نمایش پست تنها
قدیمی ۵ آبان ۱۳۹۱, ۰۱:۲۱ بعد از ظهر   #1186 (لینک مستقیم)
manel! sepehri
کاربر عادی
 
manel! sepehri آواتار ها
 
manel! sepehri به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +10 امتیاز     
پیش فرض

و عشق تنها عشق به قلم : manel! sepehri


داستان از اونجايي شروع ميشه مانلي دختر شيطون و بازيگوش اميرعلي سپهري سال اخر دبيرستان و كنكور داره

..روز تولدش هديه از پدر و مادرش دريافت ميكنه كه عجيب اون رو ............

داستانم از اونجا مهيج ميشه كه مانلي ، كيارش ؛پسر عموي مغرورشو پس از سالها ميبينه و تازه اونجاس كه جنگ و جدال و غرور و تمنا وسط كشيده ميشه....جنگي نا برار بين دو غرور محض

و اونجاس كه يه عشق ناخونده وارد ميشه و تمام معادلات رو بهم ميزنه !!!!و ايا در اخر عقل بر احساس غلبه ميكنه؟

داستاني كه اشك و لبخند رو صورت قشنگتون مياره....



هميشه سكوت به معناي پيروزي نيست.....
گاهي سكوت ميكنم تا بفهمي،چه بي صدا باختي.....








manel! sepehri آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :

تبلیغات

دانلود