PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : دفتر اشعار شهیار قنبری !



صفحه ها : [1] 2

شبنم
1389,02,16, ساعت : 01:24
لالا لالا دیگه بسه گل لاله

نخواب ای حسرت سفره گل گندم
نباش تو دالونای قصه سردرگم
نخواب رو بالش پرهای پروانه
که فریاد تو رو کم دارن این مردم! *


لالا لالا دیگه بسه گل لاله
بهار سرخ امسال مثل هرساله
هنوزم تیر و ترکش قلبو میشناسه
هنوزم شب زیر سرب و چکمه می ناله

نخواب آروم گل بی خار و بی کینه
نمی بینی نشسته گوله تو سینه ؟
آخه بارون که نیست ... رگبار باروته !
سزای عاشقای " کرد " ما اینه؟

نترس از گوله ی دشمن گل لادن
که " عزالدین " و داره سرزمین من !
اجاق گرم سرمای شب سنگر
دلیل تا سپیده رفتن و رفتن

نخواب آروم گل بادوم ناباور
گل دلنازک خسته، گل پر پر
نگو باد ولایت پر پرت کرده
دلاور قد کشیدن رو بگیر از سر

دوباره قد بکش تا اوج فواره
نگو این ابر بی بارون نمی ذاره
مث " کرد " دلاور نشکن از دشمن
ببین سر می شکنه تا وقتی سر داره

نذاشتن هم صدایی رو بلد باشیم
نذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم
کتابای سفیدو دوره می کردیم
که فکر شبکلاهی از نمد باشیم

نگو رفت تا هزار آفتاب هزار مهتاب !
نگو کو تا دوباره بپریم از خواب !
بخون با من نترس از گوله ی دشمن
بیا بیرون بیا بیرون از این مرداب

نگو تقوای ما تسلیم و ایثاره
نگو تقدیر ما صد تا گره داره
به پیغام کلاغای سیاه شک کن
که شب جز تیرگی چیزی نمیاره

نخواب وقتی که هم بغضت به زنجیره
نخواب وقتی که خون از شب سرازیره
بخون وقتی که خوندن معصیت داره
بخون با من بیا تا من نگو دیره !

سکوت شیشه های شب غمی داره
ولی " کرد " تو مشت محکمی داره !!
عزیز جمعه های سرخ آزادی
کلاغ پر بازی با تو عالمی داره ...

شبنم
1389,02,16, ساعت : 01:28
ديگه اشكم واسه من ناز ميكنه

كاشكي تاريكي مي رفت فردا ميشد
صبح ميشد چشمون تو پيدا ميشد

لبهاي ناز تو با قصه ي عشق
مثل گلهاي بهاري وا ميشد

تا دلم شكوه رو آغاز ميكنه
ديگه اشكم واسه من ناز ميكنه

يادته قول دادي پيشم ميموني
قصه ي عشق زير گوشم مي خوني

نمي دونست دل وامونده ي من
كه تو رسم بي وفايي مي دوني

تا دلم شكوه رو آغاز ميكنه
ديگه اشكم واسه من ناز ميكنه

هنوز از عشق تو لبريزه تنم
عاشق چشمون ناز تو منم

نمي دونم چرا من هم مثل تو
نمي تونم زير قولم بزنم

تا دلم شكوه رو آغاز ميكنه
ديگه اشكم واسه من ناز ميكنه

شبنم
1389,02,16, ساعت : 01:35
غزلک

غزلک ، شکستنت کار کيه؟

به عزا نشستنت کار کيه ؟

عسلک ، نبينم افتادن تو

بگو پرپر شدنت کار کيه؟

نگو ديو قصه تو فنجون فالت افتاد

آسمون لهجه فيروزه رو ياد تو نداد

غزلک گريه نکن ،

گريه به چشمات نمی آد!


سنگ فيروزه ی اين رنگی به قاب کی شکست؟

زورق رهايی تو چه جوری به گل نشست؟

ای نگين از همه ستاره ها ، ستاره تر

راست بگو سنگ سقوط و کی به پرواز تو بست؟

نگو ديو قصه تو فنجون فالت افتاد

آسمون لهجه فيروزه رو ياد تو نداد

غزلک گريه نکن ،

گريه به چشمات نمی آد!


غزلک ، قشون قشون ستاره دنباله ی تو

همه شون عاشق بدبخت هزار ساله ی تو

پس کدوم گردنه بندی حرمت راه و شکست

که نمی رسه کسی به داد شب ناله ی تو


گلکم ، بهار بی تو ، مرگ پاييزی مونه

تن تنهايی مو ، گل زخم های تو می پوشونه

کاری از دست غزل بر نمی آد ، "آينه دار"

که حضورت غزل ها مو خط به خط می سوزونه!


شبدر پرپر از اقاقيا سر ، غزلک!

از غزل گريه ، به بغض من خودی تر ، غزلک !

دلکم ، حريق ابريشم اين رفاقت و

زير بارون غزل نداره باور ، غزلک!


جشن گل سوزان نذار عادت بشه ، عادت بشه

ريشه ی بيشه ، به دست تيشه بی حرمت بشه

وقتی هم صدايی ، اينجا يعنی "برپايی ی دار"

پس بذار تنهايی ما ، بين ما قسمت بشه !


ناخوشم ، ناخوش ناخوش ، بی خود اما خود تو!

داره من کم می شه از من ، می رسه تا خود تو!

کی برای شونه هات غزل می بافه جای شال ؟

جز من من ، کيه نزديک مث تن با خود تو؟



غزلک شکستنت کار من و ما که نبود

بغض تو ، گريه تو ، کار غزل ها که نبود

غزلک هر چی که هس ، بدجوری خوبی واسه من

هر چی بود شعرای من ، محض تماشا که نبود!



اگه تن پس می زنيم ، حرمت عشق و نشکنيم

اگه چاوش نشديم ، به شب شبيخون نزنيم

اگه من جفت تو نيس ، ترانه اندازه ی توست

تو شبای " بی کسی " ما همه دنبال " منيم "



غزلک ، يار اگه آوار تو شد ، گريه نکن!

اگه بر حق شدنت دار تو شد ، گريه نکن

اگه هر پنجره ديوار تو شد ، گريه نکن

يا پرستار اگه بيمار تو شد گريه نکن !



غزلک ، هر جا برم ترانه يعنی اسم تو !

خط هر منظره از جنس خط.ط جسم تو

ته هر کوچه ی بن بست غزل ، خونه ی تو

همه کس به اسم تو ، قصه ی ما طلسم تو !

شبنم
1389,02,16, ساعت : 01:39
قدغن

آبي دريا ، قدغن
شوق تماشا ، قدغن
عشق دو ماهي ، قدغن
با هم و تنها ، قدغن
براي عشق تازه ،
اجازه بي اجازه...
پچ پچ و نجوا ، قدغن
رقص سايه ها ، قدغن
كشف بوسه ي بي هوا
به وقت رويا ، قدغن
براي خواب تازه ،
اجازه بي اجازه...
در اين غربت خانگي
بگو هرچي بايد بگي
غزل بگو به سادگي
بگو ، زنده باد زندگي
براي شعر تازه ،
اجازه بي اجازه...
از تو نوشتن ، قدغن
گلايه كردن ، قدغن
عطر خوش زن ، قدغن
تو قدغن ، من قدغن
براي روز تازه ،
اجازه بي اجازه

شبنم
1389,03,11, ساعت : 01:53
غسل تعمید

مرا در تنش غسل تعمید داد
به من اسم شب، اسم خورشید داد
برای تمام نفس های من شعر گفت
مرا از ته خاک بیدار کرد
مرا شستشو داد، آغار کرد
مرا خط به خط خواند، تکرار کرد
شکار همه لحظه ها را به من یاد داد
برای من از شاخه برگی جدا کرد و گفت:
جنگل شو، شاعر
من از ارتفاع ترِ کاغذ و جوهر و عشق جاری شد
شبی کفشم از گَنگ تر شد
به من یاد داد ارتفاع ترِ گَنگ را در ته خواب گُنگِ سفر گم کنم
به من گفت:
گم باش و پیدا، که از سایه ها آفتابی تری

من و سایه را دوخت بر لاله
با لایه های گلایه
من و سایه را برد، تا پشت رمز و کنایه
من و سایه را برد، تا آفتابی ترین من
مرا در تمام نفسهای خود شیر داد
مرا در تنش غسل تعمید داد
به من اسم شب، اسم خورشید داد.

شبنم
1389,03,11, ساعت : 01:59
بدا به حال کلاغان


بدا به حال شاه گدايان
بدا به حال اميران
بدا به حال شمايان
هميشه تنهايان

هميشگي ويران هميشه بي ايران
هميشه در نهايت مرگ و هميشه در پايان

بدا به حال شمايان
بدا به حال شمايان


خوشا به حال رفيقان هميشه با ايمان
هميشه در شکفتگي شعر و لختي باران
خوشا به حال رفيقان
خوشا به حال عزيزان

بدا به حال شمايان - هميشه رسوايان
رفيق قافله اما هم بند گردنه بندان
بدا به حال رهزنان و خانه فروشان و شبدلان و آينه دزدان
بدا به حال کلاغان......
بدا به حال کلاغان......

خوشا به حال عزيزان عزيز عزالدين

خوشا به حال عزيزان - ترانه باران

تمام رفيقان - يگانه مرهم ايران
خوشا به حال عزيزان.....خوشا به حال رفيقان
خوشا به حال عزيزان که شانه به شانه پيروز مي شوند
در سربي ي سپيده ي شب سوز
جاودانه ترين عاشقانه ترين روز مي شوند

خوشا به حال عزيزان.....خوشا به حال رفيقان


بدا به حال مرگ فروشان
بدا به حال کلاغان

خوشا به حال عزيزان
خوشا به حال عزيزان

شبنم
1389,03,11, ساعت : 02:06
کدوم غزل کدوم قصیده یی تو
که پیش تو ترانه هام حقیره
هوای تو٬ هوای تو چه تازه س
آدم می خواد تو این هوا بمیره
ترانه هام نجیب و عاشقا نه س
تمام خوندنم فقط بها نه س
بها نه یی برای با تو بودن
بمون که موندنت چه مو منا نه س

تو از کدوم ستاره بر می گردی

که دب اکبر این چنین سیا هه

تو از کدوم قبیله و تباری

که از تو دور شدن یه جور گناهه؟

صدای تو به وسعت زمینه
صدای تو صدای آخرینه
تو با ردایی از گیاه و شبنم
بیا که آرزوم فقط همینه!

صدای من هر چی که هس٬ دروغ نیس

صدای من پر از هوای گر یه س


صدای من صدای از تو مردن

صدای من فقط برای گر یه س


تو مثل مثنوی همیشه خوبی به شعر من یه اسم تازه دادی

صدای من٬ صدای التماسه تو از سر ترانه هام ز یادی!

Guest2
1389,03,11, ساعت : 02:07
نام شعر:کودکانه
نام شاعر:شهیار قنبری

بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی رنگی
بوی یاس جا نماز ترمه ی مادر بزرگ


با اینا زسمتون و سر میکنم
با اینا خستگی مو در میکنم

شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب


با اینا زمستون و سر میکنم
با اینا خستگی مو در میکنم


فکر قاشق زدن دختر ناز چشم سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بته های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه ها


با اینا زمستون و سر میکنم
با اینا خستگی مو در میکنم


عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذوشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب


با اینا زمستون و سر میکنم
با اینا خستگی مو در میکنم


بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن

توی جوی لاجوردی هوس یه اب تنی
با اینا زمستون و سر میکنم
با اینا خستگی مو در میکنم
با اینا بهارو باور میکنم
نام شعر حرف

نام شاعر:شهیار قنبری

اگه سبزم اگه جنگل
اگه ماهی اگه دریا
اگه اسمم همه جا هست
روی لب ها تو کتاب ها
اگه رودم رود گنگ ام
مث بودا اگه پاک
اگه نوری به صلیب ام
اگه چنجی زیر خاک
واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضی به مرگم
اگه پاکم مث معبد
اگه عاشق مث هندو
مث بندر واسه قایق
واسه قایق مث پارو
اگه عکس چهل ستون ام
اگه شهری بی حصار
واسه ارش تیر اخر
واسه جاده یه سوار
واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضی به مرگم
اگه قیمتی ترین سنگ زمین ام
توی تابستون دست های تو برفم
اگه حرف های قشنگ هر کتاب ام
برای اسم تو چند تا دونه حرفم
اگه سیل ام پیش تو قد یه قطره
اگه کوه ام پیش قد یه سوزن
اگه تن پوش بلند هر درخت ام
پیش تو اندازه ی دکمه ی پیرهن

اگه تلخی مث نفرین
اگه تندی مث رگبار
اگه زخمی زخم کهنه
بغض یک در رو به دیوار
اگه جام شوکرانی
تو عزیزی مث اب
اگه ترسی اگه وحشت
مث مردن توی خواب
واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضی به مرگم

Guest2
1389,03,11, ساعت : 02:13
نام شعر:کمی با من مدارا کن
نام شاعر:شهیار قنبری

کمی با من مدارا کن
که خود را با تو بشناسم
من گم را تو پیدا کن
تو را از شب جدا کردم
تو را از قصه اوردم
نمیشد با تو بد باشم
نمیشد از تو برگردم


کمی با من مدارا کن
صبوری کن تحمل کن
من گم را تو پیدا کن


نه از برگم نه از جنگل
نه از باران نه از شبنم
نه ان تعمیدی رودم
نه ان مریم ترین میرم
منم همسقف دیروزی
که عطر خانگی دارم
که دستان تو را باید
به شام سفره بسپارم
اگر سختم اگر دشوار
اگر سیل مصیبت بار
اگر تلخم اگر بیمار
منم از عشق تو بسیار
من از هم خون و هم گریه
که بغض اش را به دریا داد
که از اوج پریدن ها
بر این ویرانه افتاد


کمی با من مدارا کن
صبوری کن تحمل کن
من گم را تو پیدا کن

تهران1355

نام شعر: گستاخی
نام شاعر:شهیار قنبری

اره راسته این درسته
دست من دست کنیره
شما صاحب اختیاری
دست هاتون برام عزیزه

شما معصوم و صبوری
شما انگار خود نوری
همه جا هستی و نیستی
همیشه فقط یه جوری


میدونم جسارته اسم شما رو بیارم
اگه گستاخی نباشه دست هاتون و دوست دارم
اگه گستاخی نباشه نفس هام مال شما
تا چشام میبینه مثل سایه دنبال شما

شما عشق لایزالی
شما ذات بی زوالی
شما حاضر شما غایب
شما ممکن و محالی
شما رمز شعر حافظ
شما راز هر قصیده
شما شعری نسروده
شما طرحی نکشیده
شما صاحب یقینی
شما گردش زمینی
شما علت شما مقصود
شما پاکیزه ترینی
شما پیدا شما نایاب
شما اول شما اخر
شما بیداری هر خواب
من کنیزم شما سرور
شما از ستاره بیشتر
شما مومن شما صوفی
شما درویش و قلندر

دستی انگار شمارو از اسمون فرستاده
هرچی هس بد بودن و به دست هاتون یاد نداده
قصه ی من قصه ی خیز پلنگه سمت ماه
برای چشم کنیز خواب یه سرور زیاده
شما از جنس سپیده شما ابریشم شعری
شما علت نخستین خلقت مبهم شعری
شما بهترین شبانی شما قدیس و فرشته
کاشف حرف و صدایی کاشف خط و نوشته


چه تماشایی دست های شفابخش شما
چشم های بسته ی این خسته کنیز و وا کنه
این یه میلاد دوباره س متبرک و عزیز
وقتی سرور من و با اسم کوچیک صدا کنه

کاش میشد رخت شمارو بو کنم
کفش و از پای شما دربیارم
پشت در کفش شمارو جفت کنم
پایین پای شما سر بذارم

تهران1355

شبنم
1389,03,11, ساعت : 02:21
واااااااااااي ...
مرسي شبنم جون ...
من عاشق شعراي شهيار قنبري هستم ...

خواهش می کنم عزیزم. منم خیلی بعضی از شعرهاش رو دوست دارم. مخصوصا همین غزلک رو . :-118-::-118-:

مرسی عمه جونم :-118-: من خیلی از شعرهاش رو نتونستم پیدا کنم که شما زحمتش رو کشیدید :-2-14-::-118-::-118-:

Guest2
1389,03,11, ساعت : 02:23
اشعار شهیار قنبری

http://www.sharemation.com/mordab/erfan/musicboxla_1793_73573726.jpg


دوستم داشته باش

دوستم داشته باش ، بادها دلتنگ اند
دستها بيهوده ، چشمها بيرنگ اند
دوستم داشته باش ، شهرها مي لرزند
برگها مي سوزند ، يادها مي گندند


باز شو تا پرواز ، سبز باش از آواز
آشتي كن با رنگ ، عشق بازي با ساز
دوستم داشته باش ، عطرها در راهند
دوستت دارم ها ، آه ، چه كوتاهند

دوستت خواهم داشت ، بيشتر از باران
گرمتر از لبخند ، داغ چون تابستان
دوستت خواهم داشت ، شادتر خواهم شد
ناب تر ، روشن تر ، بارور خواهم شد
دوستم داشته باش ، برگ را باور كن
آفتابي تر شو ، باغ را از بر كن
دوستم داشته باش ، عطرها در راهند
دوستت دارم ها ، آه ، چه كوتاهند

خواب ديدم در خواب ، آب ، آبي تر بود
روز ، پر سوز نبود ، زخم شرم آور بود
خواب ديدم در تو ، رود از تب مي سوخت
نور گيسو مي بافت ، باغچه گل مي دوخت

دوستم داشته باش ، عطرها در راهند
دوستت دارم ها ، آه ، چه كوتاهند ...


باز شو تا پرواز ، سبز باش از آواز
آشتي كن با رنگ ، عشق بازي با ساز
دوستم داشته باش ، عطرها در راهند
دوستت دارم ها ، آه ، چه كوتاهند

دوستت خواهم داشت ، بيشتر از باران
گرمتر از لبخند ، داغ چون تابستان
دوستت خواهم داشت ، شادتر خواهم شد
ناب تر ، روشن تر ، بارور خواهم شد
دوستم داشته باش ، برگ را باور كن
آفتابي تر شو ، باغ را از بر كن
دوستم داشته باش ، عطرها در راهند
دوستت دارم ها ، آه ، چه كوتاهند

خواب ديدم در خواب ، آب ، آبي تر بود
روز ، پر سوز نبود ، زخم شرم آور بود
خواب ديدم در تو ، رود از تب مي سوخت
نور گيسو مي بافت ، باغچه گل مي دوخت

دوستم داشته باش ، عطرها در راهند
دوستت دارم ها ، آه ، چه كوتاهند ...


شعر: جمعه
شاعر:شهیار قنبری
توي قاب خيس اين پنجره ها
عكسی از جمعهء غمگين می بينم
چه سياهه به تنش رخت عزا
تو چشاش ابرای سنگين می بينم


داره از ابر سياه خون میچكه
جمعه ها خون جاي بارون میچكه


نفسم در نمياد جمعه ها سر نمياد
كاش می بستم چشامو اين ازم بر نمياد
داره از ابر سياه خون میچكه
جمعه ها خون جاي بارون میچكه


عمر جمعه به هزار سال میرسه
جمعه ها غم ديگه بيداد میكنه
آدم از دست خودش خسته میشه
با لباي بسته فرياد میكنه


داره از ابر سياه خون میچكه
جمعه ها خون جاي بارون میچكه


جمعه وقت رفتنه موسم دل كندنه
خنجر از پشت مي زنه اون كه همراه منه
داره از ابر سياه خون میچكه
جمعه ها خون جاي بارون میچكه

Guest2
1389,03,11, ساعت : 02:30
شعر: دوماهی
شاعر: شهیار قنبری
ما دو تا ماهی بودیم
توی دریای کبود
خالی از اشکای شور
از غم بود و نبود
پولکامون رنگارنگ
روزامون خوبو قشنگ
آسمونمون یکی
خونمون یه قلوه سنگ
پولکامون رنگارنگ
روزامون خوبو قشنگ
آسمونمون یکی
خونمون یه قلوه سنگ

خنده مون موجارو تا ابرا میبرد
وقتی دلگیر بودم اون غصه می خورد
تورای ماهیگیرا وا نمیشد
عاشقی تو دریا تنها نمیشد
خوابمون مثل صدف
پر مروارید نور
پر شد این قصه ما
توی درياهای دور
خوابمون مثل صدف
پر مروارید نور
پر شد این قصه ما
توی درياهای دور

همیشه توک میزدیم
به حبابای درشت
تا که مرغ ماهی خوار
اومدو جفتمو کشت
دلش آتیش بگیره
دل اون خونه خراب
دیگه نوبت منه
سایه اش افتاده رو آب
دلش آتیش بگیره
دل اون خونه خراب
دیگه نوبت منه
سایه اش افتاده رو آب

بعد ما نوبت جفتای دیگست
روز مرگ زشت دلهای دیگست
ای خدا کاری نکن یادش بره
که یه ماهی این پایین منتظره
نمی خوام تنها باشم
ماهیه دريا باشم
دوست دارم که بعد از این
توی قصه ها باشم
نمی خوام تنها باشم
ماهیه دريا باشم
دوست دارم که بعد از این
توی قصه ها باشم

Guest2
1389,03,11, ساعت : 02:35
شعر:سرکلاس نقاشی
شاعر شهیار قنبری

خورشید خانوم چارقد مشکی نمی خواس
مثل شما با این سر و شکل و لباس
کپه ی نور ماه سبک تر از هواس
خورشید خانوم رهاتر از من و شماس

هر کی می خواد با کلاشی
سر کلاس نقاشی
پیرهن گلدار نکشیم
خاطره ی یار نکشیم
درخت سرباز نکشیم
بدتر از اون ساز نکشیم

باید بدون عاقبت
دو بال پرواز می کشیم
درای این مدرسه رو
رنگی و دلباز می کشیم
رو کاغذای بی صدا
ساز می کشیم ، ساز می کشیم...


خواهش می کنم عزیزم. منم خیلی بعضی از شعرهاش رو دوست دارم. مخصوصا همین غزلک رو . :-118-::-118-:

مرسی عمه جونم :-118-: من خیلی از شعرهاش رو نتونستم پیدا کنم که شما زحمتش رو کشیدید :-2-14-::-118-::-118-:
من عاشق اشعار هستم ولی فکر کردم تواین سایت غدغن است برای همین
تا نگذاشتم بقیه اش شاید دوستان خواستند بگذارند اگرنه خودم میگذارم عزیز عمه:-118-:

Guest2
1389,03,17, ساعت : 01:27
شاعر:شهیارقنبری

دلریخته
روز پاييزي ميلاد تو در يادم هست
روز خاکستري سرد سفر يادت نيست
ناله ی نا خوش از شاخه جدا ماندن من
در شب آخر پرواز خطر يادت نيست
تلخي فاصله ها نيز به يادت ماندست
نيزه بر باد نشسته ست و سپر يادت نيست

يادم هست ..... يادت نيست ......

خواب روزانه اگر درخور تعبير نبود
پس چرا گشت شبانه در بدر يادت نيست
من به خط و خبري از تو قناعت کردم
قاصدک کاش نگويي که خبر يادت نيست

يادم هست ...... يادت نيست ......

عطش خشک تو بر ريگ بيابان ماسيد
کوزه اي دادمت اي تشنه مگر يادت نيست
تو که خود سوزي هر شب پره را ميفهمي
باورم نيست که مرگ بال و پر يادت نيست
تو به دلريختگان چشم نداري بي دل
آنچنان غرق غروبي که سحر يادت نيست

يادم هست ...... يادت نيست

شاعر:شهیارقنبری

غسل تعمید
مرا در تنش غسل تعمید داد
به من اسم شب، اسم خورشید داد
برای تمام نفس های من شعر گفت
مرا از ته خاک بیدار کرد
مرا شستشو داد، آغار کرد
مرا خط به خط خواند، تکرار کرد
شکار همه لحظه ها را به من یاد داد
برای من از شاخه برگی جدا کرد و گفت:
جنگل شو، شاعر
من از ارتفاع ترِ کاغذ و جوهر و عشق جاری شد
شبی کفشم از گَنگ تر شد
به من یاد داد ارتفاع ترِ گَنگ را در ته خواب گُنگِ سفر گم کنم
به من گفت:
گم باش و پیدا، که از سایه ها آفتابی تری

من و سایه را دوخت بر لاله
با لایه های گلایه
من و سایه را برد، تا پشت رمز و کنایه
من و سایه را برد، تا آفتابی ترین من
مرا در تمام نفسهای خود شیر داد
مرا در تنش غسل تعمید داد
به من اسم شب، اسم خورشید داد.

Guest2
1389,03,17, ساعت : 01:35
شاعر:شهیار قنبری

اولین بار
اولین بار اولین یار
اولین دل دل دیدار
اولین تب اولین شب
سرفه های خشک سیگار
زنگ اخر زنگ غیبت
وقت خوب سینما بود
زنگ نور و زنگ سایه
امتحان بوسه ها بود
اولین بار اولین بار
اخرین فرصت ما بود
بهترین جای ترانه
بهترین جای صدا بود
اولین بار اولین یار
کشف طعم بوسه ی تو
مثل کشف یخ و آتش
کشف بیمرگی و ایثار
کشف گستاخی آرش
اولین دروغ ساده
اولین شک بی اراده
وحشت سر رفتن از عشق
گریه های سر نداده
اولین بار اولین یار
اولین نامه ی کوتاه
درشبی ساکت و سیاه
خطی از دلواپسی ها
از من و تو تاخود ماه
اولین بغض حسادت
کنج دنج شب عادت
بستری از درد و هذیان
تا ضیافت تا عیادت
اولین بار اولین بار
اخرین فرصت ما بود
بهترین جای ترانه
بهترین جای صدا بود
اولین بار اولین یار
کشف طعم بوسه ی تو
مثل کشف یخ و آتش
کشف بیمرگی و ایثار
کشف گستاخی آرش
اولین دروغ ساده
اولین شک بی اراده
وحشت سر رفتن از عشق
گریه های سر نداده
اولین بار اولین یار
اولین بار اولین بار
اولین بار اولین بار
اولین بار اولین بار
اولین بار اولین بار
اولین بار اولین بار
اولین بار اولین بار
اولین بار اولین بار
اولین بار اولین بار

Guest2
1389,03,17, ساعت : 01:47
شعر:تازه شو
شاعر: شهیار قنبری

تازه شو**تازه مث همين ترانه
ٿکر جنگل باش**اگه باغ تو سوخته
ٿکر شاعر گرسنه باش **همونکه
حتي يه غزل به شيطون نٿروخته
ٿکر نو کردن شب باش و سپيده
ٿکر دستي باش که دنبال کليده
ٿکر من باش** که هنوز مث قديمم
با همون رٿاقت و همون سخاوت
با همون دل دل نبضي که هميشه
براي تو ميزنه تا بينهايت

اگه سقٿمون شکسته
ميتونيم از نو بسازيم
ميتونيم به همصدايي
به يکي شدن بنازيم
آي بنازم عاشقارو
که هنوز طلايه دارن
که هنوز حاٿظ شعرن
همه از جنس بهارن
نگو قحط نوره اينجا
عاشقامون خود نورن
براي دلتنگيه تو
همه شون سنگ صبورن
گريه رو به خنده بٿروش
که خراب خنده هاتم
باز بخون مثل قديما
که هوادار صداتم
روز نو ارزونيه تو
رخت و بخت و تخت تازه
دست تو هنوز ميتونه
روزگاري نو بسازه

Guest2
1389,04,16, ساعت : 03:13
یادت باشه: شهیار قنبری
یادم باشه یادت باشه
دروغ نگیم به همدیگه
دوسم داری دوست دارم
اینو چشامون به هم میگه
شمعی توی سقا خونه
یادم باشه روشن کنم
یادم باشه فقط برات
رخت عروسی تن کنم
یادم باشه یادت باشه
دروغ نگیم به همدیگه
دوسم داری دوست دارم
اینو چشامون به هم میگه

یادت باشه با تو همه
تو خونه ما دشمنن
از صبح تا شب پشت سرت
حرفای ناجور میزنن
یادم باشه این بار اگه
دیدم دارن باز بد میگن
بگم دارن با دستاشون
واسه دلم گور میکنن
یادم باشه یادت باشه
دروغ نگیم به همدیگه
دوسم داری دوست دارم
اینو چشامون به هم میگه

یادم باشه یادت باشه
دروغ نگیم به همدیگه
دوسم داری دوست دارم
اینو چشامون به هم میگه
یادت باشه هر چی میگم
از دل و جون گوش بکنی
یادت باشه یه وقت نری
منو سیاه پوش بکنی
یادم باشه یادت باشه
دروغ نگیم به همدیگه
دوسم داری دوست دارم
اینو چشامون به هم میگه

یادت باشه عهدمون و
رو تک درختی نکنیم
رو قلبمون جا بذاریم
حرفی که می خوایم بزنیم
یادت باشه گوش نکنیم
به حرف مردم گذر
یادم باشه یه شب با هم
بریم از اینجا بی خبر
یادم باشه یادت باشه
دروغ نگیم به همدیگه
دوسم داری دوست دارم
اینو چشامون به هم میگه
یادم باشه یادت باشه
دروغ نگیم به همدیگه
دوسم داری دوست دارم
اینو چشامون به هم میگه
یادم باشه یادت باشه
دروغ نگیم به همدیگه
دوسم داری دوست دارم
اینو چشامون به هم میگه


سفرنامه: شهیارقنبری
سفري بي آغاز
سفري بي پايان
سفري بي مقصد
سفري بي برگشت
سفري تا كابوس
سفري تا رويا
سفري تا بودا
شبنم تاج محل

با حريق يادها همسفرم
وقتي دورم به تو نزذيكترم
با حريق يادها همسفرم
وقتي دورم به تو نزذيكترم

هق هق پارسيان
تكه ناني در خواب
بوي گندم در مشت
مشت كودك در خاك
كفش مادر در برف
چرخ يك كالسكه
گوشه ي گندم زار
بند رختي پاره

با حريق يادها همسفرم
وقتي دورم به تو نزذيكترم
با حريق يادها همسفرم
وقتي دورم به تو نزذيكترم

چمداني بي شكل
جعبه ي يك دوربين
عكس يك بازيگر
جمعه هاي بي مشق
تلي از ته سيگار
دشنه اي زنگ زده
چشم گاوي در ديس
سفره اي پوسيده

با حريق يادها همسفرم
وقتي دورم به تو نزذيكترم
با حريق يادها همسفرم
وقتي دورم به تو نزذيكترم

برج لندن در مه
جان لنون در باران
سوهو در بي حرفي
رود سن در يك قاب
متروي سن ژقمن
قهوه ي سن ميشل
پرسه اي در پيگل
كافه ها بی لبخند

با حريق يادها همسفرم
وقتي دورم به تو نزذيكترم
با حريق يادها همسفرم
وقتي دورم به تو نزذيكترم

خانه اي در آتش
بوف كوري در نور
گل ياسي در زخم
غربت لالايي
بوسه در راه آهن
سرخي لب در شب
بركه اي از فانوس
انفجاري در ماه

كو چه اي خيس از عشق
شعر سبز لوركا
ساعت 5 عصر
مستي بي وحشت
گريه هاي ژكوند
خط خوب سهراب
نامه اي آب شده
ونگوگ گوش به دست!

?your passport please
?Do You have anything to declare
I have a dream

I have a dream


با حريق يادها همسفرم
وقتي دورم به تو نزذيكترم...

Guest2
1389,04,16, ساعت : 03:20
معلم بد: شهیار قنبری
آهای معلم بد ، چقدر جریمه باید..
چند تا ستاره بسه برای جمع و منها
برای ضرب و تقسیم تا کشف این معما
تا بوسه ی قدیمی چند تا ترانه راهه
چند تا سپیده رنگی چند تا سپید سیاهه
آهای معلم بد ، چقدر جریمه باید..


به تیغ آفتاب قسم نفس بریده منم
از لج این کج کلاه دوباره رج می زنم
جریمه های خطی جریمه های حرفی
جریمه های آبی جریمه های برفی
علم بهتر است یا ثروت ، گوشه ی پرت نیمکت
بغل بغل تعارف غزل غزل خشونت
آهای معلم بد ، چقدر جریمه باید..

بغض کدوم پرنده باید هنوز بباره
زخم کدوم قناری مرهم این دیاره
چند تا شکار آهو تا ته بیشه مونده
تا اینجا داغ آواز چند تا قفس سوزونده
تا بوسه ی قدیمی چند تا ترانه راهه
چند تا سپیده رنگی چند تا سپید سیاهه
آهای معلم بد ، چقدر جریمه باید...

سر کلاس نقاشی: شهیار قنبری
خورشید خانوم چارقد مشکی نمی خواس
مثل شما با این سر و شکل و لباس
کپه ی نور ماه سبک تر از هواس
خورشید خانوم رهاتر از من و شماس

هر کی می خواد با کلاشی
سر کلاس نقاشی
پیرهن گلدار نکشیم
خاطره ی یار نکشیم
درخت سرباز نکشیم
بدتر از اون ساز نکشیم

باید بدون عاقبت
دو بال پرواز می کشیم
درای این مدرسه رو
رنگی و دلباز می کشیم
رو کاغذای بی صدا
ساز می کشیم ، ساز می کشیم..

Guest2
1389,04,17, ساعت : 19:34
بنویس نامه نویس
حرٿ های خوب خوب بنویس
بنویس وقتی تو نیستی
دیگه انگار چیزی نیست
بنویس ، نامه نویس


اگه عاشقانه نیست
حرٿ های بهتر بنویس
اگه خنده اش می گیره
گریه مو از سر بنویس
بنویس ، نامه نویس


بنویس ، خواستنم از جنس گل ابریشمه
بنویس پاکی من ، پاکی نور و شبنمه
همه ی دوست داشتنم رو ، نقطه نقطه بنویس
بنویس قصه زیاده ، ولی کاغذم کمه


بنویس خواستن من شمردنی نیست ، بنویس
بنویس دل که به خاک سپردنی نیست ، بنویس
بنویس خسته شدم ، اون قده خسته که نگو
همه ی دلتنگی من که گٿتنی نیست ، بنویس


ننویس ، نه ننویس ، هر چی که گٿتم ننویس
ننویس ، نه ننویس ، هر چی دلت خواست بنویس
ننویس چون که براش ، نامه ها تکراری شده
چیزی از من ننویس ، ٿقط براش راست بنویس


نامه نویس ، راست بنویس ، نامه نویس...


لندن : 1977 __ 1356 __________________

گلکم، نازکم: شهیارقنبری
گلکم ، نازکم
گله کم کن ، کمکم کن ، کمکم
باش تا عطر تو با من باشه
ٿصل هم ٿصل سرودن باشه


باش تا سهم من از این بودن
جنگ نه ،عشق تن به تن باشه
باش تا هق هق من بند بیاد
باش که چشم من آٿتاب می خواد


باش تا بهتر و بهتر باشم
باش تا از این همه سر باشم


چون که از همیشه دیوونه ترم ، با من باش
چون که آبروی عشق و می خرم ، با من باش
چون که بد جوری سزاوار توام ، بامن باش
حالا که حوصله تو سر می برم ، با من باش


گلکم ، نازکم
گله کم کن ، کمکم کن ، کمکم...

Guest2
1389,04,18, ساعت : 23:45
شهیار قنبری
چه شد شاعر که در باغم گلي ديگر نميرويد
به آهنگ قدمهايم کسي شعري نميگويد
چه بيهوده,گل آلوده,که باران هم نميشويد
ببين حتي گل شب بو , شب مارا نميبويد

هنوز از تو در اين ميدان,صميميتر نميبينم
از اين تنها درخت شب,کسي را سر نميبينم
هنوز اين من,هنوز اين تو,قديميتر ولي از نو
بجز چشم سياه تو,شبي ديگر نميبينم