بازگشت   نودهشتیا > وبلاگ ها

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
قدیمی

همواره

ارسال شده ۱۴ خرداد ۱۳۹۰ در ۰۶:۰۸ بعد از ظهر توسط ART!ST (..::شبـــــ بــــی قرار::..)

آرام آرام خواهید مرد
اگر سفر نکنید،
اگر کتاب نخوانید،

اگر به صداهای زندگی گوش ندهید،

اگر آنچه می کنید ارزیابی نکنید.

آرام آرام خواهید مرد

وقتی که ”عزت نفس“ خود را بکشید

و وقتی که به دیگران امکان ندهید که به شما کمک کنند.

...
ART!ST آواتار ها
کاربر فعال
ارسال شده در دسته بندی نشده
نمایش ها 45 نظرات 0 ART!ST آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی

سکوت

ارسال شده ۱۴ خرداد ۱۳۹۰ در ۰۵:۰۱ بعد از ظهر توسط ART!ST (..::شبـــــ بــــی قرار::..)

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ؟

نمی خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم

چه خواهد ساخت ؟

ولی بسیار مشتاقم ،

كه از خاك گلویم سوتكی سازد.

گلویم سوتكی باشد به دست كودكی گستاخ و بازیگوش

و او یكریز و پی در پی،

دم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد،

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد.

بدین سان بشكند در من،

سكوت مرگبارم را.
ART!ST آواتار ها
کاربر فعال
ارسال شده در دسته بندی نشده
نمایش ها 33 نظرات 0 ART!ST آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی

بیاموز

ارسال شده ۱۴ خرداد ۱۳۹۰ در ۰۴:۵۸ بعد از ظهر توسط ART!ST (..::شبـــــ بــــی قرار::..)

اگر مثل گاو گنده باشی،میدوشنت

اگر مثل خر قوی باشی،بارت می كنند

اگر مثل اسب دونده باشی،سوارت می شوند....

فقط از فهمیدن تو می ترسند. " دکتر علی شریعتی
ART!ST آواتار ها
کاربر فعال
ارسال شده در دسته بندی نشده
نمایش ها 39 نظرات 0 ART!ST آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی

stop

ارسال شده ۱۴ خرداد ۱۳۹۰ در ۰۴:۵۵ بعد از ظهر توسط ART!ST (..::شبـــــ بــــی قرار::..)

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم.

ART!ST آواتار ها
کاربر فعال
ارسال شده در دسته بندی نشده
نمایش ها 44 نظرات 0 ART!ST آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی

خاطره

ارسال شده ۱۴ خرداد ۱۳۹۰ در ۰۴:۴۷ بعد از ظهر توسط ART!ST (..::شبـــــ بــــی قرار::..)

کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالی گذشت یک روز که با همسرم ازخیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم
بچه ها اگه بد هم بود نظر بدین تحملش رو دارم
ART!ST آواتار ها
کاربر فعال
ارسال شده در دسته بندی نشده
نمایش ها 46 نظرات 0 ART!ST آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها


Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.


Earn cash with your XIP links - www.xip.ir
دانلود کتاب رايگان