PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : دیالوگ های ماندگار فیلم ها و سریال ها | Dialogue


صفحه ها : 1 2 3 [4] 5 6 7 8 9 10

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۳۰ بعد از ظهر
پیتر گفت: «مسئله کنجکاوی نیست، خودت هم این را می‏دانی. بلایی که سر مورچه‏ها آمده، دارد سر ما هم می‏آید.»
ژوزف نومیدانه گفت: «هیس!»
پیتر: «ژوزف ما همانهایی هستیم که چنگال ندارند. پس کارمان تمام است. ما ساخته نشده‏ایم که در دسته‏های بزرگ کار کنیم و بجنگیم و از روی غریزه زندگی کنیم و به لانهٔ‏ تاریک و نمناک مورچه‏ها بسنده کنیم، بدون اینکه حتی از خودمان بپرسیم چرا!»

Book Title: [Look At The Birdie: Unpublished Short Fiction - The Petrified Ants - 2009]
Writer: [Kurt Vonnegut]

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۳۱ بعد از ظهر
بتی: «شده بعضی وقتا از خودت متنفر بشی؟»
جو: «دائماً.»

Film Title: [Sunset Blvd. - 1950]
Director:
[B]Writer: [Charles Brackett, Billy Wilder]

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۳۲ بعد از ظهر
دیوید: «کاری رو که برای گذران زندگی انجام میدی دوست داری؟ چیزایی که می‏بینی؟»
مرد داخل اتاقک ماساژ: «نه، ندارم. امّا زندگیه دیگه.»
Film Title: [Se7en - 1995]
Director: [David Fincher]
Writer: [Andrew Kevin Walker]

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۳۵ بعد از ظهر
هلم هولتز گفت: «فقط یک آزمون وجود دارد که می‏شود به آن اعتماد کرد، آن هم آزمون زندگی است. آنجاست که باید نشان دهید چه نمره‏ای می‏گیرید. این هم در مورد شرودر صدق می‏کند، هم برای تو سلما، هم بیگ فلوید، هم برای من... و هم در مورد همه آدمها.»
بیگ فلوید گفت: «شما می‏توانید حدس بزنید بالاخره کی به کجا می‏رسد؟»
هلم هولتز گفت: «کیست که بتواند بگوید؟ من که نمی‏توانم. به نظر من لحظه‏های پیش بینی نشده است که زندگی را می‏سازد.»



Book Title: [Look At The Birdie: Unpublished Short Fiction - A Song For Selma - 2009]
Writer: [Kurt Vonnegut]

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۳۷ بعد از ظهر
گامبوا: «می‏دونی هدفهای بیهوده یعنی چه؟»
جاگوار زیرلب گفت: «چی گفتین؟»
گامبوا: «ببین، وقتی دشمن اسلحه‏شو میذاره و تسلیم میشه، سرباز مسئولیت شناس به طرفش شلیک نمی‏کنه. نه فقط بخاطر دلایل اخلاقی بلکه به دلایل نظامی، بخاطر صرفه جویی. حتی در جنگ نباید مرگ و میرهای بیهوده درمیون باشه. می‏فهمی من چی میگم؟ برگرد برو توی دبیرستان نظام و از حالا به بعد سعی کن درک کنی مرگ آرانا چه استفاده‏ای داشته.»




Book Title: [La Ciudad Y Los Perros - 1963]
Writer: [Mario Vargas Llosa]

zahra_s
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۳۸ بعد از ظهر
وقتی دیدمش از تو براش گفتم....
گفت خبر داره...می دونست...
دیگه هیچ وقت تکرار نمیشه...
وقتی تو کنارمی احساس امنیت میکنم
این معصومیت تو نگاهتو دوس دارم..!
اسم فیلمو نمیگم..

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۳۸ بعد از ظهر
هنری: «اگر گفتی آن چیست که برای هر کسی واجب است، حتی واجب‏تر از نان شب؟»
الین: «خوشبختی است؟»
هنری: «البته که خوشبختی است! امّا کلید خوشبختی چیست؟»
الین: «ایمان به خدا؟ امنیت نیست؟ سلامتی چی عزیزم؟»
هنری: «توی نگاه غریبه‏های توی خیابون که دقیق می‏شوی، به هرجا که چشم می‏گردانی توی نگاه‏ها چه حسرتی می‏بینی؟»
الین: «خودت بگو هنری، من دیگر عقلم به جایی قد نمی‏دهد.»
هنری: «یکی که آدم باهاش درددل کند! کسی که آدم را درک کند! همین.»

Book Title: [Look At The Birdie: Unpublished Short Fiction - Confido - 2009]
Writer: [Kurt Vonnegut]

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۴۰ بعد از ظهر
دکتر سپید بخت: «من فکر می‏کردم این ماییم که بی اعتقادیم... ولی نسل شما واقعاً دست همه ما رو از پشت بسته.»
مژگان: «وقتی آینده‏ای نداری مثل اینه که خونه‏تو روی آب بسازی... ما یاد گرفتیم شناگرای خوبی باشیم.»
عنوان فیلم: [خانه ای روی آب - 1380]
کارگردان: [بهمن فرمان آرا]
نویسنده: [بهمن فرمان آرا]

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۴۱ بعد از ظهر
پدر فرانسیسکو: «آزادی بدون زندگی آزادی نیست.»
رومان سمپدرو: «زندگی بدون آزادی زندگی نیست.»
Film Ttile: [The Sea Inside - 2004]
Director: [Alejandro Amenábar]
Writer: [Alejandro Amenábar, Mateo Gil]

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۴۳ بعد از ظهر
پیرمرد: «دلت گرفته، آره؟ دل همه می‏گیره، دل داشته باشی می‏گیره دیگه... یا رفیق من لارفیق له... ای رفیق کسی که...»
سرباز: «رفیقی نداره...»
پیرمرد: «توئم قشنگیا... از خودی... خب حالا می‏خوای یه راهی بهت یاد بدم دلت وا بشه؟ توئم چشماتو ببند... دِ ببند دیگه... خب، چی می‏بینی؟»
سرباز: «هیچکس.»
پیرمرد: «هیچکس... خب هیچکس قشنگه دیگه... هیچکس همه کسه، همه کس هیچکسه. حالت خوب شد؟»
عنوان فیلم: [یک تکه نان - 1383]
کارگردان: [کمال تبریزی]
نویسنده: [محمدرضا گوهری]

]

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۴۶ بعد از ظهر
فرانک: «دوست داری "تانگو" یاد بگیری دانا؟»
دانا: «همین الان؟»
فرانک: «من در خدمتم. کاملاً رایگان. چی میگی؟ چی میگی؟»
دانا: «اوه... فکر می‏کنم کمی بترسم.»
فرانک: «از چی؟»
دانا: «از اینکه اشتباهی پیش بیاد.»
فرانک: «توی تانگو هیچ اشتباهی وجود نداره، مثل زندگی نیست، راحته؛ همینه که تانگو رو اینقدر عالی کرده. اگه اشتباهی کردی، اگه کاملاً درهم برهمم شدی، فقط همونجوری ادامه بده. چرا نمی‏خوای امتحان کنی؟ می‏خوای امتحانش کنی؟»
دانا: «بسیار خب... یه امتحانی می‏کنم.»


Film Title: [Scent Of A Woman - 1992]
Director: [Martin Brest]
Writer: [Giovanni Arpino, Bo Goldman

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۴۷ بعد از ظهر
آلفرد: «کاملاً سقوط کردیم، اینطور نیست ارباب بروس؟»
توماس وین: «و چرا ما سقوط می‏کنیم، بروس؟ بخاطر اینکه یاد بگیریم چطوری خودمونو بکشیم بالا.»




[B]Film Title:
[B]Director: [Christopher Nolan]
writer:

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۵۲ بعد از ظهر
خسرو شکیبائی: تا حالا فک می کردم جواب یه زنه تنها رو کی میده حالا فک می کنم جواب بچه شو کی میده
[اتوبوس شب - کیومرث پوراحمد]

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۵۳ بعد از ظهر
قبول کن که من به تو دروغ نمی گم،یعنی کسی نیستم که بین راست و دروغم پول و قدرت باشه

[محاکه در خیابان-مسعود کیمیایی]

اگه یه روز تو خیابون از کنار یه گنجشک رد شدی و نپرید ، فکر نکن که ازت نترسیده، بدون که اون هم آدم حسابت نکرده...

[ کیفر - حسن فتحی ]

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۵۵ بعد از ظهر
چکامه (مژده شمسایی) : خیلی داد بزنی ممکنه برادراش بشنون.اونوقت ممکنه ناچار شی برای ثابت کردن این که دستات پاکه خون الودش کنی


[ وقتی همه خوابیم - بهرام بیضایی ]

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۵۷ بعد از ظهر
لیلا مشرقی (فقیه سلطانی) : سلام خیلی خانومی که هوای شهرام رو داشتی آبرو ریزی نکردی
سحر (میترا حجار) : تو خیلی خانومی که نزائییده مادر شدی!

[ صورتی - فریدون جیرانی ]

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۵:۰۲ بعد از ظهر
من خیلی پیرم دین!
پیرتر از خدا؟
راستش هیچ کدوممون یادمون نمیاد ولی در اخر جون اونو هم میگیرم!!!!

جون خدا رو؟
خدا هم میمیره دین؟؟؟ چیه؟؟ چرا اونطوری نگاه میکنی؟؟؟

اااااااااااااااااا !!! اینجا دیگه خارج از فهم من شد!!!

گفتگوی مرگ با وینچستر

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۵:۰۶ بعد از ظهر
انسان ها تنها کسانی هستند که ادعا می کنن خدا وجود داره،
ولی تنها موجوداتی هستند که با رفتارشون نشون میدن خدایی وجود نداره.

The Rum Diary

NILo!oFAR
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۵:۱۲ بعد از ظهر
به تعداد ادمها راه هست براى رسيدن به خدا

پرويز پرستويى-مارمولك

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۵:۱۵ بعد از ظهر
- نورمن، وایسا!
+ بهت که گفتم، نيل. میخوام تنها باشم.
- منم همینطور! بيا با همدیگه بريم تنها باشيم.

http://img.upload724.com/images/12532864296652579739.jpg

- اونا میخوان مغزمون رو بخورن؟
+ فکر کنم تو در امانی.
- خدا رو شکر!

http://img.upload724.com/images/04942934390360313196.jpg




پارانورمن _ ParaNorman

zahra_s
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۵:۳۲ بعد از ظهر
یه چیزی بهت بگم مامان ...آدم بمیره بهتره از اینه که خل باشه ولی فک کنه سالمه...!
صابر ابر-اینجا بدون من-

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۵:۵۰ بعد از ظهر
بيا قسم بخوريم که ديگه قسم نخوريم (محمدرضا فروتن - متولد ماه مهر)

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۵:۵۲ بعد از ظهر
فكر و ذكرمان شد كسب آبرو، چه آبرويي، مملكت رو تعطيل كنيد، دارالايتام داير كنيد درست تره. مردم نان شب ندارند، شراب از فرانسه ميآيد، قحطي است، دوا نيست، مرض بيداد ميكند، نفوس حقالنفس ميدهند، باران رحمت از دولتي سرقبله عالم است و سيل و زلزله از معصيت مردم. ميرغضب بيشتر داريم تا سلماني. سر بريدن از ختنه سهلتر. ريخت مردم از آدميزاد برگشته، سالك بر پيشاني همه مهر نكبت زده، چشمها خمار از تراخم است، چهرهها تكيده از ترياك.( عزت الله انتظامي- حاجي واشنگتن)

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۵:۵۴ بعد از ظهر
ميمونه يه حلوا هديه صاحبان عزا به اهل قبور... اين تنها شيريني ضيافت مرگ ، عطر و طعمش دعاست ... روغن خوبم تو خونه داريم ... زعفرونم هست ... اما چربي و شيريني ملاک نيست ... اين حرمته که زندهها به مرده هاشون ميذارن ... (ماه منير و طلعت به گريه ميافتند) اجرشم نزول صلوات و حمد و قل هوالله است ... فقط دلواپس آردم ... خاطر جمع نيستم ... ميترسم مونده باشه ...( زنده ياد رقيه چهره آزاد- مادر )

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۵:۵۶ بعد از ظهر
قرار شد ما بريم جبهه بجنگيم، شما هم بمونيد بچه هاي مارو تربيت كنيد؛ حالا قضاوت كنيد كي كم فروشي كرده! ( پرويز پرستويي - موج مرده )

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۵:۵۷ بعد از ظهر
حجت به قاضي: من همه زندگي مو باختم. منو از حبس ميترسوني؟ برو از خدا بترس(شهاب حسيني-جدايي نادر از سيمين)

zahra_s
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۵:۵۹ بعد از ظهر
چه فرقی میکنه حاج خانوم چه شما چه ایشون
منو وادار کردین دروغ بگم
چی شد؟هیچی....
فهمید همش صحنه سازیه...
معلومه میفهمه مادره...
خو اینو از چشم کی میبینن؟ستاد..
شما بیشتر به جای این که ایشونو توجیه کنینکه دست از این افکار بچگونه ش برداره..تشویقش میکنین؟؟
صابر ابر-بوسیدن روی ماه

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۵:۵۹ بعد از ظهر
پرواز اندازه آدمو برملا ميکنه هرچي بالاتر ميري بالا و بالاتر ميري دنيا از ديد تو بزرگتر ميشه و تو از ديد دنيا کوچکتر! (شهاب حسيني- شوق پرواز)

zahra_126
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۶:۰۱ بعد از ظهر
توی فیلم خاطرات یک خون آشام...
النا به دیمن گفت:چرا نمیذاری مردم هم چهرهی خوب تو رو بینین؟؟
دیمن:چون مردم وقتی خوبی میبینن توقع خوبی هم دارن و من دوست ندارم زندگیم رو با توقعات دیگران بنا کنم...!

.:matin:.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۶:۰۴ بعد از ظهر
به چيزي دل ببند که دل داشته باشه(محمدرضا فروتن- مرسدس)

.RAHA.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۶:۳۳ بعد از ظهر
جیمی: نمیدونم!...تو هزاران نفر رو ملاقات میکنی و هیچ کدومشون هیچ تاثیری روت نمیذارن...

و بعدش با یک نفر ملاقات میکنی، و زندگیت برای همیشه تغییر میکنه





- Love and other drug -

.RAHA.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۶:۳۳ بعد از ظهر
تو به خدا اعتقاد داری ؟ به آدمایی که به خدا اعتقاد دارن حسودیم میشه ، اونا مطمئنن که یه چیزی وجود داره




- A Little bit of Heaven -

.RAHA.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۶:۳۴ بعد از ظهر
- پاشو ... د لعنتی میگم پاشو....

- بیدارم ....

- پس چرا چشات بستست؟ ....

- تو حرف کدومو بیشتر قبول داری ؟ من یا چشامو ؟




- بزرگراه میلر -

.RAHA.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۶:۳۵ بعد از ظهر
پسر : فقط یه چیز رو میخوام بدونم .اینکه بابام به مامان به خاطر تو خیانت کرد یا نه ؟

زن : بذار خیالتو راحت کنم ، برای بابات دو دسته زن وجود داشت ، یکی مادرت ، یکی بقیه




- Big Fish -

.RAHA.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۶:۳۵ بعد از ظهر
اگه زندگی فقط درباره ی مرگ باشه،دیگه زندگی نیست




- Hereafter -

.RAHA.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۶:۳۶ بعد از ظهر
انقدر تو این شهر خر پیدا میشه که ما پیاده جایی نریم



- دیوانه از قفس پرید -

.RAHA.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۶:۳۸ بعد از ظهر
پدرم بهش پیشنهادی کرد که نمیتونست رد کنه. لوکا یه هفت تیرو طرف سرش نشونه رفت و پدرم بهش اطمینان داد که یا امضاش رو قرارداد میاد یا مغز پخش و پلا شده ش.



پدرخوانده

.RAHA.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۶:۳۹ بعد از ظهر
مایکل کورلیونه رو به شوهر خواهرش: بهم دروغ نگو ..چون به شعورم توهین میکنی


(پدرخوانده 1)

.RAHA.
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۶:۴۰ بعد از ظهر
"می دونی نفر قبل که اومده بود باهام صحبت کنه رو چی کار کردم ؟ جگرش رو با نخود فرنگی خوردم "


دیالوگ بین آنتونی هاپکینز و جودی فاستر در زندان در فیلم سکوت بره ها

A.H_R
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۶:۴۱ بعد از ظهر
من دوست دارم بگو خب

zahra_s
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۷:۰۹ بعد از ظهر
بابک:تو هنوز نمیدونی من کیم؟

سارا:چرا می دونم،تو یه مهندس درجه 2 پر توهمی، که دورو بری هات با چـــَــشم های الکی بادش کردن.

اما تو نمی دونی من کیم؟

منم یه آدمم مثل تو.پر از عقده،اما چیزی که تو نمی تونی بفهمی اینه که ،من سعی می کنم آدم خوبی باشم.اما توسعی می کنی جلوی خوب بودن رو بگیری.گور پدر هر کی که به من و تو صدمه زده،سعی که می تونیم بکنیم آدم باشیم.می فهمی....آدم!!!!
دیالوگ بین السا فیروز آذر و بهرام رادان-یکی از ما دونفرـ

pardis19
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۷:۲۹ بعد از ظهر
تو فیلم the paper boy آخرین دیالوگ توی فیلم که هیلاری رو به جک (زک افرون) می گه: where are you going paper boy?
به نظرم بهترین دیالوگه. آخر فیلم واقعا ضربه می زنه. باید فیلم رو ببینید تا متوجه بشید.

star $ sisi
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۸:۰۷ بعد از ظهر
فیلم: جانگو ساخته quentin tarantino با بازی زیبا jamie foxx
اقای اسپک: حالا بچه ها بیایید دربارش حرف بزنیم
تو اینجور مواقع منطقی باشید
من که ادم بدی نیستم فقط کارمو انجام میدم
بلوبری مگه من پس مانده سیبمو بهت ندادم...

دکتر کینگ شولتز:و حالا جانگو میتونی لباس مناسب واسه این نقش انتخاب کنی
جانگو:تو اجازه میدی خودم لباس هامو انتخاب کنم؟!!!!!!!!!!
دکتر شولتز:البته


دکتر شولتز:بیا.. بهتره اعلامیه (اسمیتی بکال) و پیشت نگه داری
جانگو:چرا؟
دکتر شولتز:خوش شانسی میاره
همیشه اعلامیه اولین شکارتو نگه دار

msghf
۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۰۸:۱۲ بعد از ظهر
-ببینم کدوم وری زمین می خوری؟
-پایینی.
-از هرطرف که خم بشی. مواظب باش کدوم وری خم میشی.

یه انیمیشن بود گذرا می دیدم این دیالوگ به دلم نشست.

moonlighte
۲۱ مرداد ۱۳۹۲, ۰۱:۱۸ قبل از ظهر
حاج آقا: بله خط خوبه ولی هر کسی نه! مثلا تو خط کسی رفتن نه...
...
بهروز: حاجی این موبایلام گاهی خط رو خط میشن اونم خوب نیس!
حاج آقا: بله دیگه خوب هرچیزی خوبش خوبه بدش بده دیگه...
!!!!!:-2-06-:

سریال دودکش _ (جواد عزتی و امیر حسین رستمی)

.:matin:.
۲۱ مرداد ۱۳۹۲, ۰۳:۴۵ قبل از ظهر
همه جور نون ديدم، نون سنگک، نون بربري، نون لواش، نون تافتون، ولي هيچ جا نون حلال نديدم ( پولاد کيميايي- جرم)

.:matin:.
۲۱ مرداد ۱۳۹۲, ۰۳:۴۷ قبل از ظهر
زخم های آدم سرمایه است حامد. سرمایه ات را با این و اون تقسیم نکن. داد نکش، هوار نکش. صبور، آروم و بی صدا همه چی رو تحمل کن.(شب یلدا - کیومرث پوراحمد)

.:matin:.
۲۱ مرداد ۱۳۹۲, ۰۳:۵۰ قبل از ظهر
اون موقع ها که خيلي جوون بودم و همه دور سفره جمع ميشديم، وقتي که غذا تموم ميشد يه آه بلند ميکشيدم و ميگفتم: کاش غذا تموم نميشد! کاش اولش بود! نه به خاطر غذاها...اون که هميشه بود...فقط به خاطر اين جمعي که ميدونستم هميشه باقي نميمونه، ولي خب الان که همه هستيم، پس قدرشو بدونيم ديگه!؟( رضا کيانيان- ماهي ها عاشق ميشوند)

.:matin:.
۲۱ مرداد ۱۳۹۲, ۰۳:۵۵ قبل از ظهر
يعني عشق اينقدر سخته؟ آره سخته ولي سختيشم خوبه،عشق آدمو سبک ميکنه، اما سبک نميکنه.( گفتوگوي مهدي احمدي با هانيه توسلي- شب هاي روشن)

***

شما مردم رو به حال خودشون بذارين. خودشون ميتونن از آيين هاشون محافظت کنن.( مريلا زارعي- گزارش يک جشن)


****


سره مره يه دو جين بچه ميزاد يکيش ميشه بلبل، نن? ما کتّ بلبل رو بست و زاييد گل و بلبل(محمدعلي کشاورز- مادر)

.:matin:.
۲۱ مرداد ۱۳۹۲, ۰۳:۵۶ قبل از ظهر
با گلوله و سرب نميشه فکر مردمو عوض کرد .اين بار دين بايد بره به مصاف دين(عبدالرضا اکبري-

روزهاي اعتراض)


****
من روزي يه آهنگ با ناهارم ميخورم يکي با شامم. من آدما رو فقط تو ماشينم ميبينم نه تو دفتر اونا نه تو دفتر من (زنده ياد خسرو شکيبايي – حکم)


****
تو ياد گرفتي که اون چيزي که هستي نباشي (خزر معصومي- به رنگ ارغوان)

.:matin:.
۲۱ مرداد ۱۳۹۲, ۱۱:۲۹ قبل از ظهر
تومیدونی گردان بره خط، گروهان برگرده یعنی چی؟ تو می دونی گروهان بره خط، دسته برگرده یعنی چی ؟ تو می دونی دسته بره خط، نفر برگرده یعنی چی؟(آژانس شیشهای - ابراهیم حاتمی کیا)

.:matin:.
۲۱ مرداد ۱۳۹۲, ۱۱:۳۱ قبل از ظهر
ملتی که ادبش; قناعت را فضیلت میداند، هر سال دچار قحطی است ...(هزار دستان - علی حاتمی)

Arta.m
۲۱ مرداد ۱۳۹۲, ۱۲:۵۶ بعد از ظهر
اردلان تمجید :کاشکی بری سر خاک مادرم... کاشکی مادرم ضمانتمو کنه... عرصه برام تنگه دعای مادر لازم دارم.

Arta.m
۲۱ مرداد ۱۳۹۲, ۱۲:۵۷ بعد از ظهر
کارلیتو (آل پاچینو):گاهی اوقات لطف، سریع تر از یک گلوله آدم رو میکشه!

من زبان و قانونه اینجاروبلدم سر زبان و قانون جای دیگه لکنت میگیرم. اردلان تمجید

رها :بابا من دوستون دارم...
اردلان :دیگه به کارم نمی یاد. به مادری که خون برام فروخت تا درس بخونم قسم... دیگه به کارم نمیاد.

Real Smiler
۲۱ مرداد ۱۳۹۲, ۰۳:۰۴ بعد از ظهر
یه چیزی بهت بگم مامان...آدم بمیره بهتر از اینه که خل باشه ولی فکر کنه سالمه....
(اینجا بدون من....بهرام توکلی)

.:matin:.
۲۱ مرداد ۱۳۹۲, ۰۳:۳۱ بعد از ظهر
مامان به این خوشگلی کوفت ات بشه! (شام آخر - فریدون جیرانی)

Real Smiler
۲۱ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۳۷ بعد از ظهر
کسایی که پشت سر هم یه فیلمو دو بار تماشا می کنن به نظر آدمای عجیبی میان اما این احساسیه که نمی شه به همه توضیحش داد. وقتی هنوز شخصیتای یه فیلم تو ذهنت زنده ان و دارن نفس می کشن می تونی روی پرده به چشماشون خیره بشی. می تونی باهاشون حرف بزنی. می تونی سرنوشتشونو تغییر بدی. اینطوری می تونی واقعیتو به شکل خواب و رویا بازسازی کنی. می تونی توی صندلی سینما فرو بری. لحظه ای که چراغا خاموش مي شن معجزه اتفاق می افته.درست تو لحظه ای که حس می کنی هیچ راهی برای فرار باقی نمونده مهم فقط اینه که با همه توانت بتونی ادامه بدی همه چی درست از همین جا شروع میشه...
(اینجا بدون من...بهرام توکلی)

writer
۲۱ مرداد ۱۳۹۲, ۰۶:۴۴ بعد از ظهر
فرامرز قریبیان: شب عروسی دخترم منتظرت بودم.
بهرام رادان: من بدون دعوت بهشت هم نمی رم.
کارناوال مرگ- حبیب اله کاسه ساز

Moeiiin
۲۱ مرداد ۱۳۹۲, ۰۹:۱۱ بعد از ظهر
- پدر در حالی كه داره از بیمارى سرطان میمیره: نگرانم بعد از مرگم كى و چطورى از بچه هام مراقبت مى كنه؟ چى به سرشون مى آد؟
- زن روانكاو: خدا مواظبشونه، من مطمئنم.

- مرد: خدا پول اجاره خونرو نمى ده... (Biutiful)

جان : اگه میخوای مردم حرفت رو گوش کنند ، فقط کافی نیست آروم بزنی رو شونشون ، باید با یه پُتک بزنی تو سرشون! (Se7en)

Nora71
۲۲ مرداد ۱۳۹۲, ۰۳:۰۸ بعد از ظهر
علی مصفا:
_میگم اجدادمون هم دست کمی از خودمون نداشتنا...یه سردار ایرانی وقتی قلعه یا دژش میخواسته سقوط کنه آتیشش میزده که سالم دست دشمن نیفته ؛ اینجارم حتما خودمون خراب کردیم .

_بلاخره یه روز یکی باید پیدا بشه که حقیقتو بگه...من برا همین اونجا بودم.

کسی میاد.. نسلی که گوشش از داستانها ونصیحت های ما پره ؛اون میخواد که حقیقت رو بدونه مستند ،دقیق وبدون پرده پوشی. تا اون جای دیگرو اون ناکجا آباد دوست داشتنی و مورد علاقه ش رو همین جا بسازه.. ما مجبوریم که امیدوار باشیم. نسلی میاد که آرمانش رو عملی میکنه ، من مطمئنم !

کتایون ریاحی:
_ما قرار بود دنیارو عوض کنیم اما حالا فقط خودمون عوض شدیم......مشکل همه ی ما اینه که اون چیزی که فکر میکنیم و میگیم نیستیم.

_شماها اصن براتون مهم نیست با کسی که همراه میشین کیه، همیشه میخواین بدونین کی بوده !!

چکامه چمن ماه:
_من اومدم..! یا باید برم ، یا بمونم ؛ دیگه برگشتی تو کار نیست .

جایی دیگر – مهدی کرم پور – سال81:-2-41-:

vanooshe
۲۲ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۴۶ بعد از ظهر
باباتو می شناختم! قدیما با آفتابه عرق می خورد، حالا ” ضای ” والضالین نمازشو قد اتوبانِ قم می کشه!
رئیس | مسعود کیمیایی

بابا! چرا تحمل آدم بودن واسه بعضیا انقدر سخته؟!
یکی از ما دو نفر | تهمینه میلانی

Arta.m
۲۲ مرداد ۱۳۹۲, ۰۷:۳۷ بعد از ظهر
1-حرف دلو رو زبون غلطش نمیدن که از سکه بندازنش عزیزم...

2-دختر :من نه پول دارم نه قیافه نه موقعیت اجتماعی خوب، برای چی از من خوشت اومده؟
پسر :برای اینکه همۀ این چیزا رو خودم دارم، هم پول هم موقعیت اجتماعی هم قیافه، دیگه نیازی نیست اینارو از تو هم بخوام...
دیالوگ سریال " پسران برتر از گل "

zahra_s
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۳:۴۳ بعد از ظهر
غیرت و که رو پیشونی نمی نویسن بشه فهمید بی غیرتی ..بی غیرت..!!!(شیدایی)

~pegah*h~
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۳:۵۱ بعد از ظهر
من حاضرم قدیمی ترین خط میخی رو به نستعلیق تحریر کنم اما با تو جایی نیام که توش انگولت باشه(دودکش )

زندگی مثل شعله کشیدن کبریته، لامصب کبریت ما از اولش سوخته بود.
(ساعد سهیلی، گشت ارشاد)

~pegah*h~
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۳:۵۵ بعد از ظهر
خدا چقدر دشمن داری روی زمین. رفیقاتم که ماییم یه مشت عاجز علیل بی چاره
دیالوگ زیبای بهروز وثوقی

سارا.ص
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۳۶ بعد از ظهر
فيلم يك دو سه
انقلاب تا حالا رفتي؟
سي دي قيصرو ميدن 1500 تومن
جلوتر فلافل ميدن 1500 تومن
حفتش يكيه
فرقش چيه؟
قيصر خشك و خاليه
ولي فلافل با ترشيه!

.:matin:.
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۷:۱۴ بعد از ظهر
آزردمت انگشتک؟ دوست داری آتش از اسلحه بچکانی یا مرکب از قلم نئین؟ خون میطلبی یا جوهر؟ انگشت کی در این میان باشه گران قدرتری، خوشنویس یا تفنگچی؟ (علی نصیریان- هزار دستان)

.:matin:.
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۷:۱۷ بعد از ظهر
احمد چته؟ عاشق شدم !نگران نباش! این شتریه كه در خونه هر خری میخوابه. (حمید لولایی - خانه بدوش)

.:matin:.
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۷:۱۹ بعد از ظهر
آنقدر بگیرش تا بگیریش (مهران مدیری- توکیو بدون توقف)

.:matin:.
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۷:۲۱ بعد از ظهر
نسرین: اون زنو شوهر جوونن نذار آلوده بشن، دیبا: اونا دلاشون پاکه، نسرین: همه به دستهای آدم نیگاه میکنن(گفتگوی عسل بدیعی و ابوالفضل پورعرب- دست های آلوده)

shabnam98
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۷:۲۲ بعد از ظهر
حوالی اتوبان
پردیس:کسی مطمئن حرف میزنه که مطمئن زندگی کرده باشه!

.:matin:.
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۷:۲۳ بعد از ظهر
شده تا حالا با کسی برخورد کنین که به دلتون بشینه، آره اما به دلشون ننشستم؛ چرا؟؟ چون قبلا یکی به دلشون نشسته بود (گفتگوی مهدی احمدی و هانیه توسلی- شب های روشن)

.:matin:.
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۷:۲۵ بعد از ظهر
نذار یه تصادف ساده مارو به زنیکه و مرتیکه بکشونه (محمدرضا فروتن- مرسدس)

.:matin:.
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۷:۲۸ بعد از ظهر
توی این مملکت، بخل، حسادت و تنگ نظری شغل دوم همه مردمه (عزت الله انتظامی- خانه ای روی آب)

shabnam98
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۷:۲۹ بعد از ظهر
ماندگارترین دیالوگ
بابا پنجعلی:نقیییییییییییییییی ییی نهار نخٍٍردم!!!!!:-2-41-:

aylar-76
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۸:۱۷ بعد از ظهر
سهیل ببخشید که بابات شدم...خدا تو رو یهویی داد(حوض نقاشی)

Roshana77
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۸:۱۸ بعد از ظهر
درباره الی:
شهاب حسینی : یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی پایانه...

.RAHA.
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۹:۳۰ بعد از ظهر
رضا توی فیلم حوض نقاشی به پسرش گفت:
گریه نکن مرد که گریه نمیکنه
((بعد مکثی کرد و گفت))
نه… گریه کن. اصلا گریه مال مرده…
فقط سرتو بگیر بالا مث یه مرد گریه کن…

.RAHA.
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۹:۳۱ بعد از ظهر
در زندگی زخم هایی هست
که آنقدر در پوست و گوشت نفوذ می کنند
که حتی گذر زمان هم نمی تواند التیام بخش باشد!!!


فرودو | ارباب حلقه ها

.RAHA.
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۹:۳۲ بعد از ظهر
خواستم بگم فرزندم، دیدم دست هایم خالی است چیزی ندارم


مرحوم خسرو شکیبایی در فیلم دستان خالی

.RAHA.
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۹:۳۳ بعد از ظهر
با زخم باید ساخت…
درد داره ولی خوب میشه…


سگ کشی، بهرام بیضایی

.RAHA.
۲۳ مرداد ۱۳۹۲, ۰۹:۳۳ بعد از ظهر
واقعا زیباترین دیالوگی که شنیدم::-2-06-:
کیههههههه؟؟؟!!! کیه!!؟؟؟؟؟
بابااتی | قهوه ی تلخ

msghf
۲۴ مرداد ۱۳۹۲, ۰۱:۰۳ قبل از ظهر
من قبل از اینکه به قصر بیام تصور دیگه ای داشتم اما قصر پر از سیاسته...اینجا خیلی شلوغه اما همه تنهان به خاطر حسادت و سیاست...
بانو یونگ
جواهری در قصر

زرین دخت
۲۴ مرداد ۱۳۹۲, ۱۲:۲۱ بعد از ظهر
اگه خدا با ماست ، پس کی با اوناست؟
نجات سرباز راین!

زرین دخت
۲۴ مرداد ۱۳۹۲, ۱۲:۲۷ بعد از ظهر
اولین چیزی که خدا خلق کرد سفر بود و بعد شک بود و بعد نوستالژی...

(نگاه خیره اولیس - آنجلوپولوس)
+++++++++++++++++
ریک:آلمانی من زیاد خوب نیست
ایلسا:این گشتاپو است
میگن قراره فردا تو پاریس باشن
دارن بهمون میگن که وقتی میان تو پاریس رژه برن چطور باید رفتار کنیم.
حالا که همه دنیا داره داغون میشه ، ما هم برای عاشق شدن وقت گیر آوردیم
ریک:یه کم وقت بدیه
کازابلانکا 1942
+++++++++++++++++++++
ترک عادت های بد، انگیزه های خوب می خواد!


آواز قو - 1379
سعید اسدی
+++++++++++++++++++
بابا ولم کنید با این مفهـــوم انتــــزاعـــی رفـــاقـــت!
هیچکس تو زندگی با من رفیق نبود!
هیچکس به من ارفاق نکــرد...

بهروز ( سیامک انصاری)
بی پولی
+++++++++++++++++++++
بزن به چاک وگرنه درونت رو به بیرونت معرفی می کنم.
فیلم : once upon a time in the west
از چارلز برانسون
+++++++++++++++++++++
مــرتــضــی : قـرار مـا ایـن بـود ، تـو قـول دادی
مــیــنــا : قـرار چـیـه ؟ وضـع عـوض شـده
مــرتـضــی:
قـرار اون چـیـزیـیـه کـه اگـه وضـعـم عـوض شـد پـاش وایـسـی

کنعان
+++++++++++++++++++++
کنستانتین: «حق با توئه. ما با توانایی انجام کارای وحشتناکی بدنیا میایم. اما بعداً بعضی وقتا بعضی چیزا پیش میاد و سر بزنگاه به ما هشدار میده.»
آنجلا دادسون: «خب واقعاً آموزنده بود، اما... من به شیطان اعتقاد ندارم.»
کنستانتین: «باید داشته باشی. اون به تو اعتقاد داره.»

Film Title: [Constantine - 2005]
Director: [Francis Lawrence]
Writer: [Jamie Delano, Garth Ennis]
+++++++++++++++++++++++++
هارپر: مامان، چرا مامان بزرگ تمام روز خوابه؟
آدری: برای اینکه آرام بخش خورده.
هارپر: اینکه میگی یعنی چی؟
آدری: یعنی قرصی خورده که کمکش میکنه بخوابه. مامان بزرگ پسرش رو از دست داده و این بدترین اتفاقیه که ممکنه برای یکی بیوفته.
هارپر: یعنی بدتر از اینکه پسر اون پدر من بوده؟

چیزهایی که در آتش از دست دادیم (Things we Lost in the Fire) – محصول 2007
کارگردان: سوزان بایر
++++++++++++++++++++++

~farzaneh jan~
۲۴ مرداد ۱۳۹۲, ۱۲:۳۲ بعد از ظهر
يوسف: خوب نگاه كن همه را ميبيني؟

زليخا : نه من فقط شما را ميبينم ، يعني نميخواهم كه كسي را ببينم .

البالو ترش
۲۴ مرداد ۱۳۹۲, ۱۰:۳۶ بعد از ظهر
شیرین نعیمی : من وقتی هشت سالم بود کشته شدم ...!

اما هیچ کس دنبال قاتل من نگشت ...

_ هیس!دخترها فریاد نمی زنند _

anar97
۲۴ مرداد ۱۳۹۲, ۱۰:۳۹ بعد از ظهر
ببین…
دلخوری، باش.
عصبانی هستی، باش.
قـهــری، باش.
هر چی میخوای باشی باش…
ولی،
حق نداری با من حرف نزنی، فـهمیـدی…!؟

خـسـرو شکیـبایی
سريالِ خانه سبز

anar97
۲۵ مرداد ۱۳۹۲, ۰۷:۴۲ بعد از ظهر
همه برای دونستن راز بهت التماس میکنند و چابلوسیت می کنند،اما همین که راز رو بهشون بگی،دیگه براشون ارزشی نداری...

حیثیت(The Prestige)
کریستوفر نولان

anar97
۲۵ مرداد ۱۳۹۲, ۰۷:۴۶ بعد از ظهر
جهنم اینه که صبح از خواب بیدار شی و ندونی واسه چی زنده ای

سین سیتی

زرین دخت
۲۶ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۳۶ قبل از ظهر
قدیما بهش میگفتن یقه آخوندی، الآن میگن یقه دیپلمات. نمیدونم آخوندای ما دیپلمات شدن یا دیپلماتهای ما آخوند؟؟
(خسرو شکیبایی - دلشکسته)
----------------------
دون ویتو کورلئونه: برای خانوادت وقت میذاری؟
جانی فونتان: آره
دون ویتو کورلئونه: خوبه . چون مردی که وقت صرف خونوادش نکنه هیچ وقت نمیتونه یه مرد واقعی باشه .
----------------------

زندگي به من آموخت که هــيچ چــيز از هيـچکـس بعــيد نيـست !

نخلهای وحشی
ویلیام فاکنر
----------------------
گاهی اوقات مجبوری بخندی که نخندن بهت..
جوکر
--------------------
داشتم به صدات گوش میدادم حواسم به حرفات نبود ...
شهاب حسینی_ پرسه در مه
---------------------
اسکار: چرا دیگه کلاس رقص نمیری؟
میبمی: رقص از قلب آدم سرچشمه میگیره!
اسکار: خوب که چی؟
میمی:قلبم شکسته
----------------------
فرانک(هنری فوندا):چطور میشه به مردی اعتماد کرد که هم بنده شلوار میبنده هم کمربند,کسی که حتی به شلوار ِخودشم اعتماد نداره.

(Once upon a time in the west(Sergio Leone,1968

~pegah*h~
۲۶ مرداد ۱۳۹۲, ۰۷:۲۷ قبل از ظهر
زندگی تو این دنیا وحشتناکه و وحشتناک تر از اون اینه که کسی رو به وجود بیاریم و فکر کنیم که اون خوشبخت تر از ما میشه.

توت فرنگی های وحشی Smultronst채llet (1957)


اهمیت یک مرد با دشمنانش معلوم میشود نه از دوستانش

1996 City Hall

فـروزنـده : ما عاشـق هم نبـودیم ! معتـاد هم بـودیم
حـکـم 1383
رویا : اگه اون تونسته فراموش كنه... منم میتونم
استاد : میبینی؟ هنوزم دوسش داری!
رویا: از كجا معلوم؟
استاد: ازاونجا كه هنوزم میخوای كارایی رو بكنی كه اون كرده..

شبهای روشن 1381

×Mahdis×
۲۶ مرداد ۱۳۹۲, ۰۸:۰۶ قبل از ظهر
زن قداست داره
واسه سایه بالا سر بودنش باید مرد بود
نه فقط نــــــر!

الناز شاکردوست در فیلم رسوائی....

Moeiiin
۲۶ مرداد ۱۳۹۲, ۰۱:۰۲ بعد از ظهر
- چطوري پيدام كردي ؟
- راننده تاكسيِ بيمارستان !
- بهش 20 دلار دادم كه حرفي نزنه .
- خب ، من بهش 40 دلار دادم !!
*
Pain & Gain - 2013

kodaki
۲۷ مرداد ۱۳۹۲, ۰۲:۰۰ بعد از ظهر
سگ کشی (بهرام بیضایی)


گلرخ کمالی (مژده شمسایی) : با زخم باید ساخت ؛ طول میکشه ولی خوب میشه !

*بارون پاییزی*
۲۷ مرداد ۱۳۹۲, ۰۳:۵۳ بعد از ظهر
تنهایی
همه جا توی زندگی دنبال من بوده
توی کافه ها ،
توی ماشین ها ،
پیاده رو ها ،
فروشگاه ها ،
همه جا !
هیچ راهی برای فرار نیست ...
من مرد تنهای خدا هستم !

| taxi driver |

Mina
۲۹ مرداد ۱۳۹۲, ۱۲:۱۵ قبل از ظهر
هر کسي تو زندگيش ، يکي رو داره که نداره ...

Mary and Max (2009

*غزال وحشی*
۲۹ مرداد ۱۳۹۲, ۱۱:۲۶ قبل از ظهر
_استن...تو به عشق در یک نگاه اعتقاد داری؟
استن:
_آره خب...لااقل وقت آدمو نمیگیره...!

_Laurel and Hardy_

ÐOҜH] JÎG@R
۲۹ مرداد ۱۳۹۲, ۰۵:۱۹ بعد از ظهر
خـسـرو شـکـیـبـایـی : فـریـد، بـابـا

عـشـق اون نـیـسـت کـه وقـتـی دیـدیـش دلـت بـلـرزه

عـشـق اونـه کـه وقـتـی نـمـیـبـیـنـیـش دلـت مـیـخـواد کـنـده شـه...!!!

[خـانـه سـبـز]

~mehrvarz~
۲۹ مرداد ۱۳۹۲, ۰۵:۲۸ بعد از ظهر
به چیت مینازی به یه من ریش به ریش نی که به ریشس.:-119-:
(علی اوسی وند.اخراجیهای1)

دختربی حوصله
۲۹ مرداد ۱۳۹۲, ۰۵:۳۴ بعد از ظهر
حرف دلوروزمین غلتش نمیدن تا ازسکه بیفته
اردلان مادرانه

هدیه فیروزی
۳۰ مرداد ۱۳۹۲, ۱۲:۱۷ قبل از ظهر
(لادن مستوفی-تسویه حساب) آدم چیزیو که بالا آورده دیگه نمیخوره.(جمشید مشایخی-کمال الملک)آنوقت ها من یک شاگرد ساده بودم خبط و خطایم با خودم بود اما الان مردم برای خودشان افسانه ها از نقاش باشیشان ساخته اند.(خرم سلطان-حریم سلطان)خوشحالم که فرزندانی همچون پدرشان عادل دارم.(حریم سلطان)خرم:این پارچه ها شایسته ی من که شاهزاده ای در راه دارم نیست .ماهی دوران سلطان:از کجا میدانی پسر میشود خرم؟خرم:پسر میشود باز هم پسر میشود دوباره پسر میشود همه اش پسر میشود.(بیهان سلطان-حریم سلطان)خدیجه حالم را زمانی میفهمی که شوهرت به دست سرورمان،برادرمان کشته شود.

М⊙йД
۳۱ مرداد ۱۳۹۲, ۰۱:۴۱ قبل از ظهر
سوپر استار
همونجایی که دختره به شهاب حسینی می گه: چون تو خواستي من اومدم خب اگه تو نخواي من نيستم

saghi.m
۳۱ مرداد ۱۳۹۲, ۰۲:۰۲ بعد از ظهر
شهاب حسینی (رضا):گریه نکنی بابا...نه گریه مال مرده فقط سرتو بالا بگیر گریه کن
حوض نقاشی

msghf
۳۱ مرداد ۱۳۹۲, ۰۳:۰۲ بعد از ظهر
فیروز: آدما به هم وصلن ولی نمیفهمن چرا؟ وقتی میان کنار هم تازه دلیلشو می فهمن. می فهمی؟
بهروز: نه خیلی.
فیروز: خیلی به خودت فشار نیار. همین که حسشو بفهمی بسه.
"دودکش"

*بارون پاییزی*
۳۱ مرداد ۱۳۹۲, ۰۸:۱۶ بعد از ظهر
مسافر : اون نور رو اون بالا می بینی ؟ نور پنجره طبقه دوم ، اون زن رو توی پنجره می بینی ؟
تراویس : آره
مسافر : می خوام اون زن رو ببینی چون که اون "زن منه" ، اما اونجا "خونه من" نیست ... !

| Taxi Driver - 1976 - Martin Scorsese |

p@rmis
۲ شهريور ۱۳۹۲, ۰۳:۰۲ بعد از ظهر
امیرعلی : بابای من یه کار بدی کرده ....می خوان تنبیهش کنن ...من به بابام قول دادم بیام اینجا و از شما معذرت خواهی کنم ...(بغض می کند ) تو رو خدا بابای من و ببخشین ....من تازه (انگشتانش را نشان می دهد ) پنجاه و ده روزه فهمیدم بابا دارم .....بابام مرد خوبیه ... ( گریه می کند ) برای من اسب چوبی درست کرده ....برای یونس هم درست کرده ...معلمه...خیلی مهربونه ....اون پشیمونه ....اگه بابامو نبخشین ...من .....من دوباره .....(یونس هم با او گریه می کند ) یونس می گفت مامان بزرگش خیلی مهربونه....میشه بابای من و ببخشین؟
(دهلیز)

زرین دخت
۲ شهريور ۱۳۹۲, ۰۳:۳۴ بعد از ظهر
الینا: چرا نمیذاری دیگران خوب بودن ِ تو رو هم ببینند؟
دیمن: چون وقتی به دیگران خوبی میکنی، ازت انتظار خوبی دارن..من نمیخوام زندگیم رو بر اساس انتظارات دیگران بنا کنم...
خاطرات خون آشام

زرین دخت
۲ شهريور ۱۳۹۲, ۰۴:۵۳ بعد از ظهر
شب های روشن (فرزاد موتمن(
رویا (هانیه توسلی): فکر کنم ایراد از منه. گدایی هم یه جور عشقه. گدایی عشق که از همش بدتر. وقتی فکر می کنم، می بینم به همه چی پشت پا زدم و زندگی مو گذاشتم سر یه قراری که... تو می گی من سبک شدم؟
استاد (مهدی احمدی): خب... عشق آدمو سبک می کنه، ولی سبک نمی کنه.
رویا: نمی فهمم چی می گی.
استاد: عشق باعث شده تو بابت یک کلمه حرف، یه سال صبر کنی و وقتش که شد به همه چی پشت پا بزنی و بیای این جا. فقط آدمی که عشق سبکش کرده باشه می تونه همچی کاری بکنه. ولی وقتی می گی سبک شدی، منظورت اینه که خودتو پایین آوردی، اگه اون هیچ وقت نیاد، عشقش کاری کرده که تو پر در بیاری و یه کارایی بکنی که تا حالا هیچ وقت فکرشم نکردی. اگه منظورت از سبک شدن بالا رفتنه، سبک شدی. ولی اگه منظورت از سبک شدن، کوچیک شدنه، عاشق هر چی کوچک تر بشه، بالاتر می ره.
رویا: فکر نمی کنی همه این حرف ها تو ادبیات قشنگه؟ زندگی با ادبیات فرق داره.
استاد: همه این حرف ها واسه اینه که زندگی یه خورده شبیه ادبیات بشه.

زرین دخت
۲ شهريور ۱۳۹۲, ۰۵:۰۳ بعد از ظهر
موج مرده :

مامور به حاج راشد (باطعنه) یکم از پسرتون برامون بگین ....(پسرحاج راشد یخورده همچین!!! ..)

حاج راشد: قرار بود ما بجنگیم , شما مراقب بچه هامون باشید, وجدانتون رو قاضی کنید, کدوم یکی از ما کم فروشی کرد؟

زرین دخت
۲ شهريور ۱۳۹۲, ۰۵:۱۱ بعد از ظهر
سلام ببخشید اسمتون چیه؟

- مردم منو مردِ گاو دار صدا می کنند.

- ما دنبال مرد کامل می گردیم، شما می دونی کجا زندگی می کنه؟

- دنبالم بیاین.

- هیچ وقت دیدیش؟

- چند دفعه.

- هیچ معجزه ای ازش دیدی؟

- نه.

- پس چرا مردم از راه دور می آن اونو ببینند؟

- از خودشون بپرسین.

- شما خدا رو قبول دارین؟

- هر کی خدای خودشو داره.

- از کی کمک می خواین وقتی تنها هستین یا در رنجین؟

- رنج؟ تولد رنجه، مرگ رنجه، شکست رنجه، پیروزی رنجه، هرچی داریم و نداریم، همه اش رنجه، آرزو هم رنجه.

- بله. ولی شما چی فکر می کنین؟ خدا وجود داره یا نه؟

- خدا هست یا نیست؟ اگه بگی هست، هست! اگه بگی نیست، نیست!

یک روز یک مرد از خدا پرسید چه جوری بدونم تو هستی؟ اگه هستی باهام حرف بزن. یه پرنده به زیبایی خوند. مرد گفت: صدا در نیار می خوام صدای خدا رو بشنوم. شب آمد و مرد زیر آسمان خوابید و گفت خدایا امروز که باهام حرف نزدی امشب خودتو به من نشون بده. ستاره ها چشمک زدند تا وقتی که خوابش برد. سحر از خواب پاشد و صورتشو توی چشمه شست. گفت خدایا نه باهام حرف زدی نه خودتو بهم نشون دادی. لطفا منو لمس کن تا احساس کنم که هستی. خداوند دستشو دراز کرد و اونو لمس کرد اما اون حس نکرد و پروانه رو از خودش روند و ندونست که خدا همون پروانه است، ستاره خداست، آواز پرنده خداست، من خدام، زن خداست، تو خدایی، گاو خداست.

- گاو هم خداست؟

- اگه بگی نه، پس اونجا که گاو شروع میشه، خدا تموم میشه. و خدا محدود میشه به جایی که گاو نیست....

این خونه شه. صداش کنین. اگر طول داد جواب بده، بازم صداش کنین.

- کسی در این جهان هست؟ کسی اینجا هست؟ آیا کسی پس این جهان هست؟ آقای مرد کامل! آقای مرد کامل! مرد کامل! آیا این جایی؟ آیا کسی در پس این جهان هست؟ آقای مرد کامل! مرد کامل! آیا کسی در پس این جهان هست؟

- ببخشید رفتم گاوها رو بذارم توی سایه.

- شما همین جا زندگی می کنین؟

- بله. کیو می خواین ببینین؟

- می دونی که ما دنبال مرد کامل می گردیم!

- مردم به همین نام صدام می کنند.

- اسم شما که مرد گاودار بود!

- هر کسی یک جور صدام می کنه.

- گفتی که مرد کامل رو فقط چند دفعه دیدی!

- ما توی خونه آینه نداریم. آینه خود پرستی می آره. من خودمو فقط توی آب دیدم.

- شوهرم و من از یک راه دور به ملاقات شما اومدیم. من خیلی هیجان زده ام. نمی دونم چی بگم. من تصوری درباره تون نداشتم. می بخشین. اما شمام خیلی ساده این. مثل یک آدم معمولی. ممکنه به من یک نصیحتی بکنین. یا یک ایمان. یک خدای جدید که بهش ایمان بیارم.

- براتون می نویسم. کاغذ یا دفترچه دارین؟

- من فقط این دفترچه تلفن رو دارم. اینها شماره هاییه که منو به گذشته وصل می کنه. ممکنه یک چیزی بنویسین که منو به آینده وصل بکنه؟

- من برای هرکسی با قلم خودش می نویسم:

« هفت دریا را طی کردم. از هفت قله صعود کردم. از همه ی دره ها پایین رفتم. به همه ی عمق ها فرو رفتم. از همه ی فصل ها گذشتم. به دور دنیا سفر کردم و وقتی به خانه برگشتم، شرم کردن از دیدن همه ی دنیا بر شبنمی ریز. بر برگ گل باغچه ام... »

[فریاد مورچه ها، محسن مخملباف]

Star inferNal
۲ شهريور ۱۳۹۲, ۱۱:۵۷ بعد از ظهر
×بزرگترین نیرنگ شیطان این بود که به دنیا قبولوند که وجود نداره....!!

(منظوین همیشگی)

Star inferNal
۲ شهريور ۱۳۹۲, ۱۱:۵۹ بعد از ظهر
×دون ویتو کورلئونه:بهش پیشنهادی کن که نتونه رد کنه!

(پدر خوانده)

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۲۳ قبل از ظهر
× بازنده ها کسایی هستند که از باختن خیلی می ترسن، اونقدر که حتی امتحانم نمی کنن...

( دوشیزه سان شاین)

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۲۶ قبل از ظهر
×شرارت چهره های زیادی داره. هیچکدومشون به اندازه پاکدامنی خطرناک نیست!

(- Sleepy Hollow -)

______________________

×آلفردو : خسته شدي پدر؟
پدر روحاني: آره. موقع رفتن سرازيريه خدا كمك ميكنه ولي موقع برگشتن خدا فقط نگاه ميكنه.

(سينما پاراديزو)

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۲۹ قبل از ظهر
×بعضی وقت ها این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سرهم میاریم می بخشه؟

ولی بعد به دوروبرم نگاه میکنم و به ذهنم میرسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده.

(الماس خونین )

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۳۴ قبل از ظهر
ديويد : حالا که از زندان آزاد شدی میخوای چیکار کنی؟

چارلي : میخوام یه موسسه کرایه ماشین تاسیس کنم

ديويد : تو چه رویایی هستی

چارلي : آدم با رویاهاست که زنده ست!

(راه کارلیتو)

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۳۸ قبل از ظهر
دوست دارم اونی كه منو می كشه از روی نفرت بكشه نه از روی وظیفه!!!

(بعد از ظهر سگی)

.RAHA.
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۳۸ قبل از ظهر
http://s2.picofile.com/file/7831279565/tdk_dec5_joker_empire_cover.jpg




اولیور: استن... تو به عشق در یک نگاه اعتقاد داری؟
استن : آره خوب حداقل وقت آدمو نمیگیره!


شوالیه تاریکی

.RAHA.
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۳۹ قبل از ظهر
http://www.bipfa.net/i/attachments/1/1342876858258775_large.jpg


همفری بوگارت: چشمات اذیتت میکنه...؟
لورن باکال: نه...!
همفری بوگارت: ولی پدر منو دراورده...!


خواب طولانی | the long sleeo

.RAHA.
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۴۰ قبل از ظهر
http://s2.picofile.com/file/7780125478/9696623_large.jpg




لُرنزو: غم انگيز ترين چيز توی زندگي، يه استعداد تلف شدست...!


رابرت دنیرو- A bronx tale

.RAHA.
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۴۱ قبل از ظهر
http://s4.picofile.com/file/7768625050/OSHIN1.jpg




گاهی زنده موندن سخت تر از مردنه...


اوشین-سال های دور از خانه

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۴۱ قبل از ظهر
این دنیایی که ما توشیم به درد کار نمیخوره. قبل از من و تو همه چیزش اختراع شده.

دنیای قصه ی تو، یه جور دنیاییه که خودت باید خلقش کنی.

اگه میخوای بگرده، به اراده ی تو باید دور خودش بگرده... وقتی میخوای آفتاب بشه، خورشید باید بتابه، وقتی نمیخوای بذار بره پشت ابرا... وقتی میخوای بارون بیاد، آسمون باید بباره، وقتی نمیخوای، اراده کن، بند میاد...

(کاغذ بی خط )

.RAHA.
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۴۲ قبل از ظهر
http://s3.picofile.com/file/7730819137/love.jpg


عشق اونه که هرگز نگي متاسفم...




love story

.RAHA.
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۴۳ قبل از ظهر
http://s2.picofile.com/file/7728415050/lorel.jpg


هاردی: میخوام ازدواج كنم
لورل: با كی؟
هاردی: معلومه دیگه، با یه زن. مگه تو كسیو دیدی كه با یه مرد ازدواج كنه؟
لورل: آره
هاردی: كی؟
لورل: خواهرم






لورل و هاردی

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۵۰ قبل از ظهر
مارلو: این همه تفنگ دور و بر شهر است اما یه ذره عقل نیست. امروز تو دومین کسی هستی که فکر میکنه اگه یه تفنگ توو دستت باشه، دنیا به کامته.

(خواب بزرگ)

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۵۷ قبل از ظهر
همیشه آماده باش تا هر چی رو که داری بتونی تو ۳۰ ثانیه ترک کنی.

(مخمصه اثر:مایکل مان)

.:matin:.
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۱:۰۲ قبل از ظهر
http://adlet.ir/img/uploads/13303019292.jpg (http://iransun.net/join.html)






مکس: اگه تماس گرفت، مهربون برخورد کن، میدونی چطور؟ مثه اینکه واقعاً خوشحال شدی از شنیدن صداش. مثه اینکه دلت براش تنگ شده. زنها عاشق این مسخره بازیان
- تلما و لوئیز (۱۹۹۱)-

.:matin:.
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۱:۰۶ قبل از ظهر
http://adlet.ir/img/uploads/13315155071.jpg (http://iransun.net/join.html)










به من بگو اون چطوری مرد،من بهت خواهم گفت که اون چطوری زندگی کرد

- The Last Samuriآخرین سامورایی۲۰۰۳ -

.:matin:.
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۱:۰۹ قبل از ظهر
http://adlet.ir/img/uploads/13303019303.jpg (http://iransun.net/join.html)









راتستین: خوب گوش کن ببین چی میگم، اینجا کارا رو از سه راه انجام میدن؛
از راه درستش , از راه غلطش و از راهی که من انجام میدم… فهمیدی؟

- کازینو (۱۹۹۵)-

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۰:۲۷ قبل از ظهر
http://www.forum.98ia.com/images/pics/62/News/5/1/1094933_465106203588796_654559596_n.jpg
در پایان روز، فقط یک روز پیرتر میشوی...

و این تنها چیزیست که در مورد زندگی فقرا میتوانی بگویی...

یک تقلاست و یک جنگ...

و هیچکس چیزی نمیبخشد...

يک روز ديگر را بیهدف سر کردن چه فایده دارد...؟

یک روز کمتر زندگی کردن...

در پایان روز باز هم سردت خواهد بود...

و لباسی که بر تن داری تو را از سرما حفظ نمیکند...

و درستکاران به سرعت میگذرند...

و صدای گريهی کودکان را نمیشنوند...

و طاعون به سرعت میشتابد...

و آماده است برای کشتن...

يک روز به مرگ نزديکتر میشوی...

در پايان روز، روز ديگری آغاز خواهد شد...

و خورشید در صبحدم منتظر طلوع است...

مانند موجهایی که بر شنها فرو میريزد...

مانند طوفانی که هر لحظه تواند آید...

در شهر قحطی است...

و تاوان گزافی پرداخته خواهد شد...

و به سختی میتوان چیزی به دست آورد

(بینوایان)

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۰:۳۲ قبل از ظهر
همه برای دونستن راز بهت التماس میکنند و چاپلوسیت می کنند،اما همین که راز رو بهشون بگی،دیگه براشون ارزشی نداری...

(حیثیت)

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۰:۳۳ قبل از ظهر
( جک جردن ) : من خودم رو وقف مسيح كردم و اون عوضش یه ماشین به من داد تاباهاش بزنم یه مرد و دختراش رو بکشم . اون (مسیح) حتی توانایی موندن و کمک کردن به اونها رو به من نداد و مسیح به من خیانت کرد هیچ جهنمی در کار نیست و جهنم همینجا تو سر منه !

(12گرم)

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۰:۳۷ قبل از ظهر
http://www.forum.98ia.com/images/pics/62/3D/1/942065_456339504452735_1709052011_n.jpg
آل پاچینو : کبر و غرور ،گناه مورد علاقه منه!



(وکیل مدافع شیطان)

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۰:۳۸ قبل از ظهر
گاوروش(پسر بچه فقیر و مبارز) : زمانی بود که ما پادشاه را کشتیم، سعی کردیم دنیا رو تغییر بدیم، حالا تنها چیزی که گیرمون اومده یه پادشاه جدیده که از قبلی بهتر نیست. اینجا سرزمینیه که برای آزادی جنگیدیم ولی حالا برای نون میجنگیم، نکته ی عدالت اینه که همه وقتی برابر میشن که مُردن ...

(بینوایان)

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۰:۴۰ قبل از ظهر
شهریار : نمی شه تا آخر عمر یه پات این ور جوب باشه یه پات اونور جوب. یه جا جوب گشاد میشه.

(گذشته)

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۰:۴۷ قبل از ظهر
دکتر هینمن: خيلي جالبه که تمام موجودات زنده شبيه هم هستند. وقتي شکست ميخوريم، وقتي رومون فشار بيارن، تمام موجودات روي زمين تنها و تنها به يه چيز علاقه دارند، نجات جون خودشون!

(گزارش اقلیت)

زرین دخت
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۱:۳۶ قبل از ظهر
خسرو شکیبایی: پسر تو چند سالته؟

مهرداد صدیقیان: پارسال 16 سالم بود بچه بودم،

روز بعد بابام مرد بازم 16 سالم بود،اما دیگه بچه نبودم!


"دیالوگ ماندگارفیلم اتوبوس شب"

زرین دخت
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۱:۴۳ قبل از ظهر
ساندرو: «عقلتو از دست دادی؟ تو فقط یه بچه ای.»
پسربچه: «یه بچه؟ من سیگار میکشم، مست میکنم و عربده میکشم. آدم هم کشتم، دزدی هم کردم. من یه مردم.»

City Of GOD - 2002

.RAHA.
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۱۰ بعد از ظهر
http://s3.picofile.com/file/7728409458/cable.jpg


می دونی اشکال زندگی واقعی چیه؟
تو لحظات حساس موسیقی نداره!



جیم کری- مرد کابلی

.RAHA.
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۱۲ بعد از ظهر
وقتی همه دنیا داره از هم میپاشه ما عجب وقتی رو واسه عاشق شدن پیدا کردیم.




کازا بلانکا

.RAHA.
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۱۳ بعد از ظهر
http://s3.picofile.com/file/7723557739/ronin.jpg




ژان رنو : تا حالا کسی رو کشتی ؟
رابرت دونیرو: نه ، ولی یه بارقلب یکی رو شکستم...




رونین

.RAHA.
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۱۶ بعد از ظهر
هنرمندان براي بيان حقيقت دروغ ميگويند٬ولي سياست مداران براي پنهان کردن حقيقت...



ک مثل کین خواهی

.RAHA.
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۱۶ بعد از ظهر
جان دیلینجر: تو دیگه الان با منی.
بیلی: ولی من هیچی از تو نمی‏دونم!
جان دیلینجر: من توی یه مزرعه توی مورسویل ایندیانا بزرگ شدم. مامانم وقتی سه سالم بود مُرد. بابام تا جایی که می‏تونست کتکم میزد چون راه دیگه‏ای واسه بزرگ کردنم بلد نبود. از بیسبال، فیلم، لباسهای خوب، ماشینهای سریع، ویسکی و تو... خوشم میاد. دیگه چی می‏خوای بدونی؟



Public Enemies

.RAHA.
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۱۸ بعد از ظهر
http://s2.picofile.com/file/7718661719/gall.jpg




یادم میاد یه کسی بهم گفت :
مرگ همیشه به تو لبخند می زنه و تنها کاری که می تونی بکنی اینه که تو هم بهش لبخند بزنی...






گلادیاتور

زرین دخت
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۲۶ بعد از ظهر
شهریار : نمی شه تا آخر عمر یه پات این ور جوب باشه یه پات اونور جوب. یه جا جوب گشاد میشه.

گذشته
اصغرفرهادی — گذشته Le Passé.

زرین دخت
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۳۱ بعد از ظهر
معلم: اسم چنتا چیزه زشت رو بگو...!
بچه ی جذامی: دست... پا... سر...!

خانه سیاه است - 1342 - فروغ فرخزاد

daryamk
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۱:۰۴ بعد از ظهر
شهاب حسینی- درباره الی:
یه پایان تلخ بهتر از یه تلخیه بی پایانه.

شهاب حسینی - مدار صفر درجه:

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب می شود دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم
برای پشت کردن به ارزوهای محال
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به خاطردود لاله های وحشی
به خاطر گونه ی زرین آفتاب گردان
برای بنفشیه بنفشه ها دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم
تو برای لبخند تلخ لحظه ها
پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم
تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم
اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های آسمان دوست می دارم
تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ...دوست می دارم
تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ...دوست می دارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای نخستین گناه
تو را به خاطر دوست داشتن...دوست می دارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم...دوست می دارم


شهاب حسینی- سوپر استار:
فکر کردی فرشته ی مهربونی؟ چوب دستیتو بچرخونی بیبیدی ببیدی بو همه چیز اوکی؟

بیتا بادران- دلشکسته:
همچین دوید که فکر کردم خون به مغزش رسیده. نگو کجاوه بسته تنگ یابوش.

رسوایی:
شیخی به زن فاحشه گفتا مسستی
هرلحظه به دام دگری پا بستی
گفت شیخا هر آنچه گویی هستم،
آیا تو چنانکه مینمایی هستی؟

پولاد کیمیایی- محاکمه در خیابان:
گفتی زنشو چی کار کنم، بچه اشو چی کار کنم اومدی سراغ من. منه بچه لات، گرگ بیرون و بره ی تو خونه ، ولی آخه نا خوش معرفت....

داریوش ارجمند- رئیس:
باباتو میشناسم ، اون موقع ها عرق رو با آفتابه سر میکشید ولی حالا ظای ولظالینشو قد اتوبان تهران قم میکشه!

آن شرلی:
آنه ، تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت؟

زرین دخت
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۱:۲۶ بعد از ظهر
ترانه: خانواده ي من از من شروع مي شه.
[ من ترانه 15 سال دارم - رسول صدر عاملی ]

زرین دخت
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۱:۳۰ بعد از ظهر
--بعضی آدما از بس بی عرضن آدم خوبین..

{گاهی به آسمان نگاه کن- کمال تبریزی}

seepide
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۱:۵۰ بعد از ظهر
الینا : چرا نمیذاری ادما چهره خوب تورو هم ببینن؟
دیمن : چون وقتی ادما خوبی ببینن انتظار خوبی دارن . و من نمیخوام زندگیم رو بر اساس انتظارات ادمای دیگه بنا کنم.
( خاطرات یک خون اشام قسمت 19 فصل 3 )

زرین دخت
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۲:۰۳ بعد از ظهر
--شهاب حسيني در سريال مدار صفر درجه:

يه ضرب المثل پرتغالي ميگه :پا همون جايي ميره كه دل ميره پاهاي منم از همين الان بهانه ي وطنمو گرفته ...

seti**
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۳:۱۵ بعد از ظهر
تودلم وله ولست واسه خواستنت مریم خانوم
مادرانه

мσH3η
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۵:۱۲ بعد از ظهر
شهاب : آخه اين فسقلى فنچ چى داره كه تو اسيرش شدى ؟
كوروش : يه چيزى داره كه تو نمى فهمى
شهاب: لابد تو مى فهمى...
كوروش: آره چون خيلى وقته نديدم ... نجابت!
شهاب: بيخيال بابا نجابت و اين حرفا كشكه بگو از اينايى كه دير ركاب ميده!
چهل دفعه بايد ببرى كافى شاپ، كتاب شعر بدى، سمينار ادبيات،فلسفه بذارى كه تازه بعدش چى...
خوب اين بعدش و بيار قبلش! نميشه!؟
برف روی شیروانی داغ

http://up3.98ia.com/images/c3ushnhkgehjtqsxn.jpg

мσH3η
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۵:۱۶ بعد از ظهر
دفاعیه پایانی فریماه تولایی (مریلا زارعی) در دادگاه از شیرین (طناز طباطبایی) :

بسم الله رحمن الرحیم
آقای رییس٬ قضات محترم٬ جناب دادستان٬ شما خودتون مستحضر هستید در دنیا قتل هایی هست به عنوان قتل های زنجیره ای٬ این قتل ها به جز موارد نادر عمدتا توسط پلیس کشف می شن و قاتلین و مجرمین به مجازات عملشون می رسن.چرا؟ چون جسدی وجود داره.چون جنازه ای هست٬ رد و سرنخی هست
اما مجازات قاتل آدمایی مثل موکل من چی می شه؟ متاسفانه این جنایت ها اغلب سال ها طول می کشه تا کشف بشن.نمونه اش چند روز پیش توی روزنامه ای که مطالعه می کردم. یک زن بیچاره ای مورد تهاجم دو مرد دیو صفت قرار گرفته بود که الحمدلله تونسته بود فرار کنه و مستقیما به پلیس شکایت کنه و پلیس ما کمتر از 4 ساعت مجرمین رو دستگیر می کنه و کمتر از 2 ساعت اون دو نفر اقرار می کنن به جرم.
اما کاش همین یک جرم بود. 35 مورد تعرض به زنان این مملکت 35 مورد بدون شکایت
چطور ممکنه ما در این مملکت 35 مورد تعرض داشته باشیم و یک زن حاضر نباشه شکایت کنه. دلیلش چیه؟ دلیلش چیه جناب دادستان؟
دلیلش اینه که قربانی٬ خانواده قربانی به دلیل حفظ آبرو ٬ حفظ آبروی خودشون در خانواده و محیط زندگی بر جنایت جنایتکار سرپوش میزارن و با اون در واقع همدست می شن.
چه چیزی باعث می شه زنی که مورد آزار و اذیت قرار گرفته سال های سال تهدید و تحقیر و توهین رو با خودش به دوش بکشه و جایی شکایت نکنه.
چه چیزی باعث می شه؟ فکر نمی کنید ریشه در اون اصل همیشگی داره که در گوش ما زنها از اول تا الان زمزمه کردن که هیس! ساکت٬ آرام٬ دختر فریاد نمی زنه٬ دختر داد نمی زنه.....
و در پایان به عنوان آخرین دفاع حرفی ندارم به جز...به جز گریه برای متهم...
هیس دخترها فریاد نمی زنند ! / پوران درخشنده

http://up3.98ia.com/images/eeb49w3rdfnov0jup7t.jpg

мσH3η
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۵:۲۴ بعد از ظهر
خسرو شکیبایی : مردم منو می دیدن میگفتن مخش تکون خورده . ولی من به مامانم می گفتم من دلم تکون خورده نه مخم . مادرم می گفت گور بابای مخ تو دلت قد صدتا مخ می ارزه ، به خدا گفت ، به همین زمین قسم گفت ...
اندیشه فولادوند : مادرت نپرسید عاشق کی شدی ؟ نپرسید اسمش چیه ؟
خسرو شکیبایی : مادرا که از آدم چیزی نمی پرسن . همه چیو خودشون می دونن ...
ستاره بود / فريدون جيراني

http://up3.98ia.com/images/j1u3s30o7nti0w7x8vtr.png

мσH3η
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۵:۴۳ بعد از ظهر
شـهاب حسـینی : ببخـشید که بـابـات شـدم سـهیل ... خدا تو رو یهویی داد خوب ... اولش که مثل بچه غورباقه بودی همه میگفتن مثل باباشه ... اما خوب شد یواش یواش مثل مریم شدی ، قشنگ ....
خوب شد که مرد شدی بابا ، به مریم گفتم نیاد تو تا مثه دو تا مرد ، مردونه حرف بزنیم ...
مامان بابا خیلی خوبَن سـهیل ... به خدا ... وقتی نیستن میفهمی ... باور کـُن .... به خاک آقـام ... !
دفتـر نقاشی مامان جدیدت رو پاره نکنی بابا ...
کـَفـترا هی حالتو میپرسن ... دوست داشتی ، وقت داشتی بیا سر بزن بهشون ...
گریه نکنی سهیلِ بابا ... نـه ! گریه مال مرده ... فقط سـرت رو بالا بـگیر ، گـریه کـُن ...!
خوب کار کردی بابا مامان تازه پیدا کردی برای خودت ... منم بودم همینکارو میکردم .... !
بند کفش یادم رفت ... بند کفشت زیر پات نمونه ... خدافـظ بابا .... !
حـوض نقاشی ....

http://up3.98ia.com/images/y8veyftv6769zq2urhhl.jpg

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۳۰ بعد از ظهر
هر وقت دیدی حریف داره برنـــده میشه یه لبخند بزن تا به بردش شک کنه !

مدارصفر درجه اثر:حسن فتحی

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۳۲ بعد از ظهر
از وقتي كه تصميم گرفتم ديگه نبینم، خيلي چيزا ديدم.
بید مجنون اثر:مجیدمجیدی

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۳۴ بعد از ظهر
کاپیتان هادوک (به تن تن): یه خبر خوب دارم یه خبر بد.
تن تن: خبر بد چیه؟
هادوک: همش یه گلوله داریم.
تن تن: و خبر خوب؟
هادوک: هنوز یه گلوله داریم!

ماجراهای تن تن اثر:استیون استیلبرگ

ایوان تنهایی
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۴۳ بعد از ظهر
دیالوگ بهروز وفیروز در فیلم دودکش

فیروز:نمیشد اول بری سراغ فرشا بعد بری بوگیر بخری؟؟؟؟؟؟؟؟

بهروز:نمیشد اخه.....ماشین بو کله پاچه میداد نمیشد نفس کشید...........

فیروز:خب نفس نمیکشیدی.....مییییییییییییی یییییییمرررررررررررررررد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بهروز:(((((((((((

فیروز:||||||||

icegirl20062000
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۴۶ بعد از ظهر
Life is not the amount of breaths you take, it's the moments that take your breath away.
زندگی تعداد نفسهایی که می کشی نیست، زندگی لحظه هاییه که نفس، تو سینه ت حبس می شه

Will Smith
Hitch (2005) / Director: Andy Tennant


ماهی ای که از قلاب در بره همیشه بزرگ به نظر میاد...!

هفت سامورایی - 1954 - آکیرا کوروساوا

Lavender
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۴۸ بعد از ظهر
همه میگن طراوت بارون...
اما من میگم "عشق بازی "آسمون...

حامد کمیلی-اغما

Lavender
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۴۹ بعد از ظهر
من بدون دعوت،بهشت هم نمیرم...

بهرام رادان-کارناوال مرگ

likemoon
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۰۸ بعد از ظهر
بتی: «شده بعضی وقتا از خودت متنفر بشی؟»
جو: «دائماً.»
Film Title: [Sunset Blvd. - 1950]

likemoon
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۱۰ بعد از ظهر
زندگی تو این دنیا وحشتناکه و وحشتناک تر از اون اینه که کسی رو به وجود بیاریم و فکر کنیم که اون خوشبخت تر از ما میشه.

توت فرنگی های وحشی

.:BahaR:.
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۱۰ بعد از ظهر
توماس: «توی این چهار سال هر بار که رقص تو رو دیدم، انگار داری زور میزنی که تمام حرکاتو کامل و درست انجام بدی. امّا تا حالا هیچوقت ندیدم که خودتو رها کنی. این همه انضباط واسه چیه؟»
نینا: «من فقط می‏خوام بی عیب و کامل باشم.»
توماس: «کمال این نیست که همش خودتو کنترل کنی. یه وقتایی لازمه که خودتو رها کنی. خودتو غافلگیر کن تا بتونی بقیه رو غافلگیر کنی.»

فیلم: Black Swan

likemoon
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۱۱ بعد از ظهر
پردیس:کسی مطمئن حرف می زنه که مطمئن زندگی کرده باشه

حوالی اتوبان

اگر من حواسم چهار تیکه بود،سه تیکه ش پیش تو بود

جرم

likemoon
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۱۲ بعد از ظهر
یه پایان تلخ…….بهتر از یه تلخیه بی پایانه… شهاب حسینی…درباره الی..

بانوی بهاری
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۲۲ بعد از ظهر
همفری بوگارت : چشمات اذیتت می کنه ؟
لورن باکال : نه ... !
همفری بوگارت : ولی پدر منو در آورده !
( the long sleep)

بانوی بهاری
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۲۳ بعد از ظهر
همیشه پای یک زن در میان است

_ چطور شاهد برای طلاق گرون تر از عروسیه ؟
_ آخه آزادی بیشتر می ارزه !

icegirl20062000
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۳۱ بعد از ظهر
شهریار : نمی شه تا آخر عمر یه پات این ور جوب باشه یه پات اونور جوب. یه جا جوب گشاد میشه.

گذشته
اصغرفرهادی

icegirl20062000
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۳۳ بعد از ظهر
رویا: تو نمی خوای من به کارم برسم. از سفیده ی سحر که پا می شم تا بوق شب، می شورم و می سابم و می پزم. تو می تونی پشت هم ده دفه بگی می شورم و می سابم و می پزم؟ من روزی ده مرتبه می شورم و می سابم و می پزم، می شورم و می سابم و می پزم. من نه ماهی فروشم، نه قصاب. من عین تو شبامو لازم دارم. دلم به این خوشِ که این فکر منه، این خط منه. بدون اینا من کی هستم؟ تو اگه کُلفت می خواستی چرا اومدی سراغ من؟ یه آگهی می دادی توو روزنامه. تایلندی و کامبوجی و فیلیپینی شم هست.

کاغذ بی خط
کارگردان: ناصر تقوایی

icegirl20062000
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۳۵ بعد از ظهر
تو این دنیا از یه نفر که معذرت می خوای بقیه وایمیستن تو صف!

سگ کشی
بهرام بیضایی

R.A.H.A
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۴۰ بعد از ظهر
فیلم رسوایی:

الناز شاکر دوست

_ زن قداست دارخ
برای اینکه بالا سرش باشی باید مرد باشی .. نه نر!!

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۰۱ بعد از ظهر
بــهــروز:وقـــتــی آدمـــاچـــرت وپـــرت جــواب مـــیـــدن مــعــنــیــش ایــنـــه کـــه نــمــیــخــوان جــواب بــدن..!

_هَــم نفس_

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۰۲ بعد از ظهر
احـمـد رضـا(مـسـعـود رایـگـان) : دوسـتـش داری ؟یــادت بـاشــه فــقــط دوســت داشـتـن کــافـی نـیـسـت . عـشــق مـراقـبــت مــی خــواد .

_ خون بازی _

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۰۵ بعد از ظهر
تـاپـی :هر قدیسی گذشته ای داره و هر هرزه ای آینده ای!

_ یک زن خوب _

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۰۹ بعد از ظهر
سویینی تاد دو نوع از انسان وجود داره و فقط دو نوع ، اونی که منتظر می مونه تا توی جای درستش قرار بگیره و اونی که با پاهاش روی صورت دیگران میره !


_سویینی تاد_

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۱۵ بعد از ظهر
خاخام : پدرم همیشه میگفت، اولین بار که یکی بهت میگه اسب، با مشت میزنی توی دماغش دومین بار که یکی بهت میگه اسب، بهش میگی احمق ولی سومین بار که یکی بهت بگه اسب... خوب دیگه، شاید وقتشه بری یه زین بخری...

_شماره شانس اسلوین_

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۱۸ بعد از ظهر
دون کــرلـئـونــه (مـارلــون بـرانــدو) : هـیـچـوقــت اجــازه نــده کــســی غیر از افراد خانوادت بــفــهــمـه تــو ســـرت چــی مــیگــذره!

_ پدر خوانده _

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۳۰ بعد از ظهر
رت باتلر:(کلارک گیبل)جهنمی وجود نداره . . .

اسکارلت(ویوین لی): چرا، داره. میدونم جهنم هست.

درباره ش خیلی چیزا خوندم .

رت باتلر(کلارک گیبل): به نظرم اگه جهنمی باشه تو همین دنیاست!

_ برباد رفته _

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۳۲ بعد از ظهر
دون خــوان (جــانــی دپ) : چــهــار ســوال مــهــم در زنــدگــی وجــود داره : چـه چـیـزی مـقـدسه؟

روحِ مـا از چـه چـیـز ســاخـتـه شـده؟

چــه چـیـزی ارزشِ زنــدگــی کــردن داره؟

چـه چـیـز ارزشِ مُـردن را داره؟

و جــواب تـمــام ایــنا تـنـها یـک کـلـمـسـت: عــــشـــــق

_ دون خوان دمارکو _

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۳۹ بعد از ظهر
گاندولف : شجاعت واقعی این نیست که زندگی رو بگیری، بلکه اینه که زندگی رو ببخشی.

_ هابیت _

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۴۱ بعد از ظهر
مـایـکـل اسـکـافـیلد(ونـتـورث مـیـلـر):جـزء تـغـیـیـراتـی بـاش کـه مـیـخـوای تـو دنـیـا بـبـیـنـی...!

_ فرار از زندان _

زرین دخت
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۴۳ بعد از ظهر
آدم هر جایی غیر از خونه ی مادریش مستاجره، حتا خونه خواهرش، به صاحبخونه باید اجاره بدی، به خواهرت جواب...

(برف در بندرِ عباس آقا - مرتضا نیک)

زرین دخت
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۴۷ بعد از ظهر
همه ی عمر، دیر رسیدیم.
سوته دلان، علی حاتمی.

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۴۸ بعد از ظهر
تراویس(رابرت دنیرو):شبا تمام حیوونا بیرون میان ، فاحشه ها ، بدکاره ها ، عوضیا ، پولدارا ، معتادا ، مرض ، فساد . یه روزی بارونِ واقعی میاد و تمام این کثافت های توی خیابان رو میشوره . من همه جا میرم ، مردم رو همه جا میبرم ، برانکس ، بروکلین ، هارلم ، اهمیتی نمیدم ، برام فرقی نمیکنه . بعضی ها حتی حرفم نمیزنن ، بازم برام فرقی نمیکنه !

_ راننده تاکسی _

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۵۰ بعد از ظهر
هاردی :فردا دم آفتاب اعداممون میکنن.
لورل: کاش فردا هوا ابری باشه....

_ لورل و هاردی_

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۵۱ بعد از ظهر
"ایمان داشتن" یه شکنجه ست. مثل اینه که کسی رو در تاریکی دوست داشته باشی ولی اون هیچوقت خودشو نشون نده. دیگه اهمیتی نداره وقتی صداش میزنی صدات چقدر بلنده.


_مهر هفتم_

زرین دخت
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۵۲ بعد از ظهر
آدم وقتی جوان است، به پیری جور دیگری فکر میکند.فکر میکند پیری یک حالت عجیب و غزیبی است که به اندازه ی صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است. اما وقتی به آن میرسد، میبیند هنوز همان دخترک پانزده ساله است که موهایش سفید شده، دور چشم هایش چین اُفتاده، پاهایش ضعف میرود و دیگر نمیتواند پله ها را سه تا یکی کند.و از همه بدتر خاطره هاست که روی دوش آدم سنگینی میکند.
چهل سالگی - ناهید طباطبایی

مه گل.ب
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۵۵ بعد از ظهر
فیلم دل شکسته دیالوگ خسرو شکیبایی
ریش شما ریشه ی ملت رو سوزونده...........

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۵۶ بعد از ظهر
قیصر(بهروز وثوقی): وقتی تاس آدم بد نِشست، بد نِشست. اما من فرار نمیکنم. فرار آدمو کوچیک میکنه. ولی من تا آخرشو میرم!

_ قیـصـر _

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۰۲ بعد از ظهر
عباس(حمید فرخ نژاد): ببین ما یا آدم میشیم یا اگر قرار شد حیوونی باشیم میشیم شیــر، فهمیدی شیــر!

_ گشت ارشاد _

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۰۵ بعد از ظهر
استاد : روشنی زیاد هم چیز جالبی نیست.ادم همه چیزو میبینه وهمه هم اونو می بینن .تو تاریکی آدم میتونه خیال کنه چیزی جایی کسی منتظرشه اما تو روشنایی اصلا خبری نیست.

_ شبهای روشن_

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۰۷ بعد از ظهر
هرکول پوآرو: هر وقت یک واقعیتی از یک واقعیت دیگه ای پشتیبانی میکنه یعنی هیچ کدوم حقیقت نداره ...

_ چوآرو-مرگ در قطار آبی_

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۱۰ بعد از ظهر
گابریل(هيت لجر) : پدر من ديگه بچه نيستم

بنجامین(مل گيبسون) : بچه ی من كه هستى !

_وطن پرست_

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۱۳ بعد از ظهر
هیوگو کابرت (آسا بترفیلد): وقتی پدرم مرد من زیاد این بالا می اومدم

با خودم تصور میکردم که دنیا یک ماشین خیلی بزرگه میدونی که ماشین ها هیچ وقت با قطعات اضافی تحویل داده نمیشن

دقیقاً با همون تعداد قطعاتی که نیاز دارن ساخته میشن

برای همین با خودم فکر میکردم از اونجایی که کل جهان یه ماشین خیلی بزرگه، من نمی تونم براش مثل یه قطعه اضافی باشم، باید دلیلی وجود داشته باشه که من اینجا هستم این یعنی وجود تو هم در اینجا باید دلیل خاصی داشته باشه!

_هوگو_

زرین دخت
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۱۶ بعد از ظهر
- آخ! دیدی الان چی دیدم تو آب؟
- چی؟
-ماهی عشق نور
- ماهی های کوچولوی یه وجبی ان که عادت عجیبی دارن. زندگی شون هم خیلی غم انگیزه. میدونی چیکار می کنن؟
- ها؟ چیکار می کنن؟
- اونا شبا میان رو آب. ولی تا یه نور بندازی روشون یهو هجوم میارن. میپرن بالا تو نور. میخوان برسن به مرکز نور. میخوان نورو ببلعن. اینه که می افتن رو خاک. یه خورده ورجه وورجه می کنن. بعد می میرن.
- ئه الان یکیشو دیدم عشق نورو.
- دِ. تو رو که دید نپرید بالا؟
[پری، داریوش مهرجویی]

زرین دخت
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۱۸ بعد از ظهر
شاعر و تاجر كه با هم فرق نداره، تاجر ورشكسته شاعر ميشه، شاعر پولدار ميره تاجر ميشه!

[حسن کچل، علی حاتمی]

زرین دخت
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۱۹ بعد از ظهر
جهانگير فروهر: دلمون برات تنگ ميشه، بهت عادت كرده بوديم. به اخم و تخمات، اولدرم بلدرمات، سگ صلحيات. ولي گور پدر دل ما! دل تو شاد!

[سوته دلان، علی حاتمی]

زرین دخت
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۲۱ بعد از ظهر
زندگی تو این دنیا وحشتناکه. و حشتناک تر بوجود آوردن یکی دیگه ست و اینکه خیال کنیم او خوشبخت تر از ما میشه!

[توت فرنگی های وحشی، اینگمار برگمن]

زرین دخت
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۲۳ بعد از ظهر
زندگی من مثل یه تشییع جنازه ی بی پایان شده...از روزی که پدر و مادرم رو از دست دادم، گریه کردم...
فقط گریه...!
اِلینا- خاطرات یک خون آشام

زرین دخت
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۲۷ بعد از ظهر
شهاب حسینی-برف روی شیروانی داغ
میگن آدم اگه کسی رو دوست داشته باشه این تو همون نگاه اول اتفاق میوفته...میترسم تو این هیرو ویری و اوضاع چپن در قیچی بزنه و تو همون نگاه آخر مهرت بیوفته به دلم و یه عمر با عذاب وجدان زندگی کنم....

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۲۷ بعد از ظهر
کشیش( ریچارد هریس) : هرگز مرتکب جرم نشو به خاطر این جمله ای که الان می گم: خدا گفت : " انتقام از آن من است "

ادموند دانتز ( جیم کاویزل) : من به خدا اعتقاد ندارم

کشیش ( ریچارد هریس ) : مهم نیست او به تو اعتقاد داره


_کنت مونت کریستو_

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۳۱ بعد از ظهر
اگـه مــی خـوای یــه چـیــزِ دروغ رو مـردم بـاور کـنـن، بـایــد از طــریــقِ رســانــه هــا ایــن دروغُ بــگــی...!

_آرگو_

زرین دخت
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۳۳ بعد از ظهر
- نذار یه تصادف ساده مارو به زنیکه و مرتیکه بکشونه (محمدرضا فروتن- مرسدس)

Melika Nana
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۴۱ بعد از ظهر
همه چی از دور قشنگه حتی ادما!! نزدیک ک میشی گندش درمیاد!
سحر ذکریا_ تله

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۴۱ بعد از ظهر
جوکر : دیوونگی مثل نیروی جاذبه می مونه ، تمام چیزیکه نیاز داره یه هُل کوچیکه!

_شوالیه تاریکی_

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۴۴ بعد از ظهر
تراویس(رابرت دنیرو) :تنهایی تمام زندگی با من همراه بود. همه جا . تو بارها ، تو ماشین ها ، تو پیاده روها ، تو مغازه ها ، همه جا ! هیچ راه فراری هم نیست ، من مرد تنهای خُدام...


_راننده تاکسی_

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۵۰ بعد از ظهر
ای کاش یه معادله ی ریاضی برای عشق وجود داشت...

_مری و مکس_

Star inferNal
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۰۹:۵۲ بعد از ظهر
رابرت دنیرو (سام):برای انجام کارها سه راه وجود داره: راه درست، راه غلط، و راهی که من انجامشون میدم!



_کازینو_

Melika Nana
۳ شهريور ۱۳۹۲, ۱۰:۱۲ بعد از ظهر
وقتی تو به من اعتماد نداری
دیگه هیچی مهم نیست!!!
نه حرف...
نه دعوا...
نه حاشا...
هرچیزی تا جایی ارزش داره
شاهرخ استخری_پس کوچه های شمرون

msghf
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۱۲:۳۷ قبل از ظهر
-کاش دوباره برگردیم به بچگی هامون!
-که دوباره بزرگ شیم و گند بزنیم هان؟
ستاره حیات

saghi18
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۱:۰۲ قبل از ظهر
حرفتو بزن دیگه؟
من منیژه!
وسط دوجین زن مردی؟
دیو شهربازی شدی زپرتی؟

کامران تفتی-زیر هشت


وقتی بعد از 20 سال بفهمی مردت ... عشقت...شوهرت
هیچ وقت عاشقت نبوده ...
بقیه عمر رو باید رو زانوهات راه بری ...اردلان
لعیا زنگنه مادرانه

Star inferNal
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۵:۳۱ بعد از ظهر
من راز دلم تو خلوت بهت گفتم. راز یه مرد به زنش تو اندرونی اما تو جار زدی به همه گفتی.
راز که از دهن بیرون شد عین پرنده ایه که از قفس پریده، دیگه بر نمیگرده!!!

_ میوه ممنوعه_

Star inferNal
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۵:۵۴ بعد از ظهر
پیرزن برده خطاب به اسپارتاکوس [کریک داگلاس]: اگه یه زن درد بزرگی رو تحمل نمی کرد تو نمی تونستی به این دنیای لعنتی بیای و با ما زن ها این جوری گستاخانه صحبت کنی! مگه ما چی مون از مردا کمه؟

_اسپارتاکوس_

Star inferNal
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۱۲ بعد از ظهر
مرد امانت فروش: 2000 تا میدم برای این پیانو. توصیه می کنم این پولو قبول کنین. وقتی گرسنه شدین چی میخواین بخورین؟پیانو؟

_پیانیست_

Star inferNal
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۱۶ بعد از ظهر
غلام حسین: مادر مرد. از بس که جان ندارد.

_مادر_

msghf
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۲۵ بعد از ظهر
زن باید سخت باشه...سخت باش...ســـخت!
تکیه بر باد

Star inferNal
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۲۵ بعد از ظهر
اسکارلت: به هر حال فردا روز دیگه ای خواهد بود.

_برباد رفته_

Star inferNal
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۲۹ بعد از ظهر
تو این دیار بُرد با اوناییه که از مُخشون کار میکشن ؛ بخوای از دلت مایه بذاری سوختی ...


_خوب,بد ,زشت_

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۳۴ بعد از ظهر
خودت باید مشکلات خودت رو حل کنی؛ نه اینکه بزنی بری بیرون

*مرهم*

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۳۶ بعد از ظهر
- گفتی اسب چیه؟
- اسب حیوان نجیبی است!

*اسب حیوان نجیبی است*

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۳۸ بعد از ظهر
مادر: این آقا رضا از ایناس که آدم روش نمیشه به فامیل نشونش بده؟
احسان: نه بابا خوبه… متوسطه مامان… کلا همه چیش متوسطه… قیافهاش، درآمدش، قدش، موهاش، آیندهاش، همه چیش… متوسط خوبه؟
مادر: متوسط خوبه…

*اینجا بدون من*

Star inferNal
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۳۸ بعد از ظهر
بن وید :حتی آدمای بد هم مادراشون رو دوست دارن.

_3:10 به یوما_

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۳۹ بعد از ظهر
سیمین: پدر ایشون آلزایمر داره اصلا متوجه نیست که ایشون پسرشه، اطرافش کی هست، به حالش چه فرقی میکنه چه تو باشی چه غریبه باشه…
نادر: چرا این حرفو میزنی؟ فرق میکنه…
سیمین: اون میفهمه که تو پسرشی؟
نادر: من که میفهمم اون پدرمه

*جدایی نادر از سیمین*

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۴۰ بعد از ظهر
رضا مارمولک (پرویز پرستویی): من به عنوان نماینده تام الاختیار خداوند در این محله و تمام محله ها، به شما می گویم که بروید حالتان را بکنید ولی اسراف نکنید.

*مارمولک*

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۴۳ بعد از ظهر
اسکار شیندلر: پدرم همیشه میگفت، یک انسان همیشه به سه چیز احتیاج داره،
دکتر خوب، پدر روحانی بخشنده و یک حسابدار زیرک.
هیچوقت به دوتای اول احتیاج نداشتم!

*فهرست شینلدر*

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۴۵ بعد از ظهر
تاکو: خدا با ماست، چون از یانکی ها متنفره.
بلوندی: نه. خدا با ما نیست، چون از احمق ها هم متنفره!

*خوب بد زشت*

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۴۷ بعد از ظهر
-تو عاشق شدی ، بیا یه آبجو بزن
-اوه نه ، بدن من یه جور معبده
-تو اینو بزن ، میشه شهر بازی !

*پسر جهنمی*

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۴۸ بعد از ظهر
- اگه توی زندگی یه فرصت دیگه بهت بدن، چکار می کنی؟
-هیچی …

*Going On 30 – 2004 Gary Winick*

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۴۹ بعد از ظهر
یه زمانی انسانها در مزارع زندگی می کردند.
یه زمانی انسانها شهرنشین شدند و در شهرها زندگی کردند.
حالا وقتشه که انسان در اینترنت زندگی کنه.

جاستین تیمبرلیک در نقش شان پارکر دوست مایکل زوکربرگ

*شبکه اجتماعی*

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۵۱ بعد از ظهر
تا حالا فکر کردی خدا کیه یا چیه؟
بهت میگه نخور اما گرسنگی روبهت میده، بهت میگه دست نزن، ممنوعه، اما درخت و میوه ی ممنوعه رو بوجود میاره.

*وکیل مدافع شیطان*

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۵۳ بعد از ظهر
همیشه تو زندگیت سعی میکنی چیزهای از دست رفته رو به دست بیاری ولی چیزهای بیشتری رو از دست میدی.

*جایی برای پیرمردها نیست*

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۵۴ بعد از ظهر
یه روز یه بارون واقعی میاد و کثافتای توی خیابون رو پاک می کنه

*راننده تاکسی*

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۵۵ بعد از ظهر
یک دزد و سارق وقتی که در حال دزدیدن از خونه ات باشه، چراغ ها رو روشن میذاره؟ نه
ترجیح میده فکر کنی که اون اونجا نیست!…این مثل شیطانه!…ترجیح میده که فکر کنی وجود نداره!!

*The Rite*

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۵۷ بعد از ظهر
تام: چه اتفاقی میوفته وقتی یه نفر عاشق میشه؟
سامر: تو به عشق اعتقاد داری؟
تام: داریم در مورد عشق حرف میزنیم. نه بابا نوئل


*۵۰۰ روز تابستون*

raingirl16
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۵۸ بعد از ظهر
اشتبا کامنت دادم!:))
یکی حذف کنه کامنتمو!:))

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۶:۵۹ بعد از ظهر
اگه درست حرف زدنو یاد بگیری خدا بیشتر از تو خوشحال می شه

*بانوی زیبای من*

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۰۰ بعد از ظهر
تو این دنیا از یه نفر که معذرت میخوای, بقیه وایمیستن تو صف

*سگ کشی*

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۰۱ بعد از ظهر
یه دوست خیالی که واقعاً دوستت باشه خیلی بهتر از یه دوست واقعی که خیال میکنی دوستته

*چه کسی امیر را کشت*

genelia
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۰۳ بعد از ظهر
بزرگترین لطفت اینه که هیچ لطفی بهم نکنی*
سلمان خان_ بادیگارد

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۰۳ بعد از ظهر
مادرا هر وقت بمیرن زوده

*باغ های کندلوس*

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۰۴ بعد از ظهر
با زخم باید ساخت طول میکشه اما خوب میشه

*سگ کشی*

fateme 97
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۰۷ بعد از ظهر
هر کاری تو زندگیت انجام بدی
ناچیزه . . .
ولی خیلی مهمه که انجامش بدی
چون غیره تو کسی انجامش نداده
مثل وقتی که یکی پا تو زندگیت میذاره , و نیمی از تو بهت میگه آمادگیشو ندارم
و نیمه ی دیگ ات میگه . یه کاربکن تا ابد مال خودت باشه

*من را به خاطر بسپار*

genelia
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۲۱ بعد از ظهر
انقدر سوراخ سوراخت میکنم که نفهمی از کجا دم و از کجا بازدم میکنی!!
سلمان خان_ بادیگارد

genelia
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۳۵ بعد از ظهر
من همه ی زنجیر های دنیا رو شکستم اما قولم به تو رو نمیتونم بشکنم( جب وی مت)

icegirl20062000
۴ شهريور ۱۳۹۲, ۰۷:۳۶ بعد از ظهر
استاد: گاهی آدم دلش میخواد با یه نفر دو کلمه حرف بزنه
رویا: خب؟
استاد: اونوقت اگه اون نخواد دو کلمه حرف اینو بشنوه چی میشه؟
رویا: خب میره سراغ یه نفر دیگه
استاد: اگه نشد؟
رویا: اونقدر میگرده تا پیدا کنه
استاد: راه های دیگه ام هست
رویا: مثلا؟
استاد: مثلا از خودش میپرسه:من چرا باید یه نفرو احتیاج داشته باشم که باهاش دو کلمه حرف بزنم؟اصلا خودم با خودم میتونم بیشتر از دو کلمه حرف بزنم و حرفای خودمو راحت تر بفهمم.اگه کسی به اینجا برسه دیگه نه میگرده نه انتظار میکشه...غیر از اینه؟

شبهای روشن_ فرزاد موتمن

Moeiiin
۵ شهريور ۱۳۹۲, ۰۸:۵۸ قبل از ظهر
دقيق نگاه كن
دقيق تر
چون هر چقدر بيشتر فكر كني متوجه شدي ، راحت تر گول مي خوري !
چون اصلا "متوجه شدن" يعني چي ؟
داري نگاه مي كني ولي در اصل داري تجزيه و تفسير مي كني !
و دنبال معني مي گردي
كارِ من چيه ؟
اينه كه ارزشمندترين هديه اي كه داري به من ميدي ، يعني توجه ات رو ازت بگيرم !
و از اون بر عليه ت استفاده كنم !

Now You See Me - 2013