PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : همه چیز راجع به مهندسی کشاورزی



صفحه ها : 1 2 3 [4] 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89

feedback
1391,01,13, ساعت : 00:16
تاثير آبياري بر رشد گياهان:

تاثير آبياري بر رشد گياهان : كم آبي در گياهان به صورت علايمي مانند توقف رشد , كوچكتر شدن برگ , كوتاه شدن فاصله ميان گره ها , بد شكل شدن برگ ها , سوختگي حاشيه برگ ها و ريزش برگ در گياهان حساس به ريزش برگ مشاهده مي شود . علايم كمبود آب در گل داوودي شامل تيره شدن برگ ها و در بگونيا به صورت خاكستري شدن برگ ها ديده مي شود.


پر آبي به صورت علايمي مانند افزايش ارتفاع گياه , آبدار شدن ساقه و نرم و شكننده شدن و گاهي پژمردگي و مرگ گياه (در معرض نور ) , كاهش اكسيژن و صدمه به ريشه و عدم جذب آب و مواد غذايي و در نهايت پژمردگي و توقف رشد نمايان مي شود . پر آبي به معني مصرف بيش از حد آب در هر دور آبياري نيست بلكه نشان دهنده تكرار دفعات استفاده از آب است . در زمستان گياهان در مدت طولاني در معرض آب و هواي ابري هستند و معمولا يك يا دو روز در معرض هواي آفتابي قرار مي گيرند . گياهاني كه به نور كم عادت كرده اند نمي توانند به سرعت به شدت نور زياد پاسخ دهند در نتيجه مقدار آب كمي كه از طريق ريشه ها جذب مي شود نمي تواند مقدار آب از دست رفته از طريق تعرق را جبران نمايد و پژمردگي اتفاق مي افتد در اين حالت ممكن است تصور شود كه گياه به آبياري نياز دارد ولي آبياري مشكل را حادتر مي كند . كندن خاك نشان مي دهد كه خاك مرطوب اما سرد است . پس سرما عامل اصلي است و ريشه ها نمي توانند آب جذب كنند .


زمان آبياري : مديريت آبياري عامل اصلي در موفقيت كشت است . نياز هاي رطوبتي گياه با مرحله رشد فرق مي كند و داننهال نسبت به گياه بالغ به آب كمتري نياز دارد . فصل سال بر ميزان آب مورد نياز موثر است . ميزان نياز آبي در تابستان بيشتر از زمستان است . نوع بستر رشد به كار رفته , سيستم حرارتي , نوع گلدان و نوع محصول نيز بر ميزان نياز آبي موثر است . بهترين روش براي راهنمايي كشاورز براي آبياري استفاده از تجربيات سال هاي گذشته است كه چه مقدار آب مصرف شده و واكنش گياه به آن چگونه بوده است . ساده ترين روش استفاده از تانسيومتر است .


بايد در زمان مناسب زمين يا گلدان را به خوبي آبياري كرد . آبياري ناقص (مثلا اگر نصف آب مورد نياز داده شود) باعث مي شود فقط نيمه بالايي سطح خاك خيس شده و نيمه ديگر آن خشگ باقي بماند و گياه زود تر از موعد مقرر نياز آبياري مجدد پيدا مي كند . و تكرار اين عمل باعث صدمه به ريشه واز بين رفتن آن مي شود . مقدار آب خارجي از گلدان بايد حدود 15 – 10 درصد آب داده شده به گلدان باشد تا باعث شستشوي املاح از خاك و جلوگيري از تجمع آن شود .


به طور كلي هر متر مربع بستر كشت به عمق 1 سانتي متر به 1/1 ليتر آب و هر متر مربع كاشت با 18 سانتي متر عمق به 20 ليتر آب نياز دارد .


PH آب آبياري : بهترينPH بين 5/5 تا 7 متغير است . خاك اره نرم و ظروف تورب يا پيت باعث كاهش PH آب و اسيدي شدن آن مي شود .


سيستم هاي آبياري : در گلخانه ها روش هاي مختلفي جهت آبياري گياهان مورد استفاده قرار مي گيرد كه مهمترين آن ها به اختصار شرح داده مي شود .


آبياري دستي :آبياري دستي ابتدايي ترين و متداول ترين روش است . از معايب آن مي توان به زياد شدن هزينه كارگري . اتلاف وقت , شسته شدن خاك و پاشيدن گل روي شاخساره گياهان اشاره نمود . در اين روش بايد تمام گلخانه را لوله كشي كرد و شير هاي آب در دو طرف سطح زمين انجام شود چون فشار آب موجب شسته شدن سطح خاك و فشردگي آن مي شود . با استفاده از سر شيلنگ فشار آب كاهش مي يابد .


آبياري قطره اي : در اين روش آبياري از لوله پلاستيكي و پلي وينيل كلريد استفاده مي شود (لوله نوع دوم نيازي به قيم نداشته و لنگر نمي اندازد) . بسته به دما , نوع خاك و گياه حدود يك ليتر آب در متر مربع لازم است . از مزاياي اين روش مي توان به شسته شدن نمك خاك , صرفه جويي در آب از طريق پخش مستقيم آب در اطراف ريشه و تسهيل كوددهي اشاره كرد .


آبياري مه افشاني يا ميست :در اين روش پخش آب به صورت قطرات ريز در محيط كشت برخي از گياهان زينتي و قلمه ها صورت مي گيرد . پخش متناوب آب باعث كاهش دما و افزايش رطوبت در اطراف قلمه ها و در نهايت پايين آمدن تبخير و تعرق مي شود .


آبياري زير زميني : در اين روش با خاصيت كاپيلاريته آب بيشتري در دسترس گياهان قرار مي گيرد . در روش كشت مستقيم گياه , در قسمت تحتاني يك لوله سفال به شكل 8 قرار داده مي شود . كف بستر مقداري سنگريزه ريخته و به آن خاك اضافه مي كنند و سپس گياهان را داخل آن مي كارند . در بهار و تابستان و اوايل پاييز با غرقاب كردن بستر آبياري انجام مي گيرد و مازاد آب خارج مي شود . روش هاي ديگر آبياري بستر كشت گياهان گلخانه ي از روش هاي ذيل نيز استفاده مي شود : آبياري باراني , آبياري ثقلي(ميكرودريپ), آبياري نوراني, مه پاشي ديناميكي.

feedback
1391,01,13, ساعت : 00:16
مدیریت آبیاری :
نحوه گرفتگی فیزیکی:
منابع آبی داری ذرات ماسه به بزرگی دهانه ورودی و خروجی قطره چکانها از مهمترین عواملی هستند که باعث گرفتگی قطره چکانها از نوع فیزیکی می شوند. بنابراین انتخاب نوع قطره چکان نیز در پیشگیری از گرفتگی فیزیکی نقش موثری دارد. معمولا منابع آبی زیرزمینی می تواند حاوی ذرات شن و ماسه مضر باشد. حتی اگر غلظت ذرات موجود در آب آبیاری به میزان 500 ppm برسد در صورتی که از سیستم فیلتراسیون مناسب استفاده شود مشکلی پیش نخواهد آمد. نحوه گرفتگی بیولوژیکی:
معمولا سلولهای باکتریایی و همچنین جلبکها آنقدر کوچک هستند که براحتی از فیلتر های آبیاری عبور می کنند و موجب مسدود شدن قطره چکانها در سیستمهای قطره ای می گردند. معمولا سیستمهای آبیاری قطره ای نیز محیط مناسبی جهت رشد اینگونه موجودات هستند. بعلاوه اگر آب آبیاری از منابع آبهای سطحی تامین شود می تواند حاوی خزه، حلزون و قطعات گیاهی باشد که باید از ورودشان به سیستم جلوگیری شود. جهت جلوگیری از ورود ذرات بسیار درشت به سیستم می بایست از محفظه های توری مناسب در لوله مکش پمپ استفاده نمود. در مواردی که در بالا به آن اشاره شد وجود یک فیلتر شن مناسب قبل از فیلتر دیسکی اجتناب ناپذیر می باشد.
فیلتر های مناسب جهت مقابله با رسوبات فیزیکی وبیولوژیکی:
1- هیدروسیکلون: از فیلتر های اولیه مجموعه سیستم کنترل می باشد و صرفا ذرات شن بزرگتر از 1 میلیمتر را می تواند جدا سازد. معمولا جهت استفاده از منابع آبهای سطحی با کیفیت نامطمئن، هیدروسیکلون نقش مهمی جهت تصفیه ذرات درشت ایفا می کند. در کل یک هیدروسیکلون می تواند تا 90
درصد ذرات شن و ماسه با دانه بندی متوسط را تصفیه کند.
معمولا بسته به غلظت مواد معلق در آب آبیاری محفظه زیرین آن می بایست بین هر 3 الی 10 روز یکبار باز بینی شود.
2- فیلتر شنی: فیلتر شن که پس از هیدروسیکلون قرار می گیرد عامل بسیار موثری در تصفیه عوامل آلی و جلبکها می باشد در حالی که می تواند درصد مناسبی از ذرات معلق بزرگتر از 0.5 میلیمتر را نیز در خود نگاه دارد(بسته به اندازه دانه بندی درون فیلتر). میزان جریان عبوری مجاز در فیلتر های شنی نباید از حدود 1000 لیتر در دقیقه در هر متر مربع مساحت مقطع، تجاوز نماید. در صورت بروز افت فشار معادل
حدود 0.8 اتمسفر بین ورودی و خروجی فیلتر می بایست فیلتر ها شستشو شوند بدین معنی که جریان آب در محفظه ها عکس شده تا ذرات تصفیه شده مابین دانه های فیلتر از آن خارج شوند.
باید دقت شود در هنگام شستشو از آب تصفیه شده استفاده گردد. در جدول زیر جدول انواع فیلتر های شنی ارائه شده است
شماره فیلتر شنیجنس دانه های محفظهاندازه متوسط دانه هامش
8ذرات گرانیت خرد شده1.5 mm100-140
11ذرات گرانیت خرد شده0.78 mm140-200
16ذرات سیلیس خرد شده0.66 mm140-200
20ذرات سیلیس خرد شده0.46 mm200-230
30ذرات سیلیس خرد شده0.34 mm230-400

3-فیلتر دیسکی یا توری: فیلتر های دیسکی معمولا جهت جلوگیری از عبور ذرات در شت تر از 100 میکرونی یا به عیارتی ذرات بین 300 الی 100 میکرونی (0.3 -0.1 م م) بکارمی روند و در میان ذرات گرفتار شده در این نوع فیلتر ها می توان انواع شن و ماسه های ریز دانه، ذرات جلبک و مواد
ارگانیک عبور کرده از فیلتر های قبلی را نیز مشاهده نمود.
بنابر این در یک ایستگاه مرکزی در سیستمهای آبیاری قطره ای، این نوع فیلتر آخرین فیلتر می باشد و از اهمیت ویژه ای مخصوصا در سیستمهایی که در آن قطره چکانها و یا نوارهای آبیاری قطره ای از حساسیت ویژه ای برخودار هستند، برخوردار می باشد. در کل فیلتر های دیسکی یا توری با مش مناسب یکی از حساس ترین عضوهای سیستم کنترل مرکزی می باشند. در این نوع سیستم ها پیشنهاد می شود تا در صورت بروز افت فشار به میزان 0.7 اتمسفر بین دو سر ورودی و خروجی فیلتر، فیلتر شستشو(backwash) شود. شستشو در صورت پکیج بودن سیستم مراحل سهلی داشته و تنها با باز و بسته کردن دو شیر جهت هر فیلتر
به صورت متوالی امکان پذیر می باشد. در غیر این صورت معمولا با باز شدن محفظه آن اقدام به تمیز نمودن دیسکها می شود. اخیرا فیلتر های دیسکی از نوع تلفیق دیسک های شبکه ای با نام فیلتر های دیسکی 3 بعدی این امکان را به مصرف کننده می دهد تا با افزایش سطح جانبی فیلتراسیون به میزان 10 برابر فیلترهای دیسکی پیشین و افزایش راندمان و کاهش افت فشار، دفعات شستشو در یک دوره کاری کاهش داده شود.
بعلاوه شستشوی دیسکهای شبکه ای در این نوع سیستمها بسیار ساده تر از دیسکهای پیشین می باشد.
نکته مهمی که در طراحی سیستمهای فیلتراسیون می بایست به آن توجه نمود کارایی فیلتر های مختلف و کاربرد متفاوت آنها می باشد. به عنوان مثال هیچگاه نمی توان بدلیل ریز مش بودن فیلتر های دیسکی از نصب هیدروسیکلون و فیلتر شن صرفنظرنمود مگر در مواردی خاص و پس از تحقیق و آزمونهای مختلف
به حذف برخی از فیلتر ها از چرخه فیلتراسیون اقدام نمود.

نحوه گرفتگی شیمیایی:
بیش از 90 درصد گرفتگی های شیمیایی در سیستمهای آبیاری معمولا از دو عامل 'کربنات کلسیم'(CaCO3) و 'آهن' نشات می گیرد. کربنات کلسیم به دو صورت زیر قابل رسوب گذاری می باشد: 1- تبخیر آب و باقی گذاردن نمکهای موجود در آب که بیشتر در دهانه قطره چکانها صورت می گیرد. 2- افزایش دما و
یا pH که باعث کاهش حلالیت کربنات کلسیم در آب شده و با واکنش با سایر فلزات موجود در آب از جمله Ca با عث رسوب کربناتها در لوله و قطره چکانها می شود. عناصرآهن موجود در آب آبیاری با اکسیداسیون بیولوژیکی مواجه شده و رسوبات اکسید آهن با رسوب در آب موجب گرفتگی دریپر ها می شود.
تزریق مواد شیمیایی به درون سیستم آبیاری:
موارد ذکر شده در زیر تنها در صورتی که آب آبیاری آنالیز شده در سطح مرزی و خطر قرار دارند پیشنهاد می گردد.
1- جلوگیری از رسوب کربنات کلسیم: تزریق دایم اسید سولفوریک، هیدروکلریک و یا فسفریک جهت نگاه داشتن pH آب آبیاری نزدیک به 7 و در مواردی که به صورت موضعی هر یک ماه یکبار تزریق صورت می گردد پایین آوردن pH تا حد 3 و در مواردی که تزریق اسید به منظور بر طرف کردن رسوب تثبیت شده
بکار می رود، pH میبایست تا حد 2 پایین آورده شود. در مواردی که pH به میزان 3 یا پایین تر می رسد جهت جلوگیری از آسیب دیدن ریشه ها مدت تزریق می بایست نهایتا 15-20 دقیقه باشد. در این مورد قبل از تزریق اسید حتما با کارشناسان مشورت کنید. . با تزریق اسید حلالیت کربنات کلسیم بالا رفته و امکان رسوب گذاری کربنات کلسیم پایین می آید. قبل از تزریق خورندگی اتصالات آهنی وآلمینیومی توسط اسید می بایست مد نظر قرار گیرد. معمولا اتصالات پلی اتیلن و پی وی سی نسبت به اسید مقاوم هستند.
2-جلوگیری از رسوب آهن: جهت جلوگیری از رسوب آهن می توان قبل از ورود آب به پمپ آن را به استخر هدایت نموده و عملیات هوادهی صورت گیرد و بدین ترتیب آهن اکسیده شده در کف استخر رسوب نماید. اقدام شیمیایی در این مورد تزریق کلرین به سیستم آبیاری می باشد که در این مورد مسائل زیست محیطی، تثبیت کلرین در خاک و حساسیت گیاهان می بایست در نظر گرفته شود. در مورد میزان و نحوه تزریق کلرین جهت
جلوگیری از رسوبات آهن با کارشناسان مشورت شود.
3-شستشوی گرفتگیهای بیولوژیکی و ارگانیک: جهت جلوگیری از گرفتگی بیولوژیکی در سیستمهای آبیاری تزریق کلرین به صورت دایم به میزان 1 الی 2 ppm پیشنهاد میشود. مدت تزریق می بایست برابر با 10 الی 20 دقیقه جهت دور ترین دریپر درسیستم باشد. اگر گرفتگی شروع شده و در مرحله میانی قرار
دارد غلظت 5 ppm پیشنهاد شده و در صورتی که گرفتگی درمرحله بحرانی قرار گرفته باشد با غلظت 20 الی 30 ppm می توان سیستم را شستشو داد. در کل جهت کنترل رشد بیولوژیکی مواد ارگانیک تزریق دوره ای به روزانه ترجیح داده می شود.
با توجه به اینکه سفید کننده های موجود در بازار که به مصارف خانگی میرسد همه جا در دسترس می باشد می توان از این محلول به جای کلرین استفاده نمود به شرطی که به این نکته که سفید کنننده ها دارای کلرین 5 درصد هستند توجه شود. به عنوان مثال در صورت نیاز به 0.5 لیتر کلرین می بایست 10 لیتر سفید کننده تهیه نمود و در صورت نیاز به تزریق 1 ppmکلرین می بایست سفیدکننده را به غلظت 20 ppm تزریق نمود.
جهت تست و کنترل شستشوی کامل سیستم، غلظت کلرین در هنگام خروج از دریپر ها می بایست مساوی با غلظت کلرین تزریقی باشد. در کل در مورد تزریق کلرین به سیستم آبیاری می بایست نهایت دقت صورت پذیرد تا اثرات سوء آن بر محیط زیست، تثبیت در خاک و حساسیت گیاه کنترل شود.
تزریق کودهای محلول در آب در سیستمهای آبیاری:
مکانیزم سیستمهای آبیاری قطره ای به صورتی است که با راندمان بالای 85 در صد آب مورد نیاز تبخیر و تعرق گیاه را به محیط رشد ریشه ها می رساند همین امر و همچنین ارزش بالای کودهای مورد نیاز گیاه موجب گشته تا از سالها پیش متخصصین تغزیه گیاه به فکر رساندن عناصر غذایی مورد نیازگیاه به همین شیوه با راندمان بالا باشند(Fertigation). راههایی که تا کنون جهت تزریق کود در سیستمهای آبیاری بکار
گرفته شده متنوع می باشد. یکی از بصرفه ترین و موثر ترین این شیوه ها استفاده از ونتوری تزریق کود(Mazzei Injector)می باشد که با راندمن بسیار بالا و با غلظت کاملا یکنواخت محلول کود را به درون سیستم هدایت می کند.
مسئله مهمی که در این پروسه بسیار مهم جلوه می کند درصد حلالیت کود، درجه اشباع و pH آن می باشد. متاسفانه بکارگیری کودهایی با کیفیت بسیار نازل باعث بروز خساراتی جبران ناپذیر به سیستم آبیاری می شوند. در این زمینه و قبل از تهیه کود جهت تزریق بدرون سیستم آبیاری می بایست با کارشناسان مربوطه مشورت شود. اخیرا کودهای UNEC علاوه بر تامین نیاز غذایی گیاهان، با پایین آوردن pH آب آبیاری در
حد 4-3 باعث عدم رسوب گذاری املاح محلول در آب گشته و علاوه بر آن بتدریج با عث شستشوی رسوبات پیشین نیز می گردند. این نوع کودها در حال حاضر بسیار مطرح بوده و هر سال استفاده کنندگان از سیستمهای آبیاری مخصوصا سیستمهای قطره ای را به خود جلب می کند.

feedback
1391,01,13, ساعت : 00:17
• دلایل گرفتگی قطره چکانها

گرفتگی و علایم آنها در سیستمهای آبیاری قطره ای علل مختلفی دارد :

1- گرفتگی فیزیکی (رسوبات معلق غیر محلول)

2- گرفتگی بیولوژیکی و مواد آلی (باکتری ها وجلبک)

3- گرفتگی شیمیایی (مواد محلول در آب)

گرفتگی در سیستم آبیاری می تواند همزمان هر سه نوع موارد بالا را شامل شود. ولی در کل دلیل گرفتگی در سیستم آبیاری بستگی به نوع منبع تامین آب در آن سیستم دارد. منابع آب در سیستمهای آبیاری دو گروه هستند :

- منابع زیر زمینی نظیر چاههای آب عمیق و نیمه عمیق

- منابع آب سطحی مانند رودخانه ها ، کانالهای رو باز و شبکه های آبیاری

• آنالیز آب آبیاری

با آزمایش آب آبیاری و آنالیز آن که معمولا در آزمایشگاه های آب و خاک سراسر کشور صورت می پذیرد می توان تصمیم لازم در مورد چگونگی مدیریت سیستم فیلتراسیون و شستشوی شیمیایی لوله های آبیاری به صورتی که باعث رسوب برداری از لوله ها و قطره چکانها می گردد را عملی نمود. بنابر این در اولین قدم می بایست نتیجه آب آبیاری بهمراه آنالیز آن را در دست داشت.

در جدول زیر پارامتر های لازم جهت کنترل آب آبیاری از هر گونه ذرات مضر مشخص شده است. البته باید در نظر داشت که در صورتی که آب آبیاری از عمق بیش از 30 متری تامین می شود، پارامتر 'جمعیت باکتریایی' کم اهمیت و زمانی که آب از منبع سطحی تامین می شود، پارامتر سولفید هیدروژن کم اهمیت خواهند شد.







پارامتر های اندازه گیری شده و قابل تحلیل در نتایج آنالیز آب آبیاری

میزان پر خطر
شرایط مرزی
میزان بی خطر
پارامتر

>100 ppm
50-100 ppm
<50 ppm
ذرات فیزیکی معلق

>7.5
7.0 – 7.5
<7.0
pH

>2000 ppm
500 - 2000 ppm
<500 ppm
مواد محلول

>1.5 ppm
0.1 - 1.5 ppm
<0.1 ppm
Mn

>1.5 ppm
0.1 - 1.5 ppm
<0.1 ppm
Fe

>2.0 ppm
0.2 - 2.0 ppm
<0.2 ppm
HS

>300 ppm
150 - 300 ppm
<150 ppm
سختی(CaCO3)

>500,000 c/l
100,000 - 500,000 c/l
<100,000 c/l
جمعیت باکتریایی*

واحد در هر لیتر آب آبیاری *c/l =

یک در ملیون یا میلی گرم در لیترppm =

feedback
1391,01,13, ساعت : 00:18
بررسی عملکرد و راندمان محصولدر روش های آبیاری :
سیستم آبیاری سنترپیوت به دلیل هزینه کارگری کم ،
انعطاف پذیری زیاد ، راحتی اجرا و بهره برداری
آسان ، یک سیستم آبیاری انتخابی درامر کشاورزی است
. وقتی که سیستم سنترپیوت درست طراحی شود و به پخش
کننده های آب با راندمان بالا تجهیز شود ، می
تواند در منابع پردازش خود( آب ، انرژی ، زمان )
صرفه جویی نماید ...
بررسی عملکرد و راندمان محصول در روش های آبیاری
LEPA ،SPRAY ، SDI


سیستم آبیاری سنترپیوت به دلیل هزینه کارگری کم ،
انعطاف پذیری زیاد ، راحتی اجرا و بهره برداری
آسان ، یک سیستم آبیاری انتخابی درامر کشاورزی است
. وقتی که سیستم سنترپیوت درست طراحی شود و به پخش
کننده های آب با راندمان بالا تجهیز شود ، می
تواند در منابع پردازش خود( آب ، انرژی ، زمان )
صرفه جویی نماید . از انواع مختلف این پخش کننده
ها می توان به موارد زیر اشاره کرد :
حالت پخش اسپری در ارتفاع متوسط mid-elevation
spray application ))، حالت پخش اسپری در ارتفاع
کم( low-elevation spray applicator ) وحالت پخش
دقیق با انرژی کم( low energy precison
application).
حالت آبیاری موضعی زیرسطحی (subsurface drip
irrigation ) ، به علت راندمان بالا با روش های
ذکر شده قابل قیاس است.راندمان یکنواختی بالای
آبیاری که منجر به تولید محصول و راندمان آب مصرفی
بالا می شود ، بهترین وسیلة مقایسه روش های آبیاری
برای مناطق و محصولات ویژه می باشد .
در آزمایشات مختلف محققان روشهای آبیاری LEPA ،
MESA ، LESA ، SDI با 5 نرخ آبیاری ناقص(I0 ،
I25 ، I50 ، I75 و I100) به صورت نسبت آب تهیه شده
به مقدار آبیاری کامل برای گیاهان مختلف مورد
ارزیابی قرار می گیرد ،که نرخ آبیاری کامل بر اساس
ET پتانسیل محاسبه شده از ET گیاه مبنا و اعمال
ضریب گیاهی محل تعیین می گردد.
براساس مطالعات انجام یافته عملکرد محصول و
راندمان آب مصرفی( WUE ) در نرخ های I25 و I50 تحت
روش SDI بیشتر از دیگر روش های آبیاری است و در
روش LEPA معمولاً بیشتر از Spray ، اما از SDIکمتر
می باشد . روند روش ها در نرخ I100معکوس بوده و
عملکرد محصول و WUE در روش Spray بیشتر از LEPA و
SDI می باشد . در نرخ آبیاری I75، نیز این مطلب
صادق است .
کاهش محصول در آبیاری های کامل در نتیجة راناف
سطحی برای روش LEPA و نفوذ عمقی برای SDI می باشد
. در روش SDI با کاربرد مقادیر کمتر آبیاری نفوذ
کاهش می یابد و تبخیر نیز با کاهش سطح خیش شده
کاهش می یابد و فقط آبی که به بالا حرکت می کند
تبخیر می شود.
هنگامی که روش LEPA با تدابیری از قبیل شیب کمتر
از1 درصد ، کشت دایره ای ، ایجاد خاکریز فارو ،
کنترل رطوبت خاک و برنامة آبیاری مناسب همراه
باشد، بیش از 95 درصد آب در اختیار گیاه قرار
خواهد گرفت .مدیریت راندمان بالای آبیاری Spray
نیز شامل کاربرد نازل هایی با قطرات آب درشتتر ،
اجرای نسبتاً کند پیوست برای تهیة آب کاربردی
عمیق تر و اجتناب از آبیاری اسپری در شرایط باد
شدید می باشد.

feedback
1391,01,13, ساعت : 00:18
مدیریت اسید شویی در سیستم های آبیاری قطره ای :

امروزه با توجه به بحثهای جدی شکل گرفته در زمینه توسعه روشهای آبیاری نوین به منظور استفاده بهینه و موثر از منابع آبی و مقابله با محدودیتهای آبی بوجود آمده در دنیا، موضوع مدیریت و نگهداری این نوع سیستمها نیز مطرح می شود. اعمال صحیح این نوع مدیریت در تداوم بکار گیری این نوع سیستمها و حفاظت از منابع آبی نسبت مستقیم داشته و فرهنگ گسترش صحیح این نوع سیستمها را بهمراه خواهد داشت.
عدم رعایت رفتار صحیح در نگهداری و بهره برداری از این سیستمها عواقب ناگواری در بسیاری از مناطق دنیا بهمراه داشته به طوری که علی رقم سرمایه گذاریهای سنگین در این بخش نه تنها فرهنگ استفاده و گسترش بکارگیری سیستمهای آبیاری رشدی نشان نداده بلکه تاثیر منفی در اذهان و تفکرکشاورزان آن مناطق را بهمراه داشته است.
از این رو متن حاضر قدمی است هر چند کوچک در شناساندن رفتار های عملی در نحوه نگهداری و مدیریت بهره برداری از اینگونه سیستمها. در متن حاضر نخست به مدیریت اسید شویی به منظور پیشگیری از انسداد اجزای سیستمهای آبیاری قطره ای پرداخته شده است، امید است در آینده نزدیک به دیگر ارکان مدیریت بهره برداری و نگهداری سیستمهای آبیاری تحت فشار پرداخته شود.
اسید شویی
اسید در سیستمهای آبیاری به منظور شستشوی رسوبات تثبیت شده درون لوله ها و قطره چکانها که ناشی از مواد شیمیایی محلول در آب آبیاری می باشد کاربردهای فراوانی دارد. این نوع رسوبات یا از آب آبیاری ناشی شده(به دلیل وجود بی کربنات و کربنات کلسیم به میزان بالاتر از حد مجاز 200 ppm ) و یا به دلیل بکار گیری و تزریق کودهای محلول نا مرغوب در آب آبیاری بوجود می آید. جهت تزریق کود به درون سیستم آبیاری می بایست از کودهای اسیدی که خود به دلیل داشتن pH بسیار پایین موجب نگهداری مناسب سیستم می شوند استفاده نمود.
البته از اسید علاوه بر بر طرف نمودن انسداد در قطره چکانها ، جهت ارتقای مشخصات فیزیکی و شیمیایی خاک مزرعه نیز استفاده می گردد که در این مورد پس از آزمایش خاک با کارشناس خاکشناسی خبره می بایست مشورت شود.
نحوه اسید شویی
جهت اجرای موثر اسید شویی می بایست pH آب آبیاری هنگام کار در سیستم بین 2 الی 3 پایین آورده شود در این حالت آب آبیاری قادر خواهد بود ذرات رسوب درون قطره چکانها و لوله ها را حل کرده و به بیرون هدایت کند.
همگام تزریق اسید دقت شود به ریشه های حساس گیاهان صدمه ای وارد نشود. در صورت رعایت موارد زیر میزان خسارت احتمالی به ریشه گیاهان به حداقل خواهد رسید:
1- قبل از تزریق اسید با آبیاری میزان آب موجود در خاک را به ظرفیت مزرعه برسانید(در این حالت اسید به محض ورود به خاک رقیق شده و میزان خسارت به حداقل می رسد)
2- مدت تزریق اسید در شبکه به دقت محاسبه شود.
3- پس از تزریق اسید به شبکه سیستم به مدت حداقل 1 ساعت به حالت خاموش در آید تا اسید به صورت کامل رسوبات را حل نماید. با انجام این عمل خاصیت اسیدیته محلول خروجی نیز
کاهش می یابد.
4- پس از خروج اسید از سیستم، شبکه حداقل برابر مدت تزریق اسید با آب شستشو داده شود.
5- جهت اطمینان بیشتر از خروج اسید از محیط رشد ریشه بهتر است به مدت 2 ساعت خاک زراعی تحت آبیاری قطره ای قرارگیرد.
توجه نمایید در هنگام کار با انواع اسید تمامی نکات ایمنی لازم در هنگام بکار گیری و تزریق آن را رعایت نموده و هنگام رقیق نمودن اسید همواره اسید را به آب اضافه نمایید. از آنجایی که برخی از فلزات مانند آهن در برابر اسید مقاوم نیستند بنابر این قبل از تزریق اسید به درون سیستم از جنس کلیه قطعات نصب شده بر روی سیستم خود آگاه شوید. لوازم ساخته شده از جنس پلی اتیلن و پی وی سی معمولا در برابر اسید مقاوم هستند.
اسیدهای مناسب جهت شستشوی سیستم به شرح زیر می باشد:
- اسید هیدروکلریک
- اسید سولفوریک
- اسید فسفریک

محاسبه زمان تزریق اسید درون سیستم
جهت تزریق اسید درون سیستم می بایست اسید درون کل سیستم نفوذ کرده و کل بخشهای آن را از رسوب شستشو دهد. به همین دلیل باید اطلاعاتی نظیر فاصله محل تزریق تا دورترین عضوسیستم (L) و حداقل سرعت حرکت آب درون لوله آبیاری (V) دراختیار باشد.
با داشتن اطلاعات فوق و با استفاده از فرمول زیر می توانزمان مناسب جهت تزریق اسید به درون سیستم را به نحوی که اثر حل کنندگی اسید در کل سیستم بروز کند بدست می آید:
T=L / V
که در آن: v حداقل سرعت آب درون لوله بر حسب متر بر ثانیه (m/s) ، L فاصله محل تزریق از دورترین خروجی دریپر بر حسب متر (m) و T زمان لازم جهت تزریق اسید درون سیستم
بر حسب ثانیه (s) می باشد.
بدین ترتیب با تزریق اسید در مدت زمان بدست آمده مطمئن خواهیم بود که اسید به تمام بخشهای سیستم راه یافته است.

نحوه کالیبره کردن اسید در آب آبیاری(نسبت اسید موردنیاز در آب)
جهت برآورد نسبت اسید مورد نیاز درآب آبیاری می بایست جهت هر ایستگاه آزمایش جداگانه ای صورت داد. مثال زیر اقدامات لازم جهت انجام آزمایش فوق را تشریح می کند:
آب آبیاری چاهی دارای pH 7.5 می باشد، pH مورد نیاز جهت شستشو معمولا 2 الی 3 می باشد. جهت انجام آزمایش ظرف 10لیتری از آب آبیاری را آماده کرده و با کاغذ مخصوص pH متر، pH آن را اندازه می گیریم (pH=7.5) . در مراحل مختلف و در هر مرحله 1 میلیلیتر از اسید مورد نظر را به ظرف اضافه
کرده و مجددا pH را اندازه میگیریم تا pH مورد نظر به عدد 2 نزدیک شود. در این آزمایش برای 10 لیتر آب 6 میلیلیتر اسید مصرف شد تا pH به عدد 2 برسد. بنابراین نسبت اسید مورد نیاز 600 میلیلیتر به ازای هر 1000 لیتر می باشد.

محاسبه دبی تزریق اسید درون سیستم
با داشتن اطلاعاتی نظیر دبی کل سیستم Q برحسب متر مکعب در ساعت (m3/h) و نسبت اسید مورد نیازR بر حسب میلیلیتر در متر مکعب (ml/m3) می توان میزان دبی مورد نیاز جهت تزریق اسید I بر حسب میلیلیتر در ساعت (ml/h) را مشخص نمود:
I = R . Q
میزان کل اسید مورد نیاز جهت تزریق با استفاده از زمان مورد نیاز بدست آمده از محاسبات پیشین بدست خواهد آمد.
مثال: در سیستم آبیاری مزرعه ای 30 دقیقه زمان لازم است تا آب به دورترین نقطه سیستم برسد. دبی کل سیستم 31 مترمکعب در ساعت و بر اساس آزمایش فوق غلظت اسید مورد نیاز درون سیستم 600 میلیلیتر در متر مکعب می باشد. میزان دبی تزریق اسید به سیستم چه میزان است ؟
I = R . Q , I= 31 . 600 , I = 18,600 ml/h ,
I=18.6 lt/h
بنابراین دبی تزریق اسید می بایست برابر 18.6 لیتر در ساعت باشد و این عمل به مدت 30 دقیقه ادامه داشته باشد. پس میزان کل اسید مورد نیاز ما 9.3 لیتر می باشد.

لوازم مورد نیاز جهت اسید شویی
جهت تزریق اسید به درون سیستم آبیاری همان لوازمی بکار میرود که در هنگام تزریق کود از آنها استفاده می شود مکانیزم سیستمهای آبیاری قطره ای به صورتی است که با راندمان بالای 85 در صد آب مورد نیاز تبخیر و تعرق گیاه را به محیط رشد ریشه ها می رساند همین امر و همچنین ارزش بالای کودهای مورد نیاز گیاه موجب گشته تا از سالها پیش متخصصین تغزیه گیاه به فکر رساندن عناصر غذایی مورد نیاز گیاه به همین شیوه با راندمان بالا باشند(Fertigation). راههایی که تا کنون جهت تزریق کود و اسید در سیستمهای
آبیاری بکار گرفته شده متنوع می باشد. یکی از بصرفه ترین و موثر ترین این شیوه ها استفاده از ونتوری تزریق کننده (Mazzei Injector) می باشد که با راندمان بسیار بالا و با غلظت کاملا یکنواخت محلول کود را به درون سیستم هدایت می کند. مسئله مهمی که در این پروسه هنگام تزریق کود جلوه می کند درصد حلالیت کود، درجه اشباع و pH آن می باشد.
متاسفانه بکارگیری کودهایی با کیفیت بسیار نازل باعث بروز خساراتی جبران ناپذیر به سیستم آبیاری می شوند. در این
زمینه و قبل از تهیه کود جهت تزریق بدرون سیستم آبیاری می بایست با کارشناسان مربوطه مشورت شود. اخیرا کودهای UNEC علاوه بر تامین نیاز غذایی گیاهان، با پایین آوردن pH آب آبیاری در حد 4-3 باعث عدم رسوب گذاری املاح محلول در آب گشته و علاوه بر آن بتدریج با عث شستشوی رسوبات پیشین نیز
می گردند. این نوع کودها در حال حاضر بسیار مطرح بوده و هر سال استفاده کنندگان از سیستمهای آبیاری مخصوصا سیستمهای قطره ای را به خود جلب می کند.

feedback
1391,01,13, ساعت : 00:19
انواع روشهای آبیاری بارانی
یکی از روشهای آبیاری است که آب را توسط آب پاشها به صورت قطرات ریز باران در آورده و در سطح زمین پخش مینمایند و رطوبت مورد نیاز گیاه تامین میشود. روشهای آبیاری بارانی بر اساس نوع حرکت بال آبیاری به چهار دسته تقسیم میشوند: سیستمهای آبیاری بارانی ثابت ، سیتمهای بارانی نیمه ثابت ، آبیاری بارانی با جابجایی متناوب ، آبیاری بارانی با جابجایی مداوم.
آبیاری بارانی ثابت
در این روش ، به تعداد کافی بال آبیاری و آبپاش وجود دارد بطوریکه احتیاجی به جابجایی بالهای آبیاری و آبپاشها در طول فصل زراعی نمیباشد. در سیستمهای ثابت ممکن است بالهای آبیاری به صورت ثابت در زیر زمین کار گذاشته شود یا این بالها در ابتدای فصل رشد روی زمین چیده شود و در انتهای فصل رشد جمع شوند.
آبیاری بارانی نیمه ثابت
در این روش ، بالهای آبیاری زیرزمین قرار میگیرند و پس از هر آبیاری فقط آبپاشها برروی بال آبیاری جابجا میشوند. این کار توسط شیرهای خودکاری که روی بالهای آبیاری نصب شده صورت میگیرد.
آبیاری بارانی با جابجایی متناوب
در این روش ، بال آبیاری در حالیکه آب پاشها روی بال آبیاری ثابت میباشند، پس از انجام هر آبیاری جابجا شده و به محل اسقرار بعدی منتقل میشوند. پس از هر آبیاری ، بال آبیاری از لوله اصلی جدا شده و به محل بعدی منتقل میشود. براساس روش انتقال بال آبیاری سیستمهای آبیاری بارانی با جابجایی متناوب به سه دسته تقسیم میشوند.
سیستم آبیاری بارانی جابجایی با دست
در این روش ، لولههای اصلی در طول فصل آبیاری ثابت بوده ولی بالهای آبیاری پس از هر آبیاری به همراه آب پاشهای نصب شده روی آنها توسط دست جابجا میشوند.
سیستم آبیاری بارانی قطرهای کوچک
در این روش ، بال آبیاری شامل لولههایی است که به دور قرقرهای پیچیده شده و در فواصل معینی روی لوله اصلی نصب میشود. در انتهای هر یک از لولهها ، آبپاشها توسط ارابه کوچک وصل شدهاند، این آبپاشها در ابتدای آبیاری به انتهای زمین کشیده میشوند بطوریکه در این زمان قرقره کاملا باز شده است.
آبیاری بارانی آبفشان غلتان
این نوع سیستم شبیه سیستم آبیاری بارانی جابجایی با دست است با این تفاوت که مجموعه یک بال آبیاری روی چرخهای فلزی سوار شده و کل این مجموعه دارای یک موتور بنزینی است.
سیستم آبیاری بارانی با جابجایی مداوم
در این روش بال آبیاری در موقع عمل آبیاری دارای یک حرکت مداوم و پیوسته است. این سیستم آبیاری شامل سه دسته سیستم آبیاری بارانی آبفشان دوار ، آبفشان خطی و آبفشان قرقرهای است.
سیستم آبیاری بارانی آبفشان دوار
در این روش ، بال آبیاری شامل یک سازه بزرگ فلزی است که توسط برجکهایی در ارتفاع بلندتر از گیاه قرار گرفته و حول نقطه مرکزی که در همان نقطه اتصال بال به لوله اصلی است دوران میکند. با توجه به نوع حرکت دورانی بال آبیاری ، آبیاری مزارع به صورت دایرهای شکل صورت میگیرد.
سیستم آبیاری بارانی آبفشان خطی
از لحاظ شکل ظاهری شبیه سیستم آبیاری بارانی آبفشان دوار است با این تفاوت که در این روش ، خط لوله اصلی در کنار زمین قرار گرفته و بال آبیاری در کنار آن حرکت رفت و برگشتی دارد.
سیستم آبیاری بارانی آبفشان قرقرهای
در این روش بال آبیاری شامل یک لوله است که از یک طرف به دور یک قرقره بزرگ پیچیده شده و از طرف دیگر به ارابه بزرگی که آبپاش روی آن قرار گرفته متصل میشود. برای شروع آبیاری ، معمولا قرقره و ارابه را به کنار زمین و جایی که شیر آب از لوله اصلی وجود دارد منتقل کرده و پس از اتصال قرقره به شیر آب ، ارابه را توسط تراکتور کشیده و به انتهای زمین انتقال میدهند.

در این حالت لوله از دور قرقره باز میشود. با برقرار شدن جریان لوله توسط موتور ، شیلنگ به دور قرقره جمع میشود و ارابه را به طرف قرقره میکشد با حرکت ارابه از انتهای زمین به طرف قرقره ، آبیاری یک نوار کامل از عرض زمین انجام میگیرد.

feedback
1391,01,13, ساعت : 00:20
از باکتري ها، به دليل ارتباطي که غالباً بين وجود آن ها در آب و بيماري ها وجود دارد، به بدي ياد ميشود. اما پژوهشگران دانشگاه ناتينگهام از اين ارگانيزم هاي کوچک در کنار جديدترين تکنيک هاي پالايش غشايي براي اصلاح و بهبود فناوري پاک سازي آب استفاده ميکنند.

اين ارگانيزم هاي تک سلولي در طي فرايندي به نام Bioremediation از آلاينده هاي موجود در آب، خواه آن که آب مصارف صنعتي داشته باشد و خواه براي آشاميدن فراهم شده باشد، تغذيه ميکنند.

سپس آب را از ميان يک غشاي متخلخل عبور مي دهند که مانند يک غربال عمل ميکند. حفره هايي که در اين غربال ها وجود دارند ميکروسکوپي هستند و برخي در مقياس نانو ميباشند. اندازۀ منافذ در اين فيلترها ميتواند از ده ميکرون تا يک نانو متر باشد. اين فناوريها قابليت توسعه و بهينهسازي آب هاي مصرفي صنعت و آشاميدني را دارند.

اين تحقيقات توسط پروفسور Nidal Hilal مهندس شيمي مرکز فناوري آب پاک هدايت ميشوند. اين مرکز، هدايت جهاني پژوهش براي توسعۀ فناوريهاي پيشرفته در زمينۀ تصفيه آب را بر عهده دارد.

کارايي فناوري غشايي متداول که در فرايندهاي تصفيه آب به کار ميرود، به دليل آلوده شدن غشاها به آلايندهها، با گذشت زمان کاهش مييابد. استفاده از روش Bioremediation اين امکان را فراهم ميکند که در يک سيستم بسته، غشاها را بدون خارج کردن آن ها از سيستم تميز کرد. پژوهشگران اين مرکز، اين فناوري را با همکاري شرکت پالايش نفت Cardev International واقع در Harrogate توسعه دادهاند.

غشاهاي اولترافيلتراسيون و نانوفيلتراسيون هم در فرايندهاي تصفيه آب کارايي بالايي دارند و هم به عنوان يک کاربرد جانبي، در تبديل پس ماندهاي مايع صنعتي آلوده شده به فلزات و روغن ها قابليت خود را نشان داده اند. محصولات به جاي مانده ارزش گرمازايي بسيار بالايي دارند و ميتوان از آن ها به عنوان سوخت استفاده نمود.

مرکز تحقيقات شيرينسازي خاورميانه بر روي کاري سرمايه گذاري کرده است که در آن از غشاهاي نانوفيلتري و اولترافيلتراسيون جهت تهيۀ آب آشاميدني از آب دريا استفاده ميشود. غشاها با تصفيۀ مقدماتي و حذف مواد آلاينده، چه از طريق اسمز معکوس و چه از طريق شيرينسازي گرمايي، رسوب گذاري در دستگاهها را کاهش مي دهند و در نتيجۀ اين عمل، از صدمه ديدن دستگاه ها جلوگيري ميشود و نياز به تعويض قطعات و تعميرات گران قيمت کاهش مييابد.

پژوهشگران با بررسي خواص مايع در مقياس نانو، با استفاده از ميکروسکوپ نيروي اتمي، رفتار مايعات در يک سطح اتمي، از قبيل چگونگي جريان يافتن و جدا شدن از سطح را بررسي ميکنند. اين نتايج را ميتوان در مکانيک و صنعت مورد استفاده قرار داد. براي مثال افزايش کارايي روغن در يک موتور ميتواند با استفاده از اين نتايج صورت گيرد. همچنين مايعات را در يک گسترۀ دمايي، از دماي بسيار پايين (50- درجه سانتيگراد) تا دماي بسيار بالا (150 درجه سانتيگراد) تست ميکنند.

پروفسور هلال اظهار ميکند: «آزمايش ويژگيهاي مايعات قبلاً هيچ گاه در چنين مقياسي انجام نگرفته بود. با به کار بردن همزمان فناوري نانوفيلتراسيون و Bioremediation، فرايند پاکسازي آب با مصرف انرژي بسيار پايينتر از فرايندهايي که در حال حاضر مورد استفاده اند، به اتمام مي رسد. علاوه بر اين ميتوان محصولات پس ماند را نيز به صورت سوخت، مجدداً وارد چرخۀ مصرف کنيم و فناوري سبزتري خواهيم داشت.»


نگرشي بر اسراف و ضايع نمودن منابع آب كشور در مراحل توليد و مصرف محصولات كشاورزي:

محدوديت منابع آب در كشور ضرورت و اهميت توجه به بحث صرفه جويي و كاهش تلفات و ضايعات آب در كشور را مشخص مي نمايد. علاوه بر تمهيدات فني كه مي توان در مرحله توليد (سيستم آبياري) به منظور صرفه جويي در مصرف آب اعمال نمود، بر اساس مباحث مطرح شده، گزينه كاهش ضايعات محصولات كشاورزي نيز يكي از راههاي عملي، كم هزينه و موثر و در عين حال كم مخاطره نسبت به گزينه آب مجازي در اين زمينه مي باشد. به هر حال اين امر نياز به سرمايه گذاري و امور زيربنايي در مواردي نظير توسعه صنايع تبديلي و ارتقاء تكنولوژي مسائل پس از برداشت محصولات زراعي و باغي دارد.

با توجه به برنامه هاي اخير وزارت جهاد كشاورزي در زمينه توسعه سطح زير كشت و خودكفايي در محصولات غذايي استراتژيك نظير گندم، برنج، ذرت، دانه هاي روغني، و شكر، تحقق اين اهداف نيازمند منابع اضافي آب مي باشد كه اين مقدار آب به راحتي از طريق كاهش ضايعات محصولات كشاورزي قابل تامين مي باشد.

انتخاب گزينه واردات آب مجازي به كشور نياز به بررسيهاي همه جانبه و عميق داشته و محصولات هدف و مورد نظر در اين استراتژي بايد مشخص گردند.

feedback
1391,01,13, ساعت : 00:20
Features
• Liquid end is compatible for use with all fertilizer materials.
• The unit is mounted in a rugged polypropylene lockable enclosure.
• Pre wired and plumbed for easy installation.
• Programmable Nanoject (TM) microprocessor design.
• Control and monitor with optional Pocket Watcher on a Palm OS handheld device.
• Injects at up to 150 PSI (depending on model).
• Made in the USA.
Model Numbers

W1-1000 .6 GPH
W1-2000 1.0 GPH
W1-3000 5.5 GPH
Fertigation System

W3-4000

Description

The W3-Series consists of one metering pump available in six different sizes, driven by an integral proportional control system. This system is designed to be furnished with a Data Industrial model 220 flow sensor, or using the on board opto-isolator, can be slaved off of the sensor on a package pump station. The pump is motor driven and controlled using the latest VFD technology. This system was created to be a simple, economical solution for reliable proportional injection. In the base model, the proportional rate is set simply by adjusting the knobs on the pump. If more features are desired, you can purchase the optional Pocket Watcher software package, and access the onboard computer with an ordinary Palm™ PDA. With the Pocket Watcher software, you have access to many of the features of our larger systems, such as time and date settings, direct PPM rate setting, water and product usage logs, and several others. The system is ideal for grow-in applications and for those who want a simple yet state-of-the-art system on a limited budget.
Features
• Liquid end is compatible for use with all fertilizer materials.
• The unit is mounted on a rugged stainless steel frame.
• Pre wired and plumbed for easy installation.
• High efficiency VFD design.
• Simple to operate and maintain.
• Made in the USA.
Model Numbers

W3-4000 1 Pump with 1 18 GPH Head
W3-5000 1 Pump with 1 22 GPH Head
W3-6000 1 Pump with 1 30 GPH Head
W3-7000 1 Pump with 2 18 GPH Heads
W3-8000 1 Pump with 2 22 GPH Heads
W3-9000 1 Pump with 2 30 GPH Heads
Fertigation & pH Control System
Our newest system for both Fertigation and controlling pH.

APPLICATIONS:
Agricultural/Golf Course/Sports Fields Nutrient Injection System
Accurate Enough for Nursery/Grower Fertigation System


PERFECTING INJECTION TECHNOLOGY
Our Fertigation and pH Control System consists of two 18 gallon per hour metering pumps driven by our exclusive Green Scorpion control system. One pump is dedicated to a pH control agent, while the other is available for fertigation use. Each pump is motor driven and controlled using the latest VFD technology. The control system monitors the water pH continuously, and using our proprietary Adaptive Auto Adjust system, modifies its calculations every two minutes to ensure peak performance. the system runs proportional to flow and is ideal for Golf Course and Sports fields use.
Features Include:
Liquid end is compatible for use with all fertilizer materials.
The unit is mounted on a rugged stainless steel frame.
Pre wired and plumbed for easy installation.
High efficiency VFD design.
Redundant pH sensors ensure accuracy and reliability.
Expandable (More Pumps, PC Control, etc.).
Made in the USA.
Specifications:
Dimensions
28"x28"x32"
Frame Construction
304 Stainless Steel
Diaphragm
PTFE
Liquid end
Alloy 20
Seals
Vilton A
Check Valves
Alloy 20
Motor Type
230/480 3 phase provided by on board VFD.
Input Power
110-120 VAC 1 phase at 20 AMP.
Pump capacity
18 GPH
Pressure max.
350 psi 1.7 Bar
Weight
135 lbs.

feedback
1391,01,13, ساعت : 00:21
مقدمه
در دشت نیمه خشک sao Francisco (منطقهای واقع در شمالشرقی برزیل[شکل1])تبخیر و تعرق مرجع علوفه بیشتر از بارشهای سالیانه بوده[جدول1] و جهت آبیاری این منطقه از رودخانة sao Francisco استفاده میشود. [آلن و همکاران1998] میانگین هدایت الکتریکی آب این منطقه بین dS/m05/0-11/0 بوده و خطر شورشدن خاک کم می باشد. اعتقاد بر این است که آبیاریهای پی در پی در این زمین باعث شستشوی مقادیر مناسبی از املاح شده و آنها را از منطقة ریشه خارج میسازد. با اینکه میانگین راندمان آبیاری 60% می باشد ولی در این منطقه به 25% کاهش یافته است. درختان میوههای گرمسیری بخصوص انبه ازعمده محصولاتی هستند که در این منطقه آبیاری میشوند. با اینکه کیفیت آب خوب است، ولی در اکثر سیستمهای آبیاری بعد از10-20 سال مشکل شوری خاک روی میدهد. بررسی این موضوع را موسسة EMBRAPA [موسسه تحقیقات کشاورزی برزیل] در سالهای 2000-2001 به عهده گرفت تا: [1] با بررسی مشکل، [2] علت اصلی و دقیق آن را تشخیص داده و [3] با ارائة طرح و [4] ارائة راهکارهای مدیریتی، طرح آبیاریهای پایدار را ارائه دهد. این تحقیق در منطقهای به وسعت 4500 هکتار از اراضی Manicoba [در9درجه و 24دقیقة جنوبی -40درجه و 26دقیقة غربی- شکل1] اجرا شد که در این منطقه اکثر درختان توسط سیستم آبیاری شیاری(جوی-پشتهای) آبیاری میشدند. این منطقه در امتداد رودخانة sao Francisco و در 40 کیلومتری دو دهکدة مجاور petrolina , Juazeiro قرار دارد. در این سیستم کشاورزان بخاطر شورشدگی خاک، 10-13% از کل منطقة آبیاری را رها کرده بودند. مطالعات نشان دادهاند که آبهای سطحی در عمق متوسط 3/1متری زمین و در بالای لایههای غیر قابل نفوذ3متری(که عمدتاً از گرانیت تشکیل شده اند) قرار گرفته اند. در دورة پلیستوسن زمین شناسی [Pleistocene] این لایه تکامل نیافته بود و سیستم زهکشیهای ناقصی داشت که بواسطة آن حوضچههای متناوب متعددی در این لایه تشکیل شدهاند. در روی این لایة غیرتراوا، یک پوشش شنی و لومی وجود دارد که در دوران Holocene بوجود آمده است. این لایه بخش ریشة گیاهان را نیز در بر میگیرد. در بیشتر بخشهای این سیستم آب به مناطق پائینتر نفوذ کرده و در حوضچههایی متمرکز و تغلیظ شده است که نتیجتاً شوری آب را در آن مناطق سبب شده است(dS/m 3/10که از 1/5 الی 6/22 متغییر بوده و انحراف استاندارد آن 54/6 میباشد). در عوض، بواسطة آبیاریها و رسوبهای پی در پیِ آب سطحی، میانگین املاح آن به dS/m 60/0 کاهش یافته است (از 2/0 تا 3/2 متغییر بوده و انحراف استاندارد آن dS/m 58/0 میباشد). حرکتهای روبهبالای آب و املاح محلول در آن باعث میشوند که خاکهای سطحی را به شدت متأثر کرده و منطقة ریشه را شور کنند. مطالعة حاضر این نتیجه را ارائه کرده و گزارش شده است که عصارة اشباع آبهای زیر زمینی اختلاف زیادی با آب آبیاری دارد. این موضوع در نمودار شکل 3 نشان داده شده است. در این مطالعه شوری خاک بر اساس هدایت الکتریکی عصارة اشباع(EC) آن بیان شده است. EC به صورت زیر تعریف میشود: هدایت الکتریکی املاح محلول در آبِ خاک ، که بعد از افزودن مقدار معینی آب مقطر به آن و رسیدن به درجة اشباع معین میگردد. شوری خاک(EC) در بیشتر بخشهای سیستم و در حدود 75% از مزارع تحت آبیاری اندازهگیری شد. این آمار بین سالهای 1975-2001 گرفته شده و بین dS/m 4/0-1 بودند که میانگین آنها dS/m 46/0 گزارش شده است. حد مجاز یا آستانة تحمل گیاهان حساسdS/m 2-4 میباشد که مقادیر سنجیده شده کمتر از این مقدار بودند و تنها تعداد اندکی از مزارعِ تحت کشت، ECی بالای dS/m 2 داشتند. در برخی مناطق از مزرعه آبهای سطحی شور بالا آمده و شوری نسبتاً شدیدی در خاک ایجاد کرده بودند، بطوریکه کرتها را غیرقابل کشت شدند. هدایت الکتریکی عصارة اشباع خاکها در 13 کرت رها شده و در اعماق متفاوت مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین شوری آنها در عمق 15/0متری، dS/m 1/22 بوده (که با انحراف استاندارد dS/m 7 از 13 تا dS/m 36 متغییر بوده) و در عمق 45/0متری، dS/m 7/10( با انحراف استانداردdS/m 2/3) و در عمق 8/0متری، dS/m 3/7( با انحراف استاندارد dS/m 6/2) گزارش شده است.
طبق ردهبندی Abrol (و همکارانش)[1998] این مقادیر نشان می دهند که خاکهای عمق 8/0متری شور و خاکهای سطحیتر بسیار شور میباشند. بطوریکه تنها تعدادی محدودی از گیاهان مقاوم به نمک میتوانند در این شرایط زنده بمانند. در این مطالعه هنگامیکه جریان آب رو به بالا مورد بررسی قرار می گرفت طرحی جهت تخمین شوری آب ارائه گردید. در این طرح میزان آب و املاح خاک سطحی رکوردگیری میشدند. رکوردگیری شامل سه مرحلة اصلی بود: 1-تخمین حرکت آب به سمت بالا 2-تخمین میزان آب خاک 3-تخمین میزان املاح خاک این طرح نشان داده شده است. میزان املاح در بخش ریشة گیاه(در کرتهای کاشته شده) و یا در بخشهای سطحی خاک(در کرتهای رها شده)، قبل و بعد از سیلاب مورد ارزیابی قرار گرفتند. دادههای بدست آمده را مورد بررسی قرار داده و با فرموله کردن آنها اثر سیستمهای مدیریت آب مزرعه را نشان دادند. از آنجائیکه این آزمون بر روی درختان انبه انجام گرفته بود نتایج را برای این گیاه به ثبت رساندند.
مواد و روشها
خصوصیات باغهای انبه: سیستم آبیاری این درختان به گونه ای بود که کرتها به فاصلة 5-8 متری کاشته شده و درختان 85% سطح باغ را پوشانده بودند. میانگین تبخیر و تعرق گیاه در شرایط بهینه (ET) بر اساس 10 روز و ضریب خود گیاه(Kc) نیز برای باغ مورد نظر 8/0 برآورد شده بود. درختان انبه ریشههای عمودی داشته و سیستم پخش ریشه در آنها خوب است. در باغهایی که آبیاری میشوند، ریشههای جاذب آب تا عمق 2/1 متری قرار گرفتهاند. بطوریکه 65% از ریشههای جاذب آب، در محدودة عمق 6/0 متری متمرکز شده اند. از اینرو بررسی جریانات سیلابها و شوری آب، در عمق موثر، یعنی محدودة 9/0متری مورد مطالعه قرار میگیرد. پخش ریشهها طوری است که 50% از جذب آب در 15% فوقانی بخش ریشهها انجام میشود. مرحلة اول: تخمین حرکت رو به بالای آب: UPFLOW نرمافزاری است که حرکت رو به بالای آبهای سطحی را در مدت زمان مشخص و در شرایط مختلف سنجیده و برآورد میکند. دادههای زیر به کمک نرمافزار مورد بررسی قرار گرفته و نتایج ارائه میشوند: دادههای مربوط به قطر و ساختار پروفیل خاک، نیاز تبخیر و تعرقی گیاه در مدت زمان معین، میانگین رطوبت خاک، میانگین آب موجود در خاکهای سطحی(تا عمق3/0 متری) یا منطقة ریشه(در صورت کاشت)و ... با در نظر گرفتن شرایط و به کمک نرمافزار مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند. به کمک این نرمافزار میتوان میزان بالاروی آب و شورشدگی منطقة ریشه(در مناطق تحت کشت) یا سطح خاک(در مناطق بدون کشت یا رها شده) را پیشبینی کرده و منحنی آن را رسم نمود. مرحلة دوم: موازنة میزان رطوبت خاک: BUDGET نرمافزاری است که جهت بالانس رطوبت خاک بکار گرفته شده است. این برنامه حاصل اختلاط چندین طرح بوده و میزان حرکت رو به بالای آب و جذب ریشهای را مورد بررسی قرار میدهد. در این برنامه موارد کلی سیستم از قبیل میزان رواناب، فیلتراسیون خاک، تراوایی خاک، میزان فلیتراسیون در اعماق و همچنین میزان تبخیر و تعرق گیاه مورد بررسی قرار میگیرند. این برنامه با زمان مشخصی کار کرده و میزان رطوبت خاک بر اساس شرایط روزانه بالانس میشود. به کمک BUDGET رطوبت خاک در سطح خاک (در کرتهای کاشته نشده) و در منطقة ریشه(در مناطق کاشته شده) ارزیابی شده و موارد زیر مورد بررسی قرار میگیرند:
1- میانگین تبخیر و تعرق 10 روز مرجع و بارشهای روزانه برای سالهای خشک و پرباران.
2-مشخصات و صفات اختصاصی لایههای مختلف خاک (که در این آزمایش: در اعماق سطحی و 3/0متری شن لومی تا لوم شنی بوده و در خاکهای زیرسطحی شنی رس-لوم بوده و لایههای غیرقابل نفوذ نیز در اعماق 3 متری قرار گرفته بودند). 3-صفات اختصاصی درختان انبه در باغ 4- عمق آبهای سطحی که در نتیجة حرکت رو به بالای روانابها ایجاد شده و توسط UPFLOW تخمین زده شدهاند. در مورد الگوی آبیاری درختان انبه می توان گفت که طرح اصلی توسط فاصله و عمق آبیاری مشخص میشود که با توجه به فصول مختلف میتواند متفاوت باشد. به کمک برنامة UPFLOW میتوان میزان بالاروی آبهای سطحی را برآورد کرده(دادههای ورودی برای برنامة BUDGET) و سپس با برنامة BUDGET اثر آن و کاهش میزان تبخیر و تعرق را تخمین زد. جریان آبهای سطحی رو به بالا تنها زمانی مطرح میشود که آب زمین از مقدار«ظرفیت مزرعهای»[field capacity] کمتر بوده و یا پروفیل خاک زهکشی نشده باشد. تعداد روزهای آزمون وابسته به الگوی آبیاری و شرایط محیطی میباشد. در مورد زمینهای کشت نشده میتوان گفت که نسبت به زمینهای آبیاری شده، مدت زمان بیشتری طول میکشد تا آبهای سطحی به طرف بالا رواناب شوند. به همین ترتیب در سالهای پرباران نیز سرعت این سیلاب بیشتر بوده و در مدت زمان کمتری آب به طرف بالا جریان مییابد. UPFLOW و BUDGET بستههای نرمافزاری هستند که بطور رایگان قابل دسترسیاند. دیسک راهانداز و راهنمای این نرمافزار را میتوان از سایت: http://www.iupware.be دانلود نمود. پس از انتخاب(دابل کلیک) و نصب برنامهها، هر دو برنامه مجموعاً کمتر از Mb2 فضا اشغال خواهند کرد. مرحلة سوم: بالانس میزان املاح: میزان املاح خاک توسط بررسی کیفیت(dS/m) و کمیت(mm/year) آب تجمع یافته یا جذب شده توسط ریشهها برآورد میشود. در محاسبات dS/m1 را برابر mg/lit640 نمک محلول احتساب میکنند. نفوذ نمک به ناحیة ریشه بواسطة مورد 1-آب آبیاری 2-روانآبهای رو به بالا 3-کوددهی صورت میگیرد. مقدار نمکی که توسط آب آبیاری وارد خاک میشود را می توان توسط بررسی مقدار بارندگی یا آبیاری سالانه و همچنین هدایت الکتریکی خاک برآورد کرد. مقدار نمکی را که توسط جریانهای روبهبالا به خاک تحمیل میشود را نیز میتوان توسط بررسی هدایت الکتریکی آن و بررسی مقدار آبهای وارد شده از اعماق به بالا سنجید. جهت جلوگیری از خسارات ناشی از کوددهی، بایستی متصدیان امر توسط تولید کنندگان سموم توجیه شده و تا 5 سال از عوارض سم یا کود اطلاع رسانی نمایند. با وجود همة این اقدامات بعضی از سموم و کودها بصورت نامحلول باقی مانده و در مواقع آب دهی زیاد و یا بارانها توسط آب تمرکز مییابند. بایستی املاح خاک بطور پیوسته سنجیده شده و از استفادة بیمورد کود و یا در زمانهای شوری خاک امتناع نمود. گاهی میتوان از روی کودهای نامحلول موجود در خاک میزان شوری آن را تخمین زد. تا رسیدن به موازنه و تعادل املاح خاک، بایستی اقدامات نمکزدایی را ادامه داد. نمکهای محلولی که در ناحیة ریشهای تجمع یافتهاند را بایستی توسط زهکشی از این ناحیه خارج کرد. بررسی سالانة املاح خاک در ناحیة ریشه و همچنین بررسی املاح و هدایت الکتریکی آبهای زهکشی شده ما را در تنظیم املاح یاری خواهد کرد. با بررسی آبهای زهکشی شده و محاسبة هدایت الکتریکی پروفیل خاک در حالت « ظرفیت مزرعهای »(EC)نمک وشوری خاک در بخش ریشه محاسبه و تخمین زده میشود. هدایت الکتریکی عصارة اشباع خاک توسط ضرب EC در فاکتور نسبت آب مزرعهای بدست میآید. (نسبت آب مزرعه در شرایط زهکشی شده برابر است با: θFC=0.2854 m3 m-3 و برای خاک اشباع (مقدار آب مورد نیاز برای به حرکت در آوردن عصارة اشباع خاک): θSAT=0.3845 m3 m-3 و برای پروفیلهای خاک این فاکتور برابر7422/0 می باشد.(یعنی EC برابر 7422/0 است). نتایج: ورود جریانات آب از اعماق به سمت بالا و نفوذ به منطقة ریشه(در مناطق تحت کشت انبه) یا سطح خاک(در مناطق کشت نشده) توسط نرمافزار UPFLOW تخمین شده و نتایج به شکل شماتیک در شکل 4 آورده شدهاند. برای مثال در عمق 3/1 متری نفوذ آبهای سطحی به منطقة ریشة درختان انبه mm/day 9/0 بوده ولی در مناطق بدون کشت فقط mm/day 2/0 میباشد. میانگین جریانات آبی و سیلابهای سالانه که در ناحیة ریشة درختان انبه و سطح خاک(در مناطق کشت نشده) بودهاند نیز توسط برنامة BUDGET تخمین زده شده و نتایج به صورت نموداری در شکل 5 ارائه شدهاند. دادههای شکل 5 نتایج حقیقی آزمون بوده و موازنة آب را در الگوهای حقیقی آبیاری نشان میدهد. گرچه بیشتر آبهای وارد شده به سطح از ناحیة کمعمق میباشند، تحقیقات نشان دادهاند که کشاورزان نبایستی تنها با توجه به شرایط این بخش الگوی آبیاری خود را تنظیم کنند. پس از این آزمون بعدها پیزومتر(فشار سنج آب) نیز به کمک کشاورزان آمده و به کمک آن الگوهای آبیاری خود را اصلاح نمودند. در تمام موارد سعی بر این است که با ارائة الگوی آبیاری مناسب از استرس بر روی گیاه کاسته شود. بر طبق محاسبات جریانهای روبهبالای آب در منطقة ریشة درختان انبه در طی 150-190 روز در سال انجام میگرفت. در حالیکه در مناطق کشت نشده این جریانات 245 روز در سالهای پرباران و 330 روز در سالهای خشک به طول میانجامید. در شکل 6 میانگین هدایت الکتریکی و بالانس املاح خاک در سیستمهای آبیاری ارائه شدهاند. میزان املاحی که سالانه به منطقة ریشه وارد میشوند و همچنین مقدار زهکشی این مناطق در تخمین EC مؤثرند که نشان داده شدهاند. درجه بندی و ارزیابی طرح: بالانس املاح بدون در نظر گرفتن نقش سموم وکودها، برای آبهای سطحی 3/1 متری dS/m6/0 بوده و در الگوهای آبیاری حقیقی، بطور میانگین dS/m 41/0 میباشد. با توجه به اختلاف دادهها(dS/m 46/0) میتوان نتیجه گرفت که mg32 کود، در هر لیتر محلولِ خاک بصورت محلول موجود است. از اینرو مقدار املاح محلول وابسته به مقدار آب موجود در منطقة ریشهای در حالت ظرفیت مزرعهای میباشد(60 تاmm 252، بسته به عمق خاک) که با بیشتر شدن آبیاری سالانه افزایش مییابد(mm340). بطور کلی میتوان گفت که 20% از کل کود یا سم بطور محلول در آب خاک باقی میماند. هنگامیکه تنها بخش فوقانی 3/0متری و یا کل بخش ریشهای (9/0متری) بررسی شوند، دادهها متغییر بوده و از 17 تا 25% متفاوت خواهند بود. گرچه این مدل به عنوان شاخص بوده و میانگینی از کل را ارائه میدهد، ولی خطای این طرح در تعیین مقدار نمک وارد شده توسط آب بسیارکم میباشد. در واقع در محاسبة ECی عصارة اشباع خاک در شرایط بدون کود41/0 بوده و در شرایط کودهای محلول dS/m 53/0 میباشد. یعنی میتوان نتیجه گرفت که ابقاء کودها بصورت محلول در خاک اثر قابل توجهی بر روی شوری خاک ندارد. بر اساس گزارش کشور بلژیک، اتلاف کودها بطور میانگین 10-20% میباشد. همانطور که قبلاً ذکر شد، ECی مناطق ریشهای متاثر از آبهای سطحی میباشد(dS/m6/0=EC). در واقع با تقسیم عدد 46/0 به 7422/0 مقدار شوری آب زهکشی شده(dS/m62/0=EC)بدست میآید. کیفیت زهکشی اثر مهمی بر روی شوری داشته و میتواند خاک را پیوسته به طرف پایین شستشو دهد. (همانطور که در شکل 2 نشان داده شده است). در مورد مناطق کشت نشده نیز میتوان گفت که علاوه بر عدم آبیاری، کود نیز استفاده نمیشود. همانطور که در شکل 4 نشان داده شده است، در عمق 3/1 متری جریان آب رو به بالا در خاکهای کشت نشده، mm/day 2/0 میباشد که ورود نمک به این بخش سالانه t/ha 8/3 میباشد(در شرایطی که بطورمیانگین سالانه 288 روز جریان آب روبه بالا داریم). جهت نمکزدایی از این خاک بایستی همین مقدار نمک را توسط زهکشی از این خاک خارج کنیم که تنها توسط 0.48(103)m3ha-1year-1 می تواند انجام گیرد[شکل6]. مقدار شوری سطح خاک نیز dS/m2/9 میباشد که بطور میانگین EC آن نزدیک به ECمیانگینِ dS/m 4/13 می باشد. پیش بینی(simulating): در شکل 7 میانگین املاح خاک در ناحیة ریشة درختان انبه بسته به الگوهای آبیاری و عمق آب، تخمین زده شده و ارائه شدهاند. شوری خاک پیشبینی شده(EC) متغییر بوده و از dS/m 43/0 در عمق 5/1 متری آب تا dS/m50/0 در عمق 1 متری آب تغییر مییابد. گرچه با کاهش عمق آبهای سطحی(=نزدیک به سطح) احتمال جریان آب رو به بالا بیشتر میشود، ولی سطح نمک خاک بواسطة آبشویی نیز کاسته خواهد شد. از اینروست که کشاورزان الگوی آبیاری خود را تغییر نمیدهند که منجر به کاهش ارتفاع آب تا 1 متر و افت کود تا 17% میشود. در حالیکه در الگوهای مناسب آبیاری ارتفاع آب را میتوان به عمق 5/1 متری رسانده و اتلاف کود را به 13% کاهش داد. امروزه سیستمهای آبیاری تحت فشار مرسوم شدناند و اعتقاد بر این است که تغییر سیستم آبیاری به قطره ای و تحت فشار، میتواند راندمان آبیاری را بهبود بخشد. در شکل 7 شوری خاک در سیستمهای مختلف آبیاری نشان داده شده است. یکی از موثرترین موارد در شوری خاک، الگوی آبیاری است. برخی از این الگوها از ایجاد استرس بر روی گیاه کاسته و کمترین هدرروی و نیاز به زهکشی را دارند. تحت این شرایط زهکشی محدود به فصول بارانی شده و از mm25(در فصول خشک) تاmm 170(در فصول پرباران) متغییر میباشد. اتلاف کود نیز تا 5/8% کاهش مییابد. به عبارت دیگر، جریانات آب رو به بالا تا 300-340 روز در سال بطول میانجامد. در نتیجه شوری خاک افزایش یافته و گیاهان حساس به شوری متأثر شده(عمق آب در 5/1متری) و یا حتی کاشت آنها غیرممکن میشود(عمق آب در 1متری).در سیستمهای آبیاری متوسط آمار حد واسط خوب و بد بوده و مقدار اتلاف کود تا 12% رسیده است. در این نوع سیستمها نیز با آبشویی منطقة ریشه، املاح این قسمت به زیر حد آستانه رسیدهاند. شوری خاک در بخش ریشه(EC) متغییر بوده و از dS/m 11/1 در عمق 5/1 متری آب تا dS/m 18/1 در عمق 1 متری آب تغییر میکند. اطلاعات فوق در حالی بدست آمدهاند که میانگین شوری آبهای زمینی برابر dS/m6/0 میباشد. البته با آبیاریهای بیشتر و بسته به الگوی آبیاری و همچنین زهکشی زمین EC این آبها میتواند بالا برود. از اینرو مقدار شوری مورد انتظار میتواند از اعداد و ارقام شکل 7 نیز بیشتر شود. در صورت عدم وجود آبهای سطحی و در شرایط آبیاری پی درپی، شوری ناحیة ریشهای به dS/m 32/0 خواهد رسید. در مورد آبیاریهای متوسط(=نه پی درپی و نه کم) که راندمان آبیاری نیز بالا باشد این مقدار به dS/m 98/1 افزایش خواهد یافت. نتیجه: در این مطالعه بدین نتیجه رسیدیم که حرکت آب از سطحی زیر زمینی به سمت بالا، علت اصلی شور شدگی خاکها میباشد. بواسطة این جریان، نمکهای محلول در آب توسط جریان آب به منطقة ریشة گیاهان نفوذ میکنند. نصب زهکشهای زیر سطحی یکی از مهمترین و مؤثرترین راهحلها جهت کنترل این جریان میباشد. همچنین مطالعات نشان دادند که با اصلاح روشهای مدیریت کوددهی میتوان میزان افت کود و سم را کاهش داد ولی این مقدار معنیدار نخواهد بود. از اینرو میتوان دو راهکار مفید جهت کنترل شوری خاک پیشنهاد داد: 1-شستشوی مناسب بخش ریشة گیاه با آبیاریهای کافی 2-کاهش خروج آب از ناحیة ریشه، که منجر به کاهش عمق آبهای زیرزمینی خواهد شد. کشاورزانی که مزارع را بصورت پی در پی آبیاری میکنند، منطقة ریشهای را آبشویی میکنند. لازم به ذکر است که در حدود 10-20% از تمام سموم و حشرهکشهایی که بکار میروند در آب محلول گشته و وارد بخش سطحی زیر زمینی میشوند. که این پدیده میتواند موجب آلوده شدن آبهای زیرسطحی و خسارت به زمین گردد. یک الگوی مناسب در آبیاری، برای مثال آبیاری بارانی، میتواند از اثر این پدیده کاسته و مانع از خسارت به مزرعه گردد. همنچنین این الگوی آبیاری میتواند با کاهش شوری خاک، میزان محصول را نیز افزایش دهد. البته تبدیل به این سیستم نیاز به تغییر الگوهای زمین و آبیاری داشته و مشکلات خاص خود را دارد. بطور کلی میتوان گفت که الگوی آبیاری متعادل(=نه پی در پی و نه کاملا موثر) الگوی توصیهای ماست. در این سیستمها ممکن است که قدری نمک خاک بالا برود، ولی اعتقاد داریم که در فصول پرباران، بارشهای متوالی باعث کنترل شوری خاک و نگه داشتن آن در حد قابل قبول خواهند شد. در شرایطی نیز که خشکسالهای پی در پی وجود دارد میتوان با اصلاح الگوی آبیاری و آبشویی خاک، به اصلاح آن پرداخت. هماهنگی الگوی آبیاری برای کشاورزان امری ساده و مقدور بوده و میتوان با اصلاح آن به آبشویی و اصلاح خاک پرداخت.

feedback
1391,01,13, ساعت : 00:21
(اسدی و همکاران، 1384). این محصول یک سوم سطح زیر کشت غلات دنیا را اشغال کرده است و تأمین کننده 25 تا 60 درصد کالری 7/2 میلیارد نفر از جمعیت جهان می باشد و بیش از 90 درصد برنج دنیا در آسیا تولید و مصرف میشود. برنج، گیاهی است که نسبت به دیگر گیاهان تحت آبیاری، بیشترین سطح زیر کشت را دارا است. بیش از 80 درصد منابع آب شیرین در قاره آسیا برای اهداف کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد که نیمی از کل این آب صرف تولید برنج می شود ((Dawe et al, 1998.
در ایران نیز، کشاورزی بزرگترین متقاضی آب است، بطوریکه حدود 93 درصد از آب قابل استحصال، سالانه در این بخش استفاده می شود لذا، لازم است که توجه ویژه ای به نحوه بکارگیری این منابع و برنامه ریزی دقیقی برای استفاده بهینه از منابع آبی موجود، ولی محدود برای کشت پایدار صورت گیرد. همانطور که ذکر شد نیاز آبی برنج از سایر غلات بیشتر است و مقدار آن تابع عوامل متعدد نظیر رقم، اقلیم و حتی نوع کشت است. کمبود منابع آبی و پایین بودن راندمان آبیاری در مزارع برنج، لزوم استفاده بهینه و افزایش بهره وری از منابع موجود را می طلبد (اسدی و همکاران، 1383). روش مرسوم آبیاری برنج در مناطق برنج خیز ایران، غرقاب دائم با ارتفاع مناسب آب در تمامی طول فصل رویشی است (اسدی و همکاران، 1383). محیط رشد برنج به دلیل نیاز آبی فراوان آن را از دیگر نباتات متمایز می سازد، بطوریکه علاوه بر آبیاری در مرحله داشت؛ مقدار قابل توجهی از آب آبیاری قبل از نشاءکاری جهت تهیه و آماده سازی زمین و غرقاب نمودن آن و نیز تعداد دیگری در طول دوره رشد محصول بطور مستمر به صورت نفوذ عمقی مصرف می شود (Glecik, 1993). استفاده از این روش آبیاری موجب مصرف بیش از اندازه آب و پایین آمدن کارآیی مصرف آب آبیاری میگردد. بنابراین لازمه کشت آن مدیریت صحیح آبیاری می باشد، چرا که کمبود آب در شرایط فعلی و بحران آینده آب در ایران واقعیت انکار ناپذیری می باشد که تنها با اتخاذ تمهیداتی بر پایه یافته های علمی قابل کنترل خواهد بود (عبدی، 1384).
آینده تولید برنج به فعالیت ها، اتخاذ و گسترش استراتژی هایی بستگی دارد که آب را در برنامه ریزی های آبیاری بطور مؤثری استفاده نماید. این چنین استراتژی ها و فعالیت هایی برای دیگر قسمت های جهان نیاز مهم است. فعالیت های اجرایی برای تأمین آب در ایران دارای سابقه طولانی است که وجود سدها و شبکه های آبیاری در شالیزارهای کشور مؤید این نکته می باشد. بنابراین به نظر می رسد استفاده بهینه از آب در کشوری چون ایران که از نظر اقلیمی دارای وضعیت خشک تا نیمه خشک است از اهمیت بخصوصی در گسترش و توسعه فعالیت های کشاورزی برخوردار است (عبدی، 1384).

آبیاری و اهمیت آن در برنج
آبیاری شالیزار از مهمترین عملیات هایی است که باید در زراعت برنج انجام شود، چون برنج گیاهی است متحمل به غرقابی. وجود آب سبب انتقال مواد مختلف از ریشه به ساقه، برگ و دانه ها شده و در نتیجه موجب تهیه مواد خشک می گردد. مقدار آب مورد نیاز برای برنج بستگی به روش کاشت، ابعاد کرتها، تراکم بوته ها، مقدار مصرف مواد تقویت کننده، نوع بافت خاک، شرایط اقلیمی، شرایط اکولوژیکی و رقم مورد کاشت داشته و بطور کلی در ارقام زودرس نیاز آبی کمتر و در ارقام دیررس نیاز آبی بیشتر است (اخوت و وکیلی، 1376).
برنج در طول دوره رشد خود بطور متوسط به 35000-30000 متر مکعب نیاز دارد. این مقدار آب باید در هنگام پنجه زنی، تشکیل خوشه، گلدهی به اندازه کافی در اختیار گیاه قرار گیرد. اگر در مرحله تشکیل خوشه و گلدهی آب و رطوبت کافی در اختیار گیاه قرار نگیرد، عمل تلقیح به خوبی انجام نشده و برنج به دست آمده دارای عملکرد پایینی خواهد بود، زیرا در رطوبت کم دانه های گرده نمی توانند به تخمدان نفوذ نمایند و در نتیجه تلقیح انجام نگرفته، دانه های پوک تولید می شوند.

مقدار مصرف آب در مراحل مختلف رشد برنج
بطور کلی برنج در مراحل مختلف رشد خود به مقادیر متفاوتی آب نیازمند است.
1. مرحله آماده کردن زمین: میزان آب مصرفی در حدود 7000-1000 متر مکعب در هکتار متفاوت است.
2. مرحله جوانه زنی و رشد بذر در خزانه: مقدار 60-45 متر مکعب آب برای آماده کردن خزانه و 120-75 مترمکعب برای آبیاری بذور جوانه دار از زمان بذرپاشی در خزانه تا پس از 40-30 روز.
3. مرحله رشد رویشی: در هفته اول پس از نشاکاری عمق آب 6-5 سانتیمتر و پس از آن در زمان پنجه دهی به 3-2 سانتیمتر کاهش می یابد.
4. مراحل رشد زایشی: در این دوره عمق آب در کرت بایستی در حدود 4-2 سانتیمتر حفظ گردد.
5. مراحل رسیدن: عمق آب باید در این دوره حدود 2-1 سانتیمتر بوده و پس از زرد شدن بوته های برنج به وجود آب نیازی نیست.

عوامل مؤثر در مقدار مصرف آب شالیزار
عوامل متعددی در مقدار مصرف آب در شالیزار مؤثرند. بافت و نوع خاک یکی از عوامل تأثیرگذار می باشد. به طور کلی زمین های رسی و سنگین دارای نیاز آبی کمتر، ولی شالیزارهای با خاک شنی احتیاج به آب بیشتری دارند زیرا خاکهای شنی دارای خلل و فرج زیادتری هستند، بعلاوه میزان تبخیر آب در این خاکها بیشتر است. تراکم علفهای هرز نیز در مقدار نیاز آبی می تواند تأثیر مهمی داشته باشد؛ بطوریکه هرچه میزان تراکم علفهای هرز در شالیزار بیشتر باشد به همان نسبت میزان مصرف آب توسط این علفهای هرز زیادتر شده و نیاز آبی را افزایش می دهند. دمای هوا نیز از عوامل دیگر مؤثر بر مقدار مصرف آب است که هر چه درجه حرارت هوا بیشتر باشد میزان تبخیر آب از مزرعه بیشتر شده، مقدار آب افزایش خواهد یافت (اخوت و وکیلی، 1376).

روشهای آبیاری برنج
1- آبیاری به روش غرقابی دائم:
که خود به دو روش غرقابی راکد و غرقابی جاری تقسیم می شود. در روش غرقابی راکد، مصرف آب نسبت به غرقابی جاری کمتر بوده، انتقال مواد غذایی نیز کمتر است. در روش غرقابی جاری راندمان آبیاری کم بوده و انتقال مواد غذایی بیشتر است اما در اراضی که نفوذپذیری خاک زیاد است با استفاده از این روش می توان از تجمع مواد سمی جلوگیری نموده و درجه حرارت خاک را تنظیم نمود. از مزایای غرقابی دائم، هزینه کمتر در کنترل علف هرز و نظارت کمتر در آبیاری می باشد.
2- آبیاری به روش تناوبی:
در این روش، پس از غرقاب نمودن زمین، آبیاری قطع شده و تا زمانی که زمین به مرحله ترک خوردن نرسد آبیاری مجدد صورت نمی پذیرد. از مزایای این روش صرفه جویی در مصرف آب، کاهش مشکلات ناشی از عدم زهکشی، تهویه خاک و خروج گازهای سمی می باشد. با استفاده از روش فوق تا 30 درصد در مصرف آب صرفه جویی شده و عملکرد محصول نیز افزایش می یابد.

زمان بحرانی حساسیت برنج به کمبود آب
گیاه برنج در دو مرحله از دوران رشد خود به نوسانات رطوبتی حساس است که عبارتند از:
1. بلافاصله پس از نشاءکاری که تنش رطوبتی می تواند گیاه را بطور کامل از بین ببرد
2. در مرحله خوشه دهی و گلدهی (2 هفته قبل تا 1 هفته بعد از ظهور خوشه جوان) که تنش رطوبتی در این مرحله منجر به افزایش پوکی دانه می گردد. خسارت در این مرحله شدیدتر از مرحله ابتدایی رشد رویشی (مرحله اول) بوده و اثر بیشتری در کاهش عملکرد دارد (سلیمانی و امیری، 1384).

feedback
1391,01,13, ساعت : 00:22
تنش رطوبتی و اثرات آن بر برنج
تحقیقات نشان داده است که کاهش عملکرد محصول نه تنها به به شدت و مدت تنش رطوبتی بستگی دارد بلکه به زمان وقوع آن در مراحل مختلف رشد نیز مرتبط است. بنابراین برای یک رقم مشخص برنج لازم است اثرات قطع آب و خشکاندن از نظر شدت و مدت خشکاندن و نیز در مرحله خشکاندن مورد ارزیابی قرار گیرد ( سعادتی و فلاح، 1376).
گیاه در 20 روز قبل از خوشه دهی و تا حدود 10 روز بعد از خوشه دهی به استرس آب حساس است. در این میان نباید رطوبت نسبی را از نظر دور داشت، زیرا اثر خشک کنندگی هوا عامل عمده ای است که احتیاجات آبی گیاه را تحت تأثیر قرار می دهد. رطوبت نسبی اثر قابل ملاحظه ای بر تبخیر و تعرق و بنابراین نیاز آبی گیاهان دارد.
رطوبت نسبی زیاد، کمبود رطوبت خاک را جبران و رطوبت نسبی کم، کمبود رطوبت خاک را بیشتر نمایان می سازد. هرچه رطوبت نسبی کمتر باشد، تبخیر و تعرق زیادتر و راندمان مصرف آب کمتر خواهد بود. درصورتیکه رطوبت خاک کافی باشد، رطوبت هوای نسبتاً کم، جهت تشکیل بذر در بسیاری از گیاهان رزاعی مناسب است. رطوبت نسبی در طول دوره زندگی گیاه برنج بخصوص در زمان گلدهی بسیار مؤثر است. بطوریکه مناسبترین رطوبت هوا برای گل دادن 80-70 درصد بوده و در رطوبت کمتر از 40 درصد و بیشتر از 95 درصد، گلدهی متوقف می شود. علت توقف گلدهی در رطوبت نسبی زیاد، به دلیل جدا نشدن دانه های گرده از پرچمها و در رطوبت نسبی بسیار کم به دلیل پسآبیدگی زیاد دانه های گرده و یا کلاله، اثر سوئی بر تلقیح (Fertilization) بجای می گذارد.
در آزمایشی، رقم IR20 در شرایط مزرعه در فصل خشک کشت گردید و چهار رژیم تنش بر آن اعمال گردید، در حالتی که تنش رطوبت نبود (غرقاب) عملکرد 6 تن در هکتار، در حالتی که تنش اولیه اعمال شد (آبیاری برای مدت 30 روز از شروع تشکیل خوشه ها تا درست بعد از گلدهی انجام نشد) عملکرد 2/1 تن و بالاخره در حالتی که تنش دیر ادامه داده شد (آبیاری بعد از تشکیل خوشه ها انجام نشد) عملکرد 8/0 تن در هکتار بود. این موضوع حاکی از آنست که مراحل پنجه زنی و شروع تشکیل خوشه ها به تنش زیاد حساس هستند.
در آزمایش دیگری ملاحظه گردید که پتانسیل آب 15 سانتی بار برای کاهش عملکرد کافی است. محققین ملاحظه کردند هنگامیکه پتانسیل آب خاک 2- سانتی بار یا کمتر بود، تعداد پنجه ها کاهش یافت. با کاهش رطوبت خاک، متوسط تعداد برگها در هر گیاه افزایش یافته ولی سطح هر برگ تا حدود 50% کاهش می یابد و در نتیجه 60 روز پس از نشاءکاری وزن خشک بخشهای هوایی کم می شود. در آزمایشی که روی رقم IR5 صورت گرفت، این رقم که به مدت 34 روز رشد معمولی داشت، تحت تنش قرار داده شد و تنش آب منجر به کاهش جذب CO2 و سرعت فتوسنتز گردید. نتایج تحقیقات در جهان نشان می دهد که بسته به شرایط اقلیمی و خاکی متفاوت ضرورت ندارد که گیاه برنج در تمام مراحل رشد غرقاب دائم باشد، بلکه در بعضی از مراحل رشد می توان آن را تحت تأثیر تنش آب در حد کاهش ارتفاع آب ایستابی در کرت و خشکاندن در حد اشباع قرار داد بدون اینکه عملکرد محصول کاهش یابد.

راندمان مصرف آب در برنج
در زراعت برنج نسبت به سایر زراعت ها، اصولاً راندمان مصرف آب اندک است و میزان آب مورد نیاز برای تولید یک کیلوگرم برنج نسبت به سایرین بسیار بیش از معمول می باشد (ملکوتی و کاووسی، 1383)، بطوریکه برنج 3-2 برابر بیشتر از سایر غلات مهم مانند گندم و ذرت آب مصرف می نماید (Virk et al, 2004). در مطالعه ای که به منظور تعیین نیاز آبی برنج انجام شد، گزارش گردید که راندمان مصرف آب کمتر از 30 درصد می باشد.
در یک مزرعه برنج، تعادل آبی بصورت زیر می باشد:
• آبی که به صورت آبیاری وارد سطح مزرعه می شود.
• آبی که از طریق بارندگی وارد سطح مزرعه می شود.
• آبی که به صورت تبخیر از سطح مزرعه کاسته می شود.
• آبی که به صورت نشت از پروفیل خاک خارج می شود.
• آبی که به صورت زهکش سطحی از کرت ها خارج می شود.

همانطوری که ملاحظه می گردد برای افزایش راندمان مصرف آب در این زراعت از طرفی و کاهش آلودگی های ناشی از ورود زه آب آلوده به مواد شیمیائی به آبهای زیرزمینی و سطحی، باید تلاش کرد تا تلفات آب را کاهش داد. یکی از کارهای معمول در امر آماده سازی مزرعه جهت کشت برنج عملیات لت زدن (Puddling) مزرعه می باشد. مزرعه را یک یا دو بار شخم سطحی می زنند و در حالیکه زمین اشباع از آب می باشد با وسایل ماشینی آن را تراز می نمایند. در طول این عملیات که تا عمق 15 سانتیمتری خاک مؤثر می باشد، ذرات ریز خاک موجب انسداد خلل و فرج درشت خاک شده و از طریق هدایت آبی خاک به شدت کاهش می یابد. چون یکی از دلایل عمده تلفات آب، نشت عمقی آن می باشد. از این طریق، می توان از تلفات عمقی کاست.
در صورتیکه خاک مزرعه سنگین باشد و سطح آب زیرزمینی نزدیک به سطح خاک باشد، تلفات آب از طریق نشت حدوداً یک میلی متر در روز خواهد بود و اگر خاکی دارای بافت سبک باشد، میزان این تلفات، ده میلی متر یا بیشتر می باشد؛ که در این صورت امکان نگهداری خاک مزرعه به حالت اشباع کاری مشکل است.
علاوه بر بافت خاک که در میزان تلفات عمقی (Leaching Losses) آب شالیزار نقش عمده را ایفا می نماید، ارتفاع آبی که روی سطح خاک می ایستد نیز نقش بسزایی دارد. اگر ارتفاع آب روی سطح خاک 5-2 سانتیمتر باشد، میزان نشت آب از پروفیل خاک، 20 میلیمتر در روز می باشد اما اگر ارتفاع آب روی سطح خاک، صفر بشود (خاک در حالت اشباع دائم) میزان نشت آب از پروفیل خاک 9 میلیمتر در روز می شود (Tabbal et al, 1992). کرتهای مزرعه برنج توسط مرزهای کوچکی به ارتفاع 15 سانتیمتر از یکدیگر جدا می شوند، چون مزرعه دائم دارای یک بار آبی به ارتفاع تقریباً 5 سانتیمتر یا بیشتر می باشد، امکان خروج سطحی آب از کرت ها وجود دارد که درز و ترک های موجود در بدنه این بندهای کوچک گلی و نیز آبزیان موجود در مزرعه مانند آب دزدک به این امر کمک می نمایند. از طرف دیگر بیش از 50 درصد آب از مزارع به صورت زهکشی سطحی از آن خارج و از دسترس گیاه خارج می شود (ملکوتی و کاووسی،1383).

feedback
1391,01,13, ساعت : 00:22
بطور کلی به منظور افزایش بهره وری مصرف آب می توان روشهای زیر را پیشنهاد نمود:
- توسعه کشت ارقام پرمحصول
- بهبود مدیریت زراعی (استفاده از تکنیک های IPM، مدیریت تغذیه، کنترل آفات و تکنولوژیهای دیگر)
- تغییر تاریخ کاشت و استفاده مؤثر از آب باران
- کاهش آب در زمان آماده سازی زمین
- تغییر در روش های کشت و کار برنج
- استفاده چرخه ای از آب
- کاهش مصرف آب در طول رشد گیاه
- استفاده از روش آبیاری متناوب به جای آبیاری غرقاب دائم (Facon, 2006).

مدیریت مصرف آب در شالیزار
برنج از نظر اکولوژیکی و دامنه زیستی در رابطه با رطوبت در بین گیاهان زراعی دارای خصوصیت منحصر به فردی از نظر روابط با آب است. از آنجا که آب یکی از عناصر حیاتی در زندگی برنج محسوب می شود و از طرفی، آب مهمترین جزء برای تولید پایدار در مناطق برنج خیز می باشد، کاهش سرمایه گذاری در مسائل زیربنایی آبیاری، رقابت برای بدست آوردن آب را افزایش می دهد (Facon, 2006). بنابراین ضروری است که با مدیریت صحیح آب، بهره وری مصرف آب را افزایش داد.
بطور کلی مدیریت آب دارای اهداف زیر می باشد:
1- بهره برداری حداکثر از آب باران و منابع آبی موجود
2- انتقال آبهای اضافی از مزرعه (زهکشی)
3- به حداقل رساندن تلفات آب در مزرعه
4- تنظیم و اندازه گیری مقدار آب اضافی در مزرعه

اثرات مدیریت آب را می توان به صورت زیر بررسی نمود:
- اثر مدیریت آب بر عملکرد محصول: تحقیقات نشان داده است که حداکثر محصول زمانی به دست خواهد آمد که خاک شالیزار در شرایط غرقاب و یا اشباع باشد ولی در بعضی از مراحل رشد خشکاندن کم و تدریجی خاک باعث افزایش عملکرد شده است، به شرطی که خاک از مرحله تشکیل خوشه اولیه تا مرحله رسیدن در حد اشباع و یا غرقاب باشد (سلیمانی و امیری، 1384).
- اثر مدیریت آب بر مشخصات فیزیکی گیاه: ارتفاع گیاه برنج مستقیماً تحت تأثیر عمق آب در کرت قرار دارد بطوریکه ارتفاع گیاه با افزایش عمق آب در کرت افزایش یافته و در نتیجه موجب کاهش مقاومت گیاه در برابر باد و باران خواهد شد که حطر ورس را افزایش می دهد و این موضوع در مورد ارقام پابلند نظیر طارم حائز اهمیت است. تولید پنجه در بوته با عمق آب در کرت نسبت عکس دارد، بطوریکه با افزایش عمق آب ایستابی در کرت تعداد پنجه در بوته کاهش می یابد. عمق آب در کرت در مقدار شاخص برداشت نیز اثر می گذارد و افزایش عمق آب موجب کاهش این شاخص می گردد.
- اثر مدیریت آب بر جذب عناصر غذائی: در آزمایشی مشاهده شد که میزان جذب عناصر غذایی ماکرو و میکرو در آبیاری به صورت اشباع در مرحله رشد رویشی و یا آبیاری بصورت تناوبی در مرحله رشد رویشی در مقایسه با آبیاری بصورت غرقاب دائم در برنج طارم افزایش خواهد یافت (سعادتی و توسلی، 1384). در صورت نفوذپذیری زیاد خاک در شرایط غرقاب، مواد غذائی از منطقه ریشه شسته شده و بطرف پائین انتقال می یابند.
- اثر مدیریت آب بر شرایط فیزیکی خاک: اثرات آب بر روی وضعیت زهکشی اراضی شالیزار به عنوان یکی از فاکتورهای فیزیکی خاک دارای محاسن و معایبی می باشد. بطور کل عدم وجود زهکش مناسب در شالیزار باعث ایجاد سمیت در خاک خواهد شد. سمیت های ناشی از شرایط بد زهکشی می تواند بصورت بیماریهای گوناگون فیزیولوژیکی مانند بیماری آکاگاره، برونزینگ و آکیوشی (در ژاپن) ظاهر شود. با انجام زهکشی و خشکاندن به موقع می توان اکسیژن را به داخل خاک هدایت نموده و گازهای سمی ناشی از احیاء آهن و منگنز را از منطقه ریشه دور نمود.
- اثر مدیریت آب بر کنترل بیماریها: با مدیریت صحیح آب و جلوگیری از انتقال آب از کرتی به کرت دیگر می توان از انتشار بیماریهای قارچی کاست.
- اثر مدیریت آب بر کنترل در مصرف کود: با انجام آبیاری صحیح، مواد غذائی مورد نیاز برنج به سهولت در دسترس گیاه قرار خواهند گرفت.
- اثر مدیریت آب بر کنترل علفهای هرز: کنترل عمق آب در مراحل اولیه رشد برنج می تواند اثرات عمده ای در کنترل علفهای هرز داشته باشد، بطوریکه اگر علفهای هرز بیش از حد رشد نمایند، کنترل آنها از طریق مدیریت آب مشکل می گردد. اسکارداسی و همکاران (2006) در بررسی مدیریت آب بر رشد علفهای هرز برنج نشان دادند که در صورت ارتفاع زیاد آب در داخل کرت، رشد علفهای هرز کاهش یافته و یا متوقف شد در حالیکه عمق کم آب رشد علفهای هرز را افزایش داد. بعلاوه زهکشی دیر (30-20 روز بعد از نشاءکاری) رشد علفهای هرز را در مقایسه با غرقاب دائم بیشتر نمود. کنترل علفهای هرز از طریق مدیریت آب باید در مرحله بحرانی رشد علفهای هرز انجام گردد (در فاصله زمانی نشاءکاری تا 25 روز بعد از آن).

استفاده بهینه آب در جهت جلوگیری از مصرف بی رویه آن
طبیعی است که کشت برنج در شرایط غرقابی دائم و باعمق ایستابی 7-2 سانتیمتر در کرت در تمام طول دوره رشد در مقایسه با شرایط غیر غرقابی و بدون آب ایستابی در کرت، شرایط مناسبی برای رشد گیاه برنج می باشد چون با این روش آبیاری نه تنها آب و عناصر غذایی کافی در اختیار گیاه قرار خواهد گرفت و بویژه از نظر کنترل علفهای هرز نیز خیلی مؤثر است. اما این روش آبیاری وقتی امکانپذیر است که آب کافی، مناسب و مطمئن و ارزان در اختیار باشد ولی با توجه به اینکه در شرایط ایران، رشد سریع اقتصادی کشاورزی ناشی از برنامه های پنج ساله و نیز رشد افزایش جمعیت، تقاضا برای آب بیشتر در حال افزایش است، لذا تأمین آب کافی برای نسلهای آینده با توجه به منابع آبی محدود ناشی از شرایط گرم وخشک آن با مشکل مواجه خواهد شد (سعادتی، 1377).
بنابراین ضرورت دارد که ضمن حفظ آبهای موجود از خطر آلودگی، با اعمال مدیریت صحیح در مصرف آب، از آب موجود در همه زمینه ها بخصوص در کشاورزی استفاده بهینه گردد (سعادتی، 1377). امروزه از روشهایی که استفاده آب توسط کشاورزان را بهینه می کند، استفاده از سدهای خاکی، بند های انحرافی، ایستگاههای پمپاژ جهت انحراف آب رودخانه ها به سمت مزارع و کشتزارهاست تا بتواند مایحتاج خود را تأمین کند. با توجه به اینکه روشهای سنتی نمی تواند بهره برداری بهینه از آب را به دنبال داشته باشند لذا روشهای نوین می توانند این مشکل را برطرف کرده و میزان بهره وری و کارایی را افزایش دهند (عبدی، 1384).
یکی از راههای بهینه کردن مصرف آب در کشت برنج جلوگیری از مصرف بی رویه آن در طول دوره رشد می باشد (سعادتی، 1377). برای جلوگیری از مصرف بی رویه و صرفه جویی در مصرف آن، شناخت مرحله حداکثر نیاز آبی برنج و زمان بحرانی گیاه نسبت به کمبود آب و اثرات میزان مصرف در هر یک از مراحل رشد برنج ضروری می باشد (سعادتی، 1377). بعلاوه استفاده از روش نوین آبیاری در کشت برنج نه تنها موجب صرفه جویی در مصرف آب می شود بلکه منجر به افزایش عملکرد محصول، کاهش آلودگی خاک و آب و بهبود تهویه خاک می شود.

feedback
1391,01,13, ساعت : 00:23
روش نوین آبیاری برنج، راه حل ساده مقابله با خشکسالی در شالیزار
همانطور که ذکر شد روش مرسوم آبیاری برنج در مناطق شمالی کشور غرقاب دائم با ارتفاع مناسب آب در تمامی طول فصل رشد این گیاه است. کمبود روز افزون منابع آبی که منجر به کاهش سهم کشاورزی و سرازیر شدن این منابع به بخشهای دیگر مثل شرب و صنعت می شود ما ار ناجار می سازد تا از منابع موجود با بالاترین راندمان استفاده نماییم.
یکی از راهکارهای موجود برای کاهش مصرف آب در کشت برنج تغییر روش مرسوم آبیاری غرقاب دائم به روش آبیاری تناوبی با دور مناسب آن رقم می باشد. ایجاد غرقاب دائم در آبیاری برنج نه تنها یک ضرورت نیست بلکه در مناطق خشک و نیمه خشک که حصول کارایی مصرف آب بالاتر، حائز اهمیت فراوان است، مقرون به فایده آن است که با پذیرش هزینه مدیریتی، با کاهش زمان یا مقدار آبیاری در مصرف آب صرفه جویی نماییم. اگر چه گاهی این قطع آب و تنش خشکی متعاقب آن باعث کاهش عملکرد برنج می شود، ولی در بعضی از مواقع اعمال مدیریت صحیح آبیاری و خشک کردن محیط ریشه تأثیری در کاهش عملکرد آن ندارد و حتی کاهش قطع آب با دور مناسب آن رقم باعث افزایش عملکرد دانه برنج نیز می شود. با اعمال مدیریت مناسب کاربرد آب و اعمال دور مناسبی از آبیاری می توان بدون ایجاد تنش آب و تبعات آن شامل کاهش عملکرد و اجزاء عملکرد و یا با درصد قابل قبولی از آن به میزان زیادی در مصرف آب صرفه جویی نمود. با همه این اطلاعات، لازم به ذکر است بدانیم که در صورت عدم وجود مدیریت مناسب و اعمال دور آبیاری بدون مطالعه موجب کاهش رطوبت خاک از حد مناسب و در پی آن کمتر شدن رشد گیاه، عملکرد، تأخیر در رسیدگی، رشد علفهای هرز، ایجاد ترک در سطح مزرعه، افزایش آب مصرفی در داخل مزرعه می شود و تأثیر بر راندمان کاربرد کود را شاهد خواهیم بود.
در طول سالهای 1990 پژوهشگران IRRI راهکارهای مؤفقیت آمیزی را در افزایش بهره وری آب مورد آزمایش قرار دادند که استفاده از این روشها به میزان 35 درصد راندمان مصرف آب را افزایش داد اما با کاهش عملکرد دانه همراه بود (Tabbal et al, 2002, Bouman and Tuong, 2001, Lu et al, 2000). به منظور دستیابی به عملکرد مطلوب همراه با افزایش راندمان مصرف آب، روش جدید آبیاری متناوب معرفی گردید. آزمایشات انجام شده در چین و فیلیپین، ذخیره آب با استفاده از این روش را 30-13 درصد اعلام نمودند (Cabangon et al, 2001, Belder et al, 2002). تابال و همکاران (1992) گزارش کرده اند که می توان در مرحله ای از مراحل رشد و یا در تمام مرحله رشد رطوبت خاک را در حد اشباع نگهداشت و از این طریق در مصرف آب برنج صرف جوئی کرد. باید توجه داشت که در این روش دو عامل استفاده از ارقام نامناسب و مدیریت ناقص علفهای هرز می تواند موجب کاهش عملکرد دانه شود (Shi et al, 2002, Tabbal et al, 1992).
نتایج حاصل از تحقیقات در ایران نیز نشان داده است که اعمال دور آبیاری تناوبی با دور مناسب در مقایسه با آبیاری غرقابی دائم هیچ گونه کاهش عملکردی را در پی نداشته و حتی در بعضی مواقع منجر به افزایش عملکرد گردید. ضمن اینکه با اعمال این روش آبیاری می توان در مواقع خشکسالی به میزان زیادی در مصرف آب مزرعه صرفه جویی نمود. آب صرفه جویی شده در این سالها می تواند برای استفاده در اراضی بدون آب بخصوص اراضی پایین دست به کار رود (اسدی و همکاران، 1383). نتایج تحقیق سعادتی (1377) در بررسی اثر تنش آب در مراحل مختلف رشد برنج بر روی عملکرد و تعیین میزان آب مصرفی رقمهای طارم و نعمت نشان داد که باید تا 3-2 هفته اول پس از نشاءکاری به منظور جلوگیری از رشد علفهای هرز، عمق آب ایستابی در کرت حدود 5-2 سانتیمتر حفظ گردد. پس از 2 هفته از مرحله نشاءکاری تا رسیدن، آبیاری به روش متناوب غرقاب و خشکاندن اجرا گردد، بدین ترتیب که عمق آب ایستابی در کرت را به ارتفاع 5 سانتیمتر رسانده و آبیاری نوبت بعدی زمانی انجام گردد که عمق آب ایستابی در کرت صفر گردد، یعنی آب ایستابی در کرت موجود نباشد.
با این روش آبیاری در مقایسه با روش سنتی و معمول منطقه شمال کشور (غرقابی دائم) در صورت کنترل علفهای هرز نه تنها عملکرد محصول کاهش معنی داری پیدا نمی کند، بلکه مقدار آب مصرفی کاهش می یابد و در نتیجه بهره وری از آب آبیاری افزایش می یابد بطوریکه تا حدود 33 درصد برای رقم محلی طارم و حدود 21 درصد برای رقم اصلاح شده نعمت می توان در مصرف آب صرفه جویی نمود.

در اینجا به اثرات عمده زیست محیطی آبیاری متناوب اشاره می گردد:
1- کاهش آلودگی خاک و آب
50 الی 80 درصد نفوذ و تراوش آب از شالیزارهای برنج را می توان با استفاده از آبیاری تناوبی کاهش داد (Mao Zhi, 1993). به دلیل نفوذ و تراوش آب، کودها نیز هدر می روند. مقادیر زیادی از کودها، بخصوص کود نیتروژن بر اثر نفوذ عمقی تحت روش آبیاری غرقابی هدر می رود ولی به دلیل کاهش 50 تا 80 درصدی نفوذ عمقی در روش آبیاری تناوبی تلفات کود بخصوص کود نیتروژن کاهش یافته است. فلاح و سعادتی (1370) طی آزمایشی در اراضی شالیزاری مازندران به این نتیجه رسیدند که بیشترین تلفات ازت مربوط به تیمارهائی بوده است که اوره در سطح خاک در حضور آب پاشیده شده و یا اینکه در حضور آب غرقابی با خاک مخلوط گردید، و کمترین مقدار تلفات موقعی بود که کود بدون حضور آب بلافاصله پس از مصرف با خاک مخلوط گردیده است.
2- بهبود تهویه خاک
پتانسیل رداکس خاک (پتانسیل اکسایشی کاهشی) تحت آبیاری ذخیره ای مزارع برنج 120 تا 200 درصد مزارع تحت آبیاری غرقابی می باشد (Mao Zhi, 1993). این بدان معنی است که تحت آبیاری تناوبی محتوی اکسیژن خاک افزایش، مقدار ادافون (Edaphon) افزایش و در نتیجه ترکیبات سمی خاک کاهش می یابد. بر اساس نتایج این تحقیق، مقدار آزادسازی آمونیوم در اراضی تحت آبیاری تناوبی 26 برابر بیشتر از اراضی آبیاری غرقابی می باشد. در حالی که میزان باکتریهای ارگانوفسفره (ترکیبهای شیمیایی فسفات) و باکتریهای تجزیه کننده سلولز به ترتیب 6 و 10 برابر بیشتر از اراضی تحت آبیاری غرقابی می باشند (He Shunzhi, 1993)
ادافونهای مهم دیگر در اراضی تحت آبیاری تناوبی بسیار بیشتر از اراضی تحت آبیاری غرقابی بودند. شرایطی نظیر سطح آب زیرزمینی پایین، پتانسیلهای بالای رداکس خاک (محتوی بیشتر اکسیژن خاک) و مقدار بیشتر ادافونها برای تغییر شکل و جذب کودهای آلی و کاهش ترکیبهای سمی خاک بسیار مطلوب است. بنابراین با استفاده از آبیاری تناوبی می توان خصوصیات خاک مزارع برنج را بهبود بخشید و همچنین باعث افزایش عملکرد محصول شد.
3- بهبود شرایط خرد اقلیم مزرعه
بر اساس نتایج این تحقیق، اثرات استفاده از آبیاری تناوبی برنج بر خرد اقلیم مزرعه عبارتند از تفاوت دمای هوای بین فاصله ردیفهای کشت در شب و روز که تا 1 الی 5 درجه سانتیگراد افزایش یافته و رطوبت نسبی بین ردیفها که 1 الی 5 درصد کاهش پیدا کرده است (Mao Zhi, 1993). شرایط خرد اقلیم کشاورزی در مزارع برنج تحت آبیاری تناوبی نه تنها برای رشد برنج مطلوب است بلکه برای کاهش بیماریها، آفات و حشرات و خوابیدگی (ورس) برنج بسیار مؤثر بوده است (Yan Jincui et al, 1993).
4- کاهش امراض و آفات برنج
نتایج ذکر شده بالا در مورد اثرات این روش آبیاری بر خرداقلیم مزارع برنج نظیر افزایش تفاوت دمای شب و روز و کاهش رطوبت نسبی برای کاهش بیماریها و آفات بسیار مطلوب است. آفات و بیماریها تحت شرایط آبیاری تناوبی به طور معنی داری کاهش می یابد و در نتیجه منجر به کاهش مصرف حشره کشهای آلوده کننده آب و خاک و برنج و بعلاوه کاهش هزینه تولید می گردد.
5- بهبود بیلان آبی و پیشرفت اقتصاد منطقه
نتایج ذکر شده نشان داد که مصرف آب و نیاز آبی برنج با استفاده از این روش آبیاری به میزان یک سوم کاهش می یابد و بنابراین نیاز انرژی برای آبیاری متناظر با آن می تواند کاهش یابد. کاهش مصرف آب و انرژی تحت شرایط آبیاری تناوبی برنج به حل مشکل کمبود آب کمک می کند و صنایع بومی و اقتصاد منطقه ای گسترش می یابد. با استفاده از این روش میلیونها مترمکعب آب در هر سال ذخیره می گردد. درآمد متوسط سالانه کشاورزان ناشی از افزایش عملکرد و همچنین فعالیت های صنایع بومی منطقه 8 الی 20 درصد افزایش یافته است.

*Awen*
1391,01,13, ساعت : 00:23
مرسی واقعا اموزنده بود....
رشته منم مهندسی کشاورزیه ولی گرایشم زیاد به زراعت ربطی نداره....عمران و آبادانی روستاها

feedback
1391,01,13, ساعت : 00:24
آبیاری سطحی
روش هاي هدايت آب در سراشيبي
شيار(Furrow) : كانالهاي كوچكي كه با انتقال دادن خاك از كف شيار به لبۀ شيار ساخته مي شود. آب روي زمين معمولاً در شيار قرار دارد. قسمت هاي تقاطع شيار در طي زمين منجربه ايجاد طرح سينوسي مي شود.
پشته(Bed) : همانند شيار؛ با اين تفاوت كه لبه هاي پهن تر از كف شيار هستند و سر آن ها اغلب مسطح است. بطور معمول، دو رديف كشت در بستر كشت مي شود.
جويچه(Corrugation) : جويچه، تا حدي آب را به سمت سراشيبي هدايت مي كند. اما، آب جاري معمولاً از آن بلندتر است.
جويبار(Rill): جويچۀ كوچك
حاشيه يا خاكريز حاشيه اي(Border or Border dike) : خاكريز مورد استفاده بمنظور نگهداري آب در نواري از زمين كه موازي با جهت جريان آب رانده مي شود (مثل سراشيبي)
حوضچۀ حاشيه اي (Border check): خاكريزهاي كوچكي كه در نوار حاشيه اي عمود بر حاشيه هايي كه آب را از كنارۀ نوار به ميان برگشت مي دهند؛ ساخته مي شوند. اين خاكريزها بمنظور غلبه بر تأثيرات كانال هاي sidefall و borrow در طول حاشيه كه از ساختار حاشيه اي ناشي مي شود؛ استفاده مي شوند. (توجه: تعريف واحدي وجود ندارد. گاهي حوضچۀ حاشيه اي به معناي خاكريز در انتهاي مسير

feedback
1391,01,13, ساعت : 00:24
هر چند فقط 15 درصد از زمینهای کشاورزی دنیا تحت آبیاری قرار دارند و 85 درصد بقیه به صورت دیم و بدون آبیاری مورد استفاده قرار میگیرند اما نیمی از تولیدات کشاورزی و غذای مردم جهان از همین زمینهای آبی حاصل میشود. که این خود نشان دهنده اهمیت و نقش آبیاری در بخش کشاورزی است.
منابع آب آبیاری
• نزولات آسمانی شامل برف و باران.
• آبهای سطحی شامل رودخانهها - سدها - مخازن آب - دریا - برکههای آب شیرین - یخچالها و …
• آبهای زیرزمینی شامل چاه - قنات - چشمه.
منافع آبیاری
• افزایش کمی و کیفی محصول
• سود حاصل از افزایش کمی و کیفی محصول
• درآمد حاصل از فروش آب برای دولت
• افزایش فرصت شغلی
اثرات سو آبیاری
• فرسایش
• شور و قلیایی شدن خاک
• غرقابی شدن یا باتلاقی شدن زمینهای کشاورزی
• تخریب زمینهای کشاورزی
• اتلاف سود و اتلاف بیهوده آبی که با قیمت گزاف تامین گردیده و برای نگهداری و توزیع آن سرمایه گذاری زیادی صورت گرفته است.
انواع روشهای آبیاری
آبیاری سطحی
آب از نهر آبیاری یا لوله دریچهدار در سطح خاک جریان یافته و با نفوذ تدریجی در خاک در اختیار ریشه گیاه قرار میگیرد. آبیاری سطحی به سه روش آبیاری کرتی - آبیاری نواری و آبیاری شیاری انجام میشود.
آبیاری تحت فشار
بطور کلی سیستمهای آبیاری تحت فشار به روشهایی گفته میشود که آب را توسط لوله و تحت فشاری بیش از فشار اتمسفر در سطح مزرعه توزیع میکنند. آبیاری تحت فشار به دو روش آبیاری بارانی و آبیاری موضعی انجام میشود. روش آبیاری موضعی به دو دسته آبیاری قطرهای و خطی انجام میگیرد.
آبیاری زیرزمینی
در این روش ، آبیاری ، رطوبت لازم برای محیط ریشه گیاه توسط کنترل سطح ایستابی است. برای این منظور لازم است که یک لایه غیر قابل نفوذ در عمق مناسب از سطح خاک وجود داشته باشد تا بتوان سطح ایستایی را کنترل نمود. از مهمترین مشخصههای این روش مرطوب نشدن سطح خاک میباشد بطوریکه معمولا برای تامین آب در محیط ریشه سطح ایستابی به حدی بالا آورده میشود که رطوبت بتواند با استفاده از خاصیت موئینگی به محیط ریشه برسد.
معیارهای انتخاب روشهای مناسب آبیاری
در یک پروژه آبیاری انتخاب روش آبیاری مناسب نقش بسیار با اهمیتی در موفقیت آن پروژه ایفا میکند. اساسیترین عوامل موثر در انتخاب روشهای آبیاری به شرح زیرند:
بافت خاک - آماده کردن زمین - اندازه مزارع - شوری خاک - زهکشی - آب قابل دسترس - کیفیت آب - گیاهان الگوی کشت - انرژی قابل دسترس - تناوب زراعی و عملیات زراعی - کیفیت و میزان محصولات - وضعیت آب و هوایی - هزینه آب - مسائل فرهنگی و اجتماعی.
هدف آبیاری
• تامین آب کافی برای ادامه زندگی گیاه.
• حفاظت و بیمه گیاهان در مقابل تنشهای ناشی از کم آبی یا بی آبیهای کوتاه مدت.
• خنک کردن خاک و اتمسفر یا هوای اطراف گیاه.
• شستن املاح مضر در خاک.
• نرم کردن ناحیه قابل شخم خاک.
ارتباط با سایر علوم
• هیدرولوژی یا آب شناسی: بارشهایی که در منطقه صورت میگیرد و به صورت روان آب درمیآید را مورد مطالعه قرار میدهد.
• گیاه شناسی: نیاز گیاه موجود در برنامه آبیاری و الگوی کشت را مورد مطالعه قرار میدهد.
• خاک شناسی: به مطالعه خاک از لحاظ فیزیکی و نیز از لحاظ محیطی برای کشت و پرورش گیاه میپردازد.

feedback
1391,01,13, ساعت : 00:25
در بسیاری از مناطق خشک و نیمه خشک، بخش عمده از آبی که به درون خاک نفوذ میکند یا از راه تبخیر مسقیما هدر میرود یا از راه تعرق توسط گیاهانی که از نظر اقتصادی بیفایده هستند به مصرف میرسد. برای مثال؛ در حوضه رودخانههای کلرادوی آمریکا، کمتر از 6% بارندگی به صورت جریان رودخانهای ظاهر میشود. ثابت شده است که استفاده از گیاهان به عنوان راهحلی برای افزایش جریان رودخانهای موثر میباشد و ممکن است انتظار داشت که این روش بیشتر مورد استفاده قرار گیرد.
روش سریعتر برداشت آب، نگهداری آن در آبگیرهاست. آبگیرها مناطقی هستند که از بتن، ورقههای فلزی، آسفالت یا خاک غیرقابل نفوذ به نحوی ساخته شدهاند که آب بارندگی را گرفته و ذخیره میکنند. در برداشت موفقیتآمیز آب نه تنها باید به جمعآوری آب توجه داشت، بلکه به انتقال و ذخیرهسازی آب جمعآوری شده نیز باید توجه کرد. عملیاتی که روی آبگیرها انجام میشود از تسطیح خاک و خارج کردن پوشش گیاهی تا استفاده از غشاء پلاستیکی و ورقههای آلومینیومی متغیر است. در برخی آزمایشات، عملیات ساده تسطیح خاک و خارج نمودن پوشش گیاهی، مقدار جریان سطحی را تا سه برابر افزایش داده است. آببندی کامل، مقدار جریان سطحی را تا صددرصد افزایش میدهد. جمعآوری آب به منظور توسعه منابع آب مورد نیاز حیات وحش و چارپایان اهلی و گاهی اوقات مصارف شهری نیز به کار میرود.
کمبود آب در مقیاس جهانی مهمترین فاکتور محدودکننده برای عملکرد گیاهان زراعی است، با کاهش میزان آب فعالیتهای فیزیولوژیکی گیاهان یا کاهش مییابد (البته عکس آن نیز صادق است بدین معنا که با رسیدگی فیزیولوژیکی میزان آب گیاه کاهش مییابد) با توجه به اینکه کمبود آب متداولترین فاکتور محدودکننده در تولید محصولات زراعی به خصوص در مناطق نیمه خشک دنیا است هر اقدامی در جهت تامین قسمتی از آب مورد نیاز گیاه میتواند در افزایش تولید موثر باشد.
معمولا رواناب موقعی جاری میشود که باران روی خاک اشباعشده ببارد. در مناطق مرطوب چون خاک در اکثر مواقع اشباع است، رواناب بلافاصله بعد از بارندگی جاری میشود. ولی در مناطق خشک، خاک به ندرت اشباع بوده و در صورتی رواناب جاری میشود که شدت بارندگی از حد معینی تجاوز نماید. مثلا در تحقیقات انجام شده در آفریقا به این نتیجه رسیدهاند که زمانی رواناب جاری میشود که سرعت بارندگی از 0.5 میلیمتر در دقیقه بیشتر و مقدار آن نیز بیش از مقدار 5 میلیمتر باشد. معمولا به دلیل پوشش گیاهی پراکنده و کمبود مواد آلی و همچنین پیدایش یک لایه غیرقابل نفوذ در اولین لحظات پس از بارندگی، توانایی خاکهای خشک در جذب بارندگی بسیار کم است. بنابراین در شرایط بسیار خشک، کاهش رواناب و افزایش نفوذپذیری خاک موثر نبوده و به دلیل کم بودن رطوبت قابل ذخیره در خاک و ناکافی بودن آن برای زراعت، باید در جهت عکس کوشش نمود؛ یعنی رواناب را در بعضی اراضی افزایش داد و نفوذپذیری خاک را کاهش داد. و سپس از آب حاصله در جاهای مناسب دیگر استفاده نمود. به این عمل جمعآوری آب گفته میشود.
با این اوصاف، جمعآوری آب عبارت است از جمعآوری آب از منطقهای که برای افزایش رواناب آماده شده و استفاده از آب حاصله بعنوان مکمل رطوبت خاک در منطقه مجاور یا پاییندست که ارتفاع پایینتری دارند. در بسیاری از مناطق خشک که بارندگی برای تامین نیاز زراعت کافی نیست جمعآوری آب به اضافه مفدار رطوبتی که در خاک ذخیره شده میتواند برای تولید گیاهی کافی باشد. مشروط به اینکه بین میزان آبی که از یک ناحیه گرفته شده و ناحیهای که آب در آن به مصرف میرسد توازن صحیحی برقرار گردد.
تکنولوژی جمعآوری آب بر اساس دو روش عمده استوار است: یکی انتقال آب از تپهماهورهای لخت و بدون پوشش گیاهی به اراضی نسبتا مسطح و دیگری ایجاد پستی و بلندیهای کوچک در اراضی صاف و مسطح که نمونههایی از آن عبارتند از:

الف ـ حوضچههای آبریز کوچک
در این سیستم زراعی، رواناب حاصله از قسمتهایی از مزرعه را به نوارهای باریکی که در آن زراعت صورت میگیرد، انتقال میدهند. یا به عبارتی، رواناب را از قسمت بالا یعنی منطقه آبریز روی بخش تحتانی که سالانه کشت میشود پراکنده میسازند. طرز عمل به این صورت است که در سطح زمین پشتههای نسبتا عریض ایجاد مینمایند تا شکلی مشابه یک حوضه آبریز درست شود و گیاهان زراعی را بین دو پشته میکارند.

نسبت منطقه آبریز به عرض تراس مسطح ممکن است 3 به 1 و 2 به 1 و یا 1 به 1 باشد. و نسبت مناسب برای تمام محلها بر حسب نوع خاک و میزان بارندگی واحد نمیباشد. برای ازدیاد رواناب از پشتههای تامین کننده آب روشهای مختلفی بکار میرود:
1 ـ استفاده از لایههای نازک پلاستیکی یا لاستیکی و یا ورقههای فلزی برای پوشاندن زمین.
2 ـ پوشاندن خاک با مواد دافع آب و پاشیدن مواد ارزان قیمتی که نفوذ آب را کاهش داده و یا پراکنده کردن کلوئیدهای خاک برای مسدود کردن منافذ مثلا مصرف 45 کیلوگرم کربنات سدیم در هکتار روی خاک رسی ـ لومی بدون گیاه، رواناب حاصله را به 70% میساند.
3 ـ استفاده از سلیکون به منظور غیر قابل نفوذ کردن خاک که نتایج خوبی داشته است.
4 ـ قیرپاشی که هم نسبتا ارزان و هم پوشش بادوام و چسپندهای تشکیل میدهد تا از فرسایش هم جلوگیری شود. چون بدون کنترل فرسایش، پشتههای آماده شده ممکن است در عرض یک فصل از بین بروند و در برخی مناطق به قیر، ورقههای نازک پلاستیکی نیز چسپاندهاند. این سیستم نسبت به آیش که آب را از یک سال برای سال بعد ذخیره مینماید و هر دو سال یکبار کشت میشود کارآمدتر میباشد.

ب ـ تراسهای پلکانی مسطح
این سیستم از یک سری سکوی پلکانی مسطح تشکیل شده که منطقه جمعآوری آب ندارد و آبهای خارجی میتوانند توسط تراسهای منحرف کننده برای سکوها تامین شوند، یا میتوانند فقط با آبی که روی آنها قرار گرفته کشاورزی شوند و چون از رواناب جلوگیری میکنند و آب به خوبی روی منطقه کاشت نگهداری و ذخیره میشود میتوان محصول قابل توجهی از آنها برداشت نمود.

ج ـ تراسهای مسطح نگهدارنده آب
این تراسها ساختمانهای خاکی هستند که در دامنههای شیبدار به این منظور احداث میشوند که قبل از اینکه سرعت رواناب به حد خسارتبار خود برسد از سرعت آن بکاهند و شامل یکسری سکو میباشد که بسته به اینکه برای حفاظت آب یا حفاظت خاک مورد استفاده قرار گیرند با انواع مختلف ساخته میشوند. این سکوها رواناب را از قسمت آبریز گرفته و روی بخش مسطح که زراعت میشود نگهداری میگردد.

د ـ تراسهای کانالی شیبدار
که به این منظور طراحی شدهاند که آب اضافی را به قسمتی از مزرعه منتقل نمایند و فاصله آنها بستگی به شیب دارد و شیب سکو طوری است که بتواند حجم آب در حال افزایش را حمل نماید دارای محل خروج آب بوده تا بتواند آب را به نحو مطلوب خارج نماید. این تراسها که به مجاری شیبدار نیز معروف میباشند در مناطقی که به علت شیب زیاد امکان درست کردن تراس وجود نداشته باشد برای جلوگیری از تلفات خاک و آب در اثر جریانهای سطحی ایجاد میگردند. این مجاری باید طوری ساخته شوند که دارای ظرفیت کافی برای جمعآوری آبهای زیادی و هدایت آن به زمینهایی که دارای شیب کمتری هستند باشند. این مجاری در جهت عمود بر شیب و در امتداد خطوط تراز ساخته میشوند و عمل اصلی آنها عبارت است از متوقف کردن آب برای نفوذ در زمین و همچنین هدایت آبهای اضافی به جاهایی که خطر فرسایش ایجاد ننموده و بتواند تولید محصول نماید. با توجه به اینکه مشکل اساسی در دیمکاری، ذخیره و حفظ رطوبت در داخل خاک است؛ جمعآوری سیلابها و هرزآبها از سطوح بزرگی که از نظر اقتصادی کشت وکار در آنها مقرون به صرفه نیست و انتقال و پخش آنها در سطوح کوچکتر قابل کشت، یکی از مسایل قابل توجه میباشد.
یک بارندگی 10 میلیمتری در یک حوضچه آبگیر ممکن است در عرض 4 تا 5 ساعت سیلابی را ایجاد نماید که مقدار آب آن به 30هزار مترمکعب برسد. یک باران چند میلیمتری را میتوان در یک حوضچه آبگیر و در یک محدوده کوچک ذخیره کرد بطوریکه معادل چند صد میلیمتر باران باشد. قدمت این کار به حدود 2000 سال پیش میرسد و هم اکنون نیز در تکنولوژی مدرن دیمکاری مورد استفاده قرار میگیرد و در کشورهای مختلف نتایج مطلوبی از آن به دست آمده است.

feedback
1391,01,13, ساعت : 00:26
قسمتی از آبهای زیرزمینی بر اثر ذوب برف و یخ موجود در سطح و نفوذ طبیعی آب حاصل به داخل زمین تامین میشود. به کلیه آبهای فوق اصطلاحا «آب جوی» گفته میشود.قسمتی از آب زیرزمینی که از زمان تشکیل رسوبات در آنها به تله افتادهاند «آب محبوس» یا «آب فسیل» نامیده میشود. بخش ناچیزی از آبهای زیرزمینی نیز ممکن است بر اثر فرآیندهای درونی و از ماگمای در حال سردشدن حاصل شده باشد. این آبها چون برای اول بار وارد چرخه طبیعی آب میشود «آب جوان» نام دارند.
محل استقرار آب زیرزمینی آب جوی پس از ورود به زمین ، فضاها و منافذ موجود در خاک را اشغال میکند. منافذ موجود در خاک اغلب کوچک و در ارتباط با هماند. در سنگها ، درزها و شکستگیهایی وجود دارد که فضاهای لازم را برای آب زیرزمینی بهوجود میآورد. گاهی در بعضی از سنگها فضاهای خالی بزرگی یافت می شود. در پارهای از سنگها منافذ سنگ ممکن است باهم ارتباط نداشته باشند و در نتیجه آب در درون سنگ قادر به حرکت نباشد
تقسیمبندی منافذ موجود در سنگها از نظر نحوه تشکیل
۱)منافذ اولیه : مجموعه فضاهای خالی است که همزمان با تشکیل سنگ در آن بوجود آمده است، مثل فضاهای موجود در بین دانهها در یک سنگ رسوبی.
۲)منافذ ثانوی : فضاهایی خالی است که در نتیجه فرآیندهایی که پس از تشکیل سنگ بهروی آن اثر کرده ، ایجاد شدهاند. مقدار فضاهای خالی را باکمیت «تخلخل» بیان میکنند.
بنابراین تخلخل عبارتست از درصد حجم فضاهای خالی موجود در یک سنگ یا خاک ، به حجم کل آن ، میزان تخلخل در سنگها و رسوبات مختلف متفاوت است و از نزدیک صفر تا بیش از ۵۰ درصد تغییر میکند.
مقدار تخلخل در سنگها به عوامل گوناگونی بستگی دارد. در مواد رسوبی دانهای ، تخلخل به شکل و نحوه قرار گرفتن دانهها و ذرات تشکیل دهنده سنگ و درجه جورشدگی ، سیمانشدگی و تراکم سنگ بستگی دارد. در سنگهای متراکم ، انحلال ثانوی قسمتی از کانیهای سنگ بوسیله آبهای نفوذی و شگستگیهایی که بعدا در سنگ ایجاد میشود نیز در مقدار تخلخل موثر است. مواد رسوبی تخریبی ، بخصوص رسوبات آبرفتی ، از نظر تشکیل مخازن آب زیرزمینی بیشترین اهمیت را دارند.
توزیع قائم آب زیرزمینی با بررسی نحوه توزیع قائم آب در زیر زمین دو منطقه مجزا را میتوان مشخص کرد. یکی «منطقه تهویه» در بالا و دیگری «منطقه اشباع» در زیر. در منطقه تهویه قسمتی از منافذ ، از آب و قسمتی از هوا پرشده است.
ولی در منطقه اشباع تمام منافذ سنگ یا خاک بوسیله آب اشغال شدهاست. سطح فوقانی منطقه اشباع را اگر با لایه نفوذ ناپذیری محصور نشده باشد «سطح ایستایی» میگویند.
منطقه تهویه به تدریج که آب از سطح به داخل زمین نفوذ میکند بخشی از آن پیش از رسیدن به منطقه اشباع ، بهعلت جاذبه مولکولی بین آب و سنگ و همچنین جاذبه بین خودذرات ، علیرغم نیروی جاذبه زمین ، بهصورت معلق میماند. این آب را اصطلاحا «آب معلق» مینامند.
منطقه تهویه را میتوان به سه منطقه کوچکتر تقسیم کرد:
۱) منطقه آب خاک :
این منطقه در مجاورت سطح زمین قرار گرفته و دربرگیرنده ریشه گیاهان است و آب لازم برای گیاهان را تامین میکند. قسمتی از آبی که وارد این منطقه میشود بوسیله گیاهان مصرف میگردد، بخشی بر اثر تبخیر به اتمسفر باز میگردد و بقیه از آن عبور میکند و به قسمتهای پایینتر میرود.
آبهای موجود در منطقه آب خاک را به ۳ گروه میتوان تقسیم کرد:
۱)آب هیگروسکوپی :
رطوبتی است که مستقیما از هوا جذب میشود و ورقه نازکی بر روی ذرات خاک تشکیل میدهد. این رطوبت فرورفتگیها و شیارهای میکروسکوپی ذرات را پر میکند. چون نیروی چسبندگی هیگروسکوپی به ذرات خیلی زیاد است، نمیتواند مورد استفاده گیاهان قرار گیرد. اینرطوبت با بخار آب موجود در هوا متعادل میشود و فقط با حرارت قابل دفع است و بوسیله نیروی مویی یا نیروی گرانی حرکت نمیکند.
۲)آب موئین :
بصورت ورقههای نازک ممتدی ذرات خاک را احاطه میکند. این آبها بر اثر خاصیت کشش سطحی نگهداشته میشوند و توسط نیروی موئین حرکت مینمایند. آب موئین میتواند مورد استفاده گیاهان واقع شود.
۳) آب ثقلی :
آبی است که تحت اثر نیروی گرانشی از میان منافذ سنگ و خاک به حرکت در میآید.
۲)منطقه میانی :
در زیر منطقه آب خاک قرار گرفته و آب در آن به علت جاذبه مولکولی بصورت معلق است، مگر زمانی که آب باران یا آبهای نفوذی دیگر به آن میرسد، که در این صورت آب اضافی به طرف پایین حرکت میکند. ضخامت منطقه میانی به شرایط محلی بستگی دارد و در مناطق خشک ، مثل مناطق مرکزی ایران ، ممکن است به صدها متر برسد در حالیکه در مناطق مرطوب ، مثل بخشهایی از جلگه گیلان ، ممکن است اساسا وجود نداشته باشد.
آبهایی که به علت نیروهای بین مولکولی در منطقه میانی نگهداشته میشوند، به «آب پوستهای» معروفاند. آب هیگروسکوپی و پوستهای تنها بر اثر تبخیر و میعان از خاک خارج میشوند.
۳) منطقه موئینه :
در مجاورت و بلافاصله در روی سطح آب زیرزمینی قرار دارد. در این محل آبهای زیرزمینی به علت خاصیت موئینگی از مجاری نازک موجود در سنگها یا رسوبات به طرف بالا کشیده میشوند. مقدار صعود آب به قطر این مجاری نازک بستگی دارد. هرچه رسوبات دانهریزتر و در نتیجه منافذ و مجاری نازکتر باشند، آب بیشتر بالا خواهد رفت. ضخامت منطقه موئینه معمولا بین چند سانتیمتر تا ۲ الی ۳ متر است.
منطقه اشباع
بخشی از زمین است که در آن همه منافذ سنگ یا خاک از آب پرشده است. منطقه اشباع منبع واقعی آب زیرزمینی است. سطح فوقانی منطقه اشباع که در آن فشار آب مساوی فشار اتمسفر است «سطح ایستایی» یا سطح «ایستایی استاتیک» گفته میشود. عمق سطح ایستایی متغیر و به مقدار بارش و وضع زمین شناسی منطقه بستگی دارد. نوسانات سطح ایستایی در طول سال به مقدار تغذیه منبع زیرزمینی و تخلیه آن بستگی دارد. حد پایین منطقه اشباع را معمولا سنگهایی با نفوذپذیری نسبی کمتر تشکیل میدهد که اصطلاحا «سنگ بستر» نامیده میشوند.

feedback
1391,01,13, ساعت : 00:27
آبیاری از نظر علمی تعابیر مختلفی دارد اما به معنای واقعی کلمه، پخش آب روی زمین جهت نفوذ در خاک برای استفاده گیاه و تولید محصول است.

هر چند فقط ۱۵ درصد از زمینهای کشاورزی دنیا تحت آبیاری قرار دارند و ۸۵ درصد بقیه به صورت دیم و بدون آبیاری مورد استفاده قرار میگیرند

اما نیمی از تولیدات کشاورزی و غذای مردم جهان از همین زمینهای آبی حاصل میشود. که این خود نشان دهنده اهمیت و نقش آبیاری در بخش کشاورزی است.

منابع آب آبیاری:
بارشهای آسمانی شامل برف و باران.
آبهای سطحی شامل رودخانهها - سدها - مخازن آب - دریا - برکههای آب شیرین - یخچالها و …
آبهای زیرزمینی شامل چاه - قنات - چشمه.

منافع آبیاری:
افزایش کمی و کیفی محصول.
سود حاصل از افزایش کمی و کیفی محصول.
درآمد حاصل از فروش آب برای دولت.
افزایش فرصت شغلی.

زیانهای آبیاری سنتی:
فرسایش.
شور و قلیایی شدن خاک .
غرقابی شدن یا باتلاقی شدن زمینهای کشاورزی.
تخریب زمینهای کشاورزی.
اتلاف سود و اتلاف بیهوده آبی که با قیمت گزاف تأمین گردیده و برای نگهداری و توزیع آن سرمایه گذاری زیادی صورت گرفتهاست.

انواع روشهای آبیاری:

آبیاری سطحی

آب از نهر آبیاری یا لوله دریچهدار در سطح خاک جریان یافته و با نفوذ تدریجی در خاک در اختیار ریشه گیاه قرار میگیرد.

آبیاری سطحی به سه روش آبیاری کرتی - آبیاری نواری و آبیاری شیاری انجام میشود.

آبیاری تحت فشار

بطور کلی سیستمهای آبیاری تحتفشار به روشهایی گفته میشود که آب را توسط لوله و تحت فشاری بیش از فشار اتمسفر در سطح مزرعه توزیع میکنند.

آبیاری تحتفشار به دو روش آبیاری بارانی و آبیاری موضعی انجام میشود.

روش آبیاری موضعی به دو دسته آبیاری قطرهای و خطی انجام میگیرد. که این دو روش به مقدار زیادی صرفه جویی در مصرف آب خواهد داشت.

آبیاری زیرزمینی

در این روش، آبیاری، رطوبت لازم برای محیط ریشه گیاه توسط کنترل سطح ایستابی است. برای این منظور لازم است که یک لایه غیر قابل نفوذ در عمق مناسب از سطح خاک وجود داشته باشد تا بتوان سطح ایستایی را کنترل نمود.

از مهمترین مشخصههای این روش مرطوب نشدن سطح خاک است بطوریکه معمولاً برای تأمین آب در محیط ریشه سطح ایستابی به حدی بالا آورده میشود که رطوبت بتواند با استفاده از خاصیت موئینگی به محیط ریشه برسد.

معیارهای انتخاب روشهای مناسب آبیاری:

در یک پروژه آبیاری انتخاب روش آبیاری مناسب نقش بسیار با اهمیتی در موفقیت آن پروژه ایفا میکند. اساسیترین عوامل موثر در انتخاب روشهای آبیاری به شرح زیرند: بافت خاک - آماده کردن زمین - اندازه مزارع - شوری خاک - زهکشی - آب قابل دسترس - کیفیت آب - گیاهان الگوی کشت - انرژی قابل دسترس - تناوب زراعی و عملیات زراعی - کیفیت و میزان محصولات - وضعیت آب و هوایی - هزینه آب - مسائل فرهنگی و اجتماعی.

هدف آبیاری:
تامین آب کافی برای ادامه زندگی گیاه.
حفاظت و بیمه گیاهان در مقابل تنشهای ناشی از کم آبی یا بی آبیهای کوتاه مدت.
خنک کردن خاک و اتمسفر یا هوای اطراف گیاه.
شستن املاح مضر در خاک.
نرم کردن ناحیه قابل شخم خاک.

ارتباط با سایر علوم:
آب شناسی: بارشهایی که در منطقه صورت میگیرد و به صورت روان آب درمیآید را مورد مطالعه قرار میدهد.
گیاه شناسی: نیاز گیاه موجود در برنامه آبیاری و الگوی کشت را مورد مطالعه قرار میدهد.
خاک شناسی: به مطالعه خاک از لحاظ فیزیکی و نیز از لحاظ محیطی برای کشت و پرورش گیاه میپردازد. ضمن اينكه در مورد چگونگي تشكيل خاك و رده بندي آنها و همچنين بحث در مورد موجودات زنده خاك و اثرات آن بر زشد گياهان بحث مي كند.

feedback
1391,01,13, ساعت : 00:48
نقش تعرق در جذب آب از ریشه



تعرق باعث میشود که پتانسیل آب برگ به پتانسیل آب ریشه کاهش یابد. حوالی ظهر اختلاف پتانسیل آب برگ نسبت به ریشه به بیشترین مقدار خود میرسد. در این هنگام سرعت و شدت جذب آب توسط ریشه نیز بیشترین مقدار را دارا است. اگر منحنی تعرق و منحنی جذب آب در ساعات مختلف شبانه روز را با هم مقایسه کنیم خواهیم دید که تغییرات هماهنگی را نشان میدهد. یعنی هر چقدر تعرق بالاتر باشد به همان اندازه هم شدت جذب آب نیز بالاتر است. زمانی که تعرق صورت میگیرد، پتانسیل آب ریشه منفی تر از خاک است و پتانسیل برگ منفی تر از ریشه و پتانسیل جو منفی تر از برگ است.

در نتیجه جریان آبی از خاک به طرف اتمسفر ، از طریق گیاه برقرار میشود که باعث انتقال مواد محلول مورد نیاز گیاه همراه با صعود آب میشود. هر گاه پتانسیل آب جو افزایش یابد و جو از آب اشباع شود، جذب آب توسط سیستم ریشهای و انتقال شیره خام در آوندهای چوبی به حداقل رسیده و یا متوقف میشود. در موقع شب نیز که روزنهها بستهاند، تعرق به حداقل میرسد و انتقال شیره خام نیز تقریبا متوقف میشود. تعرق در واقع باعث ایجاد یک فشار منفی میشود که میتواند صعود شیره خام را حتی تا ارتفاع بیش از 100 متر در درخت غول موجب شود.


مکانیسم تعرق در برگها


واکوئلهای تمام یاختههای زنده برگ پر از آب هستند. همچنین پروتوپلاسم و دیواره یاخته نیز از آب اشباع است. آب از راه آوندهای چوبی رگبرگها به برگ میرسد. آب دیوارههای مرطوب یاختههای بخار شده به جو درونی فضاهای بین یاختهای وارد میشود. این حالت ممکن است از هر سطحی که مرطوب باشد، به جو پیرامون رخ دهد. فضاهای بین یاختهای شبکه ، ارتباطی درونی با ساختار بعدی برگ ایجاد میکند که بوسیله بخار آب اشباع میشوند و یاخته آخری بخار آب را در هوایی که کمتر اشباع شده ، پخش میکند. تعرق روزنهای از طریق تبخیر سطحی دیوارههای یاختهای که در محدوده فضاهای بین یاختهای قرار دارند و همچنین از بخار آبی که از فضاهای بین یاختهای از طریق روزنه وارد میشود، انجام میگردد.

اهمیت تعرق


نیروی مکشی ایجاب شده در صعود شیره خام کمک مینماید.با تاثیر بر روی فشار انتشار ، بطور غیر مستقیم پدیده انتشار در یاختهها را کمک میکند.در جذب آب و مواد کانی توسط ریشهها موثر است.در تبخیر آب اضافی کمک میکند.نقش مهمی در انتقال مواد غذایی از قسمتی به قسمت دیگر گیاه دارد.دمای مناسب جهت برگها را حفظ میکند. با تاثیر بر باز و بسته شدن روزنهها ، بطور غیر مستقیم در فتوسنتز و تنفس اثر میکند.در پراکندگی انرژی اضافی دریافت شده از خورشید توسط گیاهان موثر است.