بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  موضوع بسته شد
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۹ مهر ۱۳۹۲, ۰۸:۵۷ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
mehrsa_m آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +64 امتیاز     
Post معرفی و نقد رمان فرستاده | mehrsa_m کاربر انجمن

سلام
فرستاده روایت گر داستان دختریه که زیادی توی آمال و آرزوهاش غرق شده . جوری که حتی نمیتونه واقعیت ها و درست و غلط زندگیش و تشخیص بده .
دوست دارم توی این تاپیک هم همراهم باشین . نظر بدین و راهنماییم کنین . اگه جایی ضعفی میبینین گوشزد کنین . اگه پستی به دلتون نشست نقاط قوتش و بگین . خلاصه اینکه انرژی بدین و کمکم کنین که رمان و بنویسم .
تو این تاپیک اسپم ممنوعه . برای اینکه دچار مشکل نشیم قوانین بخش نقد و حتما بخونین .

فرستاده | مهرسا


اینم از لینک رمان . مرسی که همراهمین





بعضی از آدما . . .
ما رو پشیمون میکنن از اینکه ،
بهشون بدی نکردیم . . . !
mehrsa_m آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
!i!elham!i!, "Coral", * Bita *, * سعیده *, **Sky girl**, *asemani*, *Fatemeh.K*, *goodgirl*, *پریسان*, -ShaDi-, .:BahaR:., .Arghavan A, .Mar.Yam., .دلآرام., ana_b, angel26, Angelical, anital, Ara19, Aramesh_Darya, atefe**, BaharәH, behnaz98, behtarin_pari, binaha, breathe, Cancer, dark chocolate, Doni.M, elsa, F . Kh, Fahimeh.tourani, farnaz63, feloor, Ghazal99, goominam, hanie-ab, haniyeh120, Hedyeh., hotsummer001, JoOjOo Bala, K0s$@R!, kr@m.R@, Lady Kindnessツ, lale joon, little-fairy, mahana1, mahshid/Hk, mahshid:, mania-h, mariya-n, mega, Mina, mina-ava, miss maryam, N*A*Z*L*I, Nahid72, nastaran_m, nastiya, Nelson, niloofarenaz, parshan 77, pegah.a, P_YoonA, Ramaan, razin 75, real girl, respina1365, SahariX, SaMiRa.jigli, saramin, shadab1987, sharghi, shazde koochool, siiiiiima, soheilam, SOSKET, tondar1365, valan, yasim, zohreh.zarei198, ~sara khatoon~, ÐOҜH] JÎG@R, нαηιγε, آراااام, آواشیوا, الهه50, الهه7, حریم1, دخترماه*, زوشا, ساحلی, سوگلی72, شهرزاد ن, شهرزاد.م, عرفان 82, غزال*zelzeleee, فاطمه سمیعی, فاطي91, محبوبه*, نسرین78, نیکا83, هورسان, چشم قشنگ, کیاندخت 70, •●شقایق●•, ◊ نیلوفـر غنچـه

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۹ مهر ۱۳۹۲, ۰۹:۰۰ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
SahariX آواتار ها
 
SahariX به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +10 امتیاز     
پیش فرض

فرستاده ...
از این کلمه میشه برداشت های عمیقی کرد ... مطمئنا همه ی ما تو زندگیمون یه فرستاده داریم که به سمت و سوی زندگیمون با کاراش ، با تاثیراش تو افکار و اعمالمون جهت میده ... خوب یا بد ...
حتی خودمون میتونیم فرستاده باشیم ، تاثیر پذیر و همزمان تاثیر گذار . هدف از خلقمون فرستادن پیامی نه به یه بشر ، حتی به یه نفر باشه .
با کارایی که میکنیم ، حرفایی که زده میشه ، تصمیمایی که گرفته میشه ، برخوردایی که میشه ، همه تاثیر گذارن . پس چه خوبه همیشه به یاد داشته باشیم که هممون " فرستاده " ایم .
ولی بعید میدونم این رمان فرستاده به همینا ختم بشه در مورد این فرستاده ... اول از همه تفاوتش چشم گیره . منظور با کارای قبلیه ... تفاوت و تنوع رو دوست دارم . هیچ وقت کسلی نمیاره و از حالت قابل پیش بینی در میاره . این خودش یه اصل مهمه صد درصد !
شخصیت باران ساده اما پیچیدس . ساده به این منظور که پشت و رو نداره ، حقیقتا بی ریاس ... و پیچیده از نظر مفهومی و درک کردن و اینا
شخصیت دوم برجسته ی داستان هم از نظر من بهنامه . باید مرد باشی تا بفهمی این همه تعصبات بی جا پشتش چه منطقی خوابیده . البته که بهنام از فضا نیومده . کم نیستن ازش ولی اگه با دیده ی تعصب به چیزا نگاه کنی باید دور اعتدال رو خط بکشی . من با تعصب به حقوق زنا نگاه میکنم ، بهنام از بارانم پررنگ تره

در کل تا اینجا خوب بود . زوده برای نظر دادن ولی موقع خوندن داستان حس خوبی داشتم . تمام مدت لبخند گوشه لبم بود و امیدوارم این حس خوبو تا آخر داستان دو چندان داشته باشم .
کو تا پایان :)



تو ماه را دوست داری
و من ...
ماه هاست تو را
SahariX آنلاین نیست.  
قدیمی ۹ مهر ۱۳۹۲, ۰۹:۰۲ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
◊ نیلوفـر غنچـه آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +6 امتیاز     
پیش فرض

سلام مهرسا جان...
رمان زیبایی داری....
قلمت روون و دلنشینه...
این که شخصیت های داستانت خیلی خاص نیستن رمانتو از بقیه ی رمان ها متمایز کرده...
خیلی از دخترای امروزی مثل باران بیش از اندازه رویایی وخیال پردازن...
پس اگه کمی تو نوشته هات دقت کنی و یه سری نکات ریز رو ما بین جملاتت بزاری و صرفا به علت سرگرمی ننویسی میشه از فرستاده به عنوان یه رمان که جنبه ی آموزشیم داره نام برد...
ممنون و موفق باشی...



کامل شده : خط خطی های عاشقانه
بـه زودی : عصیــان یـک معـصـوم
داسـتانک : دریای من | شب های ما جوانان | شب بارانی | هفت شنبه های بیمار
پیشـنهـــاد
: گوهر مقصود | اسطوره | آسمان دیشب ، آسمان امشب | سیگار شکلاتی | من بهای کانایا نیستم
حرف دلم
: بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم ، باشد که نباشیم و بدانند که بودیم | رفتن بهانه نمیخواهد بهانه های ماندن که تمام شوند کافیست | خداحافظ تا...!

ویرایش توسط ◊ نیلوفـر غنچـه : ۲۰ مهر ۱۳۹۲ در ساعت ۰۸:۵۲ بعد از ظهر
◊ نیلوفـر غنچـه آنلاین نیست.  
قدیمی ۹ مهر ۱۳۹۲, ۰۹:۰۷ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
ساحلی آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +9 امتیاز     
پیش فرض

نقد پست اول
می خواستم اول باشم اما نت نبودم
سلام به دوست عزیزم مهرسای قشنگ! دیدم بعضیا محرسا می نویسن! مهرصا! محرصا! اصلا کدومش درسته؟!
تبریک میگم برای شروع رمان جدیدت
اسمش یه پیامی داره و باید ببینیم این فرستاده چی می تونه باشه که بر اساس اون این نام برای رمان انتخاب شده!
خب می تونم بگم داستان خیلی عادی و ملموس شروع شد
مادری که مثل اکثر مادرای ماست!!! یعنی به عینه دیدما!!!
نوع نگارش رو که واقعا دوست دارم عزیزم
تو همین پست چند جا با چند جمله لبخند زدم از سر قشنگ و رویایی بودنش که واقعا حس و حال رو قشنگ توصیف می کنی
چون می خوام پست به پست بیام نقد نظرم رو فعلا در مورد این پست میگم
می تونم بگم جذب شدم ببینم این باران خانوم ما با این مامان سنتی و گیر!!! چطور می خواد به مرد رویاهاش برسه



پروردگارا... آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم.



عزیزانم هر کمکی ازم خواستید به وبلاگم مراجعه کنید، آدرس ایمیل هم اون جا هست. یا حق ...

برای ورود به وبلاگ روی نوار زیر کلیک کنید

ویرایش توسط ساحلی : ۹ مهر ۱۳۹۲ در ساعت ۰۹:۲۰ بعد از ظهر
ساحلی آنلاین نیست.  
قدیمی ۹ مهر ۱۳۹۲, ۰۹:۱۴ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
miss maryam آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +5 امتیاز     
پیش فرض

درود مهساجون
این رمانتم مثل رمانهای قبلیت عالیه یه کششی داره رمانات! که من اصلا عاشق اون کششم
راستش این موضوع چشم آبی بدجور رو مخمه
میدونی اینجا بس پسر چشم آبی می بینم بدم اومده
من عاشق مردای چشم ابرو مشکیم ( چشم شوهرم روشن )
حالا باید دید این دختر ما چشم آبی گیرش میاد تو داستان یا نه
آی دلم میخواد یه پسر زشت گیرش بیاد
جدا از شوخی مگه اونهایی که خوشگل نیستن دل ندارن !؟
وای که من یه عالمه هیجان دارم ببینم شاهزاده سوار بر اسب سفیدمون کیه و چه شکلیه
مرسی خانم گل
موفق باشی



A DAY Without Laughter is a DAY Wasted
miss maryam آنلاین نیست.  
قدیمی ۹ مهر ۱۳۹۲, ۰۹:۴۰ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
نیکا83 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +7 امتیاز     
پیش فرض

سلام مهرسا جون
تبریک بخاطر تاپیک نقد
متوجه نشدم یعنی برای سهراب میخوان باران رو بگیرن ؟ مگه بیتا بزرگتر نیست
طفلی مثل اینکه این باران کم کم جلوی شازده بهنام نباید نفس هم بکشه پسره با خودشم درگیره واقعا سارا چقدر بد سلیقه هستش چون بهنام هیچ چیز مثبتی تو وجودش نیست که باعث بشه کسی عاشقش بشه
امیدوارم زودتر معلوم بشه نظر استاد نسبت به باران چیه تا تکلیفش معلوم بشه
مرسی خسته نباشی



کتاب هایی که دوستشون دارم:رسوب / حکم دل / تراکم تنهایی / از هیچ تا تمام من / خالکوبی / وقتی حتی زن نیستی/ / رایحه ممنوع / نقطه سر خط / قاف عشق / آهوی وحشی / دل داده ام بر باد / ضربان / غیر معمولی / با دلم عجین شده ای / آقای جنیفر / حواسم هست حواست نیست / مرد قد بلند / در لابلای ضعف و غرور / تابوت تابوی من / از عشق بدم بدم بدم میاد / تکرار محبت / بانوی قصه / شرعی ولی غیر قانونی / بی بی بی دل / انعقاد نطفه ای سیاه / دنیای وارونه / آینه ای برابر آینه ات می گذارم/ گناهکار سجاده نشین ] اسطوره / سقوط نرم / آوای فاخته / دلم تنگ میشه واسه هر دوتامون / چشمهایت / شکست حباب / نهال بی شکوفه / آهای تموم زندگیم / هیچوقت دیر نیست / هوای تو / لالایی بیداری / بگذار آمین دعایت باشم / پناهی از جنس تو/ عروس هزار داماد/ / بهشت زمینی / شرط بندی /ببار بارون / چهار دیواری / به خودت باختمت / لانه ویژ / تو را منتظرم / او دوستم نداشت / آبان ماه اول زمستان است / خانه ی من آرامگاهی ابدی /
-
نیکا83 آنلاین نیست.  
قدیمی ۹ مهر ۱۳۹۲, ۱۰:۰۰ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
دخترماه* آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +5 امتیاز     
پیش فرض

سلام مهرساجان بازم تبریج برای رمان جدیدت داستان شروع خوبی داره شخصیات هاشم خیلی واقعی وملموس هستن دخترقصه هم که تقریبامثل خیلی ازدختراخیالاتی ورویایی فکرمیکنه منتظر ادامه اش هستیم تااینجاکه خیلی خوب بوده بازم تبریک خانوم گل



من یک دختـــــــر ایــــرانیــــــــم ...
بــــــــدان ...
"حوای" کسی نـــــمی شــوم که به "هوای" دیگری برود ...
تنهاییم را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد ...روح خـــداست که در مــــــن دمیـــده شده و احســـــاس نام گرفته ...
ارزان نمی فروشمش...
دستــــــهایم بــالیـــن کـــودک فـــردایـــم خـــواهـــد شــــد ...
بـــی حـــرمتـــش نمی کنم و به هــر کس نمی سپارمش ...
رمان هایی خواندنی وجذاب

اسطوره
رایحه ممنوع
درحصاربازوانت
رهایی اسیرسرنوشت
ضربان
دخترماه* آنلاین نیست.  
قدیمی ۹ مهر ۱۳۹۲, ۱۰:۰۲ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
Nahid72 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +6 امتیاز     
پیش فرض

مهرسا جان.اول تبریک برای شروع رمان.
آقا به نظرم این اسم داستانت منظوری در پشتش نهفته است.میتونه شخصی باشه که سرو کلش تو زندگی باران پیدا میشه و یه جور به عنوان ناجیش از این زندگی تکراری و سنتیش محسوب میشه و در واقع فرستاده ای برای خوشبختی اون به حساب میاد.
بعضی از این تیکه های مامانه با اخلاقش نافرم برام آشنا میزنه....
بهنام به نظرم یکم زیادی شنگول میزنه.غیرتش واقعا تو معدم.نمیدونم چرا با اومدن اسمش کهیر میزنم.
از این استادم خوشم نمیاد یه جور زیادی تیتیش مامانیه اصلا من هیچ رقمه باهاش حال نمیکنم.
راجع به بیتام که نظر خاصی ندارم...
و اما شخص شخیص فرستاده...
بسیار دلمان میخواهد که این شخص یک عدد پسر تخس و کله خراب باشد به ضمیمه ی چهره ی مردانگی که ان شاءالله در پستهای آتی با ایشان آشنا میشویم...






"ری را..." صدا می آید امشب
از پشت کاچ که بند آب
برق سیاه تابش تصویری از خراب
در چشم می کشاند
گویا کسی است که می خواند...
از هیچ تا تمام من/آوای فاخته/
شین های عاشقانه ی حوا
Nahid72 آنلاین نیست.  
قدیمی ۹ مهر ۱۳۹۲, ۱۰:۱۰ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
حریم1 آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

سلام مهربونم
تبریک برای این رمان .خوب عالی شروع کردی
باران دخترک خیالباف ما دنبال یه عشق رویایی از طرفی عاشق استادشونه و فکر میکنم خواهرشم به استاد نظر داره واستاد به بیتا جالب میشه وقتی استاد از بیتا خواستگاری کنه
داداش نچسبی دارن بدم میاد از مادرایی که به پسرا بیشتر بها میدن ناسلامتی باید مرد شن
از همه بگذریم قلمت زیبا وخواندنی موفق باشی



به پاس خوبیهایت هر بار که از ذهنم میگذری لبخند پر مهر خدا را برایت ارزو میکنم
حریم1 آنلاین نیست.  
قدیمی ۹ مهر ۱۳۹۲, ۱۰:۴۷ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
.دلآرام. آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +6 امتیاز     
پیش فرض

سلام عزیز ..
خسته نباشی ..
خوب اسم ِ رمان ؛ کوتاه ِ در عین ِ بحث برانگیز بودن .. خیلی معنی ها میده خیلی .. خیلی داستانا میشه براش تعبیر کرد .. که شاید بهتر باشه تعبیر نکنیم و ذهن ِ نویسنده رو آزاد بذاریم ..
راستش هنوز شخصیت ها اونقدر شکل نگرفتن که بشه نقدشون کرد یا بصورت آنچنانی دربارشون نظر داد ؛ باران یه دختر ِ با یه عالمه رویاهای ِ دخترونه .. رویاهایی که الآن خیلی کم توی ِ ذهن و فکر ما میاد .. شاید بدلیل ِ آزادی که داریم .. که باران نداره .. بهنام نمیذاره داشته باشه ..یه غیرت ِ برادرانه که خیلی ها حسرتش رو میخورن و کسایی که دارنش ازش مینالن و قدرش رو نمیدونن .. مثل ِ باران که توی ِ آرزو هاش غرق شده و غیرت ِ برادرانه ی ِ برادرش رو محدودیت میدونه .. شاید اگر ؛ اگر بهنام اینقدر غیرتی و سختگیر نبود رویاهای ِ باران هم وجود نداشت .. یعنی من فکر میکنم رویاهای ِ باران از غیرت ِ بهنام سرچشمه میگیره ..

نقل قول:
خدا جون قربونت کاش یه صندوق انتقادات پیشنهادات درست میکردی واسه دنیا که ما انقدر این پایین عز و جز نکنیم واسه هر چی
این جمله .. میتونم بگم قشنگ ترین جمله ای هست که در طول ِ این چند پست خوندم .. در عین ِ طنزوار بودن (درسته ؟!)مفهوم ِ عمیقی داشت .. وشاید آرزوی ِ خیلی ها بود .. شاید حرف ِ دل ِ خیلی ها بود ..

درمورد ِ استاد فلاح
بنظرم عشق ِ باران به استاد فلاح عشق نیست .. نمیشه گفت هوس ِ زودگذر ِ اما عشق هم نیست .. چون بیشتر ِ حواس ِ باران به قیافشه .. به چشمای ِ آبی و موهای ِ بور ِ فلاح .. یعنی بیشتر منشاءش از خیالات ِ باران هست !
همین دیگه :)
من نمیدونم چرا همش فکر میکنم اون کسی که قراره طرف ِ مقابل ِ باران باشه یه سبزه ی ِ چشم ابرو مشکی ِ .. یه تضاد ِ واقعی با خیالات ِ باران
موفق باشی ..
.



مرگها دو دسته اند ؛
مردی که نفس نمیکشد
و زنی که حرف نمیزند .

.دلآرام. آنلاین نیست.  
موضوع بسته شد

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
ضربان زندگی | یه کاربر کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب یه کاربر نوشته کاربران سایت 30 ۱۴ آبان ۱۳۹۲ ۱۰:۰۸ قبل از ظهر
رمان فرستاده | mehrsa_m کاربر انجمن mehrsa_m حذفیات 0 ۳۱ شهريور ۱۳۹۲ ۰۸:۲۱ بعد از ظهر
هميشه يكي هست | mehrsa_m كاربر انجمن | معرفي و نقد کتاب mehrsa_m نوشته کاربران سایت 865 ۲۷ شهريور ۱۳۹۲ ۱۰:۱۱ بعد از ظهر
معرفی و نقد رمان مُوژان من | mehrsa_m كاربر انجمن mehrsa_m نوشته کاربران سایت 335 ۳ خرداد ۱۳۹۲ ۰۵:۵۹ بعد از ظهر
وقتي او آمد | mehrsa_m كاربر انجمن | معرفي و نقد کتاب mehrsa_m نوشته کاربران سایت 100 ۳۱ شهريور ۱۳۹۱ ۰۷:۱۶ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۲:۳۶ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا