تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 27 123451126 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 268
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    2012,08,09
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    1,700
    میانگین پست در روز
    2.36
    محل سکونت
    زیر سایه خدا تو شهرم تبریز
    تشکر از کاربر
    8,119
    تشکر شده 139,423 در 1,553 پست
    حالت من
    Akhmoo

    پیش فرض معرفی و نقد رمان من برمی گردم | سمیه.ف.ح کاربر انجمن

    با سلام خدمت همه ی عزیزان

    تاپیک نقد رمان من برمی گردم رو ایجاد می کنم که در خدمت نظرات شما عزیزان باشم

    امیدوارم که نذارین اینجا متروکه بمونه

    خلاصه:

    قصه ما ، قصه تقاصه ، قصه انتقام . داستان ماجرای واقعی زندگی زنی به اسم مهتابه که خواهر و همسرش بهش خیانت می کنن و باهم روهم میریزن ،جوری که مهتاب با داشتن یه بچه ناگزیر به طلاق می شه چون خواهر هجده سالش ، از همسرش بارداره و دو تا خواهر نمی تونن همزمان زن یه نفر باشن . اون می ره ، ولی به خودش قول می ده بیاد و انتقام خودش و دخترش مهلا رو از اونا بگیره. تو این راه ، خدا وبعضی آدمای دور و برش ، کمکش می کنن و....








  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    2012,07,20
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    نوشته ها
    592
    میانگین پست در روز
    0.80
    محل سکونت
    Atlanta Georgia
    تشکر از کاربر
    27,228
    تشکر شده 1,810 در 607 پست

    پیش فرض

    خانمی اون روزی زدم رو تایپک نقد اما باز نمیشد
    راستش رمانت و خیلی دوست دارم، واقعا حتی 1 ثانیه هم نمیتونم خودم و جاش بزارم! وحشتناک من اگه جاش بودم هیچوقت نمیتونستم ببخشمش چه شوهر و چه خواهرم
    قبلا بهت گفتم فامیل یکی از آشنایانمون همین بلا سرش اومده بود و دختر حامله شده بود که در آخر خودکشی کرد
    به نظر من اون مرد خیلی کثیف بوده با وجود یه بچه ...
    من اخلاقم اینه که از همه چی میگذرم واگزارش می کنم به خدا و سرنوشت
    اما خو خیلی درد داره
    امیدورام روزی برسه که این دو تا به دست و پای این بیفتند
    و آرزوی خوشبختی واسش دارم
    چون گفتی داستان واقعی
    مرسی رمانهات و خیلی دوست دارم
    کلا آدم جذب میشه
    موفق باشی
    A DAY Without Laughter is a DAY Wasted

  3. 5 کاربر از پست miss maryam تشکر کرده اند .


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    2012,02,14
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    نوشته ها
    508
    میانگین پست در روز
    0.57
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    10,200
    تشکر شده 1,803 در 389 پست
    حالت من
    Mehraboon

    پیش فرض

    سلام بر دوست و رفيق خوبم. خوبی خانومی؟ دخترای خوشگلت خوبن؟
    خب عزيزم صفحه نقد باز نميشد كه بخوايم نظر بذاريم! حالا جبران ميكنيم!!!!
    داستان جديد موضوعش خيلی خيلی جديده. والبته جالب كه مطمئنا قراره با قلم خوب شما خوندنی تر و جالبترم بشه.انشالله.
    نديده از مهين بدم مياد! حس خوبی ندارم بهش. برعكس از علی اونقدر كه بايد بدم بياد نمياد! به نظرت چرا؟؟؟؟!!! خودمم نميدونم چرا!!
    به نظرم صداقت و سادگی و روراستی زياد مهتاب باعث شده به اينجا برسه. آدم به هيشكی نبايد اعتماد صددرصد داشته باشه چه خواهرش باشه چه شوهرش! انسان ممكن الخطاس پس هميشه يك درصدم شده امكان خطارو بايد بده برای هركسی.
    امان از اين دهن لق! من بعدش از خودم انقد اسبدوانی ميشم دلم ميخاد فلفل بريزم دهنم!!!!!
    واقعا رفتار پدر و مادرش برام قابل درك نيست! چرا اينكارو كردن؟ البته بايد ماجرا رو از نگاه اونها ديد شايد دليلی دارن برای خودشون! حتی غير قابل درك برای بقيه!
    يعنی واقعا از اين عمه ها در واقعيتم پيدا ميشه آيا؟! من هميشه فكر ميكردم فقط تو افسانه هاس!
    تو اين ماجرا فكر نكنم اصلا بتونم حدسی بزنم
    ممنون سميه جونم
    دوستت دارم دوست جونم

  5. 4 کاربر از پست orkidehyesurati تشکر کرده اند .


  6. Top | #4

    تاریخ عضویت
    2012,08,09
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    1,700
    میانگین پست در روز
    2.36
    محل سکونت
    زیر سایه خدا تو شهرم تبریز
    تشکر از کاربر
    8,119
    تشکر شده 139,423 در 1,553 پست
    حالت من
    Akhmoo

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط orkidehyesurati نمایش پست ها
    سلام بر دوست و رفيق خوبم. خوبی خانومی؟ دخترای خوشگلت خوبن؟
    خب عزيزم صفحه نقد باز نميشد كه بخوايم نظر بذاريم! حالا جبران ميكنيم!!!!
    داستان جديد موضوعش خيلی خيلی جديده. والبته جالب كه مطمئنا قراره با قلم خوب شما خوندنی تر و جالبترم بشه.انشالله.
    نديده از مهين بدم مياد! حس خوبی ندارم بهش. برعكس از علی اونقدر كه بايد بدم بياد نمياد! به نظرت چرا؟؟؟؟!!! خودمم نميدونم چرا!!
    به نظرم صداقت و سادگی و روراستی زياد مهتاب باعث شده به اينجا برسه. آدم به هيشكی نبايد اعتماد صددرصد داشته باشه چه خواهرش باشه چه شوهرش! انسان ممكن الخطاس پس هميشه يك درصدم شده امكان خطارو بايد بده برای هركسی.
    امان از اين دهن لق! من بعدش از خودم انقد اسبدوانی ميشم دلم ميخاد فلفل بريزم دهنم!!!!!
    واقعا رفتار پدر و مادرش برام قابل درك نيست! چرا اينكارو كردن؟ البته بايد ماجرا رو از نگاه اونها ديد شايد دليلی دارن برای خودشون! حتی غير قابل درك برای بقيه!
    يعنی واقعا از اين عمه ها در واقعيتم پيدا ميشه آيا؟! من هميشه فكر ميكردم فقط تو افسانه هاس!
    تو اين ماجرا فكر نكنم اصلا بتونم حدسی بزنم
    ممنون سميه جونم
    دوستت دارم دوست جونم
    سلام بر ارکیده ی عزیز همراه خوبم
    ممنون که باز همراهیم می کنی و البته تو جاهایی که گیر می کنم کمکم می کنی
    ایشالله ماجرا که بره جلو ، همه ی شخصیت ها رو کالبد شکافی می کنم که خواننده بدونه با چه جور ادمایی طرفه
    قربانت و بازم منتظرم


    نقل قول نوشته اصلی توسط miss maryam نمایش پست ها
    خانمی اون روزی زدم رو تایپک نقد اما باز نمیشد
    راستش رمانت و خیلی دوست دارم، واقعا حتی 1 ثانیه هم نمیتونم خودم و جاش بزارم! وحشتناک من اگه جاش بودم هیچوقت نمیتونستم ببخشمش چه شوهر و چه خواهرم
    قبلا بهت گفتم فامیل یکی از آشنایانمون همین بلا سرش اومده بود و دختر حامله شده بود که در آخر خودکشی کرد
    به نظر من اون مرد خیلی کثیف بوده با وجود یه بچه ...
    من اخلاقم اینه که از همه چی میگذرم واگزارش می کنم به خدا و سرنوشت
    اما خو خیلی درد داره
    امیدورام روزی برسه که این دو تا به دست و پای این بیفتند
    و آرزوی خوشبختی واسش دارم
    چون گفتی داستان واقعی
    مرسی رمانهات و خیلی دوست دارم
    کلا آدم جذب میشه
    موفق باشی
    سلام دوست گلم مریم جان
    ممنون که صفحه ی نقدم رو افتتاح کردی خانومی
    برای اون آشناناتون خیلی متاسفم
    برای همه ی اونایی که نزدیکاشون نارو می خورن هم متاسفم
    شاید این داستان درس عبرتی واسه آدمهای ساده ای مثل مهتاب باشه که قبل از وقوع جلوی فاجعه رو بگیرن
    بازم منتظرتم خانومی و ممنون

  7. 6 کاربر از پست سمیه.ف.ح تشکر کرده اند .


  8. Top | #5

    تاریخ عضویت
    2012,02,14
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    نوشته ها
    508
    میانگین پست در روز
    0.57
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    10,200
    تشکر شده 1,803 در 389 پست
    حالت من
    Mehraboon

    پیش فرض

    دوبوره سلام.
    سميه جونم يه چيزی بگم؟ منو نزنیا! اما اشتباهات تايپی تقريبا زياده منم حسااااااس!

    مدیون دو تا از نزدکترین کسام بودم .... كسانم بهتره.
    خدا قوت گلی گلم



  9. 5 کاربر از پست orkidehyesurati تشکر کرده اند .


  10. Top | #6

    تاریخ عضویت
    2012,08,09
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    1,700
    میانگین پست در روز
    2.36
    محل سکونت
    زیر سایه خدا تو شهرم تبریز
    تشکر از کاربر
    8,119
    تشکر شده 139,423 در 1,553 پست
    حالت من
    Akhmoo

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط orkidehyesurati نمایش پست ها
    دوبوره سلام.
    سميه جونم يه چيزی بگم؟ منو نزنیا! اما اشتباهات تايپی تقريبا زياده منم حسااااااس!

    مدیون دو تا از نزدکترین کسام بودم .... كسانم بهتره.
    خدا قوت گلی گلم


    ارکیده جان من کی تا حالا تو رو زدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    باورت نمی شه من تو چه شرایط تایپ می کنم . یه بار هم نمی تونم برگردم بخونم اونقدر که اوژانسی تایپ می کنم . واسه همین اینطوری می شه ولی چشم حواسم رو بیشتر جمع می کنم

  11. 5 کاربر از پست سمیه.ف.ح تشکر کرده اند .


  12. Top | #7

    تاریخ عضویت
    2013,10,15
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    نوشته ها
    15
    میانگین پست در روز
    0.05
    تشکر از کاربر
    359
    تشکر شده 154 در 56 پست

    پیش فرض

    سلاااااااااااام.رمانت عالیه.خیلی خوب حس و حالاشون رو توصیف میکنی.موضو عشم خیلی خوبه.امیدوارم با همین نثر ادامه بدی.خسته شدم از بس رمان افسانه مانند خوندم. کاش تند تند تایپ کنی.من هر ساعت سر میزنم برا رمانت.خسته نباشی.

  13. 4 کاربر از پست بهاری 87 تشکر کرده اند .


  14. Top | #8

    تاریخ عضویت
    2012,08,09
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    1,700
    میانگین پست در روز
    2.36
    محل سکونت
    زیر سایه خدا تو شهرم تبریز
    تشکر از کاربر
    8,119
    تشکر شده 139,423 در 1,553 پست
    حالت من
    Akhmoo

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط بهاری 87 نمایش پست ها
    سلاااااااااااام.رمانت عالیه.خیلی خوب حس و حالاشون رو توصیف میکنی.موضو عشم خیلی خوبه.امیدوارم با همین نثر ادامه بدی.خسته شدم از بس رمان افسانه مانند خوندم. کاش تند تند تایپ کنی.من هر ساعت سر میزنم برا رمانت.خسته نباشی.

    مرسی گلم روحیه ی مضاعف بهم منتقل کردی
    امیدوارم بتونم اونطوری که شایسته ی خواننده های فهیمم هست ادامه بدم و بنویسم .
    منتظر حضور پررنگت تو این صفحه هستم
    بی نهایت ممنون

  15. 4 کاربر از پست سمیه.ف.ح تشکر کرده اند .


  16. Top | #9

    تاریخ عضویت
    2013,03,04
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    835
    میانگین پست در روز
    1.63
    محل سکونت
    خانه ای پرازمهر
    تشکر از کاربر
    25,166
    تشکر شده 3,662 در 823 پست
    حالت من
    Khoonsard

    پیش فرض

    سلام
    ممنون که اینقدر زیبا می نویسی.
    به نظر من کار عمه ی مهتاب اصلاٌدرست نیست.با رفتاری که پدرومادر مهتاب نشان دادنددلیلی نداره که مهتاب از حال وروزش به اونها خبر بده .اون زمانی احتیاج به حمایت داشت،که اونها دریغ کردند.اونها بچه ی نیامده رو به یک بچه ی سه ساله ترجیح دادند.حالا گزارش کاملِ احوال مهتاب رو بدونند مگه چکار می کنند.....
    به نظرم مهتاب باید خودشو بازسازی کنه تا محکم باشه ومحکم بمونه.چون اون زندگی وادماش دیگه ارزشی ندارند.
    منتظر پستهای زیبای بعدیت هستم.

  17. 4 کاربر از پست *msbm* تشکر کرده اند .


  18. Top | #10

    تاریخ عضویت
    2012,08,09
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    1,700
    میانگین پست در روز
    2.36
    محل سکونت
    زیر سایه خدا تو شهرم تبریز
    تشکر از کاربر
    8,119
    تشکر شده 139,423 در 1,553 پست
    حالت من
    Akhmoo

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط msbm نمایش پست ها
    سلام
    ممنون که اینقدر زیبا می نویسی.
    به نظر من کار عمه ی مهتاب اصلاٌدرست نیست.با رفتاری که پدرومادر مهتاب نشان دادنددلیلی نداره که مهتاب از حال وروزش به اونها خبر بده .اون زمانی احتیاج به حمایت داشت،که اونها دریغ کردند.اونها بچه ی نیامده رو به یک بچه ی سه ساله ترجیح دادند.حالا گزارش کاملِ احوال مهتاب رو بدونند مگه چکار می کنند.....
    به نظرم مهتاب باید خودشو بازسازی کنه تا محکم باشه ومحکم بمونه.چون اون زندگی وادماش دیگه ارزشی ندارند.
    منتظر پستهای زیبای بعدیت هستم.


    سلام
    لطف داری عزیزم
    منم موافقم
    همه ی ما آدمها باید به خاطر همه ی تصمیمات اشتباهمون تقاص پس بدیم.
    پدر و مادر مهتاب اشتباه کردن و باید تاوان بدن و البته می دن

    مرسی که همراهیم می کنی.
    منتظر حضور سبزت هستم دوست خوبم

  19. 4 کاربر از پست سمیه.ف.ح تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 27 123451126 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. آی پارا | سمیه.ف.ح کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط سمیه.ف.ح در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 217
    آخرین نوشته: 2014,06,03, ساعت : 03:56 AM
  2. رمان من برمی گردم | سمیه.ف.ح کاربر انجمن
    توسط سمیه.ف.ح در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 129
    آخرین نوشته: 2014,01,27, ساعت : 02:46 PM
  3. جاده تقدیر | سمیه.ف.ح کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط سمیه.ف.ح در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 62
    آخرین نوشته: 2013,06,03, ساعت : 06:49 PM
  4. در اوج رفتم، در اوج هم برمی گردم
    توسط ~MaAxX~ در انجمن والیبال و بسکتبال
    پاسخ ها: 7
    آخرین نوشته: 2012,09,27, ساعت : 03:25 AM

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •