تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 67 12345112651 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 669
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    2010,12,14
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    702
    میانگین پست در روز
    0.53
    محل سکونت
    اتاقم
    تشکر از کاربر
    15,576
    تشکر شده 419,518 در 1,420 پست

    Post معرفی و نقد رمان فرستاده | mehrsa_m کاربر انجمن

    سلام
    فرستاده روایت گر داستان دختریه که زیادی توی آمال و آرزوهاش غرق شده . جوری که حتی نمیتونه واقعیت ها و درست و غلط زندگیش و تشخیص بده .
    دوست دارم توی این تاپیک هم همراهم باشین . نظر بدین و راهنماییم کنین . اگه جایی ضعفی میبینین گوشزد کنین . اگه پستی به دلتون نشست نقاط قوتش و بگین . خلاصه اینکه انرژی بدین و کمکم کنین که رمان و بنویسم .
    تو این تاپیک اسپم ممنوعه . برای اینکه دچار مشکل نشیم قوانین بخش نقد و حتما بخونین .

    فرستاده | مهرسا


    اینم از لینک رمان . مرسی که همراهمین


    بعضی از آدما . . .
    ما رو پشیمون میکنن از اینکه ،
    بهشون بدی نکردیم . . . !


  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    2012,06,14
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    4,847
    میانگین پست در روز
    6.26
    محل سکونت
    Wanted ...
    تشکر از کاربر
    22,060
    تشکر شده 19,738 در 5,720 پست

    پیش فرض

    فرستاده ...
    از این کلمه میشه برداشت های عمیقی کرد ... مطمئنا همه ی ما تو زندگیمون یه فرستاده داریم که به سمت و سوی زندگیمون با کاراش ، با تاثیراش تو افکار و اعمالمون جهت میده ... خوب یا بد ...
    حتی خودمون میتونیم فرستاده باشیم ، تاثیر پذیر و همزمان تاثیر گذار . هدف از خلقمون فرستادن پیامی نه به یه بشر ، حتی به یه نفر باشه .
    با کارایی که میکنیم ، حرفایی که زده میشه ، تصمیمایی که گرفته میشه ، برخوردایی که میشه ، همه تاثیر گذارن . پس چه خوبه همیشه به یاد داشته باشیم که هممون " فرستاده " ایم .
    ولی بعید میدونم این رمان فرستاده به همینا ختم بشه در مورد این فرستاده ... اول از همه تفاوتش چشم گیره . منظور با کارای قبلیه ... تفاوت و تنوع رو دوست دارم . هیچ وقت کسلی نمیاره و از حالت قابل پیش بینی در میاره . این خودش یه اصل مهمه صد درصد !
    شخصیت باران ساده اما پیچیدس . ساده به این منظور که پشت و رو نداره ، حقیقتا بی ریاس ... و پیچیده از نظر مفهومی و درک کردن و اینا
    شخصیت دوم برجسته ی داستان هم از نظر من بهنامه . باید مرد باشی تا بفهمی این همه تعصبات بی جا پشتش چه منطقی خوابیده . البته که بهنام از فضا نیومده . کم نیستن ازش ولی اگه با دیده ی تعصب به چیزا نگاه کنی باید دور اعتدال رو خط بکشی . من با تعصب به حقوق زنا نگاه میکنم ، بهنام از بارانم پررنگ تره

    در کل تا اینجا خوب بود . زوده برای نظر دادن ولی موقع خوندن داستان حس خوبی داشتم . تمام مدت لبخند گوشه لبم بود و امیدوارم این حس خوبو تا آخر داستان دو چندان داشته باشم .
    کو تا پایان :)


  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    2013,07,27
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    740
    میانگین پست در روز
    2.02
    محل سکونت
    | مـــرداب |
    تشکر از کاربر
    6,741
    تشکر شده 8,962 در 734 پست
    حالت من
    Deltang

    پیش فرض

    سلام مهرسا جان...
    رمان زیبایی داری....
    قلمت روون و دلنشینه...
    این که شخصیت های داستانت خیلی خاص نیستن رمانتو از بقیه ی رمان ها متمایز کرده...
    خیلی از دخترای امروزی مثل باران بیش از اندازه رویایی وخیال پردازن...
    پس اگه کمی تو نوشته هات دقت کنی و یه سری نکات ریز رو ما بین جملاتت بزاری و صرفا به علت سرگرمی ننویسی میشه از فرستاده به عنوان یه رمان که جنبه ی آموزشیم داره نام برد...
    ممنون و موفق باشی...
    ویرایش توسط ◊ نیلوفـر غنچـه : 2013,10,12 در ساعت ساعت : 08:52 PM
    کوهم امـــا...
    آب میشوم روزی به پای تو !


    Mehdi Mousavi



  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    2011,07,28
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    14,730
    میانگین پست در روز
    13.43
    محل سکونت
    1step to the edge
    تشکر از کاربر
    77,156
    تشکر شده 96,115 در 13,169 پست

    پیش فرض

    نقد پست اول
    می خواستم اول باشم اما نت نبودم
    سلام به دوست عزیزم مهرسای قشنگ! دیدم بعضیا محرسا می نویسن! مهرصا! محرصا! اصلا کدومش درسته؟!
    تبریک میگم برای شروع رمان جدیدت
    اسمش یه پیامی داره و باید ببینیم این فرستاده چی می تونه باشه که بر اساس اون این نام برای رمان انتخاب شده!
    خب می تونم بگم داستان خیلی عادی و ملموس شروع شد
    مادری که مثل اکثر مادرای ماست!!! یعنی به عینه دیدما!!!
    نوع نگارش رو که واقعا دوست دارم عزیزم
    تو همین پست چند جا با چند جمله لبخند زدم از سر قشنگ و رویایی بودنش که واقعا حس و حال رو قشنگ توصیف می کنی
    چون می خوام پست به پست بیام نقد نظرم رو فعلا در مورد این پست میگم
    می تونم بگم جذب شدم ببینم این باران خانوم ما با این مامان سنتی و گیر!!! چطور می خواد به مرد رویاهاش برسه
    ویرایش توسط ساحلی : 2013,10,01 در ساعت ساعت : 09:20 PM
    پروردگارا... آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم.



    عزیزانم هر کمکی ازم خواستید به وبلاگم مراجعه کنید، آدرس ایمیل هم اون جا هست. یا حق ...

    برای ورود به وبلاگ روی نوار زیر کلیک کنید


  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    2012,07,20
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    نوشته ها
    586
    میانگین پست در روز
    0.79
    محل سکونت
    Atlanta Georgia
    تشکر از کاربر
    27,222
    تشکر شده 1,809 در 607 پست

    پیش فرض

    درود مهساجون
    این رمانتم مثل رمانهای قبلیت عالیه یه کششی داره رمانات! که من اصلا عاشق اون کششم
    راستش این موضوع چشم آبی بدجور رو مخمه
    میدونی اینجا بس پسر چشم آبی می بینم بدم اومده
    من عاشق مردای چشم ابرو مشکیم ( چشم شوهرم روشن )
    حالا باید دید این دختر ما چشم آبی گیرش میاد تو داستان یا نه
    آی دلم میخواد یه پسر زشت گیرش بیاد
    جدا از شوخی مگه اونهایی که خوشگل نیستن دل ندارن !؟
    وای که من یه عالمه هیجان دارم ببینم شاهزاده سوار بر اسب سفیدمون کیه و چه شکلیه
    مرسی خانم گل
    موفق باشی
    A DAY Without Laughter is a DAY Wasted


  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    2012,01,25
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    5,008
    میانگین پست در روز
    5.47
    محل سکونت
    تهرون دوست داشتنی
    تشکر از کاربر
    53,779
    تشکر شده 38,100 در 4,509 پست

    پیش فرض

    سلام مهرسا جون
    تبریک بخاطر تاپیک نقد
    متوجه نشدم یعنی برای سهراب میخوان باران رو بگیرن ؟ مگه بیتا بزرگتر نیست
    طفلی مثل اینکه این باران کم کم جلوی شازده بهنام نباید نفس هم بکشه پسره با خودشم درگیره واقعا سارا چقدر بد سلیقه هستش چون بهنام هیچ چیز مثبتی تو وجودش نیست که باعث بشه کسی عاشقش بشه
    امیدوارم زودتر معلوم بشه نظر استاد نسبت به باران چیه تا تکلیفش معلوم بشه
    مرسی خسته نباشی
    کتاب هایی که دوستشون دارم:رسوب / قتل کیارش / تراکم تنهایی / از هیچ تا تمام من / زندگی خصوصی / نقش نگار / وقتی حتی زن نیستی/ / رایحه ممنوع / نقطه سر خط / قاف عشق / آهوی وحشی / طلاهای این شهر ارزانند / ضربان / غیر معمولی / روی خط قرمز / با دلم عجین شده ای / مرا دوباره آغاز کن / حواسم هست حواست نیست / مرد قد بلند / در لابلای ضعف و غرور / آغوش سرخ / از عشق بدم بدم بدم میاد / احساس من معلول نیست / تکرار محبت / رویای خیس چشمات / سجده بر عشق / سنگ و تیشه / بانوی قصه / شرعی ولی غیر قانونی / بی بی بی دل / انعقاد نطفه ای سیاه / دنیای وارونه / آینه ای برابر آینه ات می گذارم/ گناهکار سجاده نشین / ثانیه های نفس گیر ] اسطوره / واحد روبرویی / آوای فاخته / دلم تنگ میشه واسه هر دوتامون / چشمهایت / شکست حباب / نهال بی شکوفه / آهای تموم زندگیم / هیچوقت دیر نیست / هوای تو / دستهایم حافظه دارند / ما به صفر دل باختیم / پناهی از جنس تو/ ناگفته ها / ویار / شرط بندی /ببار بارون / نگرانتم / من قهرمانت نیستم / بازتاب / تو را منتظرم / او دوستم نداشت / آبان ماه اول زمستان است / خانه ی من آرامگاهی ابدی /
    -


  7. Top | #7

    تاریخ عضویت
    2012,06,28
    عنوان کاربر
    کاربر متوسط
    نوشته ها
    202
    میانگین پست در روز
    0.27
    محل سکونت
    کشورم ایران
    تشکر از کاربر
    1,107
    تشکر شده 834 در 222 پست

    پیش فرض

    سلام مهرساجان بازم تبریج برای رمان جدیدت داستان شروع خوبی داره شخصیات هاشم خیلی واقعی وملموس هستن دخترقصه هم که تقریبامثل خیلی ازدختراخیالاتی ورویایی فکرمیکنه منتظر ادامه اش هستیم تااینجاکه خیلی خوب بوده بازم تبریک خانوم گل
    من یک دختـــــــر ایــــرانیــــــــم ...
    بــــــــدان ...
    "حوای" کسی نـــــمی شــوم که به "هوای" دیگری برود ...
    تنهاییم را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد ...روح خـــداست که در مــــــن دمیـــده شده و احســـــاس نام گرفته ...
    ارزان نمی فروشمش...
    دستــــــهایم بــالیـــن کـــودک فـــردایـــم خـــواهـــد شــــد ...
    بـــی حـــرمتـــش نمی کنم و به هــر کس نمی سپارمش ...
    رمان هایی خواندنی وجذاب

    اسطوره
    رایحه ممنوع
    درحصاربازوانت
    رهایی اسیرسرنوشت
    ضربان


  8. Top | #8

    تاریخ عضویت
    2012,06,03
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    نوشته ها
    674
    میانگین پست در روز
    0.86
    محل سکونت
    سرزمین آریایی ها
    تشکر از کاربر
    33,790
    تشکر شده 1,142 در 321 پست

    پیش فرض

    مهرسا جان.اول تبریک برای شروع رمان.
    آقا به نظرم این اسم داستانت منظوری در پشتش نهفته است.میتونه شخصی باشه که سرو کلش تو زندگی باران پیدا میشه و یه جور به عنوان ناجیش از این زندگی تکراری و سنتیش محسوب میشه و در واقع فرستاده ای برای خوشبختی اون به حساب میاد.
    بعضی از این تیکه های مامانه با اخلاقش نافرم برام آشنا میزنه....
    بهنام به نظرم یکم زیادی شنگول میزنه.غیرتش واقعا تو معدم.نمیدونم چرا با اومدن اسمش کهیر میزنم.
    از این استادم خوشم نمیاد یه جور زیادی تیتیش مامانیه اصلا من هیچ رقمه باهاش حال نمیکنم.
    راجع به بیتام که نظر خاصی ندارم...
    و اما شخص شخیص فرستاده...
    بسیار دلمان میخواهد که این شخص یک عدد پسر تخس و کله خراب باشد به ضمیمه ی چهره ی مردانگی که ان شاءالله در پستهای آتی با ایشان آشنا میشویم...



    "ری را..." صدا می آید امشب
    از پشت کاچ که بند آب
    برق سیاه تابش تصویری از خراب
    در چشم می کشاند
    گویا کسی است که می خواند...
    از هیچ تا تمام من/آوای فاخته/
    شین های عاشقانه ی حوا


  9. Top | #9

    تاریخ عضویت
    2013,08,26
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    نوشته ها
    187
    میانگین پست در روز
    0.55
    محل سکونت
    رشت
    تشکر از کاربر
    6,662
    تشکر شده 637 در 130 پست
    حالت من
    Ashegh

    پیش فرض

    سلام مهربونم
    تبریک برای این رمان .خوب عالی شروع کردی
    باران دخترک خیالباف ما دنبال یه عشق رویایی از طرفی عاشق استادشونه و فکر میکنم خواهرشم به استاد نظر داره واستاد به بیتا جالب میشه وقتی استاد از بیتا خواستگاری کنه
    داداش نچسبی دارن بدم میاد از مادرایی که به پسرا بیشتر بها میدن ناسلامتی باید مرد شن
    از همه بگذریم قلمت زیبا وخواندنی موفق باشی
    به پاس خوبیهایت هر بار که از ذهنم میگذری لبخند پر مهر خدا را برایت ارزو میکنم


  10. Top | #10

    تاریخ عضویت
    2013,08,16
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    نوشته ها
    414
    میانگین پست در روز
    1.19
    تشکر از کاربر
    3,682
    تشکر شده 3,914 در 566 پست

    پیش فرض

    سلام عزیز ..
    خسته نباشی ..
    خوب اسم ِ رمان ؛ کوتاه ِ در عین ِ بحث برانگیز بودن .. خیلی معنی ها میده خیلی .. خیلی داستانا میشه براش تعبیر کرد .. که شاید بهتر باشه تعبیر نکنیم و ذهن ِ نویسنده رو آزاد بذاریم ..
    راستش هنوز شخصیت ها اونقدر شکل نگرفتن که بشه نقدشون کرد یا بصورت آنچنانی دربارشون نظر داد ؛ باران یه دختر ِ با یه عالمه رویاهای ِ دخترونه .. رویاهایی که الآن خیلی کم توی ِ ذهن و فکر ما میاد .. شاید بدلیل ِ آزادی که داریم .. که باران نداره .. بهنام نمیذاره داشته باشه ..یه غیرت ِ برادرانه که خیلی ها حسرتش رو میخورن و کسایی که دارنش ازش مینالن و قدرش رو نمیدونن .. مثل ِ باران که توی ِ آرزو هاش غرق شده و غیرت ِ برادرانه ی ِ برادرش رو محدودیت میدونه .. شاید اگر ؛ اگر بهنام اینقدر غیرتی و سختگیر نبود رویاهای ِ باران هم وجود نداشت .. یعنی من فکر میکنم رویاهای ِ باران از غیرت ِ بهنام سرچشمه میگیره ..

    خدا جون قربونت کاش یه صندوق انتقادات پیشنهادات درست میکردی واسه دنیا که ما انقدر این پایین عز و جز نکنیم واسه هر چی
    این جمله .. میتونم بگم قشنگ ترین جمله ای هست که در طول ِ این چند پست خوندم .. در عین ِ طنزوار بودن (درسته ؟!)مفهوم ِ عمیقی داشت .. وشاید آرزوی ِ خیلی ها بود .. شاید حرف ِ دل ِ خیلی ها بود ..

    درمورد ِ استاد فلاح
    بنظرم عشق ِ باران به استاد فلاح عشق نیست .. نمیشه گفت هوس ِ زودگذر ِ اما عشق هم نیست .. چون بیشتر ِ حواس ِ باران به قیافشه .. به چشمای ِ آبی و موهای ِ بور ِ فلاح .. یعنی بیشتر منشاءش از خیالات ِ باران هست !
    همین دیگه :)
    من نمیدونم چرا همش فکر میکنم اون کسی که قراره طرف ِ مقابل ِ باران باشه یه سبزه ی ِ چشم ابرو مشکی ِ .. یه تضاد ِ واقعی با خیالات ِ باران
    موفق باشی ..
    .
    بهتر! فرشتـه نیستم ، انسان ِ بی بالم
    چون ساده ترکت میکنند آنان که پَر دارند


    در نودو هشتیا با فرهنگ باشیم| ماندگار های ِ نودوهشتیا


صفحه 1 از 67 12345112651 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. ضربان زندگی | یه کاربر کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط یه کاربر در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 29
    آخرین نوشته: 2013,10,18, ساعت : 08:39 PM
  2. رمان فرستاده | mehrsa_m کاربر انجمن
    توسط mehrsa_m در انجمن حذفیات
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 2013,09,22, ساعت : 08:21 PM
  3. هميشه يكي هست | mehrsa_m كاربر انجمن | معرفي و نقد کتاب
    توسط mehrsa_m در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 865
    آخرین نوشته: 2013,09,18, ساعت : 10:11 PM
  4. معرفی و نقد رمان مُوژان من | mehrsa_m كاربر انجمن
    توسط mehrsa_m در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 335
    آخرین نوشته: 2013,05,24, ساعت : 05:59 PM
  5. وقتي او آمد | mehrsa_m كاربر انجمن | معرفي و نقد کتاب
    توسط mehrsa_m در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 100
    آخرین نوشته: 2012,09,21, ساعت : 07:16 PM

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •