PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ما که نخوندیم اما میگن کتابهای جدید سایت پر شده از....



صفحه ها : [1] 2

پری 63
1390,12,21, ساعت : 09:59
ما که نخوندیم!!! اما شنیدیم که نسل جدید کتابای سایت..به وبژه اونایی که نوشته ی کاربرای محترم سایت هست..یه جوراییه...
نه که بد باشه ها..نه..خیلی هم خوبه...چوان شواهد و مدارک و اسناد نشون میده که به مذاق خیلی ها خوش اومده .. تعداد تشکرهای پای هر تاپیک کتاب اینو نشون میده...!!!

بهرحال....

قصه ی ما این نیست..چیز دیگه ایه..عرض می کنم خدمتتون!!!

جریان چیه که نویسنده ها( اگه بشه بهشون گفت نویسنده!!) سعی می کنن پیشی بگیرن از هم توی نوشتن صحنه!!! های دراماتیک اونجوری؟؟؟؟؟هان؟؟؟ موضوع چیه؟؟؟
حواستون هست ما کی هستیم؟؟ کجا زندگی می کنیم؟؟ ارزشهامون چیه؟؟ فرهنگمون چیه؟؟؟
دنبال چی هستیم؟؟می خواهیم که بچه هامون چطوری بزرگ بشن و با چه پس زمینه ی فکری و اخلاقی بار بیان؟؟؟

دختر و پسرهای ما.. واقعا اینقدر دنبال دله بازی و بی اخلاقی هستن که تا چشمشون به هم میفته فورا برن توی فاز ستایش از سرو هیکل و اندام هم؟؟؟ وقتی با هم حرف می زنن، هدفی نداشته باشه غیر از اینکه طعم و مزه ی آغوش و ... هم رو بچشن؟؟؟حالا فکر کردین یه عقد زن و شوهری کنن موضوع حله؟؟؟
یا همخونه میشن با هم یا همسایه میشن با هم و برای به دست آوردن جسم!!! هم موش و گربه بازی می کنن...!!
عذر میخوام اگه تند حرف می زنم...اما...گاهی چیزایی میخونی که حیف وقتی که براش میذاری...
مطمئنم که نویسنده ی این سایت دنبال تخریب فرهنگ جوونا و سوق دادنشون به سمت بی اخلاقی نیست.بلکه مطمئنم یه چیزی مثل مسابقه توی سایت شیوع پیدا کرده و نویسنده های کم سن و سال و بی تجربه مون دارن سعی می کنن از روی دست هم به بدترین شکل تقلید کنن و صحنه های محرک و بی محتوا رو با پردازش و توصیف دقیق تر بنویسن تا مخاطب کم سن و سالترشون خوش خوشانش بشه و کتابش محبوب بشه...

یادتون نره که اگه بهترین نویسنده ی عالم هم بشین..تا زمانی که یاد نگیرین حرمت قلم رو نگه دارین نوشته هاتون ارزشی نداره..قلم حرمت داره..نباید هر چیزی باهاش نوشت...وقتی حرمت قلم رو نگه داشتین..برای خودتون هم حرمت می خرید...
کتابای اخیر. که به شدت هم در حال افزایش آماری هستن..پر شده از شرح و توصیف اوقات عشقولانه های بدنی و فکری..
حواستون به خواننده های کم سن و سالتون هم باشه که بیشترین مخاطب شما هستن...
بزرگ سال ها با خوندن این مطالب دو حالت دارن..یا ادامه نمیدن چون دلزدگی میاره..یا می خونن و چند تا حرف درشت توی ذهنشون به شما میگن.. و خلاص.. اما خواننده ی کم سن و سال..تحریک میشه که بره دنبال نوشته های باز تر و بی پروا تر.. و به نظر من گناه این جستجوی بی حاصل تقصیر قلمیه که حرمت خودشو نگه نداشته....
حواستون به مسابقه ای که توش افتادین باشه..به این دور تسلسل باشه... چرخیدن توی این میدون شما رو به جایی نمی رسونه.. بر میگردین همونجایی که بودین...دور باطل!!!
نوشته های اروتیک و جنسی قلم شما رو خراب می کنه و نمیذاره ذهنتون مجال بیشتری برای رشد به خودش بده.. محدود میشین به پردازش و توصیف اینطور موارد..
هنر اینه که مفاهیم اصلی زندگی رو توی دل رمان و نوشته هاتون تصویر کنین..وگرنه مسایل اروتیک و غریزی که توی وجود تموم حیوونا اعم از دو پا و چهارپا هست ....



بهیچ وجه اسم کتابی رو نبرید یا نویسنده ای رو متهم نکنید بجاش درست و منطقی راجع به این معضل صحبت کنید! ما میخوایم این بحث ها راه گشا باشه نه خدای نکرده جایی برای عقده گشایی و متهم کردن کسی!! ممنونم
*** مدیر بخش



مرسی از توجه و حرفاتون..
لازم دیدم این پست رو توی صفحه ی اول هم ذکر کنم...:


انشایم را آغاز می کنم::-2-38-:

-از نویسنده های خارجی شاهد مثال آوردین: من جمله دانیل استیل.. خودم دانیل استیل هامو رو وقتی راهنمایی و دبیرستانی بودم خوندم..به نظر من موردی نداشت..حتی همون موقع..شاید اگه مامانم می دید دعوام می کرد که : دختر این چیزا جیزه !! نخون..اما حتی پیمان دانیل استیل که باز ترین رمانشه هیچ وقت اشمئزاز در من ایجاد نکرد و محرک نبود برام..
دیگه بازتر از مارکز بین نویسنده های بنام نداریم که..بعضی کتاباش توی ایران یا جمع شدن یا اجازه انتشار نداشتن..اما وقتی کتابشو میخونی ..کتاب که تموم میشه..تنها چیزی که ذهنت رو درگیر نمی کنه همون صحنه های اروتیکه.. اما کتابای مورد نظر من که ایراد بهشون گرفتم..وقتی تموم میشه..فقط و فقط شرح ماوقع اون صحنه ها توی ذهنته...(حالا بدو برو کتابای مارکز و پیمان رو پیدا کن بخون!!:-2-06-:)

-میگین خواننده ست که نویسنده رو سوق میده به اینطوری نوشتن. ..جاااااااااااان؟؟؟؟؟ پس خود نویسنده جاش کجاست؟؟؟ خود نویسده به چه هدفی قلم دست گرفته و شروع به نوشتن کرده آیا؟؟؟ آیا از اول فراخوان داده که آهای دوستان چی دوست دارین بنویسم..بگین تا بنویسم؟؟؟ اینکه اسمش نویسنده نیست..میشه میرزا بنویس...که هر چی من بگم بنویس..برای خوشایندم بنویسه...

-میگین دور نگه داشته شدن از این مسایل درست نیست و باید آموزش داده بشه...خب داده بشه..کی مخالف آموزش دادنه..اصلا خودم طرفدار آموزش و پروشم...البته سازمان آموزش عالی رو بیشتر دوست دارم..مخصوصا تحصیلات تکمیلی رو!!!
آموزش بدیم..اما خداییش این اسمش آموزشه؟؟؟ یا ترغیب به تن دوستی؟؟
ترغیب به جسم گرایی؟یا تقدیس جسم؟؟

- میگین آزادی قلم..آزادی قلم یعنی پردازش لباس کوتاه و ساق و پر و پاچه و سینه ی ستبر و بوی تن و .....؟؟؟؟؟دست بردن زیر لباس طرف و ...لا اله الا الله....
اونی که طرفدار این نوع آزادیه..اصلا آزادی یعنی چی؟؟؟یعنی هر قید و بندی ممنوع؟؟؟هر حریم و حرمتی ممنوع؟؟یا من آزادم اما به آزادی های بقیه هم احترام میذارم؟؟؟؟؟

- آقا..خانوم..من گفتم ( ما که نخوندیم!!) اما بهرحال یه چیزایی خوندیم... ناخونده که نمیشه مردمو به مسلخ برد....خوندیم همه شم. خوندیم..خوبشم خوندیم..
بدشم خوندیم..:-2-43-:

-من میگم سطحی نگری رو از توی نوشته هامون بیرون بیاریم..به نوشته هامون جهت بدیم..اندیشه بدیم..سمت و سو بدیم..ارزش بدیم.. از کوزه همان برون تراود که در اوست..رمان من نماینده ی ذهن منه..نماینده ی لایه های شخصیت منه.. حتی اگه آدم سطحی یی هستم..به خودم زحمت بدم و رشد کنم...


- هر کی میخوادبخونه و هر کی نمی خواد نخونه یعنی چی؟؟طرفداری از آزادی بیان یعنی همین دیگه..؟؟؟ آفرین..مرسی....
پس من فحش میدم..اونم فحش ناموسی..هر کی نمیخواد بشنوه گوشاشو بگیره..بازم مرسی!!

-فرق بین قلم و کیبورد رو هم خوب فهمیدم..باید می نوشتم دکمه های کیبور د حرمت داره که دیدم نه کیبورد حرمت نداره..پس یه دلیل منطقی دیگه که آزادی!!! بیان با پرداختن به مسایل اروتیک رعایت بشه..
اینم آفرین داره بخدا..پس آفرین!!!

-حرف زدن در مورد صحنه های درام و عاطفی با توصیف مقدمات جنسی خیلی فرق داره... من و تو ی متاهل اینو می فهمیم.. نوجون هم میدونه قبل از اینکه تجربه کنه؟؟؟؟؟؟همه ی ما عاشق محبت بدنی هستیم و عشق رفتاری رو بیشتر از عشق کلامی دوست داریم..ولی تاکید صرف روی صحنه های اروتیک هدف و حاصلی جز تحریک جنسی نداره..

- جان من..بحث چادری مانتویی چیه راه انداختین؟؟ کجای حرف من به این موضوع اشاره کرده؟؟؟ هرکی آزاده هرطور میخواد بپوشه..(ببین منم آزادی حالیمه!!:mrgreen:)

-رمان نمیتونه شخصیت آدم رو خراب کنه؟؟؟ نمی تونه؟؟؟چرا نمی تونه؟؟
چیزایی که میخونی محکم تر از چیز دیگه ای توی ذهنت ثبت و حلاجی میشه..روی دیدگاه و بینشت اثر میذاره..
در غیر اینصورت متاسفانه باید بگم بلد نیستی بخونی...اصولا خواننده نیستی!!


-آن شرلی رو مثل زدین...آفرین...یک عاشقانه ی لطیف..همه چی هم توش داره...اما جون من بخونش و بعدش بیا برام یه صحنه اروتیکشو تعریف کن...قول میدم یادت نمیاد..چون اونقدر مسایل مهم تری توش هست که نویسنده به ذهن تو اجازه نداده که اروتیک توی مغزت ته نشین بشه....

- میگین این مسایل توی جامعه هست... زیادم هست..اما من میگم زیاد نیست.. هست اما زیاد نیست...و نباید بذاریم زیادتر بشه..وقتی با آب و تاب تعریفش کنیم توی رمانهامون..یعنی داریم بهش مجوز میدیم..یعنی داریم یاد میدیم..یعنی آهای تویی که اهلش نیستی چقدر عقب مونده ای که بلد نیستی..دنیا اینه..بجنب تا پیشرفت کنی...بیا تو هم امتحان کن...

- از غلط های نگارشی و ساختاری حرف زدین که البته مربوط به تاپیک من نمیشه..اما آره..اکثر رمان های کاربران هیچگونه ساختار داستانی ندارن..نه پیرنگ دارن..نه تم..نه شخصیت پردازی ..نه فضا سازی ..خلاصه از خونه میرن دانشگاه از دانشگاه کافی شاپ از کافی شاپ رختخواب!!!
قربونش برم غلطای فاحش املایی که بیداد می کنه( جرات داری بیا غلطای تایپی من توی این پست بگیر!!!:mrgreen:)

-حواستون باشه کتابا فقط توی این سایت نمی مونه..توی کلیت فضای مجازی منتشر میشه..
این سایت عنوان فرهنگی (کتابخانه ی مجازی) رو با خودش یدک میکشه..حیفه که با چنین محتواهایی توی ذهن بقیه حک بشه.....

-یه چیزی رو هم بگم که دلم نسوزه..یکی از کاربرای سایت هست که اگه اسمشم یادم بود نمی گفتم..چند تا رمان داره در مورد دخترای خیابونی و تن فروشی دخترا و روابط آزاد و بی بند و بار بین دختر و پسر..اما اگه شما هم خونده باشین..اون رمان شرح ماوقع صرف روابط نیست.. مسایل رو به عریان ترین شکل باز کرده اما نه به قصد تحریک و اغوا.. وقتی میخونیش درد تن فروشی از سر اجبار رو تا مغز استخون حس می کنی...درد رونده شدن از خانواده رو حس می کنی..
خب چرا اینطوری ننویسیم؟؟
قبول که هر کسی سلیقه ای داره و طبق سلیقه ی خودش می نویسه و اجباری در سبک و شیوه نگارش نیست...اما ..اما...اما....برو سه بند لالاتر رو دوباره بخون....:mrgreen:

-در آخر...من اسم کتاب خاصی رو نیاوردم..نویسنده ها رو از نزدیک نمی شناسم و رقابت و حسادتی هم باهاشون ندارم که بگن از روی غرض ورزی دارم این نکات رو می گم.. قصد اساعه ی ادب به هیچ کسی رو هم ندارم.. حرفه همون حرف اولمه:


حرمت قلم رو نگه داریم...قلم حرمت داره....با قلم هر چیزی رو ننویسیم... (کیبوردو نمیگم ها!!!!اون فتواش جداست!!!)


این بود انشای من...:-2-40-:






.

پرنیان 27
1390,12,21, ساعت : 10:08
باهات موافقم.البته نمیشه منکر قلم قوی بعضی ها شد اما متاسفانه این جور صحنه ها و تفکرات شده جز لاینفک بعضی رمانها و البته هستن رمانهایی که این قسمتها رو نفی میکنن و شخصیتهای داستان رو به سمتی می برن که از این صحنه ها دور میشه و به پاک بودن عشق میرسه. امیدوارم تونسته باشم منظورمو بگم.

...Oranus
1390,12,21, ساعت : 10:15
کاملا موافقم......

baran.amad
1390,12,21, ساعت : 10:32
چقدر خوشحالم که یکی بالاخره این موضوع رو فریاد زد. اونم بدون ترس. متاسفانه جوری شده اگر کسی هم انتقاد کرد به این موضوع سریع همه جبهه می گیرین و می خوان دفاع کنن.
گاهی بعضی فراتر هم می رن و این و بی پروایی قلم می دونن. ولی به قول شما این ماجراها شده تکرار مکررات. منم خیلی ناراحت میشم وقتی می بینم نقطه توجه داستان ها روی اینجور مسائل قرار گرفته. ما الان خواننده 12 ساله هم داریم تو سایت.
شاید عده ای بگن الان همه چی در همه جا دردسترس این نسل هست چرا ما باید پای خودمون و از این موضوع بکشیم بیرون؟
هیچ کس نمی خواد از خودش شروع کنه.
بعضی نویسنده هاواقعا قلم عالی دارن و جای حرفی توی استعداد و توانایی شون نیست ولی به قول شما کاش جای زوم کردن رو این صحنه ها برن سراغ چیزای بهتر.
جای دیگه هم توی این سایت گفتم. چرا از تاثیر گذاری رمان استفاده نکنیم برای انتقال مفاهیم خوب. وقتی رمان این همه طرفدار داره چرا ازش استفاده نشه برای پروروندن ذهن به سمت چیزای مثبت؟
من خودم یک دختر هفت ساله دارم مطمئنم که بهش اجازه نمی دم به این زودی خواننده رمان های این سایت بشه.

از استارتر هم تشکر می کنم برای بیان این موضوع که واقعا ذهن منو مشغول کرده بود. و اینکه به خود منم یه تلنگر بود که حواسم باشه وقتی می نویسم از چی دارم م ی نویسم و برای کی.:-118-:

پری 63
1390,12,21, ساعت : 10:47
سیروس شمیسا توی کتاب انواع ادبی که مرجع دانشگاهیه در تعریف رمان آورده:
مهمترین مشخصه ی رمان وجهه ی سرگرمی است...

یعنی وظیفه ی اصلی رمان سرگرم کردن خواننده ست...
ببینم ما حاضریم با هر چیزی!! سرمونو گرم کنیم؟؟؟ با هر چیزی؟؟؟؟
یا می گردیم و بهترین چیز رو برای خودمون انتخاب می کنیم؟؟؟؟

*شیدا*
1390,12,21, ساعت : 10:57
موافقم
اکثریت خواننده ها و متاسفانه نویسنده های سایت کم سن هستن
.بلکه مطمئنم یه چیزی مثل مسابقه توی سایت شیوع پیدا کرده و نویسنده های کم سن و سال و بی تجربه مون دارن سعی می کنن از روی دست هم به بدترین شکل تقلید کنن و صحنه های محرک و بی محتوا رو با پردازش و توصیف دقیق تر بنویسن تا مخاطب کم سن و سالترشون خوش خوشانش بشه و کتابش محبوب بشه...

با این هم موافقم ولی اینو بگم که نویسنده های خیلی خوب که از بعضی از نویسنده ها که کتاباشون چاپ هم میشه بهترن هم داریم.قضاوت کلی درباره ی این مسئله یکم بی انصافیه

پری 63
1390,12,21, ساعت : 11:01
با این هم موافقم ولی اینو بگم که نویسنده های خیلی خوب که از بعضی از نویسنده ها که کتاباشون چاپ هم میشه بهترن هم داریم.قضاوت کلی درباره ی این مسئله یکم بی انصافیه[/QUOTE]


منکر رسایی و شیوایی قلم نویسنده هامون نیستم..اما قبل از قدرت قلم حرمت قلم برای من مهمه..
منظورم کتابهاییه که اروتیک..موضوع اصلی رمان شده و بقیه مسایل فقط حاشیه هستن...
گویا فقط برای توصیف و شرح ماوقع اروتیک نوشته شدن..

Cute Calm
1390,12,21, ساعت : 11:06
منم موافقم.... ما خیلی چیزا از این رمانا یاد می گیریم، و میتونیم خیلی چیزا یاد بدیم.... چرا سعی نکنیم پایه های ارزش های اخلاقی رو محکم کنیم؟؟..

mah banoo
1390,12,21, ساعت : 11:13
من جای دیگه هم گفتم قبلاً تقاضای خواننده است که نویسنده را مجبور می کنه به نوشتن!! شما نگاه کنید زیر این کتاب های به قول شما آن چنانی چقدر تشکر هست زیر یک کتاب واقعی چقدر!
گاهی حرص می خورم نه فقط از این صحنه هایی که شما گفتید بلکه از این که تقریباً تمام کتاب ها پر شده از صحنه های رقص و لباس های آنچنانی! آخه مگه چند درصد مردم زندگی اینطوری دارن!
اما بازم می گم مقصر من خواننده هستم که نویسنده را هلش میدم!!

✿KhanomGol
1390,12,21, ساعت : 11:16
من به شدت موافقم ...... کتابای حالا بیشترشون منجر به...... که اگه بعضی نویسنده هاهم دنبال اینجور چیزا نرن امتیازاشون زیر 100 تامیشه و افسردگی میگیرن که چرا و این حرفا یعنی قلمم بده که کسی کتابمو نمیخونه ؟؟؟؟ که آخر اون نویسنده هم مجبور میشه برای کسب بیشتر طرفدار بزنه تو این خط ............................

*شیدا*
1390,12,21, ساعت : 11:17
با این هم موافقم ولی اینو بگم که نویسنده های خیلی خوب که از بعضی از نویسنده ها که کتاباشون چاپ هم میشه بهترن هم داریم.قضاوت کلی درباره ی این مسئله یکم بی انصافیه


منکر رسایی و شیوایی قلم نویسنده هامون نیستم..اما قبل از قدرت قلم حرمت قلم برای من مهمه..
منظورم کتابهاییه که اروتیک..موضوع اصلی رمان شده و بقیه مسایل فقط حاشیه هستن...
گویا فقط برای توصیف و شرح ماوقع اروتیک نوشته شدن..[/QUOTE]

واقعا ای کاش هر کسی که شروع میکرد به نوشتن یه رمان قبلش کمی به اطلاعاتش اضافه میکرد
این که این سایت این موقعیتو برای کسایی که قلم زیبایی دارند ولی نمیتونند کتابهاشون رو به چاپ برسونند فراهم کرده خیلی خوبه ولی کاش انقدر محیط رو براشون باز نمیگذاشت تا یه دختر 14-15 ساله که هیچ تجربه ای از زندگی نداره بیاد یه رمان بنویسه و حداقلش 100 نفر ادم بیان بخونن...یا برعکس
من خودم شخصا رمان های نویسنده های خوبی که میدونم از نوشتن رمان هاشون هدف مثبتی دارند رو انتخاب میکنم. و خیلی از رمان های نویسنده های خوب سایت.
ولی یه دختر نوجوان رمان های امروزی(!) براش خیلی جذابتره...و راه هایی که نویسنده ها برای جذاب کردن رمان پیدا کردند همیناس که گفتید.

miss69
1390,12,21, ساعت : 11:23
موافقم...متاسفانه منم چند تا ازین رمانارو خوندم خوشم نیامد...خوب نیست هر چیزی به قلم در بیاد

nlp16001
1390,12,21, ساعت : 11:25
وقتی فیلمهای ماهواره صحنه واقعی حرکات رمانتیک رو نشون میده و تماشا ی این صحنه ها دیگه واسه خیلی ها عادی شده بالطبع نویسنده هم سعی میکنه توی کتابش از این صحنه ها بیاره دیگه:-2-31-:

ولی خودمونیم نیست که اصلا هم طرفدار نداره این صحنه هااااااا:-2-27-:

فاطیما8
1390,12,21, ساعت : 11:25
اول از همه سلام پری جون خوبی دختر؟؟؟؟؟:-2-25-:
میدونی چند وقته ندیدمت بعد رمانت دیه:-2-14-:
من خودمم با این موضوع موافقم و من چندین ساله توسایت بودم البته مهمان میدونم که اون موقعها داستان کاربرا خیلی باحجب و حیاتر بود..اما الان نه..من خودمم یه نیمچه رمانی مینویسم اما نه اینکه همه جاش صحنه دار باشه به نظرم تا اونجا که دنیای واقعیت هست رو تا حدودی نشون میدم...اینو هم بگم که دنیای واقعی ما الان خیلی بد شده و من خودم به شخصه دوس دارم تو داستان نشون بدم واقعیت
الان رو اما نه خیلی تند تا حدودی که عامه پسند باشه و حد و مرزی ازش رد نشه...
الانم که شما گفتی یه یاداوری شد برای من و امثال من که بیشتر مواظب باشیم..

mah banoo
1390,12,21, ساعت : 11:25
یه چیز دیگه ای هم هست ها! همین که خیلی از ما فقط وقتی از رمانی مطمئن هستیم اون را می خونیم! همین قضیه باعث می شه خیلی از کسایی که قلم خوب و حتی هدف خوبی هم دارن به خاطر جذب خواننده به این سمت کشیده بشن! وقتی خواننده ی حرفه ای نداشته باشی تلاش می کنی همون خواننده ی نیمه حرفه ای را حفظ کنی!

فرزان67
1390,12,21, ساعت : 11:29
به نکته خوبی اشاره کردین دوستان. من واقعا یه لحظه به خودم افتخار کردم که عضو سایتی هستم که دوستانم بینش و درک بالایی دارند.

✿KhanomGol
1390,12,21, ساعت : 11:32
یه چیز دیگه ای هم هست ها! همین که خیلی از ما فقط وقتی از رمانی مطمئن هستیم اون را می خونیم! همین قضیه باعث می شه خیلی از کسایی که قلم خوب و حتی هدف خوبی هم دارن به خاطر جذب خواننده به این سمت کشیده بشن! وقتی خواننده ی حرفه ای نداشته باشی تلاش می کنی همون خواننده ی نیمه حرفه ای را حفظ کنی!

خب به خاطر اینکه نویسنده توسایت زیاده .........همه هم که خوب نمینویسن .من خودم شخصا کاراول هیچ نویسنده ای رو درحال تایپ نمیخونم مگر اینکه دوست صمیمیم باشه که برای کمک بهش بخونم ........ولی بعداز این که کتاب تموم شد حتما همه کتابارو میخونم ...... واگر از نویسندش خوشم اومده باشه و قلمش خوب باشه حتما تو رمان بعدیش همراهیش میکنم

aidai
1390,12,21, ساعت : 11:39
من تا حدودی با گفتههای شما موافقم،به نظر من این رمانها باری افراد کم سنو سال اصلا مناسب نیست و مطمئنا تأثیر بدی هم خواهد گذشت،من به شخص اگه بچه ۱۲ تا ۱۸ سال داشتم مطمئنا اجازه نمیدادم که کتاب هارو مطالعه کنه.... اینو هم قبول دارم که بعضی از دوستان به خاطر داشتن خواننده بیشتر در نوشتن این صحنهها زیاده روی میکنن.... ولی به نظر من این مسائل قانون طبیعت و لازمه زندگی .. چرا ما همیشه همه چیزو با سانسور میخوام چرا همه چیز باید پنهانی باشه مثلا وقتی ۲ نفر زن و شوهرن چرا باید این پنهان بشه که همدیگرو میبوسن یا بغل میکنن... همیشه کتابهای چاپ شده ما با سانسور بود...من به شخص رمان بعضی کاربرانو میکژنم چون به دونه سانسور و واقعیتها رو ،،اگر چه ما نخوایم بپذیرمشون بین میکنه... ما با این نظرتون که میگین ما کجا داریم زندگی میکنیم و ارزشهمون چی موافق نیستم چون اگه یه ذره چشمامونو باز کنیم میبینیم همه این مسائل در جامعه ایرانی اتفاق میافته ولی به صورت پنهانی...نمیدونم منظورمو درست تونستم بین کنم یا نه...ولی واقعا بهاتون موافقم که اصلا خوندن این رمانها برای افراد کم سنو سال مناسب نیست

parsa.a
1390,12,21, ساعت : 11:40
آخ گفتییییییییییییییییییی
واقعاً شجاعتی داری بهت تبریک میگم
اینها حرف دل من هم هست البته من از دسته ای هستم که کتاب و یا ادامه نمیدم و یا !!!!!!!!!!! بگذریم
چند مدت پیش یه رمانی تو سایت دیدم اونقدر تشکر و تعریف و تمجید ازش شده بود که ترقیب شدم بخونمش با وجود اینکه یه رمان در حال خوندن داشتم
قلم نویسنده بسیار عالی بود اما !!!!!!!!!!!!!
اصلاً انگار نه انگار که توی ایران باشه با این فرهنگ و تعصبات
زیاد وارد جزئیاتش نمیشم ولی جالبیش اینجا بود که دختره نماز میخوند ولی بارها سر از آغوش پسره در میآورد یا حجابی که یه جاهایی به بدترین شکل موجود وجود داشت
من به عنوان یک خواننده همیشگی رمان با این نوع فرهنگ و جامعه نمیتونم این چیزها رو بپزیرممممم
و گاهی اوقات واقعاً تاسف میخورم برای وقتی که روی خوندن این رمانها میزارم
به هر حال منکر قلم شیوا ی بعضی از نویسندگان سایت نمیشم و برای همه گی آرزوی سعادت دارم امیدوارم راهشون و هر چه سریعتر برای نشان دادن فرهنگ اصیل اسلامی - ایرانی مون پیدا کنند
موفق باشید
باز هم از استارتر تشکر میکنم

mah banoo
1390,12,21, ساعت : 11:41
به نظر منم بد نبود یک سری قوانین برای گذاشتن کتاب مشخص می شد! نمی گم یه جور سانسور! اما خب قوانین چیز خوبیه!:-2-27-:

asma66
1390,12,21, ساعت : 11:42
خدایی راست میگی.به مطلب خوبی اشاره کردی.
منم رمانهای بچه ها رو خوندم از قلم خوبشون ممنونم.ولی خوب راستش یه جورایی حس می کنم تو رمانها دیگه جایی واسه محرم و نامحرم نمونده .خوب اینم یکم با فرهنگ و دین ما متفاوته.
ولی خوب زیادم بسته نوشتن جالب نیست .باید به واقعیتهای زندگی نزدیک کرد رمان رو.ولی نه اونقدر که از حد اعتدال خارج بشه.
مثلا توی نشستی که سایت با و نشر علی و با نویسنده های عزیز کشورمون داشتن همشن می گفتن زیادی گیر میدن.مثلا
می گن ننویس مشروب خوردن.خوب من یا شما و یا هر نویسنده دیگه ای این مساله منکر بشه و ننویسه میتونین بگیم تو جامعمون همچین مشکلی وجود نداره؟خوب تو جامعه ما چیزهایی زیادی هست که من به شخصه دوست ندارم ولی با انکارشون هم نمی تونیم راه به جایی ببریم.
ولی منکر این هم نیستم که عفت کلام و قلم و رو باید حفظ کرد.

asma66
1390,12,21, ساعت : 11:46
در ضمن خیلی شرمنده که اینو می گم هر سنی کتابی داره .بچه 12 ساله یا 15 ساله اشتباه می کنه رمان عاشقانه میخونه.این برمی گرده به خانواده با کنترل کمشون.بچه 12 ساله باید بره بشینه هری پاتر بخونه یا چیزهایی مثل این نه رمان عاشقانه که هنوز دیدی نسبت به عشق و خواستن نداره .

aidai
1390,12,21, ساعت : 11:47
[
اصلاً انگار نه انگار که توی ایران باشه با این فرهنگ و تعصبات
زیاد وارد جزئیاتش نمیشم ولی جالبیش اینجا بود که دختره نماز میخوند ولی بارها سر از آغوش پسره در میآورد یا حجابی که یه جاهایی به بدترین شکل موجود وجود داشت )

یعنی واقعا شما فکر میکنی در جامعه ایرانی این اتفاقات نمیفته واقعا عجیب:-2-28-:

REAL LOVE
1390,12,21, ساعت : 11:48
خیلی ممنون از پری خانوم بخاطر تاپیک خوبتون! :-2-40-:البته اگه توجهی بهش بشه!!!
متاسفانه اغلب کتابایی که الان تو رده ی محبوبترین ها هستن همین ویژگی هارو دارن درحالیکه کتابهای مفیدتر و سالم تر تشکراشون به سی چهل خط هم نمیرسه!
تازه یکی هم می خواد با رعایت شئوناات بنویسه( مثل باران آمد) یه نگاه به تاپیک نقد بندازین می بینید که بیشتر پستا اشاره میکنن" صحنه های رمانتیک بین شخصیتارو بیشتر کن" ...
الان یعنی تمام ِ هدف از خوندن رمان شده همین صحنه ها! نه اینکه جاهای دیگه خیلی کمه!
جای تاسف ِ بیشتریه که همچین کتابایی که امتیازای آنچنانی میگیرن، نویسنده هاشون از خودشون نمیپرسن که دلیلش چیه؟ وقتی موضوع تکراریه پس چطور این همه طرفدار داره؟!

✿KhanomGol
1390,12,21, ساعت : 11:50
در ضمن خیلی شرمنده که اینو می گم هر سنی کتابی داره .بچه 12 ساله یا 15 ساله اشتباه می کنه رمان عاشقانه میخونه.این برمی گرده به خانواده با کنترل کمشون.بچه 12 ساله باید بره بشینه هری پاتر بخونه یا چیزهایی مثل این نه رمان عاشقانه که هنوز دیدی نسبت به عشق و خواستن نداره .

خب اینم یه مشکل دیگه اس تو کتابای سایت کمتر مواجه میشی باکتابی که رده بندی سنی داشته باشه .....

denis**
1390,12,21, ساعت : 11:51
کاملأ با حرفاتون موافقم به نظر من که افراد زیر 18 سال نباید این کتابا رو بخونن چون باعث میشه دیدشون به آدمای اطرافشون فرق کنه .خوشحالم کسی اومدو این مشکل رو مطرح کرد.

moria
1390,12,21, ساعت : 11:51
این رو نمیشه منکر شد که خواننده نویسنده رو به سمت و سوی طرح داستان سوق میده و در اصل این خوانندست که پایان داستان رو تعیین میکنه اما دوست من یه ذره زیاده روی بود که بخواییم از لفظ ادبیات اروتیک واسه کتابهای سایت استفاده کنیید من خودم به شخصه توی هر سبکی رمان خوندم از عاشقانه و عارفانه تا اروتیک و غیره و هنوز جا داره برای رسیدن به نقطه نظر شما
یادم میاد اوایل سبک کتابای خانوم ثامنی رو میپسندیدم یه عشق پاک اما با رمانهای جدیدش متوجه شدم ایشون هم تفکر جدیدی پیشه کرده در حال حاظر فقط دو نویسنده نام آشنا هستن که اینجور نمینویسن
هدف از اسم بردن این بود که بگم نویسنده های جدید سایت از تغییر روند و تفکر موجود در رمانهای نویسنده های محبوب و مشهور شدن رمانها استفاده کردن و خواه یا ناخواه نوشته هاشون به اون سمت رفته پس نمیشه انگشت اتهام رو به سمت نویسنده هامو برد
با نظرت موافقم
قلم حرمت داره تا جایی که خدا به قلم قسم خورده
‏:-2-40-:

roya_amiri
1390,12,21, ساعت : 11:52
سلام
من 20 سالمه اما ترسم از اینه که برادرکوچیکم یا خواهر کوچیکتر از خودم وارد این سایت یا سایت های دیگه بشه...حتی تمام کتابهای رو که خوندم رو از اونها به طور کامل در دسترس اونها قرار نمیدم چون میدونم برداشت من از برداشت اونا زمین تا اسمون فرق داره...من هیچ وقت به این چیزا اهمیت نمیدم ...از شما نمی پرسم...از خودم میپرسم که یه خانواده مرفه با وضع خوبی داشتم ودارم چرا بهم توجه نکرد و یه بار ...برای یه بار منو درست درس زندگی رو یادم ندادن؟...شماها که اینقدر میگین پسر پسرم یا دخترم دخترم ....یه بار هم شد بهش از راهش نزدیک شید و بپرسید دردش چیه؟
من هیچ وقت به مسایل جنسی اهمیت ندادم و سرگرمی درستی برام نبوده و نیست چون خودمو پیش خودم خراب میکنم...اهمین نمیدم کی دربارم چی و چطور فکر میکنه و این برام مهمه که خودم چی درباره خودم فکر میکنم و باور دارم.... ولی با کتاب هایی که شماها مینویسید بیشتر منو نسبت به اطرافم شکاک تر میکنه و این بی اعتمادی که نسبت به همه دارم و همه این عمرم منو اذیت کرده بشتر میکنه....شما ها در پهلوی اینکه مانع بشید به مسایل جنسی کاری نداشته باشن بیشتر به این اهمیت بدین که وقتی ازین چیز ها دلزده و خسته میشن نظر و دید شون نسبت به زندگی زیبا و درست بشه وبمونه... من کاری به مسایلی که تو کتاب ها ذکر میشه ندارم من به خودم و به امثال خودم فکر میکنم و به داداش و آبجی کوچیکم فکر میکنم که وارد این دنیایی که همش از دروغ های واهی ساخته شده نشن و توش عرق نشن... من مشکل خاصی تو زندگیم ندارم اما کتاب های شما ها باعث میشه دیدم نسبت به زندگی مشکوک تر باشه با اینکه میدونم چون جستجو گر خوبی هستم راه درستو پیدا میکنم
پس در نهایت تقاضا و خواهش من اینه کهکتابهایی رو نشر و پخش کنید که در پهلوی اینکه درون ما رو مکدر و تاریک بکنه و مارو از شناخت خودمون و خدامون دور کنه و فاصله هامون رو بیشتر کنه
به جاش کتاب ها ورمان هایی بذارید که از راه درستش زندگی رو یاد بگیریم و به دنبال نقات منفی نگردیم...
ولی خیلی دردهای دیگه ای که داریم
و افرادی تو سن من و کوچیکتر ...به مسایل جنسی اهمین ندن و دنبال شون نباشن....

shrvin
1390,12,21, ساعت : 11:54
من موافقم با شما

REAL LOVE
1390,12,21, ساعت : 11:55
چرا ما همیشه همه چیزو با سانسور میخوام چرا همه چیز باید پنهانی باشه مثلا وقتی ۲ نفر زن و شوهرن چرا باید این پنهان بشه که همدیگرو میبوسن یا بغل میکنن... همیشه کتابهای چاپ شده ما با سانسور بود...

عزیز خودت داری میگی زن و شوهر! ولی الان تو اغلب رمانا حتی خونواده ها هم خبر از روابطشون ندارن و اینا هرکاری که بخوان می کنن! هیچ محرمیتی بین شخصیتا نیست و از همون نگاه اول شروع میشه!
نمی گم تو واقعیت اینطور نیست و همه محجوب و متین هستن، ولی خب رمان یه هدفی داره و اون اشاعه ی همچین فرهنگ بی در و پیکری نمی تونه باشه!

M mehrane
1390,12,21, ساعت : 11:55
واقعا حق مطلب رو ادا کردی دوست عزیز. برای خودم من هم پیش اومده که میرم کتابی رو می خونم که کلی تشکر خورده فکر می کننم لابد خیلی عالی بوده..اما وقتی میخونم می بینم که قلم نویسنده و موضوعش نبوده که باعث این همه تشکر شده. به نظرم اگه به نویسنده ها تذکری در این مورد داده بشه شاید کمی وضع بهتر بشه

baran.amad
1390,12,21, ساعت : 11:55
خب اینم یه مشکل دیگه اس تو کتابای سایت کمتر مواجه میشی باکتابی که رده بندی سنی داشته باشه .....

رده بندی کردن خیلی خوبه ولی متاسفانه تو مملکت ما اثر معکوس داره. اگر بزنی بالای مثال شونزده سال می بینی هفت برابر شد خوانده هاش.
نمی دونم مشکل کجاست شاید به قول یکی از دوستان کنترل خانواده ها رو می طلبه که این روزها خیلی کم شده و البته خانواده ها تقصری ندارن.
وقتی پدر پنجاه ساله من با اینکه خودش معلم بازنشسته هست از کار با کامپیوتر فقط روشن و خاموش کردنشو بلده چطوری می خواد بچه ها شو کنترل کنه.

ولی در کل من با رده بندی موافقم مثل کتابای چاپی برای بچه ها که از الف شروع میشه ما هم تقسیم بندی داشته باشیم. خدا رو چه دیدی شاید جواب داد.

اتنا جووووونی
1390,12,21, ساعت : 11:57
من مخالفم
این صحنه های به قول شما دراماتیک جزیی از زندگیه ومسلما باعث دلزدگی نیست
البته نه اینکه بی پرده تر از چیزی که الان هست بخوان بنویسن

fatima_59
1390,12,21, ساعت : 11:59
افرین دوست عزیز
موضوع خیلی خوبی رو پیش کشیدی ..
ولی متسفانه همونطور که بقیه بچهه ا گفتن و خودت هم اشاره کردی شده مسابقه .. هرکی بیشتر صحنه دار بنویسه محبوب تر میشه و امتیازها و تشکراتش سر به فلک میزنه و این افتخاره ..
و فکر نمیکنن که وقتی بچه های کم سن و سال بخصوص دخترها این چیزها رو میخونن چه بلایی به سرشون میاد ؟
حرفی هم بزنی تو تاپیک نقدشون هزار نفر بهت میتوپن که باید باشه بچه ها نخونن .اخه مگه میشه ؟ چجوری میخوای جلوی اون بچه های کوچیکتر رو بگیری که نخونن ؟
قبلا هم گفتم کاش از قدرت قلممون تو عالی نوشتن داستان استفاده کنیم نه صحنه های اروتیکش ...

aidai
1390,12,21, ساعت : 11:59
[QUOTE=mah banoo;4216036]به نظر منم بد نبود یک سری قوانین برای گذاشتن کتاب مشخص می شد! نمی گم یه جور سانسور! اما خب قوانین چیز خوبیه!:-2-27-:[/QU


خیلی خوب میشد اگه قانونی بود که مثلا افراد زیر ۱۸ اجازهٔ خوندن این رمان هارو نداشتن... یا نوشتن این صحنهها تا یه حد متعادلی بود......

فاطیما+
1390,12,21, ساعت : 11:59
ممنون از استارتر بابت بیان این کوضوع با تموم شجاعت.:-2-41-:
خیلی موافقم. من خودم بیش از هشتاد درصد خوانندگان یه رمان رو به خاطر همین موضوع میدونم.
به وضوح مینیم رمان خودم که هر کسی از نگارشش تعریف میکنه ( به خدا تعریف نمیکنم بقیه اینو میگن) فقط به دلیل نداشتن یه سری موضوع هیجان برانگیز که اصلا توهین نمیکنم به بقیه ها من دلم نمخیواد این جور چیزها تو رمانم باشه به دلیل اینها رمانم شاید در حد ثابت ده تا خواننده داشته باشه. من هم خیلی خیلی راضیم. همین چندنفر برام خیلی با ارزشه.خیلی خیلی.
همیشه به این فکر میکنم که اگه پدرم یا مادرم بگن رمانی که نوشتی رو بیار بده بخونیم جوری باشه که نگم خجالت میکشم یا یه بهونه الکی بیارم. تموم حرفم همین بود.بازم ممنون از استارتر عزیز :-2-40-:

titinaz
1390,12,21, ساعت : 11:59
منم به شدت موافقم خيلي درباره ظاهر و روابط جنسي تاكيد مي شه. خوب البته بايد واقعيت را گفت شايد يكم جذاب تر مي شه دوره اين مسائل چرخيدن. ولي براي اين رمانهايي كه از همه سنين خواننده دارند يكم شايد زياده روي باشه و كم كم داره به يه ارزش تبديل مي شه صحبت از مسائل جنسي و ظاهري در رمان ها و به مرور به زندگي روزمره وارد مي شه. در آخر به نظر من نبايد فراموش كنيم ما يك كشوري با مذهب شيعه هستيم. ارزش هاي ما با كشورهاي ديگه خيلي فرق مي كنه بايد ديد همه را باز كنيم البته نه با جذاب تر كردن روابط جنسي و بالخصوص تيپ و ظاهر افراد.

✿KhanomGol
1390,12,21, ساعت : 12:00
رده بندی کردن خیلی خوبه ولی متاسفانه تو مملکت ما اثر معکوس داره. اگر بزنی بالای مثال شونزده سال می بینی هفت برابر شد خوانده هاش.
نمی دونم مشکل کجاست شاید به قول یکی از دوستان کنترل خانواده ها رو می طلبه که این روزها خیلی کم شده و البته خانواده ها تقصری ندارن.
وقتی پدر پنجاه ساله من با اینکه خودش معلم بازنشسته هست از کار با کامپیوتر فقط روشن و خاموش کردنشو بلده چطوری می خواد بچه ها شو کنترل کنه.

ولی در کل من با رده بندی موافقم مثل کتابای چاپی برای بچه ها که از الف شروع میشه ما هم تقسیم بندی داشته باشیم. خدا رو چه دیدی شاید جواب داد.

آره موافقم .....ولی حداقلش تکلیف نویسنده باخودش مشخصه ........

فاطیما8
1390,12,21, ساعت : 12:00
ببین خانم roya:
این که میگی مشکوک شدی و بی اعتمادی شاید درست باشه اما من زیادم موافق بی خبری نیستم به نظرم از یه سنی بچه باید خبر داشته باشه دور و برش چه خبره چون ناخوداگاه اگه نفهمه و از بیرون ببینه و بهش بگن کشیده میشه به اون سمت....
تو کشور ما اینقدر زیاده روی کردن روی نگفتنها که شاید نصف مشکلات از همین نگفتنها باشه که جوری شده الان زیاده روی روی گفتنها
باعث مشکلات جوونها شده...
این که از یه سنی به بچه هامون این مسایل رو اموزش بدیم ...شاید بعضی ها هدفشون اینه که با نشون دادن صحنه ها میخوان خواننده جذب کنن اما همه اینطور نیستن و باید یه حد وسطی رو در نظر گرفت و همه چی رو قایم نکرد البته تا اون خط قرمزش..

fatima_59
1390,12,21, ساعت : 12:02
این صحنه های به قول شما دراماتیک جزیی از زندگیه ومسلما باعث دلزدگی نیست



دوست عزیز خودت داری میگی دراماتیک .. نه اروتیک .. فرقش زمین تا اسمونه ...

ف.الف
1390,12,21, ساعت : 12:04
سلام،دقیقاباصحبت دوستان موافقم،متاسفانه وبازهم متاسفانه ازاین دوستان داستان نویسی که هدف اصلیشون روبرای
نوشتن داستان یاگم کردن یااصلا ازش سردرنمیارن کم نداریم؛قلمی که عفت نداشته باشه هرچندگیرایی داشته باشه اصلافایده
نداره،گاهی وقتا می مونم توکارشون مگه داستان بایدفقط تونشون دادن روابط آنچنانی چرخ بخوره،این همه سوژه تواطرافمون.
من یه برادرزاده 13ساله دارم،وقتی برمیگرده میگه عمه من چه رمانی بخونم ذهنمه که درگیرمیشه،باخودم می گم من بین این
همه نویسنده توانا ازنظرشرح مسایل(!)چه به تو معرفی کنم؟ناچاراهیچی به غیرازداستانای نوجوانان؛بنظرم دوستان قلم به دست یه تجدیدنظردرمورد سوژه هاشون بکنن بدنیست.

منظورم ازعفت دقیقاچیزیه که متاسفانه بعضی ازدوستانی که قلم به دست می گیرندوایده شون رومی نویسندپافراترازخط قرمز
می زارن وبه خیال اینکه داستانشون جذاب ترمیشه واردمسایلی باجزئیات کامل میشن،حالا نه یکباردوبار،بلکه بیشترفکرشون
حول وحوش مسایل بی دروپیکرچرخ می خوره.
وقتی یک روال زندگی نوشته می شه یه چیزایی این وسط رخ میده؛امانه اونقدر غیرعادی یاحتی منحرف
کننده ذهن خواننده ومغایربافرهنگ مسلمان ایرانی؛توهمین سایت کتابی خوندم دوخانم وآقاقبل از ازدواج تودوران خوشان خوشان دوستی وبعدازازدواج دوران طلاق رابطه جسمی وجنسی داشتند،حرف اصلیم اینه که خیلی هم ازاین موضوع خشنود
بودنداین درحالیه که این موضوع هیچ جوره بافرهنگ ماجورنیست،ولی بعضی هابابیانش خواسته یاناخوسته رابطه های کثیف رو
ازطریق قلم وداستان توچشم ومغزخواننده می کنند،انگاریادشون رفته داستان تاثیر مثبت ومنفی خودش روتوذهن مخاطب داره.
وتوهمین سایت هست رمانایی که یک روال عادی زندگی روبیان کرده،اتفاقاتی که بین یک خانم وآقا،یک زن وشوهر پیش میاد
روباکلمات وقلمی عادی وشیرین نوشته اند،نه باکلمات وقیح ومستهجن که متاسفانه شهوت خواننده روقلقلک میده،ومغایربا
غیرت وحیای زن ومرد ایرانی.
ممنون.

ღ ghazali ღ
1390,12,21, ساعت : 12:05
حرفت حق هستش !!
این عالیه که فهنگ خوب رو ترویج بدیم ... !! هیچ وقت یادم نمیره تا آخر عمرمم یادم میمونه ... !! همین شما بهار جان توی داستان قبلیت اون ذفاع ترنج از حجاب اینقدر روی من تاثیر داشت که حد نداره ... حالا اگه یه فرد 12 ساله که میگین مخاطبه بیاد این قسمت از یه کارو بخونه یا قسمت هایی که اسمشو میزارن صحنه تفاوت داره !!
نشون دادن یه دختر بی بندو و بار حرف دیگه ایه ... یا حتی بودن این قسمتا ولی منم با توضیحش مخالف هیچ لزومی نداره ... !!
نمیدونم میتونم قشنگ چند تا تیکه از کتابارو بگم .. این که نوتریکا نماز خوند و ... !!
یادمه خانوم منزجی تو میتینگ گفتن به جای اینکه بخواین با این چیزا خوانندتنو بیارین سر داستانتون ارزشی نداره باید اونقدر قلم گیرایی داشته باشی که خواننده بیاد و بخونه !!

aidai
1390,12,21, ساعت : 12:09
ببین خانم roya:
این که میگی مشکوک شدی و بی اعتمادی شاید درست باشه اما من زیادم موافق بی خبری نیستم به نظرم از یه سنی بچه باید خبر داشته باشه دور و برش چه خبره چون ناخوداگاه اگه نفهمه و از بیرون ببینه و بهش بگن کشیده میشه به اون سمت....
تو کشور ما اینقدر زیاده روی کردن روی نگفتنها که شاید نصف مشکلات از همین نگفتنها باشه که جوری شده الان زیاده روی روی گفتنها
باعث مشکلات جوونها شده...
این که از یه سنی به بچه هامون این مسایل رو اموزش بدیم ...شاید بعضی ها هدفشون اینه که با نشون دادن صحنه ها میخوان خواننده جذب کنن اما همه اینطور نیستن و باید یه حد وسطی رو در نظر گرفت و همه چی رو قایم نکرد البته تا اون خط قرمزش..

واقعا با حرف شما موافقم چقدر خوب بود که این مسائل در کشور ما به صورت درست آموزش داده میشد.... در کشورای اروپایی حتا برای کودکان ۷ سال هم کتابهایی هم که ارتباط زن و مرد نشون میده.. وجود داره و این مسائل از ابتدا کنترل میشه

shengo
1390,12,21, ساعت : 12:11
راستش من تازگیا از وقتی که این رمانهای جدید رو گذاشتن اصلا رغبت نمیکنم بخونمشون
دلم لک زده برای یه رمان مثل دالان بهشت ، با باد میخوانم

نیکــی
1390,12,21, ساعت : 12:13
با تشکر از استارتر این پست....
( منظور از نویسنده در نوشته یک شخص نامشخص است و شخص به خصوصی در ذهن اینجانب نمی باشد.)
بدون مقدمه:
نویسندگان جوان و البته مجرد ( فرض را من بر این می گذارم که تجربه رابطه جنسی ندارند) بر چه اساسی روابط ج.ن.س.ی را تشریح می کنند؟
بر چه اساسی احساسات را توصیف می کنند؟
من که می خوانم به یاد فیلم های سینمایی می افتم... توصیف لباس پوشیدن ها، توصیف حرکت دست ها، لب ها و....
نویسنده به دلیل عدم تجربه و عدم معلومات از فیلم ها و صحنه های آنها الگو برداری می کند بدون آنکه بداند دقیقا چه احساسی منتقل می شود، آن ها را بیان و تشریح می کند....
اگر فقط احساس ج.ن.س.ی بود بحثی نبود، مثلا کتابی که در مورد دختران خیابانی است... البته که تشریح در آن ها نیز کمکی به اصل ماجرا ندارد...
اتفاق ناگوار این است که اغلب از این احساس به احساس عشق می رسند... انگار این عملیات (!) راهی است برای داشتن عشق...
فرض کنید یک دختر 17 یا 18 ساله این رمان را می خواند و به پسری علاقه مند است.... ناخودآگاه ذهن او، ضمیر پنهان او پذیرش این مساله را برای او که باید حتما با او برقصد، ببوسد و ... (مراتب بالاتر) را بگذراند که بتواند توجه کامل پسر را داشته باشد و خوشبختی واهی بعد از آن!
کسانی که متاهل هستند می دانند که این ارتباط چه جایگاهی در یک رابطه دارد و این جور نیست که بتوان از آن به عشق رسید...
زنانی که در مجالس خالزنکی عنوان می کنند مردها را با این وسیله رام می کنند، چقدر از زندگی لذت می برند؟ چقدر خوشنود هستند؟
از آنها سوال کردید؟ اگر مردی شما را فقط برای همان وسیله بخواهد می دانید از نظر روحی چه بلایی سر شما می آید؟ می شوید همان خالزنک هایی که دلشان را به دوره ها و لباس ها خوش کرده اند....

توصیف کنید اما حدود را رعایت کنید...
توصیف کنید اما با درک مخاطب بنویسید...
توصیف کنید اما افراط نکنید...

این را بدانید که رابطه ج.ن.س.ی یکی از ستون های محکم یک ارتباط است، به شرط آنکه تقدسش حفظ شود... وقتی تقدس این ارتباط را نمی توانید بیان کنید ننویسید.... وقتی تحریکات مرد را به لباس خواب ربط می دهید مطمئن باشید نتوانسته اید تقدس این ارتباط را درک کنید... پس ننویسید....
اگر نمی توانید رمانتان را بدون این روابط جذاب کنید پس نتیجه بگیرید که وقت نوشتن شما نرسیده است و باید تلاش بیشتر کنید....

نیکــی
1390,12,21, ساعت : 12:16
ببین خانم roya:
این که میگی مشکوک شدی و بی اعتمادی شاید درست باشه اما من زیادم موافق بی خبری نیستم به نظرم از یه سنی بچه باید خبر داشته باشه دور و برش چه خبره چون ناخوداگاه اگه نفهمه و از بیرون ببینه و بهش بگن کشیده میشه به اون سمت....
تو کشور ما اینقدر زیاده روی کردن روی نگفتنها که شاید نصف مشکلات از همین نگفتنها باشه که جوری شده الان زیاده روی روی گفتنها
باعث مشکلات جوونها شده...
این که از یه سنی به بچه هامون این مسایل رو اموزش بدیم ...شاید بعضی ها هدفشون اینه که با نشون دادن صحنه ها میخوان خواننده جذب کنن اما همه اینطور نیستن و باید یه حد وسطی رو در نظر گرفت و همه چی رو قایم نکرد البته تا اون خط قرمزش..

موافقت می شه به شرط اینکه آموزش صحیح و درست و از طرف یک فرد مناسب باشه

پدر و مادر بنا به تشخصی خودشون باید در سن مناسب به فرزندانشون یک سری مسائل را آموزش بدن یا معلم درست و حسابی....

چشم و گوش باز شدن از طریق فیلم و سریال و کتاب باعث انحرافات فکری و ذهنی می شه

نهـــا
1390,12,21, ساعت : 12:17
تا حدودی با حرفاتون موافقم...
گاهی بعضی از رمان ها و نوشته ها حتی با فرهنگ جامعه و با دینمون مغایرت داره...
شاید نوشتن این چنین صحنه های از نویسنده، بیشتر برای جذب مخاطب باشه...
بحث همخونه بودن.. روابط آزادانه... شاید توی جامعه شاهدش باشیم ولی نه به این شدت که زندگی همه رو تحت الشعاع خودش قرار بده...
و متاسفانه یه چنین نوشته هایی مخاطب پسند هست... مخصوصاا در رده ی سنی نوجوان و جوان...

ولی اینکه از حرمت قلم گفتین....درسته قلم حرمت خودشو داره... ولی خیلی از نویسنده های مشهور دنیا هستن که آزادانه در لابلای جملات و نوشته هاشون به این مطالب نیز اشاره کردن... ولی نه اینکه نوشته هاشونو تحت الشعاع خودش قرار بده... نمیشه گفت اونا حرمت قلم رو نگه نداشتن فقط به این دلیل که موضوع روابط آزادانه رو در نوشته هاشون آوردند...
:-118-:

✿KhanomGol
1390,12,21, ساعت : 12:17
مرسی نیکی حرفت عاااااااااااااااااااااالی بود :-41-::-41-::-41-::-41-::-41-::-41-::-41-::-41-::-41-::-41-::-41-::-41-::-41-::-41-::-41-::-41-::-41-::-41-::-41-::-41-::-41-::-41-::-41-::-41-:

fatima_59
1390,12,21, ساعت : 12:18
اگر جا داشتم هزار تا مثبت و تشکر به دوست عزیزمون نیکی میدادم ... احسنت :-2-40-::-2-40-::-2-40-::-2-40-:

moria
1390,12,21, ساعت : 12:18
دوست عزیز خودت داری میگی دراماتیک .. نه اروتیک .. فرقش زمین تا اسمونه ...

بوسیدن و بغل کردن دو فرد نامحرم اروتیک نیست که:-2-28-: شما توی ادبیات دانیل استیل یا سایر نویسندگان خارجی برید ببینید اینا توش زیاده اروتیک چیز دیگست:-2-28-:‏
منم با رده بندی کتاب موافقم اما نچ تو ایران کاربرد نداره‎

کیمیا1388
1390,12,21, ساعت : 12:18
کاملاً باهات موافقم .............. صد در صد

mah banoo
1390,12,21, ساعت : 12:19
مشکل اینه خواننده میره خلاصه و نقد را می خونه بعد اگر بچه ها هی بیان بگن واااااااای! چه خوب گفتی! چقدر این پسره فلان دختر بهمان! تازه شروع به خوندن رمان می کنن! من بازم معتقدم که تقصیر از من خواننده است! وقتی کسی توی اولین رمانش کلی طرفدار پیدا می کنه صرفاً به خاطر یک چیز دور از واقعیت مسلمه که برای رمان های بعدی تلاش بیشتری برای جلب خواننده ی بیشتر و واقعی جلوه دادن چیزی که توی ذهنشه می کنه!

حرير
1390,12,21, ساعت : 12:20
واقعا موافقم با اين بحث.بعضي از اين كتابا داستانايي رو ميگه كه حتي من خواننده نميتونم تصور واقعي بودنشو توي ذهنم داشتم باشم چه برشه توي واقعيت.همه كه توي تهران وشهرهاي بزرگ زندگي نميكنن كه بي بند وباري بيشتر از شهر هاي كوچيكتره.براي من كه به شخصه توي يه شهر نه چندان بزرگ زندگي ميكنم تصور اين صحنه ها سخت و غير قابل باوره.تازه فكرشم نميكنم همه ي خونواده ها اينقد دررابطه هاي بچه هاشون بي پروا باشن كه اجازه هر كاري رو به اونا بدن تا اين ماجرا ها پيش بياد.
نويسنده هاي ساين ،اونايي كه قلمتون پر زور و شيواس و مخاطبو به طرف خودش ميكشه.ازاين راهكار براي پرورش نسلي استفاده كنين كه قرار ه اينده ساز بشن.نميخام شعاري با هم حرف بزنيم اما تو رو خدا به چند سال بعد فكر كنيد كه يه دختر جوون نميتونه تنها تو خيابون بره.چون گرگايي تربيت شدن كه تقصير خودشونم نيست كه اينجور بزرگ شدن تقصير كسايي هست كه اين مسايل بي بند وباري رو تو مخشون فرو كردند و براشون عادي كردند.

amir hosyn
1390,12,21, ساعت : 12:21
باهاتون موافقم
مشکل بزرگ ما اینه که این خانه از پایه خرابه
وقتی اینقدر آدم رو به اسم خیلی چیزا محدود میکنن وقتی یهو یه فضای باز برای یه نوجوان یا جوان باز میشه از زوی حس کنجکاوی که داره نا خودآگاه به طرفش کشیده میشه جذب اون فرهنگ حالا غلط یا درست میشه وقتی ما خودمون می گیم خب این بچه است چه میفهمه این مسایل چیه یا حتی اینکه مثلا خجالت میکشیم درمورد خیلی از چیزا با بچه هامون راحت صحبت کنیم و جنبه های منفی و مثبتش رو بهش نشون بدیم واسش تشریح کنیم عاقبتش میشه همین
چون از اول این خود ما بودیم که نخواستیم بچه هامون تو هر سنی که هستن باهامون حرف بزنن اگه چیزی گفتن یه جوری پیچوندیمش اگه ازمون خواسته درمورد مسئله ای واسش توضیح بدیم یه جوری از خودمون دورش کردیم و هی پاسش دادیم به یکی دیگه خب این طور مواقع خودش میره میگرده و اون موقع است که معلوم نیست با چی روبرو میشه
اون موقع ممکنه بیاید اینجا یا هر جای دیگه یه مطلب بی محتوا بخونه که خیلی چیزا توش براش تازه است و اینقدر می گرده و می گرده که باز از این نمونه مطالب بخونه و عاقبت این مسائل میشه ملکه ذهنش ناخوداگاه خوشش میاد و اگه مثلا یه کتاب مثل سووشون بذاری جلوش بگی اینو بخون پرتش میکنه یه گوشه و میگه اینا دیگه قدیمین

fatima_59
1390,12,21, ساعت : 12:23
بوسیدن و بغل کردن دو فرد نامحرم اروتیک نیست که:-2-28-: شما توی ادبیات دانیل استیل یا سایر نویسندگان خارجی برید ببینید اینا توش زیاده اروتیک چیز دیگست:-2-28-:‏
منم با رده بندی کتاب موافقم اما نچ تو ایران کاربرد نداره‎



مطمئنید فقط یه بوس و بغله ؟
در ضمن نویسنده های فرهنگ های دیگه رو با اینجا مقایسه نکنید ...

محبوبه_م
1390,12,21, ساعت : 12:24
از استارتر این بخش ممنونم که تذکری به همه ماهایی که داستان مینویسیم داد . :-118-:
از خودم میگم ... باعث شد به چیزهایی که مینویسم بیشتر توجه کنم ... با همه حرفهات موافقم ...
ولی به لطف شبکه های ماهواره مخصوصا فارسی 1 با این فیلمهای امریکای جنوبی چشم و گوش همه رو باز کرده... توی فیلمهاش خیانت .. دلبری ... انتقام ...وووو همه رو به خوبی داره یاد میده که جای تاسف داره .. نویسنده ها هم همین مسیرو دارن میرن!!!
زمانه طوری داره پیش میره که نمیشه اینطور چیزهارو انکار کردیا بخوای اونها رو مثل چند سال پیش سانسور کرد.... وقتی من خودم و با خواهرم که18 سال تفاووت سنی داریم مقایسه میکنم میبینم من توی سن 15 سالگی همه مسائل .... میدونستم ولی اون تا زمانی که ازدواج کرد هیچ چیز نمیدونست..بچه های این دوره هم نسبت به دوران نوجوانی ما پیشرفتهاشون بیشتر بوده...
ولی فکر میکنم توی داستانهامون می تونیم وقتی از این صحنه های بقول دوستان انچنانی صحبت میکنیم .. خوب یا بد موضوع رو نشون بدیم و باعث درس گرفتن بشه !!!!نه اینکه بیشتر باعث تحریک نسل امروز بشیم ...اونها به خودیه خود استعدادهاشون تو این چیزها عالیه...
بی احترامی به کسی نمیکنم فقط از روی تجربه گفتم من خودم مادرم و میدونم بچه های هر نسل با هوش تر و خواهان ازادی بیشتر هستتند.....
اگر هم بخوایم زمان استارت کتاب بنویسیم +20 بیشتر تحریک میشن و میخوا بدونن راجع به چی نوشته ...
در کل کار زیادی نمیشه انجام داد100 نفر مراعات کنن و چیزهای ممنوع ننویسن بقیه چی ؟؟؟؟
وقتی که همه توی چهار چوب باید ها و نباید ها بودند ... وقتی همه مثل تشنه لبهایی بودند که دور از اب نگه داشته شدند حالا که به اب رسیدند ( بلطف اینترنت )میخوان بدونند این نباید ها چی بودند که این همه سال از ما دور نگه داشته شدند دیگه به خوب یا بدش فکر نمیکنن .....همین نویسنده ها هم خسته شدند بس که توی لفافه حرف زدند و به لطف این سایت همه راحت و ازاد بدون اینکه شناخته بشن و کسی انگشت اتهام به سمتشون بگیره با ازادی بیان از همه چیز میگن ...فکر نکنم بشه دیگه کار زیادی کرد...

SunDaughter☼
1390,12,21, ساعت : 12:24
خوب ...:-2-40-:
اول سلام ...
دوم بریم سر اصل مطلب:-2-38-:
یه جورایی موافقم...
یه جورایی مخالفم...
من خودم در رده بندی تعادل قرار میگیرم...
بدترین صحنه ی داستانهام به بوسه ختم میشه ... اونم بدون شرح جزییات ...
من خودمو نویسنده نمیدونم...
برای سرگرمی مینویسم...
فکر میکنم همه ی بچه ها برای سرگرمی مینویسن... اگر به چشم یک هدف بهش نگاه میکردن مطمئنا اینجا حضورنداشتن و کتاب های چاپ شده اشونو میخوندیم...
یه مسئله ای هست به نام ازادی بیان...
اگر ما ادعا میکنیم که میتونیم در هرجایی این ازادی و داشته باشیم... پس نباید به قول معروف به طرفمون گیر بدیم... ما ازادیم از هر چیزی برداشت شخصی خودمونو بکنیم...
یه نکته ای:
تمام رمان های پر بازدید اینطوری نیستن...
اینکه پای یه رمان سی خط تشکره پای یه رمان دیگه ده برابر...
این به سلیقه ی بچه ها برمیگرده... اونها تیپ رمان و در صورتی می پسندن که بتونن باهاش همزاد پنداری کنن...
دانای کل دوست ندارن...
عاشق اول شخص دخترن...
داستانی نسبتا واقعی...
اشنایی ساده ...
با درون مایه ی عاشقانه...
باصحنه های رمانتیک زیاد..
و پایانی خوش...
این رمان بیشتر از یه رمانی که مسائل اجتماعی و به قلم میکشه طرفدار جذب میکنه...
من خودم ادم مذهبی ای نیستم ...
شخصیت هام همه مانتویی هستن.. مهمونی هایی که تو داستانام اتفاق میفتن همه مختلط هستن...
این فکر منه چون زندگی منه...
من ادم خشک مذهبی نیستم... حجاب گیر انچنانی هم نیستم...
اگ یکی میاد با این مهمونی ای که من نوشتم همزاد پنداری میکنه ... چون اونم یکی مثل منه .. به عقیده ی من هرکس با عقاید وفرهنگ خودش بزرگ شده ...
با همون خط فکری رمان مینویسه...
در افکار من اینکه یه زن و مرد با هم دست بدن مشکلی نیست... چون منم با دوستان پدرم که جای پدرم هستن دست میدم...
با پسر سر کوچه ک دست نمیدم...!!!
تیپ من و امثال منه ... افکار خانوادگی ماست... ما خانواده داریم...
اما بی اف نداریم
نمازمون شکسته بسته است
اما دروغ نمیگیم...
با گوشیمون هزارتا کار نافرم نمیکنیم...
اینطوری باشیم بهتره تا اینکه ی دختر چادری که ...!!!
اینکه بقیه تقلید میکنن و حس رقابتی که بوجود اومده باهاتون موافقم...
موضوع اینه که کسانی دارن مینویسن که نباید بنویسند ...
هرکسی نمیتونه بنویسه ... منسجم باشه...من یک ساله تو سایتم... درسته که این سایت تفریحیه ...
تمام داستان ها یک جورایی شده خاطره نویسی...
همه اول شخص دختر...با وجود صحنه های دراماتیک و عاشقانه ورمانتیک....
این رئال نیست ...
خیلی ها عضو میشن که فقط دست نوشته هاشونو در سایت بذارن...
واقعا الان چند تا نویسنده ی کاربرداریم؟
چند نفر مینویسن؟
چند نفر خوب مینویسن؟
چند نفر اصول نگارشی و رعایت میکنن؟
چند نفر عجیب وغریب مینویسن؟
چند نفر حقیقی مینویسن؟
چند نفر فقط برای جذب خواننده مینویسن؟
چند نفر در نوشتن هاشون حرفی برای گفتن دارن؟؟؟
تو تمام داستنهام سعی کردم حرفی برای گفتن داشته باشم.. واین فقط سعیه...من نه ادیبم نه نویسنده ام... یه دانشجوی ساده ام که افکار و عقایدم و در قالب داستان میگنجونم و سعی میکنم با فضای جوان سایت که میانگینش شاید حدود شونزده بشه همخونی داشته باشم که بعدا منو مواخذه نکنن... که نگن چرا اینطوری شد چرا نشد...
هرچند که همه هیجان رو در این صحنه ها میدونن...
ولی من راه خودمو پیش میگیرم... هیجان قصه ی من در حرفیه که سعی میکنم بزنم... و این فقط در سعی من خلاصه میشه ... تلاشی که برای القای یه پیام اجتماعی میکنم... و امیدوارم که این پیامو برسونم... :-2-41-:
هیجان داستان های من حداقل در موضوعاتیه ک انتخاب میکنم و در شخصیت هاییه که وجود خارجی دارن ...
حرفی که اصل باشه و مقوله ی عشق فرع...
من داستان عاشقانه نمینویسم اما در قالب عشق مینویسم...(چون تا به حال هم تجربه ی عشق رو نداشتم نوشته هام کمی تا قسمتی خشک هستن:-2-06-:) بیشتر جهت همون سرگرمیه و وقت پرکردن خودم... حالا اگه میتونم کسای دیگه رو هم کمی تا قسمتی سرگرم کنم و در قالب داستان فرو ببرم ... پس تا حدی موفق بودم... چه بسا اگه پیام منو از مطلبم بگیرن که عالی تر میشه ... اما هیچ سودی برام نداره...
یعنی برای هیچکس نداره...
این یوزر بنفش منفعتی نداره ... این تشکرات و این امتیازات افتخار خاصی نیست تو زندگی واقعی افتخار کسب کنیم بهتره:-2-38-:
به هرحال تا به حال هم نه موفق بودم... نه شکست خوردم...
نه اونقدر منو گذاشتن سرشون حلوا حلوا کردن نه اونقدر که لهم کنن...
فکر میکنم در تعادل نویسی موفق بودم... همین.
از تاپیکتون بی نهایت سپاس گزارم...:-2-16-:
ولی بهتر بود اول رمان ها رو میخوندید... این طوری منصفانه تر قضاوت میکردید...:-2-27-:
من تمام حرفامو به گونه ای در دفاع از خودم نوشتم یه جورایی:-2-40-::-2-38-::-2-40-:
امیدوارم برداشت غلطی نشه:-118-::-2-14-::-118-:

asma66
1390,12,21, ساعت : 12:24
عزیز خودت داری میگی زن و شوهر! ولی الان تو اغلب رمانا حتی خونواده ها هم خبر از روابطشون ندارن و اینا هرکاری که بخوان می کنن! هیچ محرمیتی بین شخصیتا نیست و از همون نگاه اول شروع میشه!
نمی گم تو واقعیت اینطور نیست و همه محجوب و متین هستن، ولی خب رمان یه هدفی داره و اون اشاعه ی همچین فرهنگ بی در و پیکری نمی تونه باشه!
منم باهات موافقم بین زن و شوهر یه چیز عادیه.ولی تو اغلب رمانها دیگه زن و شوهر بی معنی شده

user.name
1390,12,21, ساعت : 12:25
فقط رمان نیست ...
متاسفانه روابط هم داره میشه همین
.......:-2-39-:

فاطیما8
1390,12,21, ساعت : 12:25
نیکی جان دقت میکردی منم همونو گفتم...اموزش داده بشه اما کدوم خانواده ای تو کشور ما همچین طرز فکری داره؟؟؟؟؟
من خودم داشتم تو یه بحثی اینو به چندنفر میگفتم فک میکنی جوابشون چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اونم ادمای تحصیل کرده این مملکت..نه چه کارهای قبیحی حالا کار به جایی رسیده که بیایم این چیزا رو به بچه ها بگیم و اموزش بدیم
و از این حرفا...فک میکنی اون بچه وقتی پاشو از دبیرستان میزاره دانشگاه و اولین پسر و دورو بر خودش میبینه عکس العملش چیه؟؟

گیتی
1390,12,21, ساعت : 12:28
گناه این جستجوی بی حاصل تقصیر قلمیه که حرمت خودشو نگه نداشته....:-2-32-:زدی به هدف

+Lily
1390,12,21, ساعت : 12:31
یادتون نره که اگه بهترین نویسنده ی عالم هم بشین..تا زمانی که یاد نگیرین حرمت قلم رو نگه دارین نوشته هاتون ارزشی نداره..قلم حرمت داره..نباید هر چیزی باهاش نوشت...وقتی حرمت قلم رو نگه داشتین..برای خودتون هم حرمت می خرید....

نمی خواستم پست بدم یا حتی از این موضوع تشکر کنم
خودمم جزو نویسنده های سایت حساب میشم :-2-31-: و ممکنه همچین چیزی نوشته باشم :-2-38-: هر چند بعید می دونم :-2-35-:
ولی به خاطر همین چن خط تشکر می کنم :-2-40-:
به چشم رقابت به این قضیه نگاه نمی کنم ولی به قول مهبانو این خواننده اس که همچین چیزی از نویسنده می خواد و یادتون نره که نویسنده های سایت ما هم تازه شروع کردن به نوشتن ، همیشه وقتی یه کاری رو شروع می کنی دوس داری تشویق بشی و بهت توجه بشه ؛ ممکنه به هر چیزی چنگ بندازی
بیشترام این عاشقانه ها رو از فیلما یاد گرفتن نه از دور و بر و از زندگی خودمون /
مثل baran.amad به این فکر نمی کنن که چار سال دیگه بچه ی خودشون هم ممکنه بیاد سراغشون
بچه ها هم که فکر می کنن زره آهنی پوشیدن و در برابر این چیزا مقاومن
نمی دونن که اثر سوءش 5 سال دیگه ، 6 سال دیگه خودشو نشون میده

ZAHEDE71
1390,12,21, ساعت : 12:34
واقعا خوش حالم که به این موضوع توجه شد،تازگی ها اکثر کتاب هایی که دانلود می کردم اینطوری بود به خاطر همین از رمان خوندن دست کشیدم ، امیدوارم رمان های جدید معنا گراتر باشند ونویسنده هامون از سطحی نگری دست بردارن!!

.eli.
1390,12,21, ساعت : 12:34
واقعا حرف دل منم همينا هست كاش.....وظيفه و هدفمون از نوشتن بفهميم و مسئوليتش درك كنيم

mah banoo
1390,12,21, ساعت : 12:35
اول یکی بیاد بگه چرا وقتی قرار خودمون را توجیح کنیم بقیه را زیر سوال می بریم!؟
چرا یه آدم چادری می شه خشکه مذهبی؟!
چرا وقتی قرار توجیح کنیم که من مانتویی هستم به چادریه گیر میدیم؟!
یه مثلی هست که می گه:
اندازه نگه دار که اندازه نکوست هم لایق دشمن است و هم لایق دوست!

Mis@gh
1390,12,21, ساعت : 12:37
جانا سخن از زبان ما می گویی....

عشقکتاب
1390,12,21, ساعت : 12:37
با تشکر از باران آمد عزیز ,
با نظرات دوستان موافقم چون هر کس یک بعد از موضوع را مطرح کرد که بجا بود ولا جرم بحثی نمی ماند.
با این تفاوت که با رعایت آزادی قلم واندیشه وحرمت آن بر ما دوستداران این سایت واجب است.
اما................
1-با این نظر که توجه وکنترل خانواده نسبت به فرزندانشان لازمه زندگی آینده وساختار شخصیتی وفرهنگی آنهاست.
2-روابط دو جنس مخالف طی یک دوره کوتاه وبسرعت به مسایلی که مطرح میشود نمی رسد چرا که حتی بصورت قانونی وازدواج هم باید یک دوره زمانی برای آشنایی و برگزاری مراسم بگذرد.
3-جو موجود در جامعه وبسط روابط پنهانی در آن باعث ایجاداین تفکر غلط واشاعه آنست.
4-با تشکر از نویسندگان توانای این مجموعه زیر سازی فرهنگی باید توسط دوستان وعلاقمندان که توان علمی بیشتری دارند صورت گیرد.
5-وبا تمام این مسایل بعد از رعایت موازین تربیتی وسنتی جامعه ورعایت اعتدال ,قلم بعضی از دوستان بسیار زیباست ودر رمان وبخصوص رمان از نوع رمانتیک این شرایط بوجود میآید ولی کاش درپرداخت این صحنه ها کمی هم از شرم وحیای معروف شرقی باشد.

پانته آ65
1390,12,21, ساعت : 12:37
منم کامل باهات موافقم چه بهتر یکی بیاد بگه بهشون بابا همه چیز اندام و غزیطه جنسی و هزار درد نیست نیست ! درد یعنی نون توی سفره تو باشه ولی همسایه بغل دستی ات حتی سفره اش رو نداشته باشه و خیلی مسایل دیگه ...


http://www.forum.98ia.com/t421206.html رمان در حال تایپم برید ببینید اینجا هم مشکل همینه یا نه ؟

rezvane-1997
1390,12,21, ساعت : 12:37
شاید درست باشه حرفات
تاحالا از این دید به یه رمان یا حداقل به رمانای کاربرا نگاه نکرده بودم :-2-41-:

miss69
1390,12,21, ساعت : 12:41
به نظر من درست نیست حتی روابط بین زن و شوهرا هم به تصویر کشیده شه..چه برسه نامحرمشون..ما ایرانی هستیم...چه لزومی داره خصوصی ترین روابط به قلم کشیده شه....حرمتارو نباید شکست

asma66
1390,12,21, ساعت : 12:41
رده بندی کردن خیلی خوبه ولی متاسفانه تو مملکت ما اثر معکوس داره. اگر بزنی بالای مثال شونزده سال می بینی هفت برابر شد خوانده هاش.
نمی دونم مشکل کجاست شاید به قول یکی از دوستان کنترل خانواده ها رو می طلبه که این روزها خیلی کم شده و البته خانواده ها تقصری ندارن.
وقتی پدر پنجاه ساله من با اینکه خودش معلم بازنشسته هست از کار با کامپیوتر فقط روشن و خاموش کردنشو بلده چطوری می خواد بچه ها شو کنترل کنه.

ولی در کل من با رده بندی موافقم مثل کتابای چاپی برای بچه ها که از الف شروع میشه ما هم تقسیم بندی داشته باشیم. خدا رو چه دیدی شاید جواب داد.
باران جان مشکل تو تربیت خانواده هاست .
اینو تجربه کردم من و می گم.
مشکل خانواده ها اینه که با بچه هاشون دوست نیستن.همه چیز رو میخوان با زور به بچه هاشون بفهمونن.
هیچوقت یادم نمیره 14 سال داشتم .یکی از دوستام یه رمان به من داد .رمانی که چاپ ایران بود.خودتون میدونید که توی کتابهایی چاپی چقدر سانسور وجود داره.ولی وقتی مامانم دید.اجازه نداد من بخونمش و برام توضیح داد که چرا برام زوده خوندنش .این شد تا 18 و 19 سالگی دنبال رمان عاشقانه نرفتم.
توی خانواده ها چقدر اهمیت میدن که بچه اشون تنهایی به ماهواره نگاه نکنن .تذکری داده میشه؟
خیلی کم خانواده ایی تذکر میده.بچه ها می بینن و زودتر از اون چیزی که باید بزرگ میشن.
باید به بچه ها یاد بدیم که هر چیزی سنی داره.متاسفانه خانواده ها خیلی بی خیال اینجور چیزا شدن نتیجه اش هم شده این که یه دختر 10 ساله دوس پسر داره یا بلعکس .
چقدر خوب می شد پدر و مادر ها به خاطر بچه هاشونم که شده یکم از کامپیوتر سر در می اوردن و کنترلشون می کردن

SunDaughter☼
1390,12,21, ساعت : 12:43
اول یکی بیاد بگه چرا وقتی قرار خودمون را توجیح کنیم بقیه را زیر سوال می بریم!؟
چرا یه آدم چادری می شه خشکه مذهبی؟!
چرا وقتی قرار توجیح کنیم که من مانتویی هستم به چادریه گیر میدیم؟!
یه مثلی هست که می گه:
اندازه نگه دار که اندازه نکوست هم لایق دشمن است و هم لایق دوست!
من نظر شخصی خودمو گفتم
من اینطوری تربیت شدم
شاید اگه تو خانواده ی منم رسم ب چادر بود من این حرف ونمیزدم به مانتوییش گیر میدادم
بهتره به عقاید هم احترام بذاریم... :-2-40-:
اینکه کسی میاد یه رمان میخونه
شعور مخاطب بهش این اجازه رو میده که اون رمان و با تمام صحنه هاش بخونه ...
اینجا همه مسلما بالای سیزده چهارده سال هستن ...
نویسنده هایی که کتاباشون چاپ شده وزیر نظر ارشاد بود ه ... یه چیزی مثل یلدا ی مودب پور... تقریبا من راهنمایی ک بودم همه ی کلاس این رمان و خوندن...
این ب شعور خواننده برمیگرده
ما مینویسیم
اینکه کی چی و انتخاب کنه به خودش مربوطه کسی حق اینو نداره که برای دیگری تصمیم بگیره
از جانب خودتون صحبت کنید... نه از جانب دیگران...
وکیل کسی نباشید در جایی که خودتون نیاز به وکیل دارید.
من اختلاف سنیم با کسایی ک رما ن میخونن کمه ... افکار من با افکار یه دختر 17 ساله خیلی فرق نداره ...
فکر میکنم همه این شعور و دارن که فرق حقیقت و داستان و تشخیص بدن.. .. .. اینطور نیست؟
از نیکی عزیز ممنون
واقعا حرف قشنگی زدید ...
اینکه حرمت نگه دار قلم باشیم... تا به حال به کسی بی حرمتی نکردیم... به شعور مخاطب احترام بذاریم...
چرا فکر میکنید اینا بچن؟
یا سرشون نمیشه ... یا مناسب رده ی سنیشون نیست...
در فرهنگ ما چیزی که مناسب رده ی سنی نباشه اون سن بیشتر جذبش میشه ...
از فیلم ترسناک که میگه زیر شونزده ساله بگیر تا رنجری ک میگن زیر پونزده سال حق نداره سوار بشه
کی سوار میشه؟ کی می بینه؟
هرچیزی که رده بندی باشه بدتر ب سمتش هجوم میارن...
ولی میشه که قضاوت و به حق بقیه گذاشت اونها میخونن درگیر میشن وزود با داستان بعدی فراموش میکنن
یه رمان و چند خط نوشته خط ذهن کسی واز این رو به اون رو نمیکنه:-2-40-:
:-2-41-::-2-40-::-2-41-:

REAL LOVE
1390,12,21, ساعت : 12:45
تمام رمان های پر بازدید اینطوری نیستن...
اینکه پای یه رمان سی خط تشکره پای یه رمان دیگه ده برابر...
این به سلیقه ی بچه ها برمیگرده... اونها تیپ رمان و در صورتی می پسندن که بتونن باهاش همزاد پنداری کنن...
دانای کل دوست ندارن...
عاشق اول شخص دخترن...
داستانی نسبتا واقعی...
اشنایی ساده ...
با درون مایه ی عاشقانه...
باصحنه های رمانتیک زیاد..
و پایانی خوش...
این رمان بیشتر از یه رمانی که مسائل اجتماعی و به قلم میکشه طرفدار جذب میکنه...
من خودم ادم مذهبی ای نیستم ...
شخصیت هام همه مانتویی هستن.. مهمونی هایی که تو داستانام اتفاق میفتن همه مختلط هستن...
این فکر منه چون زندگی منه...
من ادم خشک مذهبی نیستم... حجاب گیر انچنانی هم نیستم...
اگ یکی میاد با این مهمونی ای که من نوشتم همزاد پنداری میکنه ... چون اونم یکی مثل منه .. به عقیده ی من هرکس با عقاید وفرهنگ خودش بزرگ شده ...
با همون خط فکری رمان مینویسه...
در افکار من اینکه یه زن و مرد با هم دست بدن مشکلی نیست


خورشید جان جسارت نشه؛ منم که این حرفا رو میزنم حجاب آنچناانی و ... ندارم، ولی حرف سر اینه که راحت بودن یه چیزه، بی در و پیکر بودن یه چیز دیگه!
منم پیش خیلیا حجاب ندارم و با خیلیا دست میدم ولی دلیل نمیشه کارای دیگه بکنم!
اینم بگم که تقریبا 50 درصد کاربرا سن کمی دارن و طرز فکرشون هنوز پخته نشده! بحث سر اینه که روابطو تا یه حدی نگهشون داریم و بیشتر از اون باز نکنیم؛ مثال بارزی هم واسه این حرفم دارم ولی دلم نمیخواد اسم ببرم(احتمالا هرکس که اون رمان پرطرفدار رو خونده باشه می فهمه منظورم چیه)
اینکه زندگی واقعی رو بخوایم نشون بدیم خوبه ولی حقیقت ِ اکثریت مردمو نشون بدیم!
نمیدونم منظورمو رسوندم یا نه...

amir hosyn
1390,12,21, ساعت : 12:49
در فرهنگ ما چیزی که مناسب رده ی سنی نباشه اون سن بیشتر جذبش میشه ...
از فیلم ترسناک که میگه زیر شونزده ساله بگیر تا رنجری ک میگن زیر پونزده سال حق نداره سوار بشه
کی سوار میشه؟ کی می بینه؟
هرچیزی که رده بندی باشه بدتر ب سمتش هجوم میارن...
ولی میشه که قضاوت و به حق بقیه گذاشت اونها میخونن درگیر میشن وزود با داستان بعدی فراموش میکنن
یه رمان و چند خط نوشته خط ذهن کسی واز این رو به اون رو نمیکنه



با این قسمت از حرفهای خورشید عزیز موافقم
نمیشه گفت صد در صد نویسنده ها مقصرن باور کنید تقصیر اونا همش کمتر از یک درصده اونا چیزایی رو بیان میکنن که هست ،وجود داره غیر قابل انکاره اما متاسفانه فرهنگ درستی پشتش نیست
من خواننده اگه اصالت و پاکی خودم رو داشته باشم با چهارتا خط به قول خورشید عزیز ذهنم از این رو به اون رو نمیشه همش برمیگره به نحوه غلط آموزش

aidai
1390,12,21, ساعت : 12:51
همون کتاب " همسایه من " هم که اینقدر امتیاز آورده تو سایت و خیلی از مدیران هم به نویسنده اش تبریک گفتن هم، کم یا زیاد از این چیزا داشت. پس چه انتظاری میشه داشت از بقیه نوشته ها؟؟؟!!!!


اتفاقا رمان همسایهٔ من جزو رمانهایی بود که همه چیز درست و به جا بود شاید حرف خاصی برای گفتن نداشت و فقط یه رمان عاشقانه بود ،ولی تمام روابط شخصیتهای داستان بد از ازدواج بود ،و قبل از ازدواج هیچ روابط نااا مشروع در داستان وجود نداشت ...و بعد از ازدواج یک سری واقعیت هارو بیان کرده بود که مشکله خیلی از زنان ایرانی هست در رابطه بر قرار کردن با همسر ......

novin
1390,12,21, ساعت : 12:52
جسارتا من هم یه نظری داشتم ..
ببینید شاید الان در واقعیت جامعه ما خیلی از مسایلی که مطرح شد و مورد انتقاده وجود داشته باشه .. یا حتی از اون بدتر و شدیدتر هم در سطح روایط بین دو جنس باشه ، که هست و اصلا هم قابل انکار نیست ... ولی وقتی ما داریم از نوشتن یک کتاب یا یک اثر صحبت می کنیم ، دیگه بحث تقدس و رسالت مطرح می شه ... حالا ما قراره مؤثر باشیم .. و مهمتر از همه حالا ما به عنوان خالق یک اثر مسئؤولیت داریم ... در قبال تک تک خواننده هایی که اثر ما رو می خونند و ممکنه روند زندگی شون رو تغییر یا فرم خاصی بده ..
دوستان صحیح می فرمایند ... نویسنده خارجی ... فرهنگش از ما هم باز تره .. توی جامعه شون به اندازه ما دین و عرف و ... مطرح نیست .. با این حال می آد و از رابطه گرفته یا ظریف ترین احساسات خصوصی و .. رو توصیف می کنه ، اتفاقا خیلی هم خوب و واقعی توصیف می کنه ..ولی جوری روند رو ادامه می ده که خواننده خودش نتیجه گیری می کنه و اتفاقا در نهایت پیام کاملا اخلاقی از کتابش به خواننده می ده ... اونقدر که واقعا خواننده خودش می گیره کدوم کار اون شخصیت در کدوم موقعیت زمانی صحیح بوده و اگر می خواد معادل سازی کنه ، دستش می آد چی اشتباه بوده .. " من خودم با خوندن آثار مارکز همیشه احساس کردم بدون تحمیل و فقط با توصیف خواننده رو به نتیجه گیری رسونده ...
حالا نویسنده کتاب ، وسط گرمی روابط .. . با همه جذابیتی که داره داستان رو رها می کنه و خواننده نوجوون بیچاره هم همون طور رو هوا و با کیف خوندن این همه جذابیت می مونه ... نتیجه گیری می کنه ... گاها با شرایط روزمره اش تطبیق می ده و ..جدا کی می خواد جواب اینده رو بده ، خدا می دونه ..
من فکر می کنم اگر نویسنده یک درصد از فکری رو که برای نوشتن می ذاره به رسالت خودش اختصاص بده و تعهد رو منظور کنه و با تحقیق و پرس و جو و کامل و با نتیجه گیری و سرانجام بنویسه ، این جور نوشتن خود به خود کمتر می شه ..
تشکر از نویسنده های خوب سایت که واقعا مسئول و اخلاقی و وزین می نویسند ...

asma66
1390,12,21, ساعت : 12:54
من نظر شخصی خودمو گفتم
من اینطوری تربیت شدم
شاید اگه تو خانواده ی منم رسم ب چادر بود من این حرف ونمیزدم به مانتوییش گیر میدادم
بهتره به عقاید هم احترام بذاریم... :-2-40-:
اینکه کسی میاد یه رمان میخونه
شعور مخاطب بهش این اجازه رو میده که اون رمان و با تمام صحنه هاش بخونه ...
اینجا همه مسلما بالای سیزده چهارده سال هستن ...
نویسنده هایی که کتاباشون چاپ شده وزیر نظر ارشاد بود ه ... یه چیزی مثل یلدا ی مودب پور... تقریبا من راهنمایی ک بودم همه ی کلاس این رمان و خوندن...
این ب شعور خواننده برمیگرده
ما مینویسیم
اینکه کی چی و انتخاب کنه به خودش مربوطه کسی حق اینو نداره که برای دیگری تصمیم بگیره
از جانب خودتون صحبت کنید... نه از جانب دیگران...
وکیل کسی نباشید در جایی که خودتون نیاز به وکیل دارید.
من اختلاف سنیم با کسایی ک رما ن میخونن کمه ... افکار من با افکار یه دختر 17 ساله خیلی فرق نداره ...
فکر میکنم همه این شعور و دارن که فرق حقیقت و داستان و تشخیص بدن.. .. .. اینطور نیست؟
از نیکی عزیز ممنون
واقعا حرف قشنگی زدید ...
اینکه حرمت نگه دار قلم باشیم... تا به حال به کسی بی حرمتی نکردیم... به شعور مخاطب احترام بذاریم...
چرا فکر میکنید اینا بچن؟
یا سرشون نمیشه ... یا مناسب رده ی سنیشون نیست...
در فرهنگ ما چیزی که مناسب رده ی سنی نباشه اون سن بیشتر جذبش میشه ...
از فیلم ترسناک که میگه زیر شونزده ساله بگیر تا رنجری ک میگن زیر پونزده سال حق نداره سوار بشه
کی سوار میشه؟ کی می بینه؟
هرچیزی که رده بندی باشه بدتر ب سمتش هجوم میارن...
ولی میشه که قضاوت و به حق بقیه گذاشت اونها میخونن درگیر میشن وزود با داستان بعدی فراموش میکنن
یه رمان و چند خط نوشته خط ذهن کسی واز این رو به اون رو نمیکنه:-2-40-:
:-2-41-::-2-40-::-2-41-:

خورشید جان.من یکی از رمانهات رو خوندم از قلمتم خوشم اومده در حد اعتدال بوده و این خیلی خوبه.
منم تو خانواده ای بزرگ شدم که نه زیادی راحته نه زیادی مذهبی یه خانواده متعادل
شاید حتی شده باشه با نامحرم دستم داده باشم. حجاب کاملی هم نداشتم و ندارم.
ولی این دلیل نمیشه بی بند و بار باشم.
بی بند و باری با راحتی فرق داره اشاره ما به رمانهایی بود که داره بی بندو باری رو ترویج می کنه

atish69
1390,12,21, ساعت : 12:56
من نظر شخصی خودمو گفتم
من اینطوری تربیت شدم
شاید اگه تو خانواده ی منم رسم ب چادر بود من این حرف ونمیزدم به مانتوییش گیر میدادم
بهتره به عقاید هم احترام بذاریم... :-2-40-:
اینکه کسی میاد یه رمان میخونه
شعور مخاطب بهش این اجازه رو میده که اون رمان و با تمام صحنه هاش بخونه ...
اینجا همه مسلما بالای سیزده چهارده سال هستن ...
نویسنده هایی که کتاباشون چاپ شده وزیر نظر ارشاد بود ه ... یه چیزی مثل یلدا ی مودب پور... تقریبا من راهنمایی ک بودم همه ی کلاس این رمان و خوندن...
این ب شعور خواننده برمیگرده
ما مینویسیم
اینکه کی چی و انتخاب کنه به خودش مربوطه کسی حق اینو نداره که برای دیگری تصمیم بگیره
از جانب خودتون صحبت کنید... نه از جانب دیگران...
وکیل کسی نباشید در جایی که خودتون نیاز به وکیل دارید.
من اختلاف سنیم با کسایی ک رما ن میخونن کمه ... افکار من با افکار یه دختر 17 ساله خیلی فرق نداره ...
فکر میکنم همه این شعور و دارن که فرق حقیقت و داستان و تشخیص بدن.. .. .. اینطور نیست؟
از نیکی عزیز ممنون
واقعا حرف قشنگی زدید ...
اینکه حرمت نگه دار قلم باشیم... تا به حال به کسی بی حرمتی نکردیم... به شعور مخاطب احترام بذاریم...
چرا فکر میکنید اینا بچن؟
یا سرشون نمیشه ... یا مناسب رده ی سنیشون نیست...
در فرهنگ ما چیزی که مناسب رده ی سنی نباشه اون سن بیشتر جذبش میشه ...
از فیلم ترسناک که میگه زیر شونزده ساله بگیر تا رنجری ک میگن زیر پونزده سال حق نداره سوار بشه
کی سوار میشه؟ کی می بینه؟
هرچیزی که رده بندی باشه بدتر ب سمتش هجوم میارن...
ولی میشه که قضاوت و به حق بقیه گذاشت اونها میخونن درگیر میشن وزود با داستان بعدی فراموش میکنن
یه رمان و چند خط نوشته خط ذهن کسی واز این رو به اون رو نمیکنه:-2-40-:
:-2-41-::-2-40-::-2-41-:
من با خورشید موافقم
مسلما تمام خواننده های قسمت تایپ رمان آدمای چشم و گوش بسته ای نیستن!
نویسنده های سایت دارن یه زندگی رو می نویسن!و حتما خیلی حرکات ورفتارها هم توی این زندگی هس نمیشه که تمامشو فاکتور گرفت که کسی به راه خلاف نره!
تازه خیلی هم با ملاحظه مینویسن:-2-41-:
اگه کسی با این نوشته ها و چهارتا بوس و بغل مشکل داره نخونه تا به راه کج نره!
در مورد اون دوستمون که میگن چرا کتابای بازاری این همه تشکر و امتیاز رمانای کاربرای سایت رو نداره و این به خاطر صحنه های غیر اخلاقیشونه,من به جرات میتونم بگم 90درصد کتابای بازاری رو تا همین دو سال پیش خوندم محتوای بیشترشون آبکی!فقط شاید دوتا نویسنده این بین نسبت به بقیه بهتر باشن!کتابای بازاری اصلا در حد خوندم دیگه نیست!
ما ایرانیا منتظریم یه چیزی گیر بیاریم بعدش شروع به تخریب اون موضوع بکنیم به اسمه اینکه با عقایدمون مخالفه!در صورتی که تمامش تظاهره!
بهتره اول خودمونو درست کنیم و بعدم نترسیم که با دوتا صحنه غیراخلاقی توی رمان واین چرتوپرتا از راه به درمون کنن!

SunDaughter☼
1390,12,21, ساعت : 12:57
خورشید جان جسارت نشه؛ منم که این حرفا رو میزنم حجاب آنچناانی و ... ندارم، ولی حرف سر اینه که راحت بودن یه چیزه، بی در و پیکر بودن یه چیز دیگه!
منم پیش خیلیا حجاب ندارم و با خیلیا دست میدم ولی دلیل نمیشه کارای دیگه بکنم!
اینم بگم که تقریبا 50 درصد کاربرا سن کمی دارن و طرز فکرشون هنوز پخته نشده! بحث سر اینه که روابطو تا یه حدی نگهشون داریم و بیشتر از اون باز نکنیم؛ مثال بارزی هم واسه این حرفم دارم ولی دلم نمیخواد اسم ببرم(احتمالا هرکس که اون رمان پرطرفدار رو خونده باشه می فهمه منظورم چیه)
اینکه زندگی واقعی رو بخوایم نشون بدیم خوبه ولی حقیقت ِ اکثریت مردمو نشون بدیم!
نمیدونم منظورمو رسوندم یا نه...
نه واسه چی جسارت بشه پریسا جونم....
بی در وپیکر بودن ؟
من نمیدونم ... من از جانب داستان های خودم حرف زدم ...
ک مثلا شخصیت دخترام اینطوری هستن ... که راحتن...
من سعی نکردم از روابط زن و مرد سوژه بگیرم... من حرف اصلیم این بود.
-------------------------
اون رمان پر طرفدار/؟؟؟/خوب چرا راحت اسمشو نمیاری؟:-2-41-:
همسایه ی من
منسجم
با قلمی شیوا
بی پرده صحبت میکرد ...
یکی هم جنس من و شما اونو نوشته ...
چقدر سانسور باشه؟
خسته نشدید؟
شاید زیاد نوشته اما این زیادی در حد لزوم به سلیقه ی نویسنده اونو نوشته
جالبه تمام کسانی که دارن اعتراض میکنن وشجاعت استارتر و تحسین میکنن این رمان و خوندن و بحث فکریشون حول همین محور میچرخه...
ماهاکه ادعای نوشتن نداریم... که حرمت نگه دار قلمی باشیم.... اول که قلم نداریم کیبورد داریم...
ثانیا این منصفانه نیست اینطور قضاوت کنیم...
الان تمام بحث کننده های این تاپیک سنشون احتمالا از 20 به بالاست شاید...
پختگی ذهن و کسی نمیتونه قضاوت کنه ... شما از پختگی ذهن یه دختر 14 ساله چه میدونید؟
شما که جای اون نیستید؟
از جانب کسی حرف نزنید ... هرکس بخواد میاد و صحبت میکنه
به بقیه درس ندید اجازه بدید بقیه درس بگیرن ... از نگاه خودشون درس بگیرن از دید خودشون
یه رمان نمیتونه شخصیت کسی و متزلزل کنه
بحث سر یه رمانه یا چند تا رمان؟؟؟
همسایه ی من بهترین رمان این سایته که کاربری نوشته ... به جرات بهترین رمانه ... هیچ کس نمیتونه منکرش بشه ... اگر بشه از حسودی زیادشه ...
ضمن اینکه من خودم کمی تا قسمتی کلی حسودم :-2-16-:
الان مشکل سر این رمانه؟
یا سر رمانهایی مثل جرم عاشقانه(با نهایت احترام و دوستی که به فردین دارم) هست ...
یا رمانی مثل تاریک است
شخصیت ستاره که میره خونه ی دوتا پسر مجرد ..لابد اینم بی بند وباریه دیگه ... ... ... باز هم با نهایت احترام و دوستی که برای سامان عزیزم دارم...:-2-40-:
یا رمانی مثل شب مست ... اون شخصیت اجتماعیه که مطمئنا قراره پیامی به شما بده ... فاطیما جونم که نوشته هاش پر ازمفهومه
یا داستانی مثل پارلا که یه درس بزرگ میتونه باشه .... با تشکر از انیتای عزیزم...

الان حس میکنم بحث فقط سر یه رمانه...:-2-15-:
این منصفانه نیست... واقعا منصفانه نیست!!!

moria
1390,12,21, ساعت : 12:57
مطمئنید فقط یه بوس و بغله ؟
در ضمن نویسنده های فرهنگ های دیگه رو با اینجا مقایسه نکنید ...


تو رمانهایی که خوندم همین بوده یعنی خلاف سنگینه رقص و مشروب و بوسه و بغل و این چیزا بوده
چطور مقایسه نکنم وقتی همه چیزمون وارداتی شده
چطور مقایسه نکنم که چهار الی پنج ساعت یا بیشتر از زمان خانواده ها در حال دیکته گرفتن از ماهواره و فیلم های خارجیه
چطور مقایسه نکنم وقتی سینمای ما همش الگو برداری از خارجه
چطور مقایسه نکنم وقتی فرهنگ دوست دختر/پسر تو ایران بدتر از خارج دنبال میشه
چطور مقایسه نکنم.....
دوست عزیز وقتی خانواده ها خودشون میخواد مثل خارجیا رفتار کنن وقتی پدر و مادر خانواده که ستون خانواده هستن نسبت به این چیزا بی تفاوتن دیگه فرهنگ خودمون معنا نداره

saba1324
1390,12,21, ساعت : 12:57
سلام منم باهاتون موافقم.مسئله ذکرشده تویه بعضی از کتابا ذکر شده ولی قابل توجه که در کنار این کتابا آثاری هستن که هم قلم و متن قوی دارن و هم بدور از این مسائل هستن.به نظر من خود خواننده میتونه متوجه بشه که کدوم اثر ارزش وقت گذاشتن رو داره.البته با این موضوع موافقم که نسل کم سن در میان خوانندگان در تیررس اسیبی که ممکنه در اثرمطالعه اثاری که به بعضی از مسائل دامن زده هستند.کاش نوسندگان جوانتر و تازه کارتر این موضوع رو درک کنند.

البته خالی از لطف است اگه نگم که من خودم به شخصه خیلی از اثار بچه های این سایت رو تحصین میکنم و به طوریکه اگه بخوام از بین رمان چاپ شده و رمان بچه های سایت انتخاب کنم اول به سراغ رمان بچه های سایت میروم.اثار این عزیزان میتونه الگوی خوبی برای نویسندگان جوان باشه و با مطالعه اثار و صحبت با انها متوجه رمز موفقیت شون بشن.

ali.matin
1390,12,21, ساعت : 12:58
من هيچ رماني از سايت نخوندم....اما صحبت و درد دل استارتر بسيار به جا و قابل تأمله

+Lily
1390,12,21, ساعت : 12:58
ببخشید بچه ها
میاین اینجا پست میدینا
اول به این فکر کنین که واقعا تا حالا به خاطر همچین چیزایی جذب یه داستان نشدین ؟:-2-28-:
بعد نویسنده رو محکوم کنین ، نویسنده ها یکی از شما که از چیزی که خوشش میاد می نویسه
بعدم به شخصه از بین داستانایی که خوندم ، زیاد نبودن اونایی که به این مسائل پرداختن
قبل از اینکه تایید یا تکذیب کنین یه کم مشخص کنین دارین درباره ی چی حرف می زنین
فک کنم یه کم دارین به بیراهه میرین
به شخصه فک می کنم بیشتر تو داستانا ارزشا نادیده گرفته میشه تا این مسائل چیز :-2-35-:
وقتی من از یه آقایی می نویسم که همه چی تمومه ، روی ماشین و خونه ، و شغل و تحصیلات و قیافه و ... مانور میدم ، و سعی می کنم خصوصیات بد اخلاقیش رو انکار کنم ، این بده / یعنی یه چیزایی رو پررنگ می کنم و واقعیتا رو می پوشونم و تو ذهن خواننده ی کم سنم اینجور جا میندازم که وقتی یکی اینا رو داشته باشه ، همه چی حله / بقیه ی چیزا رو عشق حل می کنه
یه کم درباره ی این مسائل فکر کنین

fatima_59
1390,12,21, ساعت : 13:02
بی در وپیکر بودن ؟
من نمیدونم ... من از جانب داستان های خودم حرف زدم ...
ک مثلا شخصیت دخترام اینطوری هستن ... که راحتن...
من سعی نکردم از روابط زن و مرد سوژه بگیرم... من حرف اصلیم این بود.



ببین سانی گلم ..
من به شخصه چند تارمان از کاربرا خوندم چه کامل شده چه در حال تایپ .. فقط و فقط تو کف لب و لوچه و بغل پسره بود دختره .. یا وقتی از تحریک شدن تو بغل پسره مینویسن این یعنی چی؟
تو خوب مینویسی .. بهار خوب مینویسه .. لیلی خوب مینویسه .. عاشقانه و رمانتیک ولی پیش نمیره .. زوم نمیکنه رو حرکات .. برای همین به دل میشینه ..میشه داستان عاشقانه ..
وقتی حدش خارج بشه .. وقتی با ریز جزئیات و تشریح اندام نوشته بشه این میشه مخرب ..
اسم نمیبرم چون نویسنده ش سایت نمیاد ..ولی قبلا در موردش با هم حرف زدیم .. یادته ؟ اون درست نیست ..
واقعا برای یه دختر 15 ساله درست نیست ..

asma66
1390,12,21, ساعت : 13:04
الان حس میکنم بحث فقط سر یه رمانه...:-2-15-:
این منصفانه نیست... واقعا منصفانه نیست!!!
نه عزیزم مطمئن باش سر یه رمان نیست.
من کلا با قضیه سانسور مخالفم .
ولی خوب اولا باید بچه ها نباید بیان و بخونن.چون برا رده سنی اونا نیست.
حرف ما در مورد اینه که رمانهای دوستان رو همه سن بالایی ها نمی خونن بعضی ها که به سنشون نمی خوره می خونن و برداشت اشتباه می کنن.

*rahaii*
1390,12,21, ساعت : 13:04
منم موافقم از من گذشته اما دوست دارم داستانهایی داخل این سایت زیبا نوشته و آرشیو بشه که من روزی با خیال راحت آنها را به دخترم برای خواندن پیشنهاد بدم دست همه نویسندگان عزیز درد نکنه اما باور کنید همه عشق و عاشقیها تو هیکل زیبا و چشم شهلا خلاصه نمیشه بعضی عشق ها داخل همین زندگی های روزمره خودمونه حقیقی و قابل لمس شاید هم زیباتر

fatima_59
1390,12,21, ساعت : 13:06
یا رمانی مثل شب مست ... اون شخصیت اجتماعیه که مطمئنا قراره پیامی به شما بده ... فاطیما جونم که نوشته هاش پر ازمفهومه



خوب گفتی .. ولی فکر میکنی چرا ادامه نمیدم ؟ میترسم .. که بشم مصداق همین حرفها . میخوام بنویسم از دردی که هست و نمیشه منکرش شد ولی با رعایت .. نه این که کسی که میخونه اگر سنش کمه فکر کنه این کار لذت داره .. پول دراوردن از این راه خوبه قشنگه .. برای همین نگهش داشتم تا با خودم کنار بیام .. :-2-40-:

asma66
1390,12,21, ساعت : 13:07
ببین سانی گلم ..
من به شخصه چند تارمان از کاربرا خوندم چه کامل شده چه در حال تایپ .. فقط و فقط تو کف لب و لوچه و بغل پسره بود دختره .. یا وقتی از تحریک شدن تو بغل پسره مینویسن این یعنی چی؟
تو خوب مینویسی .. بهار خوب مینویسه .. لیلی خوب مینویسه .. عاشقانه و رمانتیک ولی پیش نمیره .. زوم نمیکنه رو حرکات .. برای همین به دل میشینه ..میشه داستان عاشقانه ..
وقتی حدش خارج بشه .. وقتی با ریز جزئیات و تشریح اندام نوشته بشه این میشه مخرب ..
اسم نمیبرم چون نویسنده ش سایت نمیاد ..ولی قبلا در موردش با هم حرف زدیم .. یادته ؟ اون درست نیست ..
واقعا برای یه دختر 15 ساله درست نیست ..
من با فاطمه جون موافقم

فاطیما+
1390,12,21, ساعت : 13:10
نه واسه چی جسارت بشه پریسا جونم....
بی در وپیکر بودن ؟
من نمیدونم ... من از جانب داستان های خودم حرف زدم ...
ک مثلا شخصیت دخترام اینطوری هستن ... که راحتن...
من سعی نکردم از روابط زن و مرد سوژه بگیرم... من حرف اصلیم این بود.
-------------------------
اون رمان پر طرفدار/؟؟؟/خوب چرا راحت اسمشو نمیاری؟:-2-41-:
همسایه ی من
منسجم
با قلمی شیوا
بی پرده صحبت میکرد ...
یکی هم جنس من و شما اونو نوشته ...
چقدر سانسور باشه؟
خسته نشدید؟
شاید زیاد نوشته اما این زیادی در حد لزوم به سلیقه ی نویسنده اونو نوشته
جالبه تمام کسانی که دارن اعتراض میکنن وشجاعت استارتر و تحسین میکنن این رمان و خوندن و بحث فکریشون حول همین محور میچرخه...
ماهاکه ادعای نوشتن نداریم... که حرمت نگه دار قلمی باشیم.... اول که قلم نداریم کیبورد داریم...
ثانیا این منصفانه نیست اینطور قضاوت کنیم...
الان تمام بحث کننده های این تاپیک سنشون احتمالا از 20 به بالاست شاید...
پختگی ذهن و کسی نمیتونه قضاوت کنه ... شما از پختگی ذهن یه دختر 14 ساله چه میدونید؟
شما که جای اون نیستید؟
از جانب کسی حرف نزنید ... هرکس بخواد میاد و صحبت میکنه
به بقیه درس ندید اجازه بدید بقیه درس بگیرن ... از نگاه خودشون درس بگیرن از دید خودشون
یه رمان نمیتونه شخصیت کسی و متزلزل کنه
بحث سر یه رمانه یا چند تا رمان؟؟؟
همسایه ی من بهترین رمان این سایته که کاربری نوشته ... به جرات بهترین رمانه ... هیچ کس نمیتونه منکرش بشه ... اگر بشه از حسودی زیادشه ...
ضمن اینکه من خودم کمی تا قسمتی کلی حسودم :-2-16-:
الان مشکل سر این رمانه؟
یا سر رمانهایی مثل جرم عاشقانه(با نهایت احترام و دوستی که به فردین دارم) هست ...
یا رمانی مثل تاریک است
شخصیت ستاره که میره خونه ی دوتا پسر مجرد ..لابد اینم بی بند وباریه دیگه ... ... ... باز هم با نهایت احترام و دوستی که برای سامان عزیزم دارم...:-2-40-:
یا رمانی مثل شب مست ... اون شخصیت اجتماعیه که مطمئنا قراره پیامی به شما بده ... فاطیما جونم که نوشته هاش پر ازمفهومه
یا داستانی مثل پارلا که یه درس بزرگ میتونه باشه .... با تشکر از انیتای عزیزم...

الان حس میکنم بحث فقط سر یه رمانه...:-2-15-:
این منصفانه نیست... واقعا منصفانه نیست!!!


سانی عزیزم منم 18 سالمه اما حرفم با اونایی که میگن نباید این جور چیزها رو خیلی واضح تو رمان ها گفت یکیه. نمیخوام بحث رو به بیراهه بکشم اما مگه اضغر خان فرهادی فیلمش رو با اصول اخلاقی ایرونی نساخت؟ مگه موفق نشد؟ پس ما هم میتونیم بدون رفتن به حاشیه های جنسی یه رمان خوب بنویسیم.
چطور خوندن یه رمان نمیتونه رو فکر کسی تاثیر بزاره؟ خیلی خوب میتونه یه انسانی رو که داره شکل میگیره فکر و ذهنش رو حسابی عوض کنه. منم یه آدم مذهبی خشک نیستم اما دلم مخیواد رعایت کنم خیلی چیزها رو
ببخشید من در حد بقیه نیستم که حرف بزنم اما دلم آروم نمیشه که حرفی نزنم

fatima_59
1390,12,21, ساعت : 13:11
تو رمانهایی که خوندم همین بوده یعنی خلاف سنگینه رقص و مشروب و بوسه و بغل و این چیزا بوده
چطور مقایسه نکنم وقتی همه چیزمون وارداتی شده
چطور مقایسه نکنم که چهار الی پنج ساعت یا بیشتر از زمان خانواده ها در حال دیکته گرفتن از ماهواره و فیلم های خارجیه
چطور مقایسه نکنم وقتی سینمای ما همش الگو برداری از خارجه
چطور مقایسه نکنم وقتی فرهنگ دوست دختر/پسر تو ایران بدتر از خارج دنبال میشه
چطور مقایسه نکنم.....
دوست عزیز وقتی خانواده ها خودشون میخواد مثل خارجیا رفتار کنن وقتی پدر و مادر خانواده که ستون خانواده هستن نسبت به این چیزا بی تفاوتن دیگه فرهنگ خودمون معنا نداره


اگر قرار بود شبیه باشیم وزارت ارشاد برداشته میشد / هوم ؟
این چیزهایی که گفتید مسئولش خانواده ها هستن که یه سری از سر نااگاهی و یه سری ار سر تقلید اینجوری میشن .. بحث الان این نیست ..

jimbo
1390,12,21, ساعت : 13:12
خب من در این باره که نوشتن این صحنه ها درست هست یا نه هنوز به نتیجه درستی نرسیدم
اما یه نکته رو باید بگم که همین صحنه ها چه بخایم چه نخایم یه قسمت عمده از روابط یه زوج رو تشکیل میده که نمیشه روش سرپوش گذاشت و منکرش شد(کسایی که متاهل هستن به وضوح درک میکنن من چی میگم) شاید به این خاطر که تو صدا و سیما و کتابایی که چاپ میشه اکثرن یه جور سرپوش گنده میذارن رو این قسمت زندگی_که البته یکی از طبیعی ترین و مقدس ترین لحظات زندگیه- بازخوردش رو تو رمان هایی میبینیم که دست نویسنده برای نوشتنش بازه.
من نمیگم نشون دادن این صحنه ها درسته اما یه چیزی رو باید قبول کنیم که تقریبن اکثر بچه ها تو خانوادشون تربیت جنسی نمیشن حالا چه سالم چه غیر سالم و هرچی از این مسائل میدونن از یه جایی غیر از محیط سالم خانواده ست
من فک میکنم چون این حرفا همیشه تو خانواده ها جز حرفای بد حساب میشده که نباید گفته بشه کسی که یه فرصت برای گفتن تو یه محیط مجازی پیدا میکنه سریع داستانش رو به اون طرف میکشونه
فک میکنم(ولی دقیق مطمئن نیستم که حرفم درست باشه) تعریف کردن این صحنه ها تو یه لفاف مخصوص به خودش روند داستان رو طبیعی تر بکنه اما به صورتی که محرک باشه نه گفتنش درست نیست

dokhtar sharghi
1390,12,21, ساعت : 13:13
من هم موافقم باهات به نظرم عشقی که تو این رومانا می نویسن نمی تونه یه عشق پاک باشه بلکه بیشتر واسه دو طرف جنبه سرگرمی داره چون معمولا نویسنده از لج و لجبازی و عشق های خیابونی شروع میکنه و به یه عشق پاک ختم میکنه و این نمیتونه درست باشه خوشحالم که بلاخره یکی به این موضوع اعتراض کرد.ممنون

نیکــی
1390,12,21, ساعت : 13:13
نمیشه گفت صد در صد نویسنده ها مقصرن باور کنید تقصیر اونا همش کمتر از یک درصده اونا چیزایی رو بیان میکنن که هست ،وجود داره غیر قابل انکاره اما متاسفانه فرهنگ درستی پشتش نیست
من خواننده اگه اصالت و پاکی خودم رو داشته باشم با چهارتا خط به قول خورشید عزیز ذهنم از این رو به اون رو نمیشه همش برمیگره به نحوه غلط آموزش

تقصیر نویسنده ها بیشتر از یک درصده!

بیان کردن چیزهایی که هست با چه درکی؟ با چه نگرشی؟ با چه بینشی؟

ما توی فامیل همه جور انسان داریم...
چادری خوب داریم
چادری بد داریم
دختر بد داریم
دختر بی حجاب خوب داریم (دروع نمی گه، غیبت نمی کنه، لاس نمی زنه؛ بی بند و بار نیست، به قول خورشید با دوستان پدرش دست می ده ولی با پسر تو کوچه نه...)

بی حجابی یک مقوله است... بی حیایی یک چیز دیگر....


در رمان دختر بی حجاب پذیرش می شه اما دختر بی بند و بار و بی حیا نه....

چرا از بی حیایی به عشق می رسن... (لاقل نویسنده اسمش رو عشق می گذاره)

مثال می زنم:
چند نفر از شما دختری را که حجاب ندارد ( تا اینجا قبول) اما برای تحریک شخص مورد علاقه اش در آغوش مردان دیگر مستانه می رقصد را خوب می دانید؟
بی حجاب است قبول... فرهنگ خانوادگی اش مهمانی مختلط دارد قبول...
ولی این رفتار یک رفتار خانوادگی نیست... بی بند و باری است....

اگر همین دختر چادری بود و برای تحریک می رفت با پسر هم دانشگاهیش صحبت و بگو بخند داشت که فکر کنم قسمت نقد رمان پر می شد از این جمله که : " از چادری ها...." " این چادری ها ...." " اینها از زیر کاراشونو جلو می برن و ...."

حجاب جداست....
بی حیایی جداست...

حتی در سریال های آمریکایی هم شما مرز بی حیایی را تشخیص می دهید... دقت کردید در سریال خاطرات خون اشام چقدر تفاوت میان دختران است.... عشق نصیب کدامشان شد.... حتی آمریکا هم حدود را می داند.... آن وقت ما اثیر سریال های فارسی وان هستیم که هنوز نمی دانند پدرشان کیست...

aidai
1390,12,21, ساعت : 13:14
نه واسه چی جسارت بشه پریسا جونم....
بی در وپیکر بودن ؟
من نمیدونم ... من از جانب داستان های خودم حرف زدم ...
ک مثلا شخصیت دخترام اینطوری هستن ... که راحتن...
من سعی نکردم از روابط زن و مرد سوژه بگیرم... من حرف اصلیم این بود.
-------------------------
اون رمان پر طرفدار/؟؟؟/خوب چرا راحت اسمشو نمیاری؟:-2-41-:
همسایه ی من
منسجم
با قلمی شیوا
بی پرده صحبت میکرد ...
یکی هم جنس من و شما اونو نوشته ...
چقدر سانسور باشه؟
خسته نشدید؟
شاید زیاد نوشته اما این زیادی در حد لزوم به سلیقه ی نویسنده اونو نوشته
جالبه تمام کسانی که دارن اعتراض میکنن وشجاعت استارتر و تحسین میکنن این رمان و خوندن و بحث فکریشون حول همین محور میچرخه...
ماهاکه ادعای نوشتن نداریم... که حرمت نگه دار قلمی باشیم.... اول که قلم نداریم کیبورد داریم...
ثانیا این منصفانه نیست اینطور قضاوت کنیم...
الان تمام بحث کننده های این تاپیک سنشون احتمالا از 20 به بالاست شاید...
پختگی ذهن و کسی نمیتونه قضاوت کنه ... شما از پختگی ذهن یه دختر 14 ساله چه میدونید؟
شما که جای اون نیستید؟
از جانب کسی حرف نزنید ... هرکس بخواد میاد و صحبت میکنه
به بقیه درس ندید اجازه بدید بقیه درس بگیرن ... از نگاه خودشون درس بگیرن از دید خودشون
یه رمان نمیتونه شخصیت کسی و متزلزل کنه
بحث سر یه رمانه یا چند تا رمان؟؟؟
همسایه ی من بهترین رمان این سایته که کاربری نوشته ... به جرات بهترین رمانه ... هیچ کس نمیتونه منکرش بشه ... اگر بشه از حسودی زیادشه ...
ضمن اینکه من خودم کمی تا قسمتی کلی حسودم :-2-16-:
الان مشکل سر این رمانه؟
یا سر رمانهایی مثل جرم عاشقانه(با نهایت احترام و دوستی که به فردین دارم) هست ...
یا رمانی مثل تاریک است
شخصیت ستاره که میره خونه ی دوتا پسر مجرد ..لابد اینم بی بند وباریه دیگه ... ... ... باز هم با نهایت احترام و دوستی که برای سامان عزیزم دارم...:-2-40-:
یا رمانی مثل شب مست ... اون شخصیت اجتماعیه که مطمئنا قراره پیامی به شما بده ... فاطیما جونم که نوشته هاش پر ازمفهومه
یا داستانی مثل پارلا که یه درس بزرگ میتونه باشه .... با تشکر از انیتای عزیزم...

الان حس میکنم بحث فقط سر یه رمانه...:-2-15-:
این منصفانه نیست... واقعا منصفانه نیست!!!

واقعا با حرفات موافقم خورشید جان.....و چه قشنگ گفتی که آی کاش به عقاید هم احترام بذاریم .....من با اغراق کردن این مسائل مخالفم ولی تا یه حد متعادل خیلی هم خوب... و شخصاً از این رمانهایی که اینجا نام بردی دفاع میکنم:-2-40-:

فریادسکوت
1390,12,21, ساعت : 13:16
سلام...من خودم رمان مینویسم...رمان هام عاری از احساساته این چنینی نیست...اما من واسه قلمم حرمت قائل شدم و میشم...من و فرهنگم و تربیت خانوادگیم با هم شروع به نوشتن میکنیم...نه فقط من نخوام قلمم خطا بنویسه...بلکه قلمم هم نمیذاره من خطا بنویسم....هیچوقت برای ارضای حس غریزی یا ارضای احساس بقیه ننوشتم...بلکه همیشه و همیشه قبل از نوشتن یه هدف داشتم....رمان یعنی زندگی....زندگی یعنی جمع تمامی اتفاقات...صد البته که زندگی همه ادم ها اونطور که بقیه مینویسن روی پرده نیست....من تا حالا رعایت کردم و میکنم...امیدوارم بقیه بچه های رمان نویس وقتی شروع کنن به نوشتن که حرفی واسه گفتن داشته باشن...نه حسی برای چشاندن!!!

REAL LOVE
1390,12,21, ساعت : 13:16
یه رمان نمیتونه شخصیت کسی و متزلزل کنه



چرا عزیز می تونه
شخصیت ساخته شده رو متزلزل نمی کنه ولی شخصیتی که در حاله ساختنه اثر زیادی روش داره
دختر خاله ی من 15 سالشه ولی خیلی کمتر از سنش میفهمه، وقتی می بینم یکی از همین رمانای نتی رو دوستش ریخته تو موبایلش تا بخونه و این فکر میکنه همه چیز همینطوره که تو رمان اومده....پس جذب هر پسری که براش پا پیش بذاره میشه و خب بخاطر دوران بلوغش شخصیت عصیانگری داره و حرف هیچکسی رو گوش نمیده:-2-41-:
من وقتی دیدم اینطوریه گفتم باشه خودم برات رمان میارم تو از کسی نگیر، کلی توی رمانایی که خوندم چه چاپ شده و چه نتی پایین بالا کردم و بهش دادم( خودش دسترسی به نت نداره که بخواد هرچیزی بخونه) ... اینه که میگم اثر میذاره رو طرز فکرشون:-2-15-:

fatima_59
1390,12,21, ساعت : 13:18
چند نفر از شما دختری را که حجاب ندارد ( تا اینجا قبول) اما برای تحریک شخص مورد علاقه اش در آغوش مردان دیگر مستانه می رقصد را خوب می دانید؟



همین یه خط همه چی رو توضیح داد .. :-2-40-:
من اگر مردی رو دوست دارم برای به دست ارودن دلش سعی میکنم بهترین باشم .نه این شکلی که تو رمانها به وفور پیدا میشه ...

atish69
1390,12,21, ساعت : 13:20
من یه زمانی یادمه توی مثلا صفحه ی اول تایپ رمان از 10تا رمان موجود یکیش فقط نوشته کاربرای سایت بود!ولی الان دقیقا برعکس شده !
خیلی وقته میخوام اینو بگم اما بحثش پیش نیومد,نویسنده تا نویسنده داریم الان یه سری از کاربرا که حتی بلد نیستن یه جمله درست بنویسن اومدن یه مشت مزخرفات رو به اسمه رمان میزارن توی سایت از خط اول تا اخرشم همش لب و ...!
همینا دارن ارزش نویسنده های عالی سایت مثله شایسته بانو ,خورشید ,مهرسا ,بهار,انیتال ,فاطیما,سامان و یه سری دیگه که الان حضورذهن ندارم رو پایین میارن!
تازگیام یه اسمایی میزارن رو کتاباشون که واقعا هنگ میکنم!
به نظر منکه باید بخش تایپ یه سری نویسنده خاص و معین داشته باشه یامثلا درجه بندی کنن این بخشو تا هرکی از راه رسید نتونه ارزش این بخش و نویسنده های خوبشو پایین بیاره.

نینا.1989
1390,12,21, ساعت : 13:21
منم موافقم بیشتر نویسنده های سایت قلم خوب و شیوایی دارند چه خوبه که به قول دوستان حرمت قلم حفظ بشه مرسی از اینکه یادآوری شد

annie_barca
1390,12,21, ساعت : 13:22
كاملا با حرف استارتر موافقم :-2-40-:
من خودم خيلي نخوندم رماناي سايتو رو خوندم! اگه توجه كنيد دقيقا ميفهميد نوشته هاي كاربرا خيلي عميق نوشته نشده از يه طرف به نويسنده فشار ميارن كي مينويسي ؟ چي شد بقيش؟ از يه طرف نويسنده دوست داره انگيزه اش بره بالاتر با توجه به تشكر و اينا و اعصابش بهم ميريزه وقتي ميبينه چقد خواننده ها دركش ميكنن تا 2 روز دير ميشه بقيش كوهاي بقيه شرو ميشه.... پس نميشه خيلي انتظار رمان قوي ازشون داشته باشيم .... هر چند ديگه بعضياش در حد معموليم نيستن.....
1. رماناي نويسنده هاي بزرگ رو ببينيد خودتون كلاهتونو قاضي كنيد .... اونا چقد به اين موضوع قيافه ميپردازن اونايي كه مينويسن چقدر .... بعضي رمانارو قبلا خوندم در حد يكي دوتا پست همش در مورد چشم و ابرو و لباس و در كل ظاهر طرف بود آيا واقعا كار رمان اينه ؟؟؟ توي داستان نويسي فضا سازي مهمه نه چهره پردازي .... چقدر فضاسازي ميشه توي داستاناي ايراني الله و اعلم....
2. داستان نويسي ويرايش لازم داره شايد براي يه نويسنده اين كار باعث بشه اشكالاتشو ببينه و اصلاحش كنه تا حدي كه شايه موضوع داستان رو عوض كنه اما توي سايت فك نكنم اين امكانش باشه ....
3. اين مشكل توي داستاناي نشر پيدا كرده هم هست چندتاشون ارزش خوندن دارن و تكرار يه موضوع نيستن ؟؟؟؟ واقعا تاسف آوره من خودم حاضر نيستم پول پلي رماناي ايراني بدم چون بجز معدودي از اونا ارزش وقت گذاشتن ندارن اما بجاش ميرم رماناي پائولو كوئيلو رو 10بار ميخونم ميخرم و هديه ميدم ....
جامعه ما كه اسم اسلامي رو يدك ميكشه دنبال چيزاي پرفروشه پرخواننده پربيننده ... مهم نيس چي تحويلشون ميدن و چي قراره 20 سال آينده تحويل بگيرن اينم مثل همونا بچه ها سايت دوس دارن پس ما هم مينويسيم ....
واقعا قصد توهين به هيچكس رو نداشتم كلي نوشتم:-2-41-:

~*tiyam*~
1390,12,21, ساعت : 13:23
من فقط یه چیز میخوام بگم. نه اینقدر قلمو بسته کنیم که زن و شوهر با هشت صد تا بچه شب ها دوتااتاق جدا بخوابن و در رو هم از پشت قفل کنن و نه اینقدر باز که بعضیا که هنوز براشون زوده و ظرفیت ندارن تو فکرشون به جاهای دیگه برن و استفاده های دیگه هم بکنن(البته شرمنده ها فقط نظر خودم بود)
در ضمن چرا تو داستانا فامیلا جلو هم پوشش درستی ندارن؟؟؟والا ما که جلو فاملیلا سر لخت نیست شما رو نمی دونم:-2-37-:

SunDaughter☼
1390,12,21, ساعت : 13:27
تقصیر نویسنده ها بیشتر از یک درصده!

بیان کردن چیزهایی که هست با چه درکی؟ با چه نگرشی؟ با چه بینشی؟

ما توی فامیل همه جور انسان داریم...
چادری خوب داریم
چادری بد داریم
دختر بد داریم
دختر بی حجاب خوب داریم (دروع نمی گه، غیبت نمی کنه، لاس نمی زنه؛ بی بند و بار نیست، به قول خورشید با دوستان پدرش دست می ده ولی با پسر تو کوچه نه...)

بی حجابی یک مقوله است... بی حیایی یک چیز دیگر....


در رمان دختر بی حجاب پذیرش می شه اما دختر بی بند و بار و بی حیا نه....

چرا از بی حیایی به عشق می رسن... (لاقل نویسنده اسمش رو عشق می گذاره)

مثال می زنم:
چند نفر از شما دختری را که حجاب ندارد ( تا اینجا قبول) اما برای تحریک شخص مورد علاقه اش در آغوش مردان دیگر مستانه می رقصد را خوب می دانید؟
اول برای تحریک کسی که دوستش دارم از غیرتش سواستفاده نمیکنم (شخصیت هامم این کار ونمیکنن شاید حرف بزنن مثل طوطیا با ماهان اما نمیرقصن)
این از این :-2-41-:چون اون یه مرده با خصوصیات مردانه وغرایز مردانه:-2-38-:
در دالان بهشت
یه جایی هست که مهناز میگه من دست روی غیرت مردانه ی شوهرم گذاشتم ... فکر میکنم همه این رمان و خوندن :-2-08-:
بی حجاب است قبول... فرهنگ خانوادگی اش مهمانی مختلط دارد قبول...
ولی این رفتار یک رفتار خانوادگی نیست... بی بند و باری است....
شما عملا دارین توهین میکنین :-2-15-:
اگر همین دختر چادری بود و برای تحریک می رفت با پسر هم دانشگاهیش صحبت و بگو بخند داشت که فکر کنم قسمت نقد رمان پر می شد از این جمله که : " از چادری ها...." " این چادری ها ...." " اینها از زیر کاراشونو جلو می برن و ...."
دختر چادری مگه خونش رنگین تره یا بنفش تره؟
که حق نداشته باشه چنین کاری بکنه؟
یه اقای جوونی بود در اقوام ما که پدرشون شهید شده بود ...
ایشون عاشق یه دختری شدن و کل فامیل ما میگفتن فلانی از تو بعیده
ایشون یه بار گفتن مگه مافرزند شهیدا دل نداریم...مصداق بارزش و به چشم دیدم...
مگه چادری ها دل ندارن؟
من اصلا درک نمیکنم که چرا باید بین چادر ومانتو این همه تفاوت بذاریم...:-2-31-:
من منظورم ادمهای متظاهرن... الان چرا این طور ادما کاری کردن که با یه نوشته همه ب تاپیک نقد هجوم بیارن ...
از یه مانتویی بعید نیست اما از چادری هست ؟!

حجاب جداست....
بی حیایی جداست...

حتی در سریال های آمریکایی هم شما مرز بی حیایی را تشخیص می دهید... دقت کردید در سریال خاطرات خون اشام چقدر تفاوت میان دختران است.... عشق نصیب کدامشان شد.... حتی آمریکا هم حدود را می داند.... آن وقت ما اثیر سریال های فارسی وان هستیم که هنوز نمی دانند پدرشان کیست...

من ک کلا فارسی وان و حتی خاطرات خون اشام وبه کل نمی بینم...
تمام فیلم امریکایی که دیدم فرار از زندان بود اونم بخاطر مایکل دیدم... البته عشق ممنوع هم دیدم
توجه داشته باشید که اون فیلم و یه کشور مسلمان ساخت و خواست یه پیام بده و ب عنوان فیلم اموزنده برگزیده شد.
اصغر فرهادی و با خودمون مقایسه نکنیم
ایشون استاد هستن ... استاد فرهادی کسی که با تمام محدودیت ها اسکار گرفت!
سریال های فارسی وان هم رده بندی داره ... تو برنامه ی بفرمایید شام
همین چند شب پیش گفت: شما موافقید بچه هاتون ببینن؟
اونا جز یکیشون گفتن نه ... مخالف پدر و مادر منم با این سنم بهم اجازه نمیدن هرفیلمی وببینم
هر صحنه ای وببینم ... شبکه فوری عوض میشه ...
بحث سر رمانه نه فیلم...
این رمان ها بی بند وباری و ترویج نمیدن...
یکی این برداشت و میکنه ازش و میگه دیگه نخونم بی بند وبار میشم..
یکی کلا برداشتی نمیکنه و برای وقت پر کردن و میخونه ...
یکی هم میگه : ادب از که اموختی گفت از بی ادبان!!!:-2-40-:
والسلام.

mahsa tanha
1390,12,21, ساعت : 13:31
به شدت به شدت به شدت موافقم وای خیلی موافقم چون هروقت برخی رمانهای این سایت روخوندم اخرسررسیدم به همین مساله ها ونصفه کاره ولش کردم بعضی هایه طوری مینویسن که انگارفقط این مسائله که پایه های عشق ودوست داشتنه نه
مابایدطوری بنویسیم که عشق پاک وبی الایش رویادبدیم وبه همه بگیم عشق یعنی کنار هم بودن باهم بودن نه فقط دراغوش هم بودن عشق روبایدثابت کرد حرمتش روبایدحتی درگفتنش نگه داشت مثل خواجه حافظ که همیشه به بهترین نحوممکن عشق روفریادمیزدخوشحالم خوشحالم که بالاخره یک نفراین موضوع روبیان کردپری جان ازت ممنونم!!!

asma66
1390,12,21, ساعت : 13:33
خورشید جان فیلم عشق ممنوع انقدر به بی بند و باری کشید که رئیس جمهور ترکیه اعلام کرد فیلم رو زود تموم کنن:-2-27-:
قشنگ ترویج خیانت بود

فاطیما8
1390,12,21, ساعت : 13:36
ببینین مشکل اینجاس خواننده میاد تقاضا میکنه صحنه داشته باشه خب چرا؟؟؟؟؟
من یه نویسنده تو سایت میشناسم اومد گفت داستانم صحنه های عاشقانه نداره مخاطب کمه همونو رفت نوشت دوبرابر شد تشکرا...
خب ببین خواننده میخواد یعنی چی؟؟؟؟؟
اگه ما تعادل و رعایت میکردیم اینجوری نمیشد که همه به طرفش کشیده بشن.من رفتم تو کلوپ دختر بغل دستیم به فروشنده میگه فیلم عاشقانه بدون سانسور میخوام باشه...خب این یعنی چی؟
اگه از اول تو جامعه ما این فرهنگ جا میفتاد اموزش میدادن همه چی رو مخفی نمیکردن در حد اعتدال که منو تو بدونیم یه چیزای ابتدایی رو الان اینجوری نمیشد که همه بگردن دنبال این چیزا...
چرا تو ایران مینویسن +18 همه میرن بدتر سراغش؟؟؟؟؟اینو جواب بدین...از کوچیک و بزرگ فرق نداره از 40 ساله تا 16 ساله میرن سراغ اون...من رفتم کتابفروشی خانمه 50 سالشه میگه اقا اون کتابی که گفتین ارشاد مجوز نداد پخش شده بیرون رو دارین میخرم هرچقدر باشه...این یعنی چی اونم زن 50 ساله..از جونا چه انتظاری میشه داشت..
این رمانا و بحث صحنه دار شدنشون همه برمیگرده به فرهنگ و تربیت غلط جامعه.

نیکــی
1390,12,21, ساعت : 13:36
من ک کلا فارسی وان و حتی خاطرات خون اشام وبه کل نمی بینم...
تمام فیلم امریکایی که دیدم فرار از زندان بود اونم بخاطر مایکل دیدم... البته عشق ممنوع هم دیدم
توجه داشته باشید که اون فیلم و یه کشور مسلمان ساخت و خواست یه پیام بده و ب عنوان فیلم اموزنده برگزیده شد.
اصغر فرهادی و با خودمون مقایسه نکنیم
ایشون استاد هستن ... استاد فرهادی کسی که با تمام محدودیت ها اسکار گرفت!
سریال های فارسی وان هم رده بندی داره ... تو برنامه ی بفرمایید شام
همین چند شب پیش گفت: شما موافقید بچه هاتون ببینن؟
اونا جز یکیشون گفتن نه ... مخالف پدر و مادر منم با این سنم بهم اجازه نمیدن هرفیلمی وببینم
هر صحنه ای وببینم ... شبکه فوری عوض میشه ...
بحث سر رمانه نه فیلم...
این رمان ها بی بند وباری و ترویج نمیدن...
یکی این برداشت و میکنه ازش و میگه دیگه نخونم بی بند وبار میشم..
یکی کلا برداشتی نمیکنه و برای وقت پر کردن و میخونه ...
یکی هم میگه : ادب از که اموختی گفت از بی ادبان!!!:-2-40-:
والسلام.
راستی من اصلا منظورم به رمان های شما ( که تمام آن ها را خواندم) و رمان شایسته بانو نیست...
حتی یک درصد هم توی ذهنم رمان های شما به عنوان این دست از رمان ها نبود...

بحث بر سر دل داشتن و نداشتن نیست...
راستی
"بی حجاب است قبول... فرهنگ خانوادگی اش مهمانی مختلط دارد قبول...
ولی این رفتار یک رفتار خانوادگی نیست... بی بند و باری است...."

کجایش توهین بود؟ منظورم این بود که بی بند و باری یک رفتار خانوادگی و خانواده پسند نیست... هست؟

اینکه در دالان بهشت مهناز دست روی غیرت گذاشت چند درصد از رمان را تشکیل می داد؟ یا مهناز چند بار آن کار را کرد... متاسفانه در بعضی از رمان ها آدم شاهده که بالای 10 بار این اتفاق افتاده....
« توی پرانتر: دلیل نمی شه دالان بهشت یک چیزی بگه و اون درست باشه:mrgreen:»

من در هیچ کدام از کتاب هایتان ( نوتریکاها، راننده سرویس، زندگی غیر مشترک) هیچ کدام از اتفاق هایی که از نظر من مصداق بی بند و باری ست را ندیدم... حتی یک بار...

سو تفاهم نشه ها:-2-40-:

+Lily
1390,12,21, ساعت : 13:36
بچه ها اسم داستان خاصی رو نبرین لطفا :-2-15-:
تقریبا همه امون :-2-31-: اون داستانو خوندیم و منم انکار نمی کنم که دو سوم اولشو دوست داشتم :-2-31-:
با اینکه با حرف خیلیاتون موافقم و با توجه به سه سالی که توی این سایت عضو بودم ، می دونم که اینا همه اش حرفه :-2-37-:
همه اتون میرین می خونین و تشکر می کنین و نویسنده رو دوره می کنین که تو بهترینی بعد میاین اینجا میگین موافقین که نباشه
وقتی یه داستان پر بازدید ترین داستان سایته ، یعنی چی ؟ یعنی اینکه باب میل خیلیا بوده
وقتی داستانایی که این چیزا رو نمی نویسن نمی خونین و تشکر نمی کنین ، یعنی چی ؟
روی صحبتم با خواننده اس
شمایی که از داستانای خوب سایت حمایت نمی کنین و بعد شاکی میشین که فلان داستان - که شب به شب دنبالش می کردین اصول اخلاقی رو زیر سوال برد
رطب خورده ، منع رطب نمی کند ...
اگه واقعا دنبال اهداف پاک اخلاقی هستین ! از این رمانایی که بی رنگ و لعاب رومانتیک هستن تشکر کنین
نگین چرا فلان رمان طرفدار داره ، بیاین بگین بهمان رمان که اینطوری نیستو بخونین ، دلم می خواد ببینم چند نفرتون داستانایی رو که اینطور نیستن می خونین
می دونین چن نفر از بچه ها به خاطر همین که نمیخوان اینطوری بنویسن ، دلسرد شدن از نوشتن تو این سایت حداقل
شهامت داشته باشین و چیزی رو که استقبال می کنین ازش ، انکار نکنین

aidai
1390,12,21, ساعت : 13:42
مابایدطوری بنویسیم که عشق پاک وبی الایش رویادبدیم وبه همه بگیم عشق یعنی کنار هم بودن باهم بودن نه فقط دراغوش هم بودن عشق روبایدثابت کرد حرمتش روبایدحتی درگفتنش نگه داشت مثل خواجه حافظ که همیشه به بهترین نحوممکن عشق روفریادمیزدخوشحالم خوشحالم که بالاخره یک نفراین موضوع روبیان کردپری جان ازت ممنونم!!![/QUOTE]

چرا فکر میکنین که روابط جسم روابط روحی و معنوی رو تخریب میکنه... مسائل ج *ئاااا جزو غرایز انسانهاست و امری کاملا طبعی و اگه بر اساس عرف و شرع باشه هیچ اشکالی نداره روح و جسم باید در کنار هم باشن که همدیگرو کامل کنن....یعنی واقعا خود شما اگه کسیرو دوست داشته باشین دلتون نمیخواد بغلش کنین یا ببوسینش... تا وقتی این مسائل باعث تخریب و انحراف اخلاقی نشه هیچ اشکالی نداره

nasrin22
1390,12,21, ساعت : 13:48
خدایی راست میگی.به مطلب خوبی اشاره کردی.
منم رمانهای بچه ها رو خوندم از قلم خوبشون ممنونم.ولی خوب راستش یه جورایی حس می کنم تو رمانها دیگه جایی واسه محرم و نامحرم نمونده .خوب اینم یکم با فرهنگ و دین ما متفاوته.
ولی خوب زیادم بسته نوشتن جالب نیست .باید به واقعیتهای زندگی نزدیک کرد رمان رو.ولی نه اونقدر که از حد اعتدال خارج بشه.
مثلا توی نشستی که سایت با و نشر علی و با نویسنده های عزیز کشورمون داشتن همشن می گفتن زیادی گیر میدن.مثلا
می گن ننویس مشروب خوردن.خوب من یا شما و یا هر نویسنده دیگه ای این مساله منکر بشه و ننویسه میتونین بگیم تو جامعمون همچین مشکلی وجود نداره؟خوب تو جامعه ما چیزهایی زیادی هست که من به شخصه دوست ندارم ولی با انکارشون هم نمی تونیم راه به جایی ببریم.
ولی منکر این هم نیستم که عفت کلام و قلم و رو باید حفظ کرد.

منم کاملا باشما موافقم مثلا در یک رمان پسری دختری را می بوسه در جامعهای ما زیاد است اما اینکه نویسنده نشون میده که چطور در مقابل این عمل از خودش عکس لعمل نشون میده مهمه... اینه

annie_barca
1390,12,21, ساعت : 13:49
بحث سر رمانه نه فیلم...
این رمان ها بی بند وباری و ترویج نمیدن...
یکی این برداشت و میکنه ازش و میگه دیگه نخونم بی بند وبار میشم..
یکی کلا برداشتی نمیکنه و برای وقت پر کردن و میخونه ...
یکی هم میگه : ادب از که اموختی گفت از بی ادبان!!!:-2-40-:
ساني من رماناي تو رو ميخونم اصلا مظورم تو يا اينايي كه اسم آوردي نيست(اصلا نخوندم مال بقيه رو) يه رماني رو من قبلا خوندم كه واقعا كپ كردم با اين هم بي پرده و باز صحبت كردنش واقعا افتضاح بود منظورم با اونا بود كسايي كه هيچي براشون مهم نيست انگيزه شون واسه نوشتن نميدونم چيه ..... كسي كه براي سرگرمي مينويسه ميشه مثل مال خودت نه اوپن اوپن .... اين كه گفتي بي بند و باري ترويج ميدن طبق كتاباي روانشناسي اولا اثري كه يه نويسنده ميتونه روي خواننده بذاره و ذهنشو درگير كنه خيلييييييييي بيشتر از يه فيلمه دوما يه سريالي كه هر روز ببيني ذهنتو بدون اينكه بفهمي بيشتر درگير ميكنه تا يه فيلم شاهكار كه ظرف 2 ساعت تموم ميشه حالا بجاي فيلم بذار رمان و ببين واقعا باعث بي بند و باري ميشه يا نه ......:-2-39-: :-2-14-:

GODES
1390,12,21, ساعت : 13:50
من15 سالمه...بیشتر پستایی رو که دادید من خوندم.اکثر کتابا رو هم خوندم اگه تشکر و مثبت هم نزدم به خاطر این بود که پیج ها رو سیو کردم.
من 15 سالمه،هری پاتر رو خوندم،ارباب حلقه ها،کتابای آنی شرلی و آرتمیس فاول و شازده کوچولو رو خوندم.دیگه چیزی نمونده بود که توی رده ی سنیم نخونم.
همین تابستون شروع کردم به خوندن کتابای ایرانی.
که البته فقط برای اینکه بدونم یه نویسنده ی ایرانی چجوری مسائل توی جامعه ی خودش رو به تصویر می کشه.
توی یه تاپیکی خوندم که استارتر می پرسید کتابای چاپ شده بهترن یا مال نویسنده های سایت؟؟
همه هم جواب می دادن نویسنده های سایت،چون میتونن روابط رو آزادانه تر توضیح بدن!!
وقتی من 15 ساله که به امید یه کتاب که بتونم باهاش ارتباط بربرار کنم میام کتاب بخونم و با هزاران کتاب دیگه روبرو میشم...چی بگم؟؟
یه دختر 12 ساله هست که کتاب کیمیا گر رو خونده و درکش کرده و یه دختر 18 ساله هست که هنوز نمیتونه هری پاتر رو بخونه...
این مشکل بین 12 ساله ها و 18 ساله هانیست.هرکسی درک خودش رو داره باید به نویسنده ها گفت،شاید من دوست نداشته باشم این چنین و آنچنانی کتاب رو ببخونم اما یه نوجوون 17 ساله که تا بحال با هیچ نوع کتابی برخورد نداشته میاد و بر اساس پیشنهاد بقیه و همون تشکر ها و نقد ها یه کتابو میخونه،نباید اون رو با بقیه مقایسه کرد.
به نویسنده ها رجوع کنید.من 15 سالمه.نمیتوننم خوب منظورمو بگم.فقط اون چیزی رو که احساس کردم گفتم.

REAL LOVE
1390,12,21, ساعت : 13:50
اگه واقعا دنبال اهداف پاک اخلاقی هستین ! از این رمانایی که بی رنگ و لعاب رومانتیک هستن تشکر کنین
نگین چرا فلان رمان طرفدار داره ، بیاین بگین بهمان رمان که اینطوری نیستو بخونین ، دلم می خواد ببینم چند نفرتون داستانایی رو که اینطور نیستن می خونین
می دونین چن نفر از بچه ها به خاطر همین که نمیخوان اینطوری بنویسن ، دلسرد شدن از نوشتن تو این سایت حداقل
شهامت داشته باشین و چیزی رو که استقبال می کنین ازش ، انکار نکنین


الان شدیم "واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند" ؟:-2-31-:
لی لی جان من به شخصه وقتی می بینم یه کتابی انقدر طرفدار داره خب میرم بخونمش، شاید از نظر خودم هم خوب باشه ولی حرف من سر سنای پایینتره و اینکه توجه کنیم که چه طیف سنی ای تو سایت هستن و قراره این نوشته رو بخونن...
اگه تشکرممو پای کتابی نمی بینن هم اینه که اغلب با موبایل میخونم:-2-31-:

layahashemi
1390,12,21, ساعت : 13:50
سلام نمیدونم چرا این بحث خیلی شلوغ شده و اصطلاحاتی نه در خور این سایت ( مثل داستانهای اروتیک و ،تو کف لب و لوجه و بوس و بغل ) رواج پیدا کرده .واقعاً دید منطقی از یک داستان همینه؟ داستانهایی که شما اونا رو متهم به این نوشته ها میکنید جزیی از اونچه رو که داره در این اجتماع اتفاق میافته به تصویر میکشه . شما سری به سایتهای غیر مجاز بزنید تا بدونید نوشته های ضد اخلاقی چیه؟بعدشم شما زوم کردین روی مسئله محرم و نامحرم اما اگر جایی کسی لفظ صیغه رو بکار برد تمام داستانش تطهیر میشه؟ خیلی از شخصیتهای این کتابها توی خانواده های استخون دار هستن یعنی چیزی که خیلی ها دوس دارن اونو داشته باشن. شما نسبت به وجود این همه خشونت و قتل و تیر و تفنگ تو این داستانها اعتراضی ندارید . اما صحنه های رومانتیک جور دیگه ای تعریف میشه؟ شما برای اینکه بدونید خیلی از نویسنده هایی که ما امروز بعنوان رمان نویش و یا شاعر بهشون اقتدا می کنیم در خلق همین صحنه های رمانتیک ید طولایی دارند. مثل خانم دانشور،آقای علی محمد افغان ، فروغ فرخزاد، ر. اعتمادی و خیلی های دیگه. در ضمن آنچه که از دید من باعث ضعف این سایت شده این صحنه ها نیست بلکه یکسری داستان بدون محتوای ادبیه که با تغییر در برخی از رمانهای خوب رو نویسی میشه و کسی صداش در نمی آد. هر داستانی مخاطب خودش رو داره خیلی ها اصلاً وقتی برای پاره ای از نوشته های آبکی نمی گزارن. در ضمن یادتون باشه بچه های 15و 16 ساله از اجتماع بیشتر از هر جای دیگری چیز یاد می گیرن.یادتون باشه این سایت شما رو با دنیای داستان نویسی و کتاب خوانی آشنا کرده پس طبق همون علا قه اولیه که داشتید بحثی رو زیاد بزرگ نمایی نکنید تا باعث فیلترینگ سایت بشه.

+Lily
1390,12,21, ساعت : 13:52
یکی هم میگه : ادب از که اموختی گفت از بی ادبان!!!:-2-40-:
اتفاقا همین جمله منو چند وقته به همه چی مشکوک کرده :-2-31-:
خورشید عزیزم ، این برای وقتیه که من و تو می دونیم اون رفتار بی ادبیه و درست نیست
ما روی صحبتمون با اون چیزیه که این رفتارو تقبیح نمی کنه :-2-37-:
وقتی من بیام با سرخوشی و شادمانی این چیزا رو بنویسم وهی تعریف کنم و مزه اش بره زیر دندونه خواننده ، اون نمیشه بی ادبی ، نمیشه رفتار اشتباه
اون عشق ممنوع ، آخرش یه خونواده از هم پاشیده شد ، چند نفر جون دادن
نه این که توی یه داستانی همه به خوبی و خوشی برن سر خونه و زندگیشون و همه چی فراموش بشه

یکی از بهترین قسمتای « زندگی غیر مشترک » همونیه که همکلاس بلوط می فهمه بلوط شوهر داره و بش میگه فقط همبستر شدن خیانت نیس
این میشه نشون دادن بی ادبی
نه اینکه من همه چی رو باز کنم و قهرمان داستانم از خوشی تو جاش غلت بزنه که طرف بغلش کرد ، بوسیدش ... بعد بگم این اخه !
من میگم وقتی میگین فلان رفتار اشتباهه ، باید به عنوان یه رفتار مذموم نشونش داد
ولی ما داریم به عنوان یه هنجار معرفیش می کنیم
چون تو جامعه هست باید نشونش بدیم :-2-41-:خیلی چیزا هست ، همه رو نشون بدیم ، اگه من یه کرم تو سیبم پیدا کردم باید کرم نصفه رو بیارم نشونت بدم ؟ همین که بگم کرم توش بود ، کافی نیس ؟ :-2-22-:
معاشقه یه چیزیه که مال خلوته ، دو نفره اس ، عشق برای من یکی مقدسه ، بذارین یه چیزایی رو آدم خوش کشف کنه ، مال خودش باشه ، خودش تجربه کنه
عشق فقط فیزیک نیس ، برای کسی که تو این چیزا بی تجربه اس حرف زدن از اینا هم تحریک کننده اس

fatima_59
1390,12,21, ساعت : 13:55
شما سری به سایتهای غیر مجاز بزنید تا بدونید نوشته های ضد اخلاقی چیه؟بعدشم


مطمئنا فرق اون سایتها با اینجا همینه .. اگه قرار باشه اینجا هم همون روال رو داشته باشه که دیگه هیچی ..

+Lily
1390,12,21, ساعت : 13:57
الان شدیم "واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند" ؟:-2-31-:
لی لی جان من به شخصه وقتی می بینم یه کتابی انقدر طرفدار داره خب میرم بخونمش، شاید از نظر خودم هم خوب باشه ولی حرف من سر سنای پایینتره و اینکه توجه کنیم که چه طیف سنی ای تو سایت هستن و قراره این نوشته رو بخونن...
اگه تشکرممو پای کتابی نمی بینن هم اینه که اغلب با موبایل میخونم:-2-31-:

شوما نه عزیز دلم :-2-41-:
منم همینو میگم ، منم وقتی می بینم فلانی میره میخونه ، میرم میخونم ، خوب مسلمه وقتی یه چیزی طرفدار داره ، حتما یه چیزی توش هست
من میگم ، ما الان داریم بحث بیهوده می کنیم ، چون عمدتا کسایی هستیم که با این مسئله مخالفیم ، اونایی که باید بخونن همون 14 ، 15 ساله ها رو این دور و ور نمی بینم
وقتی مسابقه میذاریم بهترین رمان و یه رمان انتخاب میشه ، بعد چطوری به اون بچه حالی کنیم بابا این واسه تو نیست
من صد بار گفتم خودم از این مسائل ضربه خوردم ، ولی نمی دونم چکار باید بکنم تا بقیه مثل من مشکلدار نشن :-2-15-:

fatima_59
1390,12,21, ساعت : 13:59
من میگم ، ما الان داریم بحث بیهوده می کنیم ، چون عمدتا کسایی هستیم که با این مسئله مخالفیم ، اونایی که باید بخونن همون 14 ، 15 ساله ها رو این دور و ور نمی بینم



لیلی مطمئنا بخونن این حرفها رو هم نمیان بگن اره بده ننویسید ما کج میریم :-2-37-: وقتی براشون جذابیت داره چرا از خودشون دریغ کنن ؟
ما که مثلا یه هوا بزرگتریم ننویسیم ...

نیکــی
1390,12,21, ساعت : 14:00
اتفاقا همین جمله منو چند وقته به همه چی مشکوک کرده :-2-31-:
خورشید عزیزم ، این برای وقتیه که من و تو می دونیم اون رفتار بی ادبیه و درست نیست
ما روی صحبتمون با اون چیزیه که این رفتارو تقبیح می کنه :-2-37-:
وقتی من بیام با سرخوشی و شادمانی این چیزا رو بنویسم وهی تعریف کنم و مزه اش بره زیر دندونه خواننده ، اون نمیشه بی ادبی ، نمیشه رفتار اشتباه
اون عشق ممنوع ، آخرش یه خونواده از هم پاشیده شد ، چند نفر جون دادن
نه این که توی یه داستانی همه به خوبی و خوشی برن سر خونه و زندگیشون و همه چی فراموش بشه

یکی از بهترین قسمتای « زندگی غیر مشترک » همونیه که همکلاس بلوط می فهمه بلوط شوهر داره و بش میگه فقط همبستر شدن خیانت نیس
این میشه نشون دادن بی ادبی
نه اینکه من همه چی رو باز کنم و قهرمان داستانم از خوشی تو جاش غلت بزنه که طرف بغلش کرد ، بوسیدش ... بعد بگم این اخه !
من میگم وقتی میگین فلان رفتار اشتباهه ، باید به عنوان یه رفتار مذموم نشونش داد
ولی ما داریم به عنوان یه هنجار معرفیش می کنیم
چون تو جامعه هست باید نشونش بدیم :-2-41-:خیلی چیزا هست ، همه رو نشون بدیم ، اگه من یه کرم تو سیبم پیدا کردم باید کرم نصفه رو بیارم نشونت بدم ؟ همین که بگم کرم توش بود ، کافی نیس ؟ :-2-22-:
معاشقه یه چیزیه که مال خلوته ، دو نفره اس ، عشق برای من یکی مقدسه ، بذارین یه چیزایی رو آدم خوش کشف کنه ، مال خودش باشه ، خودش تجربه کنه
عشق فقط فیزیک نیس ، برای کسی که تو این چیزا بی تجربه اس حرف زدن از اینا هم تحریک کننده اس


دقیقا!
یا در همین زندگی مشترک وقتی فرزام دست بلوط رو می گیره بلوط ناخودآگاه واکنش نشون می ده... یعنی ول نیست... یعنی حالیشه!
بعدش هم به خاطر همین چند اتفاق تاوانش رو در آخر داستان می ده و بلوط دوباره تلاش می کنه که رابطه شو با ونداد حفظ بکنه...
این نتیجه درسته که نویسنده داره به تصویر می کشونه.... نه بی بندوباری داره نه ترویج غلط...

ولی بعضی از داستان ها ( که از اوردن اسمشون معذورم) دختره هزارتا اشتباه می کنه و از آخر بعد از اون همه کارها پسره منتشو می کشه و لوس بازی!

بعد من با خودم می گم «ای ول! این راهشه!»«آخرش هم میان منت کشی».... در صورتی که در دنیای حقیقی به ندرت این اتفاقات می افته...

همین می شه ترویج بی بند و باری.... یعنی تو برو هزار کار انجام بده آخرش هم هیچکی ازت نمی پرسه و تاثیری تو آیندت نداره!

*راحيل*
1390,12,21, ساعت : 14:02
ممنون تذكر به جايي بود....

melikappp
1390,12,21, ساعت : 14:02
اتفاقا رمان همسایهٔ من جزو رمانهایی بود که همه چیز درست و به جا بود شاید حرف خاصی برای گفتن نداشت و فقط یه رمان عاشقانه بود ،ولی تمام روابط شخصیتهای داستان بد از ازدواج بود ،و قبل از ازدواج هیچ روابط نااا مشروع در داستان وجود نداشت ...و بعد از ازدواج یک سری واقعیت هارو بیان کرده بود که مشکله خیلی از زنان ایرانی هست در رابطه بر قرار کردن با همسر ......

بحث ما سر بعد از ازدواج یا قبل از ازدواج نیست، بحث سر بیان کردن موضوعاته.منم از اون رمان بدم نیومده.به قول شما مشکلات خانوما رو گفته ولی قبول ندارید برای بیان اون مشکلات، نویسنده ناچار بوده یه سری از مسائل رو باز کنه ؟ مسائلی که شاید تو یه سایتی که همه جور خواننده از هر رده سنی هستند ، نباید گفته بشه. من منظور بدی از مثال زدن اون رمان ندارم. یه وقت سوء تفاهمی نشه ( می ترسم شایسته خانم هم بدش بیاد و بیاد بهم یه چیزی بگه!!) بی خیال! من فقط یه مثال زدم برای بیان منظورم. همین!

REAL LOVE
1390,12,21, ساعت : 14:04
همین دیگه من ِ نوعی وقتی یه زمانی مادر شدم از همون بچگی باید به فرزندم:-2-22-: یاد بدم که چه کتابی بخونه!
چند ب پیش تو رادیو هفت که با بچه ها مصاحبه میکنه، یه دختر 4 ساله بود که وقتی گفتن شعر بخون شروع کرد از سهراب و فریدون مشیری خوند:-2-37-:خب معلومه که وقتی مادر از بچگی داره رو بچه ش کار میکنه ، بچه هه وقتی بزرگ بشه هم با توجه به سنش انتخاب می کنه

novin
1390,12,21, ساعت : 14:05
من یه صحبت دیگه دارم :
باید هدف مشخص باشه .. اگر صرفا بحث بر سرگرم کردن باشه که این اصلا می ره تو رده ی صنف های دیگه و نویسندگی نمی شه ... اگر می خواهیم دیگران رو فقط سرگرم کنیم .. می ریم می بینیم از چی بیشتر خوششون می آد همون ها رو می نویسیم ..
ولی یک اثر ادبی ولو در قالب رمان بایدخیلی از فاکتور ها توش رعایت بشه شما باید در کنار عاشقانه نوشتن و لحظه های خوب زندگی ، از اجتماع از مشکلات از تعامل و ... بنویسید ... .. تا نهایتا بتونیم آثار ممتاز ادبی باز هم داشته باشیم .. نویسنده باید دست خواننده رو بگیره و به جایی برسونه که خواننده ضمن این که سرگرم شده و لذت برده ، نتیجه گیری هم بکنه .. حتی اگر 15 ساله است و نوجوونه کلی تجربه مفید و اخلاقی و حتی احساسی کسب کنه که بتونه با دنیای منطقی امروز تطبیق بده ..
اگر یاد می گیره چطور یه رابطه احساسی منتهی به یه رابطه .. می شه .. کنارش بیاموزه بابا زندگی فاکتورهای دیگه ای هم داره .. قرار نیست به هر قیمتی همه چیز گفته بشه و بعد خواننده رها بشه ...

ضمنا ...
نویسنده باید روابطش رو گسترش بده و با طیف های مختلف و آدمهای مختلف جامعه ارتباط داشته باشه ..دوستانش رو از رده های مختلف انتخاب کنه ..و نگاه بی غرض به آدمها داشته باشه ... تحقیق کنه ، آدمهای فقیر ، آدمهای مذهبی ، آدمهای مسن ، جوون و .. رو ببینه ... بشناسه ... نگاه تیز بین داشته باشه ... توی پارک .. توی رستوران ، محیط های اجتماعی و ... ببینه آدمها چظوری رفتار می کنند .. بعد قلم به دست بگیره ... توی تاریخ ادبیات ایران نویسنده های موفق ، آدمهای بسته نبودند ... نویسنده بوده که عقاید چپ داشته ولی نزدیکترین دوستانش از مذهبیون بودند و بالعکس ... این یعنی اولین قدم فکر و ذهن گسترده داشتنه ...
نویسنده های سایت اگر نوپا اند که قرار نیست همیشه نوپا بمونند .. این همه جوون اینجا شروع کردند و می نویسند ... سایت و این جور تاپیک ها و گفتگو و تعامل بین اونها به نظرم باید بشه یک کارگاه بزرگ و تخصصی نویسندگی که توش سطح نوشتن دوستان به سمت ایده آل ارتقا پیدا کنه ... ان شا ا...

شبنم
1390,12,21, ساعت : 14:05
دوستان لطفا بحث رو شخصی نکنین و توهین به نویسنده های سایت نکنید که تاپیک قفل نشه

با حرف های پری عزیز موافقم:-2-40-: ولی با بعضی از نظرات دوستان نه. نقل قول نمیکنم چون وقت خوندن جواب رو ندارم خدای نکرده بی احترامی به فردی میشه که نظر داده

دوست عزیزم ! شما بخواید یا نخواید فساد و بی بند و باری تو جامعه غوغا میکنه. دیگه ما ها که جمعیت مونث این جامعه هستیم این رو با گوشتمون لمس کردیم و نیازی به گفتن ازش توی کتابا نیست.

ببخشید رک حرف میزنم ولی توی قرن بیست و یک ، دغدغه ی والدین بوسیده شدن دخترشون توسط پسر نامحرم نیست ! ترس از مسائل دیگه اس. ترس عواقبشه و تلاش والدین برای آموزش دادن به بچه شون . چشممون رو به روی واقعیتا نبندیم. دنیا انقدر گل و بلبل که ما فکر میکنیم نیست. رابطه های دوست دختر دوست پسری دیگه تنها توی خیابونا وجود نداره. یه نیگاه به همسن و سالای خودتون /خودمون بکنیم بد نیست. اینم مختص تهران و پایتخت و فلان منطقه نیست . تا جایی که من دیدم متاسفانه فراگیر تر از این حرفهاست .

یه داستان ؛ یه عاشقانه ، یه رمان لطیف باید ضمن اینکه من ِ خواننده رو از نظر روحی ارضا می کنه ، در آن ِ واحد بهم آموزش بده. بهم نشون بده دور و برم چه خبره . یه هدف پشت تمام این صحنه های مهیج باشه . نوشتن از این مطالب در چهارچوب خودش بد نیست! من به شخصه خیلی هم استقبال میکنم !!! فکر کنم تعداد تشکراتی که پای پستای کتابای به قول خودمون دیرین دیرین می خوره نشون میده که شماها هم استقبال میکنین- بماند که میخونین کیف میکنین بعد میاین نویسنده رو می کوبین:-2-27-: - ولی استفاده ی ابزاری کردن از تن و بدن ِ کاراکترای داستان توهین به شعور من خواننده است. من میتونم با نخوندن و استقبال کردن ازش نشون بدم که سلیقه ام اینچنین موضوعاتی رو نمی پسنده ولی وقتی می پسندیم! چرا با خودمون رو راست نیستیم؟

خیلی خوبه که نویسنده های عزیزمون رعایت کنن و دغدغه شون این باشه که پشت هر داستانی ، یه تغییر مثبت توی خواننده شون ایجاد کنن. و خیلی خوب تره که من ِ خواننده هی نویسنده رو انگولک نکنم که اینا چرا اینجوری نمیکنن اونجوری نمیکنن!
خیلی خیلی خوبتره که هر کسی تواناییشو تو خودش می بینه دست به قلم بگیره و شیوه ی نویی پایه ریزی کنه .
اونوقت اگه همین دوستانی که اینجا پست میدن و خیلی هم ناراحتن از این قضیه ی رواج س. تو داستانا از پست داستانتون تشکر نکردن بیاین خِفتشون کنین.

نویسنده هایی که از وقتشون ، تخیلاتشون و شارژ نت و سلامتیشون میذارن و میان برای شما داستان می نویسن هیچ بدهی به من و شما ندارن. دوست ندارید نوشته هاشون رو نخونین. اگه دوست دارین میخونین و دنبال ادامه و استمرارشونید شان دوستانتون رو حفظ کنید

میخواین همین الان آدرس 10 تا تاپیک تاپ داستان رو بدم که تشکر خیلیاتون و خیلیامون پاش نیست چون مسائل اینچنینی نداره ؟ چیرا خودمونو گول میزنیم خو :-2-37-:

star89
1390,12,21, ساعت : 14:07
مشکل اینجاست که بیشتر رمانای چاپ شده ی ایرانی محتوای خاصی ندارن، دنبال هدف خاصیم نیستن فقط شرح یه سری روابط و احساسات عاشقانه هستن که به خاطر مجوز چاپ گرفتن صحنه هاشون حذف شده. فرق رمانای نویسنده های سایت( بیشترشون) با اونا تو همین صحنه هاست، انگار رمانو کپی کردن یا چند تا رو باهم مخلوط کردن یه سری صحنه هم به عنوان چاشنی اضافه کردن بهش که جذابیتش بره بالا! وقتی کسی که هنوز 4 تا کتاب درست و با ارزش تو زندگیش نخونده قلم میگیره دستش، تخیلات صحنه دارشو با رمانای زرد ایرانی قاطی می کنه، توقع داریم چی از آب در بیاد؟!!! اسم همشونم نویسنده ست!!!
همه ی زندگی ما شده مزخرفاتی به اسم عشق و هوس؟! دیگه هیچی نیست؟!! هیچ چیزی که ارزش فکر کردن داشته باشه وجود نداره؟!
این سایت پر از بچه های زیر 16 ساله، این سایتم نه فقط؛ این مملکت! توقع داریم چنین بچه هایی با این کتابا چی بشن بعدا؟!! کسایی که به جای این که به بودنشون به هستی به آدما به دوستی به هنر....و به چراهای زندگی فکر کنن مغزشون پر از هوسه!!!!!
متاسفانه این خانه از پای بست ویران است!

Mis@gh
1390,12,21, ساعت : 14:07
آقا دم همه گرم ... چقدر همه حرفای خوب می زنند... جالبه که همه ی دوستان همه ی رمان ها رو هم خوندن...!!! حتی دوسته استارتر که تاکید می کنه " ما که نخونیدم "اشرافِ کامل به موضوع دارند...
می دونید مشکل اینجاس که ما کلا ملته شعاریم...

من پیشنهاد می دم یه هیئت نظارت برا کتابا تعیین بشه که قوانینش با پیشنهاد و رای گیری از اعضا گذاشته بشه و مدیرای بخش بر اجراش نطارت کنند از غلطای املایی که تو بعضی کتب کولاک می کنه تا رعایت شئوونات...
خودمون خودمون رو نظارت کنیم قبلا از اینکه کار به جاهای باریک بکشه... قبل از اینکه همه ی ارزش هامون رو زیر سوال ببریم... قبل از اینکه باز از خواب بیدار بشیم ببینیم دیر شده...

زت زیاد

دختر استقلالی*
1390,12,21, ساعت : 14:09
بالاخره یکی به این نکته اشاره کرد...مدت ها بود که ذهن من هم به این مطلب کشیده شده بود...:-2-40-:

Ingenio
1390,12,21, ساعت : 14:10
واقعا حرفت به جا بود
یه وقتایی آدم از خوندن بعضی رمان ها بدجور پشیمون میشه :-2-43-:

*عسلی
1390,12,21, ساعت : 14:12
ممنون دوست عزیز مطلب خیلی خوبی بود. من خودم خیلی از کتابهای سایت رو می خونم ولی از بعضی نوشته ها واقعا متأسف می شم که چطور یه همچین داستانی اینقدر طرفدار داره. جالبه رنج سنی همین طرفدارها خیلی پایینه دلم واسه احساس پاک و دست نخوردهٔ اون نوجوون میسوزه با اینکه خودم معتقدم که جوونای ما خیلی از مسائل رو قبل از ازدواج باید بدونن تا بتونن یه زندگی مستحکم رو داشته باشن و البته سهم زیادی رو هم به مسائل جنسی میدم ولی نه یه نوجوون که تازه تو سن بلوغه و درک درستی از زندگی واقعی نداره که بدونه زندگی فقط تو مسائل جنسی خلاصه نمیشه. خیلی از داستانا میشه گفت شبیه خاله بازی های تو کودکیامونه!
واقعا زندگی تو خیلی از این داستانها فقط تو همین چیزهایی که گفتی بوسه و آغوش و... در حالی که خیلی راحت میشه صحنه های احساسی توی داستان خلق کرد بدون اینکه باعث تحریک خوانندهٔ نوجوونی شد که داره با تمام احساس و فکرش خودش رو جای شخصیت اصلی داستان میزاره. خیلی خوب می شد یه کمی هم تو داستانایی که می نویسم به این توجه کنیم که زندگی فقط آشنایی دو طرف نیست، فقط این نیست که تو عاشق بشی و بعد هم اتفاقاتی بیفته که طرف مقابلت هم عاشق بشه آخه باور کنین مفهوم عشق اصلا این چیزا نیست اینا بیشتر غریزه است تا احساس عشق. تو عشق همی چی هست اصلا خیلی کم پیش می آید که تو داستانی ما از مشکلات عشق گفته بشه آخه عشق که فقط بوسیدن و در آغوش گرفتن نیست که اونم فقط بیشتر ماله قبل ازدواجه اصلا به بعدش کاری نداریم که اصلا حالا که دو نفر با اون حرارت همدیگه رو دوست داشتن تا چند وقت این جوری می مونن.
زندگی واقعی خیلی فراتر از ایناست یه نگاه به پدر و مادر و خواهر برادرای بزرگتر از خودمون که ازدواج کردن بندازیم اونا چجوری دارن زندگی میکنن؟ مطمئناً اونا هم خیلی هاشون عاشق شدن و بعد ازدواج کردن. عشق همین گذشتایی که بعد ازدواج می بینیم پدر و مادرامون در حق هم میکنن.
ما خودمون وقتی میبینیم مادر یا پدرمون تو زندگی دارن چطور با سختی ها کنار میان و به خاطر وجود همدیگه خیلی چیزها رو تحمل میکنن میفهمیم که عاشق همن و همدیگه رو دوست دارن، نه از بوسیدن و در آغوش گرفتن همدیگه. یه نگاه به خانواده ای که داریم توش زندگی میکنیم بیندازیم این همون زندگی واقعیه. همین که وقتی پدرمون یه ساعت دیر میکنه راحت میشه تو چشمهای مادرا هراس رو دید. این همون دوست داشتن و زندگی واقعیه. واقعا اگه یه نوجوون با این دیدگاه هایی که تو داستانا هست بخواد جلو بره وای به حال نسل آینده.
خیلی از این مطالبی که نوشته میشه اصلا قابل باور نیست که تو ایران پدر و مادرا راحت چنین بستری رو برای بچه هاشون فراهم کرده باشن باور کنین اینا همش قوه تخیل نویسنده ست که خیلی هاش رو خودش هم لمس نکرده. آخه اینقدر خانواده های ما بی قید وبند شدن که راحت فرزنداشون رو به امان خدا بزارن و هیچ نپارتی رو کارهاشون نداشته باشن! اونم خانواده هایی که اکثرا تو داستانا دکتر و مهندس و تحصیل کردن! کاری به فرهنگهای مختلف ندارم آره خیلی از خانواده ها براشون دست دادن و بدون روسری گشتن مقابل نامحرم و مشروب خوردن مسئله حادی نیست و با این حال تو خیلی موارد اعتقادات خیلی قوی هم دارن. درست برعکس خانواده هایی هستند که به ظاهر خیلی مقیدن ولی تو واقع خیلی تو اعتقاداتتشون سست هستند و همین طور برعکس. ولی دیگه کلا تو داستانای ما خانواده ها تو هیچ کدوم از این دسته ها نیستن یه خانوادهٔ بی قید و بدون هیچ اعتقادی هستند که خیلی از ارزشهایی که برای تمام خانواده های ایرانی محترم هست حالا چه بهشون عمل کنن چه نکنن، پوچ نشون داده میشه. البته این رو هم بگم داستانایی هم هستند که خیلی از این مسائل رو رعایت میکنن که متأسفانه نسبت به داستانای نوشته شده تعدادشون خیلی کمه.
اکثرا داریم میگیم بهتره داستانا طبقه بندی بشه واسه سن های مختلف، بعد هم میگیم تو خانواده های ایرانی این کار امکان نداره! جالبه ما چرا از خودمون شروع نمی کنیم همین حالا اگه تو سایت واسه داستانا طبقه بندی بشه و خودمون بهش عمل کنیم فردا راحت میتونیم به بچه هامون هم آموزش بدیم که هر چیزی واسه سنه به خصوصیه. فقط میگیم خانواده ها این فرهنگ رو ندارن باید بدونیم ما خودمونیم که از الان داریم این فرهنگ رو میسازیم وقتی خودمون عمل نکنیم مطمئناً نخواهیم تونست بچه هامون رو هم قانع کنیم که هر چیزی واسه فهمیدن و لمس کردنش نیاز به درک اون چیز داره که اون درک هم تو هر سنی متفاوته. اصلا به این فکر میکنیم که حاضریم فردا بچه هامون تو سن ما یه همچین چیزهایی رو بخونن و بهش معتقد باشن! مثل تو همین داستانا بدون در نظر گرفتن ما بدون مشورت با ما بخوان راحت با هر کسی که دلشون خواست رابطه داشته باشن اونم چه رابطه ای! البته شاید برای خیلی ها این ها قابل درک نباشه چون هنوز سنشون پایینه و احساسی هستن.
الان یه نگاه به داستانایی که تو همین بخش مسابقه بهترین کتاب کاربران بزنیم جالبه داستانی که به نظرم توش خیلی نکات آموزنده ای واسه کسب کردن هست رأی خیلی پایینی داره که به گمونم اصلا این داستان شاید خونده هم نشده باشه! ولی داستانای دیگه!!!

یکم شعور و احساسمون رو بالاتر ببریم و بیشتر براش احترام قائل بشیم. ببخشید اگه پر حرفی کردم.

shaghayagh banoO
1390,12,21, ساعت : 14:12
موافق نیستم

aidai
1390,12,21, ساعت : 14:12
بحث ما سر بعد از ازدواج یا قبل از ازدواج نیست، بحث سر بیان کردن موضوعاته.منم از اون رمان بدم نیومده.به قول شما مشکلات خانوما رو گفته ولی قبول ندارید برای بیان اون مشکلات، نویسنده ناچار بوده یه سری از مسائل رو باز کنه ؟ مسائلی که شاید تو یه سایتی که همه جور خواننده از هر رده سنی هستند ، نباید گفته بشه. من منظور بدی از مثال زدن اون رمان ندارم. یه وقت سوء تفاهمی نشه ( می ترسم شایسته خانم هم بدش بیاد و بیاد بهم یه چیزی بگه!!) بی خیال! من فقط یه مثال زدم برای بیان منظورم. همین!

من منظور خاصی نداشتم.فقط میخواستم بگم رمان همسایه من روابط غیر شرعی نداشت و ذهن خواننده روبه انحراف اخلاقی نمیکشند... خیلی رمانها هستن که مسائل غیر اخلاقی رو ترویج میدان به نظر من این درست نیست

fatima_59
1390,12,21, ساعت : 14:14
یه چیزی بگم در مورد خودم ..
من هررمانی رو بخونم تشکر میزنم چون احترام به نویسنده س ..حتی اگر داستانش به نظرم مزخرف باشه تا اونجایی که خوندم تشکر میزنم بعد دیگه نمیخونم .. امتیاز هم فقط به پست هایی میدم که به نظرم ارزش مثبت داشته باشن ..
یعنی نمیرم رمان بخونم به نویسند هش فحش هم بدم بعد هم بدون تشکر راهم رو بکشم برم .

golgoli jaan
1390,12,21, ساعت : 14:16
من با حرف استارتر عزیز موافق نیستم مطمئنا ایشون خواستن یکی از دغدغه هاشونو بیان کنن
درسته که اینجا افراد با سن کم هم هستن اما نویسنده باید تو بیان داستان سعی در کامل نگاری(این کلمه جدیده) کنه!!
تمام این مسائلی که بیان شدو ضد اخلاقین تو جامعه وجود داره پس با بیان نکردنشون حل نمی شن!من به عنوان یه دختر شاید بیشتر از 10نفر دخترو بشناسم که در حال خیانتن یعنی همه کتاب خوندن خائنن؟
نه اینا تاثیر خیلی از چیزای دیگست (از فیلم و سریال گرفته یا حتی بی مهری و بی احترامی از سوی شریک زندگیشون)شاید با یبانشون تو داستانا بتونیم به ذهن ها تلنگر بزنیم!
شاید بهتر باشه نویسنده برای داستانش محدودیت سنی بزاره دیگه اونی که خودش میاد میخونه با اینکه نویسنده تذکر داده این داستان مناسبت نیست مشکل خودشه!
این بوس و آغوش و اینا که میگید یه چیز طبیعیه!هست!شاید حیای اجتماعی از بیانش خودداری می کنه اما جنبه مهمی از زنگی عاطفی فرده با بیان نکرنش آدما ازین که هستن بهتر نمی شن
شاید تو بعضی داستانها جسم افراد باعث پیوندشون میشه اما مگه تو دنیای واقعی اینطور نیست؟؟؟

mahtab payda
1390,12,21, ساعت : 14:18
ولى به نظر من رمانهاى سايت پر شده از دختر و پسرهاى چشم آبى و مو بلوند كه تو زيبايى همتا ندارند واز خوش هيكلى دارن تلف ميشن.
ملاك براى زندگي وجود آدم پولدارتر خوش بخت. دختر بسيار زيباى مستخدم دل پسر بسيار خوش تيپ صاحب خانه رو ميبره و خدا رو شكر پول پسر حلال مشكلات
من بيشتر ناراحت ترويج اين طرز فكرم تا سانسور كردن رمانها. همانطور كه خورشيد گفت هر كسى رمان مورد علاقه خودش رو پيدا ميكنه با توجه به افق فكريش. اينكه همه يه جور بنويسند باعث عدم تنوع ميشه. اتفاقى كه در ايران به وضوح داره رخ ميده. اينكه همه يه جور فكر كنند يه جور لباس بپوشند يه عقيده داشته باشند مدينه فاضله دست نيافتنى براى عده اى شده. اما در واقعيت جامعه حتى زير فشار هم راهي رو ميره كه خودش ميخواد.
اينكه بچه ها اين داستان ها رو ميخونند واقعا تاسف آوره. آيا اين گناه والدين و جامعه نيست كه با آموزش به موقع و پي گيرى مداوم مراقب بچه هاشون باشند و اينكه تمام تقصير رو گردن نويسنده هاى جوان سايت بگذاريد كمى كم لطفيه.
من بارها سريالهاى تلويزيونى ديدم كه زن رو وقتى خوابه رو با روسرى نشون ميده و خوب البته فيلم هاى هم هست كه با استادى صحنه هاى غير واقعى رو حذف ميكنه تا غناى داستان از بين نره. اينكه هيچ چيز نوشته نشه باعث از دست رفتن تمام هدف نويسنده براى زندگى بخشيدن به صحنه هاش ميشه و روح داستان رو از اون ميگيره.
اگر كتاب جزيره سرگردانى خانوم دانشور رو خونده باشيد گهگاه با آفرينش اين صحنه ها به كتاب روح لازم رو ميده. نميخوام فكر كنم اگر فروغ زنده بود شما به مخالفت با اون بر ميخواستيد. فروغ در زمانه خودش كولاكى به پا كرد با ارائه شعرهاش از زبان يك زن.
من فكر ميكنم علت علاقه مند شدن خواننده ها به اين سبك رو در افول سريالهاى ماهوره اى و جو حاكم بر جامعه بايد بدونيد نه زياده روى نويسنده ها. البته من راجع به تمام داستانها صحبت نمكنم كه صد البته بسيارى ارزش خوندن ندارن. ولى تعجبم از نظريه راجع به كتاب هاى پر طرفداره. وجود اين صحنه ها ي ناچيزه كه به رمان روح و زندگى ميده و باور كنيد سخته كه با جو موجود بشه همه رو راضي نگه داشت. كتاب هم سايه من كه مورد حمله قرار گرفت نمونه بارز دخترى رو نشون ميداد كه بسيار ساده تر و بي اطلاع تر از مرد مقابلش بود. اميدوارم معتقد نباشيد نويسنده ميبايست تمام اين نكات رو با دو كلمه حرف بوجود مياورد و صحنه هاي غير قابل قبول رو از نظر شما رو با ديالوگ ساده به تصوير ميكشيد.
مشكل جامعه با حمله به نويسنده ها حل نميشه و صد البته من موافق عفت كلام نويسنده هستم ولى اينكه حد رو كى و با چه عقيده اي مشخص ميكنه هست كه من باهاش كاملا مخالفم.

Emd22
1390,12,21, ساعت : 14:18
نویسنده مینویسه و وقتی استقبال میشه یعنی داره یه حقیقتیو میگه یعنی یه چیزی که تو جامعه هست و ما نمیبینم

یعنی نه اینکه نمیبینم سرش یه درپوش محکم گذاشتیم
کردیمش یه تابو
که این غلطه
هیج جا در موردش حرف نزنیا
وای گناه
یا علی
ابالفضل بیا که این گناهه
نه خانوم محترم بچه باید بدونه این مسائل چیه
بیاد بدونه این چیزا وجود داره
باید براش عادی شه نه تا اینکه یه مرد یا یه دخترو دید دست و پاش شل شه
باید بدونه یه همچین روابطی هست
وگرنه اگر بهش نگی چون اون غریزه اش هست ولی نمیدونه باید چجوری پاسخگوی اون باشه دنبال هر چیزی میره تا بتونه به اون احساس غریزی اش پاسخ بده که اون وقت میفته تو منجلاب فساد و کثافتکاری
اونوقت راهی برای بازگشت وجود نداره
قلم حرمت داره
خیلی حرمت داره هرکسی نباید دستش بگیره
قبول
ولی بعه دختری که نمیدونست این روابط چیه و با یه پسر دوس شد و...
چی داری بگی؟؟
یه دختری که الان دیگه حتی روی ازدواج کردنو نداره چی میخوای بگی؟؟؟؟
اینی که برات مثال زدم الان 24 سالشه و افسوس میخوره که چرا اون موقع یکی نبود بهش یه چیزایی رو بگه؟
ولی موافقم با اینکه زیاده روی در نوشتن این جور مسائل مغزو داغون میکونه
اما باید باشه که عادی شه
بشه یه چیزی مثه غذا خوردن
من یکی دوتا بیشتر رمان نخوندم ولی اتفاقا اون رمانی هم که شما منظورتون بهش بوده رو خوندم یه جورایی مشکلات زن ها رو گفت اما توش زیاده روی داشت
اما نگید که نباید باشه

+Lily
1390,12,21, ساعت : 14:19
. شما سری به سایتهای غیر مجاز بزنید تا بدونید نوشته های ضد اخلاقی چیه ؟.

هان؟! ما افتخارمون اینه که این سایت فرهنگیه
چرا باید با همچین چیزایی مقایسه اش کنیم ؟

یکی از معروفترین رمانای فارسی ، سووشونه ! همه هم اگه خوندنش ، می دونن توش یه چیزایی هس :-2-31-: کلیدرو هم اگه نخوندین من میگم که هست :-2-31-: همسایه های احمد محمود ، نفرین زمین جلال آل احمد ، سالاری های بزرگ علوی ...
این اسما رو توی ادبیات دبیرستان دیدین دیگه ، نه ؟ به جز احمد محمود
همه اش توش صحنه داره ، ولی مخاطب کم سن نداره این کتابا :-2-31-:
ولی داستانای سایت ما مثل راحت الحلقومه ، خوشمزه و وسوسه کننده
دلیل اصلی کنترل این کتابا اینه ، چون رنگ و لعابی داره که توجه رو جلب می کنه

فاطیما باهات موافقم ، اگه من نویسنده ام باید این چیزا رو رعایت کنم ، باید بدونم درباره ی چی حرف میزنم
ولی رک و رراست بهتون میگم ، که پارسال من داشتم داستان می نوشتم همزمان با من یه نفر داستانی میذاش که از هیچ لحاظ ارزشی نداشت - خیلی لطف می کنین اگه بگین از حسودی منه این حرفم - حرفایی که تو این داستان زده میشد ، باعث میشد من از عصبانیت حتی قید نوشتن داستان خودمم بزنم ، یعنی از لحاظ اخلاقی که هیچ ، از لحاظ داستانی هم ارزش نداشت ، هنوزم تو یاد خیلیا هست ، همون موقع هم طرفدار زیاد داشت
نمیگم داستان من عالی بود و مخاطب نداشت ، میگم اون داستان هم چیزی نداشت و مخاطب زیاد داشت
اون نویسنده رو هم اینجا نمی بینم و می دونم که این حرفا براش ارزشی نداره

با همه ی حرفای شبنم موافقم ،

اگه مخالف چیزی هستین از خودتون شروع کنین:-2-38-:

نیکــی
1390,12,21, ساعت : 14:20
راستی:
من اگه داستانی رو دوست داشته باشم حتما مثبت می زنم....:-2-40-:
ولی تشکر رو برای این می زنم که صفحمو گم نکنم!:-2-06-:
یعنی وقتی میان می ریم اولین پستی که تشکر نزدم و می فهمم " ها از اینجا نخوندم"!:-2-08-:
نظراتمم توی نقد می گم....

به شخصه خوندن رمان به معنای تایید اون نیست... من رمان ها رو می خونم که بتونم قضاوت منصفانه ای نسبت به اونها داشته باشم....:-2-35-::-2-27-:
وقتی نخونده باشم چه جوری قضاوت کنم؟:-2-43-:

FowL
1390,12,21, ساعت : 14:21
به نظرم نیازی نیست خیلی روی این قبیل صحنه های احساسی تاکید بشه یه داستان خوب باید بتونه ذهن خواننده رو باز کنه نه مخشوش.

رز وحشی
1390,12,21, ساعت : 14:23
خب بهتره چندتا از نویسنده ها بیان و دلیلشون رو بگن .
من هم موافق بودن این سری روابط تو داستانها نیستم اما اگه بخواییم داستان واقعی و زندگی های واقعی رو به تصویر بکشیم یه همچین چیزهایی هم توش هست .
الان روابط یک دوست دختر و دوست پسر تو یه سلام و علیک خلاصه نمیشه و خب چیزهای دیگه ای هم در بین هست .اما اینکه با این حد خیلی زننده بهشون بپردازن رو ممن اصلا باهاش موافق نیستم .
مرسی که شما هم به این موضوع مهم توجه کردید .

ELI.12
1390,12,21, ساعت : 14:23
ممنون که به فکر ما ریزه میزه های سایتم هستین :-2-14-:
ممنون از استارتر

رمانایی که من خوندم یا همش درباره ازدواج زوری بوده مثه همخونه بود که از اول اخرش پیداس
بابا خلاقیتو ببرین بالاتر :-2-35-:

aidai
1390,12,21, ساعت : 14:24
مطمئنی عزیزم ؟
عمه جان بنده لباسای دختره رو وقتی غش کرده بود عوض می کرد ! اینا مشروعه دیگه ؟
حتما باید تا تهش برن که بشه نامشروع ؟!!!!!!!!!!

به نظر شما ولی درست وقتی ۱ نفر در حال مرگ مثلا (منظورم تو این رمان نیست)کلا در جامع ایرانی آقایون به خانمها و خانوما به آقایون دست نمیزنن چون نااا محرم هستن .. واقعا خسته نشدین از این تابوهای ایرانی... قانون خوبه حدو مرز هم خوبه ولی اعتدال هم خوبه...من اگه غش کنم یا در حال مرگ باشم برام فرقی نمیکنه که یه نااا محرم بهم کمک کنه یا محرم

نیکــی
1390,12,21, ساعت : 14:24
موافق نیستم
دلیل مخالفتتون رو هم می گید؟

یگانه
1390,12,21, ساعت : 14:24
اول تشکر از پری عزیز که این بحث رو پیش کشید:-2-40-:

میشه درست نوشت و مخاطب رو هم جذف کرد، حتماً که نباید با مسائل این چنینی و آنچنانی مخاطب رو جذب کرد

خلاصه مطلب اینکه به قول پری جون حرمت قلم رو نگه داریم







میخواین همین الان آدرس 10 تا تاپیک تاپ داستان رو بدم که تشکر خیلیاتون و خیلیامون پاش نیست چون مسائل اینچنینی نداره ؟ چیرا خودمونو گول میزنیم خو :-2-37-:


شبنم جون کاملاً درست میگی و من چقدر حسرت میخورم وقتی میبینم چنین کتابهایی که جزء آثار برتر ادبی جهانه و ارزش چندبار خونده شدن رو داره تشکراش قابل شمارشه:-2-28-:

لی لی تنها
1390,12,21, ساعت : 14:26
آخ حرف دله منو زدی!!!!
از یه طرف حق باتوئه...چون خیلی از مسایل مثل اینکه همسایه هنوز دو روز از آشنایی نگذشته خیلی راحت با هم برخورد میکنه و به قول معروف چایی نخورده پسرخاله میشن یا اینکه راحت تو خونه ی هم رفت و آمد کنن و یا تا دختر یکم حجابش بد بشه فوری میخوان با طرف رابطه داشته باشن و شل میشن و یا هم خونه شدن خیلی کم اتفاق میوفته ولی از طرف دیگه ما هم نباید مثل کبک سرمون رو توی برف کنیم و بگیم جامعه ی ما اسلامیه پس همچین چیز هایی نیست....الآن از هر کلاس 20 نفری توی یه مدرسه شاید 15 نفرشون دوست پسر باز باشن...پس نمیشه گفت اصلا همچین چیزهایی نیست ولی خب همخونه شدن و اینجور چیزها رو هم ندیدیم

فاطیما8
1390,12,21, ساعت : 14:28
بعضی ها مغرضانه میگن اصلا حتی یه کلمه هم نباید در این مورد حرف زد...
این که دختر قصه رو بکنی تو چادر و نزاری حتی دیده بشه..
دوستان یه چیز عادی اشکال نداره ای بابا همین کارا روکردین که مردای ایران با دیدن یه مچ پا که شلوار طرف کوتاهه حریص میشه و زل میزنه و میره تا تهش....
افراط نکنین تو این مورد..من همیشه برام سواله کشورای خارجی همو تو خیابون بغل میکنن هیچ کی نگاه نمیکنه اما اینجا دست طرف و میگیری صدتا چشم از بالا و پایین نظاره گرته...چرا؟
یه مرزی هست برای این روابط اونم باید رعایت کنیم نه اینکه عادیترین مسایل و اینقدر قایم کنی که وقتی یه دونه دیدی چشات دراد از کاسه...خواهر کوچیکم اومده میگه توی کوچه پایینی پسر و دختر تو ماشین...........
خب وقتی دیده پس فکر نکنین الان تنها منبعی که چشم و گوش و باز میکنه این رمانهاس اطراف ما هست و ما میخوایم چشمامونو ببندیم...خب از پایه درست کنین چرا لاپوشونی؟

Silber
1390,12,21, ساعت : 14:29
دوست عزیز
من هم با خیلی از دوستان موافقم همسایه من یکی از بهترین کتابهای کاربرهای سایته اگر این حرف رو قبول ندارید می توانید نظرسنجی رو که در سال 90 گذاشتن و بیشترین آمارش هم مال هم سایه من هستش ببینید
به نظر من این تکه ای هم که شما عنوان کردید هیچ ایرادی نداره در ضمن چرا اجازه نمی دید ما خودمون تصمیم بگیریم چی دوست داریم بخوانیم و چی دوست نداریم بخوانیم به قول شبنم عزیز ما داریم توی قرنی زندگی می کنیم که پدر و مادرهای ما دغدغه های دیگه ای دارند به غیر از بوسیدن دختر و پسر
بذارید کمی واقع گرا باشیم
بذاریم بچه هامون خودشون تصمیم بگیرین چی دوست دارن ما بهشون اجبار نکنیم
بذاریم نسبت به مسائل اطرافشون آگاه باشن نه اینکه همه چیز رو براشون سانسور کنیم و مخفی کنیم
من خودم هم یک مادر هستم و تو رده سنی کمی هم نیستم
بذارید به عقاید هم احترام بذاریم هر چند که با طرز فکر همدیگه منافاتی نداشته باشیم



مطمئنی عزیزم ؟
عمه جان بنده لباسای دختره رو وقتی غش کرده بود عوض می کرد ! اینا مشروعه دیگه ؟
حتما باید تا تهش برن که بشه نامشروع ؟!!!!!!!!!!

*عسلی
1390,12,21, ساعت : 14:29
دوستان باور کنید زندگی خیلی فراتر از چیزهایی هست که تو این داستا خوندیم و الان داریم راجع بهش بحث می کنیم اصلا مسئله عشق و عاشقی و اینکه چرا یکی بی پروا تو داستانش از مسائلی صحبت کرده نیست مسئله واقعیتهایه که ما نا خودآگاه داریم چشممون رو روش میبندیم. یه نگاه به جامعه بندازیم. من خودم به شخصه از الان نگران پسرم هستم که فردا تو جامعه ای میخواد زندگی کنه که من و امثال من از الان داریم با افکار رفتارمون میسازیمش!
واقعا دوست داریم بچه هامون با ارزش ترین چیز تو زندگیمون تو این جامعه و با این افکار پوچ زندگی کنه خودمون باید به خودمون کمک کنیم. خودمون بهتره فرهنگ رو بسازیم و بعد نگیم خانواده های ایرانی این جور خانواده های ایرانی اون جور.

فرهنگ جامعه همین فرهنگ و اعتقادات من و توست با هم، پس الکی همدیگه رو نکوبیم

pingo pingo
1390,12,21, ساعت : 14:34
من خودم اولا كه تازه رمان خوندن رو شروع كرده بودم فكر ميكردم همه مثل خودم با حجابن ....... رمان غزال رو خوندم دختره سر لخت بود من پيش خودم گفتم مگه اينا مسلمون نيستن پس چرا اين طورين :-2-43-:
خلاصه ...........تازه حالا فهميدم اينا چيزاي خوب داستانن از اين بد ترم پيدا ميشه :-2-36-:مسائل عاشقانه دو نفر رو تا اونجايي كه مي تونن باز ميكنن نمي گم حالات عاشقانه ي فرد رو توصيف نكنين اما ديگه بعضي از نويسنده هاي سايت وارد خصوصي ترين مسائل ميشن :-2-43-:........... گاهي اوقات يه رمان رو مي خوني به جاي اين كه ازش درس بگيري يه نتيجه ي خوب داشته باشه بد تر ذهن ادمو منحرف ميكنه :-119-: اصلا رمان رو تموم كرديا صحنه هاش مياد جلو چشت
ادم از خودشم بدش مياد:-2-36-:
نويسنده ها البته بعضياشون اصلا فكر نميكنن ما مسلمونيم ايه طوري مي نويسن انگار حجاب رعايت مرزهاي دو تا نامحرم به طور كل از بين رفته هيچ اهميتي نداره :-2-43-:
مرسي كه اين موضوع رو مطرح كردي حرف دل منو زدي:-2-41-::-2-40-:

maryam paeizi
1390,12,21, ساعت : 14:35
کاملاً موافقم
خوشحالم که یکی با دل و جرأت پیدا شد که این مسئله را بیان کنه ، حقیقتاً خودم خیلی وقته روی این مسئله فکر می کنم ولی جرأت بازگو کردن این مسئله را نداشتم و طرز بیان کردن این مسئله را نمی دونستم

شبنم
1390,12,21, ساعت : 14:37
شبنم جون کاملاً درست میگی و من چقدر حسرت میخورم وقتی میبینم چنین کتابهایی که جزء آثار برتر ادبی جهانه و ارزش چندبار خونده شدن رو داره تشکراش قابل شمارشه:-2-28-:


قابل شمارش نیست یگانه جان چون معمولا 0 می باشه ! یا یک و دو که اونم تشکر هانی و مدیرای بخش کتابه :-2-22-:

والا لی لی! خودمون قلم نویسنده ها و ذوق و هنر و قریحه شون رو کلا شهید میکنیم بعد میایم اینجا تریپ هم برمیداریم :-2-22-:

بحثهای تکراری ، تیکه های تکراری! فرصت به دست آوردنای تکراری برای کوبیدن هم !

====

سوای حرفای بالا ، شاید داستانهای اینچنینی در لحظه خیلی هم مورد استقبال قرار بگیرن ولی برای موندگار شدن توی ذهن مخاطب فاکتورای خیلی مهم تری وجود داره مثل قلم خوب، ذهن خلاق و سواد ادبی

امیدوارم یه روز همه مون توی زمینه ی ادبیات حرفی برای گفتن داشته باشیم و به قول معروف وزنه باشیم. اینجا یه بستره برای رشد ، کسایی موفق میشن که از این بستر بهترین استفاده رو بکنن و سکوی پرتابشون بشه

روز همگی خوش :-2-25-:

madi
1390,12,21, ساعت : 14:38
سلام دوستان ، اول اینو بگم کتاب نوشتن و کتاب خوندن کاملا سلیقه ای هست. و کسی نمیتونه از کسی ایراد بگیره . حتما که نباید همه کتابها براساس دردها و وقائع اجتماع باشه . چون اونوقت همش میشه درام . چون دردهای اجتماع ما یکی دوتا نیست ، یادمه روزی که کتابه گندم م- مودب پور خوندم خیلی خوشم امد، و خیلی تحته تاثیر قرار گرفتم چون درد اجتماع و خوب به تصویر کشیده بود ، ولی من خودم تو یه نظر سنجی تو همین سایت دیدم که همه انتقاد داشتن از موضوع داستان ، خوب مگر داستان درد جامعه نبود و واقعیت .
خیلیها میگن دختر ها و پسرهای جوان اینجا کتاب میخونن و براشون خوب نیست این کتابهارو بخونن ،چرا ما فکر میکنیم چون جوان هستن باید همچی ازشون پنهان بشه ، چرا یه نوجوان میتونه شاهده جنگ و جدال پدرو مادرش باشه ولی زشته اگر شاهد محبت کردن و ابراز عشقه انها باشه . چرا زشته عشق ورزیدن و محبت کردن و از نوجوانی یاد بگیرن و حس کنن.
جواب اون دوست عزیزم که گفت تو یه کتاب دختره نماز میخوند و بعد در اغوشه پسره بود ، نمیفهمم آخر چرا ما زود خدا و با همه چی مقایسه میکنیم ، میدونی دوسته عزیز خدایی که من تو بدترین شرایط زندگیم شناختم نه به نماز خوندن کار داره نه به حجاب و نه به پوشدگی و نه هیچ چیزه دیگه ای . خدایی که من دیدم و با تمامه وجودم حسش کردم فقط و فقط به رنگه قلب آدما کار داره قلبی با رنگه سفید جایگاهه حضوره خداونده .
ما خیلی کتابهای ارزنده داریم که نویسندها بی محابا همه چی رو به نگارش دراوردن ، و یک شاهکار به جا گذاشتن .
البته من فقط نظره خودمو گفتم و نظره همه برای من قابل احترام است

honey_x
1390,12,21, ساعت : 14:40
دوستان عزیزم توجه کنید حالا که دوست گلمون این تاپیکو برای تبادل نظرات شما ایجاد کردن لطفا بحث نکنید و کاملا آروم و با دلیل باهم گفتگو کنید!
بهیچ وجه اسم کتابی رو نبرید یا نویسنده ای رو متهم نکنید بجاش درست و منطقی راجع به این معضل صحبت کنید! ما میخوایم این بحث ها راه گشا باشه نه خدای نکرده جایی برای عقده گشایی و متهم کردن کسی!! ممنونم

از نظر خود من چیزی که دارم تو تاپیکای داستان میبینم والبته عمومی نیست!! علاوه بر این مسائل که همگی بهش معترفیم و بیش از حد در حال تکرار و عادی شدنه متاسفانه.. لحن بد و حرفای رکیک بعضی از نویسندگانمون هست.. طرز نگارش و قلم نویسنده ی جای خود، اما احترام به خود و خواننده ها هم باید جایگاه ویژه ای داشته باشه!

fatima_59
1390,12,21, ساعت : 14:41
شبنم جون کاملاً درست میگی و من چقدر حسرت میخورم وقتی میبینم چنین کتابهایی که جزء آثار برتر ادبی جهانه و ارزش چندبار خونده شدن رو داره تشکراش قابل شمارشه:-2-28-:


یگانه جان من بازم خودم رو مثال بزنم ..
من خودم رمانهای چاپی رو میخرم .. مخصوصا خارجی ها .. برای همین تو تتاپیک تایپ یا اسکنشون نمیرم .. کار خوبی نمیکنم ولی دلیلم اینه .. یا کتابهای ایرانی چاپ شده رو که میدونم ارزش داره میخرم و صبر نمیکنم رو سایت گذاشت بشه ..
برای همین وقتهای بیکاری میشینم کتابهای کاربرا رو میخونم .. یه جور سرگرمیه برام ..
وگرنه منکر ارزشمند بودن خیلی کتابهایی که تایپ یا اسکن میشن نمیشم ..:-2-40-:

omghe ehs@s
1390,12,21, ساعت : 14:42
کاملا موافقم..متاسفانه توی این سایت نوشتن مطالبی به این سبک انقدر خواننده هاشو جذب کرده که بی اختیار نویسنده های دیگه رو به سمت همین شیوه ی قلم می کشه
البته نمیشه منکر قلم خوب بعضی از همین نویسنده ها هم شد...

zizi26
1390,12,21, ساعت : 14:44
نه میتونم بگم موافقم و نه میتونم بگم مخالفم... یه جای حرف شما درسته اما یه جاش جور در نمیاد .. در مورد ظاهر و آغوش و ... یه حسه . نویسنده نمیتونه از یه حس فاکتور بگیره . اونطوری کل داستان جور در نمیاد و خواننده هم باهاش ارتباط برقرار نمیکنه.. اما در مورد صحنه های اونچنانی .. میتونم بگم شما حق دارید...
اما ما باید این رو در نظر بگیریم که نویسنده ها از جامعه هستن. جامعه ای که ما میدونیم خیلی از چیزها توش رنگ باخته.و اینها تکرار مکررات هستند.و نمیشه یه جامعه رو طور دیگه ای نشون داد وقتی که شکل گرفته.. هر نویسنده ای یه قلمی داره نمیشه خرده گرفت..
اما ببخشید شما یه خورده تند رفتین و کاملا واضح گفتین که منظورتون کدوم یکی از نویسندگان انجمن هستند .. و من فکر میکنم این درست نباشه ...
در آخر هم از این نکته بینی شما ممنونم....

golgoli jaan
1390,12,21, ساعت : 14:44
در مورد آثار نویسنده های بزرک ایرانی یا خارجی که چاپ شده من ترجیح میدم کتاب رو داشته باشم و بخونم مثل آثار هوگو-کوئیلو-هدایت و....واسه همین اصلا تو این سایت دنبالش نبودم!
اما در مورد اون دوستی می گن دختر تو داستان حجابشو رعایت نکرد
ببین گلم حجاب یه مسئله شخصیه و به فرهنگ خانواده بر میگرده!الان تو خانواده من حجاب مسئله مهمی نیست فقط مادر بزرگ و مادرم حجابشونو تو کل خانواده مادری و پدریم حفظ می کنن!یعنی ما آدمهای ناجوری هستیم؟؟؟؟؟
حلال حروم سرمون نمیشه؟؟
در مورد راحتی با همسایه و اینا هم تو ساختمون ماذهمه باهم راحتن روز اول برای همسایه جدید غذا . گل و ...میبریم همه واحدها تا آشنا شیم از فرداش که نه از پس فرداش مثل اعضای یه خانواده رفتار می کنیم!!
شاید اینا در نظر بعضیا رفتار درستی نباشه اما ما اینجوری زندگی می کنیم پس هست نمیشه بگین نیست اگه نیست یعنی ماهم نیستیم فک می کنیم هستیم؟؟؟

baran.amad
1390,12,21, ساعت : 14:45
اول بگم بحث و نبریم به سمت یک رمان خاص. تو رمان های سایت من خیلی خوندم که از این صحنه ها زیاد داشته. پس بحث کلی هست. نه یک رمان خاص. من خودم به شخصه هیچ رمانی مد نظرم نیست.
بعضی از دوستان گفتن بحث آموزش و مطرح کردن. ایننم در نظر بگیریم آموزش هر چیزی یه سن داره. وقتی می خوایم به کسی رانندگی یاد بدیم حداقلش اینکه بابا باید پاش به گاز و ترمز برسه دیگه. بعدم اگر یاد گرفت حق نداره تا گواهینامه نگرفته رانندگی کنه. پس هر آموزشی تو هر سنی منظقی نیست.
بعضی دوستان مسدله فرهنگ خانوادگی رو مطرح کردن. مثل خورشید عزیز. با اجازه خورشید جان این چیزایی که شما به عنوان فرهنگ ازش اسم می بری درواقع فرهنگ نیست. اینا مسائل دینیه. فرهنگ رو نوع آداب معاشرت حرف زدن رفتار کردن و این چیزا تشکیل میده تا جایی که پای دین وسط میاد میشه دین میشه بهش فرهنگ دینی هم گفت.
ما همه مون لااقل اسما که مسلمون هستیم حالا مسلمون واقعی هم نباشیم.دست دادن با نامحرم و حجاب نداشتن خلاف دینه گناهه. ولی اگر مثلا من جلوی پای بزرگتر بلند نشدم یا چایم و هورت بکشم گناه نکردم یه جوری بی ادبیه و بی فرهنگه محسوب میشه.
یه مثال بزنم از خانواده خودم. خانواده من معمولیه.من خودم چادری هستم حجاب نماز و این چیزا تو خانواده ام سر جاشه ولی وقتی با اقوام دور هم جمع میشم با پسرهای فامیل راحت صحبت می کنیم درباره تمام موضاعات خانواده ها هم هستن. ولی شوخی های انچنانی نداریم با هم در حد گفتگو.
حالا خانواده یکی از اقوام اونا هم چادری هستن ولی وقتی حتی فامیل درجه یک شون دور هم جمع میشه مجلس و زنونه مردونه می کنن. دخترا جلو عموشون هم چادر می پوشن. این میشه فرهنگ خانوادگی. نه دست دادن با نامحرم که گفتم بحث دین هست.
شما میگی به شعور خواننده احترام بذاریم حق باشماست. ولی تعریف من از احترام گذاشتن به شعور خواننده این نیست که هر چیزی و بنویسم و بذارم خودش انتخاب کنه. احترام به شعور مخاطب یعنی تا درباره چیزی اطلاع ندارم درباره اش حرف نزنم.
واقعا متاسفانه توی یکی از رمان های چاپ شده مطلب غلطی خوندم که هیچ وقت از ذهنم نمی ره. این بی احترامی به شعور خواننده هست. بعد از اون شما می گی همه می تونن خودشون تشخیص بدن عزیزم اگر اینجور بود این مشکلات ریز و درشت که داره نسل جون و نابود می کنه از کجا میاد چرا بد انتخاب می کنن؟؟ چرا این همه مشکل داریم می بینم.
اینجا بحث رمان خاصی نیست من خودم رمان های شخص شما رو واقعا دوست دارم و از خوندنش لذت بردم. واقعا تعادل و به خوبی توش می بینم.بازم می گم بحث سر رمانهای شما و رمان خاصی نیست.
بعضی دوستان میگن اگر در دست رس باشه این چیزا دیگه حریص نمی شن. دوستان خواهش می کنم خودمون و گول نزنیم الان تو کشورای دیگه آزادی هست اونا حریص نیستن؟ مشکل روابط جن*سی شون حل شده. این سوال و منصفانه و صادقاته از خودمون بپرسیم. در مورد چیزای دیگه شاید این مسئله صدق کنه ولی درباره مسئله جن*سی اینجور نیست.
مقایسه کنین با ثروث کسی هست که بگه من اینقدر پول داشته باشم بسه؟؟؟ خدایی کسی هست؟ همیشه میل برای بیشتر جمع کردنش هست اینم همین جوره هر چی آزادی بدی بازم می خواد.
این حرف من ادعا نیست یه بحث روانشناسی ثابت شده است.
دوستان میگن این چیزا روابط طبیعی بین زن و شوهرا هست باید گفته بشه واقعیت داره. بابا این همه واقعیت توی دنیا هست چرا فقط این چیزا باشه. نمی گم نباشه چون رمان عاشقانه نمی تونه توی این بحث ها وارد نشه. حرف من به قول نیکی عزیزم تعادل هست یعنی تا کجا پیش بریم.
بوسیدن و بغل کردن معمولی رو که بچه ها دارن توی خانواده هم بین پدر و مادر می بینن. پس چیزی عجیبی نیست ولی دیگه سعی کنیم جلوتر نریم.
بازهم می گم بحث سر اعتداله.
بعد از اون خودتون دارین می گین زن و شوهر الان داستان ها پر شده از تشریح روابط بین دو جنس که محرم هم نیستن. اینجا مشکل کار هست. یعنی من نویسنده دارم با نوشته هام این چیزار و عادی جلوه می دم در حالی که این چیزا عادی نیست نمی گم نیست ولی نباید به صورتی نوشته بشه که کار صحیحی باید به عنوان حقیقتی نشون داده بشه که غلطه.
ببخشید پر حرفی کردم.

godness
1390,12,21, ساعت : 14:46
من کاملا مواقم
مخصوصا با این موضوع که بین نویسنده ها مسابقه محبوبت تر بودن راه افتاده....هرکس می خواد مخاطب جمع کنه و امتیازاشو بالا ببره حالا به هر شکلی البته همیشه استثنا وجود داره
به شخصه تمام سعیم و کردم که پا فراتر از حد نزارم هر چند نمی دونم چقدر موفق بود؟
اما از این به بعد سعی می کنم حتی دقیقتر از قبل به جملاتی که می نویسم دقت کنم....و به قول شما حرمت قلم و بیش از بیش نگه دارم:-2-40-:

+Lily
1390,12,21, ساعت : 14:47
من گفتم می خونین ، بعد میاین اینجا میگین بد بوده ؟:-2-31-: معذرت میخوام
به قول نیکی تا نخوندین که نمی دونین خوبه یه بد ، درسته :-2-25-:
منم خودم الان از داستانی که نمی خونم تشکر می کنم چون داستان قبلی نویسنده رو خیلی دوس داشتم :-2-22-: و اگه فردا این داستان عیب و ایرادی داشت ، من برای اون تشکری که کردم مدیونم ، چون تشکر من یعنی تایید اون نوشته 0 از طرف خودم دارم حرف می زنم )

من با اینکه داستان حتما یه هدف حسابی داشته باشه ، موافق نیستم
خو دوس دارم بنویسم ولی بلد نیستم خیلی بزرگونه حرف بزنم ، منم مثل خورشید برای سرگرمی می نویسم
از دنیایی که دوس دارم باشه ، می ویسم ، واقعیتای جامعه رو ازش حرف نمی زنم چون از اون آدماییم که دوس ندارم از این چیزا حرف بزنم
منم مثل خیلیا دلم میخواد از این چیزا تو داستان بخونم
هنوزم هیچ صحنه ای به اندازه ی اون جایی که شهاب موهای یلدا رو بافت و گیر مو زد ، قند تو دلم آب نمی کنه :-2-27-:
بالاخره منم دخترم ، از این چیزا خوشم میاد
ولی مرزشو رعایت کنین ، والسلام
شخصیت یه دخترو انقدر خرد نکنین ، که از پسره فحش و فضیحت بشنوه ، بعد تا پسره دستاشو باز کرد بپره تو بغلش
این افتخاره یه زنه که با احساساتش می تونه به یک مرد حکومت کنه ،
ولی تازگیا داریم خرابش می کنیم
اجازه دادیم پسرا فکر کنن با یه بغل همه چی حله ، بزنه خردش کنه ، بعد یه بوس خوبش می کنه
این مال 2 سالگیمون بود که بوس همه چی رو خوب می کرد

همون شهاب که ددوسش داشتم به خاطر سیلی آخری که زد توی گوش یلدا از چشم من افتاد
من دوس دارم ارزش یه زن حفظ بشه ، زن شکستنی نیس ولی مردا باید یاد بگیرن که با محبت قلب یه زنو به دست بیارن ، نه زور

چرا به جای اینکه هی بگیم از این رفتارای بد تو جامعه هست ، نمونه ای خوبشو نشون ندیم ؟

اینم حرفای شخص شخیص خودم بود ، ببخشید اگه انحراف داشت :-2-14-:

layahashemi
1390,12,21, ساعت : 14:52
اینجا یک سایته برای کسانی که فکر میکنن می تونن در آینده دست به قلم باشن و در ضمن نهایت شعور و نشاندهنده درک بالا و انتقاد پذیر یک نویسنده اس که تاپیک نقد برای نوشته هاش درست می کنه. یادتون باشه این یکی دو تا داستانی که شما هی اسمشو نو توی سایت می چرخونید جز پر طرفدارترین داستانها هستن چون نویسنده هاشون توانایی برقراری توازن بین جسم و روح را داشتن .خودشون رو بیرون از این اجتماع فرض نکردن.جایی که همه چی اتفاق می افته، اما برداشتها کاملاً شخصی سازی میشه برای همین یک عده خوششون می آد و گروهی نه. خیلی ها صادق هدایت رو دوست دارن ولی من شخصاً اعتقاد راسخ دارم که ایشون فقط سیاه می نویسه حالا برای خاطر دل من نباید این داستانها چاپ بشه؟ درک و فهم ما از هر داستانی کاملاً متفاوته همون طور که خیلی از ما دید متفاوتی نسبت به جامعه داریم به نظر بعضی ها خوب و همون کار به نظر یک عده اصلاً خوب نیست.پس دست از سر دو ، سه تا رمان بردارین و با منطق آدمهای کتاب خون به قضیه نگاه کنید یعنی احترام به فکر، زمان و اهمیتی که نویسنده برای ما قایل شده تا افکارشو بخونیم.

fati1323
1390,12,21, ساعت : 14:54
اره راست میگی تاحالا بهش فکر نکرده بودم

✿KhanomGol
1390,12,21, ساعت : 14:56
ولی تشکر من به معنای تایید نیس ........فقط صرفا برای اینکه بدونم تا کجا خوندمه .......ازاین به بعد تو تشکرها وامتیازدادن هام دقت میکنم

ساده .ش
1390,12,21, ساعت : 14:57
بچه ها من این مطلب رو خوندم به نظرم مطلب جالبی بود البته نمی خوام از خودم و بعضی نویسنده های دیگه طرف داری کنم ولی نمیدونم رمان منو می خونید یا نه( کدامین نگاه )من کلا مخالف این قضایا هستم دوست دارم خواننده هام برا قلمم نه برا می بخشید واقعا می بخشید نه برا مطالب آنچنانی رمانمو بخونن خیلی از بچه های سایتم مثل من هستن ای کاش یه کم منصفانه تر قضاوت میکردید با این حال همگیتونو دوست دارم ممنون از همه تون

aramissify
1390,12,21, ساعت : 14:58
به نظر من نمی شه به خاطر افکار خودمون همه چیز رو نفی کنیم. ذهنمون رو باز کنیم . نمی شه به خاطر یه سری معذورات ، مشکلات و مسائل جامعه رو بی خیال شد. خواسته یا ناخواسته این مسائل وجود دارند. پس لازمه بهشون پرداخته بشه حالا برخی از نویسنده های محترم پیاز داغش رو زیادتر کردن.:-2-27-:

نیکــی
1390,12,21, ساعت : 14:59
بچه ها من این مطلب رو خوندم به نظرم مطلب جالبی بود البته نمی خوام از خودم و بعضی نویسنده های دیگه طرف داری کنم ولی نمیدونم رمان منو می خونید یا نه( کدامین نگاه )من کلا مخالف این قضایا هستم دوست دارم خواننده هام برا قلمم نه برا می بخشید واقعا می بخشید نه برا مطالب آنچنانی رمانمو بخونن خیلی از بچه های سایتم مثل من هستن ای کاش یه کم منصفانه تر قضاوت میکردید با این حال همگیتونو دوست دارم ممنون از همه تون

سلام دوست خوبم
خیلی خوشحالم که نویسنده ها وارد این تاپیک بشن...
ما قضاوت نکردیم.... برداشت های خودمونو گفتیم و منظورمون به همه نویسنده ها نیست...:-2-40-:

یگانه
1390,12,21, ساعت : 15:00
قابل شمارش نیست یگانه جان چون معمولا 0 می باشه ! یا یک و دو که اونم تشکر هانی و مدیرای بخش کتابه :-2-22-:



آره عزیزم متاسفانه:-2-22-:




یگانه جان من بازم خودم رو مثال بزنم ..
من خودم رمانهای چاپی رو میخرم .. مخصوصا خارجی ها .. برای همین تو تتاپیک تایپ یا اسکنشون نمیرم .. کار خوبی نمیکنم ولی دلیلم اینه .. یا کتابهای ایرانی چاپ شده رو که میدونم ارزش داره میخرم و صبر نمیکنم رو سایت گذاشت بشه ..
برای همین وقتهای بیکاری میشینم کتابهای کاربرا رو میخونم .. یه جور سرگرمیه برام ..
وگرنه منکر ارزشمند بودن خیلی کتابهایی که تایپ یا اسکن میشن نمیشم ..:-2-40-:

عزیزم ، منم کتابهای درجه ی رو میخرم احساسی داره که با خوندن پی دی افش اصلاً ورق زدن و خوندن کتاب قابل مقایسه نیست ولی وقتی تاپیکش رو میبینم حتی اگه کامل شده باشه تشکر پستش رو میزنم یا اگه کتابش مورد علاقه ام باشه امتیاز + رو میزنم




در ضمن یه چیر دیگه حرمت استارتر رو حفظ کنید ایشون معلوماتشون در این زمینه خیلی بیشتر از خیلی از ماهاست.

ashkan agha
1390,12,21, ساعت : 15:04
تعریف آدما از رمان فرق میکنه
من می خوام دردامو فریاد بزنم که همه بدونن
من می خوام مشکلاتم رو تو قالب داستان بگم
(مشکلات من مشکلات جامعه امه)
چرا باید به هر کاری دست زد؟چون باید آدمای بیکار رو جذب کرد(یکی از دوستان گفتن)
یه نفر برا من پیام گذاشته بود چرا شخصیت های رمانت این جورین؟
یعنی چرا پسرا با دخترا حرف میزنن!

mah banoo
1390,12,21, ساعت : 15:05
فکر می کنم بیشتر بچه ها مهر و مهتاب را خونده باشند،روابط حسین و مهتاب انقدر قشنگ و عاشقانه بود که تا مدت ها ذهن من را درگیر کرده بود! برعکس بعضی از کتاب هایی که وقتی تمام می شه و فکر می کنی چی خوندی به این نتیجه می رسی که کتاب هیچ چیزی نداشته! به جز یک هیجان کاذب که خودمون ایجادش می کنیم! منظورم از خودمون مای خواننده هستیم!

نفس بابا
1390,12,21, ساعت : 15:06
موافقم اکثریت خواننده ها و نویسنده های سایت کم سن و سال هستن

honey_x
1390,12,21, ساعت : 15:06
من موافقم برای مثال رمان ؟؟؟؟ اگرچه جذابیت های داستانی واتفاقاتی که درون اون می افته این رمانو به یکی از پرطرفدارها تبدیل کرده اما اتفاقات کاملا دوراز ذهن وباورهستن هیچوقت یه پدر ایرانی دخترشو تو تهران تنها توی یه خونه که فقط توش یه پسرزندگی میکنه رها نمیکنه کاش لااقل عرف جامعه وحقایق موجود رو در نظر بگیریم

دوست عزیز گفتم نام کتاب یا نویسنده رو نیارید!! بحث کلیه!!

maayaa
1390,12,21, ساعت : 15:06
سلام بچه ها بحث جالبي راه انداختين و بعضيهاتون واقعا حرف هاي قشنگي ميزنين ولي يادمون نره كه ادما با هم فرق دارن و باالطبع سليقه ها هم متفاوت ! بنابرين بايد اين موضوع قبول كنيم كه كسايي كه اهل كتاب به خصوص رمان هستن هر كدومشون سبك خاصي و قلم خاصي رو قبول دارن ما بايد به نظرهاي همديگه احترام بزاريم و همديگه رو متهم نكنيم شايد خانم پري از اين رمانا خوشش نياد ولي به فرض من و يكي ديگه دوست داشته باشيم من نميخوام اخلاق زير پا بزارم ولي همونطور نميخوام ازادي افراد تو انتخاب كتاب زيز پا بزارم اين سايت يه سايت همگانيه با سلايق متفاوت !!!

Star_69
1390,12,21, ساعت : 15:06
سلام با تشکر از پری عزیز برای تاپیک خوبی که ایجاد کرد و پستهای خوبی که توی تاپیک هست .

بحث دیرین دیرینی بحثی نیست که بشه انکارش کرد ! اگر بخوایم انکار کنیم که کلا باید ادامه ی نسل انسان رو منکر بشیم !
اما به نظر من بعضی داستانای ما داره به سمت بیراهه میره .
با حرف پری عزیز در مورد حرمت قلم واقعا موافقم . نویسنده های خوبمون باید حداقل چیزی رو بنویسن که بشه باورش کرد بشه درکش کرد و بشه قبولش کرد و در عین حال حرمت خودمون رو هم زیر سوال نبره .
آدم بسته ای نیستم و طرز تفکر بسته ای ندارم اما با یکی سری از مسائلی هم که توی کتابا بیان میشه نمی تونم کنار بیام .
تازگیا توی رمانا عشق زیر سوال برده شده ، همه چیز توی لمس تن دیگری معنی میشه ، یعنی اگر کسی رو لمس نکردی نمیتونی عاشقش بشی ؟
از هم بدشون میاد یهو همو بغل میکنن عاشق میشن ؟ این شهوته نه عشق ! بعد با افتخار هم ازش به عنوان عشق یاد میکنن !
نویسنده ی خاصی اصلا مد نظرم نیست . اکثر کتابای نوشته ی کاربرا رو هم بعد از تکمیل شدن میریزم توی گوشی و میخونم در نتیجه تشکرم هم پای خیلی از پستا نیست اما کتاباشون رو خوندم یا از خیلی کتابا تشکر کردم در حالی که نخوندمشون ...
اتفاقا کتابای دیرین دیرینی جذاب تر هستن اما تاثیر ذهنی ای ندارن .
بهتر نیست وقتی یه کتاب رو شروع میکنیم به جای آمار تشکرامون به درسی که به خواننده میده هم فکر کنیم ؟
بهتر نیست جز سطح فرهنگی ای که خودمون توش زندگی میکنیم سطحای دیگه رو هم ببینیم ؟
جامعه توی ما فقط خلاصه نشده ...
همه برای تقلید میرن سراغ نویسنده های خارجی و تندی هم دانیل استیل رو مثال میزنن اما چند نفر با دقت کتابای اونارو خوندن ؟ اونا هم یک چیزایی رو نهی میکنن باور کنید .
یکی از روانشناسای مطرح ( که اسمش رو یادم نیست و کتابش هم توی دانشگاه تدریس میشه ) اعلام کرد که روابط آزاد جنسی باعث پیشرفت جوامع میشه . دو دهه بعد خودش نظریه اش رو نفی کرد که الان هم توی خیلی از کشورهای اروپایی با این آزادی زیاد مبارزه میشه ...
اونا اگر مثل ما به یک چیزایی پایبند نیستن به یک سری قوانین خودشون پایبند هستن !
توی اروپا بعد از ازدواج هیچ رابطه ای با جنس مخالف ( نامشروع ) برقرار نمیکنن و در صورت برقرار شدن مجرم شناخته میشه اون فرد ... اما اینجا چی ؟ قانون میگه برو دوباره زن بگیر ! اگر زن بودی سنگسار میشی اگر مرد بودی 4 تا عقد کن 99 تا صیغه اگرم چندتا دوست دختر هم داشتی بلامانع است !
حالا ما که داریم توی جامعه ای زندگی میکنیم که این طوریه ؟ که برای مرد هرچیزی بلامانعه وقت تقلید که میشه روابطمون میشه اروپایی ؟ عشقامون میشه شهوت ؟
کتاب یعنی فرهنگ ! نویسنده یعنی رواج دهنده ی فرهنگ ... میخوایم فرهنگمون رو تغییر بدیم ؟ خوب حداقل به سمت درست تغییرش بدیم ! چرا راهی رو میریم که غربیا رفتن به تهش و اشتباه بودنش رسیدن دوباره بریم ؟
آزادی در نگارش کتاب خوبه ، عشق خوبه ، رمان خوندن خوبه اما درست ...
بیاید اول اطلاعات داشته باشیم بعد بنویسیم . طرف میره از پزشکی می نویسه هیچی ازش نمیدونه ولی تمام نوشته های روزمره اش از اون آدم میشه رفت بیمارستان برگشت !
میاد از مهندس مینویسه تا آخر داستان معلوم نمیشه طرف مهندس چی بود !
داستان می نویسن اصلا معلوم نیست چه زمانیه چه فصلیه کی به کیه ؟
بهتره قبل از هر کاری در موردش اطلاعات کسب کنیم .
چطور از روابط جنسی می نویسید در صورتی که تجربه اش رو نداشتید ؟ چطور از عشق می نویسید در صورتی که تجربه اش رو نداشتید ؟ حداقل تجربه ندارید از تجربه ی دیگران استفاده کنید ...
عشق با روابط جنسی مساوی نیست ... این مسائل و نیازهاش برای بعد از عاشقیه ... قبلش هم هستا ! ولی اون شهوته عشق نیست .

امیدوارم حرفایی که حالا زده میشه باعث تغییری مثبت در روند نگارش کتاب ها باشه نه اینکه بریم داستان بنویسیم فقط و فقط برای اینکه تشکر بگیریم و امتیاز و مثبت و روی اون یکی رو کم کنیم که داستان من بهتر از توئه و به خودمون هم غره بشیم که ای ول من داستان نویسم ...
اگر کوزه گر نباشی بری گل رو بزاری روی دستگاه هرچقدر هم تلاش کنی هی وا میره ، همه رقص قشنگ کوزه توی دست کوزه گر رو می بینن رویا بافی میکنن و فکر میکنن اونا هم می تونن ... میتونی ولی اول یاد بگیر بعد بنویس .

فرح77
1390,12,21, ساعت : 15:08
من باهات موافقم خودم جز خواننده های کم سن و سالم و کل کتابای سایت رو خوندم بین همه این ها فقط یه رمان به فرهنگ ایرانی ما میومد بقیشون خیلی .........بودن:-119-:

mahboubi
1390,12,21, ساعت : 15:10
راستش منم موافقم ولي واقعا اصلا نبايد به اين جور چيزا پرداخته بشه؟
بعد هم اينكه وقتي يه نفر داره از صورت و هيكله يه نفر كه ميبينه تعريف ميكنه ميخواد قيافه شخص رو بدون اينكه ضايع باشه بگه !
احساس نميكنيد دارين تو حق نويسنده ها .... چي بگم والا؟!؟!؟!
بازم ميگم منم موافقم كه طرف دو خط مينويسه 3 خط راجع به مساعل ديگه اصلا اصلا خوب نيس
با تشكر

REAL LOVE
1390,12,21, ساعت : 15:10
بچه ها من این مطلب رو خوندم به نظرم مطلب جالبی بود البته نمی خوام از خودم و بعضی نویسنده های دیگه طرف داری کنم ولی نمیدونم رمان منو می خونید یا نه( کدامین نگاه )من کلا مخالف این قضایا هستم دوست دارم خواننده هام برا قلمم نه برا می بخشید واقعا می بخشید نه برا مطالب آنچنانی رمانمو بخونن خیلی از بچه های سایتم مثل من هستن ای کاش یه کم منصفانه تر قضاوت میکردید با این حال همگیتونو دوست دارم ممنون از همه تون

عزیز ما که نمیگیم همه اینطور هستن

حرف اصلی سر اینه که یه عاشقانه حتی اگه خیلی آروم هم باشه فقط با بیان جملات می تونه بیشترین تاثیر رو بذاره، لازم نیست که برای نشون دادن عمق عشق بیایم ، صحنه هارو جزء به جزء باز کنیم.

اینکه شبنم گفت اگه خودمون بهتر بلدیم بیام تو گود؛ من در خودم همچین استعدادی نمی بینم که بخوام دست به قلم ببرم و در یه موردی که پرطرفداره بنویسم، پس اصلا پا تو این میدون نمیذارم و ادعایی هم ندارم.

اینکه میگید جامعه رو داره نشون میده، جامعه ای که ما توش هستیم ... کسی که از یه خونواده ی اصیل باشه، رفتارش نشون گر تربیتش هست و اینکه بگیم طرف خونواده ی بسیار خوبی داره و خودش خیلی دختر خوبیه و پسر خوبیه و ... ولی با اولین موقعیت طرف وا بده، یکم متناقضه! یکم نه خیلی زیاد... بله الان دوست دختر و دوست پسرا روابطشون پیشرفته شده ولی همه اینطور نیستن! وقتی تو یه رمان اجتماعی بخوایم اینجور نشون بدیم خب کسی که هنوز پا به جامعه نذاشته فکر می کنه آره همه همینطورن و اونم باید این راهو پیش بگیره...

ما همه از همه چیز هم اطلاع داریم در حد زیادی هم داریم، این حرفامون دلیل این نیست که فلان کتاب چشم و گوش مارو باز کرد؛ فقط من نیستم که دارم این رمانو میخونم، از من بی جنبه ترش هم هست که اثر خیلی زیادی بگیره از همچین نوشته هایی!

golgoli jaan
1390,12,21, ساعت : 15:10
به نظر من این تاپیک هیچ نتیجه ای نمی ده!!هیچ چیز و حل نمی کنه !(چون چیزی نیست که بخواد حل شه) خوب دوست ندارین نخونین!!!آقا من وقتی یه فیلم می گیرم ببینم حتی وقتی تنهام بعضی جاهاشو خود سانسوری می کنم شما هم می تونید همین کارو کنید یا اصلا نگاه نکنید در مورد داستان هم همین طور قبلش از نویسنده یا یکی که خونده بپرسید مرز این کتاب کجاست اگه مناسبتون نبود نخونید خوب مجبور که نیستید!!!!

رز وحشی
1390,12,21, ساعت : 15:12
خب بحث های خیلی خوبی تو اینجا پیش اومده و من همه رو تا جایی که میتونستم خوندم .
یه سری جاها داستانمون کاملا غیر واقعی میشه و میره به اون سمت و سوی خاص .
من خاواده ی مذهبی انچنانی ندارم البته مامانم تو شهرستان چادر میپوشه اما اینا نه .
ما وقتی دور هم جمع میشیم خیلی راحتیم با هم دست میدیم و تو سر و کله م میزنیم اما خیلی چیزها که تو داستانها میبینیم اغراق شده هستش .
خب اکثر نویسنده هامون کم سن و سال هستن و نباید هم ازشون انتظار بره بینش یک ادم پخته رو داشته باشن .خب خیلی چیزهایی ک تا حالا هیچ کدوم تجربه شون نکردیم باعث میشه داستان این شکل رو به خودش بگیره .
در هر صورت سعی کنید روی یک داستان خاص ذوم نکنید و کلی صحبت کنید .

نیکــی
1390,12,21, ساعت : 15:13
به نظر من این تاپیک هیچ نتیجه ای نمی ده!!هیچ چیز و حل نمی کنه !(چون چیزی نیست که بخواد حل شه) خوب دوست ندارین نخونین!!!آقا من وقتی یه فیلم می گیرم ببینم حتی وقتی تنهام بعضی جاهاشو خود سانسوری می کنم شما هم می تونید همین کارو کنید یا اصلا نگاه نکنید در مورد داستان هم همین طور قبلش از نویسنده یا یکی که خونده بپرسید مرز این کتاب کجاست اگه مناسبتون نبود نخونید خوب مجبور که نیستید!!!!

اینجوری که می شه پاک کردن صورت مساله... اینجا جمع شدیم که اگه چیزی غلط هست براش بتونیم راه حلی پیدا کنیم.... یا تفکری رو ایجاد کنیم....
یک عده ای معتقدند خوبه یک عده ای نه.... این یعنی آگاهی از بینش همدیگه....
خیلی هم بد نیست...:-2-40-:

kurda smahlt:<
1390,12,21, ساعت : 15:14
شرمنده من همچین حرفی می زنم ولی من این حرف رو قبول ندارم درسته شاید بگید کم سن و سالم و از این حرفا ولی من از نظر تحریک شدن به قضیه نگاه نمی کنم درسته که ما تو جامعه ی اسلامی هستیم ولی به نظرتون چند نفر از جمعیت 70 میلیونی کشور به این چیزا اهمیت می ده؟ تا حالا فک کردید که هر شب چند نفر رو از تو پارتیا جمع می کنن می برن؟ تا حالا به این فکر کردید که چند نفر از دخترا و پسرای ما بدون اینکه به اصالتشون نگاه کنن چه کارا که نمی کنن؟ سایت 98ia یه جامعه ی کوچیکه که ما داریم این حرفا رو توش می زنیم ولی به نظر من باید از همین جامعه ی کوچیک فرهنگ سازی بشه. چرا یه خانم کاملا متشخص به خاطر ناباب بودن شوهرش که طلاق می گیره بهش می گن مطلقه و بعد از اون خواستگار نداره اگه هم داره زن مرده هستن؟ چرا می گید که نباید تو کتابا این چیزا نوشته بشه؟ ما که تو جامعه ی خودمون آزادی نداریم این جا هم نباید آزادی داشته باشیم؟
خود من کسی هستم که اصلا لب به شکلات نمی زنم و ازش متنفرم ولی مطمئنم همین الان اگه مامانم بیاد بهم بگه شکلات نخور من هوس می کنم طبیعت انسان اینه که برعکس عمل کنه تو جامعه ی ما جا افتاده که نباید تا قبل از محرمیت دختر و پسر حتی به هم دست بزنن خب معلومه که همه لج می کنن و برعکس این عمل می کنن همه می خوان بدونن که اگه قبل از محرمیت به هم دست بزنن چه اتفاقی میفته.
نظر من اینه که هر نویسنده تم خاص خودش رو داره یکی مذهبی می نویسه و یکی هم آزاد می نویسه به نظر من این تشکرای پایین پست ها دلیل مبتذل بودن و محرک بودن نوشته ها نیست بلکه قلم خوب نویسنده است من می گم باید به نویسنده ها احترام بذاریم اگه به نظرمون پستی خوب نیست خب مجبور نیستیم که تشکر کنیم یا مثبت بدیم بالای هر پست دو تا مربع کوچیک هست یکیش ثبت یکیش منفی کسایی که به نظرشون نوشته بده می تونن منفی بدن این دو تا مربع ما رو آزاد گذاشته که انتخاب کنیم مجبور نیستیم که مثبت بدیم که و خدا رو شکر نویسنده های سایت انقدر انتقاد پذیر هستن که یه تاپیک جداگونه گذاشتن یه اسم تاپیک نقد هر کس که منفی می ده باید شجاعت داشته باشه بره اون جا بنویسه فلانی من به پست تو منفی دادم به این علت و این علت و این علت.
من خودم شده که کتاب یه نویسنده رو خوندم داستان کلی رمان قشنگ بوده ولی یه کم نثرش قدیمی بوده نه منفی دادم نه مثبت و حتی تشکر هم نکردم زوری که نیست انتخابیه.
نویسنده های گل سایت دارن بی هیچ منتی واسه ما می نویسن حتی واسه جبرانش یه تشکر خشک و خالی هم نباید بکنیم؟
این نظر من بود و من به نظر هیچ کس بی احترامی نمی کنم عزیزایی که پست من رو می خونن من قصدم جبهه گرفتن نیست فقط نظرم رو گفتم.:-2-40-:

1رئال مادریدی
1390,12,21, ساعت : 15:17
چه عجب یکی حرف دلمونو زد

پائیز96
1390,12,21, ساعت : 15:18
به نظر من یکی دو صحنه در کل کتاب برای منتقل کردن احساس افراد داستان اشکالی نداره اونم در حد خیلی سطحی اما بیشتر از اون من به شخصه اصلا تائید نمی کنم

خیلی از خوانندگان این داستان ها کاربرانی با سن کم هستن که با خوندن این داستان ها به جای این که چیز خاصی یاد بگیرند فقط در سن نامناسب یه کسری از جنبه های احساسی شون تحریک میشه که اصلا مناسب اون سن نیست

asma66
1390,12,21, ساعت : 15:20
تو هر کاری تعادل خوبه زیادم سانسور بشه به دل نمیشینه از حالت طبیعی خارج میشه.
این مشکل فقط با اموزش صحیح بچه ها درست میشه.چند بارم اینو گفتم .
در ضمن ماها منظورم همه نبود من شخصا رمان همسایه ی من رو دوس داشتم .برا چی اسم شخص خاص رو میارین کار درستی نیست .

mah banoo
1390,12,21, ساعت : 15:22
شرمنده من همچین حرفی می زنم ولی من این حرف رو قبول ندارم درسته شاید بگید کم سن و سالم و از این حرفا ولی من از نظر تحریک شدن به قضیه نگاه نمی کنم درسته که ما تو جامعه ی اسلانمی هستیم ولی به نظرتون چند نفر از جمعیت 70 میلیونی کشور به این چیزا اهمیت می ده؟ تا حالا فک کردید که هر شب چند نفر رو از تو پارتیا جمع می کنن می برن؟ تا حالا به این فکر کردید که چند نفر از دخترا و پسرای ما بدون اینکه به اصالتشون نگاه کنن چه کارا که نمی کنن؟ سایت 98ia یه جامعه ی کوچیکه که ما داریم این حرفا رو توش می زنیم ولی به نظر من باید از همین جامعه ی کوچیک فرهنگ سازی بشه. چرا یه خانم کاملا متشخص به خاطر ناباب بودن شوهرش که طلاق می گیره بهش می گن مطلقه و بعد از اون خواستگار نداره اگه هم داره زن مرده هستن؟ چرا می گید که نباید تو کتابا این چیزا نوشته بشه؟ ما که تو جامعه ی خودمون آزادی نداریم این جا هم نباید آزادی داشته باشیم؟
خود من کسی هستم که اصلا لب به شکلات نمی زنم و ازش متنفرم ولی مطمئنم همین الان اگه مامانم بیاد بهم بگه شکلات نخور من هوس می کنم طبیعت انسان اینه که برعکس عمل کنه تو جامعه ی ما جا افتاده که نباید تا قبل از محرمیت دختر و پسر حتی به هم دست بزنن خب معلومه که همه لج می کنن و برعکس این عمل می کنن همه می خوان بدونن که اگه قبل از محرمیت به هم دست بزنن چه اتفاقی میفته.
نظر من اینه که هر نویسنده تم خاص خودش رو داره یکی مذهبی می نویسه و یکی هم آزاد می نویسه به نظر من این تشکرای پایین پست ها دلیل مبتذل بودن و محرک بودن نوشته ها نیست بلکه قلم خوب نویسنده است من می گم باید به نویسنده ها احترام بذاریم اگه به نظرمون پستی خوب نیست خب مجبور نیستیم که تشکر کنیم یا مثبت بدیم بالای هر پست دو تا مربع کوچیک هست یکیش ثبت یکیش منفی کسایی که به نظرشون نوشته بده می تونن منفی بدن این دو تا مربع ما رو آزاد گذاشته که انتخاب کنیم مجبور نیستیم که مثبت بدیم که و خدا رو شکر نویسنده های سایت انقدر انتقاد پذیر هستن که یه تاپیک جداگونه گذاشتن یه اسم تاپیک نقد هر کس که منفی می ده باید شجاعت داشته باشه بره اون جا بنویسه فلانی من به پست تو منفی دادم به این علت و این علت و این علت.
من خودم شده که کتاب یه نویسنده رو خوندم داستان کلی رمان قشنگ بوده ولی یه کم نثرش قدیمی بوده نه منفی دادم نه مثبت و حتی تشکر هم نکردم زوری که نیست انتخابیه.
نویسنده های گل سایت دارن بی هیچ منتی واسه ما مس نویسن حتی واسه جبرانش یه تشکر خشک و خالی هم نباید بکنیم؟
این نظر من بود و من به نظر هیچ کس بی احترامی نمی کنم عزیزایی که پست من رو می خونن من قصدم جبهه گرفتن نیست فقط نظرم رو گفتم.:-2-40-:

خب دوست عزیز اگر قلم نویسنده بد بود که کسی نمی خوند!! من هیچ وقت یادم نمیره با چه حالی کتاب کسی پشت سرم آب نریخت را خوندم! چقدر اعصابم را به هم ریخت! اما می دونی چرا خوندم تا آخر؟ چون قلم نویسنده عالی بود!! انقدر که نتونستم نخونم!

شما به این فکر کردید که هنوز چند درصد از خانواده ها یه زندگی به معنای واقعی خانوادگی دارند! همه ی این 70 میلیونی که شما می گید که تهران و خیلی از شهرهای بزرگ نیستند که روابط به نسبت بازتری هست! حتی اگر روابط دختر و پسر را خیلی فراگیر هم در نظر بگیریم چرا منکر این می شیم که همش مخفیانه است حالا همش نه! 80٪!
اما توی بعضی از رمان ها نه صرفاً مال بچه های سایت خانواده ها عملاً نقش دستگاه پول ساز را دارن!

soody pink
1390,12,21, ساعت : 15:23
کاملا موافقم.......

narges.r
1390,12,21, ساعت : 15:23
به موضوع جالبی اشاره کردی که خیلی جای بحث داره. من خودم خیلی رمان می خونم بیشتر هم برای سرگرمی، ولی همیشه واسم سوال بوده که چند درصد مردم ایران اینجوری زندگی می کنن؟ چند درصد تو مهمونی های آنچنانی شرکت می کنند؟ چند درصداینقدر راحت بدون هیچ تعهدی با جنس مخالف رابطه دارند؟ جالبیش هم اینه که همه هم تو اینجور رمان ها نماز می خونن؟ رمان هم مثل فیلم می مونه باید قابل لمس باشه. ماچند تا دختر توی ایران داریم که شرایط کیانا رو دارن تو همسایه من؟ یا یلدا تو همخونه؟

golgoli jaan
1390,12,21, ساعت : 15:24
اینجوری که می شه پاک کردن صورت مساله... اینجا جمع شدیم که اگه چیزی غلط هست براش بتونیم راه حلی پیدا کنیم.... یا تفکری رو ایجاد کنیم....
یک عده ای معتقدند خوبه یک عده ای نه.... این یعنی آگاهی از بینش همدیگه....
خیلی هم بد نیست...:-2-40-:

چرا پاک شدن صورت مسئله؟؟
من میگم تو جامعه ما همه این مسائل هست حالا چه درست چه غلط!اگه کسی نمی پسندتشون دلیل نمیشه بگه نیست پس در موردش نحرفیم !!!!
ای که دخترا یا پسرا اول ظاهر طرف رو میبینن دروغه؟؟؟
این که خیلی از ازدواجها فقط چند ماه دوام میاره واسه چیه؟واسه این که نیاز جن*سی افراد یا همون هوس جاشو به منطق داده!پس هست
عدم اهمیت حجاب تو بعضی خانواده ها هست!نیست؟
روابط جن*سی آزاد هست !نیست؟خیانت هست!نیست؟
با بیانشونه که حل میشن!بعدم شاید یچی از نظر من اخلاقی باشه از نظر شما نه!عین بی اخلاقی باشه
اگه از سمت موافق هم دیده شه و هم از سمت مخالف خوبه!
به نظر من جاذبه جن*سب تو زندگی واقعی هست پس تو داستان بودنش ایرادی نداره اگه نمی پسندی نخون

sistana98
1390,12,21, ساعت : 15:25
باهات موافقم خوشحالم كهبالاخره يكي اين موضوع رو مطرح كرد....

simaN
1390,12,21, ساعت : 15:25
من هم موافقم هم مخالف!!:-2-36-:ببینید از یک طرف به اون نویسنده هم حق بدید که چرا این جوری مینویسه!
رمانای زیادی هستن که این جوری نیستن من به شخصه خودم یه رمان گذاشتم تا 15 تا پست پیش رفتم ولی نهایت تشکرا 5تا بود!! :-2-36-:با این که رمان خودم نبود رمان یه نویسنده معروف بود که الانم حتی فیلمش داره ساخته میشه!:-2-15-:وقتی کسی نیس که تشویق کنه خواه ناخواه آدم روحیشو از دست میده! بعد ازاین من دیگه رمانمو ادامه ندادم و دیگه رمان نذاشتم چون مخالف رمان های ضد اخلاقیم! :-2-41-:اگه قرار باشه همه به دلیل اینکه اله و بله دیگه رمان نذارن که دیگه سایت کلا از بین میره! یکم به کاربرای سایت نگاه کنید!! همه دنبال چی هستن؟:-2-38-:
اگه وقتی یه نویسنده این جوری مینویسه ازش انتقاد کنن که دیگه اون به خاطر مجبوبیت هم که شده این شیوه رو رها میکنه همین الان نویسنده های خیلی خوبی داریم که با اینکه این جور مسایل رو زیاد باز نمیکنن خیلی طرفدار دارن!:-2-41-:پس باید هر دورو درس کرد نه فقط به نویسنده ها گیر داد خیلی از نویسنده های محترم که از حق نگذریم خیلی قلم قشنگی دارن میخوان رمانشون طرفدار داشته باشه!:-2-35-: پس باید اول خودمونو درس کنیم بعد نویسنده هارو! تایپیک نقد رمان هم مال همینه ! شک نکنید اگه با زبون خیلی خوش به نویسنده تذکر بدید میپذیره !:-2-27-:خیلی چرت گفتم ولی نظر من این بود !

love-lora
1390,12,21, ساعت : 15:26
خیلی موافقم.........با این کارشون رمان رو به طور کامل خراب می کنن. کاری می کنن که آدم همون لحظه از خوندنش صرف نظر کنه.....به نظرم اصلا شبیه رمان نیستن اینااا......میشه گفت یه جور داستان.....:-2-43-:
فک می کنن بچه های سایت عاشق این جور رمان ها هستن با خودشون لابد میگن بیایم این طوری بنویسیم خواننده زیاد بشه:-2-28-:نمی دونن که آدم بد تر حالش از هر چی رمانه بهم میخوره.....

سمن گل
1390,12,21, ساعت : 15:28
کاملا باهات موافقم

melikappp
1390,12,21, ساعت : 15:28
می دونید! اساسا حرف اینه که اعتدال رعایت بشه. یه سری صحنه ها هست که نباید نوشته بشه چون از حدود خارجه. ولی کمتراز اون حد اعتدال بودن هم داستان رو خشک و غیر واقعی می کنه. من خودم کسی هستم که وقتی یه داستانی رو که دنبال می کردم به صحنه عاشقانه اش رسید، پیام هووووراا و تبریک تو تاپیک نقد واسه نویسنده نوشتم!!!!!!!!!! چون دیگه داشت واسم خسته کننده و غیرعادی می شد، چون من شخصا، خیلی وقتها رمان ها رو واسه وقت گذرونی و سرگرمی می خونم نه واسه آموزنده بودنش.( البته از نکات نگارشی، ضرب المثل هایی که نشنیدم، کنایات و... بعضی داستان ها چیز یاد می گیرم، این بماند!) ولی حقیقت اینه زیاد نمیشه خشک بود. لااقل واسه نویسنده ها که می خوان خواننده ها از نوشته شون استقبال کنند، این نکته خیلی مهمه که توی روال عادی و نرمال پیش برن. نه کمتر و نه بیشتر.

ساده .ش
1390,12,21, ساعت : 15:31
بچه ها (البته ببخشید میگم بچه )نمی خوام از کسی طرفداری کنم یا بد بگم دوستای خوبم کاش بجای اینکه اینجا خودتونو ناراحت کنید تو نقدامون شرکت کنید مثلا شما که از نثر من خوشت نمیاد یا این که حرفی تو داستانم زدم که بدت اومده کاش بیایید خیلی منطقی تو نقدم بگید از این قسمت نگارشتون بدم اومده یا اینکه چرا این قسمت سکس نوشتید یا غیره البته می بخشید این قدر صریح حرف میزنم ولی در نقد بچه های رمان نویس فقط تشکر می بینیم ولی اینجا.....بماند البته قبلا هم گفتم من خودم از کسانی هستم دوست دارم بچه ها بخاطر قلمم بهم مثبت بدن نه بخاطر صحنه های .... برای همین در داستانم چنین چیزی رو سعی کردم نیارم (منظورم صحنه های .....)دختر داستانم هم بر عکس دخترهای دیگه قشنگ نیست ولی روی هم رفته کاش در نقد بچه ها شرکت کنید باور کنید من خیلی از بچه ها را می شناسم اکثرا از نقد ناراحت نمیشن بازم ببخشید صریح حرفامو زدم

لیلاحمیده
1390,12,21, ساعت : 15:31
به نظر من همه چی به برداشت شخص از کتابا وشخصیتا و حرفها بستگی داره نمیشه دید آدما رو عوض کرد ظرفیت و طرز تفکرا هم فرق میکنه نمیشه گفت کتابا بد نوشته میشن شاید بعضی افراد تو زمان ومکان نامناسب بهشون برخورد میکنن . سایت یه جای عمومیه بازدیدکننده ها هم متفاوت بالاخره نمیشه همه رو راضی نگه داشت . منکه از سایت و حتی نویسنده های کاربر راضیم . کتاباشون واقعا اطلاعات مفیدی بهم داده . مرسی ار همه دوستان و کسیکه این تایپیک رو گذاشته .

+Lily
1390,12,21, ساعت : 15:31
به نظر من این تاپیک هیچ نتیجه ای نمی ده!!هیچ چیز و حل نمی کنه !(چون چیزی نیست که بخواد حل شه) خوب دوست ندارین نخونین!!!آقا من وقتی یه فیلم می گیرم ببینم حتی وقتی تنهام بعضی جاهاشو خود سانسوری می کنم شما هم می تونید همین کارو کنید یا اصلا نگاه نکنید در مورد داستان هم همین طور قبلش از نویسنده یا یکی که خونده بپرسید مرز این کتاب کجاست اگه مناسبتون نبود نخونید خوب مجبور که نیستید!!!!

عزیزم این میشه پاک کردن صورت مسئله
ما داریم میگیم بعضی داستانا بعضی چیزاش مناسب نیست
فرض کنیم من 12 سالمه ، تازه فهمیدم جنس مخالف یعنی چی ، تازه چشام باز شده ، تازه فهمیدم دور و ورم چه خبره ، بعد گذارم میفته به این سایت ، هیشکی رم نمی شناسم ، میرم سراغ داستانا ، مسلما اونی که خیلی تشکر پاشه ، توجهمو جلب می کنه ( نمیگم حالا هر کی تشکرش زیاد بود بده:-2-43-: ) خو میرم سراغش ، سرعت گیر که روش نصب نیست ، دیگه وقتی رسیدم به جایی که مناسب من نیس ، کی دست منو می گیره از اونجا درم بیاره ؟؟؟؟ همینجوری تا ته میرم :-2-37-: بعد من دوازده ساله ، علامه ی دهر نیستم که بفهمم این برای من مناسب نیست ،
بعدم تا جایی که از خودم خبر دارم ، تو اون سن ، هر چی بهم می گفتن نخون ، می خوندم :-2-31-:
سه تا داستان که خوندم ، قبح خیلی چیزا پیشم شکسته میشه
برای 12 ساله ای که تازه دنیا رو می بینه ، چار تا داستان با این وضع و حال خوند ، فک می کنه همه جای دنیا مردم اینجوری زندگی می کنن و اون تا حالا تو بی خبری بوده :-2-37-:
بنده به 23 سال سن ، یه وقتایی با دیدن توضیح دادنای ملموس و باور پذیر دوستان با خودم فکر می کنم دارن از خودشون حرف می زنن :-2-37-: والله !
من بی جنبه :-2-38-: ولی خیلیا هم مثل من هستن به خدا ...

نمیذارین آدم حرف نزنه :-2-30-::-2-30-:

golgoli jaan
1390,12,21, ساعت : 15:35
عزیزم این میشه پاک کردن صورت مسئله
ما داریم میگیم بعضی داستانا بعضی چیزاش مناسب نیست
فرض کنیم من 12 سالمه ، تازه فهمیدم جنس مخالف یعنی چی ، تازه چشام باز شده ، تازه فهمیدم دور و ورم چه خبره ، بعد گذارم میفته به این سایت ، هیشکی رم نمی شناسم ، میرم سراغ داستانا ، مسلما اونی که خیلی تشکر پاشه ، توجهمو جلب می کنه ( نمیگم حالا هر کی تشکرش زیاد بود بده:-2-43-: ) خو میرم سراغش ، سرعت گیر که روش نصب نیست ، دیگه وقتی رسیدم به جایی که مناسب من نیس ، کی دست منو می گیره از اونجا درم بیاره ؟؟؟؟ همینجوری تا ته میرم :-2-37-: بعد من دوازده ساله ، علامه ی دهر نیستم که بفهمم این برای من مناسب نیست ،
بعدم تا جایی که از خودم خبر دارم ، تو اون سن ، هر چی بهم می گفتن نخون ، می خوندم :-2-31-:
سه تا داستان که خوندم ، قبح خیلی چیزا پیشم شکسته میشه
برای 12 ساله ای که تازه دنیا رو می بینه ، چار تا داستان با این وضع و حال خوند ، فک می کنه همه جای دنیا مردم اینجوری زندگی می کنن و اون تا حالا تو بی خبری بوده :-2-37-:
بنده به 23 سال سن ، یه وقتایی با دیدن توضیح دادنای ملموس و باور پذیر دوستان با خودم فکر می کنم دارن از خودشون حرف می زنن :-2-37-: والله !
من بی جنبه :-2-38-: ولی خیلیا هم مثل من هستن به خدا ...

نمیذارین آدم حرف نزنه :-2-30-::-2-30-:
من تو پست اولم گفتم اول هر داستان یه محدوده سنی بیان شه اگه حالا یه دختر یا پسر 12 ساله میاد کتابی رو میخونه که روش نوشته مناسب 16 به بالا خوب از عقل نداشته اون فرده(ببخشید بی پرده میگم )
من نمی گم صورت مسئله پاک شه می گم صورت مسئله مشکل داره

N A F A S
1390,12,21, ساعت : 15:35
به نظر من این تاپیک هیچ نتیجه ای نمی ده!!هیچ چیز و حل نمی کنه !(چون چیزی نیست که بخواد حل شه) خوب دوست ندارین نخونین!!!آقا من وقتی یه فیلم می گیرم ببینم حتی وقتی تنهام بعضی جاهاشو خود سانسوری می کنم شما هم می تونید همین کارو کنید یا اصلا نگاه نکنید در مورد داستان هم همین طور قبلش از نویسنده یا یکی که خونده بپرسید مرز این کتاب کجاست اگه مناسبتون نبود نخونید خوب مجبور که نیستید!!!!


آخه عزیز من نمیشه که هر اتفاقی که میوفته همه چشماشونو ببندن و بگن ما ندیدیم!!؟ چه شما یه رمان را نخونی یا یه فیلم بد رو نبینی با ندیدن شما چیزی عوض نمیشه ولی اون کسی که سن کمتری داره و خیلی تو این مسایل کنجکاوه ببینه یا بخونه خیلی چیزا تغییر میکنه.....
اگر قرار باشه هر اتفاق بدی که میوفته یا قراره بیوفته همه خودشونو به نادونی و کج فهمی بزنن چیزی درست میشه؟؟
منظور استارتر این نیستش که این رمانا بدن نرین بخونین اون میگه چرا باید خودتون همچین چیزایی بنویسین؟؟!!
دختر دایی من عضو این سایته و روزی سه چهار ساعت مشغول خوندن رمانای کاربراست....ولی وقتی میخواست ازدواج کنه مونده بود که چرا خواستگارش بی ام و یا ماشین شاسی بلند نداره؟؟چرا چشماش خاکستری نیست؟چرا قد و هیکلش از همه سر تر نیست؟؟چرا شرکت نداره؟چرا؟چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واقعا ما میدونیم داریم با افکار مردم چی کار میکنیم؟؟کجای ایران تمام خانواده هاش عروسی هاشون مختلطه؟آیا تمام پسرا منتظر یه لب برجسته ان یا دخترا منتظر یه آغوش گرم که اسمش به قول ماها عشقه؟؟
یعنی همه ی ماها اینطوری هستیم؟یا آرزوشو داریم یا عقده ی اینکه نشون بدیم از غربی ها چیزی کم نداریم.....
غیر از اینه؟؟

mah banoo
1390,12,21, ساعت : 15:37
بچه ها (البته ببخشید میگم بچه )نمی خوام از کسی طرفداری کنم یا بد بگم دوستای خوبم کاش بجای اینکه اینجا خودتونو ناراحت کنید تو نقدامون شرکت کنید مثلا شما که از نثر من خوشت نمیاد یا این که حرفی تو داستانم زدم که بدت اومده کاش بیایید خیلی منطقی تو نقدم بگید از این قسمت نگارشتون بدم اومده یا اینکه چرا این قسمت سکس نوشتید یا غیره البته می بخشید این قدر صریح حرف میزنم ولی در نقد بچه های رمان نویس فقط تشکر می بینیم ولی اینجا.....بماند البته قبلا هم گفتم من خودم از کسانی هستم دوست دارم بچه ها بخاطر قلمم بهم مثبت بدن نه بخاطر صحنه های .... برای همین در داستانم چنین چیزی رو سعی کردم نیارم (منظورم صحنه های .....)دختر داستانم هم بر عکس دخترهای دیگه قشنگ نیست ولی روی هم رفته کاش در نقد بچه ها شرکت کنید باور کنید من خیلی از بچه ها را می شناسم اکثرا از نقد ناراحت نمیشن بازم ببخشید صریح حرفامو زدم

در مورد نقد کردن هم والا چیزی که ما دیدم باز هم کفه ترازو سمت نویسنده با تشکر زیاد! اگر قرار نقدی هم بشه سهم کسایی که توی یه تیپ خاص می نویسن! حالا بیا در مورد واقعیت بنویس اصلاً مگه کسی می خونه که بخواد نقد بکنه!!
گفته ی من یه چیز کلی و منظورم به شخص خاصی هم نیست! مثلاً بهاره ی عزیز کتاباش کلی طرفدار داره! خود من منتظرم تا زودتر تمام بشه سریع بخونم! پس هر تشکری منظورم نبود!

!قفس باران!
1390,12,21, ساعت : 15:38
با سلام...
خب...تا اينجا تمام نظرات رو خوندم...نظراتى در ظاهر متفاوت كه در باطن يك هدف داشتن...
همه زوم كردن رو خواننده هاى كم سن و سال...درسته كه بيشترين ضربه رو اونا ميخورن اما كسايى هم كه فكر ميكنن شخصيتشون شكل گرفته،تحت تاثير قرار نمى گيرن؟؟؟
مگه ما انسان نيسيم؟؟؟احساس نداريم؟؟؟شهوت نداريم؟؟؟داريم...همه در هر سنى داريم.اگر قراره كتابا واسه +18 نوشته بشه،به اين اميد كه تاثيرات مخرب نداره روشون،آيا درسته؟؟؟پس اگه اينجوريه كه بايد هركى از يه سنى كه بالاتر ميره،ازدواج نكنه چون اين مسائل واسش معنى نداره و تحت تاثير نيس{نميگم كه هدف ازدواج مسائل جنسيه اما بخش مهمى ازش رو تشكيل ميده}پس رده بندى سنى از نظر من راهگشا نيس...هرگز...

دوستانى گفتن،واقعيته بايد نشون داده بشه،آره...واقعيته... اما آيا بهتر نيس كه اين واقعيت رو در جهت سازنده نشون بديم؟مثلا اگه قراره نشون بديم،حداقل تمجيدش نكنيم...
چرا همش عشق به غير همجنس محور اصلى رمان ها شده؟؟؟بابا لمس تن،عشق نمياره...
آيا عشق به وطن نداريم؟؟؟عشق به مادر،پدر،خواهر و برادر... نداريم؟؟؟
چرا شخصيت ها همه زيبا و شاهزاده هستن؟چرا پولشون از پارو بالا ميره؟؟؟
زشتا عاشق نميشن؟؟؟فقيرا عاشق نميشن؟؟؟
چنتا رمان خونديم كه مثلا تاثير لقمه ى حروم رو تو زندگى بيان كرده باشه؟؟؟
چنتا رمان از بچه هاى طلاق گفته؟؟؟از بچه هايى كه از اختلافات خانوادگى رنج مى برن؟؟؟كسايى كه حرومِ تصميماتِ نادرستُ اين واون ميشن؟؟؟
چرا از درداى جامعه حرف نزنيم؟؟؟بخدا اگه بخوايم از درداى جامعه بگيم ديگه اين رماناى تكرارى ديده نميشن...چرا از بچه پ گرسنه اى نگيم كه حسرت يه همبرگر رو داره؟؟؟چرا توى اكثر رمان ها آدماى موفق فقط دكتر و مهندس هستن؟؟؟چرا يك راننده تاكسى رو موفق نشون نمى دن؟؟؟

طرفدار داشتن مهم نيس...تاثيرى كه رمان ها بر روح آدم ميذاره،مهمه....

ببخشيد كه پرحرفى كردم و حرفايى زدم كه به اين تاپيك ربط نداش...

saba1989
1390,12,21, ساعت : 15:40
با این موضوع واقعا موافقم گاهی بعضی نوشته ها اصلا شبیه زندگی واقعی نیست

golgoli jaan
1390,12,21, ساعت : 15:42
ببین این مشکل خانواده هاست چرا یه دختر نبلید در مورد بدنش بدونه ؟؟؟؟؟
چرا نمی تونه با مادر پدرش راحت حرف بزنه؟
چرا بیشتر دختر پسر های ما تو مدرسه از بین حرفای هم کلاسیاشون در مورد مسائل جن*سی می فهمن؟؟
تو خانواده من اینترنت وقتی دست یه دختر 12 ساله هست که مادرش یا خواهر بزرگترش کنارش باشه
من دارم می گم این مشکل نویسنده سایت نیست مشکل ماست
مشکل منه مادره که به بچم یاد ندادم وقتی میگن به این دست نزن واسه اینه که واست خوب نیست مشکل من دختره که فهمم نمی کشه وقتی میگن ورود ممنوع یعنی مناسبت نیست
مشکل منه!!!!
من میگم چرا وقتی بی حجابی برا بعضیا عار(آر)به حساب میاد برا بعضیا نه سعی نمی کنن به نظر طرف احترام بزارن؟
من بی حجابم اما تو دانشگاه رعایت می کنم وقتی میرم خونه کسی که حجاب داره با حجاب میشینم بهش احترام میزارم معذبم سعی میکنم کمتر یا حتی اصلا نرم
اینم مثل همین مناسبم نیست نمی خونم

Z.Sattari
1390,12,21, ساعت : 15:44
واقعا ممنون.بالاخره یکی این حرفو زد.
نمیگم همه کتابای کاربران اما به جرات میشه گفت عمده کتاب های سایت شده همین موضوعات.به نظر من بعد از نویسنده خود ما خواننده ها مقصر هستیم که با تشکر و امتیاز هامون به مطالبش ارزش میدیم.
بعضی اوقات حتی میشه یک جور عقده را توی قلم بچه ها دید.به نظر من نویسنگی خودش استعداد بزرگی می طلبه که هرکسی نداره.معمولا بعضی از بچه ها صرفا به خاطر سرگرمی به نویسندگی در سایت نگاه می کنن.و همین باعث میشه که حرمت قلم رو زیر سوال ببرن.

+Lily
1390,12,21, ساعت : 15:45
بچه ها لطفا مخالف هستین ، جواب طرف مقابلتون رو بدین
منفی ندین :-119-:
اجازه بدین حرف هر دو طرف شنیده بشه
جنبه ی امکاناتی رو که بهتون دادن داشته باشین

نگفتم به من مثبت بدین که :-2-06-:
دیدم یکی از بچه ها جواب منو داده ، منفی خورده :-2-08-:
من مجبور شدم بش مثبت بدم تا یر به یر بشه :-2-06-:
رعایت کنین بچه ها

من تو همه ی پستام روی صحبتم با نویسنده های سایت بوده
نه مخاطب فهیم! که خودش می دونه داره چکار می کنه :-2-08-:
من اعتقادم اینه که پیشگیری بهتراز درمانه :-2-15-:

پرستوی مهاجر
1390,12,21, ساعت : 15:47
من وقتی میخوام نظری بدم چند تا از نظرات دوستان رو میخونم الان هم با صحبتهای مهتاب جون کاملاً موافقم

kurda smahlt:<
1390,12,21, ساعت : 15:49
خب دوست عزیز اگر قلم نویسنده بد بود که کسی نمی خوند!! من هیچ وقت یادم نمیره با چه حالی کتاب کسی پشت سرم آب نریخت را خوندم! چقدر اعصابم را به هم ریخت! اما می دونی چرا خوندم تا آخر؟ چون قلم نویسنده عالی بود!! انقدر که نتونستم نخونم!

شما به این فکر کردید که هنوز چند درصد از خانواده ها یه زندگی به معنای واقعی خانوادگی دارند! همه ی این 70 میلیونی که شما می گید که تهران و خیلی از شهرهای بزرگ نیستند که روابط به نسبت بازتری هست! حتی اگر روابط دختر و پسر را خیلی فراگیر هم در نظر بگیریم چرا منکر این می شیم که همش مخفیانه است حالا همش نه! 80٪!
اما توی بعضی از رمان ها نه صرفاً مال بچه های سایت خانواده ها عملاً نقش دستگاه پول ساز را دارن!

حرف شما کاملا متینه تو ایرن شما می گید 80 % ولی من می گم 99% رابطه ها مخفیانه است چون تو ایران این موارد ننگه یه دختری که بار اول یه کاری کرد دیگه به قول معروف می گن خرش از پل گذشته هیچ کس نمی تونه بفهمه که با یه نفر ... یا با چند نفر...من می گم چرا جوری نشه که ما همه راحت به خوانواده هامون بگیم و که اگه مشکلی پیش اومد با مشورت خانواده حلش کنیم اگه تو جامعه جا بیفته دیگه پسرا دنبال دخترای آفتاب مهتاب ندیده نمی گردن اگه خدایی نکرده دو نفر از رو مستی و بدون هوشیاری همچین کاری کردن تن به ازدواج زوری ندن اگه این مسئله آزاد بشه باور کنید مردم مثل عقده ای ها عمل نمی کنن و رابطشون خیلی ساده تر می مونه.
اگه یه دختر بره به مامانش بگه من دوست پسر دارم اگه مامانش آروم باهاش رفتار کنه و بگه اشکالی نداره فقط حواست به مرزت باشه دختر لجبازی نمی کنه.
مشکل جامعه ی ما این جاست که اگه پسرا کاری انجام بدن آب از آب تکون نمی خوره ولی دختر همن کار و انجام بده همه می فهمن مشکل این جاست که پسره با هزار نفر رابطه داشته و همه سنی ولی واسه ازدواج دختر آفتاب مهتاب ندیده می خواد من خودم کاری به دین هم ندارم ولی به نظرم رابطه کار زشتیه ولی من از همین چیزاش هست که زورم می گیره که پسرا انقدر آزادیه عمل دارن که همه غلطی می تونن بکن.:-2-09-::-119-::-2-36-::-2-36-::-2-36-::-2-36-::-2-39-::-2-39-:

golgoli jaan
1390,12,21, ساعت : 15:50
آخه عزیز من نمیشه که هر اتفاقی که میوفته همه چشماشونو ببندن و بگن ما ندیدیم!!؟ چه شما یه رمان را نخونی یا یه فیلم بد رو نبینی با ندیدن شما چیزی عوض نمیشه ولی اون کسی که سن کمتری داره و خیلی تو این مسایل کنجکاوه ببینه یا بخونه خیلی چیزا تغییر میکنه.....
اگر قرار باشه هر اتفاق بدی که میوفته یا قراره بیوفته همه خودشونو به نادونی و کج فهمی بزنن چیزی درست میشه؟؟
منظور استارتر این نیستش که این رمانا بدن نرین بخونین اون میگه چرا باید خودتون همچین چیزایی بنویسین؟؟!!
دختر دایی من عضو این سایته و روزی سه چهار ساعت مشغول خوندن رمانای کاربراست....ولی وقتی میخواست ازدواج کنه مونده بود که چرا خواستگارش بی ام و یا ماشین شاسی بلند نداره؟؟چرا چشماش خاکستری نیست؟چرا قد و هیکلش از همه سر تر نیست؟؟چرا شرکت نداره؟چرا؟چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واقعا ما میدونیم داریم با افکار مردم چی کار میکنیم؟؟کجای ایران تمام خانواده هاش عروسی هاشون مختلطه؟آیا تمام پسرا منتظر یه لب برجسته ان یا دخترا منتظر یه آغوش گرم که اسمش به قول ماها عشقه؟؟
یعنی همه ی ماها اینطوری هستیم؟یا آرزوشو داریم یا عقده ی اینکه نشون بدیم از غربی ها چیزی کم نداریم.....
غیر از اینه؟؟
ببین اول همه پستامو بخون بعد بگو!!!دختر دایی شما با کمال احترام هنوز بچه است شاید سنش به بچه ها نخوره اما عقلا بچه ست!!!چون سیندرلا با پرنس چارمینگ ازدواج کرد همه باید منتظر شاهزاده سوار بر اسب سفید باشیم؟؟؟؟؟
این حرفا به نظرم نشون دهنده عدم بلوغ فکری و آزادی بیانه؟
میگم تاپیک چیزی و حل نمی کنه چون استارتر نتونست جریان افکاری و که وارد این تاپیک شد همسو کنه نتونست بگه الان مشکل خوشگلی افراده یا مسلمونه نمونه نبودنشون فقط یه حرف زد اگه در مورد پولدارا نوشته نشه دیگه کسی در آرزوی پول و مقام وقدرت نمیشینه؟؟؟؟؟؟؟
اگه یکی تو داستان بی حجابه باعث بی حجابی میشه؟
اگه رابطه نامشروع بوجود بیاد تو داستان انحطاط میاره؟؟؟
نه
اما اما اگه این مسائل نادیده گرفته شن مطمئنا نسل بعد از ما خیلی راحت تر از ما از ارزشها می گذرن

venus123
1390,12,21, ساعت : 15:51
راستش نظر بچه ها رو خوندم...خواستم منم یه چیزی بگم...باید بگم خوشحالم که یه همچین تاپیکی ایجاد شد...یادمه تو یه جا دیدم یکی به این مساله اعتراض کرد و داد و هوار همه رفت بالا....پس باید به جرات شما تبریک گفت...

خوب من فکر میکنم یه نویسنده اول باید هدفش رو از نوشتن مشخص کنه... یعنی اینکه مثلا من دارم یه فیلمنامه ی آمریکایی مینویسم که جزئیاتش باید آنقدر دقیق باشه که بیننده رو جذب کنه (واقعا یاد اون روزا بخیر که به فیلم کازابلانکا میگفتن صحنه دار!!!!!!!!)....یا نه یه داستان عشقی رو میخوام به تصویر بکشم که کسایی که تجربه ی عشق رو دارن یا ندارن جذبش بشن و تا آخرش شخصیت های رمان رو دنبال کنن...

البته باید گفت نمیشه منکر این قضیه شد که در کنار عشق این مسائل هم هست و خواننده میخواد تا حدودی پی به آنها ببره...من نظرم اینه اگر نباشه جاش خالیه و اگر باشه نباید طوری باشه که از حدش خارج بشه...

راستش دیدم کسایی رو که صفحات کتاب رو تند تند رد میکنن تا فقط به اون قسمت های رمان برسن که البته در مورد رمانای سایت با وجود نت یا pdf بودنش این کار راحت تر هم انجام میشه...(البته متاسفانه)...

یه رمان خوب شما رو خط به خط با خودش میکشونه....

خوبه یادمون باشه درسته که یه رمان باید از درد جامعه بگه و همه شخصیت های رمان هم از همین جامعه ان (چه با فرهنگ،چه بی فرهنگ،چه مذهبی،چه غیر مذهبی،چه زیبا و چه زشت)....وظیفه ی بزرگتری هم داره و اونم فرهنگ سازی جامعه اس...

بیایم یه کاری بکنیم که علاوه بر خود کار ، اثر کارامون هم خوب باشه....که مطمئن باشین شاید یه چیزی از بین بره...ولی طول میکشه که اثرش از بین بره....

هر چند بیشتر نویسنده های سایت از جمله خود همین خورشید خانوم که لطف کردن و نظرشون رو هم نوشتن و من بیشترین رمانای سایت رو از ایشون خوندم....این حد رو رعایت کردن ....فقط این اواخر یه سری از نویسنده ها کم لطفی کردن و به جنبه اثر گذاریش توجه نکردن...

بازم ممنون که این فرصت رو در اختیار ماها که این حرفا تو گلومون گیر کرده بود دادین :-118-:

ParMoun
1390,12,21, ساعت : 15:51
دینگ!!
ممنونم از استارتر برای بیان این موضوع
از وقتی اومدم سایت تا الان همه نظرات رو خوندم و فکر میکنم حرفی برای گفتن داشته باشیم.

به نظر من رعایت شرع و موازین و حریم آدم ها و رابطه هاشون توی داستان مهمه... ولی با خورشیدم موافقم که میگه باید آزادی بیان داشت... رمان های انجمن درسته زیر تیغ وزارت ارشاد یا جاهای مشابه نمیره و درسته بعضی چیزها با باور های یه دختر 10 ساله مخالفه و من خودم شاید اولین کسی بودم که این موضوع رو گوشزد کردم... ولی الان که فکر میکنم میبینم یه دختر 10 ساله از رمان چی میخواد؟؟
من خودم 21 سالمه و بعضی سطرهای رمان ها اذیتم میکنه ولی ممکنه یه دختر 10 ساله خیلی بهتر از من درکش کنه!!
اینا به فرهنگ بر میگرده... فرهنگی که توش تربیت شدی... من خودم با پسرای اطرافم راحت بودم و هستم و این دلیلی بر بی بند و باری من نیست... وقتی بخوام بنویسم تو چهار چوب خاصی مینویسم و شاید بگم یکی از معدود کسایی بودم که خط قرمز رمانش فقط بغل کردن بوده اونم نه دو نفر که هیچ کس از رابطه اونها خبری نداشته

میخوام بدونم کسایی که انتقاد کوبنده کردین یعنی تشکراتون پای هیچ یک از رمان ها نیست؟؟!!
اگه دنیای هر کس محدوده به دنیای بقیه ، به افکارش ایراد نگیره... من نمیگم شرح به شرح مسائل ج.ن.س.ی نوشته بشه ولی به قول بچه ها اشاره ای بدون تشریح بد نیست... چون فکر کنم همه بدونیم بچه رو لک لک نمیاره


من موافقم برای مثال رمان ؟؟؟؟ اگرچه جذابیت های داستانی واتفاقاتی که درون اون می افته این رمانو به یکی از پرطرفدارها تبدیل کرده اما اتفاقات کاملا دوراز ذهن وباورهستن هیچوقت یه پدر ایرانی دخترشو تو تهران تنها توی یه خونه که فقط توش یه پسرزندگی میکنه رها نمیکنه کاش لااقل عرف جامعه وحقایق موجود رو در نظر بگیریم

شما که این مثال رو زدی... باورش برات سخته یه دختر تنها زندگی کنه؟ من خودم دوسال تنها زندگی کردم... هیچ مشکلی هم نداشتم... خیلی دخترا هستن از صد تا پسر محکم ترن... به نظرم بد نیست بعضی جاها اصلاح بشه ولی قرار نیست فقط توهین کنیم... این سایت نویسنده زیاد داره و هرکی در خور فهم و برداشت خودشون مینویسه.... با اینکه رمان ها طبقه بندی بشن موافقم... اینجوری اگر ی دختر 10 ساله رمان رده 17 سال رو خوند مسئولیتش با ما نیست چون توضیح دادیم. اگر کسی رمانی اذیتش میکنه خواهشا اونو نخونه و از نویسنده ها خواهش میکنم یه محدوده سنی تعریف کنن که تا یه دختر بچه اومد تو سایت و اون محدوده رو دید خودش تصمیم بگیره میخواد بخونه یا نه و دینی به گردن کسی نمونه

قصد من توهین نبود بیان نظر و دفاع از نویسنده های سایت

rozi-91
1390,12,21, ساعت : 15:51
بهتون حق می دم که پست هامو حذف کنید !
خیلی ها زیر سوال می رفتن با حرفای من !!!
بالاخره خیلی ها رفتن و تقدیر و تشکر کردن و تبریک گفتن بابت موفقیت ِ ... <<--- !
بــــــــــــــله !!!

بالاخره
موافق نیستم خیلی بار معنایی بیشتری داره تا حرفایی صد من یه غاز من !
:-2-37-:

simaN
1390,12,21, ساعت : 15:53
عزیزم این میشه پاک کردن صورت مسئله
ما داریم میگیم بعضی داستانا بعضی چیزاش مناسب نیست
فرض کنیم من 12 سالمه ، تازه فهمیدم جنس مخالف یعنی چی ، تازه چشام باز شده ، تازه فهمیدم دور و ورم چه خبره ، بعد گذارم میفته به این سایت ، هیشکی رم نمی شناسم ، میرم سراغ داستانا ، مسلما اونی که خیلی تشکر پاشه ، توجهمو جلب می کنه ( نمیگم حالا هر کی تشکرش زیاد بود بده:-2-43-: ) خو میرم سراغش ، سرعت گیر که روش نصب نیست ، دیگه وقتی رسیدم به جایی که مناسب من نیس ، کی دست منو می گیره از اونجا درم بیاره ؟؟؟؟ همینجوری تا ته میرم :-2-37-: بعد من دوازده ساله ، علامه ی دهر نیستم که بفهمم این برای من مناسب نیست ،
بعدم تا جایی که از خودم خبر دارم ، تو اون سن ، هر چی بهم می گفتن نخون ، می خوندم :-2-31-:
سه تا داستان که خوندم ، قبح خیلی چیزا پیشم شکسته میشه
برای 12 ساله ای که تازه دنیا رو می بینه ، چار تا داستان با این وضع و حال خوند ، فک می کنه همه جای دنیا مردم اینجوری زندگی می کنن و اون تا حالا تو بی خبری بوده :-2-37-:
بنده به 23 سال سن ، یه وقتایی با دیدن توضیح دادنای ملموس و باور پذیر دوستان با خودم فکر می کنم دارن از خودشون حرف می زنن :-2-37-: والله !
من بی جنبه :-2-38-: ولی خیلیا هم مثل من هستن به خدا ...

نمیذارین آدم حرف نزنه :-2-30-::-2-30-:

باهات موافقم تو این مورد ولی عزیز من! تو حتی کتاب خونه هم میری رمان مخصوص نوجوان با رمان مخصوص جوانان فرق داره!!:-2-38-: رمان نوجوانان رماناییه مثه خانواده رابینسون و.... ورمانای جوانان هم دالان بهشت و...
این خود فرده که عقلش باید بگه کدوم رو بخونه یه نوجوون اگه خیلی هم ای کیوش کم باشه باید اینو بفهمه که وقتی بهش میگن نخون نخونه!!:-2-31-: ولی اینو هم قبول کن یه رمان اگه خیلی خشک باشه قشنگ نیس کیه که بخونه! حتی رمان سرزمین اشباح با همه خشکیش یه جاهاییش هم نوشته بود!:-2-38-: من میگم تعادل رو باید رعایت کرد ! باید ذهن خواننده ها را درس کرد! اونی که مینویسه هم آدمه احساس داره و مثه اونی که میخونه این ج.ر مسایلو دوس داره!:-2-08-: من میگم اگه اون نوجونی که تو میگی بیاد این جا و بخواد چشاش با چهار تا حرف باز شه ممکنه بدون خوندن اون رمان و توی همین جامعه این اتفاق براش بیوفته! الان تو این دوره زمونه یه دختر12 ساله فقط 12 سالش نیست بیشتر از 18 ساله میفهمه! دیگه بااون موقع فرق کرده عزیز من این مشکل ریشه ایه باید از ریشه درمان بشه با درست کردن عقاید 10 نفری که این تایپیکو میخونن درس نمیشه! هر کس باید خودش به این نتیجه برسه! من اگه بخوان بهم بگن چی کار کن یا نکن بد تر لج میکنم!:-2-36-:

shamim_13
1390,12,21, ساعت : 15:53
واقعا موافقم با اين بحث.بعضي از اين كتابا داستانايي رو ميگه كه حتي من خواننده نميتونم تصور واقعي بودنشو توي ذهنم داشتم باشم چه برشه توي واقعيت.همه كه توي تهران وشهرهاي بزرگ زندگي نميكنن كه بي بند وباري بيشتر از شهر هاي كوچيكتره.براي من كه به شخصه توي يه شهر نه چندان بزرگ زندگي ميكنم تصور اين صحنه ها سخت و غير قابل باوره.تازه فكرشم نميكنم همه ي خونواده ها اينقد دررابطه هاي بچه هاشون بي پروا باشن كه اجازه هر كاري رو به اونا بدن تا اين ماجرا ها پيش بياد.
نويسنده هاي ساين ،اونايي كه قلمتون پر زور و شيواس و مخاطبو به طرف خودش ميكشه.ازاين راهكار براي پرورش نسلي استفاده كنين كه قرار ه اينده ساز بشن.نميخام شعاري با هم حرف بزنيم اما تو رو خدا به چند سال بعد فكر كنيد كه يه دختر جوون نميتونه تنها تو خيابون بره.چون گرگايي تربيت شدن كه تقصير خودشونم نيست كه اينجور بزرگ شدن تقصير كسايي هست كه اين مسايل بي بند وباري رو تو مخشون فرو كردند و براشون عادي كردند.

با حرف شما موافقم بااون تکه ایی که پررنگ کردم
یه بار تو یه نقد رمان اومدم گفتم این چه جوریه که نماز می خونه ولی پسره همش تو خونه اش هست و از این حرفها همه بهم توپیدن و بعدشم گفتن شما تو اجتماع نیستی حتما تو یه شهر کوچیکی در صورتی که مقید بودن ربطی به شهر بزرگ و کوچک نداره کسی که خدا رو می شناسه طرف بی بند وباری و مشروب از این چیزا نمیره . من بعد ازون دیگه هیچ داستانی رو نقد نکردم

mahsa tanha
1390,12,21, ساعت : 15:55
مابایدطوری بنویسیم که عشق پاک وبی الایش رویادبدیم وبه همه بگیم عشق یعنی کنار هم بودن باهم بودن نه فقط دراغوش هم بودن عشق روبایدثابت کرد حرمتش روبایدحتی درگفتنش نگه داشت مثل خواجه حافظ که همیشه به بهترین نحوممکن عشق روفریادمیزدخوشحالم خوشحالم که بالاخره یک نفراین موضوع روبیان کردپری جان ازت ممنونم!!!

چرا فکر میکنین که روابط جسم روابط روحی و معنوی رو تخریب میکنه... مسائل ج *ئاااا جزو غرایز انسانهاست و امری کاملا طبعی و اگه بر اساس عرف و شرع باشه هیچ اشکالی نداره روح و جسم باید در کنار هم باشن که همدیگرو کامل کنن....یعنی واقعا خود شما اگه کسیرو دوست داشته باشین دلتون نمیخواد بغلش کنین یا ببوسینش... تا وقتی این مسائل باعث تخریب و انحراف اخلاقی نشه هیچ اشکالی نداره[/QUOTE]

نه گل قشنگم منظور من این نبودکه دونفری که همودوس دارن اصلا همونبوسن نه چرااونم جزوعشقه وتازه لذت بخش هم هست اماماباید توی رمانهامون به جنبه های دیگه ای ازعشق هم بپردازیم رمان های ماامروزه فقط به این مسائل پزداختن ماتوی این سایت خواننده هایی داریم که به قول بقیه سنشون خیلی کمه واین مسائل الان یه کم براسون زوده وبه نظرم فهمیدن مفهوم عشق براشون خیلی بهتره تافهمیدن مسائلی که بعدازازدواج پیش میادشماکلمه ی بلوغ زودرس روتابه حال شنیدید که برای بچه هااتفاق می افته امربسیارتخریب کننده ایه مابایداول عشق پاک رویادبدیم اون مسائل همیشه هست نمیدونم تونستم منظورم روبرسونم یانه بهم بگید:-2-27-:

hoda_f1
1390,12,21, ساعت : 15:56
دوستان گلم من خوره رمانم ميانگين هر دو روز يه رمان ميخونم و فكر ميكنم تجربم زياد باشه......شخصا از سانسور خوشم نمياد...بلاخره رمان بايد از يك نواختي در بياد ووووووووووووووووووووووووو لي به اصلا نبايد از حد بگذره...رمان چون فيلم يا سريال نيست و چهره ها رو نشون نميده بيان احساسات براي نويسنده سخته و تبحر زيادي ميطلبه...
بعضي صحنه هاي رمانتيك كمك ميكنه كه احساس شخصيت ها و صحنه هاي رمان درك بشه ولي بازم ميگم در حد نرمال....زياديش به نظرم چندش اوره و خواننده رو از موضوع دور ميكنه...به نظرم همسايه من...عشق و اتش...تمناي وجودم ولي خيلي هاي ديگه در حد نرمال بودن و صحنه هاي عاشقانه تونسته بود به درك كتاب كمك كنه...
اين بحث چادرم نميدونم از كجا اومده وليكن از روي ظاهر نميشه قضاوت كرد...من شخصا حجاب ندارم و توي مهموني ها روسري نميپوشم ولي هميشه مراقب رفتارم با جنس مخالف هستم...

ساده .ش
1390,12,21, ساعت : 15:56
بچه ها بازم اومدم اگه نگید هی میاد پارازیت میندازه میره .................دوستای گلم چند نفر با من هم عقده هستند (بیایید تو نقد عقده دل بگاشاییم )بخدا هر کی تو نقد من شرکت کنه کلی خوشحالم میکنهاسم داستانم را برای صدمین بار می نویسم منتظر نقد خوبتون هستم کتاب کدامین نگاه

پائیز96
1390,12,21, ساعت : 15:56
از صحنه های غیر اخلاقی گذشته خود داستان ها هم غیر واقعی نوشته میشه نه فقط کتاب های کاربران سایت خیلی نویسندگان معروف هم اینجوری مینویسن یعنی همه چیزهای که یه نفر میخواد توی زندگی وافعی اش داشته باشه رو یکجا میارن میدن به یکی از شخصیت های داستان واقعا 80 درصد داستان های که توی رمان اورده میشه نمود خارجی نداره و فقط یک در هزار در جامعه ما یه نفر اون رو واقعا توی زندگی واقعیش میبینه منظورم همون به تصویر کشیدن زندگی های لوکس روابط شاهزاده گدا و فقیر بودن و پولدار بودن بیش از اندازه شخصیت های داستان هست من خودم به شخصه فقط توی کتاب های نازی صفوی کتاب خلوت خلود مهرنوش صفایی بعضی از کتاب های تکین حمزه لو و بعضی از کتاب های مودب پور واقع نگاری رو دیدم نمی دونم چرا بعضی نویسنده ها فکر می کنن برای جذاب شدن نوشتشون باید صحنه های خارق العاده تصویر کنن هر چه سطح مادی و معنوی شخصیت های داستان به سطح مادی و معنوی مردم عادی جامعه نزدیکتر باشه همزاد پنداری که باعث کشش خواننده به خوندن ادامه رمان میشه بیشتر میشه

*artist*
1390,12,21, ساعت : 15:58
موافقم و از اينكه اين موضوع رو مطرح كردي خيلي متشكرم بهتره زودتر يه فكري به حال اين موضوع بشه وگرنه سايت براي سومين بار.....:-2-39-:

پدیده
1390,12,21, ساعت : 16:00
در ضمن خیلی شرمنده که اینو می گم هر سنی کتابی داره .بچه 12 ساله یا 15 ساله اشتباه می کنه رمان عاشقانه میخونه.این برمی گرده به خانواده با کنترل کمشون.بچه 12 ساله باید بره بشینه هری پاتر بخونه یا چیزهایی مثل این نه رمان عاشقانه که هنوز دیدی نسبت به عشق و خواستن نداره .
اين حرفو قبول ندارم...خوندنش باعث ميشه چه لطمه اي به بچه برسه!؟

من مخالفم...
يه نويسنده زندگي رو(همين روابط رو ميگما)از دريچه ديد خودش ميبينه!:-2-31-:
نويسنده به هيچ وجه نيستم اما واسه دل خودم يه سري چرت و پرت مينويسم!
توي داستانام روابطم خيلي بازه مثل اينكه(:-2-35-:)...اما نميتونم كاريش كنم!چون من اينجوري فكر ميكنم...نميتونم كسيو خلق كنم كه طرز فكرش كاملا در تضاد با منه!
بغل كردن،يه چيز ساده س!
بوسيدن(از رو گونه ها:-2-09-:)يه چيز ساده س!
لباس كوتاهي كه دختر ميپوشه،بعدش ميره با يه پسر ميرقصه و غيره و غيره و غيره،واسه من چيزي نيس!
اگه كسي اينو بد ميدونه،يا فكر بدي بعد از خوندنش ميكنه،بايد خودشو درست كنه!

رزاي من جزو همين دسته رمانا بود(اگه بشه اسمشو رمان گذاشت)خودم از روند پيشرفت داستان به اون صورت خوشم نميومد،ولي خو نوشتم و تمومش كردم...از شخصيتش راضي نبودم و نيستم.چون به قول دوستان بي بند و بار و بي حيا بود!:-2-43-:
اما وقتي توي داستان دختره مشروب ميخوره،با پسرا ميرقصه،بيحجابه،چه ميدونم همه اين چيزاي مثلا بد رو داره،دليل بر بي بند و بار بودنش نيس آقا.

آقا اين سن 14 چرا هي مياد و ميره؟خو بگين 15!بگين 16!:-119-::-2-22-:



توی خانواده ها چقدر اهمیت میدن که بچه اشون تنهایی به ماهواره نگاه نکنن .تذکری داده میشه؟
خیلی کم خانواده ایی تذکر میده.بچه ها می بینن و زودتر از اون چیزی که باید بزرگ میشن.
باید به بچه ها یاد بدیم که هر چیزی سنی داره.متاسفانه خانواده ها خیلی بی خیال اینجور چیزا شدن نتیجه اش هم شده این که یه دختر 10 ساله دوس پسر داره یا بلعکس .
اون دختر 10 ساله ببخشيدا،ولي مغزش پاره سنگ برداشته!
به خاطر ديدن ماهواره اين اتفاق نيفتاده!

*unique*
1390,12,21, ساعت : 16:01
کاملا باهات موافقم . خیلی هاش حرف دل من بود...

sara khanoom
1390,12,21, ساعت : 16:02
من الان طرف صحبتم با هم سن و سالای خودمه یعنی بالای 20 سال کاریم با نوجوونا ندارم .ببینید ما وارد اجتماع شدیم داریم واقعیتارو میبینیم بیاین با خودمون روراست باشیم.........کودوممون پولدار خفنیم؟..........کی تو اینجا زیباییه اسطوره ای داره؟...................کی اینجا هست که صبح تا شبشو با روابط عاشقانه بگذرونه؟..........چرا میخوایم تو رمانامون اغراق کنیم؟......................چرا میخوایم بگیم وقتی 2 نفر همو دوست دارن صبح تا شب تو بغل همن؟....................چرا زندگی یه دختر عادی رو ننویسیم با تمام دغدغه هاش؟...................چرا اسرار داریم هوسو با عشق اشتبا بگیریم؟..............چرا به یه بچه ی 15 16 ساله میخوایم نشون بدیم که عشق فقط رابطه ی ج ن س ی ه؟ چرا نمیگی که نشون دادن عشق مرد به زن میتونه کار کردن زیادش باشه برای ساختن یه زندگی نه اینکه همش با در اغوش گرفتنو بوسیدن زن بخواد عشقشو نشون بده..............نمیگم رابطه ی ج ن س ی نیست نه هست ولی همه ی زندگی این نیست.......همه زندگی زیبایی یه دختر بیست همه ی زندگی پول پسر نیست همه زندگی بوسیدنو در اغوش گرفتن نیست به بچه ها همشو نشون بدیم

پدیده
1390,12,21, ساعت : 16:03
لیلی مطمئنا بخونن این حرفها رو هم نمیان بگن اره بده ننویسید ما کج میریم :-2-37-: وقتی براشون جذابیت داره چرا از خودشون دریغ کنن ؟
ما که مثلا یه هوا بزرگتریم ننویسیم ...
نميدونم منظور با كي بوده،اما به عنوان يه دختر 14 ساله ج ميدم:
چرا بايد برامون جذابي داشته باشه!؟؟!
(داره...نميگم نداره!ولي نه در اين حد كه شوما ميگين!)

*bi gharar*
1390,12,21, ساعت : 16:08
میدونیدمن نیمه موافقم!!
حرف درستی میزنیدولی اونقدرهام بدنیس!فقط یه مقداربایدبیشتربهشون توجه بشه!

simaN
1390,12,21, ساعت : 16:10
اين حرفو قبول ندارم...خوندنش باعث ميشه چه لطمه اي به بچه برسه!؟

من مخالفم...
يه نويسنده زندگي رو(همين روابط رو ميگما)از دريچه ديد خودش ميبينه!:-2-31-:
نويسنده به هيچ وجه نيستم اما واسه دل خودم يه سري چرت و پرت مينويسم!
توي داستانام روابطم خيلي بازه مثل اينكه(:-2-35-:)...ا
ما نميتونم كاريش كنم!چون من اينجوري فكر ميكنم...نميتونم كسيو خلق كنم كه طرز فكرش كاملا در تضاد با منه!
بغل كردن،يه چيز ساده س!
بوسيدن(از رو گونه ها:-2-09-:)يه چيز ساده س!
لباس كوتاهي كه دختر ميپوشه،بعدش ميره با يه پسر ميرقصه و غيره و غيره و غيره،واسه من چيزي نيس!
اگه كسي اينو بد ميدونه،يا فكر بدي بعد از خوندنش ميكنه،بايد خودشو درست كنه!

رزاي من جزو همين دسته رمانا بود(اگه بشه اسمشو رمان گذاشت)خودم از روند پيشرفت داستان به اون صورت خوشم نميومد،ولي خو نوشتم و تمومش كردم...از شخصيتش راضي نبودم و نيستم.چون به قول دوستان بي بند و بار و بي حيا بود!:-2-43-:
اما وقتي توي داستان دختره مشروب ميخوره،با پسرا ميرقصه،بيحجابه،چه ميدونم همه اين چيزاي مثلا بد رو داره،دليل بر بي بند و بار بودنش نيس آقا.

آقا اين سن 14 چرا هي مياد و ميره؟خو بگين 15!بگين 16!:-119-::-2-22-:


با این حرف شما من کاملا موافقم ! میگن که از کوزه همان برون تراورد که در اوست!:-2-43-: به قول شما نمیشه طرز تفکر شخص نویسنده رو تغییر داد! هر کس یک سری ارزش هایی داره که نمی تونه اونا تغییر بده! این دیگه بستگی داره به خواننده خواننده ای که خوش نمیاد نخونه! اما بعضی وختا زیادی این مسایل باز میشه! که اینم خوب نیست! نباید موضوع رمان از بحث اصلیش منحرف بشه و بچسبه این چیزا! اینا فقط باید خیلی کم باشه! تا از حالت خشکی در بیاد همین!:mrgreen:
الان دیگه یکی میاد منو میزنه و بیرونم میکنه!:-2-06-:یکی بیاد جلو منو بکیره وگرنه تا صب چرت و پرت مینویسم!

golgoli jaan
1390,12,21, ساعت : 16:12
من الان طرف صحبتم با هم سن و سالای خودمه یعنی بالای 20 سال کاریم با نوجوونا ندارم .ببینید ما وارد اجتماع شدیم داریم واقعیتارو میبینیم بیاین با خودمون روراست باشیم.........کودوممون پولدار خفنیم؟..........کی تو اینجا زیباییه اسطوره ای داره؟...................کی اینجا هست که صبح تا شبشو با روابط عاشقانه بگذرونه؟..........چرا میخوایم تو رمانامون اغراق کنیم؟......................چرا میخوایم بگیم وقتی 2 نفر همو دوست دارن صبح تا شب تو بغل همن؟....................چرا زندگی یه دختر عادی رو ننویسیم با تمام دغدغه هاش؟...................چرا اسرار داریم هوسو با عشق اشتبا بگیریم؟..............چرا به یه بچه ی 15 16 ساله میخوایم نشون بدیم که عشق فقط رابطه ی ج ن س ی ه؟ چرا نمیگی که نشون دادن عشق مرد به زن میتونه کار کردن زیادش باشه برای ساختن یه زندگی نه اینکه همش با در اغوش گرفتنو بوسیدن زن بخواد عشقشو نشون بده..............نمیگم رابطه ی ج ن س ی نیست نه هست ولی همه ی زندگی این نیست.......همه زندگی زیبایی یه دختر بیست همه ی زندگی پول پسر نیست همه زندگی بوسیدنو در اغوش گرفتن نیست به بچه ها همشو نشون بدیم
خوب عزیزم رمانه یکی میاد درمورد واقعیاته زندگی می نویسه یکی میاد یه داستان غیر واقعی
اگه دوست داری برو واقع گرایانه رو بخون اگه نه این یکی رو
مردی هم که به خاطر خانوادش سخت کار می کنه بایذ با آغوش گرمش هم محبت رو نشون بده
در مورد پول دوستی هم بیا واقع بین باشیم این از خانواده هامون نشات می گیره اگه انقدر چشم وهم چشمی نباشه مشکلی پیش نمیاد
نمی گم بیایم رمانهامونو در حد کتابهای آموزش روابط جن*سی بنویسم من میگم این حدی که هست خوبه!!!
دیگه اون دختری که داستان و رویا رو با واقعیت اشتباه میگیره مشکل خودشه نه نویسنده

simaN
1390,12,21, ساعت : 16:17
خوب عزیز من این که شما داری میگی چرا شخصیت رمانا این طوریه!! اگه این شکلی نباشه که رمان نمیشه! رمان یهنی افسانه! افسانه هم یهنی چیزی که واقعیت نداشته باشه! اگه واقعی باشه اولش مینویسن واقعی!:-2-43-:
مثه خیلی دیگه از نویسنده ها! چرا نمیخوایید قبول کنید؟ این مسایل برای خیلی ها هیچی نیست! ارزش ها وتفکرات همه مثه هم نیستن! نباید افراد مقایسه کرد! شماخودت میری بازار انواع لباس های جشنو میبینی ! کدومو انتخاب میکنی؟؟اونی که با عقایدت جوره! اینم مثه همینه !هرکس مینویسه این بستگی داره به خواننده که بخواد کدومو بخونه! خواننده ای که نتونه تصمیم بگیره خواننده نیس!

narges.r
1390,12,21, ساعت : 16:18
من الان طرف صحبتم با هم سن و سالای خودمه یعنی بالای 20 سال کاریم با نوجوونا ندارم .ببینید ما وارد اجتماع شدیم داریم واقعیتارو میبینیم بیاین با خودمون روراست باشیم.........کودوممون پولدار خفنیم؟..........کی تو اینجا زیباییه اسطوره ای داره؟...................کی اینجا هست که صبح تا شبشو با روابط عاشقانه بگذرونه؟..........چرا میخوایم تو رمانامون اغراق کنیم؟......................چرا میخوایم بگیم وقتی 2 نفر همو دوست دارن صبح تا شب تو بغل همن؟....................چرا زندگی یه دختر عادی رو ننویسیم با تمام دغدغه هاش؟...................چرا اسرار داریم هوسو با عشق اشتبا بگیریم؟..............چرا به یه بچه ی 15 16 ساله میخوایم نشون بدیم که عشق فقط رابطه ی ج ن س ی ه؟ چرا نمیگی که نشون دادن عشق مرد به زن میتونه کار کردن زیادش باشه برای ساختن یه زندگی نه اینکه همش با در اغوش گرفتنو بوسیدن زن بخواد عشقشو نشون بده..............نمیگم رابطه ی ج ن س ی نیست نه هست ولی همه ی زندگی این نیست.......همه زندگی زیبایی یه دختر بیست همه ی زندگی پول پسر نیست همه زندگی بوسیدنو در اغوش گرفتن نیست به بچه ها همشو نشون بدیم
کاملا موافقم. رمان به جز جنبهی سرگرمی باید یه حرف به درد بخور هم بزنه. آره پول خوبه زیبایی از اون بهتر در آغوش کشیدن و روابط عشقولانه از اونم بهتر. کیه که بگه اینا بده. ولی هر کسی این چیزا رو بخونه.مثلا یه 18ساله فکر می کنه تا الآن از زنگی هیچی نفهمیده تا الآن آزادی ازش سلب شده همه دارن در کمال راحتی هر کاری بخوان می کنند.(جالبیش اینه تو این رمان ها همه در کنار هر کاری که می کنن نماز اول وقتشون هم ترک نمی شه.) حالا به نظر شما عواقب این چیه؟؟؟؟؟؟؟؟/

tajolmoluk
1390,12,21, ساعت : 16:19
حرفای زیادی زده شد... موافقا مخالفا....
همه هم به نوعی حق دارن ، اونی که میگه من این چیزا برام عادیه پس نمیتونم اینجوری ننویسم حق داره، اونی هم که نمیخواد بچه ش ،خواهرش یا هرکسی از اطرافیانش با خوندن این چیزا منحرف بشه چون که با اصول و اعتقاداتش تناقض داره حق داره...
ولی این یاد هممون باشه که همه در برابر هم مسئولیم و با اعتقادات متفاوتی که داریم با هم و در یک کشور مثلا اسلامی زندگی میکنیم. پس باید حواسمون به حریم همدیگه باشه. من نباید به تو که حجاب نداری بی احترامی کنم چون اعتقادت اینه ولی تو هم حواست باشه که اون مسائل جزو حریم شخصی خودت هست و نباید عمومی بشه. نباید همه بدونن تو چطوری هستی یا چیکار میکنی. هرچی هستی نباید اونو رواج بدی .
مخصوصا اینو همه میدونیم که مسائل ج.ن.س.ی البته نوع فراتر از حدش برای همه جذابه و به هیچ عنوان یه دختر 10 ساله اگه بهش بگن این کتاب مال 20 ساله هاست قبول نمیکنه که نخونه.اصلا چرا چنین کتابی نوشته بشه؟ فکر کردین که فایده ش چیه؟ به کجا داریم میریم ما؟ حتی توی یه آدم 40 ساله فکر کردین ممکنه باعث تزلزل خانوادگی بشه؟!؟ شاید به حرفام بخندین یا بگید اونی که با این چیزا منحرف میشه همون بهتر که منحرف بشه!!! خوب همه آدما یه جور نیستن به خدا. هرکسی یه ظرفیتی داره . هرکس تا یه جایی میتونه تحمل کنه. اونی که 17 سالگی به ننه باباش میگه من نیاز دارم ازدواج کنم با اونی که 30 سالش شده ولی اصلا تو این وادی ها نیست با هم متفاوتن. اونی که نمیتونه خودشو کنترل کنه اگه که این چیزا هم دم دستش باشه قدم به قدم به انحراف نزدیکتر میشه. نمیتونه خودشو کنترل کنه و این چیزا رو نبینه و نخونه
فکر کردین چرا اسلام اینقدر روی روابط با جنس مخالف حساس بوده؟؟!!!
خوب واسه این که اینقدر این مسائل جذابن که هرکسی نمیتونه در مقابلشون خیلی زیاد مقاومت کنه و اگه واردش بشی دیگه تا تهش میری و دیگه این مسائل برات عادی میشن و جامعه مون میشه چیزی الان هست!!!
نمیدونم دیگه چی بگم ولی توروخدا یه کم به فکر اونی باشید که با خوندن این چیزا چه ضربه ای بهش میخوره و ممکنه ناخواسته به گناه کشیده بشه یا تو زندگیش دچار مشکل بشه
به خدا ما همه در مقابل هم مسئولیم...

t.e.d
1390,12,21, ساعت : 16:22
من این حرفا رو تو یه تاپیک دیگه که در این مورد بود هم زدم اما اینقدر دلم از این نویسنده ها پره که اینجا دوباره میگم

منم شدیدا با اینجور کتابا مخالفم از نظر من کتاب رمان هم باید مٍثل سایر انواع کتاب های ادبی از یک نثر ویژه و ادبی برخوردار باشه من نمیگم بیان از استعاره ها و سایر اصول ادبی که نثر رو صقیل میکنه استفاده کنن اما باید یک نوع ملاحظه ی ادبی یا بهتر بگم عفت کلام داشته باشن .... بیشتر مخاطبین رمانها نوجوان ها و یا جوان ها هستند سنینی که تازه با مسایل اینچنینی آشنا میشن و نسبت بهش کنجکاوند متاسفانه نویسنده های ما بجای اینکه با کتاب هاشون یک سیر سازنده به این افکار بدن با بی فکری تمام فقط برای جذب یک مخاطب کنجکاو جوان با بی پروایی تمام قلم میزنن ....


متاسفانه بخش قابل ملاحظه ای از کتابای دوستان کاربر هم سرشار از این مسایله و بجای اینکه به جذابیت داستان پرداخته بشه حجم زیادی از کتابشون صرف نگارش این موضوعاته من کتابهای رمان زیادی خوندم و به عنوان یک خواننده دائمی کتابهای رمان میگم که این موضوعات به کتابهاتون تاریخ مصرف میده و از ماندگاری اون جلوگیری میکنه مطمئن باشید یک اثر تنها وقتی ماندگاره که حرفی برای گفتن و پیامی برای شنیدن داشته باشه یا حداقل قلمی زیبا برای خواندن داشته باشه و اینها فقط و فقط یکبار و برای یک ذهن کنجکاو جالب خواهد بود

نمیشه گفت هرکی ظرفیت نداره نخونه این حرف کاملا بی معنیه ؛ كسي كه يه كتاب رو براي مطالعه انتخاب ميكنه از روي اسم كتاب يا حداكثر از روي خلاصه داستاني كه خونده انتخابش ميكنه و در حين مطالعه با اين مطالب مواجه ميشه پس بايد اساس يك كتاب سالم باشه و به دور از اين موضوعات ... اين كاملا بي معناست كه ما بگيم هركي ظرفيتش رونداره نخونه بحث ظرفيت نيست بقول شما يه انسان سالم بطور خود بخود پس زمينه فكري و جسمي اين موضوعات رو داره اما پردازش منفي به اين مسايل(كه در تمام رمان هاي اين مدلي پردازش منفيه) مخربه و به نظر من از ادب نگارشي به دوره...

رمان هم مثل سایر کتابهای ادبی وظیفه و رسالت داره و نویسنده یک رمان باید با کتابش گامی در جهت فرهنگ برداره ... درسته من قبول دارم که آگاهی و آموزش لازمه اما اینی که توی رمان ها هست آگاهی و آموزش نیست..... تهییج و قلقلکه....موضوع اصلی رمان ها عشق و احساسه و همین برای آگاهی نوجوون کافیه همین که با احساس ها ، با عشق ، با زیبایی های اون، با چگونگی برخوردها و رفتار ها ، با خوب و بد های یک رابطه عاشقانه ، مخرب ها و سازنده هاش آشنا بشه و برای خودش و زندگیش حلاجی شون کنه کفایت میکنه و نیازی به سوپر کردن یک کتاب نیست.....

من خودم شیفته قلم خانم مهناز صیدی هستم کتاب هاشون در عین سطح عاطفی و احساسی بالایی که دارند بطور قابل ملاحظه ای عاری از این موضوعات و دارای یک نگارش قوی و عفیف هستن عشق به زیباترین وجه ممکن به نمایش در میاد و حتی در احساسی ترین قسمت کتاب هم از کلماتی متین و موقر استفاده می کنن .....
برای مثال تو کتاب خواب و بیدار قسمتی که پدر سمن تو بیمارستانه مینویسن : هق هق بی امان گریه هایش را بر شانه های احسان خفه کرد........ منظور جمله کاملا واضحه ولی اونقدر با متانت و زیبا نوشته شده که آدم واقعا لذت میبره

وقتی میشه به این زیبایی هم احساس رو بیان کرد و هم کلام سنجیده ای داشت چرا باید اینطور مخرب بنویسید ؟؟؟ واقعا چه نیازی به ترسیم این صحنه های زننده است؟؟؟؟ آزادی بیان؟؟؟؟ چرا شعارگونه حرف میزنید؟؟ کی گفته معنای آزادی بیان اینه؟؟؟ هیچ میدونید حتی در غرب هم اینجوری نیست مگر اینکه یک کتاب با هدف و موضوع اینچنینی نوشته بشه که اونم محدوده سنی روش درج میشه

اینها نه سازنده است.... نه آزادی بیانه.... نه آموزشه... نه هیچ بعد مثبت دیگه ای داره فقط و فقط خودخواهی یک نویسنده رو می رسونه که بدون توجه به تاثیر اون چیزی که مینویسه فقط و فقط بفکر فروش کتابش به یک عالمه نوجوون کنجکاو (در مورد نویسنده های مشهور ) و بالا بردن بازدیدهای تاپیک ها و افزایش امتیازاتشون (برای نویسنده های سایت) هست

باور کنید یک رمان اگر خوب نوشته بشه خیلی میتونه موثر و سازنده باشه

golgoli jaan
1390,12,21, ساعت : 16:23
ببین این حرفا مقرضانست
بابا اون دختر 18ساله چشم داره گوش داره عقل داره
منم 18 سالم بوده منم پول دوست دارم آغوش گرم و بوسه و محبت دوست دارم اما دیگه انقدر احمق نیستم که با خوندن چندتا رمان حس کنم من بدبختم بابا بیاید یکم آزادانه تر فکر کنیم رویا پردازی خوبه
باور کنین می تونید وقتی دارین میشکنین زیر بار مسئولیتها و سختیاتون با رویا پردازی وزن بارو کم کنید

آخه این چه حرفیه که چون تو داستان طرف پولداره دخترا هوایی میشن؟
مگه دخترا عقل ندارن؟چرا خودتون باعث میشین به چشم بچه های صغیر به دخترا نگاه کنن؟؟؟

- REZA -
1390,12,21, ساعت : 16:26
من خیلی بلد نیستم کارشناسی بحرفم..........
ولی اینو می دونم ..........نویسنده های سایت واقعا بعضیاشون با سن کم قلم گیرایی دارن.........
بعضی صحنه های جزیی و مرده رو طوری توصیف می کنن که زنده میشه و تو ذهن ادم جون میگیره...........
پس می تونن این قلم رو برای پرورش مثبت ذهن خواننده هاشون استفاده کنن............
حیفه...........دوستای کم سن و سالمون به قول دوستان تحریک بشن به سمت صحنه های بازتر و بی پروا تر.........
دوستای سن بالامون همزده بشن.............از رمانا
ماهم که این وسطیم (نه کوچیک نه بزرگ).....الله اعلم................:-2-27-:

simaN
1390,12,21, ساعت : 16:28
ببین این حرفا مقرضانست
بابا اون دختر 18ساله چشم داره گوش داره عقل داره
منم 18 سالم بوده منم پول دوست دارم آغوش گرم و بوسه و محبت دوست دارم اما دیگه انقدر احمق نیستم که با خوندن چندتا رمان حس کنم من بدبختم بابا بیاید یکم آزادانه تر فکر کنیم رویا پردازی خوبه
باور کنین می تونید وقتی دارین میشکنین زیر بار مسئولیتها و سختیاتون با رویا پردازی وزن بارو کم کنید

آخه این چه حرفیه که چون تو داستان طرف پولداره دخترا هوایی میشن؟
مگه دخترا عقل ندارن؟چرا خودتون باعث میشین به چشم بچه های صغیر به دخترا نگاه کنن؟؟؟
من دیگه زبونم مو درآورد بس که گفتم! متاسفانه هنوز فک میکنند دختر18 ساله الان همون دختر 18 ساله 10سال پیشه که آفتاب مهتاب ندیده بودش! الان دیگه طرز تفکر این دختر 18 ساله مثه دختر25 ساله اون موقه است!:-2-33-:

hydra
1390,12,21, ساعت : 16:29
ببین خانم roya:
این که میگی مشکوک شدی و بی اعتمادی شاید درست باشه اما من زیادم موافق بی خبری نیستم به نظرم از یه سنی بچه باید خبر داشته باشه دور و برش چه خبره چون ناخوداگاه اگه نفهمه و از بیرون ببینه و بهش بگن کشیده میشه به اون سمت....
تو کشور ما اینقدر زیاده روی کردن روی نگفتنها که شاید نصف مشکلات از همین نگفتنها باشه که جوری شده الان زیاده روی روی گفتنها
باعث مشکلات جوونها شده...
این که از یه سنی به بچه هامون این مسایل رو اموزش بدیم ...شاید بعضی ها هدفشون اینه که با نشون دادن صحنه ها میخوان خواننده جذب کنن اما همه اینطور نیستن و باید یه حد وسطی رو در نظر گرفت و همه چی رو قایم نکرد البته تا اون خط قرمزش..
من می خواستم همینو بگم.. که دوست خوبم گفت...

talayeh
1390,12,21, ساعت : 16:31
من قبول دارم که زیاد از حد شدن این مساله اصلا درست نیست
اما رمان واقعیت جامعه رو باید نشون بده که متاسفانه واقعیت جامعه ما هم الان اینه!!
اگه کسی با رمان ها مشکل داره باید به خودش و جامعش برگرده و نگاه کنه!!

پری 63
1390,12,21, ساعت : 16:35
سرم درد گرفت از دست شماها...واقعا درد گرفت..
یکی استامینوفن کدیین بده به من....
سرگیجه گرفتم....
خوب هرطور دلتون خواسته موضوع بحثو منحرف کردین و هر طوری خودتون خواستین به بیراهه بردینش...
این تاپیک برای این ثبت نشد که بیاین کتابای همو بکوبین یا خدای نکرده غرض ورزی بشه..
حرف من چیز دیگه ای بود...
متاسفانه بیشتر نظرات بچگونه و سطحی بود..
چندتایی منطقی و عقلانی برخورد کردم که همون هم مایه ی دلگرمیه...
باید یادداشتهامو منظم کنم تا یه مطلب منسجم بعنوان یک جواب کلی اینجا بذارم......

simaN
1390,12,21, ساعت : 16:36
من قبول دارم که زیاد از حد شدن این مساله اصلا درست نیست
اما رمان واقعیت جامعه رو باید نشون بده که متاسفانه واقعیت جامعه ما هم الان اینه!!
اگه کسی با رمان ها مشکل داره باید به خودش و جامعش برگرده و نگاه کنه!!
دقیقا منم همینو میگم!!! این الان فقط مشکل رمان ها نیست! سینما تلویزیون! وحتی آهنگ های مجاز هم همین طورن اگه این طوره که باید همه رو از دم تعطیل کرد! الان جامعه این طوره متاسفانه!

!!nahal!!
1390,12,21, ساعت : 16:36
منم کاملا قبول دارم قبلا هم گفتم کتاب مثله لباس یا غذا نیست که قابله امتحان کردن باشه و وقتی دیدی خوب نیست انتخابش نکنی!! وقتی خوندی دیگه خوندی و تاثرشو هم گرفتی حتی اگه نخوای هم ذهنت درگیر مساله میشه و ضمیر ناخودآگاهت تاثیرشو میپذیره! و متاسفم برا داستان هایی که همه فرهنگ و باورهامون توش گم شده تا مخاطب بیشتری رو جذب کنه!!

katerina petrova
1390,12,21, ساعت : 16:36
wowخیلی از مسائل حاشیه ای و کلی در مورد نوع روابط زن و مرد توی دنیای مجازی و کتابهایی که نشر اینترنتی میشه دیگه داره اذیت کننده میشه...
نوشتن از ای چه عجب یکی پیدا شد درد دل ما رو بگه!!
آوردن نطور مسائل هنر و استعداد نمیخواد به خیار هم اطلاعات درباره ی این مسائل بدی واست کتاب"چگونه با همسر خود رابطه ی صحیح برقرار کنیم؟"مینویسه!
بعد مشکل دیگه ای که من با نویسنده های جدید دارم اینه که توی رمانشون شخصیت های مذهبی رو کسایی که چادرین و به مذهب و شیعه و خدا معتقدند رو چهره های خبیث و زشت و دورو و ریاکار نشون میدن. کسی که میاد کولی بازی درمیاره یا دو به هم زنی میکنه چادر به سره!!!
درحالی که این قشر از جامعه حقیقتا اینطوری نیستن!!
بعد چهره های بی حجاب و بی دین و ایمان فوق العاده ان و شخصیت خوبی دارن و لاب لاب لاب
چرا انقدر باید بین ماها اختلاف باشه؟چرا واقعا؟؟چرا انقدر نسبت به هم جبهه میگیریم؟
چرا یکی باید افتخار کنه که یه فیلم درپیت اسکار گرفته درحالی که افتخار نداره!!واقعیت کشور ما اینی که نشون دادن نبود!!و نیست...

N A F A S
1390,12,21, ساعت : 16:37
کسی منکر روابط عاشقونه و جنسی و ....نیست ولی موضوع اینه که چرا همه چی غیر واقعی تر از اون چیزی که هست نشون میدیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من خودم پایه ی هر رمانی هستیم و حسابش از دستم در رفته ولی چرا داریم چیزایی رو که تعداد محدودی از افراد جامعه مون دارن کلیش میکنیم و برای یه سری از آدما که واقعا اون شرایطو ندارن اون قدر میگیم و میگیم که میشه ملکه ذهنشون و دیگه به اون چیزی که دارن قانع نمیشن....
میدونین من چند نفر سراغ دارم که رمان خون این سایت هستن و مدام با والدینشون درگیرن که چرا آزادی ندارم؟چرا مهمونی هاشون مختلط نیست؟چرا لباسای مارک نمیخرن؟؟
خب چرا؟چون مدام تو داستانامون این چیزا محور اصلی شده و کردیمشون یه اصل....
دوست عزیز شما که میگی اون دختری که ازدواجشو بر پایه ی رمان گذاشته و اشتباه کرده و به بلوغ نرسیده....مگه همه ی ماها چند سالمونه؟دلمون خونه و ماشین لوکس نمیخواد؟پسر یا دختر جذابو لوند نمیخواد؟یا خیلی چیزایی که تو رمانای خودمون هست؟؟
وقتی چند بار یه چیزه مشابه رو بخونی یا ببینی میشه ملکه ی ذهنت و دست خودتتم نیست...پس چطور توقع داریم که چیزایی که همه میخونن و همه سنی درش هست اون چیزا براشون آرزو و حسرت نشه و بخوان به هر زوری که شده به دستش بیارن؟؟؟؟؟؟؟

amidita
1390,12,21, ساعت : 16:37
دقیقا هیچکس سعی نمیکنه داستانی به غیر از عشق و ...بنویسه

yasekabud
1390,12,21, ساعت : 16:37
من فکر میکنم این خویه که صحنه ها توصیف میشه حقیقت اینه که توی این کتاب ها مسائل درست و صحیح عنوان میشن و از دید بد به قضیه ی ارتباط زن و شوهر نگاه نمی کنن و این چیزی هست که وجود داره و بالاخره باید یاد بگیرن سن یادگرفتنش هم نوجوانی و جوانی هست اگر از جنبه ی صحیح آشنا بشن با این موضوعات بهتره تا از طرق دیگه به انضمام اینکه حقیقت تلویزیون ایران نیست که شوهر از صدای بالا اوردن خانوم متوجه بارداریش بشه احساسات مهمن پس ما ها باید یاد یگیریم که احساسات جزئی از زندگی هستن و ما باید به همسرمون احساساتمون رو ابراز کنیم تا زندگیمون گرم باشه تا دچار یکنواختی نشه و این مهارت ابراز احساسات از آسمون نمیاد در سنین جوانی و نوجوانی باید یاد گرفته بشه

zahra_s
1390,12,21, ساعت : 16:40
یادتون نره که اگه بهترین نویسنده ی عالم هم بشین..تا زمانی که یاد نگیرین حرمت قلم رو نگه دارین نوشته هاتون ارزشی نداره..قلم حرمت داره..نباید هر چیزی باهاش نوشت...وقتی حرمت قلم رو نگه داشتین..برای خودتون هم حرمت می خرید...


با این حرفت خیلی حال کردم!!!!حرف حقه!!!حساب نداره که!!!افرین به این جسارت!!!:-2-41-:

siah
1390,12,21, ساعت : 16:43
من از یه طرف موافق و از یه طرف دیگه مخالف.چرا فکر میکنید نوشته ها اینجوریه.نه این داستانا زندگی منو تغییر داد.بابا من خودم از 9 سالگی رمان خوندم پس اگر قراره روی ذهن من تاثیر بذاره تا الان که 20سالمه.... نه من از همشون درس گرفتم چون نگاه میکنم ببینم رسالت داستان چیه نه به اینکه طرف اونو بغل کرد یا از این چیزا.ببینید چرا داستانی مثل شب مست نوشته میشه چه دردی رو میخواد بگه.در ضمن فکر کنم این جمله ی خورشید جان گویای همه چیزه.ادب که اموختی ,بی ادبان. ولی موافقه نشون دادنه س ک س توی کتاب نیستم.

لی لی تنها
1390,12,21, ساعت : 16:43
میدونید از نظر من باید هر دوتا توی یه رمان باشه...هم کارکترهایی با افکار آزاد و رفتار آزاد هم کارکترهایی با رفتار موجه و عقایدی پایدار ولی باید مضرات روابط آزاد هم نشون داده بشه....نمیشه به خاطر کاربرای جوون اصلا از اینجور روابط حرفی نزد بلکه باید کاربرهای جوون رو با پیامدهای این روابط آشنا کرد....فرض المثال اگه یکی رفتارش اصلا موجه نیست نباید آخر داستان عاقبت به خیر شه یا حداقل اگه میخواد عاقبت به خیر شه تغییر کنه که وقتی داستان تموم شد مخاطب نگه پس منم همین کار رو کنم....
من مشکلم با رمان های کاربرا بیشتر غیرواقعی بودنشونه....دختری که پسری رو دوست داره ولی میدونه اون دوسش نداره یا یکی دیگه رو دوست داره هیچ وقت هیچ وقت حاضر به ازدواج نمیشه یا هیچ دختری هم زورکی با یه پسر هم خونه نمیشه....ما دوست داریم رویاهامون رو در قالب رمان ببینیم و این وقت تلف کردنه چون آدم باید واسه چیزی وقت بذاره که ارزش داشته باشه....
هر دختر پاکی در روابطش با جنس مخالف یه اصول و ضوابطی رو داره که متأسفانه تو رمان های کاربرها خیلی به ندرت دیده میشه
مشکله اینه...

kurda smahlt:<
1390,12,21, ساعت : 16:46
سرم درد گرفت از دست شماها...واقعا درد گرفت..
یکی استامینوفن کدیین بده به من....
سرگیجه گرفتم....
خوب هرطور دلتون خواسته موضوع بحثو منحرف کردین و هر طوری خودتون خواستین به بیراهه بردینش...
این تاپیک برای این ثبت نشد که بیاین کتابای همو بکوبین یا خدای نکرده غرض ورزی بشه..
حرف من چیز دیگه ای بود...
متاسفانه بیشتر نظرات بچگونه و سطحی بود..
چندتایی منطقی و عقلانی برخورد کردم که همون هم مایه ی دلگرمیه...
باید یادداشتهامو منظم کنم تا یه مطلب منسجم بعنوان یک جواب کلی اینجا بذارم......

خانم محترم شما خیلی راحت دارید به همه توهین می کنید نوشتید بیشتر نظرا بچگونه و سطحی بود من نمی دونم منم جزوش هستم یا نه اما شما اسم نیاوردید پس من به خودم می گیرم اگه شما سوال پرسیدی تا بقیه بیان جواب بدن پس نباید بنویسید که بچگونه و سطحیه می تونید خیلی راحت بنویسید من به جواب نرسیدم الان به من بر خورد چون منم که با شما مخالف بودم خیلی راحت می تونستم بیام بنویسم افکارتون پوسیده است و شما کلمی هستید ولی تا جایی که برام مقدور بود مودبانه نوشتم شما هم لطفا رعایت کنید ممنون.:-2-40-:

مروه جون
1390,12,21, ساعت : 16:46
موافقم کاملا داریم اینجا فرهنگ سازی میکنیم متاسفانه رفته رفته مثل فارسی وان میشیم
الان مگه میتونیم بچه12 ساله رو کنترل کرد؟

golgoli jaan
1390,12,21, ساعت : 16:50
کسی منکر روابط عاشقونه و جنسی و ....نیست ولی موضوع اینه که چرا همه چی غیر واقعی تر از اون چیزی که هست نشون میدیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من خودم پایه ی هر رمانی هستیم و حسابش از دستم در رفته ولی چرا داریم چیزایی رو که تعداد محدودی از افراد جامعه مون دارن کلیش میکنیم و برای یه سری از آدما که واقعا اون شرایطو ندارن اون قدر میگیم و میگیم که میشه ملکه ذهنشون و دیگه به اون چیزی که دارن قانع نمیشن....
میدونین من چند نفر سراغ دارم که رمان خون این سایت هستن و مدام با والدینشون درگیرن که چرا آزادی ندارم؟چرا مهمونی هاشون مختلط نیست؟چرا لباسای مارک نمیخرن؟؟
خب چرا؟چون مدام تو داستانامون این چیزا محور اصلی شده و کردیمشون یه اصل....
دوست عزیز شما که میگی اون دختری که ازدواجشو بر پایه ی رمان گذاشته و اشتباه کرده و به بلوغ نرسیده....مگه همه ی ماها چند سالمونه؟دلمون خونه و ماشین لوکس نمیخواد؟پسر یا دختر جذابو لوند نمیخواد؟یا خیلی چیزایی که تو رمانای خودمون هست؟؟
وقتی چند بار یه چیزه مشابه رو بخونی یا ببینی میشه ملکه ی ذهنت و دست خودتتم نیست...پس چطور توقع داریم که چیزایی که همه میخونن و همه سنی درش هست اون چیزا براشون آرزو و حسرت نشه و بخوان به هر زوری که شده به دستش بیارن؟؟؟؟؟؟؟
ببین من 21 سالمه چند ماه دیگه میشه 22
بابام کارمنده مامانم معلم بازنشسته پس بچه مایه دار نیستم دلم ماشین برای خودم میخواد خونه داریم خدارو شکر ولی بهترشو میخوام لباس مارک میخوام ....اما وقتی خانوادمو میبینم وقتی تلاش پدرمو میبینم که 7صبح میره 7 شب میاد تازه با پرونده تو دستش که شبها هم کار کنه خاک پاشم هستم دستشم میبوسم آخرشم میگم خدا رو شکر
نمیرم به قول شما بحث کنم برا لباس مارک
خانوادم خیلی راحت نیستن منم محدودیتهای هودمو دارم اما از دوران دبیرستان ترجیح دادم به جای حرف زدن با دوستام با پدر ومادرم حرف بزنم
وقتی پسری بهم پیشنهاد دوستی داد اومدم تمام وکمال برا بابام گفتم میدونی بابام چی گفت؟؟
گفت زندگی خودته!خرابش نکن من فوقش چند سال دیگه بالاسرتم بعد میذم از الان بسازش که نه محتاج من باشی نه کس دیگه گفت به اون پسر بگو اگه مرده بیاد خودشو به من معرفی کنه نه برا ازدواج برای این که میخواد فعلا همراه دخترم باشه
نفر اول و دوم و...نیومدن اما بالاخره پسری اومد که انقدر مرد باشه که با بابام صحبت کنه یه مدت باهم دوست بودیم هیچ خط قرمزیم رد نکردیم تماسمون در حد گرفتن دست هم بود 2سال هم دوست بودیم اما دیدیم اختلافات عقیدمون بالاست پس مثل دو تا دوست معمولی گاهی حال همو می پرسیم چرا اینا قبحه؟؟
بی دینیه؟؟؟
من اینو نمی فهمم
من تو رمانا آرزوهایی که می دونم نمی تونم داشته باشمو می بینم و با هاشون همزاد پنداری می کنم تا تو واقعیت ازشون نخوام!!نمی دونم منظورمو گرفتی یا نه
اما شروع تاپیک در مورد پول و زیبایی نبود در مورد مسائل دینی و مسائل جن*سی بود

آلانا
1390,12,21, ساعت : 16:50
موافقم.. دو سه تا كتابي كه اخيرا خوندم همه صحنه هاي تكراري و خسته كننده بود و در كل حرفي براي گفتن نداشت انگار صحنه هاي مختلف چندتا كتابو به هم چسبونده بودن شده بود يه كتاب جديد!!!! كتاب خوب كه ميگن دوست آدمه اونه كه در پس داستانها و اتفاقاتش بخواد چيزي و ياد بده كه سطح فكر و زندگي آدمو بالا ببره...
من حتي بعضي از اين كتابارو روم نميشه به خالم كه از منم بزركتره معرفي كنم بخونه!!!!!

*elham
1390,12,21, ساعت : 16:56
چون امروز مراسم خاکسپاری سیمین دانشور هست برای همین کتاب ایشون رو مثال میزنم,کی سووشون رو خونده؟
تو این کتاب هم این صحنه ها هست,من فقط دو تا نوشته کاربران رو خوندم,اما چیز بدی نبود,تو جزییات ک نرفته بود,فقط صحنه هاش,کمر درد و....
این قد شلوغ کردن کار درستی نیست!!

taraneh24
1390,12,21, ساعت : 16:58
موافقم
بعضی رمان ها واقعا داره به شعور مخاطبش توهین میکنه
رمان هایی که وقتی شروع میکنی حوصله ت سر میره و آخرش افسوس وقتی رو میخوری که براش گذاشتی
خیلی بی محتوا ،بدون اینکه حرف خاصی داشته باشن شروع و تموم میشن
از اول تا آخر رمان پسره و دختره تو بغل همن
واقعا خسته کنندست

اما طرز فکر همه یکی نیست حتی بعضی از این دست رمان ها به شدت طرفدار داره و همین نویسنده و نویسنده ها را تشویق میکنه تا به این سمت گرایش داشته باشن
پس اشکال از خواننده ها هم هست
اگه اولین بار از همچین رمانی استقبال نمیشد بقیه هم دنبال نوشتن این صحنه ها نبودن

hydra
1390,12,21, ساعت : 16:59
سلام....منم موافقم.. با این که خودم متاهلم.. و ازدواجم هم عشقولانه بوده اصلا بعضی از رمانها رو درک نمی کنم.. والله ما اون قدیمها خودمو می گم ها به کسی بر نخوره یه بانوی جنگل فهیمه رحیمی می خوندیم تا یک سال کوک بودیم.... حالا کی دوم راهنمایی.. هر چی بزرگتر شدیم فهمیدیم که این رمانها جواب خواسته من نیست یعنی همه اش شد تکرار... دانیل استیل هم تا یه جایی... جواب داد.. حالا برو تو کتابای عمیق تر من سال دوم کارشناسی صد سال تنهایی رو خوندم بابا از مارکز نویسنده گنده تر....یا نمی دونم کتابای میلان کوندرا رو کسی خونده؟؟؟؟
متاسفانه این کتابا مورد سانسور شدید قرار گرفتند توی ایران... وگرنه من با خوندن یه کتاب از میلان کوندرا ( کتابای میلان کوندرا روابط زن و مرد رو خیلی عیان می گه البته اصلیش نه سانسورش) تا مدتها از مردها متنفر بودم... فکر می کردم مردها اصلا ما زنها رو به خاطر خودمون کم دوست دارند.. البته بعد ها کتاب بار هستی از همین نویسنده رو خوندم که یه مرد برای زنش فداکاری می کنه زندگی خودشو از بین می بره ... خوب این نویسنده حتی اگه صحنه اون طوری هم داشته باشه تو کتابش باری جذاب تر شدنش و نفس خواننده رو تو سینه حبس کردن نیست فقط برای اینه که یه حرفایی رو بزنه که اگه اون طوری نگه نمی شه طور دیگه ای نیست حالا یه خواننده دوازده ساله حوصله رمان بخونه که عامه پسند خیلی نباشه ولی برای یه نویسنده حرفه ای لازمه که تابای سطحی کمتری بخونه...
البته من نظرم اینه که مثل رمان همخونه که با موفقیتش یه موجی آورد والان دیگه اون موج ته کشیده کتابای سایت از این حالت در می یان....به هر حال هر سرکوبی که انجام بدین نتیجه عکس داره... به جای لحن تند بیاین حد وسطو بگیریم و آروم اول از خود ما نویسنده سایت شروع کنیم.. همدیگرو تشویق کنیم به مطالعه کتابای درست و حسابی.. خود سایت من می بینم کتابای خارجی خیلی قوی می گذاره...یا کتابای ایرانی هم اگه می خونیم ( نمی خوایم اسم بیاریم دیگه) بابا درستشو بخونیم.
چون هیچی جز کتاب خوندن و تمرین نوشتن به ما کمک نمی کنه...
توی آمریکا هم که همه جور آزادی دارند اگه اهل فیلم باشید یه دهه ای پر از فیلمای آنچنانی بود الان فیلمها حتی ماجراجویی اش مثل آواتار ادعای فلسفه داره....
ما چرا این قدر سطح پایین باشیم.. حتی سایتی که انقدر دوستش داریم رو بکشیم پایین...
من یه سری عقاید خاص دارم... ولی توی اقوام ما با همین فرهنگ خانوادگی من دخترهایی بودند که پارتی رفتند.. هفت قلم آرایش کردند... با پسر نا محرم تماس جسمی داشتند...قبلها از خانواده طرد شدند به خاطر رفتارشون.. ولی الان که مزدوج شدند دوباره همه قبولشون کردند.. تازه تا اون جایی که من می دونم هنوزم که هنوزه طرز فکرشون خیلی عوض نشده...
من می گم درسته که توی جامعه این چیزها هست.. ما هم قرار نیست که این چیزهارو نگیم... ولی اگه می گیم نباید خواننده رو به این فکر برسونیم که اشکالی نداره بپری تو بغل یه مرد نا محرم... مگه چند تا از این مردای خوب بی غرض مرض تو جامعه ما هست؟؟؟؟؟
ما هنوز خیلی پسرامون هر کاری دوست دارند می کنند ولی موقع ازدواج می گردند دنبال یه دختر بکر و دست نخورده... به جای این که به دخترامون یاد بدیم شخصیت محکم و اعتماد به نفش داشته باشیم ضعیف نشون می دیم و می گیم طرف از معصومیت و ضعیفیش داره حال می کنه؟؟؟؟ ما زنها مردها رو به خاطر گذشته نا پاکشون می بخشیم و می گیم بعد از دواج پاک باش ولی مردها چی؟؟؟؟ براشون مهم نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یکی از دوستام عاشق یکی می شه با طرف می ره سینما .. پسره میگه تو چه جور دختری هستی که با یه پسر تو خیابون راه میری و سینما حتی... تازه پسره ادعای عاشقیت هم داشت... اصلا هم نفهمید اگه دختره با هاش رفت سینما نه این که دختر بدی باشه.. به خاطر اینه که به پسره اعتماد داشت. حالا فکر نمی کنید که یه هنر مند ( نویسندگی ما هم هنره دیگه) رسالت بزرگی داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من توصیه هم به بچه های سایت اینه که خودشون انتخاب کنند.. یا آدم سطحی باشند یا سعی کنند پر بشند.... فیلم خوب ، کتاب خوب،
حتی توی سریالهای بالای 15 کره ای هم برای دختره خیلی چیزها مهمه...... مگه نه..........
زیاد حرف زدم معذرت می خوام!

N A F A S
1390,12,21, ساعت : 17:06
ببین من 21 سالمه چند ماه دیگه میشه 22
بابام کارمنده مامانم معلم بازنشسته پس بچه مایه دار نیستم دلم ماشین برای خودم میخواد خونه داریم خدارو شکر ولی بهترشو میخوام لباس مارک میخوام ....اما وقتی خانوادمو میبینم وقتی تلاش پدرمو میبینم که 7صبح میره 7 شب میاد تازه با پرونده تو دستش که شبها هم کار کنه خاک پاشم هستم دستشم میبوسم آخرشم میگم خدا رو شکر
نمیرم به قول شما بحث کنم برا لباس مارک
خانوادم خیلی راحت نیستن منم محدودیتهای هودمو دارم اما از دوران دبیرستان ترجیح دادم به جای حرف زدن با دوستام با پدر ومادرم حرف بزنم
وقتی پسری بهم پیشنهاد دوستی داد اومدم تمام وکمال برا بابام گفتم میدونی بابام چی گفت؟؟
گفت زندگی خودته!خرابش نکن من فوقش چند سال دیگه بالاسرتم بعد میذم از الان بسازش که نه محتاج من باشی نه کس دیگه گفت به اون پسر بگو اگه مرده بیاد خودشو به من معرفی کنه نه برا ازدواج برای این که میخواد فعلا همراه دخترم باشه
نفر اول و دوم و...نیومدن اما بالاخره پسری اومد که انقدر مرد باشه که با بابام صحبت کنه یه مدت باهم دوست بودیم هیچ خط قرمزیم رد نکردیم تماسمون در حد گرفتن دست هم بود 2سال هم دوست بودیم اما دیدیم اختلافات عقیدمون بالاست پس مثل دو تا دوست معمولی گاهی حال همو می پرسیم چرا اینا قبحه؟؟
بی دینیه؟؟؟
من اینو نمی فهمم
من تو رمانا آرزوهایی که می دونم نمی تونم داشته باشمو می بینم و با هاشون همزاد پنداری می کنم تا تو واقعیت ازشون نخوام!!نمی دونم منظورمو گرفتی یا نه
اما شروع تاپیک در مورد پول و زیبایی نبود در مورد مسائل دینی و مسائل جن*سی بود


عزیزم منم دقیقا همین چیزایی که شما میگی رو قبول دارم و خودم اجراش میکنم .....اما؟؟؟؟؟؟؟؟
همه مثل من و شما هستن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟همه میتونن پدر و مادراشونو درک کنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میدونم که تاپیک در مورد مسایل جنسی بود ولی پول و ....هم مثال زدم که بدونیم داریم همه چیزو قبحشو میشکنیم و تو مغزها فرو میکنیم:-2-40-:

pegah.a
1390,12,21, ساعت : 17:07
عزیزم فکر نمیکنی باید بعد گذشت این همه سال و مشکلات که بچه هامون باهاش مواجه اند و دنبال چیزای دیگه راه میفتن یکم از لاک سانسور خودمون بیرون بیایم .خداروشکر نویسنده هامون همه حواسشون جمع هست و میدونن چیکارکنن و در واقع چی بنویسن.البته اگه بخوان هم نمیتونن چون دستشون بسته است اما مهم اینه که حد و مرزشونو رعایت میکنن و همه هم میدونیم پس ایرادی بهشون وارد نیست. اونام نگاه میکنن ببین نیاز خواننده چیه وقتی تقاضا هست اونام عرضه میکنن پس چه بهتره که نویسنده های خودمون تو لفافه و پوشش و حد و مرز خاص این عرضه رو ارائه بدن تا بچه ها واسه تقاضاشون دنبال کتابا و جاهای دیگه که من وهم شما میدونی نرن


با فونت بیشتر از 4 تایپ نکنید!
همۀ کاربران که نظر میدن لطفا اسم کتاب یا نویسنده هارو نبرید و به کسی توهین نکنید وگرنه مجبور میشم تاپیک قفل کنم و افراد خاطی اخطار میگیرن!

ثـمیـن
1390,12,21, ساعت : 17:08
واقعاً عالى گفتى !!
ديگه واقعاً طورى شده كه توى همه ى كتابا هستِش و البته كلّ هيجان كتاب هم شده همين چيزا !!
فقط كاربراى سايت هم نيستَن كه اينجورين البته نويسنده هاى مشهور هم تو كتاباشون اين صحنه ها رو كامل كامل توصيف ميكنن !!