بازگشت   نودهشتیا > وبلاگ ها > آوازِ قو

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
وای ، باران
باران ؛
شیشه ی پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
آسمان سربی رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای ، باران
باران ؛
پر مرغان نگاهم را شست


(حمید مصدق)
دادن امتیاز به پست

منِ بی او....

ثبت "منِ بی او...." در Digg ثبت "منِ بی او...." در del.icio.us ثبت "منِ بی او...." در StumbleUpon ثبت "منِ بی او...." در Google
ارسال شده ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ در ۰۷:۴۵ بعد از ظهر توسط boyegandom

کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویران را....
کسی دیگر نمیپرسد چرا تنهای تنهایم؟
و من چون شمع می سوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند....
و من گریان و نالم و من تنهای تنهایم
درون کلبه ی خاموش خویش اما، کسی حال من غمگین نمی پرسد...!
و من دریای پر اشکم که طوفانی به دل دارد
درون سینه ی پر جوش خویش اما،کسی حال من تنها نمی پرسد...!
ومن چون تک درخت زرد پاییزم که هردم با نسیمی می شوم برگی جدا از او
و دیگر هیچ چیز نمی ماند....!



ارسال شده در دسته بندی نشده
نمایش ها 72 نظرات 1 ویرایش برچسب ها ارسال این پست بوسیله ایمیل
« قبلی     اصلى     بعدی »
تعداد نظرات 1

نظرات

  1. نظر قدیمی
    روانراد آواتار ها
    من بی او ، او بی من
    هیچ چیز در اتاق تاریک تنهایی دلخوشی نبود
    لینک مستقیم
    ارسال شده ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۰ قبل از ظهر توسط روانراد روانراد آنلاین نیست.
 


Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رایگان