بازگشت   نودهشتیا > عمومی > بحث و گفتگو

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  پاسخ
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۶ آذر ۱۳۹۰, ۰۳:۴۹ بعد از ظهر   #5001 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
lavagirl آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

یه روز یکی از بچه ها تکست ترانه های انریکه رو اورده بود منم ازش گرفتم تا بادستگاه کپی مدرسه از روشون بزنم
رفتم پیش مسئول کپی و باهاش حرف زدم اونم قبول کردو منم رفتم تا برگه هارو بیارم برگشتنی دیدم ای دل قافل
حسنی کچل(ناظممون) داره با مسئول حرف میزنه منم پررو پررو سینمو دادم جلو رفتم پیششون تا کارمو را بندازه داشتم برگه هارو بش می دادم دیدم این عفریته عین عجل معلق پرید وسط که باید بری از مدیر مدرسه و پدرو پدر جدشو..... امضا بگیری منم عصبانی برگشتم تا برم ولی وایسادم پشتشو ادای خفه کردنو با طرز فجیعی دراوردم یه خورده که سرمو برگردوندم دیدم خاک بر سر شدم اون یکی ناظممون داره با یه لبخند ملیحی میاد طرفمون منم که همون جا خشکم زده بود الفرار........
(حسنی کچل: خواهر حسن کچل)
lavagirl هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۶ آذر ۱۳۹۰, ۰۳:۵۲ بعد از ظهر   #5002 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
جوجودوپا آواتار ها
 
جوجودوپا به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +10 امتیاز     
پیش فرض

یبار با دوستام رفته بودیم حرم در واقه ما شبا پلاس بودیم حرم کاری به جز مسخره کردن نداشتیم رفته بودیم اونج دو.ستم ملیکا ای عیب اینو مگرفت ای عیب اونو خلاصه بعد از کلی مسخره کردن خسته شدیم میخواستیم بیام خونه از جاده که رد میشدیم که ناگا یه ماشین شیکو پیک با سرعت جلوم ترمز کرد چشتون روز بد نبینه نزدیک بود زیرم بگیره خدارو شکر هیچیم نشود فقط افتادم زمین که ملیکاو سحر دستمو گرفتن بلندم کردن هنوز کامل بلندم نکرده بودن که دوتاشون دستاشونو ول کردن بازم همچین افتادم زمین که فک کردم تمام استخونای بدنم شکستن چشمامو بالا کردم ببینم چشونه دیدم مثل جن زده ها جلورو نگاه میکنم حالا موندم چخبر چشمو بگردوندم اونور ببینم چه خبره که وای چه پسری جلومون سبز شده بود چقدر ناز بود واقعا به ملیکاوو سحر حق میدادن مثل جن زدها وایستن نگاش کنن با کلی بدبختی بلن شدم اونقدر با پسره دعوا کردم که نگو چقدم بهش فحش دادم ولی پسره که از من پرو تر و حاضر جواب تر نزدیک بود اونجا کلاس بزن بزن را بندازیم ب ولی خدارو شکر ادمایی که اطراف بودن نزاشتن دست به یقه شیم بعد یه اقا که خدا خیرش بده مارو اورد خونه اونشب بدنه اینکه لبلسامو عوض کنم رفتم خابیدم ساعت 12 بود که با بیدار شدم خونمون چقدر شلوغ بود بخدا نمیدونم ورا چی رفتم صبحونمو خوردمم با همون لباس ای دیشب رفتم اتاق پزیرایی وای خدایه من همون پسریه ی پرویه دیشب کنار خالم نشسته همچین خوشکم زد که نگو بعدن متوجه شدم اون اقا خوشگله وهمین طور پرو پسر خالمه که تازه از مالزی اومده اینم از سوتیه من ولی بیشتر خاطره بو تا سوتی
جوجودوپا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۶ آذر ۱۳۹۰, ۰۴:۴۷ بعد از ظهر   #5003 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
ardin آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +6 امتیاز     
پیش فرض

من کلا خیلی سوتی میدم . مثلا یه بار وسط کلاس داشتم سوال جواب میدادم که خجالت کشیدم بگم باسن گفتم بازوی پا!!!!
که یه دفعه دیدم کلاس منفجر شد
چند وقت پیش تو کلاس قرآن که اجباری برامون گذاشته بودن نشته بودیم که هر کی مشغول کاری بود معلمم اول کلاس گفت که آخر کلاس حضور غیاب مینکم آخره کلاس بود که یه دفعه گفت عباس تو جواب بده دوست ما هم خواب بود عین جن زده ها بلند شد گفت: بله..حاضر ، ما حاضریم آقا ....
دیگه ماترکیدیم از خنده



تو و ...
قـــلــبم را عــــــصب کـــــــــشــــــــی کرده ام
دیگـر نه از ســـــــــردی نگـــــــــاهی می لرزد
...و نـه از گرمــــــــی آغوشــــــــی مــــــــی تپد.
میان خاطراتم
دنبالت می گردم
و میـــــــدانــــمــــت !
تو تـــــــنــها فــــــــرامــــــوش شــــــــده ای
هستي كه من دارم
ardin آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۶ آذر ۱۳۹۰, ۰۴:۵۴ بعد از ظهر   #5004 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
baba.akb آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

خواهر یکی از دوستام یه روز رییسش میاد بهش میگه خانوم فلانی شانس بهت رو کرده و بختت بلنده و از این حرفا
یه دفعه دختره برمیگرده میگه آقا من قصد ازدواج ندارم
یهو ریسش میگه میخواستم بهت ارتقا بدم اینو گفتم
baba.akb آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۶ آذر ۱۳۹۰, ۰۷:۲۹ بعد از ظهر   #5005 (لینک مستقیم)
Banned
 
samaneh_jojo آواتار ها
 
samaneh_jojo به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +7 امتیاز     
پیش فرض

وای اینو گفتی منو بردی دوره دبیرستانم سوم بودم یه دبیر ادبیات داشتیم آخر جذبه همه سر کلاسش از استرس میلرزیدن نمی دونین دیگه خلاصه این هر جلسه می برد پای تخته درس می پرسید منی که کلا بی خیال بودم سر کلاس این از استرس می مردم خلاصه منو برد پای تخته و منم به جای اینکه بگم ابوالفضل بیهقی گفتم ابوالقاسم بیهقی یعنی در واقع اسمش یادم رفته بودم حالا جالب اینه دوستم می خواسته بهم برسونه هی می گفت عباس از ترسش نمی دونین کل کلاس منفجر شد
samaneh_jojo آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۶ آذر ۱۳۹۰, ۰۷:۳۷ بعد از ظهر   #5006 (لینک مستقیم)
Banned
 
samaneh_jojo آواتار ها
 
samaneh_jojo به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +7 امتیاز     
پیش فرض

حالا یه سوتی که منو تو کل دانشکده معروف کرد راستش من روزای چهارشنبه واقعا کلاسام فشرده و سنگینه خلاصه آخرین کلاسم کارگاه برق هستش دو هفته پیش سر کلاس استاد داشت آیفونو درس می داد بد طبقه اولو توضیح داد که چه جوری می بندن مدارشو بعد گفت حالا اگه بخوایم از واحد دوم درو باز کنیم باید چیکار کنیم منظورش این بود که مدارشو چه جوری بکشیم که منم جلو 60 70 تا دخترو پسر خیلی محکمو جدی برگشتم گفتم خب باید دکمه رو بزنیم همه خندیدن وایییییی از خجالت آب شدم بعدم استاد گفت شما اگه تو (اسم یه سایت خارجیو گفت) مفاله بدی کلی لایک می خوره بعد من اینجوری شدمخلاصه سوژه دوستام بودم تا چند وقت غر غر که میکردم میگفتن تو فعلا دکمتو بزن
samaneh_jojo آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۶ آذر ۱۳۹۰, ۱۰:۱۵ بعد از ظهر   #5007 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
eliiiiiiiiii69 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +11 امتیاز     
پیش فرض

پسر خالم گوشیشو خونه ما جاگذاشته بهش اس دادم اقای باهوش گوشیتو جاگذاشتی خونه ما و سند کردم بعد صدای زنگ smsگوشیش درومد منم اصلا حواسم نبود بعد 2روز که اومد گوشیشو برد یادم افتاد
الانم بهم اس داده خدایی من باهوشم یا تو......
eliiiiiiiiii69 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۶ آذر ۱۳۹۰, ۱۰:۳۳ بعد از ظهر   #5008 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
هلن ناز آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +9 امتیاز     
پیش فرض

این سوتی مربوط به استاده مونه
قبلش بگم این استادمون پروفسوره و خیلی استاد باشخصیتیه
دو هفته پیش سر کلاس خلا نشسته بودیم (مبحث این درس این که باید بتونیم بهترین روش برای خالی کردن هوای موجود در یک مخزن رو پیدا کنیم وعلاوه بر اون پمپهای ساخته شده قبل رو هم یاد بگیریم خلاصه ما بعد از رسم وگوش دادن به توضیحات استاد منتظر بودیم که دیگه میخواد چی بگه یدفه برگشت با احساس گفت(البته بگم استادمو ن از نظر قیافه بیشتر شبیه میوه فروشها و کاسباس تا یه استاد ولی کلا خیلی ملایم و احساساتی صحبت میکنه) الان احساس خارج کردن هوا بهتون دست داده یا نه مارو میگی بعضیامون این طوری بعضیای دیگه ام این شکلی خودشم که انگار اتفاقی نیفتاده



-------------------------------------------------------------------------------------------------------
جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
هرکس که این ندارد حقا که آن ندارد




صلوات که بر تو می فرستم، عطر چهارده شاخه گل محمدی از ذهنم عبور می کند. تو را می بینم که از کوه سرازیر می شوی؛ با سندی از حقانیت دخترکان زنده به گور شده؛ و چشم هایت، چقدر صبور، پاسخ نانجیبی های سنگ در دست کوچه را با لبخند می دهد! هنوز نیامده بودی که سقف دروغین بت ها ترک خورد و آتش آتشکده های شرم، خاموش شد. این مقدمه ای بود برای متن کتابی که تو در خلوتت، گزارش معاشرت با خدا را در آن شرح می دهی.



هلن ناز آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۶ آذر ۱۳۹۰, ۱۰:۳۳ بعد از ظهر   #5009 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
FooLaD آواتار ها
 
FooLaD به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +5 امتیاز     
پیش فرض

با يكي فاميلها كه باهاش رودرواسي داشتيم تو يه ماشين داشتيم ميرفتيم شمال ، من هم تو راه تابلو اسم شهرارو بلند بلند ميخوندم كه رسيدم به تابلو " قزل الا زنده " كه اينجوري بلند خوندمش : " ghazel alazande " و گفتم عجب اسم مسخره اي داره اين شهر !واي كه از خنده فاميلمون از خجالت سرخ شدم!



قسمتي از دفترچه خاطرات معشوقه ي نيوتن :
اشك هاي من هم به زمين مي افتاد ، اما .......... تو سيب را ترجيح دادي









FooLaD آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۶ آذر ۱۳۹۰, ۱۰:۳۷ بعد از ظهر   #5010 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
MAH SAM آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

به نظرم هیچ ضایع بازی بیشتراز این نیست که هنگام اوج گرفتن و دعوا باطرف مقابل مخصوصا (جنس مخالفت) یهو لکنت بگیری و

تراکتور راه بندازی!!!!!!
MAH SAM آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
استاد, این, باحال, بخند, بخندیم؟, بخون, بعضیا, به, بگی, بیا, حد, خدایاسوتی, خفن, در, زیاد, سوتی, غلط, كرديم, ماهم, مرگ, میدی؟, میدی؟میشه, میشه, میگن, های, واسه, وای, وبخنهاي

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
چقدر پول آرایشگاه میدی؟ آنیتا بحث و گفتگو 230 ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ ۰۲:۱۳ بعد از ظهر
جووووون یه ماچ میدی؟ isatis متفرقه 61 ۲۹ آبان ۱۳۸۹ ۰۸:۲۱ بعد از ظهر
خنده دار ترین جوکی که شنیدین چیه؟ میشه بگید ما هم بخندیم؟ shazdekhanoom بحث و گفتگو 56 ۴ آبان ۱۳۸۹ ۰۱:۱۸ قبل از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.


Earn cash with your XIP links - www.xip.ir
دانلود کتاب رايگان