PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : چشم هایت مال من | ر . اکبری | معرفی و نقد کتاب



mahsan
1389,02,27, ساعت : 12:26 بعد از ظهر
نام کتاب : چشم هایت مال من
نویسنده : ر . اکبری
قیمت : 8500
ناشر : علی


http://up.iranblog.com/Files/f1f37680f37442a78191.jpg

سلام به همگی
من همین نیم ساعت پیش کتابش رو تموم کردم این تایپیک رو زدم برای دوستانی که دوست داشتن خلاصه ایی از داستان کتاب رو بدونن . این شما و این نظراتتون . هر کسی هم دوست داره و کتاب رو خونده می تونه یه خلاصه از کتاب رو بزاره برای بچه ها . اگر هم نذاشتین دندم نرم خودم تایپیک زدم خودم هم خلاصه میدم

یاسمن
1389,02,27, ساعت : 12:45 بعد از ظهر
از نظر من کتابای خانم ربابه اکبری قشنگن ولی اکثرا شخصیت اولش خیلی لوسه...
و شخصیت های لوس داستان باعث میشن جذابیت داستان کم بشه!
توی کتابای ایشون من فقط از نازک ترین حریر نوازش و دنیای گمشده خوشم میاد!:-2-14-:

Mina
1389,02,27, ساعت : 01:03 بعد از ظهر
میشه یکم خلاصه بگی؟ آجی مهسان؟؟؟؟؟:-2-15-:

harimeshgh
1389,02,27, ساعت : 01:47 بعد از ظهر
منم تازه خریدمش 30 صفحه بیشتر نخوندم.امیدوارم قشنگ باشه.

mahsan
1389,02,27, ساعت : 04:32 بعد از ظهر
خب اینم خلاصه ی کتاب :

داستان دختری به نام باران است که به خاطر تحصیلات برادرش به امریکا اومدن و دراونجا زندگی می کن . خونواده ی تارخ از وضعیت اقتصادی بالایی برخوردارن و باران در رفاه و راحتی مشغول شیطنت و خوش گذارنی است . تا اینکه به یک باره ورق برمیگرده . پدر باران ورشکست میشه و خانواده ی باران از هم می پاشه ،مادر و برادر باران هم هریک به یک سو میروند و در این شرایط که پدر باران هم در زندان به سر می برد باران مجبور به کار کردن در شرکتی میشود و ...

و اما نظر شخصی خودم در مورد کتاب : :mrgreen:
به نظرم اغراق حرف اول در این داستان رو می زد . نمی دونم چرا نویسنده اینقدر علاقمند بود که هر چیزی رو اینقدر اغراق امیز بیان کنه . شاید در طول داستان حداقل توی هر صفحه یک بار از زیبایی استثنایی باران تعریف می شد و توی هر صفحه یک بار هم در مورد اینکه باران چه لباسی پوشیده و چقدر بهش میاد صحبت شده بود . یعنی واقعا موضوعی مهمتر از لباس پوشیدن باران نبود . جالبیش اینجاست گاهی روزی چندین بار باران لباسهاش رو عوض می کرد :-2-22-: بعد از این مشکل که حداقل از نظر من مشکل بزرگی بود و حسابی خستم کرده بود مشکل بعدی کش دادن بی خود داستان بود ، 200 صفحه اول داستان که هیچ اتفاقی خاصی نمی یفتاد و من همش منتظر بودم بره سر اصل داستان و یه داستانی شروع بشه وقتی هم که داستان اصلی شروع شد باز بیش از حد ممکن موضوع رو کش میداد واتفاقات شبیه بهم و برخوردهای تکراری، زیادی توی ذوق میزد . به نظرم این دو مشکل عمده ترین ضعف های کتاب بودن . در مجموع کتابش معمولی بود . نه بد و نه خوب ( البته اینها نظر من بود . شاید بقیه که بخونن خیلی خوششون بیاد یا برعکس خیلی بدشون بیاد . به هرحال سلیقه ها متفاوته )

Mina
1389,02,27, ساعت : 04:41 بعد از ظهر
مرسی گلم....میشه تعداد صفحاتش رو هم بگی؟؟؟؟؟؟؟؟:-2-14-:

mahsan
1389,02,27, ساعت : 04:53 بعد از ظهر
مرسی گلم....میشه تعداد صفحاتش رو هم بگی؟؟؟؟؟؟؟؟:-2-14-:

خواهش می کنم . 528 صفحه

mania22
1389,02,27, ساعت : 05:58 بعد از ظهر
سلام من هم این کتاب را از نمایشگاه گرفتم و آن را خوندم باید بگم من با نظر مهسان موافقم وعلاوه بر آنکه مشخصه نویسنده اطلاعات زیادی از فرهنگ آمریکا و زندگی در آن نداشته و بر اساس قوه تخیل خودش آن را پیش برده

هدیه
1389,02,28, ساعت : 06:00 بعد از ظهر
من یه مدت پیش کتاب لحظه ای با ونوس رو از همین نویسنده (خانم ر. اکبری ) خوندم . واقعا مهسان جون گل گفتن توی اون هم اغراق واقعا ادم رو خفه میکرد. بعد از این کتاب تصمیم گرفتم دیگه نوشته های این خانم رو نخونم چون با سلیقه من یکی اصلا جور در نمیاد. به نظرم فقط کتاب نازکترین حریر نوازش ایشون تا حدی قابل تحمله:-2-17-:

mahsan
1389,02,28, ساعت : 06:04 بعد از ظهر
من یه مدت پیش کتاب لحظه ای با ونوس رو از همین نویسنده (خانم ر. اکبری ) خوندم . واقعا مهسان جون گل گفتن توی اون هم اغراق واقعا ادم رو خفه میکرد. بعد از این کتاب تصمیم گرفتم دیگه نوشته های این خانم رو نخونم چون با سلیقه من یکی اصلا جور در نمیاد. به نظرم فقط کتاب نازکترین حریر نوازش ایشون تا حدی قابل تحمله:-2-17-:

هدیه جون کتاب لحظه ای با ونوس علاوه بر اغراقی که داشت . یه کپی کامل از کتابهای مودب پور بود . با این تفاوت که توی کتابهای مودب پور همیشه بچه مثبت و قهرمان اصلی داستان قربانی میشه و یا خودش می میره یا دوست دخترش ولی توی کتاب لحظه ی با ونوس برعکس شد و نفر دوم داستان نامزدش فوت کرد

mahsan
1389,02,28, ساعت : 06:29 بعد از ظهر
بادرود من هم یک رمان از ایشان خواندم ولذت بردم کاش رمان دیگری از ایشان در بود .

متاسفانه رمان های ایشون مال نشر علی هست و نمیشه گذاشت وگرنه حتما براتون میزاشتیم :-118-:

math
1389,02,29, ساعت : 06:39 بعد از ظهر
مهسان جون مرسی:-2-05-:
من اون روز که نمایشگاه بودم دم نشر علی که کتابارو می دیدم هم غرفه دار و هم یه دختر دیگه
که نمیدونم کی بود اما شدید اصرار داشتن کتاب بخرم اینقد ازین کتابه تعریف کردن که نزدیک بود بخرم:-119-:
اما چون کتابای دیگه این خانومو نپسندیده بودم لحظه آخر پشیمون شدم:-2-16-:
کلا تا حالا چنتا رمان جدید که تازه هست رو خوندم هیچ کدوم خوب نبودن....:-2-17-:

dokhtare sahra
1389,04,14, ساعت : 02:05 بعد از ظهر
منم کتاب نازکترین حریر نوازششو ووبار دیگر مجنوشو تو همین سایت خوندم منم قبول دارم خیلی کششش میده البته از موضوع نازکترین حریر نوازش خوشم اوم ولی با تعداد صفحات کمتری هم میتونست بهتر باشه

.Anahit.
1390,01,06, ساعت : 01:52 بعد از ظهر
سلام ! سلام ! :-2-16-:
اگه چشم هایت مال من رو خوندین بیاین نقدش کنین !

یه خلاصه کوشولو : داستان از اونجا شروع میشه که دختری به اسم باران با خونواده ش رفته بودن نمیدونم کدوم کشور برای زندگی ! باران یه دختر خوشگل، شیطون، باهوش و درس خونه و از يه خونواده پولدار ! طی یه جریانی بابای باران ورشکست میشه و میره زندان و باران مجبور میشه بره پیش دوست باباش کار کنه، که عاشق دوست باباهه میشه و از این حرفا ! :-2-38-:

به نظر من که قشنگ بود ... دوسش داشتم ! شخصیت بارانم خیلی خوف بود !

honey_x
1391,02,14, ساعت : 02:22 بعد از ظهر
man cheshmhaiat male mano mikham 98ia jon nemizari?
:-2-30-:

در انجمن فارسی تایپ کنید لطفا! کتاب های نشر علی در سایت قرار نمی گیره! اینجا فقط نقد کتابه!:-2-38-:

sorcier
1391,02,16, ساعت : 05:24 بعد از ظهر
:-2-28-:واقعیت اینه که بقدری برام کسل کننده بود که فقط ورق می زدم و می رفتم جلو ، از یه جا به بعد هم تحملم رو از دست دادم و گذاشتمش کنار . فکر می کنم نویسنده موضوع رو می تونست خیلی بهتر از این ارائه بده . آخه واقعا لازمه توی هر صفحه درباره لباس و زیبایی قهرمان داستان حرف زده بشه ؟ فکر می کنم که این دختر که پدرش در زندانه ، برادر و مادرش کنارش نیستند و تنها 16 سالشه با مشکلات به مراتب بزرگتری مواجه . من واقعا نمی تونستم درک کنم که این دختر چه احساسی در برخورد با اتفاقاتی که براش رخ می داد داره ، در حالی که می تونستم به خوبی توی ذهنم لباسایی رو که پوشیده مجسم کنم . ولی از نویسنده بابت زحمتی که کشیده ممنونم . :-2-40-:

ALIEH 98
1392,04,04, ساعت : 07:00 قبل از ظهر
رمانش عالیه من که از خوندنش لذت بردم پیشنهاد میکنم بخونید