 | ارسال شده ۲۱ مرداد ۱۳۹۰ در ۰۳:۲۲ قبل از ظهر توسط shaghayegh 89i (راست گفت آیینه)
در آغوشم بودی قطره اشکی از گونه ات لغزید خواستم با انگشتانم پاک کنم اما... اما آن قطره اشک برای انگشتانم اشنا بود ..آشنا ..یادم آمد آن هنگام که خداوند تورا می افرید خاک تورا با اشکهایم سرشت راستی به گونه های خیس من نگاه اشکهایم من برات آشنا نیست؟ | کاربر متوسط | |
نمایش ها 74
نظرات 0
|