بازگشت   نودهشتیا > وبلاگ ها

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
قدیمی

چقدر سخته.....

ارسال شده ۱۳ دي ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۷ قبل از ظهر توسط nemesis (ما دو تا .....)





چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدیده و به جاش یه زخم همیشگی، رو قلبت هدیه داده زل بزنی ، به جای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی، حس کنی که هنوزم دوستش داری!!!

چقدر سخته دلت بخواد سرت و باز به دیواری تکیه بدی که یک بار
...
nemesis آواتار ها
کاربر حرفه ای
ارسال شده در دسته بندی نشده
نمایش ها 174 نظرات 2 nemesis آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی

موفقیت....

ارسال شده ۱۳ دي ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۸ قبل از ظهر توسط nemesis (ما دو تا .....)





اگر از گذشته ات راضی نیستی می توانی داستان جدیدی بیافرینی و به آن باور کنی.
خودت را فقط بر لحظات پیروزی متمرکز کن، لحظاتی که توانستی آنچه را می خواستی بدست آوری و این نیرو به تو کمک خواهد کرد تا آنچه اکنون می خواهی محقق کنی.




nemesis آواتار ها
کاربر حرفه ای
ارسال شده در دسته بندی نشده
نمایش ها 132 نظرات 1 nemesis آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی

فرات

ارسال شده ۲۴ آذر ۱۳۸۹ در ۰۳:۴۸ بعد از ظهر توسط nemesis (ما دو تا .....)




این فرات بی وفا خود تشنه ی جانِ من است

مشکِ پاره مرحمِ طفلان عطشانِ من است

من کنارِ علقمه مادر نشسته در برم

هدیه ی دیدارِ مادر اشکِ چشمانِ من است

جان دهم آهسته آهسته کنارِ علقمه

مادرِ پهلو شکسته
...
nemesis آواتار ها
کاربر حرفه ای
ارسال شده در دسته بندی نشده
نمایش ها 120 نظرات 1 nemesis آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی

رفت......

ارسال شده ۷ آذر ۱۳۸۹ در ۰۶:۴۶ بعد از ظهر توسط nemesis (ما دو تا .....)




رفت و من و تنها گذاشت با کوله بار خستگی
گم شدم و تنها شدم تو کوره راه زندگی
رفت و نگاهی ام نکرد به این مسافر غریب
که بعد از اون چی میکشه از اینهمه درد و فریب
رفت و نگاهم و ندید که غرق بارون و غمه
از اینهمه درد و فریب هر چی بگم بازم کمه
رفت و بازم تنها شدم با خاطرات بچگیم
با یک بغل شعر و غزل که گم شده تو زندگیم
رفت و کتاب عشقمون زیر غبار روزگار
از یاد اون
...
nemesis آواتار ها
کاربر حرفه ای
ارسال شده در خدایا
نمایش ها 136 نظرات 1 nemesis آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی

ما دو تا .....

ارسال شده ۹ آبان ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۲ بعد از ظهر توسط nemesis (ما دو تا .....)




باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…


جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا…


وقتی نگاه من به تو افتاد، سرنوشت


تصدیق گفتههای «هِگِل» بود و ما دو تا…


روز قرارِ اوّل و میز و سکوت و چای


سنگینی
...
nemesis آواتار ها
کاربر حرفه ای
ارسال شده در بهار
نمایش ها 187 نظرات 1 nemesis آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها


Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رایگان