| |||
| | #5001 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۹ محل سکونت: ولایتمون
نوشته ها: 105
(View Stats)
تشکرها: 1,457
تشکر شده 437 بار در 119 پست
کتاب مورد علاقه : دلیران شوش حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز یه روز یکی از بچه ها تکست ترانه های انریکه رو اورده بود منم ازش گرفتم تا بادستگاه کپی مدرسه از روشون بزنم (حسنی کچل: خواهر حسن کچل) رفتم پیش مسئول کپی و باهاش حرف زدم اونم قبول کردو منم رفتم تا برگه هارو بیارم برگشتنی دیدم ای دل قافل حسنی کچل(ناظممون) داره با مسئول حرف میزنه منم پررو پررو سینمو دادم جلو رفتم پیششون تا کارمو را بندازه داشتم برگه هارو بش می دادم دیدم این عفریته عین عجل معلق پرید وسط که باید بری از مدیر مدرسه و پدرو پدر جدشو..... امضا بگیری منم عصبانی برگشتم تا برم ولی وایسادم پشتشو ادای خفه کردنو با طرز فجیعی دراوردم یه خورده که سرمو برگردوندم دیدم خاک بر سر شدم اون یکی ناظممون داره با یه لبخند ملیحی میاد طرفمون منم که همون جا خشکم زده بود الفرار........ | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : | **sevdayi **, *dorsa*, *negin*, afsane70, alemeh, aqua, Aray, asemane nili, atei_69, Breaved, e.melorina.s, eglantine-m96, farnaz21, fereshte.h, m-pezhvak, malipu, mina68, mitra.ym, nargesashk, nazi2000, Niloufarjojo, pari joon, saharnaz1390, samss, sara_n, Sokout, SsHiIiVaA, Star-crossed, TAGHDIR, to0oranj, تاتینا, مهرگل, نازنین مریم2011 |
| | #5002 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : آبان ۱۳۹۰ محل سکونت: خونممون
نوشته ها: 35
(View Stats)
تشکرها: 278
تشکر شده 71 بار در 21 پست
کتاب مورد علاقه : بابا اب داد حالت من : | پست بسیار مفید : +10 امتیاز یبار با دوستام رفته بودیم حرم در واقه ما شبا پلاس بودیم حرم کاری به جز مسخره کردن نداشتیم رفته بودیم اونج دو.ستم ملیکا ای عیب اینو مگرفت ای عیب اونو خلاصه بعد از کلی مسخره کردن خسته شدیم میخواستیم بیام خونه از جاده که رد میشدیم که ناگا یه ماشین شیکو پیک با سرعت جلوم ترمز کرد چشتون روز بد نبینه نزدیک بود زیرم بگیره خدارو شکر هیچیم نشود فقط افتادم زمین که ملیکاو سحر دستمو گرفتن بلندم کردن هنوز کامل بلندم نکرده بودن که دوتاشون دستاشونو ول کردن بازم همچین افتادم زمین که فک کردم تمام استخونای بدنم شکستن چشمامو بالا کردم ببینم چشونه دیدم مثل جن زده ها جلورو نگاه میکنم حالا موندم چخبر چشمو بگردوندم اونور ببینم چه خبره که وای چه پسری جلومون سبز شده بود چقدر ناز بود واقعا به ملیکاوو سحر حق میدادن مثل جن زدها وایستن نگاش کنن با کلی بدبختی بلن شدم اونقدر با پسره دعوا کردم که نگو چقدم بهش فحش دادم ولی پسره که از من پرو تر و حاضر جواب تر نزدیک بود اونجا کلاس بزن بزن را بندازیم ب ولی خدارو شکر ادمایی که اطراف بودن نزاشتن دست به یقه شیم بعد یه اقا که خدا خیرش بده مارو اورد خونه اونشب بدنه اینکه لبلسامو عوض کنم رفتم خابیدم ساعت 12 بود که با بیدار شدم خونمون چقدر شلوغ بود بخدا نمیدونم ورا چی رفتم صبحونمو خوردمم با همون لباس ای دیشب رفتم اتاق پزیرایی وای خدایه من همون پسریه ی پرویه دیشب کنار خالم نشسته همچین خوشکم زد که نگو بعدن متوجه شدم اون اقا خوشگله وهمین طور پرو پسر خالمه که تازه از مالزی اومده اینم از سوتیه من ولی بیشتر خاطره بو تا سوتی | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : | **sevdayi **, *9092*شادی, afsane70, alemeh, aqua, asemane nili, atei_69, e.melorina.s, eglantine-m96, farnaz21, fereshte.h, henia, m-pezhvak, m.rozaly, mahsa1490, malipu, mina68, mitra.ym, nargesashk, nastarani, nazi2000, nilmo, Niloufarjojo, pari joon, raha_67, saharnaz1390, samss, sara_n, Sokout, SsHiIiVaA, Star-crossed, TAGHDIR, to0oranj, آشفته, المین, تاتینا, جان کریستوفر, دختراسمان, ماه مسي, مهرگل, نازنین مریم2011, هوفریا, ونسا, پریا71 |
| | #5003 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : اسفند ۱۳۸۹ محل سکونت: زير آسمون خدا
نوشته ها: 22
(View Stats)
تشکرها: 149
تشکر شده 118 بار در 20 پست
کتاب مورد علاقه : کیمیاگر. سینوهه.همخون حالت من : | پست بسیار مفید : +6 امتیاز من کلا خیلی سوتی میدم . مثلا یه بار وسط کلاس داشتم سوال جواب میدادم که خجالت کشیدم بگم باسن گفتم بازوی پا!!!! که یه دفعه دیدم کلاس منفجر شد چند وقت پیش تو کلاس قرآن که اجباری برامون گذاشته بودن نشته بودیم که هر کی مشغول کاری بود معلمم اول کلاس گفت که آخر کلاس حضور غیاب مینکم آخره کلاس بود که یه دفعه گفت عباس تو جواب بده دوست ما هم خواب بود عین جن زده ها بلند شد گفت: بله..حاضر ، ما حاضریم آقا .... دیگه ماترکیدیم از خنده تو و ... قـــلــبم را عــــــصب کـــــــــشــــــــی کرده ام دیگـر نه از ســـــــــردی نگـــــــــاهی می لرزد ...و نـه از گرمــــــــی آغوشــــــــی مــــــــی تپد. میان خاطراتم دنبالت می گردم و میـــــــدانــــمــــت ! تو تـــــــنــها فــــــــرامــــــوش شــــــــده ای هستي كه من دارم | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : | **sevdayi **, *9092*شادی, *dorsa*, *negin*, 0r!ent@L G!rL, afsane70, alemeh, aqua, asemane nili, atei_69, e.melorina.s, eglantine-m96, farnaz21, Faryad Zire Ab, fereshte.h, henia, jessica3, lavagirl, m-pezhvak, malipu, mina68, mitra.ym, nargesashk, nastarani, negin777, Niloufarjojo, nilu blue, pari joon, raha_67, saharnaz1390, samss, Sokout, SsHiIiVaA, Star-crossed, s_donia323, TAGHDIR, to0oranj, آشفته, تاتینا, جان کریستوفر, دختراسمان, دردونه17, ماه مسي, مهرگل, نازنین مریم2011, هلن ناز, ونسا |
| | #5004 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۹۰
نوشته ها: 126
(View Stats)
تشکرها: 42
تشکر شده 231 بار در 112 پست
حالت من : | پست مفید : +4 امتیاز خواهر یکی از دوستام یه روز رییسش میاد بهش میگه خانوم فلانی شانس بهت رو کرده و بختت بلنده و از این حرفا یه دفعه دختره برمیگرده میگه آقا من قصد ازدواج ندارم یهو ریسش میگه میخواستم بهت ارتقا بدم اینو گفتم | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : | **sevdayi **, *9092*شادی, *Galaxy*, *negin*, *می گل*, 0r!ent@L G!rL, afsane70, alemeh, ana-armin, aqua, asemane nili, atei_69, e.melorina.s, eglantine-m96, farnaz21, fereshte.h, henia, jessica3, m-pezhvak, mahsa1490, malipu, mina68, mitra.ym, nargesashk, nastarani, negin777, Niloufarjojo, nilu blue, pari joon, raha_67, saharnaz1390, samss, Sokout, SsHiIiVaA, Star-crossed, s_donia323, TAGHDIR, to0oranj, آشفته, بارانه, تاتینا, جان کریستوفر, دختراسمان, ليلی, ماه مسي, مهرگل, نازنین مریم2011, هلن ناز, هوفریا, ونسا, پريسا75, پریا71 |
| | #5005 (لینک مستقیم) | ||||||||
| Banned تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۹ محل سکونت: tehran
نوشته ها: 40
(View Stats)
تشکرها: 24
تشکر شده 198 بار در 49 پست
کتاب مورد علاقه : kavir حالت من : | پست بسیار مفید : +7 امتیاز وای اینو گفتی منو بردی دوره دبیرستانم سوم بودم یه دبیر ادبیات داشتیم آخر جذبه همه سر کلاسش از استرس میلرزیدن نمی دونین دیگه خلاصه این هر جلسه می برد پای تخته درس می پرسید منی که کلا بی خیال بودم سر کلاس این از استرس می مردم خلاصه منو برد پای تخته و منم به جای اینکه بگم ابوالفضل بیهقی گفتم ابوالقاسم بیهقی یعنی در واقع اسمش یادم رفته بودم حالا جالب اینه دوستم می خواسته بهم برسونه هی می گفت عباس از ترسش ![]() نمی دونین کل کلاس منفجر شد | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : | **sevdayi **, *9092*شادی, *dorsa*, *negin*, *می گل*, afsane70, alemeh, ana-armin, aniss, aqua, asemane nili, atei_69, eglantine-m96, farnaz21, fereshte.h, goldokhtar, jessica3, m-pezhvak, mina68, nargesashk, nastarani, Niloufarjojo, nilu blue, pari joon, raha_67, saharnaz1390, samss, Sokout, SsHiIiVaA, Star-crossed, TAGHDIR, to0oranj, بارانه, تاتینا, جان کریستوفر, خود شیفته, قطره کوچولو, ماه مسي, مهرگل, نازنین مریم2011, نگین, هوفریا, پريسا75, پریا71 |
| | #5006 (لینک مستقیم) | ||||||||
| Banned تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۹ محل سکونت: tehran
نوشته ها: 40
(View Stats)
تشکرها: 24
تشکر شده 198 بار در 49 پست
کتاب مورد علاقه : kavir حالت من : | پست بسیار مفید : +7 امتیاز حالا یه سوتی که منو تو کل دانشکده معروف کرد راستش من روزای چهارشنبه واقعا کلاسام فشرده و سنگینه خلاصه آخرین کلاسم کارگاه برق هستش دو هفته پیش سر کلاس استاد داشت آیفونو درس می داد بد طبقه اولو توضیح داد که چه جوری می بندن مدارشو بعد گفت حالا اگه بخوایم از واحد دوم درو باز کنیم باید چیکار کنیم منظورش این بود که مدارشو چه جوری بکشیم که منم جلو 60 70 تا دخترو پسر خیلی محکمو جدی برگشتم گفتم خب باید دکمه رو بزنیم ![]() همه خندیدن وایییییی از خجالت آب شدم بعدم استاد گفت شما اگه تو (اسم یه سایت خارجیو گفت) مفاله بدی کلی لایک می خوره بعد من اینجوری شدم خلاصه سوژه دوستام بودم تا چند وقت غر غر که میکردم میگفتن تو فعلا دکمتو بزن | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : | **sevdayi **, *9092*شادی, *dorsa*, *Galaxy*, *negin*, afsane70, alemeh, aqua, asemane nili, atei_69, eglantine-m96, farnaz21, fereshte.h, Ferferiii, hastiyas, jessica3, m-pezhvak, malipu, mina68, mitra.ym, negin777, nilmo, Niloufarjojo, nilu blue, noOoOoO, pari joon, saharnaz1390, samss, Sokout, Star-crossed, TAGHDIR, taranebahari, to0oranj, آشفته, المین, تاتینا, جان کریستوفر, خود شیفته, دردونه17, قطره کوچولو, مهرگل, نازنین مریم2011, نگین, هوفریا, ونسا, پریا71 |
| | #5007 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۹۰ محل سکونت: کرج
نوشته ها: 379
(View Stats)
تشکرها: 615
تشکر شده 2,317 بار در 474 پست
کتاب مورد علاقه : دالان بهشت حالت من : | پست بسیار مفید : +11 امتیاز پسر خالم گوشیشو خونه ما جاگذاشته بهش اس دادم اقای باهوش گوشیتو جاگذاشتی خونه ما و سند کردم بعد صدای زنگ smsگوشیش درومد منم اصلا حواسم نبود بعد 2روز که اومد گوشیشو برد یادم افتاد الانم بهم اس داده خدایی من باهوشم یا تو...... | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : | **sevdayi **, *9092*شادی, *dorsa*, *Galaxy*, *Hadis_71*, *negin*, afsane70, alemeh, aqua, asemane nili, atei_69, eglantine-m96, fanoos_68, farnaz21, Faryad Zire Ab, fereshte.h, goldokhtar, jessica3, m-pezhvak, malipu, Mina.LoveStar, mina68, mitra.ym, nargesashk, nazaninsadegh, Niloufarjojo, nilu blue, pari joon, saharnaz1390, samss, selena-zm, seven sky, Sokout, s_donia323, TAGHDIR, taranebahari, to0oranj, yaska-72, yasnaa, آشفته, المین, تاتینا, جان کریستوفر, جوجو!!, خود شیفته, دختراسمان, دردونه17, قطره کوچولو, ماه مسي, مهرگل, نازنین مریم2011, نسـترن, نگین, هوفریا, پرتو1, پریا71 |
| | #5008 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر متوسط ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۰ محل سکونت: جایی در این نزدیکی
نوشته ها: 254
(View Stats)
تشکرها: 1,834
تشکر شده 845 بار در 311 پست
کتاب مورد علاقه : تفسیر نمونه اشعارحافظ حالت من : | پست بسیار مفید : +9 امتیاز این سوتی مربوط به استاده مونه قبلش بگم این استادمون پروفسوره و خیلی استاد باشخصیتیه دو هفته پیش سر کلاس خلا نشسته بودیم (مبحث این درس این که باید بتونیم بهترین روش برای خالی کردن هوای موجود در یک مخزن رو پیدا کنیم وعلاوه بر اون پمپهای ساخته شده قبل رو هم یاد بگیریم خلاصه ما بعد از رسم وگوش دادن به توضیحات استاد منتظر بودیم که دیگه میخواد چی بگه یدفه برگشت با احساس گفت(البته بگم استادمو ن از نظر قیافه بیشتر شبیه میوه فروشها و کاسباس تا یه استاد ولی کلا خیلی ملایم و احساساتی صحبت میکنه) الان احساس خارج کردن هوا بهتون دست داده یا نه مارو میگی بعضیامون این طوری ![]() ![]() بعضیای دیگه ام این شکلی خودشم که انگار اتفاقی نیفتاده ------------------------------------------------------------------------------------------------------- جان بی جمال جانان میل جهان ندارد هرکس که این ندارد حقا که آن ندارد صلوات که بر تو می فرستم، عطر چهارده شاخه گل محمدی از ذهنم عبور می کند. تو را می بینم که از کوه سرازیر می شوی؛ با سندی از حقانیت دخترکان زنده به گور شده؛ و چشم هایت، چقدر صبور، پاسخ نانجیبی های سنگ در دست کوچه را با لبخند می دهد! هنوز نیامده بودی که سقف دروغین بت ها ترک خورد و آتش آتشکده های شرم، خاموش شد. این مقدمه ای بود برای متن کتابی که تو در خلوتت، گزارش معاشرت با خدا را در آن شرح می دهی. | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : | **sevdayi **, *9092*شادی, *negin*, afsane70, alemeh, aniss, aqua, asemane nili, atei_69, eglantine-m96, farnaz21, Faryad Zire Ab, fereshte.h, hamsafar tanha, henia, jessica3, m-pezhvak, malipu, mina68, Niloufarjojo, nilu blue, pari joon, saharnaz1390, samss, Sokout, SsHiIiVaA, Star-crossed, steve leopard, TAGHDIR, to0oranj, yaska-72, تاتینا, جان کریستوفر, دختراسمان, دختربرف, مهرگل, نازنین مریم2011, نگین, هوفریا, پرتو1, پریا71 |
| | #5009 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۸۸ محل سکونت: جایی همین نزدیکی
نوشته ها: 1,904
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : پريچهر حالت من : | پست بسیار مفید : +5 امتیاز با يكي فاميلها كه باهاش رودرواسي داشتيم تو يه ماشين داشتيم ميرفتيم شمال ، من هم تو راه تابلو اسم شهرارو بلند بلند ميخوندم كه رسيدم به تابلو " قزل الا زنده " كه اينجوري بلند خوندمش : " ghazel alazande " و گفتم عجب اسم مسخره اي داره اين شهر !واي كه از خنده فاميلمون از خجالت سرخ شدم! قسمتي از دفترچه خاطرات معشوقه ي نيوتن : اشك هاي من هم به زمين مي افتاد ، اما .......... تو سيب را ترجيح دادي برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : | **sevdayi **, *9092*شادی, *dorsa*, *negin*, *می گل*, 0r!ent@L G!rL, afsane70, alemeh, aqua, asemane nili, atei_69, eglantine-m96, farnaz21, fereshte.h, henia, jessica3, m-pezhvak, Mina.LoveStar, mina68, Niloufarjojo, nilu blue, pari joon, saharnaz1390, samss, Sokout, SsHiIiVaA, Star-crossed, TAGHDIR, taranebahari, to0oranj, آشفته, المین, تاتینا, تقدیر, جان کریستوفر, دختراسمان, دختربرف, مهرگل, نازنین مریم2011, نگین, هلن ناز, هوفریا, پرتو1, پریا71 |
| | #5010 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : آبان ۱۳۹۰
نوشته ها: 467
(View Stats)
تشکرها: 3,197
تشکر شده 2,729 بار در 1,594 پست
حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز به نظرم هیچ ضایع بازی بیشتراز این نیست که هنگام اوج گرفتن و دعوا باطرف مقابل مخصوصا (جنس مخالفت) یهو لکنت بگیری و تراکتور راه بندازی!!!!!! | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : | **sevdayi **, *9092*شادی, *Hadis_71*, *می گل*, 0r!ent@L G!rL, alemeh, ana-armin, aqua, asemane nili, atei_69, baran.amad, Breaved, eglantine-m96, farnaz21, fereshte.h, honey95, jessica3, m-pezhvak, malipu, mina68, naina, Niloufarjojo, nilu blue, pari joon, saharnaz1390, samss, Sokout, somy_kh, SsHiIiVaA, Star-crossed, TAGHDIR, to0oranj, vahid_alone90, yAsnA*19F, المین, تاتینا, جان کریستوفر, رها در باران, ماه مسي, نازنین مریم2011, هوفریا, پريسا75, پریا71, ♥~nGel=Ev!L@~♥ |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| استاد, این, باحال, بخند, بخندیم؟, بخون, بعضیا, به, بگی, بیا, حد, خدایاسوتی, خفن, در, زیاد, سوتی, غلط, كرديم, ماهم, مرگ, میدی؟, میدی؟میشه, میشه, میگن, های, واسه, وای, وبخنهاي |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| چقدر پول آرایشگاه میدی؟ | آنیتا | بحث و گفتگو | 230 | ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ ۰۲:۱۳ بعد از ظهر |
| جووووون یه ماچ میدی؟ | isatis | متفرقه | 61 | ۲۹ آبان ۱۳۸۹ ۰۸:۲۱ بعد از ظهر |
| خنده دار ترین جوکی که شنیدین چیه؟ میشه بگید ما هم بخندیم؟ | shazdekhanoom | بحث و گفتگو | 56 | ۴ آبان ۱۳۸۹ ۰۱:۱۸ قبل از ظهر |