PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آخرین رمانی که خوندید چی بود؟


صفحه ها : 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 [22] 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53

+Lily
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۸:۲۶ بعد از ظهر
آنتی عشق از خورشید و شهریور
خیلی قشنگ بود ، خوشم اومد :-2-41-:

حتی تو داستانای تکراری هم همیشه چیزای نو و جدید پیدا میشه :-2-38-:

nacm7114
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۸:۲۹ بعد از ظهر
زخم خوردگــــ ان تقديـــــر..............

kodaki
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۹:۴۰ بعد از ظهر
لبخند خورشید .........
اولش خوب شروع شد ولی به نظرم اخراش بد بود انگاری فقط میخواست زودتر تمومش کنه ...

Aftab72
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۹:۴۳ بعد از ظهر
آنتي عشق......
خيلي قشنگ بود!!!!

*9092*شادی
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۹:۴۶ بعد از ظهر
کسی می آید از مریم ریاحی
بد نبود ....

zahra@m
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۹:۵۵ بعد از ظهر
عشق در 4 دیواری

-نازلی-
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۱:۱۴ بعد از ظهر
عادت می کنیم از زویا پیرزاد.
عالی بود.
دوستش داشتم.

sevda-ss
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۱:۱۸ بعد از ظهر
آنتی عشق ........عالی بود

pegah.a
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۱:۳۰ بعد از ظهر
anti eshhhhhhhhhhhhhhhhhhgh
تو انجمن فارسی تایپ کنید لطفا !

ململ خانم
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۱:۳۴ بعد از ظهر
انتی عشق و پدر خوب از خورشید عزیز عالی بودن..............

رمانتیک...
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۱:۳۴ بعد از ظهر
عشق توت فرنگی نیست.....

havij89
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۱:۳۸ بعد از ظهر
غرور و تعصب
از جین اوستون
اولاش یه کم برام خسته کننده بود ولی از وسطاش جذاب شد !!

راز مخفی
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۱:۴۴ بعد از ظهر
کتاب جنگ و صلح که از بزرگترین شاهکارهای لئون تالستوی می باشد و همچنین کتاب آناکارنینا
این کتابی که دارم میگم خیلی باحاله یعنی اگه از دستش بدی نصف عمرت برفناست خاطرات هوشنگ مرادی کرمانیه اسمش هم هست
شما که غریبه نیستید

shamim_13
۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۲:۴۵ قبل از ظهر
کسی می آید از مریم ریاحی
تلافی از خانم سیمین شیردل

N A R S A N
۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۱:۰۲ قبل از ظهر
طلایه ...........نگاه عدل پرور
قشنگ بود خوشمان امد

davidvilla7
۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۱:۰۸ قبل از ظهر
راستش تا حالا رمان نخودم،یعنی علاقه نداشتم. . . . .
آخه چند تا دلیل بیارید که رمان خوندن خوبه. . . .
شاید ما هم رمان خوندیم. . . . .

ساغر 68
۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۱:۱۶ قبل از ظهر
احتمالا گم شدم از سارا سالار .
جالب بود.
خوشم اومد.

فهیمه67
۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۴:۵۷ قبل از ظهر
عشق در چهار ديواری؛از بچه هاي سايت ؛خيلی قشنگ بود:-2-16-:

mahisadun
۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۴:۵۹ قبل از ظهر
پدر خوب از خورشید جووون

**_cute_**
۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۰:۲۱ قبل از ظهر
قرارمون نبود

~B@H@R~
۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۰:۴۳ قبل از ظهر
من یه پسرم

S@H@R_70
۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۰:۵۳ قبل از ظهر
راحیل .چندبارخوندمش

aryanna
۱ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۳۷ بعد از ظهر
کدامین نگاه

Majid.M.K
۱ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۵۱ بعد از ظهر
نقاب مرد عاشق anital

AL0NE * LOVE
۱ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۵۳ بعد از ظهر
زندگی غیر مشترک

e.melorina.s
۱ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۵۸ بعد از ظهر
لالایی برای دختر مرده...

~ MisS Fati ~
۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۳۰ قبل از ظهر
آنتی عشق و شروع از پایان :-2-38-:

*shakiba*
۳ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۳۰ قبل از ظهر
عروس 18 ساله.خوب بود:-2-37-:
یه خورده عکس العمل ها غیر واقعی بود.ولی خب طنز بود دیگه:-2-22-:

*Gift*
۳ خرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۱۰ بعد از ظهر
پیچک های احساس.............
خوب بود.....

roxana77
۳ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۴۱ بعد از ظهر
تمناي تو
تينا عبدالهي
نشر علي

M.R.K
۳ خرداد ۱۳۹۱, ۰۹:۲۵ بعد از ظهر
رمان منم بازی

Aftab72
۳ خرداد ۱۳۹۱, ۰۹:۲۸ بعد از ظهر
عشق در چاردیواری........
خوب بود!!

دختر مسافر
۳ خرداد ۱۳۹۱, ۰۹:۳۱ بعد از ظهر
آنتی عشق خوب بود

نیلوفر دختر دریا
۴ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۲۹ قبل از ظهر
افسانه

راضیه حاتمی زاده

خلاصه : افسانه دختری هست که هنرپیشه شدن براش یه هدف و آرزو هست و برای رسیدن به این آرزو حاضره دست به هرکاری بزنه..


از نظر من این کتاب محشر بود. نمی دونم چندتا کتاب دیگه می تونم بخونم که این حس رو بهم بده ، اما کتاب افسانه رو خیلی خیلی دوست داشتم. شاید چون همیشه این موضوع برام جذاب بوده و همیشه دوست داشتم اگه استعداد نویسندگی داشتم روی این موضوع کار کنم.

قلم نویسنده عالی بود.

:-105-:

et@ReH$
۴ خرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۰۵ بعد از ظهر
آخرین رمانی که خوندم.....
شهره ی شهر نوشته ی samanka80 کاربر همین سایت....
کتابای سامان کلا فوق العاده اس....
خیلی قشنگ مشکلای جامعه رو میبینه...خیلی....
من که خوشم اومد...

nafasiii
۴ خرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۲۰ بعد از ظهر
عروس 18ساله

.nox.
۴ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۲۴ بعد از ظهر
قلب طلایی از زهرا اسدی.
کلا کتابای این نویسنده رو دوست دارم

angle66
۴ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۳۶ بعد از ظهر
من کتاب بیوتن نوشته رضا امیر خانی رو خوندم.این کتاب ادامه رمان ارمیا از همین نویسنده است.ارمیا در مورد یه جوون از یه خانواده مرفه و پولداره که تصمیم میگیره بره جنگ.و در مورد سیر تحولی شخصیت ارمیاست.کتای قشنگیه و این رو هم بگم که این رمان عاشقانه نیست.بیوتن در مورد اینه که این آدم ایرانی که نماد یه ادم معتقد از جنس جنگه روزی که میره سر خاک دوست شهیدش دختری رو میبینه که از آمریکا اومده به عنوان یه محقق و ...و در آخر این فرد میره آمریکا.بیوتن در مورد تغییر نگاه و رویکرد زندگی این آدم بین ایران و یه کشور غربیه با تمام باورهای اعتقادی و چالشی که این فرد با
باور های یه فرهنگ دیگه داره.

.nox.
۴ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۴۶ بعد از ظهر
قلب طلایی از زهرا اسدی.
کلا کتابای این نویسنده رو دوست دارم

النا000
۵ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۴۰ بعد از ظهر
خلوت نشين عشق از ليلا عبدي

ویدا.ف
۵ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۴۴ بعد از ظهر
نبض تپنده
عالی بود

melikappp
۵ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۴۵ بعد از ظهر
برایت می میرم
ترجمه شده نودوهشتیا

rahil_banoo
۵ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۵۰ بعد از ظهر
عشق در چهار دیوای. نوشته کاربر سایت

bozhneh
۵ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۵۵ بعد از ظهر
عشق در چهار دیواری:-2-15-:

rahil_banoo
۶ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۰۰ قبل از ظهر
عشق در چهار دیواری

گردافريد
۶ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۰۸ قبل از ظهر
انسوي مرز عشق فرناز نخعي

لاله عاشق
۶ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۱۲ قبل از ظهر
زندگی غیر مشترک الان تمومش کردم خوب بود

گردافريد
۶ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۱۲ قبل از ظهر
از كاربرا -هم سايه ي من

خوان
۶ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۵۳ قبل از ظهر
همسایه من

بهش 10 میدم.

HAPOO_6
۶ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۵۴ قبل از ظهر
من ادریس رو خوندم بهش از 10 نمره 9/5 رو میدم

hessam021
۶ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۱۵ قبل از ظهر
چشم هایی به رنگه عسل

از 10 20 میدم بهش

goodgirl988
۶ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۱۷ قبل از ظهر
قرار نبود 10

saeedzarnooshe
۶ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۱۹ قبل از ظهر
الی از 10 بهش 8 میدم

sahar bala
۶ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۲۳ قبل از ظهر
شب های تنهایی.........10 میدم

نیمه ابری
۶ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۵۲ قبل از ظهر
قمار سرنوشت 8

nastiya
۶ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۵۳ بعد از ظهر
وسوسه ی نیلا بوده!
همه دیگه میشناسنش!

...دخترصحرا...
۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۳:۴۵ بعد از ظهر
لعیای عشق و دالان بهشت خیییییییییلی قشنگ بودن ولی من نویسندشو ن رو یادم نیس......

neda - jojo
۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۹:۳۵ بعد از ظهر
هم خونه:-2-35-:
که اصلاً ازش خوشم نیومد...:-2-28-:
خیلی آبکی بود:-2-43-:
هنوز دارم حسرت چشمامو میخرم که به خاطر اون کتاب تا دوهفته درد میکردن:-2-36-:

رضاره
۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۹:۳۶ بعد از ظهر
عشق توت فرنگی نیس همین الان تمومیدمش...:-2-27-:

* سعیده *
۶ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۱۴ بعد از ظهر
بی ستاره از مریم ریاحی، خیلی قشنگ تر از همخونه بود........

*parvaz*
۶ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۴۹ بعد از ظهر
و شاید گاهی عشق
از کاربرای سایت بودازshadi joon و blue berry
رمان قشنگیه .:-2-40-:

Sokout_momtad
۸ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۵۰ قبل از ظهر
پدر خوب از خورشید قشنگ بود هم قلمش هم موضوع رمان:-2-38-:

NAVA22
۹ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۴۲ بعد از ظهر
مهر زیبا:-2-39-:. داستان دختر گوژپشت و...:-2-38-:

venoos1993
۹ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۱۰ بعد از ظهر
عشق و آتش از نیلا

sang_e_saboor
۹ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۱۷ بعد از ظهر
بازگشت رو خوندم.
میشه گفت خیلی خوب بود. یه جورایی ایده ی کتاب منو یاد دلتورا می انداخت. اما آخرش مبهم شد

*Hadis_71*
۹ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۳۱ بعد از ظهر
قرار نبود :-2-28-: دختره خیلی میرفت رو اعصاب :-2-28-:

sara-2
۹ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۴۸ بعد از ظهر
تمنای وجودم
خیلی باحال بود

asoodeh
۹ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۴۹ بعد از ظهر
رایکا........ خوشم نیومد............

pegah.a
۹ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۵۸ بعد از ظهر
majnon taraz farhad.fogholade bod:-2-27-:
تو انجمن فارسی تایپ کنید لطفا !

Cloud_Strife
۱۰ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۱۵ قبل از ظهر
ناتور دشت|دی.جی.سلینجر

mahsaok
۱۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۱:۳۹ بعد از ظهر
رج زدن

~ Abji ZAhra ~
۱۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۱۱ بعد از ظهر
رمانای توایلایت(شفق،ماه نو،خسوف ، سپیده دم) خیلیا داستانشو میدونن داستان دختریه که عاشق یه خون آشام میشه و دردسرای بعد از اون!
شفق و ماه نو خییییلی قشنگ بودن ولی روند دو تای اخرشو زیاد دوس نداشتم( خیییییلیم صحنه داشتن این دوتا):-2-14-:

asalia
۱۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۴۸ بعد از ظهر
نبض تپنده بسیار زیبا بود:-118-:

pegi03
۱۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۳:۰۵ بعد از ظهر
فک میکنم قرار نبود

*!_Gole Yas_!*
۱۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۴:۵۵ بعد از ظهر
همینجا توسکا و اسیرشدگان مگه تموم میشن حالاااااااااااااااااااااا ااا!
هر دو موضع متفاوتی دارن امیدوارم آخرشونم قشنگ باشه نه اشک آور...واقعا عاشقانه هستن

~foroozan~
۱۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۴:۵۸ بعد از ظهر
شاه ماهی از عاطفه منجزی
خیلی قشنگ بود با موضوعی متفاوت

juju96
۱۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۰۰ بعد از ظهر
من تو او دیگری/ روزان من/پرتو/قرار نبود/مستی برای شراب گران قیمت

ندا از تهرون
۱۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۰۰ بعد از ظهر
باز باران...
نویسنده: ندا بشر دوست
چاپ اول!
خیلی هم دوسش دارم!

ܓܨ پری قصه ها ܓܨ
۱۰ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۱۸ بعد از ظهر
آنبربران

#mahnaz#
۱۰ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۱۹ بعد از ظهر
انتی عشق

*::*MinoOoshi *::*
۱۰ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۲۱ بعد از ظهر
قرار نبود از هما پور اصفهانی

زنجبیل
۱۰ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۲۹ بعد از ظهر
سیمای زنی در میان جمع - هانریش بل

shamim_13
۱۰ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۳۰ بعد از ظهر
در سکوت یک زن
الانم دارم رمان زن بیگناه نوشته بالزاک رو می خونم دیگه آخراشم

DataBus
۱۱ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۲۳ بعد از ظهر
نام کتاب: سرنوشت سازان
نویسنده: فرانک هربرت
مترجم: محمد قصاع
ناشر: کتابسرای تندیس

توضیح پشت جلد: «چم» ها موجوداتی ابدی و پیشرفته هستند که آن ها در کهکشان پراکنده هستند. اما موجودات ابدی با عمر بی پایان خود چه باید بکنند؟
چگونه وقت خود را بگذرانند تا حوصله شان سر نرود؟
چگونه باید تکثیر نسل را تحت فرمان داشته باشند تا دچار عواقب وحشتناک انفجار جمعیتی نشوند؟
چه بهایی را باید برای داشتن فرزند بپردازند؟
انسان ها موجوداتی فانی با عمر کوتاه هستند.
آنها در مقایسه با چم ها، موجوداتی اولیه و عقب مانده محسوب می شوند.
انسان ها و چم ها چگونه با هم آشنا خواهند شد و چه تأثیری بر هم خواهند داشت؟
آن ها چه تعاملی با هم خواهند داشت؟
آیا انسان ها به راحتی تسلیم خواهند شد؟ یا روح سرکش شان چم ها را به تفکر وا خواهد داشت؟

kodaki
۱۱ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۵۲ بعد از ظهر
دختری در مه از خانم حمزه لو ...
جالب بود، قلم خانم حمزه لو را دوس دارم
یکی از جالبی های کارش اینه که اخرش را کاملا شفاف و روشن تموم نمیکنه با یک جمله و یا یه حرکت نهایت داستان را میرسونه ...

N@RV@N
۱۱ خرداد ۱۳۹۱, ۰۹:۴۶ بعد از ظهر
حسرت عشق.محشر بود.مرضیه رحمانی

DataBus
۱۱ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۴۲ بعد از ظهر
نام کتاب: مأمور ِ ما در هاوانا

نویسنده: گراهام گرین || مترجم: غلامحسین سالمی
ناشر: کتابسرای تندیس || چاپ اول: 1390
قیمت: 9000 تومان || تعداد صفحات: 341

توضیح پشت جلد:
داستان مردی است که به گونه ای اتفاقی و کاملاً ناخواسته جاسوس می شود. و به استخدام سرویس عریض و طویل اطلاعاتی بریتانیا در می آید.

توضیحات من:
این مرد انگلیسی، فروشنده ی جاروبرقی است! در اصل نمایندگی یه شرکتی رو بر عهده داره. فقط هم یه کارمند کوبایی داره.
داستان در کشور کوبا اتفاق می افته.
یه دختر به اسم میلی داره که خیلی مذهبی است، یا لااقل ادای مذهبی بودن در میاره.
این مرد، یه دوست آلمانی داره که دکتر است.
بعد ازاین که به طور اتفاقی جاسوس میشه، کلی پول از سرویس می گیره، و کلی دروغ تحویل می ده!
از شانس ِ خوبی که داره، گزراش های دروغش رو باور می کنن، بهش میگن که باید نیرو بگیره.
اینم الکی یه سری اسم از اهالی رو می فرسته و کلی خیال پردازی می کنه درباره ی شخصیت های دروغین که استخدام کرده و ...
در آخرهای داستان، جدی جدی مجبور میشه جاسوس بازی دربیاره، دکتر آلمانی کشته میشه، می خواستن توو یه جلسه یی این مرد رو مسموم کنن و ...
نسبتاً جالب است این داستان.
اینو امروز صبح شروع کردم، همین چند دقیقه پیش خوندنش تموم شد.

koosar
۱۲ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۱۵ قبل از ظهر
مجنون تر ازفرهاد.فوق العاده بود:-2-41-:

گردافريد
۱۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۱:۲۶ قبل از ظهر
بازنشسته

MY SWEET WISH
۱۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۴۳ قبل از ظهر
دنیا پس از دنیا...مثل 99 درصد رمانای دیگه موضوع تکراری و روال داستان تکراری و بدون داشتن هیچ گونه خلاقیتی.

*shakiba*
۱۲ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۴۴ بعد از ظهر
کویر تــــشنه از مریم اولیایی

خیلی قشنگ بوود:-2-41-:

mahsa qw
۱۲ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۴۸ بعد از ظهر
رمان قرار نبود.
خیلی هم رو مخ بود ولی جالب بود(چه بود بودی کردم)

Elysium
۱۲ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۴۹ بعد از ظهر
رویای خام طیبه امیر جهادی

یک روز دلگیر ابری تکین حمزه لو

seti
۱۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۲۲ بعد از ظهر
نبض تپنده عالی بود

sevda-ss
۱۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۲۷ بعد از ظهر
عشق چيز ديگري است.....قشنگ بود خوشم اومد

fari ♥ al
۱۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۳۰ بعد از ظهر
عشق چیز دیگری است... واقعا عالی بود...

ParMoun
۱۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۳۱ بعد از ظهر
آنتی عشق- پدر خوب-

mitra.ym
۱۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۳۳ بعد از ظهر
رمان : توسكا : از كاربراي سايت

☠The Best Girl☠
۱۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۳۳ بعد از ظهر
مثلث زندگی من

همون برنج
۱۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۳۶ بعد از ظهر
رمان توسکا بود:-2-31-:
قشنگ بود

✿KhanomGol
۱۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۳۸ بعد از ظهر
آناهیتا.........

ZeYnAb KhAnOoM
۱۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۳۹ بعد از ظهر
از دل آتش:-2-38-:

narges_mh74
۱۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۴۶ بعد از ظهر
نبض تپنده




:-2-28-:

Fatemeh.98
۱۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۵۱ بعد از ظهر
رمان عشق ممنوعه از افشان قائدی...............
خیلی مسخره بود:-2-28-:

respina11
۱۳ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۳۳ قبل از ظهر
عشق ویک غرور...

# NEGAR #
۱۳ خرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۳۹ بعد از ظهر
پدر خوب از خورشيد

R@N BOW
۱۳ خرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۴۲ بعد از ظهر
عشق در4دیواری:-2-40-:

R.G7496
۱۳ خرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۵۵ بعد از ظهر
مهربانو

Boshra.M
۱۳ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۰۳ بعد از ظهر
قرار نبود

shamim_13
۱۳ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۰۵ بعد از ظهر
در چشم من طلوع کن

mahi tak
۱۳ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۲۲ بعد از ظهر
نیما............

DataBus
۱۳ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۴۲ بعد از ظهر
نام کتاب: آخرین کتاب جهان || The Last Book In The Universe
نویسنده: رودهن فیلبریک || Rodman Philbrick
مترجم: سمیه کرمی
ناشر: کتابسرای تندیس
چاپ اول: 1390
قیمت: 5000 تومان
تعداد صفحات: 198 صفحه

توضیح پشت جلد:
همین حالا هم شروع شده است.
انواع و اقسام کتاب خوان های الکترونیک در بازار پیدا می شوند و تمام آثار مطرح ِ ادبی جهان با یک جستجوی کوچک در اینترنت پیدا می شوند.
می توانید دانلودشان کنید و به کتاب خوان، لپتاپ و یا حتی تلفن همراه تان منتقل شان کنید و بخوانید.
می توانید شاهکارهای ادبی ِ دنیا را بی آن که بوی کاغذ به مشام تان بخورد و زبری کاغذ را زیر دست تات حس کنید، بخوانید.
بله، شروع شده است.
منسوخ شدن ِ کتاب کاغذی شروع شده است.
کتاب فروشی های بزرگ بسته می شوند و کتاب خوان های الکترونیک جایگزین دوست های کاغذی ِ ما می شوند.
اما اگر روزی دیگر کسی هیچ کتابی نخواند چه؟
اگر مردم روزگاری حتی حوصله ی دست گرفتن ِ همین کتاب خوان های الکترونیک را هم نداشتند و ترجیح می دادند به جایش فیلم تماشا کنند و یا بازی ِ کامپیوتری انجام دهند چه؟
کتاب ها فراموش می شوند.
این همان اتفاقی است که در «آخرین کتاب ِ جهان» رخ داده.
سال هاست که دیگر کسی کتاب نمی خواند، کتاب ها و کتاب خانه ها افسانه شدند و در تمام دنیا فقط یک پیرمرد تکیده مانده که از قصه های پدربزرگ ش به خاطر دارد.
روزگاری مردمان کتاب می خواندند.
پیرمرد تنهاست، اما هنوز کتاب ها را به یاد دارد و شعله ی امید در دلش زنده است ...

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

توضیحات من:
این داستان، در آینده ی خیلی دور اتفاق می افته. جایی که کتابی وجود نداره، گذشته ی بشر نابود شده، مهندسی ژنتیک باعث به وجود اومدن گونه ی جدید بی نقص انسان به اسم «اصلاحی» شده، که خودشون رو از بقیه ی مردم عادی جدا میدونن و توو یه مکانی به اسم «ایدن» زندگی می کنن.
مردم عادی وحشی شدن، گذشته یی ندارن، هر محله یه رئیس داره که قانون خودش رو داره. و رفت و آمد از محله یی به محله ی دیگر ممنوع است.
در این بین، پسری به اسم مستعار «غشی» میخواد خواهرش رو نجات بده که دچار بیماری خونی لوکمی شده، و هیچ درمانی براش ندارن. اصلاً نمی دونن بیماریش چی است.
قرن هاست که بیماری های گذشته نابود شده.
هیچ کسی به عنوان پزشک وجود نداره.
مردم معمولی برای تفریح، سوزن هایی توو سرشون می کنن و هر چی میخوان می تونن ببینن و توو رویا فرو برن و باعث میشه که بیشتر رویا بخوان و در نهایت بمیرن ...
داستان در مورد سفر «غشی» برای نجات خواهرش است. در این بین با پیرمرد تنها به اسم «رایتر = نویسنده» و یک بچه ی کوچیک بی سرپرست به اسم «شکلات» و یک دختر اصلاحی به اسم «لایانا» آشنا بشه و ...
کتاب خیلی جالبی است. و اگه به عمق ماجرا نگاه کنی، خیلی خیلی ترسناک است ... آینده ی بشر اگه بخواد این طوری باشه، خیلی خیلی ترسناک است.
مردم معمولی تا حالا آسمان آبی ندیدن. همیشه خاکستری دیدن. تا حالا توو عمرشون سبزه و درخت و .. ندیدن. همش تصاویر سه بعدی است.
خیلی وحشتناک است ... خیلی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
یک درخواست: بچه ها، میشه یه خورده در مورد کتابی که خوندین، توضیح بدین. لااقل اسم نویسنده یی، موضوع داستان و ...

G!rl
۱۳ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۴۳ بعد از ظهر
توسکا

چپ دست
۱۳ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۴۴ بعد از ظهر
عشق در 4 دیواری!

sare_kh
۱۳ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۱۵ بعد از ظهر
عشق در 4 دیواری

0r!ent@L G!rL
۱۳ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۲۳ بعد از ظهر
روزهای با تو ....
الانم دارم توسکا رو میخونم...

مریم111
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۲۰ قبل از ظهر
باتوهستم تاهمیشه

sara-2
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۲۳ قبل از ظهر
ستاره های آرزو
خیلی جالب نبود :-2-28-:

fari ♥ al
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۱۳ بعد از ظهر
قرار نبود...

الناز جوجو
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۱۶ بعد از ظهر
تمام قلبم مال تو

رولا
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۱۹ بعد از ظهر
رمان ارباب

"َAVA"
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۲۱ بعد از ظهر
پریچهر ...ولی هدیه یشاهزاده آخراشه...

*MAHAK*
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۵۱ بعد از ظهر
من او

موج غریب
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۴۸ بعد از ظهر
کوچه باغ یادها

SHIVA.AR
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۵۳ بعد از ظهر
رمان فرشته من از fereshteh27 کاربر انجمن
دیروز تمومش کردم .:-2-31-:
عالی بود.:-2-40-:

#laleh#
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۵۳ بعد از ظهر
آنتی عشق

assassin_ahwaz
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۵۵ بعد از ظهر
زندگی غیرمشترک

K!m!@1551
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۵۸ بعد از ظهر
مهرمن خانم سيمين شيردل:-2-40-:

نفس72
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۰۱ بعد از ظهر
توسکا رو دیروز تموم کردم خیلی خیلی قشنگ بوووووووووود :-2-16-:

"Giti"
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۰۳ بعد از ظهر
تازه رمان قرار نبود... رو خوندم
محشر بود.توصیه میکنم بخونین.تو سایتم هستش.

باران.ج
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۰۳ بعد از ظهر
آخرین رمانی که خوندموو تموم شده بود "بازگشت" هست ولی الان یه ۱۷-۱۸ تا تموم نشده دارم موخونم آخریشم ابریشم و عشقه...

fatimaa66
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۰۷ بعد از ظهر
طراوت بهار

اتنا جووووونی
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۱۰ بعد از ظهر
بازگشت

سامولک
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۱۳ بعد از ظهر
قرار نبود

katy_kiani
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۲۱ بعد از ظهر
توسکا!!!!

arista
۱۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۱:۳۱ قبل از ظهر
عروس مدینا
بد نبود ولی دوس نداشتم

dokhtare sahra
۱۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۱:۳۸ قبل از ظهر
شاه ماهی یه سه ماه پیش عاطفه منجزی

classic.girl
۱۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۳:۱۹ قبل از ظهر
رمان سکوت سرد/ ن.صمیم/ نشر علی

·•● samir ●•·
۱۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۳:۲۳ قبل از ظهر
ستاره بارون ! کتاب قشنگیه ... اما خیلی کشش دادن !

*mita*
۱۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۳:۳۱ قبل از ظهر
دنیا پس از دنیا
زیاد جذبم نکرد

saye roshan
۱۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۳:۵۲ بعد از ظهر
رمان"یک اس ام اس"

تمنای هستی
۱۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۳:۵۹ بعد از ظهر
نبض تپنده ی من
پیشنهاد می کنم بخونید

mehrsa_m
۱۷ خرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۲۷ قبل از ظهر
رمان سکوت سرد از ن.صمیم
بهتره هيچي در موردش نگم اصلا !!!! :-2-42-:

icegirl20062000
۱۷ خرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۳۱ قبل از ظهر
آنوشکا که زیاد جالب نبود

بی بی گل
۱۷ خرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۳۳ قبل از ظهر
بازیچه ... فوق العاده قشنگ بود ... تخیلی و هیجان انگیز ...

بنفشه ... این هم خیلی جالب بود ... و متفاوت ...

~شب خیس~
۱۷ خرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۳۷ قبل از ظهر
اوای بی قراری...خوب بود..دوس داشتم

onlygirl121
۱۷ خرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۴۵ قبل از ظهر
رمان ارباب
خوب بود

:-2-16-:رمان ارباب
خوب بود

raha_73*(~_~)*
۱۷ خرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۴۷ قبل از ظهر
عشق خاموش.توپ بود عالی

shabnam banoo
۱۷ خرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۵۴ قبل از ظهر
رمان قرار نبود که خیلی خوشم اومد
البته دوس داشتم ترسا با نیما بره ازدواج کنه تا با این پسریه گند دماغ خل(آرتان)

اصلا من نمی فهمم چرا نویسنده ها هی دخترارو می چسبونن به پسرایی که زیادی غیرتین و دست بزن دارن...اه اه اه بدم می یاد:-2-28-:

همون غرورم تا یه جاییش قشنگه

در کل کتابش دوس داشتیمو بل:-2-27-:عیدیم

hashthasht
۱۷ خرداد ۱۳۹۱, ۰۳:۰۵ قبل از ظهر
قدرت ذهن-ژانر فانتزی- نویسندشم سینا

فرودو
۱۷ خرداد ۱۳۹۱, ۰۳:۳۳ قبل از ظهر
انجمن شاعران مرده تام شولمن - کلاین بام
با ترجمه حمید خادمی
یعنی نمی تونم نگم عالی بود

و جزیره ناشناخته از ژوزه ساراماگو
این که دیگه نیاز به توضیح نداره

الناز گوگولی
۱۷ خرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۵۳ قبل از ظهر
باد بادک باز بر اساس زندگی مردم افغانستان
جالبه:-2-40-:

فرودو
۱۸ خرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۴۵ قبل از ظهر
بیگانه| آلبر کامو
نظر خاصی ندارم راجع بهش

#Red Qeen#
۱۸ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۵۷ قبل از ظهر
دنیای قشنگ نو
نویسنده ش یادم نی.....

raheleee
۱۸ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۰۷ بعد از ظهر
از این روزها نوشته خانم بهارلویی.قشنگ بود.

yaghoti
۱۸ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۱۴ بعد از ظهر
سلام کتاب کوروش کبیر نویسنده:هارولد البرت لمب کتاب تاریخی. رمانتیک و اموزنده ای هست پیشنهاد میکنم بخونیدش

raha.love
۱۸ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۱۶ بعد از ظهر
منم باغ مارشال جلد دومش بود (خاطرات ناهید) خیلی خوب و عالییییییی بود.........

romaaa
۱۸ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۱۶ بعد از ظهر
من رمان 1 اس ام اس از همین جا دانلود کردم
به نظرم خیلی قشنگ بود اگه نخوندید بخونید

*pum pum*
۱۸ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۱۸ بعد از ظهر
هم خونه
بیییییییییستهhttp://www.gtalk.ir/images/smilies/%28198%29.gif

DataBus
۱۸ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۵۴ بعد از ظهر
نام کتاب: ماجراهای ناگوار – کتاب اول – شروع بد
نویسنده: لمونی اسنیکت
مترجم: فرزانه کریمی
ناشر: کتاب های بنفشه ـ موسسه انتشارات قدیانی
تعداد صفحات: 164 صفحه

نام کتاب: ماجراهای ناگوار – کتاب دوم – تالار خزندگان
نویسنده: لمونی اسنیکت
مترجم: فرزانه کریمی
ناشر: کتاب های بنفشه ـ موسسه انتشارات قدیانی
تعداد صفحات: 188 صفحه

توضیحات:
اگر از داستان هایی خوشتان می آید که آخر خوش دارند، شاید بهتر باشد که به سراغ کتاب دیگری بروید. این کتاب نه تنها آخر خوشی ندارد، بلکه شروع خوبی هم ندارد و اتفاقات خوبش هم چندان زیاد نیستند.
علتش هم این است که در زندگی سه بچه ی خانواده ی بودلر خیلی اتفاق خوب رخ نداده است.
وایولت، کلاوس و سانی بودلر، بجه های باهوش، دوست داشتنی و مبتکری بودند، و در ضمن قیافه های جذابی داشتند، اما خیلی خیلی بد شانس بودند، و بیشتر اتفاق هایی که برایشان می افتاد پر از بدبختی، فلاکت و نا امیدی بود. متأسفم که این را می گویم، اما داستان همین طور پیش می رود ...

توضیح: این مجموعه ی «ماجراهای ناگوار» در حال حاضر سیزده جلد است و شش جلد آن توسط این انتشارات ترجمه شده است.

shahang
۱۸ خرداد ۱۳۹۱, ۰۹:۲۸ بعد از ظهر
رمان از دل آتش

respina11
۲۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۳۳ بعد از ظهر
ازرویاهایت برایم بگواثرسیدنی شلدون...کتاب خیلی قشنگیه

eli ab
۲۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۳۵ بعد از ظهر
رمان سکوت سرد
نویسنده : ن . صمیم
قشنگ بود!

DataBus
۲۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۹:۲۷ بعد از ظهر
نام کتاب: پندارگن ـ کتاب سوم: دنیای بدون جنگ
Pendragon – Book Threeo: The Never War

نویسنده: دی.جی.مک هیل || D.J.Machale
مترجم: پروین جلوه نژاد
ناشر: کتابسرای تندیس
تعداد صفحات: 342 صفحه

توضیح پشت جلد:
بابی پندراگن پسری ورزشکار، دوستی با وفا و علاقه مند به حیوانات خانگی و مسافرت است. بابی همراه دایی پرس به دندارن می رود و آنجا در جنگ داخلی شرکت می کند. سپس به قلمرو آبی کلرال رفته، بار دیگر در مرز زمان و فضا قرار می گیرد. آنگاه وارد قلمرویی می شود که آشنا ست. آنجا زمین اول است.
بابی همراه دوستش اسپیدر که مسافر کلرال است از طریق ناودان به نیویورک سال 1937 وارد می شوند.
آن ها باید از حمله ی گانگسترها و توطئه ی جنگ، جان سالم به در ببرند و نقشه جدید سنت دین را آشکار کنند.
آیا بابی برای رویارویی با مشکلات آماده است؟

توضیحات من:
این مجموعه کتاب های پندارگن، تا الان 6 جلد ترجمه شده. و ترتیب داره، یعنی اگه یه هویی بیایی این کتاب سوم رو بخونی، هیچی دستگیرت نمی شه.

parnia.7
۲۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۹:۳۹ بعد از ظهر
زیاد رمان میخونم الان پرشان رو تموم کردم دیروز هم همسایه من قبلش همخونه ,مردکوچک, همیشه یکی هست و...

razieh76
۲۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۹:۴۳ بعد از ظهر
شفق
نویسنده:فهیمه نادری
بد نبود خوب بود!

اتنا جووووونی
۲۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۹:۴۴ بعد از ظهر
بازگشت
نویسنده:new age

Persiana
۲۲ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۱۹ قبل از ظهر
رمان یلدای غربت آذین وندادی نشر آسیم

farahi
۲۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۳۶ بعد از ظهر
توسکا - هما پور اصفهانی ( کاربر سایت ) :-2-38-:

از نظر من خیلی خوب بود موضوعش جالب و جدید بود ، ما که بسی خوشمان آمد http://www.kolobok.us/smiles/standart/yes4.gif

_SarA_
۲۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۴۰ بعد از ظهر
امروز کتاب زیر بارون بچه های انجمن رو تموم کردم

gooood girl
۲۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۵۰ بعد از ظهر
توسکا

Marziiii
۲۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۳۶ بعد از ظهر
......کاش یک زن نبودم.........

nafasiii
۲۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۵۱ بعد از ظهر
قرار نبود بود.خیلیم قشنگ بود

G!rl
۲۲ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۵۴ بعد از ظهر
این روز ها

م.بهارلویی

نشر علی بود....خیلییییی قشنگ بود:-2-41-:

DataBus
۲۳ خرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۴۰ بعد از ظهر
نام کتاب: فرزندان سایه || Shade’s Children
نویسنده: گارت نیکس || Garth Nix
مترجم: فرزین سوری
ناشر: کتابسرای تندیس
تعداد صفحات: 302 صفحه

توضیح پشت جلد:
مکان خرابه های شهر نیویورک. زمان نامعلوم.
حادثه ای عظیم، امپراطوری انسان ها را از میان می برد و زمین در وضعیتی نامعلوم است.
پسری چهارده ساله به نام «چشم طلایی» در خرابه های این شهر عظیم برای زنده ماندن تلاش می کند.
به زودی او با گروهی از نوجوانان روبرو می شود که توسط شخصی مشکوک به نام «سایه» رهبری می شوند و درصدد برانداختن ارباب ها و بازسازی انسانیت هستند.
چشم طلایی با آن ها همراه می شود تا راز ترسناک ارباب ها را کشف کند.

هوفریا
۲۳ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۱۰ بعد از ظهر
فرشته نگهبان ... ترجمه یسنا کاربر سایت

در کل ترجمه خوبی داشت

Ajolis
۲۳ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۱۵ بعد از ظهر
شاهدخت سرزمین ابدیت ....خیلی جالب بود

mina_bala74
۲۳ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۱۱ بعد از ظهر
شازده کوچولو از دوسنت اگزوپری

_TarlaN_
۲۳ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۱۵ بعد از ظهر
وقتی تو هستی

SEA SHELL-600
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۰۰ قبل از ظهر
دنیا پس از دنیا

mah2011
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۰۵ قبل از ظهر
توسکا

Aftab72
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۱۰ قبل از ظهر
دختر فوتبالیست....

لیسار
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۱۱ قبل از ظهر
سه گانه ی هفت روز شوم
عالی بود... جون می داد مال کسایی که از جادو و تخیل خوششون میاد
نشر لیوسا یا درسا

اتنا جووووونی
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۱۶ قبل از ظهر
همه زنهای من

nazgole
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۱۹ قبل از ظهر
توسکا- مرثیه عشق

sahras
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۳۱ قبل از ظهر
ta tahe donya

nazgole
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۳۲ قبل از ظهر
توسکا- مرثیه عشق

shahede
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۳۶ قبل از ظهر
باورم کن

fari ♥ al
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۲۶ قبل از ظهر
دختر شمالی...

861248757
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۴۸ قبل از ظهر
رمان دونیمه سیب1و2
موضوع:خواهر وبرادری به اسم ندا ونیما که عاشق هم میشن.خیلی رمان قشنگیه وهمینطور عاشقانه.آخرشم خوبه حتما بخونید

faez خانم
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۵۳ قبل از ظهر
کامپیوتری ناشناس عاشق
کتاب هم کوه پنجم

Henia
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۰۹:۰۰ قبل از ظهر
مسیر عشق و خوندم.نویسنده اش هم fereshte72 بود:-2-38-:

mahsaok
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۰۳:۴۶ بعد از ظهر
رهایت می کنم بی بی گل بود قشنگ بود

0r!ent@L G!rL
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۰۳:۴۷ بعد از ظهر
عشق چیز دیگریست....قشنگ بود ...دوسش داشتم...:-2-38-:

.:AMIR:.
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۰۳:۴۸ بعد از ظهر
تـــوســـکـــــا

ارشیا123
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۰۳:۵۰ بعد از ظهر
مستی برای شراب گرانقیمت خیلی خوب بود

دختر بارون
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۰۳:۵۱ بعد از ظهر
*عشق پنهان*
خوشم نیومد.یه جوری بود

amili_s95
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۰۳:۵۵ بعد از ظهر
آخرین رمانی که خوندم طلایه بود......
از نگاه عدل پرور....
کتاب قشنگی بود.....عاشقانه بود....کلا موضوعش متفاوت بود
منم کلا از ایده اش خوشم اومد چون به نظرم جدید بود

setare97
۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۰۴:۰۰ بعد از ظهر
بغض عشق.........

# NEGAR #
۲۵ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۴۰ بعد از ظهر
اگر فردا بيايد ، سيدني شلدن .....


عالي بود :-2-41-:

*Hadis_71*
۲۵ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۲۶ بعد از ظهر
الهه ناز :-2-28-:

sara-2
۲۵ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۱۳ بعد از ظهر
ساغر
بدک نبود

mahtabjon
۲۵ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۳۰ بعد از ظهر
رمان نیما نویسندش یکی از بچه های سایته
خیلی قشنگ بود
توصیه میکنم حتما بخونین

DataBus
۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۱۵ قبل از ظهر
نام کتاب: ماجراهای ناگوار – کتاب سوم – پنجره ی بزرگ
نویسنده: لمونی اسنیکت
مترجم: فرزانه کریمی
ناشر: انتشارات قدیانی (کتاب های بنفشه)
تعداد صفحات: 205 صفحه

قسمتی از اول متن:
هیجان و خاطره انگیزی ماجراهای وایولت، کلاوس و سانی شبیه آن بود که نیمه شب و در بیابانی پر از بوته های خاردار، مردی گرگ نما، آدم را تعقیب کند و هیچ کس هم نباشد که به داد او برسد.
اگر دوست دارید قصه ای بخوانید که پر از اوقات هیجان انگیز ِ خوش باشد، متأسفانه باید به اطلاعتان برسان که این کتاب را کاملاً اشتباهی برداشته اید، چون بودلرها در زندگی دلگیر و فلاکت بارشان، خیلی به ندرت اوقات خوش دارند.
بد اقبالی آن ها مسأله وحشتناکی است. آن قدر وحشتناک که من به سختی می توانم خودم را راضی کنم تا ماجرایشان را بنویسم.
بنابراین، اگر دوست ندارید قصه ای پر از غم و مصیبت بخوانید، برای کنار گذاشتن کتاب، این آخرین فرصت است.
چون بدبختی های یتیمان بودلر از همین اول جمله هایی که از این به بعد می خوانید شروع می شوند ...

razieh76
۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۳۱ قبل از ظهر
میتراود مهتاب.............................
عالی بود:-2-22-:

shahang
۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۱:۰۲ قبل از ظهر
توسكا ...قلم نويسنده خوب و روان بود
ولي يه كم غير واقعي

~Mer~
۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۱:۰۷ قبل از ظهر
کتاب: اسباب بازی های مرگبار که 6 جلد البته فعلا و تاجلد 4 بیرون اومده(البته توی ایران نه و منم زبان اصلیش رو خوندم تو نت هست)
نویسنده:Cassandra Clare

خلاصه: کلاری فرای 15 ساله ساکن نیویورک، وقتی به کلوپ پاندموینیوم می رفت، هیچ وقت تصورش رو هم نمی کرد که شاهد یک قتل باشه، مخصوصا این که این قتل توسط سه جوان با خالکوبی های عجیب و سلاح هایی که تا حالا ندیده بود، اتفاق بیافته
کلاری می دونست که هنوز می تونه پلیس خبر کنه ولی وقتی به طور ناگهانی جسد ناپدید میشه و کسی هم به جز کلار نمی تونه قاتلین رو ببینه، بنابراین توضیح دادن ماجرا برای دیگران چندادن راحت به نظر نمی رسید.
قاتل ها از اینکه کلاری می تونه اونها رو ببینه متعجب می شن. و خودشون رو شکارچیان سایه معرفی می کنند. یعنی قبیله مخفی ای که قسم خورده اند تا دنیا رو از شیاطین پاک کنند. پس چرا کلاری می تونه این اشخاص مرموز و خطرناک رو ببینه....

این خلاصه ای بود که خودم ترجمه کردم:-2-37-:

غروب عشق
۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۱:۰۸ قبل از ظهر
ارباب....بدنبودخیلیم باحال نبود!!!!!

dr_elaheh
۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۱:۱۲ قبل از ظهر
آن سوی نیمه شب از سیدنی شلدون .مثل بقیه نوشته های این نویسنده دوستش داشتم.

Persiana
۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۱:۱۵ قبل از ظهر
آوای پرستو،سمیه محمودی که همزمان با تایپ خوندمش...

Reihaneh77
۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۳:۴۹ قبل از ظهر
هیچوقت اعتراف نکن.

nightmonth
۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۴:۲۳ بعد از ظهر
بنفشه

Mahsa.R
۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۴:۲۶ بعد از ظهر
اسمش یادم نیست...فک کنم...نه یادم نماد!!!

فهیمه67
۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۱۹ بعد از ظهر
نبض تپنده از بچه های سایت
حتما بخونید

desert girl
۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۲۳ بعد از ظهر
وسوسه از نیلا

.::پارادایس::.
۲۷ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۰۶ بعد از ظهر
گابریل گارسیا مارکز....

(صدسال تنهایی)

# NEGAR #
۲۷ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۰۷ بعد از ظهر
آرزوهاي دور دست از زهرا و آيلا جون

aniss
۲۷ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۱۳ بعد از ظهر
کیمیاگر از مایکل اسکات

کیمیاگر کتاب اول از مجموعه اسرار نیکلاس فلامله

کتاب در مورد دو تا جوون به اسم جاش و سوفی نیومن هست که درگیر ماجرای عجیبی میشن که کل زنگیشون رو عوض میکنه و با نیکلاس فلامل ،کیمیاگر معروف آشنا میشن و متوجه میشن که اغلب افسانه ها که فکر میکردن فقط افسانه ست ریشه در حقیقت داره و جادو و جادوگری واقعاً وجود داره و حتی با چندتا از این افسانه ها که قصد کشتن اونها رو دارن درگیر میشن و ......

جالب بود
اسکنش تو سایت هست

*proud heart*
۲۷ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۲۹ بعد از ظهر
یک اس ام اس.اولش خوب نبود خیلی ضعیف بود ما اخرش خوب بود.از کاربرهای همین سایته

آنوشا
۲۷ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۳۳ بعد از ظهر
وسوسه که نیلا جون نوشته خیلی قشنگ بود

دختر اردیبهشت
۲۷ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۳۷ بعد از ظهر
تابستان قوها.....خارجی بود دوستش داشتم...

.::پارادایس::.
۲۸ خرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۵۴ بعد از ظهر
شماره 4 گرگ و میش: سپیده دم....:-2-38-:

CYLON
۲۸ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۰۹ بعد از ظهر
کتاب "مسخ".:-2-30-:

خیلی دردناک بود.:-2-35-::-2-30-:

یگانه_72
۲۸ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۱۱ بعد از ظهر
عشق برنامه ریزی شده

maral73
۲۸ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۱۵ بعد از ظهر
جلد دوم کتاب چهارم از سه گانه (+1) وراثت اثر کریستوفر پائولینی:-2-41-:
البته هم اکنون در حال خوندن افسانه ی ققنوس نوشته ی diena کاربر انجمن هستم!!:mrgreen:

afi90
۲۸ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۱۷ بعد از ظهر
مرثیه عشق
خلاصه اش:یهدا دختری شوخ و شلخته اس که اکثر وقتا سوتی میده . یه روز توی دانشگاه به یه پسری برخورد می کنه و بعدا متوجه می شه که اون پسر یوسف ، پسر عمه ی دوستشه . یهدا به پیشنهاد سهیلا یکی دیگه از دوستاش، به کلاس موسیقی که داخل دانشگاهشونه میره و متوجه میشه که معلم موسیقیش یوسفه..

z.s.l
۲۸ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۲۶ بعد از ظهر
دختر سرکش بود

lili_2sara
۲۸ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۲۷ بعد از ظهر
باز باران!!!!!
از مریم رضاپور

# NEGAR #
۲۹ خرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۳۹ بعد از ظهر
سوار بر بال سرنوشت نوشته كاربراي سايت

sara-2
۲۹ خرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۵۹ بعد از ظهر
روز هایی که بی تو گذشت
قشنگ بود

aqua
۲۹ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۰۵ بعد از ظهر
اخرين رمان كاملي كه خوندم پارلا بود...

nastaran.r
۲۹ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۰۸ بعد از ظهر
1 اس ام اس

madame arefeh
۲۹ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۱۱ بعد از ظهر
دختر فوتباليست را خوندم

رنگین کمون خانم
۲۹ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۱۵ بعد از ظهر
من ان 5 دقیقه رو خوندم

fat o faz
۲۹ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۵۹ بعد از ظهر
توسکا

mina12MINA
۳۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۰۰ بعد از ظهر
رمان درخیابانی که تو زندگی می کنی نوشته ی ماری هیگینزکلارک .واقعا قشنگه ،حتما بخونین(رمانای ماری هگینز همشون زیبان)

0010
۳۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۴۰ بعد از ظهر
برهوت...

SARA.15
۳۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۴۶ بعد از ظهر
جدال پرتمنا رو دارم میخونم از هما پور اصفهانی.
قرار نبود و توسکا هم تازه خوندم ازهمین نویسنده!
واقعا عالین واقعا!

z*gh
۳۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۵۱ بعد از ظهر
فرشته نگهبان

~Azita~
۳۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۹:۳۶ بعد از ظهر
فرشته ی نگهبان

دختر مسافر
۳۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۹:۴۵ بعد از ظهر
همیشه یکی هست هنوزم تموم نشده خیلی بی نظیره

نیلوفر دختر دریا
۳۱ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۰۷ قبل از ظهر
از تو می گریزم

نویسنده : مهسا آرامش

گرچه شاید ازدواج صوری موضوع تکراری باشه ولی برای من رمان جذابی بود
ولی آخرش شوکه ام کرد ! :-2-15-:

best g!rl...SH
۳۱ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۰۸ قبل از ظهر
وقتی او امد

fari ♥ al
۳۱ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۲۳ بعد از ظهر
بمون کنارم

fndgh
۳۱ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۰۶ بعد از ظهر
آخرین رمان که یه ساعت نشده تمومش کردم توسکا ولی بهترین رمانی که خوندم بیوتن و بعد اون " من او " البته بین ایرانیا نوشته ی رضا امیر خوانی

hedie9390
۳۱ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۲۲ بعد از ظهر
دختر سرکش رو خوندم تقریبا خوب بود

fr number1
۳۱ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۳۰ بعد از ظهر
مرد کوچک.....
متفاوت بود.....

EliSo
۳۱ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۳۱ بعد از ظهر
اخرین رمانی که خوندم و دوزش داشتم همیشه یکی هست از مهرسا که قلمش حرف نداره
البته بعدش بازم خوندم ولی خوب تعریفی نداشت
و اخرین رمان در حال تایپم که امروز خوندم
پــــــــــــــرتو
از شایسته بانو جون که هرچی ازش تعریف کنم اغراق نکردم

ارمغان شادی
۳۱ خرداد ۱۳۹۱, ۰۹:۴۶ بعد از ظهر
همیشه یکی هس و سلاطین شب

shahang
۲ تير ۱۳۹۱, ۰۳:۴۰ بعد از ظهر
وسوسه بد نبود