بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۰ مهر ۱۳۹۲, ۱۲:۱۵ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
سمیه.ف.ح آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +12 امتیاز     
پیش فرض معرفی و نقد رمان من برمی گردم | سمیه.ف.ح کاربر انجمن

با سلام خدمت همه ی عزیزان

تاپیک نقد رمان من برمی گردم رو ایجاد می کنم که در خدمت نظرات شما عزیزان باشم

امیدوارم که نذارین اینجا متروکه بمونه

خلاصه:

قصه ما ، قصه تقاصه ، قصه انتقام . داستان ماجرای واقعی زندگی زنی به اسم مهتابه که خواهر و همسرش بهش خیانت می کنن و باهم روهم میریزن ،جوری که مهتاب با داشتن یه بچه ناگزیر به طلاق می شه چون خواهر هجده سالش ، از همسرش بارداره و دو تا خواهر نمی تونن همزمان زن یه نفر باشن . اون می ره ، ولی به خودش قول می ده بیاد و انتقام خودش و دخترش مهلا رو از اونا بگیره. تو این راه ، خدا وبعضی آدمای دور و برش ، کمکش می کنن و....






سمیه.ف.ح آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲۱ مهر ۱۳۹۲, ۰۷:۲۵ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
miss maryam آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

خانمی اون روزی زدم رو تایپک نقد اما باز نمیشد
راستش رمانت و خیلی دوست دارم، واقعا حتی 1 ثانیه هم نمیتونم خودم و جاش بزارم! وحشتناک من اگه جاش بودم هیچوقت نمیتونستم ببخشمش چه شوهر و چه خواهرم
قبلا بهت گفتم فامیل یکی از آشنایانمون همین بلا سرش اومده بود و دختر حامله شده بود که در آخر خودکشی کرد
به نظر من اون مرد خیلی کثیف بوده با وجود یه بچه ...
من اخلاقم اینه که از همه چی میگذرم واگزارش می کنم به خدا و سرنوشت
اما خو خیلی درد داره
امیدورام روزی برسه که این دو تا به دست و پای این بیفتند
و آرزوی خوشبختی واسش دارم
چون گفتی داستان واقعی
مرسی رمانهات و خیلی دوست دارم
کلا آدم جذب میشه
موفق باشی



A DAY Without Laughter is a DAY Wasted
miss maryam آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۳ مهر ۱۳۹۲, ۰۱:۳۰ قبل از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
orkidehyesurati آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

سلام بر دوست و رفيق خوبم. خوبی خانومی؟ دخترای خوشگلت خوبن؟
خب عزيزم صفحه نقد باز نميشد كه بخوايم نظر بذاريم! حالا جبران ميكنيم!!!!
داستان جديد موضوعش خيلی خيلی جديده. والبته جالب كه مطمئنا قراره با قلم خوب شما خوندنی تر و جالبترم بشه.انشالله.
نديده از مهين بدم مياد! حس خوبی ندارم بهش. برعكس از علی اونقدر كه بايد بدم بياد نمياد! به نظرت چرا؟؟؟؟!!! خودمم نميدونم چرا!!
به نظرم صداقت و سادگی و روراستی زياد مهتاب باعث شده به اينجا برسه. آدم به هيشكی نبايد اعتماد صددرصد داشته باشه چه خواهرش باشه چه شوهرش! انسان ممكن الخطاس پس هميشه يك درصدم شده امكان خطارو بايد بده برای هركسی.
امان از اين دهن لق! من بعدش از خودم انقد اسبدوانی ميشم دلم ميخاد فلفل بريزم دهنم!!!!!
واقعا رفتار پدر و مادرش برام قابل درك نيست! چرا اينكارو كردن؟ البته بايد ماجرا رو از نگاه اونها ديد شايد دليلی دارن برای خودشون! حتی غير قابل درك برای بقيه!
يعنی واقعا از اين عمه ها در واقعيتم پيدا ميشه آيا؟! من هميشه فكر ميكردم فقط تو افسانه هاس!
تو اين ماجرا فكر نكنم اصلا بتونم حدسی بزنم
ممنون سميه جونم
دوستت دارم دوست جونم
orkidehyesurati آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۳ مهر ۱۳۹۲, ۰۷:۴۲ قبل از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
سمیه.ف.ح آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط orkidehyesurati نمایش پست ها
سلام بر دوست و رفيق خوبم. خوبی خانومی؟ دخترای خوشگلت خوبن؟
خب عزيزم صفحه نقد باز نميشد كه بخوايم نظر بذاريم! حالا جبران ميكنيم!!!!
داستان جديد موضوعش خيلی خيلی جديده. والبته جالب كه مطمئنا قراره با قلم خوب شما خوندنی تر و جالبترم بشه.انشالله.
نديده از مهين بدم مياد! حس خوبی ندارم بهش. برعكس از علی اونقدر كه بايد بدم بياد نمياد! به نظرت چرا؟؟؟؟!!! خودمم نميدونم چرا!!
به نظرم صداقت و سادگی و روراستی زياد مهتاب باعث شده به اينجا برسه. آدم به هيشكی نبايد اعتماد صددرصد داشته باشه چه خواهرش باشه چه شوهرش! انسان ممكن الخطاس پس هميشه يك درصدم شده امكان خطارو بايد بده برای هركسی.
امان از اين دهن لق! من بعدش از خودم انقد اسبدوانی ميشم دلم ميخاد فلفل بريزم دهنم!!!!!
واقعا رفتار پدر و مادرش برام قابل درك نيست! چرا اينكارو كردن؟ البته بايد ماجرا رو از نگاه اونها ديد شايد دليلی دارن برای خودشون! حتی غير قابل درك برای بقيه!
يعنی واقعا از اين عمه ها در واقعيتم پيدا ميشه آيا؟! من هميشه فكر ميكردم فقط تو افسانه هاس!
تو اين ماجرا فكر نكنم اصلا بتونم حدسی بزنم
ممنون سميه جونم
دوستت دارم دوست جونم
سلام بر ارکیده ی عزیز همراه خوبم
ممنون که باز همراهیم می کنی و البته تو جاهایی که گیر می کنم کمکم می کنی
ایشالله ماجرا که بره جلو ، همه ی شخصیت ها رو کالبد شکافی می کنم که خواننده بدونه با چه جور ادمایی طرفه
قربانت و بازم منتظرم


نقل قول:
نوشته اصلی توسط miss maryam نمایش پست ها
خانمی اون روزی زدم رو تایپک نقد اما باز نمیشد
راستش رمانت و خیلی دوست دارم، واقعا حتی 1 ثانیه هم نمیتونم خودم و جاش بزارم! وحشتناک من اگه جاش بودم هیچوقت نمیتونستم ببخشمش چه شوهر و چه خواهرم
قبلا بهت گفتم فامیل یکی از آشنایانمون همین بلا سرش اومده بود و دختر حامله شده بود که در آخر خودکشی کرد
به نظر من اون مرد خیلی کثیف بوده با وجود یه بچه ...
من اخلاقم اینه که از همه چی میگذرم واگزارش می کنم به خدا و سرنوشت
اما خو خیلی درد داره
امیدورام روزی برسه که این دو تا به دست و پای این بیفتند
و آرزوی خوشبختی واسش دارم
چون گفتی داستان واقعی
مرسی رمانهات و خیلی دوست دارم
کلا آدم جذب میشه
موفق باشی
سلام دوست گلم مریم جان
ممنون که صفحه ی نقدم رو افتتاح کردی خانومی
برای اون آشناناتون خیلی متاسفم
برای همه ی اونایی که نزدیکاشون نارو می خورن هم متاسفم
شاید این داستان درس عبرتی واسه آدمهای ساده ای مثل مهتاب باشه که قبل از وقوع جلوی فاجعه رو بگیرن
بازم منتظرتم خانومی و ممنون
سمیه.ف.ح آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۴ مهر ۱۳۹۲, ۱۲:۵۸ قبل از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
orkidehyesurati آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

دوبوره سلام.
سميه جونم يه چيزی بگم؟ منو نزنیا! اما اشتباهات تايپی تقريبا زياده منم حسااااااس!

مدیون دو تا از نزدکترین کسام بودم .... كسانم بهتره.
خدا قوت گلی گلم


orkidehyesurati آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۵ مهر ۱۳۹۲, ۱۱:۲۹ قبل از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
سمیه.ف.ح آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط orkidehyesurati نمایش پست ها
دوبوره سلام.
سميه جونم يه چيزی بگم؟ منو نزنیا! اما اشتباهات تايپی تقريبا زياده منم حسااااااس!

مدیون دو تا از نزدکترین کسام بودم .... كسانم بهتره.
خدا قوت گلی گلم


ارکیده جان من کی تا حالا تو رو زدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
باورت نمی شه من تو چه شرایط تایپ می کنم . یه بار هم نمی تونم برگردم بخونم اونقدر که اوژانسی تایپ می کنم . واسه همین اینطوری می شه ولی چشم حواسم رو بیشتر جمع می کنم
سمیه.ف.ح آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۶ مهر ۱۳۹۲, ۰۷:۵۹ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
بهاری 87 آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

سلاااااااااااام.رمانت عالیه.خیلی خوب حس و حالاشون رو توصیف میکنی.موضو عشم خیلی خوبه.امیدوارم با همین نثر ادامه بدی.خسته شدم از بس رمان افسانه مانند خوندم. کاش تند تند تایپ کنی.من هر ساعت سر میزنم برا رمانت.خسته نباشی.
بهاری 87 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۷ مهر ۱۳۹۲, ۰۷:۵۱ قبل از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
سمیه.ف.ح آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط بهاری 87 نمایش پست ها
سلاااااااااااام.رمانت عالیه.خیلی خوب حس و حالاشون رو توصیف میکنی.موضو عشم خیلی خوبه.امیدوارم با همین نثر ادامه بدی.خسته شدم از بس رمان افسانه مانند خوندم. کاش تند تند تایپ کنی.من هر ساعت سر میزنم برا رمانت.خسته نباشی.

مرسی گلم روحیه ی مضاعف بهم منتقل کردی
امیدوارم بتونم اونطوری که شایسته ی خواننده های فهیمم هست ادامه بدم و بنویسم .
منتظر حضور پررنگت تو این صفحه هستم
بی نهایت ممنون
سمیه.ف.ح آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۷ مهر ۱۳۹۲, ۱۰:۳۲ قبل از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
*msbm* آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام
ممنون که اینقدر زیبا می نویسی.
به نظر من کار عمه ی مهتاب اصلاٌدرست نیست.با رفتاری که پدرومادر مهتاب نشان دادنددلیلی نداره که مهتاب از حال وروزش به اونها خبر بده .اون زمانی احتیاج به حمایت داشت،که اونها دریغ کردند.اونها بچه ی نیامده رو به یک بچه ی سه ساله ترجیح دادند.حالا گزارش کاملِ احوال مهتاب رو بدونند مگه چکار می کنند.....
به نظرم مهتاب باید خودشو بازسازی کنه تا محکم باشه ومحکم بمونه.چون اون زندگی وادماش دیگه ارزشی ندارند.
منتظر پستهای زیبای بعدیت هستم.
*msbm* آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۷ مهر ۱۳۹۲, ۱۲:۵۴ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
سمیه.ف.ح آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط msbm نمایش پست ها
سلام
ممنون که اینقدر زیبا می نویسی.
به نظر من کار عمه ی مهتاب اصلاٌدرست نیست.با رفتاری که پدرومادر مهتاب نشان دادنددلیلی نداره که مهتاب از حال وروزش به اونها خبر بده .اون زمانی احتیاج به حمایت داشت،که اونها دریغ کردند.اونها بچه ی نیامده رو به یک بچه ی سه ساله ترجیح دادند.حالا گزارش کاملِ احوال مهتاب رو بدونند مگه چکار می کنند.....
به نظرم مهتاب باید خودشو بازسازی کنه تا محکم باشه ومحکم بمونه.چون اون زندگی وادماش دیگه ارزشی ندارند.
منتظر پستهای زیبای بعدیت هستم.


سلام
لطف داری عزیزم
منم موافقم
همه ی ما آدمها باید به خاطر همه ی تصمیمات اشتباهمون تقاص پس بدیم.
پدر و مادر مهتاب اشتباه کردن و باید تاوان بدن و البته می دن

مرسی که همراهیم می کنی.
منتظر حضور سبزت هستم دوست خوبم
سمیه.ف.ح آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
آی پارا | سمیه.ف.ح کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب سمیه.ف.ح نوشته کاربران سایت 218 ۱۵ اسفند ۱۳۹۲ ۱۰:۰۲ بعد از ظهر
رمان من برمی گردم | سمیه.ف.ح کاربر انجمن سمیه.ف.ح رمان های کامل شده نوشته کاربران 129 ۷ بهمن ۱۳۹۲ ۰۲:۴۶ بعد از ظهر
جاده تقدیر | سمیه.ف.ح کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب سمیه.ف.ح نوشته کاربران سایت 62 ۱۳ خرداد ۱۳۹۲ ۰۶:۴۹ بعد از ظهر
در اوج رفتم، در اوج هم برمی گردم ~MaAxX~ والیبال و بسکتبال 7 ۶ مهر ۱۳۹۱ ۰۳:۲۵ قبل از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۸:۳۳ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا