ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
معرفی و نقد رمان ع عشق یا عذاب (جلد دو تب نگاهت) | negin.t کاربر انجمن - صفحه 20
http://fidibo.com/

asiatech



نودهشتیا
فید آر اس اس

نظرسنجی: دوست دارید پایان رمان چطور باشه؟

این یک نظرسنجی عمومی است . کاربران دیگر می توانند انتخاب شما را شماهده کنند

صفحه 20 از 57 نخستنخست ... 101617181920212223243045 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 191 تا 200 , از مجموع 566
  1. Top | #191

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    43
    میانگین پست در روز
    0.04
    محل سکونت
    مازندران
    تشکر از کاربر
    1,297
    تشکر شده 116 در 42 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام. خوبه حداقل واسه اولین بار تو کل این دو جلد آریا یه ذره شاد شد. نگین جون تو تب نگاهت صمیمیت کامران و حسام خیلی پررنگ بود ، اما الان حضورش خیلی کمرنگ شده حتی وقتی هیلا تو کما بود . تو این زمان که این خانواده احتیاج به کمک دارن ، با اون روحیه شاد خیلی می تونه موثر باشه.
    رمان های در حال تایپ
    عشق و عذاب [جلد دوم تب نگاهت]: negin.t
    http://www.forum.98ia.com/t1035413.html

    آسمانی ها: mahtabi22
    http://www.forum.98ia.com/t1060915.html


    سوخته دامانم :moon shine
    http://www.forum.98ia.com/t1065898.html


    چادرت را می بویم: moon shine
    http://www.forum.98ia.com/t1061527.html

  2. کاربر زیر از پست ؛؛؛مهتا؛؛؛ تشکر کرده است .


  3. Top | #192

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    دی 1391
    نوشته ها
    366
    میانگین پست در روز
    0.53
    محل سکونت
    چه معني داره؟...
    تشکر از کاربر
    2,752
    تشکر شده 725 در 270 پست
    حالت من
    Mashghool
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام خواهري...
    آخي هيلاي بيچارهه،.. هيچي يادش ني،اين آريام داره سواستفاده ميکنهه هاا...
    ولي چرا باباي هيلا راحت ازدواجشو قبول کرد،.. مگه نه اينکه هيلا چيزي يادش ني.. چرا صبرنکرد حال هيلا بهترشههه،...
    بالآخره که هيلا يادش مياد،اونوقته ...
    روی زمینی زندگی میکنیم که....خودش رو 《جو》گرفته.....

    دیگه تکلیف ادماش معلومهه.......

  4. 2 کاربر از پست Faeze1375 تشکر کرده اند .


  5. Top | #193

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    خرداد 1392
    نوشته ها
    347
    میانگین پست در روز
    0.63
    محل سکونت
    بوشهر دوست داشتنی
    تشکر از کاربر
    9,883
    تشکر شده 2,352 در 347 پست
    حالت من
    Ghati
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام عزیزم
    من تازه با تو و رمانت آشنا شدم. تازه :تب نگاهت" رو تموم کردم و هنوز این رمان رو شروع نکردم.
    با اینکه رمان "تب نگاهت" اولین رمانت بود ولی باید بگم فوق العاده بود. خیلی زیبا، یه رمان عاشقانه که خیلی قشنگ عاشقانه دو زوج رو با هم داشت. بی عیب و نقص. خیلی خوشحالم که داستان جدیدی رو قراره تو جلد دوم بگی و من باهات همراهم.
    مرسی عزیزم که وقت میذاری

  6. 2 کاربر از پست zohreh.zarei198 تشکر کرده اند .


  7. Top | #194

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    شهریور 1392
    نوشته ها
    128
    میانگین پست در روز
    0.28
    محل سکونت
    رشت
    تشکر از کاربر
    11,090
    تشکر شده 641 در 133 پست
    حالت من
    Ashegh
    اندازه فونت

    پیش فرض

    دوباره میگم من عاشق امیدم
    یه لحظه فکر کنیدامید نبود داستان روندش تغییر میکرد اصلا اسم امید خواننده رو وادار میکنه لبخند بزنه حتی اگه امید کاری نکنه وبخوابه
    ممنون وخسته نباشی
    به پاس خوبیهایت هر بار که از ذهنم میگذری لبخند پر مهر خدا را برایت ارزو میکنم

  8. 3 کاربر از پست حریم1 تشکر کرده اند .


  9. Top | #195

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    شهریور 1392
    نوشته ها
    128
    میانگین پست در روز
    0.28
    محل سکونت
    رشت
    تشکر از کاربر
    11,090
    تشکر شده 641 در 133 پست
    حالت من
    Ashegh
    اندازه فونت

    پیش فرض

    چه قدر کار اریا سخته
    الان وقت عمله باید خودشو ثابت کنه
    امیدوارم عشقش واقعی باشه نه انتقام
    ممنون وخسته نباشی

  10. 2 کاربر از پست حریم1 تشکر کرده اند .


  11. Top | #196

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    خرداد 1392
    نوشته ها
    347
    میانگین پست در روز
    0.63
    محل سکونت
    بوشهر دوست داشتنی
    تشکر از کاربر
    9,883
    تشکر شده 2,352 در 347 پست
    حالت من
    Ghati
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام عزیزم
    من همین الان تا اینجای رمان رو خوندم. خیلی خوب بود.
    به نظر من حسام خیلی آقاست که اول ازدواجش خیلی راحت داره با وجود امید کنار میاد و البته رز یه کم خودخواه بود که ماه عسلشون رو بخاطر دلتنگی امید، سه روزه تموم کرد و برگشتن.
    امیدوارم آریا واقعا هیلا رو دوست داشته باشه وگرنه دیگه خونش پای خودشه. این حسام غیرتی که من دیدم همین الانم خیلی جلو خودشو گرفته که کاری باهاشون نداشته. این وسط بیچاره رز...
    مرسی که وقت میذاری گلم.

  12. 2 کاربر از پست zohreh.zarei198 تشکر کرده اند .


  13. Top | #197

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    43
    میانگین پست در روز
    0.04
    محل سکونت
    مازندران
    تشکر از کاربر
    1,297
    تشکر شده 116 در 42 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام. من قربون این امید برم که زن می خواد. وای حسام خیلی عصبانیه. خدا به داد آریا برسه

  14. 3 کاربر از پست ؛؛؛مهتا؛؛؛ تشکر کرده اند .


  15. Top | #198

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1391
    نوشته ها
    818
    میانگین پست در روز
    1.04
    محل سکونت
    در نزدیکی خدا
    تشکر از کاربر
    4,808
    تشکر شده 145,930 در 1,057 پست
    اندازه فونت

    Smile

    پاسخ :
    نقل قول نوشته اصلی توسط tanha-69 نمایش پست ها
    سلااااام
    دلم واسه هیلا سوخت چرا این کارو باهاش میکنن اخه ؟ جز عاشق شدن گناهش چیه بیچاره؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط tanha-69 نمایش پست ها
    وااای اخر اریا هیلا رو به دست اوردد دددد اخر میکشمشششششششششش
    ینی هیلا چیزی یادش اومده ؟ چی یادش اومده؟
    سلام ارامی ...
    تقصیر حسام بود که برا پدرش یه عشق پاک رو توصیف کرد .. بدون اینکه التماس های هیلا رو در نظر بگیره !اگه قصد اریا انتقام باشه ..!!! نه فعلا فقط صداهایی رو میشنوه گلم ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط حریم1 نمایش پست ها
    ما هنوز نمیدونیم اریا کاری کرده یا نه هیلا لوس بازی در اوره یا اشتباه فکر کرده
    اما اینو میدونیم اریا واقعا دوسش داره وبرای بهتر شدن حال هیلا به نظرم بهتره دوباره از نو شروع کنن امید وارم خوب پیش بره این رو هم بگم ما که تو ذهن نویسنده نیستیم شاید نظراتش با ما فرق کنه
    ممنون وخسته نباشی
    نقل قول نوشته اصلی توسط حریم1 نمایش پست ها
    دوباره میگم من عاشق امیدم
    یه لحظه فکر کنیدامید نبود داستان روندش تغییر میکرد اصلا اسم امید خواننده رو وادار میکنه لبخند بزنه حتی اگه امید کاری نکنه وبخوابه
    ممنون وخسته نباشی
    نقل قول نوشته اصلی توسط حریم1 نمایش پست ها
    چه قدر کار اریا سخته
    الان وقت عمله باید خودشو ثابت کنه
    امیدوارم عشقش واقعی باشه نه انتقام
    ممنون وخسته نباشی
    اینم باید در نظر گرفت که شاید طبق گفته های هیلا اریا دنبال انتقام باشه در اون صورت هیلا رو دو دستی تقدیمش کردن بهش ...
    امید داستان رو از غم در میاره و خودمم هر وقت ازش مینویسم لبخند میزنم ... !خوشحالم دوستش داری عزیزم
    درسته اگه عاشقه الان وقت نشون دادن عشقشه
    مرسی گلم ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط ؛؛؛مهتا؛؛؛ نمایش پست ها
    سلام. خوبه حداقل واسه اولین بار تو کل این دو جلد آریا یه ذره شاد شد. نگین جون تو تب نگاهت صمیمیت کامران و حسام خیلی پررنگ بود ، اما الان حضورش خیلی کمرنگ شده حتی وقتی هیلا تو کما بود . تو این زمان که این خانواده احتیاج به کمک دارن ، با اون روحیه شاد خیلی می تونه موثر باشه.
    نقل قول نوشته اصلی توسط ؛؛؛مهتا؛؛؛ نمایش پست ها
    سلام. من قربون این امید برم که زن می خواد. وای حسام خیلی عصبانیه. خدا به داد آریا برسه
    سلام مهتا جان ..
    اره بچه یه ذره خندید!کامرانم میاد عزیزم ... به زودی زود به عنوان دلقک و شاد کن مجلس
    بچه شیش ساله زن میخواد چکار من نمیدونمحسام که خیلی ... یه جورایی حقم داره ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط Faeze1375 نمایش پست ها
    سلام خواهري...
    آخي هيلاي بيچارهه،.. هيچي يادش ني،اين آريام داره سواستفاده ميکنهه هاا...
    ولي چرا باباي هيلا راحت ازدواجشو قبول کرد،.. مگه نه اينکه هيلا چيزي يادش ني.. چرا صبرنکرد حال هيلا بهترشههه،...
    بالآخره که هيلا يادش مياد،اونوقته ...
    سلام فائزه جونم ..
    قشنگ ... فرصت خوبی بدست اورده ... بابای هیلا اریا رو حسابی قبول داره ... حسامم باهاش صحبت کرده و از علاقه بین هیلا و اریا براش گفته اینه که ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط zohreh.zarei198 نمایش پست ها
    سلام عزیزم
    من تازه با تو و رمانت آشنا شدم. تازه :تب نگاهت" رو تموم کردم و هنوز این رمان رو شروع نکردم.
    با اینکه رمان "تب نگاهت" اولین رمانت بود ولی باید بگم فوق العاده بود. خیلی زیبا، یه رمان عاشقانه که خیلی قشنگ عاشقانه دو زوج رو با هم داشت. بی عیب و نقص. خیلی خوشحالم که داستان جدیدی رو قراره تو جلد دوم بگی و من باهات همراهم.
    مرسی عزیزم که وقت میذاری
    نقل قول نوشته اصلی توسط zohreh.zarei198 نمایش پست ها
    سلام عزیزم
    من همین الان تا اینجای رمان رو خوندم. خیلی خوب بود.
    به نظر من حسام خیلی آقاست که اول ازدواجش خیلی راحت داره با وجود امید کنار میاد و البته رز یه کم خودخواه بود که ماه عسلشون رو بخاطر دلتنگی امید، سه روزه تموم کرد و برگشتن.
    امیدوارم آریا واقعا هیلا رو دوست داشته باشه وگرنه دیگه خونش پای خودشه. این حسام غیرتی که من دیدم همین الانم خیلی جلو خودشو گرفته که کاری باهاشون نداشته. این وسط بیچاره رز...
    مرسی که وقت میذاری گلم.
    سلام زهره جان ..
    مرسی عزیزم نظر لطفته .. بی عیب که نبود ... اما همین که تونستم برای اولین بار یه کتابُ بنویسم خوشحالم و همین طور از پیدا کردن دوستای خوبی مثل شما
    درسته هم اول ازدواجشه ... هم بچه خودش نیست ... یکی از دوستان خیلی خوب گفت ... میگفت شاید اگه من امید بچه خودم بود حوصلشو نداشتم ... چون ما میدونیم امید یتیمه ... دوست نداریم ببینیم رفتار بدی باهاش میشه ..
    در مورد اریا هم شاید قصدش انتقام باشه بر اساس حرفای خود هیلا .. شایدم واقعا عاشق باشه
    مرسی از همراهی شما خانومی

    ممنون از همراهی و نقداتون عزیزانم



  16. 5 کاربر از پست negin.t تشکر کرده اند .


  17. Top | #199

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    خرداد 1391
    نوشته ها
    485
    میانگین پست در روز
    0.54
    محل سکونت
    hell
    تشکر از کاربر
    8,465
    تشکر شده 1,588 در 496 پست
    حالت من
    Kesel
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام نگینی دیگه از بس بعد از مدرسه ها خستمه حس نقد ندارم.چقدر خوشحالم واسه آریا و هیلا،خوبه که حداقل هم آریا و هم هیلا یه فرصت خوب(فراموشی هیلا )گیرشون اومده تا عاشقی کنن و حداقل یه خاطره خوب بعد از اون همه سختی داشته باشن
    تو دِلَـــم آشـــوبِ پاییــزهدوبآرِ ...

  18. 4 کاربر از پست GH eshghe man تشکر کرده اند .


  19. Top | #200

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    آبان 1391
    نوشته ها
    2,098
    میانگین پست در روز
    2.81
    تشکر از کاربر
    4,481
    تشکر شده 8,756 در 2,404 پست
    حالت من
    Mehraboon
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام نگین جون
    اول بذار دو تا جیغ بنفش از دست امید بکشم
    جییییییییییییییییییییغغغغ غغغغغغغغغغغغغغ
    جججججججججججیییییییییییییی یییغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ غغغغغ
    حال هیلا و آریا ، چه سوء استفاده گریه این آریا
    و اما کامران ، این پسر هنوز آدم نشده ، شیطنتاش مثل بچه ها می مونه ولی خیلی باحاله
    مرسی عزیزم



     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


  20. 3 کاربر از پست shadifall تشکر کرده اند .


موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 244
    آخرین نوشته: 1393,04,16, ساعت : 22:34
  2. طعم نگاهت | فرزانه کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط فریادسکوت در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 143
    آخرین نوشته: 1392,07,13, ساعت : 14:45
  3. ایرسا | negin 76 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط نگین فرجام در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 73
    آخرین نوشته: 1392,06,07, ساعت : 18:32
  4. رمان تب نگاهت | negin.t کاربر انجمن
    توسط negin.t در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 537
    آخرین نوشته: 1392,05,07, ساعت : 02:47
  5. در نگاهت گم شدم! | ghazalba کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط ghazalba در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 43
    آخرین نوشته: 1392,02,08, ساعت : 21:20

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •