بازگشت   نودهشتیا > وبلاگ ها

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
نیازی به توضیح نیست....
قدیمی

صدای گیتار....

ارسال شده ۱۸ دي ۱۳۹۰ در ۱۰:۱۹ قبل از ظهر توسط eli_zelzele (خط چشم سیاه.....)



نگاهش میکنم....به نیم رخ جذابش....تمام صحنه های اطراف محو میشود....تاریکی شب...اتش ....ادمایی که اطرافمانند ....نگاه های یواشکی پسرک ... تمام صداها محو میشوند..صدای خنده ی دختر ها....صدای گیتار پسرک سر بزیر... نمیدانم چرا میخواهم بپرسد...نمیدانم چرا میخواهم بگوییم...به او بگویم..... نگاهم میکند...میگوید بزرگ شدی الناز...میگویم...هنوز بچه ام..

.میگوید چه خبر از تحفه ات؟...:).....((بلاخره...
eli_zelzele آواتار ها
کاربر نیمه فعال
ارسال شده در دسته بندی نشده
نمایش ها 81 نظرات 1 eli_zelzele آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی

سیگار..........

ارسال شده ۹ دي ۱۳۹۰ در ۱۰:۴۲ بعد از ظهر توسط eli_zelzele (خط چشم سیاه.....)





(9/10/90....coffe Gap)


.


.


.


دلم یک نخ سيگار می خواهد !
حرفه ای دودش کنم !!!
و صورتم پشت ِمهِ حلقه های دود تار شود !
اینطوری تو دیگر چشم هایم را نمی بينی ... لب هایم را هم ...
حتی اگر فاصله ی بينمان، فقط به اندازه ی فاصله ی دو فنجان قهوه باشد در دو سوی یک ميز کوچک ...دو فنجان، درست
...
eli_zelzele آواتار ها
کاربر نیمه فعال
ارسال شده در دسته بندی نشده
نمایش ها 119 نظرات 6 eli_zelzele آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی

سه نقطه...

ارسال شده ۵ دي ۱۳۹۰ در ۰۵:۰۰ بعد از ظهر توسط eli_zelzele (خط چشم سیاه.....)





ﻋﺎﺷﻖ "ﺳﻪ ﻧﻘﻄﻪ "ها بودم !فکرش را بکن !چقدر عميق می شود جا شد توی این "ﺳﻪ ﻧﻘﻄﻪ "ها ...
"ﺳﻪ ﻧﻘﻄﻪ "ها یعنی من هستم و از اینجا تا بی نهایت کلمه دارم ... کلمه هایی که با صدای دلم می رقصند ، حتی اگر من هيچ وقت نگویم .تو هيچ وقت نشنوی .
"ﺳﻪ ﻧﻘﻄﻪ "یعنی یک حجم ِ بودن ِ بی انتها ...
و من همه ی جمله های زندگيم را با "ﺳﻪﻧﻘﻄﻪ
...
eli_zelzele آواتار ها
کاربر نیمه فعال
ارسال شده در دسته بندی نشده
نمایش ها 108 نظرات 4 eli_zelzele آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی
امتیازات : 2 رأی , میانگین 4.50

قول بده پسر....

ارسال شده ۵ دي ۱۳۹۰ در ۰۲:۴۷ بعد از ظهر توسط eli_zelzele (خط چشم سیاه.....)
بروزرسانی شده ۵ دي ۱۳۹۰ در ۰۲:۵۰ بعد از ظهر توسط eli_zelzele




من دارم می روم ...

یا شاید هم تو داری می روی ...
نمی دانم !
بيشتر که فکر می کنم می بينم خيلی وقت است که رفته ایم ! اصﻼً شاید از اولش هم نيامده بودیم !!!

اما من باز خواهم گشت ...

دلم می خواهد که بيایم ...گاه گاهی ...آرام و نرم ...سر بخورم توی خاطرت ...

نمی دانم چه وقت می آیم ! اما می آیم !

شاید یک روز بارانی که...
eli_zelzele آواتار ها
کاربر نیمه فعال
ارسال شده در دسته بندی نشده
نمایش ها 120 نظرات 6 eli_zelzele آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی
امتیازات : 2 رأی , میانگین 4.50

زمين گرد نيست !

ارسال شده ۵ دي ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۱ بعد از ظهر توسط eli_zelzele (خط چشم سیاه.....)









خب اشکالش بايد همين جا باشد حتماً ! ...که من تمام شدم درست وقتی که تو داشتی از نو شروع می شدی!


حاﻻ اينکه من دير تمام شدم يا تو زود شروع شدی ، اين هم جای انديشه دارد !


هرچه بود تو دور شدی و می شوی از من ... و من از تو !


و من احمقانه گاهی به اين می انديشم که مگر زمين گرد نیست !


که اين دور شدن
...
eli_zelzele آواتار ها
کاربر نیمه فعال
ارسال شده در دسته بندی نشده
نمایش ها 84 نظرات 4 eli_zelzele آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها


Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رایگان