PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : همه چیز راجع به مهندسی کشاورزی



صفحه ها : 1 2 3 [4] 5 6 7 8

feedback
1391,02,01, ساعت : 02:48 بعد از ظهر
توسعه کارآفرینی و اشتغال در چین
تا قبل از انجام اصلاحات اغلب روستانشینان در بخش کشاورزی مشغول به کار بودند. در سال 1991 حدود 350 میلیون کشاورز به کار اشتغال داشتند که این تعداد تا سال 1997 به 190 میلیون نفر کاهش یافت. نسبت افراد شاغل در بخش کشاورزی به کل شاغلان این کشو روزبهروز کاهش مییابد و در حال حاضر به نزدیک 50 درصد رسیده است .
روستاهای چین، تا قبل از انجام اصلاحات نقش " انبار نیروی کار" را برای شهرها ایفا میکردند. در مواقعی که شهرها نیاز به نیروی کار بهویژه نیروی کار ارزان قیمت داشتند، روستاییان برای کار جذب شهرها میشدند و در مواقعی که به دلیل رکورد اقتصادی در شهرها، نیازی به نیروی کار جدید نبود، روستاییان مهاجر دوباره به روستاهای خود باز میگشتند . برای بسیاری از مهاجران نه در شهرها شغل مناسبی یافت میشد و نه میتوانستند دوباره در روستا به شغل کشاورزی بپردازند. برای حل این معضل دولت چین اقدام به تأسیس و راه اندازی شرکتهای کوچک تولیدی و صنعتی در روستاها و شهرکها نمود. این شرکتها، شرکتهایی نیمه دولتی محسوب میشوند که با پشتیبانی دولت و توسط جمعی از روستانشینان تأسیس شده و تحت قوانین محلی و منطقهای اداره میشوند. دولت مرکزی چین دخالت چندانی در اداره این شرکتها ندارد.
با توسعه کشاورزی و افزایش درآمد روستاییان، تعداد زیادی از کشاورزان که با اجرای سیاستهای جدید صاحب سرمایه و امکاناتی شده بودند، در این شرکتها سرمایهگذاری کردند. این شرکتها در تمام دوران اصلاحات بهجز سال 1989 و 1990 پیشرفت چشمگیری داشتند. در دوره زمانی بین سالهای 1981 تا 1994 تولیدات این شرکتها سالیانه 30 درصد رشد داشته است. در سال 1978 حدود 25 میلیون نفر در این شرکتها مشغول به کار بودند، که این تعداد تا سال 1990 به 90 میلیون نفر رسید.حدود 60 درصد کارکنان این شرکتها به فعالیتهای صنعتی مشغولند. شرکتهای صنعتی در روستاها و شهرکها محصولات گوناگونی را از کالاهای سرمایهای عمده گرفته تا کالاهای مصرفی ارزانقیمت تولید میکنند.
شرکتهای روستایی از نظر ابعاد، نوع فعالیت و تعداد کارکنان طیف گستردهای دارند. تعداد کارکنان این شرکتها بین 90 تا 4100 نفر است. اغلب این کارکنان در همان شهرک یا روستای محل کار خود زندگی میکنند.
ارزش تولیدات این شرکتها در سال 1986 بالغ بر 354 میلیارد یوآن بوده که حدود 7/31 درصد ارزش کل تولیدات صنعتی این کشور است. با تأسیس این شرکتها متوسط درآمد روستاییان افزایش یافت؛ فرصتهای شغل جدید و متنوعی فراهم آمد و زمینه برای مهاجرت از روستا به روستا فراهم شد. در حال حاضر این شهرکها حدود 40 درصد از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده و برای نزدیک به 130 میلیون نفر اشتغال ایجاد کردهاند.
مؤسسات مالی و اعتباری روستایی نقش مهمی در راهاندازی و پیشرفت این شرکتها ایفا میکنند. این مؤسسات ابعاد متفاوتی دارند و هر یک نقش منحصر به فردی در ارائه خدمات مالی به روستاییان و در نتیجه اقتصاد ملی کشور دارند بانک کشاورزی چین، بانک توسعه کشاورزی چین، شرکتهای سرمایهگذار روستایی و شرکتهای تأمین اعتبار از جمله این مؤسسات هستند. این مؤسسات با اعطای وام و تسهیلات به کارآفرینان روستایی آنان را تشویق به راهاندازی شرکتهای صنعتی و تولیدی میکنند.

توسعه شرکتهای روستایی را در چین در فاصله سالهای 1980 تا 1999 نشان میدهد.

توسعه شرکتهای روستایی در چین (1999-1980 )


سال
نیروی کار
سهم شرکت روستایی
صادرات
1980
9


4


0
1985
19


9


15


1990
23


14


43


1990


23


14
43


1995
35


25


48


2000
48
30


35





منابع



· جان دبلیو لانگ ورث؛ " توسعه روستایی چین با مقایسههای بینالمللی"؛ ترجمه مصطفی مهاجرانی, موسسه پژوهشهای برنامهریزی و اقتصاد کشاورزی, 1379
· “Accelerating Chinas Rural Transformation”,The World Bank,…., 1999
· مهاجرانی, مصطفی؛ "ریشههای تحولات اخیر چین و پیامدهای آن"؛ نشریه جهاد سازندگی, سال 23, شماره 258, مرداد و شهریور 1382
· Tain Weining & et all , “Recent Economic & Agricultural Policy Development in China”,………………….., 2003
· Zhao Bo Nian,“ The Development of Rural Housing in China”,…………….

feedback
1391,02,01, ساعت : 02:49 بعد از ظهر
عرضه مستقيم محصولات ارگانيك
مديرعامل مجمع ملي خبرگان كشاورزي
دولت بايد براي عرضه مستقيم محصولات ارگانيك همكاري كند
گراني محصولات ارگانيك به معناي واقعي گراني نيست

خبرگزاري موج - گروه اقتصاد اجتماعي
مدير عامل مجمع ملي خبرگان كشاورزي با اشاره به كاشت دو هزار هكتار از اراضي دماوند به كشت محصولات ارگانيك درسال جاري گفت: عرضه مستقيم محصولات ارگانيك در ميادين ميوه و تره بار با همكاري دولت قيمت عرضه اين محصولات را كاهش خواهد داد. همچنين توليد اين محصولات اقتصادي تر است.
مجتبي شادلو مديرعامل مجمع ملي خبرگان كشاورزي در گفت و گو با خبرنگار موج؛ در خصوص توليد محصولات ارگانيك در كشور اظهارداشت: به منظور توليد محصولات ارگانيك بر اساس هماهنگي صورت گرفته با سازمان تحقيقات و آموزش كشاورزي در سال جاري نوعي كود بيولوژيك ( ارگانيك) از كشور بلژيك وارد كرده ايم كه مصرف اين كود استفاده از كودهاي شيميايي و سموم را به صورت قابل توجهي كاهش داده است.
وي افزود: با استفاده ازكودهاي بيولوژيكي وارداتي از كشور بلژيك كيفيت محصولات افزايش يافته است.
شادلو در خصوص هزينه اين نوع كود گفت: قيمت هر ليتر اين كود دركشور بلژيك حدود 30 يورو است و با احتساب هزينه هاي واردات آن مانند گمرك و واسطه ها با قيمت حدود 40 تا 50 يورو يعني به ازاء هر ليتر حدود 55 هزار تومان به دست ما مي رسد كه با توجه به اثرات مثبت آن پرداخت اين هزينه ارزش دارد.
وي با اشاره به كشت دوهزار هكتار محصولات ارگانيك در دماوند بيان كرد: اين طرح در سال جاري به صورت پايلوت اجرا شد كه با استفاده از كود مذكورمحصولات بسيارمرغوبي توليد شده است.
شادلو تصريح كرد: در حال حاضر بسياري ازمحصولات توليدي كشور از كيفيت پاييني برخوردار هستند كه مصرف كننده جهت خريد آنها هزينه كمتري پرداخت مي كند ولي قسمت اعظم آنها قابل استفاده نيست ، در حالي كه به رغم پرداخت هزينه بالا تر براي خريد محصولات ارگانيك به دليل كيفيت مطلوب و بالا همه محصول قابل استفاده است.
وي افزود: گراني محصولات ارگانيك به معناي واقعي گراني نيست و در واقع درست مصرف كردن است كه از لحاظ اقتصادي نيز به صرفه تر مي باشد.
مدير عامل مجمع ملي خبرگان كشاورزي با اشاره به اين كه فرهنگ توليد و استفاده ازمحصولات ارگانيك بايد دركشورايجاد شود، خاطرنشان كرد: ميزان ضايعات محصولات عادي بسيار بالا است ولي در خصوص محصولات ارگانيك ضايعات بسيار پايين تر بوده و محصولات از سلامت بيشتري برخوردار هستند.
شادلو تاكيد كرد: اگر دولت در زمينه عرضه مستقيم محصولات ارگانيك همكاري داشته باشد و غرفه هاي ميادين ميوه و تره بار با اجاره بهاي مناسب در اختيار توليدكنندكان اين نوع محصولات قرار دهد قيمت عرضه محصولات ارگانيك به مصرف كنندگان كاهش مي يابد.

feedback
1391,02,01, ساعت : 02:50 بعد از ظهر
مفهوم کشاورزی پایدار


مفهوم کشاورزی پایدار پاسخ نسبتا جدیدی است به کاهش در کیفیت منبع طبیعی پایه که وابسته به کشاورزی مدرن می باشد . امروزه ، تواید محصولات کشاورزی از یک موضوع کاملا فنی ( تخصصی) به مجموعه ای با خصوصیات اجتماعی ، فرهنگی ، بعد های سیاسی و اقتصادی مشخص تکامل یافته است . مفهوم پایداری اگرچه بحث انگیز است و با تعریف های متضاد با یکدیگر توصیف شده است . و معنی تفسیر های آن سودمند می باشد زیرا آن یک مجموعه ای از وابستگی هایی راجع به کشاورزی است . چنان که از نتیجه تکامل مشترک بین سیستم های اجتماعی – اقتصادی و سیستم های طبیعی مطرح شده است .

برای درک وسیع تری در این زمینه به مطالعه مابین کشاورزی ، محیط زیست و نظام های اجتماعی نیاز می باشد . نتایج پیشرفت کشاورزی از مجموعه واکنش متقابل تعدادی از عوامل بوده است . و آن به واسطه درک عمیق تر از اکولوژی سیستم های کشاورزی است که درهایی را به سوی اختیارات بیشتر مدیریت با اهداف درست کشاورزی پایدار باز خواهد کرد .

چندین راه حل ممکن برای حل مشکلات زیست محیطی وجود دارد . که بوسیله سرمایه و سیستم های کشاورزی فشرده ( مکانیزه) پیشنهاد شده است . هدف اصلی کاهش یا حذف نهاده های شیمیایی به واسطه تغییرات در مدیریت تغذیه کافی گیاه و حفاظت گیاه بوسیله منابع غذایی آلی و مدیریت آفات و … می باشد. همچنین صدها پروژه تحقیقی زیست محیطی با اهداف پیشرفت تکنولوژی انجام شده است . فشار زیاد تکنولوژیکی هنوز به کاهش عوامل بازدارنده و یا پوشش علایم خطرناک اکوسیستم زراعی تاکید دارد .

فلسفه رایج آن است که آفات ، کمبود های مواد مغذی یا عوامل دیگر علت قابلیت تولید پایین می باشند . به طوری که عقیده مخالف این است که آفات یا مواد مغذی ، اگر تنها عامل محدود کننده بشوند ، شرایط در اکوسیستم زراعی در تعادل نمی باشند . برای همین هنوز دید باریک شایع وجود دارد که تاثیر علت های ویژه تولید و غلبه یافتن عامل محدود کننده وجود دارد . که از طریق تکنولوژی های جدید و ادامه دادن برای هدف اصلی محیا می شود .

این عقیده ،کشاورزان را از درک کردن این مطلب که عوامل بازدارنده فقط نشانه های از بیماری های ذاتی برای بهم زدن تعادل اکوسیستم زراعی ، و پیشرفت تدریجی اکولوژی کشاورزی ، بدین معنی که ناچیز پنداشتن ریشه و اساس علت های محدودیت های کشاورزی را نشان می دهند را باز می دارد . از طرف دیگر ، علم اکولوژی کشاورزی به معنی کاربرد مفاهیم اکولوژیکی و اصولی برای طراحی و مدیریت اکوسیستم های زراعی پایدار ، آماده کردن قالب ( چهارچوب ) برای ارزیابی کردن پیچیدگی های اکوسیستم های زراعی تعریف شده است .

هدف اکولوژی کشاورزی فراتر پا نهادن از کاربرد شیوه های متناوب و توسعه و گسترش اکوسیستم های کشاورزی ، با حداقل وابستگی به کشاورزی شیمیایی و نهاده های انرژی ، اهمیت دادن به مجموعه سیستم های کشاورزی در کنش متقابل اکواوژیکی و همکاری های ما بین اجزای سازنده بیولوژیکی و مکانیزم ها را در اختیار سیستم ها قرار دادن برای ضمانت حاصل خیزی خاک هایشان و قابلیت تولید و حفاظت گیاه می باشد .



اصول اکولوژی کشاورزی :

در جستجو برای برقرار کردن مجدد بیشتر اساس و بنیاد اکولوژیکی در تولید کشاورزی ، دانشمندان و توسعه دهندگان موضوع کلیدی را در گسترش کافی و پشتیبانی کشاورزی را نادیده گرفته اند . درک عمیق از ماهیت اکوسیستم های زراعی و اصول ، وظیفه هر کدام از آن ها می باشد .

با فرض مسلم این محدودیت ، اکولوژی کشاورزی پدیدار شده است . به طوری که برای آن کسی که مطالعه ، طراحی و اکوسیستم زراعی را مدیریت می کند باید وظیفه اش تهیه اصول اکولوژیکی باشد .

اکولوژی زراعی به سویی فراتر از دید یک بعدی اکوسیستم های زراعی می رود . در عوض تمرکز در روی یک جزء ویژه از اکوسیستم زراعی و اهمیت دادن به اکولوژی زراعی و عدم وابستگی همه اجزای سازنده اکوسیستم زراعی و پویایی مراحل مختلف اکولوژیکی می باشد .

اکوسیستم های زراعی جوامعی از گیاهان و حیوانات هستند که با اثر متقابل آنها با محیط فیزیکی و شیمیایشان که توسط انسان اهلی شده اند تا برای تولید غذا ، فیبر ، سوخت و محصولات دیگر برای مصرف انسان از آنها استفاده شود .

اکولوژی زراعی مطالعه کامل و همه جانبه اکوسیستم های زراعی شامل همه محیط و عناصر انسانی است. که تمرکز آن بر روی شکل ( ریخت ) ، حرکت پویا و عمل یا فعالیت ، رابطه متقابلشان و جریان هایی که در آن ها مورد بحث هستند ، می باشد . از یک ناحیه برای تولید کشاورزی استفاده شده است . و مزرعه مانند یک مجموعه سیستم مشاهده شده است. که در آن مراحل مختلف اکولوژیکی تحت شرایط طبیعی ایجاد شده است . همچنین چرخه مواد مغذی ، کنش متقابل شکار – شکارچی ، رقابت ، همزیستی و تغییرات پی در پی در آن اتفاق می افتد .

ملزمی که در تحقیقات اکولوژی کشاورزی است ، نظری است که بوسیله درک کردن این روابط اکولوژیکی و مراحل مختلف آن ، اکوسیستم های زراعی می توانند با مهارت برای بهبود بهتر تولید و ایجاد تداوم بیشتر ، با کمترین محیط منفی یا فشار گروهی و کمترین نهاده های خارجی ایجاد شوند . طراحی این چنین سیستم هایی بر اساس پیروی از کاربرد اصول اکولوژیکی ، مستقر شده است . (جدول 1)

1 – افزایش چرخه بیوماس و بهینه ساختن قابلیت استفاده از مواد مغذی و بالانس کردن جریان ماده مغذی

2 – تامین شرایط مناسب خاک برای رشد گیاه مخصوصا با مدیریت ماده آلی و افزایش فعالیت حیاتی خاک

3 – حداقل رساندن تلفات ناشی از جریان های تشعشع خورشیدی

4 – تنوع گونه و ژنتیک اکوسیستم زراعی در زمان و مکان

5 – افزایش سود مندی اثرات متقابل بیولوژیکی و همکاری میان اجزای تشکیل دهنده و تنوع زیستی کشاورزی ، بدین گونه که نتیجه در ترقی مراحل مختلف اکولوژیکی کلیدی باشد .

این اصول می توانند بوسیله راه هی مختلف تکنیکی استراتژی ، کاربردی باشند . هر یک از این ها ، تاثیرات مختلفی بر روی قابلیت تولید و پایداری و استقامت در داخل سیستم مزرعه خواهد داشت . با اتکا به فرمت های محلی ، محدودیت های منبع و طراحی اکولوژی کشاورزی ، جمع آوری اجزای سازنده است . به طوری که کارایی بیولوژیکی بهبود یافته است . تنوع زیستی ، قابلیت تولید اکوسیستم زراعی و ظرفیت پایداری آن حفظ شده است . هدف طراحی پوشش اکوسیستم زراعی در داخل لند اسکپ واحد است که هر یک مقلد ساختار و وظایف اکوسیستم های طبیعی است .

تنوع زیستی اکوسیستم های کشاورزی :

از لحاظ مدیریتی هدف اکولوژی زراعی تهیه محیط های بالانس شده ، عملکرد های ثابت ، حاصلخیزی بیولوژیکی و تنظیم طبیعی آفات به واسطه ایجاد اکوسیستم های زراعی متنوع شده و مصرف حداقل نهاده تکنولوژیکی می باشد . محققان اکولوژی زراعی در حال حاضر کشت مخلوط و دیگر روش های تنوع یافتن و تقلید طبیعی مراحل مختلف اکولوژیکی و مجموعه اکوسیستم های زراعی قابل پایدار نادرس را در مدل های اکولوژیکی را که آن ها دنبال می کنند ، می شناسند .

مدیریت اکولوژی زراعی ، مدیریت را باید به سوی باز سازی مطلوب مواد مغذی و مواد آلی برگشت پذیر ، جریان مسدود شده انرژی ، حفاظت آب و خاک و تعادل جمعیت دشمنان طبیعی آفات و ... هدایت کند . بهره وری های استراتزی مکمل ها و همکاری ها که در نتیجه آمیزش های مختلف گیاهان ، درختان ، و حیوانات در فواصل زمانی ایجاد شده است . در حقیقت وضعیت مطلوب اکوسیستم های زراعی به سطح اثرات متقابل بین جانوران گوناگون و اجزاء غیر زنده وابسته می باشد . با یک تنوع زیستی عملی ، می توان هم افزایی را شروع کرد . که با ارائه خدمات اکولوژیکی مثل فعال سازی بیولوژی خاک ، بازیافت مواد غذایی ، افزایش تولید بندپایان سودمند و ..... به پروسه های اکوسیستم کشاورزی کمک می کند .

امروزه ، روش ها و تکنولوژیهای متعدد و متنوعی در دست ما قرار دارند که از لحاظ کارایی و ارزش استراتژیکی متفاوتند . روش های کلیدی ، آنهایی هستند که خاصیت بازدارنده دارند و با اجرای 111 اکوسیستم کشاورزی از طریق یک سرس مکانیزم ها اجرا می شوند . استراتژی های مربوط به احیاء تنوع کشاورزی از لحاظ زمان و مکان عبارتند از : تناوب محصول ، گیاهان پوششی ، کشت مخلوط ، ترکیب محصول و دام در کنار هم و غیره. که مشخصات اکولوژیکی زیر را نشان می دهند :

1- تناوب محصول : تنوع موقتی که در سیستم های کاشت ایجاد می شوند ، مواد غذایی مورد نیاز محصول را فراهم می آورد . چرخه زندگی آفتها ، حشرات و بیماری های مربوط به محصول و چرخه زندگی علف های هرز را می شکند .

2- کشت های چند تایی : سیستم های کشت مرکب که در آن دو یا سه محصول در فضای کافی کشت می شوند . تا یکدیگر را تکمیل نموده و میزان محصول و بازدهی را افزایش می دهند.

3 – سیستم های کشاورزی – جنگل داری : سیستم کشاورزی است که در آن درختان به همراه محصولات کشاورزی دیگر یا حیوانات ، پرورش داده می شوند . تا روابط مکمل بین اجزایی که کاربرد چندگانه اکوسیستم را افزایش می دهند ، بهبود یافته و بیشتر گردد.

4 – محصولات پوششی : کاشت گونه های مرکب یا خالص حبوبات یا سایر گونه های گیاهی یکساله زیر درختان میوه به منظور افزایش حاصلخیزی خاک ، افزایش کنترل بیولوژیکی آفت ها و تغییر آب و هوای باغچه یا باغ ، در این گروه از استراتژی ها قرار می گیرد .

5 – پرورش حیوانات در اکوسیستم های کشاورزی : بازدهی محیط را افزایش داده و چرخه کشاورزی را بهبود می بخشد .

تمامی فرم های متعدد اکوسیستم های کشاورزی که ذکر شدند ، از لحاظ ویژهگیهای زیر مشترک هستند :

1 – پوشش گیاهی را با حفظ آب و خاک ، حفظ می کنند . این هدف با استفاده از روش های نامحدود زمانی ، استفاده از کود های حاصل از برگ های درختان و استفاده از محصولات پوششی و سایر روش های مناسب ، حاصل می گردد .

2 – منبع جاری از مواد ارگانیک را از طریق افزودن آن فراهم می کنند. ( مواد ارگانیک اضافی از قبیل کود حیوانی ، کومپوست یا کود مرکب حیوانی و گیاهی وافزایش فعالیت بیوتیک خاک )

3 – مکانیزم های چرخه مواد غذایی را از طریق استفاده از سیستم های پرورش دام مبتنی از استفاده از حبوبات ، ارتقاء می بخشند .



تحقیق در مورد سیستم های متنوع کاشت ، اهمیت تنوع در محیط کشاورزی رت کم جلوه می دهد . تنوع به چند دلیل در اکوسیستم های کشاورزی حائز اهمیت است :

1 – با افزایش تنوع ، فرصت های همزیستی و تعامل سودمند میان گونه هایی که می توانند بقای اکوسیستم کشاورزی را افزایش دهند نیز افزایش می یابد .

2 – تنوع بیشتر ، اغلب باعث کارایی منابع موجود در اکوسیستم کشاورزی و استفده بهینه از آنها می گردد .

3 – سطح سیستم با ایمنی محل سکونت گونه ها ، تطبیق بهتری یافته ، نیاز های گونه های مختلف محصول را بر طرف ساخته ، مکان ها را متنوع کرده و محل زندگی گونه ها مشترک شده و منابع از هم جدا شده اند

4 – اکوسیستم هایی که در آنها گونه های گیاهی در هم می آمیزند ، در برابر گیاهخواران مقاومت مشترک و بهتری دارند . چون در سیستمهای متفاوت و متنوع ، فراوانی و تنوع دشمنان طبیعی حشرات آفتی که جمعیت گونه های گیاهخوار را کنترل می کنند نیز بیشتر است .

5 – مجموعه گیاهان متنوع ، انواع گونه های دیگری را بین سیستم کاشت که ارگانیزم های غیر محصولی آن را اشغال می کنند ، خلق می نمایند . مثل حیوانات شکارچی مفید ، انگلها ، پرندگان و حشراتی که گرده افشانی می کنند ، جانوران خاک زی و حیوانات وحشی که کل سیستم به آن ها نیاز دارد.

6 – تنوع در زمین های کشاورزی به حفظ تنوع زیست محیطی اکوسیستم های طبیعی اطراف کمک می کند .

7 – تنوع خاک ، منافع اکولوژیکی گوناگونی همچون بازیافت مواد مغذی ، سم زدایی مواد شیمیایی مضر و تنظیم رشد گیاه دارد .

8 – تنوع ، کشاورزان را کمتر با ریسک مواجه می سازد . مخصوصا در مناطق حاشیه ای که شرایط محیطی غیر قابل پیش بینی دارند . در این شرایط اگر یک محصول خوب نباشد ، محصول دیگر حتما آنرا جبران می کند .

اکولوژی کشاورزی و طراحی اکوسیستم های کشاورزی پایدار :

بیشتر افراد کشاورز در ارتقاء هدف کشاورزی در خلق فرمی از کشاورزی که باروری را در طولانی مدت حفظ می کند ، شرکت داشتند . این هدف از طریق موارد زیر حاصل می شود :

بقیه در ادامه مطلب


1 – بهینه سازی استفاده از منابع محلی موجود با ترکیب اجزاء متفاوت سیستم کشاورزی ، مثل گیاهان ، حیوانات ، آب ، خاک ، آب و هوا و مردم ، به طوری که هر کدام از این موارد همدیگر را کامل کرده وبیشترین اثر مطلوب و ممکنه را دارند .

2 – کاهش استفاده از ورودی های تجدید ناپذیر خارج از زمین کشاورزی که به احتمال زیاد محیط یا زمین کشاورزی را تخریب کرده و به سلامت کشاورزان و مصرف کنندگان آسیب می رسانند . مورد دیگر استفاده بیشتر از ورودی های باقی مانده است تا هزینه های متغییر به حداقا برسد .

3 – تکیه بر منابع موجود در اکوسیستم کشاورزی ، به این ترتیب که به جای نهاده های خارجی یعنی به جای ورود مواد اولیه از خارج از زمین کشاورزی ، به بازیافت مواد مغذی ، حفظ بهتر زمین و استفاده از منابع محلی بپردازیم .

4 – افزایش هماهنگی بین الگوهای کاشت و پتانسیل تولید و محدودیت های محیطی آب و هوایی و زمین ، برای اطمینان از حصول و حفظ طولانب مدت سطوح جاری تولید .

5 - تلاش جهت ارزش نهادن و حفظ تنوع بیولوژیکی هم در محیط های اهلی و هم در محیط های وحشی و استفاده بهینه از پتانسیل ژنتیکی و بیولوژیکی گونه های مختلف حیوانی و گیاهی

6 – بهره گیری کامل از دانش و تجربه محلی از جمله روش های ابداعی و جدیدی است که هنوز دانشمندان کاملا آن ها را درک نکرده اند . اما کشاورزان آنها را پذیرفته اند .

اکولوژی کشاورزی دانش و روش لازم برای توسعه کشاورزی که از یک طرف برای محیط زیست خوب و سالم است و از طرف دیگر بهره وری بالایی دارد . و از لحاظ اجتماعی مناسب و از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه است ، را فراهم می آورد . با اعمال اصول اکولوژیکی کشاورزی ، هدف کشاورزی پایا در بهتر ساختن استفاده از منابع داخلی با به حداقل رساندن نهاده های خارجی و تولید منابع داخلی از طریق استراتژی متنوع سازی به راحتی حاصل می گردد . به این ترتیب بین اجزاء اصلی اکوسیستم کشاورزی یک نوع هماهنگی ایجاد می شود . هدف های طراحی اکولوژیک کشاورزی ، ادغام اجزاء فوق الذکر است . به طوری که کارایی کلی بیولوژیکی ، توسعه یابد . تنوع زیستی ، محافظت و بهره وری اکوسیستم کشاورزی و ظرفیت خود تنظیمی آن حفظ گردد . هدف ، طراحی اکوسیستم کشاورزی است که از ساختار و عملکرد اکوسیستم طبیعی تقلید می کند . یعنی سیستمی با تنوع گونه ای بالا و خاک فعال از لحاظ بیولوژیکی ، خاکی که کنترل آفات طبیعی ، بازیافت مواد مغذی و پوشش خود را افزایش داده و مانع از افت منابع غذایی گردد .

نتیجه گیری :

اکولوژی کشاورزی ، راهنمای هایی جهت توسعه اکوسیستم های کشاورزی متنوعی که از اثرات ادغام تنوع زیستی حیوانی و گیاهی سود می برند . چنین ادغامی ، تعاملات پیچیده را افزایش داده و عملکرد ها و پروسه های اکوسیستم ، مثل تنظیم بیوتیک ارگانیزم های مضر ، چرخه مواد غذایی و تولید انبوه در محیط زیست را بهبود می بخشد . و به اکوسیستم های کشاورزی این امکان را می دهد تا خود ، عملکرد خود را کنترل نمایند .

نتیجه نهایی طراحی اکولوژیک کشاورزی با حفظ اکولوژیکی و اقتصادی اکوسیستم کشاورزی به همراه سیستم های مدیریتی پیشنهاد شده ، مخصوصا هماهنگ با چهارچوب عملیاتی شرایط اقتصادی – اجتماعی و محیطی موجود و مبنای منابع محلی ، توسعه یافت . در یک استراتژی اکولوژیکی – کشاورزی ، اجزاء مدیریت به سوی روشن کردن موضوع حفظ و ارتقاع منابع کشاورزی محلی ، سوق می یابند . ( خاک ، جانوران اهلی مفید ، تنوع زیستس گیاه ، زرم پلاسم و غیره ) . این اجزاء بر روش توسعه ای تاکید دارند که مشارکت کشاورز ، استفاده از دانش سنتی و هماهنگی بخش های کشاورزی که با نیاز های محلی و شرایط بیوفیزیکی و اقتصادی – اجتماعی متناسب با شد را می طلبد .

جدول 1 : پروسه های اکولوژیکی جهت بهینه سازی اکوسیستم های کشاورزی :

1 – تقویت سیستم ایمنی ( عملکرد صحیح کنترل آفت طبیعی )

2 – کاهش مسمومیت از طریق حذف مواد شیمیایی کشاورزی

3 – بهینه سازی عمل متابولیک ( چرخه مواد غذایی و تجزیه مواد ارگانیکی )

4 - سیستم های تنظیم تعادل ( چرخه مواد غذایی ، تعادل آب ؛ جریان انرژی ، تنظیم جمعیت و ...)

5 – افزایش ، حفظ و تولید منابع آبی – خاکی و تنوع زیستی

6 - افزایش و حفظ تولید طولانی مدت

جدول 2 : مکانیزم های توسعه ایمنی اکوسیستم کشاورزی :

1 – افزایش تنوع ژنتیکی و گونه های گیاهی در زمان و مکان

2 – افزایش تنوع زیستی غعال ( دشمنان طبیعی ، رقبا و ....)

3 – افزایش مواد ارگانیک خاک و فعالیت بیولوژیکی

4 – افزایش پوشش خاکی و توانایی رقابتی گیاه

5 – حذف پسماند های سمی زمین

feedback
1391,02,01, ساعت : 02:50 بعد از ظهر
چكيده
امروزه با افزايش توليد كشاورزي به جهت رفع نيازمندي هاي رو به رشد جمعيت در حال گسترش ، نگراني در مورد آينده تامين غذا براي مردم مطرح گرديده است . آلودگي هاي آب ، خاك ، هوا و فرسايش خاك ، مقاومت آفات به سموم و گسترش كود شيميايي سبب گرديده تا به جهت حفظ منابع به گذشته و كشت هاي صنعتي برگرديم . زراعتي كه به هر صورت در عين پايين بودن بازده سلامتي آتي بشر را تضمين مي كند . در اين جا درصدد هستيم تا با اشاره به شيوه هايي نظير دام- مرتع ، جنگل زراعي ، مبارزه بيولوژيك و استفاده از گياهان تراريخته به جهت حفظ شرايط اكولوژيكي زمين گام هاي مثبتي را براي بهبود وضعيت كره خاكي برداريم .
از طرفي در بخش انتهايي درصدد هستيم تا نقش پايداري كشاورزي را در روستا ها كه بخش مولد جامعه بوده و بالاترين ارتباط را با زراعت دارند مطرح كرده و بررسي نماييم .
كلمات كليدي:
كشاورزي پايدار ، كشت سنتي ، دام – مرتع ، گياهان تراريختهمقدمه:
لغت پايدار برشرايط يكنواخت و با ثبات دلالت دارد . شرايط يكنواخت افق هاي دور دست را در بر مي گيرد . عدم شناخت و اطلاعات كافي و فقدان تفاهم در مورد منابع ، آب و هواي جهان و تنوع آن ، تكنولوژي آينده ، نقش مردم در كشاورزي و رابطه كشاورزي با محيط باعث شده است كه پيش گويي در رابطه با آينده كشاورزي مشكل باشد .
كشاورزي پايدار نوعي كشاورزي است كه در جهت منافع انسان بوده ، كارايي بيشتري در استفاده از منابع دارد و با محيط در توازن است . به عبارتي كشاورزي پايدار بايد از نظر اكولوژيكي مناسب ، از نظر اقتصادي توجيه پذير و از نظر اجتماعي مطلوب باشد .
كشاورزي ارگانيك
جنگل - زراعي
كشت توام درخت و محصولات زراعي است و در بسياري از نقاط دنيا هنوز متداول است . سيستم هاي جنگل - زراعي به خصوص در مناطق حاره مجدداً مورد توجه است . جنگل – زراعي از نظر اكولوژيكي و زراعي نسبت به ديگر سيستم هاي زراعي قابليت بيشتري دارد . در اين سيستم ، حركت باد و آب كاهش مي يابد و فرسايش خاك به حداقل رسيده ، درختان با كاهش درجه حرارت شرايط ميكرو كليما را تعديل كرده هوا را گرفته و آن را مجدداً در خاك توزيع مي كنند .
تلفيق دام و گياه
در سيستم هاي زراعي ، برخوردار از شكلي دامداري هستند . در مناطق خشك ، دامداري به صورت سيستم هاي شباني است . طي 50-40 سال گذشته ، در مزارع وسيع كه نهاده هاي زيادي در آن ها مصرف مي شود دامداري از زراعت جدا شده است . مردم چين انواعي از سيستم هاي زراعي همراه با دام را ابداع كرده اند كه گياه و دام در اين سيستم ها در ارتباط با زنجيره ريزه خواري فرار مي گيرد . در اين سيستم ها برنج محصول زراعي اصلي است . زماني كه دانه برداشت مي شود، كاه و كلش همراه با كود دامي در يك دستگاه هضم كننده بيو گاز به صورت كمپوست در آمده و متان حاصله از اين فرايند براي پخت و پز و روشنايي استفاده مي شود . لجن و لاي حاصل از دستگاه هضم كننده نيز براي توليد قارج خوراكي استفاده مي شود . بعد از اين كه قارچ برداشت شد ، بقاياي ماده آلي هم به عنوان كود به مزارع برنج برگردانده مي شود ، اين سيستم از نظر مصرف انرژي و چرخش عناصر غذايي بي نهايت كارآمد است .
مالچ
پوشاندن زمين با كمك بقاياي گياهي ، پلاستيك و يا شن و … جهت جلوگيري از رشد گياه در اطراف محصول اصلي نظير ريل راه آهن .
مالچ زنده : كشت مخلوط يك گياه كم رشد پوشش است كه به مالچ زنده مرسوم بوده و قادر است علف هاي هرز يك گياه زراعي يك ساله تابستانه نظير سويا يا ذرت را كنترل كند
كنترل علف هاي هرز
روش هاي كنترل علف هاي هرز شامل كاربرد ارقام قابل رقابت و يا اللوپاتيك و يا هر دو ، استفاده از بقاياي گياهان اللوپاتيك به صورت مالچ و نيز سيستم هاي كشت مخلوط مي باشند و بدين ترتيب توان رقابتي گياه زراعتي بالا رفته و يا براي مدت طولاني در فصل رشد گسترش مي يابد .
الف-گياهان رقيب
در ارزيابي 25 گياه زراعي كه بر پايه درصد كاهش عملكرد آن ها توسط علف هاي هرز به عمل آمد ، گندم در صدر ، سويا چهارم ، ذرت هفتم و پياز در انتهاي جدول قرار گرفته اند . اختلافات موجود در ميان گياهان زراعي در طبقه بندي فوق عمدتاَ به آهنگ و ميزان رشد جامعه گياهي ، فواصل خطوط كشت و احتمالاً چرخه زندگي آن ها بستگي دارد .
ب-گياهان اللوپاتيك
تفاوت ميان گياهان زراعي در رقابت با علف هاي هرز ممكن است به توليد مواد بازدارنده اللوپاتيك توسط ريشه ها و اجزاي هوايي زنده آن ها مربوط باشد . ارقامي كه مواد اللوپاتيك بيشتر توليد كنند بهتر مي توانند با علف هاي هرز رقابت كنند . بنابراين انتخاب يك رقم رقابت كننده و يا اللوپاتيك مي تواند كنترل علف هاي هرز را بهبود بخشيده و در نتيجه كاربرد علف كش يا شخم كمتري را امكان پذير كند .
كنترل بيولوژيك
با كمك بسياري از حشرات علف خوار و يا حشره هايي كه پارازيت ديگر حشراتند مي توان با بسياري از آفات به طور طبيعي مقابله كرد نظير حشراتي زنبور تريكوگراما كه در شمال كاربردش موفق آميز بوده است .
امروزه بحث استفاده از گياهان تراريخته كه مقاوم به حمله حشرات هستند و يا خاصيت اللوپاتيكي زا به آنها القا كرده اند مطرح شده است . اين محصولات با كمك انتقال ژنوم مقاوم به يك بيماري يا آفت از طريق يك پلازميد و يا ويروس تك ياخته اي اوليه گياهي مقاوم به آفت را ايجاد كرده اند . و لذا نياز كمتري را به كاربرد سموم است . از طرفي در عين افزايش پاكيزگي محيطي گروهي مخالف آن بوده و علت را هم در اين مي دانند كه از تلقيح بين گياهان تراريخته و علف هاي هرز هم خانواده ممكن است كه گياهان علف هرزي با خاصيت غير عادي پديد آيند به عبارتي با يك ابر علف هرز روبرو شويم كه در آن صورت روش هاي معمول جهت نابودي آنها ممكن نخواهد بود . امروزه بيشتر به دنبال راه هايي از طريق اصلاح نباتات هستند تا با روش هاي شبه طبيعي در طي فرايند تلقيح بين گياهان و جد اوليه آن ها كه توان توليدي پاييني داشته ولي مقاوم به آفت هستند گياهاني با قابليت تحمل پذيري بالاتري را پديد آورند كه حتي الامكان به محيط بهداشتي اطرافمان ضربه وارد نكند . از طرفي بحث سلامتي كشاورزان كه به علت تماس با حشره كش ها به خطر مي افتد مطرح شده است و لذا توجه به آن ضروري مي نمايد . با توجه به اين موضوع در سطح بين المللي تحقيقات زيادي در اين زمينه صورت گرفت و در نهايت بالاخره در سال 1995 توليد محصولات تراريخته به حد تجاري رسيد . رغبت به كاشت اين محصولات به حدي بود كه طي چند سال ميزان ارزش تجاري مصرف بذور از 1 ميليون دلار در سال 1995 به بيش از چهار ميليارد دلاردرسال 2002 رسيد.
از طرفي در امريكا EPA(سازمان حفاظت از محيط زيست) مجوز استفاده از اين محصولات را صادر كرد . 5 گياه زراعي عمده كه ارزش صادرات سالانه اي بيش از 75 ميليون دلار داشته اند ، عبارتند از : ذرت ، گياهان علوفه اي ، سيب زميني ، چغندر قند و گندم . در اين بين سهم كشورهاي در حال توسعه در كشت گياهان تراريخته افزايش يافته و از 14 درصد در سال 1997 به 30 درصد در سال 2003 رسيده است . به عبارتي در حدود يك سوم سطح زير كشت اين گونه محصولات به كشورهاي در حال توسعه اختصاص يافته است .
كشور ما ايران نيز با توجه به رشد روز افزون اين محصولات در سطح بين المللي كار بر روي اين گونه محصولات را آغاز كرد و در نهايت اولين نوع از اين محصولات تحت نام برنج Bt و به نامهاي آمل 1، آمل 2 و آمل 3 توليد شد ولي با مخالفت سازمان محيط زيست روبرو شد . مخالفين اين گونه محصولات معتقدند كه گياهان تراريخته داراي صفات دايمي نبوده و از طرفي در شرايط زيست محيطي ممكن است به آفات مقاوم شوند .
در پروتكل ايمني زيستي كارتاهنا نيز تاكيد زيادي بر انجام ارزيابي و مديريت مخاطرات احتمالي شده است. دو ماده اين پروتكل يعني مواد ۱۵ و ۱۶ مربوط به ارزيابي و مديريت مخاطرات هستند. در ماده ۱۵ اصول انجام ارزيابي مخاطرات آمده است. اين ماده بيان مي دارد كه ارزيابي مخاطرات بايد براساس آخرين اطلاعات علمي موثق به منظور تشخيص و بررسي اثرات احتمالي زيان آور موجودات زنده تغيير ژنتيكي يافته بر تنوع زيستي، با در نظر گرفتن سلامتي بشر انجام شود.
در ارزيابي مخاطرات لازم است كه خواص ارگانيسم و محيطي كه ارگانسيم به آن ارائه مي شود، مورد توجه قرار گيرد. همچنين اثرات احتمالي حاصل از بقاي بيش از حد يك ارگانيسم يا صفت ژنتيكي تغيير يافته در محيط نيز بايد ارزيابي شود. ماده ۱۶ پروتكل ايمني زيستي كارتاهنا درباره مديريت مخاطرات بيان مي دارد كه تمام كشور هاي عضو بايد سيستم لازم و مناسب براى نظارت، مديريت و كنترل خطرات احتمالي مشخص شده در نتيجه ارزيابي مخاطرات را ايجاد كنند
زراعت همگام با پايداري
چند كشتي
به معني استفاده از يك مزرعه براي توليد دو يا چند محصول در يك سال است . اعتقاد بر اين است كه ردش چند كشتي از قديمي ترين روش هاي كشت و كار رايج در مناطق حاره است . استفاده از بقولات جنبه مهمي در بسياري از سيستم هاي كشاورزي كشت مخلوط و خصوصاً جهت توسعه سيستم هاي كشاورزي پايدار مي باشد . ازت تثبيت شده بوسيله بقولات مي تواند به وسيله ديگر گياهان زراعي در سيستم هاي كشت مخلوط استفاده شود .
شخم
قديمي ترين عمليات شخم احتمالاً در دوره نئوليتيك صورت گرفته است . در اين هنگام كرت هاي كوچكي تهيه مي شد و پس از پاكسازي آن به وسيله آتش با وسايل ابتدايي كه احتمالاً گاوآهن فعلي از آن تكامل يافته است شخم زده مي شد . در اوايل قرن بيستم به نقش حقيقي شخم كه تهويه خاك ، بهبود قابليت دسترسي عناصر غذايي ، نفوذ بيشتر ريشه ها ، كنترل علف هاي هرز شكستن لايه هاي فشرده خاك و غيره مي باشد پي برده شد . هنگام شخم بخش زيادي از رطوبت از بين مي رود و لذا به تدريج توصيه به عدم كاربرد شخم تا حد ممكن مي گردد
الف-شخم حداقل
نوعي سيستم كاشت است كه در ان حداقل %30 بقاياي گياهان زراعي در سطح خاك نگهداري مي شود سيستم هاي شخم حفاظتي ، هزينه مزرعه را كاهش داده ، رواناب و فرسايش را به حداقل مي رساند و باعث حفظ رطوبت خاك مي گردد . عمليات شخم حداقل ، اثرات مهم اكولوژيكي ، زراعي و اقتصادي در سيستم هاي كشاورزي پايدار دارد . در اكوسيستم هاي زراعي شخم حداقل باعث افزايش ثبات سيستم خاك و كارايي چرخه عناصر غذايي مي شود . در اين روش از سطح به عمق خاك پوسيدگي مواد آلي متغير است ، بدين ترتيب كه پس از شخم در سطح خاك بقاياي تازه و به تدريج كه به عمق مي رويم مواد كاملاً پوسيده مشاهده مي شود . در اكوسيستم هاي زراعي بدون شخم ، مواد آلي و عناصر غذايي بيش از سيستم هاي همراه با شخم حفظ مي شود . شواهد حاكي از آن است كه در سيستم هاي بدون شخم بيشتر قارچ ها عمل تجزيه را انجام مي دهند ، در حاليكه در شخم معمولي ، اين عمل بيشتر توسط باكتري ها صورت مي گيرد .

feedback
1391,02,01, ساعت : 02:51 بعد از ظهر
ب-شخم صفر
نوعي سيستم كه توصيه مي شود كه استفاده از شخم به صفر برسد . جهت مبارزه با آفات نيز توصيه مي گردد به جاي شخم زدن از سموم شيميايي استفاده گردد . هر چند كه اين روش به علت كاهش شديد عملكرد چندان مورد استقبال قرار نگرفته است .
تناوب
اصول سنتي كه تناوب بر آن حاكم است .
الف-كاشت متناوب گياهاني كه داراي توانايي هاي متفاوت از نظر جذب عناصر غذايي از خاك بوده و يا داراي سيستم ريشه دهي مختلف مي باشد .
ب-كاشت متناوب گياهان حساس به برخي از بيماري ها با آن هايي كه مقاوم نسبت به اين بيماري ها هستند
ج-توالي برنامه ريزي شده اي از كاشت گياهان كه هر گونه اثرات مثبت و منفي يك گياه بر گياهي كه بعد از آن كشت مي گردد به حساب آورده شده باشد .
د-كاشت متوالي گياهاني كه از نظر كارگر و آب و غيره داراي نيازهاي متفاوتي باشند .
ه-كاشت متوالي گياهاني كه ذخيره مواد غذايي خاك را تخليه مي كنند با آن هايي كه در تامين مواد غذايي خاك سهيمند .
از نظر پايداري تناوب داراي خصوصيات زير است :
1-حاصلخيزي خاك در زماني كه كودهاي شيميايي هنوز وجود نداشتند تثبيت ازت و مصرف كودهاي دامي تنها راه حاصلخيزي خاك بود . در زمان حاضر كه كودهاي شيميايي فراوان و ارزان هستند و بر عكس مخارج كاشت و نگهداري گياهان بقولات به عنوان كود سبز به شدت افزايش يافته است مصرف زياد كود ها باعث افزايش مقدار بقاياي گياهي كه مي توان آن ها را زير خاك كرد مي شود .
2-جلوگيري از تجمع بيماري هاي خاك زي ، آفات و علف هاي هرز . سبب نياز به مصرف كمتر سموم مي شود .
3-كنترل فرسايش خاك:كه زراعت با مالچ كلش ناشي از محصول قبلي و يا كاشت گياهاني كه نياز به شخم را كمتر مي كند نظير يونجه مفيد است
نقش كشاورزي پايدار در مناطق روستايي
امروزه اكولوژي مناظر طبيعي به عنوان زمينه مطالعاتي رو به گسترش است . اكولوژي مناظر طبيعي عبارت است از حفظ و توسعه ناهمگني هاي خاص مكاني در مقياس منطقه اي يا جهاني . اكولوژي مناظر طبيعي شامل موارد زير است :
1-اثرات متقابل مكاني و زماني در بين زيستگاه ها از طريق تبادل موجودات زنده و مواد
2-اثر ناهمگني بر فرايند هاي زيستي و غير زيستي
3-مديريت ناهمگني
نقش بالقوه كشاورزي در مناطق روستايي تنها زماني مشخص مي شود كه سيستم هاي طبيعي و كشاورزي با هم مقايسه مي شوند . اكوسيستم هاي طبيعي سيستم هايي هستند كه انرژي سوبسيدي دريافت نمي كنند و انرژي لازم را از خورشيد مي گيرند . اين سيستم ها از اجزاي زنده و غير زنده تشكيل شده است و به نحوي منظم بر يكديگر اثر متقابل دارند . اكوسيستم هاي كشاورزي نيز با انرژي خورشيدي به حركت در مي آيند اما به وسيله انرژي و عناصر غذايي از خارج سوبسيد مي شوند . اكوسيستم هاي كشاورزي تحت تاثير آفت كش هاي شيميايي ، تكنولوژي ماشين آلات ، واريته هاي اصلاح شده و خصوصيات اجتماعي – اقتصادي قرار دارند . در نتيجه ظرفيت اين سيستم ها براي فيدبك و تنظيم طبيعي شديداً كاهش يافته است . احتمالاً سيستم هاي كشاورزي را نمي توان بدون حداكثر استفاده از فيدبكها و فرايندهاي تنظيم طبيعي به صورت اكوسيستم هاي پايدار درآمد .
امروزه مديريت اكوسيستم هاي كشاورزي در دو جهت سوق داده شده است . جهت اول شامل سيستم هاي كشاورزي بزرگ است كه انرژي سوبسيدي زيادي دريافت مي كنند و در آن ها فرآيندهاي طبيعي ناديده انگاشته شده اند . در اين سيستم ها از آفات كش ها براي كنترل علف هاي هرز و حشرات و از كود ها براي حفظ حاصلخيزي خاك و از سوختهاي فسيلي براي تامين انرژي استفاده مي شود . اين عمليات باعث كاهش تنوع زيستي و ناهمگني مناظر طبيعي مي شوند . كشاورزي متداول از اين گونه است .
جهت دوم مديريت معطوف به استقرار سيستم هاي كشاورزي كوچك تر است كه انرژي سوبسيدي كمتري دريافت مي كنند و فرايندهاي طبيعي را با مديريت تلفيق كنند . اين سيستم ها طوري طراحي مي شوند كه نهاده هاي زايد را كاهش دهند ، خروج عناصر غذايي از سيستم را به حداقل برسانند و تنوع زيستي و جنبه هاي طبيعي را افزايش دهند . اين سيستم مديريت را اغلب كشاورزي پايدار مي نامند .
نتيجه گيري
چند كشتي ، شخم حداقل ، جنگل زراعي و تلفيق زراعت با دامداري همگي پتانسيل توليد را حفظ مي كنند . اغلب اين عمليات سابقه تاريخي دارند و بعضي از آنها سابقه تاريخي خيلي دور دارند و در برخي ديگر بسيار قديمي اند . كشاورزي پايدار بايد از نظر اكولوژيكي مناسب ، از نظر اقتصادي توجيه پذير و از نظر اجتماعي مطلوب باشد . در كشاورزي پايدار دو اصل كليدي وجود دارد كه در آن استفاده از كودهاي شيميايي به خصوص آفت كش ها و كودها بايد به حداقل برسد و مزرعه به صورت جامع نگريسته شود . بعضي از متخصصين كه بر جنبه هاي اكولوژيكي سيستم زراعي تاكيد مي كنند آن را كشاورزي ارگانيك ، بيولوژيك ، اكولوژيك ، طبيعي و يا جايگزين مي نامند .
كشاورزي پايدار يك فرايند بيولوژيكي است و سعي در تقليد كردن از خصوصيات كليدي يك اكوسيستم طبيعي دارد ولي عملكرد حداكثر از اهداف آن است . كشاورزي پايدار باعث پيچيدگي اكوسيستم زراعي مي شود ، كارايي چرخش عناصر غذايي در اين نوع كشاورزي افزايش مي يابد و از خورشيد به عنوان منبع اصلي انرژي براي به حركت درآوردن سيستم بهره برداري مطلدب مي شود .
مراجع به كار رفته
1-كوچكي ، عوض – محمد حسيني – ابوالحسن هاشمي – كشاورزي پايدار – انتشارات جهاد دانشگاهي
2-عليزاده ، امين – عوض كوچكي- اصول زراعت در مناطق خشك – انتشارات آستان قدس رضوي
3-كوچكي ، مجيد – مهدي نصيري محلاتي – اكولوژي گياهان زراعي – جهاد دانشگاهي مشهد
4-كوپاهي ، مجيد – توسعه كشاورزي – تحقيق آموزش و ترويج كشاورزي
5-خواجه پور ، محمد رضا – اصول و مباني زراعت – انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد
6-ان پرتي، جولز – بازآفريني كشاورزي – انتشارات روستا و توسعه
7- روزنامه شرق - يكشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۸۴ - ۲۳ صفر ۱۴۲۶ - ۳ آوريل ۲۰۰۵

feedback
1391,02,01, ساعت : 02:51 بعد از ظهر
نقش كشاورزي پايدار در توسعه مناطق محروم و تامين امنيت غذايي
چكيده
امروزه نقش اجراي سيستم هاي كشاورزي پايدار در توسعه منا طق محروم با توجه به كمبود امكانات و نهادههاي توليد در اين مناطق، خرد بودن اراضی ، كافي نبودن شرايط اقتصادي و آموزشي جهت فعاليت هاي كشاورزي، بعنوان اصلي ترين فعاليت اقتصادي آن، لزوم اجراي مديريت در چارچوب مقتضيات منطقه و نوع فرهنگ بومي جاري و تعامل با بخش هاي مختلف اجرايي و علمي در جهت اجراي شيوه هاي نوين در راستای جلوگيري از به زوال رفتن امكانات موجود و کاهش روند مهاجرت نيروهاي جوان و سرازير شدن آنها به شهرها و تشديد مشكل بيكاري و بروز ناهنجاري هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي و همينطور پايداري در فرايند توليد غذا را بيش از پيش نمايان مي سازد. استفاده بيش از حد از زمين در طول ساليان و بكارگيري بیش از حد انواع سموم و كودهاي شيميايي و روش های نامناسب بهره برداری از منابع آب و خاک و بطور کلی استفاده غير اصولي از زمين جهت كسب عملكرد بالاتر اگرچه در كوتاه مدت شايد امكان پذير و درآمد ناشی از آن مقبول باشد ولي در طول زمان فرايند توليد را با چالش هاي اساسي روبه رو خواهد كرد. كه از آن دست مي توان به تغيير ساختمان خاك ، آلودگي منابع آبي و خاكي، كاهش تنوع زيستي و ظهور آفات ثانويه، بيماريها و علفهاي هرز و طغيان آنها ، فرسايش خاك و از طرف ديگر كاهش توليد، افزايش نرخ تورم و بيكاري و گسترش فقر در جامعه اشاره كرد. لذا باتوجه به كاهش درآمد ناشي از فعاليت هاي كشاورزي سنتي يا حتي سيستم هاي تك كشتي با تناوب هاي كوتاه مدت و كم شدن بهره وري عوامل توليد، اقتصادي بودن این فرایند در آینده و در نهایت توسعه روستاها بعنوان اصلی ترین پایگاه تولید محصولات کشاورزی با چالش رو به رو خواهد شد.
بنابراين با در نظر گرفتن نقش مهم بخش كشاورزي در توليد غذا، اشتغال، حفاظت از منابع طبيعي ، بهبود زندگي كشاورزان به عنوان بخش عظيمي از جمعيت جامعه و بطور كلي در اقتصاد كشور، استفاده بهينه از منابع طبيعي، انساني و مالي در جهت پايداري توليد مواد غذايي و ايجاد ثروت و در نتيجه زدودن محروميت از سطح روستاها و توسعه مناطق محروم بعنوان جايگاههاي اصلي توليد و تامين امنيت غذايي همه مردم و حفظ استقلال كشور و تاثير آن بر ساير عرصه هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي؛ اجراي روشهاي مديريتي و حمايتي در اجراي روشهاي كشاورزي پايدار و پربازده و توسعه مناطق محروم و روستاها از اهميت بسزايي برخوردار است.

واژه هاي كليدي: كشاورزي پايدار، مناطق محروم، توسعه اقتصادی، امنيت غذايي.
مقدمه
افزايش جمعيت همراه با تغييرات شديد زيست محيطي و اقليمي اينطور مي نمايد، خطراتي كه در آينده امنيت و رفاه جوامع بشري را تهديد مي كند نه تنها خطرات سنتي چون برخوردهاي بين المللي و تجاوز نظامي بوسيله يك قدرت خارجي نبوده بلكه خطراتي ناشي از بي ثباتيهاي اقتصادي، فقر، گرسنگي و بويژه عدم وجود امنيت غذايي مي باشد. بدون شك امنيت غذايي و حصول درجه اطمينان دسترسي به غذا به حيات اقتصادي و سياسي و بالاخره به حيات امنيتي كشور مرتبط است و در واقع حيات امنيتي وامدار حيات امنيت غذايي است(3). امنيت غذايي دسترسي همه مردم به غذاي كافي در هر زمان براي يك زندگي سالم است. خودكفايي غذايي لزوما خودكفايي و نهادينه كردن آن جهت بهره مندي تمام اقشار جامعه به غذايي سالم و كافي و هميشگي از اهميت بيشتري برخوردار است كه اين خود مستلزم افزايش بهره وري نيروي كار و سرمايه در بخش كشاورزي، اعمال سياستهاي حمايتي دولت، توسعه مناطق محروم و روستاها از لحاظ اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و بهداشتي و گسترش پژوهشها در اين بخش، افزايش عملكرد محصولات و پايداري آن، افزايش بازده منابع آب و خاك، كاهش ضايعات توليدي و اصلاح الگوي تغذيه كشور مي باشد(1و3). در مناطقی که از نظر زیرساختهای اقتصادی و خدماتی دچار کمبود امکانات می باشند و ایجاد و توسعه صنایع مولد و بزرگ امکان پذیر نمی باشد توسعه بر پایه اقتصاد کشاورزی و صنایع وابسته تبدیلی سبب کسب بازدهی بالاتر در مدت زمان کمتر می گردد.

نقش روستاها و مناطق محروم در توليد غذا
بيش از 90 درصد توليد غذا در كشور در مناطق روستايي و اكثراٌ محروم انجام مي پذيرد. بنابراين توسعه اين مناطق ار اهم امورات در جهت توليد پايدار مواد غذايي مي باشد كه خود منجر به كاهش فقر در اين نواحي, كاهش آسيب پذيري روستاييان و تضمين استفاده پايدار و بهينه از منابع تولید مي شود. با نظر به اهداف فوق اجراي برنامه هايي در جهت گسترش طرحهاي ملي فقرزدايي، توسعه پايدار، توسعه محلي و اجتماعي با رويكرد توانمند سازي براي افزايش دسترسي به منابع توليد بخصوص زمين و آب، خدمات و موسسات عمومي، فرصتهاي شغلي، آموزش و پرورش، بهداشت، توسعه زير ساختها بمنظور حمايت از كشاورزي و توسعه روستايي ايجاد اشتغال و گسترش فعاليتهاي اقتصادي با ارائه كمكهاي فني و آموزشي، تسهيلات اعتباري، لزوم كاربرد راهكارهاي عملي در دسترسي به كشاورزي پايدار و حفظ زيست بومها ضروري به نظر مي رسد(2, 4). در این میان باید به زمین به عنوان یکی از اصلی ترین پایه های تولید و میراثی گرانبها از گذشته و سرمایه ای برای آیندگان توجه خاص داشت و از تبدیل کاربری آن تا حد امکان ممانعت بعمل آورد، چرا که روش های تولید را می توان تا حدی اصلاح گرداند اما با از بین رفتن زمین های کشاورزی بعنوان بستر تولید و تغییرماهیت آن راه برگشتی وجود نخواهد داشت.

نقش كشاورزي در توسعه مناطق محروم
بخش كشاورزي در بسياري از كشورهاي در حال توسعه بخش غالب اقتصاد ملي است. اين بخش عموماً 45 تا 90 درصد از كل توليد ملي و حدود 60 الي 95 درصد از كل اشتغال اين كشورها را تشكيل مي دهد. همچنين در ايران بيش از 80 درصد منابع پايه توليد (آب , خاك و منابع طبيعي) كشور در حيطه فعاليتهاي روستاييان مورد استفاده قرار مي گيرد(3و4). لذا رشد و توسعه اقتصادي اين كشورها ارتباط نزديكي با توسعه كلي بخش كشاورزي دارد. به بياني ديگر توسعه كشاورزي در چارچوب توسعه ملي يك كشور مورد بحث قرار مي گيريد و بعنوان يك بخش اقتصادي مهم، نقش حياتي در توسعه ملي ايفا مي كند. در بخش سنتي كه عمدتاٌ بخش كشاورزي را شامل می شود، تراكم جمعيت و دوري از جاده پيشرفت، باعث پايين آمدن بهره وري مي شود، با نزول كشاورزي، نيروي كار زيادي از زمين رانده شده و كارگران اين بخش بصورت بيكاران پنهان درمي آيند كه هيچگونه قدرت خريد ندارند و بدين ترتيب سيل مهاجرت به مناطق شهري و بدنبال آن كاهش توليد و افزايش وابستگي به واردات و بروز مشاغل كاذب و تبعات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي را بوجود مي آورد. بنابراين منطقي بنظر مي رسدكه برنامه هاي توسعه بنحوي تهيه و تدوين شود كه توسعه بخش كشاورزي نسبت به ساير بخشها در اين مناطق در اولويت قرار گرفته و مورد توجه و تاكيد بيشتري باشد. از برتری های توسعه اقتصادی از نظر بخش کشاورزی می توان به سرمایه گذاری کمتر، بازدهی زودتر و اشتغال بیشتر با هزینه کمتر نسبت به سایر بخش های اقتصادی اشاره کرد. تنوع اقلیمی کشور نیز به بهره برداران این اجازه را می دهد که در تولید محصولات مختلف با کیفیت بالاتر به فعالیت بپردازند.

4 نقش مهم بخش كشاورزي در فرايند رشد و توسعه اقتصادي
بطور كلي چهار نقش مهم كشاورزي در فرايند رشد و توسعه اقتصادي هر كشوري بشرح ذيل مي باشد:
- تامين غذا و امنيت غذايي براي جمعيت رو به رشد و همچنين كاهش فقر غذايي و آسيب پذيري اقتصادي
- عرضه موادخام مورد نياز صنعت و كمك به توسعه فعاليتهاي توليدي وابسته
- صادرات و تامين ارز براي وارد كردن كالاهاي سرمايه اي و گسترش فعاليتهاي اقتصادي
- حفظ و بهبود محيط زيست براي زندگي با كاربرد روشهاي توليدي پايدار و استفاده بهينه از منابع.
مادامی که این وظایف در بستر انجام فعالیتهای تولیدی در بخش کشاورزی حاصل گردد می توان به توسعه این بخش و پایداری آن امیدوار بود.

راهکارهای عمده در توسعه مناطق محروم و روستاها با تكيه بر اقتصاد كشاورزي
با رشد پر شتاب صنعت و فناوري در شهرهاي بزرگ در سالهاي اخير، عقب ماندگي مناطق محروم بيشتر عيان گرديده است. از آنجاييكه عموماٌ روستاييان نسبت به شهرنشينان داراي درآمد كمتري هستند و از خدمات اجتماعي ناچيزي برخوردار هستند، روند مهاجرت به شهرها را شتاب مي دهند كه عمده دلايل آن پراكندگي جغرافيايي روستاها، نبود صرفه اقتصادي براي ارائه خدمات اجتماعي، پايين بودن بهره وري كشاورزي، محدوديت منابع ارضي، طبيعي و مالي در مقابل رشد جمعيت روستاها و مديريت صحيح آن مي باشد. به همين جهت براي رفع فقر در اين مناطق ارتقاي سطح و كيفيت زندگي روستاييان، ايجاد اشتغال و افزايش بهره وري آنان، توسعه روستايي روستاها ، از اموراجرايي مهم دولتها بحساب مي آيد كه با اين عمل علاوه بر بهبود شرايط زندگي افراد متعلق به قشر كم درآمد مناطق محروم، خودكفايي آن در روند توسعه كلان كشور نيز ميسر مي شود(1و5). بنابراين از جمله استراتژيهاي عمده در توسعه مناطق محروم و روستاها با تكيه بر اقتصاد كشاورزي عبارتند از:
- تهيه الگوي متناسب توليد با هرمنطقه كه منجر به توليد بالاتر، كيفي تر و اقتصادي تر مي شود
- گذار از كشاورزي سنتي و معيشتي به كشاورزي مدرن و علمي
- بكارگيري فارغ التحصيلان جوان آشنا با فناوريهاي نو در بخش كشاورزي
- گسترش و توسعه و بكارگيري پژوهشها، فناوريها و آموزشهاي مرتبط قابل اجرا و كاربردي در اين مناطق
- بكارگيري زير ساختها و نهادههاي مناسب توليد نظير رشد مكانيزاسيون، بالا بردن راندمان مصرف آب، گسترش كشاورزي ارگانيك و حفظ زيست بومها و ....
- اعطاي تسهيلات كم بهره ي طولاني مدت
- گسترش نظام هاي بيمه اي و تامين اجتماعي
- سرمايه گذاري بخش هاي خصوصي و دولتي در بخش كشاورزي و صنايع تبديلي محصولات
- توسعه زير ساختهاي ارتباطي، بهداشتي، فرهنگي واقتصادي در اين مناطق
- گسترش مشاركتهاي مردمي در جهت توانمندسازي فعاليتهاي كشاورزي و نيازسنجي از كشاورزان
- كاهش هزينه ها ي توليد و افزايش درآمدها در فرايند بهره برداري
از موارد ذکر شده فوق نقش مهم گسترش تعاونیها و تشکلهای خصوصی در ارائه خدمات به بخشهای مختلف از مرحله تولید تا فروش محصولات کشاورزی مورد تاکید قرار می گیرد. بطور نمونه ملاحظه می شود که در زمان عرضه بعضی از محصولات در فصل برداشت حضور زنجیره واسطه ها به حدی است که گاهی قیمت محصول خریداری شده به وسیله مصرف کننده به چند برابر قیمتی است که کشاورز دریافت کرده است لذا گسترش تشکل ها و تعاونی هایی که محصول تولیدی را به قیمت مناسب از کشاورزان خریداری و با سود مناسب به طور مستقیم به دست مصرف کننده برساند علاوه بر رضایتمندی خریداران سبب تشویق کشاورزان و بالا رفتن تولید و ایجاد شرایط مناسبتر بازرگانی محصول و در نتیجه سودآوری بیشتر خواهد شد. اگرچه حضور این تعاونی ها و تشکل ها خصوصی در ارائه خدمات فنی و توزیع نهاده های تولید روز به روز پررنگ تر می شود، حضور هرچه بیشتر آنها در بخش بازرگانی محصولات و صنایع تبدیلی وابسته نقش مهمی در توسعه اقتصاد این بخش دارد.

ارتباط كشاورزي پايدار و توسعه روستايي با تامين امنيت غذايي و رشد اقتصادي
كشاورزي پايدار و توسعه روستايي از اركان مهم دسترسي به امنيت غذايي و حفظ آن با تكيه بر حفظ پايداري محيط زيست و سلامت آن مي باشد(2). در اين سيستم حداقل نهاده ها و سموم شيميايي در جهت بدست آوردن عملكرد مطلوب بكار مي رود. بنحوي كه كمترين تاثير سوء به محيط زيست وارد آيد و مهمتر از آن ميزان توليد در گذر زمان نقصان نيابد و در نهايت امنيت غذايي حفظ گردد. مادامي كه كشاورزي سودآور بوده و مقدار هزينه ها و ميزان توليد در گذر زمان متناسب باشد علاوه بر توليد كمي و كيفي مطلوبتر محصولات، رضايتمندي قشر توليد كننده هم تامين شده و همراه با ارائه و ايجاد زير ساختهاي اقتصادي، فرهنگي، بهداشتي واجتماعي در روستاها، فرايند توسعه همه جانبه اين مناطق محقق مي شود. تا علاوه بر تامين رفاه و رضايتمندي اين قشر از جامعه از مهاجرت بي رويه به سمت شهرها جلوگيري شده و سنگر مهم توليد و تامين استقلال كشور نيز حفظ گردد. از آنجا كه توليد در بخش كشاورزي در پنج بستر زمين، نيروي كار، سرمايه، مديريت و نهاده روي مي دهد در اولين گام بايد در حفظ زمين هاي كشاورزي بعنوان ميراث مشترك همه نسلها همت گمارد و اين امانت را سالم به نسلهاي بعد هديه كرد و آنرا از تهديداتي نظير تغيير كاربري اراضي كشاورزي به مناطق مسكوني و صنعتي، فرايند بيابان زايي، كاهش كيفيت و حاصلخيزي خاك، تصرف عرصه ها و بوته كني و چراي مفرط در اثر بهره برداري هاي رقابتي دامداران از مراتع در امان نگه داشت. همچنين با بكارگيري روشهاي نوين كشاورزي با مصرف نهادههاي طبيعي و غير شيميايي و در نتيجه توليد محصولات سالمتر با خواص كمي وكيفي مطلوبتر و ارتقائ سطح استاندارد فراوردههاي غذايي علاوه بر مصرف داخلي سهمي را در صادرات به ساير كشورها در بازارهاي جهاني بدست آورد. بنابراين با افزايش درآمد ناشي از فعاليتهاي توليدي در اين بخش علاوه بر ايجاد و حفظ اشتغال پايدار و استفاده بهينه از اين منابع تجديدپذير؛ دسترسي به غذا را براي آحاد جامعه و حفظ امنيت غذايي و ارتقاي سطح زندگي ساكنين مناطق محروم همراه با حمايتهاي دولتي در احداث و گسترش امكانات فرهنگي، بهداشتي، اجتماعي و اقتصادي و صنايع تبديلي مرتبط با محصولات توليدي فراهم آورد. بدیهی است کاهش وابستگی روستاها به شهرهای همجوار با توسعه امکانات اقتصادی، خدماتی و رفاهی، تاثیر بسزایی در تثبیت جمعیت روستاها و ایجاد انگیزه تولید و به تبع آن ایجاد اشتغال و ثروت و پایداری آن داشته و با ایجاد تعاونی ها و تشکلهای وابسته به این بخش فرایند تولید و عرضه محصولات را سامان داد تا از پی آن رضایتمندی کشاورزان و خریداران را با حذف دست دلالان و واسطه ها و تعیین قیمت عادلانه فراهم آورد. از این منظر و با روند سياستهاي اجرايي در سيستم دولت محترم و حمايت بخش هاي خصوصي رسيدن به اهداف سند چشمانداز بيست ساله كشور در بخش كشاورزي يعني توسعه پايدار، افزايش بهرهوري منابع، كاهش هزينه توليد و كاهش تورم، كاهش اختلاف طبقاتي، افزايش درآمد و سطح زندگي كشاورزان و روستاييان، حفظ منابع آب و خاك و پوشش گياهي، توسعه صادرات، بهبود و توسعه صنايع غذايي، رقابت پذيري اقتصادي توليد با كشورهاي خارج، پايداري امنيت غذايي و گسترش عدالت اجتماعي در كشور به ظهور خواهد رسید.


فهرست منابع
1. ازكيا. مصطفي.1381. جامعه شناسي توسعه و توسعه نيافتگي روستايي ايران. انتشارات اطلاعات. تهران. ايران.
2. ببران. صديقه. 1382. سند اجلاس جهاني توسعه پايدار ژهانسبورگ 2002. ترجمه. كميته ملي توسعه پايدار. سازمان حفاظت محيط زيست.123ص.
3. رنجبر. رحمان. بررسي نحوه تعامل امنيت غذايي با امنيت ملي. 1384. فصلنامه نظام مهندسي كشاورزي و منابع طبيعي. سال سوم. شماره نهم. صفحه61-69.
4. محسني. سيد حسين. 1385. كشاورزي ارگانيك مسيري سبز رو به آينده. ماهنامه مروج. معاونت ترويج و نظام بهره برداري. وزارت جهاد كشاورزي. شماره65. تهران. ايران.
5. نيك خلق. علي اكبر. 1381. جامعه شناسي روستايي. انتشارات چاپخش. تهران. ايران.


منبع:http://miankaleh.blogfa.com/

feedback
1391,02,01, ساعت : 02:52 بعد از ظهر
نقش فناوری اطلاعات در توسعه کشاورزي


سالها پيش کشور ما با توجه و تاکيد بر شعار کشاورزي محور توسعه شاهد تلاش هاي گستردهاي براي خروج از بن بست هاي توليد و رسيدن به دروازه هاي خود کفايي بود.اما عدم توجه اصولي و جامع براي شناخت ظرفيتها و قابليتهاي موجود که مبتني بر آينده نگري هاي اقتصادي،سياسي و اجتماعي باشد باعث شد سياست هاي نادرست و ناهماهنگ در ساختارها و زير بخش هاي کشاورزي ايران تاثير مخرب خود را بگذارد. برنامه ريزي هاي مقطعي و موردي کشور ما را از قابليت يک کشور صادر کننده تا حد يک وارد کننده محصولات کشاورزي پايين آورد.
حذف و هضم ايران در بازارهاي کشاورزی جهان روندي بود که يک شبه رخ نداد بلکه با توليد محصولاتي که کشور ما در صادرات آنها حرف اول را مي زد توسط ساير کشور ها ايران به مرور در عرصه تجارت کشاورزي از بازارهاي بين المللي به کناري رانده شد. محصولاتي چون پسته، زعفران، برنج، فرش و.... روزگاري نه چندان دور با نام ايران شناخته مي شدند اما امروزه کشورهايي مثل پاکستان و هند گوي سبقت را از ما ربوده اند و با هماهنگ کردن خود بر اساس ساختار و نياز بازار سهم ما را به خود اختصاص داده اند
باز خورد اين مسائل در کشاورزي ما نقش منفي و تاثير بدي داشت و فشار آن بر تمام اجزا توليدي و توزيعي بخش کشاورزي علي الخصوص کشاورزان و روستا نشينان وارد شد و موجب فرو پاشيدن ارکان اقتصاد روستايي ايران گرديد. از سوي ديگر عدم برنامه ريزي يکپارچه و هماهنگ در توليد موجب شد تا کشور علي رغم شرايط مساعد و مناسب براي دستيابي به توليدات بالا(موقعيت مساعد ايران از نظر طول و عرض جغرافيايي) به شدت تحت نوسانات بازار داخلي و خارجي قرار بگيرد. گرايش دسته جمعي کشاورزان يک منطقه به توليد محصولي که در يک سال با کمبود آن از قيمت بالايي برخوردار شده باعث توليد بيش از حد آن محصول در سال بعد مي شود تا جايي که حتي برداشت آن از روي زمين از نظر اقتصادي به صرفه نيست اين نقيصه از آنجا ناشي مي شود که تنظيم سطح توليد براي بازار مصرف هيچگاه به طور جدي مورد توجه سياستگذاران قرار نگرفته است.پيش بيني عوامل موثر در توليد کشاورزي اگر چه امري است پيچيده؛ اما غير ممکن نيست. همانطور که مي دانيم يکي از مهمترين شاخصها و معيار هاي توسعه به مفهوم عام آن(توسعه پايدار) گسترش سطح دانش و اطلاعات در هر يک از ارکان و بخش هاي يک جامعه پيشرو و پويا ست. نقش و تاثير کشاورزي در توسعه پايدار و همه جانبه به عنوان يکي از ارکان استراتژيک کشور غير قابل انکار است. انجام برنامه ريهاي ملي و فرا ملي و استفاده هرچه بهتر از ظرفيتهاي ناشناخته کشاورزي و همچنين گسترش استفاده بهينه از قابليت هاي موجود اين بخش نيازمند ايجاد يک تحول اساسي و نگرش جامع به پديده اطلاع رساني است.پرداختن به اين موضوع امکان برنامه ريزي هاي دقيق و جامع و جزءنگر را در تمام سطوح و زير بخش هاي کشاورزي فراهم مي آورد.
تحقق نگرش علمي و اقتصادي بر توسعه کشاورزي نيازمند بررسي و تجزيه و تحليل دقيق تمامي مسائل و عوامل موثر در بالاترين حد ممکن است. کشور ما به عنوان يکي از کشورهاي در حال توسعه، از نظر شاخص هاي کاربرد فناوري ارتباطات و اطلاعات در زمره کشورهاي در حال توسعه فناوري ارتباطات و اطلاعات قرار دارد. توجه اخير سياستگذاران در گسترش شاحصهاي ICT از جمله افزايش سرانه خطوط تلفن همراه و ثابت، افزايش تعداد رايانه هاي شخصي، اتوماسيون امور اداري، افزايش تعداد کاربران اينترنت و .... زمينه هاي لازم را در جهت بالا بردن استانداردهاي توسعه ICT فراهم کرده است. بهره گيري مناسب از امکانات و شاخص هاي ذکر شده مي تواند تاثير شگرفي در اقتصادي تر شدن کشاورزي ايران داشته باشد در اين مجال سعي مي شود با ذکر شاخص هاي موثر در توليد علمي و عملي کشاورزي که موجبات کاهش و يا ازبين رفتن احتما لات را فراهم مي کند تاثير فناوري ارتباطات و اطلاعات در کاربردي تر شدن اين شاخص ها مورد بررسي قرار گيرد.
شاخص هايي که يک کشاورزي مدرن و علمي مي تواند بر تکيه بر فناوري ارتباطات و اطلاعات از آنها متاثر شود و نهايتاٌ به هدف اصلي که همان افزايش کمي و کيفي توليد است شامل شود شامل:
1)هواشناسي علمي و پيشرفته
2)اطلاعات دقيق از نوسانات قيمت نهاده ها
3)امکان سنجي و نياز سنجي بازارهاي مصرف ملي و بين المللي
4)ترکيب روش هاي علمي و عملي
5) اطلاعات صادرات و واردات از طريق بخش خصوصي و دولتي
6)آموزش و ترويج مناسب و پيشرفته
7) اهداف و سياستهاي کلي کشور مي باشد.

feedback
1391,02,01, ساعت : 02:52 بعد از ظهر
امروزه هواشناسي کشاورزي يکي از مهمترين پايه هاي انتخاب نوع زراعت و اعمال روش هاي کاشت مي باشد بارها شنيده ايم که زراعت هاي ما در اثر خشکسالي و يا سيل از بين رفته اند و يا بذر هاي تازه کاشته شده و محصولات برداشت نشده در اثر سرمازدگي نابود شده اند. تلفيق هواشناسي کشاورزي مبتي بر تکنولوژي ارتباطات و اطلاعات اين امکان را مي دهد که مجامع و سازمان هاي ذيصلاح با کسب دقيق ترين اطلاعات هواشناسي از دقيق ترين دستگاه هاي اندازه گيري، ماهواره هاي هواشناسي- تحقيقاتي و ارتباطات مخابراتي در کوتا هترين زمان ممکن قوي ترين پيش بيني ها را در مورد اوضاع جوي و ميزان بارندگيها و تاثير آن در زراعت ها و پيشنهادات تخصصي در مورد کاشت، داشت و برداشت هر يک از محصولات فصل داشته باشند.پردازش اين اطلاعات جامع و انتقال آن به وسيله دستگاهها ی مخابراتي و الکترونيکی که در ICT پيش بيني شده است، مي تواند بخش اعظمي از شرايط را تحت کنترل و اختيار کشاورز قرار دهد. محصولات کشاورزي در اقتصاد رو به جهاني شدن به مانند نفت تابع شرايط مختلف اقتصادي و حتي سياسي دستخوش نوسانات قيمت مي شوند. بورس هاي عمده کشاورزي دنيا در تغييرات قيمت محصولات نقش موثري دارند. مسائلي چون تغييرات دفعي آب و هوا ، تحريم هاي اقتصادي، تغييرات در تعرفه هاي گمرکي و ... از جمله عوامل موثر در نوسانات بازار هستند از سوي ديگر نهاده هاي کشاورزي خود داراي نوسانات و تغييرات قيمت هستند و اين موجب پيچيده تر شدن مسئله قيمت گذاري محصول خروجي مي شود در اين جا تلفيق ICT و نظام جامع اقتصاد کشاورزي مي تواند موثر ترين کمک در راه رسيدن به يک کشاورزي شفاف و دور از تنش هاي بازار باشد اگر اطلاعات جامع و به روزي از قيمت نهاده ها در اختيار کشاورزان قرار گيرد و آنها بدانند که کشور در يک سال چه ميزان واردات و از چه نوع محصولي خواهد داشت و از ميزان نياز داخل به هر محصولي آگاه باشند بدون شک خواهيم توانست استراتژي هدايت توليد ملي را از سطح کوچک ترين مزارع پيش ببريم و اين هدف فقط با هدايت جامع توليدکنندگان و تلفيق کليه عوامل موثر در کشاورزي امکان پذير است .
در اينجا از مسئله اي که در سالهاي اخير با صورت بغرنج و لاينحل درآمده به عنوان مثالي ياد مي شود؛ نوسان متقابل ما بين ميزان توليد پياز و قيمت آن با ميزان توليد سيب زميني و قيمت آن امري است که حتي سياستگذاران کشاورزي هم ديگر به آن عادت کرده اند، در يک سال آنقدر پياز توليد مي شود که باعث افت شديد قيمت آن مي شود و در مقابل چون توليد سيب زميني کاهش يافته قيمت آن بالا مي رود و در سال ديگر دقيقاٌ بر عکس همين قضيه پيش مي آيد.اما شايد خيلي دور از دهن نباشد که همه اين موارد با يک نظام هماهنگ و يکپارچه برنامه ريزي شده بر اصول ICT قابل رفع و هدايت است شناخت و تعيين ظرفيتهاي زراعي و کشاورزي هر منطقه از کشور و تلفيق دقيق اين ظرفيتها با ساير شرايط حاکم برآن منطقه از قبيل آب و هوا ، مکانيزاسيون و ... مي تواند هر ساله در ابتداي فصل زراعي کشاورز را براي انتخاب نوع محصولي که بالاترين بازده اقتصادي را براي کشور دارد ياري کند ضمن اينکه اکثر شرايط را تحت کنترل و اختيار کشاورز قرار مي دهد مهمترين چالش در کشاورزي نقش صادرات و واردات و عوامل موثر بر آن و همچنين سياستهاي کلي کشور در امر کشاورزي است سالهاست که اکثر کارشناسان مسائل اقتصاد کشاورزي داد سخن برآورده اند که ايران با تکيه بر توانايي ها و قابليت هاي خود مي تواند دراکثر موارد توليد کشاورزي به خود کفايي برسد به گونه اي که کشور را از واردات محصولات مهمی چون گندم، ذرت يا مرغ بي نياز کند و از فشار هاي اقتصادي و سياسي وارد شده از حانب کشورهاي صادر کننده آن بکاهد. اخيراٌ با توجه دولت به پديده ICT و به جريان افتادن طرح دولت الکترونيکي جاي اميدواري بسياري پيش آمده تا هر يک از وزارتخانه ها و سياستگذاران با توجه به کارکرد خود فناوري ارتباطات و اطلاعات را در ساختار برنامه ريزي هاي خود تزريق کنند و از نتايج آن بهره ببرند وزارت جهاد کشاورزي به عنوان سيا ستگذاري و راهبري بخش کشاورزي مي تواند با برنامه ريزي اصولي به جمع آوري، پردازش و رسانش اطلاعات نقش مهمي را باز مي کند ضمن اينکه با اتصال به ساير سازمان ها و ارگان هاي تاثير گذار در اين بخش از جمله وزارت بازرگاني و وزارت ارتباطات و فناوري کليه زير ساختهاي شکل گيري ICT را در ساختار کشاورزي ايران فراهم کند .توجه به آموزش و ترويج با تکيه بر قابليتهاي ICT از ديگر راهکارهاي رسيدن به توسعه همه جانبه در کشاورزي مي باشد راهبري کردن تحقيقات دانشگاهي و توجه به نوآوري هاي علمي از يک سو و انتقال به هنگام تکنيکهاي جديد توليدي با تکيه بر پايه هاي فناوري ارتباطات و اطلاعات مي تواند کشاورزي ايران را ظرف چند سال آينده متحول کند و زمينه هاي عملي شعار «کشاورزي محور توسعه» را فراهم نمايد.

feedback
1391,02,01, ساعت : 02:53 بعد از ظهر
مفهوم كشاورزي پايدار:

مفهوم کشاورزی پایدار پاسخ نسبتا جدیدی است به کاهش در کیفیت منبع طبیعی پایه که وابسته به کشاورزی مدرن می باشد . امروزه ، تواید محصولات کشاورزی از یک موضوع کاملا فنی ( تخصصی) به مجموعه ای با خصوصیات اجتماعی ، فرهنگی ، بعد های سیاسی و اقتصادی مشخص تکامل یافته است . مفهوم پایداری اگرچه بحث انگیز است و با تعریف های متضاد با یکدیگر توصیف شده است . و معنی تفسیر های آن سودمند می باشد زیرا آن یک مجموعه ای از وابستگی هایی راجع به کشاورزی است . چنان که از نتیجه تکامل مشترک بین سیستم های اجتماعی – اقتصادی و سیستم های طبیعی مطرح شده است .

برای درک وسیع تری در این زمینه به مطالعه مابین کشاورزی ، محیط زیست و نظام های اجتماعی نیاز می باشد . نتایج پیشرفت کشاورزی از مجموعه واکنش متقابل تعدادی از عوامل بوده است . و آن به واسطه درک عمیق تر از اکولوژی سیستم های کشاورزی است که درهایی را به سوی اختیارات بیشتر مدیریت با اهداف درست کشاورزی پایدار باز خواهد کرد .

چندین راه حل ممکن برای حل مشکلات زیست محیطی وجود دارد . که بوسیله سرمایه و سیستم های کشاورزی فشرده ( مکانیزه) پیشنهاد شده است . هدف اصلی کاهش یا حذف نهاده های شیمیایی به واسطه تغییرات در مدیریت تغذیه کافی گیاه و حفاظت گیاه بوسیله منابع غذایی آلی و مدیریت آفات و … می باشد. همچنین صدها پروژه تحقیقی زیست محیطی با اهداف پیشرفت تکنولوژی انجام شده است . فشار زیاد تکنولوژیکی هنوز به کاهش عوامل بازدارنده و یا پوشش علایم خطرناک اکوسیستم زراعی تاکید دارد .

فلسفه رایج آن است که آفات ، کمبود های مواد مغذی یا عوامل دیگر علت قابلیت تولید پایین می باشند . به طوری که عقیده مخالف این است که آفات یا مواد مغذی ، اگر تنها عامل محدود کننده بشوند ، شرایط در اکوسیستم زراعی در تعادل نمی باشند . برای همین هنوز دید باریک شایع وجود دارد که تاثیر علت های ویژه تولید و غلبه یافتن عامل محدود کننده وجود دارد . که از طریق تکنولوژی های جدید و ادامه دادن برای هدف اصلی محیا می شود .

این عقیده ،کشاورزان را از درک کردن این مطلب که عوامل بازدارنده فقط نشانه های از بیماری های ذاتی برای بهم زدن تعادل اکوسیستم زراعی ، و پیشرفت تدریجی اکولوژی کشاورزی ، بدین معنی که ناچیز پنداشتن ریشه و اساس علت های محدودیت های کشاورزی را نشان می دهند را باز می دارد . از طرف دیگر ، علم اکولوژی کشاورزی به معنی کاربرد مفاهیم اکولوژیکی و اصولی برای طراحی و مدیریت اکوسیستم های زراعی پایدار ، آماده کردن قالب ( چهارچوب ) برای ارزیابی کردن پیچیدگی های اکوسیستم های زراعی تعریف شده است .

هدف اکولوژی کشاورزی فراتر پا نهادن از کاربرد شیوه های متناوب و توسعه و گسترش اکوسیستم های کشاورزی ، با حداقل وابستگی به کشاورزی شیمیایی و نهاده های انرژی ، اهمیت دادن به مجموعه سیستم های کشاورزی در کنش متقابل اکواوژیکی و همکاری های ما بین اجزای سازنده بیولوژیکی و مکانیزم ها را در اختیار سیستم ها قرار دادن برای ضمانت حاصل خیزی خاک هایشان و قابلیت تولید و حفاظت گیاه می باشد .


اصول اکولوژی کشاورزی :

در جستجو برای برقرار کردن مجدد بیشتر اساس و بنیاد اکولوژیکی در تولید کشاورزی ، دانشمندان و توسعه دهندگان موضوع کلیدی را در گسترش کافی و پشتیبانی کشاورزی را نادیده گرفته اند . درک عمیق از ماهیت اکوسیستم های زراعی و اصول ، وظیفه هر کدام از آن ها می باشد .

با فرض مسلم این محدودیت ، اکولوژی کشاورزی پدیدار شده است . به طوری که برای آن کسی که مطالعه ، طراحی و اکوسیستم زراعی را مدیریت می کند باید وظیفه اش تهیه اصول اکولوژیکی باشد .

اکولوژی زراعی به سویی فراتر از دید یک بعدی اکوسیستم های زراعی می رود . در عوض تمرکز در روی یک جزء ویژه از اکوسیستم زراعی و اهمیت دادن به اکولوژی زراعی و عدم وابستگی همه اجزای سازنده اکوسیستم زراعی و پویایی مراحل مختلف اکولوژیکی می باشد .

اکوسیستم های زراعی جوامعی از گیاهان و حیوانات هستند که با اثر متقابل آنها با محیط فیزیکی و شیمیایشان که توسط انسان اهلی شده اند تا برای تولید غذا ، فیبر ، سوخت و محصولات دیگر برای مصرف انسان از آنها استفاده شود .

اکولوژی زراعی مطالعه کامل و همه جانبه اکوسیستم های زراعی شامل همه محیط و عناصر انسانی است. که تمرکز آن بر روی شکل ( ریخت ) ، حرکت پویا و عمل یا فعالیت ، رابطه متقابلشان و جریان هایی که در آن ها مورد بحث هستند ، می باشد . از یک ناحیه برای تولید کشاورزی استفاده شده است . و مزرعه مانند یک مجموعه سیستم مشاهده شده است. که در آن مراحل مختلف اکولوژیکی تحت شرایط طبیعی ایجاد شده است . همچنین چرخه مواد مغذی ، کنش متقابل شکار – شکارچی ، رقابت ، همزیستی و تغییرات پی در پی در آن اتفاق می افتد .

ملزمی که در تحقیقات اکولوژی کشاورزی است ، نظری است که بوسیله درک کردن این روابط اکولوژیکی و مراحل مختلف آن ، اکوسیستم های زراعی می توانند با مهارت برای بهبود بهتر تولید و ایجاد تداوم بیشتر ، با کمترین محیط منفی یا فشار گروهی و کمترین نهاده های خارجی ایجاد شوند . طراحی این چنین سیستم هایی بر اساس پیروی از کاربرد اصول اکولوژیکی ، مستقر شده است . (جدول 1)

1 – افزایش چرخه بیوماس و بهینه ساختن قابلیت استفاده از مواد مغذی و بالانس کردن جریان ماده مغذی

2 – تامین شرایط مناسب خاک برای رشد گیاه مخصوصا با مدیریت ماده آلی و افزایش فعالیت حیاتی خاک

3 – حداقل رساندن تلفات ناشی از جریان های تشعشع خورشیدی

4 – تنوع گونه و ژنتیک اکوسیستم زراعی در زمان و مکان

5 – افزایش سود مندی اثرات متقابل بیولوژیکی و همکاری میان اجزای تشکیل دهنده و تنوع زیستی کشاورزی ، بدین گونه که نتیجه در ترقی مراحل مختلف اکولوژیکی کلیدی باشد .

این اصول می توانند بوسیله راه هی مختلف تکنیکی استراتژی ، کاربردی باشند . هر یک از این ها ، تاثیرات مختلفی بر روی قابلیت تولید و پایداری و استقامت در داخل سیستم مزرعه خواهد داشت . با اتکا به فرمت های محلی ، محدودیت های منبع و طراحی اکولوژی کشاورزی ، جمع آوری اجزای سازنده است . به طوری که کارایی بیولوژیکی بهبود یافته است . تنوع زیستی ، قابلیت تولید اکوسیستم زراعی و ظرفیت پایداری آن حفظ شده است . هدف طراحی پوشش اکوسیستم زراعی در داخل لند اسکپ واحد است که هر یک مقلد ساختار و وظایف اکوسیستم های طبیعی است .

تنوع زیستی اکوسیستم های کشاورزی :

از لحاظ مدیریتی هدف اکولوژی زراعی تهیه محیط های بالانس شده ، عملکرد های ثابت ، حاصلخیزی بیولوژیکی و تنظیم طبیعی آفات به واسطه ایجاد اکوسیستم های زراعی متنوع شده و مصرف حداقل نهاده تکنولوژیکی می باشد . محققان اکولوژی زراعی در حال حاضر کشت مخلوط و دیگر روش های تنوع یافتن و تقلید طبیعی مراحل مختلف اکولوژیکی و مجموعه اکوسیستم های زراعی قابل پایدار نادرس را در مدل های اکولوژیکی را که آن ها دنبال می کنند ، می شناسند .

مدیریت اکولوژی زراعی ، مدیریت را باید به سوی باز سازی مطلوب مواد مغذی و مواد آلی برگشت پذیر ، جریان مسدود شده انرژی ، حفاظت آب و خاک و تعادل جمعیت دشمنان طبیعی آفات و ... هدایت کند . بهره وری های استراتزی مکمل ها و همکاری ها که در نتیجه آمیزش های مختلف گیاهان ، درختان ، و حیوانات در فواصل زمانی ایجاد شده است . در حقیقت وضعیت مطلوب اکوسیستم های زراعی به سطح اثرات متقابل بین جانوران گوناگون و اجزاء غیر زنده وابسته می باشد . با یک تنوع زیستی عملی ، می توان هم افزایی را شروع کرد . که با ارائه خدمات اکولوژیکی مثل فعال سازی بیولوژی خاک ، بازیافت مواد غذایی ، افزایش تولید بندپایان سودمند و ..... به پروسه های اکوسیستم کشاورزی کمک می کند .

امروزه ، روش ها و تکنولوژیهای متعدد و متنوعی در دست ما قرار دارند که از لحاظ کارایی و ارزش استراتژیکی متفاوتند . روش های کلیدی ، آنهایی هستند که خاصیت بازدارنده دارند و با اجرای اکوسیستم کشاورزی از طریق یک سرس مکانیزم ها اجرا می شوند . استراتژی های مربوط به احیاء تنوع کشاورزی از لحاظ زمان و مکان عبارتند از : تناوب محصول ، گیاهان پوششی ، کشت مخلوط ، ترکیب محصول و دام در کنار هم و غیره. که مشخصات اکولوژیکی زیر را نشان می دهند :

1- تناوب محصول : تنوع موقتی که در سیستم های کاشت ایجاد می شوند ، مواد غذایی مورد نیاز محصول را فراهم می آورد . چرخه زندگی آفتها ، حشرات و بیماری های مربوط به محصول و چرخه زندگی علف های هرز را می شکند .

2- کشت های چند تایی : سیستم های کشت مرکب که در آن دو یا سه محصول در فضای کافی کشت می شوند . تا یکدیگر را تکمیل نموده و میزان محصول و بازدهی را افزایش می دهند.

3 – سیستم های کشاورزی – جنگل داری : سیستم کشاورزی است که در آن درختان به همراه محصولات کشاورزی دیگر یا حیوانات ، پرورش داده می شوند . تا روابط مکمل بین اجزایی که کاربرد چندگانه اکوسیستم را افزایش می دهند ، بهبود یافته و بیشتر گردد.

4 – محصولات پوششی : کاشت گونه های مرکب یا خالص حبوبات یا سایر گونه های گیاهی یکساله زیر درختان میوه به منظور افزایش حاصلخیزی خاک ، افزایش کنترل بیولوژیکی آفت ها و تغییر آب و هوای باغچه یا باغ ، در این گروه از استراتژی ها قرار می گیرد .

5 – پرورش حیوانات در اکوسیستم های کشاورزی : بازدهی محیط را افزایش داده و چرخه کشاورزی را بهبود می بخشد .

تمامی فرم های متعدد اکوسیستم های کشاورزی که ذکر شدند ، از لحاظ ویژهگیهای زیر مشترک هستند :

1 – پوشش گیاهی را با حفظ آب و خاک ، حفظ می کنند . این هدف با استفاده از روش های نامحدود زمانی ، استفاده از کود های حاصل از برگ های درختان و استفاده از محصولات پوششی و سایر روش های مناسب ، حاصل می گردد .

2 – منبع جاری از مواد ارگانیک را از طریق افزودن آن فراهم می کنند. ( مواد ارگانیک اضافی از قبیل کود حیوانی ، کومپوست یا کود مرکب حیوانی و گیاهی وافزایش فعالیت بیوتیک خاک )

3 – مکانیزم های چرخه مواد غذایی را از طریق استفاده از سیستم های پرورش دام مبتنی از استفاده از حبوبات ، ارتقاء می بخشند .


تحقیق در مورد سیستم های متنوع کاشت ، اهمیت تنوع در محیط کشاورزی رت کم جلوه می دهد . تنوع به چند دلیل در اکوسیستم های کشاورزی حائز اهمیت است :

1 – با افزایش تنوع ، فرصت های همزیستی و تعامل سودمند میان گونه هایی که می توانند بقای اکوسیستم کشاورزی را افزایش دهند نیز افزایش می یابد .

2 – تنوع بیشتر ، اغلب باعث کارایی منابع موجود در اکوسیستم کشاورزی و استفده بهینه از آنها می گردد .

3 – سطح سیستم با ایمنی محل سکونت گونه ها ، تطبیق بهتری یافته ، نیاز های گونه های مختلف محصول را بر طرف ساخته ، مکان ها را متنوع کرده و محل زندگی گونه ها مشترک شده و منابع از هم جدا شده اند

4 – اکوسیستم هایی که در آنها گونه های گیاهی در هم می آمیزند ، در برابر گیاهخواران مقاومت مشترک و بهتری دارند . چون در سیستمهای متفاوت و متنوع ، فراوانی و تنوع دشمنان طبیعی حشرات آفتی که جمعیت گونه های گیاهخوار را کنترل می کنند نیز بیشتر است .

5 – مجموعه گیاهان متنوع ، انواع گونه های دیگری را بین سیستم کاشت که ارگانیزم های غیر محصولی آن را اشغال می کنند ، خلق می نمایند . مثل حیوانات شکارچی مفید ، انگلها ، پرندگان و حشراتی که گرده افشانی می کنند ، جانوران خاک زی و حیوانات وحشی که کل سیستم به آن ها نیاز دارد.

6 – تنوع در زمین های کشاورزی به حفظ تنوع زیست محیطی اکوسیستم های طبیعی اطراف کمک می کند .

7 – تنوع خاک ، منافع اکولوژیکی گوناگونی همچون بازیافت مواد مغذی ، سم زدایی مواد شیمیایی مضر و تنظیم رشد گیاه دارد .

8 – تنوع ، کشاورزان را کمتر با ریسک مواجه می سازد . مخصوصا در مناطق حاشیه ای که شرایط محیطی غیر قابل پیش بینی دارند . در این شرایط اگر یک محصول خوب نباشد ، محصول دیگر حتما آنرا جبران می کند .

اکولوژی کشاورزی و طراحی اکوسیستم های کشاورزی پایدار :

بیشتر افراد کشاورز در ارتقاء هدف کشاورزی در خلق فرمی از کشاورزی که باروری را در طولانی مدت حفظ می کند ، شرکت داشتند . این هدف از طریق موارد زیر حاصل می شود :

1 – بهینه سازی استفاده از منابع محلی موجود با ترکیب اجزاء متفاوت سیستم کشاورزی ، مثل گیاهان ، حیوانات ، آب ، خاک ، آب و هوا و مردم ، به طوری که هر کدام از این موارد همدیگر را کامل کرده وبیشترین اثر مطلوب و ممکنه را دارند .

2 – کاهش استفاده از ورودی های تجدید ناپذیر خارج از زمین کشاورزی که به احتمال زیاد محیط یا زمین کشاورزی را تخریب کرده و به سلامت کشاورزان و مصرف کنندگان آسیب می رسانند . مورد دیگر استفاده بیشتر از ورودی های باقی مانده است تا هزینه های متغییر به حداقا برسد .

3 – تکیه بر منابع موجود در اکوسیستم کشاورزی ، به این ترتیب که به جای نهاده های خارجی یعنی به جای ورود مواد اولیه از خارج از زمین کشاورزی ، به بازیافت مواد مغذی ، حفظ بهتر زمین و استفاده از منابع محلی بپردازیم .

4 – افزایش هماهنگی بین الگوهای کاشت و پتانسیل تولید و محدودیت های محیطی آب و هوایی و زمین ، برای اطمینان از حصول و حفظ طولانب مدت سطوح جاری تولید .

5 - تلاش جهت ارزش نهادن و حفظ تنوع بیولوژیکی هم در محیط های اهلی و هم در محیط های وحشی و استفاده بهینه از پتانسیل ژنتیکی و بیولوژیکی گونه های مختلف حیوانی و گیاهی

6 – بهره گیری کامل از دانش و تجربه محلی از جمله روش های ابداعی و جدیدی است که هنوز دانشمندان کاملا آن ها را درک نکرده اند . اما کشاورزان آنها را پذیرفته اند .

اکولوژی کشاورزی دانش و روش لازم برای توسعه کشاورزی که از یک طرف برای محیط زیست خوب و سالم است و از طرف دیگر بهره وری بالایی دارد . و از لحاظ اجتماعی مناسب و از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه است ، را فراهم می آورد . با اعمال اصول اکولوژیکی کشاورزی ، هدف کشاورزی پایا در بهتر ساختن استفاده از منابع داخلی با به حداقل رساندن نهاده های خارجی و تولید منابع داخلی از طریق استراتژی متنوع سازی به راحتی حاصل می گردد . به این ترتیب بین اجزاء اصلی اکوسیستم کشاورزی یک نوع هماهنگی ایجاد می شود . هدف های طراحی اکولوژیک کشاورزی ، ادغام اجزاء فوق الذکر است . به طوری که کارایی کلی بیولوژیکی ، توسعه یابد . تنوع زیستی ، محافظت و بهره وری اکوسیستم کشاورزی و ظرفیت خود تنظیمی آن حفظ گردد . هدف ، طراحی اکوسیستم کشاورزی است که از ساختار و عملکرد اکوسیستم طبیعی تقلید می کند . یعنی سیستمی با تنوع گونه ای بالا و خاک فعال از لحاظ بیولوژیکی ، خاکی که کنترل آفات طبیعی ، بازیافت مواد مغذی و پوشش خود را افزایش داده و مانع از افت منابع غذایی گردد .

نتیجه گیری :

اکولوژی کشاورزی ، راهنمای هایی جهت توسعه اکوسیستم های کشاورزی متنوعی که از اثرات ادغام تنوع زیستی حیوانی و گیاهی سود می برند . چنین ادغامی ، تعاملات پیچیده را افزایش داده و عملکرد ها و پروسه های اکوسیستم ، مثل تنظیم بیوتیک ارگانیزم های مضر ، چرخه مواد غذایی و تولید انبوه در محیط زیست را بهبود می بخشد . و به اکوسیستم های کشاورزی این امکان را می دهد تا خود ، عملکرد خود را کنترل نمایند .

نتیجه نهایی طراحی اکولوژیک کشاورزی با حفظ اکولوژیکی و اقتصادی اکوسیستم کشاورزی به همراه سیستم های مدیریتی پیشنهاد شده ، مخصوصا هماهنگ با چهارچوب عملیاتی شرایط اقتصادی – اجتماعی و محیطی موجود و مبنای منابع محلی ، توسعه یافت . در یک استراتژی اکولوژیکی – کشاورزی ، اجزاء مدیریت به سوی روشن کردن موضوع حفظ و ارتقاع منابع کشاورزی محلی ، سوق می یابند . ( خاک ، جانوران اهلی مفید ، تنوع زیستس گیاه ، زرم پلاسم و غیره ) . این اجزاء بر روش توسعه ای تاکید دارند که مشارکت کشاورز ، استفاده از دانش سنتی و هماهنگی بخش های کشاورزی که با نیاز های محلی و شرایط بیوفیزیکی و اقتصادی – اجتماعی متناسب با شد را می طلبد .

جدول 1 : پروسه های اکولوژیکی جهت بهینه سازی اکوسیستم های کشاورزی :

1 – تقویت سیستم ایمنی ( عملکرد صحیح کنترل آفت طبیعی )

2 – کاهش مسمومیت از طریق حذف مواد شیمیایی کشاورزی

3 – بهینه سازی عمل متابولیک ( چرخه مواد غذایی و تجزیه مواد ارگانیکی )

4 - سیستم های تنظیم تعادل ( چرخه مواد غذایی ، تعادل آب ؛ جریان انرژی ، تنظیم جمعیت و ...)

5 – افزایش ، حفظ و تولید منابع آبی – خاکی و تنوع زیستی

6 - افزایش و حفظ تولید طولانی مدت

جدول 2 : مکانیزم های توسعه ایمنی اکوسیستم کشاورزی :

1 – افزایش تنوع ژنتیکی و گونه های گیاهی در زمان و مکان

2 – افزایش تنوع زیستی غعال ( دشمنان طبیعی ، رقبا و ....)

3 – افزایش مواد ارگانیک خاک و فعالیت بیولوژیکی

4 – افزایش پوشش خاکی و توانایی رقابتی گیاه

5 – حذف پسماند های سمی زمین

feedback
1391,02,01, ساعت : 02:54 بعد از ظهر
توسعه روستایی

مقدمه :يكي از مسائلي كه مي بايست امروزه دولتها و حكومتهاي دنيا بدان توجه نمايند بحث توسعة روستايي بخصوص در كشورهاي توسعه نیافته است . در اين كشورها به جهت عدم سياستگذاري و برنامه ريزي صحيح در ارتقاء سطح كيفي زندگي مردم اين مناطق، مهاجرت روستائيان به شهرها به طور قابل ملاحظه اي افزايش يافته است
و موجبات رشد شهر نشيني و بروز مسائل و ناهنجاريهاي رواني ، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي را فراهم آورده است . بررسي علل و عوامل مهاجرت روستائيان به شهرها كه موجبات ركود اقتصادي بخصوص در بخشهاي كشاورزي و دامداري را فراهم مي آورد و همچنين راهكارهاي رشد و توسعة روستايي ، نيازمند مطالعه و تحقيقات عميقي در اين زمينه مي باشد كه مي تواند حكومتها را در برنامه ريزي و سياستگذاري هاي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ياري نمايد .در اين مقال ضمن پرداختن به معضل مهاجرت ، راهكارهاي پيشنهادي جهت ارتقاء سطح زندگي روستايي و نقش زنان در اين راستا را مورد توجه قرار مي دهيم



ديدگاهها و نظريه هاي مهاجرت :
درخصوص مهاجرت روستائيان به شهرها و علل و عوامل آن مطالعات و تحقيقات زيادي از سوي محققان و موسسات و سازمانهاي بين المللي انجام گرفته است كه هر چند در جايگاه خود قابل توجه و ارزشمند مي باشند اما هيچ يك نتوانسته است به ارائه ديدگاه قابل قبول و جامعي در زمينة مهاجرت روستائيان به شهرها دست يابد . در اينجا به طور اختصار برخي از نظريه ها را طرح مي كنيم :
الف ـ ديدگاه نوسازي : در اين ديدگاه علت مهاجرت روستائيان به شهرها ، تسهيلات بالاتري مطرح شده است كه شهر در زمينه هاي آموزشي ، بهداشت ، اشتغال ، پايگاه اكتسابي و راههاي جديد براي تحرك اجتماعي خصوصاً براي زنان فراهم مي آورد .
ب ـ ديدگاه وابستگي : اين ديدگاه معتقد است كه علت مهاجرت روستائيان به شهرها ، توسعه وگسترش سرمايه داري است . توسعة سريع تكنولوژي در شهرها ، موجبات بهره گيري از مواد اوليه را فراهم آورده و باعث تمايل سرمايه گذاري خارجي در بخشهاي صنعتي مي گردد . تمركز فعاليتهاي صنعتي در شهرها ، عدم توسعة كشاورزي مبتني بر نيازها و نقش موسسات بانكي در تبديل پس اندازها به سرمايه و به جريان انداختن اين سرمايه ها در شهر ، موجبات تشديد اختلاف سطح درآمد روستا و شهر شده و ركود اقتصادي روستا و افزايش سريع جمعيت شهري و عامل اصلي مهاجرت روستائيان به شهر مي شود .
ج ـ ديدگاه صورت بندي اجتماعي : در اين ديدگاه ، فشار روستا بر مهاجرت ، عامل افزايش و رشد جمعيت شهر مطرح گرديده است نه جاذبة شهري . و مهاجرت به شهرها محصول فروپاشي ساختهاي روستايي عنوان شده است و نتيجة طبيعي آن اين است كه مهاجرت توسط نظام شهري مولد ، جذب نمي شود و در نتيجه تنها قسمتي از مهاجرين در نظام اجتماعي ادغام مي شوند . (1)
« از نظريه ها و الگوهاي ارائه شده توسط محققان و كارشناسان ، مي توان نتيجه گيري نمود كه :
1- روند و ماهيت مهاجرت روستائيان به شهرها در كشورهاي پیرامونی(توسعه نیافته) مشابهتي باروند و ماهيت مهاجرت روستائيان به شهرها در كشورهاي کانونی( توسعه یافته) ندارد .
2- مهاجرت روستائيان به شهرها در كشورهاي پیرامونی تحت تاثير سه عامل بنيادين زير صورت مي گيرد :
ـ عوامل دفع كنندة روستايي
ـ عوامل جذب كنندة شهري
ـ عوامل ويرانگر اقتصاد و نظام اجتماعي كشورهاي پیرامونی در نتيجة تسلط اقتصاد جهاني
3- گسترش روز افزون شهرها در كشورهاي پیرامونی به هيچ روي نمايانگر توسعه يافتگي و صنعتي شدن كشورهاي مزبور نيست .
4- مهاجرت روستائيان به شهرها در كشورهاي پیرامونی ، پيامدهاي جبران ناپذيري بر پيكر نظام اقتصادي ـ اجتماعي و برنامه هاي اقتصادي كشورهاي مزبور بر جاي گذاشته و مي گذارد. » (2)

feedback
1391,02,01, ساعت : 02:54 بعد از ظهر
علل و عوامل مهاجرت روستائيان به شهرها :
« به طور خلاصه ، علل و عوامل مهاجرت روستائيان به شهرها در ايران را ، مي توان در چهار طيف اصلي طبقه بندي كرد :
1- عوامل دافعة روستايي
2- عوامل جاذبة شهري
3- روند و ماهيت توسعة اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي سدة اخير
4- رويه ها و سياستهاي توسعه اي نادرست و ضعف در برنامه ريزي . » (3)
بيكاري پنهان ، محدود بودن زمينهاي كشاروزي ، عدم برخورداري از بهداشت ، آموزش و مشاغل معتبر, عدم امنيت اجتماعي ، اختلافات قومي و قبيله اي ، عدم برنامه ريزي صحيح دولت و عدم سرمايه گذاري در مناطق روستايي ، عدم برخورداري از فرصتها و سياستهاي ناعادلانة توزيع از جمله عوامل دافعة روستايي است كه منجر به مهاجرت روستائيان به شهرها مي گردد.
همچنين جاذبه هايي كه موجب جذب روستائيان به شهرها مي شوند عبارتند از : دسترسي به امكانات فرهنگي ، آموزشي ، بهداشتي و درماني و همچنين زمينه هاي مناسب اقتصادي ، تمركز سرمايه هاي خارجي در شهر ، وجود آزاديهاي نسبي ، عدم كنترل ها و محدوديتهاي روستا و تمركز صنايع تكنولوژي و دانش فني . (4)

پيامدهاي مهاجرت روستائيان به شهرها :
مهاجرت روستائيان به شهرها ، بخصوص در كشورهاي پيراموني ، علاوه بر آثار نامطلوب اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ، فشارهاي رواني زيادي بر روي مهاجران باقي مي گذارد . به جهت دور شدن از موطن خود و قرار گرفتن در محيطي تازه ، مهاجران با نوعي حالت بيگانگي و انزوا مواجه مي شوند كه اين امر مي تواند زمينه ساز بروز انحرافات و آسيبهاي اجتماعي باشد . در شهرها به جهت كاهش نظارت بر رفتار افراد ، بر خلاف روستاها كه محيطهاي محدودي هستند ، امكان بروز انحرافات و انواع بزهكاري فراهم گشته و فرد به جهت آن كه با ارزشهاي رايج در شهر بيگانه است ، در گرايش به انحرافات اجتماعي ، زمينة مساعد تري دارد . خصوصاً وجود بيكاري و فقر اين امر را دامن مي زند و اكثر مهاجران به علت عدم مهارت و تخصص كاري مجبور به كارهاي كاذب مانند دستفروشي شده و به اين ترتيب به افزايش بيكاريهاي پنهان كمك مي كنند . اين افراد اغلب در حاشية شهر مسكن مي گيرند و خود گونه اي خرده فرهنگ را بوجود مي آورند و به جهت اختلافات قومي و فرهنگي ، موجبات نزاع و اختلاف را با ديگر مهاجران ميسر مي سازند . از طرف ديگر مهاجرت روستائيان به شهرها كه بيشتر آنان را جوانان و مردان تشكيل مي دهند ، موجب خالي شدن روستاها از نيروي فعال و جوان شده و كاهش توليدات كشاورزي و دامي را در پي خواهد داشت . مهاجرت روستائيان و رفت و آمد آنان ميان شهر و روستا ، موجب انتقال فرهنگ شهري وصنعتي شدن خانواده هاي روستايي مي شود و ميل مهاجرت به شهر را در ساير افراد خانوادة روستائيان افزايش مي دهد . همچنين موجب بهم خوردن تعادل هرم سني در شهر و تعادل جنسي در روستا مي شود . به اين شكل كه نرخ زاد و ولد در روستا به جهت مهاجرت نسل جوان كاهش يافته و جمعيت شهر نشين ، علاوه بر فزوني گرفتن ، بخاطر پذيرش جوانان روستايي ، جوان مي شود و اين امر به دنبال خود علاوه بر افزايش هزينه هاي كنترل جمعيت شهري ، موجب افزايش هزينه هاي خدمات شهري بر اثر توسعة ناموزون شهري مي شود . (5)

feedback
1391,02,01, ساعت : 02:55 بعد از ظهر
راهكارهاي توسعة روستايي و نقش زنان در اين توسعه :
از آنجا كه كليه فعاليتهاي انسان براي تامين نيازمنديهايش انجام مي گيرد و مهاجرت روستائيان به شهرها نيز به جهت اميد به دستيابي زندگي بهتر و با كيفيت تر است ، لذا مي بايست دولتها و حكومتها در سياستگذاريهاي خود و برنامه ريزيها ، توجه خاصي به برنامه ريزي منطقه اي داشته باشند و اين امر ميسر نمي گردد مگر با شناخت عناصر اقليمي ، جمعيتي ، فرهنگي ، اقتصادي و سياسي هر منطقه و همچنين نوع ارتباط اين عناصر با عناصر خارج از منطقه و بيروني . چنين مطالعه و شناختي موجبات برنامه ريزي هر چه بهتر و منطبق با نيازهاي منطقه را فراهم كرده و از هدر رفتن سرمايه گذاريهاي انجام شده جلوگيري مي كند .
اگر امكانات آموزش ، بهداشت ، اشتغال ، درمان و ... در روستا فراهم گردد و ارتقاء سطح كيفي زندگي روستايي همانند شهر مورد توجه قرار گيرد ، مهاجرت تعديل مي شود . از طرفي حمايت از توليدات كشاورزي و دامي روستائيان و همچنين صنايع محلي و جذب بازارهاي مناسب براي آن از طرف حكومتها مي تواند در دلبستگي روستائيان به زندگي روستايي مؤثر واقع شود .

زنان و نقش آنها در توسعة روستايي :
مي دانيم كه زنان روستايي قشري زحمتكش و فعالند كه در تمامي فعاليتهاي روزانه اعم از كشاروزي ، دامداري ، توليد لبنيات ، فرش ، گليم ، نخ ، حصير ، چادر ، هيزم ، پرورش ماكيان ، ظروف و صنايع دستي و ... همپاي مردان علاوه بر امور خانه داري ، همسرداري و بچه داري سهيم مي باشند و از اين بابت نصيبي منطبق با تلاش و فعاليت خود بدست نمي آورند . حمايت از زنان و آموزش آنان و همچنين مهارت سازي در آنان و توانمندي ساختن زنان بعنوان قشر تاثير گذار و انتقال دهندة فرهنگ و ارزشها ، امري است كه بايد در برنامه ريزيهاي تصميم گيران و سياستگذاران مورد توجه قرار گيرد .
ايجاد تشكلهاي محلي و سازمانهاي منطقه اي با حضور مؤثر زنان و با مشاركت اهالي روستا جهت حل و فصل مشكلات نيز از جمله موارد پر اهميت و تاثير گذاري است كه بايد در برنامه ريزيهاي منطقه اي لحاظ شود .
دسترسي روستائيان به آموزش در سطوح مختلف ، امكان برخورداري آنان از فرصتهاي شغلي مناسب و همچنين تجهيزات صنعتي ، فني ودرماني ، موجب خواهد شد كه شهرها از حالت تمركز و جذب سرمايه هاي داخلي و خارجي بيرون رفته و امكان توزيع عادلانة منابع و تسهيلات ميان شهر و روستا فراهم گردد و دولت به جاي تحمل هزينه هاي سنگين كنترل جمعيت شهر نشين ، اين هزينه ها را در جهت توسعة روستايي و حمايت از زنان روستايي كه آسيب بيشتري در مواجه با عدم امكانات مي بينند و نسبت به مردان از نرخ مهاجرت بسيار كمتري برخوردارند و مجبور به انطباق با شرايط موجود و استفاده از امكانات موجود مي باشند ، به مصرف برساند .
بايد مشكلات روستائيان را از منظر خود آنها ديد ، براي اين منظور حل مشكلات روستائيان و بخصوص زنان روستايي ، نيازمند مشاركت آنها در برنامه ريزيهاي منطقه اي است . مشاركت مردمي در برنامه ريزيهاي مربوط به خودشان ، ضمانت اجرايي طرح را بالابرده و از به هدر رفتن اعتبارات ، منابع و امكانات جلوگيري خواهد نمود.

feedback
1391,02,01, ساعت : 02:56 بعد از ظهر
به طور عمده می توان به سه گروه 1- مکانیکی 2- شیمیایی 3- بیولوزیکی تقسیم کرد.
بین کشاورزی سنتی و مدرن از لحاظ تکنولوژی شکاف است. کشاورزی سنتی رکود تکنولوژی را دارد.

دلایل رکود تکنولوژی :
1- عدم وجود تکنولوژی مناسب 2- عدم وجود آگاهی از روش های بهتر 3- عدم وجود انگیزه برای پذیرش تکنولوژی که این انگیزه به خاطر ریسک بالا باشد یا هزینه آن خیلی بالا باشد.
4-نارسایی های بازار
در کشور های پیشرفته نیروی کار کم است و سرمایه بالا است. اندازه زمین بزرگتر و سطح سواد کشاورز ها هم بالاتر است. اما در کشور های در حال توسعه عکس این است. تکنولوژی که در کشور های پیشرفته ایجاد شده است ،ممکن است انطباق کمی با کشاورزی سنتی داشته باشد. لذا در استفاده از تکنولوژی باید به دنبال تکنولوژی مناسب بود که لزوما تکنولوژی پیشرفته ای نیست.پس باید سعی کنیم تکنولوژی را بومی کنیم. که تکنولوژی بومی باید چند ویژگی داشته باشد.:
1- هزینه آن پایین باشد.
2- استفاده از آن ساده باشد.
3- قابلیت افزایش و جایگزینی هم داشته باشد.
در کشور های در حال توسعه به دلیل فاصله ای که بین مراکز ایجاد تکنولوژی و مزارع وجود دارد و به دلیل ضعف در ترویج و آموزش خیلی مواقع کشاورز از تکنولوژی جدید مطلع نمی شوند.
همچنین 2 عامل نیز مانع از ایجاد انگیزه می شود. 1- ریسک بالا ی پذیرش 2- هزینه های پذیرش.
ویژگی تکنولوژی جدید ریسک بالای آن است. زیرا تا کنون امتحان خود را پس نداده است و هزینه های ناشی از اشتباه احتمالی نیز بالاست. از طرفی کشاورز سنتی به دنبال حداکثر کردن سود نیست و به دنبال حداکثر کردن مطلوبیت از طریق کاهش ریسک است . در صورتی که در کشور های پیشرفته هدف ماکسیمم کردن سود است و لذا پذیرش تکنولوژی جدید هم راحت تر است.

feedback
1391,02,01, ساعت : 02:56 بعد از ظهر
كشاورزي پايدار به معناي استفاده از علوم بيولوژي، بالاترين ميزان و مناسب ترين روش توليددر كشاورزي است. در حالي كه در كشاورزي تجاري براي نيل به اهداف توليد كوتاه مدت از نهاده هاي كشاورزي به طور بي رويه استفاده مي شود. اين نهاده ها شامل كود، سم، زمين، آب و... است كه استفاده هاي بي رويه از هر كدام ناهنجاري هايي را به دنبال دارد. در حالي كه وزارت جهاد كشاورزي عزم جدي براي توليد ارگانيك و كاربرد حداقل سم و كود شيميايي را در محصولات كشاورزي دارد، اما آيا روند موجود در استفاده بيش از حد ظرفيت اراضي در كشت هاي دوم و 4/7 ميليارد متر مكعب بيلان منفي از 44 ميليارد متر مكعب آب در بخش زراعت و به عبارتي 19 درصد بيلان منفي حاكي از رويكرد بخش كشاورزي به توسعه پايدار است؟ به راستي وزارت جهاد كشاورزي مي تواند در يك نقد درون سازماني برآورد كند كه مسير گذر از كشاورزي تجاري به كشاورزي پايدار تاكنون به چه ميزان طي شده است؟
با افزايش روزافزون جمعيت و نيازهاي فراوان آن از جمله غذا، كشاورزي به روش هاي ابتدايي و سنتي با بازدهي كم، ديگر جوابگوي اين نيازها نيست. در طي سال هاي گذشته با قطع درختان جنگلي و از بين بردن مراتع، سطح زيركشت افزايش يافت و با استفاده از تكنولوژي هاي صنعتي و روش هاي نوين كشاورزي تا حدودي توانسته بر اين نيازها غلبه كند. به كارگيري روش هاي شيميايي و مكانيكي هر چند توانست كشاورزي را رونق دهد، ولي جاذبه هاي منافع كوتاه مدت كشاورزي تجاري به سيستم حساس و آسيب پذير خاك، اين اجازه را نداد كه بگويد: چه مدت مي توان از اين روش كشاورزي استفاده كرد.
در كشاورزي تجاري با استفاده بي رويه و نامتعادل از كودها و سموم كه تخريب خاك و از بين رفتن موجودات خاكزي را در پي داشت، توان توليد و حاصلخيزي خاك كاهش يافت و نتيجه اين روش كشاورزي، پايين آمدن كيفيت محصولات بود.
در اواخر دهه 60 ميلادي با پيدا شدن سموم در زنجيره هاي غذايي و تجمع عناصر در خاك و آب هاي زيرزميني، به تبع آن بروز بيماري هاي مختلف در انسان، آگاهي مردم از اثرات استفاده از اين مواد شيميايي در كشاورزي افزايش يافت. در دهه ي 70 ميلادي قيمت نفت افزايش يافت و به دنبال آن بهاي نهاده هاي اصلي كشاورزي زياد شد. اين امر بيشتر سبب شد كه مردم به فكر فرو روند و احساس كنند كه منابع طبيعي زمين محدود و جايگزين كردن آنها كاري بس دشوار است.
در سال هاي اخير براي نيل به حفظ حيات طبيعي، تنوع زيستي، پايداري منابع خاك و آب و حفظ محيط زيست، به كشاورزي از ديدگاه پايدار و ارگانيك نگاه شده است. كشاورزي پايدار براي حصول توليد در دراز مدت و سازگار با محيط، بر نهاده هاي كم انرژي و مقادير كم مواد شيميايي متكي است و در آن اثرات متقابل و فرايندهاي اكولوژيكي ضروري مي باشد كه نتيجه آن توليد محصول و غذاي سالم تر براي انسان است.

feedback
1391,02,01, ساعت : 02:57 بعد از ظهر
تفاوت كشاورزي پايدار با كشاورزي تجاري كه به صورت فشرده از نهاده هاي كشاورزي استفاده مي كنند، در اين است كه در كشاورزي پايدار بر ثبات عملكرد در طولاني مدت با حداقل تاثير بر محيط تاكيد مي شود، در حالي كه كشاورزي تجاري بر اهداف كوتاه مدت و حداكثر عملكرد متكي است. بايد به اين نكته توجه كرد كه كشاورزي پايدار به معني بازگشت به گذشته نيست، چرا كه با استفاده از علوم جديد بيولوژي به بالاترين ميزان و مناسب ترين روش توليد در كشاورزي رسيد. گر چه در بيشتر جوامع با قدرت و نفوذ سياسي شركت هاي توليدكننده مواد شيميايي و نفي اثرات ناهنجار استفاده از آنها در كشاورزي، در توسعه كشاورزي پايدار خللي ايجاد كرده است، ولي با پيگيري جوامع علمي و مردم در سياست دولت ها تغيير روشي مشاهده شده كه كنترل و حذف مصرف برخي از اين مواد شيميايي را در پي داشته است.
به علت ناهنجاري هاي به وجود آمده در سيستم كشاورزي تجاري و صنعتي، جنبش كشاورزي پايدار مبتني بر اكولوژي زنده خاك شكل گرفته است و حركت هاي جهاني نشان مي دهد كه اين جنبش در حال گسترش مي باشد و اين تغييرات در كشورهاي توسعه يافته بيشتر مشاهده مي گردد.
در كشاورزي پايدار دو اصل كليدي وجود دارد كه در آن استفاده از مواد شيميايي بخصوص آفت كش ها و كودها بايد به حداقل برسد و به مزرعه به صورت جامع نگريسته شود.
در حالت كلي يكي از منابع توليد محصولات كشاورزي خاك است و اكوسيستم خاك به طور طبيعي در جهت به حداقل رساندن حالت بي نظمي و جلوگيري از تغييرات شديد بلندمدت عمل مي كند و نتيجه ي آن حفظ ثبات درون زيستگاه است. بنابراين حفظ تعادل اكوسيستم خاك مستلزم مديريت عواملي است كه در جهت حمايت و تقويت جامعه زيستي خاك به كار رود.
امروزه رويكرد جهاني به كشاورزي مبتني بر ساختارهاي زنده خاك است. در اين نوع كشاورزي به كار بردن فرآورده هاي بيولوژيك كه با طبيعت اكوسيستم خاك هماهنگ است، در اولويت قرار دارد و خاك به عنوان يك اكوسيستم پويا و فعال در نظر گرفته مي شود كه مواد و انرژي در آن جريان دارد و موجودات خاكزي و گياهان از اجراي اصلي آن محسوب مي شوند. اين موجودات خاكزي از عوامل اصلي تنظيم كننده زنجيره هاي غذايي و چرخه هاي حياتي روابط مفيد بين اجراي آن مي باشند. دانشمندان علوم گياهي و كشاورزي توجه خود را بيشتر به خطرات مصرف بيش از حد كودها و آفت كش هاي شيميايي و مسايل حفاظت خاك و آب و حفاظت از محيط زيست صرف كرده اند و به طور كلي بايد گفت: كشاورزي پايدار بايد از نظر اكولوژيكي مناسب، از نظر اقتصادي توجيه پذير و از نظر اجتماعي مطلوب باشد. كشاورزي پايدار از اهدافي است كه بايد هر چه سريعتر به آن دست يافت و با استمرار آن نياز به مواد شيميايي گران و مخرب را كمتر كرد و با حفاظت از محيط زيست، موجودات و سلامتي جوامع زيستي از طريق برنامه ريزي دقيق، كشاورزي پايدار را حاصل نمود تا نسل هاي آينده بتوانند از شرايط مناسب محيطي برخوردار شوند و از نعمت هاي آن بهره جويند.

feedback
1391,02,01, ساعت : 02:57 بعد از ظهر
اثرات زيست محيطي تونلها

با توجه به اهميت روزافزون مباحث زيست محيطي و توجه بشر به محيط زندگي خود، پرداختن به اين مسائل در كليهي پروژه هاي توسعه و عمراني مورد توجه همگان قرار گرفته است. ارزيابي زيستمحيطي يك ابزار مهم در مديريت، تصميمگيري و برنامهريزي با توجه به ملاحظات زيستمحيطي در پروژههاي صنعتي و عمراني است. امروزه در بسياري از كشورهاي جهان بحث ارزيابي اثرات زيست محيطي(EIA) پروژه ها و طرحهاي مختلف مورد توجه زيادي واقع شده است. در اين بين تونل نيز دور از ديد قرار نگرفته و EIA در مورد تونلها(در مراحل ساخت و بهره برداري) انجام ميشود.

تا يك دههي پيش در ايران بحث ارزيابي زيست محيطي در مورد پروژه هاي توسعه جدي گرفته نشده بود اما طبق قوانين جديد سازمان حفاظت محيطزيست ارزيابي اثرات زيستمحيطي در مورد پروژه هاي بزرگ(مانند سدسازي و...) پيش از اجراي آنها الزامي شده است. تونلها با توجه به اهداف مختلفي كه دارند، مثل استخراج مواد معدني، ايجاد راههاي ارتباطي، سدهاي انحرافي، انتقال نفت،گاز يا كابل، ذخيرهي نفت، اهداف نظامي مانند پناهگاهها، ايستگاههاي مترو و... ، اثرات زيست محيطي متفاوتي خواهند داشت.
منبع مقالات کشاورزی ، مقالات باغبانی ، مقالات گیاهان داروئی مقالات زراعت مقالات ماشین های کشاورزی مقالات بیماریهای گیاهی مقالات حشره شناسی مقالات دامپروری و جدیدترین تحقیق های کشاورزی عکس های کشاورزی و... www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)

feedback
1391,02,01, ساعت : 02:58 بعد از ظهر
چكيده
امروزه با افزايش توليد كشاورزي به جهت رفع نيازمندي هاي رو به رشد جمعيت در حال گسترش ، نگراني در مورد آينده تامين غذا براي مردم مطرح گرديده است . آلودگي هاي آب ، خاك ، هوا و فرسايش خاك ، مقاومت آفات به سموم و گسترش كود شيميايي سبب گرديده تا به جهت حفظ منابع به گذشته و كشت هاي صنعتي برگرديم . زراعتي كه به هر صورت در عين پايين بودن بازده سلامتي آتي بشر را تضمين مي كند . در اين جا درصدد هستيم تا با اشاره به شيوه هايي نظير دام- مرتع ، جنگل زراعي ، مبارزه بيولوژيك و استفاده از گياهان تراريخته به جهت حفظ شرايط اكولوژيكي زمين گام هاي مثبتي را براي بهبود وضعيت كره خاكي برداريم .
از طرفي در بخش انتهايي درصدد هستيم تا نقش پايداري كشاورزي را در روستا ها كه بخش مولد جامعه بوده و بالاترين ارتباط را با زراعت دارند مطرح كرده و بررسي نماييم .
كلمات كليدي:
كشاورزي پايدار ، كشت سنتي ، دام – مرتع ، گياهان تراريختهمقدمه:
لغت پايدار برشرايط يكنواخت و با ثبات دلالت دارد . شرايط يكنواخت افق هاي دور دست را در بر مي گيرد . عدم شناخت و اطلاعات كافي و فقدان تفاهم در مورد منابع ، آب و هواي جهان و تنوع آن ، تكنولوژي آينده ، نقش مردم در كشاورزي و رابطه كشاورزي با محيط باعث شده است كه پيش گويي در رابطه با آينده كشاورزي مشكل باشد .
كشاورزي پايدار نوعي كشاورزي است كه در جهت منافع انسان بوده ، كارايي بيشتري در استفاده از منابع دارد و با محيط در توازن است . به عبارتي كشاورزي پايدار بايد از نظر اكولوژيكي مناسب ، از نظر اقتصادي توجيه پذير و از نظر اجتماعي مطلوب باشد .
كشاورزي ارگانيك
جنگل - زراعي
كشت توام درخت و محصولات زراعي است و در بسياري از نقاط دنيا هنوز متداول است . سيستم هاي جنگل - زراعي به خصوص در مناطق حاره مجدداً مورد توجه است . جنگل – زراعي از نظر اكولوژيكي و زراعي نسبت به ديگر سيستم هاي زراعي قابليت بيشتري دارد . در اين سيستم ، حركت باد و آب كاهش مي يابد و فرسايش خاك به حداقل رسيده ، درختان با كاهش درجه حرارت شرايط ميكرو كليما را تعديل كرده هوا را گرفته و آن را مجدداً در خاك توزيع مي كنند .
تلفيق دام و گياه
در سيستم هاي زراعي ، برخوردار از شكلي دامداري هستند . در مناطق خشك ، دامداري به صورت سيستم هاي شباني است . طي 50-40 سال گذشته ، در مزارع وسيع كه نهاده هاي زيادي در آن ها مصرف مي شود دامداري از زراعت جدا شده است . مردم چين انواعي از سيستم هاي زراعي همراه با دام را ابداع كرده اند كه گياه و دام در اين سيستم ها در ارتباط با زنجيره ريزه خواري فرار مي گيرد . در اين سيستم ها برنج محصول زراعي اصلي است . زماني كه دانه برداشت مي شود، كاه و كلش همراه با كود دامي در يك دستگاه هضم كننده بيو گاز به صورت كمپوست در آمده و متان حاصله از اين فرايند براي پخت و پز و روشنايي استفاده مي شود . لجن و لاي حاصل از دستگاه هضم كننده نيز براي توليد قارج خوراكي استفاده مي شود . بعد از اين كه قارچ برداشت شد ، بقاياي ماده آلي هم به عنوان كود به مزارع برنج برگردانده مي شود ، اين سيستم از نظر مصرف انرژي و چرخش عناصر غذايي بي نهايت كارآمد است .
مالچ
پوشاندن زمين با كمك بقاياي گياهي ، پلاستيك و يا شن و … جهت جلوگيري از رشد گياه در اطراف محصول اصلي نظير ريل راه آهن .
مالچ زنده : كشت مخلوط يك گياه كم رشد پوشش است كه به مالچ زنده مرسوم بوده و قادر است علف هاي هرز يك گياه زراعي يك ساله تابستانه نظير سويا يا ذرت را كنترل كند
كنترل علف هاي هرز
روش هاي كنترل علف هاي هرز شامل كاربرد ارقام قابل رقابت و يا اللوپاتيك و يا هر دو ، استفاده از بقاياي گياهان اللوپاتيك به صورت مالچ و نيز سيستم هاي كشت مخلوط مي باشند و بدين ترتيب توان رقابتي گياه زراعتي بالا رفته و يا براي مدت طولاني در فصل رشد گسترش مي يابد .
الف-گياهان رقيب
در ارزيابي 25 گياه زراعي كه بر پايه درصد كاهش عملكرد آن ها توسط علف هاي هرز به عمل آمد ، گندم در صدر ، سويا چهارم ، ذرت هفتم و پياز در انتهاي جدول قرار گرفته اند . اختلافات موجود در ميان گياهان زراعي در طبقه بندي فوق عمدتاَ به آهنگ و ميزان رشد جامعه گياهي ، فواصل خطوط كشت و احتمالاً چرخه زندگي آن ها بستگي دارد .
ب-گياهان اللوپاتيك
تفاوت ميان گياهان زراعي در رقابت با علف هاي هرز ممكن است به توليد مواد بازدارنده اللوپاتيك توسط ريشه ها و اجزاي هوايي زنده آن ها مربوط باشد . ارقامي كه مواد اللوپاتيك بيشتر توليد كنند بهتر مي توانند با علف هاي هرز رقابت كنند . بنابراين انتخاب يك رقم رقابت كننده و يا اللوپاتيك مي تواند كنترل علف هاي هرز را بهبود بخشيده و در نتيجه كاربرد علف كش يا شخم كمتري را امكان پذير كند .
كنترل بيولوژيك
با كمك بسياري از حشرات علف خوار و يا حشره هايي كه پارازيت ديگر حشراتند مي توان با بسياري از آفات به طور طبيعي مقابله كرد نظير حشراتي زنبور تريكوگراما كه در شمال كاربردش موفق آميز بوده است .
امروزه بحث استفاده از گياهان تراريخته كه مقاوم به حمله حشرات هستند و يا خاصيت اللوپاتيكي زا به آنها القا كرده اند مطرح شده است . اين محصولات با كمك انتقال ژنوم مقاوم به يك بيماري يا آفت از طريق يك پلازميد و يا ويروس تك ياخته اي اوليه گياهي مقاوم به آفت را ايجاد كرده اند . و لذا نياز كمتري را به كاربرد سموم است . از طرفي در عين افزايش پاكيزگي محيطي گروهي مخالف آن بوده و علت را هم در اين مي دانند كه از تلقيح بين گياهان تراريخته و علف هاي هرز هم خانواده ممكن است كه گياهان علف هرزي با خاصيت غير عادي پديد آيند به عبارتي با يك ابر علف هرز روبرو شويم كه در آن صورت روش هاي معمول جهت نابودي آنها ممكن نخواهد بود . امروزه بيشتر به دنبال راه هايي از طريق اصلاح نباتات هستند تا با روش هاي شبه طبيعي در طي فرايند تلقيح بين گياهان و جد اوليه آن ها كه توان توليدي پاييني داشته ولي مقاوم به آفت هستند گياهاني با قابليت تحمل پذيري بالاتري را پديد آورند كه حتي الامكان به محيط بهداشتي اطرافمان ضربه وارد نكند . از طرفي بحث سلامتي كشاورزان كه به علت تماس با حشره كش ها به خطر مي افتد مطرح شده است و لذا توجه به آن ضروري مي نمايد . با توجه به اين موضوع در سطح بين المللي تحقيقات زيادي در اين زمينه صورت گرفت و در نهايت بالاخره در سال 1995 توليد محصولات تراريخته به حد تجاري رسيد . رغبت به كاشت اين محصولات به حدي بود كه طي چند سال ميزان ارزش تجاري مصرف بذور از 1 ميليون دلار در سال 1995 به بيش از چهار ميليارد دلاردرسال 2002 رسيد.
از طرفي در امريكا EPA(سازمان حفاظت از محيط زيست) مجوز استفاده از اين محصولات را صادر كرد . 5 گياه زراعي عمده كه ارزش صادرات سالانه اي بيش از 75 ميليون دلار داشته اند ، عبارتند از : ذرت ، گياهان علوفه اي ، سيب زميني ، چغندر قند و گندم . در اين بين سهم كشورهاي در حال توسعه در كشت گياهان تراريخته افزايش يافته و از 14 درصد در سال 1997 به 30 درصد در سال 2003 رسيده است . به عبارتي در حدود يك سوم سطح زير كشت اين گونه محصولات به كشورهاي در حال توسعه اختصاص يافته است .
كشور ما ايران نيز با توجه به رشد روز افزون اين محصولات در سطح بين المللي كار بر روي اين گونه محصولات را آغاز كرد و در نهايت اولين نوع از اين محصولات تحت نام برنج Bt و به نامهاي آمل 1، آمل 2 و آمل 3 توليد شد ولي با مخالفت سازمان محيط زيست روبرو شد . مخالفين اين گونه محصولات معتقدند كه گياهان تراريخته داراي صفات دايمي نبوده و از طرفي در شرايط زيست محيطي ممكن است به آفات مقاوم شوند .
در پروتكل ايمني زيستي كارتاهنا نيز تاكيد زيادي بر انجام ارزيابي و مديريت مخاطرات احتمالي شده است. دو ماده اين پروتكل يعني مواد ۱۵ و ۱۶ مربوط به ارزيابي و مديريت مخاطرات هستند. در ماده ۱۵ اصول انجام ارزيابي مخاطرات آمده است. اين ماده بيان مي دارد كه ارزيابي مخاطرات بايد براساس آخرين اطلاعات علمي موثق به منظور تشخيص و بررسي اثرات احتمالي زيان آور موجودات زنده تغيير ژنتيكي يافته بر تنوع زيستي، با در نظر گرفتن سلامتي بشر انجام شود.
در ارزيابي مخاطرات لازم است كه خواص ارگانيسم و محيطي كه ارگانسيم به آن ارائه مي شود، مورد توجه قرار گيرد. همچنين اثرات احتمالي حاصل از بقاي بيش از حد يك ارگانيسم يا صفت ژنتيكي تغيير يافته در محيط نيز بايد ارزيابي شود. ماده ۱۶ پروتكل ايمني زيستي كارتاهنا درباره مديريت مخاطرات بيان مي دارد كه تمام كشور هاي عضو بايد سيستم لازم و مناسب براى نظارت، مديريت و كنترل خطرات احتمالي مشخص شده در نتيجه ارزيابي مخاطرات را ايجاد كنند
زراعت همگام با پايداري
چند كشتي
به معني استفاده از يك مزرعه براي توليد دو يا چند محصول در يك سال است . اعتقاد بر اين است كه ردش چند كشتي از قديمي ترين روش هاي كشت و كار رايج در مناطق حاره است . استفاده از بقولات جنبه مهمي در بسياري از سيستم هاي كشاورزي كشت مخلوط و خصوصاً جهت توسعه سيستم هاي كشاورزي پايدار مي باشد . ازت تثبيت شده بوسيله بقولات مي تواند به وسيله ديگر گياهان زراعي در سيستم هاي كشت مخلوط استفاده شود .
شخم
قديمي ترين عمليات شخم احتمالاً در دوره نئوليتيك صورت گرفته است . در اين هنگام كرت هاي كوچكي تهيه مي شد و پس از پاكسازي آن به وسيله آتش با وسايل ابتدايي كه احتمالاً گاوآهن فعلي از آن تكامل يافته است شخم زده مي شد . در اوايل قرن بيستم به نقش حقيقي شخم كه تهويه خاك ، بهبود قابليت دسترسي عناصر غذايي ، نفوذ بيشتر ريشه ها ، كنترل علف هاي هرز شكستن لايه هاي فشرده خاك و غيره مي باشد پي برده شد . هنگام شخم بخش زيادي از رطوبت از بين مي رود و لذا به تدريج توصيه به عدم كاربرد شخم تا حد ممكن مي گردد
الف-شخم حداقل
نوعي سيستم كاشت است كه در ان حداقل %30 بقاياي گياهان زراعي در سطح خاك نگهداري مي شود سيستم هاي شخم حفاظتي ، هزينه مزرعه را كاهش داده ، رواناب و فرسايش را به حداقل مي رساند و باعث حفظ رطوبت خاك مي گردد . عمليات شخم حداقل ، اثرات مهم اكولوژيكي ، زراعي و اقتصادي در سيستم هاي كشاورزي پايدار دارد . در اكوسيستم هاي زراعي شخم حداقل باعث افزايش ثبات سيستم خاك و كارايي چرخه عناصر غذايي مي شود . در اين روش از سطح به عمق خاك پوسيدگي مواد آلي متغير است ، بدين ترتيب كه پس از شخم در سطح خاك بقاياي تازه و به تدريج كه به عمق مي رويم مواد كاملاً پوسيده مشاهده مي شود . در اكوسيستم هاي زراعي بدون شخم ، مواد آلي و عناصر غذايي بيش از سيستم هاي همراه با شخم حفظ مي شود . شواهد حاكي از آن است كه در سيستم هاي بدون شخم بيشتر قارچ ها عمل تجزيه را انجام مي دهند ، در حاليكه در شخم معمولي ، اين عمل بيشتر توسط باكتري ها صورت مي گيرد .

ب-شخم صفر
نوعي سيستم كه توصيه مي شود كه استفاده از شخم به صفر برسد . جهت مبارزه با آفات نيز توصيه مي گردد به جاي شخم زدن از سموم شيميايي استفاده گردد . هر چند كه اين روش به علت كاهش شديد عملكرد چندان مورد استقبال قرار نگرفته است .
تناوب
اصول سنتي كه تناوب بر آن حاكم است .
الف-كاشت متناوب گياهاني كه داراي توانايي هاي متفاوت از نظر جذب عناصر غذايي از خاك بوده و يا داراي سيستم ريشه دهي مختلف مي باشد .
ب-كاشت متناوب گياهان حساس به برخي از بيماري ها با آن هايي كه مقاوم نسبت به اين بيماري ها هستند
ج-توالي برنامه ريزي شده اي از كاشت گياهان كه هر گونه اثرات مثبت و منفي يك گياه بر گياهي كه بعد از آن كشت مي گردد به حساب آورده شده باشد .
د-كاشت متوالي گياهاني كه از نظر كارگر و آب و غيره داراي نيازهاي متفاوتي باشند .
ه-كاشت متوالي گياهاني كه ذخيره مواد غذايي خاك را تخليه مي كنند با آن هايي كه در تامين مواد غذايي خاك سهيمند .
از نظر پايداري تناوب داراي خصوصيات زير است :
1-حاصلخيزي خاك در زماني كه كودهاي شيميايي هنوز وجود نداشتند تثبيت ازت و مصرف كودهاي دامي تنها راه حاصلخيزي خاك بود . در زمان حاضر كه كودهاي شيميايي فراوان و ارزان هستند و بر عكس مخارج كاشت و نگهداري گياهان بقولات به عنوان كود سبز به شدت افزايش يافته است مصرف زياد كود ها باعث افزايش مقدار بقاياي گياهي كه مي توان آن ها را زير خاك كرد مي شود .
2-جلوگيري از تجمع بيماري هاي خاك زي ، آفات و علف هاي هرز . سبب نياز به مصرف كمتر سموم مي شود .
3-كنترل فرسايش خاك:كه زراعت با مالچ كلش ناشي از محصول قبلي و يا كاشت گياهاني كه نياز به شخم را كمتر مي كند نظير يونجه مفيد است
نقش كشاورزي پايدار در مناطق روستايي
امروزه اكولوژي مناظر طبيعي به عنوان زمينه مطالعاتي رو به گسترش است . اكولوژي مناظر طبيعي عبارت است از حفظ و توسعه ناهمگني هاي خاص مكاني در مقياس منطقه اي يا جهاني . اكولوژي مناظر طبيعي شامل موارد زير است :
1-اثرات متقابل مكاني و زماني در بين زيستگاه ها از طريق تبادل موجودات زنده و مواد
2-اثر ناهمگني بر فرايند هاي زيستي و غير زيستي
3-مديريت ناهمگني
نقش بالقوه كشاورزي در مناطق روستايي تنها زماني مشخص مي شود كه سيستم هاي طبيعي و كشاورزي با هم مقايسه مي شوند . اكوسيستم هاي طبيعي سيستم هايي هستند كه انرژي سوبسيدي دريافت نمي كنند و انرژي لازم را از خورشيد مي گيرند . اين سيستم ها از اجزاي زنده و غير زنده تشكيل شده است و به نحوي منظم بر يكديگر اثر متقابل دارند . اكوسيستم هاي كشاورزي نيز با انرژي خورشيدي به حركت در مي آيند اما به وسيله انرژي و عناصر غذايي از خارج سوبسيد مي شوند . اكوسيستم هاي كشاورزي تحت تاثير آفت كش هاي شيميايي ، تكنولوژي ماشين آلات ، واريته هاي اصلاح شده و خصوصيات اجتماعي – اقتصادي قرار دارند . در نتيجه ظرفيت اين سيستم ها براي فيدبك و تنظيم طبيعي شديداً كاهش يافته است . احتمالاً سيستم هاي كشاورزي را نمي توان بدون حداكثر استفاده از فيدبكها و فرايندهاي تنظيم طبيعي به صورت اكوسيستم هاي پايدار درآمد .
امروزه مديريت اكوسيستم هاي كشاورزي در دو جهت سوق داده شده است . جهت اول شامل سيستم هاي كشاورزي بزرگ است كه انرژي سوبسيدي زيادي دريافت مي كنند و در آن ها فرآيندهاي طبيعي ناديده انگاشته شده اند . در اين سيستم ها از آفات كش ها براي كنترل علف هاي هرز و حشرات و از كود ها براي حفظ حاصلخيزي خاك و از سوختهاي فسيلي براي تامين انرژي استفاده مي شود . اين عمليات باعث كاهش تنوع زيستي و ناهمگني مناظر طبيعي مي شوند . كشاورزي متداول از اين گونه است .
جهت دوم مديريت معطوف به استقرار سيستم هاي كشاورزي كوچك تر است كه انرژي سوبسيدي كمتري دريافت مي كنند و فرايندهاي طبيعي را با مديريت تلفيق كنند . اين سيستم ها طوري طراحي مي شوند كه نهاده هاي زايد را كاهش دهند ، خروج عناصر غذايي از سيستم را به حداقل برسانند و تنوع زيستي و جنبه هاي طبيعي را افزايش دهند . اين سيستم مديريت را اغلب كشاورزي پايدار مي نامند .
نتيجه گيري
چند كشتي ، شخم حداقل ، جنگل زراعي و تلفيق زراعت با دامداري همگي پتانسيل توليد را حفظ مي كنند . اغلب اين عمليات سابقه تاريخي دارند و بعضي از آنها سابقه تاريخي خيلي دور دارند و در برخي ديگر بسيار قديمي اند . كشاورزي پايدار بايد از نظر اكولوژيكي مناسب ، از نظر اقتصادي توجيه پذير و از نظر اجتماعي مطلوب باشد . در كشاورزي پايدار دو اصل كليدي وجود دارد كه در آن استفاده از كودهاي شيميايي به خصوص آفت كش ها و كودها بايد به حداقل برسد و مزرعه به صورت جامع نگريسته شود . بعضي از متخصصين كه بر جنبه هاي اكولوژيكي سيستم زراعي تاكيد مي كنند آن را كشاورزي ارگانيك ، بيولوژيك ، اكولوژيك ، طبيعي و يا جايگزين مي نامند .
كشاورزي پايدار يك فرايند بيولوژيكي است و سعي در تقليد كردن از خصوصيات كليدي يك اكوسيستم طبيعي دارد ولي عملكرد حداكثر از اهداف آن است . كشاورزي پايدار باعث پيچيدگي اكوسيستم زراعي مي شود ، كارايي چرخش عناصر غذايي در اين نوع كشاورزي افزايش مي يابد و از خورشيد به عنوان منبع اصلي انرژي براي به حركت درآوردن سيستم بهره برداري مطلدب مي شود .
مراجع به كار رفته
1-كوچكي ، عوض – محمد حسيني – ابوالحسن هاشمي – كشاورزي پايدار – انتشارات جهاد دانشگاهي
2-عليزاده ، امين – عوض كوچكي- اصول زراعت در مناطق خشك – انتشارات آستان قدس رضوي
3-كوچكي ، مجيد – مهدي نصيري محلاتي – اكولوژي گياهان زراعي – جهاد دانشگاهي مشهد
4-كوپاهي ، مجيد – توسعه كشاورزي – تحقيق آموزش و ترويج كشاورزي
5-خواجه پور ، محمد رضا – اصول و مباني زراعت – انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد
6-ان پرتي، جولز – بازآفريني كشاورزي – انتشارات روستا و توسعه
7- روزنامه شرق - يكشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۸۴ - ۲۳ صفر ۱۴۲۶ - ۳ آوريل ۲۰۰۵

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:43 بعد از ظهر
اثر کودهاي آلي و شيميايي روي نماتود Meloidogyne javanica در خيار :

کودهاي آلي، شامل کودهاي نپوسيده دامي، مرغي، کود سبز، کمپوست، کودهاي شيميايي (NPK) بطور جداگانه و در تلفيق با کودهاي آلي در کنترل نماتودهاي ريشه گرهي گونه ي غالب، Meloidogyne javanica روي خيار رقم P.S نشان داد که تلفيق کود مرغي و شيميايي (NPK) از موثرترين تيمارها در کاهش تعداد تخم و نوزاد نماتود در خاک و ريشه بوده است. همچنين کاهش جمعيت تعدادي از نماتودهاي انگلي ديگر و نيز ازدياد جمعيت نماتودهاي آزادزي نسبت به شاهد شده و بيشترين ميزان رشد و نمو گياه نيز در اين تيمار بود. تيمارهاي کود مرغي، تلفيق کودهاي حيواني و سبز با کودهاي شيميايي، کود حيواني، کودهاي سبز و کمپوست بترتيب در رده هاي بعدي قرار گرفتند. ساير تيمارها شامل کودهاي شيميايي NPK نيز اثرات اندکي در کاهش تعداد تخم و نوزاد نماتود M. javanica نسبت به شاهد داشتند .


خاکهای مناسب پرورش و نیاز غذایی بوته چای :

چای گیاهی دائمی با محصولی برگی و اسیدی پسند است و در PHحدود 5/5-5/4 رشد بهتری دارد. چون چای نیاز فراوانی به AlوMn دارد لذا در خاکهای اسیدی بهتر رشد میکند. چای خاکهای سبک و سرشار از مواد آلی را ترجیح می دهد و به رطوبت خاک نیاز فراوان دارد و در عین حال نفوذپذیری خاک و زهکشی مناسب حائز اهمیت است. در خاکهای زیر کشت چای سطح آب زیر زمینی باید پایینتر از cm90 باشد و چنانچه بارندگی زیاد و خاک خیلی سنگین باشد محدودیت کشت پیش می آید. بافت ایده آل برای پرورش چای لوم شنی تا لوم می باشد .

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:43 بعد از ظهر
عناصر غذایی اصلی : { ازت ، فسفر ، پتاسیم }

ازت: یکی از مهمترین عناصر تشکیل دهنده کلروفیل، اسیدهای آمینه، پروتئین ها، پرتوپلاسم، هورمونها و ویتامین ها می باشد. محصول برداشت شده چای حدود 4الی5 درصد ازت براساس ماده خشک را شامل می شود. هنگامی که مقدار ازت موجود در برگها کمتر از 3 د رصد در ماده خشک چای باشد، علائم کمبود ظاهر می شود و این کمبود رشد همه جانبه گیاه را تحت تاثیر قرار می دهد. ونتیجه آن کوتاه شدن دوره رشد سریع، زردی عمومی برگها، کوچکتر و کوتاه شدن میان گره ها و در کل بد شکل شدن بوته ها ی چای و خزان عمومی گیاه می باشد. با توجه به مقدار مواد آلی و هوموس خاکهای چای و برای رفع کمبود ازت باغهای چای استعمال کودهای ازتی ضروری می باشد. گیاهان چای قادر به استفاده از هر دو یون نیترات و آمونیوم ( NH4+) می باشند ولی یون آمونیوم را ترجیح می دهند. در خاکهایی با PH 5الی 6 سولفات آمونیوم (SOA) بهترین منبع ازت در مقایسه با نیترات آمونیوم و اوره برای چای می باشد زیرا سولفات آمونیوم نه تنها آمونیوم و سولفات را برای تغذیه چای فراهم می سازد بلکه مواد غذایی را نیز از ذخایر خاک آزاد می سازد. نیترات آمونیوم که هم محتوی ازت آمونیوم و هم ازت نیترات می باشد بهترین منبع ازت برای مصرف زمستانه مزارع چای در صورت رعایت تقسیط تشخیص داده شده است. اوره ارزانترین منبع ازت بوده و قسمت بیشتر ازت سالانه در شرایط رطوبی به صورت آمونیوم و نیترات در اختیار گیاه قرار داده می شود. استعمال اوره در هوای سرد و یا در ارتفاعات زیاد، سبب تولید علایم مسمومیت بواسطه تجمع نیتریت می شود که در اثر نیتریفیکاسیون کند بوجود می آید. برای راندمان بهتر ، توصیه می شود که از کل ازت مصرفی، حدود 20 درصد به شکل سولفات آمونیوم برای استعمال در اوایل بهار ، 65 درصد به شکل اوره برای استفاده بین ماههای اردیبهشت تا مهر برای اجتناب از آبشویی و 15 درصد باقیمانده به شکل نیترات آمونیوم برای استفاده در اوایل زمستان در نظر گرفته شود.

فسفر: یکی از عناصر ضروری که در خاکهای اسیدی با محدودیت جذب توسط گیاه مواجه میشود و نقش مهمی در تشکیل چوب و ریشه های جدید و تشکیل ATP ایفا می کند. فسفر برای تقسیم سلولی و رشد ضروری بوده و بدون فسفر کافی، محصول چای به سطح عملکرد اقتصادی نمی رسد. به طور متوسط مقدار فسفر در شاخسارههای تازه چای حدود 18/. درصد تا 34/0 درصد ماده خشک می باشد و مقدار فسفر کمتر از 18/0 درصد برای چای حد بحرانی (کمبود) میباشد.

کمبود فسفر با تیره تر شدن برگهای بالغ پایینی بوته و از بین رفتن شفافیت برگها مشخص میشود. بر اثر کمبود فسفر ساقه ها باریک، میان گره ها کوتاهتر و تشکیل ریشه ها کاهش می یابد. کمبود این عنصر منجر به کاهش برگهای بوته و حتی مرگ سر شاخه ها می شود. در مناطق چای خیز توصیه می شود فسفر در عمق 15-25 سانتی متری خاک در حفره هایی که با دیلم در کنار بوته های چای ایجاد می شود قرار داده شود. برای رفع نیاز فسفر باغهای چای، استعمال خاکی فسفر بهتر است هر دو سال یکبار انجام شود .

پتاسیم : بعد از ازت مهمترین ماده غذایی برای بوته چای می باشد. پتاسیم نقش مهمی را در نگهداری آب، تقسیم سلولی، رشد بوته چای و تشکیل ساختارهای دیواره و اسکلت گیاهان جوان بازی می کند. اهمیت پتاسیم در شرایطی که درجه حرارت پایین و فصل خشک طولانی باشد بیشتر محسوس و قابل توجه است. چای خشک به طور متوسط دارای 5/1 تا 2 درصد پتاسیم خشک می باشد. در مراحل اولیه کمبود پتاسیم، کاهش تدریجی در محصول مشاهده می شود. در مراحل پیشرفته تر، علایم به شرح ذیل مشهود است:

الف) نکروز حاشیه ای در برگهای بالغ ،

ب)خزان بی موقع و باقیماندن برگهای جوان در نوک شاخساره ،

ج)رشد چوب و سر شاخه های باریک و

د) سرانجام مرگ بوتهها

در اکثر باغهای قدیمی خزان، تضعیف برگها و افزایش رنگ قرمز بوته ها بیشتر از علایم دیگر مشاهده می شود که عامل اصلی آن کمبود پتاسیم تشخیص داده شده است. تقسیط کودهای پتاسه به طور معنی داری عملکرد بوته چای را بالا می برد- مصرف پتاسیم عملکرد چای سیاه را 16-5 درصد افزایش می دهد و بعلت افزایش مقدار پلی فنلها در چای سیاه کیفیت آن را بهبود می بخشد. از کودهای پتاسه، سولفات پتاسیم در افزایش رشد رویشی مزرعه چای موثرتر است.

عناصر غذایی ثانوی: { کلسیم ، منیزیم ، گوگرد }

کلسیم : در اقتصاد آب گیاه، سنتز پروتئین ها، خنثی کردن اسیدهای داخل گیاه، توسعه مناسب ریشهها، جذب ازت و رشد مریستمهای انتهایی موثر می باشد. مقدار متوسط ونرمال کلسیم موجود در شاخساره های تازه حدود 3/0 -9/0 درصد ماده خشک گزارش شده است .

کمبود کلسیم بوسیله برگهای پیر شکننده و با برگهای جوان پوشیده از نواحی رنگ پریده در کنارههای پهنک که بعدا" به رنگ قهوه ای تیره در می آید مشخص می شود. از سوی دیگر زیادی کلسیم در خاکها از سرعت رشد می کاهد. در اثر کمبود کلسیم برگهای جوان زرد شده و به طرف داخل لوله می شوند و نوک و حاشیه برگها در اکثر حالات سیاه سوخته شده و در نهایت بوته برگهایش را از دست می دهد. برای تغذیه بهینه کلسیمPH 5/4 – 5/5 مناسب می باشد. آهک دهی فقط برای باغهای چای بالغ که برداشت منظم دارند قابل توصیه است و برای زمینهای واکاری شده و باغهای چای جوان قابل توصیه نمی باشد.

منیزیم : از نظر رشد اقتصادی گیاهان چای بعد از ازت و پتاسیم در درجه سوم اهمیت قرار دارد. تنها ماده تشکیل دهنده ملکول کلروفیل که فتوسنتز را کنترل می کند و در انتقال قندها موثر می باشد. اضافه کردن منیزیم به همراه پتاسیم به باغات چای باعث افزایش 18-10% عملکرد چای سیاه میشود. کمبود منیزیم با ریزش بی موقع برگ دربوته های مبتلا و زردی برگهای پیر و تشکیل موزائیک با رنگ قهوه ای - زرد مشخص می شود و در بین رگبرگها شکلV معکوس دیده می شود. مقدار منیزیم در خاکهای پرورش چای عموما" پا یین تر از حد متوسط می باشد و برای حفظ باروری پایدار، کافی نبوده که با مصرف آهک دولومیتی نیاز بوته چای به منیزیم نیز تا حدود زیادی بر طرف می شود. همچنین استفاده از سولفات منیزیم یا سولفات پتاسیم منیزیم به صورت محلول پاشی یا مصرف خاکی نیز در باغهای چای توصیه می شود .

گوگرد : یک ماده حیاتی برای بوته های چای است. کمبود گوگرد به نام زردی چای (Tea Yellows) معروف و مشهودترین علامت آن شبکه ای شدن رگبرگها در برگهای جوان میباشد به طوری که حاشیه برگها زرد رنگ شده و رگبرگها به طور برجسته به رنگ سبز تیره و در مراحل پیشرفته تر میان گره ها کوتاهتر شده و رشد جوانه های جانبی به صورت شاخه های کوچک و سرانجام بوته خالی از برگ شده و به تدریج سر خشکیدگی شاخه ها و عاقبت مرگ کل بوته ها پیش می آید واز منابع کودی گوگرد سولفات آمونیوم در دسترس میباشد.

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:44 بعد از ظهر
ریز مغذیها : { روی ، مس ، آلومینیوم }

روی : روی تنها ریز مغذی است که کمبود آن در بیشتر خاکهای پرورش چای گسترش وسیعی دارد و مصرف آن برای حفظ باروری بالای چای لازم است. روی به جذب ازت و فسفر توسط گیاهان کمک می کند. علایم کمبود زمانی مشاهده می شود که مقدار روی در برگها کمتر از 10ppm در ماده خشک باشد. کمبود روی با میان گره های خیلی کوتاه، برگهای داسی شکل و کلروز و شاخساره های جانبی کوتاه (روزت) مشخص می شود. ریشه بوته های مبتلا اغلب کم بوده و بر روی عملکرد اثر منفی دارد. محلولپاشی بهترین روش مصرف روی برای چای می باشد و روی محلولپاشی شده بر روی شاخه و برگ در عرض 24 ساعت جذب شده و ثابت شده در 8 ساعت اول حداکثر جذب صورت میگیرد در حالیکه 3 هفته برای جذب کامل روی مصرف شده در خاک وقت لازم است. همچنین استعمال روی بصورت محلولپاشی در خزانه باعث تقویت رشد گیاهان جوان می شود . مصرف روی برای باغ هرس شده خیلی خطرناک است و باید با دقت زیادی انجام شود .اولین مصرف روی بایستی در طول دوره بهبود بوته های هرس شده و مصرف نوبت دوم آن در مرحله هرس سرزنی انجام شود. براساس آزمایشات انجام شده محلول یک درصد سولفات روی برای محلولپاشی بهتر است و مناسبترین زمان مصرف آن اوایل صبح می باشد .

مس : اهمیت بسزایی در مرغوبیت چای دارد به طوری که با دخالت در عمل تخمیر برگ سبز چای مستقیما" در طعم ورنگ آن اثر می گذارد.هر گاه میزان مس به کمتر از ppm15 تقلیل یابد از مرغوبیت چای کاسته می شود. زیرا مس فعال کننده پلی فنل اکسیداز است که در عمل تخمیر اثر مستقیم دارد. در بوته های مبتلا به کمبود مس، نوک برگها زرد شده و رگبرگ اصلی بد شکل میشود و به سرعت دچار آفات مختلف می گردند. از بین ریز مغذی ها مس بیش از هر عنصر دیگری در فرآیند تعرق موثر می باشد. بوته های مبتلا ، مقاومت در برابر خشکی، حرارت، سرما و یخبندان را از دست می دهند. از سولفات مس برای محلولپاشی بوته های چای استفاده می کنند .

آلومینیوم : موجب جذب بهتر فسفر در گیاه می شود و بیشتر بدین سبب چای را گیاهی آلومینیوم دوست می نامند. غلظت آلومینیوم محلول در خاک با کاهشpH خاک بالا می رود و رشد چای به علت تشکیل فسفات آلومینیوم بهتر صورت می گیرد. در برخی از مناطق مسمومیت ناشی از Al دیده میشود. ولی بوته های چای جزو مقاومترین گیاهان در خاکهای اسیدی به زیادی Al می باشد و تا غلظت PPM700 راتحمل می کنند.

دیگر ریزمغذیها :آهن و منگنز به مقدار فراوانی در خاکهای اسیدی قابل دسترس هستند. به طوریکه کمبود آنها ناممکن بوده و مسمومیت ناشی از آنها نیز نادراست. کمبود آهن در باغهای چای به صورت زردی عمومی برگها ظاهر می شود. اماغلظت منگنز با بالا رفتن سن برگها، زیاد می شود و کمبود آن بیشتر در خاکهای شدیدا" اسیدی دیده می شود و کمبود آن با برگهای بالغ شکننده مشخص می شود

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:44 بعد از ظهر
معرفی کودسولفات روي
اهميت:
عنصر روي براي فعاليتهاي آنزيمي توليد هورمونهاي رشدتلقيح باروري و تشكيل ميوه ضروري بوده و كمبود آن باعث ريز برگيتاخير در باز شدن برگها و گلها ريزش ميووه سر خشكيدگي ومحدوديت رشد مي شود
اين عنصر فعال كنندهي بيش از 300 نوع آنزيم در انسان داام و گياه است و در مجموعه مكنيسم هاي حفاظتي بدن نقش كليدي دارد.
مشخصات كود:
آهكي بودن خاكها ph بالا مادده آلي كم و مصرف زياد كودهاي فسفاته ازذ عواملي هستند كه قابليت استفاده اين عنصر را براي گياهان محدود كرده و خسارات جبران نا پذيري را بر ميزان توليد وكيفيت محصولات وارد مي نمايد . استفاده از كودهاي شيميايي حاوي اين عنصر به خصوص بههمراه ماده الي گوگرد و باكتريهاي مر بوطه باعث بهبود شرايط تغذيه اي گياهان شده و بسياري از نا رسائيهاي تغذيه اي را بر طرف مي سازد
اين كود به دو صورت خشك(ZnSo4H2o)با 34 درصد روي و يا ابدار(ZnSo4 7H2o)با 24 درصد روي توليد و بسته بني شده و به صورت پودر عرضه ميشود.
روش زمان و مقدار مصرف:
اين كود از طريق جايگذاري عمقي (موضعي چالكود و نواري) ومحلول پاشي قلابل استفاده است.در خاكهاي سبك بت آبياري نيز قابل استفاده مي باشد اما تحت اين شرايط بازيافت آن كمتر خواهد بود. محلولپاشي پنج در هزار آن به همراه اوره و اسيد بوريك در پاييز و اوايل بهار قبل از باز شدن شكووفه ها در افزايش تشكيل ميوه بسيار مفيد است.
درختان:در زمستان در قسمت مياني سايه انداز به هممراه كوود حيواني وگوگرد به صورت چالكود يا كانال كود به ميزان 2000 تا 300 گرمبه ازاء هر درخت بارور استفاده مي شود.
نباتات زراعي: هنگام تهيه بستر بذر همراه با ساير كودهاي زمستانه به ميزان 60 تا 80 كيلو گرم در هكتار در زير خاك مصرف مي شود.
محلولپاشي: در درختان مميوه به نسبت 3تا5 در هزار و در محصولات زراعي به نسبت 3تا4 هزار محلوولپاشي مي شود.
گياهان و مناطق مورد مصرف:
كمبود روي در خاكهاي آهكي با phبالا در ايران شايع و علائم و عوارض ناشي از كمبود اين عننصر در اكثر نقاط ايران به چشم ممي خورد. مصرف كودهاي حاوي روي در اين اراضي براي اكثر محصولات مفيد است مصرف اين كود به تدريجعوارض ناشي از كمبود روي را بر طرف و گلدههي تشكيل ميوه ميزان عمللكرد را افزايش خواهد داد ..
نكات فني:
مصرف اين كود ببه صورت 1تا2 سال در ميان از كمبود اين عنصر جلوگيري مي كند.
مصرف اين كود مخلوط با كود حيواني خصوصا در محدوده فعليت ريشه باعث افزايش كارآيي كود سولفات روي مي شود..

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:45 بعد از ظهر
کودسولفات منگنز

اهميت :

منگنز نقش كليدي در تشكيل كلروپلاست و سيستمهاي آنزيمي گياه داشته و مصرف اين كود باعث بهبود فتوسنتز گياه و افزايش توليد محصول خواهد شد.منگنز فعال كننده ي تعداد زيادي آنزيم در انشان است.

مشخصات كود :

آهكي بودن خاكها PH بالاماده آلي كم و مصرف نا متعدل كودها از عواملي هستند كه قابليت استفاده اين عنصر را براي گياهان محدود كرده و خسارات جبران نا پذيري را بر ميزان توليد و كيفيت محصولات وارد مي كنند علائم و عوارض ناشي از كمبود اين عنصر در اككثر نقاط ايران و در اغلب محصولات به چشم مي خورد . استفاده از كگودهاي شيميايي حاوي اين عنصربه خصوص همراه ماده آلي گوگرد و باكتريهاي مربوطه باعث بهبود شرايط تغذيه اي گياهان شده و بسياري از نا رسائيهاي تغذيه اي را بر طرف مي سازد. سولفات منگنز با فرمول شيميايي MnSo4.H2o حاوي 24 درصد منگنز است كه به صورت پودري توليد و در بسته بنديهاي 25 كيلوگرمي عرضه مي گردد.

روش زمان و مقدار مصرف :

اين كود از طريق جايگذاري عمقي(موضعي چالكود و نواري )و محلولپاشي قابل مصرف است . درخااكهاي سبك با اب آبياري نيز قابل مصرف است اما تحت اين شرايط باز يافت آن كمتر خوواهد بود.
درختان :در زمستان در قسمت مياني سايه انداز به همراه كود حيواني و گوگرد به صورت چالكود يا كانال كود به ميزان 200 تا 300 گرمبه ازاء هر درخت بارور مصرف مي شود .
نباتات زراعي : هنگام تهيه بستر بذر همراه با سلير كودهاي زمستانه به ميزان 50 تا 80ذ كيلوگرم در هكتار زير خاك مصرف مي شود.

محلولپاشي:

در درختان ميوه به نسبت 3تا4 در هزار و در محصولات زراعي به نسبت 2تا3 در هزار محلوولپاشي مي گردد.

كياهان و مناطق مورد مصرف:

كمبود منگنز در خاكهاي آهكي با PH بالا و خصوصا با بافت سبك در اكثر نفاط ايران و محصولات گزارش شده است .مصرف كودهااي حااووي مكنگنز در اين اراضي به تدريج عوارض ناشي از كمبود را بر طرف و ميزان كلروفيل فتوسنتز و عملكردرا افزايش خواهد دادد.

نكات فني:

مصرف اين كود به صورت 1 تا2 سال در ميان از كمبود اين عنصر جلوگيري مي كند..
مصرف اين كود مخلوط با كود حيواني خصوصا در محدوده فعاليت ريشه باعث افزايش كار آيي كود سوافات منگنز مي شود.


www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:45 بعد از ظهر
اثر كادميم اضافه شده و زمان خواباندن بر شكل هاي شيميايي كادميم ، رشد و تركيب شيميايي اسفناج در دو با

خلاصه مقاله:

فلزات سنگين و عناصر كمياب از جمله آلاينده هائي هستند كه در صورت تجمع در خاك و جذب توسط گياه به زنجيره غذائي وارد شده و مسموميت هائي را در حيوان و انسان ايجاد مي كنند . در ميان فلزات سنگين آلوده كننده خاك، كادميم از اهميت ويژه اي برخوردار است . زيرا به راحتي بوسيله ريشه گياه جذب مي شود و سميت آن تا ۲۰ برابر بيشتر از ساير فلزات سنگين است . بنابراين درك عوامل م وثر بر قابليت استفاده اين فلز ، تغيير و تبديل آن در خاك و تاثيري كه بر رشد گ ياه دارد از اهميت فراواني برخوردار است . رفتار فلزات سنگين در خاك به ظرفيت اجزاي مختلف خاك براي جذب و نگه داري اين عناصر بستگي دارد . حلاليت و فراهمي زيستي عناصر فلزي بلافاصله پس از افزوده شدن به خاك زياد است . با گذشت زمان و ايجاد تعادل بين فلز و خاك بر اثر واكنش هائي همچون جذب سطحي، تبادل يوني ، كلاته شدن، رسوب، اكس ايش و كاهش، واكنش با اكسيدها و هيدروكسيدهاي آهن و منگنز و ورود به شبكه كانيها از قابليت استفاده آنها كاسته شده و از صورت هاي با حلاليت زياد به شكل هاي كم محلول تر تبديل مي شوند . بنابراين انتظار م ي رود كه با گذست زمان م يزان جذب گ ياهي هم كاهش يابد. رنلا و همكاران ( ۲۰۰۴ ) به منظور مطالعه قابليت استفاده و توزيع كادميم در خاك، مقادير ۱۰،۳،۰ و ۵۰ ميلي گرم كادميم در كيلوگرم (به شكل سولفات كادميم ) را به يك خاك آهكي افزودند . جداسازي شكل هاي شيميائي كادميم در طول دوره خواباندن ۶۰۰ روزه نشان داد كه مصرف كادميم سبب افزايش تمام شكل هاي شيميائي كادميم از همان ابتداي آزمايش شد و در تمام سطوح كادميم مصرفي ، بخش عمده كادميم به شكل كربناتي درآمد . اين پژوهشگران نتيجه گيري كردند كه ظرفيت نگه داري كادميم در خاك هاي آهكي به مراتب بيشتر از حدود مجاز توصيه شده توسط سازمانهاي حفاظت محيط زيست مي باشد.

كود اوره با پوشش گوگردي:



كود اوره با پوشش گوگردي( SCU ) به عنوان يك نوع كود آهسته رهش كه داراي راندمان بالا و مزاياي بسيار زيادي براي خاك و گياهان است ، در صنايع كشاورزي كاربرد زيادي دارد. اخيراً در كشور ما نيز با توجه به راندمان پايين كود شيميايي اوره اتلاف آن ، آلودگي شديد خاكها و منابع زيرزميني آب به نيترات و نيتريت ، كاهش جذب عناصر ريزمغذي بدليل بالابودن PH خاكها و … استفاده از اين نوع كود نه تنها براي مزارع شاليزار كه بطور كامل در آب غوطه ورند بلكه براي تمام اراضي كشاورزي توصيه شده است . زيرا صرف نظر از مزاياي فوق گوگرد نيز به عنوان يك ماده حياتي در ساختمان پروتئين ها ، به عنوان كاهنده PH خاكها و در نتيجه ايجاد شرايط جذب عنصر ريز مغذي خصوصا آهن و روي كه مردم كشور ما در فقدان ميزان آهن و روي ركورد دار مي باشند، دارد . ......................................

در كشور ما سالانه بيش از يك ميليون و ششصد هزار تن اوره جهت تامين نياز ازت گياهان در صنايع كشاورزي استفاده مي شود.متاسفانه باتوجه به راندمان پايين آن( اتلاف بيش از پنجاه درصد ازت) ، كشاورزان مجبورند جهت تامين نياز گياهان مقادير بيشتري كود استفاده نمايند. البته ازدست دادن اين مقدار ازكود نه تنها باعث اتلاف هزينه هاي بسيار زيادي مي شود بلكه بخاطر وجود بيوره و همچنين تشكيل نمكها و كمپلكسهاي ديگر در خاك، كاهش راندمان خاك و آلودگي شديد آن ( سفت شدن خاكها) و آلودگي منابع زير زميني آب را نيز بدنبال دارد. از طرفي با توجه به نقش ارزشمند گوگرد در كشاورزي خصوصا در كشور ما كه بيش از نود درصد از زمينهاي كشاورزي آهكي و باpH بالا بوده و اين مسئله با عث كاهش راندمان جذب عناصر ريز مغذي كه از اهميت بالايي در رشد و نمو گياهان برخوردار مي باشند ، استفاده از كودهاي اوره با پوشش گوگردي از هر دو جهت باعث افزايش راندمان كشاورزي كشور خواهد شد.

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:46 بعد از ظهر
همچنين با توجه به فرآيند اوره با پوشش گوگردي با تغيير پارامتر هاي عملياتي و شرايط فرآينديو استفاده از سيلنت هاي مختلف، امكان توليد محصولات اوره با پوشش گوگردي با درصدهاي مختلف گوگرد و سرعت انحلالهاي متفاوت وجود دارد و همانطور كه از نمودارهاي ارائه شده مشخص است استفاده از اوره با پوشش گوگردي با حداقل كيفيت ( حداكثر سرعت انحلال هفت روزه) به مراتب مفيدتر و كاراتر از اوره ( با سرعت انحلال پنجاه ثانيه اي) مي باشد.

لذا بنظر اينجانب با توجه به تاكيد وزارت محترم جهاد كشاورزي در خصوص كاربرد گسترده گوگرد ، استفاده از كود اوره با پوشش گوگردي با در صد پوشش هاي متفاوت ( سرعت انحلالهاي متفاوت) به تنهايي و يا بصورت مخلوط با اوره جهت تامين بموقع ازت مورد نياز گياه در دوره رشد از كاربرد اوره مناسب تر خواهد بود. اين مسئله اگر بصورت دقيق بررسي و براساس نوع كشت و نياز هاي آن در طي دوره رشد( نياز هر گياه به عناصر مغذي متفاوت است)، شرايط آب و هوايي منطقه و آناليز دقيق خاك اعمال گردد ، باعث افزايش چشمگير راندمان محصولات كشاورزي ، بهبود كيفي خصوصيات خاك ، جلوگيري از آلودگي منابع آب و كاهش مصرف اوره مي گردد و باتوجه به پرداخت يارانه جهت كود اوره از لحاظ اقتصادي كمك بزرگي به اقتصاد كشور خواهد شد.

لذا لزوم ترويج و آشنايي كشاورزان با كود اوره با پوشش گوگردي و همچنين تعيين استاندارهاي لازم جهت توليد و مصرف آن در سطحي وسيع در نقاط مختلف كشور و با توجه به نوع كشت ضروري بنظر مي رسد.
www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:46 بعد از ظهر
اثر هر يک از عناصر ماکرو و ميکرو در گياهان

عناصر پر مصرف (ماکرو المنت)

ازت در گياه به صورت ترکيبات آلي ولي کم و بيش به شکل نيتريد و نيترات ديده ميشود.

ازت در ساختمان سلول گياه به صورت پروتيين و اسيد هاي نوکلييک و کلروفيل و آنزيم ها و هورمون ها شرکت دارد.

گياهان در مقابل ازت عکس العمل هاي زير را دارند.
افزايش رشد سبزينه اي
رشد و نمو و توسعه متعادل اندام ها
افزايش توليد پروتيين هاي گياهي
افزايش توليد ميوه و دانه
تيره رنگ شدن برگ ها به سبب افزايش کلروفيل
علايم کمبود: در يک لپه اي ها قسمت مياني پهنک برگ زرد شده و لبه برگ ها سبز باقي مي ماند و در دو لپه اي ها تمام قسمت برگ زرد ميشود.

فسفر: در ساختمان سلولي و در بسياري از فعاليت هاي حياتي گياه دخالت دارد و باعث تسريع در رشد و رسيدن محصول شده و کيفيت محصول را افزايش ميدهد.
علايم کمبود: در يک لپه اي ها به صورت نواحي يا نقاط قرمز رنگ يا ارقواني بر روي سطح برگ ديده ميشود و در دو لپه اي ها رگبرگ هاي مسن قرمز يا ارغواني ميشود.


پتاسيم : در ساختمان گياه وجود ندارد و وجودش بخاطر ساختن بعضي اسيد امينه ها ضروري است. پتاسيم درسنتز و انتقال کربو هيدرات ها و به طور کلي مصرف دي اکسيد کربن موثر بوده و براي تشکيل ديواره سلول ضروري است.

جذب آب و تعادل جذب عناصر به پتاسيم نياز دارد و سبب بالا بردن کيفيت محصول و راندمان فتوسنتز و مقاومت گياه در برابر امراض ميشود.
علايم کمبود: به طور کلي در دو لپه اي ها لبه برگ ها زرد و سپس قهوهاي ميشود و در يک لپه اي ها اين علاعم از نوک برگ ها شروع ميشود.


گوگرد : در ساختمان برخي از اسيد هاي امينه و در تشکيل کلروفيل برگ ها نقش دارد.
علاعم کمبود: رگبرگ ها زرد شده ولي بقيه برگ سبز مي ماند.( درست برعکس علايم کمبود منگنز و منيزيوم و آهن که فواصل رگبرگ ها زرد ميشود.)

کلسيم: وظيفه کلسيم در ساختمان ديواره سلول به صورت پکتات کلسيم است.

علاعم کمبود: علايم در برگ هاي جوان نمايان است که رنگ سبز آنها مايل به زرد مي شود و برگ هاي جوان چروکيده و باز نميشوند و در کنار برگ ها پيچيدگي مشاهده ميشود.

منيزيوم : در مرکز ملکول هاي کلروفيل و به صورت پکتات منيزيوم در ساختمان ديواره سلول وجود دارد.

علايم کمبود : در برگ هاي مسن ديده ميشود .

علايم آن فواصل بين رگبرگ ها زرد ميشود و رگبرگ ها سبز باقي مي مانند.

عناصر ميکرو (ريز مغذي) کم مصرف:

آهن و منگنز: منگنز در بعضي از سيستم هاي آنزيمي براي توليد پروتيين دخالت دارد و آهن در ساختمان بعضي آنزيم ها و بعضي از مواد رتگي دخالت دارد. آهن در عمل فتو سنتز و هم در تنفس گياه نقش دارد.

علاعم کمبود : رگبرگ ها سبز باقي ميمانند ولي فواصل بين آنها زرد ميشود.

روي: در سيستم آنزيمي و اکسين و پروتيين و در عمل تنفس نقش دارد.

علايم کمبود: باريک و ضعيف شدن برگ ها که گاهي لکه هاي بر روي يرگ مشاهده ميشود.

مس: وظيفه مس در ساختمان آنزيم هاست.

علايم کمبود : سبز ماندن رگبرگ ها و زرد شدن فواصل رگبرگ ها ميباشد.

بر: براي تقسيم سلولي و جوانه زدن دانه گرده و انتقال بغضي هورمو ن ها و حرکت قند مي باشد. در حالت کمبود غنچه ها رشد ننموده و در نتيجه برگ ها کوچک و ضعيف ميشوند

www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com

زمان به كاربردن كود فسفات:

در همه خاك ها، كود هاي فسفري را بايستي به صورت پايه به كاربرد ( در زمان شخم ). فسفر اصولا براي پايداري و استحكام نشاء و افزايش طول ريشه آن مورد استفاده قرار مي گيرد. وجود مقدار كافي كود فسفري براي توليد دانه در مراحل اوليه رشد بيش تر از مراحل بعدي آن مؤثر است، زيرا براي پنجه زني فعّال مورد استفاده قرار مي گيرد. تأمين نياز فراوان گياه برنج به جذب P مستلزم به كاربردن آن در زمان نشاء كاري است نه دير تراز آن. به كاربردن كود P در زمان 25 روز پس از نشاء كاري در توليد محصول تأثير نخواهد داشت. برخلاف كود اوره، لازم نيست كود P را در چندين مرحله تقسيم كرده و در مراحل مختلف رشد گياه برنج به پاشند، زيرا معلوم شده كه اين كود آبشويي نمي شود و در خاك باقي مي ماند و به تدريج در اختيار گياه قرار مي گيرد. به علاوه، در صورتي كه در مرحله آغاز رشد كود P به اندازه كافي توسط برنج جذب شده باشد، بعدا در مراحل بعدي رشد در همه اندام هاي گياه مي تواند توزيع گردد. فسفر در مرحله زايشي به طور فعّال از برگ هاي كهنه به برگ هاي تازه انتقال مي يابد.

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:47 بعد از ظهر
تثبیت نیتروژن

چرخه ی نیتروژن

این چرخه از سری فرآیندهایی تشکیل شده است که گاز نیتروژن را به مواد ارگانیک تبدیل کرده و سپس آنها را به چرخه ی نیتروژن در طبیعت باز می گرداند. این یک چرخه ممتد می باشد که بوسیله تجزیه کنندگان و باکتری های نیتروژن بقا می یابد.



تثبیت نیتروژن

1.تثبیت اتمسفری: به طور خودبه خودی و در هنگام رعدوبرق

2.تثبیت صنعتی: توسط فرآیند هابر

3.تثبیت زیستی: باکتری های تثبیت کننده نیتروژن


تثبیت زیستی

تبدیل گازنیتروژن به آمونیاک بسیار انرژی گیراست وبه مخلوطی از آنزیم ها جهت تجزیه ی پیوند های نیتروژن نياز دارد تا با هیدروژن ترکیب شود. پس از انجام این فرآیند، نیتروژن تثبیت شده توسط باکتری های تثبیت کننده ی نیتروژن در اختیار گیاهان قرار می گیرد. یکی از باکتری هاي معروف در تثبيت نيتروژن رايزوبيوم مي باشد.


رایزوبیوم

در حدود 90 درصد لگوم ها به کمک خانواده ی رایزوبیاسه قادربه تثبیت نیتروژن می باشد. از جنس های مهم این خانواده می توان:

Azorhizobium

Bradyrhizobium

Rhizoium :R.trifolii, R.meliloti, R.leguminosarum

Sinorhizobium

را نام برد. که در این میان رایزوبیوم بهترین جنس شناخته شده در تثبیت نیتروژن می باشد. این باکتری هوازی و گرم منفی بر روی ریشه ی گیاهان لگومینوز اثر می گذارد و منجر به ایجاد اشکال توده ای یا گره بر روی آنها می شود. سیستم آنزیمی باکتری منبع پایداری از نیتروژن تثبیت شده را برای گیاه فراهم می کند و در عوض مواد غذایی و انرژی گیاه در اختیار باکتری قرار می گیرند. این باکتری در خاک ساپروفیت، میله ای و بدون خمیدگی می باشد اما در گره های ریشه باکتری تکثیر می یابد و تبدیل به باکتروئوید می شودکه اغلب چماقی،ایکس، وای و یا ستاره ای می باشد.


تشکیل گره های ریشه

گروهی از ژنها در باکتری جنبه های مختلف فرآیند گره زایی را کنترل می کنند و هر نژاد می تواند گونه های به خصوصی از لگوم ها را آلوده کند. برخی از مواد شیمیایی ترشح شده توسط سلول های ریشه به درون خاک موجب تکثیر باکتری در اطراف ریشه می گردند. در حقیقت واکنش بین ترکیبات اصلی موجود در دیواره ی سلول های باکتری و سطح ریشه عامل تشخیص صحیح میزبان و پیوستن به ریشه های مویین می باشد. ترشح فلاونوید ها توسط سلول های ریشه ژنهای گره را در باکتری فعال می کند و موجب ترشح عوامل گره زایی توسط باکتری می شود. تمامی فرآیند گره زایی توسط ارتباطات شیمیایی بسیار پیچیده بین گیاه و باکتری کنترل می شود. در یک محدوده ای از ریشه های مویین باکتری عوامل گره را ترشح می کند. این عمل ریشه های مویین را وادار به تغییر شکل می کند. سپس باکتری با ترشح آنزیم و هضم دیواره ی سلولی ریشه از طریق راس ریشه های مویین یعنی در جایی که رشته ی آلودگی تولید می گردد وارد گیاه می شود. این رشته ها که توسط گیاه و در پاسخ به آلودگی تولید می شوند در طول ریشه های مویین رشد می کنند و به دیگرسلول های ریشه که در انشعابات مجاور رشته ی آلودگی قرار دارند نفوذ می کنند. باکتری ها در میان شبکه ای از رشته ها توسعه می یابند و با تولید مداوم عوامل گره زایی سلول های کورتکس را وادار به ازدیاد می کنند و سرانجام گره ها تشکیل می شوند. هر گره شامل هزاران باکتری می باشد که بیشتر آنها شکل غیر منظمی دارند و باکتروئوید نامیده می شوند. قسمت هایی از غشای سلولی گیاه باکتروئوید ها را احاطه می کنند. این ساختمان ها سیمبیوزوم نامیده می شوند که ممکن است حاوی چند باکتروئوید یا تنها یک باکتروئوید در جایی که نیتروژن تثبیت می شود، می باشند.


نیتروژناز و لگوموگلوبین

آنزیم نیتروژناز در ارگانیسم های تثبیت کننده ی نیتروژن گاز نیتروژن را به آمونیاک تبدیل می کند. در لگوم ها این عمل تنها در باکتروئوید ها اتفاق می افتد و واکنش نیاز به هیدروژن و انرژی دارد. مجموعه ی نیتروژناز به اکسیژن حساس می باشد و زمانی که در معرض آن قرار گیرد غیر فعال می شود. برای غلبه بر این مشکل رایزوبیوم سطح اکسیژن در گره ها را با لگوموگلوبین کنترل می کند. این پروتئین های آهن دار قرمز که در میان باکتروئوید ها یافت شده اند وظیفه ایی همانند هموگلوبین یعنی اتصال به اکسیژن دارند. اینها اکسیژن کافی برای وظائف متابولیک باکتروئوید را فراهم می کنند اما از تراکم اکسیژن آزاد که فعالیت نیتروژناز را تحدید می کند، جلوگیری می کنند.


گره ها

گره های فعال بزرگ، سخت و صورتی متمایل به قرمز می باشند که این رنگ ناشی از حضور مقدار فراوانی لگوموگلوبین در آنها است. وقتی گره ها جوان هستند و هنوز نیتروژن را تثبیت نمی کنند سفید می باشند ویا درونشان خاکستری است. گره های غیر فعال متمایل به سفید، نرم و کوچکترند.


لگوم ها، تثبیت نیتروژن و اهمیت آن در کشاورزی

علاوه بر مصارف غذایی و... لگوم ها به خوبی در خاک های فقیر رشد می کنند و پس از برداشت محصول، ریشه های آنها در خاک تجزیه و ترکیبات نیتروژن ارگانیک را جهت کمک به رشد گیاهان بعدی آزاد می کنند. کشاورزان از فواید این کود های طبیعی در تناوب استفاده می کنند. استفاده از این کودها به جای کودهای مصنوعی از بروز بسیاری مشکلات همانند : تراکم مواد شیمیایی در آب رودخانه و دریاچه ها، ایجاد باران های اسیدی، رشد بیش از اندازه ی محصولات غیر زراعی در زمین های کشاورزی و... جلوگیری می کند.


طرح های پژوهشی

1.توسعه ی مقدار نیتروژن قابل دسترس برای گیاهان از طریق تولید کودهای بیولوژیک

2.مایه زنی دانه ی لگوم ها با محیط کشت های خالص رایزوبیوم

3.توسعه ی توانمندی نژادهای کارآمد رایزوبیوم جهت رقابت با نژادهای ناکارآمد خاک

4.انتقال ژنهای دخیل در تثبیت نیتروژن از باکتری به گیاه


کود بیولوژیک رایزوبیومی و مراحل تولید آن

جداسازی و شناسایی باکتری

1.جداکردن ریشه گیاهان لگومینوز

2.شستشوی ریشه ها با آب

3.جداکردن گره های سالم و صورتی

4.ضدعفونی سطحی با کلرید جیوه 1 درصد

5.قرار دادن گره ها در اتانول 70 درصد به مدت 60-30 ثانیه

6.شستشو(چندین مرتبه)با آب استریل

7.خردکردن گره ها در آب استریل

8.استریک سوسپانسیون حاصل بر روی محیط کشت عصاره ی مخمر و آگارمانیتول به همراه کنگو رد


دوره ی نهفتگی در دمای 30-28 درجه سانتی گراد حدود 10-3 روز طول می کشد. کلونی باکتری به طور معمول سفید، مات، درخشان، برآمده با حاشیه ی یکنواخت می باشد. بهترین راه جهت تشخیص و برآورد کیفیت رایزوبیوم آزمایش رفتار عفونت زایی و مشاهده ی گره ها می باشد. توسط این روش نژاد کارآمد برای هر گیاه به خصوص انتخاب می گردد.


کشت رایزوبیوم

تولید ماده ی تلقیحی توسط یک محیط کشت عصاره ی مخمر به همراه نمک های معدنی و مانیتول شروع می شود. این محیط کشت مایع یه عنوان کشت شروع کننده برای تولید حجم زیادتری از مایه تلقیح در فرمنتور استفاده می گردد و حجم آن بایستی یک درصد حجم محیط مایع فرمنتور باشد.


حاملین ماده ی تلقیحی

مشخصات حامل خوب عبارت است از:

غیر سمی بودن برای رایزوبیوم

ظرفیت مناسب جذب رطوبت

سهولت در استفاده

قابلیت استریل شدن

قابلیت دسترسی به میزان کافی

ارزان بودن

اتصال خوب با دانه

بافری مناسبpHظرفیت

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:48 بعد از ظهر
بیشترین استفاده و بهترین نتایج مربوط به حامل پیت می باشد. اما از موادی مانند: ذغال سنگ، ذغال چوب و ورمیکولیت و...نیز می توان استفاده کرد.علاوه بر انتخاب نوع حامل باید به اثرات متقابل هر حامل با هر نژاد باکتری توجه شود و در نهایت حامل را با کربنات کلسیم غیر محلول خنثی کرد.

پیت به دو صورت استفاده می شود:

پیت استریل که توسط پرتو گاما استریل و در بسته های نازک پلی اتیلن و یا توسط اتوکلاو که در بسته های نازک پلی پروپیلن بسته بندی می شود و پیت غیر استریل که پس از عبور از یک استوانه ی دوار با ورودی هوای گرم 65 و خروجی 12۱ درجه سانتی گراد جمع آوری می شود.

پیت با اندازه ی ذره ی 40-10 میکرو متر برای پوشش دانه و با اندازه ی ذره ی 1500-500 میکرومتر جهت تولید مایه تلقیحی افزودنی به خاک تولید می گردد.


افزودن محیط کشت مایع به حامل ها

محیط کشت رایزوبیومی مایع، رقیق و استریل با حامل غیر استریل ترکیب می گردد و یا در مورد حامل استریل توسط یک تزریق ضدعفونی شده و با یک سرنگ موتوری به درون بسته ی حامل تزریق می شود. مایه تلقیح با حامل استریل معمولا کیفیت و ماندگاری بیشتری نسبت به نوع غیر استریل دارد. پس از دو هفته عمل آوری اینوکولنت ها را در دمای 4 درجه سانتی گراد(بسته به نژاد باکتری) و دور از تابش مستقیم انبار می کنند.


کنترل کیفیت

در تمامی مراحل تولید خلوص باکتری و محیط آن با روش های متفاوت(گرم، روش های سرولوژیک و...) آزمایش می گردد. معمولا پیش از عرضه ی محصول نیز از مواد تولیدی نمونه گیری شده و کیفیتشان مورد بررسی قرار می گیرد. اینوکولنت باید دارای تاریخ انقضاء باشد و مطابق با استاندارد های کیفی تولید شود.


تلقیح خاک و بذور

در ساده ترین شکل ماده ی تولیدی با آب مخلوط و به بذور اضافه می گردد. بهترین نتیجه زمانی حاصل می گردد که اینوکولنت با یک چسب غیر سمی برای رایزوبیوم(صمغ عربی، متیل اتیل سلولز، روغن های گیاهی و...) به صورت پوشش روی دانه ها قرار گیرد. برخی اینکولنت ها نیز جهت استفاده در خاک تولید می گردند مانند اینوکولنت های تزریقی یا گرانوله.


عوامل موثر بر جمعیت رایزوبیوم

اسیدیته

دما

خشکی

رقابت

استرس گیاهی

سطح نیتروژن

تیمار دانه با مواد شیمیایی و آفت کش ها

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:48 بعد از ظهر
how to compost-کمپوست:


While the science of decomposition can be quite complex, starting your own compost pile is relatively easy. The NYC Compost Project has put together practical information on all aspects of composting in New York City, including basic guides for people who are just getting started, closer looks at various composting issues, and information geared to professional landscapers.


These illustrated "quick-start" guides provide step-by-step demonstrations on how to start composting at home with minimal effort, right here in New York City—no matter how small your space:

backyard composting
composting in a small outdoor space
indoor composting with a worm bin
"leave it on the lawn": putting grass clippings to work

منبع: www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) منبع: www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:49 بعد از ظهر
کود سبز
تناوب زراعی و تنوع ژنتیکی از دیر باز به عنوان ارکان سیستمهای تولید کشاورزی سنتی و موٿق به شمارمی آمده اند . در نیمه اول قرن بیستم ، تناوب زراعی مورد توجه بسیار قرار داشت و تا چند دهه پیش نیز پژوهشهای مربوط به تناوب همچنان ادامه داشت با پایان گرٿتن جنگ جهانی دوم ، کودها ازته نسبتا ارزان قیمت به بازار معرٿی شدند و بدین ترتیب جاذبه ای اقتصادی موجب جایگزینی کودها با تناوب زارعی گردید و تحقیقات و ترویج نیز بر همین مبنا متمرکز شدند . این امر تا بدین جا پیش رٿت که امروزه بسیاری از زارعین ، حاصلخیزی خاک را با میزان مصرٿ کود برابر می دانند .
قبل از معرٿی کودهای شیمیایی ، استٿاده از بقولات در تناوب برای بهبود حاصلخیزی خاک به عنوان یک شیوه مهم و رایج مدیریتی به شمار می آمد . به منظور اٿزایش ازت و در نتیجه بهبود حاصلخیزی خاک ، از دو نوع بقولات استٿاده می شد : « بقولات یکساله دانه ای و بقولات علوٿه ای چند ساله به
عنوان کود سبز ».
آنچه که اجرای تناوب زراعی را در حال حاضر پیچیده می سازد وجود برخی عوامل اقتصادی است که مزایای بیولوژیک این شیوه مدیریتی را تحت الشعاع قرار می دهند . یقینا هیچ کشاورزی رازی به جایگزین کردن محصول پر بازده خود مثل غلات با دیگر گیاهان به نسبت کم بازده نیست . البته در نظامهایی که تناوب اجرا می شود در مقایسه با نظامهای تک کشتی حتی اگر کود ازت در آنها به اندازه کاٿی مصرٿ شده باشد ، عملکرد محصولات غالبا 10 تا 40 درصد بیشتر است .

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:49 بعد از ظهر
حاصل خیزی پایدار خاک به مٿهوم قابل دسترس بودن
دائمی عناصر غذایی برای گیاه است . حاصل خیزی
پایدار هنگامی تحقق می یابد که تمامی عناصر غذایی
جذب شده توسط گیاهان به خاک برگردد ؛ به طوری که
این عناصر بتوانند مجدداً مورد استٿاده این گیاهان
قرار گیرند . در چنین وضعیتی است که چرخه عناصر
غذایی شکل می گیرد . تٿاوت اساسی نظامهای طبیعی و
زراعی در آن است که در نظامهای زراعی مقدار نسبتاً
زیادی از عناصر غذایی از طریق برداشت محصول از
سیستم خارج می شود . بنابراین در صورت استٿاده
مداوم از نظامهای مذکور لازم است . که عناصر غذایی
مصرٿ شده در انها به طریقی جایگزین شوند .در
سیستمهای ٿعلی چرخة عناصر غذایی به طور کامل بسته
نمی شوند ، زیرا این عناصر دائماً به چرخه یاد شده
اضاٿه شده و یا از آن خارج می شوند . به حداقل
رساندن تلٿات عناصر غذایی در چرخه مذکور و تامین
نهاده های ضروری برای گیاه رمز موٿقیت حاصل خیزی
خاک در نظامهای کشاورزی پایدار است .

ٿرسایش و آب شویی
مادامی که عوامل ٿرساینده خاک از قبیل رواناب و
باد کنترل نشوند ، انسان شاهد هدر روی عناصر غذایی
از این طریق خواهد بود
حجم هدر روی عناصر غذایی از طریق آب شویی تحت
کنترل اقلیم ، خصوصیات ٿیزیکی و شیمیایی خاک ، نوع
محصول ، و نوع عنصر غذایی و غلظت آن در خاک است .
اثرات متقابل این عوامل موجب می شود که تلٿات
عناصر غذایی از راه آب شویی دارای دامنه ای وسیع
باشد . از آن جا که عناصر غذایی به وسیله آب از
محدوده ریشه و نهایتا از چرخه خارج می شوند لذا
نوع نزولات جوی و نحوه توزیع آنها بر میزان هدر
روی عناصر غذایی از طریق آب شویی تاثیر می گذارد
یک روش کاستن از تلٿات ناشی از آب شویی استٿاده از
کودهایی است که عناصر غذایی آنها به مرور در طی
ٿصل رشد آزاد می شود . بارزترین نمونه این کودها ،
کودهای دامی و کودسبز است که به موازات تجزیه در
خاک عناصر آنها آزاد شده و در اختیار محصول قرار
می گیرد . البته اگر مقدار ازت تولیدی توسط این
کود ها بیش از حد نیاز محصول بعدی باشد ، مشکل آب
شویی نیترات و خروج آن از محدوده ریشه وجود خواهد
داشت .

بقولات و تثبیت بیولوژیکی ازت
در ٿرآیند تثبیت ازت ، یک رابطه همزیستی ، بین
گیاه میزبان و باکتریهای ریزوبیوم در گرهکها
برقرار می شود . در این همزیستی ، گیاه میزبان
علاوه بر آن که انرژی مورد نیاز باکتریها را به
صورت کربن تثبیت شده تامین می نماید انرژی لازم
جهت توسعه گرهکها را نیز ٿراهم نموده. باکتریهای
ریزوبیوم نیز به نوبه خود با واکنش تسریعی
آنزیمهای نیتروژنازی که تولید می نمایند ازت
اتمسٿری (N) را به آمونیاک تبدیل نموده و آمونیاک
تولیدی پس از تبدیل به اسیدهای آمینه ، از راه
آوندهای چوبی به باٿتهای در حال رشد انتقال می
یابد .

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:50 بعد از ظهر
در ٿرآیند تثبیت ، به ازای هر مولکول ازتی که
تثبیت می شود به جا به جایی شش الکترون نیاز است ،
این نیاز موجب می شود که در شرایط ایده آل به ازای
تثبیت هر مولکول ازت ، 21 مولکول ATP به مصرٿ برسد
به عبارت دیگر به ازای هر کیلوگرم ازتی که تثبیت
می شود ، 4 کیلوگرم هیدرات کربن به مصرٿ می رسد .
البته در ٿرآیند تثبیت ازت ، گرهکها گاز هیدروژن
(H) نیز تولید می نمایند که این خود موجب کاهش
کارایی ٿرآیند انتقال الکترون می شود . اضاٿه شدن
این مشکل به موازنه الکترونی ٿوق علاوه بر انرژی
مورد نیاز جهت نگه داری باکتریها و گرهکها ، موجب
می شود که به ازای تثبیت هر کیلوگرم ازت 8 تا 17
کیلوگرم هیدرات کربن به مصرٿ برسد . در نتیجه می
توان چنین برآورد نمود که 10 تا 40 درصد از کربنی
که طی ٿرآیند ٿتوسنتز در بقولات تثبیت می شود ،
صرٿ تثبیت ازت می شود

تعریٿ کود سبز
کود سبز شامل گیاهی است که آنرا قبل از کاشت محصول
اصلی کشت کرده و بعد از مقداری رشد سبزینه ای آنرا
به زمین بر می گردانند بدون اینکه از این گیاه
محصولی برداشت کنند این گیاه می تواند شامل هر
گیاهی باشد غیر از آنهایی که بخشهای خشوی دارند یا
اثر آللوپاتی بر روی گیاه محصول دار بعدی می
گذارند . در اصل کود سبز یک تناوب است که محصول
ندارد و برای بهبود باروری و حاصلخیزی خاک و در
صورت لگوم بودن تامین کل یا بخشی از ازت مورد
استٿاده محصول بعدی استٿاده میشود به طوری که از
نظر رطوبت با محصول اصلی در رقابت نباشد .

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:50 بعد از ظهر
ٿواید کود سبز
کود سبز یک روش دیرینه کشاورزی است که استٿاده از
آن ٿواید زیادی را به همراه دارد . یک هکتار کود
سبز معمولا بین 25 تا 50 تن شاخه ، برگ و انساج
گیاهی تازه تولید می کند و این بقایا را وارد خاک
می کند که خود حدودا برابر با 10 تا 20 تن کود
حیوانی بود که این مقادیر حدود 1تا 2 تن هموس به
خاک بیاٿزاید .
یکی از مهمترین ٿواید کود سبز بهبود خواص ٿیزیکی
خاک می باشد . بالا رٿتن هموس باعث تشکیل خاک دانه
ها می شود و لوله های مویین خاک بیشتر شده و تهویه
و نٿوذ پذیری خاک را اٿزایش می دهند . کود سبز از
دو طریق بر میزان تلٿات ناشی از آب شویی تاثیر می
گذارد یکی از طریق انتقال آب از خاک به اتمسٿر بر
اثر تعرق ، و دیگری از طریق جذب عناصر غذایی از
محلول خاک و جلوگیری از انتقال آن به زه آبها ، در
صورتی که محصول دارای سایه انداز (کانوپی ) گسترده
باشد و سطح خاک را به طور کامل بپوشاند ، تعرق
مکانیزم اصلی اتلاٿ رطوبت خاک خواهد بود . اتلاٿ
رطوبت خاک از راه تعرق موجب کاهش نٿوذ آب به
پایینتر از محدوده ریشه شده و در نتیجه میزان
تلٿات ناشی از آب شویی را کاهش می دهد .
از برخورد مستقیم قطرات باران با خاک جلوگیری کرده
و مانع از دیس پرس خاک توسط قطرات باران می شوند و
هچنین از طریق بهبود خاک دانه ها نیز باعث جلوگیری
و مقاومت خاک در برابر دیس پرس می شوند این گیاهان
از ٿرسایش بادی نیز به وسیله پوششی که در روی خاک
دارند جلوگیری کرده و همچنین به وسیله این پوشش
مانع از تشکیل روا ناب شده و آب جذب شده توسط خاک
را اٿزایش می دهند . بقولات به خاطر رشد ریشه ای
زیادی که دارند می توانند مواد غذایی شسته شده که
عمدتا کلسیم و ازت است را که در لایه های پایین تر
خاک هستند جذب کرده در خود نگهداری کنند و بعد از
برگرداندن آنها به خاک آنها را در لایه های سطحی
رها سازند و آنها را مجددا به جریان می اندازند و
در نتیجه بر قابلیت دسترسی و استٿاده از این عناصر
توسط محصولات بعدی تاثیر می گذارند .
موردی دیگر از ٿواید کود سبز در زمینهای است که
به خاطر کمبود اکسیژن خاک مشکل دینیتریٿیکاسیون
دارند . وجود شرایط بی هوازی در خاک ، که لازمه
انجام ٿرآیند دینیتریٿیکاسیون است ، می توان ناشی
از رطوبت زیادی خاک باشد ؛ زیرا چنین وضعیتی مانع
ورود اکسیژن (O) به خاک می شود .البته ، میزان
رطوبتی که خاک دریاٿت می نماید بستگی به شرایط
اقلیمی منطقه دارد. شیب زمین ، پوشش گیاهی ‿، و
باٿت و ساختمان خاک نیز از جمله عوامل موثر بر
میزان رطوبت خاک بوده و از این رو توان انجام
دینیتریٿیکاسیون در آن را تحت تاثیر قرار می دهند
. استٿاده از کود سبز با بهبود ساختمان خاک و
ایجاد تهویه مناسب می تواند تاثیر مثبتی بر زهکش
خاک داشته باشد و با تاثیر مطلوب بر ساختمان خاک
ظرٿیت اکسیژن پذیری آن را اٿزایش داده و همچنین با
تعرق مقداری از آب را به صوت بخار از زمین خارج
کرده و از این رو موجب کاهش میزان دینیتریٿیکاسیون
می شوند

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:51 بعد از ظهر
یکی دیگر از ٿواید کود سبز اٿزایش ازت خاک است
البته این در موردی صادق است که گیاه مورد استٿاده
لگوم باشد . نیتروژن برای هر گیاه لازم است تا
بتواند رشد کند . سالانه 110 میلیون ازت برای
تولید غذا در جهان استٿاده می شود ولی تنها قسمت
کمی از این مقدار توسط کودهای شیمیایی جایگزین می
شود . قسمت عمده این ازت توسط لگوم ها جایگزین می
شود . لگوم ها تقریبا تنها گیاهانی هستند که می
توانند مشکل ازت را با توجه منبع نامحدود ازت که
همان جو است رٿع کنند. در صورت در تناوب قرار
ندادن این گیاهان با غیر لگوم ها مجبور به جایگزین
کردن ازت خاک توسط کود شیمیایی هستیم که منبعی
محدود و تولید آن به انرژی زیادی نیاز دارد که
مشکلات زیست محیطی زیادی به دنبال دارد .
گیاهان لگوم با توجه به رابطه همزیستی که با
باکتریهای تثبیت کننده ازت دارند منبع خوبی برای
اٿزایش ازت خاک هستند این باکتری ها که شامل انواع
ریزوبیوم ها هستند می توانند ازت موجود در جو را
به صورت قابل جذب برای گیاه در آورده و در عوض
مقداری از گیاه مواد غذایی که عمدتا قندها هستند
برای ادامه زندگی خود دریاٿت کند که با توجه به
مقدار ازتی که به گیاه می دهد این مقدار قند قابل
مقایسه نیست . گیاه این مقدار ازت را در طول دوره
رویش خود جذب کرده و بعدا به زمین بر می گرداند
البته تنها ازت نیست که این مسیر را طی می کند
بلکه عناصر دیگری مثل ٿسٿر ، کلسیم و عناصر کم
مصرٿ نیز توسط گیاه از لایه های زیر زمین جمع آوری
شده و به قسمتهای ٿوقانی می دهد همچنین این سیکل
از شستشوی مواد غذایی در طول ٿصل رویش جلوگیری می
کند .
در حقیقت کودهای سبز چه لگوم و چه غیر لگوم باشند
مانند یک گاو صندوق عمل می کنند که مواد غذایی را
در زمانی که گیاه محصول در زمین نیست در خود
نگهداری کرده و آنرا بعدا در اختیار گیاه محصول
قرار می دهند .
آیش تابستانه باعث کاهش مواد آلی خاک می شود چون
مواد آلی در این مدت به راحتی و به سرعت تجزیه می
شوند . آیش تابستانه برای خاکهای غنی از مواد آلی
می تواند روش خوبی باشد زیرا با تجزیه مواد آلی و
ٿراهم شدن مواد غذایی مورد نیاز گیاه زمین
حاصلخیزی خوبی پیدا می کند .
آیش تابستانه روش خوبی برای کاهش جمعیت علٿهای هرز
است . و همچنین روش خوبی برای در معرض قرار دادن
خاک در برابر انواع ٿرسایشها . ولی کودهای سبز
لگوم نه تنها مواد آلی را اٿزایش می دهند و
ساختمان خاک را بهبود می بخشند و علٿهای هرز آنرا
کاهش می دهند باعث حٿاظت خاک در برابر ٿرسایش نیز
می شوند و تنها مشکل آنها کاهش رطوبت خاک است .
بنابراین کود سبز می تواند با در تناوب قرار گرٿتن
خاک را در مدتی از سال که در آیش است بپوشاند . در
خاکهایی که از لحاظ رطوبت در محدودیت هستند باید
توجه داشت که کود سبز می تواند باعث کاهش رطوبت
شود و کاهش رطوبت نیز باعث کاهش عملکرد می شود ولی
در مناطقی که بارندگی در حد متوسط و حتی مقداری
کمتر هم وجود دارد می توان از کود سبز استٿاده کرد
. در یک پژوهش آیش تابستانه را با کود سبز مقایسه
کردند و مشاهده کردند که بعد از پایان دوره مقدار
آب داخل خاک به ترتیب 47 و 31میلی لیتر بود ولی
عملکرد دانه گندم پائیز به ترتیب7 تا 5/7تن در
هکتار بود این آزمایش نشان می دهد اگر تا حدودی از
رطوبت خاک کاسته می شده ولی کود سبز در این شرایط
نیز باعث بهبود عملکرد می شود .
البته در خاکهایی که غنی از مواد آلی هستند نیز
کود سبز می تواند مٿید باشد از این جهت که این
خاکها بیشتر در مناطق پر باران وجود دارند و از
لحاظ بارندگی وضعیت مناسبی دارند همچنین در این
مناطق هوا نسبتا گرم است . این گرما باعث اٿزایش
تبخیر از سطح خاک شده و یک لایه خشک را در سطح خاک
ایجاد می کند که این لایه در بارندگی بعدی به شدت
در معرض دیس پرس قرار می گیرد و متلاشی می شود و
باعث بسته شدن لوله های مویین خاک شد و از تهویه و
نٿوذ پذیری می کاهد و روا ناب را گسترش می دهد که
خود مشکلات زیادی به دنبال دارد از این رو کود سبز
با پوشش قرار دادن خاک از این مشکل جلوگیری می کند
و همچنین چون مقدار بارندگی زیاد است ، برای محصول
بعد کمبود رطوبت ایجاد نمی کند .

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:51 بعد از ظهر
کود سبز همچنین می تواند دمای خاک را تا حدودی
نگهداری کند که این باعث می شود که ٿعالیت
میکروارگانیسم های خاک اٿزایش یابد و آنها نیز به
نوبه خود باعث حاصلخیزی خاک می شوند .
با توجه به این موارد گلوم ها می توانند جزء
بهترین کود های سبز قرار گیرند زیرا جدا از این
موارد ازت را نیز به خاک می اٿزایند که خود عامل
مهمی در بالا رٿتن عملکرد می شود براساس آزمایش در
آلمان باقلای سٿید عملکرد غله را تا 1.5 تن در
هکتار و شبدر قرمز تا 1 تن در هکتار اٿزایش داد .
البته مقدار نیتروژن تثبیت شده توسط این گیاهان
بستگی به رقم و گونه مورد استٿاده ، مقدار و نوع
باکتری های همزیست آنها ، و وضعیت حاصلخیزی خاک و
شرایط اقلیمی دارد .
کود سبز معمولا سریع شده بوده و بیشتر از 3 تا 6
هٿته از ٿصل رشد را به خود اختصاص نمی دهد و
معمولا زود هم تجزیه می شود .
در آزمایشی دیگر آیش تابستانه و کود سبز شبدر قرمز
و نوعی خلر با هم از لحاظ اقتصادی مقایسه شدند که
در این آزمایش هزینه های مصرٿ شده در عملیات زراعی
برای هر کدام از تیمارهای محاسبه شد . در آخر
هزینه خالص حاصل از کسر کردن ارزش مقدار ازت بدست
آمده از تیمارها را برآورد کردند که در جدول زیر
نمایش داده می دهد .
آیششبدر قرمزخلر
هزینه ناخالص2017.3234.98
ارزش تثبیت ازت___3511.52
هزینه خالص2017.32_23.46

مقادیر به دلار می باشند.
در این آزمایش کارهای هزینه بردار شامل شخم – بذر
– بذرپاشی و دیسک است . براساس این آزمایش شبدر
قرمز نه تنها هزینه ناخالص نداشت بلکه به میزان
68/17 دلار در مصرٿ کود ازته در محصول بعدی صرٿه
جویی کرد آیش و خلر نیز به ترتیب 20 و 46/23 دلار
هزینه برداشتند که با توجه به این که مصرٿ کود سبز
باعث بهبود خاک می شود و این در سالهای متوالی می
تواند باعث اٿزایش عملکرد شود استٿاده از کود سبزی
مثل خلر نیز که هزینه بردار است می تواند در محصول
بعد باعث اٿزایش عملکرد شود .
کود سبز چند مزیت دیگر نیز دارد از جمله
- در مقایسه با کود دامی ارزانتر و مصرٿ آن
آسانتر است . یک بسته بذر کود سبز بسیار ارزانتر و
سبکتر از مقدار معادل کود دامی است
- زمان خاصی از ٿصل کشت را اشغال نمی کند
- از علٿ هرز جلوگیری می کند از 2 طریق یکی
از طریق اثر آللوپاتی و دیگری سایه اندازی و رقابت
با علٿ های هرز
- کاهش جمعیت بیماری ها و تعدادی از آٿات گیاهی.
در میان زارعین اعتقاد بر این است که تناوب گیاهان
زراعی خطر شیوع حشرات ، بیماریهای گیاهی ، نماتدها
و علٿهای هرز را کاهش می دهد . تحقیقات به عمل
آمده نشان داده شده است که این کاهش از طریق شکسته
شدن چرخه تولید مثلی این ارگانیسمها صورت می گیرد.
- اٿزایش جمعیت میکروبی خاک و تولید دی اکسید
کربن توسط این میکروارگانیسم ها و در نتیجه اٿزایش
ٿتوسنتز گیاهان
گیاهان مختلٿی را می توان به عنوان کود سبز انتخاب
کرد ولی استٿاده از لگوم ها بهتر است زیرا توانایی
تثبیت ازت جو را دارند در صورتی که گیاهان غیر
گلوم تنها مواد آلی خاک را زیاد کرده و از این را
برای بهبود خاک استٿاده می کنند . البته می توان
از مخلوطی از گیاهان نیز استٿاده کرد . مزیت این
روش اینست که می توان از اثر آللوپاتی برخی غیر
گلوم ها برای علٿهای هرز همراه با گیاهان لگومی که
ازت کم دارند ولی زود تجزیه می شوند و لگوم هایی
که ازت زیاد دارند و دیر تجزیه می شوند استٿاده
کرد مثل مخلوطی از شبدر یونجه ، شبدر گندم سیاه و
ماشک گل خوشه ای چاودار . که گٿته شده ماشک گل
خوشه ای چاودار یک ترکیب خوب است زیرا ماشک تولید
کننده خوبی برای ازت است و چاودار نیز اثر
آللوپاتی خوبی بر علٿهای هرز دارد .
در انتخاب یک گیاه به عنوان کود سبز باید به نکات
زیر توجه داشت
- انتخاب کند رشد بودن یا تند رشد بودن گیاه
با توجه به مدت زمانی که زمین بلا استٿاده است
- ٿصل مناسب : زیرا همه رقم ها قادر به رشد و
یا زنده ماندن در زمستان نیستند
- وضعیت خاک از لحاظ مقدار ازت و اینکه به
ازت نیاز دارد یا نه
- نوع خاک و میزان زهکشی آن
- در دسترس بودن بذر گیاه و به صرٿه بودن
قیمت آن
- مقدار رطوبت خاک یا مقدار آبی را که می
توانیم تامین کنیم .
- اثر آللوپاتی گیاه کود سبز بر روی محصول
بعدی

رقم های مورد استٿاده
چند گیاه کود سبزی که مورد استٿاده قرار می گیرند
و مقدار ازتی که به خاک می دهند:
از لگوم ها شبدر شیرین با 233 ، باقلا 267 ، سویا
با 134 ، خلر با 178 ، نخود با 108 ، عدس با 134 ،
یونجه با 221 ، و شبدر قرمز با 167 lbw/ac و
همچنین لگوم های دیگر مثل شبدر دو رگ ، ماشک ،
یونجه سیاه یا رازکی (Medicago lupulina) ، ماشک
گل خوشه ای و شبدر مریمسون (lupinus ongustifolius
) ، chickling vatch و از غیر لگوم ها گندم سیاه ،
خردل ، چاودار ، جو و شنبلیله .

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:52 بعد از ظهر
خصوصیات برخی از این ارقام :
خلر : دارای ماده خشک خوبی است ولی تثبیت نیتروژن
آن محدود است و هزینه قابل توجهی دارد .
عدس : بذر کوچکی دارد ولی معمولا بذر آنها در
دسترس نیست و یا به مقدار زیاد موجود نمی باشد .
رشد گیاه و نیتروژن تثبیت شده توسط عدس ها معمولا
کمتر از دیگر لگوم است اما برای خاکهای خشک مناسب
است یکی دیگر از مزایای این گیاهان این است که
بقایای آن به سرعت خرد شده و به خاک بر می گردد .
Chickling vatch : یک گیاه تازه وارد و جدید در
سری گیاهان مورد استٿاده در کود سبز در جهان است
که در نوار باختری کانادا کشت می شود . این گیاه
قدرت نسبت نیتروژن خوبی دارد همچنین تقریبا زودتر
از عدس نیز به خاک برگردانده می شود . در زمینهای
خشک مقدار کاٿی ازت را برای کشت بعدی که معمولا
غلات است ٿراهم می کند ولی بذر آن به آسانی به دست
نمی آید .
باقلا : برخلاٿ دیگر لگوم ها نیتروژن را در تمام
ٿصل رویش می تواند تثبیت کند در شرایط خوب باقلا
می تواند مقدار ماده خشک زیادی تولید کند و همچنین
نیتروژن را با سرعت بالایی تثبیت کند ولی در رطوبت
کمتر از 8 اینچ نمی تواند نیتروژن را به خوبی
تثبیت کند مشکل عمده دیگر این گیاه اینست که بذر
آن بزرگ و پر هزینه است و به آسانی نیز در دسترس
نمی باشد .
شبدر شیرین : بذر آن در دسترس است و هزینه کمی
دارد . با وجود بذر کوچک ، این گیاه قادر است
مقدار ماده خشک خوبی تولید کند و تقریبا مقدار
خوبی ازت را نیز تثبیت می کند تنها زمان برگرداندن
آن به خاک حساسیت زیادی دارد . زیرا از رطوبت خاک
نسبت به دیگر کودهای سبز بیشتر استٿاده می کنند .
به طور کلی شبدرها و یونجه ها با توجه به مقدار
ازتی که تولید می کنند و توانایی تحمل سرما را نیز
دارند و همچنین بذر آنها ارزان و در دسترس است
معمولا بهتر از سایر لگوم ها هستند در بین گیاهان
کود سبز یونجه ، چاودار و خردل اثر آللوپاتی خوبی
بر علٿهای هرز دارند در یک تحقیق انجام شده تعداد
علٿهای هرز بعد از این گیاهان به میزان قابل توجهی
کاهش یاٿت .
با توجه به مطالب ذکر شده کود سبزی خوب است که
مقدار مصرٿ آب آن کمینه و تولید ازت آن بیشینه
باشد و از لحاظ اقتصادی نیز به صرٿه می باشد

روش استٿاده از کود سبز
روش کاشت :
در هر زمان قبل از زمستان که شرایط برای رشد مناسب
باشد می توان آنرا کشت کرد تقریبا تا اواسط پاییز
.
روش کاشت از این قرار است که می توان زمین را در
لایه سطحی به وسیله کلتیواتور یا یک دیسک آماده
کرد و مقدار بذر را بسته به نوع کود سبز در سطح
زمین پاشید و آنرا لایه سبکی خاک داد تقریبا مثل
کشت علوٿه . البته در زمین هایی که برای بار اول
است که در آنها کود سبز استٿاده می شود یا به
عبارتی ٿعالیت های ارگانیک در آن صورت نگرٿته به
طور یقین جمعیت میکروبی خاک مخصوصا ریزوبیومها و
عوامل تجزیه کننده مواد آلی کم است بنابراین
پیشنهاد می شود در این شرایط باکتری های مذکور را
هنگام کشت کود سبز به زمین اضاٿه کنید
بعد از گذشت 4 هٿته از کشت ، گیاه به صورت گیاه چه
ای در آمده قبل از تشکیل اولین گل باید آنرا به
زمین برگردانیم زیرا در این مرحله گیاهان ترد و
ضعیٿ هستند و باٿتهای آنها به راحتی تجزیه می شود
کود سبز به مدت زمان 1 تا 4 هٿته بسته به نوع آن
تا 6 هٿته برای تجزیه شدن زمان لازم دارد که البته
این محدوده بستگی به دمای تهویه خاک دارد که هر چه
بیشتر باشد سرعت تجزیه نیز بیشتر می شود .
عمق شخم برای بر گرداندن کود سبز به زمین در
خاکهای سنگین 15 تا 20 سانتی متر و در خاکهای سبک
بین 25 تا 35 سانتی متر است .
بهترین زمان برای برگرداندن کود سبز به زمین زمانی
است که تثبیت ازت و رشد گیاه در پیشینه و تخلیه آب
زمین توسط گیاه در کمترین وضعیت باشد و همچنین با
توجه به شرایط محیطی و رطوبت و دمای خاک زمان کاٿی
برای تجزیه آن تا قبل از کشت بعدی وجود داشته باشد
. اگر گیاه کود سبز مسنتر شود مقدار بیشتری مواد
آلی و نیتروژن را به خاک می دهد ولی دوره رها سازی
آن بیشتر طول می کشد ولی گیاهان جوانتر و دارای
ساقه نازکتر می توانند زودتر تجزیه شوند ولی در
عوض ازت کمتری را تثبیت می کنند .
لازم به ذکر است که اگر کود سبز در شرایط آبی کشت
می شود باید آنرا به نحوی آبیاری کنیم که تنش خشکی
متعادلی در اوایل رشد داشته باشد تا وادار به ریشه
دهی بیشتر شود و در نتیجه از این روش می توانیم
جهت بالا بردن جمعیت ریزوبیوم ها استٿاده کنیم .
البته این تنش نباید طوری باشد که رشد سبزینه ای
را مختل کند یا باعث اختلال در کار ریزوبیوم ها
شود .

کلام آخر
در آخر باید گٿت که کود سبز معقولانه ترین و به
صرٿه ترین کار برای بهبود مواد آلی ساختمان خاک و
همچنین جایگزین کردن مقداری از ازت است که توسط
غلات از زمین برداشت می شود و نیازمند ٿعالیتهای
بیشتری در این زمینه است .
البته نباید انتظار داشت که با یک بار مصرٿ این
کود تمام مزایای آنرا یک جا و به نمو مطلوب دریاٿت
کرد زیرا بهبود ساختمان خاک ، جایگزین کردن مواد
آلی خاک و در کل حاصلخیزی و بهبود خاک کاری است که
نیاز به زمان و دقت کاٿی دارد و به مرور زمان می
توان از این روش برای بهبود زمین های کشاورزی
استٿاده کرد .
بیشتر نقاط ایران شرایط مطلوبی برای استٿاده از
کود سبز دارند و با توجه به اینکه محصول اکثر
زمینهای کشاورزی ایران را در درجه اول غلات شامل
می شود می توان این گیاهان را قبل از چنین
محصولاتی کشت کرد تا جدا از بهبود باروری خاک
حداقل مقداری از ازت مصرٿی به صورت کود شیمیایی را
جایگزین کنند .
با توجه به شرایط ایران و بذرهای در دسترس در
بازار ایران بهترین کود سبز می تواند از انواع
شبدر باشد که به راحتی در تمام نقاط ایران در
دسترس است و شرایط آب و هوایی مطلوب نیز برای آن
مهیا است .
www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:53 بعد از ظهر
Making and Using Compost-کمپوست:



Figure 1
A compost pile encourages natural decomposition of organic materials.
Making and Using Compost
Christopher J. Starbuck
Department of Horticulture

Compost is partially decomposed organic matter. It is dark, easily crumbled, and has an earthy aroma. It is created by biological processes in which soil-inhabiting organisms break down plant tissue. When decomposition is complete, compost has turned to a dark brown, powdery material called humus. The processes occurring in a compost pile are similar to those that break down organic matter in soil. However, decomposition occurs much more rapidly in the compost pile because the environment can be made ideal for the microbes to do their work (see Figure 1).
Why make compost?

Gardeners often have difficulty disposing of leaves, grass clippings and other garden refuse, particularly in urban areas. Missouri law bans these materials from landfills, so it has become even more important to find environmentally sound ways to dispose of them. These byproducts of the garden and landscape can be turned into useful compost with no more effort than it takes to bag and haul them away. Home composters avoid hauling or utility costs associated with centralized composting facilities and end up with a valuable soil conditioner or mulch for the landscape and garden.
The value of compost

Good compost consists primarily of decomposed or partially decomposed plant and animal residues, but may also contain a small amount of soil. Compost improves both the physical condition and the fertility of the soil when added to the landscape or garden. It is especially useful for improving soils low in organic matter.

Organic matter in compost improves heavy clay soils by binding soil particles together into "crumbs," making the soil easier to work. Binding soil particles also helps improve aeration, root penetration and water infiltration and reduces crusting of the soil surface. In sandy soils, additional organic matter also helps with nutrient and water retention. Compost also increases the activity of soil microorganisms that release nutrients and other growth-promoting materials into the soil.

Although compost contains nutrients, its greatest benefit is in improving soil characteristics. You should consider it as a valuable soil amendment rather than a fertilizer, because additional fertilization may be necessary to obtain acceptable growth and yields.

Compost also is a valuable mulching material for garden and landscape plants. It may be used as a topdressing for lawns and, when it contains a small amount of soil, as part of a growing medium for houseplants or for starting seedlings.



Figure 2
A succession of organisms decompose organic matter in compost.
How compost forms

Composting is a method of speeding natural decomposition under controlled conditions. Raw organic materials are converted to compost by a succession of organisms (see Figure 2). During the first stages of composting, bacteria increase rapidly. Later actinomycetes (filamentous bacteria), fungi and protozoans go to work. After much of the carbon in the compost has been utilized and the temperature has fallen, centipedes, millipedes, sowbugs, earthworms and other organisms continue the decomposition.

As microorganisms decompose the organic materials, their body heat causes the temperature in the pile to rise dramatically. The center of a properly made heap should reach a temperature of 110 to 140 degrees F in four to five days. At this time the pile will begin "settling," which is a good sign that the pile is working properly. The pH of the pile will be very acidic at first, at a level from 4.0 to 4.5. By the time the process is complete, the pH should rise to approximately 7.0 to 7.2.

The heating in the pile will kill some of the weed seeds and disease organisms. However, this happens only in areas where the most intense temperatures develop. In cooler sections toward the outside of the pile, some weed seeds or disease organisms may survive. Proper turning is important to heat all parts of the pile.

The organisms that break down the organic materials require large quantities of nitrogen. Therefore, adding nitrogen fertilizer, or other materials that supply nitrogen, is necessary for rapid and thorough decomposition. During the breakdown period, the nitrogen is incorporated into the bodies of the microbes and is not available for plant use. This nitrogen is released when the decomposition is completed and the compost is returned to the garden.
What materials may be composted?

Many types of organic materials can be used for compost. Sod, grass clippings, leaves, hay, straw, weeds, manure, chopped corncobs, corn stalks, sawdust, shredded newspaper, wood ashes, hedge clippings and many kinds of plant refuse from the garden are some of the possibilities.

Weed plants heavily laden with seeds might be better left out of the compost pile if the compost is to be returned to the garden. Even though some seeds are killed during composting, those that survive might create an unnecessary weed problem.

Most kitchen scraps also may be used in the compost heap. Some items that should not be used are grease, fat, meat scraps and bones. These materials may attract dogs, rats or other animals. They also may develop an unpleasant odor during decomposition. Fats are slow to break down and greatly increase the time required before the compost can be used.

Unless compost is completely and thoroughly turned during its formation or allowed to remain unused for several years, it is best not to place diseased plants from the flower or vegetable garden on the compost heap. Even though some diseases may be killed by the heating during the compost formation, there is a chance of returning some of these disease organisms to the garden.
The composting process

The length of time necessary for the composting process depends on several conditions:
Carbon-to-nitrogen ratio
Surface area of particles
Aeration
Moisture
Temperature

Carbon-to-nitrogen ratios
All organic material contains carbon and nitrogen. Carbon is a major component of the cellulose and lignin that give cell walls their strength. Nitrogen is found in proteins and many other compounds inside plant cells. The carbon-to-nitrogen ratio (C:N) of a material is an estimate of the relative amounts of these two elements it contains. It is usually based on the percent dry weight of carbon and nitrogen in the material. A ratio of about 30:1 is ideal for the activity of the microbes in the compost. This balance can be achieved by controlling the materials included in the compost or by adding nitrogen either from fertilizer or from organic materials high in nitrogen, such as manure or grass clippings.

Table 1 shows the approximate ratios for some materials commonly added to compost piles. The items at the beginning of the list are highest in nitrogen; those at the bottom are highest in carbon.

These ratios represent comparative weights. Therefore, in the first example, 5 to 7 pounds of dry pig manure would contain one pound of nitrogen, while near the other extreme, 500 pounds of sawdust might contain only 1 pound of nitrogen.

The 30:1 ratio in compost is the most desirable to supply the microorganisms with the proper amount of carbon they need for energy and the proper amount of nitrogen they need for protein synthesis so they can function efficiently and quickly. To estimate the C:N of a mixture, average the ratios of the individual materials. For example, a mixture of equal parts grass clippings and leaves might have a C:N of (20 + 50) ÷ 2 = 35.

Table 1
Carbon to nitrogen ratios in various materials.
Pig manure
5 to 7:1
Poultry manure(fresh)
10:1
(with litter)
13 to 18:1
Vegetable wastes
12 to 20:1
Coffee grounds
20:1
Cow manure
20:1
Grass clippings
12 to 25:1
Horse manure(fresh)
25:1
(with litter)
30 to 60:1
Tree leaves (and misc. foliage)
30 to 80:1
Corn stalks
60:1
Straw
40 to 100:1
Bark
100 to 130:1
Paper
150 to 200:1
Wood chips, sawdust
200 to 500:1
Wood
700:1



Figure 3
Proper layering in a compost bin.
Constructing the pile

Compost piles develop best if they are built in layers (see Figure 3). Layering is a good way to ensure that the materials are added in the proper proportion. Once several layers are formed, however, composting will be most rapid if the layers are mixed before making new layers. It is usually best also to add water to each layer of dry material rather than try to wet the entire pile after it is built. The entire pile should be as wet as a well-wrung sponge. It may not always be practical to build a pile in this way if available materials are limited. When organic materials are accumulated rather slowly, they may be stockpiled until enough are available to layer properly.

The pile normally may be started directly on the ground. However, to provide the best aeration to the base and improve drainage, dig a trench across the center of the base and cover it with stiff hardware cloth before you begin the layers. Branches or brush may be placed on the bottom as another means of improving lower aeration. However, they may interfere with removal of the finished compost since they will decompose more slowly than finer materials.

Begin the pile by placing a 6- to 8-inch layer of organic matter in the enclosed area. Shredded or chopped materials decompose faster, so if a shredder is available, coarse, organic matter should be run through it. Materials that tend to mat, such as grass clippings, should be placed in layers only 2 to 3 inches thick or mixed with coarser materials for thicker additions. After the organic layer is built, moisten but do not soak it.

Over the layer of plant material, add a layer of a material high in nitrogen, such as manure, or a sprinkling of a high-nitrogen garden fertilizer. A layer of animal manure 1 to 2 inches deep should be satisfactory. If organic materials high in nitrogen such as grass clippings are used, these should be layered to about a 4-inch depth. Although adding grass clippings or other materials that have been treated with herbicides may cause concern, most pesticides break down quickly in a compost pile.

If garden fertilizers such as 12-12-12 are used as a nitrogen source, use about 1 cup per 25 square feet of the top surface of each layer.

When using fertilizer materials, about 0.8 ounce of actual nitrogen per bushel of organic matter such as leaves is needed. Since one cubic yard (3 feet x 3 feet x 3 feet) of leaves contains about 23 bushels, it would require about 18 ounces (1.1 pounds) of nitrogen or about 5.5 pounds of a fertilizer containing 20 percent N. It is best to add fertilizer to the pile in several doses as the pile is turned to avoid overwhelming the microorganisms. More uniform distribution on each layer can be obtained if a water-soluble fertilizer is mixed with water and sprinkled over the surface. Table 2 shows the amount of each material needed to apply 1 pound of actual nitrogen.

It was once thought that ground limestone should be added to the compost pile. This is no longer considered necessary since the organisms function well with a pH of between 4.2 and 7.2. The compost naturally will become less acid as it matures. Adding lime helps convert ammonium nitrogen to ammonia gas, which can create an odor problem as it escapes from the pile and can reduce the nutrient content of the finished compost. Adding lime may also cause the pH of the finished compost to be higher than optimal for plant growth.

Next, add a layer of soil or sod about an inch thick. The soil contains microorganisms that help to start the decomposition process. If there is not an adequate source of soil, a layer of finished compost may be used as a soil substitute. Compost activators may also be used to introduce organisms into the pile.

Continue to develop and alternate the layers until a height of 3 to 5 feet is developed. Firm each layer of organic material as it is added, but do not compact it so much that air cannot move freely through it. Water each layer lightly as it is added. Homogenize the layers as you go for faster results. During construction of the pile, remember the C:N ratios and that it will take about one pound of actual nitrogen for each 30 pounds of lightly moist organic matter for best decomposition.

Build the heap in a convenient but inconspicuous place. If the compost is to be used mainly in the garden, then a nearby location would be logical. Since the compost pile may need to be kept moist during dry weather, a convenient source of water should be available. Don't locate the pile where water may stand. Excess moisture in the bottom of the pile can cause the process to stop or lead to odor problems. Locate the pile where occasional earthy odors are not likely to offend neighbors.

A shaded area is generally desirable for best composting. If possible, do not locate the pile or structure close to trees. Tree roots may be attracted to the loose moist organic material in the bottom. During summer, roots of some trees may invade the lower areas of the bin and make the compost difficult to dig and use.

Table 2
Quantities of nitrogen sources to provide a pound of nitrogen
Ammonium nitrate
33 percent nitrogen
Apply 48 ounces for a pound nitrogen
Calcium nitrate
15 percent nitrogen
Apply 106 ounces for a pound nitrogen
Urea
46 percent nitrogen
Apply 34 ounces for a pound nitrogen
Dried blood
12 percent nitrogen
Apply 133 ounces for a pound nitrogen
Fish meal
10 percent nitrogen
Apply 160 ounces for a pound nitrogen
Heaps

Making compost does not require a structure and can be done simply in a pile. However, piles will require more space. The minimum size of a pile should be 5 feet by 5 feet and 3 feet high. Materials can be added as they become available, but when the first pile is high enough, a second one should be started until the first has decomposed enough to be used. Piles may be turned regularly or not at all. However, if they are not turned, the upper portions will not be totally decomposed and will have to be pulled off when the compost is used.


Figure 4
You can build a composter from available materials. Wrap the bin with weed-barrier fabric or perforated plastic sheeting to reduce moisture loss.
Containing the pile

Although it is possible to stack the compost in a pile, decomposition is best and space is used more efficiently if it is placed in some type of bin or enclosure (see Figure 4). The sides should allow air movement through them. The pile may be round, square, rectangular or any other convenient shape. An open side or a fastener will facilitate pile turning and removal of finished compost.
Slow and fast composting methods

The speed at which compost forms depends on the conditions already discussed. Controlling these factors, along with frequent turning of the compost, speeds up the process. But many gardeners are content with the slower, more traditional methods that require less attention.



Figure 5
Compost bin constructed from landscape timbers. To turn the compost, disassemble the bin and restack the timbers close by; then fork the compost into the new enclosure.




Figure 6
A three-compartment turning unit constructed with concrete blocks and metal ties.

Fast method
Fast composting methods depend on the use of turning units. They can create good compost in as little as six weeks, depending on how the compost pile is managed. Materials that can be used include nonwoody yard waste, nonfat kitchen waste and similar materials. Structures or containers that allow frequent, easy turning are essential.

Turning units for the fast method are of two general types: a series of bins (usually three) that allow manual turning of the compost from one bin into the next (see Figures 5 and 6); or a rotating, horizontally mounted drum, such as a 55-gallon barrel. The materials for fast composting should be added in larger amounts rather than frequent additions of small amounts. Therefore, organic matter should be collected until there is enough to properly fill a barrel composter or other unit such as a bin 3 feet square. To reduce odor problems, grass clippings should be spread to dry before stockpiling, and food wastes should be covered or buried in the compost.

Traditional or slow method
In this system, material may be added to the enclosure at any time. Turning can help, but it is not required. When only one unit is developed, finished compost may be taken from the bottom while new materials are still being added to the top. Two bins are always better where space permits, since one bin can be allowed to mature while new materials are being added to the other.

Woven wire fencing, chicken wire, chain link, hardware cloth, wood slat fencing (snow fence), concrete blocks, bricks or lumber can be used to enclose the compost heap. Fencing wires need corner supports, although some can be used to make cylinders that need little or no support. If woven wire fencing is too loose to contain finer materials, line the enclosure with plastic that contains some aeration holes to keep the pile neat and speed decomposition. The plastic lining will also prevent excessive drying of the vertical pile surfaces.

Bricks or concrete blocks may be piled without mortar, but 1/2-inch spaces should be left between them to allow adequate air movement through the sides. Line up the holes facing upward as you stack them and drive metal posts down through a few of the holes to make the bin more stable (see Figure 6).

Lumber, whether new or scrap, is suitable for sides of compost bins. Allow enough space between the boards for air movement. Lumber is gradually ruined by exposure to the damp compost, and boards occasionally have to be replaced as they decay. Discarded pallets can be used to make an inexpensive, yet durable composting enclosure.
Care of the pile

Decomposition will take place even if a compost pile is ignored after it has been built, but at a slower rate. Adding water to maintain moist conditions and turning the pile to improve aeration will speed the process. To check the moisture content of the pile, squeeze a handful of compost. If a few drops of water can be squeezed out, moisture is about right. If no drops fall, it is too dry. If water trickles out, it is too wet. The pile should be covered with plastic or other materials during wet weather to avoid excessive moisture buildup.

A properly built pile should develop a temperature of at least 110 degrees F at the center in about a week during summer or up to a month in cooler seasons. When that temperature is reached, the pile should be opened, any compacted materials should be loosened, and the material should be turned or stirred so that the material previously on the top and sides is moved to the center. During warm weather, the pile may need another turning after a second week. The optimum temperature in an active compost pile is 135 to 140 degrees F. Compost piles occasionally reach temperatures as high as 170 degrees, hot enough to kill some of the microorganisms. This usually happens when excessive amounts of wet, high-nitrogen materials are added to the pile.

The rate of heat buildup and decomposition also will depend on external temperatures. In winter, little decomposition occurs except in the center of large piles.

Piles may be turned by slicing through them with a spade and turning each slice over. The main objective in turning is to aerate the pile and shift materials from the outside closer to the center, where they may also be heated and decomposed.

As materials decompose, the pile heats up and should also shrink, eventually becoming no more than half its original height. Often the pile's volume may shrink by 70 to 80 percent.

Compost is ready to use when it is dark brown, crumbly and has an earthy smell. For those who want a very fine product, it can be run through a 1/2-inch screen and the coarser material can be used for mulch or returned to the pile for continued decomposition with other materials.
Diagnosing composting problems
The pile is producing a bad odor
The pile may be too wet, too tight, or both. Turn it to loosen and allow better air exchange in the pile. If too wet, also turn the pile, but at the same time, add dry new materials. Odors also may indicate that animal products are in the compost pile.
No decomposition seems to be taking place
The pile is too dry. Moisten the materials while turning the pile.
The compost is moist enough and the center is warm but not hot enough for complete breakdown
The pile is too small. Collect more materials or add those available to make a larger pile. Turn and mix the old ingredients that may have only slightly decomposed into the new pile. If the pile is not small, more nitrogen may be needed.
The heap is moist, sweet smelling, with some decomposition, but still does not heat enough
There is not enough nitrogen available for proper decomposition. Mix a nitrogen source such as fresh grass clippings, manure or fertilizer into the pile.
Using compost

When compost is ready to use, it should be dark and crumbly, and you should not be able to recognize the original composted items. If compost is not used promptly, it still makes a good soil amendment, but nitrogen may be lost through leaching.

Fast composting may produce good compost in three to eight weeks. Conventional composting methods will produce a product in three to nine months, depending on the types of organic materials used, temperatures, and how often the compost is turned.

In some cases, screening compost through a 1-inch wire mesh will help sort out incompletely decomposed materials before use. Twigs decompose slowly, and if they have become a part of the debris, they may have to be removed from finished compost to be returned to the heap.

Compost is also very suitable to use for potting houseplants or starting many types of seeds. Recent research has shown that microorganisms found in mature compost can actually suppress plant diseases such as those causing "damping off" as effectively as fungicides. Generally, best results are obtained when compost is mixed with other materials such as perlite and vermiculite with about 30 percent of the volume being compost.

Compost should be added annually if you are using it to build good soil. The best time to add compost to the vegetable or flower garden is during fall or spring tilling. It can be added to the soil when planting trees, shrubs, annuals or perennials. Compost is an excellent mulch or topdressing around flowers, vegetables, shrubs and trees. If used as a mulch, the compost need not be completely finished.

Compost may be used as a lawn topdressing, but it should not be applied more than 1/4 inch thick. For this purpose, the compost should be screened so that only the finer particles are used.

Further information
Dickinson, N., T. Richard, and R. Kozlowski. NRAES-43. Ithaca, N.Y.: Cooperative Extension, 1991. (44 pp.)
Rynk, R., editor, NRAES-54. Ithaca, N.Y.: Cooperative Extension, 1992. (186 pp

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:53 بعد از ظهر
مکانیک خاک

در علوم مهندسی ، خاک مخلوط غیر یکپارچهای از دانههای کانیها و مواد آلی فاسد شده میباشد که فضای خالی بین آنها توسط آب و هوا (گازها) اشغال شده است. خاک به عنوان مصالح ساختمانی در طرحهای مهمی در مهندسی عمران بکار گرفته میشود و همچنین شالوده اکثر سازهها بر روی آن متکی است.



بنابراین مهندسان عمران باید بخوبی خواص خاک از قبیل مبدا پیدایش ، دانه بندی ، قابلیت زهکشی آب ، نشست ، مقاومت برشی ، ظرفیت باربری و غیره را مطالعه نمایند. مکانیک خاک شاخهای از علوم مهندسی است که به مطالعه مشخصات فیزیکی و رفتار توده خاکی تحت بارهای وارده میپردازد. مهندسی پی ، کاربرد اصول مکانیک خاک در مسائل عملی است.

در ادامه مطلب توضیح مختصری از مکانیک خاک را خواهیم خواند.


تاریخچه
تاریخچه عملیات خاکی را میتوان به دورههای دور تاریخ بشری نسبت داد و آن را با قدمت پیدایش شهرنشینی یکی دانست. حفر قناتها ، کانالهای آبرسانی ، ایجاد پلها و سدهای محکم و سایر بناهایی که آثار آنها در کشورهای دنیا از دهها قرن قبل تا کنون به یادگار مانده است، همه از مواردی است که به نحوی با عملیات خاکی ارتباط دارد.
سیر تحولی و رشد
توجه به بررسی و مطالعه خاک با یک دیدگاه مهندسی و به منظور تحلیل ریاضی خواص آن ، از قرن 18 میلادی آغاز شد و در واقع اولین بار در عین حال مهمترین رابطه ساده در زمینه مکانیک خاک ، در سال 1773 توسط کولمب یک مهندس ارتشی فرانسه ارائه گردید. این رابطه ساده ، که یک رابطه اساسی در بررسی مقاومت یا عدم مقاومت خاک است عبارت است از:
(τ=c+bntan(φ
کارهای بوسینسک در مورد تئوری اجسام الاستیک که در سال 1885 انتشار یافت به ارائه راه حلهای دقیق در محاسبه تنشها و تغییر شکلهای درون محیط خاکی منجر گردید و توانست در تحلیل بخش مهمی از مبحث مکانیک خاک ، پاسخگو باشد. دانش مکانیک خاک به صورت مدرن ، در ابتدای قرن حاضر گسترش روز افزونی یافت و مانند سایر علوم مهندسی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت بطوری که در سال 1925 کارل ترزاگی ، استاد دانشگاه هاروارد ، نتیجه تحقیقات خود را به صورت مقالهای ارائه داد و در سال 1943 کتاب «اصول نظری مکانیک خاک» را تدوین و منتشر کرد.
کارل ترزاگی (1963-1883) را به حق بنیانگذار دانش مکانیک خاک نامیدهاند. در اینجا شایسته است از سهم محققین روسی نیز یادآور گردد، چه پژوهشگرانی چون سیتوویچ در کشور روسیه به موازات دانشمندان غربی در توسعه دادن مبحث مکانیک خاک کارهای زیادی ارائه دادند. نامبرده نیز در سال 1934 کتاب اصول علم مکانیک خاک را منتشر نمود.
امروزه اهمیت دانش مکانیک خاک مانند علوم دیگر روز به روز رو به فزونی است و این بویژه به این علت است که تجربههای گذشته در این زمینه بدون گسترش تئوریهای مطمئنتر و راه حلهای اقتصادیتر تکافوی حل مسائل جدید را در عمل نمینماید. به علاوه ، بسط مسائل مبحث مکانیک خاک همراه با توسعه روشها و دیدگاههای جدید در زمینه مکانیک محیط دانهای ، گسترش و افزایش دقت در تحلیلهای ریاضی و مدل سازیها را در هر دو زمینه الزامی نموده و نیز به نتیجه رسانده است.
مباحث کلی مکانیک خاک
طرح تئوریهایی که نشان دهنده رفتار توده خاکی در برابر عوامل بیرونی ، مثل نیروهای مختلف ، باشد.
کاربرد معلومات تئوری و تجربی در موارد و مسائل اجرایی خواص فیزیکی ، شیمیایی و کانی شناسی خاکها
خواص فیزیکی و شیمیایی خاک : شناخت خواص فیزیکی ، شیمیایی و کانی شناسی خاکها در بسیاری از بررسیها و مطالعات و تصمیم گیریها در عملیات خاکی نقش مهمی دارد. خواص فیزیکی و شیمیایی خاکها را باید عمدتا در عوامل زیر جستجو کرده و مربوط به آنها دانست.
ترکیب کانی شناسی دانهها : از آنجایی که خاکها از تجزیه و هوازدگی سنگهای پوسته زمین پدید آمده است، لذا کانیهای تشکیل دهنده خاکها باید همان کانیهای تشکیل دهنده سنگ مادر باشد.
طبیعت سطح ذرات خاک (سطح مخصوص) : سطح خارجی دانههای خاک ، یعنی فصل مشترک محیط جامد با محیط مجاور آن که ممکن است، آب یا هوا باشد. محل پدید آمدن بعضی پدیدههای فیزیکی یا شیمیایی است که این پدیدهها برخواص دیگر خاک مثل؛ مقاومت و نفوذپذیری و ... تاثیر میگذارد.
پدیدههای فیزیکی و شیمیایی در سطح مشترک خاک و آب :ذرات جسم جامد از شبکهای از یونهای مختلف تشکیل شده است که از اینرو بین سطح خارجی ذره و محیط اطراف آن کنش و واکنشهایی پدیدار میگردد.
خاصیت مویینگی : خاصیت بالا رفتن آب در لولههای مویین و در حفرههای بین ذرات خاک را خاصیت مویینگی گویند.
نیروهای دافعه و جاذبه بین ذرات :
نیروهای بین ذرهای در خاک به دو گونهاند. نیروهای جاذبه مولکولی بین دانهها (وان در والس) و نیروهای دافعه که از نوع نیروی الکتروکینیماتیکی است. خواص مکانیکی خاکها
اصطکاک : مقاومت جسم در برابر حرکت به علت وجود اصطکاک بین دو سطح تماس است.
چسبندگی: مقاومت خاکی به علت چسبندگی دانهها حاصل از مقاومت مولکولی (یعنی نیروی جاذیه الکتروشیمیایی) بین ذرات ریز است.

feedback
1391,02,01, ساعت : 04:55 بعد از ظهر
گسیختگی توده خاک : گسیختگی توده خاک عبارتست از پایان شرایط مقاومت و آغاز برش در خاک است.
تحکیم: تحکیم عبارتست از کاهش حجم حفرههای آبدار درون خاک به علت افزایش فشارهای جانبی.
کاربرد مکانیک خاک خاک از یک طرف به عنوان مصالح مورد توجه مهندسین و طراحان قرار میگیرد و از سوی دیگر به عنوان یک محیط طبیعی که در اختیار آدمی قرار گرفته است مورد توجه و استفاده است. جایی که به عنوان مصالح مورد نظر است مانند خاکریزها ، سرای خاکی ، روسازی راه و فرودگاه ، پشت دیوار حایل ، زهکشها ، و به عنوان بخشی از بتن ، ماده اصلی تهیه آجر و سرامیک ، ماده اصلی تهیه چینی و کاشی ، و... حالت انتخابی و اختیاری دارد، و در جایی که به عنوان محیط مورد توجه است.
مانند زیر پیها ، زیر پایه پلها و زیربنای جادهها و محل حفر تونلها و محل قرار دادن لولهها و تاسیسات مکانیکی و الکتریکی (کابل های تلفن و برق و لوله کشی گاز و فاضلاب و محل احداث قناتها و محل حفر چاهها و کانالها و ... همه حالت غیر انتخابی (یعنی اجباری) دارد. به هر حال در تمام موارد ذکر شده ، شناخت خواص فیزیکی و مکانیکی خاک ضرورت غیر قابل اجتناب دارد. مثلا در یک پروژه راه سازی ، چه نوع خاکی با چه نوع دانه بندی باید انتخاب شود و لایههای آن با چه ضخامتی و با چه رطوبتی و تا چه حد باید کوبیده شود تا جایی حاصل بتواند در برابر نیروهای وارد بر آن مقاوم باشد و وجود آبهای سطحی و بارندگی بر دوام آن اثر مخرب نداشته باشد و در برابر یخزدگی و فرسایش و تغییرات جوی نیز پایدار بماند.
در ایجاد یک سد خاکی ، شیبها چه مقدار باشد که هم پایدار باشد و هم اقتصادی ، در صورتی که سد همگن با زهکشی است، لایههای زهکشی با چه ابعادی و با چه دانه بندی و چه مقدار نفوذپذیری باید باشد؟ سرعت حرکت آب و .... زه چه مقدار است؟ تورم یا نشست خاک چه مقدار باشد؟ میزان تراکم و درصد رطوبت و ضخامت لایهها برای کمپاکت کردن خاک چه مقدار باید باشد؟ روشهای حفاظت دامنهها و تاج سر به چه عواملی بستگی دارد؟ و بسیاری پرسشهای دیگر که مهندس طراح باید برای آنها جواب دقیق داشته باشد. به این ترتیب درمورد هرگونه پروژه ساختمانی و راه سازی و سد سازی مسائل متعددی از فیزیک و مکانیک خاک باید پاسخ داده شود. اهمیت دقت بیشتر و نیاز به تئوریهای دقیقتر هنگامی بیشتر میشود که حجم کارها و اهمیت پروژه بیشتر باشد.
رابطه مکانیک خاک با سایر علوم مبحث مکانیک خاک دانشی است که در آن خواص فیزیکی و مکانیکی خاکها ، ارتباط این خواص با عوامل بیرونی ، مقاومت خاک در برابر نیروها ، تغییر شکل خاک در اثر نیروها ، مسایل مربوط به حرکت یا سکون آب در خاک ، چگونگی و مقدار فشرده شدن خاکها و چگونگی و مقدار تنشها و تغییر شکلهای هر نقطه از محیط خاکی در اثر عملکرد یک نیروی خارجی و ... بحث میشود.
در این راستا گاهی نیاز به مطالعه خواص شیمیایی و کانی شناسی دانههای خاک است و گاهی نیاز به بررسی پیدایش و منشا خاکها و گاهی نیاز به استفاده از دانش هیدرولیک و دانشهای دیگر است. از اینرو ارتباط این مبحث با دیگر مباحث علمی چون فیزیک ، شیمی ، زمین شناسی ، کانی شناسی ، هیدرولیک و مکانیک سیالات را نباید از نظر دور داشت

feedback
1391,02,01, ساعت : 05:11 بعد از ظهر
گزینه های جدید برای مدیریت كود دامی در مزارع كوچك:
ساختار و طراحی....

برای خیلی افراد مدیریت كود به معنای كشاندن آن به مزارع دور دست تر از گاوداری ها است .این كار منجر به افزایش هزینه به ازای هر كیلومتر حمل ونقل كامیون ها و دیگر مشكلات ناشی از این حمل ونقل میگردد.

خوشبختانه فن آوریهای پیدا شده اند كه این نگرانی ها را كاهش میدهد. شاید برخی از شما ها راجع به ابزارهای مكانیكی مثل غربال های شیب دار و پرس های مارپیچی كه به طرز موثری بخشی از مواد جامد را از مایع جدا میكند كه آب كمتر و مواد جامد بیشتری را حمل نمایی <چیز های را شنیده باشید .مشكل آن هزینه است. سامانه های مكانیكی نیاز به سرمایه گذاری عمده دارند كه فراتر از دسترسی بسیاری از دامداری های كوچك است.

یك فن آوری اخیرا ظهور كرده كه برای گله های با هر اندازه مناسب است و روشی مواد جامد كود از مایعات با استفاده از لوله های تصفیه پارچه ای و اصلاح شیمیایی است كه در كاهش فسفر- كل نیتروزن و نیتروزن آلی موجود در مایع و در عین حال خارج كردن مواد جامد موجود در كود موثر واقع شده است.

لوله ها را میتوان بسته به محل تجمع كود به طول های مختلف ساخت. لوله هایی كه در واحدهای گاوداری بیش از همه مورد استفاده قرار گرفته اند -13.7متر محیط و 30.5 متر طول دارند.معمولا لوله های پارچه ای روی سطحی هم تراز با مرداب تجمع یا ساختمان ذخیره كود گذاشته می شوند.كود دامی یا فاظلاب آن با یك فلز سازگار با طبیعت یا نمك های آهن كه در صنعت فاظلاب به طور معمول استفاده می شوند و نیز یك پلیمر اصلاح میگردد تا به لخته بستن و ته نشین شدن مواد جامد كمك شود.

پس جریان فاظلاب اصلاح شده از طریق یك دریچه كه پایین تر از انتهای لوله قرار گرفته است به درون لوله پارچه ای پمپاژ میشود.وقتی لوله پر شود> وزن مواد كمك میكند تامایع از میان منافذ لوله عبور كند. یك لایه به سرعت در سطح لوله تشكیل می شود كه بازده تصفیه را بهبود میبخشد. با تشكیل این لایه در لوله>درصد زیاد ی از مواد جامد ومغذی در لوله باقی می مانند

میتوان این فرآیند را چندین بار تكرار كرد تا لوله با مواد جامد بدون آب پر شود. مایع یا فاظلاب حاصل معمولا برای آبیاری به درون مرداب تجمع مرحله دو جریان یافته یا به محل ذخیره اولیه كود بر میگردد.این فاظلاب دارای مواد مغذی كمتری بوده و میتوان در مزارع نزدیك به كار برد و یا میتوان به عنوان آب بازیافتی برای شستشو وغیره مورد استفاده قرار گیرد .این پساب بوی كمتری دارد.

feedback
1391,02,01, ساعت : 05:12 بعد از ظهر
استحصال مواد مغذی....


تحقیقات اخیر در مركز تحقیقات گاو شیری دانشگاه جورجیا ثابت كرده كه با استفاده از اصلاح شیمیایی و لوله های پارچه ای نرخ برداشت فسفر و نیتروژن آلی به ترتیب 99 و100 درصد است .لوله ها در مقایسه با حالتی كه بدون استفاده از اصلاح شیمیایی پر شده بودند>با سرعت بیشتری آب از دست دادند ومواد مغذی بیشتری در خود نگه داشتند.نتایج مشابهی در یك گاوداری 150 راسی و دو گوسفن دار یمجزا به دست آمده است.

بسته به مواد جامد ومحتوای آلی آنچه كه به داخل لوله ها پمپ میشود>هزینه ها متفاوت خواهند بود.همچنین بستگی به درصدی از مواد مغذی دارد كه تلاش میكنید از كود استحصال شود .
كودهای با مواد جامد بیشتر نیاز به مواد شیمیا یی بیشتری دارند تا بی آب شوند.برای استحصال بیش از 95درصد مواد مغذی از یك جریا ن فاظلاب حاوی 2درصدمواد جامد>هزینه پر كردن یك لوله 13.7 متر در 30.5 متر روی كاغذ تقریبا 3600$ خواهد بود كه شامل هزینه مواد شیمیایی ولوله است .وقتی لوله پر شود >نزدیك به 2460520 لیتر از فاظلاب كود به درون لوله پارچه ای پمپ شده است . آن چه برای تان به جا می ماند 241متر مكعب از مواد جامد با 75 تا80 درصد رطوبت است . این بر آورد هزینه های طراحی محل >دستگاه پمپاز و تزریق را در بر نمیگیرد >چون میتوان آنها را بر اساس هزینه های جاری در نظر گرفت.
این فن آوری چندین مزیت دارد :
1) مواد جامد باقی مانده در لوله بسیار خشك تر هستند و می توان آنها را به محل های دور تر حمل كرد و روی خاك های فقیر از فسفر پاشید.

2)مواد جامد را میتوان تا موقع لزوم در لوله ها ذخیره نمود كه نیاز به پخش كود در مزرعه را به دلیل محدودیت ظرفیت ذخیره مرتفع می سازد.

3)همچنین از پساب حاصل كه فسفر كمتری دارد میتوان به عنوان سامانه شستشو وپخش كردن آن در زمین به تنهای یا به همراه آبیا ری استفاده نمود .

feedback
1391,02,01, ساعت : 05:12 بعد از ظهر
ارزیابی و اتخاذ تصمیم.....

هیچ فن آوری كه گاوداری ها برا ی مدیریت فاظلاب خود نیاز دارند دقیقا مطابقت ندارد.باید هزینه های توام با هر فر آیندی را كه در نظرتان است> ارزیابی كنید .استحصال كود>مواد مغذی و جامد موجود در كود >زمین های زراعی قابل دسترسی وفاصله میان واحد ذخیره یا ساختمان ذخیره تا زمین >باید در اتخاذ نوع فن آوری كه برای تان مناسب تر از همه است >مد نظر قرار گیرد.كارگر و سوخت تنها هزینه های نیستند كه با مدیریت كود توام اند.بیمه مسولیت استهلاك >جایگزینی اجزا ء و سایر هزینه های ثانویه را باید در هنگام ارزیابی هزینه های جاری مورد محاسبه قرار داد.

آخرین مورد در خور توجه این است كه مزرعه شما تا چه حد می تواند قوانین در شرف وقوع كود دامی در آینده را رعایت نماید. برخی مزارع مجبورند طی سالهای آینده تغیرات قابل توجهی انجام دهند تا پیش نیاز برنامه های مدیریت كود دامی و مواد مغذی خود را رعایت و بر آورد سازند.

نتیجه:

استفاده صحیح و مناسب از كود و حتی ضایعات دامی وخوراك به نحو احسن كه این موارد> لازمه یك مدیر موفق و كار آمد می باشد.
به امید موفقیت تمام مدیران بویژه بخش كشاورزی و منابع طبیعی.

feedback
1391,02,01, ساعت : 05:13 بعد از ظهر
مختصری در مورد تغذیه گیاهی:

هر موجود زنده براي ادامه حيات، رشد و توليد كمي و كيفي مطلوب نياز به تغذيه متناسب و متعادل و در مقاطع زماني مناسب دارد. گياه نيز بهعنوان يك موجود زنده خارج از اين مقوله نميباشد. بنابراين نباتات كشاورزي كه مولد محصولات كشاورزي مورد نياز انسان ميباشند براي توليد كمي و كيفي بهينه با توجه به شرايط اقليمي و منطقهاي و ساير عوامل مؤثر در كشاورزي به تغذيه مطلوب نيازمندند. تغذيه گياه از طريق خاك و برگ انجام ميپذيرد. اهم عناصر غذايي مورد نياز گياهان را ميتوان به ترتيب زير دسته بندي نمود:

مواد غذايي اوليه: ( به مقدار نسبتاً زياد مورد نياز گياهان است )

ازت (N)
فسفر( p)
پتاسيم (K)

مواد غذايي ثانويه: ( به مقدار متوسط مورد نياز گياهان است )

كلسيم (Ca)
منيزيم (Mg)
گوگرد (S)

عناصر غذايي ريزمغذي : ( به مقدار نسبتاً ً كم مورد نياز گياهان است )

روي (Zn)
بُر(B)
منگنز (Mn)

مس (Cu)
آهن (Fe)
موليبدن (Mo)

www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)

feedback
1391,02,01, ساعت : 05:14 بعد از ظهر
Putz FE (2006) Vine Ecology. ECOLOGY.INFO 24:



Francis E. Putz
Department of Botany
University of Florida
Gainesville, Florida, USA

Note: This online review is updated and revised continuously, as soon as results of new scientific research become available. It therefore presents state-of-the-art information on the topic it covers.

Herbaceous and woody vines, the latter also known as lianas and bush ropes, climb by using other plants for support. This characteristic of not being self-supporting allows vine stems to be narrow, flexible and capable of phenomenal rates of growth in height or length. Vines have long attracted naturalists and story-tellers, yet despite the contributions of Darwin (1867) and other 19th Century biologists to the study of vines, it wasn’t until fairly recently that ecologists turned their attention to this important group of plants. While there is still much to learn about this long-neglected group of plants, the diversity and ecological importance of vines is now widely recognized, thanks to the efforts of researchers around the world. Nevertheless, there are still many aspects of vine ecology that await investigation. See Photo 1 (Dilleniaceae lianas).

Vine Evolution and Distribution

The climbing habit has apparently evolved numerous times in the plant kingdom. There are vines among such diverse taxa as ferns (e.g., Lygodium), gymnosperms (e.g., Gnetum), various palm lineages (e.g., Calamus and Desmoncus), and other monocotyledons such as the pandans (e.g., Freycinetia). Flowering plant families that are particularly rich in climbing species include the Bigononiaceae, Vitaceae, Leguminosae, Menispermaceae, and Hippocrateaceae. All of the species of some genera are vines (e.g., Serjania) whereas others include species of vines, shrubs, and trees (e.g., Bauhinia). There are also numerous species that grow as vines when crowded, but are free-standing shrubs or trees if they fail to encounter mechanical supports (e.g., species of Croton; Gallenmúller et al. 2001).

Vines are found in forests from the tropics to the boreal zones of both the northern and southern hemispheres, and in deserts as well as rainforests. However, they are most diverse near the equator (Gentry 1991). Vine abundance generally increases with forest disturbance, but also varies with other, less understood factors. In the Amazon Basin, for example, woody vines seem most abundant in seasonally dry forests, but this may be because these areas were subject to more human interventions during pre-Columbian times when Amerindian populations were much higher than they are today. In North America, native vines (e.g., Vitis spp.) and exotic species (e.g., Celastrus scandens, Dioscorea bulbifera, and Pueraria lobata) can be exceedingly abundant, but the factors promoting this abundance are not clear. During forest succession after disturbance, lianas typically increase at first and then decrease in abundance, but due to growth of the individuals that persist, liana biomass tends to remain a constant fraction of the total forest biomass (Dewalt et al. 2000). Of course, there also are instances of vines blanketing an area so thoroughly that succession is impeded for several decades (Photo 2).

feedback
1391,02,01, ساعت : 05:14 بعد از ظهر
How Vines Function

Although the lianas dangling from the forest canopy understandably draw our attention, the regeneration phase in their life history also deserves our close consideration. Most lianas regenerate either from seed or as vegetative offshoots from the roots or fallen stems of established individuals. Liana seedlings often escape notice, even from experienced ecologists, because they are self-supporting and otherwise resemble tree seedlings. People with the ability to recognize all the tree species in a forest, a daunting task in diverse tropical forests, often assume that the unidentified seedlings are lianas. Given the radical differences in leaf and stem morphology between liana seedlings and adults, as well as the fact that up to 30% of the woody plant species in a forest can be lianas, learning to identify all of them is a big challenge. Only after liana seedlings reach free-standing heights of 0.5 meters to 3 or 4 meters, do they start to climb. Most liana root sprouts are also initially free-standing and therefore difficult to recognize as climbing plants, but it is a bit easier to recognize lianas that emerge from fallen liana stems. Vegetative propagation is extremely important in many species of lianas, which makes counting “individuals” challenging.

Herbaceous vines and lianas display a large diversity of climbing mechanisms. Some species climb with the aid of adventitious roots that emerge from stems, while the stems of other species twine around their supports. Many species have specialized structures for grabbing supports, sometimes referred to as “prehensile apparati.” The most familiar prehensile apparatus is the tendril, but tendrils come in various sizes and evolutionarily are derived from a variety of structures. Tendrils can be modified leaves, leaflets, stipules, inflorescences, branches (e.g., Hippocrateaceae), or stems (e.g., Omphalea in the neotropics and many Leguminosae in the paleotropics). Species with stem-derived tendrils tend to be able to successfully grasp larger diameter trellises than those with other sorts of tendrils, but all vines except the root climbers are limited to climbing fairly narrow supports

feedback
1391,02,01, ساعت : 05:15 بعد از ظهر
The scarcity of suitable supports that reach from near the ground up to the canopy is a major limitation for most climbing plants. Failure to locate and attach to trellises is the fate of most vine stems, other than root climbers, which are rare among tropical lianas. In the dense vegetation of forest edges, potential supports are plentiful, which helps explain why vines are so abundant there. The likelihood of encountering supports is increased somewhat by the growth-induced circular movements of stems and tendrils called circumnutation spirals (e.g., Baillaud 1962). Using time-lapse photography in still air, researchers have revealed that circumnutation spirals of vine stems can be 50 cm in diameter and that tendrils can circumnutate over distances nearly twice as large. Even more surprising is the fact that these spirals apparently become elongated towards potential supports (e.g., Tronchet 1945), which further increases the probability of finding a support. A similar phenomenon of directed foraging for supports has been described for root climbing herbaceous vines (Strong & Ray 1975). To increase their likelihood of encountering a large tree trunk to ascend, these vines grow along the forest floor in the direction of the darkest part of the horizon, which is often the trunk of a large tree. One possible mechanism behind these directed “foraging” behaviors involves growth responses to minor differences in concentrations of ethylene near and away from stems of other plants, but this hypothesis awaits testing.

When a climbing plant reaches the top of its host, further height growth requires the location of a taller support of the appropriate diameter. Searcher shoots of vines emerging from the crowns of understory trees are often quite obvious. If they encounter a suitable support and successfully attach to it, their progress towards the canopy continues. Although searcher shoots of some lianas can extend upwards for as much as 2 meters above their last support, if they fail to find a support, they fall over and are replaced by another shoot (Putz 1984). Knowing the inter-support spanning capacities of different species is important for predicting which vines are likely to be stalled on their way to the canopy.

Most vines that make it to the canopy do so with the help of a succession of taller supports. An exception are vines that climb up the stems of narrow-stemmed vines already attached in the canopy (Pinard & Putz 1998). Vines hanging from the canopy may show no evidence of their stepwise ascent, leading some observers to the mistaken conclusion that they “rode” to the canopy on their current host trees (Photo 3). Although this might happen on occasion, the deleterious effects of lianas on host trees, as well as the disadvantage to fast-growing lianas of relying on slow-growing trees, diminishes the likely importance of this canopy ascent strategy.

Once in the canopy, vines often grow between tree crowns (Caballé 1977, 1998). These intercrown connections are of great importance to animals that can’t fly or glide long distances (see below) and also increase the likelihood of trees pulling down their neighbors when they fall. Although vines growing between tree crowns are restricted by their abilities to span intercrown distances, many grow on several canopy trees and one individual in Panama, an Entada monostachya with a 51 centimeter diameter stem, connected to the crowns of 49 canopy trees (Putz 1984). Only the non-branching climbing palms (rattans) are completely restricted to the crown of a single host tree. For them, the challenge is staying in their host’s crown as their stem elongates (Photo 4; Putz 1990

feedback
1391,02,01, ساعت : 05:15 بعد از ظهر
Vine Stem Anatomy and Physiology

Although in cross section the stems of some liana species are very tree-like, they differ by possessing large diameter vessels and abundant soft tissues (parenchyma) in the xylem (Photo 5; Carlquist 1991). Having large vessels is important to plants with narrow stems because the flow rate through xylem vessels increases with the fourth power of the radius; the xylem conducting capacities of even narrow-stemmed lianas are therefore very large (Photo 6; Schenck 1892, Zimmermann 1983, Ewers et al. 1991). Consequently, per unit cross-section area, vine stems can hydraulically support much larger total leaf areas than trees. In fact, a liana 10 cm in diameter may have as much leaf area (or leaf mass) as a tree five times as large (Putz 1983, Gerwing & Farias 2000). This difference in allometry helps explain how in tropical forests, where lianas contribute only 5% to total above-ground biomass, liana leaves may constitute 40% of the total forest leaf area (Hladik 1974, Schnitzer and Bongers 2002).

The abundance of soft tissues in vine stems adds to their flexibility, helps them avoid mechanical damage, and speeds the rate of recovery when damage does occur (Holbrook and Putz 1991, Fisher and Ewers 1989). Bent and twisted stems of some vines react more like multi-stranded cables than solid cylinders (Photo 7). This flexibility increases the likelihood of survival when they fall with their host trees. Consequently, many of the lianas that proliferate in treefall gaps are sprouts from lianas that survived the fall. Parenchyma tissues as well as bands and strands of phloem embedded in the xylem of some species of lianas must have other physiological consequences, but these have apparently not been studied.

Effects of Vines on Trees and Forests

By displaying their leaves above those of the trees that provide them mechanical support, vines are effective competitors for light. Furthermore, because they invest little in thickening their stems and branches, vines can use a large proportion of their resources to produce additional leaves as well as for reproduction. Conversely, trees that are heavily vine-laden grow more slowly and produce fewer seeds and fruits than vine-free trees (Stevens 1987). Due to their generally deleterious effects on trees, forest managers usually advocate the removal of vines, at least those growing on future crop trees (e.g., Putz 1991).

The growth habit of vines also allows them to be effective below-ground competitors for water and nutrients. In experimental studies where vines and trees were allowed to compete in four situations (above-ground, below-ground, both above- and below-ground, and not at all), Dillenberg et al. (1993) found strong vine effects on trees in both domains. One mechanism for this impact was demonstrated in a seasonal forest in Amazonian Bolivia by Diego Perez-Salicrup and Martin Barker (2000). They found that after vines growing on canopy trees were cut, water stress decreased in the trees formerly infested with vines. A decrease could even be detected one day after the cutting. The discovery that vines are among the deepest-rooted plants in tropical forests (Jackson et al. 1995, Tyree & Ewers 1996) suggests that some vines may avoid competing with trees while avoiding drought stress by tapping deeper stores of water. Other experiments (Putz in prep) have revealed that vines generally colonize nutrient-rich patches of soil much more quickly and with much less investment in root biomass than trees. This versatility in root foraging can be explained as another benefit of vine dependence on other plants for mechanical support; vines have no need for the large diameter structural roots trees use to hold themselves upright

feedback
1391,02,01, ساعت : 05:16 بعد از ظهر
In addition to competing both above and below-ground, lianas can cause mechanical damage to their host trees. Small twigs and large stems of trees can be mechanically girdled by tendrils and twining stems, respectively. Lianas can also proliferate so much that the branches of their host trees break under their weight. Several light-demanding and dense wooded liana species typically break their host trees, creating canopy gaps in which they proliferate (e.g. Acacia spp. in Central America and Celtis spp. in South America). On the positive side, it has been suggested that by growing between tree crowns, lianas help stabilize trees (Smith 1973), but the evidence is that liana infested trees actually create larger gaps when they fall. Slash-and-burn farmers are well aware of this phenomenon and generally use heavily liana-laden trees as “king pins” when clearing forests.

Tree species vary in their susceptibility to liana infestations, and in their ability to shed lianas that colonize their crowns (Putz 1984b). Because of limits in the diameter of supports that lianas can use in their ascent to the canopy, fast growing trees tend to avoid liana infestations, especially if they rapidly shed their lower branches. Thick-stemmed palms are particularly immune to lianas, and lianas that do make it into their coronas are shed along with the leaves to which they are attached. By creating large “crown shyness” gaps when they bash into their neighbors in the wind, flexible stemmed trees can escape lianas attempting to grow from crown to crown or shed those that do cross the gap, at least until they become firmly attached. Smooth bark and bark that is shed in large flakes may also deter lianas to some extent, but given the way that most lianas attach to their supports, this mechanism would not seem to be particularly effective. Some tree species also suffer reduced threats of vine colonization because the symbiotic ants that they harbor and feed keep their host tree free of parasites, including structural parasites such as lianas (Janzen 1969). Due to their vine avoiding and vine shedding characteristics, sometimes including these ant symbionts, pioneer trees are particularly common in severely vine infested areas where slower growing trees are affectively suppressed (Schnitzer et al. 2000

www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)

feedback
1391,02,01, ساعت : 05:16 بعد از ظهر
دلائل ازدست رفتن نيتروژن دركودهاي ازته

بطوركلي كودهاي ازته پس ازمصرف درخاك ، توانائي نگهداري ماده مغذي نيتروژن محتوي درخود را نداشته و به سادگي از بين مي روند. عواملي كه باعث از بين رفتن ماده مغذي مي شوند، عبارتند از:

1- شستشوي نيتروژن توسط آب ( Leaching ) كه در اين حالت نيترات آماده جذب توسط آب به نقاط غير قابل دسترس ريشه منتقل مي شود.

2- پديده دي نيتريفيكاسيون(Denitrification ) كه توسط نوعي باكتري به نام (Denitrifying ) صورت مي گيرد . اين باكتري نيتروژن يونيزه (يعني نيتريت و نيترات) كه بهترين شكل قابل جذب براي گياه است را تبديل به گاز ازت (N2 ) مي كند كه به سرعت خاك را ترك نموده و از دست مي رود .

3- تبخير (Volatilization ) كه در خاكهايي با pH بالا و آب و هواي گرم آمونيوم به آمونياك گازي تبديل و از محيط خارج مي شود.

4- اكسيداسيون و احياء كه تحت شرايط مناسب يونهاي آماده جذب گياه در اثر اكسيداسيون و احياء از محيط خارج مي شوند.

همچنين اشكال تركيبي نيتروژن مثل اوره توسط آنزيم اوره آز (Urease )، باكتري هاي موجود در خاك و همينطور توسط آب هيدروليز شده و به نيتروژن آمونياكي تبديل مي شوند . نيتروژن آمونياكي توسط نوع ديگري باكتري بنام نيتروزموناس ( Nitrosomonas ) و نيتروباكتر (Nitrobacter ) به شكل يونيزه تبديل مي گردد كه آنهم تحت فرآيند دي نيتريفيكاسيون تلف مي شود.

feedback
1391,02,01, ساعت : 05:17 بعد از ظهر
مصرف نمک:

مصرف نمک موجب تجمع آب در بدن کاهش ادرار و تشديد تنگي تنفس بيماران قلبي مي شود . قلب همانند پمپي ، خون را به ريه و آئورت مي رساند و سپس خون در بدن جريان مي يابد؛ در صورتي که اين پمپاژ توسط قلب

بخوبي صورت نگيرد تنگي نفس ايجاد شده و به دنبال آن آسم قلبي و آسم حاد ريه ظاهر مي شود . در بيماري هاي قلبي مادرزادي در کودکان نيز به علت ارتباط بين دو بطن ، خون تصفيه نشده وارد بطن چپ و سپس آئورت شده که موجب بروز سيانوز مي شود و ممکن است به تنگي نفس بينجامد. اگر مبتلايان به تنگي دريچه ميترال به طور ناگهاني کار سنگيني انجام دهند حالت خفگي و تنگي نفس شديد در آنان ايجاد مي شود و سرفه هاي شديد شبانه همراه با خس خس سينه و احساس خفگي از علايم تنگي نفس است.

در صورتي که قلب قادر به پمپ کردن خون نباشد، مقداري خون وارد ريه مي شود؛ به طوري که بيمار احساس خفگي مي کند و سرفه هايي توام با خلط خوني دارد. تنگي نفس در بيماران قلبي ، ريوي و عصبي ايجاد مي شود که تنگي نفس در بيماران قلبي توام با خس خس سينه است.

علاوه بر نمک ، مصرف چربي هاي اشباع شده نيز موجب رسوب کلسترول در عروق مي شود که به انسداد عروق کرونر مي انجامند؛ به طوري که اين انسداد مانع خون رساني به قلب مي شود که خود تنگي نفس را به دنبال دارد. فشار اکسيژن در کوه بسيار کم است و در نتيجه کوهنوردي ، تنگي نفس بيماران قلبي را تشديد مي کند. درمان عارضه بيماري براساس شدت و ضعف آن با تجويز داروهاي خاص يا اعمال جراحي و تعويض دريچه قلب قابل درمان است و در برخي موارد هم به درمان نيازي ندارد.

feedback
1391,02,01, ساعت : 05:18 بعد از ظهر
متوسط برداشت عناصر ریز مغذی توسط برخی از گیاهان:
نوع محصول محصول تازه
( تن در هكتار ) جابجائي عناصر فرعي
( گرم در هكتار )
منيزيم مس بُر روي
غلات
دانه 5/7 187 18 6 187
كاه 75/3 225 9 22 56
مجموع 25/11 412 27 28 243
چغندر قند
ريشه 40 280 40 120 160
برگ 20 160 20 120 60
مجموع 60 440 60 240 222
غده سيب زميني 40 160 80 28 160
كلزا
كل محصول 3 ( بذر ) 700 70 350 350
علوفه باريك برگ
سيلوئي 45 900 90 90 450
خشك 5/4 585 27 31 180

www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)

feedback
1391,02,01, ساعت : 06:09 بعد از ظهر
زمان به كاربردن كود فسفات:

در همه خاك ها، كود هاي فسفري را بايستي به صورت پايه به كاربرد ( در زمان شخم ). فسفر اصولا براي پايداري و استحكام نشاء و افزايش طول ريشه آن مورد استفاده قرار مي گيرد. وجود مقدار كافي كود فسفري براي توليد دانه در مراحل اوليه رشد بيش تر از مراحل بعدي آن مؤثر است، زيرا براي پنجه زني فعّال مورد استفاده قرار مي گيرد. تأمين نياز فراوان گياه برنج به جذب P مستلزم به كاربردن آن در زمان نشاء كاري است نه دير تراز آن. به كاربردن كود P در زمان 25 روز پس از نشاء كاري در توليد محصول تأثير نخواهد داشت. برخلاف كود اوره، لازم نيست كود P را در چندين مرحله تقسيم كرده و در مراحل مختلف رشد گياه برنج به پاشند، زيرا معلوم شده كه اين كود آبشويي نمي شود و در خاك باقي مي ماند و به تدريج در اختيار گياه قرار مي گيرد. به علاوه، در صورتي كه در مرحله آغاز رشد كود P به اندازه كافي توسط برنج جذب شده باشد، بعدا در مراحل بعدي رشد در همه اندام هاي گياه مي تواند توزيع گردد. فسفر در مرحله زايشي به طور فعّال از برگ هاي كهنه به برگ هاي تازه انتقال مي يابد.


www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com

feedback
1391,02,01, ساعت : 06:09 بعد از ظهر
تثبیت نیتروژن

چرخه ی نیتروژن

این چرخه از سری فرآیندهایی تشکیل شده است که گاز نیتروژن را به مواد ارگانیک تبدیل کرده و سپس آنها را به چرخه ی نیتروژن در طبیعت باز می گرداند. این یک چرخه ممتد می باشد که بوسیله تجزیه کنندگان و باکتری های نیتروژن بقا می یابد.



تثبیت نیتروژن

1.تثبیت اتمسفری: به طور خودبه خودی و در هنگام رعدوبرق

2.تثبیت صنعتی: توسط فرآیند هابر

3.تثبیت زیستی: باکتری های تثبیت کننده نیتروژن


تثبیت زیستی

تبدیل گازنیتروژن به آمونیاک بسیار انرژی گیراست وبه مخلوطی از آنزیم ها جهت تجزیه ی پیوند های نیتروژن نياز دارد تا با هیدروژن ترکیب شود. پس از انجام این فرآیند، نیتروژن تثبیت شده توسط باکتری های تثبیت کننده ی نیتروژن در اختیار گیاهان قرار می گیرد. یکی از باکتری هاي معروف در تثبيت نيتروژن رايزوبيوم مي باشد.

feedback
1391,02,01, ساعت : 06:10 بعد از ظهر
رایزوبیوم

در حدود 90 درصد لگوم ها به کمک خانواده ی رایزوبیاسه قادربه تثبیت نیتروژن می باشد. از جنس های مهم این خانواده می توان:

Azorhizobium

Bradyrhizobium

Rhizoium :R.trifolii, R.meliloti, R.leguminosarum

Sinorhizobium

را نام برد. که در این میان رایزوبیوم بهترین جنس شناخته شده در تثبیت نیتروژن می باشد. این باکتری هوازی و گرم منفی بر روی ریشه ی گیاهان لگومینوز اثر می گذارد و منجر به ایجاد اشکال توده ای یا گره بر روی آنها می شود. سیستم آنزیمی باکتری منبع پایداری از نیتروژن تثبیت شده را برای گیاه فراهم می کند و در عوض مواد غذایی و انرژی گیاه در اختیار باکتری قرار می گیرند. این باکتری در خاک ساپروفیت، میله ای و بدون خمیدگی می باشد اما در گره های ریشه باکتری تکثیر می یابد و تبدیل به باکتروئوید می شودکه اغلب چماقی،ایکس، وای و یا ستاره ای می باشد.


تشکیل گره های ریشه

گروهی از ژنها در باکتری جنبه های مختلف فرآیند گره زایی را کنترل می کنند و هر نژاد می تواند گونه های به خصوصی از لگوم ها را آلوده کند. برخی از مواد شیمیایی ترشح شده توسط سلول های ریشه به درون خاک موجب تکثیر باکتری در اطراف ریشه می گردند. در حقیقت واکنش بین ترکیبات اصلی موجود در دیواره ی سلول های باکتری و سطح ریشه عامل تشخیص صحیح میزبان و پیوستن به ریشه های مویین می باشد. ترشح فلاونوید ها توسط سلول های ریشه ژنهای گره را در باکتری فعال می کند و موجب ترشح عوامل گره زایی توسط باکتری می شود. تمامی فرآیند گره زایی توسط ارتباطات شیمیایی بسیار پیچیده بین گیاه و باکتری کنترل می شود. در یک محدوده ای از ریشه های مویین باکتری عوامل گره را ترشح می کند. این عمل ریشه های مویین را وادار به تغییر شکل می کند. سپس باکتری با ترشح آنزیم و هضم دیواره ی سلولی ریشه از طریق راس ریشه های مویین یعنی در جایی که رشته ی آلودگی تولید می گردد وارد گیاه می شود. این رشته ها که توسط گیاه و در پاسخ به آلودگی تولید می شوند در طول ریشه های مویین رشد می کنند و به دیگرسلول های ریشه که در انشعابات مجاور رشته ی آلودگی قرار دارند نفوذ می کنند. باکتری ها در میان شبکه ای از رشته ها توسعه می یابند و با تولید مداوم عوامل گره زایی سلول های کورتکس را وادار به ازدیاد می کنند و سرانجام گره ها تشکیل می شوند. هر گره شامل هزاران باکتری می باشد که بیشتر آنها شکل غیر منظمی دارند و باکتروئوید نامیده می شوند. قسمت هایی از غشای سلولی گیاه باکتروئوید ها را احاطه می کنند. این ساختمان ها سیمبیوزوم نامیده می شوند که ممکن است حاوی چند باکتروئوید یا تنها یک باکتروئوید در جایی که نیتروژن تثبیت می شود، می باشند.


نیتروژناز و لگوموگلوبین

آنزیم نیتروژناز در ارگانیسم های تثبیت کننده ی نیتروژن گاز نیتروژن را به آمونیاک تبدیل می کند. در لگوم ها این عمل تنها در باکتروئوید ها اتفاق می افتد و واکنش نیاز به هیدروژن و انرژی دارد. مجموعه ی نیتروژناز به اکسیژن حساس می باشد و زمانی که در معرض آن قرار گیرد غیر فعال می شود. برای غلبه بر این مشکل رایزوبیوم سطح اکسیژن در گره ها را با لگوموگلوبین کنترل می کند. این پروتئین های آهن دار قرمز که در میان باکتروئوید ها یافت شده اند وظیفه ایی همانند هموگلوبین یعنی اتصال به اکسیژن دارند. اینها اکسیژن کافی برای وظائف متابولیک باکتروئوید را فراهم می کنند اما از تراکم اکسیژن آزاد که فعالیت نیتروژناز را تحدید می کند، جلوگیری می کنند.


گره ها

گره های فعال بزرگ، سخت و صورتی متمایل به قرمز می باشند که این رنگ ناشی از حضور مقدار فراوانی لگوموگلوبین در آنها است. وقتی گره ها جوان هستند و هنوز نیتروژن را تثبیت نمی کنند سفید می باشند ویا درونشان خاکستری است. گره های غیر فعال متمایل به سفید، نرم و کوچکترند.


لگوم ها، تثبیت نیتروژن و اهمیت آن در کشاورزی

علاوه بر مصارف غذایی و... لگوم ها به خوبی در خاک های فقیر رشد می کنند و پس از برداشت محصول، ریشه های آنها در خاک تجزیه و ترکیبات نیتروژن ارگانیک را جهت کمک به رشد گیاهان بعدی آزاد می کنند. کشاورزان از فواید این کود های طبیعی در تناوب استفاده می کنند. استفاده از این کودها به جای کودهای مصنوعی از بروز بسیاری مشکلات همانند : تراکم مواد شیمیایی در آب رودخانه و دریاچه ها، ایجاد باران های اسیدی، رشد بیش از اندازه ی محصولات غیر زراعی در زمین های کشاورزی و... جلوگیری می کند.

feedback
1391,02,01, ساعت : 06:11 بعد از ظهر
طرح های پژوهشی

1.توسعه ی مقدار نیتروژن قابل دسترس برای گیاهان از طریق تولید کودهای بیولوژیک

2.مایه زنی دانه ی لگوم ها با محیط کشت های خالص رایزوبیوم

3.توسعه ی توانمندی نژادهای کارآمد رایزوبیوم جهت رقابت با نژادهای ناکارآمد خاک

4.انتقال ژنهای دخیل در تثبیت نیتروژن از باکتری به گیاه


کود بیولوژیک رایزوبیومی و مراحل تولید آن

جداسازی و شناسایی باکتری

1.جداکردن ریشه گیاهان لگومینوز

2.شستشوی ریشه ها با آب

3.جداکردن گره های سالم و صورتی

4.ضدعفونی سطحی با کلرید جیوه 1 درصد

5.قرار دادن گره ها در اتانول 70 درصد به مدت 60-30 ثانیه

6.شستشو(چندین مرتبه)با آب استریل

7.خردکردن گره ها در آب استریل

8.استریک سوسپانسیون حاصل بر روی محیط کشت عصاره ی مخمر و آگارمانیتول به همراه کنگو رد


دوره ی نهفتگی در دمای 30-28 درجه سانتی گراد حدود 10-3 روز طول می کشد. کلونی باکتری به طور معمول سفید، مات، درخشان، برآمده با حاشیه ی یکنواخت می باشد. بهترین راه جهت تشخیص و برآورد کیفیت رایزوبیوم آزمایش رفتار عفونت زایی و مشاهده ی گره ها می باشد. توسط این روش نژاد کارآمد برای هر گیاه به خصوص انتخاب می گردد.


کشت رایزوبیوم

تولید ماده ی تلقیحی توسط یک محیط کشت عصاره ی مخمر به همراه نمک های معدنی و مانیتول شروع می شود. این محیط کشت مایع یه عنوان کشت شروع کننده برای تولید حجم زیادتری از مایه تلقیح در فرمنتور استفاده می گردد و حجم آن بایستی یک درصد حجم محیط مایع فرمنتور باشد.


حاملین ماده ی تلقیحی

مشخصات حامل خوب عبارت است از:

غیر سمی بودن برای رایزوبیوم

ظرفیت مناسب جذب رطوبت

سهولت در استفاده

قابلیت استریل شدن

قابلیت دسترسی به میزان کافی

ارزان بودن

اتصال خوب با دانه

بافری مناسبpHظرفیت

بیشترین استفاده و بهترین نتایج مربوط به حامل پیت می باشد. اما از موادی مانند: ذغال سنگ، ذغال چوب و ورمیکولیت و...نیز می توان استفاده کرد.علاوه بر انتخاب نوع حامل باید به اثرات متقابل هر حامل با هر نژاد باکتری توجه شود و در نهایت حامل را با کربنات کلسیم غیر محلول خنثی کرد.

پیت به دو صورت استفاده می شود:

پیت استریل که توسط پرتو گاما استریل و در بسته های نازک پلی اتیلن و یا توسط اتوکلاو که در بسته های نازک پلی پروپیلن بسته بندی می شود و پیت غیر استریل که پس از عبور از یک استوانه ی دوار با ورودی هوای گرم 65 و خروجی 12۱ درجه سانتی گراد جمع آوری می شود.

پیت با اندازه ی ذره ی 40-10 میکرو متر برای پوشش دانه و با اندازه ی ذره ی 1500-500 میکرومتر جهت تولید مایه تلقیحی افزودنی به خاک تولید می گردد.


افزودن محیط کشت مایع به حامل ها

محیط کشت رایزوبیومی مایع، رقیق و استریل با حامل غیر استریل ترکیب می گردد و یا در مورد حامل استریل توسط یک تزریق ضدعفونی شده و با یک سرنگ موتوری به درون بسته ی حامل تزریق می شود. مایه تلقیح با حامل استریل معمولا کیفیت و ماندگاری بیشتری نسبت به نوع غیر استریل دارد. پس از دو هفته عمل آوری اینوکولنت ها را در دمای 4 درجه سانتی گراد(بسته به نژاد باکتری) و دور از تابش مستقیم انبار می کنند.


کنترل کیفیت

در تمامی مراحل تولید خلوص باکتری و محیط آن با روش های متفاوت(گرم، روش های سرولوژیک و...) آزمایش می گردد. معمولا پیش از عرضه ی محصول نیز از مواد تولیدی نمونه گیری شده و کیفیتشان مورد بررسی قرار می گیرد. اینوکولنت باید دارای تاریخ انقضاء باشد و مطابق با استاندارد های کیفی تولید شود.


تلقیح خاک و بذور

در ساده ترین شکل ماده ی تولیدی با آب مخلوط و به بذور اضافه می گردد. بهترین نتیجه زمانی حاصل می گردد که اینوکولنت با یک چسب غیر سمی برای رایزوبیوم(صمغ عربی، متیل اتیل سلولز، روغن های گیاهی و...) به صورت پوشش روی دانه ها قرار گیرد. برخی اینکولنت ها نیز جهت استفاده در خاک تولید می گردند مانند اینوکولنت های تزریقی یا گرانوله.


عوامل موثر بر جمعیت رایزوبیوم

اسیدیته

دما

خشکی

رقابت

استرس گیاهی

سطح نیتروژن

تیمار دانه با مواد شیمیایی و آفت کش ها

www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com

feedback
1391,02,01, ساعت : 06:11 بعد از ظهر
اثرهاي متقابل منيزيم و پتاسيم بررشد و عملكرد آفتابگردان در يك خاك شور:

سطح قابل ملاحظه اي از اراضي زير كشت آفتابگردان در استان قم شور ميباشد. در اين اراضي مديريت بهينه مصرف كودهاي شيميايي جهت نيل به افزايش عملكرد و درصد روغن دانه امري لازم به نظر ميرسد. طي سال 1380، به منظور بررسي اثرهاي منيزيم و پتاسيم و مطالعه برهمكنش اين دو عنصر بررشد و عملكرد آفتابگردان، آزمايشي مزرعه اي بصورت كرتهاي خرد شده و در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي، متشكل از 9 تيمار و درسه تكرار، در يكي از خاكهاي شور منطقه قنوات استان قم برروي رقم ركورد (Helianthus annuus v. Record) اجرا شد. تيمارهاي آزمايش عبارت بودند از: سه سطح صفر، 50 و 100 كيلوگرم در هكتار K2O از منبع سولفات پتاسيم و سه سطح صفر، 75 و 150 كيلوگرم در هكتار MgO از منبع سولفات منيزيم. بذر آفتابگردان در كرتهاي 3×4 مترمربعي و با فاصله 20× 60 سانتيمتر كاشته شد. مقادير مورد نياز عناصر اصلي (فسفر و نيتروژن) براساس نتايج تجزيه خاك و مطابق مدل توصيه كودي موسسه تحقيقات خاك و آب، تعيين و به همراه تيمارهاي آزمايشي قبل از كاشتبه صورت نواري مصرف گرديد. پس از رسيدن محصول، ارتفاع بوته، قطر طبق، وزن هزاردانه، عملكرد و درصد روغن دانه و نيز غلظت عناصر معدني (نيتروژن، فسفر، پتاسيم، كلسيم، منيزيم، سديم و كلر) در برگ اندازهگيري شد. نتايج اين آزمايش نشان داد با مصرف پتاسيم، عملكرد و درصد روغن دانه بطور معني داري (درسطح 5 درصد) افزايش يافت. مصرف منيزيم تا سطح 75 كيلوگرم در هكتار MgO موجب كاهش عملكرد دانه و افزايش درصد روغن گرديد. در حالي كه در تيمار 150 كيلوگرم در هكتار MgO، عملكرد و درصد روغن دانه و افزايش يافت. مطابق نتايج به دست آمده در سطوح پايين تا متوسط، پتاسيم و منيزيم مصرفي، اثر متقابل مثبت و معني داري برعملكرد دانه، ارتفاع بوته، وزن هزار دانه و درصد روغن داشتند. بالاترين عملكرد دانه، به ميزان 3638 كيلوگرم در هكتار مربوط به تيمار Mg__0 K__100 وپايين ترين آن به ميزان 2043کيلوگرم در هکتارمربوط به تيمارK__0Mg__0 بود. همچنين منيزيم و پتاسيم اثر متقابل مثبت و معني داري بر نسبتهاي پتاسيم يا كاهش جذب سديم و افزايش ميزان تخمل به شوري گياه همراه بود. نقش منيزيم در افزايش عملكرد دانه كمتر از پتاسيم با كاهش جذب سديم و افزايش ميزان تخمل به شوري گياه همراه بود. نقش منيزيم در افزايش عملكرد دانه كمتر از پتاسيم و در مورد درصد روغن دانه بيشتر از آن بود.

feedback
1391,02,01, ساعت : 06:12 بعد از ظهر
تاثير آهن، منگنز، روي و مس بر كميت وكيفيت گندم در شرايط شور:

مصرف گسترده كودهي شيميايي مانند نيتروژن، فسفر و عدم مصرف كودهاي داراي عناصر كم مصرف و وجود خاكهاي آهكي با ماده آلي كم سبب تشديد كمبود عناصر كم مصرف در خاكهاي زير كشت غلات كشور گرديده است. بدليل اينكه ميزان كوددهي و مكانيزم جذب عناصر غذايي در شرايط شور متفاوت از شرايط غيرشور ميباشد بنابراين به منظور بررسي بيشتر چهار آزمايش در ايستگاه تحقيقات كشاورزي خسروشهر از نظر تاثير مقادير متفاوت عناصر كم مصرف درشرايط شور برروي گندم در سال زراعي 80-1379 صورت گرفت. در اين پژوهش هرآزمايش بصورت بلوكهاي كامل تصادفي در سه تكرار در كرتهاي 10 مترمربعي پياده گرديد. در هر آزمايش سطوح مختلف يكي از عناصر كم مصرف آهن، روي، مس و منگنز در 4 تيمار 1- شاهد (بدون مصرف عنصر كم مصرف) 2- تيمار توصيه شده (12 كيلوگرم در هكتار آهن خالص، 12 كيلوگرم در هكتار روي خالص، 14 كيلوگرم در هكتار منگنز و 5/6 كيلوگرم در هكتار مس) 3-تيمار 50درصدي كمتر از مقدار توصيه شده (6كيلوگرم در هكتار اهن ،6كياوگرم در هكتار روي،7كيلوگرم درهكتار منگنز،3كيلوگرم در هكتار مس) 4-تيمار50درصدي بيشتر از مقدار توصيه شده(18كيلوگرم در هكتار اهن،18 كيلوگرم در هكتار روي،21كيلوگرم در هكتار منگنز،10 كيلوگرم در هكتار مس) بكار برده شد. كود نيتروژن از منبع اوره، فسفر از منبع سوپرفسفات تريپل و بقيه كودهاي پتاسه و عناصر كم مصرف از منبع سولفاتي بكار برده شد. هدايت الكتريكي خاك محل آزمايش 4/6 دس زيمنس برمتر و آب آبياري 5218 ميكروموس برسانتيمتر بود. با توجه به نتايج آزمايش اول تاثير سطوح آهن برعملكرد دانه، عملكرد كاه، وزن هزار دانه، تعداد خوشه در واحد سطح و غلظت مس در دانه گندم معنيداري نبود. تاثير سطوح مختلف آهن بر تعداد دانه در بوته، غلظت آهن، روي، منگنز در دانه (01/0=#a) و غلظت پروتئين دانه (5/0 =#a) معني دار بود. تاثير سطوح مختلف روي در آزمايش دوم برعملكرد كاه، دانه، تعداد خوشه در واحد سطح (05/0=#a) و بروزن هزار دانه، تعداد دانه در بوته، ميزان پروتئين و غلظت روي دانه (01/0=#a) معني دار بود. تاثير سطوح مختلف منگنز در آزمايش سوم برعملكرد دانه و كاه (5/0 =#a) و غلظت آهن و روي در دانه گندم (01/0=#a) معني دار بدست آمد. همچنين تاثير سطوح مختلف مس در آزمايش چهارم بر ميزان وزن هزار دانه، ميزان خوشه در واحد سطح (05/0=#a) معني دار بدست آمد. با توجه به نتايج نسبت به مصرف كود داراي عناصر كم مصرف اقدام نمود.

feedback
1391,02,01, ساعت : 06:12 بعد از ظهر
Potassium Nitrate
نیترات پتاسیم

اهمیت:
ازت و پتاسیم از عناصری هستند که به مقدار قابل توجهی توسط گیاه ازخاک برداشت شده وبایستی درطول دوره رشد همواره به مقدارکافی ازخاک دراختیارگیاه قرارگیرد.نیترات پتاسیم یک کود کاملا محلول درآب است که می توان از آن درهرمرحله ازرشد گیاه استفاده نمود.ازت موجود دراین کود باعث بهبود رشد رویشی می شود وپتاسیم آن دربهبود کیفیت،افزایش مقاومت به خشکی،شوری و آفات و بیماریها بسیارموثراست.نیترات پتاسیم کود بسیار مناسبی برای برطرف کردن کمبود پتاسیم در هر مرحله از رشد گیاه است.

مشخصات کود:
کشت های مترکم وعدم استفاده ازعنصر پتاسیم طی سالیان گذشته وازطرفی کمبود آب آبیاری و کیفیت نا مناسب آب وخاک دراکثراراضی کشاورزی ازعواملی هستند که قابلیت استفاده این عنصر را برای گیاهان محدود کرده و خسارات جبران نا پذیری را برمیزان تولید و کیفیت محصولات وارد می کند.استفاده ازکودهای حاوی این عنصر باعث بهبود شرایط تغذیه ای گیاهان وافزایش کمی و کیفی محصولات می شود.نیترات پتاسیم با فرمول شیمیایی Kno3
است که دارای 26 درصد پتاسیم و 19 درصد ازت میباشد.

روش،زمان و مقدار مصرف:
نیترات پتاسیم یک کود کاملا محلول درآب است که به صورت مصرف خاکی،،کود آبیاری و محلول پاشی قابل استفاده میباشد.
مصرف خاکی: به میزان 200 تا 300 کیلوگرم در هکتاردرزمان کاشت
کود آبیاری وسرک: به میزان 100 تا 200 کیلوگرم درهکتاردر2تا3 نوبت درطول فصل رشد
محلول پاشی: به میزان 5تا8 در هزار

گیاهان ومناطق مورد مصرف:
این کود را می توان درهرمرحله ازرشد گیاه خصوصا برای باغات پسته،درختان میوه،محصولات صیفی و سبزی،سیب زمینی،نیشکر و کشت های گلخانه ای استفاده نمود.

محاسن کاربرد:
افزایش میزان تولید و بهبود کیفیت محصول
افزایش مقاومت گیاه در مقابل خشکی،آفات و بیماریها


www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com

feedback
1391,02,01, ساعت : 06:13 بعد از ظهر
کوددهی در برنج


نیتریت ها موادی هستند که از کود اوره تولید و مستقیما وارد آب شده و زندگی انسانی را تهدید می نمایند. اوره به نیترات تجزیه می گردد و نیترات نیر سپس به نیتریت تبدیل و از طریق مصرف غذایی انسانی وارد بدن وی می گردد. اگر مقدار نیتریت در آب شرب بیش از 1000 پی پی ام باشد، در زندگی انسان مشکلاتی از قبیل نابینایی اطفال، سرطان کبد، سرطان رحم و ریه، بیماری مغز استخوان و سیروز کبدی را به وجود می آورد. تصور نشود، تنها سموم هستند که محیط زیست را آلوده می کنند، بلکه تمام موادشیمیایی کشاورزی ممکن است، آب های آشامیدنی را در شهر و روستا آلوده سازند و به ویژه افراد فقیر جامعه را که پروتیین کم تری وارد بدنشان می شود، با انواع مشکلات روبرو گردند.

سازگان غذایی خاک

بهم زدن خاک وآب را با پیشکاول، پیش از نشاء کاری باتلاقی کردن گویند. باتلاقی کردن خاک در وضعیت عناصر غذایی خاک تأثیر زیادی برجای می گذارد. دست رسی بعضی از عناصر غذایی در اثر این عمل افزایش می یابد و بعضی از عناصر در ذرات خاک تثبیت می گردند و یا از طریق محلول خاک از دست می روند. تغییر در دست رسی مواد غذایی به دلیل فرآیند های اکسیداسیون – احیاء زیست شناختی خاک است که از اکسیژن خاک باتلاقی پدید می آید.

عناصر غذایی پرمصرف



عمل نیتروژن در خاک باتلاقی به طور محسوسی از عمل آن در خاک های با زهکشی خوب که از اکسیژن هوا استفاده می کند، متفاوت است. یون های آمونیوم (NH4+ ) در سطح منطقه اکسیده شده وجود دارد. این یون با کود دهی وارد خاک می شود و به وسیله باکتری ها به نیتریت و نیترات، اکسید می گردد. این رادیکال های نیترات دارای بار منفی هستند. بنابراین، آن ها نمی توانند کلوئید های کمپلکس خاک را به وجود آورند و در اثر خاک شویی از بین می روند. رادیکال های نیترات به دلیل تحرّک بسیار بالایشان، به منطقه احیاء شده پایین تراوش می کند، پس از احیاء شدن به نیتریت، به وسیله باکتری های تجزیه کننده نیتراتی به اکسید نیترو و عنصر N تجزیه شده و به اتمسفر فرستاده می شود و ازاین طریق از دست رس گیاه خارج می گردد.

غرقابی کردن مداوم خاک منجر به افزایش فسفات های نامحلول و قابل استخراج خاک می گردد. معمولا به صورت فسفات فریک تا فرّو محلول و هیدرولیز ترکیبات P انتشار می یابد. علاوه بر استفاده از همه منابع فسفری مورد بهره برداری در محصولات دیم، برنج باتلاقی دارای قابلیت استفاده از فسفات های فریک است که برای محصولات دیم ارزش اندکی دارند. با باتلاقی کردن خاک پتاسیم کم تر از نیتروژن و فسفر تحت تأثیر قرار می گیرد. در نتیجه عمل زیر آب رفتن، شرایط احیائی باعث می شود، جزء بیش تری از یون پتاسیم از حالت کمپلکس به محلول خاک انتقال یابد. مقدار زیادی از یون های فرّو، منگنز دو ظرفیتی و آمونیوم در نتیجه جابجایی یون های پتاسیم از کمپلکس در محلول خاک به وجود آید.

عناصر کم مصرف



در ضمن عمل باتلاقی کردن خاک، بعضی از عناصر غذایی مانند: کلسیم، منیزیم تنها به مقدار محدودی به تغییر می کنند. ترکیبا فرّیک و منگنیک در شرایط بی هوازی احیاء می شوند و در زیر آب بیش تر در دسترس گیاه برنج قرار می گیرند. غلظت مولیبدن محلول در آب در نتیجه احیاء اکسید های فرّیک در خاک باتلاقی افزایش می یابد. این عمل برای ایجاد لایه ای از جلبک تثبیت کننده N می تواند سودمتد باشد. باکتری های بی هوازی در خاک احیائی و باکتری های هوازی در ریشه فعّال هستند. شرایط باتلاقی نیز غلظت عناصر روی و مس قابل حل در آب را کاهش داده و موجب کمبود این ریز مغذی ها در گیاه برنج می گردد.

مدیریت کود های پر مصرف

در تولید برنج، کود نیتروژنی مهم ترین و ضروری ترین نقش را برعهده دارد.

بازدهی مصرف کود نیتروژنی



بازدهی استفاده از هرگونه کودی به معنی مقدار افزایش محصول برداشت شده بر واحد کود به کار رفته است. اگر گیاه برنج به 100 کیلوگرم نیتروژن در هکتار نیاز داشته باشد و برنج کار 120 کیلوگرم بر هکتار در مزرعه به پاشد، و گیاه 100 کیلوگرم را به تواند جذب کند، بازدهی تولید بسیار عالی خواهد بود. این به ندرت پیش می آید. درصورتی که برنج کار 100 کیلوگرم برهکتار از این کود را به کار ببرد و گیاه 30 کیلوگرم را جذب کند، بازدهی کم خواهد شد. برنج در مزرعه آبیاری بارانی غیر بازده ترین مصرف نیتروژن را دارد، به طوری که، بازدهی مصرف نیتروژن در شرایط چنین مزرعه ای بیش تر از 30 – 20 درصد نخواهد بود. یعنی، یاگر برنج کار چهار کیسه کود اوره را در مزرعه بپاشد، تنها یک کیسه توسط گیاه جذب می گردد و سه کیسه دیگر ازدست خواهد رفت.

feedback
1391,02,01, ساعت : 06:16 بعد از ظهر
راه های اتلاف کودهای نیتروژنی



بخش بزرگی از کودهای نیتروژنی، ممکن است از راه تبخیر، آبشویی، تجزیه و تثبیت در خاک ازدست رود. شدت یا درجه این اتلاف به عوامل متعددی مانند خاک، آب و هوا و شرایط زراعت بستگی دارد.



اتلاف ار راه تبخر

آمونیاک که برای برنج کاری مورد استفاده قرار می گیرد، اگر در محوطه باز قرار گیرد، ممکن است تبخیر شود. این نوع اتلاف با افزایش pH آب جاری، زیاد خواهد شد. جلبک های آب در تنظیم pH آب جاری نقش مهمی برعهده دارند. درطول روز، جلبک ها فتوسنتز کرده و میزان دی اکسید کربن آب را کم می کند. درنتیجه، pH آن ممکن است افزایش یابد. افزایش pH تبخیر شدن آمونیاک را فعّال تر می سازد. می توان تخمین زد، 5 تا 6 درصد نیتروژن به کار رفته از راه چنین فرآیندی تلف شود. در درجه حرارت بالا و تابش خورشیدی زیاد، اتلاف از راه تبخر در هوا بیش تر رخ می دهد. برای به حداقل رساندن این اتلاف، بایستی کود آمونیاک را در داخل خاک یا در لایه های احیائی آن به عمق 10 سانتی متر تزریق کرد. به کار بردن کود های پوشش دار مانند اوره پوشش داده شده با گوگرد و گچ نیز مانع

اتلاف کود نیتروژنی از راه تخلیه آب مزرعه

در یک دوره زراعی 1000 تا 2000 میلی متر آب ممکن است از راه زهکش از مزرعه تخلیه شود. نیتروژن حل شده در آب نیز همراه آن از مزرعه خارج می گردد. هنگامی که کود نیتروژنی به عنوان کود سرک پاشیده شود، نیتروژن از راه آبشویی نیز ممکن است از دسترس گیاه خارج گردد. نزدیک به 15 درصد نیتروژن به کار رفته، ممکن است از راه آبشویی خارج شود. برای جلوگیری از اتلاف آبشویی، برنج بایستی در خاک های با بافت خوب کشت شود. خلل و و فرج خاک دیکس خورده کاهش می یابد. مترجم: درعمل شخم زنی با گاوآهن کلوخه های درشت ایجاد می شود. این کلوخه با دیکس پشت تراکتوری خرد می گردد. در زبان فارسی به هردو عمل شخم گفته می شود. اما در گیلکی به اولی شخم و به دومی دیکس یا دیکس خورده می گویند. مانند این را می ماند که در دامداری به بچه تازه به دنیا آمده گاو می گویند، مانده ( گیلکی ) و کمی که بزرگ شد می گویند گوساله و بازهم بزرگ تر شد، مثلا یک ساله شد، اگر نر باشد می گویند، گودرو اگر ماده باشد می گویند، لیشه و وقتی خیلی بزرگ شد و به بلوغ جنسی برای تکثیر رسید نر را می گویند، ورزا و ماده را میگویند گاو. اما در فارسی بدبختانه این جوری نیست و در همه این مراحل رشد و نموّ این حیوان می گویند گاو. کندوکاو خاک در مراحل مختلف نیزنام هایی دارد که با هم متفاوت است و آن ها را بایستی در زبان های محلی جستجو کرد. در زبان فارسی تا زمین را بکنی می گویند، زمین را شخم زدی، و مشخص نیست چه هدفی داشته ای و یا حتی چه عملی انجام داده ای. همیشه کود به شکل آمونیاکی را در عمق خاک به کار می برند. از آبگیری زیاد خاک مزارع برنج، خود داری می شود. مترجم: وقتی که کود با خاک مزرعه باتلاقی به خوبی مخلوط شود، قابلیت آبشویی خود را از دست خواهد داد. من عادت داشتم، کود اوره را پیش از وجین در مزرعه شخصی خودم بپاشم. متوجه بودم، پس از عمل وجین حتی نیم متر کود در مزرعه جابجا نمی شود. کود در اثر وجین در خاک دفن می شود.

feedback
1391,02,01, ساعت : 06:16 بعد از ظهر
تثبیت کردن کود نیتروژنی در خاک



تثبیت نیتروژن درخاک به وسیله جمعیت های میکروبی انجام می شود. این موجودات ریز نیتروژن را به مصرف رسانده و آن را در بدن خود به شکل مواد آلی ذخیره می کنند. این عمل، مقدار نیتروژن در دسترس گیاه برنج را کاهش می دهد. کود در مزارع خشک بیش از باتلاقی تثبیت می شود. نتایج تحقیقات نشان می دهد، 20 درصد نیتروژن ممکن است در خاک حبس شود. در کنار میکروب ها، ذرات رسی نیز یون های آمونیاکی می توانند جذب کرده و آن ها را بین صفحات سیلیکاتی شان درگیر سازند. در صورتی که از کود سبز یا کود آلی حیوانی استفاده می شود، یک هفته قبل از کشت بایستی به خاک اضافه گردد. این عمل باعث تجزیه کامل آن ها می شود و مواد غذایی به سهولت در دسترس گیاه برنج قرار می گیرد.

نیتروژن زدایی خاک

هرجسمی که وارد مزرعه برنج کاری شود، خروج گازهای هوا مانندی به شکل حباب را از سطح خاک باتلاقی آزاد می کند. 10 تا 95 درصد حجم گازهای آزاد شده از مزرعه به صورت نیتروژن است. نیترات های موجود درخاک به وسیله باکتری های معروف به نیتروژن زا، در خاک زیر آب به گاز آزاد N تبدیل می شوند. ازدست رفتن نیتروژن از طریق نیتروژن زدایی خاک، در خاک های فاقد زهکش مناسب، 68 درصد تخمین زده می شود. البته، حرارت و مواد آلی خاک عمل باکتری های نیتروژن زا را تشدید می نمایند. گاهی اوقات، حدود 30 تا 40 درصد نیتروژن پاشیده شده در سطح مزرعه در مدت زمان یک هفته پس از نشاء کاری، ممکن است به هوا آزاد گردند. حتی اگر کودهای آمونیاکی پاشیده شوند، در مجاورت اکسیژن قرار گرفته و به شکل نیترات در می آیند. این نیترات ها به طرف پایین باتلاق حرکت کرده و پس از رسیدن به خاک احیائی ، نیتروژن آزاد شده و به صورت گاز به فضا انتقال می یابند. برای کاهش نیتروژن زدایی، کودهای اوره یا آمونیاک بایستی در منطقه ریشه و درمحلی که فاقد اکسیژن است، قرارداده شود. اوره پوشش داده شده با مواد مشابه کودها یا اوره آز مسدود کننده اوره نیز به آهستگی حل شده و فعالیت نیتروژن زدایی را کاهش می دهد. اوره دانه درشت را مستقیما می توان درداخل خاک فروبرد. این دانه های اوره، در یک محل جمع می شوند و فعالیت اوره آز مسدود کننده، مقدار آنزیم تولید شده به وسیله باکتری نیتروژن زا را کاهش می دهند. همراه با رخ دادهای بالا، اتلاف تبخیری به طور چشمگیری نیز کاهش می یابد.

راه های ارتقاء اثر کودهای نیتروژنی زیاد

1 – ارقامی را کشت کنید که به کود پاسخ مثبت می دهند. یعنی با افزایش کود رشد و نموّ آن بیش تر شود و محصول بیش تری دهد.

2 – کودها رشد علف های هرز را زیاد می کنند. بنابراین، برای حداکثر تأثیر کود بایستی با علف هرز مبارزه کرد.

3 – به مزارع باتلاقی دایمی کود نیتروژنی زیادی بدهید.

4 – اگر مزرعه به طور متناوب و با فاصله زمانی باتلاقی گردد، نیتروژن به طور کامل نمی تواند مورد استفاده گیاه برنج قرار گیرد.

5 – از کودهای نیتروژنی پوشش دار مختلف زیر استفاده کنید. مترجم:ممکن است، چنین کودهایی در ایران یافت نشوند:

الف – با لایه پوششی اورهآز

اوره بالایه پوششی Neem

اوره با لایه پوششی Mahua

اوره با لایه پوششی نیجر

اوره با لایه پوششی هندی

ب – پوشش مصنوعی

اوره با پوشش پلاستیکی یا پلی مری

اوره با پوشش لاک

اوره با پوشش موم

اوره با پوشش لاستیک

ج – پوشش شیمیایی

اوره با پوشش گوگردی

اوره با پوشش فسفات معدنی

اوره با پوشش گچ

د – بازدارنده های اوره آز

استات فنیل مرکوریک

هیدروکینون

بنزوکینون

فسفو فنیل دی آمیدات

ه – بازدارنده های آزاد سازی نیتروژن

N – serve

AM

ST

Thiurea

Potassium azide

Powder of citrullus

Colosynthis

تقش نیتروژن در افزایش تولید برنج



1 – تولید 5/6 تن محصول برنج برهکتار، حدود 95 کیلوگرم نیتروژن، 25 کیلوگرم P2O5 و 140 کیلوگرم K2O را از خاک خارج می کند و لازم است در فصل زراعی بعدی این مقدار مواد به خاک برگشت داده شود.

2 – در تشکیل کلروفیل و ایجاد رنگ سبز تیره به گیاه کمک می کند.

3 – تعداد پنجه ها، ارتفاع گیاه و تعداد دانه های خوشه که از اجزاء سازنده میزان محصول هستند را افزایش می دهد.

4 – افزایش سطح برگ و اندازه دانه.

5 – کمک به تجزیه و فساد مواد آلی خاک با تحریک رشد میکربی

feedback
1391,02,01, ساعت : 06:17 بعد از ظهر
میزان مصرف کود های نیتروژنی


عوامل متعددی مانند خاک، اوضاع جوّی و نوع رقم برنج در میزان مصرف کودهای نیتروژنی تأثیر دارد. در اغلب نواحی کشت برنج مقدار نیتروژن لازم نباید از 100 کیلوگرم (معادل 154 کیلوگرم اوره ) بر هکتار کم تر باشد. اگر تمام کود اوره پاشیده شده به مصرف گیاه برسد و تلف نشده باشد، این مقدار کافی است. اما عملا چنین چیزی امکان ندارد، بنا به شناخت برنج کار از میزان اتلاف و توانایی پیشگیری از آن بایستی بر مقدار فوق افزوده شود. این حداقل نیتروژن لازم برای برداشت 5/6 تن محصول برهکتار است. اما به دلیل کاهش و یا افزایش کود پذیری گیاه برنج در مقابل افزایش تابش خورشید و کاهش درجه حرارت هوا، مقدار نیتروژن لازم گیاه 100 تا 150 کیلوگرم برهکتار می رسد. درجه مرغوبیت خاک نیز شاخص مهمی در تعیین میزان کود نیتروژنی است.



شاخص دسترسی کود نیتروژنی خاک



هرچه خاک از نظر نیتروژن فقیر تر باشد، مقدار نیتروژن افزوده شده بیش تر خواهد بود. ارقام برنج دیررس، به نیتروژن کم تری نیاز دارد. زیر آن ها وقت کافی برای دریافت نیتروژن تثبیت شده خاک را دارند. اما ارقام برنج زودرس که دوره رشد و نموّ آن ها کوتاه است، به مقادیر زیادتر نیتروژن پاسخ مثبت می دهند. اثر نیتروژن در مراحل اویله کم و در مراحل آخر زیاد است. برنج کاران، خاک مزرعه خود را خوب می شناسند. اما تعاونی های توزیع کود مطابق گزارش آزمایشگاه ها سهمیه کود را تعیین می کنند. مجهز ترین آزمایشگاه های خاک فقط می توانند به کشاورزان کمک کنند، اما قادر نیستند، خاک اورا شناسایی نمایند. برنج کار خودش بایستی میزان کود نیتروژنی را تعیین کند. بعضی از خاک ها به کود نیتروژنی نیاز ندارند و بعضی دیگر به مقدار خیلی زیادی احتیاج دارند.

زمان کود پاشی نیتروژنی خاک



به طور کلی، در خاک های معمولی، نیتروژن در 3 مرحله با مقادیر برابر پاشیده می شود. یعنی، یک سوم در مرحله اول ( در زمان دیکس زنی )، یک سوم در مرحله پنجه زنی فعال و یک سوم باقی مانده در مرحله تشکیل گل، پاشیده می شود. مرحله اول کودزنی را مرحله اصلی و مرحله آخری را سرک می گویند. مراحل بالا عومی است و کشاورزان، دو مرحله ای عمل می کنند و دو سوم را در مرحله اصلی و یک سوم باقیمانده را در مرحله پنجه زنی می پاشند و کود سرک را حذف می نمایند. تا کنون در ایران تحقیقی در باره کود سرک انجام نشده است. مدیریت وبلاگ در مزرعه شخصی خود در مراحل اول و دوم از کود اوره استفاده کرد و از انجام مرحله سوم ترسید. کود سرک مرحله خطر ناک کود دهی به ویژه با کود اوره است. زیرا کود اوره به سرعت جذب می شود. اگر برنج کاران تجربه مرحله سوم را ندارند، در مورد ارقام محلی نباید اجراء کنند، و در مورد ارقام خزر و سپیدرود حتما از کود سرک به مقدارخیلی کم تراز یک سوم بر اساس تجربه خودشان و پیش از تشکیل شدن گل می توانند بپاشند.

1 – کودپاشی نیتروژنی خاک پیش از نشاء کاری در استقرار نشاء و بهبود نیتروژن گیاه برای آغاز فوری پنجه زنی کمک می کند.

2 – به کار بردن کود نیتروژنی در مرحله پنجه زنی، فعالیت این مرحله را تسریع کرده و تولید تعداد پنجه را به حداکثر می رساند.

3 – کود سرک در مرحله تشکیل گل افزایش طول خوشه و تعداد خوشه چه در خوشه را موجب می گردد.

روش پاشیدن کودهای نیتروژنی



پاشیدن سطحی کودهای نیتروژنی در خاک های باتلاقی، مقدار بسیار اندکی از این کودها را در دسترس گیاه قرار می دهد. کودپاشی سطحی خاک باعث تسریع عمل نیتریفیکاسیون شده و در نتیجه از طریق جریان آب تلف می گردد. هنگام کودپاشی سرک از یک روز پیش بایستی آب مزرعه را خالی کرد و کود را به حالت اشباع پاشید. پس از 48 ساعت کود اوره هیدرولیز شده و کربنات آمونیوم تشکیل می گردد. دو روز پس از کودپاشی اوره، مجددا مزرعه را آبیاری کنید، به این طریق یون آمونیوم در میسل های خاک تثبیت می گردد.

دفن کردن اوره در منطقه سطح خاک زیرآب به علت فقدان اکسیژن در این لایه است. در لایه احیائی هیچ گونه عمل نیتریفیکاسیونی وقوع نمی یابد و نیتروژن آمونیومی به مدت زمان طولانی در دسترس ریشه گیاه برنج باقی می ماند.

اگر عمق آب مزرعه را در 2 سانتی متری لایه خاک نگهدارید، پس از نشاء کاری، کود نیتروژنی را مستقیما می توان در آب پاشید. دفن کردن کود آمونیوم به وسیله وجین کن دورانی کارآیی مصرف کود نیتروژنی را بهبود می بخشد، به ویژه برای مرحله اول کود سرک پاشی مناسب است. در جا هایی که لم کردن آب زیاد است و امکان تخلیه آن وجود ندارد، بهتر است اوره را پیش از وجین پاشید و در حین عمل وجین در خاک دفن خواهد شد. دفن کردن اوره بین هرچهار بهترین نتیجه را دارد، اما کاری خیلی پر زحمتی است.




منبع مقالات کشاورزی ، مقالات باغبانی ، مقالات گیاهان داروئی مقالات زراعت مقالات ماشین های کشاورزی مقالات بیماریهای گیاهی مقالات حشره شناسی مقالات دامپروری و جدیدترین تحقیق های کشاورزی عکس های کشاورزی و... www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)

feedback
1391,02,02, ساعت : 01:48 بعد از ظهر
اثر برهمکنش تراکم سوروف (Echinochloa crus-galli) و مقادير نيتروژن روي رشد و عملکرد برنج در کوشکک، اس

به منظور بررسي اثر تراکم هاي سوروف و برنج و چگونگي تاثير آنها بر رشد و عملکرد برنج در سطوح مختلف کود نيتروژن مطالعه اي در سال زراعي 1377-1376 در مزرعه ايستگاه تحقيقات دانشکده کشاورزي دانشگاه شيراز (کوشکک) انجام شد. در اين مطالعه تاثير 5 سطح تراکم علف هرز سوروف (صفر، 10، 20، 30 و 40 بوته در مترمربع) بر برنج رقم چمپا کامفيروزي در چهار سطح مختلف کود نيتروژن (صفر، 40، 80 و 120 کيلوگرم نيتروژن خالص در هکتار) و دو سطح فاصله بوته برنج (20×20 و 25×25 سانتيمتر) در قالب طرح کرت هاي دو بار خرد شده بررسي شد و نتايج مورد تجزيه و تحليل آماري قرار گرفت. از بين اجزاي عملکرد برنج، تعداد پانيکول در هر بوته و تعداد دانه در هر بوته بطور معني داري افزايش يافت. با افزايش تراکم سوروف عملکرد دانه کاهش يافت. با افزايش کود نيتروژن، عملکرد دانه برنج افزايش يافت اما بين سطوح 80 و 120 کيلوگرم نيتروژن در هکتار اختلاف معني داري مشاهده نشد. با اضافه شدن کود نيتروژن کارايي کود کاهش يافت، يعني افزايش تراکم سوروف موجب کاهش بهره وري برنج از نيتروژن اضافي شد. بنابراين افزايش کود نيتروژن نه تنها قادر نيست اثر منفي رقابت علف هرز سوروف را رفع نمايد بلکه باعث افزايش قدرت رقابت علف هرز نسبت به گياه زراعي مي شود. در واقع کاهش عملکرد دانه برنج، بيشتر تحت تاثير تراکم علف هاي هرز قرار مي گيرد تا کمبود کود نيتروژن.

feedback
1391,02,02, ساعت : 01:49 بعد از ظهر
تاثير خاکورزي و کود نيتروژنه بر روي عملکرد دانه و نيتروژن خاک در سيستم گندم بهاره- آيش:

گندم بهاره در نواحي شمالي در آمريکا در سيستم گياه – آيش و با کاربرد خاکورزي کاشته مي شود. اين

آزمايش تاثير سيستم خاک ورزي ( خاکورزي متداول (CT)، کم خاکورزي (MT)، و بي خاکورزي (NT) و مقادير

کود نيتروژنه (0، 22 و 45 کيلوگرم در هکتار) را بر روي نيتروژن دانه، برداشت نيتروژن دانه از سيستم زراعي و

تغيير در نيتروژن نيتراتي باقيمانده بعد از برداشت در شش دوره تناوب سيستم گندم بهاره ديم – آيش بررسي

مي کند. غلظت نيتروژن دانه با افزايش مقدار نيتروژن افزايش يافت و در مقدار 45 kgN/ha در خاکورزي متداول

(3/33 g/kg) نسبت به بي خاک ورزي (3/32g/kg) بود. برداشت نيتروژن در دانه گياه در مورد خاک ورزي

متداول، کم خاکورزي و بي خاکورزي به ترتيب، 70 ، 68 و 66 kgN/ha بود و با افزايش مقدار نيتروژن

افزايش مي يافت اما با چرخه تناوب تغيير مي کرد. نيتروژن برداشت شده در طي شش دوره چرخه تناوب به

اين ترتيب بود: خاکورزي متداول > کم خاکورزي> بي خاکورزي. کل نيتروژن برداشت شده در دانه در طي

شش دوره کاشت گندم بهاره با کود نيتروژنه افزايش يافت و تنها 21 و 17درصد از نيتروژن به کار رفته، به ترتيب

در مقادير 22 و 45 کيلوگرم در هکتار نيتروژن، بوسيله دانه برداشت شد. سطوح نيتروژن نيتراتي بعد از

برداشت در 150 سانتيمتري سطح خاک با مقدار کود نيتروژن و چرخه تناوب تغيير کرد و نيتروژن باقيمانده با

چرخه هاي پي در پي خشکي افزايش يافت. در مقابل ممکن است مقداري شستشوي نيتروژن نيتراتي در

زير ناحيه ريشه گندم بهاره در طي چرخه هاي مرطوب زراعي اتفاق افتاده باشد. سطوح نيتروژن نيتراتي خاک

به ترتيب در مورد خاکورزي متداول، کم خاکورزي و بي خاکورزي بالاتر بود. تاثير تغييرات در مقدار بارش در طي

چرخه تناوب و مقدار کود نيتروژنه بر مقدار برداشت نيتروژن بوسيله دانه و نيتروژن نيتراتي خاک، نسبت به

سيستم خاکورزي، در سيستم کشت گندم بهاره – آيش بيشتر است.

منبع:

(Agronomy Journal 93:1130-1135 (2001
www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)

feedback
1391,02,02, ساعت : 01:49 بعد از ظهر
انواع کود :اندو سولفان (تيودان- فن)
اندو سولفان (تيودان- فن)

گروه شيميايي :ارگانوكلره
ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي :


ماده تكنيكال زرد يا قهوه اي رنگ ميباشد .

اين تركيب در آب غير محلول است ولي در حلال هاي الي حل مي شود .

ماندگاري در محيط زيست :

اندوسولفان در خاك نسبتا پايدار است و نيمه عمر آن 50روز مي باشد .

اين ماده به وسيله باكتريها و قارچها تجزيه مي شود .اگر اندوسولفان جذب سطحي ذرات خاك شود به كندي درخاك جابه جا خواهد شد .

سميت:LD50=80-110mg/kg

براي زنبورهاي عسل نسبتا سمي است و براي حشرات مفيدي از قبيل زنبورهاي پارازيت , كفش دوزك و برخي از كنه ها تقريبا سميت ندارد . اين حشره كش براي انسان نسبتا خطرناك است.

موراد مصرف :

اندوسولفان يك حشره كش و يك كنه كش است كه براي گستره وسيعي از حشرات و كنه ها از جمله كرم غوزه پنبه , كرم برگ خوار پنبه , پسيل گلابي , ليسه سيب , شته و نيز افات سويا سمي است . از ان مي توان به عنوان يك محافظ چوب هم استفاده كرد .

اندوسولفان براي طيف وسيعي از محصولات زراعي از قبيل چاي , قهوه, ميوه جات و سبزيجات و همچنين برنج ,غلات , ذرت,سور گوم به كاربرده مي شود .
پادزهر: فنو باربيتال

feedback
1391,02,02, ساعت : 01:50 بعد از ظهر
ضرورت كوددهي پتاسيم در گلهاي شاخه بريده

نقش پتاسيم در گياهان

پتاسيم نقش كاتاليزوري داشته، در نقل و انتقال مواد، كنترل تبخير و تعرق، فعاليتهاي آنزيمي نقش دارد. از نقشهاي آن مي توان به افزايش مقاومت گياهان در برابر آفات و بيماريها، كم آبي، تنش هاي محيطي ،بهبود كمي و كيفي ، افزايش طول عمر گلهاي بريده و تشديد فتوسنتز اشاره نمود كه كمبود آن باعث كاهش گلچه ها و همچنين كوتاهي سنبله گل، تاخير در گل دهي، و زردي عمومي در برگهاي مسن گردد.

علائم كمبود پتاسيم در گياهان زيستي

علائم كمبود پتاسيم با زرد شدن برگهاي قديمي ، توقف رشد و كوچكتر شدن گلها مشخص مي شود. علائم كمبود پتاسيم در ميخك بدين صورت نمايان مي شود كه از برگهاي مسن به صورت تغيير رنگ به نوك برگها ، قابل رؤيت مي باشد. در شرايط كمبود، ساقه هاي گل دهنده تحت تاثير اين كمبود قرار گرفته و در حالت شديد ، كاسبرگها زرد مي شود. در گل داوودي ، در اثر كمبود پتاسيم ، رشد بوته ها شديدا كاهش يافته و برگها قهوه اي و خشك مي شوند و در شرايط كمبود شديد ، ساقه گل دهنده خم و شكسته به نظر رسيده و روي بوته آويزان مي شود. در گل ژربرا ، علائم كمبود پتاسيم ، بصورت قهوه اي و برنزه شدن برگهاي مسن قابل مشاهده است. در بنت القنسول ، ابتدا رنگ پريدگي در برگها و به دنبال آن خشكيدگي حاشيه برگها عارض مي شود. در صورت تشديد كمبود ، تعداد برگهاي رنگي به شدت كاهش يافته و از بازار پسندي بوته ها كاسته مي شود. در گل رز كمبود پتاسيم به صورت كلروز و سپس نكروزه شدن حاشيه و نوك برگهاي مسن، رنگ پريدگي شكوفه ها ، كاهش كميت و كيفيت گل ،كاهش مقاومت به سرمازدگي و امراض مي باشد.( بني جمالي،1382)

feedback
1391,02,02, ساعت : 01:50 بعد از ظهر
در گل پامچال، از مهمترين علائم كمبود پتاسيم ، كمي رشد و علفي شدن بوته ها، قهوه اي و برنزه شدن حاشيه برگها و در نهايت سبب كاهش گلدهي مي گردد. در گلهاي آنتوريم علائم كمبود پتاسيم با زرد شدن برگهاي قديمي بعد از حذف پتاسيم از برنامه تغذيه آغاز و سپس رشد گياه متوقف مي گردد. برگهاي پائيني زرد و لكه هاي زرد رنگي بين رگبرگها ايجاد مي شود. كه به تدريج به لكه هاي بزرگ نكروزه تبديل مي شوند.حال آنكه برگهاي جوانتر كوچك ، باريك و سبز تيره باقي مي مانند.تحت اين شرايط گلهاي توليدي در اندازه هاي كوچك تا متوسط مي باشند(ملكوتي و تقوي،1377) . در اكثر گلهاي زينتي در صورت كمبود پتاسيم برگهاي مسن به سرعت حالت خشكيدگي پيدا نموده و در نهايت متعاقب كاهش شديد پتاسيم ، بيش از نصف برگها خشك مي گردد. كمبود پتاسيم در گل لاله عباسي ،لكه هاي سفيد متمايل به قهوه اي و شوختگي نوك برگها را به همراه دارد. بطور كلي كمبود پتاسيم در كليه گياهان زينتي ، سببب بد شكلي گلها گرديده و از بازار پسندي آنها به شدت مي كاهد (ملكوتي و تقوي،1381). در اكثر گلهاي زينتي از دادن كودهاي ازته زيادي مخصوصا در مرحله گلدهي بايد پرهيز نمود و در مقابل به مصرف كودهاي پتاسيمي مخصوصا سولفات پتاسيم اقدام نمود. چه پتاسيم در اكثر موارد باعث افزايش طول عمر گلهاي زينتي مي گردد.

در ذيل به شرح مختصري از مصرف متعادل كود به ويژه پتاسيم در افزايش كمي و كيفي گلهاي متفاوت پرداخته مي شود.

1- گلايل ( Gladiolus) : گلايل جزء چهار نوع گل اصلي شاخه بريده صادراتي ايران است. براي ارتقاء كيفيت گل هاي شاخه بريده به ويژه گلايل، تغذيه پتاسيم داراي اهميت زيادي مي باشد.

مصرف پتاسيم به ميزان 180 كيلوگرم در هكتار بر اساس آزمون خاك همراه با مصرف بهينه ساير عناصر غذايي ، موجب ارتقاء خصوصيات كمي و كيفي گل از جمله افزايش ارتفاع شاخه گل دهنده(17 درصد) ؛ افزايش قطر ساقه گل(19 درصد) ؛ افزايش وزن پداژه و پداژك در واحد سطح(70 درصد) ؛ افزايش طول عمر گل شاخه بريده( 11/5 درصد) ؛ و افزايش مقاوت به كم آبي در گلهاي شاخه بريده گلايل گرديد(ايرانشاهي،1377 ؛ بني جمالي و همكاران ، 1380) .

مصرف 270 كيلوگرم در هكتار پتاسيم ، موجب اثرات مثبت باقيمانده در توليد پداژه و گل حاصل از آن در سال بعد از جمله افزايش تعداد پداژه و پداژك در واحد سطح(21 درصد ) ؛ افزايش وزن پداژه و پداژك در واحد سطح(2/54 درصد ) ؛ فزايش طول عمر گل ( 23/26 درصد ) ؛ افزايش تعداد گلچه در گل آذين ( 8 درصد)؛ افزايش تعداد بوته باقيمانده در كرت (17/38درصد با مصرف 540 كيلوگرم(K2O)) ؛ افزايش ارتفاع شاخه گل (12 درصد با مصرف 540 كيلوگرم(K2O)) و افزايش قطر ساقه ( 7 در صد با مصرف 540 كيلوگرم(K2O)) شد . (ايرانشاهي،1377 ؛ بني جمالي و همكاران ، 1380؛ ملكوتي و كافي ، 1381)

2- مريم ( Tuberose) : گل مريم از جمله گل هاي معطر و مهم شاخه بريده ايران مي باشد كه مي تواند جايگاه خاصي در امر صادرات و مصرف داخلي داشته باشد. مصرف پتاسيم به ميزان 360 كيلوگرم در هكتار (K2O) بر اساس آزمون خاك همراه با مصرف بهينه ديگر عناصر غذايي موجب ارتقاء صفات كمي و كيفي گل از جمله افزايش ارتفاع شاخه گل ( 6/4 در صد)؛ افزايش طول خوشخ گل(18 درصد)؛ افزايش قطر ساقه گل(14 درصد)؛ افزايش تعداد گلچه در گل آذين گل (11/5 در صد)؛ بهبود وزن پياز و پيازچه (12 در صد)؛ و بهبود تعداد پياز و پيازچه (11 درصد) گرديد.

feedback
1391,02,02, ساعت : 01:51 بعد از ظهر
3- داوودي ( Chrysanthemum) : گل داوودي با تنوع وسيع و سازگاري مطلوب آن از جمله گلهاي مهم شاخه بريده ايران و جهان مي باشد. با توجه به نياز بالاي اين گل به عناصر غذايي از جمله پتاسيم با مصرف 180 كيلوگرم در هكتار (K2O) تاثيرات مثبتي از لحاظ كمي و كيفي گل دارد. از جمله افزايش عمر پس از برداشت گل ( 19 در صد)؛ افزايش تعداد شاخه گل در واحد سطح (4/2 درصد) ؛ افزايش وزن ترگياه (26 درصد) و افزايش قطر غنچه گل (7 درصد با مصرف 360 كيلوگرم (K2O) مي شود.(بني جمالي،1383)

4- ميخك ( Carnation) : يكي از مهمترين گلهاي شاخه بريده ايران و جهان محسوب مي شود. مصرف پتاسيم بر اساس آزمون خاك به ميزان 300 كيلوگرم در هكتار (K2O) موجب بهبود خصوصيات كمي و كيفي گل مي شود. از جمله افزايش تعداد شاخه در واحد سطح(9/5 درصد)؛ و بهبود قطر گل ، عمر پس از برداشت ، ارتفاع ساقه گل ، تعداد بوته در كرت و قطر غنچه مي شود.(بني جمالي و شفيعي ، 1384)

5- جعفري (Marigold) : گل جعفري پا بلند يكي از گلهاي شاخه بريده با اهميت در جهان مي باشد كه جايگاه خوبي در توليدات داخلي و خارجي مي تواند داشته باشد. مصرف پتاسيم بر اساس تغذيه بهينه عناصر غذايي و آزمون خاك به ميزان 270 كيلوگرم در هكتار (K2O) موجب بهبود خصوصيات كمي و كيفي گل از جمله افزايش ارتفاع شاخه گل( 16/6 درصد)؛ افزايش قطر گل(19 در صد با مصرف 360 كيلوگرم(K2O))و بهبود قطر ساقه گل، (16درصد)مي گردد.(بني جمالي و همكاران،1380)

6- آهار (Zinnia) : آهار از جمله گلهاي مهم يكساله داراي تنوع و سازگاري مناسب با آب و هواي ايران است . تغذيه بهينه عناصر غذايي و پتاسيم تا 540 كيلوگرم در هكتار (K2O) بر اساس آزمون خاك موجب بهبود كمي و كيفي گل از جمله افزايش ارتفاع شاخه گل (20/5 درصد)؛ افزايش قطر گل )5/11درصد)؛ و افزايش عمر پس از برداشت(29درصد) مي گردد.(بني جمالي،1381)






www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)

feedback
1391,02,02, ساعت : 01:52 بعد از ظهر
انواع کود: ديازينون (بازودين – دياكاپ)

ديازينون (بازودين – دياكاپ)

گروه شيميايي :: ارگانو فسفره

ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي :

اين سم به صورت روغن بدون رنگ است . حلاليت آن در دماي معمولي محيط 40ميليگرم در ليتر مي باشد .

نسبت به نور خورشيد مقاوم بوده و در محيطهاي اسيدي و قليايي ناپايدار است تنها درزمانيكه هوا آرام باشد ( سرعت باد كمتر از km/h10)ميتوان گرد پاشي كرد.

ماندگاري در محيط زيست :

بقاياي ذيازينون ممكن است حداكثر تايكماه در محيط باقي بماند .

در صورتيكه اين سم در معرض هوا قرار بگير طي حدود 10روز تجزيه خواهد شد. اما در سايه اندازها بيش از سه هقته باقي خواهد ماند .

سميت:

LD50=300-400mg/kg ديازينون براي پرندگان وزنبورهاي عسل بسيار سمي است و براي ماهي ها تا حدي سمي ميباشد .

سميت آن رااز راه جلد براي انسان و دام كمتر است ولي از راه تنفس خطر مسموميت آن بيشتر مي باشد لذا در موقع سمپاشي بايد ماسك مخصوص به كاربرد.

موراد مصرف :

ديازينون يك حشره كش تماسي بسيار موثر كه براي كنترل تقريبا هر نوع حشره اي به كار مي رود . كاربردد اصلي آن در برنج , درختان ميوه , تاكستان ,’ نيشكر, ذرت , پنبه , توتون, و سيب زميني است . مي توان از آن عليه جور پايان, هزارپايان , كرم پياز, ساس گندم, گوش خيزك , لارو اروسي فرم, وسك كلرادوي سيب زميني, كك نباتي , مگس ميوه , كرم سيب, كرم ساقه خوار برنج , شته , زنجره برگ, تريپس, كنه, شپشك آرد آلود, پروانه , شب پره زمستاني و يا هر آفت باغي ديگر استفاده كرد.

در منازل مي توان ازآن براي كنترل مورچه , سوسك فرش , بيد گوش خيزك , سوسري و آبدوزدك استفاده كرد.

پادزهر: آتروپين,توگزوگونين.

feedback
1391,02,02, ساعت : 01:53 بعد از ظهر
روش مصرف كود در زراعت يونجه:



روش مصرف كود :

تمام كود فسفر ، پتاسه و ازته قبل از كاشت به وسيله كودپاش سانتريفوژ يا دست پاش و يا به صورت نواري در عمق مناسب( 20 تا 25 سانتي متر)توزيع و به زير خاك برده شود. كود آلي در صورتي كه پوسيده باشد قبل از كشت توزيع و با خاك مخلوط گردد. امّا در حالتي كه كاملا پوسيده نباشد بهتر است در پاييز سال قبل از كشت ، مصرف شده و با خاك مخلوط گردد. درصورت نياز به كود پتاسه درخاكهاي سبك و يا در هرخاكي كه غلظت پتاسيم قابل استفاده كمتر از 300 ميلي گرم در كيلوگرم خاك باشد ، بهتر است آن را در دو نوبت بعد از چين اوّل و همچنين در اواسط مرداد ماه بعد از برداشت ، مصرف كرد.

تناوب يونجه :

يونجه طي چندين سال عمر خود ، مقدار زييادي مواد آلي و ازت در خاك باقي مي گذارد. ازت تثبيت شده در گره هاي موجود در ريشه به صورت آلي بوده ، با افزايش سن گياه بتدريج اين گره ها از ريشه جدا شده و در خاك قرار گرفته و تجزيه مي شود و ازت آن به فرم معدني و قابل استفاده براي گياه بعدي در مي آيد. از هر هكتار مزرعه يونجه ، بسته به شرايط رشد ، سالانه حدود 70 تا 120 كيلو گرم ازت به خاك اضافه مي شود. بنابراين گياه بعدي بايد نياز ازتي بالايي داشته و از طرف ديگر نسبت به ازت زياد خاك مقاوم بوده و ورس نكند. از جمله گياهاني كه چنين خصوصيّتي را دارند مي توان ذرت ، چغندرقند ، پنبه ، سيب زميني را نام برد. از آنجائي كه زيادي ازت خاك باعث ورس در گندم مي شود لذا اين گياه را نبايستي بلافاصله بعد از يونجه در تناوب قرار داد و معمولا يك گياه وجيني با نياز ازتي بالا مابين يونجه و گندم قرار مي گيرد. واگر بخواهيم در تناوب ، گندم را بعد از يونجه قرار دهيم بايستي از ارقامي كه كود پذيري بالايي دارند و نسبت به ورس مقاوم مي باشند استفاده كرد. در مقايسه با گندم ، جو حسّاسيّت بيشتري به ورس دارد. براي آشنايي چندين نمونه تناوب يونجه را مي آوريم :

feedback
1391,02,02, ساعت : 01:53 بعد از ظهر
در مناطق سرد سير :

يونجه (چند سال) - چغندر قند يا سيب زميني - گندم يا جو.

چنانچه در منطقه اي هدف ، توليد علوفه باشد مي توان از تناوب زير استفاده كرد :

يونجه (چند سال) - ذرت علوفه اي - گندم يا جو

يك تناوب ديگر نيز توصيه مي گردد كه اين تناوب را مي توان براي واحد هاي زراعي كشاورزان عمده كار پيشنهاد نمود.

يونجه - سيب زميني - گندم - جو

علّت انتخاب اين تناوب كه قابل اجرا در تمام مناطق استان مي باشد ، به شرح زير بيان مي گردد.

گندم و جو به علّت هاي زير انتخاب شده اند :

1ـ استراتژيك بودن آن ها.

2ـ تعداد كمتري كارگر نياز دارند .

3ـ در ازاي تحويل اين محصولات به دولت كشاورزان مي توانند از امكاناتي نظير كود ، سم ، ادوات دنباله بند و تسهيلات بانكي استفاده نمايند .

4ـ باعث مي شود در تمام طول سال تقريباً زمين زير كشت باشد .

5ـ كاشت ، داشت و برداشت آن ها آسان است.

6ـ در دامداري از جو استفاده مي كنند .

7ـ گندم داراي اعتبار معنوي و اقتصادي خاصّي است .

يونجه به خاطر اين كه :

1ـ استراتژيك است .

2ـ با كيفيّت است .

3ـ درآمد آن زياد است .

4ـ دامداري در منطقه وجود دارد .

5ـ خاك را اصلاح مي كند .

6ـ در صورت نياز با پيش فروش آن مي توان به درآمد رسيد .

7ـ كارگر كمتر احتياج دارد .

8 ـ از ماشين آلات مي توان در قسمت هاي ديگر مزرعه در طول 5 ـ 4 سال استفاده كرد .

سيب زميني به خاطر اين كه :

1ـ به عنوان موادّ غذايي مهمّي مطرح است .

2ـ جامعه با بحراني از آن روبرو است .

3ـ پتانسيل توليد آن در محل زياد است .

4ـ كشت آن در منطقه عملاً و در سطح زيادي مرسوم است .

5ـ مقدار توليد در هكتار آن زياد است .

6ـ درآمد زيادي از فروش آن حاصل مي گردد .

7ـ چون يك گياه وجيني است زمين از نظر محصول بعدي كم علف خواهد شد.

ارقام يونجه :

از ميان ارقام متعدّد يونجه ، در اين استان در حال حاضر از يونجه رقم همداني استفاده مي شود كه اين رقم مناسب مناطق سردسير و مناطق معتدل و منطقه طارم مي باشد و توصيه مي گردد هيچ رقم ديگري بدون مشورت وارد استان نگردد تا توليد بذر كه از سال 81 به طور اصولي آغاز گرديده دچار مشكل نشود.

تاريخ و چگونگي كاشت :

يونجه را در مناطق سرد و معتدل در بهار و نيمه اوّل شهريور بايد كاشت. در منطقه طارم مي توان در اوايل پاييز و اواخر زمستان (اسفند ماه) كاشت. در مناطقي كه زمستان هاي سخت دارند بهتر است يونجه را در بهار كاشت. حداقل درجه حرارت براي شروع جوانه زني يونجه يك درجه سانتيگراد و درجه حرارت مناسب براي كاشت حداقل ده درجه سانتيگراد مي باشد.

به دليل دوام چندين ساله يونجه ، و به واسطه اين كه در طول عمر آن فقط يك بار عمل كاشت انجام مي شود ، بايستي زمين آن را به خوبي آماده نمود. يك شخم عميق براي كاشت پاييزه در بهار همان سال و براي كاشت بهاره در پاييز سال قبل لازم است. با انجام اين شخم بقاياي علف هاي هرز چندين ساله به خصوص ريشه ها در معرض آفتاب قرار گرفته و خشك شده و از بين ميروند. ضمن اين كه نزولات آسماني بهتر در خاك ذخيره شده و بقاياي محصول قبلي تا زمان كاشت يونجه ، به خوبي مي پوسند.

در موقع كاشت يك شخم سطحي تر براي آماده شدن بهتر زمين زده مي شود. براي خرد شدن كلوخه ها زمين را دو بار عمود بر هم ديسك مي زنيم. در صورت وجود بقاياي محصول قبلي و ريشه هاي علف هاي هرز در سطح خاك ، از هرس يا دندانه براي جمع آوري آنها استفاده مي كنيم. پس از آن زمين را توسّط تسطيح كن (لولر) تسطيح مي كنيم. تسطيح بهتر زمين در آبياري يكنواخت زمين ، سبز شدن يكنواخت بوته ها و همچنين در كيفيّت بهتر كار ماشين هاي برداشت مؤثر است. انتخاب طول كرت بر اساس شيب زمين و نوع خاك انجام مي گردد. هر چقدر شيب زمين بيشتر و بافت خاك سبك تر باشد ، طول كرت كمتر است. پس از تسطيح مي توان توسط كودپاش سانتريفوژ اقدام به كودپاشي كرد. توسط بعضي از بذركارها عمل كودپاشي و بذركاري ميتواند همزمان انجام مي شود.

بذرپاشي به دوصورت :يابه وسيله دست و يا توسط دستگاه هاي بذرافشان انجام مي گيرد. درصورت عدم دسترسي به ماشينهاي بذرافشان مي توان بذر يونجه راتوسط كارگر با تجربه درسطح خاك پاشيده و سپس توسط دندانه يا ديسك سبك ويا از طريق كشيدن سرشاخه هاي درختان ( درسطوح كوچك ) بر روي زمين بذر هارا در عمق كمي از خاك قرار داد.روش ديگراستفاده ازماشين هاي بذرافشان است. ماشين هاي بذر افشان داراي مخاذن بذر و كود هستند و كاشت بذر و اضافه كردن كود به زمين را توأماً انجام مي دهند. اين دستگاه هاداراي دوغلطك هستند كه بذ ر به صورت آزاد ازمخزن بذر بين دو غلطك به طور يكدست پاشيده مي شود. غلطك جلو باعث به هم فشردن بستر بذر و غلطك عقب باعث دفن كردن بذر وبه هم فشردن خاك مي شود.

feedback
1391,02,02, ساعت : 01:54 بعد از ظهر
مقدار بذر :

مقدار بذر لازم براي كاشت يونجه به عوامل متعدّدي از جمله نوع زراعت (آبي يا ديم) و قوّه ي ناميّه ي بذر ، شرايط آب و هوايي ، كيفيّت آماده كردن زمين ، روش كاشت و غيره بستگي دارد.

در شرايط زير مقدار بيشتري بذر بايستي بكار برده شود :

1ـ در حالتي كه زمين به خوبي آماده نشده و شرايت سخت تري براي استقرار گياه حاكم است.

2ـ بذر داراي قوّه ناميّه كم تري است.

3ـ علف هاي هرز به ميزان بيش تري شيوع داشته و تراكم بالا تري از گياه براي غلبه بر علف هاي هرز لازم است.

4ـ در زراعت هاي آبي نسبت به ديم و در روش كاشت با دست نسبت به كاشت با بذر كار.

* در زراعت هاي سنّتي در مناطق مختلف بين 30 تا 50 كيلوگرم در هكتار بذر مصرف مي شود. در زراعت هاي مكانيزه مقدار مصرف بذر بين 25 - 15 كيلوگرم در هكتار است. مزارعي كه براي بذر گيري اختصاص مي يابند براي نفوذ بهتر نور به داخل پوشش ، بايستي يونجه را با تراكم كمتر كاشت. لذا در اين حالت بذر مصرفي كمتر و حدود 15 كيلوگرم در هكتار است.

نياز آ بي :

به طور كلّي نياز آبي يونجه بالا و راندمان مصرف آب دراين گياه پايين است.در يونجه قبل از كاشت براي اينكه خاك تا عمق يك متري مرطوب شود ،يك آبياري سنگين لازم است. واگر ضروري باشد براي جوانه زدن بذر، يك آبياري سبك بعد از كاشت انجام مي شود.به فاصله كمي پس از آن براي جلوگيري از سله بستن خاك يك آبياري سبك صورت مي گيرد.بعد ازخروج گياه ازخاك ميتوان آبياري رابراي حدود 3 هفته در مناطق معتدله(در مناطق گرم اين زمان كوتاه تر است) به تا خيرانداخت.و پس از ان تازمان اولين برداشت ،يك ابياري كافي است.

* دريونجه استقرار يافته ، ميزان مصرف آب وفاصله بين دو آبياري بستگي به شرايط آب و هوايي دارد. درمناطق سرد سير كمتر از 15 هزارمتر مكعب آب براي يك دوره رشدونمو يك ساله نياز است. همچنين فاصله هر دور آبياري به درجه حرارت هوا و نوع خاك(سبك يا سنگين)بستگي دارد. براي مثال ميتوان گفت درمناطق معتدل در بهار حدوداً هر 12 روز يكبار ودر تابستان هر8 روز يكبار بايستي يونجه را آبياري كرد.

www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)

feedback
1391,02,02, ساعت : 01:57 بعد از ظهر
تشخيص علائم کمبود بُر در تعدادي از محصولات باغي و زراعي:
کمبود بُر در درختان ميوه سبب رشد و نمو ضعيف پرچم ها کاهش مدت گرده افشاني موثر و در نتيجه کاهش تشکيل ميوه و نکروزه شدن پوست تنه درخت سيب و لکه هاي چوب پنبه اي و ترکيدن ميوه ها و تنه درخت و باد زدگي گلهاي گلابي ميشود. کمبود بُر در گلابي همچنين باعث از بين رفتن گل پيش از باز شدن ميشود. بُر در انتقال قندها نقش اساسي داشته و کمبود آن سبب کاهش قند ميشود.


علائم کمبود بُر در سيب:
کمبود بر در سيب به صورت سياه شدن وسط سيب و بد شکلي ميوه و چوب پنبه اي شدن بافت و پوست ميوه و ترک خوردن تنه درخت ظاهر ميشود.

علائم کمبود بُر در گلابي:
يکي از اولين علائم شناسايي کمبود بر در گياهان مرگ منطقه مريستمي است که منطقه حساس ويژه گلهاست. کمبود بر سبب کاهش تشکيل ميوه در گلابي و انواع درختان ميوه ميشود.

علائم کمبود بُر در گريب فروت:
در اثر کمبود بر تشکيل ميوه در انواع درختان ازجمله گريب فروت آسيب ميبيند و ميوه هاي تشکيل شده بد شکل ميشوند.

علائم کمبود بُر در انگور:
در تاکستانها کمبود بر سبب کاهش تشکيل ميوه در انگور ميشود. در شرايط کمبود بر خوشه هاي انگور خالي از ميوه ميباشد و نشان ميدهد که عمل تلقيح کامل صورت نگرفته است.

علائم کمبود بُر درچغندر قند:
کمبود بر سبب شکسته شدن بافتهاي داخلي ريشه و در نتيجه موجب ايجاد قسمتهايي تيره ميشود که به آنها قهوه اي شدن يا دل سياهي ميگويند.

علائم کمبود بُر در گندم: در اثر کمبود بر ريشک سنبله هاي گندم از هم بازتر و با زاويه بيشتري به خوشه مي ايستند و تحت چنين شرايطي دانه بندي در خوشه گندم نيز افت پيدا ميکند.

علائم کمبود بُر درآفتابگردان:
کمبود بر سبب کرکدار شدن و شکنندگي قسمت فوقاني ساقه و دمبرگ و تغيير شکل طبق و ضعف دانه بندي ميشود.

برگرفته از کتاب استفاده از عناصر کم مصرف در کشاورزي تاليف عبدالحسين ضيائيان چاپ نشر آموزش کشاورزي

www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)

feedback
1391,02,02, ساعت : 01:58 بعد از ظهر
رابطه غلظت عناصر غذایی با تشکیل میوه

رابطه غلظت عناصر غذایی با تشکیل میوه

افزایش تشکیل میوه در محصولات باغی نظیر بادام ، گردو، فندق، پسته ، سیب وگلابی ازلحاظ اقتصادی مهم است. به همین منظور محلول پاشی عناصرغذایی محتوی اوره ، روی وبرهریک با غلظت پنج در هزار (با غلظت 1.5 درصد درمجموع) در پاییز پس از برداشت محصول به دلایل زیر مفید خواهد بود.

1. طول عمر تخمک افزایش یافته، گرده افشانی موثرطولانی شده وبه این ترتیب درصد تشکیل میوه افزایش می یابد.

2. نقش اصلی بروروی درفرایند گرده افشانی وجوانه زدن دانه گرده می باشد .بنابراین غلظت بهینه این عناصردرمرحله گرده افشانی درصد تشکیل میوه را افزایش خواهد داد.

دراوایل فصل بهار که دمای خاک پایین بوده وبرگهاظاهرنشده اند، جذب ازخاک صورت نمی گیرد.درنتیجه غلظت بهینه این عناصر درجوانه ها فرایند های تقسیم وتوسعه سلولی را تسهیل خواهد نمود.بنابراین با توجه به موارد فوق توصیه می شود محلول پاشی پاییزه برای درختان میوه باعناصر فوق درباغها حداقل یک بار ترویج گردد.

منبع: ملکوتی، محمد جعفر و طباطبایی، سید جلال. (1384). تغذیه صحیح درختان میوه در خاک های آهکی ایران. با همکاری موسسه تحقیقات خاک و آب. تهران، انتشارات سنا

feedback
1391,02,02, ساعت : 08:50 بعد از ظهر
اثرات تاخیر پیری گندم به وسیله علفکش ها بر روی غلظت و عملکرد گوگرد و نیتروژن دانه و نسبت آنها


اثرات تاخیر پیری گندم به وسیله علفکش ها بر روی غلظت و عملکرد گوگرد و نیتروژن دانه و نسبت آنها

چکیده:

جهت بررسی اثرات افزایش عمر برگ پرچم با کاربرد علفکش ها بر روی غلظت (کیلوگرم در هکتار و میلی گرم در دانه) نیتروژن (N)، گوگرد (S) و نسبت N:S، گندم زمستانه در سه آزمایش مزرعه ای، با تکرار در دو یا سه فصل، کاشته شد. آزمایش شامل 6 رقم و نسبت های مختلف کاربرد، زمان و تکرار ازوکسیستروبین و اپوکسیکونازول بود. برای هر روز، دوام سطح سبز برگ پرچم (m) 37% افزایش یافت، عملکرد نیتروژن 58/2 کیلوگرم در هکتار، نیتروژن در دانه 00957/0 میلی گرم، عملکرد گوگرد 186/0 کیلوگرم در هکتار و گوگرد در دانه 000718/0 میلی گرم افزایش یافت. نسبت N:S به اندازه 0135/0 در هر روز کاهش یافت. شواهدی مبنی بر اینکه این واکنش ها با رقم تغییر می کند، وجود نداشت. در مقابل، رابطه بین طول عمر برگ پرچم و غلظت N یا Sبا رقم، اثر متقابل داشت. غلظت N و S رقم Shamrock، رقمی که اغلب از بیماری زنگ قهوه ای (Piccinia recondite) آسیب می بیند، با توسعه زندگی برگ پرچم، افزایش یافت، در حالیکه غلظت N و S در رقم Malacca، رقمی که به Septoria tritici حساس است، با تاخیر در پیری برگ پرچم کاهش یافت. این به علت آن است که ارتباط بین بین m و عملکرد N و S در بین ارقام، بهتر از رابطه بین m و وزن هزار دانه و عملکرد دانه، حفظ می شود.

feedback
1391,02,02, ساعت : 08:51 بعد از ظهر
بهترین زمان مصرف کود سبز


بهترین زمان تهیه کود سبز، پس از به گل رفتن گیاهان
است.

چکیده مقاله
گیاه کودی انتخاب شده باید در زمان گلدهی یا خوشه بستن به
زیر خاک برده شود. زیرا که قبل از این زمان، رشد و نمو
قسمت های سبزینه ای گیاه کافی نبوده و از برگرداندن آن
ماده آلی زیادی به خاک اضافه نخواهد شد. کود سبز به منظور
تقویت زمین از لحاظ مواد آلی غذایی مورد استفاده قرار می
گیرد که بدین منظور گیاهان، برای مدت زمانی معین در مزرعه
کاشته شده و بعد از رشد کافی به زمین برگردانده می شوند.

از گیاهان زراعی گوناگون اعم از علوفه ای و بقولات مانند
انواع شبدر، عدس، باقلا و ... و همچنین گیاهان خودروی
مانند ختمی، گل بنفشه، مرغ و حتی بعضی از اجزای گیاهی
مانند ساقه و برگ سیب زمینی و شلغم می توان به عنوان کود
سبز استفاده کرد.

گیاهانی برای تهیه کود سبز مناسب هستند که:

1- دارای رشد سریعی بوده ومدت کوتاهی زمین زراعی را اشغال
کنند.

2- پرشاخ و برگ، شاداب و سرشار از مواد غذایی باشد تا هم
با سایه خود مانع سبز شدن بذر علف های هرز شوند و هم زیر
خاک بردن آنها به سادگی انجام گیرد.

3- کم توقع بوده و برای حداکثر رشد خود به کود حیوانی یا
شیمیایی کمتری احتیاج داشته باشند.

4- نیاز آبی آنها بسیار کم باشد که این ویژگی در مناطق
گرمسیری و خشک اهمیت بیشتری دارد.

- مزایای استفاده از کودهای سبز

1- تأمین ماده آلی: یکی از اثرات استفاده از کودهای سبز
تأمین ماده آلی خاک است، به خصوص زمانی که کود حیوانی کافی
در دسترس نبوده و یا بقایای گیاهی به جا مانده در زمین به
حدی نباشد که بتواند مقدار هوموس خاک را در حد مطلوبی نگاه
دارد. پس از برگرداندن کود سبز در خاک، هم قسمت های هوایی
و هم ریشه های آن پوسیده شده و ماده آلی خاک را افزایش می
دهد. کود سبز در زمین های سبک (شنی) ایجاد چسبندگی می کند
و در زمین های سنگین (رسی) خاک را پوک و سبک می کند.

2- افزایش ازت: کود سبز علاوه بر کربن آلی، مقداری ازت آلی
به خاک اضافه می کند. این مقدار ازت بر حسب شرایط، ممکن
است ناچیز یا قابل توجه باشد. برای مثال چنانچه یک گیاه
لگومینه (گیاهان خانواده بقولات) به خاک برگردانده شود، با
توجه به این که بیشتر این گیاهان در شرایط مساعد، آمادگی و
قدرت جذب و تثبیت ازت آزاد هوا را دارند. احتمال افزایش
ذخیره ازت خاک زیاد است، حال آن که با برگرداندن گیاهی غیر
لگومینه به خاک فقط در شکل ازت اولیه اک تغییر حاصل شده
(ازت معدنی به آلی تبدیل می شود) و در مقدار آن افزایشی به
وجود نخواهد آمد.

3- حفاظت خاک: در ماه هایی از سال که خطر فرسایش خاک وجود
دارد، برای آن که خاک بی حفاظ نباشد، ازیک گیاه پوششی
استفاده می شود. این گیاهان در مناطقی که باران های
زمستانه زیاد است از نشست خاک های سنگین و همچنین از
فرسایش خاک های سبک جلوگیری می کند. این گیاهان در مناطق
بادخیز با پوشاندن خاک،سرعت باد را در سطح کم کرده و خاک
را در مقابل کنده شدن حفظ و در جای خود نگه می دارد.
بهترین نمونه از گیاهان پوششی، چاودار زمستانه و یولاف
بهاره است.

4- تأمین مواد بیوشیمیایی خاک: کود سبز به عنوان ماده
غذایی مورد استفاده میکروارگانیسم های خاک قرار می گیرد و
گاز کربنیک، گاز آمونیاک، ترکیبات نیتراته و بسیاری از
ترکیبات ساده و پیچیده دیگر را تولید کرده و مورد استفاده
نباتات زراعی قرار می دهد.

- روش های کشت کودهای سبز

کودهای سبز را بر حسب شرایط مختلف می توان به طور کلی به
دو صورت اصلی و فی مابین کشت کرد. از جمله مزایای انتخاب
روش صحیح کشت این است که هم از فاصله زمانی موجود عد از
برداشت و کاشت نباتات زراعی استفاده بیشتر شده و هم از خاک
و از رطوبتموجود در آن به طور کامل استفاده می برند و
ادوات و ماشین آلات کمتری هم به کار گرفته می شد.

منظور از کشت اصلی آن است که، مانند گیاهان زراعی، کود سبز
هم در فصل معین و به صورت یک زراعت اصلی یا تنها کاشته
شود. زمان کشت اصلی می تواند پاییز و یا در بهار باشد. جز
در مورد گیاهانی مثل ذرت، ذرت خوشه ای و یا یونجه که در
بهار کشت می شوند، کشت دیگر کودهای سبز در پاییز انجام می
گیرد.

feedback
1391,02,02, ساعت : 08:51 بعد از ظهر
بهترین زمان مصرف کود سبز


بهترین زمان تهیه کود سبز، پس از به گل رفتن گیاهان
است.

چکیده مقاله
گیاه کودی انتخاب شده باید در زمان گلدهی یا خوشه بستن به
زیر خاک برده شود. زیرا که قبل از این زمان، رشد و نمو
قسمت های سبزینه ای گیاه کافی نبوده و از برگرداندن آن
ماده آلی زیادی به خاک اضافه نخواهد شد. کود سبز به منظور
تقویت زمین از لحاظ مواد آلی غذایی مورد استفاده قرار می
گیرد که بدین منظور گیاهان، برای مدت زمانی معین در مزرعه
کاشته شده و بعد از رشد کافی به زمین برگردانده می شوند.

از گیاهان زراعی گوناگون اعم از علوفه ای و بقولات مانند
انواع شبدر، عدس، باقلا و ... و همچنین گیاهان خودروی
مانند ختمی، گل بنفشه، مرغ و حتی بعضی از اجزای گیاهی
مانند ساقه و برگ سیب زمینی و شلغم می توان به عنوان کود
سبز استفاده کرد.

گیاهانی برای تهیه کود سبز مناسب هستند که:

1- دارای رشد سریعی بوده ومدت کوتاهی زمین زراعی را اشغال
کنند.

2- پرشاخ و برگ، شاداب و سرشار از مواد غذایی باشد تا هم
با سایه خود مانع سبز شدن بذر علف های هرز شوند و هم زیر
خاک بردن آنها به سادگی انجام گیرد.

3- کم توقع بوده و برای حداکثر رشد خود به کود حیوانی یا
شیمیایی کمتری احتیاج داشته باشند.

4- نیاز آبی آنها بسیار کم باشد که این ویژگی در مناطق
گرمسیری و خشک اهمیت بیشتری دارد.

- مزایای استفاده از کودهای سبز

1- تأمین ماده آلی: یکی از اثرات استفاده از کودهای سبز
تأمین ماده آلی خاک است، به خصوص زمانی که کود حیوانی کافی
در دسترس نبوده و یا بقایای گیاهی به جا مانده در زمین به
حدی نباشد که بتواند مقدار هوموس خاک را در حد مطلوبی نگاه
دارد. پس از برگرداندن کود سبز در خاک، هم قسمت های هوایی
و هم ریشه های آن پوسیده شده و ماده آلی خاک را افزایش می
دهد. کود سبز در زمین های سبک (شنی) ایجاد چسبندگی می کند
و در زمین های سنگین (رسی) خاک را پوک و سبک می کند.

2- افزایش ازت: کود سبز علاوه بر کربن آلی، مقداری ازت آلی
به خاک اضافه می کند. این مقدار ازت بر حسب شرایط، ممکن
است ناچیز یا قابل توجه باشد. برای مثال چنانچه یک گیاه
لگومینه (گیاهان خانواده بقولات) به خاک برگردانده شود، با
توجه به این که بیشتر این گیاهان در شرایط مساعد، آمادگی و
قدرت جذب و تثبیت ازت آزاد هوا را دارند. احتمال افزایش
ذخیره ازت خاک زیاد است، حال آن که با برگرداندن گیاهی غیر
لگومینه به خاک فقط در شکل ازت اولیه اک تغییر حاصل شده
(ازت معدنی به آلی تبدیل می شود) و در مقدار آن افزایشی به
وجود نخواهد آمد.

3- حفاظت خاک: در ماه هایی از سال که خطر فرسایش خاک وجود
دارد، برای آن که خاک بی حفاظ نباشد، ازیک گیاه پوششی
استفاده می شود. این گیاهان در مناطقی که باران های
زمستانه زیاد است از نشست خاک های سنگین و همچنین از
فرسایش خاک های سبک جلوگیری می کند. این گیاهان در مناطق
بادخیز با پوشاندن خاک،سرعت باد را در سطح کم کرده و خاک
را در مقابل کنده شدن حفظ و در جای خود نگه می دارد.
بهترین نمونه از گیاهان پوششی، چاودار زمستانه و یولاف
بهاره است.

4- تأمین مواد بیوشیمیایی خاک: کود سبز به عنوان ماده
غذایی مورد استفاده میکروارگانیسم های خاک قرار می گیرد و
گاز کربنیک، گاز آمونیاک، ترکیبات نیتراته و بسیاری از
ترکیبات ساده و پیچیده دیگر را تولید کرده و مورد استفاده
نباتات زراعی قرار می دهد.

- روش های کشت کودهای سبز

کودهای سبز را بر حسب شرایط مختلف می توان به طور کلی به
دو صورت اصلی و فی مابین کشت کرد. از جمله مزایای انتخاب
روش صحیح کشت این است که هم از فاصله زمانی موجود عد از
برداشت و کاشت نباتات زراعی استفاده بیشتر شده و هم از خاک
و از رطوبتموجود در آن به طور کامل استفاده می برند و
ادوات و ماشین آلات کمتری هم به کار گرفته می شد.

منظور از کشت اصلی آن است که، مانند گیاهان زراعی، کود سبز
هم در فصل معین و به صورت یک زراعت اصلی یا تنها کاشته
شود. زمان کشت اصلی می تواند پاییز و یا در بهار باشد. جز
در مورد گیاهانی مثل ذرت، ذرت خوشه ای و یا یونجه که در
بهار کشت می شوند، کشت دیگر کودهای سبز در پاییز انجام می
گیرد.

feedback
1391,02,02, ساعت : 08:53 بعد از ظهر
قابل ذکر استدر مواردی کهاز کشت یک کود سبز نتیجه مطلوبی
به دست نمی آید، توصیه می شود که دو گیاه را به صورت مخلوط
با هم به عنوان کود سبز کشت کرد. لازم است که این دو گیاه
از نظر خصوصیات زراعی مثل رشد و نمو شاخه، برگ و ریشه و
همچنین خصوصیات آب و هوایی و نیازهای غذایی هماهنگی خاصی
با یکدیگر داشته باشند. بهترین مثال از کشت مخلوط یولاف و
نخودفرنگی و یا چاودار و ماشک است. کشت فی مابین در فاصله
زمانی بین برداشت و کشت دو گیاه زراعی متوالی انجام می
گیرد. اگر این کود سبز بعد از یک گیاه صیعی در اواخر
تابستان یا اوایل پاییز کشت شده و دوران رشد آن تا زمستان
یا حتی بهار سال آینده که زمین برای زراعت گیاه اصلی بعدی
آماده می شود، ادامه یابد به آنها کشت فی مابین زمستانه می
گویند. مانند انواع غلات به خصوص جو، چاودار، ماشک گل خوشه
ای، چچم ریشک دار، شبدر گل میخکی و...

اگر کود سبز در فاصله بین برداشت زراعت اصلی پاییزه سال
قبل و کاشت زراعت اصلی پاییزه سال بعد کشت شود، به آن کشت
فی مابین تابستانه می گویند. (کاشت در اواخر بهار و برداشت
در اواخر تابستان یا اوایل پاییز) مانند انواع شبدر، شلغم،
چغندر علوفه ای، ذرت خوشه ای و...

- شرایط برگردندن کود سبز به زمین

بهتر است کود سبز را پیش از برگرداندن، غلطک زده و اگر طول
ساقه ها بلند است، آنها را درو کرد. در نتیجه ی این عمل
ساقه های بلند، روی زمین خوابیدهو زیر خاک کردن آنها به
وسیله گاوآهن آسانتر صورت می گیرد. شخم باید در جهت خط
غلطک انجام گیرد زیرا در غیر این صورت گیاه کاملاً دفن
نشده و مقدار زیادی از آن در مجاورت هوا خشک شده و از بین
می رود.

پس از شخم و دفن کود سبز باید زمین را نیز غلطک زد تا با
مساعد شدن شرایط تهویه زمین، پوسیدن کود تسریع شود. برای
بهبود وضع تهویه در مناطق پرآب هم لازم است که زمین زهکشی
شود.

در بعضی مواقع در صورت امکان می توان کود سبز را در جایی
کاشته و پس از برداشت آن را در جای دیگری به زیر خاک برد.

نویسنده : امیر مسعود طایفه ، کارشناس زراعت و اصلاح نباتات
منابع:

1- سالار زینی، علی اکبر – حاصلخیزی خاک

2- صالح راستین، ناهید – بیولوژی خاک (موجودات خاکزی و نقش
آنها در گسترش عناصر)

3- شیبانی، حسن – باغبانی عمومی

4- کریمی، هادی – زراعت و اطلاح گیاهان علوفه ای

5- موسوی، محمود و محمدحسین حیرتی – راهنمای استفاده از
کودهای شیمیایی در گیاهان زراعی ایران./

feedback
1391,02,02, ساعت : 08:53 بعد از ظهر
کود سبز

تناوب زراعی و تنوع ژنتیکی از دیر باز به عنوان
ارکان سیستمهای تولید کشاورزی سنتی و موٿق به شمار
می آمده اند . در نیمه اول قرن بیستم ، تناوب
زراعی مورد توجه بسیار قرار داشت و تا چند دهه پیش
نیز پژوهشهای مربوط به تناوب همچنان ادامه داشت با
پایان گرٿتن جنگ جهانی دوم ، کودها ازته نسبتا
ارزان قیمت به بازار معرٿی شدند...
مقدمه :
تناوب زراعی و تنوع ژنتیکی از دیر باز به عنوان
ارکان سیستمهای تولید کشاورزی سنتی و موٿق به شمار
می آمده اند . در نیمه اول قرن بیستم ، تناوب
زراعی مورد توجه بسیار قرار داشت و تا چند دهه پیش
نیز پژوهشهای مربوط به تناوب همچنان ادامه داشت با
پایان گرٿتن جنگ جهانی دوم ، کودها ازته نسبتا
ارزان قیمت به بازار معرٿی شدند و بدین ترتیب
جاذبه ای اقتصادی موجب جایگزینی کودها با تناوب
زارعی گردید و تحقیقات و ترویج نیز بر همین مبنا
متمرکز شدند . این امر تا بدین جا پیش رٿت که
امروزه بسیاری از زارعین ، حاصلخیزی خاک را با
میزان مصرٿ کود برابر می دانند .
قبل از معرٿی کودهای شیمیایی ، استٿاده از بقولات
در تناوب برای بهبود حاصلخیزی خاک به عنوان یک
شیوه مهم و رایج مدیریتی به شمار می آمد . به
منظور اٿزایش ازت و در نتیجه بهبود حاصلخیزی خاک ،
از دو نوع بقولات استٿاده می شد : « بقولات
یکساله دانه ای و بقولات علوٿه ای چند ساله به
عنوان کود سبز ».

feedback
1391,02,02, ساعت : 08:55 بعد از ظهر
آنچه که اجرای تناوب زراعی را در حال حاضر پیچیده
می سازد وجود برخی عوامل اقتصادی است که مزایای
بیولوژیک این شیوه مدیریتی را تحت الشعاع قرار می
دهند . یقینا هیچ کشاورزی رازی به جایگزین کردن
محصول پر بازده خود مثل غلات با دیگر گیاهان به
نسبت کم بازده نیست . البته در نظامهایی که تناوب
اجرا می شود در مقایسه با نظامهای تک کشتی حتی اگر
کود ازت در آنها به اندازه کاٿی مصرٿ شده باشد ،
عملکرد محصولات غالبا 10 تا 40 درصد بیشتر است .
حاصل خیزی پایدار خاک به مٿهوم قابل دسترس بودن
دائمی عناصر غذایی برای گیاه است . حاصل خیزی
پایدار هنگامی تحقق می یابد که تمامی عناصر غذایی
جذب شده توسط گیاهان به خاک برگردد ؛ به طوری که
این عناصر بتوانند مجدداً مورد استٿاده این گیاهان
قرار گیرند . در چنین وضعیتی است که چرخه عناصر
غذایی شکل می گیرد . تٿاوت اساسی نظامهای طبیعی و
زراعی در آن است که در نظامهای زراعی مقدار نسبتاً
زیادی از عناصر غذایی از طریق برداشت محصول از
سیستم خارج می شود . بنابراین در صورت استٿاده
مداوم از نظامهای مذکور لازم است . که عناصر غذایی
مصرٿ شده در انها به طریقی جایگزین شوند .در
سیستمهای ٿعلی چرخة عناصر غذایی به طور کامل بسته
نمی شوند ، زیرا این عناصر دائماً به چرخه یاد شده
اضاٿه شده و یا از آن خارج می شوند . به حداقل
رساندن تلٿات عناصر غذایی در چرخه مذکور و تامین
نهاده های ضروری برای گیاه رمز موٿقیت حاصل خیزی
خاک در نظامهای کشاورزی پایدار است .

ٿرسایش و آب شویی
مادامی که عوامل ٿرساینده خاک از قبیل رواناب و
باد کنترل نشوند ، انسان شاهد هدر روی عناصر غذایی
از این طریق خواهد بود
حجم هدر روی عناصر غذایی از طریق آب شویی تحت
کنترل اقلیم ، خصوصیات ٿیزیکی و شیمیایی خاک ، نوع
محصول ، و نوع عنصر غذایی و غلظت آن در خاک است .
اثرات متقابل این عوامل موجب می شود که تلٿات
عناصر غذایی از راه آب شویی دارای دامنه ای وسیع
باشد . از آن جا که عناصر غذایی به وسیله آب از
محدوده ریشه و نهایتا از چرخه خارج می شوند لذا
نوع نزولات جوی و نحوه توزیع آنها بر میزان هدر
روی عناصر غذایی از طریق آب شویی تاثیر می گذارد
یک روش کاستن از تلٿات ناشی از آب شویی استٿاده از
کودهایی است که عناصر غذایی آنها به مرور در طی
ٿصل رشد آزاد می شود . بارزترین نمونه این کودها ،
کودهای دامی و کودسبز است که به موازات تجزیه در
خاک عناصر آنها آزاد شده و در اختیار محصول قرار
می گیرد . البته اگر مقدار ازت تولیدی توسط این
کود ها بیش از حد نیاز محصول بعدی باشد ، مشکل آب
شویی نیترات و خروج آن از محدوده ریشه وجود خواهد
داشت .

feedback
1391,02,02, ساعت : 08:56 بعد از ظهر
بقولات و تثبیت بیولوژیکی ازت
در ٿرآیند تثبیت ازت ، یک رابطه همزیستی ، بین
گیاه میزبان و باکتریهای ریزوبیوم در گرهکها
برقرار می شود . در این همزیستی ، گیاه میزبان
علاوه بر آن که انرژی مورد نیاز باکتریها را به
صورت کربن تثبیت شده تامین می نماید انرژی لازم
جهت توسعه گرهکها را نیز ٿراهم نموده. باکتریهای
ریزوبیوم نیز به نوبه خود با واکنش تسریعی
آنزیمهای نیتروژنازی که تولید می نمایند ازت
اتمسٿری (N) را به آمونیاک تبدیل نموده و آمونیاک
تولیدی پس از تبدیل به اسیدهای آمینه ، از راه
آوندهای چوبی به باٿتهای در حال رشد انتقال می
یابد .
در ٿرآیند تثبیت ، به ازای هر مولکول ازتی که
تثبیت می شود به جا به جایی شش الکترون نیاز است ،
این نیاز موجب می شود که در شرایط ایده آل به ازای
تثبیت هر مولکول ازت ، 21 مولکول ATP به مصرٿ برسد
به عبارت دیگر به ازای هر کیلوگرم ازتی که تثبیت
می شود ، 4 کیلوگرم هیدرات کربن به مصرٿ می رسد .
البته در ٿرآیند تثبیت ازت ، گرهکها گاز هیدروژن
(H) نیز تولید می نمایند که این خود موجب کاهش
کارایی ٿرآیند انتقال الکترون می شود . اضاٿه شدن
این مشکل به موازنه الکترونی ٿوق علاوه بر انرژی
مورد نیاز جهت نگه داری باکتریها و گرهکها ، موجب
می شود که به ازای تثبیت هر کیلوگرم ازت 8 تا 17
کیلوگرم هیدرات کربن به مصرٿ برسد . در نتیجه می
توان چنین برآورد نمود که 10 تا 40 درصد از کربنی
که طی ٿرآیند ٿتوسنتز در بقولات تثبیت می شود ،
صرٿ تثبیت ازت می شود

feedback
1391,02,02, ساعت : 08:57 بعد از ظهر
تعریٿ کود سبز
کود سبز شامل گیاهی است که آنرا قبل از کاشت محصول
اصلی کشت کرده و بعد از مقداری رشد سبزینه ای آنرا
به زمین بر می گردانند بدون اینکه از این گیاه
محصولی برداشت کنند این گیاه می تواند شامل هر
گیاهی باشد غیر از آنهایی که بخشهای خشوی دارند یا
اثر آللوپاتی بر روی گیاه محصول دار بعدی می
گذارند . در اصل کود سبز یک تناوب است که محصول
ندارد و برای بهبود باروری و حاصلخیزی خاک و در
صورت لگوم بودن تامین کل یا بخشی از ازت مورد
استٿاده محصول بعدی استٿاده میشود به طوری که از
نظر رطوبت با محصول اصلی در رقابت نباشد .

ٿواید کود سبز
کود سبز یک روش دیرینه کشاورزی است که استٿاده از
آن ٿواید زیادی را به همراه دارد . یک هکتار کود
سبز معمولا بین 25 تا 50 تن شاخه ، برگ و انساج
گیاهی تازه تولید می کند و این بقایا را وارد خاک
می کند که خود حدودا برابر با 10 تا 20 تن کود
حیوانی بود که این مقادیر حدود 1تا 2 تن هموس به
خاک بیاٿزاید .
یکی از مهمترین ٿواید کود سبز بهبود خواص ٿیزیکی
خاک می باشد . بالا رٿتن هموس باعث تشکیل خاک دانه
ها می شود و لوله های مویین خاک بیشتر شده و تهویه
و نٿوذ پذیری خاک را اٿزایش می دهند . کود سبز از
دو طریق بر میزان تلٿات ناشی از آب شویی تاثیر می
گذارد یکی از طریق انتقال آب از خاک به اتمسٿر بر
اثر تعرق ، و دیگری از طریق جذب عناصر غذایی از
محلول خاک و جلوگیری از انتقال آن به زه آبها ، در
صورتی که محصول دارای سایه انداز (کانوپی ) گسترده
باشد و سطح خاک را به طور کامل بپوشاند ، تعرق
مکانیزم اصلی اتلاٿ رطوبت خاک خواهد بود . اتلاٿ
رطوبت خاک از راه تعرق موجب کاهش نٿوذ آب به
پایینتر از محدوده ریشه شده و در نتیجه میزان
تلٿات ناشی از آب شویی را کاهش می دهد .
از برخورد مستقیم قطرات باران با خاک جلوگیری کرده
و مانع از دیس پرس خاک توسط قطرات باران می شوند و
هچنین از طریق بهبود خاک دانه ها نیز باعث جلوگیری
و مقاومت خاک در برابر دیس پرس می شوند این گیاهان
از ٿرسایش بادی نیز به وسیله پوششی که در روی خاک
دارند جلوگیری کرده و همچنین به وسیله این پوشش
مانع از تشکیل روا ناب شده و آب جذب شده توسط خاک
را اٿزایش می دهند . بقولات به خاطر رشد ریشه ای
زیادی که دارند می توانند مواد غذایی شسته شده که
عمدتا کلسیم و ازت است را که در لایه های پایین تر
خاک هستند جذب کرده در خود نگهداری کنند و بعد از
برگرداندن آنها به خاک آنها را در لایه های سطحی
رها سازند و آنها را مجددا به جریان می اندازند و
در نتیجه بر قابلیت دسترسی و استٿاده از این عناصر
توسط محصولات بعدی تاثیر می گذارند .
موردی دیگر از ٿواید کود سبز در زمینهای است که
به خاطر کمبود اکسیژن خاک مشکل دینیتریٿیکاسیون
دارند . وجود شرایط بی هوازی در خاک ، که لازمه
انجام ٿرآیند دینیتریٿیکاسیون است ، می توان ناشی
از رطوبت زیادی خاک باشد ؛ زیرا چنین وضعیتی مانع
ورود اکسیژن (O) به خاک می شود .البته ، میزان
رطوبتی که خاک دریاٿت می نماید بستگی به شرایط
اقلیمی منطقه دارد. شیب زمین ، پوشش گیاهی ‿، و
باٿت و ساختمان خاک نیز از جمله عوامل موثر بر
میزان رطوبت خاک بوده و از این رو توان انجام
دینیتریٿیکاسیون در آن را تحت تاثیر قرار می دهند
. استٿاده از کود سبز با بهبود ساختمان خاک و
ایجاد تهویه مناسب می تواند تاثیر مثبتی بر زهکش
خاک داشته باشد و با تاثیر مطلوب بر ساختمان خاک
ظرٿیت اکسیژن پذیری آن را اٿزایش داده و همچنین با
تعرق مقداری از آب را به صوت بخار از زمین خارج
کرده و از این رو موجب کاهش میزان دینیتریٿیکاسیون
می شوند

feedback
1391,02,02, ساعت : 08:59 بعد از ظهر
یکی دیگر از ٿواید کود سبز اٿزایش ازت خاک است
البته این در موردی صادق است که گیاه مورد استٿاده
لگوم باشد . نیتروژن برای هر گیاه لازم است تا
بتواند رشد کند . سالانه 110 میلیون ازت برای
تولید غذا در جهان استٿاده می شود ولی تنها قسمت
کمی از این مقدار توسط کودهای شیمیایی جایگزین می
شود . قسمت عمده این ازت توسط لگوم ها جایگزین می
شود . لگوم ها تقریبا تنها گیاهانی هستند که می
توانند مشکل ازت را با توجه منبع نامحدود ازت که
همان جو است رٿع کنند. در صورت در تناوب قرار
ندادن این گیاهان با غیر لگوم ها مجبور به جایگزین
کردن ازت خاک توسط کود شیمیایی هستیم که منبعی
محدود و تولید آن به انرژی زیادی نیاز دارد که
مشکلات زیست محیطی زیادی به دنبال دارد .
گیاهان لگوم با توجه به رابطه همزیستی که با
باکتریهای تثبیت کننده ازت دارند منبع خوبی برای
اٿزایش ازت خاک هستند این باکتری ها که شامل انواع
ریزوبیوم ها هستند می توانند ازت موجود در جو را
به صورت قابل جذب برای گیاه در آورده و در عوض
مقداری از گیاه مواد غذایی که عمدتا قندها هستند
برای ادامه زندگی خود دریاٿت کند که با توجه به
مقدار ازتی که به گیاه می دهد این مقدار قند قابل
مقایسه نیست . گیاه این مقدار ازت را در طول دوره
رویش خود جذب کرده و بعدا به زمین بر می گرداند
البته تنها ازت نیست که این مسیر را طی می کند
بلکه عناصر دیگری مثل ٿسٿر ، کلسیم و عناصر کم
مصرٿ نیز توسط گیاه از لایه های زیر زمین جمع آوری
شده و به قسمتهای ٿوقانی می دهد همچنین این سیکل
از شستشوی مواد غذایی در طول ٿصل رویش جلوگیری می
کند .
در حقیقت کودهای سبز چه لگوم و چه غیر لگوم باشند
مانند یک گاو صندوق عمل می کنند که مواد غذایی را
در زمانی که گیاه محصول در زمین نیست در خود
نگهداری کرده و آنرا بعدا در اختیار گیاه محصول
قرار می دهند .

feedback
1391,02,02, ساعت : 08:59 بعد از ظهر
آیش تابستانه باعث کاهش مواد آلی خاک می شود چون
مواد آلی در این مدت به راحتی و به سرعت تجزیه می
شوند . آیش تابستانه برای خاکهای غنی از مواد آلی
می تواند روش خوبی باشد زیرا با تجزیه مواد آلی و
ٿراهم شدن مواد غذایی مورد نیاز گیاه زمین
حاصلخیزی خوبی پیدا می کند .
آیش تابستانه روش خوبی برای کاهش جمعیت علٿهای هرز
است . و همچنین روش خوبی برای در معرض قرار دادن
خاک در برابر انواع ٿرسایشها . ولی کودهای سبز
لگوم نه تنها مواد آلی را اٿزایش می دهند و
ساختمان خاک را بهبود می بخشند و علٿهای هرز آنرا
کاهش می دهند باعث حٿاظت خاک در برابر ٿرسایش نیز
می شوند و تنها مشکل آنها کاهش رطوبت خاک است .
بنابراین کود سبز می تواند با در تناوب قرار گرٿتن
خاک را در مدتی از سال که در آیش است بپوشاند . در
خاکهایی که از لحاظ رطوبت در محدودیت هستند باید
توجه داشت که کود سبز می تواند باعث کاهش رطوبت
شود و کاهش رطوبت نیز باعث کاهش عملکرد می شود ولی
در مناطقی که بارندگی در حد متوسط و حتی مقداری
کمتر هم وجود دارد می توان از کود سبز استٿاده کرد
. در یک پژوهش آیش تابستانه را با کود سبز مقایسه
کردند و مشاهده کردند که بعد از پایان دوره مقدار
آب داخل خاک به ترتیب 47 و 31میلی لیتر بود ولی
عملکرد دانه گندم پائیز به ترتیب7 تا 5/7تن در
هکتار بود این آزمایش نشان می دهد اگر تا حدودی از
رطوبت خاک کاسته می شده ولی کود سبز در این شرایط
نیز باعث بهبود عملکرد می شود .
البته در خاکهایی که غنی از مواد آلی هستند نیز
کود سبز می تواند مٿید باشد از این جهت که این
خاکها بیشتر در مناطق پر باران وجود دارند و از
لحاظ بارندگی وضعیت مناسبی دارند همچنین در این
مناطق هوا نسبتا گرم است . این گرما باعث اٿزایش
تبخیر از سطح خاک شده و یک لایه خشک را در سطح خاک
ایجاد می کند که این لایه در بارندگی بعدی به شدت
در معرض دیس پرس قرار می گیرد و متلاشی می شود و
باعث بسته شدن لوله های مویین خاک شد و از تهویه و
نٿوذ پذیری می کاهد و روا ناب را گسترش می دهد که
خود مشکلات زیادی به دنبال دارد از این رو کود سبز
با پوشش قرار دادن خاک از این مشکل جلوگیری می کند
و همچنین چون مقدار بارندگی زیاد است ، برای محصول
بعد کمبود رطوبت ایجاد نمی کند .
کود سبز همچنین می تواند دمای خاک را تا حدودی
نگهداری کند که این باعث می شود که ٿعالیت
میکروارگانیسم های خاک اٿزایش یابد و آنها نیز به
نوبه خود باعث حاصلخیزی خاک می شوند .
با توجه به این موارد گلوم ها می توانند جزء
بهترین کود های سبز قرار گیرند زیرا جدا از این
موارد ازت را نیز به خاک می اٿزایند که خود عامل
مهمی در بالا رٿتن عملکرد می شود براساس آزمایش در
آلمان باقلای سٿید عملکرد غله را تا 1.5 تن در
هکتار و شبدر قرمز تا 1 تن در هکتار اٿزایش داد .
البته مقدار نیتروژن تثبیت شده توسط این گیاهان
بستگی به رقم و گونه مورد استٿاده ، مقدار و نوع
باکتری های همزیست آنها ، و وضعیت حاصلخیزی خاک و
شرایط اقلیمی دارد .

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:01 بعد از ظهر
کود سبز معمولا سریع شده بوده و بیشتر از 3 تا 6
هٿته از ٿصل رشد را به خود اختصاص نمی دهد و
معمولا زود هم تجزیه می شود .
در آزمایشی دیگر آیش تابستانه و کود سبز شبدر قرمز
و نوعی خلر با هم از لحاظ اقتصادی مقایسه شدند که
در این آزمایش هزینه های مصرٿ شده در عملیات زراعی
برای هر کدام از تیمارهای محاسبه شد . در آخر
هزینه خالص حاصل از کسر کردن ارزش مقدار ازت بدست
آمده از تیمارها را برآورد کردند که در جدول زیر
نمایش داده می دهد .
آیششبدر قرمزخلر
هزینه ناخالص2017.3234.98
ارزش تثبیت ازت___3511.52
هزینه خالص2017.32_23.46

مقادیر به دلار می باشند.
در این آزمایش کارهای هزینه بردار شامل شخم – بذر
– بذرپاشی و دیسک است . براساس این آزمایش شبدر
قرمز نه تنها هزینه ناخالص نداشت بلکه به میزان
68/17 دلار در مصرٿ کود ازته در محصول بعدی صرٿه
جویی کرد آیش و خلر نیز به ترتیب 20 و 46/23 دلار
هزینه برداشتند که با توجه به این که مصرٿ کود سبز
باعث بهبود خاک می شود و این در سالهای متوالی می
تواند باعث اٿزایش عملکرد شود استٿاده از کود سبزی
مثل خلر نیز که هزینه بردار است می تواند در محصول
بعد باعث اٿزایش عملکرد شود .
کود سبز چند مزیت دیگر نیز دارد از جمله
- در مقایسه با کود دامی ارزانتر و مصرٿ آن
آسانتر است . یک بسته بذر کود سبز بسیار ارزانتر و
سبکتر از مقدار معادل کود دامی است
- زمان خاصی از ٿصل کشت را اشغال نمی کند
- از علٿ هرز جلوگیری می کند از 2 طریق یکی
از طریق اثر آللوپاتی و دیگری سایه اندازی و رقابت
با علٿ های هرز
- کاهش جمعیت بیماری ها و تعدادی از آٿات گیاهی.
در میان زارعین اعتقاد بر این است که تناوب گیاهان
زراعی خطر شیوع حشرات ، بیماریهای گیاهی ، نماتدها
و علٿهای هرز را کاهش می دهد . تحقیقات به عمل
آمده نشان داده شده است که این کاهش از طریق شکسته
شدن چرخه تولید مثلی این ارگانیسمها صورت می گیرد.
- اٿزایش جمعیت میکروبی خاک و تولید دی اکسید
کربن توسط این میکروارگانیسم ها و در نتیجه اٿزایش
ٿتوسنتز گیاهان
گیاهان مختلٿی را می توان به عنوان کود سبز انتخاب
کرد ولی استٿاده از لگوم ها بهتر است زیرا توانایی
تثبیت ازت جو را دارند در صورتی که گیاهان غیر
گلوم تنها مواد آلی خاک را زیاد کرده و از این را
برای بهبود خاک استٿاده می کنند . البته می توان
از مخلوطی از گیاهان نیز استٿاده کرد . مزیت این
روش اینست که می توان از اثر آللوپاتی برخی غیر
گلوم ها برای علٿهای هرز همراه با گیاهان لگومی که
ازت کم دارند ولی زود تجزیه می شوند و لگوم هایی
که ازت زیاد دارند و دیر تجزیه می شوند استٿاده
کرد مثل مخلوطی از شبدر یونجه ، شبدر گندم سیاه و
ماشک گل خوشه ای چاودار . که گٿته شده ماشک گل
خوشه ای چاودار یک ترکیب خوب است زیرا ماشک تولید
کننده خوبی برای ازت است و چاودار نیز اثر
آللوپاتی خوبی بر علٿهای هرز دارد .
در انتخاب یک گیاه به عنوان کود سبز باید به نکات
زیر توجه داشت
- انتخاب کند رشد بودن یا تند رشد بودن گیاه
با توجه به مدت زمانی که زمین بلا استٿاده است
- ٿصل مناسب : زیرا همه رقم ها قادر به رشد و
یا زنده ماندن در زمستان نیستند
- وضعیت خاک از لحاظ مقدار ازت و اینکه به
ازت نیاز دارد یا نه
- نوع خاک و میزان زهکشی آن
- در دسترس بودن بذر گیاه و به صرٿه بودن
قیمت آن
- مقدار رطوبت خاک یا مقدار آبی را که می
توانیم تامین کنیم .
- اثر آللوپاتی گیاه کود سبز بر روی محصول
بعدی

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:02 بعد از ظهر
رقم های مورد استٿاده
چند گیاه کود سبزی که مورد استٿاده قرار می گیرند
و مقدار ازتی که به خاک می دهند:
از لگوم ها شبدر شیرین با 233 ، باقلا 267 ، سویا
با 134 ، خلر با 178 ، نخود با 108 ، عدس با 134 ،
یونجه با 221 ، و شبدر قرمز با 167 lbw/ac و
همچنین لگوم های دیگر مثل شبدر دو رگ ، ماشک ،
یونجه سیاه یا رازکی (Medicago lupulina) ، ماشک
گل خوشه ای و شبدر مریمسون (lupinus ongustifolius
) ، chickling vatch و از غیر لگوم ها گندم سیاه ،
خردل ، چاودار ، جو و شنبلیله .


خصوصیات برخی از این ارقام :
خلر : دارای ماده خشک خوبی است ولی تثبیت نیتروژن
آن محدود است و هزینه قابل توجهی دارد .
عدس : بذر کوچکی دارد ولی معمولا بذر آنها در
دسترس نیست و یا به مقدار زیاد موجود نمی باشد .
رشد گیاه و نیتروژن تثبیت شده توسط عدس ها معمولا
کمتر از دیگر لگوم است اما برای خاکهای خشک مناسب
است یکی دیگر از مزایای این گیاهان این است که
بقایای آن به سرعت خرد شده و به خاک بر می گردد .
Chickling vatch : یک گیاه تازه وارد و جدید در
سری گیاهان مورد استٿاده در کود سبز در جهان است
که در نوار باختری کانادا کشت می شود . این گیاه
قدرت نسبت نیتروژن خوبی دارد همچنین تقریبا زودتر
از عدس نیز به خاک برگردانده می شود . در زمینهای
خشک مقدار کاٿی ازت را برای کشت بعدی که معمولا
غلات است ٿراهم می کند ولی بذر آن به آسانی به دست
نمی آید .
باقلا : برخلاٿ دیگر لگوم ها نیتروژن را در تمام
ٿصل رویش می تواند تثبیت کند در شرایط خوب باقلا
می تواند مقدار ماده خشک زیادی تولید کند و همچنین
نیتروژن را با سرعت بالایی تثبیت کند ولی در رطوبت
کمتر از 8 اینچ نمی تواند نیتروژن را به خوبی
تثبیت کند مشکل عمده دیگر این گیاه اینست که بذر
آن بزرگ و پر هزینه است و به آسانی نیز در دسترس
نمی باشد .
شبدر شیرین : بذر آن در دسترس است و هزینه کمی
دارد . با وجود بذر کوچک ، این گیاه قادر است
مقدار ماده خشک خوبی تولید کند و تقریبا مقدار
خوبی ازت را نیز تثبیت می کند تنها زمان برگرداندن
آن به خاک حساسیت زیادی دارد . زیرا از رطوبت خاک
نسبت به دیگر کودهای سبز بیشتر استٿاده می کنند .
به طور کلی شبدرها و یونجه ها با توجه به مقدار
ازتی که تولید می کنند و توانایی تحمل سرما را نیز
دارند و همچنین بذر آنها ارزان و در دسترس است
معمولا بهتر از سایر لگوم ها هستند در بین گیاهان
کود سبز یونجه ، چاودار و خردل اثر آللوپاتی خوبی
بر علٿهای هرز دارند در یک تحقیق انجام شده تعداد
علٿهای هرز بعد از این گیاهان به میزان قابل توجهی
کاهش یاٿت .
با توجه به مطالب ذکر شده کود سبزی خوب است که
مقدار مصرٿ آب آن کمینه و تولید ازت آن بیشینه
باشد و از لحاظ اقتصادی نیز به صرٿه می باشد

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:03 بعد از ظهر
روش استٿاده از کود سبز
روش کاشت :
در هر زمان قبل از زمستان که شرایط برای رشد مناسب
باشد می توان آنرا کشت کرد تقریبا تا اواسط پاییز
.
روش کاشت از این قرار است که می توان زمین را در
لایه سطحی به وسیله کلتیواتور یا یک دیسک آماده
کرد و مقدار بذر را بسته به نوع کود سبز در سطح
زمین پاشید و آنرا لایه سبکی خاک داد تقریبا مثل
کشت علوٿه . البته در زمین هایی که برای بار اول
است که در آنها کود سبز استٿاده می شود یا به
عبارتی ٿعالیت های ارگانیک در آن صورت نگرٿته به
طور یقین جمعیت میکروبی خاک مخصوصا ریزوبیومها و
عوامل تجزیه کننده مواد آلی کم است بنابراین
پیشنهاد می شود در این شرایط باکتری های مذکور را
هنگام کشت کود سبز به زمین اضاٿه کنید
بعد از گذشت 4 هٿته از کشت ، گیاه به صورت گیاه چه
ای در آمده قبل از تشکیل اولین گل باید آنرا به
زمین برگردانیم زیرا در این مرحله گیاهان ترد و
ضعیٿ هستند و باٿتهای آنها به راحتی تجزیه می شود
کود سبز به مدت زمان 1 تا 4 هٿته بسته به نوع آن
تا 6 هٿته برای تجزیه شدن زمان لازم دارد که البته
این محدوده بستگی به دمای تهویه خاک دارد که هر چه
بیشتر باشد سرعت تجزیه نیز بیشتر می شود .
عمق شخم برای بر گرداندن کود سبز به زمین در
خاکهای سنگین 15 تا 20 سانتی متر و در خاکهای سبک
بین 25 تا 35 سانتی متر است .
بهترین زمان برای برگرداندن کود سبز به زمین زمانی
است که تثبیت ازت و رشد گیاه در پیشینه و تخلیه آب
زمین توسط گیاه در کمترین وضعیت باشد و همچنین با
توجه به شرایط محیطی و رطوبت و دمای خاک زمان کاٿی
برای تجزیه آن تا قبل از کشت بعدی وجود داشته باشد
. اگر گیاه کود سبز مسنتر شود مقدار بیشتری مواد
آلی و نیتروژن را به خاک می دهد ولی دوره رها سازی
آن بیشتر طول می کشد ولی گیاهان جوانتر و دارای
ساقه نازکتر می توانند زودتر تجزیه شوند ولی در
عوض ازت کمتری را تثبیت می کنند .
لازم به ذکر است که اگر کود سبز در شرایط آبی کشت
می شود باید آنرا به نحوی آبیاری کنیم که تنش خشکی
متعادلی در اوایل رشد داشته باشد تا وادار به ریشه
دهی بیشتر شود و در نتیجه از این روش می توانیم
جهت بالا بردن جمعیت ریزوبیوم ها استٿاده کنیم .
البته این تنش نباید طوری باشد که رشد سبزینه ای
را مختل کند یا باعث اختلال در کار ریزوبیوم ها
شود .

کلام آخر
در آخر باید گٿت که کود سبز معقولانه ترین و به
صرٿه ترین کار برای بهبود مواد آلی ساختمان خاک و
همچنین جایگزین کردن مقداری از ازت است که توسط
غلات از زمین برداشت می شود و نیازمند ٿعالیتهای
بیشتری در این زمینه است .
البته نباید انتظار داشت که با یک بار مصرٿ این
کود تمام مزایای آنرا یک جا و به نمو مطلوب دریاٿت
کرد زیرا بهبود ساختمان خاک ، جایگزین کردن مواد
آلی خاک و در کل حاصلخیزی و بهبود خاک کاری است که
نیاز به زمان و دقت کاٿی دارد و به مرور زمان می
توان از این روش برای بهبود زمین های کشاورزی
استٿاده کرد .
بیشتر نقاط ایران شرایط مطلوبی برای استٿاده از
کود سبز دارند و با توجه به اینکه محصول اکثر
زمینهای کشاورزی ایران را در درجه اول غلات شامل
می شود می توان این گیاهان را قبل از چنین
محصولاتی کشت کرد تا جدا از بهبود باروری خاک
حداقل مقداری از ازت مصرٿی به صورت کود شیمیایی را
جایگزین کنند .
با توجه به شرایط ایران و بذرهای در دسترس در
بازار ایران بهترین کود سبز می تواند از انواع
شبدر باشد که به راحتی در تمام نقاط ایران در
دسترس است و شرایط آب و هوایی مطلوب نیز برای آن
مهیا است .

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:04 بعد از ظهر
عوامل مؤثر در فرايند كمپوست:

تمام مواد آلي عاقبت تجزيه مي شوند، سرعت تجزيه شدن بستگي به عوامل زير دارد:

- نسبت كربن به نيتروژن مواد C/N.

- مقدار سطح موادي كه در معرض فرآيند هستند.

- هوادهي يا مقدار اكسيژن توده كمپوست.

- رطوبت.

- درجه حرارت داخل توده كمپوست.

- درجه حرارت بيرون توده كمپوست



موارد و میزان مصرف کودهای آهن

- سولفات آهن

الف- مصرف خاکی: در مصرف خاکی می توان مقدار 500 تا 1000 گرم سولفات آهن را مخلوط با مواد آلی و در چالکود برای هر درخت بارور در نظر گرفت. برای باغهای پر تراکم و درختان کمتر از 10 سال، نصف مقادیر فوق مناسب می باشد.

ب- مصرف محلول پاشی: برای رفع کلروز ناشی از آهک فعال در خاک، محلول پاشی سولفات آهن به تعداد دو یا چند بار در طول فصل رشد توصیه می گردد. در درختان میوه اولین محلول پاشی چهار هفته پس از گلدهی و دومین محلول پاشی سه هفته پس از اولین محلول پاشی صورت می گیرد. محلول پاشی سولفات آهن با مقدار پنج در هزار برای رفع کمبود مؤثر است.

- کلاتهای آهن

کلاتهای آهن با فرمول Fe-EDDHA را می توان هم به صورت مصرف خاکی و هم در آب آبیاری در اختیار درختان میوه قرار داد. در حالی که کلاتهای آهن با فرمول Fe-EDDHA فقط به صورت محلول پاشی توصیه می شوند و مقدار مصرف کلات های آهن نیز با توجه به کارخانه تولید کننده آن بر روی برچسب کود توصیه شده است.

منبع: تغذیه صحیح درختان میوه در خاک های آهکی ایران.

محمدجعفرملکوتیوسیدجلالطبا طبایی

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:05 بعد از ظهر
تاثير عناصر مختلف بر يونجه و علائم كمبود آنها :
ازت (N) : به طور كلي يونجه نياز به ازت خود را از طريق رابطه همزيستي با باكتريهاي تثبيت كننده ازت به دست يم آورد و استفاده بيش از حد كودهاي ازته باعث كاهش عملكرد و افت كيفيت مي گردد . در صورت كمبود اين عنصر برگها كوچك و نازك و سبز روشن شده و ريشه ها نازك مي شوند .
فسفر (P) : اين عنصر باعث گسترش سيستم ريشه اي گياه شده و عملكرد را افزايش مي دهد . در اثر استفاده از كودهاي فسفره مقاومت گياه نستب به آفات و بيماريها بيشتر مي گردد . در صورتيكه گياه دچار كمبود فسفر شود برگها به رنگ سبز تيره و يا بنفسش درآمده و از نوك شروع به خشك شدن مي كند . همچنين گره زايي متوقف شده و احتمال سرمازدگي در گياه زياد مي شود .
پتاسيم (K) : حساس ترين عنصر براي يونجه محسوب مي شود و باعث افزايش عملكرد مي گردد . در صورت كمبود ، ابتدا لكه هاي سفيدرنگي در حاشيه برگ ظاهر مي شود و در نهايت زمينه اصلي برگ زرد و سپس قهوه اي مي گردد و حاشيه برگها به صورت شكسته و نامنظم در مي آيد .
موليبدن (Mo) : اين عنصر در ساختمان آنزيمهاي گياه نقش داشته و به گره زايي كمك مي كند . كمبود آن به علت دخالت در واكنشهاي احياء نيترات باعث بروز كمبود ازت مي شود . و از علائم ديگر كمبود اين عنصر اين است كه برگها باريك و رنگ پريده شده و شكل برگها از حالت طبيعي حالت مي شود . همچنين كم رشدي از ساير عواقب ديگر كمبود اين عنصر است .
بر (B) : اين عنصر در جوانه زدن گرده و در انتقال آب در گياه نقش مهمي ايفاء مي كند . در صورت كمبود ، ميان گره ها كوتاه شدن و گياه به صورت رزت در مي آيد . همچنين سيستم ريشه اي ضعيف شده و رشد متوقف مي شود .

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:06 بعد از ظهر
کود های شیمیایی (fertilizer chemical)

آمیتراز (میتاك )

گروه شیمیایی : (http://www.academist.net/)دی أمیدین
ویژگیهای فیزیكی و شیمیایی : این سم خاصیت خورندگی ندارد و نسبت به گرما مقاوم است . به نظر میرسد كه اشعه ماورا بنفش , تاثیر اندكی بر پایداری ان داشته باشد در صورتی كه امیتراز به مدت طولانی درشرایط مرطوب نگهداری شود به أرامی تجزیه خواهد شد .

ماندگاری در محیط زیست :امیتراز در خاك داری تهویه مناسب به سرعت تجزیه می شود . نیمه عمر ان یعنی مدت زمانی كه طول می كشد تا ماده تجزیه شود و غلظت ان به نصف غلظت اولیه برسد كمتر از یك روز است. تجزیه در خاكهای اسیدی سریعتراز خاكهای قلیایی و یا خنثی صورت می گیرد .

سمیت: LD۵۰= ۶۰۰-۸۰۰ mg/kg امیتراز برای زنبور عسل تقریبا بی ضرر است .

موراد مصرف : امیتراز یك حشره كش و كنه كش است كه برای كنترل كنه قرمز تار عنكبوتی , مینوز برگ و سپرداران به كارمیرود . این سم در پنبه علیه كرم غوزه پنبه , مگس سفید و كرمهای برگ خوار و در حیوانات برای كنترل ساس ,كنه ,شپش و دیگر افات حیوانی به كار برده می شود.

پادزهر: امیتراز پادزهر اختصاصی ندارد .

دلتا مترین ( دسیس )

گروه شیمیایی : (http://www.academist.net/) پایر تروئید

ویژگیهای فیزیكی و شیمیایی : اگر دلتا مترین در دمای ۴۰درجه سانتیگراد نگهداری شود تا شش مته تجزیه نخواهد شد . در برابر هوا و نور خورشید مقاوم است . در فلزات خاصیت خورندگی ندارد . در محیط های اسیدی بسیار مقاومتر از محیط های قلیایی است.

ماندگاری در محیط زیست :در خاك یك تادو هفته تجزیه می شود . بقایای دلتامترین حدودا ۱۰ روزپس از استفاده از روی گیاه مشاهده نمی شود . این سم خاصیت گیاه سوزی روی محصولات ندارد.

سمیت:LD۵۰=۱۳۵-۵۰۰۰mg/kg دلتا مترین برای زنبورهای عسل سمی میباشد.

موراد مصرف : دتا مترین حشره كشی تماسی – گوارشی است كه برای كنترل حشرات مكنده سیب و گلابی , شب پره آلو, لارو اروسی فرم كلم , بید بقولات , شب پره زمستانی ( سیب و خرما) , كرم دانه خوار سیب , شپشك آرد آلو , سپرداران, مینوز لكه گرد در ختان میوه ومگس سفید خیار گلخانه ای گوجه فرنگی , فلفل , گیاهان گلدانی و زینتی به كار می رود. این سم آفات بسیاری از محصولات زراعی را نیز كنترل می كند. تاثیر سریعی روی حشرات ناقل ویروسها دارد و به همین دلیل امید است كه در آینده برای كنترل ناقلهای ویروسها به كار رود.

پادزهر: دیازپام یك پاد زهر واقعی نیست و تنها سیستم اعصاب مركزی را تسكین می دهد.

دیازینون (بازودین – (http://www.academist.net/) دیاكاپ)

گروه شیمیایی : ارگانو فسفره

ویژگیهای فیزیكی و شیمیایی : این سم به صورت روغن بدون رنگ است . حلالیت آن در دمای معمولی محیط ۴۰میلیگرم در لیتر می باشد . نسبت به نور خورشید مقاوم بوده و در محیطهای اسیدی و قلیایی ناپایدار است تنها درزمانیكه هوا آرام باشد ( سرعت باد كمتر از km/h۱۰)میتوان گرد پاشی كرد.

ماندگاری در محیط زیست : بقایای ذیازینون ممكن است حداكثر تایكماه در محیط باقی بماند . در صورتیكه این سم در معرض هوا قرار بگیر طی حدود ۱۰روز تجزیه خواهد شد. اما در سایه اندازها بیش از سه هقته باقی خواهد ماند .

سمیت : LD۵۰=۳۰۰-۴۰۰mg/kg دیازینون برای پرندگان وزنبورهای عسل بسیار سمی است و برای ماهی ها تا حدی سمی میباشد . سمیت آن رااز راه جلد برای انسان و دام كمتر است ولی از راه تنفس خطر مسمومیت آن بیشتر می باشد لذا در موقع سمپاشی باید ماسك مخصوص به كاربرد.

موراد مصرف : دیازینون یك حشره كش تماسی بسیار موثر كه برای كنترل تقریبا هر نوع حشره ای به كار می رود . كاربردد اصلی آن در برنج , درختان میوه , تاكستان ,’ نیشكر, ذرت , پنبه , توتون, و سیب زمینی است . می توان از آن علیه جور پایان, هزارپایان , كرم پیاز, ساس گندم, گوش خیزك , لارو اروسی فرم, وسك كلرادوی سیب زمینی, كك نباتی , مگس میوه , كرم سیب, كرم ساقه خوار برنج , شته , زنجره برگ, تریپس, كنه, شپشك آرد آلود, پروانه , شب پره زمستانی و یا هر آفت باغی دیگر استفاده كرد. در منازل می توان ازآن برای كنترل مورچه , سوسك فرش , بید گوش خیزك , سوسری و آبدوزدك استفاده كرد.

پادزهر (http://www.academist.net/): آتروپین,توگزوگونین

فوزالن(زلن )

گروه شیمیایی :فسفر

ویژگیهای فیزیكی و شیمیایی : مادة تكنیكال آن بصورت كریستالی بدون رنگ با بوی مشابه بوی سیر است اگر فوزالن در شرایط طبیعی نگهداری شود پایدار است . با آفت كشهای دیگر سازگاری داشته و خاصیت خورندگی ندارد بامواد قلیایی از قبیل آرسنات كلسیم گوگرددار سازگاری ندارد . زمانی كه فوزالن حرارت داده می شود بخارات سمی كلر فسفر نیتروژن و اكسیدهای گوگرد آزاد می شود.

ماندگاری در محیط زیست :فوزالن آبهای زیرزمینی را كثیف و آلوده نمیكند در خاك به سرعت تجزیه می شود در ph بین ۵ و ۷ پایدار است در ph=۹ هیدرولیز می شود . تقریبا طی ۱۲ الی ۲۰ روز پس از سمپاشی آفات را كنترل می كند .

سمیت: LD۵۰ = ۱۳۵-۱۷۰mg/kg
موارد مصرف :یك حشره كش و كنه كش غیرسیستمیك است كه به درون لایه كوتیكولی گیاه نفوذ كرده و در كوتیكول برگ و پوست میوه جمع می شود ولی در هر حال به داخل گیاه انتقال نمی یابد . فوزالن در درختان میوه خزاندار ، محصولات باغی ، پنبه سیب زمینی منداب محصولات آجیلی ، مركبات میوه های هسته دار و انگور كنگر فرنگی گل رز و سوزنی برگها استفاده می شود . این حشره كش كاربرد وسیع و قابلیت كشندگی وسیع دارد و این سم بر گسترة وسیعی از آفات از جمله كنه قرمز ، تارعنكبوتی ، سیب و گلابی لاروهای روسی فرم و سوسك محصولات زراعی ، اقتصادی و همچنین شته ها ، شپشك ها و پسیل ها لارو پروانه و سخت بال پوشان نیز اثر می كند و این حشره كش لیسه سیب و سیفی جات بخصوص شته روغن چراغی و مگس خربزه را كنترل می كند .

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:06 بعد از ظهر
پادزهر: اتروپیم ۲PAM

فن پرو پاترین ( دانیتول )

گروه شیمیایی :پایر تروئید

ویژگیهای فیزیكی و شیمیایی :مایعی قهوه ای مایل به زرد است كه بوی ملایمی دارد و به راحتی در حلالهای آلی معمولی حل می شود . حلالیت دراب در ۲۵ درجه سانتیگراد ۰/۳۳ppm است.

ماندگاری در محیط زیست : فن پرو پاترین در phمحیط بین ( ۶تا۸ ) و در دمای ۲۵درجه سانتیگراد در برابر هیدرولیز مقاوم است . در خاكهای دارای تهویه تجزیه می شود. مطالعاتیكی كه در زمینه آبشویی در پروفیل خاك انجام شده نشان می دهد كه احتمالا فن پرو پاترین و بقایای آن در ببشتر خاكها آبشویی نمی شود.

سمیت:LD۵۰= ۶۶/۷mg/kg فن پرو پاترین برای ماهیها و موجودات آبزی وبرای حیات وحش سمی می باشد و همچنین برای انسان و دام خطرناك است.

موراد مصرف : این تركیب برای كنترل كنه های( دو نقطه ای , قرمز جنوبی , قرمز اروپایی ) شته های ( سیب و گل رز ) لارو چغندر قند , شپشك آرد آلود ( از جمله مراحل بلوغ شپشك آرد آلود مركبات ), زنجره سیب زمینی , پوره سپرداران , سوسك ژاپنی , مینوز لكه ای برگ , كرم دانه خوار , كنه قرمز جنوبی كاج و سن به كار می رود.

پادزهر: دیازپام ( دیازپام یك پادزهر واقی نیست و تنها سیستم اعصاب مركزی را تسكین می دهد)

روغن امولسیون شونده ( ولك )

گروه شیمیایی : هیدروكربن آلیفاتیك

ویژگیهای فیزیكی و شیمیایی : گاهی خصوصیت روغنها را بر حسب جرم مولكولی آنها بیان می كنند . روغنهای بسیار سبك خاصیت حشره كشی چندانی ندارند به عكس در صورتیكه از مولكولهای روغنی بسیار سنگین استفاده شود علاوه بر آفت ؛ گیاه میزبان هم صدمه خواهد دید . آن دسته از هیدروكربنها برای مبارزه با آفات روی گیاهان به كار گرفته می شوند كه نقطه جوش آنها دقیقا كنترل شده و عمدتاً از هیدروكربنهای پارافینی تشكیل شده باشند . خلوص روغن از نظر وجود هیدروكربنهای غیر اشباع را با درجه سولفوناسیون نشان می دهند . اگر درجه سولفوناسیون روغن ۱۰۰ باشد یعنی صد در صد از هیدروكربنهای اشباع شده تشكیل شده است . بنابراین هر قدر درجه سولفوناسیون از ۱۰۰ كمتر باشد میزان هیدروكربنهای غیر اشباع بیشتر است . درجه سولفوناسیون در تعیین روغنها برای سمپاشی زمستانه و تابستانه موثر می باشد . مثلاً روغنهای با درجه سولفوناسیون ۸۵ تا ۹۵ برای سمپاشی تابستانه و روغنهای با درجه سولفوناسیون ۶۵ تا ۷۵ برای سمپاشی زمستانه مناسبند . روغنها را به صورت امولسیون فرموله می كنند . این امولسیون را تنها یا همراه با حشره كشهای دیگر رقیق كرده و مصرف می نمایند .

ماندگاری در محیط زیست : تجزیه زیستی روغنهای امولسیون شونده توسط میكروارگانیزمهای موجود در خاك صورت می گیرد . عواملی كه می توانند بر سرعت تجزیه زیستی اثر بگذارند عبارتند از : شرایط محیطی از قبیل دما ؛ رطوبت ؛ بارندگی ؛ نوع خاك و میكروارگانیزمها .

سمیت : LD۵۰ بیشتر از mg/kg۴۳۰۰
یكی از مزایای روغنها نسبت به حشره كشها كم خطر بودن آنها برای انسان است به طوریكه باقیمانده سم روی محصولات برای انسان خطرناك نمی باشد . روغنها سمیتی برای پرندگان و حشرات مفید ندارند ولی ماهیها و زنبورهای عسل تا حدی به این سم حساس هستند .

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:07 بعد از ظهر
موارد مصرف : روغنها از طریق بستن منافذ تنفسی باعث مرگ حشرات می شوند . همچنین با انحلال قشر مومی جلد حشره باعث می شوند كه حشره بوسیله نیروی كشش سطحی آب گرفتار آید . اینگونه خواص روغنها در روش مبارزه با لارو پشه با پهن كردن یك لایه نازك روغن روی سطح آب مورد استفاده قرار می گیرد .
روغنها را در دفع آفات در موارد زیر بكار می برند .

۱- برای سمپاشی تابستانی بر ضد شپشك آردآلود ؛ سپردارها و شته ها .

۲- برای سمپاشی زمستانی بر ضد شپشكهای گیاهی ؛ كنه های گیاهان ؛ تخم عده ای از حشرات و بعضی از لاروهای زمستانی .

۳- بر ضد انگلهای خارجی مانند كك ؛ شپش و كنه .

۴- به عنوان حامل و حلال حشره كشها .

۵- جهت مخلوط كردن با امولسیون بعضی از حشره كشها مانند تركیبات فسفره به منظور بالا بردن اثر حشره كشی آنها .

روغنها را به صورت امولسیون فرموله می كنند . این امولسیون را تنها یا همراه با حشره كشهای دیگر رقیق كرده و مصرف می نمایند . در این صورت روغن به صورت یك ورقه نازك پایدار روی سطح سمپاشی شده باقی می ماند . باید توجه داشت كه میوه های هسته دار و نیز مركبات تا اندازه ای نسبت به روغن حساسند . به طور كلی در مورد كاربرد روغنها باید احتیاطاتی را رعایت كرد كه مهمترین آن عبارتند از :

۱- در بهار و تابستان باید قبل از سمپاشی با روغن درختان را آبیاری كرد .

۲- سه هفته قبل و بعد از سمپاشی با روغن از كاربرد گوگرد روی گیاه باید خودداری نمود .

۳- اگر روغن با سم همراه باشد باید احتیاطات مربوط به سم رعایت شود .

فرمولاسیون : امولسیون ۸۰% و ۹۰% بدون آب

پروپارژیت ( امایت )

گروه شیمیایی :ارگانو سولفاتها

ویژگیهای فیزیكی و شیمیایی : پروپارژیت یك مایع قهوه ای و چسبناك است . حلالیت آن در محصول و محل كشت محصول دارد . آب mg/lit۹۳/۱ و در استون هگزان و متیل الكل بیش از g/lit۲۰۰ است . این سم در اغلب حلالهای آلی حل می شود .

ماندگاری در محیط زیست :نیمه عمر تجزیه پروپارژیت بستگی شدیدی به نوع محصول زراعی میزان محصول و محل كشت محصول دارد .

سمیت: LD۵۰ = ۲۲۰۰ mg/kg

موراد مصرف :پروپارژیت برای پستانداران سمیت متوسطی دارد ولی برای پرندگان ، زنبول عسل حشرات مفید و كنه های شكارگر در مزرعه خطری ندارد .

موارد مصرف :پروپارژیت برای كنترل بسیاری از كنه ها از جمله كنه قهوه ای بادام ، كنه قرمز ، مركبات ، كنه زنگ مركبات ، كنه شبدر ، كنه قرمز اروپایی ، كنه نقره ای هلو ، كنه عنكبوتی توت فرنگی ،كنه عنكبوتی دو نقطه ای و كنه شش نقطه ای بكار می رود.

از پروپارژیت در گیاهان ذیل استفاده می شود :

بادام ، سیب ، زردآلو ، آووكادو ، لوبیا ، هویج ( ضد عفونی بذر) مخروطیان ، شبدر ( ضد عفونی بذر ) ذرت ( زراعی شیرین ) پنبه ، انجیر ،انگور ،رازك ، لیمو ،نعنا ، گیاهان زینتی ، پرتقال ، هلو ، بادام زمینی ،گلابی ،خرما ، سیب زمینی ، آلو ،گل رز ، سورگوم ( ضد عفونی بذر ) توت فرنگی ، چغندر قند ، در محصولاتی مانند زردآلو ، گیلاس ، و مركبات می توان بعد از برداشت و در فصل رویشی گیاه از این سم استفاده كرد .

پادزهر: پادزهر اختصاصی ندارد .

فلومترین ( بای تیكول )

گروه شیمیایی : پایرتروئید مصنوعی

ویژگیهای فیزیكی و شیمیایی :فلومترین مایع ، امولسین قابل حل در آب بوده ، رنگ آن قهوه ای روشن تا قهوه ای طلایی است . بوی آن معطر است .

سمیت : LD۵۰ = ۱۱۵-۱۱۹ mg/kg

فلومترین برای ماهیها و جانواران اكواریومی سمی می باشد .

موارد مصرف :از آن برای كنترل انگلهای خارجی از جمله كنه های مقاوم به سموم ارگانو فسفره هیدروكربنهای كلربنه و آمیدینها ، شپشهای گزنده و خونخوار و انواع جرب گاو و گوسفند و بز استفاده می شود .

نحوه مصرف :این سم به روشهای حمام ( غوطه ور كردن ) ، اسپری اتوماتیك ثابت ( دوش ) . اسپری ( سمپاش ) و اسپری دستی مصرف می شود .

پادزهر :پادزهر اختصاصی ندارد .

فرمولاسیون : امولسیون ۶%

فقط برای مصارف دامپزشكی

فنتیون ( لبایسید – بایسید )

گروه شیمیایی :ارگانو فسفره

ویژگیهای فیزیكی و شیمیایی :ماده تكنیكال یك مایع زرد یا قهوه ای روغنی است كه بوی سیر ملایمی دارد و با مواد بسیار قلیایی دیگر سازگار نمی باشد . فنتیون در دما و فشار معمولی پایدار است , اما در صورتیكه در معرض دما وشعله قرار بگیرد احتمال آتش سوزی وجود دارد. این سم باید در بطذریهای اصلی و پلمپ شده و در یك محل خشك و دارای تهویه مناسب نگهداری شود.

ماندگاری در محیط زیست :فنتیون به شدت جذب ذرات خاك می شود وبنابراین به احتمال زیاد همراه با آبهایی كه در خاك نفوذ می كنند حركت نكرده و آبشویی نمی شود . بقایای فنتیون تقریبا ۴ تا ۶ هفته در خاك باقی می ماند. این ماده نباید به دریاچه ها , روان آبها و بركه ها راه پیدا كند نباید از آن در جائیكه احتمال ایجاد روان آب وجود دارد , استفاده كرد . باید دقت كرد تا در نتیجه شستشوی ابزارهای مورد استفاده در سمپاشی و یا دور ریختن فاضلاب مربوطه آبها آلوده نشوند.

سمیت:LD۵۰=۱۸۰-۲۹۸mg/kg این ماده برای محیط زیست خطرناك است و در مورد پرندگان و ماهیها باید توجه خاصی مبذول شود.

موراد مصرف :فنتیون یك حشره كش تماسی – گوارشی با اثرات نفوذی پایدار است كه علیه بسیار ی از آفات مكنده , گزنده , خصوصامگس میوه, كرمهای ساقه بر, پشه وسن غلات بكار برده می شود . در پشه ها هم برای اشكال نابالغ ( لارو ) و هم برای اشكال بالغ سمی است. در نیشكر , برنج , ذرت علو فه ای , چغندر , میوه های هسته دار و دانه دار , مركبات , پسته و پنبه قبل از برداشت حداكثر تا دو كیلو گرم در هكتار استفاده می شود. در زیتون , قهوه , كاكائو , سیزیجات , تاك و ذرت نیز حداكثر به مقدار یك كیلو گرم در هكتار استفاده می شود.

۲pam۲, آتروپین به همراه pamپادزهر: سولفات آترو پین ,

بوتاكلر ( ماچتی)

گروه شیمیایی :كلرواستانیلید

ویژگیهای فیزیكی و شیمیایی :مایع كهربایی رنگ است . (http://www.academist.net/) وزن مخصوص در دمای ۲۰ درجه سانتیگراد gr/ml۰۷/۱ است . حلالیت در آب در ۲۴ درجه سانتیگراد ppm ۲۳ می باشد .

ماندگاری در محیط زیست :دوره پایداری تقریبی در گیاهان یك الی سه هفته است .

سمیت:mg/kg۲۰۰۰ = LD۵۰سمیت كمی برای انسان و دام دارد .

موارد مصرف :این سم یك علف كش انتخابی سیستمیك است كه قبل از جوانه زنی اثر می كند . سنتز پروتئین ها را در در علفهای هرز كنترل می كند و به این ترتیب سبب تغییر شكل علف هرز می شود تا اینكه در نهایت گیاه از بین می رود . از این سم می توان در شالیزارها ،مناطق نهالكاری شده و گندم ، منداب ، پنبه ،كتان ،بادام زمینی و سبزیجات برای كنترل علفهای هرز یكساله برخی از علفهای هرز خانواده جگن و علفهای هرزبرگ پهن از قبیل علف شور استفاده كرد . خاك در زمان استفاده از این سم باید اشباع باشد . می توان این سم را به صورت گردپاشی مخلوط با خاك ، مخلوط با آب و غیره استفاده كرد .

پادزهر: اتروپین

اندو سولفان (تیودان- فن)

گروه شیمیایی :ارگانوكلره

ویژگیهای فیزیكی و شیمیایی : ماده تكنیكال زرد یا قهوه ای رنگ میباشد . این تركیب در آب غیر محلول است ولی در حلال های الی حل می شود .

ماندگاری در محیط زیست:ماندگاری در محیط زیست: اندوسولفان در خاك نسبتا پایدار است و نیمه عمر آن ۵۰روز می باشد . این ماده به وسیله باكتریها و قارچها تجزیه می شود .اگر اندوسولفان جذب سطحی ذرات خاك شود به كندی درخاك جابه جا خواهد شد .

سمیت:LD۵۰=۸۰-۱۱۰mg/kg برای زنبورهای عسل نسبتا سمی است و برای حشرات مفیدی از قبیل زنبورهای پارازیت , كفش دوزك و برخی از كنه ها تقریبا سمیت ندارد . این حشره كش برای انسان نسبتا خطرناك است.

موارد مصرف : اندوسولفان یك حشره كش و یك كنه كش است كه برای گستره وسیعی از حشرات و كنه ها از جمله كرم غوزه پنبه , كرم برگ خوار پنبه , پسیل گلابی , لیسه سیب , شته و نیز افات سویا سمی است . از ان می توان به عنوان یك محافظ چوب هم استفاده كرد .اندوسولفان برای طیف وسیعی از محصولات زراعی از قبیل چای , قهوه, میوه جات و سبزیجات و همچنین برنج ,غلات , ذرت,سور گوم به كاربرده می شود .

پادزهر: فنو باربیتال

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:08 بعد از ظهر
چگونه میتوان کمبود مواد غذایی را در مو شناخت
راههای شناسایی
كمبود ازت در مو :
برگ های كوچك و جوان سبز روشن مایل به زرد برگ های مسن تر سبز مایل به بنفش كه قبل از رشد كامل خزان می كنند . دمبرگها و شاخه ها ی قرمز نازك و كوتاه می شود و حبه وخوشه های انگو كوچك مانده و كاملا خوب نمی رسد.

كمبود پتاس در برگهای پیر :
بین رگبرگ ها و حاشیه های برگ حالت زردی ایجاد شده كه پس از مدتی قرمز مایل به ارغوانی شده سوختگی ایجاد كرده و قهوه ای شده. سپس برگ ها چین خورده و می شكند

كمبود پتاس در برگهای جوان :
حاشیه برگ ها زرد مایل به قهوای شده و با ایجاد سوختگی خزان میكند .

كمبود كلسیم و فسفر :
برگها به رنگ سبز تیره در آمده و از كناره ها شروع به زرد شدن می كند . سپس در حاشیه ایجاد سوختگی قهوه ای شده و می شكند

كمبود منیزیم در انگور سفید :
در انگور سفید ابتدا پهنك برگ مسن بطور موضعی ( لكه ای) یا بطور مركزی زرد شده و سوختگی ایجاد می كند . ولی رگبرگها همچنان سبز باقی می مانند .

كمبود منیزیم در انگور سیاه :
در انگور سیاه حاشیه برگ و ما بین رگبرگهای مسن زرد مایل به قرمز و ارغوانی در آمده كه حالات پیشرفته قهوه ای شده و با ایجاد سوختگی قبل خزان می ریزد .

كمبود بر :
برگ های جوان سر شاخه ها زرد شده و رشد آن متوقف میگردد . شاخه ها از قسمت سر جوانه ها قهوه ای شده و شروع به خشكیدن می نمایند.

كمبود روی :
رشد بر گها متوقف شده و برگها ی جوان از قسمت سر شاخه ها ضعیف و رنگ پریده می شود ولی رگبرگها همچنان سبز باقی می مانند .

كمبود فسفر :
برگ های مسن تر به رنگ تیره در آمده و از كناره حاشیه شروع به زرد شدن می نمایند . كه در حالات پیشرفته قهوه ای شده و رفته رفته با ایجاد سوختگی خشك و خزان میكند .


تهیه از : موسسه تحقیقاتی آفات و بیماریهای گیاهی

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:08 بعد از ظهر
تاثير آهن، منگنز، روي و مس بر كميت وكيفيت گندم در شرايط شور:

مصرف گسترده كودهي شيميايي مانند نيتروژن، فسفر و عدم مصرف كودهاي داراي عناصر كم مصرف و وجود خاكهاي آهكي با ماده آلي كم سبب تشديد كمبود عناصر كم مصرف در خاكهاي زير كشت غلات كشور گرديده است. بدليل اينكه ميزان كوددهي و مكانيزم جذب عناصر غذايي در شرايط شور متفاوت از شرايط غيرشور ميباشد بنابراين به منظور بررسي بيشتر چهار آزمايش در ايستگاه تحقيقات كشاورزي خسروشهر از نظر تاثير مقادير متفاوت عناصر كم مصرف درشرايط شور برروي گندم در سال زراعي 80-1379 صورت گرفت. در اين پژوهش هرآزمايش بصورت بلوكهاي كامل تصادفي در سه تكرار در كرتهاي 10 مترمربعي پياده گرديد. در هر آزمايش سطوح مختلف يكي از عناصر كم مصرف آهن، روي، مس و منگنز در 4 تيمار 1- شاهد (بدون مصرف عنصر كم مصرف) 2- تيمار توصيه شده (12 كيلوگرم در هكتار آهن خالص، 12 كيلوگرم در هكتار روي خالص، 14 كيلوگرم در هكتار منگنز و 5/6 كيلوگرم در هكتار مس) 3-تيمار 50درصدي كمتر از مقدار توصيه شده (6كيلوگرم در هكتار اهن ،6كياوگرم در هكتار روي،7كيلوگرم درهكتار منگنز،3كيلوگرم در هكتار مس) 4-تيمار50درصدي بيشتر از مقدار توصيه شده(18كيلوگرم در هكتار اهن،18 كيلوگرم در هكتار روي،21كيلوگرم در هكتار منگنز،10 كيلوگرم در هكتار مس) بكار برده شد. كود نيتروژن از منبع اوره، فسفر از منبع سوپرفسفات تريپل و بقيه كودهاي پتاسه و عناصر كم مصرف از منبع سولفاتي بكار برده شد. هدايت الكتريكي خاك محل آزمايش 4/6 دس زيمنس برمتر و آب آبياري 5218 ميكروموس برسانتيمتر بود. با توجه به نتايج آزمايش اول تاثير سطوح آهن برعملكرد دانه، عملكرد كاه، وزن هزار دانه، تعداد خوشه در واحد سطح و غلظت مس در دانه گندم معنيداري نبود. تاثير سطوح مختلف آهن بر تعداد دانه در بوته، غلظت آهن، روي، منگنز در دانه (01/0=#a) و غلظت پروتئين دانه (5/0 =#a) معني دار بود. تاثير سطوح مختلف روي در آزمايش دوم برعملكرد كاه، دانه، تعداد خوشه در واحد سطح (05/0=#a) و بروزن هزار دانه، تعداد دانه در بوته، ميزان پروتئين و غلظت روي دانه (01/0=#a) معني دار بود. تاثير سطوح مختلف منگنز در آزمايش سوم برعملكرد دانه و كاه (5/0 =#a) و غلظت آهن و روي در دانه گندم (01/0=#a) معني دار بدست آمد. همچنين تاثير سطوح مختلف مس در آزمايش چهارم بر ميزان وزن هزار دانه، ميزان خوشه در واحد سطح (05/0=#a) معني دار بدست آمد. با توجه به نتايج نسبت به مصرف كود داراي عناصر كم مصرف اقدام نمود.

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:09 بعد از ظهر
ازت (N) : به طور كلي يونجه نياز به ازت خود را از طريق رابطه همزيستي با باكتريهاي تثبيت كننده ازت به دست يم آورد و استفاده بيش از حد كودهاي ازته باعث كاهش عملكرد و افت كيفيت مي گردد . در صورت كمبود اين عنصر برگها كوچك و نازك و سبز روشن شده و ريشه ها نازك مي شوند .
فسفر (P) : اين عنصر باعث گسترش سيستم ريشه اي گياه شده و عملكرد را افزايش مي دهد . در اثر استفاده از كودهاي فسفره مقاومت گياه نستب به آفات و بيماريها بيشتر مي گردد . در صورتيكه گياه دچار كمبود فسفر شود برگها به رنگ سبز تيره و يا بنفسش درآمده و از نوك شروع به خشك شدن مي كند . همچنين گره زايي متوقف شده و احتمال سرمازدگي در گياه زياد مي شود .
پتاسيم (K) : حساس ترين عنصر براي يونجه محسوب مي شود و باعث افزايش عملكرد مي گردد . در صورت كمبود ، ابتدا لكه هاي سفيدرنگي در حاشيه برگ ظاهر مي شود و در نهايت زمينه اصلي برگ زرد و سپس قهوه اي مي گردد و حاشيه برگها به صورت شكسته و نامنظم در مي آيد .
موليبدن (Mo) : اين عنصر در ساختمان آنزيمهاي گياه نقش داشته و به گره زايي كمك مي كند . كمبود آن به علت دخالت در واكنشهاي احياء نيترات باعث بروز كمبود ازت مي شود . و از علائم ديگر كمبود اين عنصر اين است كه برگها باريك و رنگ پريده شده و شكل برگها از حالت طبيعي حالت مي شود . همچنين كم رشدي از ساير عواقب ديگر كمبود اين عنصر است .
بر (B) : اين عنصر در جوانه زدن گرده و در انتقال آب در گياه نقش مهمي ايفاء مي كند . در صورت كمبود ، ميان گره ها كوتاه شدن و گياه به صورت رزت در مي آيد . همچنين سيستم ريشه اي ضعيف شده و رشد متوقف مي شود .

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:09 بعد از ظهر
كودهاي مورد نياز يونجه :

با توجه به اينكه طول دوره رشد يونجه طولاني بوده و برداشت محصول بيشتر در مرحله جواني صورت ميگيرد ، برداشت چندچين محصول يونجه در سال ، موجب كم شدن مقدار مواد غذايي خاك و كاهش عملكرد بويژه در سالهاي بعدي ميشود. كه ميتوان كود لازم رايكبار درسال دراواخر پاييزويا دربهار بعدازاولين چين به زمين اضافه كرد.

ازت :

كمبود ازت در يونجه بندرت مسئلهاي ايجاد ميكند زيرا باكتريهاي ريزوبيوم كه در داخل گره هايي كه بر روي ريشه هاي يونجه بوجود ميآيند، با گياه حالت همزيستي داشته و ميتوانند ازت هوا را تثبيت كرده و مقداري از آن را در اختيار گياه قرار دهند. ليكن قبل از زمان كاشت مقدار 50 كيلوگرم اوره يا 75 كيلوگرم نيترات آمونيم در هكتار توصيه ميگردد. البته با توجه به اينكه ميزان عناصر غذايي خاك از مهمترين عوامل موثر در تعيين نياز غذايي نبات محسوب ميگردد ، بهتر است هرساله قبل از مصرف كود اقدام به نمونه گيري و تجزيه خاك نمود.





فسفر :

فسفر از عناصر تشكيل دهنده اسيد نوكلوئيك بوده و باعث تحريك رشد و تكامل ريشهها ميگردد ، در گل دهي و ميوه دهي موثر بوده وموجب افزايش مقاومت نبات در مقابل بعضي از بيماريها ميگردد. فسفر عنصري است كه يونجه بيشتر از ساير عناصر به آن عكس العمل نشان داده و در توليد محصول اهميت زيادي دارد.

پتاسيم :

پتاسيم بعد از ازت بيشترين عنصر غذايي مورد نياز يونجه است. اين عنصر به عنوان تنظيم كننده و كاتاليزور ، نقش اساسي در رشد يونجه ايفا ميكند. همچنين در واكنشهاي آنزيمي ، تنفس ، متابوليسم كربوهيدراتها ( از طريق تاثير آن بر فتوسنتز ) ايجاد مقاومت در برابر بيماريها ، نگهداري آب و مقاومت به خشكي ( از طريق تنظيم مقدار آب سيتوپلاسم ) ، ساخت پروتئينها ، رشد برگها و تاخير در پير شدن آنها ضروري است. حد بحراني پتاسيم حدود 75/1 درصد در ماده خشك گياهي است. گاهي مقدار بيش از 5/2 درصد نيز براي افزايش عملكرد توصيه ميشود. مقدار اين عنصر در يونجه با افزايش سن گياه كاهش مي يابد و حداكثر مقدار آن در طول دوره رويشي مشاهده ميشود و در مرحله گل دهي و دانه بستن از مقدار آن كاسته ميشود. مقدار پتاسيم در قسمتهاي مختلف گياه متفاوت است ، بطوري كه در ساقه حداكثر و در برگ بيشتر از ريشه ميباشد. يونجه مانند ساير بقولات علوفهاي نياز پتاسيمي بالايي دارد و با برداشت محصول زياد، مقادير قابل توجهي پتاسيم از خاك خارج ميشود. از طرفي علي رغم آنكه يونجه داراي شبكه ريشهاي عميق و گسترده است و ميتواند با در اختيار داشتن حجم زيادي از خاك ، پتاسيم مورد نياز خود را تامين نمايد. ريشه گياه يونجه برخلاف گندميان داراي ظرفيت تبادل كاتيوني بيشتري است. از اين رو تمايل بيشتري به جذب كاتيونهاي دو ظرفيتي از جمله كلسيم دارد و لذا كمبود اين عنصر در مزارع يونجه حتي در مناطق نيمه خشك قابل مشاهده است.

كمبود پتاسيم در مزارع يونجه قابل تشخيص است : در اين شرايط تراكم محصول در مزرعه كم است و بعلت كاهش فعاليت آنزيم تثبيت كننده ازت ، ازت غير پروتئيني در گياه تجمع مي يابد و رشد ساقه ها و ريشه ها كم بوده و لكه هاي كوچك سفيد يا زرد رنگ در اطراف برگچه ها نمايان ميشود. به تدريج بافتهاي بين لكه ها شروع به زرد شدن كرده و در برخي موارد حاشيه برگ به رنگ قرمز يا قهوهاي در آمده و برگچهها بصورت فنجاني به سمت پايين متمايل ميشوند و در صورت تشديد كمبود، برگها ميريزند.

در خاكهايي كه مقدار پتاسيم قابل استفاده كمتر از 300 ميلي گرم در كيلوگرم باشد ، بسته به ميزان كمبود ميتوان تا 500 كيلوگرم در هكتار كود كلرور پتاسيم ( به دفعات همراه با آبياري ) مصرف نمود. زيادي پتاسيم نيز ميتواند مانع جذب كلسيم گردد. مصرف زياد كلرور پتاسيم موجب كاهش تراكم يونجه و زرد شدن انتهاي برگچههامي شود. بدين منظور جهت كاهش خطرات زيان آور كلرور پتاسيم ، اين كود را به صورت تقسيطي و با مقادير كم بايد مصرف كرد.

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:10 بعد از ظهر
كلسيم :

كلسيم در ساختمان ديواره سلولي ، سنتز پروتئينها ، اقتصاد مصرف آب ، غده بستن ريشه و تثبيت ازت ، رشد و توسعه ريشهها و در نهايت عملكرد آن نقش دارد. مقدار مطلوب كلسيم در يونجه حدود يك درصد است. نتايج برخي تحقيقات نشان ميدهد كه برداشت 5 تن يونحه خشك با جذب 75 كيلوگرم كلسيم از خاك همراه است. به نظر ميرسد ميزان تحمل يونجه در خاكهاي اسيدي به عناصر آهن ، منگنز و آلومينيم با مقدار كلسيم جذب شده در ارتباط باشد. در اين خاكها كه غلظت اين عناصر سبب كاهش رشد اوليه يونجه ميشود. مصرف آهك علاوه بر تامين كلسيم كافي ، از قابليت انحلال اين عناصر ميكاهد. همچنين قابليت دسترسي فسفر و موليبدن را افزايش داده و به اين ترتيب عملكرد محصول را نيز افزايش ميدهد. بدليل آهكي بودن بيشتر خاكهاي تحت كشت يونجه در استان ،كمبود آن كمتر مطرح است. مصرف بيش از نياز كودهاي پتاسيمي در برخي خاكها احتمال كمبود كلسيم را به دنبال دارد. در شرايط كمبود كلسيم جوانترين و پيرترين قسمتهاي يونجه تحت تاثير قرار ميگيرند ، رشد يونجه و ميزان تثبيت ازت كاهش مي يابد ، بوتههاي جوان يونجه دچار مرگ زمستاني شده و يا در طول خشكي تابستان از بين ميروند.

در خاكهاي با PH كمتر از 6 مصرف مواد آهكي به صورت مخلوط با خاك،2تا3 هفته يا ترجيها يك سال قبل ازكاشت مناسب ميباشد.

محققين نشان دادند كه محصول خوب يونجه ، به مقدار 450 الي 600 كيلو گرم سولفات كلسيم براي رشد مناسب خود در خاكهاي دچاركمبود نياز دارد. با مصرف 600 كيلو گرم در هكتار سولفات كلسيم در مزارع يونجه زنجان ، رشد و عملكرد مزرعه يونجه بسيار مطلوب بوده است.

عناصر ريز مغذي به ويژه روي ، منگنز ، بر و موليبدن در افزايش عملكرد و بهبود كيفيت محصول نقش مهمي دارند. با توجه به آهكي بودن وبالا بودن PH اغلب خاكهاي تحت كشت اين محصول ، كمبود اين عناصر غير منتظره نيست به اين دليل توجه به مصرف كودهاي محتوي عناصر ريز مغذي با توجه به نياز گياه در طول دوره رشد ضروري است.

براي بدست آوردن حداكثر محصول وبالنتيجه استفاده بيشتر در امر كشاورزي در درجه اول بايد كاري كنيم كه ميزان محصول در واحد سطح بالا برود. استفاده از كودهاي شيميايي چنانچه بطور صحيح و فنّي عمل شود يكي از بهترين راه هاي رسيدن به هدف بالا ميباشد. يكي از نكاتي كه جهت رسيدن به اين هدف به ما كمك ميكند، شناسايي خاك از نظر مواد غذايي موجود در آن و از نظر نوع خاك ميباشد.

بطور كلّي جهت پي بردن به مواد غذايي موجود و حاصلخيزي خاك وتعيين نوع زراعت مناسب، و مشخّص نمودن روش صحيح كشت و آبياري، بايستي خاك را در آزمايشگاه تجزيه كرد و اولين مرحله براي تجزيه خاك نمونه برداري از آن به طريق صحيح ميباشد

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:11 بعد از ظهر
هن(Fe)
نقش

ماده غذايي آهن، يكي از مواد غذايي كم مصرف است كه وجود آن به اندازه كافي براي رشد گياهان زراعي و باغي لازم است و در تشكيل سبزينه گياهان زراعي و باغي نقش ارزنده اي دارد.

آهن به صورت دو ظرفیتی جذب میشود و به صورت کلیت هم جذب میگردد. این عنصر در ساختار هموپروتئینها مانند سیتوکرومها ، سیتوکروم اکسیداز و لگ هموگلوبین شرکت میکند. آهن گرچه در ساختار کلروفیل وجود ندارد ولی در سنتز آن عنصر نقش مهمی دارد. این عنصر به اشکال مختلف کانی در خاک وجود دارد.

علائم كمبود آهن در گياه

در بيشتر نقاط كشور ما مهمترين عاملي كه موجب كمبود آهن زيادي بي كربنات در محلول خاك است اغلب خاك هاي ايران مقدار قابل توجهي آهك دارند . آهك بتنها يي مشكل چنداني در جذب آهن ايجاد نمي كند . ريشه ي گيثاه با ايجاد شرايط ويژه اي در اطراف خود (ترشح هيدروژن يك بار مثبت يا پروتون ، اسيدهاي آلي و كلاتهاي طبيعي ) از قليليت خاك در نزديكي ريشه مي كاهد و به اين ترتيب حلاليت تركيبات آهن دار خك را افزوده ، آهن مورد نياز گياه را در حد كافي تامين مي كند . آبياري سنگين ، فشردگي و يا هر عامل ديگري كه تهويه خاك را كاهش دهد ، به افزايش غلظت دي اكسيد كربن در خاك مي شود ودر حضور آهك ،واكنش انجام مي دهد كه طي آن بي كربنات توليد شده ، خاصيت بافري دارد . بدين معني كه از كاهش pH در اطراف ريشه تا حدي جلوگيري مي كند و در نتيجه از حلاليت بيشتر تركيبات آهن دار و قابليت جذب آهن كاسته مي شود . توانايي ريشه گياهان مختلف در ايجاد شرايط مناسب براي جذب آهن متفاوت است . گياهان مقاوم به كمبود آهن ، ريشه هاي كارآيي براي جذب آهن دارند . ريشه گياهان حساس به كمبود آهن ، كارايي مناسبي براي جذب آهن ندارند . اين خصوصيت بيشتر جنبه وراثتي دارد . البته تاثير تغذيه گياهي مناسب نيز در اين مورد به اثبات رسيده است . آب آبياري ، گاهي به ويژه هنگامي كه از چاه هاي عميق تامين شود بي كربنات دارد . هوادهي اين آب ها ( با استفاده از فواره و يا ريزش از بلندي ) و يا مصرف مقداري اسيد سولفوريك( كاهش pH آب آبياري تا حد خنثي) ، مقدار بي كربنات را كاهش مي دهد .

گاهي در گياهان مبتلا به كمبود آهن ، غلظت آهن در برگ ها بيشتر از حد نرمال است و حتي اخيرا در تجزيه هاي برگي ، مقدار غلظت آهن را درج نمي كنند . اين بدان علت است كه وجود آهن زيادي در برگ ها ملاك عمل نيست و بايد از طريق محلول پاشي و ايجاد شرايط خوب مديريتي حركت آهن را در گياه بهبود بخشيد تا علائم كمبود آهن در برگها مشاهده نگردد .

در صورت كمبود آن ،سبزينه (كلروفيل) به مقدار كافي در سلو لها يافت نمي شود و برگها رنگ پريرده به نظر مي آيند.زردي برگ ناشي از آهك ،شكل خاصي از كمبود آهن در گياه است كه در بخش وسيعي از كشور ما را فرا گرفته استمركبات در جنوب و شمال كشور ،ميوه هاي معتدله (از جمله : سيب ،هلو گلابي ،زرد آلو ) ، برخي از زراعت هاي مهم از جمله سيب زميني ،سويا و سورگوم ،سبزي و گياهان زينتي با شدت هاي متفاوت ،از كمبود آهن صدمه مي بينند . مديريت هوشمندانه در كاهش خسارت ،بسيار موثر است . به عبارت ديگر با مديريت مطلوب ، مساله اي به نام زردي برگ (كلروز )وجود نخواهد داشت . كشت گياهان حساس به كمبود آهن در خاك هاي آهكي ، آبياري بيش از حد مصرف بي رويه و نا متعادل كود هاي شيميايي ،كاهش مواد آلي و فشرده شدن خاك ،فقدان برنامه ريزي منظم براي افزودن مواد آلي به خاك توجه بيش از حد به كود آهن وارداتي يارانه اي و مهمتر از همه ناديده گرفتن توصيه هاي حاصل از پزوهش هاي گذشته و فقدان آموزش در زمينه ي روش هاي مبارزه با كمبود اين عنصر ،باعث شده تا امروز ابعاد مشكل گسترش يافته ،در بسياري از موارد ،ارايه ي راه حل عملي و اقتصادي دشوار به نظر مي آيد.

اگر گياهي به جذب آهن به مقدار كافي قادر نباشد ساخت سبزينه (كلروفيل ) در برگ كاهش مي يابد و برگ ها رنگ پريده خواهند شضد . به اين نحو كه ، ابتدا فاصله بين گلبرگ ها و سپس با شدت يافتن كمبود ، به جز رگبرگ ها ، تمام سطح برگ زبرد مي شود . چون آهن در گياه پويا نيست (غير متحرك است ) ، اين علائم ابتدا در برگ هاي جوان و در قسمت با لاي سا قه مشاهده مي شود و با شدت يافتن كمبود ، تمامي گياه را در بر مي گيرد . در در ختان ميوه ، زردي برگ در حالي كه رگبرگ ها كم وبيش سبز مانده اند ، پديده ي رايجي است . حاشيه ي برگ ها با شدت يافتن كمبود به سفيدي گراييده ، سپس علائم سوختگي (نكروز ) مشاهده مي شود . گاهي در اواخر بهار كه سرعت رشد درختان زياد است ، به علت عدم تكافوي جذب آهن ، برگها زرد رنگ مي شوند . سپس با كاهش آهنگ رشد ، رنگ بر گها به تدريج سبز و دوباره در اواخر تابستان ، با تشديد رشد رويشي، علائم كمبود آهن يعني زردي رنگ برگ ها مجددا بروز مي كند . بايد توجه داشت كه تنها كمبود آهن به زردي برگ منجر نمي شود ،كمبود ازت ، گوگرد، منيزيم ، و برخي عناصر غذايي ديگر ، بعضي آفات و بيماري ها و يا نور كم در مواردي به پريدگي رنگ برگ مي انجامد.

عواملي كه موجب ميشود كمبود آهن تشديد شود عبارتند از:
1) آهكي بودن خاكها؛ PH قليايي - به ازاء هر يك واحد افزايش PH، حلاليت تركيبات آهن هزار مرتبه كاهش پيدا ميكند. يعني در PH بالاتر از 7 حلاليت آهن، براي تأمين آهن مورد نياز گياه كافي نيست؛
2) تهويه نامناسب خاك؛
3) كمي مواد آلي در خاك؛
4) كيفيت نامناسب آب آبياري؛ به خصوص غلظت زياد يون بيكربنات، كه در جذب آهن و انتقال آن در داخل گياه ايجاد مشكل ميكند؛
5) مصرف زياد كودهاي فسفري؛ در شرايط مصرف زياد فسفر جذب آهن توسط گياه كاهش مييابد.
ارزيابي آهن قابل جذب در خاك به روش عصاره گيري و با DTPA انجام ميشود. (DTPA) يك عصارهگيري است كه براي عصارهگيري عناصر كم مصرف مورد استفاده قرار ميگيرد. در اين روش معمولاً اگر مقدار آهن قابل جذب كمتر از 2.5 ميلي گرم در كيلوگرم باشد كمبود آهن وجود دارد. همچنين بين 2.5 تا 4.5 ميلي گرم نيز در بعضي از گياهان كمبود آهن مشاهده ميشود كه غلظت بحراني آهن نيز گفته ميشود. غلظت بيش از حد 4.5 غلظت مناسب آهن را نشان ميدهد. آهن به صورت Fe+2 ، Fe+3 و كِلات آهن (كلاتهاي طبيعي و كلاتهاي مصنوعي) توسط گياه جذب ميشود.
گياهان و ارقام آنها نسبت به كمبود آهن حساسيت متفاوتي دارند. واريتههاي گياهي از نظر حساسيت به كمبود آهن به دو گروه Fe افيشنت كوتيوا و Fe اينافيشنت كوتي وا تقسيمبندي ميشوند. گياهان Fe افيشنت Fe-efficient يا آهنكارا (يا مقاوم به كمبود آهن) گياهاني هستند كه با مكانيسمهاي مختلف قابليت جذب آهن را در خاك افزايش ميدهند و در نتيجه دچار كمبود آهن نميشوند. اين گياهان با دو مكانيسم مشهور به استراتژي 1 و استراتژي 2 قابليت جذب آهن را در خاك افزايش ميدهند. استراتژي 1 در اكثر گياهان ديده شده و به صورتهاي مختلفي قابليت جذب آهن را بالا ميبرد. از جمله اينكه دفع +H در محيط ريشه باعث اسيدي شدن PH خاك ميشود و حلاليت آهن را افزايش ميدهد.

درمان كمبودآهن

1) پيشگيري از بروز كمبود آهن؛ براي اين منظور بايد شرايط تهويه خاك مناسب باشد كه اين امر از طريق چند عامل صورت ميگيرد:

الف) بيل زدن در پاي درخت؛

ب) اضافه كردن مواد آلي به خاك؛

ج) كيفيت مناسب آب؛

د) مصرف متعادل كود حيواني و كود فسفري تا قابليت جذب آهن بالا رود.

2) كاشت ارقام و گونههاي مقاوم به كمبود آهن؛

3) مديريت آبياري صحيح؛ مصرف زياد آب باعث تغذيه نامناسب و تشديد بروز كمبود آهن ميشود؛

مصرف كود آهن به صورت محلولپاشي روي گياه و تزريق دارو بر روي تنه درخت درمان خوبي است. براي مصرف كود در خاك، كود كلات آهن بهترين كود است، كلاتهاي آهن كودهاي گران قيمتي هستند. بهترين كلات آهن براي خاكهاي ايران كود كلات سكوسترين آهن 138(سكوسترين Fe EDDHA - هيدروژن فريك اتيلن بيس (آلفا آمينو – 2 – هيدروكسي فنيل استيك اسيد)) است. كه داراي يك بنيان كلات كننده است و آهن را در خودش نگهداري ميكند. از آنجا كه سولفات آهن در خاك رسوب ميكند بصورت محلولپاشي روي گياه استفاده ميشود. سولفات آهن نسبت به كلات آهن ارزانتر است. در سالهاي اخير در داخل كشور كلاتهايي ساخته شدهاند كه بعضي از آنها در مقايسه با كلات خارجي جواب خوبي دادهاند ولي بعضي ديگر قابليت كلات آهن خارجي را نداشتهاند

www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:11 بعد از ظهر
روش مصرف كود در زراعت يونجه:



روش مصرف كود :

تمام كود فسفر ، پتاسه و ازته قبل از كاشت به وسيله كودپاش سانتريفوژ يا دست پاش و يا به صورت نواري در عمق مناسب( 20 تا 25 سانتي متر)توزيع و به زير خاك برده شود. كود آلي در صورتي كه پوسيده باشد قبل از كشت توزيع و با خاك مخلوط گردد. امّا در حالتي كه كاملا پوسيده نباشد بهتر است در پاييز سال قبل از كشت ، مصرف شده و با خاك مخلوط گردد. درصورت نياز به كود پتاسه درخاكهاي سبك و يا در هرخاكي كه غلظت پتاسيم قابل استفاده كمتر از 300 ميلي گرم در كيلوگرم خاك باشد ، بهتر است آن را در دو نوبت بعد از چين اوّل و همچنين در اواسط مرداد ماه بعد از برداشت ، مصرف كرد.

تناوب يونجه :

يونجه طي چندين سال عمر خود ، مقدار زييادي مواد آلي و ازت در خاك باقي مي گذارد. ازت تثبيت شده در گره هاي موجود در ريشه به صورت آلي بوده ، با افزايش سن گياه بتدريج اين گره ها از ريشه جدا شده و در خاك قرار گرفته و تجزيه مي شود و ازت آن به فرم معدني و قابل استفاده براي گياه بعدي در مي آيد. از هر هكتار مزرعه يونجه ، بسته به شرايط رشد ، سالانه حدود 70 تا 120 كيلو گرم ازت به خاك اضافه مي شود. بنابراين گياه بعدي بايد نياز ازتي بالايي داشته و از طرف ديگر نسبت به ازت زياد خاك مقاوم بوده و ورس نكند. از جمله گياهاني كه چنين خصوصيّتي را دارند مي توان ذرت ، چغندرقند ، پنبه ، سيب زميني را نام برد. از آنجائي كه زيادي ازت خاك باعث ورس در گندم مي شود لذا اين گياه را نبايستي بلافاصله بعد از يونجه در تناوب قرار داد و معمولا يك گياه وجيني با نياز ازتي بالا مابين يونجه و گندم قرار مي گيرد. واگر بخواهيم در تناوب ، گندم را بعد از يونجه قرار دهيم بايستي از ارقامي كه كود پذيري بالايي دارند و نسبت به ورس مقاوم مي باشند استفاده كرد. در مقايسه با گندم ، جو حسّاسيّت بيشتري به ورس دارد. براي آشنايي چندين نمونه تناوب يونجه را مي آوريم :

در مناطق سرد سير :

يونجه (چند سال) - چغندر قند يا سيب زميني - گندم يا جو.

چنانچه در منطقه اي هدف ، توليد علوفه باشد مي توان از تناوب زير استفاده كرد :

يونجه (چند سال) - ذرت علوفه اي - گندم يا جو

يك تناوب ديگر نيز توصيه مي گردد كه اين تناوب را مي توان براي واحد هاي زراعي كشاورزان عمده كار پيشنهاد نمود.

يونجه - سيب زميني - گندم - جو

علّت انتخاب اين تناوب كه قابل اجرا در تمام مناطق استان مي باشد ، به شرح زير بيان مي گردد.

گندم و جو به علّت هاي زير انتخاب شده اند :

1ـ استراتژيك بودن آن ها.

2ـ تعداد كمتري كارگر نياز دارند .

3ـ در ازاي تحويل اين محصولات به دولت كشاورزان مي توانند از امكاناتي نظير كود ، سم ، ادوات دنباله بند و تسهيلات بانكي استفاده نمايند .

4ـ باعث مي شود در تمام طول سال تقريباً زمين زير كشت باشد .

5ـ كاشت ، داشت و برداشت آن ها آسان است.

6ـ در دامداري از جو استفاده مي كنند .

7ـ گندم داراي اعتبار معنوي و اقتصادي خاصّي است .

يونجه به خاطر اين كه :

1ـ استراتژيك است .

2ـ با كيفيّت است .

3ـ درآمد آن زياد است .

4ـ دامداري در منطقه وجود دارد .

5ـ خاك را اصلاح مي كند .

6ـ در صورت نياز با پيش فروش آن مي توان به درآمد رسيد .

7ـ كارگر كمتر احتياج دارد .

8 ـ از ماشين آلات مي توان در قسمت هاي ديگر مزرعه در طول 5 ـ 4 سال استفاده كرد .

سيب زميني به خاطر اين كه :

1ـ به عنوان موادّ غذايي مهمّي مطرح است .

2ـ جامعه با بحراني از آن روبرو است .

3ـ پتانسيل توليد آن در محل زياد است .

4ـ كشت آن در منطقه عملاً و در سطح زيادي مرسوم است .

5ـ مقدار توليد در هكتار آن زياد است .

6ـ درآمد زيادي از فروش آن حاصل مي گردد .

7ـ چون يك گياه وجيني است زمين از نظر محصول بعدي كم علف خواهد شد.

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:12 بعد از ظهر
ارقام يونجه :

از ميان ارقام متعدّد يونجه ، در اين استان در حال حاضر از يونجه رقم همداني استفاده مي شود كه اين رقم مناسب مناطق سردسير و مناطق معتدل و منطقه طارم مي باشد و توصيه مي گردد هيچ رقم ديگري بدون مشورت وارد استان نگردد تا توليد بذر كه از سال 81 به طور اصولي آغاز گرديده دچار مشكل نشود.

تاريخ و چگونگي كاشت :

يونجه را در مناطق سرد و معتدل در بهار و نيمه اوّل شهريور بايد كاشت. در منطقه طارم مي توان در اوايل پاييز و اواخر زمستان (اسفند ماه) كاشت. در مناطقي كه زمستان هاي سخت دارند بهتر است يونجه را در بهار كاشت. حداقل درجه حرارت براي شروع جوانه زني يونجه يك درجه سانتيگراد و درجه حرارت مناسب براي كاشت حداقل ده درجه سانتيگراد مي باشد.

به دليل دوام چندين ساله يونجه ، و به واسطه اين كه در طول عمر آن فقط يك بار عمل كاشت انجام مي شود ، بايستي زمين آن را به خوبي آماده نمود. يك شخم عميق براي كاشت پاييزه در بهار همان سال و براي كاشت بهاره در پاييز سال قبل لازم است. با انجام اين شخم بقاياي علف هاي هرز چندين ساله به خصوص ريشه ها در معرض آفتاب قرار گرفته و خشك شده و از بين ميروند. ضمن اين كه نزولات آسماني بهتر در خاك ذخيره شده و بقاياي محصول قبلي تا زمان كاشت يونجه ، به خوبي مي پوسند.

در موقع كاشت يك شخم سطحي تر براي آماده شدن بهتر زمين زده مي شود. براي خرد شدن كلوخه ها زمين را دو بار عمود بر هم ديسك مي زنيم. در صورت وجود بقاياي محصول قبلي و ريشه هاي علف هاي هرز در سطح خاك ، از هرس يا دندانه براي جمع آوري آنها استفاده مي كنيم. پس از آن زمين را توسّط تسطيح كن (لولر) تسطيح مي كنيم. تسطيح بهتر زمين در آبياري يكنواخت زمين ، سبز شدن يكنواخت بوته ها و همچنين در كيفيّت بهتر كار ماشين هاي برداشت مؤثر است. انتخاب طول كرت بر اساس شيب زمين و نوع خاك انجام مي گردد. هر چقدر شيب زمين بيشتر و بافت خاك سبك تر باشد ، طول كرت كمتر است. پس از تسطيح مي توان توسط كودپاش سانتريفوژ اقدام به كودپاشي كرد. توسط بعضي از بذركارها عمل كودپاشي و بذركاري ميتواند همزمان انجام مي شود.

بذرپاشي به دوصورت :يابه وسيله دست و يا توسط دستگاه هاي بذرافشان انجام مي گيرد. درصورت عدم دسترسي به ماشينهاي بذرافشان مي توان بذر يونجه راتوسط كارگر با تجربه درسطح خاك پاشيده و سپس توسط دندانه يا ديسك سبك ويا از طريق كشيدن سرشاخه هاي درختان ( درسطوح كوچك ) بر روي زمين بذر هارا در عمق كمي از خاك قرار داد.روش ديگراستفاده ازماشين هاي بذرافشان است. ماشين هاي بذر افشان داراي مخاذن بذر و كود هستند و كاشت بذر و اضافه كردن كود به زمين را توأماً انجام مي دهند. اين دستگاه هاداراي دوغلطك هستند كه بذ ر به صورت آزاد ازمخزن بذر بين دو غلطك به طور يكدست پاشيده مي شود. غلطك جلو باعث به هم فشردن بستر بذر و غلطك عقب باعث دفن كردن بذر وبه هم فشردن خاك مي شود.

مقدار بذر :

مقدار بذر لازم براي كاشت يونجه به عوامل متعدّدي از جمله نوع زراعت (آبي يا ديم) و قوّه ي ناميّه ي بذر ، شرايط آب و هوايي ، كيفيّت آماده كردن زمين ، روش كاشت و غيره بستگي دارد.

در شرايط زير مقدار بيشتري بذر بايستي بكار برده شود :

1ـ در حالتي كه زمين به خوبي آماده نشده و شرايت سخت تري براي استقرار گياه حاكم است.

2ـ بذر داراي قوّه ناميّه كم تري است.

3ـ علف هاي هرز به ميزان بيش تري شيوع داشته و تراكم بالا تري از گياه براي غلبه بر علف هاي هرز لازم است.

4ـ در زراعت هاي آبي نسبت به ديم و در روش كاشت با دست نسبت به كاشت با بذر كار.

* در زراعت هاي سنّتي در مناطق مختلف بين 30 تا 50 كيلوگرم در هكتار بذر مصرف مي شود. در زراعت هاي مكانيزه مقدار مصرف بذر بين 25 - 15 كيلوگرم در هكتار است. مزارعي كه براي بذر گيري اختصاص مي يابند براي نفوذ بهتر نور به داخل پوشش ، بايستي يونجه را با تراكم كمتر كاشت. لذا در اين حالت بذر مصرفي كمتر و حدود 15 كيلوگرم در هكتار است.

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:13 بعد از ظهر
نياز آ بي :

به طور كلّي نياز آبي يونجه بالا و راندمان مصرف آب دراين گياه پايين است.در يونجه قبل از كاشت براي اينكه خاك تا عمق يك متري مرطوب شود ،يك آبياري سنگين لازم است. واگر ضروري باشد براي جوانه زدن بذر، يك آبياري سبك بعد از كاشت انجام مي شود.به فاصله كمي پس از آن براي جلوگيري از سله بستن خاك يك آبياري سبك صورت مي گيرد.بعد ازخروج گياه ازخاك ميتوان آبياري رابراي حدود 3 هفته در مناطق معتدله(در مناطق گرم اين زمان كوتاه تر است) به تا خيرانداخت.و پس از ان تازمان اولين برداشت ،يك ابياري كافي است.

* دريونجه استقرار يافته ، ميزان مصرف آب وفاصله بين دو آبياري بستگي به شرايط آب و هوايي دارد. درمناطق سرد سير كمتر از 15 هزارمتر مكعب آب براي يك دوره رشدونمو يك ساله نياز است. همچنين فاصله هر دور آبياري به درجه حرارت هوا و نوع خاك(سبك يا سنگين)بستگي دارد. براي مثال ميتوان گفت درمناطق معتدل در بهار حدوداً هر 12 روز يكبار ودر تابستان هر8 روز يكبار بايستي يونجه را آبياري كرد.

www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:14 بعد از ظهر
تشخيص علائم کمبود بُر در تعدادي از محصولات باغي و زراعي:

تشخيص علائم کمبود بُر در تعدادي از محصولات باغي و زراعي:
کمبود بُر در درختان ميوه سبب رشد و نمو ضعيف پرچم ها کاهش مدت گرده افشاني موثر و در نتيجه کاهش تشکيل ميوه و نکروزه شدن پوست تنه درخت سيب و لکه هاي چوب پنبه اي و ترکيدن ميوه ها و تنه درخت و باد زدگي گلهاي گلابي ميشود. کمبود بُر در گلابي همچنين باعث از بين رفتن گل پيش از باز شدن ميشود. بُر در انتقال قندها نقش اساسي داشته و کمبود آن سبب کاهش قند ميشود.


علائم کمبود بُر در سيب:
کمبود بر در سيب به صورت سياه شدن وسط سيب و بد شکلي ميوه و چوب پنبه اي شدن بافت و پوست ميوه و ترک خوردن تنه درخت ظاهر ميشود.

علائم کمبود بُر در گلابي:
يکي از اولين علائم شناسايي کمبود بر در گياهان مرگ منطقه مريستمي است که منطقه حساس ويژه گلهاست. کمبود بر سبب کاهش تشکيل ميوه در گلابي و انواع درختان ميوه ميشود.

علائم کمبود بُر در گريب فروت:
در اثر کمبود بر تشکيل ميوه در انواع درختان ازجمله گريب فروت آسيب ميبيند و ميوه هاي تشکيل شده بد شکل ميشوند.

علائم کمبود بُر در انگور:
در تاکستانها کمبود بر سبب کاهش تشکيل ميوه در انگور ميشود. در شرايط کمبود بر خوشه هاي انگور خالي از ميوه ميباشد و نشان ميدهد که عمل تلقيح کامل صورت نگرفته است.

علائم کمبود بُر درچغندر قند:
کمبود بر سبب شکسته شدن بافتهاي داخلي ريشه و در نتيجه موجب ايجاد قسمتهايي تيره ميشود که به آنها قهوه اي شدن يا دل سياهي ميگويند.

علائم کمبود بُر در گندم: در اثر کمبود بر ريشک سنبله هاي گندم از هم بازتر و با زاويه بيشتري به خوشه مي ايستند و تحت چنين شرايطي دانه بندي در خوشه گندم نيز افت پيدا ميکند.

علائم کمبود بُر درآفتابگردان:
کمبود بر سبب کرکدار شدن و شکنندگي قسمت فوقاني ساقه و دمبرگ و تغيير شکل طبق و ضعف دانه بندي ميشود.

برگرفته از کتاب استفاده از عناصر کم مصرف در کشاورزي تاليف عبدالحسين ضيائيان چاپ نشر آموزش کشاورزي

www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:22 بعد از ظهر
تغذیه گیاه

یكی از اهداف برنامههای توسعهكشور، افزایش تولیداتكشاورزی كشور تا حد 120 میلیونتن در سال میباشد. در مقطع فعلیبا توجه به خشكسالیهای پیدرپی، آهكیبودنخاكهایزراعی كشور و بیكربناته بودن آبهای آبیاری، نظر كارشناسان براین است كهدستیابی به هدففوق از طریق مصرف بهینه كود و تغییر نگرش در تغذیه گیاهیامكانپذیر میباشد. علمتغذیهگیاهی را میتوان ارتباط عواملتغذیهای مؤثر در رشد، تركیب و تولیداتگیاهیدانستكهدر راستای تغذیه سالمبرای انسان و حیوان با كمكفرایندهایمتعدد هماهنگبه كار گرفته میشوند. به عبارت دیگر هدف تغذیه گیاهی دستیابی به محصولات سالمتوأم با عملكرد بالا به همراه هزینههای قابل توجیه اقتصادی با مقادیر بالایتركیباتبا ارزش(پروتئین، چربی، كربوهیدراتها، ویتامینها و مواد معدنی) میباشد، بدون آنكه هیچگونه اثر مخرب بر رویمحیط زیست داشته باشد. طبق آمارهای اعلام شده از طرف وزارت جهاد كشاورزی در سال 1380، از مجموع 34/12 میلیون هكتار از اراضی كشت شدة كشور، در حدود 07/2 میلیون هكتار زیر كشت محصولات دائمیقرار دارد كه از این مقدار حدود 96/1 میلیون هكتار سهم درختان میوه (باغهای میوة كشور) میباشد و بقیه متعلق به درختان صنعتی (درختان غیر مثمر) است.

اهمیت عناصر غذایی برای رشد درختان میوه

درختان میوه مانند سایر موجودات زنده برای رشد و ادامة حیات نیاز به مواد غذایی دارند. درختان باید غذای مورد نیاز خود را بسازند و برای این منظور از عناصر شیمیایی موجود در طبیعت استفاده مینمایند، در علم تغذیة گیاه این عناصر به عنوان عناصر غذایی شناخته میشوند. عناصر غذایی بصورت تركیبات گوناگون در طبیعت و در محیط زیست گیاهان (هوا و خاك) وجود دارند و گیاهان بوسیله برگها و ریشههای خود تركیبات قابل جذب این عناصر را دریافت میكنند.

گیاهان مانند كارخانههای بسیار مدرن با جذب عناصر غذایی از محیط و طی فرآیندهای بیوشیمیایی، آنها را به تركیبات مختلف تبدیل میكنند كه برای رشد و نمو و باردهی مورد استفاده قرار میگیرند. این تركیبات برای ساخت پروتئین و رشد رویشی همچنین ساخت تركیبات شیمیایی و هورمونها به منظور اجرای فعالیتهای متابولیسمیگیاهی و …. استفاده میشوند. بنابراین چنانچه این عناصر به اندازة مورد نیاز درختان در اختیار آنها نباشد اختلالاتی در این چرخة طبیعی بوجود میآید. این اختلالات باعث كاهش رشد رویشی و متعاقب آن كاهش باردهی محصول میشود. امروزه از كودها به عنوان ابزاری برایجلوگیری از این اختلالات و رسیدن به حداكثر تولید در واحد سطح استفاده میشود. اما این كودها باید بتوانند علاوه بر افزایش تولید، كیفیتمحصولات كشاورزیرا نیز ارتقا دادهضمنآلودهنكردنمحیط زیست به خصوص آبهای زیرزمینی، تجمع آلایندهها نظیر نیترات در اندامهای مصرفیمحصولات را به حداقل مقدار ممكن تنزل دهند. درختان میوه معمولاً برای مدت 15 الی 50 سال در محل باغ رشدو نمو و تولید محصول میكنند، بنابر این سیستم ریشهای وسیعی داشته و میتوانند عناصر را از خاك جذب نمایند. مقداری از این عناصر در پایان فصل رویش مجدداً به خاك بر میگردد و مقداری دیگر به همراه برداشت میوه از خاك خارج شده و دیگر به خاك باز نمیگردد به همین علت باید هر ساله نسبت به تأمین به موقع عناصر در خاك اقدام شود تا در دراز مدت از ضعیف شدن خاك جلوگیری شود. در تغذیه درختان میوه نه تنها توجه به تغذیه كل درخت لازم است بلكه باید به تغذیة اندامهای ذیربط نیز توجه نمود. بطور مثال برای طولانیتر شدن مدت انبارداری، میوه درخت باید دارای مواد غذایی خاصی باشد.

جذب مواد از محیط یكی از اساسیترین فعالیتهای سلولهای گیاهی است كه بهمنظور رشد و تأمین انرژی صورت میگیرد. جذب مواد غذایی از محیط ریشه به دو صورت «جذب فعال» و «جذب غیرفعال» انجام میشود. «جذب فعال» به فعالیت گیاه وابسته بوده و در صورت كاهش و یا افزایش آن كند و یا تند میشود و «جذب غیر فعال» نیز تحت تأثیر عوامل فیزیكوشیمیایی میباشد و عوامل محیطی و شرایط جانبی در آن تأثیر دارند.

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:24 بعد از ظهر
عناصر غذایی مورد نیاز درختان میوه

بطور معمول نام 17 عنصر بعنوان عناصر غذایی لازم برای گیاهان ذكر شده است، از این عده كربن، اكسیژن و هیدروژن معمولاً از هوا تأمین میشوند. شش عنصر به مقدار زیاد مورد نیاز گیاهان هستند كه عبارتند از: ازت (N)، فسفر (P)، پتاسیم (K)، كلسیم (Ca)، منیزیم (Mg) و گوگرد (S). از این عناصر به عنوان «عناصر پر مصرف» و یا « عناصر ماكرو» و یا «عناصر اصلی» یاد میشود. (گاهی بعضی از محققان، كلسیم، منیزیم و گوگرد را به عنوان عناصر میان مصرف ذكر میكنند). هشت عنصر دیگر برای رشد درختان میوه و گیاهان ضرورت كامل دارند ولی مقدار نیاز گیاه به آنها كمتر است كه عبارتند از: آهن (Fe)، روی (Zn)، بـُر (B)، منگنر (Mn)، مس (Cu)، مولیبدن (Mo)، كلر (Cl) و نیکل (Ni). این عناصر به عنوان « عناصر كم مصرف» و یا «عناصر میكرو» و یا « ریزمغذیها» شناخته میشوند. مقدار عناصر غذایی مورد نیاز درختان میوه براساس دو عامل مقدار جذب عناصر غذایی توسط محصول و پتانسیل خاك برایتامینبهموقع مواد غذایی برای گیاه تعیین و محاسبه میشود. برای تعیین مقدار كود مورد نیاز گیاهانباغی لازم است از نقش عناصر پرمصرف و كممصرفدر گیاهان شناخت كاملیداشته باشیم.

دلایل كمبود یا بیش بود عناصر غذایی

بطور طبیعی و تحت تأثیر شرایط محیطی مقادیر مشخصی از عناصر در محیط رشد درختان میوه قرار دارند (خاك و هوا)، اما همه آنها قابل جذب برای درختان نمیباشند بلكه باید این تركیبات به اشكال قابل جذب برای درختان در آیند تا بوسیله ریشهها جذب شوند. غلظت عناصر موجود درخاك تحت تأثیر عوامل مختلف محیطی از جمله خصوصیات خاك، شرایط محیطی مانند دما، رطوبت و نور و اثر متقابل عناصر با هم قرار دارد. این غلظت در داخل درختان نیز متأثر از شرایط ژنتیكی و محیطی خواهد بود.

1- اثر فاكتورهای ژنتیكی

فاكتورهای ژنتیكی متفاوت در درختان میوه باعث تفاوت در فعالیت متابولیكی درختان شده و جذب عناصر را تحت تأثیر قرار میدهد و این موضوع در هنگام تهیه بستر مناسب برای باغهای میوه باید مدنظر قرار گیرد. بعضی از درختان میوه تمایل شدیدی به جذب عناصر خاص را دارند و باعث گروه بندی گیاهان در این زمینه میشوند.

جذب بعضی از عناصر بصورتهای خاصی انجام میپذیرد. برخی از آنها بصورت جذب فعال بوسیله درختان دریافت میشوند یعنی برای جذب این عناصر، درخت انرژی مصرف كرده و آنها را از محیط جذب میكند. شدت و میزان جذب این عناصر بستگی زیادی به شدت فعالیت متابولیكی درخت دارد. خصوصیت ژنتیكی بعضی از درختان باعث ایجاد ریشههای افشان و پراكنده در خاك میشود كه در این صورت سطح وسیعی ازمحیط را برای جذب عناصر در بر میگیرد. در درختان میوهای كه تبخیر و تعرق بیشتری نسبت به سایرین دارند جذب عناصر سهل تر خواهد بود كه میتواند به اندازة برگها، نوع تاج درخت، شكل برگها و ارتفاع درخت و … بستگی داشته باشد.

2- اثر فاكتورهای محیطی

جذب عناصر غذایی توسط درختان میوه تابع شرایط محیطی میباشد. از عوامل محیطی مؤثر بر جذب میتوان میزان رطوبت، دما، طول روز، خصوصیات خاك و غیره را نام برد.

رطوبت:

از آنجایی كه حركت و انتقال مواد در خاك ارتباط مستقیمیبا میزان رطوبت دارد، این عامل میتواند در فراهمیعناصر قابل جذب مؤثر باشد. گاهی كمبود آب باعث كاهش جذب عناصر بوسیله درختان میشود. حلالیت عناصر غذایی در آب، درجات مختلفی دارد و بسته به میزان رطوبت و میزان عناصر در دسترس گیاهان متفاوت میباشد. گاهی نیز آب زیادی باعث شسته شدن و خارج شدن عناصر غذایی از دسترس گیاه میشود.

دما:

افزایش دما در اكثر موارد باعث افزایش فعالیت متابولیكی، تبخیر و تعرق و جذب عناصر غذایی میشود. در این حالت فعالیت ریشهها ارتباط مستقیمیبا دمای خاك دارد به همین دلیل در زمستان كه دمای خاك كاهش مییابد فعالیت ریشهها نیز به شدت كاهش مییابد ولی بطور كلی قطع نمیشود یعنی گاهی در زمستان بعضی از درختان میوه مانند سیب فعالیت ناچیزی در منطقه ریشه دارند و مواد غذایی را جذب مینمایند. همچنین دمای زیاد محیط در هنگام محلول پاشی مواد غذایی بر روی درختان میوه نیز باعث تبخیر بخش مایع مواد غذایی شده و جذب عناصر غذایی را با مشكل مواجه میسازد

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:25 بعد از ظهر
نور:

جذب مواد غذایی در طول روز بسیار بیشتر از زمان تاریكی است. وجود نور باعث بروز فعالیت كلروفیل سازی در درختان میگردد و متعاقب آن جذب عناصر غذایی نیز افزایش مییابد. همچنین نور به عنوان یك محرك رشد باعث افزایش فعالیتهای فیزیكوشیمیایی در درختان شده و جذب و انتقال مواد غذایی در آنها را افزایش میدهد.

خاك:

شاید بتوان گفت كه مهمترین عامل در جذب عناصر غذایی توسط درختان میوه، شرایط و خصوصیات خاك میباشد. عواملی از قبیل بافت خاك، غلظت عناصر موجود در خاك، رطوبت خاك، pH محیط خاك، میزان مواد آلی خاك، نوع و میزان رس موجود در خاك و حتی عوامل فیزیكی موجود نظیر شیب زمین، ارتفاع محل و …. در تغذیه درختان میوه مؤثر میباشند. اصولاً وضعیت تغذیهای در خاكهای بسیار سنگین (رسی) و بسیار سبك (شنی) مناسب نمیباشد و درختان با مشكل مواجه میشوند. بهترین نوع بافت خاك حالت «لومی» میباشد. حضور مادة آلی میتواند بافت خاك را مطلوب كرده و شرایط مناسب تغذیهای را برای درختان میوه فراهم آورد. از آنجایی كه اكثر خاكهای كشور آهكی بوده، (بجز نوار شمالی كشور در حاشیة دریای خزر) دارای pH بالا میباشند. جذب مطلوب عناصر غذایی در خاك در pH خنثی( 7 = pH ) و یا كمیاسیدی صورت میپذیرد بنابراین اصلاح خاكها در طول زمان و در هنگام احداث باغها باید مد نظر قرار گیرد. استفاده از كودهای آلی و كودهای شیمیایی با بنیانهای مناسب میتواند در این راه ما را كمك كند.

اثر متقابل بین عناصر: مقدار زیاد یك عنصر غذایی در درخت ممكن است بر روی جذب دیگر عناصر غذایی اثر بگذارد. اگر عنصری باعث افزایش جذب عنصر دیگر توسط درختان شود این اثر را «سینرژیست» گویند و برعكس اگر غلظتی از عنصر باعث جلوگیری از جذب و یا كاهش جذب یك عنصر دیگر شود آن را اثر متقابل یا «آنتاگونیست» گویند. این اثرات در نسبت عناصر در درختان به وضوح نقش خود را بر روی رشد درختان و محصولات آنها نشان میدهد بطور مثال افزایش غلظت پتاسیم در درختان میوه باعث كاهش غلظت كلسیم در میوه میشود و بر روی كیفیت و عمر انباری میوه اثر منفی میگذارد. همچنین نسبت عناصر مانند نسبت ازت به كلسیم (N/Ca) و كلسیم به بـر (Ca/B) و غیره اثر رقابت بین عناصر را بر روی محصولات باغی نشان میدهد. به همین دلیل كارشناسان تأكید فراوانی بر مصرف كودهای شیمیایی بصورت متعادل دارند. امروزه با مصرف بهینة كود میتوان علاوه بر فراهم آوردن شرایط مطلوب تغذیه ای، باعث افزایش عملكرد محصولات به میزان چشمگیری شد. همچنین كیفیت و سلامت تولیدات باغی ارتباط تنگاتنگی با مصرف متعادل و بهینة كود در باغها دارد

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:27 بعد از ظهر
فسفر

نقش

فسفر، يكي از عناصر حياتي براي گياهان ميباشد كه به اشكال مختلف معدني و آلي در خاك موجود است. اين عنصر در تمام فرايندهاي بيوشيميايي، تركيبات انرژي زا و در سازوكارهاي انتقال انرژي دخالت دارد. بعلاوه فسفر جزيي از ساختار فسفوپروتئينها،DNA، RNA، فسفوليپيدها، قندهاي فسفردار، فيتين و ساير تركيبات آلي فسفردار است. اشكال معدني فسفر در تنظيم pH محيط داخلي سلول هاي موجودات زنده نيز نقش دارند. فسفر همچنين در توليد تركيب هاي داراي پيوندهاي غني از انرژي نيز نقشي مهم برعهده دارد.

كمبود فسفر سرعت رشد را كند ميكند و عملكرد را كاهش ميدهد و همچنين اثرات سوء بر كيفيت ميوه، دانه و كيفيت آنها ميگذارد. در خاك هايي كه فسفر قابل جذب آنها پايين است، خاصيت انباري و مقاومت در برابر سرما نيز كاهش مييابد.

غلظت فسفر در بيشتر گياهان در حدود 1/0 تا 4/0 درصد وزن خشک گياه مي باشد.

وجود مقادير کافي فسفر سبب ازدياد رشد گياه مي گردد. فسفر کافي، همچنين باعث زودرسي محصول به خصوص در غلات مي گردد. فسفر نيز عنصري متحرک مي باشد و کمبود آن سبب کاهش شديد در رشد کلي مي گرد.

علاوه بر اين، فسفر در ميزان جذب عناصر كم مصرف فلزي توسط ريشه گياه نيز نقش دارد و ميزان جذب اين عناصر را افزايش ميدهد.

فسفر به عنوان یك عنصر ساختمانی در ساخت اسیدهای نوكلئیك نقش دارد و این اسیدها ناقل اطلاعات ژنتیكی در گیاه میباشند. فسفر عمده ترین مادهای است كه سبب خاصیت اسیدی اسیدنوكلئیك میشود. فسفر در انتقال انرژی در درختان میوه نقش دارد بنابر این در فعالیت متابولیكی گیاه نقش داشته و بطور غیر مستقیم بر عملكرد محصولات از این طریق تأثیر میگذارد. فسفر بصورت تركیبات آلی فیتات در گیاه ذخیره میشود و به همراه سایر عناصر در ساختمان دانة گرده شركت دارد. این عنصر در تشكیل بذر نقشی اساسی داشته و به مقدار زیاد در بذر و میوه یافت میشود. افزایش بیش از حد این ماده در محصولات باغی احتمالا باعث كاهش كیفیت غذایی آن میشود (كه مربوط به نسبت اسید فیتیك به روی میباشد).

فسفر به عنوان کليد زندگي گياه لقب گرفته و مهمترين نقش فسفر در گياه، در انتقال و ذخيره انرژي به صورت مولکول ATP است. فسفر در رشد زايشي و تشکيل گل و غيره نقش مهم و مؤثري دارد.

سفر یكی دیگر از عناصری است كه به مقدار زیاد مورد نیاز درختان میوه میباشد. به اشكال H2PO4-- و HPO4-- ، بیشتر از اشكال دیگر جذب میشود. فسفر در خاك بصورت سنگ فسفات، خاك فسفات و تركیبات آلی فسفات وجود دارد و شكل معدنی آن بیشتر از شكل آلی میباشد. میزان فسفر بخصوص به شكل آلی در افقهای سطحی بیشتر از افقهای زیرین خاك میباشد. مقدار متوسط آن در خاك 22/0 تا 1 درصد میباشد و متوسط غلظت آن در گیاه 1/0 تا 5/0 درصد میباشد. و یكی از نامحلول ترین و سخت متحرك ترین عناصر در خاك میباشد و pH خاك در جذب آن بسیار مؤثر است. مناسبترین pH برای جذب فسفر از خاك توسط درختان میوه 5/6 تا 7 میباشد. فسفر اثر رقابتی با سایر عناصر دارد بطور مثال محققین معتقدند كه افزایش بیش از حد فسفر باعث اختلال در جذب آهن و یا بروز علائم كمبود آن شود. همچنین كلسیم زیاد در خاك (خاكهای آهكی ) باعث كاهش فسفر قابل دسترس برای درختان میوه میشود و یا ازت بطور غیر مستقیم باعث افزایش جذب فسفر توسط گیاه میشود.

مشکلات مصرف زياد فسفر

بر اثر مصرف زياد فسفر، گياه دچار مسموميت فسفري ميشود و يا تعادل تغذيهاي گياه بهم ميخورد.
همچنين در اثر مصرف زياد فسفر به دليل اثر آنتاگونيستي فسفر با روي، كمبود روي در گياه بروز ميکند. بهترين عنصري که با فسفر اثر آنتاگونيستي داشته، عنصر روي است که بر اثر مصرف زياد فسفر در کشور ما كمبود روي (Zn)، آهن (Fe) و منگنز (Mn) تشديد ميشود.

علائم كمبود و بیش بود فسفر

گاهی علائم كمبود فسفر شبیه ازت میباشد. در كمبود فسفر رشد بخش هوایی و ریشه هر دو كند و یا متوقف میشود. برگها كوتاه، باریك و نازك میشوند و در این حالت دمبرگها زاویة كوچكی را با شاخه تشكیل میدهند. رشد طولی گیاه عمودی بوده و شاخههای جانبی كمتر رشد مییابند. تعداد برگها كاهش یافته وجوانهها میمیرند و تعداد شكوفهها كاهش مییابد بنابراین از محصول میوه نیز كاسته میشود. برگها به رنگ سبز تیره مایل به آبی یا ارغوانی در میآیند و گاهی لكهها و یا نوارهایی به همین رنگ بر روی پهنك برگ ظاهر میشود. رنگ ارغوانی كه مربوط به مادة آنتوسیانین میباشد از مشخص ترین علائم كمبود فسفر در درختان میوه میباشد. كمبود فسفر فعل و انفعالات سوخت و ساز نظیر تبدیل قند به نشاسته را متوقف میسازد و در نهایت آنتوسیانین در برگ تشكیل میشود. علائم كمبود در برگهای پیر مشاهده میشود و برگهای جوان سرشاخهها به رنگ سبز طبیعی باقی میمانند. در هنگام كمبود فسفر در بعضی از میوه ها، گوشت میوه نرم و شیرة میوه خیلی ترش و خاصیت انباری آن كاهش مییابد.

راههای جلوگیری از كمبود و بیش بود فسفر

كودهای رایج برای مصرف در باغهای میوه عبارتند از سوپر فسفات ساده، سوپر فسفات تریپل، فسفات آمونیوم و دو كود جدید كه اخیراً به مصرف میرسد یعنی بیوفسفات طلایی و كود فسفاته میكروبی میباشد. سوپر فسفات ساده حاوی 20% P2O5 وسوپر فسفات تریپل حاوی 46% P2O5 هستند. مونوفسفات آمونیوم دارای 11% ازت و 48% P2O5 است. فسفاتهای آمونیوم به دلیل داشتن عیار بالای مواد غذایی و تمایل كم به جذب رطوبت و كلوخه شدن، مصرف بیشتری دارند. بیوفسفات طلایی با داشتن 20% P2O5 ، گوگرد و روی و كود فسفاتة میكروبی پودری با داشتن حدود 20% P2O5 گوگرد و روی به عنوان كودهای مناسب فسفر دار برای مصرف در باغهای میوه شناخته شده اند. از آنجایی كه حركت فسفر در خاك به سختی صورت میگیرد توصیه میشود در هنگام احداث باغهای میوه و كاشت نهالها حتماً در بستر كاشت از كودهای فسفاته (در صورت نیاز خاك) استفاده شود. همچنین در باغهای احداث شده و بارور بصورت چالكود و یا كانال كود میتوان از كودهای فسفاته استفاده نمود. مصرف كودهای فسفاته تأثیری بر آفات و بیماریهای درختان میوه نداشته ولی بعلت اثر رقابت، در جذب سایر عناصر غذایی مؤثر خواهد بود.

مشخصات فنی برخی از كودهای فسفاته چنین میباشد:

كود دی آمونیوم فسفاتDAP

ازت كل حداقل18 درصد، فسفاتهای قابل استفاده حداقل46 درصد برحسبP2O5 ، فسفاتهای محلول در آب حداقل41 درصد برحسبP2O5 ، نم (رطوبت) حداكثر یكدرصد. حداقل95 درصد دانهها دارای قطر 2 تا 4 میلیمتر باشند.

اثر فسفر موجود در این كود بر روی درختان میوه مشابه تأثیر سوپرفسفات تریپل است. خاصیت اسیدزایی این كود به علت یون آمونیوم موجود در آن بیشتر از سوپر فسفات میباشد.

بیوفسفات طلایی

این كود یكی از تولیدات كودی داخل كشور میباشد كه در كیسههای 50 كیلوگرمیعرضه میشود. هر كیسه حاوی 30 كیلوگرم خاك فسفات غلیظ شده ، 10 كیلوگرم گوگرد پودری، 8 كیلوگرم كود آلی و دو كیلوگرم سولفات روی به همراه یك كیسه نیم كیلوگرمیباكتری تیوباسیلوس میباشد.

كود سوپرفسفات تریپل (غلیظ)

فسفاتهای قابل استفاده حداقل46 درصد برحسبP2O5 ، فسفاتهای محلول در آبحداقل درصد برحسبP2O5 ، اسید فسفریك آزاد حداكثر 5/1 درصد، نم (رطوبت) حداكثر یك درصد، دانهبندی حداقل95 درصد قطر 4-2 میلیمتر. این كود اندكی اسیدزا بوده ولی در خاكهای آهكی تأثیری بر روی pH خاك ندارد. بر خلاف سوپرفسفات ساده، گچ به صورت ناخالص در این كود وجود ندارد.

كود منوفسفات آمونیوم (MAP)

این كود محتوی12 درصد ازت، 60 درصد فسفر (P2O5) بودهو كودی استمحلولو درسیستم آبیاری قطرهای و سایر روشهای آبیاری تحت فشار میتوان از آن به سهولت استفاده كرد.

كود سوپرفسفات ساده PO4H2)2Ca, CaSO4, 2H2O (

فسفاتهای محلول در آب حداقل14 درصد، رطوبت حداكثر 12 درصد، اسید فسفریكآزاد حداكثر 4 درصد.

كود پلی فسفات آمونیومPo3NH4)n (

ازت(N) 14درصد، فسفر(P2O5) حداقل60 درصد، درصد مواد غیرمحلول حداكثر یكدرصد، این كود به شدت جاذبالرطوبه است و باید به صورت محلول تهیه شود و تنها در سیستم آبیاری تحت فشار قابل مصرف میباشد.

اسید فسفریك خالص (H3PO4)

از این اسید نیز میتوان به صورت كود در روشهای آبیاری تحت فشار استفاده كرد. این كود محتوی54 درصد فسفر (P2O5) میباشد.

كود میكربی فسفاته

فسفر(P2O5) حداقل 23 درصد، اندازه ذرات90 درصد بین4-2 میلیمتر، بهرنگخاكستریتیره، كادمیم كمتر از 25 میلیگرم در كیلوگرم، حداقل تعداد باكتری حلكننده فسفاتدر هر گرمكود(105)100000 عدد، حداكثر رطوبت5 درصد

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:27 بعد از ظهر
اغذیه
کربوهیدرات منبع مهم غذایی

بدین ترتیب کربوهیدراتها ، منبع مهم غذاییاند. کربوهیدراتها همچنین به عنوان واحدهای سازنده چربیها و نوکلئیک اسیدها عمل میکنند. سلولز ، نشاسته و قند معمولی ، کربوهیدرات میباشند. از آنجا که این ترکیبات چندین گروه عاملی دارند به چند عاملی موسومند. مانند گلوکز و بسیاری از اجزا سازنده ساده ، کربوهیدراتهای پیچیده دارای فرمول عمومی هستند.
نام و ساختار کربوهیدراتها
سادهترین کربوهیدراتها ، قندها یا ساکاریدها هستند. با افزایش طول زنجیر ، تعداد کربنهای با مراکز فضایی افزایش مییابند و بدین ترتیب تعداد زیادی دیاسترومر امکانپذیر میشوند. خوشبختانه برای شیمیدانها عمدتا یکی از چند انانیتومر امکانپذیر ، اهمیت دارد. قندها ترکیبات پلی هیدروکسی کربونیلاند، از این رو میتوانند همی استالهای حلقوی پایداری ایجاد کنند ، بدین ترتیب ساختارهای اضافی و تنوع شیمیایی برای این ترکیبات پدید میآید.


طبقه بندی قندها
کربوهیدراتها نام عمومی قندهای منومری (منوساکاریدها) ، دیمری (دیساکاریدها) ، تریمری (تریساکاریدها) ، الیگومری (الیگوساکاریدها) و پلیمری (پلیساکاریدها) بدست آمده از قند (ساکاروم ، لاتین قند) میباشند. یک منوساکارید یا قند ساده ، یک آلدئید یا کتونی با حداقل دو گروه هیدروکسیل است. بدین ترتیب دو عضو ساده این طبقه از ترکیبات ، ۲ و ۳ - دی هیدروکسی پروپانال (گلیسرآلدئید) ، ۱ و ۳ - دی هیدروکسی پروپانون (۱ و ۳ - دی هیدروکسی استون) میباشند.

قندهای پیچیده از اتصال قندهای ساده همراه با حذف آب بدست میآیند. قندهای آلدئیدی بصورت آلدوزها طبقه بندی میشوند. آنهایی که عامل کتونی دارند، کتوز خوانده میشوند. بر اساس طول زنجیر ، قندها ، تریوز (۳ کربنی) ، تتروز (۴ کربنی) ، پنتوز (۵ کربنی) ، هگزوز (۶ کربنی) و غیره نامیده میشوند. از اینرو ، ۲ و ۳ - دی هیدروکسی پروپانول (گلیسرآلدئید) یک آلدوتریوز است. در حالی که ۱ و ۳ - دی هیدروکسی پروپانون یک کتوتریوز میباشد.
گلوکز
گلوکز ، قند خون یا قند انگور (گلایکیس ، در فرهنگ یونانی به معنی شیرین) که به دکستروز موسوم است، یک پنتاهیدروکسی هگزانال بوده ، از اینرو در خانواده آلدوزهگزوزها جای دارد. گلوکز بصورت طبیعی در بسیاری از میوهها و گیاهان با غلظتی در گستره %۰.۰۸ تا ۰.۱% در خون انسان وجود دارد.
فروکتوز
ایزومر کتوهگزوزی گلوکز ، فروکتوز است. فروکتوز شیرینترین قند طبیعی است (برخی از قندهای سنتزی شیرینترند). فروکتوز نیز در بسیاری از میوهها (فروکتوز در فرهنگ لاتین به معنی میوه) و در عسل وجود دارد.
ریبوز
قند طبیعی مهم دیگر آلدوپنتزو ریبوز است. این قند واحد ساختاری ریبونوکلئیک اسیدها میباشد. فرمول ساده یا تجربی برای همه قندها میباشد. این فرمول ، هم ارز فرمول هیدرات کربن است. این یکی از دلایلی است که به این دسته از ترکیبات کربوهیدرات گفته میشود.


دیساکاریدها و پلیساکاریدها
دیساکارید از تشکیل دو مونوساکارید از طریق تشکیل یک پل اتری (معمول استال) بدست میآید. هیدرولیز دیساکاریدها ، منوساکاریدها را دوباره بدست میدهد. تشکیل اتر بین یک منو و یک دیساکارید یک تریساکارید ایجاد میکند و تکرار این فرآیند نهایتا به تولید یک پلیمر طبیعی (پلیساکارید) منجر میشود. چنین کربوهیدراتهای پلیمری ، تشکیلدهنده اسکلت اصلی سلولز و نشاسته هستند.
فعالیت نوری قندها
به استثناء ۱ و ۳ - دیهیدروکسی- پروپانون ، همه قندهایی که تاکنون ذکر شدهاند، حداقل حاوی یک مرکز فضاییاند. سادهترین قند کایرال ، ۳ و ۲ - دیهیدروکسی پروپانون (گلیسرآلدئید) با یک کربن نامتقارن است. فرم راستبر آن R است، به صورتی که در طرحهای فیشر مولکول نشان داده میشود، انانتیومر چپبر آن ، S میباشد.

گر چه نامگذاری S و R برای نامیدن قندها کاملا رضایت بخش است، اما سیستم نامگذاری قدیمی هنوز بکار گرفته میشود. این سیستم نامگذاری ، قبل از تدوین پیکربندی مطلق قندها متداول بوده ، همه قندها را به ۲ و ۳ - دیهیدروکسی پروپانال (گلیسرآلدئید) مرتبط میسازد. در این روش بجای استفاده از S و R از پیشوند D برای انانتیومر (+) وL برای انانتیومر (-) گلیسرآلدئید استفاده میشود.
قندها ، تشکیلدهنده همیاستالهای درون مولکولی
قندها ترکیبات هیدروکسی کربونیلاند و بایستی قادر به تشکیل درون مولکولی همی استال باشند. در واقع گلوکز و سایر هگزوزها و پنتوزها به صورت مخلوط در حال تعادل با ایزومرهای حلقوی همیاستال خود هستند. در این مخلوط در حال تعادل ، ایزومر حلقوی همیاستال برتر است. در اصل هر یک از پنج گروه هیدروکسی میتوانند به گروه کربونیل آلدئید افزوده شوند. اما گرچه حلقههای پنج ضلعی نیز شناخته شده هستند، حلقههای شش ضلعی معمولا محصول برتر میباشند.
گسستگی اکسایشی قندها
واکنشگری که باعث شکستن پیوند C-C میشود، پریدیک اسید (HIO۴) است. این ترکیب دیالهای مجاور را اکسایش کرده ، ترکیبات کربونیل ایجاد میشوند. از آنجا که اغلب قندها چندین دیال مجاور دارند، اکسایش با HIO۴مخلوط پیچیدهای ایجاد میکند. مقدار کافی از اکسنده ، زنجیر قند را بطور کامل به ترکیبات یک کربنی تبدیل میکند.

از این روش برای شناسایی ساختار قندها استفاده میشود. مثلا از مجاورت گلوکز با ۵ اکی والان HIO۴، پنج اکی والان فرمی اسید و ۱ اکی والان فرمالدئید بدست میآیند. در اکسایش فروکتوز ایزومری نیز همان مقدار عامل اکسنده مصرف شده، اما محصولات ، ۳ اکی والان اسید ، ۲ اکی والان آلدئید و یک اکی والان دیاکسید هستند.

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:28 بعد از ظهر
اثر کودهای مختلف پر مصرف و کم مصرف در توليد گندم ديم : از ميان عناصر غذايی پر مصرف ازت و فسفر و پتاس مهم ترين آنها می باشد ميزان موجودی و يا عدم وجود هر کدان از اين عناصر می تواند رشد گياه را شديداً تحت تأثير قرار دهد . حتی در صورت کفايت عناصر غذايی ديگر رشد گياه تابع کمبود يکی از آنها خواهد بود .
(N)ازت
ازت اولين عنصری است که گندم و تمام گياهان بيش از ساير مواد غذايی به آن نياز دارند . در مناطق ديم به علت شرايط آبو هوايی و پايين بودن مواد آلی ، کمبود ازت در بيشتر مناطق به چشم می خورد و علت آن شيوه مرسوم و نامناسب کشت و برداشت محصول می باشد . عدم مصرف کودهای آلی و همچنين خارج کردن کاه و کلش و بقايای گياهی از مزرعه ، برداشت و چرانيدن و يا آتش زدن آنها ، باعث کاهش مواد آلی در خاک می شود . مصرف کودهای ازته در اين مناطق بايد با توجه به آب و هوا و ميزان بارندگی صورت گيرد . ميزان مواد آلی و ازت در اغلب مزارع ، کمتر از يک درصد بوده است که به طور متوسط کمبود آن ملاحظه می شود .
(P)فسفر
فسفر دومين عنصر پرمصرف مورد نياز گندم می باشد . ميزان آن در خاک های مناطق ديم ، کم و بيش متفاوت است . البته به علت حلاليت کم آن در خاک ، خطر آبشويی و خارج شدن آن از دسترس گياه به مراتب کمتر از ازت و پتاسيم است و بدين دليل در بعضی از مزارع زارعين بيش از ميزان مورد نياز مصرف می نمايند و تجمع آن در خاک موجب به هم خوردن تعادل مواد غذايی و احتمالاً کمبود بعضی از عناصر کم مصرف می شود . اين امر به دليل رقابت فسفر با ساير عناصر بوده است و اين مطلب بايد در مصرف کودهای فسفره مورد ملاحظه قرار گيرد .
( K)پتاسيم
با توجه به وضعيت خاک های مناطق ديم و نتايج نجزيه خاک و با در نظر گرفتن ميزان متوسط برداشت محصول ديم که نسبتاً پايين می باشد ، پتاسيم در خاک در حد کفايت موجود است . در صورت بهبود روش های کاشت و توليد ، به موازات افزايش محصول ، پتاسيم ، نيز بايد در ترکيب کودی در نظر گرفته و مصرف شود . در مناطق ديم با پراکندگی مناسب باران بودن عملکرد گندم ، پتاسيم نيز مصرف می شود .
عناصر ريزمغذی :
(B) و بر( Fe) آهن ( Zn) روی ( Mn )از عناصر کم مصرف که استفاده آن در زمين های ديم می تواند موجب افزايش عملکرد شود منگنز
می باشد . با توجه به نتايج بدست آمده از تحقيقات ، کود ازته در تمام سالها به تنهايی تأثير معنب داری در افزايش عملکرد گندم داشته است و مصرف 60 کيلوگرم ازت خالص در هکتار با توليد 8/1 تن در هکتارباعث افزايش 400 کيلوگرم دانه گندم نسبت به شاهد شده بود . کود فسفره نيز در بعصی از سال ها اصر معنی داری داشته و مصرف 40 کيلوگرم کود فسفره موجب 7/1 تن عملکرد شده است . و در بررسی اثرات متقابل با 9/1 تن در هکتار بيشترين عملکرد را داشته است .p2o560 کيلوگرم ازت خالص و 40 کيلوگرم فسفر
علت پايين بودن واکنش گندم ديم به کودهای فسفره ، وجود اين عنصر به ميزان لازم در بعضی از خاک ها و حتی زياد بودن تجمع آن در بيشتر N60p30زمين های زراعين می باشد که با توجه به اين موارد 60 کيلوگرم کود ازته و 30 کيلوگرم مود فسفره در زمين های زراعين با فرمول
برای توليد حدود 2 تن گندم توصيه می شود در مناطق ديم با پراکندگی مناسب بارندگی و حاصلخيزی خاک مقادير عملکرد متوسط بالاتر می باشد و نيازمند مصرف کودهای پتاسيم و عناصر ريزمغذی نيز می باشد که تمتم اين توصيه ها با رعايت ميزان عناصر موجود در خاک ، تحقق می پذيرد و لازم است که قبل از مصرف کود ، نمونه های خاک از مزرعه تهيه و به آزمايشگاه ارسال شود . در سال های اخير در زمين های کشاورزان با همکاری بخش های ترويج کشاورزی در بعضی تر مناطق اين کار صورت می گيرد که لازم است برای حصول نتايج مطلوب تر اين امر عموميت پيدا کند .
منابع :
1- بهنگل ، ک. ج 1364 اصول و عمليات ديم کاری . محمد حسين راشد محصل و عضو کوچکی ( مترجمان )
2- بی . نام 1373 سيمای کشاورزی آذربايجان شرقی . انتشارات سازمان کشاورزی استان آذربايجان شرقی . تبريز
3- حقيقی ملکی ، اکبر 1376 . بررسی نياز غذآيی گندم ديم . انتشارات موسسه تحقيقات کشاورزی ديم .مراغه
4- حقيقی ملکی ، اکبر . 1376 بررسی مصرف کود در اراضی ديم . انتشارات موسسه تحقيقات کشتورزی ديم . مراغه
5- سالار دينی ، علی اکبر . 1371 حاصلخيزی خاک و توليد . انتشارات دانشگاه تهران
6- ملکوتی ، محمد جعفر و مهدی نفيسی . 1367 مصرف کود در اراضی فارياب و ديم . انتشارات دانشگاه تربيت مدرس . تهران

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:28 بعد از ظهر
نیترات پتاسیم
Potassium Nitrate



نیترات پتاسیم



اهمیت:

ازت و پتاسیم از عناصری هستند که به مقدار قابل توجهی توسط گیاه ازخاک برداشت شده وبایستی درطول دوره رشد همواره به مقدارکافی ازخاک دراختیارگیاه قرارگیرد.نیترات پتاسیم یک کود کاملا محلول درآب است که می توان از آن درهرمرحله ازرشد گیاه استفاده نمود.ازت موجود دراین کود باعث بهبود رشد رویشی می شود وپتاسیم آن دربهبود کیفیت،افزایش مقاومت به خشکی،شوری و آفات و بیماریها بسیارموثراست.نیترات پتاسیم کود بسیار مناسبی برای برطرف کردن کمبود پتاسیم در هر مرحله از رشد گیاه است.



مشخصات کود:

کشت های مترکم وعدم استفاده ازعنصر پتاسیم طی سالیان گذشته وازطرفی کمبود آب آبیاری و کیفیت نا مناسب آب وخاک دراکثراراضی کشاورزی ازعواملی هستند که قابلیت استفاده این عنصر را برای گیاهان محدود کرده و خسارات جبران نا پذیری را برمیزان تولید و کیفیت محصولات وارد می کند.استفاده ازکودهای حاوی این عنصر باعث بهبود شرایط تغذیه ای گیاهان وافزایش کمی و کیفی محصولات می شود.نیترات پتاسیم با فرمول شیمیایی Kno3

است که دارای 26 درصد پتاسیم و 19 درصد ازت میباشد.



روش،زمان و مقدار مصرف:

نیترات پتاسیم یک کود کاملا محلول درآب است که به صورت مصرف خاکی،،کود آبیاری و محلول پاشی قابل استفاده میباشد.

مصرف خاکی: به میزان 200 تا 300 کیلوگرم در هکتاردرزمان کاشت

کود آبیاری وسرک: به میزان 100 تا 200 کیلوگرم درهکتاردر2تا3 نوبت درطول فصل رشد

محلول پاشی: به میزان 5تا8 در هزار



گیاهان ومناطق مورد مصرف:

این کود را می توان درهرمرحله ازرشد گیاه خصوصا برای باغات پسته،درختان میوه،محصولات صیفی و سبزی،سیب زمینی،نیشکر و کشت های گلخانه ای استفاده نمود.



محاسن کاربرد:

افزایش میزان تولید و بهبود کیفیت محصول

افزایش مقاومت گیاه در مقابل خشکی،آفات و بیماریها


موارد و میزان مصرف کودهای آهن

- سولفات آهن

الف- مصرف خاکی: در مصرف خاکی می توان مقدار 500 تا 1000 گرم سولفات آهن را مخلوط با مواد آلی و در چالکود برای هر درخت بارور در نظر گرفت. برای باغهای پر تراکم و درختان کمتر از 10 سال، نصف مقادیر فوق مناسب می باشد.

ب- مصرف محلول پاشی: برای رفع کلروز ناشی از آهک فعال در خاک، محلول پاشی سولفات آهن به تعداد دو یا چند بار در طول فصل رشد توصیه می گردد. در درختان میوه اولین محلول پاشی چهار هفته پس از گلدهی و دومین محلول پاشی سه هفته پس از اولین محلول پاشی صورت می گیرد. محلول پاشی سولفات آهن با مقدار پنج در هزار برای رفع کمبود مؤثر است.

- کلاتهای آهن

کلاتهای آهن با فرمول Fe-EDDHA را می توان هم به صورت مصرف خاکی و هم در آب آبیاری در اختیار درختان میوه قرار داد. در حالی که کلاتهای آهن با فرمول Fe-EDDHA فقط به صورت محلول پاشی توصیه می شوند و مقدار مصرف کلات های آهن نیز با توجه به کارخانه تولید کننده آن بر روی برچسب کود توصیه شده است.

منبع: تغذیه صحیح درختان میوه در خاک های آهکی ایران.

محمدجعفرملکوتیوسیدجلالطبا طبایی


ورمی کمپوست چیست ؟



Wormیک کلمه لاتین به معنی کرم است و ورمی کمپوست به کودی اطلاق می شودکه از مدفوع گونه ای خاص از کرمهای خاکی بدست می آید.

در طبیعت بیش از 2500 گونه مختلف از کرمهای خاکی زندگی می کنند، اقسام این کرمها از نوع مستقر در سطح زمین تا کرمهای مستقر در سوراخهای عمیق متفاوت است. بیولوژی ، الگوهای رفتاری ، عادات تغذیه ای و احتیاجات زیست محیطی این گونه ها بسیار متنوع می باشد.

برای تهیه ورمی کمپوست از گونه ای خاص از کرمهای قرمز رنگ مناطق گرم و مرطوب بنام Eisenia Foetida که به کرم ببری یا کرم کمپوستر نیز معروف میباشند استفاده می شود. فرآیند تولید ورمی کمپوست عبارت است از عبور آرام و پیوسته مواد آلی از درون دستگاه گوارش کرم و تغییر حالت این مواد به مدفوع کرم؛ فضولات کرمها شامل مواد مغذی برای گیاهان بوده و دارای حالتی است که به موقع برای تغذیه گیاه آزاد می شود،

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:30 بعد از ظهر
مديريت استفاده از كود فسفات به كار بردن كودهاي فسفات اصولا به مشخصات خاك از قبيل نوع مواد معدني رسي، درجه هوادهي خاك، pH آن، نمونه هاي زراعي، شدت زراعي و رژيم آب بستگي دارد. خاك هايي كه قبلا درآن ها برنج آبي كشت مي شده است به كود فسفات بيش تراز كشت محصولات ديمي مانند سورگوم و ارزن نياز دارد. زيرا خاك هاي باتلاقي شده در گذشته داراي ظرفيت جذب فسفر زيادتر از خاك هاي خشك بوده اند.
كمبود فسفر در خاك ها
كمبود فسفر معمولا درخاك هاي آهكي، قليايي، سولفات اسيدي، Ultisoils, Latisoils, Andosoils, رخ مي دهد. خاك هاي معيني مانند Vertisols و Inseptisols داراي ظرفيت بالاي تثبيت فسفر بوده و به مقادير خيلي بيش تري از كود فسفات نسبت به حالت عادي نياز دارند. علاوه براين، افزايش فسفر قابل جذب كه با جريان باتلاقي خاك به نزديك گياه آورده مي شود، كم است. بنابراين، مقادير كود فسفات مورد استفاده در خاك هاي Inseptisols حدود 200 كيلوگرم P2O5 بر هكتار و 100 كيلوگرم P2O5بر هكتار براي خاك هاي آهكي كه 2 تا 4 برابر بالاتر از خاك هاي معمولي است.
غلظت فسفر در خاك
صرف نظر از نوع خاك، باتلاقي كردن آن غلظت فسفر را در محلول خاك از كم تر از 05/0 پي پي ام به حدود 6/0 پي پي ام ترقي داده و سپس كاهش مي دهد. افزايش فسفر ممكن است به عمل احياء فسفات هاي فريك به فسفات هاي فرّو قابل حل در محيط احيائي مربوط باشد. همراه با آن آنيون هاي آلي جانشين فسفات آز فسفات هاي فرّيك و آلومينيوم مي شوند. شكل يوني فسفات در محلول خاك اصولا به وسيله واكنش خاك تعيين مي شود.
دامنه pH
شكل يوني
H2PO4-1
4
1-H2PO4 + H2PO4-2
7
H2PO4-3
8

زمان به كاربردن كود فسفات
در همه خاك ها، كود هاي فسفري را بايستي به صورت پايه به كاربرد ( در زمان شخم ). فسفر اصولا براي پايداري و استحكام نشاء و افزايش طول ريشه آن مورد استفاده قرار مي گيرد. وجود مقدار كافي كود فسفري براي توليد دانه در مراحل اوليه رشد بيش تر از مراحل بعدي آن مؤثر است، زيرا براي پنجه زني فعّال مورد استفاده قرار مي گيرد. تأمين نياز فراوان گياه برنج به جذب P مستلزم به كاربردن آن در زمان نشاء كاري است نه دير تراز آن. به كاربردن كود P در زمان 25 روز پس از نشاء كاري در توليد محصول تأثير نخواهد داشت. برخلاف كود اوره، لازم نيست كود P را در چندين مرحله تقسيم كرده و در مراحل مختلف رشد گياه برنج به پاشند، زيرا معلوم شده كه اين كود آبشويي نمي شود و در خاك باقي مي ماند و به تدريج در اختيار گياه قرار مي گيرد. به علاوه، در صورتي كه در مرحله آغاز رشد كود P به اندازه كافي توسط برنج جذب شده باشد، بعدا در مراحل بعدي رشد در همه اندام هاي گياه مي تواند توزيع گردد. فسفر در مرحله زايشي به طور فعّال از برگ هاي كهنه به برگ هاي تازه انتقال مي يابد.
روش هاي به كار بردن كود هاي فسفري
با وجود محلوليت زياد فسفر خاك در بوم سازگان هاي باتلاقي، بازيابي فسفر تثبيت شده خاك بيش از 10 درصد براي جذب مورد استفاده قرار نگرفت.




سویا گیاهی یکساله و دو لپه از تیره بقولات با نام علمی Glycinemax و تعداد کروموزومهای این گونه مساوی 140 است ( 40= n2).
این گیاه برای اولین بار در دشتهای شمال چین در قرن یازدهم قبل از میلاد کشت می شده است سپس در سرتاسر خاور دور گسترش پیدا کرد .
امروزه ایالات متحده تقریبا 75 درصد محصول سویا در دنیا تولید می کند. چین با 17 درصد دومین تولید کننده آن است . این گیاه در سال 1343 وارد ایران شد .
دانه سویا حاوی پروتئین ، لیپید ، هیدرات کربن و عناصر معدنی است . پروتئین و لیپید قسمت اعظم ارزش تجاری سویا را شامل می شوند و حدود 60 درصد دانه را تشکیل می دهند . این ترکیبات عمدتا در لپه ها قرار دارند . مقدار پروتئین و نیز روغن دانه بدلیل تغییرات آب و هوایی و اختلاف ژنتیکی به ترتیب بین 30 الی 46 و 12 الی 24 درصد متغیر است .
دارا بودن غده های تثبیت کننده ازت هوا در ریشه های سویا از نیاز غذایی این گیاه به ازت کاسته و وجود باکتری ریزوبیوم (Rhizobium) در خاک نقش موثری در تشکیل این غده ها ایفا می کنند . مقداری از این ازت ذخیره شده و به مصرف گیاه میرسد ولی قسمت اعظم آن در خاک باقی مانده و به افزایش ازت خاکی کمک می کند .

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:30 بعد از ظهر
پتاسيم(K)

نقش

پتاسیم به طور عمده بخش بزرگی از محتویات هیچ گیاهی را تشکیل نمی دهد ولی در فرایند های متعدد فیزیولوژی رشد گیاه نقش کلیدی دارد، از سنتز پروتئین گرفته تا تعادل و پیوستگی آب در گیاه. کاهش k موجب کمبود رشد گیاه و یا زردی و سوختگی انتهای برگ می شود. همچنان که پتاسیم در گیاه جریان دارد علائم کمبود ابتدا در برگهای پیر ظاهر می شود. از دیگر علائم کمبود پتاسیم در گیاه کاهش استحکام ساقه ی گیاه است که مشکلات بعدی در حمل و نقل مواد را بوجود می آورد و همچنین موجب کمبود مقاومت گیاه در برابر بیماری می شود. بطور کلی پتاسیم در سلولهای گیاهی نقشهای مهمی بر عهده دارد که مختصرا به آنها اشاره می کنیم:

1) فعالیت آنزیمی: آنزیمها کاتالیستهایی برای انجام واکنشهای شیمیایی هستند که در حین واکنش مصرف نمی شوند. پتاسیم حداقل 60 آنزیم متفاوت را که در رشد گیاه موثرند فعال می کند. به این ترتیب که شکل ظاهری آنزیم را تغییر می دهد و آنرا وارد عمل می کند. همچنین آنیونهای معدنی و دیگر ترکیبات گیاه را از نظر تغذیه ای قابل مصرف می کند. پتاسیم کمک می کند تا Ph بین 7و8 باقی بماند که اپتیمم عمل بسیاری از آنزیمهاست. میزان k در سلول مشخص می کند که چند آنزیم می تواند فعال شود و نسبت فعالیت شیمیایی در آنها چگونه است. بنابراین نسبت انجام واکنش در سلول بستگی به میزان ورود k در سلول دارد.

2) فتوسنتز: نقش k در فتوسنتز پیچیده است. نقش پتاسیم در فعالیت آنزیمی و تولید ATP در تنظیم سرعت فتوسنتز مهمتر از نقش آن در فعالیت روزنه ای است. وقتی انرژی خورشیدی به ترکیب CO2 و H2O و در نتیجه تشکیل قند منجر می شود، اولین محصول پر انرژی ATP است که به عنوان منبع انرژی در بسیاری از واکنشهای شیمیایی مصرف می شود. بار الکتریکی لازم برای تولید ATP با یون K+ تامین می شود. وقتی میزان K در گیاه کم باشد میزان فتوسنتز و تولید ATP نیز کم می شود و همه ی فرایندها ی وابسته به ATP کاهش می یابد. برعکس آن تنفس سلولی افزایش می یابد که باعث کاهش رشد و نمو در گیاه می شود.

3) ترابری قندی: قندی که در فتوسنتز ساخته می شود باید در میان آوندها و قسمتهای دیگر گیاه برای مصرف و ذخیره شدن ترابری شود. سیستم ترابری مواد با استفاده از انرژی به فرم ATP کار می کند. اگر میزان K کم شود میزان ATP نیز کم می شود و سیستم انتقال مواد نیز از کار می افتد.

4) ترابری آب و مواد غذایی: K همچنین نقش بزرگی در نقل و انتقال آب و مواد غذایی درون آوند آبکشی دارد. وقتی میزان K کاهش یابد جابجایی نیترات و فسفات و کلسیم و منیزیم و آمینواسیدها کاهش می یابد. نقش پتاسیم در انتقال شیره ی پرورده در آوند آبکشی اغلب با آنزیمهای مخصوص و هورمونهای رشد گیاهی تداخل دارد.

5) سنتز پروتئین: K در سنتز پروتئین ضروری است. خواندن رمزهای ژنتیکی در سلول گیاهی برای ساخت پروتئین و آنزیم که تمام فرایندهای رشد گیاه را تنظیم می کند بدون میزان کافی از پتاسیم غیر ممکن است. وقتی گیاه با کمبود این یون مواجه می شود با وجود مقدار زیاد نیتروژن قابل دسترس پروتئین نمی سازد! بجای آن تراکم مواد خام پروتئین مثل آمینواسیدها و آمیدها و نیتراتها زیاد می شود. آنزیم " نیترات ردو کتاز " ساختار پروتئین را می شکند و پتاسیم مسئول فعالیت و سنتز آن می باشد.

6) سنتز نشاسته: آنزیمهای دخیل در سنتز نشاسته با پتاسیم فعال می شوند. پس با کاهش میزان K نشاسته کاهش می یابد در حالیکه کربوهیدراتهای قابل حل و ترکیبات نیتروژن افزایش می یابد. همچنین پتاسیم در تنظیم فعالیت فتوسنتزی و تنظیم نسبت تبدیل قند به نشاسته موثر است. در حضور پتاسیم به اندازه ی کافی و سطوح بالای قند نشاسته به طرف اندامهای ذخیره ای حرکت می کند.

علائم کمبود پتاسیم:
گیاهان مبتلا به کمبود پتاسیم معمولا" ضعیف ، کوتاه و کوچک هستند . رشد ساقه اصلی و شاخه ها متوقف گشته و فاصله میان گره ها کوتاه می شود، در صورت شدت کمبود، شاخه ها از انتها شروع به خشک شدن می کنند

بر همكنش مثبت پتاسيم و روي در مقابله با شوري

گياهان حساس به شوري نسبت به مصرف پتاسيم عكسالعمل مناسبتري نشان ميدهند. با افزايش نسبت پتاسيم به سديم K/Na) ) در محلول خاك، تحمل گياه به شوري افزايش مييابد. شواهد نشان ميدهد كه تحت شرايط شور، علائم كمبود پتاسيم با وجود بالا بودن غلظت آن در برگهاي گندم، همچنان وجود دارد، چون مقداري از پتاسيم جذب شده براي خنثي كردن بار الكتريكي كلر ذخيره شده در واكوئلها تجمع يافته و كمكي به واكنشهاي حياتي نميكند. از اين رو در اين شرايط با افزايش مقدار مصرف سولفات پتاسيم، ميتوان علاوه بر رفع علائم كمبود، اثرات مسموميت شوري را نيز كاهش داده و عملكرد را افزايش داد (مهاجر ميلاني و همكاران 1378؛ درودي و سيادت، 1378). با افزايش غلظت پتاسيم در محلول خاك، تحمل گياهان به تنش شوري زياد ميشود. اين در حالي است كه وقتي ميزان آب قابل دسترسي گياه كم باشد، افزايش پتاسيم حتي در شوريهاي بالا (15 دسيزيمنس بر متر) باعث بيشتر شدن تحمل ميشود. مصرف سولفات پتاسيم در شرايط شور موجب كاهش اثرات سوء تجمع سديم و كلر در برگهاي گندم شده و در نهايت عملكرد را افزايش ميدهد. همچنين حد بحراني پتاسيم براي محصولات زراعي مقاوم به شوري مانند پنبه در شرايط شور (250 ميليگرم در كيلوگرم) بيش از شرايط غيرشور (210 ميليگرم در كيلوگرم) است و براي گياهان نيمه متحمل و يا حساس به شوري، اين اختلاف بيشتر خواهد بود. با افزايش غلظت پتاسيم و روي در شرايط شور، پراكنش و طول ريشهها زياد ميشود كه در نتيجة آن، سطح جذب عناصر غذايي افزايش مييابد. همچنين مصرف سولفات روي در اين شرايط تشكيل آوندهاي چوبي را در گياهان تحت تنش شوري در مقايسه با گياهان بدون مصرف آن بهبود داده و از تخريب آن جلوگيري ميكند. از آن جايي كه كلر در رقابت بانيترات خاك، جذب ازت را مختل مينمايد و از سوي ديگر با مصرف پتاسيم، بازيافت ازت افزايش مييابد، به طوري كه به ازاء افزايش هر واحد شوري (بيش از آستانه كاهش گندم) حدود 25 كيلوگرم اوره و 20 كيلوگرم سولفات پتاسيم و 5 كيلوگرم سولفات روي در هر هكتار بيش از مقدار كود توصيه شده در شرايط غير شور پيشنهاد ميشود (ملكوتي و همكاران، 1381).

چگونه مي توان ميزان پتاسيم را افزايش داد؟

1) با استفاده از بقاياي محصولات بازيافت شده (مخصوصاً كاه) و كود حيواني كه حاوي پتاسيم است.
2) با جلوگيري كردن از آبشويي خاك با استفاده از پوشش گياهي دائمي و افزايش سطح هوموس خاك.
3) با پوشاندن سطح خاك با مالچ.

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:31 بعد از ظهر
اثرات تر و خشك شدن و سيستم هاي كشت بر تثبيت پتاسيم در برخي از خاك ها و رس هاي خوزستان
سيستم كشت تك محصولي نيشكر (Saccharum officinarum L.) و گياهان زراعي ديگر بدون كاربرد كود پتاسيمي ساليان زيادي است كه در جنوب غربي ايران ادامه دارد. با وجود تخليه مقدار زيادي از پتاسيم خاك توسط گياهان زراعي، تاكنون پاسخي به مصرف كودهاي پتاسيمي در اين اراضي گزارش نشده است. آزمايشي با هدف بررسي اثر تر و خشك شدن خاك بر پتاسيم قابل جذب گياه و نيز افزايش پتاسيم قابل جذب خاك پس از افزودن پتاسيم به خاك و رس هاي آن طراحي شد. نتايج نشان داد كه برخلاف خاك ها باير، كاني هاي رسي قابل انبساط در خاك هاي كشت شده تشكيل شده است. عدم وجود اين نوع كاني در اراضي كشت نشده بيانگر نوتشكيلي اين رس ها در خاك هاي كشت شده در اثر كشت و آبياري بود. 30 بار تر و خشك كردن خاك نمونه هاي سطحي اراضي تحت كشت نيشكر، تناوبي و باير در مجاورت پتاسيم، پتاسيم قابل جذب خاك را از 133، 226 و 172 ميلي گرم در كيلوگرم به ترتيب به 266، 447 و 628 افزايش داد. اين نتايج نشان داد كه با وجود تثبيت زياد پتاسيم در لايه سطحي خاك تحت كشت به ويژه نيشكر، مقدار پتاسيم قابل جذب اين خاك ها زياد شده است. تثبيت پتاسيم توسط لايه هاي عمقي خاك كمتر از لايه سطحي بود. هم چنين پس از افزودن پتاسيم به خاك، ميزان تثبيت آن با افزايش دفعات تر و خشك كردن، روند نزولي داشت. تثبيت پتاسيم در خاك ها در راستاي ميزان تغييرات مينرالوژي خاك هاي مذكور و افزايش ظرفيت تبادل كاتيوني بود. براي رس هاي جداسازي شده از اين خاك ها نيز تثبيت پتاسيم به بيشترين ميزان در لايه سطحي رخ داد. اختلاف معني داري از لحاظ مقدار تثبيت پتاسيم توسط رس هاي خاك هاي مذكور براي نوع كشت و عمق در سطح 1% ملاحظه گرديد. مقدار زياد تثبيت پتاسيم به كاني هاي رسي ايليت تخليه شده از پتاسيم توسط كشت و كار نسبت داده شد به طوري كه پس از قرار دادن اين رس ها در مجاورت پتاسيم تثبيت آن، كاني هاي شبه ميكايي در اين رس ها تشكيل شده بود.

اثرات به کارگیری کودهای پتانسیل روی پتاسیم قابل دسترس خاک، غلظت پتاسیم برگی، بارآوری و کیفیت پسته

این تحقیق در مناطق پسته کاری کالیفرنیا انجام گرفت و طرز عمل به این صورت بود که جهت مطالعه اثرات کودهای پتاسیمی 3 آزمایش در شرایط صحرایی در سالهای 96 و 97 بر روی درختان بارور پسته رقو کرمان انجام گردید به این صورت که از سه نوع کود پتاسه ( سولفات، کلرورو نیترات پتاسیم) در 4 میزان 0 ، 100، 200 و 300 پوند در هر ایکر و در دو سیستم آبیاری سطحی و میکرواسپرینگلر استفاده گردید و پتاسیم قابل دسترس در خاک، پتاسیم موجود در برگ، میزان عملکرد و کیفیت پسته مورد ارزیابی قرار گرفت.
در آزمایش جداگانه ای برای تعیین اثرات مصرف گچ در میزان پتاسیم قابل جذب و پتاسیم قابل دسترس از 650 پوند گچ و 200 پوند سولفات پتاسیم در ایکر استفاده گردید نتایج نشان داد که به کار بردن کود پتاسه به میزان قابل توجهی پتاسیم قابل دسترس در خاک، درصد پتاسیم برگ، میزان باردهی درخت و. کیفیت پسته را بهبود بخشید. بهترین تیمار، تیمار 200 پوند در ایکر و سولفات پتاسیم با آبیاری به روش میکرواسپرینگلر به دست آمد.
از طرفی نتایج مشخص نمود که در باغها مورد آزمایش چنانچه میزان کود مصرفی به 300 پوند بر ایکر برسد کاهش محصول دیده می شود که احتمالاً مربوط به فیکسه شدن پتاسیم در خاک می باشد.
در پایان دو سال مطالعه زمانی که کلروپتاسیم به عنوان منبع پتاسیم مصرف گردید میزان تجمع کلر در برگ پسته چندان قابل توجه نبود.
به کارگیری گچ میزان پتاسیم قابل دسترس در خاک را درعمق 30 الی 60 سانتیمتر افزایش داد ولی در پتاسیم برگی، میزان عملکرد و کیفیت پسته اختلاف معنی داری مشاهده نشد.
تحليل
1) از آنجاییکه در کشور ما به کودهای پتاسه اهمیت کمتری داده شده است در این مقاله اهمیت بکارگیری پتاسیم هم در عملکرد و هم در کیفیت پسته کاملاً مشخص و مبین است.
2) با بکاربردن کلرور پتاسیم و اندازه گیری میزان تجمع کلر در برگ مشخص شد که این کود بنا به داشتن کلر نمی تواند در پسته مشکلی ایجاد نماید اگر چه مقدار کلر در برگ کمی افزایش میابد ولیکن این میزان به حدی نیست که بتواند اثرات جانبی بر روی رشد داشته باشد. لذا برخی باغداران که بنا به وجود کلر در کودهای پتاسه کلر دار ، ترس از استفاده دارند می توانند این کود را استفاده نمایند.
3) بر خلاف برخی مطالعات که نشان داده بود که پتاسیم جذب لوکوس دارد در ارتباط با پسته مشخص شده که با افزایش میزان کودهای پتاسه فقط تا یک میزان خاصی افزایش محصول دیده می شود و بعد از آن میزان خاص با افزایش میزان کودهای پتاسه کاهش محصول پیش می آید.
4) میزان افزایش گچ در این آزمایش اثری برروی جذب پتاسیم نداشت که نشان از این مسئله است که افزودن گچ اثری بر روی میزان غلظت پتاسیم در برگ و میزان عملکرد ندارد. www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:32 بعد از ظهر
ورمی کمپوست Vermicomposting

ورمی کمپوست چیست ؟

Worm یک کلمه لاتین به معنی کرم است و ورمی کمپوست به کودی اطلاق می شودکه از مدفوع گونه ای خاص از کرمهای خاکی بدست می آید.

در طبیعت بیش از 2500 گونه مختلف از کرمهای خاکی زندگی می کنند، اقسام این کرمها از نوع مستقر در سطح زمین تا کرمهای مستقر در سوراخهای عمیق متفاوت است. بیولوژی ، الگوهای رفتاری ، عادات تغذیه ای و احتیاجات زیست محیطی این گونه ها بسیار متنوع می باشد.

برای تهیه ورمی کمپوست از گونه ای خاص از کرمهای قرمز رنگ مناطق گرم و مرطوب بنام Eisenia Foetida که به کرم ببری یا کرم کمپوستر نیز معروف میباشند استفاده می شود. فرآیند تولید ورمی کمپوست عبارت است از عبور آرام و پیوسته مواد آلی از درون دستگاه گوارش کرم و تغییر حالت این مواد به مدفوع کرم؛ فضولات کرمها شامل مواد مغذی برای گیاهان بوده و دارای حالتی است که به موقع برای تغذیه گیاه آزاد می شود، ورمی کمپوست ماده ای است که بخوبی تغییر فرم یافته و ساختار، تخلخل، تهویه، زهکشی و ظرفیت نگهداری رطوبت در آن در حد عالی بوده و از لحاظ کیفی سرشار از مواد هومیک و عناصر قابل جذب برای گیاهان است .

ورمی کمپوست دارای عناصری از قبیل :

کربن ، نیتروژن ، فسفر ، پتاسیم ، سدیم ، کلسیم ، آهن ، روی ، منگز وسایر عناصر میکرو و ماکرو میباشد. خواص یاد شده فوق ورمی کمپوست را تبدیل به کودی ایده ال برای رشد و بالندگی عمومی گیاهان کرده و با توجه به اینکه در فرآیند تولید این کود از هیچ ماده شیمیایی استفاده نمی شود، محصولات کشاورزی تولید شده کاملاً طبیعی خواهند بود ؛ این ویژگیهای منحصر بفرد توجه علاقمندان محیط زیست را نیز در سراسر جهان به خود جلب کرده و آینده روبه رشدی برای استفاده وسیع از ورمی کمپوست در کشاورزی ارگانیک را رقم خواهد زد.

ضرورت استفاده از کودهای بیولوژیک

• تامین عناصر غذایی به صورت کاملاً مناسب با تغذیه طبیعی

• کمک به تنوع زیستی

• تشدید فعالیتهای حیاتی گیاه

• بهبود کیفیت ، حفظ بهداشت و محیط زیست

• حفظ و حمایت از سرمایه های ملی

روش مصرف

ورمی کمپوست یک کود آلی می باشد که از لحاظ کیفی سرشار از مواد هومیک و بیومیک ، انواع ویتامین ها و هورمونهای محرک رشد ، آنزیم های مختلف و عناصر غذایی قابل جذب برای گیاه با اسیدیته تنظیم شده است .

خواهشمند است برای استفاده از این محصول ارزشمند طبق جدول زیر عمل بفرمایید.

میزان مصرف نوع گیاه ردیف

1- 3 کیلوگرم برای هر درخت درختان میوه بسته به سن

100 گرم برای هر نهال جنگلداری و نهال کاری

500 گرم برای هرمتر مربع درختچه های زینتی و چمن

400 گرم برای هرمتر مربع گیاهان زینتی (انواع گل)

80 گرم برای هرگلدان گلدانهای متوسط

150 گرم برای هر گلدان گلدانهای بزرگ

اگر از ورمی کمپوست برای پرورش گل های تزئینی و گلدانهای خانگی استفاده می کنید در نظر داشته باشید که گیاهان نیز مانند هر موجود زنده دیگر برای رسیدن به رشد و بالندگی مطلوب به عوامل دیگری نظیر دما ، نور و دفعات آبیاری متناسب با نوع گیاه نیازمند هستند که در صورت فراهم کردن این شرایط می توانید از پرورش گل های خود لذت برده و محیط زندگی خود را سبزتر کنید .

با توجه به نیاز گیاهان خود می توانید دفعات کود دهی را بین 2 تا 6 ماه تکرار کنید .

مزایای ورمی کمپوست

بدون بو- کم وزن- قابلیت نگهداری آب با حجم بالا

اصلاح کننده خصوصیات فیزیکی و شیمیایی و بیولوژیک خاک

تامین کننده کلیه عناصر مورد نیاز برای رشد گیاهان

عناصرتشکیل دهنده ورمی کمپوست

کربن- نیتروژن- فسفر- پتاسیم- کلسیم

روی- آهن- عناصر میکرو و ماکرو

اطلاعات جامع تر را از کتاب معرفی شده مطالعه کنید.

WWW.AKE.BLOGFA.com www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com .

feedback
1391,02,02, ساعت : 09:32 بعد از ظهر
تثبیت نیتروژن


چرخه ی نیتروژن

این چرخه از سری فرآیندهایی تشکیل شده است که گاز نیتروژن را به مواد ارگانیک تبدیل کرده و سپس آنها را به چرخه ی نیتروژن در طبیعت باز می گرداند. این یک چرخه ممتد می باشد که بوسیله تجزیه کنندگان و باکتری های نیتروژن بقا می یابد.



تثبیت نیتروژن

1.تثبیت اتمسفری: به طور خودبه خودی و در هنگام رعدوبرق

2.تثبیت صنعتی: توسط فرآیند هابر

3.تثبیت زیستی: باکتری های تثبیت کننده نیتروژن


تثبیت زیستی

تبدیل گازنیتروژن به آمونیاک بسیار انرژی گیراست وبه مخلوطی از آنزیم ها جهت تجزیه ی پیوند های نیتروژن نياز دارد تا با هیدروژن ترکیب شود. پس از انجام این فرآیند، نیتروژن تثبیت شده توسط باکتری های تثبیت کننده ی نیتروژن در اختیار گیاهان قرار می گیرد. یکی از باکتری هاي معروف در تثبيت نيتروژن رايزوبيوم مي باشد.


رایزوبیوم

در حدود 90 درصد لگوم ها به کمک خانواده ی رایزوبیاسه قادربه تثبیت نیتروژن می باشد. از جنس های مهم این خانواده می توان:

Azorhizobium

Bradyrhizobium

Rhizoium :R.trifolii, R.meliloti, R.leguminosarum

Sinorhizobium

را نام برد. که در این میان رایزوبیوم بهترین جنس شناخته شده در تثبیت نیتروژن می باشد. این باکتری هوازی و گرم منفی بر روی ریشه ی گیاهان لگومینوز اثر می گذارد و منجر به ایجاد اشکال توده ای یا گره بر روی آنها می شود. سیستم آنزیمی باکتری منبع پایداری از نیتروژن تثبیت شده را برای گیاه فراهم می کند و در عوض مواد غذایی و انرژی گیاه در اختیار باکتری قرار می گیرند. این باکتری در خاک ساپروفیت، میله ای و بدون خمیدگی می باشد اما در گره های ریشه باکتری تکثیر می یابد و تبدیل به باکتروئوید می شودکه اغلب چماقی،ایکس، وای و یا ستاره ای می باشد.


تشکیل گره های ریشه

گروهی از ژنها در باکتری جنبه های مختلف فرآیند گره زایی را کنترل می کنند و هر نژاد می تواند گونه های به خصوصی از لگوم ها را آلوده کند. برخی از مواد شیمیایی ترشح شده توسط سلول های ریشه به درون خاک موجب تکثیر باکتری در اطراف ریشه می گردند. در حقیقت واکنش بین ترکیبات اصلی موجود در دیواره ی سلول های باکتری و سطح ریشه عامل تشخیص صحیح میزبان و پیوستن به ریشه های مویین می باشد. ترشح فلاونوید ها توسط سلول های ریشه ژنهای گره را در باکتری فعال می کند و موجب ترشح عوامل گره زایی توسط باکتری می شود. تمامی فرآیند گره زایی توسط ارتباطات شیمیایی بسیار پیچیده بین گیاه و باکتری کنترل می شود. در یک محدوده ای از ریشه های مویین باکتری عوامل گره را ترشح می کند. این عمل ریشه های مویین را وادار به تغییر شکل می کند. سپس باکتری با ترشح آنزیم و هضم دیواره ی سلولی ریشه از طریق راس ریشه های مویین یعنی در جایی که رشته ی آلودگی تولید می گردد وارد گیاه می شود. این رشته ها که توسط گیاه و در پاسخ به آلودگی تولید می شوند در طول ریشه های مویین رشد می کنند و به دیگرسلول های ریشه که در انشعابات مجاور رشته ی آلودگی قرار دارند نفوذ می کنند. باکتری ها در میان شبکه ای از رشته ها توسعه می یابند و با تولید مداوم عوامل گره زایی سلول های کورتکس را وادار به ازدیاد می کنند و سرانجام گره ها تشکیل می شوند. هر گره شامل هزاران باکتری می باشد که بیشتر آنها شکل غیر منظمی دارند و باکتروئوید نامیده می شوند. قسمت هایی از غشای سلولی گیاه باکتروئوید ها را احاطه می کنند. این ساختمان ها سیمبیوزوم نامیده می شوند که ممکن است حاوی چند باکتروئوید یا تنها یک باکتروئوید در جایی که نیتروژن تثبیت می شود، می باشند.


نیتروژناز و لگوموگلوبین

آنزیم نیتروژناز در ارگانیسم های تثبیت کننده ی نیتروژن گاز نیتروژن را به آمونیاک تبدیل می کند. در لگوم ها این عمل تنها در باکتروئوید ها اتفاق می افتد و واکنش نیاز به هیدروژن و انرژی دارد. مجموعه ی نیتروژناز به اکسیژن حساس می باشد و زمانی که در معرض آن قرار گیرد غیر فعال می شود. برای غلبه بر این مشکل رایزوبیوم سطح اکسیژن در گره ها را با لگوموگلوبین کنترل می کند. این پروتئین های آهن دار قرمز که در میان باکتروئوید ها یافت شده اند وظیفه ایی همانند هموگلوبین یعنی اتصال به اکسیژن دارند. اینها اکسیژن کافی برای وظائف متابولیک باکتروئوید را فراهم می کنند اما از تراکم اکسیژن آزاد که فعالیت نیتروژناز را تحدید می کند، جلوگیری می کنند.


گره ها

گره های فعال بزرگ، سخت و صورتی متمایل به قرمز می باشند که این رنگ ناشی از حضور مقدار فراوانی لگوموگلوبین در آنها است. وقتی گره ها جوان هستند و هنوز نیتروژن را تثبیت نمی کنند سفید می باشند ویا درونشان خاکستری است. گره های غیر فعال متمایل به سفید، نرم و کوچکترند.


لگوم ها، تثبیت نیتروژن و اهمیت آن در کشاورزی

علاوه بر مصارف غذایی و... لگوم ها به خوبی در خاک های فقیر رشد می کنند و پس از برداشت محصول، ریشه های آنها در خاک تجزیه و ترکیبات نیتروژن ارگانیک را جهت کمک به رشد گیاهان بعدی آزاد می کنند. کشاورزان از فواید این کود های طبیعی در تناوب استفاده می کنند. استفاده از این کودها به جای کودهای مصنوعی از بروز بسیاری مشکلات همانند : تراکم مواد شیمیایی در آب رودخانه و دریاچه ها، ایجاد باران های اسیدی، رشد بیش از اندازه ی محصولات غیر زراعی در زمین های کشاورزی و... جلوگیری می کند.


طرح های پژوهشی

1.توسعه ی مقدار نیتروژن قابل دسترس برای گیاهان از طریق تولید کودهای بیولوژیک

2.مایه زنی دانه ی لگوم ها با محیط کشت های خالص رایزوبیوم

3.توسعه ی توانمندی نژادهای کارآمد رایزوبیوم جهت رقابت با نژادهای ناکارآمد خاک

4.انتقال ژنهای دخیل در تثبیت نیتروژن از باکتری به گیاه


کود بیولوژیک رایزوبیومی و مراحل تولید آن

جداسازی و شناسایی باکتری

1.جداکردن ریشه گیاهان لگومینوز

2.شستشوی ریشه ها با آب

3.جداکردن گره های سالم و صورتی

4.ضدعفونی سطحی با کلرید جیوه 1 درصد

5.قرار دادن گره ها در اتانول 70 درصد به مدت 60-30 ثانیه

6.شستشو(چندین مرتبه)با آب استریل

7.خردکردن گره ها در آب استریل

8.استریک سوسپانسیون حاصل بر روی محیط کشت عصاره ی مخمر و آگارمانیتول به همراه کنگو رد


دوره ی نهفتگی در دمای 30-28 درجه سانتی گراد حدود 10-3 روز طول می کشد. کلونی باکتری به طور معمول سفید، مات، درخشان، برآمده با حاشیه ی یکنواخت می باشد. بهترین راه جهت تشخیص و برآورد کیفیت رایزوبیوم آزمایش رفتار عفونت زایی و مشاهده ی گره ها می باشد. توسط این روش نژاد کارآمد برای هر گیاه به خصوص انتخاب می گردد.


کشت رایزوبیوم

تولید ماده ی تلقیحی توسط یک محیط کشت عصاره ی مخمر به همراه نمک های معدنی و مانیتول شروع می شود. این محیط کشت مایع یه عنوان کشت شروع کننده برای تولید حجم زیادتری از مایه تلقیح در فرمنتور استفاده می گردد و حجم آن بایستی یک درصد حجم محیط مایع فرمنتور باشد.


حاملین ماده ی تلقیحی

مشخصات حامل خوب عبارت است از:

غیر سمی بودن برای رایزوبیوم

ظرفیت مناسب جذب رطوبت

سهولت در استفاده

قابلیت استریل شدن

قابلیت دسترسی به میزان کافی

ارزان بودن

اتصال خوب با دانه

بافری مناسبpHظرفیت

بیشترین استفاده و بهترین نتایج مربوط به حامل پیت می باشد. اما از موادی مانند: ذغال سنگ، ذغال چوب و ورمیکولیت و...نیز می توان استفاده کرد.علاوه بر انتخاب نوع حامل باید به اثرات متقابل هر حامل با هر نژاد باکتری توجه شود و در نهایت حامل را با کربنات کلسیم غیر محلول خنثی کرد.

پیت به دو صورت استفاده می شود:

پیت استریل که توسط پرتو گاما استریل و در بسته های نازک پلی اتیلن و یا توسط اتوکلاو که در بسته های نازک پلی پروپیلن بسته بندی می شود و پیت غیر استریل که پس از عبور از یک استوانه ی دوار با ورودی هوای گرم 65 و خروجی 12۱ درجه سانتی گراد جمع آوری می شود.

پیت با اندازه ی ذره ی 40-10 میکرو متر برای پوشش دانه و با اندازه ی ذره ی 1500-500 میکرومتر جهت تولید مایه تلقیحی افزودنی به خاک تولید می گردد.


افزودن محیط کشت مایع به حامل ها

محیط کشت رایزوبیومی مایع، رقیق و استریل با حامل غیر استریل ترکیب می گردد و یا در مورد حامل استریل توسط یک تزریق ضدعفونی شده و با یک سرنگ موتوری به درون بسته ی حامل تزریق می شود. مایه تلقیح با حامل استریل معمولا کیفیت و ماندگاری بیشتری نسبت به نوع غیر استریل دارد. پس از دو هفته عمل آوری اینوکولنت ها را در دمای 4 درجه سانتی گراد(بسته به نژاد باکتری) و دور از تابش مستقیم انبار می کنند.


کنترل کیفیت

در تمامی مراحل تولید خلوص باکتری و محیط آن با روش های متفاوت(گرم، روش های سرولوژیک و...) آزمایش می گردد. معمولا پیش از عرضه ی محصول نیز از مواد تولیدی نمونه گیری شده و کیفیتشان مورد بررسی قرار می گیرد. اینوکولنت باید دارای تاریخ انقضاء باشد و مطابق با استاندارد های کیفی تولید شود.


تلقیح خاک و بذور

در ساده ترین شکل ماده ی تولیدی با آب مخلوط و به بذور اضافه می گردد. بهترین نتیجه زمانی حاصل می گردد که اینوکولنت با یک چسب غیر سمی برای رایزوبیوم(صمغ عربی، متیل اتیل سلولز، روغن های گیاهی و...) به صورت پوشش روی دانه ها قرار گیرد. برخی اینکولنت ها نیز جهت استفاده در خاک تولید می گردند مانند اینوکولنت های تزریقی یا گرانوله.


عوامل موثر بر جمعیت رایزوبیوم

اسیدیته

دما

خشکی

رقابت

استرس گیاهی

سطح نیتروژن

تیمار دانه با مواد شیمیایی و آفت کش ها

feedback
1391,02,02, ساعت : 10:08 بعد از ظهر
ده فایده مواد آلی در خاک

سرچشمه مواد آلي خاك، بقاياي حيواني و بازمانده هاي گياهي است.

اين مواد از ابتداي ورود به خاك تحت تاثير مستقيم موجودات زنده و گروههاي ميكروبي آن قرار مي گيرند و تغييرات زيادي مي يابند.

دو پديده عمده در اين تغيير ماهيت مواد شناخته شده اند. پديده اول معدني شدن(Mineralization) و پديده دوم هوموسي شدن(Humiification) است.

با توجه به اينكه خاكهاي ايران از نظر مواد آلي فقير مي باشند افزايش ماده آلي خاكها براي حفظ حاصلخيزي و تداوم فعاليت موجودات زنده خاكزي امري ضروري است.

در اهميت ماده آلي همين بس كه آن را به عنوان قلب كشاورزي پايدار نام نهاده اند و همچنين نقش آن را در خاك همانند نقش خون در بدن دانسته اند.
فوايد مواد آلي در خاك به اندازه اي متنوع و زياد است كه انسان را به ياد فوايد نوشته شده بر روي برچسب داروهاي قديمي مي اندازد ولي خوشبختانه اين فوايد در مورد مواد آلي كاملا واقعيت دارد:
1- مواد آلي منبع تامين 95-90 درصد ازت مورد نياز گياه در خاكهاي كود نخورده است.
2- مواد آلي مي تواند منبع مهم تامين فسفر و گوگرد قابل استفاده گياه باشد مشروط به اينكه مقدار هوموس خاك به دو درصد يا بيشتر برسد.
3- مواد آلي بطو مستقيم يا غير مستقيم با افزايش فعاليت ميكروبي باعث توليد مقدار زيادي مواد تشكيل دهنده خاكدانه ها از جمله پلي ساكاريدها مي شود.
4- مواد آلي غالبا 70-30 درصد از كل ظرفيت تبادل كاتيوني(CEC) خاك را تشكيل مي دهند. سطوح زياد قابل دسترس در هوموس، محل هاي تبادل كاتيوني زيادي دارد كه عناصر غذايي را براي استفاده بعدي گياه نگه مي دارد. علاوه براين، فلزات سنگين آلوده كننده مانند سرب، كادميم و فلزات مشابه كه معمولا به علت استفاده از فاضلابها وارد خاك مي شوند را جذب سطحي مي كند و از اين طريق به پاكسازي محيط كمك مي كند.
5- مواد آلي عموما مقدار آب موجود در خاك در حالت ظرفيت مزرعه و همچنين مقدار آب قابل استفاده در خاكهاي شني را افزايش داده و تهويه خاكهاي رسي را با افزايش خاكدانه سازي و در نتيجه ايجاد خلل و فرج بزرگتر، زيادتر مي كند.
6- مواد آلي به عنوان يك كلات عمل مي كند و در نتيجه قابليت استفاده و تحرك عناصر كم مصرف را افزايش مي دهد.
7- مواد آلي كربن مورد نياز بسياري از ميكروارگانيسم هاي مفيد خاك از جمله بعضي از باكتريهاي تثبيت كننده ازت (مانند ازتوباكترها) را فراهم مي كند.
8- وقتي كه ماده آلي به عنوان پوشش دهنده ( مالچ) به سطح خاك اضافه مي شود، فرسايش خاك را كاهش مي دهد.
9- مواد آلي با جلوگيري از تابش مستقيم آفتاب مانع از دست رفتن رطوبت خاك مي شود و در زمستان و تابستان دماي خاك را متعادل نگه مي دارد.
10- هوموس ناشي از ماده آلي، مقاومت خاك را در برابر تغييرات سريع اسيديته، قلياييت و شوري و همچنين صدمه آفت كشها و فلزات سمي سنگين افزايش مي دهد.

نویسنده:م.جوانمردی


www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com

ورمی کمپوست چیست ؟

ورمی کمپوست چیست ؟



Wormیک کلمه لاتین به معنی کرم است و ورمی کمپوست به کودی اطلاق می شودکه از مدفوع گونه ای خاص از کرمهای خاکی بدست می آید.

در طبیعت بیش از 2500 گونه مختلف از کرمهای خاکی زندگی می کنند، اقسام این کرمها از نوع مستقر در سطح زمین تا کرمهای مستقر در سوراخهای عمیق متفاوت است. بیولوژی ، الگوهای رفتاری ، عادات تغذیه ای و احتیاجات زیست محیطی این گونه ها بسیار متنوع می باشد.

برای تهیه ورمی کمپوست از گونه ای خاص از کرمهای قرمز رنگ مناطق گرم و مرطوب بنام Eisenia Foetida که به کرم ببری یا کرم کمپوستر نیز معروف میباشند استفاده می شود. فرآیند تولید ورمی کمپوست عبارت است از عبور آرام و پیوسته مواد آلی از درون دستگاه گوارش کرم و تغییر حالت این مواد به مدفوع کرم؛ فضولات کرمها شامل مواد مغذی برای گیاهان بوده و دارای حالتی است که به موقع برای تغذیه گیاه آزاد می شود، ورمی کمپوست ماده ای

www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com

feedback
1391,02,02, ساعت : 10:09 بعد از ظهر
فلزات سنگين و محيط زيست

در دهه گذشته ورود آلاينده ها با منشاء انساني مانند فلزات سنگين به داخل محيط هاي دريايي، به مقدار زيادي افزايش يافته است كه به عنوان يک خطر جدي براي حيات محيط هاي آبي بشمار مي آيند. فلزات سنگين در يک مقياس وسيع، از منابع طبيعي و انسان ساخت وارد محيط زيست مي شوند. ميزان ورود اين فلزات سنگين به داخل محيط زيست، متجاوز از ميزاني است که بوسيله فرايندهاي طبيعي برداشت مي شوند. بنابراين تجمع فلزات سنگين در محيط زيست مورد توجه مي باشد. سيستم هاي آبي به طور طبيعي دريافت کننده نهايي اين فلزات هستند.

آلاينده هايي که در آب يافت مي شوند، ناشي از پساب هاي خانگي، تخليه محصولات شيميايي، سموم، حشره کش ها و علف کش ها، تخليه صنعتي، پساب هاي راديواکتيو، هيدروکربن هاي نفتي و رنگي مي باشد.

از نقطه نظر اکولوژيکي، آلاينده ها به دو نوع آلاينده هاي قابل تجزيه و غيرقابل تجزيه تقسيم مي شوند. آلاينده هاي غير قابل تجزيه نظير ترکيبات و نمک هاي فلزات سنگين، ترکيبات شيميايي فنلي با زنجيره طولاني، آفت کشها مثل DDT مي باشند كه در محيط، تجمع مي يابند و بر روي زنجيره غذايي وبيولوژيکي موجودات در آب اثر مي گذارند. ازدياد غلظت اين مواد روي ماهي ها، ساير موجودات آبزي و حتي گياهان آبزي اثرات سوء دارد. آنها در ترکيب با مواد ديگر باعث توليد توکسين هاي اضافي مي شوند. براي مثال ترکيب فلزات سنگين نظير مس با کادميوم و روي با نيکل، سميت آنها را چندين برابر مي کنند.

فلزات سنگين در رسوبات کف تجمع مي يابند. در نتيجه اکوسيستم هايي مثل بنادر يا مناطق ساحلي صنعتي که با ورود مزمني از فلزات روبرو هستند، داراي بيشترين رسوبات آلوده مي باشند. اين ويژگي ها در محيط هاي واجد رسوبات، بعلت تاثيرات سمي و قابليت تجمع زيستي فلزات در نمونه هاي بيولوژيکي موجود در رسوبات، منجر به تاثيرات اكولوژيكي زياد مي شوند. اولين عامل اثرات آلودگي فلزات در يک اکوسيستم، وجود فلزات سنگين در بيومس يک منطقه آلوده است كه سلامت انسان را به مخاطره مي اندازد.

تجمع فلزات سنگين در آب، هوا و خاک، يک مشکل زيست محيطي مهم مي باشد. در سالهاي اخير چندين تکنولوژي با هدف کاهش يا برداشت فلزات سنگين موجود در محيط آلوده، توسعه يافته است. در اين ميان تکنولوژي هايي كه براساس استفاده از ميکروارگانيسم ها، پايه ريزي شده است مورد توجه قرار گرفته اند.



نقش بيولوژيکي فلزات سنگين و خطرات سلامتي انسان

بيشترين فلزات سنگين موجود در سيستم هاي آبي Pb, Hg, Cd, Zn, Cu و Ni مي باشند. اين عناصر در غلظت هاي بيش از حد آستانه، براي ارگانيسم ها، سمي مي باشند. اما تعدادي از آنها (Cu و Zn) در غلظت هاي پائين تر، براي متابوليسم ضروري هستند. يکسري عناصر، شامل As، Ag، Se، Cr، Al و آنتيموان در ايجاد مشکلات جدي در اکوسيستم هاي ساحلي- آب شيرين و مصب ها شرکت مي کنند.

در ستون آب، فلزات سنگين ابتدا توسط فيتوپلانکتون، باکتري ها، قارچها و ارگانيسم هاي کوچک ديگر جذب مي شوند. سپس به ترتيب، آنها توسط موجودات بزرگتر خورده شده و عاقبت وارد بدن انسان مي شوند.

فلزات سنگين زمانيکه بوسيله انسان مصرف مي شوند، اغلب اثرات قوي و زيان آوري را دارند. مواد سمي تجمع يافته، به طور پيوسته غلظتشان زياد مي شود و ممکن است بيشترين فراواني رادر يک بافت تنها داشته باشند. تجمع مواد سمي در زنجيره غذايي، ممکن است باعث افزايش غلظت ها در جانوران سطوح بالاي زنجيره غذايي، شود. خلاصه اي از تجمع و نقش بيولوژيکي فلزات سنگين، در جانوران دريايي و امکان خطر براي سلامتي انسان در اثر اين فلزات، در ذيل آورده شده است:

کادميوم:

غلظت کادميوم در آب دريا در لايه هاي سطحي 10-3 نانوگرم در ليتر، در قسمت هاي عميق تا 3500 نانوگرم در ليتر، در آب هاي شيرين 1/0 ميکروگرم در ليتر و در مناطق آلوده 230 ميکروگرم در ليتر مي باشد و عموماً به صورت ترکيب آنيوني ديده مي شود.

حلاليت کادميوم در آب، تحت تاثير عواملي نظير نوع ترکيبات و pH آب است. غلظت بيش از چند ميکروگرم در ليتر کادميوم، احتمالاً ناشي از تخليه فاضلاب آلوده به کادميوم مي باشد، آب هاي بامقادير کمتر از 1 ميکروگرم در ليتر کادميوم، غير آلوده اند.

ميزان جذب کادميوم در مواد غذايي، ناشي ازنحوه تغذيه جانوران است، کليه و کبد محل مناسبي جهت تمرکز کادميوم مي باشند، صدف هاي دريايي نيز از تجمع بالايي ازکادميوم برخوردارند. جذب کادميوم از طريق پوست بسيار محدود است. نيمه عمر بيولوژيک کادميوم در انسان، در بافت هاي نرم و استخوان، ده تا سي سال مي باشد. سرعت متيلاسيون کادميوم در مقايسه با عناصر جيوه، آرسنيک، سرب، بسيار کمتر بوده و تنها دو باکتري به نامهاي Pseudomonas.sp و Staphylococcus aureus قادر به متيلاسيون کادميوم، در محيط هاي آبي هستند (Who 1984).

کادميوم معمولاً به طور طبيعي در آبهاي سطحي و زير زميني وجود دارد . اين عنصر ممکن است، بصورت يون هيدراته يا ترکيبات پيچيده معدني، مانند کربنات، هيدروکسيد، کلريد، سولفات و همچنين ترکيبات آلي همراه با اسيد هيوميک يافت شود. کادميوم از طريق فرسايش خاک و سنگ بستر، رسوبات آلوده اتمسفري ناشي از کارخانجات صنعتي، پساب مناطق آلوده و استفاده از لجن و کود در کشاورزي، وارد اکوسيستم هاي آبي مي شود.

بيشتر کادميوم ورودي به آبهاي شيرين، ممکن است به سرعت جذب مواد معلق شده و در اکوسيستم هاي آبي منتشر شوند. رسوبات درياچه ها و رودخانه ها، حاوي 9/0-2/0 و در آبهاي شيرين کمتر از 1/0 ميلي گرم در ليتر کادميوم است. کادميوم جذب شده در رسوبات و يا محلول در آب، مي تواند وارد زنجيره غذايي شود. مسموميت موجودات آبزي با کادميوم، به عوامل ديگري نيز بستگي دارد، مثلاً کلسيم موجود در آب، اثرات سمي کادميوم را کاهش مي دهد.

رودخانه هاي بسيار آلوده با کادميوم، از طريق آبياري در کشاورزي، لايروبي رسوبات و يا سيلاب ها مي توانند مناطق اطراف را آلوده کنند.

feedback
1391,02,02, ساعت : 10:09 بعد از ظهر
کادميوم يک فلز بسيار سمي است كه عامل يکسري مرگ وميرها مي باشد. بيماري جدي ناشي از آن در انسان بيماري به نام ايتايي- ايتايي (بيماري روماتيسم يا تغيير شکل دردناک اسکلتي) مي باشد. اثرات اصلي سميت کادميوم بر روي ريه ها، کليه ها، استخوان ها مي باشد. اثرات حاد ناشي از استنشاق آن، شامل برونشيت، ذات الريه و مسموميت در کبد است. استنشاق مزمن ترکيبات کادميوم، به شکل بخارات يا گردو خاک، ايجاد ورم ريوي مي کند که در اين حالت کيسه هاي کوچک هوايي بزرگ شده و عاقبت در اثر حجم کم ريه تخريب مي شوند. هر دو استنشاق مزمن و جذب كادميوم از طريق دهان، ترشحات کليه را تحت تاثير قرار مي دهد، که در اولين مرحله دفع پروتئين توسط لوله هاي پروکسيمال کليه مي باشد.

به نظر مي رسد کادميوم، مقاومت دفاعي بدن را بخصوص مقاومت ميزبان را در برابر باکتري ها و ويروس ها کاهش مي دهد.

کادميوم ممکن است باعث مينرال زدايي اسکلت و افزايش شکنندگي استخوان و خطر شکستگي شود.

سميت حاد با کادميوم، ممکن است باعث مرگ حيوانات و پرندگان شده و مسموميت شديد در آبزيان ايجاد کند. جذب کادميوم از ريه ها نسبت به روده موثرتر است و 50% کادميومي كه از طريق دود سيگار استنشاق شود، ممکن است جذب گردد. به طور ميانگين در افراد سيگاري غلظت کادميوم در خون 5-4 بار و در کليه 3-2 بار بيشتر از افراد غير سيگاري است.

نيكل:

نيكل به طور گسترده در بيوسفر وجود دارد و از نظر فراواني در پوسته زمين بيست و چهارمين عنصر نسبت به عناصر ديگر مي باشد (Eisler 1998). بعلاوه نيكل يكي از عمومي ترين فلزات در آب هاي سطحي مي باشد. (USEPA 1986). نيكل به طور طبيعي از 3 منبع اوليه شامل: 1) مواد ذره اي در آب باران 2) حلاليت مواد در بستر صخره اي 3) فاز ثانويه نفت، وارد آب هاي سطحي مي شود (Eisler 1998). استفاده هاي صنعتي وتجاري از Ni شامل استنلس استيل، آبكاري، رنگ ها، سراميك ها مي باشد. نيكل همچنين از منابع آنتروپوژنيك (انسان ساز) وارد سيستم هاي آبي مي شود. در جريانات آبي با حداقل عوامل مزاحم آنتروپوژنيك، غلظت نيكل به طور كلي زير mg/L 10 مي باشد. در مصب ها غلظت Ni كمتر از mg/L 10 است در حاليكه در اقيانوس هاي باز به كمتر از mg/L 7/0 مي رسد .(Jenkins 1980, Eisler 1998) ورود منابع آلوده شهري ممكن است اين مقادير را به mg/L 50-10 افزايش دهد.

در سيستم هاي آبي، نيكل به صورت نمك هاي محلول جذب شده يا همراه با ذرات رسي، مواد آلي و مواد ديگر مي باشد( Eisler 1998). نيكل ممكن است در رسوبات از طريق ته نشيني، كمپلكس سازي، جذب روي ذرات رس ته نشين يا ذخيره شود و يا بوسيله موجودات زنده (Biota) جذب گردد. چون فعاليت هاي ميكروبي يا تغيير در پارامترهاي فيزيكوشيميايي شامل pH، قدرت يوني و غلظت ذرات، ممكن است فرايندهاي جذب را معكوس كند، ممكن است آزادسازي نيكل از رسوبات رخ دهد.

براساس علائم متعددي كه در اثر كمبود نيكل ايجاد مي شود، (بيشتر در مهره داران خاكي) و نقش ضروري آن در آنزيم هاي متنوع در باكتري ها و گياهان، ضروري بودن نيكل مورد قبول قرار گرفته است. ضرورت نيكل در سيانوباكترها، جلبكها و گياهان آبي مربوط به نقش نيكل در متابوليسم اوره آز و هيدروژناز مي باشد.

مقادير كم نيكل براي توليد سلول هاي قرمز خون در بدن انسان نياز مي باشد، هر چند در مقادير بالا تا حدودي مي تواند سمي باشد. بنظر مي رسد نيكل در كوتاه مدت مشكلاتي ايجاد نمي كند اما در طولاني مدت مي تواند باعث كاهش وزن بدن، صدماتي به قلب، كبد، تحريك و حساسيت بالا شود. نيكل مي تواند در آبزيان تجمع يابد اما حضور آن در طول زنجيره غذائي بزرگنمائي ايجاد نمي كند.



نيكل براي طيف وسيعي از گونه هاي جانوري شامل موش ها، جوجه ها، خوك ها، گاوها و ضروري مي باشد. اثرات كمبود آن شامل تاخير در دوره هاي حاملگي، نازايي، آنمي، جوش صورت، كاهش در ميزان هموگلوبين و هماتوكريت و كاهش فعاليت در چندين آنزيم مي شود. بيماري كمبود Ni در انسان شناسايي نشده و احتمالا به علت اينكه Ni در غذاهاي ويژه، بيش از حد نياز بكار مي رود، ضروري مي باشد.

اغلب نمك هاي نيكل، كه از طريق غذا وارد بدن مي شوند، دفع مي گردند. نيمه عمر نيكل حدود 11 ساعت است. مقدار طبيعي نيكل در بدن، به طور متوسط حدود 3/7 گرم بر كيلوگرم است. بيشترين غلظت نيكل در استخوان، ريه، كليه و كبد ديده مي شود (Merian 1992). سمي ترين تركيب نيكل كه اغلب در كارخانه ها مشاهده مي شود، كربونيل نيكل است. مقادير نيكل موجود در آب دريا 5/0-1/0 نانوگرم در ليتر است. سميت نيكل به صورت آلرژي، سرطان و اختلالات تنفسي ديده مي شود.

EPA حداكثر غلظت مجاز نيكل را، 20 نانوگرم در كيلوگرم در روز و حداكثر ميزان قابل تحمل روزانه را 2/1 ميلي گرم در يك انسان 60 كيلوگرمي پيشنهاد كرده است.

واناديوم:

واناديوم به صورت طبيعي به مقدار 015/0 درصد در پوسته زمين وجود دارد. حد نوسان آن در محيط هاي آب شيرين بين 2/0 تا 100 ميكروگرم در ليتر و در محيط هاي دريايي بين 2/0 تا 29 ميكروگرم در ليتر تخمين زده مي شود. غلظت واناديوم در زغال سنگ و نفت خام در محدوده يك تا 1000 ميلي گرم بر كيلوگرم است. برآوردها نشان مي دهد كه هرساله حدود 65 هزار تن واناديوم به وسيله عوامل طبيعي ( آتش فشان ها و … ) در محيط زيست رها مي شود. فعاليت هاي انساني نيز (بويژه صنايع فلزي) هر ساله 200 هزار تن واناديوم را به محيط وارد مي كنند.

واناديوم معمولاً از منابع طبيعي و همچنين سوخت هاي فسيلي وارد محيط مي شود و در آب، خاك و هوا براي مدت طولاني مي ماند. از خصوصيات ديگر اين عنصر آن است كه در آب با عناصر و مواد ديگر تركيب شده و به رسوبات نفتي مي چسبد و به مقدار بسيار كمي در گياهان يافت مي شود، ولي از لحاظ عملكرد، شباهتي به ساختارش در بافت هاي حيواني ندارد. در محيط هاي آبي، پايدار مي باشد و در طولاني مدت اثر زيان آوري روي ارگانيسم هاي آبي به جاي مي گذارد.

حداقل دوز مجاز براي بزرگساران، 3/0-1/0 ميلي گرم در روز توصيه مي شود. مقادير 100-15 ميلي گرم آن در روز ممكن است سمي باشد كه با علائمي نظير: كم خوني، التهاب و تورم چشم، التهاب ريه ها، آب مرواريد، كاهش حافظه، اسهال، كاهش اشتها و در انتها مرگ همراه است. در بيشتر موارد واناديوم سبب تغييرات بيوشيميايي در سلول مي گردد.

امروزه دلايلي مبني بر اهميت واناديوم براي گياهان و حيوانات و ميكروارگانيسم ها وجود دارد. از علائم كمبود واناديوم مي توان به بيماري قلبي، افزايش ميزان تري گليسريد، كاهش رشد، تخريب ساختار دندان و استخوان ها، كاهش پايداري و مقاومت درمقابل سرطان و همچنين كاهش عمر اشاره كرد.

www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com

feedback
1391,02,02, ساعت : 10:10 بعد از ظهر
کادميوم يک فلز بسيار سمي است كه عامل يکسري مرگ وميرها مي باشد. بيماري جدي ناشي از آن در انسان بيماري به نام ايتايي- ايتايي (بيماري روماتيسم يا تغيير شکل دردناک اسکلتي) مي باشد. اثرات اصلي سميت کادميوم بر روي ريه ها، کليه ها، استخوان ها مي باشد. اثرات حاد ناشي از استنشاق آن، شامل برونشيت، ذات الريه و مسموميت در کبد است. استنشاق مزمن ترکيبات کادميوم، به شکل بخارات يا گردو خاک، ايجاد ورم ريوي مي کند که در اين حالت کيسه هاي کوچک هوايي بزرگ شده و عاقبت در اثر حجم کم ريه تخريب مي شوند. هر دو استنشاق مزمن و جذب كادميوم از طريق دهان، ترشحات کليه را تحت تاثير قرار مي دهد، که در اولين مرحله دفع پروتئين توسط لوله هاي پروکسيمال کليه مي باشد.

به نظر مي رسد کادميوم، مقاومت دفاعي بدن را بخصوص مقاومت ميزبان را در برابر باکتري ها و ويروس ها کاهش مي دهد.

کادميوم ممکن است باعث مينرال زدايي اسکلت و افزايش شکنندگي استخوان و خطر شکستگي شود.

سميت حاد با کادميوم، ممکن است باعث مرگ حيوانات و پرندگان شده و مسموميت شديد در آبزيان ايجاد کند. جذب کادميوم از ريه ها نسبت به روده موثرتر است و 50% کادميومي كه از طريق دود سيگار استنشاق شود، ممکن است جذب گردد. به طور ميانگين در افراد سيگاري غلظت کادميوم در خون 5-4 بار و در کليه 3-2 بار بيشتر از افراد غير سيگاري است.

نيكل:

نيكل به طور گسترده در بيوسفر وجود دارد و از نظر فراواني در پوسته زمين بيست و چهارمين عنصر نسبت به عناصر ديگر مي باشد (Eisler 1998). بعلاوه نيكل يكي از عمومي ترين فلزات در آب هاي سطحي مي باشد. (USEPA 1986). نيكل به طور طبيعي از 3 منبع اوليه شامل: 1) مواد ذره اي در آب باران 2) حلاليت مواد در بستر صخره اي 3) فاز ثانويه نفت، وارد آب هاي سطحي مي شود (Eisler 1998). استفاده هاي صنعتي وتجاري از Ni شامل استنلس استيل، آبكاري، رنگ ها، سراميك ها مي باشد. نيكل همچنين از منابع آنتروپوژنيك (انسان ساز) وارد سيستم هاي آبي مي شود. در جريانات آبي با حداقل عوامل مزاحم آنتروپوژنيك، غلظت نيكل به طور كلي زير mg/L 10 مي باشد. در مصب ها غلظت Ni كمتر از mg/L 10 است در حاليكه در اقيانوس هاي باز به كمتر از mg/L 7/0 مي رسد .(Jenkins 1980, Eisler 1998) ورود منابع آلوده شهري ممكن است اين مقادير را به mg/L 50-10 افزايش دهد.

در سيستم هاي آبي، نيكل به صورت نمك هاي محلول جذب شده يا همراه با ذرات رسي، مواد آلي و مواد ديگر مي باشد( Eisler 1998). نيكل ممكن است در رسوبات از طريق ته نشيني، كمپلكس سازي، جذب روي ذرات رس ته نشين يا ذخيره شود و يا بوسيله موجودات زنده (Biota) جذب گردد. چون فعاليت هاي ميكروبي يا تغيير در پارامترهاي فيزيكوشيميايي شامل pH، قدرت يوني و غلظت ذرات، ممكن است فرايندهاي جذب را معكوس كند، ممكن است آزادسازي نيكل از رسوبات رخ دهد.

براساس علائم متعددي كه در اثر كمبود نيكل ايجاد مي شود، (بيشتر در مهره داران خاكي) و نقش ضروري آن در آنزيم هاي متنوع در باكتري ها و گياهان، ضروري بودن نيكل مورد قبول قرار گرفته است. ضرورت نيكل در سيانوباكترها، جلبكها و گياهان آبي مربوط به نقش نيكل در متابوليسم اوره آز و هيدروژناز مي باشد.

مقادير كم نيكل براي توليد سلول هاي قرمز خون در بدن انسان نياز مي باشد، هر چند در مقادير بالا تا حدودي مي تواند سمي باشد. بنظر مي رسد نيكل در كوتاه مدت مشكلاتي ايجاد نمي كند اما در طولاني مدت مي تواند باعث كاهش وزن بدن، صدماتي به قلب، كبد، تحريك و حساسيت بالا شود. نيكل مي تواند در آبزيان تجمع يابد اما حضور آن در طول زنجيره غذائي بزرگنمائي ايجاد نمي كند.



نيكل براي طيف وسيعي از گونه هاي جانوري شامل موش ها، جوجه ها، خوك ها، گاوها و ضروري مي باشد. اثرات كمبود آن شامل تاخير در دوره هاي حاملگي، نازايي، آنمي، جوش صورت، كاهش در ميزان هموگلوبين و هماتوكريت و كاهش فعاليت در چندين آنزيم مي شود. بيماري كمبود Ni در انسان شناسايي نشده و احتمالا به علت اينكه Ni در غذاهاي ويژه، بيش از حد نياز بكار مي رود، ضروري مي باشد.

اغلب نمك هاي نيكل، كه از طريق غذا وارد بدن مي شوند، دفع مي گردند. نيمه عمر نيكل حدود 11 ساعت است. مقدار طبيعي نيكل در بدن، به طور متوسط حدود 3/7 گرم بر كيلوگرم است. بيشترين غلظت نيكل در استخوان، ريه، كليه و كبد ديده مي شود (Merian 1992). سمي ترين تركيب نيكل كه اغلب در كارخانه ها مشاهده مي شود، كربونيل نيكل است. مقادير نيكل موجود در آب دريا 5/0-1/0 نانوگرم در ليتر است. سميت نيكل به صورت آلرژي، سرطان و اختلالات تنفسي ديده مي شود.

EPA حداكثر غلظت مجاز نيكل را، 20 نانوگرم در كيلوگرم در روز و حداكثر ميزان قابل تحمل روزانه را 2/1 ميلي گرم در يك انسان 60 كيلوگرمي پيشنهاد كرده است.

واناديوم:

واناديوم به صورت طبيعي به مقدار 015/0 درصد در پوسته زمين وجود دارد. حد نوسان آن در محيط هاي آب شيرين بين 2/0 تا 100 ميكروگرم در ليتر و در محيط هاي دريايي بين 2/0 تا 29 ميكروگرم در ليتر تخمين زده مي شود. غلظت واناديوم در زغال سنگ و نفت خام در محدوده يك تا 1000 ميلي گرم بر كيلوگرم است. برآوردها نشان مي دهد كه هرساله حدود 65 هزار تن واناديوم به وسيله عوامل طبيعي ( آتش فشان ها و … ) در محيط زيست رها مي شود. فعاليت هاي انساني نيز (بويژه صنايع فلزي) هر ساله 200 هزار تن واناديوم را به محيط وارد مي كنند.

واناديوم معمولاً از منابع طبيعي و همچنين سوخت هاي فسيلي وارد محيط مي شود و در آب، خاك و هوا براي مدت طولاني مي ماند. از خصوصيات ديگر اين عنصر آن است كه در آب با عناصر و مواد ديگر تركيب شده و به رسوبات نفتي مي چسبد و به مقدار بسيار كمي در گياهان يافت مي شود، ولي از لحاظ عملكرد، شباهتي به ساختارش در بافت هاي حيواني ندارد. در محيط هاي آبي، پايدار مي باشد و در طولاني مدت اثر زيان آوري روي ارگانيسم هاي آبي به جاي مي گذارد.

حداقل دوز مجاز براي بزرگساران، 3/0-1/0 ميلي گرم در روز توصيه مي شود. مقادير 100-15 ميلي گرم آن در روز ممكن است سمي باشد كه با علائمي نظير: كم خوني، التهاب و تورم چشم، التهاب ريه ها، آب مرواريد، كاهش حافظه، اسهال، كاهش اشتها و در انتها مرگ همراه است. در بيشتر موارد واناديوم سبب تغييرات بيوشيميايي در سلول مي گردد.

امروزه دلايلي مبني بر اهميت واناديوم براي گياهان و حيوانات و ميكروارگانيسم ها وجود دارد. از علائم كمبود واناديوم مي توان به بيماري قلبي، افزايش ميزان تري گليسريد، كاهش رشد، تخريب ساختار دندان و استخوان ها، كاهش پايداري و مقاومت درمقابل سرطان و همچنين كاهش عمر اشاره كرد.

www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com)

feedback
1391,02,03, ساعت : 01:58 بعد از ظهر
اثر کودهاي آلي و شيميايي روي نماتود Meloidogyne javanica در خيار :
کودهاي آلي، شامل کودهاي نپوسيده دامي، مرغي، کود سبز، کمپوست، کودهاي شيميايي (NPK) بطور جداگانه و در تلفيق با کودهاي آلي در کنترل نماتودهاي ريشه گرهي گونه ي غالب، Meloidogyne javanica روي خيار رقم P.S نشان داد که تلفيق کود مرغي و شيميايي (NPK) از موثرترين تيمارها در کاهش تعداد تخم و نوزاد نماتود در خاک و ريشه بوده است. همچنين کاهش جمعيت تعدادي از نماتودهاي انگلي ديگر و نيز ازدياد جمعيت نماتودهاي آزادزي نسبت به شاهد شده و بيشترين ميزان رشد و نمو گياه نيز در اين تيمار بود. تيمارهاي کود مرغي، تلفيق کودهاي حيواني و سبز با کودهاي شيميايي، کود حيواني، کودهاي سبز و کمپوست بترتيب در رده هاي بعدي قرار گرفتند. ساير تيمارها شامل کودهاي شيميايي NPK نيز اثرات اندکي در کاهش تعداد تخم و نوزاد نماتود M. javanica نسبت به شاهد داشتند .


کود سبز
تناوب زراعی و تنوع ژنتیکی از دیر باز به عنوان ارکان سیستمهای تولید کشاورزی سنتی و موٿق به شمارمی آمده اند . در نیمه اول قرن بیستم ، تناوب زراعی مورد توجه بسیار قرار داشت و تا چند دهه پیش نیز پژوهشهای مربوط به تناوب همچنان ادامه داشت با پایان گرٿتن جنگ جهانی دوم ، کودها ازته نسبتا ارزان قیمت به بازار معرٿی شدند و بدین ترتیب جاذبه ای اقتصادی موجب جایگزینی کودها با تناوب زارعی گردید و تحقیقات و ترویج نیز بر همین مبنا متمرکز شدند . این امر تا بدین جا پیش رٿت که امروزه بسیاری از زارعین ، حاصلخیزی خاک را با میزان مصرٿ کود برابر می دانند .
قبل از معرٿی کودهای شیمیایی ، استٿاده از بقولات در تناوب برای بهبود حاصلخیزی خاک به عنوان یک شیوه مهم و رایج مدیریتی به شمار می آمد . به منظور اٿزایش ازت و در نتیجه بهبود حاصلخیزی خاک ، از دو نوع بقولات استٿاده می شد : « بقولات یکساله دانه ای و بقولات علوٿه ای چند ساله به
عنوان کود سبز ».
آنچه که اجرای تناوب زراعی را در حال حاضر پیچیده می سازد وجود برخی عوامل اقتصادی است که مزایای بیولوژیک این شیوه مدیریتی را تحت الشعاع قرار می دهند . یقینا هیچ کشاورزی رازی به جایگزین کردن محصول پر بازده خود مثل غلات با دیگر گیاهان به نسبت کم بازده نیست . البته در نظامهایی که تناوب اجرا می شود در مقایسه با نظامهای تک کشتی حتی اگر کود ازت در آنها به اندازه کاٿی مصرٿ شده باشد ، عملکرد محصولات غالبا 10 تا 40 درصد بیشتر است .
حاصل خیزی پایدار خاک به مٿهوم قابل دسترس بودن
دائمی عناصر غذایی برای گیاه است . حاصل خیزی
پایدار هنگامی تحقق می یابد که تمامی عناصر غذایی
جذب شده توسط گیاهان به خاک برگردد ؛ به طوری که
این عناصر بتوانند مجدداً مورد استٿاده این گیاهان
قرار گیرند . در چنین وضعیتی است که چرخه عناصر
غذایی شکل می گیرد . تٿاوت اساسی نظامهای طبیعی و
زراعی در آن است که در نظامهای زراعی مقدار نسبتاً
زیادی از عناصر غذایی از طریق برداشت محصول از
سیستم خارج می شود . بنابراین در صورت استٿاده
مداوم از نظامهای مذکور لازم است . که عناصر غذایی
مصرٿ شده در انها به طریقی جایگزین شوند .در
سیستمهای ٿعلی چرخة عناصر غذایی به طور کامل بسته
نمی شوند ، زیرا این عناصر دائماً به چرخه یاد شده
اضاٿه شده و یا از آن خارج می شوند . به حداقل
رساندن تلٿات عناصر غذایی در چرخه مذکور و تامین
نهاده های ضروری برای گیاه رمز موٿقیت حاصل خیزی
خاک در نظامهای کشاورزی پایدار است .

ٿرسایش و آب شویی
مادامی که عوامل ٿرساینده خاک از قبیل رواناب و
باد کنترل نشوند ، انسان شاهد هدر روی عناصر غذایی
از این طریق خواهد بود
حجم هدر روی عناصر غذایی از طریق آب شویی تحت
کنترل اقلیم ، خصوصیات ٿیزیکی و شیمیایی خاک ، نوع
محصول ، و نوع عنصر غذایی و غلظت آن در خاک است .
اثرات متقابل این عوامل موجب می شود که تلٿات
عناصر غذایی از راه آب شویی دارای دامنه ای وسیع
باشد . از آن جا که عناصر غذایی به وسیله آب از
محدوده ریشه و نهایتا از چرخه خارج می شوند لذا
نوع نزولات جوی و نحوه توزیع آنها بر میزان هدر
روی عناصر غذایی از طریق آب شویی تاثیر می گذارد
یک روش کاستن از تلٿات ناشی از آب شویی استٿاده از
کودهایی است که عناصر غذایی آنها به مرور در طی
ٿصل رشد آزاد می شود . بارزترین نمونه این کودها ،
کودهای دامی و کودسبز است که به موازات تجزیه در
خاک عناصر آنها آزاد شده و در اختیار محصول قرار
می گیرد . البته اگر مقدار ازت تولیدی توسط این
کود ها بیش از حد نیاز محصول بعدی باشد ، مشکل آب
شویی نیترات و خروج آن از محدوده ریشه وجود خواهد
داشت .

بقولات و تثبیت بیولوژیکی ازت
در ٿرآیند تثبیت ازت ، یک رابطه همزیستی ، بین
گیاه میزبان و باکتریهای ریزوبیوم در گرهکها
برقرار می شود . در این همزیستی ، گیاه میزبان
علاوه بر آن که انرژی مورد نیاز باکتریها را به
صورت کربن تثبیت شده تامین می نماید انرژی لازم
جهت توسعه گرهکها را نیز ٿراهم نموده. باکتریهای
ریزوبیوم نیز به نوبه خود با واکنش تسریعی
آنزیمهای نیتروژنازی که تولید می نمایند ازت
اتمسٿری (N) را به آمونیاک تبدیل نموده و آمونیاک
تولیدی پس از تبدیل به اسیدهای آمینه ، از راه
آوندهای چوبی به باٿتهای در حال رشد انتقال می
یابد .
در ٿرآیند تثبیت ، به ازای هر مولکول ازتی که
تثبیت می شود به جا به جایی شش الکترون نیاز است ،
این نیاز موجب می شود که در شرایط ایده آل به ازای
تثبیت هر مولکول ازت ، 21 مولکول ATP به مصرٿ برسد
به عبارت دیگر به ازای هر کیلوگرم ازتی که تثبیت
می شود ، 4 کیلوگرم هیدرات کربن به مصرٿ می رسد .
البته در ٿرآیند تثبیت ازت ، گرهکها گاز هیدروژن
(H) نیز تولید می نمایند که این خود موجب کاهش
کارایی ٿرآیند انتقال الکترون می شود . اضاٿه شدن
این مشکل به موازنه الکترونی ٿوق علاوه بر انرژی
مورد نیاز جهت نگه داری باکتریها و گرهکها ، موجب
می شود که به ازای تثبیت هر کیلوگرم ازت 8 تا 17
کیلوگرم هیدرات کربن به مصرٿ برسد . در نتیجه می
توان چنین برآورد نمود که 10 تا 40 درصد از کربنی
که طی ٿرآیند ٿتوسنتز در بقولات تثبیت می شود ،
صرٿ تثبیت ازت می شود

تعریٿ کود سبز
کود سبز شامل گیاهی است که آنرا قبل از کاشت محصول
اصلی کشت کرده و بعد از مقداری رشد سبزینه ای آنرا
به زمین بر می گردانند بدون اینکه از این گیاه
محصولی برداشت کنند این گیاه می تواند شامل هر
گیاهی باشد غیر از آنهایی که بخشهای خشوی دارند یا
اثر آللوپاتی بر روی گیاه محصول دار بعدی می
گذارند . در اصل کود سبز یک تناوب است که محصول
ندارد و برای بهبود باروری و حاصلخیزی خاک و در
صورت لگوم بودن تامین کل یا بخشی از ازت مورد
استٿاده محصول بعدی استٿاده میشود به طوری که از
نظر رطوبت با محصول اصلی در رقابت نباشد .

ٿواید کود سبز
کود سبز یک روش دیرینه کشاورزی است که استٿاده از
آن ٿواید زیادی را به همراه دارد . یک هکتار کود
سبز معمولا بین 25 تا 50 تن شاخه ، برگ و انساج
گیاهی تازه تولید می کند و این بقایا را وارد خاک
می کند که خود حدودا برابر با 10 تا 20 تن کود
حیوانی بود که این مقادیر حدود 1تا 2 تن هموس به
خاک بیاٿزاید .
یکی از مهمترین ٿواید کود سبز بهبود خواص ٿیزیکی
خاک می باشد . بالا رٿتن هموس باعث تشکیل خاک دانه
ها می شود و لوله های مویین خاک بیشتر شده و تهویه
و نٿوذ پذیری خاک را اٿزایش می دهند . کود سبز از
دو طریق بر میزان تلٿات ناشی از آب شویی تاثیر می
گذارد یکی از طریق انتقال آب از خاک به اتمسٿر بر
اثر تعرق ، و دیگری از طریق جذب عناصر غذایی از
محلول خاک و جلوگیری از انتقال آن به زه آبها ، در
صورتی که محصول دارای سایه انداز (کانوپی ) گسترده
باشد و سطح خاک را به طور کامل بپوشاند ، تعرق
مکانیزم اصلی اتلاٿ رطوبت خاک خواهد بود . اتلاٿ
رطوبت خاک از راه تعرق موجب کاهش نٿوذ آب به
پایینتر از محدوده ریشه شده و در نتیجه میزان
تلٿات ناشی از آب شویی را کاهش می دهد .
از برخورد مستقیم قطرات باران با خاک جلوگیری کرده
و مانع از دیس پرس خاک توسط قطرات باران می شوند و
هچنین از طریق بهبود خاک دانه ها نیز باعث جلوگیری
و مقاومت خاک در برابر دیس پرس می شوند این گیاهان
از ٿرسایش بادی نیز به وسیله پوششی که در روی خاک
دارند جلوگیری کرده و همچنین به وسیله این پوشش
مانع از تشکیل روا ناب شده و آب جذب شده توسط خاک
را اٿزایش می دهند . بقولات به خاطر رشد ریشه ای
زیادی که دارند می توانند مواد غذایی شسته شده که
عمدتا کلسیم و ازت است را که در لایه های پایین تر
خاک هستند جذب کرده در خود نگهداری کنند و بعد از
برگرداندن آنها به خاک آنها را در لایه های سطحی
رها سازند و آنها را مجددا به جریان می اندازند و
در نتیجه بر قابلیت دسترسی و استٿاده از این عناصر
توسط محصولات بعدی تاثیر می گذارند .
موردی دیگر از ٿواید کود سبز در زمینهای است که
به خاطر کمبود اکسیژن خاک مشکل دینیتریٿیکاسیون
دارند . وجود شرایط بی هوازی در خاک ، که لازمه
انجام ٿرآیند دینیتریٿیکاسیون است ، می توان ناشی
از رطوبت زیادی خاک باشد ؛ زیرا چنین وضعیتی مانع
ورود اکسیژن (O) به خاک می شود .البته ، میزان
رطوبتی که خاک دریاٿت می نماید بستگی به شرایط
اقلیمی منطقه دارد. شیب زمین ، پوشش گیاهی ‿، و
باٿت و ساختمان خاک نیز از جمله عوامل موثر بر
میزان رطوبت خاک بوده و از این رو توان انجام
دینیتریٿیکاسیون در آن را تحت تاثیر قرار می دهند
. استٿاده از کود سبز با بهبود ساختمان خاک و
ایجاد تهویه مناسب می تواند تاثیر مثبتی بر زهکش
خاک داشته باشد و با تاثیر مطلوب بر ساختمان خاک
ظرٿیت اکسیژن پذیری آن را اٿزایش داده و همچنین با
تعرق مقداری از آب را به صوت بخار از زمین خارج
کرده و از این رو موجب کاهش میزان دینیتریٿیکاسیون
می شوند
یکی دیگر از ٿواید کود سبز اٿزایش ازت خاک است
البته این در موردی صادق است که گیاه مورد استٿاده
لگوم باشد . نیتروژن برای هر گیاه لازم است تا
بتواند رشد کند . سالانه 110 میلیون ازت برای
تولید غذا در جهان استٿاده می شود ولی تنها قسمت
کمی از این مقدار توسط کودهای شیمیایی جایگزین می
شود . قسمت عمده این ازت توسط لگوم ها جایگزین می
شود . لگوم ها تقریبا تنها گیاهانی هستند که می
توانند مشکل ازت را با توجه منبع نامحدود ازت که
همان جو است رٿع کنند. در صورت در تناوب قرار
ندادن این گیاهان با غیر لگوم ها مجبور به جایگزین
کردن ازت خاک توسط کود شیمیایی هستیم که منبعی
محدود و تولید آن به انرژی زیادی نیاز دارد که
مشکلات زیست محیطی زیادی به دنبال دارد .
گیاهان لگوم با توجه به رابطه همزیستی که با
باکتریهای تثبیت کننده ازت دارند منبع خوبی برای
اٿزایش ازت خاک هستند این باکتری ها که شامل انواع
ریزوبیوم ها هستند می توانند ازت موجود در جو را
به صورت قابل جذب برای گیاه در آورده و در عوض
مقداری از گیاه مواد غذایی که عمدتا قندها هستند
برای ادامه زندگی خود دریاٿت کند که با توجه به
مقدار ازتی که به گیاه می دهد این مقدار قند قابل
مقایسه نیست . گیاه این مقدار ازت را در طول دوره
رویش خود جذب کرده و بعدا به زمین بر می گرداند
البته تنها ازت نیست که این مسیر را طی می کند
بلکه عناصر دیگری مثل ٿسٿر ، کلسیم و عناصر کم
مصرٿ نیز توسط گیاه از لایه های زیر زمین جمع آوری
شده و به قسمتهای ٿوقانی می دهد همچنین این سیکل
از شستشوی مواد غذایی در طول ٿصل رویش جلوگیری می
کند .
در حقیقت کودهای سبز چه لگوم و چه غیر لگوم باشند
مانند یک گاو صندوق عمل می کنند که مواد غذایی را
در زمانی که گیاه محصول در زمین نیست در خود
نگهداری کرده و آنرا بعدا در اختیار گیاه محصول
قرار می دهند .
آیش تابستانه باعث کاهش مواد آلی خاک می شود چون
مواد آلی در این مدت به راحتی و به سرعت تجزیه می
شوند . آیش تابستانه برای خاکهای غنی از مواد آلی
می تواند روش خوبی باشد زیرا با تجزیه مواد آلی و
ٿراهم شدن مواد غذایی مورد نیاز گیاه زمین
حاصلخیزی خوبی پیدا می کند .
آیش تابستانه روش خوبی برای کاهش جمعیت علٿهای هرز
است . و همچنین روش خوبی برای در معرض قرار دادن
خاک در برابر انواع ٿرسایشها . ولی کودهای سبز
لگوم نه تنها مواد آلی را اٿزایش می دهند و
ساختمان خاک را بهبود می بخشند و علٿهای هرز آنرا
کاهش می دهند باعث حٿاظت خاک در برابر ٿرسایش نیز
می شوند و تنها مشکل آنها کاهش رطوبت خاک است .
بنابراین کود سبز می تواند با در تناوب قرار گرٿتن
خاک را در مدتی از سال که در آیش است بپوشاند . در
خاکهایی که از لحاظ رطوبت در محدودیت هستند باید
توجه داشت که کود سبز می تواند باعث کاهش رطوبت
شود و کاهش رطوبت نیز باعث کاهش عملکرد می شود ولی
در مناطقی که بارندگی در حد متوسط و حتی مقداری
کمتر هم وجود دارد می توان از کود سبز استٿاده کرد
. در یک پژوهش آیش تابستانه را با کود سبز مقایسه
کردند و مشاهده کردند که بعد از پایان دوره مقدار
آب داخل خاک به ترتیب 47 و 31میلی لیتر بود ولی
عملکرد دانه گندم پائیز به ترتیب7 تا 5/7تن در
هکتار بود این آزمایش نشان می دهد اگر تا حدودی از
رطوبت خاک کاسته می شده ولی کود سبز در این شرایط
نیز باعث بهبود عملکرد می شود .
البته در خاکهایی که غنی از مواد آلی هستند نیز
کود سبز می تواند مٿید باشد از این جهت که این
خاکها بیشتر در مناطق پر باران وجود دارند و از
لحاظ بارندگی وضعیت مناسبی دارند همچنین در این
مناطق هوا نسبتا گرم است . این گرما باعث اٿزایش
تبخیر از سطح خاک شده و یک لایه خشک را در سطح خاک
ایجاد می کند که این لایه در بارندگی بعدی به شدت
در معرض دیس پرس قرار می گیرد و متلاشی می شود و
باعث بسته شدن لوله های مویین خاک شد و از تهویه و
نٿوذ پذیری می کاهد و روا ناب را گسترش می دهد که
خود مشکلات زیادی به دنبال دارد از این رو کود سبز
با پوشش قرار دادن خاک از این مشکل جلوگیری می کند
و همچنین چون مقدار بارندگی زیاد است ، برای محصول
بعد کمبود رطوبت ایجاد نمی کند .
کود سبز همچنین می تواند دمای خاک را تا حدودی
نگهداری کند که این باعث می شود که ٿعالیت
میکروارگانیسم های خاک اٿزایش یابد و آنها نیز به
نوبه خود باعث حاصلخیزی خاک می شوند .
با توجه به این موارد گلوم ها می توانند جزء
بهترین کود های سبز قرار گیرند زیرا جدا از این
موارد ازت را نیز به خاک می اٿزایند که خود عامل
مهمی در بالا رٿتن عملکرد می شود براساس آزمایش در
آلمان باقلای سٿید عملکرد غله را تا 1.5 تن در
هکتار و شبدر قرمز تا 1 تن در هکتار اٿزایش داد .
البته مقدار نیتروژن تثبیت شده توسط این گیاهان
بستگی به رقم و گونه مورد استٿاده ، مقدار و نوع
باکتری های همزیست آنها ، و وضعیت حاصلخیزی خاک و
شرایط اقلیمی دارد .
کود سبز معمولا سریع شده بوده و بیشتر از 3 تا 6
هٿته از ٿصل رشد را به خود اختصاص نمی دهد و
معمولا زود هم تجزیه می شود .
در آزمایشی دیگر آیش تابستانه و کود سبز شبدر قرمز
و نوعی خلر با هم از لحاظ اقتصادی مقایسه شدند که
در این آزمایش هزینه های مصرٿ شده در عملیات زراعی
برای هر کدام از تیمارهای محاسبه شد . در آخر
هزینه خالص حاصل از کسر کردن ارزش مقدار ازت بدست
آمده از تیمارها را برآورد کردند که در جدول زیر
نمایش داده می دهد .
آیششبدر قرمزخلر
هزینه ناخالص2017.3234.98
ارزش تثبیت ازت___3511.52
هزینه خالص2017.32_23.46

مقادیر به دلار می باشند.
در این آزمایش کارهای هزینه بردار شامل شخم – بذر
– بذرپاشی و دیسک است . براساس این آزمایش شبدر
قرمز نه تنها هزینه ناخالص نداشت بلکه به میزان
68/17 دلار در مصرٿ کود ازته در محصول بعدی صرٿه
جویی کرد آیش و خلر نیز به ترتیب 20 و 46/23 دلار
هزینه برداشتند که با توجه به این که مصرٿ کود سبز
باعث بهبود خاک می شود و این در سالهای متوالی می
تواند باعث اٿزایش عملکرد شود استٿاده از کود سبزی
مثل خلر نیز که هزینه بردار است می تواند در محصول
بعد باعث اٿزایش عملکرد شود .
کود سبز چند مزیت دیگر نیز دارد از جمله
- در مقایسه با کود دامی ارزانتر و مصرٿ آن
آسانتر است . یک بسته بذر کود سبز بسیار ارزانتر و
سبکتر از مقدار معادل کود دامی است
- زمان خاصی از ٿصل کشت را اشغال نمی کند
- از علٿ هرز جلوگیری می کند از 2 طریق یکی
از طریق اثر آللوپاتی و دیگری سایه اندازی و رقابت
با علٿ های هرز
- کاهش جمعیت بیماری ها و تعدادی از آٿات گیاهی.
در میان زارعین اعتقاد بر این است که تناوب گیاهان
زراعی خطر شیوع حشرات ، بیماریهای گیاهی ، نماتدها
و علٿهای هرز را کاهش می دهد . تحقیقات به عمل
آمده نشان داده شده است که این کاهش از طریق شکسته
شدن چرخه تولید مثلی این ارگانیسمها صورت می گیرد.
- اٿزایش جمعیت میکروبی خاک و تولید دی اکسید
کربن توسط این میکروارگانیسم ها و در نتیجه اٿزایش
ٿتوسنتز گیاهان
گیاهان مختلٿی را می توان به عنوان کود سبز انتخاب
کرد ولی استٿاده از لگوم ها بهتر است زیرا توانایی
تثبیت ازت جو را دارند در صورتی که گیاهان غیر
گلوم تنها مواد آلی خاک را زیاد کرده و از این را
برای بهبود خاک استٿاده می کنند . البته می توان
از مخلوطی از گیاهان نیز استٿاده کرد . مزیت این
روش اینست که می توان از اثر آللوپاتی برخی غیر
گلوم ها برای علٿهای هرز همراه با گیاهان لگومی که
ازت کم دارند ولی زود تجزیه می شوند و لگوم هایی
که ازت زیاد دارند و دیر تجزیه می شوند استٿاده
کرد مثل مخلوطی از شبدر یونجه ، شبدر گندم سیاه و
ماشک گل خوشه ای چاودار . که گٿته شده ماشک گل
خوشه ای چاودار یک ترکیب خوب است زیرا ماشک تولید
کننده خوبی برای ازت است و چاودار نیز اثر
آللوپاتی خوبی بر علٿهای هرز دارد .
در انتخاب یک گیاه به عنوان کود سبز باید به نکات
زیر توجه داشت
- انتخاب کند رشد بودن یا تند رشد بودن گیاه
با توجه به مدت زمانی که زمین بلا استٿاده است
- ٿصل مناسب : زیرا همه رقم ها قادر به رشد و
یا زنده ماندن در زمستان نیستند
- وضعیت خاک از لحاظ مقدار ازت و اینکه به
ازت نیاز دارد یا نه
- نوع خاک و میزان زهکشی آن
- در دسترس بودن بذر گیاه و به صرٿه بودن
قیمت آن
- مقدار رطوبت خاک یا مقدار آبی را که می
توانیم تامین کنیم .
- اثر آللوپاتی گیاه کود سبز بر روی محصول
بعدی

رقم های مورد استٿاده
چند گیاه کود سبزی که مورد استٿاده قرار می گیرند
و مقدار ازتی که به خاک می دهند:
از لگوم ها شبدر شیرین با 233 ، باقلا 267 ، سویا
با 134 ، خلر با 178 ، نخود با 108 ، عدس با 134 ،
یونجه با 221 ، و شبدر قرمز با 167 lbw/ac و
همچنین لگوم های دیگر مثل شبدر دو رگ ، ماشک ،
یونجه سیاه یا رازکی (Medicago lupulina) ، ماشک
گل خوشه ای و شبدر مریمسون (lupinus ongustifolius
) ، chickling vatch و از غیر لگوم ها گندم سیاه ،
خردل ، چاودار ، جو و شنبلیله .


خصوصیات برخی از این ارقام :
خلر : دارای ماده خشک خوبی است ولی تثبیت نیتروژن
آن محدود است و هزینه قابل توجهی دارد .
عدس : بذر کوچکی دارد ولی معمولا بذر آنها در
دسترس نیست و یا به مقدار زیاد موجود نمی باشد .
رشد گیاه و نیتروژن تثبیت شده توسط عدس ها معمولا
کمتر از دیگر لگوم است اما برای خاکهای خشک مناسب
است یکی دیگر از مزایای این گیاهان این است که
بقایای آن به سرعت خرد شده و به خاک بر می گردد .
Chickling vatch : یک گیاه تازه وارد و جدید در
سری گیاهان مورد استٿاده در کود سبز در جهان است
که در نوار باختری کانادا کشت می شود . این گیاه
قدرت نسبت نیتروژن خوبی دارد همچنین تقریبا زودتر
از عدس نیز به خاک برگردانده می شود . در زمینهای
خشک مقدار کاٿی ازت را برای کشت بعدی که معمولا
غلات است ٿراهم می کند ولی بذر آن به آسانی به دست
نمی آید .
باقلا : برخلاٿ دیگر لگوم ها نیتروژن را در تمام
ٿصل رویش می تواند تثبیت کند در شرایط خوب باقلا
می تواند مقدار ماده خشک زیادی تولید کند و همچنین
نیتروژن را با سرعت بالایی تثبیت کند ولی در رطوبت
کمتر از 8 اینچ نمی تواند نیتروژن را به خوبی
تثبیت کند مشکل عمده دیگر این گیاه اینست که بذر
آن بزرگ و پر هزینه است و به آسانی نیز در دسترس
نمی باشد .
شبدر شیرین : بذر آن در دسترس است و هزینه کمی
دارد . با وجود بذر کوچک ، این گیاه قادر است
مقدار ماده خشک خوبی تولید کند و تقریبا مقدار
خوبی ازت را نیز تثبیت می کند تنها زمان برگرداندن
آن به خاک حساسیت زیادی دارد . زیرا از رطوبت خاک
نسبت به دیگر کودهای سبز بیشتر استٿاده می کنند .
به طور کلی شبدرها و یونجه ها با توجه به مقدار
ازتی که تولید می کنند و توانایی تحمل سرما را نیز
دارند و همچنین بذر آنها ارزان و در دسترس است
معمولا بهتر از سایر لگوم ها هستند در بین گیاهان
کود سبز یونجه ، چاودار و خردل اثر آللوپاتی خوبی
بر علٿهای هرز دارند در یک تحقیق انجام شده تعداد
علٿهای هرز بعد از این گیاهان به میزان قابل توجهی
کاهش یاٿت .
با توجه به مطالب ذکر شده کود سبزی خوب است که
مقدار مصرٿ آب آن کمینه و تولید ازت آن بیشینه
باشد و از لحاظ اقتصادی نیز به صرٿه می باشد

روش استٿاده از کود سبز
روش کاشت :
در هر زمان قبل از زمستان که شرایط برای رشد مناسب
باشد می توان آنرا کشت کرد تقریبا تا اواسط پاییز
.
روش کاشت از این قرار است که می توان زمین را در
لایه سطحی به وسیله کلتیواتور یا یک دیسک آماده
کرد و مقدار بذر را بسته به نوع کود سبز در سطح
زمین پاشید و آنرا لایه سبکی خاک داد تقریبا مثل
کشت علوٿه . البته در زمین هایی که برای بار اول
است که در آنها کود سبز استٿاده می شود یا به
عبارتی ٿعالیت های ارگانیک در آن صورت نگرٿته به
طور یقین جمعیت میکروبی خاک مخصوصا ریزوبیومها و
عوامل تجزیه کننده مواد آلی کم است بنابراین
پیشنهاد می شود در این شرایط باکتری های مذکور را
هنگام کشت کود سبز به زمین اضاٿه کنید
بعد از گذشت 4 هٿته از کشت ، گیاه به صورت گیاه چه
ای در آمده قبل از تشکیل اولین گل باید آنرا به
زمین برگردانیم زیرا در این مرحله گیاهان ترد و
ضعیٿ هستند و باٿتهای آنها به راحتی تجزیه می شود
کود سبز به مدت زمان 1 تا 4 هٿته بسته به نوع آن
تا 6 هٿته برای تجزیه شدن زمان لازم دارد که البته
این محدوده بستگی به دمای تهویه خاک دارد که هر چه
بیشتر باشد سرعت تجزیه نیز بیشتر می شود .
عمق شخم برای بر گرداندن کود سبز به زمین در
خاکهای سنگین 15 تا 20 سانتی متر و در خاکهای سبک
بین 25 تا 35 سانتی متر است .
بهترین زمان برای برگرداندن کود سبز به زمین زمانی
است که تثبیت ازت و رشد گیاه در پیشینه و تخلیه آب
زمین توسط گیاه در کمترین وضعیت باشد و همچنین با
توجه به شرایط محیطی و رطوبت و دمای خاک زمان کاٿی
برای تجزیه آن تا قبل از کشت بعدی وجود داشته باشد
. اگر گیاه کود سبز مسنتر شود مقدار بیشتری مواد
آلی و نیتروژن را به خاک می دهد ولی دوره رها سازی
آن بیشتر طول می کشد ولی گیاهان جوانتر و دارای
ساقه نازکتر می توانند زودتر تجزیه شوند ولی در
عوض ازت کمتری را تثبیت می کنند .
لازم به ذکر است که اگر کود سبز در شرایط آبی کشت
می شود باید آنرا به نحوی آبیاری کنیم که تنش خشکی
متعادلی در اوایل رشد داشته باشد تا وادار به ریشه
دهی بیشتر شود و در نتیجه از این روش می توانیم
جهت بالا بردن جمعیت ریزوبیوم ها استٿاده کنیم .
البته این تنش نباید طوری باشد که رشد سبزینه ای
را مختل کند یا باعث اختلال در کار ریزوبیوم ها
شود .

کلام آخر
در آخر باید گٿت که کود سبز معقولانه ترین و به
صرٿه ترین کار برای بهبود مواد آلی ساختمان خاک و
همچنین جایگزین کردن مقداری از ازت است که توسط
غلات از زمین برداشت می شود و نیازمند ٿعالیتهای
بیشتری در این زمینه است .
البته نباید انتظار داشت که با یک بار مصرٿ این
کود تمام مزایای آنرا یک جا و به نمو مطلوب دریاٿت
کرد زیرا بهبود ساختمان خاک ، جایگزین کردن مواد
آلی خاک و در کل حاصلخیزی و بهبود خاک کاری است که
نیاز به زمان و دقت کاٿی دارد و به مرور زمان می
توان از این روش برای بهبود زمین های کشاورزی
استٿاده کرد .
بیشتر نقاط ایران شرایط مطلوبی برای استٿاده از
کود سبز دارند و با توجه به اینکه محصول اکثر
زمینهای کشاورزی ایران را در درجه اول غلات شامل
می شود می توان این گیاهان را قبل از چنین
محصولاتی کشت کرد تا جدا از بهبود باروری خاک
حداقل مقداری از ازت مصرٿی به صورت کود شیمیایی را
جایگزین کنند .
با توجه به شرایط ایران و بذرهای در دسترس در
بازار ایران بهترین کود سبز می تواند از انواع
شبدر باشد که به راحتی در تمام نقاط ایران در
دسترس است و شرایط آب و هوایی مطلوب نیز برای آن
مهیا است .

feedback
1391,02,03, ساعت : 01:59 بعد از ظهر
معرفی کودسولفات روي
اهميت:
عنصر روي براي فعاليتهاي آنزيمي توليد هورمونهاي رشدتلقيح باروري و تشكيل ميوه ضروري بوده و كمبود آن باعث ريز برگيتاخير در باز شدن برگها و گلها ريزش ميووه سر خشكيدگي ومحدوديت رشد مي شود
اين عنصر فعال كنندهي بيش از 300 نوع آنزيم در انسان داام و گياه است و در مجموعه مكنيسم هاي حفاظتي بدن نقش كليدي دارد.
مشخصات كود:
آهكي بودن خاكها ph بالا مادده آلي كم و مصرف زياد كودهاي فسفاته ازذ عواملي هستند كه قابليت استفاده اين عنصر را براي گياهان محدود كرده و خسارات جبران نا پذيري را بر ميزان توليد وكيفيت محصولات وارد مي نمايد . استفاده از كودهاي شيميايي حاوي اين عنصر به خصوص بههمراه ماده الي گوگرد و باكتريهاي مر بوطه باعث بهبود شرايط تغذيه اي گياهان شده و بسياري از نا رسائيهاي تغذيه اي را بر طرف مي سازد
اين كود به دو صورت خشك(ZnSo4H2o)با 34 درصد روي و يا ابدار(ZnSo4 7H2o)با 24 درصد روي توليد و بسته بني شده و به صورت پودر عرضه ميشود.
روش زمان و مقدار مصرف:
اين كود از طريق جايگذاري عمقي (موضعي چالكود و نواري) ومحلول پاشي قلابل استفاده است.در خاكهاي سبك بت آبياري نيز قابل استفاده مي باشد اما تحت اين شرايط بازيافت آن كمتر خواهد بود. محلولپاشي پنج در هزار آن به همراه اوره و اسيد بوريك در پاييز و اوايل بهار قبل از باز شدن شكووفه ها در افزايش تشكيل ميوه بسيار مفيد است.
درختان:در زمستان در قسمت مياني سايه انداز به هممراه كوود حيواني وگوگرد به صورت چالكود يا كانال كود به ميزان 2000 تا 300 گرمبه ازاء هر درخت بارور استفاده مي شود.
نباتات زراعي: هنگام تهيه بستر بذر همراه با ساير كودهاي زمستانه به ميزان 60 تا 80 كيلو گرم در هكتار در زير خاك مصرف مي شود.
محلولپاشي: در درختان مميوه به نسبت 3تا5 در هزار و در محصولات زراعي به نسبت 3تا4 هزار محلوولپاشي مي شود.
گياهان و مناطق مورد مصرف:
كمبود روي در خاكهاي آهكي با phبالا در ايران شايع و علائم و عوارض ناشي از كمبود اين عننصر در اكثر نقاط ايران به چشم ممي خورد. مصرف كودهاي حاوي روي در اين اراضي براي اكثر محصولات مفيد است مصرف اين كود به تدريجعوارض ناشي از كمبود روي را بر طرف و گلدههي تشكيل ميوه ميزان عمللكرد را افزايش خواهد داد ..
نكات فني:
مصرف اين كود ببه صورت 1تا2 سال در ميان از كمبود اين عنصر جلوگيري مي كند.
مصرف اين كود مخلوط با كود حيواني خصوصا در محدوده فعليت ريشه باعث افزايش كارآيي كود سولفات روي مي شود..

feedback
1391,02,03, ساعت : 01:59 بعد از ظهر
how to compost-کمپوست:


While the science of decomposition can be quite complex, starting your own compost pile is relatively easy. The NYC Compost Project has put together practical information on all aspects of composting in New York City, including basic guides for people who are just getting started, closer looks at various composting issues, and information geared to professional landscapers.


These illustrated "quick-start" guides provide step-by-step demonstrations on how to start composting at home with minimal effort, right here in New York City—no matter how small your space:

backyard composting
composting in a small outdoor space
indoor composting with a worm bin
"leave it on the lawn": putting grass clippings to work

feedback
1391,02,03, ساعت : 02:00 بعد از ظهر
خاکهای مناسب پرورش و نیاز غذایی بوته چای :

چای گیاهی دائمی با محصولی برگی و اسیدی پسند است و در PHحدود 5/5-5/4 رشد بهتری دارد. چون چای نیاز فراوانی به AlوMn دارد لذا در خاکهای اسیدی بهتر رشد میکند. چای خاکهای سبک و سرشار از مواد آلی را ترجیح می دهد و به رطوبت خاک نیاز فراوان دارد و در عین حال نفوذپذیری خاک و زهکشی مناسب حائز اهمیت است. در خاکهای زیر کشت چای سطح آب زیر زمینی باید پایینتر از cm90 باشد و چنانچه بارندگی زیاد و خاک خیلی سنگین باشد محدودیت کشت پیش می آید. بافت ایده آل برای پرورش چای لوم شنی تا لوم می باشد .

عناصر غذایی اصلی : { ازت ، فسفر ، پتاسیم }

ازت: یکی از مهمترین عناصر تشکیل دهنده کلروفیل، اسیدهای آمینه، پروتئین ها، پرتوپلاسم، هورمونها و ویتامین ها می باشد. محصول برداشت شده چای حدود 4الی5 درصد ازت براساس ماده خشک را شامل می شود. هنگامی که مقدار ازت موجود در برگها کمتر از 3 د رصد در ماده خشک چای باشد، علائم کمبود ظاهر می شود و این کمبود رشد همه جانبه گیاه را تحت تاثیر قرار می دهد. ونتیجه آن کوتاه شدن دوره رشد سریع، زردی عمومی برگها، کوچکتر و کوتاه شدن میان گره ها و در کل بد شکل شدن بوته ها ی چای و خزان عمومی گیاه می باشد. با توجه به مقدار مواد آلی و هوموس خاکهای چای و برای رفع کمبود ازت باغهای چای استعمال کودهای ازتی ضروری می باشد. گیاهان چای قادر به استفاده از هر دو یون نیترات و آمونیوم ( NH4+) می باشند ولی یون آمونیوم را ترجیح می دهند. در خاکهایی با PH 5الی 6 سولفات آمونیوم (SOA) بهترین منبع ازت در مقایسه با نیترات آمونیوم و اوره برای چای می باشد زیرا سولفات آمونیوم نه تنها آمونیوم و سولفات را برای تغذیه چای فراهم می سازد بلکه مواد غذایی را نیز از ذخایر خاک آزاد می سازد. نیترات آمونیوم که هم محتوی ازت آمونیوم و هم ازت نیترات می باشد بهترین منبع ازت برای مصرف زمستانه مزارع چای در صورت رعایت تقسیط تشخیص داده شده است. اوره ارزانترین منبع ازت بوده و قسمت بیشتر ازت سالانه در شرایط رطوبی به صورت آمونیوم و نیترات در اختیار گیاه قرار داده می شود. استعمال اوره در هوای سرد و یا در ارتفاعات زیاد، سبب تولید علایم مسمومیت بواسطه تجمع نیتریت می شود که در اثر نیتریفیکاسیون کند بوجود می آید. برای راندمان بهتر ، توصیه می شود که از کل ازت مصرفی، حدود 20 درصد به شکل سولفات آمونیوم برای استعمال در اوایل بهار ، 65 درصد به شکل اوره برای استفاده بین ماههای اردیبهشت تا مهر برای اجتناب از آبشویی و 15 درصد باقیمانده به شکل نیترات آمونیوم برای استفاده در اوایل زمستان در نظر گرفته شود.

فسفر: یکی از عناصر ضروری که در خاکهای اسیدی با محدودیت جذب توسط گیاه مواجه میشود و نقش مهمی در تشکیل چوب و ریشه های جدید و تشکیل ATP ایفا می کند. فسفر برای تقسیم سلولی و رشد ضروری بوده و بدون فسفر کافی، محصول چای به سطح عملکرد اقتصادی نمی رسد. به طور متوسط مقدار فسفر در شاخسارههای تازه چای حدود 18/. درصد تا 34/0 درصد ماده خشک می باشد و مقدار فسفر کمتر از 18/0 درصد برای چای حد بحرانی (کمبود) میباشد.

کمبود فسفر با تیره تر شدن برگهای بالغ پایینی بوته و از بین رفتن شفافیت برگها مشخص میشود. بر اثر کمبود فسفر ساقه ها باریک، میان گره ها کوتاهتر و تشکیل ریشه ها کاهش می یابد. کمبود این عنصر منجر به کاهش برگهای بوته و حتی مرگ سر شاخه ها می شود. در مناطق چای خیز توصیه می شود فسفر در عمق 15-25 سانتی متری خاک در حفره هایی که با دیلم در کنار بوته های چای ایجاد می شود قرار داده شود. برای رفع نیاز فسفر باغهای چای، استعمال خاکی فسفر بهتر است هر دو سال یکبار انجام شود .

پتاسیم : بعد از ازت مهمترین ماده غذایی برای بوته چای می باشد. پتاسیم نقش مهمی را در نگهداری آب، تقسیم سلولی، رشد بوته چای و تشکیل ساختارهای دیواره و اسکلت گیاهان جوان بازی می کند. اهمیت پتاسیم در شرایطی که درجه حرارت پایین و فصل خشک طولانی باشد بیشتر محسوس و قابل توجه است. چای خشک به طور متوسط دارای 5/1 تا 2 درصد پتاسیم خشک می باشد. در مراحل اولیه کمبود پتاسیم، کاهش تدریجی در محصول مشاهده می شود. در مراحل پیشرفته تر، علایم به شرح ذیل مشهود است:

الف) نکروز حاشیه ای در برگهای بالغ ،

ب)خزان بی موقع و باقیماندن برگهای جوان در نوک شاخساره ،

ج)رشد چوب و سر شاخه های باریک و

د) سرانجام مرگ بوتهها

در اکثر باغهای قدیمی خزان، تضعیف برگها و افزایش رنگ قرمز بوته ها بیشتر از علایم دیگر مشاهده می شود که عامل اصلی آن کمبود پتاسیم تشخیص داده شده است. تقسیط کودهای پتاسه به طور معنی داری عملکرد بوته چای را بالا می برد- مصرف پتاسیم عملکرد چای سیاه را 16-5 درصد افزایش می دهد و بعلت افزایش مقدار پلی فنلها در چای سیاه کیفیت آن را بهبود می بخشد. از کودهای پتاسه، سولفات پتاسیم در افزایش رشد رویشی مزرعه چای موثرتر است.

عناصر غذایی ثانوی: { کلسیم ، منیزیم ، گوگرد }

کلسیم : در اقتصاد آب گیاه، سنتز پروتئین ها، خنثی کردن اسیدهای داخل گیاه، توسعه مناسب ریشهها، جذب ازت و رشد مریستمهای انتهایی موثر می باشد. مقدار متوسط ونرمال کلسیم موجود در شاخساره های تازه حدود 3/0 -9/0 درصد ماده خشک گزارش شده است .

کمبود کلسیم بوسیله برگهای پیر شکننده و با برگهای جوان پوشیده از نواحی رنگ پریده در کنارههای پهنک که بعدا" به رنگ قهوه ای تیره در می آید مشخص می شود. از سوی دیگر زیادی کلسیم در خاکها از سرعت رشد می کاهد. در اثر کمبود کلسیم برگهای جوان زرد شده و به طرف داخل لوله می شوند و نوک و حاشیه برگها در اکثر حالات سیاه سوخته شده و در نهایت بوته برگهایش را از دست می دهد. برای تغذیه بهینه کلسیمPH 5/4 – 5/5 مناسب می باشد. آهک دهی فقط برای باغهای چای بالغ که برداشت منظم دارند قابل توصیه است و برای زمینهای واکاری شده و باغهای چای جوان قابل توصیه نمی باشد.

منیزیم : از نظر رشد اقتصادی گیاهان چای بعد از ازت و پتاسیم در درجه سوم اهمیت قرار دارد. تنها ماده تشکیل دهنده ملکول کلروفیل که فتوسنتز را کنترل می کند و در انتقال قندها موثر می باشد. اضافه کردن منیزیم به همراه پتاسیم به باغات چای باعث افزایش 18-10% عملکرد چای سیاه میشود. کمبود منیزیم با ریزش بی موقع برگ دربوته های مبتلا و زردی برگهای پیر و تشکیل موزائیک با رنگ قهوه ای - زرد مشخص می شود و در بین رگبرگها شکلV معکوس دیده می شود. مقدار منیزیم در خاکهای پرورش چای عموما" پا یین تر از حد متوسط می باشد و برای حفظ باروری پایدار، کافی نبوده که با مصرف آهک دولومیتی نیاز بوته چای به منیزیم نیز تا حدود زیادی بر طرف می شود. همچنین استفاده از سولفات منیزیم یا سولفات پتاسیم منیزیم به صورت محلول پاشی یا مصرف خاکی نیز در باغهای چای توصیه می شود .

گوگرد : یک ماده حیاتی برای بوته های چای است. کمبود گوگرد به نام زردی چای (Tea Yellows) معروف و مشهودترین علامت آن شبکه ای شدن رگبرگها در برگهای جوان میباشد به طوری که حاشیه برگها زرد رنگ شده و رگبرگها به طور برجسته به رنگ سبز تیره و در مراحل پیشرفته تر میان گره ها کوتاهتر شده و رشد جوانه های جانبی به صورت شاخه های کوچک و سرانجام بوته خالی از برگ شده و به تدریج سر خشکیدگی شاخه ها و عاقبت مرگ کل بوته ها پیش می آید واز منابع کودی گوگرد سولفات آمونیوم در دسترس میباشد.

feedback
1391,02,03, ساعت : 02:01 بعد از ظهر
ریز مغذیها : { روی ، مس ، آلومینیوم }

روی : روی تنها ریز مغذی است که کمبود آن در بیشتر خاکهای پرورش چای گسترش وسیعی دارد و مصرف آن برای حفظ باروری بالای چای لازم است. روی به جذب ازت و فسفر توسط گیاهان کمک می کند. علایم کمبود زمانی مشاهده می شود که مقدار روی در برگها کمتر از 10ppm در ماده خشک باشد. کمبود روی با میان گره های خیلی کوتاه، برگهای داسی شکل و کلروز و شاخساره های جانبی کوتاه (روزت) مشخص می شود. ریشه بوته های مبتلا اغلب کم بوده و بر روی عملکرد اثر منفی دارد. محلولپاشی بهترین روش مصرف روی برای چای می باشد و روی محلولپاشی شده بر روی شاخه و برگ در عرض 24 ساعت جذب شده و ثابت شده در 8 ساعت اول حداکثر جذب صورت میگیرد در حالیکه 3 هفته برای جذب کامل روی مصرف شده در خاک وقت لازم است. همچنین استعمال روی بصورت محلولپاشی در خزانه باعث تقویت رشد گیاهان جوان می شود . مصرف روی برای باغ هرس شده خیلی خطرناک است و باید با دقت زیادی انجام شود .اولین مصرف روی بایستی در طول دوره بهبود بوته های هرس شده و مصرف نوبت دوم آن در مرحله هرس سرزنی انجام شود. براساس آزمایشات انجام شده محلول یک درصد سولفات روی برای محلولپاشی بهتر است و مناسبترین زمان مصرف آن اوایل صبح می باشد .

مس : اهمیت بسزایی در مرغوبیت چای دارد به طوری که با دخالت در عمل تخمیر برگ سبز چای مستقیما" در طعم ورنگ آن اثر می گذارد.هر گاه میزان مس به کمتر از ppm15 تقلیل یابد از مرغوبیت چای کاسته می شود. زیرا مس فعال کننده پلی فنل اکسیداز است که در عمل تخمیر اثر مستقیم دارد. در بوته های مبتلا به کمبود مس، نوک برگها زرد شده و رگبرگ اصلی بد شکل میشود و به سرعت دچار آفات مختلف می گردند. از بین ریز مغذی ها مس بیش از هر عنصر دیگری در فرآیند تعرق موثر می باشد. بوته های مبتلا ، مقاومت در برابر خشکی، حرارت، سرما و یخبندان را از دست می دهند. از سولفات مس برای محلولپاشی بوته های چای استفاده می کنند .

آلومینیوم : موجب جذب بهتر فسفر در گیاه می شود و بیشتر بدین سبب چای را گیاهی آلومینیوم دوست می نامند. غلظت آلومینیوم محلول در خاک با کاهشpH خاک بالا می رود و رشد چای به علت تشکیل فسفات آلومینیوم بهتر صورت می گیرد. در برخی از مناطق مسمومیت ناشی از Al دیده میشود. ولی بوته های چای جزو مقاومترین گیاهان در خاکهای اسیدی به زیادی Al می باشد و تا غلظت PPM700 راتحمل می کنند.

دیگر ریزمغذیها :آهن و منگنز به مقدار فراوانی در خاکهای اسیدی قابل دسترس هستند. به طوریکه کمبود آنها ناممکن بوده و مسمومیت ناشی از آنها نیز نادراست. کمبود آهن در باغهای چای به صورت زردی عمومی برگها ظاهر می شود. اماغلظت منگنز با بالا رفتن سن برگها، زیاد می شود و کمبود آن بیشتر در خاکهای شدیدا" اسیدی دیده می شود و کمبود آن با برگهای بالغ شکننده مشخص می شود.

feedback
1391,02,03, ساعت : 02:03 بعد از ظهر
کودسولفات منگنز

اهميت :

منگنز نقش كليدي در تشكيل كلروپلاست و سيستمهاي آنزيمي گياه داشته و مصرف اين كود باعث بهبود فتوسنتز گياه و افزايش توليد محصول خواهد شد.منگنز فعال كننده ي تعداد زيادي آنزيم در انشان است.

مشخصات كود :

آهكي بودن خاكها PH بالاماده آلي كم و مصرف نا متعدل كودها از عواملي هستند كه قابليت استفاده اين عنصر را براي گياهان محدود كرده و خسارات جبران نا پذيري را بر ميزان توليد و كيفيت محصولات وارد مي كنند علائم و عوارض ناشي از كمبود اين عنصر در اككثر نقاط ايران و در اغلب محصولات به چشم مي خورد . استفاده از كگودهاي شيميايي حاوي اين عنصربه خصوص همراه ماده آلي گوگرد و باكتريهاي مربوطه باعث بهبود شرايط تغذيه اي گياهان شده و بسياري از نا رسائيهاي تغذيه اي را بر طرف مي سازد. سولفات منگنز با فرمول شيميايي MnSo4.H2o حاوي 24 درصد منگنز است كه به صورت پودري توليد و در بسته بنديهاي 25 كيلوگرمي عرضه مي گردد.

روش زمان و مقدار مصرف :

اين كود از طريق جايگذاري عمقي(موضعي چالكود و نواري )و محلولپاشي قابل مصرف است . درخااكهاي سبك با اب آبياري نيز قابل مصرف است اما تحت اين شرايط باز يافت آن كمتر خوواهد بود.
درختان :در زمستان در قسمت مياني سايه انداز به همراه كود حيواني و گوگرد به صورت چالكود يا كانال كود به ميزان 200 تا 300 گرمبه ازاء هر درخت بارور مصرف مي شود .
نباتات زراعي : هنگام تهيه بستر بذر همراه با سلير كودهاي زمستانه به ميزان 50 تا 80ذ كيلوگرم در هكتار زير خاك مصرف مي شود.

محلولپاشي:

در درختان ميوه به نسبت 3تا4 در هزار و در محصولات زراعي به نسبت 2تا3 در هزار محلوولپاشي مي گردد.

كياهان و مناطق مورد مصرف:

كمبود منگنز در خاكهاي آهكي با PH بالا و خصوصا با بافت سبك در اكثر نفاط ايران و محصولات گزارش شده است .مصرف كودهااي حااووي مكنگنز در اين اراضي به تدريج عوارض ناشي از كمبود را بر طرف و ميزان كلروفيل فتوسنتز و عملكردرا افزايش خواهد دادد.

نكات فني:

مصرف اين كود به صورت 1 تا2 سال در ميان از كمبود اين عنصر جلوگيري مي كند..
مصرف اين كود مخلوط با كود حيواني خصوصا در محدوده فعاليت ريشه باعث افزايش كار آيي كود سوافات منگنز مي شود.


www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com

feedback
1391,02,03, ساعت : 02:04 بعد از ظهر
اثر كادميم اضافه شده و زمان خواباندن بر شكل هاي شيميايي كادميم ، رشد و تركيب شيميايي اسفناج در دو با

خلاصه مقاله:

فلزات سنگين و عناصر كمياب از جمله آلاينده هائي هستند كه در صورت تجمع در خاك و جذب توسط گياه به زنجيره غذائي وارد شده و مسموميت هائي را در حيوان و انسان ايجاد مي كنند . در ميان فلزات سنگين آلوده كننده خاك، كادميم از اهميت ويژه اي برخوردار است . زيرا به راحتي بوسيله ريشه گياه جذب مي شود و سميت آن تا ۲۰ برابر بيشتر از ساير فلزات سنگين است . بنابراين درك عوامل م وثر بر قابليت استفاده اين فلز ، تغيير و تبديل آن در خاك و تاثيري كه بر رشد گ ياه دارد از اهميت فراواني برخوردار است . رفتار فلزات سنگين در خاك به ظرفيت اجزاي مختلف خاك براي جذب و نگه داري اين عناصر بستگي دارد . حلاليت و فراهمي زيستي عناصر فلزي بلافاصله پس از افزوده شدن به خاك زياد است . با گذشت زمان و ايجاد تعادل بين فلز و خاك بر اثر واكنش هائي همچون جذب سطحي، تبادل يوني ، كلاته شدن، رسوب، اكس ايش و كاهش، واكنش با اكسيدها و هيدروكسيدهاي آهن و منگنز و ورود به شبكه كانيها از قابليت استفاده آنها كاسته شده و از صورت هاي با حلاليت زياد به شكل هاي كم محلول تر تبديل مي شوند . بنابراين انتظار م ي رود كه با گذست زمان م يزان جذب گ ياهي هم كاهش يابد. رنلا و همكاران ( ۲۰۰۴ ) به منظور مطالعه قابليت استفاده و توزيع كادميم در خاك، مقادير ۱۰،۳،۰ و ۵۰ ميلي گرم كادميم در كيلوگرم (به شكل سولفات كادميم ) را به يك خاك آهكي افزودند . جداسازي شكل هاي شيميائي كادميم در طول دوره خواباندن ۶۰۰ روزه نشان داد كه مصرف كادميم سبب افزايش تمام شكل هاي شيميائي كادميم از همان ابتداي آزمايش شد و در تمام سطوح كادميم مصرفي ، بخش عمده كادميم به شكل كربناتي درآمد . اين پژوهشگران نتيجه گيري كردند كه ظرفيت نگه داري كادميم در خاك هاي آهكي به مراتب بيشتر از حدود مجاز توصيه شده توسط سازمانهاي حفاظت محيط زيست مي باشد.

feedback
1391,02,03, ساعت : 02:05 بعد از ظهر
اثر هر يک از عناصر ماکرو و ميکرو در گياهان

عناصر پر مصرف (ماکرو المنت)

ازت در گياه به صورت ترکيبات آلي ولي کم و بيش به شکل نيتريد و نيترات ديده ميشود.

ازت در ساختمان سلول گياه به صورت پروتيين و اسيد هاي نوکلييک و کلروفيل و آنزيم ها و هورمون ها شرکت دارد.

گياهان در مقابل ازت عکس العمل هاي زير را دارند.
افزايش رشد سبزينه اي
رشد و نمو و توسعه متعادل اندام ها
افزايش توليد پروتيين هاي گياهي
افزايش توليد ميوه و دانه
تيره رنگ شدن برگ ها به سبب افزايش کلروفيل
علايم کمبود: در يک لپه اي ها قسمت مياني پهنک برگ زرد شده و لبه برگ ها سبز باقي مي ماند و در دو لپه اي ها تمام قسمت برگ زرد ميشود.

فسفر: در ساختمان سلولي و در بسياري از فعاليت هاي حياتي گياه دخالت دارد و باعث تسريع در رشد و رسيدن محصول شده و کيفيت محصول را افزايش ميدهد.
علايم کمبود: در يک لپه اي ها به صورت نواحي يا نقاط قرمز رنگ يا ارقواني بر روي سطح برگ ديده ميشود و در دو لپه اي ها رگبرگ هاي مسن قرمز يا ارغواني ميشود.


پتاسيم : در ساختمان گياه وجود ندارد و وجودش بخاطر ساختن بعضي اسيد امينه ها ضروري است. پتاسيم درسنتز و انتقال کربو هيدرات ها و به طور کلي مصرف دي اکسيد کربن موثر بوده و براي تشکيل ديواره سلول ضروري است.

جذب آب و تعادل جذب عناصر به پتاسيم نياز دارد و سبب بالا بردن کيفيت محصول و راندمان فتوسنتز و مقاومت گياه در برابر امراض ميشود.
علايم کمبود: به طور کلي در دو لپه اي ها لبه برگ ها زرد و سپس قهوهاي ميشود و در يک لپه اي ها اين علاعم از نوک برگ ها شروع ميشود.


گوگرد : در ساختمان برخي از اسيد هاي امينه و در تشکيل کلروفيل برگ ها نقش دارد.
علاعم کمبود: رگبرگ ها زرد شده ولي بقيه برگ سبز مي ماند.( درست برعکس علايم کمبود منگنز و منيزيوم و آهن که فواصل رگبرگ ها زرد ميشود.)

کلسيم: وظيفه کلسيم در ساختمان ديواره سلول به صورت پکتات کلسيم است.

علاعم کمبود: علايم در برگ هاي جوان نمايان است که رنگ سبز آنها مايل به زرد مي شود و برگ هاي جوان چروکيده و باز نميشوند و در کنار برگ ها پيچيدگي مشاهده ميشود.

منيزيوم : در مرکز ملکول هاي کلروفيل و به صورت پکتات منيزيوم در ساختمان ديواره سلول وجود دارد.

علايم کمبود : در برگ هاي مسن ديده ميشود .

علايم آن فواصل بين رگبرگ ها زرد ميشود و رگبرگ ها سبز باقي مي مانند.

عناصر ميکرو (ريز مغذي) کم مصرف:

آهن و منگنز: منگنز در بعضي از سيستم هاي آنزيمي براي توليد پروتيين دخالت دارد و آهن در ساختمان بعضي آنزيم ها و بعضي از مواد رتگي دخالت دارد. آهن در عمل فتو سنتز و هم در تنفس گياه نقش دارد.

علاعم کمبود : رگبرگ ها سبز باقي ميمانند ولي فواصل بين آنها زرد ميشود.

روي: در سيستم آنزيمي و اکسين و پروتيين و در عمل تنفس نقش دارد.

علايم کمبود: باريک و ضعيف شدن برگ ها که گاهي لکه هاي بر روي يرگ مشاهده ميشود.

مس: وظيفه مس در ساختمان آنزيم هاست.

علايم کمبود : سبز ماندن رگبرگ ها و زرد شدن فواصل رگبرگ ها ميباشد.

بر: براي تقسيم سلولي و جوانه زدن دانه گرده و انتقال بغضي هورمو ن ها و حرکت قند مي باشد. در حالت کمبود غنچه ها رشد ننموده و در نتيجه برگ ها کوچک و ضعيف ميشوند

www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com

feedback
1391,02,04, ساعت : 09:15 بعد از ظهر
زراعت عمومي :
زراعت AGRONOMY ريشه يوناني دارد واز دو لغت :

AGROS به معناي مزرعه و NOMUS به معناي مديريت تشكيل شده است .

از نظر علمي AGRONOMIST به شخصي اطلاق مي شود كه تحصيلات عالي دارد و از نظر تئوري مطالعاتي را انجام داده است تا بتواند به عنوان مشاور يا راهنما ي زارع انجام وظيفه كند .

از ديدگاه علم زراعت براي افزايش توليد محصولات كشاورزي سه راه پيشنهاد شده است

1- افزايش زمينهاي زير كشت

2- افزايش محصول در واحد سطح

3- افزايش محصول در واحد زمان



زراعت سطحي EXTENSIVE FARMING زراعت فشرده INTENSIVE FARMING

زراعت سطحي نوعي از زراعت است كه زارع تابع شرايط آب و هوايي است . بنابر اين نهاده هاي زيادي را مصرف نمي كند و سطح زير كشت را هم نمي تواند افزايش دهد .

ولي نوعي زراعت فشرده : در اين نوع زراعت از نهاده هاي زيادي مانند بذر هاي اصلاح شده ، كودهاي شيميايي ، ماشين آلات و… استفاده مي كند تا بتواند حد اكثر عملكرد را در سطح بدست آورد .



(طبقه بندي گياهان زراعي CROPS )

گياهان زراعي را مي توان از نظر شكل ظاهري يعني مورفولوژي (گياه شناسي ظاهري ) طبقه بندي كرد .

ولي از نظر زراعت AGRONOMY گياهان را بسته به مصرف يا نوع مصرف آنها تقسيم بندي مي كنيم . بايد در نظر داشت كه بعضي گياهان زراعي داراي مصارف زيادي هستند بنابراين با توجه به موارد فوق مي توان دو نوع طبقه بندي را در نظر گرفت .
الف) طبقه بندي بر اساس هدف توليد :
1- غلات CEREALS

شامل گندم (WHEAT ) - جو ( BARLY ) – برنج ( RICE ) – ذرت ( CORN ) – چاودار *گندم ( TRITICALE ) – چاودار ( WHEAT *RYE )

هدف نشاسته
2-حبوبات LEGUMES

شامل نخود (PEA ) – عدس ( LENTILE ) –لوبيا ( BEAN( - S,DH ) ) –بادام زميني ( PEAHUT )

هدف تامين پروتئن گياهي است .
3-گياهان علوفه أي FODELER CROPS

اين گياهان به صورت تازه خشك يا سيلو شده به مصرف دام مي رسد .

ذرت علوفه أي FOLEDER CRON :

مشخصات : تراكم بالا دارد .زمان برداشت آن وقتي است كه رطوبت دانه 6۰٪ است

ALFALFA يونجه.- CLOVER شبدر

4-گيا هان ريشه أي ROOTY OR RADICAL CROPS

اين گيا هان داراي ريشه غده أي شكل هستند .شاخص تر ين آن گياه چغندر suger beer است .



5-گيا هان فيبري يا ليفي FIBEROUS CROPS

COTTEN = كتان KENAF = كنف

FLAX = پنبه الياف در دانه يا كپسول JOKE = شبيه كنف الياف آن در ساقه است SISAL(AGAVE ) خنجري : الياف آن در برك است

6-گياهان غده أي GLANDIFORM /CROPS

POTATO /POMATO : زير زمين سيب زميني و روي زمين گو جه

7-گياهان داروي: MEDICINAL /C

MATRICARIA = بابونه MILFOILE =گياها ن بومادران

WHITE POPPY = خشخاش سفيد

8-گياهان قندي SUGAR/C

SUGAR CANE /نيشكر SUGAR BEET/ چقندر هدف =توليد قند

9-گياهان تدخيني SMOKING

SMOKING =/ TANBACCO = تنباكو HEMP = شاهدانه. گراس

NOROOTIC =/ TEA = چاي COFFEE = كافينئن . قهوه

10- گياهان روغني OIL CROPS

SUN FLOWER = آفتا بگردان - SOFFLOWER = گلرنگ

OLIVE = زيتون- SESAME = كنجد

PEAHUT = با دام زميني

ب-طبقه بندي بر اساس هدف خاص :

1-گياهان پوششي COVER CROPS

اين گياهان براي پوشش و حفاظت خاك در برابر ( EROSION) فر سايش كشت مي شودو درهمان زماني كه سبز هستند (گلدهي) به خاك برگردانده مي شود.مثل شبدرو يونجه

2-گياهان مكمل COMPLEMENTALY/C

اين گياهان جهت حاصلخيزي خاك همراه با محصول درجه يك كاشته مي شود ودر درجه دوم اهميت قرار دارد .مانند كاشت لوبياي روغني همراه با ذرت

3-گياهان سيلويي SILAGE /C

اين گياهان به صورت سبز برداشت مي شود و پس از سيلو شدن وگذراندن مرحله تخمير به مصرف دام مي رسد مثل گياه ذرت علوفه أي و ذرت خوشه أي sorghom ) )

4- گياهان تقويت كننده يا اصلاح كننده : SOIL CODITIONER /C

اين گياهان جهت اصلاح يا تقويت خاك كاشته مي شوند مانند چغندر علوفه أي (خاك را نرم مي كند ) و شبدر علوفه أي ( نمك و شوري خاك را مي گيرند )

5- گياهان همراه CYNERGIC /C

اين گياهان گياهان يك ساله (ANNUL ) هستند كه همراه گياهان چند ساله PERENNIAL) )كاشته مي شوند مثل : جو (يكساله ) همراه با يونجه (چند ساله )

6- نباتات غله اي TRAPPING /C

برخي گياهان تيره حبوبات LEGOMINO SE /C مانند باقلا چنانچه در زميني كاشته شوند به علت ترشح يك سري مواد از ريشه قادر به كنترل يك نوع آفت كه به سيستم ريشه أي گياهان خسارت مي زند به نام (nematode ) است .

در كاشت چغندر قند اگر تناوب را رعايت نكنيم آفت nematod افزايش مي يابد

feedback
1391,02,04, ساعت : 09:16 بعد از ظهر
کلروفیتوم (برگ گندمی)
کلروفیتوم از خانواده لیلیاسه (سوسنی ها) دارای چهل گونه مختلف و سریع الرشد با برگ های گندمی شکل خمیده و شاخه های سیمی مانند که در فصل تابستان گل های سفید ریزی تولید می کند و در هر آپارتمانی تعدادی از انواع آن را نگهداری می کنند و به خصوص برای تزئین سالن و هال از سبدهای آویزان آن استفاده می گردد.

این گیاه در هر شرایطی به خوبی رشد می کند. واریته های مختلف آن با خطوط طلایی زرد، کرم به موازات رگبرگ ها سطح برگ را تزئین می کنند.
نگهداری


درجه حرارت :

در زمستان نبایستی در کمتر از 8 درجه نگهداری شود.


نور :

در هر نقطه از آپارتمان به جز در تابش نور مستقیم خورشید به خوبی رشد می کند و کمبود نور موجب کمرنگی برگ ها و طویل شدن ساقه ها می گردد.


آبیاری:

در بهار و تابستان هر روزه و در زمستان یک مرتبه در هفته آبیاری می کنند.
تغییر گلدان :

چنانچه ریشه تمام حجم گلدان را پر کرده باشد، در فصل بهار آن را تعویض نمایید.


تکثیر:

شاخه های آویزان که پنجه کوچکی از انتهای آن وجود دارد، اغلب در خاک گلدان مجاور فرو رفته و ریشه تولید می کند. آنها را از پایه اصلی جدا کنید و با ریشه در گلدان استکانی بکارید. همچنین می توان یک بوته را به چند قسمت تقسیم کرد و در گلدان های متعدد کاشت

feedback
1391,02,04, ساعت : 09:16 بعد از ظهر
مقدمه گیاهان زراعی مقاوم به علفکشافزایش جمعیت بشر و در نتیجه افزایش تقاضا برای محصولات کشاورزی باعث شده که انسان روز به روز به فکر روشهای کارآمدتری جهت افزایش عملکرد گیاهان زراعی باشد. مبارزه با علفهای هرز یکی از این روشهاست. کشاورزان همواره در طول تاریخ با علفهای هرز در مبارزه بودهاند و در این راستا به پیشرفتهای قابل ملاحظهای نیز دست یافتهاند. بشر مبارزه با علفهای هرز را از طریق دست و استفاده از حیوانات شروع نمود و اینک از طریق روشهای مکانیکی و شیمیایی این راه را ادامه میدهد. یکی از مؤثرترین روشهای مبارزه با علفهای هرز، مبارزهی شیمیایی با آنهاست و گیاهان زراعی مقاوم به علفکش یکی از جدیدترین روشهای این مبارزه یا مدیریت به شمار میروند. گیاهان زراعی تراریخته، از جدیدترین دستآوردهای بیوتکنولوژی گیاهی بوده که ظرف چند سالی که از روند تولید آنها گذشته، توسعه فراوانی در جهان یافته به طوریکه هم اینک میلیونها هکتار از زمینهای زراعی، به زیر کشت این محصولات رفته است. نسل اول این گیاهان به منظور بهبود کارایی عملیات زراعی ایجاد شدند. نمونههای آن سویای متحمل به علفکش و ذرت مقاوم به حشره بودند. هم اینک گونههای جدید گیاهان تراریخته، علاوه بر بهبود کارایی عملیات زراعی، در جهت افزایش کمی و کیفی تولیدات به وجود میآیند. این گیاهان به عنوان نسل دوم، باید هرچه سریعتر از نظر محدودهی تأثیر روی خانوارها، چه از نظر سلامت، صنعت و محیط زیست، بررسی گردند زیرا عواقب احتمالی آن شاید طی دو سه دههی آینده به وضوح به چشم بیایند. توسعهی گیاهان زراعی مقاوم به علفکشها (Herbicide-Resistance Crops)، یکی از اولین کاربردهای اقتصادی مهندسی ژنتیک گیاهی به شمار میرود. به منظور مقاوم سازی گیاهان زراعی به علفکشها، از روشهای مختلف بیوتکنولوژی و زراعی استفاده کرده و گیاهان تراریخت (Transgenic) و غیر تراریخت (Non-Transgenic) به وجود آمدهاند. این گیاهان با نظام کشاورزی شیمیایی ـ صنعتی که ویژگی آن تک کشتی بودن و مکانیزاسیون در مقیاس وسیع با استفادهی فشرده از مواد شیمیایی است، سازگاری مناسبی پیدا کردهاند. طی دههی گذشته، چندین گیاه زراعی مقاوم به علفکش تراریخته و غیر تراریخته معرفی شدهاند. گندم، جو و کلزای مقاوم به گلیفوزیت و گلوفوزینیت، ذرت مقاوم به سیکلوهگزانیدینها و ایمیدازولینونها، پنبه مقاوم به بروموکسینیل و گلیفوزیت، سویای مقاوم به سولفونیل اورهها و گلیفوزیت، سیب زمینی و چغندرقند مقاوم به گلیفوزیت و نیشکر مقاوم به گلوفوزینیت، از جملهی این گیاهان هستند. بشر به طور سنتی هزاران سال است که در حال بهبود گیاهان زراعی است، اما مهندسی ژنتیک این امکان را فراهم میسازد که این فرایند در مدت کوتاهتری انجام گیرد، ضمن آن که امکان انتقال خواص ارثی بین گونههایی که خویشاوندی نزدیکی ندارند هم فراهم است، هرچند عدهای مورد اخیر را لزوماً پدیده مفیدی نمیدانند. قبل از پیدایش مهندسی ژنتیک گیاهی، گزینههای انتخابی برای محافظت گیاهان در برابر علفکشها محدود بود. علفکشهایی ویژهفقط میتوانستند در گیاهانی به کار روند که به طور طبیعی نسبت به آنها مقاوم بودند. در موارد نادر، مقاومت ممکن بود از طریق جهش در گیاهان زراعی اتفاق بیفتد. توسعهی مهندسی ژنتیک گیاهی و دانش بیوشیمی دربارهی عمل علفکشها روی گیاهان، راهحلهای جدیدی در کاربرد علفکشها پیش روی بشر قرار داد. این استراتژیها معمولاً شامل ایزولاسیون و معرفی ژن جدیدی از ارگانیسمهای دیگر (غالباً باکتریها) که به نوعی نسبت به علفکشمقاوم است، میباشند. برای مثال مقاومت به علفکش گلوفوزینیت (با نام تجاری Basta) به وسیلهی ژن باکتریایی bar که علفکش را به ترکیبات غیر سمّی متابولیزه میکند، القا میگردد. رفته رفته کشف و توسعهی علفکشهای انتخابی جدید، مشکلتر و هزینهبرتر میشود. استانداردها برای علفکشهای جدید بسیار بالاست. علفکشهای جدید میبایست دارای توانایی بالا، سمّیت اندک، تحرّک کم در خاک و ماندگاری کوتاه در محیط باشند و از سوی دیگر، طیف وسیعی از علفهای هرز را کنترل کنند. یافتن تمامی این ویژگیها در یک ترکیب که میبایست برای گیاهان زراعی نیز انتخابی عمل کند، مشکل و هزینهبر است. گیاهان زراعی مقاوم به علفکش، راهحل بالقوهای برای حل این مشکل است. با تغییر تحمّل گیاه زراعی به علفکشهای ثبت شده، هزینههای مربوط به کشف، توسعه و بازاریابی تولیدات جدید تا حد زیادی کاسته میشود و این کاهش هزینه برای استفاده کنندهی نهایی (کشاورز) نیز سودمند خواهد بود. بدین ترتیب کشاورز از انعطاف پذیری بیشتری در استفاده از علفکشها و گیاهان زراعی برای برنامهی کنترل علفهای هرز برخوردار خواهد شد. علاوه بر این، گیاهان زراعی مقاوم به علفکش، امکان جایگزینی علفکشهای قدیمی را که ممکن است دارای برخی ویژگیهای نامناسب محیطی و سمّی باشند، فراهم میآورد.

feedback
1391,02,04, ساعت : 09:17 بعد از ظهر
بذر خواب به بذری اشاره دارد که علی رقم وجود شرایط مناسب محیطی قادر به جوانه زنی نیست. در بسیاری از گونه های گیاهی با بررسی شرایط محیطی طبیعی رشد گیاه می توان به راه هایی برای شکستن خواب بذر آنها پی برد.

در طبیعت، وجود مکانیسم های خواب باعث می شود تا بذر در شرایط و زمان مناسب جوانه بزند. در زراعت، گیاهان بسیاری همچون غلات، اصلاح شده اند تا دوره خواب آن ها کوتاه شود و عوامل موثر برخواب در طول دوره نگهداری بذر در انبار از بین بروند و وقتی که بذر در زمین کاشته می شود سریعا جوانه بزند.

واژه های مهم:
خواب (Dormancy)- معنی کلی: کمبود رشد به دلایل مختلف خارجی و داخلی.

خواب بذر (Seed dormancy)- عدم جوانه زنی بذر حتی در شرایطی که عوامل محیطی مساعد هستند.

در طبیعت ، خواب بذر فرایندی است که به گونه های مختلف اجازه می دهد تا در شرایط محیطی خاص زنده بمانند. خواب باعث می شود تا عمل جوانه زنی در بهترین زمان و مکان انجام شود تا گیاهچه کوچک و ضعیف صدمه نبیند. البته در گیاهان زراعی سعی شده است تا این خواب از بین برود.

سکون (Quiescence)- دوره ای است که در آن بذر در صورتی که آب جذب کند می تواند جوانه بزند. در این دوره هیچ مانع داخلی برای جوانه زنی بذر وجود ندارد.

پس رسی (After ripening)- مراحل فیزیولوژیکی است که پس از برداشت بذر در آن اتفاق می افتد و امکان جوانه زنی بذر را بوجود می آورد.

خواب اولیه (Primary dormancy)- این خواب زمانی ایجاد می شود که بذر بر روی گیاه قرار دارد و در زمان برداشت بذر در آن وجود دارد.

خواب ثانویه (Secondary dormancy)- این خواب برای جلوگیری از جوانه زنی بوده و زمانی ایجاد می شود که بذر از گیاه جدا شده و در شرایط نامطلوب محیطی قرار گیرد. در واقع بذر در ابتدا دارای خواب نبوده و شرایط نامساعد آن را به خواب می برند.

مثال: بذر گونه هایی که در بهار می رسند، پس از جدا شدن از گیاه و قرارگیری در خاک به سرعت و بدون وقفه جوانه می زند زیرا خاک مرطوب بوده، دما مطلوب است و فصل رشد به اندازه کافی وجود دارد. اما اگر شرایط محیط نامساعد باشد، مثلا محیط خشک باشد، بذر جوانه نزده و به یک دوره سرما در زمستان نیاز خواهد داشت تا بتوانند در بهار بعد جوانه بزند که شرایط مناسب است و فصل رشد نیز باقی است.

در این جا توجه به این نکته لازم است که وقتی بذرها می رسند ممکن است دارای خواب باشند یا نباشند. اگر دارای خواب باشند، بدان معنی است که دارای خواب اولیه هستند. گروهی از بذرها نیز که خواب نیستند، در دوره سکون می باشند. این بذور اگر شرایط محیطی مثل رطوبت و حرارت و ... مناسب باشد به سرعت جوانه خواهند زد. البته همین بذور بدون خواب اولیه نیز اگر خشک شوند وارد دوره خواب خواهند شد.

به طور کلی 3 مکانیسم وجود دارد که باعث القای خواب در بذر می شوند:
1-پوشش بذر – پوسته بذر می تواند جذب آب، توسعه جنین، تبادل گازها و شسته شدن مواد شیمیایی بازدارنده جوانه زنی را محدود کند.

2- بازدارنده های شیمیایی مثل تنظیم کننده های رشد و غیره.

3- عوامل مورفولوژیکی مثل کوچک و یا نابالغ بودن جنین.

معمولا خواب بذر ناشی از ترکیب عوامل مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی است.

فهرست کلی خواب بذر (نیکو لیوا 1977).

خواب اولیه.
A. خواب خارجی- این نوع خواب مربوط به عوملی خارج از جنین است و 3 حالت دارد:
1- فیزیکی
2- مکانیکی
3- شیمیایی

B. خواب داخلی – این نوع خواب مربوط به عواملی درون جنین است و 2 حالت دارد:
1- مورفولوژیکی- جنین یا رشد نکرده ، یا بسیار کوچک و باریک است و یا تمایز نیافته است.
2- فیزیولوژیکی- به 3 صورت سطحی، متوسط و عمیق وجود دارد.

C. ترکیبی (ترکیبی از خواب های مختلف) که 2 حالت دارد.
1- مورفوفیزیولوژیکی- یا مربوط به محور بالای لپه است یا مربوط به محور بالای لپه و ریشه چه است.
2- خواب خارجی- داخلی.

خواب ثانویه.
1- خواب دمایی.
2- خواب شرایط محیطی.


طبقه بندی و توضیح انواع خواب بذر.
خواب اولیه.
A. خواب خارجی.
1- فیزیکی- پوسته بذر به نفوذ آب مقاوم است و بنابراین رطوبت بذر بسیار کم خواهد بود. در این مورد، حبوبات مثال مناسبی هستند. در این حالت جنین در حالت سکون است. دلیل خواب فیزیکی، ساختار ردیف سلولهای خارجی است که به آب نفوذ ناپذیراست. سلول های بزرگ پارانشیمی، سلول های خارجی لعابی و یا اندوکارپ سخت شده، سه دلیلی هستند که پوسته بذر را به آب نفوذ ناپذیر می کنند. این گونه پوسته بذر در مراحل آخر رشد بذر، ایجاد می شود.



در مطالعه ای بر روی گیاه خاراگل یا همان شبدرک (Coronilla varia) مشخص شد که با افزایش عمق سوراخ ایجاد شده در پوسته بذر، مقدار نفوذ آب به آن افزایش پیدا می کند.

2- خواب مکانیکی- در این خواب، پوسته بذر به قدری سخت است که به جنین اجازه بزرگ شدن در حین جوانه زنی را نمی دهد. دلیل این موضوع عبارت است از ساختار پوسته بذر. این نوع خواب به عنوان مثال در زیتون اتفاق می افتد.

در طبیعت پوسته سخت بذور به تدریج توسط عواملی همچون اسید ها، میکروارگانیسم ها، رطوبت و گرما و آتش سوزی جنگل از بین رفته و نازک می شود. برای غلبه بر این پوسته به طور مصنوعی نیز می توان آنرا با سنباده سایید یا از آب داغ، اسید، محیط گرم و مرطوب، آتش (که در طبیعت باعث ذوب شدن رزین میوه های کاج می شود) و ... استفاده نمود. وقتی پوسته سخت بذر خراش بر دارد، آب می تواند وارد بذر شود. البته در این زمان بذر نسبت به هجوم میکروارگانیسم ها حساس تر است.

3- خواب شیمیایی- وجود مواد شیمیایی بازدارنده در پوسته خارجی بسیار از میوه ها و بذرها باعث بروز خواب شیمیایی در آنها می شود. این مواد در میوه های آبدار و نیز در غلاف یا کپسول میوه های خشک وجود دارند. سیب، مرکبات، انگور و گیاهان بیابانی مثال هایی در این رابطه هستند. به ندرت می توان این نوع خواب را با نگهداری بذر در محیط خشک از بین برد. این نوع خواب ممکن است در دیگر بافت های اطراف جنین مثل اندوسپرم نیز وجود داشته باشد.

feedback
1391,02,04, ساعت : 09:17 بعد از ظهر
بعلاوه تبادل اکسیژن نیز ممکن است توسط یک لایه ها لعابی محدود شود. این حالت نیز در اسفناج و برخی از گیاهان تیره آستراسه (مرکبان= کاسنی) دیده شود.

در طبیعت این مواد توسط باران های شدید از پوسته بذر آبشویی شده و گاهی اوقات نیز جذب ذرات خاک می شوند. به طور مصنوعی نیز می توان این مواد را از پوسته بذر با آب جاری شست و یا اگر آب ساکن است آن را چند روز به طور روزانه عوض نمود، از تیمار سرما دهی استفاده کرد یا با استفاده از هورمونهایی مثل GA3 پوسته بذر را از بین برد.

B. خواب درونی.
1- خواب مورفولوژیکی.
در این نوع خواب در هنگام رسیدن بذر، جنین رشد کامل نکرده است و پس از جدا شدن از گیاه نیز جنین به دوره ای نیاز دارد تا رشد کند. در این وضعیت، فضایی که جنین درون بذر اشغال می کند مهم است. این حالت در برخی گونه های علفی مثل جنس آلاله و خشخاش ، برخی گونه های چوبی مثل درخت راج و گیاهان گرمسیری مثل نخل خرما وجود داشته و اغلب همراه با خواب های دیگر مثل سخت بودن پوسته بذر است. سه حالت دارد:

* جنین رشد نکرده- در مرحله تشکیل جنین ایجاد می شود و ممکن است به خاطر وجود مواد شیمیایی باز دارنده باشد. مثل تیره های آلاله، خشخاش و عشقه.

* جنین بسیار کوچک و باریک- در مرحله رشد جنین رخ داده و باعث می شود تا جنین تنها به اندازه نصف فضای مربوط به خود رشد کند. عوامل بازدارنده شیمیایی نیز ممکن است وجود داشته باشند. مثل تیره های جعفری (چتریان)، ورسک و پامچال.

* جنین تمایز نیافته- مثل خانواده ثعلب.

برای از بین بردن این نوع خواب ها به طور مصنوعی می توان از دماهای متناوب سرد و گرم، هورمون GA3 و یا تیمار سرما دهی استفاده نمود ( دمای 59 درجه فارنهایت).

برخی از گونه های گرمسیری نیز به یک دوره با دمای بالا نیاز دارند تا رشد جنین آن ها کامل شود. درمورد درخت خرما حدود چند سال است طول می کشد تا در شرایط طبیعی بذر بتواند جوانه بزند که این دوره را می توان با تیمار دمایی (در 100 درجه فارنهایت) کوتاه نمود.

2- خواب فیزیولوژیکی.
* سطحی- معمولا کوتاه مدت بوده و در مدت نگهداری در انبار از بین می رود. حدود 1 تا 6 ماه طول کشیده و اصلی ترین مشکلی که ایجاد می کند در آزمایشگاه های تست بذر است.

خواب نوری- به نظر می رسد که عوامل کنترل کننده آن در غشای درونی بذور تازه برداشت شده باشد. می تواند تحت تاثیر بازدارنده های شیمیایی و یا کمبود تبادل اکسیژن باشد. معمولا در بذوری که به نور نیاز دارند تا جوانه بزنند دیده می شود. این نوع خواب نیز از یک تا شش ماه طول کشیده و با نگهداری در انبار از بین می رود. در بذر گیاهانی مانند کاهو، بین نیاز دمایی و نوری واکنش هایی وجود دارد. به عنوان مثال، بذر کاهو زمانی که تازه است به نور نیاز دارد تا جوانه بزند. اما این نیاز نوری می تواند توسط دمای کم جایگزین شود به نحوی که بذر کاهو می تواند در تاریکی و با دمای زیر 73 درجه فارنهایت جوانه بزند.

هورمون ها نیز می توانند بر جوانه زنی بذور حساس به نور موثر باشد. ABA در نور و تاریکی از جوانه زنی بذر جلوگیری می کند. کینتین (یک سیتوکنین) تنها در نور می تواند بر اثر ABA غلبه کند. تیمار ABA بعلاوه GA3 در تاریکی منجر به هیچ گونه جوانه زنی نمی شود اما اگر کنیتین نیز به آنها اضافه شود بذور جوانه خواهند زد.

عوامل کنترل کننده خواب نوری در فیتوکروم ها وجود دارند. نور آفتاب (نسبت نور قرمز به نور قرمز دور = 2 به 1) فیتوکروم را به حالت فعال تبدیل می کند. اما زمانی که شاخ و برگ گیاهان روی زمین سایه انداخته باشد (نسبت نور قرمز به قرمز دور = 12/0 به 1 تا 70/0 به 1)، نور قرمز دور غلبه خواهد داشت و فیتوکروم به شکل غیر فعال تبدیل می شود.

وجود برخی از ویژگی ها در گیاهان علفی مثل گیاهان یکساله و سبزیجات، در آزمایشگاه های آزمون بذر ایجاد مشکل می کند. زیرا این آزمایشگاه ها با بذوره تازه برداشت شده سروکار دارند. در طول دوره انبار داری، این ویژگی ها از بین رفته و با خشک شدن بذر، پوسته نیز آب خود را از دست داده و دیگر از نظر فیزیولوژیکی فعال نیست.

برای غلبه بر این نوع خواب به طور مصنوعی، استفاده از تیمار هایی مثل نگهداری در محیط خشک، سرمادهی به مدت چند روز، نور در تناوب با دما، نیترات پتاسیم (KNO3) و هورمون هایی مثل GA3 مفید خواهد بود.


* خواب فیزیولوژیکی عمق متوسط- در این حالت عوامل کنترل کننده خواب در پوسته بذر، بافت های احاطه کننده جنین و نیز خود جنین قرار دارند. این خواب مشخصه سوزنی برگان است. البته جنین خواب نبوده و در حالت سکون است و اگر شرایط مناسب باشد جوانه خواهد زد ولی مکانیسم دقیق آن مشخص نیست. سرما زمان لازم برای جوانه زدن را کاهش می دهد اما به طور قطعی نیز مورد نیاز نیست. میزان تیمار تناوب دمایی لازم نیز به مقدار قابل توجهی کمتر از خواب فیزیولوژیکی عمیق است.

feedback
1391,02,04, ساعت : 09:18 بعد از ظهر
سرمادهی باعث می شود تا نیروی ایجاد شده توسط ریشه چه افزایش یابد. با آزاد شدن خواب، این نیرو نیز زیاد شده و اگر مدت آن کافی باشد، ممکن است ریشه چه از پوسته بذر خارج شود. به این عامل پتانسیل رشد گفته می شود که روشی غیر مستقیم برای انداه گیری نیرویی است که توسط ریشه چه به کار رفته تا پوسته را سوراخ کند.

برخی بذرها که به طور کلی در گروه خواب های خارجی قرار داشتند (مثل زیتون و گردو)، توسط فردی به نام Geneve در بخش خواب فیزیولوزیکی عمق متوسط طبقه شده اند زیرا علاوه بر خواب مکانیکی که توسط اندوکارپ ایجاد می شود به یک دوره تیمار سرما دهی نیز نیاز دارند.

به منظور غلبه کردن بر این نوع خواب به طور مصنوعی می توان از تیمار دماهای متناوب به مدت یک تا چند ماه استفاده نمود. البته GA3 نیز موثر خواهد بود (نکات دقیق تیمار تناوب دمایی مانند خواب فیزیولوژیکی عمیق می باشد).

* خواب فیزیولوژیکی عمیق.
این نوع خواب مشخصه درختان مناطق معتدله بوده و عوامل کنترل کننده خواب درون جنین قرار دارند. در این بذور، جنین از نظر فیزیولوژیکی رشد کامل نکرده و ساختار روزت مانند دارد. مریستم، محلی است که می تواند سرمادهی ناقص به بذر را تشخیص دهد. اگر نوک ساقه از بین برود، جوانه های جانبی رشد خواهند کرد. میزان تیمار متناوب دمایی که برای غلبه بر این خواب لازم است، معمولا بیش از 8 هفته است.

در طبیعت، بذر در پاییز رسیده ولی دارای خواب بوده و مرطوب است. در زمستان سرما بر بذر اثر گذاشته و با گرم شدن هوا در بهار، بذرها که سرمای کافی دیده اند جوانه خواهند زد. در نواحی سردتر، بذر به سرمای بیشتر و طولانی تری نیاز دارد و این باعث می شود که بذر از سرمای بهاره در امان بماند.

بنابراین در طبیعت این خواب با تناوب دمایی و سرما دیدن از بین می رود.
برای غلبه بر این خواب به طور مصنوعی نیز می توان از تیمارهای تناوب دمایی و سرمادهی همراه با رطوبت استفاده کرد.

feedback
1391,02,04, ساعت : 09:18 بعد از ظهر
نیاز ها :
رطوبت: سطح رطوبت باید 50 % باشد و وقتی دوره پس رسی شروع شد، بذر ها نباید خشک شوند.

دما: دما بر میزان جوانه زنی اثر خواهد داشت و معمولا بذرها در دمای 35 تا 45 درجه فارنهایت نگهداری می شوند. توجه به این نکته الزامی است که اگر دما بسیار بالا باشد باعث ایجاد خواب ثانوی شده و برای این که بذرها جوانه بزنند به یک دوره دیگر سرمادهی نیاز خواهد بود. این دما در مورد سیب 17 درجه سانتی گراد معادل 62 درجه فارنهایت است.

به علاوه اگر دما بسیار زیاد باشد رشد فیزیولوژیکی کامل نمی شود که این دما برای هلو 23 تا 27 درجه سانتی گراد (73 تا 81 درجه فارنهایت است). لازم به ذکر است که دما توسط مریستم انتهایی حس می شود و اگر این مریستم بریده شود، مریستم های جانبی رشد خواهند کرد.

تهویه: از آنجایی که در بذر فعالیت های فیزیولوژیکی در حال وقوع هستند، به یک حداقل میزان تهویه نیاز می باشد. با افزایش دما حلالیت اکسیژن در آب کمتر خواهد شد و در پوسته بذر مواد فنولی اکسیژن را تثبیت می کنند و بنابراین نمی تواند به درون و بذر و جنین نفوذ کند.

زمان: به 1 تا 3 ماه زمان نیاز است و اگر زمان بسیار کوتاه باشد باز هم باعث ایجاد نواقص فیزیولوژیکی خواهد شد. در برخی گونه های خاص بین نیاز سرمایی بذر و جوانه، همبستگی مشاهده شده است. البته از آنجایی بذرها ناهمگن می باشند، در یک گروه بذر یکسان، تفاوت های زیادی در جوانه زنی دیده خواهد شد. در واقع اگر بذرها دوره تیمار تناوب دمایی را به طور کامل طی نکنند، تفاوت زیادی در استقرار، اندازه و بلوغ گیاه مشاهده خواهد شد.



دمای بالاتر، پس رسی اکثر بذرهای خواب را کند می کند اما از طرف دیگر می تواند جوانه زنی آن دسته از بذرهایی که به مراحل پایان تیمار و جوانه زنی نزدیک می شوند را تسریع کند.

C. خواب ترکیبی
1- مورفوفیزیولوژیکی
* خواب مربوط به محور بالای لپه.
در این نوع خواب تفاوت هایی بین دوره پس رسی قسمت هایی مثل محور بالای لپه، ریشه چه و محور زیر لپه وجود دارد. در ابتدا بذر در دوره گرم جوانه زده و ریشه و محور زیر لپه آن رشد می کند. در این زمان به دوره سرمادهی 1 تا 3 ماهه نیاز دارد تا محور بالای لپه نیز از خواب رها شده و رشد کند. مثل لیلیوم، بداغ (Viburnum) و Peony (گل صد تومانی).

2- محور بالای لپه و ریشه چه (خواب دوگانه).
برای غلبه بر این خواب ابتدا به یک دوره سرد نیاز است تا جنین رشد کند. پس از آن یک دوره گرم برای رشد ریشه و باز هم یک دوره سرد برای رشد اندام هوایی لازم می باشد. Trillium و برخی دیگر از چند ساله ها دارای این نوع خواب هستند.

خواب ثانویه.
این نوع خواب از ابتدا در بذر وجود ندارد اما وجود شرایط نامساعد محیطی باعث بروز مکانیسم جدید از خواب می شود. این خواب باعث می شود تا پس از شکستن خواب اولیه اگر بذر در شرایط مناسب قرار ندارد، جوانه نزند. یک مثال در این رابطه درخت افرا است که در بهار بذر آن جوانه می زند. اما اگر رطوبت کم باشد و یا دمای محیط بسیار بالا باشد، خواب ثانویه ایجاد شده و بذر جوانه نمی زند تا یک دوره سرما ببیند. خواب ثانویه در واقع منعکس کننده شرایط طبیعی محیط بذر است. به عنوان مثال اگر بذر تازه کاهو به مدت 2 روز در تاریکی باشد جوانه خواهد زد که در این حالت تنها خواب اولیه وجود دارد. اما اگر مدت نگهداری این بذر در تاریکی به 8 روز افزایش یابد، بذر به خاطر ایجاد خواب ثانویه جوانه نخواهد زد. برای غلبه بر این خواب ثانویه به سرمادهی ، نور یا GA3 نیاز خواهد بود.

* خواب دمایی.
یکی از زیر گروه های خواب ثانویه است و بیان می کند که اگر در زمان جوانه زنی بذر، هوا بسیار گرم باشد. خواب ثانویه حاصل خواهد شد. پس از آن اگر دما به حالت معمولی برگردد نیز بذر جوانه نخواهد زد. در مورد بذوری مثل کاهو و کرفس که در این گروه قرار دارند، سعی می شود از ایجاد خواب ثانویه جلوگیری شود تا نیازی به از بین بردن آن نباشد.

کنترل خواب و جوانه زنی.



اما پس از یک ماه انجام تیمار تناوب دمایی، از میزان ABA کاسته می شود. با این حال بذر هنوز هم جوانه نمی زند. در طی ماه دوم غلظت GA افزایش می یابد. بنابراین نتیجه گرفته می شود که عوامل موثر در خواب در پوسته بذر هستند زیرا ژیبرلیک اسید (GA) نمی تواند جای سرمادهی را بگیرد مگر این که پوسته بذر حذف شود.

به نظر می رسد که ABA مسئول کاهش رشد و توسعه در جنین رشد نیافته است. اتیلن نیز یک محرک طبیعی جوانه زنی برای بذوری خاص است و به خصوص مشاهده شده است که باعث تحریک جوانه زنی نوعی شبدر و بادام زمینی ویرجینیا می شود.

مزایای خواب بذر:
* نجات و بقای گیاهچه.
* ایجاد بانک بذر در خاک.
* جوانه زنی همزمان- باعث ایجاد جامعه ای از گیاهان در یک مرحله رشدی می شود تا عمل دگر گشنی بتواند انجام شود.
* توزیع و پراکنش بذر- به عنوام مثال پوسته بذر پس از عبور از دستگاه گوارش پرندگان خراش برداشته، یا نازک شده و در منطقه جدید می تواند جوانه بزند.

feedback
1391,02,04, ساعت : 09:19 بعد از ظهر
گروه بندي گياهان زراعي
گياهان زراعي بسيار متنوع بوده ،به صورت هاي مختلفي مصرف گشته و در عمليات زراعي نيز تفاوت هاي زيادي با يكديگر دارند. با اين حال ،كياهان زراعي مختلف داراي وجوه اشتراك زيادي مي باشند. به طور كلي گياهان زراعي را مي توان به صورت هاي مختلفي از جمله بر اساس خصوصيات گياهشناسي و تكاملي ، هدف توليد و مورد مصرف ، طول عمر گياه ، نيازهاي محيطي و شرايط مطلوب رشد، عمليات زراعي و غيره گروه بندي نمود. محصولات زراعي به دليل دارا بودن خصوصيات مختلف و چند هدفي بودن توليد ممكن است در دو يا چند گروه مختلف قرار گيرند.


طبقه بندي علمي گياهان

نام گياهان مختلف از يك مكان به مكان ديگر متفاوت بوده و يا گاهي گياهان كاملا متفاوتي به يك اسم ناميده مي شوند. مثلا انواع گندم باي افراد غير متخصص مفهوم گندم را دارد، اما گندم معمولي كه براي تهيه نان استفاده مي شود از گندم دوروم كه براي تهيه ماكاروني مصرف مي شود تفاوت هاي ژنتيكي و همچنين مصرفي زادي دارد. توليد نان خوب از گندم دوروم و توليد ماكاروني خوب از گندم نان امكان پذير نيست. براي آن كه افراد متخصص يكديگر را درك نمايند و دقيقا بدانند در باره ي چه گياها صحبت مي كنند، گياهان را به روشي موسوم به سيستم طبقه بندي علمي نامگذاري كرده اند.اين روش كه دقيقترين روش ها است توسط لينه(Carolous Linnaeus) بنيان گذاري شده است و به همين نام هم معروف مي باشد.در اين روش موجودات را بر اساس خصوصيات ريخت شناسي ، تكاملي و ژنتيكي در هفت طبقه قرار مي دهند. ترتيب طبقات عبارتند از :

1- سلسله(Kingdom)

2- بخش(Division)

3- رده يا طبقه(Class)

4- راسته(Order)

5- تيره يا خانواده(Family)

6- جنس(Genus)

7- گونه(Species)


گياهان زراعي به رده ي نهاندانگان تعلق دارند. هر گونه ي گياهي مجموعه اي از گياهان را در بر مي گيرد كه از نظر خصوصيات ظاهري شباهت هاي زيادي با يكديگر داشته و بتوانند به سهولت و بدون اتخاذ تكنيك هاي خاص مانند انتقال جنين و غيره با يكديگر لقاح يافته و توليد بذر نمايندع به طوري كه بذر حاصل بتواند سبز ليد مثل مجدد انجام پذير باشد. مجموعه اي از گونه هاي كه در بعضي خصوصيات مشنرك هستند يك جنس گياهي را تشكيل مي دهند.

در طبقه بندي علمي ، هر گياه را با اسم گونه و جنس آن مشخص مي سازند.به همين جهت اين سيستم نامگذاري را دو اسمي نيز گويند. مثلا نام علمي گندم نان Triticum aestivum مي باشد. Triticum مشخص جنس و aestivum مشخص گونه گندم نان است.


گروه بندي گياهان زراعي بر اساس هدف توليد و مورد مصرف:

در اين گروه بندي نوع محصول توليد شده و نحوه ي مصرف آن مورد نظر است و چون يك محصول با اهداف مختلفي توليد ميشود ممكن است در چند گروه قرار گيرد.

1- غلات: گياهاني از تيره ي غلات هستند كه به منظور توليد دانه كشت ميگردند. دانه ي حاصله عمدتا به مصرف تغذيه انسان يا دام مي رسد مثل گندم، جو ... دانهي اين گياهان از نظر نشاسته غني و از لحاظ پرتئين نسبتا فقير مي باشد.

2- حبوبات: گياهاني از تيره ي بقولات هستند كه براي توليد دانه كشت مي شوند. دانه ي حاصله عمدتا به مصرف انسان مي رسد مثل لوبيا، نخود و .... دانه هاي حبوبات از نظر پرتئين غني مي باشند.

3- گياهان روغني: گياهاني از تيره هاي مختلف هستند كه جهت روغن گيري از دانه ي توليدي كشت مي شوند مثل پنبه، كتان ، لوبياي روغني و ....

4- گياهاعلوفه اي: گياهاني از تيره هاي مختلف هستند كه جهت استفاده از قسمت هاي هوايي ( به صورت تازه ،خشك و يا سيلو شده) در تغذيه ي دام كشت مي گردند. مانند ذرت علوفه اي ، علف سودان و....

5- گياهان ريشه اي: گياهاني از تيره هاي مختلف هستند كه براي استفاده از ريشه ي غده اي آنها كشت مي گردند، مانند چغندر، شلغم و ....

6- گياهان ليفي: گياهاني از تيره هاي مختلف هستند كه براي استفاده از الياف آنها كشت مي گردند. اين الياف ممكن است از پوست دانه منشاء يافته (مانند پنبه) و يا از فيبرهاي مستجات آوند آبكشي اوليه تشكيل يلفته با شند (مانند كتان و كنف)

7- گياهان غذه اي : گياهاني از تيره هاي مختلف هستند كه براي استفاده از ساقه ضخيم شده و زيرزميني آنها كشت مي گردند مانند سيب زميني معمولي.

8- گياهان قندي: گياهاني از تيره هاي مختلف هستند كه براي قندگيري از عصاره ي شيرين آنها كشت مي گردند مثل نيشكر و چغندر قند.

9- گياهان دارويي: گياهاني از تيره هاي مختلف هستند كه به منظور استفاده از مواد مخدر آنها و يا تهيه ادويه كشت مي شوند مانند توتون ، قهوه، چاي و .....


گروه بندي بر اساس مورد مصرف خاص:

اين گروه بندي بر اساس اهداف توليدي و يا زراعي خاص انجام شده است:

1- گياهان با مصرف پوششي يا كود سبز

2- گياهان جهت كشت جانش

3- گياهان با مصرف قصيلي( علوفه ي تر)

4- گياهان با مصرف سيلويي

5- گياهان همراه

6- گياهان مكمل


گروه بندي بر اساس عكس العمل به طول روز:

در اين گروه بندي چگونگي عكس العگياه نسبت به طول روز(طول شب) در رابطه با تبديل مريستم رويشي به جوانه ي گل مورد نظر است. در اين گروه بندي گياهان را به دو گروه روز بلند و روز كوتاه تقسيم مي كنند و اگر نسبت به طول روز عكس ال عملي نداشته باشند بي تفاوت ناميده مي شوند. بسياري از ارقام اصلاح شده ي گياهان زراعي عكس العمل زيادي به طول روز ندارند و بي تاوت مي باشند. علاوه بر طول روز عواملي مانند بالايي حرار، كمبود ازت و رطوبت خاك، افزايش سن گياه و ذخيره ي غذايي آن در تسريع انتقال از مرحله ي رويشي به مرحله ي زايشي نقش دارد.


گروه بندي بر اساس طول دوره ي رشد:

هر گاه جمعيت بزرگي از ارقام يك گو نه مورد توجه قرار مي گيرد، مشاهده مي شود كه بعضي بسيار زود و بعضي بسيار دير به گل رفته و سيكل حياتي خود را تكميل مي كنند. لذا ارقام يك گياه ممكن است بر اسا س تعداد روز از سبز شدن تا رسيدگي به گروه هاي زودرس و ميان رس و ديررس تقسيم نمود.


گروه بندي بر اساس حرارت مطلوب رشد:

اين گروه بندي بر اساس شرايط حرارتي مناسب رشد محصول انجام شده و در نتيجه نشانگر بخشي از سال است كه محصول در آن رشد مطلوبي انجام مي دهد. اين قسمت بندي مطلق نبوده و و گياهان زيادي در حد فاصل دو گروه قرار مي گيرند.

1- گياهان سرمادوست: اين گياهان بهترين رشد خود را در هواي خنك (حدود 15 تا 25 درجه سانتي گراد) انجام مي دهند در هواي گرم ( بيش از 30 درجه سانتي گراد) آسيب مي بينند و ماهيتا روز بلند مي باشند مانند گندم، جو، سيب زميني، نخود و.............

2- گياهان گرمادوست: اين گياهان بهترين رشد خود را در هواي نسبتا گرم (حدود 20 تا 30 درجه سانتي گراد) داشته و رشد آنها در هواي خنك بسيار كند مي باشد.اين گياهان روز كوتاه بوده و شامل گياهاني مثل لوبياي چشم بلبلي، ماش، ذرت و .....


گروه بندي بر اساس طول عمر:

اساس اين گروه بندي طول دوره ي معمول رشد محصول بر حسب سال زراعي و تاريخ كاشت معمول براي برداشت محصول اقتصادي مي باشد.در گروه بندي بر اساس طول عمر گياه كروه هاي يكساله،چندساله و دوساله قرار مي گيرند. حداكثر طول رشد گياهان يكساله كمتر از يك سال زراعي ، دوساله بيش از يك سال زراعي و معمولا سه فصل زراعي و چندساله بيش از دو وغالبا چند سال زراعي طول مي كشد.


گروه بندي بر اساس عمليات زراعي:

در اين گروه بندي امكان انجام عمليات وجين در بين رديف هاي كاشت مورد نظر است:

1-گياهان وجيني: حجم رويشي هر بوته زياد بوده و معمولا با فاصله رديف بيش از 40 سانتي متر كشت مي شوند مانند سيب زميني ، پنبه و....

2-گياهان غير وجيني: حجم رويشي هر بوته كم است و در نتيجه گياه با تراكم زياد و به صورت پراكنده يا با فاصله ي رديفهاي كمتر از 40 سانتي متر كشت مي شوند مانند گندم ، جو و.......

feedback
1391,02,04, ساعت : 09:20 بعد از ظهر
کلیات و شناخت مراحل رشد
شروع کاشت و شناسایی مراحل رویش
- تا آنجا که می توانید کاری کنید که گیاه هرچه زودتر سبز شود تا از قرار گرفتن جوانه ها در معرض بیماری های خاک زاد جلوگیری شده و از تبدیل علف ها به رقیب زراعت جلوگیری گردد.
- بذر را در عمق 1/5 تا 2/5 سانتی متری و در رطوبت بکارید و یا مزرعه را بلافاصله آبیاری کنید.
- دمای خاک برای سبز شدن حداقل باید 10c یا بیشتر باشد.
- کلزای پاییزه را زمانی کشت کنید که قبل از رسیدن سرمای منطقه حداقل 8 برگ کامل داشته و یک رزت قوی تشکیل داده باشد.
- از بذر های تمیز و گواهی شده استفاده کنید.
- بذر های گواهی شده کشاورز را از داشتن زراعتی با ویژگی های مورد انتظار مطمئن می سازد.
از فروشنده بذر اطلاعات مربوط به بیماری ها و گواهی عدم وجود علف های هرز را درخواست کنید. شما که قصد ندارید بذر علف هرز و یا بیماری را به مزرعه خود وارد کنید!
- بذر های چاق و به خوبی رسیده بخرید.
- از بذرهایی با 95% قوه نامیه و یا درصد قوه نامیه بالاتر استفاده کنید تا به سبز یکنواخت برسید

* هرگز، هرگز، هرگز در مورد ضد عفونی کردن بذر خست به خرج ندهید این کار نوعی صرفه جویی کاذب است رقمی را انتخاب کنید که برای منطقه شما مناسب باشد.
* کاشت خیلی عمیق بذر توسعه بیماریهای جوانه را تشدید می کند.

بهاره یا پاییزه؟ این نخستین تصمیمی است که باید بگیرید
ارقام بهاره برای به ساقه رفتن و گل دادن نیاز به سرما ندارد ولی ارقام پاییزه برای به ساقه رفتن و گل دادن به یک دوره مشخص سرما نیاز دارند تا به اصطلاح بهاره شوند
بهاره یا پاییزه بودن دلیل مقاومت به سرما نیست
ارقام پاییزه در مناطق سرد و سرد معتدل در اواسط شهریور تا اواسط مهر کشت می شوند و عملکردی بیشتر از ارقام بهاره دارند و بسته به رقم از اواخر خرداد تا اواسط تیرماه برداشت می شوند.
- ارقام پاییزه را طوری بکارید که حدود هشت هفته امکان رشد داشته و بتواند رزت قوی برای مقابله با سرما تولید کنند.
- ارقام پاییزه را در مناطق اراک، قم، همدان، مناطق سردسیر کرمانشاه، کردستان، لرستان، آذربایجان غربی و شرقی، مناطق سرد فارس، اصفهان و اردبیل و نواحی کوهستانی و سرد مازندران کشت کنید.
- اگر رقم پاییزه را دیر بکارید احتمال سرمازدگی جوانه ها بسیار زیاد خواهد بود. اگر زمان کاشت توصیه شده سپری شد، بهتر است از کاشت کلزا صرفنظر کنید.
- ارقام بهاره را در مناطقی که خطر سرمای زمستانه وجود ندارد، کشت کنید. عملکرد آنها از ارقام پاییزه کمتر است.
- ارقام بهاره را طوری بکارید که سرمای بی موقع به آنها آسیب نرساند. با توجه به اینکه ارقام برای ساقه رفتن نیاز به سرما ندارند، بنابراین دوره رزت کوتاهی دارند و بلافاصله به ساقه می روند و اگر بی موقع کاشته شده باشند، این احتمال هست که وقوع سرما به ساقه های تازه آسیب برساند.
- در نواحی دشت مازندران و گرگان و گلستان در مناطق معتدل و نسبتا گرم جنوب کشور نظیر برخی مناطق خوزستان، فارس، گچساران و مناطق گرم غرب کشور و برخی مناطق سیستان و بلوچستان و کرمان از ارقام بهاره استفاده کنید.

در انتخاب رقم مناسب با مراکز تحقیقات، مروجین کشاورزی و کارشناسان شرکت دانه های روغنی مشورت کنید.

- برای نواحی اختصاصی کشت کلزا ارقام جدید در حال بررسی هستند. نتایج آزمایش های مراکز تحقیقاتی و آزمایش های استانی را قبل از انتخاب یک رقم بررسی کنید. یک رقم را هم به خاطر عملکرد بیشتر و هم به خاطر ویژگیهای خاص آن نظیر مقاومت به بیماری و غیره انتخاب کنید.
- خود را عادت دهید که سالی یکبار آزمایش های مراکز تحقیقاتی را ببینید! این بازدیدها اگر به صورت دسته جمعی باشد مطمئنا چیزهایی به شما خواهد آموخت که تا آن زمان از آن بی اطلاع بودید!
- اگر برای افزایش عملکرد خود را تنها به انتخاب رقم وابسته کنید مسلما ناامید خواهید شد. یک رقم ممکن است توانایی ژنتیکی تولید عملکرد بالایی داشته باشد ولی اگر از نظر مدیریت مزرعه کوتاهی شود، به ظرفیت های بالقوه نخواهد رسید.
ارقام کلزای پاییزه با مدیریت درست توانایی تولید 4 تن دانه در هکتار دارند. وقتی تنها 1 تن در هکتار عملکرد دارید، 3 تن محصول را به علت ضعف مدیریت از دست داده اید!!
- ارقام بهاره در مناطق مازندران و گرگان بدون آبیاری کشت می شوند. در اینجا کاهش عملکردها ممکن است تا حدی ناشی از شرایط جوی باشد. ولی وقتی در 2 مزرعه مجاور یکدیگر یک مزرعه 3تن و مزرعه دیگر 1 تن محصول می دهد آیا می توان شرایط جوی را مقصر دانست؟.

شناخت مراحل مختلف رشد کلزا

دانه رست
رزت
ساقه رفتن و غنچه دهی

feedback
1391,02,04, ساعت : 09:20 بعد از ظهر
تغذیه کلزا
مطمئن شوید که تغذیه کلزا متعادل است
هیچ زمینه به زراعی در کلزا بازگشت سرمایه ای همانند آنچه در حاصلخیزی خاک سرمایه گذاری شود، ندارد. کلید موفقیت در به حداکثر رساندن تولید کلزا حاصلخیزی و حاصلخیزی است.
آزمایش خاک را در تابستان به عنوان جزیی از کار و قبا از کاشت کلزا انجام دهید. کلزا تقریبا به نسبت های زیر نیازمند عناصر پرمصرف است:

N : P2O5 : K20 : S
5 : 2/4 : 4 : 1

معنی آن این است که اگر مثلا 100 کیلوگرم N (حدود 217 کیلوگرم اوره) به مزرعه می دهید، باید همراه آن 48 کیلوگرم P2O5 (87 کیلوگرم فسفات آمونیوم)، 80کیلوگرم فسفات آمونیوم حدود18% نیتروژن دارد، می توانید حدود 17 کیلوگرم از اوره مصرفی کم کنید و 200 کیلوگرم اوره بدهید. اگر آزمون خاک نشان دهد که مقداری از مواد غذایی در خاک وجود دارد، آنقدر کود بدهید که نسبت فوق رعایت شود. اضافه بر آن هدر دادن پول و کود است.
- متعادل بودن مواد غذایی امری اساسی است.
- تجزیه خاک نشان خواهد داد که مقداری از کودهای مورد نیاز در خاک وجود دارد. آزمایشهای تجزیه خاک با توجه به نسبت های فوق مقدار کودهای قابل توصیه را اعلام خواهند کرد.
- به این نکته توجه کنید که مقدار کود مصرفی باید با توقع عملکرد متناسب باشد. انتظار نداشته باشید که بدون دادن کود کافی عملکرد رضایت بخشی داشته باشید.
- مصرف کود زمانی موثر است که آب کافی در دسترس گیاه باشد.
- در مثال فوق کودهای توصیه شده برای عملکردی حدود 1700 کیلوگرم در هکتار است.
در بسیاری از کشورها با استفاده از سه اصل زیر مقدار کود دهی را تعیین می کنند:
- درصد عنصر در ساختمان گیاه
- مقدار این عنصر در خاک( که با آزمون خاک تعیین می گردد)
- عملکرد مورد نظر( به کیلوگرم در هکتار)
فرمول محاسبه مقدار N، P2O5 و K2O به شرح زیر است.
1- مقدار N
مقدارN
-
NO3 موجود در خاک (به کیلوگرم در هکتار)
-
(عملکرد مورد نظر به کیلوگرم در هکتار)
(0/065)
=
N مصرفی


2- مقدار P2O5 به روش بری
عملکرد مورد نظر
*
{(مقدار P2O5 در آزمون خاک بر حسب ppm )
(0/0017)
-
0/036}
=
P2O5 مصرفی


مقدار P2O5 به روش اولسون
عملکرد مورد نظر
*
{(مقدار P2O5 موجود در خاک بر حسب ppm )
(0/00034)
-
0/054}
=
P2O5 مصرفی


تعیین K2O
عملکرد مورد نظر
*
{(مقدار K2O در آزمون خاک بر حسب ppm )
(0/0022)
-
0/036}
=
K2O مصرفی


مثلا اگر در آزمون خاک مقدار P2O5 به روش اولسون 13ppm تعیین شد و عملکرد مورد نظر 2500 کیلوگرم در هکتار باشد، مقدار P2O5 قابل توصیه عبارتست از:
کیلوگرم در هکتار 18/5
=
2500
*
{(13)
(0/0022)
-
0/036}
=
P2O5 مصرفی


- اگر عملکردهای بیشتر توقع دارید، به شرط تامین آب باید کود را افزایش دهید.
- مصرف کود اضافی هدر دادن پول و مسموم کردن زمین است.
- مدیریت تنها مصرف کود و دادن آب نیست، مدیریت واقعی کود به اندازه مورد نیاز گیاه و دادن آب به حد کافی و به موقع است.
- کود را باید طوری بدهید که متناسب با رشد گیاه باشد. در زراعت کلزای پاییزه کود پتاسه و فسفره را در پاییز بدهید. حدود یک سوم کود نیتروژنه را در موقع کاشت و دو سوم آنرا در بهار و با شروع ساقه رفتن در دو قسط حدود یک سوم را در شروع ساقه رفتن و یک سوم باقیمانده را در اوایل گل کردن بدهید.

مقدار بذر
* کلزا را در بستری بکارید که به حد کافی چسبندگی داشته باشد. در غیر اینصورت عمق کاشت را نمی توان کنترل کنید.
* بستر کاشت هنگامی که چسبندگی کافی دارد که وقتی وارد آن شدید، بیشتر از ضخامت کفه چکمه های کار در خاک فرو نرود.
* هر ساله تصمیم گیری در مورد فشرده کردن خاک را بر پایه شرایط خاک انجام انجام دهید. معمولا خاکهای ریز بافت به سادگی و بیش از حد به هم می چسبند، و وقتی چسبیدند می توانند چنان فشرده شوند که تامین اکسیژن برای رشد جوانه محدود شود.
مقدار بذر
- دامنه تغییرات بذر مصرفی 5 تا 10 کیلوگرم در هکتار است.
مزرعه را طوری بکارید که متناسب با شرایط خاک و احتمال مقابله با تنش ها در هر متر مربع 75 تا 185 بوته داشته باشید.

زراعت
- کلزا را همانند گندم در فواصل ردیف های 15 تا 25 سانتی متری بکارید. فاصله ردیف های زیاد سبب رشد شدید بوته ها و ایجاد مشکل در برداشت می گردد.
- ریزی و درشتی دانه (اندازه دانه - وزن هر دانه) بر مقدار بذر مصرفی تاثیر گذار است. هر قدر دانه ها درشت تر باشند، در هر کیلوگرم بذر تعداد کمتری بذر وجود دارد و در نتیجه مصرف بذر بیشتر می شود.
- شرایط کاشت از جمله خطر بالقوه بیماری ها و آفات بر مقدار بهینه بذر مصرفی تاثیر می گذارد.
- در شرایطی ضعیف تر از شرایط بهینه نیاز به بذر بیشتری است. در شرایط بهتر از متوسط 60 تا 80 درصد بذرها گیاهان زنده تولید می کنند و در شرایط متوسط 40 تا 60 درصد بذرها بوته های زنده به دست می دهند. بنابراین در موقع کاشت بذر علاوه بر قوه نامیه به این موارد توجه کنید؛
- مقدار بذر کمتر به معنای تعداد بوته کمتر است. بنابراین زمان طولانی لازم است تا گیاه سطح مزرعه را بپوشاند. این وضعیت به علف ها فرصت می دهد تا خود را مستقر کرده و با زراعت رقابت کنند.
- تعداد بذر کمتر( تعداد بوته کمتر) به گیاه اجازه می دهد که شاخه بیشتری بدهد. این کار دوره رشد را طولانی تر کرده و سبب تاخیر در رسیدن می شود.
جدول مقدار بذر مصرفی در کلزا برای فاصله خطوط 15 سانتی متر

مقدار بذر مصرفی (کیلوگرم در هکتار)
تعداد بذر(در متر مربع)
تعدا بوته در هر متر از خطوط کاشت

3
75
11

4
100
15

5
125
15

6
150
23

7
175
27

8
200
30

9
225
34

10
250
38


طراحی یک برنامه استفاده از علف کش
- یک برنامه خوب کنترل علف امری اساسی است زیرا در کلزا در مرحله جوانه زدن در رقابت با علف بسیار ناتوان است.
- تعدادی از علف ها به ویژه علف های خانواده کوریسیفر در سالهای کشت محصول غیر کلزا می توانند به عنوان میزبان بیماری ها و آفات عمل کنند. کنترل علف ها در سالهایی هم که کلزا کشت نمی شود دارای اهمیتی یکسان است. یک کشاورز خوب در مزرعه غلاتی که قصد دارد در آن کلزا بکارد، با این علف ها به خوبی می تواند مبارزه کند. این مبارزه علاوه بر اینکه علف های مزاحم گندم را دفع می کند علف هایی را هم که ر مزرعه کلزا نمی تواند با آنها مبارزه کند، مهار کرده است.
- کنترل علف در کلزا نیازمند روشهای مدیریت زراعی نظیر تناوب زراعی، استفاده از بذرهای عاری از علف هرز و خاک ورزی درست همراه با انتخاب علف کش های مناسب و کاربرد صحیح آن هاست. مقاومت به گروهایی از علف کش ها در بسیاری از نواحی کشت کلزای جهان یک حقیقت مسلم است. برای جلوگیری از چنین وضعیتی به صورت منظم در بین گروههای علف کش و ( نه علف کشها) تناوب ایجاد کنید . (جدول را نگاه کنید).
- در مزرعه قدم بزنید و گون های علف موجود را شناسایی کنید. مشاهدات مزرعه ای هم چنین شما را درباره توسعه علف های مقاوم هوشیار خواهد ساخت. در دشناسایی علف های هرز مزرعه خود را از متخصصین علف های هرز کمک بگیرید.
گروه 1 {حاوی باریک برگ کش های ACCase ، }

Champion Plus , Assure
Hoe-Grass284 , Fusion, Fusilale
Prevail*, Poast, Hoe-Grass II
Select, Lasser DF*,Lasser*
Triumph plus, Puma, Venture
گروه 2 {حاوی ممانعت کننده های ALS/AHAS ، }

Ally, Assert, Champlon plus*
Express, LassserDf, Muster,
Pursuit, Refine Extra, Triumph Pluse*



گروه 3 {حاوی dinitroanalines ، }

Advance, Edge, Rival,
Treflan, Bonanze,
Fortress*

گروه 4 {حاوی علف کشهای تنظیم کننده رشد }

2.4-D, MCPA, Banvel, Bactril M*,
Champion Plus*, Estaprop,
Turboprop, Dyvel, Dichiorprop D,
Dyvel DS, Kil Mor, Lasser Df*,
Lontrel, Prevail*, Target, Thumper*,
Tordon 202C, Tropotox Pus,
Triumph plus
گروه 5 {حاوی triazines ، }

Bladex, Lexone, Sencor,
Atrazine
گروه 6 {حاوی Bromoxynil

Bactril M*, Hoe-Grass II*,
Paradner, Lasser*, Thumper



گروه 7

Lorox, Afolan, Linuron
گروه 8

Avadex BW, Avenge, Fortress
سایر علف کش ها

Stampede, Roundup, Matavan
Eptam, Basagran, ICA

برخی فرآورده ها حاوی بیش از یک ماده فعال هستند و بنابراین ممکن است در بیش از یک گروه قرار گیرند.
در برخی موارد هر دو ماده فعال در کشتن علفی یکسان فعال هستند و مکانیسم های متفاوتی از عمل را بکار می برند.
در این موارد استفاده از مخلوط علف کش ها ممکن است فرآیند ایجاد مقاومت در علف ها را آهسته تر کند.




تصویر بزرگ


انتخاب مزرعه و تناوب زراعی:
کلزا در محدوده وسیعی از خاک ها رشد می کند، ولی مناسبترین اراضی برای رشد کلزا، خاک هایی با بافت متوسط، زهکشی مناسب، مواد آلی کافی و PH حدود 5/6 می باشد. کلزا در شرایط ایستابی، سیلابی و زهکشی ضعیف زمین و PH پایینتر از 5/5 نباید کشت شود. کلزا در تناوب هر محصولی که اجازه تهیه بستر مناسب بذر را داده و از توسعه عوامل بیماری زای خاک زی جلوگیری کند، رشد می نماید. به ویژه در تناوب با غلات، عکس العمل مطلوبی نشان می دهد. این تناوب باعث کنترل بیماری های، آفت و علف های هرز کلزا می گردد. تحقیقات نشان داده که عملکرد گندم پس از کلزا حدود 27 درصد بیشتر از عملکرد گندم پس از آیش بوده است.
کشت متوالی کلزا در یک زمین یا کشت ان در تناوب با سایر گیاهان جنس براسیکا باعث تشدید بیماری های کلزا می گردد، چرا که در این حالت عامل بیماری زا می تواند در سالهای متوالی در خاک و روی گیاه میزبان باقی بماند و جمعیت خود را افزایش دهد. بنابراین هنگام انتخاب یک منطقه برای تولید کلزا، توجه به تناوب زراعی منطقه بسیار مهم است. زراعت های متعددی هستند که بیماری مشترک با کلزا دارند.

لیست زراعت های عمده و فاصله زمانی بین تولید آنها با کشت کلزا
محصول
تناوب سال
ملاحضات

گندم، یولاف، جو
0
هیچ بیماری مشترکی وجود ندارد. این گیاهان می توانند قبل یا بعد از کلزا کشت گردند. دقت شود باقی مانده علف کش کشت را به تعویق می اندازد.

ذرت و سورگوم
1
در مناطقی که آترازین برای کنترل علف هرز استفاده می شود.


0
اگر باقی مانده علف کش قابل ملاحضه نباشد.

سیب زمینی، شبدر، لوبیا و پنبه
1
بیماری مشترک ریزوکتونیا و فوزاریوم ریشه

یونجه و سویا
2
بیماری مشترک ریزوکتونیا، فوزاریو ریشه و پوسیدگی اسکلروتینیایی ساقه.

آفتابگردان و کلزا
3
بیماریهای مشترک ریزوکتونیا، فوزاریوم ریشه، و وسیدگی اسکلروتینیایی ساقه، برای جلوگیری از افزایش بیماری ها، آفات و علف های هرز، کلزا نباید بیش از یک مرتبه در یک دوره چهارساله کشت گردد.


از موارد مهم دیگر که باید به آن توجه کرد علف های هرز و علف کش های مصرف شده در زراعت های قبلی مزرعه است. همیشه باید قبل از کشت کلزا یا هر محصول حساس دیگر به برچسب علف کش های مصرفی توجه نمود.

لیست علف کشهای مشترک و دوره انتظار آنها
علف کش
محدودیت (ماه)
علف کش
محدودیت(ماه)

Accent
10 ماه در PH کمتر از 5/6
18 ماه در PH بیشتر از 5/6
Lorox
4

Ally
18
Lorox Plus
18

Atrazine
12
Pinnacle
5/1

Beacon
18
Princep
12

Canopy
18
Pursuit
26

Classic
15
Reflex
18

Command
16
Salute
12

Devrinol
12
Scepter Commence
18

Dual
18
Sencor
12

Glean
18
Squadron
18

Harmony Extra
2
Tornado
18

Lexone
12
Tri-Scept
18



Turbo
12

feedback
1391,02,04, ساعت : 09:21 بعد از ظهر
تولید محصولات باغی و زراعی


الف) مراحل آماده سازی زمین و کاشت:

روشهای متداول کاشت محصول انگور بصورت جوی پشتهای و عرقابی میباشد که ابتدا در اسفند ماه زمین را شخم زده و با نهرکن یا بیل مکانیکی جوی بعمق cm80 تا m5/1 تهیه میکنند و سپس چالههایی جهت غرس نهال را آماده میکنند و داخل چاله را با کود حیوانی و یا ماسه بادی و مقداری کود شیمیائی فسفا و پتاس را مخلوط کرده و دخل چاله میریزند. سپس در بهار که هوا مساعد میباشد نهالهای تهیه شده از خزانه یا قلمرو تهیه شده از باغات انگور همجوار را که بین 800 تا 1500 اصله را میباشد را داخل چاله گذاشته و خاک پای آنها داده و سپس اقدام و به آبیاری مینمایند.

ب) مرحله داشت :

این مرحله شامل ـ آبیاری ـ مبارزه با علفهای هرز ـ آفات و بیمار می باشد.

ـ در این مرحله کود ازت در فواصل آبیاری که باغات 1 تا 4 ساله معمولاً بین 7 تا 8 مرحله میباشد کود ازت جهت رشد رویشی و انگور استفاده میگردد و با

ـ همچنین بلحاظ تربیت مناسب بوته انگور به طرف پشته اقدام به هرس فرم در باغات جوان و در باغات من هرس خشک در اسفند و فروردین و سبز در اردیبهشت و خرداد و مرداد ماه صورت میگیرد.

feedback
1391,02,04, ساعت : 09:22 بعد از ظهر
ـ همچنین جهت مبارزه با علفهای هرز و اقدام به پیل زنی پای بوتهها و پشتهها مینمایند که با صرف نیروی کارگری زیاد صورت میگیرد.

ـبا توجه به اینکه آفاتی نظیر تریپس ـ کرم خوشه خوار از عمده آفات این محصول میباشد. باغداران در صورت مشاهده آفات فوق ضمن انجام اقدامات پیشگیری و مبارزه مکانیکی و بیولوژیکی بین 2 تا 3 مرحله اقدام به پائینی باغات مینمایند.

ج) مرحله برداشت:

معمولاً از 15 شهریور تا به مهرماه زمان برداشت انگور منطقه میباشد و با توجه به نوع بهرهبرداری از محصول زمان برداشت متفاوت میباشد چنانچه جهت کشمش باشد از 15 شهریور اقدام به برداشت انگور و تبدیل آن به کشمش آفتابی و یا ( که مخلوط 5/2 کیلوگرم پودر کربنات پتاسیم همراه با 1 لیتر روغن استرالیائی در 5 لیتر آب جهت 1 تن انگور مورد استفاده قرار میگیرد ) و جهت ارسال به بازارهای فروشه معمولاً از 25 شهریور به بعد شروع میگردد.

آبیاری درختان مرکبات و پسته در مناطق جنوبی دره سن جو کیون (آمریکا):

در این مقاله نیاز آبی درختان در منا طق جنوبی در ه سن جو کیون آمریکا مورد قیاس قرار گرفته است و با توجه به فرمولهای برآورد کننده نیاز آبی گیاهان بررسی ها بعمل آمده است .

آنچه که در این مطالعات مد نظر قرار گرفته است پارامترهای مرتبط با تعیین نیاز آبی می باشد که از جمله عمده ترین آنها می توان به شرایط اقلیمی، گسترش تاج درختان، ارتفاع گیاه، عمق ربشه، شوری، انتقال افقی گرما اشاره نمود. همچنین در برآورد آب مورد نیاز برای درختان در نظر گرفتن سن و سال و تراکم تعداد درختان در وادحد سطح به عنوان عاملی مهم در تعیین نیاز آبی بشمار می رود که در برآوردها نقش مهمی ایفا می نماید.

از مطالعات و بررسی های بعمل آمده بر روی دقت برآورد نیاز آبی درختان مورد مطالعه نتیجه گیری شده است که برای جلوگیری از انجام آبیاری های اضافی لازم است قبل از انجام آبیاری با استفاده از ابزارها و وسائل اندازه گیری رطوبت از وضعیت رطوبتی خاک مطلع شویم و پس از اطمینان کافی از دقت روشها از آنها بهره برداری نمائیم.

این بررسی ها در مورد نیاز آبی درختان پسته نشان می دهد که برغم مقاوم بودن درختان پسته به تنش های خشکی، جهت حصول به محصول مناسب به آب قابل توجهی نیازمند می باشند بطوریکه با توجه به مطالعات گلد همر درختان بارور پسته در شرایط پسته کاری آمریکا به عمق آب 8/40 اینچ در سال ( 10300 متر مکعب در هکتار سال ) نیازمند می باشند .

تحلیل :

استفاده از مقادیر پیشنهادی فاکتور گیاهی و تبخیر وتعرق گیاه مرجع جهت برآورد نبیاز آبی گیاهان هر منطقه کفایت نمی نماید جهت نگرش دقیق تر لازم است به عواملی از قبیل شعاع سایه انداز یا بعبارت دیگر به سطح پوشش باغ توسط درختان، وضعیت شوری آب و خاک، ارتفاع گیاه و ادوکسیون توجه نمود. انجام آبیاری های بیش از حد احتیاجات درختان پسته می تواند سبب آبشویی این عناصر از پروفیل ریشه گردیده وآنها را از دسترس گیاه خارج نماید لذا در مناطقی که مثلاً با کیفیت های نامطلوب آب مواجه هستیم واز طرفی مشکلات کم آبی را نداریم نبایدبه آبیاری های بیش از حد مبادرت ورزید.

feedback
1391,02,04, ساعت : 09:23 بعد از ظهر
گلهای دائمی پیازی و غده ای و ریزوم دار اسم فارسی
اندام ذخیره ای
خانواده
اسم لاتین

بگونیا پیازی
پیاز
Begoniaceae
Begonia tuberosa

بگونیا پیازی
ریزوم
Begoniaceae
B.masoniana

بگونیا رکس
ریزوم+ قلمه برگ
Begoniaceae
B.rex- cultorum

اختر
ریزوم
Cannacea
Canna generalis

اختر
ریزوم(ساقه زیر زمینی)
Cannacea
C.indica

گل برف- موگه
ریزوم ضخیم
Liliaceae
Convallaria mahalis

سیکلا من
هیپوکوتیل گوشتی ضخیم
Premulaceae
Cyclamen persicum

خورشیدی
پیاز- ریشه گوشتی
Amaryllidaceae
Clivia miniata

زعفران زینتی
کورم corm
Iridaceae
Crocus aureus

ارکیده
پیاز کاذب
Orchidaceae
Oncidium sp.

ارکیده
پیاز کاذب
Orchidaceae
Cymbidium sp.

کوکب
ریشه غده ای
Compositae
Dahlia pinnata

کوکب
ریشه غده ای
Compositae
D.hybrida

لاله واژگون
پیاز
Liliaceae
Frtillaria imperialis

گلایول
کرم corm
Iridaceae
Gladiolus grandiflorus

سنبل
پیاز
Liliaceae
Hyacinthus orientalis

زنبق
ریزوم
Iridaceae
Iris germanica

مریم رشتی(سوسن)
کرم(پیاز تو پر)
Liliaceae
Lilium iongiflorum

نرگس معطر
پیاز حقیقی
Amaryllidaceae
Narcissus odoratus

نرگس شعرا
پیاز حقیقی
Amaryllidaceae
Narcissus poeticus

مریم معطر
پیاز
Amaryllidaceae
Polianthes tuberosa

الاله ایرانی
ریشه غده ای
Ranunculaceae
Ranunculus ariaticus

لاله
پیاز حقیقی
Liliaceae
Tulipa yesneriana

شیپوری
ریزوم
Araceae
Calla aethiopica

شیپوری
ریزوم
Araceae
Arum creticum

همروکالیس(زنبق وحشی)
ریشه غده ای و گوشتی
Liliaceae
Hemerocallis flava

برگ عبائی
ریشه گوشتی
Liliaceae
Aspidistra elatior

شقایق نعمانی
ریشه غده ای
Ranunculaceae
Anemone coronaria

نیلوفر ابی
ریزوم
Nymphaeaceae
Nymphaea capensis

سنبله کلشیکوم
پیاز حقیقی
Liliaceae
Colchicum autumnale

کوردیکین
ریزوم
Liliaceae
Cordyline terminalis

اماریلیس(نسرین)
پیاز
Amaryllidaceae
Amaryllis belladonna
www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)

feedback
1391,02,04, ساعت : 09:24 بعد از ظهر
رده بندی تک لپه ایها-Monocotyledon:

تکامل و فیلوژنی تک لپهایها

تشابه کامل دستگاه تولید مثل در تک لپهایها و دو لپهایها نشان میدهد که نهاندانگان شاخه متشابهی از گیاهان گلدار را تشکیل میدهند که ممکن است دارای منشا مشترک باشند. اموزه اکثر گیاهشناسان بر این عقیده استوار هستند که تک لپهایها از دو لپهایهای جدا برچه یعنی آلالهگان (Ranales) منشا گرفتهاند. وجود یک لپه واحد در انواع متعدد آلالهگان ، پراکندگی دستجات آوندی در ساقه انواع مختلفی از آلالهگان مانند نیلوفر آبی و وجود گلهای سه قسمتی در گونههای متعددی از آلالهگان ، نظریه فوق را تائید میکنند.



رده بندی تک لپه ایها
راسته Helobiales یا Apocarpales

گیاهانی هستند آبزی ، دارای برچههای فراوان و جدا از هم ، پرچمهای زیاد با استقرار مارپیچی ، گلهای ناقص ، دانه فاقد آلبومن و تخمدان فوقانی که شامل تیرههای زیر است.

تیره تیر کمان آبی alismaceae: گیاه معروف این تیره sagittaria sagitifolia است.

تیره هزارنی Butomaceae: گونه معروف آن هزارنی یا Buttomus است.

تیره Iuncaginaceae: گونه معروفش Triglochin است.

راسته spadiciflorales

گل آذین از نوع سنبله یا از نوع اسپادیس است که بوسیله یک یا چند براکته محافظ به نام اسپات پوشیده شده است. دانه دارای آلبومن ، گلهای ناقص و تخمدان فوقانی که شامل تیرههای زیر است.

تیره خرما palmae: گیاهانی هستند درختی یا علفی با ساقه راست و استوانهای. خرما (phoenix) و نارگیل (cocos) از گیاهان معروف این تیره هستند.

تیره گل شیپوری Araceae: از گیاهان این تیره ، گل شیپوری (Arum) دارای نمونههای خودرو در ایران میباشد.

تیره عدسک آبی lemnaceae: از گیاهان این تیره عدسک آبی (Lemna minor) در شمال ایران دیده میشود.

تیره گرز Typhaceae: گیاهان معروف این تیره نی لوئی sparganium و Typha میباشد.

راسته glumales

گل آذینها از نوع سنبله ، گلها ناقص ، دانه دارای آلبومن آردی شکل و تخمدان فوقانی که شامل تیرههای زیر است.

تیره گندم Gramineae: تیرهای شامل 600 جنس و 2000 گونه. ارزن ، ذرت ، برنج ، نیشکر ، جو و چاودار از گیاهان معروف این تیره است.

تیره جگن cyperaceae: نی بوریا cyperus و جگن carex از گیاهان معروف این تیره است.

راسته Liliales

گلها منظم و کامل ، دانه دارای آلبومن ، تخمدان فوقانی که شامل تیرههای زیر است.

تیره آلاله LiLiaceaee: پیاز (Allium) ، لاله (Tulipa) ، گل حسرت (colchicum) و مارچوبه (Asparagus) از گیاهان معروف این تیره است.
تیره برگ بیدی commelinaceae: برگ بیدی Tradescantia در ایران به صورت زینتی پرورش مییابد.
تیره سازو Juncaceae: گیاه سازو juncos در این تیره قرار دارد.

راسته Albominales

دانه دارای آلبومن ، گلها منظم یا نامنظم و تخمدان تحتانی. موز ، زنجبیل ، گل نرگس ، هل ، زنبق و آناناس از تیرههای معروف این راسته هستند.

راسته Exalbominales

دانه فاقد آلبومن گلها نامنظم و تخمدان تحتانی. تیره معروف این راسته ، ثعلب یا ارکیده است که دارای گونههای فراوانی در ایران میباشد.

feedback
1391,02,04, ساعت : 09:24 بعد از ظهر
بررسی تنش های زیستی ومحیطی بر گیاهان:

تنش آبی

آب ملکول مهمی برای تمامی فرآیندهای فیزیولوژیکی گیاهان بوده، بین 80 تا 90% بیوماس گیاهان علفی را تشکیل میدهد. اگر مقدار آب در گیاه ناکافی باشد، گیاه مرحله کم آبی را تجربه نموده که اصطلاحا به آن خشکسالی میگویند. کم آبی نه تنها در اثر کمبود آب، که در اثر تنشهایی همچون دمای پایین یا شوری نیز حاصل میشود، بنابراین در این فرآیندها و فعل و انفعالات، ترکیبات ملکولی زیادی دخالت دارند. همه این تنشها واجد یک اثر منفی بر روی تولید و عملکرد گیاه می باشند که این خود، حوزه تحقیقاتی وسیعی را برای بهبود عملکرد گیاهی می طلبد.

گیاهان برای سازگار شدن با شرایط کم آبی، مکانیزمهای گوناگونی را توسعه داده اند. جنبه های ژنتیک ملکولی، امکان پاسخ مناسب و سازگاری با این تنش را به آنها داده است. اثرات متقابل بین گیاه و محیط، بستگی به شدت و مدت زمان دوره کم آبی و نیز مرحله نمو گیاه و پارامترهای مورفولوژیکی/ آناتومیکی گیاه دارد. تمامی موجودات زنده از باکتریها گرفته تا یوکاریتها، برخوردار از یک سری سنسورها، واسطه های انتقال دهنده پیام و تنظیم کننده هایی هستند که امکان پاسخ و سازگاری با تغییرات آب قابل دسترس را برای آنها فراهم ساخته است. دستگاه پاسخ سلولی شامل مواد انتقال دهنده محلول نظیر اکواپورین ها، فعال کننده های رونوشت برداری، آنزیمهای رمز کننده محلولهای سازگار، مواد تخریب کننده اکسیژن فعال و نیز پروتیین های محافظت کننده می باشد. برخی ارگانیزمها برخوردار از مکانیزمهای بسیار موثری برای زندگی در آشیانه های اکولوژیک کم آب می باشند. برای دفاع در مقابل صدمات ناشی از کم آبی و پسابیدگی، دو استراتژی عمده را میتوان برشمرد: یکی سنتز ملکولهای محافظت کننده در طی مرحله جذب مجدد آب برای اجتناب از این صدمات؛ و دیگری یک مکانیزم جبرانی در طی جذب مجدد آب برای خنثی سازی صدمات وارده.

تحمل کم آبی و پسابیدگی، از خصوصیات بذور اکثر گیاهان عالی بوده، ولی فقط برخی گونه ها نظیر گیاه احیاء Craterostigma plantagineum در تمامی اندامهای گیاهی خود واجد این خصوصیت اند.

تنش شوری

تنش شوری از تنشهای غیر زنده مهم است که اثرات زیانباری بر عملکرد گیاه و کیفیت محصول دارد. از مشخصه های یک خاک شور، سطوح سمی کلریدها و سولفاتهای سدیم می باشد. مساله شوری خاک در اثر آبیاری، زهکشی نامناسب، پیشروی دریا در مناطق ساحلی و تجمع نمک در نواحی بیابانی و نیمه بیابانی در حال افزایش است. شوری برای رشد گیاه یک عامل محدود کننده است بدان سبب که باعث ایجاد محدودیتهای تغذیه ای از طریق کاهش جذب فسفر، پتاسیم، نیترات و کلسیم، افزایش غلظت یونی درون سلولی و تنش اسمزی میگردد. در شرایط وقوع شوری، یونهایی مثل Na+ و Cl-، به داخل لایه های هیدراسیونی پروتیینها نفوذ کرده، سبب اختلال در کار این پروتیینها میگردند. مسمویت یونی، تنس اسمزی و کمبود مواد مغذی که در شرایط وقوع شوری رخ میدهد، سبب بهم خوردن توازن متابولیکی و در پی آن تنش اکسیداتیو میگردند. مکانیزمهای تحمل شوری را میتوان به هموستازی (شامل هموستازی یونی و تنظیم اسمزی)، کنترل صدمات ناشی از تنش (جبران صدمات و خنثی سازی مسمومیت) و تنظیم رشد دسته بندی کرد. تلاشهای زیادی برای درک مکانیزمهای تحمل شوری صورت گرفته است. موفقیت برنامه های اصلاحی با هدف نهایی بهبود عملکرد محصول، بخاطر فقدان درک روشنی از اساس ملکولی تنش شوری تا کنون چندان چشمگیر نبوده است. پیشرفتهای اخیر در زمینه آنالیز موتانهای غیر متحمل به شوری در گیاه مدل اربیدوپسیس و کلونه سازی ملکولی لوکوسهای ژنی مربوطه، تا حدودی به روشن شدن مکانیزم پیغام دهی تنش شوری و تحمل شوری در عالم گیاهی کمک نموده است.

feedback
1391,02,04, ساعت : 09:25 بعد از ظهر
تنش دمای پایین

یکی از مهمترین عوامل محیطی محدود کننده رشد گیاهان، دمای پایین می باشد. گونه های مختلف گیاهی از نظر قابلیت تحمل به تنش دمای پایین، بسیار متفاوتند. گیاهان گرمسیری حساس به سرما، حتی در دمای بالاتر از دمای انجماد بافتها، بطور جبران ناپذیری آسیب می بینند. گیاه بواسطه اختلال در فرآیندهای متابولیکی، تغییر در خواص غشاءهای سلولی و اندامکی، تغییر در ساختمان پروتیینها و اثرات متقابل میان ماکروملکولها، و نیز توقف واکنشهای آنزیمی دچار صدمه میگردد. گیاهانی که به یخبندان حساس ولی به سرما متحمل هستند، در دمای اندکی زیر صفر قادر به ادامه حیات بوده، ولی بمحض تشکیل کریستالهای یخ در بافتها، بشدت آسیب می بینند. این در حالی است که گیاهان متحمل به یخبندان قادر به ادامه حیات در سطوح متفاوتی از دماهای یخبندان هستند، البته درجه واقعی تحمل بستگی به گونه گیاهی، مرحله نمو گیاه و مدت زمان تنش دارد.

قرار گرفتن گیاهان در معرض دمای زیر صفر منتج به تشکیل کریستالهای یخ در فضای بین سلولی، خروج آب از سلولها و از دست رفتن آب سلول (پسابیدگی) میگردد. بنابراین، تحمل به یخبندان با تحمل به پسابیدگی (که در اثر خشکی یا شوری زیاد بوجود می آید)، همبستگی شدیدی دارد. پسابیدگی ناشی از یخبندان سبب اختلالات گوناگونی در ساختمانهای غشایی از جمله بهم چسبیدن غشاءها میگردد. اگرچه پسابیدگی سلولی ناشی از یخبندان، علت اصلی صدمات ایجاد شده در اثر یخبندان می باشد، ولی عوامل دیگری هم در این امر دخالت دارند. کریستالهای در حال رشد یخ سبب وارد آمدن خسارات مکانیکی به سلولها و بافتها میشود. دمای بسیار پایین حاکم در شرایط وقوع یخبندان فی نفسه و پسابیدگی ناشی از آن سبب واسرشتگی پروتیینها و تخریب کمپلکس های ماکروملکول میگردد. وجه مشترک همه تنشهای پیچیده ای نظیر دمای پایین، تولید گونه های اکسیژن فعال (ROS) می باشد، که میتواند سبب صدمه دیدن ماکروملکولهای مختلف درون سلول گردد. دمای پایین بخصوص وقتی با یخبندان همراه باشد، با سیستمهای موثر جلوگیری کننده از تولید اکسیژن فعال که عامل وقوع تنش اکسیداتیو است، همبستگی دارد.

گیاهان نواحی معتدله با فعال نمودن مکانیزم سازگاری به سرما که منتج به افزایش تحمل به یخبندان میگردد، به دمای پایین واکنش نشان میدهند. این فرآیند سازگاری با تغییر نحوه ابراز برخی ژنهای مسوول واکنش به تنش همراه است. این ژنها تولید پروتیینها و متابولیتهای نگهدارنده ساختمانهای سلولی و حافظ نقش آنها در مقابل اثرات منفی یخبندان و پسابیدگی ناشی از آن را کنترل می نمایند. تغییر در ابراز ژتهای عامل واکنش به سرما توسط مجموعه ای از فاکتورهای رونوشت برداری که به محرکهای دمایی واکنش نشان میدهند، کنترل میگردد.

آبسیزیک اسید هورمون پیغام دهنده وجود تنشهای غیر زنده

از آبسیزیک اسید (ABA) بعنوان "هورمون تنش" یاد میشود که به تنشهای محیطی مرتبط با تغییر در فعالیت آب، بوسیله مکانیزم های متابولیکی و نموی واکنش نشان میدهد. گیاهان بوسیله تغییر در غلظت ABAبه تنشهای محیطی نظیر خشکی و شوری واکنش نشان میدهند، ولی از طرف دیگر ABAبعنوان یک علامت داخلی ضروری برای نمو متناسب با رشد گیاه نیز محسوب میگردد. پس از اینکه غلظت آن از سطح آستانه فراتر رفت، سبب بسته شدن کامل روزنه ها و تغییر در نحوه ابراز ژن میگردد. سیستم پیام دهی ABA پدیده های سلولی گوناگونی از جمله تنظیم فشار تورگر و تغییر در نحوه ابراز ژن را کنترل میکند. پس بنابراین میتوان مسیر تنظیم کنندگی فشار تورگر را از مرکز پیام دهی صادره از هسته سلول تشخیص داد. اثرات متقابل میان ABAو سایر مسیرهای متابولیکی، در ایجاد توازن در متابولیسم، رشد سلول و تقسیم آن نقش دارد.

تنش فلزات سنگین

فلزات سنگین فلزاتی هستند که دارای چگالی بالاتر از 5 گرم بر سانتیمتر مکعب باشند. این تعریف از نقطه نظر بیولوژیکی بسیار سودمند است زیرا تعداد زیادی از عناصر موجود در طبیعت را شامل میگردد. ولی تنها تعداد اندکی از این عناصر در شرایط فیزیولوژیکی، بصورت محلول یافت و بنابراین ممکن است برای سلولهای زنده قابل دسترس باشند. در میان آنها عناصری وجود دارد که بعنوان ریز مغذی یا عناصر کمیاب (Fe, Mo, Mn, Zn, Ni, Cu, V, Co, W, Cr) برای متابولیسم گیاهی با اهمیت هستند و عناصری نیز وجود دارد که وقتی مقدار آنها در محیط رشد گیاه زیادتر از حد نرمال باشد، برای گیاهان مسمومیت زا هستند. عناصر دیگری نیز که نقش بیولوژیکی ناشناخته و خاصیت مسمومیت زایی بالایی برای گیاهان دارند (As, Hg, Ag, Sb, Cd, Pb, and U)، وجود دارد. بجز محیطهای طبیعی استثنایی، در حال حاضر به اثرات مخرب رهاسازی فلزات سنگین در طبیعت توجه زیادی میشود. منابع این فلزات عبارتست از ترافیک شهری، دورریزهای خانگی و پسابهای صنعتی. دفع غبار حاصل از کارخانجات، آئروسولها و خاکستر حاصل از صنایع فرآوری کننده فلزات، منجر به آلودگی نواحی روستایی شده است. در مزارع کشاورزی، آلودگی فلزات سنگین بخاطر تیمار خاک با پسابهای آلوده و استفاده بی رویه کودهای فسفاته حاوی کادمیم (Cd)، یک مساله فزاینده می باشد. دوام بلند مدت بیولوژیکی و باقی ماندن در خاک، سبب انباشته شدن این فلزات در زنجیره غذایی و در نتیجه تأثیرات منفی بالقوه برای سلامتی انسان میگردد. میزان دسترسی به این فلزات بستگی به نوع گیاه و میزان مورد نیاز آنها بعنوان ریز مغذی و قابلیت گیاهان برای تنظیم کارآمد متابولیسم آنها از طریق ترشح اسیدهای آلی یا پروتونها به محیط ریشه دارد. علاوه بر آن، خصوصیات خاک بر میزان تحرک آنها و بنابراین تنظیم میزان آزادسازی آنها در محلول خاک موثر است. توانایی گیاهان برای جذب فلزات از خاک، استفاده داخلی از آنها و مکانیزمهای رفع مسمومیت سلولی، حوزه های تحقیقاتی هستند که اخیرا با اقبال روزافزونی مواجه شده اند.

feedback
1391,02,04, ساعت : 09:26 بعد از ظهر
تنش اکسیداتیو

اکسیژن برای گیاهان مثل سایر موجودات هوازی، همانند یک تیغ دو لبه است. اگرچه برای رشد و نمو عادی ضروری است ولی تماس مداوم با آن منتج به صدمه دیدن سلولها و در نهایت مرگ آنها میگردد و این بدان خاطر است که اکسیژن در فرم ملکولی به اشکال مختلف " گونه های اکسیژن فعال (ROS)" بخصوص به فرم آنیون رادیکال آزاد سوپراکسید (- O2) و پراکسید هیدروژن (H2O2) احیاء میگردد، که خود اینها با ترکیبات سلولی گوناگونی واکنش داده، سبب صدمات شدید یا جبران ناپذیری شده، در نهایت منتج به مرگ سلول میگردند. ROSها در سلولهای گیاهی بوسیله هر دو روش القایی و ساختمانی به مقدار زیادی تولید میشوند ولی در شرایط عادی، تعادل رداکس سلولی از طریق روش ساختمانی که ویژه طیف وسیعی از مکانیزمهای آنتی اکسیدانی تکامل یافته جهت تخریب ROSها می باشند، حفظ میگردد.

تنشهای محیطی گوناگون و محرکهای داخلی سبب اختلال در تعادل رداکس از طریق افزایش تولید ROSها یا کاهش فعالیت آنتی اکسیدانی میگردند که بهمین سبب تنش آنتی اکسیدانی رخ میدهد. در واکنش به افزایش ROS، ابراز ژنهای رمز کننده پروتئینهای آنتی اکسیدان کاهش می یابد. در چنین شرایطی ابراز ژنهای رمز کننده پروتئینهای دخیل در طیف وسیعی از فرآیندهای امداد سلولی نیز کاهش می یابد. علاوه بر این، ROS از یک سری نقشهای پیام دهی، غیر از نقشهایی که در شرایط تنش آنتی اکسیدانی ایفاء میکند، برخوردار است.

تنش گرمایی

واکنش به تنش گرما در موجودات مختلفی همچون باکتریها، قارچها، گیاهان و جانوران با افزایش درجه حرارت تحریک میشود و مشخصه ویژه آن افزایش سنتز پروتئینهایی بنام " پروتیینهای شوک گرمایی (hsp ها)" می باشد. hspها دربرگیرنده چندین گروه از پروتیینهای حفاظت شده می باشند. شکل معمولی واکنش به تنش گرما بدین گونه است که تماس اولیه با یک تنش خفیف گرمایی، سبب ایجاد مقاومت به دوزهای کشنده غیر عادی میشود که گیاه بعداً با آنها مواجه میگردد. این پدیده را اصطلاحاً " تحمل گرمایی اکتسابی" گویند. از آنجا که سلولهای واجد قابلیت تحمل به گرما، مقادیر بالایی از hspها را بیان می نمایند، محققین به این نتیجه رسیده اند که این پروتئینها با تحمل به گرما مرتبطند. تنش دمای بالا سبب واسرشتگی شدید و تخریب پروتئینهای سلولی میگردد که اگر کنترل نشود، منتج به مرگ سلول خواهد شد. hspها بواسطه فعالیت کاپرونی خود، سلول را قادر به رفع صدمات ناشی از گرما به پروتئینها می نمایند. در طی تنش گرمایی، hspها ابتدا در جهت ممانعت از تخریب پروتئینها و تحریک تابیدن مجدد پروتیینهای واسرشته عمل می نمایند، ولی از آنجا که تشکیل پروتیین از لحظه سنتز اهمیت پیدا میکند، hspها نقشهای مهمی حتی در شرایط عادی ایفاء می نمایند.

تغییرات دمایی در طبیعت سریعتر از سایر عوامل تنش زا رخ میدهد. گیاهان به سبب عدم توانایی در حرکت و جابجایی، در معرض تغییرات وسیع درجه حرارت روزانه و یا فصلی قرار دارند و بنابراین باید خود را با تنشهای دمایی، سریع و بطور موثری سازگار نمایند. مشخصه واکنش به تنش دمایی، توقف رونوشت برداری و ترجمه طبیعی ژنها، ابراز بالاتر از حد پروتئینهای ویژه شوک گرمایی (hspها) و تحریک تحمل به گرما می باشد. اگر تنش خیلی شدید باشد، مسیرهای پیام دهی که منتج به مرگ آپوپتوتیک سلولی میگردد، فعال میشود. hspها بعنوان کاپرونهای ملکولی سبب حفاظت سلول در برابر اثرات مخرب تنش دمایی و افزایش امکان بقاء سلول میگردند. افزایش ابراز hspها توسط فاکتورهای رونوشت برداری شوک گرمایی (hsfها) تنظیم میشود. شناخت ما از مکانیزمهای تنظیم کنندگی تحمل به تنش گرمایی هنوز محدود است مگر اینکه اطلاعات کاملتری از نحوه ابراز و نقش hsp ها بدست آید.

feedback
1391,02,04, ساعت : 09:27 بعد از ظهر
تنش ژنوتوکسیک

تمامی موجودات زنده برخورداز از قابلیت واکنش دینامیکی به تنشهای محیطی در نتیجه فعال سازی زنجیره های پیچیده پیام دهی می باشند. یکی از شدیدترین این تنشها اختلال در خود اطلاعات ژنتیکی می باشد. ژنوم موجودات زنده همیشه تحت تأثیر تنش ناشی از عوامل محیطی (نظیر اشعه ماوراء بنفش و مواد شیمیایی جهش زا) و نیز تولیدات فرآیندهای متابولیسم داخلی سلول (نظیر گونه های اکسیژن فعال و مضاعف شدن اشتباهی DNA) می باشد. بدنبال تاثیر تنش ژنوتوکسیک، زمان لازم برای بازسازی DNA در چرخه سلولی افزایش می یابد و ژنهای دخیل در بازسازی و حفاظت سایر ترکیبات سلولی مواجه با تنش ژنوتوکسیک، فعال میشوند. از سوی دیگر، سلولها، خصوصا سلولهای یوکاریوتهای پرسلولی، ممکن است بوسیله مکانیزم آپوپتوسیس به این تنش واکنش نشان دهند ودر نتیجه باعث کاهش صدمات سلولی گردند.

تحقیق در زمینه اثرات تنش ژنوتوکسیک و مکانیزم پیام دهی در پستانداران به سبب اثراتی که در سلامت انسان و ایجاد بیماریهایی مثل کارینوژنسیس دارد، از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. ولی در گیاهان که سلولهای آنها بی تحرک و توسط دیواره های سلولی احاطه شده است، بافتهای توموری قادر به متاستازی نبوده و گیاه بواسطه سرطان از بین نمی رود. از طرف دیگر، اندامهای تولید مثلی گیاهان از سلولهایی منشاء میگیرند که خود قبل از تشکیل گامت در گیاه مادر، تعداد زیادی چرخه مضاعف سازی DNA را پشت سر گذاشته اند. این امر بویژه سبب میشود تا گیاهان به انباشت بالقوه جهشها در سلولهای مادر گامت، حساس باشند و در نهایت راه انتقال جهشهای سوماتیک به نسل بعدی فراهم میشود. گیاهان بر خلاف جانوران، موجودات بی تحرکی هستند که وابسته به تشعشع خورشیدی بعنوان منبع حیاتی انرژی بیولوژیکی بوده و بنابراین بطور مداوم در معرض موتاژنهای طبیعی از جمله اشعه ماوراء بنفش نوع B هستند. از اینرو تحمل به این عامل تنش زای غیر زنده برای حیات گیاهی با اهمیت می باشد. جبران و رفع خسارات وارده به DNA برای نگهداری ثبات ژنومی ضروری است و گیاهان البته اطلاعات لازم برای این هدف را در اختیار دارند. در مقابل، دانش بشر در زمینه تأثیر و مکانیزمهای عوامل صدمه رسان به DNA بسیار محدود است، هر چند که اخیراً حمایت ژنتیکی برای پروتئینهای دخیل در پیام دهی ژنوتوکسیک در گیاه اربیدوپسیس در حال شگل گیری است

BAHANEYE MAN
1391,02,04, ساعت : 09:29 بعد از ظهر
مرسی واقعا به درد بخور بود
مخصوصا واسه انتخابو آشنایی بیشتر......

feedback
1391,02,04, ساعت : 09:29 بعد از ظهر
آنالیز ترانسکریپتوم تنش

سلول بمحض احساس تنش از خود واکنش نشان داده و بمنظور بقاء، با تنش سازگار میشود. تقریباً در تمامی موارد، واکنش به تنش قبل از هر چیز مبتنی بر ابراز ژنهای القاء شونده بوسیله تنش و در مرتبه بعد، مبتنی بر واکنشهای بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی می باشد. ژنهایی که به خشکی، شوری بالای خاک یا سرما واکنش نشان میدهند، در سطح رونوشت برداری مورد مطالعه واقع شده اند. اخیراً با توسل به روش نظارت بر نحوه ابراز ژن با استفاده از ریز آرایه های cDNA یا چیپهای ژنی، صدها ژن شناسایی شده است که بوسیله تنشهای غیر زنده تنظیم میشوند. فرآورده های ژنهای القاء شونده بوسیله تنش را میتوان به دو گروه تقسیم کرد: فرآورده هایی که مستقیماً در حفاظت سلول در برابر تنشهای محیطی نقش دارند و فرآورده هایی که ابراز ژن و انتقال پیام را در واکنش به تنش تنظیم می نمایند. دسته اول دربرگیرنده پروتئینهایی است که وظیفه آنها حفاظت سلول در برابر پسابیدگی می باشد و از آن جمله آنها میتوان آنزیمهای مورد نیاز برای بیوسنتز مواد حفاظت کننده سلول در برابر تنش اسمزی، پروتئینهای وافر در اواخر دوره جنین زایی (LEA)، پروتیینهای ضد انجماد، کاپرونها و آنزیمهای خنثی کننده مسمومیت را نام برد. دسته دوم فرآورده های ژنی، شامل فاکتورهای رونوشت برداری، پروتیین کاینازها و آنزیمهای دخیل در متابولیسم فسفینوستید می باشد. از ژنهای القاء شونده بوسیله تنش برای ایجاد تحمل به تنش با استفاده از روش انتقال ژن و نیز برای آنالیز نقش این ژنها استفاده شده است.

سنسورهای تنش در مدل ژنتیکی Synechocystis

سلول با ابراز گروه خاصی از ژنهایی که در اثر تنش القاء میشوند، یک تنش معین را احساس و به آن واکنش نشان میدهد. فرآورده های این ژنها ظاهراً نقش مهمی در سازگاری به تنش دارند. در موجودات فتوسنتز کننده، نظیر سیانوباکتریها و گیاهان، و در یوکاریوتهای ساده ای مثل مخمر، سیستمهای دوجزئی گوناگونی در احساس و انتقال علایم محیطی نقش دارند. سیستمهای دوجزئی لااقل از یک هیستیدین کایناز که وجود تنش را احساس میکند و یک تنظیم کننده پاسخ به تنش که پیام وجود تنش را منتقل میکند، تشکیل شده اند. در باکتریها، سیستم دوجزئی، تنها سیستم تشکیل دهنده و مورد نیاز برای انتقال علایم تنش می باشد و ابراز ژن معمولاً بوسیله جزء تنظیم کننده پاسخ به تنش که بعنوان فاکتور رونوشت برداری ایفای نقش میکند، اجرا میشود. در مخمر و گیاهان، اجزاء دیگری نیز در پیام دهی دخالت دارند که سبب تقویت پتانسیل آنها برای برخورداری از اثر توام و نیز اثر متقابل با سایر مسیرها می باشد. نقشی را که مخمر برای جانوران دارد، Synechocystis نقش مشابهی برای گیاهان عالی ایفاء میکند. Synechocystis یک مدل ژنتیکی است که براحتی قابل ردیابی بوده و میتواند بآسانی دستکاری و ترانسفورم گردد. از دیگر مزایای آن وقوع نوترکیبی همولوگی می باشد، پدیده ای که در گیاهان امری استثنایی است. Synechocystis دارای ژنوم کوچکی است (3.7 MBp) که توالی آن بطور کامل تعیین شده و در ژنوم خود کمتر از 12 درصد نواحی غیر کد کننده دارد. براساس جستجوی گنجینه های موتان، سنسورهایی برای تنشهای مختلف غیر زنده، مواد غذایی و فلزات در Synechocystis شناسایی شده است.




www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)

feedback
1391,02,05, ساعت : 12:42 قبل از ظهر
تشخيص علائم کمبود بُر در تعدادي از محصولات باغي و زراعي:

تشخيص علائم کمبود بُر در تعدادي از محصولات باغي و زراعي:
کمبود بُر در درختان ميوه سبب رشد و نمو ضعيف پرچم ها کاهش مدت گرده افشاني موثر و در نتيجه کاهش تشکيل ميوه و نکروزه شدن پوست تنه درخت سيب و لکه هاي چوب پنبه اي و ترکيدن ميوه ها و تنه درخت و باد زدگي گلهاي گلابي ميشود. کمبود بُر در گلابي همچنين باعث از بين رفتن گل پيش از باز شدن ميشود. بُر در انتقال قندها نقش اساسي داشته و کمبود آن سبب کاهش قند ميشود.
علائم کمبود بُر در سيب:
کمبود بر در سيب به صورت سياه شدن وسط سيب و بد شکلي ميوه و چوب پنبه اي شدن بافت و پوست ميوه و ترک خوردن تنه درخت ظاهر ميشود.
علائم کمبود بُر در گلابي:
يکي از اولين علائم شناسايي کمبود بر در گياهان مرگ منطقه مريستمي است که منطقه حساس ويژه گلهاست. کمبود بر سبب کاهش تشکيل ميوه در گلابي و انواع درختان ميوه ميشود.
علائم کمبود بُر در گريب فروت:
در اثر کمبود بر تشکيل ميوه در انواع درختان ازجمله گريب فروت آسيب ميبيند و ميوه هاي تشکيل شده بد شکل ميشوند.
علائم کمبود بُر در انگور:
در تاکستانها کمبود بر سبب کاهش تشکيل ميوه در انگور ميشود. در شرايط کمبود بر خوشه هاي انگور خالي از ميوه ميباشد و نشان ميدهد که عمل تلقيح کامل صورت نگرفته است.
علائم کمبود بُر درچغندر قند:
کمبود بر سبب شکسته شدن بافتهاي داخلي ريشه و در نتيجه موجب ايجاد قسمتهايي تيره ميشود که به آنها قهوه اي شدن يا دل سياهي ميگويند.
علائم کمبود بُر در گندم: در اثر کمبود بر ريشک سنبله هاي گندم از هم بازتر و با زاويه بيشتري به خوشه مي ايستند و تحت چنين شرايطي دانه بندي در خوشه گندم نيز افت پيدا ميکند.
علائم کمبود بُر درآفتابگردان:
کمبود بر سبب کرکدار شدن و شکنندگي قسمت فوقاني ساقه و دمبرگ و تغيير شکل طبق و ضعف دانه بندي ميشود.
برگرفته از کتاب استفاده از عناصر کم مصرف در کشاورزي تاليف عبدالحسين ضيائيان چاپ نشر آموزش کشاورزي و از کلوب دانشجويان و متخصصين علوم کشاورزي

feedback
1391,02,05, ساعت : 12:43 قبل از ظهر
تعیین زیوایی(قوه نامیه)بذر(قسمت دوم)


رویان از بقیه بذر جدا شده و به تنهایی می تنژد.بذرها،تامتورم شدن بطور کامل،به مدت یک تا چهارروز به یکی از روش های زیر،در آب خیسانده می شوند:

الف-در زیر جریان آب با فشار کم

ب-در آب راکد با دمایی کمتر از 15 درجه سانتیگراد

پ-در آب راکد با دمایی حدود 25 درجه سانتیگراد،که روزانه حد اقل دوبار تعویض شود.

نگهداری بذرها به مدت سه روز تا دو هفته در دمای خنک و پیت مرطوب برای آماده سازی بذر به منظور جدا کردن رویان مفید است.جدا سازی باید با دقت انجام شود،تا آسیبی به رویان نرسد.در ابتدا پوشش های سخت و سفت بذر،مانند درون بر میوه های هسته دار،باید برداشته شود.پوسته های مرطوب شده بذر،با یک کارد آزمایشگاه یا تیغ و یا چاقوی تیز در شدایط غیر سترون ولی تمیز یا ابزارهای سترون شده در زیر یک ورقه شیشه،برداشته می شود،رویان هم با دقت جدا می شود.اگر داندرون بذر بزرگ باشد،می توان پوسته بذر را شکاف داده و زیر آب قرار داد.پس از حدود نیم ساعت،رویان شناور شده و یا می توان آن را به آسانی برداشت.شیوه های تنژگی رویان های جدا شده،همانند تنژگی بذر کامل است.برای این کار از ظرفهای شیشه ای که در آنها یک محیط مرطوب خوب،مانند کاغذ خشک کن یا کاغذ صافی قرار دارد استفاده می شود.رویان هاطوری روی کاغذ صافی قرار داده می شوند که چسبیده نباشند.ظرفهای شیشه ای را در نور و دکایی معادل 18 تا 22 درجه سانتیگراد نگهداری می کنند.در دماها ی بالاتر،میزان رشد کفکها ممکن است زیاد شده و آزمون را دچار اختلال سازد.زمان های لازم برای آزمون بین سه روز تا سه هفته می باشد.رویانهای غیر زنده،بین دو تا ده روز نرم و قهوه ای رنگ و کفک زده می شوند،در حالی که رویانهای زنده،سفت باقی مانده و بر حسب گونه بعضی از نشانه های زنده بودن را نشان می دهند.این نشانه ها عبارت از توسعه لپه ها،ایجاد کلروفیل،رشد ریشه چه و ساقه چه میباشد.سرعت و درجه نمو ممکن است معیاری از قدرت تنژگی بذر را ارائه دهد.

feedback
1391,02,05, ساعت : 12:48 قبل از ظهر
شيوه توليد محصولات زراعي و باغي محدودة طرح :

1ـ گندم آبي: (triticum gestivuml)

گندم يكي از مهمترين غلاتي است كه در توليد و بعنوان يك غذاي گياهي براي انسان شناخته شده است.

گندم يك گياه روز بلند و در آب و هواي مناسب با شرايط، فيزيولوژي و ( مختلف با مديريت صحيح از عملكار مناسبي برخوردار ميباشد. گندم در اوائل رشد با حرارت كم و در مراحل آخر رشد با حرارت زياد و روز بلند مواجه باشد سريعاً به گل رفته و توليد دانه مينمايد.


الف ـ آماده كردن و بستر بذر و مراحل كاشت:

گندم زماني خوب رشد ميكند كه در بستري فشرده، نرم و جذب آماده شده باشد كه در اين منطقه ابتدا از گاو آهن برگردان و يا گاو آهن پنجه غازي كه جهت جذب و حفظ ذخيره رطوبت در زمستان و بهار اقدام به شخم مينمايند و ادوات رايج مورد استفاده در مرحله عبارتند از گاو آهن تو پنجه غازي و سپس در زمان كاشت با پخش كود شيميائي اقدام به ديسك زدن مينمايند.

زمام كشت گندم معمولاً از اواسط مهرماه تا اواخر آبان ميباشد كه در ميزان 180 تا 230 كيلو كه در بعضي از به صورت دشت پاش و در بعضي ديگر بصورت مكانيزه كشت ميگردد.

زمان كشت گندم معمولاً از اواسط مهرماه تا اواخر آبان ميباشد كه در ميزان 180 تا 230 كيلو و از انواع ارقام، شيراز به ميزان 450 كيلو ( 100 و 250 و 100 N-p-k- ) در زمان كاشت مورد استفاده قرار ميگيرد و سپس اقدام به يك تا دو مرحله آبياري با توجه به شرايط جوي و بارندگي پاييزه مينمايند.


ب ـ مرحلة داشت:

مرحلة داشت كه شامل آبياري ـ توزيع كود سرك بهاره مبارزه با علفهاي هرز و آفات و بيماريها ميباشد. در مرحله پس از آبياري خاك آب بهاره چنانچه مزارع آلوده به علفهاي هرز پهن برگ و نازك برگ باشد 50% زارعين اقدام به مبارزه شيميائي به ميزان 2 ليتر در هكتار مينمايند. همچنين در تغذيه به ميزان 150 كيلو كه ازت را به صورت سركه در دو مرحله در بهار جهت رويشي گندم مورد استفاده قرار ميدهند و كمتر زارعين از كودهاي ريز مغزي استفاده مينمايند و همچنين با توجه به شرايط آب و هوايي زارعين معمولاً سه تا چهار بار به آبياري (معروف به خاك آب ـ گل آب و دان آب ميباشد ) مبادرت ميورزند. همچنين براساس مديريت زارعين و شبكه مراقبت چنانچه مزارع آلوده به آفت سن گندم و يا بسياري زنگ باشد براساس توصيههاي فني و خود زارعين اقدام به مبارزه مينمايند.


ج) مرحلة برداشت :

با توجه به اينكه منطقه محدودة طرح اكثر زارعين در كنار كشاورزي و به حرفه دامداري نيز مشغول ميباشند معمولاً مزارع خود را بصورت دستي برداشت نموده و از كاه حاصله در امور دامداري خود استفاده مينمايند.

feedback
1391,02,05, ساعت : 12:55 قبل از ظهر
در این پس مختصرا به بررسی معایب و مزایای استفاده از خطی کار اشاره خواهیم کرد.

مزایای استفاده از خطی کار :

۱- کاهش میزان بذر مصرفی .(به صورتی که در روش سنتی 300-250 کیلو بذر در هکتار برای گندم مصرف میشود و در کشت با خطی کار 200-180 کیلو بذر.)

۲- کاهش عملیات کاشت.(در خطی کار توام با کودکار کاهش عملیات کاشت از 3 نوبت به یک نوبت و در انواع بدون کودکار از 2 نوبت به 1 نوبت تردد تراکتور در سطح مزرعه.)

۳- یکنواختی در سبز شدن بذر
۴-خطی کاری در کنترل علف های هرز و.... نیز موثر است.



http://www.picbaran.com/files/iawhu57yfjvurqytklrn.jpg
(خطی کار)

مشاهده کامل موضوع در ادامه مطلب
مزایا ی استفاده از خطی کار ها:

۱- کاهش میزان بذر مصرفی .(به صورتی که در روش سنتی 300-250 کیلو بذر در هکتار برای گندم مصرف میشود و در کشت با خطی کار 200-180 کیلو بذر.)

۲- کاهش عملیات کاشت.(در خطی کار توام با کودکار کاهش عملیات کاشت از 3 نوبت به یک نوبت و در انواع بدون کودکار از 2 نوبت به 1 نوبت تردد تراکتور در سطح مزرعه.)

۳- یکنواختی در سبز شدن بذر
۴-خطی کاری در کنترل علف های هرز و.... نیز موثر است.



http://www.picbaran.com/files/iawhu57yfjvurqytklrn.jpg
(خطی کار)
اما معایب :
برای کشت با خطی کار ، خاک بایستی در بهترین وضعیت از نظر وجود کلوخه و... باشد.مطمئن باشید اگر خاک مزرعه مورد نظر به درستی خاکورزی نشده باشد بذور تماما بر روی خاک خواهند ماند.

برای خاک ورزی ایده ال و رساندن مزرعه به حدی که کار دستگاه بر روی آن بدون مشکل صورت گیرد در بسیاری از اراضی مشکل وجود دارد .وضعیت مطلوب خاکورزی را نمیتوان با دیسک زدن و یا استفاده از کلوخ شکن به وجود اورد.
تنها راه به وجود اوردن ان ، شخم در تاریخ مناسب است که با توجه به اوضاع جوی ممکن است یک سال امکان پذیر باشد و سال دیگر خیر.
بهترین وضعیت خاک برای کاشت با خطی کار این است که بزرگترین کلوخه زمین به اندازه گردو باشد.
کشاورزان و کارشناسان عزیز میدانند که به وجود اوردن این شرایط در بسیاری از اراضی چقدر مشکل است.
جواب سوالی را که در ابتدا مطرح شد را میتوان تا همین جا بیان کرد.
از انجایی که شرایط گفته شده از نظر خاک ورزی معمولا در بسیاری از اراضی ایجاد نمیشود.کشت با استفاده از خطی کار در انها با توجه به شرایط جوی ممکن است نتایج نامطلوبی در داشته باشد.
و خاطره بد از این کار باعث خواهد شد تا کشاورز در سنوات بعدی از ادامه کشت مکانیزه خودداری کند.

اما آیا همه دنیا با برخورد با این مشکل متوقف شدند؟
پاسخ این است که خیر.
با ساخت کمبینات این مشکل مدت هاست در کشورهای صنعتی حل شده است.
چرا که برخی انواع کمبینات ها قادرند در اراضی شخم نشده هم بذر بکارند!!
وجود مکانیزمی تحت عنوان سیکلوتیلر که در کمبینات به کار گرفته شده است باعث میشود تا قبل از رسیدن واحد های کارنده ، خاک توسط وسیله ای که گفته شد به حالت پودر دراید .در این حالت بزرگترین کلوخه زمین به زحمت از یک گردو بزرگتر است.

http://www.picbaran.com/files/5hmtnrik2cwe1nhzicii.jpg
(کمبینات گاسپاردو)



باید گفت که دستگاه های کمبینات هم اکنون در ایران موجود اند اما مشکلاتی در خرید انها به واسطه قیمت زیاد (30-25 میلیون تومان) و نیاز به تراکتور سنگین وجود دارد که به حمایت همه جانبه دولت برای ترویج آن احتیاج است که ظاهرا در حال حاضر اقدامات چشمگیری در این زمینه انجام نشده است.

feedback
1391,02,05, ساعت : 12:58 قبل از ظهر
تعیین زیوایی(قوه نامیه=Viability )بذر(قسمت اول)


مهمترین آنها هستند.

آزمون مستقیم درصد تنژگی عبارتست از تعداد دانهالهای عادی که توسط بذرهای خالص(نوع مورد نظر)تولید شده است.در یک آزمون خوب،حد اقل 400 بذر که بطور تصادفی گزینش شده اند،باید جدا شده و به چهار گروه صد تایی تقسیم شوند.اگر این گروه های صد تایی،اختلافی بیشتر از ده درصد نشان دهند،آزمون باید دگر بار انجام شود.در غیر این صورت میانگین چهار آزمون ،به عنوان درصد تنژگی محسوب می شود.

1)آزمون های تنژگی مستقیم

در یک آزمون استاندارد تنژگی،بذرها در شرایط محیطی مناسب از نظر نود و دما قرار می گیرند تا تنژیدن(جوانه زدن)صورت پذیرد.شرایط لازم برای رعایت استانداردهای قانونی،در قوانین آزمون بذر آمده است که ممکن است در بر گیرنده نوع آزمون،شرایط محیطی وطول زمان آزمون باشد.

در آزمایشگاه های آزمون بذر،شیوه های مختلفی برای جوانه زنی بذر به کار میرود.مقدار کمی بذر در سینی های تنژگی(این سینی ها نباید از فولاد گالوانیزه باشد زیرا دارای نمک های روی بوده و سمی است)قرار داده می شود.جهبه های پلاستیکی،جهبه های مقوایی پارافین زده شده و پتری دیشهای شیشه ای درب دار نیز ظروف مفیدی هستند.کاغذهای خشک کن به قطعات کوچک تقسیم می شود و بذرهای کوچک روی یک یا دو لایه از کاغذهای خشک کن قرار داده می شوند.سایر محیط های کشت عبارتست از پنبه جاذب،حوله کاغذی ویژه(5 لایه)،کاغذ صافی (5لایه)،و برای بذرهای بزرگتر،ماسه،ورمی کولایت،پرلایت ویا خاک(16 میلی متر).ظرفها را در دستگاهای تنژگی ویژه ای قرار می دهند که در آنها دما،رطوبت و نور کنترل می شود.برای جلو گیری از رشد میکروارگانیسمها،تمام مواد و ابزارها باید با دقت زیاد تیز و در صورت امکان گند زدایی

شده و میزان آب به دقت تنظیم شود.هیچ لایه آبی نباید در پیرامون بذرها باشد و محیط تنژگی نباید آنقدر مرطوب باشد که به هنگام فشار دادن محیط با انگشت،لایه ای از آب ظاهر شود.رطوبت نسبی در دستگاه تنژگی باید 90 درصد یا بیشتر باشد تا از خشک شدن بذرها جلوگیری شود.درب ظرفهایی که در آنها ماسه قرار دارد باید محکم بسته باشد.در حین آزمون نباید آب افزوده شود.

آزمون حوله پیچیده بطور معمول در مورد دانه های غلات به کار گرفته می شود.چندین لایه از حوله کاغذی مرطوب به اندازه ای حددود28 تا 36 میلی متر روی بذرها پیچیده می شود ،آنگاه به صورت استوانه در می آید و بطور عمودی در دستگاه تنژگی قرار می گیرد.

آزمون تنژگی بطور معمول بین یک تا چهار هفته طول می کشد،اما این مدت برای برخی از بذرهای درختی کند رشد که خفتگی دارند می تواند تا سه ماه ادامه یابد.شمارش اول ممکن است پس از یک هفته انجام شود و بذرهای تنژیده حذف شده و شمارش ادامه یابد.در پایان آزمون بذرها به :

الف:دانهالهای عادی ب

ب:بذرهای سخت

پ:بذرهای خفته

ت:دانهال های غیر عادی

ث:بذرهای مرده و پوسیده شده؛تقسیم می شوند.بطور کلی یک دانهال عادی دارای ریشه خوب و توسعه یافته و برگ است.هرچند که معیار های یک دانهال عادی با بذر متفاوت است.دانهال های غیر عادی می توانند در اثر سن بذر،شرایط بد انبار،حشرات،آفات یا آسیب های مکانیکی ،کاربرد قارچکشها به میزان غلیظتر از میزان توصیه شده،آسیب در اثر یخبندان،کمبود مواد غذایی کافی(منگنز و بر در نخود فرنگی و لوبیا)یا ورود احتمالی مواد سمی در سینی های تنژگی فلزی،و نیز خاک یا اب تعیین شود.

هر بذری که تنژگی نداشته،باید بررسی شود تا علت احتمالی نتنژیدن معلوم شود.بذرهای سخت آب جذب نمی کنند.بذرهای خفته آنهایی هستند که سخت و متورم باقی مانده و عاری از کفک باشند و تنژگی نداشته یا به صورت نا منظم داشته باشند.

در قوانی آزمون بذر،نیازهای محیطی خاصی جهت از بین بردن خفتگی،برای بسیاری از انواع بذرهای کشاورزی،سبزی ها و گل ها،منظور شده است.اغلب بذرهای درختان و درختچه ها به تیمارهای پیش تنژگی پیش از انجام آزمون،نیاز دارند.

feedback
1391,02,05, ساعت : 12:59 قبل از ظهر
بذر مهمترین و اساسیترین بخش گیاه است که در بازسازی،حفظ و انتقال مواد ژنتیکی گیاه و همچنین مکانیزمهای پراکنش،تکثیر و بقای گیاه در شرایط بسیار سخت نقش اساسی دارد. قسمت اعظم غذای انسان( بیش از ۵۰% انرژی تنها بوسیله غلات به عنوان منبع عمده هیدرات کربن و لگومها به عنوان منبع عمده پروتئین گیاهی)، حیوانات و پرندگان را بذر ها تشکیل می دهند . علاوه بر اینها بذور دارای مصارف متعدد داروئی ، صنعتی و تجاری می باشند. توسعه تمدن بشری با شناخت، جمع آوری و کاشت بذرآغازو همزمان کوچ نشینی به استقرار در مکانهایی که استعداد کشاورزی داشتند تبدیل شد.

اگرچه روش مطلوب حفاظت گیاهان نگهداری در رویشگاه طبیعی آنها می باشد، ولی بنا بر دلایل متعدد ازجمله تغییرات عوامل اقلیمی،استفاده بی رویه ، چرای دام و همچنین وقوع حوادث طبیعی و مصنوعی، حفظ گیاه در رویشگاه اصلی را بامشکل مواجه می کند. یکی از مفیدترین روشهای حفاظت گیاهان در خارج از محل رویش طبیعی آنها، نگهداری ژرم پلاسم گیاهی در بانک ژن است. این روش به ویژه درمورد گیاهانی که در معرض خطر انقراض قرار دارند اهمیت بیشتری دارد. بذر ها با توان زنده مانی در دمای انجماد (C ْ ۲۰- ) و نیتروژن مایع (C ْ ۱۹۶- ) عامل اصلی حفاظت ذخایر ژنتیکی به شمار می روند. به گواه مدارک موجود، بخش بانک ژن منابع طبیعی از حدود ۴۰ سال قبل فعالیت خود را جهت حفظ ذخایر توارثی کشور (عمدتاً مرتعی) آغاز نمود و تا سال ۱۳۷۷ به عنوان زیر مجموعه بخشهای تحقیقاتی مرتع و ژنتیک و فیزیولوژی فعالیت داشت.

با توجه به اهمیت موضوع حفاظت ذخایر خدادادی ملی و وظیفه ای که در این خصوص مؤسسه بر عهده داشت، مسئولان بیش از پیش به نقش بانک ژن واقف و همّ خود را در توسعه و تقویت آن به کار گرفتند. در این راستا در سال ۱۳۷۷ بانک ژن منابع طبیعی به عنوان بخش تحقیقاتی مستقلی وظیفه جمع آوری،حفاظت،ارزیابی و احیای گیاهان جنگلی،مرتعی و دارویی را به طور گسترده تری به عهده گرفت و چارت تشکیلاتی خود را تهیه و ارائه نمود. گروههای ذیل مورد تصویب قرار گرفته است: ۱) گروه جمع آوری و شناسایی : این گروه دارای ۳ واحد مستقل می باشد: - واحد گیاهان جنگلی - واحد گیاهان مرتعی - واحد گیاهان دارویی همکاران گروه جمع آوری و شناسایی بانک ژن همراه با کارشناسان و تکنیسینهای مراکز تحقیقات ۲۸ گانه استانها در فصل مناسب، نسبت به جمع آوری بذور سالم و رسیده موجود در استان طبق دستورالعمل تهیه شده از طریق بخش بانک ژن اقدام (در مورد بذور مرتعی حداقل ۸۰۰۰ بذر از هر اکسشن) و شناسایی اولیه بذور در حد جنس و گونه می نمایند. بذور جمع آوری شده، پس از شماره گذاری، ثبت مشخصات گیاه مادری ، شرایط اکولوژیکی و عوامل ادافیکی محل جمع آوری در شناسنامه های مربوته ، به بخش بانک ژن ارسال می گردند.

بدیهی است با تغییر عوامل مذکور نمونه برداری تکرار می شود. ۲) گروه ارز یابی و احیاء: این گروه دارای سه واحد مستقل تحت عناوین ذیل است: - واحد ژنتیک و اصلاح - واحد بیوتکنولوژی - واحد ژرم پلاسم و تکثیربذور - آزمایشگاه سیتوژنتیک با امکاناتی از جمله میکروسکوپ همراه با سیستم مونیتورینگ و الکتروفورز، ارزیابی بذور موجود دربانک ژن را بر عهده دارد که شامل ارزیابی مورفولوژیکی و سیتولوژیکی است. در ارزیابی مورفولوژیکی که به منظور کمک به شناسایی صحیح بذرهای موجود در بانک ژن انجام می شود نمونه های موجود از طریق مشخصات ظاهری مورد بررسی قرار گرفته و ضمن ثبت مشخصات ، اطلس رنگی نیز تهیه می شود. قسمت عمده فعالیت این آزمایشگاه بررسیهای سیتوژنتیکی به منظور تعیین سطح پلوئیدی جهت تعیین مناسبترین امکان تلاقیهای بین گونه ای و بین جنسی به منظور تولید ارقام جدید با توجه به اهداف اصلاحی مورد نظر می باشد. سایر فعالیتهای این آزمایشگاه ، شامل بررسیهای میتوزی، میوزی، banding ، الکتروفورز DNA و پروتئین می باشد. تا کنون ۲۱ جنس از خانواده لگومها(تنها از جنس اسپرس ۶۵ گونه)و در مورد گرامینه ها فقط جنس لولیوم (۲۵ گونه ) مورد بررسی سیتوژنتیکی قرار گرفته است.

- آزمایشگاه بیوتکنولوژی دارای امکانات کشت بافت گیاهی می باشد که با توجه به وجود ازمایشگاه مجهز موجود در بخش ژنتیک ،از این آزمایشگاه جهت بررسی امکان تکثیر گیاهانی که بذر آنها به سختی جوانه زده یا مشکل سقط جنین دارند ، همچنین تشخیص سلامت بذر با کشت و شناسایی قارچها و بلاخره بررسی توان تثبیت ازت لگومها با باکتریهای تثبیت کننده ازت و میکوریزا مورد استفاده قرار میگیرد. - ژرم پلاسمها، مساحتی به وسعت ۷ هکتار به منظور ارزیابی احیا در نظر گرفته شده است که ۲ هکتار آن مختص گراسها و لگومها می باشد که در آن امکان بررسی تلاقیها ی کنترل شده وجود دارد و ۵ هکتار مربوط به ارزیابی و احیای سایر گونه های گیاهی است که در سه سال گذشته نسبت به احیا ۱۷۰۰ گونه اقدام شده است. همچنین احیاء بذرهایی که قوه نامیه آنها کاهش یافته وگونه های در حال انقراض و نیز گونه هایی که بذر کم تولید می کنند در اولویت احیا قرار دارند. نقشه های کاشت موجود نشان می دهند که در مرکز البرز از سال ۱۹۶۸ میلادی دارای ژرم پلاسم فعال بوده است. ۳) گروه حفاظت و نگهداری: این گروه شامل ۵ واحد به شرح ذیل می باشد: - واحدتبادلات بذری - واحدانبارها و سردخانه ها - واحدبوجاری - واحد تکنولوژی بذر - واحدتشخیص سلامتی بذر در واحد تبادلات، تقاضاهای رسیده جهت دریافت بذر رسیدگی و ثبت می شوند. تقاضاهایی که بذر مورد درخواست آنها در سرد خانه فعال موجود باشد ارسال خواهد شد.

اکثر مراجعات این واحد مراکز تحقیقاتی استانها، بخشهای ستاد مؤسسه،دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی جهت انجام پروژه های تحقیقاتی و انجام پایان نامه بوده است. در این راستا طی سالهای ۱۳۷۴ تا پایان ۱۳۸۰ ، نسبت به ارسال ۱۹۵۰ نمونه بذر اقدام شده است.نمونه های وارده به بانک ژن نمونه ها پس از ثبت مجدد و بررسی از نظر کاهش رطوبت ،به واحد بوجاری ارسال وپس از بوجاری کامل نسبت به حذف آلودگیهای احتمالی در واحد سلامتی بذر (طبق چارت تهیه شده) اقدام و جهت آزمونهای لازم به واحد تکنولوژی بذر تحویل می گردد. پس از تکمیل این فرایند، از هر بذر نمونهای در پاکتهای آلومینیومی بسته بندی و به سرد خانه پایه( دمایC ْ۱۸- )منتقل و مازاد آن حهت مبادلات و کارهای تحقیقاتی در سرد خانه فعال (دمایC ْ ۵-) نگهداری می شوند. بذرهایی که تعداد آنها جهت آزمون ها کافی نیست ، بذر هایی که قوه نامیه آنها کاهش یافته و بذوری که مفادیرآنها کاهش یافته،حهت احیاء و تکثیر در اختیار گروه ارز یابی و احیاء قرار میگیرند. در واحد تکنولوژی بذر، کلیه آزمونهای مربوط به بذر از جمله تعیین درصد رطوبت ، وزن هزار دانه، قوه نامیه ، بنیه بذر و…( طبق فرمهایی که برای هر آزمون در نظر گرفته شده است) انجام می شود. بذوری که در شرایط عادی مشکل جوانه زنی دارند تحت تأثیر تیمارهای مختلف خواب شکنی (فیزیکی، شیمیایی،فیزیولوژیکی و هورمونی ) قرار می گیرند .

نتایج حاصله در شناسنامه بذور در واحد اطلاعات و مدیریت داده ها ، ثبت میشوند. ۴) واحد اطلاعات و مدیریت داده ها : با توجه به اهمیت ثبت و حفظ داده های مربوط به ذخایر توارثی گیاهان، واحد مستقلی به این مهم اختصاص یافته است. بذر ها پس از تکمیل آزمایشهای تکنولوژی بذر روی نمونه بذور و یادداشت اطلاعات، تحویل سرد خانه شده و شناسنامه ها تحویل واحد آمار می گردند. در این واحد کلیه اطلاعات شناسنامه ا ی تحت شماره های خاص ( که همان کد بذر در بانک ژن است) ثبت می گردند.

به منظور ثبت اطلاعات، از نرم افزار ویژه ای استفاده می شود. این نرم افزار علاوه بر توانایی ثبت کلیه اطلاعات شناسنامه ای ، امکان تهیه لیست تنظیم شده از اطلاعات موجود از جمله اسامی علمی خانواده، جنس و گونه، مشخصات جغرافیایی. قوه نامیه ،سال جمع آوری استان و شهر محل جمع آوری و از همه مهمتر نقشه پراکنش گیاه با تعداد گونه و جنس در منطقه و چاپ آنها را دارد. این واحد تا کنون حدود ۱۵۰۰۰ نمونه بذر (Accession ) را که طبق استانداد های بین المللی (I P G R I و ISTA ) از نقاط مختلف کشور جمع آوری و ارسال شده اند را به ثبت رسانده است. آمار موجود در این واحد نشان میدهد که تا کنون ۱۹۵۰ نمونه بذر مورد تقاضا(مراکز تحقیقات استانها ۶۰۰ مورد، بخشهای ستاد مؤسسه ۲۵۰ مورد، دانشگاه ها ۴۰۰ مورد و همکاران بخش ۷۰۰ مورد) ارسال و۱۵ مورد تقاضا جهت آزمایشهای تکنولوژی بذر و تعیین قوه نامیه بذور مشکل دار انجام و نسبت به احیاء۱۸۰۰ نمونه اقدام شده است.

feedback
1391,02,05, ساعت : 12:59 قبل از ظهر
گياهى از خانواده سيب زمينى بادمجان گوشت فقرا:
بادمجان از خانواده بزرگ سيب زمينى است كه بنابر شواهد، وطن اصلى اش كشور هندوستان است. چينى ها از قرن نهم هجرى با اين گياه آشنا شدند و باقى نقاط جهان از قرن شانزدهم ميلادى پى به بادمجان و خواص آن بردند. همين اول كار بگوييم كه بادمجان از نظر غذايى، نيروى زيادى ندارد بنابراين مى توانيد در رژيم لاغرى از آن استفاده كنيد. حال ساير خواص:
۱- اگر به خوردن بادمجان حساسيت داريد، نخوريد.
۲- بادمجان معده را تقويت مى كند و عرق بدن را از بين مى برد و چنان چه شما از كسانى هستيد كه دست هايتان هميشه عرق مى كند، از آب سياه پوست بادمجان استفاده كنيد و يا دست خود را مدتى در جوشانده آن بگذاريد.
۳- در صد گرم بادمجان۳۰، كالرى انرژى، ۹۲ گرم آب، ۳ درصد پروتئين، ۶ درصد نشاسته و ۲ گرم چربى وجود دارد به علاوه ويتامين هاى A و B و C.
چند توصيه: بهترين نوع بادمجان، قلمى، بدون تخم و رسيده است. قديمى ها به اين نوع بادمجان، جوجه گياهى مى گفتند. قبل از پختن بادمجان، چند شكاف در آن درست كنيد روى آن نمك بريزيد و در آب سرد بچينيد. مدتى بعد آب سياه و تند آن را عوض كنيد تا هم سم آن گرفته شود و هم خوشمزه تر شود. اگر چربى شما بالاست، خودتان را به آب پز بادمجان عادت بدهيد. بادمجان را با روغن بودار سرخ نكنيد. بادمجان با وجود پياز و سير بسيار خوشمزه تر مى شود!
آشپزى با بادمجان: غذاها و ترشى هاى بسيارى مى توان با بادمجان تهيه كرد. در زير به مواد اوليه و طرز پخت چند مورد پرداخته ايم.
ته چين بادمجان: بادمجان را درسته پوست كنده و در روغن سرخ مى كنيم. نصف ماست و زعفران را پس از مخلوط كردن به بادمجان ها مى افزاييم. برنج را مانند چلو آبكش مى كنيم و در ته ديگ قدرى برنج روى آب و روغن مى ريزيم و روى آن بادمجان ها را كنار هم قرار مى دهيم و بقيه زعفران و ماست را روى آن مى ريزيم. پس از دم كشيدن برنج، روغن روى آن داده و در ديس مى كشيم.
دلمه بادمجان: دلمه اين گياه بسيار خوش طعم است. براى اين كار ابتدا پوست بادمجان ها را مى كنيم و سر آن ها را زده و تخمشان را خارج كرده و داخل آن را از مايه قيمه پر مى كنيم و سر بادمجان را مى دوزيم و بعد آن را در روغن سرخ مى كنيم و پس از آن قدرى آب گوجه فرنگى به بادمجان ها اضافه مى كنيم تا بجوشد و پخته تر شود.
كوكوى بادمجان: بادمجان ها را پوست كنده و سرخ مى كنيم و مى گذاريم با قدرى آب و نمك و فلفل بجوشد و تقريباً آبش تمام شود. سپس آن را خوب كوبيده و تخم مرغ را با قدرى نمك و آرد به آن مى افزاييم و مانند ساير كوكوها در ماهيتابه سرخ مى كنيم. در صورت تمايل مى توانيد بادمجان كبابى را هم چرخ كرده و با تخم مرغ كوكوى بادمجان درست كنيد.
حليم بادمجان: بادمجان ها را پوست كنده و سرخ مى كنيم. يك عدد پياز سرخ شده به آن مى افزاييم، نمك و فلفل مى زنيم و كنارى مى گذاريم. گوشت سرسينه چرب بدون استخوان را با قدرى نخود و چند عدد پياز متوسط مى پزيم. پس از پخته شدن گوشت دوباره با بادمجان ها مى گذاريم بپزد و سپس با گوشتكوب گوشت و بادمجان پخته را خوب كوبيده و له مى كنيم. براى تزيين روى غذا پس از آماده شدن، مى توان از كشك همراه با نعناع داغ و سير داغ و گوشت قيمه كرده، استفاده كرد .
ترشى بادمجان: ترشى بادمجان را به اندازه مصرفتان درست كنيد به اين ترتيب خواص ترشى تازه را تجربه خواهيد كرد. طرز تهيه سه نوع ترشى بادمجان را آورده ايم: ۱- بادمجان ها را كوچك انتخاب كرده، سر آن ها را زده و در سركه مى جوشانيم و سپس شكم آن ها را از ادويه ترشى و سبزى ترشى(سبزى هاى معطر نظير نعناع و ريحان و مرزه) پر كرده و روى هم در يك شيشه دهان گشاد مى گذاريم. بعد از پاشيدن نمك، در شيشه را محكم مى بنديم ودر جاى گرم قرار مى دهيم. ۲- در اين طريقه، پوست بادمجان را مى گيريم و پس از جوشاندن در سركه و نمك و سرد شدن، چرخ مى كنيم و پس از افزودن سياه دانه و ادويه ترشى، روى آن سركه ريخته و در بسته، نگهدارى مى كنيم. ۳- بادمجان را پس از كندن پوست و جوشاندن در سركه، چرخ مى كنيم. سپس تمرهندى را كه شب قبل در سركه خيسانده ايم پس از درآوردن هسته از صافى رد و به بادمجان ها اضافه مى كنيم و نظير دو مورد قبل در ظرف شيشه اى دهان گشاد گذاشته و پس از افزودن نمك و سركه، محكم مى بنديم.
www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com

feedback
1391,02,05, ساعت : 01:00 قبل از ظهر
انواع کاشت:

کاشت مستقیم بذر در زمین اصلی :

پس از آماده نمودن زمین به منظور احداث باغ باید ابتدا جوی و پشته هایی به عرض 100-50 سانتی متر و عمق 70-50 سانتی متر ایجاد گردد سپس آبیاری نموده و در فصل زمستان نسبت به کشت مستقیم بذور به مدت 12 ساعت قبل از کاشت خیسانیده و با قارچ کش مناسب ضد عفونی شوند .



کاشت در گلدان :

برای این منظور از کیسه های سیاه به قطر 15-10 سانتی متر و ارتفاع 30-25 سانتی متر استفاده گردد ترکیب خاک گلدان شامل 40 % ماسه شیرین + 40%خاک زراعی + 20% کود حیوانی پوسیده ترجیحا کود گاوی می باشد. پس از خیساندن بذور و ضد عفونی آنها 2 عدد بذر در عمق 3-2 سانتی متری خاک

گلدان قرار گرفته و روی آن با ماسه و یا خاک اره پوشانیده می شود.

زمان کاشت در گلدان اواخر زمستان و اوایل بهار میباشد.

feedback
1391,02,05, ساعت : 01:01 قبل از ظهر
هندوانه هندوانه گیاهی است یکساله ویک پایه ساقه آن خزنده و پیچک درد و برگهای آن پهن با بریدگیهای عمیق می باشد . گلهای آن کوچک و زردرنگ است . تخمه هندوانه بر حسب انواع مختلف آن ممکن است سیاه ، قرمز ، سفید و یا زرد باشد .


هندوانه میوه ای با پوست ضخیم و اندازه های متفاوت است. رنگ پوست آن زرد و سبز پررنگ است، داخل آن به رنگ قرمز، صورتی و یا سفید دیده می شود، کمی معطر است و در کشورهای گرمسیر در فصل تابستان مصرف بسیار زیادی دارد.

.ترکیبات شیمیایی:هندوانه دارای اسید آمینه ای بنام سیترولین و موادی بنام کاروتن و لیکوپن و نوعی قند بنام مانیتول می باشد.

در صد گرم هندوانه مواد زیر موجود است:

آب 92 گرم
پروتئین 0/5 گرم
مواد چربی 0/2 گرم
نشاسته 6 گرم
کلسیم 0/7 میلی گرم
فسفر 10 میلی گرم
آهن 0/5 میلی گرم
سدیم 1 گرم
پتاسیم 100 میلی گرم
ویتامین آ 600 میلی گرم
ویتامین ب 1 0/03 میلی گرم
ویتامین ب 2 0/3 میلی گرم
ویتامین ب 3 0/2 میلی گرم
ویتامین ث 8 میلی گرم



تخم هندوانه دارای حدود 30 درصد روغن است که از نظر خواص شیمیایی مانند روغن بادام می باشد .

خواص داروئی:هندوانه از نظر طب قدیم ایران سرد و تر است . گرما را برطرف می کند و بهترین میوه تابستان است .


همچنین هندوانه در اشخاص سرد مزاج باعث درد مفاصل و ضعف جنسی می شود .

هندوانه خواص بسیاری دارد از آن جمله ضد استفراغ و تهوع است. مخصوصاً برای افرادی که در تابستان دچار گرمازدگی می شوند، نوشیدن آب هندوانه با کمی گلاب می تواند مفید باشد. ضدعفونی کننده بدن و در واقع پاک کننده روده ها بوده است.

درطب سنتی چین پوست هندوانه را خوب می شویند و درجلوی خورشید می گذارند تا خشک شود، سپس ازآن برای مبارزه با بیماری استفاده می کنند ، بدین صورت که 50 گرم پوست هندوانه را درکمی آب می جوشانند و مانند چای آن را می نوشند که چون داری پتاسیم بالاست برای مبتلایان به فشار خون بالا، فشارهای عصبی وهم چنین برای بیماران مبتلا به مرض قند مفید است.

هندوانه با داشتن بیش از90% آب، برای رفع تشنگی بسیار مناسب است. هیچ میوه ای تا این اندازه آب ندارد. چون هنداونه دارای مقدار خیلی کمی سدیم است، آب زیادی از بدن دفع می شود و برای کسانیکه ناراحتی کلیه دارند و افرادی که ادرار غلیظ و زرد رنگ با بوی تند دارند ، بسیارخوب می باشد و حتی با نوشیدن آب هندوانه و آب به مقدار زیاد این مشکل را از بین می برند.

هنداونه به خاطر داشتن ویتامینC و ویتامینA و بتا- کاروتن و لیکوپین ، صدماتی را که در اثر استرس، استعمال دخانیات، سموم محیطی و داروها وارد می شود کاهش می دهد. علاوه بر این ابتلاء به خیلی از امراض دنیای متمدن مثل سفت و سخت شدن دیواره سرخرگ، سرطان (خصوصا سرطان پروستات) و امراض دوران پیری مثل آلزایمر و پارکینسون را کاهش می دهد. علت این امراض رادیکالهای آزاد هستند. ویتامین های هندوانه خطر حمله آنها را به بدن تضعیف می کنند.

دانشمندان دانشگاه بوستون کشف کردند که لیکوپن موجود در هندوانه، پوست را در مقابل اشعه ماوراء بنفش حفظ می کند.

درطب نتروپت خوردن هسته های هندوانه اهمیت زیادی دارد، بدین صورت که هسته را همراه هندوانه درمخلوط کن ریخته تا هسته ها در آب هندوانه خرد شوند. شخصی که آب هندوانه را با هسته خردشده میل کند و هسته را خوب بجود، کمک زیادی به پاک کردن روده می کند. برای افرادی که یبوست دارند، خوردن آب هندوانه به این ترتیب و آب ولرم بلافاصله بعد از آب هندوانه در حالت ناشتا بسیار مفید است چون درمان یبوست با مصرف فیبرومایعات با هم، امکان پذیر است که هر دو در هندوانه موجود است.

از سایر خواص هندانه می توان موارد زیر را نام برد :

۱- هندوانه مدر است و به پائین آوردن فشار خون کمک می کند .

۲- هندوانه معده را تقویت می کند.

۳- پوست سفید داخل هندوانه برای زخم گلو و دهان بسیار موثر است.

۴- مغز تخمه هندوانه کرم های معده و روده را از بین می برد .

۵- هندوانه برای ورم مثانه مفید است.

۶- هندوانه بدن را تازه شاداب می کند .

۷- هندوانه برای اشخاص گرم مزاج بسیار خوب است.

۸- آب هندوانه مخلوط با سکنجبین علاج کننده یرقان و دفع کننده سنگ کلیه است.

۹- برای خنک کردن بدن در روزهای گرم تابستان هندوانه را با شکر بخورید .

۱۰- برای برطرف کردن تب و اخلاط بدن هندوانه را با شیر خشت بخورید .

۱۱- برای رفع خارش بدن هندوانه را با تمبر هندی بخورید .

۱۲- هندوانه را باید همیشه بین دو غذا خورد یعنی تقریبا سه ساعت بعد از غذا و یکساعت قبل از غذا . زیرا اگر بلافاصله بعد از غذا خوزده شود در هضم غذا اختلال ایجاد می کند همچنین نباید آنرا با میوه های دیگر مخلوط کرد زیرا تولید نفخ شکم می کند .

1۳- آب هنداونه به عنوان خنکی برای بیماران مبتلا به تب و بیماریهای عفونی مفید است زیرا عطش و التهاب بیمار را برطرف می کند.

۱۴- هندوانه نرم کننده، ادرارآور و زیاد کننده عرق است، لذا پس از مصرف هندوانه سموم بدن از سه طرف ( ادرار، مدفوع، عرق) دفع می شوند و به زودی شادابی و طراوت مخصوصی به انسان دست می دهد.

تذکراتی درباره مصرف هندوانه :

1- خوردن هندوانه برای معده و نیروی جنسی اشخاصی که مزاج سرد دارند، زیان آور است.

2- خوردن هندوانه برای اشخاص سرد مزاج تولید درد مفاصل می کند و در این موارد خنثی کننده زیان هندوانه، عسل و قند و امثال آن است.

3- زیاده روی در خوردن هندوانه برای طحال زیان آور است .

4- هندوانه طبیعت سرد دارد، از این رو از مصرف زیاد آن در شب یلدا بپرهیزید .

feedback
1391,02,05, ساعت : 01:01 قبل از ظهر
تغذيه گياهان

توجه به تغذيه گياهاني كه در گلدان هستند بايد بيشتر از گلهايي باشد كه در باغچه كاشته ميشوند زيرا ريشه در محدوده گلدان تا فاصله كوتاهي ميتواند در طلب غذا حركت كند حال آنكه در باغچه فضاي زيادي در اختيار دارد.

پس نبايد تنها به آب دادن گياه اكتفا كرد.

بهترين نوع كود براي گياهان زينتي كود مايع است ، زيرا بطور يكنواخت در سطح خاك منتشر شده و ريشه را در بر ميگيرد.
كود بايد بطور مرتب ( هفته اي يك بار ) در فصل رشد و يا گل دادن به گياه داده شود.
وقتي كه گياه در حال استراحت يا خواب زمستاني است از دادن كود اكيدا بايد خودداري كرد.




مواد معدني اصلي مورد نياز گياه عبارتند از :

1 – ازت N كه به مصرف برگها رسيده و موجب تامين سبزينه يا كلروفيل ميشود . كمبود ازت موجب زردي برگها ميشود.

2 - فسفات p2o5 كه براي تقويت ريشه است .

3 – پتاس k2o كه مصروف گل ميگردد.

كمبود پتاس باعث رنگ پريدگي گلها شده مقاومت آنها را در برابر آفت ها كاهش ميدهد.


ساير مواد معدني به ميزان ناچيزي مورد استفاده گياه قرار ميگيرند.


WWW.AKE.BLOGFA.COM (http://www.ake.blogfa.com/) WWW.AKE.BLOGFA.COM (http://www.ake.blogfa.com/) WWW.AKE.BLOGFA.COM (http://www.ake.blogfa.com/)
گل میخک
خانواده ميخک Caryophylaceae


خانواده ميخک يا کاريوفيلاسه يکي از خانوادههاي گياهي است که تعداد گياهان وابسته زينتي آن زياد نيست. از گياهان زينتي اين خانواده ميتوان به دايانتوس کاريوفيلوس Dianthus caryophillus، دايانتوس باراباتوس Dianthus barbatusيا قرنفل و ژيپسوفيد اشاره کرد.

ميخك معمولي Dianthus caryophillus
بر اساس مدارک و اسناد تاريخي ميخک دايانتوس يک گياه بسيار قديمي است و حداقل 300 سال قبل از ميلاد مسيح بعنوان گل مورد علاقه افراد در مراسم مختلف مورد استفاده بوده است (دايانتوس به يوناني به معني بوي خدايان است). احتمالاً بوي خوش و رايحه اين گل در طي اين سالها و شايد در اثر عمليات به نژادي از بين رفته و بر اثر تغييرات ژنتيكي داراي خصوصيات ديگر شده است.

بطور کلي ميخکها به دو دسته تقسيم ميشوند:
1- ميخکهاي تک شاخه يا ميخکهايي که اصطلاحاً تحت نام ميخکهاي استاندارد معروف هستند. اين گياهان گلهاي درشت، تک شاخه و دم گل بسيار بلندي دارند.
2- ميخکهاي خوشهاي يا پا کوتاه که اصطلاحاً ميخکهاي مينياتوري مينامند . در اين گروه گلهاي اِسپريل از گلهاي چند شاخه، منشعب و ريز تشکيل شدهاند که دم گلهاي کوتاهي دارند.



کاربرد و مصرف ميخکها بيشتر بستگي به فرهنگ عامه مردم و شناخت مردم دارد. در ايران اصولاً مردم گلهاي شاخه بلند با گل درشتتر ميپسندند. اما در نزد اروپاييان گلهايي با دم گل کوتاهتر و در اندازه کوچکتر مطلوب است. بطور متوسط هر سال حداقل 10 تا 15 رقم جديد از ميخک به دنيا معرفي ميشود.

پرورش ميخک در گلخانهها و سيستمهاي حفاظت شده اثر بهتر و مناسبتري را در عملكرد دارد. در ايران فقط فصولي از سال يعني زمستان و پاييز اين گياه را در گلخانه پرورش ميدهند و در بقيه فصلها آن را از سيستم گلخانهاي خارج کرده و در هواي آزاد کشت ميکنند.

feedback
1391,02,05, ساعت : 01:02 قبل از ظهر
زراعت عمومي :

زراعت AGRONOMY ريشه يوناني دارد واز دو لغت :

AGROS به معناي مزرعه و NOMUS به معناي مديريت تشكيل شده است .

از نظر علمي AGRONOMIST به شخصي اطلاق مي شود كه تحصيلات عالي دارد و از نظر تئوري مطالعاتي را انجام داده است تا بتواند به عنوان مشاور يا راهنما ي زارع انجام وظيفه كند .

از ديدگاه علم زراعت براي افزايش توليد محصولات كشاورزي سه راه پيشنهاد شده است

1- افزايش زمينهاي زير كشت

2- افزايش محصول در واحد سطح

3- افزايش محصول در واحد زمان



زراعت سطحي EXTENSIVE FARMING زراعت فشرده INTENSIVE FARMING

زراعت سطحي نوعي از زراعت است كه زارع تابع شرايط آب و هوايي است . بنابر اين نهاده هاي زيادي را مصرف نمي كند و سطح زير كشت را هم نمي تواند افزايش دهد .

ولي نوعي زراعت فشرده : در اين نوع زراعت از نهاده هاي زيادي مانند بذر هاي اصلاح شده ، كودهاي شيميايي ، ماشين آلات و… استفاده مي كند تا بتواند حد اكثر عملكرد را در سطح بدست آورد .



(طبقه بندي گياهان زراعي CROPS )

گياهان زراعي را مي توان از نظر شكل ظاهري يعني مورفولوژي (گياه شناسي ظاهري ) طبقه بندي كرد .

ولي از نظر زراعت AGRONOMY گياهان را بسته به مصرف يا نوع مصرف آنها تقسيم بندي مي كنيم . بايد در نظر داشت كه بعضي گياهان زراعي داراي مصارف زيادي هستند بنابراين با توجه به موارد فوق مي توان دو نوع طبقه بندي را در نظر گرفت .
الف) طبقه بندي بر اساس هدف توليد :
1- غلات CEREALS

شامل گندم (WHEAT ) - جو ( BARLY ) – برنج ( RICE ) – ذرت ( CORN ) – چاودار *گندم ( TRITICALE ) – چاودار ( WHEAT *RYE )

هدف نشاسته
2-حبوبات LEGUMES

شامل نخود (PEA ) – عدس ( LENTILE ) –لوبيا ( BEAN( - S,DH ) ) –بادام زميني ( PEAHUT )

هدف تامين پروتئن گياهي است .
3-گياهان علوفه أي FODELER CROPS

اين گياهان به صورت تازه خشك يا سيلو شده به مصرف دام مي رسد .

ذرت علوفه أي FOLEDER CRON :

مشخصات : تراكم بالا دارد .زمان برداشت آن وقتي است كه رطوبت دانه 6۰٪ است

ALFALFA يونجه.- CLOVER شبدر

4-گيا هان ريشه أي ROOTY OR RADICAL CROPS

اين گيا هان داراي ريشه غده أي شكل هستند .شاخص تر ين آن گياه چغندر suger beer است .



5-گيا هان فيبري يا ليفي FIBEROUS CROPS

COTTEN = كتان KENAF = كنف

FLAX = پنبه الياف در دانه يا كپسول JOKE = شبيه كنف الياف آن در ساقه است SISAL(AGAVE ) خنجري : الياف آن در برك است

6-گياهان غده أي GLANDIFORM /CROPS

POTATO /POMATO : زير زمين سيب زميني و روي زمين گو جه

7-گياهان داروي: MEDICINAL /C

MATRICARIA = بابونه MILFOILE =گياها ن بومادران

WHITE POPPY = خشخاش سفيد

8-گياهان قندي SUGAR/C

SUGAR CANE /نيشكر SUGAR BEET/ چقندر هدف =توليد قند

9-گياهان تدخيني SMOKING

SMOKING =/ TANBACCO = تنباكو HEMP = شاهدانه. گراس

NOROOTIC =/ TEA = چاي COFFEE = كافينئن . قهوه

10- گياهان روغني OIL CROPS

SUN FLOWER = آفتا بگردان - SOFFLOWER = گلرنگ

OLIVE = زيتون- SESAME = كنجد

PEAHUT = با دام زميني

ب-طبقه بندي بر اساس هدف خاص :

1-گياهان پوششي COVER CROPS

اين گياهان براي پوشش و حفاظت خاك در برابر ( EROSION) فر سايش كشت مي شودو درهمان زماني كه سبز هستند (گلدهي) به خاك برگردانده مي شود.مثل شبدرو يونجه

2-گياهان مكمل COMPLEMENTALY/C

اين گياهان جهت حاصلخيزي خاك همراه با محصول درجه يك كاشته مي شود ودر درجه دوم اهميت قرار دارد .مانند كاشت لوبياي روغني همراه با ذرت

3-گياهان سيلويي SILAGE /C

اين گياهان به صورت سبز برداشت مي شود و پس از سيلو شدن وگذراندن مرحله تخمير به مصرف دام مي رسد مثل گياه ذرت علوفه أي و ذرت خوشه أي sorghom ) )

4- گياهان تقويت كننده يا اصلاح كننده : SOIL CODITIONER /C

اين گياهان جهت اصلاح يا تقويت خاك كاشته مي شوند مانند چغندر علوفه أي (خاك را نرم مي كند ) و شبدر علوفه أي ( نمك و شوري خاك را مي گيرند )

5- گياهان همراه CYNERGIC /C

اين گياهان گياهان يك ساله (ANNUL ) هستند كه همراه گياهان چند ساله PERENNIAL) )كاشته مي شوند مثل : جو (يكساله ) همراه با يونجه (چند ساله )

6- نباتات غله اي TRAPPING /C

برخي گياهان تيره حبوبات LEGOMINO SE /C مانند باقلا چنانچه در زميني كاشته شوند به علت ترشح يك سري مواد از ريشه قادر به كنترل يك نوع آفت كه به سيستم ريشه أي گياهان خسارت مي زند به نام (nematode ) است .

در كاشت چغندر قند اگر تناوب را رعايت نكنيم آفت nematod افزايش مي يابد .

منبع مقالات کشاورزی ، مقالات باغبانی ، مقالات گیاهان داروئی مقالات زراعت مقالات ماشین های کشاورزی مقالات بیماریهای گیاهی مقالات حشره شناسی مقالات دامپروری و جدیدترین تحقیق های کشاورزی عکس های کشاورزی و... www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/) www.ake.blogfa.com (http://www.ake.blogfa.com/)

feedback
1391,02,05, ساعت : 01:03 قبل از ظهر
دروس گروه زراعت و اصلاح نباتات (کارشناسی و کارشناسی ارشد):
گروه زراعت و اصلاح نباتات رشته زراعت و اصلاح نباتات (اصلاح نباتات)



دروس اصلی
طرح آزمایشهای کشاورزی – اصول و روشهای آبیاری – هوا و اقلیم شناسی آبیاری – اقتصاد کشاورزی – باغبانی عمومی – خاکشناسی عمومی – اصول زراعت – حشره شناسی ودفع آفات - بیماریهای گیاهی – ماشینهای کشاورزی – عملیات کشاورزی – دامپروری عمومی – بیوشیمی گیاهی




دروس اختصاصی
زراعت غلات – زراعت گیاهان صنعتی – زراعت گیاهان علوفه ای – عملیات زراعی – دیمکاری – علفهای هرز و کنترل آنها – اصول اصلاح نباتات – فیزیولوژی گیاهان زراعی – پروژه – کنترل و گواهی بذر – مبانی کشاورزی پایدار - اصلاح نباتات خصوصی – طرح آزمایشهای کشاورزی تکمیلی – بیوتکنولوژی گیاهی




دروس عمومی
معارف اسلامی (1) - معارف اسلامی (2) - اخلاق و تربیت اسلامی - انقلاب اسلامی و ریشه های آن -تاریخ اسلام - متون اسلامی وآموزش زبان عربی - فارسی - زبان خارجی- تربیت بدنی (1) – تربیت بدنی (2)




دروس اختیاری
سیتولوژی - مدیریت و حسابداری - زراعت حبوبات و گیاهان منطقه ای – زراعت گیاهان دارویی و ادویه ای – آفات مهم گیاهان زراعی – بیماریهای مهم گیاهان زراعی – زراعت در شرایط تنشهای محیطی – اصول ترویج و آموزش کشاورزی – رابطه آب و خاک و گیاه – زبان تخصصی – کاربرد کامپیوتر در کشاورزی





رشته زراعت و اصلاح نباتات (زراعت)


دروس اصلی
طرح آزمایشهای کشاورزی – اصول و روشهای آبیاری – هوا و اقلیم شناسی آبیاری – اقتصاد کشاورزی – باغبانی عمومی – خاکشناسی عمومی – اصول زراعت – حشره شناسی ودفع آفات - بیماریهای گیاهی – ماشینهای کشاورزی – عملیات کشاورزی – دامپروری عمومی – بیوشیمی گیاهی






دروس اختصاصی
زراعت غلات – زراعت گیاهان صنعتی – زراعت گیاهان علوفه ای – عملیات زراعی – دیمکاری – علفهای هرز و کنترل آنها – اصول اصلاح نباتات – فیزیولوژی گیاهان زراعی – پروژه – کنترل و گواهی بذر – مبانی کشاورزی پایدار - زراعت حبوبات و گیاهان منطقه ای - زراعت گیاهان دارویی و ادویه ای – زراعت در شرایط تستهای محیطی






دروس عمومی
معارف اسلامی (1) - معارف اسلامی (2) - اخلاق و تربیت اسلامی - انقلاب اسلامی و ریشه های آن -تاریخ اسلام - متون اسلامی وآموزش زبان عربی - فارسی - زبان خارجی- تربیت بدنی (1) – تربیت بدنی (2)






دروس اختیاری
مدیریت و حسابداری – مساحی و تقشه برداری – آفات مهم گیاهان زراعی – بیماریهای مهم گیاهان زراعی – رابطه آب و خاک و گیاه - خاکهای شور و قلیایی - حاصلخیزی خاک و کودها – مکانیزاسیون کشاورزی – بیوتکنولوژی گیاهی – اصول ترویج و آموزش کشاورزی – طرح آزمایشهای کشاورزی تکمیلی – زبان تخصصی – کاربرد کامپیوتر در کشاورزی





رشته زراعت و اصلاح نباتات (زراعت) کارشناسی ارشد

دروس اصلی





دروس اختصاصی
فیزیولوژی علفهای هرز و علفکشها – اکولوژی گیاهان زراعتی – فیزیولوژی گیاهان زراعتی تکمیلی – زراعت تکمیلی – تکنولوژی بذر- مباحث نوین در زراعت – اثر تنشهای محیطی بر گیاهان – پایان نامه




دروس عمومی





دروس اختیاری
روش تحقیق – بیومتری (1) – بیومتری (2) – روشهای پیشرفته آماری - برنامه نویسی کامپیوتر – مسئله مخصوص - ژنیتیک تکمیلی – اصلاح نباتات در باغبانی - مواد تنظیم کننده رشد گیاهی – تغذیه گیاهان در باغبانی – زراعت گیاهان داروئی و ادویه ای – رابطه آب و خاک گیاه تکمیلی – ریز ازدیادی و کشت بافتهای گیاهی – حاصلخیزی خاک تکمیلی – سمینار (2) – اصلاح و توسعه مراتع

feedback
1391,02,05, ساعت : 01:03 قبل از ظهر
خیار

خيار گياه بومي هندوستان است و از آنجا به نقاط ديگر جهان راه يافته است . حدود بيست قرن قبل از ميلاد مسيح مصريان قديم از آن استفاده مي كرده اند .

ايالت فلوريدا مهمترين توليد كننده خيار در آمريكا است و حدود يك سو م خيار كل آمريكا را توليد مي كند .

خيار گياهي است علفي و يكساله داراي ساقه خزنده وپ وشيده از خارهاي نازك و خشن است . برگهاي آن بزرگ و داراي زاويه و دندانه دار است . گلهاي آن زرد رنگ كه به دو صورت نر و ماده روي يك پايه قرار دارند ميوه آن سبز رنگ و بسته به نوع و نژادهاي مختلف ممكن است كوچك و يا دراز باشد .

خیار گیاهی است از گیاهان گلدار، از رده دولپه ای ها، از گیاهان یکساله جالیزی، از خانواده کدوئیان (Cucurbithacae) و از جنس Cucurbita با نام علمی(Cucumis sativus). ریشه ان نسبتاً سطحی است و برای کاشت آن باید خاک سطح الارض کاملاً آماده و غنی از مواد غذایی باشد. ریشه آن یکساله و گاهی هم دائمی است. ساقه آن علفی و به رنگ سبز روشن، آبدار و دارای پوست نازک و کرکهای ریزی است که از ساقه منشعب می شوند. طول بوته خیار با توجه به هرسی که انجام می شود مکن است به بیش از 6 m برسد که نگهداری بوته ها در گلخانه بوسیله پیچاندن آن به دور نخهای ضخیم و همچنین پیچیده شدن پیچکها به دور نخها که نگهداری بوته ها را محکم می نماید امکانپذیر است. در واریته های معمولی برگها نسبتاً کوچک در واریته های بکرزا یا پارتنوکارپیک برگها بزرگتر، پنجه ای شکل و به رنگ سبز روشن بوده و بریدگی های کم عمق، برگ را به پنج قسمت یا Lobe که غالباً به شکل مثلث هستند، تقسیم می کند. دمبرگ آن بلند، آبدار، قطور، و رگبرگها مشخص و روشنتر از خود برگ هستند. میوه خیار از لحاظ گیاهشناسی شفت بشمار میرود یعنی میوه ای است گوشتی که برون بر آن نازک، میانبر آن گوشتی و خوراکی و درون بر آن غشائی و سخت است.

رشد رویشی ریشه این گیاه در مقایسه با اندامهای هوایی آن بسیار ضعیفتر میباشد ولی در محل یقه و حتی قسمتهایی از ساقه که با خاک تماس حاصل مینمایند ریشه های نابجا تولید می کند، همچنین ریشه ها بیشتر در قسمتهای قابل تهویه سطح خاک رشد کرده و انتشار می یابند که در این رابطه ضرورت تهیه یک بستر تقریباً سبک از نظر بافت خاک و قابل تهویه معلوم می گردد.

محل پیدایش میوه روی ساقه دو حالت دارد:

1. خیارهایی که روی ساقه اصلی و در زاویه برگها تولید می شوند.

2.خیارهایی که روی ساقه فرعی تولید می شوند که دراینصورت ساقه های جانبی به هرس منظم احتیاج دارند.



مشخصات بذر خیار گلخانه اي:

برای پرورش خیار در گلخانه صرفاً باید از بذور پارتنوکارپیک استفاده کرد و از کاشت بذور معمولی در گلخانه اجتناب کرد. لازم به ذکر می باشد که پارتنوکارپیکی عبارت است از تشکیل و رشد میوه بدون تلقیح تخمکها. این پدیده به نحوی گسترده در سبزیجات خانواده کدوئیان بخصوص خیار بروز میکند. در واریته های معمولی گلهای نر و ماده جدا از هم بوده و گلهای نر زودتر از گلهای ماده ظاهر می گردند. ولی در عوض واریته های پارتنوکارپیک گل نر وجود نداشته و گلهای ماده بدون عمل گرده افشانی و لقاح تولید میوه میکند.

در این نوع خیار نیازی به گرده افشانی نیست و میوه بصورت پارتنوکارپیک تشکیل می شود، لذا چنانچه حشراتی از بیرون گلخانه گرده گل بوته دیگر خیارهای هوایی را به روی گل ماده بوته خیار داخل گلخانه بنشانند خیار تولیدی از کیفیت ظاهری پائین تر برخوردار خواهد بود.

در بعضی از واریته های خیار داربستی طول میوه ممکن تا 50 cm برسد که با توجه به ذائقه و بازارپسندی مصرف کنندگان ایرانی هم اکنون واریته هایی کشت می گردد که طول میوه آنها حداکثر به 30 cm برسد.

میوه این نوع خیار دارای پوستی خوراکی، بدون تخم و بدون ایجاد نفخ میباشد. بذر خیار گلخانه ای معمولاً با روشهای علمی و بسیار پرهزینه ژنتیکی تولید می شود و به همین دلیل قیمت آن بسیار گران بوده و بصورت عددی بفروش می رسد. این بذرها در هوای آزاد بخوبی نمی تواند بخوبی گلخانه میوه تولید کند زیرا در اثر تلقیح با گرده سایر ارقام، تولیدی یکنواخت نداشته و میوه آن از شکل اصلی خود خارج شده و بدفرم و بدشکل می شود.

خیار پارتنوکارپیک دارای ارقام متعددی است که بسیاری از آنها فاقد شکل و رنگ و اندازه مورد پسند بازار ایران است. بنابراین از بین واریته های متعددی که به بازار عرضه می شوند باید انواعی را که برای کاشت در ایران مناسبند انتخاب نمود. واریته هایی از قبیل دومینوس جی.آر.اس[2]، دومینوس جی.آر.اچ[3]، هیلارس [4]9811، سینا، بیلانکو، خیار دولاب و خیار اصفهان در ایران نتایج چشمگیر و مرغوبیت بی سابقه ای نشان داده اند. چند واریته از خیارهای بلند اروپایی مانند سندرا[5] نیز در ایران آزمایش شده که طول آنها به 35-40 cm میرسد. اگرچه بذر پارتنوکارپیک بسیار گران بوده و هزینه کاشت و نگهداری نسبتاً بالایی دارد ولی با توجه به عملکرد بالا و قیمت گران خیار گلخانه ای، نه تنها این هزینه ها جبران می شوند بلکه سود سرشاری هم نصیب تولید کنندگان می گردد.

برای انتخاب بذر خیار درختی بهتر است از بذرهایی استفاده گردد که بیش از 6 ماه از تولید آنها گذشته باشد زیرا بذر خیار دوره خواب کوتاهی دارد که در آن ایام ممکن است جوانه نزند، ضمن اینکه گذشت بیش از دو سال نیز از نظر قوه نامیه مناسب نمی باشد.

تلخی موجود در میوه های خیار در اثر ماده ای بنام کوکوربیتاسین که در ته آنها وجود دارد و در ریشه ساخته می شود اما در خیارهای هیبرید گلخانه ای دیده نشده و یا خیلی به ندرت اتفاق افتاده است.



تركيبات شيميايي:

خيار داراي ساپونين و آنزيم هاي مختلفي مانند پروتئولي تيك و غيره و ويتامين ها و مواد معدني مختلف مي باشد .

در صد گرم خيار مواد زير موجود است .

انرژي 8 كالري

آب 95 گرم

پروتئين 0/6 گرم

مواد چربي 0/1 گرم

مواد نشاسته اي 2/5 گرم

فسفر 30 ميلي گرم

آهن 0/2 ميلي گرم

كلسيم 25 ميلي گرم

پتاسيم 160 ميلي گرم

ويتامين آ 250 واحد

سديم 6 ميلي گرم

ويتامين ب 1 0/03 ميلي گرم

ويتامين ب 2 0/04 ميلي گرم

ويتامين ب 3 0/2 ميلي گرم

ويتامين ث 7 ميلي گرم

خواص داروئي:

1) خيار از نظر طب قديم ايران سرد و تر است و خنك كننده بدن مي باشد و به هضم غذا كمك مي كند .

2) خيار حل كننده اورات و اسيد اوريك است بنابراين مرض نقرس را درمان مي كند .

3) خيار ادرار آور است .

4) آشامیدن آب خیار جهت بهبود تب های شدید تسکین التهاب و حرارت , صفرای خون, التهاب معده ورفع تشنگی , پاک کننده کبد, زیاد شدن ادرار, دفع سنگ های کلیه و مثانه و بر طرف کردن یرقان سودمند است.

5) خيار خون را تصفيه مي كند.

6) سوپ خيار حبس البول را از بين مي برد .

7) عصاره برگهاي له شده خيار ايجاد تهوع مي كند بنابراين در مسموميت ها و اختلالات دستگاه جهاز هاضمه مصرف مي شود .

8) خيار عطش را تسكين مي دهد .

9) خيار ملين است .

10) ریختن چند قطره آب آن در بینی و بوئیدن آن جهت گرفتگی و بی حوصلگی وکم خوابی مفید است.

11) خيار را حلقه حلقه كرده و روي پوست صورت بگذاريد چين و چروكهاي صورت را از بين يم برد و صورت را جوان مي كند.

12) اگر پوست شما چرب است خيار را با آب مقطر بپزيد و با اين آب صورت خود را شستشو دهيد .

13) اگر مي خواهيد هميشه لطافت پوست خود را حفظ كنيد همه روزه از لوسيون زير استفاده كنيد :

يك خيار معمولي را با دو ليون آب بجوشانيد تا حجم آن يك ليوان شود سپس آنرا صاف كنيد و بگذاريد سرد شود بعد 50 گرم بادام خام و پوست كنده را آسياب كرده و با اين آب مخلوط كنيد و بهم بزنيد و با پارچه صاف كنيد و به محلول صاف شده 250 گرم الكل سفيد و يك گرم اسانس گل سرخ اضافه كنيد و كاملا هم بزنيد هر روز از اين لوسيون طبيعي به صورت خود بزنيد تا پوست شما هميشه جوان بماند .

مضرات :

اشخاصي كه ناراحتي معده دارند نبايد در مصرف خيار زياده روي كنند زيرا ممكن است باعث اختلال در دستگاه هضم گردد .

خيار نفاخ است چون سريعا در معده فاسد مي شود هميشه بايد آنرا قبل از غذا خورد كه به هضم غذا كمك كند كسانيكه نمي توانند خيار را خوب هضم كنند بايد آنرا با نمك بخورند.

خاک مناسب برای خیار درختی:

خاک مورد استفاده در گلخانه های کشت خیار بایستی دارای بافت سبک (Sandy loam) بوده و از نفوذپذیری خوبی برخوردار باشد. این نوع خاک هر چه از نظر داشتن هوموس تقویت گردد کاشت خیار در آن دارای عملکرد بهتری خواهد بود. تقویت خاکهای سبک را می توان با کودهای حیوانی تامین نمود.

اگر خاک قابل استفاده کمی سنگین باشد می توان با اضافه کردن مقداری شن شسته عاری از آهک و گچ به همراه کمپوست بطوریکه از نظر مصرف میزان مورد نیاز جنبه اقتصادی جنبه اقتصادی داشته باشد آنرا اصلاح نمود. همچنین در صورت نفوذپذیری کم آب یا زه دار بودن خاک می توان از لوله های مشبک پلی اتیلن و نصب در زیر پشته های خاک نیز استفاده نمود. این روش میتواند زهکشی لازم را برای خاک تامین نماید. خاکهای نسبتاً سنگین و یا خاکهایی که دارای نمک زیاد باشند اصلاً مناسب نمی باشند زیرا تهویه، آبشویی و ضدعفونی اینگونه خاکها بسیار مشکل می باشد و مطمئناً به رشد ریشه نیز صدمه می زند.

تجربه خیارکاری در خاکهای سبک بیابانی (سرخه) که املاح آهکی و گچی در حداقل باشد و درصد شن آن بیش از 50% باشد نشان داده است که اینگونه خاکها بهترین بسترها بوده و در آن محصول خوبی تولید شده است. در انتخاب بسترهای خاکی چنانچه بستر زیرین (بیش از عمق 25 cm) آنها سخت و غیرقابل نفوذ باشد بایشتی با استفاده از زیرشکنهای مناسب این لایه شکسته شود و یا از کاشت خیار صرفنظر نمود.

PH مناسب بستر خاکی6.5-7.5 و EC کمتر از 3000µmos/cm (3 دسی زیمنز بر متر) می باشد. قابلیت جذب عناصر به وسیله PH بستر محیط ریشه تعیین و مشخص می شود. در PH پائین نسبت عناصر قابل جذب و محلول آهن، منگنز و آلومنیوم بیشتر بوده و در نتیجه همه آنها باعث تثبیت و غیر قابل استفاده شدن فسفر می شود.همچنین میزان کلسیم، منیزیم، گوگرد و ملیبدن قابل استفاده نیز در PH پائین کاهش می یابد. از طرفی مقدار فسفر، آهن، منگنز، روی، مس و بر در PH بالا محدود می شود.

سایر بسترها:

بسترهای خاکی همراه با مواد دیگر: اینگونه بسترها توده هایی از کاه و کلش و پیت، کمپوست و از این قبیل می باشند که روی پشته ها قرار می گیرند و یا با خاک پشته ها مخلوط می گردند. در این بسترها ریشه ها به خوبی توسعه پیدا می کنند و گرمای محیط ریشه و Co2 لازم نیز به میزان کافی تولید میگردد. ازجمله این بسترها کاه پوسیده روی پشته ها است.

در اینگونه بسترها هر ردیف آن بوسیله بسته های کاه پرس شده پوشیده میشود. بدین طریق که پهنای بسته ها روی زمین و عرض آنها در امتداد یکدیگر قرار گرفته باشند. در هر 1000 m2 حدود 10 Ton کاه و به تعداد 560 بسته کاه 18 Kg مصرف می گردد. برای آماده سازی اینگونه بسترها برای هر بسته حدود 30 Lit آب مورد نیاز است. کودهای شیمیایی مورد نیاز برای هر کیلو کاه مجموعه ای از کودهای زیر است که بطور یکنواخت روی توده کاهها پخش میشوند.

7gr نیترات آمونیوم 26% + 7gr آهک

7gr سوپر فسفات تریبل

7gr نیترات پتاسیم

4.5gr سولفات منیزیم

آنگاه در چند نوبت و به میزان 2-3 Lit برای هر بسته روی آنها به آهستگی آبیاری شود. در این زمان دمای گلخانه نبایستی از 15° c پائینتر رود. با این وصف بعد از مدتی دمای توده کاه به 38° c می رسد. در این روش استفاده از کاه گندم برای واریته های خیار طولانی رشد و کاه جو بای خیارهای با طول رشد کوتاه استفاده می شود.

بسترهای آبکشت:

بسترهایی که صرفاً از محلول مواد غذایی کامل استفاده میشود و نیازی به خاک نمیباشد و فقط از نگهدارندهای واسطه ای مثل بسته های حاوی پشم سنگ و یا پیت خالص و یا ماسه و شن شسته که روی بتن تعبیه شده اند می توان استفاده نمود. در این سیستم ها هزینه های ضدعفونی قابل توجه نمی باشد ولی تأمین انواع مواد غذایی مورد نیاز بطور مداوم نیاز به اصلاح و کنترل دارد، ضمن اینکه نگهداری بوته در این گونه بسترهای سست باعث افزایش هزینه ها می گردد. در این روش ریشه ها به خوبی توسعه پیدا نمی کنند و گرمای لازم و Co2 مورد نیاز در محیط ریشه نیز بوجود نمی آید.

feedback
1391,02,05, ساعت : 01:04 قبل از ظهر
انتقال نشاء
بهترین زمان انتقال نشاء جوان زمانی است که به اندازه کافی رشد کرده و در مرحله ۴ برگی باشد.اگر زمان انتقال به تاخیر مواجه شود،به علت حجم کم خاک گلدان رشد ریشه با مشکل مواجه شده و از رشد طبیعی باز می ماند و در نتیجه گیاه از همان ابتدا ضعیف خواهد بود.
برای انتقال نشاء به گلخانه،بر روی بسترها حفره هایی با فاصله حدود ۴۰ سانتی مترو حجمی در حدود حجم خاک گلدان ایجاد کرده ونشاء را در آن قرار می دهند.در انتقال نشاء باید دقت شود که به ریشه ها آسیب نرسد.البته فاصله کاشت نشاء در ارقام مختلف،فصل کاشت و با توجه به تراکم دلخواه بوته در هر متر مربع متفاوت می باشد.برای داشتن محصول بیشتر باید فاصله مناسب در زمان کاشت رعایت شود و تراکم بالا دلیلی برای داشتن محصول بیشتر نیست.در تعیین این فاصله باید نکاتی مانند عدم سایه افکنب بوته ها بر روی هم مورد توجه قرار گیرد.همچنین در فصول سرد تراکم بالا موجب عدم دسترسی ریشه به مواد غذایی کافی می
گردد.
پس از کاشت نشاء بلافاصله آبیاری انجام می گیرد.بهترین سیستم آبیاری در گلخانه ها آبیاری قطره ای می باشد.بعد از رشد گیاه در زمین و در مرحله ۴ برگی رشد کرده بهتر است به گیاه یک دوره تشنگی داده شود که این کار باعث رشد ریشه و افزایش حجم آن خواهد شد و پس از دوره تشنگی با انجام آبیاری در گیاه رشدسریع دیده می شود.فواصل آبیاری بر حسب فصل رشد،نوع خاک و در مراحل مختلف رشد متفاوت خواهد بود.به عنوان مثال گیاه در مرحله گلدهی به آب بیشتری نیاز دارد.به طور کلی زمانی آبیاری انجام می گیرد که رطوبت خاک کم شده و در حدود ۲۵% باشد.
در زمان رشد بوته ها نخهای گلخانه آماده شده وبه سیمهای موجود در سقف گلخانه متصل می گردد.نحوه اتصال این نخها به گیاه ممکن است با استفاده از قرقره های سیمی که نخ اضافه را بر روی سیم مهار قرار می دهند ویا با کلیپس هایی به ساقه متصل شود(نیازی به گره زدن نیست) و یا اینکه نخ به سیم مهار در پایین گیاه بسته شود.این مرحله نیاز به دقت زیاد دارد تا به بوته آسیب نرسد.همزمان با طی مراحل رشد بوته به طور منظم به دور نخها بسته می شود.
هرس
هرس نقش بسیار مهمی در رشد و باردهی بوته خیار دارد.بنابراین برای انجام صحیح آن نیاز به دقت و تجربه کافی می باشد. تا زمانی که ارتفاع بوته به ۳۰ سانتی متر برسد،هرس انجام نمی گیرد.پس از آنبسته به رقم تعدادی از شاخه های فرعی،گلها و یا میوه ها به تدریج از بوته خذف می گردد.این عمل باعث افزایش توان گیاه برای رشد شاخه های اصلی خواهد شد.در نتیجه با افزایش انرژی گیاه برای تولید ساقه و برگهای اولیه،گیاهی شاداب و قوی خواهیم داشت.در فصل بهار نیز بعنوان هرس، جوانه انتهایی در شاخه های فرعی بوته خیار بعد از ظهور برگ پنجم حذف می گردد.
نوع دوم هرس در خیار مربوط به حذف برگهای مسن گیاه می باشد و در طول دوره رشد به صورت تدریجی انجام می گیرد.در انجام این هرس برگهای پیر و مسن از پایین بوته به تدریج حذف می گردد.البته در هر نوبت هرس نباید بیش از ۲-۳ برگ از گیاه خذف شود و به طور تقریبی ۲۰ تا ۲۵ برگ روی بوته باقی بماند.

بيماري هاي و آفات خيار :

بيماري موزائيك خيار :

بيماري موزائيك خيار از مهمترين بيماريهاي گياهان جاليزي است كه به گياهاني چون خيار، طالبي، هندوانه، كدو، گوجه فرنگي، فلفل، شلغم، عدس، لوبيا و... آسيب وارد مي كند.
عامل بيماري موزائيك خيار، نوعي ويروس است كه نخستين بار در سال 1916 در دنيا گزارش شد و براساس بررسيهاي انجام شده توسط پژوهشگران اين بيماري در سال 1343 در ايران نيز ديده شد.
عامل اين بيماري زمستان را روي ميزبان هاي واسط يا ريشه هاي علفهاي هرز مي گذارند و در اوايل بهار كه علفهاي هرز ميزبان ويروس در اطراف مزارع جاليزي مي رويند به تدريج به برگهاي گياهان منتقل مي شوند و گاهي نيز بر اثر عمليات زراعي در جاليز و حتي به وسيله لباس كارگران و حشرات ناقل از بوته هاي بيمار به بوته هاي سالم منتقل مي شود.
بيماري موزائيك خيار داراي نام علمي Cucumber mosaic virus يا CMN است.
علايم موزائيك با رنگ سبز روشن و سبز تيره يا زرد مايل به سبز در برگ قابل رويت هستند و با توسعه بيماري برگها بد شكل و تاولي شكل شده و گاهي لوله اي مي شوند، در سطح ميوه هاي آلوده نيز تاولهاي سفيد يا سبز تيره اي ظاهر مي شود كه اين تاولها خشن و زگيل مانند هستند و ميوه را بدقواره مي كنند، اينگونه خيارها غالبا تلخ بوده و اگر به مصرف تهيه خيارشور برسند نرم و آبكي مي شوند.
كنترل ويروس موزائيك خيار به علت داشتن ميزبانهاي مختلف بسيار دشوار است اما با كنترل حشرات ناقل، كنترل علفهاي هرز و استفاده از بذر عاري از ويروس و سالم مي توان تا حدي از خسارت اين بيماري جلوگيري كرد.
از اقدامات زراعي كه مي توان استفاده كرد مي توان به از بين بردن علفهاي هرز جاليز، استفاده از مالچ آلومينيوم كه منعكس كننده نور است و شته هاي ناقل را دفع مي كند و كاشت گندم اطراف جاليز از نقل و انتقال شته ها و ساير ناقلين جلوگيري مي كند اشاره كرد.
همچنين بهترين راه مبارزه با اين ويروس استفاده از ارقام مقاوم ذكر شده است.

آنتراکنوز کدوئیان :

این بیماری که قارچ عامل آن اولین بار در سال 1876 در ایتالیا روی میوه ی خیار دیده شده امروزه در اکثر نقاط دنیا که دارای آب و هوای نسبتاًملایم و رطوبت کافی می باشند وجود آن به اثبات رسیده است.در ایران نیز این بیماری در سال 1326 روی هندوانه در بندر انزلی جمع آوری شد و از مناطق گیلان و مازندران گزارش شده است. علایم:عامل این بیماری می تواند تقریباً روی تمام گیاهان خانواده کدوئیان از قبیل خیار،هندوانه،خربزه و کدو فعالیت دارد و آن ها از مرحله گیاهچه تا زمانی که گیاه به میوه می نشیند مورد حمله قرار می دهد.در هر مرحله ی گیاهچه کوتیلدون ها در اثر حمله ی قارچ از بین رفته،روی ساقه زخم های قهوه ای رنگ مایل به سیاه بوجود می آید که به سرعت شکاف برداشته و منجر به مرگ گیاهچه می گردد.روی برگ جوان لکه های سبز رنگ پریده بوجود می آید که این لکه ها در مرکز قهوه ای رنگ اند.گاهی شدت بیماری به حدی است که در مزرعه منظره سوختگی بوجود می آید و ممکن است این سوختگی با علایم ناشی از بیماری سفیدک دروغی جالیز اشتباه شود.در سطح خارجی میوه و در نقاطی که بیشتر در مجاورت رطوبت است لکه های مایل به سبز ظاهر می گردد که ابتدا سطحی بوده ولی سپس گود شده و به عمق گوشت میوه نفوذ می نماید.گاهی اوقات روی زخم های میوه،قارچ های ساپروفیت رشد می کنند.
مبارزه:

تهیه بذر سالم
جمع آوری و سوزاندن بقایای آلوده
تناوب زراعی
سمپاشی با زینب به نسبت 2 کیلو گرم در هزار لیتر
سمپاشی با مانب،مانکوزب و کلروتالونیل.

شته جاليزي :

اين آفت بويژه در مناطق جنوبي و جنوب شرقي ايران صدمه و زيان شديدي به جاليزكاريها وارد مي نمايد . شته ها به گياهاني مثل خيار وحتي علفهاي هرز صدمه وارد مي كنند .شته جاليزي ابتدا به صورت گروهي در زير برگها مستقر شده و بعد تمام گياه را به اشغال در مي آوردو با مكيدن شيره نباتي گياه را دچار فقر مواد كربوهيدراته نموده وآنرا از رشد و نمو باز مي دارد .در گياهان آلوده برگها پيچيده و گلها ميريزند.

مبارزه : در مبارزه با شته جاليزي يكي از اقدامات مهم زراعي وجين علفهاي هرز مزرعه است . زيرا علفهاي هرز مزرعه اولين مكاني است كه شته ها پس از سپري كردن زمستان روي آن مستقر شده و از آن تغذيه مي كنند. براي مبارزه مي توان از سموم زير استفاده كرد :

- انابازين سولفات يا سولفات نيكوتيك (10-20 گرم سم + 40گرم روغن در 10 ليتر آب)

- سم تيفوس كه سم فسفره اي است به نسبت 4 گرم در ده ليتر آب مخلوط مي گرددو يا به صورت گرد پاش .

كنه عنكبوتي :

اين آفت ثكي از شايع ترين و خطرناك ترين افات عمومي مي باشد .در تابستان رنگ كنه عنكبوتي زرد و يا زرد مايل به سبز ميباشد ولي مقارن پاييز و اوايل بهار رنگ آن نارنجي مايل به قرمز است .در طرفين بدن آن دو لكه سياه مشاهده مي شود . كنه ها معمولا در زير برگها به سر برده و به كمك نيش خود از شيره گياهان تغذيه مي نمايند . در گياهان آلوده كنه ابتدا نقطه هاي ريز و بيرنگي در سطح برگها ظاهر شده و پس از آن برگها به تدريج به زردي گراييده و خشك مي شوند.

مبارزه : براي مبارزه شيميايي با اين آفت ، بوته هاي را با گُل گوگرد گرد پاشي مي كنند . مقدار از 15 تا 30 كيلو در هكتار بسته به سن گياه متغير است . در مبارزه با كنه عنكبوتي مي توان از محلول ، مخلوطي از گوگرد و آهك استفاده كرد . براي سمپاشي محلول غليظ را با مقداري آب مخلوط كرده و غلظت آن را تا 5/0 درجه بومه مي رسانند.

سوسكهاي خانواده الاتريده :

بسياري از سوسكهاي اين خانواده به جاليزها و ساير نباتات زراعي صدمه و زيان ميرسانند و شا يع ترين آنها عبارتند از :

سوسك تيره ، مخطط ، مزرعه ، سوسك صحرايي ، سوسك سياه ، سوسك پهن ، اين آفت زمستان را به صورت سوسك بالغ يا به صورت لاروهاي سنين مختلف در داخل خاك به سر مي برد . سوسكها در اوايل بهار از خاك كه در آمده و شروع به تخم ريزي مي كنند و تخمها را معمولاً به صورت كپه هاي كوچك و يا تك تخم در زير كلو خه هايا تركهاي زمين در عمق كمي قرار مي دهند . لاروها پس از در آمدن از تخم 20- 40 روز از بذرهاي كاشته شده و ريشه هاي نازك گياهان تغذيه كرده و گياه را ضعيف مي كنند محصول را تقليل مي دهند.

مبارزه : مبارزه با اين كرمها به علت طور مدت زندگي در داخل خاك خيلي مشكل است اقدامات اساسي بايد متكي بر عمليات زراعي باشند.مانند شخم عميق ، سله شكني و وجين علفهاي هرز ، استعمال كود بويژه پتاس و ازته در حد لازم باشد. مبارزه شيميايي با اين آفت به قدر كافي بررسي و تكميل نشده است و بهترين نتيجه را در حال حاضر سم كلرو پيكرين مي دهد .

براي از بين بردن كرمها مي توان از طعمه هاي مسموم نيز استفاده نمود ومعمولاً به يك كيلو طعمه (سيب زمينس – چغندر قند) مقدار 500 گرم ارسنيك سديم اضافه مي شود.

سوسكهاي سياه خانواده تنبريوينده :

سوسكهاي اين خانواده بيش از 10 نوع هستند كه مهمترين آنها عبارتند از :

- سوسك صحرايي

- سوسك شني

- سوسك سياه

لاروهاي اين سوسك به علت شباهتي كه با كرمهاي مفتولي دارد بنام كرم مفتولي كاذب خوانده مي شود و تفاوت آن با كرم مفتولي فقط در اينست كه يك جفت پاهاي قدامي اينها درازتر و كلفتر از پاهاي مياني و عقبي است . ضرر و زيان اساسي اين سوسكها توسط لاروهاي آنها با خوردن بذرهاي كاشته شده و ريشه گياهان متوجه جاليزكاريها مي شود . سوسكهاي بالغ هم با خوردن قسمت هوايي گياه هم كم و بيش صدمه و آسيب مي رسانند.

مبارزه : براي گرفتن و جمع آوري اين كرمها تله هايي از كاه و شاخ و برگ و با علفهاي هرز بشكل كپه هايي درست مي كنند . كرمها در زير كپه ها جمع شده و بعد با دست جمع آوري مي شوند. براي هر هكتار حدود 100 كپه كافي خواهد بود . گاهي زير كپه ها طعمه هايي از كپك و تفاله ها كه به نسبت 5/2 % با سم آرسنيك دو سود آلوده مي شود. جهت مبارزه با سوسك شني هم علاوه بر اقدامات بالا ، بوته ها را با سموم داخلي يعني سمومي كه از راه دستگاه گوارشي تاثير مي نمايد پودر پاشي مي نمايند.

شب پره :

اين آفت بويژه ئر سالهايي كه به طور دسته جمعي تكثير مي شود بسيار خطرناك مي باشد. پروانه هاي نسل اول در حرارت متوسط 15 درجه شروع به پرواز كرده و پس از تغذيه ، تخمهاي خود را در زير برگها و علف هرز با نياتات و گاهي روي بقاياي خشك گياهي مي گذارند . در اين سن لاروها برگها را تراشيده و سوراخهاي كوچكي در آن ايجاد مي كنند . لاروهاي مسن تر ، برگها را كاملا خورده و فقط رگبرگها را باقي مي گذارند . و گياهان لطيف جوان را به طور كلي خورده و از بين مي برند .

مبارزه : در مبارزه با اين آفت ، قبل از ظهور لاروها ، از بين بردن علفهاي هرز در حال گل كه منبع تغذيه پروانه ها و تخم ريزي آنها و محل پرورش نسل اول لاروها
مي باشد اهميت زيادي دارد . براي گرفتن لاروها تله هاي لار.گيري تعبيه مي شود . سله شكني و شخم سطحي بين رديفها باعث از بين رفتن تخم ها و لاروها مي شود. در مواقعي كه لاروها از مزرعه اي به مزرعه ديگر مهاجرت مي كنند ، طعمه مسموم را بكار ميبرند براي اين كار عمود بر جهت حركت لاروها جويهايي با گاو آهن حفر كرده و در ته آن طعمه مسموم را كه از علفها هرز تازه برداشت شده آغشته به سم آرسنيك دو سود است قرار مي دهند .

سفيدك دروغي خيار

عامل بيماري : پسودوپرونوسپوراكوبن سِس

علائم : طالبي و خيار بيش از هندوانه – كدو – خورشتي مورد حمله اين بيماري قرار مي گيرند . روي برگها لكه هاي براق روغني به قطر 1-2 سانتي متر با حاشيه زاويه دار ظاهر مي شود. بعد از گذشت چند روز قسمت آلوده زرد شده و مي خشكد و برنگ قهوه اي در مي آيد. اگر هوا مرطوب باشد در سطح پاييني برگها كپك خاكستري متمايل به بنفش ظاهر مي شود . آلودگي شبب سقط گلها و توقف رشد ميزبان مي شود . ميوه ها به طور غير مستقيم به دليل خشك شدن برگها صدمه مي زند .

كنترل : براي مبارزه بايد بقاياي آلوده از بين رفته و از آبياري سطح بالاي ميزبان ممانعت گردد . از تراكم ميزبان جلوگيري شود و در صورت مشاهده بيماري هر 8 روز سم پاشي انجام گيرد و تا زماني كه شرايط بيماري زدايي وجود دارد سم پاشي قطع نشود. سموم پيشنهادي اتيل فويفيت آلومينيم گياهان آلوده بايد سوزانده شوند.

www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com www.ake.blogfa.com

feedback
1391,02,05, ساعت : 01:04 قبل از ظهر
کدو
-نحوه استفاده : خوراکی به عنوان غذا
-خواص : كدو Squash
-نام علمی: Lagenaria vulgaris


-گياه شناسي
كدو گياهي است يكساله و خزنده كه برگهاي آن بشكل قلب و پهن و پوشيده از كرك ريز مي باشد . گلهاي زرد رنگ است و گل نر و گل ماده آن روي يك پايه قرار دارد . ريشه آن باریك و بلند ، كمي شيرين است . كدو انواع مختلف دارد مانند كدوي حلوايي ، كدوي تنبل يا كدوي زرد ،كدوي خورشي يا كدوي سبز .
نوعي از كدوي حلوايي در كانادا و آمريكا و بعضي نقاط دنيا مي رويد كه بسيار بزرگ مي شود و گاهي وزن آن مرباتا 60 كيلوگرم نيز مي رسد . در آمريكا و كانادا اين كدوها را براي شب هالوين بكار ميبرند و با آن رو كيك درست مي كنند .


-خواص داروئي:
-خواص كدو و تخم كدو :
كدو از لحاظ طب قديم ايران سرد و تر يعني خنك كننده و مرطوب كننده است و از لحاظ شيميايي بدن را قليايي مي كند . كدو هم مانند بادمجان چون داراي كالري است بنابراين مهمترين غذا براي كساني است كه مي خواهند وزن كم كنند .
1)تخم كدوي خام اثر دفع كرم روده دارد و چون سمي نيست اطفال نيز مي توانند از آن استفاده كنند . براي اين منظور بايد مقدر 50 گرم تخم كدو را پودر كرده و با عسل مخلوط نموده و مصرف كنيد و بايد بعد از چهار ساعت يك مسهل مانند روغن كرچك بخوريد كه كرمها را دفع كند .
2)كدو اثر ملين ، مدر و رفع يبوست و رفع سوء هاضمه را دارد
3)به اشخاصي كه تب دارند كدو مي دهند تب را پائين مي آورد
4)كدو براي اشخاص گرم مزاج و صفراوي غذاي خوبي است
5)كدو خونساز است و براي استفاده از اين خاصيت كدو بايد آنرا همراه با آب غوره و يا سركه در روغن زيتون پخت و مصرف نمود
6)براي رفع دندان درد آب كدو قرقره كنيد
7)براي درمان گوش درد چند قطره آب كدو در گوش بچكانيد
8)براي برطرف كردن التهاب معده ، كبد و كليه كدوي پخته را روي اين اعضاء بگذاريد
9)پوست كدو را خشك كنيد خوردن آن درمان بواسير و خونريزي معده و روده است
10)تخم كدو درمان كنننده سرفه و برطرف كننده اخلاط خون است
11)براي زخم روده ها و مثانه و سوزش مجراي ادرار تخم كدو مصرف كنيد
12)روغن تخم كدو براي رفع تب و دل پيچه مفيد است
13)كدو و تخم كدو هر دو براي پيشگيري سرطان مفيد مي باشند
14)تخم كدو علاج كننده سرطان پروستات و برطرف كننده ورم پروستات مي باشد در مادران بالاتر از سن چهل معمولا غده پروستات شروع به بزرگ شدن مي كند و بنابراين اين اشخاص بايد چند روز در هفته كدو حلوايي يا تخم كدو بخورند .
15)كدو و تخم كدو در پيشگيري سرطان ريه بسيار موثر است و اشخاص سيگاري و حتي آنهائيكه با اين اشخاص زندگي مي كنند و باصطلاح سيگاري دست دوم هستند براي اينكه مريض نشوند بايد از كدو استفاده كنند .

-انتخاب و نگهداري: بهتر است انواع تميز و بدون لكه كه سنگين وزن نيز هستند انتخاب شود. كدوي بريده نشده را بايد در محل خنك كه تهويه مناسب دارد نگهداري كرد. تكه هاي بريده شده كه دانه و پوست آن جدا نشده است ، در پوشش پلاستيكي قرار داده و در يخچال نگهداري شود.

-خواص کدو از نظر احادیث :
بر مغز و عقل می افزاید ، قلب غمگین را محکم میکند و برای درد قولنج مفید است.

feedback
1391,02,05, ساعت : 01:05 قبل از ظهر
اثرات مصرف بهینه كود در افزایش عملكرد گوجه فرنگی



گوجه فرنگی (Lycopersium esculantium) یكی از سیزیهای مهم است كه به لحاظ داشتن ویتامین A , C و مواد غذایی نقش مهمی در سلامتی جامعه ایفا می نماید . گوجه فرنگی در شرایط اقلیمی بسیار متفاوت از بوشهر گرفته تا مرند آذربایجانشرقی و در تمام استانهای كشور در سطح وسیعی كشت می شود . این سیزی مهم در مناطق جنوبی كشور نظیر استانهای هرمزگان و بوشهر كه دارای هوای گرم هستند در زمستان در هوای آزاد محصول (نوبری) داده و در اواخر اردیبهشت ماه باردهی آن به اتمام می رسد .


این در حالی است كه در استانهای سردسیر در همین مواقع نشاء های گوجه فرنگی از خزانه به مزارع انتقال داده شده و در طول تابستان محصول می دهد. در اكثر استانهای كشور با وجود اقلیم متفاوت , كشت مزرعه و پلاستیكی و گلخانه ای آن مرسوم است . میزان برداشت عناصر غذایی گوجه فرنگی با 90 تن عملكرد بیش از 260 كیلوگرم ازت (N ) , 100 كیلوگرم (P2O5) , 520كیلوگرم پتاسیم (K2O) , 40 كیلوگرم منیزیم , 60 كیلوگرم گوگرد و رقمی بیش از 100 كیلوگرم در هكتار كلسیم می باشد . ولی مقدار برداشت عناصر ریز معدنی درمقایسه با عناصر پر مصرف بسیار كم و ناچیز است .


مثلا برای برداشت 48 تن در هكتار گوجه فرنگی فقط 608 گرم مس (Cu) , 535 گرم آهن (Fe) , 95 گرم منیزیم (Mn) ,60 گرم روی(Zn) و 28 گرم بر (B) برداشت میگردد كه در مقایسه با مقادیر عناصر پرمصرف بسیار ناچیز ولی مهم می باشند (1998 . Fertilizer Development center National)


افزایش محصول , بهبود كیفیت و مقاومت در مقابل برخی از بیماریها در این محصول مستلزم مصرف متعادل كودهای شمیایی و افزایش مواد آلی چه در خزانه و چه در مزارع گوجه فرنگی است .




نقش عناصر در عملكرد و كیفیت گوجه فرنگی




1- ازت


تاثیر ازت بر رشد سبزینه ای و محصول گوجه فرنگی از عناصر دیگر بیشتر است . ازت تشكیل گل و میوه را افزایش داده و بلوغ را به تاخیر می اندازد. كمبود ازت در گیاه سبب كاهش جیبرلین , اكسین و افزایش ممانعت كننده های رشد () می شود . ریزش تعدادزیادی از گلها در درجه حرارت های زیاد نیز به علت كمبود ازت در گیاه گوجه فرنگی است . این گیاه برای تولید بیش از 100تن محصول در هكتار به جذب ازت بیشتری در هر روز نیاز دارد . اندازه , رنگ , مزه و درصد مواد جامد در میوه در اثرمصرف زیاد ازت كاهش و اسیدیته قابل سنجش افزایش می یابد . به طور كلی ازت زیاد سبب بروز كاهش مقاومت گیاه نسبت به بیماریها می شود . ظهور مرگ انتهایی میوه (Blossom end rot) با افزایش میزان ازت به خصوص در فرم آمونیومی افزایش پیدا می كند در صورتی كه شدت پوسیدگی ریشه (Botrytis cinera) با درمان كمبود ازت در گیاه كاهش پیدا می كند . گوجه فرنگی فرم ازت نیتراته را به فرم آمونیومی آن ترجیح می دهد . ضمنا نیترات راندومان مصرف آب ( W.U.E) را بهبود بخشیده و غلضت اسید آمینه آزاد را كاهش می دهد.


2- فسفر


وجود فسفر كافی در محیط ریشه سبب توسعه سریع و استفاده بهتر گیاه از آب و دیگر مواد غذایی ضروری گیاه می شود . فسفر (به همراه استفاده ازت و پتاسیم ) رنگ پوست و گوشت میوه , میزان ویتامین C و سفتی میوه را بهبود و بلوغ را تسریع می بخشد . بدیهی است بر مبنای مقدار فسفر برداشتی توسط گوجه فرنگی و آزمون خاك (حد بحرانی حداكثر 15 میلی گرم در كیلوگرم بر مبنای روش اولسون) بایستی نسبت به مصرف كودهای فسفاته اقدام نمود كه متاسفانه تاكنون چنین نبوده است .


3- پتاسیم


علائم كمبود پتاسیم در گوجه فرنگی با تیره تر شدن رنگ گیاه و گوتاه شدن بین گرهها ظاهر می شود . نكروزه شدن حاشیه برگها نیز نشانه شدت كمبود پتاسیم در این گیاه است . افزایش میزان پتاسیم ور محلول غذایی با كاهش خسارت ناشی از بیماری Alternaria همراه است . به نظر می رسد پتاسیم تاثیر مثبتی نیز بر روی قارچ برگی (Clodosprium fulvum ), پوسیدگی ساقه (Diplodialyocopersici ) و پوسیدگی ریشه (Botrytis cinere ) دارد .


گرچه تاثیر پتاسیم بر میزان محصول به اندازه ازت چشمگیر نیست اما با این حال اثر پتاسیم بر افزایش بر افزایش اندازه میوه را نمی توان نادیده گرفت . یكی از دلایل اختلال در رسیدن میوه , تغذیه ناكافی پتاسیم در گوجه فرنگی است .


كمبود پتاسیم سبب قهوه ای شدن آوندها , سفیدی دیواره , خاكستری شدن دیواره و س