PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : چجوری میشه فهمید یه نفرو دوست داری؟!


behrooz69
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۲۹ بعد از ظهر
سلام به همه دوستای گلم تو 98یا:-2-40-:
یه سوال خیلی ساده واسم پیش اومده که شاید در نگاه اول کاملا خنده دار به نظر بیاد....میدونم.
ولی این سوال واقعا ذهن منو خیلی بخودش مشغول کرده......
به نظر شما چجوری میشه بفهمی یه نفر رو واقعا دوست داری؟.....از کجا باید بفهمی این حس چجوریه؟....نمیدونم چرا این سوال اینقدر سخت شده......چطور میشه فهمید یه رابطه عادت نیست........این سوالو واسه طرف مقابل هم دارم.....از کجا بفهمیم طرف مقابل چه دختر واسه چسرا و چه پسر واسه دخترا چه حسی داره.......ولی فکر میکنم لازمه فهمیدن این اول پی بردن دقیق به احساس خودمونه....میخوام که به درون خودتون عمیق رجوع کنید.....میدونم آدم میشه بفهمه که کسی رو دوست داره یا نه...در ظاهر قضیه مشکلی ندارم...مشکلم یکم عمیق تر ازین حرفاست.....ممنون میشم نظرات کاملتونو بگید.......دوست دارم کامل توضیح بدین...اگه از تجربیات شخصیتونم بگید خوشحال میشم بشنوم......کسی اینجا واسه قضاوت نشسته..اینو فقط کمک به کسایی که شاید این سوال تو ذهنشونه بدونین....مرسی:-118-:

دوستدارم بحث داغ باشه....پس ممنون میشم از دوستاتونم بخواین این تاپیکو جواب بدن...شاید جوابایی بشنوین ازشون که شما رو هم شوکه کنه!....ممنون.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ویرایش:
و اینکه هر نظری که میدین من 100% روش فکر میکنم و بهش حواب میدم....پس ممنون میشم اگه بعدا یه سر بزنین و جوابشو ببینین و اگه دوست داشتین بحثو ادامه بدین...مرسی.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ویرایش 2:(14 فروردین)
تشکر:
فقط میخواستم از اینکه تاپیک در این مدت کوتاه بیشتر از 150 پاسخ و بیش از 1600 بازدید داشته تشکر کنم.....امیدوارم بحث هنوزم بهتر از این ادامه پیدا کنه....
میخواستم بگم هرکس تو تاپیک پستایی رو که به نظرش خوب اومدن و خوب جواب دادن رو لطفا یا تشکر کنه یا امتیاز به مطلب بده یا هردو....واسه پستای خودم نمیگم...اونا رو اصلا ندیدن مهم نیس...ولی میخوام اینطوری هرکی تاپیک رو باز میکنه بتونه راحت پستای برتر رو تشخیص بده و اگه زمانش کمتر بود بتونه اونا رو بخونه لااقل....یه دنیا ممنون

✿KhanomGol
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۳۷ بعد از ظهر
نمیدونم ....برای من سوال سختیه من هیچ وقت کسیو دوست نداشتم:-2-08-: اونجوری که مدنظرتویه ....یعنی کلا هیچ وقت رابطه ای نبوده که بخوام به این سوال فک کنم ............... شرمنده من هیچگونه تجربه ای ندارم

pink.rose
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۴۱ بعد از ظهر
اره منم این برام سواله
ولی فکر کنم اگه بتونی خودتو درست بشناسی بهترم بتونی احساستو نسبت به یکی درست تشخیص بدی

*RaHa2*
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۴۶ بعد از ظهر
یکم سخته گفتنش!!!!من خودم هنوز تو احساساتم گیر کردم......:-2-15-:به نظرم اول باید خودتو بشناسی....از حس خودت باخبر بشی.....حتی اگه یه مدت طولانیم زمان ببره....نباید ترس داشته باشی از اینکه از دستش میدی.....بعدشم به نظرم اگر کسی کسیو دوست داشته باشه حتما با رفتاراش نشون میده....حالا نه خیلی تابلو....نمی دونم تا چه حد تونستم منظورمو برسونم!

behrooz69
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۴۶ بعد از ظهر
اره منم این برام سواله
ولی فکر کنم اگه بتونی خودتو درست بشناسی بهترم بتونی احساستو نسبت به یکی درست تشخیص بدی
ممنون...:-2-40-:
اینکه بدونم یکی درد منو داره خیلی کمک میکنه......ولی آخه خودتو چطور بشناسی؟...منظورت اینه بدونی چه چیزایی خوشحالت میکنه و اینا؟.....اگه اونطوریه چطوری حتی میشه اونا رو فهمید؟......نمیدونم شاید مشکل من خیلی حاده....ولی من اصلا نمیدونم در زندگی از چه چیزی بیشتر از همه لذت میبرم.....

~Coffee~
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۴۶ بعد از ظهر
واقعا....برای منم سواله...

R.A.H.A
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۴۹ بعد از ظهر
اول با خودت و خصوصیت خودت اشنا شو...
بعد سعی کن اونو بشناسی..... یا یه مدت ازش دور باش....
حتی ببین میتونی با کسی دبگه باشی یا نه .... یعنی همش به فکرسی یا طف برات فرقی نداره!
همین تستا دیگه

behrooz69
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۵۰ بعد از ظهر
یکم سخته گفتنش!!!!من خودم هنوز تو احساساتم گیر کردم......:-2-15-:به نظرم اول باید خودتو بشناسی....از حس خودت باخبر بشی.....حتی اگه یه مدت طولانیم زمان ببره....نباید ترس داشته باشی از اینکه از دستش میدی.....بعدشم به نظرم اگر کسی کسیو دوست داشته باشه حتما با رفتاراش نشون میده....حالا نه خیلی تابلو....نمی دونم تا چه حد تونستم منظورمو برسونم!
ممنون بابت شرکتت تو بحث رها جون...:-2-40-:...خوب من سوالم همینه...چطور میشه خودتو بشناسی...چطور میشه بفهمی کسی رو دوست داری....حتی مادرتو حتی پدرتو.....این سوال بیشتر از 3 ساله ذهن منو مشغول کرده....ولی به جوابی نمیرسم.......میشه یکم واضح تر بگی شاید فهمیدم.....مرسی

you &i
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۵۰ بعد از ظهر
به نظر من وقتی عاشق کسی میشی اگه یه نفرو که ازونم بهتر باشه در مقابلت ارزشی نداره در واقع به چشمت نمیاد ببین این نظر من یه کسی که عاشق هم میتونه خودخواه باشه هم میتونه برای خوشبختی کسی که دوسش داره بکشه کنار...من یه زمانی فکر میکردم عاشق یه بنده خداییم اما وقتی یه مدت گذشت و اونم انگار منو نمیدید نسبت بهش سرد شدم بعد یه مدت فهمیدم اصلا دوسش ندارم ...به نظر من مرور زمان به آدم کمک می کنه..ولی جدا از این حرفا به نظرم این محبت که دوست داشتن میاره دوست عزیز:-2-40-:

*RaHa2*
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۵۴ بعد از ظهر
ممنون...:-2-40-:
اینکه بدونم یکی درد منو داره خیلی کمک میکنه......ولی آخه خودتو چطور بشناسی؟...منظورت اینه بدونی چه چیزایی خوشحالت میکنه و اینا؟.....اگه اونطوریه چطوری حتی میشه اونا رو فهمید؟......نمیدونم شاید مشکل من خیلی حاده....ولی من اصلا نمیدونم در زندگی از چه چیزی بیشتر از همه لذت میبرم.....
نگران نباش....این چیزا درد خیلیاس!!!به نظر من این که بدونی چی دوس داری و از چی لذت میبری زیاد کار سختی نیست.....تو تقریبا هرروز داری چیزایی که دوس داریو و دوس نداریو با خودت مرور می کنی....مثلا تو انتخاب رنگ و نوع غذا و برخورد اطرافیانو.....بعدشم خیلی وقتا یه چیز به تنهایی نمی تونه مارو خوشحال کنه و طعم لذت واقعیو به ما بچشونه....خیلی وقتا ما باید خیلی چیزا رو در کنار هم داشته باشیم....

behrooz69
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۵۴ بعد از ظهر
واقعا....برای منم سواله...
میشه برامون بگی چجوری شد و کی بود این سوال برات پیش اومد؟....شاید اگه بریم تو ریشه یابی بوجود اومدن سوال بتونه کمک بزرگی باشه.....مرسی:-2-40-:

اول با خودت و خصوصیت خودت اشنا شو...
بعد سعی کن اونو بشناسی..... یا یه مدت ازش دور باش....
حتی ببین میتونی با کسی دبگه باشی یا نه .... یعنی همش به فکرسی یا طف برات فرقی نداره!
همین تستا دیگه

آخه کسی مثل من همه خصوصیتام در حال رشده.....اصلا نمیدونم ازین دنیا چی میخوام....نمیدونم...آخه فکر میکنم هدف گذاری تو زندگی قدم بعدیه....اول باید بفهمی چیو دوست داری بعد بری به سمتش درست میگم؟منظورتو از خصوصیت ها میشه دقیق تر بگی؟

اگه نتونم ازش دور باشم چی؟.....اگه هردو بهم خیلی وابسته باشیم؟.....ازین گذشته فکر میکنی این معیار خوبیه که اگه ببینی با کس دیگه نمیتونی باشی یعنی اونو میخوای؟اولا این خیانت نیست؟دوما شاید کلا با هیشکی نمیتونی باشی...از کجا فرق این دوتا رو تمیز بدیم؟

yalda.angel
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۵۵ بعد از ظهر
اگه کسی رو دوست داشته باشی وقتی میبینیش حس میکنی بهتری لحظه ی عمرته اونقدر خوشحال میشی که دلت میخواد بغلش کنی وقتب پیششی حتی اگر چندین ساعت هم طول بکشه گذر زمان رو حس نکنی ولی در نبودش حس کنی که مهمترین قسمت بدنت رو گم کردی وقتی دستاش رو بگیری حس کنی اروم ترین ادم دنیایی حتی اگه هزار تا مشکل داشته باشی وقتی خوشحاله حس کنی دنیا مال خودته اما وقتی ناراحته در حال دیوونه شدن باشی واسه خوشحال کردنش همه زندگیتو خرج کنی وقتی میخنده انگار یه قاب قشنگ جلوته باطنش برات مهمه نه ظاهرش هیچوقت از ظاهرش خسته نمیشی اینجوری معلوم میشه دوستش داری
اینا تجربه های خودم اگه خواستین بگین تا یکی از ماجرا های زندگیم رو که به نظر هرکس شنیده جالب اومده رو براتون تعریف کنم ماتوی پزشکی دو واحد روانشناسی خوندیم به نظرم اگه این خصوصیت هارو داشته باشی میتونی بگی یه نفر رو دوست دارم

behrooz69
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۵۷ بعد از ظهر
به نظر من وقتی عاشق کسی میشی اگه یه نفرو که ازونم بهتر باشه در مقابلت ارزشی نداره در واقع به چشمت نمیاد ببین این نظر من یه کسی که عاشق هم میتونه خودخواه باشه هم میتونه برای خوشبختی کسی که دوسش داره بکشه کنار...من یه زمانی فکر میکردم عاشق یه بنده خداییم اما وقتی یه مدت گذشت و اونم انگار منو نمیدید نسبت بهش سرد شدم بعد یه مدت فهمیدم اصلا دوسش ندارم ...به نظر من مرور زمان به آدم کمک می کنه..ولی جدا از این حرفا به نظرم این محبت که دوست داشتن میاره دوست عزیز:-2-40-:
ممنون.....ازین که در تجربیات خودت ما رو هم شریک کردی.....خیلی ممنون.....میخوام فقط اینو بدونم که آیا این محبت از جانب طرف مقابل اگه از جانب مثلا چندین نفر باشه چطور بدونی کدوم بهتره واسه تو.....شاید همشونم دوست داشته باشن...اما تو حس خودت چی؟.....محبت نباید دوطرفه باشه؟.......نباید با هم پیشرفت کنه؟

pink.rose
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۵۸ بعد از ظهر
ممنون...:-2-40-:
اینکه بدونم یکی درد منو داره خیلی کمک میکنه......ولی آخه خودتو چطور بشناسی؟...منظورت اینه بدونی چه چیزایی خوشحالت میکنه و اینا؟.....اگه اونطوریه چطوری حتی میشه اونا رو فهمید؟......نمیدونم شاید مشکل من خیلی حاده....ولی من اصلا نمیدونم در زندگی از چه چیزی بیشتر از همه لذت میبرم.....
اره فکر کنم واقعا هم دردیم چون منم نمیدونم از چی لذت میبرم

*RaHa2*
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۵۹ بعد از ظهر
ممنون بابت شرکتت تو بحث رها جون...:-2-40-:...خوب من سوالم همینه...چطور میشه خودتو بشناسی...چطور میشه بفهمی کسی رو دوست داری....حتی مادرتو حتی پدرتو.....این سوال بیشتر از 3 ساله ذهن منو مشغول کرده....ولی به جوابی نمیرسم.......میشه یکم واضح تر بگی شاید فهمیدم.....مرسی
:-2-40-: خب ببین...تو وقتی یه مشکل هر چقدرم کوچیک واسه خانوادت....پدرت...مادرت ....دوستات پیش میاد خیلی نگران میشی و دوس داری هر کاری بکنی تا اونا اون مشکلو ناراحتیو نداشته باشن......به نظرم اینجور وقتاس که می تونی میزان علاقتو نسبت به اطرافیانت تشخیص بدی.....اون موقع می فهمی اون فرد انقدر برات اهمیت داره که نمی تونی راحت ازش بگذری...

behrooz69
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۰۲ بعد از ظهر
اگه کسی رو دوست داشته باشی وقتی میبینیش حس میکنی بهتری لحظه ی عمرته اونقدر خوشحال میشی که دلت میخواد بغلش کنی وقتب پیششی حتی اگر چندین ساعت هم طول بکشه گذر زمان رو حس نکنی ولی در نبودش حس کنی که مهمترین قسمت بدنت رو گم کردی وقتی دستاش رو بگیری حس کنی اروم ترین ادم دنیایی حتی اگه هزار تا مشکل داشته باشی وقتی خوشحاله حس کنی دنیا مال خودته اما وقتی ناراحته در حال دیوونه شدن باشی واسه خوشحال کردنش همه زندگیتو خرج کنی وقتی میخنده انگار یه قاب قشنگ جلوته باطنش برات مهمه نه ظاهرش هیچوقت از ظاهرش خسته نمیشی اینجوری معلوم میشه دوستش داری
اینا تجربه های خودم اگه خواستین بگین تا یکی از ماجرا های زندگیم رو که به نظر هرکس شنیده جالب اومده رو براتون تعریف کنم ماتوی پزشکی دو واحد روانشناسی خوندیم به نظرم اگه این خصوصیت هارو داشته باشی میتونی بگی یه نفر رو دوست دارم

خیلی خیلی ممنون یلدا جون از اینکه تو بحث دقیق شرکت کردی:-2-40-:
حتما و حتما دوست دارم بشنوم ماجرایی که میگی..مشتاقم....
فقط یه سوال واست دارم...اگه در حال پیشرفت باشه رابطتون یعنی هنوز مدت زیادی ازش نگذشته باشه و هنوز به اون مراحل بالاش نرسیده باشی یا خودت ندونی که رسیدی چطور باید بفهمی و ادامه بدی....نمیدونم میتونم منظورمو بگم یا نه.....میخوام بدونم دوست داشتن نه اونقدر والا....حتی در مقام های پایینش چطوریه و بعد چطور میشه مقایسه کرد؟......اگه به این حسی که تو میگی هنوز نرسیدی معنیش اینه که باید کنار بذارین همدیگه رو یا باید ادامه بدی تا بهش برسی؟.....چقدر زمان لازمه؟....یه سال دوسال؟.....چقدر؟

*RaHa2*
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۰۳ بعد از ظهر
اگه کسی رو دوست داشته باشی وقتی میبینیش حس میکنی بهتری لحظه ی عمرته اونقدر خوشحال میشی که دلت میخواد بغلش کنی وقتب پیششی حتی اگر چندین ساعت هم طول بکشه گذر زمان رو حس نکنی ولی در نبودش حس کنی که مهمترین قسمت بدنت رو گم کردی وقتی دستاش رو بگیری حس کنی اروم ترین ادم دنیایی حتی اگه هزار تا مشکل داشته باشی وقتی خوشحاله حس کنی دنیا مال خودته اما وقتی ناراحته در حال دیوونه شدن باشی واسه خوشحال کردنش همه زندگیتو خرج کنی وقتی میخنده انگار یه قاب قشنگ جلوته باطنش برات مهمه نه ظاهرش هیچوقت از ظاهرش خسته نمیشی اینجوری معلوم میشه دوستش داری
اینا تجربه های خودم اگه خواستین بگین تا یکی از ماجرا های زندگیم رو که به نظر هرکس شنیده جالب اومده رو براتون تعریف کنم ماتوی پزشکی دو واحد روانشناسی خوندیم به نظرم اگه این خصوصیت هارو داشته باشی میتونی بگی یه نفر رو دوست دارم

میشه بگی؟:-2-40-:
موافقم......منم برادرمو خیلی دوس دارم....اونقدر که وقتی ناراحته از غصه دف می کنم....می خوام هر کاری بکنم تا خوشحال باشه....وقتی می خنده و شاده از ته ته قلبم شادم.......نمی پونم....شاید اینجوریه که هر کیو واقعا دوست داشته باشی براش ارزوی خوشبختی داری....حالا چه در کنارش باشی چه نباشی....اما دوست داری بیشترین سهم از زندگیشو داشته باشی!

AYDA alone
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۰۷ بعد از ظهر
من دقیقا تو این سوال موندم..تا چندوقت پیش یکی رو خیلی دوست داشتم شایدم فکر میکردم دارم ولی وقتی بدستش آوردم انگار علاقم پسرفت کرد..نمیدونم چجوری.. ولی شد..
وقتی یکی رو دوست داشته باشی یعنی واقعا دوست داشته باشی احتمالا نظرش برات خیلی مهمه..خیلی دربارش فک میکنی..قبل از دیدینش استرس میگیری..موقع سلام کردن صدات میلرزه..اگه بخوای فراموشش کنی نمیشه اصلا..اگه یه وقت اسمش رو گوشیت بیفته تا مرز سکته میری 100% از هیجان...همیشه حتی اسمش تو رو به هیجان میاره..آرامشش برات خیلی مهمه..اگه کسی پشت سرش بحرفه فوری گارد میگیری..وقتی میخوای کسی نفهمه دوسش داری سعی میکنی بدشو بگی!!البته این آخری درباره ی من بود!!

behrooz69
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۱۱ بعد از ظهر
اره فکر کنم واقعا هم دردیم چون منم نمیدونم از چی لذت میبرم

پس ازت میخوام این تاچیکو به دوستاتم معرفی کنی شاید تونستیم باهم یه نتیجه ازش بگیریم...مرسی:-2-40-:

:-2-40-: خب ببین...تو وقتی یه مشکل هر چقدرم کوچیک واسه خانوادت....پدرت...مادرت ....دوستات پیش میاد خیلی نگران میشی و دوس داری هر کاری بکنی تا اونا اون مشکلو ناراحتیو نداشته باشن......به نظرم اینجور وقتاس که می تونی میزان علاقتو نسبت به اطرافیانت تشخیص بدی.....اون موقع می فهمی اون فرد انقدر برات اهمیت داره که نمی تونی راحت ازش بگذری...

خوب ببین حرف تو درسته....قبولم دارم کاملا....ولی من یه خصوصیتی دارم که واسه دوستام حاضرم بمیرم واقعا....اینو که میگم شاید در مقیاس مردنش شعار باشه نمیدونم...ولی واقعا هرکاری تو وقت ناراحتیشون حاضرم بکنم تا خوشحالشون کنم...حتی دوستی که شاید زیاد اخت نباشیم.....مثال میزنم برات...
تابشتون گذشته یکی زا دوستای من تصادف کرد و فوت کرد......ما اصلا بهم نزدیک نبود....همکلاسی دانشگاهم بود....ولی بقدری من تو خودم رفته بودم و ناراحت بودم که اگه کسی منو میدید فکر میکرد خدایی نکرده برادرمو از دست دادم....نمیدونم....من بشدت احساسیم.....یعنی خیلی برام باقیه آدما و احساسشون واسم مهمه.....ولی نمیتونم اینو قیاس دوست داشتنم بذارم....نمیتونم اینو بذارم مقیاس اینکه یه نفرو چقدر دوست دارم.....

behrooz69
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۱۴ بعد از ظهر
من دقیقا تو این سوال موندم..تا چندوقت پیش یکی رو خیلی دوست داشتم شایدم فکر میکردم دارم ولی وقتی بدستش آوردم انگار علاقم پسرفت کرد..نمیدونم چجوری.. ولی شد..
وقتی یکی رو دوست داشته باشی یعنی واقعا دوست داشته باشی احتمالا نظرش برات خیلی مهمه..خیلی دربارش فک میکنی..قبل از دیدینش استرس میگیری..موقع سلام کردن صدات میلرزه..اگه بخوای فراموشش کنی نمیشه اصلا..اگه یه وقت اسمش رو گوشیت بیفته تا مرز سکته میری 100% از هیجان...همیشه حتی اسمش تو رو به هیجان میاره..آرامشش برات خیلی مهمه..اگه کسی پشت سرش بحرفه فوری گارد میگیری..وقتی میخوای کسی نفهمه دوسش داری سعی میکنی بدشو بگی!!البته این آخری درباره ی من بود!!
بعد از تشکر ازینکه لطف کردی و تو بحث شرکت کردی باید اول از آخر شروع کنم و بگم این آخری اتفاقا صددرصد در مورد من صدق میکنه!....
بعدش اینو میخوام بگم که اینایی که میگی بنظرم خیلی شدید باید باشه...اینطور نیست؟.....یعنی اگه به این حسا نرسیدی طرفتو دوست نداری؟......واسه یه چسر اگه این اتفاق نیوفته که مثلا صداش بلرزه جلو طرف واسه غرورش یا هر کدوم دیگه به نظرت این یعنی دوسش نداره؟.....نمیدونم اما به نظر من این معیار واسه همه صدق نمیکنه.......

*RaHa2*
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۲۱ بعد از ظهر
بعد از تشکر ازینکه لطف کردی و تو بحث شرکت کردی باید اول از آخر شروع کنم و بگم این آخری اتفاقا صددرصد در مورد من صدق میکنه!....
بعدش اینو میخوام بگم که اینایی که میگی بنظرم خیلی شدید باید باشه...اینطور نیست؟.....یعنی اگه به این حسا نرسیدی طرفتو دوست نداری؟......واسه یه چسر اگه این اتفاق نیوفته که مثلا صداش بلرزه جلو طرف واسه غرورش یا هر کدوم دیگه به نظرت این یعنی دوسش نداره؟.....نمیدونم اما به نظر من این معیار واسه همه صدق نمیکنه.......
خدا دوستتو بیامرزه!
پسرا وقتی کسیو دوست دارن صداشون نمی لرزه....اما می ترسن وقتی به دوست داشتنشون اعتراف می کنن اونو واسه همیشه از دست بدن....چون وقتی واقعا دوسش ندارن براشون مهم نیست اون دختر,باشه یا نباشه.....اما وقتی بودنش مهم میشه جرات شون کمتر میشه.....و خیلی از دخترا اینو میذارن به پای غرور.....اگه واقعا کسیو دوست داشته باشی سعی می کنی هیچ وقت کاری نکنی که نارحت شه...

behrooz69
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۲۷ بعد از ظهر
نگران نباش....این چیزا درد خیلیاس!!!به نظر من این که بدونی چی دوس داری و از چی لذت میبری زیاد کار سختی نیست.....تو تقریبا هرروز داری چیزایی که دوس داریو و دوس نداریو با خودت مرور می کنی....مثلا تو انتخاب رنگ و نوع غذا و برخورد اطرافیانو.....بعدشم خیلی وقتا یه چیز به تنهایی نمی تونه مارو خوشحال کنه و طعم لذت واقعیو به ما بچشونه....خیلی وقتا ما باید خیلی چیزا رو در کنار هم داشته باشیم....

اینکه میگی در کنار هم داشته باشیمو نفهمیدم.....

خدا دوستتو بیامرزه!
پسرا وقتی کسیو دوست دارن صداشون نمی لرزه....اما می ترسن وقتی به دوست داشتنشون اعتراف می کنن اونو واسه همیشه از دست بدن....چون وقتی واقعا دوسش ندارن براشون مهم نیست اون دختر,باشه یا نباشه.....اما وقتی بودنش مهم میشه جرات شون کمتر میشه.....و خیلی از دخترا اینو میذارن به پای غرور.....اگه واقعا کسیو دوست داشته باشی سعی می کنی هیچ وقت کاری نکنی که نارحت شه...
من هیچ وقت کاری نمیخوام بکنم ناراحت شه...و وقتی از کار من ناراحت میشه و خیلی هم فکر کنم میشه! اعصابم بدجوری بهم میریزه.....خودمو نمیتونم ببخشم.....من این ترسی که میگی رو کاملا دارم...گاهی میترسم بگمم چقدر دوسش دارم...ئلی گاهی میترسم اگه نگم از دستش بدم.....بین این دوراهی اسیرم.......اصلا دوست داشتن به نظرت مقیاس داره که بگی کم یا زیاد؟چرا؟

*RaHa2*
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۳۵ بعد از ظهر
اوووووم مقیاس داره......چون تا حالا خیلی برام پیش اومده که کسی یا چیزیو فکر می کردم دوست دارم....می خوام تا اخر عمرم داشته باشمش....اما بعد از یه مدت یه حرکتی یا یه چیزی ازش دیدم که نسبت بهش سرد میشم....دیگه بودن یا داشتنش برام مهم نیست.....می فهمم که یا دوسش نداشتم واقعا یا اینکه خیلی این دوست داشتن کمرنگ بوده....ادم وقتی چیزیو یا کسیو واقعا دوست داشته باشه حتی اگه طرف کاریم کنه که ازش متنفر بشه بازم دوسش داره....چون تنفرم یه حسه.....چون دوسش داره نمی تونه از کاری که کرده چشم پوشی کنه....چون اون براش بت بوده و انتظار این کارو ازش نداشته......به نظر من دوست داشتنم درجه بندی داره!

*Hadis_71*
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۴۲ بعد از ظهر
.......:-2-39-:

دختر اردیبهشت
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۴۷ بعد از ظهر
من فکر میکنم اگه کسیو دوست داشته باشی راحت می تونی بفهمی...بالاخره یا نگرانش میشی یا زود به زود دوست دای ببینیش یا یجور احساس مسئولیت نسبت بهش داری...اگه هم کسی تو رو دوست داشته باشه بازم همینطور...با رفتاراش ناخوداگاه بهت می فهمونه که میخوادت!!حله دادا بهروز؟؟
راستی واسه منم پیش اومده!!!با رفتاراش مظورشو فهمیدم...:mrgreen:

- REZA -
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۵۱ بعد از ظهر
با تست دوست داشتن...........:-2-31-:

باران 69
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۶:۳۱ بعد از ظهر
ببین بهروز جان من خودم به شخصه تاوان سنگینی دادم برای اینکه بفهمم واقعاً طرفم رو دوست دارم ... وقتی اونو توی زندگیم داشتم حس می کردم حسم نسبت بهش فقط یه عادته که به محض تموم شدن اون رابطه و ندیدنش دود می شه و می ره هوا ... اما بعد از تموم شدن رابطه تازه فهمیدم چقدر دوسش داشتم و نفس کشیدنم بدون اون برام سخته ... من خودم به شخصه تا وقتی که داخل رابطه نبودم حس می کردم دوسش دارم اما وارد رابطه که شدم شک کردم و وقتی دوباره از رابطه خارج شدم تازه فهمیدم احساسم نسبت به طرفم حتی از روز اول هم گرم تر و آتیشی تر شده بوده ... آدم هیچ وقت نباید به احساس خودش شک کنه ... اگه کرد جدایی که به وجود خواهد اومد حالیش می کنه که چه اشتباه بزرگی کرده ...
این از این ...
اما در مورد اینکه چه جوری بفهمی یکیو دوست داری ...
انجور مواقع تصور کردن طرفت کنار یه نفر دیگه مرگ آوره ... ببین شاید نسبت به یه نفرم که حس کمی داری این حسو تجربه کنی اما باید بدونی که کمی متفاوته ... چون وقتی خیلی دوسش داری حتی تصورش دیوونه ات می کنه ... خیلی شدید تر از یه حس معمولیه ... یا اینکه زود دلت براش تنگ می شه و هر بار قبل از دیدنش قلبت اینقدر تند تند می زنه که انگار می خواد بیفته توی پاچه ات ... قبل از دیدنش بدنت یخ می زنه اما تا می بینیش داغ می شی ... دوس داری جلوی اون همیشه عالی ترین باشی ... و خیلی چیزای دیگه که الان به ذهنم نمی رسه .... امیدوارم حرفام کمک هر چند کوچیکی بهت کرده باشه ...
یا علی

behrooz69
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۶:۳۲ بعد از ظهر
اوووووم مقیاس داره......چون تا حالا خیلی برام پیش اومده که کسی یا چیزیو فکر می کردم دوست دارم....می خوام تا اخر عمرم داشته باشمش....اما بعد از یه مدت یه حرکتی یا یه چیزی ازش دیدم که نسبت بهش سرد میشم....دیگه بودن یا داشتنش برام مهم نیست.....می فهمم که یا دوسش نداشتم واقعا یا اینکه خیلی این دوست داشتن کمرنگ بوده....ادم وقتی چیزیو یا کسیو واقعا دوست داشته باشه حتی اگه طرف کاریم کنه که ازش متنفر بشه بازم دوسش داره....چون تنفرم یه حسه.....چون دوسش داره نمی تونه از کاری که کرده چشم پوشی کنه....چون اون براش بت بوده و انتظار این کارو ازش نداشته......به نظر من دوست داشتنم درجه بندی داره!
کاملا حرفاتو قبول دارم...کامل کامل....درست میگی....
من فکر میکنم اگه کسیو دوست داشته باشی راحت می تونی بفهمی...بالاخره یا نگرانش میشی یا زود به زود دوست دای ببینیش یا یجور احساس مسئولیت نسبت بهش داری...اگه هم کسی تو رو دوست داشته باشه بازم همینطور...با رفتاراش ناخوداگاه بهت می فهمونه که میخوادت!!حله دادا بهروز؟؟
راستی واسه منم پیش اومده!!!با رفتاراش مظورشو فهمیدم...:mrgreen:
بنظرت از کجا باید فهمید این زود به زود دوست داشتن واسه دیدن عادته یا حس واقعی؟.....من مشکلم تو عمق دوست داشتنه...اینکه چطور بفهمی حست درسته آبجی الناز.......میگی واست پیش اومده خوب با جزیاات بیشتری بگو...مثلا از چه رفتاراییش؟
وقتی کسی دوست داری قلبت تند میزنه واسترس داری
این استرس تو ایران یکم سخته فهمیدن دلیلش!.....تو جامعه ما چون بیشتر رابطبه ها یواشکیه و دور از چشم بقیه سخته بهمی استرست مربوط به خودشه یا موارد دیگه.....قبول نداری؟
با تست دوست داشتن...........:-2-31-:
تستشو به ما هم معرفی کن خب!

behrooz69
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۶:۳۵ بعد از ظهر
ببین بهروز جان من خودم به شخصه تاوان سنگینی دادم برای اینکه بفهمم واقعاً طرفم رو دوست دارم ... وقتی اونو توی زندگیم داشتم حس می کردم حسم نسبت بهش فقط یه عادته که به محض تموم شدن اون رابطه و ندیدنش دود می شه و می ره هوا ... اما بعد از تموم شدن رابطه تازه فهمیدم چقدر دوسش داشتم و نفس کشیدنم بدون اون برام سخته ... من خودم به شخصه تا وقتی که داخل رابطه نبودم حس می کردم دوسش دارم اما وارد رابطه که شدم شک کردم و وقتی دوباره از رابطه خارج شدم تازه فهمیدم احساسم نسبت به طرفم حتی از روز اول هم گرم تر و آتیشی تر شده بوده ... آدم هیچ وقت نباید به احساس خودش شک کنه ... اگه کرد جدایی که به وجود خواهد اومد حالیش می کنه که چه اشتباه بزرگی کرده ...
نمیدونم....شاید حق با تو باشه.....البته این که یه اصله که ما آدما مخصوصا باز ایرانیا تا چیزی رو از دست ندیم نمیفهمیم چقدر دوسش داشتیم ولی اون موقع واسم دیره....میگی الان چجوری بفهمم....یعنی به حسی که دارم اعتماد داشته باشم و مطمعن باشم دوست داشتنه؟....مطمعن باشم اونم دوسم داره؟!

yalda.angel
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۰۵ بعد از ظهر
دوست داشتن با عشق فرق میکنه توی دنیای ما عشق واقعی وجود نداره یا خیلی خیلی کم هست اون عشقه که توی یه نگاه به وجود میاد و از همون اول به درجه نهایی میرسه امیدوارم منظورم رو بفهمین...اما دوست داشتن ممکنه از یه نگاه ساده یا حرف های معمولی یا تی رابطه هایی که واسه سرگرم کردن بهشون نگاه میکنیم بوجود بیاد مهمترین چیزی که میتونه نشون بده که باید با یه نفر به مراتب بالای دوست داشتن برسی اینه که در درجه ی اول بتونی بهش اعتماد کنی یعنی مثلا در یه رابطه ی دوستی ساده بتونی باور کنی که توی ساعاتی که با هم نیستین اون با یکی دیگه نیست شک دوست داشتن رو کم رنگ میکنه یا حتی از بین میبره اگر حس میکنی که حتی یک درصد هم شک نداری و میدونی ک ته دلت وقتی نمیبینیش حتی یکم دلتنگش میشی سعی کن بهش بفهمونی که دوستش داری

.:ALONE:.
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۰۸ بعد از ظهر
خود من بدجوری فکرم درگیره اینه و نمیدونم از کجا بفهمم دوست داشتنه واقعیه یا عادت.........
با اینکه 6 ماه میشه دیگه ندیدمش.....

you &i
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۱۲ بعد از ظهر
ممنون.....ازین که در تجربیات خودت ما رو هم شریک کردی.....خیلی ممنون.....میخوام فقط اینو بدونم که آیا این محبت از جانب طرف مقابل اگه از جانب مثلا چندین نفر باشه چطور بدونی کدوم بهتره واسه تو.....شاید همشونم دوست داشته باشن...اما تو حس خودت چی؟.....محبت نباید دوطرفه باشه؟.......نباید با هم پیشرفت کنه؟

کاملا باهات موافقم مشکله ما ازاین جا شروع میشه که نمیدونیم حسی که داریم دو طرفس یا نه......سوال اولتو باید بگم وقتی افرادی هستن که دوست دارن و تو میخوای بدونی کدوم بهتره برای تو البته اینو طبق یکی از اشناهامون که روانشناسه میگم باید ببینی به کدوم از اون حست قویتره خصوصیاتش با تو جورتره ببین میدونم این عاشق شدن تو یه نگاه نیست ولی از نظر من خیلی ازاین عشقا ابلهانست ببخشید من اصلا قصد توهین ندارم چون خودم تجربه کردم میگم..بعد میتونه با اون شخصی که از همه نظر بهت نزدیکه این احساس پیشرفت کنه....البته این نظر منه دوست عزیز:-2-40-:

شونیز
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۱۲ بعد از ظهر
[سلام
منم مثل شمام نمیدونم چیکارکنم که از لاک تنهایی هام بیرون بیام دیگه خسته شدم
اگه راهی پیداشد خبرم کن
مرسی

behrooz69
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۱۳ بعد از ظهر
دوست داشتن با عشق فرق میکنه توی دنیای ما عشق واقعی وجود نداره یا خیلی خیلی کم هست اون عشقه که توی یه نگاه به وجود میاد و از همون اول به درجه نهایی میرسه امیدوارم منظورم رو بفهمین...اما دوست داشتن ممکنه از یه نگاه ساده یا حرف های معمولی یا تی رابطه هایی که واسه سرگرم کردن بهشون نگاه میکنیم بوجود بیاد مهمترین چیزی که میتونه نشون بده که باید با یه نفر به مراتب بالای دوست داشتن برسی اینه که در درجه ی اول بتونی بهش اعتماد کنی یعنی مثلا در یه رابطه ی دوستی ساده بتونی باور کنی که توی ساعاتی که با هم نیستین اون با یکی دیگه نیست شک دوست داشتن رو کم رنگ میکنه یا حتی از بین میبره اگر حس میکنی که حتی یک درصد هم شک نداری و میدونی ک ته دلت وقتی نمیبینیش حتی یکم دلتنگش میشی سعی کن بهش بفهمونی که دوستش داری
مرسی یلدا جون که جواب دادی:-2-40-:
آره صددرصد دوست داشتن با عشق فرق میکنه صددرصد قیول دارم...اما مصطلح شده دیگه الان.....
بهش اعتماد دارم 100%.....واقعا با تمام وجود اعتماد دارم بهش....فکر میکنم و امیدوارم که حس اونم همینطوری باشه......دلتنگشم میشم خیلی زیاد......ولی خوب این چطوری میشه تمایزشو با عادت یا حسای دیگه تشخیص داد به نظرت؟.....سوال من این قسمتشه بیشتر.......ممنون:-2-40-:
خود من بدجوری فکرم درگیره اینه و نمیدونم از کجا بفهمم دوست داشتنه واقعیه یا عادت.........
با اینکه 6 ماه میشه دیگه ندیدمش.....

همین.....دقیقا....یه سوالی که پیش میاد اینه که اگه مثلا یه مدت ازش دور بودی دوست داشتنه هنوز موند معنیش اینه عادت نبوده؟......من خودم با این حرف مخالفم.....من میگم این معیار اصلا خوبی نیست...اصلا.....خوشحال میشم نظر تو و بقیه رو هم بدونم:-2-40-:

yalda.angel
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۱۵ بعد از ظهر
اینم از ماجرای من:
من توی خوابگه نیستم با دو تا از دوستام خونه گرفتیم یکی از دوستای من فوق العاده دختر احساساتی و مهربونی بود بعد از یه مدت با یکی از پسرای دانشکده دوست شد حدود سه ماهی با هم دوست شدن تا اینکه یه هفته ای دوست من هرچی که بهش زنگ میزد اون جواب نمیداد یا یه جوری میپیچوندش این دوست من هم خیلی ناراحت بود همه ی ما فکر میکردیم اینا عاشق همدیگه هستن حتی پیشنهاد ازدواج هم داده بود دوستم تصمیم گرفت که امتحانش کنه یکی از بچه ها ی سبک دانشکده رو فرستاد جلو و گفت نهایت سعیت رو بکن بعد از دو هفته دیگه نه از اون پسر خبری شد نه اون دختر یه روز بی هوا رفتیم خونه پسره دیدیم صدا نمیاد اروم رفتیم تو که ...دیدیدم
سعی کن تو رابطت خیلی وابسته نشی یا مطمئن شی که تا اخر باهات میمونه چون سرنوشتت بهتر از دوست من نمیشه
من هم اوایل خیلی احساساتی بودم اما الان...مه نیست به خاطره همینه که تجربم زیاده.خوشحال میشم که بتونم کمکت کنم

oooshiva
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۱۵ بعد از ظهر
اگه بتونی یکیو بیشتراز خودت دوس داشته باشی و آسایش اونو به آسایش خودت ترجیح بدی شاید خل شدی:mrgreen:

behrooz69
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۱۹ بعد از ظهر
کاملا باهات موافقم مشکله ما ازاین جا شروع میشه که نمیدونیم حسی که داریم دو طرفس یا نه......سوال اولتو باید بگم وقتی افرادی هستن که دوست دارن و تو میخوای بدونی کدوم بهتره برای تو البته اینو طبق یکی از اشناهامون که روانشناسه میگم باید ببینی به کدوم از اون حست قویتره خصوصیاتش با تو جورتره ببین میدونم این عاشق شدن تو یه نگاه نیست ولی از نظر من خیلی ازاین عشقا ابلهانست ببخشید من اصلا قصد توهین ندارم چون خودم تجربه کردم میگم..بعد میتونه با اون شخصی که از همه نظر بهت نزدیکه این احساس پیشرفت کنه....البته این نظر منه دوست عزیز:-2-40-:
قبول دارم.....ببین من درست متوجه شدم؟....منظورت اینه که اول با شرایط و عقل ببینیم آیا به طرف میخوریم یا نه بعدش انتخابو بر مبنای عقل که انجام دادیم بذاریم حسمون بیشتر شه اره؟......خوب فرض کن طرف کاملا از لحاظ خونوادگی و باقی چیزا بمن میخوره اما تو ایران که اینطور رابطه ها پنهونیه میشه واقعا ناخت داشت از خونواده و این مسائل طرف تو دوستی؟......به نظرت چزور میتونی بفهمی که اینده ای داره؟.....و آیا اصلا این مهمه؟..... چقدر خود اون طرف مهمه و چقدر این مسائل؟......چقدر باید معیاراتو شخصی کنی؟.....امیدوارم منظورمو خوب رسونده باشم:-2-40-:
[سلام
منم مثل شمام نمیدونم چیکارکنم که از لاک تنهایی هام بیرون بیام دیگه خسته شدم
اگه راهی پیداشد خبرم کن
مرسی
منون ازین که تو بحث ما شرکت کردی....
راه اینکه بحث به نتیجه برسه اما اینه که هرکسی نظرشو حتی ابتدایی دقیق و با حوصله بگه......کلی حرف زدن دردی دوا نمیکنه.....اینکه میگی مثل من فکر میکنی و مشکل منو داری رو باز تر از زبون خودت شرح بده شاید دریچه جدیدی باز شد....مرسی:-2-40-:

yalda.angel
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۲۰ بعد از ظهر
وقتی به یه نر عادت میکنی هر لحظه دلت براش تنگ نمیشه شلید اگه یکی دو روز نبینیش خیلی هم دلتنگش بشی اما با یک ساعت و ...دلتگی سراغت نمیاد اما وقتی دوستش داری خداحافظی برات سخته تا باهاش خداحافظی میکنی حس میکنی هر ثانیه به اندازه یه قرن میگذره خیلی راحت میشه فرق بین عادت و دوست داشتن رو فهمید اگر دختره تا حالا روش غیرت داشتی؟!
ببخشید فوضولی میکنم اما میخولم کمکت کنم

mahtab soltani
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۲۳ بعد از ظهر
اقا منم همیشه همین مشکل رو دارم مررررررررررررررسی بهروز که این موضوع رو مطرح کردی منم همش فکر میکنم 1نفر رو دوس دارم اما احساسم عوض میشه اما فکر کنم ادم اگه 1نفرو دوست داشته باشه براش هرکاری میکنه.

*RaHa2*
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۲۵ بعد از ظهر
بايد دقيق باشی و خوب فکر کنی! ما آدمها موجودات پيچيده ای هستيم! شايد جسم انسان سالها پيش شناخته شده و زوايای اون برای ما روشنه!اما روح انسان چی؟می دونم که عشق یه جور اعتیاده.اعتیاد به دوست داشتن! و دوست داشتن هم یه جور اعتیاده،اعتیاد به عشق ورزیدن.شاید نشه انها رو از هم تفکیک کرد!من حس ميکنم:«وقتی چيزی يا کسی رو با روح خودم نزدیک می بینم،اول دوستش دارم،بعد بهش عادت ميکنم! و بعد عاشق اون خواهم بود!» نمی دونم حداقل تونستم روح خودم رو درست درک کنم يا ؟جدا کردن این سه حس از هم،کار خیلی مشکلیه........

tala bala
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۲۹ بعد از ظهر
عجب سوالی پرسیدی بهروز .
منم هنوز عشق رو تجربه نکردم .
چهارسال به کسی علاقه مند بودم با نفسش نفس میکشیدم . ولی تازه مدتیه فهمیدم همونم هوس بوده و دیگه اصلا حتی حاضر نیستم یک لحظه هم ببینمش . واقعا عشق چه حسی داره ؟

behrooz69
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۲۹ بعد از ظهر
اینم از ماجرای من:
من توی خوابگه نیستم با دو تا از دوستام خونه گرفتیم یکی از دوستای من فوق العاده دختر احساساتی و مهربونی بود بعد از یه مدت با یکی از پسرای دانشکده دوست شد حدود سه ماهی با هم دوست شدن تا اینکه یه هفته ای دوست من هرچی که بهش زنگ میزد اون جواب نمیداد یا یه جوری میپیچوندش این دوست من هم خیلی ناراحت بود همه ی ما فکر میکردیم اینا عاشق همدیگه هستن حتی پیشنهاد ازدواج هم داده بود دوستم تصمیم گرفت که امتحانش کنه یکی از بچه ها ی سبک دانشکده رو فرستاد جلو و گفت نهایت سعیت رو بکن بعد از دو هفته دیگه نه از اون پسر خبری شد نه اون دختر یه روز بی هوا رفتیم خونه پسره دیدیم صدا نمیاد اروم رفتیم تو که ...دیدیدم
سعی کن تو رابطت خیلی وابسته نشی یا مطمئن شی که تا اخر باهات میمونه چون سرنوشتت بهتر از دوست من نمیشه
من هم اوایل خیلی احساساتی بودم اما الان...مه نیست به خاطره همینه که تجربم زیاده.خوشحال میشم که بتونم کمکت کنم
بازم مرسی یلدا جون......اینکه میبینم فعال تو بحث شرکت میکنی خیلی دلگرمم میکنه:-2-40-:
داستان جالب و در عین حال غم انگیزی بود که به عقیده من این روزا متاسفانه خیلی اتفاق میوفته.......امثال این پسرم هستن که باعث میشن که بقیه هم نتونن به کسی که دوست دارن اعتماد کننن حتی اگه خیلی خوب باشه.....
ولی این حرفو اصلا قبول ندارم که اول ببین تا آخر باهات میمونه بعد برو جلو....من خودم اهل ریسکم ...حتی اگه داغون بشم این وسط اما من معتقدم جیزای خوب بدون ریسک بدست نمیاد...این ریسک باید عقلانی باشه قبول دارم مثل توضیحی که تو کامنت دیگه ام دادم....مثلا از لحاظ خونوادگی و شرایط زیاد از هم دور نباشین....و این مسائل اما به نظر من که شاید البته رویایی باشه این فکرم تا همه چیزتو از دست ندی نمیتونی کسی رو پیدا کنی که همه پیزت باشه.......میدونی امثال من یکم شاید زیاد میخوایم اما ما ازین دنیا فقط ینفرو میخوایم که بدونیم عاشقانه دوسش داریم و اونم عاشقانه ما رو میخواد...نمیگم مثل تو قصه ها....ولی خیلی بخوایم همو....باور کن اگه هیچی دیگه نداشته باشیم تو زندگی واسمون مهم نیست.....شاید بگی اقتضای سنمونه....نمیدونم شاید حق با تو و خیلیای دیگه که اینو میگن باشه...اما همونا همیشه لااقل به من گفتن تو حداقل 7-8 سال از سنت عقلت بزرگتره...رویایی فکر نمیکنم اما من یه حس معمولی نمیخوام... نمیدونم میفهمی چی میگم یا نه.......
اگه بتونی یکیو بیشتراز خودت دوس داشته باشی و آسایش اونو به آسایش خودت ترجیح بدی شاید خل شدی:mrgreen:
نمیدونم.....دیووونه که همیشه بودم!>....ولی اگه کامنت منو راجع به برخوردم با باقی دوستام بخونی میبینی که من اسایش خیلیا رو به اسایش خودم ترجیح میدم......

yalda.angel
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۳۸ بعد از ظهر
اره میفهمم چی میگی ما توی فلسفه میگیم به دست اوردن هر چیز با ارزش دقیقا برابر با از دست دادن ده تا چیز بارزش تره شاید عشقی که تو میخوای به دستش بیاری مساوی با از دست دان کل خونوادت یا حتی دوستات و ....بشه من تو رو نمیشناسم اما ادمایی مثل تو رو زیاد دیدم میتونی از دست دادن با ارزش ترین چیز ها یا افرادی رو که داری تحمل کنی؟
میدونم خیلی فوضولم ببخشید

frokni
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۴۴ بعد از ظهر
یه حسه ارامشی که با اون تجربه می کنی یه لبخند از ته دلت. شادیو عشقی که تمامه لحظه هاتو پر می کنه. یه تکیه گاه محکم یا یه دلخوشی خیلی عالی وقتی که اونو در کنارت داری.

یه زمانی نمی دونم چی میشه یهو خودت با تمومه وجودت از خدا تشکر میکنی به خاطر اینکه اونو در کنارت داری. خیلی ناخواسته تمومه وجودت حسه قشنگه ارامشو درک می کنه که اگه بدترین اتفاقم برات بیفته بازم تو ارومی.

من این حسو سه ساله پیش تجربه کردم و دیگه هم نمی دونم که این حسو تجربه می کنم یا نه. خیلی شیرین بود. نمی دونم این حس اسمش چی هست ولی هر چی بود خیلی با ارزش بود.

ممنونم از سوال قشنگت

behrooz69
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۴۶ بعد از ظهر
وقتی به یه نفر عادت میکنی هر لحظه دلت براش تنگ نمیشه شلید اگه یکی دو روز نبینیش خیلی هم دلتنگش بشی اما با یک ساعت و ...دلتگی سراغت نمیاد اما وقتی دوستش داری خداحافظی برات سخته تا باهاش خداحافظی میکنی حس میکنی هر ثانیه به اندازه یه قرن میگذره خیلی راحت میشه فرق بین عادت و دوست داشتن رو فهمید اگر دختره تا حالا روش غیرت داشتی؟!
ببخشید فوضولی میکنم اما میخولم کمکت کنم
این که میگی دقیقا همینطوریه....همون لحظه ای که جدا میشی دلت تنگ یشه....میدونم الان دارم از ظرف خیلیا حرف میزنم واسه همین فعل جمع بکار میبرم خیلی وقتا......آره خب.....ولی موقعیتی زیاد پیش نیومده...من کلا بشدت غیریتم...دوست ندارم باشم اما دست خودم نیست.....
اقا منم همیشه همین مشکل رو دارم مررررررررررررررسی بهروز که این موضوع رو مطرح کردی منم همش فکر میکنم 1نفر رو دوس دارم اما احساسم عوض میشه اما فکر کنم ادم اگه 1نفرو دوست داشته باشه براش هرکاری میکنه.
خواهش میکنم......پس تاپیک رو به دوستاتم معرفی کن من دلم روشنه شاید به یه نتیجه ای رسیدیم......خوشحال میشم اگه بیشتر و دقیق تر بگی حسی که تجربه کردی....خیلی کمک میکنه......

بايد دقيق باشی و خوب فکر کنی! ما آدمها موجودات پيچيده ای هستيم! شايد جسم انسان سالها پيش شناخته شده و زوايای اون برای ما روشنه!اما روح انسان چی؟می دونم که عشق یه جور اعتیاده.اعتیاد به دوست داشتن! و دوست داشتن هم یه جور اعتیاده،اعتیاد به عشق ورزیدن.شاید نشه انها رو از هم تفکیک کرد!من حس ميکنم:«وقتی چيزی يا کسی رو با روح خودم نزدیک می بینم،اول دوستش دارم،بعد بهش عادت ميکنم! و بعد عاشق اون خواهم بود!» نمی دونم حداقل تونستم روح خودم رو درست درک کنم يا ؟جدا کردن این سه حس از هم،کار خیلی مشکلیه........
این حرفی که زدی رو صددرصد موافقم....این بحث روح و جسمو لااقل خودم هزار بار این جمله رو گفتم.....خیلی زیاد به روانشناسی علاقه مندم......و کاملا با حرف آخرت موافقم.......مگه اینکه بچه ها اینجا موفق بشن خلافشو بهم ثابت کنن......
عجب سوالی پرسیدی بهروز .
منم هنوز عشق رو تجربه نکردم .
چهارسال به کسی علاقه مند بودم با نفسش نفس میکشیدم . ولی تازه مدتیه فهمیدم همونم هوس بوده و دیگه اصلا حتی حاضر نیستم یک لحظه هم ببینمش . واقعا عشق چه حسی داره ؟

میشه برامون بیشتر بگی......چی شد فکر میکردی عاشقی؟اون زمان چه حسی داشتی؟.....الان چی؟....دقیق تر...فرض کن میخوای حستو توصیف کنی با کلمات الان و اونموقع رو....چی میگفتی......

اره میفهمم چی میگی ما توی فلسفه میگیم به دست اوردن هر چیز با ارزش دقیقا برابر با از دست دادن ده تا چیز بارزش تره شاید عشقی که تو میخوای به دستش بیاری مساوی با از دست دان کل خونوادت یا حتی دوستات و ....بشه من تو رو نمیشناسم اما ادمایی مثل تو رو زیاد دیدم میتونی از دست دادن با ارزش ترین چیز ها یا افرادی رو که داری تحمل کنی؟
میدونم خیلی فوضولم ببخشید
نه خواهش میکنم....اصلا فضولی نیست......اتفاقا من خیلی هم خوشحال میشم.......دوست دارم به نتیجه برسیم....اینی که من میگم مشکل خیلیاست......من یکی حاضرم....آره

kimia1996
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۴۷ بعد از ظهر
میدونی؟
دوست داشتن حس قشنگیه.
اینکه با حضور اون تپش قلبت بالا میره.
نباشه احساس خستگی میکنی.احساس میکنی حوصله هیچ کس رو نداری.
اگه نزدیکت باشه بدون اینکه بدونی اونجاست ناخوداگاه احساس ارامش میکنی.
اینا احساسیه که به من دست میده.
امیدوارم تونسته باشم کمکت بکنم.

yalda.angel
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۵۰ بعد از ظهر
همچین کسی رو تو زندگیت داشتی؟یعنی شده با همه ی وجودت کسی رو بخوای؟

*RaHa2*
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۵۳ بعد از ظهر
بايد بگم عشق مدت داره! تاريخ مصرف داره. سرمنشا عشق دو انسان به هم كشش و جاذبه هاي ظاهريه كه با برآورده شدن اون براي مدت طولاني عادت و روزمرگي پيش مياد و كم كم فروكش مي كنه. به خاطر همينه كه خيلي ها ميگن با اوني كه عاشقشي ازدواج نكن چون هيچ ضمانتي به دوام اون زندگي نيست.
ولي دوست داشتن! فكر كنم ديگه همه اين جمله شريعتي رو كه پشت هر كارت تبريكي نوشته ميشه رو خوندن كه ميگه دوست داشتن از عشق برتره: و اون به خاطر اينكه دوست داشتن زمان و مكان پذير نيست. حتما براي شماهم پيش اومده كه ببينيد يه شخصي يه آدمي رو كه اصلا قيافه و ظاهر خوبي نداره خيلي خيلي دوست داره و اغلب با خودتون ميگين: آخه فلاني چي داره كه فلاني عاشقش شده؟ در حاليكه دوست داشتن اصلا به قيافه، ظاهر، دلبري و طنازي و خوش تيپي ربطي نداره (البته منكر اين هم نيستم كه جاذبه هاي ظاهري سرمنشا هم عشق و هم دوست داشتنه ولي براي دوست داشتن كافي نيست
چيزي كه دوست داشتن رو از عشق متمايز مي كنه شناخته! خيلي امكانها وجود داره. مثلا ممكنه عشق با گذشت زمان و با بدست آوردن شناخت نسبت به شخص مقابل به دوست داشتن تبديل بشه كه بهترين نوع عشقه. ممكنه از همون اول دو نفر كم كم و طي برخوردهايي كه با هم دارن همديگه رو بشناسن و احساس كنن كه همديگر رو دوست دارن.يا ممكنه اون عشق اوليه اصلا به دوست داشتن هم بدل نشه و كم كم فروكش كنه و از بين بره. اگه يه آدم رو احساسات خودش كنترل داشته باشه خيلي راحت مي تونه از كور و كر شدن خودش جلوگيري كنه و خيلي راحت دوست بداره و دوست داشته بشه.تنها كافيه خودش باشه و براي كسي فيلم بازي نكنه.
يه چيزي هم راجع به عادت نوشته بودي. هر كسي خواه نا خواه وقتي مدت زيادي با كسي زندگي كنه بهش عادت ميكنه و بعد از اون خيلي سخته تشخيص بين اينكه واقعا طرف رو دوست داره يا فقط بهش عادت كرده؟ البته عادت كردن و در عين حال دوست داشتن در نوع خودش چيزه بدي نيست ....

you &i
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۹:۱۳ بعد از ظهر
ببخش من کاملا متوجه نشدم....

yalda.angel
۶ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۴۴ بعد از ظهر
بايد بگم عشق مدت داره! تاريخ مصرف داره. سرمنشا عشق دو انسان به هم كشش و جاذبه هاي ظاهريه كه با برآورده شدن اون براي مدت طولاني عادت و روزمرگي پيش مياد و كم كم فروكش مي كنه. به خاطر همينه كه خيلي ها ميگن با اوني كه عاشقشي ازدواج نكن چون هيچ ضمانتي به دوام اون زندگي نيست.
ولي دوست داشتن! فكر كنم ديگه همه اين جمله شريعتي رو كه پشت هر كارت تبريكي نوشته ميشه رو خوندن كه ميگه دوست داشتن از عشق برتره (جمله اي هم كه من براي كارت عروسيم انتخاب كرده بودم همين بود : ) ) و اون به خاطر اينكه دوست داشتن زمان و مكان پذير نيست. حتما براي شماهم پيش اومده كه ببينيد يه شخصي يه آدمي رو كه اصلا قيافه و ظاهر خوبي نداره خيلي خيلي دوست داره و اغلب با خودتون ميگين: آخه فلاني چي داره كه فلاني عاشقش شده؟ در حاليكه دوست داشتن اصلا به قيافه، ظاهر، دلبري و طنازي و خوش تيپي ربطي نداره (البته منكر اين هم نيستم كه جاذبه هاي ظاهري سرمنشا هم عشق و هم دوست داشتنه ولي براي دوست داشتن كافي نيست
چيزي كه دوست داشتن رو از عشق متمايز مي كنه شناخته! خيلي امكانها وجود داره. مثلا ممكنه عشق با گذشت زمان و با بدست آوردن شناخت نسبت به شخص مقابل به دوست داشتن تبديل بشه كه بهترين نوع عشقه. ممكنه از همون اول دو نفر كم كم و طي برخوردهايي كه با هم دارن همديگه رو بشناسن و احساس كنن كه همديگر رو دوست دارن.يا ممكنه اون عشق اوليه اصلا به دوست داشتن هم بدل نشه و كم كم فروكش كنه و از بين بره. اگه يه آدم رو احساسات خودش كنترل داشته باشه خيلي راحت مي تونه از كور و كر شدن خودش جلوگيري كنه و خيلي راحت دوست بداره و دوست داشته بشه.تنها كافيه خودش باشه و براي كسي فيلم بازي نكنه.
يه چيزي هم راجع به عادت نوشته بودي. هر كسي خواه نا خواه وقتي مدت زيادي با كسي زندگي كنه بهش عادت ميكنه و بعد از اون خيلي سخته تشخيص بين اينكه واقعا طرف رو دوست داره يا فقط بهش عادت كرده؟ البته عادت كردن و در عين حال دوست داشتن در نوع خودش چيزه بدي نيست ....
اره رها جون واقعا عشق تاریخ مصرف داره همونجوری که اتیشش تنده به همون سرعت هم یخ میکنه

behrooz69
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۱۲:۲۰ قبل از ظهر
یه حسه ارامشی که با اون تجربه می کنی یه لبخند از ته دلت. شادیو عشقی که تمامه لحظه هاتو پر می کنه. یه تکیه گاه محکم یا یه دلخوشی خیلی عالی وقتی که اونو در کنارت داری.

یه زمانی نمی دونم چی میشه یهو خودت با تمومه وجودت از خدا تشکر میکنی به خاطر اینکه اونو در کنارت داری. خیلی ناخواسته تمومه وجودت حسه قشنگه ارامشو درک می کنه که اگه بدترین اتفاقم برات بیفته بازم تو ارومی.

من این حسو سه ساله پیش تجربه کردم و دیگه هم نمی دونم که این حسو تجربه می کنم یا نه. خیلی شیرین بود. نمی دونم این حس اسمش چی هست ولی هر چی بود خیلی با ارزش بود.

ممنونم از سوال قشنگت
اولا مرسی ازینکه جواب دادی....من اگه سوالم قشنگ بود تو جوابت خیلی قشنگ تر بود:-2-40-:
خیلی برام جالبه اینی که میگی.....دوست دارم بدونم این حس چقدر طول کشید؟بعدا فروکش کرد؟....یا نه هنوزم اون حس رو داری بهش؟...اگه اره چرا فروکش کرد؟
آره گاهی واقعا شده خدا رو شکر کنم......این حس تو خیلیا پیش میاد فکر کنم....مرسی از احساس بی آلایشت....:-2-40-:
میدونی؟
دوست داشتن حس قشنگیه.
اینکه با حضور اون تپش قلبت بالا میره.
نباشه احساس خستگی میکنی.احساس میکنی حوصله هیچ کس رو نداری.
اگه نزدیکت باشه بدون اینکه بدونی اونجاست ناخوداگاه احساس ارامش میکنی.
اینا احساسیه که به من دست میده.
امیدوارم تونسته باشم کمکت بکنم.
معلومه که کمک میکنی کیمیا جان...مرسی:-2-40-:
اینایی که میگی دارم.....بجز اون احساس ارامشه...البته احتمال زیاد علتش شرایط محیط نامناسبه......
مرسی:-2-40-:
همچین کسی رو تو زندگیت داشتی؟یعنی شده با همه ی وجودت کسی رو بخوای؟
نمیدونم....اگه میدونستم خواستن یعنی چی که نمیچرسیدم این سوالو.....خب میخوام باهاش باشم تمام تک تک لحظاتمو....اما از کجا میشه مطمعن بود این حس 10 سال دیگه هم همینه؟
بايد بگم عشق مدت داره! تاريخ مصرف داره. سرمنشا عشق دو انسان به هم كشش و جاذبه هاي ظاهريه كه با برآورده شدن اون براي مدت طولاني عادت و روزمرگي پيش مياد و كم كم فروكش مي كنه. به خاطر همينه كه خيلي ها ميگن با اوني كه عاشقشي ازدواج نكن چون هيچ ضمانتي به دوام اون زندگي نيست.
ولي دوست داشتن! فكر كنم ديگه همه اين جمله شريعتي رو كه پشت هر كارت تبريكي نوشته ميشه رو خوندن كه ميگه دوست داشتن از عشق برتره (جمله اي هم كه من براي كارت عروسيم انتخاب كرده بودم همين بود : ) ) و اون به خاطر اينكه دوست داشتن زمان و مكان پذير نيست. حتما براي شماهم پيش اومده كه ببينيد يه شخصي يه آدمي رو كه اصلا قيافه و ظاهر خوبي نداره خيلي خيلي دوست داره و اغلب با خودتون ميگين: آخه فلاني چي داره كه فلاني عاشقش شده؟ در حاليكه دوست داشتن اصلا به قيافه، ظاهر، دلبري و طنازي و خوش تيپي ربطي نداره (البته منكر اين هم نيستم كه جاذبه هاي ظاهري سرمنشا هم عشق و هم دوست داشتنه ولي براي دوست داشتن كافي نيست
چيزي كه دوست داشتن رو از عشق متمايز مي كنه شناخته! خيلي امكانها وجود داره. مثلا ممكنه عشق با گذشت زمان و با بدست آوردن شناخت نسبت به شخص مقابل به دوست داشتن تبديل بشه كه بهترين نوع عشقه. ممكنه از همون اول دو نفر كم كم و طي برخوردهايي كه با هم دارن همديگه رو بشناسن و احساس كنن كه همديگر رو دوست دارن.يا ممكنه اون عشق اوليه اصلا به دوست داشتن هم بدل نشه و كم كم فروكش كنه و از بين بره. اگه يه آدم رو احساسات خودش كنترل داشته باشه خيلي راحت مي تونه از كور و كر شدن خودش جلوگيري كنه و خيلي راحت دوست بداره و دوست داشته بشه.تنها كافيه خودش باشه و براي كسي فيلم بازي نكنه.
يه چيزي هم راجع به عادت نوشته بودي. هر كسي خواه نا خواه وقتي مدت زيادي با كسي زندگي كنه بهش عادت ميكنه و بعد از اون خيلي سخته تشخيص بين اينكه واقعا طرف رو دوست داره يا فقط بهش عادت كرده؟ البته عادت كردن و در عين حال دوست داشتن در نوع خودش چيزه بدي نيست ....

ممنون از وقتی که گذاشتی و اینا رو برامون نوشتی...یه دنیا ممنون:-2-40-:
خیلی برام ارزش داشت:-2-40-:
سوال دارم ولی طبق معمول!.....اینی که میگی درسته ولی آیا اصلا لازمه به نظرت تشخیص بدیم عادته یا دوست داشتن؟....من فقط میخوام مطمعن بشم همین حسو بعدا هم دارم و اونم همین حسو بعدا خواهد داشت چطور میشه فهمید؟

ببخش من کاملا متوجه نشدم....
خواهش میکنم.....من خودمم گیجم!:-2-40-:

AYDA alone
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۱۲:۳۷ قبل از ظهر
بعد از تشکر ازینکه لطف کردی و تو بحث شرکت کردی باید اول از آخر شروع کنم و بگم این آخری اتفاقا صددرصد در مورد من صدق میکنه!....
بعدش اینو میخوام بگم که اینایی که میگی بنظرم خیلی شدید باید باشه...اینطور نیست؟.....یعنی اگه به این حسا نرسیدی طرفتو دوست نداری؟......واسه یه چسر اگه این اتفاق نیوفته که مثلا صداش بلرزه جلو طرف واسه غرورش یا هر کدوم دیگه به نظرت این یعنی دوسش نداره؟.....نمیدونم اما به نظر من این معیار واسه همه صدق نمیکنه.......
آره خب درست میگی برای پسرا این یه مورد صدق نمیکنه احتمالا ولی خب پسر اینجوری هم دیدم!
شدید بودنش هم آره چون من با احساس خودم توضیح دادم یه زمانی شدیدا شدید بود!
:-2-40-:

frokni
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۱:۰۰ قبل از ظهر
نه هنوز به یادشم با اینکه سه سال گذشته ولی باهاش کنار اومدم.
می دونی حتی الانم که دارم ازش حرف میزنم اون ارامشو حس می کنم و امیدوارم انقدر لیاقت داشته باشم که کنار همسرمم تجربه کنم.
نمی دونم دیگران حسه منو تجربه کردند یا نه ولی اون حس اونقدر قوی بود که من تا سه چهار روز ارومه اروم بودم و تا چند روز لبخند از لبم کنار نمی رفت.
من تو سه سالی که باهاش دوست بودم شاید سه چهار دفعه این حسو تجربه کردم نمی دونم چی میشد از کجا شروع می شد ولی فقط اون لحظه به خاطر وجود خودم به خاطر وجود عزیز دوستم شروع می کردم به قربون صدقه خدا رفتن.
حتی الانم که دارم ازش حرف میزنم دستام یخ زده.
نمی دونم چی بهت بگم اگه اشکه منو امشب در نیاری خیلیه. مرسی دوست عزیز

kimia jon
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۱:۰۱ قبل از ظهر
زمونی که تونستی طرفتو خوب درک کنی بدون دوسش داری...طرف مقابل هم همینطور هرکس بیشتر تورو درک کرد بیشتر از بقیه دوست داره حتی اگه خودش اون مشکلو نداشه باشه....
برای موفقیتش تلاش کردی.برای رها شدن از مشکلاتش حتی به قیمت خطر افتادن خودت...
شایدم اینکه دلت بخواد تصورش کنی و ببینیش...یا دلت بخواد بدنی الان چیکار میکنه؟!یا اگه الان تو این موقعیت بود چیکار میکرد؟!یا نظرشو بدونی!کنجکاوی کنی خصوصیاتو علایقشو بدونی...
درباره دوست هم دانشگاهیت هم اولا تسلیت بعدش بنظرم درصد خیلی کمی بخاطر دوست داشتن بوده که تورو ناراحت کرد...احساس میکنم هم دانشگاهیت اولین فرد نزدیک بهت بوده که فوت کرده و این بیشتر تورو شوکه کرده ...و اینکه ترسیدی این بلا سر یکی از اعضاخونوادت یا دوستات بیاد...
برای اینکه بفهمی از چی لذت میبری؟بهتره هیچ وقت به این فکر نکنی که چی تورو خوشحال میکنه.بنظرم فکر کردن به این سوال و جوابش بیشتر گمراهت میکنه مثلا میدونی ادما دوست ارن برن پاریس(مثال)(و اینکه خودت در حال حاضر موقعیت رفتنو نداری)بعد با خودت فکرمیکنی که از رفتن لذت زیادی نمیبری!ولی کافیه موقعیتش پیش بیاد واسه رفتن لحظه شماری میکنی اونجا گذر زمانو حس نمیکنی دوست نداری برگردی دوس نداری به چیزی که باعث ناراحتیت میشه فکر کنیو...
درکل منظورم اینه تا موقعیتش نباشه نمیفهمی از چی دقیقا لذت میبری
امیدوارم زیادی چرتوپرت نگفته باشم دوستم:-2-41-:

drdevil
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۱۰ قبل از ظهر
دوست داشتن و جاذبه:
چهار عامل عمده ای که تعیین کننده ی کشش بین فردی هستند عبارتند از:جذابیت جسمانی،مجاورت(کنار هم بودن).آشنایی و شباهت
جذابیت جسمانی:
در اریابی های به عمل آمده طی جند دهه ی گذشته نشان میدهد که مردم دیگر عامل جذابیت جسمی را مهم تلقی نمی کنند.اما پژوهش در زمینه ی رفتار واقعی عکس این نکته را نشان میدهد.
مجاورت و آشنایی:
تماس صرف و پی در پی با پدیده ها (صدا.صوت.شکل.لمس)سبب افزایش علاقه و ترجیح در انسان میشود(همون چیزی که شما ازش به عنوان عادت نام بردی..در واقع عادت کردن خودش باعث دوست داشتن میشه..نه اینکه بگیم عادت کردیم و این دوست داشتن نیست)
شباهت:
هنجارهای اجتماعی و محدودیت های موقعیتی ما را به سمت افرادی سوق میدهد که مشابه ما هستند...از لحاظ مذهب.پوشش.فرهنگ.تحصیلات....
عشق ورزیدن و رابطه ی جنصی

عشق فقط بیش از دوست داشتن شدید است.اکثر ما افرادی را می شناسیم که بسیار دوستشان داریم.اما به ان ها عشق نمی ورزیم.و برخی از ما کشش شدیدی نسبت به کسی داشته ایم که علاقه ی خاصی نسبت به او نداشته ایم.
چرا مردم عاشق می شوند؟پاسخ به این پرسش بدیهی است.زیرا عشق احساس خوشایندی است.عشق هوس آلود یک حالت شدید هیجانی است که در آن احساسات لطیف جنصی.درد و شادی.اضطراب و آرامش و حسادت و نوع دوستی به صورتی درهم و برهم با هم هزیستی دارند.
در مقابل.عشق هم دمانه.احساسات و عواطف ما نسبت به کسی است که زندگی ما عمیقا با او عجین شده است.ویژگی های عشق هم دمانه.:
اعتماد.مراقبت.تحمل معایب.و خصایص فردی طرف مقابل و لحن عاظفی گرم و محبت آمیز است.نه هوس آتشین.با تداوم رابطه امکان بروز عواطف قوی عملا افزایش میابد.این حالت را می توان به احساس شدید تنهایی و اشتیاق دیدار دو همسر وقتی موقتا از هم دور می شند یا در فاجعه ی عاطفی در فقدان یکی از آن دو مشاهده کرد

نظریه ی سه وجهی عشق نیز آن را به سه جزو صمیمیت.هوس و تعهد تقسیم بندی میکند.
منبع:روانشناسی هیلگارد

persiangirl
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۲۷ قبل از ظهر
اگه میخوای بدونی طرف مقابلت چه حسی نسبت به تو داره کافی دقیق تو چشماش نگاه کنی.من امتحان کردم جواب داده.چشمها هیچوقت دروغ نمیگن.

settodeh
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۴۵ قبل از ظهر
به نظر من ببین چه مدت زمان این حس رو داری.؟ببین آیا واقعا زود گذره یا نه واقعا تو ذره ذره،تو سلول به سلولت نفوذ کرده؟ واسه اون کسی که دوسش داری اگه خدایی نکرده یه مشکل پیش بیاد واقعا تا کجا کمکش میکنی؟شاید به نظرت مسخره بیاد ولی به نظر من تو ذهنت یه مشکل بزرگ واسه کسی که دوسش داری درست کن!!و به عقلت رجوع کن و با خودت بگو حالا که اینجور مشکلی براش پیش اومده واقعا من تا کجا میتونم بهش کمک کنم چون خودتو نمیتونی گول بزنی.یه وقت نری تو ذهنت برای خودت مشکل تراشی کنیا.این فقط یه تصوره.البته میدونم نظر خیلی احمقانه ای بود ولی خوپ منم هرچی به ذهنم رسید برات نوشتم.همیشه موفق باشی.

behrooz69
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۱:۰۸ بعد از ظهر
نه هنوز به یادشم با اینکه سه سال گذشته ولی باهاش کنار اومدم.
می دونی حتی الانم که دارم ازش حرف میزنم اون ارامشو حس می کنم و امیدوارم انقدر لیاقت داشته باشم که کنار همسرمم تجربه کنم.
نمی دونم دیگران حسه منو تجربه کردند یا نه ولی اون حس اونقدر قوی بود که من تا سه چهار روز ارومه اروم بودم و تا چند روز لبخند از لبم کنار نمی رفت.
من تو سه سالی که باهاش دوست بودم شاید سه چهار دفعه این حسو تجربه کردم نمی دونم چی میشد از کجا شروع می شد ولی فقط اون لحظه به خاطر وجود خودم به خاطر وجود عزیز دوستم شروع می کردم به قربون صدقه خدا رفتن.
حتی الانم که دارم ازش حرف میزنم دستام یخ زده.
نمی دونم چی بهت بگم اگه اشکه منو امشب در نیاری خیلیه. مرسی دوست عزیز

اول از همه بگم اگه باعث شدم ناراحت بشی یوقت ببخشید خانومی......خیلی دوست دارم بدونم این حس من به پایداری حس تو هست یا نه....الان تو ذهنم هست و فکر میکنم هیچ وقت نخواهد شد که فراموش بشه ولی بازم از خودم میترسم نمیدونم منظورمو میفهمی یا نه.....امثال من و بچه ها که با من گفتن همدردن و من از جانب اونا هم حرف میزنم فکر میکنم بیشترین مشکلمون اینه که میترسیم از خودمون و اینکه حسمون پاسدار نباشه....به همین سادگی...ولی به همین پیچیدگی!
مرسی بابت نظر پراحساس و خیلی خیلی قشنگت:-2-40-:
زمونی که تونستی طرفتو خوب درک کنی بدون دوسش داری...طرف مقابل هم همینطور هرکس بیشتر تورو درک کرد بیشتر از بقیه دوست داره حتی اگه خودش اون مشکلو نداشه باشه....
برای موفقیتش تلاش کردی.برای رها شدن از مشکلاتش حتی به قیمت خطر افتادن خودت...
شایدم اینکه دلت بخواد تصورش کنی و ببینیش...یا دلت بخواد بدنی الان چیکار میکنه؟!یا اگه الان تو این موقعیت بود چیکار میکرد؟!یا نظرشو بدونی!کنجکاوی کنی خصوصیاتو علایقشو بدونی...
درباره دوست هم دانشگاهیت هم اولا تسلیت بعدش بنظرم درصد خیلی کمی بخاطر دوست داشتن بوده که تورو ناراحت کرد...احساس میکنم هم دانشگاهیت اولین فرد نزدیک بهت بوده که فوت کرده و این بیشتر تورو شوکه کرده ...و اینکه ترسیدی این بلا سر یکی از اعضاخونوادت یا دوستات بیاد...
برای اینکه بفهمی از چی لذت میبری؟بهتره هیچ وقت به این فکر نکنی که چی تورو خوشحال میکنه.بنظرم فکر کردن به این سوال و جوابش بیشتر گمراهت میکنه مثلا میدونی ادما دوست ارن برن پاریس(مثال)(و اینکه خودت در حال حاضر موقعیت رفتنو نداری)بعد با خودت فکرمیکنی که از رفتن لذت زیادی نمیبری!ولی کافیه موقعیتش پیش بیاد واسه رفتن لحظه شماری میکنی اونجا گذر زمانو حس نمیکنی دوست نداری برگردی دوس نداری به چیزی که باعث ناراحتیت میشه فکر کنیو...
درکل منظورم اینه تا موقعیتش نباشه نمیفهمی از چی دقیقا لذت میبری
امیدوارم زیادی چرتوپرت نگفته باشم دوستم:-2-41-:

میسی...:-2-40-:......با قسمتی که میگی تا موقعیتش نباشه نمیفهمی از چی لذت میبری صددرصد موافقم....بشدت موافقم ها!.....دقیقا این واسه خودمم پیش اومده و قشنگ میدونم منظورت چیه.....
در مورد دوستم اینی که میگی نبود...اول خودمم فکر میکردم همینه...ولی اولا اون اولین فرد نبود....دوما ...هیچی چند تا دلیل دیگه هم دارم ولی تو بحث اینجا نمیگنجه...ولی مطمعن باش اون نبود...ولی میدونم دوست داشتن نبود....فقط بنظر خودم یه حس عادت بود که هرروز ببینمش ...یه اینطور حسی.....فکر میکنم...نمیدونم بازم
با بخشی هم که میگی درک متقابل نشون میده چقدر طرفو دوست داری کاملا موافقم.....خیلی خیلی ممنونم بابت نظر خیلی خیلی قشنگت....اصلا هم "چرت و پرت" نبود بقول خودت....برعکس بنظرم یکی از بهترین نظرایی بود که تا به حال داده شده بود.....میسی:-2-40-:

دوست داشتن و جاذبه:
چهار عامل عمده ای که تعیین کننده ی کشش بین فردی هستند عبارتند از:جذابیت جسمانی،مجاورت(کنار هم بودن).آشنایی و شباهت
جذابیت جسمانی:
در اریابی های به عمل آمده طی جند دهه ی گذشته نشان میدهد که مردم دیگر عامل جذابیت جسمی را مهم تلقی نمی کنند.اما پژوهش در زمینه ی رفتار واقعی عکس این نکته را نشان میدهد.
مجاورت و آشنایی:
تماس صرف و پی در پی با پدیده ها (صدا.صوت.شکل.لمس)سبب افزایش علاقه و ترجیح در انسان میشود(همون چیزی که شما ازش به عنوان عادت نام بردی..در واقع عادت کردن خودش باعث دوست داشتن میشه..نه اینکه بگیم عادت کردیم و این دوست داشتن نیست)
شباهت:
هنجارهای اجتماعی و محدودیت های موقعیتی ما را به سمت افرادی سوق میدهد که مشابه ما هستند...از لحاظ مذهب.پوشش.فرهنگ.تحصیلات....
عشق ورزیدن و رابطه ی جنصی

عشق فقط بیش از دوست داشتن شدید است.اکثر ما افرادی را می شناسیم که بسیار دوستشان داریم.اما به ان ها عشق نمی ورزیم.و برخی از ما کشش شدیدی نسبت به کسی داشته ایم که علاقه ی خاصی نسبت به او نداشته ایم.
چرا مردم عاشق می شوند؟پاسخ به این پرسش بدیهی است.زیرا عشق احساس خوشایندی است.عشق هوس آلود یک حالت شدید هیجانی است که در آن احساسات لطیف جنصی.درد و شادی.اضطراب و آرامش و حسادت و نوع دوستی به صورتی درهم و برهم با هم هزیستی دارند.
در مقابل.عشق هم دمانه.احساسات و عواطف ما نسبت به کسی است که زندگی ما عمیقا با او عجین شده است.ویژگی های عشق هم دمانه.:
اعتماد.مراقبت.تحمل معایب.و خصایص فردی طرف مقابل و لحن عاظفی گرم و محبت آمیز است.نه هوس آتشین.با تداوم رابطه امکان بروز عواطف قوی عملا افزایش میابد.این حالت را می توان به احساس شدید تنهایی و اشتیاق دیدار دو همسر وقتی موقتا از هم دور می شند یا در فاجعه ی عاطفی در فقدان یکی از آن دو مشاهده کرد

نظریه ی سه وجهی عشق نیز آن را به سه جزو صمیمیت.هوس و تعهد تقسیم بندی میکند.
منبع:روانشناسی هیلگارد


خیلی خیلی ممنونم ازینکه زحمت کشیدی برامونو این مطالب رو درآوردیو اینجا گذاشتی...یه دنیا ممنون:-2-40-:
کتاب هیلگارد رو من بیشترشو خوندم قبلا...خیلی کتاب خوب و جامعیه....به دوستان علاقه مند هم توصیه میکنم حتما بخونن.....من با نظریه سه وجهی هم کاملا موافقم......ولی اینجا دوست دارم یکم بیشتر بحث رو به تجربیات شخصی ببریم تا کتاب...چون قصدم اینه با زبون ساده بتونیم بفهمیم واقعا دوست داشتن چیه تا بتونیم لذتشو تجربه کنیم....همین.......
اگه میخوای بدونی طرف مقابلت چه حسی نسبت به تو داره کافی دقیق تو چشماش نگاه کنی.من امتحان کردم جواب داده.چشمها هیچوقت دروغ نمیگن.

100% موافقم....منم تست کردم جواب میده!ولی باید حس خوندنتم قوی باشه!
به نظر من ببین چه مدت زمان این حس رو داری.؟ببین آیا واقعا زود گذره یا نه واقعا تو ذره ذره،تو سلول به سلولت نفوذ کرده؟ واسه اون کسی که دوسش داری اگه خدایی نکرده یه مشکل پیش بیاد واقعا تا کجا کمکش میکنی؟شاید به نظرت مسخره بیاد ولی به نظر من تو ذهنت یه مشکل بزرگ واسه کسی که دوسش داری درست کن!!و به عقلت رجوع کن و با خودت بگو حالا که اینجور مشکلی براش پیش اومده واقعا من تا کجا میتونم بهش کمک کنم چون خودتو نمیتونی گول بزنی.یه وقت نری تو ذهنت برای خودت مشکل تراشی کنیا.این فقط یه تصوره.البته میدونم نظر خیلی احمقانه ای بود ولی خوپ منم هرچی به ذهنم رسید برات نوشتم.همیشه موفق باشی.
اصلا احمقانه نبود به قول خودت خانومی.......قسمت دوم حرفاتو اتفاقا من کاملا حتی قبلا تو ذهنم انجام دادم....ولی البته اینم باید بگم اگه توش زیاده روی کنی خیلی بد میشه و همیشه یه حس ترس جای لذت با هم بودنو میگیره......
در مورد اینکه میگی:"ببین آیا واقعا زود گذره یا نه واقعا تو ذره ذره،تو سلول به سلولت نفوذ کرده؟"......سوال من همینه آخه....چطوری ببینم اینو؟....چطور بفهمم؟.....مگه نه اینه که هیشکی از آینده خبر نداره....من از کجا بدونم فردا حسم همینه و زود گذر نیست؟......اگه نظرای دوستا رو هم بخونی میبینی که گاهی واقعا حست نسبت به یه فرد شدیده و میخوای طرفو با بند بند وجودت ولی ممکنه بعد یه مدت فروکش کنه....سوال اصلی همینه.....

تقدیر
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۱:۲۶ بعد از ظهر
سوال سختیه منم مدتها درگیر بودم.............اما این که میل داشته باشی کسیو ببینی.....سلامتی و آرامش اون شخص واست مهم باشه......اگه فقط و فقط خوشبختی اونو بخوای و اگه ناخداگاه روی رفتار اون بیشتر توجه کنی و ...................اینا نشانه هایی از خواستنه..........
و اما به نظر من خیلیا هستن که دوس داشتنشونو بروز نمیدن چون غرور مهمتره واسشون....یا شاید هنوز مثل من و شما و خیلیای دیگه نفهمیدن واقعا دوسش دارن یا نه.......من خودم غرورم واسم مهم تر بود چون نمیدونستم دوسش دارم یا نه؟؟؟آخرشم به خاطر غرورم کنارش گذاشتم چون فک میکردم هوس زود گذره اما خدا میدونه که الان که مدتیه تموم کردم حتی ثانیه ای از فکرش غافل نشم...........الان میفهمم هوس نبوده.......دیگه نمیتونم به کسی فکر کنم واس عشق........چون عشقم دلمو با خودش برد.........قلبم دیگه واس کسی نمیزنه....چون قلبی نرم........
پ هر وقت یه نفرو از دست بدی میفهمی دوسش داشتی یا نه......نه که دیگه کسیو دوس نداشته باشی نه اما دیگه قلبت واسه کسی به تپش در نمیاد.....

behrooz69
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۱:۴۹ بعد از ظهر
سوال سختیه منم مدتها درگیر بودم.............اما این که میل داشته باشی کسیو ببینی.....سلامتی و آرامش اون شخص واست مهم باشه......اگه فقط و فقط خوشبختی اونو بخوای و اگه ناخداگاه روی رفتار اون بیشتر توجه کنی و ...................اینا نشانه هایی از خواستنه..........
و اما به نظر من خیلیا هستن که دوس داشتنشونو بروز نمیدن چون غرور مهمتره واسشون....یا شاید هنوز مثل من و شما و خیلیای دیگه نفهمیدن واقعا دوسش دارن یا نه.......من خودم غرورم واسم مهم تر بود چون نمیدونستم دوسش دارم یا نه؟؟؟آخرشم به خاطر غرورم کنارش گذاشتم چون فک میکردم هوس زود گذره اما خدا میدونه که الان که مدتیه تموم کردم حتی ثانیه ای از فکرش غافل نشم...........الان میفهمم هوس نبوده.......دیگه نمیتونم به کسی فکر کنم واس عشق........چون عشقم دلمو با خودش برد.........قلبم دیگه واس کسی نمیزنه....چون قلبی نرم........
پ هر وقت یه نفرو از دست بدی میفهمی دوسش داشتی یا نه......نه که دیگه کسیو دوس نداشته باشی نه اما دیگه قلبت واسه کسی به تپش در نمیاد.....

مرسی از شرکتت تو بحث خانومی:-2-40-:
اینی که میگی خیلی تاوان سختیه واسه فهمیدن اینکه کسی رو دوست داری یا نه...نمیخوام این تاوان رو بدم......ولی مطمعنم این قطی ترین راهه...چون اونطوری دیگه خیلی با احساست راحت تر کنار میای....باید اینقدر فهمیده باشیم ولی که موقعی که با کسی هستیم و قبل از دست دادنش قدرشو بدونیم...اینه که ارزشمنده...اینطور نیست؟.....دنبال راه حلی واسه این موضوعیم ما......خوشحال میشم بازم نظراتتو ببینم دوست خوبم:-2-40-:

khashayar1991
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۱:۵۳ بعد از ظهر
ابتدا یه نفس عمیق! سپس رجوع به اعماق درون!!!!:-2-06-:

تقدیر
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۰۱ بعد از ظهر
آره تاوان خیلی سختیه.......اما چندتا مورد اولو که گفتم نشانه هایی واس اینه که دلت آماده ی اینه که یه جا گیر کنه اما بازم نمیشه گفت که اون شخصو دوس داری دیگه...........کم کم متوجه میشی ببین بازم نشانه های دیگه ای هم وجود داره که متوجه بشی بهش علاقه داری یا نه.............هر وقت این نشانه هارو دیدی اگه بیشتر به این حالتات توجه کنی بیشتر به اون شخص فک کنی کم کم علاقه ی واقعیت و عمیقی به وجود میاد........من مخالف اینم که عشق یه دفه میاد تو دل آدم آره اولش نا خداگاهه اما کم کم خودت میتونی اون حستو به عشق حقیقی یا هوس تبدیل کنی

پارمیداا
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۰۲ بعد از ظهر
خوب هر کس یه جور عاشق میشه ... خیلی سخته که من بتونم به سوال شما جواب بدم .. ولی خوووب... مثلا همیشه مشتاقی اون شخص رو ببینی یا وقتی که اسمش میاد گوشات تیز میشه ... وقتی میخوای ببینیش دستات یخ میکنه ... رنگت میپره ... اگه اتفاقی براش بیفته دیگه واویلا ... حاظری بمیری ولی اتفاقی برای اون شخص نیفته

behrooz69
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۱۵ بعد از ظهر
آره تاوان خیلی سختیه.......اما چندتا مورد اولو که گفتم نشانه هایی واس اینه که دلت آماده ی اینه که یه جا گیر کنه اما بازم نمیشه گفت که اون شخصو دوس داری دیگه...........کم کم متوجه میشی ببین بازم نشانه های دیگه ای هم وجود داره که متوجه بشی بهش علاقه داری یا نه.............هر وقت این نشانه هارو دیدی اگه بیشتر به این حالتات توجه کنی بیشتر به اون شخص فک کنی کم کم علاقه ی واقعیت و عمیقی به وجود میاد........من مخالف اینم که عشق یه دفه میاد تو دل آدم آره اولش نا خداگاهه اما کم کم خودت میتونی اون حستو به عشق حقیقی یا هوس تبدیل کنی
این قسمت آخر حرفتو قبول ندارم.....ولی در کل حرفت منطقی اومد بنظرم....با تدریجی بودنشم صددرصد موافقم.....میسی:-2-40-:
خوب هر کس یه جور عاشق میشه ... خیلی سخته که من بتونم به سوال شما جواب بدم .. ولی خوووب... مثلا همیشه مشتاقی اون شخص رو ببینی یا وقتی که اسمش میاد گوشات تیز میشه ... وقتی میخوای ببینیش دستات یخ میکنه ... رنگت میپره ... اگه اتفاقی براش بیفته دیگه واویلا ... حاظری بمیری ولی اتفاقی برای اون شخص نیفته
منم انتظار ندارم واسه من بگی که پارمیدا خانوم....میخوام از حس خودت بگی واسه همه تا بفهمیم این حس مشترک بین بیشتر آدماست چطوریه..که همین کارم کردی بعدش...مرسی از بابت نظرت خانومی......:-2-40-:

پدیده
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۱۸ بعد از ظهر
ساده س بابا:-2-37-:
از بودن باهاش لذت ببري.
اين حس رو الزاما (واي خدا عاشق اين كلمه م!) نبايد به يه جنس مخالف غريبه داشته باشي!پدر،مادر،خواهر برادر،عمو و دايي و اينائم ميتونن طرف مقابلت باشن!

R.A.H.A
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۲۰ بعد از ظهر
من منظورم به خیانت نبود...
مثلا من دختر وقتی تو یه جمع پر پسر قرار میگیرم بع کسی دوسش دارم فکر میکنم ..؟؟ که شاید ناراحت بشه من با چند تا پسرم یا نه میگم نمیفهمه که ... ولش کن ...الان اینجا نیست ...
اینجوری..
ببین باید به درون خودت مراجعه کنی .......
باید با توجه به سنت و شرایطی که داری اونو بسنجی!
تو اینجا نمیتونم هکه چیو باز برات بگم که !!!!
سوال داشتی بپر خوشحال میشم کمکت کنم

baroon1991
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۲۴ بعد از ظهر
ضربان قلبت با ديدن يا شنيدن خودش يا اسمش تندتر بشه...از دوريش رنج ببرى....بهترينها رو واسه اون بخوايى ...هميشه آماده فداكارى براش باشى...

تقدیر
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۴۷ بعد از ظهر
اما من یکم با بچه ها مخالفم به نظر من عشق واقعی اونیه که آدم کنارش آرامش داشته باشه نه استرس........منم چون فک میکردم این علائم و نرم پ عشق من واقعی نی...............اما وقتی ازش دور شدم درک کردم که اون موقع آرامش تمام دنیا با من بوده.........و دیگه اون احساس لذت آرامش نی

behrooz69
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۴۹ بعد از ظهر
ساده س بابا:-2-37-:
از بودن باهاش لذت ببري.
اين حس رو الزاما (واي خدا عاشق اين كلمه م!) نبايد به يه جنس مخالف غريبه داشته باشي!پدر،مادر،خواهر برادر،عمو و دايي و اينائم ميتونن طرف مقابلت باشن!


ممنون بابت جواب هرچند کوتاه بود:-2-40-:
قسمت دوم حرفتو کاملا قبول دارم......ولی خوب قسمت اول حرفت اگه به نظرای بچه ها رجوع کنی میبینی که این ممکنه عادت هم باشه یا عق یا حس زودگذر...یا هر احساس دیگه...شاید حتی حس کنجکاوی.....از کجا بفهمی کدومه؟......سوال اینه دوست خوبم....

من منظورم به خیانت نبود...
مثلا من دختر وقتی تو یه جمع پر پسر قرار میگیرم بع کسی دوسش دارم فکر میکنم ..؟؟ که شاید ناراحت بشه من با چند تا پسرم یا نه میگم نمیفهمه که ... ولش کن ...الان اینجا نیست ...
اینجوری..
ببین باید به درون خودت مراجعه کنی .......
باید با توجه به سنت و شرایطی که داری اونو بسنجی!
تو اینجا نمیتونم هکه چیو باز برات بگم که !!!!
سوال داشتی بپر خوشحال میشم کمکت کنم

جالب بود حرف اولت برام.....خیلی....آره نه آدم احساس بدی بهش دست میده خب....این که فکر میکنم طبیعی باشه......
ضربان قلبت با ديدن يا شنيدن خودش يا اسمش تندتر بشه...از دوريش رنج ببرى....بهترينها رو واسه اون بخوايى ...هميشه آماده فداكارى براش باشى...
:-2-40-:

behrooz69
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۵۰ بعد از ظهر
اما من یکم با بچه ها مخالفم به نظر من عشق واقعی اونیه که آدم کنارش آرامش داشته باشه نه استرس........منم چون فک میکردم این علائم و نرم پ عشق من واقعی نی...............اما وقتی ازش دور شدم درک کردم که اون موقع آرامش تمام دنیا با من بوده.........و دیگه اون احساس لذت آرامش نی
منم موافقم باهات...:-2-40-:

Arezou H
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۳:۰۲ بعد از ظهر
ببین شاید بخندی اما من خودم تواین قضیه تخصص دارم!

من تاحالا bfنداشتم و خودم خواستم که نداشته باشم چون از100درصد 10 درصداحتمال داره سررانجام خوبی داشته باشه
راجبه سوالت :

ببین عزیزم اول باید طرفتو خوب بشناسی ببینی اون زمانی که براش گذاشتی ازش سو استفاده شده یانه

یه چیزی که خیلی مهمه و تقریبااز اون میتونی بفهمی واقعا طرفو دوست داری یانه اینه که ببینی چندوقته دوسش داری؟ اگه 3 یا4 ماه باشه بازم باید صبرکنی ببینی بعد این مدت بهش حسی داری یانه
من خودم الان 1سال و 10 ماهه عاشقه کسیم واقعا ویوانه وار میخوامش اما خیلی خنده داره که اون حتی منو ندیده!

دومین موردی که خیلی مهمه برای اینکه بدونی طرفو واقعا دوست داری یانه اینه که ببینی حاضری واسش هرکاری بکنی؟؟ ازخیلی چیزا بگذری؟

بازخودمو مثال میزنم من بااینکه داستانم برای خیلیا خنده داربود اما ناامید نشدم ومیدونستم که یه روزی منو میبینه ÷س واسه دیدنش هرکاری میکنم و اولین قدمم نزدیک شدن بهش بود تاجایی که الان منو میشناسه من کوچک ترین کاری که تونستم انجام بدم واسه عشقم این بود که واسش وبلاگ درست کردم میتونی بری ببینی و حالا اون امروز قراره بیاد وبمو ببینه هرکاریم ازاین به بعد لازم باشه انجام میدم تا عشقمو که پاک وواقعیه بهش نشون بدم
بازم اگه راهنمایی خواستی دربست درخدمتیم....

behrooz69
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۳:۱۱ بعد از ظهر
ببین شاید بخندی اما من خودم تواین قضیه تخصص دارم!

من تاحالا bfنداشتم و خودم خواستم که نداشته باشم چون از100درصد 10 درصداحتمال داره سررانجام خوبی داشته باشه
راجبه سوالت :

ببین عزیزم اول باید طرفتو خوب بشناسی ببینی اون زمانی که براش گذاشتی ازش سو استفاده شده یانه

یه چیزی که خیلی مهمه و تقریبااز اون میتونی بفهمی واقعا طرفو دوست داری یانه اینه که ببینی چندوقته دوسش داری؟ اگه 3 یا4 ماه باشه بازم باید صبرکنی ببینی بعد این مدت بهش حسی داری یانه
من خودم الان 1سال و 10 ماهه عاشقه کسیم واقعا ویوانه وار میخوامش اما خیلی خنده داره که اون حتی منو ندیده!

دومین موردی که خیلی مهمه برای اینکه بدونی طرفو واقعا دوست داری یانه اینه که ببینی حاضری واسش هرکاری بکنی؟؟ ازخیلی چیزا بگذری؟

بازخودمو مثال میزنم من بااینکه داستانم برای خیلیا خنده داربود اما ناامید نشدم ومیدونستم که یه روزی منو میبینه ÷س واسه دیدنش هرکاری میکنم و اولین قدمم نزدیک شدن بهش بود تاجایی که الان منو میشناسه من کوچک ترین کاری که تونستم انجام بدم واسه عشقم این بود که واسش وبلاگ درست کردم میتونی بری ببینی و حالا اون امروز قراره بیاد وبمو ببینه هرکاریم ازاین به بعد لازم باشه انجام میدم تا عشقمو که پاک وواقعیه بهش نشون بدم
بازم اگه راهنمایی خواستی دربست درخدمتیم....
نه چرا بخندم....مگه احساس پاک آدمما خنده داره؟.....مرسی بابت نظرت خانومی:-2-40-:
خوب مثلا از چه چیزایی؟.....بشتگی داره؟نمیدونم کامنتای قبلی رو خوندی یا نه اما گفتم که اره حاضرم
فعلا سوال خاصی ندارم......چشم میپرسم...مرسی:-2-40-:

Arezou H
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۳:۱۸ بعد از ظهر
مثلا کوچیک ترینش محل زندگیه...

اما اینو بدون اگه خواست ازخانوادت بگذری مطمئن باش اینکاره نیس(یعنی اهل عشق واقعی نیس)

frokni
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۷:۳۸ بعد از ظهر
اول از همه بگم اگه باعث شدم ناراحت بشی یوقت ببخشید خانومی......خیلی دوست دارم بدونم این حس من به پایداری حس تو هست یا نه....الان تو ذهنم هست و فکر میکنم هیچ وقت نخواهد شد که فراموش بشه ولی بازم از خودم میترسم نمیدونم منظورمو میفهمی یا نه.....امثال من و بچه ها که با من گفتن همدردن و من از جانب اونا هم حرف میزنم فکر میکنم بیشترین مشکلمون اینه که میترسیم از خودمون و اینکه حسمون پاسدار نباشه....به همین سادگی...ولی به همین پیچیدگی!
مرسی بابت نظر پراحساس و خیلی خیلی قشنگت:-2-40-:

بهروز جان من تو اون سه سال خیلی زجر کشیدم خیلی برام عذاب اور بود. خیلی دوسش داشتم و دارم ولی به درد هم نمی خوردیم.
الانم خوشحالم که کنارم نیست با هم نمی ساختیم من یه دختر راحت و ازاد ولی اون یه فرد مذهبی. هر روز با هم دعوا داشتیم من تو خانواده مذهبی بزرگ شدم ولی برام سخت بود هنوزم برام سخته که بخوام یه چیزاییو رعایت کنم.
با همه اون جنگ و دعواها شیرین ترین لحظه های عمرمو با اون داشتم. وجودش نگاش دستاش چشماش و همه چیزش برام ارزشمند بود.
من با اون لحظه های خیلی قشنگی رو تجربه کردم و به همراهه تموم اون زیبایی ها بد ترین عذابها رو هم کشیدم.
منظور تمومه حرفاتو می فهمم ولی باید خودتم بخوای که بهترین لحظه هارو خلق کنی. یه طرفش تویی ما خانمها فکر می کنیم اگه ازدواج کنیم دیگه هر مشکلیم به وجود بیاد خوب یه کسی هست که حل کنه یا یه جوری خودش حل میشه ولی نمی دونیم که طرفمونم یه ادمه. با تمومه کمبودهایی که ممکنه یه فرد داشته باشه.

BAHANEYE MAN
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۰۹:۲۵ بعد از ظهر
هیجوری نمیشه فهمید
مگه اینکه به خودت تلقین کنی هییییییی
میدونی چیه
هیچ وقت نباید به دوست داشتن پسیا اعتماد کرددددددددددددد:-2-09-:

ساتگین
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۱۸ بعد از ظهر
ببین بحث دوست داشتن خیلی مفصله تنهازمانی میتونی بفهمی کسیودوست داری که ازمرحله عشق وعادت کردن بهش گذشته باشی من تجربشوداشتم نهایت دوست داشتن اینه که توباعلاقه ای که به طرفت داری بخاطرخودش ازش بگذری
موضوع مفصلیه بادوخط نمیشه جوابش داد
داشتن یه رابطه به خودشناسی خیلی کمک میکنه البته تاحدممکن انتخاب درست که لطمه روحی به فردواردنشه
منظورشماچی بوددوست داشتن جنس مخالف ،خانواده یادیگران؟

taraneh24
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۲۱ بعد از ظهر
اول باید خودتو بشناسی بعد به احساس طرف مقابلت فکر کنی

اگه خودت تونستی اون نفر راحت فراموش کنی ،نادیده بگیری، بهش بی توجه باشی، ازش بگذری،ناراحتیشو ببینی یا خیلی زود نسبت بهش سرد بشی یه هوسه یا یه احترام معمولی

در دوست داشتن واقعی عقل و احساس مقابل هم نیستن بلکه کنار همن
یعنی عقلت هم دوست داشتنت رو تایید میکنه

در مورد طرف مقابلت هم همین صدق میکنه البته باید شرایط اون رو هم در نظر بگیری نه اینکه فقط خودت ببینی و قضاوت کنی

zendegiye no
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۲۴ بعد از ظهر
:-2-30-::-2-30-::-2-30-:
چی بگم آخه
می دونین گفتنش سخته :-2-14-:

پدیده
۷ فروردين ۱۳۹۱, ۱۱:۲۸ بعد از ظهر
ممنون بابت جواب هرچند کوتاه بود:-2-40-:
قسمت دوم حرفتو کاملا قبول دارم......ولی خوب قسمت اول حرفت اگه به نظرای بچه ها رجوع کنی میبینی که این ممکنه عادت هم باشه یا عق یا حس زودگذر...یا هر احساس دیگه...شاید حتی حس کنجکاوی.....از کجا بفهمی کدومه؟......سوال اینه دوست خوبم....

تشخيص كنجكاوي از عشق ساده س...مثل يه بچه كه درباره آتيش كنجكاوي ميكنه،ولي دليل نميشه كه دوسش داره...اينو راحت ميشه فهميد!

عادتم كه زماني به وجود مياد كه يه مدت طولاني(تو دختراي 14-15 ساله اين مدت طولاني حداكثر يه ماهه:-2-43-:) كنار يه فرد باشي،اولاش هيچ حسي نسبت بهش نداشته باشي و بعدش كم كم به وجودش عادت كني!:-2-38-:يعني صرفا(از اين كلمه م خيــــلي خوشم مياد) به خاطر اين ميخواي پيشت باشه كه خيلي وقته پيشت بوده!چون تا حالا بدون اون نبودي...ميگيري چي ميگم؟:-2-37-:
و اما حس زود گذر...اين يكي بيشتر همراه با هوسه:-2-08-:يه هفته ئم نبينيش يادت ميره،ميري دنبال كسي كه قدش بلند تر باشه،لباش انجلينا جولي تر باشه و غيره:-2-08-:
اما اينو مطمئنم عشق و اينا عذاب نداره...اينكه عرق كني،تپش قلبت بره بالا،هول شي،دست و پاتو گم

behrooz69
۸ فروردين ۱۳۹۱, ۰۱:۳۹ بعد از ظهر
بهروز جان من تو اون سه سال خیلی زجر کشیدم خیلی برام عذاب اور بود. خیلی دوسش داشتم و دارم ولی به درد هم نمی خوردیم.
الانم خوشحالم که کنارم نیست با هم نمی ساختیم من یه دختر راحت و ازاد ولی اون یه فرد مذهبی. هر روز با هم دعوا داشتیم من تو خانواده مذهبی بزرگ شدم ولی برام سخت بود هنوزم برام سخته که بخوام یه چیزاییو رعایت کنم.
با همه اون جنگ و دعواها شیرین ترین لحظه های عمرمو با اون داشتم. وجودش نگاش دستاش چشماش و همه چیزش برام ارزشمند بود.
من با اون لحظه های خیلی قشنگی رو تجربه کردم و به همراهه تموم اون زیبایی ها بد ترین عذابها رو هم کشیدم.
منظور تمومه حرفاتو می فهمم ولی باید خودتم بخوای که بهترین لحظه هارو خلق کنی. یه طرفش تویی ما خانمها فکر می کنیم اگه ازدواج کنیم دیگه هر مشکلیم به وجود بیاد خوب یه کسی هست که حل کنه یا یه جوری خودش حل میشه ولی نمی دونیم که طرفمونم یه ادمه. با تمومه کمبودهایی که ممکنه یه فرد داشته باشه.

ازین که میگی زجر کشیدم خیلی متاسفم خانومی......قسمت آخر حرفاتم که به رابطه دوطرفه تاکید داره و اینکه نصف راه رو ما باید بریم هم خیلی منطقیه.......اینکه باید با کمبودهای طرف و همون چیزی که هست قبولش کنیم.....مرسی بابت درمیون گذاشتن:-2-40-:
هیجوری نمیشه فهمید
مگه اینکه به خودت تلقین کنی هییییییی
میدونی چیه
هیچ وقت نباید به دوست داشتن پسیا اعتماد کرددددددددددددد:-2-09-:
ولی بمن ثابت شده اگه اعتماد به دوست داشتن در کار نباشه نمیشه دوست داشت....اینطوری آدم هیچ وقت نمیتونه کسی رو از ته دل دوست داشته باشه و همش اضطراب داره....من با اینی که میگی کاملا مخالفم....میشه دلیل بیاری واسه حرفت تا ببینم دلیلت چیه واسه این حرف؟:-2-40-:
ببین بحث دوست داشتن خیلی مفصله تنهازمانی میتونی بفهمی کسیودوست داری که ازمرحله عشق وعادت کردن بهش گذشته باشی من تجربشوداشتم نهایت دوست داشتن اینه که توباعلاقه ای که به طرفت داری بخاطرخودش ازش بگذری
موضوع مفصلیه بادوخط نمیشه جوابش داد
داشتن یه رابطه به خودشناسی خیلی کمک میکنه البته تاحدممکن انتخاب درست که لطمه روحی به فردواردنشه
منظورشماچی بوددوست داشتن جنس مخالف ،خانواده یادیگران؟

منظور من هر دو بود ولی خب اگه بیشتر مامنتا رو ببینی بیشتر منظور جنس مخالف بود طبیعتا...چون حس دوست داشتنی که نیاز به اثبات داشته باشه معمولا همین مورده.....درست نمیگم؟
اینکه میگی با دوخط نمیشه جواب داد رو خب منم قبول دارم...منم نگفتم که با دوخط بگو...تاپیک تا الان 8 صفحه در موردش بحث شده....هرچقدر که میخوای طولانی توضیح بده...قد یه رمان هم باشه من بازم میخونم......مرسی:-2-40-:
اول باید خودتو بشناسی بعد به احساس طرف مقابلت فکر کنی

اگه خودت تونستی اون نفر راحت فراموش کنی ،نادیده بگیری، بهش بی توجه باشی، ازش بگذری،ناراحتیشو ببینی یا خیلی زود نسبت بهش سرد بشی یه هوسه یا یه احترام معمولی

در دوست داشتن واقعی عقل و احساس مقابل هم نیستن بلکه کنار همن
یعنی عقلت هم دوست داشتنت رو تایید میکنه

در مورد طرف مقابلت هم همین صدق میکنه البته باید شرایط اون رو هم در نظر بگیری نه اینکه فقط خودت ببینی و قضاوت کنی
اینکه میگی دوست داشتن و عقل با هم در یکراستا هستن در یک احساس درست رو قبول دارم اما تو عشق اینطوری نیست الزاما.....مرسی بابت نظرت:-2-40-:

:-2-30-::-2-30-::-2-30-:
چی بگم آخه
می دونین گفتنش سخته :-2-14-:
ممنون دوست خوبم که شرکت داشتی تو بحث...ولی لطف کنین و نظر ک.تاه و بدون توضیح ندین.....اینجور نظری متاسفانه ارزش زیادی نداره....ممنون میشم اگه قابل بدونین و توضیح بیشتری بدین اگه دوست داشتی....:-2-40-:
تشخيص كنجكاوي از عشق ساده س...مثل يه بچه كه درباره آتيش كنجكاوي ميكنه،ولي دليل نميشه كه دوسش داره...اينو راحت ميشه فهميد!

عادتم كه زماني به وجود مياد كه يه مدت طولاني(تو دختراي 14-15 ساله اين مدت طولاني حداكثر يه ماهه:-2-43-:) كنار يه فرد باشي،اولاش هيچ حسي نسبت بهش نداشته باشي و بعدش كم كم به وجودش عادت كني!:-2-38-:يعني صرفا(از اين كلمه م خيــــلي خوشم مياد) به خاطر اين ميخواي پيشت باشه كه خيلي وقته پيشت بوده!چون تا حالا بدون اون نبودي...ميگيري چي ميگم؟:-2-37-:
و اما حس زود گذر...اين يكي بيشتر همراه با هوسه:-2-08-:يه هفته ئم نبينيش يادت ميره،ميري دنبال كسي كه قدش بلند تر باشه،لباش انجلينا جولي تر باشه و غيره:-2-08-:
اما اينو مطمئنم عشق و اينا عذاب نداره...اينكه عرق كني،تپش قلبت بره بالا،هول شي،دست و پاتو گم
جالب بود زمان بندیت برام!...ولی فکر نمیکی صرفا! به خاطر اینکه یکی میگه میخواد پیشت باشه چون اولین بودی مثلا براش باید پیشش موند؟.....ببین خیلی دخترا این حسی رو که نسبت به اولین نفر تو زندگیشون دارن حدااقل ادعاشون اینه که تا آخر عمر به کس دیگه نخواهند داشت (قصدم بحث روی درست بودن این یا نه نیست)....میخوام بگم آیا این حس که فرضا تا آخر عمر میمونه بخاطر دوست داشتن طرفه یا صرفا اینکه اولین چیزا رو با اون تجربه کرده؟.....مثلا اولین بوسه.....یا اولین قرار.....این جور چیزها........نظرتو خوشحال میشم بشنوم

پدیده
۸ فروردين ۱۳۹۱, ۰۱:۵۴ بعد از ظهر
باور كن دختراي 14-15 ساله اينجورين،يه ماه با يه نفر بمونن يك دل نه هزاران هزار دل عاشق طرف ميشن...يعني فك ميكنن عاشق شدم،به همه ئم ميگن شكست عشقي خوردم:-2-43-:
مطمئنا دومي!:-2-31-:
اولين قرارو وقتي با يه نفر ميذاري،نميدوني بقيه قرارا چه مدلي ميتونن باشن!حتي اگه سر يه قرار ديه با يه نفر ديه ئم بري،بازم اون قرار اوليه برات جذاب تره،چون سرش هيجان خيلي بيشتري داشتي،همه چي برات جديد بوده.:-2-37-:(ممكنه از 100 نفر 5 نفرش اين ريختي نباشنا!)

frokni
۸ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۲۹ بعد از ظهر
باور كن دختراي 14-15 ساله اينجورين،يه ماه با يه نفر بمونن يك دل نه هزاران هزار دل عاشق طرف ميشن...يعني فك ميكنن عاشق شدم،به همه ئم ميگن شكست عشقي خوردم:-2-43-:
مطمئنا دومي!:-2-31-:
اولين قرارو وقتي با يه نفر ميذاري،نميدوني بقيه قرارا چه مدلي ميتونن باشن!حتي اگه سر يه قرار ديه با يه نفر ديه ئم بري،بازم اون قرار اوليه برات جذاب تره،چون سرش هيجان خيلي بيشتري داشتي،همه چي برات جديد بوده.:-2-37-:(ممكنه از 100 نفر 5 نفرش اين ريختي نباشنا!)

دختر 14-15 ساله اره ولی یه دختر 22 ساله چی
من هیچ وقت حس نکردم که شکست خوردم. تجربه های قشنگی که بدست اوردم حسهایی که لمسشون کردم زیبایی قدرت یه مردی که می تونست ماله من باشه و نیست.
من نمی دونم یه دختری که به قوله تو یه بچه هستو الان فقط باید به درسش برسه تو چه فکریه. فکر می کنه چه خبره.
من خودم الان نمی دونم چمه ازون ور پشیمونم که چرا باخودم همچین کاری کردم ازین ورم می گم عوضش چیزایه خیلی خوبیو بدست اوردم.
اره راست می گی شاید اولین قرار هیجان انگیز باشه ولی برایه من نبود من می دونستم دارم اشتباه می کنم داشتم عذاب می کشیدم. ببین حسه یه دختر می تونه خیلی فرق بکنه من اون لحظه داشتم به غلت کردن می افتادم. نه از ترسه اینکه کسی منو ببینه یا هر چیزه دیگه. من فقط اون لحظه از خودم شرمنده بودم و مثله احمقا فقط وایساده بودم ببینم چی میشه

frokni
۸ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۴۸ بعد از ظهر
جالب بود زمان بندیت برام!...ولی فکر نمیکی صرفا! به خاطر اینکه یکی میگه میخواد پیشت باشه چون اولین بودی مثلا براش باید پیشش موند؟.....ببین خیلی دخترا این حسی رو که نسبت به اولین نفر تو زندگیشون دارن حدااقل ادعاشون اینه که تا آخر عمر به کس دیگه نخواهند داشت (قصدم بحث روی درست بودن این یا نه نیست)....میخوام بگم آیا این حس که فرضا تا آخر عمر میمونه بخاطر دوست داشتن طرفه یا صرفا اینکه اولین چیزا رو با اون تجربه کرده؟.....مثلا اولین بوسه.....یا اولین قرار.....این جور چیزها........نظرتو خوشحال میشم بشنوم

تو وقتی یه نفرو دوست داری با تمومه وجودت می خوای که اون ماله تو باشه. حتی اگه سرت داد بزنه دعوات کنه یا از خودش تو رو دور کنه. یه نفر که جزیی از وجودت میشه با ناراحتیو غمش توام ناراحت میشی و با شادیه اون با تمامه وجودت لبخند میزنی. تو وقتی یکیو دوست داری نمی تونی حتی یه لحظه هم به این فکر کنی که اگه نباشه چی میشه.
اولین بوسه یا هرچی برات میشه خاطره. یه خاطره قشنگ که هر چه قدرم ازش فاصله بگیری بازم برات تازه میمونه. مثله روز اولش با همون حسی که همون لحظه بهت دست داده

behrooz69
۸ فروردين ۱۳۹۱, ۰۳:۰۳ بعد از ظهر
باور كن دختراي 14-15 ساله اينجورين،يه ماه با يه نفر بمونن يك دل نه هزاران هزار دل عاشق طرف ميشن...يعني فك ميكنن عاشق شدم،به همه ئم ميگن شكست عشقي خوردم:-2-43-:
مطمئنا دومي!:-2-31-:
اولين قرارو وقتي با يه نفر ميذاري،نميدوني بقيه قرارا چه مدلي ميتونن باشن!حتي اگه سر يه قرار ديه با يه نفر ديه ئم بري،بازم اون قرار اوليه برات جذاب تره،چون سرش هيجان خيلي بيشتري داشتي،همه چي برات جديد بوده.:-2-37-:(ممكنه از 100 نفر 5 نفرش اين ريختي نباشنا!)
خب اینی که میگی مال اون سن شاید درست باشه قبول....ولی من اصلا به اون سن کاری ندارم که الان......میشه راجع به سنی بحرفیم که بیشتر این راطبه معموله؟....مثلا 18 تا 23.......مرسی
دختر 14-15 ساله اره ولی یه دختر 22 ساله چی
من هیچ وقت حس نکردم که شکست خوردم. تجربه های قشنگی که بدست اوردم حسهایی که لمسشون کردم زیبایی قدرت یه مردی که می تونست ماله من باشه و نیست.
من نمی دونم یه دختری که به قوله تو یه بچه هستو الان فقط باید به درسش برسه تو چه فکریه. فکر می کنه چه خبره.
من خودم الان نمی دونم چمه ازون ور پشیمونم که چرا باخودم همچین کاری کردم ازین ورم می گم عوضش چیزایه خیلی خوبیو بدست اوردم.
اره راست می گی شاید اولین قرار هیجان انگیز باشه ولی برایه من نبود من می دونستم دارم اشتباه می کنم داشتم عذاب می کشیدم. ببین حسه یه دختر می تونه خیلی فرق بکنه من اون لحظه داشتم به غلت کردن می افتادم. نه از ترسه اینکه کسی منو ببینه یا هر چیزه دیگه. من فقط اون لحظه از خودم شرمنده بودم و مثله احمقا فقط وایساده بودم ببینم چی میشه

کاملا منم موافقم با حرفت.......


تو وقتی یه نفرو دوست داری با تمومه وجودت می خوای که اون ماله تو باشه. حتی اگه سرت داد بزنه دعوات کنه یا از خودش تو رو دور کنه. یه نفر که جزیی از وجودت میشه با ناراحتیو غمش توام ناراحت میشی و با شادیه اون با تمامه وجودت لبخند میزنی. تو وقتی یکیو دوست داری نمی تونی حتی یه لحظه هم به این فکر کنی که اگه نباشه چی میشه.
اولین بوسه یا هرچی برات میشه خاطره. یه خاطره قشنگ که هر چه قدرم ازش فاصله بگیری بازم برات تازه میمونه. مثله روز اولش با همون حسی که همون لحظه بهت دست داده
خیلی خیلی قشنگ توصیف کردی....سرشار از احساس....کاملا میفهمم چی میگی....مرسی:-2-40-:

پدیده
۸ فروردين ۱۳۹۱, ۰۳:۵۲ بعد از ظهر
خب اینی که میگی مال اون سن شاید درست باشه قبول....ولی من اصلا به اون سن کاری ندارم که الان......میشه راجع به سنی بحرفیم که بیشتر این راطبه معموله؟....مثلا 18 تا 23.......مرسی
بحثمون مگه سر سن بود الان؟:-2-31-:چه جالب:-2-35-:



دختر 14-15 ساله اره ولی یه دختر 22 ساله چی
من هیچ وقت حس نکردم که شکست خوردم. تجربه های قشنگی که بدست اوردم حسهایی که لمسشون کردم زیبایی قدرت یه مردی که می تونست ماله من باشه و نیست.
من نمی دونم یه دختری که به قوله تو یه بچه هستو الان فقط باید به درسش برسه تو چه فکریه. فکر می کنه چه خبره.
من خودم الان نمی دونم چمه ازون ور پشیمونم که چرا باخودم همچین کاری کردم ازین ورم می گم عوضش چیزایه خیلی خوبیو بدست اوردم.
اره راست می گی شاید اولین قرار هیجان انگیز باشه ولی برایه من نبود من می دونستم دارم اشتباه می کنم داشتم عذاب می کشیدم. ببین حسه یه دختر می تونه خیلی فرق بکنه من اون لحظه داشتم به غلت کردن می افتادم. نه از ترسه اینکه کسی منو ببینه یا هر چیزه دیگه. من فقط اون لحظه از خودم شرمنده بودم و مثله احمقا فقط وایساده بودم ببینم چی میشه
گفتم كه همه اينجوري نيستن.
و باور كن بحث سر سن طرف نيس....يه دختر 20 ساله ئم اولين قرار ميتونه براش جذاب باشه ربطي نداره!

خو ايشالا كه عشقو درك كني و دوست داشتنو انتخاب:-118-:

hashthasht
۸ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۴۶ بعد از ظهر
اگه با ناراحتی اون ناراحت شدی وبا خوشحالیش هم خوشحال و تمام سعیت خوشحال کردن اون باشه
و از همه مهم تر اگه زیبایی خود درونی اون رو دوست داشتی نه چهره و رنگ ها رو

فک کنم عاشقشی:-2-40-:

-ShaDi-
۸ فروردين ۱۳۹۱, ۱۱:۲۱ بعد از ظهر
دختر 14-15 ساله اره ولی یه دختر 22 ساله چی
من هیچ وقت حس نکردم که شکست خوردم. تجربه های قشنگی که بدست اوردم حسهایی که لمسشون کردم زیبایی قدرت یه مردی که می تونست ماله من باشه و نیست.
من نمی دونم یه دختری که به قوله تو یه بچه هستو الان فقط باید به درسش برسه تو چه فکریه. فکر می کنه چه خبره.
من خودم الان نمی دونم چمه ازون ور پشیمونم که چرا باخودم همچین کاری کردم ازین ورم می گم عوضش چیزایه خیلی خوبیو بدست اوردم.
اره راست می گی شاید اولین قرار هیجان انگیز باشه ولی برایه من نبود من می دونستم دارم اشتباه می کنم داشتم عذاب می کشیدم. ببین حسه یه دختر می تونه خیلی فرق بکنه من اون لحظه داشتم به غلت کردن می افتادم. نه از ترسه اینکه کسی منو ببینه یا هر چیزه دیگه. من فقط اون لحظه از خودم شرمنده بودم و مثله احمقا فقط وایساده بودم ببینم چی میشه

تو وقتی یه نفرو دوست داری با تمومه وجودت می خوای که اون ماله تو باشه. حتی اگه سرت داد بزنه دعوات کنه یا از خودش تو رو دور کنه. یه نفر که جزیی از وجودت میشه با ناراحتیو غمش توام ناراحت میشی و با شادیه اون با تمامه وجودت لبخند میزنی. تو وقتی یکیو دوست داری نمی تونی حتی یه لحظه هم به این فکر کنی که اگه نباشه چی میشه.
اولین بوسه یا هرچی برات میشه خاطره. یه خاطره قشنگ که هر چه قدرم ازش فاصله بگیری بازم برات تازه میمونه. مثله روز اولش با همون حسی که همون لحظه بهت دست داده




با این خیلی موافقم ....
------
نمیدونم....اگه میدونستم خواستن یعنی چی که نمیچرسیدم این سوالو.....خب میخوام باهاش باشم تمام تک تک لحظاتمو....اما از کجا میشه مطمعن بود این حس 10 سال دیگه هم همینه؟


:-2-15-:
یعنی الان به چیزی شک داری؟؟؟ دو دلی

من تازه اومدم بحث......

-ShaDi-
۸ فروردين ۱۳۹۱, ۱۱:۲۷ بعد از ظهر
تو چشماش نگاه کردی جواب چی بود بهروزخان؟؟/

behrooz69
۸ فروردين ۱۳۹۱, ۱۱:۲۸ بعد از ظهر
یعنی الان به چیزی شک داری؟؟؟ دو دلی

من تازه اومدم بحث......
خوش اومدی خانومی:-2-40-:.....
نه اینکه شکی باشه نه....اگه پستا رو میخوندی میفهمیدی که بحث سر شک داشتن نیست بحث سر تشخیص حسای مختلفمون از هم دیگست....ببین آدم خیلی ساده میتونه بگه آره من تا آخر عمر یکی رو دوست خواهم داشت و این چیزا......آره میشه راحت گفت....و تا حد زیادی هم ممکنهئ همینطور باشه....تو پستای قبلی من میتونستی ببینی که گفته شد بیشتر اوقات تا آخر عمر نمیتونی طرفو فراموش کنی........ولی هدف من ازین تاپیک اینه که به عمق احساس پی ببریم که بتونیم طرفمونو بیشتر و از رو شناخت احساسمون دوست داشته باشیم.....این دوست داشتنه که ارزش داره و کمک میکنه بیشتر بشه احساس......من بخوام حتی اینجا لو بدم احساسم نسبت به طرفم بعد زدن این تاپیک بیشتر شده....نمیدونم چرا ولی حس میکنم دلیلش همینه و خیلی ازین بابت از تو و باقی دوستا که نظر میدن ممنونم.....:-2-40-:

behrooz69
۸ فروردين ۱۳۹۱, ۱۱:۴۲ بعد از ظهر
تو چشماش نگاه کردی جواب چی بود بهروزخان؟؟/

من با نظر persiangirl که قبلش داده بود موافقم آخه ریما جان.....میگه چشما دروغ نمیگن....راستم میگه
راستش وقتی من تو چشاش نیگا میکنم یه التماس غریبی تو چشاشه...اینو به خودشم حتی گفتم!.....یه حسی که خیلی برام غریبه......همیشه دوست دارم چشاشو قاب بگیرم....ولی اون حتی نمیذاره عکس چشاشو بگیرم......یه حسی تو چشاش هست که قابل توصیف با کلمات زمینی نیست.....عاشق چشاشم.....تو هم دست گذاشتی رو نقطه حساس قضیه ها شیطون!......ولی این تاپیکو منحرف میکنه اینطوری...منون میشم اگه نظری داری یا تجربه شخصی ای داری بگی و راهنمایی کنی منو بچه ها رو......مرسی:-2-40-:

frokni
۹ فروردين ۱۳۹۱, ۰۱:۵۳ بعد از ظهر
راستش وقتی من تو چشاش نیگا میکنم یه التماس غریبی تو چشاشه

شاید نتونستی باورش کنی شاید نتونستی احساسه نیازشو به خودت درک کنی شاید نتونستی به این باور برسی که چقدر تو براش مهمی شاید نتونستی نیازشو به ارامش بر طرف کنی

behrooz69
۹ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۱۰ بعد از ظهر
شاید نتونستی باورش کنی شاید نتونستی احساسه نیازشو به خودت درک کنی شاید نتونستی به این باور برسی که چقدر تو براش مهمی شاید نتونستی نیازشو به ارامش بر طرف کنی
نمیدونم.....حق با تویه......

influence73
۹ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۲۲ بعد از ظهر
وقتی ادم پی میبره کسی رو دوس داره که با شنیدن اسمش خوشحال بشه از دوریش در عذاب باشه حس کنه اگه اون نباشه زندگی واسش بی معناست

-ShaDi-
۹ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۳۹ بعد از ظهر
نمیدونم.....حق با تویه......
واقعا؟؟!!!!!!
فک نکم با این حرفا ..:-2-28-:

behrooz69
۹ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۵۷ بعد از ظهر
وقتی ادم پی میبره کسی رو دوس داره که با شنیدن اسمش خوشحال بشه از دوریش در عذاب باشه حس کنه اگه اون نباشه زندگی واسش بی معناست

مرسی بابت نظر قشنگت دوست خوبم:-2-40-:....فق یکم کوتاه بود...کاش بیشتر میگفتی.....

واقعا؟؟!!!!!!
فک نکم با این حرفا ..:-2-28-:

نمیدونم...اینکه اون احساس ارامش میکنه یا نه رو سخت میشه فهمید تو این اوضاع ناجور که دختر و پسرا بیرون آسایشی ندارن......غیر از اونشو مطمعنم

-ShaDi-
۹ فروردين ۱۳۹۱, ۱۱:۰۸ بعد از ظهر
مرسی بابت نظر قشنگت دوست خوبم:-2-40-:....فق یکم کوتاه بود...کاش بیشتر میگفتی.....



نمیدونم...اینکه اون احساس ارامش میکنه یا نه رو سخت میشه فهمید تو این اوضاع ناجور که دختر و پسرا بیرون آسایشی ندارن......غیر از اونشو مطمعنم


از چی مطمینی؟؟

behrooz69
۹ فروردين ۱۳۹۱, ۱۱:۱۰ بعد از ظهر
از چی مطمینی؟؟
ازینکه اگه عوامل مزاحم نباشه کنار من ارامش میگیره....

بارون بهاری
۹ فروردين ۱۳۹۱, ۱۱:۱۱ بعد از ظهر
پرسید چقدر مرا دوست داری ؟

سکوتی کردم . چند لحظه به چشم هایش خیره شدم ...
گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقتم . عاشق یک عشق واقعی . عاشق تو ...
عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری می کند .
به عشق این لحظه های انتظار * دوستت دارم * .
به اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا آخر عمر عاشقتم ...
به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم * دوستت دارم * .
به عشق اینکه گاهی با تو و گهگاهی به یاد تو . در زیر باران قدم میزنم . عاشق بارانم . . .
به عشق آمدن باران و به اندازه ی تمام قطره های باران * دوستت دارم * .
به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره می شوم .
به اندازه ی تمام ستاره های آسمان * دوستت دارم * .
به عشق دیدنت بی قرارم . حالا که تو را دارم هیچ غمی جز غم دلتنگی ات در دل ندارم .
به اندازه ی تمام لحظات بی قراری و دلتنگی * دوستت دارم * . . .
من که عاشق چشم هایت هستم . عاشق گرفتن دست های مهربانت هستم
به عشق آن چشم های زیبایت * دوستت دارم * .
لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است .
آن گاه که با تو هستم یک لحظه تنها ماندن نفس گیر است ...
به شیرینی لحظه های عاشقی * دوستت دارم * .
من که تنها تو را دارم . از تمام دار دنیا فقط تو را می خواهم . تو تنها آرزویم هستی ...
به اندازه ی تمام آرزو هایم که تنها تویی .
به اندازه ی دنیا که می خواهم دنیا نباشد و تنها تو برای من باشی
به اندازه ی همان تنهایی که یا تنها با تو هستم و یا تنها به یاد تو هستم . ای عشق من ...
ای بهترینم ... به عشق تمام این عشق ها * دوستت دارم * .
پرسیدم : به جواب این سوال رسیدی ؟
این بار او سکوت کرد .
و این بار او با چشم های خیسش به چشم هایم خیره شد ...
اشک هایش را پاک کردم و این سکوت عاشقانه هم چنان ادامه داشت ...
و من باز هم گفتم : به اندازه ی وسعت این سکوت عاشقانه که بین ما برپاست .../

بارون بهاری
۹ فروردين ۱۳۹۱, ۱۱:۳۳ بعد از ظهر
وقتی میفهمی کسی و دوس داری که در نبودش بی قرار باشی..هر لحظه و هر ثانیه بهش فکر کنی ..تو خیالت باهاش سر کنی..وقتی که اسمش واز زبون کسی میشنوی تو دلت غوغایی به پا بشه..اینقدر دل تنگش بشی که اشک بهت مجال نده..وقتی که میخوای بری به دیدارش یه استرسی داری..ولی در عین حال راضی و خوشحالی..وقتی در کنارشی آرامش خاصی داری.. اینقدر که دوست داری زمان متوقف بشه تا این دیدار به پایان نرسه.. وخیلی چیزای دیگه....

http://www.kolobok.us/smiles/artists/connie/connie_49.gif...http://www.kolobok.us/smiles/user/koshecka_12.gif... http://www.kolobok.us/smiles/artists/vishenka/d_girl_kiss.gif... http://www.kolobok.us/smiles/artists/viannen/viannen_115.gif

frokni
۱۰ فروردين ۱۳۹۱, ۰۱:۴۴ قبل از ظهر
ازینکه اگه عوامل مزاحم نباشه کنار من ارامش میگیره....

تو از حرفی که می زنی اطمینانه کامل داری.
من فکر می کنم تو هنوز اون جوری که باید خودتو نشون بدی ندادی. اون جوری که باید ابراز علاقه می کردی نکردی. اولین راه برایه اروم کردنه یه دختر تو اغوش کشیدنه اونه.
حسه اینکه همیشه یکیو داره که می تونه بهش تکیه کنه مواظبشه و از همه مهمتر حامیشه. اینکه بفهمه و بدونه که تویه دنیا حداقل یکیو داره که تمامه دل خوشیشه و فقط و فقط ماله خودشه. اون وقته که می تونه بهش اعتماد کنه و حرفایی که حتی به عزیزترین کسشم نمی تونه بزنه به تو می زنه. از احساسش بگه از دل خوشیهاش از خواستنای زندگیش از سختیهاش از خودش از تنهاییاش و از زیباییهای دورو ورش.
اون وقت می تونه از تو تشکر کنه به خاطر دل گرمی که بهش می دی. به خاطر اینکه کنارشی و به خاطر وجودی که براش ارزشمنده.
عزیزم مام این مراحلو با تمومه سختیاش گذروندیم ولی برامون انقدر شیرین بود که الان حتی با گذشته سه سال بشینیمو حسرتشو بخوریم. من روز اولم گفتم سواله قشنگی پرسیدی منو بردی به گذشته میدونی الان چند شبه فقط دارم به این فکر می کنم چرا این جوری شد چی شد اصلا. خودم نخواستم یا لیاقتشو نداشتم. قدر لحظه هاتو بدون و مطمین باش که دیگه برات تکرار نمیشه

behrooz69
۱۰ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۱۷ قبل از ظهر
وقتی میفهمی کسی و دوس داری که در نبودش بی قرار باشی..هر لحظه و هر ثانیه بهش فکر کنی ..تو خیالت باهاش سر کنی..وقتی که اسمش واز زبون کسی میشنوی تو دلت غوغایی به پا بشه..اینقدر دل تنگش بشی که اشک بهت مجال نده..وقتی که میخوای بری به دیدارش یه استرسی داری..ولی در عین حال راضی و خوشحالی..وقتی در کنارشی آرامش خاصی داری.. اینقدر که دوست داری زمان متوقف بشه تا این دیدار به پایان نرسه.. وخیلی چیزای دیگه....

http://www.kolobok.us/smiles/artists/connie/connie_49.gif...http://www.kolobok.us/smiles/user/koshecka_12.gif... http://www.kolobok.us/smiles/artists/vishenka/d_girl_kiss.gif... http://www.kolobok.us/smiles/artists/viannen/viannen_115.gif


مرسی بارون جون که نظر دادی....:-2-40-:
اینی که میگی دوست داری زمان متوقف بشه و به پایان نرسه رو خیلی موافقم.....خیلی.....اون خیلی چیزای دیگه رو هم اگه دوست داشتی میشنویم.....هرچی بیشتر بگی بیشتر میگوشم من......
تو از حرفی که می زنی اطمینانه کامل داری.
من فکر می کنم تو هنوز اون جوری که باید خودتو نشون بدی ندادی. اون جوری که باید ابراز علاقه می کردی نکردی. اولین راه برایه اروم کردنه یه دختر تو اغوش کشیدنه اونه.
حسه اینکه همیشه یکیو داره که می تونه بهش تکیه کنه مواظبشه و از همه مهمتر حامیشه. اینکه بفهمه و بدونه که تویه دنیا حداقل یکیو داره که تمامه دل خوشیشه و فقط و فقط ماله خودشه. اون وقته که می تونه بهش اعتماد کنه و حرفایی که حتی به عزیزترین کسشم نمی تونه بزنه به تو می زنه. از احساسش بگه از دل خوشیهاش از خواستنای زندگیش از سختیهاش از خودش از تنهاییاش و از زیباییهای دورو ورش.
اون وقت می تونه از تو تشکر کنه به خاطر دل گرمی که بهش می دی. به خاطر اینکه کنارشی و به خاطر وجودی که براش ارزشمنده.
عزیزم مام این مراحلو با تمومه سختیاش گذروندیم ولی برامون انقدر شیرین بود که الان حتی با گذشته سه سال بشینیمو حسرتشو بخوریم. من روز اولم گفتم سواله قشنگی پرسیدی منو بردی به گذشته میدونی الان چند شبه فقط دارم به این فکر می کنم چرا این جوری شد چی شد اصلا. خودم نخواستم یا لیاقتشو نداشتم. قدر لحظه هاتو بدون و مطمین باش که دیگه برات تکرار نمیشه
آره خوب....خیلی دوست دارم زیاد بغلش کنم...نمیشه.........بخدا خیلی فرصتها کمه....اصلا نمیشه بدون استرس بود لااقل اینجا.......حتما قدر میدونم.....سعی میکنم واقعا.......امیدوارم لایق باشم....میسی که منو تاپیکو تنها نمیذاری خانومی:-2-40-:

kiana007
۱۰ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۲۱ قبل از ظهر
منظورت از دوست داشتن دوست داشتن جنس مخالفه؟
اگه اینطوریه خوش به حالتون از جواب هایی که دادین فهمیدم یه جورایی بهونه زندگیت میشه
ولی من تا بحال عاشق نشدم بعضی اوقات میگم سهم من از این دنیا به این بزرگی یه عشق هم نیست
نمیدونم چطور میشه فهمید دوستش داری اما اگه فهنیدی دیگه از دستش نده چون دیگه به دست نمیاد...

mahak90
۱۰ فروردين ۱۳۹۱, ۰۹:۳۲ قبل از ظهر
سلام وقتی به تو نز دیک بشه صدای قلبت خیلی بلند وضربانش تند میشه تنت داغ و چشمات پر اشتیاق ..................بست شد وقتی کنارش باشی دنیا برات بهشته:-2-04-:

behrooz69
۱۰ فروردين ۱۳۹۱, ۰۶:۴۸ بعد از ظهر
منظورت از دوست داشتن دوست داشتن جنس مخالفه؟
اگه اینطوریه خوش به حالتون از جواب هایی که دادین فهمیدم یه جورایی بهونه زندگیت میشه
ولی من تا بحال عاشق نشدم بعضی اوقات میگم سهم من از این دنیا به این بزرگی یه عشق هم نیست
نمیدونم چطور میشه فهمید دوستش داری اما اگه فهنیدی دیگه از دستش نده چون دیگه به دست نمیاد...

مرسی از شرکتت در بحث خانومی:-2-40-:
آره.....منظورمون بیشتر همونه......ولی محدود به اونم نیست.....
بهونه زندگیت میشه؟.....منظورتو زیاد نگرفتم راستش.....
مطمعن باش میرسی به هدفت....فقط کافیه دلت پاک باشه و بخوای....همین.....
مرسی بابت توصیه قشنگت:-2-40-:
سلام وقتی به تو نز دیک بشه صدای قلبت خیلی بلند وضربانش تند میشه تنت داغ و چشمات پر اشتیاق ..................بست شد وقتی کنارش باشی دنیا برات بهشته:-2-04-:


نظر باقی بچه ها که مثل شما بود رو تایید کردی......میسی:-2-40-:

تقدیر
۱۰ فروردين ۱۳۹۱, ۰۹:۱۰ بعد از ظهر
منظورت از دوست داشتن دوست داشتن جنس مخالفه؟
اگه اینطوریه خوش به حالتون از جواب هایی که دادین فهمیدم یه جورایی بهونه زندگیت میشه
ولی من تا بحال عاشق نشدم بعضی اوقات میگم سهم من از این دنیا به این بزرگی یه عشق هم نیست
نمیدونم چطور میشه فهمید دوستش داری اما اگه فهنیدی دیگه از دستش نده چون دیگه به دست نمیاد...
عزیزم تو خوشبختی که کسیو دوس نداشتی............کیانا جون عشق خیلی قشنگه بهتره بگم قشنگ بوووووده اما الان نمیشه به طرفت اعتماد کنی یعنی بهتره بگم الان نمیشه نه به دختر و نه به پسرای الان اعتماد کنی..........کاش منم هیچ وقت عاشقش نمیشدم....میبینی من که عاشق شدم پشیمونم........زندگیتو بکن نازم واست مهم نباشه که عاشق نشدی............من هنوز باور نرم که یه پسر کسیو دوس داشته باشه...اما اینطور که معلومه بهروز خیلی اون دخترو دوس داره.......
بهروز جان امیدوارم حست زود گذر نباشه چون دل که بشکنه زندگی کردن بی معنا میشه.........:-2-39-::-2-39-::-2-39-:

behrooz69
۱۱ فروردين ۱۳۹۱, ۱۲:۰۶ قبل از ظهر
عزیزم تو خوشبختی که کسیو دوس نداشتی............کیانا جون عشق خیلی قشنگه بهتره بگم قشنگ بوووووده اما الان نمیشه به طرفت اعتماد کنی یعنی بهتره بگم الان نمیشه نه به دختر و نه به پسرای الان اعتماد کنی..........کاش منم هیچ وقت عاشقش نمیشدم....میبینی من که عاشق شدم پشیمونم........زندگیتو بکن نازم واست مهم نباشه که عاشق نشدی............من هنوز باور نرم که یه پسر کسیو دوس داشته باشه...اما اینطور که معلومه بهروز خیلی اون دخترو دوس داره.......
بهروز جان امیدوارم حست زود گذر نباشه چون دل که بشکنه زندگی کردن بی معنا میشه.........:-2-39-::-2-39-::-2-39-:

دل اون یا من؟....چجوری میگی خیلی دوسش دارم؟....از کدوم حرفم تابلو کردم؟!:-2-15-:

SAEED M2
۱۱ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۰۰ قبل از ظهر
اگه دوستت داشتو دوستش داشتی

SAEED M2
۱۱ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۰۱ قبل از ظهر
:-2-27-:اگه دوستت داشتو دوستش داشتی

شایسته بانو
۱۱ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۰۵ قبل از ظهر
علاقه و دوست داشتن واقعی یعنی اینکه ببینی میتونی خودخواهیاتو بذاری کنار و برای اون زندگی کنی یا نه .. من هنوز به اون مرحله نرسیدم .. خیی خودخواهم ولی کسی که طرفمه واقعا منو دوست داره .. چون از خیلی چیزا گذشته و توی زندگیش یه جورایی خوشحالی من براش یه جور هدفه !

parie naz
۱۱ فروردين ۱۳۹۱, ۰۳:۱۸ قبل از ظهر
به نظر من عشق يعني مسخ شدن كامل..اگه خيلي دوسش داري شب وروز بهش فك ميكني اصلا نميتوني فك نكني...ازبودن باهاش سير نميشي و احساس آرامش ميكني..طپش قلب زياد يكي از ويژگي هاي مهمه!! چيزايي كه دوس داره تو هم دوس داري..از جونو دل مايه ميزاري كلا همه چي يعني اون فرد يه نوع وابستگي شديد...

*fatemeh*
۱۱ فروردين ۱۳۹۱, ۰۳:۲۰ قبل از ظهر
یه مدت بی خیالش شو اگه دیدی نمیتونی به هیچ وجه فراموشش کنی یعنی عاشقشی!

البته واقعا نباید بهش فکر کنی یه مدت زندگی بدون اون!:-2-30-:

مهمان خدا
۱۱ فروردين ۱۳۹۱, ۰۳:۲۷ قبل از ظهر
خب نمیشه ابا جوابهای که میشنوی به شخصیت خودت پی ببری .اما اصولا بی قراری یکی از دلایل دوست داشتن .وقتی از کسی که دوسش داری دور بشی .بی قرار میشی .کج خلق میشی .پرخاشگری .گوشه گیری .البته بستگی به شخصیت شخص داره و شیوه تربیتش و فرهنگی کهدر ان پرورش یافته .احتمال داره بغض کنی .گریه کنی .منتطر بمونی .مثلا اگه هر روز برات کاری انجام میداد اگه اون کار را انجام نده منتظرش میمونی .اما ساده ئترین روش دلت بهت میگه که تو دوس داری .اما اگه شخص مقابلو میگی اصلا نمیشه یه فرمولی داد که بهش پی ببری .یکی با بی توجهی میگه دوست دارم .یکی با محبت .یکی با دعوا ....

تقدیر
۱۱ فروردين ۱۳۹۱, ۱۱:۵۹ قبل از ظهر
مرسی بارون جون که نظر دادی....:-2-40-:
اینی که میگی دوست داری زمان متوقف بشه و به پایان نرسه رو خیلی موافقم.....خیلی.....اون خیلی چیزای دیگه رو هم اگه دوست داشتی میشنویم.....هرچی بیشتر بگی بیشتر میگوشم من......

آره خوب....خیلی دوست دارم زیاد بغلش کنم...نمیشه.........بخدا خیلی فرصتها کمه....اصلا نمیشه بدون استرس بود لااقل اینجا.......حتما قدر میدونم.....سعی میکنم واقعا.......امیدوارم لایق باشم....میسی که منو تاپیکو تنها نمیذاری خانومی:-2-40-:
از این نظرت فهمیدم.........تو دل اونو نشکن چون پسرا بیشتر عادت به دل شکستن دارن......

behrooz69
۱۱ فروردين ۱۳۹۱, ۰۱:۰۲ بعد از ظهر
علاقه و دوست داشتن واقعی یعنی اینکه ببینی میتونی خودخواهیاتو بذاری کنار و برای اون زندگی کنی یا نه .. من هنوز به اون مرحله نرسیدم .. خیی خودخواهم ولی کسی که طرفمه واقعا منو دوست داره .. چون از خیلی چیزا گذشته و توی زندگیش یه جورایی خوشحالی من براش یه جور هدفه !
با کنار گذاشتن خودخواهی ها صددرصد موافقم......دقیقا همینطوره....من همیشه میگم باید واسه همه کوه غرور باشی اما واسه کسی که دوسش داری خاکی.....این غرور و خودخواهیه که گاهی خودمونو مهم تر میدونیم نه رابطه دو طرفه رو....میسی....:-2-40-:
به نظر من عشق يعني مسخ شدن كامل..اگه خيلي دوسش داري شب وروز بهش فك ميكني اصلا نميتوني فك نكني...ازبودن باهاش سير نميشي و احساس آرامش ميكني..طپش قلب زياد يكي از ويژگي هاي مهمه!! چيزايي كه دوس داره تو هم دوس داري..از جونو دل مايه ميزاري كلا همه چي يعني اون فرد يه نوع وابستگي شديد...

مرسی بابت نظرت:-2-40-:........یه نوع وابستگی شدید.....فکر کنم اخر به این رسیدیم عادت و دوست داشتن کاملا باهم قاطی هستن...مرسی بازم

یه مدت بی خیالش شو اگه دیدی نمیتونی به هیچ وجه فراموشش کنی یعنی عاشقشی!

البته واقعا نباید بهش فکر کنی یه مدت زندگی بدون اون!:-2-30-:
اگه نشد چی؟......راه عملی بده!:-2-39-:

خب نمیشه ابا جوابهای که میشنوی به شخصیت خودت پی ببری .اما اصولا بی قراری یکی از دلایل دوست داشتن .وقتی از کسی که دوسش داری دور بشی .بی قرار میشی .کج خلق میشی .پرخاشگری .گوشه گیری .البته بستگی به شخصیت شخص داره و شیوه تربیتش و فرهنگی کهدر ان پرورش یافته .احتمال داره بغض کنی .گریه کنی .منتطر بمونی .مثلا اگه هر روز برات کاری انجام میداد اگه اون کار را انجام نده منتظرش میمونی .اما ساده ئترین روش دلت بهت میگه که تو دوس داری .اما اگه شخص مقابلو میگی اصلا نمیشه یه فرمولی داد که بهش پی ببری .یکی با بی توجهی میگه دوست دارم .یکی با محبت .یکی با دعوا ....

خب اگه اینایی که میگی واسه دوس داشتن صادقه چرا نباید انتطار داشته باشیم که اون طرف هم وقتی با ماست همین احساسو داشته باشه؟.....مگه همین نیست؟...نمیفهمم آخه.....
از این نظرت فهمیدم.........تو دل اونو نشکن چون پسرا بیشتر عادت به دل شکستن دارن......
مرسی:-2-40-:........نه با این نظرت موافق نیستم اصلا.....ولی چشم:-2-14-:

تقدیر
۱۱ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۰۸ بعد از ظهر
من نمیگم دخترا دل نمیشکنن........اما میگم آمار پسرا بالاتره

دردونه17
۱۱ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۳۸ بعد از ظهر
اول که می بینیش حس می کنی داری داغ میشی اسمشو که می شنوی کنجکاو میشی هرجا وهرچی که مربوط به اونه رو دوس داری توی مثلا یه عالمه پسر که از اون برترن اون طرف واست می درخشه نمی تونی تو صورتش نگاه کنی یه حس خججالت اگر از طرف هم محبت ببینی شدیدتر میشه تا بجایی که ابرازو ...اما اگه نه یه جورایی بهش می فهمونی که دوسش داری وشاید این حس تا اخر باهات می مونه دوس داری بهش برسی خب سوال موند

Shadmehr H
۱۱ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۴۱ بعد از ظهر
گفتنش و توضیحش خیلی سخته!!!!!!!!!!!!!! ولی مهم اینه که طرف مقابلت بدونه!
همین...

Aftab72
۱۱ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۵۹ بعد از ظهر
من يه تجربه جالب داشتم...2سال فكر ميكردم يه نفرو خيلي دوست دارم،اون طرف امسال بهم ابزار علاقه كرد،اصلا فكر نميكردم انقدر بهم علاقه مند باشه......بعد اينكه بهم گفت دوسم داره،تازه فهميدم من اصلا دوستش نداشتم...فقط چون همبازي بچگي هام بوده،بهش عادت كرده بودم...

#Red Qeen#
۱۱ فروردين ۱۳۹۱, ۰۶:۰۳ بعد از ظهر
از اینجا که وقتی به اینه نگاه میکنی یه جفت گوش مخملی دراز بالای سرت میبینی!!!!:-2-06-::-2-25-:هه هه هه:-2-22-:

صدف م
۱۱ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۳۱ بعد از ظهر
سلام دوست عزیز:-2-40-:
چقدر خوب بود ما ادم ها توی روابطمون فرق* دوست داشتن ,هوس , عادت , عشق* رو می دونستیم .
من هم اگر یه زمانی متوجه این فرق ها میشدم الان این قدر از خودم پشیمون نمی شدم .معمولا توی روابط دو طرف که هنوز همدیگرو خوب نمیشناسن سعی می کنن طرف مقابل رو اون جور که خودشون دوست دارن ومی پسندن توی ذهنشون مجسم کنن . باید از همون روز اول تفاوت های بین خودمون رو واضح تر میدیدم و خودم رو گول نمی زدم . به نظر من اگر شما طرف مقابلت رو همون طور که واقعا هست پذیرفتی و ازش انتظار تغیر کردن رو نداری و اگر بعد از یه مدت که نمی بینیش و از ازش دوری نسبت به رابطه و احساست سرد نشدی یعنی تا حدودی دوستش داری .
برای دوست داشتن دلیل های زیادی هست که باید با عقل و منطق خودت بهش جواب بدی ولی یادت باشه برای عاشق شدن هیچ دلیلی نمی خواد ؛ امیدوارم دوست داشتن رو تجربه کنیم چون آتش عشق اگر روزی خاکستر نشه وجود خودمون رو می سوزونه.
(حرف های زیادی برای گفتن دارم اگر مایل بودید به بحث ادامه بدیم)

صدف م
۱۱ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۳۲ بعد از ظهر
سلام دوست عزیز:-2-40-:
چقدر خوب بود ما ادم ها توی روابطمون فرق* دوست داشتن ,هوس , عادت , عشق* رو می دونستیم .
من هم اگر یه زمانی متوجه این فرق ها میشدم الان این قدر از خودم پشیمون نمی شدم .معمولا توی روابط دو طرف که هنوز همدیگرو خوب نمیشناسن سعی می کنن طرف مقابل رو اون جور که خودشون دوست دارن ومی پسندن توی ذهنشون مجسم کنن . باید از همون روز اول تفاوت های بین خودمون رو واضح تر میدیدم و خودم رو گول نمی زدم . به نظر من اگر شما طرف مقابلت رو همون طور که واقعا هست پذیرفتی و ازش انتظار تغیر کردن رو نداری و اگر بعد از یه مدت که نمی بینیش و از ازش دوری نسبت به رابطه و احساست سرد نشدی یعنی تا حدودی دوستش داری .
برای دوست داشتن دلیل های زیادی هست که باید با عقل و منطق خودت بهش جواب بدی ولی یادت باشه برای عاشق شدن هیچ دلیلی نمی خواد ؛ امیدوارم دوست داشتن رو تجربه کنیم چون آتش عشق اگر روزی خاکستر نشه وجود خودمون رو می سوزونه.
(حرف های زیادی برای گفتن دارم اگر مایل بودید به بحث ادامه بدیم)

* ترنم بهار *
۱۱ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۳۹ بعد از ظهر
اخ دمت گرم كه گفتي ... من وقتي رمان مي نويسم چون تا حالا نه عاشق شدم نه كسي رو دوست داشتم اين حس واسم ناشناخته اس و نمي تونم عاشقانه بنويسم ...:-2-39-:

behrooz69
۱۲ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۵۵ قبل از ظهر
من نمیگم دخترا دل نمیشکنن........اما میگم آمار پسرا بالاتره

شاید...نمیدونم....ولی فکر نمیکنم....بنظر من بازم برعکسه
اول که می بینیش حس می کنی داری داغ میشی اسمشو که می شنوی کنجکاو میشی هرجا وهرچی که مربوط به اونه رو دوس داری توی مثلا یه عالمه پسر که از اون برترن اون طرف واست می درخشه نمی تونی تو صورتش نگاه کنی یه حس خججالت اگر از طرف هم محبت ببینی شدیدتر میشه تا بجایی که ابرازو ...اما اگه نه یه جورایی بهش می فهمونی که دوسش داری وشاید این حس تا اخر باهات می مونه دوس داری بهش برسی خب سوال موند
مرسی:-2-40-:

گفتنش و توضیحش خیلی سخته!!!!!!!!!!!!!! ولی مهم اینه که طرف مقابلت بدونه!
همین...

طرز گفتنشم بنظر من خیلی مهمه...اینطور نیس؟
من يه تجربه جالب داشتم...2سال فكر ميكردم يه نفرو خيلي دوست دارم،اون طرف امسال بهم ابزار علاقه كرد،اصلا فكر نميكردم انقدر بهم علاقه مند باشه......بعد اينكه بهم گفت دوسم داره،تازه فهميدم من اصلا دوستش نداشتم...فقط چون همبازي بچگي هام بوده،بهش عادت كرده بودم...

چه جالب....بیشتر برامون از حس قبلش میگی؟....چطوری بود؟....بعدش یهو فروکش کرد یا کم کم؟

از اینجا که وقتی به اینه نگاه میکنی یه جفت گوش مخملی دراز بالای سرت میبینی!!!!:-2-06-::-2-25-:هه هه هه:-2-22-:
مرسی!....اینو واقعا راس میگی!
سلام دوست عزیز:-2-40-:
چقدر خوب بود ما ادم ها توی روابطمون فرق* دوست داشتن ,هوس , عادت , عشق* رو می دونستیم .
من هم اگر یه زمانی متوجه این فرق ها میشدم الان این قدر از خودم پشیمون نمی شدم .معمولا توی روابط دو طرف که هنوز همدیگرو خوب نمیشناسن سعی می کنن طرف مقابل رو اون جور که خودشون دوست دارن ومی پسندن توی ذهنشون مجسم کنن . باید از همون روز اول تفاوت های بین خودمون رو واضح تر میدیدم و خودم رو گول نمی زدم . به نظر من اگر شما طرف مقابلت رو همون طور که واقعا هست پذیرفتی و ازش انتظار تغیر کردن رو نداری و اگر بعد از یه مدت که نمی بینیش و از ازش دوری نسبت به رابطه و احساست سرد نشدی یعنی تا حدودی دوستش داری .
برای دوست داشتن دلیل های زیادی هست که باید با عقل و منطق خودت بهش جواب بدی ولی یادت باشه برای عاشق شدن هیچ دلیلی نمی خواد ؛ امیدوارم دوست داشتن رو تجربه کنیم چون آتش عشق اگر روزی خاکستر نشه وجود خودمون رو می سوزونه.
(حرف های زیادی برای گفتن دارم اگر مایل بودید به بحث ادامه بدیم)

اول اینکه ممنون شرکت کردی...نظرتت خیلی پخته بود....آره معلومه که دوست دارم ادامه بدیم.....
تفاوت این ها رو واسه همینه میخوام درک کنم....چون واقعا لازمه بفهمیم اینو.....
اخ دمت گرم كه گفتي ... من وقتي رمان مي نويسم چون تا حالا نه عاشق شدم نه كسي رو دوست داشتم اين حس واسم ناشناخته اس و نمي تونم عاشقانه بنويسم ...:-2-39-:
خیلی سخته رمان نوشتن بدون تجربه این...واقعا سخته خدایی.....

Aftab72
۱۲ فروردين ۱۳۹۱, ۱۲:۴۲ بعد از ظهر
خيلي دوست داشتم ببينمش،حتي يه بار ميخ واستييم بريم خونشون كه كنسل شد..بعدش من گريه ميگردم.دوست داشتم همش با اون باشم و باهاش صحبت كنم.وقتي ميديئمش قلبم تند ميزد و هول ميشدم.........
ولي وقتي ابراز علاقه كرد..هيچ حسي نداشتم و تازه اونجا فهميدم اينا همه عادت بوده و تا حدودي حس ترحم،چون فقط با من راحت حرفاشو ميزد و منم نمي خواستم دلش بشكنه!!!!

صدف م
۱۲ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۳۱ بعد از ظهر
سلام دوباره:-118-: از نظر من باید اول از همه کاری بکنی که متوجه بشی حسی که نسبت به طرف مقابلت داری عادت هست؟ برای این کار کافیه که یه مدت ازش دور بشی مثلا به مسافرت بری و حداقل برای دوهفته هیچ ارتباطی برقرار نکنید،بعداز این مدت اگر احساست تغیر نکرد یعنی واقعا دوستش داری و بعد باید متوجه بشی که توی احساست چقدر هوس داری ؟
خوب هوس یکی از غرایز پسر ها است همون طور که دختر ها احساسی هستن ولی این خیلی مهم هست که بدونی تا چه حدی هوس داری ,یعنی باید بدونی زمانی که در کنارت هست چه توقع هایی داری ؟
پیشنهاد می کنم تا زمانی که رابطه ای که دارید جدی نشده تمام احساساتت رو به طرف مقابل نگی چون اکثر دخترها زمانی که طرفشون ابراز علاقه می کنه و دیگه هیچ احساس پنهانی براشون وجود نداره به مرور زمان بی تفاوت و سرد میشن . من خودم بعد از یه سال فهمیدم که بیشتر کنجکاو شده بودم که چه احساسی نسبت به من داره و خودم علاقه ی خاصی نداشتم و خودم رو گول میزدم

ساتگین
۱۲ فروردين ۱۳۹۱, ۰۶:۰۶ بعد از ظهر
درمورددوست داشتن میخوای بدونی درمورداعضای خونواده فرق میکنه بستگی به نوع روابطتون داره بعضی خونواده هادوست داشتنشونو ابرازمیکنن خیلی ازخونواده هاهم ابراز نمیکنن ولی وقتی ازهم دورمیشن دلتنگ هم میشن شده یه مدت ازخونواده ات دورباشی خیلی احساس دلتنگی بهت دست میده ولی چندروزکه بگذره همه چی عادی میشه مطمئن باش حس دوست داشتن جنس مقابل باخانواده یه کم متفاوته
امادرموردجنس مقابل خیلیاعقیده دارن اول عشق بوجودمیادبعددوست داشتن
ازنظرعلمی دوجنس مخالف که یه مدت باهم رابطه داشته باشن البته هردوطرف بایددرطرف مقابل اون معیارهایی که دوست دارن روببینن بعداین حالت بوجود میاد یک ماده ای دربدنشون ترشح میشه که مثل طناب دونفرروبه هم وصل میکنه حالتی مثل دلتنگی دمادم اینکه دوست داره طرف مقابل هرلحظه کنارش باشه این همون ماده ایه که زمانی که مادرکودک خودش روبدنیامیاره فقط دربدن مادربوجود میادودرزمان ابتدای آشنایی که مرحله عشق هم بهش گفته میشه این حس دردوطرف وجود داره عشق 3ماه 6 ماه یانهایتش 1سال وجودداره یعنی این حس زیباتامدت خاصی وجودداره بعددوطرف واردمرحله دوست داشتن، بیتفاوتی یا نفرت میشن واین رابطه مستقیمی بارفتارهاشون تودوره عشق داره یعنی هرچقدردردوره عشق باهم رابطه بهتری داشته باشن بیشترمیتونن همدیگه رودوست داشته باشن اگه دردوره عشق رابطه پرتنش باجروبحث داشته باشن به دوست داشتن نمیرسن ورابطشون ملال انگیزوخسته کننده میشه پس بهتره طرف مقابل روخوب بشناسیم بامعیارای خودمون بسنجیم بعد به ایجادرابطه فکرکنیم
اینوبخون بازم سوال داشتی بپرس .

targol
۱۲ فروردين ۱۳۹۱, ۰۶:۰۹ بعد از ظهر
اگه تا 5سال پیش از من این سوالو میپرسیدی میگفتم خب چه سوال مسخره و ساده ای ولی الان که 5 سال یه رابطه ای رو شروع کردم نمیدونم چی باید بگم چون واقعا سوالت سخته یعنی تو این دوره زمونه سخت شده ها به نظر من وقتی میتونی بفهمی کسی که پیشته رو دوست داری یا فقط بهش عادت کردی که یه مدت خیلی طولانی بزاریش کنار مثلا 5 یا 6 ماه اگه تونستی با نبودنش کنار بیایو خییییلی اذیت نشی یعنی فقط بهش وابسته بودی اونم به شدت ولی نه اگه نتونستیو هنوز وقتی یاد خاطره هات میفتی بغض میکنیو....بدون دوسش داشتیو داری

-ShaDi-
۱۲ فروردين ۱۳۹۱, ۰۶:۱۵ بعد از ظهر
اگه تا 5سال پیش از من این سوالو میپرسیدی میگفتم خب چه سوال مسخره و ساده ای ولی الان که 5 سال یه رابطه ای رو شروع کردم نمیدونم چی باید بگم چون واقعا سوالت سخته یعنی تو این دوره زمونه سخت شده ها به نظر من وقتی میتونی بفهمی کسی که پیشته رو دوست داری یا فقط بهش عادت کردی که یه مدت خیلی طولانی بزاریش کنار مثلا 5 یا 6 ماه اگه تونستی با نبودنش کنار بیایو خییییلی اذیت نشی یعنی فقط بهش وابسته بودی اونم به شدت ولی نه اگه نتونستیو هنوز وقتی یاد خاطره هات میفتی بغض میکنیو....بدون دوسش داشتیو داری


من اصلا با این روشی که میگین شما ها موافق نیستم
فک نمیکنین پس فردا حسرت همون روزا رو ادم میخوره؟؟
بازم نمیدونم...اما من نمیتونم این روشو امتحان کنم
--
BHEROOZ69
بنظرم بهروز تو هم امتحان نکن

پونه گلی
۱۲ فروردين ۱۳۹۱, ۰۶:۳۴ بعد از ظهر
be nazare man vaghti adam yeki ro doost dare hichvaght az eshtebahate kasi ke doostesh dare narhat nemishe ya agaram beshe zood faramoosh mikone zood mibakhshish
vaghti yeki ro vaghean doost dari vaghti yr modati azash door bashi kalefe mishi zendegit be ham mirize hata bazi vaghta momkene mariz beshi
vaghti yeki ro doosst dari hazeri barash har kari anjam bedi
vaghti kasi ro vaghean doost dari nakhodagah bekhateresh az kheili chiza migzar
bazi vaghta mifahmi dare bet doorogh mige ama bazam khodeto mizani be oon raho harfasho bavar mikoni
kholase vaghti kasi vaghean doost dashte bashi hich chiz baes nemishe ke hata ye zare ham ehsasaset nesbat be oon kam beshe hata agar kasi ro bebini ke az oon behtar bashe
:-2-27-:kholase hame joore doostesh dari

ӜFati※anjelӜ
۱۲ فروردين ۱۳۹۱, ۰۷:۵۹ بعد از ظهر
شايد تو كوتاه مدت نشه فهميد ولي اگه رابطه دراز مدت باشه اگه طرف مقابل از روي عادت بخواد ادامه بده به نظرم مشخص ميشه!

[fakhte]
۱۲ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۳۱ بعد از ظهر
خوب من نظر شخصی خودم رو بدون هیچ واهمه و اغراقی بیان می کنم ...در طول سالهایی که از زندگی 32 ساله ام گذشت در سنین مختلف عاشق شدم ولی بعد از یه مدت می فهمیدم این بی قراری این بی خوابی این نگرانی برای طرف مقابلم فقط هوسه نه عشق سنم بالاتر که اومد همه خواسته هام رنگ دیگری به خودش گرفت ...نیاز به کسی که به عقایدم احترام بزاره ...برای من به عنوان یک زن ارزش قائل باشه ...در روابط زناشویی به خواسته های من توجه کنه ...در لحظات تنهایی وقتی احتیاج به یک همدم دارم تا دردهامو براش بگم اوصبورانه منو درک کنه و راهی پیش پام بزاره ...در شرایط مختلف اجتماعی به ارتقاء جایگاهم کمک کنه و....همه اینها خواسته های من بود وخوب میدونستم که در این میان افکار و عقاید یک مرد برام بیش از حساب بانکی و ظاهر اون مهم هست ...از بین افرادی که به عنوان خواستگار برام میومدن وقتی پای صحبت هاشون می نشستم می دیدم فکرشون خیلی با اونچه که من در ذهن دارم دوره ...و گذشت تا اینکه همسرم سر راهم قرار گرفت اونم در دنیای مجازی که خیلی ها از ریسک کردن روی اون واهمه دارن و شاید حق داشته باشن ...اما زمانی که ما در طول آشناییمون صادقانه با هم در تعامل بودیم به هم علاقمند شدیم و گرچه اوایل مخالفت خانواده وجود داشت اما بالاخره با هم ازدواج کردیم ...من از انتخابم راضیم ...باید زمانی دست به انتخاب بزنی و فکر کنی کسی رو دوست داری که ببینی ایا اون شخص به ملاک ها ومعیارهای تو نزدیکه یا نه ...وابستگی عاطفی در دوست داشتن وجود داره ..بی قراری و نگرانی هم وجود داره اما باید واقعا بسنجی افکار و عقاید و رفتار طرف مقابلت همونه که قبلا در ذهن داشتی اگه نزدیک به اون بود بدون احساست احساس دوست داشتنه در غیر این صورت از روی عادت و هوس به کسی دل بستی ...من با خودم فکر می کردم اگه همسرم روزی بی پول و بیکار باشه ایا حاضرم باهاش ادامه بدم ؟آیا حاضرم دوشادوش او کار کنم و مخارج زندگی رو تامیین کنم ؟جوابم در این قسمت مثبت بود ...بعد به این فکر می کردم اگه اون از نوع پوشش و آرایش من خوشش نیاد آیا حاضرم بخاطر اون در خودم تغییر بوجود بیارم تا چه حد ؟که این مسئله هم طی صحبت ها باعث شد حدودش مشخص شه و برام قابل حل بود ...آیا اگه اون بخواد منو از خونواده ام و کشورم دور کنه حاضرم باهاش برم در یک کشور دیگه زندگی کنم ..؟تحمل این دوری رو دارم ؟ اوایل سخت بود خیلی طول کشید تا خودم رو قانع کردم و...می خام بگم دوست داشتن زمانی رخ میده که تو عقل و منطق رو در اون دخیل بدونی وگرنه اگه بخوای صرفا بگی بی قراری و نگرانی و دلتنگی خوب این که عشقه ...در عشق منطق جایگاهی نداره ...تو همه چیز طرف مقابلت رو حسن می بینی در صورتی که ممکنه قبلا از یک سری عادات بدت میومده و الان خودت رو فریب میدی که نه اون جور دیگه است ...هرگز اونچه که از طرف مقابلت می بینی به نوع دیگه تفسیرش نکن بسنج ببین واقعا نوع رفتار و کردار و احساس اون به منطق و عقل نزدیکه یا نه ...

Nima.n
۱۲ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۳۸ بعد از ظهر
من دوسش داشتم الان نمیدونم ... ولی من خیلی کم دیدمش کم ارتباط باهاش داشتم
ولی اون موقع خیلی دوسش داشتم همش دوس داشتم پیشش باشم نگاش کنم ، خندیدناشو ببینم ، طرز حرف زدنش ، راه رفتنش تا این که یه مدت با هم فقط از طریق اس ام اس ارتباط داشتیم یواش یواش اون وابستگیم کم وکمتر شد اینم بگم من اصلا پیشش نبودم اون یه شهر دیگست فقط با اس ام اس بودیم بعدش من به خاطره شرایط زندگیم تصمیم گرفتیم از هم جدا شیم البته اون هم خاصت الان هم یک سالو نیم هست ندیدمش 5 ماه هم هست با اس ارتباط نداریم تقریبا بی تفاوتم ولی بهش فکر میکنم تو ذهنم میاد بازم به جورایی میشم
به نظر شما چی هست کارشناسای محترم درد من چیه هنوز هم هر روز تو فکرمهههههههههه

frokni
۱۲ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۵۷ بعد از ظهر
من دوسش داشتم الان نمیدونم ... ولی من خیلی کم دیدمش کم ارتباط باهاش داشتم
ولی اون موقع خیلی دوسش داشتم همش دوس داشتم پیشش باشم نگاش کنم ، خندیدناشو ببینم ، طرز حرف زدنش ، راه رفتنش تا این که یه مدت با هم فقط از طریق اس ام اس ارتباط داشتیم یواش یواش اون وابستگیم کم وکمتر شد اینم بگم من اصلا پیشش نبودم اون یه شهر دیگست فقط با اس ام اس بودیم بعدش من به خاطره شرایط زندگیم تصمیم گرفتیم از هم جدا شیم البته اون هم خاصت الان هم یک سالو نیم هست ندیدمش 5 ماه هم هست با اس ارتباط نداریم تقریبا بی تفاوتم ولی بهش فکر میکنم تو ذهنم میاد بازم به جورایی میشم
به نظر شما چی هست کارشناسای محترم درد من چیه هنوز هم هر روز تو فکرمهههههههههه



از دست رفتی نیما خان.
من فکر می کنم این حسه شما دوست داشتن نیست

miss.orient
۱۲ فروردين ۱۳۹۱, ۰۹:۰۴ بعد از ظهر
نمی دونم. چون خودم هم تا به حال نتونستم اون عشق واقعی رو پیدا کنم.
ولی به نظرم اگه می خوای بفهمی اول باید خود واقعیتو بشناسی. :-106-::-2-35-:

behrooz69
۱۳ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۴۹ قبل از ظهر
خيلي دوست داشتم ببينمش،حتي يه بار ميخ واستييم بريم خونشون كه كنسل شد..بعدش من گريه ميگردم.دوست داشتم همش با اون باشم و باهاش صحبت كنم.وقتي ميديئمش قلبم تند ميزد و هول ميشدم.........
ولي وقتي ابراز علاقه كرد..هيچ حسي نداشتم و تازه اونجا فهميدم اينا همه عادت بوده و تا حدودي حس ترحم،چون فقط با من راحت حرفاشو ميزد و منم نمي خواستم دلش بشكنه!!!!
برام جالب بود.....اینی که تعریف کردی یکم برام تازگی داشت شنیدنش......به نظرم یجورایی یه هوس بوده....اینطور نیست بنظرت؟

سلام دوباره:-118-: از نظر من باید اول از همه کاری بکنی که متوجه بشی حسی که نسبت به طرف مقابلت داری عادت هست؟ برای این کار کافیه که یه مدت ازش دور بشی مثلا به مسافرت بری و حداقل برای دوهفته هیچ ارتباطی برقرار نکنید،بعداز این مدت اگر احساست تغیر نکرد یعنی واقعا دوستش داری و بعد باید متوجه بشی که توی احساست چقدر هوس داری ؟
خوب هوس یکی از غرایز پسر ها است همون طور که دختر ها احساسی هستن ولی این خیلی مهم هست که بدونی تا چه حدی هوس داری ,یعنی باید بدونی زمانی که در کنارت هست چه توقع هایی داری ؟
پیشنهاد می کنم تا زمانی که رابطه ای که دارید جدی نشده تمام احساساتت رو به طرف مقابل نگی چون اکثر دخترها زمانی که طرفشون ابراز علاقه می کنه و دیگه هیچ احساس پنهانی براشون وجود نداره به مرور زمان بی تفاوت و سرد میشن . من خودم بعد از یه سال فهمیدم که بیشتر کنجکاو شده بودم که چه احساسی نسبت به من داره و خودم علاقه ی خاصی نداشتم و خودم رو گول میزدم

اینی که میگی تا چه حد ببینی هوس داری منظورتو میشه واضح تر بگی؟....نمیدونم درست فهمیدم یا نه....

اینی که میگی ابزار علاقه نکن تا حدی قبول دارم....همین الانم احساس میکنم سرد داره میشه....نمیدونم البته
درمورددوست داشتن میخوای بدونی درمورداعضای خونواده فرق میکنه بستگی به نوع روابطتون داره بعضی خونواده هادوست داشتنشونو ابرازمیکنن خیلی ازخونواده هاهم ابراز نمیکنن ولی وقتی ازهم دورمیشن دلتنگ هم میشن شده یه مدت ازخونواده ات دورباشی خیلی احساس دلتنگی بهت دست میده ولی چندروزکه بگذره همه چی عادی میشه مطمئن باش حس دوست داشتن جنس مقابل باخانواده یه کم متفاوته
امادرموردجنس مقابل خیلیاعقیده دارن اول عشق بوجودمیادبعددوست داشتن
ازنظرعلمی دوجنس مخالف که یه مدت باهم رابطه داشته باشن البته هردوطرف بایددرطرف مقابل اون معیارهایی که دوست دارن روببینن بعداین حالت بوجود میاد یک ماده ای دربدنشون ترشح میشه که مثل طناب دونفرروبه هم وصل میکنه حالتی مثل دلتنگی دمادم اینکه دوست داره طرف مقابل هرلحظه کنارش باشه این همون ماده ایه که زمانی که مادرکودک خودش روبدنیامیاره فقط دربدن مادربوجود میادودرزمان ابتدای آشنایی که مرحله عشق هم بهش گفته میشه این حس دردوطرف وجود داره عشق 3ماه 6 ماه یانهایتش 1سال وجودداره یعنی این حس زیباتامدت خاصی وجودداره بعددوطرف واردمرحله دوست داشتن، بیتفاوتی یا نفرت میشن واین رابطه مستقیمی بارفتارهاشون تودوره عشق داره یعنی هرچقدردردوره عشق باهم رابطه بهتری داشته باشن بیشترمیتونن همدیگه رودوست داشته باشن اگه دردوره عشق رابطه پرتنش باجروبحث داشته باشن به دوست داشتن نمیرسن ورابطشون ملال انگیزوخسته کننده میشه پس بهتره طرف مقابل روخوب بشناسیم بامعیارای خودمون بسنجیم بعد به ایجادرابطه فکرکنیم
اینوبخون بازم سوال داشتی بپرس .


یک دنیا ممنون بابت نظر خیلی قشنگتون......:-2-40-:
خیلی بنظر علمی برسی شده بود.....اگه دیدگاه علمی دیگه ای هم دارین خوشحال میشم بشنوم
اینو قبول دارم میگین اول طرفو بشناسیم و معیار سنجی کنیم و بعد رابطه ولی اگه الن درگیرش کسی باشه چی؟....نمیشه که بگی بهم بزن بعد ببین....میشه؟....راهش چیه ؟

اگه تا 5سال پیش از من این سوالو میپرسیدی میگفتم خب چه سوال مسخره و ساده ای ولی الان که 5 سال یه رابطه ای رو شروع کردم نمیدونم چی باید بگم چون واقعا سوالت سخته یعنی تو این دوره زمونه سخت شده ها به نظر من وقتی میتونی بفهمی کسی که پیشته رو دوست داری یا فقط بهش عادت کردی که یه مدت خیلی طولانی بزاریش کنار مثلا 5 یا 6 ماه اگه تونستی با نبودنش کنار بیایو خییییلی اذیت نشی یعنی فقط بهش وابسته بودی اونم به شدت ولی نه اگه نتونستیو هنوز وقتی یاد خاطره هات میفتی بغض میکنیو....بدون دوسش داشتیو داری

ولی خیلی تاوان سختیه این....نمیدونم میشه داد یا نه...مکنه دیگه بهم نرسین اونطوری....از کجا معلوم دنیا چطور میگذره.....

من اصلا با این روشی که میگین شما ها موافق نیستم
فک نمیکنین پس فردا حسرت همون روزا رو ادم میخوره؟؟
بازم نمیدونم...اما من نمیتونم این روشو امتحان کنم
--
BHEROOZ69
بنظرم بهروز تو هم امتحان نکن

نمیدونم....شایدم حق با تو باشه......
ولی اره موافقم که حسرت اون روزا رو میخوری.....من میگم با کسی که میدونی دوسش داری دلیلی نداره بهم بزنی مگه اینکه اون تو رو دوست نداشته بشه....یا احساس کرده باشه همیشه داردت و سرد شده باشه....

be nazare man vaghti adam yeki ro doost dare hichvaght az eshtebahate kasi ke doostesh dare narhat nemishe ya agaram beshe zood faramoosh mikone zood mibakhshish
vaghti yeki ro vaghean doost dari vaghti yr modati azash door bashi kalefe mishi zendegit be ham mirize hata bazi vaghta momkene mariz beshi
vaghti yeki ro doosst dari hazeri barash har kari anjam bedi
vaghti kasi ro vaghean doost dari nakhodagah bekhateresh az kheili chiza migzar
bazi vaghta mifahmi dare bet doorogh mige ama bazam khodeto mizani be oon raho harfasho bavar mikoni
kholase vaghti kasi vaghean doost dashte bashi hich chiz baes nemishe ke hata ye zare ham ehsasaset nesbat be oon kam beshe hata agar kasi ro bebini ke az oon behtar bashe
:-2-27-:kholase hame joore doostesh dari

اول بگم که انگلیسی نوشتن تو تاپیک ممنوعه....ممنون میشم فارسی بنویسین:-2-40-:
دوم ایکه از نظر خیلی خوبتون ممنونم:-2-40-:
با این قسمتشم بدجور موافقم "vaghti yeki ro doosst dari hazeri barash har kari anjam bedi"


شايد تو كوتاه مدت نشه فهميد ولي اگه رابطه دراز مدت باشه اگه طرف مقابل از روي عادت بخواد ادامه بده به نظرم مشخص ميشه!

:-2-40-:

;4450229']خوب من نظر شخصی خودم رو بدون هیچ واهمه و اغراقی بیان می کنم ...در طول سالهایی که از زندگی 32 ساله ام گذشت در سنین مختلف عاشق شدم ولی بعد از یه مدت می فهمیدم این بی قراری این بی خوابی این نگرانی برای طرف مقابلم فقط هوسه نه عشق سنم بالاتر که اومد همه خواسته هام رنگ دیگری به خودش گرفت ...نیاز به کسی که به عقایدم احترام بزاره ...برای من به عنوان یک زن ارزش قائل باشه ...در روابط زناشویی به خواسته های من توجه کنه ...در لحظات تنهایی وقتی احتیاج به یک همدم دارم تا دردهامو براش بگم اوصبورانه منو درک کنه و راهی پیش پام بزاره ...در شرایط مختلف اجتماعی به ارتقاء جایگاهم کمک کنه و....همه اینها خواسته های من بود وخوب میدونستم که در این میان افکار و عقاید یک مرد برام بیش از حساب بانکی و ظاهر اون مهم هست ...از بین افرادی که به عنوان خواستگار برام میومدن وقتی پای صحبت هاشون می نشستم می دیدم فکرشون خیلی با اونچه که من در ذهن دارم دوره ...و گذشت تا اینکه همسرم سر راهم قرار گرفت اونم در دنیای مجازی که خیلی ها از ریسک کردن روی اون واهمه دارن و شاید حق داشته باشن ...اما زمانی که ما در طول آشناییمون صادقانه با هم در تعامل بودیم به هم علاقمند شدیم و گرچه اوایل مخالفت خانواده وجود داشت اما بالاخره با هم ازدواج کردیم ...من از انتخابم راضیم ...باید زمانی دست به انتخاب بزنی و فکر کنی کسی رو دوست داری که ببینی ایا اون شخص به ملاک ها ومعیارهای تو نزدیکه یا نه ...وابستگی عاطفی در دوست داشتن وجود داره ..بی قراری و نگرانی هم وجود داره اما باید واقعا بسنجی افکار و عقاید و رفتار طرف مقابلت همونه که قبلا در ذهن داشتی اگه نزدیک به اون بود بدون احساست احساس دوست داشتنه در غیر این صورت از روی عادت و هوس به کسی دل بستی ...من با خودم فکر می کردم اگه همسرم روزی بی پول و بیکار باشه ایا حاضرم باهاش ادامه بدم ؟آیا حاضرم دوشادوش او کار کنم و مخارج زندگی رو تامیین کنم ؟جوابم در این قسمت مثبت بود ...بعد به این فکر می کردم اگه اون از نوع پوشش و آرایش من خوشش نیاد آیا حاضرم بخاطر اون در خودم تغییر بوجود بیارم تا چه حد ؟که این مسئله هم طی صحبت ها باعث شد حدودش مشخص شه و برام قابل حل بود ...آیا اگه اون بخواد منو از خونواده ام و کشورم دور کنه حاضرم باهاش برم در یک کشور دیگه زندگی کنم ..؟تحمل این دوری رو دارم ؟ اوایل سخت بود خیلی طول کشید تا خودم رو قانع کردم و...می خام بگم دوست داشتن زمانی رخ میده که تو عقل و منطق رو در اون دخیل بدونی وگرنه اگه بخوای صرفا بگی بی قراری و نگرانی و دلتنگی خوب این که عشقه ...در عشق منطق جایگاهی نداره ...تو همه چیز طرف مقابلت رو حسن می بینی در صورتی که ممکنه قبلا از یک سری عادات بدت میومده و الان خودت رو فریب میدی که نه اون جور دیگه است ...هرگز اونچه که از طرف مقابلت می بینی به نوع دیگه تفسیرش نکن بسنج ببین واقعا نوع رفتار و کردار و احساس اون به منطق و عقل نزدیکه یا نه ...

ممنون بابت نظر خیلی پخته و پرمغزتون:-2-40-:
با این قسمتش شدیدا موافقم:
می خام بگم دوست داشتن زمانی رخ میده که تو عقل و منطق رو در اون دخیل بدونی وگرنه اگه بخوای صرفا بگی بی قراری و نگرانی و دلتنگی خوب این که عشقه


از دست رفتی نیما خان.
من فکر می کنم این حسه شما دوست داشتن نیست
منم موافقم آقا نیما.......
نمی دونم. چون خودم هم تا به حال نتونستم اون عشق واقعی رو پیدا کنم.
ولی به نظرم اگه می خوای بفهمی اول باید خود واقعیتو بشناسی. :-106-::-2-35-:

ممنونم:-2-40-:

M0B1N.PicArt
۱۳ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۰۰ بعد از ظهر
سلام به همه دوستای گلم تو 98یا:-2-40-:
یه سوال خیلی ساده واسم پیش اومده که شاید در نگاه اول کاملا خنده دار به نظر بیاد....میدونم.
ولی این سوال واقعا ذهن منو خیلی بخودش مشغول کرده......
به نظر شما چجوری میشه بفهمی یه نفر رو واقعا دوست داری؟.....از کجا باید بفهمی این حس چجوریه؟....نمیدونم چرا این سوال اینقدر سخت شده......چطور میشه فهمید یه رابطه عادت نیست........این سوالو واسه طرف مقابل هم دارم.....از کجا بفهمیم طرف مقابل چه دختر واسه چسرا و چه پسر واسه دخترا چه حسی داره.......ولی فکر میکنم لازمه فهمیدن این اول پی بردن دقیق به احساس خودمونه....میخوام که به درون خودتون عمیق رجوع کنید.....میدونم آدم میشه بفهمه که کسی رو دوست داره یا نه...در ظاهر قضیه مشکلی ندارم...مشکلم یکم عمیق تر ازین حرفاست.....ممنون میشم نظرات کاملتونو بگید.......دوست دارم کامل توضیح بدین...اگه از تجربیات شخصیتونم بگید خوشحال میشم بشنوم......کسی اینجا واسه قضاوت نشسته..اینو فقط کمک به کسایی که شاید این سوال تو ذهنشونه بدونین....مرسی:-118-:

دوستدارم بحث داغ باشه....پس ممنون میشم از دوستاتونم بخواین این تاپیکو جواب بدن...شاید جوابایی بشنوین ازشون که شما رو هم شوکه کنه!....ممنون.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ویرایش:
و اینکه هر نظری که میدین من 100% روش فکر میکنم و بهش حواب میدم....پس ممنون میشم اگه بعدا یه سر بزنین و جوابشو ببینین و اگه دوست داشتین بحثو ادامه بدین...مرسی.


دوست داشتن خریت محض هست..این تجربه من...

M0B1N.PicArt
۱۳ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۰۵ بعد از ظهر
من دوسش داشتم الان نمیدونم ... ولی من خیلی کم دیدمش کم ارتباط باهاش داشتم
ولی اون موقع خیلی دوسش داشتم همش دوس داشتم پیشش باشم نگاش کنم ، خندیدناشو ببینم ، طرز حرف زدنش ، راه رفتنش تا این که یه مدت با هم فقط از طریق اس ام اس ارتباط داشتیم یواش یواش اون وابستگیم کم وکمتر شد اینم بگم من اصلا پیشش نبودم اون یه شهر دیگست فقط با اس ام اس بودیم بعدش من به خاطره شرایط زندگیم تصمیم گرفتیم از هم جدا شیم البته اون هم خاصت الان هم یک سالو نیم هست ندیدمش 5 ماه هم هست با اس ارتباط نداریم تقریبا بی تفاوتم ولی بهش فکر میکنم تو ذهنم میاد بازم به جورایی میشم
به نظر شما چی هست کارشناسای محترم درد من چیه هنوز هم هر روز تو فکرمهههههههههه



سلام ..از دید من اول بشین فکر کن ببین ارزشش رو داره؟؟؟ (این حرفی هست که بابام به من زد)...99٪ میفهمی که ارزشش رو نداره و بیخیالش میشی...

-ShaDi-
۱۳ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۱۱ بعد از ظهر
خب بهروز اگه طرف ی انتظاری داشته باشه که نتونی انجام بدی باید چیکار کرد؟؟
این دوست داشتنتو زیر سوال میبره؟؟

honey.m
۱۳ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۲۷ بعد از ظهر
من میدونم بهروز!ببین دوس داشتن یه حسه عجیبه خوب؟من نمیتونم بگم چی میشه که حس کنی کسی رو دوس داری اما خودت میفهمی.اگه واقعا کسی تورو دوس داشته باشه باید بدونه که چی خوشحالت میکنه یا ناراحت؟واسش مهم باشه که به تو اسیبی نرسه و تورو فقط واسه رسیدن به یه عشق واقعی بخواد نه نیاز های انسانی و مهمتر از همه اینکه خیانتی در کار نباشه فقط تو باشی که صاحب قلبشه.شایدفکر کنی من چیز نامربوطی گفتم اما چون یکی از دوستامو دیدم گفتم مرررررررسی سوال قشنگی بود

* میـلاد *
۱۳ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۳۶ بعد از ظهر
نمیدونم به منم بگو تا بدونیم :-2-31-:

Aftab72
۱۳ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۴۹ بعد از ظهر
اينو مطمئنم كه هوس نبوده...حسم عادت بوده و مقدار زيادي ترحمممممممم!

راز نیاز
۱۳ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۵۲ بعد از ظهر
;4450229']خوب من نظر شخصی خودم رو بدون هیچ واهمه و اغراقی بیان می کنم ...در طول سالهایی که از زندگی 32 ساله ام گذشت در سنین مختلف عاشق شدم ولی بعد از یه مدت می فهمیدم این بی قراری این بی خوابی این نگرانی برای طرف مقابلم فقط هوسه نه عشق سنم بالاتر که اومد همه خواسته هام رنگ دیگری به خودش گرفت ...نیاز به کسی که به عقایدم احترام بزاره ...برای من به عنوان یک زن ارزش قائل باشه ...در روابط زناشویی به خواسته های من توجه کنه ...در لحظات تنهایی وقتی احتیاج به یک همدم دارم تا دردهامو براش بگم اوصبورانه منو درک کنه و راهی پیش پام بزاره ...در شرایط مختلف اجتماعی به ارتقاء جایگاهم کمک کنه و....همه اینها خواسته های من بود وخوب میدونستم که در این میان افکار و عقاید یک مرد برام بیش از حساب بانکی و ظاهر اون مهم هست ...از بین افرادی که به عنوان خواستگار برام میومدن وقتی پای صحبت هاشون می نشستم می دیدم فکرشون خیلی با اونچه که من در ذهن دارم دوره ...و گذشت تا اینکه همسرم سر راهم قرار گرفت اونم در دنیای مجازی که خیلی ها از ریسک کردن روی اون واهمه دارن و شاید حق داشته باشن ...اما زمانی که ما در طول آشناییمون صادقانه با هم در تعامل بودیم به هم علاقمند شدیم و گرچه اوایل مخالفت خانواده وجود داشت اما بالاخره با هم ازدواج کردیم ...من از انتخابم راضیم ...باید زمانی دست به انتخاب بزنی و فکر کنی کسی رو دوست داری که ببینی ایا اون شخص به ملاک ها ومعیارهای تو نزدیکه یا نه ...وابستگی عاطفی در دوست داشتن وجود داره ..بی قراری و نگرانی هم وجود داره اما باید واقعا بسنجی افکار و عقاید و رفتار طرف مقابلت همونه که قبلا در ذهن داشتی اگه نزدیک به اون بود بدون احساست احساس دوست داشتنه در غیر این صورت از روی عادت و هوس به کسی دل بستی ...من با خودم فکر می کردم اگه همسرم روزی بی پول و بیکار باشه ایا حاضرم باهاش ادامه بدم ؟آیا حاضرم دوشادوش او کار کنم و مخارج زندگی رو تامیین کنم ؟جوابم در این قسمت مثبت بود ...بعد به این فکر می کردم اگه اون از نوع پوشش و آرایش من خوشش نیاد آیا حاضرم بخاطر اون در خودم تغییر بوجود بیارم تا چه حد ؟که این مسئله هم طی صحبت ها باعث شد حدودش مشخص شه و برام قابل حل بود ...آیا اگه اون بخواد منو از خونواده ام و کشورم دور کنه حاضرم باهاش برم در یک کشور دیگه زندگی کنم ..؟تحمل این دوری رو دارم ؟ اوایل سخت بود خیلی طول کشید تا خودم رو قانع کردم و...می خام بگم دوست داشتن زمانی رخ میده که تو عقل و منطق رو در اون دخیل بدونی وگرنه اگه بخوای صرفا بگی بی قراری و نگرانی و دلتنگی خوب این که عشقه ...در عشق منطق جایگاهی نداره ...تو همه چیز طرف مقابلت رو حسن می بینی در صورتی که ممکنه قبلا از یک سری عادات بدت میومده و الان خودت رو فریب میدی که نه اون جور دیگه است ...هرگز اونچه که از طرف مقابلت می بینی به نوع دیگه تفسیرش نکن بسنج ببین واقعا نوع رفتار و کردار و احساس اون به منطق و عقل نزدیکه یا نه ...

منم باهات موافقم من که به عشق اعتقادی ندارم ولی حالا میخوام کسی رو که درکم کنه پناهم باشه

sama sh
۱۳ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۵۹ بعد از ظهر
از نظر من دوست داشتن والاتر از عشق انقدر که حاضر نباشی کوچکترین نا راحتی حتی توی نگاهش داشته باشه و نگاهی که همیشه بهت میکنه خندون باشه
و اینکه بتونی از جونت بگزری براش

Ingenio
۱۳ فروردين ۱۳۹۱, ۰۹:۰۲ بعد از ظهر
خیلی تاپیک خوبی بود
نظرات دوستان رو که خوندم خیلی چیزا رو فهمیدم :-118-:

Fatemehss72
۱۳ فروردين ۱۳۹۱, ۰۹:۰۴ بعد از ظهر
من که هر وقت می بینمش تپش قلب میگیرم و خجالت میکشم:-2-14-:

Nima.n
۱۳ فروردين ۱۳۹۱, ۰۹:۰۵ بعد از ظهر
از دست رفتی نیما خان.
من فکر می کنم این حسه شما دوست داشتن نیست
پس چیه؟؟؟؟/

Nima.n
۱۳ فروردين ۱۳۹۱, ۰۹:۰۸ بعد از ظهر
سلام ..از دید من اول بشین فکر کن ببین ارزشش رو داره؟؟؟ (این حرفی هست که بابام به من زد)...99٪ میفهمی که ارزشش رو نداره و بیخیالش میشی...
خب نمیشه باور کن شرایط جوریه که نمیشه

ronak voji
۱۳ فروردين ۱۳۹۱, ۰۹:۱۱ بعد از ظهر
تو چه فعالی بهروز مرسی واسه این تاپیک خیلی به درد من خورد:-118-:
اما من عشق و بیشتر دوست دارم .. اون هیجان های تو یه عشق و دوست داشتن نداره ..اون گریه های الکی گیر دادنا و ... اینا همشون قشنگه... دوست داشتن واسه سنایه بالاتر خوبه مثلا 25 یا 30 ...من الان ترجیح میدم عشق و بار ها و بارها تجربه کنم:-2-14-:

e.melorina.s
۱۳ فروردين ۱۳۹۱, ۰۹:۱۵ بعد از ظهر
به نظر منم اصلا ارزشش رو نداره فراموشی بهترین کاره ولی سخته!!(البته اگه شرایط جوری باشه که بهش نرسی)
وگرنه تمام زندگیت از بین رفته.......

parisa_B
۱۳ فروردين ۱۳۹۱, ۰۹:۲۵ بعد از ظهر
به نظر من دوست داشتن و دوست داشته شدن خیلی بهتر از عشقه

و خیلی سخته ک فهمید ادم عاشق شده یا طرف مقابلش ک ی میک عاشقتم راست میگه از روی هوس و گول زدن نمیگه مخصوصا تو این دوره زمونه هیچ کس نمیتونه از نیت دیگری با خبر شه:-2-39-:

Maha.7548
۱۳ فروردين ۱۳۹۱, ۰۹:۴۴ بعد از ظهر
به نظر من دوست داشتن خیلی بهتر از عشقه.

حالا چجوری یه نفر میتونه بفهمه عاشق شده؟

فقط باید به خودتون رجوع کنید و خودتون رو گول نزنید آخه بعضی ها خودشونم گول می زنن در حالی که خبر دارن عاشق نیستن اما ادای عاشقا رو در میارن.

یه آدم عاشق حاضره به خاطر عشقش حتی از خودشم بگذره و اینکه به مرور زمان وجود اون شخص تو دلتون کم رنگ تر نشده؟و اینکه با دیدن هم جنساش اونو فراموش نمی کنین.

و عشق در یک نگاه هم به نظر من نمی تونه واسه یه عمر کافی باشه شاید مهر در یه لحظه به وجود بیاد اما عشق باید یه پایه و اساسی داشته باشه.

behrooz69
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۱۷ قبل از ظهر
دوست داشتن خریت محض هست..این تجربه من...
این که نمیشه گفت آخه......بحثش طولانی میشه...فکر میکنم دیگه این محرضه واسه دوستان که دوست داشتن جز حدایی ناپذیر یه انسانه....
خب بهروز اگه طرف ی انتظاری داشته باشه که نتونی انجام بدی باید چیکار کرد؟؟
این دوست داشتنتو زیر سوال میبره؟؟
اگه نتونی نه...به هیچ وجه....ولی اگه نخوای اره.....البته این نطر منه...خوشحال میشم نظر دوستان رو هم بدونم......
من میدونم بهروز!ببین دوس داشتن یه حسه عجیبه خوب؟من نمیتونم بگم چی میشه که حس کنی کسی رو دوس داری اما خودت میفهمی.اگه واقعا کسی تورو دوس داشته باشه باید بدونه که چی خوشحالت میکنه یا ناراحت؟واسش مهم باشه که به تو اسیبی نرسه و تورو فقط واسه رسیدن به یه عشق واقعی بخواد نه نیاز های انسانی و مهمتر از همه اینکه خیانتی در کار نباشه فقط تو باشی که صاحب قلبشه.شایدفکر کنی من چیز نامربوطی گفتم اما چون یکی از دوستامو دیدم گفتم مرررررررسی سوال قشنگی بود

چیو به نظر نامربوط گقتی که این حرف رو میگی آبجی خوبم؟.....نهخیلی هم اتفاقا خوب گفتی....ولی این تیکشو اصلا نفهمیدم "تورو فقط واسه رسیدن به یه عشق واقعی بخواد نه نیاز های انسانی"...یعنی چی؟!.....مگه نیاز های انسانی چیز حدایی هستن؟....منظورت نیاز جنسی بود؟اگه آره به نظرت چجوری باید فرق یه نفرو که هدفش از یه رابطه اینه و یکی که هدفش بهیچ وجه این نیس ولی دوست داره و در نتیجش اینم میخواد رو تشخیص داد؟.....البته نمیدونم منظورت این بود اصلا یه نه.....بیشتر بگو برام....مرسی:-2-40-:
نمیدونم به منم بگو تا بدونیم :-2-31-:

سعیمون در این تاپپیک همینه...میتونین بخونین این صفخات قبلی رو به من که کمک کرد.....

اينو مطمئنم كه هوس نبوده...حسم عادت بوده و مقدار زيادي ترحمممممممم!

جای تو نیستم که بدونم...اگه این حسته من مطعنم درسته......

منم باهات موافقم من که به عشق اعتقادی ندارم ولی حالا میخوام کسی رو که درکم کنه پناهم باشه
یعنی دوست داشتن:-2-40-:

از نظر من دوست داشتن والاتر از عشق انقدر که حاضر نباشی کوچکترین نا راحتی حتی توی نگاهش داشته باشه و نگاهی که همیشه بهت میکنه خندون باشه
و اینکه بتونی از جونت بگزری براش

خیلی تاپیک خوبی بود
نظرات دوستان رو که خوندم خیلی چیزا رو فهمیدم :-118-:

مرسی.....خوشحالم تونستم کار مفیدی واسه دوتای گلم مثل شما انجام بدم...:-2-40-:


من که هر وقت می بینمش تپش قلب میگیرم و خجالت میکشم:-2-14-:

بیشتر توضیح میشه بدی خانومی؟.......مطعنم بیشتر حرف داری واسه گفتن.....مرسی بابت شرکتت:-2-40-:
تو چه فعالی بهروز مرسی واسه این تاپیک خیلی به درد من خورد:-118-:
اما من عشق و بیشتر دوست دارم .. اون هیجان های تو یه عشق و دوست داشتن نداره ..اون گریه های الکی گیر دادنا و ... اینا همشون قشنگه... دوست داشتن واسه سنایه بالاتر خوبه مثلا 25 یا 30 ...من الان ترجیح میدم عشق و بار ها و بارها تجربه کنم:-2-14-:
نظر لطفته خانومی......تا حدی قبول دارم حرفتو.....ولی خب اگه طرف درستو پیدا کنی بنظر من نباید دیگه اینو گفت......این که میگی بارها و بارها یعنی دوست داری با افراد با دیدگاه های مختلف دوست باشی و رابطه داشته باشی و بشناسیشون و عاشق بشی؟...یا نه بد فهمیدم؟.......بیشتر میشه بگی برامون؟:-2-40-:

به نظر منم اصلا ارزشش رو نداره فراموشی بهترین کاره ولی سخته!!(البته اگه شرایط جوری باشه که بهش نرسی)
وگرنه تمام زندگیت از بین رفته.......

رجوع میدم به نظری که در مورد آقا مبین دادم که گفته بود دوست داشتن بده...چون تهش این دوتا ایده به یه نتیجه میرسن....
به نظر من دوست داشتن و دوست داشته شدن خیلی بهتر از عشقه

و خیلی سخته ک فهمید ادم عاشق شده یا طرف مقابلش ک ی میک عاشقتم راست میگه از روی هوس و گول زدن نمیگه مخصوصا تو این دوره زمونه هیچ کس نمیتونه از نیت دیگری با خبر شه:-2-39-:
منم موافقم:-2-40-:ولی فقط با قسمت اول حرفات....اینقده بدبینانه به قضیه نیگا نکن...آدم خوبم زیاده....باید با خوباش برخورد کنی....همین
به نظر من دوست داشتن خیلی بهتر از عشقه.

حالا چجوری یه نفر میتونه بفهمه عاشق شده؟

فقط باید به خودتون رجوع کنید و خودتون رو گول نزنید آخه بعضی ها خودشونم گول می زنن در حالی که خبر دارن عاشق نیستن اما ادای عاشقا رو در میارن.

یه آدم عاشق حاضره به خاطر عشقش حتی از خودشم بگذره و اینکه به مرور زمان وجود اون شخص تو دلتون کم رنگ تر نشده؟و اینکه با دیدن هم جنساش اونو فراموش نمی کنین.

و عشق در یک نگاه هم به نظر من نمی تونه واسه یه عمر کافی باشه شاید مهر در یه لحظه به وجود بیاد اما عشق باید یه پایه و اساسی داشته باشه.

با همه نظراتت موافق بودم تا حد زیادی.....چون تقریبا مشابه چندتا نظر دیگه بود با اجازت حرفمو تکرا نمیکنم...مرسی:-2-40-:

AYDA alone
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۵۳ قبل از ظهر
تا جاییکه من خوندم تو تاپیک و نظرسنجی میگه اکثرا دوست داشتنو بهتر میدونن.. شاید بهتر باشه ولی عشق خیلی خیلی قشنگ تر از دوست داشتنه..


البته این نظر منه چون ترجیح میدم تو علاقم به طرف مقابل هیجان و یه جورایی دیوونه بازیای عشق هم باشه..

دوست داشتن بیشتر آدمو به آرامش میرسونه تا هیجان..حس میکنم این باعث میشه کم کم از علاقه کم بشه..

behrooz69
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۳:۰۵ قبل از ظهر
تا جاییکه من خوندم تو تاپیک و نظرسنجی میگه اکثرا دوست داشتنو بهتر میدونن.. شاید بهتر باشه ولی عشق خیلی خیلی قشنگ تر از دوست داشتنه..


البته این نظر منه چون ترجیح میدم تو علاقم به طرف مقابل هیجان و یه جورایی دیوونه بازیای عشق هم باشه..

دوست داشتن بیشتر آدمو به آرامش میرسونه تا هیجان..حس میکنم این باعث میشه کم کم از علاقه کم بشه..
ببین حرفتو قبول دارم....ولی بنظرت این حس هرچی هم که قشنگ باشه اگه به دوست داشتن ختم نشه ارزشش چقدره؟...چون کوتاهه و میگذره....خوب بعدش چی؟.....باز یکی دیگه؟....بنظر من که منطقی نمیاد....چرا...نمیگم اصلا بعدش آدم نباید به کس دیگه حس داشته باشه و اینا....نمیشه کسی اینو بگه چون معلوم نیس رابطه تا ابد دووم داشته باشه....خیلی خوبه داشته باشه اما نباید ادم خودشو اسیر کنه اگه عشق اولش به سرانجام نرسید.....امیدوارم واسه همتون برسه ولی خوب این حقیقته.....من اون هیجانی رو دوس دارم که بدونم بعدش بهم آرامش میده....وگرنه بنظرم با همه قشنگیش زیادم خوب نیست...

AYDA alone
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۳:۲۸ قبل از ظهر
ببین حرفتو قبول دارم....ولی بنظرت این حس هرچی هم که قشنگ باشه اگه به دوست داشتن ختم نشه ارزشش چقدره؟...چون کوتاهه و میگذره....خوب بعدش چی؟.....باز یکی دیگه؟....بنظر من که منطقی نمیاد....چرا...نمیگم اصلا بعدش آدم نباید به کس دیگه حس داشته باشه و اینا....نمیشه کسی اینو بگه چون معلوم نیس رابطه تا ابد دووم داشته باشه....خیلی خوبه داشته باشه اما نباید ادم خودشو اسیر کنه اگه عشق اولش به سرانجام نرسید.....امیدوارم واسه همتون برسه ولی خوب این حقیقته.....من اون هیجانی رو دوس دارم که بدونم بعدش بهم آرامش میده....وگرنه بنظرم با همه قشنگیش زیادم خوب نیست...

آره خب منم نمیگم که این هیجان تا ابد بمونه به هرحال هر عشقی یه روز اگه تموم نشه یا کم نشه میرسه به دوست داشتن ولی من منظورم این بود که اولش با عشق شروع بشه حالا تهش اگه خواست برسه به دوست داشتن..
یه چیزی هم بگم این که میگی عشق کوتاهه و میگذره واسه عشقای الکیه امروزه خوبه ولی عشق واقعی خیلی فراتر از این حرفاست...

*rahaii*
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۵۳ قبل از ظهر
من فکر می کنم باید اول ساده و صمیمی طرفتو دوست داشته باشی بعد محبت کنی بدون انتظار اونوقت مطمئن باش اگر طرفت هم تو رو بخواد و احساسش صادقانه باشه می مونه وگرنه رابطتون زیاد دووم نمیاره حالا اینکه بفهمی اون همون نیمه گمشدست یا نه هیچ چیز و هیچ کس نمی تونه بهت کمک کنه بجز زمان باید آنقدر برخورد داشته باشین تا کم کم همدیگر را پیدا کنید و مهمترین چیزی که نباید فراموش بشه اینه که نخواهیند همدیگر را تغییر بدین

sanaz 69
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۱۱:۱۹ قبل از ظهر
عشق دیونگیه محضه اما دوس داشتن قشنگه...:-2-41-:




دز این دنیا خود را با کسی مقایسه نکنید،در این صورت به خودتان توهین کرده ایذ.....(آلن استرایک)


هیچ انتظاری از کسی ندارم!

و این نشان دهنده ی قدرت من نیست!

مسئله ، خستگی از اعتماد های شکسته است...!



هرگز منتظر فردای خیالی نباش ....

سهمت را از شادی های زندگی ؛ همین امروز بگیر!

hotstar
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۱۱:۴۰ قبل از ظهر
دوست داشتن حس جالبیه به خصوص وقتی برای یه نفری باشه که هیچ نسبتی با تو نداره
مشکل عمده ما اینه که دوست داشتن و عشق و عادت و با هم اشتباه میگیریم
اما یه چیز و تو تجربه هام دارم اون اینکه
زمانی این سه تا رو از هم تشخیص می دی که توی موقعیت خاص قرار بگیری
تو موقعیتی که بفهمی واسه طرفت چقدر میتونی از خودت بگذری یا اون واسه تو چقدر میتونه از خودش بگذره و اینو هیچ چیز مشخص نمی کنه جز گذر زمان!!!
حالا تو ارتباط گذشته ات بیشتر دقت کن ببین تو کدوم حالت بودی؟؟؟

ADNAN22
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۴۰ بعد از ظهر
هر دوتاش رو داشتم
نمی دونم واقعا چی انتخاب کنی

دختر استقلالی*
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۴۸ بعد از ظهر
دوست داشتن از عشق بالاتره چون می تونی به کسی که دوستش داری اجازه بدی بره دنبال سرنوشتش.....
ولی عشق مثل دوست داشتن نیست....
ارزو می کنم بالاخره بتونم یکی رو از ته دلم دوست داشته باشم نه این که عاشق بشم......

pa ras too
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۵۶ بعد از ظهر
خیلی سخته خیلییییییی

-ShaDi-
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۳:۰۳ بعد از ظهر
نوشته اصلی توسط .rima. http://www.forum.98ia.com/cb/buttons/viewpost.gif (http://www.forum.98ia.com/t449925-post4458741.html#post4458741)
خب بهروز اگه طرف ی انتظاری داشته باشه که نتونی انجام بدی باید چیکار کرد؟؟
این دوست داشتنتو زیر سوال میبره؟؟

اگه نتونی نه...به هیچ وجه....ولی اگه نخوای اره.....البته این نطر منه...خوشحال میشم نظر دوستان رو هم بدونم......
پس بقیه هم نظر بدن لطفا

dokhtar sharghi
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۳:۰۶ بعد از ظهر
به نظر من دوست داشتن از عشق برتره چون ماندگاره ولی اکثر عشقا زودگذره و بعضیاشونم از روی هوس.

behrooz69
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۳:۰۷ بعد از ظهر
آره خب منم نمیگم که این هیجان تا ابد بمونه به هرحال هر عشقی یه روز اگه تموم نشه یا کم نشه میرسه به دوست داشتن ولی من منظورم این بود که اولش با عشق شروع بشه حالا تهش اگه خواست برسه به دوست داشتن..
یه چیزی هم بگم این که میگی عشق کوتاهه و میگذره واسه عشقای الکیه امروزه خوبه ولی عشق واقعی خیلی فراتر از این حرفاست...
خب عشق واقعی همونه که به دوست داشتن ختم بشه دیگه...حرف هردومون یکیه بیانمون فرق داره فقط....

من فکر می کنم باید اول ساده و صمیمی طرفتو دوست داشته باشی بعد محبت کنی بدون انتظار اونوقت مطمئن باش اگر طرفت هم تو رو بخواد و احساسش صادقانه باشه می مونه وگرنه رابطتون زیاد دووم نمیاره حالا اینکه بفهمی اون همون نیمه گمشدست یا نه هیچ چیز و هیچ کس نمی تونه بهت کمک کنه بجز زمان باید آنقدر برخورد داشته باشین تا کم کم همدیگر را پیدا کنید و مهمترین چیزی که نباید فراموش بشه اینه که نخواهیند همدیگر را تغییر بدین


اره موافقم...واسه همین من میگم موقعی که فهمیدی داری طرفو تغییرش میدی برو از زندگیش.....شاید همین کار درسته....نمیدونم میشه یا نه فقط...

دوست داشتن حس جالبیه به خصوص وقتی برای یه نفری باشه که هیچ نسبتی با تو نداره
مشکل عمده ما اینه که دوست داشتن و عشق و عادت و با هم اشتباه میگیریم
اما یه چیز و تو تجربه هام دارم اون اینکه
زمانی این سه تا رو از هم تشخیص می دی که توی موقعیت خاص قرار بگیری
تو موقعیتی که بفهمی واسه طرفت چقدر میتونی از خودت بگذری یا اون واسه تو چقدر میتونه از خودش بگذره و اینو هیچ چیز مشخص نمی کنه جز گذر زمان!!!
حالا تو ارتباط گذشته ات بیشتر دقت کن ببین تو کدوم حالت بودی؟؟؟

آره میدونم....همین هم قصدمه...با گذر زمان موافقم.....همین کارو میکنم.....باید منتظر باشم هنوز....
هر دوتاش رو داشتم
نمی دونم واقعا چی انتخاب کنی
میشه از هر دوشون بگی برامون عدنان جان؟

دوست داشتن از عشق بالاتره چون می تونی به کسی که دوستش داری اجازه بدی بره دنبال سرنوشتش.....
ولی عشق مثل دوست داشتن نیست....
ارزو می کنم بالاخره بتونم یکی رو از ته دلم دوست داشته باشم نه این که عاشق بشم......

موافقم......ولی این خیلی سخته بذاری کسه بره دنبال سرنوشتش...خیلی سخته....خیلی
خیلی سخته خیلییییییی

چی سخته؟....میشه توضیح بدی یکم؟!.....خیلی کوتاه جواب دادی!

behrooz69
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۳:۰۸ بعد از ظهر
[/B]
پس بقیه هم نظر بدن لطفا

خودتم نظرتو واضح تر اگه بشی میگی ممنون میشم ریما جان.....

به نظر من دوست داشتن از عشق برتره چون ماندگاره ولی اکثر عشقا زودگذره و بعضیاشونم از روی هوس.

موافقم......:-2-40-:

مهنــــاز
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۳:۰۸ بعد از ظهر
عشق بهتره
یعنی جذاب تره
می سوزی و میسازی
همش تو آتیشی
خیلی باحاله
اونوقت معشوقتم زبون نفهم باشه هیچی درک نکنه باحالتر میشه
فقط خدا جون منو عاشق نکنیا گناه دارم

~miss-mini~
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۳:۲۱ بعد از ظهر
نمی دونم چی بگم!!!!!!!!!:-2-31-:

شادی وروجک
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۳:۳۰ بعد از ظهر
تایپک جالبی گذاشتی مرسی
این یه نظر سنجیه پس هرکس نظری داره
بعضیا شکست عشقی خوردنو میگن عشق بده
بعضیا عشق رو تجربه نکردنو میگن عشق وجود نداره
اما نظر من اینه که عشق وجود داره و خیلی هم قشنگه خوش بحال کسی که عاشقه
من عشقو با وجود محمد عزیزم حس کردم چون واقعا خودمو میخواد نه جسممو
فرق بین عشق و دوس داشتن از نظر من اینه که آدم هرچیزی رو یا هرکسی رو میتونه دوس داشته باشه اما عشقو نمیتونه به هرکسی تقدیم کنه
.
.
.
.
واااااااااااااااااای چه طولانی شد ای جانم سخن رانی باید برم تو سازمان ملل یه گفتگویی داشته باشم......بزن کف قشنگه رو به افتخار شادی:-2-05-::-41-::-41-::-41-::-41-:

frokni
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۱۲ بعد از ظهر
پس چیه؟؟؟؟/

دوست داشتن انقد شیرینو خواستنیه که تو نمی تونی یه ساعت صبر کنی که ببینی چی میشه
غرورتو وجودتو خواسته هاتو همه رو می اندازی دور فقط واسه اینکه بفهمی چه خبره.
وقتی اون بشه تمومه هدف زندگیت تمومه دلخوشیه عمرت چه طور می تونی چشاتو ببندیو خودتو بزنی به بی خیالی.

nsim
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۲۶ بعد از ظهر
والا اين سوال واسه منم بوده هميشه اما تازه فهميدم فقط بايد به دلت رجوع كني بايد ببيني واقعا واسه چي ميخوايش واسه چي دوسش داري اگه تونستي جوابي به خودت بدي كه تورو قانع كنه حتما دوسش داري و اگه عشق واقعي باشه حتما اين احساس كم كم به طرف مقابلم منتقل ميشه

حامی تنها
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۳۶ بعد از ظهر
من فکر میکنم اگه بخوای کسی رو دوست داشته باشی اول از همه باید خودتو دوست داشته باشی خودتو قبول داشته باشی بتونی با خودت کنار بیای عیب های خودتو ببینی و بتونی خودتو برای بعضی از اونا ببخشی و برای بعضی از اون عیب ها و اشتباهات خودتو قانع کنی و شاید هم در آخر خودتو مقصر اصلی بدونی بدونی که مقصر خودتی و مشکل از خودت بوده . بتونی خودتو باور کنی قابلیت های خودتو . چی دوست داری . هدفت چیه ...
فکر کنم اونوقته که میتونی کسی رو دوست داشته باشی . دوست داشتن رو میتونی از حس خوبی که به طرفت داری بفهمی اگه کنارش آرومی اگه با دیدنش خوشحال میشی (قلبا) نه از روی هوی و هوس ... اونو به خاطر خودش دوست داشته باشی اشتباهات و ایرادشو بهش بگی و بتونی همونطور دوستش داشته باشی .
وقتی یه نفر و دوست داری اینکه پولدار یا بی پول اینکه زشته یا زیبا (چهره) اینکه سفید یا سیاه و ..... برات مهم نیست
اینکه تو برای اون پول خرج کنی یا اون برای تو اینکه چشمت دنبال این باشه که که عید میشه چی برات میگره تولدت میشه چی میخود بهت بده اینا رو اگه بخوای مد نظر بگیری به نظر من دوست داشتنت زشت میشه به شخصه وقتی کسی رو دوست دارم برای این چیزها مهم نیست هر کاری ازدست بر بیاد براش انجام میدم از خرید گرفته تا راضی نگه داشتنش از رفتارم نه اینکه خودمو به خاطرش فراموش کنم نه اول از همه خود واقعیمو بهش نشون میدم تا نخوام تغییر بدم خودمو خود واقعیم رو . شاید اینقدر دوستش داشته باشم که بخوام به خاطرش بعضی از اخلاق های بدم رو عوض کنم . ولی شخصیتم رو نه اهدافمو نه اونی که بهش اعتقاد دارم رو نه دوست داشتن خیلی قشنگه دوست داشتن اونه که بخوای به خاطر خوشبختی و شادی طرفت حتی شده اونو رها کنی و پشت سرش براش از ته دل آرزوی خوشبختی کنی
:-63-: (امیدوارم هر جا که هست خوشبخت باشه کنار خانوادش ):-63-:

frokni
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۳۷ بعد از ظهر
نقل قول:
نوشته اصلی توسط .rima. http://www.forum.98ia.com/cb/buttons/viewpost.gif (http://www.forum.98ia.com/t449925-post4458741.html#post4458741)
خب بهروز اگه طرف ی انتظاری داشته باشه که نتونی انجام بدی باید چیکار کرد؟؟
این دوست داشتنتو زیر سوال میبره؟؟
نقل قول:
اگه نتونی نه...به هیچ وجه....ولی اگه نخوای اره.....البته این نطر منه...خوشحال میشم نظر دوستان رو هم بدونم......

یه چیزایی بر می گرده به شخصیت ادما. تا حالا نشده یه چیزایی تو زندگی انقدر برات با ارزش باشه که بخوای با همه توانت اونو حفظ کنی. اقا بهروز دوست داشتنو عاشق شدن بحثش با خواسته هایی که از طرفت داری جداست.

تو حاظری تو زندگیت زجر بکشیو له بشی ولی در کناره عشقت زندگی کنی تازه مواظب باشی کسی نفهمه چون می ترسی که اونو ازت دور کنن.
چرا فکر می کنی اگه نخواد یه کاریو که تو ازش خواستیو انجام بده انجام نده تو رو دوست نداره. وقتی عاشق می شی باید رشد پیدا کنی باید بری بالا. بخوای بمونی سر جات خراب می شی می گندی. دوست داشتن حسه لطیفه لمس کردن گله حسه سوزشی که خار گل می ره تو دستت. به همین شیرینیو دردناکی. جفتش زیباست تو زمانی می تونی ازین زیبایی استفاده کنی که به سوزشه دستت لبخند بزنیو نوازشش کنی.

اگه نخواستو نتونست فکر نکن که تو ارزششو نداشتی بدون که برای خواستت احترام زیادی قایله. بدون که هیچ کسی به اسونی نمی تونی شخصیتو خواسته هایی که تمومه لحظه هاشو پر کرده رو عوض کنه. درکش کن به عنوانه یه موجودی که تمومه دنیاش تویی. تویی که می تونی بهترین لحظه ها رو براش خلق کنی

karaneh.p
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۱۲ بعد از ظهر
من خودم تا حالا هيچ پسري و دوست نداشتم اما اگه خودتو خوب بشناسي متوجه تغييراتي تو خودت ميشي و به طرفت زياد فكر مي كني ،احساس مي كني اگه ١روز نبينيش چقد دلتنگ ميشي ،معمولا تو جلوي كسي كه دوستش داري حول ميشي و يادت ميره كه چي مي خواي بگي و ضربان قلبت تند تر ميزنه اما اين توي عشق مادر به فرزند يا بلعكس نيست اميدوارم منظورم رو فهميده باشيد

busy
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۱۴ بعد از ظهر
دیگه هیچ وقت نمی تونی ازش دل بکنی و نمی تونه...

-ShaDi-
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۲۴ بعد از ظهر
نقل قول:
نوشته اصلی توسط .rima. http://www.forum.98ia.com/cb/buttons/viewpost.gif (http://www.forum.98ia.com/t449925-post4458741.html#post4458741)
خب بهروز اگه طرف ی انتظاری داشته باشه که نتونی انجام بدی باید چیکار کرد؟؟
این دوست داشتنتو زیر سوال میبره؟؟
نقل قول:
اگه نتونی نه...به هیچ وجه....ولی اگه نخوای اره.....البته این نطر منه...خوشحال میشم نظر دوستان رو هم بدونم......

یه چیزایی بر می گرده به شخصیت ادما. تا حالا نشده یه چیزایی تو زندگی انقدر برات با ارزش باشه که بخوای با همه توانت اونو حفظ کنی. اقا بهروز دوست داشتنو عاشق شدن بحثش با خواسته هایی که از طرفت داری جداست.

تو حاظری تو زندگیت زجر بکشیو له بشی ولی در کناره عشقت زندگی کنی تازه مواظب باشی کسی نفهمه چون می ترسی که اونو ازت دور کنن.
چرا فکر می کنی اگه نخواد یه کاریو که تو ازش خواستیو انجام بده انجام نده تو رو دوست نداره. وقتی عاشق می شی باید رشد پیدا کنی باید بری بالا. بخوای بمونی سر جات خراب می شی می گندی. دوست داشتن حسه لطیفه لمس کردن گله حسه سوزشی که خار گل می ره تو دستت. به همین شیرینیو دردناکی. جفتش زیباست تو زمانی می تونی ازین زیبایی استفاده کنی که به سوزشه دستت لبخند بزنیو نوازشش کنی.

اگه نخواستو نتونست فکر نکن که تو ارزششو نداشتی بدون که برای خواستت احترام زیادی قایله. بدون که هیچ کسی به اسونی نمی تونی شخصیتو خواسته هایی که تمومه لحظه هاشو پر کرده رو عوض کنه. درکش کن به عنوانه یه موجودی که تمومه دنیاش تویی. تویی که می تونی بهترین لحظه ها رو براش خلق کنی


منم نظرم همینه ..کاملا موافقم
بعضی چیزا واقعا دست ادم نیست

M0B1N.PicArt
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۶:۴۰ بعد از ظهر
من میدونم بهروز!ببین دوس داشتن یه حسه عجیبه خوب؟من نمیتونم بگم چی میشه که حس کنی کسی رو دوس داری اما خودت میفهمی.اگه واقعا کسی تورو دوس داشته باشه باید بدونه که چی خوشحالت میکنه یا ناراحت؟واسش مهم باشه که به تو اسیبی نرسه و تورو فقط واسه رسیدن به یه عشق واقعی بخواد نه نیاز های انسانی و مهمتر از همه اینکه خیانتی در کار نباشه فقط تو باشی که صاحب قلبشه.شایدفکر کنی من چیز نامربوطی گفتم اما چون یکی از دوستامو دیدم گفتم مرررررررسی سوال قشنگی بود

دقیقا درست گفتی و کامل مربوط بود
خب نمیشه باور کن شرایط جوریه که نمیشه

چرا نشه؟؟؟ شرایط رو ما میسازیم...خواهش میکنم بشین فکر کن

به نظر منم اصلا ارزشش رو نداره فراموشی بهترین کاره ولی سخته!!(البته اگه شرایط جوری باشه که بهش نرسی)
وگرنه تمام زندگیت از بین رفته.......
دقیقا همینطور هست ارزشش رو نداره
دیگه هیچ وقت نمی تونی ازش دل بکنی و نمی تونه...
این یعنی اوج بد بختی تو زندگی

ببین نیما جان نمیخواستیم این رو بگم ولی اگه عاشق بخوای بمونی میشی عاقبت من!!! 3ترم مشروطی توی دانشگاه بعد از 4 ترم تازه 40 تا واحد پاس میکنی!!!! بعدشم با تعهد میشینی یک ترم دیگه بخونی بگی گور بابای عشق و عاشقی ولی تا کتاب لعنتی رو باز میکنی یادش میفتی و وقتی ساعتت رو نگاه میکنی میبینی 4 نصف شب هست و 1 خط هم نخوندی!!! صبح 8 صبح بیدار میشی ..مثل همیشه به گوشیت نگاه میکنی شاید اس ام اس داده باشه!! ولی یادت میاد که همه چی تموم شده..از سر صبح بهم میریزی تا 4 صبح بیداری میخوبی بعد 8 صبح دوباره بیدار میشی همون آش و کاشه..هر وقت هم میری بیرون خیابون یاد خاطراتی که باهم داشتین میفتی ...بهترین کار این هست همین اول کار بکشی کنار!!! یا اگه رفتی توش مثل مرد تا آخرش بری...ولی یادت باشه : اینجا وسط جادست نه چیزی شروع میشه نه تموم میشه

et@ReH$
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۷:۰۸ بعد از ظهر
واسه ی من که اینجوریه: وقتی نمی خوای جلوش کم بیاری و حاضری خودتو بکشی تا حرصش بدی...!
یا وقتی راجع به ازدواج اون صحبت میشه خودتو میزنی به کر بودن...!
یا مثلا اگه باهاش یه مکالمه ای داشته باشی بعدش همش میشنی حرفاتو مرور میکنی و تو ذهنت تفسیرش میکنی...
یا وقتی همش مراقب حرف زدنتی وقتی پیششی...
(البته مطمئن نیستم در مورد پسرا صدق کنه هااا...! اصلا مگه پسرا عاشق هم میشن...؟!)

سارا_ بوشهر
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۰۷:۲۲ بعد از ظهر
رمان بخون ميفهمي:-2-06-::-2-37-:

M0B1N.PicArt
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۴۱ بعد از ظهر
این آهنگ رو حتما گوش کن

وقتی تو هستی . آسمون پر از نوره
غم از قلبم هزارون ساله دوره
الهی نشکنه قلب من و تو
که هر کی عاشقه . قلبش بلوره
نگاهم کن . نگاهم با نگاهت قصه ها داره
نگاهم کن که چشمت قصه های آشنا داره
بمون با من که قلب من نمیره
کنار تو دلم آروم بگیره
دلم افسانه ای جز عشق پاک ما نمیدونه
که تنها عشقه . اون افسانه خوبی که میمونه

M0B1N.PicArt
۱۴ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۴۸ بعد از ظهر
این آهنگ رو حتما گوش کن

وقتی تو هستی . آسمون پر از نوره
غم از قلبم هزارون ساله دوره
الهی نشکنه قلب من و تو
که هر کی عاشقه . قلبش بلوره
نگاهم کن . نگاهم با نگاهت قصه ها داره
نگاهم کن که چشمت قصه های آشنا داره
بمون با من که قلب من نمیره
کنار تو دلم آروم بگیره
دلم افسانه ای جز عشق پاک ما نمیدونه
که تنها عشقه . اون افسانه خوبی که میمونه

تقدیر
۱۵ فروردين ۱۳۹۱, ۰۹:۱۷ بعد از ظهر
دقیقا درست گفتی و کامل مربوط بود


چرا نشه؟؟؟ شرایط رو ما میسازیم...خواهش میکنم بشین فکر کن


دقیقا همینطور هست ارزشش رو نداره

این یعنی اوج بد بختی تو زندگی

ببین نیما جان نمیخواستیم این رو بگم ولی اگه عاشق بخوای بمونی میشی عاقبت من!!! 3ترم مشروطی توی دانشگاه بعد از 4 ترم تازه 40 تا واحد پاس میکنی!!!! بعدشم با تعهد میشینی یک ترم دیگه بخونی بگی گور بابای عشق و عاشقی ولی تا کتاب لعنتی رو باز میکنی یادش میفتی و وقتی ساعتت رو نگاه میکنی میبینی 4 نصف شب هست و 1 خط هم نخوندی!!! صبح 8 صبح بیدار میشی ..مثل همیشه به گوشیت نگاه میکنی شاید اس ام اس داده باشه!! ولی یادت میاد که همه چی تموم شده..از سر صبح بهم میریزی تا 4 صبح بیداری میخوبی بعد 8 صبح دوباره بیدار میشی همون آش و کاشه..هر وقت هم میری بیرون خیابون یاد خاطراتی که باهم داشتین میفتی ...بهترین کار این هست همین اول کار بکشی کنار!!! یا اگه رفتی توش مثل مرد تا آخرش بری...ولی یادت باشه : اینجا وسط جادست نه چیزی شروع میشه نه تموم میشه

خب آقای مبین به نظر شما میشه از عشق و احساساتت فرار کنیم؟؟؟؟میتونیم از نگاه کردن به گوشی و از افکارمون فرار کنیم؟؟؟؟؟؟/به نظرم کسی نباید وارد این ماجرا بشه وگرنه باید تا تهش بره اما با کنترل احساساتش با دیدن بدیای طرف...............یا کلا تو زندگیت بدون احساس به جنس مخالف زندگی کنیم تا موفق بشیم......میگم موفق نه خوشبخت....................زندگی بدون عشق خوشبختی و احساس عشق و سرزندگی نره اما موفقیت داره..........

سعید98
۱۵ فروردين ۱۳۹۱, ۰۹:۲۳ بعد از ظهر
بچه هاازنظرمن به هیچکس دل نبند عاشق نشوجلوی خودت رونگه دار کاره سختیه شرمنده منم نمی تونم کمکنت کنم

..p.e.g.a.h..
۱۵ فروردين ۱۳۹۱, ۰۹:۴۵ بعد از ظهر
دوست داشتن چون عشق مثه یه شعلس که ممکن کم و زیاد یا حتی فروکش بشه...ولی...
دوست داشتن یه روند دایمیه.....

M0B1N.PicArt
۱۵ فروردين ۱۳۹۱, ۱۱:۵۴ بعد از ظهر
خب آقای مبین به نظر شما میشه از عشق و احساساتت فرار کنیم؟؟؟؟میتونیم از نگاه کردن به گوشی و از افکارمون فرار کنیم؟؟؟؟؟؟/به نظرم کسی نباید وارد این ماجرا بشه وگرنه باید تا تهش بره اما با کنترل احساساتش با دیدن بدیای طرف...............یا کلا تو زندگیت بدون احساس به جنس مخالف زندگی کنیم تا موفق بشیم......میگم موفق نه خوشبخت....................زندگی بدون عشق خوشبختی و احساس عشق و سرزندگی نره اما موفقیت داره..........


اگه واردش نشد میشه فرار کرد..ولی واردش بشی همونطور که گفتم باید تا تهش رفت....

frokni
۱۶ فروردين ۱۳۹۱, ۱۲:۱۱ قبل از ظهر
اگه واردش نشد میشه فرار کرد..ولی واردش بشی همونطور که گفتم باید تا تهش رفت....

چرا فرار خیلی راحت می تونی باهاش کنار بیای یکم سخته ولی میشه
میشه ازش خوشیها و زیباییهایی رو لمس کنی که دیگران نمی تونند لمس کنند میشه انکارش کرد ولی زیباییه دوست داشتن نمی ذاره که چشماتو ببندی

hadi72
۱۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۱:۵۶ بعد از ظهر
یه جواب بیشتر نداره..............اگه عادت باشه هر کسی رو جز عشقت ببینی دست و بات شل میشه ..........ولی اگه واقعا دوسش داشته باشی هیچکی رو خوشگل تر از اون نمیبینی..............:-2-40-:میشه تموم زندگیت.... همیشه تو فکرته .........همین:-2-40-:

رها بانو
۱۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۰۱ بعد از ظهر
من دوسش داشتم الان نمیدونم ... ولی من خیلی کم دیدمش کم ارتباط باهاش داشتم
ولی اون موقع خیلی دوسش داشتم همش دوس داشتم پیشش باشم نگاش کنم ، خندیدناشو ببینم ، طرز حرف زدنش ، راه رفتنش تا این که یه مدت با هم فقط از طریق اس ام اس ارتباط داشتیم یواش یواش اون وابستگیم کم وکمتر شد اینم بگم من اصلا پیشش نبودم اون یه شهر دیگست فقط با اس ام اس بودیم بعدش من به خاطره شرایط زندگیم تصمیم گرفتیم از هم جدا شیم البته اون هم خاصت الان هم یک سالو نیم هست ندیدمش 5 ماه هم هست با اس ارتباط نداریم تقریبا بی تفاوتم ولی بهش فکر میکنم تو ذهنم میاد بازم به جورایی میشم
به نظر شما چی هست کارشناسای محترم درد من چیه هنوز هم هر روز تو فکرمهههههههههه


به نظر من عادت و تلقینه آق نیما...

influence73
۱۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۰۵ بعد از ظهر
آخه شما نمیفهمید که من چی کشیدم:-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-:

سیمیندخت
۱۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۰۹ بعد از ظهر
هر لحظه و هر جا دنبالش میگردی و دلت میخواد همش جلو چشمت باشه !نگران سلامتیش هستی...وقتی هم نزدیکت میشه سرتو انقد میندازی پایین که چونت میره تو حلقت!!:-2-06-:

تقدیر
۱۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۳۵ بعد از ظهر
اگه واردش نشد میشه فرار کرد..ولی واردش بشی همونطور که گفتم باید تا تهش رفت....
منم منظورم دقیقا همینه

~foroozan~
۱۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۴۳ بعد از ظهر
هر لحظه و هر جا دنبالش میگردی و دلت میخواد همش جلو چشمت باشه !نگران سلامتیش هستی...وقتی هم نزدیکت میشه سرتو انقد میندازی پایین که چونت میره تو حلقت!!:-2-06-:
دقیقا همین جوریه مخصوصا تیکه ی آخرش!!!!! البته بعضی وقتام با چشمات قورتش میدی

setare97
۱۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۲۱ بعد از ظهر
اگه 1نفر واقعا دوست داشته باشه ميتوني از چشماش اينو بخوني

M0B1N.PicArt
۱۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۷:۵۱ بعد از ظهر
یه جواب بیشتر نداره..............اگه عادت باشه هر کسی رو جز عشقت ببینی دست و بات شل میشه ..........ولی اگه واقعا دوسش داشته باشی هیچکی رو خوشگل تر از اون نمیبینی..............:-2-40-:میشه تموم زندگیت.... همیشه تو فکرته .........همین:-2-40-:

دقیقا!!!! واقعیت هست

هر لحظه و هر جا دنبالش میگردی و دلت میخواد همش جلو چشمت باشه !نگران سلامتیش هستی...وقتی هم نزدیکت میشه سرتو انقد میندازی پایین که چونت میره تو حلقت!!:-2-06-:


همش درسته آخرش اشتباه هست

S@H@R
۱۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۹:۴۳ بعد از ظهر
جایی نوشته بود که اگه میخوای بدونی کسی رو واقعاً دوست داری یه لحظه چشماتو ببند و تصور کن که دیگه همچین کسی کنارت نیست. اگه بدنت لرزید بدون که واقعاً دوستش داری :-2-40-:

Nima.n
۱۶ فروردين ۱۳۹۱, ۰۹:۵۴ بعد از ظهر
طرف من ( اسمش عشق بوده ، دوس داشته هر چی) میخواد بیاد خونمون ببینمش ولی زیاد حسی بهش ندارم یعنی فکرشو نمیکنم یکم از یه لحاظ فکرشو میکنم نفرت ولی یه جور دیگه فکر میکنم بازم دلم میره ....!!!!!!

rozhe
۱۶ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۱۰ بعد از ظهر
این چیزیه که خیلی وقته ذهن منم درگیر کرده اما تنها چیزی که میتونه ثابتش کنه زمانه همین

ناناجون
۱۶ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۱۳ بعد از ظهر
بایدبه قلبت رجوع کنی
یااینکه وقتی یه نفررومیبینی ازدیدنش قلبت به تپش میافته وگرمت میشه

behrooz69
۱۷ فروردين ۱۳۹۱, ۱۱:۳۲ بعد از ظهر
والا اين سوال واسه منم بوده هميشه اما تازه فهميدم فقط بايد به دلت رجوع كني بايد ببيني واقعا واسه چي ميخوايش واسه چي دوسش داري اگه تونستي جوابي به خودت بدي كه تورو قانع كنه حتما دوسش داري و اگه عشق واقعي باشه حتما اين احساس كم كم به طرف مقابلم منتقل ميشه

موافقم....مخصوصا با اینکه میگی اگه عشق واقعی باشه به طرف مقابل منتقل میشه...البته اندکی....این همیشه به اون صورت صدق نمیکنه ولی خیلی وقتا طرف رام محبتت میشه....

من فکر میکنم اگه بخوای کسی رو دوست داشته باشی اول از همه باید خودتو دوست داشته باشی خودتو قبول داشته باشی بتونی با خودت کنار بیای عیب های خودتو ببینی و بتونی خودتو برای بعضی از اونا ببخشی و برای بعضی از اون عیب ها و اشتباهات خودتو قانع کنی و شاید هم در آخر خودتو مقصر اصلی بدونی بدونی که مقصر خودتی و مشکل از خودت بوده . بتونی خودتو باور کنی قابلیت های خودتو . چی دوست داری . هدفت چیه ...
فکر کنم اونوقته که میتونی کسی رو دوست داشته باشی . دوست داشتن رو میتونی از حس خوبی که به طرفت داری بفهمی اگه کنارش آرومی اگه با دیدنش خوشحال میشی (قلبا) نه از روی هوی و هوس ... اونو به خاطر خودش دوست داشته باشی اشتباهات و ایرادشو بهش بگی و بتونی همونطور دوستش داشته باشی .
وقتی یه نفر و دوست داری اینکه پولدار یا بی پول اینکه زشته یا زیبا (چهره) اینکه سفید یا سیاه و ..... برات مهم نیست
اینکه تو برای اون پول خرج کنی یا اون برای تو اینکه چشمت دنبال این باشه که که عید میشه چی برات میگره تولدت میشه چی میخود بهت بده اینا رو اگه بخوای مد نظر بگیری به نظر من دوست داشتنت زشت میشه به شخصه وقتی کسی رو دوست دارم برای این چیزها مهم نیست هر کاری ازدست بر بیاد براش انجام میدم از خرید گرفته تا راضی نگه داشتنش از رفتارم نه اینکه خودمو به خاطرش فراموش کنم نه اول از همه خود واقعیمو بهش نشون میدم تا نخوام تغییر بدم خودمو خود واقعیم رو . شاید اینقدر دوستش داشته باشم که بخوام به خاطرش بعضی از اخلاق های بدم رو عوض کنم . ولی شخصیتم رو نه اهدافمو نه اونی که بهش اعتقاد دارم رو نه دوست داشتن خیلی قشنگه دوست داشتن اونه که بخوای به خاطر خوشبختی و شادی طرفت حتی شده اونو رها کنی و پشت سرش براش از ته دل آرزوی خوشبختی کنی
:-63-: (امیدوارم هر جا که هست خوشبخت باشه کنار خانوادش ):-63-:


خیلی خیلی جالب بود...:-2-40-:...حرفات راجع به پول خرج کردن و اینا واسه خیلی از دختر پسرای الان صدق میکنه....در مورد ظاهر طرف هم دقیقا همین نظر رو دارم.....
نقل قول:
نوشته اصلی توسط .rima. http://www.forum.98ia.com/cb/buttons/viewpost.gif (http://www.forum.98ia.com/t449925-post4458741.html#post4458741)

یه چیزایی بر می گرده به شخصیت ادما. تا حالا نشده یه چیزایی تو زندگی انقدر برات با ارزش باشه که بخوای با همه توانت اونو حفظ کنی. اقا بهروز دوست داشتنو عاشق شدن بحثش با خواسته هایی که از طرفت داری جداست.

تو حاظری تو زندگیت زجر بکشیو له بشی ولی در کناره عشقت زندگی کنی تازه مواظب باشی کسی نفهمه چون می ترسی که اونو ازت دور کنن.
چرا فکر می کنی اگه نخواد یه کاریو که تو ازش خواستیو انجام بده انجام نده تو رو دوست نداره. وقتی عاشق می شی باید رشد پیدا کنی باید بری بالا. بخوای بمونی سر جات خراب می شی می گندی. دوست داشتن حسه لطیفه لمس کردن گله حسه سوزشی که خار گل می ره تو دستت. به همین شیرینیو دردناکی. جفتش زیباست تو زمانی می تونی ازین زیبایی استفاده کنی که به سوزشه دستت لبخند بزنیو نوازشش کنی.

اگه نخواستو نتونست فکر نکن که تو ارزششو نداشتی بدون که برای خواستت احترام زیادی قایله. بدون که هیچ کسی به اسونی نمی تونی شخصیتو خواسته هایی که تمومه لحظه هاشو پر کرده رو عوض کنه. درکش کن به عنوانه یه موجودی که تمومه دنیاش تویی. تویی که می تونی بهترین لحظه ها رو براش خلق کنی
آخه ببین من میگم وقتی کسی بگه عاشقم دیگه خودی وجود نداره....ببین بحث دوست داشتن حتی خیلی زیادش نیست....بحث اینه که باید ببینی کسی که عاشقه آیا از همه چیزش میگذره یا نه......

خب آقای مبین به نظر شما میشه از عشق و احساساتت فرار کنیم؟؟؟؟میتونیم از نگاه کردن به گوشی و از افکارمون فرار کنیم؟؟؟؟؟؟/به نظرم کسی نباید وارد این ماجرا بشه وگرنه باید تا تهش بره اما با کنترل احساساتش با دیدن بدیای طرف...............یا کلا تو زندگیت بدون احساس به جنس مخالف زندگی کنیم تا موفق بشیم......میگم موفق نه خوشبخت....................زندگی بدون عشق خوشبختی و احساس عشق و سرزندگی نره اما موفقیت داره..........
منم کاملا با این نظر موافقم....زندگی بدون عشق اصلا زندگی نیست.....بدون لذته...لذایذی داره اما نه به قشنگی عشق....

یه جواب بیشتر نداره..............اگه عادت باشه هر کسی رو جز عشقت ببینی دست و بات شل میشه ..........ولی اگه واقعا دوسش داشته باشی هیچکی رو خوشگل تر از اون نمیبینی..............:-2-40-:میشه تموم زندگیت.... همیشه تو فکرته .........همین:-2-40-:
جواب قشنگی بود بنظرم....مختصر مفید و گویا....

اگه 1نفر واقعا دوست داشته باشه ميتوني از چشماش اينو بخوني
....:-2-40-:....

مهناز رستگار
۱۸ فروردين ۱۳۹۱, ۱۲:۳۶ قبل از ظهر
اگه واقعا کسیو دوست داشته باشی تمام فکر و ذکرت اون میشه کس دیگه ای فکرکنی و دوستش داشته باشی
تو تمام لحظه هات جای خالی اونو حس میکنی .
تمام تلاشتو واسه بهدست آوردنش میکنی
بخاطرش هر کاری حاضری بکنی حتی از غرورت بگذری..
بعضی وقتا هم مجبورمیشی بخاطرش حتی ازخودش بگذری..............

مهناز رستگار
۱۸ فروردين ۱۳۹۱, ۱۲:۳۸ قبل از ظهر
اگه واقعا کسیو دوست داشته باشی تمام فکر و ذکرت اون میشه کس دیگه ای فکرکنی و دوستش داشته باشی
تو تمام لحظه هات جای خالی اونو حس میکنی .
تمام تلاشتو واسه بهدست آوردنش میکنی
بخاطرش هر کاری حاضری بکنی حتی از غرورت بگذری..
بعضی وقتا هم مجبورمیشی بخاطرش حتی ازخودش بگذری..............

sanam_raha
۱۸ فروردين ۱۳۹۱, ۱۲:۴۴ قبل از ظهر
هر چیزیم که بخواد دروغ بگه چشم ادم و قلب ادم نمیتونه

ܓܨ سارا ܓܨ
۱۸ فروردين ۱۳۹۱, ۰۱:۱۶ قبل از ظهر
من بهتون میگم چه جوری خب وقتی کسیو دوس داری مدام بهش فکر میکنی همه حرکات و رفتارش برات شیرینه شاید در دید بقیه عادی باشه اما واسه تو یه جور دیگه است وقتی حرف میزنه محو حرف زدنش میشی وقتی میخنده دلت واسه خنده هاش غش میره به خودت میگی این با همه فرق داره دوست داری مدام پیش تو باشه اینقد بهش فکر میکنی که میبینی صبح شده باید پاشی بری سرکار در حالی که تمام شب به او فکر کردی و حتی ده دقیقه هم نخوابیدی با این حال لبخند میزنی چرا چون عاشقی .............فعلا همین قدر بسه

frokni
۱۸ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۳۰ قبل از ظهر
آخه ببین من میگم وقتی کسی بگه عاشقم دیگه خودی وجود نداره....ببین بحث دوست داشتن حتی خیلی زیادش نیست....بحث اینه که باید ببینی کسی که عاشقه آیا از همه چیزش میگذره یا نه......

من فکر نمی کنم بتونه بگذره.
من نتونستم وسعی می کردم برایه چیزایی که اون براش مهمه ارزش قایل بشم. من هیچ وقت ازش نخواستم که خودشو بندازه دورو بشه یه ادمه دیگه. یه چیزایی تو ذاته ادمهاست.
فکر کن عاشقه یه دختری شدی که چادر می پوشه حالا توام از چادر بدت میاد. این حقو به خودت می دی که مجبورش کنی که چادرشو بندازه کنار؟ تو اونو با همون شرایط دیدی و خوشت اومده
من خودم فقط به این فکر می کردم که بعدها وقتی ازدواج کردیم حالا راضیش می کنم که مثلا فلان کارو بکنه ولی الان به این باور رسیدم که طرف همین طوریه هیچ جوری عوض نمی شه 20-30 سال همین جوری زندگی کرده شاید به خاطر خواسته من یه جوری خودشو کنترل کنه که از خواستش بگذره ولی شخصیتش شکل گرفته.
به نظر من باید به چیزایی که طرفت دوست داره احترام بذاری و توام بهش علاقه پیدا کنی

mariata
۱۸ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۴۷ بعد از ظهر
واسه اینکه خودتو بشناسی از دیگران بخواهکه نقدت کنن(راستی جنبه نقدو داشته باش)بعدش نقاط قوت وضعفتو میدونی...اینطوری ی شناخت نسبی از خودت به دست میاری...از قدیم گفتن:اگه می خوای کسی رو بشناسی باید یام خونش باشی ..یا هم سفره...یا هم سفر...
ی مدت با خودت خلوت کن ...روراست باش تا بتونی خودتو بشناسی...

N@N@Z KH@NOM
۱۸ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۵۱ بعد از ظهر
وقتي با كسي كه دوسش داري هستي زمان زودتر مي گذره انگار دنيا يه جور ديگه است

ram30n*
۱۸ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۵۴ بعد از ظهر
برای مدت طولانی ترکش کن

-ghazal-
۱۸ فروردين ۱۳۹۱, ۰۵:۵۶ بعد از ظهر
--------------------------------------------------------------------------------من بهتون میگم چه جوری خب وقتی کسیو دوس داری مدام بهش فکر میکنی همه حرکات و رفتارش برات شیرینه شاید در دید بقیه عادی باشه اما واسه تو یه جور دیگه است وقتی حرف میزنه محو حرف زدنش میشی وقتی میخنده دلت واسه خنده هاش غش میره به خودت میگی این با همه فرق داره دوست داری مدام پیش تو باشه اینقد بهش فکر میکنی که میبینی صبح شده باید پاشی بری سرکار در حالی که تمام شب به او فکر کردی و حتی ده دقیقه هم نخوابیدی با این حال لبخند میزنی چرا چون عاشقی .............فعلا همین قدر بسه باهاش موافقم............

lili.h
۱۸ فروردين ۱۳۹۱, ۰۶:۰۱ بعد از ظهر
هر کس یه جوری احساس میکنه
بعضی ها عشق و با دوست داشتن اشتباه میگیرن
ولی عشق خیلی مقدسه
این و مطمئنم
:-118-:

-ShaDi-
۱۱ مهر ۱۳۹۱, ۱۱:۳۱ بعد از ظهر
واقعا نمیدونم
اما عشق ی چیزیه که با همه وجودت حسش میکنی هیچوقت پشیمون نمیشی هیچوقت انقدر تجربه های قشنگ داری که تی اگه شکستم بخوره بازم برات شیرینه
وقتی یه نفرو دوست داری با تموم وجودت می خوای مال تو باشه. حتی اگه تو رو از خودش دور کنه ی چیزایی شخصیت ادماس عوض کردنش سخته هیچوقت وقتی ی چیزی طرف ازتون خاست و نتونستین انجام بدین حس نکنین دوستون نداره
اما عشق رو میشه شناخت میشه فهمید طرف دوستون داره یا نه
فرق بین ادم دروغگو و عاشق زیاده