بازگشت   نودهشتیا > کتاب > تایپ رمان

 
 تبلیغات 
نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: خواننده ی گرامی لطفا سن واقعی خود را در صورت تمایل وارد کنید:
زیر 15 8 1.61%
15 تا 20 108 21.73%
20 تا 25 146 29.38%
25 تا 30 100 20.12%
بالای 30 135 27.16%
رأی دهندگان: 497. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۴:۱۱ بعد از ظهر   #41 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
tt.raha آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +230 امتیاز     
پیش فرض

-" کلاس چطور بود؟"
جزوه هایم را در دستم جابه جا می کنم و می گویم:" مزخرف... اینا واقعاً خنگن. چطور فارغ التحصیل شدن؟ هیچی حالشون نیست."
شکلاتی در دهانش می گذارد و چایش را سر می کشد.
با خنده می گوید:" اینا دانشجوهای زرنگن بابا. "
سرم را با تأسف تکان می دهم:" اگه اینا زرنگن که وای به حال تنبلاش!"
-" بی خیال به ما چه... وظیفه ی ما تدرسیه... جو کلاس چطوره؟ ناراضی نیستی از آزمایشگاه بیرون اومدی؟"
روی صندلی می نشینم:"بد نیست.. معلومه که ناراضی ام... اونجا معدن آرامشم بود..."
با قدر دانی می گوید :" مرسی که اینجایی نهال.. مرسی که اعتماد کردی و کنار مایی..."
به چشمان سیاهش نگاه می کنم و با پوزخند می گویم :" کی گفته من به تو اعتماد دارم؟"
سرش را می خاراند:" بلاخره که می کنی، مگه نه؟"
دوباره پوزخند می زنم و جوابش را نمی دهم.
خیلی نمی گذرد که می گوید :" ببین من می دونم تو تویِ چه شرایطی هستی. واقعاً قدرتِ درکش و دارم... اما قسم می خورم هیچ آسیبی قرار نیست به تو برسه....
هزار بار گفتم بازم می گم، منکر این نمی شم که می خواستم ازت استفاده کنم، اما درست همون یه ساله پیش که افتادم دنبالت وقتی فهمیدم توام کم زخم از اون نسناس نخوردی، نظرم عوض شد... توام یکی هستی مثل من... نهال؟ چرا باید به یکی مثل خودم آسیب بزنم؟ حمید اگه تو براش مهم بودی که این کارا رو نمی کرد..."
با خشم نگاهش می کنم ، بی توجه به سوزش قلبم می گویم :" بفهم داری راجع به کی حرف میزنی..."
متأسف سرش را پایین میندازد و حرفی نمی زند.
کتاب و جزوه هایم را بر می دارم که سریع می گوید :" چه خبرا..."
با اخم و خشم می گویم :" خبری نیست..."
لبخندی سر سری می زند :" مطمئنی؟ یعنی تو خبر نداری که حمید یک هفته اس مثل مرغ خودشو حبس کرده تو خونه؟"
از جایم بلند می شوم و با بدبینی نگاهش می کنم.
-" تو از کجا خبر داری؟"
لبخندش جان می گیرد:" تو که خبر نداشتی..."
اخمم غلیظ تر می شود ، سر جایم می نشینم، دفتر و کتابم را روی میز می کوبانم:" بین باربد خان، برای آخرین بارِ که دارم می گم... اگه همین الان از فکری که تو سرته باهام حرف زدی و همه چیزو گفتی که اکی.
اگه نه به خدا می رم و پشته سرمو نگاه نمی کنم.باید بدونم پا تو چه راهی گذاشتم یا نه؟"
می خندد و می گوید:" اووو مگه با مافیا طرفی که اینجوری حرف می زنی..."
ابرویم را بالا می دهم و جوری نگاهش می کنم ، یعنی کم از مافیا نیستی...
پایش را روی دیگری میندازد و نگاهم می کند.
می غرم :"منتظرم..."
دستانش را بالا می فرستد و با ته خنده می گوید :" خوب بابا چرا می زنی... می گم برات... اصلاً بعد از کلاست می برمت با چشمای خودت ببینی ..."
با اخم می گویم:" کجا می ریم؟"
از جایش بلند می شود:" مگه نمی خوای از نقشه سر در بیاری؟"
نگاهش می کنم...
-" برو سر کلاست تا بعد از ظهر... چیزای جالبی انتظارتو می کشه نهال خانم..."
این را می گوید و می رود...
همین...

-: گشنمــــــــــه. مامی نیست منم بلد نیستم آشپزی کنم
-: اکتیو شدما!
-: ویرایش نشده شاید بعداً بهش اضافه کنم


آخه دلت میاد بری،وقتی که دنیای منی؟
آخه می تونی قلبی که ،ماله تو بود و بشکنی؟
بمون و واسه عشقمون ،روزای خوبو پس بیار
نوازشم کن و برام، با بوسه هات نفس بیار..




در میانِ روزها از "روزِ دوم" بدم میآید.
روز دوم بیرحمترین روز است | با هیچکس شوخی ندارد.
در روزِ دوم همهچیز منطقیست | حقایق آشکار است و به هیچ وجه نمیتوان سرِ خود را شیره مالید.
مثلاً روزِ اولِ مهر همیشه روزِ خوبی بود | آغازِ مدرسه بود و خوشحال بودیم | اما امان از روزِ دوم | روزِ دوم تازه میفهمیدیم که تابستان تمام شده است.یا مثلاً روزِ دومِ بازگشت از سفر | روزِ اول خستگی در میکنیم | حمام میکنیم | اما روزِ دوم تازه میفهمیم که سفر تمام شده است |طبیعت و بگو بخند با دوستان و عشق و حال تمام شده است.و اما جدایی | روزِ اول شوکهایم و شاید حتی خوشحال باشیم که زندگیِ جدیدی در راه است | تیریپ مجردی و عشق و حال ور میداریم | اما دریغ از روزِ دوم |باید روزِ دوم را خوابید | باید روزِ دوم را خورد | باید روزِ دوم را مُرد.ش
tt.raha آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
!!nahal!!, $@αʀiT$, * سعیده *, ***nazanin, *houra*, *naghme*, *RANIA*, *shima*, *sogol*, *آویژه*, *توهم سبز**, *سمیه م*, *سوگند, *ماه پیشونی*, +Neda+, ...shadow girl, .Arezoo., .parniya., /لاله/, 0033, 41267m, 7toranj, 85@HADIS, ::HeLiA::, @Shytvnk@, Abandokht, afra., airena, amirhessam, amisha, amorist, anahid 33, Anahita.s, andishe1993, angel04, angry girl, arman_iran, Arnika_SS, aseman_82, asma-m, atashgah62, athare, ati joooon, atish69, Ati__377, Atrisa banu, ayda90, azarsana, B*O*S*H*R*A, baharboofy, baharvaman, barni, baroonii, BAZIGAR TANHA, Beautiful Jasmine, behnaaz, black-roze, blue heart, BLUE SHADOW, carrie, chochok, cloudyneda, d.pouya, dada1, Dawn95, Delaramad, delgir, deragun, desert girl, Dina*, drm.gholami, duste man, Elen, elhamgh, eli842, elin89, elish688, ensankhob, ezez, F @ N @ H @ i, fadai, famdavari, faranak-bahari, fariba44, Farnaz, fary, faryad(sf), farzaneh.mt, fatemeh13, fereshth, foruzan-k, FowL, gandomsa, ghasedak_love, ghazal-xr75, gitalina, goli62, googoosh z, GOOL89, hasti59, hell cat, hesaneh, hese_gharib, hezareh, hidenam, homa41, Honey_fa, hosnaa, Houra75, h_t_h_1984, Ida.M, jigmal_nanaz, jimbo, joana, juju 66, juju7127, katoore, kissroll, Laali, layahashemi, leila ahmadi, leila banoo, leila23, leona, leyla71, lmnop, lovling, m.diamond.s, m0zhdeh, Ma Neli, Mah BanU ☾, mahana1, mahi62, mahsa.f.h, mahshad_hd, mahtabi22, mahya7763, Maman fariba, mamanekasra, mani1384, mansoure, mansuri, MARDE_TANHA, marmara25, maryam v, MARYAMGOL, maryami.aramesh, maryam_4008, maryiana, marzi marzi, mehrazar, Melika.., mellina2000, meno, mina87, mishapasha, miss_mass, mk70, Mmojack, mokmor, mona61, mona92, monir1343, morvaride, motlagh, mzm1368, m_mousavi, N*A*Z*L*I, n.d.sari, nadia_gh74, Nahid72, nanazkhanoom, nasim3731, nasimpajhoohi, nasrin.j, nastaran_702, natanayel, ned67, negar*pb, negar1373, negin gold, Negin96, niazruby, nilid312, nilok, niloo94, niloofarane, nilou94, nina86, nmari, nona65, noodi, orange..A, pana-m, pani1381, papoo, parmida90, parmis91, parvazeh98, parvinah, pati'a, peg@h, pelin_71, perspolis2012, peterpanama14, poodi, pure13, Queen SaRa, raha moozy, rahil74, ramanava, Rana.S, rashno, raz gol, Real Smiler, reza9000, rezaei61, roamer*, ronika_1994, roosana, Roshanak.k, roya1365, ROZ GOL, R£§PINA, S!M!N, s.da70, sabooha, sabouraneh, saeide735, safa9433, sahar.74, sahar.mah16, sahelearam, sahelii, sama33, samaneh yavari, samira 68, sam_2012, sana 88, sanaz.p, Sanaz1370, sanjaghak_a, sanni, sara1988, sara2876, sarah92, sara_1360, sayeh66, sazin513, SEA SHELL-600, sefid65, sepideh1993, SETARE SOHEYL, setayesh1363, setayesh_p995, sete, sh@di-joon, shabtab 62, shadab1987, shadi1356, shadi_gule, shafagh 69, shanti, Shery84, shida.m, shimaaaaa, shimena, shirinbrz, shiva 501, SHU SHU ABI, sh_shivol, siiiiiima, sim sin, sima_a_111, sisi7070, Snow Dream, sogand n, sogol 71, soheila50, soheilam, somaye_t, soode, spong bob, SPR!NG G!Rl, sushiyant11, syhbyt, takselooly, tandis2, TanNazZz, taranomeabshar, targ0l~70, toka-88, Vaaleh, vj_90, Y*A*S, ya3aman, yasamin khanoom, yashkin, zahra573, zanbagh, zohreh.zarei198, _black Flood_, ~ nikoO ~, ~Azita~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, °Hal¡¥aS°, нαηιγε, آرام.د, آزی جونی, آسوده, آمستريدا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ارامی, اردیبهشت 3, اردیبهشت 75, ارغوان 67, ازلی, اطلسی 98, افسانه1362, الهه شهریور, الهه50, امیلیا, ELI, باران شکوفه, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی بهاری, بــــانــــو, بهار گل, بهناز20, ترنج فاطمي, تریلوبیت, جودی ابوت شیطون, خانوم عسلی, خیال غزل, دخترویروسی, دریا 91, رادمینا, رالف, رزصورتی, رودنا, رویای عشق, زهرا عاشق رمان, زهرا گل, ساحلی, سبحی, ستاره ومپایر, ستـاره, سروش آرامش, سوداا, سپید88, شب بی ستاره, شجره, شمسا, صبح بهار, صحرا73, صدای پای اب, عسل مامی, عمه حمی, فرحناز65, فرنوش72, فــــــــــروغ, فهیمه.ر, فیروزه گلی, ققنوس98, لمیس20, م.نوری, مامان بهاره, مامان مهتابی, مانامحب, ماه پنهان, متولد ماه تیر, معمار کوشمولو, ملودی آرامش, ملیحه عنبران, منا معیری, مهدیه جون, مهستی, می نی, نازنین 87, ندا آجورلو, نسرین..., نسیب, نیلوفر98, نیکا83, هانی سالی, هانیه نیکو, هیونگ, پارمیس خانوم, پانیززهرا, پاپلی, پرهوده, پری دخترم, پونام, چشم قشنگ, چشمک ستاره, چلیپا, ژوبی, کوثر واصلی, گربه وحشی, گنجیشک, یاسمین.م, یلدا تقی زاده, یلدا.م, یلدا2222, یونیکا, یگانه

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲۵ شهريور ۱۳۹۲, ۱۰:۲۴ قبل از ظهر   #42 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
tt.raha آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +224 امتیاز     
پیش فرض

-" برای چی اومدیم اینجا؟"
شیشه ی دودی رنگ ماشینش را بالا می دهد و به سمتم بر می گردد :"
مگه نمی خواستی از نقشه ی من سر دربیاری ؟"
ابرو هایم را بالا می دهم:" نقشه ی تو ،تو خیابون اجرا می شه؟"
پخش ماشین را خاموش می کند و به آزمایشگاه آن سمت خیابان اشاره می کند:" نه... نقشه ی من خلاصه می شه تو یکی از اتاقک های اون آزمایشگاه..."
با کنجکاوی به در آزمایشگاه نگاه می کنم:" اونجا چه خبره ...؟"
تا می خواهد جوابم را بدهد، همان لحظه حمید با صورتی آشفته از در ورودی آزمایشگاه بیرون می زند، نگاهم تعقیبش می کند و دستم روی دستگیره ی در ،قفل می شود... خودم هم کش می آورم روی باربد تقریباً...
می بینمش که لگدی به چرخ ماشینش می زند و کلافه دست در موهایش می کشد...
می بینم که همان لحظه بازویش در انگشتانی ظریف حلقه می شود...
قلب مرده ام نبض می گیرد...
چشمانم چنبره می زنند روی آن مردِ مثلاً آشنا و آن دختر کوتاه قد با کفش های پاشنه بلندش...با تیپ آبرو برش... با سر و لباس بیش از حد آنچنانی اش...
همان تیپی که حمید می پسندید برایم ، بیرون از محافل خانوادگی...
دستم روی سرم چفت می شود ، با خودم می گویم آن مرد حمید نیست... آن بنز مشکی رنگ هم حضورش اتفاقی ست...
با خودم می گویم این آزمایشگاه، حضور آن زن ، همگی تصادفی ست...
می گویم همه ی این ها به خاطر شیشه ی دود گرفته ی ماشین کیان است...
می گویم همه اش توهم است... باز هم کابوس شب های من است...
می گویم حمید خیانت نمی کند... می گویم حمید قسم خورده است که دیگر خیانت نمی کند...
-" خوبی؟"
از حمید و حرکات عصبی و پر تنشش چشم می گیرم...از آن زن مو بلوند چشم می گیرم و به مردی که کنارم نشسته نگاه می کنم...
مردی که دوست حمید است و دشمنش هم...
مردی که موهای رنگ شده ام را به چشم دیده بود و حمید، شوهرم، نه...
بینی ام چین می افتد... آلرژی ام از راه نرسیده ، ابراز وجود می کند...
باز هم به حمید نگاه می کنم... به رفتار عصبی اش و فریادهایی که می زند و به گوش من نمی رسد...
به زنی که نزدیکش می شود و او پسش می زند...
به موهای بلوند آن زن...
به موهای بلوند و روشنش...
-" نهال... حالت خوبه؟"
دوباره چشم می گیرم، به دست باربد روی شانه ام نگاه می کنم ...
تکانم می دهد:" داری می ترسونی منو... حالت خوبه؟"
نگاهم ریز ریز بالا می آید و چشمانش رو هدف می گیرد...
مردمک های نگرانش حالم را بهم می زند... روده هایم را تاب می دهد و دندان هایم را روی هم می فشارد...
به بازویم فشار می آورد ، با صدای کم اوجی می گوید :" به خاطر خدا... با توام... حالت خوبه؟"
گنگ نگاهش می کنم...
حالم؟!
مگر مهم بود؟ خودم، حالم؟!
نه...
چه اهمیت داشت...؟
چه اهمیت داشت که خوب باشم یا نه...؟
برای کی اصلاً اهمیت داشت خوب بودنم؟ زن بودنم؟ و حتی رنگ بلوند موهایم...
برای حمیدی که بود و نبود...؟!
برای حمیدی دیگر نمی دانم، اصلاً هیچ وقت بوده است یا که...
دستم از روی در به سمتِ سینه ام پرواز می کند... به سمتِ قلب پر کوبشم...
سینه ام را مچاله می کنم ، نفس حبس می کنم...
عصبانی ام... از این کوبش... از این فریاد هستی ، رو به جنونم...
من مُرده بودم... قلب این زندگی مگر مُرده نبود؟ پس این بوم بوم؟ پس این بغض...
خدایا من که می دانم این بوم بوم ماه هاست که صدا نداشته...
خدایا چه به روزم می آوری؟
روح زنانه ام را با کدام چنگال خراش می دهی؟
...
چانه ام را در دست می گیرم..
بغضی که نباید باشد ، از راه می رسد...
با کلی خستگی...
دوباره حمید را نگاه می کنم... فریاد های بی صدایش را هم ... و بلوندی موهای زنِ چسبیده به بازویش را...
به باربد هم نگاه می کنم...به نگاه کلافه اش... به دندان قروچه اش... به کوبش مشتش روی فرمان...
و به خودم حتی... به خودِ پوچ درون مردمک هایش... به خودِ خالی تر از همیشه ام...
خفه می گوید:" بذار برات توضیح بدم،هنوز نمی دونی چی به چیه..."
بی فروغ نگاهش می کنم...هه... دیگر هیچ چیز را نمی دانم.. نه حمیدِ عصبیِ فی الحال را ... نه دوست پریشانش را... و نه این آزمایشگاه را...
حتی بلوندی مو های آن زن را هم نمی دانم...
و خودم را دیگر، هرگز...
خودِ زنم را هم نمی دانم...
-" چه غلطی کردم اوردمت اینجا ها... مگه نگفتی همه چی برات تموم شده ؟ مگه نگفتی اون زندگی برات مرده، پس این حالت چیه؟این دودو زدنه چشمات برای چیه نهال...؟"
صدایش کمی عصبی است...اوج دارد... خفه هم هست...
راست می گوید...
من گفته بودم، درست یک ساعت قبل از اینکه چشمم به سر در این آزمایشگاه بی افتد گفته بودم که زندگیِ من، زندگی نیست!
که حمید و هر چه به او مربوط است در من جان داده...
گفته بودم منِ آن زندگی هم، مرده...
راست می گفت... من گفته بودم...
الان هم می گویم...
ولی... تو بگو، تو برایم بگو، مرده ها واقعاً می میرند؟ وقتی می میرند ،دیگر درد نمی کشند؟ دیگر قلبشان نمی کوبد؟
اصلاً مرده ها قلب هم دارند؟
فکر کنم مرده ها قلب ندارند... پدرم وقتی مُرد قلب نداشت... قلبش را مادرم بخشید... گفت قلبِ پدرِ مرده ی من، جان بخش کس دیگری می شود...
پدرم بی قلب مرد...پس چرا من، مرده ام اما قلبم تپش دارد؟
اصلاً من مُرده ام واقعاً؟
به خدا قسم که مرده ام...
خیلی وقت است که مرده ام...
درست دو سال و چهار ماه است که روحم پر کشیده...
از همان شب... همان شب نحس...
همانی شبی که قرار بود تا صبح خانه ی سها بمانم و دلِ احمقم هوای حمید را کرد...
سها در سرم کوباند که حمید را چه به حوری ای همچو من و من قهقهه زدم که نگو... شوهرم به آن خوبی ست، همان شب مُردم...
همانی شبی که حمید را لخت و عور در آغوش زنی دیدم که از سر لذت می خندید ...
...
صدای چرخش سوییچ و استارت ماشین ، به خود می آوردم...
دستم را به علامت " نه" بلند می کنم ودست باربد مستأصل از سوییچ فاصله می گیرد...
شیشه ی سمت راننده را پایین می دهم ، می خواهم از این خواب خرگوشی بیدار شوم...
می خواهم دودیِ شیشه ی ماشینِ باربد را کنار بزنم و مستقیم آن برگه ی در دست حمید را ببینم..
می خواهم مثبتِ درونش را ببینم که چطور ضرب می کشد روی دلم...
شیشه پایین می آید... دودی رنگ ها از بین می روند...
باربدِ کیان کلافه نفس می زند .. حمید لبه ی جوی نشسته و کاغذی را در دستش له می کند..
و آن زن... با آن موهای روشنش به شانه ی شوهر من تکیه داده، لبخند می زند...
دیدی؟ دیدی این سیاهی ربطی به شیشه ی دودی رنگ ماشین باربد کیان نداشت؟
دیدی که که این زندگی از پای بست سیاه است؟ از نطفه اش غلیظ و کدر است؟
-" نهال... نگاه کن منو؟ این چه حالیه... تو گفتی برات همه چیز تموم شده... پووف... نهال..."
دستم از روی دکمه ی اتوماتیک کنار می رود...
سرم نود درجه می چرخد و استخوان های گردنم به ترق ترق می افتند...
جوابش را نمی دهم...
اصلاً چه در چنته داشتم تا بگویم؟
حالا هم می گفتم، می فهمید آیا؟
درک می کرد که این زندگیِ تمام شده ، هنوز هم، هر روزِ خونم را مکیده؟!
هر چقدر هم من بگویم گور پدر حمید، گور پدر دلِ هرزه اش، گور پدر این زندگی، درک می کرد که من هنوز هم یک زنم؟ هر روز یک زنم؟!
-" نهال..."
به صندلیِ ماشینش تکیه می دهم... با کمر خمیده ام... با چشمان پر از اشک اما شیشه ای ام...
دستم را از روی چانه ام بر می دارم...بغض هست...حس حقارت هست...
حس غرور لگدمال شده ی زن بودنم از همه بیشتر هست...
اما...
اما ندارد!
آب دهانم را قورت می دهم :"بریم..."
از گوشه ی چشم می بینم که به سمتم بر می گردد ، با تردید می گوید:" آخه.."
حرفش را قطع می کنم:" فقط بریم..."
نفسی عمیق می کشد و ماشین را به حرکت در می آورد...
بر نمی گردم، نگاه نمی کنم، نه به حمید و کاغذ در دستش و نه به آن زن مو بلوند...
جا می گذارم... همه را...
خودم را، حتی...


میشه شب، میشه روز، میشه فردا
تو میخواستی نهرو کنی دریا
هه… شدی شبیه مردُمت
ببین ،تو رویا همیشه حقیقت گمه
...

-: سلام...نقدارو جواب می دم. سر فرصت...
این آهنگ رو لطفاً دانلود کنید بی کلامِ...

دانلود

نقد نطفه

ویرایش توسط tt.raha : ۳۰ شهريور ۱۳۹۲ در ساعت ۰۴:۳۱ بعد از ظهر
tt.raha آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
!!nahal!!, $@αʀiT$, * سعیده *, ***nazanin, *naghme*, *RANIA*, *shima*, *sogol*, *آویژه*, *توهم سبز**, *سمیه م*, *ماه پیشونی*, +Neda+, ...shadow girl, .Arezoo., .parniya., /لاله/, 0033, 41267m, 7toranj, 85@HADIS, ::HeLiA::, Abandokht, afra., airena, amirhessam, amisha, amorist, anahid 33, Anahita.s, andishe1993, angel04, angry girl, arman_iran, Arnika_SS, aseman_82, asma-m, atashgah62, Atefe.M, athare, ati joooon, atish69, Ati__377, Atrisa banu, ayda90, azarsana, B*O*S*H*R*A, baharboofy, baharvaman, barni, baroonii, BAZIGAR TANHA, Beautiful Jasmine, behnaaz, black-roze, blue heart, BLUE SHADOW, carrie, chochok, d.pouya, dada1, Dawn95, Delaramad, delgir, deragun, desert girl, Dina*, dina_min, drm.gholami, duste man, Elen, elhamgh, eli842, elin89, elish688, ensankhob, ezez, F @ N @ H @ i, fadai, famdavari, faranak-bahari, fariba44, Farnaz, Farnaz57, fary, faryad(sf), farzaneh.mt, fatemeh13, fereshth, foruzan-k, FowL, gandomsa, ghasedak_love, ghazal-xr75, gitalina, godness, googoosh z, hasti59, hell cat, hesaneh, hese_gharib, hezareh, hidenam, homa41, Honey_fa, hosnaa, Houra75, h_t_h_1984, Ida.M, jigmal_nanaz, jimbo, katoore, kissroll, Laali, layahashemi, leila banoo, leila23, leona, lmnop, lovling, m.diamond.s, m0zhdeh, Ma Neli, Mah BanU ☾, mahana1, mahi62, mahsa.f.h, mahshad_hd, mahtabi22, mahya7763, Maman fariba, mamanekasra, mani1384, mansoure, mansuri, many22, MARDE_TANHA, marmara25, maryam7293, maryami.aramesh, maryam_4008, maryiana, marzi marzi, mehrazar, Melika.., mellina2000, meno, milana, mina87, mishapasha, miss_mass, mitra 94, mk70, Mmojack, mokmor, mona61, mona92, monir1343, morvaride, motlagh, mzm1368, m_mousavi, N*A*Z*L*I, n.d.sari, nadia_gh74, Nahid72, nanazkhanoom, nasimpajhoohi, nasrin.j, nastaran_702, natanayel, ned67, nedaida55, negar*pb, negar1373, negin gold, Negin96, niazruby, night_star, nilid312, nilok, niloo94, niloofarane, nilou94, nina86, nmari, nona65, noodi, orange..A, pana-m, papoo, parisima, parmida90, parmis91, parvazeh98, parvinah, pati'a, peg@h, perspolis2012, peterpanama14, poodi, pure13, Queen SaRa, raha moozy, Rahele.p.b, raheleh69, rahil74, ramanava, Rana.S, rashno, raz gol, Real Smiler, reza9000, rezaei61, roamer*, ronika_1994, Roshanak.k, roya1365, ROZ GOL, R£§PINA, S!M!N, s.da70, s@na, sabooha, sabouraneh, saeide735, safa9433, sahar.74, sahar.mah16, sahelearam, sahelii, sama33, samaneh yavari, samira 68, sam_2012, sana 88, sanaz.p, Sanaz1370, sanjaghak_a, sanni, sara1988, sara2876, sara_1360, sayeh66, sazin513, SEA SHELL-600, sepideh1993, SETARE SOHEYL, setareh273, setayesh_p995, sete, sh@di-joon, shabtab 62, shadab1987, shadi1356, shadi_gule, shafagh 69, shanti, shatot, Shery84, shida.m, shimaaaaa, shimena, shirinbrz, SHU SHU ABI, sh_shivol, siiiiiima, sim sin, sima_a_111, Snow Dream, sogand n, sogol 71, soheila50, soheilam, somaye_t, soode, spong bob, SPR!NG G!Rl, sushiyant11, syhbyt, S_HOOT, takselooly, tandis2, TanNazZz, taranomeabshar, targ0l~70, toka-88, Vaaleh, vj_90, Y*A*S, ya3aman, yasamin khanoom, yashkin, zanbagh, zarpari04, zhompol, zohreh.zarei198, _black Flood_, ~ nikoO ~, ~Azita~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, °Hal¡¥aS°, нαηιγε, آرام.د, آزی جونی, آسوده, آمستريدا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ارامی, اردیبهشت 3, اردیبهشت 75, ارغوان 67, ازلی, اطلسی 98, افسانه1362, الهه شهریور, الهه50, امیلیا, ELI, باران شکوفه, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی بهاری, بــــانــــو, بهار گل, بهناز20, ترنج فاطمي, تریلوبیت, جودی ابوت شیطون, حَـواے دیوانـہ, خیال غزل, دخترویروسی, دریا 91, دریا دلنواز, رادمینا, رالف, رزصورتی, رودنا, رویای عشق, زهرا گل, ساحلی, سبحی, ستاره ومپایر, ستـاره, سروش آرامش, سها19, سوداا, سپید88, شاناز, شب بی ستاره, شجره, شمسا, صبح بهار, صحرا73, صدای پای اب, عسل مامی, عمه حمی, فرحناز65, فرنوش72, فــــــــــروغ, ققنوس98, لمیس20, م.نوری, مامان بهاره, مامان مهتابی, مانامحب, ماه منیر, ماه پنهان, متولد ماه تیر, معمار کوشمولو, ملودی آرامش, ملیحه عنبران, منا معیری, مهدیه جون, مهستی, می نی, نازنین 87, ندا آجورلو, نسرین..., نسیب, نیلوفر98, نیکا83, هانی سالی, هانیه نیکو, هیونگ, پارمیس خانوم, پانیززهرا, پاپلی, پرهوده, پری دخترم, پونام, چشم قشنگ, چشمک ستاره, چلیپا, ژوبی, کوثر واصلی, گربه وحشی, گنجیشک, یاسمین.م, یلدا تقی زاده, یلدا.م, یلدا2222, یونیکا, یگانه
قدیمی ۲۷ شهريور ۱۳۹۲, ۰۵:۴۹ بعد از ظهر   #43 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
tt.raha آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +222 امتیاز     
پیش فرض

-" یه چیزی بخور..."
به سیخ کباب ها نگاه می کنم و زانو هایم را در آغوش می کشم...
-" نهال... بخور، ضعف می کنی... بخور تا بگم..."
نفسی عمیق می کشم...کلافه... خسته...
دلم می خواهد دستانم را روی گلویش قفل کنم تا کبود شود...
-" اکی بابا... خر ما از کرگی دم نداشت... اون زن، صیغهٔ حمیدِ..."
نفسم عمیق تر می شود... کاش لال شود...
-" اون برگهٔ آزمایشم ، سند بقای نسلش.."
پلک هایم روی هم می افتد....کاش گورش را گم کند...
-" دخترِ رو که دیدی، از اون بی پدرا ست..."
نور های رنگیِ پشت پلکانم ظاهر می شوند....
مثل زمانی که بچه بودم، مثل زمانی که مامان تا صبح کنار نوید می خوابید و من از شدت ترسِ تاریکی و تنهایی تا ساعت ها، نور های رنگیِ پشت پلکم را دنبال می کردم ،مثل همان روز ها مردمک های بسته ام را به جان آن توپ های رنگی میندازم...
-" دخترِ دنبال پوله... یه پول قلمبه... حمیدم کیس مناسبیِ براش..."
می دوم... من به دنبال نور ها و آن ها فراری از پی من...
هر چه دستم را برای گرفتنشان دراز می کنم، دورتر می شوند...
-" حالا فهمیدی چرا حمید پاشو بیرون نمی ذاشت؟ "
بی سرانجام ، دست از دنبال بازی ام می کشم...
می دانم که هرگز دستم به آن توپ های پر نور و رنگی نمی رسد...
چشم باز می کنم...
-" دخترِ خیلی زرنگه..."
نوک زبانم می آید بگویم، دختر نه... مادر!
مادر بچهٔ حمید...
آب دهانم را قورت می دهم :" منشیِ شرکتشه؟"
پوزخند و قهقه اش در هم آمیخته می شود:" منشی؟... مگه همهٔ زن صیغه ای ها باید منشی باشن؟"
عصبی پلک می زنم... جوابش را نمی دهم... نمی دانم که چه دهم!
-" نه منشی نیست... یه لیسانس آب دوغ خیاری داره که اونم حسام براش دست و پا کرده..."
ریزیِ دریچهٔ چشمانم باز می شود...
با تردید می گویم:" حسام؟"
دوغش را سر می کشد و لبانش را با دستمال تمیز می کند..
-" آره حسام... پسر خالهٔ حمید... این دختره نامزد اون بوده..."
چشمانم می خواهند درشت شوند،ولی اعصاب از کار افتاده ام این اجازه را نمی دهد...
با بهت می گویم :" حسام نامزد نداشت..."
پوزخند می زند:" همون دوست دخترش... قرار بود بگیرتش که حمید آقا قاپ دختره رو زد...حسامم تشنهٔ خون حمیدِ... دختر ولی فرقی براش نداره ظاهراً، پول باشه همه چی حله براش..."
تازه یادم می افتد... غرغر های حمید... می گفت حسام هیز است... چیزی که هیچ وقت من در نگاهش ندیده بودم همین کلمه بود...
آهم در گلو خفه می شود...
باربد کیان مرد سه تیغهٔ روبه رویم، برادر استاد دوران دانشجویی ام، لبخند می زند و تکه کاهویی به دهان می گذارد...
می جود...می جود و می جود... طوری که خیره اش می شوم... خیرهٔ لبخندی که بسیار متضاد است با آن فشار فک و دندان ها...
-" چیه؟ چرا اینطوری نگاه می کنی؟"
چشمانم ریز تر از قبل می شود..
حالم... اصلاً...خوب ... نیست...
اصلاً...
با سوءظن می گویم :" ارتباط تو، با این قضیه چیه؟ از کجا می دونستی که حمید امروز تو اون ساعت ، تو اون آزمایشگاهِ؟"
چنگالش را در ظرف رها می کند...پوزخند می زند و انگشتانش را در هم قفل می کند..
-" هه... لابد فکر کردی اینا زیر سر منه آره؟"
ابرویم را بالا می دهم :" دور از عقل نیست..."
به پشتی تکیه می دهد:" یه درصدم با خودت نمی گی حمید خودش مایهٔ همهٔ اینارو داره نه؟ یعنی نمی دونی درجهٔ پست بودن حمید چقدرِ؟ داری تو کدوم محکمه تبرئه می کنی شوهرتو نهال خانم؟خودتو گول می زنی یا من ؟"
دستم، روی میز مشت می شود...
چشمانم را در نگاه گستاخش تیز می کنم...
دوباره پوزخند می زند...
و من....
یک بار هم گفته بودم که حالم اصلاً خوب نیست...
-" چرا جوش میاری؟ بابا اون روی سکه رو هم ببین. یه لحظه فکر کن که اون بی پدر واقعاً خبط کرده ، باور کن که چه غلطی کرده ، غلطش مهم نیست؟ مشکل تو اون یه تیکه کاغذ نیست؟ اگه همه چی زیر سر من باشه دیگه اهمیت نداره چی شده؟ به جای حل مسئله چرا صورتشو پاک می کنی؟ یعنی اگه من الآن بگم همهٔ اینا زیر سر من بوده از گناه حمید کم می شه؟"
دندان هایم را روی می سابانم...
می غرم:" چرا می خوای من و تحریک کنی؟ببین مرد باش... مردونه حرف بزن... دردتو بگو..."
در کسری از ثانیه، چشمانش قرمز می شود...
درست به رنگ خون...
حالم اصلاً خوب نیست ، ولی در دلم می خندم... پر از پُرزِ کینه... پر از پُرزِ انتقام...
می خندم به واژهٔ مرد...
به این مردانه مردونه!




سلام سلام. بعد از ظهرتون بخیر.. ببخشید که دیروز نبودم. حالم همچنان خرابه. تازه یه سرفه هایی می کنم مایه خجالت..
اجازه می دید من اینجا ازتون تشکر کنم؟ از تمام اونایی که تو این یه روز غیبت من، نگرانم شدن و از همه اونایی که انقدر با مهربونیشون منو شرمنده می کنن. از همه اونایی که با وجود این همه مسافت دلاشون به من نزدیکه...
اجازه بدید از تک تک شماهایی که اسمتون پایین هر پسته من نقش می بنده تشکر کنم.
مرسی که بی هیچ چشم داشتی منو با حضورتون خوشحال می کنید...
اسم نیوردم، ترسیدم خدایی نکرده اسمی از قلم بی افته و من خجالت زده بشم...
فقط بدونید ، این نطفه... خزون اصلاً این سایت بهونه ست... بهونه ست که بتونم هر روز با کسایی اینجا حرف بزنم که واقعاً دوسشون دارم...
مرسی که هستین...



دستامو تو دستات بگیر، آغوشت و باز کن برام...
بیا و با نوازشات ، دنیارو آغاز کن برام...

ویرایش توسط tt.raha : ۲۷ شهريور ۱۳۹۲ در ساعت ۰۵:۵۵ بعد از ظهر
tt.raha آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
!!nahal!!, $@αʀiT$, * سعیده *, ***nazanin, *naghme*, *RANIA*, *shima*, *sogol*, *آویژه*, *توهم سبز**, *سمیه م*, *ماه پیشونی*, +Neda+, .Arezoo., .parniya., /لاله/, 0033, 41267m, 7toranj, 85@HADIS, ::HeLiA::, @Shytvnk@, A3Pic, Abandokht, afra., airena, amirhessam, amisha, amorist, anahid 33, Anahita.s, andishe1993, angel04, angry girl, arman_iran, Arnika_SS, aseman_82, ashoka, asma-m, atashgah62, Atefe.M, athare, ati joooon, atish69, Ati__377, Atrisa banu, ayda90, azarsana, B*O*S*H*R*A, baharboofy, baharvaman, barni, baroonii, BAZIGAR TANHA, Beautiful Jasmine, behnaaz, black-roze, blue heart, BLUE SHADOW, carrie, chochok, cloudyneda, d.pouya, dada1, Dawn95, Delaramad, delgir, deragun, desert girl, Dina*, dina_min, drm.gholami, duste man, EINDRA, elhamgh, eli842, elin89, Elinaz90, elish688, ensankhob, ezez, F @ N @ H @ i, fadai, famdavari, faranak-bahari, fariba44, Farnaz, Farnaz57, fary, faryad(sf), farzaneh.mt, fatemeh13, fereshth, foruzan-k, FowL, gandomsa, ghasedak_love, ghazal-xr75, gitalina, godness, golsa.., googoosh z, GOOL89, hasti59, Hedyeh., hell cat, hesaneh, hese_gharib, hezareh, hidenam, homa41, Honey_fa, hosnaa, Houra75, h_t_h_1984, Ida.M, jigmal_nanaz, jimbo, joana, juju 66, katoore, kissroll, Laali, layahashemi, leila banoo, leila23, leona, lmnop, lovling, m.diamond.s, m0zhdeh, Ma Neli, Mah BanU ☾, mahana1, mahi62, mahsa.f.h, mahshad_hd, mahtabi22, mahya7763, Maman fariba, mamanekasra, mandana 8687, mani1384, mansoure, mansuri, MARDE_TANHA, marmara25, maryam7293, maryami.aramesh, maryam_4008, maryiana, marzi marzi, mehrazar, Melika.., mellina2000, meno, milana, mina87, mishapasha, miss_mass, mitra 94, Mmojack, mokmor, mona61, mona92, morvaride, motlagh, mzm1368, N*A*Z*L*I, n.d.sari, nadia_gh74, Nahid72, nanazkhanoom, nasrin.j, nastaran_702, natanayel, ned67, negar*pb, negar1373, negin gold, Negin96, niazruby, night_star, nilid312, nilok, niloo94, niloofarane, nilou94, nina86, nmari, nona65, orange..A, pana-m, pani1381, papoo, parmida90, parmis91, parvazeh98, parvinah, pati'a, peg@h, perspolis2012, peterpanama14, poodi, pure13, Queen SaRa, R ! R a, raha moozy, Rahele.p.b, rahil74, rain_signal, ramanava, Rana.S, raz gol, Real Smiler, reza9000, rezaei61, roamer*, ronika_1994, Roshanak.k, roya1365, ROZ GOL, rural girl, R£§PINA, S!M!N, s.da70, s@na, sabooha, sabouraneh, saeide735, safa9433, sahar.74, sahar.mah16, sahelearam, sahelii, sama33, samaneh yavari, samin26, samira 68, sam_2012, sana 88, sanaz.p, Sanaz1370, sanjaghak_a, sanni, sara1988, sara2876, sarah92, sara_1360, sayeh66, sazin513, SEA SHELL-600, sepideh1993, SETARE SOHEYL, setareh273, setayesh_p995, sete, shabtab 62, shadab1987, shadi1356, shadi_gule, shafagh 69, shanti, sharmin.r, shatot, Shery84, shida.m, shimaaaaa, shimena, shirinbrz, SHU SHU ABI, sh_shivol, siiiiiima, sim sin, sima_a_111, sisi7070, Snow Dream, sogand n, sogol 71, soheila50, soheilam, somaye_t, spong bob, sponge bob, SPR!NG G!Rl, sunlife, sushiyant11, syhbyt, S_HOOT, takselooly, tandis2, TanNazZz, taranomeabshar, targ0l~70, tiger1978, toka-88, Vaaleh, violet-9-b, vj_90, Y*A*S, ya3aman, yasamin khanoom, yashkin, zarpari04, zhompol, zohreh.zarei198, _black Flood_, ~ nikoO ~, ~Azita~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, °Hal¡¥aS°, нαηιγε, آرام.د, آزی جونی, آسوده, آمستريدا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ارامی, اردیبهشت 3, اردیبهشت 75, ارغوان 67, ازلی, اسمون, اطلسی 98, افسانه1362, الهه شهریور, الهه50, امیلیا, ELI, باران شکوفه, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی بهاری, بــــانــــو, بهار گل, بهناز20, ترنج فاطمي, تریلوبیت, جودی ابوت شیطون, حَـواے دیوانـہ, خیال غزل, دخترویروسی, دریا 91, دریا دلنواز, رادمینا, رالف, رزصورتی, رودنا, رویای عشق, زهرا عاشق رمان, زهرا گل, ساحلی, سبحی, ستاره شباهنگ, ستاره ومپایر, ستـاره, سروش آرامش, سها19, سوداا, سپید88, شب بی ستاره, شجره, شمسا, صبح بهار, صحرا73, صدای پای اب, عسل مامی, عمه حمی, فرحناز65, فرنوش72, فــــــــــروغ, ققنوس98, لمیس20, م.نوری, مادرم, مامان بهاره, مامان مهتابی, مانامحب, ماه منیر, ماه پنهان, متولد ماه تیر, معمار کوشمولو, ملودی آرامش, منا معیری, مهدیه جون, مهستی, می نی, نازنین 87, ندا آجورلو, نسرین..., نسیب, نیلوفر98, نیکا83, هانی سالی, هانیه نیکو, هیونگ, پارمیس خانوم, پانیززهرا, پاپلی, پرهوده, پری دخترم, پونام, چشم قشنگ, چشمک ستاره, چلیپا, ژوبی, کوثر واصلی, گربه وحشی, گنجیشک, یاسمین.م, یلدا تقی زاده, یلدا.م, یلدا2222, یونیکا, یگانه
قدیمی ۲۸ شهريور ۱۳۹۲, ۰۳:۱۱ بعد از ظهر   #44 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
tt.raha آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +224 امتیاز     
پیش فرض

از میان دندان های کلید شده اش نفس می زند : " مرد باشم؟ مردونه حرف بزنم؟ مردی رو تو چی می بینی تو؟ حتماً منم می بایست مثل شوهرت باشم؟ باید مخت و می زدم؟ باید ازت سوءاستفاده می کردم تا مردونگیم ثابت بشه؟
ببین، من کثیف... من پست... من منفورترین آدم، ولی اونقدر مرد هستم، اونقدر مردونگی دارم که به ناموسه رفیقم تجاوز نکنم... اونقدر مرد هستم که چشمم دنبال زن پسر خاله م دو دو نزنه... اونقدر مردونگی دارم که با هر عشوه ای آب از دهنم راه نیفته...
نهال خانم... من اگه یکی و بخوام تا آخرش می خوام... چشمم رو همه بسته می شه... منم شیطنت داشتم ، منم گند کاری کم نکردم ، اما همون خدای بالا سرت شاهده که هیچ وقت با آبرو و ناموس کسی بازی نکردم... هیچ وقت، هیچ دختری رو بدنام و خونوادش و بدبخت نکردم... من تو اروپا بزرگ شدم... چشم و دلم سیره... مثل اون شوهرت نیستم که یک ساعت بعد از مستقر شدن ، تو کلابا خودشو خفه کرد...
من اگه اینجام... اگه دارم تمام زوایای حمیدو نشونت می دم، اگه امروز بردمت دم اون آزمایشگاه ، فقط به خاطر خودم نبود... به خاطر تو هم بود... تو هم باید بفهمی ، باید اونقدر عمیق حمید و بفهمی تا بتونی پابه پام بیای...
آره من زن نیستم ، هیچ وقتم نمی تونم اون عذابی که تو چشیدی رو بچشم، اما یه مردم... یه مرد داغ دیده... یه مرد که عزیز ترین وجود زندگیشو از دست داده... می تونم درکت کنم... می تونم بفهمم که خیانت هیچ وقت برای یه زن عادی نمی شه...
اینو من دارم می گم... همون سرو ته یه کرباس! همون کافر از خدا بی خبر... اگه تو زنی...، منم مردم... برای تو شاید پوچ باشم اما برای فرشته ی زندگیم مرد بودم... اگه تو فقط از شوهرت خیانت دیدی، من از برادرم ... از رفیقم... از معتمدم خیانت دیدم...اگه تو روحت زخمی شده ، من کمرم خم شده... هنوزم شکسته اس...وجودم خُرد شده...
نهال... بانو... اگه می گی واژه ی اعتماد برات مرده ، من چی بگم که دایره ی لغات زندگیم نابود شده؟"
بی هیچ نفسی ، یک ریز و مسلسل وار جملات را ردیف می کند...
با دستانی لرزان و صورتی کبود ،از جیب درون کتش پاکتِ سیگاری بیرون می آورد...
عصبی و پر از تنش نخی بیرون می کشد و با ضربه های پی در پی فندک گران قیمتش سیگار را روشن می کند...
پشت سر هم کام می گیرد و حجم زیادی از دود شاملِ را قورت می دهد...
شاید چند دقیقه هم نمی گذرد که خاکستر آن توتون کاغذ پیچ را در ظرف چوبی له می کند و نخی جدید آتش می زند..
نگاهم نمی کند اما من پر سماجت به ابروهای مشکی و پر پشتش که از قضا بی نهایت در هم گره خورده اند نگاه می کنم...
کش دار لب به لبش می دهد و با مکث دود را از بینی اش خارج می کند...
مدل نشستنم را تغییر می دهم و گوشه چشمی به ظرف غذایم میندازم... گرسنه نیستم اما دهانم طعمی می خواهد غیر از تلخی..
مثلاً شوری و ترشی ملس وار یک زیتون پرورده...
نگاهی به سیگار لحظه به لحظه در حال آب رفتنش میندازم و دانه ای زیتون در دهانم می گذارم...
اگر بگویم درگیر حرف هایش نشده ام دروغ است...اما نه آنقدر درگیر که تمام ذهنیتم در مقابلش رنگ ببازد و برایم تبدیل به یک اسطوره شود...
در اینکه یک مرد است هیچ شکی نیست... در این که اوهم یکی ست مانند حمید و الباقی تردیدی نیست ، اما یک شکی وجود دارد که نمی گذارد بی خیالی طی کنم...
نمی دانم شاید کمی دور از ذهن باشد اگر بگویم در عمق چشمان سیاه اش درد را می بینم...
شاید کمی عجیب باشد اگر بگویم پشت هر خنده اش مات شدگی را حس می کنم...
شاید عجیب باشد که همه ی این هارا بگویم و باز هم روی مرد بودنش درجا بزنم...
اما، با همه ی عجیب بودن حرف هایم، اعم از ناراحتی پشت پلکان و گفته های خودش، از من نخواه که به مردانگی اش اعتماد کنم و هرچه گفت را چشم بسته چشم بگویم...
اگر زخم خورده ترین عالم هم باشد... اگر چشم پاک ترین آدم این کره ی خاکی هم باشد ، از من نخواه روی مرد بودنش خط ابطال ترسیم کنم...
از من نخواه که روی گفته هایش، روی کلمه ی " درک " و " فهم" حاصل از تجربه اش حساب باز کنم...
شاید او نداند... شاید او بگوید که به مردی خودش استوار است ، اما من می دانم... این من هستم که به مردی او استوار نیستم...
حتی اگر مشت مشت سیگار هم دود کند... حتی اگر بگوید کمرِ خمیده اش هیچ گاه صاف نمی شود ، باز هم ،هیچ وقت من نمی شود... هیچ وقت یک زن نمی شود...
با تمام درک و فهم امروزی اش حتی...
-" راستش فکر نمی کردم انقدر بهم بریزی... با خودم گفتم تو قبلاً هم تجربه داشتی که شوهرت و، تو وضعیتی بدتر از امروز ببینی .اما انگار اشتباه حدس زده بودم..."
چنگال را در ظرف پرتاب می کنم...
پوزخندِ روی لبم را در هوا معلق می کنم و او دودهای سرطان زا را...
دیدی گفتم هر چقدر هم مردِ آدم باشد، زنِ حوا نمی شود؟
دیدی گفتم درک و فهم امروزی اش هم به پای سرشت پر پیچ و خم من نمی رسد؟
با همه ی درک و فهمش، با همه ی استواری اش ، نتوانست بفهمد که خیانت چقدر واژه ی نمناکی ست...
چقدر همیشه تازه است ولی با بویی گند...
با همه ی درک مردانه اش، نمی داند که اگر از جنس چدن هم باشی، اگر روزی هزار بار خیانت هم سرت را ببینی ، هیچ وقت برایت طعم عادت نمی گیرد...
برای فهمیدنِ من، برای دیدن آینه ی غبار گرفته ی درونم نیاز به درک و فهم نیست...
کافیست که همجنس باشی...
کافیست که زن باشی تا بفهمی تکرار واژه ی خیانت چطور ظاهر آهنینت را از هم می پاشد...





-: سلام... حالتون چطوره دوست جونا؟
-: من فردا دارم می رم سرزمین پدری... اهواز... شنبه بر می گردم... کار اداری دارم... بسی خوشحالم که قرار تو اون گرما تبدیل به خرما بشم! هرچند خرما پزون فصلش گذشته..
اهواز دومص می دارم خعلی...
-: امشب تمام تلاشم و می کنم یه پست دیگه بذارم که این بخش تموم بشه.
-: نقدار و الان جواب می دم...
-: قبل از اینکه من پست بعدیمو بذارم لطفاً بازم به صفحه ی نقد سر بزنید... تو این پست سعی کردم خیلی چیزا رو بگم.
من هیچ وقت از شخصیت داستانام حمایت نمی کنم، اما درست اینجا و در همین پست ازتون می خوام اگه نمی تونید نهال بفهمید تکذیبش نکنید...
درک کردن یه زن واقعاً سخت نیست...
اینو منی می گم که کوچکترین تجربه ای در این مورد ندارم... کافیه دیدمون وسیع بشه و همه ی جوانب رو ببینیم...
-: می دونید که همیشه مرسی من باب حضورتون نه؟

بازم مرسی...خعلی خعلی مرسی
یادم رفت بگم: کلمات بولد فکر کنید روشون


نقد نطفه

ویرایش توسط tt.raha : ۲۸ شهريور ۱۳۹۲ در ساعت ۰۳:۲۵ بعد از ظهر
tt.raha آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
!!nahal!!, $@αʀiT$, * سعیده *, ***nazanin, *naghme*, *RANIA*, *shima*, *sogol*, *آویژه*, *توهم سبز**, *سمیه م*, *ماه پیشونی*, +Neda+, .Arezoo., .parniya., /لاله/, 0033, 85@HADIS, @Shytvnk@, Abandokht, afra., airena, amirhessam, amisha, amorist, anahid 33, Anahita.s, andishe1993, angel04, angry girl, arman_iran, Arnika_SS, asma-m, atashgah62, Atefe.M, athare, ati joooon, atish69, Ati__377, Atrisa banu, ayda90, azarsana, B*O*S*H*R*A, baharboofy, baharvaman, barni, baroonii, BAZIGAR TANHA, Beautiful Jasmine, black-roze, blue heart, BLUE SHADOW, carrie, chochok, cloudyneda, d.pouya, Dawn95, delgir, deragun, desert girl, Dina*, dina_min, drm.gholami, duste man, EINDRA, elhamgh, eli842, elin89, elish688, ensankhob, ezez, F @ N @ H @ i, fadai, famdavari, faranak-bahari, fariba44, Farnaz, fary, faryad(sf), farzaneh.mt, fatemeh13, fereshth, foruzan-k, FowL, gandomsa, ghasedak_love, ghazal-xr75, gitalina, GOOL89, Haniii9396, hasti59, Hedyeh., hell cat, hesaneh, hese_gharib, hidenam, homa41, Honey_fa, hosnaa, Houra75, h_t_h_1984, Ida.M, jigmal_nanaz, jimbo, joana, juju 66, katoore, kissroll, Laali, layahashemi, leila ahmadi, leila banoo, leila23, leona, lmnop, lovling, m.diamond.s, m0zhdeh, Ma Neli, Mah BanU ☾, mahana1, mahda, mahi62, mahsa.f.h, mahshad_hd, mahtabi22, mahya7763, Maman fariba, mamanekasra, mandana 8687, mani1384, mansoure, mansuri, MARDE_TANHA, marmara25, maryam7293, maryami.aramesh, maryam_4008, maryiana, marzi marzi, mehrazar, Melika.., mellina2000, meno, milana, mina87, miss_mass, mitra 94, Mmojack, mokmor, mona61, mona92, morvaride, motlagh, mzm1368, m_mousavi, N*A*Z*L*I, n.d.sari, nadia_gh74, Nahid72, nanazkhanoom, nasrin.j, nastaran_702, natanayel, ned67, negar*pb, negar1373, negin gold, Negin96, niazruby, night_star, nilid312, nilok, niloofarane, nilou94, nina86, nmari, nona65, orange..A, pana-m, pani1381, papoo, parisima, parmida90, parmis91, parvazeh98, parvinah, pati'a, peg@h, pelin_71, perspolis2012, peterpanama14, poodi, pure13, Queen SaRa, raha moozy, rahil74, rain_signal, ramanava, Rana.S, raz gol, Real Smiler, reza9000, rezaei61, roamer*, ronika_1994, Roshanak.k, roya1365, ROZ GOL, R£§PINA, S!M!N, s.da70, sabooha, sabouraneh, saeide735, safa9433, sahar.74, sahar.mah16, sahelearam, sama33, samaneh yavari, samira 68, sam_2012, sana 88, sanaz.p, Sanaz1370, sanjaghak_a, sanni, sara1988, sarah92, sayeh66, sazin513, sefid65, sepideh1993, SETARE SOHEYL, setareh273, setayesh_p995, sete, sfv91, shabtab 62, shadab1987, shadi1356, shadi_gule, shafagh 69, shanti, Shery84, shida.m, shimaaaaa, shimena, shirinbrz, SHU SHU ABI, sh_shivol, siiiiiima, sim sin, sima_a_111, Snow Dream, sogand n, sogol 71, soheila50, soheilam, somaye_t, soode, spong bob, sponge bob, SPR!NG G!Rl, sushiyant11, syhbyt, takselooly, tandis2, TanNazZz, taranomeabshar, targ0l~70, tiger1978, toka-88, vj_90, Y*A*S, ya3aman, yasamin khanoom, yashkin, zanbagh, zarpari04, zohreh.zarei198, _black Flood_, ~ nikoO ~, ~Azita~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, °Hal¡¥aS°, нαηιγε, آرام.د, آزی جونی, آسوده, آمستريدا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ارامی, اردیبهشت 3, ارغوان 67, ازلی, اسمون, اطلسی 98, افسانه1362, الهه شهریور, الهه50, امیلیا, باران شکوفه, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی بهاری, بــــانــــو, بهار گل, بهناز20, ترنج فاطمي, تریلوبیت, جودی ابوت شیطون, خیال غزل, دخترویروسی, دریا 91, دریا دلنواز, رادمینا, رالف, رزصورتی, رودنا, رویای عشق, ساحلی, سبحی, ستاره شباهنگ, ستاره ومپایر, ستـاره, سروش آرامش, سوداا, سپید88, شاناز, شب بی ستاره, شجره, شمسا, صبح بهار, صحرا73, صدای پای اب, عسل مامی, عمه حمی, فرحناز65, فرنوش72, فــــــــــروغ, فیروزه گلی, ققنوس98, لمیس20, م.نوری, مامان بهاره, مامان مهتابی, مانامحب, ماه پنهان, متولد ماه تیر, معمار کوشمولو, ملودی آرامش, منا معیری, مهدیه جون, مهستی, مهشید7, می نی, نازنین 87, ندا آجورلو, نسرین..., نسیب, نیلوفر98, نیکا83, هانی سالی, هانیه نیکو, هیونگ, پارمیس خانوم, پانیززهرا, پاپلی, پرهوده, پری دخترم, پونام, چشم قشنگ, چشمک ستاره, چلیپا, ژوبی, کوثر واصلی, گربه وحشی, گنجیشک, یاسمین.م, یلدا تقی زاده, یلدا.م, یلدا2222, یونیکا, یگانه
قدیمی ۲۸ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۴۴ بعد از ظهر   #45 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
tt.raha آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +221 امتیاز     
پیش فرض

از سومین سیگارش هم کام می گیرد :" قسم می خورم من ،تو آشنایی حمید و این دختره هیچ نقشی نداشتم..اصلاً وقتی من اومدم ایران اینا با هم بودن.اون موقع ها زخمم زیادی عفونی بود، در به در راهی بودم که حمیدو بزنم زمین.. درست مثل حالته تو...
بی فکر، دست به هر ریسمونی می نداختم. تا اینکه تو سالگرد گیتا، حسام و دیدم... با ظاهری داغون...اونقدر دلش پر بود، اون قدر به قول خودش خفه مونده بود که داشت غم باد می گرفت... برام همه چیزو گفت...
ما دوستیِ صمیمانه ای نداشتیم فقط چند تا شراکت بود که به واسطه ی حمید با هم انجام داده بودیم... من تو غم از دست دادن گیتا بودم و اون تو بهت پست بودن پسر خاله و نامزد اسمیش...
اومد خونه م .. مست مست... عربده کشید ، فحش داد به زمین و زمان...
آخرشم مثل یه بچه مرد گریه کرد....
می گفت خودشم نفهمیده اینا کی با هم آشنا شدن... خود دختره رفته بود همه چیزو بهم ریخته بود ...
تازه اون روز بود که فهمیدم حمید تا چه حد پستِ...
همون شبونه جسم سیاه مست حسام و بردم خونه ش و اون هیچ وقت نفهمید رازش و به جزء خودش شخص دیگه ای هم می دونه...
دوهفته نشستم تو خونه و همه چیز و سنجیدم... وجود پونه رو وجود حمید و تو رو، خودم و ، حتی گیتایی که دیگه کنارم نبود...
تمام اون دو هفته یه طرف شب آخرش یه طرف... شبی که تا صبح زل زدم به عکس گیتا و قسم خوردم نذارم آب خوش از گلوی حمید پایین بره... شبی که کتی هزار بار به در اتاقم کوبوند و قسمم داد به روح مامان بابا که دیوونگی نکنم... که بگذرم...
هه... بیچاره خواهره ساده ی من... نمی دونست پشت هر قربونت برم هایی که تو صدامه چقدر دیوونگی خوابیده... نمی دونست پشت هر چشم گفتنه من چقدر کینه جمع شده...
کتی قسم می داد که بگذرم و من می گفتم چشم!
اما خودِ خدا خوب می دونست تا زنده م از خون گیتا نمی گذرم...
گذاشتم یه مدت همه چی آروم شد... شرکت بابا رو دوباره سرو سامون دادم... به لطف آشناهایی که بابام داشت سرپا شدن دوباره ی شرکت کار سختی نبود...
رابطه م با حمیدو دوباره از سر گرفتم... حتی صمیمی تر از قبل... طوری که سر روی شونه اش می ذاشتم و از نبود گیتا گریه می کردم... نمی تونی حدس بزنی با چه سوزی دلداریم می داد...
هه... هنوزم نمی تونه تجسم کنه که من چه مجلس سوز ناک تری براش در نظر دارم...
ازش خواستم یه نفر و بفرسته شرکت به عنوان دستیار... گفتم مهم نیست درس خونده یا نه فقط معتمد باشه... انقدر رو مغزش کار کردم تا پونه رو فرستاد... اونم به اسم دختر یکی از همکارا....
نمی دونم ، هنوزم نفهمیدم چرا پونه رو فرستاد تو شرکته من... هرچند بعید نیست که از ترسش بوده... بلاخره حمید به بهانه هم احتیاج داشت ، که اگه جایی با هم دیده شدن، از من استفاده کنه...
بلاخره اونقدر پونه جاش تو شرکت باز شد که تونستم با یه آتو بگیرمش تو مشتم...
و اون آتو... فکر می کنی چی بود؟
یه موضوع فوق العاده پر اهمیت برای یه دختر از قشر پایین و سنتی...
یه فیلم! یه فیلم شخصی از خودش و حسام... فیلمی که هیچ وقت وجود خارجی نداشت...
اما همون دروغ و بارها رفتن تا مرحله ی اجرا باعث شد بی افته تو دام و بشه همون که من می خوام...
بشه چنگالای منو هر لحظه روح حمیدو خراش بده...
نقشه رو کشیدم... قرار شد به هر طریقی شده حمید و راضی کنه صیغه ش کنه... به من مربوط نبود به چه طریقی برای من مهم اون برگه ی شرعی بود...
گفتم ازش خونه بخواد، ماشین بخواد، بخواد که براش خرج کنه و همه رو به نامش بزنه...
دیدیش که ،خوشگله... خوبم یاد گرفته از خوشگلیش استفاده کنه...
دیگه مثل قبل نبود که چیزی ازش بخوام رو ترش کنه... فهمیده بود که اگه همه چیز به اسم برای منه ،تمام سود مالیش برای خودشه ...
دیگه خودش بود که حمید و تیغ می زد... راه افتاده بود... از ویلای رامسر گرفته تا سهام شرکت...
راستش با این همه ،همیشه برام سوال بوده که چرا حمید انقدر براش خرج می کنه... فقط به خاطر چهره؟ فقط به خاطر اندام؟ این تنها سوالیه که هیچ وقت جوابی براش نداشتم...
به هر حال پونه زود و خیلی خوب درسش و یاد گرفت...
و حالا، با داشتن بچه ای دو قلو که حلاله و خبر دار شدن خانواده ی دختره ،حمید دستش مونده تو پوست گردو...
روزگار خوشی نداره پسر ارشد حاج شریف، معتمد اهل بازار..."
با بهت و حیرت نگاهش می کنم...
بی توجه به همه ی حرف هایش می گویم:" پس فرق تو با حمید چیه این وسط؟ تو هم با اون دختره..."
حرفم را می برد و با پوزخند می گوید :" هی... هی.. از اون طرفداری می کنی؟از اون دختره که شما زنا بهش می گید خونه خراب کن؟ نهال خانم اون خودش تمام زیرو بم حمید و زندگیش و می دونه... تو رو می شناسه فکر می کنی براش مهم بود که داره رو زندگیِ یکی دیگه خونه شو بنا می کنه؟ اون دختر و امثالش عقده دارن... عقده ی پول...در همین حد بذار برات بگم...
تو غصه ی اونو نخور بهش بد نمی گذره، درثانی من یه صدم هم به اون شوهر لندهور تو شباهت ندارم.... من با آبروی کسی بازی نکردم... فقط ترسوندمش... فقط و فقط ترسوندمش که کارم راه بی افته... تو نگران اون نباش.. اون جایی نمی خوابه که آب زیرش بره..!"
رویم را می گیرم... کلماتی که به کار می برد حالم را بهم می زند... شروع می کنم با نخ اضافه ی مانتو ام بازی کردن...
به حرف هایش فکر می کنم .. به آن زن پونه نام مو بلوند! به همانی که نزدیک یک سال بود شریک حمید بود...
یک دفع به تندی می پرسم :" تو که گفتی تمام مدت منو زیر نظر داشتی؟ کی وقت کردی هم منو تحت نظر بگیری و هم این همه نقشه بکشی؟"
لبانش را کش می دهد و می گوید :" تو تمام این مدت، منم یه همپا داشتم... یه شریک..."





-: سفرم کنسل شد...
-: می خواستم این پست و بذارم برای فردا تا حسابی روش کار کنم، گفتم بد قول می شم...
-: به نظرتون شریک باربد کیه؟



ویرایش توسط tt.raha : ۲۸ شهريور ۱۳۹۲ در ساعت ۰۹:۵۰ بعد از ظهر
tt.raha آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
!!nahal!!, $@αʀiT$, * سعیده *, ***nazanin, *houra*, *naghme*, *RANIA*, *shima*, *sogol*, *آویژه*, *توهم سبز**, *سمیه م*, *ماه پیشونی*, +Neda+, ...shadow girl, .Arezoo., .parniya., /لاله/, 0033, 41267m, 85@HADIS, ::HeLiA::, Abandokht, afra., airena, amirhessam, amisha, amorist, anahid 33, Anahita.s, andishe1993, angel04, angry girl, arman_iran, Arnika_SS, aseman_82, asma-m, atashgah62, Atefe.M, athare, ati joooon, atish69, Ati__377, Atrisa banu, ayda90, azarsana, B*O*S*H*R*A, baharboofy, baharvaman, barni, baroonii, BAZIGAR TANHA, Beautiful Jasmine, black-roze, blue heart, BLUE SHADOW, carrie, chochok, cloudyneda, d.pouya, dada1, Dawn95, delgir, deragun, desert girl, Dina*, drm.gholami, duste man, EINDRA, elhamgh, eli842, elin89, elish688, ensankhob, ezez, F @ N @ H @ i, fadai, famdavari, faranak-bahari, fariba44, fariba45, Farnaz, fary, faryad(sf), farzaneh.mt, fatemeh13, fereshth, foruzan-k, FowL, gandomsa, ghasedak_love, ghazal-xr75, gitalina, golsa.., googoosh z, GOOL89, Haniii9396, hasti59, Hedyeh., hell cat, hesaneh, hese_gharib, hezareh, hidenam, homa41, Honey_fa, hosnaa, Houra75, h_t_h_1984, Ida.M, jigmal_nanaz, jimbo, joana, juju 66, katoore, kissroll, Laali, layahashemi, leila ahmadi, leila banoo, leila23, leona, lmnop, lovling, m.diamond.s, m0zhdeh, Ma Neli, ma30-69, Mah BanU ☾, mahana1, mahda, mahi62, mahsa.f.h, mahshad_hd, mahshid72, mahtabi22, mahya7763, Maman fariba, mamanekasra, mani1384, mansoure, mansuri, MARDE_TANHA, marmara25, maryam7293, MARYAMGOL, maryami.aramesh, maryam_4008, maryiana, marzi marzi, mehrazar, Melika.., mellina2000, meno, milana, mina87, mishapasha, miss_mass, mitra 94, mk70, Mmojack, mokmor, mona61, mona92, monir1343, morvaride, motlagh, mzm1368, m_mousavi, N*A*Z*L*I, n.d.sari, nadia_gh74, Nahid72, nanazkhanoom, nasrin.j, nastaran_702, natanayel, ned67, nedaida55, negar*pb, negar1373, negin gold, Negin96, niazruby, night_star, nilid312, nilok, niloofarane, nilou94, nmari, nona65, noodi, omidk, orange..A, pana-m, pani1381, papoo, parmida90, parmis91, parvazeh98, parvinah, pati'a, peg@h, pelin_71, perspolis2012, peterpanama14, poodi, pure13, Queen SaRa, raha moozy, rahaa_m, Rahele.p.b, rahil74, rain_signal, ramanava, Rana.S, rashno, raz gol, Real Smiler, rezaei61, roamer*, ronika_1994, Roshanak.k, roya1365, ROZ GOL, R£§PINA, S!M!N, s.da70, sabooha, sabouraneh, saeide735, safa9433, safoora 490, sahar.74, sahar.mah16, sahelearam, sama33, samaneh yavari, samira 68, sam_2012, sana 88, sanaz.p, Sanaz1370, sanjaghak_a, sanni, sara1988, sarah92, sara_1360, sayeh66, sazin513, sefid65, sepideh1993, SETARE SOHEYL, setareh273, setayesh_p995, sete, shabtab 62, shadab1987, shadi1356, shadi_gule, shafagh 69, shanti, Shery84, shida.m, shimaaaaa, shimena, shirinbrz, SHU SHU ABI, sh_shivol, siiiiiima, sim sin, sima_a_111, sisi7070, Snow Dream, sogand n, sogol 71, soheila50, soheilam, somaye_t, soode, spong bob, sponge bob, SPR!NG G!Rl, sushiyant11, syhbyt, takselooly, tandis2, TanNazZz, taranomeabshar, targ0l~70, tiger1978, toka-88, vj_90, ya3aman, yasamin khanoom, yashkin, zanbagh, zarpari04, zhompol, zohreh.zarei198, _black Flood_, ~ nikoO ~, ~Azita~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, °Hal¡¥aS°, нαηιγε, آرام.د, آزی جونی, آسوده, آمستريدا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ارامی, اردیبهشت 75, ارغوان 67, ازلی, اسمون, اطلسی 98, افسانه1362, الهه شهریور, الهه50, امیلیا, ELI, باران شکوفه, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی بهاری, بــــانــــو, بهار گل, بهناز20, ترنج فاطمي, تریلوبیت, تهران بانو, جودی ابوت شیطون, حَـواے دیوانـہ, خیال غزل, دخترویروسی, دریا 91, دریا دلنواز, رادمینا, رالف, رامان, رزصورتی, رودنا, رویای عشق, زهرا گل, ساحلی, سبحی, ستاره ومپایر, ستـاره, سروش آرامش, سوداا, سپید88, شاناز, شب بی ستاره, شجره, شمسا, صبح بهار, صدای پای اب, عسل مامی, عمه حمی, فتانه.پ, فرحناز65, فرنوش72, فــــــــــروغ, فیروزه گلی, ققنوس98, لمیس20, م.نوری, مامان بهاره, مامان مهتابی, ماه منیر, ماه پنهان, معمار کوشمولو, ملودی آرامش, ملیحه عنبران, مهدیه جون, مهستی, می نی, نازنین 87, ندا آجورلو, نسرین..., نسیب, نیلوفر98, نیکا83, هانی سالی, هانیه نیکو, هیونگ, پارمیس خانوم, پانیززهرا, پاپلی, پرهوده, پری دخترم, پونام, چشم قشنگ, چشمک ستاره, چلیپا, ژوبی, کوثر واصلی, گربه وحشی, گنجیشک, یاسمین.م, یلدا تقی زاده, یلدا.م, یلدا2222, یونیکا, یگانه
قدیمی ۲۹ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۳۲ بعد از ظهر   #46 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
tt.raha آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +224 امتیاز     
پیش فرض

برای صبح بهار عزیزم... برای تمام بچه های نقد... برای خودم... برای شما...
برای نطفه... برای سبز های کدر....


ابروی سمت راستم نامحسوس بالا می رود :" شریک؟"
لبانش را جمع می کند:" آره .. البته شریک که نه، اینا همه نقشه ی من بود ، اون فقط همراهم بود...فقط یه بیننده..."
کنجکاوم... خیلی..:" کی؟"
-" وهاب... نامزد گیتا..."
شوک زده از اسم نامزد می گویم:" کی؟ نامزد؟ گیتا همونه که حمید..."
حرفم را می برد و کلافه می گوید:" آره...گیتا خواهرم بود، وهاب م نامزدش..."
با بهت می گویم:" خواهر؟ من فکر می کردم نامزدت بوده... یا دوست دخترت... یا عشقت..."
پوزخند می زند :" آره... عشقم بود... خواهرم بود... خواهر کوچولوم... عشقه زندگیم...کسی که وقتی رفت، برای حفظ آبروش از همه پنهان کردم خودش و کشته..."
همچنان پر از بهت نگاهش می کنم... دوباره سیگاری آتیش می زند...اینبار با مکث دودش می کند ، با چشمانی بسته...
-" من... متأسفم..."
پلکانش را آرام باز می کند و تلخ می گوید :" از روزی که برات ماجرا رو گفتم ، حتی یه بارم نگفتی متأسفی ، حتی یه کنجکاوی هم نکردی... نپرسیدی اون ناموسی که انقدر برات مهمِ کی بوده ...نپرسیدی حمید کی اون کارو کرده، نپرسیدی خواهرِ من چرا خودشو کشت... حالا، بعد از این همه مدت می گی متأسفی؟ واقعاً هستی اصلاً؟"
با اخم نگاهش می کنم و می گویم :" منظورت چیه؟"
پوزخند می زند:" منظور؟ هه... تأسفت مالِ خودت..."
رویش را می گیرد و دود غلیظ سیگارش را از میان لب های بسته اش خارج می کند...
با اخم به ریز رفتارش خیره می شوم...خیره ی خیره...
اون ناراحت این است که ابراز تأسف مرا نشنیده و من ناراحت رفتار حیوانی اش...
با اخم می گویم :" نه... تأسفم مالِ تو..اصلاً این تأسف رو برای خودِ خودت آماده کردم...
بذار الآن حرفمو بزنم که دو هفته دیگه مثل الآن مدعی نشی که چرا همون روز حرفت و نزدی... اگه الآن انتظار داری که من بابت دسته گلت ازت تشکر کنم ، داری وقت تلف می کنی...
ببین من یه زنم... زن بودنم به یه روز و دو روز هم بر نمی گرده... من از روزی که به دنیا اومدم یه زن بودم!
اما امروز شکل گرفتم، جسمی منظورمه ..خیانت دیدم از طرف نزدیک ترین مرد زندگیم ،و امروز زنی رو دیدم که از شوهر من بچه داره، و تو حرف زدی از بلاهایی که سرش اوردی... حرف زدی و با همه ی حرفات ته تهش حق و به خودت دادی...
ببین من یه زنم ... باید الان خوشحال بشم که یکی پیدا شده که می خواد حمید و بنشونه سر جاش و هستم، باید دلم خنک شده باشه ،اون زنی که می گی خونه مو خراب کرده به سزاش رسوندی ، هستم ولی...
ولی...من بازم من یه زنم!
حتی اگه دلمم خنک بشه، حتی اگه اون زن بشه وسیله ی رسوایی حمید ، حتی اگه زندگیِ آفت خورده ی منو به برهوت تبدیل کرده باشه، راضی نیستم که با آبروش بازی بشه..
شاید بگی اینا همش ادعاست... اینا همش حرفه... اما مگه زندگی خودش کم ادعاییه؟ کم پرِ از حرف بی ربط؟ اصلاً خود تو بهم بگو، خودِ تویی که برای حفظ آبروی خواهرت سرپوش گذاشتی روی دلیل نبودش، آبروی اون دختر برات مهم نبود؟
نمی فهممت... نه فقط تورو،همه ی آدمای اطرافم و... شماهایی که پای حرفاتون میخ می زنید به زمین و پای عمل به یه نسیم آویزون می شید...
نمی فهممت که یک سال من و ، ناموس یکی دیگه رو ، ناموس برادرم و پدرم و تعقیب کردی، با تهدید تنِ یه دخترو روزی هزار بار لرزوندی ، اما برای آبروی خواهری که دیگه نیست داری آبروی زنده ها رو می بری...
باربد خان... آقای کیان... اینو بدون، آبروی هرکس برای خودش خیلی مهمه... من با اون زن مشکل دارم... با تمام زنایی که تو زندگیِ حمید بودن مشکل دارم ، اما شوهر خودمم می شناسم... خودمم می شناسم... من و مای زندگیمو می شناختم که به قول تو برای انتقامم به ریسمونای پوسیده چنگ زدم...
من اگه دنبال یه ریسمونِ محکم بودم الان مثل تو می نشستم و با افتخار از نامردیم در ازای حق طلبی می گفتم...
اگه می خوای رابین هود بازی در بیاری ، راهشو بشناس... با بردن آبروی یکی دیگه نمی تونی برای خودت آبرو بخری...
حتی اگه اون آدم کثیف ترینم باشه... حتی اگه زندگی خراب کن باشه...
شعار نمی دم... حرفی رو می زنم که بهش ایمان دارم... فکر کردی من اگه می خواستم نمی تونستم از همون زنی که تو اتاق خوابم بود سوء استفاده کنم؟
تو راست می گی... راه من و تو زمین تا آسمون فرق داره.. من برای پیروزیم ، دیگران و با تقلب زمین نمی زنم...
من برای پیروزیم فقط از خودم، مایه می ذارم... من اونی نیستم که تو فکر می کنی، اما تو دقیقاً همونی بودی که من فکر می کردم...
تو پری از منم منم... تو پری از هرچیزی که ردش می کنی...
و منم یه آدمم... یه آدمی که قبول داره شکست خورده اما نمی خواد مفت ببازه...
من یه آدمم که اگه دستم به اون زن برسه با انگشتام خفه اش می کنم ، می کشمش ، زندگیش و نابود می کنم ، اما تو حق نداشتی حتی بهش نزدیک بشی...
می فهمی؟ تو حق خیلی از این کارایی که انجام دادی رو نداشتی...
تا وقتی که خودمون حق وناحق می کنیم ، بایدم دنبالش بدویم...
باربد خان ،شراکت ما ، از همین جا، تموم..."

کیفم را چنگ می زنم و این شراکت را به درک می فرستم...
طوری از مقابل چشمان حیرت زده اش رد می شوم، گو که هرگز نبوده ام...

....

-: خیلی دلم می خواست گیتا و باربد دو قلو باشن... کلی دلیل داشتم برای این انتخاب...نشد!
- : هیچ وقت فراموش نکنید که چقدر دوستون دارم...
-: من خیلی کوچیکم.. از هر نظر که فکرشو بکنید... اما با این پست...
کاش همیشه یه نطفه تو زندگی هامون باشه که مارو از اصلمون جدا نکنه...
من کوچیکم ولی، ما خدا نیستیم... به جای خدا تصمیم نگیریم...


نقد انعقاد

ویرایش توسط tt.raha : ۲۹ شهريور ۱۳۹۲ در ساعت ۰۹:۳۴ بعد از ظهر
tt.raha آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
!!nahal!!, $@αʀiT$, * سعیده *, ***nazanin, *houra*, *RANIA*, *shima*, *sogol*, *آویژه*, *توهم سبز**, *راینا*, *سمیه م*, *ماه پیشونی*, +Neda+, ...shadow girl, .Arezoo., .parniya., /لاله/, 0033, 41267m, 85@HADIS, ::HeLiA::, @Shytvnk@, Abandokht, afra., airena, amirhessam, amisha, amorist, anahid 33, Anahita.s, andishe1993, angel04, angry girl, arman_iran, Arnika_SS, asemanii, aseman_82, asma-m, Atefe.M, athare, ati joooon, atish69, Ati__377, Atrisa banu, ayda90, azarsana, B*O*S*H*R*A, baharboofy, baharvaman, barni, baroonii, BAZIGAR TANHA, Beautiful Jasmine, black-roze, BLUE SHADOW, carrie, chochok, cloudyneda, d.pouya, dada1, degeer, delgir, deragun, desert girl, Dina*, dina_min, drm.gholami, duste man, EINDRA, elhamgh, eli842, elin89, elish688, ensankhob, ezez, F @ N @ H @ i, fadai, famdavari, faranak-bahari, fariba44, Farnaz, Farnaz57, fary, faryad(sf), farzaneh.mt, fatemeh13, fereshth, foruzan-k, FowL, gandomsa, ghasedak_love, ghazal-xr75, gitalina, googoosh z, GOOL89, hasti59, Hedyeh., hell cat, hesaneh, hese_gharib, hezareh, hidenam, homa41, Honey_fa, hosnaa, Houra75, h_t_h_1984, Ida.M, jigmal_nanaz, jimbo, joana, juju 66, katoore, kissroll, Laali, leila ahmadi, leila banoo, leila23, leona, lmnop, lovling, m.diamond.s, m0zhdeh, Ma Neli, Mah BanU ☾, mahda, mahi62, Mahsa . Saman, mahsa.f.h, mahshad_hd, mahshid72, mahtabi22, mahya7763, Maman fariba, mamanekasra, mani1384, mansoure, mansuri, many22, MARDE_TANHA, marmara25, maryami.aramesh, maryam_4008, maryiana, marzi marzi, mehrazar, Melika.., mellina2000, meno, milana, mina87, mishapasha, miss_mass, mitra 94, mk70, Mmojack, mokmor, mona61, mona92, monir1343, morvaride, motlagh, mzm1368, m_mousavi, N*A*Z*L*I, n.d.sari, nadia_gh74, Nahid72, nanazkhanoom, nasrin.j, nastaran_702, natanayel, ned67, nedaida55, negar*pb, negar1373, negin gold, Negin96, niazruby, night_star, nilid312, nilok, niloofarane, nilou94, nina86, nmari, nona65, noodi, orange..A, pana-m, pani1381, papoo, parmida90, parmis91, parvazeh98, parvinah, pati'a, peg@h, pelin_71, perspolis2012, peterpanama14, poodi, pure13, Queen SaRa, raha moozy, rahaa_m, raha_veronika, Rahele.p.b, rahil74, ramanava, Rana.S, rashno, raz gol, Real Smiler, rezaei61, roamer*, ronika_1994, Roshanak.k, roya1365, ROZ GOL, R£§PINA, S!M!N, s.da70, sabooha, sabouraneh, saeide735, safa9433, sahar.74, sahar.mah16, sahelearam, sahelii, sama33, samaneh yavari, samira 68, sam_2012, sana 88, sanaz.p, Sanaz1370, sanaZzZ, sanjaghak_a, sanni, sara1988, sara_1360, sayeh66, sazin513, sefid65, sepideh1993, SETARE SOHEYL, setareh273, setayesh_p995, sete, shabtab 62, shadab1987, shadi1356, shadi_gule, shafagh 69, shanti, shazde koochool, Shery84, shida.m, shimaaaaa, shimena, shirinbrz, shiva 501, SHU SHU ABI, sh_shivol, siiiiiima, sim sin, sima_a_111, sisi7070, Snow Dream, sogand n, sogol 71, soheila50, soheilam, somaye_t, soode, spgsara, spong bob, sponge bob, SPR!NG G!Rl, sushiyant11, syhbyt, takselooly, tandis2, TanNazZz, taranomeabshar, targ0l~70, toka-88, vj_90, ya3aman, yasamin khanoom, yashkin, zanbagh, zarpari04, zhompol, zohreh.zarei198, _black Flood_, ~ nikoO ~, ~Azita~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, °Hal¡¥aS°, нαηιγε, آزی جونی, آسوده, آمستريدا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ارامی, اردیبهشت 75, ارغوان 67, ازلی, اطلسی 98, افسانه1362, الهه شهریور, الهه50, امیلیا, ELI, باران شکوفه, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی بهاری, بــــانــــو, بهار گل, بهناز20, ترنج فاطمي, تریلوبیت, تهران بانو, جودی ابوت شیطون, حَـواے دیوانـہ, خیال غزل, دخترویروسی, دریا 91, دریا دلنواز, رادمینا, رالف, رزصورتی, رودنا, رویای عشق, زهرا عاشق رمان, زهرا گل, ساحلی, سبحی, ستاره ومپایر, ستـاره, سروش آرامش, سوداا, سپید88, شاناز, شب بی ستاره, شجره, شمسا, صبح بهار, صحرا73, صدای پای اب, عسل مامی, عسل ٦٦, عمه حمی, غزل91, فتانه.پ, فرحناز65, فرنوش72, فــــــــــروغ, فیروزه گلی, ققنوس98, لمیس20, م.نوری, مامان بهاره, مامان مهتابی, مانامحب, ماه پنهان, ماهين, معمار کوشمولو, ملودی آرامش, ملیحه عنبران, مهدیه جون, مهستی, می نی, نازنین 87, ندا آجورلو, نسرین..., نسیب, نیلوفر98, نیکا83, هانی سالی, هانیه نیکو, هیونگ, پارمیس خانوم, پانیززهرا, پاپلی, پرهوده, پری دخترم, پونام, چشم قشنگ, چشمک ستاره, چلیپا, ژوبی, کوثر واصلی, گربه وحشی, گنجیشک, یاسمین.م, یلدا تقی زاده, یلدا.م, یلدا2222, یونیکا, یگانه
قدیمی ۳۰ شهريور ۱۳۹۲, ۰۴:۳۸ بعد از ظهر   #47 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
tt.raha آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +214 امتیاز     
پیش فرض

-" می خواستی حالا هم نیای خونه..."
دستم روی کلید برق خشک می شود، بی آنکه روشنی اش را به خانه هدیه کنم...
نگاهش می کنم... به ریش های هرز روییده و نامرتبش.به چشمان پر از حرف و کلافه اش... به لبان پهن و بی رنگش...
نگاهش می کنم و یاد فریاد های بی صدای ظهرش می افتم... یاد آن زن... یاد آن نطفه ها یا نطفه ای همسان و دو قلو...
-" خوبی؟ چرا اینجوری نگام می کنی؟"
می خواهم پوزخند بزنم، بگویم " تبریک می گم ، داری پدر می شی اونم دوبار..." اما نمی توانم...
توان گفتنش از عهده ی من خارج است...
اگر لبخند بزند ، اگر از تجسم دو قلو هایش بشکن بزند و دلش ضعف برود برای خنده های بی دندان شان ، نمی دانی چه به روز دلم می آید....
دستِ نگاهم را می گیرم و به زور به اتاق می فرستمش... سلانه سلانه...
پای آمدنش نیست... زیادی پر است از حجم این حقارت... زیادی...
لباس هایم را یک به یک از تنم خارج می کنم و بی توجه به چهار تماس بی پاسخ، گوشی ام را خاموش می کنم.
مقابل آینه می ایستم و موهایم را باز می کنم، انگشتانم را میانشان حرکت می دهم...
-" چرا باز روزه سکوت گرفتی؟"
از آینه نگاهش می کنم... دقیقاً پشت سرم ایستاده و دستانش را درون جیب شلوارش پنهان کرده...
پوزخند، بی آنکه بخواهم روی لبم می نشیند...
می بیند و چشمانش پر می شود از علامت سوال...دوباره به خودم خیره می شوم... چشمانم از روی صورتم سُر می خورد روی شکمم... شکم بسیار صاف و تختم... دستم را روی صافی اش حرکت می دهم...
چیزی گلویم را میان مشت هایش می چلاند...
باز هم دستم را تکان می دهم.... زیادی صاف است... زیادی خالی ست... حس نبودن یک نبض در ذوق می زند، خیلی...
-" نهال؟ یه حرفی بزن؟ دلت درد می کنه؟"
دوباره نگاهش می کنم... با ابروهایی درهم... چرا گورش را گم نمی کند؟ چرا نمی رود کنار مادر بچه هایش...
با نفرت نگاهش می کنم، دستم، پوست شکمم را چنگ می زند...
او چه می داند که دلم چقدر دردناک، درد می کند؟
-" بریم دکتر...؟"
صبرم تمام می شود ، با صدایی پر از خش می گویم:" تو گورت و گم کنی ، نیازی به دکتر نیست..."
چشمان پر از سوالش یک دفع می شود پر از حرص...
می غرد :" بی لیاقت..." و از اتاق بیرون می زند...
مسیر خروجش را نگاه می کنم.. هه... کی به کی می گفت، بی لیاقت...
نفسی عمیق می کشم و دوباره به شکمم نگاه می کنم...
به نطفه ای که بسته نشد ، هیچ وقت...



-: با تشکر از بانوی بهاری، پست 42 ویرایش شد.
-: به مشکل برخوردم، تو ثبت نام یونی... دلشوره دارم خفن... دعا می کنید برام؟
-: یه شهرزاد خانومی هست، که قصه می گه... خیلی خیلی قشنگ با کلماتش روحِ آدمو قلقلک می ده... رمانش و بهتون پیشنهاد می کنم پنهان


ویرایش توسط tt.raha : ۳۰ شهريور ۱۳۹۲ در ساعت ۰۴:۴۱ بعد از ظهر
tt.raha آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
!!nahal!!, #فیروزه#, $@αʀiT$, * سعیده *, ***nazanin, *houra*, *naghme*, *RANIA*, *shima*, *sogol*, *آویژه*, *توهم سبز**, *راینا*, *سمیه م*, +Neda+, ...shadow girl, .Arezoo., .parniya., /لاله/, 0033, 41267m, 85@HADIS, ::HeLiA::, @Shytvnk@, Abandokht, afra., airena, amisha, amorist, anahid 33, Anahita.s, andishe1993, angel04, angry girl, arman_iran, Arnika_SS, aseman_82, ashoka, asma-m, Atefe.M, athare, ati joooon, atish69, Ati__377, Atrisa banu, ayda90, azarsana, B*O*S*H*R*A, baharboofy, baharvaman, barni, baroonii, BAZIGAR TANHA, Beautiful Jasmine, behnaaz, black-roze, blue heart, BLUE SHADOW, carrie, chochok, cloudyneda, d.pouya, dada1, deragun, desert girl, drm.gholami, duste man, EINDRA, elhamgh, eli842, elin89, elish688, ensankhob, ezez, F @ N @ H @ i, fadai, famdavari, faranak-bahari, fariba44, Farnaz, Farnaz57, fary, faryad(sf), farzaneh.mt, fatemeh13, fereshth, FowL, gandomsa, ghasedak 71, ghasedak_love, ghazal-xr75, gitalina, godness, golsa.., googoosh z, GOOL89, hasti59, Hedyeh., hell cat, hesaneh, hese_gharib, hezareh, hidenam, homa41, Honey_fa, hosnaa, Houra75, h_t_h_1984, Ida.M, jigmal_nanaz, jimbo, joana, juju 66, juju7127, katoore, kissroll, Laali, leila ahmadi, leila banoo, leila23, leona, lmnop, lovling, m.diamond.s, m0zhdeh, Ma Neli, Mah BanU ☾, mahda, mahi62, Mahsa . Saman, mahsa.beyaz, mahsa.f.h, mahshad_hd, mahshid72, mahtabi22, mahya7763, Maman fariba, mamanekasra, mani1384, mansoure, mansuri, many22, MARDE_TANHA, marmara25, maryami.aramesh, maryam_4008, maryiana, marzi marzi, mehrazar, Melika.., mellina2000, milana, mina87, mishapasha, mitra 94, mk70, Mmojack, mona61, mona92, monir1343, morvaride, motlagh, mzm1368, m_mousavi, N*A*Z*L*I, n.d.sari, nadia_gh74, Nahid72, nasrin.j, nastaran_702, natanayel, ned67, nedaida55, negar*pb, negar1373, negin gold, Negin96, niazruby, night_star, nilok, niloofarane, nilou94, nina86, ninja fairy, nmari, nona65, noodi, omidk, pana-m, pani1381, papoo, parisima, parmida90, parmis91, parvazeh98, parvinah, pati'a, peg@h, perspolis2012, peterpanama14, poodi, poyapedram, pure13, Queen SaRa, raha moozy, rahaa_m, Rahele.p.b, rahil74, rain_signal, ramanava, Rana.S, rashno, raz gol, Real Smiler, rezaei61, roamer*, ronika_1994, Roshanak.k, roya1365, ROZ GOL, rural girl, R£§PINA, S!M!N, s.da70, sabooha, saeide735, safa9433, sahar.74, sahar.mah16, sahelearam, sahelii, sama33, samaneh yavari, samira 68, sam_2012, sana 88, sana1994, sanaz.p, Sanaz1370, sanaZzZ, sanjaghak_a, sanni, sara1988, sara_1360, sayeh66, sazin513, sefid65, SETARE SOHEYL, sete, shabtab 62, shadab1987, shadi1356, shadi_gule, shafagh 69, shanti, Shery84, shida.m, shimaaaaa, shimena, shirinbrz, SHU SHU ABI, sh_shivol, siiiiiima, sima_a_111, sisi7070, Snow Dream, sogand n, sogol 71, soheila50, soheilam, somaye_t, soode, spgsara, spong bob, sponge bob, SPR!NG G!Rl, sushiyant11, syhbyt, takselooly, tandis2, TanNazZz, taranomeabshar, targ0l~70, tiger1978, toka-88, violet-9-b, vj_90, ya3aman, yasamin khanoom, yashkin, zanbagh, zarpari04, zhompol, zohreh.zarei198, _black Flood_, ~ nikoO ~, ~Azita~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, °Hal¡¥aS°, нαηιγε, آزی جونی, آسوده, آمستريدا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ارامی, اردیبهشت 75, ارغوان 67, ازلی, اطلسی 98, افسانه1362, الهه شهریور, الهه50, امیلیا, ELI, باران شکوفه, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی بهاری, بــــانــــو, بهار گل, بهناز20, ترنج فاطمي, تریلوبیت, جودی ابوت شیطون, حَـواے دیوانـہ, خیال غزل, دخترویروسی, دریا 91, دریا دلنواز, رادمینا, رالف, رزصورتی, رودنا, زهرا عاشق رمان, زهرا گل, ساحلی, سبحی, ستاره شباهنگ, ستاره ومپایر, ستـاره, سروش آرامش, سوداا, سپید88, شب بی ستاره, شجره, شمسا, صبح بهار, صحرا73, صدای پای اب, عسل مامی, عسل ٦٦, عمه حمی, غزل91, فتانه.پ, فرحناز65, فرنوش72, فــــــــــروغ, فیروزه گلی, ققنوس98, لمیس20, م.نوری, مامان بهاره, مامان مهتابی, مانامحب, ماه منیر, ماه پنهان, معمار کوشمولو, ملودی آرامش, ملیحه عنبران, مهستی, می نی, نازنین 87, ندا آجورلو, نسرین..., نسیب, نیلوفر98, نیکا83, هانی سالی, هانیه نیکو, هیونگ, پارمیس خانوم, پانیززهرا, پاپلی, پرهوده, پری دخترم, پونام, چشم قشنگ, چشمک ستاره, چلیپا, ژوبی, کوثر واصلی, گربه وحشی, گنجیشک, گیس بریده, یاسمین.م, یلدا تقی زاده, یلدا.م, یلدا2222, یونیکا, یگانه
قدیمی ۳۱ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۰۲ بعد از ظهر   #48 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
tt.raha آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +208 امتیاز     
پیش فرض

دم عمیقی می گیرم و با بازدمی کوتاه از اتاق خارج می شوم...
به سمت آشپزخانه می روم، از فریزر بسته ای گوشت چرخ شده بیرون می آورم ، کنسرو ذرت را باز می کنم و دانه هایش را در آبکش می ریزم. نگاه حمید را از آن سر سالن به روی خودم، به خوبی احساس می کنم...
کلم بروکلی ها را خُرد می کنم و برای اولین بار پس از مدت ها تمامِ لامپ های آشپزخانه را روشن می کنم...پیش بند می بندم و از صدای کم جان هود مثلاً، لذت می برم...
می خواهم آشپزی کنم... با گوشت چرخ شده، پیاز ، رب و ذرت.. شاید هم بروکلی...
مسخره است... درست مثل نو عروسان دست و پایم گم شده و می خواهم شام بپزم... آن هم درست ساعت دوازده شب و بی آنکه بدانم با این مواد چه می توان ساخت!
پیاز هارا با حوصله خُرد می کنم... پیازش سفید است، مامان آن موقع ها می گفت "پیاز سفید خیلی تندِ، اشک آدم و در میاره..."
اولین قطرهٔ اشک از چشم سمت راستم بیرون می زند و دومی پشت سرش...
مامان راست می گفت ، این پیاز ها زیادی تند اند...
فین فینم بلند می شود... حمید گردن دراز می کند و من بی خیال، از دیده شدن اشکهایم ، با پشت دست نم صورتم را می گیرم...
پیازها را که در دستم می بیند ، سر جایش آرام می شود...
دلم مملو می شود از پوزخند های دنیا...
با کمترین سرعت ممکن خُردشان می کنم... نا امید به سبد گوشهٔ دیوار چشم میندازم و دلم از موجود نبودن، دیگر پیازی ، آه می کشد...
دستم را می شویم و فکر می کنم دیگر چه چیزی بود که بتواند اشکم را موجه بیرون بریزد؟
دستم عصبی پرش می گیرد و تمام مخلفات را یک جا در آب در حال جوش می ریزد...
همه را باهم... بی توجه به ظریفی و سختی اشان...و آب در حال قُل، رحم نمی کند به ظرافت هایشان...می درد از هم آوند تعلقاتِ زنده بودنشان را...
-" آشپزی می کنی؟"
شعله را کم می کنم و در دلم می گویم " مثلاً..."
-" چی می پزی حالا؟ بوش که خوبه..."
چشمم از در شیشه ایِ قابلمه به ذرت های معلق می افتد که در اثر جوشش آب بالا و پایین می شوند...بو می کشم... عمیق...
اما به جز بوی عطرش هیچ چیزی تیغهٔ بینی ام را نمی سوزاند...
کنارم می ایستد و مثل من خیره می شود ، به پخته شدن هر آوند...
سرم را بلند می کنم و در سیلوریِ مات و محدبِ هود ،نگاهش می کنم. خودم را... او را... خودمان را !!
هفتهٔ دوم ازدواج در یادم جان می گیرد...
من ، روبه گاز در حال درست کردن یک نیمرو، به جای برنج شفته و خورشتی آبکی، و حمید ...
و حمید که از پشت ، در آغوشم گرفته بود و سرم را روی سینه اش تکیه زده بود....
-" نهال..."
بعد از دو سال دوری، بعد از دو سال گسست واژهٔ " ما" تازه نبوده دست هایش یادم می آید...
دلم می نالد ، که چندین بار او را موقع ی آشپزی به آغوش کشیده ای...؟!
چند بار صبح و شب ، بی توجه به تنهاییِ من ، سرخوش کنارش جولان دادی..؟!
نفسی کلافه می کشم و از کنارش می گذرم...
-" چرا حرف نمی زنی؟ حالت خوبه؟"
ظرف رطب ها را از یخچال بیرون می آورم و می گویم :" خوبم..."
دلم هنوز هم در گیر آن نیمروست... در گیر اعمالِ موقع پختش...
دلم حسود نیست، هیچ وقت نبوده...
دلم ، فقط ، رنجیده است... خیلی... به اندازهٔ تمام کوچکی اش...

-: دارم می نویسم... بازم می ذارم... اما کی ، نمی دونم.
-: چی باعث شده فکر کنید نهال از نبودن حمید ناراحته و داره حسادت می کنه؟ متوجه ی حالتش نمی شید؟
چرا شوکه شدنش از دیدن پونه و حمید براتون عادی نیست؟ می شه بگید خیانت رو چطور می بینید؟ با یه بار عادی می شه؟ لطفاً تفکیک بدین یه سری از کلمات رو مثل: " حسادت، دل سوزی و حقارت"



ویرایش توسط tt.raha : ۳۱ شهريور ۱۳۹۲ در ساعت ۰۸:۰۸ بعد از ظهر
tt.raha آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
!!nahal!!, $@αʀiT$, * سعیده *, ***nazanin, *houra*, *naghme*, *RANIA*, *shima*, *sogol*, *آویژه*, *توهم سبز**, *راینا*, *سمیه م*, +Neda+, ...shadow girl, .parniya., /لاله/, 0033, 41267m, 6789, 85@HADIS, ::HeLiA::, @Shytvnk@, Abandokht, afra., airena, amirhessam, amorist, anahid 33, Anahita.s, angel04, angry girl, arman_iran, aseman_82, asma-m, Atefe.M, athare, ati joooon, atish69, Ati__377, Atrisa banu, ayda90, azarsana, B*O*S*H*R*A, baharboofy, baharvaman, barni, baroonii, BAZIGAR TANHA, Beautiful Jasmine, behnaaz, black-roze, blue heart, BLUE SHADOW, carrie, chochok, d.pouya, dada1, degeer, delgir, deragun, desert girl, drm.gholami, duste man, EINDRA, elhamgh, eli842, elin89, elish688, ensankhob, ezez, F @ N @ H @ i, fadai, famdavari, faranak-bahari, fariba44, Farnaz, Farnaz57, fary, faryad(sf), farzaneh.mt, fatemeh13, fereshth, FowL, gandomsa, ghasedak 71, ghasedak_love, ghazal-xr75, gitalina, godness, golsa.., googoosh z, GOOL89, hasti59, Hedyeh., hell cat, hesaneh, hese_gharib, hezareh, hidenam, homa41, Honey_fa, hosnaa, Houra75, h_t_h_1984, Ida.M, jigmal_nanaz, jimbo, joana, juju 66, kissroll, Laali, leila ahmadi, leila banoo, leila23, lmnop, lovling, m.diamond.s, m0zhdeh, Ma Neli, Mah BanU ☾, mahda, mahi62, mahsa.f.h, mahshad_hd, mahshid72, mahtabi22, mahya7763, Maman fariba, mamanekasra, mani1384, mansoure, many22, MARDE_TANHA, marmara25, maryam7293, MARYAMGOL, maryami.aramesh, maryam_4008, maryiana, marzi marzi, mehrazar, Melika.., mellina2000, milana, mina87, mishapasha, mitra 94, mk70, Mmojack, mona61, mona92, monir1343, morvaride, motlagh, mzm1368, m_mousavi, N*A*Z*L*I, n.d.sari, nadia_gh74, Nahid72, nanazkhanoom, nasrin.j, nastaran_702, natanayel, ned67, nedaida55, negar*pb, negar1373, negin gold, Negin96, niazruby, night_star, nilok, nina86, ninja fairy, nmari, nona65, omidk, orange..A, pana-m, pani1381, parisima, parmida2, parmida90, parmis91, parvazeh98, parvinah, pati'a, peg@h, pelin_71, perspolis2012, peterpanama14, poodi, poyapedram, pure13, Queen SaRa, rahaa_m, raha_veronika, rahil74, rain_signal, ramanava, Rana.S, raz gol, Real Smiler, roamer*, ronika_1994, roya1365, ROZ GOL, rural girl, R£§PINA, S!M!N, s.da70, saeide735, safa9433, sahar.74, sahar.mah16, sahelearam, sahelii, sama33, samaneh yavari, samin26, samira 68, sam_2012, sana 88, sanaz.p, Sanaz1370, sanni, sara1988, sarah92, sara_1360, sayeh66, sazin513, sefid65, sepideh1993, SETARE SOHEYL, setayesh_p995, sete, shabtab 62, shadab1987, shadi1356, shadi_gule, shafagh 69, shanti, shazde koochool, Shery84, shida.m, shimaaaaa, shimena, shirinbrz, SHU SHU ABI, sh_shivol, siiiiiima, sima_a_111, sisi7070, Snow Dream, sogol 71, soheila50, soheilam, somaye_t, soode, spgsara, spong bob, sponge bob, SPR!NG G!Rl, sushiyant11, syhbyt, takselooly, tandis2, TanNazZz, taranomeabshar, targ0l~70, tiger1978, toka-88, violet-9-b, vj_90, ya3aman, yasamin khanoom, yashkin, zanbagh, zhompol, zohreh.zarei198, _black Flood_, ~ nikoO ~, ~Azita~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, °Hal¡¥aS°, нαηιγε, آرام.د, آزی جونی, آسوده, آمستريدا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ارامی, اردیبهشت 3, اردیبهشت 75, ارغوان 67, ازلی, اطلسی 98, افسانه1362, الهه شهریور, الهه50, امیلیا, ELI, باران شکوفه, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی بهاری, بــــانــــو, بهار گل, بهناز20, ترنج فاطمي, تریلوبیت, جودی ابوت شیطون, حَـواے دیوانـہ, خیال غزل, دخترویروسی, دریا 91, دریا دلنواز, رالف, زهرا عاشق رمان, زهرا گل, ساحلی, سبحی, ستاره شباهنگ, ستاره ومپایر, ستـاره, سروش آرامش, سها19, سوداا, سپید88, شاناز, شب بی ستاره, شجره, صبح بهار, صحرا73, صدای پای اب, عسل مامی, عمه حمی, فرحناز65, فرنوش72, فــــــــــروغ, ققنوس98, لمیس20, مامان بهاره, مامان مهتابی, ماه منیر, ماه پنهان, متولد ماه تیر, معمار کوشمولو, ملودی آرامش, ملیحه عنبران, مهستی, می نی, نازنین 87, نسرین..., نسیب, نیلوفر98, نیکا83, هانیه نیکو, هیونگ, پارمیس خانوم, پانیززهرا, پاپلی, پرهوده, پری دخترم, پونام, چشم قشنگ, چشمک ستاره, چلیپا, ژوبی, کوثر واصلی, گربه وحشی, گنجیشک, یاسمین.م, یلدا تقی زاده, یلدا.م, یلدا2222, یونیکا, یگانه
قدیمی ۳۱ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۵۳ بعد از ظهر   #49 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
tt.raha آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +214 امتیاز     
پیش فرض

-" امروز ... اتفاقی افتاده؟"
چایی دم می کنم ، ساعت دوازده شب!
-" نه ..."
اما دلم فریاد می زند" که آره افتاده... جهنمی ترینش... مثل تمام این دوسال تو بازم قسم شکستی....جون منو خودت و ، بابات و حتی قرآن خدا رو مفت فروختی به چهار بار منقبض شدن...به چهار بار نفس نفس زدن..."
-" نهال با توام..."
به سینک ظرف شویی تکیه می دهم و نگاهش می کنم...طولانی و همین کلافه اش می کند...
به لبانش نگاه می کنم، از فکر بازی لبهایش با...
لب می گزم...
آنقدر گوشت لبم را زیر دندانم می فشارم تا شاید طعم خون را حس کنم، ولی دریغ...
انگاری یخ بسته ام... تمام و کمال... بی هیچ جریانی...
-" سپهر رفته خونه حاجی... نه گذاشته نه برداشته گفته ، من دخترتون و نمی خوام..."
پوزخند می زنم... جز این می کرد، جای تعجب داشت...
-" حاجی حالش خراب شده... دعوا راه انداخته... زنگ زده به عمو... اوف نهال همه چی ریخته به هم..."
منتظرم.. منتظرم تا بگوید... بگوید منم خراب کرده ام این بار... بگوید گند کاشته ام...
-" منم با حاجی بحثم شد... بهش گفتم مگه دختره مونده رو دستت که از طرف خانواده عمو همه جا رو پر کردی که اومدن خواستگاری! حنانه ریخته به هم... تقصیر حاجیِ دیگه ، عروسش کرده، بدون داماد ! "
بی رقبت نگاهش می کنم... چرا این مرد، کمی عاقل نیست؟ با افتضاحی که درست کرده، با پدرش دعوا هم می کند؟ نمی داند که احتمال پیروزی اش چقدر ناچیز شده، انگار...
-" نمی دونم باید چیکار کنم..."
درمانده نگاهم می کند...
-" حنانه خودشو حبس کرده... مامان روزه سکوت گرفته و حاجی به زمین و زمان فحش می ده... منم..که..."
تمام وجودم می شود گوش... منتظرم تا بگوید.. از آن دو جنین بگوید...
-" منم که کاری نمی تونم بکنم... اگه می شد که فک سپهرو خورد می کردم ..ولی می دونم که گناهی نداره..."
تیرم به سنگ می خورد... خیال باطل بود ، که فکر کردم می گوید...
اصلاً چه بگوید؟ راست راست در چشمانم زُل بزند و بگوید دارم بچه دار می شوم؟ منم بگویم " اِ..؟ به سلامتی.. دختر یا پسر؟! " او هم قهقهه بزند " که هردو را باهم ! "
هه... نه این دیگر برایم زیادی ست...
-" تو می گی چی کار کنم؟"
پوزخند می زنم... از من می پرسید... از منی که دیگر نمی دانم چه می خواهم، می پرسید...
از من که هر بار خیانت هایش را می بینم بیشتر از قبل می شکنم و هیچ وقت برایم عادی نمی شود...
راستش مانده ام... مانده ام در این همه تکرار...
مانده ام در این حس خفگی... در این حس حقارت...
مانده ام که چرا عادت نمی کنم به قسمت شدن ِ زندگی ام با دیگران...
این تقسیم شوهر، با تمام نفرتی که در دلم کاشته، هیچ وقت برایم عادی نخواهد شد...
هیچ وقت...


- : شاید بازم بذارم...
tt.raha آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
!!nahal!!, $@αʀiT$, * سعیده *, ***nazanin, *RANIA*, *shima*, *sogol*, *آویژه*, *توهم سبز**, *راینا*, *سمیه م*, +Neda+, .parniya., /لاله/, 0033, 41267m, 85@HADIS, ::HeLiA::, @Shytvnk@, Abandokht, afra., airena, amirhessam, amorist, anahid 33, Anahita.s, angel04, arman_iran, aseman_82, asma-m, atashgah62, Atefe.M, athare, ati joooon, atish69, Ati__377, Atrisa banu, ayda90, azarsana, B*O*S*H*R*A, baharboofy, baharvaman, barni, baroonii, BAZIGAR TANHA, Beautiful Jasmine, behnaaz, black-roze, blue heart, BLUE SHADOW, carrie, chochok, d.pouya, dada1, delgir, deragun, desert girl, drm.gholami, duste man, EINDRA, elhamgh, elin89, elish688, ensankhob, ezez, fadai, famdavari, faranak-bahari, fariba44, Farnaz, Farnaz57, fary, faryad(sf), farzaneh.mt, fatemeh13, fereshth, FowL, gandomsa, ghasedak_love, ghazal-xr75, gitalina, godness, golgoli :D, golsa.., googoosh z, GOOL89, hasti59, Hedyeh., hell cat, hesaneh, hese_gharib, hezareh, homa41, Honey_fa, hosnaa, Houra75, h_t_h_1984, Ida.M, jigmal_nanaz, jimbo, joana, juju 66, katoore, kissroll, Laali, leila ahmadi, leila banoo, leila23, lmnop, lovling, m.diamond.s, m0zhdeh, Ma Neli, Mah BanU ☾, mahda, mahi62, mahsa.f.h, mahshad_hd, mahshid72, mahtabi22, mahya7763, Maman fariba, mamanekasra, mani1384, mansoure, mansuri, many22, MARDE_TANHA, marmara25, maryam7293, MARYAMGOL, maryami.aramesh, maryam_4008, maryiana, marzi marzi, mehrazar, Melika.., mellina2000, milana, mishapasha, mitra 94, mk70, Mmojack, mona61, mona92, monir1343, morvaride, motlagh, mzm1368, m_mousavi, N*A*Z*L*I, n.d.sari, nadia_gh74, Nahid72, nanazkhanoom, nasrin.j, nastaran_702, natanayel, ned67, nedaida55, negar*pb, negar1373, negin gold, Negin96, niazruby, night_star, nilok, niloofarane, nina86, ninja fairy, nmari, nona65, noodi, omidk, orange..A, pana-m, pani1381, parmida2, parmida90, parmis91, parvazeh98, parvinah, pati'a, peg@h, pelin_71, perspolis2012, peterpanama14, poodi, poyapedram, pure13, Queen SaRa, rahaa_m, rahil74, rain_signal, ramanava, Rana.S, rashno, raz gol, Real Smiler, reza9000, roamer*, ronika_1994, Roshanak.k, ROZ GOL, R£§PINA, S!M!N, s.da70, saeide735, safa9433, sahar.74, sahar.mah16, sahelearam, sahelii, sama33, samaneh yavari, samin26, samira 68, sam_2012, sana 88, sana1994, sanaz.p, Sanaz1370, sanaZzZ, sanni, sara1988, sarah92, sara_1360, sayeh66, sazin513, sefid65, sepideh1993, SETARE SOHEYL, setayesh_p995, sete, shabtab 62, shadab1987, shadi1356, shadi_gule, shafagh 69, shanti, Shery84, shida.m, shimaaaaa, shimena, shirinbrz, SHU SHU ABI, sh_shivol, siiiiiima, sima_a_111, sisi7070, Snow Dream, sogol 71, soheila50, soheilam, somaye_t, soode, spgsara, spong bob, sponge bob, SPR!NG G!Rl, sushiyant11, syhbyt, takselooly, tandis2, TanNazZz, taranomeabshar, targ0l~70, toka-88, violet-9-b, vj_90, ya3aman, yasamin khanoom, yashkin, zanbagh, zhompol, zohreh.zarei198, _black Flood_, ~ nikoO ~, ~Azita~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, °Hal¡¥aS°, нαηιγε, آرام.د, آزی جونی, آسوده, آمستريدا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ارامی, اردیبهشت 3, اردیبهشت 75, ارغوان 67, ازلی, اطلسی 98, افسانه1362, الهه شهریور, الهه50, امیلیا, ELI, باران شکوفه, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی بهاری, بــــانــــو, بهار گل, بهناز20, ترنج فاطمي, تریلوبیت, جودی ابوت شیطون, خیال غزل, دخترویروسی, دریا 91, دریا دلنواز, رالف, رزصورتی, زهرا گل, ساحلی, سبحی, ستاره شباهنگ, ستاره ومپایر, ستـاره, سروش آرامش, سها19, سوداا, سپید88, شاناز, شب بی ستاره, شجره, صحرا73, صدای پای اب, عسل مامی, عسل ٦٦, عمه حمی, فرحناز65, فرنوش72, فــــــــــروغ, فیروزه گلی, ققنوس98, لمیس20, م.نوری, مامان بهاره, مامان مهتابی, ماه منیر, ماه پنهان, متولد ماه تیر, معمار کوشمولو, ملودی آرامش, ملیحه عنبران, مهستی, می نی, نازنین 87, ندا آجورلو, نسرین..., نسیب, نیلوفر98, نیکا83, هانیه نیکو, هیونگ, پارمیس خانوم, پانیززهرا, پاپلی, پرهوده, پری دخترم, پونام, چشم قشنگ, چشمک ستاره, چلیپا, ژوبی, کوثر واصلی, گربه وحشی, گنجیشک, یاسمین.م, یلدا تقی زاده, یلدا.م, یلدا2222, یونیکا, یگانه
قدیمی ۳۱ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۵۶ بعد از ظهر   #50 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
tt.raha آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +201 امتیاز     
پیش فرض

-" تو چرا حرفی نمی زنی؟"
به قابلمه ی شام سرک می کشم:" چی بگم؟"
-" نظرت؟ چی کار کنم؟"
تلخ می گویم :" از کی تاحالا یاد گرفتی مشورت کنی؟"
کلافه موهایش را چنگ می زند و بی ربط می گوید:" چرا امشب اینطوری شدی؟ کجا بودی تا این موقع شب؟"
ابرویم بالا می رود :" چه جوری شدم؟"
زمزمه می کند:" انگار نیستی..."
رو می گیرم... در دل می گویم، "خیلی وقته که نیستم..."
چای می ریزم و روی میز می گذارم... حمید هم رو به رویم می نشیند... هر دو در سکوت ،غرق بخار داغ فنجان هستیم...
کمی بعد سکوت را می شکند و دوباره می پرسد :" نمی گی کجا بودی؟"
کوتاه می گویم :" تو خیابون می چرخیدم، دیگه نپرس لطفاً..."
نفس صدا داری می کشد...
-" شاید یه چند روز برم مأموریت.."
نگاهش می کنم...
موهایش را چنگ می زند...:" یه مشکلی پیش اومده که باید خودم باشم تا حل بشه..."
پوزخند می زنم... واژه ی مأموریت را زیر زبانم مزه مزه می کنم...
خدا می داند چندبار به اسم مأموریت...
آب دهانم را سخت قورت می دهم..." برو مشکلی نیست..."
از جایم بلند می شوم ، زیر غذای نپخته و درهم برهم را خاموش می کنم ، بی توجه به بخار چایِ دست نخورده، به سمت اتاق می روم...
خودم را روی تخت میندازم و چشمانم را روی هم می فشارم...
خیلی وقت است که می خواهم بگویم و نمی گویم...
خیلی وقت است که خسته ام... درمانده ام... و نمی دانم دارم با زندگی ام چه کار می کنم...
وجود شکسته ام را به زورِ غرور ، به زور خشم سراپا کردم، ولی امروز...
باز هم شکستم... همچو روز اول...
هیچ کس نمی داند... نه آن باربدی که می گفت انتطار این واکنش را نداشته ، نه حتی خودم!
خودم هم نمی دانستم زن بودن این همه سخت است..
خودم هم نمی دانستم این زندگی چقدر مرا در خود حل کرده...
سبک ام... درست به اندازه ی یک ابرِ سنگین و پربار، سبک هستم... اگر آسمانی بود که زمینی داشت، به طور حتم برایش می باریدم...
اما، اگر...!!!
اگر بود، می باریدم و می گفتم که دیگر،نه این زندگی را می خواهم و نه طعم شیرین انتقام را...
کاش مرا هم آسمانی بود که شانه ای داشت از جنس زمین... به غایت همان سختی...
کاش...

-: برای این رمان هیچ عکسی انتخاب نمی شه ، لطفاً نخواید برای شخصیتا عکسی رو نشونتون بدم.
تو نقد برام بگید :" انتظارتون بعد از این پست ، از نهال چیه، لطفاً تعصباتی جواب ندید ، با دید باز برام بگید کدوم نهال از این به بعد باید تو داستان حضور داشته باشه، نهالی مثل قدیم، یا کمی نرم تر..."
تا جواب این سوالمو نگیرم نمی تونم پست بعدی رو بذارم.
-: شب خوش.

tt.raha آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
!!nahal!!, $@αʀiT$, * سعیده *, ***nazanin, *houra*, *naghme*, *RANIA*, *shima*, *sogol*, *آویژه*, *توهم سبز**, *راینا*, +Neda+, .parniya., /لاله/, 0033, 41267m, 85@HADIS, Abandokht, afra., airena, amirhessam, amorist, anahid 33, Anahita.s, angel04, angry girl, arman_iran, aseman_82, asma-m, atashgah62, Atefe.M, athare, ati joooon, atish69, Ati__377, Atrisa banu, ayda90, azarsana, B*O*S*H*R*A, baharboofy, baharvaman, barni, baroonii, BAZIGAR TANHA, Beautiful Jasmine, behnaaz, black-roze, blue heart, BLUE SHADOW, carrie, chochok, d.pouya, dada1, degeer, delgir, deragun, desert girl, drm.gholami, duste man, EINDRA, elhamgh, elin89, elish688, ensankhob, ezez, fadai, famdavari, faranak-bahari, fariba44, Farnaz, Farnaz57, fary, faryad(sf), farzaneh.mt, fatemeh13, fereshth, FowL, gandomsa, ghasedak 71, ghasedak_love, ghazal-xr75, gitalina, godness, GOLE...KAGHAZI, golgoli :D, golsa.., googoosh z, hasti59, Hedyeh., hell cat, hesaneh, hese_gharib, hezareh, hidenam, homa41, Honey_fa, hosnaa, Houra75, h_t_h_1984, Ida.M, jigmal_nanaz, jimbo, joana, juju 66, kissroll, Laali, leila ahmadi, leila banoo, leila23, lmnop, lovling, m.diamond.s, m0zhdeh, Ma Neli, Mah BanU ☾, mahda, mahi62, mahsa.f.h, mahshad_hd, mahshid72, mahtabi22, mahya7763, Maman fariba, mamanekasra, mandana 8687, mani1384, mansoure, mansuri, many22, MARDE_TANHA, marmara25, maryam v, maryam7293, maryami.aramesh, maryam_4008, maryiana, marzi marzi, mehrazar, Melika.., mellina2000, meno, milana, mishapasha, mitra 94, mk70, Mmojack, mona61, mona92, monir1343, morvaride, motlagh, mzm1368, m_mousavi, N*A*Z*L*I, n.d.sari, nadia_gh74, Nahid72, nanazkhanoom, nasrin.j, nastaran_702, natanayel, ned67, nedaida55, negar*pb, negar1373, negin gold, Negin96, niazruby, night_star, nilok, niloo94, niloofarane, nina86, ninja fairy, nlp16001, nmari, nona65, omidk, orange..A, pana-m, pani1381, parmida2, parmida90, parmis91, parvazeh98, parvinah, pati'a, peg@h, pelin_71, perspolis2012, peterpanama14, poodi, poyapedram, pure13, Queen SaRa, raheleh69, rahil74, ramanava, raz gol, Real Smiler, rezaei61, roamer*, ronika_1994, Roshanak.k, roya1365, ROZ GOL, rural girl, R£§PINA, S!M!N, s.da70, saeide735, safa9433, sahar.74, sahar.mah16, sahelearam, sahelii, sakera, sama33, samaneh yavari, samin26, samira 68, sam_2012, sana 88, sana1994, sanaz.p, Sanaz1370, sanjaghak_a, sanni, sara1988, sarah92, sara_1360, sayeh66, sazin513, sefid65, sepideh1993, SETARE SOHEYL, setareh273, setayesh_p995, sete, shabtab 62, shadab1987, shadi1356, shadi_gule, shafagh 69, shanti, shazde koochool, Shery84, shida.m, shimaaaaa, shimena, shirinbrz, shiva 501, SHU SHU ABI, sh_karan, sh_shivol, siiiiiima, sima_a_111, sisi7070, Snow Dream, sogol 71, soheila50, soheilam, somaye_t, soode, spong bob, sponge bob, SPR!NG G!Rl, sushiyant11, syhbyt, takselooly, tandis2, TanNazZz, taranomeabshar, targ0l~70, tiger1978, toka-88, Vaaleh, violet-9-b, vj_90, ya3aman, yasamin khanoom, yashkin, zanbagh, zarpari04, zhompol, zohreh.zarei198, ~ nikoO ~, ~Azita~, ~sara khatoon~, ~SHADO~, °Hal¡¥aS°, нαηιγε, آرام.د, آزی جونی, آسوده, آمستريدا, آواشیوا, آيلين و زندگي, ارامی, اردیبهشت 3, اردیبهشت 75, ارغوان 67, ازلی, اطلسی 98, افسانه1362, الهه شهریور, الهه50, امیلیا, ELI, باران شکوفه, بازیگوش, بانوی اردیبهشت, بانوی بهاری, بــــانــــو, بهناز20, ترنج فاطمي, تریلوبیت, جودی ابوت شیطون, خیال غزل, دخترویروسی, دریا 91, رالف, رزصورتی, زهرا عاشق رمان, زهرا گل, ساحلی, سبحی, ستاره ومپایر, ستـاره, سروش آرامش, سها19, سوداا, سپید88, شاناز, شب بی ستاره, شجره, صبح بهار, صحرا73, صدای پای اب, عسل مامی, عمه حمی, فتانه.پ, فرنوش72, فــــــــــروغ, فیروزه گلی, ققنوس98, لمیس20, مامان بهاره, مامان مهتابی, ماه پنهان, ماهين, متولد ماه تیر, معمار کوشمولو, ملودی آرامش, ملیحه عنبران, مهستی, می نی, نازنین 87, ندا آجورلو, نسرین..., نیلوفر98, نیکا83, هانیه نیکو, هیونگ, پارمیس خانوم, پانیززهرا, پاپلی, پرهوده, پری دخترم, پونام, پونه*, چشم قشنگ, چشمک ستاره, چلیپا, ژوبی, کوثر واصلی, گربه وحشی, گنجیشک, یاسمین.م, یلدا تقی زاده, یلدا.م, یلدا2222, یونیکا, یگانه
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
معرفی و نقد رمان انعقادِ نطفه ای سیاه | tt.raha کاربر انجمن tt.raha نوشته کاربران سایت 787 ۲۵ فروردين ۱۳۹۳ ۰۹:۱۷ قبل از ظهر
رمان سیاه تر از خاکستر | شبح عشق کاربر انجمن Shabah eshg تایپ رمان 21 ۲۲ فروردين ۱۳۹۳ ۰۹:۰۰ بعد از ظهر
رمان نطفه | گل رزقرمز71 کاربر انجمن گل رزقرمز71 رمان های کامل شده نوشته کاربران 142 ۲۳ بهمن ۱۳۹۲ ۰۹:۰۴ بعد از ظهر
رمان راست | سپید و سیاه کاربر انجمن سپید و سیاه رمان های کامل شده نوشته کاربران 147 ۱ بهمن ۱۳۹۲ ۱۱:۳۸ قبل از ظهر
رمان مقاومت در برابر جادوی سیاه ( سفید در برابر سیاه ) | هانیه کاربر انجمن haniyeh120 رمان های کامل شده نوشته کاربران 97 ۵ دي ۱۳۹۲ ۱۱:۳۳ قبل از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۸:۴۴ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا