ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
مطالب زیبا و خواندنی !!
جشنامه

http://fidibo.com/



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14
  1. Top | #1

    Guest

    اندازه فونت

    Wink مطالب زیبا و خواندنی !!

    سلام
    اينم off كجلم كردي

    فقط ببخشيد نصفش امضا هاي دزديده شده از شما بچهه اي سايته

    sorry

    در بازار بورس قلب تو / چند سهم باید خرید / تا ضربان به ظاهر منظمش / حتی ذره ای از سرمایه عشقم نسبت به تو را به باد فنا ندهد؟
    ------------------------------------------------------------.
    شترها بر 5 دسته اند : 1- اونایی که در خواب پنبه دانه میبینند 2-اونایی که با بارشون گم میشن 3- اونایی که در خونه های مردم میخوابن 4-اونایی که دولا دولا سواری میدن و5- اونایی که الان دارن اين SMSمی خونن
    ------------------------------------------------------------.
    مشخصات يک پسر خوب: 1- پسره خوب تنهايي ميره سينما وپارک - 2. يه پسره خوب بعد از تک زنگ سراغه تلفن نميره - 3. يه پسره خوب وقته برگشتن به خونه ماشينش بوي اُدکلنه زنونه نميده- 4. يه پسره خوب تو کلاسّه دانشگاه تا شعاع 3 متري هيچ خانومي نميشينه - 5. يه پسره خوب پس از اتمام صحبت گوشي تلفنو بوس نميکنه - 6. يه پسره خوب وقتي مياد خونه قرمزيه رُژه لب رو صورتش ديده نميشه - 7. يه پسره خوب بعد از شنيدن اسم جنّيفر لپز استغفرالله ميگه
    ------------------------------------------------------------.
    ببا توجه به اينکه "انرژي هسته اي حق مسلم ماست ولي فعلا گازمان قطع ‏شده است" و با عنايت به اينکه قرار بود ‏يک سال پس از رياست جمهوري نفت سر سفره مردم ‏بيايد، اما دو سال پس از آن بنزين از سفره مردم حذف و سه ‏سال بعد يعني امسال نيز گاز قطع ‏شده است، از کليه ملت بدون گاز ايران درخواست مي شود، براي گرم کردن ‏تنور انتخابات فعلا ‏از هيزم استفاده کنند
    ------------------------------------------------------------.
    مي خوام بهت ثابت كنم كه در خواب هستين، چون تو كشورت اين اتفاقها افتاده و تو دنبال كارهاي خودتي!!!8000 پزشك بيكار،7 ميليون جوان بيكار،از هر 10 ازدواج6 طلاق، 6 ميليون معتاد، ابتلاي 68% به افسردگي،مصرف سالانه 500 ميليون تومان دخانيات، رسيدن سن فحشا به 14 سالگي، فروش سالانه13000 كليه،42%زير خط فقر، كشته شدن 2500 جوان در يك هفته و اصرار بر كشته شدن فقط 19 نفر!!! ايراني براي ايراني بفرست
    -----------------------------------------------------------.
    در تصاوير حكاكي شده بر سنگهاي تخت جمشيد هيچكس عصباني نيست و هيچكس سوار بر اسب نيست! هيچكس را در حال تعظيم نمي بيني! برده داري موسوم نيست!در بين اين همه پيكر تراشيده حتي يك تصوير برهنه نيست! براي همه ايرانيان بفرست تا يادمان باشد چه بوديم و چه شديم!
    ------------------------------------------------------------.
    ستیز من تنها با تاریکی است و برای نبرد با تاریکی شمشیر بر نمی کشم، چراغ می افروزم .(كوروش)
    ------------------------------------------------------------.
    گفتم دگر به غم ندهم دل ولی دریغ غم با تمام دلبریش می برد دلم فریاد ای رفیقان فریاد مردم ز تنگ حوصلگی ها دلم گرفت
    ------------------------------------------------------------.
    در اين ايل غريب گر پدر مرد/تفنگ پدري هست هنوز
    گرچه مردان قبيله همگي كشته شدند/توي گهواره چوبي پسري هست هنوز
    آب اگر نيست نترسيد كه در قافله مان/دل دريايي و چشمان تري هست هنوز
    ------------------------------------------------------------.
    يك پايان تلخ بهتر از يك تلخي بي پايانه
    ------------------------------------------------------------.
    دير گاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام
    وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام
    دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام
    من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام
    كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام
    ------------------------------------------------------------.
    آلبرت انشتين: دستهايت را براي يک دقيقه بر روي بخاري بگذار، اين يک دقيقه براي تو مانند يک ساعت مي گذرد و با يک دختر زيبا يک ساعت همنشين باش، اين يک ساعت براي تو به سرعت يک دقيقه مي گذرد و اين همان قانون نسبيّت است
    ------------------------------------------------------------.
    - تو کی هستی؟
    - یک آدم مثل همه آدم ها...
    خندید و با لحنی تلخ گفت: برای من آب را با آب معنی نکن.
    -----------------------------------------------------------.
    جيرجيرك به خرس گفت: دوست دارم، خرس ميگه: الان وقت خواب زمستانيمونه، بعد صحبت ميكنيم. خرس رفت خوابيد ولي نميدونست كه عمر جيرجيرك فقط سه روزه
    ------------------------------------------------------------.
    با نام پروردگار یکتا و با درورد بر روح حضرت کوروش کبیر بنیانگذار حقوق بشر . پروردگارا پارسیان از دیرین تا حال تو را ستایش می کردند و می پرستیدند هزاران سال در تمدن می زیستند تمدنی که در جهان زبان زد عام و خاص است پروردگارا من فرزند کوروش از تو تقاضا دارم فرزندان کوروش که حال در حال گمراهی هستند به هویت خویش برگردان بدانند چه کسانی بودند و نگهدار این قوم پاک باش.
    هویت من : اهورامزدا - حضرت کوروش کبیر - خلیج فارس - شاهنامه فردوسی - تخت جمشید
    ------------------------------------------------------------.
    زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نيست و دلم بس تنگ است
    بی خيالی سپر هر درد است باز هم می خندم
    آن قدر می خندم که غم از روی رود
    ------------------------------------------------------------.
    مردها در چارچوب عشق و محبت، به وسعت غیر قابل تصوری نامردند.برای اثبات کمال نامردی مردها همین بس که در مقابل قلب عاشق و فریب خورده ی یک زن احساس می کنند که مردند . . .
    ------------------------------------------------------------.
    خاطرم نيست تو از باراني؟ يا كه از نسل نسيم؟
    هرچه هستي گذرا نيست هوايت ، بويت فقط آهسته بگو با دلم مي ماني!
    ------------------------------------------------------------.
    به مناسبت قرار گرفتن سه روز پرستار، معلم و کارگر در این هفته، این هفته، هفته بینوایان نامگذاری شد
    ------------------------------------------------------------.
    تموم زندگیم اینه من و بغض و در و دیوار
    چی مونده از دل خسته ام که می خواد بشکنه این بار !!!
    ------------------------------------------------------------.
    ایام زمانه از کسی دارد ننگ کو در غم ایام نشیند دلتنگ
    می خور تو در ابگینه با ناله چنگ زان پیش که ابگینه اید بر سنگ
    ------------------------------------------------------------.
    ------------------------------------------------------------.
    زندگی دایره ای است مربع که سه ضلع دارد : عشق و محبت
    ------------------------------------------------------------.
    از آنجا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشک میریزد ، زندگی به رنج کشیدنش می ارزد
    ------------------------------------------------------------
    اگر می خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش ، مثل آیینه
    ------------------------------------------------------------
    هرجا اراده اي هست، راهي هم هست. اگر قرار بود دري باز نشود جايش ديوار مي گذاشتند!
    ----------------------------------------------------------
    نصيحت مولانا:
    گشاده دست باش ،جاري باش، كمك كن مثل رود
    با شفقت و مهربان باش مثل خورشيد
    اگر كسي اشتباه كرد آن را بپوشان مثل شب
    وقتي عصباني شدي خاموش باش مثل مرگ
    متواضع باش و كبر نداشته باش مثل خاك
    بخشش و عطوفت داشته باش مثل دريا
    ------------------------------------------------------------
    اون روزي كه دوستش داشتم اون نبود . حالا اون منو دوست داره و من نيستم!
    حالا مي فهمم چرا اول همه قصه ها مي نويسن يكي بود يكي نبود
    ------------------------------------------------------------
    یه احساس دوباره تو قلبم پا میذاره تو رو هرجا که هستی به یاد من میاره
    -----------------------------------------------------------
    اگر داغ دل بود ما ديده ايم
    اگر خون دل بود ما خورده ايم
    اگر دل دليل است آورده ايم
    اگر داغ شرط است ما برده ايم
    ----------------------------------------------------------.
    من شاخه ترد پيچكي بودم آويخته به وجودت شكل مي گرفتم و لذت اين آويختن با سرشتم قرين مي شد. غافل از اينكه زندگي پيچك وقتي به چيزي آويخت جدايي آن امكان پذير نيست.(حيات پيچك يعني آويختن)
    ------------------------------------------------------------.
    ------------------------------------------------------------.
    ياد دارم در غروبي سرد سرد مي گذشت از کوچه ما دوره گرد ...
    داد مي زد :کهنه قالي مي خرم کوزه و ظرف سفالي مي خرم ...
    گر نداري هرچه داري مي خرم ...
    اشک در چشمان بابا حلقه بست عاقبت آهي کشيد بغضش شکست :
    اول ماه است و نان در خانه نيست اي خدا شکرت ولي اين زندگيست؟!!
    بوي نان تازه هوشش برده بود اتفاقاً مادرم هم روزه بود خواهرم بي روسري بيرون دويد
    گفت آقا سفره خالي مي خريد؟
    -----------------------------------------------------------.
    پنج وارونه چه معنا دارد؟
    خواهر كوچكم از من پرسيد.
    من به او خنديدم كمي آزرده و حيرت زده گفت:
    روي ديوار و درختان ديدم
    باز هم خنديدم
    گفت: ديروز خودم ديدم، مهران پسر همسايه
    پنج وارونه به مينو مي داد
    آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسيد بغلش كردم و بوسيدم و با خود گفتم
    بعدها وقتي غم
    سقف كوتاه دلت را خم كرد
    بي گمان مي فهمي
    ( اين نامردي پسرا رو نشون ميده)
    -------------------------------------------------------------
    آینه چون عیب تو بنمود راست ... خود شكن آیینه شكستن خطاست
    -------------------------------------------------------------
    لذت بردن از ناداني بهايي بسيار گزاف دارد
    ------------------------------------------------------------.
    مرا عهديست با ماهي كه آن ماه آن من باشد
    مرا قوليست با جانان كه جانان جان من باشد
    ------------------------------------------------------------.
    ------------------------------------------------------------.
    دریای شورانگیز چشمان تو زیباست
    آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست
    ------------------------------------------------------------.
    هواي كوي تو از سر نمي رود ما را غريب را دل سرگشته با وطن باشد
    ------------------------------------------------------------.
    وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
    وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
    وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
    وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید
    من عاشق چشمت شدم نه عقل بود ونه دلی
    چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
    یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
    آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
    وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
    آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
    من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی
    چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
    -------------------------------------------------------------
    چه بی تابانه می خواهمت ، ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری
    چه بی تابانه تو را طلب می کنم
    و فاصله... تجربه ای بیهوده است
    -------------------------------------------------------------
    خوش است خلوت اگر يار ، يار من باشد نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد
    من آن نگين سليمان به هيچ نستانم كه گاه گاه بر او دست اهرمن باشد
    -------------------------------------------------------------
    بيخودي واسه خر كردن من لبخند ژوكوند نزن.
    -----------------------------------------------------------
    انسان هاي بلند نظر از مصالح جهنم،بهشت مي سازند.انسانهاي تنگ نظراز مصالح بهشت جهنم مي سازند(مثل ايتالیایی
    ------------------------------------------------------------
    ------------------------------------------------------------
    مدام مست مي دارد نسيم جعد گيسويت خرابم ميكند هر دم فريب چشم جادويت
    پس از چندي شكيبايي شبي يارب توان ديدن كه شمع ديده افروزيم در محراب ابرويت
    سواد لوح بينش را عزيز از بهر آن دارم كه جان را نسخه اي باشد زلوح خال هندويت
    تو گر خواهي كه جاويدان جهان يكسر بيارايي صبا را گو كه بردارد زماني برقع از رويت
    و گر رسم فنا خواهي كه از عالم بر اندازي برافشان تا فرو ريزد هزاران جان زهر مويت
    من وباد صبا مسكين، دو سرگردان بي حاصل من از افسون چشمت مست و او از بوي گيسويت
    زهي همت كه حافظ راست از دنيا و از عقبي نيايد هيچ در چشمش به جز خاك سر كويت
    -------------------------------------------------------------
    گر از اين منزل ويران به سوي خانه روم دگر آنجا كه روم عاقل و فرزانه روم
    زين سفر گر به سلامت به وطن باز رسم نذر كردم كه هم از راه به ميخانه روم
    تا بگويم كه چه كشفم شد از اين سير وسلوك به در صومعه با بربط و پيمانه روم
    آشنايان ره عشق گرم خون بخورند ناكسم گر به شكايت سوي بيگانه روم
    گر ببينم خم ابروي چو محرابش باز سجده شكر كنم و ز پي شكرانه روم
    ------------------------------------------------------------
    من آن مرغم كه افكندم به دام صد بلا خود را به يك پرواز بي هنگام كردم مبتلا خود را
    نه دستي داشتم در سر نه پايي داشتم در گل به دست خويش كردم اين چنين بي دست و پا خود را
    چنان از طرح وضع ناپسند خود گريزانم كه گر دستم دهد از خويش هم سازم جدا خود را
    -----------------------------------------------------------
    بعد از اين دست منو وزلف چون زنجير نگار چند و چند از پي كام دل ديوانه روم
    ----------------------------------------------------------
    هميشه رفتن رسيدن نيست اما براي رسيدن چاره اي جز رفتن نيست.
    ------------------------------------------------------------
    وقتي زندگي وارونه باشه اتفاقهايش هم وارونه مي شه
    ----------------------------------------------------------
    از جانب معشوق نباشد كششي كوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد
    ---------------------------------------------------------
    كيمياي عشق واقعي، هستي آدم را مي سوزاند و از نو صاحب زندگي مي كند.
    ---------------------------------------------------------. ارزش وصل نداند مگر آزرده هجر مانده آسوده بخسبد تا به منزل برسد
    ---------------------------------------------------------.
    --------------------------------------------------------.
    باز آي كه تا به خود نيازم بيني بيداري شبهاي درازم بيني
    بر من در وصل بسته ميدارد دوست دل را به جفا شكسته مي دارد دوست
    بگذاشتي ام غم تو نگذاشت مرا حقا كه غمت از تو وفا دار تر است
    ----------------------------------------------------------
    آدم وقتي كوچك و جوان است دلش مي خواهد بدود و به آينده برسد ،از بس عجله دارد درست نمي بيند كه دور و برش چه خبر است و افسوس قدر آن لحظه اي را كه مي گذرد نمي داند. وقتي پشيمان مي شود و بر مي گردد به پشت سر نگاه مي كند كه ديگر حسرت خوردن فايده اي ندارد. آن وقت تازه به اين نتيجه مي رسد آنچه برايش مي دويده هيچ بوده، قربان همه گذشته و بچگي ها
    -----------------------------------------------------------
    سعي كن قبول كني كه توي زندگي هيچ چيزي كه واقعا مهم باشد وجود ندارد.
    -----------------------------------------------------------
    دوره الگوها ،اصول ها و ارزش ها گذشته، دوره دیگری شروع شده، دوره حاکمیت پول! همه ما حریصانه به دنبال آن هستیم و با شگفتی برای آن کف می زنیم . اگر اینگونه نباشد احساس خواهیم کرد، این جهان با وجود گستردگی اش برای ما تنگ شده است و دیگر گنجایش فریاد های ما را نخواهد داشت.
    -------------------------------------------------------------
    ما ملتی فراری هستیم که از حقایق و واقعیت ها وحشت دارد ، صراحت و روشنی ما را رنجور می کند. ما مردمی هستیم که نمی خواهیم با خودمان روبرو شویم و می ترسیم که چهره خود را در آینه ببینیم. ملتی که می خواهد با چشمانی بسته در حالتی بین مستی و خواب باقی بماند. جامعه ای که می ترسد به خودش بیاید. می ترسد...
    ---------------------------------------------------------.
    من او را پیدا کرده ام، من تورا پیدا کرده ام، بیهوده به دنبال او می گشتم، من او را داشتم و نمی دانستم. چون نمی دانستم همیشه قیمتی ترین چیزها آن هایی نیستند که در دور دست ها به دنبالشان می گردیم. گاهی همه هستی در کنار ماست، کم سویی چشم هاست که ما را به بیراهه می اندازد.
    بیراهه هایی را که رفته ایم به گذشته بسپار و گذشته را به باد.راه زندگی برای هیچ کس رو به گذشته نبوده است، زندگی رو به فرداست که ادامه دارد نه دیروز.
    ---------------------------------------------------------.
    ---------------------------------------------------------.
    پای عبادتم بر ریگ، دست عبادتم بر سنگ
    قلب نیاز من کوبان، آسیمه این چنین دلتنگ
    در زیر نم نم باران، در این طلوع زرین فام
    با پای شوق می آیم ، بر این حریم زرین بام
    چشم امید من پویا، بس قطره قطره دیدن را
    لب های تشنه ام پرسان، بس جرعه جرعه گفتن را
    در می گشاید یک زن، رو می گشاید یک مرد
    دستم به کوبه ماسید، پایم مردد و دلسرد
    اما شکوفه صحبت بر باغ لحظه می روید
    گلواژه های یکرنگی راه ترانه می پوید
    اکنون «من» و «تو»، «ما» هستیم هرگز نبوده دیروزم
    بیگانگی چه بیگانه است با این صفای امروزم
    شیرابه های فهمیدن ، نوشین شراب یکرنگی
    با دست مهر می شویند ، گرد و غبار دلتنگی
    امشب خیال من در ابر، پای امید من در موج
    مرغان خنده می خوانند، وقت رسیدنم بر اوج
    این گفتمان چه شیرین است ، این گفت و گو چه بی پروا
    الفاظ عشق می پیچد در آسمان الفت ها.
    ----------------------------------------------------------
    هرکه چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد
    هرکه محرابش تو باشی سر ز خلوت بر نیارد
    روزی اندر خاکت افتم ور به بادم می رود سر
    کآن که در پای تو میرد جان به شیرینی سپارد
    گر من از عهدت بگردم ناجوانمردم نه مردم
    عاشق صادق نباشد کز ملامت سر بخارد
    -----------------------------------------------------------.
    ماییم و نوای بینوایی بسم لله اگر حریف مایی
    ----------------------------------------------------------.
    ---------------------------------------------------------.
    وای از اون روزی که من دوباره بی تو بمونم بی تو و قشنگیات ترانه هامو بخونم
    ---------------------------------------------------------- هر چه با من اینجاست / رنگ رخ باخته است / آفتابی هرگز گوشه چشمی هم / بر فراموشی این دخمه نینداخته است / اندر این گوشه خاموش فراموش شده / کز دم سردش هر شمعی خاموش شده / یاد رنگینی در خاطرمن گریه می انگیزد / ارغوانم آنجاست / ارغوانم تنهاست / ارغوانم دارد می گرید / چون دل من که چنین خون آلود / هر دم از دیده فرو می ریزد / ارغوان این چه راز ی است / که هر بار بهار با عزای دل ما می آید ؟ / که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است
    حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد
    صدايم خيس و باراني است نمي دانم چرا در قلب من پاييز طولاني است
    -------------------------------------------------------------
    چهره خورشيد شهر ما دريغا سخت تاريك است!
    -------------------------------------------------------------
    دل شكستن سلاحش سنگ نيست ...اين دل با نگاهي سرد پرپر ميشود
    -------------------------------------------------------------
    هرگز از مرگ نهراسیده ام،اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود
    هراس من همه،از مردن در سرزمینی است
    که مزد گورکن از بهای آزادی آدمی افزون تر باشد
    -------------------------------------------------------------
    مرگ از زندگي پرسيد:چرا من تلخم و تو شيريني؟زندگي در جواب گفت:چون من دروغم و تو حقيقت.
    ------------------------------------------------------------
    یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟
    برایش صادقانه می نویسم برای آنکه باید باشد و... نیست
    -----------------------------------------------------------.
    خوش ان شبها که از مستی در این گلشن ندانستم
    بهار عشق ما هم عاقبت روزی خزان دارد
    ------------------------------------------------------------
    ---------------------------------------------------------.
    چه کسی گفته دنیا باید از آن سویی بچرخد که تو می خواهی
    این تو هستی که باید برخلاف دنیا چنان بچرخی که او شرمگین
    شود و خود به سمتت بچرخد.
    ----------------------------------------------------------.
    تموم زندگیم اینه
    من و بغض و در و دیوار
    چی مونده از دل خسته ام
    که می خواد بشکنه این بار !!!
    ----------------------------------------------------------.
    سیه چشمی به کار عشق استاد
    به من درس محبت یاد می داد
    مرا از یاد برد آخر ولی من
    به جز او عالمی را بردم از یاد
    آسمون به ماه میگه: عشق یعنی چه؟
    ماه میگه:یعنی بودن در آغوش تو
    ماه میگه:تو بگو عشق یعنی چه؟
    آسمون میگه:انتظار دیدین تو
    ------------------------------------------------------------.
    چقدر خوب می شد اگر :
    هر کسی آزاد بود تا خودش انتخاب کند
    هر کس آزاد بود تا انتخابی را که از آن پشیمان شده دوباره عوض کند
    و چه خوب میشد اگر ما می فهمیدیم که یاد گرفتن خوب و بد از راه کسب تجربه است
    چه خوب میشد اگر با همه ی وجود پذیرای همه ی طرز فکرها بودیم
    چه خوب می شد اگر ما به تک تک انسانها بها می دادیم
    -----------------------------------------------------------
    آری این منم که در دل سکوت شب نامه های عاشقانه پاره می کنم
    ای ستاره ها اگر بمن مدد کنید دامن از غمش پر از ستاره می کنم
    ----------------------------------------------------------.
    ----------------------------------------------------------.
    از تنگنای محبس تاریکی از منجلاب تیره این دنیا
    بانگ پر از نیاز من را بشنو آه...ای خدای قادر بی همتا
    ---------------------------------------------------------.
    به سلام ها دل نمی بندم
    از خداحافظی ها غمگین نمی شوم
    دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی خورشید و ماه
    -----------------------------------------------------------.
    خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند حیف من زاده ی امروزم خدایا جهنم فرداست چرا امروز می سوزم.
    ------------------------------------------------------------.
    هرچه هستی باش اما کاش....
    نه، جز اینم آرزویم نیست هرچه هستی باش ،اما باش
    ------------------------------------------------------------.
    بی تو مهتاب شبی باز از ان کوه گذشتم فکر نکن فکر تو بودم داشتم اونجا ول میگشتم
    ------------------------------------------------------------.
    تيري كه زدي بر دلم از غمزه خطا رفت تا باز چه اندشه كند راي و صوابت
    ------------------------------------------------------------.
    کیست آن عاشق که ترک سر کند در راه دوست
    آن که سر تسلیم جانان کرد فرهاد است و بس
    -----------------------------------------------------------.
    در کتاب چار فصل زندگی صفحه ها پشت سر هم میروند
    هر یک از این صفحه ها یک لحظه اند لحظه ها پشت سر هم میروند
    ------------------------------------------------------------.
    درختان با اسکلت های بلور اجین
    زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه
    غبار اند مهر وماه
    زمستان است
    ------------------------------------------------------------.
    ------------------------------------------------------------.
    مسیحای جوانمرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین
    هوا بس ناجوانمردانه سرد است.... ای
    دمت گرم سرت خوش باد
    سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای
    ------------------------------------------------------------.
    دل من دیر زمانی است که می پندارد
    دوستی نیز گلی است
    مثل نیلوفر و ناز
    ساقه ی ترد و ظریفی دارد
    ------------------------------------------------------------.
    روي تو را بوسه داده ايم، چه بسيار خاك تو را بوسه مي دهيم، دگر بار
    ما همگي " سوي سرنوشت" روانيم زود رسيدي! برو، "خدا نگهدار
    ------------------------------------------------------------.
    مي شكافد دانه، مي بالد درخت،
    مي درخشد غنچه همچون روي بخت!
    باغ ها سرشار از لبخند شان،
    دشت ها سرسبز از پيوندشان ،
    چشمه و باغ و چمن فرزندشان
    -----------------------------------------------------------.
    ازدرخت شاخه در آفاق ابر،
    برگ هاي ترد باران ريخته !
    بوي لطف بيشه زاران بهشت،
    با هواي صبحدم آميخته
    ------------------------------------------------------------.
    همدلي كو ؟ تا شوم همراه او، سر نهم هر جاكه خاطرخواه او
    !شايد از اين تيرگي ها بگذريم .ره به سوي روشنائي ها بريم .
    مي روم، شايد كسي پيدا شود ،بي تو، كي اين قطره دل، دريا شود؟
    ------------------------------------------------------------.
    ------------------------------------------------------------.
    دلرباي آب، شاد و شرمناك، عشقبازي مي كند با جان خاك !
    خاك خشك تشنه دريا پرست، زير بازي هاي باران مست مست !
    اين رود از هوش و آن آيد به هوش، شاخه دست افشان و ريشه باده نوش
    ------------------------------------------------------------.
    در شب كوچك من افسوس
    باد بابرگ درختان ميعادي دارد
    در شب كوچك من دلهره ي ويرانيست
    گوش كن وزش ظلمت را مي شنوي ؟
    ------------------------------------------------------------.
    خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت
    هر چه زیباست مرا یاد تو می اندازد
    آن که بیناست مرا یاد تو می اندازد تو که نزدیک تر از من به منی می دانی
    دل که شیداست مرا یاد تو می اندازد هر زمان نغمه ی عشقی ست که من می شنوم
    از تو گویاست ، مرا یاد تو می اندازد دیگران هر چه بخواهند بگویند که عشق
    بی کم و کاست مرا یاد تو می اندازد ساعتی نیست فراموش کنم یاد تو را
    غم که با ماست مرا یاد تو می اندازد
    بخند تا دنيا به روت قهقه بزنه (ولي تضميني توش نيست)
    -----------------------------------------------------------.
    تو به من خندیدی و نمی دانستی
    من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
    باغبان از پی من تند دوید سیب را در دست تو دید
    غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
    و تو رفتی و هنوز سال ها هست که در گوش من آرام آرام
    خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
    و من اندیشه کنان غرق این پندارم
    که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت
    -----------------------------------------------------------.

    -----------------------------------------------------------.
    چه شبي بود و چه فرخنده شبي
    آن شب دور كه چون خواب خوش از ديده پريد
    كودك قلب من اين قصه ي شاد
    از لبان تو شنيد :
    زندگي رويا نيست. زندگي زيبايي ست
    مي توان بر درختي تهي از بار ، زدن پيوندي
    مي توان در دل اين مزرعه ي خشك و تهي بذري ريخت
    مي توان از ميان فاصله ها را برداشت
    دل من با دل تو هر دو بيزار از اين فاصله هاست
    قصه ي شيريني ست
    كودك چشم من از قصه ي تو مي خوابد
    قصه ي نغز تو از غصه تهي ست
    باز هم قصه بگو تا به آرامش دل
    سر به دامان تو بگذارم و در خواب روم
    گل به گل ، سنگ به سنگ اين دشت يادگاران تو اند
    .رفته اي اينك و هر سبزه و سنگ در تمام در و دشت سوگواران تو اند
    در دلم آرزوي آمدنت مي ميرد رفته اي اينك ، اما آيا باز برمي گردي ؟
    چه تمناي محالي دارم
    خنده ام مي گيرد
    ----------------------------------------------------.
    در نيمه هاي شب
    جز من كه با خيال تو مي گشتم
    جز من كه در كنار تو مي سوختم ، غريب!
    تنها ستاره بود كه مي سوخت
    تنها نسيم بود كه مي گشت
    ----------------------------------------------------

    -----------------------------------------------------------.
    همه را مي شنوم،
    مي بينم
    من به اين جمله نمي انديشم
    به تو مي انديشم
    اي سرا پا همه خوبي
    تك و تنها به تو مي انديشم
    همه وقت،
    همه جا
    من به هر حال هر كه باشم به تو مي انديشم
    تو بدان ، اين را تنها تو بدان، تو بيا
    تو بمان با من و تنها تو بمان
    جاي مهتاب به تاريكي شب ها تو بتاب
    من فداي تو به جاي همه گل ها تو بخند
    اينك اين من كه به پاي تو در افتادم باز
    ريسماني كن از موي درازم
    تو بگير
    تو ببند
    --------------------------------------------------------
    باز اي الهه ناز با دل من بساز كين غم جان گداز برود ز برم
    گر دل من نياسود از گناه تو بود بيا تا ز سر گنهت گذرم
    باز مي كنم دست ياري به سويت دراز بيا تا غم خود را با راز و نياز ز خاطر ببرم
    گر نكند تير خشمت دلم را هدف به خدا همچون مرغ پر شور و شرر به سويت بپرم
    اون كه او به غمت دل بنند چون من كيست؟ ناز تو بيش از اين بهر چيست؟
    --------------------------------------------------------.
    به نام حضرت دوست، که هر چه بر سر ما مي رود عنايت اوست
    ------------------------------------------------------------
    احساس سوختن به تماشا نمی شود آتش بگیر تا بدانی چه می کشم
    -----------------------------------------------------------.-
    من بگوش خود از دهانش دوش سخناني شنيده ام كه مپرس
    -----------------------------------------------------.
    ---------------------------------------------------------.
    امشب مي خوام رو آسمون
    عكس چشاتو بكشم
    اگر نگاهم نكني
    ناز نگاتو بكشم
    اي كاش بدوني چشاتو
    به صد تا دنيا نمي دم
    يه موج گيسوي تو رو
    به صد تا دريا نمي دم
    به آرزوهام مي رسم
    وقتي كه تو پيشم باشي
    ----------------------------------------------------------.
    اي دواي درد دلهاي اسير
    دست هايت باغ پاك نسترن
    قلبت اقيانوسي از شوق و نگاه
    با دلت پروانه شد احساس من
    قلب من يك جاده تاريك بود
    با تو قلبم كلبه پيوند شد
    قلب من تقدير چشمان تو شد
    --------------------------------------------------------
    كاش ميديدم چيست
    آنچه از چشم تو تا عمق وجودم بهاريست!
    آه وقتي كه تو لبخند نگاهت را ، مي تاباني
    بال مژگان بلندت را مي خواباني
    آه وقتي كه تو چشمانت
    آن جام لبانت از جاندارو را
    سوي اين تشنه جان سوخته مي گرداني
    موج موسيقي عشق از دلم مي گذرد
    ---------------------------------------------------------
    از دلبرم كه رساند نوازش قلمي كجاست پيك صبا گر نمي كند كرمي
    ----------------------------------------------------------
    -------------------------------------------------------------
    بدين افسونگري ،وحشي نگاهي مزين بر چهره رنگ بيگناهي
    شرابي تو ، شراب زندگي بخش شبي مي نوشمت خواهي نخواهي
    ------------------------------------------------------------
    من گرفتار سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است....
    -------------------------------------------------------------
    در شبان غم تنهايي خويش عابد چشم سخنگوي توام
    من در اين تاريكي من دراين تيره شب جانفرسا زائر ظلمت گيسوي توام
    -------------------------------------------------------------
    بر خاك بخواب نازنين تختي نيست آواره شدن حكايت سختي نيست
    از اشك هاي پاك خود فهميدم لبخند هميشه راز خوشبختي نيست
    ------------------------------------------------------------
    دلم اندازه حجم قفس تنگ است
    صدايم خيس و باراني است
    نمي دانم چرا در قلب من پاييز طولاني است
    -------------------------------------------------------------
    در مرام ما رفیقان نیست ترک دوست
    عهد با هرکه بستیم جان ما در دست اوست
    -------------------------------------------------------------
    در آینه بینيد اگر صورت خود را آن صورت آینه هست و شما نیست
    ------------------------------------------------------------
    عزيزان غم درد جدائي به چشمانم نمانده روشنايي
    به درد غربت و هجرم گرفتار نه يار همدمي نه آشنايي
    ------------------------------------------------------------.
    زندگی داستانه مرد يخ فروشيست که از او پرسيدند : فروختی ؟ ! گفت : نخريدند ... تمام شد ... ! ( دکتر علی شريعتی)
    -------------------------------------------------------------
    به تو عادت كرده بودم ، رفتي و دلو شكوندي با چشام شدي غريبه خاطره هامو سوزوندي
    -------------------------------------------------------------
    هق هق تلخ صدامو تو نبودي ، نشنيدي
    ------------------------------------------------------------.
    -----------------------------------------------------------.
    من از دشمنان هرگز ننالم كه بامن هرچه كرد آن آشنا كرد
    ------------------------------------------------------------
    شد بهار و دل من اسير شهر طوفاني انتظار است
    حرف قلب من اين بوده و هست آن زمان كه بيايي بهار من است
    ------------------------------------------------------------
    برای پرواز کردن اول باید ایستادن ، راه رفتن و بالا رفتن را آموخت
    پرواز کردن با پرواز کردن آغاز نمی شود
    ----------------------------------------------------------
    تا به حال دقیق و موشکافانه کارتونهای پت و مت را نگاه کرده اید؟ دقت کرده ایدچه مشخصاتی دارند؟۱- کاملا خودمحور هستند. شما تا به حال کس دیگری را جز این دو در کارتونهایشاندیده اید؟۲- تأیید طلب هستند. همدیگر را تأیید می کنند و قند در دلشان آب می شود.۳- کارهایی می کنند و وسایلی می خرند که خودشان هم فلسفه شکل گیریش را نمیدانند.۴- هدف را تخریب می کنند تا به وسیله برسند.. خاطرم هست در یک قسمت همه کتابهایشان را فروختند تا ابزار ساخت کتابخانه را بخرند.
    ---------------------------------------------------------
    آه ...آری ... این منم اما چه سود او که در من بود دگر نیست ....نیست
    می خروشم زیر لب دیوانه وار او که در من بود آخر کیست ....کیست
    -------------------------------------------------------------
    کسی را ندانم به درد دلم گوش دهد برایم اشک ریزد غمم کم کند
    ------------------------------------------------------------
    مرا ميبيني و هردم زيادت ميكني دردم
    تورا ميبينم و و هردم زيادت ميشود دردم
    ----------------------------------------------------------
    دشتهايي چه فراخ !
    کوههايي چه بلند
    در گلستانه چه بوي علفي ميآمد !
    من در اين آبادي، پي چيزي ميگشتم ،
    پي خوابي شايد،
    پي نوري ،پی ريگي ، لبخندي
    ---------------------------------------------------------.
    ---------------------------------------------------------.
    رو بر رهش نهادم و بر من گذر نكرد
    صد لطف چشم داشتم و يك نظر نكرد
    -----------------------------------------------------------.
    تو عمر خواه و صبوري كه چرخ شعبده باز هزار بازي از اين طرفه تر برانگيزد
    ------------------------------------------------------------.
    خوشا آن دل كه دلدارش تو باشي چراغ هر شب تارش تو باشي
    مريضي هم صفايي داره اي دوست به شرطي كه پرستارش تو باشي
    ------------------------------------------------------------.
    سينه ام ز آتش دل در آتش جانانه سوخت آتشي بود در اين خانه كه كاشانه بسوخت
    --------------------------------------------------------.
    اي شب با پاس صحبت ديرين خداي را با او بگو حكايت شب زنده داريم
    با او بگو چه مي كشم از درد اشتياق شايد وفا كند بشتابد به ياريم
    اي دل چنان بنال كه آن ماه نازنين آگه شود ز رنج من و عشق من
    با او بگو كه مهر تو از دل نمي رود هرچند بسته، مرگ كمر بر هلاك من
    --------------------------------------------------------.
    ای هفت سالگیای لحظه ی شگفت عزیمت
    بعد از تو هر چه رفت در انبوهی از جنون و جهالت رفت
    بعد از تو پنجره که رابطه ای بود سخت زنده و روشن
    میان ما و پرنده
    میان ما و نسیم شکست
    ---------------------------------------------------------.
    خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من
    وزنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت
    ----------------------------------------------------------.
    و وقتی که نگاه ها باورت ندارند و تو می مانی و جربزه ای کم رنگ شده از فصل های زرد تنهایی
    ----------------------------------------------------------.
    مثل آب خوردن توي دستهايت زنده مي شوم، بعد از مرگي كه، همواره از نبودنت آرزو كردم!
    --------------------------------------------------------.
    ---------------------------------------------------------.
    رقص بر شعر تر و ناله ي ني خوش باشد
    خاصه ي رقصي كه در آن دست نگاري گيرند
    ------------------------------------------------------------.
    ای عشق مدد کن که به سامان برسیم
    چون مزرعه تشنه به باران برسیم
    یا من برسم به یار و یا یار به من
    یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم
    ------------------------------------------------------------.
    صدايم كن تا امان يابد عابري خسته در شب باران
    صدايم كن تا ببالم من در سحر گاهان با سپيداران
    از آن سوي خورشيد از آن سمت دريا صدايم كن
    تو لبخند صبحي پس از شام يلدا از اين تيرگيها رهايم كن
    سكوت صبح شقايقها را در اين ويراني تو مي داني
    غم پنهان نگاه مارا در اين حيراني تو مي داني
    ----------------------------------------------------------
    تا چشم بر ندوزی از هر چه در جهان است در چشم دل نیاید چیزی که مغز جان است
    ---------------------------------------------------------
    نگران با من استاده سحر صبح می خواهد از من
    کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را بلکه خبر
    -----------------------------------------------------------.
    کاش دلم اینهمه عاشق نبود...داغ نمی دید.... شقایق نبود
    -----------------------------------------------------------.
    دردلم بود که بی دوست نباشم هرگز چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود
    ------------------------------------------------------------.
    دوباره نامه ام برگشت خورد مثل همیشه با مهر قرمز رنگ اداره پست ( گیرنده شناسایی نشد ) اما من باز هم از خواب هایم و شعرهای کودکی ام و کودکی شعرهایم برایت خواهم نوشت برای تو که تعبیر تمام خواب هایم هستی. تو تنها تو.
    ------------------------------------------------------------.
    ------------------------------------------------------------.
    یه جاده ی غریب و دور
    که راه نداره تا نسیم
    منو یه دنیا خاطره
    تو کوله بار بی کسیم
    دونه به دونه اشکامو
    به پای رویا می ریزم
    که سبز بشه یه روزگار
    تو باغ خشک پاییزم
    خرمن امید منو
    سوزونده شعله های آه
    دارم تماشا می کنم
    خودم رو تو قاب گناه
    یه تیکه از یادمو من
    می سپارمش به آسمون
    تا بره با ابرا یه روز
    پیش خدای مهربون
    بگه خدا خدا ببین
    طفلکی از خودش گریخت
    با گریه می رفت و کسی
    پشت سرش آبی نریخت
    ----------------------------------------------------------.
    می دانم ، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است !انگار که تعبیر همه رفتن ها ، هرگز باز نیامدن است بي پرده بگویمت : می خواهم تنها بمانم در را پشت سرت ببند بي قرارم ، می خواهم بروم ، می خواهم بمانم ؟!هذیان می گویم ! نمی دانم . . .نه عزیزم ، نامه ام باید کوتاه باشدساده باشد ، بی کنایه و ابهام پس از نو می نویسم:سلام! حال من خوب است اما تو باور نکن . . .
    -------------------------------------------------------.
    الهي ياور آيينه ها باش نگه دار صفاي سينه ها باش
    فرو شوينده دلهاي ياران دما دم از غبار كينه ها باش
    ---------------------------------------------------------
    ---------------------------------------------------------.
    چشمان من به ديده او خيره مانده بود جوشيد ياد عشق كهن در نگاه ما
    آه از آن صفاي خدايي زبان دل اشكي از آن نگاه نخستين گواه ما
    ناگاه عشق مرده سر از سينه بر كشيد آويخت همچون طفل يتيمي به دامنم
    آنگاه سر به دامن آن سنگدل گذاشت آهي كشيد از حسرت كه اين منم
    با آن لهيب شوق همان شور و التهاب باز آن سرود مهر و محبت ولي چه سود
    ما هركدام رفته بدنبال سرنوشت من ديگر آن نبودم و او ديگر آن نبود
    ------------------------------------------------------------
    این که هرگز گمان مبرید که به انتها رسیدهاید؛ حتي اگر در تیرهترین یا کسلکنندهترین دوران زندگیتان قرار گرفتهاید …
    این که زندگی بسیار مهربانتر از آن چیزی است که گمان میکنید؛ به شرط آن که آن مهربانی را باور کنید …
    این که همیشه میتوان از دل سیاهترین و سوزانترین رخدادها، ترترین احساسات انسانی را درک کرد و آفرید …
    این که مزهی گس و استثنایی حیات را نمیتوان و نباید با هیچ مزهی دیگری برابر دانست …
    این که رویش دوبارهی عشق میتواند در هر سرزمین خاکستری و در پس هر آتش سوزاندنی شکل بگیرد …
    -------------------------------------------------------------
    اگه فكر يه هم صدايي بيا با اسم صدام بكن
    تو منو اينجوري ديونه كردي بيا فكري برام بكن
    تو تك و تنها تو جاده عشق قدم گذاشتي بي هم سفر
    آخه مسافر دوستت دارم من بيا منو با خودت ببر
    بيا كه روي لبهام خنده بكاري شادي بياري براي من
    بيا و با دستات اشكامو پاك كن، گوشده سپرده نماي من
    وقت سلام و سرود عشق اي پيامت نويد من
    دل به تو بستم به پات نشستم توي تنها اميد من
    ----------------------------------------------------------
    خدایا!یاری ام کن اگر چیزی شکستم دل نباشــــد............
    --------------------------------------------------------
    ----------------------------------------------------------
    من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من
    من خودم بودم و يک حس غريب
    که به صد عشق و هوس مي ارزيد
    ---------------------------------------------------------
    یاد من باشد کاری نکنم که به قانون زمین بربخورد
    یاد من باشد تنها هستم ،ماه بالای سر تنهایی است
    --------------------------------------------------------
    گفته بودي ما به جرم عاشقي عاقبت يك روز رسوا مي شويم
    گفته بودم غم مخور آن روز ما پا به پاي عشق معنا مي شويم
    -----------------------------------------------------------
    من آن گلبرگ مغرورم كه ميميرم ز بي آبي ولي با ذلت و خواري پي شبنم نمي گردم
    -------------------------------------------------------------
    نرسيديم به هم بازی يک تقديريم عاقبت در هوس ديدن هم ميميريم
    عشقمان مخرج صفريست که تعريف نشد آه و افسوس که يک واژه بی تدبيريم
    بعد از آن حادثه هايی که جدامان کردند آنچنان شد که دگر از همه عالم سيريم
    اشک ميريختيم و دل که نميکنديم آه چه کنيم هر دو از اين واقعه دلگيريم
    وقتی از فاصله ها گفت دلم خنديديم فکر کرديم بهاريم که بی تغييريم
    باز هم نام ترا در دل خود حک کردم و محال است از اين ايده خود برخيزم
    باز سايه بالای سرم باش عزيزم مايه برکت چشمان ترم باش عزيزم
    ------------------------------------------------------.
    - زندگي چون گل سرخی است پر از برگ و پر از عطر و پر از خار
    يادمان باشد اگر گل چيديم عطر و خار و گل و برگ همه همسايه ديوار به ديوار همند.
    -----------------------------------------------------.
    مانده تا برف زمین آب شود
    زیر برف است تمنای شنا کردن کاغذ در باد...
    ------------------------------------------------------.
    زندگی داستانیست پر شور و غوغا که ابلهی آن را روایت میکند!!!
    -----------------------------------------------------.
    -----------------------------------------------------.
    اين کـُوله بار عشقو گذاشتی باز روُ دوُشم
    هيچی نمونده تا من دوباره زيرو روُشم
    آن تير که آن کمان چشم تو رها کرد ،
    ديدی که چه ها کرد
    ديدی که سراسيمه دل از سينه جدا کرد
    ديدی که چه ها کرد
    با خـود دوهزار غصه وُ درد تازه آورد
    ديدی که فقط آمدو يک دَرد دَوا کرد
    خيال نميکردم که تو ،يه روز عزيز من بشی
    از اين خزون بی کـَسی ،راه گُريز من بشی
    به فکر من نميرسيد ،اصلا بدونی عــشـق چيه
    اُونی که دنبال هوس ،يا اُون که عاشقت کيه
    مگه ميَشه تورو ديدو ،به تو از دو رَنگيا گفت
    تورو بايد ديدو بايد به تو از قـَشنگيــا گفت
    مگه ميشه که دُروغ گفت ،به توئی که نازنينی
    تـو خودت ميشناسی عشقو ،هرکجا اُونو ببينی
    خيال نميکردم که تو ،يه روز همه کـَسـَم بشی
    با من بی کـَسو غريب ،يه روزی هم قـَسَم بشی
    اصلا نمی اُومد بـِهـِت که عشقو حتی بشناسی
    اما ديدم که مثل تو ،عاشق نميشه هيچ کـَسی
    -----------------------------------------------------------.
    شبهای درازيست که در خلوت دل بيدارم در بَزم غريبانه ای از عشق تو دعوت دارم
    ----------------------------------------------------.
    شبانگاهان که تابوتم
    بر روی دوش آشنا یان حمل میگردد
    تو هم ای آشنای سنگدل ازخانه بیرون آی
    و با یک جمله که ازاعماق قلبت بیرون میاید بگو :
    رفتی برو منزل نو مبارک.
    ------------------------------------------------------.
    -----------------------------------------------------.
    دوستی با هرکه کردم خصم مادرزاد شد
    آشیان هر جا گرفتم لانه صیاد شد
    آن رفیقی راکه با صد خون دل پروردمش
    بر سرم خنجر کشید وعاقبت جلاد شد
    -----------------------------------------------------.
    دلاخو کن به تنهایی که از "تن "ها بلا خیزد
    سعادت آن کسی دارد که از "تن "ها بپرهیزد
    ---------------------------------------------------.
    اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار
    و یک دریچه که از آن ، به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
    --------------------------------------------------.
    آبی دریا. قدغن شوق تماشا. قدغن
    پچ پچ و نجوا. قدغن از تو نوشتن. قدغن
    گلایه کردن.قدغن تو .قدغن من.قدغن
    ---------------------------------------------------------.
    درگذرگاه زمان،
    خیمه شب بازی دهر
    با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
    عشقها می میرند
    رنگها رنگ دگر می گیرند
    و فقط خاطره هاست که چه تلخ و چه شیرین
    دست نخورده با قی می مانند
    -----------------------------------------------------------.
    دنیا مثل یک پل است. از آن بگذرید ولی رویش خانه ای نسازید
    -----------------------------------------------------------.
    می دانی!؟ چه می دانی که انسان بودن وماندن چه دشواراست.چه زجری می کشد آن کس که انسان است و ازاحساس سرشار است
    ----------------------------------------------------------.
    ----------------------------------------------------------.
    بهش بگو:
    مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم
    بهش بگو:
    اگر شبي فانوس نفسهاي من خاموش شد ، اگر به حجله آشنايي ، برخوردي وعده اي به تو گفتند ، كبوترت در حسرت پركشيدن پر پر زد ! تو حرفشان راباورنكن ! تمام اين سالها كنارمن بودي ! كنار دلتنگي دفاترم ! درگلدان چيني
    بهش بگو:
    زندگي اجبار است مرگ اخطار است دوستي فقط يکبار است اما جدايي بسيار است
    بهش بگو:
    هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
    بهش بگو:آنان که گذشته را به خاطر نمی آورند مجبور به تکرار آن هستند
    بهش بگو:از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی؟
    عشق من ! – بی هیچ تردیدی – بمان با من
    عشق یک مفهوم بی « اما» ست ، می دانی؟
    بهش بگو:كاش مي گفتي چيست
    انچه از چشم تو تا عمق وجودم جاريست...
    ------------------------------------------------------------.
    انگاری کوه غصه ها ، رو سینه من اومده
    آخ داره باورم میشه ، خنده به ما نیومده
    -------------------------------------------------------------
    دیدی که رسوا شد دلم ~ غرق تمنّا شد دلم
    دیدی که من با این دل ~ بی آرزو عاشق شدم
    با آن همه آزادگی ~ بر زلف او عاشق شدم
    ای وای اگر صیاد من ~ غافل شود از یاد من ~ قدرم نداند
    فریاد اگر از کوی خود ~ وز رشته گیسوی خود ~ بازم رهاند
    ------------------------------------------------------------.
    ------------------------------------------------------------.
    وقت فریاد شب و گریه نور خودمو صدا زدم خدا شنید
    پر زدم از لب بام تا سر عشق هر کی چشماشو نبست خدا رو دید
    ------------------------------------------------------------.
    هزار تا رگ دارم و هزار تا رفیق ... اما تو شاه رگی و تک رفیق
    ------------------------------------------------------------.
    هر که را جامه پارسا بینی پارسا دان و نیکبخت انگار
    ور ندانی که در نهانش چیست محتسب را درون خانه چه کار
    -----------------------------------------------------------.
    وقتي نيستي هر چي غصه است تو صدامه
    وقتي نيستي هر چي اشکه تو چشامه
    از وقتي رفتي دارم هر ثانيه از رفتنت ميسوزم
    کاشکي بودي و ميديدي که چي آوردي به روزم
    -----------------------------------------------------------.
    نگاه كن !
    شراره اي مرا به كام مي كشد!
    مرا به اوج مي برد!
    مرا به دام مي كشد!
    نگاه كن!
    تمام آسمان من
    پر از شهاب مي شود.
    تمام هستيم ، خراب مي شود!
    -------------------------------------------------------.
    کاش پاره ابري ميشد دلم
    و مهرباني مي باريد
    و نگاهم را با نگاهش آشتي مي داد
    آه که دوستت دارم چه کلام کاملي ست
    و من دلم چقدر تنگ دوست داشتن است
    -----------------------------------------------------.
    -----------------------------------------------------------.
    راز خوش بختي:
    به آيينه اي در دستانم خيره مي شوم
    ستاره اي چشمك مي زند...
    لبانم به

  2. Top | #2

    Guest

    اندازه فونت

    پیش فرض re: مطالب زیبا و خواندنی !!

    کاش پاره ابري ميشد دلم
    و مهرباني مي باريد
    و نگاهم را با نگاهش آشتي مي داد
    آه که دوستت دارم چه کلام کاملي ست
    و من دلم چقدر تنگ دوست داشتن است
    -----------------------------------------------------.
    -----------------------------------------------------------.
    راز خوش بختي:
    به آيينه اي در دستانم خيره مي شوم
    ستاره اي چشمك مي زند...
    لبانم به لبخندي باز مي شوند
    نگاهم رنگ شوق به خود به مي گيرد
    صدايم لحن شادي مي يابد...
    چشمانم هاله اي نور را دنبال مي كنند...
    صدايي سوالي را مدام تكرار مي كند..اين راه به كجا مي رسد؟
    اما دلم بي قرار تر از آن است كه پاسخگو باشم...
    نور بي پايان است...پس كجاست نقطه كمال آن؟
    صدا سوالش را دوباره تكرار مي كند كه اين راه به كجا ختم مي شود؟
    نگاهم بي توجه به راهش ادامه مي دهد...
    كنجكاوي بر تمام احساساتم غلبه مي كند
    چشمانم خستگي را بهانه مي كنند...
    صدا بر سوالش اصرار مي ورزد...
    نفسي عميق مي كشم...
    هواي پاك آرامشي وصف ناپذير به قلبم مي بخشد...
    سرانجام به نقطه اي نوراني و درخشان مي رسم...
    چشمانم مي خندند...لبانم نيز...
    صدايم بي صدا بانگ شادي را سر مي دهد...
    رضايتي لذت بخش سراسر وجودم را فرا مي گيرد...
    با خود مي گويم:يافتم راز اين معما را!
    صدا بي قرار تر از هميشه سوالش را تكرا مي كند....
    اين راه به كجا ختم مي شود؟
    صبورانه و با صدايي بلند پاسخ مي دهم:
    اين راه،همان راه خوش بختيست....
    -----------------------------------------------------------
    اگر به ميان گرگ ها بروي زوزه كشيدن خواهي آموخت
    ------------------------------------------------------------.
    ------------------------------------------------------------
    خوشبخت می شویم
    خوشبخت خواهیم شد
    روزی که دیگر مقیاس سنجش صبوریمان درد نباشد
    خوشبخت خواهیم شد
    وقتی که دیگر زمین هایمان سیم خاردار نداشته باشد و مرز معنی نداشته باشد و (من و تو)معنی نداشته باشد و
    قرن نیز هم
    آری خوشبخت خواهیم شد
    وقتی که دیگر دور باغها حصار نباشد و دور قلبها دیوار و دور خانه ها پاسبان و دور نگاهمان اشک و دور صدایمان بغض و
    دور خودمان حباب تنهایی
    خوشبخت خواهیم شد
    آنگاه که توپ را به کودک میدهیم و انار را به کودک و عشق را به کودک
    خوشبخت خواهیم شد
    روزی که کوچه های بن بست خراب میشود و کوچه هایی ساخته میشود رابط به آسمان و کوه و دریا و جنگل و قلب آدمها
    بگذریم؛بگذار بگویم ما خوشبختیم
    با جرعه ای هوا و تکه ای آب و چند خوشه ای خیال!
    آری....ماهم خوشبختیم
    درست مثل پدرانمان و پدربزرگانمان و تا آنجا که میرسد به جدمان آدم
    آنان هم خوشبخت بودند درست مثل ما
    با تکه ای هوا و جرعه ای خیال و ذره ای آب و گاه خوشه ای گندم وشاید سیب!
    آری من و تو خوشبخت میشویم
    آنگاه که مجازات میشویم به حکم انسان بودن
    می بینی که آدم نسل در نسل
    خوشبخت به دنیا آمد و خوشبخت زیست و خوشبخت مرد!
    پس بگذار آن میوه ی ممنوعه را بچینم...بگذار!
    ---------------------------------------------------------
    -----------------------------------------------------------

    لالا لالا دیگه بسه گل لاله
    بهار سرخ امسال مثل هرساله
    هنوزم تیر و ترکش قلبو میشناسه
    هنوزم شب زیر سرب و چکمه می ناله
    نخواب آروم گل بی خار و بی کینه
    نمی بینی نشسته گوله تو سینه
    آخه بارون که نیس،رگبار باروته
    سزای عاشق های خوب ما اینه؟
    نترس از گوله ی دشمن گل لادن
    که پوست شیره پوست سرزمین من
    اجاق گرم سرمای شب سنگر
    دلیل تا سپیده رفتن و رفتن
    نخواب آروم گل بادوم ناباور
    گل دلنازک خسته،گل پر پر
    نگو باد ولایت پر پرت کرده
    دلاور قد کشیدن رو بگیر از سر
    دوباره قد بکش تا اوج فواره
    نگو این ابر بی بارون نمی ذاره
    مث یار دلاور نشکن از دشمن
    ببین سر می شکنه تا وقتی سر داره
    نذاشتن هم صدایی رو بلد باشیم
    نذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم
    کتابای سفیدو دوره می کردیم
    که فکر شبکلاهی از نمد باشیم
    نگو رفت تا هزار آفتاب هزار مهتاب
    نگو کو تا دوباره بپریم از خواب
    بخون با من نترس از گلوله ی دشمن
    بیا بیرون بیا بیرون از این مرداب
    نگو تقوای ما تسلیم و ایثاره
    نگو تقدیر ما صد تا گره داره
    به پیغام کلاغای سیا شک کن
    که شب جز تیرگی چیزی نمی آره
    نخواب وقتی که هم بغضت به زنجیره
    نخواب وقتی که خون از شب سرازیره
    بخون وقتی که خوندن معصیت داره
    بخون با من،بیا تا من،نگو دیره
    سکوت شیشه های شب غمی داره
    ولی خشم تو مشت محکمی داره
    عزیز جمعه های عشق و آزادی
    کلاغ پر بازی با تو عالمی داره
    نخواب ای حسرت سفره گل گندم
    نباش تو دالونای قصه سردرگم
    نخواب رو بالش پرهای پروانه
    که فریاد تو رو کم دارن این مردم!
    لالا لالا دیگه بسه گل لاله

    -----------------------------------------------------------.
    كاش مي شد كه همه حرف دلم كاش نبود...
    كاش مي شد كه جهان مملو از اي كاش نبود
    ------------------------------------------------------------.
    تنهايي آدم رو حشره شناس ميكنه! حتي ناياب ترين عنكبوت ها هم در اتاق تنهايي من تار تنيده اند.
    ---------------------------------------------------------.
    -----------------------------------------------------------.
    وقتي نيستي حسوديم مي شود به آسمان آبي بالاي سرت!
    حرصم ميگيرد از اينكه مي بينم
    تو به اندازه تنهايي من خوشبختي!
    ----------------------------------------------------------.
    خداوند، اون کسانی رو که ازش میخواهی کنارت باشن بهت نمیده، بلکه اون کسانی رو کنارت قرار میده که بهشون نیاز داری.....
    بهشون نیاز داری تا کمکت کنن (تا کمک کردن رو یاد بگیری)، باعث رنجش تو بشن (چون تا گچ درده سمباده خوردن روتحمل نکنه، یک مجسمه یه زیبا نمیشه)، تو رو ترک کنن (تا یادبگیری روی پای خودت بایستی)، عاشقانه دوستت داشته باشن (تا بدونی که تو هم باید عشق بورزی)، تا از تو انسانی ساخته بشه که خداوند میخواد تو اونطور باشی.
    ------------------------------------------------------------.
    تنها بودنت را مي خواستم ..صدايي كه از ان سوي تلفن با مهرباني بپرسد
    - خوبي؟
    - خوبم!
    با تو خوبم!
    ------------------------------------------------------------
    خدای عزیزم، اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه، زیباست (چون دلی زیبا داره)، درجه یکه (چون تو دوستش داری بهش نظر کرده ای)، قدرتمند و قوی و استواره (چون تو پشت و پناهش هستی) و من خیلی دوستش دارم. خدایا، ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه. خواهش میکنم بهش درجات عالی (دنیائی و اخروی) عطا بفرما و کاری کن به آنچه چشم امید دوخته (آنگونه که به خیر و صلاحش هست) برسه انشاا... . خدایا، در سخت ترین لحظات یاریگرش باش تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریک ترین و سخت ترین لحظات زندگیش بدرخشه و در ناممکن ترین موقعیت ها عاشقانه مهر بورزه.
    خداوندا، همیشه و هر لحظه او را در پناه خودت حفظ بفرما، هروقت بهت احتیاج داشت دستش رو بگیر (حتی اگه خودش یادش رفت بیاد در خونت و ازت کمک بخواد) و کاری کن این رو با تمام وجود درک کنه که هر آن هنگام که با تو و در کنار تو قدم برمیداره و گنجینه یه توکل به تو رو توی دلش حفظ کرده، همیشه و در همه حال ایمن خواهد بود.
    دوستت دارم دوست عزیزم !
    ---------------------------------------------------------.
    -------------------------------------------------------.
    بر سنگ قبر من بنويسيد خسته بود اهل زمين نبود نمازش شکسته بود
    بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تنها از اين نظر که سراپا شکسته بود
    بر سنگ قبر من بنويسيد پاک بود چشمان او که دائماً از اشک شسته بود
    بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر و تبر تيشه دسته بود
    بر سنگ قبر من بنويسيد کل عمر پشت دري که باز نمي شد نشسته بود
    -----------------------------------------------------------.
    و ندايي که به من مي گويد : " گر چه شب تاريک است دل قوي دار ، سحر نزديک است" ...
    ----------------------------------------------------------.
    چه مي داني كه اگر نبودي چه بر سر دل من مي امد؟!
    چه مي داني كه تو چه بر سر روح محيا، كه نه خود خود محيا آوردي؟!
    دوست داري از ناراحتي هايت بنويسم؟
    اينكه چه اتشي به جانه محيا مي زنند؟!
    از ناراحتي ام بنويسم!؟
    از اينكه وقتي نيستي نمي شوم مثل كودكي كه از مادر گرفته باشند،
    مي شوم مثل محيايي كه از تو گرفته باشندش؟
    نمي نويسم و نمي توانم كه بنويسم كه حتي ....
    نمي نويسم!
    چگونه در اين يك خط جايت دهم با آنهمه عظمت؟!
    نمي نويسم كه مي دانم بر من حسودي خواهند كرد
    -----------------------------------------------------------
    پشت هر بام که رفتم
    خاطرات بام خانه
    من نفهمیدم
    که از یاد ترانه
    یا صدای خواب باران
    به کدام بام سرک می کشم از ترس
    ------------------------------------------------------.
    --------------------------------------------------------.
    گیرم بازم بیایی
    از عاشقی بخونی
    گیرم تا دنیا دنیاست
    بخوای پیشم بمونی
    روز غمم نبودی
    خوشیت با دیگران بود
    منو به کی فروختی
    اون از ما بهترون بود
    ----------------------------------------------------------.
    چه می پویم؟_ره بی انتهایی را
    چه می جویم؟!_بهشت آرزوها را
    چه می نالم؟!_ز درد بی دوایی ها
    چه می گویم؟!_حدیث عشق او را
    ------------------------------------------------------------.
    عمری با غم عشقت نشستم به تو پیوستم و از خود گسستم ولیكن سرنوشتم این 3حرف بود تورا دیدم ، پسندیدم ، گسستم
    -----------------------------------------------------------.
    شب در چشمان من است
    ---------------------------------.
    با شب نبايد جنگ كرد. بايد با شب بود وشب شد شب در چشمان من است
    شب از روز خيلي بهتره. حداقل تو شب اون چيزايي رو كه حالت رو به هم ميزنه نمي بيني.
    -----------------------------------------------------------.
    اي روشني صبح به مشرق برگرد
    اي ظلمت شب با من بيچاره بساز
    -----------------------------------------------------------.
    یكی بود یكی نبود زیر این سقف كبود
    یه غریب آشنا دل و جونمو ربود
    اینجوری نگام نكن گل یاس مهربون اون غریبه خودتی همیشه با من بمون .
    -----------------------------------------------------------.
    -----------------------------------------------------------.
    کارت پستالی قدیمی
    "دوستت دارم فراموشت نخواهم کرد"
    جمله ای بی روح و بی حس
    با غباری از فراموشی ایام
    یادگار لحظه طوفانی دیدار
    مانده بودم سخت حیران و پریشان
    آتش افروخته پیش رویم بود
    سایه ها لرزان و مبهم رقص می کردند بر دیوار
    لحظه ای تردید
    اما نه
    کارت پستالی در آتش
    باورت میشد؟!
    دوستت دارم فرا.... باقی اش می سوخت
    دوستت دا ..........آی آتش صبر کن این تمام هستی من بود روزی
    شاهدي بر قطره قطره اشک هایم
    شاهدی بر عشق پاکم
    آی آتش
    اما بعد...
    "دو...........و دیگر هیچ
    دود بود هر آنچه ماند از خاطراتش
    باز هم من بودمو این روح درد آلود
    باد بود خاطراتی اینچنین برباد رفته
    آسمان خاکستری بودبغض سنگینم شکست آخر
    راه خوبی بود
    آب بر آتش
    -----------------------------------------------------------.
    همه چيزو فروختم جز اون صندلي كه هميشه جاي تو بود. آخه گفتم شايد روزي كه برگردي خسته باشي........!
    -----------------------------------------------------------.
    ------------------------------------------------------------.
    پشت پنجره اي كه تمام قصه هاي شبانه عاشق را در خود جاي داده
    به چه مي انديشي ؟
    چشم هايت براي ديدن آسماني پرستاره بي تاب است
    اما دلت در اين آشفته بازار تنهايي و دلتنگي پر ميزند
    به چه مي انديشي ؟
    آيا براي نفس كشيدن نيازي به گشودن پنجره داري ؟
    بيرون از پنجره سرمايي غوغا مي كند
    دلت يخ مي زند از اين همه بيقراري
    آرام باش ...
    لحظه اي آرام باش
    سكوت مبهم قلبي بيقرار ديوانه ات مي كند
    آرام باش و نفس بكش ...
    به آسمان بنگر كه چگونه در پي ستاره اي مي دود
    تيك تاك هاي ساعت را بشمار ...!
    شايد آسمان نيز ياري ات كند
    آرام باش
    آرام باش
    مثل هميشه ....
    ----------------------------------------------------------.
    چرخ کامشب که به کام دل ما خواسته گشتن
    دامن وصل تو نتوان به رقیبان تو هشتن
    نتوان از تو برای دل همسایه گذشتن
    شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن
    تا که همسایه نداند که تو در خانه مایی
    سعدی این گقت و شد از گفته خود باز پشیمان
    که مریض تب عشق تو هدر گوید و هزیان
    به شب تیره نهفتن نتوان ماه درخشان
    کشتن شمع چه حاجت بود از بیم رقیبان
    پرتو روی تو گوید که تو در خانه مایی
    --------------------------------------------------------.
    ---------------------------------------------------------0
    دوست دارم عاشق شوم
    ای عقل مجالی به دل بده
    خود معشوقی برگزین
    تا دل دوست بدارد
    این دل را از برای دوست داشتن است که آفریدند
    خود معشوقی بر گزین
    شاید که دل را ایگونه کسی نشکند
    شاید...
    .--------------------------------------------------------.
    كوچكتريد زآنكه مرا زير و رو كنيد
    حتي اگر هر آنچه كه داريد رو كنيد
    كوچكتريد زآنكه بدانيد من كي ام؟
    از كوه ها نام مرا پرس وجو كنيد
    اي بادهاي سرد مخالف منم درخت
    بايد كه ريشه هاي مرا جست و جو كنيد
    اي باد هاي سرد مخالف من ايستاده ام
    از كردگار فرّ مرا آرزو كنيد
    ----------------------------------------------------------.
    هان اي پدر پير كه امروز مي نالي از اين درد روانسوز علم پدر آموخته بودي و آندم كه خبر دار شدي سوخته بودي ***
    افسرده تن و جان تو در خدمت دولت قاموس شرف بودي و ناموس فضيلت وين هر دو ، شد از بهر تو اسباب مذلت چل سال غم رنج ببين با تو چها كرد دولت ، رمق و روح تو را از تو جدا كرد چل سال تو را برده ي انگشت نما كرد وآنگاه چنين خسته و آزرده رها كرد ***
    از مادر بيچاره من ياد كن امروز : هي جامه قبا كرد خون خورد و گرو داد و غذا كرد و دوا كرد جان بر سر اين كار فدا كرد
    ------------------------------------------------------------.
    بی پرده بگویمت : می خواهم تنها بمانم در را پشت سرت ببند بی قرارم ، می خواهم بروم ، می خواهم بمانم ؟!هذیان می گویم ! نمی دانم . . .نه عزیزم ، نامه ام باید کوتاه باشد ساده باشد ، بی کنایه و ابهام پس از نو می نویسم :سلام! حال من خوب است اما تو باور نکن . . .
    ----------------------------------------------------------.
    -----------------------------------------------------------.
    باز اي الهه ناز با دل من بساز كين غم جان گداز برود ز برم
    گر دل من نياسود از گناه تو بود بيا تا ز سر گنهت گذرم
    تو اي الهه نازي در بزمم بنشين من تو را وفا دارم بيا كه جز اين
    نباشد هنرم
    اين همه بي وفايي ندارد ثمر بخدا اگر از من نگيري خبر
    نيابي اثرم
    مي كنم دست ياري به سويت دراز بيا تا غم خود را با راز و نياز
    ز خاطر ببرم
    گر نكند تير خشمت دلم را هدف به خدا همچون مرغ پر شور و شرر
    به سويت بپرم
    آن كه او به غمت دل بنند چون من كيست؟ ناز تو بيش از اين بهر چيست؟
    تو الهه نازي...
    -------------------------------------------------------.
    دلم غوغای یاری دارد امشب
    هوای شهسواری دارد امشب
    چو چنگی عاشقانه می نوازد
    طنین غمگساری دارد امشب
    دلم با عشق مولایش درآمیخت
    چه شوق لاله زاری دارد امشب
    ز هجر قاصدک های خیالش
    دمادم بی قراری دارد امشب
    -----------------------------------------------------------.
    پروردگارا
    آرامشي عطا فرما تا بپذيريم آنچه را كه نمي توانيم تغيير دهيم
    و
    شهامتي كه تغيير دهيم انچه را كه مي توانيم
    و
    بينشي كه تفاوت اين دو را بدانيم
    --------------------------------------------------------.
    با هجر جگر خراشت اي دوست من ماندم
    ----------------------------------------------------------.
    به که گویم من، به کدامین کس ،به چه تدبیری، به چه عنوانی، که بود در پیش قدمهایم ،سفر سختی ره دشواری
    ---------------------------------------------------------.
    شانهایت را برای گریه کردن دوست دارم
    بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم
    ----------------------------------------------------------.
    حالیته ؟ آخه آدم چی بگم قربونتم؟ حالا از ما که گذشت بعد از این اگر شبی نصفه شبی به کسونی مثل ما ، قلندر و مست و خراب تو کوچه بر خوردی اون چشار و هم بذار ، لا اقلاً دیگه این ریختی بهش نیگا نکن
    ---------------------------------------------------------.
    دست بردار ز پیشانی خویش چین ز رخساره بیانداز به دور
    ابرها می گذرند از سر شهر شهر می ماند و فریاد سرور
    ---------------------------------------------------------.
    عشق"برف نیست که آب شود...
    آهیست که می ماند بر خاطر و خاطره ها"
    ----------------------------------------------------------.
    روی مخمل لطیف گونه هات
    غنچه های رنگ رنگ ناز
    برگ های تازه تازه باز می کنند
    بهتر از تمام رنگ ها و رازها!
    ------------------------------------------------------------.
    تو رفته ای که بی من،تنها سفر کنی
    من مانده ام که بی تو،شب ها سحر کنم
    ------------------------------------------------------------.
    تو هم مرا به نگاهی شکوفه باران کن
    در این چمن،که گل از عاشقی نپرهیزد
    ------------------------------------------------------------.
    ----------------------------------------------------------.
    در جستجوی تو و نگاه تو
    دیگر ندود نگاه بی تابم
    اندیشه آن دو چشم رویایی
    هرگز نبرد زدیدگان خوابم
    -----------------------------------------------------------.
    مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
    یا چه بوداست مراد وی از این ساختنم
    ------------------------------------------------------------.
    عشق یعنی زندگی را باختن/ بی دلیل چند سالی را با هر الاغی ساختن
    ------------------------------------------------------------.
    من سکوت خویش را گم کرده ام!
    لاجرم در این هیاهو گم شدم
    من،که خود افسانه می پرداختم
    عاقبت افسانه مردم شدم!
    -----------------------------------------------------------.
    ترا می خواهم و دانم که هرگز
    به کام دل به آغوشت نگیرم
    توئی آن آسمان صاف و روشن
    من این کنج قفس، مرغی اسیرم
    ----------------------------------------------------------.
    متاسفانه بعضیا عشق رو مثل یه بازی می دونن که فقط می خوان توش برنده بشن و کم نیارن
    تا وقتی طرفشون تمایلی بهشون نشون نمیده خودشون رو به آب و آتیش می زنن ، هزار وعده هزار ادعا هزار جور دروغ رو سرهم می کنن تا دلشو بدست می یارن
    اما همین که دیدن نظر مثبت طرفشون جلب شده ، نامردی هرچه تما متر میزنن زیر همه چی
    با وقاحت میگن من دیگه مثل اونوقتا دوستت ندارم
    اینقدر برای بدست آوردنت تلاش کردم و غرورمو زیر پا گذاشتم که دیگه ارزش اولیه خودتو برام از دست دادی
    واسه همینه که میگن عشق دوطرفه!
    هر چند که چند دیگه از هرچی عشق و عاشقیه حالم بهم می خوره .
    ---------------------------------------------------------.---.
    -----------------------------------------------------------.
    شيشه ي پنجره را باران شست
    از دل من اما
    چه كسي نقش تو را خواهد شست ؟
    ------------------------------------------------------------.
    برای بودن بهانه میخواهم
    برای نماندن پر از بهانه ام
    ---------------------------------------------------------.
    وقتی که از تو حرف میزنم همه فعل هایم ماضی هستن حتی ماضی بعید ... ماضی خیلی خیلی بعید کمی نزدیک تر بنشین دلم برای یک حال ساده تنگ شده است !
    ---------------------------------------------------------.
    اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده!!! دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده...
    ----------------------------------------------------------.
    خنده تلخ من ازگریه غم انگیزتراست
    کارم ازگریه گذشته است به آن می خندم
    ---------------------------------------------------------.
    بار خدایا :
    تو خود وعده نمودی که : بترسید از دلهای شکسته که من در دلهای شکسته ام !
    اینک در دل شکسته ام باش !
    ---------------------------------------------------------.
    آدمها چه راحت با جابجائی یک نقطه از خدا ... جدا می شوند...
    --------------------------------------------------------.
    سلام ؛ حال من خوب است ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند . . . با این همه اگر عمری باقی بود طوری از کنار زندگی می گذرم که نه دل کسی در سینه بلرزد و نه این دل نا ماندگار بی درمانم . . . تا یادم نرفته است بنویسم: دیشب در حوالی خواب هایم ، سال پر بارانی بود . . . خواب باران و پاییزی نیامده را دیدم دعا کردم که بیایی با من کنار پنجره بمانی ، باران ببارد اما دریغ که رفتن ، راز غریب این زندگیست رفتی پیش از آن که باران ببارد . . . می دانم ، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن
    ------------------------------------------------------------.
    -----------------------------------------------------------.
    گفتمش : - " شیرین ترین آواز چیست ؟ " چشم ِ غمگینش به رویم خیره ماند قطره قطره اشکش از مژگان چکید لرزه افتادش به گیسوی بلند زیر ِ لب غمناک خواند : - " ناله ی زنجیرها بر دست ِ من ! " گفتمش : -" آنگه که از هم بگسلند ... " خنده ی تلخی به لب آورد و گفت : - " آرزویی دلكش است اما دریغ ! بخت ِ شورم ره برین امید بست وان طلایی زورق ِ خورشید را صخره های ساحل ِ مغرب شکست ! ... " من به خود لرزیدم از دردی که تلخ در دل ِ من با دل ِ او می گریست
    -----------------------------------------------------------.
    من چرا آمده ام روی زمین؟در یکی روز عجیب، مثل هر روزِ دگر، خسته و کوفته از کار، شدم منزل خویش.منزلم بی غوغا، همسر و فرزندان، چند روزی است مسافر هستند، توی یک شهر غریب.فرصتی عالی بود، بهرِ یک شکوۀ تاریخی پر درد از او . . . . . . . پس به فریاد بلند، حرف خود گفتم من:با شما هستم من!خالق هستیِ این عالم و آن بالاها . . . .!من چرا آمده ام روی زمین؟ شده ام بازیچه؟ که شما حوصله تان سر نرود؟ بتوانید خدایی بکنید؟ و شما ساخته اید این عالم، با همه وسعت و ابعاد خودش، تا به ما بنمائید، قدرت و
    هبیت و نیروی عظیم خودتان؟؟؟هیبتا، ما همگی ترسیدیم! به خداوندیتان، تنمان می لرزد . . .!چون شنیدیم ز هر گوشه کنار، که شما دوزخِ سختی دارید،............آتشی سوزنده و عذابی ابدی!و شنیدیم اگر ما شب و روز، زِ گناهان و زِ سرپیچی خود توبه کنیم، چشممان خون بارد و بساییم به خاکِ درتان پیشانی، و به ما رحم کنید، و شفاعت باشید
    --------------------------------------------------------.
    داشتم خدمتتان می گفتم، قسمتم این بوده، جنس من مرد شده ! آمدم من دنیا، مرز سال دو هزار. قرعه ام این کشور و همین شهر و دیار، پدرم این بوده، که به من گفت:پسر! مذهبت این باشد! راه و رسم و روشت این باشد!سرنوشتم این بود. جنگ و تحریم و از این دست نِعَم . . . . ! هرچه شد قرعۀ من این آمد! راستی باز سؤالی دارم، بنده را عفو کنید. توی آن قرعه کشی، ناظری حاضر بود؟من جسارت کردم، آب هم کز سر من بگذشته، پاسخی نیست ولی می گویم: من شنیدم که کسی این می گفت:چشمِ تنها ز خودش بی خبر است.
    ----------------------------------------------------------.
    تکیه دادم به باد سرگردان تکیه گاهی که گاه و بی گاه است دست و پا می زنم درون خودم ساحل اما هنوز پیدا نیست من دلم را به هیچ خوش کردم هیچ بادی موافق من نیست شاید این ها خیال من باشدشاید آن اتفاق ساحل نیست
    --------------------------------------------------------.
    ----------------------------------------------------------.
    کمی از عشق بگوییم با هم.عرفا می گویند، که تو چون عاشق من بوده ای از روز ازل، خلق نمودی بنده! عجبا! عشق ما یک طرفه ست؟به چه کس گویم من؟ می شود دست زِ من برداری؟ بی خیالم بشوی؟زورکی نیست که عاشق شدنِ ما برهم! من اگر عشق نخواهم چه کنم؟ بنده را آوردی، که شوم عاشق تو؟ که برایت بشوم والِه و حیران وخراب؟مرحمت فرموده، همۀ عشق و مِی و ساغر خود را تو زِ ما بیرون کش!عذر من را بپذیر! این امانت بده مخلوق دگر!می روم تا کپه ام بگذارم. صبح باید بروم بر سر کار، پی این بدبختی، پی یک لقمۀ نان !به گمانم فردا، جلوۀ عشق تو را می بینم، در نگاه غضب آلود رئیسم که چرا دیر شده . . .
    -----------------------------------------------------------.
    اولي ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ....... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه
    ---------------------------------------------------------.
    اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی شود : تو آلمان هیتلری می کشتند که یهودی است، حالا تو اسرائیل میکشند که طرفدار فلسطینیها است، عربها میکشند که جاسوس صهیونیستها است، صهیونیستها میکشند که فاشیست است،فاشیستها میکشند که کمونیست است، کمونیستها میکشند که آنارشیست است، روس ها میکشند که پدر سوخته از چین حمایت میکند،چینیها میکشند که حرامزاده سنگ روسیه را به سینه میزند،و میکشند و میکشند و میکشند... و چه قصاب خانهیی است این دنیای بشریت." -احمد شاملو
    ----------------------------------------------------------.
    زمان خاتمی روزه می گرفتیم ساعت 5 بعد از ظهر افطار بود... خاک تو سر این احمدی نژاد گاهي با خود فکر مي کنم ، چگونه است که ما ، در اين سر دنيا ، عرق مي ريزيم و وضع مان اين است و آنها ، در آن سر دنيا ، عرق مي خورند و وضع شان آن است! ... نمي دانم ، مشکل در نوع عرق است يا در نوع ريختن و خوردن؟
    --------------------------------------------------------.
    ----------------------------------------------------------.
    من عاشقانه ترین حرف های پاییزم که از درخت دلت مثل برگ می ریزم به گام های تو بسته است مرگ و زندگی ام به زیر پای تو یک برگ خشک ناچیزم اگر که گریه امان داده بود ، می دیدی که از طراوت سرشار عشق لبریزم به جای آن که مرا له کنی به پای غرور چه خوب بود که کاری کنی که برخیزم
    --------------------------------------------------------.
    با سيم ناز مژهات يه عمر گيتار ميزنم نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن دست خودم نيست دلمو به درو ديوار ميزنم.
    -----------------------------------------------------------.
    اگر از کسی خشمگین شدید این قوانین فردی شماست که ناراحتتان کرده است نه رفتار طرف مقابل.
    ------------------------------------------------------------.
    به چه مي خندي !؟ به چه چيز!؟ به شكست دل من يا به پيروزي خويش !؟ به چه مي خندي...!؟ به نگاهم كه چه مستانه تو را باور كرد!؟ يا به افسونگريه چشمانت كه مرا سوزاند و خاكستر كرد...!؟ به چه مي خندي !؟ به دل ساده ي من مي خندي كه دگر تا به ابد نيز به فكر خود نيست !؟ يا به جفايت كه مرا زير غرورت له كرد !؟ به چه مي خندي !؟ به هم آغوشي من با غم ها يا به ........ خنده داراست.....بخند
    ----------------------------------------------------------.
    وقتي كسي رادوست داري، گفتن آسان تراست، شنيدن آسان تراست، بازي كردن آسان تراست، كاركردن آسان تراست. و وقتي كه كسي تورا دوست دارد، خنديدن آسان تراست. واگر تنهاي تنها باشي، به مرگ فكركردن ازهمه چيزآسان تراست
    ----------------------------------------------------------.
    مقصد که گم می شود، هیچ درختی نشانه نیست و من از کنار تو - ای سرو ِ با شکوه!- اینگونه گذشتم
    ------------------------------------------------------------. "حال مرا نگیر و هوای مرا بگیر"
    -----------------------------------------------------------. لذت دوستی با پابرهنگان در این است که اطمینان داری ریگی به کفش ندارند!
    -----------------------------------------------------------.
    -----------------------------------------------------------.
    : عمیقترین درد در زندگی، مردن نیست،بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناکترین حالتشکسته شده
    عمیقترین درد در زندگی، مردن نیست،بلکه نداشتن شانههای محکمی است که بتوانی به آنها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی
    : عمیقترین درد در زندگی، مردن نیست،بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگترین احساس زندگی است
    -----------------------------------------------------------.
    می خواهم با کسی رهسپار شوم که دوستش می دارم نمی خواهم بهای این همراهی را با حساب و کتاب بسنجَم یا در اندیشه خوب و بَدَش باشم. نمی خواهم بدانم دوستم می دارد یا نه. می خواهم بروم با آنکه دوستش می دارم. ((برتولت برشت))
    -----------------------------------------------------------.
    هرگزبه دلت کز دلم بدر نکنم سخت تر زین مخواه سوگندی یکدم آخر حجاب یکسو نِه تا بر آساید آرزومندی کاشکی خاک بودمی در راه تو مگر سایه بر من افکندی چه کند بنده ای که از دل و جان نکند خدمت خداوندی؟
    -----------------------------------------------------------.
    کشيش ها مى گويند که آنها به مردم بخشيدن و خيريه را مى آموزند.. اين طبيعى است. چون آنها از پول صدقه مردم زندگى مى کنند. همه گداها مى آموزند که مردم بايد به آنها پول بدهند. به من بگو قبل از تولد کجا بوده ای تا به تو بگویم پس از مرگ کجا خواهی رفت.
    ------------------------------------------------------------.
    ميان ِ آفتابهاي ِ هميشه زيبائيي ِ تو لنگريست ــ نگاهات شکست ِ ستمگريست ــ و چشمانات با من گفتندکه فرداروز ِ ديگريست
    ----------------------------------------------------------.
    در خواب ناز بودم شبي ديدم كسي در مي زند
    در را گشودم روي او ديدم غم است در مي زند
    اي دوستان بي وفا از غم بياموزيد وفاغم با همه بيگانگي هر شب به من سر مي زند
    ------------------------------------------------------------------------.

    ------------------------------------------------------------.
    یه بار حضرت نوح و حضرت آدم و شیطان با همدیگه حرف می زدن و برای کم کردن روی همدیگه ادعا می کردند. حضرت آدم می گه: من قدبلندترین موجودی هستم که خدا آفریده. حضرت نوح می گه من بیشترین عمر رو در میان آفریدگان خداوند کردم. شیطان هم می گه من دروغگوترین موجودی هستم که خداوند آفریده. قرار می شه سه تائی برن پیش خدا و از خداوند بخوان که درباره ادعای اون ها داوری کنه، اول آدم می ره و بعد از چند لحظه می آد بیرون و می گه: خداوند قبول کرد که من بلندقد ترین موجودی هستم که خدا آفریده
    بعد، حضرت نوح: خداوند قبول کرد که من بیشترین عمر رو در میان آفریدگان خدا کردم. بعد، شیطان می ره پیش خداوند و بعد از چند لحظه با عصبانیت می آد بیرون و از اون دو تا می پرسه: این احمدی نژاد کیه؟
    -----------------------------------------------------------.
    بي تواما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم
    ---------------------------------------------------------------------------.
    تومگه قسم نخوردي دلمو تنها نذاري هرگز از روز جدايي سخني به لب نياري
    ---------------------------------------------------------------------------.
    سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی
    شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی
    آه باران من سراپای وجودم آتش است
    پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی
    ------------------------------------------------------------.
    زندگیی حکمت اوست زندگی دفتری از خاطره هاست
    چند برگی را تو ورق خواهی زد ما بقی را قسمت ------------------------------------------------------------.
    نیست رنگی که بگوید با من/اندکی صبر سحر نزدیک است/هر دم ابن بانگ بر آرم از دل : وای این شب چقدر تاریک است.
    -----------------------------------------------------------.
    من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد
    نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد
    )) پس چرا . پس چرا عاشق نباشم ((
    ------------------------------------------------------------.
    -----------------------------------------------------------.
    خاک ها کاخ میشود و کاخ ها خاک اما درد را از هر طرف که بخوانی باز همان درد است .
    ------------------------------------------------------------.
    گر بدین سان زیست باید پست
    من چه بی شرمم اگر فانوس عمرمم را
    به رسوایی نیاویزم بر بلندای کاج خشک کوچه ی بن بست ها
    ------------------------------------------------------------.
    قرن ما
    روزگار مرگ انسانيت است
    سينه دنيا زخوبي ها تهي است
    صحبت از آزادگي، پاكي، مروت، ابلهي است
    ---------------------------------------------------------.
    نمي دانم!مادرم مهتاب
    مرا درپناه كدامين سياره شوم زاييد...
    كه مدام از مدار زندگي...
    خارجم!
    ---------------------------------------------------------.
    زندگی زیباست
    حتی اگر کور باشی
    -خوش آهنگ است
    حتی اگر کر باشی
    -مسحور کننده است
    حتی اگر فلج باشی
    اما بی ارزش است اگر ثانیه ای عاشق نباشی
    --------------------------------------------------------.
    هر بار که به آسمون نگاه میکنم رنگ چشات یادم میاد.آخه تو بگو از دست آسمون به کجا فرار کنم؟ چرا همه راه های فرار به روی من بسته است؟
    ---------------------------------------------------------.
    من اگر بارانم تو بیا ابری باش که از آن می بارم
    -------------------------------------------------------.

  3. Top | #3

    Guest

    اندازه فونت

    پیش فرض re: مطالب زیبا و خواندنی !!

    ---------------------------------------------------------.
    من نیز چو خورشید،دلم زنده به عشق است
    راه دل خود را،نتوانم که نپویم
    هر صبح،در آیینه جادویی خورشید
    چون می نگرم،او همه من،من همه اویم
    --------------------------------------------------------.
    من که گفتم از دلت خبر ندارم تو نگفتی میرم و تنهات میزارم
    دلم از روزی که رفتی بی قراره عزیزم طاقت دوریتو ندارم
    چرا با خاطره ها تنهام گذاشتی شایدم دروغ بودن دوستم نداشتی
    غم و غصه تو دل من موندگاره می دونم که گریه هام فایده نداره
    دل بی قراره ،طاقت دوری نداره می خوام ببینم گل نازمو دوباره
    خدا خدایا دل من آروم نداره خدا خدایا دل من یه بی قراره
    بیا برگرد بی تو تنهام بیا برگرد بی تو تنهام بیا برگرد بی تو تنهام
    سر خاکت اومدم گریه نکردم آخه باورم نشد خاکت می کردن
    نمی دونی که گلم چه حالی داشتم پیرهن سیاهمو تنم می کردم
    دل بی قراره طاقت دوری نداره می خوام ببینم گل نازمو دوباره
    خدا خدایا دل من آروم نداره خدا خدایا دل من یه بی قراره
    ----------------------------------------------------------.
    یکی از اعجاز های انسانها، توانایی انها در انتساب معانی دلگرم کننده یا مخرب به هر حادثه ای است
    0--------------------------------------------------------.
    بی شک دیدگاه هر کس نشانه تفکر اوست , ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
    --------------------------------------------------------.
    آهای کجای این جهان شکسته است..... که هیچکس به خانه اش نمی رسد.؟!؟
    -----------------------------------------------------------.
    همه مداد رنگی ها در حال فعالیت بودند. جز مداد سفید.......هیچکسی به او کاری نمی داد.... همه می گغتند:{تو به هیچ دردی نمی خوری}.
    مداد رنگی ها اینقدر کشیدند تا توی سیاهیکاغذ گم شدند...مداد سفید تا صبح کار کرد و ستاره کشید که کوچک و کوچکتر شد....صبح توی جعبه مداد رنگی......جای او با هیچ رنگی پر نشد.
    ----------------------------------------------------------.
    -----------------------------------------------------------.
    میون یه دشت لخت زیر خورشید کویر
    مونده یه مرداب پیر توی دست خاک اسیر
    منم اون مرداب پیر از همه دنیا جدا
    داغ خورشید به تنم زنجیر زمین به ÷ام
    من همونم که یه روز می خواستم دریا بشم
    آرزو داشتم برم تا به دریا برسم
    شب رو آتیش بزنم تا به فردا برسم
    اولش چشمه بودم زیر آسمون ÷یر
    اما از بخت سیاه راهم افتاد به کویر
    چشم من به اونجا بود پشت اون کوه بلند
    اما دست سرنوشتسر راهم یه چاله کند
    توی چاله افتادم خاک منو زندونی کرد
    آسمون نبارید اونم سر گرونی کرد
    حالا یه مرداب شدم یه اسیر نیمه جون
    یه طرف می رم تو خاک یه طرف تو آسمون
    خورشید از اون بالاها زمینم از این پایین
    هی بخارم می کنن زندگیم شده همین
    با چشام مردنمو دارم اینجا میبینم
    سرنوشتم همینه من اسیر زمینم
    هیچی باقی نیست از قطره های آخره
    خاک تشنه همینم داره همراش میبره
    خشک میشم تموم میشم فردا که خورشید بیاد
    ------------------------------------------------------------.
    تو اگر با منی و دلتنگ منی یک به يک فاصله ها را بردار
    ---------------------------------------------------------.
    بشکست دلم کسی صدایش نشنید آری.. دل من بی صدا می شکنمد.
    ---------------------------------------------------------.
    طعنه بر خواری من ای گل بی خار مزن من به پای تو نشستم به این گونه خوار شدم
    -----------------------------------------------------------.
    -----------------------------------------------------------.
    الهی دلت بسوزه تو که قلبمو سوزوندی همسفر شدی تا رویا پای وعده هات نموندی
    ----------------------------------------------------------.
    تو یعنی چتر راه احساس برای قلب بارانی
    -----------------------------------------------------------.
    مرا دردیست اندر دل نمی دانم درمانش.
    -----------------------------------------------------------.
    جستجوی حقیقت دیوانگی مطلق است، چون موقعی که به حقیقت رسیدید ممکن نیست به کسی بگویید و دشمن شما نشود.
    -----------------------------------------------------------.
    انسان نمی تواند به تنهایی خوشبخت شود و او باید سعادت خود را در خوشبختی دیگران بجوید.
    -------------------------------------------------------------------.
    نه آنچنان عاشق باش که هیچ چیز را نبینی، نه آنقدر ببین که هرگز عاشق نشوی!
    --------------------------------------------------------------------.
    هميشه دليل شادي کسي باش نه قسمتي از شادي او و هميشه قسمتي از غم کسي باش نه دليل غم او
    --------------------------------------------------------------------.
    سعي کن در زندگي مثل زودپز باشي يعني در اوج جوش آوردنت سوت بزني.
    --------------------------------------------------------------------.
    موفقيت يعني آنچه را مي خواهيد به دست آوريد و شادماني يعني از آنچه که به دست آورده ايد لذت ببريد
    --------------------------------------------------------------------.
    كاش من هم خاك بودم و مي توانستم باران را در وجود خود حفظ كنم.
    -------------------------------------------------------------------.


    ---------------------------------------------------------------------.
    رازقی پرپر شد، باغ در چله نشست
    تو به خاك افتادی، كمر عشق شكست
    ما نشستیمُ تماشا كردیم...
    دلم میخواد گریه كنم، برای قتل عام گل
    برای مرگ رازقی
    دلم میخواد گریه كنم، برای نابودی عشق
    واسه زوال عاشقی
    وقتی كه قلبا و گلا، شكسته و پرپر شدن
    وقتی كه باغچه های عشق،سوختن و خاكستر شدن
    من و تو از گل كاغدی، باغچه ای داشتیم توی خواب
    با خشت های مقوایی، خونه می ساختیم روی آب
    وقتی كه ما تو جشن شب، ستاره بارون می شدیم
    وقتی كه پشت سنگر سایه ها، پنهون می شدیم
    از نوك بال كفترا، خون پریدن می چكید
    صدای بیداری عشق، رو خواب شب خط می كشید
    از پشت دیوارای شهر، انگار صدای پا میاد
    آوازه خون در به در، انگار یه همصدا می خواد
    ابر سیاه رفتنیه، خورشید دوباره در میاد
    دوباره باغچه گل میده، از عاشقا خبر میاد
    ---------------------------------------------------------------------.
    قصه نیستم که بگوئی
    نغمه نیستم که بخوانی
    صدا نیستم که بشنوی
    یا چیزی چنان که ببینی
    یا چیزی چنان که بدانی
    من درد ِ مشترک ام
    مرا فریاد کن
    --------------------------------------------------------------------.


    ---------------------------------------------------------------------.
    از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ خدا جواب داد:گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو،ايمانت را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن...زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد و زندگي کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد و قلب ها گرامي تر از آنند که بشکنند . آنچه از روزگار بدست مي آيد با خنده نمي ماند و آنچه از دست برود با گريه جبران نميشود!! فردا خورشيد طلوع خواهد کرد حتي اگر تو نباشي!
    --------------------------------------------------------------------.
    حال من دست خودم نیست دیگه آروم نمی گیرم! دلم از کسی گرفته ... کی می خوام براش بمیرم ... . . . باز سرنوشتو ... انتهای آشنایی باز لحظه های غم انگیزه جدایی باز لحظه های ناگزیره دل بریدن بازم اول راهو حس تلخ نرسیدن
    ---------------------------------------------------------------------.
    تردیدهای ما خائنینی هستند که با نصایح خود، ما را از حمله به دشمن باز میدارند، درحالی که تصمیمی راسخ و حملهای به موقع میتواند فتح و پیروزی را نصیب ما سازد.
    --------------------------------------------------------------------.
    در این جهان از دست و زبان مردم در آسایش باشیم، برگ درختان، غرش آبشار و زمزمه جویبار هریک به زبانی دیگر با ما سخن خواهند گفت
    --------------------------------------------------------------------.
    عشق جوانتر از آن است که بداند وجدان چیست. ویلیام شکسپیر
    --------------------------------------------------------------------.
    زندگی کمدی است برای کسی که فکر می کند و تراژدی است برای کسی که احساس می کند. ویلیام شکسپیر
    --------------------------------------------------------------------.
    به لب­هایت خوار و خفیف کردن نیاموز که برای بوسیدن آفریده شده­اند. ویلیام شکسپیر
    --------------------------------------------------------------------.
    جا برای من گنجشک زیاد است ولی.... ..... به درختان خیابان تو عادت دارم
    --------------------------------------------------------------------.
    آواره در راه پله ها
    ممکن است گرسنه مانده باشی
    بدتر از آن سردت هم باشد
    اما
    اگر فکر کنی
    خیال کنی حتی
    کسی آن سر دنیا
    شاید که دوستت دارد
    -گر چه اصلا هم به یادت نباشد-
    روی یک پادری نازک
    توی پاگرد خوابیدن
    کار سختی نیست...
    ---------------------------------------------------------------------.
    ---------------------------------------------------------------------.
    بر ماسه ها نوشتم درياي هستي من از عشق توست سرشار اين را به ياد بسپار
    بر ماسه ها نوشتي اي همزبان ديرين اين آرزوي پاكيست اما به باد بسپار!!!!
    ------------------------------------------------------------------.
    اول گفتي :دوست دارم
    دوم گفتي : عاشقتم
    سوم گفتي: برات ميميرم
    بعدش گفتي: با نفس هات جون ميگيرم
    پنجم گفتي:..........
    حالا من ميگ: بسه ديگه دروغ هاي تو تمومي نداره؟!
    ------------------------------------------------------------------.
    بي تو!
    بي تو تنها مانده ام، تنها
    بي تو خاموشم ، اگر خاموش
    در كوير خشك تنهايي
    تشنه لب افتادم ام بيهوش
    با نگاهي گرم ، با لبي خندان سوي من برگرد
    اي نگاهت واپسين شعر مرا پايان
    وسعت آغوش باز من
    عاقبت پايان راهت باد
    ------------------------------------------------------------------.
    حرف هاي خويش را از تمام مردم جهان نهفته ام .
    ------------------------------------------------------------------.
    آرزويم را به ظرفي مي گويم كه درونش آب زلال و شفافي جاي دارد
    و آن را به زير سبز ترين گل باغچه ميريزم، آري...... مي دانم
    مي دانم با شكوفا شدن گل باغچه آرزويم بر آورده مي شود...!
    ------------------------------------------------------------------..
    تمام سهم من از تو آسمان كوچكي است كه نيايشگاه پرنده و باران است
    و عشق لبخنديست پر از حكايت تصويرهاي روشن و زمين با نگاه تو وسعتي است
    با حاشيه هاي سبز كه هر صبح توفيق تنفس درخت را در من زنده مي كند
    زيباست پرنده بودن در نگاهي كه آميزه ايست از آب و اتش..!
    ------------------------------------------------------------------.
    -------------------------------------------------------------------.
    من تمام هستیم را در نبرد به سر نوشت
    در تهاجم با زمان
    اتش زدم کشتم
    من بهار عشق را دیدم
    ولی باور نکردم
    من ز مقصد ها پی مقصود های پوچ افتادم
    تا تمام خوبها رفتند
    خوبی ماند در یادم
    من به عشق منتظر بودن همه صبر و
    قرارم رفت
    بهارم رفت
    عشقم مرد
    یارم رفت...
    ---------------------------------------------------------------------.
    ما دو تن مغرور
    هر دو از هم دور
    وای در من تاب دوری نیست
    ای خیالت خاطر من را نوازشبار
    بیش از این در من صبوری نیست
    بی تو من تنهای تنهایم
    من به دیدار تو می ایم
    --------------------------------------------------------------------.
    --------------------------------------------------------------------.
    با تو می کشد گهی دلم به مهر
    ای گسسته هر زمان دلم به قهر
    با تو می تپد دلم به کوچه خیال
    بی تو میرمد دلم ز خانه های شهر
    در نگاه من چه موجهای اشتی
    در ستیز صخره نگاه مات تو
    با منی تو ای دریغ و در کنار من
    هر زمان دلت به جستجوی دیگری
    منهم ای فریب خسته روز و شب
    با توام ولی در ارزوی دیگری
    با توام نه الفتی چنانکه بود
    خسته از توام تو خسته تر ز من
    نه هوای با تو ماندنم به دل
    نه توان از توام گریختن...!
    ---------------------------------------------------------------------.
    گل یا پوچ؟

    دیده در دیده هم دوخته بودیم ان روز
    مشت خود را بستی
    دست هایت را به دو دستم دادی
    پرسیدی:گل یا پوچ؟ پاسخت دادم
    دست هایت همه گل!و دست من اما پوچ!
    و تو خندیدی
    ناگهان از دستت زیر پایم افتاد
    سنگ ریزه
    زود گفتی گل از من!
    گفتم همه گلها از تو
    و چه زیبا خندیدی
    اخر بازی بود بتو گفتم گل من
    تو برایم عادت شده ای
    خنده بر لب گفتی:و تو عادی شده ای
    خنده ای کردم تلخ
    دست کشیدم از بازی
    با نگاهی تند گفتی: بازی باخته را
    نا تمامش مگذار
    و تو بردی و
    من از ان روز قشنگ که ز شوق تو
    چنین باختمت
    روز و شب در فکرم چه کسی برد تو را؟
    چه کسی برد تو را...

    ------------------------------------------------------------------.
    ------------------------------------------------------------------.
    سلام ای همسفر ای خوب سلامی گرم و بی پایان
    تو را می جویم از خورشید تو را می خواهم از باران
    کجایی؟ نیستی در شهر تمام کوچه ها خالیست
    تو رفتی و رها کردی مرا با درد بی درمان
    گل مریم گل یاسم تو نزدیکی به احساسم
    نبیند چشم من روزی تو را غمگین و سر گردان
    بیا ارام و پاورچین کنارم اندکی بنشین
    بگو از هر چه می خواهی شکایت کن از این و ان
    خداحافظ نمی گویم تو را ای صبح شور انگیز
    دعایت می کنم هر شب دعایی از دل و از جان
    ---------------------------------------------------------------------.
    یکی را دوست می دارم ولی
    افسوس...
    او هرگز نمی داند
    نگاهش می کنم شاید بخواند در نگاه من
    که او را دوست می دارم
    ولی افسوس...
    او هرگز نگاهم را نمی خواند...!
    -------------------------------------------------------------------.
    اگر تو باز نگردی
    نهالهای جوان اسیر گلدان را
    کدام دست نوازشگر اب خواهد داد؟
    چه کسی به جای تو ان پرده های توری را
    به پشت پنجره ها پیچ و تاب خواهد داد؟
    اگر توباز نگردی
    امید امدنت را به گور خواهم برد
    و کس نمی داند
    که در فراق تو دیگر
    چگونه خواهم زیست چگونه خواهم مرد...!
    ---------------------------------------------------------------------.
    -------------------------------------------------------------------------------.
    در میان دو جدایی امشب
    لحظه ای فرصت دیداری بود
    چشم گریان من از خشم و نیاز
    خیره بر چشم گهرباری بود
    تازه امشب ز سفر امده بود
    حیف...اهنگ سفر بود مرا
    دل او پر ز محبت ز وفا
    در دل از خشم شرر بود مرا
    نگه او همه شادی همه شور
    نگه من همه اتش همه خشم
    دید چون خشم مرا کودک وار
    نگهش مرد به گهواره چشم
    گفتم از چیست که دیر امده ای؟
    سر پر شور تو سر گرم که بود؟
    شرم دارم که بپرسم...بی من
    لب تو بر لب بی شرم که بود؟
    خنده در غنچه نازش یخ بست
    شبنمی از گل رویش اویخت
    لحظه ای خیره به چشمم نگریست
    بعد...لرزید و ره اوردش ریخت
    گفت گریان که مرا رنج مده
    بی تو هرگز دل من گرم نبود
    شرم کن دلبر تو در همه عمر
    هیچگاه این همه بی شرم نبود
    بد میندیش و مرا خوار مکن
    بی تو در خلوت من زاری بود
    شاعر بد دل من امدنم
    دیر شد لیک ز بیماری بود
    شرمگین سر به گریبان بردم
    اشکم امد ره پوزش را بست
    راست می گفت چه بد کردم من
    دل چون اینه اش سخت شکست
    لحظه ای بد در اینه اشک
    دیدم...ای وای...قرارم می رفت
    انکه هستی من از خنده اوست
    اشکریزان زکنارم می رفت...
    --------------------------------------------------------------------------.
    ---------------------------------------------------------------------.
    تو می ایی
    تو می ایی
    می دانم که می ایی
    تو را دیشب من از لحن عجیب بغض هایم خوب فهمیدم
    تو را بی وقفه از باران پاک چشمهایم
    سیر نوشیدم
    تو می ایی...می دانم که می ایی
    وبر ابهام یک بودن نگین ابی احساس می بندی
    و از تکرار پوچ لحظه های سرد تنهایی
    مرا بر نبض پر کار شکفتن می نشانی
    تو می ایی...خوب می دانم
    که پروانه نشانت را میان قاصدکها دید
    میان قاصدک هایی که از من تا نهایت!
    دور می شد
    تو می ایی و من را از نگاه سرد ایینه
    شبیه دختری از جنس یک پرواز
    میان گرمی دستان پر مهرت دوباره باز می گیری
    تو می ایی من این را
    شبیه حجم یک بوییدن مطبوع از اواز اقاقی های سر گردان
    شبیه یک قنوت سبز نیلوفر
    میان برکه ای عریان
    دوباره خوب فهمیدم!
    تو می ایی می دانم خوب
    می دانم که می ایی
    و من را در حریم امن چشمانت به ارامش
    به فردایی پر از شوق و تپش هایی مقدس! می رسانی
    تو می ایی...
    خوب می دانم که می ایی...!
    ---------------------------------------------------------------------.

    ---------------------------------------------------------------------.
    من در ان چشم سیاه که به شب می مانست
    من در ان برق نگاه که دو صد راز و گناه
    از برش می جوشید
    از ازل می خواندم راز این قصه که
    اخر روزی شعر و اهنگ دگر می خوانی
    و مرا از بر خود می رانی شیشه قلب مرا می شکنی
    چون هزاران عاشق که دل خویش نثارت کردند
    وتو از باده ننگین غرور همه را بشکستی
    من در ان چشم سیاه راز دیوانگیت می خوانم
    و کنون اگاهم نامه عشق مرا چون هزاران نامه
    که به پایت ریزند پاره خواهی کرد...!
    -------------------------------------------------------------------.
    او را دوست دارم..
    همه رادوست دارم! هم او را که من را می بیند و انگار که نمیبیند
    هم او را که تنها به خاطره ای
    از او دل خوشم!
    هم او را که خداحافظی من را نشنیده رفت!
    هم او را که سلام مرا شانه می اندازد بالا!
    هم او را که گفت: بیا با هم باشیم
    هم او را که گفت من بی تو خوشم!
    هم او را که با خود نبود چه رسد با من!
    هم او را که همه زخمهای دل از اوست!
    او را از صمیم قلب دوست دارم
    چرا که همه زخم های این دل خون شده
    یادگار روزهای سر شده با اوست...!
    ---------------------------------------------------------------------.
    یک روز نام تو را شنیدم وهمان دم نفسم در سینه حبس شد در ان هنگام بود که هستی من با تو در امیخت راستی ایا تو از این اعجاز خبر داشتی؟که من بی انکه تو رو شناخته باشم با شنیدن نام تو دانستم که محبوب خویش را یافته ام.با شنیدن نخستین کلمات تو این گمان را بر من گذشت که تو زندگی مرا چون شمعی در تاریکی شب فروغ جاودانه ای بخشیدی.وقتی که برای اولین بار صدای تو را شنیدم رنگ از رخم پرید و بی اختیار دیده بر زمین افکندم من نام تو را در نگاه تو خواندم و بی انکه از خود چیزی پرسیده باشم به خویش پاسخ گفتم که اری ...اوست تندیس امید و رویای من اری اوست...
    --------------------------------------------------------------------.
    --------------------------------------------------------------------
    دوري عشق هاي كوچك را از بين مي برد اما به عشق هاي بزرگ عظمت مي بخشد.
    ---------------------------------------------------------------------.
    زمستون طوفانه بزرگیه که هرکسی
    نمیتونه خودش رو نگه داره که باد اونو نبره این یادتون
    نره هرچند تو
    پاییز وقتی یه برگی از درخت افتاد فقط می تونیم روش پاه
    بذاریم و بگیم چه صدای قشنگی اما کاشکی می دونستیم اون
    صدا صدای شکستن دل اون برگه .....
    ---------------------------------------------------------------------.
    عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني گوش خواهم داد بي هيچ سخني در آغوشت خواهم گريست بي آنکه حس کني در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حراراتي اينگونه شايد احساسم نميرد ....
    ---------------------------------------------------------------------.
    كمي فكر كن شايد درك كني ،ارزش شکستن غرورم رو داشتی؟!؟
    ---------------------------------------------------------------------.
    مردی در عالم رویا فرشته ای دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگرش سطل آبی گرفته بود و در جاده ای روشن و تاریک راه میرفت
    مرد جلو رفت و از فرشته پرسید: " این مشعل و سطل آب را کجا میبری؟ "
    فرشته جواب داد: میخواهم با این مشعل بهشت را آتش بزنم و با این سطل آب، آتش جهنم را خاموش کنم
    آن وقت ببینم چه کسی واقعا خـــــــــــــدا را دوســت دارد!
    -------------------------------------------------------------------.
    هميشه فكر مي كردم اگه يه روز نباشي مي ميرم اما من نمردم من داغون شدم خيلي دلم مي خواد بگم فراموشت كردم ولي واقعيت اينه كه نمي تونم فراموشت كنم خيلي دلم مي خواد خوابتو ببينم ولي از وقتي كه رفتي چشمام خيسه و خواب به چشمام نمياد يادته اشكامو پاك مي كردي ؟؟؟؟؟؟؟ مي خوام بخوابم خوابتو ببينم اشكامو پاك مي كني ؟؟؟
    ------------------------------------------------------------------.
    یادمان باشد زنگ تفریح دنیا همیشگی نیست............ زنگ بعد حساب داریم..!!!!
    --------------------------------------------------------------------.
    به سان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزند رونده باش
    انتظار هیچ معجزه ای ز مرده نیست زنده باش...
    -------------------------------------------------------------------.
    جنگیدن با دشمنی که از او نفرت داری اسان است،سخت،جنگ با انانیست که دوستشان داری.اینجاست که شجاعت معنا می یابد
    ---------------------------------------------------------------------.
    -------------------------------------------------------------------.
    پسر به دختر گفت: دوستم داری؟! اشک از چشمای دختر جاری شد
    میخواست بره که پسر دستشو گرفت و اشکهاشو پاک کرد و گفت:
    اگه دوستم نداری اشکال نداره مهم اینه که من دوستت دارم وطاقت دیدن اشکهاتو ندارم
    دخترسرشو پایین انداخت وگفت: میدونی چیه؟
    من دوستت ندارم........من بدجوری عاشقت شدم.
    پسر دستهای دختر را رها کرد و با قیافه ای غمگین از دختر جداشد
    دختر فریاد زد: مـــــــــــــــــگه دوســــــــــــــــتم نـــــــــــــــــداری؟؟! چرا داری میری؟
    پسر جواب داد: چون دوستت دارم میخوام تنهات بذارم.
    دختر گفت: فکر کنم شنیده باشی که میگن عاشقی که تنها باشه توی دنیا نمیمونه!!!
    تو که دوست نداری من بمیرم......هان؟؟؟؟
    پسرگفت: آنقدر دوست دارم که نمی خوام به خاطر من مرتکب گناه بشی!چون میگن عشق یه جور گناهه!!!!!!!!!
    دختر: اما عشقم پاکه!!
    پسر فریاد زد عشق پاک دیگه هیچ جای دنیا پیدا نمیشه........و دختر را برای همیشه تنها گذاشت.
    "عــــــــشق پاک دیگه حتی تو قصه ها هم معنی نداره"
    "اما اون عشقي كه خدا بهت مي ده ....."
    --------------------------------------------------------------------.
    چگونه فراموشت کنم...؟
    چگونه فراموشت کنم تو را؟ که همزمان با تولدت در قلبم
    همه را فراموش کردم.برایم تمامی اسمها بیگانه شدند
    و همه خاطرات مردند دستم را به تو می دهم قلبم را
    به تو می دهم فکرم را نیز به تو می دهم بازوانم را به
    تو می بخشم و نگاهم از ان توست و شانه هایم که نپرس
    دیگر با من غریبه اند! و تمامی لحظات تو را می خواهند
    و برای عطر نفس هایت دلتنگی می کنند چگونه فراموشت
    کنم تو را که قلم سبزم را به تو هدیه کردم که حتی
    نوشته هایت همرنگ نوشته هایم باشد پیشتر ها سبز
    را نمی شناختم بهتر بگویم با سبز رفاقتی نداشتم سبز
    را با تو شناختم و دلم می خواهد که با یاد تو همیشه سبز
    بنویسم دلت را به من بده فکرت را به من بده سرت را
    روی شانه هایم بگذار و بگذار عطر کلماتت را میان هم
    تقسیم کنیم...
    --------------------------------------------------------------------.
    ---------------------------------------------------------------------.
    من ميرم
    ولي باز تو بدون
    هميشه
    ياد تو از خاطر من فراموش نمي شه
    گل من خوب ميدوني بي تو تك و تنهام
    عزيزم
    اگه تو نباشي ميميرم
    هميشه زنده ميمونن با ياد تو ترانه هام منو ببخش اگه بازم اشكام چكيد رو نامه هام ديگه تموم شد فرصتم خاطره هام پيشت باشه تموم خاطرات خوش خدا نگهدارت باشه.
    -------------------------------------------------------------------.
    ما وارث كوروش فرزند جمشيديـم
    پيروز بي برده بت نپرستيديـم
    ما ريشه اي ديرين در عشق و خون داريم
    ما در شب تاريخ تا صبح بيداريـم
    --------------------------------------------------------------------.
    خدایا به فرشتگانت بسپار در لحظه لحظه نیایش خویش دوستان مرا از یاد نبرند.
    ---------------------------------------------------------------------.
    به نامردی نامردان قسم خوردم که نامردی کنم درحق نامردان
    ---------------------------------------------------------------------.
    من فسیل ترین دیوانه این دایره ام.
    ---------------------------------------------------------------------.
    دیوانگی بشر آنچنان ضروریست که دیوانه نبودن خود شکل دیگری از دیوانگی است.
    ---------------------------------------------------------------------.
    مثل تقدیر پرستوی سراسیمه عشق /پشت دیوار دلم از همه محبوب تری !
    ---------------------------------------------------------------------.
    ما وارث كوروش فرزند جمشيديـم پيروز بي برده بت نپرستيديـــــــم
    --------------------------------------------------------------------.
    خواستم بگویم کیستم، دیدم نگفتن بهتر است، آنکه با من میماند خود مرا خواهد شناخت و آنکه با من نمی ماند همان بهتر که نشناسد مرا...
    --------------------------------------------------------------------.
    -----------------------------------------------------------------.
    بد شانس ترين نسل تاريخ ايران ما هستیم : تو نوزادی شیر خشک نایاب شده بود... تو بچگی هم دوران جنگ بود... دوران تحصیل هم هر چی طرح بود رو ما امتحان کردن... نظام قدیم، نظام جدید، نظام خیلی جدید... رسیدیم دانشگاه سهمیه ها بیداد کردن... فارغ التحصیل شدیم به خاطر زیاد بودن جمعیت کار پیدا نشد... ماشین خریدیم بنزین سهمیه بندی شد.
    ------------------------------------------------------------------.
    با چنان عشقی زندگی کن که اگر حتی به تصادف به جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند
    -------------------------------------------------------------------.
    وقت رفتن است
    بازهم همان حکایت همیشگی !
    پیش از آنکه با خبر شوی
    لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
    آی...
    ناگهان
    چقدر زود
    دیر می شود!
    --------------------------------------------------------------------.
    باد می وزد …
    میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی
    تصمیم با تو است
    --------------------------------------------------------------------.
    لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد، مثل خوردن یه فنجون قهوه گرم زیر برفه. درسته که هوا رو گرم نمی کنه، ولی آدمو دلگرم می کنه
    -------------------------------------------------------------------.
    آنهایی که (از ایران) رفته اند هر روز ایمیلشان را در حسرت نامه از آن هایی که مانده اند باز می کنند و از اینکه هیچ نامه ای ندارند کلافه می شوند‎. آنهایی که (در ایران ) مانده اند هر روز…نه…یکروز در میان ایمیلشان را چک می کنند و از اینکه نامه ای از انهایی که رفته اند ندارند کفرشان در میاید‎. آنهایی که رفته اند منتظرند آنهایی که مانده اند برایشان نامه بنویسند. فکر می کنند که حالا که ازجریان زندگی آنهایی که مانده اند خارج شده اند انها باید تصمیم بگیرند که هنوز می خواهند به دوستیشان از دور ادامه بدهند
    آنهایی که مانده اند منتظرند که انهایی که رفته اند برایشان نامه بنویسند .فکر می کنند شاید انهایی که رفته اند مدل زندگیشان را عوض کرده باشند و دیگر دوست نداشته باشند با آنهایی که مانده اند معاشرت کنند‎. آنهایی که رفته ان همانطور که دارند یک غذای سر دستی درست می کنند تا تنهایی بخورند فکر می کنند آنهایی که مانده اند الان دارند دور هم قورمه سبزی با برنج زعفرانی می خورند و جمعشان جمع است و می گویند و می خندند‎
    آنهایی که مانده اند همان طور که دارند یک غذای سر دستی درست می کنند فکر می کنند آنهایی که رفته اند الان دارند با دوستان جدیدشان گل می گویند و گل می شنوند و از ان غذاهایی می خورند که توی کتاب های آش پزی عکسش هست‎. آنهایی که رفته اند فکر می کنند آنهایی که مانده اند همه اش با هم بیرونند. کافی شاپ می روند .خرید می روند…با هم کیف دنیا را می کنند و آنها را که ان گوشه دنیا تک افتاده اند فراموش کرده اند‎. آنهایی که مانده اند فکر می کنند آنهایی که رفته اند همه اش بار و دیسکو می روند و خیلی بهشان خوش می گذرد و و آنها را که توی این جهنم گیر افتاده اند فراموش کرده اند‎. آنهایی که رفته اند می فهمند که هیچ کدام از ان مشروب ها باب طبعشان نیست و دلشان می خواهد یک چای دم کرده حسابی بخورند‎. آنهایی که مانده اند دلشان می خواهد بروند یکبار هم که شده بروند یک مغازه ای که از سر تا تهش مشروب باشد که بتوانند هر چیزی را می خواهند انتخاب کنند‎.
    --------------------------------------------------------------------.
    در کنکاش خویشتن، حقیقت را کشف کردم. در کنکاش حقیقت، عشق را کشف کردم. در کنکاش عشق، ایمان به خدا را یافتم. و در ایمان، همه چیز را یافتم.
    --------------------------------------------------------------------.
    پیش از گفتن، گوش فرا دار. پیش از نگاشتن، اندیشه کن. پیش از خرج کردن، کسب کن. پیش از انتقاد، صبر کن. پیش از دعا، ببخش. پیش از دست کشیدن، سعی کن.
    ---------------------------------------------------------------------.
    ترجیح میدهم که شکستی صادقانه باشم تا موفقیتی پر نیرنگ
    ---------------------------------------------------------------------.
    بغض بزرگترین نوع اعتراضه اگه بشکنه دیگه اعتراض نیست التماسه
    ---------------------------------------------------------------------.
    عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه گذاشتن سدي در برابر روديست كه از چشمانت جاري است. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه پنهان كردن قلبي است كه به اسفناك ترين حالت شكسته است. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه نداشتن شانه هاي محكمي است كه بتواني به آن تكيه كني و از غم زندگي برايش اشك بريزي. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي است كه مجبوري آخرش را با جدايي به سرانجام برس
    --------------------------------------------------------------------.
    اگه یه روز خواستی بری حتما خبرم کن قول میدم ازت نخوام بمونی ولی ازت میخوام زود برگردی
    ---------------------------------------------------------------------.
    مثل کبریت کشیدن در باد عشق تو دشوار است من خلاف جهت آب شنا کردن را، مثل یک معجزه باور دارم آخرین دانه کبریتم را می کشم در این باد هرچه باداباد !!!
    --------------------------------------------------------------------.
    مراحل چهارگانه آماده سازي يك تحقيق يا پروژه دانشگاهي در ايران 1- CTRL + A 2- CTRL + C 3- CTRL + V 4- CTRL + P
    -------------------------------------------------------------------.

  4. Top | #4

    Guest

    اندازه فونت

    پیش فرض re: مطالب زیبا و خواندنی !!

    نه از افسانه می ترسم نه ازشیطان نه از کفر و نه از ایمان نه از دوزخ نه از حرمان نه از فردا نه از مردن نه از پیمانه می خوردن خدا را می شناسم از شما بهتر شما را از خدا بهتر خدا را می شناسم من
    خدا هرگز نمی خواهد خدا باشد نمی خواهد خدا بازیچه ی دست شما باشد که او هرگز نمی خواهد چنین آیینه ی وحشت نما باشد هراس از وی ندارم من هراسی زین اندیشه ها در پی ندارم من خدایا بیم از آن دارم مبادا رهگذاری را بیازارم نه جنگی با کسی دارم نه کس با من بگو موسی بگو موسی پریشانتر تویی یا من؟
    ------------------------------------------------------------------.
    -------------------------------------------------------------------.
    گفتم ای دل به خدا هست خدا هادی تو تا بدينسان شدم از خلق رها رفتم و شد
    لن ترانی" نشنيدم ز خداوند چو او "ارنی" گفتم و او گفت "رثا" رفتم و شد مدعی گفت چرا رفتی و چون رفتی و کی؟ من دلباخته بی چون و چرا رفتم و شد تو تنت پيش خدا روز و شبان خم شد و راست من خدا گفتم و او گفت بيا رفتم و شد مسجد و دير و خرابات به دادم نرسيد فارغ از کشمکش اين دو سه تا رفتم و شد خانقاهم فلک آبی بی سقف و ستون پير من آنکه مرا داد ندا رفتم و شد
    کراوات به ديدار خدا رفتم و شد بر خلاف جهت اهل ريا رفتم و شد ريش خود را ز ادب صاف نمودم با تيغ همچنان آينه با صدق و صفا رفتم و شد با بوی ادکلنی گشت معطر بدنم عطر بر خود زدم و غالبه سا رفتم و شد حمد را خواندم و آن مد "ولاالضالين" را ننمودم ز ته حلق ادا رفتم و شد يکدم از قاسم و جبار نگفتم سخنی گفتم ای مايه هر مهر و وفا رفتم و شد همچو موسی نه عصا داشتم و نه نعلين سرخوش و بی خبر و بی سرو پا رفتم و شد "لن ترانی" نشنيدم ز خداوند چو او "ارنی"
    --------------------------------------------------------------------.
    ما بايد به شانس ايمان بياوريم، تا كي ميتوانيم موفقيت كساني را كه دوستشان نداريم تفسير كنيم.
    ---------------------------------------------------------------.
    بايد تو را پيدا كنم شايد هنوزمدير نيست. تو صد دل كندي ولي تقدير تقدير بي تقصير نيست
    -------------------------------------------------------------------.
    چه نا برابرانه است جنگ من و تو قبول ندارم... به جنگ آماده اي بي خبر و تيغ عشق آوردي.
    حساب نكردي كه من به جز تو هيچ ندارم؟
    --------------------------------------------------------------------.
    رفته است و مهرش ازدلم نمی رود ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست
    ---------------------------------------------------------------------.
    هر کسی را نه بدان گونه که « هست »، احساس می کنند
    بدان گونه که « احساسش » می کنند ، هست
    ---------------------------------------------------------------------.
    ای بی خبر از عشق نداری خبر از من روزی خواهد امد که نمانده اثر از من
    ---------------------------------------------------------------------.
    تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب بدینسان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب
    ---------------------------------------------------------------------.
    --------------------------------------------------------------------.
    تو از بازی گریزانی ، من از بازیچه بودن سخت بیزارم
    ---------------------------------------------------------------------.
    انتخاب با توست ، ميتواني بگوئي : صبح به خير خدا جان يا بگوئي : خدا به خير کنه ، صبح شده ( وين داير )
    --------------------------------------------------------------------.
    کوتاهترین راه برای رسیدن به ثبات، آن است که بر آنچه ایمان داری پافشاری کنی. حتی اگر یک لشکر مخالف داشته باشی
    کوتاهترین راه برای داشتن روانی سالم، در نظر گرفتن زمانی برای خنده و شادی در هر روز است کوتاهترین راه برای داشتن اینکه نخواهی چیزی را به خاطر بسپاری، نگفتن دروغ است
    -------------------------------------------------------------------.
    گاهی گمان نمیکنی ولی میشود/گاهی نمی شود که نمی شود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است/ گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود گاهی گدای گدایی وبخت نیست/گاهی تمام شهر گدای تو میشود
    ------------------------------------------------------------------.
    به خود گفتم فراموشی پناهم می دهد در خود فرار از قصه دیروز علاج درد خواهد شد ولی دیدم فرار از تو فرار از من به آئینه ست نیاز تو تمام من نه یک احساس که در سینه ست فقط یک چهره خستم میان چارچوب قاب به مرگم یک نفس مانده در این فرصت مرا دریاب
    ------------------------------------------------------------------.
    دل من نرم تر از جنس حریر,دلم از جنس بلور,گر تو را قصد شکستن باشد,سنگ بی انصافیست,یک تلنگر کافیست
    -------------------------------------------------------------------.
    یکی از نمایندگان حامی دولت استدلال جالبی در مورد صلاحیت محصولی برای این وزارتخانه به کار برد و گفت چون محصولی مرفه است رفاه را درک کرده و به همین دلیل برای وزارت رفاه مناسب است
    --------------------------------------------------------------------.
    منم آن نیاز مندی که به تو نیاز دارم اگر از تو باز دارم به که چشم باز دارم ... تویی آفتاب و چشمم به جمال توست روشن غم چون تو نارنینی به هزار ناز دارم ... به جفا نمودن تو ز وفـا ت بر نگردم به وفا نمودن خود ز جفا ت باز دارم ...
    ---------------------------------------------------------------------.
    سکوت از هر طرف جاری/ هوای خانه تاریک است/ میان زندگی با مرگ /پل ویرون و باریک است/مرا دریاب پیش از مرگ /که مرگم سخت نزدیک است/ فقط یک چهره خستم /میان چارچوب قاب/ به مرگم یک نفس مانده /در این فرصت مرا دریاب/ عبور لحظه های عمر/ دلیل پیری من نیست /فرار از من که تو هستم /مگر در خود شکستن نیست/ من غافل به دست خو/د شکستم هر چه پروردم/ ولی در این قمار تلخ /
    به خود بیش از تو بد کردم.
    --------------------------------------------------------------------.
    زندگي آنقدر عجيب نيست که تصور ميکنيد!آنقدر عجيب است که نميتوانيد تصور کنيد
    --------------------------------------------------------------------.
    -------------------------------------------------------------------.
    خدايا دفتر جرم مرا روز جزا باز مكن -من به اميد عطاي تو گنهكار شدم
    -------------------------------------------------------------------.
    در كودكي پستي...در جواني مستي.....در پيري سستسي
    پس كي خدا را مي پرستي؟؟؟؟؟؟؟؟
    -------------------------------------------------------------------.
    تا توانی در جهان افتاده و یک رنگ باش
    قالی از صد رنگ بودت زیر پا افتاده است.
    --------------------------------------------------------------------.
    تو زندگی کسی رو دوست داشته باش که برای دوست داشتن اون نیاز نباشه خودتو کوچیک کنی بلکه با برای دوست داشتن اون باید خودتو از اینی که هستس ارتقا بدی
    ---------------------------------------------------------------------.
    هيچ وقت به كسي دل نبند....چون اين دنيا اينقدر كوچيكه كه 2تا دل كنار هم جا نمي شند....ولي اگه بستي........هيچ وقت ازش جدا نشو ..........
    چون اين دنيا اينقدر بزرگه كه ديگه پيداش نمي كني
    ---------------------------------------------------------------------.
    شما آقايي ولي راس ميگم عمو جون بعضي ها با شنيدن اين حرف ديگه رو كره ي زمين جا نميشن، چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟ چون بيكارايي مثل من و تو بهش گفتيم دوست دارم واسه ما آدم ميشن
    --------------------------------------------------------------------.
    ان سوي دلتنگي هميشه خدايي هست كه داشتن ان جبران همه نداشتن هاست
    -------------------------------------------------------------------.
    زندگی عمریست که اجل در پی آن می تازد
    هرکس که غم بیهوده خورد می بازد
    --------------------------------------------------------------------.
    پدر به گرفتاري هايش خنديد تا كودكش بخندد.......
    كودك به پدرش خنديد تا پدر گريه نكند........
    ---------------------------------------------------------------------.
    هميشه به ياد داشته اش
    تا به فراموشي بسپاري
    آنچه را كه اندوهگينت مي سازد
    اما
    هرگز فراموش نكن
    كه به ياد داشته باشي
    آنچه را كه شادمانت مي سازد
    ---------------------------------------------------------------------.
    -------------------------------------------------------------------.
    تو می دانی که مناز میان همه نعمت های این جهان ، آن چه را برگزیده ام و دوست می دارم تنهایی است
    --------------------------------------------------------------------.
    خوشبختی داشتن دوست داشتنی ها نیست ، دوست داشتن داشتنی هاست
    --------------------------------------------------------------------.
    آه اگر آزادی سرودی میخواند
    کوچک
    همچون گلوگاه پرندهای
    هیچ کجا دیواری فرو ریخته بر جای نمیماند....
    ---------------------------------------------------------------------.
    شب شراب نیرزد به بامداد خمار
    معني لفظيش كه واضحه : لذت و مستي كه شب بعد از خوردن شراب بهت دست مي ده به اون خماري و كله خرابي فردا صبحش نمي ارزه معني كليشم كه يعني خوشيهاي زودگذربه عواقب و پيامدهاي بعدش نمي ارزه (حالا هر چيزي)
    ---------------------------------------------------------------------.
    همیشه ارزوی سپری شدن زندگی را داشتیم تا به خوشبختی برسیم
    غافل از اینکه خوشبختی همان لحظاتی بود که ارزوی سپری شدنش را داشتیم
    --------------------------------------------------------------------.
    آن روز با تو بودم امروز بی توام آن روز که با تو بودم بی تو بودم امروز که بی توام با توام
    -------------------------------------------------------------------.
    از پنجره روزگار به درخت عمر که مینگرم ، خوش تر از یاد عزیزان ثمری نیست مرا . . ..
    --------------------------------------------------------------------.
    بااینکه آدما به دیوار پشت می کنن ولی دیوار پشت کسی رو خالی نمی کنه.........................
    --------------------------------------------------------------------.
    پیروزی نصیب کسانی می شود که بیش از همه استقامت دارند.
    --------------------------------------------------------------------.
    یادمون باشه هيچ کس رو اميد وار نکنيم بعد يک دفعه رهايش کنيم چون خرد ميشه.. ميشکنه ..و آهسته ميميره
    -------------------------------------------------------------------.
    هر وقت تو زندگی به یه در بزرگ که یه قفل بزرگ روش بود رسیدی ، نترس و ناامید نشو چون اگه قرار بود در باز نشه جاش دیوار می گذاشتن
    ---------------------------------------------------------------------.
    از بخت بدم آینه فروش شهر کوران شدم!!!!
    ---------------------------------------------------------------------.
    ---------------------------------------------------------------.
    همیشه از خوبی های آدما واسه خودت یه دیوار بساز و هر وقت بدی دیدی فقط یه آجر بردار!
    نامردی اگه دیوار رو خراب کنی
    ----------------------------------------------------------------.
    * میدونی چرا آدما وقتی بزرگتر میشن با خودکار می نویسن؟؟ چون باید بدونن هر اشتباهی پاک کردنی نیست.
    * صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناک تر ... اما دردناک تر از این دو این ست که ندانی باید صبر کنی یا فراموش.
    * آنکه نان از عمل خویش خورد (khorad) ، منت از حاتم طائی نبرد. (nabarad)
    * اذان می گویند تا تو از " آن" بگویی.
    * من ملک بودم و فردوس برین باغم بود ... آدم آورد در این دیر خراب
    -----------------------------------------------------------------.
    یاس را خوب به خاطر بسپار
    یاس در خاطره ها، در عبور تک نگارش لرزید
    ------------------------------------------------------------------.
    ای بی خبر از عشق نداری خبر از من روزی خواهد امد که نمانده اثر از من
    ------------------------------------------------------------------.
    تو اگر عاشق این رهگذر دربدری ، بشنو از من که توام دربدر این گذری
    ------------------------------------------------------------------.
    راستی را بوسه ی تو بوسه ی بدرود بود؟
    بسته شد آغوش تابستان؟
    خدایــــــــــا زود بود!
    -----------------------------------------------------------------.
    پاییز بهاریست که عاشق شده است
    -----------------------------------------------------------------.
    هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاستکه من به زندگی نشستم!و چشمانت از آتش استو عشقت پیروزی آدمی ستهنگامی که به جنگ تقدیر می شتابدو آغوشتاندک جائی برای زیستناندک جائی برای مردنو گریز از شهرکه به هزار انگشتبه وقاحتپاکی آسمان را متهم می کندکوه با نخستین سنگ ها آغاز می شودو انسان با نخستین درد
    ------------------------------------------------------------------.
    در من زندانی ستمگری بودکه به آواز زنجیرش خو نمی کرد -من با نخستین نگاه تو آغاز شدم
    -------------------------------------------------------------------.
    کاش مانده بودی تا می ماندم....و حالا که نیستی تا ابد در نیمکت تنهاییم نشسته ام به امید انکه روزی به سویت بیایم....
    ------------------------------------------------------------------.
    گل یخم به همان خدایی می سپارمت که تو را بر سر راه من قرار داد....منتظرت میمونم
    -------------------------------------------------------------------.
    اين دو سه روز رو رژيم بگير تا لاغر شي که انتخابت نکنن! اينو به بقيه گله هم بگو.عيد قربان پيشاپيش مبارک
    ---------------------------------------------------------------------.
    عيد قربان نزديکه، اين جماعت براشون گاو و گوسفند فرقي نمي کنه… نگرانتم!
    ---------------------------------------------------------------------.
    دیگه از گریه گذشته ، به جنون کشیده کارم تو که خوشبختی عزیزم ، دیگه غصه ای ندارم
    --------------------------------------------------------------------.
    زندگی رو همان طور که تصور کنی میگذرد , پس سعی کن زندگی رو خوب و زیبا تصور کنی
    --------------------------------------------------------------------.
    خبر به دورترین نقطه جهان برسد نخواست او به من خسته بی گمان برسد
    شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد
    چه می کنی که اگر او را خواستی یک عمر به راحتی کسی از راه ناگهان برسد
    رها کنی بروند تا دو پرنده شوند خبر به دورترین نقطه جهان برسد
    گلایه ای نکنی و بغض خویش را بخوری که هق هق تو مبادا به گوششان برسد
    خدا کند که نه ...!! نفرین نمی کنم که مباد به او که عاشق او بودم زیان برسد
    خدا کند که فقط این عشق از سرم برود خدا کند که فقط آن زمان برسد...!!!
    ---------------------------------------------------------------------.
    راستی را بوسه ی تو بوسه ی بدرود بود؟
    بسته شد آغوش تابستان؟
    خدایــــــــــا زود بود!
    ---------------------------------------------------------------------.
    روزي به عقب مي نگري و به آنچه گريه دار بود مي خندي
    --------------------------------------------------------------------.
    هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست
    -------------------------------------------------------------------.
    برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن ! پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی.
    -------------------------------------------------------------------.
    بخشندگی،انتشار بوی خوش بنفشه بر ته کفشی است که لگدمالش کرده است . مارک تواین
    ------------------------------------------------------------------.
    خط مستقیم نه تنها در هندسه ، بلکه در اخلاقیات هم کوتاهترین راه است . راحل
    -----------------------------------------------------------------.
    --------------------------------------------------------------------.
    من هفتصد بار اشتباه نکردم. من یک بار اشتباه نکردم من زمانی موفق شدم که هفتصد راهی را که موفقیت آمیز نبود اصلاح کردم. هر گاه راهی را که عمل نمی کرد حذف کردم راهی را پیدا کردم که کار می کرد . توماس ادیسون
    -------------------------------------------------------------------.
    کسی که عاشق خودش باشد، هیچ رقیبی نخواهد داشت
    --------------------------------------------------------------------.
    تجربه، بهترین درس است، هر چند که حقالتدریس آن گران باشد.
    ---------------------------------------------------------------------.
    شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر زلیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی خسته ام زین عشق، دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو ... من نیستم
    ---------------------------------------------------------------------.
    ـ گاهی وقتها چقدر ساده عروسک میشویم، نه لبخند میزنیم و نه شکایت میکنیم فقط سکوت میکنیم. * *ـ کسی که به زور میکوشد دوست داشتنی باشد، بیش از بیش بیزار کننده میشود. * *ـ زندگی مثل بازی شطرنج میماند، اگر بلد نباشی همه میخواهند یادت بدهند، وقتی هم که یاد گرفتی همه میخواهند شکستت بدهند. *
    ---------------------------------------------------------------------.
    علی در عرش بالا بی نظیر است / علی بر عالم و آدم امیر است به عشق نام مولایم نوشتم / چه عیدی بهتر از عید غدیر است . . . ؟
    ---------------------------------------------------------------------.
    ای که بوی باران شکفته در هوایت
    یاد از آن بهاران که شد خزان به پایت
    شد خزان به پایت بهار باور من
    سایه بان مهرت نمانده بر سر من
    جز غمت ندارم به حال دل گواهی
    ای که نور چشمم در این شب سیاهی
    چشم من به راهت همیشه تا بیایی
    باغ من بهارم بهشت من کجایی؟
    جان من کجایی
    کجایی
    که بی تو دل شکسته ام
    سر به زانوی غم نهاده ام ، به گوشه ای نشسته ام
    آتشم به جان و خموشم چو نای مانده از نوا
    مانده با نگاهی به راهی که می رود به ناکجا
    ای گل آشنا بیا
    بیقرارم بیا
    وای از این غم جدایی
    وای از این غم جدایی
    ---------------------------------------------------------------------.
    آفتاب که برود،
    سایه ها که تمام شوند،
    تو خاک میشوی و من
    ماه
    -------------------------------------------------------------------.
    اولین قلم
    حرف درد را
    در دلم نوشته است
    دست سرنوشت
    خون درد را
    با گلم سرشته است
    پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟...
    درد حرف نیست
    درد نام دیگر من است
    من چگونه خویش را صدا کنم؟
    ---------------------------------------------------------------------.
    جایی در پشت ذهنت به خاطر بسپار, که اثر انگشت خدا همه جا هست
    --------------------------------------------------------------------.
    من چگونه خويش را صدا كنم؟ درد نام ديگر من است درد حرف نيست
    -------------------------------------------------------------------.
    ای آرزوی اولین گام ِ رسیدن
    بر جادههای بیسرانجام ِ رسیدن
    كار جهان جز بر مدار آرزو نیست
    با این همه دلهای ناكام ِ رسیدن
    كی میشود روشن به رویت چشم من، كی؟
    وقتِ گل نی بود هنگام ِ رسیدن؟
    دل در خیال رفتن و من فكر ماندن
    او پختهی راه است و من خام ِ رسیدن
    بر خامیام نام ِ تمامی میگذارم
    بر رخوت درماندگی نام ِ رسیدن
    هرچه دویدم جاده از من پیشتر بود
    پیچیده در راه است ابهام ِ رسیدن
    از آن كبوترهای بیپروا كه رفتند
    یك مشت پر جا مانده بر بام ِ رسیدن
    ---------------------------------------------------------------------.
    مردی در خم نگریست و صورت خود در آن بدید، مادر را بخواند و گفت: دزدی در آن نهان است، مادر فراز آمد و در خم نگریست و گفت: آری فاحشهای نیز همراه اوست
    ---------------------------------------------------------------------.
    دعا می کنم هیچ وقت مجبور نشی به خاطر اینکه یه لحظه صدای عشقتو بشنوی پا رو غرورت بذاری
    ---------------------------------------------------------------------.
    انسان عاشق زيبايي نمي شود. وقتي عاشق چيزي شد آنرا زيبا مي بيند.
    ---------------------------------------------------------------------.
    آن روز با تو بودم _امروز بی توام
    آن روز که با تو بودم _ بی تو بودم
    امروز که بی توام _ با توام
    ---------------------------------------------------------------------.
    ♥♥♥سکوتم را به باران هدیه کردم
    تمام زندگی را گریه کردم
    به هر خاک رسیدم تکیه کردم♥♥♥
    ---------------------------------------------------------------------.
    از من چطور گذشتی به روم درارو بستی
    فقط تو رو میخواستم تو بودی که نخواستی
    ---------------------------------------------------------------------.
    دیروز به تاریخ پیوست.
    فردامعماست.
    و امروز هدیه....
    ---------------------------------------------------------------------.
    وقت رفتن است
    بازهم همان حکایت همیشگی !
    پیش از آنکه با خبر شوی
    لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
    آی...
    ناگهان
    چقدر زود
    دیر می شود!
    ---------------------------------------------------------------------.
    قلبی که به جستجوی رویاهایش برود هرگز رنج نخواهد کشید زیرا هر لحظه از این جستجو یک قدم نزدیک شدن به خدا و ابدیت است.
    ---------------------------------------------------------------------.
    در عشق هميشه قطره ای جنون هست
    و در جنون هم هميشه قطره ای عقل.
    (فردريک نيچه)
    ---------------------------------------------------------------------.
    گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی
    با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید
    ---------------------------------------------------------------------.
    دلم رنگ شب یلدا گرفته دلم از این دو رنگیها گرفته
    من آن خورشید غمگین غروبم که سر بر دامن دریا گرفته
    -----------------.
    آه بگذار گم شوم در تو...
    کس نیابد دگر نشانه من...
    دانی از زندگی چه میخواهم؟!
    من تو باشم...
    تو...
    پای تا سر ِ من
    ---------------------------------------------------------------------.
    با دلی پاکتر از غنچه نشکفته صبح بهر آسودن دلها گل بی خار شدم
    گِرد خود پیچم و چون دایره سرگردانم،منِ سر گشته سر انجام چو پرگار شدم
    ---------------------------------------------------------------------.
    نوازشم كن ....
    نترس ! تنهايي واگيردار نيست .
    ---------------------------------------------------------------------.
    اری اغاز دوست داشتن است و پایان راه ناپیداست
    من دگر به پایان راه نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست
    ---------------------------------------------------------------------.
    خدایا گرچه این کفر است
    ولی یک شب از این شبها ، فقط یک لحظه،
    یک لحظه خودت را جای من بگذار!!
    ---------------------------------------------------------------------.
    مهم نیست که آدم شکست بخوره!
    مهم اینه که باورهای آدم شکسته نشه...!
    ---------------------------------------------------------------------.
    این دفعه عهدم و بستم که دیگه عاشق نمی شم
    دیگه با هیچ ادمی هم دل و صادق نمی شم
    منی که یه لحظه از قهر چشات می مردم
    حیف غصه هایی که برای عشق خوردم
    ---------------------------------------------------------------------.
    می خواهم نفس سنگین اطلسی هارا پرواز گیرم
    ---------------------------------------------------------------------.
    اندکی عاشقانه تر زیر باران بمان ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کنم
    ---------------------------------------------------------------------.
    اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری
    ---------------------------------------------------------------------.
    دستم بوی گل میداد مرا به جرم چیدن گل محکوم کردن اما هیچکس نگفت شاید گلی کاشته باشم...
    ---------------------------------------------------------------------.
    ديوانگيات را جشن بگير!... زيرا در اين دنيا، جايي که تمام بشريت بيمار است، عاقل شدن چنان است که به نظر ديوانه خواهي رسيد

  5. Top | #5

    Guest

    اندازه فونت

    پیش فرض re: مطالب زیبا و خواندنی !!

    دست عشق از دامن دل دور باد! میتوان آیا به دل دستور داد؟ میتوان آیا به دریا حكم كرد كه دلت را یادی از ساحل مباد؟ موج را آیا توان فرمود: ایست! باد را فرمود: باید ایستاد؟ آنكه دستور زبان عشق را بیگزاره در نهاد ما نهاد خوب میدانست تیغ تیز را در كف مستی نمیبایست داد
    --------------------------------------------------------------------.
    دستم ساقه سبز دعایت گـل اشـکم نثـار خاک پایـت دلم در شاخه یاد تو پیچیـد چو نیلوفر شکفتـم در هوایت به یادت داغ بـر دل مـی نشانـم زدیده خون به دامن می فشانم چو نــی گر نالم از سوز جـدایـی نیستان را به آتش می کشانم به یادت ای چـراغ روشـن مـن ز داغ دل بسوزد دامـن مـن
    --------------------------------------------------------------------.
    من سالهای سال مردم تا اینکه یک دم زندگی کردم تو میتوانی یک ذره یک مثقال مثل من بمیری؟
    --------------------------------------------------------------------.
    عشق مانند نواختن پیانو است. ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری، سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی
    --------------------------------------------------------------------.
    ای آرزوی اولین گام ِ رسیدن بر جادههای بیسرانجام ِ رسیدن كار جهان جز بر مدار آرزو نیست با این همه دلهای ناكام ِ رسیدن كی میشود روشن به رویت چشم من، كی؟ وقتِ گل نی بود هنگام ِ رسیدن؟ دل در خیال رفتن و من فكر ماندن او پختهی راه است و من خام ِ رسیدن بر خامیام نام ِ تمامی میگذارم بر رخوت درماندگی نام ِ رسیدن هرچه دویدم جاده از من پیشتر بود پیچیده در راه است ابهام ِ رسیدن از آن كبوترهای بیپروا كه رفتند یك مشت پر جا مانده بر بام ِ رسیدن
    --------------------------------------------------------------------.
    اولین قلم حرف درد را در دلم نوشته است دست سرنوشت خون درد را با گلم سرشته است پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟... درد حرف نیست درد نام دیگر من است من چگونه خویش را صدا کنم؟
    --------------------------------------------------------------------.
    ای که بوی باران شکفته در هوایت یاد از آن بهاران که شد خزان به پایت شد خزان به پایت بهار باور من سایه بان مهرت نمانده بر سر من جز غمت ندارم به حال دل گواهی ای که نور چشمم در این شب سیاهی چشم من به راهت همیشه تا بیایی باغ من بهارم بهشت من کجایی؟
    ---------------------------------------------------------------------.
    عشق مانند نواختن پیانو است. ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری، سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی
    --------------------------------------------------------------------.
    شيشه اي مي شکند... يک نفر مي پرسد...چرا شيشه شکست؟مادر مي گويد:شايد اين رفع بلاست.يک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشي مثل يک کودک شيطان آمد.شيشه ي پنجره را زود شکست.کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ي مغرور شکست,عابري خنده کنان مي آمد...تکه اي از آن برمي داشت مرحمي بر دل تنگم مي شد... اما امشب ديدم ...هيچ کس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد... از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم کمتر است؟؟دل سخت شکست اما,هيچ کس هيچ نگفت و نپرسيد چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    --------------------------------------------------------------------.
    من از روئيدن خار سر ديوار دانستم كه ناكس كس نمي گردد بدين بالا نشيني ها
    --------------------------------------------------------------------.
    تركه روزه ميگيره 5دقيقه به اذان روزشو ميخوره ميگن چرا اينكاروكردي؟ مي گه ميخواستم به خدا ثابت كنممي تونم اما نمي گيرم
    ---------------------------------------------------------------------.

  6. Top | #6

    مدیر بخش آموزش


    تاریخ عضویت
    آبان 1388
    نوشته ها
    6,566
    میانگین پست در روز
    3.50
    محل سکونت
    استان مرکزی
    تشکر از کاربر
    84,626
    تشکر شده 69,439 در 7,463 پست
    حالت من
    Sepasgozar
    اندازه فونت

    پیش فرض re: مطالب زیبا و خواندنی !!

    متشکر عزیزم. دیگران را ببخش:نه به خاطر اینکه سزاواراربخشش توهستند،بلکه به خاطراینکه توسزاوارآرامشی.
    خدا آدم ها را به دلیلی به زندگی شما وارد ،
    وبه دلیلی بهتر از زندگی تان خارج می کند.

    هرلحظه سپاس
    آموزش

    رمان تولد یک پروانه | آلاشین کاربر انجمن

    من خیال می کردم | haniyehhhh کاربر انجمن
    توجه:
    نوشتن کلمه های...مرسی،ممنون،خوب بود،عالی بود ،
    شکلک تنها،فکر کنم خوشمزه باشه،دوست دارم درست کنم اسپم حساب میشه.اخطار می گیرید.

    اطلاعيه بخش آموزش
    لیست منوی آشپزی وشیرینی پزی
    کانال آموزشی آشپزی
    منوی نودهشتیا (آموزش متفرقه)


  7. Top | #7

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    شهریور 1389
    نوشته ها
    1,110
    میانگین پست در روز
    0.71
    محل سکونت
    جایی که ازش متنفرم...
    تشکر از کاربر
    7,410
    تشکر شده 36,883 در 1,720 پست
    اندازه فونت

    Lightbulb دنيا را نگه داريد ميخواهم پياده شوم !

    می خواستم زندگی کنم راهم را بستند٬

    ستايش کردم گفتند خرافات است ٬

    عاشق شدم گفتند دروغ است ٬

    گريستم گفتند بهانه است ٬
    خنديدم گفتند ديوانه است ٬

    ...... دنيا را نگه داريد ميخواهم پياده شوم !

  8. Top | #8

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    شهریور 1389
    نوشته ها
    1,110
    میانگین پست در روز
    0.71
    محل سکونت
    جایی که ازش متنفرم...
    تشکر از کاربر
    7,410
    تشکر شده 36,883 در 1,720 پست
    اندازه فونت

    Red face فهمیدن و نفهمیدن

    آنجا كه چشمان مشتاقی برای انسانی اشك می ریزد،

    زندگی به رنج كشیدنش می ارزد.
    *******************************************
    فهمیدن و نفهمیدن

    تو هرچه می خواهی باش ، اما ... آدم باش !!!
    چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است كه به این مردم،
    آسایش و خوشبختی بخشیده است!!!

    مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟
    پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی.

    امروز گرسنگی فكر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است . برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن !


  9. Top | #9

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    آذر 1390
    نوشته ها
    160
    میانگین پست در روز
    0.14
    محل سکونت
    زیر یه اسمون ارغوانی توی شهر بی وفایی و دلتنگی
    تشکر از کاربر
    422
    تشکر شده 552 در 239 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض مطالب زیبا و خواندنی !!

    بار خدایا ، از گوی تو بیرون نرود پای خیالم ، نکند فرق به حالم ، چه برانی چه بخوانی، چه به اوجم برسانی، چه به خاکم بکشانی ، نه من انم که برنجم، نه تو انی که برانی،





    بارالهی... از تو پوزش می خواهم که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشد!
    خدایا اینک سکان زندگی توفان زده ام را به تو می سپارم! باشد که ارامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد."من وثق بالله اراده السرور و من توکل علیه کفاه الامور"




    گاهی خدا درها را قفل می کند و پنجره ها را می بندد...و زیباست که فکر کنیم در بیرون بادی می اید و او می خواهد از ما محافظت کند!




    اندکی تامل، به این جهان امده ایم تا چراغ محبت را در دل هایمان بر افروزیم ،تا نور درون خود را تجربه و متجلی کنیم تا زائر نور باشیم و خورشد عشق را طواف کنیم ، تا هر روز درون و برون خویش را صیقل دهیم،تا هر روز آفتاب را سرمشق خود سازیم ، و آیین محبت را سلام گوییم و ایمان خویش را بیازماییم !




    بزرگی را گفتند : چرا هرگز غمگین نمی شوی؟ گفت:(دل به ان چیز که نمی ماند نمی بندم.)





    شاید ان روز که سهراب نوشت تا شقایق هست ، زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت.چه شقایق باشد چه گل پیچک و یاس تا نیاید اقا زندگی دشوار است!




    انگاه که ضربه های تیشه ندگی را بر ریشه ارزوهایت حس می کنی؛به خاطر بیاور که زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است!




    پازل دل کسی رو بهم ریختن هنر نیست ، هر وقت با تکیه های شکسته ی دل یه نفر براش یه پازل جدید بسازی هنر کردی!





    زندگی مثل شطرنج می مونه. اگه بلد نباشی همه می خوان یادت بدن ، ولی اگه خوب بازی کنی همه می خوان شکستت بدن!




    به دنبال تو هستم ، نمی دانم کجایی ، سر سجاده امروز دعا کردم بیایی ، بیایی تا پرستو بگوید نو بهار است ، بیایی تا ببینی جهان چشم انتظار است ، گل نگس کجایی!




    کاش می دانستی دنیا با همه ی وسعتش بدون عزیزان جایی برای ماندن ندارد، به رسم سپاس نوشتم که بدانی عزیزی!




    گاهی گمان نمی کنی و می شود ، گاهی نمی شود که نمی شود ، گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست ، گاهی نگفته قرعه بنام تو می شود ، گاهی گدای گدایی و بخت نیست ، گاهی تمام شهر گدای تو می شود!






    سجده بر سجاده ی عشاق چون کردی سحر ، جان مولا زیر لب اهسته نامم را ببر!





    زندگی تجربه ی تلخ فراوان دارد ، دوسه تا کوچه و پس کوچه و یک عمر بیابان دارد!




    دوستی من و تو مثل شاخه و برگه و جدایی برگ از شاخه مرگ!




    به کعبه گفتم :که تو از خاکی و من از خاک چرا باید که من دورت بگردم ، ندا امد تو با پا امدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم!




    یافته هایت را با باخته هایت مقایسه کن ، اگر خدا را یافتی ، هر چه باخته ای مهم نیست!





    خدایا، من در کلبه ی حقیرانه ی خود چیزی دارم ،که تو در عرش کبریایی ات هم نداری، من چون تویی دارم، و تو چون خودی نداری!





    اندکی تامل... شاید نشود به گذشته بازگشت و اغازی زیبا ساخت !ولی می شود ، هم اکنون به پایانی زیبا اندیشید...!




    اندکی تامل... انسان هیچ وقت بیشتر از ان مو قع خود را گول نمی زند ، که خیال می کند دیگران را فریب داده است!

  10. Top | #10

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1391
    نوشته ها
    3
    میانگین پست در روز
    0.00
    تشکر از کاربر
    0
    تشکر شده 63 در 7 پست
    اندازه فونت

    Unhappy خوبـــ یـــ ـادم هستـــ ..........

    خوبـــ یـــ ـادم هستـــ ...
    کهـ میـگفتـ ـی بـ دونــ تـــ و نمیتــــ ـوانم نفســ ـ بکشــــ م ...
    وحـــ ـالا ...
    در آغـ وشــ ـ او بـ ـهـ نفسـ ـ نفسـ ـ افتـــ ـاده ای !!

    کاش میشد زندگی را از نو نوشت از سرآغاز تو
    در دفتر روزگار زیستن را نظاره کردمهم همه چیز بود جز تو

    وقتی به نام تو رسیدم دیدم زندگی وجود نداشت
    زندگی را باید از نو نوشت بازگشتم به صفحات قبل هیچ ندیدم
    حتی زیستن دیگر هیچ معنایی نداشت بدون تو
    میخواهم زندگی را از نو بنویسم
    تو سرآغاز پایانی ام باشی
    با تو معنا شوم
    زندگی بدون تو چه بود؟


  11. کاربر زیر از پست arsites تشکر کرده است .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. ذوالقرنين در قرآن كريم و عهد عتيق
    توسط maryam_mirzaei در انجمن تاریخ ایران
    پاسخ ها: 3
    آخرین نوشته: 1391,11,30, ساعت : 16:49
  2. گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز |10 مرداد
    توسط آنیتا در انجمن اخبار و مطالب مفید روز
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1389,05,10, ساعت : 09:15
  3. پاسخ ها: 100
    آخرین نوشته: 1389,04,21, ساعت : 12:46

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •