PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : شرح، انواع و سبک ها و آلات موسیقی !



صفحه ها : [1] 2 3 4 5 6 7 8 9 10

neginekimiya
1389,01,25, ساعت : 13:02
سنتور :-118-::-118-:

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/e/e2/Santoor.jpg/250px-Santoor.jpg


سنتور یکی از سازهای موسیقی ایرانی است. فرهنگ دهخدا سنتور را اینگونه تعریف کرده است[۱]: « از سازهای ایرانی به شکل ذوزنقه که دارای سیمهای بسیاری است و به وسیله دو مضراب چوبی نواخته میشود.»




پیشینه

سنتور بر پایهٔ شواهد و قراین یکی از کهنترین سازهای منطقه به شمار میرود. کهنترین اثری که از این ساز بر جا مانده، از سنگتراشیهای آشور و بابلیان[نیازمند منبع] (۵۵۹ قبل از میلاد) است. در این سنگتراشیها، صف تشریفاتی که به افتخار آشور بانیپال بر پا شده مجسم گردیده و سازی که شباهت زیادی به سنتور امروزی دارد، در میان آن صف دیده میشود.
ابوالحسن علی بن حسین مسعودی (مرگ به سال ۳۴۶ ه.ق) گذشته نگار نامدار و نویسنده کتاب مروجالذهب در شرح اوضاع موسیقی در زمان ساسانیان، هنگام نام بردن از سازهای متداول موسیقی ساسانی، واژه سنتور (سنطور) را ذکر میکند. در کتب قدیم و تألیفات ابونصر فارابی و ابن سینا نیز نام سنتور چند بار ذکر شدهاست.
عبدالقادر مراغهای ساز یاطوفان را معرفی کرد که شبیه سنتور امروزی بود با این تفاوت که برای هر صدا فقط یک تار میبستند و با جابجا کردن خرکها، آن را کوک میکردند.
نام سنتور در اشعار منوچهری نیز آمدهاست:
کبک ناقوسزن و شارک سنتورزَن است
فاخته نایزَن و بربط شده تنبور زنان سنتور، سازی کاملاً ایرانی است که برخی ساخت آن را به ابونصر فارابی نسبت میدهند که مانند بربط، ساز دیگر ایرانی بعدها به خارج بردهشد

برخی پژوهشگران بر این باورند که سنتور در زمانهای بسیار دور از ایران به دیگر کشورهای آسیایی رفتهاست، چنان که امروزه نیز گونههای مشابه این ساز در عراق، ترکیه، سوریه، مصر، پاکستان، هند، تاجیکستان، چین، ویتنام، کره، اوکراین و دیگر کشورهای آسیای میانه و نیز در یونان نواخته میشود.
بر پایهٔ اسناد و مدارک، نگارگریها و مینیاتورهای سدههای پیش، آنچه که ما امروزه به عنوان سنتور در اختیار داریم در واقع سنتوری است که از نزدیک به یکصد و پنجاه سال پیش (زمان قاجار) با شکل و شمایل کنونی خود در اختیار هنرمندان این مرز و بوم قرار دارد. چنان که سنتورهای محمدصادق خان (که نخستین نمونه صوتی ساز سنتور به جا مانده از دوران قاجارحبیب سماع حضور و حبیب سماعی، در ابعاد، شمار خرک و چگونگی ساخت، بسیار نزدیک به سنتور امروزی است. متعلق به وی میباشد)،
بررسی تاریخ گردش و تحول ساز سنتور نشان میدهد که این ساز طیف گستردهای از سبکها و مکاتب گوناگون را در سدهٔ کنونی به خود اختصاص داده، به گونهای که پس از یک بررسی اجمالی، میتوان اذعان داشت حداقل ۱۵ سبک و مکتب گوناگون و فعال در این عرصه شهره خاص و عاماند

تنوع و جوراجوری چشمگیر مکاتب و سبکها باعث تنوع در صدادهی ساز، تکنیک نوازندگی و چگونگی آهنگسازی و نغمهپردازی در سطوح گوناگون بودهاست.
سنتور، یا آنچنان که استاد ابوالحسن خان صبا گاه مینوشت: سنطور، در سالهای پایانی عصر قاجار، سازی تقریباً فراموش شده و رو به نابودی بود. سازهای اصلی، تار، تنبک و کمانچه[۲] بودند و دوره قاجار، در واقع «عصر تار» بود. تعداد کمی سنتور مینواختند و تعداد کمتری نیز سنتور میساختند و میآموختند.

گسترش در جهان

با اتکا به قدمت آثار کشف شده گمان این است که این ساز از قلمرو ایران به کشورهای دیگر راه یافته و نامهای مختلفی پیدا کردهاست. سنتور با اندک تفاوتی در شکل ظاهر و با نامهای مختلف در شرق و غرب عالم وجود دارد. این ساز را در کشور چین یان کین، در اروپای شرقیدالسی مر، در انگلستان باتر فلایها، در آلمان و اتریش مک پر،در هندوستان سنتور، در کامبوج فی و در آمریکا زیتر مینامند که هر کدام دارای وجه تشابهاتی هستند. ساز سنتور در تعدادی از کشورها مانند ارمنستان و گرجستان نیز رایج هست. همچنین سنتورهای عراقی –هندی- مصری و ترکی که بعضی از آنها حدود ۳۶۰ سیم دارند.

ساختار ساز

این ساز از جعبهای ذوزنقهای شکل تشکیل شده که اضلاع آن عبارتاند از: بلندترین ضلع، نزدیک به نوازنده و کوتاهترین ضلع و موازی با ضلع قبلی و دور از نوازنده و دو ضلع جانبی با طول برابر که دو ضلع قبلی را به طور مورب قطع میکند. ارتفاع سطوح جانبی ۸ تا ۱۰ سانتیمتر است.
جعبه سنتور مجوف است و تمام سطوح جعبه چوبی است. بر روی سطوح فوقانی دو ردیف (معمولاً ۹تایی)خرک چوبی قرار دارد؛ ردیف راست نزدیکتر به کناره راست ساز است و ردیف چپ کمی بیشتر با کناره چپ فاصله دارد (فاصله بین هر خرک ردیف چپ تا کناره چپ را «پشت خرک» مینامند). از روی هر خرک چهار رشته سیم همکوک عبور میکند ولی هر سیم به گوشی معینی پیچیده میشود. گوشیها در سطح جانبی راست کنار گذاشته شدهاند. سیمهای سنتور به دو دسته «سفید» (زیر) و «زرد» (بم) تقسیم میشوند. دسته سیمهای سفید بر روی خرکهای ردیف چپ و سیمهای زرد بر روی خرکهای ردیف راست به تناوب قرار گرفتهاند. طول قسمت جلوی خرک در سیمهای سفید دو برابر طول آن در قسمت پشت خرک است و میتوان در پشت خرک نیز از سیمهای سفید استفاده کرد (صدای آن به نسبت عکس طول، یک اکتاو نسبت به صدای قسمت جلوی خرک بالاتر است). همچنین هر سیم زرد، یک اکتاو بمتر از سیم سفید بلافاصله بعد از آن صدا میدهد.




گذشته و امروز

ساز سنتور پیشتر با ۱۲ وتر سیم بم و ۱۲ وتر سیم زیر ساخته میشد و سنتور ۱۲ خرکیسنتور «لا کوک» نیز ساخته میشود. سنتور ۱۱ خرک، سنتور چپ کوک نامیده میشود. در واقع هر خرکی که به سنتور اضافه میشود صدای ساز یک پرده بمتر میگردد. سنتور ۹ خرک رایجترین نوع سنتور است که سنتور «سُل کوک» نامیده میشود و نتهای ردیف بر اساس آن نوشته شدهاند. در سنتور ۹ خرک، چنانچه بر اساس راست کوک تنظیم شود، به ترتیب سیمها از پایین بر مبنای می-فا-سل کوک میشوند و برای اجرای گروهی و ارکستر مناسب است. نامیده میشد. امروزه سنتور ۱۰ خرک و سنتور ۱۱ خرک و
ساز سنتور برای استفاده در ارکستر دارای نقایصی است که برای رفع آنها چندی است دو نوع سنتور یکی کروماتیک با افزایش ۷ خرک به خرکهای معمولی و دیگری سنتور باس با صدای بم ساخته شدهاند.

سنتور کروماتیک و سنتور کروماتیک بم

به منظور تکمیل فواصل کروماتیک بین اصوات و نیز به قصد تأمین اصوات بم، در حدود بیست سال اخیر دو نوع سنتور با تعداد زیادتر خرک ساخته شدهاند. سنتور کروماتیک با همان میدان صدای سنتور معمولی ولی دارای خرکها و اصوات کروماتیک بیشتر است. میدان صدای سنتور کروماتیک بم یک فاصله پنجم بمتر از سنتور کروماتیک است و وسعت آن سه اکتاو و نیم است. در دو نوع سنتور کروماتیک، هر صوت توسط سه رشته سیم همکوک حاصل میشود. به عبارت دیگر روی هر خرک سه سیم تکیه کردهاست. از هر دو سنتور کروماتیک و کروماتیک بم در حال حاضر تنها استفادههای همنوازی میشود.

نوازندگی سنتور

نوازندگی سنتور بوسیله دو چوب نازک که به آنها «مضراب» گفته میشود، انجام میشود. مضرابها در گذشته بدون نمد بودند ولی اکنون بیشتر به مضرابها نمد میچسبانند که خود باعث لطیفتر شدن صدای سنتور میشود. در اکثر اوقات، نوازنده باید با هر یک از مضرابها، نت متفاوتی را اجرا کند (به ویژه در برخی از چهارمضرابها که بیشتر پایه قطعه با دست چپ و ملودی با دست راست اجرا میشود). به همین دلیل نوازندگی این ساز علاوه بر چابکی دستها، به تمرکز ذهن نیز نیاز دارد که تنها با تمرین فراوان بدست میآید.
سنتور سازی است که اگر نوازنده بر آن چیره شود، میتواند بوسیله آن کارهای زیبا و ماندگاری بیافریند. این ساز به خوبی توانایی تکنوازی و همنوازی را دارا میباشد.
برابر نیمهٔ عمر تمرین سنتورنوازان، به کوک کردن آن میگذرد. چون ضربههای مداوم مضراب روی سیمها و تاثیر گذاری رطوبت و حرارت روی چوب و سیمها کوک را به هم میزند و ۷۲ سیم باید مرتب کوک یا هم خوان شود، از این رو سنتور، سازی شناخته میشود که همراه با زیبایی، بسیاری از عوارض طبیعی میتواند روی صدا و کوک آن تاثیر بگذارد و حتی نوازندههای کارکشته را برای یک کوک دلخواه ناکام میگذارد.
گفته شدهاست که حبیب سماعی نوازنده سرشناس سنتور روزی در مجلسی گفتهاست:

« کوک سنتور مرا پیر کردهاست. »

:-118-::-118-::-118-::-118-::-118-::-118-:


زلال كه باشي آسمان در توست فرقي نميكند گودال آبي كوچك باشي يا درياي بيكران

م.ن
1390,04,15, ساعت : 16:43
سلام
این پست به شرح حال موسیقی (البته انواع اش) و آلات اون ها در جهان می پردازه. وتا جایی که ممکن هست به ریشه های سبکی ریشه های فرهنگی و سازهای موسیقی در اون سبک مپردازه که به مراتب کامل تر هم میشه .ناگفته نمونه که اگه اشتباهی یا کم و کاستی دیدید در خلال پست ها پست ندید که نظم تاپیک بهم نخوره و اون اشتباه رو به من متذکر بشید

پست اول رو فقط برای نشون دادن انواع موسیقی و ابزار آلات اون می ذارم و شرح حال اشون رو در پست های بعدی میگم .(دوستان هم اگه دوست داشتن به مراتبی که ذکر میکنم پست بذارن و تا جایی که ممکن هست بگن که هر سبک با کدوم آلات موسیقی کار میکنه و زیر شاخه ی کدوم سبک و یا ....)


اما قبل اش یه توضیح کوچولو رو در مورد آواز میریم که داشته باشیم

آواز

در فرهنگ ها مطلقِ صوت وصدا ذکر شده است، اما در موسیقی به معنی عام سرود، آهنگ و بانگ موزون زیر و بمی که از گلوی انسان و یا از سیم انواع سازها برآید، تعبیر شدهاست.آواز به معنی وزن هم ذکر شده در تعریف هزج آمده «آواز هفدهم از هفده بحر اصول». آواز را از لحاظ علمی میتوان تسلسل «ملودی-مدل»ها در حول یک یا چند نت معین به نام شاهد نامید


موسیقی
موسیقی به هر نوا و صدایی گفته میشود که شنیدنی و خوشآیند باشد و انسان یا موجودات زنده را دچار تحول کند. موسیقی بیان احساسات انسان است به وسیله اصوات. موسیقی هنری است دارای نوا و سکوت.ارائه تعریف آکادمیک موسیقی موضوعی است که برای قرنها مورد بحث و کشمکش صاحبنظران بوده است. همچنان هیچ تعریفی از موسیقی وجود ندارد که مورد قبول همه اهل این هنر باشد. طبق یکی از پذیرفتهشدهترین این تعاریف، موسیقی به اصواتی گفته میشود که آگاهانه تولید شوند.

ریشه یابی واژه موسیقی

واژه موسیقی از واژهای یونانی و گرفته شده از کلمه Mousika و مشتق از کلمه Muse میباشد که نام رب النوع حافظ شعر و ادب و موسیقی یونان باستان میباشد.

موسیقی را هنر بیان احساسات به وسیله آواها گفتهاند که مهمترین عوامل آن صدا و ریتم هستند و همچنین دانش ترکیب صداها به گونهای که خوش آیند باشد و سبب انبساط و انقلاب روان گردد نیز نامیده میشود.

واژه موسیقی از واژهای یونانی و گرفته شده از کلمه Mousika و مشتق از کلمه Muse میباشد که نام رب النوع حافظ شعر و ادب و موسیقی یونان باستان میباشد.

موسیقی را هنر بیان احساسات به وسیله آواها گفتهاند که مهمترین عوامل آن صدا و ریتم هستند و همچنین دانش ترکیب صداها به گونهای که خوش آیند باشد و سبب انبساط و انقلاب روان گردد نیز نامیده میشود.


پیدایش موسیقی

هر ملتی به نحوی خاص داستان این احسان و بخشش را ضمن افسانهها و قصهها بیان داشتهاست . میتوان گفت که تمام ملل و اقوام مختلف از این قبیل قصص برای خود ساخته و آنها را در طول هزاران سال سینه به سینه به یکدیگر نقل کردهاند .



یونان

یونانیها هر مس را به شکرانه بخشیدن موسیقی ستایش میکردند . اما هر مس خدای بازرگانی و بازرگانان بود و به نظر ما بعید میآید که بتواند با موسیقی سر و کاری داشته باشد . ولی از نظر دور نباید داشت که او در عین حال پیک و قاصد خدایان دیگر نیز بود .
قطعا هنگامی که او ضمن گردش و سیاحت در ساحل دریای مدیترانه رشته رودهای را که از برادرش آپولون به سرقت برده بود را بر روی کاسهٔ لاک پشتی استوار کرد از جانب ابومنش یعنی زئوس و محبوبه اش مایا ماموریتی به عهده داشتهاست و به این ترتیب است که اولین ساز یعنی لیر بوجود آمد.


چین

چینیها خیلی پیش از این با موسیقی آشنایی داشتند . چهار هزار و پانصد سال پیش از این پادشاه مقتدری به نام هائونک تی[۱] فرمان داد تا موسیقی را اختراع کنند و چهچهه مرغان و زمزمه جویباران را سر مشق دانایان و خردمندان کشور خویش قرار داد .


ژاپن

در ژاپن روزی و روزگاری الهه خورشید قهر کرد [۲] و به پناهگاه خود خزید، مردم هر چه عقلشان را روی هم ریختند جز این حیلهای بخاطرشان نرسید که با سرودن الحان متوالی و پیوسته، او را به بیرون آمدن تشویق کنند، حتی امروز نیز در ژاپن به هنگام وقوع کسوف، مردم به خواندن آوازهای فوق العاده قدیمی متوسل میشوند .



آمریکای شمالی

یکی از قبایل آمریکای شمالی معتقدند که موسیقی از جانب یکی از خدایان بنام تسکانی-پوکا[۳] مرحمت شدهاست و چنین میپندارند که او پلی از لاک پشتها و نهنگها ساختهاست که در موقع آواز خواندن و نوازندگی با استفاده از آن خورشید صعود میکند.


حبشه

حبشیها نیز خدائی دارند بصورت کبوتر و از نظر آنها این خداوند خواندن و نوشتن را به آنها آموخته و موسیقی را به آنان ارزانی داشتهاست .


ژرمنی

در افسانههای ژرمنی هایمدال[۴] قاپچی آسمانها, شیپور غول آسائی دارد که آن را زیر شجره الحیات دفن کردهاست و هرگاه آن را به صدا در آورد روز قیامت آغاز خواهد شد و او در آن روز همه خوانندگان و موسیقیدانان را در پناه خود خواهد گرفت و چون خود او نیز موسیقیدان و آواز خوان بودهاست برای آنان شفاعت خواهد کرد.[۵]
بدین نحو تمام ملل قدیم تاریخ و داستان، پدید آمدن موسیقی را با قصهها و افسانهها در آمیخنهاند حتی در قرون وسطی نیز چنین میپنداشتند که موسیقی را یوبال[۶] پسر کاین[۷] اختراع کردهاست .

ماداگاسکار

از طرف دیگر به آن دلیل که موسیقی را عطیه خدایان میپنداشتند، آنرا وسیله نزدیک شدن به خدا یان و نیروهای ماوراءالطبیعه قرار دادند . با توسل به آن از طرفی چشم زخم وارواح خبیثه را از خود میراندند، مرگ و بیماری را طرد میکردند و از انقلابات جوی و حریق احتزار مینمودند، و از طرف دیگر برای جلب عطوفت خدایان، نزول باران و برکت و باروری مزارع خویش دعا میکردند . یکی از مبلغین مذهبی به نام سبیره[۸]، صحنهای از مداوای بوسیله موسیقی را که خود در ماداگاسکار ناظر و شاهد آن بودهاست بدین شرح میدهد :
«روزی دوباره مراسم رقص برگزار میشد به طرز مخصوص جوال خانه را به صحن حیاط آورده در کنار یک سکه نقرهای توی هاونی چوبی گذاردند وروی هاون حصیری پهن کرده بیمارانی را که به طرز شگفت آوری بزک کرده بودند روی آن نشاندند، بعد طبلها, گیتارهای بومی و فلوتها را به صدا در آوردند .تمام ساکنین ده گرداگرد بیمار حلقه زده در حین آنکه زنان و دختران آوازی یکنواخت میخواندند مردان و کودکان پیوسته دست میزدند، در این موقع زنی که برای این موقع خاص برگزیده شده بود و از خاندان سرشناسی به نظر میآمد برخاست و برقص آغاز کرد .در همین احوال زنی که پشت سر بیماران پنهان شده با بیلی که در دست داشت به شدت بر صفحهٔ فلزی لبه تیزی که از طناب کهنهای آویخته بود، ضربه میزد بدینطریق پهلوی گوش بیماران سر و صدای کر کنندهٔ وحشتناکی پدید میآمد . آنان گمان میداشتند بدین نحو میتوانند روح خبیث را از بدن بیمارخارج کرده به جان یکی از رقص کنندگان بیندازند .
در جمیع این احوال که هر آن صدای طبلها فزونی میگرفت، دستهای بیشتری کوفته میشد و حنجرههای تازهای در آواز شرکت میکردند . هر دو بیمار با وجود آنکه صدای گوش خراش چندش آوری برخاسته بود همچنان ساکت و بی حرکت بر جای خود نشسته بودند .ناگهان با حال تعجبی که به من دست داده بود دیدم هر دو بیمار از جای خود برخاسته و در حلقه نوازندگان به رقص پرداختند .»
نیروی محسور کننده اصوات تا بروز گارما نیز بر جای مانده و هنوز هم که هنوز است مردمی که در مراحل پائین تمدن هستند در بهار برای باوری مزارع و گاوهای خود با خواندن سرودها، دعا میکنند. آویختن زنگوله به گردن گاوهائی که به چرا میروند نیز به همین دلیل است .
در قرن اخیر نیز هنگامی که کاتولیکها در کلیسا به عبادت مشغولند و صدای دلنواز ارگ طنین میافکند دستخوش جذبه وشور میگردند .
آنچه در فوق گذشت تاریخچهای بود از عقاید و افسانههای ملل قدیمی یا قبایلی که در مراحل پائین تمدن زندگی میکنند ولی باید متذکر بود که ما مردمی که در عهد سیادت علوم طبیعی زندگی میکنیم به هیچ وجه به افسانههای کهن به دیدهٔ تحقیر نمینگریم بلکه میکوشیم زیبائی و حکمتی را که در این قصهها نهفتهاست به بهترین وجه دریابیم .


مبداء و منشاء موسیقی

شناختن مبداء و منشاء موسیقی برای ما کمال استفاده را در بر دارد زیرا کشف این نکته به شناسائی ماهیت موسیقی کمک بسیاری مینماید و به همین دلیل است که تا کنون علماء و فلاسفه در این باره فرضیات متعددی داشتهاند که از میان آنها سپنسر[۹], نیچه[۱۰], هاوس اگر[۱۱] – و هردر[۱۲] را باید نام برد .
در دورههای اخیر علماء و محققین با تحقیق در احوال ملل ابتدایی – وحشی و نیمه وحشی طریق مطمئن تری برای تحقیق در این زمینه بر گزیدهاند .
فرانسویان قبل از دیگران به مطالعه در این باره پرداختند .
نخست ژان ژاک روسو در اثر خود به نام فرهنگ موسیقی[۱۳] ۱۷۶۷ و بعد از او دولابور[۱۴] در کتاب تحقیقی درباره موسیقی قدیم وجدید [۱۵] ۱۷۸۰ این بحث را پیش کشیدند مردم سیاحت پیشه انگلستان نیز پس از فرانسویان به تحقیق در این موضوع پرداختند و در این اواخر آلمانیها تحت عنوان علم موسیقی سنجشی به این تحقیقا ت رونق عمیق بسیاری بخشیدند .



موسیقی، زمان

آیا موسیقی از مشتقات زمانست ؟
وقتی که مردم از حال عادی خارج و دست خوش احساسات میگردیدند خدای خود را بلند میکردند و به اصوات کشش و دوامی دلخواه میدادند . در صحت این فرضیه تردید زیاد روا نباید داشت .
کارل شتومیف[۱۶] استاد سابق فلسفه دانشگاه برلین تاریخ شروع و آغاز موسیقی را از لحظهای میداند که مردم ناگزیر شدند برای تفهیم وتفهم به اصوات متوسل شوند و به نظر او از همین اصوات است که علم موسیقی به معنای امروزی آن به وجود آمدهاست . مطالعه در موسیقی قبایل مختلف ممکن است ما را به کشف پیوستگیهای نژادی که بین این قبایل موجود است راهنمایی کند .
سخن گفتن هنرپیشهها روی صحنه در روزگار ما نیز به نوعی آواز میماند .
تغییر لحن واعظ واتخاذ لحن تازهای هم همان آواز است .
ملل قدیم نیز هنگامی که به نیایش خدایان میپرداختند مسلما چنین میکردند .
آنان در حال عبادت سخت تحت تاثیر هیجان و شوریدگی وادارشان میساخت چیزی را که کلمات یارای بیان آن را نداشت اظهار کنند .
نکتهای که بسیار جالب توجهاست و نباید آن را نا گفته گذاشت این است که استفاده از موسیقی برای هر فرد مجاز نبوده و حرفهٔ موسیقی دانی خاص کاهنان معبد, جادوگران و طبیبان گردید .
اینان خواندن بسیاری از ترانهها و نواختن برخی از سازها را به خود منحصر ساخته بودند .
البته آشکار است که دیگران حق دسترسی به این سازها را نداشتند و حتی اگر چشم زنی به این سازها میافتاد واجب القتل شناخته میشد .
موسیقی نیز مانند خیلی از چیزهای دیگر در دست بعضی وسیله احراز تفوق و کسب امتیازات شد .
کشیشها میکوشیدند با انحصار موسیقی به خودشان سری میان سرها بیرون بیاورند و مقام و وضعی استثنائی برای خودشان ایجاد کنند .
بدین طریق پای موسیقی نیز که روزگاری عطیه خدایان بود در نبردی که به خاطر کسب قدرت و امتیازات طبقاتی درگیر بود کشیده شد .


موسیقی یا زبان

موسیقی در آغاز همان سخن گفتن بود که در آن هر صدائی کشش خاصی مییافت – زیر و بم شدن ناپایدار اصوات بعدها اندک اندک به وضع ثابتی گرائید .تحقیقات علمی صحت این نظریه را به ثبوت رسانیدهاند. بعدها پرسش دیگری پیش آمد که پرندگان چرا نغمه پردازی میکنند ؟ برای دلربائی نغمه سرائی مرغان را جزء به مغازله که به خاطر تکثیر نسل انجام میگیرد به چیز دیگر تعبیر نمیتوان کرد – انسانها هم فقط به خاطر نیایش خدایان سرود نمیخواندند بلکه عشق و علاقهای هم که به یکدیگر و جنس مخالف داشتند آنان را به اینکار تحریص و تشویق میکرد . و اما جلب مهر و محبت جنس مخالف ترانه سر دادن تنها منحصر به انسانهای اعصار اولیه نیست ترانههای ملی[۱۷] قرون وسطی نیز همچون ترانهها و سرودهای ملی و محلی کنونی همه و همه آوازهای عشقی هستند .
مردمی که این ترانهها را ساختهاند به کمک الفاظی که به ندرت تعقید و پرده پوشی در آن دیده میشود کوشیدهاند که یار را با خود بر سر مهر آورند .

به گمان چارلز داروین، مهر ورزی و جفت جوئی مردم را بر آن داشتهاست که دست نیاز به سوی موسیقی دراز کنند و از این وسیله سحر آسا برای برآوردن حاجت خویش کمک گیرند .



توضیحات
↑ Haong-Ti
↑ مراد از الهه قهر کرده, کسوف خورشید میباشد
↑ tezcatinpoca
↑ heimdall
↑ داستان صور اصرافیل نیز مضمونی شبیه به این دارد.
↑ jubal
↑ kain
↑ sibree
↑ spencer
↑ nietzsehe
↑ hausegger
↑ herder
↑ dictionnaire de la musique
↑ J.B.de labord
↑ essai sur la musique ancienne et moderne
↑ carl stumpf
↑ vockslied





تعاریف گذشتگان درباره موسیقی

پیشینیان موسیقی را چنین تعریف کردهاند: معرفت الحان و آنچه التیام الحان بدان بود و بدان کامل شود. ارسطو موسیقی را یکی از شاخههای ریاضی میدانسته و فیلسوفان اسلامی نیز این نظر را پذیرفتهاند، همانند ابن سینا که در بخش ریاضی کتاب شفا از موسیقی نام بردهاست ولی از آنجا که همه ویژگیهای موسیقی مانند ریاضی مسلم و غیرقابل تغییر نیست، بلکه ذوق و قریحه سازنده و نوازنده هم در آن دخالت تام دارد، آن را هنر نیز میدانند. در هر صورت موسیقی امروز دانش و هنری گستردهاست که دارای بخشهای گوناگون و تخصصی میباشد.

صدا در صورتی موسیقی نامیده میشود که بتواند پیوند میان اذهان ایجاد کند و مرزی از جنس انتزاع آن را محدود نکند.

تقسیم بندی موسیقی

موسیقی به دو بخش تقیم می شود:
موسیقی ضربی
موسیقی بی ضرب

موسیقی ضربی به موسیقی هایی گفته میشود که دارای وزن باشد مانند آهنگ هایی که برای رقص ساخته شده باشد؛ پیش در آمد، مارش و غیره. موسیقی بی ضرب آن است که دارای وزن معین و معلومی نباشد که بهترین نمونه آن آوازهای موسیقی ایرانی می باشد



تئوری موسیقی


تئوری موسیقی نظریهای دربارهٔ مکانیک موسیقی و نحوهٔ کارکرد موسیقی است. تئوری موسیقی از قرنهای گذشته ابداع شده و به تدریج کاملتر شدهاست. تئوری موسیقی شامل تحلیل نتهای ملودی و نیز بررسی آنها از نظر ریتم و هارمونی (هماهنگی) اجزاء آن میباشد. ممکن است صداها در ملودی همدیگر را تقویت یا تضعیف کنند که در این صورت هارمونیهای متفاوتی خواهند داشت. در تئوری موسیقی به بررسی پویایی و دینامیک موسیقی نیز میپردازند و آن بستگی به نرمی یا سختی اصوات و نتها دارد. میتوان تئوری موسیقی را براساس روابط ریاضی نیز مطرح کرد. در این صورت قوانین موجود در ریاضی در تئوری موسیقی بهکارمیرود.

تئوری موسیقی شاخهای تخصصی از رشته موسیقی است و کسی که در این زمینه کارمیکند باید با انواع صدای نتها، فاصلهها، میزان ترکیبها و پردههای موسیقی آشنا باشد. اهمیت تئوری موسیقی به قدری است که نوازنده، آهنگساز و رهبر ارکستر که در این زمینه کار نکردهاند از نظریهدان یا تئوریسین موسیقی که در این زمینه کارمیکند جدا درنظر گرفته میشوند.

صدا و ریتم مهمترین عناصر تئوری میباشند .اهمیت اصوات در موسیقی مانند اهمیت رنگ در نقاشی است . ولی از هر صوتی نمیتوان در موسیقی استفاده کرد .از نظر موسیقیدانها صداها به دو دسته تقسیم میشوند. صداهای موسیقیایی و صداهای غیرموسیقیایی .صداهای موسیقیایی دارای مشخصههایی است که درادامه به آن اشاره خواهد شد و اگر صدایی این مشخصهها را نداشت صدای غیرموسیقیایی محسوب میشود .


نت



در موسیقی، اصطلاح نت دو معنی عمده دارد: ۱- نشانهاس است در یاد داشتهای موزیکال برای نشان دادن نسبی مدت و زمان اجرای یک صوت؛ ۲- یک صدای معیین، به تنهایی.

نتها "اتمهای" بسیاری از موسیقیهای غربی هستند: تجزیه و تحلیل اجزاء یک اثر موزیکال که ایفای آن را آسان میکند، درک موسیقی، و آنالیز

اصطلاح نت میتواند در هر دو معنی عام و خاص: یکی مثل وقتی که میگوییم "قطعه 'تولدت مبارک' با دونت همصدا شروع میشود"، و دیگری "قطعه با دوبار تکرار یک نت روع میشود". در حالت قبلی، اصطلاح "نت" به یک عمل موسیقی اشاره میکند؛ در دومی، در این حالت به تعدادی از اعمال موسیقی با یک صوت معین اشاره میکند.

دو نت با فرکانسهای اصلی با هر نسبتی از هر قدرت (برای مثال، نصف، دوبرابر یا چهاربرابر) بسیار مشابه شنیده میشوند. به این دلیل، تمام نتهایی با این رابطه میتوانند در یک گروه از زیرایی دستهبندی شوند. در تئوری موسیقی عمومی گروههای زیرایی با هفت حرف اول از زبان الفبای لاتین (A, B, C, D, F, G)(بعضی از کشورها نتها را با اسامی دیگری که در جدول زیر آمده است، استفاده میکنند). نت هشتم، یا اکتاو، هم نام با نت اول بوده، ولی فرکانس آن دوبرابر نت اول است. اصطلاح اکتاو همچنین برای هر نتی با فرکانس دوبرابر نیز، استفاده میشود. برای فرق گذاشتن بین دو نت که در یک گروه صوتی ولی در اکتاوهای متفاوت قرار دارند، سیستم علمی نت نویسی با یک حرف و یک عدد عربی برای هر اکتاو طراحی شده است. برای مثال، ارتفادع استاندارد امروزی برای کوک در موسیقی عربی، 440Hz برای نت لا به نام a' یا A4. دو روش برای تعیین هر نتو اکتاو وجود دارد، سیستم هلموتز و نت نویسی علمی

الفبای موسیقی نت نام دارد. نُت یا نوت، در موسیقی به دو معنی بکار میرود:
یکی به معنی واحد صدائی با فرکانس ثابت که نامی بر آن گذاشته شده، که در متون کهن فارسی به آن نغمه میگویند.[۲]
دیگری به معنی نمایش یا نشانه نوشتاری هر یک از این صداها.

در معنی اول نتها هفت نام برای نوشتن اصوات موسیقایی هستند. در ایران به پیروی از فرانسه و ایتالیا نتها به این صورت نامگذاری میشوند: دو - ر - می - فا - سل - لا - سی (do, re, mi, fa, sol, la, si). روشهای نامگذاری دیگر نیز وجود دارد که نتها را با اصطلاحات «A, B, C, D, E, F, G» عنوان میکنند. در این روش A همان نت «لا» (la) است.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/6/6b/Not.png

این نامها بیانگر نواک اصوات است. در معنی دوم، برای مکتوب کردن اصوات موسیقی، این صداها را طبق قواعد خاصی بین یا روی پنچ خط افقی مینویسند که به نام خطوط حامل شناخته میشوند. خطوط حامل از پایین به بالا شمرده میشوند، به این معنی که نتی که روی خط پایینتر نوشته شود، صدایی بمتر از نتی دارد که بر روی خط بالاتر نوشته شدهاست. به این ترتیب نام نت از روی جائیکه روی خطهای حامل قراردارد مشخص میشود. دیگر مشخصات نت مانند طول آن (مدت زمان امتداد یافتن آن صدا) و غیره را نیز با شکلهای قراردادی که برای نت طرح شده نمایش میدهند. نتهای متوالی را از چپ به راست مینویسند. دانشی که به قواعد نوشتن نتهای موسیقی و مقولات مرتبط با آن میپردازد، تئوری موسیقی نام دارد.


در شکل روبهرو توالی نتها نشان داده شدهاست. این نتهای مختلف که به شکل دایرههای کوچکی (بعد کلید سل رسم شدهاند. به این دلیل که نتها در اینجا به شکل دایرههای کوچک هستند، پس طبق قرار داد هر کدام از آنها دارای زمانی معدل ۴ ضرب است. در اصطلاح موسیقی، هر نتی که به شکل دایرهای کوچک باشد گرد نام دارد. نتها در این تصویر به ترتیب از چپ به راست روی پنج خط حامل نوشته شدهاند که به همین صورت نیز (از چپ به راست) خوانده میشوند.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/a/a5/C_maj.png

پیشینه نامگذاری نت ها

گوییدو دآرتسو (۱۰۵۰-۹۹۰، Guido d'Arezzo)، کشیشی فرانسوی، ساکن ایتالیای قرن ۱۱ میلادی، برای نخستین بار نام این نتها را بر اساس سرودهای مشهور به سرود سن ژان که گویا خود برایش آهنگی ساخته بود انتخاب کرد:

Ut queant laxis resonare fibris Mira gestorum famuli tuorum Solve poluti labireatum Sancte Johannes.

در این دوران موسیقی ششهجایی بود و در سدههای پس از آن بود که «سی» بر آن افزوده شد و هجای «دو» جایگزین «اوت» شد.


کشش های زمانی نتها (دیرند)

در موسیقی به منظور مشخص شدن و اندازه گیری زمان کشش نتها یا امتداد یافتن صدا هر نت از علائمی استفاده میشود.شکل، نام و معنای هر کدام از این علائم به شرح زیر است:

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/9/94/Whole_note.gifگرد زمان آن ۴ ضرب است
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/5/57/Half_note.gifسفید زمان آن ۲ ضرب، یا ۱/۲ گرد(معادل نصف کشش زمانی گرد)است.
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/b/b4/Quarter_note.gifسیاه زمان آن یک ضرب، یا ۱/۴ گرد(معادل ۱/۴ کشش گرد)است.
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/6/6a/Eighth_note.gifچنگ زمان آن نیم ضرب، یا ۱/۸ گرد(معادل ۱/۸ کشش گرد)است.
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/9/9b/Sixteenth_note.gifدولاچنگ زمان آن ۱/4 ضرب، یا ۱/۱۶ گرد(معادل ۱/۱۶ کشش گرد)
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/2/2c/32nd_note.gifسهلاچنگ زمان آن ۱/8 ضرب، یا ۱/۳۲ گرد(معادل ۱/۳۲ کشش گرد)
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/7/72/64th_note.gifچهارلاچنگ زمان آن ۱/16 ضرب، یا ۱/۶۴ گرد(معادل ۱/۶۴ کشش گرد)

سکوت ها


در موسیقی، همانگونه که نتها دارای زمان و کشش هستند، سکوتها نیز دارای زمان و کشش میباشند.برای اندازه گیری سکوتها نیز از علائمی استفاده میشود.

شکل، نام و معنای هر کدام از این علائم به شرح زیر است:
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/2/25/Whole_rest.gifسکوت گرد- زمان آن ۴ ضرب سکوت است.
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/e/ea/Half_rest.gifسکوت سفید- زمان آن ۲ ضرب سکوت، یا ۱/۲ سکوت گرد(معادل نصف کشش زمانی سکوت گرد)است.
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/d/d9/Quarter_rest.gifسکوت سیاه- زمان آن یک ضرب سکوت، یا ۱/۴ سکوت گرد(معادل ۱/۴ کشش سکوت گرد)است.
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/b/b0/Eighth_rest.gifسکوت چنگ - زمان آن نیم ضرب سکوت، یا ۱/۸ سکوت گرد(معادل ۱/۸ کشش سکوت گرد)است.
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/7/71/Sixteenth_rest.gifسکوت دولاچنگ - زمان آن ۱/۴ ضرب سکوت، یا ۱/۱۶ سکوت گرد(معادل ۱/۱۶ کشش سکوت گرد)



نحوه نُت نویسی (نَوانِشاننویسی)
برای نوشتن نت از پنج خط حامل استفاده میشود. نت مربوط به چهارمین کلید «دو» در پیانو مربوط به دست راست روی خط پایین پنجمین خط از خطوط موازی موسیقی قرار میگیرد. سپس سایر نتهای دست راست یعنی ر میفا سل لا و سی به ترتیب یک درمیان بین دو خط نت و روی یکی از خطوط نتها جای میگیرند. نت دوی دست چپ بین خطوط دوم و سوم نتها است و سایر نتهای دست چپ یعنی ر میفا سل لا و سی به ترتیب یک درمیان روی یکی از خطوط نتها و بین دو خط نت جای میگیرند.
افزودن یک نقطه سیاه جلوی یک نت به معنای اضافه شدن نصف آن نت به آن نت است. افزودن یک نقطه سیاه بالای یک نت به معنای منفصل شدن آن نت از نت بعدیاش است و در این صورت پیانیست با رسیدن به آن نت باید کلید مربوط به آن نت در پیانو را با انگشت فشار دهد و سپس انگشتش را از روی کلید پیانو رها کند و بدون متصل نواختن آن نت نسبت به نت بعدی کلید مربوط به نت بعدی را با انگشت فشار دهد. اگر بالای نتهای یک آهنگ نقطه سیاه نباشد نواختن آن نتها به طور متصل یکی بعد از دیگری باید انجام شود و انفصال بین نتها نباید باشد.

اکتاو

به توالی ۷ نت به اضافه نت هشتمی که با نت اول هم نام باشد، اکتاو گفته میشود. مانند:
۱- دو، ۲- ر، ۳- می، ۴- فا، ۵- سل، ۶- لا، ۷- سی، ۸- دو
تعداد اوکتاو در آلات موسیقی و سازهای مختلف متفاوت است.مثلآ پیانوها که به عنوان یکی از بزرگترین سازها از نظر مقدار اوکتاو و وسعت صوتی شناخته میشوند، غالبآ دارای ۷ اوکتاو هستند.



نکته: برای خواندن و تشخیص هر نت از نت دیگر از پنج خط حامل، در موسیقی استفاده میشود. پنج خط حامل ۵ خط افقی موازی با فاصلههای یکسان میباشد. نتها میتوانند روی این ۵ خط (۵ نت)، بین ۵ خط(۴ نت) که جمعا میتوان ۹ نت روی پنج خط حامل و بین آن قرار داد. همچنین بالا یا پائین آن نیز با کمک نیم خطها، میتوان نتهای زیاد دیگری رسم کرد. پنج خط حامل همیشه از پائین به بالا خوانده و شمرده میشود. به جهت اینکه بتوان نتها را روی پنج خط حامل خواند، نیاز به ابزاری داریم، که در اصطلاح موسیقی به آن کلید میگوئیم.کلیدها به ما کمک میکنند که نتها را روی پنج خط حامل بخوانیم و تشخیص بدهیم. برای هر محدوده صدائی، از کلید خاص آن منطقه صوتی استفاده میشود. برای مثال کلید سل (مخصوص محدوده صداهای سوپرانو)، از روی خط دوم شروع و روی پنج خط حامل رسم میگردد. به همین دلیل کلید سل خط دوم را به نام خودش (سل) میکند. و به این ترتیب هر نتی که روی خط دوم قرار بگیرد (در صورت وجود داشتن کلید سل) نت سل خواهد بود. در همین حال، نتهای دیگر نیز با توجه به مشخص شدن موقعیت نت سل، موقعیتشان مشخص میگردد. نتهای بعد از نت سل به ترتیب بالاتر و نتهای پائین تر از نت سل، پائین تر نت سل بر روی پنج خط حامل یا مابین آن قرار میگیرند.




مشخصه های صدای موسیقیایی

نواک: مسلما صداهای موسیقیایی میتوانند در سطحهای مختلف زیر و بمی حاصل شوند. مثلا میدانید که صدای اصلی مردان از زنان و کودکان بم تر است و از نظر فیزیک، فرکانسهای آن دارای طول بیشتری هستند و صدای کودکان نسبت به صدای مردان زیر تر است که فرکانسهای آن دارای طول کمتری هستند. پس به این( زیر وبم) بودن صدا نواک میگویند.

دیرند: به ارزش زمانی کشش صدا دیرند میگویند. مثلا اگر آرشه را مدت درازی روی سیم ویولن بکشیم صدای حاصل البته کشیده تر از صدایی است که با کشیدن آرشه به مدت کمتر پدید میآید.

شدت: صداهای موسیقی ممکن است نسبت به یکدیگر ضعیف تر یا قوی تر باشند مثلا اگر مضراب سنتور را یک بار با ملایمت و بار دیگر به قوت روی سیم ساز ضربه بزنیم، صدای دومی شدیدتر از صدای اولی خواهد بود.

طنین و رنگ: مثلا فرض کنید یک پیانو و گیتار الکتریک که هر دو همزمان در حال نواختن یک قطعه مییاشند تنها فرق بین صدای این دو ساز جنس صدای آنهاست. پیانو صدایی نرم و آرام بخش دارد ولی گیتار الکتریک صدایی خشن و هیجانی دارد. دقیقا همین تفاوت ( جنس صدا ) را طنین و رنگ میگویند.


فرم های موسیقایی




اورتور

اُورتور قطعهای سازی است که به عنوان مقدمه برای اپرا، اوراتوریو، باله و سایر آثار دراماتیک یا به عنوان یک قطعه مستقل اجرا میشود و معمولاً شامل نغمههای اصلی آن اثر است. این قطعه در اجراهای نمایشی زمانی که هنوز پردهٔ نمایش بالا نرفتهاست، توسط ارکستر اجرا میشود.
در موسیقی ایرانی، از اواخر دوره قاجاریه، برای اولین بار توسط درویش خان مقدمهای بنام پیشدرآمد قبل از درآمد اجرا میشود.
واژهٔ معادل پیشنوا از سوی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای اورتور پیشنهاد شدهاست.


اپرا

اُپرا آميزهای از موسيقی و نمايش است تا حقيقت به تصوير كشيده شود. از اين رو برای خلق آثار اپرايی بايد در دو بخش موسيقی و نمايش عالم بود تا پديدهای درخور تحسين ايجاد كرد. بزرگان هنر در برتری هر يک از اين دو مؤلفه بر ديگری اختلاف نظر دارند؛ به عنوان مثال ريشارد واگنر موسيقی را در خدمت هدف والای نمايش میداند. با اين حال موسيقی دارای اعجازی است كه با آن، داستانی هرچند ساده به تجربهٔ احساسی عميق و دلانگيز بدل میشود. همچنين داستانها و نمايشنامههای موفق نيز با درآميختن با موسيقی، بقا و عمق بيشتری میيابند.[۱]
اپرا مجموعهای است از هنرهای مختلف: موسيقی، ادبيات، فن بازيگری، طراحی صحنه، دكور و كارگردانی. اپرا از ارزندهترين پديدههای جهان موسيقی است. طی چندين قرن اپرا با تحولات فراوان همه گونه رويدادها و سبكهای موسيقی را تجربه كرد و به تكامل رسيد.[۲]
اُپِرا هنری است که بر روی یک سکو یا سن نمایشی که هماهنگ و سازگار با موسیقی ساخته شده انجام میگيرد. نمایش اجرایی در اپرا عناصر ویژهٔ تئاتر مانند زمینهپردازی و محیط نمایشی، جامهها، چهرهپردازی و بازیگری را در خود دارد. ولی در اپرا واژههایی که بازگو میشود یعنی اپرانامه (libretto) سخنپردازی گفتاری نبوده بلکه به گونهٔ آوازی و سرودی است. خوانندگان اپرا را یک گروه از همنوایان همراهی میکنند. همنوایان میتوانند یک گروه کوچک سازی باشند یا یک سازگان سمفونیک کامل.
البته امروزه این هنر به مانند گذشته نیست و گاه با سبکهای دیگر موسیقی آمیخته شدهاست یا اينكه به تنهایی و بدون نمایش اجرا میشود.
آوازهای اپرا شامل دو قسمت است:
آريا (Aria) كه قسمت اصلی اپراست و خواننده در آن با آرايشهای آوازی، قدرت و مهارتش را ابراز میدارد.
رسيتاتيف (Recitatif) كه نوعی از فن بيان و مكالمهٔ آوازی است و غالباً پيش از آريا قرار میگيرد. در اپرای ايتاليايی، رسيتاتيف رابط بين دو آرياست:
الف-رسيتاتيف ساده(Recitatif Secco)كه آواز بدون اركستر است و فقط با چند آكورد كوتاه همراهی میشود.
ب-رسيتاتيف آكامپانيه(Recitatif accampagne) كه خواننده به همراهی اركستر میخواند و بيشتر در اپراهای فرانسوی معمول است.
از جمله رهبران ارکستر اپرا میتوان گوستاو مالر را نام برد.



سمفونی

سمفونی (به انگلیسی: symphony)، از کلمه یونانی Συμφωνία گرفته شدهاست.
در موسیقی کلاسیک سمفونی به قطعهای ارکسترال گفته میشود که از چند بخشِ مجزّا بهنام موومان تشکیل شدهباشد. هر سمفونی دارای فرمِ سونات است. فرم سمفونی درحقیقت همان فرم چهاربخشی یا چار موومان است. قدمت آن به قرن هجدهم میلادی در اروپا بازمیگردد. یوهان سباستین باخ، یوزف هایدن، موتزارت، و بهویژه بتهوون در شکلگیری آن تأثیر بهسزایی داشتهاند.
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/c/c7/Beethoven_Ninth_Symphony.gif






سونات

سونات (ایتالیایی: Sonata) به قطعه موسیقایی گفته میشود که برای یک و یا بیش از دو ساز نوشته میشود و در چند موومان اجرا میگردد





لایتموتیف

لایتموتیف (از آلمانی leitmotiv به معنی نغمه راهبر یا شاخص) قطعهای کوتاه و تکرار شونده است که در برخی از کارهای موسیقی برای اشاره به شخصیتی یا مکانی یا اندیشهای بهکار میرود. لایتموتیف بدینترتیب نشانهای میشود که با هربار حضور، اجرا شنونده را بهیاد آن شخصیت یا مکان یا اندیشه میاندازد.
اگرچه لایتموتیف معمولاً نغمه کوتاهی است، ولی گاه به صورت ضرب یا آکورد خاصی هم بکار میرود.
لایتموتیف را نخست کارل ماریا فون وبر آهنگساز آلمانی بکار برد ولی مشهورترین کاربرد آن در اپراهای واگنر است.






مینوئت

مینوئت (به انگلیسی: Minuet) یک نوع رقص عامیانهٔ فرانسوی، با وزن سهضربی آرام است که پس از سال ۱۶۵۰ میلادی توسط لودویک چهاردهم مهمترین رقصی درباری تبدیل شد. در قرن هجدهم این رقص در آلمان نیز متداول شد و یکی از بخشهای مجموعه رقصها (سوئیتها) در آثار باخ و هندل شد.





پرلود

پرلود (به انگلیسی: Prelude) یک قطعهٔ مقدماتی یا پیشدرآمد است که اغلب پیش از مجموعهٔ رقصها و ترانهها نواخته میشود.




کُنسِرتو

کُنسِرتو (اصل تلفظ ایتالیایی: کُنچــِرتو) قطعهای موسیقی است که برای ارکستر و یک ساز (معمولاً پیانو یا ویولن) و یا چند ساز، معمولاً در سه موومان تصنیف شده است. نقش ارکستر در مجموع همراهی ساز تکنواز است و به همین ترتیبب ساز تکنواز نقش اصلی را طی تمام قطعه ایفا میکند.



فهرست اصطلاحات موسیقی]



آرانژمان
آرتیکولاسیون
آستیناتو
آکوستیک
اکتاو
ارکستر
ارکستر مجلسی
ارتباط فالس
اوورتور
بمل
چندصدایی (پولیفونی)
خطّ ِ اتحاد
دیاتونیک
دیز
ریتم
ریتمیک
رزونانس
رندو
پنج خط حامل
ترانسپوزسیون
سکوت
سوییت (سوئیت)
سونات
سمفونی
سنکپ
ساز
ضد ضرب
ضرب
کانن
کروماتیک
کلید
کمپوزیسیون
گام
کنتراپوئن
فاصلهٔ موسیقیایی
فوگ
واریاسیون
والس
ماژور
مایه
متریک
محدوده صوتی
مینور
میزان ترکیبی
میزان ساده
میزان لنگ
نت
نقطه
هارمونیک
هماهنگی (هارمونی)


سبک موسیقی یا گونهٔ موسیقی یک مقوله یا نام است که برای توصیف صفات یک گروه از آهنگها که با هم عناصر مشترکی نشان میدهند بکار میرود. برخی سبکها مثلآ موسیقی ایرانی، هندی، غربی و جز اینها تعریفی جغرافیایی دارند و برخی دیگر مثلآ موسیقی باروک و سنتی تعریفی مربوط به زمان و دوره دارند. همچنین دستهای دیگر از موسیقیها مانند سبکی به نام موسیقی آرایشگاهی بنا به نیازمندیهای دقیق فنی تعریف میگردند.

سبک های موسیقی


•موسیقی کلاسیک
•موسیقی امپرسیونیسم
•موسیقی رمانتیک
•موسیقی باروک
•موسیقی مینیمال
•موسیقی اصیل (ایرانی)
•موسیقی پاپ
•ریتم و بلوز (آر اند بی)
•جاز
•سوینگ
•رگتایم
•بلوز
•موسیقی راک (راک ایرانی)
•موسقی پانک
•موسیقی متال
•موسیقی کانتری (روستایی آمریکایی)
•موسیقی الکترونیک
•موسیقی الکترونیک رقصی
•الکترونیکا
•موسیقی نغمه ای
•رگه، داب و سبک های وابسته
•موسیقی پانک
•هیپ هاپ / رپ
•بوسانوا
•موسیقی عصر نو ( در آخرین مباحث توضیح داده خواهد شد )
•موسیقی رنسانس ( در آخرین مباحث توضیح داده خواهد شد )


فهرست سبکهای موسیقی

اپرا
اپرا کمیک
اراتوریو
اسپید متال
اسید تکنو
اسید جاز - آمیزهای از جاز با سول، هیپهاپ و فانک
اسید راک
اسید هاوس
الکترو
الکتروپاپ
الکترونیک
الکترونیکا
باسانوا
بلک متال
بلوز - موسیقی آفریقایی-آمریکایی
بلوز راک
بلوگراس - موسیقی کانتری آمریکایی آمیخته با اسکاتلندی و ایرلندی
بوگی وگی
بولرو - رقص و موسیقی اسپانیایی و کوبایی
بیس
پاپ
پاپ پانک
پانک
پانک راک
پاور متال
پراگرسیو الکترونیک
پراگرسیو بلوگراس
پراگرسیو ترنس
پراگرسیو راک
پراگرسیو متال
پراگرسیو هاوس
پولکا
پیانو بلوز
پیانو راک
ترش متال
ترنس
تکنو
توربوفولک
جاز
جاز بلوز
جاز رپ
جاز-فانک
جاز فیوژن
دنس - هر نوع موسیقی قابل رقص
دنسهال
دث راک
دث متال
دیسکو
راک
راک اند رول
راگه راک
رایم
رپ
رکوکو
رگا
رگتایم
رومبا
ریتم
ریکی تیک
ریو
سافت راک
سالسا
سالتارلو
سامبا
سایکدلیک ترنس
سکا
سلتیک
سلتیک راک
سلتیک رگا
سلتیک فیوژن - آمیزهای از راک و جاز
سلتیک متال
سمفونی
سمفونیک بلک متال
سمفونیک متال
سول
سول بلوز
سول جاز
عصر جدید
فادو
فانک
فانک متال
فولک
فولک پاپ
فولک پانک
فولک راک
فولک متال
کابوکی
کالیپسو
کانتری
کانتری بلوز
کانتری راک
کلاسیک
کوادریل
گاسپل
گاوات
گوتیک راک
لاتین
لاتین جاز
لایت
ماریاچی
ماریمبا
مازورکا
مامبو
متال
مرنگا
موج نو هوی متال انگلیسی
مزراحی
موج جدید
موزک
موسیقی عامهپسند
موسیقی متن (ساندترک)
مینوات
نئو-کلاسیکال متال
وکال
هارد راک
هاوس
هوی متال
هیپهاپ
یوروپاپ
یوروترنس
یورودنس


آلات موسیقی

سازهای زهی
سازهای الکترونیک
ساز کوبهای
ساز کلیدی
ساز بادی

م.ن
1390,04,15, ساعت : 17:43
موسیقی کلاسیک به موسیقی هنری اروپا گفته میشود. شروع این موسیقی را از سدههای میانه در حدود سال ۵۰۰ پس از میلاد میدانند.

دورههای موسیقی کلاسیک

موسیقی کلاسیک را از نظر سبک و تحول تاریخی آن به چند دوره کوچکتر تقسیم کردهاند.
موسیقی سدههای میانه

این دوره با سقوط امپراتوری روم شروع و تا رنسانس در اروپا ادامه مییابد. این دوره دوره شروع و آغازین گامهای موسیقی کلاسیک است.
موسیقی رنسانس

در این دوره که شامل سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۶۰۰ میلادی میشود. موسیقی کلاسیک به طور عمده در ایتالیا شکل گرفتهاست و بیشتر قطعات آثار آوازی هستند.
موسیقی باروک
این دوره از سال ۱۶۰۰ میلادی شروع وتا حدود ۱۷۶۰ میلادی ادامه مییابد. لغت باروک در عالم هنر(نه فقط موسیقی) معادل استادانه زینت دادن و یا ماهرانه درست کردن به کار میرود که از مشخصات بارز هنر این سالها بودهاست.

موسیقی این دوره همانند سایر هنرهای هم عصر خود بیانگر اشرافیت و قدرت حکومتهای اروپایی بودهاست. نیاز کلیسا برای جذابتر کردن نیایش نیز در گسترش این سبک تاثیر بسیاری داشتهاست.

یکپارچگی در حالت موسیقی از ویژگیهای موسیقی این دورهاست.

از معروفترین موسیقیدانان این سبک میتوان باخ و ویوالدی را نام برد.
دوره کلاسیک
دوره کلاسیک سالهای ۱۷۳۰ تا ۱۸۲۰ میلادی را شامل میشود.

قرن هجدهم مصادف بود با جریان روشنی فکر، یا آزادی اندیشه از بند خرافات، که در آن طغیانی علیه متافیزیک و به نفع احساسات معمولی و روانشناسی تجربی و عملی، علیه آیین و مراسم تشریفاتی اشرافی و به نفع زندگی طبیعی و ساده، علیه خودکامگی و به نفع آزادی فردی، علیه امتیازات و حق ویژه و به نفع حقوق مساوی مردم و تعلیم و تربیت همگانی.در این دوره برای اولین بار در موسیقی این فکر ظهور کرد که موسیقی در حقیقت همانند دیگر هنرها مقصود و هدفی ندارد، بلکه صرفاً به خاطر خودش وجود دارد، یعنی موسیقی به خاطر خود هنر موسیقی. پس از دوره کلاسیک با هنر موسیقی بر پایه ایده «هنر به خاطر هنر» برخورده میشد.

هنر در این دوران بیشتر متوجه سادگی است تا تزئینات ماهرانه دوران باروک، ولی در زمینه موسیقی این رویکرد به عکس اتفاق میافتد. بر خلاف دورهٔ باروک در دوران کلاسیک حالتهای مختلف و متضادی در ارائه احساس در موسیقی وجود دارد. بافت موسیقی کلاسیک نیز بیشتر هموفونیک است تا پلی فنیک. از هنرمندان این دوره میتوان از هایدن، موتزارت و بتهوون نام برد.
دوره رمانتیک

سبک رمانتیک سالهای ۱۸۲۰ تا ۱۹۱۰ را شامل میشود.دراین دوره، احساسات نقش بسزایی در موسیقی پیدا میکند. موسیقی در این دوره بصورت ابزاری در دست آهنگساز مطرح کردن احساسات شخصی اوست.
موسیقی قرن بیستم

این دوره را دوره مدرنیسم یا نوگرایی موسیقی کلاسیک میدانند.آهنگسازان این دوره هرچه بیشتر سعی کردند تا کارهای خودشون را از سبکهای گذشته متمایز و از باورها و قانونهای گذشته عبور کنند.
موسیقی کلاسیک معاصر

موسیقی کلاسیک معاصر از سال ۱۹۷۰ میلادی آغاز شدهاست و تاکنون ادامه دارد.آهنگسازان معاصر کلاسیک بیشتر به ساختن موسیقی مینیمال و آوانگارد روی آوردهاند.


نمودار دوره زمانی آهنگسازان و سبک آنها

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/timeline/c7d559f7db03620c8a648dce7955fe5a.png







توضیحاتی جامع درباره ی ( دوره ی کلاسیک .دوره ی باروک و دوره ی رمانتیک)





موسیقی دوره کلاسیک



دوره کلاسیک (به انگلیسی: Classical Period) در موسیقی هنری اروپایی از حدود ۱۷۵۰ تا ۱۸۲۰ در نظر گرفته می شود. این دوره از نظر زمانی بین دوره باروک و دوره رومانتیک قرار دارد. برجسته ترین چهره های دوره کلاسیک، که گاه به «دوره کلاسیک وین» هم معروف است، هایدن، موتزارت و بتهوون هستند.


نام

این که کلمه کلاسیک چه وقت و در کجا وارد فرهنگ موسیقی شد به طور کامل روشن نیست


زمینه تاریخی و اجتماعی

قرن هجدهم مصادف بود با جریان روشنی فکر، یا آزادی اندیشه از بند خرافات، که در آن طغیانی علیه متافیزیک و به نفع احساسات معمولی و روانشناسی تجربی و عملی، علیه آیین و مراسم تشریفاتی اشرافی و به نفع زندگی طبیعی و ساده، علیه خودکامگی و به نفع آزادی فردی، علیه امتیازات و حق ویژه و به نفع حقوق مساوی مردم و تعلیم و تربیت همگانی.

اولین رهبران این جنبش لاک و هیوم در انگلستان و مونتسکیو و ولتر در فرانسه بودند. نمود اصلی دوره روشنگری در ابتدا نسبتاً سلبی و منفی بود، اما خلایی که از برخوردهای منقدان مخرب به جای مانده بود، به زودی با ایده جدیدی پر شد که در آن طبیعت و غرایز طبیعی یا احساسات انسان منبع حقیقی دانش و اعمال درست پنداشته میشد. ژان ژاک روسو یکی از پیشوایان اصلی این شکل جدید از جریان روشنگری بود که بعد از سال ۱۷۶۰ تأثیر عمیقی بر ادبیات و شاعران فیلسوف آلمانی به جای گذاشت. ستایش لذتها و خوشیهای فردی در زندگی، خود یک پدیده اصلی و مشخص این جریان است.[۲]

با شروع انقلاب صنعتی پیشرفتها و کشفیات علمی در زمینههای مختلف صورت گرفت. طبقه متوسط مورد توجه قرار گرفت و انسان ساده و طبیعی هسته مرکزی توجه فلسفه و هنر شد. ایدههای انسان دوستی به سرعت در سرتاسر اروپا گسترش یافت. از میان بزرگانی که به این جنبش بشر دوستانه کمک کردند، میتوان از فردریک کبیر پادشاه پروس و شاعرانی چون گوته و آهنگسازانی چون موتسارت (در اپرای فلوت سحرآمیز)، بتهون (سمفونی شماره ۹) یا شیلر در سرود شادی نام برد.

با ظهور طبقه متوسط اجتماع و توجه خاص به آن، قرن هیجدهم قدمهایی در راه عمومی کردن هنرها و یادگیری آنها برداشت. داستانها و نوشتهها به تدریج شروع به تصویر زندگی روزانه و احساسات معمولی مردم کردند که از طرف عامه نیز مورد استقبال قرار گرفت. این عوامل طبقه متوسط را به عنوان قطب مهمی در سیاست گذاری، اقتصاد و فرهنگ مطرح کرد و افراد این طبقه فرصتی یافتند که در فرهنگ اجتماعی و هنر نقش مهمی داشته باشند. تغییرات اقتصادی در موسیقی نیز تأثیر گذاشت و به همین دلیل کمپانیهای اپرائی و سالنهای اپرای اکثر دربارهای کوچک اروپا به دلیل اقتصادی تعطیل شدند ولی موسیقی سازی به خاطر هزینه کم آن همچنان رایج بود. افراد جامعه در تشکل انجمنها و مراکز هنری یکی از حامیان پرقدرت موسیقیدانان شدند و برای آنان کنسرتهای عمومی که در آنها بلیت فروخته میشد ترتیب دادند. این امر باعث افزایش شنوندگان و دوستداران عمومی موسیقی و همچنین رشد موسیقیدانان آماتور گردید، در حالی که قبلاً اشراف حامی موسیقی، موسیقیدانان را در خدمت خود داشتند و شنیدن موسیقی آنها منحصر به درباریان و میهمانان آنها بود.[۳]

برای اولین بار در موسیقی این فکر ظهور کرد که موسیقی در حقیقت همانند دیگر هنرها مقصود و هدفی ندارد، بلکه صرفاً به خاطر خودش وجود دارد، یعنی موسیقی به خاطر خود هنر موسیقی. پس از دوره کلاسیک با هنر موسیقی بر پایه ایده «هنر به خاطر هنر» برخورده میشد.

چاپ و انتشار موسیقی به طور وسیعی افزایش یافت و مجلههایی درباره موسیقی نیز به چاپ رسید، و نوازندگان آماتور توانستند موسیقی دلخواه خود را به راحتی خریداری کنند و انتقادات بر موسیقی را نیز در مجلات مختلف بخوانند که این خود قدمهای مهمی در راه همگانی کردن موسیقی بود. در لندن، پاریس و بروکسل تعداد زیادی از آثار موسیقی سازی آلمان به چاپ رسید و مجموعهای از سمفونیها تحت عنوان «لاملودیا جرمانیکا» به چاپ رسید. در این دوره بود که اولین کتاب تاریخ موسیقی و مجموعه مقالات راجع به موسیقی قرون وسطی انتشار یافت.

یکی از مهمترین خصوصیات موسیقی قرن هیجدهم جهان فرامیهنی بودن آن و به حداقل رسیدن اختلافات ملی گرایی بود. حاکمانی که در یک کشور به دنیا آمده بودند در کشورهای دیگر حکمروایی میکردند، مثلاً پادشاهان آلمانی در انگلستان، سوییس و هلند و پادشاهان اسپانیایی در ناپل. ولتر که فرانسوی بود در دربار فردریک کبیر پروس اقامت گزیده بود و شاعر ایتالیایی متاستازیو در دربارهای آلمانی در ونیز. موسیقیدانان اپرای ایتالیایی در کشورهای دیگر مشغول به کار بودند. زبان مشترک موسیقی بر سر تا سر اروپا حکمفرما بود. در دوره کلاسیک، آهنگسازان آلمانی قدرت خاصی در ترکیب سبکهای موسیقی دیگر کشورها داشتند، بنابراین سبک موسیقی آلمان ترکیبی بود از عوامل مختلف موسیقی کشورهای دیگر. موسیقی آلمان در این دوره زبانی جهانی پیدا کرد و ملل گوناگون اروپا میتوانستند آن را بفهمند، بنابراین موسیقی زبان بشر اروپایی شد. کریستف ویلیبالد گلوک در یکی از نامههایش اظهار میدارد که آرزو داشت یک موسیقی قوی بنویسد که با تمام قلبها در سر تا سر دنیا صحبت کند و مورد قبول همه مردم باشد و نیز اختلافات مسخره موسیقیهای مختلف ملل را بزداید. اظهار مشهور هایدن نیز در این باره چنین است: «زبان موسیقایی من در تمام دنیا قابل فهم است.» [۴]

موسیقی دوره کلاسیک با ساختاری روشن و معقول و فارغ از پیچیدگیها و تزیینات فراوان شکل گرفت. این نوع موسیقی برخلاف دوره باروک فاقد تزیینات و پیچیدگیهای کنترپوانتیک که برای عموم شنوندگان قابل درک نیست، بود. ژان ژاک روسو به طعنه در باره موسیقی کنترپوانی رایج در دوره باروک میگفت: «خواندن دو ملودی همزمان شبیه به شنیدن دو سخنرانی مختلف در یک زمان، به منظور افزودن به تاثیر آن، است.»

مهمترین ویژگی اوایل دوره کلاسیک، ساده کردن هر چه ممکن تمام فرمهای موسیقی و عوامل سبکی است. در موسیقی دوره کلاسیک ملودی به عنوان یک عامل اساسی و پایدار جلوهگر میشود و تئوری ملودیک مهمترین مسئلهای بود که موسیقیدانان به آن میپرداختند. برای اولین بار در تاریخ موسیقی دیگر ملاک زیبایی یک قطعه، همسازی اصوات پلیفونیکی (همانند دوره باروک) نبود، بلکه حاکمیت نامحدود و آزاد ملودی که اغلب دارای همراهی سادهای بود، زیبایی یک اثر موسیقی را تعین میکرد. در این دوره آنقدر اهمیت ملودی زیاد بود که حتی در مواردی همراهی نیز الزامی نبود. هایدن در اواخر عمرش گفت «اگر میخواهید بدانید که آیا یک ملودی واقعاً زیباست یا نه، باید آن را بدون همراهی بشنوید.» [۵]

نشانههای سبک موسیقی کلاسیک


به طور کلی، سبک موسیقی کلاسیک به دو دسته تقسیم میشود:

۱. سبک موسیقی اوایل کلاسیک که تا سالهای ۱۷۷۰ را در بر میگیرد و شامل دو سبک روکوکو و اکسپرسیو است. سبک روکوکو خصوصاً در فرانسه نضج گرفت و نام فرانسوی Style Galant (سبک پیشرو) اغلب به عنوان مترادف آن به جایش به کار برده میشد. بانی سبک اکسپرسیو که بعداً رواج یافت، آهنگسازان آلمانی بودند و معادل آن در زبان آلمانی (سبک حساس و وقار) است. این دو سبک حاصل و نتیجه اهمیت بخشیدن به دو صدای طرفین در موسیقی باروک است. اما در قرن هیجدهم، خط باس اهمیت، رهبری و استقلال کنترپوانتیک خود را از دست داد و صرفاً حمایت کننده ملودی شد در حالی که صداهای میانی فقط پرکننده هارمونی بودند. سبک روکوکو یا گالانت در مجامع موقر اشرافی ظهور کرد و سبکی بسیار ظریف، دقیق، چابک، شوخ، آسان، پرجلال و شکوه بود. روکوکو همان شیوه زینت و آذین بیش از حد دوره باروک است ولی بدون بزرگی و عظمت. از سوی دیگر سبک اکسپرسیو (به معنی رسا و پرمعنی) در ارتباط بیشتری با طبقه متوسط جامعه قرار داشت و در کل سبک بورژاواها بود. این سبک برخلاف روکوکو نه تنها پر طمطراق و پر زینت نبود، بلکه گاهی به طور عمدی و اغراق آمیزی ساده بود.

۲. سبک دوره عظمت کلاسیک که در آن فرمها و سبکها اصولاً ثابت ماندند، آهنگسازان موقعیتی یافتند تا افکار و رویدادهایی را که از تخیلات آزادشان بر میخواست شکل دهند. تاریخ نویسان دوره عظمت کلاسیک را به دو دلیل «مکتب کلاسیک وین» نام نهادهاند: اول این که تمام آهنگسازان مهم آن در وین یا اطریش فعالیت کردهاند و دوم اینکه عوامل موسیقایی رایج در وین (یا اطریش) در موسیقی سبک کلاسیک راه یافت و تأثیرات فراوانی بر آن به جای گذاشت.[۶]
ریتم، میزان و تمپو در موسیقی کلاسیک

مشخصترین تغییراتی که در سبک موسیقی اوایل این دوره به وجود آمد، نوآوری و بدعت در ریتم و عوامل متریک موسیقی بود. این تغییرات خود دارای چند مرحله گذار است که نتیجتاً حد و مرز کاملاً مشخصی را نمیتوان برای آن تعیین کرد. اما آنچه که در سرتاسر دوره کلاسیک تسلط داشت وجود ملودیها و جملات کاملاً مجزا و پریودیک ۲، ۴ یا ۸ میزانی و ریتمهای متفاوت و قابل تشخیص در میان قسمتهای مختلف یک موومان و یا حتی بین تم هاست.

یکی دیگر از مهمترین تغییراتی که در این دوره صورت گرفت، استفاده از موسیقی فولکوریک در آثار بود که خون تازهای در کالبد موسیقی مغرب زمین به جریان انداخت. آثار موسیقی محلی که دارای جملات پریودیک منظم و با قاعده (اغلب هشت میزانی) بودند، مبنای کار آهنگسازان قرار گرفت. مثال آن استفاده از لندلر(از رقصهای آلمانی منطقه باواریا) در آثار بتهوون است. نشانه مهم دیگر این جریان تغیر مینوئت باروک است به مینوئت کلاسیک.

در اواخر دوره کلاسیک، تا حدی ساختمان پریودیک و منظم جملات موسیقایی بغرنجتر شد. هایدن و خصوصاً موتسارت با حداکثر سلیقه و دقت، زیباترین تناسبات و جملات پریودیک هشت میزانی نوشتهاند که در عین حال بی قاعده نیز هستند. برخلاف ریتم همگون موقر و یکنواخت موسیقی باروک، در دوره کلاسیک ریتم یک عامل مهم آهنگسازی شد که امکان ظرافت هر چه بیشتر و تهذیب بیان احساس را مهیا میکرد. آهنگسازان اولیه کلاسیک تمایل فراوانی به قطع و شکستن ریتمها داشتند، به طوری که ریتمهای نقطهدار - ریتم لومباردی - سنکپها، پل یا رابطهای ظریف در کنار ریتمهای قوی رقصها و مارشها و تناوب فیگورهای دو و سه نتی، هم چنین کادانس با ریتم سه تایی مد شده بود.

در موسیقی اواخر باروک نشانهها و اصطلاحات مشخص کننده تمپو به ندرت یافت میشد، زیرا فرمها و انواع موسیقی این دوره ثابت بودند و تمپو و سرعت آنها به طور معمول فهمیده میشد. در اوایل کلاسیک بود که استفاده از چنین نشانهها و عباراتی در شروع یا وسط قطعات به صورت قانون در آمد و تمام آهنگسازان آن را در آثارشان مراعات کردند. اکثر واژههایی که امروزه در موسیقی به کار برده میشوند، از لارگو (خیلی آرام و آهسته)، آداجیو (آهسته) تا پرستو (خیلی تند)، ابتدا در دوره کلاسیک مورد استفاده آهنگسازان قرار گرفت. گر چه در اوایل، تمپوهای معمولی مانند، آلگرو (تند)، آندانته (معمولی)، آلگرتو (خیلی تند) به کار برده میشد اما در اواخر دوره کلاسیک تمپوهای فوقالعاده متضاد در اغلب موارد ارجحیت داشت. در سمفونیهای هایدن، تمپوهای مدراتو موومانهای اول و آداجیو موومانهای آهسته، تضاد زیادی با پرستوهای قسمت فینال دارد. بتهون در به کارگیری تمپوهای فوق العاده متضاد و مختلف در آثارش خصوصاً دوره آخر و در سمفونی نهم شهرت فراوانی دارد.[۷]
هارمونی و تنالیته

آهنگسازان دوره کلاسیک در آثارشان به ندرت از گام لا-ماژور (یا گام نسبی آن فادیز-مینور) و از گامهای بملدار از میبمل-ماژور (یا دو-مینور) پا فراتر گذاشتند. در تمام تاریخ موسیقی هرگز به اندازه این دوره آثاری در تنالیتههای ر، فا، سل و سی بممل نوشته نشدهاست. علت این امر به خاطر تکنیک اجرایی سازها نبود، بلکه عمدتاً به دلیل سادهگرایی آهنگسازان کلاسیک بود. زیرا ساده بودن تنالیته، مانند سادگی در ریتم، تمپو و فرم، بخشی از زبان جهانی و نشانه توجه به درک اکثریت توده اجتماع بود.

به کارگیری فراوان تنالیتههای ماژور در دوره کلاسیک، تضاد چشمگیری با دوره باروک داشت. در سرتاسر آثار هایدن و موتسارت، به ندرت میتوان قطعات در تنالیته مینور یافت و تنالیتههای مینور اغلب در موارد و حالات استثنایی به کار رفتهاند. این چنین گرایش به سوی استفاده از تنالیته ماژور را میتوان نتیجه اشتیاق آهنگسازان دوره کلاسیک به درخشان و شاد بود آثار خود دانست. در مرحله گذار به اواخر کلاسیک، وسعت استفاده از تنالیتههای مختلف و متنوع بسیار افزایش یافت، به طور که هایدن در دوره میانی سمفونیها، سوناتهای پیانو و کوارتتهایش از تنالیتههایی مانند فادیز - ماژور یا سی - ماژور بدون ایجاد مشکلی برای سازهای مختلف ارکستر استفاده کرد.[۸]

هارمونی اکثراً آثار آهنگسازان ایتالیا، بوهم و شمال آلمان در این دوره بر اساس حرکت تونیک به دومینانت و زیر دومینانت استوار است. آهنگسازان اوایل کلاسیک در انتخاب هارمونی محدود بودند و فقط در اواخر دوره بود که هارمونی نسبتاً غنیتر و مدولاسیونهای پیچیدهتر و غیر منتظره به کار گرفته شد.

در دوره کلاسیک چگونگی روابط تنالیته مومانهای یک اثر اهمیت یافت و نتیجتاً هر یک از مومانها در تنالیتههای مختلف تصنیف شدند. مثلاً تنالیته مومان آهسته یک سونات، عملکرد متضادی با بقیه موومانها داشت و قسمت تریو مینوئت، همیشه در تنالیته نسبی و یا گاهی در تونیک ماژور یا مینور بود. در آثار بتهون چنین رابطه تنالیتهای متضاد و دور از هم بیشتر وجود دارد. وجود تنالیتههای متفاوت در میان یک موومان نیز یکی دیگر از مشخصات سبک کلاسیک نسبت به باروک است.[۹]

آهنگسازان اوایل کلاسیک از جمله دومینیکو اسکارلاتی، پلاتی و خصوصاً سامارتینی و پرگولزی در یک موومان از چندین تم ملودیک مستقل و نسبتاً متضاد استفاده کردهاند که هر یک از آنها دارای تنالیته مختلف ولی در ارتباط نزدیک با تنالیته اصلیاند. و این تم هر یک شامل عوامل ریتمیک، هارمونیک و دینامیک مختص به خود هم هستند بنابراین وجه مشخصه مهم سبک موسیقی کلاسیک در مقایسه با باروک، فراهم آوردن حوزههای مختلف بیان موسیقایی در هر موومان است که به وسیله تضاد تنالیتهها انجام میشود و هر یک از این تنالیتهها دارای ریتمهایی متضاد و جملاتی با قاعده و پریودیک اند. در دوره عظمت کلاسیسم، ارتباط تنالیتههای مختلف در هر موومان منظم و به صورت یک قاعده کلی در آمد و تا دوره رمانتیک نیز باقی ماند. مثلاً در یک مومان به فرم سونات، رابطه تنالیته بین دو تم اصلی به صورت درجه تثبیت شد. البته در بعضی از آثار هایدن این دو منطقه تنالیتههای مختلف هنوز فاقد تمهای متضاد بود. در آثار دوره اواخر بتهون ارزش ساختمانی تغییر تنالیتههای با ارزش رنگ آمیزی ارکستری در آمیخت و نتیجتاً تغییر تنالیته بیشتر برای تقویت رنگ آمیزی و قدرت بیان موسیقایی مورد استفاده قرار گرفت (این شیوه بعداً در رمانتیکها خصوصاً آثار واگنر و ریچارد اشتراوس رایج شد). البته این شیوه خلاف اوایل کلاسیک و حتی اوایل رمانتیکها (شوبرت و وبر) بود که بیشتر تغییرات تنالیته را به منظور اصول ساختمانی قطعه به کار میبردند.[۱۰]
موتیف، تم، بسط و گسترش تمی

یکی از تحولات موسیقایی که در دوره کلاسیک صورت گرفت تغییر در مفهوم ملودی و توسعه ملودیک است. تکنیک مرسوم دوره باروک به این صورت بود که آهنگساز تم اصلی را در ابتدای موومان معرفی میکرد و بلافاصله به صورت بافته شده و تکرارهای سکانسوار، بدون کادانسهای مشخص و کامل سرتاسر موومان را در بر میگرفت. نتیجتاً هر موومان به صورت فوقالعاده یکپارچه و بدون تضادهای مشخص ملودیک و تنالیتهای به وجود میآمد و ساختمان جملات موسیقی اغلب بی قاعده و فاقد تقسیم بندیهای منظم به صورت مبتدا و خبر بودند. آهنگسازان قرن هیجدهم متد وحدت تنالیته و تمی باروک را کنار گذاشتند و بیشتر به نشان دادن حالت متضاد بین قسمتهای مختلف یک موومان و حتی بین خود تمها پرداختند. حالت متداوم و پیوسته مومانها و تکنیک بافتن تمهای دوره باروک به تدریج از بین رفت و جایش را موومانهایی با حالات متضاد و ملودیهای منقطع با جملات مجزا که اغلب دو یا چهار میزانی (گاهی موارد شش یا هشت میزان) بودند، گرفت و در نتیجه ساختمان پریودیک و جملات کامل با قسمتهای مبتدا و خبر به وجود آمدند.

گرچه اهمیت و استقلال ریتم، میزانبندی، هارمونی و تنالیته از جمله عوامل مشخص کننده هنر این دورهاست، ولی موسیقی کلاسیک به وسیله ملودی که از ظریفترین و شادابترین اجزای ترکیبی موسیقی محسوب میشود، زندهاست. هرگز در تاریخ موسیقی پلیفونی ملودی این چنین نقش مهمی نداشته و هرگز تازگی و اصالت ملودی به چنین درجه ارزشی و اهمیتی دست نیافتهاست. ملودی روح موسیقی کلاسیک است.[۱۱]

ملودیهای کلاسیک از جهات گوناگون با ملودیهای دورههای پیش تفاوت کلی دارند. تمام ملودیهای قدیمی اغلب از ملودیهای کانتوس فیرموس کورال یا فرمولهای ملودیکی به خصوصی که تا حدی حالت سنتی داشتند سرچشمه میگیرند. واضح است که تغییرات ملودیک به تدریج صورت گرفته و دارای مراحل گذار است. مثلاً بعضی از آثار یوهان سباستیان باخ را میتوان حد فاصل دوره باروک و کلاسیک دانست، البته اپرای ایتالیا نیز راه را برای استقلال ملودیک باز کرد و از طرف دیگر گرایش به سادگی و استفاده از موسیقی فولکلوریک در این راه موثر بود. اهمیت دو صدای طرفین و هم چنین رهبری و استقلال کنترپوانتیک خط باس در موسیقی باروک به تدریج از بین رفت و خط باس صرفاً حامی ملودی شد. پیروی و فرمانبرداری خط باس و هارمونی (به عنوان اکمپانیمان) از ملودی، به وسیله یکی از تدابیر مهم و رایج موسیقی کلاویهای دوره کلاسیک به نام آلبرتی باس مشخص میشود. آلبرتی باس توسط آهنگساز ایتالیایی به نام دومینیکو آلبرتی به وجود آمد و آن عبارت است از آکوردهای شکسته شدهای که به طور مداوم در زیر ملودی به صورت آکمپانیمان تکرار میشود. آلبرتی باس تدبیر بسیار مفیدی برای آکمپانیمان بود که نه فقط به وسیله هایدن، موتسارت و بتهون مورد استفاده قرار گرفت، بلکه تا قرن نوزدهم نیز تداوم یافت.

قابلیت تغییر یافتن تمها، یکی از مهمترین خصوصیات مشخص کننده موسیقی دوره کلاسیک است که بر خلاف آن در آثار دوره باروک موتیف و تم هیچ گونه تغییری در فرم یا محتوی خود پیدا نمیکرد. به عبارت دیگر، موتیف و یا تمی که از موتیفهای مختلف تشکیل شدهاست، باید به طریقی ساخته شود که قابلیت تغییرات زیادی داشته باشد و در عین حال که تغییر مییابد، قابل تشخیص نیز باشد. این تدبیر همان تکنیک بسط و گسترش تمی یا موتیفی است که در آن از تمام امکانات بالقوه تم استفاده میشود. البته هنگامیکه موتیفها در تنالیتههای مختلف نیز انتقال مییابند تغییرات زیادی پیدا نمیکنند، زیرا باید شخصیت اصلی آنها در کلی حفظ شود. مثلاً موتیف اصلی مومان اول سمفونی پنجم بتهون در همه مومانها علی رغم تغییراتی که مییابد هنوز قابل تشخیص است. این تکنیک اکثراً در مومانهای اول (در فرم سونات) و مومانهای آخر (در فرم روندو - سونات) آثار سازی دوره کلاسیک به کار برده میشد.[۱۲]
فرمهای مرسوم دوره کلاسیک

در ابتدای دوره کلاسیک به ندرت فرم و یا مقوله موسیقایی جدید به وجود آمد. برخی از فرمهای قدیمی از بین رفتند که از همه سریع تر اوورتورهای ارکستری فرانسوی، سویت و سونات مجلسی برای سازهای مختلف بود. رقصهای آلماند، کورانت، ساراباند، ژیگ چه در اجتماع و چه روی صحنه از مد افتادند ولی گاوت، پولونز و مینوئت با کمی تغییرات مرسوم بودند. قسمت تریو به مینوئت اضافه شد و خود مینوئت نیز در اواخر دوره کلاسیک به فرم اٍسکٍرتزو تغییر پیدا کرد.

در میان انواع مختلف موسیقی سازی، واریاسیون برای پیانو نمونه محبوبی در سرتاسر دوره کلاسیک شد که این فرم ابتدا به عنوان موسیقی سرگرمی در دربار و محافل بورژوا و بعداً به عنوان قطعه استادانه و چیرهدستانه در کنسرتها اجرا میشد. اکثر استادان موسیقی کلاسیک از این فرم استفاده کردهاند و اغلب مهارت و قدرت خود را به صورت بداهه نوازی در قطعات واریاسیون برای ساز پیانو نشان دادهاند. فرم واریاسیون به عنوان یک موومان مستقل نیز در سمفونی و سونات به کار گرفته شد.[۱۳]

فرم تریوسونات هم چنان در اوایل دوره کلاسیک با جزئی تغییرات در مومانها (به صورت تند، آهسته، تند) و هارمونی باقی ماند و در کل سبک کلاسیکی به خود گرفت. حدود سالهای ۱۷۷۰ تا ۱۷۸۰ بود که نوع سونات برای پیانو و یک ساز و یا سونات پیانو جانشین نوع قدیمی تریوسونات گردید.

فرم کنسرتو گروسو باروک نیز در اوایل دوره کلاسیک مورد استفاده بسیاری از آهنگسازان قرار گرفت و این فرم بانی سینفونیا کنچرتانته دوره کلاسیک به شمار میآید که بعدها به صورت سمفونی درآمد. مثلاً سمفونیهای صبح، بعدازظهر و سمفونی شماره ۸ هایدن چیزی غیر از کنسرتو گروسو نیست. فرم کنسرتوسلو بدون هیچ وقفهای در دوره کلاسیک ادامه یافت و در مکتب موسیقی وین خصوصاً با کنسرتو پیانوهای موتسارت توسعه بیشتری یافت. اما با کنسرتو پیانوهای بتهون بود که این فرم در دوره کلاسیک به حد کمال و تکامل هنری خود رسید و نمونهای برای آهنگسازان دوره رمانتیک شد.[۱۴]

کوارتت زهی در اواخر دوره باروک و یا حتی اوایل دوره کلاسیک در مفهوم امروزی خود وجود نداشت. فرم کوارتت زهی از سینفونیاهای ایتالیایی (برای سازهای زهی) یا دیورتیمنتوهای مکتب ونیز سرچشمه گرفتهاست که در ابتدا گاهی سه یا پنج موومان داشت. حتی کوارتتهای اپوس ۱ و ۲ اثر هایدن که هنوز آنها را کاساتسیون یا دیورتیمنتو مینامیدند، دارای دو مینوئت بود. اما با شروع کوارتتهای اپوس ۳، فرم اصلی چهار موومانی ظاهر شد و تقریباً به عنوان یک قاعده کلی تا به امروز بدون تغییر باقی ماند. فرم سونات (فرمی که اساس مومانهای اول سمفونیها و کوارتتهای زهی و سوناتهای پیانو را تشکیل میداد) به تدریج و خیلی آهسته در اوایل باروک به وجود آمد و در کل دارای سه قسمت کاملاً مشخص شد. در قسمت اول تم اصلی در تنالیه تونیک و تم فرعی در تنالیته نمایان (درجه پنجم) یا در گام مینور در درجه مدیانت (درجه پنجم) یا در گام مینور در درجه مدیانت (درجه سوم) معرفی میشود و در اصطلاح این قسمت را اکسپوزیسیون مینامند. در قسمت وسط که آن را دولُپمان (گسترش) میگویند، تمها بسط و گسترش مییابند و به تنالیتههای دیگر مدولاسیون میکنند. در قسمت آخر (ریکاپیتولاسیون) هر دو تم در تنالیته اصلی برگشت میکنند و بالاخره با یک کودا کوتاه موومان اول به پایان میرسد.

پدر تکنیک بسط و گسترش موتیفی و دولپمان را بدون شک باید جوزف هایدن دانست. موتسارت تا قبل از آشنایی خود با هایدن دولپمان را در مفهوم کامل خود به کار نگرفته بود ولی بتهوون بود که شکل اصلی دولپمان را تکامل بخشید و این شکل به طور ثابت تا مدتها باقی ماند. اکثر مومانهای اول سمفونیها، کوارتتها و سوناتهای دوره کلاسیک و رمانتیک در همین فرم سونات تصنیف شدهاند که در کل اساس موسیقی سازی شد.[۱۵]
ارکستر و سازها

یکی از مشخصات ارکستر دوره باروک تنوع زیاد سازها در یک خانواده و در اندازه و کوکهای مختلف بود. هنگامی که ارکستر مونته وردی یا باخ را مورد ملاحظه قرار دهیم به تعدادی از سازها بر میخوریم که امروزه مورد استفاده ارکستری ندارند سازهایی مانند ویولون پیکولو، ویولادامور، ویول، کرنت، ویولا داگامبا، عود و رکوردر. سازهای دیگر در ارکستر کلاسیک باقی ماندند ولی از نظر ساختمانی و عملکرد تغییراتی پیدا کردند که از آن جمله ترمپت را میتوان نام برد.

منابع
تاریخ موسیقی، تالیف لوست مارتیروسیان، ترجمه سیروس کرباسی
تاریخ جامع موسیقی، ترجمه بهزاد باشی
سه آهنگساز، اثر رومن رولان، ترجمه حمید عنایت
تفسیر موسیقی از کلاسیک تا دوره معاصر، تالیف سعدی حسنی
موسیقی کلاسیک و رمانتیک، تالیف هوشنگ کامکار، تهران، ۱۳۸۰، دانشگاه هنر
تاریخ موسیقی غرب، اثر گراوت دونالد، نیویورک ۱۹۶۰
کلاسیک، کرموند فرانک، نیویورک، ۱۹۷۵
موسیقی کلاسیک، تاریخ مختصر از گلاک تا بتهوون، اثر جی راشتون، لندن، ۱۹۸۶
موسیقی در تمدن غرب، لانگ پل هنری، نیویورک، ۱۹۶۳
موسیقی در دوره کلاسیک، جی آر پالی، نیویورک، ۱۹۷۳
موسیقی کلاسیک، تاریخ مختصر از گلاک تا بتهوون، اثر جی راشتون، لندن، ۱۹۸۶
مقدمهای بر شناخت موسیقی، اثر کولوسووا، ترجمه علی اصغر چارلاقی


سبک های موسیقی کلاسیک
واریاسیون
موسیقی فولکوریک
اکسپرسیو
روکوکو




واریاسیون
واریاسیون اول طرح هارمونی حفظ شده و تم در غالب ریتمیک دولاچنگها ارئه شده است.

واریاسیون دوم در این واریاسیون نیز طرح هارمونی اصلی باقی می ماند و تم به شکل ریتمیک دولاچنگهای تریوله ، عرضه می شود.تکرار این واریاسیون که با تغییراتی همراه است نوشته شده و از این رو به نظر می رسد واریاسیون دو برابر تم ، طول دارد.

واریاسیون سوم این واریاسیون در تم تونالیته ی مینور هم تونیک شکل گرفته است ، اما طرح هارمونی اصلی با اینکه طرحریزی آن اندکی تغییر کرده است بازهم قابل تشخیص است.ملودی پر بیان دست راست ، با همراهی ساده ی دست چپ ، از ویژگیهای این واریاسیون محسوب می شود.

واریاسیون چهارم در این واریاسیون ، تونالیته به (لاماژور) باز می گردد و موسیقی به صورت تکنیک مؤثر و قابل توجهی که در اجرای آن به دستها از هم عبور می کنند ، ارائه می شود.تم به گونه ی خلاصه شده در قالب شکل ریتم ساده ی چنگ ظاهر شده است.بجز آغاز قسمت دوم واریاسیون ، که با ریزه کاریهای بدیع ، شکوفاتر می شود ، هارمونی اصلی تغییر نکرده است.

واریاسیون پنجم یک ملودی طولانی که در آن تزیینات بدیع به سبک (کولوراتورا) ، با حرکت آرام به کار رفته ، موسیقی واریاسیون را تشکیل می دهد.هارمونی اصلی باز هم تغییر نکرده است.

واریاسیون ششم کسر میزان این واریاسیون به 4/4 تغییر می یابد طرح هارمونی اصلی حفظ شده و موومان با حرکت تندی که دارد ، اتمام مؤثر و درخشانی برای واریاسیونها محسوب می شود واریاسیون با یک کودای هشت میزانی خاتمه می یابد.

همین طرح در آخرین قسمت سونات پیانوی (رماژور) (کا 284) نیز اعمال شده است.بدین ترتیب که در شش واریاسیون اول ،الگوها تغییر می کند.واریاسیون شماره ی هفت ، حالت تم را تغییر می دهد و در شماره های هشت ، نه و ده ، موسیقی به حالت اول باز می گردد و الگوهای تم به گونه های متنوعی مورد بهره برداری قرار می گیرد.واریاسیون شماره ی یازده طولانی و سنگین است و حالت پر بیانی دارد و بالاخره در واریاسیون شماره ی دوازده ، کسر میزان تغییر کرده و موومان با حرکت سریع خود سونات را به پایان می برد.

موومان آخر کوارتت زهی (کا 421 در (ر مینور)) این آهنگساز دارای یک تم و پنج واریاسیون است که با حرت سریع (آلگرو) و درمیزان ترکیبی دو ضربی 6/8 شکل گرفته اند.دو واریاسیون نخست به طور نزدیک حالت تم را حفظ کرده اند ، همان گونه که در واریاسیون شماره ی سه نیز به شکل مؤثر به وسیله ی ویولا انجام می گیرد.واریاسیون شماره ی چهار ، بیانی زیبا در تونالیته ی ماژور ، تم را ارائه می دهد و واریاسیون شماره ی پنج ، ضمن حفظ میزان ترکیبی ، اندکی سریعتر اجرا می شود و به علاوه قسمت دوم تم به صورت توسعه یافته ای ، جهت ایجاد و ارائه کودا تغییر می کند.

ژوزف هایدن نیز واریاسیونهایی تصنیف نموده که در آنها خصوصیات تم به صورت خیلی نزدیک حفظ شده است و این واریاسیونها نشان دهنده ی روش متداول تزیین تم در آن زمان می باشد.معروفترین مجموعه واریاسیونهای این آهنگساز ، احتمالا واریاسیونهای کوارتت زهی شماره ی 3 اپوس 76 با عنوان (سرود امپراتور) می باشد.هایدن واریاسیونهای فراوانی به این شیوه نوشت و در بین سوناتهای پیانوی او ، تنها یک سونات (سونات (لاماژور) شماره ی 30) موجود است که دارای واریاسیونهای متعددی از این آهنگساز موجود است که فرم آنها از امانوئل باخ اقتباس شده و توسعه یافته است.نمونه هایی از این نوع واریاسیون عبارت اند از : موومان آهسته ی سیمفونی در (می - بمل ماژور) (طبل بزرگ) و دو سیمفونی در (رماژور) (سیمفونی های لندن و ساعت).بهترین تعریف و تشریحی که از طرح ترکیبی این واریاسیونها شده آمیختگی رونـدو

م.ن
1390,04,16, ساعت : 12:17
شناخت مکاتب هنری برای هر کسی که فعالیت هنری داره لازمه.با شناخت مکاتب هنری به شناخت ایده ها,نگاهها,برداشت ها و..... افراد و گروه های مختلف از دنیا میشویم.
گروهی واقع گرا به دنیا نگاه میکنن و کار های هنری و حتی ادبی اونها هم واقع گرا میشه گروهی طبیعت گرا هستند و.....
اما این مکاتب در موسیقی وضع دیگری داره چون در موسیقی مثل ادبیات و نقاشی و یا هر هنر بصری دیگه ای نمیشه موضوع خاصی رو به صورت مستقیم به تصویر کشید.
در موسیقی با استفاده از ابزار صوت و خلق صداهای دلنشین و جذاب به شاد کردن و دادن حس رضایت به مخاطبین موسیقی هست.پس چطور میشه با این اصوات که حقیقتا به تنهایی هیچ معنای خاصی ندارند چیزی رو با سبک و مکتب خاصی به تصویر کشید؟
این مسائلی هست که در ادامه بحث میخوایم بهش بپردازیم و مکاتب مهم و تاثیر گذار رو معرفی کنیم و طرز کاربرد اونها در موسیقی رو بیان کنیم.
ابتدا از مکاتب هنری غرب شروع میکنیم و بعد در بخش کلاسیک ایرانی به معرفی مکاتب شرق و به خصوص ایران میپردازیم.
از دوره معاصر یا در حقیقت قرن بیستم که به گفته خیلی ها دوره مدرنیسم از اون یاد میکنن شروع میکنیم{البته خیلی ها هم میگن ما هنوز در دوره رمانتیک هستیم و هنوز به صورت رسمی وارد مدرنیسم نشدیم} و مکاتب این دوره رو بررسی میکنیم.
یکی از مکاتب مهم و جالب این دوره مکتب امپرسیونیسم هست که در موسیقی خیلی نفوذ کرد.و اثرات ارزشمندی از این مکتب به وجود آمد که میشه به قطعه دریا اثر دبوسی اشاره کرد.

................

امپرسیونیم از نقاشی شروع شد.از نقاشان فرانسوی که دید مشترکی داشتند نسبت به هنر و زندگی.امپرسینیسم را به دریافتگری یا دریافت حسی معنی کرده اند. ایده این مکتب متعلق به هنرمندان نقاش فرانسوی است و هنرمندانی مانند مانه{manet} و مونه{monet} و رنوار{renoir} بنیان گذار این مکتب هستند.که در سا1874 گروهی درست کردند و با هم آثار نقاشیشان را به معرض دید عموم گذاشتند.
در ابتدا مونه نقاشی گشید به نام امپرسینی از طلوع آفتاب.که بعد ها همین نام یعنی امپرسینیسم به گروه داده شد.
اما هدف آنها از امپرسینیسم چه بود؟
آنها مخالف اهداف رمانتیسم که میگفت خلق اثر باید بیان کننده احساسات هنر مند باشد اما طرف دار رئالیسم بودند که میگفت یک اثر هنری صرفا باید بیان کننده اتفاقات حقیقی و راستین طبیعت باشد.
مونه چندین نقاشی از کلیسای{ روآن} دارد که در اوقات مختلف روز کشیده و تابشهای مختلف و حالات مختلف نور رو بر این کلیسا به تصویر کشیده. یک نقاش واقع گرا ,این کلیسا را همانطور میکشد که در تصویر عکاسی دیده میشود.یعنی با تمام جزئیات خطوط و سایه روشن های آن.در حالی که مونه نمیخواهد کلیسا را به ما نشان دهد.هدف او نشان دادن نور و رنگ در این بنا است.تصویری رویایی از بنای یک کلیسا در نور و روشنایی ساعاتی مشخص از روز.این یک کلیسای امپرسیونیسم است.
در ابتدا مورد تمسخر و توهین قرار گرفتند و مسخره میشدن که کدام درخت است که بنفش باشد و کدام آسمان است که کرم رنگ باشد.اما از این موضوع قافل بودند که اینها فامهای نور و انعکاسات نور است که روی درخت و آسمان هست.
این هنرمندان در طول زندگی سختی های زیادی کشیدند بی احترامی های زیادی دیدند تا در سال 1926 مونه نقاش بزرگ و یکی از بنیان گذاران این مکتب در گذشت و مثل اکثر هنرمندان بعد از مرگ این شخص و دیگر افراد گروهش در سال 1950 تابلو های آنها با قیمت های نجومی به فروش میرفت و در هر سبک و مکتب چه ادبی چه تجاری و چه هنری از سبک آنها به گونه ای استفاده شد و بهره برد.و موسیقی هم از این بهره بی نصیب نماند.
و اما موسیقی چه چیزی را میتوانست به تصویر بکشد؟ مسلم است که این وظیفه موسیقی نیست که چیزی را توصیف کند.یک اثر موسیقی باید فقط یک قطعه موسیقی باشد و شنونده را خوشحال کند و به هیجان بیاورد.
در این مکتب بین موسیقی و نقاشی تفاوت عمده ای هست.در موسیقی واقعیت مطلق وجود ندارد.چون با اصوات و نتها نمیتوانیم یک چهره و یا یک کلیسا را نشان دهیم.اما با شیوه های خاصی میتوان برای بیان واقعیت از اصوات مشخص و دقیقی استفاده کرد.
حالا که تا حدودی با معنا و تاریخ امپرسیونیسم آشنا شدیم باید ببینیم این مکتب در موسیقی چه تاثیراتی گذاشته و از همه مهمتر و جالب ترو جذاب تر ببینیم به چه شکل میتوانیم به این شیوه در موسیقی چیزی رو به تصویر بکشیم و شیوه ها و روش های استفاده از نتها در این سبک و مکتب چیست.ادامه دارد.....
دوستان دیگه هر مطلبی از این شیوه دارند در اینجا بیان کنند.

.......................

بعد از معرفی امپرسیونیسم و توضیح در مورد چگونگی شکل گیری آن و زادگاهش به چگونگی ورود امپرسیونیسم به موسیقی و آهنگسازان مطرح آن میپردازیم .
جنبش امپرسیونیسم در موزیک حرکتی در موسیقی کلاسیک اروپا بود.
در اواخر قرن نوزدهم در فرانسه آغاز شد و تا میانه قرن بیستم که ما در آن قرار داریم ادامه دارد.
مانند هنرهاى تجسمى ، موسيقى امپرسيونيسم تمرکز روى الهام گرفت از طبیعت و جو طبيعت دارد.
و بصورت یک احساس قوی یا نمایش یک داستان در یک موسیقی برنامه ای نمایان میشود.
موسیقی امپرسیونیسم به عنوان عکس العملی افراطی در موسیقی رمانتیک تلقی میشود.
در دوران رمانتیک توسط درجات گامهای مینور و ماژور به بیان احساسات میپرداختند.اما موسیقی امپرسیونیسم تمایل به استفاده بیشتر از فواصل دیسونانس و استفاده از گامهای غیر معمول مثل گامهای تمام پرده{گامی که تمام درجات آن از فاصله کامل یک پرده تشکیل شده}دارد.
همچنین سازندگان رمانتیک از فرمهای بلند موسیقی مثل سمفونی و کنسرتو استفاده میکردند.اما آهنگ سازان امپرسیونیسم تمایل به فرمهای کوتاه موسیقی مثل نکتورن,فرم عرب و پرلود دارند.
موسيقى امپرسيونيسم در فرانسه مستقر بود و آهنگ سازان فرانسوى كلاد دبوسى و موريس راول به طور كلي دو تا از مطرح ترين آهنگ سازان امپرسيونيسم بودند.
خیلی ها این آهنگسازان رو سبک مغز و دیوانه خواندند.و سبک امپرسیونیسم آنها را در آهنگسازی مسخره کردند و منتقدین زیادی انتقاد کردند.موریس راول آهنگ های بسیار دیگری هم ساخته که به سبک امپرسیونیسم نیستند.
روش امپرسیونیسم امروزه بسیار در آهنگسازی ها به کار میرود. جز دو آهنگساز مطرح این سبک یعنی دبوسی و راول آهنگ سازان دیگری هم در این زمینه فعالیت کردند از جمله کارول سزیمانوسکی,کارلوس گریفس,پائول دوکاس,رالف وانگن ویلیامز.
همچنین موزیسین هایی هم از این سبک الهام گرفتند که میتوان از Manuel de falla,frederick delius,isaac albeniz,erik satie,ottorino respighi,camille saint-saens,francis poulenc و هم چنین در موسیقی جاز از بیل اونس نام برد.

....................

تکنیک امپرسیونیست ها.
همونطور که گفته شد امپرسیونیسم به نوعی موسیقی اطلاق میشود که در آن خلق و خو و طبیعت و اتمسفر نقش مهمی به عهده دارد و معمولا هارمونی و تنالیته را تحت تاثیر قرار میدهد.حوادث ,مناظر ,حقایق و ... اثری در آهنگساز میگذارد و هدف امپرسیونیسم انتقال و بیان همین اثرات و احساسات به شیوه ای بدیع و دقیق و ظریف با اصواتی طبیعی و واضح است. یکی از موضوعات مهم در این شیوه موضوع آکرد های آن است.
موضوع امپرسیونیسم درموسیقی موضوع جدیدی نیست هر چند ممکن است به ظاهر مکتب و شیوه جدیدی به نظر بیاید اما خیلی از پاساژهایی که در آثار پرسل و موزارت وجود دارد{مثلا مقدمه کوارتت دو ماژور} به صورت واضع هدف امپرسیونیستی وجود دارد .در صورتیکه تعداد زیادی از پاساژهای بتهوون در شروع سمفونی نهم و سونات خداحافظی را میتوان پایه و اساس این مکاتب جدید دانست.
بسیار سخت و شاید غیر ممکن است که بین آثار امپرسیونیسم و دیگر آثار خط مشخصی کشید و آنها رو از هم جدا کرد.اما بین کسی که لباس خاصی رو فقط در مراسم خاصی میپوشد و کسی که همیشه آن لباس را میپوشد تفاوت وجود دارد.
ماموریت و وظیفه هنر منعکس کردن زندگی انسانها است و این که اشیاء باعث کشف کیفیات و امکانات جدیدی در قلم رو اصوات و رنگ ها شود که تا کنون سابقه نداشته کاملا طبیعی است.در آثار آهنگ سازان چون دبوسی و راول و همچنین نقاشانی چون مانه و سزان و همینطور کسانی که شیوه و مکتب آن ها رو تعقیب کرده اند به گسترش و توسعه های زیبایی از یک کیفیت میرسیم که حتی گاهی اوقات مشاهده میشود این کیفیات صفات دیگری را از میدان خارج کرده اند.
یک تاثیر{imperssion}از یک فکر مبهم تر است و یک آکورد خود به خود میتواندتاثیری را بوجود آورد.اما برای به وجود آوردن و انتقال یک فکر مشخص باید یک رشته از هارمونیها یا نتهای مختلف را استفاده کرد.
اینجاست که آهنگ ساز امپرسیونیسم میداند که هر یک از ترکیبات نت ها نوعی احساس را که او میخواهد به وجود می آورد و میداند اگر یک آکورد را روی درجات مختلف گام منتقل کند تاثیر نیز قویتر میشود.
در اینجاست که میتوان روش هارمونیک آهنگ سازان امپرسیونیسم که عبارت است از حرکت شبیه پنجمها و آکورد های کامل و آکورد های دیسونانت هفتم,نهم,یازدهم,سیزدهم و... را درک کرد.
یک پنجم درست اثر روحی شدیدی در بعضی از مردم ایجاد میکند.بتهوون در زمان نوشتم آغاز سمفونی نهم متوجه این موضوع شده است و واگنر نیز در اتوبیوگرافی خود از تاثیر جذب کننده عجیبی که صدای یک ویولن تنها در او نموده است بحث میکند{ویولن فاصله پنجم درست را اجرا میکرده}.


دبوسی و امپرسیونیسم

آشیل کلود دبوسی با آثاری که از خود به یادگار گذاشت راه جدیدی در موسیقی گشود و توانست توجه آهنگسازان رمانتیک را از جار و جنجال و هیاهوی ارکستر و مشکلات فنی نوازندگی به بیان واقعی موسیقی معطوف کند.
پدر و مادر دبوسی به واسطه عدم استطاعت مالی نتوانستند وسایل آشنایی او را با موسیقی فراهم کنند و به همین جهت کلود تا نه سالگی که به اتفاق پدرش به «کان» مسافرت کرد از موسیقی اطلاعی نداشت اما در این سفر وی نخستین درس پیانو را از یک معلم ایتالیایی آموخت. سال بعد «مادام موته» شاعر فرانسوی که در جوانی از شاگردان «شوپن» بود-به استعداد فوق العاده دبوسی واقف شد و به خانواده اش توصیه کرد که به تحصیل موسیقی او اهمیت ویژه ای دهند. پدرش او را به کنسرواتوار پاریس برد. دبوسی در کلاس «سولفژلاوینیاک» به تحصیل موسیقی مشغول شد و به زودی مدال و دیپلم سولفژ را گرفت. اما در کلاس پیانوی «مارمونتل» درجه دوم شد و در کلاس «هارمونی» هیچ درجه و جایزه ای نگرفت.
با این حال به کمک مارمونتل شغلی پیدا کرد و به زودی به عنوان پیانیست خانواده مادام «فن مک» حامی بزرگ «چایکووسکی» انتخاب شد و مدتی به «سویس»، «ایتالیا» و «روسیه» مسافرت کرد.
در روسیه به آثار آهنگسازان روسی توجه زیادی کرد و در واقع نخستین پایه مکتب «امپرسیونیسم» را با مطالعه در موسیقی موسورگسکی بنا نهاد. دبوسی دو بار به «بایرویت» مسافرت کرد تا در فستیوال آثار «واگنر» حضور یابد و در آنجا به آثار آهنگساز بزرگ آلمانی مخصوصا به «تریستان و ایزولد» توجه زیادی پیدا کرد و با نکاتی که از او آموخت به فکر تأسیس مکتب جدیدی افتاد. این دوره مصادف با رواج مکتب سمبولیسم در ادبیات فرانسه بود. «بودلر» پیشوای سمبولیست ها بیست سال پیش مرده بود، اما «ورلن» و «مالارمه Mallarme» کار او را ادامه می دادند. هر هفته عده ای از ادبای جوان در خانه مالارمه گرد می آمدند و راجع به ادبیات نو بحث می کردند، دبوسی نیز غالباً در مجمع آنها حضور داشت و از آنجا با عقاید و افکار آنها آشنا شد. دبوسی تحت تأثیر سمبولیست ها و نقاشان «امپرسیونیست» به فکر افتاد شیوه آنها را در موسیقی اختیار کند و در این زمینه پرلود «بعد از ظهر یک دیو» را تصنیف کرد. این پرلود سمفوتیک که روی یکی از منظومه های مالارمه به موسیقی درآمد نخستین اثر معروف دبوسی در مکتب امپرسیونیسم بود. پس از آن سه آهنگ «شب» از آثار او به اجرا گذاشته شد. دبوسی بالاخره در با تصنیف اپرای «پلئاس و ملیزاند» نظر خود را عملی نمود. این اپرا در شب نمایش با جار و جنجالی بزرگ مواجه شد، مردم که به شیوه جدید دبوسی آشنایی نداشتند روش او را مورد انتقاد قرار دادند، در حالی که بسیاری از هنرمندان و دوستداران موسیقی به ارزش واقعی این اپرا پی بردند و مکتب جدید دبوسی را پذیرفتند. اما دبوسی از غوغای مردم کناره گرفت و حتی در صدد برنیامد اصول مکتب خود را تدوین کند. پس از ازدواج با « مادام اما مویز» کلیه اوقات خود را مصروف تصنیف آهنگ کرد و در این دوره «جشن های زیبا» و «دریا» را که یک نوع سمفونی واقعی است به وجود آورد. در ضمن چند تصویر یا برای پیانو و همچنین برای ارکستر نوشت. دبوسی، در اواخر عمر خود می خواست شش سونات برای سازهای مختلف بنویسد ولی پس از تصنیف سه سونات به سرطان روده گرفتار شد و طی سه سال که از عمر او باقی بود در منتهای درد و رنج به سر می برد تا عاقبت وفات یافت. دبوسی توانست شیوه موسیقی خود را به سبک نقاشی امپرسیونیسم و سبک ادبی سمبولیسم منطبق کند و مکتب موسیقی امپرسیونیسم را به وجود آورد.باید دانست که شیوه ی دبوسی با سبک آهنگسازان کلاسیک و رمانتیک اختلاف بسیار دارد. به خصوص در اجرای فواصل نامطبوع و ابتکارات فنی دبوسی باید دقت بسیار به کار برد. اجرای آثار دبوسی برای کسانی که با لحن موسیقی او آشنا نیستند نه تنها دشوار، بلکه محال است؛ زیرا ابتدا باید به روح لطیف و شاعرانه و احساسات و امپرسیون واقعی دبوسی پی برد تا نواختن کارهای او مقدور باشد

م.ن
1390,04,16, ساعت : 20:12
موسیقی دوره رمانتیک
هر دورهای از تاریخ موسیقی همیشه دارای دو مفهوم است: اول مشخص کردن سبکهای به خصوصی از موسیقی، دوم تعیین کردن دورههای به خصوصی که در آن این سبکها جریان دارند. برای مثال صفت کلاسیک در مفهوم رایج آن به سبک آثار هایدن، موتسارت، بتهون و هم چنین به دوره زمانی که این سبکها در آن جریان داشتهاند یعنی سالهای ۱۷۷۰ تا ۱۸۳۰ گفته میشود. بنابراین با شناخت از موسیقی و زمانی که آهنگساز در آن میزیستهاست، میتوان حدود به وجود آمدن یک سبک را معین کرد، ولی گاهی هم تشخیص دقیق حدود مشکل است.

واژههای کلاسیک و رمانتیک که بیان کننده سبک دورههایی از تاریخ موسیقی هستند، به دو دلیل اشکالاتی در بر دارند. اول این که هر دو کلمه در ادبیات، هنر زیبا و تاریخ عمومی دارای مفاهیم وسیع تر و متعددتری نسبت به آنچه در تاریخ موسیقی مورد استفاده قرار گرفتهاست، هستند. (موسیقی کلاسیک و رمانتیک، تالیف هوشنگ کامکار، تهران، ۱۳۸۰، دانشگاه هنر)


کلاسیک را میتوان چیزی تمام شده، کامل، قابل نمونه برداری و نمونه قابل قبولی که آثار بعدی از روی آن ارزیابی شد نامید. با این تعریف بعضی از مصنفان قدیمی موسیقی مثل پالسرینا را میتوان کلاسیک نامید ولی برای قرون نوزدهم و بیستم این موسیقی هایدن، موتسارت و بتهون است که کمال مطلوب کلاسیک به شمار میآید.

دوم اینکه اختلاف کلاسیک و رمانتیک کاملاً مشخص نیست، زیرا عوامل مشترک بین آنها بیشتر از عوامل متضاد است. هر دو مکتب دارای اصول هارمونی، قواعد کلی رابطه آکوردها، ریتم، فرم و مفاهیم مشترکی هستند. تجربیات و تغییرات فردی و پیشرفتهایی که در زمینه موسیقی از موتسارت تا مالر شدهاست همه در یک جریان سنتی و چارچوب کلی مشترک قرار دارند. مثلاً اگر موتسارت میتوانست موسیقی مالر را گوش کند، ممکن بود که از آن لذت ببرد یا این که خوشش نیاید ولی در هر صورت برایش یک پدیده عجیب و غریب نمیبود. (تاریخ موسیقی، تالیف لوست مارتیروسیان، ترجمه سیروس کلباسی)

اکنون باید سعی کرد که در رابطه با موسیقی قرن نوزدهم تعریفی از سبک رمانتیک به دست داد و ویژگیهای آن را مشخص کرد. صفت رمانتیک از رمانس گرفته شده که معنی اصلی ادبی آن مشتق از داستانها یا قهرمانان اشعار و وقایع قرون گرفته شده که معنی اصلی ادبی آن مشتق از داستانها یا قهرمانان اشعار و وقایع قرون وسطی است که به زبان رمانس نوشته میشوند (زبان رمانس یکی از زبانهای محلی و عامیانهاست که از زبان لاتین به نام رمان برخاسته است).

اشعار قرون وسطی که درباره پادشاه آرتور بودند به رمانسهای آرتوری شهرت داشتند. از آن زمان به بعد و حدود اواسط قرن هفدهم که کلمه رمانتیک مورد استفاده قرار گرفت اشارات ضمنی به چیزهای خیلی دور، افسانهای، موهوم و خیالی، عجیب و تصوری متضاد با جهان حقیقی را در برداشت. (مقدمهای بر شناخت موسیقی، اثر کولوسووا، ترجمه علی اصغر چارلاقی)

نشانههای رمانتیسم
در یک مفهوم کلی تمام هنرها را میتوان رمانتیک فرض کرد، زیرا ممکن است هنر مواد اولیه اش را از زندگانی حقیقی بگیرد و با تغییراتی درآن دنیایی جدید و تازه بسازد که تا حدی از زندگی روزمره فاصله داشته باشد. از این لحاظ هنر رمانتیک در تاکید بیشترش بر کیفیت و شگفتی و بی رمزی با هنر کلاسیک فرق دارد. در مفهوم کلی رمانتیسم پدیدهای مختص به یک دوران نیست، بلکه در زمانهای مختلف با اشکال گوناگون در تاریخ موسیقی و دیگر هنرها ظاهر میشود. مثلاً دوره آرس نوا (هنر جدید) را نسبت به آرس آنتیکوا (هنر قدیم) یا هم چنین دوره باروک را نسبت به رنسانس و یا این که هنر موسیقی قرن نوزدهم را نسبت به دوره کلاسیک میتوان رمانتیک فرض کرد.

در مکتب کلاسیک بیشتر به فرم توجه میشود در حالی که مکتب رمانتیک بیشتر به مضمون و بیان احساسات و حالات درونی اهمیت داده و زیباییهای فنی چندان مطرح نیستند.

یکی دیگر از مشخصات رمانتیسم، دگرگون ساختن برخی از ویژگیهای کلاسیک، از جمله قواعد خشک، نظم و تعادل، تمامیت و کنترل است. وضوح و روشنی که از جنبههای مهم کلاسیکها بود جایش را به نوعی تیرگی و ابهام عمدی و بیان سمبولیک در رمانتیکها داد. شخصیت هنرمند به تدریج با محتوای هنریش در آمیخت و هنرها عموماً با هم دیگر ترکیب شدند. آهنگسازان رمانتیک اکثراً با ادبیات و دیگر علوم و هنرها آشنا بودند و موسیقی و شعر در یکدیگر تأثیر فراوانی گذاشتند. (موسیقی و نهضت رمانتیک در موسیقی، ای دبلیو لاک، ۱۹۶۹)

اگر بپذیریم که شگفتی، نامحدودی و بی پایانی از خصوصیات سبک رمانتیک است، بنابراین موسیقی از همه هنرهای دیگر رمانتیک تر است، زیرا عوامل اصلی موسیقی مانند صدا و ریتم از اشیای واقعی جهان جداست. همین جدایی است که موسیقی را از هر هنر دیگری در بیان احساسات، افکار و هیجانات درونی که عوامل رمانتیک هستند مناسب تر میسازد. هنرمندان رمانتیک بیشتر به احساسات و عوامل شخصی و درونی خود توجه داشتند. آنها دنیای خیال و رویا، افسانههای کهن، فواصل دوردست و ناآشنا و هم چنین عوامل را که از زندگی عادی و روزمره فاصله داشت هدف اصلی آثارشان قرار میدادند، خلاف آثار کلاسیکها که در آن عقل، منطق و استدلال بر احساسات و عواطف غلبه دارد، آثار هنرمندان رمانتیک سرشار از احساسات و عواطف انسانی است.

موسیقی صرفاً سازی جدا از کلمات میتواند ای ارتباط احساسی و عاطفی را زودتر برقرار کند و به همین دلیل است که موسیقی سازی کمال مطلوب هنر رمانتیک است. حالت انتزاعی بودن موسیقی سازی، جدایی آن از عوامل جهان بیرون، جنبه اسرار آمیزی آن و هم چنین قدرت قدرت الهام غیر قابل مقایسه اش که بدون یاری کمات تأثیر مستقیمی بر مغز دارد، آن را به یکی از والاترین هنرهایقرن نوزدهم تبدیل کردهاست.

شو پنهاور معتقد بود که موسیقی همانا تصور و تجسم حقایق درونی جهان و بیان آنی احساسات همگانی است. (صد سال موسیقی، جرالد آبراهام، شیکاگو، ۱۹۶۴)




دوگانگی رومانتیک
در اینجا لازم است عوامل و شرایط متضاد آشکاری را مطرح سازیم که در بر گیرنده تمام کوشش هاست برای درک مفهوم کلمه رمانتیک که به موسیقی قرن نوزدهم اطلاق میشود. در زیر سعی خواهد شد که این دوگانگی را که بر هنرمندان و موسیقی این دوره تأثیر مستقیم گذاشتهاست طبقه بندی کنیم و آنها را توضیح دهیم. ۱- موسیقی و کلمات: از مهمترین دوگانگی و تناقضاتی که در موسیقی رمانتیک وجود داشت رابطه بین موسیقی و کلمات است. اگر موسیقی سازی هنر کامل رمانتیک است، چرا بزرگترین مصنف سمفونی (عالیترین فرم موسیقی سازی) هایدن، موتسارت و بتهون آهنگسازان کلاسیک بودند؟ از طرف دیگر یکی از بارزترین فرمهای رایج قرن نوزدهم قطعات آوازی به نام لید است که در آن شوبرت، شومان، برامس و هوگو ولف به همبستگی و اتحاد درونی تازهای بین موسیقی و شعر دست یافتند. حتی در آثار موسیقی سازی آهنگسازان رمانتیک، روح لیریک و تعزلی لید بیشتر از روج دراماتیک سمفونی احاطه دارد، همچنان که در آثار سازی تعزلی لید بیشتر از روج دراماتیک سمفونی احاطه دارد، همچنان که در اثار سازی اواخر موتسارت، هایدن و خصوصاً بتهون این امر آشکار است. موسیقی رمانتیک مدیون تمایلات ادبی و دیگر هنرهای غیر از موسیقی است. عده زیادی از آهنگسازان پیشرو قرن نوزدهم بی نهایت طرفدار و دوستدار آثار شاعران و نویسندگان رمانتیک بودند و اغلب این نویسندگان و شاعران نیز درباره موسیقی اظهار نظر میکردند و در مواردی اثاری مینوشتند. مثلاً لیست، برلیوز، شومان و واگنر نه تنها تحصیل کرده و ادیب بودند، بلکه با ادیبان و فیلسوفان دیگر نیز دوستی و هم فکری داشتند. وبر، شومان و برلیوز مقالات زیادی درباره موسیقی نوشتند و واگنر که یکی از بزرگترین آهنگسازان دوره عظمت رمانتیک به شمار میآید، شاعر، مقاله نویس و فیلسوف نیز بود. باید توجه داشت که جریان رمانتیک قبل از موسیقی در ادبیات وجود داشت و از نویسندگانی که تأثیر فراوانی بر آهنگسازان رمانتیک داشتند میتوان به جان پاول ریختر، هوفمان که خود از آهنگسازان اپرا بودند، والتر اسکات ولرد بایرون اشاره کرد. (موسیقی در تمدن غرب، لانگ پل هنری، نیویورک، ۱۹۶۳)

تناقضاتی بین موسیقی سازی به عنوان عالیترین عامل بیان احساسات از یک طرف و رابطه قوی ادبیات با موسیقی در قرن نوزدهم از طرف دیگر در مفهوم حل گردید. اصطلاح موسیقی برنامهای همانگونه که در قرن نوزدهم مورد استفاده قرار گرفت، عبارت است از یک نوع موسیقی سازی که دارای موضوعاتی شاعرانه، توصیفی یا حتی داستانی باشد. البته نه در مفهوم فیگورهای تصاویر صوتی آثار دوره باروک یا تقلید حرکات و اصوات طبیعی در بعضی از آثار قرن هیجدهم. دومین شیوهای که رمانتیکها توانستند به وسیله آن موسیقی ساز را با کلمات آشتی دهند، اهمیت بخشیدن به قسمتهای اکمپانیمان سازی در موسیقی آوازی است (از لیدهای شوبرت تا ارکستر سمفونیکی که اپراهای واگنر را همراهی میکند).

تجاربی که بتهون در خلال نوشتن آثارش به دست آورد، هر یک بنای عظیمی بود برای موسیقی رمانتیک، از جمله موسیقی برنامهای قرن نوزدهم که مشخصاً از سمفونی پاستورال او سرچشمه گرفت. آهنگسازانی که تا اواسط قرن نوزدهم نهایت کوشش خود را در نوشتن موسیقی برنامهای به کار بردند، مندلسون، شومان، برلیوز و لیست بودند و در اواخر قرن میتوان از دبوسی و ریچارد اشتراوس نام بود. اما عملاً در این دوره هر آهنگسازی کمابیش موسیقی برنامهای نوشتهاست. (تاریخ موسیقی غرب، اثر گراوت دونالد، نیویورک ۱۹۶۰)

جامعه و فرد
یکی دیگر از دوگانگیهای رمانتیک، ارتباط بین آهنگساز و اجتماعی پیرامون اوست. در قرن هیجدهم اشراف و طبقات بالای اجتماع هنر و ادبیات را مانند دیگر مظاهر زمان تحت اختیار خود داشتند و اکثر آثار هنرمندان در محافل این عده عرضه میشد و نتیجتاً فقط به دستور و سفارش آنها اثری به وجود میآمد. به این دلیل آهنگسازان قرن هجدهم مجالی برای جلب توجه عام مردم نداشتند و در نتیجه شنوندگان آثارشان فقط عده محدودی از اشراف بود

با انقلاب کبیر فرانسه و از میان رفتن قدرت حاکمه اشراف و شاهزادگان، موسیقی توانست آزادی خود را در خدمت اکثریت مردم به دست آورد. اولین کسی که این سد عظیم را شکست بتهون بود. بتهون گر چه تمام عمر با عیان و اشراف معاشرت داشت ولی او آنها را در خدمت خود قرار داد و در نهایت موسیقی را برای بیان احساسات خود نوشت. با از بین رفتن حمایت اشراف از آهنگسازان تنها راه برای عرضه آثار موسیقایی در حضور عام، بر پا کردن کنسرت با خرج خود آهنگساز بود. در نتیجه کنسرتهای اجتماعی و فستیوالهای موسیقی در ابتدای قرن نوزدهم هم به طور قابل ملاحظهای گسترش یافت و هر شهر و قصبهای دارای یک ارکستر کوچک شد. باید متذکر شد، اجرای برنامهها توسط این ارکستر چندان زیاد نبود و آنها قدرت و عظمت ارکسترهای امروزی را نداشتند. انتشار آثار موسیقیدانان بسیار مشکل تر از انتشار یک کتاب بود و لذا مردم بیشتر با اجرای آثار میتوانستند با آهنگساز ارتباط برقرار کنند. (تاریخ موسیقی، اثر لوست مارتیروسیان، ترجمه سیروس کرباسی)

همانطور که گفته شد، آهنگسازان این دوره برای الهام موسیقایی بیشتر به درون خود فرو رفته و عملاً فردگرا شدند. به طوری که آثارشان را برای آیندگانی که ممکن بود آنها را تحسین کنند مینوشتند نه برای سفارش دهنده معاصر. این تاکید بر فردگرایی در سرتاسر دوره رمانتیک وجود داشت و بنابراین هیچ وقت بر فاصله بین توده عظیم اجتماع و فرد آهنگساز پلی زده نشد. یکی دیگر از مظاهر فردگرایی این دوره سولیست بودن اکثر آهنگسازان از جمله پاگانی نی در ویولن، شوپن و لیست در پیانو است که در مقابل سولیستها یا خوانندگان سلواپرایی قرن هجدهم که عملاً جزو گروه بودند و یا رهبران ارکستر در قرن بیستم که یک گروه را اداره میکنند قرار دارند. بهترین موسیقی آوازی قرن نوزدهم برای آواز سول تصنیف شده، نه برای گروه کر، در نتیجه این عوامل شرایط اقتصادی آهنگسازان در آلمان و دیگر نقاط اروپا رو به ضعف نهاد و به ناچار آهنگساز میبایست نوازندهای چیره دست میبود تا بتواند از این طریق امرار معاش کند. (تفسیر موسیقی از کلاسیک تا دوره معاصر، تالیف سعدی حسنی)

انسان و طبیعت
در نتیجه انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم، جمعیت اروپا به طور قابل ملاحظهای به خصوص در شهرها افزایش یافت. در سالهای بین ۱۸۰۰ تا ۱۸۸۰ جمعیت شهرهای لندن و پاریس چهار برابر شد و در نتیجه قسمت اعظم مردم از جمله موسیقیدانان از محافل بارگاهها و شهرهای کوچک که در آن اکثراً هم دیگر را میشناختند و رابطه نزدیکی داشتند به شهرهای بزرگ کوچ کردند و در میان ازدحام و شلوغی این شهرهای مدرن رها شدند. بیشتر زندگی روزانه مردم به تدریج از طبیعت جدا شد و در نتیجه همین جدایی بود که انسان عاشق و شیفته طبیعت شد.

قرن نوزده عصر نقاشی منظرهای بود و نقاشان این دوره بیشتر طبیعت را تصویر میکردند. در آثار آهنگسازان نیز به این امر توجه میشد و مناظر موسیقایی چون اوراتوریو چهار فصل اثر هایدن، پاستورال اثر بتهون و به دنبال آن اورتورهای مندلسون، سمفونیهای بهار و راین اثر شومان پوئم سمفونی های برلیوز و لیست و اپراهای و بر و واگنر به وجود آمدند. با وجود این برای آهنگسازان رمانتیک صرفاً نشان دادن طبیعت مطرح نبود، بلکه خویشاوندی نزدیکی بین طبیعت و زندگی درونی موسیقیدان وجود داشت که این خود منبع الهام و پناهگاه روح او بود. (تاریخ جامع موسیقی، ترجمه بهزاد باشی)

علم و غیرعلم
قرن نوزدهم شاهد پیشرفت سریع در علم و دانش بود ولی در مقابل، موسیقی این دوره همیشه از مرزهای عقلانی به ماوراء طبیعت و ضمیر ناخودآگاه سفر میکرد.

موسیقیدانان اغلب موضوعات خود را از رویاها (همانند سمفونی فانتاستیک برلیوز)، یا اسطورهها (مانند اپراهای واگنر) انتخاب میکردند. کوشش آهنگسازان در جهت یافتن زبان موسیقایی که بتواند این ایدههای عجیب و خیالی را بیان کند، منجر به توسعه و گسترش هارمونی، ملودی و رنگ آمیزی ارکستر شد. (تاریخ موسیقی، تالیف لوست مارتیروسیان، ترجمه سیروس کرباسی)

ملی گرایی و احساسات بینالمللی
یکی دیگر از عوامل دوگانه این قرن، اختلاف سیاسی بود که بین ملی گرایان و مارکسیستها وجود داشت. فکر ملی گرایی پدیده مهم رمانتیک بود که اثر زیادی بر موسیقی این دوره به جای گذاشت و در نتیجه به موسیقی فولکلوریک و آوازههای محلی که بیانگر روح ملی بود توجه خاصی مبذول شد. بر خلاف موسیقی کلاسیک که زبان جهانی داشت و خصوصیات ملی در آن به حداقل رسیده بود، موسیقی قرن نوزدهم، در حالی که برای تمام بشریت تصنیف میشد و در واقع بینالملل بود، ولی زبان ملی داشت و تعدادی از آهنگسازان در کشورهای مختلف مکتب موسیقی ملی خود را به وجود آوردند. (موسیقی کلاسیک و رمانتیک، تالیف هوشنگ کامکار، تهران، ۱۳۸۰، دانشگاه هنر)




سنت و انقلاب
حرکت رمانتیک از همان ابتدا با تاکید بر خاصیت اصالت در هنر رنگ انقلابی داشت و در کل رمانتیسم طغیانی بود بر علیه محدودیتهای کلاسیسم. آهنگسازان تا اواخر قرن هیجدهم برای زمان خود مینوشتند و علاقه چندانی به گذشته و آینده نداشتند، اما آهنگسازان رمانتیک بیشتر به آیندگان و قضاوت نسل آینده میاندیشیدند و احساس همدردی با زمان خود نداشتند. هم زمان با این جریان بعضی از آهنگسازان این دوره هنوز از فرمهای کلاسیکی مانند سونات، سمفونی کوارتت زهی استفاده میکردند و در کل سیستم هارمونی کلاسیکها هنوز اساس موسیقی رمانتیک بود. لذا بعضی از آهنگسازان رمانتیک از جمله مندلسون، برامس و بروکنر را سنت گرا و برلیوز، لیست و واگنر را پیشرو و انقلابی مینامیدند و جالب این که هر دو گرایش سنت گرا و پیشرو در شومان وجود داشت. بنابراین یکی از ویژگیهای حرکت رمانتیک توجه به آینده و گذشتهاست و در همین رابطه بود که آثار فراوانی از گذشتگان در این دوره به چاپ رسید. پاسیون سن ماتیو اثر باخ دوباره احیا شد و در سال ۱۸۲۹ به رهبری مندلسیون در برلین به اجرا در آمد. این اجرا نمونه آگاهانه از علاقه به موسیقی باخ بود که بالاخره در سال ۱۸۵۰ به اولین انتشار آثارش نیز انجامید. (کلاسیک، رومانتیک و مدرن، ژاک بارزون، نیویورک، ۱۹۶۹)




منابع و مشخصات سبک رمانتیک
با خارج شدن آهنگسازان از زیر سلطه اشراف و آزادی که از این طریق کسب کردند، فرمهای دقیق و ترکیبات موزون و مطبوع اصوات نیز دگرگون شد. در حقیقت اصول کلی کلاسیکها مثل هارمونی و بسط و گسترش موتیفی از بین نرفت بلکه به شکل دیگری تکمیل شد. در این دوران بود که انواع مختلف و جدید موسیقی به وجود آمد. سالهای ۱۸۳۰ از نظر ظهور قطعات کوتا پیانویی اهمیت خاصی دارند و این یکی از مهمترین خصوصیات موسیقیدانان رمانتیک بود که توجه فوق العادهای به قطعات مجزا و مینیاتوروار داشتند نه به کل قطعه. به عبارت دیگر آهنگسازان رمانتیک احساسات شدید درونی خود را بیشتر در بیانی کوتاه و تعزلی عرضه میکردند نه در قالبهای پیچیده و بزرگی چون فرم سونات. اکثر اثار آهنگسازان قرن هجدهم، در فرمهای چند مومانی، سونات، سمفونی و کوارتت بود در حالی که بیشتر آثار ارکستری رمانتیکها در یک مومان (مانند پوئم سمفونی ها، قطعات کوتاه پیانویی، قطعات لیریک پیانویی و آوازهای سلو - لید)تصنیف میشد.

از جمله عواملی که باعث شد آهنگسازان رمانتیک به فرمهای کوتاهی که دارای تقارن و توازن ساختمانی موسیقیایی هستند گرایش پیدا کنند، تأثیر فراوان ترانهها، رقصهای محلی و ملودیهای اپرای ایتالیا بود. موسیقی رقص به طور طبیعی دارای فرازها و جملات متقارن است و به همین دلیل بیشتر ملودیهای دمانتیک از یک تقارن جملهای (اغلب جملات هشت میزانی) برخوردارند. مهمترین نمونه این تأثیرات را در آثار پیانوئی شوپن مثل مازورکاها، پولونزها و والسها میتوان به خوبی مشاهده کرد. بنابراین فرم اشعار ترانهها و رقصهای محلی تأثیر کلی در ساختمان ملودی دارد. ملودیهای اغلب آثار شومان از یک تقارن که نتیجه تأثیر ادبیات در موسیقی اوست برخوردار است. برای نمونه تم اصلی تریو در رمینور او دارای تقسیم بندیهای مساوی و برابری است که از لحاظ ساختمانی کاملاً بر فرم بندبند شعر منطبق است. آوازهای شومان نمونه کاملی از ترکیب موسیقی و شعر است که در موسیقی سازی او نیز تأثیر بسزائی به جای گذاشتهاند. همین رابطه شعر و موسیقی را در آثار لیست خصوصاً قطعه پیانوی سونته دل پتارکا و پوئم سمفونی های او میتوان مشاهده کرد. موسیقی کلاسیک و رمانتیک، تالیف فردریخ بلوم)

همانند موسیقی کلاسیک، اغلب ملودیهای رمانتیکها بر روی اکمپانیمان با جمله بندیهای مشخص و متقارن بنا شدهاند ولی ملودیهای رمانتیک چه از جملات تصنیف شده باشند و چه از موتیفها طولانی تر از کلاسیکها هستند. یکی دیگر از مشخصات مهم ملودیهای موسیقی رمانتیک خصوصاً در اواخر این دوره استفاده از پرشهای بزرگی چون فواصل ششم، هفتم، کاسته یا افزوده در ملودی برای بیان موسیقایی هر چه بیشتر است. در نتیجه وسعت صوتی ملودیها بیشتر شد.

آهنگسازان به رنگ آمیزی ملودیها نیز توجه خاصی داشتند، به طوری که یک ملودی در مناطق صوتی مختلف و در میان رنگ آمیزیهای مختلف سازها تقسیم میشد. (موسیقی در عصر رمانتیک، آلفرید آینستاین، ۱۹۴۷)

در نتیجه گرایشهای ناسیونالیستی، ملودیهای فولکوریک با جمله بندیهای بی قاعده و تبادل گامهای ماژور - مینور و مدال در موسیقی و ملودیهای رمانتیک تأثیر عمیقی گذاشت. آزادی و قابل انحناء بودن ریتم یکی از بارزترین مشخصاتی است که موسیقی رمانتیک را از کلاسیک جدا میسازد. انواع ریتمهای متقاطع دوتایی در مقابل سه تایی و پاساژهای سریع بی قاعده دست راست پیانو در مقابل ضربهای منظم و قوی دست چپ از مشخصات برجسته آثار برامس، لیست و شوپن است.

یکی دیگر از مهمترین مشخصات موسیقی رمانتیک، وحدت و پیوستگی در کل قطعهاست که به وسیله تکنیک تغییر و انتقال تمی و به کار بردن آن در تمام مومانها و مکانهای مختلف اثر به دست میآید. لیست در تمام پیئم سمفونیهایش از این تکنیک جدید استفاده کردهاست، بدین صورت که یک تم مشخص به صورت اصلی یا اشکال مختلف و تغییر یافته ش به منظور ایجاد وحدت و یکپارچگی در اکثر مومانها و یا که یکی از ویژگیهای موسیقی رمانتیک است بعدها تأثیرات فراوانی در لایت موتیف واگنر به جای گذاشت. (تاریخ موسیقی، تالیف لوست مارتیروسیان، ترجمه سیروس کرباسی)

از دیگر دستاوردهای رمانتیک بسط و گسترش هارمونی (آزادی بیشتر در به کارگیری کروماتیسم و دیسونانسها) و رنگ آمیزی ارکستری و توجه به سونوریتههای جدید است. هارمونیهای کروماتیک، محسوسهای کروماتیک، مدولاسیونهای درو، تونالیتههای مبهم، آکوردهای پیچیده، استفاده آزادانه از نتهای غیر هارمونیک و کادانسهای غیر مشخص و نامعلوم از جمله عواملی هستند که آهنگسازان رمانتیک برای محو و تاریک کردن تونالیته به کار میگرفتند. برخلاف کلاسیکها که اکثراً از تولیتههای محدودی استفاده میکردند، رمانتیکها تمامی تنالیتههای موجود را به کار گرفتند و حتی تنالیته فادیز - مینور به تنالیته رمانتیک موسوم شد. بکارگیری تنالیتههای مینور و عموماً از مشخصات بارز موسیقی رمانتیک است، زیرا در حالی که فقط پنج درصد از آثار سمفونیک کلاسیک در تنالیته مینور نوشته شدهاست، در نیمه دوم قرن نوزدهم بیش از ۷۰ درصد از آثار سمفونیک در تنالیته مینور است. طبق تعریف واگنر، ملودی به صورت نمای ظاهری هرمونی در آمده بود و یک جزء ترکیب دهنده آکورد محسوب میشد. همانطور که میدانیم، آهنگسازان در قرن هجدهم هرگز در هارمونی و ملودی گامی فراتر از بکارگیری آکوردهای معمولی و هفتمها برنداشتند. در نتیجه انقلاب صنعتی، اصطلاحات فراوانی در ساختمان سازهای بادی و هم چنین ساز پیانو به وجود آمد. بنابراین سونوریتههای جدیدی در پیانو کشف شد و از همه مهم تر ترکیبات جدید ارکستری با رنگ آمیزی جدید به وجود آمد. مهمترین ویژگی رنگ آمیزی ارکستر در این دوره توجه به کلارینت، کلارینت باسف هورن انگلیسی و فرانسوی و هم چنین هارپ است. (تاریخ جامع موسیقی، ترجمه بهزاد باشی)

گروه سازهای زهی، بادی چوبی و بادی برنجی وسیع تر شدند و هر بخش از آنها با تقسیمات جداگانهای به صورت دویز مورد استفاده قرار گرفتند. بالطبع ارکستراسیون رمانتیکها کامل تر و رنگین تر از کلاسیک تر شد و سازهایی نیز به ارکستر افزودند. برای مثال بتهون در سمفونی پنجم، سازهای پیکولو و کنتراباسون (کنتراناگوت) را به سزاهای ارکستر افزود و واگنر که اهمیت فوق العاده برای سازهای بادی قایل بود توبای واگنری و کرآنگله را نیز به ارکستر اضافه کرد. برلیوز برای اجرای آثارش ارکستر بسیار عظیمی تشکیل داد و در این رابطه بود که کتاب سازشناسی معروف خود را نیز در سال ۱۸۴۴ منتشر کرد.

همان گونه که گفته شد، حدود سال ۱۸۰۰ بود که اغلب فرمهای کلاسیک، مانند سونات، سمفونی، کوارتت و واریاسیون و غیره اهمیت خود را از دست دادند و آهنگسازان بیشتر به تصنیف قطعات کوتاه و مستقل پیانویی و هم چنین لید پرداختند. در واقع این دو فرم موسیقیایی از مهمترین ویژگیهای دوره رمانتیک به شمار میآیند. (تاریخ موسیقی، اثر لوست مارتیروسیان، ترجمه سیروس کرباسی)

قطعات کوتاه پیانویی در کل به دو دسته تقسیم میشوند: الف) قطعات ورتئوزیته که توسط شوپن در سالنها و لیست در کنسرتها (اولین بار در کنسرت رم اجرا شد) ارایه شدند. ب) قطعات لیریک عنوان دار که هر یک بیانگر حالت به خصوصی یا ایده توصیفی اند و در مجموع و یا به صورت جداگانه، دارای اسامی هستند. این قطعات به چند دسته تقسیم میشوند. ۱- موسیقی رقص، نمونه بارز آن والسهای شوبرت و شوپن است. ۲- نکتورن، که مبدع آن جان فیلد بوده و بعدها توسط شوپن توسعه یافت. ۳- آوازهای بدون کلام، که معرف آن مندلسون است. ۴- اتودهای لیریک، که بانی آن شوپن است. ۵- قطعاتی توصیفی عنوان دار، که مهمترین نمونه آن کارناوال اثر شومان است که هر یک از قطعات آن نیز جداگانه دارای اسامی مختلف بوه و بیانگر حالت یا ایده به خصوصی هستند. (تاریخ موسیقی غرب، اثر گراوت دونالد، نیویورک ۱۹۶۰)

یکی دیگر از مشخصات مهم رمانتیکها اهمیت دادن به فرم آوازی لید است و آن عبارت است از آوازی سلو به همراهی اکمپانیان ساز پیانو. لید نویسی یکی از محبوبترین فرمهای آهنگسازی بود که در اوایل قرن نوزدهم رایج بود و تقریباً اکثر آهنگسازان رمانتیک در این زمینه آثاری به وجود آوردهاند. آهنگسازان قرن نوزدهم به صورت زیر تقسیم بندی میشوند. سالهای ۱۸۱۰ تا ۱۸۳۰ (دوره قبل از رمانتیک): شپر، روسینی، اواخر بتهون، شوبرت، کارل ماریان فن و بر، هوفمان سالهای ۱۸۳۰ تا ۱۸۵۵ (دوره رمانتیک): شومان، مندلسون، برلیوز، شوپن، لیست، بلینی، دونی زتی. سالهای ۱۸۵۵ تا ۱۸۹۰ (عظمت رمانتیک): اواخر لیست، برامس، واگنر، بروکنر، هوگوولف، جوزپه وردی، آهنگسازان ملی. سالهای ۱۸۹۰ تا ۱۹۱۰(نسل تریستان): اواخر برامس، کلود دبوسی، مالر، ریچارد اشتراوس، موریس راول، مکتب وریسم. (موسیقی کلاسیک و رمانتیک، تالیف هوشنگ کامکار، تهران، ۱۳۸۰، دانشگاه هنر)

م.ن
1390,04,16, ساعت : 22:42
باروک (به فرانسوی: Baroque) روشی است در هنرهای معماری، نقاشی، موسیقی و مجسمهسازی که از اواخر سده ۱۶ (میلادی) در ایتالیا آغاز شد و تا اواخر سده ۱۸ (میلادی) در اروپا رواج داشت و سپس در آمریکای مرکزی و جنوبی مورد توجه قرار گرفت. آزادی در طراحی، شمار زیاد شکلها و درآمیختگی آنها از ویژگیهای این سبک است
ریشهٔ این کلمه احتمالا واژه بارُکو پرتغالی به معنی مروارید صیقلنیافته بوده است.گروهی نیز بر این عقیدهاند که معنای این واژه، پوچ، زشت، مضحک و عوضی است این واژه در آغاز برای تمسخر این شیوه استفاده میشد. زیرا منتقدان معتقد بودند هرگز نباید بنایی ساخت که از اصول و عناصر بناهای یونیان و رومیان پیروی نکند؛ بناهای کلاسیک باید بر این اصول ساخته شوند و انحراف از آنرا «کژسلیقگی اسفانگیز» میدانستند. اما پس از آنکه این شیوه مورد توجه قرار گرفت، به معنای شکوهمند و پرتجمل استفاده شد

تاریخچه
به وجود آمدن شیوهٔ باروک در اروپا را میتوان به سه دلیل عمده نسبت داد: اول، جنبش دینپیرایی، رهبران کلیسای کاتولیک را واداشت تا از جذابیتهای هنری برای تبلیغ دین استفاده کنند و به این ترتیب، موقعیت متزلزل خود را بهبود بخشند. به همین دلیل از هنرمندان میخواستند کلیساها را مجلل و باشکوه بسازند. دوم، شاهان اروپا، درپی استقلال یافتن و ثبات قدرتشان، میخواستند با قصرهای باشکوه خود، قدرت خود را به همگان نشان دهند و سوم اینکه، هنرمندان نسبت به شیوهٔ هنری رنسانس و نظم و ثبات آن، معترض بودند و میخواستند در آفرینش هنری آزاد باشند بررسی سبک باروک با در نظر گرفتن کشفهای علمی سدهٔ هفدهم نیز ثمربخش است. دستآوردهای گالیله و نیوتن نمایانگر گرایشی نو به علم بود؛ گرایشی مبتنی بر یگانگی ریاضیات و تجربه. این دو قوانین ریاضی حاکم بر اجسام متحرک را کشف کردند. این کشفها راهگشای اختراعهای نو و پیشرفت تدریجی پزشکی، استخراج معادن، دریانوردی و صنعت در دورهٔ باروک شد. شیوهٔ باروک آمیزهٔ خردگرایی و نفسپرستی، آمیزهای از مادهگرایی و معنویت است





دورهٔ باروک در موسیقی هنری اروپایی از حدود ۱۶۰۰ تا ۱۷۵۰ در نظر گرفته میشود. باروک کلمهای ایتالیایی و به معنی زمخت و ناهنجار است و از کلمه بارکو در ایتالیایی به معنی مروارید صیقل نیافته گرفته شده است. موسیقی این دوره اغلب بافت پلی فنیک دارد. مطرحترین چهرههای این دوره از موسیقی کلاسیک باخ، ویوالدی، هندل و آلبینونی هستند

دورههای زمانی

این دوره از نظر زمانی بین دوره رنسانس و دوره کلاسیک قرار دارد. این دوره را در موسیقی، به سه دورهٔ آغازین (۱۶۰۰-۱۶۴۰)، میانی (۱۶۴۰-۱۶۸۰) و پایانی (۱۶۸۰-۱۷۵۰) تقسیم میکنند. با این که امروزه آثار دورهٔ پایانی باروک معروفترین آثار این سبک هستند، اما دورهٔ آغازین، با موسیقیدانانی چون مونتهوردی یکی از انقلابیترین دورههای تاریخ موسیقی است.

در دورهٔ آغازین، موسیقی بر اساس متنهایی بسیار پرشور و احساس نگاشته میشد و تعجبای نیست که موسیقیدانان ایتالیایی آن زمان، اپرا را به وجود آوردند. در دورهٔ آغازین، آهنگسازان بافت هوموفونیک را بر بافت پلیفونیک رنسانس ترجیح دادند؛ هر چند در دورهٔ پایانی، بار دیگر موسیقیدانان به پلیفونی بازگشتند. آهنگسازان دورهٔ آغازین، دیسونانسها را با آزادی بیشتری به کار گرفتند. بر تضادهای صوتی نیز تأکید میشد؛ حال آن که در رنسانس، سازها -اگر به کار گرفته میشدند- ملودی آوازخوان را مضاعف میکردند (مشابه آن چه در اغلب موارد در موسیقی سنتی ایرانی شنیده میشود)، اما در دورهٔ آغازین باروک صداهای آوازی با خطهایی کلودیک که ویژهٔ ساز به نگارش درآمده بود، همراهی میشد.

در دورهٔ میانی باروک، سبک موسیقایی نویی که از ایتالیا نشأت گرفته بود، در تمام کشورهای اروپایی گسترش یافت. مدهای قرون وسطایی یا کلیسایی، اندک اندک جای خود را به گامهای ماژور و مینور سپردند. دیگر ویژهگی برجستهٔ باروک میانی، اهمیت بیسابقهٔ موسیقی سازی بود که در این میان، سازهای خانوادهٔ ویولن محبوبترین سازها بودند.

در دورهٔ پایانی، بسیاری از جنبههای هارمونی پدید آمد. در این دوره، موسیقی سازی اهمیتی همپایهٔ موسیقی سازی یافت. در این دوره، بار دیگر موسیقی پلیفونیک اوج گرفت و آهنگسازی مانند یوهان سباستیان باخ، به اوج استادی در این امر رسیدند.


ویژگیهای موسیقی باروک
یگانگی حالت

یک قطعهٔ باروک، اغلب فقط بیانگر یک حالت است - قطعهای که شاد آغاز میشود، تا پایان شاد میماند. آهنگسازان برای تجسم نمودهای احساس، زبانای موسیقایی پدید آوردند؛ در این زبان ریتمها یا الگوهای ملودیک ویژهای به حالتهایی معین اشاره داشتند. این زبان موسیقایی مشترک، بیشتر آثار موسیقی دورهٔ پایانی باروک را از تشابه و خویشاوندی برخورد میکند. البته این اصل، استثنای مهمای دارد و آن آثار آوازی باروک هستند.
ریتم

یگانگی حالت در موسیقی باروک، بیش از هر چیز با پیوستگی و یکنواختی ریتم انتقال داده میشود. الگوهای ریتمیکی که در آغاز یک قطعه شنیده شدهاند، در طی آن تکرار میشوند. این پیوستگی و یکنواختی ریتم، فراهم آورندهٔ نیروی پیشبرندهای است که موسیقی را مطیع خود میکند: حرکت پیشرونده، به ندرت دچار وقفه میشود. در موسیقی باروک، تأکید بر ضرب بسیار بیش از اغلب آثار موسیقی رنسانس است.


ملودی

ملودی باروک نیز حسی از پیوستگی و یکنواختی پدید میآورد. ملودی آغازین یک قطعه بارها و بارها در آن شنیده میشود و حتی هنگامای که به شکلی دگرگونشده نمود مییابد نیز سرشت آن کم و بیش ثابت میماند. در موسیقی باروک، ملودی بیوقفه گسترش یافته، آشکار شده و جنبههای متفاوت آن گشوده میشود. این حرکت جهتدار، اغلب از یک سکانس ملودیک سرچشمه میگیرد، که تکرار پیاپی یک ایده موسیقایی در سطحهای صوتی زیرتر یا بمتر است. بسیاری از ملودیهای باروک کیفیتای پُرریزهکاری و تزیینی دارند، و سرایش یا به یاد سپردن آنها آسان نیست. ملودی باروک بیش از آن که حسای متوازن و متقارن القا کند، حسای از گسترش و پویایی ریتمیک پدید میآورد. یک عبارت کوتاه، اغلب با عبارتای طولانی که جریانای بیوقفه از نتهای سریع و چالاک دارد دنبال میشود.
دینامیک پلهای

موسیقی باروک، همگام با پیوستهگی ریتم و ملودی از پیوستهگی دینامیک نیز برخوردار است. به بیان دیگر، حجم صوتی برای مدتای ثابت نگه داشته میشود. تغییر دینامیک، ناگهانی و چنان است که گویی دینامیک از سطحی به سطح دیگر منتقل شده باشد. این تغییر و تبدیل میان قوی و ضعیف، دینامیک پلهای نامیده شده است. دگرگونی تدریجی دینامیک که با کرشندو و دیکرشندو پدید میآید از ویژهگیهای شاخص موسیقی باروک نیست. با این همه بیتردید اجراکنندهگان این موسیقی برای دستیابی به مقصودهای بیانی، دگرونیهای ظریف و ماهرانهای را در دینامیک پدید میآوردهاند. سازهای شستیدار مهم در دورهٔ باروک، ارگ و کلاوسن (هارپسیکورد) بودند که هردو با دینامیک یکنواخت موسیقی آن دوره همخوانی داشتند. نوازندهٔ ارگ و کلاوسن نمیتوانست مانند پیانیست امروزی با تغییر فشار انگشت بر شستیها، کرشندو و دیکرشندو پدید آورد. کلاویکورد، سومین ساز شستیدار مهم این دوره، گرچه میتوانست تغییرهای تدریجی در دینامیک پدید آورد، اما این تغییرها در محدودهای کوچک –در حدود ppp تا mp- ممکن بود.
بافت

موسیقی دورهٔ پایانی باروک اغلب بافت پلیفونیک دارد: در این موسیقی، دو یا چند خط ملودیک برای جلب توجه شنونده به رقابت میپردازند. در این میان خطهای ملودیک سوپرانو و باس به طور معمول مهمترین خطها هستند. تقلید میان خطهای گوناگون ملودیک، یا لایههای صوتی سازندهٔ این بافت، بسیار متداول است. اغلب ملودیای که در یک خط شنیده شده، در خطهای دیگر نیز ظاهر میشود. با این همه، تمام آثار موسیقی دورهٔ پایانی باروک پلیفونیک نیستند. بافت یک قطعه به ویژه در موسیقی آوازی که دگرگونیهای حالت کلام، تضاد موسیقایی را ایجاب میکند، ممکن است دچار تغییر شود. نکتهٔ دیگر این که آهنگسازان باروک در شیوهٔ پرداختن به بافت موسیقایی با یکدیگر متفاوت بودهاند. برای نمونه، باخ تمایل به استفادهٔ مداول از بافت پلیفونیک داشت، حال آن که هندل تضاد میان بخشهای پلیفونیک و هوموفونیک را بسیار بیشتر به کار میگرفت.


آکوردها و باسو کنتینوئو

آکوردها در دورهٔ باروک اهمیتای فزاینده یافتند. پیش از آن، زیبایی خطهای ملودیک بیش از آکوردها، که هنگام اجرای همزمان این خطهای ملودیک پدید میآمدند، مورد توجه بود. به تعبیری، آکوردها فقط در حکم محصول جانبی حرکت خطهای ملودیک بودند. اما در دورهٔ باروک، آکوردها به گونهای مستقل نیز معنا یافتند. از این زمان، آهنگسازان هنگام نگارش خط ملودیک، به آکوردهایی که با آن هماهنگ باشند نیز اندیشیدند. در واقع، آنها گاه ملودی را برای تناسب با توالیهای آکوردی ویژهای به نگارش در میآوردند. چنین توجهای به آکوردها سبب شد خط ملودیک باس، که مبنای هارمونی بود، اهمیتای تازه بیابد. به این ترتیب، تمام بافت موسیقایی بر خط ملودیک باس متکی شد. تأکید نو بر آکوردها و خط باس به پیدایش برجستهترین ویژهگی موسیقی باروک انجامید و آن نوعی همراهی است که باسو کنتینوئو یا باس شمارهگذاری شده نامیده میشود. این بخش همراهیکننده، از یک خط ملودیک باس که عددها (یا نشانههایی) در زیر هر نت آن نوشته شده بود تشکیل مییافت، و آن عددها تعیینکنندهٔ آکوردی بودند که میبایست بر مبنای آن نت ساخته و نواخته شود. کنتینوئو- اختصار باسوکنتینوئو- به طور معمول دستکم با دو ساز نواخته میشد: یک ساز شستیدار مانند ارگ یا کلاوسن به همراهی یک ساز ملودیک بم، مانند ویولنسل یا باسون. نوازندهٔ ارگ یا کلاوسن، خط ملودیک باس را که به وسیلهٔ ویولنسل یا باسون نیز اجرا میشد با دست چپ مینواخت. این نوازنده با دست راست، به پیروی از آنچه عددهای نوشتهشده به آن اشاره داشتند، آکوردها یا حتا خطی ملودیک را بداههنوازی میکرد. این عددها، فقط مشخصکنندهٔ یک آکورد مبنا بودند و شیوهٔ دقیق نواختن را مشخص نمیکردند. به این ترتیب، نوازنده در اجرا از آزادی بسیار برخوردار بود.

م.ن
1390,04,17, ساعت : 13:15
سادهگرایی،

سادهپسندی یا مینیمالیسم (به انگلیسی: Minimalism) یک مکتب هنری است که اساس آثار و بیان خود را بر پایه سادگی بیان و روشهای ساده و خالی از پیچیدگی معمول فلسفی و یا شبه فلسفی بنیان گذاشتهاست.

سادهگرایی را میتوان زاییده هنرمندان روس دورهٔ پس از انقلاب اکتبر روسیه دانست که ساختارگرا بودند و به خلاصهنمایی و اشکال هندسی گرایش داشتند. مانند مالویچ با اثر «سفید روی سفید»ش. تجربیات هنرمندان روسیه در دهه ۱۹۵۰ و ۶۰ بر هنرمندان اروپا و امریکا مانند مجموعه تابلوهای تماما سفید رابرت راشنبرگ جوان و کارهای تکرنگ ایو کلین، و سری آکروم پیرو مانتزونی اثر گذاشت و به نوع دیگری بر کارهای میناکاری روی مس رابرت ریمن و آثار اگنس مارتین که ترکیب شیارهای نامحسوس روی زمینه تکرنگ بود، تاثیر گذاشت.

سادهگرایی در ایالات متحده به سرعت تبدیل به یک جنبش هنری تازه شد که بیشتر با خلق آثار سه بعدی (به جای دو بعدی) همراه بود. آثار حجمی ریچارد سرا مرحلهای سنتی از سادهگرایی در آمریکا بود و به کارهای دیوید اسمیت نزدیک بود. قطعات حجمی او حالتی پویا و ناپایدار داشتند . حجمهایی که برای فضای بیرون ساخت به ویژه «طاق نوسان» تاثیر حسی و روانی تهدید کنندهای داشت و برای مدتها باعث بحثهای فراوان شد.

جریان اصلی جنبش سادهگرای آمریکایی را میتوان در آثار تونی اسمیت، دانالد جاد، کارل آندره، دان فلاوین، رابرت موریس، سول لوویت، جان مک کراکن دانست.

سادهگرایی در شکلهای مختلفی از طراحی و هنر، به ویژه در هنرهای تجسمی و موسیقی استفاده میشود. سادهگرایی پس از جنگ جهانی دوم، در هنر غرب به وجود آمد و بیشتر از سوی هنرمندان هنرهای تجسمی آمریکایی در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی، گسترش پیدا کرد. سادهگرایان بر این باورند که با زدودن حضور فریبنده ترکیببندی و کاربرد موارد ساده و اغلب صنعتی که به شکلی هندسی و بسیار ساده شده قرار گرفته باشند، میتوان به کیفیت ناب رنگ، فرم، فضا و ماده دست یافت. از هنرمندان این سبک میتوان به دیوید اسمیت، دونالد جاد، ارنست تروا، سول لویت، کارل آندره، دن فلاوین، رابرت رایمن، رونالد بلادن و ریچارد سِرا اشاره کرد.

آثار هنرمندان مینیمالیست گاه کاملاً تصادفی پدید میآمد و گاه زادهٔ شکلهای هندسی ساده و مکرر بود. سادهگرایی نمونهای از ایجاز و سادگی را در خود دارد و بیانگر سخن رابرت براونینگ است: Less is more (کمتر غنیتر است).



سادهگرایی در موسیقی
سادهگرایی در موسیقی شیوه تصنیف موسیقی با استفاده از ایدهای است که چند بار تکرار میشود.یک قطعه مینی مالیستی موسیقی معمولاً تم کوتاهی را در بردارد که ممکن است نغمهای یا ضربآهنگی باشد. این موضوع سپس بارها، تکرار میشود اما به تدریج تغییر میکند. گاهی اوقات این شیوه با دو یا چند ساز اجرا میشود که با اجرای نتهای شان قطع میشوند یا هم نوازی میکنند اما هم زمان که یک ساز به آرامی سریع تر از دیگری نواخته میشود، ساز دیگر به تدریج از هماهنگی خارج میشود.

آهنگسازانی که قطعات مینی مالیستی نوشتهاند شامل وایت استرایپس، فیلیپ گلاس، استیو رایک و تری رایلی هستند. آهنگسازانی هم مانند جان آدامز، از شیوههای مینی مالیستی در آثارشان استفاده کردهاند اما آن را با شیوههای دیگر ترکیب کردهاند.

موسیقی سادهگرا در دهههای ۱۹۶۰ و۷۰ میلادی محبوب شد. آهنگسازان سادهگرا کار خود را در حالی آغاز کردند که آهنگسازان زیادی قطعاتی میساختند که بسیار پیچیده بوده و درکش برای شنونده سخت بود.

م.ن
1390,04,17, ساعت : 21:30
موسيقي سنتي ايراني، شامل دستگاهها، نغمهها، و آوازها، از هزاران سال پيش از ميلاد مسيح تا به امروز سينه به سينه در متن مردم ايران جريان داشته، و آنچه دلنشينتر، سادهتر و قابلفهم تر بوده است امروز در دسترس است، بخش بزرگي از آسياي ميانه، افغانستان، پاکستان، جمهوري آذربايجان، ارمنستان، ترکيه، و يونان متأثر از اين موسيقي است و هرکدام به سهم خود تأثيراتي در شکل گيري اين موسيقي داشتهاند، از موسيقيدانها يا به عبارتي نوازندگان موسيقي در ايران باستان ميتوان به «باربد» و «نکيسا» اشاره کرد.


تاريخچه
در ايران باستان هنگام برآمدن و فرو رفتن خورشيد گروهي به نواختن طبل و کوس و کرنا ميپرداختند. در اوستا بخش يسنا ها آمده که پزشکان بيماران خود را با موسيقي ايراني درمان ميکردند. در آن دوران سه نوع موسيقي آئيني (ديني)، بزمي و رزمي مرسوم بوده است، همچنين در جشنهاي طبيعت و روزهاي تاريخي و ملي نواها و موسيقي ايراني ويژهاي اجرا ميشد. در دوران هخامنشيان سرودها و ترانههايي به نام هوره در جنگها و جشنها اجرا ميکردند که امروزه در ايلام و سرزمينهاي غرب ايران با همين نام رايج است. در دوران ساسانيان به ويژه بهرام گور و خسرو پرويز موسيقيدان هايي زير نظر وزير دربار خرم باش کار ميکردند. در جشنهاي بزرگ، اين نوازندگان و خنياگران نواها و آهنگهاي گوناگون اجرا ميکردند. در شاهنامه آمده بهرام گور تعداد ده هزار لوري (خنياگر) از هند براي شادي و پايکوبي مردم به ايران آورد.

نبد هيچ مانند بهرام گور به داد و بزرگي و فرهنگ و زور



موسقي دانان ايران باستان
مشهورترين موسيقيدان هاي اين دوران قبل از اسلام به شرح زير بودند

•باربد
•سرکش
•رامتين
•بامشاد
•آفرين
•نکيساي چنگ نواز
باربد براي هر روز هفته نوايي ساخت که به هفت خسرواني معروف است. همچنين براي هر روز ماه سي لحن يا سي دستان و براي ??? روز سال غير از پنجه دزديده، ??? آهنگ يا ??? دستان را ساخت. آهنگ جامه دران که در رديف موسيقي ايراني است از ساختههاي نکيسا است که با چنگ نواخته است. دستان ديگري به نام دستگاه راست است که باربد آن را ساخت و امروز جز دستگاههاي هفتگانه موسيقي ايراني است، همچنين بايد به آهنگها و دستان نوروز بزرگ، آرايش خورشيد، ماه بر کوهان (ماه بالاي کوهسار)، کين ايرج، سوگ سياوش و گنج باد، گنج کاووس، تخت تاقديس، فرخ روز، سوگ شيديز و باغ شيرين اشاره کرد




نغمه نگاري موسيقي ايراني

نغمهنگاري موسيقي ايراني، نظامي براي ثبت آواها و ريتمهاي موسيقي سنتي ايران در قالب نشانههاي نوشتاري است. نوشتن آهنگها در قرون اسلامي با استفاده از حروف ابجد انجام ميشد و ميزان ضرب نيز با استفاده از يک عدد که در زير حرف قرار ميگرفت نشان داده ميشد که البته اين سبک صرفاً براي توضيح مسئلههاي نظري به کار ميرفته و کمتر از آن استفاده? عملي ميشده است در دوره? معاصر و آشنا شدن موسيقيدانان شرقي با نظام اروپايي، سبک نتنويسي اروپايي با پنج خط حامل وارد موسيقي ايراني شد و با تاسيس هنرستانهاي موسيقي و گروههاي کُر و ارکستر تلاشهاي براي مدرن کردن موسيقي ايراني انجام شد در سالههاي بعد، به مرور نشانهاي خاص موسيقي ايراني نظير علامت کُرُن و سُري براي اشاره به فواصل کوچکتر از نيمپرده وضع شد. ايجاد و ساخت اينگونه نشانهها براي تسهيل در آموزش و بازخواني نغمهها بود و برحسب نياز، نوازندگان بزرگ و اساتيد موسيقي در زمينه? ساز تخصصي خود به وضع نشانهاي ديگري نيز دست زدند که معولا در کتابهاي آموزشي خود چون دستور سنتور، دستور دف و غيره به کار بردهاند.


تاريخچه
موسيقي ايران در دوران باستان و پيش از اسلام، به صورت شفاهي و عملي بودهاست. در مورد علوم موسيقايي و نتنويسي موسيقي در دوران پيش از اسلام و همچنين قبل از قرن سوم هجري اطلاعات مکتوب خاصي در دست نيست تا بتوان از آن طريق به علم موسيقي سنتي دست يافت. بنابراين نميتوان به يقين گفت که در آن دوران، علوم موسيقي در ايران وجود نداشتند. اولين حرکت در ضبط قواعد موسيقي به صورت مکتوب، مربوط به قرن سوم هجري و کتاب «الموسيقي الکبير» ابونصر فارابي است که از کتابهاي فيلسوفان قديم يونان اقتباس شدهاست. چنانکه از اين گونه آثار برميآيد، موسيقي براي فيلسوفان و دانشمندان ايراني مسئلهاي علمي و نظري، و جزئي از رياضيات بودهاست.

تاريخچه اين نغمهنگاريها را ميتوان به دو بخش تقسيم کرد. بخش اول تلاشهاي دانشمندان دوران وسطي و اسلامي در علمي کردن موسيقي سنتي است که از آن جمله، نظريات فارابي و ابن سينا و بهويژه صفيالدين ارموي در ارائه? اصول علمي براي شناخت گام و پردهبندي سازهاي موسيقي زمان خود قابل ذکر است. بخش دوم نيز دوران آشنايي نوازندگان شرقي با نظام موسيقي جهاني است که تلاشهاي ميکائيل مشتاق در ارائه گام ?? ربع پردهاي براي موسيقي ترکي-عربي، نظريه? علينقي وزيري در تقسيم نيمپردههاي گام ?? نيمپردهاي کروماتيک به دو ربع پرده و درنتيجه? آن ارائه? فواصل ربع پردهاي مساوي در ?? درجه? صدا، نظريات مهدي برکشلي برپايه? نظرات فارابي و ارموي و گام ?? پرده، و در نهايت نظريه? فواصل انعطافپذير از هرمز فرهت از آن جملهاند


ابونصر فارابي
فارابي (متولد ??? هجري) کتابي با عنوان «الموسيقي الکبير» در بيان نسبت رياضي آواها و همچنين سازشناسي نوشتهاست. او، توصيفاتي در مورد ساختمان سازهاي زمان خود (عود، انواع تنبور و همچنين رباب) نوشته و آنها را از نظر اصول علمي فيزيک و رياضي بررسي و تشريح کردهاست

ابن سينا
ابوعلي سينا (متولد ???) در کتاب خود «دانشنامه? علايي» به زبان فارسي، بخشي را به موسيقي اختصاص داده و از منابع دانشمندان يوناني به شرح قواعد موسيقي پرداختهاست. ابن سينا در زمينه? وزن و نغمه (ملودي) در دانشنامه? علايي مينويسد:

« صناعت موسيقي دو جزء است. يکي تأليف است و موضوع او نغمههاست و اندر حال اتفاق ايشان و نااتفاقي ايشان نگاه کنند و دوم ايقاع است و موضوع او زمانهاست که اندر ميان نغمهها اوفتد و نقرهها که از يکي به يکي شوند و اندر حال وزن ايشان و ناوزني ايشان نگاه کنند و غايت اندرين هر دو نهادن لحنهاست.
در اين نوشته، منظور از نغمه، ملودي است و همچنين ميزان هماهنگي و هارموني بين نتها و صداهاي خوشايند و ناخوشايند با کلمات «اتفاقي و نااتفاقي» بيان شدهاست. «ايقاع» نيز -آن طور که از متن بر ميآيد- براي معرفي کشش يا ديرند نتها به کار رفتهاست





صفي الدين ارموي
صفيالدين ارموي (??? - ??? قمري) کتابهاي بسياري درباره? علوم موسيقي نگاشتهاست. او اولين کسي است که اقدام به نگاشتن نغمهها و وزنهاي موسيقي ايراني کردهاست. کتابهاي «الادوار»، «الکافي من الشافي»، «رسالة الايقاع» و «الرسالة الشرفية (کتاب الموسيقي)» که به زبان عربي و نثري سنگين نوشته شدهاند، همگي دال بر سعي و کوشش بسيار او در علوم موسيقي است.

صفيالدين ارموي، نتنويسي کاملي از فاصلهها و نتها ارائه داد. او با استفاده از حروف ابجد، نتها را به ترتيب نوشت: الف براي دو، ب براي ر بمل، ج براي ر کرن و د براي ر و به همين صورت تا آخر. او همچنين از اصطلاح «دور» (و جمع آن «ادوار») براي اشاره به اکتاو (هنگام) استفاده کرد که آن را مجموع فواصل چهار نت و پنج نت ميدانست. نيز نظريه? گام ?? قسمتي (فرضيه? منتظم) را ارائه داد


قطب الدين شيرازي
از مجموعه تأليفات قطبالدين شيرازي (مرگ در ??? قمري) تنها کتابي که بخشي در مورد موسيقي دارد، «درةالتاج لعزةالدباج» است که در آن، رابطههاي رياضي صداها و وزن شعر و موسيقي شرح داده شدهاست. قطبالدين نيز آثار فارابي و صفيالدين ارموي را شرح داده و در ضمن نمودارهايي همراه با توضيحشان، براي رابطه? ابعاد در موسيقي و نيز آوازها کشيدهاست.


عبدالقادر مراغه اي
کتابهايي که عبدالقادر مراغهاي (مرگ در ??? خورشيدي) به زبان فارسي در مورد موسيقي نوشتهاست نقطه? پاياني بر نظريهپردازي در مورد موسيقي در ايران است و پس از آن تا زمان قاجار اثر مهمي که قابل ذکر باشد ايجاد نشده و يا در دسترس نيست. کتابهايي چون مقاصد الالحان، جامع الالحان و کنز الالحان نشاندهنده? تلاش عبدالقادر در تدوين نتنويسي موسيقي ايران هستند. او همچنين تصانيفي ساخته و با نظام نتنويسي مورد نظر خود نوشتهاست که امروزه در دسترس است.

نکته? قابل توجه، اصطلاحات فارسياي است که در آثار عبدالقادر مراغهاي به چشم ميخورد. براي مثال «گوشه» [احتمالا] براي اولين بار در آثار عبدلقادر به کار رفتهاست



علي نقي وزيري
علينقي وزيري با انتشار دادن کتاب «دستور تار» که در کنار ارائه? قطعات موسيقي، متني نيز در باب نظريهاش در مورد موسيقي ايراني و گام ?? ربع پردهاي نوشت. وزيري براي کسب علوم موسيقي اروپايي به فرانسه رفت و به فراگيري اصول هارموني و آهنگسازي پرداخت. پس از بازگشتن به ايران و تاسيس مدرسه، شاگراني بر طبق اصول موسيقي اروپايي تربيت کرد و نيز اصلاحاتي براساس سبک و شيوه? اروپاييان در موسيقي سنتي ايران وضع کرد.



نشان گذاري
در نغمهنگاري موسيقي سنتي ايران، دو نوع نشانگذاري موجود است. نوع اول نشانگذاري قديمي و برپايه? کتابهاي دانشمندان دوران اسلامي است. و نوع دوم نشانگذاري بر اساس نتنويسي موسيقي اروپايي.



نت نويسي ابجد
بر طبق کتابهايي که از دانشمندان دوران اسلامي، همچون فارابي و صفيالدين ارموي به جاي ماندهاست، نگاشتن نغمهها و آهنگها با استفاده از حروف ابجد انجام ميشدهاست. در اين شيوه، حروف بر اساس ابجد مرتب ميشدند و به ترتيب به نتها (پردهها) نام داده ميشد. با رسيدن به حرف دهم ابجد (ي) که برابر با نت سل کرن ميبود، حرف ي به ابتداي ابجدها اضافه ميشد (يا:سل، يب=لا بمل، يج...) تا نشان «يح» که برابر با دو (بين خط سوم و چهارم) ميشود.



فاصله ها
در شيوه? قديم فاصلهها به اين صورت نامگذاري ميشدند:

•ذيالکُل: فاصله بين دو نت هم نام ولي داراي بسامد متفاوت؛ که در آن بسامد نت بالاتر دو برابر نت پايين است. براي مثال فاصله بين نت دو زير خط حامل و نت دو بين خط سه و چهار برابر با ذيالکل است. مترادف جديدتر آن «هنگام» و «هشتم درست» است.
•ذيالخَمْس: که برابر با فاصله? پنجم درست است مانند فاصه? بين نت دو تا سل.
•ذيالاربع: يا چهارم درست مانند فاصله? بين دو تا فا.
•طنيني: فاصله? دوم بزرگ؛ مانند فاصله بين نتهاي دو تا ر. اين فاصله را با «ط» نشان ميدادند.
•بقيه: فاصله? دوم کوچک و برابر با نيم پردهاست. مانند فاصله بين ر تا ميبمل. اين فاصله به اختصار با «ب» نشان داده ميشد.
•مُجَنَب: فاصلهاي که از نيم پرده بزرگتر و از يک پرده کوچکتر است مجنب نام دارد. اين فاصله به خاطر استفاده از فواصل کوچکتر از نيمپرده در موسيقي غربي معادل ندارد و در نغمهنگاري مدرنتر توسط روحالله خالقي «دوم نيمبزرگ» نام گرفتهاست.


علامتهاي خاص زير و بمي
علاوه بر علامتهاي ديز و بمل که براي زير و بم کردن يک صدا به اندازه? نيم پرده به کار ميروند، دو علامت ديگر نيز براي انجام اين کار به اندازه? ربع پرده وجود دارند که با نامهاي کرن و سري شناخته ميشوند






رديف


عنوان رديف به مجموعهاي از قطعههايي از موسيقي ايراني اطلاق ميشود که براي اجرا و ياددهي و يادگيري و نشان دادن قابليتهاي خاصي از موسيقي ايراني انتخاب، منظم و مرتب شدهاند. هريک از اين قطعهها گوشه ناميده ميشود.

رديف معمولاً به هفت مجموعه? مرتب خاص و مشخص (که دوبهدو اشتراک دارند) تقسيم ميشود. هريک از اين مجموعهها دستگاه ناميده ميشوند. اين دستگاهها عبارتاند از شور، سهگاه، چهارگاه، همايون، ماهور، نوا و راستپنجگاه، که هرکدام توالي و مدگردي مخصوص به خودشان دارند و معمولاً با شخصيت مودال و گردش ملودي آغازشان شناخته ميشوند. گذشته از دستگاهها، معمولاً پنج، شش يا هفت مجموعه? خاص (بسته به روايت رديف) هم درنظر گرفته ميشوند که از نظر تعداد گوشهها از دستگاهها کوچکتر هستند، ولي بستگي مودال گوشههايشان بيشتر از بستگي مودال گوشههاي دستگاههاست. اين مجموعهها، که معمولاً آواز يا مايه ناميده ميشوند، عبارتاند از ابوعطا (يا دستان عرب)، دشتي، بيات ترک (يا بيات زند)، افشاري و بيات اصفهان، که در بعضي روايتهاي رديف دو آواز بيات کرد و شوشتري هم به آنها اضافه ميشوند. معمولاً مايههاي ابوعطا، دشتي، بيات ترک، افشاري و بيات کرد را وابسته به دستگاه شور، و بيات اصفهان و شوشتري را وابسته به دستگاه همايون به حساب ميآورند.

ايجاد و پرورش رديف موسيقي سنتي ايراني و تغيير نظام مقامي (که در آن، مبناي کار قطعههاي طولاني قابل تجزيه ولي داراي هويت مستقل هستند که «مقام» ناميده ميشوند) به نظام رديفي (که در آن، مبناي کار قطعههايي کوتاه هستند که در کنار هم شخصيت «دستگاه» را تشکيل ميدهند) را معمولاً به آقا علياکبر فراهاني و دو پسرش، ميرزاعبدالله و آقاحسينقلي نسبت ميدهند. همکاران و شاگردان اينان، بهنوبه? خود، قطعات مختلفي را به شيوههاي مختلف به اين مجموعه اضافه يا از آن کم کردند و اجراهاي مختلفي از آن ارائه کردهاند. معمولاً به هر مجموعه? خاص، نام گردآورنده? مجموعه اضافه ميشود (مثلاً، رديف ميرزاعبدالله يا رديف آقاحسينقلي يا رديف حسينخان اسماعيلزاده) و اگر کسي آن را نقل کرده باشد اسم نقلکننده هم اضافه ميشود (رديف ميرزاعبدالله بهروايت نورعليخان برومند). معمولاً، معتقدند که رديف، استخوانبندي و در نتيجه، «هويت» ثابتي دارد و تفاوت گردآوريها و روايتهاي مختلف، تنها در جزئيات، توالي و پرداخت گوشهها است. مثلاً در نسخههايي از رديف که براي آواز تنظيم شدهاند، معمولاً از وزنهاي سنگينتر و مناسب خواندهشدن با شعر استفاده ميشود. به عنوان مثالي ديگر، رديف آقاحسينقلي از رديف ميرزاعبدالله کوتاهتر و پرکارتر است، احتمالاً بهاين دليل که ميرزاعبدالله بيشتر به تعليم ميپرداخته و آقاحسينقلي بيشتر به نوازندگي.


آ

آواز ابوعطا
الگو:آواز ابوعطا
آواز اصفهان
آواز افشاری
آواز بیات ترک
آواز بیات کرد
آواز دشتی


ح
حجاز (ابوعطا)



د
دستگاه (موسیقی)
دستگاه راستپنجگاه
دستگاه سهگاه
دستگاه شور
دستگاه ماهور
دستگاه نوا
دستگاه همایون
دستگاه چهارگاه

چ
چهار مضراب

گ

گوشه






بعضي از روايتهاي مشهورتر رديف از اين قرارند:

•رديف ميرزاعبدالله (بهروايت نورعليخان برومند)
•رديف آقاحسينقلي (بهروايت علياکبرخان شهنازي)
•رديف موسيخان معروفي (مشهور است که موسيخان، همه? گوشههايي را که ميشناخته در اين رديف گرد آوردهاست)
•رديف ابوالحسن صبا
•رديف (آوازي) عبداللهخان دوامي
•رديف سعيد هرمزي
.




دستگاه (موسيقي)

موسيقي سنتي ايران از دستگاهها، ملحقات يا متعلقات و گوشه هاي موسيقي تشکيل شده است. دستگاه از دو واژي (دست)و (گاه)تشکيل شده و مانند لغت پهلوي ((دستان)) در موسيقي دوران ساساني، به نوعي موسيقي که با دست اجرا مي شود، اشاره مي کند.


دستگاه در موسيقي ايراني، عبارت است از يک توالي از پردههاي مختلف موسيقي ايراني که انتخاب آن توالي حس و شور خاصي را به شنونده انتقال ميدهد.

دستگاه از دو واژه? «دست» و «گاه» به معناي مکان، زمان و نغمه تشکيل شده و مانند واژه? پهلوي «دستان» در موسيقي دوران ساسانيان به گونهاي موسيقي که با دست اجرا ميشود، اشاره ميکند. دستگاه را به معناي وسيعتر مي توان به راژمان تعبير کرد. چه از اين حيث نيز موسيقي ايراني به راژمان کامل يوناني شباهت دارد که در موسيقي قديم يونان شامل دستگاههاي دورين، فريژين، ليدين و ملحقات آنها مانند هيپودورين و هيپوفريژين و غيره بوده است. يک دستگاه موسيقي از نظر قالب، قطعه اي کامل است و مانند سونات و سنفوني داراي قواعد و قسمتهاي مختلفي است که با ساز و آواز اجرا مي شود.در موسيقي غربي، معمولآ قطعاتي که به وسيله ساز يا ارکستر نواخته مي شود با موسيقي آوازي فرق دارد. اما در دستگاه موسيقي ايراني، آواز قسمت اصلي و مرکزي موسيقي است و قسمتهاي پيشين آواز(پيش درآمد و چهار مضراب) و قسمتهاي بعدي آواز(تصنيف و رنگ) در حقيقت به طور مقدمه يا خاتمه موسيقي، به آن بستگي دارد. هر دستگاه از تعداد بسياري گوشه موسيقي تشکيل شدهاست. معمولاً اجرا از درآمد دستگاه آغاز شده، به گوشه اوج يا مخالف دستگاه ميرسد و سپس با فرود به گوشههاي پاياني و ارايه تصنيف و سپس رِنگ به پايان ميرسد.

موسيقي سنتي ايران شامل هفت دستگاه است که همچنين پنج آواز هم از متعلقات آنها به شمار ميروند:

•دستگاه شور (شامل ?? گوشه)
?آواز ابوعطا (شامل ? گوشه)
?آواز افشاري (شامل ? گوشه)
?آواز بيات ترک(شامل ?? گوشه)
?آواز دشتي (شامل ? گوشه)
•دستگاه سهگاه(شامل ?? گوشه)
•دستگاه چهارگاه(شامل ?? گوشه)
•دستگاه همايون(شامل ?? گوشه)
?آواز اصفهان (شامل ?? گوشه)
•دستگاه ماهور(شامل ?? گوشه)
•دستگاه نوا(شامل ?? گوشه)
•دستگاه راستپنجگاه(شامل ?? گوشه)



گوشه
گوشه که گاهي به آن مقام (در شباهت با موسيقي عربي و ترکي) نيز گفته ميشود، از اساسيترين مؤلفههاي هويت موسيقي ايراني است. گوشهها قطعههاي ثبت شده از موسيقي سنتي ايراني هستند که در طول زمان توسط استادان موسيقي ايراني گردآوري شده و به هنرجويان آموخته ميشود.

هر دستگاه موسيقي سنتي داراي تعدادي گوشه است که توسط استادان مختلف به شکلهاي متفاوت ولي بسيار مشابه ثبت شدهاند. منبع جمعآوري گوشهها، عموماً قطعات نواخته شده در ميان نوازندههاي بومي نواحي مختلف ايران است.


انواع گوشهها
بسته به اهميت، گوشهها را ميتوان به سه گونه تقسيم کرد:

1.گوشههاي بزرگ: که داراي اين قابليت هستند که به مدت زيادي درطول يک اجرا نواخته شوند مانند گوشه? بيات کرد در شور، مخالف در سهگاه و چهارگاه، حجاز در آواز ابوعطا و شوشتري در همايون.
2.گوشههاي کوچک: که در همه آوازها و دستگاهها وجود دارند.
3.گوشههاي سرگردان: که قابليت اجرا در دستگاههاي مختلف را دارند، مانند مثنوي، جامهدران و کرشمه.
گوشههاي موجود در دستگاههاي موسيقي ايراني در حقيقت قطعاتي جدا ولي در عين حال مربوط به هم هستند که از پيوستن آنها به يکديگر دستگاههاي موسيقي بوجود ميآيند. به اولين گوشه در هر دستگاه، «درآمد» آن دستگاه گفته ميشود.

گوشهها در يک دستگاه ممکن است داراي گامهاي مختلف يا همانند باشند. در رديف نوازي، گوشهها به ترتيب از درجات پايين گام شروع شده و طبق يک روند منظم به تدريج اوج گرفته و دوباره به گام اصلي دستگاه بازگشت ميکنند. هر يک از گوشهها بر اساس گام و يا حالت و يا نت شاهدي که دارند، حالت احساسي خاصي را تداعي مينمايند. در دستگاههاي مختلف ممکن است گوشههايي با حالات يکسان وجود داشته باشند که از طريق آنها ميتوان به تعويض دستگاهها (مرکب نوازي) پرداخت .


چهار مضراب

چهارمضراب اصطلاحی در موسیقی سنتی ایرانی و قطعهای است ضربی بر وزن شش هشتم که در مایههای گوشه و یا دستگاهی خاص اجرا شده و در نواختن آن گریزهایی به گوشه مورد نظر زده میشود. در کنار چهارمضرابهای تمامی دستگاهها؛ بیشتر گوشههای دستگاههای موسیقی سنتی ایرانی دارای قطعهٔ چهارمضراب هستند که اغلب توسط اساتید موسیقی سنتی دگرگونیهای یافته و یا ساخته شدهاند.


بررسي دستگاه ها ، آواز ها و گوشههاي موسيقي ايراني

م.ن
1390,04,19, ساعت : 00:09
دستگاه شور،

از دستگاههای موسیقی ایران است.

غالب آوازهایی که خواننده آموزش ندیده ایرانی میخواند در یکی از مایههای این دستگاه میگنجد، از این رو این دستگاه را مادر موسیقی ایرانی هم خواندهاند.

در میان دستگاههای ایرانی شور از همه گستردهتر است. زیرا هر یک از دستگاهها، دارای یک عده آوازها و الحان فرعیست ولی شور غیر از آوازهای فرعی دارای ملحقاتیست که هر یک به تنهایی استقلال دارد. آوازهای مستقلی که جزء شور محسوب میشود و هر یک استقلال دارد از این قرار است: ابوعطا، بیات ترک، افشاری، بیات کرد و دشتی.

آواز بیات ترک در پردههای شور نواخته میشود و جزو ملحقات آن طبقه بندی میشود، ولی چون از نظر شنوایی حسی شبیه دستگاه ماهور ایجاد میکند، برخی قایل به طبقه بندی آن تحت دستگاه ماهور هستند.

در مکتب آوازی اصفهان آواز بیات ترک در مشتقات دستگاه ماهور به حساب میآید اما در مکتب تهران، مایه بیات ترک را جزء دستگاه شور به حساب میآورند.



مایهها (متعلقات)
آواز ابوعطا
آواز دشتی (دشتستانی)
آواز افشاری
آواز بیات ترک - گاه بیات زند نیز برای اشاره به این آواز بکار برده شده
آواز بیات کرد - کردِ بیات نیز گفته میشود


گام

گام دستگاه شور به این صورت است : سه ربع پرده، سه ربع پرده، پرده، پرده، نیم پرده، پرده، پرده. اما بعضی نتها در این دستگاه کوک متغیر دارند. به طور مثال در شور سل که پرده بندی به این صورت است: سل، لا کرن، سی بمل، دو، ر، می بمل، فا، سل، از می کرن و ر کرن هم استفاده می شود.


گوشهها

گوشههای ردیفی این دستگاه عبارتاند از:
درآمد اول
درآمد دوم
درآمد سوم: کرشمه
درآمد چهارم: گوشهٔ رهاب
درآمد پنجم: اوج
درآمد ششم: ملانازی
نغمهٔ اول
نغمهٔ دوم
رهاوی
زیرکش سلمک
ملانازی
سلمک
گلریز
مجلسافروز
عزال
صفا
بزرگ
کوچک
دوبیتی
خارا
قجر، فرود
حزین
شور پایین دسته
گوشهٔ رهاب
چهار گوشه
نشیب و فراز
مقدمهٔ گریلی
رضوی، حزین، فرود
شهناز
قرجه
شهناز کت (عاشقکش)
رنگ اصول
گریلی
رنگ شهرآشوب


برسی مایه ها و گوشه های دستگاه شور

م.ن
1390,04,21, ساعت : 13:49
آواز ابوعطا


آواز ابوعطا، یکی از آوازهای چهار گانهٔ متعلق به شور در موسیقی امروز (به همراه افشاری، دشتی و بیات ترک) است. ابوعطا با القاب دیگری مانند سارنج (صلحی) و دستان عرب نیز شناخته میشود.انسان با گوش دادن به ابوعطا کمی به فکر فرو می رود و به مسائل فلسفی پیرامونش می اندیشد.

گام آن با گام شور یکی است و تنها اختلاف آن با شور در توقّف مکرّر ابوعطا روی درجهٔ چهارم (نت شاهد) و درجهٔ دوم (نت ایست) میباشد و درجهٔ پنجم ثابت است. در نغمهٔ ابوعطا، نت متغییر وجود ندارد.

در ردیف موسیقی موسی معروفی گوشههای ابوعطا بعد از شش درآمد، عبارتاند از: محمد صادق خانی، کرشمه، سیخی، تک مقدم (که نوعی تحریر است)، حزین، حجاز (که در سه قسمت ذکر گردیده و مهمترین گوشهٔ ابوعطاست)، بسته نگار، بغدادی (که شبیه حجاز است)، دوبیتی، شمالی، چهار باغ، گبری، رامکلی، فرود و مثنوی.

در ردیف منقول ابوالحسن صبا، گوشهٔ خسروشیرین نیز در ابوعطا ذکر شدهاست. آواز ابوعطا در میان مقامهای قدیم به چشم نمیخورد اما از مقامهای قدیم، فواصل جان فزا، بوستان و حسینی با ابوعطا مطابقت دارند. این آواز چند گوشه هم که نامهای بخصوص دارد نواخته میشود که از همه مهمتر حجاز است که نخست روی درجه پنجم گام شور می ایستد و سپس بدرجه اول گام شور فرود می آید، ابوعطا در محدودهٔ حجاز دارای نغمههایی نزدیک به الحان عربی است. اما آواز ابوعطا خود مورد پسند و به ذوق ایرانیان است.

یکی از آثار معروف در این دستگاه، آلبوم عشق داند اثر محمدرضا شجریان و محمدرضا لطفی است.

گوشه های آواز ابوعطا

رامکِلی ·
درآمد ·
سَیَخی (و آوازی) ·
حجاز (و حجاز ضربی) ·
بستهنگار ·
چهارپاره ·
گَبری ·
دستان عرب ·
يقولون ·
غمانگيز ·
گيلکي ·
امیری ·
حسن موسی ·
یتیمک ·
میگلی ·
خسرو و شیرین


این آواز در ردیف میرزا عبداللّه دارای گوشههای زیر است:
رامکِلی
درآمد
سَیَخی
حجاز
بستهنگار
چهارپاره
گَبری


آواز دشتی
آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور است که آن را آواز چوپانی نیز نامیده اند. این آواز با اینکه غم انگیز و دردناک است اما در عین حال بسیار لطیف و ظریف می باشد.

آواز دشتی به طور کلی دارای دو منطقه اصلی درآمد و اوج میباشد که متغیر بودن نت شاهد در دشتی از ویژگیهای مهم این آواز تلقی می گردد. تنوع تحریر در آواز دشتی بسیار زیاد است به طوری که بسیاری از تکنیکها و مهارتهای آوازی در اجرای گوشهها مورد استفاده قرار می گیرند.

هر چند که آواز دشتی امروزه در بین مردم گیلان رواج یافته و گوشه هایی مانند دیلمان و گیلکی متعلق به شمال ایران است، اما اصل آواز دشتی متعلق به منطقه دشتی و ناحیه دشتستان در جنوب کشور است و نغمه دردهای زمانه و روزگار پر از مشقت و سختی عشایر و چوپانان و مردمان کوهپایه نشین زاگرس است.

از مشهورترین آثار در آواز دشتی به سرود ای ایران اثر روحالله خالقی میتوان اشاره کرده، عارف قزوینی نیز بسیاری از تصنیفهای خود را در این آواز ارایه کرده است.

آواز دشتی را معمولاً در تار و سهتار با کوک لا («ر، لا، سل، دو») اجرا میکنند. یوسف فروتن آنرا در کوک «ر، لا، فا، دو» اجرا میکرد.


گوشهها

پیش درآمد دشتی
درآمد دشتی - نت درآمد دشتی
بیات راجه - نت بیات راجه
اوج - نت اوج
بیدگانی
دیلمان
دشتی حاجیانی
بوسلیک
چوپانی
غمانگیز
مثنوی
گیلکی
کوچه باغی
سملی
سارنگی
شهرآشوب



آواز افشاری

، منسوب به ایل افشار از طوایف ترک ایرانی و از متعلقات چهارگانهٔ دستگاه شور (به همراه ابوعطا، دشتی و بیات ترک) است. افشاری آوازیست محزون و غم انگیز و دارای حالتی بسیار خوش و دلپسند میباشد.

گام افشاری به سهگاه نزدیکتر از شور است. در افشاری درجهٔ چهارم دستگاه شور نت شاهد و درجهٔ دوم آن نت ایست و درجهٔ پنجم نت متغییر محسوب میگردد.

افشاری را مملو از شکایات و غم و اندوه دانستهاند. الحان و نغمات (گوشههای) افشاری بعد از درآمدهای مختلف عبارتاند از: کرشمه، جامهدران، بستهنگار، قرایی، مثنوی پیچ، نهیب (نحیب)، عراق (برومند، صبا)، حصار (کریمی)، مسیحی (موسی معروفی)، تخت طاقدیس و صدری (صبا)، قرهباغی (کسایی)، آقا حسینقلی (صلحی) و شاه ختایی (شر-مو).

میان قطعاتی که در موسیقی ایرانی، مطابق سبک معمول ساخته شده روی تنیک افشاری کمتر فرود آمدهاند؛ بلکه همیشه روی تنیک شور رفتهاند. البته فرود بر تنیک افشاری یک قرارداد معمول نیست.

فواصل افشاری: دوم بزرگ، سوم نیم بزرگ، چهارم و پنجم درست، ششم نیم بزرگ، هفتم کوچک و هنگام است.

از متعلقات مهم افشاری، عراق است که در ماهور هم نواخته میشود و درین جا صورت تغییر مقام را پیدا میکند. افشاری بوسیله آواز رهاب (رهاوی یا راهوری ) به شور برمیگردند. نغمه مثنوی هم به سبکی خاص در افشاری نواخته میشود که مثنوی پیچ نام دارد


گوشهها


درآمد
جامه دران
حصار
عراق
حزین
نهیب
رهاوی
قرایی
صدری
مثنوی






آواز بیات ترک
آواز بیات ترک یا بیات زند از آوازهای چهارگانه دستگاه شور است که از لحاظ رابطهٔ فواصل با درآمد، قدری یکنواخت به گوش میرسد. نُت شاهد آن، درجهٔ سوم گام شور، و نت ایست آن، درجهٔ هفتم آن است.هم رود زنان به زخمه راندن هم فاختگان به زَند خواندن


بیات ترک به دلیل نزدیکی به ماهور، قابلیت اجرایی بسیاری از گوشههای ماهور را دارد. بیات ترک تنوعی در تغییر بنیهٔ شور است که در انتها نیز به شور ختم میشود؛ زیرا اختلافی در فواصل شور و ترک (با علامت تغییر دهنده) وجود ندارد.

فواصل بیات ترک را دوم و سوم بزرگ، چهارم و پنجم درست، ششم بزرگ، هفتم نیم بزرگ و هنگام تشکیل میدهند که با رعایت تطابق فواصل با مقام ملایم دلگشا در موسیقی مقامی منطبق است.



گوشهها
آواز بیات ترک در ردیف میرزا عبدالله شامل گوشههای زیر است:
درآمد اول
دوگاه، فرود
درآمد دوم
درآمد سوم
حاجی حسنی
بستهنگار
زنگوله
خسروانی
نغمه
فِیلی
مهربانی
جامهدران
مهدی ضرّابی
روحالارواح




آواز بیات کرد

آوازی در دستگاه شور با استقلال و وسعت آوازی کامل، شبیه حجاز است زیرا از درجهٔ پنجم گام شور با حدود شش درآمد متنوع آغاز میشود (نوعی از درآمد بیات کرد از درجهٔ چهارم شور آغاز میشود).

تحریرهای ویژهٔ موجود در اوج و حضیض بیات کرد آن را به خوبی از هم تنیکها و هم درجههایش تفکیک میکند. فواصل بیات کرد در ردیف تطبیقی با مقام ملایم و قدیمی جان افزا، هماهنگی دارد.

بیات کرد در موسیقی مقامی گذشته از گوشههای منسوب به چهارگاه (شعبه چهارگاه) ذکر شده است

م.ن
1390,04,24, ساعت : 02:41
دستگاه سهگاه

، یکی از هفت دستگاه موسیقی ایرانی است.

این دستگاه تقریباً در همه ممالک اسلامی متداول است. این دستگاه بیشتر برای بیان احساس غم و اندوه که به امیدواری میگراید مناسب است. آواز سه گاه بسیار غم انگیز و حزن آور است.گوشههای مهم این دستگاه عبارتاند از: در آمد، مویه، زابل، مخالف، حصار، گوشههای دیگر مانند: آواز، نغمه، زنگ شتر، بسته نگار، زنگوله، خزان، بس حصار، معربد، پهلوی(رجز)، حاجی حسینی، مغلوب، دوبیتی، حزین، دلگشا، رهاوی، مسیحی، ناقوس، تخت طاقدیس، شاه ختایی(حدی)، مداین، نهاوند. آوازی است بی نهایت غمگین و نالههای جانسوز آن ریشه و بنیاد آدمی را از جا میکند و از راز و نیاز عاشقان دوری کشیده و از بیچارگی بی نوایان و ضعیفان گفتگو میکند (روح الله خالقی- نظری به موسیقی).
البته حالت این دستگاه در همه جا ثابت نیست و بویژه در مخالف بسیار باشکوه است به عنوان نمونه قطعهٔ «من از روز ازل» ساختهٔ مرتضی محجوبی دارای نغمهای بسیار تاثیرگذار و غم انگیز است. قابل ذکر است که آهنگهای شادی آور در سه گاه فراوان هستند از جمله «چهار مضراب مخالف سه گاه» اثر زنده یاد پرویز مشکاتیان.

گوشه ها
گوشههای مهم دستگاه سه گاه عبارتاند از :
چهار مضراب
درآمد :که معمولاً همه دستگاهها با گوشهای به نام درآمد که نشان دهنده حالت دستگاه است آغاز میشود.
نغمه
کرشمه
کرشمه با مویه
زنگ شتر
زابل : بر درجه سوم گام تاکید دارد.
بسته نگار
مویه : که بر درجه پنجم گام تاکید میکند و حالتی مانند شور دارد .
مخالف :که بر درجه ششم گام تاکید دارد و حالت آن با سه گاه فرق دارد و میتوان از این گوشه برای مرکب خوانی به اصفهان نیز استفاده کرد .
حاجی حسنی
بسته نگار ۲
مقلوب
نغمهٔ مقلوب
حزین
مویه ۲
رهاب
مسیحی
شاه خطایی
تخت طاقدیس (تخت کاووس)
رنگ دلگشا





دستگاه چهارگاه،

یکی از هفت دستگاه موسیقی ایرانی است.

این دستگاه، از نظر علم موسیقی یکی از مهمترین و زیباترین مقامات ایرانی است. گام آن مانند شور و همایون، پایین رونده و مثل گام ماهور و اصفهان بالارونده میباشد، چرا که در دو حالت محسوس است. یعنی میتوان گفت که این گام، مخلوطی از گام سهگاه و همایون است و اگر نت دوم و ششم گام ماهور را ربع پرده کم کنیم، تبدیل به چهارگاه میشود.

در گام چهارگاه همیشه دو علامت نیم پرده برشو و دو علامت ربعی فرو شو با هم وارد شدهاند و فواصل درجات این گام نسبت به تونیک عبارتاند از: دو نیم بزرگ، سوم بزرگ، چهارم درست، پنجم درست، ششم نیم بزرگ، هفتم بزرگ و هنگام، که دانگهای آن هم با یکدیگر برابرند. نت شاهد (تونیک) این دستگاه نیز در راست کوک «دو» است. حالت آغازین درآمدهای چهارگاه، با نت «لا» بسیار واضح و مشخص است و به این وسیله به راحتی میتوان آن را از سایر گامها تشخیص داد.

از میان مقامات ایرانی و به خصوص موسیقی مشرق زمین، شور، سهگاه و چهارگاه هستند که از این میان، مقام چهارگاه از همه مهمتر است. چهارگاه را گامی کاملاً ایرانی و خالص میدانند. این گام با گام بزرگ (ماژور) ارتباط دارد چرا که مانند گام بزرگ بالا رونده است. سوم بزرگ مانند گام بزرگ است (دانگهایش مثل گام بزرگ (ماژور) مساوی بوده و فاصلهٔ آخر آنها نیم پرده است) و همین طور فاصلهٔ هفتم آن مانند هفتم گام بزرگ است و فاصلهٔ محسوس تا تونیک نیم پرده میباشد.

از طرف دیگر این چهارگاه با گام کوچک (مینور) نیز ارتباط دارد و به طریقی تمامی گامهای مختلف در یک جا جمع شدهاند و بهترین صفات هر گام را انتخاب کرده تا گام چهارگاه را با صفات عالی تشکیل دهد. گام چهارگاه هم از نظر آوایی و هم گوشههای مشترک، شباهت زیادی با گام سهگاه دارد.

چهارگاه در گوشه زابل، کمی به اوج میرود. این گوشه با وجود اینکه نت شاهد و ایست ثابتی ندارد، ولی از حالت ریتمیک و ضربی بالایی برخوردار است ولی از این نظر، هیچ وقت به پای گوشه مخالف نمیرسد. مخالف اوج زیبایی چهارگاه است. حصار گوشهای است که در عین زیبایی، کمی از نظر کوک برای نوازندگان به خصوص سنتورنوازان، مشکلساز میشود. زیرا برای اجرای این گوشه در ادامه ردیف چهارگاه، بایستی نت «فا» را دیز کوک کرد (البته در راست کوک). یعنی نت فا، نیم پرده زیر میشود. این گوشه تا حدودی معادلات چهارگاه را به هم میریزد و برای اینکه بتوان به ادامه ردیف پرداخت، بایستی فرودی مجدد به درآمد داشته باشیم. گوشه منصوری نیز معمولاً پایان بخش دستگاه چهارگاه است. حالات کرشمه، بسته نگار، حزین و زنگ شتر، به زیبایی در تمام چهارگاه، خودنمایی میکنند.

آواز چهارگاه نمونه جامع و کاملی از تمام حالات و صفات موسیقی ملی ماست. چرا که درآمد آن مانند ماهور، موقر و متین است و شادی و خرمی خاصی دارد. در ضمن آواز زابل در همه دستگاهها و در اینجا حزن و اندوه درونی در آواز ما دارد. آوازی نصیحتگر، تجربه آموز و توانا مانند همایون دارد و آواز مویه و منصوری غم انگیز و حزین است. پس این دستگاه نیز به دلیل کمال خود هم گریه و زاری میکند و هم شادی میآفریند و گاهی مسرور و شادمان است و گاهی نیز غمانگیز و دلشکسته و با توشهای از متانت و وقار عارفانه شرقی.

اما روی هم رفته چهارگاه را میتوان دستگاهی محسوب کرد که مانند پیری فرزانه دارای روحی بلند و عرفانی است و احساسات عالی انسانی را در کنار خصایص و محسنات انسانی صبور و شکیبا داراست. از ناکامیها و ناامیدیها اشک غم میریزد و در شادیها و خوشیها اشک شوق و سرور. این دستگاه، بهترین گزینه برای ساخت قطعات و تصانیف ملی میهنی و حماسی است به طوری که به زیبایی میتواند حالت شوق و افتخار وصف ناپذیری را در شنونده به وجود آورد. نوازندگی در این دستگاه با هر یک از سازهای ایرانی، زیبایی خاص خود را دارد ولی هنگامی که تارنوازی به اجرای چهارگاه میپردازد، چیز دیگری است.

دستگاه چهارگاه ضمن دارا بودن شخصیت مستقل از بعضی جهات به دستگاه سهگاه شبیهاست. نتهای «ر کرن» و «لا کرن» مشخصه اصلی این دستگاه است. بدیهی است با جابجایی فواصل میتوان این نتها را تغییر داد.

«دخترک ژولیده» و «رنگ مبارک باد» از جمله آثاری است که در چهارگاه ساخته شدهاند.

گوشه «مخالف» اوج این دستگاه به شمار میآید. دستگاه چهارگاه در بین پارهای از قدما به «دستگاه ملوک و سلاطین» نیز شهرت داشتهاست. دلیل این نامگذاری شاید به حالت رزمی و در عین حال فرح انگیز چهارگاه ارتباط داشته باشد



گوشه ها
از گوشههای اصلی این دستگاه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
درآمد
بدر
پیش زنگوله و زنگوله
زابل
حصار
مخالف
مغلوب
ساز بانک
حدی
پهلوی و منصوری





دستگاه همایون
دستگاه همایون یکی از هفت دستگاه موسیقی ایرانی است
این دستگاه به تناسب نام خود، حالتی شاهانه، اشرافی و باوقار دارد، ولی با این حال زمینهٔ اجرای بسیاری از لالاییها و زمزمههای متداول در نقاط مختلف ایران است. همچنین از نغمههای این دستگاه در موسیقی زورخانه نیز استفاده میشود.

به دلیل استفاده از یک گام خاص و تفاوت محسوس در گام بالا رونده و پایین رونده دستگاه همایون منحصر به فردترین دستگاه موسیقی ایرانی به شمار میرود. مقایسه سایر دستگاههای موسیقی ایرانی با موسیقی دیگر ملل و خصوصاً کشورهای همجوار تشابه و یکسان بودن ریشه برخی را نشان میدهد. اما این مطلب در مورد دستگاه «همایون» صادق نیست.

دستگاه همایون و یا به تعبیری «دستگاه عشاق»[یادکرد دقیق؟]، با حالت محزون و اسرار آمیز خود گوشههای متعددی دارد که گوشه «بیداد» اوج این دستگاه تلقی میشود.

آثار ارزشمندی از موسیقی ایرانی در سده قبل در این دستگاه ساخته و اجرا شدهاند. «رِنگِ فرح» از جمله این آثار است.


از لحاظ مرکب خوانی این دستگاه به دستگاههای سهگاه و شور ارتباط دارد و وسعت این دستگاه را بیشتر میکند. به دلیل شباهت شور و همایون، با بم کردن نت سوم گام همایون به میزان نیمپرده میتوان وارد شور شد. همایون را میتوان به دستگاه چهارگاه نیز ارتباط داد و این کار با افزودن نیمپرده به نت ششم گام همایون و کم کردن ربع پرده از نت پنجم که گوشهٔ آواز منصوری را تداعی میکند انجامپذیر است. عکس همین عمل و گذر از چهارگاه به همایون نیز در گوشهٔ مخالف دستگاه چهارگاه قابل اجراست.

یکی از آوازهای ایرانی که اسم آن در کتب موسیقی هست آواز اصفهان است که آن را از متعلقات دستگاه همایون دانستهاند. یکی دیگر از آوازهایی که از متعلقات دستگاه همایون است، آواز شوشتری است.

فواصل پردهها در این دستگاه به صورت زیر است:
سه ربع پرده، یک پرده و یک ربع پرده، نیم پرده، پرده، نیم پرده، پرده، پرده.

البته درجه دوم و ششم در دستگاه همایون متغیر هستند، درجه دوم ربع پرده بمتر و درجه ششم را ربع پرده و نیمپرده زیرتر هم استفاده میکنند. به عنوان مثال پردهها در همایون سل به این شکل میشود: سل، لا کرن (لا بمل)، سی، دو، ر، می بمل (می کرن، می بکار)، فا، سل.

نت شروع این دستگاه به طور معمولا سل (راست کوک) یا ر (چپ کوک) است. در ردیف مرحوم کریمی از شوشتری به عنوان یکی از گوشههای این دستگاه نام برده شدهاست.

دو تصنیف ماندگار "سرگشته" و "طاقتم ده" اثر استاد همایون خرم و تصنیف "بهار دلنشین" اثر استاد روح الله خالقی از جمله ماندگار ترین آثار ساخته شده در این دستگاه هستند. آلبوم بیداد پرویز مشکاتیان با خوانندگی محمدرضا شجریان از جمله دیگر آثار مشهوری است که در این دستگاه ساخته شدهاست.



گوشه ها
گوشههای ردیفی این دستگاه عبارتاند از:
چهارمضراب
درآمد اول
درآمد دوم: زنگ شتر
موالیان
چکاوک
طرز
بیداد
بیداد کت
نیداود
باوی
سوز و گداز
ابول چپ
لیلی و مجنون
راوندی
نوروز عرب
نوروز صبا
نوروز خارا
نفیر
فرنگ و شوشتری گردان
شوشتری
جامهدران
راز و نیاز
میگلی
موالف
بختیاری با موالف
عزال
دناسری
رنگ فرح



گوشه شوشتری
گوشه شوشتری یا مایه شوشتری در موسیقی ایرانی معروف است، آهنگ شوشتری گوشهای است از دستگاه همایون. از همایون دو گوشه مشتق میشوند: یکی گوشه شوشتری و دیگری اصفهانی. شوشتر بر روی تمام دستگاههای موسیقی ایران آهنگهای محلی دارد و برای هر کدام از دستگاههای موسیقی ایران یک ردیف محلی در شوشتر اجرا میشود. برای نمونه ردیف دستگاه شور بدین قرار است: دشتی، درفیلی، نظامی، بختک یا کمری، غم انگیز، قره العین، نورالعین، دشتستانی، مکوندی و دشتی راستا. خود مایه شوشتری را، اگر شوشتریها بخوانند اصل آهنگ است، زیرا همان مایه شوشتری با اشعار محلی خوانده میشود و گیراتر است. بر هر دستگاه موسیقی ایران، شوشتر یک ردیف محلی موافق همان دستگاه را دارد، جز آذربایجان، به ویژه تبریز. گمان نمیرود در هیچ یک از شهرهای ایران روی دستگاههای موسیقی ایران این قدر ردیف محلی داشته باشند. در هر شهری تنها بر روی یک یا دو دستگاه از موسیقی ایران ردیف محلی دارند، یعنی آواز محلی را موافق یک یا دو دستگاه میخوانند، اما در شوشتر موافق همه دستگاهها آهنگ محلی دارند. اغلب باغبانها، بافندهها، معمارها و بیشتر مردم در شوشتر، موسیقی را خوب میدانند و محلی خوب میخوانند.

چند قطعهٔ شوشتری : بیا تا گل برافشانیم ساختهٔ حسین علیزاده و با آواز علیرضا افتخاری، کاست راز و نیاز باد صبا : ساختهٔ حسام السلطنه ( در دیوان عارف به او هم نسبت داده شده ) با شعری از ملک الشعرای بهار، با آواز محمدرضا شجریان به زندان : اثر معروف صبا، که با تنظیم استاد حسین دهلوی و ویلن ارسلان کامکار اجرا شده


آواز اصفهان
آواز اصفهان یا بیات اصفهان یکی از آوازهای پنجگانهٔ موسیقی سنتی ایرانی است. برخی این دستگاه را جزء دستگاه شور و برخی از متعلقات همایون دانستهاند.

آواز بیات اصفهان شباهتهای بسیاری با گام مینور هارمونیک دارد و تنها تفاوت گام اصفهان با گام مینور فاصلهٔ ششم نیم بزرگ بین درجهٔ ششم و درجهٔ اول ِ اصفهان است که این فاصله در گام مینور ششم کوچک است
ارتباط با دیگر تنالیتهها

هم در موسیقی برخاسته از اروپا و هم در موسیقی شرقی، میتوان ارتباط بسیاری بین گامها و مقامهای مختلف مشاهده کرد. مانند رابطهٔ بین گام دو ماژور و گام لا مینور در موسیقی اروپایی، که لا مینور، گامِ کوچکِ نسبیِ دو ماژور است. و یا بین الگوی گام ماهور ِ ایرانی و ماژور ِ اروپایی.


گام مینور

گام اصفهان مانند گام کوچک بالارونده است. هر دو گام دارای محسوس (سانسیبل) هستند و دانگهایشان نابرابر است.

گام اصفهان با گام مینور فقط یک تفاوت دارند و آن فاصلهٔ ششم نیم بزرگ بین درجهٔ ششم و درجهٔ اول ِ اصفهان است که این فاصله در گام مینور ششم کوچک است.


دستگاه شور

مایههای اصفهان و همایون، هر دو به دستگاه بزرگ شور نزدیک هستند. با این حال گام اصفهان اختلاف بیشتری را با شور (نسبت به دستگاه همایون) داراست. به این صورت که تونیک اصفهان، درجهٔ چهارم شور است؛ فاصلهٔ بین درجهٔ دوم و سوم در شور، نیمبزرگ و در اصفهان بزرگ است و فاصلههای بین درجهٔ ششم و هفتم و همینطور هفتم و هنگام ِ شور کوچک؛ و این فاصلهها در اصفهان نیمبزرگ و بزرگ هستند.

اصفهان و همایون هر دو به شور تغییر مقام میدهند؛ اما اصفهان به گامی از شور میرود که تونیک (درجهٔ اول) آن گام در شور، نمایان یا درجهٔ پنجم اصفهان باشد.

با این تفاسیر، علت اینکه اصفهان زیر مجموعهٔ شور دانسته نمیشود کمتر بودن رابطه و اختلاف بیشتر اصفهان با شور نسبت به اصفهان با همایون است.


دستگاه همایون

فاصلهٔ بین درجههای دوم و سوم ِ گام همایون دوم افزوده است. این فاصله، در گام اصفهان بین درجهٔ ششم و هفتم، یعنی بین درجات دوم و سوم ِ دانگ دوم قرار دارد. در نتیجه دانگها در اصفهان معکوس دانگهای همایون هستند و دانگ اول دستگاه همایون، دانگ دوم آواز اصفهان است.

نغمههای فرعی آواز اصفهان بسیار کمتر از متعلقات همایون هستند؛ و در آواز اصفهان میتوان به همایون فرود آمد (که فرود همایون روی اصفهان انجامپذیر نیست). به این دلیل، آواز اصفهان از متعلقات دستگاه همایون دانسته شده است و نه برعکس.
خصوصیات حسی

روحالله خالقی، آواز اصفهان را «گاهی شاد و گاهی غمگین» میخواند و حالت آن را «بین غم و شادی» میداند. ایستادن روی درجهٔ دوم گام اصفهان (گوشهٔ بیات راجه) حالت خاصی شبیه به گوشهٔ بیداد همایون به آهنگ میدهد که از نظر نتبندی مانند یکدیگر هستند.

برخی[۳] زمان مناسب برای گوش فرادادن به آواز اصفهان را قبل از طلوع آفتاب میدانند و به همین دلیل نیز حس آن را مناجاتگونه و متفکرانه بیان میکنند. رنگ اختصاص یافته به این آواز سبز روشن و عنصر آن شعلهٔ آتش است.
گوشه ها
درآمداول ( 1 )
درآمد دوم ( 1 )
جامه دران
بيات راجه ( 2 )
عشاق (اوج)
بيات شيراز ( 3 )
سوز و گداز
نغمه
مثنوی
صوفی نامه يا ساقي نامه

م.ن
1390,04,28, ساعت : 01:13
دستگاه ماهور یکی از گستردهترین دستگاههای موسیقی ایرانی است و در ردیفهای گوناگون در حدود ۵۰ گوشه دارد. دستگاه ماهور به علت حالت و ملودی روانی که دارد اغلب به صورت موسیقی شاد در جشنها و اعیاد نواخته میشود. این دستگاه دارای گوشههای متنوعی است که با مقامهای کاملاً متفاوت در سه بخش بم، میانی و زیر اجرا میشود. ناگفته نماند تمام گوشهها به وسیلهٔ فرود به درآمد رجعت میکنند.


ماهور «دو»

ماهور دو، ماهوری است که گام آن از دو شروع میشود. یعنی نت شاهد آن دو میباشد و در تار وسهتار با کوک «دو-سل-دو-دو» نواخته میشود. در ماهور دو همه پردهها همنام نتها هستند یعنی به ترتیب دو – ر – می– فا - سل – لا - سی – دو. به بیان دیگر ماهور دو همانند گام ماژور دو در موسیقی کلاسیک است.



ماهور «ر»

برای ویلن و کمانچه معادل آن ماهور «ر» میباشد که شاهد آن نت «ر» است و نت «دو» نیز دیز میشود.





گوشههای اصلی و زیر مجموعههای آنها
درآمد : ( نت شاهد آن نت اول گام است یعنی «دو»)
گوشه گشایش(داد) : ( نت شاهد آن نت دوم گام است یعنی «ر»)
گوشه شکسته : ( نت شاهد آن نت پنجم گام است یعنی «سل»)
گوشه دلکش : ( نت شاهد آن نت پنجم گام یعنی سل است )
گوشه عراق : ( نت شاهد آن نت هشتم گام یعنی دو است )
گوشه راک: (شاهد و ایست آن نت دو یک اکتاو بالاتر از شاهد و ایست درآمد است)
گوشه فیلی: (شاهد آن فاصله درست پنجم بالاتر از درآمد یعنی «سل» میباشد و ایست آن می کرن که البته درصورت بازگشت به ماهور ایست آن مطابق با ایست ماهور خواهد بود)



گوشههای ضربی
کرشمه
مجلس افروز
خسروانی
چهار پاره
زنگوله
نام گوشه و رنگ ها
درآمد
کرشمه
آواز
مقدمه داد
داد
مجلس افروز
خسروانی
دلکش
خاوران
طرب انگیز
نیشابورک
نصیرخوانی - توسی
چهارپاره - مرادخوانی
فیلی
ماهور صغیر
آذربایجانی
حصار ماهور - ابل
زیرافکن
نیریز
شکسته
عراق
نهیب
محیر
آشورآوند
اصفهانک
حزین
کرشمه
زنگوله
راک هندی
راک کشمیر
راک عبداله
کرشمه راک
سفیر راک
رنگ حربی
رنگ یک چوبه
رنگ شلخو
ساقی نامه
رنگ شهرآشوب




شکسته (ماهور)


شکسته نام گوشه و نغمهای است در دستگاه ماهور. در این نغمه، نت سوم گام ماهور ربع پرده و نت هفتم نیمپرده بم میشود. در این حالت، اگر درجهٔ ششم ماهورِ نیز ربع پرده بم شود، وارد آواز افشاری خواهد شد. این نغمه دارای دو نت ایست است. یکی درجهٔ سوم ماهور (نتِ می کُرُن در گام ماهورِ دو) و دیگری درجهٔ اول یا تونیکِ ماهور.
گامِ «ماهورِ دو» به این صورت است: دو، ر، می، فا، سل، لا، سی، دو .
اگر نت یا درجهٔ سوم رُبْعِ پرده بم شود، به می کُرُن تبدیل میشود.
همچنین اگر درجهٔ هفتم نیم پرده بم شود، به سی بِمُل تبدیل میشود.

در نتیجه، توالی نتهای نغمهٔ شکسته به این صورت است: دو، ر، می کرن، فا، سل، لا، سی بمل، دو .

مانور این گوشه بیشتر در نتهای می تا لا است.
حس

نغمهٔ شکسته به همراه گوشهٔ دلکش به علت استفاده از فواصل موسیقی ایرانی (ربع پرده)، نسبت به سایر گوشههای ماهور که حالتی شبیه به ماژور دارند؛ به موسیقی شرقی و ایرانی شبیهتر هستند.


گام ماژور یکی از گام های دیاتونیک است. یک گام ماژور از هفت نت به اضافه یک نت تکراری در اکتاو بالاتر است. ساده ترین گام ماژور گام دو ماژور است که بدون نت های دیز و بمل و فقط با کلید های سفید پیانو قابل نواختن است.

م.ن
1390,04,30, ساعت : 12:14
این دستگاه در گذشته جزئی از دستگاه شور (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%B4%D9%88% D8%B1) بوده است. دستگاه نوا را آوازی در حد اعتدال که آهنگی ملایم و متوسط، نه زیاد شاد و نه زیاد حزنانگیز دارد، میشناسند. نوا یک از دستگاههایی است که به ندرت توسط اساتید اجرا میشود و آوازخوانان جوان بیشتر به سمت شور و متعلقات آن (به علت سادگی و روانتر بودن) تمایل دارند. بسیاری از اساتیدی هم که این دستگاه را اجرا کردهاند، آن اثر تبدیل به یکی از ماندگارترین آثار آنان شده است. مانند چهره به چهره محمدرضا لطفی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D9%84% D8%B7%D9%81%DB%8C)، نینوا حسین علیزاده (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B2% D8%A7%D8%AF%D9%87)، نوا و مرکب خوانی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%88%D8%A7_%28%D8%A2%D9%84%D8%A8%D9%88%D9% 85_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C%29) شجریان (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%B4% D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86) و دود عود پرویز مشکاتیان (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B2_%D9%85%D8%B4%DA%A9% D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86). هر چند که بعضی از اساتید مثل علینقی وزیری (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%86%D9%82%DB%8C_%D9%88%D8%B2% DB%8C%D8%B1%DB%8C) و روحالله خالقی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%AD%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%8 7_%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%82%DB%8C)، نوا را مشتق از شور شناختهاند، اما این دستگاه دارای تفاوت در نت شاهد و ایست و همچنین شخصیت مستقل آوازی با شور و مشتقات آن میباشد.


گوشهها

دستگاه نوا در ردیف آقا حسینقلی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%81_%D8%A2%D9%82%D8%A7_%D8%AD %D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%82%D9%84%DB%8C) دارای گوشههای زیر است:


درآمد (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF_%28 %D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C%29&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF) اوّل
درآمد (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF_%28 %D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C%29&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF) دوم
چهارمضراب (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%B1%D8%A7%D 8%A8)
نغمه
گردانیه
گَوِشت
نهفت
بیات راجه
حزین در بیات راجه
عشّاق
عراق
محیّر
حزین
زنگوله
نیشابورک
خجسته
مَجُسْلی
زمینهٔ حسینی
حسینی
بوسلیک
نَستاری
رهاب
عشیران
نیریز




چهارمضراب



چهارمضراب اصطلاحی در موسیقی سنتی ایرانی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C_%D8%B3%D9%86% D8%AA%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C) و قطعهای است ضربی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B9%D9%87_%D8%B6%D8 %B1%D8%A8%DB%8C&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF) بر وزن شش هشتم (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B4%D8%B4_%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9 %85&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF) که در مایههای گوشه و یا دستگاهی خاص اجرا شده و در نواختن آن گریزهایی به گوشه مورد نظر زده میشود. در کنار چهارمضرابهای تمامی دستگاهها؛ بیشتر گوشههای (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B4%D9%87&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF) دستگاههای موسیقی سنتی ایرانی دارای قطعهٔ چهارمضراب هستند که اغلب توسط اساتید موسیقی سنتی دگرگونیهای یافته و یا ساخته شدهاند.

م.ن
1390,05,01, ساعت : 03:49
دستگاه راست پنجگاه نام یکی از هفت دستگاه موسیقی سنتی ایرانی است.
دستگاه راست پنجگاه را میتوان یکی از دستگاههای بسیار قدیمی نامید. این دستگاه بسیار شبیه به ماهور میباشد و باید گوش نوازنده ویا خواننده بسیار دقیق و آشنا به این دستگاه باشد. تفاوت این دستگاه با ماهور این است که در ماهور تحریرها بالا رونده است ولی در راست پنجگاه تحریرها پایین رونده است از این دستگاه می توان به پرده گردانی به دستگاههای دیگر وارد شد. استاد لطفی به همراه استاد شجریان آثار بسیار زیباو شاخصی در این دستگاه ارائه کرده اند که میتوان به :راست پنجگاه اجرای حافظیه شیراز، چشمه نوش، سپیده و قافله سالار اشاره کرد


گوشه ها

برخی از گوشههای این دستگاه که در ردیفهای رایج آمده عبارتست از: ۱-درآمد ۲-راست ۳-سپهر ۴-خسروی ۵-پروانه و...

دستگاه راستپنجگاه در ردیف آقا حسینقلی دارای گوشههای زیر است (به ترتیب):
درآمد
چهارمضراب
زنگ شتر یا ناقوس
نغمه
روحافزا
پروانه
پنجگاه
عشّاق
زابل
بیات عجم
بحر نور
منصوری
مبرقع
سپهر
عراق
محیّر
آشورآوند
اصفهانک
حزین
زنگوله
شوشتریگردان
نوروز عرب
نوروز صبا
نوروز خارا
نفیر
ابوالچپ
راوندی
لیلی و مجنون
طرز
پروانه
ماوراءالنهر
راک عبدالله
راک هندی
فرود
پروانه
نیریز صغیر
نیریز کبیر
پروانه




مقام (موسیقی ایرانی)

موسیقی مقامی یا مقام نوعی از موسیقی سنتی است که در منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی رواج دارد. موسیقی مقام را میتوان به چهار دسته اصلی شامل موسیقی مقام ایرانی، مقام عراقی، مقام ترکی و موسیقی مقام آذربایجانی تقسیم نمود. سازمان ملل در سال ۲۰۰۳ موسیقی مقام آذربایجانی راجزو شاهکارهای شفاهی و میراث معنوی بشر اعلام نمود فضاپیمای کاوشگر ویجر ۱ نیز قطعهای از موسیقی مقام به زبان ترکی آذربایجانی را برای پخش در فضا انتخاب نمودهاست

موسیقی مقامی شمال خراسان از سوی یونسکو به ثبت جهانی رسیده است.





مقام در موسیقی، پرده سرود را میگویند که در زبان فرانسه آن را مود میخوانند. دوازده مقام به شرح زیر است.
راست
شباب، صفاهان
بوسیلک
عشاق
زیر بزرگ
زیر کوچک
حجاز، باخزر
عراق
زنگله، نهاوند
حسینی
رهاوی
نوا
در مرآة الخیال نام دوازده مقام موسیقی به شرح زیر آمده است.
راست
عشاق
بوسیلک
نوا
اصفهان بزرگ
زیرافکن
عراق
زنگوله
حسینی
راهوی
حجازی
در نصاب الصبیان مقامهای موسیقی این گونه نام برده شده است.

عشاق و مراقد و حسینی است چو راست / در پرده بوسیلک، رهاوی و نواست / تا گشت رواج در صفاهان و عراق / زنگو و حجاز، کوچک اندر بر ماست
در بعضی از منابع هم از پردههای دیگری مانند خراسان، دلنواز و ... نام برده شده است.

راستی بستان مقام دلنواز است این زمان / خوشنوایی در مقام دلنواز آغاز کن

م.ن
1390,05,01, ساعت : 17:15
موسیقی پاپ سبکی از موسیقی عامهپسند است و معمولاً در مقابل موسیقی کلاسیک و فولک (محلی) قرار میگیرد و از آن ها متمایز است. با این حال هنرمندان این سبک در سبکهای راک، هیپهاپ، دنس، ریتم و بلوز (R&B) و کانتری هم میتوانند فعالیت داشته باشند و این باعث میشود که تبدیل به سبکی انعطافپذیر شود. عبارت «موسیقی پاپ» همچنین میتواند به یک زیرسبک خاص (درون پاپ) اشاره داشته باشد مانند سافت راک و پاپ/راک.

مشخصات پاپ به عنوان یک زیرسبک

پاپ معمولاً به عنوان موسیقیای تعریف میشود که به شکل تجاری تهیه میشود یا هدف تولید آن سود مالی است. بنا به تعریف سایمون فریت، منتقد موسیقی و جامعهشناس متخصص موسیقی مردم پسند، موسیقی پاپ بیشتر به عنوان یک صنعت شناخته میشود نه هنر. البته این موسیقی را میتوان در حیطه بازار، ایدئولوژی، تولید و زیباییشناسی هم معنا کرد. درواقع، پاپ طوری طراحی شده که «برای همه جالب باشد» و «از هیچ جای خاصی نیامده» و قرار هم نیست «سلیقه خاصی را اعمال کند».

پیشینهٔ موسیقی پاپ

دههٔ ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰
این نوع موسیقی از سبکهای بلوز (شیکاگو)، و کانتری (تنسی) تأثیر گرفت

دههٔ ۱۹۵۰

خوانندگان پاپ آن دوره کسانی چون بینگ کراسبی، فرانک سیناترا، دین مارتین، بابی دارین و پگی لی بودند، اما خوانندگانی چون بیل هالی، فتس دامینو و الویس پریسلی به دلیل اینکه از نسل جوان تری بودند بیشتر معروف شدند
.
دههٔ ۱۹۶۰

این دهه با گروههایی چون جانی تلوتسان، بابی وی، برایان هایلند، تامی رو، جین پیتنی، فرانکی آوالن شروع شد. در نیمهٔ آن با هنرمندانی چون کارول کینگ، نیل دایموند و برت باکاراک، آرتا فرانکلین، ایسلی برادرز، ری چارلز، استیو واندر، سوپرمز، ماروین گی، باب دیلن و سایمون و گارفانکل متحول شد. میتوان گفت که گروه بیتلز انقلابی در انگلستان ایجاد کردند. اگرچه آنها پاپ نبودند
.
دههٔ ۱۹۷۰

در این دوره موسیقی دیسکوی بیجیز، پیانوی بیلی جوئل و التون جان، کانتری ایگلز، هنرمندان راک/پاپ مانند راد استوارت، استیلی دان و فلیتوود مک گل کرد. ایبیبیای گروه سوئدی بودند که با مسابقه ترانه یوروویژن به شهرت رسیدند و انقلابی در موسیقی پاپ کردند.

دههٔ ۱۹۸۰

برجستهترین خوانندهٔ این دوره، مایکل جکسون بود که با انتشار آلبومهای «تریلر» (پرفروش ترین آلبوم موسیقی جهان تا به امروز) و «بـد» (یکی از پرفروشترین آلبومهای تاریخ) تغییرات بنیادی و ساختار شکنی را در سبکهای موسیقی و به خصوص سبک پاپ، ایجاد کرد. مایکل جکسون را «سلطان پاپ» و مدونا را «ملکهٔ پاپ» مینامند. سایر هنرمندان این دوره عبارتاند از مدرن تاکینگ (که با تک آهنگ «You are my heart you are my soul» توانست چندین هفته در صدر جدولها باشد)، مایکل بولتون، پرینس، جانت جکسون، دوران دوران، گروه پلیس، سیندی لاپر، ویتنی هوستون، فیل کالینز، کایلی مینوگ و کالچر کلاب.

دههٔ ۱۹۹۰ و قرن ۲۱

دههٔ ۱۹۹۰ و قرن ۲۱ با مد شدن گروههای پسر و گروههای دختر چهره دیگری گرفت. در انگلستان گروههای تیک دت، بلو، اسپایس گرلز وارد شدند. گروههای ایرلندی این دوره بویزون و وستلایف بودند. آمریکا هم بکاستریت بویز و هنسون و 'ان سینک را داشت، و افرادی مانند ویلا فورد، مندی مور، بریتنی اسپیرز و کریستینا اگیولرا هم به عنوان «پرنسس پاپ» شناخته میشوند. در سال ۱۹۹۹ سبک لاتین پاپ را ریکی مارتین عرضه کرد و توسط افرادی مانند جنیفر لوپز، شکیرا، انریکه ایگلسیاس و مارک آنتونی دنبال شد.

در سال ۲۰۰۲ عضو قدیمی ' ان سینک یعنی جاستین تیمبرلیک با آغاز با یک آلبوم انفرادی به یک موفقیت تجاری دست یافت و به عنوان «پرنس پاپ» شناخته شد. تین پاپ در کانال دیزنی توسط ستارگانی چون هیلاری داف به وجود آمد، گروههای بریتانیایی پاپ راک چون باستد و مکفلای، و خواننده-آهنگساز «پاپ-فانک» کانادایی اوریل لوین در دههٔ ۲۰۰۰ به شهرت رسیدند. خوانندگانی که سبکهای دیگر پاپ را دربرمی گیرند عبارتاند از ویتنی هوستون و ماریا کری در R&B، گارث بروکز و شانیا توین در کانتری، و در دنس پاپ کایل منگ و مدونا که یکی از پر فروشترین خوانندگان تمام دوران بود. مطرحان موسیقی پاپ که در بین بینندگان جذابیت یافتند افرادی مانند سلن دیون و نورا جونز بودند. همچنین مدرن تاکینگ با ۱۱ سال غیبت در عرصه موسیقی از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۸ دوباره در سال ۹۸ آغاز به کار کرد. آلبوم آنها تحت عنوان Back for good در هفته اول ۷۰۰۰۰۰ نسخه فروخت و یک بار دیگر مانند سال ۱۹۸۴ در بازار فروش موسیقی همهمه کرد.



موسیقی عامه پسند
این نوع موسیقی بهعنوان یک سبک جزو سه سبک اصلی میباشد که معمولاً در مقابل سبکهای موسیقی کلاسیک و فولک (محلی) قرار میگیرد. مشخصه اصلی این سبک این است که از دل مردم عامی برخاسته و امروزی میباشد.

تاریخچه

پاپ در غرب از دهه ۵۰ میلادی، به معنای موسیقی عامه پسند سبکهای پیوسته در حال تغییر است که از موسیقی الکترونیکی تقویت شده تا راک اند رول رادر بر میگیرد. سبکهای موسیقی پاپ تا اوایل سده بیستم میلادی از اروپا به آمریکا میرفت سپس، اشکال آمریکایی نظیر رگ تایم و کمدی موسیقیایی شنوندگانی در انگلستان یافت. از آن به بعد موسیقی مردمی غربی بیشتر تحت سلطه آمریکا بودهاست.شمار مخاطبین موسیقی مردمی در نیمه اول سده بیستم تا حدی سبب رشد فن آوری به شکل قابل توجهی شد.

جاز تنها دوره محبوبیت تودهای خود را در اواخر دهه ۳۰ و در دهه ۴۰ توسط دستههای بزرگ و آوازخوانهایی مانند فرانک سیناترا تجربه کرد.در این میان بلوز نیز متحول شد. آواز خوانهای سیاه پوست به دنبال کار از جنوب به شمال و شهرهای صنعتی مهاجرت کردند و بلوز روستایی به سبک بلوز شهری که خشن تر بود و بیشتر از عبارت پردازیهای آوازی استفاده میکرد، دگرگون شد. دستههای بلوزی که در دهه ۴۰ در شیکاگو بوجود آمد ند از گیتارهای الکترونیکی تقویت شده که اغلب با بیس و درام الکتریکی حمایت میشد استفاده میکردند.این سازها بعدها از طرف دستههای راک اند رول نیز به کار برده شد. در دهه ۵۰، مهاجرت سیاه پوستان آمریکایی به شهرهای شمالی به پیدایش اشکال و سبکهای آوازی بلوز ترکیبی انجامید.

راک اند رول ه در دهه ۵۰ با الویس پریسلی و شخصیتهای دیگر ظهور کرد به صورت آمیختهای از ریتم و بلوز سیاه پوستان با موسیقی کانتری وآهنگ عاطفی و فیض بخش پدیدار شد. در دهه ۶۰ اشکال پیچیده تر راک اند رول به موسیقی راک معروف شد که عناصر بنیادین آن عبارتاند از:یک یا چند آوازخوان، تعدادی گیتار شدیدا تقویت شده(شامل باس، ریتم ولید) و درامر.

راک انگلیسی اول بار در دهه ۶۰ به دست بیتلز و رولینگ استونز و دیگر گروههای ۴ یا ۵ نفره بنیان گذاشته شد. بیتلز با تواناییها و رشد قابل توجه موسیقیایی خود توانستند موسیقی مردمی را به رشته بازی از خلاقیت اصیل تبدیل کنند.درعین حال باب دیلن و دیگر مجریان آمریکایی مشغول رشد بخشیدن به موسیقی راک بودند.

در اواسط دهه ۶۰ موسیقیدانان جوان به کاوش توانایی راک برای برخورد با مضامین اجتماعی وسیاسی پرداختند.آوازخوانهای قدرتمند مانند جانیس چوپلین و گیتاریستهایی مانند جیمی هندریکس در مضامین سنتی وریتم و بلوز، انقلابی به پا کردند.

در اواخر دهه ۶۰ و در اوایل ۷۰ ازدیاد دستههای آمریکایی و انگلیسی به اوج خود رسید. تاریخ موسیقی مردمی در دهه۷۰ و۸۰و۹۰ میلادی در اصل همان تاریخ موسیقی راک است که با سبکهای دیگر آن از جمله موسیقی پانک، رپ، متال، دیسکو و... در سراسر جهان گسترش یافت و معیار موسیقی جوانان در بسیاری از کشورها شد.

زیر سبکهای پاپ

Avant-Garde

بلوز

Cajun

Celtic

کمدی

کانتری

Easy Listening

الکترونیک

فولک

Gospel

جاز

لاتین

New Age

R&B

رپ

Raggae

راک

Soundtrack

Vocal

World



موسیقی پاپ فارسی

موسیقی پاپ فارسی به آهنگهای پاپی که دارای ترانه فارسی میباشد اطلاق میشود. خاستگاه موسیقی پاپ فارسی ایران میباشد ولی به سرعت در دیگر کشورهای فارسی زبان دیگر مانند تاجیکستان و افغانستان و همچنین پس از انقلاب اسلامی ایران در ایالات متحده آمریکا گسترش یافت.

سال های نخست

موسیقی پاپ فارسی در سده نوزدهم و در دوره قاجاریه متولد شد و بعدها با اختراع رادیو این سبک به سرعت در ایران رواج پیدا کرد.

دوران زرین موسیقی پاپ فارسی

در ایران و پیش از درخشش ویگن در اوایل دهه ۵۰ میلادی، بازار موسیقی ایران در انحصار خوانندگان موسیقی سنتی بود. سپس ویگن که ملقب به سلطان جاز میباشد با ارائه اثاری بدیع که متاثر از موسیقی غربی بود انقلابی در عرصه موسیقی به پا کرد
توسعه موسیقی پاپ فارسی به دهه ۷۰ میلادی باز میگردد در این مقطع استفاده از سازها و شکل بومی موسیقی ایران به همراه گیتار برقی ٬ درامز و دیگر مشخصههای موسیقی پاپ، سبک نوینی را در موسیقی فارسی رقم میزند مهمترین خواننده این دوران گوگوش و ليلا فروهر بود. ترانه سرایان نسل جدید ایران نظیر شهیار قنبری ٬ ایرج جنتی عطایی و اردلان سرفراز در این دوره ظهور نمودند. دوران طلایی موسیقی ایران مدت زمان زیادی دوام نیافت و با انقلاب ایران و تحریم موسیقی بسیاری از هنرمندان عرصه موسیقی نا خواسته تبعید شدند و علی رغم این که در غربت و به ویژه در لس آنجلس به کار خود ادامه دادند ولی هرگز موفق به تکرار آثار فاخر دهه ۷۰ میلادی نشدند.

مطرح ترین خوانندگان دوران زرین موسیقی پاپ فارسی
ویگن
ليلا فروهر
گوگوش
ابی
بلک کتز (گربه های سیاه)
کوروش یغمایی (راک ایرانی)
داریوش اقبالی
فرهاد مهراد (راک ایرانی)
فریدون فروغی (راک ایرانی)
مهستی
نعمت الله آغاسی
هایده
حمیرا
حبیب
ستار
عارف
سیاوش قمیشی
حسن شماعی زاده
مازیار



موسیقی پاپ فارسی بعد از انقلاب ایران
در دهه نود میلادی و به منظور رقابت با خوانندگان خارج از کشور (به اصطلاح لس آنجلسی) سران نظام جمهوری اسلامی تصمیم به تولید آثار پاپ همسو با موازین و قوانین خود گرفتند.بدین منظور علی معلم و فریدون شهبازیان شورایی را در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برای نظارت بر احیای موسیقی پاپ تاسیس نمودند.. شادمهر عقیلی(سلطان پاپ)محمد اصفهانی و خشایار اعتمادی نخستین کسانی بودند که رسما اجازه فعالیت پیدا کردند. برخی از آثار این افراد در تلوزیون نیز پخش شد که این کار سهم به سزائی در معرفی و موفقیت آنان داشت. این آثار با استقبال گرم مردم روبرو شد ولی از نظر منتقدین این آثار هم از لحاظ کلام وهم از لحاظ آهنگ آثاری بی محتوا وسطحی بودند. در اثر این انتفادات فریدون شهبازیان استعفا کرد و رسما به صف منتفدین موسیقی پاپ پیوست.



خوانندگان مطرح بعد از انقلاب

شادمهر عقیلی
محمد اصفهانی
خشایار اعتمادی
فریدون آسرایی
رضا صادقی
حسین زمان
علی رضا عصار
احسان خواجه امیری
محسن یگانه
بنیامین بهادری
محسن چاوشی (سلطان پاپ ایران)
گروه آریان که اولین گروه پاپ ایرانی بعد از انقلاب ایران میباشداین گروه با ارائه آثاری موفق فصل نویی را در موسیقی ایران آغاز کرد. مطرح ترین آلبوم این گروه آلبوم گل آفتابگردان میباشد که با استقبال چشمگیری در داخل ایران مواجه شد.


گروهی نیز در خارج از مرزهای ایران به موفقیت های شایانی دست پیدا کردند که عبارتند از :
اندی
منصور
نصرالله معین
امید سلطانی

.......
موسیقی پاپ فارسی در دیگر کشورها

موسیقی پاپ فارسی در کشورهای فارسی زبان دیگر نظیر تاجیکستان و افغانستان هم از رونق خاصی بر خوردار است از مهمترین خوانندگان این کشورها میشود به فرهاد دریا٬ احمد ظاهر و منیژه دولت اشاره نمود.

م.ن
1390,05,01, ساعت : 19:15
ریتم و بلوز
(به انگلیسی: Rhythm and blues) که به طور مخفف آر اند بی (به انگلیسی: R'n'B ،R&B یا RnB) هم نامیده میشود، گونهای از موسیقی است که توسط سیاهپوستهای آمریکایی ابداع شده و ترکیبی از سبک ریتم و جاز میباشد.

این سبک در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ میلادی توسط سیاهپوستان آمریکایی ایجاد شد و در دههٔ ۱۹۹۰ سبک جدیدی موسوم به آر اند بی معاصر از آن مشتق گردید.


آر اند بی معاصر
(به انگلیسی: Contemporary R&B) سبکی از موسیقی غربی است که از ریتم و بلوز مشتق شدهاست. این سبک که در دههٔ ۱۹۹۰ میلادی شکل گرفت، ترکیبی از موسیقی سول، فانک و هیپ هاپ را در خود دارد.

م.ن
1390,05,02, ساعت : 20:44
جاز یا جَز (به انگلیسی: Jazz)، یکی از گونههای موسیقی است که از مشخصات آن نتهای آبی، مکث و ضدضرب، ضربهای تابدار و خرامان (سوینگ)، پرسشوپاسخخوانی، چندضربی بودن و بداههنوازی است. و آنرا نخستین گونه هنری پدید آمده در ایالات متحده آمریکا میدانند.

واژه جاز از زبان عوام سیاهپوستان گرفته شده و احتمال میرود که در اصل دارای معانی جنسی بوده، هرچند ریشههای دیگری نیز برای آن پیشنهاد شده است.

پیشینه


عکسی از ارکستر جاز «کینگ» و «کارتر» در هوستون، تگزاس، ژانویه ۱۹۲۱.

جاز در فرهنگ و موسیقی غرب آفریقا و نیز در سنتهای موسیقائی سیاهان آمریکا مانند بلوز و رگتایم و دستههای موسیقی نظامی اروپایی ریشه دارد . در آغاز سده بیستم این گونه موسیقی در میان سیاهان آمریکا رواج یافت و در دهه ۱۹۲۰ در بسیار از کشورها رایج گردید. از آن زمان به بعد جاز تأثیر زیادی در عرصه موسیقی داشته و هنوز در تحول و تغییر است.

وینتون مارسالیس ترومپت نواز چیرهدست آمریکایی و برنده جایزه پولیتزر در باره جاز میگوید:

"جاز ابداع سیاههاست. جاز بازگوکننده خیلی چیزهای عمیق روحی است و نه تنها درباره ما سیاهها و نحوه نگاه ما به مسائل است بلکه درباره اصل معنی زندگی مردم سالارنه امروزی هم است. جاز همان شرافت نژاد سیاه است که به صورت صدا درآمده است. در این سبک از موسیقی همه چیز را میشود دید، چه ناگفتهگذاشتنها، چه نفوذ کردنها، چه پیچیدهبودنها و چه مستور ماندنها همه را میشود در این سبک دید. تا جاییکه من میدانم نواختن جاز از همه سبکها سختتر است. جاز بهترین تفسیر احساسات شخصی در تاریخ موسیقی غربی است

سبک ها

جاز خود به سبکهای فرعی زیادی تقسیم میشود که برخی از آنها عبارتاند از:
دیکسی لند
بیگ بند یا سوینگ
بی باپ
کول جز
فری جز
جاز برزیلی
سالسا جز
فیوژن
سول جز
اسید جز
سموث جز
مدال جز
آوانگارد جز



ایران و «جاز شرقی»

در دهه ۱۹۶۰ میلادی، دوک الینگتون، بزرگنام موسیقی جاز، قطعهای به نام و افتخار اصفهان تنظیم نمود که مورد توجه قرار گرفت
در ۱۹۶۵، گروهی به رهبری دکتر لوید میلر و پرستون کیز سبک جدیدی از موسیقی جاز بنام «جاز شرقی»ابداع نمودند که در آن موسیقی سنتی ایران با موسیقی جاز آمیخته گردید.دستاوردهای این گروه اهل یوتا که Oriental Jazz Quartet نام گرفت ، بسیار در ایران مورد توجه قرار گرفت و حتی از تلویزیون ملی ایران نیز پخش میشد


بررسی سبک ها

دیکسی لند (به انگلیسی: Dixieland) نام سبک جاز رایج در اوائل قرن بیستم در شهر نیواورلئان است.

این نام برای دوستداران موسیقی جاز یادآور سبک بخصوصی از جاز است اما از آنجا که در دههٔ ۱۹۵۰ میلادی، دیکسیلند از طرف برخی گروههای آماتور و نوظهور مورد تاخت و تاز قرار گرفت و بهاصطلاح خراب شد، بسیاری از موسیقیدانان اصیل این سبک ترجیح میدهند بهجای واژهٔ «دیکسیلند» از آن با عنوان جاز «سنتی»، «کلاسیک» یا «نیواورلئان جَز» یاد کنند.


تاریخچه

اولین صفحه جاز که ضبط شد کار یک گروه از نوازندگان سفید پوست آمریکائی بود که نام خود را گروه جاز دیکسیلند گذاشته بودند. تاریخ این ضبط ۲۶ فوریه ۱۹۱۷ است. در آن سالها نوازندگان سیاه پوست به تدریج موسیقی جاز را ساختند ولی امکان (یا تمایل به) ضبط را نداشتند. تبعیض نژادی در جامعه آمریکا بسیار رایج بود و سیاهان هم اغلب توان مالی این کارها را نداشتند. گروه جاز دیکسیلند با بهکار بردن تکنیکهائی که از نوازندگان سیاه گرفته بودند این صفحه را پر کردند.

نوازندگان سیاه جاز اغلب در کافهها و مجالس و محلهای مشکوک نیواورلئان مینواختند. نیواورلئان در ایالت جنوبی لوئیزیانا قرار دارد که زمانی قبل از جنگ داخلی آمریکا در آن اسکناسی ده دلاری منتشر شده بود و روی آن به زبان فرانسه کلمه ده نوشته شده بود. فرانسویها ده را «dix» مینویسند و «دی» میخوانند. زبان بسیاری از مردم لوئیزیانا فرانسهاست ولی خیلیها در آن ایالت و ایالتهای دیگر از این تلفظ بیخبر بودند و آن کلمه را «دیکس» میخواندند و محض شوخی به آن اسکناس میگفتند «دیکسی». کمکم به ایالتهای جنوبی هم (به شوخی) گفتند «دیکسیلند» یعنی سرزمینی که در آن اسکناس دیکسی رایج است. و البته جنوب یا دیکسیلند هم مرکز و خاستگاه جاز بود. پس آن گروه سفید پوست که موسیقی جاز را به روش سیاهان جنوب (بخصوص نیواورلئان) مینواختند احتمالاً برای تبلیغ اینکه موسیقی آنها همان موسیقی سیاهان جنوب است نام خود را گروه جاز دیکسیلند گذاشتند. اگرچه این نام بر روی این سبک ماند ولی خود سیاهانی که دیکسلند مینواختند نامهای دیگر را بکار میبردند.


مشخصات

جاز دیکسیلند مشخصه اصلی جاز را، که ضدضرب و بداههنوازی است، دارد ولی بداههنوازی نوازندگان دیکسیلند معمولاً همزمان انجام میگیرد یعنی بجای اینکه قسمت ضرب زمینهای فراهم کند و نوازندگان اصلی به نوبت بداههنوازی کنند، همه باهم مشغول بداههنوازی میشوند. نتیجه موسیقی شلوغ و پلوغی است که اگر نوازندگانش بهحد کافی باهم نواخته باشند و باهم جور شوند بسیار هم شنیدنی و شاد است.





سوینگ (سبک جاز)



سوینگ یکی از سبکهای فرعی از موسیقی سبک جاز است. این سبک از دهه ۱۹۳۰ (میلادی) در آمریکا رایج شد.

خوانندگانی مانند فرانک سیناترا یا الا فیتزجرالد در این سبک کار کردهاند. کانت بیسی و دوک الینگتون هم از جمله آهنگسازان سوینگ هستند.




بی باپ

(به انگلیسی: Bebop) یکی از سبکهای مهم جاز است که در دهه ۱۹۴۰ میلادی در محله هارلم نیویورک شکل گرفت.

مشخصه اصلی این سبک اجرای سریع نوتها و تاکید زیاد بر بداههنوازی، آنهم بداههنوازی در عرصه همنوائی و ریتم (بهجای بداههنوازی در نغمه) است.

پایهگذاران این سبک از جمله عبارتاند از چارلی پارکر، دیزی گیلیسپی، تلانیوس مانک.




کول جز

یا وست کوست جز سبک آرام و رمانتیک موسیقی جاز است که نوازندگان عمدتاً سفیدپوست ساحل غربی آمریکا در اواخر دهه ۱۹۵۰ و اوائل دهه ۱۹۶۰ آن را ایجاد کردند.

از پیشگامان این سبک استن گتز، دیو بروبک، و جری مالیگن هستند.





فری جَز
(به انگلیسی: Free jazz) (جاز آزاد یا جاز رها) نام سبکی از جاز است که در دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی شکل گرفت و مشخصه آن تاکید بر بیان مستقیم احساس و نواختن فارغ از روشهای رایج جاز، چه در نغمهها، چه در همنوائیها، و چه در ضرب است. در فری جز آنچهکه بهگوش میرسد بداههنوازی طولانی است و از نغمههای استاندارد جاز و تلمیح خبری نیست.

اغلب پیشگام این سبک را ارنت کولمن میدانند که در سال ۱۹۶۰ با آلبومی به نام جاز آزاد: بداههنوازی دستهجمعی راهی نو در پیش گرفت. دیگرانی مثل تلانیوس مانک و لنی تریستانو قبل از کلمن گاهی چنین مینواختند اما ارنت کولمن و عدهای مانند سسیل تایلور، آرچی شپ و بیل دیکسون را از پیشگامان این سبک میدانند.




جاز برزیلی
ترکیب موسیقی برزیل و ریتمهای سامبا و بوسانوا با جاز است. میتوان آن را شعبهای از جاز لاتین دانست که خود ترکیب جاز و موسیقی آمریکای لاتین است. از پیشگامان این سبک آنتونیو کارلوس ژوبیم و استن گتز هستند.




جاز همجوشی

، جاز فیوژن یا جَز فیوژن (به انگلیسی: Jazz fusion) نام سبکی از جاز است که در آن سعی در تلفیق بعضی انواع دیگر موسیقی (راک، ریتم و بلوز و ...) با تکنیکهای جاز میشود. کوششهای مایلز دیویس در تلفیق جاز و راک در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی را آغاز فیوژن میدانند.




اسید جَز

(به انگلیسی: Acid jazz) یا جاز اسیدی گونهای موسیقی است که در آن جاز با گونههای دیگر مثل سول و فانک و دیسکو و هیپهاپ ترکیب میشود. این موسیقی که در آن بر ضربهای مناسب رقص تاکید میشود عمدتاً در لندن ابداع شد، اگر چه آخرین کار ترومپتنواز آمریکائی مایلز دیویس در پیدایش آن تأثیر زیادی داشت. نام این گونه از نام یک بنگاه صفحهپرکنی گرفته شده است.





سموث جز

یا جاز نرم (به انگلیسی: Smooth Jazz) نوعی سبک موسیقی است که با استفاده از سازهای رایج در جاز و معمولاً بدون بداههنوازی عرضه میشود. بسیاری از دوستداران جاز آنرا سبکی از جاز نمیشمارند.

برخی هنرمندان نامی جاز نرم
جورج بنسون
کنی جی
شاده





مُدال جز

(به انگلیسی: Modal jazz) به معنای جز اسلوب به سبکی از موسیقی جاز گفته میشود که در آن به جای آکورد از مدهای موسیقی یا اسلوبهای موسیقی استفاده میشود. این به طور خلاصه بدین معنا است که نوازندگان به جای ترکیب و پشت هم نوازی نتهای یک کورد مورد نظر میتوانند از نتهایی که در کورد مورد نظر نمیگنجند ولی در غالب آهنگ و به گوش شنونده زیبا میرسند نیز استفاده کنند. بدین ترتیب نوازندگان آزادی بیشتری برای نواختن موسیقی به دست میآورند. این نوع موسیقی که تحت تأثیر موسیقی شرقی به جاز راه یافتهاست، در موسیقی سنتی ایران نیز دیده میشود. مایلز دیویس را از سردمداران این سبک میدانند و آلبوم به نوعی غمگین او مهمترین اثر در این سبک به شمار میرود.





آوانگارد جز
(به انگلیسی: Avant-garde jazz) به سبکی از موسیقی جز گفته میشود که در آن عناصر موسیقی جز و آوانگارد با هم ترکیب میشوند. این سبک موسیقی با فری جز هم شباهتهایی دارد اما فری جز معمولاً بدون هیچ ساختار از پیش تعیین شدهایی اجرا میشود. وجود نقاط اشتراک بسیار بین این ۲ سبک بدیهی است، به شکلی که اغلب هنرمندانی که متعلق به یکی از این سبکها هستند در سبک دیگر هم مینوازند. در بهترین اجراهای جز آوانگارد، مشخص کردن محل «پایان بخشهای از پیش تنظیمشده» و «آغاز بخش بداههنوازی» کار دشواری است، گرچه نشان دادن تمایز بین تکنوازیهای بداهه و بخشهای از پیش تنظیمشده، هدف نهایی است.

از مهمترین نوازندگان این سبک میتوان به جان کولترین، اریک دلفی، دان چری، سان را، فیریا سندرز، سسیل تیلور و آلبرت آیلر اشاره کرد.

م.ن
1390,05,10, ساعت : 21:37
َگتایم گونه ا ی موسیقی آمریکایی است که در میان سالهای 1900–1918 به اوج محبوبیت خود رسید. در این سبک از شیوه ای به نام صدای بَمِ راونده (walking bass) استفاده می شود.این سبک از سبکهای پیانویی در موسیقی جاز است.

م.ن
1390,05,10, ساعت : 21:42
بلوز
گونه موسیقی سازی و آوازی است که ریشه در آوازهای مذهبی و آوازهای کار و فریادها و همخوانیهای سیاهان آمریکا دارد و اصل آن به فرهنگ و موسیقی غرب آفریقا میرسد.علت اینکه این سبک به بلوز معروف شد این بود که پیشگامان این سبک ( بردههای سیاه) با غم این موسیقی را اجرا میکردند و Blue در زبان انگلیسی به معنای غم نیز میباشد، برخی از صاحبان نظر بر این نکته اعتقاد دارند که نحوه شیوع این سبک در آمریکا بر میگردد به زمان برده داری و مزارع پنبه در کشور آمریکا که در آن دوره بردههای آفریقای در هنگام کار در مزارع با خواندن شعرهایی بعضاً ریتمیک و موزون به همراه پاسخ و تکرار توسط دیگر کارگران اقدام به ایجاد شوق و نظم در کار برداشت می نمودند

بلوز (blouse)

وامواژهای فرانسوی است که به پیراهن یقه دار گفته میشود.

بلوز بیشتر برای زنان استفاده میشود ولی به لباس نظامی مردان بلوز هم گفته میشود.


وام واژه

یا واژه عاریتی واژههایی هستند که از زبانی به زبان دیگر وارد میشوند. برای نمونه واژههای ترومپت، تلفن و اتومبیل از زبان فرانسه به فارسی راه یافتهاند و به همان شکل متداول گشتهاند. اتاق از ترکی و چمدان و ترمز از روسی به زبان فارسی راه یافتهاند.

در برخی موارد وامواژههایی به شکل گسترده استفاده میشوند، با کلمات معادلسازی شدهٔ فارسی قابل جایگزینی هستند (مانند دورنگار به جای فاکس) و در برخی موارد، به شکل ترجمه نشده باقی میمانند (مانند تلفن).

یکی از راههای تشخیص وامواژهها در فارسی، وجود حروف ث، ح، ص، ض، ط، ظ، ع و ق است که در واژههای فارسی بکار نمیرود؛ برای نمونه، کلمات صابون، اقیانوس، ثواب، ضابط، مظهر و معبد غیر فارسی است.

م.ن
1390,05,13, ساعت : 14:53
وسیقی راک گونهای موسیقی عامه پسند (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C_%D8%B9%D8%A7% D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF) است که از اواخر قرن بیستم و در دهه های ۵۰ و ۶۰ میلادی در آمریکا شکل گرفته و شاخصهٔ آن، ملودی صوتی و آوایی همراه با هارمونی است که توسط گیتار الکتریک (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%A7%D9%84%DA%A9% D8%AA%D8%B1%DB%8C%DA%A9)، گیتار باس (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%A8%D8%A7%D8%B3) و درامز (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B2)؛ و اغلب با تاکید روی ضربهای قوی پشتیبانی می شود. سازهای موسیقی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB% 8C_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF) کلیددار، مانند ارگ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%DA%AF_%28%D8%B3%D8%A7%D8%B2%29) و پیانو (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88)، اغلب در انواع مختلف موسیقی راک مورد استفاده قرار میگیرند. در تاریخچهٔ راک و اوایل توسعهٔ این نوع موسیقی، استفاده از سازهای بادی برنجی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A8%D8%A7% D8%AF%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AC%DB%8C) و چوبی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A8%D8%A7% D8%AF%DB%8C_%DA%86%D9%88%D8%A8%DB%8C)، مانند ساکسفون (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%81%D9%88%D9%86)، بطور عمومی در بعضی سبکها رایج بودند، اما در سبکهای فرعی جدیدی که از سال ۱۹۹۰ به وجود آمد، کمتر مورد استفاده هستند. موسیقی راک از نظر وسعت سبکها بسیار گسترده است و از نظر تأثیرات اجتماعی و گستردگی شنوندگانش در بین انواع موسیقی بیهمتاست. راک اند رول (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%A7%DA%A9_%D8%A7%D9%86%D8%AF_%D8%B1%D9%88 %D9%84) و راکابیلی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%A8%DB% 8C%D9%84%DB%8C&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF) نفوذ عمدهای در موسیقی راک داشتند. نام راک کوتاه شده عبارت راک اند رول است و از فعل to rock در زبان انگلیسی به معنای جنباندن و تکان خوردن میآید و در سال ۱۹۶۰ که موسیقی راک انگلیسی توسعه یافت، واژه «موسیقی راک» عمومی و مردمیتر شد. از اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی نام راک اند رول صرفاً به موسیقی دهه ۵۰ و ۶۰ اطلاق شده ولی نام راک همچنان بهعنوان نام فراگیر این گونه (که شامل راک اند رول هم میشود) بهکار میرود. موسیقی راک با توسعه و گسترش سبک خود و تداخل با موسیقی انگلیسی و نفوذ آن، و علیرغم محدودیتها و شرایط اجتماعی، یک پدیده فرهنگی بینالمللی شد. موسیقی راک، شامل انواعی از سبکهای مختلف و متنوع است که از مقبولیت عمومی گستردهای برخوردار هستند. این موسیقی در بلوز (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%84%D9%88%D8%B2) ریشه دارد.


سبک های موسیقی راک


راک اند رول

راک اند رول که یکی از سبکهای تأثیر گذار و متداول در موسیقی راک است، روندی غیر قابل پیش بینی را طی کرده در ابتدا زمانی که راک بازها موسیقی کانتری (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B1%DB%8C) و بلوز (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%84%D9%88%D8%B2) را با هم تلفیق کردند، راک دارای مشخصههای بارزی مثل آنارشیسم (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D9%85) بود ولی بعدها با گذشت زمان، این مشخصه نادیده گرفته شد و این نوع موسیقی به سمت کسب مهارت و ایجاد تحول رفت.الویس پریسلی معروف به پادشاه، مهم ترین شخصیت راک ان رول و موفق ترین شخصیت تاریخ سبک راک است.


پاپ/راک

پاپ/راک (Pop/Rock) یکی از عمدهترین شاخههای موسیقی محسوب میشود که به طور کلی به هر نوع موسیقی پاپ ساخته شده پس از دوران جذب راک اند رول به پاپ، Pop rock میگویند. از ویژگیهای این سبک ملودیک و گیرا بودن موسیقی آن است. از گروههای مشهور فعال در این سبک میتوان به Everly Brothers (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=Everly_Brothers&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF)، مدونا (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AF%D9%88%D9%86%D8%A7) ، Rowed House و سیلین دیون اشاره کرد.
سافت راک

گرچه سبک سافت راک (Soft Rock) در اوائل دهه هفتاد پایه گذاری شد اما زمزمههای آن از اواخر دهه شصت آغاز شده بود. سافت راک موسیقی ملایمیست که بیشتر تکیه بر خواننده و ترانه سرا دارد تا نوازنده؛ تجاری نگاه کردن به موسیقی یکی از ویژگیهای این سبک است.
سافت راک تا حدی متمایل به پاپ-راک است اما با فضایی ملایمتر و نرمتر. گروههایی مثل کارپنترز (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%BE%D9%86%D8%AA%D8%B1%D8%B2) و شیکاگو تکیه بر موسیقی ساده و ملودیک داشتند و در طول حیات خود با تهیه کنندگان مختلفی هم کار کردند. در طول دههٔ هفتاد، سافت راک بازار موسیقی را تحت تأثیر خود قرار داد و به طور جدی موسیقی تلفیقی هم عصر خودش را دچار دگرگونی کرد




هارد راک

از نظرِ اکثریت دست اندر کاران موسیقی، دو سبک هارد راک (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AF_%D8%B1%D8%A7%DA%A9) و هوی متال (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%84) مشابه هستند. چرا که شباهتهای بسیار زیادی بهم دارند. در هر دو مورد صدای خشن گیتار کاملاً قابل تشخیص است و بطورِ معمول نقش اساسی را در گروه، خواننده اجرا میکند که معمولاً وظیفه نواختن سازی را هم به عهده دارد. اگر چه تفاوتهای اساسی نیز دیده میشود از جمله لزوم وجود ریتم در پس زمینه موسیقی هارد راک. در صورتی که این ویژگی در موسیقی هوی متال دیده نمیشود بلکه این نوع موسیقی بر صدای خشن گیتار و ریتمهای کوبهای تکیه دارد.
هارد راک در اواخر دههٔ ۶۰ رشد خودشو رو آغاز کرد و بهعنوان یک موسیقی روان گردان باب شد و تحولی در زمینه موسیقی راک ایجاد کرد. در هارد راک کمتر از بلوز از بداهه نوازی استفاده میشود و در عین حال به خشونت سبک هوی متال نیست. اگرچه همان سولوهای طولانی و صداهای خشن در هارد راک نیز هست. در این سبک این ریتمها و ریفها هستند که بیشترین اهمیت را دارند و باید به بلندترین شکل ممکن نواخته بشوند.
اسکورپیونز (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%BE%DB%8C%D9%88%D 9%86%D8%B2) گروه هارد راک آلمانی است که با فروش بیش از ۲۵۰ ملیون آلبوم جایگاه خودش را به عنوان یکی از موفقترین گروههای راک قاره اروپا ثبت کردهاست .این گروه از پرفروشترین گروههای راک و همچنین موسیقی به شمار میرود. رودلف شنکر (آواز و گیتار الکتریک) این گروه را با حضور کارل-هینز فولمر (گیتار لید)، لوتار هیمبرگ (گیتار بیس) و ولفگنگ دزیونی (درام) در سال ۱۹۶۹ در هانوور تشکیل داد. سپس در سال ۱۹۹۱ برادر کوچک شنکر به نام میخایل (گیتار لید) و دوست صمصیمیاش کلوز مین (آواز) به گروه پیوستند. در سال ۱۹۷۲ گروه موفق شد اولین آلبومشان را به نام «Lonesome Crow» ضبط کند.
ُاسکورپیونز آهنگهای زیبا و پرطرفدار زیادی از جمله «Still Loving you»، ‏«Are You The One» و «A Moment In A Million Years» را اجرا کردند که باعث محبوبیت آنان گشت. اسکوررپیونز از معدود گروههای راک دنیا میباشد که کنسرت و تورهای بزرگی اجرا میکند. هرچند اسکورپیینز در دهه ۷۰ میلادی نیز شناخته شده بود (مخصوصآ در ژاپن (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86))، اما بیش از هر چیز با ترانههای «Rock You Like a Hurricane» در سال ۱۹۸۴ و «Wind of Change» در سال ۱۹۹۰ به شهرت رسید.
گرانج


سبکی که اوج درخشش آن در دهه ۹۰ اتفاق افتاد و تبدیل به محبوبترین سبک هارد راک این دهه شد و این درخشش نتیجه خلاقیت کرت کوبین و بقیه اعضای نیروانا بود. سبکی که از دل بلک سبث برخاست و حاصل ترکیب موسیقی پانک و هوی متال بود و البته گرایشش بیشتر به سمت پانک بود تا هوی متال (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%84)، بخصوص در انتخاب اشعار و نوع اعتراض موسیقیایی آن. اما در نحوه نواختن ریفها به هوی متال شباهت بیشتری داشت. این سبک دارای دو نسل و دورهٔ مشخص است: نسل اول شامل گروههای گرین ریور، ماد هانی میشد که این موج هنوز هم ادامه دارد و ریفهای آن سنگین تر و خشن تر از ریفهای دورهٔ دوم است. مشهورترین گروه از موج دوم نیروانا است که موسیقی آن ملودیک تر از سایر گروههای گرانج است و مهمترین ویژگی آن stop-start زیاد آنست

آلترنیتیو راک

آلترنیتیو راک (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%84%D8%AA%D8%B1%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D 9%88_%D8%B1%D8%A7%DA%A9) یکی از شاخههای راک است که تمام گروهای پست پانک (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B3%D8%AA_%D9%BE%D8%A7%D9%86%DA%A9) رو از اواسط دهه هشتاد تا اواسط دهه ۹۰ تحت تأثیر خودش قرار داد. آلترنیتیو راک (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%84%D8%AA%D8%B1%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D 9%88_%D8%B1%D8%A7%DA%A9) شامل سبکهای گوناگونی میشود: از ملودی های زیبای Jangle Pop گرفته تا ملودی های خشن و یکنواخت اینداستریال راک (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8% B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84_%D8%B1%D8%A7%DA%A 9&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF).
پانک راک

در اواخر دهه ۶۰ و دهه ۷۰، رویدادهای اجتماعی، مانند جنگ ویتنام، تورم، و بیکاری، در موسیقی ان دوران خود را منعکس میکرد. در حالی که موسیقی جدی تر میشد، اما ارتطباتش با مسایل روزمره زندگی کم میشد و در بیشتر حالت فرار از واقعیات میگرفت. در همین زمان بود که گروههای پانک در انگلیس با تأثیر گرفتن از این جو، و همچنین با کمک از موسیقی بعضی ازگروههای آمریکایی، رو به گسترش رفتند. از اولین و مشهورترین این گروهها، سکس پیستولز بود.
تنوع های موسیقی راک در دهه ۱۹۸۰

در دهه ۱۹۸۰ موسیقی راک مردمی اشباع و جذب شد. این دوران همچنین شاهد موج جدید هوی متال انگلیسی بود. در اولین بخش این دهه شاهد هنرنمایی ابتکارها و نوآوریهای ادی وان هالندر گیتار راک، هنگامی که آواشناسهای دیوید لی راث وان هالن و فردی مرکوری (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C_%D9%85%D8%B1%DA%A9%D9%88% D8%B1%DB%8C) از گروه کوئین (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%88%D8%A6%DB%8C%D9%86) بود و او این برنامهها را در سراسر دهه ۱۹۷۰ اجرا کرد و نقش جلودار را در انجام استانداردهای برنامههای هنری به اوج رسانید. بونو از یوتو به گرایش و تمایلهای خود ادامه داد. همگام با این پدیده، باندهای موج جدید پاپ با اجرا کنندگانی مانند بیلی آیدولو گوگوسبا شهرت افزاینده خود مردمی و عمومی باقی ماند. راک قلب مملکت آمریکایی این مورد بطور قوی افزایش یافت که مثالی از آن توسط بروس اسپرینگتون، باب سگر، جان (کوگار) ملنکاپ (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D9%84%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9% 85%D9%BE&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF) و دیگران بود. که این توسط تصنیف نویسان- خوانندگان سنتی آمریکایی، پل سایمون و ستاره سابق انگلیسی برنامه راک، پیتر گابریل موسیقی راک ورل با انواع سبکهای موسیقی سنتی در سراسر جهان تقویت و معروف شد، این شهرت و معروفیت بنام *موسیقی جهانی* شناخته شد و شامل تقویت و معروفیت مانند راک نسلهای مختلف شد.
بریت پاپ

موقعی که آمریکا لبریز از موسیقی گانگ و گانگ ثانوی و هیپ هاپ بود، بریتانیا به سبک موسیقیی در اواسط دهه ۹۰ برگشت که بریت پاپ نامیده میشد و توسط باندهایی مانند سدو (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%28%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%AF%29_%D8 %B3%D8%AF%D9%88&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF)، اوسیس (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%B3)، روحیه، ردیو هد (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%87%D8%AF)، پالپ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%A7%D9%84%D9%BE) و بلِر (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%84%D8%B1_%28%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87_%D9 %85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C%29) اجرا میشد.
هوی متال

یکی از زیرشاخههای اصلی راک، سبک هوی متال (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%84) است که امروزه خود به عنوان یک شاخهٔ اصلی شناخته میشود.از موسیقی متال که به علت خشنبودن آواها به این نام خوانده میشود، به خودی خود زیر شاخههای متعددی منشعب شدهاست. دههٔ هشتاد میلادی دوران شکلگیری کاملتر و تعالی این سبک به حساب میآید.