PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : خلاصه رمان های موجود در نودوهشتیا



صفحه ها : 1 2 3 [4] 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84

هدیه
1388,08,18, ساعت : 11:04
کوچه های خاطره نوشته نسرین سیفی

صنوبر در یک خاواده بسیار فقیر با پدری معتاد و زورگو و خواهران وبرادران بسیار زندگی میکند که در یک اتاق از حیاطی بزرگ که پر از همسایه های رنگارنگ است زندگی نابسامانی دارد تنها صغری خانم پیرزنی که بچه ای ندارد همدم لحظه های سخت اوست با رفتن از خانه صغری خانم علی رغم علاقه بسیار زیاد صنوبر به درس پدرش میخواهد او را به یک پیرمرد معتاد بدهد
ولی صنوبر عاشق مجتبی پسر یکی از همسایه های خانه جدید شده و بلاخره پنهانی به عقد او در میآیدوبه همراه او زندگی ساده ای در یک خانه جدید شروع میکند ولی با مرگ مجبتی صنوبر بی پناه، با یک بچه خردسال نزد صغری خانم میرود وبرای امرار معاش مجبور به کارگری در خانه های مردم میشود ولی ....

لینک

هدیه
1388,08,18, ساعت : 11:06
راز و نیاز نوشته زهرا اسدی


پدر نیاز افسر نیروی دریایی است ودر پایگاه بندر عباس زندگی میکند،
نیاز با وجودی که عقاید و اخلاقیات متفاوتی با نامزدش سهیل که پسر یکی از ثروتمندان بندر عباس است دارد قرار است به عقد او دربیاید ولی در روز عقد با گفتگویی که مادرداماد با او دارد دچار حمله ای عصبی میشود و عقد را به هم میزند وبه تهران نزد خاله اش میرود و انجا با شهاب که پسربرادر شوهر خاله اش است اشنا شده ولی اجازه ابراز علاقه به او نمیدهد چرا که میترسد شهاب هم با شنیدن راز زندگی او پا پس بکشد...

لینک

mahtab_98
1388,08,18, ساعت : 14:58
نفس

ترانه دختر زیبایی است که عاشق یکی از هم کلاسی هایش به نام حمید می شود حمید پسر جذاب و مغرور است که همیشه با نفرت به ترانه نگاه می کرده و ترانه دلیل این نگاه های پر نفرت او را نمی داند تا این که یکی از دوستان مشترک ان ها از طرف حمید از او خواستگاری می کند ترانه می فهمد که حمید قبلا یک بار دختری با چشمان سیاه به نام نفس ازدواج کرده ولی با تمام عشقی که حمید نسبت به او داشته نفس به او خیانت می کند و حالا چشمان سیاه ترانه دقیقا مانند نفس بوده ولی باز هم حمید عاشق این چشمان سیاه می شود نفس با دانستن گذشته حمید اگاهانه به او جواب مثبت می دهد ولی ...

mahtab_98
1388,08,20, ساعت : 22:49
پریچهر

فرهاد پس از اتمام درسش به ایران بر می گردد شرایط مطلوب او برای ازدواج باعث می شود دختران زیادی خواهان ازدواج با او باشند ولی فرهاد دل به دختری بسته که فقط او را در رویا دیده ولی ناگهان می فهمد که او نه یک رویا بلکه واقعیت است فرگل همبازی کودکی او حالا به دختر رویا های بدل شده ولی...

mahtab_98
1388,08,20, ساعت : 22:55
سهم من

معصومه دختر زیبایی است که در یک خانواده بسیار سنتی زندگی می کند برادرانش برای او محدودیت های زیادی ایجاد می کنند با این حال معصومه دل به پسر داروخانچی محل می بندد ولی وقتی خانواده اش از موضوع مطلع می شوند به اذیت کردن معصومه و سعید ئمی پردازند در این میان به سرعت به فکر شوهر دادن معصوم هستند تا این که از میان خواستگاران او بهترین فرد پسری دانشجواست معصومه به اجبار ازدواج می کند اما شوهرش مرد تحصیل کرده ای است او را تشویق به درس خواندن می کند اما کم کم مشکلات او با زندگی با یک کمونیست مخالف دولت شاه اغاز می شود و این تازه ابتدای راه سخت زندگی است...

هدیه
1388,08,21, ساعت : 12:55
تقدیر این بود که نوشته نیلوفر لاری

مینا ومهیا دو دوست جدانشدنی در عروسی همکلاسیشان با مسعود که تیپ و وضعیت مالی خوبی دارداشنا میشوند مهیا عاشق مسعود میشود ولی مسعود عاشق مینا!ووقتی جواب رد مینا را میشنود تصمیم میگیرد برای نزدکی بیشتر به مینا با مهیا ازدواج کند و مینا با هوشنگ عقد میکند ولی اندکی بعد از عقد هوشنگ مینا را طلاق میدهد چرا که مسعود با دادن پول از او چنین خواسته ، تا این که مینا با کیان آشنا میشود که رئیس کارخانه ای است که مسعود در ان کار میکند وبسیار زیباتر وپولدارتر از مسعود است و با او ازدواج میکند ولی اگر مسعود که همچنان عاشق میناست بگذارد!....

لینک:

http://www.forum.98ia.com/t2211.html

asma66
1388,08,26, ساعت : 18:27
دختر آفتاب

مژگان تنها فرزند خانواده منتظر بازگشت عمویش و خانواده او از یک سفر طولانی است .بالاخره این انتظار به پایان می رسد و عمو یش همراه تنها فرزندش مایکل بالاخره پا به خاک ایران می گذاند.مژگان که انتظار یک پسر هم سن و سال خود را دارد از دیدن مایکل متعجب می شود.مایکل و مژگان به دلیل اختلاف فرهنگی که دارند با هم اختلاف پیدا می کنند .ولی بعد از مدتی مایکل به او اعتراف می کند از زمانی که عکس او را دیده عاشقش بوده و به علت طلاق مادرش وابسته مژگان شده و همیشه با عکس او درد و دل کرده است.مژگان نیز به مایکل علاقه دارد .ولی به دلایلی یاز با هم اختلاف پیدا می کنند و مایکل از ایران می رود.بعد از مدتی مژگان به عقد آریان پسر همسایه در می آیدو کم کم یاد و خاطره مایکل را فراموش میکند اما مدتی بعد دست سرنوشت بازی دیگری را برای او رو می کندو آرامش او را به هم می زند.........................
داستان قشنگی داره بقیه داستان رو نمی نویسم تا خودتون بخونین آخرش هم به خیر و خوشی تموم میشه

هدیه
1388,08,28, ساعت : 13:53
غرور عاشقان نوشته رویاسینا پور

پری از کودکی در خانه ای که مادرش خدمتکار انهاست زندگی میکرده ،وآزار اذیتهای کودکانه بهرام نوه خانم بزرگ را به خوبی به خاطر دارد ولی با رفتن بهرام به خارج پری نفس راحتی میکشد بعد از سالها بهرام که حالا مرد جوان بسیار زیبائی شده بازمیگردد و با دیدن زیبائی افسانه ای همبازی خردسالیش پری ،عاشق او میشود ولی بجای محبت هر دو باز هم به اذیت وآزار هم میپردازند تا اینکه روزی که قرار است بهرام از مادرش بخواهد که پری را خواستگاری کند ساعت جواهر نشان مادرش گم میشودو بهرام فکر میکند این هم یکی از بازیهای پری برای آزار دان اوستوهیچ کس حرفهای پری که اظهار بی اطلاعی میکند را باور نمیکند و او مادرش را ازخانه بیرون میکنند....
لینک

هدیه
1388,09,02, ساعت : 07:39
خانه ای از بلورنوشته جین.آن .کرنر

به دنبال مرگ مشکوک داونتری صاحب خانه شیشیه ای که مجموعه ای از ظروف شیشه ای خود را برای موزه به ارث گذاشته یوجینا سویفت مدیر موزه برای تحویل گرفتن ارثیه و سایروس کولفاکس کارآگاه خصوصی برای تحقیق درباره مرگ مشکوک داونتری به خانه شیشیه ای واقع در جزیره می روند ولی دیری نمیگذرد که هر دو اعتراف میکنند قصد حقیقیشان از امدن به خانه شیشه ای چیز دیگری است وبا علاقه ای که بین این دو بوجود امده اوضاع طور دیگری پیش میرود.....
لینک

هدیه
1388,09,02, ساعت : 14:50
مرا یاد آرنوشته فهیمه رحیمی

الهام به دلیل رقت قلب و بخشیدن وسایل شخصی موردنیاز خودش به نیازمندان به دیوانگی شهرت میابدوبه همین دلیل خواستگارش بجای او عمه اش الناز را که شباهت به او دارد ولی عاقل ! است انتخاب میکند ،خاله الهام به ساریش میشتابد واز او میخواهد که برای اثبات عاقلیش درس بخواند و به دانشگاه برود ولی با قبولی الهام در کنکور وپیدا شدن خواستگاری با شرایط خوب ،پدرش میخواهد مانع تحصل او شود ولی کیان پسرخاله که خود عاشق دختری هندو به نام گیتی است با پیشنهاد ازدواج مصلحتی بار دیگر به یاریش میشتابدتا....
لینک

هدیه
1388,09,07, ساعت : 12:47
هستی من نوشته رضوان جوزانی


هستی وپسرعمه اش عاشق هم هستند ولی مخالفتهای مادرهستی که دل خونی از خواهرشوهرش(مادرفرهاد دارد)مانع آنهاست سرانجام هستی
و فرهاد هر کدام با شخص دیگری ازدواج میکنند ولی با مرگ شوهرهستی فرهاد با وجود همسرش از هستی میخواهد که با اوازدواج کند ولی ....

asal_cheshmak
1388,09,08, ساعت : 07:28
رمان گمشده ام را به من بازگردان از زهرا متین

کیوان پسری از یک خانواده ی متمول که قبلا شکست عشقی خورده است بار دیگر عاشق دختری از طبقه ی پایین جامعه که مادری معتاد دارد می شود مادر و عمه اش سخت با این وصلت مخالفند و رعنا را در شان خود نمی بینند ، از آنسو رعنا نیز که از زندگی خود خسته شده و همچنین مجبور به ازدواج با پسردایی معتادش است دلباخته ی کیوان می شود و از خانه شان که در مشهد است به امید کمک عمه ی کیوان فرار می کند اما عمه او را نمی پذیرد و ناگهان رعنا تصادف می کند و چار فراموشی می شود و کیوان نیز در پی او ...

sarar
1388,09,11, ساعت : 18:08
مشخصات کتاب:

نام کتاب: رویاپ
نام نویسنده: مهناز صیدی
تعداد صفحات: 488
انتشارات: شادان

شرح پشت جلد:
داستان با حوادث نفسگیر آغاز میشود. حوادثی که شقایق را بیرحمانه با خود درگیر میسازد.
اکنون دیگر شقایق شاهدی است که میباید بماند تا زندگی با عدالت درهم میآمیزد.
و اینجاست که علیرضا وارد ماجرا میشود و ناخودآگاه علاوه بر مسئولیت شغلی خود، وابستگیهای دیگری پیدا میکند.
ولی اگر زندگی در سختترین شرایط که احساس بیپناهی میکنی پشتوانهای محکم برای تو پیدا میکند، گاهی هم با کوچکترین خطای تو، همه چیز را در هم میریزد و دوباره همان تنهایی را سراغت میفرستد:
یک تنهایی بیهوده در اثر یک لحظه غفلت ...
که باید تاوانی به بلندای سالها برایش پرداخت.

خلاصه داستان: این داستان٬ داستان زندگی دختری به نام شقایق است که اعضاء خانوادهاش را در یک کشتار گروهی از دست داده و تک و تنها به عنوان تنها شاهد قتل اعضاء خانوادهاش تحت حمایت یک پلیس سختگیر به نام علیرضا قرار گرفته است و به نوعی علیرضا و تمام پلیسهای دیگر را مقصر در قتل خانوادهاش میداند و از آنها کینه به دل دارد.
این کینه باعث میشه که عشق نرم و لطیفی را که به کندی در قلب شقایق و به سرعت در قلب علیرضا شکل گرفته را نادیده بگیرد و راهی دیار غربت بشود و هشت سال دور از علیرضا زندگی کند و در نهایت به سوی او برگردد .....

sarar
1388,09,11, ساعت : 18:10
مشخصات کتاب:

نام کتاب: نازک ترین حریر نوازش
نام نویسنده: ر. اکبری
تعداد صفحات:456 ص
سال چاپ: 1388
انتشارات: نشر علی



شرح پشت جلد:

در افق گسترده نگاه سالار به دنبال یک نقطه روشن بودم. نگاهش مثل یک شهاب بر فضا کمان زد شعله سرخ آتش نوری رقصان در چهره روشنش ایجاد کرده بود. گفتم: علاقه چیزی نیست که به زور به کسی داد قلب من یکبار پذیرای عشق شد.


خلاصه داستان: این داستان، داستان زندگی دختر جوانی به نام سالومه است. سالومه حاصل ازدواج تک پسر خانواده بسیار ثروتمند قوام است با یک دختر کولی بسیار بسیار زیبا. ازدواج آن دو منجر به طرد دائمی فرید از خانواده پدری میشه. فرید و مهربان (دختر کولی) یک زندگی بسیار بسیار عاشقانه در یکی از دهات داشتند که حاصل آن سالومه بوده که در یک تصادف سالومه والدین خود را از دست میدهد و بنا به وصیت بابا فریدش راهی خانواده پدری میشه که بسیار از سالومه و مادرش مهربان متنفر بودند. در خانواده پدری سالار که پسر بسیار متدین مستبد و خشک و مغروری بود حرف آخر را میزد و کل خانواده از پیر گرفته تا جوان دوستش داشتند و ازش حساب میبردند. سالار با آن رفتار خشک و بسیار سرد به تدریج در دل سالومه بسیار بسیار زیبا و تنها جا باز میکنه. کل فامیل از عمه ها و دخترعمه ها گرفته تا ... همه با نیش زبان و آزار و اذیت سالومه را حسابی تحقیر میکردند فقط در مقابل سالار جرات آزار رساندن به سالومه را نداشتند. یکی از دوستان خانوادگی از سالومه خواستگاری میکنه که سالار موضوع را با سالومه در میان میذاره ولی سالومه به شدت مخالفت میکنه و به عشقش به سالار اعتراف میکنه و از او میخواد که بذاره سالومه به سرزمین خودش برگرده تا به سرنوشت پدر و مادرش دچار نشه. اما پاسخ سالار یک کلام بود نه! تا اینکه ...

sarar
1388,09,11, ساعت : 18:13
مشخصات کتاب:


نام کتاب: خواب و بیدار
نام نویسنده: مهناز صیدی
قیمت: 86.۰۰۰ ریال
تعداد صفحات:584ص
سال چاپ: چاپ اول پائیز 1387
انتشارات: شادان


شرح پشت جلد: کجا بودی؟ ... کجا بودی آن روزها
که مرا با تمام نیازی که داشتم به تصور خود تنها گذاشتی و من در تمامی این سالها زندگی را چون خوابی خوش در خیالی دل انگیز گذراندم. من حتی دل سپردن را تجربه کردم، آن هم با کسی که تفاوتی میان عشق و عادت، احساس و انجام وظیفه قائل نبود. اما من امروز بیدار شده ام شاید هم فقط اینگونه میپندارم!! زیرا دیگر تفاوت میان «خواب» و «بیداری» را نمیدانم.

شرح داخل جلد صفحه اول:
آن روزها من از تو کمی صبوری میخواستم تا بنشینی و به حرفهایم گوش کنی شاید اگر چنین میشد امروز سالهای عمر ما، چه من و چه تو بر سوءتفاهم های کودکانه سپری نمیشد اما تو فقط گفتی! و گوشی برای شنیدن نداشتی و رفتی و تا امروز سالهای از دست رفته و پشیمانی حاصل من و تو باشد. از خواب، بیدار شو! زمان جبران فرا رسیده است.


شرح ناشر:
آدمها نمی دانند چه روزی مسیر زندگی شان عوض می شود یا کدام حادثه ای اتفاق را به وجود می آورد تنها بعد از گذشت سالها، وقتی همه چیز پایان گیرد و انسان مجال برگشتن و به پشت سر نگریستن را پیدا کند می تواند بفهمد آن لحظه مهم زندگی اش کی بوده است..

خلاصه داستان: تا حالا اینقدر تو خماری هیچ کتابی نمانده بودم. جریان از این قرار بود که من روز آخر سفر به تهران این کتاب را شروع کردم و بسیار کتاب جذابی یافتمش. تمام مدت پرواز و ... مشغول مطالعه بودم تا اینکه رسیدیم به فرودگاه دبی. آنجا بارها را تحویل گرفتیم و گذاشتیم تو ترولی. موقع سوار شدن به تاکسی کتاب را جا گذاشتم درست در یک قسمت مهیج و جذاب داستان.
کتاب بسیار بسیار قشنگی بود تا اینجای کار. درست مثل رویا و خواب سپید زمستان.

پ.ن.30/09/1387: بالاخره این کتاب را مامان اینا دیروز برام آوردند و از دیشب بی وقفه خواندم و تمامش کردم. جریانش درست مانند رویا و خواب سپید زمستان، جریان یک عشق عمیق و قلبی بود که با یک سوءتفاهم به جدایی منجر و بعد از سالها با گذشت سوءتفاهم به پایانی شیرین تبدیل میشه.
داستان زندگی دختر به نام سمن است که در یک خانواده متوسط خیلی گرم و صمیمی زندگی میکنه و عاشقانه پدر و مادرش را دوست داره و یک روز متوجه میشه که دختر خوانده آنهاست و مادر واقعیش در بیمارستان او را رها کرده بوده و پدر واقعیش از یک خانواده خیلی سرشناس و ثروتمند بوده که قبل از به دنیا آمدنش از دنیا رفته بود. علت اینکه مادر واقعیش دنبالش آمده بود این بود که او را به ارثیه پدریش برساند. سمن در جریان تحویل ارثیه خانوادگیشون که هیچ میل و اشتیاقی هم بهش نداشت به پسرعموی اصلیش احسان آشنا میشه و بعد از سه سال عشقی گرم و صمیمی بینشون ایجاد میشه که سوءتفاهمی باعث میشه که سمن به احسان و صداقتش شک بکنه و ...

sarar
1388,09,11, ساعت : 18:19
مشخصات کتاب:


نام کتاب: هَوَس
نام نویسنده: تهمینه کریمی
تعداد صفحات: ۵۴۲
سال چاپ: بهار ۱۳۸۶

شرح پشت جلد کتاب:
زمان نمی گذرد٬ صدای ساعت شماته تکرار است٬ خوشا به حال کسی که لحظه لحظه اش از بانگ عشق سرشار است.

خلاصه داستان: هوس داستان زندگی خبرنگار جوان و زیبا و جنجالی است به نام مهسا که یک ازدواج ناموفق با یک مرد روانی و خودخواه به نام هاوش داشته که نتیجه آن بیاعتمادی و نفرت مطلق نسبت به جنس مخالف علیالخصوص مردان پولدار قدرتمند بوده.
دست تقدیر عرشیا را به صورتهای مختلف سر راه او قرار میده. مرور سرگذشت پدر عرشیا دکتر سیاوش کیانفر در خانه سالمندان کهریزک آن دو را به هم تا حدودی نزدیک میکنه و ترس از مزاحمتهای وقت و بیوقت جنونآمیز هاوش به ازدواج مصلحتی مهسا و عرشیای عاشق منجر میشه که ....

داستان زندگی دکتر کیانفر هم در داخل داستان زندگی عرشیا و مهسا به طرز جالبی گنجانده شده بود٬ در کنار داستان هم یک مقدار طنز (افشین عموی مهسا) بود که لبخند را به لب میآورد.

هدیه
1388,09,17, ساعت : 11:41
از آن سوی آینه نوشته تکین حمزه لو

مریم که یک پسر 4 ساله دارد با اطلاع از بارداری ناخواسته اش بسیار غمگین میشود و سعی میکند بچه را سقط کند چرا که تحمل دردسرهای حاملگی وزایمان و شب زنده داری و بچه داری را ندارد ولی شوهر و مادرش او را از این کار منع میکنند با مشکلات زایمان و بچه داری طاقت وتحمل مریم روز به روز کمتر میشود دیگر حوصله هیچ کس و هیچ چیز را ندارد و دائما ناشکری
و آرزوی مرگ میکند و...

لینک
از آن سوی آینه | تکین حمزه لو (http://www.forum.98ia.com/t8836.html)

sarar
1388,09,25, ساعت : 16:33
مشخصات کتاب:

نام کتاب: همراز
نام نویسنده: منیر مهریزی مقدم
سال چاپ: تهران 1387 - چاپ دوم
انتشارات: نشرعلی




شرح پشت جلد: زمانی که فرشته وارد زندگیمان شد، با خود اندیشیدم که دیوی وارد حریم ما شده، اما با گذشت زمان متوجه آن شدم که فرشته واقعاً فرشته است. الان که به گذشته نگاه میکنم میبینم زندگیم سرتاسر دستخوش حوادث بوده است. چرا روزگار چنین سر ناسازگاری با من داشته است.

خلاصه داستان: «همراز» داستان دختر جوانی است به نام مژگان. مژگان مادرش را خیلی زود از دست میده و تحت توجه و محبت کامل پدر و برادر بزرگش مجید بزرگ میشه. 18 سالش که میشه پدرش به اصرار عمه هاش با فرشته نامی ازدواج میکنه. مژگان به شدت مخالفت میکنه و به آزار و اذیت فرشته میپردازه. فرشته واقعاً مثل یک فرشته بوده و با مهربانی و گذشتش مژگان را به راه میاره و محبت قلبیش را میخره. فرشته تو راه خانه یک همراه همیشه داشته که دورادور مراقبش بوده. درست زمانی که همراهش تصمیم میگیره بهش نزدیک بشه، مژگان توی محل کارش با احسان فرهمند آشنا میشه که این آشنایی به عشق و ازدواج ختم میشه. تازه در مراسم خواستگاری متوجه میشه که همراه همیشه حسام برادر کوچکتر احسان است! عشق حسام به عنوان یک راز بین حسام و مژگان باقی میمانه ولی حسام ضربه خیلی خیلی سختی از ازدواج مژگان و احسان میخوره. زندگی مژگان و احسان یک زندگی بسیار عالی و عاشقانه بوده که با بچه دار نشدن مژگان و اذیت مادر احسان کمی تلخ میشه. مژگان و احسان سیاوش را از پرورشگاه پیش خودشون میارن و بعد از سالها خدا بهشون فرزند دختری میده و بازی روزگار ..

داستان قشنگ بود و خواندش خالی از لطف نبود.

sarar
1388,09,25, ساعت : 16:52
مشخصات کتاب:


نام کتاب: تا تَه دُنیا
نام نویسنده: سوگند دهکردنژاد




شرح پشت جلد: یاد آن روزها که من در انتهای دنیای کوچک تو بودم و تو یادی از من نمیکردی. ای کاش آن روزها به ابدیت میپیوست. ابدیتی بی منتها... اما من هنوز به یاد آن روزها ره میسپارم. شاید، شاید روزی به سفری تا ته دنیا بروم! آری تا ته دنیا و تا مرز ابدیت...


خلاصه داستان: داستان راجع به زندگی دختر جوان و شیطونی به نام ساغر است که در محیط دانشکده به همکلاسیش مسعود دل می بنده. داستان عشق مسعود و ساغر و روابطشون و دوستانشون و همکلاسیهاشون و ... است و نسبت به کتابهای دیگری که این چند وقته خوندم کشش بیشتری ایجاد میکرد. ساغر و مسعود هر دو عاشق و مغرور بعد از اینکه به مرور و ذره ذره عشق درونشون شکل میگیره و به هم دل میبندن با کلی سوء تفاهم از هم دور میشن و ....


http://www.postsmile.net/img/29/2934.gif

sarar
1388,09,25, ساعت : 16:55
رمان ایرانی - ترنم مهر در فصل آبی و مه
http://photo.goodreads.com/books/1252825332m/6856750.jpg
مشخصات کتاب:

نام کتاب: ترنم مهر در فصل آبی و مه
نام نویسنده: فریده رهنما


خلاصه داستان:

داستان ترنم مهر در فصل آبی و مه داستان دختر جوانی است به نام عسل که برای یک ازدواج غیابی با پسری به نام هومن راهی لندن میشه. توی راه با همسفر جوانی به نام دهناد آشنا میشه و جریان ازدواج اجباری خودش را برای او تعریف میکنه و وقتی توی فرودگاه به جای هومن که تصویرش را فقط از روی عکس شناخت ازش داشته با یک فرد کوتاه آبله رو از دور روبرو میشه بلافاصله به کمک دهناد از فرودگاه خارج میشه و به پانسیون خواهر دهناد میره. دو سه ماهی به این صورت میگذره و یواش یواش عسل عاشق دهناد میشه و ماجرا تازه اینجا شروع میشه که عسل متوجه میشه که ....


لینک:

http://www.forum.98ia.com/t2843.html