ارسال شده ۱۷ مرداد ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۰ بعد از ظهر توسط shaghayegh 89i (راست گفت آیینه)
دخترک خنده کنان گفت که چیست؟ راز این حلقه ی زر راز این حلق که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر؟... مرد حیران شد وگفت:(حلقه ی خوشبختی حلقه ی زندگی) همه گفتند مبارک باشد. دخترک گفت که دربغا که مرا در معنی آن شک باشد... سالها رفت و شبی ... زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه ی زر دید در نقش فروزنده ی او روزهایی که به امید شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان ،نالید که وای این حلقه که بر چهره ی او تابش و رخشندگیست حلقه ی بندگی و بردگی ست..... |