بعدی ها جمع می شه
    یه ضرب المثل معروف می گه دیگران کاشتند و ما خوردیم. ما می کاریم تا آیندگان بخورند. پس جواب سوال آخر یادتون نره.

    به نام خدا

    توی رمان های پلیسی همیشه یکی از شخصیت های داستان پلیسه. اگه نویسنده آماتور باشه با تقلید از دو سه تا فیلم خارجی و چندتا مطلب دست و پا شکسته یه پلیس می سازه و بعد یک دفعه می بینه خیلی هم واقعی از آب درنیومده.چرا؟ بهتره بریم سراغ نویسنده های حرفه ای.اگه نویسنده حرفه ای باشه یا تحقیقات کرده باشه خوب می دونه که جامعه پلیسی ایران این قدر درهاش رو سفت و سخت بسته که نگذاره شما به این راحتی واردش بشی و با شگردهاش آشنا بشی چون کلاً فکر می کنند خوب نیست همه از شگرد پلیس ها خبر داشته باشن. در نتیجه نویسنده باهوش سعی می کنه خیلی وارد جزئیات اتفاقاتی که توی اداره ی پلیس می افته نشه و ماجرا رو از دور تعریف کنه تا با واقعیت جور دربیاد. این درست مثل وقتی هست که شما می خوای آدم بکشی توی رمانت ولی چون آدم نکشتی نمی دونی چه اتفاقاتی ممکنه بیفته.یه جایی از تخیلت کمک میگیری ولی خیلی هم وارد جزئیات نمی شی چون جزئیات ساختن تجربه عینی هم می خواد.

    چند نکته درباره مشاغل پلیسی

    یک: من خودم شخصاً به خاطر علاقه با یه کاراگاه دایره جنایی یه مدت کار تحقیقاتی می کردم (فامیل بودیم و بیرون از محل کارش تحقیقات می کردیم). بهتون بگم که قوی ترین نیروهای پلیس توی دایره مواد مخدر کار می کنن. یعنی دایره جنایی نه که تعطیل باشه ولی اون قدرها هم که شما می نویسید پیچیده نیست چون نود درصد قتل هایی که تو ایران رخ می ده یا ناموسیه یا توی دعوا اتفاق می افته و زیاد نیاز به گره گشایی نداره اگه بگم یکی از معروف ترین قاتلان زنجیره ای ایران رو بچه های اداره ی اطلاعات گرفتن و تحویل دایره جنایی دادن شاید باورتون نشه ولی راسته. بعد از مواد مخدر پلیس های سایبری کارشون خوبه.

    دو: اگه قضیه پرونده ای به باندهای بزرگ مواد مخدر مربوط باشه حتماً یه سر پرونده اداره ی اطلاعاته پس الکی قهرمان داستان رو نندازید وسط ماجرایی به این بزرگی و نقش اصلی حل ماجرا رو بهش ندین چون توی واقعیت این پلیس ها عمراً شما رو دم در اداره شون هم راه نمی دن چه برسه بخوان باهاتون همکاری بکنن. سریال دزد و پلیس یه نمونه تقریباً خوب از کارکرد پلیس ایرانه و اگه ندیدین حتماً ببینید. تازه اونم چاشنی طنز وارد ماجرا کرده که هرکی دید و یه جاهاییش باورش نشد بگه خب طنزه! جدی که نیست. (بالاخره پیمان قاسمخانی باید نشون بده که باهوشه)

    چندتا اصطلاح هم هست که اگه بدونید خوبه:

    یک: افسر تحقیق: کسی هست که مسئول ارشد تحقیقات یک پرونده است. مثلاً در یک پرونده ی قتل، افسر تحقیق مسئول جمع آوری اطلاعات اولیه از صحنه جرم است. این اطلاعات شامل صحبت کردن با شاهدان احتمالی و کسانی که چیزی از قضیه می دونن می شه

    دو: تیم پزشکی قانونی: تیمی که سر صحنه جرم وارد می شه و مستندات پرونده رو جزء به جزء از صحنه کشف و ضبط می کنه. این تیم به درخواست مسئول پرونده ای که واسه اون مورد خاص تعیین شده به صحنه اعزام می شن

    سه: افسر بازپرس: بازپرس پرونده است که با توجه به مستندات یک پرونده و بر اساس گزارش های اولیه افسر تحقیق از متهمین بازجویی می کنه

    متهم: کسی که یک جرم به اون نسبت داده شده ولی هنوز ثابت نشده

    مجرم:کسی که جرمش ثابت شده

    اگه زندان بزرگ باشه معمولاً زندانی ها برحسب جرمشون توی یک بند نگه داشته می شوند. این بند یک شماره داره مثلاً اگه به یکی بگن بند هشتی هستی (مثاله واقعاً شماره اش این نیست) یعنی اعدامی هستی

    قاتل زنجیره ای: کسی که بیش از سه قتل رو با یک انگیزه واحد مرتکب شده. قاتلان زنجیره ای نه حتماً ولی اغلب اوقات دارای زمینه های ژنتیکی عدم تعادل روانی هستند. خانواده های از هم گسیخته دارند. حس همدردی توی اونا از بین رفته و معمولاً از آزار دادن دیگران بسیار لذت می برند. از هوش نسبتاً خوبی برخوردار هستند. کشتن بهشون آرامش می بخشه. معمولاً یا خیلی منزوی هستند و با کسی نمی جوشند یا خیلی اجتماعی هستند و با همه جور آدمی می جوشند.

    اغلب اونها علاقه زیادی به جمع کردن یادگاری از قربانی ها دارند. به این کارشون توی تحقیقات جنایی می گن فتی شیسم. کلاً درک درستی از عشق ندارند و نمی تونن عاشق کسی بشن (قابل توجه اونایی که یه قاتل زنجیره ای عاشق توی داستانشون دارند). برخلاف تصور عموم سخت گیری های بسیار شدید مذهبی (به بسیار شدید توجه کنید) در دوران کودکی و داشتن زمینه عدم تعادل روانی ممکنه در آینده از طرف یه قاتل زنجیره ای بسازه نمونه اش سعید حنایی که قاتل زنان روسپی توی مشهد بود. تعداد قاتلان زنجیره ای زن بسیار بسیار کم است و همه ی اینهایی که تا حالا دیده شده معمولاً از سم برای کشتن مقتول استفاده کردند. از چاقو و تفنگ کلاً استفاده نمی کنند.

    قاتل سازمانی: یه آدم کش که اجیر شده تا واسه یه سازمان مخوف آدم بکشه. این قاتلا به خاطر پایندی شدید به سازمانشون آدم می کشن و کلاً فازشون با قاتلای زنجیره ای جداست. اینا رو با هم یکی نکنید لطفاً

    خب این ها رو گفتم واسه اونایی که دوست دارن داستان پلیسی بنویسن.

    حالا شما چندتا داستان پلیسی خوب و یا غیرواقعی خوندین؟

    *****************

    دیگر یادداشتهای من درباره داستان نویسی در همین سایت:



    فلاش بک کی و کجا؟/مژگان زارع
    چندتا علامت تعجب و چندتا علامت سوال و یک خرورار صفت و قید برای انتقال حس یک داستان/مژگان زارع
    توصیف فضای داستان زیاد باشه یا کم؟ /مژگان زارع
    شغل شخصیت های داستان/مژگان زارع
    نقطه ی اتصال در رمان یعنی چی؟/ مژگان زارع

    اسم و فامیل های عجیب رمان های ایرانی/ مژگان زارع
    شاد، غمگین، باز: چند کلمه درباره پایان بندی رمان/ مژگان زارع

    رمان ماجرا محور چیه رمان شخصیت محور کدومه؟/مژگان زارع
    کدام رمان ها را باید با ماجرا پیش برد؟ کدام را با شخصیت؟/مژگان زارع
    یک پیشنهاد برای نوشتن رمان شخصیت محور/ مژگان زارع

    رمان ماجرا محور را چطور بنویسیم؟/مژگان زارع

    ویرایش توسط مژگان زارع : 1393,06,25 در ساعت ساعت : 14:03

  2. 135 کاربر از پست مژگان زارع تشکر کرده اند .

    "فاطمه نیک نیا" , (^_^)p , * م .عباس زاده* , **Silver Star** , *AsemaN* , *Azarin* , *Silver Sun* , *varesh* , *yegane* , *مائده* , -Niloufar- , . ماه بآنو . , .3pid. , .:fezQueen:. , .:ستاره:. , 20am , adri , airena , anital , Arina 97 , Aryan Dokht , atefeh ahmadi , ati123 , Ay-moon , ba ran , bad man , bahar1313 , Bita.n , black-roze , booling , brokendoll , Dark Star27 , destiny aran , dibadiba , feloor , fereshteh27 , fire***boy , foggy , gandomsa , hameshebatoamto , hana aftabi , haniyeh120 , hediyeh_b , Hopeless Lord , jnashenakhte , khanoom noor , khatooonn , Ki Mi Ya ● $h , KIANA smile , kim69 , kimia.ace , koosar , lavagirl , leila.m , Maedeh94 , Maht!sa , MahTab_S ☾ , makhmal_66 , maman neda , maneli1995 , MARDE_TANHA , marry7 , martany , min00o , Mina , mina_75 , moon shine , N*A*Z*L*I , n.shina , Nafa3 Hamatonam , negar.n1000 , negin gold , NEGIN1378 , Nelson , niazruby , nila23 , NILOUFAR , ParMoun , parshan 77 , patrin , Princess Night , rahaa_m , raha_veronika , ROZ GOL , samira75 , sea ster , Shadi.r , shadow_das , shagha27 , sheyda-1990 , shirin.a , somi somi , TiNa79 , Titania1273 , Titanium , Zahra Mokhtari , _NoNasH_ , ~ Abji ZAhra ~ , ~B@H@R~ , ~BLACK~ , ~shokuh~ , ЯЭ乙νДИ , آدرینا61 , آلالي , ارام62 , ازلی , البالو ترش , بانوی بهاری , خورشید روی آب , دختر رویایی , دخترویروسی , دل آرا دشت بهشت , رابین * , راتمینار , رز وحشی , رها79 , سكوت ابريشم , شادی وروجک , شهر غم , شهرزاد.م , طَپش , فاطمه سادات ... , فرشته مرگ , ماه منیر , محبوبه* , منا معیری , مهراد مراد , نگار 1373 , نگار راد , ویدا78 , پریبانو , •● نیلوفر 72●• , ☂Rain Daughter☂ , ♣Davinci♣ , ♥pari_gh♠

  3. Top | #2

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1392
    نوشته ها
    2,094
    میانگین پست در روز
    4.00
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا
    تشکر از کاربر
    27,450
    تشکر شده 6,365 در 1,618 پست
    حالت من
    Khoshhal
    اندازه فونت

    پیش فرض

    مرسی از مالب مفیدتون!!
    من ققط یک رمان پلیسی خوب خوندم!!
    بقیش به درد نمیخوردن!!
    و عشق
    آن شعله ى سركش
    تمام هستيم را خاكستر كرد
    خاكستر و من در حيرت يك پرسش
    آيا ققنوسى از اين خاكستر
    بر خواهد خواست ؟
    و من آيا دوباره بر خواهم خواست ؟…



    رمـــــــــــان خاکســـــــتر نشیـــــــــــــن





  4. 12 کاربر از پست sany2000 تشکر کرده اند .


  5. Top | #3

    نویسنده افتخاری


    تاریخ عضویت
    خرداد 1391
    نوشته ها
    620
    میانگین پست در روز
    0.72
    تشکر از کاربر
    4,710
    تشکر شده 128,443 در 793 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط sany2000 نمایش پست ها
    مرسی از مالب مفیدتون!!
    من ققط یک رمان پلیسی خوب خوندم!!
    بقیش به درد نمیخوردن!!
    اسمش چی بود عزیزم؟

  6. 9 کاربر از پست مژگان زارع تشکر کرده اند .


  7. Top | #4

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    نوشته ها
    5,178
    میانگین پست در روز
    4.80
    محل سکونت
    تهران!
    تشکر از کاربر
    30,446
    تشکر شده 965,450 در 5,290 پست
    حالت من
    Mashghool
    اندازه فونت

    پیش فرض

    توی رمان های پلیسی همیشه یکی از شخصیت های داستان پلیسه. اگه نویسنده آماتور باشه با تقلید از دو سه تا فیلم خارجی و چندتا مطلب دست و پا شکسته یه پلیس می سازه و بعد یک دفعه می بینه خیلی هم واقعی از آب درنیومده.چرا؟ بهتره بریم سراغ نویسنده های حرفه ای.اگه نویسنده حرفه ای باشه یا تحقیقات کرده باشه خوب می دونه که جامعه پلیسی ایران این قدر درهاش رو سفت و سخت بسته که نگذاره شما به این راحتی واردش بشی و با شگردهاش آشنا بشی چون کلاً فکر می کنند خوب نیست همه از شگرد پلیس ها خبر داشته باشن. در نتیجه نویسنده باهوش سعی می کنه خیلی وارد جزئیات اتفاقاتی که توی اداره ی پلیس می افته نشه و ماجرا رو از دور تعریف کنه تا با واقعیت جور دربیاد. این درست مثل وقتی هست که شما می خوای آدم بکشی توی رمانت ولی چون آدم نکشتی نمی دونی چه اتفاقاتی ممکنه بیفته.یه جایی از تخیلت کمک میگیری ولی خیلی هم وارد جزئیات نمی شی چون جزئیات ساختن تجربه عینی هم می خواد.
    سلام عزیزدلم....
    گلم از مطلبی که گذاشته بودی کمال استفاده رو بردم..واقعا ازت ممنونم و با تموم حرفات کاملا موافقم..
    همسر من هم کارش با قانونه و زمانی که حرفاتو می خوندم با ذره ذره ی وجوم به تمومش ایمان داشتم چون قبلا از طرف همسرم تا حدودی باهاشون اشنا شده بودم..
    با این قسمت از حرفت که نقل قول کردم واقعا میگم که موافقـــم..گل گفتی!..
    من خودم رمان پلیسی نوشتم و تا حدودی سعی کردم طبیعی باشه گرچه اون موقع زیاد سر در نمیاوردم و پلیس رو زیاد در رمانم دخیل نمی کردم ولی سر رمان دو جلدیم اون رو تا حدودی پررنگ نشون دادم..
    اما بیشترین تمی که رمانم تشکیل داده بود ژانر عاشقانه بود و کمتر به جرم و جنایت پرداخته بودم..
    بچه ها میگن پلیسی می نویسم ولی در حقیقت اینطور نیست اینکه تو یکی دو صحنه پلیس تو رمانی دخالت داشته باشه که نمیشه روی او رمان حکم ژانر پلیسی رو گذاشت درسته؟..رمانای منم همینه..

    گفته بودید پلیسا به هیچ عنوان نمیذارن شما از شگردای اونها با خبر بشید با این حرفت کاملا موافقم..
    سرسخت ترین نیروهای ما تو سازمان اطلاعات فعالیت دارن..
    البته اگه اون بخشی که به مواد مخدر مربوط میشه رو فاکتور بگیریم و بخوایم از نظر فعالیت و سخت گیری بهش نگاه کنیم و بسنجیم سازمان اطلاعات ایران فوق العاده قویه..
    جوری که اگه مجرمی با جرم سنگین زیر دستشون بره با شگرد و اموزشایی که دیدن می تونن به هدفشون اون هم دستیابی به اطلاعات برسن..
    البته این در خصوص همه ی مجرما صدق نمی کنه تو یه گروهه خاصی اینطور هستند..

    فقط خواستم بگم که اطلاعاتی ها رو دست کم نگیرید و تنها یک نفر رو تو رماناتون افسر و سرگرد و....نکنید..

    واقعا برام جالبه که پسر جوونی تو سن 26 یا 27 سالگی اومده و سرگرد شده!!!!!..
    تازه جالب تر از اون اینکه کاملا اموزش دیده ست و چند ساله داره رو یه پرونده ی مشخص کار می کنه..
    پس با این اوصاف لابد سالهای قبل بر می گرده به سن 19 یا 20 سالگی ایشون چون اون گروهی که دنبالشونن سالهای بیشتریه که داره فعالیت می کنه و اینا هم از نوجوونی لابد تعلیم دیدن!!!!!!!!!..

    بهتره کمی از جو ِ فیلم های هالیوودی فاصله بگیریم و بر طبق اصولی که اونا دارن پیش نریم..
    تحقیق تو هر زمینه ای لازمه فقط اگر که بخواین یه رمان محکم و قوی رو به نگارش در بیارین وگرنه تخیل هم حکم مهره ی اصلی رو داره..

    در جوابت عزیزم باید بگم من به شخصه رمانای پلیسی غیرواقعی زیاد خوندم که نویسنده تاکید داره که اونو بر اساس واقعیت نوشته..
    من خودم یه رمان گروهی نوشتم که پلیسی بود ولی تماما تخیلی..همون اول هم گفته بودم که توی این رمان دنبال واقعیت ها نباشید فقط جنبه ی سرگرمی داره..

    ولی این نویسنده که نمی خوام اسم ببرم و حتی نامی از رمان به میون بیارم خیلی زیاد روی نوشته ش تاکید داشت..

    بگذریم..فقط یه چیزی..
    تو گروهه پلیس اونهایی که حکم نفوذی دارن بر اساس قوانینی که وجود داره می تونند نفوذ کنند و اهدافشون رو پیش ببرن ولی تو اکثر رمان های ما قانون شکنی میشه و جالبه که نویسنده ها غیرواقعی بودن رمانشون رو رد می کنند..

    این عمل کاری به حرفه ای بودن یا اماتور بودن اون نویسنده نداره..اصل تحقیقاته درسته که متاسفانه به درستی انجام نمیشه و در عوض با چندتا چیز پیش پا افتاده که بتونه به رماناشون هیجان بده میگن نه..واقعیت رو گفتیم و اینی که ما میگیم درسته..

    وگرنه همه ی ما می دونیم که حتی اگر بخوان تو سایت نیروی انتظامی برن و تحقیقاتشون رو اونجا انجام بدن هم نیروی انتظامی انقدر پیش پا افتاده و ساده نیست که بخواد همه ی اطلاعات مخفی و سری ش رو در معرض عموم بذاره..واقعا غیرممکنه..

    در صورتی که اون نویسنده مطالبی رو می نویسه که اگر بر غیرواقعی بودنش اصرار بشه با جسارت تمام میگه که نه واقعیه و من تحقیق کردم..

    ازت ممنونم عزیزم که این مطالب رو در اختیار بچه ها میذاری..
    امیدوارم همه بتونن ازشون استفاده کنند..برای من که مفید بود..
    بازم ازت ممنونم..
    یاعلی!..
    نبضی به نبض هایم اضافه شده،میوه ی عشقی که تکه ای از قلب توست..همین احساس پاک مادری است که..درونم را اینگونه می لرزاند..
    رمان ببار بارون!
    رمان ویرانگر!
    رمان گناهکار!
    مجموع رمان های من!

    وبسایت رسمی من!
    انجمن fereshteh27



  8. Top | #5

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    خرداد 1391
    نوشته ها
    507
    میانگین پست در روز
    0.58
    محل سکونت
    دفترچه خاطرات
    تشکر از کاربر
    3,117
    تشکر شده 475 در 339 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    وا خوب اینهمه موضوع خوب هست چرا این موضوعات دلهره اورو واسه نوشتن انتخاب میکنید .جون من بیخیال .ایول دمتون گرم.ممنون.
    امین جان روحت شاد

    و یادت همیشگی باد.

  9. 11 کاربر از پست leila.m تشکر کرده اند .


  10. Top | #6

    نویسنده افتخاری


    تاریخ عضویت
    خرداد 1391
    نوشته ها
    620
    میانگین پست در روز
    0.72
    تشکر از کاربر
    4,710
    تشکر شده 128,443 در 793 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط fereshteh27 نمایش پست ها
    سلام عزیزدلم....
    گلم از مطلبی که گذاشته بودی کمال استفاده رو بردم..واقعا ازت ممنونم و با تموم حرفات کاملا موافقم..
    همسر من هم کارش با قانونه و زمانی که حرفاتو می خوندم با ذره ذره ی وجوم به تمومش ایمان داشتم چون قبلا از طرف همسرم تا حدودی باهاشون اشنا شده بودم..
    با این قسمت از حرفت که نقل قول کردم واقعا میگم که موافقـــم..گل گفتی!..
    من خودم رمان پلیسی نوشتم و تا حدودی سعی کردم طبیعی باشه گرچه اون موقع زیاد سر در نمیاوردم و پلیس رو زیاد در رمانم دخیل نمی کردم ولی سر رمان دو جلدیم اون رو تا حدودی پررنگ نشون دادم..
    اما بیشترین تمی که رمانم تشکیل داده بود ژانر عاشقانه بود و کمتر به جرم و جنایت پرداخته بودم..
    بچه ها میگن پلیسی می نویسم ولی در حقیقت اینطور نیست اینکه تو یکی دو صحنه پلیس تو رمانی دخالت داشته باشه که نمیشه روی او رمان حکم ژانر پلیسی رو گذاشت درسته؟..رمانای منم همینه..

    گفته بودید پلیسا به هیچ عنوان نمیذارن شما از شگردای اونها با خبر بشید با این حرفت کاملا موافقم..
    سرسخت ترین نیروهای ما تو سازمان اطلاعات فعالیت دارن..
    البته اگه اون بخشی که به مواد مخدر مربوط میشه رو فاکتور بگیریم و بخوایم از نظر فعالیت و سخت گیری بهش نگاه کنیم و بسنجیم سازمان اطلاعات ایران فوق العاده قویه..
    جوری که اگه مجرمی با جرم سنگین زیر دستشون بره با شگرد و اموزشایی که دیدن می تونن به هدفشون اون هم دستیابی به اطلاعات برسن..
    البته این در خصوص همه ی مجرما صدق نمی کنه تو یه گروهه خاصی اینطور هستند..

    فقط خواستم بگم که اطلاعاتی ها رو دست کم نگیرید و تنها یک نفر رو تو رماناتون افسر و سرگرد و....نکنید..

    واقعا برام جالبه که پسر جوونی تو سن 26 یا 27 سالگی اومده و سرگرد شده!!!!!..
    تازه جالب تر از اون اینکه کاملا اموزش دیده ست و چند ساله داره رو یه پرونده ی مشخص کار می کنه..
    پس با این اوصاف لابد سالهای قبل بر می گرده به سن 19 یا 20 سالگی ایشون چون اون گروهی که دنبالشونن سالهای بیشتریه که داره فعالیت می کنه و اینا هم از نوجوونی لابد تعلیم دیدن!!!!!!!!!..

    بهتره کمی از جو ِ فیلم های هالیوودی فاصله بگیریم و بر طبق اصولی که اونا دارن پیش نریم..
    تحقیق تو هر زمینه ای لازمه فقط اگر که بخواین یه رمان محکم و قوی رو به نگارش در بیارین وگرنه تخیل هم حکم مهره ی اصلی رو داره..

    در جوابت عزیزم باید بگم من به شخصه رمانای پلیسی غیرواقعی زیاد خوندم که نویسنده تاکید داره که اونو بر اساس واقعیت نوشته..
    من خودم یه رمان گروهی نوشتم که پلیسی بود ولی تماما تخیلی..همون اول هم گفته بودم که توی این رمان دنبال واقعیت ها نباشید فقط جنبه ی سرگرمی داره..

    ولی این نویسنده که نمی خوام اسم ببرم و حتی نامی از رمان به میون بیارم خیلی زیاد روی نوشته ش تاکید داشت..

    بگذریم..فقط یه چیزی..
    تو گروهه پلیس اونهایی که حکم نفوذی دارن بر اساس قوانینی که وجود داره می تونند نفوذ کنند و اهدافشون رو پیش ببرن ولی تو اکثر رمان های ما قانون شکنی میشه و جالبه که نویسنده ها غیرواقعی بودن رمانشون رو رد می کنند..

    این عمل کاری به حرفه ای بودن یا اماتور بودن اون نویسنده نداره..اصل تحقیقاته درسته که متاسفانه به درستی انجام نمیشه و در عوض با چندتا چیز پیش پا افتاده که بتونه به رماناشون هیجان بده میگن نه..واقعیت رو گفتیم و اینی که ما میگیم درسته..

    وگرنه همه ی ما می دونیم که حتی اگر بخوان تو سایت نیروی انتظامی برن و تحقیقاتشون رو اونجا انجام بدن هم نیروی انتظامی انقدر پیش پا افتاده و ساده نیست که بخواد همه ی اطلاعات مخفی و سری ش رو در معرض عموم بذاره..واقعا غیرممکنه..

    در صورتی که اون نویسنده مطالبی رو می نویسه که اگر بر غیرواقعی بودنش اصرار بشه با جسارت تمام میگه که نه واقعیه و من تحقیق کردم..

    ازت ممنونم عزیزم که این مطالب رو در اختیار بچه ها میذاری..
    امیدوارم همه بتونن ازشون استفاده کنند..برای من که مفید بود..
    بازم ازت ممنونم..
    یاعلی!..

    خواهش می کنم فرشته جان.قابلی نداشت و با حرفت موافقم که با دو صحنه توی یک رمان نمی شه اسمش رو گذاشت ژانر جنایی یا ژانر معمایی - پلیسی. فکر کنم بدونم منظورت کدوم رمانه ولی چون حدسه چیزی نمی گم. فقط درمورد تحقیقات توی اداره پلیس همین بس که من برای گرفتن یک کتابشون دو ماه تمام دویدم. یه سری کامل سریال دکستر به بنده خدا هدیه دادم نهایتش کتاب رو واسه یه صبح تا عصر به من دادن.بماند که کم مونده بود من رو ببرن واسه بازپرسی که چرا می خوای این کتابی روکه چاپ کردیم اصلاً بخونی.

    نقل قول نوشته اصلی توسط leila.m نمایش پست ها
    وا خوب اینهمه موضوع خوب هست چرا این موضوعات دلهره اورو واسه نوشتن انتخاب میکنید .جون من بیخیال .ایول دمتون گرم.ممنون.
    این که عده ای از دلهره بیزارند دلیل بر ننوشتن رمان نیست. ضمن این که رمان دلهره آور خودش یه ژانر جداست. به هر حال یک عده هم هستند که از معما بیشتر لذت میبرند. چه خواننده چه نویسنده


  11. Top | #7

    مدیر بازنشسته


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    نوشته ها
    2,461
    میانگین پست در روز
    1.50
    تشکر از کاربر
    54,564
    تشکر شده 52,472 در 7,613 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    صادقانه بگم حتا یه مورد رمان پلیسی خوب که نوشته کاربران باشه تو سایت نخوندم .البته کاربران چرا کلا رمان پلیسی ایرانی خوب نخوندم
    همه به شکل افراطی نوشته شدن که کاملا مشخصه نویسنده هیچ اطلاع دقیقی از پلیس های ایرانی (تاکید میکنم ایرانی ) نداشته
    بیشتر رمان ها ما رو با پلیس های هالیوودی (نه پلیس های واقعی جوامع دیگه ) آشنا کردن
    ولی خب من وقتی شروع میکنم رمان کاربرا رو میخونم هیچ انتظاری ازشون ندارم (دیگه کاملا برام مشخصه جز تعداد محدودی هیچکس به خودش زحمت تحقیق در مورد مسائل رمانش رو نمیده )
    یعنی از اول خودم رو قانع میکنم یه رمان تخیلی و افراطی دارم میخونم
    اطلاعاتی که شما گذاشته بودین جالب بود ممنون

    راستی فرشته جان پستت برام خیلی جالب بود ولی من رمانی ازتون خوندم که یه سری حرفهایی که تو پستتون گفتین نقض میکنه .
    مثل اون رمانی که مشترک نوشته بودین !!! یا رمانی که پلیس نفوذی داشتین . حالا مهم نیست بگین رمان تخیلی هست یا غیر واقعیه
    بالاخره هر تخیلی هم یه منطق خاصی باید پشتش باشه .

    بعدا نوشت :اینم اضافه کنم
    منظورم تو رمان های عامیانه بود وگرنه گاهی تو یه سری کتاب ها مخصوصا مجموعه داستان ها و داستان های کوتاه ، داستان های پلیسی خاصی پیدا میشه
    یه سری هم شاهکار ادبیات فارسی هست که گاها داستان پلیسی هم توشون هست اونا هم بحثشون جداست
    من تاکیدم روی رمان های عامیانه ای بود که پلیس رو توش دخیل میکنن .
    ویرایش توسط NILOUFAR : 1392,07,23 در ساعت ساعت : 00:01


  12. Top | #8

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    نوشته ها
    5,178
    میانگین پست در روز
    4.80
    محل سکونت
    تهران!
    تشکر از کاربر
    30,446
    تشکر شده 965,450 در 5,290 پست
    حالت من
    Mashghool
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط NILOUFAR نمایش پست ها
    راستی فرشته جان پستت برام خیلی جالب بود ولی من رمانی ازتون خوندم که یه سری حرفهایی که تو پستتون گفتین نقض میکنه .
    مثل اون رمانی که مشترک نوشته بودین !!! یا رمانی که پلیس نفوذی داشتین . حالا مهم نیست بگین رمان تخیلی هست یا غیر واقعیه
    بالاخره هر تخیلی هم یه منطق خاصی باید پشتش باشه .
    عزیزم می دونستم که اگر بخوام دلایل و منطقم رو بیان کنم حرفایی هم پشتش میاد ولی خب جسارت به خرج دادم..

    خانمی اون رمانی که شما ازش نام بردید ژانر تخیلی داشت..گرچه ایده از من نبود ولی خب برام هیجان داشت..
    البته تو زمان خودش چرا که اصلا اون اتفاقات کاملا غیرممکن بودند و ما به اتفاقات غیرممکن چی میگیم؟..غیرواقعی یا تخیلی..

    تخیل تماما زاده ی ذهن ماست و شاید بی منطق جلوه کنه ولی گفته میشه که رویاپردازی های درش اون رو تخیلی جلوه داده..

    خوبه که اول رمان بیان بشه که این رمان تخیلی هست یا نه تا وقتی نوشته میشه برای کسی شبه و یا سوالی ایجاد نشه!..

    اون رمان نفوذی رو هم من زمانی نوشتم که اطلاعاته جامعی از سازمان پلیسی و اطلاعاتی نداشتم..
    اینو در لا به لای حرفام گفتم! که البته بعد از اون رمانی با ژانر پلیسی ارائه ندادم چون می دونم که به یک تحقیق ِ درست و منطقی نیاز داره..و من به خودم این اجازه رو نمیدم که بدون تحقیق مِن بعد چیزی رو ارائه بدم..

    برای شروع اون کار بد نبود چرا که ازشون خیلی چیزا یاد گرفتم..و برای بهتر شدن و حتی بهترین شدن باید اینها رو هم تجربه کرد!..

    من حرفام تناقض نداشت فقط تجربیاتی که بعد از 9 تا رمان به دست اوردم رو در اختیارتون گذاشتم..
    چون به تازگی با پلیس و کارهایی که انجام میدن اشنا شدم و در گذشته طبق گفته های مژگان ِ عزیز از تخیلاتم کمک می گرفتم!..
    ممنونم از شما!..
    موفق باشید!..

    ویرایش توسط fereshteh27 : 1392,07,23 در ساعت ساعت : 14:11


  13. Top | #9

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    شهریور 1392
    نوشته ها
    878
    میانگین پست در روز
    2.18
    محل سکونت
    karaj
    تشکر از کاربر
    4,639
    تشکر شده 29,282 در 767 پست
    حالت من
    Mehraboon
    اندازه فونت

    پیش فرض

    موافقم باهات عزيزم
    پدر من سرهنگ بازنشسته نيرو انتظامي
    بيشتر رمانايي پليسي كه نوشته ميشه از روي فيلم هاي خارجي نوشته ميشه كه اكثرا امريكايي هستند و از اونجايي كه امريكا هميشه مي خواد ابر قدرت بودن خودشو تو فيلماش نشون بده از مسائل غير وقعي و تخيلي خيلي استفاده ميكنه كه اينو ميشه تو رماناي پليسي كه نوشته ميشه متوجه شد.
    اولین رمانم:
    میرم جای من اینجا نیست

    رمان در حال تایپم:
    تضاد

    چند تا از نقاشی هام:
    نقاشی

    داستان کوتاه:
    دختر سرخوش


  14. Top | #10

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    دی 1390
    نوشته ها
    1,601
    میانگین پست در روز
    1.59
    محل سکونت
    شهری میان کوه و دریا
    تشکر از کاربر
    14,454
    تشکر شده 85,247 در 1,477 پست
    حالت من
    Mashghool
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط ئثاقدشظ نمایش پست ها
    موافقم باهات عزيزم
    پدر من سرهنگ بازنشسته نيرو انتظامي
    بيشتر رمانايي پليسي كه نوشته ميشه از روي فيلم هاي خارجي نوشته ميشه كه اكثرا امريكايي هستند و از اونجايي كه امريكا هميشه مي خواد ابر قدرت بودن خودشو تو فيلماش نشون بده از مسائل غير وقعي و تخيلي خيلي استفاده ميكنه كه اينو ميشه تو رماناي پليسي كه نوشته ميشه متوجه شد.

    پدر من هم سروان بازنشسته نیروی انتظامی بودن
    واقعا این چیز هایی که ما تو رمان های پلیسی سایت میخونیم وجود نداشته مثلا ماموریت هایی که میدن به خانم ها
    مثلا من همین چند مدت پیش یه رمان خوندم پسره و دختره هردو سرهنگ بودن داشتن راحت باهم مبارزه می کردن...
    نمی گم مامور های زنمون حرفه ای نیستن ولی انقد جو بین دو تا همکار سنگین هست که ایه زن و مرد بااهام مبارزه کنن... به قول این دوست عزیز همش انگار داره یه فیلم آمریکایی میبینه
    بابا اینجا آمریکا نیست باور کنین هم برای استخدام توی نیروی انتظامی باید از صد تا دریچه و گزینش رد بشین تازه اول میان 5 سال پیمانی میگرن بعد میشه رسمی ولی اینجا هر کی از خونه قهر میکنه میره پلیس میشه
    خودم یه رمانی خوندم چون دختره رزمی بلد بود بهش گفتن بیا پلیس شو ...
    یکی از اقوام ما خانم هستن سرهنگن ولی توی بخش اداری کار میکنن
    وقتی قرار بود درجه سرهنگیشون بیاد اومده بودن تحقیق تا حدی که از همسایه ها پرسیده بودن دختر کوچیک این خانم توی حیاط با پسرا بازی میکنه یا نه بعد تو رمان ها مثل نقل و نبات درجه میدن

    عاشـق ِ بـی خـوابـی هـای شبانـه ام مـی شـوم
    وقتـی یـواشکـی بـه چهـره ی غـرق در خـوابـت خیـره مـی شـوم...
    دستـی کـه دورکمـرم حلقـه مـی زنـد
    مـرا غافـل گیـر مـی کنـد!!!


صفحه 1 از 6 12345 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. کارگاه داستان نویسی(یه فرصت استثنایی)
    توسط بــــاران☂ در انجمن آموزش اصول نویسندگی
    پاسخ ها: 291
    آخرین نوشته: 1393,05,02, ساعت : 01:42
  2. کارگاه رمان نویسی محمدحسن شهسواری
    توسط *dorsa* در انجمن اخبار کتاب
    پاسخ ها: 2
    آخرین نوشته: 1392,05,20, ساعت : 11:26
  3. کارگاه داستان نویسی تاسیس میشود
    توسط .RAHA. در انجمن اخبار کتاب
    پاسخ ها: 2
    آخرین نوشته: 1392,05,15, ساعت : 14:34
  4. کارگاه های داستان نویسی کلید می خورند
    توسط خانم فسقلی در انجمن اخبار کتاب
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1392,04,30, ساعت : 12:58
  5. پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1391,07,01, ساعت : 19:25

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •