ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
معرفی و نقد رمان سیـــگار شکـــلاتی | هما پور اصفهانی کاربر انجمن - صفحه 4
گل نقش طاووس

paradiseagency

?



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 4 از 59 نخستنخست 12345678142954 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 588
  1. Top | #31

    Banned


    تاریخ عضویت
    تیر 1392
    نوشته ها
    31
    میانگین پست در روز
    0.07
    محل سکونت
    no where
    تشکر از کاربر
    28
    تشکر شده 93 در 21 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam gol نمایش پست ها
    مرسی هماجان برای قلم زیبات.
    راستش دو جنسی بودن و همجنس باز بودن دو موضوع تقریبا ناشناخته توی مملکت ماست.و این ناشناخته بودن باعث ازار این گونه افراد میشه.
    خود من باچیزهایی که خوندم وشنیدم ، وجود افراد دوجنسی بودن قبول دارم و می دونم که یه چیز کاملا طبیعی ، برعکس هم جنس بازها که قوانین طبیعت و که میگه همه چیز جفتواون هم به صورت مونث ومذکر افریده شده اند را نقض می کنند( حتی خدا در قران با اوردن داستان حضرت لوط این عمل را گناه دونسته)
    بگذریم، یه سوالی که برای من به وجود اومده اینکه واقعا حکمت خدا در افریدن ادمای دوجنسی چی بوده؟خدایی که همه نعمت هاش کامل ودقیق هستند. هما جان اگه تونستی جنبه های مذهبی این قضیه رو هم در رمان بیار حتما قوانینی هم درمورد این افراد در قانون کشور هست که گفتن اونها خارج از لطف نیست(هماجان من قصد دیکته کردن بهت وندارم فقط این یه درخواست)
    اما تا این جای داستان من اردلان و
    به دلیل هیکل کاملا عضلانی و مردونش مناسب نقش یه ادم دوجنسی نمی بینم. به نظرم دوجنسیای مردی، که تمایلات زنونه دارند باید هیکلای ظریف تری داشته باشند .فکر نمی کنم ادمی بااین خصوصیات قصد ساختن عضله برای خود داشته باشد. درسته همه اینا نقش بازی کردن ولی خوب به نظرم ادم مناسبی رو انتخاب نکردن.
    درضمن من اصلا این ادمای همجنس بازی که به قول شهراد فاعل هستند ودرک نمی کنم ، برخلاف دوجنسیا ادمای سالمی به نظر میان ولی چرا تمایلتشون به همجنس تمایل داره؟


    من تا اون جایی که می دونم فک کنم کسی که دوجنسس خلقتش اون جوریه ینی از بدو تولد دو جنسه به دنیا میاد ولی همجنس بازی بعد از بلوغ مثل گرایش به جنس مخالف بعد بلوغ شکل میگیره من این جوری میدونم و البته همجنس باز و همجنس گرا هم دو مقوله ی متفاوته باز هرکی تو این مورد اطلاعات داره بگه


  2. Top | #32

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    فروردین 1392
    نوشته ها
    663
    میانگین پست در روز
    1.26
    محل سکونت
    tehran
    تشکر از کاربر
    668
    تشکر شده 7,769 در 449 پست
    حالت من
    Badjens
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام هما جون.
    اول از همه بگم تبریک می گم صفحه نقد زدی.
    بعدش بگم..اولین باره دارم بین این همه رمان که نوشتی ..رمانتو نقد می کنم.همه رمانات عالی ...به نظرم چیزه خاصی نیومد که بخوام نقد کنم..ترجیح می دادم تا چیزه مهمی به ذهنم نرسیده نیام.
    چندتا نکته که دیشب با خوندن رمان به ذهنم اومد و یادداشت کردم که الان برات بنویسم.
    اول راجع به دری که با کارت بانکی بازش کرد می خواستم بگم..هرجور فکر کردم نفهمیدم چطور می شه ادم با کارت بانکی دری رو باز کنه که فقفط مخصوص کارت خودشه..باز حداقل اگه قفلی بود می گیم سوزن انداخت باز کرد...ولی دره کارتی رو بخوای با کارت عابر بانک باز کنی به نظر یکم توهمی بود...البته اینم قبول دارم که پلیسه و هرکاری ازش بر می یاد..ولی تا اونجایی که من اطلاع دارم..اینجوری اون درها باز نمی شه...می تونستی اون لحظه خواننده رو توجیح کنی که مثلا کارتش معمولی نبوده..یا یه چیزی که خواننده بتونه قبول کنه.
    مطلب دومم اینه که شخصیت سارا یه خورده منو یاد شخصیت دلارام تو رمان گناهکار می ندازه...اونم جسور و شیطون و پررو بود..سارا هم مثل اون حاضر جواب و شیطون..ای کاش حداقل این سارا برخلاف شخصیت های قبلیت اعم از ترسا و ویولت که شیطون و حاضر جواب بودن این می تونست اروم و سر به زیر باشه..تا تفاوتی با قبلی ها داشته باشه...البته ممکنه دلیلی واسه شیطون بودن سارا داشته باشی که خوب اون دیگه بحثش جداست...
    اخرین نکته ای که فقط محض کنجکاویم می خوام بگم...اینه که گفتی هر بار که این پستها رو می خونی واست تازگی داره..البته اگه بخوام مثل جمله خودت بگم گفتی ده بارم که بخونم..من نمی گم گفتی ده بار می خونی..ولی باز طبق گفتت حداقل باید دو سه بار از روشون خونده باشی دیگه..نه؟؟..پس چرا تو بعضی از پستات که اتفاقا تو همون پستی هم که این حرف و زدی بود..بعضی کلمات و جابه جا نوشتی که خیلی کم بود..فک کنم یکی دوتا...ولی اونی که دو بار یا حداقل یه بارم که می خونه اون مشکل جابه جایی حروف و برطرف می کنه...امیدوارم منظورمو متوجه شده باشی.
    حرفام تموم شد.
    خخخخ...درهر حال مرسی که رمانی با این موضوع که مشکل خیلی از مردم رو داری می نویسی..
    یه چیزیتم تحسین می کنم ...یه بار بالای یه پستت نوشتی من خفه نمی شم و می نویسم..خیلی از این حرفت خوشم اومد..جسارتت خیلی عـــــالیه...دمت گرم.
    ویرایش توسط FATEMEH.AS : 1392,06,26 در ساعت ساعت : 16:32

    شازده کوچولو از روباه پرسید :چطوری عاشقش بمونم؟
    روباه گفت:همینطوری به نشناختنش ادامه بده


  3. Top | #33

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    بهمن 1390
    نوشته ها
    104
    میانگین پست در روز
    0.11
    محل سکونت
    غربت و تنهایی
    تشکر از کاربر
    7,330
    تشکر شده 559 در 94 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام هما عزیز...
    خسته نباشی..برای اینکه نقدم تکراری نباشه همه نقدارو از اول خوندم..
    اول از همه خسته نباشی خانوم...انتخاب موضوعت جرات می خواست حتی اگه تا اینجای داستان شخصیت اصلی گی باشه...
    امیدوارم تو این کتابت اطلاعات زیادی راجب این موضوع به ما بدی...
    هما جان یه جا جمشید به اردلان گفت ترنس..تا اونجایی که من می دونم ترنسکسوول ادمیه با ظاهر زنونه(هیکل و حتی سینه ها) ولی الت جنسی مردونه که با اردلان مطابقت نداره و ربطی هم به گی ها نداره(چون پارتنر شهراده)
    و نقد دیگه ای که داشتم راجب زمان بندی فعال و غیر فعال شدن دوربین هاست...30 ثانیه و 40 ثانیه...و اولش یک و نیم دقیقه بعد از اس ام اس سیگار شکلاتی...اول اینکه چه طوری شهراد دقیق یک و نیم دقیقه بعد از اس ام اسو محاسبه کرد و بعدم هر چقدر فکر کردم نفهمیدم چطور دقیق سی و چهل ثانیه رو از دست نمی داد مخصوصا بعد از پیدا شدن سارا چطور زمان از دستش در نرفت؟!!

  4. 18 کاربر از پست تکراری تشکر کرده اند .


  5. Top | #34

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1392
    نوشته ها
    683
    میانگین پست در روز
    1.37
    محل سکونت
    under the sky
    تشکر از کاربر
    752
    تشکر شده 25,181 در 803 پست
    حالت من
    Movafagh
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام!
    واقعاخسته نباشی...
    سیگار سبک کاملا جدیدیه توی رمانای سایت.
    بهت تبریک میگم که تو پایه گذارش بودی
    فقط چندتاسوال:
    اصل داستان رمان رمانسه یا دارم؟
    اگه شهراد پلیسه پس داییش چطور نمیدونه؟؟؟
    اگه اردی وشهراد برن اونجایی که قراره برن(همونجایی که آزاد باشن واین حرفا....) جمشید میزارتشون زیر نظروشاید کارشون به س*ک*س هم بکشه....اونوقت میخوان چی کنن؟؟؟؟
    مرسی گلم!
    چارهـ ایــ نیستـ وقتیــ تکهـ یــ دیگر وجود تو از آتشـ استـ ...
    هرچند کهـ تو از نور باشیــ باز همـ
    همزاد ابلیسیــ
    رمانیـ با ژانر وحشت :همزاد ابلیسـ
    بهـ ما بپیوندید :
    گروهـ طرفدارانـ *MaHtab*

    برادرانهـ....(نخونیــ از دستـ میدیشـ)




  6. Top | #35

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1389
    نوشته ها
    374
    میانگین پست در روز
    0.25
    تشکر از کاربر
    10,842
    تشکر شده 1,985 در 406 پست
    حالت من
    Ranjoor
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام هما عزیز...
    خسته نباشی..برای اینکه نقدم تکراری نباشه همه نقدارو از اول خوندم..
    اول از همه خسته نباشی خانوم...انتخاب موضوعت جرات می خواست حتی اگه تا اینجای داستان شخصیت اصلی گی باشه...
    امیدوارم تو این کتابت اطلاعات زیادی راجب این موضوع به ما بدی...
    هما جان یه جا جمشید به اردلان گفت ترنس..تا اونجایی که من می دونم ترنسکسوول ادمیه با ظاهر زنونه(هیکل و حتی سینه ها) ولی الت جنسی مردونه که با اردلان مطابقت نداره و ربطی هم به گی ها نداره(چون پارتنر شهراده)
    و
    با اجازتون من یه چیزی بگم.

    در کشور ما یک چیزی به غلط جا افتاده؛ ما به ترنس ها و هرمافرودیت ها می گیم، دو جن.سه. در صورتی که این دو متفاوت ان.
    ترنس می تونه زن یا مرد باشه، از لحاظ ژنتیکی هم به طور کامل زن یا مرد باشه.(یعنی XX کامل یا XY کامل) یعنی کروموزوم هاش هیچ مشکلی نداشته باشن اما در سنین کودکی علاقه به این که خودش رو جنس مخالف نشون بده، داشته باشه. مثلا اگر دختر باشه از عروسک بازی خوشش نیاد و دوست داشته باشه خودش رو پسر نشون بده.( چه با لباس و چه با رفتار.)
    نظر جامعه شناس ها و روان شناس ها در مورد این افراد متفاوته. جامعه شناس ها معتقد ان که انسان محصول جامعه اس،(یعنی این که عروسک بازی دخترانه اس و ماشین بازی پسرانه، چیز غلطیه) پس در واقع "زنانگی" و "مردانگی" به شکل تعریفی که در روان شناسی وجود داره، وجود نداره. در واقع کودک به علل گوناگون؛ از جمله این که جنس مخالفش پذیرش بیشتری در جامعه ی اطرافش (خانواده) داره یا داشتن خاطرات بد از خودش و جن.س خودش متمایل می شه به این که جنس.یتش رو تغییر بده. در واقع ترنس ها کسانی هستند که از جن.سیتی که با آن به دنیا آمده اند، ناراضی اند. روان شناس ها هم این نارضایتی رو در ویژگی های شخصیتی جست و جو می کنند و به عنوان مثال فردی که در ایران می خواهد تغییر جن.سیت بدهد حتما باید توسط یک روان شناس، روان کاوی شود که آیا این ناراضی بودن از جن.سیت یک ویژگی است یا یک بیماری. (مثلا یک خانم به علت تجاوز ممکنه از جن.سیت خودش متنفر بشه و فکر کنه که اگر جن.سیتش رو تغییر بده، همیشه امنیت داره و دیگه هیچ بلایی سرش نمی یاد. این دیگه ویژگی شخصیتی نیست، بیماریه. قابل درمانه.)

    و هرمافرودیت ها(XXY)، این ها کسانی هستند که از لحاظ کروموزمی مشکل دارن؛ دقیقا مثال شما دربارشون درسته. این افراد با توجه به خواسته های روحیشون، یعنی تمایل به زن بودن یا مرد بودن، مورد عمل جراحی قرار می گیرند و دارای یک جنسبت ثابت می شوند. واژه ی دوجن.سه بیشتر مناسب هرمافرودیت هاست.
    داشتن هیکل ظریف و سینه؛ برای هرمافرودیت هاست مگر این که فرد ترنس عمل تغییر جنسیت رو انجام نداده باشه.( به علت مشکلات جسمی که برای این افراد پیش میاد) و به نوعی خودش رو تبدیل به یک هرمافرودیت کرده باشه.
    البته خود ترنس ها، پیش از این که تغییر جن.سیت بدهند، مایل اند که خودش رو بیشتر به جنس مخالفشون نزدیک بکنند، به عنوان مثال نازک تر حرف بزنند و به اصطلاح زنانه تر رفتار کنند. مثلا همین رفتاری که اردلان تا الان از خودش نشان می داد.

    و زنانه پوش ها( کمتر مردانه پوش شنیدم! چون در اکثریت جاهای دنیا مردسالاری هست و مرد بودن و مثل یک مرد رفتار کردن، مزیت به حساب می یاد)، این افراد به هیچ وجه از جن.سیت خودشون ناراضی نیستند، میل به تغییر جن.سیت هم ندارند. فقط تمایل دارند که لباس های جن.س مخالف رو بپوشند. ممکنه این فرد از لحاظ اجتماعی موقعیت بالایی داشته باشه و در تمام زندگیش هیچ کس هم نفهمه. به عنوان مثال جی ادگار که کلینت ایستوود هم یک فیلم از زندگیش ساخته، یک زنانه پوش بوده؛ در حالی که نه میل به تغییر جن.سیت داشته و نه هم جن.سگرا بوده. (رئیس سازمان سیا نزدیک 30 سال بوده!)




    این همه نوشتم، گفتم این رو هم بنویسم. تقریبا تمام نقد های این کتاب رو از صفحه اول تا این جا خوندم. خیلی ها نوشته بودند که " خدا رو شکر در مورد شهراد قضاوت نکردم." یا " نباید در مورد شهراد قضاوت بد می کردم.". در کشور ما به خیلی ها ظلم می شه، وظیفه ی خودم دونستم از بخشی از این افراد دفاع کنم. شاید جای درستی نباشه برای نوشتن این موضوع ولی جای خوبیه برای این که خیلی ها، "دوباره" فکر کنند.

    قوم لوط، قوم لعنت شده ایه. می دونید چرا؟
    برای این که این قوم بعد از یک مدت از جن.س مخالف خودشون سیر شدند. در واقع این افراد از روی تنوع به جن.س موافق روی آوردند. مصداق این وضعیت دقیقا هرزگیه افراد استریت ( متمایل به جنس مخالف از لحاظ میل جن.سی)ه. زنا در هر دین الهی حرامه. پیش از این که به روی آوردن این قوم به جن.س موافق نگاه کنید، به هرزگیشون نگاه کنید.
    اما
    بخشی از هر جامعه، یه درصدی از هر جامعه، تمایل به جن.س موافق داره. این بخش هم جن.س گرا نام می گیره. هم جن.س گرایی حتی در بین حیوانات هم وجود داره. بین میمون ها، پنگوئن ها و پرنده ها و البته در وضعیت های گوناگون، گاهی هم جن.س گرایی بین حیوانات در وضعیتی روی می ده که جن.س مخالف در دسترس نیست ولی این قضیه همیشگی نیست و وقتی هم که جن.س مخالف در دسترس هست هم حیوانات این میل رو نشون می دهند. پس به نوعی، امری طبیعیه.
    این میل می تونه تبدیل به عشق بشه و به ازدواج هم بیانجامه. ولی وقتی هرزگی وارد این میل می شه، هم جن.س بازی نام می گیره که در واقع لفظ بی ادبانه ی این عمله. در زبان پارسی، واژه ی دگرباش برای این افراد به کار می ره اما این واژه برای LGBT هم هست.( اقلیت های جن.سی جامعه، ل.زبین ها، گی ها؛ بای ها و ترنس ها.)

    کسی نمی تونه اثبات کنه که یه نفر دیگه میل جن.سیش دقیقا چیه! نه یه روان شناس و نه یه عالم غیب. میل جن.سی طیف گسترده ای از امیال رو در بر می گیره اما بخش مهم اینه که وجدان و ذات انسان با هرزگی و زنا مخالفه و عشق پاک رو دوست داره.
    پس چرا نباید این افراد عشق رو داشته باشند؟ چرا باید با اتاق خواب یک نفر کاری داشته باشیم؟ چرا باید در مورد یک نفر به این خاطر قضاوت کنیم؟ نسل انسان به خطر می افته؟ خیر! کره ی زمین در حال منفجر شدنه!
    آیا فرزندانمان منحرف می شوند؟ باز هم خیر. در کشورهای اروپایی ثابت شده ( در گوگل سرچ کنید.) کودکانی که در خانواده های هم جن.سگرا بزرگ می شوند، از لحاظ روحی سالم تر از بقیه اند.
    به چند دلیل، 1- این افراد معمولا از قشر با سواد جامعه اند، برای این که جرأت کنند این میل رو نشون بدهند. 2- دو هم جن.سگرا وقتی ازدواج می کنند، در اکثریت مواقع با عشق ازدواج می کنند. 3- به علت این که از طرف جامعه تحت فشار اند، خیلی از تخطی هایی که پدر و مادرهای معمولی انجام می دهند را ندارند. به عنوان مثال بچه بازی بین والدین استریت( حتی به نسبت این که این والدین چندین برابر والدین هم.جن.سگرا هستند.) خیلی خیلی بیشتره.

    و یک چیز دیگه، طی جدید ترین تحقیقات دانشمند ها، ل.ز بین ها به زودی م یتوانند بچه دار بشوند.(تولید بچه از دو زن)؛ با تولید اسپرم از مغز استخوان. پس در واقع نیمی از هم جن.سگراها خطر ِ از بین بردن نسل رو ندارند.

    هم.جن.سگرایی مسری نیست. این طوری نیست که من امروز یک هم.جنسگرا ببینم، بعد بگم چه باحاله. قربت الی الله من می خوام هم.جن.سگرا بشم! نه خیر! این طور نیست!

    و این جانب در مورد بای.س.ک.شوال ها نظر زیادی ندارد! باز هم به نظرم بحث، بحث ِ هرزگیه! همین! هر کسی این خط قرمز رو رد کنه، بد حساب می شه! گرچه که ما کی هستیم که بگیم کی بده و کی خوبه!

    قضاوت، کار غلطیه.در هر شکلی که باشه. خدا اگر با این افراد مخالف بود، این میل رو درشون قرار نمی داد. فراموش نکنید که آن ها هم دقیقا مثل شما مخلوق خداوند هستند. قضاوت لازمه اش، عدالته. کی می تونه ادعا کنه که عادله. عدل مال خداست. فقط مال خدا!

    خوب این همه نوشتم! حالا نقد بکنم!


    نقد من.

    مهم ترین چیز که ترغیبم کرد، سیگاری بشم؛(!) شروع متفاوت رمان بود. من توسکا، جدال پر تمنا، تقاص و یکی دیگه که یادم نمی یاد اسمش چی بود رو خوندم. می شه چهار تا رمان. قلمت رو می شناسم. ایده آلت رو هم می شناسم. ولی این رمان برام متفاوت بود. شروعش جوری بود که این فکر به ذهنم می اومد، خودت نیستی!

    از عشق نوشتن در این سایت، چیز جدید نیست. اکثریت رمان ها عشق رو دارن روایت می کنند. یکی جنایی، یکی خانوادگی و یکی اجتماعی. در پست های اول رمان، خبری از عشق نبود! حتی نوید هم نمی داد!
    یه شخصیت درد کشیده ی متفاوت و افسرده بود که سیگار دود می کرد و کنجاوی منو بدجور بر می انگیخت که ببینم، این بشر کیست!
    با توجه به این که می گفتی، متفاوته و پست اول( مشاورا و اینا) حدس زدم، قضیه یه ربطی به هم جن.سگرایی داره!
    اول فکر کردم، داستان قراره داستان یک مرد هم جن.سگرا باشه که از طریق رو.س.پی گری، امرار معاش می کنه. پست اول دقیقا اینو در ذهن من به وجود آورد، این وسط حالا عاشق هم باشه!
    بعدش به این نتیجه رسیدم که یک گی، که می خواد از کشور بره و داره برای پول تلاش می کنه. و در آخر، وضعیت اصلی. اینو من یه جور ایراد می دونم، سرنخ ها باید از اول رمان داده می شدند، این که ذهن من منحرف شد؛ بیش تر این رو به من می فهمونه که نویسنده تصمیم نگرفته بوده دقیقا چی بنویسه. به خصوص که در دیالوگ ها خصوصی اردلان و شهراد هم هیچ سرنخی نبود. من رمان رو دقیق خوندم، بعضی از پست هات رو چندبار می خوندم. این شوک های فکری، اصلا آماده گری نداشتند.

    به نوعی خوش حال بودم که یه نفر که خیلی پر طرفداره و حداقل هزار نفر دارن رمانش رو می خونن، می خواد از موضوعی بنویسه که به افراد یک چیزی یاد بده. این که هم جن.سگرا ها آدم های بدی نیستند!
    برای همین به نوعی بعداز این که فهمیدم پلیسه تو ذوقم خورد! چون اگر بخوای واقع گرایانه بنویسی،( این که پلیس، پلیس هم.ج.ن.سگرا قبول نمی کنه.) این فرد تا الان فیلم بازی می کرده. مگر این که باز بخواهی معادلات همه را بهم بریزی و سر از یک سازمان ناشناخته در بیاریم! که واقعا احتمالش کمه.(سرگردین...)
    در مدارس به بچه ها آموزش داده نمی شه و البته اگر هم داده بشه، چندان ماندگاری نداره! این رمان هایی که دختربچه ها می خونند، معادلات زندگیشون رو تعیین می کنه. پس این جا یه تریبون بزرگه! یه تریبون بزرگ برای آموزش!

    شاید هم همون پست های اول کافی بوده، برای این که رمان چیزی رو آموزش بده. نمی دونم! باید خواننده های دیگه بگن که چه قدر نظراتشون عوض شده. یا در واقع افکارشون چه تغییری کرده.

    تو پروفت هم که گفتم، عشق بین یک مرد و یک ترنس ام تو اف، اصلا هم جن.سگرایی دیگه حساب نمی شه. قضیه به نوعی حل شد. گرچه من هنوزم، یک سری چیزها تو کله ام هست!

    برعکس شهراد که درد رو با تموم وجود نشون می ده، حالا چه شعرها، چه افکار و رفتارهاش، سارا خیلی سطحیه. اصلا به نظرم پخته نیست. در حالی که چنین کسی باید یه زن پخته باشه، نه یک دختر بچه. اون مثل معروف که ارزش آدم ها به دردهاشونه؛ به نظرم بخاطر از دست دادن برادرش و بعد آسایشگاه رفتن مادرش. خیلی خیلی باید پخته تر باشه.

    افسرده نشون دادن شهراد، یکم کلیشه اس. سیگارش، شعرش، آهنگش و اینا. خیلی دوست داشتم با توجه به این که خاصه، افسردگیش هم خاص باشه! حالا نمی دونم چطور! نظرم بود!

    دیگه چی مونده؟
    آهان بذار من رگ بنی اسرائیلیم رو دوباره رو کنم!

    می دونی رمان خیلی شلوغه! یادته می خواستی اسم رمان رو بذاری شکلات تلخ، حالا من می ترسم اصل رمان در مورد اردلان باشه! بخصوص که عکسش رو هم گذاشتی! حالا نمی دونم اسمشون رو عوض کردی، یعنی شکلات تلخ شده سیگار شکلاتی! یا قراره اردلان جون بیاد وسط؟
    یه جورایی یه پام تو هواست الان، می خوام از شهراد برم در زندگی سارا چادر بزنم که اردلان پیداش شده! اعصابم بهم ریخته!
    جمشید هم قطعا حرف ها داره! حتی دایی اش!
    اون سرهنگه!


    چرا بقیه با ساسان و سارا مشکل داشتن؟ یعنی من مشکل داشتم که مشکل نداشتم؟
    ساسانم این طرف!

    می خواستم دیگه نخونم! ولی یه جورایی، داره بهم الهام می شه که دوباره قراره افکارم بهم بریزه!
    دارم دچار سیگارشکلاتیوفوبیا می شم! هی می ترسم شوک بهم وارد بشه!
    چون شعار دادم، قضاوت نکنید! منم قضاوت نمی کنم...!

    ولی خدایی عجب پلیس های همه فن حریفی، یکی مدال شنا داره اون یکی معلم رقص و ماساژوره! والله!

    بگذریم.

    خسته نباشی، موفق باشی.

    بازم بنویس!
    چه قدر کم می نویسی! اِهِ!







  7. Top | #36

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    460
    میانگین پست در روز
    0.57
    محل سکونت
    تو عهد میرزا س
    تشکر از کاربر
    4,011
    تشکر شده 4,468 در 534 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    تبریک میگم عزیزم..
    نقدا رو بعد می خونم الآن فقط احساسم رو درمورد داستان میگم..
    تو پست های آخر با همه ی شخصیت ها آشنا شدم و فکر می کنم تا جایی باهاشون می تونم خوب ارتباط برقرار کنم!
    شهراد طبرئه شد،ما هم درموردش زود قضاوت کردیم!
    اصلا باورم نمیشه موضوع پلیسیه!
    شخصیت سارا رو زیاد دوس ندارم و فکر می کنم خود شیرینه!
    فقط حرف های فرار بازی باعث شد بهش امیدوارم شم!!!!!!!!!!!!!
    در کل این رمانت هیجانی و کاملا نفس گیره!
    من برم لالا ..
    موفق باشی عزیزم ، مثل همیشه!

    به "سگ" استخون بدی ..دورت میگرده واست دم تکون میده !
    من به تو "دل " داده بودم ... لعنتـــــــــــــــــــی !





  8. 16 کاربر از پست razin 75 تشکر کرده اند .


  9. Top | #37

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    نوشته ها
    2,059
    میانگین پست در روز
    2.74
    محل سکونت
    نزدیک مشهد
    تشکر از کاربر
    3,093
    تشکر شده 2,306 در 1,025 پست
    حالت من
    Delvapas
    اندازه فونت

    پیش فرض

    من جای مامان سارا نفهمیدم ..ک تولدشون که بود پس چرا پرورشگاس؟

  10. 16 کاربر از پست ara6 تشکر کرده اند .


  11. Top | #38

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    خرداد 1392
    نوشته ها
    1,419
    میانگین پست در روز
    2.97
    محل سکونت
    تهران ولی عاشق اصفهانم
    تشکر از کاربر
    1,011
    تشکر شده 2,488 در 868 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    رمان سیگار شکلاتی به نظر من رمانیه که تازه 2 ماه از تایپش نگذشته ولی خیلی هوادار پیدا کرده ..
    2 پهفته پیش تهران یه کتاب فروشی نزدیک خونمونه رفته بودم اونجا دو تا دختر تو کتاب فروشی بودند داشتند از این رمان میگفند یکیشون به اون یکی میگفت شهراد داره دیوونم میکنه میگفت خداکنه امشب هما پست بذاره تا درباره شهراد بیشتر بفهمیم
    با ابن روند که داره پیش میره رمان خداکنه معروف بشه که هما بتونه جایزه بهترین نویسنده رو بگیره ایشالا..........
    ویرایش توسط shayan barati : 1392,06,30 در ساعت ساعت : 11:41
    خیلی سخته دل و غرور آدم توسط کسی که فکرشو نمی کردی بشکنه
    خیلی سخته

  12. 21 کاربر از پست shayan barati تشکر کرده اند .


  13. Top | #39

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1392
    نوشته ها
    785
    میانگین پست در روز
    1.87
    محل سکونت
    | مـــرداب |
    تشکر از کاربر
    6,658
    تشکر شده 9,040 در 736 پست
    حالت من
    Deltang
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط امتیس 69 نمایش پست ها
    سلام مبارک باشه هما جان .من نقدم وصبح اومدم گفتم اونور ولی از صبح یه سوال ذهنم رودرگیر کرده .اگه دوتاشون پلیسن زمانی که دوره دیدن چطور خونواده ها با خبر نشدن بابا دیگه انقدر مخفی نمیشه میشه با تشکر.
    سلام خانومی

    عزیز دلم من با پلیسا خیلی سر و کار دارم نصف بیشتر خانوادم پلیسن داییم پلیس مخفی بوده واسه انجام یه ماموریت که سال 85 شروع شده و تازه شیش ماهه که تموم شده ما تو این سال ها اصلا نفهمیده بودیم که داره این ماموریت رو انجام میده وقتی ماموریت تموم شد بهمون گفت شاخامون از پس کلمون زد بالا خخخخخخخ

    نیروی انتظامی خیلی بزرگ و قویه و توانمندی های زیادی داره حالا واسه کارای کوچیک خودشو نشون نمیده به کنار اما اگه باهاشون سر و کار داشته باشی میفهمی چه آدمای زرنگ و با نفوذین
    کوهم امـــا...
    آب میشوم روزی به پای تو !


    Mehdi Mousavi


  14. 20 کاربر از پست ◊ نیلوفـر غنچـه تشکر کرده اند .


  15. Top | #40

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    تیر 1392
    نوشته ها
    102
    میانگین پست در روز
    0.23
    محل سکونت
    خوزستان
    تشکر از کاربر
    956
    تشکر شده 681 در 91 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام خانم پور اصفهانی عزیز قبل از هرچیز تبریک ..تبریک به خاطر پرده برداری از رمانی که من به شخصه ازتون انتظارشو داشتم..راستش من قبلا رمانهای قرار نبود وتوسکا رو خوندم و اخیرا هم که روزهای بارانی باور کن وقتی اسم رمان جدیدتو دیدم توی انجمن پیش خودم گفتم لابد ادامه ی زندگی توسکا وارشاویر یا ترسا وارتان واحتمالا بچه های اوناست ولی... دوست نداشتم اینجوری باشه ..من قلمتو خوندم خانم پوراصفهانی ازش اطلاع دارم پر باره ولی شیطون ..چقدر دوست داشتم یه رمان دیگه بنویسی که اون باشه که من میخوام که ازت انتظار دارم ..خوشحالم که شروع شد..اما درمورد سیگار ازت یه خواهش دارم ..لطفا روشنم کن قلمت توی پستهای اول رمان منو متوجه یه فضای دیگه کرد باورت نمیشه هما جان باهر پستی که میخوندم چقدر هیجان به من وارد میشد اما خیلی زود احساس کردم که از اون فضا کشیده شدم بیرون روند داستان تغییر کرد پستهای اول با این اخریا یه تناقض نا محسوس داره .. (همش فقط یه نظره
    ) همش این فکر تو سرم دور میخوره که روند اصلی داستان این نبود خواهشا قانعم کنید..به هر حال شما خانم پور اصفهانی هستید ومن مخاطبتون.. این رمان برام خیلی باارزشه دوست دارم با فراق خیال بخونمش بدون فکرهای مزاحم ..منتظرتون هستم....

    فعلا

  16. 16 کاربر از پست *پریسان* تشکر کرده اند .


صفحه 4 از 59 نخستنخست 12345678142954 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. معرفی و نقد رمان توسکا | هما پور اصفهانی کاربر انجمن
    توسط باران 69 در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 2004
    آخرین نوشته: 1393,06,07, ساعت : 23:25
  2. معرفی و نقد رمان تقاص | هما پور اصفهانی کاربر انجمن
    توسط باران 69 در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 1066
    آخرین نوشته: 1393,06,01, ساعت : 18:35
  3. معرفی و نقد رمان قرار نبود ... | هما پور اصفهانی کاربر انجمن
    توسط باران 69 در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 1190
    آخرین نوشته: 1393,05,01, ساعت : 14:23
  4. دانلود رمان تقاص | هما پور اصفهانی کاربر انجمن
    توسط pegah.a در انجمن رمان نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1392,08,11, ساعت : 22:54

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •