ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
معرفی و نقد رمان بگذار آمين دعايت باشم | shazde koochool کاربر انجمن
paradiseagency

گل نقش طاووس

?



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 158 12345112651101 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 1578
  1. Top | #1

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    خرداد 1390
    نوشته ها
    595
    میانگین پست در روز
    0.50
    محل سکونت
    هرجابه خدا نز
    تشکر از کاربر
    9,403
    تشکر شده 231,329 در 643 پست
    حالت من
    Khoshhal
    اندازه فونت

    پیش فرض معرفی و نقد رمان بگذار آمين دعايت باشم | shazde koochool کاربر انجمن

    هوالحق

    بگذار آمين دعايت باشم

    سلام و صد سلام به شماهايي كه من ميميرم براتون.
    من باز اومدم تا با حضور گرم و صميمي و مهربونتون يه داستان ديگه بذارم.


    اصلا تضمين نميدم كه موضوع خيلي جديد و ناب و نو باشه ولي همه سعيمو ميكنم تا جاييكه ميشه خوب و متفاوت بنويسم.


    اونقدر مهربونياتون توي بغض ترانه ام مشو زياد بود كه منو واقعا خجالت زده كرد ، شايد اگه اين همه خوبي و لطفتون نبود نميتونستم به اين اندازه به بغض عشق بدم ، نميگم واسه بغض همه انرژيمو گذاشتم ، نه ، ولي براي اين يكي ميخوام همه وجودمو بذارم ، چون موضوعش خيلي قبل تر از بغض تو ذهنم بود ولي اونقدري به خودم و قلم و روحيم اعتماد نداشتم تا بنويسمش ولي اميدوارم با حضور سبزتون منو ياري كنين.
    اين داستان رو ميخوام خيلي متفاوت تر از بغض ترانه بنويسم و باز هم راوي اول شخص مفرد داستانه ، اين داستان هيچ جنبه واقعي يا برداشت آزادي از زندگي هيچكس نيست و همش زاييده ذهن خودمه درست مثه بغض ترانه ام مشو ، اسمش هم كه ديگه واضحه و توضيح زيادي نميتونم در موردش بدم چون تو روند داستان خودتون متوجه ميشين.

    مقدمه داستان از خودمه و براي خلاصه چيز درخوري پيدا نكردم و يه متن كوتاهيو جاي خلاصه ميذارم.


    باز هم ممنون از اين همه لطف و مهربونيتون.


    خلاصه :

    يادت باشد دلت كه شكست سرت را بگيري بالا...
    تلافي نكن...
    فرياد نزن...
    شرمگين نباش...
    حواست باشد دل شكسته گوشه هايش تيز است...
    مبادا كه دل و دست آدمي را كه روزي دلدارت بود زخمي كني...
    مبادا كه فراموش كني روزي شاديش آرزويت بود...
    صبور باش و ساكت...
    بغضت را پنهان كن...
    رنجت را پنهان تر...



    مقدمه :

    صداي چرخ زمان مي آيد...
    صداي كفشدوزك هاي رهگذر مي آيد...
    صداي قناري پربسته ميان راه افتاده مي آيد...
    و...
    صداي قدم هاي تو مي آيد...
    تو كه چه سنگين آمدي و چه سنگين ماندي و چه سنگين...
    خواهي رفت؟
    تو نيز مرا تنها خواهي گذاشت؟
    تو نيز از من دل خواهي كند؟
    ببين...
    ببين كه چه رقت بار به زانو درآمده ام...
    ببين كه چه رقت بار دلم از هجوم بي مهري هايت خون گريسته است...
    ببين كه چه رقت بار تسليم مي شوم...
    و...
    و تو چه سنگين ميروي...
    .
    .
    .
    برو...
    من اينجا تنها ميمانم...
    برو...
    تو از من دل ميكني و من اينجا ميمانم...
    ولي بدان...
    يه روز مي آيد...
    يك روز مي آيد و تو در گردش زندگي جاي مرا خواهي گرفت...
    زمين هيچگاه بيهوده و بي هدف گرد نبوده است...
    تو جاي مرا ميگيري...
    تو رقت بار مي شوي...
    و من...
    شايد سنگين شوم و از كنارت بگذرم...
    شايد هم...
    به شايدها دل خوش نكن...
    اين شايدهاست كه مرا رقت بار كرده است...


    اميدورام با نقداي قشنگتون منو دلگرم نوشته بهتري كنين





    رمان بگذار آمين دعايت باشم | shazde koochool کاربر انجمن
    میان دود و شعر خفته ام...
    پکی به سیگار میزنم...
    لبی به گیلاس...
    و نگاه میدوانم تا قرآن روی طاقچه...
    و یاد ذکرهای زیرلبی مادربزرگم می افتم...
    و پوزخندی مینشیند کنج لبم...
    چه گناهی داشتی پیرزن...
    که جواب تمام دعاهای خوشبختی ات...
    شد...
    من بخت برگشته....


    "من نوشت"



  2. 128 کاربر از پست shazde koochool تشکر کرده اند .

    "Giti" , * narges * , * سعیده * , *naghme* , *بیتا* , - REZA - , -ShaDi- , -SOganD- , .:~KaMeLiA~:. , @kian , A.M.C.R.7 , A.T69 , ahsa\/\/ , aida_siasookhte , aMiR tRaNsLaT , Arezoo Khanoom , arezoo71 , atena_a , atish69 , azarsana , dander1000atash , elahe naz* , elahe.goddess , elham-n , Eli 67 , elin89 , elmirareza , farisa , farnaz63 , fateme16 , fatemeh jooon , fouroghiii , f_venus_74 , ghazalghazal , golnaz78 , Hani_Juni , hotsummer001 , iyzak , jooz , judyabbott1993 , kimberly , leila banoo , Maedeh , mahdieh1376 , mahsa.76 , mahsaj , mamanekasra , Manelie , Maryam977 , mastan jojo , Melika.BH , meloda , mery1356 , miss nika , mohade31995 , Mr Don , n!loof@r , N*A*Z*L*I , Nahid72 , narmineh , neinane khanoom , nikoo 123 , PARIS A , parisa00 , parniya00asal , pegah.a , poodi , Raha*10* , raha.ss , ronika_1994 , Rooz khosh , rozita1 , s7453s , s?h?r , S@EEDEH 93 , saba12 , SahariX , samandf , sarah1 , shirin.a , shisheh , shiva.e74 , SOSKET , sun gir*l* , sнiмα :) , T.A.C 7 , TANIN18 , Tarlan_tahami , Titanium , tondar1365 , trooskah , Vaaleh , zara_127 , zdragon , zizi66 , zohreh.zarei198 , ~Azita~ , ~SAREH~ , М⊙йД , ارغوان 67 , الهه50 , با نمک , ترسا اميني , رازدخت , رنگ آرامش , رهایش , روها , زهرا جون..... , زهرا عاشق رمان , سالان , سالومهو , سها19 , شجره , شهرزاد.م , شیرین بانو , عرفان 82 , غزال*zelzeleee , غزاله71 , فاطمه م.ا , مونا** , نسرین... , نیکا83 , هميشه بهار , پانیذ75 , پرياf , چاله , چشم قشنگ , گلبرگ1 , یک شاخه میخک , •●شقایق●•

  3. Top | #2

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1390
    نوشته ها
    618
    میانگین پست در روز
    0.55
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    42,692
    تشکر شده 13,478 در 6,535 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام دوست عزیز

    شروع رمان جدیدت رو تبریک میگم..امیدوارم این هم مثل قبلی رمان خوبی بشه..

    تا اینجا که خوب بوده..

    موفق باشی.
     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


  4. 13 کاربر از پست ارغوان 67 تشکر کرده اند .


  5. Top | #3

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    نوشته ها
    450
    میانگین پست در روز
    0.61
    محل سکونت
    غربت
    تشکر از کاربر
    3,981
    تشکر شده 734 در 271 پست
    حالت من
    Mehraboon
    اندازه فونت

    پیش فرض

    دوست گلم بابت رمانت تبریک میگم
    اما این نوع نگارشی که داری یکم گیجم میکنه
    جمله هات رو بی زحمت یکم کاملتر بنویس
    اینکه افعال رو حذف میکنی واسه منه خواننده سخته باهاش حس بگیرم
    اگه میشه سعی کن یکم واضح تر فعل و افعال رو بکارببری ممنون عزیزم
    صبر کن سهراب!
    گفته بودی قایقی خواهی ساخت
    خواهی انداخت به اب
    دور خواهی شد از این خاک غریب
    قایقت جا دارد؟
    منم از همهمه مردم این شهر دلگیرم...


    ماندگار های نود و هشتیا

    به کتاب هایتان بــــال دهید! | هایکو نودهشتیا!

    توصیه میکنم دانلود کنید:
    موسیقی بی کلام گل گندم/آهنگی فوق العاده


  6. Top | #4

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    اسفند 1390
    نوشته ها
    2,300
    میانگین پست در روز
    2.48
    محل سکونت
    کرج
    تشکر از کاربر
    65,838
    تشکر شده 63,069 در 2,585 پست
    حالت من
    Mehraboon
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام دوست خوبم..مرسی از رمان قشنگت..اسم امین..زیباست..ولی انگار زمونه به کام امین نبوده..این جمشید خان اینقدر خودبین ومغروره که جون یه دختر واسش مهم نیست که اشتباها جای دخترش گرفته شده؟اگه این اتفاق برای دخترش میافتاد چیکا رمیکرد؟خیلی قلمت رو دوست دارم.عالیه..مرسی از قلمت..مرسی که مینویسی...

    رمان مُقَدَر



    هیچ اگر سایه پذیرد ماهمان سایه هیچیم

  7. 10 کاربر از پست نسرین... تشکر کرده اند .


  8. Top | #5

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    آذر 1388
    نوشته ها
    189
    میانگین پست در روز
    0.11
    تشکر از کاربر
    17,725
    تشکر شده 837 در 205 پست
    حالت من
    Konjkav
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام گلم،اول از همه اسم آمین خیلی قشنگه،در عین اینکه تازس عجیب غریب نیست.من رمان قبلیتم در حین تایپ دنبال میکردم بنابراین تا حدودی با قلمت آشنا هستم ولی چرا این یکی از اول انقدر تلخه؟؟؟؟؟ بعد از خوندن هر پست(از همون پست اول)دلم بدجوری برای آمین میگیره که اینم اثر قلم تاثیرگذارته.امیدوارم در آینده وضعیت آمین بهتر بشه.

    موفق باشی


  9. Top | #6

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    نوشته ها
    108
    میانگین پست در روز
    0.15
    محل سکونت
    قلب خودم
    تشکر از کاربر
    4,787
    تشکر شده 1,053 در 109 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام. خیلی ساده لوحانه بود باور کنن امین دخترشه.. از کجا دروغ نگه؟
    نباید ازمایش دی ان ای بده..
    و یه نقد دیگه.. شاید هم دخالت در سبک نوشتنت باشه اما به دل نگیری.
    جمله بندیت عین داستان قبلیته.. وصل کردن چند جمله و صفت طولانی به هم
    گاهی درک یه جمله سخت تر میشه و خوب نمی دونم ایا این سبک نوشتن توئه؟ یعنی جای نقد داره یا نه؟

  10. 7 کاربر از پست الیرا تشکر کرده اند .


  11. Top | #7

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    مرداد 1392
    نوشته ها
    3
    میانگین پست در روز
    0.01
    محل سکونت
    مسافر...
    تشکر از کاربر
    2
    تشکر شده 8 در 2 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    گوش تلفن کر
    دوستت دارم را امشب
    در گوش خودت
    خواهم گفت...

  12. 7 کاربر از پست هانا* تشکر کرده اند .


  13. Top | #8

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    بهمن 1388
    نوشته ها
    55
    میانگین پست در روز
    0.03
    تشکر از کاربر
    5,224
    تشکر شده 96 در 32 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    در کار جدیدتون موفق باشید

    موضوع و واقیع داستانتون عالیه ائنقدر شاد بی دلیل نیست که بدلیل غیر واقعی بودنش از ادامه ی خواندن داستان منصرف بشعه کسی

    اما به نظر من مظلومیت آمین در برابر جمشید برای عقد موقت کمی فوق العاده مظاومانه و غیر معقولانه بود
    موفق باشید
    کاش یادت نرود،روی آن نقطه پر رنگ بزرگ

    بین بی باوری آدم هایک نفر می خواهدکه تو خندان باشی

    نکند کنج هیاهوی زمان بروم از یادت!

  14. 8 کاربر از پست سها19 تشکر کرده اند .


  15. Top | #9

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    فروردین 1392
    نوشته ها
    106
    میانگین پست در روز
    0.20
    محل سکونت
    همین نزدیکی ها
    تشکر از کاربر
    2,076
    تشکر شده 628 در 112 پست
    حالت من
    Khoshhal
    اندازه فونت

    Thumbs up ...

    سلام به نویسنده محبوب خودم...
    مرگ من به حرف این منتقد ها گوش نکنی و سبک نوشتنو عوض کنیا...
    من یکی رسما با سر میرم تو دیوار
    به نظر من چیزی که باعث خاص بودن نوشته هات شده همین سبک نوشتنته
    خیلی خاصه.من نمونشو تا حالا ندیدم

    من که می دونم برای آمینم دقمون میدی تا بفهمیم گذشته ها چی بوده و چی شده و آینده چه جوری قراره رقم بخوره و از همه مهم تر اون عزیز ترین کیه...

    به نظرم جمشید آدم بدی نیست...

    فقط یه چیزی...ابه نظر من آمین بیشتر به یه دختر بچه معصوم می خوره تا کسی که به قول خودش گلیم خودشو از آب کشیده

    البته هنوز هم مونده تا با شخصیت ها آشنا بشیم...ما همچنان منتظریم.

    مرسی که می نویسی برامون...خسته نباشی
    اگر نمی دانی از من بپرس،
    اگر قبول نداری
    با من بحث کن،
    اگر دوست نداری
    به من بگو...
    اما هیچ وقت
    در مورد من یک طرفه به قاضی نرو...
    - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

    رمان طلاهای این شهر ارزانند|
    shazde koochool
    رمان ما به صفر دل باختیم |!mina و shazde koochool کاربران انجمن

    این رمان ها رو بخونید.به نظر من خیلی قشنگه

  16. 8 کاربر از پست saba12 تشکر کرده اند .


  17. Top | #10

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    آذر 1388
    نوشته ها
    189
    میانگین پست در روز
    0.11
    تشکر از کاربر
    17,725
    تشکر شده 837 در 205 پست
    حالت من
    Konjkav
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام

    اول یکی از پستا گفته بودی در مورد اطرافیان آمین زود قضاوت نکنیم!!مهم ترین این اطرافیان که تا اینجا نقش منفوری داشته جمشیدخان بوده،یعنی ممکنه یه جای داستان برسه که نقش جمشیدخان بشه خاکستری(امیدی به سفید شدنش ندارم)؟؟؟نمیدونم داستان قراره چطوری پیش بره ولی ترجیح میدم آمین اگرم خواست ببخشه حداقل فراموش نکنه.

    در مورد وثوق و مرد عمل بودن؟؟؟؟من که تا اینجا چیزی ازش ندیدم به نظرم بیشتر مرد حرفه تا عمل.

    در مورد سبک نوشتنت سبک تازه ایه چه اصراریه به عوض شدن،همین تازه بودنش باعث تک بودنشه.

    در مورد اطرافیان آمین زود قضاوت نکنیم!!
    خب این جمله جلوی هر حدسیو میگیره.
    و یه نکته مهمتر اینکه داستانت اصلا قابل حدس نیست،دقیقا در جایی که انتظارش نمیره یه چیز تازه رو رو میکنی که تمام ذهنیتای قبلیمونو زیرو و رو میکنه(اینارو از تجربه خوندن داستان قبلیت میگم)

    موفق باشی

    (راستی گلم این لینک نقدی که ته پستات میذاری یه حرف L آخرش کم داره و پیام Page not found میده)
    ویرایش توسط zizi66 : 1392,05,17 در ساعت ساعت : 16:29

  18. 11 کاربر از پست zizi66 تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 158 12345112651101 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. رمان بگذار آمين دعايت باشم | shazde koochool کاربر انجمن
    توسط shazde koochool در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 321
    آخرین نوشته: 1393,01,03, ساعت : 17:28
  2. پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1390,06,24, ساعت : 18:29
  3. صداگذاري «آمين خواهيم گفت» به پايان رسيد
    توسط dokhtarepaeiz در انجمن فرهنگی و هنری
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1390,04,06, ساعت : 15:02
  4. سالور «آمين خواهيم گفت» را تدوين ميكند
    توسط hana_89 در انجمن فرهنگی و هنری
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1389,10,28, ساعت : 23:11

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •