بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۲, ۰۵:۴۸ بعد از ظهر   #321 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
zdragon آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام رها جونم خسته نباشی
پست های آخرت محشرررررررررر بود احساسات رامبد و خوب بیان کردی و روند عشقشو که آروم آروم داره عاشق پانیذ میشه رو هم خوب نشون دادی
دمت حساب گرم
zdragon آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۱ دي ۱۳۹۲, ۰۴:۴۸ بعد از ظهر   #322 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
روها آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط fatemeh2001 نمایش پست ها
سلام ممنون بابت رمانت...جملات ادبی که درمتن رمان بکارمیبری خیلا دلنشینه...چقدررفتارای پگاه جالب بودشایدبتونه تلنگری به رامبدمغرورواردکنه...نازنین هم بالاخره شخصیتشو نشون داد...من این نازنین بدخلق رودوست ندارم گرچه عقده هایی هم ازگذشته داره...شایدنازنین هم یه جایی به خودش بیاد...منتظرادامه رمانت هستم موفق باشی
ممنونم از دلگرمیت عزیزم.
هر دو دارن رنج می برن اما تا آخر رمان تغییر می کنن حذاقل پانیذ دوست داشتنی تر میشه براشون.


نقل قول:
نوشته اصلی توسط شاددی نمایش پست ها
سلام خسته نباشی روند داستان عالیه خوشحالم که بالاخره رامبد عاشق پانیذ شده حالا پانیذ باید بی محلی هاشو به مغرور عاشق نشون بده از مردای مغرور خیلی خوشم میاد و این رو خیلی تا اینجای داستان خوب به تصویر کشیدی ممنونم
بله عاشق شده و شعله ی این عشق هر روز بیشترم میشه.باید کم کم غیرت های رامبد دید.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط رودنا نمایش پست ها
سلام دوست عزيز ممنون از رمانت
راستش احساس ميكنم داستانت به يه هيجان نياز داره پانيذ كه فكر نكنم فعلا بتونه حرف بزنه راستش اينكه اين كل كل فقط از طرف رامبده و پانيذ عملا هيچ كاري نميتونه بكنه حتا نميتونه حرف بزنه داستانو يه كم خسته كننده كرده فكر ميكنم اگه ادامه رمانتو يه تغيراتي بدي بهتره ممنون
من هر روز یه هیجان و یه چیز جدید میارم واقعا هیجان نداره؟اما چشم کم کم داریم میریم به قسمتای خوب خوب.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mr8967 نمایش پست ها
سلام
میگم نکنه پانیذ وقتی بخواد با آژانس بره دکتر فرار کنه؟کاش این جناب رامبد مغرور یه کم بیشتر به پانیذ محبت میکرد،کاش حداقل نامه ی بابا رضا شو به نازنین میخوند تا یه کم دلش با رفتارهای باباش نرم میشدو از این خشمش نسبت به پانیذ کم میشد،یا حداقل کاش نازنین دست از کینه هاش برداره حالا که فهمیده رضا عاشقش بوده،میترسم رامبد هم دقیقا با غرورش مثل پدرش خودشو سالها از عشقش محروم کنه
منتظر ادامه ی داستان زیبات هستم
نه فرار نمی کنه.
نامه رضا حالا حالاها رو نمیشه.نازنین و رامبدم خوب میشن اما نه الان.فعلا ابتدای داستانیم.


نقل قول:
نوشته اصلی توسط sareh.j نمایش پست ها
روهای عزیز من منظورم از هیجان در داستان رفتار عاشقانه ی رامبد نبود از این رو به اونرو شدن عجولانه ی رامبد طبق نظر خودت درست نیست من منظورم باز شدن گره های داستانت بود که امروز یکیش باز شد و شاید جنبیدن پدر پانیذ برای دیدن دخترش و روشن شدن رابطه اش با مادر پانیذ
گره ها باز میشه اما نه به این سرعت.کم کم میریم جلو.من علاقه ایی به رمانهایی که زود شروع میشن و زود تموم میشه ندارم.این رمان بلنده و کلی گره داره که کم کم باز میشه.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط Kiana S نمایش پست ها
روها جون.خسته نباشيد.
مثل هميشه عالى.
فقط من باز اومدم چند تا اشتباه تايپى رو بگم.
پست اول.خط چهارم:(اين روزاى تلخ).براى (روز ها) يه (ى) اضافه گذاشتين.
پست دوم:خط سوم از پايين:(درون)اتاق.
پست سوم:خط پنجم:(با)خشم گفت.
يه سرى اشتباه هاى تايپى ريز تو متن بود كه من همينا رو گفتم.يه دور خودتون بخونيدشون.
ممنون.
چشم حتما اصلاح می کنم ممنونم کیانا جونم.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط tanha-69 نمایش پست ها
سلام
رمان عمو رضا خیلی دل سوز بود گریمو دراورد قشنگ نوشته بودیش قشنگ حسش به ادم منتقل میشد
و رامبد که هنو تو کار خودش مونده نمیدونه مهربون باشه یا خشن ولی برا پانیذ همیشه خشنه همش میسوزونتش
دلم واسش میسوزه چقد عذابش میدن
ادمش می کنم عزیزم.رامبد تمام عمر با نفرت بزرگ شده حالا که حس تعلق پیدا کرده در تضاده.تا بیفته رو غلتک خیلی مونده.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط darya tofani نمایش پست ها
سلام عزیزم. ممنون از پستهایی که میذاری . از اینکه میبینم رامبد داره عاشق پانیذ میشه خوشحال شدم. دلم خیلی برای پانیذ میسوزه آخه کی می خواد از دست این نامرد خلاص شه؟ چرا رامبد نمیذاره این دختر بره مدرسه؟ و اینکه رامبد نمیفهم که پانیذ زدن ویولون رو دوست داره ؟
می فهمه ویلون دوس داره اما وقتی مدرسه نمی زاره ویلون می زاره؟رامبد تا با عشقش کنار نیاد نمیشه کاری کرد.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط zdragon نمایش پست ها
سلام رها جونم خسته نباشی
پست های آخرت محشرررررررررر بود احساسات رامبد و خوب بیان کردی و روند عشقشو که آروم آروم داره عاشق پانیذ میشه رو هم خوب نشون دادی
دمت حساب گرم
ممنونم زهرا جون.قابلی نداشت عزیزم.
کم کم عشقو بیشتر نشون می دیم.





می خوام از دختری بنویسم که تنش زیر رگبار نفرت مردیه که گذشتشو این دختر دزدید.دختری که کلفت خونه ی مردی شد
که تا دیروز جرات نداشت حتی تندی کنه....روزگار تلخ می چرخه اما هنوز یه
چیزایی هست....چیزایی که قراره گرفتار کنه دختری رو که از زور کتک مردی سرد و مغرور لال شد...

رمان های من:

کفش قرمز

تلافی...و اما عشق


نزار دنیا رو دیوونه کنم

همه سهم دنیا رو ازم بگیر



ویرایش توسط روها : ۱ دي ۱۳۹۲ در ساعت ۰۴:۵۳ بعد از ظهر
روها هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱ دي ۱۳۹۲, ۰۶:۰۵ بعد از ظهر   #323 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
Kiana S آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

خسته نباشيد روها جون.
مثل هميشه عالى.
فقط تو پست اول خط سوم از اخر(كاظمى) و تو پست اخر خط يازدهم از پايين (چون) تو رو درست كنين لطفا.
موفق باشيد.



وقتی میشی نیاز من که نباشی پیش من
اشکهای چشمامو ببین که میریزه به پای تو
بازم که بیقرارمو دلواپسی نگاه تو
تموم هستی منی بمون همیشه پیش من
اگر شدم عاشق تو نذار بیتاب بمونم
لا لایی شبام تویی نذار که بی خواب بمونم
دارم برات شعر میخونم شاید به یادم بمونی
فقط یه چیز ازت میخوام همیشه عاشق بمونی
دوست دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود
واژه ها رو ولش کنیم عشقمو از چشام بخون
Kiana S آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ دي ۱۳۹۲, ۰۸:۲۱ قبل از ظهر   #324 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
آيلين و زندگي آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

دوست داشتم نامه رضا به نازنين رو يك اعتراف بود ولي خيلي دير


دوست داشتم مكالمه بين محمد و رامبد و پانيذ و چقدر قشنگ محمد به احساسات رامبد واقف بود و سوء استفاده مي كرد تا اون احساسها رو بيشتر تحريك كنه

و دوست داشتم توجه پانيذ رو براي برطرف كردن ابهمات بين محمد و زيبا رو

مرسي رويا جان



خدايا التماست مي كنم

همه دنيا ارزاني ديگران

ولي .... آنكه دنياي من است مال ديگري نباشد.
آيلين و زندگي آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۵ دي ۱۳۹۲, ۰۶:۰۲ بعد از ظهر   #325 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
Eli 67 آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

عالی بود اخی بچم بلد نبست محبت کنهکم کم یاد میگیره



اسطوره/بانوی قصه/بگدار امین دعایت باشم/خالکوبی/گناه کار سجاده نشین/انعقاد نطفه ی سیاه/تلختر از اسپرسو/شرطبندی/پناهی از جنس تو/ابان/نطفه/قصه ی گل و تگرگ/ببار بارون/دختر ارباب/نذار دنیا رو دیونه کنم/ نبض یک مرد/مردایده ال من/نارگل/بمون کنارم/فکر هدیه/پرستش/اینجا زنی عاشقانه میبازد/ستاره دنباله دار/ویرانگر/اعدام یا انتقام
Eli 67 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۵ دي ۱۳۹۲, ۰۷:۱۰ بعد از ظهر   #326 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
Kiana S آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

روها جان.خسته نباشيد.
خيلى ذوق مى كنم وقتى ميبينم بيشتر از يه پست داريم.
من بازم با چند تا اشتباه تايپى اومدم.
ببخشيد عزيزم كه من عين مولا لغنى ها فقط ايراد مى گيرم.اخه دوست دارم از هر لحاظى رمانتون عالى باشه.
تو پست دوم.خط چهارم:خوشحالى اش.
خط پنچم:كارش در
پست سوم:خط هفتم:دارم سعيمو ..
ممنون و موفق باشيد.
Kiana S آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۵ دي ۱۳۹۲, ۰۷:۱۱ بعد از ظهر   #327 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
baroun7777 آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام گلم
ای جان این رامبد وای دمش گرم این شد رامبد
مرسی گلم موفق باشی
baroun7777 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۵ دي ۱۳۹۲, ۱۱:۵۸ بعد از ظهر   #328 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
دینام آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

آخ جون بالاخره پانیذ حرف زد.
فکر کنم کساییی مثل پانیذ که بعده مدتها دارن حرف میزنن یخورده اوایلش تو حرف زدن مشکل داشته باشن
ولی پانیذ خیلی راحت حرف میزد البته من اینجور فکر میکنم.
ممنون مثل همشه عالی بود.



گفت دانايي که: گرگي خيره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!...
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته مي شود انسان پاک
وآن که با گرگش مدارا مي کند
خلق و خوي گرگ پيدا مي کند
در جواني جان گرگت را بگير!
واي اگر اين گرگ گردد با تو پير
روز پيري، گر که باشي هم چو شير
ناتواني در مصاف گرگ پير
مردمان گر يکدگر را مي درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند...
وآن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنايان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غريب
با که بايد گفت اين حال عجيب؟
*فریدون مشیری*
دینام آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۶ دي ۱۳۹۲, ۱۲:۰۴ قبل از ظهر   #329 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
tanha-69 آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام گلم
خیلی خوشحال شدم پانیذ حرف زد و رامبد تعجب کرد ممئنم رامبد داره عاشق میشه و احتمالا شده باشه
منتظر پستای جدید هستم



http://www.forum.98ia.com/t1204860-11.html رمان غم نبودت | سحر بانو69

http://www.forum.98ia.com/t1035413.html ع عشق یا عذاب (جلد دو تب نگاهت) | negin.t

http://www.forum.98ia.com/t1083687.html نذار دنیا رو دیوونه کنم | رویا رستمی

http://www.forum.98ia.com/t1153855.html رمان همه سهم دنیا رو ازم بگیر | رویا رستمی

http://www.forum.98ia.com/t1207966.html مامان مریم (moon shine)

http://www.forum.98ia.com/t1168994.html رمان ویرانگر | fereshteh27
tanha-69 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۶ دي ۱۳۹۲, ۱۲:۱۲ قبل از ظهر   #330 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
اردیبهشت 3 آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

سلام خسته نباشی
خوشحالم پانیذ حرف زد، یه کم این بند اومدن زبونش رواعصاب بود و راستش با اون شخصیت خشن رامبد من که قضیه کمد رو نگرفتم معلوم نشد قصد فضولی بود یا دلش بغل می خواست ، که هر دو ازشخصیت مستبدی که سعی در القأ ان داشت دور بود ، فکر کن اگر در کمد را باز می کردند ، اصلا" چیزی براش باقی می موند ، ممنونم که می نویسی
اردیبهشت 3 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
رمان نذار دنیا رو دیوونه کنم | رویا رستمی کاربر انجمن روها تایپ رمان 206 ۱ ارديبهشت ۱۳۹۳ ۱۱:۴۳ بعد از ظهر
معرفی و نقد رمان تلافی ... و اما عشق | رویا رستمی کاربر انجمن روها نوشته کاربران سایت 272 ۱۸ فروردين ۱۳۹۳ ۰۴:۴۲ بعد از ظهر
رمان تلافی ... و اما عشق | رویا رستمی کاربر انجمن روها رمان های کامل شده نوشته کاربران 214 ۶ آذر ۱۳۹۲ ۰۹:۴۷ بعد از ظهر
رویا نجس | *yasam!n* کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب ملکه خون نوشته کاربران سایت 4 ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ ۰۱:۱۶ بعد از ظهر
بازنگری این صفحه دل دیوونه ی من | چکاوه کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب چکاوه نوشته کاربران سایت 0 ۱۲ تير ۱۳۹۲ ۰۱:۵۳ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۳:۴۳ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا