PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : قارچ ها


نهـــا
۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۲:۳۹ بعد از ظهر
قارچ:

قارچ ها میكروارگانیسمهای بسیار متنوع و گوناگون هستند لذا پیدا كردن یك تعریف جامع برای همه انها مشكل است.
امروزه بیولوژیست ها كلمه fungus را برای اندسته از میكروارگانیسمهایی كه دارای مشخصات زیر باشند بكار میبرند.

1- فاقد كلروفیل، ریشه، ساقه، برگ و سیستم آوندی هستند.

2- از نظر تغذیه Nutrition موجوداتی هتروتروفیك Chemo-organotroph بوده و غذا را بصورت محلول و به طریقه جذبی absorptive دریافت میكنند.

3- اندام رویشی یا تالوس (thallus یا soma) به فرمهای پلاسمودیومی (phasmodial) آمیبی amoboid ، رشته كاذب Pseudomycelia، تك سلولی unicellular و رشته ای filamentous كه دارای دیواره عرضی (Septate) یا بدون دیواره عرضی (Nonseptate یا Aseptate یا Coenocytic) است.

4- از نظر وضعیت هسته موجوداتی یوكاریوت (Eukaryot) كه دارای هسته واقعی هستند. یك یا چند هسته ای، میسلیوم هومو (homo) یا هتروكاریوتیك heterokaryotic هاپلوتید، دی كاریتوتیك و یا دیپلوئید میباشند.

5- دارای دیواره سلولی (Cell wall) و جنس دیواره سلولی در بسیاری از قارچ های حقیقی از كیتین (Chitin) است ولی در قارچ های oomycetes سلولز در دیواره سلولی وجود دارد.

6- تكثیر (Reproduction) به طریقه جنسی Sexual یا غیرجنسی asexual و یا هر دو صورت میگیرد تولید مثل جنسی ممكن است بصورت هموموتالیك Homothalic یا هتروتالیك Heterothalic باشد.

7- دارای اسپور هستند.

8- از لحاظ زیستگاه (Habitat) قاره با ممكن است ساپروفیت (Saprobe ,saprtphyte) سمبیونت (Symbiont) پارازیت (Parasite) و هیپرپارازیت (Heterothalic) باشند.

9- سیكل زندگی (Life cycle) ساده یا مركب (Complex) است و یا مونوسیكلیك (Monocydic) پلی سیكلیك (Polycyclic) و یا پلی اتیك (Polyetic) یعنی پاتوژن برای تكمیل سیكل بیماری نیاز به بیش از یكسال دارد هستند.

10- از لحاظ پراكندگی distribution درهمه جا وجود دارند (cosmopolite) هستند.

11- از نظر حركت بطور كلی قارچ ها غیر متحرك هستند ولی برخی از انها در مرحله ای از سیكل زندگی خود دارای اسپورهای تاژكدار و متحرك Zoospore میباشند.

نهـــا
۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۲:۴۰ بعد از ظهر
انواع دیواره عرضی ( بند ) در ریسه ها :
مطالعات فراساختاری در تعدادی از انواع قارچ ها نشان می دهد که دیواره عرضی ریسه ها از نظر ساختاری با هم فرق می کنند.



دیواره در ریسه قارچی را می توان به پنج نوع به شرح زیر تقسیم کرد :


1: دیواره عرضی ساده :
این دیواره عرضی از داخل جدار ریسه شروع شده و به سمت مرکز توسعه پیدا می کند و در وسط یک منفذ دارد ( مانند دیافراگم دوربین ).
از راه منفذ دیواره عرضی پروتوپلاسمهای سلول های مجاور ریسه به یکدیگر ملحق می شوند.


2: دیواره عرضی با اجسام ورونین :
مانند دیواره عرضی ساده است با این تفاوت که در طرفین منفذ آن ، اندام های کروی به نام اجسام ورونین ( Woronin ) وجود دارد که تنظیم کننده ی جریان سیتوپلاسم و هسته بین دو سلول است .
در موقع آسیب دیدن سلول و یا پیر شدن آن ، اجسام ورونین منفذ را می بندند.


3: دیواره عرضی دولیپوری :
در این نوع ، لبه دیواره عرضی در اطراف منفذ متورم ، برجسته و خمره ای شکل می شود.


4: دیواره عرضی دولیپوری پرانتزدار :
این نوع دیواره شبیه دیواره عرضی دولیپوری است با این تفاوت که در طرفین قسمت های برجسته لبه دیواره ، ساختارهای غشایی گنبدی شکل که گاهی مشبک است ( Septal pore cap ) وجود دارد.
بنظر می رسد که ساختار پرانتز از شبکه آندوپلاسمی تغییر شکل یافته بوجود آمده باشد.


5: دیواره عرضی مشبک :
دیواره عرضی ساده ایست که روزنه های متعدد و حالت الک دارد و به آن دیواره عرضی دروغی ( Pseudoseptum ) هم گفته می شود.

نهـــا
۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۲:۴۳ بعد از ظهر
اندامهایی که از اجتماع و یا تغییر شکل میسیلیوم بوجود می آیند :


میسیلیوم بسیاری از قارچها در مراحل خاصی از زندگی مجتمع شده یا تغییر شکل داده و ایجاد اندام هایی می کند که در ظاهر تفاوت زیادی با میسیلیوم دارند و هر یک از اندام ها برای کار خاصی تخصص پیدا می کنند . عبارتند از :


1: قارچ بافت ( Plectenchyma ) :

به بافت ضخیم قارچ که از ریسه های در هم پیچیده و مجتمع تشکیل شده است، گفته می شود.قارچ بافت از نظر ساختمانی به دو صورت ، ریسه بافت ( Prosenchyma ) و شبه پارانشیم ( Pseudoparenchyma) دیده می شود.

در حالت اول سلولهای کمی کشیده شده و سپس بطور فشرده در کنار هم قرار می گیرند. در این حالت ریسه ها تا حدی استقلال خود را حفظ می کنند ، مانند قارچ بافت در استروما.

در حالت شبه پارانشیم ، سلولهای ریسه ها بطور خیلی فشرده در کنار یکدیگر قرار گرفته اند و ایجاد بافت یکنواختی می کنند، در این حالت ریسه ها استقلال خود را از دست داده اند و دیگر ریسه دیده نمی شود.



2: ریشه نما ( Rhizomorph) :

ریشه نما ، ساختاری طنابی ، دراز ، ریشه مانند است که از بهم پیوستن ریسه ها بوجود می آید و غالباً با چشم غیر مسلح دیده می شود. این اندام ابتدا سفید ولی بتدریج سیاه و تیره می شود.

ریشه نما از نظر ساختمانی یک نوع شبه پارانشیم بشمار می رود که قسمت مرکزی آن تراکم بیشتری دارد. بخش خارجی که تراکم کمتری دارد ، بصورت پوششی روی قسمت مرکزی را می پوشاند و به آن حالتی شبیه ریشه با تار کشنده را می دهد .

رشد ریشه نما چندین برابر بیشتر از رشد میسیلوم است و شرایط سخت ، بخصوص کمبود مواد غذایی را بخوبی تحمل می کند. بهترین نمونه آن ریشه نمای قارچ عسلی ( Armillaria mellea ) است.



3: سختینه ( Sclerotinum) :

سختینه اندام استراحتی سخت و محکم و مقاوم به شرایط نامناسب محیط و معمولاً متشکل از ریسه های بهم فشرده است که مدتهای طولانی ممکن است به حالت رکود باقی بماند و پس از آن در شرایط مناسب جوانه بزند.

سختینه با اشکال کروی ، کشیده و یا ... دیده می شود. بعضی از انواع سختینه ها نرم و انعطاف پذیر هستند. اندازه آن بین 2 الی 6 سانتیمتر است. بعضی از انواع سختینه ها بسیار کوچک هستند و ریز سختینه ( Microsclerotium) نامیده می شوند ، مانند ریز سختینه ها در بعضی از گونه های Verticillium .

سختینه از نظر ساختمانی نوعی شبه پارانشیم است که در انواع سخت از دو قسمت پوسته ( Cortex) و مغز ( Medulla) تشکیل شده است.



4: استروما ( Stroma ) :

استروما یا هاگ بستر که به معنی لایه یا پوشش است ، عبارت است از اندامی که از بهم فشرده شدن تعداد زیادی ریسه بوجود می آید. این اندام ممکن است حاوی قسمتی از بافت میزبان و یا مواد موجود در بستر خود ( ماده زمینه ) باشد.

روی بافت استروما و یا داخل آن معمولاً اندام های زایشی قارچ تشکیل می شوند ، مانند استروما در بعضی از قارچ های رده آسکومیست بخوص در راسته Sphaeriales .



5: کلامیدوسپور ( Chlamydospore) :

در بعضی از قاچ ها مثل غالب گونه های فوزاریوم ، دیواره تعدادی از سلولهای ریسه و یا اسپور قارچ ضخیم شده و از سلولهای دیگر متمایز می شوند. اینگونه سلول ها را اصطلاحاً کلامیدوسپور می نامند.

به نظر می رسد که کلامیدوسپور در شرایط نامساعد غذایی بوجود آید و نقش آن ذخیره مواد غذایی و حفظ بقای قارچ در شرایط نامساعد باشد.

در بعضی از قارچ ها بخصوص قارچ های راسته Saprolengniales ( از رده Oomycetes) دیواره تعدادی از سلول های ریسه تا حدودی ضخیم شده و شبیه کلامیدوسپور می شود ، این اندام اصطلاحاً ژما ( Gemma) می نامند.



6: ساینما ( Synnema) یا کورمیوم ( Coremium) :

ساینما عبارتست از اندام باروری غیر جنسی در برخی از قارچ ها ، متشکل از دسته ای فشرده از کنیدیوفورها ، مثل ساینما در قارچ Graphium ulmi که عامل مرگ درختان نارون است.



7: چنگک ( Appresorium) :

اندامی است پهن و آماس کرده که معمولاً در انتهای لوله تندشی حاصل از اسپورها بوجود می آید. این اندام به سطح بافت میزبان چسبیده و از آن زایده نازکی به نام میخ نفوذی ( Penetration) خارج می شود. میخ نفوذی بافت میزبان را سوراخ کرده و در آن نفوذ می کند.



8: پاریسه ( Hyphopodium) :

پاریسه عبارتست از زایده شاخه کوتاه یک یا دو سلولی که روی ریسه های سطحی بعضی از قارچ ها بویژه در قارچ های راسته ( Meliolales) بوجود می آید و باعث چسبیدن ریسه ها به سطح میزبان می شود.



9: مکینه ( Haustorium) :

مکینه عبارتست از زایده ای که از ریسه قارچ های انگل بین سلولی یا سطحی خارج شده و برای جذب مواد غذایی به داخل سلول میزبان نفوذ می کند. مکینه ممکن است گرزی ، رشته ای و یا جوانه ای باشد .

مانند مکینه در قارچ های مولد سفیدک های کرکی و یا پودری .



10: شبکه هارتیگ ( Hartig net ) :

این شبکه در قارچ های موسوم به اکتومیکوریز دیده می شود و با ریشه گیاهانی مثل سوزنی برگان بحالت همزیست به سر می برند. قارچ پس از تثبیت روی ریشه درختان به قسمت های سطحی پوست نفوذ کرده و شبکه ای در اطراف سلول های بوجود می آورد.



11: روندک ( Stolon) :

در بعضی از قارچ ها مثل Rhizopus stolonifer که از رده Zygomycetes است ، ریسه می تواند در هوا رشد کرده ، سپس به سمت پایین خم شده و در نقطه تماس با محیط کشت یا بستره ، تولید انشعاب هایی کند. به این نوع ریسه ها روندک و به انشعابها شبه ریشه ( Rhizoid ) گفته می شود.

نهـــا
۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۲:۴۴ بعد از ظهر
تولید مثل در قارچ ها ( Reproduction ) :


تولیدمثل یعنی تشکیل یا ایجاد افراد جدیدی که ویژگی های بارز و تیپ گونه خود را داشته باشند .

در قارچ ها معمولاً دو نوع تولید مثل داریم : جنسی و غیر جنسی .

الف ) تولید مثل غیر جنسی :

در تولید مثل غیرجنسی هسته آمیزی دو هسته ( Karyogamy ) و میوز یعنی تقسیم با کاهش کروموزمی نداریم .

همچنین سلول های جنسی ( گامت ) یا اندام های جنسی ( گامتانژ ) هم تشکیل نمی شود. در قارچها موقع تولید مثل غیر جنسی ( همچنین جنسی ) اندامهای تولید مثلی بوجود می آید.

در بعضی از قارچ ها تمام بدنه رویشی ( تال ) به اندام تولیدمثلی تبدیل می شود.

روشهای تکثیر غیر جنسی در قارچ ها :

1: قطعه قطعه شدن ( Fragmentation ) :

گاهی ریسه قارچ ها بطور عادی به سلولهای مجزا تقسیم می شود که هر یک از آنها قدرت تولید قارچ مانند خود را دارد که به آن آرتروسپور ( Arthrospore ) گفته می شود. به آرتروسپور ، کنیدی تالی ( Tallic conidium ) نیز گفته می شود.

2: تقسیم دوتایی ( Fission ) :

به تقسیم ساده هر سلول به دو سلول خواهری گفته می شود . تقسیم دوتایی با فشردگی جدار و تقسیم هسته محقق می گردد.

3: جوانه زنی ( Budding ) :

شامل ایجاد برجستگی کوچک از سلول مادری است که بتدریج بزرگ می شود و هسته نیز به طریق میتوز دو قسمت و یک بخش آن وارد قسمت برجسته می شود و سرانجام تبدیل به سک فرد مستقل می شود.

به این نوع سلول های غیر جنسی که از راه جوانه زندن بدست می آیدمخمر گفته می شود. به زنجیری از مخمر هاکه تشکیل میسلیوم کوتاهی می دهند شبه میسلیوم ( Pseudomycelium ) گفته می شود.

جوانه زنی و تولید سلول های مخمری معمولاً در قارچ های مخمری دیده می شود ولی گاهی در قارچهای دیگر نیز مشاهده می گردد.

4: تولید اسپورهای میتوزی :

معمولی ترین روش تولید مثل غیر جنسی در قارچ ها ، تولید اسپورهای میتوزی است. اسپور غیر جنسی قارچ ها ممکن است دیواره نازک داشته باشد یا ضخیم ، بیرنگ باشد یا رنگی ، یک سلولی یا چند سلولی و به اشکال کروی ، بیضوی ، نخی ، سوزنی ، فرفره ای ، مارپیچی و حتی حشره ای شکل دیده میشوند.

اسپورهای غیرجنسی قارچ ممکن است در اسپورانژ تشکیل شود که اسپورانژیوسپور یا در انتها و کناره های یاخته اسپورزا روی ریسه به روش های مختلف تشکیل شود که کنیدی ( Conodium ) نامیده می شود.

کنیدی ، نوعی اسپور غیرجنسی تخصص یافته ، غیر متحرک و معمولاً ریزان است که از طریق شکاف سیتوپلاسمی ( Cytoplasmyc cleavage ) بوجود می آید.
ب) تولید مثل جنسی :
تولید مثل جنسی در قارچ ها به مفهوم آمیزش اندام ها یا گامتانژهای نر و ماده و تشکیل سلول تخم ( زیگوت ) است که در سه مرحله : پلاسموگامی ، کاریوگامی و میوز انجام می شود.
اهمیت تولید مثل جنسی اینست که موجب نوترکیبی و پیدایش نژادگان ( ژنوتیپ ) جدید می شود.
چهار نوع اسپور ویژه در قارچ ها معمول است که عبارتند از :
اَاَسپور ، زیگوسپور ، آسکوسپور و بازیدیوسپور .
به حالتی که در یک سلول قارچی دو هسته متفاوت و غیر یکسان از نظر ویژگی های ژنتیکی وجود داشته باشند هسته ناجوری ( Heterokaryotic ) گفته می شود و افرادی که سلول هایشان این نوع هسته را دارند ، ناجور هسته ( Heterokaryotic ) هستند.
ساختار جنسی قارچ ها یا یاخته ای که محتوی گامت است ، گامتاژ نام دارد. این اندام ممکن است تشکیل سلول های جنسی دهد که گامت نامیده می شود و یا محتوی هسته ای باشد که نقش و عمل گامت را انجام دهد.
به گامتاژها و گامت های هم شکل ( یعنی از نظر مورفولوژی غیر قابل تفکیک ) به ترتیب ایزوگامتاژ و ایزوگامت ( Isogametangium و Isogamete ) و در حالتی که از نظر شکل متفاوت باشد ، هتروگامتاژ و هتروگامت ( Heterogametangium و Heterogamete ) می گویند.

نهـــا
۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۲:۴۵ بعد از ظهر
سلول های متحرک :


سلول متحرک ممکن است یک زئوسپور باشد که یک اسپور غیرجنسی است یا یک گامت .

اسپورهای متحرک بوسیله یک یا دو تاژک ( Flagellum ) حرکت می کنند.

تاژک زایده ای به شکل مو و همانند تاژک در جانوران تک یاخته است.تاژک در بخش مرکزی حاوی دو فیبر است که بوسیله 9 جفت فیبر
( رشته ) غیر قابل انقباض دیگر احاطه شده است.دو فیبر مرکزی به یک بلفاروپلاست ( Blepharoplast ) در نزدیک هسته متصل شده اند . به بلفاروپلاست ، کینتوزوم ( Kinetosome ) هم می گویند .

گاهی یک ریزوپلاست (Rhizoplast ) نازک ، بلفاروپلاست را به هسته متصل می کند.غشاء اطراف تاژک ادامه غشاء سیتوپلاسمی سلول و فاقد دیواره سلولی است.

جهتو مسیر زئوسپورها و گامت های متحرک با حرکات تاژک تعیین می شود . زئوسپورها ممکن است در خط مستقیم یا دایره ای و با سریدن و بدون دوران یا با حرکات مارپیچی در مسیری مستقیم همراه با دوران هایی در جهت عقربه های ساعت و یا در مسیری نامنظم توأم با جهش و حرکات تند حرکت کنند.

زئوسپورهایی که یک تاژک دارند حرکتشان با ایجاد موجهای پی در پی در یک سطح و با همان یک تاژک است. وقتی که زئوسپور دو تاژک دارد ، هنگام شنا یک تاژک به طرف جلو و تاژک دیگر بطرف عقب دراز می شود.

در این حالت هر تاژک یک سری حرکات موجی در سطحی ایجاد می کند که با دیگری فرق دارد . حرکات موجی تاژک جلویی معمولاً بارزتر است و چنین بنظر می رسد که تاژک عقبی عمل سکان یا هدایت را انجام می دهد.

نهـــا
۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۲:۴۶ بعد از ظهر
اندام های تولید مثل غیر جنسی :


علاوه بر انواع اسپورها ، در تولید مثل غیر جنسی ، اندام های خاص دیگری تشکیل می شود .

این اندام ها عبارتند از :

1: کنیدیوفور( Conidiophore ) :

کنیدیوفور عبارتست از پایه ای ساده یا منشعب که روی اندام های رویشی بوجو می آید. روی کنیدیوفور اسپوری به نام کنیدی ( Conodium ) بوجود می آید. کنیدی دارای اشکال و رنگهای مختلف است.

2: اسپوزانژیوفور ( Sporangiophore ) : اسپوزانژیوفور مانند کنیدیوفور عبارت از پایه ای است روی اسپورانژ ، اسپورهایی تشکیل می شود به نام اسپوزانژیوسپور ( Sporangiospore ).

در بعضی از قارچ ها قسمت انتهایی اسپوزانژیوفور به داخل اسپورانژ نفوذ می کند و متورم می شود که آن قسمت را ستونک ( Collumella ) و گاهی برجسته و گشاد می شود که آن را آپوفیز ( Apophysis ) می نامند ; مانند زئوسپورانژیوفور و زئوسپورانژ جزء اندام های تولید مثل جنسی نیز بشمار می روند.

3: پیکنید ( Pycnidium ) :

پیکنید عبارت از اندامی است ، کروی یا فلاسکی شکل که معمولاً داخل بافت گیاه آلوده بوجود می آید .

روی دیواره خارجی پیکنید پایه های کوتاهی بوجود می آید که همان کنیدیوفورها یا دقیقتر بگوییم ، اسپورفورها ( Sporophore ) هستند.

روی این پایه ها یک یا تعدادی اسپور به اشکال و رنگ ها مختلف ظاهر می شود . اسپورها معمولاً از روزنه بالای پیکنید که دهانه ( Ostiole ) نامیده می شود خارج می شوند ، مانند پیکنید در قارچ های شبه راسته Sphaeropsidales

4: اُسروول ( Acervulus ):

اُسروول ، اندامی است که در زیر اپیدرم یا کوتیکول بافت گیاه تشکیل می شود . از نظر ساختمانی ، توده بهم فشرده ای از رشته های قارچ است که روی آن کنیدیوفورهای کوتاه بهم فشرده تشکیل می شود.

روی کنیدیوفورها یک و یا تعدادی کنیدی به اشکال مختلف تشکیل می شود. در بعضی از اُسروول ها موهای بلندی دیده می شوند که خار ( Seta ) نام دارد ، مانند اُسروول در قارچ های راسته Melanconiales .

5: بالشک ( Sporodochium ):

بالشک از نظر ساختمانی شبیه اُسروول است با این تفاوت که در سطح بافت های آلوده تشکیل می شود و فاقد پوشش اپیدرم میزبان است.



می توان گفت که بالشک یک استرومای بالش مانند است که کنیدیوفورهای فشرده ای در سطح آن قرار می گیرند.
در بعضی از منابع بالشک را جزء اندام رویشی تغییر یافته قرار می دهند ، مانند بالشک در بعضی گونه های فوزاریوم

نهـــا
۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۲:۴۸ بعد از ظهر
جنسیت و سازگاری جنسی در قارچ ها :


سازگاری جنسی ، نقش موثری در تولیدمثل جنسی دارد و نباید با موضوع جنسیت اشتباه شود. بسیاری از قارچ ها اندام جنسی نر و ماده روی یک تال ایجاد می کنند ولی این اندام ها خود ناسازگار هستند و پلاسموگاهی و کاریوگامی بین آنها نمی تواند روی دهد ، یعنی سازگاری جنسی با هم ندارند.

بسیاری از قارچ ها ، اندام جنسی متمایز ایجاد نمی کنند در این حالت چون جنس آنها مشخص نیست آنها را تیپ آمیزشی ( Mating type ) می نامند .

بر اساس جنسیت بیشتر قارچ ها را می توان به سه نوع تقسیم کرد :

الف) : قار چهای دو جنسی یا یک پایه ( Monoecious یا Hermaphroditic ) :

در این قارچ ها روی هر تال متعلق به یک فرد قارچی هر دو اندام جنسی نر و ماده تولید می شود که ممکن است سازگار یا ناسازگار باشند.

ب) : قارچ های دو پایه ( Dioecious ) :

در این قارچ ها بعضی از تال ها فقط اندام نر و برخی فقط اندام ماده تولید می کنند. در واقع در قارچ های دو پایه ، ریسه ( تال ) نر و ماده وجود دارد. ریسه های نر ، فقط گامتانژهای نر و ریسه های ماده ، فقط گامتانژهای ماده تولید می کنند . تعداد این گونه قارچ ها کم است.

ج) : قارچ ها با اندام های جنسی نامتمایز ( Sexually undifferentiated ) :

در این قارچ ها معمولاً ساختارهایی که نقش اندام های جنسی دارند ، تولید می شوند ولی نر یا ماده بودن آنها از نظر مورفولوژیکی قابل تفکیک و تمایز نیستند .

قارچ های طبقه بندی شده بر اساس جنسیت در سه گروه الف ، ب و ج ، از نظر سازگاری جنسی به دو گروه تقسیم می شوند .

1: قارچ های هموتال :

به قارچ هایی که هر تال آن می تواند گامتانژهای خود بارور تولید کند و برای تولید مثل جنسی احتیاج به کمک تال دیگر ندارد هموتال گفته می شود . واضح است که قارچ های دو پایه نمی تواند هموتال باشند.

2: قارچ های هتروتال :

قارچ هایی هستند که هر تال از نظر جنسی خود عقیم است ( بدون در نظر گرفتن یک پایه یا دو پایه بودن) یعنی برای تولید مثل جنسی نیاز به کمک تال سازگار دیگری با تیپ جنسی متفاوت دارد.

هتروتالیسم فیزیولوژیک منشاء ژنتیکی دارد . بر اساس این که منشاء هتروتالیسم یک و یا دو ژن باشد ، دو نوع هتروتالیسم داریم :

الف ) هتروتالیسم دو قطبی ( Bipolar heterothallism ) :

منشاء سازگاری جنسی در این قارچ ها یک جفت آلل است . بنابراین این زیگوت در این گونه قارچ ها از نظر ژنوتیپ Aa است.

گامت ها ، دارای ژن غالب A و یا مغلوب a است . این دو نوع گامت می توانند با یکدیگر آمیزش کنند ( + )ولی گامت های دارای ژن A یا a نمی توانند با هم آمیزش کنند ( - ) .

به این گونه قارچ ها که دو نوع میسلیوم دارند ، هتروتال دو قطبی گویند.

ب) هتروتالیسم چهارقطبی ( Tetrapolar heterothallism ) :

یعنی صفت سازگاری مربوط به دو جفت آلل ( Aa و Bb ) می شود. بنابراین این ژنوتیپ زیگوت در این گونه قارچ ها AaBb ، و گامت ها AB ، Ab ، aB و ab هستند.


در بین این گامت ها AB با ab و Ab با aB سازگاری دارند و می توانند با هم آمیزش کنند . به این نوع قارچ ها هتروتال چهار قطبی می گویند.

نهـــا
۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۲:۴۹ بعد از ظهر
انواع چرخه زندگی در قارچ ها :

سه نوع زندگی در قارچ ها دیده می شود :


1: چرخه هاپلوبیونتیک هاپلوئید : در این چرخه میوز درزیگوت انجام می شود و اسپورهای هاپلوئید بوجود می آیند که تولید میسلیوم های هاپلوئید می کنند و قارچ در تمام مراحل رشد رویشی خود هاپلوئید است. این چرخه در بیشتر آسکومیست ها و زیگومیست ها دیده میشود.

2: چرخه هاپلوبیونتیک دیپلوئید :در این چرخه میوز گامتانژی است و لذا از تندش سلول تخم میسلیوم های دیپلوئید بوجود می آیند و قارچ در همه مراحل رویشی خود دیپلوئید است. این حالت در اامیست ها دیده می شود.

3: چرخه دیپلوبیونتیک : دراین حالت قارچ در دوره زندگی رویشی خود دو نوع ریسه ، هاپلوئید و دیپلوئید دارد. از تندش زیگوت ، میسلیوم های دیپلوئید بوجود می آیند.

این میسلیوم ها تولید گامتانژهایی می کنند که میوز در آنها اتفاق می افتد و گامت های نر و ماده ، هاپلوئید تولید می شوند.

گامت ها جوانه زده و میسلیوم های هاپلوئید بوجود می آورند. این میسلیوم ها به روش میتوز گامت های نر و ماده بوجود می آورند که از آمیزش آنها سلول تخم ( زیگوت ) دیپلوئید ایجاد می شوند.


چرخه دیپلوبیونتیک در قارچ های جنس Allomyces از راسته Blastocladiales دیده میشود.

نهـــا
۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۲:۵۱ بعد از ظهر
تولید اسپان قارچ:


تهیه بذر یا اسپان قارچ تکمه ای ( تخصصی(
تولید اسپان قارچ خوراکی در حوزه کشت بافت آینده روشنی در علم باغبانی دارد. کشت قارچ تکمه ای Agavicus bisporus به سختی در حوزه علم باغبانی می گنجد. چون تولید اسپان آن بیشتر در دست متخصصین بیماری شناسی گیاهی است و کشت قارچ خوراکی به وسایل صنعتی نیاز دارد مثل چیلر و کولر و شوفاژ و...

مشخصات اسپور و کلونی قارچ خوراکی:
بازیدها همیشه دارای دو اسپور هستند. توده اسپور به رنگ زرد مایل به قهوه ای تا قهوه ای روشن است . اسپورها دارای ابعاد 4.5 تا 7.5 میکرومتر هستند. کلنی در روی محیط غذای جامد به صورت شعاعی توسعه یافته و میسلیوم ضمن رشد انتهایی انشعابات متعددی نیز تولید می کند.
برای تهیه اسپور پایه را قطع کرده و آنرا از سمت تیغه ها روی کاغذ می گذاریم. اسپور در آب مقطر جوانه می رند اما برای رشد نیاز به مواد غذایی دارد. تیمار با الکل اتیلیک و کلروفرم جوانه زنی را افزایش می دهد.
بهترین درجه حرارت 25-22 و بهترین PH بین 7 – 6 است. غلظت بالاتر از 2 درصد حجمی مانع جوانه زنی می شود .
پس از جوانه زنی هیف به سرعت رشد کرده دارای دیواره عرضی می شود .
کشت خالص قارچ معمولا به دو طریق انجام می گیرد :
1) کشت دادن بازیدیوسپورها
2) کشت بافت اندام بارده
در کشت بازیدیوسپورها ابتدا اسپورها با کلروفرم ضدعفونی می شود سپس در محیط کشت عصاره مالت جوانه می زند. میسلیومهای حاصله به لوله های آزمایش حاوی آگار منتقل و در انکوباتور نگهداری می شود. کشتهای خالص که از کشت اسپورها بدست می آیند به علت خصوصیات ژنتیکی مختلف تنوع زیادی از خود نشان می دهند .
برای تهیه کشت خالص از بافت ابتدا اندام بارده مناسبی را انتخاب و ضدعفونی کرده سپس یک قطعه از بافت درونی ساقه یا کلاهک را جدا کرده و به محیط کشت انتقال می دهیم. وجود گازکربنیک باعث توقف رشد میسلیومها می شود و باید به هوای تازه و دمای 18-15 دسترسی داشته باشد.
ازت، کلسیم، منیزیم، پتاسیم و فسفر همچنین بیوتین برای رشد میسلیومها لازم است.
برای انتخاب سویه باید از سازگارترین، پرمحصول ترین و با کیفیت ترین اندام نمونه گرفت .
برای تهیه اسپان رایج از بذور غلات استفاده می شود. میسلیومی که روی دانه غلات قرار گیرد راحت تر روی بستر پخش می شود. برای اینکار 10 کیلوگرم گندم را به مدت 15 دقیقه در 15 لیتر آب می جوشانند و 15 دقیقه ئیگر گذاشته تا دانه گندم کاملا نرم شود.سپس گندمها را در یک الک می ریزند تا آب اضافی آن خارج شود و روی یک پارچه پهن می کنند تا خنک شود. به دانه های سرد 120 گرم کربنات کلسیم هیدراته و 30 گرم کربنات کلسیم می دهند.

سپس 250 تا 300 گرم از این گندمها را در کیسه های پروپلین یا شیشه های نیم لیتری می ریزند و پس از گذاشتن درب پوش شنبه ای در اتوکلاو ° 121 بمدت 2 ساعت استریل می کنند. پس از استریل PH باید 6.7 – 6.5 باشد. سپس شیشه ها یا پلاستیکها را با کشت خالص قارچ مایه کوبی کرده و در محیط تاریک و درجه حرارت 24-22 نگهداری می کنند. پس از دو هفته میسلیوم قارچ سطح دانه ها را پوشانده و بذر آماده می شود.

نهـــا
۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۲:۵۳ بعد از ظهر
خواص دارویی قارچ:



قارچ و پروتئین ـ قارچ های خوراكی و مخصوصاً قارچ تازه حاوی مقادیر فراوان پروتئین مورد نیاز بدن است كه از این نظر میزان پروتئین آن حدود 2 برابر پروتئین اغلب سبزیجات و سایر حبوبات می باشد.
پروتئین قارچ از لحاظ اسیدهای آمینه كه همانا جزء اصلی پروتئین را تشكیل می دهد جزو غنی ترین پروتئین ها محسوب می شوند و از لحاظ ارزش غذایی در حد فاصل پروتئین گوشت و پرتئین گیاهی قرار دارد.
از طرفی پروتئین قارچ به دلیل داشتن مقادیر فراوان آب و رطوبت نسبت به سبزیجات و حبوبات بسیار مطبوع و قابل هضم است. به طوری كه 90 ـ 70 درصد قابلیت هضم پذیری دارد. به طور كلی ارزش بالای پروتئین قارچ و قابلیت هضم پذیری بالای آن باعث شده كه مصرف آن برای سالمندان و سالخوردگان بسیار توصیه گردد. قارچ و دریافت كالری ـ همان طور كه می دانید كربوهیدراتها یكی از مهم ترین منابع انرژی برای بدن هستند. قارچ های خوراكی به علت داشتن 2/4 در صد كربو هیدرات قادرند به طور میانگین 100 كیلو ژول در 100 گرم قارچ، انرژی تولید كنند كه این میزان انرژی در نوع خود بسیار قابل توجه است.

قارچ و چربی ـ یكی از مهمترین ویژگی های قارچ كه باعث شده متخصصین تغذیه آن را بسیار توصیه كنند در صد كم چربی آن است. قارچ های خوراكی دارای درصد بسیار كمی از چربی هستند كه این مقدار در حدود 1% تا 3% وزن تر آن می باشد. لذا كسانی كه از رژیم غذایی لاغری در برنامه غذایی شان استفاده می كنند می توانند از قارچ بهره ببرند و به هیچ وجه نگران بالا رفتن چربی خونشان نباشند. قارچ ها و ویتامینهای مورد نیاز بدن ـ مصرف روزانه 100 گرم قارچ خوراكی نیاز بدن به ویتامین c را برطرف می كند. علاوه بر این قارچ منبع بسیار خوب ویتامین B1 و B2 است. كمبود ویتامین B1 می تواند زمینه ساز بسیاری بری بری باشد .

همچنین ویتامین B12 از ویتامین های ضزوزی برای خونسازی به شمار می رود. كمبود ویتامین B12 باعث بروز آنمی و یا كم خونی می شود. به طور كلی مصرف 100 گرم قارچ خوراكی تازه نیاز روزانه افراد بالغ به ویتامینهای محلول در آب را برطرف می كند. قارچ و عناصر معدنی ـ عناصر معدنی موجود در قارچ در مقایسه با سبزیجات و میوه جات هم از كیفیت بهتری برخوردار هست، هم از نظر كمیت در سطح بسیار خوبی قرار دارد. قارچ خوراكی دارای میزان چشم گیری پتاسیم، آهن و مس است و قادر است فسفر مورد نیاز بدن را به طور كامل تأمین كند. كلاهك قارچ سرشار از فسفر است. سایر تركیبات قارچ های خوراكی ـ اسید فولیك: یكی از مهمترین تركیبات موجود در قارچ كه بسیار مورد توجه قرار می گیرد اسید فولیك موجود در آن است.

در حال حاضر یكی از مهم ترین علت های كم خونی در افراد به خصوص در خانم های باردار كمبود اسید فولیك است. قارچ های خوراكی به سبب داشتن مقادیر فراوان اسید فولیك از جمله بهترین منابع غذایی برای این دسته از افراد محسوب می شود لوواستاتین: از جمله تركیبات مهم موجود در قارچ همین لوواستاتین است. قارچ ها به طور طبیعی تولید لوواستاتین می كنند و این تركیب بسیار در كاهش چربی و كلسترول خون می تواند مؤثر واقع شود. بیوفریولید: در قارچ تركیبی به نام بیوفریولید وجود دارد كه از تشكیل مخزن چربی خطرناك در شریانها جلوگیری می كند.

این ماده از تشكیل كلسترول های بد خون (LDL )و اسید های چرب در سلولها و خون جلوگیری می كند. در زمستان قارچ بخورید: قارچ استخوانها را تقویت می كند، خستگی را برطرف می كند، كمبود ویتامین D را بر طرف می كند. پرتو خورشید در بدن ویتامین D تولید می كند اما در زمستان بدن این وضعیت را ندارد كه از پرتو خورشید به خوبی استفاده كند و ویتامین D تولید كند. پس در زمستان خوردن مواد غذایی توصیه می شود كه دارای این ویتامین باشد. ویتامین D سبب جذب كلسیم در روده می شود تا بالافاصله در استخوانها به مصرف برسد. برای اینكه همه مواد مغذی به بهترین شكل جذب شوند نیاز به ویتامین های گروه «ب» است. قارچ بخشی از این ویتامین ها را تدمین می كند و هر سلول در بدن ما به ویتامین (B2 )قارچ نیاز دارد تا بتواند انرژی كسب كند تا ما زود خسته و كم حوصله نشویم.

قارچ را باید پخته خورد، زیرا قارچ آلوده به موادی است كه فقط با پختن از بین می رود اما قارچ هایی كه در واحدهای صنعتی تولید می شوند می توان بدون هیچ مشكلی پس از تمیز كردن مصرف كرد. توجه: اكیداً توصیه می كنیم كه از خرید قارچهای فله ای به شدت و به جدّ بپرهیزید. صرف نظر از این كه احتمال مسومیت از طریق این نوع قارچها بسیار بالاست كیفیت پایین این قارچها و آلودگی بسیار آنها از جمله مهمترین معضل های این نوع قارچ هاست

. حتماً قارچ مورد نیاز خود را از مراكز معتبر و به صورت بسته بندی های بهداشتی تهیه فرمایید. هر گونه تغییر رنگ ظاهر قارچ و هر گونه احساس مزه نامطبوع باید مورد توجه قرار گیرد و از مصرف آنها خودداری شود. قارچ هایی كه تغییر رنگ داده اند و كلاهكشان سیاه و یا خاكستری شده از كیفیت خوبی برخوردار نیستند. ـ تحقیقات پزشكی نشان می دهد كه با خوردن قارچ، دستگاه دفاعی بدن تقویت می شود، طول عمر افزایش می یابد، كلسترول خون پایین می آید، گردش خون در بدن بهبود می یابد. ویروسها از بین می رود، از بروز بیماری های قلبی جلوگیری می شود. قارچ مقدار زیادی كربوهیدرات و آهن دارد پزشكان به بیماران دیابتی و افرادی كه به تقویت دستگاه ایمنی بدن خود اهمیت می دهند و كسانی كه برنامه خاص غذایی (رژیم) دارند خوردن قارچ را توصیه می كنند.

نهـــا
۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۲:۵۴ بعد از ظهر
شاخه کیتر یدیومیکوتا Chytridiomycota



شاخه کیتریدیومیکوتا دارای تنها یک رده chytridiomycetes بوده و فقط اعضایی از سلسله قارچها را در بر می گیرد که در برخی مراحل زندگیشان سلولهای متحرک تولید می کنند.


به استثنای چند گونه با سلولهای پرتاژک (polyflagelate)، سلولهای متحرک این موجودات (زئوسپورو گامت) تنها یک تاژک شلاقی عقبی دارند. صفات دیگر گونه های این شاخه که متداول بوده وممکن است سایر قارچها هم آنها را نشان دهند عبارتند از :

(1) ساختار پیوسته یا تال، هم یاخته (coenocytic) ساختار کروی یا تخم مرغی شکل، ریسه ساده طویل یا میسلیوم خوب توسعه یافته
(2) تبدیل تخم به یک اسپور استراحتی یا مقاوم یا (resting spore) اسپورانژیوم استراحتی، یا در یک راسته، رشد آن به یک تال دیپلوئید ختم میشود. دیوار سلولی این قارچها حاوی کیتین و گلوکان است. سلولز فقط در یک گونه ثابت شده است ؛ های پاتوژن گیاهی از جمله : ,Olpidum ,synchytrium physoderna maydis و Urophlyctis alfalfaگونهS.endobioticum باعث بیماری مهمی در سیب زمینی به نام بیماری زگیل سیاه می گردد در حالی که O.brassicae بیمارگر ریشه کلم است و ناقل مهمی برای تعدادی از ویروسهای گیاهی بااهمیت اقتصادی، می باشد.
گونه هایی اندوبیوتیک (endobiotic) هستند که کاملا داخل سلولهای میزبانشان زندگی می کنند. تال بالغ توسط دیوار سلولی احاطه می شود. گونه های دیگر، اپی بیوتیک (epibiotic) هستند و اندامهای تولید مثلی خود را در سطح میزبان زنده و برخی تکه های مواد آلی بی جان تولید می کنند و اندامهای جذبی آنها درون یافتهای مرده یا زنده که روی آن زندگی می کنند فرورفته است. در اشکال هولوکارپیک (holocarpic) تال به طور کامل ممکن است به یک یا چند اندام تولید مثلی تبدیل شود. در گونه های دیگر، اندامهای تولید مثلی فقط از یک قسمت تال یا شبه ریشه یا ریزوئید مجزا ایجاد می شود که آنها یوکارپیک (eucarpic) نامیده می شوند. هر تالی که فقط یک مرکز رشدی و تولید مثلی واحد تولید کند، تک مرکزی یا تک کانونه (monocentric) است. اگر بیش از یک مرکز رشدی تولید گردد، چند مرکزی یا چند کانونه (polycentric) نامیده می شود.
تکثیر غیرجنسی در کیتریدها توسط زئوسپورهاست که در اسپورهاست که در اسپورانژ تولید می شوند. در اوایل توسعه، اسپوانژ حاوی پروتوپلاسم تقسیم نشده یا هسته های فراوان است. همچنانکه اسپورانژیوم توسعه می یابد کل پروتوپلاست به بخشهای تک هسته ای کوچک و فراوان تقسیم می شود که هر یک به صورت زئوسپوری با تاژک عقبی در می آیند. زئوسپورها ممکن است زمانی که اسپورانژیوم تخلیه می شود از طریق یک یا چند پستانک (papilla) ظاهر شوند. یک پستانک یا پاپیل تخلیه (discharge papilla) در دیوار اسپورانژیوم یا در نوک لوله خارج شده از آن تشکیل می شود.

در برخی گونه ها تجمع ریبوزومی، ساختار مشخص و جالبی است که کلاهک هسته ای (nuclear cap) نامیده می شود.
روشهای گوناگون پلاسموگامی کیتریدها :
1- آمیزش پلانوگامتی (planogametic copulation) :
الف ) تلقیح پلانوگامتهای همسان : دو گامت که از نظر شکل ظاهری مشابه اما از نظر فیزیولوژیکی متفاوتند، در آب شنا کرده و برای تشکیل یک زیگوت متحرک ترکیب می شوند، در برخی گونه ها، گامتهای حاصله از یک گامتانژیوم در محل تولید ترکیب نخواهند شد.
ب) تلقیح پلانوگامتهای غیرهمسان: یکی از پلانوگامتها به طور قابل توجهی بزرگتر از دیگری است. ترکیب در آب انجام میشود و یک تخم متحرک تشکیل می گردد .
ج) باروری یک گامت ماده غیر متحرک (تخمک )

توسط یک گامت نر متحرک (آنتروزوئید) :
گامتهای متحرک از گامتانژ نر (گاهی به نام آنتریدی) به داخل آب آزاد می شوند و شنا می کنند. برخی از آنها به گامتانژ ماده (گاهی به نام ااگونیوم) می رسند. سپس به گامت نر داخل ااگونیوم می شود و با تخمک درون آن ترکیب می گردد.

2-آمیزش گامتانژی (gametangial copulation) :
در کیتریدها این روش توسط انتقال پروتوپلاست کامل یکی از گامتانژیومها به داخل دیگری انجام می شود .

3- سوماتوگامی یا تن آمیزی (somatogamy) :
این روش ترکیب ساده ساختارهای رویشی است. در برخی کیتریدها ترکیب میان رشته های ریزوئیدی مقدمه ای برای تشکیل یک اسپور استراحتی است .

راسته اسپیزلومیستال ها (spizellomycetales) :
جنس Olpidium عضوی از راسته Spizellomycetales است که نزدیک 30 گونه انگل گیاهی اندوبیوتیک و هولوکارپیک روی جلبکها، خزه ها و گرده، برگ و ریشه های گیاهی گلدار دارد. توسعه در این جنس اگزوژنوس مونوسنتریک است. یکی از گونه های بسیار معروف O.brassicae است که ناقل تعدادی از ویروسهای گیاهی است. این گونه عموما به ریشه های کلم حمله می کند.
راسته کیتریدیالها (chytridiales) :
جنس Synchytrium :
آنها قارچهایی اندوبیوتیک، هولوکارپیک با اسپورانژ فاقد دریچه (Inoperculate) هستند. در این جنس تال به صورت کلنی بوده و توسعه آن اگزوژنوس چند مرکزی یا پلی سنتریک است و به چندین اندام تولید مثلی (اسپورانژ یا گامتانژ) تقسیم می شود که با یک غشای عمومی پوشش یافته و یک سور را تشکیل می دهند. بهترین گونه شناخت شده این جنس S.endobioticum است. قارچ باعث برزگ شدن سطح سلولها (hypertrophy) و افزایش تعداد آنها (hyperplasia) در سیب زمینی آلوده شده و آنها را به بافتهای زگیلی تبدیل می کند. غده ها هم ممکن است به بیرون از خاک توسعه یابند، که در این صورت آنها سبز بوده و توده ای از بافتهای برگ مانند به وجود می آورند.

نهـــا
۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۲:۵۵ بعد از ظهر
بسته بندی قارچ خوراکی (قارچ دکمه ای ) :


از دیرباز انواع گوشت ها، خصوصا گوشت قرمز منبع اصلی تامین پروتئین موردنیاز انسان بوده است. لکن در حال حاضر ، به واسطه تغییر روش زندگی از سنتی به ماشینی و کاهش تحرک افراد در زندگی روزمره ، استفاده از گوشت قرمز بدلیل دارا بودن مقدار زیادی مواد چرب رو به کاهش نهاده و در عوض، استفاده از مواد غذایی ای که با داشتن مقدار کافی پروتئین، برای سلامتی زیان آور نباشند مورد توجه واقع شده است. حبوبات ، سویا و قارچ خوراکی مهم ترین منابع پروتئین غیر حیوانی هستند که امروزه به طور وسیع مصرف میشوند. در این میان بازار مصرف قارچ خوراکی به دلیل افزایش سطح آگاهی جامعه نسبت به فواید و روش مصرف آن ، روند رو به رشدی را تجربه میکند.
قارچ ، به علت اینکه سرشار از مواد پروتئینی ، گلوسیدی ، ویتامینها و لیپیدها است میتواند غذای مناسب و کاملی برای انسان به شمار آید. ضمن اینکه به واسطه سهولت پرورش قارچ های خوراکی میتوان آنها را به صورت تازه ، خشک ، کنسرو و پودر به بازار عرضه نمود. اجرای این طرح به عنوان یک فعالیت تولیدی ، ضمن اینکه گامی به سوی خود اتکایی کشور در صنایع غذایی به شمار میرود، میتواند بسترساز اشتغال به کار نیروهای متخصص ( خصوصا در علوم کشاورزی ) و فاقد تخصص گردد. ضمن اینکه بانوان کارآفرین نیز میتوانند با پیاده سازی این طرح، گامی در جهت توسعه میهن بردارند.روش تولـید :

مراحل پرورش قارچ خوراکی عبارتند از: الف- تهیه بذر ب- تهیه کمپوست پ- کشت بذر ت- رشد ریشههای قارچ ث- خاک ریزی ج- برداشت الف- تهیه بذر: برای تهیه بذر ، دانه های گندم را بعد از جوشاندن در کیسه های کوچک پلاستیکی ریخته و جهت جلوگیری از هجوم میکروب های هوازی به آن ، دهانه آن را با پنبه مسدود نموده و به مدت دو ساعت در اتوکلاو استریل میکنند. سپس بستههای فوقالذکر را با ماده تلقیحی با هاگ و اسپور واریته قارچ مورد نظر تلقیح میکنند و سپس کیسه ها را در محوطه با حرارت حدود 25 درجه سانتی گراد به مدت سه هفته نگهداری مینمایند که در این مدت، میسیلیوم بر روی دانه های گندم رشد نموده و آماده کشت میباشند و این عمل را تهیه مایه مینامند. ب- تهیه کمپوست: کمپوست از اختلاط کاه ، کود مرغی، گچ، اوره و آب به نسبت 10، 5، 7 ، 4/0 و 25 حاصل میشود. پ- کشت بذر:

در این مرحله کمپوست تهیه شده در جعبه های چوبی ریخته شده و دانه های گندم حاوی میسیلیوم قارچ روی آن کشت شده و پس از فشرده سازی آن را در دمای 25 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 85 تا 90 درصد نگهداری میکنیم. ث- رشد ریشه های قارچ: ریشه های قارچ میسیلیوم پس از حدود دو تا سه هفته تمام محیط کشت را فرا میگیرند . در این مرحله نوبت به خاکریزی میرسد. ت- خاک ریزی : در این مرحله، سطح تمام جعبه های حاوی کشت با خاک استریل که قبلا آماده شده به ضخامت 3 الی 5 سانتیمتر پوشانده میشود. pH این خاک باید حدود 5/7 باشد .

سپس دمای محیط را به 18 درجه سانتی گراد تقلیل میدهند. ج- برداشت: پس از دو تا سه هفته قارچ ها با شکل گرفتن خود ، شروع به رشد کرده و پس از چند روز تمام سطح کشت را میپوشانند . برداشت قارچ در این زمان آغاز میگردد. در هر دوره کشت معمولا بین پنج تا شش نوبت برداشت وجود دارد که هر نوبت حدود یک هفته به طول میانجامد. بعد از پایان دوره کشت کمپوست باقیمانده مستقیما قابل فروش است.

نهـــا
۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۲:۵۶ بعد از ظهر
ویروس ایکس قارچ Mushroom Virus X



صنعت جهانی قارچ به علت ارتباطات بین المللی در تهیه مواد لازم(اسپان و کمپوست متمرکز) طبیعت تک کاشت وانبوه این محصول دائما توسط بیماری های جدید که بسرعت گسترش می یابند تهدید می شود.
بعنوان مثال در دهه ١٩٩٠ صنعت قارچ یک پاندمی را با کپک تریکودرما تجربه کرد که از ایرلند شروع شده بود و به بسیاری از کشورهای تولید کننده قارچ گسترش یافت.در سال ١٩٩٦ یک بیماری شبه ویروس در چندین مزرعه قارچ در بریتانیا اتفاق افتاد. این بیماری صنعت قارچ انگلستان را در سالهای ٢۰۰۰ و ٢٠٠١ بصورت جدی تحت تاثیر قرارداد و تا ایرلند و هلند و چندین کشور دیگر پرورش دهنده قارچ گسترش یافت. بطوریکه تنها در سال ٢۰۰٣ صنعت قارچ انگلستان را بالغ بر ۵٠ میلیون یورو که ناشی از کاهش شدید محصول و کیفیت آن و همچنین تعطیلی مزارع بود متضرر کرد .

تحقیقات آن زمان روی ویروس لافرانس متمرکز شد در حالیکه تستهای تشخیصی موجود این ویروس را شناسایی نکردند. این مشکل مجهول شروع به گسترش کرد تا اینکه سرانجام تستهای ویروسی یک ار ان ای دارای دو باند را dsRNA که قبلا در قارچ ها دیده نشده بود شناسایی کردند. این ویروس را به علت ماهیت مشکوک آن ویروس ایکس X نامگذاری کردند.
اغلب ویروسها در یک پوشش غلاف مانند قرار دارند که این خاصیت باعث آسیب پذیری آنها میشود ولی ویروس X فاقد غلاف است. این ویروس در تصاویر میکروسکوپ الکترونی حالت لایه ای حلزونی را نشان میدهد و اینطور به نظر می رسد که چندین ویروس بهم چسبیده اند.
ویروس ایکس کمپلکسی از حداقل ۵ ویروس مجزاست که عملکرد مرتبطی با یکدیگر دارند .
خانم هلن گورگن Helen Grogan و ریچارد گیز Richard Gaze روشی را برای شناسایی ویروس X بکار گرفتند که بر مبنای ردیابی RNA ویروس در عصاره قارچ بوسیله تکنیک های الکتروفورز و PCR است. در این روش RNA ویروس روی ژل قرار می گیرد و توسط جریان الکتریکی با ولتاژ پایین به حرکت در می آید و در نهایت ایجاد باند بخصوصی میکند. تجربه نشان داد که هرچه شدت آسیب قارچ بیشتر باشد تعداد باندهای بیشتری تشکیل میشود که دلیل این موضوع مشخص نیست.
تحقیقات نشان داده است که ویروس ایکس به هر دو شکل عمودی( بوسیله انتشار اسپورها) و افقی ( از طریق قطعات میسلیوم) قابل انتقال است. میزان انتقال افقی معمولا بسیار بالا و ١٠٠٪است در حالی که میزان انتقال عمودی بسیار متغیر و بین ٣۰ تا ١٠٠٪ میتواند باشد .
ویروس X ممکن است در محیط بصورت نهفته باقی بماند و طی چند دوره محصولدهی نشانه هایی ایجاد نکند و یکدفعه ظاهر شود و عوارض شدیدی بهمراه داشته باشد.
یافته ها حاکی از این است که نشانه های این ناهنجاری بطور کلی متنوع است. نشانه قابل توجه و اولیه وجود مناطق خالی از قارچ در بستر است بهمین علت در ابتدا این بیماری را Patch Disease بمعنی بیماری وصله ای نام گذاری کردند ولی این نام با توجه به اینکه علائم اولیه ممکن است کاملا متفاوت ظاهر شوند گمراه کننده است. در این حالت مناطق خالی از قارچ که در حاشیه ها ی آن تعداد زیادی اسپوروفور دیده می شود.
در برخی مواقع رشد قارچ در مناطق خالی patch صورت می گیرد ولی بسیار کند تراز مناطق دیگر و یک منظره تپه و گودال را در توده رشد قارچ نمایان می سازد.
علاوه بر این نشانه دیگری وجود دارد که شامل تغییر رنگ Discoloration در گروهی از قارچ ها در بستر است که در این حالت کلاهک قارچ قهوه ای میشود ولی این حالت ممکن است همیشه دیده نشود.
یک نشانه کاملا متفاوت باز شدن کلاهک قارچ قبل از بالغ شدن است premature cap opening این امر در بعضی مواقع بعلت شکل گیری ناقص کلاهک روی میدهد. در بعضی مواقع آسیبهای مورفولوژیکی بقدری شدید است که باعث میشود کلاهک قارچ تشکیل نشود.
نشانه های دیگری که از مزارع مختلف گزارش شده شامل : عدم توانایی رشد میسلیوم. کوتولگی قارچ. دوکی شدن قارچ. عدم وجود یا دفرمه شدن گیل ها .
پیشگیری و کنترل
برای اعمال موثر ترین کنترل و شیوه های پیشگیری ضروری است که جدید ترین، قویترین و دقیق ترین داده داده های علمی در باره بیماری های ویروسی را در اختیار داشته باشیم . تامین این هدف نیازمند سرمایه گذاری مستمر در جنبه های مختلف از جمله تشخیص بیماری ، تعیین و توصیف ویروسهای مربوطه میباشد . همچنین ضروری است تکنیک های ارزان ، سریع و دقیقی را برای تشخیص و تعیین ویروسها دراختیارداشت. کسب این نوع اطلاعات برای موارد ذیل ضروری است :
۱ ) تشخیص سریع بیماری
۲ ) شناخت مراکز واقعی و احتمالی انتشار آلودگی
۳ ) دستیابی به تحلیل ریسک در مقابل خطر واقعی
۴ ) اقدامات کنترلی متمرکز
پس از شناسایی اولین موارد ابتلا، باید محدودیتهایی بر تمام خط تولید و جابجایی ها صورت گیرد و قبل از بروز بیماری سایر محل های احتمال پراکندگی بیماری را مورد ارزیابی قرار داد .
برای کشف و تایید موارد آلودگی، ساز و کارهایی تعبیه شود که برای طراحی آن نیاز به آموزش و اطلاع رسانی از محل بروز بیماری یا محل وجود خطر می باشد
بایستی به سرعت و دقت اطلاعات مربوط به محل بروز بیماری و وجود خطر به عوامل ذیربط در صنعت تولید قارچ رسانده شود. ضروری ا ست کلیه پرسنل اهمیت مفهوم" امنیت زیستی" هنگام بروز بیماری را درک کنند و بیماری را بدون فوت وقت به مسئولین مربوطه گزارش نمایند .
شیوع بیماری از محل ابتلاء اولیه می تواند تنها با یک ذره آلوده که از طریق هوا به سالنهای مجاور می رسد گسترش یابد. در شیوع بیماری اخیر ثابت شده است که گرد و خاک محیط های آلوده که از طریق هوا، کارکنان، وسایل نقلیه و تجهیزات انتشار می یابند می تواند از جمله عوامل مهم گسترش آلودگی باشد. ضدعفونی دقیق وسایل نقلیه قبل از جابجایی محصول، زباله یا تجهیزات به نقاط دیگر از جمله مهمترین عوامل کنترل انتشار آلودگی است.
اقدامات اختصاصی :
• پاستوریزه کردن سالن ها پس از برداشت محصول در دمای ۷٠ درجه بمدت ١۲ساعت.
• اطمینان از سلامت مواد اولیه مخصوصا کمپوست حاوی بذر ضروری میباشد.
• استفاده از فیلترهای HEPA در دریچه های ورودی و خروجی هوا.
• برداشت به دقت محصولات قبل از باز شدن کلاهک و انتشار اسپورها در محیط .
• استفاده از نمک یا مواد ضدعفونی کننده در محلهای ورودی.
- نتیجه گیری:
- تصمیمات بایستی مبتنی بر دانش باشد.
- مراقبتها باید تاثیر گذار باشد.
- تشخیص ها باید به دقت صورت پذیرد.
- سیاستهای اتخاذ شده باید با برنامه ریزی دقیق انجام شود.
- نیروی انسانی متخصص باید آموزش دیده و کافی باشد.
- همکاری مناسب بین تمامی مراکز پرورش قارچ صورت پذیرد

نهـــا
۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۲:۵۸ بعد از ظهر
راسته یوستیلاجینال :

Ustilaginales



راسته Ustilaginales شامل قارچهای بیمارگر گیاهی بوده و عموما بعنوان قارچهای سیاهک شناخته می شوند. این نام به گرد سیاه توده تلیوسپور برمی گردد که به صورت دوده روی گیاهان بیمار مشاهده می گردند.همه این قارچها به عنوان مولد بیماری، روی اندام زنده فعالیت دارند و مراحل ورت غیربیمارگر می باشند. حدود 1200 گونه از قارچهای سیاهک وجود دارد که در 50 جنس جای می گیرند. این قارچها به حدود 4000 گونه گیاه نهان دانه در بیشتر از 75 خانواده حمله می نمایند و علامت بیماری ایجاد می کنند. با اینکه بعضی قارچهای سیاهک از نظر جغرافیایی به مناطق کوچکی محدود می شوند ولی بقیه در هر جا که میزبان رشد نماید پیدا می شوند. گونه ای که غالبا در همه جا پیدا می شود Ustilago maydis می باشد که سیاهک معمولی ذرت را به وجود می آورد. گونه U. avenae سیاهک آشکار یولاف و گونه Urocystis magica که سیاهک پیاز و گونه های Tilletia بیماریهای سیاهک پنهان را در انواع غلات ایجاد می کنند.

بیماری سیاهک از نظر اقتصادی با اهمیت است، میلیونها دلار خسارت و ضرر روی گیاهان غذایی و زینتی به وجود می آورد. بسیاری از بیماریهای سیاهک که عموما پراکنش زیادی دارند مشکلات جدی روی گیاهان زراعی که مورد تغذیه بسیاری از جمعیتهای دنیا می باشند، ایجاد می کنند. برای مثال بیماریهای سیاهک پنهان اخیرا مشکل عمده در جهان تولید کننده گندم است. مثال دیگر همان سیاهک هندی است (karnal bunt) که بوسیله Tilletia indica ایجاد می شود. ابتدا در منطقه بومی، بیماری ناچیزی بود و گسترش یافته و مشکل عمده ای در بسیاری از مناطق گندم کاری دردنیا شده است. قارچ عامل این بیماری (T.indica) روی پوشش یا قسمت بیرونی جنین میزبان زندگی می کند و چون مواد غذایی گندم از طریق آوندها تامین می شود موجب گرسنگی آندوسپرم جنین می گردد. با اینکه بیماری قسمتی از میزبان را مورد حمله قرار می دهد نام سیاهک محدود یا نیمه به این بیماری اطلاق می گردد. سیاهک پنهان دیگری که به صورت جدی روی گندم فعالیت دارد، سیاهک پنهان معمولی و پاکوتاه نام گرفته است و دو گونه به نام T.tritici و T. laevis و گونه T. controversa عامل این بیماریند. این عوامل بیمارگر مثل سیاهک هندی عمل می کنند گندمها خسارت می بینند و تلیوسپورهای سیاه را به وجود می آورند و بوی اطراف مزرعه به علت تری متیل آمین (حالت بوی ماهی پوسیده) می باشد و سیاهک بدبو نام گرفته اند. بیماری سیاهک موجب آلودگی گندم پایین آمدن ارزش آن برای تغذیه انسان می شود. تعداد زیادی از تلیوسپورها به وسیله هوا در موقع برداشت توزیع می شوند و بیماری را در منطقه توسعه می دهند و حتی در افرادیکه روی گندم کار می کنند حساسیت ایجاد می نمایند.

برای کنترل سیاهک پنهان می توان از قارچ کشها قبل از کشت گندم استفاده نمود. گرچه مواد شیمیایی خوبی برای کنترل سیاهک پاکوتاه نیست ولی ارقام میزبان مقاوم برای کنترل سیاهکها موفق بوده است. در امریکا سیاهک پاکوتاه در مناطق خاصی که با برف مدتی پوشیده می شوند مشکل ایجاد می کند، ولی به هر حال گندمهای صادر شده چین این بیماری را دارند. البته ممکن است گندمها در ابتدا آلوده به قارچ عامل بیماری نباشند ولی داخل انبار و یا وسایل حمل و نقل و سایر موارد ممکن است قارچ بیماری یعنی T. controversa را منتقل نمایند.

با توجه به اهمیت اقتصادی بیماریهای سیاهک بهتر است یکی از آنها مثل سیاهک ذرت با گونه Ustilago maydis مورد بحث قرار گیرد. این بیماری عموما در هر جا که ذرت کشت می شود یافت می گردد، البته ممکن است روی ذرت شیرین نیز خسارت عمده داشته باشد. به هر حال این عامل بیمارگر روی دانه ذرت غده ایجاد می کند و این ذرتها ممکن است به صورت غذا در قسمتهایی از دنیا مورد استفاده باشد و با این حالت آلودگی دانه های ذرت تولید گالهای زیاد را شامل شده است.

خانواده دیگر از قارچها که باعث سیاهک علفهای هرز می شوند متعلق به Caryophyllaceae بوده که آلودگی سیستمیک در میزبان خود ایجاد می کند. تلیوسپورها در پرچمهای گلهای گیاهان آلوده تولید می شوند و با حشرات هاگدانها و شیرابه گلها به سایر گیاهان پخش می گردند، گرچه حضور عامل بیماری به عادت حشره مربوط نمی شود. علفهای هرز معمولی مثل Silene alba و M. ciolacceum گلهای ماده را به گلهای نر منتقل می کنند و هاگ نیز جابه جا می شود.

گونه های زیادی از سیاهک روی گیاهانی که از نظر اقتصادی مهم نیستند واقع می شوند و لذا به صورت ضعیف شناخته شده اند. البته جنس Doassansia گونه های زیادی دارد و در گیاهان آبی فعالیت می کنند، در مناطق پرآب ممکن است گونه های زیادی باشند و یا سیاهکها در سیستم غیرکشاورزی در گیاهان بومی یافت می گردند.

خصوصیات عمومی سیاهکها :

قارچهای سیاهک به نظر می رسند بیمارگر اجباری در گیاهان گلدار باشند و در طبیعت چرخه زندگی دو هسته ای دارند. گرچه قسمتهای متنوعی از گیاهان میزبان ممکن است آلوده باشند، از جمله برگها، ساقه ها، حتی ریشه ها ولی عمدتا قسمتهای گلدار گیاه را مورد حمله قرار می دهند. در بعضی میزبانها آلودگی دائمی وجود دارد زیرا عامل بیماری در زمستان در بافت میزبان باقی می مانند، رشد اولیه در بهار از مناطق آلوده آغاز شده و به مناطق دیگر گسترش می یابد. گفته می شود تعداد کمی از گونه ها مکینه تولید می کنند ولی در حال حاضر شواهد چنین اشکالی را بیان نمی کند. ریسه بعضی گونه ها در بین سلولهای میزبان غیر مشخص رشد می کنند و موجب مرگ سلولها نمی شوند لذا اثر ریسه در سلولها خیلی کم است. جدار ریسه های انتهایی در قارچ سیاهک دارای روزنه کوچک است و شبیه پل ارتباط می شوند که در ریسه دو هسته ای یعنی قارچهای سیاهک بحث می شود. البته ریسه در تقسیمهای انفرادی همیشه دو هسته ای نمی باشند، در مرحله توسعه اولیه ریسه، قسمتها اغلب چند هسته ای و در بعضی گونه ها به نظر می رسد دو هسته ای نمی باشند، در مرحله توسعه اولیه ریسه، قسمتها اغلب چند هسته ای و در بعضی گونه ها به نظر می رسد دو هسته ای دیر توسعه یابد . در بعضی موارد دو هسته ای آشکار تا قبل از اسپورزایی قابل مشاهده نیست. گونه های جور هسته در قارچهای سیاهک بیمارگر نیستند و به راحتی در محیط کشت مغذی ساده رشد می کنند، اصولا گونه های جور هسته مانند مخمرها رشد می نمایند. این سلولها معمولا به Spordia بر می گردد و بیشتر قارچهای سیاهک روی آمیزش ریسه ها آزمایش می شوند. ریسه های دو هسته ای در بسیاری از گونه ها در محیط کشت حاوی اسپوریدی به وجود می آید. رنگ سفید و شکل نخی موجب نمایش عملی دو هسته ای شدن می شوند.

دوهسته ایها به سختی در محیط کشت باقی مانده و سریع شکسته می شوند، به هر حال مرحله دوهسته ای در تعداد کمی گونه برای طول زیاد در محیط کشت رشد می کند. قارچهای سیاهک پنهان Tilletia controversa و سیاهک نیشکر Ustilago scitaminea در محیط کشت، تلیوسپور تشکیل می دهند.

تلیوسپورها و تکثیر :

تلیوسپورها که اسپورهای سیاهک نامیده میشوند، اسپورهای در حال استراحت قارچهای سیاهک می باشند. اینها در توده ای که سوری (sori) نام دارد تشکیل می شوند و در محل گلهای میزبان، جنین بذور، برگها، ساقه ها حتی ریشه ها به وجود می آیند. الگوهای متنوعی در توسعه اسپورها در قارچهای سیاهک یافت می شود، ابتدا میسلیوم در محل اسپورزایی توسعه یافته، در بعضی گونه ها ریسه در فضای بین سلولی در میزبان ایجاد می شود در بعضی دیگر در داخل سلولهای میزبان توسعه می یابند. این حالت توسعه که در داخل سلولها می باشد در سیاهک نواری برگ با گونه U.striiformis واقع می شود.

در بسیاری از بیماریهای سیاهک توسعه ریسه موجب سبززردی (کلروز) و متورم شدن بافت میزبان می شود. به هر حال در گیاهان ذرت آلوده با U.maydis بر اثر پررشدی و پرازدیادی سلولهای میزبان گالها توسعه می یابند.

در تعداد کمی جنس مثل Entyloma و Entorhiza و بعضی گونه های Tilletia تلیوسپورها به صورت انفرادی در انتهای ریسه به وجود می آیند و ممکن است در مرحله رسیدن دارای دم پایه نیز شده و در بعضی گونه ها با وجود قسمتها از یکدیگر متمایز می شوند. در مورد دیگر دیوار ریسه مولد تلیوسپور ژلاتینی است و موجب تغییر پروتوپلاسم به تلیوسپور می گردد . این شرایط موجب تولید کلامیدوسپور در گونه های مختلف می شود و بعضی از آنها به عنوان تلیوسپور نام می برند. در بعضی قارچهای سیاهک میسلیومها قبل از تشکیل تلیوسپور توسعه می یابند و بعضی میسلیومها سترون به نظر می رسند و برای تهیه اسپور رشد نمی کنند. بعضا ستونک درست می کنند که می تواند در تشخیص گونه ها مفید باشد.

بدون توجه به نحوه تولید تلیوسپور به نظر می رسد آنها از ریسه های دوهسته ای به وجود می آیند. در بعضی گونه ها هسته آمیزی در تشکیل تلیوسپور خیلی زود اتفاق می افتد و لذا جوانترین اسپور یک هسته دو برابر می باشد ولی در بقیه گونه ها تلیوسپورها در اواخر دو هسته خواهند شد. میوزها در جوانه زدن تلیوسپورها واقع می شود .

خصوصیات تلیوسپور مثل اندازه، شکل، رنگ و زینتی بودن آنها در طبقه بندی راسته Ustilaginales بااهمیت خواهند بود. سطح زینتی آنها خیلی مهم است وحداقل در سطح گونه ها به کار می رود، الگوهای متفاوت زینتی بودن وجود دارد. بعضی اسپورها مشبک، بعضیها خاردار یا زگیل دار می باشند و بعضیها سطح صافی دارند. بیشتر تلیوسپورها کروی شکل، زرد رنگ، قهوه ای و سیاه رنگ می باشند، ولی رنگهای تلیوسپور در میکروسکپ با رنگ توده آنها یکنواخت نیست و یا اسپوری که در میکروسکپ قرمز رنگ است ممکن است در توده سیاه رنگ به نظر برسد. تعدادی سلول ممکن است با هم مجتمع شده و توپهای اسپور به نظر برسند، این حالت در سلولهای جنسی یا سترون متفاوت است.

تلیوسپورهای بعضی قارچهای سیاهک قادرند برای چند سال در خاک بمانند، جوانه زنی گونه های راسته Ustilaginales در مناطق معتدل مطالعه شده و حرارت کم نیز مورد علاقه آنها بوده است. البته سرما خفتگی را در بعضی گونه های شمال آمریکا می شکند ولی به هر حال، سرما برای جوانه زنی گونه های جنوب لازم نبوده است.

علاوه بر حرارت، رطوبت، PH و وجود یا عدم وجود انواع مواد، نور ممکن است در جوانه زنی تلیوسپور قارچهای سیاهک اثر داشته باشند.

قبل از ترک جوانه زنی تلیوسپور و تشکیل بازدید یوسپور باید توجه شود که این حوادث در قارچهای سیاهک بسیار متنوع است، تنوع به گونه ها و شرایط محیطی بستگی دارد. برای مثال ممکن است میسلیوم اولیه یک شاخه یا چند شاخه و بند دار و بدون بند باشد. در بعضی موارد تعداد کمی و یا هرگز بازیدیوسپور تشکیل نمی شود و میسلیوم اولیه ممکن است ریسه دوهسته ای آلوده کننده تشکیل دهد . معمولا بازیدیوسپورها به صورت جانبی و یا انتهایی تشکیل می شود و اصولا ممکن است بازیدیوسپورها از تعدادی کنیدی که به اسپوریدی ثانویه برمی گردد، و به وجود آید. اگر این نوع بازیدیوسپور در محیط کشت مغذی جایگزین شود با جوانه زنی چند جمعیت تشکیل می دهند و مرحله جور هسته چرخه زندگی سیاهک مشاهده می شود.

نفوذ قارچهای سیاهک به گیاهان میزبان :

با اینکه در بعضی قارچهای سیاهک میسلیومهای اولیه قادرند گیاهان میزبان راآلوده کنند، به طورکلی به نظر می رسد بازیدیوسپور و اسپوریدیهای ثانویه اولین عوامل آلودگی هستند و لذا بیشترین اهمیت را دارند. اندازه کوچک و انتقال طبیعی بازیدیوسپورها و اسپوریدیها مطالعات جریان نفوذ را مشکل نموده است و لذا جزئیات نسبتا کمی از اهمیت این حادثه دانسته شده است. با اینکه جنسهای زیادی در مورد چگونگی داخل شدن قارچهای سیاهک به درون میزبان وجود دارد، بسیاری از این اخبار در تضاد هستند و تعداد کمی با میکروسکپ الکترونی و نوری پیشرفته تائید می شوند و در نتیجه خیلی مطالب برای یادگیری جنبه های زیست شناسی راسته Ustilaginales باقی مانده است.

در مورد سیاهک هندی گندم به وسیله T.indica شواهد قوی تهیه شده است به گونه ای که جوانه زنی اسپوریدی ثانویه از طریق روزنه های استومات روی پوشینه (گلوم و گلومل) داخل میزبان می شود.

خانواده یوستیلاجیناسه (Ustilaginaceae) :

اعضای این خانواده میسلیوم اولیه بند تولید می کنند و بازیدیوسپورهای جانبی و هم انتهایی تشکیل می شود. میسلیوم اولیه از تلیوسپورها که بزودی پس از تشکیل و فقط بعد از یک دوره خواب جوانه می زنند به دست می آیند. در بعضی گونه ها میوزها در تلیوسپور وقوع می یابد و هسته به طرف میسلیومهای اولیه حرکت می کند و جداره ها سلولها را از هم جدا می کند و میسلیومها چند سلولی و چند هسته ای می گردند .

خانواده Ustilaginaceae شامل تعدادی گونه مهم اقتصادی است و برای مثال گونه Ustilago avenae عامل سیاهک آشکار یولاف، گونه U.nuda عامل سیاهک آشکار جو، گونه U.tritici عامل سیاهک آشکار گندم و گونه U.maydis عامل بیماری سیاهک ذرت می باشد. علاوه بر اهمیت اقتصادی گونه ها، بعنوان عوامل قابل استفاده در تجزیه آزمایشی و آزمایشگاههای ژنتیکی به کار می روند. مراحل جور هسته و هاپلوئید گونه U.maydis به راحتی در محیط کشت ساده و اراضی کشت رشد می کنند. با تلقیح برگهای جوان به وسیله اسپوریدی ممکن است کمتر از دو هفته تلیوسپورها به دست آیند و تلیوسپورها قابل جداسازی خواهند بود.

بیماری سیاهک ذرت به وسیله تولید انواع گالها در اندازه های مختلف تشریح می شود. عامل بیمارگر در نهایت تلیوسپورهای سیاه و پودری تولید می کند . هنگامی که جنین آلوده می شود بیشتر خسارت روی میزبان انجام می شود، معمولا آلودگی در خوشه، کاکل، برگهای جوان ریشه های میزبان ایجاد می شود.

خانواده تیلشیاسه (Tilletiaceae) :

روش جوانه زنی اعضای این خانواده با آنچه در خانواده Ustilaginaceae رخ می دهد متفاوت می باشد.

از اعضای شناخته شده خوب در این خانواده جنس Urocystis می باشد. گونه های این جنس اسپورهای توپی دائمی دارند و لایه بیرونی در سلولهای سترون خواهند داشت و با یک یا چند تلیوسپور احاطه می گردند. گونه U.cepulae عمومی است و بعضی مواقع عامل بیماری در پیازها می باشد، جنس Entorrhiza وابسته به خانواده Tilletiaceae بوده ولی خیلی کوچک است. اعضای این جنس در خانواده های Cyperaceae , Juncaecceae آلودگی ریشه ایجاد می کنند. تنها ظهور بیماری تولید تورم گال شکل روی ریشه می باشد.


http://www.dipbot.unict.it/sistematica_es/Immagini/16006.JPG

نهـــا
۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۱:۰۱ بعد از ظهر
میكورایز mycorrhiza :


میكوریزا نتیجه برقراری همزیستی بین قارچ و گیاه است. این واژه مركب از دوواژه یونانی (mykes=mushroom + rhiza=root ) می باشد.
میكوریزا نوعی همزیستی متقابل مفید است كه بین اندامهای جذب كننده گیاهان (معمولا ریشه) و ریسه های قارچهای خاصی ایجاد می گردد. در حالت كلی هر دو جزء همزیست شونده از این همزیستی سود می برند. با اینحال همزیستی می تواند از حالت متقابل مفید به اشكال دیگر از جمله شكل انگلی تبدیل شود كه وقوع چنین وضعیتی به گونه گیاه و قارچ درگیر، سن میكوریزا ونوع میكوریزا بستگی دارد.

به عنوان مثال در میكوریزای اركید، قارچ میكوریزایی، اركید را به یك گیاه دهنده donor متصل می كند كه منبع كربن را برای قارچ و گیاه تامین می نماید. كاركرد همزیستی این است كه منبع كافی كربوهیدرات برای قارچ همزیست فراهم شود. در مقابل ایجاد همزیستی فواید متعددی را برای گیاه در گیر در پی دارد كه شامل بهبود تغذیه و جذب آب، جذب كربن اضافی، افزایش ظرفیت انتقال فر آورده های فتوسنتزی، افزایش تولید فیتوهورمونها، بهبود مقاومت در مقابل عوامل بیماریزا و تحمل در برابر فلزات سنگین است. در غیاب میكوریزا بسیاری از گیاهان خشكی از محدودیت منابع رنج می برند و با كاهش رشد مواجه می گردند. از طرف دیگر مجموعه های میكوریزایی از اجزاء بسیار مهم تاثیر گذار بر روی ساختار و عملكرد اكوسیستمها می باشند.

بیش از 2500 گونه مختلف گیاهی با قارچها همزیست می شوند كه مجموعه وسیعی از گیاهان از گیاهان ابتدایی غیر آوندی فاقد دانه تا گیاهان بسیار پیشرفته را شامل می شود. تنها تعداد كمی از خانواده های گیاهی فاقد همزیستی میكوریزایی اند كه به عنوان نمونه می توان از خانواده های Brassicaceae,Cyperaceae,Proteaceae نام برد. علاوه بر ریشه كه اندام اصلی گیاهان در همزیستی میكوریزایی است ساختارهای زیر زمینی در گیاهانی كه ریشه تشكیل نمی دهند نظیر گامتوفیت های بریوفیتها و پتریدوفیتها و همینطور اسپوروفیت پتریدوفیتها نیز درگیر همزیستی میكوریزایی می شود.

قارچهای همزیست شونده شامل اعضای سه شاخه مهم در سلسله قارچها هستند كه عبارتند از :Zygomycota,Ascomycota,Basidiomycota . همزیستی های میكوریزایی در دامنه وسیعی از اكوسیستمها و اجتماعات گیاهی نظیر wetlands ، بیابانها، جنگلهای خزان كننده، جنگلهای بارانی حاره ای پست، اجتماعات گیاهی عرضهای جغرافیایی بالا و ارتفاعات بالا، سیستمهای آبی، اجتماعات اپی فیتی و... موجود می باشند و تنها قطب است كه فاقد گیاهان میكوریزایی است. میكوریزا از قدمتی دیرین برخوردار است و برخی از گیاهان قدیمی فسیل شواهدی از میكوریزا را ارائه می دهند. قدمت میكوریزا ی نخستین به حدود 400 میلیون سال پیش مربوط می شود. این زمان، زمان گذار از آب به خشكی است و تصور می شود كه شریك قارچی نقشی كلیدی در كمك رسانی به گیاهان در كلون كردن اكوسیستم خشكی ایفاء نموده است.


http://static1.mihanblog.com//public/user_data/web_photo/85/253083.jpg?4109