PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : قصه تنهایی | زهرا اسدی | معرفی و نقد کتاب



باقری
1388،12،25, ساعت : 10:30 قبل از ظهر
اگه اشتباه نکنم هنوز نقد رمان قصه تنهایی نوشته زهرا اسدی گذاشته نشده
این رمان توسط دوستان عزیز shahzad (http://www.forum.98ia.com/member7045.html) و طیبه تایپ شد که دستشون درد نکنه

نظرتون در مورد این رمان چیه؟

پروانه پرستار جوانی که در شب عروسی اش بر اثر تصادف همسر خود را از دست داده هنوز بعد از چند سال نتوانسته او را فراموش کند و همیشه افسرده و در خود فرو رفته است . او در بیمارستان با پزشکی که به گفته بقیه او نیز زندگیش شبیه اوست آشنا می شود و چون در یک بخش کار می کنند زندگیشان به نوعی به هم پیوند می خورد .

لینک دانلود : دانلود رمان قصه تنهایی | زهرا اسدی (http://www.forum.98ia.com/t28149.html)

azin_kh
1388،12،25, ساعت : 10:38 قبل از ظهر
بد نبود در کل کتاب متوسطی بود به نسبت قلب طلایی یا راز ونیاز خانم اسدی ضعیف تر بود

havijjo0nam
1388،12،25, ساعت : 11:13 قبل از ظهر
من این کتابو از سایر نوشته های خانم اسدی بیشتر دوست دارم :-8-:
به نظرم آدم خیلی راحت با شخصیتهای کتاب ارتباط برقرار می کنه

Mahtab70
1388،12،25, ساعت : 11:24 قبل از ظهر
هر نویسندهای کتابهای عالی و معمولی داره اون دیگه بستگی به سلیقه و احساس هر کسی داره ولی کلا خانوم زهرا اسدی نویسنده بسیار خوبی هستن و این رمان هم خیلی خیلی خوب بود.شخصیتها همه خوب بودن مخصوصا دکتر رستگار و بهزاد،و صد البته پروانه :-6-:دستشون درد نکنه برای رمانهای خوبی که مینویسن:-8-::-41-:

maryam1363
1388،12،25, ساعت : 12:21 بعد از ظهر
دست هر دو تا تایپیست درد نکنه
کتاب خوبی بود
من از قلم زهرا اسدی خوشم می آد مخصوصا اینکه خیلی از خاطرات رو برام زنده می کنه
سیر داستان هم بد نبود
منطقی پیش می رفت

harimeshgh
1388،12،25, ساعت : 01:11 بعد از ظهر
کتاب بدی نبود اما من راز نیاز را بیشتر دوست دارم.

zarin
1388،12،25, ساعت : 01:56 بعد از ظهر
خانم اسدی،از پیش کسوتان رمان و رمان نویسی بعد از انقلاب هستند و سبک جذاب و دلنشینی در نوشتههاشون دارن.این کتاب هم از کارای خوب ایشون محسوب میشه.با آرزوی اینکه شاهد ادامه ی کارای زیبای ایشون باشیم

باقری
1388،12،26, ساعت : 08:22 قبل از ظهر
از نظر من فقط میشه بگی رمان بدی نبود و اون توقعی که از نویسنده میرفت رو برآورده نکرد

تو این رمان همه شخصیتها به طور اغراق آمیزی بی نظیر بودند و از همه بهتر یا بدتر بگم پروانه بود
(دکتر رستگار و یا دکتر رئوف و ...)
فقط کمی از حسودی زن مجید صحبت شد که خواننده با دونستن موضوع به اون حق میداد(مجید یه زمانی خواستگار پروانه بوده)

فقط یک نکته:
آدم هر چی هم کار داشته باشه سر جلسه بله برون خواهرش حاضر میشه(کاری که پروانه در مورد بله برون خواهرش پریسا انجام نداد در صورتی که محل کارش هم تو همون شهر خودشون بود)

پروانه!
1389،01،15, ساعت : 11:30 بعد از ظهر
اولین رمانی که خوندم قصه تنهایی بود،اونموقع کوچولو بودم،خیلیییییییییییییی خوشم اومد،فکر می کردم قشنگ تر از این رمان نخواهم خوند!
ولی حالا به نظرم جزء رمانای ضعیفه ولی دوستش دارم

asgari
1389،02،30, ساعت : 12:35 بعد از ظهر
سلام
قشنگ بود.
یه جورایی شبیه همخونه بود.ولی همخونه جذاب تر بود من که عاشقش شدم(همخونه رو میگم ها):-2-04-::-2-04-:

osweh
1389،04،04, ساعت : 02:47 بعد از ظهر
رمان های خانم زهرا اسدی به غیر از یکی دوتاش ، خیلی قشنگه. جذاب با قلم و نثری زیبا. از این کتابشون هم خیلی خوشم اومد. از خوندنش لذت بردم. مرسی از دوستانی که تایپش کردن.

شادیه
1391،04،15, ساعت : 05:32 قبل از ظهر
بهترین رمان خانم اسدی از نظر من
خیلی با احساس توصیف شده خصوصا احساس پروانه به کوروش

Yasnaaaa
1391،04،22, ساعت : 03:00 قبل از ظهر
این کتاب خانم اسدی هم احتمالا توی همون سالهای نگارش "گناه عشق"، "گمشده" یا "درجستجوی بهار" نوشته شده.
ولی طرز نگارششون خیلی بهتر شده.
مثلا اگه اون کتابها رو با "راز نیاز" یا "آنسوی خیال" (که بعد از چند سال از خانم اسدی منتشر شد) مقایسه کنیم، علاوه بر موضوع، نگارش نویسنده هم خیلی پخته تر شده...
قصه ی تنهایی به نظر من قشنگ بود. از اون دست کتابهایی که یهو دلت واسش تنگ میشه و دوست داری یه سرکی توش بکشی!