PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آخرین رمانی که خوندید چی بود؟



صفحه ها : 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 [22] 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60

+Lily
1391,02,30, ساعت : 08:26 بعد از ظهر
آنتی عشق از خورشید و شهریور
خیلی قشنگ بود ، خوشم اومد :-2-41-:

حتی تو داستانای تکراری هم همیشه چیزای نو و جدید پیدا میشه :-2-38-:

nacm7114
1391,02,30, ساعت : 08:29 بعد از ظهر
زخم خوردگــــ ان تقديـــــر..............

kodaki
1391,02,30, ساعت : 09:40 بعد از ظهر
لبخند خورشید .........
اولش خوب شروع شد ولی به نظرم اخراش بد بود انگاری فقط میخواست زودتر تمومش کنه ...

Aftab72
1391,02,30, ساعت : 09:43 بعد از ظهر
آنتي عشق......
خيلي قشنگ بود!!!!

*9092*شادی
1391,02,30, ساعت : 09:46 بعد از ظهر
کسی می آید از مریم ریاحی
بد نبود ....

zahra@m
1391,02,30, ساعت : 09:55 بعد از ظهر
عشق در 4 دیواری

-نازلی-
1391,02,30, ساعت : 11:14 بعد از ظهر
عادت می کنیم از زویا پیرزاد.
عالی بود.
دوستش داشتم.

sevda-ss
1391,02,30, ساعت : 11:18 بعد از ظهر
آنتی عشق ........عالی بود

pegah.a
1391,02,30, ساعت : 11:30 بعد از ظهر
anti eshhhhhhhhhhhhhhhhhhgh
تو انجمن فارسی تایپ کنید لطفا !

ململ خانم
1391,02,30, ساعت : 11:34 بعد از ظهر
انتی عشق و پدر خوب از خورشید عزیز عالی بودن..............

رمانتیک...
1391,02,30, ساعت : 11:34 بعد از ظهر
عشق توت فرنگی نیست.....

havij89
1391,02,30, ساعت : 11:38 بعد از ظهر
غرور و تعصب
از جین اوستون
اولاش یه کم برام خسته کننده بود ولی از وسطاش جذاب شد !!

راز مخفی
1391,02,30, ساعت : 11:44 بعد از ظهر
کتاب جنگ و صلح که از بزرگترین شاهکارهای لئون تالستوی می باشد و همچنین کتاب آناکارنینا
این کتابی که دارم میگم خیلی باحاله یعنی اگه از دستش بدی نصف عمرت برفناست خاطرات هوشنگ مرادی کرمانیه اسمش هم هست
شما که غریبه نیستید

shamim_13
1391,02,31, ساعت : 12:45 قبل از ظهر
کسی می آید از مریم ریاحی
تلافی از خانم سیمین شیردل

N A R S A N
1391,02,31, ساعت : 01:02 قبل از ظهر
طلایه ...........نگاه عدل پرور
قشنگ بود خوشمان امد

davidvilla7
1391,02,31, ساعت : 01:08 قبل از ظهر
راستش تا حالا رمان نخودم،یعنی علاقه نداشتم. . . . .
آخه چند تا دلیل بیارید که رمان خوندن خوبه. . . .
شاید ما هم رمان خوندیم. . . . .

ساغر 68
1391,02,31, ساعت : 01:16 قبل از ظهر
احتمالا گم شدم از سارا سالار .
جالب بود.
خوشم اومد.

فهیمه67
1391,02,31, ساعت : 04:57 قبل از ظهر
عشق در چهار ديواری؛از بچه هاي سايت ؛خيلی قشنگ بود:-2-16-:

mahisadun
1391,02,31, ساعت : 04:59 قبل از ظهر
پدر خوب از خورشید جووون

**_cute_**
1391,02,31, ساعت : 10:21 قبل از ظهر
قرارمون نبود

~B@H@R~
1391,02,31, ساعت : 10:43 قبل از ظهر
من یه پسرم

S@H@R_70
1391,02,31, ساعت : 10:53 قبل از ظهر
راحیل .چندبارخوندمش

aryanna
1391,03,01, ساعت : 06:37 بعد از ظهر
کدامین نگاه

Majid.M.K
1391,03,01, ساعت : 06:51 بعد از ظهر
نقاب مرد عاشق anital

AL0NE * LOVE
1391,03,01, ساعت : 06:53 بعد از ظهر
زندگی غیر مشترک

e.melorina.s
1391,03,01, ساعت : 06:58 بعد از ظهر
لالایی برای دختر مرده...

~ MisS Fati ~
1391,03,02, ساعت : 02:30 قبل از ظهر
آنتی عشق و شروع از پایان :-2-38-:

*shakiba*
1391,03,03, ساعت : 12:30 قبل از ظهر
عروس 18 ساله.خوب بود:-2-37-:
یه خورده عکس العمل ها غیر واقعی بود.ولی خب طنز بود دیگه:-2-22-:

*Gift*
1391,03,03, ساعت : 02:10 بعد از ظهر
پیچک های احساس.............
خوب بود.....

roxana77
1391,03,03, ساعت : 08:41 بعد از ظهر
تمناي تو
تينا عبدالهي
نشر علي

M.R.K
1391,03,03, ساعت : 09:25 بعد از ظهر
رمان منم بازی

Aftab72
1391,03,03, ساعت : 09:28 بعد از ظهر
عشق در چاردیواری........
خوب بود!!

دختر مسافر
1391,03,03, ساعت : 09:31 بعد از ظهر
آنتی عشق خوب بود

نیلوفر دختر دریا
1391,03,04, ساعت : 12:29 قبل از ظهر
افسانه

راضیه حاتمی زاده

خلاصه : افسانه دختری هست که هنرپیشه شدن براش یه هدف و آرزو هست و برای رسیدن به این آرزو حاضره دست به هرکاری بزنه..


از نظر من این کتاب محشر بود. نمی دونم چندتا کتاب دیگه می تونم بخونم که این حس رو بهم بده ، اما کتاب افسانه رو خیلی خیلی دوست داشتم. شاید چون همیشه این موضوع برام جذاب بوده و همیشه دوست داشتم اگه استعداد نویسندگی داشتم روی این موضوع کار کنم.

قلم نویسنده عالی بود.

:-105-:

et@ReH$
1391,03,04, ساعت : 02:05 بعد از ظهر
آخرین رمانی که خوندم.....
شهره ی شهر نوشته ی samanka80 کاربر همین سایت....
کتابای سامان کلا فوق العاده اس....
خیلی قشنگ مشکلای جامعه رو میبینه...خیلی....
من که خوشم اومد...

nafasiii
1391,03,04, ساعت : 05:20 بعد از ظهر
عروس 18ساله

.nox.
1391,03,04, ساعت : 08:24 بعد از ظهر
قلب طلایی از زهرا اسدی.
کلا کتابای این نویسنده رو دوست دارم

angle66
1391,03,04, ساعت : 08:36 بعد از ظهر
من کتاب بیوتن نوشته رضا امیر خانی رو خوندم.این کتاب ادامه رمان ارمیا از همین نویسنده است.ارمیا در مورد یه جوون از یه خانواده مرفه و پولداره که تصمیم میگیره بره جنگ.و در مورد سیر تحولی شخصیت ارمیاست.کتای قشنگیه و این رو هم بگم که این رمان عاشقانه نیست.بیوتن در مورد اینه که این آدم ایرانی که نماد یه ادم معتقد از جنس جنگه روزی که میره سر خاک دوست شهیدش دختری رو میبینه که از آمریکا اومده به عنوان یه محقق و ...و در آخر این فرد میره آمریکا.بیوتن در مورد تغییر نگاه و رویکرد زندگی این آدم بین ایران و یه کشور غربیه با تمام باورهای اعتقادی و چالشی که این فرد با
باور های یه فرهنگ دیگه داره.

.nox.
1391,03,04, ساعت : 08:46 بعد از ظهر
قلب طلایی از زهرا اسدی.
کلا کتابای این نویسنده رو دوست دارم

النا000
1391,03,05, ساعت : 11:40 بعد از ظهر
خلوت نشين عشق از ليلا عبدي

ویدا.ف
1391,03,05, ساعت : 11:44 بعد از ظهر
نبض تپنده
عالی بود

melikappp
1391,03,05, ساعت : 11:45 بعد از ظهر
برایت می میرم
ترجمه شده نودوهشتیا

rahil_banoo
1391,03,05, ساعت : 11:50 بعد از ظهر
عشق در چهار دیوای. نوشته کاربر سایت

bozhneh
1391,03,05, ساعت : 11:55 بعد از ظهر
عشق در چهار دیواری:-2-15-:

rahil_banoo
1391,03,06, ساعت : 12:00 قبل از ظهر
عشق در چهار دیواری

گردافريد
1391,03,06, ساعت : 12:08 قبل از ظهر
انسوي مرز عشق فرناز نخعي

لاله عاشق
1391,03,06, ساعت : 12:12 قبل از ظهر
زندگی غیر مشترک الان تمومش کردم خوب بود

گردافريد
1391,03,06, ساعت : 12:12 قبل از ظهر
از كاربرا -هم سايه ي من

خوان
1391,03,06, ساعت : 10:53 قبل از ظهر
همسایه من

بهش 10 میدم.

HAPOO_6
1391,03,06, ساعت : 10:54 قبل از ظهر
من ادریس رو خوندم بهش از 10 نمره 9/5 رو میدم

hessam021
1391,03,06, ساعت : 11:15 قبل از ظهر
چشم هایی به رنگه عسل

از 10 20 میدم بهش

goodgirl988
1391,03,06, ساعت : 11:17 قبل از ظهر
قرار نبود 10

saeedzarnooshe
1391,03,06, ساعت : 11:19 قبل از ظهر
الی از 10 بهش 8 میدم

sahar bala
1391,03,06, ساعت : 11:23 قبل از ظهر
شب های تنهایی.........10 میدم

نیمه ابری
1391,03,06, ساعت : 11:52 قبل از ظهر
قمار سرنوشت 8

nastiya
1391,03,06, ساعت : 12:53 بعد از ظهر
وسوسه ی نیلا بوده!
همه دیگه میشناسنش!

...دخترصحرا...
1391,03,06, ساعت : 03:45 بعد از ظهر
لعیای عشق و دالان بهشت خیییییییییلی قشنگ بودن ولی من نویسندشو ن رو یادم نیس......

neda - jojo
1391,03,06, ساعت : 09:35 بعد از ظهر
هم خونه:-2-35-:
که اصلاً ازش خوشم نیومد...:-2-28-:
خیلی آبکی بود:-2-43-:
هنوز دارم حسرت چشمامو میخرم که به خاطر اون کتاب تا دوهفته درد میکردن:-2-36-:

رضاره
1391,03,06, ساعت : 09:36 بعد از ظهر
عشق توت فرنگی نیس همین الان تمومیدمش...:-2-27-:

* سعیده *
1391,03,06, ساعت : 10:14 بعد از ظهر
بی ستاره از مریم ریاحی، خیلی قشنگ تر از همخونه بود........

*parvaz*
1391,03,06, ساعت : 10:49 بعد از ظهر
و شاید گاهی عشق
از کاربرای سایت بودازshadi joon و blue berry
رمان قشنگیه .:-2-40-:

Sokout_momtad
1391,03,08, ساعت : 07:50 قبل از ظهر
پدر خوب از خورشید قشنگ بود هم قلمش هم موضوع رمان:-2-38-:

NAVA22
1391,03,09, ساعت : 07:42 بعد از ظهر
مهر زیبا:-2-39-:. داستان دختر گوژپشت و...:-2-38-:

venoos1993
1391,03,09, ساعت : 08:10 بعد از ظهر
عشق و آتش از نیلا

sang_e_saboor
1391,03,09, ساعت : 08:17 بعد از ظهر
بازگشت رو خوندم.
میشه گفت خیلی خوب بود. یه جورایی ایده ی کتاب منو یاد دلتورا می انداخت. اما آخرش مبهم شد

*Hadis_71*
1391,03,09, ساعت : 10:31 بعد از ظهر
قرار نبود :-2-28-: دختره خیلی میرفت رو اعصاب :-2-28-:

sara-2
1391,03,09, ساعت : 10:48 بعد از ظهر
تمنای وجودم
خیلی باحال بود

asoodeh
1391,03,09, ساعت : 10:49 بعد از ظهر
رایکا........ خوشم نیومد............

pegah.a
1391,03,09, ساعت : 10:58 بعد از ظهر
majnon taraz farhad.fogholade bod:-2-27-:
تو انجمن فارسی تایپ کنید لطفا !

Cloud_Strife
1391,03,10, ساعت : 10:15 قبل از ظهر
ناتور دشت|دی.جی.سلینجر

mahsaok
1391,03,10, ساعت : 01:39 بعد از ظهر
رج زدن

~ Abji ZAhra ~
1391,03,10, ساعت : 02:11 بعد از ظهر
رمانای توایلایت(شفق،ماه نو،خسوف ، سپیده دم) خیلیا داستانشو میدونن داستان دختریه که عاشق یه خون آشام میشه و دردسرای بعد از اون!
شفق و ماه نو خییییلی قشنگ بودن ولی روند دو تای اخرشو زیاد دوس نداشتم( خیییییلیم صحنه داشتن این دوتا):-2-14-:

asalia
1391,03,10, ساعت : 02:48 بعد از ظهر
نبض تپنده بسیار زیبا بود:-118-:

pegi03
1391,03,10, ساعت : 03:05 بعد از ظهر
فک میکنم قرار نبود

*!_Gole Yas_!*
1391,03,10, ساعت : 04:55 بعد از ظهر
همینجا توسکا و اسیرشدگان مگه تموم میشن حالاااااااااااااااااااااا ااا!
هر دو موضع متفاوتی دارن امیدوارم آخرشونم قشنگ باشه نه اشک آور...واقعا عاشقانه هستن

~foroozan~
1391,03,10, ساعت : 04:58 بعد از ظهر
شاه ماهی از عاطفه منجزی
خیلی قشنگ بود با موضوعی متفاوت

juju96
1391,03,10, ساعت : 05:00 بعد از ظهر
من تو او دیگری/ روزان من/پرتو/قرار نبود/مستی برای شراب گران قیمت

ندا از تهرون
1391,03,10, ساعت : 05:00 بعد از ظهر
باز باران...
نویسنده: ندا بشر دوست
چاپ اول!
خیلی هم دوسش دارم!

ܓܨ پری قصه ها ܓܨ
1391,03,10, ساعت : 10:18 بعد از ظهر
آنبربران

#mahnaz#
1391,03,10, ساعت : 10:19 بعد از ظهر
انتی عشق

*::*MinoOoshi *::*
1391,03,10, ساعت : 10:21 بعد از ظهر
قرار نبود از هما پور اصفهانی

زنجبیل
1391,03,10, ساعت : 10:29 بعد از ظهر
سیمای زنی در میان جمع - هانریش بل

shamim_13
1391,03,10, ساعت : 10:30 بعد از ظهر
در سکوت یک زن
الانم دارم رمان زن بیگناه نوشته بالزاک رو می خونم دیگه آخراشم

DataBus
1391,03,11, ساعت : 12:23 بعد از ظهر
نام کتاب: سرنوشت سازان
نویسنده: فرانک هربرت
مترجم: محمد قصاع
ناشر: کتابسرای تندیس

توضیح پشت جلد: «چم» ها موجوداتی ابدی و پیشرفته هستند که آن ها در کهکشان پراکنده هستند. اما موجودات ابدی با عمر بی پایان خود چه باید بکنند؟
چگونه وقت خود را بگذرانند تا حوصله شان سر نرود؟
چگونه باید تکثیر نسل را تحت فرمان داشته باشند تا دچار عواقب وحشتناک انفجار جمعیتی نشوند؟
چه بهایی را باید برای داشتن فرزند بپردازند؟
انسان ها موجوداتی فانی با عمر کوتاه هستند.
آنها در مقایسه با چم ها، موجوداتی اولیه و عقب مانده محسوب می شوند.
انسان ها و چم ها چگونه با هم آشنا خواهند شد و چه تأثیری بر هم خواهند داشت؟
آن ها چه تعاملی با هم خواهند داشت؟
آیا انسان ها به راحتی تسلیم خواهند شد؟ یا روح سرکش شان چم ها را به تفکر وا خواهد داشت؟

kodaki
1391,03,11, ساعت : 12:52 بعد از ظهر
دختری در مه از خانم حمزه لو ...
جالب بود، قلم خانم حمزه لو را دوس دارم
یکی از جالبی های کارش اینه که اخرش را کاملا شفاف و روشن تموم نمیکنه با یک جمله و یا یه حرکت نهایت داستان را میرسونه ...

N@RV@N
1391,03,11, ساعت : 09:46 بعد از ظهر
حسرت عشق.محشر بود.مرضیه رحمانی

DataBus
1391,03,11, ساعت : 11:42 بعد از ظهر
نام کتاب: مأمور ِ ما در هاوانا

نویسنده: گراهام گرین || مترجم: غلامحسین سالمی
ناشر: کتابسرای تندیس || چاپ اول: 1390
قیمت: 9000 تومان || تعداد صفحات: 341

توضیح پشت جلد:
داستان مردی است که به گونه ای اتفاقی و کاملاً ناخواسته جاسوس می شود. و به استخدام سرویس عریض و طویل اطلاعاتی بریتانیا در می آید.

توضیحات من:
این مرد انگلیسی، فروشنده ی جاروبرقی است! در اصل نمایندگی یه شرکتی رو بر عهده داره. فقط هم یه کارمند کوبایی داره.
داستان در کشور کوبا اتفاق می افته.
یه دختر به اسم میلی داره که خیلی مذهبی است، یا لااقل ادای مذهبی بودن در میاره.
این مرد، یه دوست آلمانی داره که دکتر است.
بعد ازاین که به طور اتفاقی جاسوس میشه، کلی پول از سرویس می گیره، و کلی دروغ تحویل می ده!
از شانس ِ خوبی که داره، گزراش های دروغش رو باور می کنن، بهش میگن که باید نیرو بگیره.
اینم الکی یه سری اسم از اهالی رو می فرسته و کلی خیال پردازی می کنه درباره ی شخصیت های دروغین که استخدام کرده و ...
در آخرهای داستان، جدی جدی مجبور میشه جاسوس بازی دربیاره، دکتر آلمانی کشته میشه، می خواستن توو یه جلسه یی این مرد رو مسموم کنن و ...
نسبتاً جالب است این داستان.
اینو امروز صبح شروع کردم، همین چند دقیقه پیش خوندنش تموم شد.

koosar
1391,03,12, ساعت : 12:15 قبل از ظهر
مجنون تر ازفرهاد.فوق العاده بود:-2-41-:

گردافريد
1391,03,12, ساعت : 01:26 قبل از ظهر
بازنشسته

MY SWEET WISH
1391,03,12, ساعت : 08:43 قبل از ظهر
دنیا پس از دنیا...مثل 99 درصد رمانای دیگه موضوع تکراری و روال داستان تکراری و بدون داشتن هیچ گونه خلاقیتی.

*shakiba*
1391,03,12, ساعت : 12:44 بعد از ظهر
کویر تــــشنه از مریم اولیایی

خیلی قشنگ بوود:-2-41-:

mahsa qw
1391,03,12, ساعت : 12:48 بعد از ظهر
رمان قرار نبود.
خیلی هم رو مخ بود ولی جالب بود(چه بود بودی کردم)

Elysium
1391,03,12, ساعت : 12:49 بعد از ظهر
رویای خام طیبه امیر جهادی

یک روز دلگیر ابری تکین حمزه لو

seti
1391,03,12, ساعت : 06:22 بعد از ظهر
نبض تپنده عالی بود

sevda-ss
1391,03,12, ساعت : 07:27 بعد از ظهر
عشق چيز ديگري است.....قشنگ بود خوشم اومد

fari ♥ al
1391,03,12, ساعت : 07:30 بعد از ظهر
عشق چیز دیگری است... واقعا عالی بود...

ParMoun
1391,03,12, ساعت : 07:31 بعد از ظهر
آنتی عشق- پدر خوب-

mitra.ym
1391,03,12, ساعت : 07:33 بعد از ظهر
رمان : توسكا : از كاربراي سايت

☠The Best Girl☠
1391,03,12, ساعت : 07:33 بعد از ظهر
مثلث زندگی من

همون برنج
1391,03,12, ساعت : 07:36 بعد از ظهر
رمان توسکا بود:-2-31-:
قشنگ بود

✿KhanomGol
1391,03,12, ساعت : 07:38 بعد از ظهر
آناهیتا.........

ZeYnAb KhAnOoM
1391,03,12, ساعت : 07:39 بعد از ظهر
از دل آتش:-2-38-:

narges_mh74
1391,03,12, ساعت : 07:46 بعد از ظهر
نبض تپنده




:-2-28-:

Fatemeh.98
1391,03,12, ساعت : 07:51 بعد از ظهر
رمان عشق ممنوعه از افشان قائدی...............
خیلی مسخره بود:-2-28-:

respina11
1391,03,13, ساعت : 10:33 قبل از ظهر
عشق ویک غرور...

# NEGAR #
1391,03,13, ساعت : 05:39 بعد از ظهر
پدر خوب از خورشيد

R@N BOW
1391,03,13, ساعت : 05:42 بعد از ظهر
عشق در4دیواری:-2-40-:

R.G7496
1391,03,13, ساعت : 05:55 بعد از ظهر
مهربانو

Boshra.M
1391,03,13, ساعت : 06:03 بعد از ظهر
قرار نبود

shamim_13
1391,03,13, ساعت : 06:05 بعد از ظهر
در چشم من طلوع کن

mahi tak
1391,03,13, ساعت : 06:22 بعد از ظهر
نیما............

DataBus
1391,03,13, ساعت : 06:42 بعد از ظهر
نام کتاب: آخرین کتاب جهان || The Last Book In The Universe
نویسنده: رودهن فیلبریک || Rodman Philbrick
مترجم: سمیه کرمی
ناشر: کتابسرای تندیس
چاپ اول: 1390
قیمت: 5000 تومان
تعداد صفحات: 198 صفحه

توضیح پشت جلد:
همین حالا هم شروع شده است.
انواع و اقسام کتاب خوان های الکترونیک در بازار پیدا می شوند و تمام آثار مطرح ِ ادبی جهان با یک جستجوی کوچک در اینترنت پیدا می شوند.
می توانید دانلودشان کنید و به کتاب خوان، لپتاپ و یا حتی تلفن همراه تان منتقل شان کنید و بخوانید.
می توانید شاهکارهای ادبی ِ دنیا را بی آن که بوی کاغذ به مشام تان بخورد و زبری کاغذ را زیر دست تات حس کنید، بخوانید.
بله، شروع شده است.
منسوخ شدن ِ کتاب کاغذی شروع شده است.
کتاب فروشی های بزرگ بسته می شوند و کتاب خوان های الکترونیک جایگزین دوست های کاغذی ِ ما می شوند.
اما اگر روزی دیگر کسی هیچ کتابی نخواند چه؟
اگر مردم روزگاری حتی حوصله ی دست گرفتن ِ همین کتاب خوان های الکترونیک را هم نداشتند و ترجیح می دادند به جایش فیلم تماشا کنند و یا بازی ِ کامپیوتری انجام دهند چه؟
کتاب ها فراموش می شوند.
این همان اتفاقی است که در «آخرین کتاب ِ جهان» رخ داده.
سال هاست که دیگر کسی کتاب نمی خواند، کتاب ها و کتاب خانه ها افسانه شدند و در تمام دنیا فقط یک پیرمرد تکیده مانده که از قصه های پدربزرگ ش به خاطر دارد.
روزگاری مردمان کتاب می خواندند.
پیرمرد تنهاست، اما هنوز کتاب ها را به یاد دارد و شعله ی امید در دلش زنده است ...

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

توضیحات من:
این داستان، در آینده ی خیلی دور اتفاق می افته. جایی که کتابی وجود نداره، گذشته ی بشر نابود شده، مهندسی ژنتیک باعث به وجود اومدن گونه ی جدید بی نقص انسان به اسم «اصلاحی» شده، که خودشون رو از بقیه ی مردم عادی جدا میدونن و توو یه مکانی به اسم «ایدن» زندگی می کنن.
مردم عادی وحشی شدن، گذشته یی ندارن، هر محله یه رئیس داره که قانون خودش رو داره. و رفت و آمد از محله یی به محله ی دیگر ممنوع است.
در این بین، پسری به اسم مستعار «غشی» میخواد خواهرش رو نجات بده که دچار بیماری خونی لوکمی شده، و هیچ درمانی براش ندارن. اصلاً نمی دونن بیماریش چی است.
قرن هاست که بیماری های گذشته نابود شده.
هیچ کسی به عنوان پزشک وجود نداره.
مردم معمولی برای تفریح، سوزن هایی توو سرشون می کنن و هر چی میخوان می تونن ببینن و توو رویا فرو برن و باعث میشه که بیشتر رویا بخوان و در نهایت بمیرن ...
داستان در مورد سفر «غشی» برای نجات خواهرش است. در این بین با پیرمرد تنها به اسم «رایتر = نویسنده» و یک بچه ی کوچیک بی سرپرست به اسم «شکلات» و یک دختر اصلاحی به اسم «لایانا» آشنا بشه و ...
کتاب خیلی جالبی است. و اگه به عمق ماجرا نگاه کنی، خیلی خیلی ترسناک است ... آینده ی بشر اگه بخواد این طوری باشه، خیلی خیلی ترسناک است.
مردم معمولی تا حالا آسمان آبی ندیدن. همیشه خاکستری دیدن. تا حالا توو عمرشون سبزه و درخت و .. ندیدن. همش تصاویر سه بعدی است.
خیلی وحشتناک است ... خیلی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
یک درخواست: بچه ها، میشه یه خورده در مورد کتابی که خوندین، توضیح بدین. لااقل اسم نویسنده یی، موضوع داستان و ...

G!rl
1391,03,13, ساعت : 06:43 بعد از ظهر
توسکا

چپ دست
1391,03,13, ساعت : 06:44 بعد از ظهر
عشق در 4 دیواری!

sare_kh
1391,03,13, ساعت : 07:15 بعد از ظهر
عشق در 4 دیواری

0r!ent@L G!rL
1391,03,13, ساعت : 07:23 بعد از ظهر
روزهای با تو ....
الانم دارم توسکا رو میخونم...

مریم111
1391,03,15, ساعت : 11:20 قبل از ظهر
باتوهستم تاهمیشه

sara-2
1391,03,15, ساعت : 11:23 قبل از ظهر
ستاره های آرزو
خیلی جالب نبود :-2-28-:

fari ♥ al
1391,03,15, ساعت : 07:13 بعد از ظهر
قرار نبود...

الناز جوجو
1391,03,15, ساعت : 07:16 بعد از ظهر
تمام قلبم مال تو

رولا
1391,03,15, ساعت : 07:19 بعد از ظهر
رمان ارباب

"َAVA"
1391,03,15, ساعت : 07:21 بعد از ظهر
پریچهر ...ولی هدیه یشاهزاده آخراشه...

*MAHAK*
1391,03,15, ساعت : 07:51 بعد از ظهر
من او

موج غریب
1391,03,15, ساعت : 08:48 بعد از ظهر
کوچه باغ یادها

SHIVA.AR
1391,03,15, ساعت : 10:53 بعد از ظهر
رمان فرشته من از fereshteh27 کاربر انجمن
دیروز تمومش کردم .:-2-31-:
عالی بود.:-2-40-:

#laleh#
1391,03,15, ساعت : 10:53 بعد از ظهر
آنتی عشق

assassin_ahwaz
1391,03,15, ساعت : 10:55 بعد از ظهر
زندگی غیرمشترک

K!m!@1551
1391,03,15, ساعت : 10:58 بعد از ظهر
مهرمن خانم سيمين شيردل:-2-40-:

نفس72
1391,03,15, ساعت : 11:01 بعد از ظهر
توسکا رو دیروز تموم کردم خیلی خیلی قشنگ بوووووووووود :-2-16-:

"Giti"
1391,03,15, ساعت : 11:03 بعد از ظهر
تازه رمان قرار نبود... رو خوندم
محشر بود.توصیه میکنم بخونین.تو سایتم هستش.

باران.ج
1391,03,15, ساعت : 11:03 بعد از ظهر
آخرین رمانی که خوندموو تموم شده بود "بازگشت" هست ولی الان یه ۱۷-۱۸ تا تموم نشده دارم موخونم آخریشم ابریشم و عشقه...

fatimaa66
1391,03,15, ساعت : 11:07 بعد از ظهر
طراوت بهار

اتنا جووووونی
1391,03,15, ساعت : 11:10 بعد از ظهر
بازگشت

سامولک
1391,03,15, ساعت : 11:13 بعد از ظهر
قرار نبود

katy_kiani
1391,03,15, ساعت : 11:21 بعد از ظهر
توسکا!!!!

arista
1391,03,16, ساعت : 01:31 قبل از ظهر
عروس مدینا
بد نبود ولی دوس نداشتم

dokhtare sahra
1391,03,16, ساعت : 01:38 قبل از ظهر
شاه ماهی یه سه ماه پیش عاطفه منجزی

classic.girl
1391,03,16, ساعت : 03:19 قبل از ظهر
رمان سکوت سرد/ ن.صمیم/ نشر علی

·•● samir ●•·
1391,03,16, ساعت : 03:23 قبل از ظهر
ستاره بارون ! کتاب قشنگیه ... اما خیلی کشش دادن !

*mita*
1391,03,16, ساعت : 03:31 قبل از ظهر
دنیا پس از دنیا
زیاد جذبم نکرد

saye roshan
1391,03,16, ساعت : 03:52 بعد از ظهر
رمان"یک اس ام اس"

تمنای هستی
1391,03,16, ساعت : 03:59 بعد از ظهر
نبض تپنده ی من
پیشنهاد می کنم بخونید

mehrsa_m
1391,03,17, ساعت : 02:27 قبل از ظهر
رمان سکوت سرد از ن.صمیم
بهتره هيچي در موردش نگم اصلا !!!! :-2-42-:

icegirl20062000
1391,03,17, ساعت : 02:31 قبل از ظهر
آنوشکا که زیاد جالب نبود

بی بی گل
1391,03,17, ساعت : 02:33 قبل از ظهر
بازیچه ... فوق العاده قشنگ بود ... تخیلی و هیجان انگیز ...

بنفشه ... این هم خیلی جالب بود ... و متفاوت ...

~شب خیس~
1391,03,17, ساعت : 02:37 قبل از ظهر
اوای بی قراری...خوب بود..دوس داشتم

onlygirl121
1391,03,17, ساعت : 02:45 قبل از ظهر
رمان ارباب
خوب بود

:-2-16-:رمان ارباب
خوب بود

raha_73*(~_~)*
1391,03,17, ساعت : 02:47 قبل از ظهر
عشق خاموش.توپ بود عالی

shabnam banoo
1391,03,17, ساعت : 02:54 قبل از ظهر
رمان قرار نبود که خیلی خوشم اومد
البته دوس داشتم ترسا با نیما بره ازدواج کنه تا با این پسریه گند دماغ خل(آرتان)

اصلا من نمی فهمم چرا نویسنده ها هی دخترارو می چسبونن به پسرایی که زیادی غیرتین و دست بزن دارن...اه اه اه بدم می یاد:-2-28-:

همون غرورم تا یه جاییش قشنگه

در کل کتابش دوس داشتیمو بل:-2-27-:عیدیم

hashthasht
1391,03,17, ساعت : 03:05 قبل از ظهر
قدرت ذهن-ژانر فانتزی- نویسندشم سینا

فرودو
1391,03,17, ساعت : 03:33 قبل از ظهر
انجمن شاعران مرده تام شولمن - کلاین بام
با ترجمه حمید خادمی
یعنی نمی تونم نگم عالی بود

و جزیره ناشناخته از ژوزه ساراماگو
این که دیگه نیاز به توضیح نداره

الناز گوگولی
1391,03,17, ساعت : 05:53 قبل از ظهر
باد بادک باز بر اساس زندگی مردم افغانستان
جالبه:-2-40-:

فرودو
1391,03,18, ساعت : 02:45 قبل از ظهر
بیگانه| آلبر کامو
نظر خاصی ندارم راجع بهش

#Red Qeen#
1391,03,18, ساعت : 11:57 قبل از ظهر
دنیای قشنگ نو
نویسنده ش یادم نی.....

raheleee
1391,03,18, ساعت : 12:07 بعد از ظهر
از این روزها نوشته خانم بهارلویی.قشنگ بود.

yaghoti
1391,03,18, ساعت : 07:14 بعد از ظهر
سلام کتاب کوروش کبیر نویسنده:هارولد البرت لمب کتاب تاریخی. رمانتیک و اموزنده ای هست پیشنهاد میکنم بخونیدش

raha.love
1391,03,18, ساعت : 07:16 بعد از ظهر
منم باغ مارشال جلد دومش بود (خاطرات ناهید) خیلی خوب و عالییییییی بود.........

romaaa
1391,03,18, ساعت : 07:16 بعد از ظهر
من رمان 1 اس ام اس از همین جا دانلود کردم
به نظرم خیلی قشنگ بود اگه نخوندید بخونید

*pum pum*
1391,03,18, ساعت : 07:18 بعد از ظهر
هم خونه
بیییییییییسته[فقط اعضای میتوانند لینک ها را مشاهده کنند]

DataBus
1391,03,18, ساعت : 08:54 بعد از ظهر
نام کتاب: ماجراهای ناگوار – کتاب اول – شروع بد
نویسنده: لمونی اسنیکت
مترجم: فرزانه کریمی
ناشر: کتاب های بنفشه ـ موسسه انتشارات قدیانی
تعداد صفحات: 164 صفحه

نام کتاب: ماجراهای ناگوار – کتاب دوم – تالار خزندگان
نویسنده: لمونی اسنیکت
مترجم: فرزانه کریمی
ناشر: کتاب های بنفشه ـ موسسه انتشارات قدیانی
تعداد صفحات: 188 صفحه

توضیحات:
اگر از داستان هایی خوشتان می آید که آخر خوش دارند، شاید بهتر باشد که به سراغ کتاب دیگری بروید. این کتاب نه تنها آخر خوشی ندارد، بلکه شروع خوبی هم ندارد و اتفاقات خوبش هم چندان زیاد نیستند.
علتش هم این است که در زندگی سه بچه ی خانواده ی بودلر خیلی اتفاق خوب رخ نداده است.
وایولت، کلاوس و سانی بودلر، بجه های باهوش، دوست داشتنی و مبتکری بودند، و در ضمن قیافه های جذابی داشتند، اما خیلی خیلی بد شانس بودند، و بیشتر اتفاق هایی که برایشان می افتاد پر از بدبختی، فلاکت و نا امیدی بود. متأسفم که این را می گویم، اما داستان همین طور پیش می رود ...

توضیح: این مجموعه ی «ماجراهای ناگوار» در حال حاضر سیزده جلد است و شش جلد آن توسط این انتشارات ترجمه شده است.

shahang
1391,03,18, ساعت : 09:28 بعد از ظهر
رمان از دل آتش

respina11
1391,03,20, ساعت : 08:33 بعد از ظهر
ازرویاهایت برایم بگواثرسیدنی شلدون...کتاب خیلی قشنگیه

eli ab
1391,03,20, ساعت : 08:35 بعد از ظهر
رمان سکوت سرد
نویسنده : ن . صمیم
قشنگ بود!

DataBus
1391,03,20, ساعت : 09:27 بعد از ظهر
نام کتاب: پندارگن ـ کتاب سوم: دنیای بدون جنگ

Pendragon – Book Threeo: The Never War

نویسنده: دی.جی.مک هیل || D.J.Machale
مترجم: پروین جلوه نژاد
ناشر: کتابسرای تندیس
تعداد صفحات: 342 صفحه

توضیح پشت جلد:
بابی پندراگن پسری ورزشکار، دوستی با وفا و علاقه مند به حیوانات خانگی و مسافرت است. بابی همراه دایی پرس به دندارن می رود و آنجا در جنگ داخلی شرکت می کند. سپس به قلمرو آبی کلرال رفته، بار دیگر در مرز زمان و فضا قرار می گیرد. آنگاه وارد قلمرویی می شود که آشنا ست. آنجا زمین اول است.
بابی همراه دوستش اسپیدر که مسافر کلرال است از طریق ناودان به نیویورک سال 1937 وارد می شوند.
آن ها باید از حمله ی گانگسترها و توطئه ی جنگ، جان سالم به در ببرند و نقشه جدید سنت دین را آشکار کنند.
آیا بابی برای رویارویی با مشکلات آماده است؟

توضیحات من:
این مجموعه کتاب های پندارگن، تا الان 6 جلد ترجمه شده. و ترتیب داره، یعنی اگه یه هویی بیایی این کتاب سوم رو بخونی، هیچی دستگیرت نمی شه.

parnia.7
1391,03,20, ساعت : 09:39 بعد از ظهر
زیاد رمان میخونم الان پرشان رو تموم کردم دیروز هم همسایه من قبلش همخونه ,مردکوچک, همیشه یکی هست و...

razieh76
1391,03,20, ساعت : 09:43 بعد از ظهر
شفق
نویسنده:فهیمه نادری
بد نبود خوب بود!

اتنا جووووونی
1391,03,20, ساعت : 09:44 بعد از ظهر
بازگشت
نویسنده:new age

Persiana
1391,03,22, ساعت : 12:19 قبل از ظهر
رمان یلدای غربت آذین وندادی نشر آسیم

farahi
1391,03,22, ساعت : 05:36 بعد از ظهر
توسکا - هما پور اصفهانی ( کاربر سایت ) :-2-38-:

از نظر من خیلی خوب بود موضوعش جالب و جدید بود ، ما که بسی خوشمان آمد [فقط اعضای میتوانند لینک ها را مشاهده کنند]

_SarA_
1391,03,22, ساعت : 05:40 بعد از ظهر
امروز کتاب زیر بارون بچه های انجمن رو تموم کردم

gooood girl
1391,03,22, ساعت : 05:50 بعد از ظهر
توسکا

Marziiii
1391,03,22, ساعت : 06:36 بعد از ظهر
......کاش یک زن نبودم.........

nafasiii
1391,03,22, ساعت : 06:51 بعد از ظهر
قرار نبود بود.خیلیم قشنگ بود

G!rl
1391,03,22, ساعت : 06:54 بعد از ظهر
این روز ها

م.بهارلویی

نشر علی بود....خیلییییی قشنگ بود:-2-41-:

DataBus
1391,03,23, ساعت : 05:40 بعد از ظهر
نام کتاب: فرزندان سایه || Shade’s Children
نویسنده: گارت نیکس || Garth Nix
مترجم: فرزین سوری
ناشر: کتابسرای تندیس
تعداد صفحات: 302 صفحه

توضیح پشت جلد:
مکان خرابه های شهر نیویورک. زمان نامعلوم.
حادثه ای عظیم، امپراطوری انسان ها را از میان می برد و زمین در وضعیتی نامعلوم است.
پسری چهارده ساله به نام «چشم طلایی» در خرابه های این شهر عظیم برای زنده ماندن تلاش می کند.
به زودی او با گروهی از نوجوانان روبرو می شود که توسط شخصی مشکوک به نام «سایه» رهبری می شوند و درصدد برانداختن ارباب ها و بازسازی انسانیت هستند.
چشم طلایی با آن ها همراه می شود تا راز ترسناک ارباب ها را کشف کند.

هوفریا
1391,03,23, ساعت : 08:10 بعد از ظهر
فرشته نگهبان ... ترجمه یسنا کاربر سایت

در کل ترجمه خوبی داشت

Ajolis
1391,03,23, ساعت : 08:15 بعد از ظهر
شاهدخت سرزمین ابدیت ....خیلی جالب بود

mina_bala74
1391,03,23, ساعت : 11:11 بعد از ظهر
شازده کوچولو از دوسنت اگزوپری

_TarlaN_
1391,03,23, ساعت : 11:15 بعد از ظهر
وقتی تو هستی

SEA SHELL-600
1391,03,24, ساعت : 12:00 قبل از ظهر
دنیا پس از دنیا

mah2011
1391,03,24, ساعت : 12:05 قبل از ظهر
توسکا

Aftab72
1391,03,24, ساعت : 12:10 قبل از ظهر
دختر فوتبالیست....

لیسار
1391,03,24, ساعت : 12:11 قبل از ظهر
سه گانه ی هفت روز شوم
عالی بود... جون می داد مال کسایی که از جادو و تخیل خوششون میاد
نشر لیوسا یا درسا

اتنا جووووونی
1391,03,24, ساعت : 12:16 قبل از ظهر
همه زنهای من

nazgole
1391,03,24, ساعت : 12:19 قبل از ظهر
توسکا- مرثیه عشق

sahras
1391,03,24, ساعت : 12:31 قبل از ظهر
ta tahe donya

nazgole
1391,03,24, ساعت : 12:32 قبل از ظهر
توسکا- مرثیه عشق

shahede
1391,03,24, ساعت : 12:36 قبل از ظهر
باورم کن

fari ♥ al
1391,03,24, ساعت : 08:26 قبل از ظهر
دختر شمالی...

861248757
1391,03,24, ساعت : 08:48 قبل از ظهر
رمان دونیمه سیب1و2
موضوع:خواهر وبرادری به اسم ندا ونیما که عاشق هم میشن.خیلی رمان قشنگیه وهمینطور عاشقانه.آخرشم خوبه حتما بخونید

faez خانم
1391,03,24, ساعت : 08:53 قبل از ظهر
کامپیوتری ناشناس عاشق
کتاب هم کوه پنجم

Henia
1391,03,24, ساعت : 09:00 قبل از ظهر
مسیر عشق و خوندم.نویسنده اش هم fereshte72 بود:-2-38-:

mahsaok
1391,03,24, ساعت : 03:46 بعد از ظهر
رهایت می کنم بی بی گل بود قشنگ بود

0r!ent@L G!rL
1391,03,24, ساعت : 03:47 بعد از ظهر
عشق چیز دیگریست....قشنگ بود ...دوسش داشتم...:-2-38-:

.:AMIR:.
1391,03,24, ساعت : 03:48 بعد از ظهر
تـــوســـکـــــا

ارشیا123
1391,03,24, ساعت : 03:50 بعد از ظهر
مستی برای شراب گرانقیمت خیلی خوب بود

دختر بارون
1391,03,24, ساعت : 03:51 بعد از ظهر
*عشق پنهان*
خوشم نیومد.یه جوری بود

amili_s95
1391,03,24, ساعت : 03:55 بعد از ظهر
آخرین رمانی که خوندم طلایه بود......
از نگاه عدل پرور....
کتاب قشنگی بود.....عاشقانه بود....کلا موضوعش متفاوت بود
منم کلا از ایده اش خوشم اومد چون به نظرم جدید بود

setare97
1391,03,24, ساعت : 04:00 بعد از ظهر
بغض عشق.........

# NEGAR #
1391,03,25, ساعت : 06:40 بعد از ظهر
اگر فردا بيايد ، سيدني شلدن .....


عالي بود :-2-41-:

*Hadis_71*
1391,03,25, ساعت : 07:26 بعد از ظهر
الهه ناز :-2-28-:

sara-2
1391,03,25, ساعت : 08:13 بعد از ظهر
ساغر
بدک نبود

mahtabjon
1391,03,25, ساعت : 08:30 بعد از ظهر
رمان نیما نویسندش یکی از بچه های سایته
خیلی قشنگ بود
توصیه میکنم حتما بخونین

DataBus
1391,03,26, ساعت : 12:15 قبل از ظهر
نام کتاب: ماجراهای ناگوار – کتاب سوم – پنجره ی بزرگ
نویسنده: لمونی اسنیکت
مترجم: فرزانه کریمی
ناشر: انتشارات قدیانی (کتاب های بنفشه)
تعداد صفحات: 205 صفحه

قسمتی از اول متن:
هیجان و خاطره انگیزی ماجراهای وایولت، کلاوس و سانی شبیه آن بود که نیمه شب و در بیابانی پر از بوته های خاردار، مردی گرگ نما، آدم را تعقیب کند و هیچ کس هم نباشد که به داد او برسد.
اگر دوست دارید قصه ای بخوانید که پر از اوقات هیجان انگیز ِ خوش باشد، متأسفانه باید به اطلاعتان برسان که این کتاب را کاملاً اشتباهی برداشته اید، چون بودلرها در زندگی دلگیر و فلاکت بارشان، خیلی به ندرت اوقات خوش دارند.
بد اقبالی آن ها مسأله وحشتناکی است. آن قدر وحشتناک که من به سختی می توانم خودم را راضی کنم تا ماجرایشان را بنویسم.
بنابراین، اگر دوست ندارید قصه ای پر از غم و مصیبت بخوانید، برای کنار گذاشتن کتاب، این آخرین فرصت است.
چون بدبختی های یتیمان بودلر از همین اول جمله هایی که از این به بعد می خوانید شروع می شوند ...

razieh76
1391,03,26, ساعت : 12:31 قبل از ظهر
میتراود مهتاب.............................
عالی بود:-2-22-:

shahang
1391,03,26, ساعت : 01:02 قبل از ظهر
توسكا ...قلم نويسنده خوب و روان بود
ولي يه كم غير واقعي

~Mer~
1391,03,26, ساعت : 01:07 قبل از ظهر
کتاب: اسباب بازی های مرگبار که 6 جلد البته فعلا و تاجلد 4 بیرون اومده(البته توی ایران نه و منم زبان اصلیش رو خوندم تو نت هست)
نویسنده:Cassandra Clare

خلاصه: کلاری فرای 15 ساله ساکن نیویورک، وقتی به کلوپ پاندموینیوم می رفت، هیچ وقت تصورش رو هم نمی کرد که شاهد یک قتل باشه، مخصوصا این که این قتل توسط سه جوان با خالکوبی های عجیب و سلاح هایی که تا حالا ندیده بود، اتفاق بیافته
کلاری می دونست که هنوز می تونه پلیس خبر کنه ولی وقتی به طور ناگهانی جسد ناپدید میشه و کسی هم به جز کلار نمی تونه قاتلین رو ببینه، بنابراین توضیح دادن ماجرا برای دیگران چندادن راحت به نظر نمی رسید.
قاتل ها از اینکه کلاری می تونه اونها رو ببینه متعجب می شن. و خودشون رو شکارچیان سایه معرفی می کنند. یعنی قبیله مخفی ای که قسم خورده اند تا دنیا رو از شیاطین پاک کنند. پس چرا کلاری می تونه این اشخاص مرموز و خطرناک رو ببینه....

این خلاصه ای بود که خودم ترجمه کردم:-2-37-:

غروب عشق
1391,03,26, ساعت : 01:08 قبل از ظهر
ارباب....بدنبودخیلیم باحال نبود!!!!!

dr_elaheh
1391,03,26, ساعت : 01:12 قبل از ظهر
آن سوی نیمه شب از سیدنی شلدون .مثل بقیه نوشته های این نویسنده دوستش داشتم.

Persiana
1391,03,26, ساعت : 01:15 قبل از ظهر
آوای پرستو،سمیه محمودی که همزمان با تایپ خوندمش...

Reihaneh77
1391,03,26, ساعت : 03:49 قبل از ظهر
هیچوقت اعتراف نکن.

nightmonth
1391,03,26, ساعت : 04:23 بعد از ظهر
بنفشه

Mahsa.R
1391,03,26, ساعت : 04:26 بعد از ظهر
اسمش یادم نیست...فک کنم...نه یادم نماد!!!

فهیمه67
1391,03,26, ساعت : 05:19 بعد از ظهر
نبض تپنده از بچه های سایت
حتما بخونید

desert girl
1391,03,26, ساعت : 05:23 بعد از ظهر
وسوسه از نیلا

.::پارادایس::.
1391,03,27, ساعت : 10:06 بعد از ظهر
گابریل گارسیا مارکز....

(صدسال تنهایی)

# NEGAR #
1391,03,27, ساعت : 10:07 بعد از ظهر
آرزوهاي دور دست از زهرا و آيلا جون

aniss
1391,03,27, ساعت : 10:13 بعد از ظهر
کیمیاگر از مایکل اسکات

کیمیاگر کتاب اول از مجموعه اسرار نیکلاس فلامله

کتاب در مورد دو تا جوون به اسم جاش و سوفی نیومن هست که درگیر ماجرای عجیبی میشن که کل زنگیشون رو عوض میکنه و با نیکلاس فلامل ،کیمیاگر معروف آشنا میشن و متوجه میشن که اغلب افسانه ها که فکر میکردن فقط افسانه ست ریشه در حقیقت داره و جادو و جادوگری واقعاً وجود داره و حتی با چندتا از این افسانه ها که قصد کشتن اونها رو دارن درگیر میشن و ......

جالب بود
اسکنش تو سایت هست

*proud heart*
1391,03,27, ساعت : 10:29 بعد از ظهر
یک اس ام اس.اولش خوب نبود خیلی ضعیف بود ما اخرش خوب بود.از کاربرهای همین سایته

آنوشا
1391,03,27, ساعت : 10:33 بعد از ظهر
وسوسه که نیلا جون نوشته خیلی قشنگ بود

دختر اردیبهشت
1391,03,27, ساعت : 10:37 بعد از ظهر
تابستان قوها.....خارجی بود دوستش داشتم...

.::پارادایس::.
1391,03,28, ساعت : 05:54 بعد از ظهر
شماره 4 گرگ و میش: سپیده دم....:-2-38-:

CYLON
1391,03,28, ساعت : 06:09 بعد از ظهر
کتاب "مسخ".:-2-30-:

خیلی دردناک بود.:-2-35-::-2-30-:

یگانه_72
1391,03,28, ساعت : 06:11 بعد از ظهر
عشق برنامه ریزی شده

maral73
1391,03,28, ساعت : 06:15 بعد از ظهر
جلد دوم کتاب چهارم از سه گانه (+1) وراثت اثر کریستوفر پائولینی:-2-41-:
البته هم اکنون در حال خوندن افسانه ی ققنوس نوشته ی diena کاربر انجمن هستم!!:mrgreen:

afi90
1391,03,28, ساعت : 06:17 بعد از ظهر
مرثیه عشق
خلاصه اش:یهدا دختری شوخ و شلخته اس که اکثر وقتا سوتی میده . یه روز توی دانشگاه به یه پسری برخورد می کنه و بعدا متوجه می شه که اون پسر یوسف ، پسر عمه ی دوستشه . یهدا به پیشنهاد سهیلا یکی دیگه از دوستاش، به کلاس موسیقی که داخل دانشگاهشونه میره و متوجه میشه که معلم موسیقیش یوسفه..

z.s.l
1391,03,28, ساعت : 06:26 بعد از ظهر
دختر سرکش بود

lili_2sara
1391,03,28, ساعت : 06:27 بعد از ظهر
باز باران!!!!!
از مریم رضاپور

# NEGAR #
1391,03,29, ساعت : 05:39 بعد از ظهر
سوار بر بال سرنوشت نوشته كاربراي سايت

sara-2
1391,03,29, ساعت : 05:59 بعد از ظهر
روز هایی که بی تو گذشت
قشنگ بود

aqua
1391,03,29, ساعت : 06:05 بعد از ظهر
اخرين رمان كاملي كه خوندم پارلا بود...

nastaran.r
1391,03,29, ساعت : 06:08 بعد از ظهر
1 اس ام اس

madame arefeh
1391,03,29, ساعت : 06:11 بعد از ظهر
دختر فوتباليست را خوندم

رنگین کمون خانم
1391,03,29, ساعت : 06:15 بعد از ظهر
من ان 5 دقیقه رو خوندم

fat o faz
1391,03,29, ساعت : 07:59 بعد از ظهر
توسکا

mina12MINA
1391,03,30, ساعت : 07:00 بعد از ظهر
رمان درخیابانی که تو زندگی می کنی نوشته ی ماری هیگینزکلارک .واقعا قشنگه ،حتما بخونین(رمانای ماری هگینز همشون زیبان)

0010
1391,03,30, ساعت : 07:40 بعد از ظهر
برهوت...

SARA.15
1391,03,30, ساعت : 07:46 بعد از ظهر
جدال پرتمنا رو دارم میخونم از هما پور اصفهانی.
قرار نبود و توسکا هم تازه خوندم ازهمین نویسنده!
واقعا عالین واقعا!

z*gh
1391,03,30, ساعت : 07:51 بعد از ظهر
فرشته نگهبان

~Azita~
1391,03,30, ساعت : 09:36 بعد از ظهر
فرشته ی نگهبان

دختر مسافر
1391,03,30, ساعت : 09:45 بعد از ظهر
همیشه یکی هست هنوزم تموم نشده خیلی بی نظیره

نیلوفر دختر دریا
1391,03,31, ساعت : 12:07 قبل از ظهر
از تو می گریزم

نویسنده : مهسا آرامش

گرچه شاید ازدواج صوری موضوع تکراری باشه ولی برای من رمان جذابی بود
ولی آخرش شوکه ام کرد ! :-2-15-:

best g!rl...SH
1391,03,31, ساعت : 12:08 قبل از ظهر
وقتی او امد

fari ♥ al
1391,03,31, ساعت : 12:23 بعد از ظهر
بمون کنارم

fndgh
1391,03,31, ساعت : 08:06 بعد از ظهر
آخرین رمان که یه ساعت نشده تمومش کردم توسکا ولی بهترین رمانی که خوندم بیوتن و بعد اون " من او " البته بین ایرانیا نوشته ی رضا امیر خوانی

hedie9390
1391,03,31, ساعت : 08:22 بعد از ظهر
دختر سرکش رو خوندم تقریبا خوب بود

fr number1
1391,03,31, ساعت : 08:30 بعد از ظهر
مرد کوچک.....
متفاوت بود.....

EliSo
1391,03,31, ساعت : 08:31 بعد از ظهر
اخرین رمانی که خوندم و دوزش داشتم همیشه یکی هست از مهرسا که قلمش حرف نداره
البته بعدش بازم خوندم ولی خوب تعریفی نداشت
و اخرین رمان در حال تایپم که امروز خوندم
پــــــــــــــرتو
از شایسته بانو جون که هرچی ازش تعریف کنم اغراق نکردم

ارمغان شادی
1391,03,31, ساعت : 09:46 بعد از ظهر
همیشه یکی هس و سلاطین شب

shahang
1391,04,02, ساعت : 03:40 بعد از ظهر
وسوسه بد نبود