PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : روز شمار تاریخ ایران



dokhtare sahra
1390,02,03, ساعت : 12:10
سوم اردیبهشت ماه، روز بزرگداشت شیخ بهایی، عالم کمنظیر، فقیه و حکیم فرزانه است؛ او که از شاگردان شهید ثانی و از افتخارات جهان اسلام بهشمار میآید.
شیخ بهایی در طول حیات پربار خویش، به نقاط مختلف جهان سفر کرد و از محضر استادان برجسته، در رشتههای گوناگون استفاده کرد و در بسیاری از دانشها متبحّر شد. او با ارائه حدود 100 اثر ارزنده در شاخههای مختلف علم و تربیت شاگردان بسیار که هر کدام منشأ برکات فراوان بودند، به جهان اسلام روشنایی بخشید. میراث ماندگار شیخ، هنوز پس از قرنها چراغ راه پویندگان دانش و دین است. شیخ بهایی که در کودکی وارد ایران شده بود، از همان دوران، علاقه وافری به یادگیری زبانفارسی نشان داد و سرانجام با مکالمه، ترجمه و نگارش به زبانفارسی به خوبی آشنا شد . از نخبگان و فرزانگان دوران که خوشهچین خرمن پرفیض شیخبهایی بودند، میتوان ملاصدرای شیرازی، ملامحسن فیض کاشانی، فیاض لاهیجی، محقق سبزواری، سیدحسن کرکی، سیدماجد بحرانی و ملامحمدتقی مجلسی را نام برد که هر کدام از آنها، خدمتی بزرگ به دنیای اسلام ارائه دادند و نقشی عظیم در هدایت جامعه بشری ایفا کردند .
1379 شمسی: سالگرد اعتراض ملت ایران به کنفرانس ننگین برلین
در پی برگزاری کنفرانس شرم‏آور برلین در فروردین سال1379 با موضوع ایران پس از انتخابات مجلس ششم، مردم انقلابی ایران در سوم اردیبهشت در سراسر کشور با انجام یک راهپیمایی گسترده، حمایت خود را از سخنان مقام معظمرهبری ابراز داشته و خشم و انزجار خود را از شرکتکنندگان و برگزارکنندکان کنفراس ضدانقلابی برلین اعلام داشتند.
راهپیمایان ضمن تقبیح عمل شرکتکنندگان در این کنفرانس، از وزارت امور خارجه خواستند مانع مداخله اجانب در امور ایران شده و نگذارند اینگونه، آرمانهای یک ملت و کشور را به تحقیر کشند. در طول برگزاری کنفرانس ننگین برلین، شعارهایی علیه نظام، اسلام و ارکان انقلاب اسلامی سرداده می‏شد و افرادی که از ایران در این کنفرانس شرکت کرده بودند هیچ عکس‏العملی از خود نشان ندادند. از برگزارکنندکان اصلی این کنفرانس، بنیاد هاینریش بل آلمانی بود.
1616 میلادی: سالروز مرگ شکسپیر،نویسنده شهیر
شهرت ویلیام شکسپیر بهعنوان شاعر، نویسنده، بازیگر و نمایشنامهنویس منحصربهفرد است و برخی او را بزرگترین نمایشنامهنویس تمام دورانها میدانند اما بسیاری از حقایق زندگی او مبهم است. شکسپیر در ماه آوریل (احتمالا روز بیست و سوم یا بیست و ششم ) در استراتفورد متولد شد. پدرش شهردار و مادرش فرزند زمینداری محلی بود.
شکسپیر احتمالا در مدرسه گرامر استراتفورد تحصیل کرده و در آنجا اطلاعات ارزشمندی درباره لاتین بهدست آورد ه اما رهسپار آکسفورد یا کمبریج نشد. ویلیام شکسپیر به تاریخ ۲۳آوریل ۱۶۱۶ میلادی درگذشت و جسد او را 2روز پس از آن در کلیسای مقدس ترینتی به خاک سپردند.
از مهمترین آثار او مکبث ، هملت ، ژولیوس سزار ، رومئو و ژولیت ، تاجر ونیزی،شاه لیر، ریچارد سوم،کینگ جان،کمدی اشتباهات و چند اثر دیگر را میتوان نام برد .

dokhtare sahra
1390,02,05, ساعت : 02:54
روزگار 4 اردیبهشت 90؛ 1304 شمسی: تاجگذاری رضاخان میر پنج (http://www.hamshahrionline.ir/news-133090.aspx)

اردیبهشت سالروز تاجگذاری رضاخان پهلوی، این عنصر وابسته به بیگانگان، است. پس از آنکه در بهمن 1303 مجلس شورای ملی مقام فرماندهی کلقوا را از احمدشاه سلب و به سردارسپه تفویض کرد، در آبان 1304 نیز سلسله قاجاریه با فشار رضاخان و طی مصوبهای منقرض شد و انگلستان و سپس شوروی بلافاصله حکومت موقت رضاخان را به رسمیت شناختند.
روسها حتی به منظور ابراز دوستی خود به رضاخان، نمایندگی خود در تهران را به «سفارت کبری» ارتقا دادند. رضاخان که از نفوذ روحانیت در جامعه مطلع بود بلافاصله حمایت ظاهری از قوانین و احکام اسلامی را آغاز کرد. هدف او بهدست آوردن پایگاه اجتماعی از طریق جلب حمایت روحانیت بود. او به عنوان نخستوزیر کشور اعلامیهای انتشار داد و در آن خاطرنشان ساخت: «قوانین اسلام به منظور بهروزی مردم اجرا خواهد گردید، معنویت مسلمانی کاملا حفظ خواهد شد، فروش نوشابههای الکلی ممنوع خواهد گردید، بهای گندم و نان کاهش خواهد یافت و...». با این حال او پس از تصاحب مقام سلطنت به سرعت چهره عوض کرد.
1271 میلادی: آغاز سفر تاریخی مارکوپولو
مارکوپولو در 24آوریل 1271میلادی به اتفاق پدرش راهی چین شد و مدتی در این سرزمین و جزایر جنوب شرقی آسیا به سیاحت پرداخت. از گفته مارکو چنین برمیآید که آنها مسیر و مقصد مشخصی در ذهن نداشتند. مارکوپولو در این سفر به ایران نیز آمد و ازجمله در مورد جاده ابریشم سخن گفت. این سیاح ونیزی در سفرنامهاش از آداب و رسوم شهرهای مختلف ایران نوشت. او پس از سفر بیست و چند ساله و مراجعت به وطن ، سفرنامه‏ای به نام «عجایب» در زمینه ویژگی‏های جغرافیایی چین، ترکستان، مغولستان و بخشی از آسیای جنوبشرقی به رشته تحریر در آورد. وی در این کتاب از رایج بودن پول کاغذی در چین، وجود فاضلاب، پل‏های بلند، آتش‏نشانی، پست و... سخن گفته است. این نکات برای اروپاییان نیمهوحشی و نادان قرن 13میلادی باورکردنی نبود، از این رو ونیزیان، او را دروغگو می‏خواندند تا اینکه گسترش جهانگردی، صحت گفته‏های وی را ثابت کرد.
1898 میلادی: جنگ آمریکا و اسپانیا
جنگ آمریکا و اسپانیا در سال ۱۸۹۸ میلادی، منازعهای بود که در پی آن سلطه اسپانیا بر مستعمرات آن در قاره آمریکا پایان یافت و مالکیت برخی از مناطق غربی اقیانوسیه و همچنین آمریکای لاتین بهدست آمریکا افتاد. ریشه این نبرد به تلاش کوبا برای استقلال و جدا شدن از اسپانیا برمیگردد . سرکوب شدید شورشیان کوبایی توسط نیروهای اسپانیا و غرق شدن مشکوک رزمناو آمریکایی ماین در بندر هاوانا تمایل به دخالت آمریکا در امور کوبا را در افکار عمومی دوچندان کرد. سرانجام کنگره آمریکا قانونی را تصویب کرد که به موجب آن، استقلال کوبا به رسمیت شناخته شده و نیروهای اسپانیایی ملزم به ترک آنجا میشدند. اسپانیا در تاریخ ۴ آوریل به آمریکا اعلان جنگ داد که اعلان جنگ متقابل آمریکا را بهدنبال داشت. از آنجایی که هیچکدام از نیروهای زمینی و دریایی اسپانیا آماده این نبرد دوردست نبودند، جنگ به سود آمریکا رقم خورد و نیروهای اسپانیایی که هزاران کیلومتر از کشورشان دور بودند شکست خوردند و جزیره کوبا به تصرف آمریکاییان درآمد .

dokhtare sahra
1390,02,05, ساعت : 03:00
روزگار 5 اردیبهشت 90؛ 1359 شمسی: شکست تروریسم دولتی آمریکا در طبس (http://www.hamshahrionline.ir/news-133201.aspx)

فرودگاههای نظامی مصر، عمان و عرشه ناو هواپیمابر آمریکا در دریای عمان از مراکز عمده برخاستن هواپیماها و چرخبالهای مهاجم آمریکا برای فرود در منطقه طبس بود.
نیروهای آمریکایی در پنجم اردیبهشت سال 1359 پس از استقرار در طبس و قبل از حرکت به تهران دچار حوادث مختلفی شدند و از ادامه مأموریت بازماندند. دستگاه هیدرولیک یکی از چرخبالها از کار افتاد، چرخبال دیگر بر اثر توفان شن و عدمدید کافی به هنگام جابهجایی، با یکی از هواپیماها برخورد کرد و آتش گرفت و در نتیجه آن 8 نفر از نظامیان در شعلههای آتش سوختند. در پی حادثه صحرای طبس و فرار باقیمانده هواپیماها و چرخبالهای آمریکایی به سوی ناو «نیمیتس» جیمی کارتر رئیسجمهور آمریکا شکست این عملیات مداخلهجویانه را اعلام کرد. این حادثه یکی از بزرگترین رسواییهای نظامی و سیاسی کاخ سفید در برابر انقلاب اسلامی ایران محسوب میشود.
1854میلادی :آغاز حفر کانال سوئز
اوج‏گیری رقابت‏های انگلستان و فرانسه در قرن نوزدهم و تلاش هر کدام از آنها در برتری‏جویی نظامی - تجاری باعث شد فرانسه بهعنوان یک قدرت صنعتی - نظامی و در حقیقت بهعنوان یک دولت استعماری درصدد برآید تا احداث کانال سوئز را عملی سازد. از این رو، طرح حفر این کانال در سال 1854میلادی توسط یک مهندس فرانسوی به نام فردیناند دول تهیه و کار حفر آن از 25آوریل 1859میلادی آغاز شد. در این میان، از آنجا که بین فرانسه و انگلیس، رقابت آشکاری در میان بود، انگلستان از ارائه هر نوع کمک به فرانسه مضایقه کرد؛ چرا که حفر کانال به قدرت فرانسه می‏افزود. بنابراین فرانسویان بدون کمک از هیچ کشوری به تنهایی اقدام به این کار کردند و ظرف مدت 10سال، با هزینه‏ای بالغ بر 400میلیون فرانک، این پروژه را به اتمام رساندند. طول این کانال حدود 170کیلومتر، عرض آن 60 متر و عمیق‏ترین نقطه آن، 22 متر است که بعدها وسعت بیشتری یافت؛ بهطوری که عرض آن به 200متر رسید.
۱۹۷۴ میلادی: انقلاب میخک
انقلاب میخک که نام اصلی آن «انقلاب جمهوری» است در 25آوریل سال ۱۹۷۴ میلادی توسط افسران شورشی جوان در شهر لیسبون پرتغال شروع شد و با پایان دادن به حکومت دیکتاتوری که سالازار بنیانگذار آن بود، باعث به قدرت رسیدن ژنرال اسپینولا در این کشور شد. چون این انقلاب بدون خونریزی و آشوب انجام شد، در تاریخ پرتغال به نام انقلاب دمکراتیک مشهور است و چون مردم از سربازان با گلهای میخک استقبال کردند، به انقلاب میخک نیز مشهور شد.
۱۹۱۵میلادی: روز آنزک
روز آنزک روز ۲۵ ماه آوریل است. نام این روز برگرفته از نام ارتش مشترک استرالیا و زلاندنو یا به اختصار آنزک است که در جنگ جهانی اول بهعنوان نیروهای حامی انگلستان و در دسته متفقین شرکت کردند. این روز ابتدا به یادبود کشتهشدگان استرالیا و نیوزلند در نبرد گالیپولی ترکیه که در سال۱۹۱۵ اتفاق افتاد گرامی داشته شد اما بعدها از آن برای قدردانی از همه عملیات و خدمات ارتش این دو کشور استفاده میشود. بیشتر شهرهای این دو کشور دارای بناها و میدانهای یادبود آنزاک هستند و مراسم روز آنزاک در این مکانها برپا میشود.

dokhtare sahra
1390,02,06, ساعت : 10:47
روزگار 6 اردیبهشت 90؛ شهادت حجتالاسلام مهدی شاهآبادی (http://hamshahrionline.ir/news-133313.aspx)

http://hamshahrionline.ir/images/position36/2011/4/n00038341-b.jpg
شهید شاه آبادی، روحانی مبارزی بودکه بارها توسط ساواک دستگیر شد .
او در طول سالهای 1352 تا 1357، 7بار دستگیر، زندانی و تبعید شد. با به اوج رسیدن انقلاب و تصمیم حضرت امامخمینی(ره) برای بازگشت به وطن، شهید شاهآبادی همراه استاد شهید مرتضی مطهری و شهید آیتالله بهشتی در کمیته استقبال امام نقش فعالی داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی، مسئولیت نظارت بر کمیتههای انقلاب شمیرانات و اطراف آن به عهده وی گذاشته شد. حجتالاسلام مهدی شاهآبادی در سال 1359 به نمایندگی از مردم تهران به مجلس شورای اسلامی راه یافت. او در سال 1363 راهی جبهههای دفاع مقدس و جزایر مجنون شد و در غروب پنجشنبه 6اردیبهشت، بر اثر اصابت ترکش گلوله توپ ارتش متجاوز صدام به شهادت رسید.
65 قمری : نبرد توابین در عینالورده با سپاهیان عبیداللهبنزیاد
واقعه عینالورده، نبرد خونین و بزرگی میان شیعیان عراق و سپاهیان شام بود. پس از قیام مقدس اباعبداللهالحسین(ع) و شهادت جانسوز وی و یارانش به دست سپاهیان یزیدبنمعاویه در سرزمین کربلا و افشاگری اسیران واقعه کربلا در ایام اسارت و روشنگری آنان علیه خلافت یزیدبنمعاویه، یک حالت ندامت و پشیمانی در شیعیان و محبان اهلبیت(ع) به ویژه اهالی عراق و شهرهای بصره و کوفه به وجود آمد و بهتدریج در طول 4سال و اندی، به یک قیام بزرگ تبدیل شد. رهبری این قیام را سلیمانبنصردخزاعی بر عهده داشت که با حرکت از کوفه، مخالفت خویش را با دستگاه جبار اموی آشکار کرد. شامیان که از خروج توابین با خبر شده بودند، سپاهی عظیم به فرماندهی عبیداللهبنزیاد برای نبرد با توابین به سوی عراق اعزام کردند و 2سپاه در سرزمین عین الورده با هم روبهرو شده و در 22 جمادیالاولی، سال 65 قمری نبرد خونینی میان آنان واقع شد.
1362 شمسی: خیال واهی براندازی نظام
بر اثر پیگیری نهادهای اطلاعاتی، اسرار ارتباط شبکه مخفی- نظامی حزب توده با کا.گ.ب کشف میشود و حزب آماج کنترلهای اطلاعاتی-عملیاتی قرار میگیرد. رهبری حزب به شدت به تدارکات دفاعی در ابعاد اطلاعاتی، سیاسی و تبلیغاتی میپردازد و میکوشد تا خود را از زیر ضربه خارج کند. از جمله در نیمه سال 1361 به قطع ارتباط مستقیم با شوروی دست میزند و ارتباط تشکیلات مخفی- نظامی را پیچیدهتر و مستورتر میسازد. معهذا، با پیگیری و هوشیاری نهادهای اطلاعاتی این اقدامات خنثی شده و نخستین گروه از رهبران و کادرهای درجه اول حزب دستگیر میشوند. سرانجام در تاریخ 6اردیبهشت سال1362 در عملیات «امیرالمؤمنین علی(ع)» که در شب میلاد مولای متقیات انجام گرفت، سازمانهای علنی و مخفی حزب توده فرو میریزد و در پی آن با اطلاعیه دادستانی کل انقلاب اسلامی انحلال آن اعلام میشود.
1359 شمسی: شهادت محمد منتظرقائم
پس از شکست حمله نظامی آمریکا، برادرِ پاسدار، محمد منتظرقائم، فرمانده سپاه پاسداران یزد، جهت بررسی اوضاع به ناحیه مورد نظر وارد شد تا اطلاعات موجود و فوقسری داخل صحنه را جمع‏آوری کند. از آن طرف، استکبار جهانی، تصمیم گرفت هلی‏کوپترها منهدم شوند تا اسناد سری نیز از بین بروند. بنابراین با هماهنگی بنی‏صدر معزول و تنی چند از مزدوران و خودفروختگان نفوذی، این منطقه بمباران شد و پاسدار محمدمنتظر قائم در 6 اردیبهشت سال 1359 به فیض شهادت نایل آمد. از بین بردن اسناد و مدارک به جامانده که بهطور قطع حاوی اسناد و مدارک مربوط به ادامه طرح و برنامه‏های آمریکایی‏ها پس از انجام مرحله اول عملیات بود و همچنین شامل اسامی عوامل مزدور داخلی و جاسوسانی می‏شد که می‏بایست طی این عملیات با آمریکایی‏ها همکاری کنند، خود واقعه‏ای مهم و قابل بررسی است.

dokhtare sahra
1390,02,07, ساعت : 03:14
روزگار 7 اردیبهشت؛ 1363 شمسی: کمک‏های تسلیحاتی شوروی به رژیم بعثی عراق (http://www.hamshahrionline.ir/news-133424.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/4/3256313056_10430c73a7.jpg
در نتیجه فتح خرمشهر و احتمال سقوط رژیم عراق، شوروی نیز همگام با کشورهای غربی، با واگذاری تجهیزات مدرن جنگی به عراق، بر میزان کمک‏های خود به این کشور افزود.
هیأت شوروی که از میزان عصبانیت عراق بهدلیل ازدست دادن جزایر مجنون در عملیات خیبر مطلع بود، به عراق اطلاع داد که حاضر است میگ‏های21 و 22، هلیکوپترهای توپ‏دار و 350موشک اسکاد در اختیار رژیم بعث قرار دهد. سرانجام این قرارداد و قرارداد وام 2میلیارد دلاری شوروی به رژیم بعث عراق در هفتم اردیبهشت1363 شمسی بین طرفین در مسکو امضا شد و در جبهههای جنگ علیه رزمندگان اسلام به کار رفت. بعد از سقوط صدام، مسئله بازپرداخت وام‏های اعطایی کشورهای غربی و شرقی برای پیروزی در جنگ با ایران، بهعنوان یکی از مهمترین چالش‏های جدی منطقه و جهان مطرح شد.
1231 میلادی: تاسیس دادگاه تفتیش عقاید
همزمان با یورش سپاهیان صلیبی به مناطق شرق، واقعه مهم دیگری نیز روی داد که سرآغاز دوران مخوف انکیزیسیون یا تفتیش عقاید در تاریخ مسیحیت بهشمار میرود. در این زمان پاپ اینوسان سوم دستور تشکیل دادگاه تفتیش عقاید را صادر کرد و از این پس، این دادگاه در سراسر اروپا به کار پرداخت. در واقع، اینوسان سوم در عقاید خود بسیار لجوج و سرسخت بود و به هیچ وجه تحمل شنیدن عقیده و نظری را بر خلاف رأی خود نداشت. به همین جهت کسانی که جرأت میکردند نظری مخالف رأی و نظر او ابراز کنند از سلاطین وقت گرفته تا افراد عادی تفکیر میشدند. این دادگاه در 27 آوریل 1231میلادی در اسپانیا تأسیس شد و دوره جدیدی از خشونت و قساوت را در این سرزمین آغاز کرد. در این دادگاهها محاکمه، قطعی و لازمالاجرا بود. کسانی که مظنون به بدعتگذاری بودند، چنانچه نمیتوانستند بیگناهی خود را ثابت کنند تکفیر میشدند و مجازات سنگینی در انتظارشان بود.
1961 میلادی :تشکیل جنبش عدمتعهد
جنبش عدم تعهد در اوج جنگ سرد و فضای دوقطبی بین غرب و شرق با هدف وحدت میان کشورهایی که نه در اردوگاه کمونیسم و نه در اردوگاه امپریالیسم قرار داشتند در سال 1961 میلادی تشکیل شد. هماکنون اعضای این جنبش را اکثرا کشورهای در حال توسعه تشکیل میدهند. نخستین تلاش برای ایجاد همگرایی میان کشورهایی که بعدها به غیرمتعهدها معروف شدند، در کنفرانس باندوگ از تاریخ 18 تا 27آوریلسال 1955 میلادی انجام شد. جواهر لعل نهرو، جمال عبدالناصر و احمد سوکارنو رؤسای وقت حکومت کشورهای هند، مصر و اندونزی در این اجلاس ایده تشکیل چنین سازمانی را مطرح کردند و در کنفرانسی که در یوگسلاوی برگزار شد، این سازمان موجودیت خود را اعلام کرد.
1521 میلادی : کشتهشدن فردیناند ماژلان
فردیناند ماژلان، دریانوردی بود که برای نخستینبار در جهت غرب از اروپا به آسیا رفت و در اقیانوس آرام کشتی راند. همچنین نخستین کسی بود که با هدف دور زدن کره زمین، رهبری یک ناوگان اکتشافی را عهدهدار شد. اگر چه خود در میانه سفر درگذشت، ولی افرادش توانستند کرهزمین را با موفقیت دور بزنند و به اروپا بازگردند. در سال1511 میلادی در نبرد علیه مراکشیها شرکت کرد. با وجود زخم برداشتن در جنگ و دریافت مدالهای متعدد، اطرافیان وی را به دادوستد غیرقانونی متهم کردند. هر چند ماژلان بالاخره از تمام اتهامها تبرئه شد، ولی دیگر از چشم شاه امانوئل اول افتاده بود. پادشاه تقاضای افزایش حقوق ماژلان را نپذیرفت و اعلام کرد که دیگر در دولت پرتغال مقامی برای او در نظر نگرفته است. ماژلان که اوضاع را چنین دید، به خدمت دربار اسپانیا درآمد. او سرانجام در جنگ با بومیان در 27آوریل 1521 میلادی در نبرد ماکتان کشته شد.

dokhtare-tanha
1390,02,09, ساعت : 08:08
روزگار 8 اردیبهشت؛ 1360 شمسی: افول ستاره درخشان جنگ کردستان روزگار 8 اردیبهشت؛ 1360 شمسی: افول ستاره درخشان جنگ کردستان هشتم اردیبهشت ماه، سالروز شهادت امیر سرتیپ خلبان علیاکبر قربان شیرودی است. خلبان تیزپرواز آسمان ایران ساعتی از جنگ فاصله نگرفت و چنان جنگید که شهید دکتر چمران او را «ستاره درخشان جنگ کردستان» نامید و شهید تیمسار فلاحی او را «ناجی غرب و فاتح گردنهها» خواند. شهید شیرودی که در جریانات پیروزی انقلاب با پیشمرگان کرد مسلمان همکاری کرده بود، با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به سپاه غرب کشور پیوست. وی که با شروع جنگ تحمیلی در 31 شهریور1359 به منطقه کرمانشاه رهسپار شده بود در جریان یکی از مأموریتهای خود با سرپیچی از فرمان بنیصدر مبنی بر تخلیه پادگان و انهدام انبار مهمات منطقه، به همراه 2خلبان همفکر خود و با 2هلیکوپتری که در اختیار داشتند، در طول 12ساعت پرواز بینهایت حساس و خطرناک که وی بهعنوان تنها موشکانداز پیشاپیش دو خلبان دیگر به قلب دشمن یورش برد، توانست مهمات دشمن را درهم کوبیده و خسارات سنگینی بر دشمن وارد آورد. شجاعت و ابتکار عمل این شهید نه تنها در سراسر کشور، بلکه در تمام خبرگزاریهای مهم جهان منعکس شد. بنیصدر برای حفظ ظاهر 2هفته بعد به او ارتقای درجه داد، اما وی درجه تشویقی را نپذیرفت و تنها خواستهاش را دیدار با حضرت امام و بیان کارشکنیهای بنیصدر و بیتفاوتی برخی از فرماندهان اعلام کرد . سرانجام این ستاره درخشان در منطقه بازی دراز در سال 1360 افول کرد. 1377 شمسی: سفر شیخ احمد یاسین به ایران احمد اسماعیل یاسین معروف به شیخ احمد یاسین ، بنیانگذار جنبش مقاومت اسلامی (حماس) و رئیس مجمع اسلامی غزه بود. احمد یاسین در جوانی در اثر یک حادثه فلج شد اما این حادثه وی را از فعالیتهای اجتماعی و تحصیلی دور نکرد و او بهعنوان معلم ادبیات عرب و تربیت اسلامی به کار مشغول شد. در مساجد غزه به سخنرانی و تدریس پرداخت و به یکی از مشهورترین سخنرانان نوار غزه تبدیل شد. او در سال1983 به اتهام نگهداری اسلحه و تشکیل سازمان نظامی و فعالیت علیه رژیم صهیونیستی بازداشت و در دادگاه نظامی محاکمه و به ۱۳سال زندان محکوم شد اما در چارچوب تبادل اسراء پس از تحمل ۱۱ ماه زندان، آزاد شد. او در 8 اردیبهشت سال 1377 بهمدت 6روز از ایران دیدن کرد و با رهبر معظم انقلاب دیدار داشت. سرانجام رژیم منفور صهیونیستی او را در 22 مارس 2004 میلادی هدف 3موشک هلفایر که از بالگردهای ارتش این رژیم شلیک شده بود قرار داد و به شهادت رساند. این عملیات با نظارت مستقیم شارون انجام گرفت . 1965میلادی: مداخله نظامی در دومینیکن پس از شدتیافتن درگیری‏ها و خشونت‏های داخلی میان گروههای چپ و راست و نظامیان در دومینیکن، در 28آوریل 1965میلادی نیروهای آمریکایی در دومینیکن پیاده شده و این کشور را به بهانه حمایت از اتباع خویش اشغال کردند. اما در مدت زمان کوتاهی تعداد 1500 تفنگدار آمریکایی به 40هزار نفر افزایش یافت و با حمایت 37رزمناو، دومینیکن را محاصره کردند. جانسون، رئیس‏جمهور آمریکا، با نقض صریح منشور سازمان کشورهای آمریکایی که مداخله در امور داخلی هر یک از کشورهای عضو را ممنوع کرده بود، تفنگداران دریایی خود را روانه این کشور آمریکای مرکزی کرد. 1945 میلادی: اعدام فاشیست موسولینی در پایان جنگ جهانی دوم در حال فرار از ایتالیا بود که در مزرعهای توسط پارتیزانهای ایتالیایی دستگیر شد و در همان جا به همراه سایر همراهانش که از مقامات حکومت فاشیستی بودند، پس از محاکمه صحرایی به اعدام محکوم شد. در ۲۸آوریل ۱۹۴۵ میلادی هنگام تیرباران شخصی با چاقو به او ضربه زد و موسولینی نیمه جان به زمین افتاد و مردم به او حمله کردند و با لگد روی جنازه او رفتند و جمجمه او متلاشی شد . جسد موسولینی در «پیازا لورتودر »، برای نمایش عموم با قلابهای مخصوص آویزان کردن گوشت در قصابیها، بهصورت وارونه، از سقف یک ایستگاه پمپ بنزین آویخته شد و بهوسیله مردم شهر سنگباران شد. هدف از این عمل هم ناامیدکردن فاشیستها از ادامه جنگ و هم گرفتن انتقام از نیروهای محور که بسیاری از پارتیزانها را به همان شیوه اعدام کرده بودند، محسوب میشد. سرانجام با دستور پاپ جنازه را پایین آوردند و به آتش کشیدند و خاکستر آن را به دریا ریختند .

dokhtare sahra
1390,02,10, ساعت : 18:22
روزگار 10 اردیبهشت 90؛ روز ملی خلیج فارس (http://www.hamshahrionline.ir/news-133702.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/4/11-4-30-848015-6.jpg
نام تاریخی این خلیج، در زبانهای گوناگون، ترجمه عبارت خلیجفارس یا دریای پارس بوده است .
خلیجفارس پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن، سومین خلیج بزرگ جهان بهشمار میآید. به سبب وجود منابع سرشار نفت و گاز در خلیجفارس و سواحل آن، این آبراهه در سطح بینالمللی، منطقهای مهم و راهبردی بهشمار میآید. زمینشناسان معتقدند صورت نخستین خلیجفارس در کنار دشتهای جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان ، شکل ثابت کنونی خود را یافت. خلیجفارس اصلیترین نامی است که از کهنترین منابع بر جای مانده است. جغرافیدانان و تاریخنگاران اسلامی، همچون طبری، مسعودی و یعقوبی به اتفاق در کتب خطی به جای مانده از خود اذعان دارند که تمامی نواحی خلیجپارس در دورههای پیش از اسلام به ایران تعلق داشته است . ابنحوقل بغدادی در کتاب خود «صوره العرض» از این منطقه به عنوان دریای پارس نام می برد . شورایعالی انقلاب فرهنگی با توجه به هدف قراردادن هویت فرهنگی و تاریخی ملت ایران، روز اخراج پرتغالیها از تنگه هرمز ، دهم اردیبهشت را بهعنوان روز ملی خلیجفارس نامگذاری کرد .
1359 شمسی: اشغال سفارت ایران در لندن
اشغال سفارت ایران در لندن واقعهای بود که در 10اردیبهشت سال1359 توسط 6جوان عرب که با گذرنامه های عراقی از بغداد به لندن آمده بودند آغاز شد . گروگانگیران برای انجام مذاکره خواهان حضور یکی از سفرای عراق ، الجزایر یا اردن در محل سفارت شدند، ولی تا پایان این ماجرا هیچیک از دیپلماتهای کشورهای مذکور حاضر به این کار نشدند. عباس لواسانی وابسته مطبوعاتی سفارت ایران که با وجود توهینهای آنان، بهطور آشکار از انقلاب و رهبری انقلاب دفاع میکرد درنهایت بهدست گروگانگیران به شهادت رسید. در این حادثه علی صمدزاده دیگر دیپلمات ایرانی نیز شهید شد . تاچر در پیامی کاملا غیرمعمول خواستار حفظ جان گروگانها و کشتن همه گروگانگیرها شده بود. به اعتقاد بعضی تحلیلگران او نمیخواست این ماجرا با زنده ماندن گروگانگیرها استمرار یابد، چرا که گروگانگیرها حافظ اسراری بودند که زنده ماندن آنها خطر افشای آن را دربرداشت. این ماجرا در نهایت با دخالت نیروهای ویژه انگلیس ( اس ای اس) و با کشته شدن 5 نفر از گروگانگیران به پایان رسید. گروگانگیر ششم با حمایت دولت انگلیس پس از سپریشدن چند سال حبس به صورت مخفیانه در انگلستان زندگی میکند .
1361 شمسی: آغاز عملیات بزرگ بیت المقدس
در حالی که اشغال خرمشهر توسط عراق بهعنوان آخرین و مهمترین برگ برنده این کشور برای وادار ساختن ایران به شرکت در هر گونه مذاکرات صلح تلقی میشد، آزادسازی این شهر میتوانست سمبل تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی بر متجاوز و اثبات برتری نظامیاش باشد . انهدام نیروی دشمن ، آزاد سازی 5400 کیلومتر مربع از خاک ایران از جمله شهر خرمشهر و خارج کردن شهر اهواز ، حمیدیه و سوسنگر از برد توپخانه دشمن از مهمترین اهداف عملیات بود . سرانجام عملیات بیتالمقدس در 10اردیبهشت 1361 با رمز یا علیابنابیطالب (ع) از سوی فرماندهی آغاز شد. شهید آیتالله صدوقی و مرحوم آیتالله مشکینی نیز که در کنار فرماندهان سپاه و ارتش در قرارگاه کربلا حضور داشتند، هر یک بهطور جداگانه، پیامهایی را به وسیله بیسیم خطاب به رزمندگان اسلام قرائت کردند.

dokhtare sahra
1390,02,11, ساعت : 11:30
روزگار 11 اردیبهشت90؛ 1306 قمری: واگذاری امتیاز تأسیس بانک شاهی ایران (http://www.hamshahrionline.ir/news-133720.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/1272319632.jpg
پس از لغو امتیاز فوقالعاده بارون رویترز مبنی بر انحصار ساختمان راهآهن، استخراج معادن و تأسیس بانک ملی به یک تبعه‏ انگلیسی توسط دولت ایران، بهزودی هر دوطرف بهعلت عظمت امتیاز، دریافتند که این کار بدون مطالعه صورت گرفته است...
بنابراین در سال27 جمادیالاول سال1306 قمری دولت ایران به پسر بارون جولیوس دو رویترز، بهعنوان غرامتِ لغو امتیاز پدرش، امتیاز محدودتری اعطا کرد که به موجب آن می‏توانست بانکی تأسیس کرده و از بعضی معادن ایران بهرهبرداری کند. این امتیاز سرانجام به تأسیس بانک شاهی و بانک صنایع و معادن ایران منتهی شد.
1383 شمسی:درگذشت طنز نویس
کیومرث صابری فومنی معروف به « گل آقا » پایه گذار مؤسسه گل آقا ، نویسنده و طنزنویس در شهریور1320 در فومن به دنیا آمد . صابری با تشکیل دولت شهید رجایی ، بهعنوان مشاور فرهنگی ایشان مشغول به کار شد.وی در سال 1362 ناگهان از همه مسئولیتهای دولتی خود کناره گرفت و پس از مدتی، شروع به نوشتن یادداشتهای روزانه طنز با نام مستعار «گلآقا» و تحت عنوان دو کلمه حرف حساب با محتوای انتقاد از دستگاههای دولتی و مشکلات موجود جامعه در روزنامه اطلاعات کرد، که نقطه عطفی در طنز نویسی ایران بود. پس از گذشت 6سال صابری تصمیم گرفت هفتهنامه گل آقا را منتشر کند . فعالیتهای گل آقا منحصر به هفتهنامه باقی نماند؛ ماهنامه گلآقا، سالنامه گلآقا و هفتهنامه «بچهها...گلآقا» از دیگر فعالیتهای کیومرث صابری بود. کیومرث صابری فومنی پس از تحمل یک بیماری سنگین (سرطان خون)، در 11 اردیبهشت سال 1383 دارفانی را وداع گفت.
1886 میلادی: روز جهانی کارگر
اولمی، روز جهانیکـارگـر است . مناسبت اول می بهعنوان روز کارگر به این لحاظ بوده است که در چهارم ماه می سال۱۸۸۶، پلیس آمریکا به روی کارگران اعتصابی آتش گشود که شماری کشته، عدهای مجروح و بعدا 4نفر نیز اعدام شدند. آنان خواستار تعدیل شرایط کار و کاهش ساعات کار از 10 به ۸ساعت بودند. قرار بود که اول ماه می کاهش ساعات کار، به اجرا درآید که چنین نشد و در نتیجه، کارگران در گوشه و کنار این کشور دست به تظاهرات زدند و در یکهزار و 200کارخانه و کارگاه ، اعتصاب صورت گرفت. شمار کارگران معترض در شهر شیکاگو بیش از سایر شهرها بود. با رسیدن اخبار مربوط به کشتار و اعدام به سایر کشورها، در گوشه و کنار جهان مراسم یادبود برگزار و هر سال هم تکرار شد که بهتدریج اول ماه می، روز جهانی کارگر عنوان گرفت. این مراسم در آمریکا و کانادا برگزار نمیشود .
1998 میلادی : روز جهانی خنده
روز جهانی خنده هر سال در نخستین یکشنبه ماه می مصادف با امروز برگزار میشود. نخستین جشن در ۱۱ژانویه۱۹۹۸، در بمبئی هند بود که دکتر مادان کاتاریا، بنیانگذار حرکت یوگای خنده آن را به راه انداخت. بر اساس یوگای خنده، خنده بروزعاطفهای مثبت است که تمام عناصر لازم برای تغییر خویشتن افراد و تغییر جهان به شیوهای صلحآمیز و مثبت را دارد. این روز توسط دکتر مادان کاتاریا، بنیانگذار حرکت جهانی یوگای خنده، شکل گرفت. جشن گرفتن و بزرگداشت روز جهانی خنده یک مانیفست مثبت برای برادری و دوستی از راه خنده است.

dokhtare sahra
1390,02,12, ساعت : 18:40
روزگار 12 اردیبهشت 90 ؛ 1358 شمسی: شهادت افشاگر نفاق (http://www.hamshahrionline.ir/news-133832.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/11-5-2-1758368-1_168309_.jpg
از مهمترین خدمات استاد شهید مطهری در طول حیات پر برکتش ارائه ایدئولوژی اصیل اسلامی از طریق درس و سخنرانی و تألیف کتاب است.
این امر خصوصا در سالهای قبل از انقلاب به خاطر افزایش تبلیغات گروههای چپ و پدیدآمدن گروههای مسلمان چپزده و ظهور پدیده التقاط به اوج خودرسید. استاد مطهری نخستین شخصیتی است که به خطر سران سازمان منافقین پی برد و دیگران را از همکاری با این سازمان بازداشت و حتی تغییر ایدئولوژی آنها را پیشبینی میکرد . با آغاز نهضت اسلامی، استاد مطهری بهطور تمام وقت در خدمت نهضت قرار گرفت و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا کرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن همواره در کنار امام (ره)، مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای ایشان بود، تا اینکه با گلوله گروه نادان و جنایتکار فرقان ترور شد و در 12اردیبهشت سال 1358 به شهادت رسید .سالروز شهادت استاد مطهری به نام روز معلم نامگذاری شده است .
1519میلادی: درگذشت خالق مونالیزا
لئوناردو داوینچی از دانشمندان و هنرمندان ایتالیایی دوره رنسانس است که در رشتههای نقاشی، ریاضی، معماری، موسیقی، کالبدشناسی، مهندسی، تندیسگری و هندسه شخصی برجسته بود. وی فردی بینهایت خلاق و کنجکاو بود. او نظریات خود را در یک سلسله یادداشتهایی که بالغ بر هزاران صفحه هستند ثبت کرده است. او طرحهای مبتکرانهای را برای ساخت سلاحهایی مانند توپهای بخار، ماشینهای پرنده و ادوات زرهی ارائه کرده بود هرچند که بسیاری از آنها هرگز ساخته نشدند. وی طراح اولیه صدها اثر معماری و همچنین طراح اولیه هواپیما بهشمار میرود. یکی از طرحهای ابتکاری او لباس غواصی و زیر دریایی جنگی است. لئوناردو داوینچی برای طرحهای خود بهوسیله خط معکوس یادداشتهایی را نوشته است که فقط آنها را در آینه میتوان خواند. بیشتر شهرت جهانی او بهخاطر نقاشیهای شام آخر و مونالیزا ست. او در 15 آوریل 1452 زاده شد و در 2 می 1519میلادی درگذشت .
1798میلادی: ماجرای دریادار نلسون در نبرد تنریف
هوریشیو نلسون که مقام دریاداری در انگلستان داشت مامور شد تا شهر سانتاکروز واقع در جزایر قناری را به تصرف در آورد. این شهر را اسپانیاییها به صورت دژ مستحکمی درآورده بودند . مدافعان شهر از خود مقاومتی شدید نشان دادند و در این بین دریای مواج و متلاطم نیز به یاری مدافعان برآمد . بدینترتیب نبرد تنریف با ناکامی نلسون همراه بود . بازوی نلسون در اثر اصابت گلوله قطع شد و او را که قبلا یک چشم خود را از دست داده بود به انگلستان فرستادند. تصور اینکه وزارت دریاداری بریتانیا او را بهعنوان سرداری که یک چشم و یک بازوی خویش را از دست داده است در زمره معلولان بهحساب آورد برای او تحملناپذیر مینمود. او مصرانه تقاضا کرد ماموریت جدیدی برعهدهاش گذارده شود . پافشاری او باعث شد در تاریخ 2می سال 1798میلادی فرماندهی عالی 3کشتی بزرگ و 5کشتی کوچک ناوگان مدیترانه به او محول شود.

dokhtare sahra
1390,02,13, ساعت : 21:01
روزگار 13 اردیبهشت 90؛ شهادت شهید ثالث (http://www.hamshahrionline.ir/news-133942.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/11-4-25-93628-2.jpg
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - ملامحمد تقی بن محمد معروف به شهید ثالث در سال 1184 قمری در برغان متولد شد و در قزوین، قم و اصفهان به تحصیل علوم اسلامی پرداخت.
سپس درعتبات عالیات از محضر شیخ جعفر کاشف الغطاء، صاحب ریاض و سید مجاهد بهره گرفت. وی بیشتر اوقات خود را صرف ترویج احکام دین می‏کرد. اثرهای ارزنده‏ای چون کتاب «عیونالاصول» در اصول فقه، «مجالس المؤمنین» در مواعظ و «منهج الاجتهاد» درشرح شرایع الاسلام از تألیفات او هستند. شهید ثالث در29 جمادی الاول سال 1264 قمری که اوایل ظهور فتنه‏ بابیه و سال اول جلوس ناصرالدین شاه بود در اثر مجاهدت‏ها و مدافعات دینی علیه خرقه نوظهور «بابیّت» در حالی که به نماز شب مشغول بود، از سوی چندتن از افراد فرقه مذکور مضروب گشت و پس از 2روز به شهادت رسید.
1186شمسی: قرارداد فین کن اشتاین
به دنبال حملات پی‏درپی قوای روسیه به مناطق شمالی ایران، دولت ایران برای دفع این حملات، ابتدا از انگلستان تقاضای کمک کرد. لیکن انگلیسی‏ها بهعلت اتحاد با روسیه بر ضدفرانسه، حاضر به همکاری با ایران نشدند. ناچار دولت ایران به ناپلئون بناپارت امپراتور فرانسه توسل جست و ناپلئون نیز که برای مقابله با انگلستان به یک متحد در منطقه نیاز داشت درخواست ایران را پذیرفت. از اینرو بین طرفین، عهدنامه‏ای به نام فینکن اشتاین در 13 اردیبهشت سال 1186شمسی منعقد شد. به موجب این قرارداد، فرانسه تعهد کرد که با ارسال اسلحه و کارشناس نظامی، ایران را در باز پس‏گیری گرجستان و دیگر متصرفات روسیه در خاک ایران یاری کند. در برابر، ایران تعهد سپرد که تمامی روابط سیاسی و تجاری خود را با انگلستان قطع و به این کشور اعلان جنگ دهد. همچنین اگر ناپلئون بخواهد از ایران به هند لشکرکشی کند، ایران امکانات خود را در اختیار آنها قرار دهد. این معاهده دیری نپایید و ناپلئون بر خلاف قرار خود، پس از مدتی با روسیه طرح دوستی ریخت و مستشاران فرانسوی، ایران را ترک کردند.
1233 شمسی: درگذشت شاعر پرآوازه عصر قاجار
میرزا حبیبالله قاآنی شیرازی در سال 1186 شمسی به دنیا آمد. وی برای کسب علم و دانش راهی مشهد شد . قاآنی پس از 10سال توانست در علومی چون نحو، بیان، اصول هندسه، نجوم، حکمت، کلام، فلسفه و فنون ادب و شعر مهارت پیدا کند و پس از مدتی راهی دربار ناصرالدین شاه قاجار شود. وی از مداحان شاهان و شاهزادگان قاجاری بود. مهارت او به ساختن قصاید طولانی، متضمن اوصاف خوشایند و آوردن الفاظ خوش آهنگ و تسلط بر ایراد کلمات و لغات مترادف، بسیار است و به همین سبب در گفتارش، لفظ بر معنی بهشدت برتری دارد، او از دانشمندان، ادبا و شعرای قرن خود به شمار می‏رفت و حتی عده‏ای وی را برجسته‏ترین شاعر عصرش دانسته‏اند. از این شاعر کتابی با نام پریشان برجای مانده که به سبک گلستان به نگارش درآمده است. قاآنی سرانجام در 13 اردیبهشت 1233 شمسی دارفانی را وداع گفت و در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) در شهرری مدفون شد.
1968 میلادی: آغاز جنبش دانشجویی - کارگری فرانسه
جنبش دانشجویی - کارگری فرانسه به مجموعه حوادثی اطلاق میشود که در طول ۴ هفته در ماه مه سال1968 در فرانسه رخ داد، نقطه اوج این جنبش در فاصله یک هفتهای سوم تا دهم ماه مه به وقوع پیوست، خیزشی که از اعتراض یک گروه دانشجویی شروع شده بود، میلیونها نفر از مردم شهرنشین فرانسه را به میدان مبارزه کشاند. 500 دانشجو در سوم مه سال 1968 در حیاط دانشگاه سوربن تجمع میکنند. هدف تجمع در ظاهر، اعتراض به تعطیلی دانشکده ادبیات نانتری بود اما در واقع در اعتراض به احضار کوهن بندیت و دوستانش بود. آنها یک گروه انتظامات مسلح به چوب و آهن را تشکیل میدهند و شعارشان این است: مشت عکسالعمل طبیعی در برابر سیاست موجود است.تصمیم مشترک رئیس دانشگاه ، (ژان روشه)، و وزیر آموزش عالی، (آلن پرفیت)، مبنی بر اجازه ورود پلیس به دانشگاه باعث میشود صدها تن مجروح و ۵۹۶نفر بازداشت شوند. در این روز، پاریس -پایتخت صلح جهان- به عنوان محل برگزاری مذاکرات صلح ویتنام انتخاب و معرفی شد!

dokhtare sahra
1390,02,14, ساعت : 12:38
روزگار 14 اردیبهشت 90 ؛ 305 قمری: درگذشت دومین نایب خاص امام زمان(عج) (http://www.hamshahrionline.ir/news-134054.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/home_photo_books.jpg
ابوجعفر، محمدبنعثمان بنسعید عَمری اسدی، دومین نایب و وکیل منصوب امامزمان(عج) بود که پس از وفات پدرش عثمان بن سعید، به این مقام برگزیده شد.
امامحسن عسکری(ع) درباره وثاقت این پدر و پسر، به یکی از یارانش فرمود: عثمان بن سعید عَمری و فرزندش محمد بن عثمان، مورد اطمینان و اعتمادند. پس آنچه به تو میرسانند، از سوی من ادا میکنند. بدین جهت هرگاه، چیزی به تو بگویند، بدان که از سوی من به تو گفتهاند. از آن دو شنوایی داشته و آنان را پیروی نما. زیرا آن دو مورد اطمینان و امنیتند. آنگاه که عثمان بن سعید وفات یافت، توقیع شریفی از ناحیه مقدسه به دست بزرگان شیعه رسید که صراحت در نمایندگی و مقام نیابت و وکالت فرزندش محمد بن عثمان داشت. این مرد بزرگ و پدر ارجمندش بهمدت 50سال نمایندگی 3 امام معصوم(ع) را برعهده داشتند. سرانجام در آخرین روز جمادیالاولی، در سال 305 و به قولی سال 304 قمری وفات یافت.
1340 شمسی: استعفای شریف‏امامی به دنبال اوج‏گیری تظاهرات معلمان
جعفر شریف امامی به دنبال اعتصاب معلمان در اعتراض به پایین بودن حقوق خود و کشته شدن یکی از آنان به نام ابوالحسن خانعلی به دست پلیس و استیضاح وی در مجلس در 14اردیبهشت سال 1340 از نخست وزیری استعفا داد. شریف امامی به هنگام استیضاح یکی از وکلای مجلس که قبلاً وزیر فرهنگ بوده را مورد حمله قرار داده و او را توبیخ کرد. ولی رئیس مجلس از ادامه سخنان شریف امامی جلوگیری کرد و شریف امامی نیز با اعتراض جلسه مجلس را ترک کرد. شریف امامی که در حقیقت از مجلس اخراج شده بود، از مجلس به دربار رفت و استعفای خود را به شاه تسلیم کرد.
1361 شمسی: سرنگونی هواپیمای وزیر خارجه الجزایر
محمد بن یحیی، وزیر خارجه وقت الجزایر، پیشنهاد صلحی را به تهران و بغداد آورد. با این حال، زمانی که وی عازم کشورش بود، هواپیمای او در14 اردیبهشت سال 1361 در نقطه مرزی مشترک میان ایران و عراق و ترکیه، هدف موشک جنگی قرار گرفت و منفجر شد و همه سرنشینان آن جانباختند. در آن زمان کشورهای عربی، جمهوری اسلامی ایران را به سرنگونی هواپیمای وزیرخارجه الجزایر متهم کردند اما وزیر خارجه اسبق عراق، فاش کرد که این حمله توسط عراق و به دستور صدام انجام شده است. حامد الجبوری، از اعضای برجسته حزب بعث عراق و از نزدیکان صدام که اکنون در لندن زندگی میکند، اظهار کرد: هواپیما با یک موشک جنگی سقوط کرد و بعدا مشخص شد، این حمله، به دستور صدام انجام شده است. شوروی هم تأیید کرد این موشکها که لاشه آنها به دست آمده بود، در قراردادی از سوی شوروی به عراق فروخته شده بود.
1945 میلادی: انحلال حزب نازی آلمان
در 4 مه سال 1945 میلادی و در پی شکست آلمان از متفقین دوران حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان مشهور به حزب نازی، که با استفاده از دیکتاتوری، خشونت و سرکوب شدید، از سال 1932میلادی زمام امور آلمان را به دست گرفته بود، به پایان رسید. حزب نازی که در اکتبر 1920میلادی ایجاد شده بود در سال 1933میلادی 2میلیون عضو داشت و در سالهای بعد 6میلیون نفر را جذب خود کرد. این حزب قصد داشت با اتحاد ملل آلمانی زبان، آلمان مقتدری ایجاد کند که بتواند مرزهای خود را گسترش دهد. حزب نازی پس از شکست آلمان در جنگ جهانی دوم از هم پاشید و برای همیشه غیرقانونی اعلام شد.

dokhtare sahra
1390,02,15, ساعت : 15:34
روزگار 15 اردیبهشت؛ 1323شمسی: اولین بیانیه سیاسی امام( ره) (http://hamshahrionline.ir/news-134169.aspx)

http://hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/kanrwz.jpg
امام خمینی ( ره) در 15اردیبهشت 1323 شمسی، نخستین بیانیه سیاسی خود را صادر کردند.
در این بیانیه، حضرت امام ضمن بررسی و تحلیل اوضاع گذشته، حال و آینده مردم، قیام برای خدا را تنها راه اصلاح جهان عنوان کرده که آن، فلسفه بعثت همه انبیای الهی بوده است. ایشان در ادامه، دلایل بدبختی مسلمانان و ملت ایران را تشریح می‏کنند و در قسمت دیگری، مسئولیت سنگین علما و روحانیت را برشمرده و عواقب زیانبار غفلت سیاسی آنها را متذکر می‏شوند. در ادامه، ایشان در این بیانیه، صریحاً علمای اسلام و جامعه اسلامی را به قیام عمومی فراخواندند و نسبت به سکوت در برابر توطئه‏های ضد اسلام هشدار دادند. مقصود امام از انتشار این بیانیه، به صدا درآوردن زنگ خطر و بیدارباشی برای طلاب جوان بود.
بزرگداشت مرزبان دین
ابوجعفر محمدبن علیبن بابویهقمی، ملقب به شیخ صدوق از شاخصترین دانشمندان جهان اسلام است که در صف اول محدثین و علمای اثناعشر جای دارد و بهعنوان یکی از ارکان فقه شیعه به شمار میرود. پس از گذشت 10قرن از وفات این محدث بزرگ، برکات آثار و خدماتش باعث شده تا 15اردیبهشت را بهعنوان روز بزرگداشت شیخصدوق نامگذاری کنند. عصر صدوق را باید عصر احیای تنقیح حدیث نامید زیرا پس از رحلت پیامبر اسلام، بازار جعل حدیث رونق گرفت و کسانی پیدا شدند که بهطور حرفهای، احادیثی را جعل و به پیامبر و ائمه نسبت میدادند. شیخصدوق در راه جمعآوری احادیث، از بلخ تا بخارا، از کوفه تا بغداد، از مشهد تا نیشابور و از آنجا تا مکه و مدینه سفر کرد و مشکلات فراوانی را به جان خرید و با کولهباری از احادیث پیامبر و اهل بیت(ع)به ری بازگشت. از آثار ارزنده ایشان می توان به منلایحضره الفقیه، کمالالدین و اتمام النعمه ، مالی، صفات شیعه، خصال، عللالشرایع و بسیاری آثار دیگر اشاره کرد . مدفن این عالم بزرگ در شهرری به نام ابنبابویه مشهور و مورد توجه شیعیان است .
1378 شمسی : درگذشت شاعر متعهد و توانا
محمد علی مردانی 5مهرماه سال 1301 در روستایی از توابع شهرستان خمین متولد شد. او که از کودکی ذوق و قریحه شاعری داشت، به تهران آمد و به انجمنهای ادبی راهیافت و با اشعار مذهبی شناخته شد. او سالیان متمادی دبیری انجمن دانشوران را بهعهده داشت و در سال ۱۳۵۱ انجمن نغمهسرایان مذهبی توسط او و عدهای از دوستانش تأسیس شد که به صورت ثابت در خانهاش تشکیل میشد. وی پس از پیروزی انقلاب به عضویت شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و واحد ادبیات حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی درآمد و در سالهای جنگ تحمیلی، در جبهههای جنگ حاضر شد. استاد مردانی در پی عارضه مغزی، در 15اردیبهشت سال ۱۳۷۸ شمسی دار فانی را وداع گفت. مهمترین آثار او احتیاج بانوی بزرگ اسلام ، شکوه ایمان ، طلوع خورشیدها ، نوای رزمندگان ، هدیه ماه صیام و بسیاری آثار دیگر است .
1961 میلادی: اولین آمریکایی در فضا
آلن بارتلت شپرد، عنوان نخستین آمریکایی در فضا را در پنجم ماه مه 1961 به نام خود ثبت میکند. او 15دقیقه و 22ثانیه با کپسول فضایی زنگوله مانند یک نفره در فضا ماند. پرواز او تنها 23 روز بعد از سفر یوری گاگارین ، نخستین فضانورد روسی در فضا، انجام شد. او در دومین تلاشش با سری سفینههای مرکوری به نام فریدم 7 رهسپار فضا میشود در حالی که این پرواز به خاطر شرایط نامساعد جوی، 3روز به تعویق میافتد. آلن به ارتفاع 185کیلومتری میرسد و به مدت 5دقیقه در حالت بیوزنی میماند و سپس به جو زمین برمیگردد و در اقیانوس اطلس فرود میآید. بعدها، او مدال خدمت ممتاز ناسا را دریافت میدارد.
2008 میلادی: روسیه به تحریم پیوست
با فرمانی که ولادیمیر پوتین در 5 مه سال 2008 امضا کرد روسیه به طور رسمی به تحریم های شورای امنیت سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی ایران پیوست . در فرمان ولادیمیر پوتین آمده است: تمامی سازمانها و دستگاههای دولتی، بانکها و مؤسسات و اشخاص حقوقی و حقیقی زیرحوزه قضایی روسیه باید بهخاطر داشته باشند که از تاریخ 3 مارس سال 2008میلادی ، از انتقال یا تأمین هر نوع مواد یا تجهیزات یا فناوری هستهای که امکان استفاده دوگانه نظامی و غیرنظامی از آنها وجود دارد، از خاک روسیه به ایران ممنوع است .

dokhtare sahra
1390,02,18, ساعت : 11:40
روزگار 18 اردیبهشت 90
1330 شمسی: درگذشت شاعر معاصر (http://www.hamshahrionline.ir/news-134319.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/84788511838a4bac5ec19ebeadd9d4fe.jpg
غلامرضا رشید یاسمی نویسنده ، مورخ ، مترجم و شاعر معاصر ایرانی در ۲۹ آبان ۱۲۷۵شمسی در شهرگهواره از توابع کرمانشاه زاده شد.
تحصیلات مقدماتی را در کرمانشاه به پایان برد. سپس به تهران رفت و دوره متوسطه را در دبیرستان سن لویی گذراند. از همان هنگام به تشویق نظام وفا که معلم ادبیات او بود به سرودن شعر پرداخت. یاسمی ضمن همکاری با مجله دانشکده، با نویسندگان و شعرای آن دوره همچون محمد تقی بهار ، سعید نفیسی ، عباس اقبال ، ابراهیم الفت و دیگران همکاری میکرد. در همین دوران نخستین تألیف خود را در احوال ابن یمین فریومدی شاعر سلسله سربداران، انتشار داد. اوهنگام سخنرانی در دانشکده ادبیات دچار سکته شد و در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۳۰شمسی در تهران درگذشت.
1794 میلادی: سپردن لاوازیه به گیوتین
آنتوان لوران لاوازیه دانشمند فرانسوی و بنیانگذار شیمی نوین بود. وی نخستین کسی بود که ترازو را جهت سنجش و تحقیق در فعل و انفعالات شیمیایی درآزمایشگاه وارد عمل کرد . او در 26 اوت 1743 میلادی در پاریس از پدر و مادری ثروتمند و مرفهزاده شد و زیر نظر استادانی قابل، نجوم ، گیاه شناسی ، شیمی و زمین شناسی را به خوبی فراگرفت. بیشترین اعتبار تحولات شیمی مدیون زحمات لاوازیه است . ازجمله خطراتی که جان لاوازیه را به مخاطره انداخت و بیشتر جنبه سیاسی داشت، هنگام انقلاب فرانسه که انقلابیون زمام امور پاریس را در دست داشتند، رخ داد. قبل از پیروزی انقلاب مسئولیت جمع‏آوری مالیات مردم فرانسه به او داده شده بود اما پس از انقلاب مسئولان آن بهصورت افرادی خونخوار و منفور معرفی شدند که همچون زالوهای خونخوار خون مردم را می‏مکیده‏اند و از آنها مالیات می‏گرفته‏اند لذا همگی را دستگیر و محاکمه کردند. لاوازیه هم که نتوانسته بود بی‏گناهی خود را در این محاکمه جنجالی ثابت کند، محکوم به اعدام شد و سرانجام در روز هشتم می 1794میلادی زیر تیغ گیوتین رفت.
1914 میلادی: تولد تنها نویسنده ای که 2 جایزه کنگور گرفت
رومن گاری با نام اصلی رومن کاتسف نویسنده ، فیلمنامه نویس ، کارگردان ، خلبان در جنگ جهانی دوم و دیپلمات فرانسوی در ۸ می سال ۱۹۱۴ میلادی در لیتوانی به دنیا آمد. رومن در 14سالگی به همراه مادرش به فرانسه رفت که خاطرات نخستین سالهای زندگی در فرانسه را در کتاب وعده سپیده دم نوشته است . او در فرانسه به تحصیل حقوق پرداخت . پس از جنگ جهانی بهعنوان دیپلمات در شهرهای مختلف کار کرد. همچنین بهعنوان سخنگوی هیأت نمایندگان فرانسوی سازمانملل ابتدا در نیویورک و سپس در لندن به فعالیت پرداخت. هنگام اقامت در نیویورک به نوشتن رمان ریشههای بهشتی پرداخت. این داستان نخستین رمان وی بود که برنده جایزه کنگور شد. وی دومین جایزه کنگور را با نام مستعار امیلیآجر بهدلیل نوشتن رمان زندگی در پیش رو به دست آورد. وی تنها نویسندهای است که 2مرتبه موفق به اخذ این جایزه شدهاست. این جایزه تنها یکبار به هر نویسنده تعلق میگیرد. پسرعمویش پائول پالویچ، به جای وی این جایزه را دریافت کرد. رومن بعدها در کتابی به نام زندگی و مرگ امیلی آجر حقیقت را فاش کرد. او در 2دسامبر 1980 میلادی خودکشی کرد.

dokhtare sahra
1390,02,19, ساعت : 00:46
روزگار 19 اردیبهشت ؛ 656 قمری: درگذشت ابن ابی الحدید، شارح نهج البلاغه (http://hamshahrionline.ir/news-134336.aspx)

http://hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/pen.jpg
عبدالحمید بنهبهالله بنمحمدبنحسینمدائنی، مشهور به ابنابیالحدید در روز اول ذیحجه سال 586 قمری در شهر مدائن در خانوادهای که اهل علم و دانش بودند دیده به جهان گشود.
جوانیاش را در زادگاهش با تحصیل علوم سپری کرد و در این دوران به آرای معتزله بصره و بغداد گرایش پیدا کرد، تا جاییکه در مذهب معتزله از اهل نظر شد. وی با وجود اینکه سنی مذهب بود، اما ارادت خاصی به امیر مؤمنانعلی(ع) داشت و او را از نظر کثرت ثواب و فضائل و خصال حمیده از دیگران برتر می دانست و این موضوع در کتابش به خوبی مشهود است. مهمترین اثر او شرح نهجالبلاغه است . ابن ابیالحدید بنا به نقل ذهبی در کتاب سیر اعلامالنبلاء، در 5جمادیالثانی سال 656 قمری به دیار باقی شتافت.
672 قمری: درگذشت مولانا
جلالالدین محمد بلخی، معروف به رومی در سال 604 قمری در بلخ متولد شد. شهرتش به روم به سبب طول اقامت او در قونیه است که در آن زمان جزو قلمرو امپراتوری روم بوده است؛ هرچند مولوی، خود را از مردم خراسان می‏شمرد. زندگانی مولانا با آشنایی با شمس تبریزی صورتی دیگر گرفت. او پس از 16سال همدمی با شمس، از او جدا شد و در آتش فراق او سوخت. مولانا پس از آگاهی از اقامت شمس در دمشق فرزند خود را با جمعی از یاران در جست‏وجوی شمس فرستاد. عاقبت شمس دعوت وی را اجابت کرد و به قونیه آمد، اما پس از مدتی با رنجش خاطر از فتنه‏انگیزی حسودان، از قونیه رفت. از این رو مولانا غزلیات سوزناک‏تری سرود. در میان بزرگان ادب فارسی، مولوی پرکارترین شاعر است و آثار فراوانی دارد از جمله: مثنوی معنوی، غزلیات شمستبریزی، رباعیات، فیهمافیه، مکاتیب و مجالس سبعه . مولا نا سرانجام در 5 جمادی الثانی سال 672 قمری در سن 68 سالگی در قونیه بدرود حیات گفت .
1653 میلادی: اتمام بنای ساختمان تاریخی تاج محل
تاج محل، نام آرامگاه ارجمند بانو، ملقب به ممتاز محل، ملکه ایرانی شاهجهان، پادشاه هند است. شاهجهان که پنجمین شاه مغولی بابری هند به شمار می‏رفت، مدت 30سال حکومت هند را در اختیار داشت. بنای تاجمحل پس از فوت همسر شاهجهان، پادشاه مغول هند در ایالت آگرای این کشور آغاز شد. نمای بیرونی تاج محل با نقش‏های رنگی مزین شده است و کتیبه‏هایی نیز به خط عربی دارد که آیات قرآنی بر آنها نقش بسته است. در این بنا همچنین 2ضریح یکپارچه از مرمر سفید قرار دارد که اجساد ملکه نور جهان و شاهجهان زیر آن دفن شده است. برای احداث بنای تاجمحل معماران برجسته ایرانی در این مکان یکی از زیباترین ساختمان‏های جهان و از عالی‏ترین نمونه‏های معماری اسلامی هند را بنا کردند. این بنا سرانجام در 9 می 1653میلادی خاتمه یافت.
1949 میلادی: درگذشت موریس مترلینگ، فیلسوف بلژیکی
موریس مترلینگ، نویسنده ، شاعر و فیلسوف بلژیکی در 29 اوت سال 1862 میلادی در شهر گنت در ایالت فلامند متولد شد. زبان آلمانی و فرانسه را در خانواده فراگرفت و در مدرسه زبان لاتینی را آموخت و تحصیلات خود را در رشته حقوق به پایان رسانید. مترلینگ در بلژیک به شغل وکالت پرداخت و ابتدا به نوشتن نمایشنامه و سپس به نویسندگی روی آورد. او زبان انگلیسی را نیز آموخت. مترلینگ پس از چندی به فلسفه گرایش پیدا کرد و به نوشتن کتب فلسفی اقدام کرد. « پرنده آبی» نمایشنامه ای است که به خاطر آن برنده جایزه نوبل شد . برخی آثار وی عبارتند از: عقل و سرنوشت ، زندگی زنبور عسل ، معبد ویرا ، دو باغ ، هوش گلها ، مرگ ، زندگی موریانه ، زندگی مورچه و ... . او در سالهای پایان زندگی، دچار اختلال حواس شد و در یکی از تیمارستانهای ویژه در آمریکا بهسر برد. وی در 9 می سال 1949 میلادی در اثر سکته قلبی درگذشت.

dokhtare sahra
1390,02,20, ساعت : 11:15
روزگار 20 ارديبهشت 1390
1359شمسی: تایید نشان رسمی جمهوری اسلامی ایران (http://hamshahrionline.ir/news-134450.aspx)

http://hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/3256313056_10430c73a7.jpg
نشان رسمی ایران در حال حاضر آرم الله است که از یک شمشیر که توسط چهار سپر احاطه شده تشکیل شده است.
این آرم پس از پیروزی انقلاب اسلامی روی پرچم ایران منقوش شد . این آرم به صورت 4هلال و یک ستون میانی نشانگر کلمه مقدس الله است و در عین حال کلمه مبارک لا اله الا الله را نیز تشکیل می‏دهد. در توضیح محتوای این شکل نمادین می‏توان گفت که ستون میانی یا شمشیر، نشانه اقتدار و قدرت؛ هلال نشان‏دهنده رشد، 5جز اصلی نمایشگر اصول پنج‏گانه دین و ترکیب متقارن بیانگر تعادل، میزان و عدالت است. این آرم در 20 اردیبهشت سال 1359 به تایید بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره ) رسید و در وسط رنگ سفید پرچم جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت .
1871 میلادی: قرارداد صلح بین فرانسه و آلمان
بهدنبال شکست فرانسه در جنگ با آلمان، قرارداد صلح میان دو کشور در دهم می 1871میلادی، در شهر فرانکفورت آلمان به امضا رسید. بر اساس این قرارداد که وحدت آلمان را تحت رهبری بیسمارک صدراعظم این کشور قطعی می‏کرد، فرانسه علاوه بر پرداخت غرامت، برخی از سرزمین‏های خود را به آلمان واگذار کرد. با شکست فرانسه که مهمترین رقیب آلمان در اروپا بود، کشور آلمان به یک امپراتوری قدرتمند تبدیل شد. در حقیقت بیسمارک، وحدت آلمان را با جنگ تامین کرد و به وسیله صلح آن را تضمین و تحکیم کرد. قراردادهای صلح با اتریش و ایتالیا در سال‏های بعد نیز آلمان را به یک قدرت برتر در زمینه سیاسی، نظامی و اقتصادی تبدیل نمود.
1941میلادی: ناکامی در مذاکره با انگلیسیها
رودلف هس، معاون هیتلر امیدوار بود آلمان نازی و انگلستان با هم صلح کنند و جنگ در اروپا تمام شود. وی تلاشهای بسیاری برای جلب نظر هیتلر انجام داد و سرانجام توانست در تاریخ 10می سال 1941 میلادی ساعت ۶صبح ازآوگسبورگ برای مذاکره با طرف انگلیسی به سمت اسکاتلند پرواز کند اما با پدافند شدید نیروهای متفقین مواجه شد و مجبور شد با چتر نجات از هواپیمای در حال سقوطش خارج شود. هس پس از فرود دچار شکستگی مچ پا شد و پس از دستگیری به برج لندن منتقل شد، سپس دیداری کوتاه با وی صورت گرفت و چرچیل دستور داد هس مورد درمان قرار بگیرد و هر اطلاعاتی که میتواند مفید باشد از هس دریافت شود.
1945میلادی: تسلیم نابغه جنگی هیتلر
هنگام به قدرت رسیدن آدولف هیتلر، پیشوا، دیداری از یکی از مانورهای این نابغه جنگی داشت و شدیدا مجذوب قدرت تحرک و مسحور مانورهای سریع وسایط زرهی او در میدان نبردشد. هاینتس گودریان با اندیشهای سترگ ، سازماندهی نیروی زرهی ارتش آلمان را بهوجود آورد . گودریان هوادار کاربرد استراتژیک نیروهای زرهی (رخنه عمیق در خاک دشمن) بود . عاقبت، این فرمانده در ۱۰می ۱۹۴۵ همراه باقیمانده پرسنل زرهی خود به نیروهای آمریکایی تسلیم شد و مدتی را در بازداشت به سر برد. بهرغم درخواست استرداد لهستان و شوروی، او از اتهام جنایات جنگی در دادگاه نورنبرگ تبرئه شد و اعمال و رفتار گودریان مطابق با عملکرد یک سرباز حرفهای شناخته شد. هنگامی که گودریان زندانی جنگی متفقین بود بیوگرافی خود و شرح نبردهایش را منتشر کرد و در ژوئن سال ۱۹۴۸از زندان آزاد شد .
1973 میلادی: اعلام موجودیت جبهه پولیساریو
جمهوری دمکراتیک عربی صحرا در شمال غربی آفریقا از قرن پانزدهم مورد تهاجم استعمارگران پرتغالی قرار داشت. بعدها اسپانیا در این منطقه مسلط شد و سال‏ها آن را در استعمار خود داشت. در طی سال‏های بعد، مبارزات ضد استعماری مردم صحرا، به فزونی گرایید. هسته اصلی جبهة آزادیبخش پولیساریو را چند تن از مبارزان با تجربه ضد استعماری که در موریتانی ساکن و جوانانی از صحرا بودند تشکیل دادند. از 10می1973میلادی که گروهی از دانشجویان صحراوی در دانشگاه محمد پنجم در رباط موجودیت جبهه را اعلان کردند، پولیساریو عملاً وارد صحنه مبارزات سیاسی شد. در بیانیه سیاسی تأسیس، از مشی «قهر انقلابی » و «مبارزه مسلحانه » با حکومت استعمارگر اسپانیا سخن رفته بود. در کنگره جبهه، مصطفی سیدالاوالی که چهره سیاسی مؤثر و با نفوذی بود، بهعنوان رهبر جبهه برگزیده شد.

dokhtare sahra
1390,02,21, ساعت : 12:29
روزگار 21 ارديبهشت 1390
525 قمری: بر دارشدن عین القضات همدانی (http://hamshahrionline.ir/news-134548.aspx)

http://hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/11-5-10-82357home_photo_books.jpg
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - ابوالمعالی ابن ابی بکر عبدالله بن محمد بن علی بن علی المیانجی،عارف نامدار سده ششم هجری است.
او در گفتن آنچه میدانسته بیپروایی میکرده است. پس او را به دعوی الوهیت متهمش ساختـند و چون عزیز الدین مستوفی اصفهانی وزیر سلطانسنجر سلجوقی به او ارادت داشت، به آزادی هر چه میخواست میگفت، تا قبول عام یافت. اما چون وزیر بر اثر دسیسههای ابوالقاسم قوام الدین درگزینی در تکریت به قتل رسید، عین القضات همدانی نیز مورد مؤاخذه و غضب وزیر جدید واقع شد. بدینصورت که مجلسی ترتیب داد و از جماعتی عالمان قشری حکم قتل عینالقضات را گرفت و سپس دستور داد تا او را به بغداد بردند و در آنجا به زندان افکندند. عینالقضات در زندان به تألیف کتاب شکوی الغریب عن الاوطان الی العلماء البلدان پرداخت. در آخر او را به همدان بردند و در شب چهارشنبه 7 جمادی الثانی سال 525 قمری بر در مدرسهای که در آن به تربیت و ارشاد مریدان و وعظ میپرداخت بر دار کردند. سپس پوست از تنش کشیدند و در بوریایی آلوده به نفت پیچیده، سوزانیدند.
1359 شمسی: تبعیت اروپا از آمریکا در تحریم اقتصادی
بهدنبال تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام ، برخی از کشورهای اروپایی تصمیم گرفتند که از امضای قراردادهای جدید با جمهوری اسلامی خودداری کرده و ایران را تحت فشار قرار دهند. این تصمیم بازار مشترک اروپا برای حمایت از آمریکا و محکوم کردن مسئله گروگانگیری در لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام انجام می‏گرفت . بدین ترتیب پس از پایان مهلت آزادسازی گروگان‏ها و لاینحل ماندن این مسئله، جامعه اقتصادی اروپا بهطور رسمی، تحریم اقتصادی ایران را در 21 اردیبهشت سال 1359 اعلام کرد. این اقدام در حالی انجام می‏گرفت که در اعلامیه مشترک کنفرانس 9 کشور اروپایی تنها هدف از این اقدام، تسریع در آزادی گروگان‏ها عنوان شده بود اما نه تنها تحریمها ادامه یافت بلکه پیشرفته‏ترین تجهیزات نظامی و خطرناک‏ترین سموم شیمیایی را در اختیار رژیم متجاوز عراق قرار می‏دادند و این رژیم را به ادامه جنگ ترغیب می‏کردند.
1878 میلادی: ترور امپراتور آلمان
ویلهلم یکم اولین امپراتور آلمان در 22 مارس1797 در برلین به دنیا آمد . او پسر دوم فریدریک ویلیام چهارم بود . پدرش پس از آنکه شکست سختی از ناپلئون خورد، او را در سن 10 سالگی بهعنوان افسر نامید. ویلهِلم پس از به قدرت رسیدن برادرش بهعنوان ولیعهد احتمالی پروس شناخته شد و لقب شاهزاده پروس را از آن خود کرد و در مدت کوتاهی نیز، به مقام ژنرالی دست یافت. او پس از سکتههای متعدد برادرش که پادشاه پروس بود، زمام امور کشور را در دست گرفت و پس از مرگ برادر ،
تخت شاهی را نیز تصاحب کرد. بعد از پیروزی چشمگیر در جنگ فرانسه- پروس ، بهعنوان امپراتورِ تاجگذاری کرد. در تاریخ 11 می1878 به دلیل قوانین ضد سوسیالیستی که مبانی آن توسط بیسمارک صدراعظم امپراتور وضع شده بود در برلین توسط فردی
به نام مالکس وبر مورد سوء قصد قرار گرفت که از این ترور جان سالم به در برد .
1970 میلادی: صدور قطعنامه استقلال بحرین
جزیره بحرین واقع در جنوب خلیجفارس، تا اوایل دوران قاجار تحت نظر ایران اداره می‏شد ولی پس از چند سال، انگلیسی‏ها به بهانه اینکه ایران فاقد نیروی دریایی است، طی قراردادی با قاجار، حفظ امنیت خلیجفارس و بحرین را برعهده نیروی دریایی بریتانیا گذاشتند. این حاکمیت که بیش از 150سال به طول انجامید، بعدها بهطور مکرر مورد مخالفت دولت‏های وقت ایران قرار میگرفت، ولی هر بار بهنحوی با شکست مواجه می‏شد. در نهایت وقتی که ایران در سال1336 شمسی در لایحه تقسیمات کشوری، بحرین را استان چهاردهم ایران اعلام کرد، مخالفت کشورهای عربی را برانگیخت. در این میان شاه این عنصر بی کفایت بهطور ناگهانی، تصمیم خود را مبنی بر چشم‏پوشی از ادعاهای دیرینه ایران به بحرین اعلام کرد . بنابراین در 21 اردیبهشت 1349 شمسی برابر 11می1970 میلادی شورای امنیت براساس گزارش هیأت اعزامی به بحرین، قطعنامه‏ای مبنی برلزوم استقلال بحرین صادر کرد .

dokhtare sahra
1390,02,22, ساعت : 18:17
22 ارديبهشت 1390
1360 شمسی: شهادت مولویفیض محمدحسینبر (http://www.hamshahrionline.ir/news-134647.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/11-5-11-8211111-4-25-93628-2.jpg
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - مولوی فیض محمد حسین بر، روحانی مبارز و از چهرههای شاخص اهل سنت در سیستانوبلوچستان بود .
وی فردی مؤمن، متعهد و پایبند به قوانین دین اسلام بود و کمک به افراد مستضعف را سرلوحه زندگی خود قرار داده بود. به مسائل شرعی، واجبات و مستحبات اهمیت بسیار میداد . پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یار و یاور صدیق نظام در منطقه بود . به کمک نهادها و ارگانهای انقلابی، اقشار مستضعف و محروم را مورد حمایت قرار میداد و کمکهای جهاد سازندگی و کمیته امداد را بین تهیدستان منطقه محروم بلوچستان توزیع میکرد. تصمیم داشت به جبهههای نبرد برود و دیگران را هم به این کار دعوت میکرد اما خفاشصفتان سنگدل وجود او را نتوانستند تحمل کنند. سرانجام در 22 اردیبهشت سال1360 شبانه به خانهاش یورش بردند و او را در جلوی چشم همسر و فرزندانش ناجوانمردانه به شهادت رساندند .
1364 شمسی: جنایت منافقین در خیابان ناصرخسرو
در 22 اردیبهشت سال1364 در ادامه بمبگذاری توسط منافقین و گروهکهای ضدانقلاب بهمنظور تضعیف نظام اسلامی و ناامن جلوه دادن جامعه، گروهک منافقین این بار در خیابان ناصرخسرو تهران که محلی پرتردد در مرکز شهر بود، جنایت آفرید . بمب که از نوع زمانی و با قدرت تخریبی 50پوند تی.ان.تی بود، باعث ویرانی و آتش سوزی یک ساختمان 2طبقه و یک کارگاه تولیدی پوشاک شد. در این حادثه 9نفر از هموطنان بیگناه به شهادت رسیدند و 45نفر دیگر مجروح شدند. همچنین 15دستگاه اتومبیل در آتش سوخت و به 25 مغازه آسیب وارد آمد. این عملیات جنایتکارانه، سرآغازی بر روند گسترش بمبگذاریها بود که با قصد ایجاد رعب در مردم و مسئولان و ناامنی جامعه صورت میگرفت. گروهک منافقین با وجود سردادن شعارهای پوچ نجات خلق و آزادی ملت ایران، مرتکب چنین جنایات هولناکی میشد . این اعمال، دروغ بودن اهداف آنان را بیش از پیش به همگان اثبات کرد.
1949 میلادی: پایان محاصره شهر برلین
محاصره شهر برلین یک بحران بینالمللی بود که توسط شوروی بهمنظور اجبار متحدان غربی فاتح جنگ جهانی دوم شامل آمریکا، انگلیس و فرانسه به واگذار کردن اختیارات و قلمرو خود در برلین غربی به وقوع پیوست. بهمنظور راهاندازی اقتصاد
آلمان غربی که بر اثر جنگ نابود شده بود، یک اصلاحات پولی اعلام شد اما این اقدام با مخالفت شدید دولت شوروی که فاتح اصلی برلین بود، روبهرو شد. در برابر اعلام یکجانبه اصلاح پولی در آلمان، شوروی با محاصره اقتصادی برلین غربی و مسدودکردن راهها و مسیرهای قطار و سیستم آبرسانی واکنش نشان داد. هر نوع رفتوآمد به برلین غربی از راه زمین فقط از داخل منطقه تصرف شده توسط شوروی و اجازه حاکمان وقت آلمان شرقی امکانپذیر بود. این وضعیت تا 11 ماه ادامه یافت تا سرانجام براساس فشارهای وارده و تحریم هرگونه کالاهای صادراتی از کشورهای بلوک شرق توسط متحدین غربی، شوروی در ۱۲ می ۱۹۴۹میلادی پایان محاصره را اعلام کرد.
2008 میلادی: زمین لرزه سیچوان
در 12 می سال2008 میلادی در ساعت 14 و 28 دقیقه به وقت محلی، زمین لرزه ای در استان سیچوان چین روی داد. مؤسسه زمینشناسی آمریکا شدت این زلزله را 8/7ریشتر اعلام کرد . در منطقه وقوع زمینلرزه حدود ۱۲میلیون نفر زندگی میکردند. براساس گزارشهای رسمی، آمار کشتهشدگان این زمینلرزه حدود 70هزار نفر و مفقودین آن حدود 19 هزارنفر بود .

dokhtare sahra
1390,02,24, ساعت : 11:13
24 ارديبهشت 1390
122قمری: رسیدن سر مقدس زیدبنعلی(ع) به مصر (http://www.hamshahrionline.ir/news-134856.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/11-1-8-1075071307-0725-2.jpg
زیدبنعلیبنالحسین(ع)، یکی از علویان مبارز بود که در عصر هشامبنعبدالملک در کوفه ضدحکومت جائرانه بنیامیه قیام کرد و در نبرد با سپاهیان خلیفه به شهادت رسید.
با آنکه بدن مطهر وی را مخفیانه دفن کردند، با این حال، عامل هشام در عراق، قبرش را یافت و بدنش را از قبر بیرون آورد. آنگاه سرش را از بدن جدا کرد به شام فرستاد و بدنش را در محله کناسه کوفه به دار آویخت. هشام، پس از دریافت سر زید، دستور داد آن را به مدینه بفرستند. حاکم مدینه بهمدت 7روز آن را در مسجدالنبی(ص) آویخت و اهالی این شهر را به دیدن آن و شنیدن خطبههای سخنرانان حکومتی علیه اهلبیت(ع) مجبور کرد. آنگاه، سر مطهر را به مصر فرستاد.
ابوحکمبنابیابیض قیسی که حامل سر زید بود، در روز دهم جمادیالاخر، سال122 قمری، آن را وارد مصرکرد و اهالی این منطقه را برای دیدار از سر و ترساندن مخالفان حکومت، تحت فشار قرار داد. هماکنون در حد فاصل قاهره و برکه قارون، در نزدیکی مسجد ابنطولون، زیارتگاهی است که گفته میشود سر زید در آن مدفون است.
955شمسی: درگذشت شاه تهماسب اول
شاه تهماسب اول فرزند ارشد شاه اسماعیل اول و دومین پادشاه از سلسله صفویه است . او در 13 اسفند 892شمسی در اصفهان دیده به جهان گشود. در سن ۱۰سالگی به سلطنت رسید. بهعلت کم بودن سن شاه جدید، فرصتی برای کسب قدرت امرای قدرت طلب قزلباش فراهم شد. ۱۰سال اول سلطنت شاه تهماسب در واقع عرصه رقابت امرای قزلباش برای کسب قدرت بود. شاه جوان کمکم توانست خود را بهعنوان شاهی مقتدر مطرح کند و زمام قدرت را در دست گیرد. شاه تهماسب در دوره بلند حکومت خود توانست با وجود کمبود منابع به خوبی تهدیدات مکررازبکان و سپس عثمانیان را دفع کند و سپس دورهای از صلح و ثبات را برای کشور به ارمغان آورد؛ دورهای که از مرگ وی در 24 اردیبهشت سال 955 شمسی تا به سلطنت رسیدن فرزند تندخوی او شاه اسماعیل دوم ادامه داشت.
1364 شمسی: درگذشت نخستین مترجم فارسی نهجالبلاغه
در سال 1284، کودکی دیده به جهان گشود که سیدعلینقی نامیده شد و بعدها به سیدعلینقی سدهی اصفهانی آلدیباج مشهور و به فیض الاسلام موسوم شد. از 5سالگی مقدمات علوم حوزوی را نزد برادر بزرگ خود، سید غیاثالدین آموخت. بعدها به تشویق و هدایت برادر، راهی اصفهان شد و پس از فراگیری بخشی از علوم اسلامی در این شهر، به مشهد رضوی رفت و محضر محدث بزرگ، شیخ علیاکبر نهاوندی را درک کرد. سپس به نجف رفت و حوزه درسی فقیهان بزرگی چون سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاءالدین عراقی، شیخمحمدکاظم شیرازی و حاجشیخ عباس قمی را غنیمت شمرد. مقام معظم رهبری از او با عنوان عالم جلیلی که برای نخستینبار نهجالبلاغه را در عصر حاضر به فارسی برگردانید و در اختیار علاقهمندان قرار داد و فریادهای حضرت علی(ع) را به گوش علاقهمندان رسانید، تشکر کرده است. سرانجام این دانشور پرتلاش، در 24اردیبهشت سال 1364 شمسی، دار فانی را وداع گفت و به سرای باقی شتافت.

dokhtare sahra
1390,02,25, ساعت : 10:12
روزگار 25 ارديبهشت 1390
روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی (http://www.hamshahrionline.ir/news-134876.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/11-2-16-12121911.jpg
استاد بزرگ بیبدیل، حکیم ابوالقاسم منصور بن حسن فردوسی طوسی، حماسهسرای بزرگ ایران و یکی از شاعران مشهور عالم و ستاره درخشنده آسمان ادب فارسی و از مفاخر نامدار ملت ایران است که به علت همین عظمت مقام و مرتبت، داستان زندگیاش مانند دیگر بزرگان دنیای قدیم با افسانه و روایات مختلف درآمیخته است.
فردوسی از تاریخ ایران و سرگذشت نیاکان خویش آگاهی داشت، به ایران عشق میورزید و به ذکر افتخارات ملی علاقه داشت. وی از خاندانی صاحب مکنت بود ولی این بی نیازی پایدار نماند؛ زیرا او همه سودهای مادی خود را به کناری نهاد و وقتی تاریخ میهن خود و افتخارات گذشته آن را در خطر نیستی و فراموشی یافت، زندگی خود را به احیای تاریخ گذشته مصروف داشت و از بلاغت و فصاحت معجزهآسای خود در این راه یاری گرفت. از تهیدستی نیندیشید، 30سال رنج برد و به هیچ روی، حتی در مرگ پسرش، از ادامه کار باز نایستاد، تا شاهنامه را با همه رونق و شکوه و جلالش، جاودانه برای ایرانی که میخواست جاودان باشد، باقی گذاشت . 25 اردیبهشت ماه روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، بزرگ‏ترین حماسهسُرای ایران و یکی از حماسهسرایان بزرگ جهان است.
1367شمسی: حمله هماهنگ آمریکا و عراق به خارک
سازمان جاسوسی آمریکا، سیا، اطلاعات محرمانه ایران را که از طریق ماهواره‏های جاسوسی به دست آورده بود، در اختیار عراق قرار ‏داد. مقامات آمریکا در دیدارهای خود با مسئولان عراقی، آنان را تحریک می‏کردند که از برتری امکانات نیروی هوایی خود بیشتر استفاده کنند و هدف‏های اقتصادی ایران را که عموماً شامل تاسیسات نفتی و برق می‏شد، بیشتر و دقیق‏تر بمباران کنند، چرا که برآورد سیا نشان می‏داد که تعداد هواپیماها، تانک‏ها و موشک‏های عراق با حمایت مالی بیش از 27 کشور حامی عراق در جنگ ، چهار برابر ایران است. درنهایت بر اثر تحریک آمریکا، حمله هواپیماهای پیشرفته سوپراتاندارد فرانسوی عراق به جزیره مهم و نفتی خارک در 25 اردیبهشت 1367شمسی، موجب وارد آمدن خساراتی سنگین شد .
1687میلادی: تشکیل قصابی اپری!
در 15 می سال 1687 میلادی یک سال پس از تصرف بخشهایی از مجارستان توسط اتریش، لئوپولد اول امپراتور این کشور دستور تشکیل دادگاه معروف اپری را برای مجازات آزادیخواهان مجاری ، صادر کرد. این آزادیخواهان درپی پایاندادن به اشغال مجارستان توسط اتریش بودند. دادگاه اپری که به قصابی اپری مشهور شد، در مدت 6 ماه کار شبانهروزی و با بهکارگیری 30جلاد، حکم قتل 8هزار نفر را بهطور دستهجمعی یا انفرادی صادر و اجرا کرد.
1940میلادی: تسلیم شدن هلند به آلمان نازی
ارتش آلمان نازی جبهه متفقین، فرانسه و بریتانیا را شکافت و کشورهای بلژیک و هلند را تصرف کرد. ارتش مکانیزه آلمان نازی به سرعت به سوی مرزهای فرانسه و هلند پیشروی کرد. کشور بلژیک از آغاز جنگ اعلام بیطرفی کردهبود و مردم بلژیک تصور میکردند در پناه سیاست بیطرفی میتوانند از بلایای این جنگ خانمانسوز و خونین در امان بمانند. اما هزاران سرباز ارتش آلمان و نیروی زرهی آن به سرعت سراسر خاک بلژیک را تصرف کرده و به سوی مرزهای فرانسه پیشروی کردند. در عین حال ارتش آلمان با هجوم همهجانبه کشور کوچک هلند را نیز اشغال کرد. ویلهلمینا ملکه هلند روز ۱۴ می ۱۹۴۰میلادی به لندن پناهنده و روز بعد یعنی ۱۵می ارتش هلند تسلیم شد.

dokhtare sahra
1390,02,26, ساعت : 18:57
روزگار 26 اردیبهشت
نخستين جنگ خياباني تاريخ بشر در «شهر ري»

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0515alexander.jpg تصوير مجسمه اسکندر«كاليس تنيس» تاريخنگار رسمي اسكندر كه در حمله به آسيا با او بود شرح جنگ شهر ري را كه به صورت خانه به خانه صورت گرفت برنگاشته است كه با تطبيق تقويمها 16(يا 17) ماه مه سال 330 پيش از ميلاد آغاز شده بود و مورخان نظامي از آن به عنوان نخستين جنگ خياباني بشر، به مفهوم امروز، نام برده اند.
طبق گزارش «كاليس تنيس»، در آن روز در داخل شهر ري ميان نيروهاي اسكندر و واحدهاي نظامي در حال عقب نشيني ايران نبردي خونين و كوچه به كوچه آغاز شد كه سه روز طول كشيد.
نيروهاي اسكندر پس از پيروزي در جنگ گائوگاملا (محلي نزديك به اربيل واقع در شمال عراق امروز) به تعقيب سربازان ايران ادامه داده و پس از چند برخورد كوتاه از جمله نبرد همدان، به ري رسيده بودند. نيروهاي محلي در ارگ شهر دست به مقاومت زدند و سربازاني كه در جريان عقب نشيني بودند در كوچه ها و خانه هاي شهر با اسكندريان به زد و خورد پرداختند. با اين كه در اين جنگ خياباني برنده و بازنده مشخص نبود، نيروهاي ايران در سومين شب، ناگهان دست به عقب نشيني و خروج از شهر زدند و عازم شهر صد دروازه (دامغان) شدند. پس از اين عقب نشيني كه تعجب آور بود، ارگ شهر هم سقوط كرد. داريوش سوم شاه وقت كه با اين سربازان از اربيل (اربلا) عقب نشيني كرده بود، ميان راه، به صلاحديد افسران ارتش و تاييد يك شاهزاده هخامنشي كشته شد تا احيانا به دست اسكندر نيافتد و شكنجه و تحقير نشود.
مورخان، شكست ايران از اسكندر مقدوني را به حساب شخصيت ضعيف، دو دلي و قاطع نبودن داريوش سوم نوشته اند. بررسي تاريخ طولاني وطن نشان مي دهد كه هرگونه شكست نظامي و تغيير حكومت در زمان زمامداران ضعيفي چون داريوش سوم، يزدگرد سوم ، شاه سلطان حسين و ... صورت گرفته است.


تحريکات البتکين و ناامني در خراسان بزرگتر

خراسان (خراسان بزرگتر) در ماه مي سال 961 ميلادي دچار ناامني شديد شده بود. سبب اين ناامني افتادن عبدالملك ساماني، پادشاه وقت از اسب بود كه منجر به مرگ او شده بود. عبدالملك كه هفت سال سلطنت كرده بود به امير رشيد (دلاور) شهرت داشت. ناامني خراسان به تحريك البتكين صورت گرفته بود كه عبدالملك او را جاه و مقام، سپهسالاري و حكومت هرات داده بود. البتكين كه از مهاجران و از تركان غز بود پس از كسب مقام، داعيه استقلال داشت كه بركنار شده بود. وي از درگذشت عبدالملك سوء استفاده كرده و در خراسان دست به تحريك زده بود. عبدالملك همانند ساير اميران ساماني براي احياء و ارتقاء زبان فارسي و فرهنگ ايراني سعي بليغ كرده بود. پس از فوت او، منصور برادرش پادشاه شد.

dokhtare sahra
1390,02,27, ساعت : 18:35
روزگار27 اردیبهشت
سالگشت درگذشت نوح ساماني كه پاي غزنويان را به حكومت باز كرد

17 مه سال 954 ميلادي را روزي ذكر كرده اند كه نوح ساماني پس از 12 سال حكومت درگذشت. «تاريخ عمومي» نوح را با اين كه بمانند سلاطين قبلي دودمان ساماني به تقويت زبان فارسي و احياء هرچه بيشتر فرهنگ ايراني كمك كرده بود، به نيكي ياد نمي كند، زيرا كه برضد پدرش «نصر» كودتا كرده و او را به زندان افكنده بود. مورخان روس نوشته اند كه نصر به اشاره پسرش نوح در زندان به قتل رسيده بود و مرگ او، آن طور كه نوشته اند، طبيعي نبود. ناسيوناليستهاي ايراني نيز از نوح ساماني به عنوان دولتمردي ياد كرده اند كه باعث شده بود پاي غزنويان كه از تبار غير ايراني بودند به حكومت باز شود. نوح از ميان تبار غزنويان براي خود افسر گارد و فرمانده نظامي انتخاب كرده بود و باعث عدم رضايت برخي از ايرانيان شده بود كه او را متهم به برتري دادن خارجي بر ايراني كرده بودند و يكي از اين ايرانيان ناراضي، ابو منصور محمد بود كه برضد نوح دست به قيام مسلحانه زده بود.
پس از مرگ نوح، پسرش عبدالملك برجاي او نشست كه نتوانست غزنويان را از اطراف خود دور سازد و مجبور شد كه الپتكين يكي از سران آنان را به اميري هرات (يكي از شهرهاي بزرگ خراسان وقت) منصوب كند كه باني سلسله غزنويان بشمار مي آيد.

زادروز آيت الله خميني

روزنگارهاي تاريخ عمومي 17 ماه مه (27 ارديبهشت) را زادروز آيت الله روح الله خميني بنياد گذار جمهوري اسلامي ايران ذكر كرده و نوشته اند كه در سال 1900 ميلادي چشم به جهان گشوده بود.
در اين مآخذ آمده است آيت الله خميني در پي سركوب شدن بپاخيزي ژوئن 1963(خرداد 1342) تحت تعقيب دولت وقت قرار گرفت و در مارس 1965 (اسفند 1343) از وطن تبعيد شد. وي در طول تبعيد در تركيه و عراق از مبارزه با شاه دست نكشيد و اين مبارزه از ژانويه سال 1978(دي ماه 1356شدت گرفت كه درست يك سال بعد، در پي اعتصابها و تظاهرات ممتد منجر به خروج شاه و خانواده اش از ايران و متعاقب آن بازگشت خميني به وطن و پيروزي انقلاب در فوريه 1979(بهمن 1357) شد و 50 روز بعد، ايرانيان در يك رفراندم راي به تغيير نظام دادند. آيت الله خميني در سال 1989 در 89 سالگي فوت شد.

تونل کندوان كار ساختن تونل كندوان در روزي چون امروز در سال 1317 (1938ميلادي) به پايان رسيد. ساختن اين تونل به طول 1883 متر در ارتفاع 3030 متري كوههاي البرز 3 سال طول كشيده بود. اين تونل پر ترافيك، فاصله رفت و آمد تهران با ساحل درياي مازندران را كوتاه كرده است. در زمان ساختن تونل کندوان، درآمد ايران از نفت ناچيز بود.
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/kandovan.jpgدهانه جنوبي تونل کندوان در زمان برف
738 قمری: تصرف سبزوار به دست سربداران (http://www.hamshahrionline.ir/news-135097.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/0d32edbe37c0b74cb75e6c6162a89b4a.jpg
گروه سربداران، امینالدین عبدالرزاق را به سرداری خود انتخاب کرد. آنها بهدلیل کمی تعداد و ضعفقدرت، قیام خود را به شکل حمله به قافلهها شروع کردند.
پس از به دست آوردن اموال و اسباب لازم، عبدالرزاق بر خواجه علاءالدینمحمد، وزیر خراسان غلبه کرد و پس از کشتن وی شهر سبزوار را در 13جمادیالثانی سال738 قمری به تصرف خود درآورد. سربداران گروهی بودند که از ظلم و تعدی مغولان که در آن زمان ایران را تحت سلطه خود داشتند به ستوه آمده بودند. آنان تحت رهبری روحانیون مبارزی چون شیخخلیفه، شیخحسنجوری و عبدالرزاق، با مغولان و عوامل دستنشانده آنها مبارزه کردند. شعارشان این بود که یا ظلم و ستمکار را نابود میکنیم یا بالای دار میرویم ولی ننگ را نمیپذیریم.
1359 شمسی: ورود امام به جماران
امام در پی کسالت قلبی از بیمارستان قلب به جماران نقل مکان کردند و در آنجا اقامت گزیدند. نام «جماران» در دنیا با نام امامخمینی(ره) عجین شد و از همین منطقه ساده و بیپیرایه سیاستهای استکباری مستکبران به چالش کشیده شد. در خانه و حسینیه محقر آن، فردی حضور داشت که به واسطه حضور او، «جماران» اتاق فرمان و مدیریت موج انقلاب مستضعفان عالم در قرن20 لقب گرفت و تاروپود معادلات سیاسی جهان از همین جا و با کلمات روحبخش امام(ره) در هم ریخته شد. حضرت امام(ره)، در تاریخ 27اردیبهشت 1359 شمسی بنا به تمایل خود، به منزلی محقر در محله جماران نقل مکان کردند و تا زمان رحلت در همین منزل ماندند.

dokhtare sahra
1390,02,28, ساعت : 02:06
زادروز عمر خيام نيشابوري - نگاهي به افکار و کارهاي او http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0518khayyam.jpgتصوير خيام مورخان تاريخ عمومي (جهان) با تطبيق تقويمها، هجدم ماه مه سال 1048 ميلادي (28 ارديبهشت) را روز تولد حكيم عمر خيام (غياث الدين ابوالفتح عمر ابن ابراهيم نيشابوري) رياضي دان، فيلسوف و اديب بزرگ ايراني نوشته اند كه از دير زمان در وطن ما روز بزرگداشت اين انديشمند ناميده شده و آيين هايي برگزار مي شود. تقويم هجري خورشيدي كه مورد استفاده ما ايرانيان است، ششم مارس 1079 ميلادي (928 سال پيش) توسط حكيم عمر خيام تكميل شد كه به تقويم جلالي معروف گرديده است، زيرا كه در زمان حكومت جلال الدين ملكشاه تنظيم شده بود. اين تقويم دقيق تر از تقويم ميلادي است، زيرا كه عدم دقت آن هر 3770 سال يك روز است و تقويم ميلادي هر3330 سال. عمر خيام كه به نوشته كتب تاريخ عمومي، چهارم دسامبر سال 1131 وفات يافت نه تنها يك رياضي دان و فضا شناس بزرگ بوده است بلكه در فلسفه، پزشكي و شعر نيز شهرت جهاني دارد و رباعيات او در سال 1839 توسط «ادوارد فيتزجرالد» به انگليسي ترجمه شده و انگليسي زبانان از همين طريق با مضامين رباعيات خيام آشنا شده اند. اين رباعيات هنوز هر سال به زبان انگليسي با حاشيه نويسي فيتز جرالد تجديد چاپ مي شود. آثار ديگر خيام از جمله «نوروزنامه» و «رساله در وجود» معروفند. وي در طول حيات خود چند سفر تحقيقاتي به اصفهان، سمرقند، بخارا و ري كرده بود. خيام بر خلاف همدوره اش خواجه نظام الملك، به كار ديواني (دولتي) علاقه زياد نداشت، باوجود اين دعوت شاه وقت را براي ساختن رصدخانه ري پذيرفته بود. برخي از روزشمارنگاران فرنگي ولادت وي را 18 مه سال 1044 ميلادي و وفات او را در سال 1124 ذكر كرده اند كه ظاهرا ماخذ آنان تقويم هاي ميلادي قديم بوده است. پاره اي از مورخان خيام را در عين حال يك ناسيوناليست ايراني خوانده اند كه برخي ويژگي هاي ايرانيان از جمله مهربان بودن و مهرباني كردن رابه بهترين صورت توصيف كرده است از جمله درباره جشن مهرگان گفته است: «اين ماه را از آن (جهت) «مهرماه» گويند كه مهرباني بود مردمان را بر يكديگر، از هر چه رسيده باشد (داشته باشند)؛ از غله و ميوه نصيب باشد بدهند و بخورند با هم». نام خيام همه جا با نيشابور همراه است. آرامگاه خيام در اين شهر قرار دارد و به همين سبب نيشابور در جهان به شهر «عمر خيام » معروف است. عمر خيام علاقه اي عجيب به زادگاهش، نيشابور، داشت كه يادگار دوران ساسانيان (شاپور يكم) است و يک بار هم براي مدتي كوتاه پايتخت ايران شده بود. اين شهر در رديف بلخ، بخارا، هرات و مرو يکي از پنج شهر بزرگ خراسان بشمار مي رفت و طاهر ذواليمينين در همين شهر حكومت ايران را مستقل از جهان عرب اعلام داشت. 22 نوامبر سال 1267ميلادي (666 هجري قمري) يك زمين لرزه شديد اين شهر تاريخي خراسان را ويران كرد و هزاران تن را مقتول و مجروح ساخت. نيشابور سه سال بعد به هزينه دولت وقت تجديد بنا شد.
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0519khayyamn.jpgآرامگاه خيام در نيشابور


تخريب توس، زادگاه فردوسي بزرگ به دست پسر امير تيمور http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0519ferdowsinew.jpgتصوير مجسمه تازه فردوسي تخريب شهر توس به دست ميران شاه پسر امير تيمور (تيمور لنگ) را 18 مه سال 1389 ميلادي گزارش كرده اند. ميران شاه توس، زادگاه و مدفن فردوسي بزرگ را چنان ويران ساخت كه از آن جز ويرانه اي باقي نماند، و چون مسير رودخانه ها را هم به سوي مشهد تغيير داده بود، توس ديگر به آن صورت آباد نشد. لكن، نام اين شهر باستاني همه جا در كنار اسم فردوسي، ميهندوست بزرگ ايران كه 25 ارديبهشت، روز بزرگداشت اوست، زنده مانده است.
آغاز فعاليت ثبت اسناد در ايران ؛ مخالفت هاي قبلي با آن و ضعف هايي که داشته است اجراي قانون ثبت اسناد از 28 ارديبهشت سال 1300 در ايران آغاز شد كه از همان آغاز موافقان و مخالفان فراوان داشته است. هنگام طرح لايحه ثبت اسناد در مجلس، برخي از روحانيون گفته بودند كه مالكيت زمين و منابع طبيعي و وسائل عمومي در اسلام به صورتي كه در فرنگ است وجود ندارد و سوسياليستهاي ايراني آن زمان هم از نظر اين روحانيون حمايت مي كردند و اصولا معتقد بودند كه زمين بايد متعلق به همه يعني دولتي باشد و سند تنها براي اعياني آن(آن چه در زمين به وجود مي آيد) تنظيم شود و دولت اراضي را به افراد اجاره دهد كه درآمد ملي قابل ملاحظه اي است. گروهي ديگر اين بدبيني را دامن مي زدند كه با ثبت اسناد، « جعل » هم در جامعه ما متولد مي شود و مشكلات را افزون مي سازد و شاهد حق و ناحق هاي متعدد خواهيم بود و صداقت كه در منش ايراني است از ميان ما رخت برخواهد بست ، مگر اين كه براي نظارت بر آن و جلوگيري از جعل و تقلب در اسناد و مالكيت، محاكم و ضابطين اختصاصي ايجاد شود و .... در بسياري از كشورها كه فاقد ادارات و محاضر ثبت اسناد هستند ازجمله بسياري از ايالات آمريكا، اين كار مشتركا توسط وكلاي دادگستري، شهرداري و دفتر دادگاه محل انجام مي شود و اسناد مالكيت نيز از سوي شركتهاي بيمه در برابر هرگونه جعل و تزوير بيمه مي گردد و فروش و واگذاري اراضي ملي (متعلق به دولت) تنها از طريق انتشار آگهي در جرايد و به صورت مزايده صورت مي گيرد و پس از انجام مزايده، جزئيات آن در جرايد و تابلوي عمومي مقابل دفتر دادگاه محل اعلام مي شود تا اگر كسي اعتراضي داشته باشد، اعتراضش را به دفتر دادگاه محل تسليم دارد. اعتراض به صحت اسناد و درستي معاملات بعدا هم پذيرفته مي شود و محدود به زمان معين(اصطلاحا مرور زمان) نيست.
در دهها سالي كه از ايجاد ثبت اسناد در ايران گذشته، جامعه ما شاهد پرونده هاي پر سر و صداي جعل اسناد و ثبت اراضي دولت و غير بوده است كه مي توان با ورق زدن جرايد سابق شرح ما وقع را مطالعه كرد. در پي يك جنجال جعل و تصرف اراضي به ناحق در نيمه دهه 1330 دولت وقت با هدف سرپوش گذاردن بر اعتراض مردم ، به بهانه نوسازي اداره ثبت اسناد، بر در اين اداره قفل زد و آن را براي مدتي تعطيل كرد و ....
مخالفت دکتر مصدق با تمديد اختيارات وزير دادگستري وقت، چرا؟ http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0519mosaddegh.jpgدکتر مصدق 28 ارديبهشت 1306 دكتر مصدق نماينده مجلس با تمديد اختيارات وزير دادگستري وقت، كه خواست رضاشاه بود مخالفت و استدلال كرد كه چون در كشور حالت فوق العاده وجود ندارد، تمديد چنين اختياراتي وجاهت حقوقي نمي تواند داشته باشد.
تاريخ نشان داده است كه سوء استفاده از «اختيارات»، آسان بوده و عملا بارهاصورت گرفته است و نبايد تجربه گذشته را ناديده گرفت كه خيانت به ملت است.
دکتر مصدق که خود دکتراي حقوق داشت در طول عمر هميشه نگران نظام قضايي کشور بود و عقيده داشت که اگر چرخهاي اين نظام به خوبي نچرخد، هيچ مسئله اي در ايران حل نخواهد شد. وي در طول نخست وزيري خود دست به اصلاحات وسيع در دادگستري زده بود.

زمانی که در ایران مدرسه پولی وجود نداشت ـ اشاره به اصل 30 قانون اساسی نواّب (محمدعلی) مدیرکل آموزش و پرورش وقت تهران به مناسبت پایان سال تحصیلی 1353 ـ 1354 به شورای مربوط ـ شوارای انتخابی ناظر بر امور آموزش و پرورش هر شهرستان و مصوّب بودجه آن و ... ـ اعلام کرد که تمامی کارکنان مدارس غیردولتی سابق استخدام رسمی دولت شده اند، اموال این مدارس به مالکیت دولت درآمده و دیگر در سطوح پیش دبستانی، دبستانی، راهنمایی تحصیلی و متوسطه مدرسه غیردولتی و پولی نداریم و تحصیلات در این دوره ها مطلقا رایگان و یکنواخت شده است و از نظر امر آموزش و پرورش، میان کودک «ورکینگ کلاس» و ثروتمند، جوادیه و شمال شهر فرقی نیست و همه در کنار هم در یک اطاق و روی نیکمت مشابه می نشینند و آموزگار و یا دبیر دولتی واجد شرایط مقرر به آنان تدریس می کند و تغذیه رایگان ایشان نیز تفاوت ندارد.
دوره دبستان طبق قانون تعلیمات اجباری، از سال 1322 در ایران رایگان و یکنواخت شده بود که از شهریور 1353 این وضعیت دوره های پیش دبستانی، راهنمایی تحصیلی و متوسطه را هم شامل شد و بعدا دوره های عالی.
آموزش و پرورش در ایران از سال 1353 و پس از انقلاب مطلقا رایگان بود. باوجوداین، در سال 1358 که قانون اساسی جمهوری اسلامی تدوین می شد و پیش از تکمیل و رفراندم مربوط، هر روز اصل به اصل در روزنامه ها جهت اظهار نظر انعکاس می یافت، ادامه رایگان بودن آموزش و پرورش به صورت یک اصل (اصل 30) وارد قانون اساسی شد به این قرار:
اصل سی ام: دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور بطور رایگان گسترش دهد.
مدارس در زمان تدوین و تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی رایگان بود و برای اجرای این اصل تلاش تازه ای لازم نبود تنها باید مراقبت می شد که این رایگان بودن ادامه یابد. ملت برای رایگان شدن تحصیلات قبلا (چهارسال پیش از انقلاب) هزینه آن را که عبارت از استخدام رسمی هزاران تن کارکنان مدارس غیردولتی و خرید اموال آنها بود پرداخت کرده بود.
در سال 1370 (زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی) صدای انتقاد از تاسیس مدارس پولی زیر نام «غیرانتفاعی» بگوش رسید و اصحاب نظر اشاره کرده بودند که پول گرفتن برای تحصیلات عمومی نقض قانون اساسی است البته قوه قضایی باید اظهار نظر کند زیراکه رسیدگی به نقض قانون اساسی نیاز به اعلام آن (اعلام جرم) ندارد و دادستان کل راسا اقدام می کند. برخی از قوانین و اصول برای اجرا از زمان تصویب اند که ممکن است امکانات اجرایی موجود نباشد و عدم اجرای چنین قوانین کوتاهی و تاخیر بشمار می آید نه نقض آن و کوتاهی کردن خلافی است کوچک و نه جرم. مفاد اصل سی ام در حال اجرا بود که به تصویب رسید به عبارت دیگر؛ تحصیل حاصل بود و تنها باید مراقبت می شد که تداوم یابد.
در دهه 1370 با احتیاط و در قالب مدرسه غیر انتفاعی از پولی شدن برخی مدارس سخن بمیان می آمد ولی در دهه جاری (1380) از مدارس غیر دولتی و افزایش شهریه ـ شهریه چند میلیونی صحبت می شود و خبرگزاری های دولتی از قول مسئول مدارس غیردولتی! خبر می فرستند و ... که نباید غافل از قضاوت قاضی «تاریخ» بود و انچه را که در تاریخ ثبت شود نمی توان پاک کرد.
نظری بر خبر 13 ماه می 2010 کیهان درباره هواپیماهای توپولف ـ 154 و هشدار یک مخاطب این سایت (تاریخ آنلاین) http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/tu-154.jpgTupolev-154

نامه زیر که 24 اردیبهشت 1389 (14 می 2010) دریافت شد، از آنجا که حاوی نکات قابل ملاحظه ای است در درج آن درنگ نشد:

"در تهران یک دانشجوی دانشگاه هستم. شبها، در فاصله مروری بر دروس روزانه سری هم به وبسایت روزنامه ها می زنم. نخست، اخبار دو روزنامه چاپ تهران از دو جناح مختلف را می خوانم و سپس خبرهای آنهارا در اینترنت دنبال می کنم تا ببینم منابع دیگر چه گفته اند و اصل قضیه را هم در منبع اصلی دنبال می کنم تا تفاوت هارا دریابم و سپس سراغ سابقه موضوع (و عمدتا به زبان انگلیسی) می روم و از آنها پرینت می گیرم و یادداشت برمی دارم تا بعدا کتاب بنویسم و استفاده کنم.
در شماره 19644 (13 ماه مه 2010 = 23 اردیبهشت 1389) روزنامه کیهان خبری خواندم که پرسش های متعدد به ذهن من آورد. طرح این تردیدها سرنخ به مراجع دولتی مربوط خواهد داد تا مراقب باشند که دفعتا در برابر امری انجام شده و بازی های روابط عمومی [تبلیغات] قرارنگیرند و پولی که باید صرف عمران و آبادی و توسعه کشور شود؛ در «خدمات» هدر نرود.
این خبر کیهان از قول رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرت هوایی تنظیم شده بود که گفته بود استفاده از توپولف ـ 154 Tupolev-154در جهان غیرقانونی شده است!!!. از آنجا که منبع خبر اشاره به ردیف اعتبار جداگانه و رایانه دولتی کرده بود؛ دچار شک و تردید و سوء ظن، و برای بیت المال متاسف و نگران شدم که سرچشمه عمده و ورودی آن پول نفت است ـ نفتی که خدا داند فردا باشد و یا نباشد و ما مالک آن باشیم و یا نباشیم و .... بنظرم رسید که در کشور ما، همه برای این پول کیسه دوخته اند. بالاخره روزی یک مرجع و یک فرد باید برود و ببیند که این پول نفت از سال 1358 تاکنون چه شده و در کجا به مصرف رسیده است؟!.
بگذریم. سخن از خبر روزنامه کیهان بود که از قول رئیس انجمن یاد شده در بالا، از غیرقانونی شدن استفاده از توپولف ـ 154 نوشته بود. از آنجاکه که قانون تنها توسط پارلمان تصویب و پس از عبور از کانالهای متعدد و طی تشریفات گوناگون به اجرا در می آید سراغ منابع خبر در اینترنت رفتم، وبسایت یاتا، تاریخچه و «تایم تیبل» توپولف و هر منبعی را در این زمینه که سراغ داشتم جستجو کردم و اثری از غیرقانونی شدن! توپولف ندیدم. به سایت خود شما [تاریخ آنلاین ـ وبسایتی که سرگرم دیدن آن هستید] سرزدم و در چند قسمت ازجمله در نوشته مربوط به زادروز و سالمرگ مخترع آن [توپولف] مطالبی درباره آن هواپیما یافتم ازجمله اینکه تاکنون یکهزار و 15 فروند از این نوع (مدل 154) ساخته شده، سه موتوره [مشابه بوئینگ 727] و سریعترین هواپیمای مسافربر است با سرعت ساعتی 975 کیلومتر، در 17 شرکت هواپیمایی مورد استفاده است، از لحاظ حمل مسافر در رتبه ششم قراردارد، 70 میلیون مسافر جابجا می کند، عمر هر موتور آن 45 هزار ساعت است، قادر به فرودآمدن در فرودگاههای خاکی و مناطق یخبندان [مثلا قطب شمال] است، می تواند 5 هزار و 280 کیلومتر ـ بدون تجدید سوخت پرواز کند و دارای چندین مدل (A, B, AB, AB -1, AB-2, S, M) که مدل M-100 آن در سال 1994 وارد صحنه شده است. بعلاوه، شرکت سازنده آن، توپولف ـ 155 و توپولف ـ 156 و بمب افکنهای دور پرواز به همین نام را هم ساخته است. گرچه آئرو فلوت توپولف های 154 خودرا از ژانویه 2010 به شرکت های دیگر واگذار کرده ولی قرار است که این نوع هواپیما [نوع قدیمی تر یعنی توپولف ـ 154] تا سال 2016 (شش سال دیگر) بکار ادامه دهد. هر توپولف تازه ساز به 45 میلیون دلار فروخته شده است که در مقایسه با هواپیماهای مشابه ساخت غرب ارزانتر است. جمع سوانح توپولف ـ 154 از 1972 که وارد کار حمل مسافر شده تنها 37 مورد که به مراتب کمتر از بوئینگ 737 بوده است که این نوع هواپیمای ساخت آمریکا از سال 1972 تاکنون 67 سانحه داشته که آخرین آن مربوط به خط هوایی اتیوپی است که در سال 2010 در نزدیکی بیروت سقوط کرد. بوئینگ 727 که تقریبا از رده مسافربرها خارج شده تا سال 2003 چهل و هشت سانحه داشت. تازه نقص فنی ساختار توپولف ـ 154 هیچیک از آن 37 سانحه را بوجود نیاورده و علل ایجاد آنها اشتباه خلبان، هدایت نادرست برج مراقبت و یا وضعیت جوّی اعلام شده است. آخرین سانحه [دهم اپریل 2010] که منجر به مرگ رئیس جمهور لهستان و شماری از مقامات این کشور شد بدی هوا و اجبارکردن [دستور دولتی] خلبان به فرودآمدن در فرودگاه مورد نظر در ساعت معیّن بود، نه قدیمی بودن هواپیما و نقص فنی. اگر در کار این هواپیما نقصی بود که ارتش چین از آن استفاده نمی کرد. بنظر من نقص در این است که روسیه کارشناس تبلیغ و دفاع رسانه ای [روزنامه نگار] آنچنانی ندارد که تبلیغات منفی دیگران را رد کند و .... هماهنگی دستگاههای دیپلماسی یک کشور با ژورنالیسم آن اینک عامل بزرگی برای خنثی کردن تبلیغات منفی است. همین ارباس در عمر کوتاه خود سوانح متعدد داشته که دو مورد تازه آن سقوط در آبهای نزدیک برزیل (اقیانوس اطلس) و آبهای ساحلی کمور (اقیانوس هند) است. یک روز پیش از انتشار خبر کیهان که ذکر آن رفت یک جت مسافربر تازه ساز شرکت هواپیمایی لیبی از نوع «ارباس» هنگام فرودآمدن در طرابلس (تریپولی) سرنگون شد و 103 نفر ـ تمامی سرنشینان به استثنای یک کودک را به آن دنیا فرستاد.
این سطور را نوشتم و فرستادم تا در تاریخ آنلاین بماند که دست کم در وطن ما، از نمد مرگ رئیس جمهور لهستان کلاه برندوزند. دولت و مجلس باید مراقبت کنند که از این بهانه برای استفاده مالی استفاده نشود. باید رسیدگی شود که توپولف های کرایه ای برای ایران در چه سالی ساخته شده اند، چگونه نگهداری شده اند و اگر قدیمی و ازکارافتاده هستند، چرا باید کرایه می شدند؟، صلاحیت خلبانان و ....
از جناب عالی [نگارنده تاریخ آنلاین] که این همه سنگ حفظ منافع وطن و نیز حق انسانهارا به سینه می زنید می خواهم که این نامه را در چند روز و در زیر مطالب ایران و یا «سر نخ» درج کنید. این هم خدمت دیگری خواهد بود به وطن.".

dokhtare sahra
1390,02,30, ساعت : 19:09
روزگار 29 ارديبهشت 1390
36 قمری: وقوع جنگ جَمَل (http://www.hamshahrionline.ir/news-135309.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/ali.jpg
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - طَلحه و زبیر که در بهدست آوردن سهمی از حکومت ناکام مانده بودند، بیعت خود را شکستند و به سوی مکه رهسپار شدند و مردم را به خونخواهی عثمان، علیه امامعلی(ع) فرا خواندند.
از آن طرف، چون امام از ماجرا آگاه شد، تجهیز قوا کرد و درصدد دفع فتنه ناکثین برآمد. از آنجا که پیروان طلحه و زبیر شهر بصره را تصرف کرده و علیه امام شوریدند، سپاه حضرت نیز در مقابل آنان قرار گرفت. امیرالمؤمنین قبل از آغاز جنگ به میان هر دو صف لشکر آمد و به نصیحت آنان پرداخت. امام(ع) چون دید که صلح امکان‏پذیر نیست، با آنان اتمام حجت کرد و از آن پس، آتش جنگ در 15جمادیالثانی سال 36 قمری شعله‏ور شد. سرانجام با کشته شدن طلحه و زبیر و 16هزار نفر از ناکثین و شهادت بیش از یکهزار یاور حضرت علی(ع)، این جنگ با پیروزی امام پایان پذیرفت. این جنگ بهدلیل سوار بودن عایشه بر شتر، به جَمَل شهرت یافت .
1374 قمری: رحلت علامه شوشتری
آیت الله علامه حاج شیخ محمد تقی شوشتری به سال ۱۳۲۰ هجری قمری تولد یافت و در سن 7سالگی در مکتب، قرآن و خواندن و نوشتن را فراگرفت. بعد از فوت مادرش نزد سیدحسیننوری و سید مهدیآلطیب و اصغرحکیم که از شاگردان پدرش بودند مشغول تحصیل شد و البته بیشتر کتابها را بدون استاد مطالعه میکرد. بعد از سال ۱۳۵۴ قمری بهدلیل قانون کشف حجاب، همراه سیدباقرحکیم از شوشتر هجرت و اقدام به تالیف کتاب قاموسالرجال کرد و موفق به کسب اجازه از شیخآقابزرگتهرانی شد. او به سال ۱۳۶۰قمری به شوشتر مراجعت کرد و سرانجام در 29اردیبهشت سال ۱۳۷۴قمری در مولد خود دار فانی را وداع گفت. برخی آثار دیگر ایشان عبارتند از : النجعه فیشرحلمعه، قضاءأمیرالمؤمنین علیبنأبیطالب(ع ) ، بهجالصباغه فیشرحنهجالبلاغه، ۱۴جلد، الأربعون حدیثاً ، البدائع و تفسیر قرآن.
1291 شمسی: هلاکت یپرمخان
یپرم داویدیان گانتاکتسی، معروف به یپرمخان ارمنی در روستای بارسوم، از توابع گنجه ارمنستان، به دنیا آمد. در آغاز جوانی به قصد نبرد با عثمانی ها در حال گذر از مرز روسیه دستگیر و به اردوگاههای کاراجباری در سیبری تبعیدش کردند. او
به گونهای شگفتانگیز از اردوگاه مرگبارش گریخت و پس از گذراندن راهی دراز به ایران آمد . در 1280 شمسی به تبریز و سپس گیلان رفت و همراه سپاهیان محمدولیخان تنکابنی، سپهدار اعظم، برای فتح تهران حرکت کرد. یپرمخان پس از فتح تهران به ریاست شهربانی رسید و در این منصب و به نام آزادی‏خواهی، جنایت‏های متعددی را مرتکب شد. یپرم از جمله عوامل مؤثر در محاکمه و شهادت آیت‏الله شیخفضلاللهنوری بود و در این راه تلاش زیادی کرد. او همچنین مخالفان خود را به زندان انداخته یا اعدام می‏کرد. سرانجام در 29 اردیبهشت سال 1291 میلادی در جریان نبرد با سالارالدوله، به هلاکت رسید .
شکست نهايي امويان از ابو مسلم خراساني

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/abumoslem.jpgتصويري از ابومسلم19 مه سال 749 و دو سال پس از آغاز بپاخيزي ابومسلم خراساني بر ضد امويان، ارتش مروان آخرين خليفه اموي شرق (دمشق) در جنگ منطقه زاب از او شكست خورد و شيرازه حكومت امويان (كه مورد تنفر شيعيان هستند) در خاورميانه از هم گسيخت و عباسيان با كمك ابومسلم بر جاي آنان نشستند و دارالخلافه را از دمشق به بغداد منتقل كردند. از آن پس، حكومت امويان تا مدتي منحصر به اندلس (اسپانيا) و گوشه دوردست آفريقاي شمال غربي بود.


زادروز دكتر محمد مصدق ناسيوناليست بنام ايران زمين

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0519mosaddegh90.jpgمصدق

بيست و نهم ارديبهشت زادروز دكتر محمد مصدق ناسيوناليست بنام ايرانى، بانى ملى شدن نفت ايران و رهبر وطن در سال هاى ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ است كه به سال ۱۲۵۸خورشيدى (1879 ميلادي) در تهران به دنيا آمد و در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵(مارس 1967) فوت شد.
دولت مصدق با براندازي ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ ساقط و خود او پس از سه سال زندان تا پايان عمر به حالت تبعيد در روستاى احمدآباد ساوجبلاغ (نزديك كرج) تحت نظر بسر برد. دكتر مصدق تبعيد خود در احمد آباد را غير قانوني اعلام كرده بود زيرا حكم قضايي بر تبعيد او وجود نداشت.
دكتر مصدق پيش از نخست وزيري چند دوره نمايندگى تهران در مجلس را بر عهده داشت. وي براي نخستين بار از شهر اصفهان به نمايندگي مجلس انتخاب شده بود. مصدق قبلا هم پست وزارت و سمت استاندار داشت. او در دانشگاه تهران حقوق نيز تدريس مي كرد.
۲۹ ارديبهشت سال ۱۳۵۸ (سه ماه و چند روز پس از انقلاب و در دوران دولت موقت مهدي بازرگان)، ايرانيان صدمين زادروز او را با شكوهى بى سابقه برگزار كردند. دكتر مصدق به آزادى، دموكراسى و استقلال ملى اعتقاد ويژه داشت و عمر خود را وقف مبارزه براى تحقق آنها كرده بود.
علاقه مندی ایرانیان به مصدق همچنان چشمگیر است. براي مثال؛ تیراژ روزنامه همشهری که شهرداری تهران آن را با تحمل هزینه ای سنگین و بکارگیری روزنامه نگاران قدیمی در آذرماه 1371 (دسامبر 1992) تاسیس کرده است در امرداد 1372 (29 امردادماه) با انتشار عکسی از مصدق در صفحه ششم این روزنامه از مرز 120 هزار نسخه گذشت و این روند افزایش ادامه یافت، حال آنکه طبق تجربه جهانی، توجه به نشریات دولتی ـ به دليل واکنش منفي مخاطبان که ژورناليسم را قوه چهارم دمکراسي و جدا از قواي سه گانه دولت مي دانند ـ چندان زیاد نبوده است. روزنامه دولتی ایران که سال 1373 کار انتشار خودرا آغاز کرده است با اطلاع از این تجربه روزنامه همشهری عکسی از مصدق و نوه اش را در صفحه اول خود چاپ کرد که در آن روز پنج بار تجدید چاپ شد و توجه مخاطبان به آن تا سالها کاهش نیافت. این روزنامه نیز با بکارگیری روزنامه نگاران قدیمی (اخراجی های پس از انقلاب که سالها خانه نشین بودند) راه اندازی شده بود. کتابفروشي هاي تهران تا سالها بعد از انقلاب عکسي از مصدق را در ويترين خود قرار مي دادند تا جلب مشتري کنند.
از نظر دكتر مصدق، آزادى بيان [كه مطالب نشريات حرفه اي هم مشمول آن مى شوند و نبايد دولتي باشند و از دولت كمك مالي دريافت دارند]، آزادى اجتماعات، آزادى تاسيس حزب، سنديکا، اتحاديه و انجمن و هرگونه تشكل، انتشار نشريه، آزادى تعيين محل سكونت و داشتن آزادى و امنيت در آن، آزادى تحصيل و كسب علم و معرفت و آزادى انتخاب شغل (پيشه مشروع و قانوني)، روش زندگانى فردى (روش شرافتمندانه) از حقوق اساسى بشر هستند كه لاينفك از انسان بايد باشند.
دكتر مصدق بارها گفته بود كه آزادى ها به هم ارتباط دارند و اگر آزادى در يك مورد سلب شود، موارد ديگر هم متزلزل و از ميان خواهند رفت و يا دست كم كمرنگ خواهند شد.

اعلاميه دولت آمريكا در خودداري از معامله نفت با ايران

19 ماه مه سال 1951 دولت وقت آمريكا تحت فشار شديد انگلستان اعلام كرد كه شركتهاي نفتي آمريكا در شرايط موجود كه اختلاف ايران و انگلستان بر سر نفت ادامه دارد مايل به مشاركت در فعاليتهاي نفتي ايران ازجمله بستن قرارداد خريد نيستند و درصدد آن برنخواهند آمد. اين اعلاميه غير منتظره كه در پي ديدار يك هيات انگليسي از واشنگتن صادر شده بود دولت وقت ايران را متوجه فروش نفت خود به كشورهاي كوچكتر نظير ايتاليا ساخت كه عملي هم نشد. دولت انگلستان كه عامل بزرگي در بازارهاي بين المللي نفت بوده است اخطار كرده بود كه نمي گذارد نفت ايران صادر شود.

برخورد تاريخي دکتر ملکي در کنفرانس ژنو با انگلستان بر سر بحرين

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/maleki.jpgدکتر ملکي 19 مه 1953تيتر بزرگ روزنامه ها در سراسر جهان مربوط به اعتراض شديد دكتر محمدعلي ملكي وزير بهداري وقت ايران و پرخاش او به نماينده انگلستان در كنفرانس جهاني بهداشت در ژنو بود كه به برخورد لفظي طرفين انجاميده بود. صداي اعتراض فريادگونه دكتر ملكي هنگامي بلند شد و نطق نماينده انگلستان را در جلسه كنفرانس قطع كرد كه نماينده انگلستان از بحرين به عنوان جزيره تحت الحمايه آن كشور كه از لحاظ مناطق بهداشتي جهان بايد در عداد نواحي شرق مديترانه قرار گيرد نام مي برد. دكتر ملكي ضمن قطع اظهارات نماينده انگلستان گفت كه بحرين يك گوشه از خاك ايران است و اين ايران است كه در مجامع بين المللي بايد از طرف بحرين سخن بگويد نه انگلستان استثمارگر كه آن قطعه از خاك ميهن ما را اشغال نظامي كرده است و در اين كنفرانس او (دكتر ملكي) بايد پيشنهاد دهد كه بحرين در چه ناحيه بهداشتي جهان قرار گيرد، نه نماينده دولت اشغالگر. بحرين در منطقه اي قرار بايد بگيرد كه كشور مادر، ايران ، قرار گرفته است. چون برخورد لفظي طرفين شديد و طولاني بود جلسه كنفرانس به عنوان تنفس تعطيل شد و دكتر ملكي بقيه حرفهاي خود را در خارج از جلسه به خبرنگاران كه وي را احاطه كرده بودند زد و گفت كه جهان «روشن شده» امروز (نيم قرن پيش) نبايد از متجاوز حمايت كند و تنها، حرف زورگويان سلطه گر را بشنود. انگلستان قدرت دريايي داشت و جزاير ما از جمله بحرين را تصرف كرد و .... اعتراض بي سابقه و متن اظهارات دكتر ملكي در جلد دوم تاريخ مبارزات ملل عينا درج شده است. دكتر ملكي به خاطر همين اقدام، دربازگشت به تهران مورد استقبال باشكوه و دلگرم كننده مردم قرار گرفت كه يك قدرداني بزرگ از شجاعت او بود.

dokhtare sahra
1390,02,31, ساعت : 00:56
روز گار 30 اردیبهشت
شهر«وه آنتیوخ خسرو» به جای آنتیوک (انطاکیه)

بیستم ماه می 526 میلادی یک زمین لرزه بسیار سخت شهر باستانی انطاکیه (انتیوک Antioch ـ در ترکیه امروز) واقع در کنار خلیج اسکندرون و رودخانه اورونتس Orontes را ویران و سیصدهزار تن از نفوس شهر را کشت. خسروانوشیروان ـ شاه ساسانی ایران که در سال 540 منطقه معروف به «چهار شهر» را از دست ژوستینیان امپراتور روم درآورد در کنار شهر آنتیوک، شهری به نام «وه آنتیوخ خسرو» ساخت و باقیمانده نفوس آنتیوک را به آنجا منتقل کرد زیراکه که نوسازی آنتیوک [که رومیان در آن زمینه کوتاهی کرده بودند] هزینه سنگین داشت و دهها سال طول می کشید.
آنتیوک و نواحی اطراف آن پس از نابودی امپراتوری آشور، به قلمرو ایران اضافه شده بود و تا نوامبر سال 333 پیش ازمیلاد ساتراپی پنجم ایران بود. در این سال اسکندر مقدونی در ایسوس واقع در همان ناحیه ارتش ایران را شکست داد و همه منطقه را متصرف شد که به نام او اسکندرون خوانده شده است. در همان منطقه، سلوکوس یکم جانشین اسکندر چهار شهر بزرگ که اینک در ترکیه و سوریه واقع اند ازجمله سلوکیه، لاذقیه و آفامیا را ساخت. سلوکیه در مجاورت انطاکیه قرارداشت. پیش از تعرّض اسکندر، ایرانیان انتیوک را «مِروئهMeroe » می نامیدند و همه منطقه را ایونی، که واژه یونان از ایونی گرفته شده است. اشکانیان پس از بیرون راندن سلوکی ها باردیگر قلمرو ایران را به اسکندرون رسانیدند و ساسانیان برسر آن دائما با امپراتوری روم در جنگ و جدال بودند که جنگ سال 540 در همان چارچوب بود.

ناخرسندی شاه ایران از حذف شعار آریانیسم در اسپانیا(؟!)

هرمز چهارم شاه ایران از دودمان ساسانیان [پسر خسروانوشیروان] در ماه می سال 587 میلادی پس از اطلاع از تصمیم پادشاه ویزیگُت Visigoth [ژرمن نژاد اسپانیا) مبنی بر کنار گذاردن شعار نژادی «آریانیسم»، از این کار ابراز ناخرسندی کرد و نظر خودرا در پیامی برای «رکارد Reccared» پادشاه تازه اسپانیا فرستاد. «رکارد ـ 1» که در 27 سالگی برجای پدر نشسته بود در ژانویه 587 خواست شورای روحانیون کاتولیک اسپانیارا که پیشنهادکرده بود پادشاه از اِعمال برتری نژاد آرین که دودمان ویزیگُت های حاکم بر اسپانیا (هیسپانیا شامل همه شبه جزیره ایبریا ازجمله گالیسیا Galacia + جنوب شرقی فرانسه امروز و در آن زمان معروف به سِپتیمانیا Septimania) از آن نژاد بودند دست بردارد و رضای اکثریت اسپانیایی هارا با برافراشتن پرچم کاتولیسیسم [که برتری نژادی را تایید نمی کند] تامین کند. گُتیک (آرین) در لغت به معنای مردم خوب، نجیب زاده، عالی نسب و ... است که هیتلر در قرن 20 دوباره آن را شعار قرارداد. گُت ها که ایرانیان آنان را از قدیم آلمان [آلمانی ـ نام یکی از قبایل ژرمن] می نامند پس از مهاجرت تدریجی از منطقه فرارود (تاجیکستان امروز) به اروپا، در این قاره به دو دسته تقسیم و به برانداختن حکومت های محلی دست زدند و در سال 410 میلادی با تصرف شهر رُم و ویران ساختن آن به سلطه رومیان براروپای مرکزی و غربی پایان دادند.
مورّخان غرب در تفسیر اقدام هرمز چهارم نوشته اند؛ هرمز در آن سالها در دو سوی قلمرو خود سرگرم نبرد بود ـ در شرق با تُرکان و در غرب با رومیان (حکومت قسطنطنیه). در شرق، تُرکان حتی به شهر کرمان رسیده بودند که احساسات نژادی هرمز تحریک شده بود. بعلاوه، دولت قسطنطنیه رسما اقدام «رکارد» را تایید کرده بود که با این عمل برخشم هرمز افزوده بود. بنابراین، واکنش هرمز چهارم سیاسی بود نه درحقيقت نژادی.
سال بعد (سال 588 میلادی) ارتش ایران به فرماندهی ژنرال بهرام مهران (چوبین) تُرکان را شکست کامل داد، خاقان آنان را در منطقه بلخ کشت و از قلمرو ایران بیرون افکند. بخشی از این تُرکان در دوران حکومت خلفای اموی و عباسی به منطقه فرارود بازگشتند و ....

درباره مسئله جمعيت تهران

قبلا نوشتيم که طبق اعلاميه رسمي وزارت كشوركه ارديبهشت ۱۳۱۸ انتشار يافت، جمعيت شهر تهران بر پايه سرشماري اوايل همان ماه، ۵۳۱ هزار تن بود. مقايسه اين آمار با آخرين سرشماري دهه 1370 نشان مي دهد كه در اين فاصله جمعيت تهران بيش از 15برابر شده بود. تهران در دامنه كوه و روي كمربند زمين لرزه قرار گرفته است. در دهه 1340 طرح محدوده تهران به اجراء گذارده شده بود كه در جريان انقلاب و پس از آن ناديده گرفته شد.
پيش از شهريور 1320 و اشغال نظامي ايران، مهاجرت از روستاها و شهرهاي كوچك به شهرها بزرگ، طبق ضوابطي محدود شده بود.

جنگ نطق و مصاحبه ميان ايران و انگلستان

در چنين روزهايي در ماه مي سال1951 (1330 خورشيدي) جنگ نطق و مصاحبه ميان ايران و انگلستان به اوج خود رسيده بود، درست مشابه وضعيتي كه از آغاز سال 2006 ميان ايران و آمريكا وجود داشته است. مقامات دولت انگلستان اقدام دولت ايران در ملي كردن صنعت نفت خودرا خلاف موازين بين المللي اعلام مي كردند. در برابر آنان، دكترمصدق [رئيس دولت وقت] ضمن تفسير عبارت حقوقي «حاكميت ملي» تأكيد مي كرد كه عمل ايران در اين چارچوب بوده و از اختيارات دولت ايران است كه مكلّف است خواست ملت ـ ملتي كه آن را برگزيده به اجرا درآورد و از تحريم و محاصره اقتصادي هم باك ندارد زيرا ملت آماده تحمل آن است.
اين جنگ سرد كه از بهار سال 1330 آغاز شده بود تا زمان براندازي 28 امرداد 1332 ادامه داشت.
معارضه تازه ظاهرا بر سر پژوهش هاي اتمي ايران است. دولت آمريکا و چند دولت ديگر عضو «ناتو» مي گويند که هدف ايران نهايتا توليد اسلحه اتمي است و دولت ايران ضمن رد اين تصور، مي گويد که هدفش از اين پژوهش ها مسالمت آميز و دستيابي به انرژي هسته اي است و اين کار حق يک ملت است، ولي طرف ديگر وانمود مي کند که به تهران اعتماد ندارد و ....

dokhtare sahra
1390,02,31, ساعت : 13:21
روزگار 31 ارديبهشت 1390
سالروز شاه شدن «پوراندخت»، به روايت رويدادنگاران کليساي قسطنطنيه http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/1228purandokht.jpgتصوير پوراندخت بر سکه اش (موزه سن پترزبورگ - روسيه)

رويدادنگاران كليسايي قسطنطنيه 21 مه سال 630 ميلادي را روزي نوشته اند که درجريان زوال حكومت ساسانيان، پوراندخت دختر خسرو پرويز، شاه ايران شد. حال آنکه ساير مورخان نوشته اند که پوراندخت در سال 630 و چند هفته پس از قتل سپهبد شهربراز بر تخت شاهي ايران تکيه زده بود. شهربراز نهم ژوئن سال 630 ميلادي در تيسفون به قتل رسيده بود. دوران سلطنت پوراندخت بيش از 16 ماه طول نكشيد.
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/azarmidokht2.jpgتصويري از آذرميدخت

پس از بركناري خسرو پرويز، ظرف چند سال ده پادشاه بر ايران حكومت كردند كه ششمين آنان، آذرميدخت دختر ديگر خسرو پرويز بود. با قتل يزدگرد سوم دهمين شاه اين دوران بحراني، حكومت دودمان ساساني و همچنين عمر امپراتوري ايران باستان که در معرض حملات نظامي اعراب مسلمان قرار گرفته بود به پايان رسيد. بحراني كه به پايان امپراتوري ايران در سده هفتم ميلادي انجاميد، نتيجه نابخردي هاي خسرو پرويز بود كه ژنرالها، سياستمداران و مردان فكر ايران را كشت، فراري داد و يا رنجانيد و خانه نشين ساخت و دست به يك رشته جنگها و كشورگشايي هاي غير ضروري و بي حاصل زد، و با اين كار ارتش را فرسوده و خزانه را تهي كرد و با اشتباهات داخلي باعث زورگويي هرچه بيشتر ارباب به كشاورز شد و فاصله طبقاتي افزايش يافت و بر نارضايي هاي مردم افزود.
پوراندخت كه بانويي لايق و با تدبير بود، با اين كه ديگر خيلي دير شده بود سياست خارجي و داخلي تازه اي در پيش گرفته بود تا امپراتوري ايران را نجات دهد. وي در دسامبر سال 631 ميلادي با دولت روم شرقي قرارداد صلح امضاء كرد تا فرصت يابد دست به اصلاحات داخلي بزند. پوراندخت مي دانست كه ايرانيان از جامعه طبقاتي كه به آنان تحميل شده بود شديدا ناراضي هستند، قضات از عدالت و انصاف دور شده اند و سران ايالات براي خود اختيارات تازه اي خلق كرده و حتي سكه ضرب كرده اند. براي حل اين مسائل بود كه پوراندخت با روم (بيزانس) قرارداد صلح امضاء كرد و دستور رعايت عدالت، بخشودن ماليات عقب افتاده، لغو برتري هاي طبقاتي و اختيارات اضافي فرمانداران را داده و سكه ملي واحد ضرب كرده بود. پوراندخت حمله اعراب مسلمان از عربستان را به قلمرو ايران پيش بيني كرده و به فرماندهان ارتش اندرز داده بود كه اختلافات خود و جنگ قدرت را كنار بگذارند و آماده مقابله باشند. مسلمانان تا آن زمان بر سراسر جزيرة العرب مسلط شده بودند. با وجود تصميمات اصلاحي متعدد، حكومت پوراندخت هم، مانند ساير جانشينان خسرو پرويز دولتي مستعجل بود و اختلافات داخلي و نزاع بر سر قدرت در تيسفون ادامه يافت و ....


سالگرد درگذشت روزبهان فسايي

برخي از كرونيكلهاي رويدادهاي جهان، فوت ابو محمد روزبهان فسايي را پس از تطبيق تقويم ها، 21 ماه مه سال 1209 ميلادي ذكر كرده اند. اين عارف و انديشمند ايراني درشيراز درگذشت. تاليف مهم او «لطائف البيان» عنوان دارد.

پيشنهاد تقسيم ايران از سوي داماد چرچيل، و اين بار در عصر سازمان ملل!

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0521duncan.jpgD. E. Duncan - Sandys 21 ماه مه 1952 (ارديبهشت 1331و 14 ماه پس از ملي شدن نفت ايران) دانكن سندز (ساندز) سياستمدار، دولتمرد انگليسي و داماد وينستون چرچيل نخست وزير وقت پيشنهاد كرد كه آسانترين راه حل مسئله اي به نام «ايران» كه به وجود آمده است اين است كه ايران بارديگر ميان دولتهاي لندن و مسكو قسمت شود!. وي كه در پارلمان انگلستان سخن مي گفت، اضافه كرده بود: «محاصره اقتصادي ايران موثر واقع نخواهد شد. مروري بر تاريخ ايران نشان مي دهد كه چگونه ايرانيان ياد گرفته اند كه در جريان سختي ها خود را با هر وضعيت روز تطبيق و بدون خم آوردن به ابرو به زندگاني عادي ادامه دهند. آنان بدون صادرات و واردات هم مي توانند دوام يابند؛ به همان گونه كه در يك سال اخير (سال 1951) زندگاني عادي خود را ادامه دادند و به گزارش روزنامه نگاراني كه از ايران ديدار كرده اند سرزنده و مبارزطلب هم شده اند. بنابراين، به زانو در آمدن دولت ايران از راه محاصره اقتصادي و انزواي سياسي، تصوري بيهوده است. تبليغ رسانه اي بر ضد دولت ايران (دولت مصدق)، با هدف تغيير تفكر مردم نسبت به آن نيز سودي ندارد، زيرا كه اولا اين تبليغات به گوش عوام الناس ايران كه شيفته سخنان دكتر مصدق شده است نمي رسد و ثانيا، طبقه متوسط ايران كه تبليغات ما را مي شنود و يا مي خواند ذاتا متمايل به ناسيوناليسم ايراني است و سخني جز به سود وطن به گوشش فرو نمي رود.».
سندز افزوده بود: «مشاهده درهم شكسته شدن ناسيوناليسم ايراني؛ آرزوي مشترك ما (غرب) و شوروي است و آسانترين راه وصول به آن، مذاكره با مسكو براي تقسيم مجدد ايران، ميان ما دو دولت به دو منطقه نفوذ است، تقريبا با همان فرمول 1907(قرارداد سن پترز بورگ) و يا هر شكلي ديگر».
وي تاكيد كرده بود كه اگر به ناسيوناليسم ايراني فرصت ادامه حيات داده شود، فردا از يك سوي در صدد احياء ايرانزمين بر خواهد آمد و به استناد اطلس جغرافياي تاريخي ادعاي ارضي نسبت به چندين كشور خواهد كرد و از سوي ديگر به حمايت شيعيان در كشورهاي عربي برخواهد خاست كه براي غرب و شوروي، هردو، درد سري بزرگ و پايان ناپذير خواهد بود.
دانكن سندز گفته بود كه بايد از فرصت جنگ كره (گرفتاري آمريكا و چين - آمريكا در آن زمان رقابت با انگلستان بر سر نفوذ در خاور ميانه را آغاز كرده بود) براي رسيدن به آن هدف استفاده كنيم و ....
دانكن سندز (سنديز - ساندز) شوهر ديانا دختر چرچيل سالها نماينده پارلمان و وزير وزارتخانه هايي از جمله دفاع، مستعمرات، ساپلاي (تداركات) و خانه سازي بود. وي بود كه اعلام كرد عصر هواپيماهاي شكاري و بمب افكن به پايان رسيده و بايد روي موشك سازي تمركز كرد و چون «قدرت» از اين پس ناشي از تسليحات اتمي است، بايد پا به پاي آمريكا و شوروي بمب اتمي ساخت كه دست كم سلاحي بازدارنده است و هر دو انديشه خود را به اجراء گذارد.
دانكن در عين حال از حاميان اصلي تشكيل اتحاديه اي از اروپاييان غير اسلاو (روسيه، لهستان، يوگوسلاوي و ...) بود تا قدرتي در برابر مسكو و واشنگتن باشد و به علاوه ممالك اروپايي وارد جنگ ديگري با خود نشوند.
برخي مطبوعات وقت تهران بعدا به اين پيشنهاد داماد چرچيل اعتراض و از آن انتقاد كردند و نوشتند كه محافظه كاران انگلستان هنوز در رؤياهاي قرون 18 و 19 هستند و تحولات تازه جهان را درك نكرده اند. روزنامه هاي آمريكا نيز تفسيرهاي انتقاد آميز بر پيشنهاد «سندز» منتشر ساختند كه همين سر و صدا، توجه مورخان را جلب كرد و متن اظهارات داماد چرچيل را در تاريخ ضبط كرده اند. اين مورخان اظهار نظر كرده اند كه اين پيشنهاد مآلا فشار ديگري به دولت واشنگتن بود تا تسليم خواست لندن مبني بر براندازي دولت دكتر مصدق شود.

روزگار 31 ارديبهشت 1390
1361شمسی: شهادت نخستین فرمانده تیپ 21 امام رضا(ع) (http://www.hamshahrionline.ir/news-135494.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/15-3_44382_.jpg
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - ساواک بارها برای دستگیری محمدمهدی خادمالشریعه نقشه کشید اما او هر بار با زیرکی از چنگ آنها میگریخت.
با پیروزی انقلاب، عضو سپاه شد و مسئولیت دفتر فرماندهی سپاه خراسان را برعهده گرفت. پس از آن، دوره فشرده خلبانی را در تهران طی کرد و راهی جبهههای جنوب شد. در آنجا نیروهای خراسانی را در تیپ 21 امام رضا(ع) سازماندهی کرد و خود بهعنوان نخستین فرمانده، مسئولیت این تیپ را بهعهده گرفت. بهمن1360 حماسه ماندگار تاریخ دفاع مقدس در تنگه چزابه رقم خورد. رزمندگان تیپ 21 امام رضا(ع) در نبردی نابرابر تمام پاتکهای دشمن را دفع و شجاعانه از مناطق فتح شده پاسداری کردند. سرانجام محمدمهدی خادم الشریعه در عملیات بیتالمقدس در تاریخ سیویکم اردیبهشت ماه سال 1361 به یاران کربلاییاش پیوست. پیکر مطهرش را در حرم باصفای امام رضا(ع) به خاک سپردند.
1368شمسی: بستری شدن حضرت امام خمینی(ره )
با آشکار شدن علائم خونریزی در دستگاه گوارش امام خمینی(ره)، بیماری ایشان که به تازگی عود کرده بود، حادتر شد. فعالیتهای شبانه‏روزی تیم پزشکی ویژه برای برگرداندن سلامتی به ایشان آغاز شد و معظم له در 31 اردیبهشت سال 1368 جهت انجام عمل جراحی، به بیمارستان قلب بقیه الله در جماران انتقال یافتند. پس از انجام عمل جراحی روی دستگاه گوارش ایشان، مردم خداجوی ایران اسلامی مجالس دعا و نیایش را در مساجد سراسر کشور برای شفای ایشان برگزارکردند .

dokhtare sahra
1390,03,01, ساعت : 15:00
روزگار 1خرداد 1390

روزی که ازمیر یک بندر ایران در دریای اژه بود

کوروش بزرگ در لشکرکشی سال 545 پیش از میلاد به عمر دولت لیدی (آناتولیای غربی) پایان داد و و به این ترتیب تمامی آناتولیا (ترکیه امروز) به تصرف ایران درآمد. شهر بندری ازمیر که ساکنانش یونانی زبان بودند در ماه می این سال وارد قلمرو ایران شد. همه این سرزمین تا سال 333 پیش از میلاد بخشی از قلمرو ایران را تشکیل می داد و توسط ساتراپ های ایرانی اداره می شد. اسکندر مقدونی پس از دو پیروزی نظامی بر ایران در گرانیکوس و ایسوس، این مناطق را متصرف شد. این مناطق پس از انهدام سلوکی ها (جانشینان اسکندر) دوباره به دست ایرانیان افتاد. رومیان بعدا با تصرف یونان با ایران همسایه شدند و ازمیر و مناطق ساحلی آناتولیا تا پایان عصر ساسانیان به مدت بیش از هشت قرن میان روم و ایران دست به دست می شدند و صحنه نبردهای نظامی و مبارزات سیاسی دو ابرقدرت وقت بودند.
یونانیان ازمیر را که اینک 2 میلیون و ششصدهزار جمعیت دارد (با حومه اش چهار میلیون) «سمورینا»، رومیان «سمیرینا» و سایر اروپاییان به اقتباس از رومیان «اسمیرنا» می نامیدند که عثمانی ها «ازمیر» تلفظ کردند ولی جهان غرب آن را تا 28 مارس 1930 همچنان «اسمیرنا» می نوشت که در این روز پستخانه جمهوری ترکیه از اروپاییان و آمریکاییان خواست که باید «ازمیر» نوشته شود تا پاکتها و بسته های واصله توزیع شوند. «ازمیر» دومین بندر بزرگ جمهوری ترکیه است.

نبرد ري (تهران) ؛ آغاز جنگهاي تمام عيار براي احياء استقلال ايران

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/harun.jpg
هارون الرشيد

دهه سوم ماه مه در سال ۸۱۳ ميلادي نيرويي مركب از ۳۰ هزار داوطلب ايراني كه از خراسان به حركت آمده بود تا مأمون را كه از جانب مادر، ايراني بود خليفه عباسي كند و به اين ترتيب، ايران به استقلال خود نزديك شود، در حاشيه شهر ري (تهران امروز) سپاه امين به فرماندهي علي بن عيسي بن ماهان را درهم شكست و به همدان فراري داد.
اين داوطلبان ايراني كه مجال نشان دادن شايستگي، دلاوري و ميهن دوستي يافته بودند در جنگ ۱۲ ژوئن ۸۱۳ ميلادي در همدان نيز ارتش ۹۰ هزار نفري عرب را تار و مار كردند كه ضمن آن علي بن عيسي كشته شد.
داوطلبان ايراني سربازان فراري امين را تا بغداد دنبال كردند و ۲۵ سپتامبر سال ۸۱۳، پايتخت عباسيان را تصرف و امين را كه در حال فرار بود دستگير كردند و سر او را براي مأمون به خراسان فرستادند و به اين ترتيب مأمون خليفه شد، اما به وعده هايي كه داده بود عمل نكرد. انگيزه واقعي اين داوطلبان كسب استقلال وطن بود ـ نه نشانيدن مامون برجاي امين.
سوم نوروز آن سال هارون الرشيد در توس (خراسان) درگذشته بود، ولي برخلاف انتظار ايرانيان در بغداد زبيده همسر عرب هارون پسر خود امين را جانشين پدر كرده و نوه اش را وليعهد او قرارداده بود. اين اقدام بهانه مناسبي به دست سران خراسان داد كه به هواخواهي مأمون برخيزند؛ تا نهايتاً بتوانند كسب استقلال كنند.
امور اداري و مالي خلفاي عباسي كه باحمايت ايرانيان بسال 749 ميلادي به قدرت رسيده بودند از همان آغاز كار هم در دست بزرگان ايران بود كه در تصميم گيري هاي سياسي نيز نقش تعيين كننده داشتند.
بزرگان ايران در گوشه و كنار كشور به ويژه در خراسان از قبل، درانتظار فرصتي بودند تا استقلال و حاكميت وطن را احياء كنند كه شكست مروان اموي در كنار رود زاب از ابومسلم و روي كار آمدن عباسيان راه رسيدن به چنين فرصتي را براي آنان هموار ساخته بود و اين فرصت، با خليفه شدن مامون به دست آمد.
فرمانده ارشد سپاهيان داوطلب ايراني در جنگ با نيروهاي امين كه ژنرال طاهر ذواليمينين(طبق بعضي اسناد، زاده ايران ولي عرب تبار) بود پس از بر كرسي خلافت نشانيدن مامون، و در بازگشت از فتح بغداد، در نيشابور اعلام استقلال كرد كه همان شب به دست عوامل خليفه بغداد به قتل رسيد، اما وطندوستان ديگري از سيستان، ديلمان، مرو و... بپاخاستند و استقلال وطن تدريجاً تأمين شد. بايد دانست كه عباسيان ابومسلم را كه به دست او به خلافت رسيده بودند بسال 754 ميلادي با طرح توطئه كشته بودند.


ورود نخستين چاپخانه مدل گوتنبرگ به ايران

تاريخ ورود نخستين چاپخانه به ايران را 22 می سال 1640 ميلادي (370 سال پيش، یکم خرداد) نوشته اند. اين ماشين چاپ (مدل گوتنبرگ) توسط يك ايراني ارمني به منظور نصب در جلفاي اصفهان وارد ايران شده بود. در آن زمان شهر اصفهان پايتخت ايران و شاه صفي رئيس كشور بود.
یوهانس گوتنبرگ آلماني که يک زرگر بود دستگاه چاپ خود را در دهه 1440 تکميل کرده بود. قرنها پيش از او چيني ها دستگاه چاپ بلوکي (بلاک پرینتینگ)را ساخته بودند. http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/gutenberg.jpg
دستگاه چاپ مدل گوتنبرگ





اعزام محصل به فرنگ، ولي ...

يكم خرداد سال 1307 قانون اعزام محصل به اروپا به تصويب مجلس شورا رسيد. طبق اين قانون قرار شده بود كه هر سال دست كم يكصد محصل ايراني براي تحصيل در دانشگاههاي كشورهاي اروپايي به اين قاره اعزام شوند.
اين قانون سالها اجرا شد، ولي محصلان اعزامي عمدتا از خانواده هايي بودند كه ثروتي داشتند. از اين محصلان پس از بازگشت استفاده لازم بعمل نيامد و دستهايي در كار بود كه اين فارغ التحصيلان به جاي فعاليت در رشته تحصيلي خود، به امور سياسي و سياستبازي درگير شوند و يا در پي كسب مقام اداري باشند و از تخصص آنان استفاده نشود و عملا هرز و هدر روند. گذشت زمان نشان داده است که ايران از اعزام محصل به کشورهاي ديگر نتيجه مطلوب نگرفته است!. دولت ژاپن تنها يك بار محصل به اروپا فرستاد و به اين همه پيشرفت نائل آمد.
پنجاه و سه سال بعد از تصويب قانون اعزام محصل، در همين روز (سال 1360 و در جريان جنگ عراق با ايران) دولت وقت به اميد بازگشت دانشجويان ايراني پس از فراغت از تحصيل به وطن، با وجود مضيقه مالي با ادامه ارسال ارز براي 18 هزار دانشجو كه از سالهاي گذشته در خارج بودند موافقت كرد، ولي ديديم كه شمار كمي از آنان باز گشتند!.


نقطه بدون بازگشت در تاريخ معاملات نفت

22 مه 1952 (1331هجري خورشيدي) اندرو مكس ول روزنامه نگار انگليسي در مقاله اي درباره رقابت 52 سال پيش آمريكا با انگلستان بر سر بازارهاي نفت، با توجه به درگيري انگلستان با ايران ، نوشته بود كه آمريكا با استفاده از فرصتي كه اين درگيري به دست داده است بر بازارهاي نفت كه قبلا، عمدتا در دست ما بود مسلط شده و از اين پس شركت نفت انگلستان عاجز از رقابت با كمپاني هاي آمريكايي است و اين، در تاريخ معاملات نفت نقطه اي است بدون باز گشت. ما مي دانيم كه در دست داشتن بازار نفت يعني توان ديكته كردن به كشورهاي مصرف كننده و به ويژه ممالك صنعتي. لذا، در اين گير و دار يكساله، ما حربه بزرگي را كه بيش از چهار دهه به دست داشتيم از دست داده ايم. به علاوه، كشوري كه بازار نفت را به دست داشته باشد، بازار پول را هم خواهد داشت و واحد پول آن كشور ملاك احتساب خواهد بود و در نتيجه، با اين باخت، ما بايد شاهد تضعيف پي در پي ليره خود باشيم.
«مكس ول» نوشته بود كه انگلستان در برابر آمريكا سادگي هاي متعدد كرده است. مقامات واشنگتن در حالي كه ما را از حمله نظامي به آبادان منع مي كردند، براي دولت ايران اسلحه جديد و هواپيماي نظامي مي فرستادند. ما بايد مي دانستيم كه حزب حاكم فعلي آمريكا (حزب دمكرات ) كه پرچم ترويج دمكراسي در جهان را به دست گرفته نمي تواند علنا بر ضد مصدق باشد كه در اين صورت در انتخابات آراء خود را از دست مي دهد . بنابراين نبايد تا آن حد روي واشنگتن حساب مي كرديم و اين دولت را واسطه حل مسئله نفت با ايران قرار مي داديم.



1281قمری: رحلت شیخ بزرگ مرتضی انصاری (http://www.hamshahrionline.ir/news-135511.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/11-5-21-934323256313056_10430c73a7.jpg
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - شیخ مرتضی انصاری در عید غدیر 1214قمری در شهر دزفول دیده به جهان گشود. مادرش که زنی مؤمنه بود، قبل از تولد فرزندش در خواب دید که امام صادق(ع) قرآنی با جلد طلاکاری شده به او دادند.
معبرین خواب، خوابش را به فرزندی عالم و پارسا تعبیر کردند. مرتضی پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی همراه پدرش به کربلا هجرت کرد. وی در کربلا از محضر شیخ حسین انصاری، شریف العلما، سید محمد مجاهد و... استفاده کرد. شیخ محمدحسن صاحب جواهر، در لحظات آخر عمر، شیخ مرتضی انصاری را بهعنوان مرجع بعد از خود معرفی کرد و در نتیجه شیخانصاری پس از فوت صاحب جواهر، زعامت و مرجعیت مردم را برعهده گرفت. میرزا حبیبالله رشتی، شیخ انصاری را میستاید و درباره او میفرماید: شیخ 3چیز ممتاز داشت؛ علم، ریاست و تقوا. ریاست را به میرزا محمدحسن شیرازی و علم را به من داد و تقوا را با خود به گور برد. شیخ اعظم انصاری در 18جمادیالثانی 1281قمری درسن 67 سالگی دار فانی را وداع گفت. پیکر پاکش را در حجره غربی، متصل به باب قبله صحن امیرالمؤمنین به خاک سپردند.
1297 شمسی: لغو امتیاز خوشتاریا
خوشتاریا، امتیازنامه ملغی شدهای است که میان دولت ایران با یکی از اتباع روسیه منعقد شد. خوشتاریا، نام یکی از اهالی گرجستان و تبعه روسیه تزاری بود. او با کمک سفارت روسیه موفق شد در سال۱۹۱۷ امتیازنامهای از وثوق الدوله درخصوص بهرهبرداری از تمامی معادن و اشجار، ازجمله نفت در استانهای شمالی برای مدت 70سال بگیرد. براساس مفاد این قرارداد، 12درصد از سود حاصل از این امتیازنامه به دولت ایران میرسید. خوشتاریا مبلغی رشوه به دولت پرداخت کرد که وزیر فرهنگ وقت ، مبلغ رشوه را که به او رسیده بود، بهعنوان کمک، به وزارتخانه متبوعش هدیه کرد. همین کار باعث شد که راز آشکار شود و از آنجا که مطابق اصل 24 قانون اساسی مشروطیت تمامی امتیازنامهها باید به تصویب مجلس شورای ملی میرسید و مجلس در دوره فترت قرار داشت، لذا وزارت فواید عامه ، بطلان امتیازنامه مزبور را در اول خرداد ۱۲۹۷شمسی به اطلاع عموم رساند. این امتیاز بعدها توسط خوشتاریا به کمپانی نفت جنوب ( انگلستان ) فروخته شد و موجب بروز تشنجاتی در روابط ایران با همسایه شمالی شد.
1362 شمسی: شهادت مسیح کردستان
محمدبروجردی در نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، زمانی که عوامل داخلی ابرقدرتها، فتنه و آشوب را در مناطق کردنشین به راه انداختند، با فرمان تاریخی حضرتامام(ره) مبنی بر مقابله و سرکوب ضدانقلاب، عازم پاوه شد. حضور وی در کردستان منشأ خیر و برکات زیادی شد. در کردستان تمام حرکات ضدانقلاب را بهعنوان فرمانده عملیات زیر نظر داشت و در این مدت موفق شد که اکثر مناطق آلوده را پاکسازی کند. او زمانی به کردستان رفت که در اثر سیاست سازشکارانه دولتموقت و خیانت هیأت بهاصطلاح حس نیت، جوانان حزباللهی در این خطه به دست ضدانقلابیون ملحد، مظلومانه به شهادت میرسیدند. سردار شهید حاج همت در مورد نفوذ کلام او چنین گفته است: بودند برادرانی که در اثر فشار کار خسته شده بودند ولی بعد از چند دقیقه صحبت با شهید بروجردی، تمام مسائل آنها حل میشد و با دلی گرم و امیدوار دوباره سراغ کارشان میرفتند. سرانجام بروجردی در اول خرداد1362 درحالی که با عدهای دیگر از همرزمانش در مسیر جاده مهاباد- نقده حرکت میکردند بر اثر انفجار مین به آرزوی دیرینهاش رسید و به فوز عظیم شهادت نائل شد.

dokhtare sahra
1390,03,02, ساعت : 12:09
روزگار 2خرداد
شكست گرانيكوس، نخستين «روز سياه» ايرانيان

به نوشته آريان مورخ يوناني ـ رومي 23 مه سال ۳۳۴ پيش از ميلاد و به نوشته پلوتارك (فصل 16 كتاب زندگي اسكندر) سي ام مه آن سال (هفت روز اختلاف پس از تطبيق تقويم ها) نيروهاي ايران در شمال غربي قلمرو اين دولت و در كنار رود گرانيكوس (شمال غربي تركيه امروز و به فاصله اي كم از تنگه داردانل) از سپاه اسكندر مقدوني كه از نظر شمار كمتر از آنان بود شكست خوردند. و شايد اين روز، نخستين «روز سياه» در تاريخ ايرانيان باشد. علت شکست اين بود كه اسكندر با تاكتيك نويني كه براي افسران ايراني تازگي داشت و نيز تسليحات نوظهور از جمله نيزه هاي بلند پنج متري وارد جنگ شده بود. به علاوه، آن دسته از نظاميان يوناني زبان اجير شده براي خدمت در ارتش ايران كه پنج هزار پياده سنگين اسلحه بودند وفاداري كامل به ما نداشتند. در اين جنگ، تنها نيروهاي محلي سه ساتراپي (استان) ايران در آناتولي مركب از 15 هزار سوار، 14 هزار پياده و پنج هزار مرسنر يوناني شركت كرده بودند و اسكندر پنج هزار سوار و 25 هزار پياده داشت كه عمدتا مقدوني و ايلريايي (يوگوسلاوي - مناطق شرق درياي آدرياتيک) بودند. فرماندهي نيروهاي ايران با دو ژنرال به نام هاي سپهرداد و تيرداد بود كه سپهرداد در نخستين برخورد دو نيرو كشته شد و سربازانش كه در قسمت راست جبهه مي جنگيدند با مرگ او روحيه خود را از دست دادند.
مورخان نظامي دلايل شكست ايران را يكي ضعف اطلاعاتي ژنرالهاي مستقر در آناتولي نوشته اند كه متوجه تجهيز نيروهاي اسكندر به نيزه هاي بلند نشده بودند كه سواره نظام ايراني در برابرشان آسيب پذير بود. ضعف ديگر را هم، غرور بيجاي دو فرمانده نيروهاي محلي ايران ذکر کرده اند كه از ستاد مركزي ارتش تقاضاي اعزام نيروي كمكي نكرده بودند. اين دو ژنرال همچنين به توصيه قديمي داريوش بزرگ توجه نكرده بود ند كه تاكيد كرده بود در جنگهاي دفاعي، تنها بايد از عنصر ايراني استفاده شود كه مي داند اگر شكست بخورد، ميهن و عزيزانش نابود خواهند شد، نه از مرسنر خارجي (نظامي مزدبگير). غرور دو ژنرال ايراني كه اسكندر را ـ پيش از حمله دست كم گرفته بودند و درصدد كسب اطلاع از اسلحه و تاكتيك وي بر نيامده بودند عامل ديگر شكست در جنگ گرانيكوس به شمار آورده شده است که نخستين نبرد از سه درگيري نظامي ايران و اسكندر بود. ضعف مديريت داريوش سوم دليل اصلي شكستهاي بعدي ايران قلمداد شده است.
اسكندر پس از پيروزي در گرانيكوس، به جاي ادامه پيشروي به سوي مركز ايران، در حاشيه ساحل اژه و به موازات دريا به سمت جنوب پيش راند تا يوناني هاي تبعه ايران را به سوي خود جلب و وارد واحدهايش كند و داريوش سوم پيش از آن كه اسكندر به اين گونه تقويت شود جلوي او را نگرفته بود و ....


سالگشت مرگ شاه اسماعيل صفوي

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/safavi.jpgشاه اسماعيل يکمشاه اسماعيل صفوي موسس دودمان صفويان كه شيعه اثني عشري را مذهب رسمي ايران اعلام كرد 23 مه سال 1524 ميلادي پس از 23 سال سلطنت در گذشت. وي با تلاش خود به ايجاد يك دولت مركزي نيرومند در ايران نائل آمد و حدود ايران را به مرزهاي زمان ساسانيان نزديك ساخت. شاه اسماعيل بغداد، نجف و كربلا را متصرف و ازبكان را شكست داد ولي به علت نداشتن اسلحه آتشين و معتقد نبودن به چنين تسليحاتي در جنگ چالدران در سال 1514 از عثماني ها شكست خورد و غم اين شكست را تا پايان عمر فراموش نكرد.
شاه اسماعيل يکم هنگام مرگ 37 ساله بود. دودمان صفوي از تاريخ تاجگذاري شاه اسماعيل اول در 1501 تا سال 1736 به مدت 235 سال بر ايران حكومت كرد.


داستان گم شدن مجدد گور يعقوب ليث قهرمان ملي ايرانيان!

تجديد ساختمان گور يعقوب ليث صفاري، قهرمان ملي ايرانيان، در منطقه گندي شاپور (خوزستان) را ماه مه سال 1640 ميلادي گزارش کرده اند. يعقوب در سال 878 ميلادي در جريان آزادي سازي وطن از سلطه خلفاي عباسي در شهر باستاني گندي شاپور (جندي شاپور) به مرگ طبيعي فوت شده بود.
يعقوب كه از سيستان برخاسته بود در طول ربع قرن خراسان بزرگ، كرمان، فارس و خوزستان را از سلطه عرب خارج ساخته و دستور داده بود كه اسناد دولتي را جز به فارسي به زباني ديگر ننويسند. وي براي برانداختن دستگاه خلافت به سوي بغداد لشكر كشيده بود، ولي بسال 876 در ديرالعاقول به دليل برگرداندن آب دجله به زير پاي سربازانش مجبور به عقب نشيني به گندي شاپور شده بود كه در آنجا دچار بيماري قولنج شد و از همين بيماري در گذشت. يعقوب در همين محل پيشنهاد خليفه را براي صلح رد كرده و به او پيام فرستاده بود كه اگر از بستر بيماري برخيزد جنگ را از سر خواهد گرفت.
762 سال پس از درگذشت يعقوب، فتحعلي خان حاكم اعزامي از اصفهان به خوزستان (زمان سلطنت شاه صفي صفوي) گور يعقوب را در ميان ويرانه هاي گندي شاپور به دست آورد ، آن را تزيين و مسقف كرد و ساختماني در آنجا ساخت. اين ساختمان با استفاده از مصالح برجاي مانده از ويرانه هاي گندي شاپور ساخته شد كه بعدا فراموش و در طول دو ـ سه قرن ويران شد. در آن زمان، فتحعلي خان همچنين از آن مصالح استفاده كرد و دهكده اي ساخت كه يادگاري از شهر گندي شاپور و مصالح به دست آمده از ويرانه هاي آن باشد که اين دهکده بعدا به «شاه آباد» معروف شد.
در نيمه اول قرن جاري هجري براي يافتن بقاياي آرامگاه يعقوب كه فتحعلي خان آن را ساخته بود تلاشهايي صورت گرفت كه ظاهرا پي گيري نشده است و احتمالا محل قبر يعقوب همان است كه اهالي محل آن را «شاه ابوالقاسم» مي خوانند.


روز خرمشهر، روز ايستادگي و ازجان گذشتن

نيروهاي مسلح ايران سوم خرداد از سال هجري خورشيدي1361 (24 مه 1982)، و 20 ماه پس از تعرض نظامي عراق، با از جان گذشتگي و فداكاري تحسين آميز و تاريخساز خود خرمشهر را از نيروهاي متجاوز پس گرفتند و مسير جنگ را تغيير دادند. در اين پيروزي - كه براي برخي كه تاريخ پر عظمت ايران را نخوانده اند غير منتظره بود - تلفات سنگيني به عراقي ها وارد آمد و بيش از 30 هزار عراقي به اسارت گرفته شدند. آزادكردن خرمشهر كه رويدادي بزرگ و چشمگير در تاريخ طولاني وطن ماست، «روز ايستادگي و ازجان گذشتگي (مقاومت و ايثار)» نام گرفته است.
336 قمری: وفات صاحب اثر گرانسنگ الانوار فیتاریخالائمه(ع) (http://hamshahrionline.ir/news-135632.aspx)

http://hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/11-5-22-8311711-1-8-1075071307-0725-2.jpg
محمدبنهمامبنسهیل، معروف به ابوعلی بغدادی اسکافی در 6 ذیحجه سال 258 قمری دیده به جهان گشود.
پدرش از شیعیان و ارادتمندان امام حسن عسکری ( ع) بود. وی نامهای به محضر آن حضرت ارسال و درخواست کرد که برای او دعا کند، تا خداوند سبحان فرزندی به او عنایت کند که نجیب و از دوستداران اهل بیت(ع) باشد. امام حسن عسکری(ع) در پاسخ به وی فرمود خداوند متعال برای او چنین فرزندی عنایت خواهد کرد. با دعای ویژه امام، ابوعلی به دنیا آمد و همانند پدرش از دوستداران اهلبیت(ع) و از شیعیان مخلص شد. ابوعلی، از محدثین و دانشمندان شیعه امامیه در عصر غیبت صغری در روز پنجشنبه 19 جمادی الثانی سال 336 قمری، بدرود حیات گفت.
1453 میلادی: انقراض امپراتوری هزار ساله روم شرقی
در 23مه 1453 میلادی سلطانمحمد دوم، ملقب به فاتح، شهر کنستانتین پل را گشود و بدینسان امپراتوری هزار ساله روم شرقی را منقرض کرد. با این پیروزی بزرگ، وی شهر «کنستانتین پل» را «اسلام بل» نامید. 61 سال پس از این رویداد، سلطانسلیم اول معروف به «یاووز» (سنگدل)، نگاه خود را معطوف به شرق کرد. عثمانیها پیش از این توانسته بودند سرزمینهای وسیعی را در قاره اروپا متصرف شوند.

dokhtare sahra
1390,03,03, ساعت : 20:21
روزگار 3 خرداد 1390
سال 5 بعد از بعثت: ولادت حضرت زهرا (س) و روز مادر (http://www.hamshahrionline.ir/news-135760.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/fatemeh_7_.jpg
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - روز مادر روزی است که به افتخار مادران در کشورهای مختلف گرامی داشته میشود.
در کشور ما روز مادر و روز زن بهطور رسمی ۲۰جمادیالثانی مصادف با زادروز فاطمهزهرا(س) است. در میان هر قوم و نژاد و ملتی، با هر آداب و آیینی، مقام و منزلت مادر گرامی است و نام او سرشار از شوروعشق و حرارت و مهر و محبت است. اسلام نیز برای مادر، مقام و ارزش فوقالعادهای قائل شده است تا آنجا که رسیدن به بهشت را با رضای مادر میسر میداند. در بیان توصیه به احترام و تکریم مادر، پیامبر اکرم(ص) فرمودند: هر کس پیشانی مادر خویش را ببوسد، از آتش مصون شود. نیز توصیه فرمودند: هر گاه پدر و مادر هر دو با هم تو را صدا کردند، ابتدا مادر را اجابت نما.
1359 شمسی: اعدام سرکرده گروهک فرقان
پس از پیروزی انقلاب، برخی از نیروها نتوانستند با شرایط جدید کنار بیایند. در تفکر آنان اوضاع فعلی با حقیقت انقلاب و تلقیات ذهنیشان از مفهوم حکومت و تشکیل دولت متفاوت بود. از این روی به این فکر افتادند که شرایط را به نفع خود تغییر دهند اما با عنایت به اینکه نتوانستند به شیوههای معمول حزبی و تشکیلاتی حرف خود را به کرسی بنشانند از حربه ترور بهعنوان ابزاری برای تغییر شرایط استفاده کردند. گروهک فرقان ازجمله این گروهها بود که در مدت فعالیت کوتاه خود ضایعات جبرانناپذیری به پیکره انقلاب نوپای اسلامی وارد کرد. برداشت انحرافی از دین، علت اساسی انحراف فکری این گروهک و اعضای آن از مسیر واقعی اسلام بود. سوم خرداد1359 اکبر گودرزی، سرکرده گروهک ضاله فرقان به خاطر جنایات این گروهک اعدام شد.
1361 شمسی: آزادسازی شهر پروانههای سوخته
خرمشهر پیش از محاصره و تجاوز ارتش تا دندان مسلح عراق، یکی از شهرهای زیبای جنوب و از بزرگترین بنادر خاورمیانه و خلیجفارس به شمار میآمد. این بندر، میتوانست کشتیهای بزرگ اقیانوسپیما را پذیرا شود و با داشتن 13اسکله، نقش ویژهای در بازرگانی منطقه ایفا می کرد. صدام ، خرمشهر را مروارید شطالعرب مینامید و با حمله و تجاوز ناگهانی به آن، خود را بر قلههای پیروزی میدید اما خرمشهر سرزمینی نبود که در اسارت بماند . رزمندگان اسلام در نبردی که دهها هزار سرباز عراقی مجهز به پیشرفتهترین سلاحها، تانکها و تجهیزات در آن مستقر بودند، در سوم خرداد سال1361 طی عملیات بیت المقدس خرمشهر را آزاد کردند. حسین الکامل- داماد صدام- شرایط روحی صدام را به هنگام فتح خرمشهر بسیار بد توصیف میکند و میگوید: به حدی فشار روحی بر صدام زیاد بود که در 24ساعت اول یک پزشک دائما بالای سر صدام بود . روز آزادسازی خرمشهر روز مقاومت ، ایثار و پیروزی نامگذاری شده است .

dokhtare sahra
1390,03,04, ساعت : 13:49
روزگار 4 خرداد 1390
1300شمسی: برکناری عامل انگلستان (http://www.hamshahrionline.ir/news-135859.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/11-5-24-9175110-8-22-104527fa-pishkha.jpg
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - سید ضیاءالدین طباطبایی روزنامهنگار و نخستوزیر ایران بود. او از جوانی در روزنامهها مقاله مینوشت و پس از مشروطه، روزنامه رعد را تأسیس کرد.
در کودتای 1299شمسی همراه با رضا خان شرکت داشت و رئیس الوزرا شد . او در 4 خرداد 1300 از نخست وزیری برکنار شد . دولت پس از برکناری او، 25هزار تومان هزینه سفر به او داد تا کشور را داوطلبانه ترک کند، سید ضیاء از ایران رفت. طبق برنامهریزی دولت لندن که هنوز سید ضیاء را برای روز مبادا لازم داشت، وی سالها در فلسطین که توسط انگلستان اداره میشد اقامت کرد و پس از اشغال نظامی ایران در شهریور 1320 به کشور بازگشت و به نمایندگی مجلس انتخاب شد و اعتبارنامه وی بهرغم مخالفت شدید دکتر مصدق که او را عامل یک دولت خارجی (انگلستان ) اعلام کرده بود تصویب شد. او همواره به پیروی از سیاست انگلیس در ایران مشهور بود و بهویژه ان لمبتون ، پژوهشگر و از ماموران اطلاعاتی انگلیس در ایران از او حمایت میکرد.
1358شمسی: ترور ناموفق آیتالله هاشمی رفسنجانی
در شب 4 خرداد سال 1358 شمسی آیتالله علی اکبر هاشمی رفسنجانی در داخل منزلش مورد اصابت گلوله قرار گرفت و از ناحیه کبد مجروح شد، هرچند به تدبیر همسر وی، گلولههای شلیک شده آسیب جدی به او وارد نکرد. در آن شب 2نفر به در منزل ایشان مراجعه میکنند و اظهار میدارند که ما حامل پیام خصوصی برای آیتالله هاشمی رفسنجانی هستیم. محافظین به آنان اجازه ورود میدهند و این حادثه رقم میخورد. این ترور توسط گروهک منحرف فرقان صورت گرفت و بعدها تروریستهای فرقان دستگیر شدند . امام (ره) در پیامی فرمودند : مردان تاریخ تا آخر زنده هستند. بدخواهان باید بدانند هاشمی زنده است چون نهضت زنده است.
1360 میلادی: کشف خلیج گینه
گروهی از دریانوردان فرانسوی، در 25 می سال 1360 میلادی خلیج گینه را کشف کردند. خلیج گینه در غرب قاره آفریقا و در اقیانوس اطلس واقع شده است. مدتی پس از کشف خلیج گینه، نفوذ فرانسویان در این قاره آغاز شد و بهتدریج آنان بر سرزمینی که بعدها گینه نامیده شد، تسلط یافتند. کشور گینه پس از مبارزات طولانی برای کسب استقلال در سال 1958میلادی مستقل شد. گینه با مساحتی بیش از 245هزار کیلومتر مربع، با کشورهای سنگال، گینه بیسائو، مالی، ساحل عاج، لیبریا و سیرالئون همسایه است و پایتخت آن کوناکری نام دارد.
ايران روش منحصر به فرد ايرانيان در طرد فاتحان http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0525slokos.jpgتصوير سلوكوس اول بر سكه اش ژنرال « سلوكوس » جانشين اسكندر در متصرفات آسيايي او ، 25 ماه مه سال 311 پيش از ميلاد ساختن شهري را در كناره غربي رود دجله آغاز كرد كه پنج سال بعد تكميل شد و سلوكيه نام گرفت و دستگاه حكومتي به آنجا انتقال يافت . ده قرن بعد ، بغداد در نزديكي همين شهر ساخته شد.
سلوكوس اول با هدف جلب قلوب ايرانيان نسبت به خود، درهمان سال ( 311 پيش از ميلاد ) با « آپاما » دختر كلانتر بلخ ازدواج كرد ، ولي ايرانيان با بكارگيري روش منحصر به فرد خود براي مدتي طولاني زيربار مقدوني ها نماندند؛ به همان گونه كه بعدا عربان ، تركمانان و مغولها هم نتوانستند به مفهوم واقعي كلمه بر آنان حكومت كنند كه مورخان متفق القول اين روش ويژه ( انهدام فاتح خارجي از درون ) را هنر ايرانيان نوشته اند كه با زبردستي خاص در فاتحان نفوذ مي كنند و به تدريج قدرت را به خود منتقل مي سازند.

1610 سال پیش؛ پیشنهاد کاهش متقابل نیروهای نظامی دو ابرقدرت ایران و روم يزدگرد یکم شاه وقت ايران از دودمان ساساني، بانی شهر یزد که مردی آزادی دوست (لیبرال) بود در نخستین سال پادشاهی خود (و در بهار سال 400 میلادی) و پس از اطمینان از اینکه تقسیم امپراتوری روم به دو بخش شرقی و غربی نهایی است تصميم گرفت ضمن ارسال پيامي به قسطنطنیه، ازفلاویوس آرکادیوس امپراتور روم شرقی بخواهد كه دو ابرقدرت به يك نسبت از شمار نيروهاي نظامي خود بكاهند و از مسابقه تسليحاتي كه براي هردو كشور هزينه سنگين داشت دست بردارند. فکر تقسیم امپراتوری روم (کنفدراسیون کردن آن) از امپراتور دیوکلتیان در سال 284 میلادی است ولی این کار با اینکه هر چند وقت یکبار صورت عمل به خود می گرفت تا سال 395 میلادی نهایی نشده بود و تئودوسیوس یکم (تئودوسیوس بزرگ) در آخرین ماههای عمر اقدام به نهایی ساختن این تقسیم کرد. [روسها در دهه سوم قرن 20 مرتکب این اشتباه شدند و امپراتوری روسیه را قسمت کردند و به صورت جماهیریه درآوردند). نهایی کردن تقسیم امپراتوری روم برای این بود که دست کم بخش شرقی آن حفظ شود زیرا که امپراتوری روم در غرب (اروپای غربی و مرکزی) دچار مشکلات جدّی از سوی ژرمن ها (اقوام آلمانی) و هون ها شده بود و نسبت به بقاء طولانی آن تردید بود. یزدگرد یکم با توجه به اين احوال، تصميم به طرح پیشنهاد کاهش متقابل نیروی نظامی گرفت. پس از تایید تصمیم یزدگرد در نشست بزرگان ایران و موبد موبدان (روحانی ارشد)، این تصمیم به صورت پیشنهاد در پيامي به امضای یزدگرد یکم به قسطنطنیه ارسال شد. پیام یزدگرد در متن خود تاریخ یکم می سال 400 را داشت [این تبدیل تقویمی بعدا صورت گرفته است]. طبق اسناد آرشیو شده روم شرقی که در نیمه قرن پانزدهم از قسطنطنیه به رم انتقال یافته، آرکادیوس امپراتور روم شرقی 24 می همان سال (سال 400 میلادی و سه روز پس از دریافت پیام یزدگرد) به پیشنهاد ایران پاسخ نوشت و با این استدلال که آن امپراتوری در منطقه دانوب، یونان و مصر دارای معاند است آن را نپذیرفت ولی قول داد که تا زنده باشد خواهد کوشید که به قلمرو ایران تعرضی صورت نگیرد. به این ترتیب رقابت نظامی و مسابقه تسلیحاتی دو قدرت ادامه یافت ولی اعتماد متقابل دو پادشاه تا سال 408 که آرکادیوس درگذشت باقی ماند. همین اعتماد سبب شده بود که آرکادیوس پسر خردسال خود تئودوسیوس را تحت حمایت یزگرد قراردهد تا به سن رشد برسد ـ کاری که قبلا سابقه نداشت. تئودوسیوس بعدا به نام تئودوسیوس دوم امپراتور روم شرقی شد.
توقيف برخي از نشريات تهران و ادعاي رئيس الوزراء چهارم خرداد ۱۲۸۹ دولت وقت ايران نشرياتي را كه مخالف می دانست ممنوع الانتشار ساخت. اين اقدام به دستور رئيس الوزراء وقت صورت گرفت و به شکایت دولت، مديران برخي از اين نشريات به محكمه تسليم شدند. در آن زمان چون سلطان احمد شاه به سن قانوني نرسيده بود، کشور داراي نايب السلطنه بود. رئيس الوزراء مديران نشريات توقيف شده را عوامل بيگانه خوانده بود که «دانسته و يا ندانسته» آب به آسياب خارجي مي بستند و با نوشته هايشان زمينه اجراي سياست هاي بيگانه را فراهم مي ساختند و بهانه به دست آنها مي دادند و يا اينکه با انتشار مطالب، از صميميت و اعتماد ملت به دولت مي کاستند. به استدلال رئیس الوزراء وقت (رئیس کابینه = نخست وزیر)، عمل ناشران روزنامه های توقیف شده از مصادیق خیانت به وطن بود که جرمی است با جنبه عمومی (گذشت ناپذیر).
... و به اين سان سيدضياء طباطبايي از نخست وزيري بركنار شد http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0523ahmad.jpgسلطان احمد شاه سلطان احمد شاه قاجار، چهارم خرداد سال ۱۳۰۰ (25 می ۱۹۲۱) در پي يك مشاجره لفظي كوتاه با سيد ضياءالدين طباطبائي يزدي نخست وزير وقت، وي را از اين سمت بركنار كرد.
در روزهاي پيش از اين برکناري، جماعتي در ميدان بهارستان برضد سياست هاي داخلي دولت سيدضياء دست به تظاهرات زده و خواستار بركناري اش شده بودند كه شاه وقت از اين فرصت استفاده كرده، وي را به كاخ گلستان احضار و به او پيشنهاد داد كه كناره گيري كند. سيدضياء نپذيرفت و ميان آن دو مشاجره لفظي روي داد که شاه وقت بي درنگ (فی المجلس) حکم برکناری وي را نوشت، امضاء کرد. این حکم را هنگام خروج سیدضیاء از کاخ سلطنتی (کاخ گلستان) به دستش دادند. سيدضياء با حمايت انگلستان و كودتاي تيپ قزاق در اسفند ۱۲۹۹ بر سر كار آمده بود. بنابراین، برکنارشدن او به آن صورت تعجب برانگیز است. با اینکه از آن زمان 89 سال گذشته است هنوز روشن نشده است که محرّک تظاهرات بهارستان برضد سید ضیاء چه عواملی بودند و انگیزه واقعی برکناری اش از چه سیاستی ناشی شده بود! و چرا در این زمینه تحقیق دقیق صورت نگرفته است.
دولت تهران پس از بركناري سيدضياء، ۲۵ هزار تومان هزينه سفر به او داد تا كشوررا داوطلبانه ترك كند و سيدضياء از ايران رفت. او سال ها در فلسطين كه توسط انگلستان اداره مي شد اقامت داشت كه پس از اشغال نظامي ايران در شهريور 1320 به كشور بازگشت و از شهر يزد ـ زادگاه خود ـ به نمايندگي مجلس انتخاب گرديد و اعتبار نامه وي برغم مخالفت شديد دكتر مصدق كه اورا عامل يك دولت خارجي (انگلستان) اعلام كرده بود تصويب شد. سیدضیاء در باغ خود در سعادت آباد تهران زندگی می کرد و با اینکه شاه وقت (محمدرضا شاه) ظاهرا بااو روابط صمیمانه داشت، ژاندارمری ونک ماموریت داشت که رفت و آمدهای اورا زیر نظر داشته باشد و در روزهای تعطیل که برخی رجال به دیدارش می رفتند، اسامی و ساعت ورود و خروج آنان را گزارش کند.http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0523ziya.jpgسيد ضياء پيش از
ورود به دنياي روزنامه نگاري
و سياست، طلبه علوم ديني
و معمم بود


دولت تهران متعهد به تامين هزينه هاي ريالي اشغالگران ايران شد! در اين روز درسال 1942 (1321 خورشيدي) دولت وقت ايران متعهد شد كه هزينه هاي ريالي متفقين ( اشغالگران ) در ايران را تامين كند و در ازاء هر 13 تومان ( 130 قران ) بعدا يك پوند انگليسي دريافت دارد. دولت ايران با چاپ اسكناس اين هزينه ها را تامين كرد كه باعث تورم پول در كشور شد و قيمتها را تا چند برابر بالا برد.
چرچيل از کوتاه آمدن دولت حزب کارگر انگلستان در برابر دکتر مصدق انتقاد کرد و خواهان حمله نظامي به آبادان شد در اين روز در سال 1330 ( 1951 ) در آستانه اجراي قانون ملي شدن نفت و خلع يد از شركت نفت انگلستان كه دولت اين كشور سهامدار عمده آن بود، اين دولت برضد ايران به ديوان داوري لاهه شكايت كرد و دفتر اين ديوان دولت وقت ايران را از مفاد اين شكايت آگاه ساخت و اطلاع داد كه دولت انگلستان به استناد ماده 22 قرارداد 1933 ايران و انگلستان رسيدگي به اختلافات موجود في مابين دو كشور را به اين ديوان احاله كرده تا داوري كند. طبق ماده 22 ، دو دولت موافقت كرده بودند كه اگر اختلافي روي دهد ، براي حل آن به « داور » مراجعه كنند و نظر داور را بپذيرند.
در همين روز وينستون چرچيل كه هنوز نخست وزير نشده بود از دولت حزب كارگر انگلستان انتقاد كرد و اين دولت را متهم ساخت كه در برابر دكتر مصدق كوتاه آمده است و علنا از حمله نظامي براي تصرف آبادان جانبداري كرد. در واكنش به اظهارات چرچيل كه بعدا نخست وزير انگلستان شد تا با دولت دكتر مصدق مقابله كند، مسكو و واشنگتن واكنش نشان دادند. دولت آمريكا با هرگونه عمليات نظامي انگلستان بر ضد ايران مخالفت كرد و آن را به مصلحت غرب ندانست و دولت مسكو با اشاره به قرارداد سال 1921 ايران و روسيه تهديد كرد كه اگر پاي سرباز انگليسي به ايران برسد براي دفاع از ايران نيرو به اين كشور خواهد فرستاد. در اين ميان روزنامه هاي تهران كه ماده 22 قرارداد 1933 را براي اطلاع مخاطبان خود چاپ كرده بودند دولت وقت ايران كه اين قرار داد را امضاء كرده بود دست نشانده انگلستان و خائن به ملت ايران خوانده بودند.



به هاشمي رفسنجاني تيراندازي شد http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0525rafsanjani.jpg
چهارم خرداد 1358، ساعت هشت و نيم شب، علي اكبر هاشمي رفسنجاني در محل سكونت خود در دزاشيب (شميران) هدف دوگلوله قرار گرفت، مجروح شد، در بيمارستان تجريش تحت عمل جراحي قرار گرفت و زنده ماند.
وي در اتاق پذيرايي منزل هدف گلوله قرار گرفته بود. دو مرد به عنوان رسانيدن پيامي از يك روحاني ديگر به هاشمي، به خانه او وارد شده بودند و تيراندازي از سوي يكي از آن دو صورت گرفت. مهاجمان موفق به فرار شدند، ولي بلافاصله، گروه فرقان متهم به طرح اين توطئه شد. هاشمي بعدا به ترتيب رئيس مجلس، رئيس جمهور شد و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام شده است.

dokhtare sahra
1390,03,06, ساعت : 02:03
ايران افتادن سیرانائیکا (لیبی شمال شرقی)
به دست ایران دوران هخامنشیان ـ نگاهی کوتاه به گذشته لیبی یک ستون از سپاه اعزامی ایران که برای رسیدن به مناطق یونانی نشین ساحل جنوبی مدیترانه (لیبی کنونی) مسیر شمالی تری را در پیش گرفته بود در ماه می سال 524 پیش از میلاد تصرف ناحیه سیرانائیکا Cyrenaica (لیبی شمال شرقی و امروزه شامل شهرهای متعدد ازجمله بنغازی، المرج، البیضاء، اجدابیا، طُبرُق و درنه) را تکمیل کرد. ستون دیگر این سپاه که راه کوتاهتر صحرارا در پیش گرفته بود در واحه سیوا (سیوأه = سیوه) گرفتار توفان شن شد و از میان رفت. کمبوجیا (کامبوزیا ـ کامبیز) شاه وقت ایران که مصر را تصرف و در جنوب این کشور اقامت داشت این سپاه را مامور تصرف شمال غربی کرده بود. در جریان تصرف سیرانائیکا؛ مناطق پنتاپولیسPentapolis (سیرنCyrene = برقه)، Euresperides (بنغازی)، بالاگرائه Balagrae (البیضاء)، آپولونیا Apollonia، توکرا = توکره (aucheira – Tocra) و هرتا بر قلمرو ایران افزوده شدند. یک یکان از این ستون در جهت جنوب (صحرای لیبی) تا آمونیوم (Ammoniumشهری به نام خدای آمون ـ خدای ماه) پیش رفت و این ناحیه را متصرف شد و قوم لیبو Libu تابعیت ایران را پذیرفت.
دیدار ناوگان ایران از بنادر سیرانائیکا [طُبرق و بنغازی امروز] در سال 339 پیش از میلاد [دوران پادشاهی اردشیر سوم ـ شاه هخامنشی ایران] ثابت می کند که این مناطق هنوز در کنترل ایران بودند. اردشیر سوم در همین سال دستور حمله دیگری به یونان را صادرکرده بود. بنادر صور (تور)، صیدا (سیدون) و جزیره قبرس (کوپروس Kypros= Kuppros =Cyprus) پايگاههای دریایی ایران در مدیترانه بودند. به علاوه، کشتی های ایران می توانستند از خلیج فارس به مدیترانه، از طریق آبراه دریای سرخ ـ رود نیل نیروی مسلح منتقل کنند. این آبراه به تصمیم داریوش بزرگ ساخته شده بود.
طبق نوشته های هرودوتوس (هِرودوت) ـ مورخ یونانی و محاسبات تقویمی، در سال 515 پیش از میلاد در Euresperides (بنغازی امروز) یک شورش داخلی برضد دولت هخامنشی ایران روی داد که نیروهای ایرانی اعزامی از مصر آن را فرو نشاندند و درپی آن دولت ایران خودمختاری مشروط بیشتری به اتباع لیبیایی خود داد.
دولت هخامنشیان در تقسیمات کشوری خود، مناطق متصرفی شمال شرقی لیبی را بر مصر اضافه کرده و یک ساتراپی (استان = ایالت) ایران قرارداده بود. این تقسیمبندی (ضمیمه بودن شمال شرقی و شرق لیبی به مصر) در دوران اسکندریان و تا زمان تکمیل سلطه رومیان بر مصر (نیمه قرن یکم پیش از میلاد) به همان ترتیب ادامه داشت. حکومت اسلامی از نیمه قرن هفتم میلادی و همزمان با تکمیل سلطه بر ایران، شمال آفریقا را هم متصرف شد. مصر و لیبی در 1517 به تصرف امپراتوری عثمانی درآمد و ایتالیای یکپارچه شده که خودرا جانشین امپراتوری روم می دانست در سال 1911 عثمانی را شکست داد و لیبی را متصرف شد و لیبی تا سال 1942 در کنترل ایتالیا بود که در این سال انگلستان که از دیرزمان چشم به لیبی داشت آن را متصرف شد و در سال 1951 [به دلایلی] آن را به یک شیخ دست نشانده به نام اِدریس سِنوسی داد که سلطنت این سلطان در یکم سپتامبر 1969 با کودتای معمّر قذّافی و نظامیان همدست او برانداخته شد. قذّافی پایگاه هوایی آمریکا در لیبی را برچید و دوران طولانی دشمنی دو دولت آغاز شد. دوستی قذافی با مسکو و شروع به فراهم آوردن ابزار و مواد ساخت سلاحهای اتمی ـ شیمیایی بر این خصومت افزود. پس از فروپاشی شوروی، قذافی از منتقدان علنی «بی خاصیت شدن اتحادیه عرب» دفعتا خودرا تنها دید و لذا به غرب نزدیک شد و تجهیزات و مواد اولیه ساخت اسلحه اتمی ـ شیمیایی را که تهیه کرده بود به آمریکا فرستاد، پول اضافی لیبی (32 میلیارد دلار) را در آمریکا سپرده کرد و در عوض، این دولت هم لیبی را از فهرست کشورهای حامی تروریسم حذف کرد. ولی، پس از آغاز اعتراضات خیابانی اوایل سال 2011 در سیرانائیکا [که ریشه آنها هنوز روشن نیست] ورق برگشت خورد و سه دولت بزرگ سازمان نظامی اتلانتیک شمالی (ناتو ـ تنها اتحادیه نظامی جهان که دشمن بالفعل هم ندارد!) برای برکنارکردن رژیم قذافی بپاخاستند؛ لندن و پاریس پیشنهاد حمایت نظامی از غیرنظامیان (!) لیبی را به شورای امنیت دادند که به نام قطعنامه 1973 تصویب شد که با تحریف عبارات آن تاکنون سوء استفاده های متعدد بعمل آمده [شهر تریپولی = طرابلس و مناطق مسکونی دیگر بمباران شده، شماری غیرنظامی از جمله یکی از پسران قذافی کشته شده و ... که نقض غرض از قطعنامه اند]. سران سه دولت (آمریکا، انگلستان و فرانسه) ضمن سخنانی علنا و رسما خواستار کنار رفتن قذافی شده اند. [که بسیاری از اندیشمندان و مفسران، این اقدام را مغایر اصول دمکراسی و حاکمیّت ملی خوانده اند]. انتقاد توده ها از چین و روسیه است که این قطعنامه مغایر منشور ملل و اصول دمکراسی و حاکمیت ملّی را «وتو» نکرده بودند. وضعیت لیبی یک بار دیگر این فرضیه را ثابت کرد که برغم نطق و مصاحبه، مقام های انتصابی و انتخابی (در 192 کشور جمعا 150 هزار نفر) عملا (در باطن) با هم متحدند تا به آقایی بر هفت میلیارد نفوس کره زمین ادامه دهند. با حذف قذافی، تنها پنج ـ شش کشور نه چندان بزرگ باقی خواهند ماند که مقامهای آنها خارج از این اتحاد باطنی (نه رسمی و علنی) هستند؛ ونزوئلا، بولیوی، کوبا و ....
قزوین پایتخت و هرات ولیعهدنشین ایران شدند 26 ماه می 1557 شاه طهماسب یکم تصميم گرفت که شهر قزوین پایتخت ایران شود. شاه طهماسب که 54 سال سلطنت کرد اعلام کرده بود که پایتخت کشور پهناور ایران باید به یک فاصله از مرزهای غربی و شرقی باشد تا اخبار سریعا واصل شود. تا آن زمان، شهر تبریز پایتخت ایران بود. شاه طهماسب همچنین تصمیم گرفت که شهر بزرگ هرات، نظر به قدمت و اهمیت، ولیعهدنشین ایران باشد که چنین شد. هرات از آغاز تامین وحدت ایران به دست کوروش بزرگ، ساتراپ نشین ایالت آریا بود و در کتیبه ها و نیز اوستا (مجموعه آموزشهای زرتشت) به صورت «هرایه و» ذکر شده است. این نام از «هری رود = رود زرین = رود زرد» که از کنار این شهر می گذرد گرفته شده است. در طول تاریخ، هرات ـ کانون ادبیات پارسی ـ بارها پایتخت ایران بود.
پایتخت بودن قزوین بیش از 40 سال طول نکشید و شاه عباس یکم پایتخت را به اصفهان منتقل ساخت تا مرکز کشور باشد. قزوین در طول پایتخت بودنش پذیرای دو پناهنده معروف شد؛ همایونشاه امپراتور هندوستان و بایزید پسر سلطان سلیمان امپراتور عثمانی. شاه طهماسب به بهای صلح با عثمانی، بایزید را مسترد داشت و با این عمل خود، خصلت مهمان نوازی ایرانیان را زیر پانهاد و «تاریخ» خودرا نیز خراب کرد.
انتشار اخبار ساير کشورها در سال 1952 در ايران و نظر مصدق درباره روزنامه http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/mosaddegh3.jpgمصدق ششم خرداد1331، پس از چند روز حمله مداوم نشريات چپگرايان به روزنامه هاي محافظه كار تهران به ويژه «اطلاعات» كه چرا تنها اخبار مربوط به پيروزيهاي آمريكا (در جنگ كره)، فعاليتها و سخنراني هاي مقامات و پيشرفتهاي اين كشور را در صفحات خود منعكس مي كنند و اخبار يكطرفه به خورد ايرانيان مي دهند، دكتر مصدق از مديريت اداره انتشارات و تبليغات (ارشاد امروز) خواست كه بدون هرگونه مداخله در كار روزنامه ها و نزاع آنها، گزارشي دقيق دراين زمينه و به ويژه طرز انتخاب و استفاده از اخبار ساير ملل براي او تهيه كند.
اين اداره پس از تحقيق، به نخست وزير گزارش كرد كه چون منابع اخبار ساير كشورها (خبرگزاري هاي اصطلاحا بين المللي) عمدتا وابسته به کشورهاي غرب و بيشترشان آمريكايي هستند و نشرياتي هم كه از خارج وارد مي شود به همين گونه اند و در آنها، اخبار و مطالب در جهت منافع كشور متبوع (غرب) تنظيم مي شود؛ لذا مترجمان روزنامه ها جز مطالب اينها چيز ديگري ندارند كه ترجمه كنند، اما گاهي هم ديده شده است كه برخي از مترجمان، بعضي از پاراگرافها را (آنهايي را كه به زيان آمريكا مي بينند) از قلم مي اندازند كه در حرفه روزنامه نگاري «خوسانسوري» گفته مي شود.
بعدا از دكتر مصدق نقل كرده اند كه گفته بود: اگر اخبار راديوى دولت كامل و بيطرفانه باشد، پس از مدتي مردم با مقايسه متون اخبار راديو و روزنامه ها، خود متوجه واقعيت خواهند شد و روزنامه اي را خواهند خريد كه بيطرفي را که از اصول انتشار خبر است رعايت کند و اخبار را با رعايت امانت و دقت به آنها بدهد. نبايد «نظر روزنامه» با «محتواي خبر» مخلوط شود. البته خود مردم بايد تشخيص دهند كه كدام روزنامه را براي خواندن بخرند.
دكتر مصدق بارديگر با انتشار يك روزنامه دولتي با هدف تصحيح كار روزنامه هاي ديگر مخالفت كرد و گفت كه روزنامه نگاري، نه حق دولت است و نه تكليف آن. مردم بايد روشن شوند و خودشان تصميم بگيرند، آنان مصرف كننده روزنامه ها هستند بايد در خريد روزنامه همانند ساير كالا دقت كنند. وظيفه دولت آموزش و ارتقاء رشد فرهنگي و توان تشخيص و درك عمومي ملت است و شما مدارس و راديو را در اختيار داريد. شما (اداره انتشارات و تبليغات) وارد نزاع جاري روزنامه ها نشويد؛ همين انتقاد از يكديگر به روشن شدن مردم از وضعيت آنها (روزنامه ها) كمك مي كند و مسئله به تدريج حل مي شود. موضوع را به مدير آژانس پارس (ايرناي امروز) گوشزد كنيد كه مترجمان آن آژانس دولتي بيطرفي و امانت را رعايت كنند تا اخباري را كه به روزنامه ها مي رسانند خالي از عيب باشد. ما بايد كار خودمان را بكنيم و روزنامه ها كار خودشان را، شما دخالت نكنيد.
گزارش اداره انتشارات و تبليغات آن زمان درباره خبرگزاري هاي بين المللي هنوز هم صادق است. «سرچ انجين» ها از جمله «گوگل» و «ياهو» كه محل مراجعه بسياري از مردم و حتي روزنامه نگاران هستند ناقل مطالب همان خبرگزاري ها و رسانه ها هستند. مي دانيم كه اين سرچ انجين ها متعلق به يك گروه از كشورها هستند و طبيعي است كه حافظ منافع آنها، به علاوه کارشان تجاري است نه صرفا فرهنگي و به خاطر اطلاع رساني درست به مردم. اينها روزنامه نگار نيستند كه ملزم به رعايت انصاف، بي طرفي و اخلاقيات باشند، ماشين و تكنولوژي هستند و فاقد احساس، كه طبق فرمان و برنامه نويسي كار مي كنند و تعليمات (پروگرام) را به اجرا در مي آورند. چون زبان پروگرامر هاي آنها انگليسي است عمدتا از منابع اين زبان - از روزنامه گرفته تا خبرگزاري و كتاب و راديو تلويزيون نقل مي كنند. بنابراين، كارشان يكطرفه است. همين سرچ انجين ها به بيشتر وبلاگها هم كه به زبان انگليسي منتشر مي شوند و اخبار اختصاصي و مطالب خوب دارند، زياد توجه ندارند و از همه آنها نقل نمي كنند تا جامعيت داشته باشند زيرا كه كارشان تاقتصادي است و بايد منافع داشته باشند تا بهاي سهامشان بالا برود و نيز بتوانند آگهي جمع كنند و همه «وبلاگ» ها كه آگهي ندارند.
زماني مي شود به اين سرچ انجين ها اطمينان كرد كه مطالب را بي طرفانه و بي غرضانه از همه زبانها بگيرند و به متقاضي برسانند و براي رسيدن به اين هدف يك سازمان جهاني بايد به وجود آيد، ضابطه بنويسد و بودجه داشته باشد. همين يونسكو بي حال امروز را هم مي شود براي اين منظور فعال كرد.

dokhtare sahra
1390,03,06, ساعت : 02:14
ايران افتادن سیرانائیکا (لیبی شمال شرقی)
به دست ایران دوران هخامنشیان ـ نگاهی کوتاه به گذشته لیبی یک ستون از سپاه اعزامی ایران که برای رسیدن به مناطق یونانی نشین ساحل جنوبی مدیترانه (لیبی کنونی) مسیر شمالی تری را در پیش گرفته بود در ماه می سال 524 پیش از میلاد تصرف ناحیه سیرانائیکا Cyrenaica (لیبی شمال شرقی و امروزه شامل شهرهای متعدد ازجمله بنغازی، المرج، البیضاء، اجدابیا، طُبرُق و درنه) را تکمیل کرد. ستون دیگر این سپاه که راه کوتاهتر صحرارا در پیش گرفته بود در واحه سیوا (سیوأه = سیوه) گرفتار توفان شن شد و از میان رفت. کمبوجیا (کامبوزیا ـ کامبیز) شاه وقت ایران که مصر را تصرف و در جنوب این کشور اقامت داشت این سپاه را مامور تصرف شمال غربی کرده بود. در جریان تصرف سیرانائیکا؛ مناطق پنتاپولیسPentapolis (سیرنCyrene = برقه)، Euresperides (بنغازی)، بالاگرائه Balagrae (البیضاء)، آپولونیا Apollonia، توکرا = توکره (aucheira – Tocra) و هرتا بر قلمرو ایران افزوده شدند. یک یکان از این ستون در جهت جنوب (صحرای لیبی) تا آمونیوم (Ammoniumشهری به نام خدای آمون ـ خدای ماه) پیش رفت و این ناحیه را متصرف شد و قوم لیبو Libu تابعیت ایران را پذیرفت.
دیدار ناوگان ایران از بنادر سیرانائیکا [طُبرق و بنغازی امروز] در سال 339 پیش از میلاد [دوران پادشاهی اردشیر سوم ـ شاه هخامنشی ایران] ثابت می کند که این مناطق هنوز در کنترل ایران بودند. اردشیر سوم در همین سال دستور حمله دیگری به یونان را صادرکرده بود. بنادر صور (تور)، صیدا (سیدون) و جزیره قبرس (کوپروس Kypros= Kuppros =Cyprus) پايگاههای دریایی ایران در مدیترانه بودند. به علاوه، کشتی های ایران می توانستند از خلیج فارس به مدیترانه، از طریق آبراه دریای سرخ ـ رود نیل نیروی مسلح منتقل کنند. این آبراه به تصمیم داریوش بزرگ ساخته شده بود.
طبق نوشته های هرودوتوس (هِرودوت) ـ مورخ یونانی و محاسبات تقویمی، در سال 515 پیش از میلاد در Euresperides (بنغازی امروز) یک شورش داخلی برضد دولت هخامنشی ایران روی داد که نیروهای ایرانی اعزامی از مصر آن را فرو نشاندند و درپی آن دولت ایران خودمختاری مشروط بیشتری به اتباع لیبیایی خود داد.
دولت هخامنشیان در تقسیمات کشوری خود، مناطق متصرفی شمال شرقی لیبی را بر مصر اضافه کرده و یک ساتراپی (استان = ایالت) ایران قرارداده بود. این تقسیمبندی (ضمیمه بودن شمال شرقی و شرق لیبی به مصر) در دوران اسکندریان و تا زمان تکمیل سلطه رومیان بر مصر (نیمه قرن یکم پیش از میلاد) به همان ترتیب ادامه داشت. حکومت اسلامی از نیمه قرن هفتم میلادی و همزمان با تکمیل سلطه بر ایران، شمال آفریقا را هم متصرف شد. مصر و لیبی در 1517 به تصرف امپراتوری عثمانی درآمد و ایتالیای یکپارچه شده که خودرا جانشین امپراتوری روم می دانست در سال 1911 عثمانی را شکست داد و لیبی را متصرف شد و لیبی تا سال 1942 در کنترل ایتالیا بود که در این سال انگلستان که از دیرزمان چشم به لیبی داشت آن را متصرف شد و در سال 1951 [به دلایلی] آن را به یک شیخ دست نشانده به نام اِدریس سِنوسی داد که سلطنت این سلطان در یکم سپتامبر 1969 با کودتای معمّر قذّافی و نظامیان همدست او برانداخته شد. قذّافی پایگاه هوایی آمریکا در لیبی را برچید و دوران طولانی دشمنی دو دولت آغاز شد. دوستی قذافی با مسکو و شروع به فراهم آوردن ابزار و مواد ساخت سلاحهای اتمی ـ شیمیایی بر این خصومت افزود. پس از فروپاشی شوروی، قذافی از منتقدان علنی «بی خاصیت شدن اتحادیه عرب» دفعتا خودرا تنها دید و لذا به غرب نزدیک شد و تجهیزات و مواد اولیه ساخت اسلحه اتمی ـ شیمیایی را که تهیه کرده بود به آمریکا فرستاد، پول اضافی لیبی (32 میلیارد دلار) را در آمریکا سپرده کرد و در عوض، این دولت هم لیبی را از فهرست کشورهای حامی تروریسم حذف کرد. ولی، پس از آغاز اعتراضات خیابانی اوایل سال 2011 در سیرانائیکا [که ریشه آنها هنوز روشن نیست] ورق برگشت خورد و سه دولت بزرگ سازمان نظامی اتلانتیک شمالی (ناتو ـ تنها اتحادیه نظامی جهان که دشمن بالفعل هم ندارد!) برای برکنارکردن رژیم قذافی بپاخاستند؛ لندن و پاریس پیشنهاد حمایت نظامی از غیرنظامیان (!) لیبی را به شورای امنیت دادند که به نام قطعنامه 1973 تصویب شد که با تحریف عبارات آن تاکنون سوء استفاده های متعدد بعمل آمده [شهر تریپولی = طرابلس و مناطق مسکونی دیگر بمباران شده، شماری غیرنظامی از جمله یکی از پسران قذافی کشته شده و ... که نقض غرض از قطعنامه اند]. سران سه دولت (آمریکا، انگلستان و فرانسه) ضمن سخنانی علنا و رسما خواستار کنار رفتن قذافی شده اند. [که بسیاری از اندیشمندان و مفسران، این اقدام را مغایر اصول دمکراسی و حاکمیّت ملی خوانده اند]. انتقاد توده ها از چین و روسیه است که این قطعنامه مغایر منشور ملل و اصول دمکراسی و حاکمیت ملّی را «وتو» نکرده بودند. وضعیت لیبی یک بار دیگر این فرضیه را ثابت کرد که برغم نطق و مصاحبه، مقام های انتصابی و انتخابی (در 192 کشور جمعا 150 هزار نفر) عملا (در باطن) با هم متحدند تا به آقایی بر هفت میلیارد نفوس کره زمین ادامه دهند. با حذف قذافی، تنها پنج ـ شش کشور نه چندان بزرگ باقی خواهند ماند که مقامهای آنها خارج از این اتحاد باطنی (نه رسمی و علنی) هستند؛ ونزوئلا، بولیوی، کوبا و ....
قزوین پایتخت و هرات ولیعهدنشین ایران شدند 26 ماه می 1557 شاه طهماسب یکم تصميم گرفت که شهر قزوین پایتخت ایران شود. شاه طهماسب که 54 سال سلطنت کرد اعلام کرده بود که پایتخت کشور پهناور ایران باید به یک فاصله از مرزهای غربی و شرقی باشد تا اخبار سریعا واصل شود. تا آن زمان، شهر تبریز پایتخت ایران بود. شاه طهماسب همچنین تصمیم گرفت که شهر بزرگ هرات، نظر به قدمت و اهمیت، ولیعهدنشین ایران باشد که چنین شد. هرات از آغاز تامین وحدت ایران به دست کوروش بزرگ، ساتراپ نشین ایالت آریا بود و در کتیبه ها و نیز اوستا (مجموعه آموزشهای زرتشت) به صورت «هرایه و» ذکر شده است. این نام از «هری رود = رود زرین = رود زرد» که از کنار این شهر می گذرد گرفته شده است. در طول تاریخ، هرات ـ کانون ادبیات پارسی ـ بارها پایتخت ایران بود.
پایتخت بودن قزوین بیش از 40 سال طول نکشید و شاه عباس یکم پایتخت را به اصفهان منتقل ساخت تا مرکز کشور باشد. قزوین در طول پایتخت بودنش پذیرای دو پناهنده معروف شد؛ همایونشاه امپراتور هندوستان و بایزید پسر سلطان سلیمان امپراتور عثمانی. شاه طهماسب به بهای صلح با عثمانی، بایزید را مسترد داشت و با این عمل خود، خصلت مهمان نوازی ایرانیان را زیر پانهاد و «تاریخ» خودرا نیز خراب کرد.
انتشار اخبار ساير کشورها در سال 1952 در ايران و نظر مصدق درباره روزنامه http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/mosaddegh3.jpgمصدق ششم خرداد1331، پس از چند روز حمله مداوم نشريات چپگرايان به روزنامه هاي محافظه كار تهران به ويژه «اطلاعات» كه چرا تنها اخبار مربوط به پيروزيهاي آمريكا (در جنگ كره)، فعاليتها و سخنراني هاي مقامات و پيشرفتهاي اين كشور را در صفحات خود منعكس مي كنند و اخبار يكطرفه به خورد ايرانيان مي دهند، دكتر مصدق از مديريت اداره انتشارات و تبليغات (ارشاد امروز) خواست كه بدون هرگونه مداخله در كار روزنامه ها و نزاع آنها، گزارشي دقيق دراين زمينه و به ويژه طرز انتخاب و استفاده از اخبار ساير ملل براي او تهيه كند.
اين اداره پس از تحقيق، به نخست وزير گزارش كرد كه چون منابع اخبار ساير كشورها (خبرگزاري هاي اصطلاحا بين المللي) عمدتا وابسته به کشورهاي غرب و بيشترشان آمريكايي هستند و نشرياتي هم كه از خارج وارد مي شود به همين گونه اند و در آنها، اخبار و مطالب در جهت منافع كشور متبوع (غرب) تنظيم مي شود؛ لذا مترجمان روزنامه ها جز مطالب اينها چيز ديگري ندارند كه ترجمه كنند، اما گاهي هم ديده شده است كه برخي از مترجمان، بعضي از پاراگرافها را (آنهايي را كه به زيان آمريكا مي بينند) از قلم مي اندازند كه در حرفه روزنامه نگاري «خوسانسوري» گفته مي شود.
بعدا از دكتر مصدق نقل كرده اند كه گفته بود: اگر اخبار راديوى دولت كامل و بيطرفانه باشد، پس از مدتي مردم با مقايسه متون اخبار راديو و روزنامه ها، خود متوجه واقعيت خواهند شد و روزنامه اي را خواهند خريد كه بيطرفي را که از اصول انتشار خبر است رعايت کند و اخبار را با رعايت امانت و دقت به آنها بدهد. نبايد «نظر روزنامه» با «محتواي خبر» مخلوط شود. البته خود مردم بايد تشخيص دهند كه كدام روزنامه را براي خواندن بخرند.
دكتر مصدق بارديگر با انتشار يك روزنامه دولتي با هدف تصحيح كار روزنامه هاي ديگر مخالفت كرد و گفت كه روزنامه نگاري، نه حق دولت است و نه تكليف آن. مردم بايد روشن شوند و خودشان تصميم بگيرند، آنان مصرف كننده روزنامه ها هستند بايد در خريد روزنامه همانند ساير كالا دقت كنند. وظيفه دولت آموزش و ارتقاء رشد فرهنگي و توان تشخيص و درك عمومي ملت است و شما مدارس و راديو را در اختيار داريد. شما (اداره انتشارات و تبليغات) وارد نزاع جاري روزنامه ها نشويد؛ همين انتقاد از يكديگر به روشن شدن مردم از وضعيت آنها (روزنامه ها) كمك مي كند و مسئله به تدريج حل مي شود. موضوع را به مدير آژانس پارس (ايرناي امروز) گوشزد كنيد كه مترجمان آن آژانس دولتي بيطرفي و امانت را رعايت كنند تا اخباري را كه به روزنامه ها مي رسانند خالي از عيب باشد. ما بايد كار خودمان را بكنيم و روزنامه ها كار خودشان را، شما دخالت نكنيد.
گزارش اداره انتشارات و تبليغات آن زمان درباره خبرگزاري هاي بين المللي هنوز هم صادق است. «سرچ انجين» ها از جمله «گوگل» و «ياهو» كه محل مراجعه بسياري از مردم و حتي روزنامه نگاران هستند ناقل مطالب همان خبرگزاري ها و رسانه ها هستند. مي دانيم كه اين سرچ انجين ها متعلق به يك گروه از كشورها هستند و طبيعي است كه حافظ منافع آنها، به علاوه کارشان تجاري است نه صرفا فرهنگي و به خاطر اطلاع رساني درست به مردم. اينها روزنامه نگار نيستند كه ملزم به رعايت انصاف، بي طرفي و اخلاقيات باشند، ماشين و تكنولوژي هستند و فاقد احساس، كه طبق فرمان و برنامه نويسي كار مي كنند و تعليمات (پروگرام) را به اجرا در مي آورند. چون زبان پروگرامر هاي آنها انگليسي است عمدتا از منابع اين زبان - از روزنامه گرفته تا خبرگزاري و كتاب و راديو تلويزيون نقل مي كنند. بنابراين، كارشان يكطرفه است. همين سرچ انجين ها به بيشتر وبلاگها هم كه به زبان انگليسي منتشر مي شوند و اخبار اختصاصي و مطالب خوب دارند، زياد توجه ندارند و از همه آنها نقل نمي كنند تا جامعيت داشته باشند زيرا كه كارشان تاقتصادي است و بايد منافع داشته باشند تا بهاي سهامشان بالا برود و نيز بتوانند آگهي جمع كنند و همه «وبلاگ» ها كه آگهي ندارند.
زماني مي شود به اين سرچ انجين ها اطمينان كرد كه مطالب را بي طرفانه و بي غرضانه از همه زبانها بگيرند و به متقاضي برسانند و براي رسيدن به اين هدف يك سازمان جهاني بايد به وجود آيد، ضابطه بنويسد و بودجه داشته باشد. همين يونسكو بي حال امروز را هم مي شود براي اين منظور فعال كرد.

dokhtare sahra
1390,03,06, ساعت : 03:02
روزگار 6 اردیبهشت
ايران شاه عباس: بحرين را جز با جنگ نمي توان از ايران گرفت ـ اشاره به تاريخچه بحرين
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/abbas.jpgشاه عباس

بيست و هفتم ماه می 1614 شاه عباس یکم پس از دریافت دومين پيام فيليپ پادشاه وقت اسپانيا كه در آن، بار ديگر خواسته بود كه ايران جزيره بحرين را به اسپانيا بسپارد [تا مروارید استخراج کند].
شاه عباس در همان جلسه خطاب به فرستاده پادشاه اسپانيا كه به ديدار وي شتافته بود گفت كه بحرين طبق اسناد موجود و فرهنگ مردم آن جزيي از قلمرو ايران بوده است و وي بر سر قلمرو ايران با كسي مذاكره و مصالحه نخواهد كرد و اگر پادشاه اسپانيا از آن گوشه جهان مدعي بحرين است تنها از طريق جنگ مي تواند آن را از ما بگيرد كه گمان نمي كنم در جهان ارتشي يافت شود كه بتواند با سرباز ايراني مصاف دهد.
شاه عباس در پايان اين ديدار كه تفصيل آن را فرستاده اسپانيا برنگاشته و متن آن موجود است، خطاب به اين فرستاده گفته بود: مهمان نوازي خصلت ماست، ولي اين آخرين بار باشد كه چنين پيامي براي ما بياوري.
شاه عباس سپس درحضور فرستاده اسپانيا به مقامات حاضر در جلسه تاكيد كرده بود كه اگر فرستادگان بعدي اسپانيا حامل چنين پيامي باشند؛ آنان را از بندر محل ورود به داخل ايران راه ندهند. [در آن زمان، به سبب سلطه عثماني بر منطقه مديترانه، اروپاییان براي رسيدن به ايران تنها دو راه داشتند: راه دريا و راه روسيه].
ديديم كه محمدرضاشاه به اصرار خارجي در نيمه دوم دهه 1960 بدون كسب نظر ملت ايران در يك رفراندم، بحرين را كه استان چهاردهم وطن بود از دست داد.
جزیره میش ماهیگ (بحرین) و مناطق غربی خلیج فارس ـ امروزه بخش هایی از کشور سعودی ازجمله منطقه قطیف و نیز کویت ـ تا شکست های نظامی ایران از اعراب مسلمان [در قادسیه، جلولا و نهاوند] بخشی از استان جنوبی ایران بودند. اردشیر پاپکان شخصا از آن مناطق که در «تاریخ باستان» جمعا بحرین نوشته شده اند دیدارکرد و پسرش را [که بعدا به نام شاپور یکم شاه ایران شد] حکومت بحرین داد و شاپور در منطقه قطیف امروز شهری ساخت و نام پدرش را بر آن گذارد. حکومت اسلامی بحرین بعدا به دست قرمطیان (شیعیان سوسیالیست = نوعی مزدکیست) مورد حمایت ایرانیان برانداخته شد. پرتغالی ها در 1521 بر جزیره بحرین و تقریبا همزمان با آن، عثمانی ها بر مناطق غرب خلیج فارس استیلاء یافتند. یک قرن بعد، شاه عباس پرتغالی هارا از خلیج فارس بیرون راند و در دوران سلطنت صفویه، جزیره بحرین زیر نظر فرمانداری بهبهان و از زمان زندیه از بوشهر اداره می شد. در سال 1797 طایفه الخلیفه وابسته به قبیله بنی عتبه که به قطر مهاجرت کرده بود از الزباره [واقع در شمال غربی قطر] به جزیره بحرین منتقل و حکومت را به دست گرفت و رئیس این طایفه که با ناامنی و مخالفت رو به رو شده بود در 1820 با انگلیسی ها که در خلیج فارس به بهانه مبارزه با تجارت برده و دزدان دریایی فعال شده بودند قرارداد امضاء کرد و بحرین تحت الحمایه انگلستان شد که این تحت الحمایگی ـ برغم ادامه دعاوی ایران تا سال 1971 ادامه داشت. در طول این مدت، نمایندگان انگلستان در بحرین «مستشار امیر» خطاب می شدند که معروفترین این مستشاران «سر چارلز دی. بلگریو» است که از 1926 تا 1957 این سمت را برعهده داشت. او نخستین مقامی است که پیشنهاد کرد نام خلیج فارس [که در نقشه های جغرافیایی عهد باستان؛ دریاتی هچا پارس ای تی = دریایی که از پارس آید درج شده است] پس از 25 قرن به خلیج عربی تغییر داده شود. جزیره بحرین از سال 1932 دارای نفت شده است.

انحصاري شدن معاملات قند و شكر در ايران
قانون انحصار معاملات قند و شكر در دست دولت كه يكم خرداد 1304 با هدف تثبيت بها و زمينه آن در بازار به تصويب مجلس رسيده بود از روزي چون امروز در 82 سال پيش به اجرا گذارده شد.
اين قانون به دليل حفظ منافع مردم (مصرف كنندگان) از قوانين خوب ايران بشمار مي رود. دولت هايي كه با نظام «سرمايه داري خالص» اداره مي شوند به ويژه آمريكا، پس از جنگ جهاني دوم همواره تلاش كرده اند كه اين انحصارات در كشورهاي ديگر از ميان برود. به گواه «تاريخ» فساد و بوروكراسي دولتي در اين كشورها، به اين فشار خارجي كمك كرده است.

نخستين چاه ايران به نفت رسيد و دشواري ها آغازشد
از به نفت رسيدن نخستين چاه در ايران به نفت در منطقه مسجد سليمان ( 27 مه 1908) 99 سال گذشت. اين چاه با رسيدن به نفت ، دشواري هاي تازه اي هم براي ايرانيان به همراه آورد!. امتياز نفت ايران از نخستين سال قرن بيستم در اختيار انگليسي ها بود. درست ربع قرن پس از رسيدن نخستين چاه مسجد سليمان به نفت (هفتم خرداد 1312 = 28 مه 1933) مجلس تنها با هشت راي مخالف و ممتنع تمديد قرارداد نفت را كه امتياز آن در انحصار انگلستان بود تصويب كرد. هجده سال بعد در همين روز (7 خرداد 1330) به مناسبت سالروز تصويب اين قرارداد، ايران شاهد بزرگترين تظاهرات تاريخ خود تا آن زمان بود و تظاهركنندگان ضمن محكوم كردن اين اقدام مجلس خواستار محاكمه و مصادره اموال آن دسته از نمايندگان ــ چه مرده و چه زنده ــ شدند كه به اين قرارداد راي موافق داده بودند. مردم شعار مي دادند: سالروز «تصويب خيانت».
سناتور ابوالفضل لساني (حقوقدان) نفت را طلاي سياه و آفت جان ملل دارنده آن خوانده و نوشته است: كشورهاي دارنده نفت، به ويژه آنهايي كه نيروي دفاعي قابل ملاحظه ندارند تا آخرين قطره نفت قرباني دولتهاي قدرتمدار خواهند بود كه هركدام مي كوشند اين شريان حيات اقتصاد جهان را به دست داشته باشند تا قدرت دراختيارشان باشد و هرچه زمان بگذرد، به سبب افزايش وسائل نيازمند به نفت، اين طلاي سياه ارزشمندتر و عزيزتر خواهد شد و دارنده آن در معرض خطر بيشتري خواهد بود.
استقرار آمريكا در خليج فارس از نيمه دهه 1980، و اشغال نظامي عراق در دهه اول قرن 21 به همين دليل بوده است.

روز اغاز به کار مجلس
ششم خرداد 1359 (27 مي 1980) نخستين دوره مجلس شورای اسلامی ـ که ششم خرداد 1389 سی ساله شده است ـ در تهران و در ساختمان سنای سابق آغاز بكار كرد. تا آن زمان وظيفه قانونگذاري عملا برعهده شوراي انقلاب بود.
قضاوت تاريخي درباره يك پارلمان برپايه جامعيت و به دور از تبعيض بودن قوانيني است كه به تصويب مي رساند و نيز نظارت دائمي بر اجرا و رعايت كامل آنها و رسيدگي به شكايات مردم و اعلام نتايج اين رسيدگي در رسانه هاي همگاني است.
نشر اسكناس ايران از دست انگليسي ها خارج شد - بانک انگليسي با فرمان ملکه ويکتوريا نقش بانک مرکزي ايران را برعهده داشت!
ششم خرداد 1309 (27ماه مه 1930) دولت وقت امتياز چاپ اسكناسهاي ايران را كه تا آن زمان منحصرا در دست انگليسي ها بود لغو و بابت اين اقدام خود، 200 هزار ليره به انگليسي ها غرامت پرداخت كرد! و همچنين اجازه داد كه انگليسي ها بانك خود را در تهران و شعب آن را در استانها داشته باشند تا دهانشان بسته شود و اعتراض نكنند. انحصار چاپ و نشر (به جريان گذاري) اسكناس ايران به مدت چهل سال در دست بانك انگليسي بود كه بعدا تحت عنوان فريبنده بانك شاهنشاهي بكار بانكداري در ايران ادامه داد. بانك انگليسي كه از31 مارس 1890 عملا كار خود را در ايران آغاز كرده بود، با اين كه از سال 1949 تغيير نام داده بود در سال 1952 (1331) به دست دكتر مصدق نخست وزير وقت منحل شد كه دو دهه بعد از آن، در ايران به نام بانك خاورميانه انگلستان تجديد حيات كرد! و ثروتمندان ايراني ظرف سالهاي 1976 تا پايان 1978 معادل صدها ميليون ليره از طريق آن از كشور خارج ساختند. ناصرالدين شاه قاجار امتياز فعاليت بانك انگلستان (شعبه شرق) را به انگليسي ها داده بود و ملكه ويكتوريا در 1889 با صدور يك فرمان! اجازه داده بود كه اين بانك در ايران به كار پردازد و بانك پس از يافتن محل در تهران، از 31 مارس 1890 كار خود را در وطن ما آغاز و نشر اسكناس (پول كاغذي) ايران را كه حساسترين حق غير قابل انتقال يك ملت حاكم است به دست گرفته بود و سياست پولي ما (خزانه دولت و جيب مردم) در اختيار يك دولت معروف به استعمارگر و پولهاي كاغذي منتشره آن قرار گرفته بود!. مقر مركزي اين بانك در تهران در ساختماني واقع ضلع شرقي ميدان توپخانه بود كه بعدا بانك بازرگاني (نخستين بانك غير دولتي ايران) در آنجا مستقر شد. به عبارت ديگر؛ از 1890 تا سال1930 ( 1309خورشيدي)، يك بانك انگليسي وظايف بانك مركزي وطن ما را انجام مي داد كه حتي يادآور شدن آن دردناك است.
از خرداد 1309 (27 مه 1930) دولت ايران، خود (نخست از طريق بانك ملي و بعدا پس از تاسيس بانك مركزي، توسط آن) كار چاپ اسكناس را به دست گرفته است.
در قلمرو انديشه افكار و كارهاي ابن خلدون به مناسبت زادروز او: قاضي عادل و دانا بهتر از سلطان
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0527khaldon.jpg


ابن خلدون (ابراهيم ابن محمد) مولف «مقدمه» كه ازفلاسفه، مورخان، جامعه شناسان و نويسندگان بزرگ جهان بشمار مي آيد 27 ماه مه سال 1332 ميلادي به دنيا آمد و 63 سال عمر كرد. وي گفته است: خدا به هر انسان هنگام تولد «مغز» را براي تفكر و تعقل و تشخيص خوب و بد و روا و ناروا از هم اهداء كرده است كه اگر در طول عمر از اين وسيله مهم استفاده بهينه نكند كيفيت حيات و حلاوت زندگي را خواهد باخت.
ابن خلدون كه يك عرب يماني تبار بود در اسپانيا به دنيا آمده بود كه پس از برچيده شدن حكومت عرب در آن ديار با خانواده اش، نخست به تونس و سپس به مصر رفت و در دفتر سلطان اين كشور به كار پرداخت. وي از اينجا براي كسب معلومات بيشتر به مراكش (مغرب) رفت و چون آنجا را گرفتار جنگ و رقابت سركردگان ديد به الجزاير سفر كرد و در اين منطقه بخش اول «مقدمه» را نوشت و در آن، سبك تازه اي را در تاريخ نگاري به دست داد. ابن خلدون به جاي پرداختن صرف به رويدادهاي سياسي و نظامي، توجه خود را معطوف به تحولات اجتماعي و تغيير تدريجي روانشناسي مردم در پي هر رويداد و كيفيت تمدن كرد. بنا براين، «مقدمه» عمدتا تحليل و تفسير رويدادها بر پايه جامعه شناسي است كه در آن به «فلسفه تاريخ ( تكرار رويداد ها و معتقد بودن به قانون و يا قوانين و اصول معين كه رويدادها را شكل مي دهد)» توجه خاص شده است. وي در عين حال پاره اي از اوقات به شغل قضاوت هم سرگرم مي شد. از نظر ابن خلدون، قاضي عادل و دانا بهتر از سلطان (رئيس دولت) مي تواند در جامعه آرامش، امنيت و عدالت و در نتيجه پيشرفت ايجاد كند و تمدن جامعه خود را به كمال برساند.
ابن خلدون در نوشته هايش كوشيده است ثابت كند كه محيط، اقتصاد و واقعيت هاي اجتماعي هر عصر، به تمدن آن عصر شكل مي دهد و تاريخ آن عصر را به وجود مي آورد و اوج و حضيض تمدن به همين عوامل بستگي دارد. براي مثال: ابن خلدون به جاي پرداختن به شرح جنگهاي امير تيمور، از او به عنوان مردي اديب پرور و علاقه مند به اصحاب فكر و دانش و مشوق هنر، معماري و مهندسي ياد كرده است. ابن خلدون 24 سال آخر عمر را در قاهره بسر برد و در الازهر به تدريس تاريخ و فلسفه پرداخت.

dokhtare sahra
1390,03,09, ساعت : 17:08
پايان جنگ ايران و ليدي - ماجراي خورشيد گرفتگي - انتقال کردها به عراق و ترکيه
خورشيد گرفتگي 28 ماه مي سال 585 پيش از ميلاد باعث شد که جنگ طولاني ايران و کشوري ليدي (قسمتي از آناتولي مرکزي و غربي تا اژه و مديترانه به پايتخي سارد = سارت) پايان يابد و يک ماه بعد به فيصله اختلافات بيانجامد. طالس دانشمند يونان قديم وقوع اين خورشيد گرفتگي را پيش بيني و تاريخ دقيق آن را به دست داده بود که يک ماه پيش از رويداد به اطلاع پادشاه ليدي رسيده و وي بر پايه اين پيش بيني به ايرانيان اخطار کرده بود که ادامه جنگ باعث خشم خدايان خواهد شد و انسان را از نور خورشيد محروم خواهند کرد.

توضيح مولف سايت:

- يك خواننده اين سايت در ماه مي 2005 سئوال كرده است كه براي خسوف سال 585 پيش از ميلاد كه منجر به آتش بس جنگ ايران و ليدي شد، سه «ماه» متخلف به دست داده شده است: 28 آوريل، 28 يا 29 مي، و 29 ژوئن سال 585 پيش از ميلاد، كدام «ماه» درست است؟.
پاسخ مولف: هوخشترا (هوخشتره)، شاه وقت ايران غربي كه پايتختش شهر همدان بود، پس از متحد شدن با «نبوپولاسر» رئيس كشور بابل و انهدام آشوريان به پايتختي نينوا (نينوه) درصدد جنگ با كشور ليدي (قسمتي از آناتولي به پايتختي شهر سارد) برآمد. اختلافات مرزي باعث اين جنگ شده بود. ميدان اين جنگ طولاني ساحل رودخانه «هاليس» بود.
«طالس» دانشمند يوناني از مردم «ميلتوس» كه سرزمين او به تصرف «الياتس» پادشاه وقت ليدي آمده بود طبق محاسبات خود پيش بيني کرده بود که در فلان روز ( پس از تطبيق تقويم ها: 28 ماه مي سال 585 پيش از ميلاد) خورشيد خواهد گرفت و جهان تاريک خواهد شد. پادشاه ليدي که بعدا ميلتوس را متصرف شده بود 28 اپريل (يک ماه پيش از وقوع) توسط ميلتوسي هاي دربار خود از اين پيش بيني آگاه شده بود كه 30 روز بعد خورشيد گرفتگي روي خواهد داد. اين پادشاه براي ترسانيدن ايرانيان از خشم خدايان و پايان دادن به جنگ و بازگشت، به آنها اخطار کرده بود که اگر جنگ را ادامه دهند، خدايان 30 روز بعد خورشيد را تاريک خواهند کرد که ايرانيان آن را تا روز وقوع باور نکردند و جدي نگرفتند. ايرانيان يکتاپرست بودند و به خايان متعدد اعتقاد نداشتند
اين خورشيد گرفتگي روز 28 و طبق برخي نوشته ها روز 29 ماه مي اتفاق افتاد و ايرانيان كه درستي ادعاي «الياتس (در حقيقت پيش بيني طالس كه نخستين پيش بيني علمي و درست از اين دست در طول تاريخ بود)» را ديدند دست از جنگ كشيدند و به مذاكره نشستند تا خطوط مرزي را از طريق مسالمت آميز تعيين كنند.
اين مذاكرات يك ماه طول كشيد و قرارداد صلح 29 ژوئن امضا شد و مسير رودخانه «هاليس» مرز دو كشور قرار گرفت.
اين تاريخها را مورخين پس از تطبيق تقويم ها به دست آورده اند و برخي از آنها يك روز باهم اختلاف دارند.
مورخان مرگ هوخشترا را هم در سال 585 پيش از ميلاد نوشته اند. وي پس از انهدام آشوريان بين النهرين ( مزوپوتاميا ـ قسمتي از عراق امروز)، شماري از اتباع خود (ايرانيان از طايفه ماد) را به شمال عراق امروز كوچ داد و برجاي آنها نشانيد كه به آشوريان مجال احياء امپراتوري خود را ندهند و كردهاي عراقي فرزند زادگان همان مهاجران ايراني 26 سده پيش هستند كه ريشه زبان، نام ها و فرهنگشان را حفظ كرده اند. آشوريان همنژاد عرب و اسرائيليان بوده اند. هوخشترا پس از توسعه مرز خود تا رودخانه هاليس، همان سياست را تكرار كرد و شمار زيادي از اتباع ايران را از داخل كشور به آناتولي شرقي و جنوبي كوچانيد كه كردهاي تركيه امروز را تشكيل مي دهند و از آنان خواست كه با ارمنيان منطقه (ساكنان شرق آسياي صغير ـ آناتولي شرقي) كه با طوايف ايراني از يك ريشه و نژاد هستند روابط دوستانه داشته باشند.

افتادن سیرانائیکا (لیبی شمال شرقی) به دست ایران دوران هخامنشیان ـ نگاهی کوتاه به گذشته لیبی
یک ستون از سپاه اعزامی ایران که برای رسیدن به مناطق یونانی نشین ساحل جنوبی مدیترانه (لیبی کنونی) مسیر شمالی تری را در پیش گرفته بود در ماه می سال 524 پیش از میلاد تصرف ناحیه سیرانائیکا Cyrenaica (لیبی شمال شرقی و امروزه شامل شهرهای متعدد ازجمله بنغازی، المرج، البیضاء، اجدابیا، طُبرُق و درنه) را تکمیل کرد. ستون دیگر این سپاه که راه کوتاهتر صحرارا در پیش گرفته بود در واحه سیوا (سیوأه = سیوه) گرفتار توفان شن شد و از میان رفت. کمبوجیا (کامبوزیا ـ کامبیز) شاه وقت ایران که مصر را تصرف و در جنوب این کشور اقامت داشت این سپاه را مامور تصرف شمال غربی کرده بود. در جریان تصرف سیرانائیکا؛ مناطق پنتاپولیسPentapolis (سیرنCyrene = برقه)، Euresperides (بنغازی)، بالاگرائه Balagrae (البیضاء)، آپولونیا Apollonia، توکرا = توکره (aucheira – Tocra) و هرتا بر قلمرو ایران افزوده شدند. یک یکان از این ستون در جهت جنوب (صحرای لیبی) تا آمونیوم (Ammoniumشهری به نام خدای آمون ـ خدای ماه) پیش رفت و این ناحیه را متصرف شد و قوم لیبو Libu تابعیت ایران را پذیرفت.
دیدار ناوگان ایران از بنادر سیرانائیکا [طُبرق و بنغازی امروز] در سال 339 پیش از میلاد [دوران پادشاهی اردشیر سوم ـ شاه هخامنشی ایران] ثابت می کند که این مناطق هنوز در کنترل ایران بودند. اردشیر سوم در همین سال دستور حمله دیگری به یونان را صادرکرده بود. بنادر صور (تور)، صیدا (سیدون) و جزیره قبرس (کوپروس Kypros= Kuppros =Cyprus) پايگاههای دریایی ایران در مدیترانه بودند. به علاوه، کشتی های ایران می توانستند از خلیج فارس به مدیترانه، از طریق آبراه دریای سرخ ـ رود نیل نیروی مسلح منتقل کنند. این آبراه به تصمیم داریوش بزرگ ساخته شده بود.
طبق نوشته های هرودوتوس (هِرودوت) ـ مورخ یونانی و محاسبات تقویمی، در سال 515 پیش از میلاد در Euresperides (بنغازی امروز) یک شورش داخلی برضد دولت هخامنشی ایران روی داد که نیروهای ایرانی اعزامی از مصر آن را فرو نشاندند و درپی آن دولت ایران خودمختاری مشروط بیشتری به اتباع لیبیایی خود داد.
دولت هخامنشیان در تقسیمات کشوری خود، مناطق متصرفی شمال شرقی لیبی را بر مصر اضافه کرده و یک ساتراپی (استان = ایالت) ایران قرارداده بود. این تقسیمبندی (ضمیمه بودن شمال شرقی و شرق لیبی به مصر) در دوران اسکندریان و تا زمان تکمیل سلطه رومیان بر مصر (نیمه قرن یکم پیش از میلاد) به همان ترتیب ادامه داشت. حکومت اسلامی از نیمه قرن هفتم میلادی و همزمان با تکمیل سلطه بر ایران، شمال آفریقا را هم متصرف شد. مصر و لیبی در 1517 به تصرف امپراتوری عثمانی درآمد و ایتالیای یکپارچه شده که خودرا جانشین امپراتوری روم می دانست در سال 1911 عثمانی را شکست داد و لیبی را متصرف شد و لیبی تا سال 1942 در کنترل ایتالیا بود که در این سال انگلستان که از دیرزمان چشم به لیبی داشت آن را متصرف شد و در سال 1951 [به دلایلی] آن را به یک شیخ دست نشانده به نام اِدریس سِنوسی داد که سلطنت این سلطان در یکم سپتامبر 1969 با کودتای معمّر قذّافی و نظامیان همدست او برانداخته شد. قذّافی پایگاه هوایی آمریکا در لیبی را برچید و دوران طولانی دشمنی دو دولت آغاز شد. دوستی قذافی با مسکو و شروع به فراهم آوردن ابزار و مواد ساخت سلاحهای اتمی ـ شیمیایی بر این خصومت افزود. پس از فروپاشی شوروی، قذافی از منتقدان علنی «بی خاصیت شدن اتحادیه عرب» دفعتا خودرا تنها دید و لذا به غرب نزدیک شد و تجهیزات و مواد اولیه ساخت اسلحه اتمی ـ شیمیایی را که تهیه کرده بود به آمریکا فرستاد، پول اضافی لیبی (32 میلیارد دلار) را در آمریکا سپرده کرد و در عوض، این دولت هم لیبی را از فهرست کشورهای حامی تروریسم حذف کرد. ولی، پس از آغاز اعتراضات خیابانی اوایل سال 2011 در سیرانائیکا [که ریشه آنها هنوز روشن نیست] ورق برگشت خورد و سه دولت بزرگ سازمان نظامی اتلانتیک شمالی (ناتو ـ تنها اتحادیه نظامی جهان که دشمن بالفعل هم ندارد!) برای برکنارکردن رژیم قذافی بپاخاستند؛ لندن و پاریس پیشنهاد حمایت نظامی از غیرنظامیان (!) لیبی را به شورای امنیت دادند که به نام قطعنامه 1973 تصویب شد که با تحریف عبارات آن تاکنون سوء استفاده های متعدد بعمل آمده [شهر تریپولی = طرابلس و مناطق مسکونی دیگر بمباران شده، شماری غیرنظامی از جمله یکی از پسران قذافی کشته شده و ... که نقض غرض از قطعنامه اند]. سران سه دولت (آمریکا، انگلستان و فرانسه) ضمن سخنانی علنا و رسما خواستار کنار رفتن قذافی شده اند. [که بسیاری از اندیشمندان و مفسران، این اقدام را مغایر اصول دمکراسی و حاکمیّت ملی خوانده اند]. انتقاد توده ها از چین و روسیه است که این قطعنامه مغایر منشور ملل و اصول دمکراسی و حاکمیت ملّی را «وتو» نکرده بودند. وضعیت لیبی یک بار دیگر این فرضیه را ثابت کرد که برغم نطق و مصاحبه، مقام های انتصابی و انتخابی (در 192 کشور جمعا 150 هزار نفر) عملا (در باطن) با هم متحدند تا به آقایی بر هفت میلیارد نفوس کره زمین ادامه دهند. با حذف قذافی، تنها پنج ـ شش کشور نه چندان بزرگ باقی خواهند ماند که مقامهای آنها خارج از این اتحاد باطنی (نه رسمی و علنی) هستند؛ ونزوئلا، بولیوی، کوبا و ....

ابتكار نظامي اشكانيان
مولفان تاريخ هاي نظامي «ماه مي سال 235 پيش از ميلاد» را زمان آغاز تاكتيك نظامي تازه اي نوشته اند كه ارتش دولت نوپاي اشكاني ايران آن را بر ضد سلوكي ها (جانشينان اسكندر مقدوني) بكار گرفت. از اين تاكتيك قرنها استفاده شد. برپايه اين تاكتيك، دسته هاي سوار سبك اسلحه، نيروي دشمن را با جنگ و گريز به ميداني كه از پيش تعيين شده بود و واحدهاي اصلي ارتش ايران در آنجا کمين کرده و آماده جنگ بودند مي كشاندند و به دست آنان مي سپردند تا درهم بكوبند. اين تاكتيك در نخستين آزمايش پيروز شد و تيرداد، شاه وقت تا پايان مي اين سال بر سلوكي ها غالب آمد.


پيشنهاد بركناري اردوان چهارم به سناي ايران
به نوشته مورخان رومي، بركناري اردوان چهارم در جلسه 28 مي سال 81 ميلادي مهستان (سناي ايران) از سوي تني چند از بزرگان كشور پيشنهاد شد. بحث درباره اين پيشنهاد مدتها طول کشيد و بالاخره به راي گيري گذاشته شد و مهستان راي به بركناري اردوان چهارم از شاهي ايران داد.
در زمان اشكانيان انتخاب و بركناري شاه از اختيارات مهستان بود كه اردشير بنيادگذار دودمان ساساني اين قاعده را موقوف ساخت.

خط تلگراف برلين ـ تهران
كمپاني آلماني زيمنس 28 مي 1868 اعلام كرد که كار كشيدن خط تلگرافي را كه از برلين آغاز مي شود تا تهران ادامه خواهد داد. اين خط قرار بود از خاک امپراتوري روسيه (روسيه و قفقاز) بگذرد، و از طريق تبريز به تهران برسد. در آن زمان لهستان نيز در قلمرو روسيه قرارداشت.

تصويب خيانت ـ تمديد قرارداد انحصار نفت تنها با هشت راي مخالف و يا ممتنع!
هفتم خرداد 1312 (28 مي 1933) مجلس (پارلمان ايران) تنها با هشت راي مخالف و ممتنع پيشنهاد تمديد قرارداد نفت را كه امتياز آن در انحصار انگلستان (بي پي) بود تصويب كرد و به اين ترتيب، اين قرارداد استعماري براي 60 سال ديگر اعتبار يافت. هجده سال بعد در همين روز (7 خرداد 1330) به مناسبت سالروز تصويب اين قرارداد، ايران شاهد بزرگترين تظاهرات تاريخ خود تا آن زمان بود و تظاهركنندگان در قطعنامه خود ضمن محكوم كردن اين اقدام مجلس خواستار محاكمه و مصادره اموال آن دسته از نمايندگان ــ چه مرده و چه زنده ــ شده بودند كه به اين قرارداد در سال 1312 راي موافق داده بودند. مردم شعار مي دادند: سالروز «تصويب خيانت».
ملت ايران در سال 1329 اين قرارداد را لغو کرد که ديديم پس از براندازي 28 امرداد 1332 مارا مجبور به پرداخت غرامتي سنگين کردند و نفت را هم عملا به کنسرسيومي از کمپاني هاي بلوک غرب دادند و آمريکا نيز در آن صاحب سهم شد.

جهان بدون قطب قدرت - دكتر مصدق براي دفاع از ايران عازم لاهه شد

M. Mosaddegh

در اين روز در سال 1331 دكتر مصدق نخست وزير وقت عازم لاهه شد تا از حقانيت ايران در ملي كردن نفت خود دفاع كند. دكتر مصدق كه استاد حقوق در دانشگاه بود قبلا رسيدگي دادگاه لاهه به شكايت انگلستان از ايران را مغاير حاكميت ملي يك كشور مستقل عضو سازمان ملل خوانده بود، ولي گفته بود كه به لاهه خواهد رفت تا صداي ايران را كه قريب يك قرن و نيم تحت نفوذ و سلطه اجانب بوده به گوش جهانيان برساند و تاكيد كرده بود كه دفاع او در لاهه در عين حال دفاع از كشورهاي ضعيف و استعمارزده در برابر قدرتهاي جهاني خواهد بود. اظهارات آن روز دكتر مصدق در رسانه هاي جهان به اين گونه تفسير شده بود كه رئيس دولت ايران حتي مخالف چند قطبي بودن جهان است و معتقد به وجود يک قانون بين المللي حاکم بر روابط ملت ها است، نه وجود هرگونه قدرت جهاني ديکته گر؛ همين حرفي كه امروز پس از گذشت دهها سال از آن روز، از دهان قاطبه جهانيان بيرون مي آيد.

برژنف وعده داد که مسکو از ايران ضد امپرياليست حمايت خواهد کرد

برژنف

28 مي 1979 لئونيد برژنف رهبر وقت شوروي در مسكو اعلام كرد كه از ايران ضد امپرياليست، در قبال هرگونه تعرض غرب، حمايت بي چون و چرا خواهد كرد و پشتيبان حاكميت و استقلال و آزادي ايران خواهد بود. برژنف اين مطلب را يكصد و ده روز پس از پيروزي انقلاب و در زمان دولت موقت (مهدي بازرگان) كه چپها ازجمله حزب توده آزادي عمل داشتند بيان داشته بود. حزب توده که عوامل آن عملا بر روزنامه ها استيلا داشتند هوادار دولت مسکو بود. در پي پيروزي انقلاب تا چندين روز راديو تلويزيون ايران توسط کمونيستها اداره مي شد. اعلام حمايت برژنف باعث شد كه بسياري از نقشه ها تغيير يابد و بعدا در جريان گروگانگيري کارکنان سفارت آمريکا در تهران، ناوگان اعزامي غرب از جمله كشتي هاي آمريكا، انگلستان و استراليا به خليج فارس نتوانند دست به تعرض بزنند.

مجلس شوراي اسلامي بر جاي شوراي انقلاب نشست ـ قضاوت تاريخ در باره يك پارلمان
مجلس شوراي اسلامي که ششم خرداد 1359 جلسه افتتاحيه داشت، پس از بررسي و تصويب اعتبارنامه ها که چندان آرام نبود و انتخاب هيات رئيسه، از اواخر دهه اول خرداد 1359 بر جاي شوراي انقلاب نشست و در محل سناي پيشين كار قانونگزاري را آغاز كرد.
قضاوت تاريخي درباره يك پارلمان برپايه جامعيت و به دور از تبعيض بودن قوانيني است كه به تصويب مي رساند و نيز نظارت دائمي بر اجرا و رعايت كامل آنها و رسيدگي به شكايات مردم و اعلام نتايج اين رسيدگي در رسانه هاي همگاني است. به پاره اي از مصوبات گذشته اين مجلس مي توان ايراد وارد آورد از جمله قانون مطبوعات مصوب سال 1364 و قانون انطباق مهر زوجه ها با نرخ تورم كه ساير بدهي هاي اشخاص در آن منظور نشده است. شوراي انقلاب در عمر خود قوانين مهم و جالبي به تصويب رساند از جمله قانون اراضي موات كه صاحبان يك خانه و يك آپارتمان را از دريافت پروانه ساختمان براي زمين ديگر ممنوع مي ساخت و در قانون مطبوعات مصوب خود تصريح كرده بود كه اگر هيات نظارت ظرف سه ماه به تقاضاهاي وارده ترتيب اثر ندهد متقاضي مي تواند به دادگاه دادخواست دهد و حكم دادگاه قطعي است.
مجلس شوراي اسلامي در كاخ سناي سابق آغاز بكار كرد



اخطار ايران به دولتهاي عربي منطقه خليج فارس ـ رشته اي که سر دراز دارد
28 مي 1984 (هفتم خرداد 1363هجري) و درجريان جنگ عراق با ايران، دولت ايران به كشورهاي عربي منطقه خليج فارس اخطار كرد كه خودرا از جنگ عراق و ايران دور نگهدارند و گرنه بايد منتظر عواقب مداخله خود باشند.
در طول جنگ عراق با ايران، كشورهاي عربي منطقه خليج فارس شوراي همكاري تاسيس کردند و با اينکه عراق عضو اين شورا نبود كمكهاي همه جانبه به اين دولت مي دادند و كويت با حركت دادن كشتي هاي نفتكش خود با پرچم آمريكا، زير پاي اين دولت را در خليج فارس محكم كرد.
«تاريخ» نشان داد که همان کمکهاي عرب هاي منطقه خليج فارس به عراق در جريان جنگ خود با ايران، بعدا سبب نفاق طرفين و تصرف موقّت کويت از سوي عراق شد، آمريکا مداخله کرد عراق را از کويت بيرون راند، عراق تحريم بين المللي و تضعيف شد و به تصرف آمريکا درآمد، آمريکا در منطقه فرماندهي نظامي داير کرد و ...؛ رشته اي که سر دراز دارد.

سالروز درگذشت دکتر مهدی آذر از ملیّون نامدار وطن و همرزم مصدق

دکتر مهدي آذر

دکتر مهدی آذر ملی گرای برجسته قرن 20 ایران هفتم خرداد 1373 (28 ماه مه 1994) در خانه پسرش دکتر هرمز آذر در آمریکا درگذشت. وی که 94 سال عمر کرد در کابینه دکتر مصدق وزیر فرهنگ بود. دکتر آذر که از نخستین دسته محصلان اعزامی به فرنگ است در اروپا (فرانسه و انگلستان) درس پزشکی خواند و طرح ادغام وزارت بهداری، سازمانهای بهداشتی و دانشکده های پزشکی و پرستاری از اوست که پس از انقلاب به اجرا درآمده است.
دکتر آذر پس از شهریور 1320 و احساس وزش باد تغییر به موسسان حزب ایران که عمدتا محصلان اعزامی سابق بودند پیوست و پروانه روزنامه این حزب به نام او صادر شد. این حزب سپس ضمن اتئلاف با احزاب دیگر جبهه ملی ایران را بوجود آورو و پرچم ملی کردن صنعت نفت و استعمار زدایی از وطن را بر دوش کشید. دکتر آذر نخستین روشنفکری بود که برنامه های دروس متوسطه ایران را کهنه و استعماری اعلام کرد.
وی در کابینه دکتر مصدق که بیشتر دوستان او و محصلان دور اول اعزام به فرنگ (سال 1307 = 1928)در آنجا بودند وزیر فرهنگ شد و اقدامات اصلاحی متعدد کرد که هنوز به نام او خوانده می شوند (این برنامه در جای خود در این سایت ـ تاریخ ایرانیان آنلاین آمده اند).
پس از براندازی 28 امردادماه 1332، دکتر آذر بمانند سایر همکاران مصدق تحت تعقیب قضایی قرار گرفت و گرفتار تضییقات متعدد یود.
در سال 1357 (1978) که باد تغییر دوباره وزیدن گرفت همکاران سابق، ملیّون و مصدقی ها دوباره جمع شدند و جبهه ملی را فعال ساختند و مورد توجه قرار گرفتند بگونه ای که که تشکیل دولت موقت پس از انقلاب (دولت مهدی بازرگان که خود از نخستین محصلان اعزامی و بعد همکار مصدق بود) به جبهه ملی و ملّیون سپرده شد. دکتر آذر نیز برغم کهولت فعال بود که درگیری بعدی با ملیّون اورا آزرده ساخت و چون از وضعیت مزاجی مناسبی برخوردار نبود؛ اقامت در خانه پسر را بر ادامه فعالیت سیاسی ترجیح و به آمریکا رفت و 12 سال آخر عمر را در آنجا بسر برد.
کار مبارزه و سیاست در خانواده دکتر آذر سابقه ای طولانی دارد. پدر بزرگ او «حاج علی آقا تبریزی» وکیل ادوار نخست مجلس از مشهد پس از استقرار در مجلس طرح حذف پرداخت دستمزد به روحانیانی را که وکیل مجلس می شدند پیش کشید و گفت که هرگونه پرداخت از بیت المال به یک روحانی خلاف موازین دینی است.
دکتر هرمز آذر پسر دکتر مهدی آذر در اجرای برنامه کمک به میهن که میراث او از گذشتگان است هرسال به ایران می رود و در کنفرانس ها و سمینارهای پزشکی شرکت می کند و هر گونه معلومات تازه ای را که در طول یک سال کسب کرده ـ بدون چشمداشت ـ به هموطنان منتقل می سازد.
خاطرات دوران فعالیت ها دکتر مهدی آذر هنوز تدوین و منتشر نشده است.

dokhtare sahra
1390,03,09, ساعت : 17:16
خرداد سال 1390 207 قمری: مرگ طاهربنحسین (http://www.hamshahrionline.ir/news-136185.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/history.jpg
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - طاهربنحسین از سرداران هارون الرشید و فرزندش مأمون عباسی بود و در بسیاری از جنگها به نفع عباسیان شمشیر زد و سپاهیان عباسی را به پیروزی رسانید.
او در منازعه بین مأمون و امین (دو فرزند هارون الرشید) در به دست آوردن خلافت، جانب مأمون را گرفت و او را در این راه یاری داد. مأمون، وی را به فرماندهی سپاه خود منصوب و در رأس لشکریان بیشماری از خراسان به سوی عراق گسیل داشت. طاهر بن حسین پس از جنگهای زیاد، بر سپاهیان امین پیروز شد و شهر بغداد و تمامی مناطق تحت سیطره وی را تصرف کرد. اما مدتی بعد، برکنار و حسن بن سهل به جای وی به فرماندهی اعظم عراق منصوب شد. به هر روی، این فرمانده سپاه عباسی در بیست و پنجم جمادی الثانی، سال 207 قمری و در عصر خلافت مأمون عباسی وفات یافت.



سالگرد درگذشت خواجه نصير توسي، و به اين مناسبت نگاهي به كارهاي او

تصوير خواجه نصيرالدين توسي

«بسال ششصد و هفتاد و دو، به ذيحجه ـــ به روز هجدهم، اندرگذشت در بغداد»
روز درگذشت خواجه نصيرالدين طوسي حكيم، رياضيدان، فضا شناس و اديب ايراني در شعري كه در بالا آمد و به تقويم قمري است مشخص شده است. وي براي انتقال مابقي كتب و ابزارهاي رصدكردن ستارگان به بغداد رفته بود كه در آنجا در 28 ماه مه سال 1273 ميلادي (مطابق سال 652 هجري خورشيدي) در 76 سالگي درگذشت.
ابوجعفر نصيرالدين محمد (خواجه نصير الدين) در جهرود (استان قم) به دنيا آمده و در توس و نيشابور تحصيل كرده بود و سالها در آشيانه ها (دژهاي كوهستاني) اسماعيليه مي زيست. يكي از دلايل اقامت او در اين آشيانه ها به ويژه در ميمون دژ، مطالعه كتاب هاي موجود در اين دژها و استفاده از ابزارهاي رصد ستارگان بود. به علاوه، ناصرالدين عبدالرحيم ابي منصور رئيس وقت اسماعيليه در قهستان از او خواسته بود كه چند كتاب را از عربي به فارسي ترجمه كند. يكي از اين كتابها كه تاليف ابوعلي مسكويه بود «الطهاره» عنوان داشت كه خواجه نصير الدين آن را پس از ترجمه و تفسير و افزودن مطلب، به «اخلاق ناصري» تغيير عنوان داد. تاليفات ديگر او عبارتند از: اساس الاقتباس (در علم منطق)، معيار الاشعار (در عروض و قافيه)، اوصاف الاشراف (در تصّوف)، تحرير اقليدس (در هندسه) و ....
ركن الدين خورشاه رئيس بعدي اسماعيليه پس از تسليم شدن به هلاگو خان، خواجه نصيرالدين را به اين ايلخان مغول معرفي كرد. خورشاه به اندرز خواجه، تسليم هلاگو شده بود تا خونريزي كمتري صورت گيرد و كتاب هاي موجود در دژها از ميان نرود. هلاگو خان كه همانند ساير سران مغول به مطالعه احوال ستارگان و نجوم علاقه داشت از خواجه خواست كه در مراغه، يك رصدخانه بسازد و آن را شخصا از محل درآمد اوقاف اداره كند كه اين رصدخانه به «زيج ايلخاني» معروف است. خواجه نصير 22 سال با مغولان همكاري داشت.
در غرب، خواجه نصير را به دليل وسعت معلومات «استاد بشر» لقب داده اند.

dokhtare sahra
1390,03,09, ساعت : 17:24
9 خرداد 1390
1303 شمسی: درگذشت ناظمالاطباء کرمانی (http://www.hamshahrionline.ir/news-136303.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/5/11-5-30-85250untitled.jpg
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - دکتر میرزا علی اکبر خان نفیسی ملقب به ناظم الاطباء کرمانی پزشک ، ادیب و دانشمند ایرانی از برجسته ترین پزشکان ایرانی اواخر عهد قاجار محسوب می شود .
او پزشک دربار مظفرالدین شاه و مؤثر در امضای فرمان مشروطیت است . او در تأسیس چند مریض خانه منطبق با شرایط روز در تهران و مشهد نقش اصلی را داشته است . تألیفات پزشکی وی متعدد بوده و در زمینههای غیرپزشکی نیز شاخص ترین اثر او فرهنگ لغت بزرگ و 4جلدیای است که با عنوان فرهنگ ناظم الاطباء مشهور است. در سال۱۲۹۰ قمری ناصرالدین شاه پس از بازگشت از اروپا درصدد برآمد که بیمارستانی به سبک اروپایی در تهران تأسیس کند و برای این کار «میرزاعلیاکبرخاننفیسی» را انتخاب کرد. وی تا سال۱۲۹۸ قمری مسئولیت این بیمارستان که به مریضخانه دولتی شهرت یافت را برعهده داشت و به همین دلیل لقب حکیم باشی گرفت. او در نهم خرداد 1303شمسی در تهران درگذشت .
نبرد سرنوشت ساز تيسفون: شكست روميان و كشته شدن امپراتور روم

شاپور دوم


بيست و نهم ماه مي سال 363 ميلادي در كنار دجله، در محلي كه اينك در آنجا شهر بغداد واقع شده است و نه چندان دور از شهر تيسفونCtesiphon (مدائن) پايتخت امپراتوري ايران، جهان باستان شاهد نبرد سخت 60 هزار لژيونر رومي با 65 تا 80 هزار سرباز ايراني به فرماندهي سپهبد «مرناMerena» بود. فرماندهي روميان را ژوليان (فلاويوس كلوديوس ژوليانوسFlavius Claudius Julianus) امپراتور روم شخصا برعهده داشت. ميدان اين جنگ، شش فرسنگي (36 کيلومتري) شمال تيسفون نوشته شده است.
مارسه ليوس Marcellinus مورخ يوناني (متولد 330 و متوفا در 391 ميلادي) كه به عنوان يك افسر ارتش روم ناظر صحنه هاي جنگ بود شرح نبرد، علل و نتايج آن را برنگاشته است. به نوشته وي، پس از درگذشت كنستانتين دوم در سوم نوامبر 361 در ترسوس Tarsus كه در قسطنطنيه دفن شد ژوليان جانشين او وارث مساعي او براي پيشگيري از ادامه تصرف قلمرو روميان در مشرق زمين توسط شاپور دوم (ذوالاكتاف) شاه وقت ايران از دودمان ساسانيان شده بود. وي پنجم مارس سال 363 ميلادي از فرصت دوربودن شاپور از پايتخت استفاده كرد و با 90 هزار لژيونر عازم ايران شد. شاپور دوم براي سركوب كردن باقيمانده طوايف «هون» به آن سوي منطقه فرارود (آسياي ميانه) رفته بود. شاپور قبلا دو بار دست به حمله نظامي به قلمرو كنستانتين دوم زده و دست روميان را از مناطق متعدد در آسياي غربي كوتاه كرده بود.
ژوليان در رسانيدن خود به پشت ديوارهاي پايتخت ايران به قدري شتاب كرد كه منتظر پيوستن 30 هزار تن از نظاميانش نشد كه آنان را قبلا روانه ارمنستان ساخته بود. شاپور دوم پس از آگاه شدن از لشكركشي ژوليان، با عجله عزم بازگشت به پايتخت كرد و تا رسيدن خود با واحدهاي اصلي ارتش، سپاه اسپهبد «مرنا» مستقر در منطقه پایتخت را مامور متوقف ساختن ژوليان كرده بود. سپهبد مرنا در نبرد بيست و نهم ماه مه موفق به متوفق ساختن ژوليان شد كه قصد او تصرف پايتخت ايران زمين بود.
ژوليان که از طریق جاسوس های خود از نزديك شدن شاپور دوم با سواره نظام زره پوش و به نوشته مارسه ليوس، داراي زره و سلاحهايي به شكل «كاتافراكتCataphract (يوناني) و كليباناريClibanarii(رومي) و واحدهاي فيل سوار زوبين انداز آگاه شده بود سام مي دستور عقب نشيني به سامرا (سامره) را داد تا در آنجا منتظر نیروی کمکی سی هزار نفری خود شود و نبرد را از سرگيرد، ولي اسپهبد «مرنا» از تعقيب او دست برنداشت. سه هفته بعد شاپور دوم به او رسید و دو سپاه ایران 26 ژوئن (27 روز بعد) در حاشيه سامرا نيروهاي رومي را پيش از اين كه به صورت هلال آرايش يابند به محاصره درآوردند.
ژوليان



ژوليان

در جريان جنگ، يك سرباز ايراني زوبين (نيزه كوتاه ـ سرنيزه كه به هدف پرتاب مي
شد) به سوي ژوليان پرتاب كرد كه بر پهلوي او نشست و چند ساعت بعد درگذشت.
در پي در گذشت ژوليان، ژنرالهاي رومي ژوويان را به سمت امپراتور موقت انتخاب كردند كه وي چون توان و استعداد جنگيدن در نيروهاي رومي نديد با شاپور دوم صلح كرد و از پنج منطقه بزرگ در شرق مديترانه و هرگونه ادعاي روم در ارمنستان صرف نظر كرد و متعهد شد كه شخصا به مناطق پنجگانه مراجعه كند و به دست خود پرچم ايران در آنجا برافرازد كه چنين كرد و اين عمل در تاريخ امپراتوري روم يك تحقير خوانده شده است.
شاپور دوم كه 70 سال بر ايران حكومت كرد و شهر نيشابور را در خراسان ساخت به روش شاپور يکم، دستور داد كه مجسمه هايي بسازند كه كشتگان رومي را در زير پاي سواره نظام ايران نشان دهد تا اين پيروزي هرگز فراموش نشود و به سان شاپور يکم، اسيران رومي را هم براي كار كشاورزي به خوزستان فرستاد.
بپاخيزي «ديودستيان» در آذربايجان براي تامين تماميت ايران و حاکميت ملي
زماني كه در هر گوشه ايران، يك ايراني بپاخاسته و جان بر كف نهاده بود تا تماميت و حاكميت ملي ميهن گرامي و باعظمت مان را تامين كند، 28 ماه مي سال 879 ميلادي «ابوالساج ديودست» آذربايجان را از حاكميت خليفه عباسي وقت (المعتمد) خارج ساخت و احياء استقلال ايران را از اينجا آغاز كرد. اين تلاش همزمان با مساعي صفاريان در جنوب شرقي و جنوب، سامانيان در خراسان بزرگتر و ديگران در مازندران، گيلان و برخي از نواحي مركزي ايران بود.
تلاش ميهندوستانه «ديودستيان» بيش از نيم قرن طول كشيد و در تضعيف عباسيان موثر واقع شد. محمد افشين پسر ابوالساج مناطق ديگري از جمله ارمنستان را آزاد كرد و ابوالقاسم ديودستي برادر او با تاسيس سپاه فدائيان ايران (طبق نوشته برخي مورخان؛ «سپاه فداكاران») موفق به آزاد كردن ابهر، زنجان، قزوين و ري شد و فرمانداران خليفه عباسي و ماموران جمع آوري ماليات وابسته به اورا از اين مناطق بيرون راند و ....
مورخان فرنگ (اروپايي)، سال آزادسازي «ري» به دست ابوالقاسم ديودستي را 902 ميلادي ذكر كرده ا
قرارداد اماسیه و تقسیم گرجستان و ارمنستان میان ایران و عثمانی
درپی یک رشته زد و خورد میان عثمانی و ایران که 23 سال طول کشید، 29 ماه می 1555 شاه طهماسب یکم و سلطان سلیمان در اماسیه Amasya یک قرارداد صلح امضاء کردند. طمع سلطان سلیمان به ارمنستان و گرجستان عامل این زد و خوردها بود. طبق قرارداد اماسیه، گرجستان و ارمنستان متساویا میان ایران و عثمانی قسمت شدند. در تقسیم بین النهرین (عراق جلگه ای امروز)، سهم عثمانی بیشتر از ایران تعیین شد. چون کربلا و نجف در منطقه متعلق به عثمانی قرارگرفته بود، این دولت رفت و آمد آزاد ایرانیان به این دو شهر جهت زیارت را تضمین کرد. با امضای این قرارداد بود که عثمانی از طریق بین النهرین به خلیج فارس راه یافت. بااینکه این قرارداد خطوط مرزی و حدود هر کشور را دقیقا روشن نکرد، صلح اماسیه 20 سال دوام یافت.
زمانی که غرب با دو مبارز رو به رو بود: مصدق و مائو
وينستون چرچيل نخست وزير وقت انگلستان 30 می 1952 در پارلمان اين كشور گفته بود: "ما اينك در برابر دو مخالف (مبارز) قرار داريم ـ مصدق و مائو. هر دو نسبت به كارهايي كه مي كنند تعصب دارند و همين تعصب منجر به لجبازي و يكدنگي آنان شده است و به « مذاكره» فرصت نمي دهد. مائو براي حمله به نيروهاي غرب در كره بيش از يك ميليون داوطلب به مرز فرستاده و مصدق به هلند رفته است تا با نطق و مصاحبه حملات تازه اي به ما كند. زيان عمومي اين مبارزه لفظي كمتر از حمله سيل آساي قريب الوقوع داوطلبان مائو نيست و .... مصدق هشتم خرداد 1331 وارد هلند شده بود.
نطق پارلمانی چرچیل هنگامی ایراد شده بود که مصدق در لاهه بود. وی به این شهر رفته بود تا به شکایت لندن ایران به دادگاه بین المللی پاسخ دهد. مصدق قبلا رسيدگي دادگاه لاهه به شكايت انگلستان از ايران را مغاير حاكميت ملي يك كشور مستقل عضو سازمان ملل خوانده بود، ولي گفته بود كه به لاهه خواهد رفت تا صداي ايران را كه قريب يك قرن و نيم تحت نفوذ و سلطه اجانب بوده به گوش جهانيان برساند و تاكيد كرده بود كه دفاع او در لاهه در عين حال دفاع از كشورهاي ضعيف و استعمارزده در برابر قدرتهاي جهاني خواهد بود.
درگذشت طرّاح نقشه براندازي 28 امرداد، و ميراثي كه باقي گذارده است
«جان فاستر دالس» یکی از دست اندرکاران براندازي 28 امرداد 1332 بیست و چهارم می 1959 در 71 سالگی درگذشت. وی در دوران حكومت ژنرال آيزنهاور شش سال و چهار ماه وزير امور خارجه آمريكا بود. همزمان، برادرش «آلن» نيز مديريت «سيا» را برعهده داشت. به نوشته تاريخنگاران، دالس بود كه استدلال چرچيل مبني بر لزوم براندازي دولت دكتر مصدق را پذيرفت و آن را به آيزنهاور قبولانيد.
جان فاستر دالس كه نام او بر فرودگاه بين المللي منطقه واشنگتن (پايتخت ايالات متحده) گذارده شده است در مارس 1953 (اسفند 1331 و فروردين 1332) نقشه براندازي دولت ملّيون ايران را با همفكري چرچيل طرح كرد كه براي اجرا به سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا و انگلستان داده شد و اين دو سازمان با استفاده از بودجه انجام كار، آن را در آگوست 1953 (امرداد 1332) با كمك عوامل داخلي (آنان كه از به مخاطره افتادن منافع و اقتدار خود در صورت تضعيف سلطنت، چپروي بيشتر دولت مصدق و گسترش افكار سوسياليستي به هراس افتاده بودند) به اجرا درآوردند و 19 آگوست 1953 (28 امرداد1332) دولت مصدق را برانداختند. دالس كه فعاليت هاي جهاني او با عضويت در هيات نمايندگي آمريكا در نشست سال 1919 فرانسه معروف به «صلح ورساي» آغاز شده بود صاحب دكترين «مسيو ريتالي ايش» است.
وي تجربه كودتاي 28 امرداد را بعدا و به همانگونه در كشور گواتمالا به اجرا درآورد و دولت منتخب مردم در اين كشور را سرنگون ساخت زيرا كه در واگذاري امتياز توزيع بين المللي ميوه گواتمالا زير بار فشار و نفوذ آمريكا نمي رفت. دالس كه پدربزرگش هم وزير امور خارجه آمريكا بود يك ضد كمونيست دوآتشه بود و در زمان وزارت خود موفق شد كه شكل سياست خارجي آمريكا را تغيير دهد كه شكل تازه هنوز فعال به نظر مي رسد. دالس بود كه اهميت اتحاد آمريكا با دولت سعودي، و قرارداشتن ايران، ژاپن و آلمان دركنار آمريكا را وارد برنامه هاي سياست خارجي آمريكا كرد. او بود كه اتحاديه آنزوس و سيتو را در برابر چين به وجود آورد و پاكستان را وارد سيتو كرد تا هند را هم در گروگان داشته باشد و سپس به ايجاد پيمان بغداد که دوعضو آن پاكستان و تركيه بودند دست زد تا اين اتحاديه مركزي، حلقه متّصله «ناتو» با «سيتو» باشد و شوروي و چين به محاصره كامل درآيند. براي دالس اين شكست كه نتوانست افغانستان را از شوروي و بي طرفي دور و وارد اتحاديه هاي غرب كند يك عقده شده بود كه نيم قرن پس از او، اينك درحال تحقق يافتن است. جان فاستر دالس 71 سال عمر كرد و از تحولات دهه نخست قرن 21 چنين برمي آيد كه ميراث او همچنان باقي است.
برخي از رسانه ها 24 ماه مي 2007 به مناسبت سالگرد درگذشت جان فاستر دالس، افشاگري 22 مي 2007 «براين راس» خبرنگار اينوستيگيتيو شبكه تلويزيوني «اي بي سي» را نقل كرده بودند مبني بر اين كه جورج بوش [رئيس جمهور وقت آمريکا] با اجراي يك برنامه عملياتي محرمانه «بدون خونريزي)» سيا در ايران موافقت كرده است. اين رسانه ها اشاره كرده بودند كه چنين برنامه هايي تازگي ندارد و دستور اجراي نخستين برنامه از اين دست را جان فاستر دالس در سال 1953 داده بود.
شبكه تلويزيوني اي بي سي آمريكا، تصويري ادغام شده از اين طرح (عكس زير) را منتشر كرده بود. اين گزارش اي بي سي در صدر اخبار مشروح شبانگاهي (ساعت 5/6 بعداز ظهر اين شبكه به وقت شرق آمريكا) 22 ماه مي 2007 اين شبكه انتشار يافت تاكنون نه تكذيب شده است و نه تاييد.


اعتراض نخست وزير به تعدّد مراکز قدرت در ايران
29 ماه مي 1979 (هشتم ارديبهشت 1358) مهدي بازرگان نخست وزير دولت موقت انقلاب اعلام كرد كه تعدّد مراكز قدرت امور كشور (ايران) را فلج كرده و اگر ادامه يابد مسائلي به وجود خواهد آورد كه تا دهها سال گريبانگير ملت خواهد بود.
وي اين مطلب را در يک مصاحيه عمومي بيان داشته بود که در صفحات اول روزنامه هاي تهران انتشار و از راديو تلويزيون دولتي پخش شده بود.

dokhtare sahra
1390,03,10, ساعت : 19:44
روزگار 10 خرداد 1390
116 قمری: شهادت علیبن محمد باقر (ع)
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - حضرت اباالحسن علیابنمحمدباقر(ع) در سال113 قمری جهت امر تبلیغ دین مبین اسلام و پاسخگویی به احساسات مذهبی مؤمنان وارد کاشان شدند و بهمدت 3سال به ارشاد مردم ولایتمدار پرداختند .

درخصوص مقام والای آن حضرت روایتهای متعددی نقل شده است که از جمله آن میتوان به حدیث حضرت امامصادق(ع) اشاره کرد که میفرماید: هرکس برادرم حضرت علیابنباقر(ع) را در اردهال زیارت کند مانند کسی است که قبر جدمحسین(ع) را در کربلا زیارت کرده باشد و همچنین حضرت امامرضا(ع) میفرماید؛ «نعمالموضع الاردهال فلزم و تمسک به؛ چه خوب مکانی است اردهال پس به آن التزام و تمسک پیدا کنید». حضرت علیابنمحمدباقر(ع) در سال116 هجری قمری با یارانش به جنگ با کفر زمانه پرداخت و پس از رشادتهای فراوان سرانجام در 27 جمادیالثانی در دره ازناوه با یاران باوفایش به شهادت رسید و سر مبارکش را از تن جدا کرده و برای حاکم جور وقت در شهر قزوین ارسال کردند و بدن مطهرش را در مشهد اردهال به خاک سپردند .

1226 شمسی: انعقاد عهدنامه ارز روم

در زمان سلطنت محمدشاه قاجار، والی بغداد به تحریک بازرگانان بصره که از رونق گرفتن بندر خرمشهر زیان دیده بودند، این بندر را مورد تجاوز قرار داد. در پی آن، دولت ایران نماینده‏ای به عثمانی فرستاد تا جبران خسارات وارده را خواستار شود. دولت عثمانی مدعی شد که بندر خرمشهر جزء خاک عثمانی است و این حادثه را مسئله‏ای داخلی می‏داند. در پی این ادعا، دولت ایران نیز تهدید کرد شهر بغداد را هدف حملات خود قرار خواهد داد اما دولت عثمانی که تمایلی به جنگ با ایران نداشت، نماینده‏اش را به ایران فرستاد و بندر خرمشهر را تخلیه کرد. در این حین بار دیگر کشتاری در کربلا روی داد و در آن ایرانیان مقیم کربلا قتل عام شدند. این حادثه، دولت ایران را بهشدت عصبانی کرد اما با تلاشهای سیاسی، مذاکرات صلح آغاز شد و پس از گذشت 2سال، قرارداد ارز روم در دهم خرداد 1226 شمسی بین ایران و عثمانی امضا شد. به موجب این پیمان، دولت ایران از ادعای خود نسبت به سلیمانیه چشم پوشید و در عوض دولت عثمانی مالکیت ایران بر بندر خرمشهر و حق کشتیرانی در رودخانه شطالعرب را به رسمیت شناخت و مقرر شد که دولت عثمانی از بدرفتاری با زائران و بازرگانان ایرانی پرهیز کند .

dokhtare sahra
1390,03,11, ساعت : 13:33
روزگار 11 خرداد
اگر شاه ايران به اندرز امپراتور چين توجه كرده بود
«ليو بانگ» كه به نام «گائو زو» امپراتور چين شده بود در مي سال 198 پيش از ميلاد ايران را به اتحاد با چين دعوت كرد. «گائو زو» در نامه خود كه به اردوان سوم چهارمين شاه ايران از دودمان اشكاني تسليم شد پيش بيني كرده بود كه اگر هم دولت آنتيوكوس سوم در انتاكيه (از جانشينان اسكندر) از ميان برود جايش را دولت ديگري از غرب (روميان) خواهند گرفت و شرق را آسوده نخواهند گذارد مگر اين كه متحد شود. اردوان كه سخت درگير جنگ با آنتوكوس سوم بود به واقعيتي كه گائو زو در نامه اش نوشته بود توجه نكرد و مناسبات ايران و چين در همان سطح سابق باقي ماند. در آن زمان آنتيوكوس سوم كه مردي جاه طلب بود دست به جهانگشايي و توسعه قلمرو زده بود به گونه اي كه دو دولت محلي واقع در آناتولي از روميان استمداد كرده بودند كه خود در صدد تصرف يونان و مقدونيه و همسايه شدن بي واسطه با ايران برآمده بودند و اين استمداد بهانه خوبي به دست روميان تازه به قدرت رسيده داد كه متوجه شرق شوند. گائو زو موسس دودمان «هان» در چين كه بر جاي دودمان شين (چين) نشسته بود از سال 202 تا سال 195 پيش از ميلاد امپراتور چين بود و يكم جون اين سال (2 هزار و 201 سال پيش) درگذشت. «تاريخ» او را مردي با تدبير و دورانديش مورد قضاوت قرارداده است. اگر اردوان سوم به نامه گائو زو توجه كرده بود شايد درگيري 800 ساله ايران و روم صورت نمي گرفت.

روزي كه شهرستان انبار (عراق) «پيروزشاپور» نام گرفت
در پي پيروزي بر گورديان سوم امپراتور روم، شاپور يكم شاه ساساني ايران یکم ژوئن سال 243 ميلادي شهر «انبار» واقع در 60 كيلومتري غرب بغداد امروز را به شهر «پيروز شاپور» تغيير نام داد. چندي پس از آن شكست، گورديان به دست افرادش كشته شد و ژنرالهای رومی حاضر در محل، فيليپ را به امپراتوري روم انتخاب کردند كه با شاپور صلح كرد و امتيازات فراوان به او داد. در برخي نوشته ها آمده است كه شاپور یکم «انبار» را پس از عمران و آبادي و انتقال جمعيت بيشتر به آنجا که مركز شهرستان بود، «پيروز شاپور» ناميده بود. توافق بر سر صلح در همين محل حاصل آمده بود. به درستي دانسته نيست كه از چه زماني اين منطقه كه اينك ايالت الانبار (عراق) خوانده مي شود به نام قديمي خود بازگشت داده شده است. (انبار واژه ای فارسی است).
ايالت انبار كه 12 قرن بخشي از قلمرو ايران بود پس از اشغال نظامي عراق توسط آمريكا در دهه يکم قرن 21 تا چند سال به صورت كانون اصلي مقاومت و زد و خورد درآمده بود.
شاپور يكم كه در سال 242 شاه ايرانيان شده بود جنگ با روميان را از پدرش، اردشير، به ارث برده بود. شاپور يكم پس از پيروزي بر گورديان سوم و امضاي قرارداد صلح با فيليپ، عازم شمال خاوري ايران شد و در طول همين سفر بود كه از عقايد «ماني» آگاه گرديد و براي مدتي كوتاه به پشتيباني از او برخاست.
ماجرای زنجیر عدل خسروانوشیروان از زبان «پیتر بنِنسون» ـ اشاره به نظرات بننسون درباره دادگری و حقوق بشر
پیتر بنِنسون Peter Benenson حقوقدان و انساندوست انگلیسی و از موسسان سازمان «جاستیس JUSTICE = دادگری» و «امنستی اینترنشنال Amnesty international» یکم ژوئن 1957 در نطقی در توجیه اجتناب ناپذیر بودن تامین جهانی پنج اصل دادگری ازجمله قانونمداری، رعایت کامل و بدون چون و چرای حقوق بشر، منظما تجدید نظرکردن در آیین دادرسی کیفری و قوانین مربوط و حذف مجازات اعدام و ... مثالی از «تاریخ» آورده و گفته بود: "خسروانوشیروان، شاه ایران در سده ششم میلادی برای اجرای این اصول و شنیدن تظلمّات اتباع، در کاخ خود در تیسفون که هنوز باقی است طناب و زنگی تعبیه کرده بود [زنجیر عدل] تا هرکس که شکایت و نظر اصلاحی دارد و بخواهد آن را با او درمیان بگذارد به میدان مجاور کاخ برود و طناب [زنجیر] را بکشد و زنگ را به صدا درآورد تا او برای شنیدن شکایت و یا ترتیب دادن ملاقات حضوری با آن فرد در بالکن کاخ حضور یابد. خسروانوشیروان یک شاه فیلسوف بود و با تعمیم عدالت در قلمرو خود، تاریخنگاران اورا «دادگر» لقب داده اند. تامین عدالت و حفظ آن نیاز به یک نظارت دائمی بی طرفانه [غیر دولتی] دارد. سیستم تامین عدالت که خسروانوشیروان بنیاد نهاده بود پس از درگذشت او از میان رفت و ظلم جای آن را گرفت و دیدیم که تداوم همین ظلم، به عُمر امپراتوری ایران و سه قرن تنها ابرقدرت جهان ـ پس از 13 قرن پایان داد. چرا؟، زیراکه ایران پس از خسروانوشیروان فاقد یک سازمان نظارتی «جاستیس» بود تا تامین عدالت که او برای ایرانیان برقرارکرده بود ادامه یابد. انسان قرن 20 [سده حیات بننسون] با دریافت اخبار ساعت به ساعت رویدادها و تحولات از رسانه ها و تأمل و تفکّر روی آنها، سریعتر از انسان 14 قرن پیش [سالهای پس از درگذشت خسروانوشیروان] دربرابر بی عدالتی حسّاسیّت و واکنش نشان می دهد که این واکنش ها به سود آرامش جهان و پیشرفت بشر و سعادت او نخواهد بود.".
این اظهارات بنِنسون عینا در رسانه های وقت انتشار یافته بود.
سازمان «جاستیس» در سال 1957 و امنستی اینترنشنال در سال 1961 تاسیس شدند. بنِنسون مدتی دبیر امنستی بود و یک بارهم فاش ساخت که سازمان جاسوسی انگلستان [ام. آی. ـ 6] در آن رخنه کرده است. بنِنسون که 84 سال عمر کرد 25 فوریه 2005 درگذشت. مقاله او «زندانیان فراموش شده» معروف است[/SIZE]

dokhtare sahra
1390,03,17, ساعت : 16:45
روزگار 12 خرداد
Blue"]زمانی که قبرس بر قلمرو ایران اضافه شد
محاسبات تقویمی نشان می دهد که جزیره 9 هزار کیلومتری قبرس در مدیترانه شرقی در ماه ژوئن سال 545 پیش از میلاد بر قلمرو ایران افزوده شده بود و این زمان در کتابهای تاریخ قرون قدیم مندرج است. این جزیره که از نظر وسعت سومین جزیره مدیترانه بشمار می رود تا مارس 332 پیش از میلاد [ 4 ـ 5 ماه پس از نبرد ایسوس] هنوز در دست ایرانیان بود. نبرد ایسوس که در آن ارتش ایران از اسکندر مقدونی شکست خورد در نوامبر 333 پیش از میلاد روی داده بود. ناحیه ایسوس تا ساحل مدیترانه فاصله زیاد ندارد. در دوران حکومت ایران بر قبرس، نهال و بذر بسیاری از درختان میوه منطقه مدیترانه و نیز حنا (برای تولید رنگ قرمز) از این جزیره به ایران و نهال و بذر چند نوع انگور ایران به آنجا منتقل شد. ایرانیان از معادن مس قبرس استفاده می کردند. قبرس 19 دهه یک پایگاه دریایی ایران در مدیترانه بود. به تحریک آتنی ها و همزمان با سایر ایونی ها قبرسی ها در سال 499 پیش از میلاد برضد امپراتوری ایران دست به شورش زدند که به دست آرتی بیوس Artybius ـ ژنرال ارتش ایران سرکوب شدند. قبرسی ها در سال 344 پیش از میلاد نیز به یک شورش محدود دست زدند که بی نتیجه بود. این بار شاه هخامنشی ایران شورشیان را بخشود. پیش از ایرانیان، مدتی هم آشوریان بر قبرس حکومت کرده بودند. در پی شکست ارتش ایران در نبرد ایسوس از اسکندر، قبرس برای همیشه از ایران جدا شد و پس از درگذشت اسکندر، توسط اسکندریان حاکم بر مصر ازجمله پتولمیس Ptolemies اداره و کاملا یونانیزه Hellenization شد. این جزیره استراتژیک در سال 58 پیش از میلاد به دست رومیان افتاد که از سال 1570 عثمانیان جای آنان را گرفتند و مهاجرت تُرکان به آن جزیره آغاز شد. از سال 1878 انگلیسی ها حاکم بر قبرس شدند و قبرس از سال 1960 استقلال یافت ولی طولی نکشید که تُرکان ساکن شمال این جزیره با حمایت نظامی ترکیه اعلام استقلال کردند و از 1974 این جزیره دارای دو دولت است. تُرکان نزدیک به یک چهارم نفوس این جزیره اروپایی ـ آسیایی یک میلیون و یکصد هزار نفری را تشکیل می دهند. انگلستان هنوز پایگاه نظامی خودرا در این جزیره حفظ کرده است.
اعتراض تاريخي ايران به دولت انگلستان درباره بحرين
خرداد 1331 (دوم ژوئن 1952) وزارت امور خارجه ايران (دولت دكتر مصدق) طي يادداشتي به دولت انگلستان تاكيد كرد كه امضاي هرگونه قرارداد انگلستان با بحرين ايران را، نقض تعهدات و يك دو - رويي محض مي داند.
در اين يادداشت آمده بود كه دولت انگلستان طبق اسناد موجود از زمان شاه عباس به بعد، بارها پذيرفته است كه مجمع الجزاير بحرين گوشه اي از قلمرو ايران است. بنابراين، نبايد با متمردين اين جزاير قرار داد امضاء مي كرد. دولت انگلستان با اين عمل غير قابل قبول، تعهدات خود و موازين بين المللي را نقض كرده و شئون و حيثيت خود را ناديده گرفته است.
نسخه اي از اين يادداشت به سفارت انگلستان در تهران تسليم شده بود.
سه دهه بعد، يكي از موارد جرم امير عباس هويدا كه در بهار سال 1358 به حکم قاضي شرع دادگاه انقلاب اعدام شد؛ گذشتن از حقوق ايران در قبال بحرين بود كه وي در زمان نخست وزيري اش در مجلس حاضر شده بود و بدون كسب نظر ملت ايران در يك رفراندم، از آن صرف نظر كرده بود.[/SIZE]

dokhtare sahra
1390,03,17, ساعت : 16:58
روزگار 13 خرداد
انتقاد روزنامه هاي تهران از گزارش بانك جهاني درباره مناقشه ايران و انگلستان بر سر نفت[
در اين روز در خرداد سال 1331 خورشيدي( ژوئن 1852) روزنامه هاي تهران ضمن چاپ گزارش طولاني بانك جهاني درباره مناقشه ايران و انگلستان بر سر نفت، شديدا از اين بانك انتقاد كرده و نوشته بودند كه بانك جهاني با اين گزارش ماهيت سياسي خود را به جهانيان نشان داد و ثابت كرد كه صرفا يك موسسه پولي بي طرف نيست و در پشت چهره آرام و ظاهر الصلاح خود به سود برخي قدرتها سياسي كاري مي كند و يك ابزار اعمال سلطه گري است .
بانك جهاني در پي ديدار نمايندگانش از تهران و آبادان، در گزارشي كه در واشنگتن منتشر ساخته بود ضمن تشريح تاريخچه نفت ايران و قرارداد نفتي 1901 و تمديد آن در 1933 با شركت نفت انگلستان كه سهامدار عمده آن دولت انگلستان بود نوشته بود كه اگر دولت ايران ( دكتر مصدق ) تصور مي كند كه قطع صدور نفت و تعطيل بودن پالايشگاه آبادان، جهان را با كمبود رو به رو مي سازد، اين يك اشتباه است؛ زيرا با تاسيس پالايشگاههاي تازه و استخراج بيشتر از ميدانهاي نفتي ساير كشورها به ويژه عراق، اين كمبود ها رفع مي شود و ايران ، بازنده « خيال » و محاسبه خود خواهد بود. جملات اين گزارش نيز چنان انتخاب شده بود كه گويا، نفت ايران ملي نشده و هنوز متعلق به انگلستان است.
اين نخستين بار بود كه دست بانك جهاني خوانده شده و ماهيت آن فاش گرديده بود. بعدا و تا به امروز ساير كشورها همين اتهامات را كه ايران آغازگر آن بود به اين بانك وارد آورده اند.

دالس: آمريکا نمي گذارد ايران به دست کمونيستها افتد و يا در دست مخالفان آمریکا باشد
سوم ژوئن 1953 (13 خرداد 1332 و دو ماه و نيم پيش از براندازي 28 امُرداد 1332) جان فاستر دالس John Foster Dulles وزير امور خارجه وقت آمريکا [از 26 ژانويه 1953 تا 22 اپریل 1959] پس از يک ديدار طولاني با «لوي هندرسون» سفير اين کشور در تهران اعلام کرده بود که دولت آمريکا نمي گذارد ايران به دست کمونيستها افتد و یا در دست مخالفان آمريكا باشد. وي که در واشنگتن سخن مي گفت اظهارکرده بود که با افتادن ايران به دامان مسكو، خاور ميانه استراتژيک و نفتدار از دست خواهد رفت و چراغ پیشرفت اقتصاد اروپا و ژاپن خاموش خواهد شد. وي دولت هری ترومن [رئیس جمهور قبلی آمریکا] را متهم كرده بود كه سياست روشن و درستي در قبال تحولات وقت ايران نداشت. دالس گفته بود: براي ما ايران غير کمونيست و متحد غرب به مراتب مهمتر از نفت است. دولت ايران، صرف نظر از چه کسي نخست وزير آن باشد، بايد در كنار ما، دوست و متحد اطمينان بخش ما باشد.
به نوشته مورخان معاصر، دالس در تنظیم و نظارت بر عملیات براندازی دولت مصدق معروف به عملیات آژاکس [Operation Ajax 1953] نقش موثر داشت. به باور برخی از این مورخان، براندازی مصدق سرآغاز عملیاتی بود که اواخر دهه 1980 به انحلال پیمان ورشو و دو سال بعد فروپاشی شوروی انجامید زیرا اگر ایران متحد مسکو شده بود، شوروی طبق نقشه تزارها که دولت لندن در زمان خود با انواع بازی و دسیسه مانع از تحقق آن شد بر خاورمیانه و آسیای جنوبی دست می یافت که فروپاشی قدرت غرب را به دنبال داشت و ....
روزنامه هاي تهران عموما، از اين اظهارات دالس ابراز تعجب کرده بودند و روزنامه اطلاعات در شماره 16 خرداد خود سئوال کرده بود: مقصود آمريکا چيست؟.

حذف کتابهای «درسی تاریخ» دوران مصدق و ناپدید شدن «بیل آو رایتز Bill of Rights» از این کتب

دو روز مانده به پایان سال تحصیلی 1332 – 1333 (دوم و سوم ژوئن 1954)، به دانش آموزان دوره دوم متوسطه ایران گفته شد که پس از امتحانات، اگر کتابهای درسی تاریخ را [که در دوران حکومت مصدق چاپ شده بود] تحویل دفتر مدرسه دهند، به رایگان کتاب تاریخ چاپ تازه و یا 3 دفترچه سفید و قلم دریافت خواهند کرد!. در آن زمان، یک دانش آموز در پایان کلاس یازدهم دیپلم متوسطه دریافت می کرد و کلاس دوازدهم که سه شعبه بود (ادبی، ریاضی و طبیعی) اختصاص به کسانی داشت که می خواستند در رشته های مربوط به دانشگاه بروند.
متون کتابهای تاریخ چاپ تازه، درحقیقت همان بود که در کتابهای چاپ پیش از خرداد 1330 مندرج بود. دولت مصدق کتابهای درسی تاریخ برای دوره متوسطه را تجدید نظر کامل کرده ازجمله در قسمت تاریخ آمریکا توجه ویژه به قانون اساسی این کشور و مفاد اصلاحیه معروف به «بیل آو رایتز Bill of Rights» شده بود که انعکاس دمکراسی و آزادی ها بود ازجمله آزادی انتشار روزنامه (نداشتن نیاز به دریافت پروانه نشر). عنوان «اکتشافات جغرافیایی» شده بود «استعمار ملل و سلطه اروپاییان». عکس تبلیغاتی تجمع کشتی های نظامی انگلستان [در فصل مربوط به جنگ جهانی اول] حذف شده بود. تاریخ اشکانیان که در کتب پیش از سال 1330 تنها دو صفحه بود و در این دو صفحه هم آمده بود که اطلاع زیادی از این دوره در دست نیست ده برابر شده و دمکراسی اشکانی و ایجاد مجلس مِهستان، انتخابی بودن شاه و چگونگی عزل او، توجه به فلسفه یونان در این دوره و ... به تفصیل تشریح شده بود. در کتب چاپ تازه از تاریخچه نفت، تاریخ اندیشه و روشنگری [در اروپا] و ... اثری نبود و فصل انقلابات و ... حذف شده بود. در کتب درسي دوران حکومت مصدق در فصل انقلابات، بپاخیزی های بزرگ در طول تاریخ بشر از کاوه آهنگر و اسپارتاکوس تا انقلاب فرانسه، انقلابات سال 1848 اروپا، انقلابات قرن نوزدهم آمریکای لاتین به رهبری سیمون بولیوار و انقلاب روسیه آمده و نتیجه گیری شده بود که اگر نشر روزنامه و تشکیل حزب و اتحادیه در یک کشور آزاد باشد انقلاب به آن شکل روی نخواهد داد و تظاهرات ـ راهپيمايي هاي محدود خیابانی و اعتراض «انقلاب» نیست که دگرگون کننده اوضاع باشد.
دکتر مهدی آذر [متوفی در آمریکا در 28 ماه می 1994 ـ 94 سالگی ] وزیر فرهنگ حکومت مصدق به این تغییرات و از گور درآوردن کتب درسی سابق اعتراض و این عمل را در تاریکی باقی گذاردن نوجوان ایرانی و بی خبری او از دمکراسی و آزادی و عظمت فکری گذشته اعلام کرد و گفت: مجسمه ها و سکه های همه پادشاهان اشکانی ایران و خرابه های شهر اشک آباد و نسا (عشق آباد) که ساخته اند، دامغان، ایوانکی (شهر ری نوین)، تیسفون که به دست آنان ساخته شده است و صورتجلسات سنای روم و ... موجود است چرا باید به نوجوان دروغ گفت و ... چرا باید از بردن نام دمکراسی ترسید؟!، ژاپنی ها ساعات درس تاریخ را در مدارس خود سه برابر کردند و به آن قدرت رسیدند، استعمار اروپایی را از آسیا برانداختند و ....
تنها اثر این اظهارات این بود که بر اوراق پرونده او [دکتر آذر] در دادرسی ارتش افزود و دو اتهام تازه بر اتهامات قبلی وی اضافه شد. زدن این حرفها در آن زمان (9 ماه پس از براندازی 28 امُرداد) دلاوری فراوان لازم داشت [دل شیر می خواست]

انتشار طرح قانون سال 1358 مطبوعات براي اظهار نظر
14 خرداد سال 1358 - چهار ماه پس از انقلاب - طرح قانون مطبوعات که براي بررسي و تصويب در شوراي انقلاب تنظيم شده بود براي اظهار نظر علاقه مندان،در روزنامه هاي تهران انتشار يافت. اين طرح که بعدا تصويب و تا سال 1364 ( زمان وزارت محمد خاتمي) اجرا مي شد که قانون سخت تازه جاي آن را گرفت، از بهترين قوانين مطبوعات ايران بشمار مي آمد. اهميت اين قانون در اين بود که تاکيد بر حرفه اي و فني بودن مدير نشريه داشت و به علاوه صراحت داشت که اگر وزارت ارشاد ( هيات نظارت ) تا سه ماه پس از وصول تقاضا به آن رسيدگي و پاسخ رد و يا قبول ندهد، متقاضي مي تواند به دادگاه دادخواست دهد و حکم دادگاه در اين زمينه قطعي خواهد بود. به علاوه ، اين قانون از ناشر خواسته بود که قبلا اعلام کند که با چه تيراژي شروع بکار خواهد کرد. طبق اين قانون، اگر شرکتها و موسسات ( شخصيت هاي حقوقي ) متقاضي پروانه بودند بايد به پيوست تقاضانامه خود مشخصات يک مدير را( که در عين حال سردبير هم بود ) ارسال مي داشتند که روزنامه نگار بودن او قبلا به تاييد مراجع حرفه اي رسيده بود.

dokhtare sahra
1390,03,17, ساعت : 17:10
روزگار 14 خرداد
مقاومت ژنرال ايراني در برابر گسترش سلطه عربان
ژوئن 652 ميلادي ـ ده سال پس از جنگ نهاوند، قارن يكي از ژنرالهاي ارتش ايران در آن جنگ ـ در مقاومت ديگري از پاي در آمد. قارن براي ادامه مقاومت در برابر گسترش سلطه تازیان، از نهاوند به هرات رفته بود و سپاهي از مردم هرات، فراه و كُهستان [ساتراپی باستانی آریا] براي جنگ با اعراب فراهم ساخته بود و چون در پيشاپيش اين سپاه حركت مي كرد در نخستين تماس دو نيرو هدف يك تير قرارگرفت و كشته شد و سپاه بدون سردار او به ارگ هرات عقب نشيني كرد.
در اين جنگ، فرماندهي نيروهاي عرب را «ابن خازم» برعهده داشت.

سید ضیاء طباطبایی پس از برکناری
دولت تهران پس از بركناري سيد ضياء الدین طباطبایی یزدی از نخست وزیری، در خرداد 1301 (ژوئن 1922) بیست و پنج هزار تومان هزينه سفر به او داد تا كشور را داوطلبانه ترك كند و سيد ضياء از ايران رفت. طبق برنامه ريزي دولت لندن كه هنوز سيد ضياء را براي روز مبادا لازم داشت، وي سال ها در فلسطين كه توسط انگلستان اداره مي شد اقامت كرد كه پس از اشغال نظامي ايران در شهريور 1320(آگوست 1941) به كشور بازگشت و از شهر يزد ـ زادگاه خود ـ به نمايندگي مجلس انتخاب گرديد و اعتبارنامه وي برغم مخالفت شديد دكتر مصدق كه او را عامل يك دولت خارجي (انگلستان) اعلام كرده بود تصويب شد. سيد ضياء تا پايان عمر در ملك خود ـ سعادت آباد (نه چندان دور از ونك ـ تهران) اقامت داشت. محمدرضاشاه ضمن ادامه ظاهر دوستانه با او، محرمانه به ژاندارمري تهران كه انتظامات خارج از محدوده پايتخت را در دست داشت دستورداده بود كه با گماردن مامور مخفي (از اطلاعات ژاندارمري و پاسگاه ونك) رفت و آمدها و ديدارها و مراجعين اورا زير نظر داشته باشد و ژاندارمري تهران گاهي و عمدتا در روزهاي تعطيل كه شمار مراجعين سيد ضياء چشمگير بود، به بهانه مبارزه با فساد علني (عمل منافي عفت در اتومبیل در زمین ها و تپه هایی که بعدا شهرک غرب و زندان اوین بر روی آنها ساخته شد)، در این محل ها که مشرف به سعادت آباد بود جيپ مسلح و ماموران داراي دوربين مستقر مي ساخت.
سلطان احمد شاه قاجار، چهارم خرداد سال ۱۳۰۰ (25 مه ۱۹۲۱) و در پي يك مشاجره لفظي كوتاه با سيد ضیاء، وي را از سمت نخست وزیری بركنار كرده بود. سيد ضياء با حمايت انگلستان و كودتاي تيپ قزاق در اسفند ۱۲۹۹ (فوریه 1922) بر سر كار آمده بود. برخي از رویدادنگاران تاريخ معاصر نوشته اند كه تاريخ مصرف سيد ضياء براي دولت لندن با اطمينان از ادامه برنامه هايي كه با كودتاي 3 ماه پيش از آن آغازشده بود و قدرتگيري ژنرال رضا خان پهلوي به پايان رسيده بود. از لحظه پيروزي انقلاب بلشويكي روسيه در اكتبر 1917، دولت لندن تا 17 سال بعد يكه تاز ميدان ايران بود كه از آن پس آلمان با حمايت ناسيوناليسم ايراني كه دوباره سربلندكرده بود رقيب آن استعمارگر شد و ....

در پی پيشنهاد تقسيم ايران از سوي داماد چرچيل، موضوع تحریک تاجیکها و پایتخت اعلام شدن هرات بمیان آمده بود و ...

در اوج معارضات ايران و انگلستان بر سر نفت، در پی پیشنهاد دانكن سندز (ساندز) سياستمدار، دولتمرد انگليسي و داماد وينستون چرچيل نخست وزير وقت، چهارم ژوئن 1952 یک مقام انگلیسی دیگر از گروه محافظه کاران برای حل مسئله ایران پیشنهاد کرده بود که تاجیک های افغانستان تحریک شوند و با قراردادن ابزار تبلیغ در دسترسشان، ادعای همه ایران را به پایتختی شهر هرات کنند که این نظریه هم به این دلیل که نیمی از تاجیکها در منطقه فرارود زندگی می کنند و از اتباع شوروی هستند و هرگونه اقدامی از آن دست به سیاست توسعه طلبانه مسکو کمک خواهد کرد ردّ شده بود.
21ماه مه 1952 (ارديبهشت 1331 و 14 ماه پس از ملي شدن نفت ايران) دانکن ساندز سياستمدار، دولتمرد انگليسي و داماد وينستون چرچيل نخست وزير وقت به پارلمان انگلستان پيشنهاد كرده بود كه آسانترين راه حل مسئله اي به نام «ايران» كه به وجود آمده بود اين است كه ايران بارديگر ميان دولتهاي لندن و مسكو (مطابق توافق سن پترزبورگ آگوست 1907) قسمت شود!. وي كه در پارلمان انگلستان سخن مي گفت، اضافه كرده بود: «محاصره اقتصادي ايران به تنهایی موثر واقع نخواهد شد و حمله نظامی بدون توافق قبلی با مسکو، به تصرف ایران توسط شوروی منجر خواهد شد که دولت واشنگتن چنین اجازه ای را به ما (لندن) نخواهد داد زیرا که راندن شوروی از ایران، برای غرب امکان پذیر نخواهد بود».
در آن زمان، انگلیسی ها که هرگونه اقدام در قبال ایران را منوط به موافقت قبلی واشنگتن می پنداشتند سرانجام موضوع کمونیست شدن ایران از درون و قدرت گرفتن حزب توده را مطرح و در رسانه های خود بزرگ کردند تا اینکه در آمریکا، ژنرال آیزنهاور روی کار آمد و تحت تاثیر تلقین های لندن با برنامه براندازی دولت مصدق موافقت کرد.

مسئله پرداخت به کارمندان دولت

از خرداد 1332 (ژوئن 1953 و آخرین سال حکومت مصدق) پرداخت دستمزد کارکنان دولت ایران طبق اشل ترميم شده وقت آغاز شده بود. در اين اشل، حقوق كارمند پايه يك (تازه استخدام) 150 تومان (1500 قران، مساوی با 21 دلار) و از لحاظ ریالی به مراتب كمتر از يك هزار و دویستم آن در سال 1388 تعيين شده بود. طبق اين جدول، حقوق آخرين پايه آن زمان (پايه 9 با نزدیک به 30 سال سابقه کار) ششصد و نود و دو تومان در ماه (با نرخ تسعیر آن زمان، نزدیک به صد دلار) بود. متوسط دستمزد یک کارمند دولت ایران در سال 1388 (سال 2009) هشتصد دلار و بازنشسته دولتی هفتصد دلار (بالاتر از متوسط دريافتي بازنشستگان در آمريکا) بود. افزایش دستمزد و مستمری کارکنان دولت که از سال 1388 (سال 2009) آغاز شده است این بحث را به میان آورده است که آیا دولت ایران قادر به پرداخت این پول در صورت کاهش بهای بین المللی نفت و وقوع رویدادهای غیر مترقبه خواهد بود یا نه؟!.

زماني که درآمد نفت؛ اندک و خزانه دولت از پول تهي بود ... هيچکس حاضر نبود حتي مديرکل شود!

در پي چند نشست، چهارم خرداد 1335 (24 ماه مي 1956) وزارت فرهنگ وقت (آموزش و پرورش، علوم، هنر و ...) تصميم گرفت كه با توجه به بزرگ شدن شهر تهران نواحي آموزشي اين شهر را كه به ده ناحيه (بعدا 11 ناحيه) تقسيم شده بود زير نظر يك مدير كل قراردهد و دكتر فاطمي (بعدا موسس يك مدرسه عالي غير دولتي در ونك) و از مقامات آن وزارت مامور اجراي اين تصميم شده بود كه ساختماني را كه در زمين دبستان دولتي نظامي (مشرف به خيابان شمالي پارك شهر) ساخته شده بود محل اين اداره كل تعيين كرد ولي سه ماه طول كشيد تا يك مقام آموزشي كشور حاضر شد مدير كل آموزش و پرورش تهران شود زيرا كه خزانه كشور از پول تهي بود و قبول چنين مقامي با آن بي پولي جز درد سر چيز ديگري نداشت. در آن زمان درآمد ايران از نفت خود چشمگير نبود. بالاخره پس از سه ماه تلاش و درخواست «التماس گونه» از اين و آن، «مصطفي زماني» حاضر به قبول مديركلي آموزش و پرورش تهران شد. نخستين مشكل او نداشتن ميز و صندلي براي نشستن در اطاق تازه ساز مديركلي (به سبب تامین نبودن اعتبار مالی) بود و .... در آن زمان، قبول هر مقام دولتي خالي از چنين مشكلاتي نبود. در آن روزگار بزرگترين خبر يك روزنامه اين بود كه در يكي از روزهاي نخستين هفته هرماه بنويسد كه صندوق دولت جهت پرداحت حقوق كارمندان به حد كافي داراي وجه است. اين وضعيت تا سالها برهمين منوال بود. براي مثال: براي پرداخت حقوق اسفندماه 1349 و نيز 1350 معلمان تهران بموقع (چند روز پيش از نوروز) شوراي آموزش و پروش پايتخت مجبور به استقراض شده بود (براي اطلاع از جزئيات به صورتجلسه هاي این شورا رجوع شود). از تاریخ باید درس گرفت. این چند رویداد این هشدار را می دهند که درآمد نفت همیشگی نیست و ....

اطميناني که دريادار مدني کرماني به ايرانيان درباره محافظت از خوزستان داد

در اين روز از خرداد سال 1358 دريادار مدني كرماني استاندار وقت خوزستان صدام حسين را متهم به ارسال اسلحه به ايران و عامل تحريك برخي عوامل درخوزستان كرد و اطمينان داد كه از تماميت خوزستان محافظت خواهد شد و گفت كه اگر يك وجب از خاك خوزستان از دست رود حاضر است او را اعدام كنند.
در ناآرامي هاي خوزستان كه بوي ضد ميهني از آن به مشام مي رسيد تا آن روز 23 تن كشته و شماري مجروح و 120 نفر هم دستگير شده بودند. با بكارگيري واحدهاي ارتش، بالاخره اين غائله پايان يافت.

سالروز درگذشت بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران

آيت الله روح الله خميني بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران 14 خرداد 1368 (مصادف با سوم ژوئن 1989) وفات يافت و همان روز مجلس خبرگان آیت الله علی حسینی خامنه ای را به رهبری جمهوری اسلامی برگزید. آيت الله خامنه اي قبلا به مدت هشت سال رئيس جمهور بود.
روزنگارهاي تاريخ عمومي (کرونیکلز آو ظ ورلد) 17 ماه مه (27 ارديبهشت) را زادروز آیت الله خميني ذكر كرده و نوشته اند كه در سال 1900 ميلادي چشم به جهان گشوده بود. در اين مآخذ آمده است که آيت الله خميني در جریان بپاخيزي ژوئن 1963 (خرداد 1342) و 35 ساعت پس از ایراد یک سخنرانی در قم که در آن شاه را از جنبه های مختلف مورد انتقاد تند قرارداده، محکوم و تقبیح کرده بود دستگیر، به تهران منتقل و ماههای دربازداشت بود ولی پس ازرفع توقیف موقت و بازگشت به قم چون از مخالفت دست نکشید و به انتقاد و اعتراض ادامه داد در مارس 1965 (اسفند 1343) از وطن تبعيد شد. وی در طول تبعيد در تركيه و عراق از مبارزه با شاه دست نكشيد و اين مبارزه از ژانويه سال 1978(دي ماه 1356) شدت گرفت كه درست يك سال بعد، در پي اعتصابها و تظاهرات ممتد منجر به خروج شاه و خانواده اش از ايران و متعاقب آن بازگشت آیت الله خمینی به وطن و پيروزي انقلاب در فوريه 1979(بهمن 1357) شد و 50 روز بعد، ايرانيان در يك رفراندم راي به تغيير نظام و تاسیس جمهوری اسلامی دادند. جمهوری اسلامی ایران 19 ماه پس از پیروزی انقلاب مورد تعرض نظامی تمام عیار عراق قرارگرفت و این جنگ هشت سال ادامه داشت که بازنده آن دولت وقت عراق بود. از آیت الله خمینی مطالب، اندرزها و یک وصیتنامه باقی مانده است. از وصاياي وی يکي اين بوده است که روحانيون از قبول کارهاي اجرايي خودداري ورزند. اندرز ژانویه 1989 آیت الله خمینی به گورباچف که به صورت پیامی با یک پیک ویژه ارسال شده بود معروف است. وی به گورباچف اندرز داده بود که فريب مقامات آمريکا را نخورد. این پیام یک سند تاریخ شده است.

dokhtare sahra
1390,03,17, ساعت : 17:27
ارتش ساسانی شهر آنتیوک را از رومیان پس گرفت
ژوئن سال 538 میلادی (طبق برخی تالیفات، نهم ژوئن) ارتش ایران (دوران پادشاهی خسروانوشیروان ساسانی) شهر آنتیوک (آنتیوخ ـ انتاکیه) ـ نه چندان دور از خلیج اسکندرون را از روم شرقی پس گرفت. در سال 526 میلادی در منطقه آنتیوک یک زمین لرزه بسیارشدید روی داده بود و 250 هزار تن از ساکنان شهر را کشته بود. آنتیوک در نیمه قرن چهارم پیش از میلاد توسط سلوکوس جانشین اسکندر مقدونی ساخته شده است. این شهر و مناطق اطراف آن در اکتبر سال 637 به دست نیروی عرب بفرماندهی خالد بن ولید و مالک اشتر افتاد که قبلا دمشق را متصرف شده بودند و روم شرقی را در نبرد «یرموک» شکست داده بودند. در قرن یازدهم میلادی علاوه بر صلیبیون، یک بار ارمنیان و باردیگر سلجوقیان آنتیوک را تصرف کردند. در ژوئن 1098 میلادی صلیبیون آنتیوک را پس از تصرف ویران ساختند و قتل عام کردند به گونه ای که دیگر به حالت اول بازنگشت و اینک شهری کوچک و دارای کمتر از چهل هزار جمعیت است.

يک بانو حکمران ري و مناطق مرکزي ايران شد
هفتم ژوئن سال 988 ميلادي (دوران فردوسي) يك بانوي با تدبير رئيس ايالت ري و ساير مناطق مركزي ايران از جمله اراك شد. بانو ملك خاتون (سيده ملك خاتون) پس از درگذشت شوهرش علي ديلمي ملقب به فخرالدوله، با صلاحديد افسران سپاه و بزرگان منطقه به اين سمت دست يافته بود. سمت اين بانو قبلا به تاييد پسر عموي شوهرش شرف الدوله ديلمي حكمران بغداد رسيده بود. در آن زمان، جز خراسان و سيستان بقيه نقاط ايران به دست ديلميان اداره مي شد. حكومتهاي سيستان و خراسان بزرگتر نيز در دست دو دودمان ايراني ديگر بود.
قیام 15 خرداد 1342
15 خرداد سال 1342 يادآور قيامي است که با خشونت تمام سرکوب شد. اين بپاخيزي که در پي مخالفت آيت الله خميني با شاه آغاز شده بود؛ متعاقب درگيري هاي شهر قم، به تهران و حومه آن و چند شهر دیگر گسترش یافته بود. سیزدهم خرداد 1342 به مناسبت عاشورا، مخالفان دولت و ناراضیان در تهران، قم و چند شهر دیگر دست به تظاهرات زده بودند. دسته ای از تظاهرکنندگان حتی مقابل کاخ مرمر (دفتر کار شاه) و نیز ساختمان نخست وزیری اجتماع کرده و شعار داده بودند. در همین روز در مدرسه فیضیه قم، آیت الله خمینی نطقی تند و شدیدالحن علیه شاه ایراد کرده بود. متعاقب این سخنرانی، سحرگاه 15 وی در قم دستگیر و به تهران انتقال یافته بود. خبر این بازداشت بردامنه تظاهرات افزود. میدانهای تره بار و برخی از مغازه ها بسته شدند. تظاهرکنندگان در شهر ري، باقر آباد، خيان مولوي و ميدان ارگ تهران با انبوه نيروهاي انتظامي (ژاندارم و پلیس) و واحدهاي دژبان ارتش رو به رو شدند. نظاميان تظاهرکنندگان را که در ميدان ارگ قصد ورود به ساختمان راديو و خبرگزاری پارس را داشتند به خمپاره بستند ـ عملی که قبلا سابقه نداشت. در باقرآباد نيز ژاندارمها راه برکفن پوشان وراميني که رهسپار تهران بودند بستند و آنان را زير آتش گرفتند و تلفات وارد ساختند. در شهر ري تظاهرکنندگان وارد کلانتري پلیس شده بودند که مورد حمله یک واحد کمکی ژاندارم قرار گرفتند. تلفات قيام کنندگان بسيار سنگين گزارش شده بود. در پي سرکوب قيامگران، از همان شب در تهران و حومه بریاست سپهبد نعمت الله نصیری (رئیس شهربانی وقت) حکومت نظامي و مقررات منع رفت و آمد شبانه اعلام شد و شماری بسیار دستگير که بعدا برخي از آنان اعدام شدند. در پي پيروزي انقلاب سال 1357 تنی چند از افسراني که در سرکوب قيام 15 خرداد 1342 دست داشتند دستگير، محاکمه و اعدام شدند. هیچیک از قدرت های وقت حتی شوروی از این خشونت نکرده بود.

dokhtare sahra
1390,03,17, ساعت : 17:37
روزگار 16 خرداد
ايران تنها ابر قدرت سراسر گيتي ـ سرکوبي شورش قبرسي ها
ششم ژوئن سال 344 پيش از ميلاد اردشير دوم، شاه هخامنشي ايران شورش قبرسي ها برضد امپراتوري ايران را درهم شكست. قبرس از زمان داريوش بزرگ تا نبرد ايسوس و سلطه اسكندر مقدوني بر شرق مديترانه ـ نزديك به دو قرن از سرزمين هاي امپراتوري ايران و پايگاه ناوگان ما در مديترانه بود. آتن طبق پيمان آنتالكيداس منعقده در سال 386 پيش از ميلاد حكومت ايران بر قبرس را به رسميت شناخته بود.طبق اين پيمان كه به صلح جهاني معروف است، جهان يوناني زبان ايران را به عنوان قدرت اول گيتي به رسميت شناخته و متعهد شده بود كه در هيچ منطقه اي اقدامي برضد منافع ايران بعمل نياورد.
اوايل قرن گذشته، در اكتشافات باستان شناسي در قبرس تعدادي سكه ايراني رايج در قرن پنجم پيش از ميلاد (25 قرن پيش) به دست آمد.
اردشير دوم از سال 404 تا 358 پيش از ميلاد حكومت كرد. از رويدادهاي معروف دوران حكومت او، شورش برادرش كوروش كوچك است كه مدعي سلطنت بود و در جنگ «كوناكسا» كشته شد و شرح اين شورش را گزنفون مورخ و ژنرال يوناني در كتاب «عقب نشيني ده هزار نفري» آورده است.

مهرداد اشکاني سلوکي ها را از بابل بيرون راند
در ادامه اخراج «شهر به شهر» سلوكيان (جانشينان اسكندر مقدوني) از مشرق زمين، پنجم ژوئن سال 154 پيش از ميلاد مهرداد اشكاني شاه وقت ايران منطقه بابل (عراق جنوب غربي امروز) را تصرف كرد و قلمرو خود را تا آن سوي فرات گسترش داد. وي پس از فتح بابل، بدون درنگ، به تلاش براي بيرون راندن بازماندگان مقدوني ها از شرق ادامه داد.

dokhtare sahra
1390,03,17, ساعت : 17:47
روزگار17 خرداد
زماني که حفظ نظم تهران به پالكونيك ـ ژنرال روس سپرده شده بود
محمد عليشاه قاجار در پي استقرار در باغ شاه (پادگان حرّ) و بازداشت گروهي از سران كشور و تبعيد پاره اي از آنان به خراسان و اشغال نظامي سازمانهاي پست و تلگراف، از 17 خرداد 1287 هجري خورشيدي حفظ نظم تهران را به پالكونيك، ژنرال روس، و نيروي قزاق سپرد. مجاهدان مسلح مشروطيت هم در بهارستان و مجلس سنگر بندي كردند تا از نمايندگان حفاظت كنند و به اين ترتيب، شهر تهران در داخل حصار و باروي خود چهره يك منطقه نظامي را به خود گرفت. اين اقدام محمد عليشاه سقوط او را تسريع كرد.

تشكيل كميته انقلاب سرخ در گيلان

ميرزا كوچك خان

ميرزا كوچك خان و همفكرانش 17 خرداد 1299 (7 ژوئن 1920) در گيلان كميته انقلاب سرخ تشكيل داده بودند. وي يك روز پيش از اين، روساي ادارات دولتي گيلان را زنداني كرده و 18 خرداد تشكيل يك دولت محلي را در رشت اعلام داشته بود. ميرزا كوچك فرزند ميرزا بزرگ رشتي كه مخالف سلطه انگليسي ها بود هنگام تاسيس كميته انقلاب گيلان 40 ساله بود.
پیمان دوستی ایران و روسیه شوروی معروف به قرارداد 1921
جامعه ملل هفتم جون 1922 پیمان دوستی ایران و روسیه شوروی را در ردیف قراردادهای فی مابین ملل ثبت کرد. این قرارداد 26 فوریه 1921 میان دو دولت امضاء شده بود. دولت مسکو در این سند همه معاهدات تزارها با ایران ازجمله قراردادهای ترکمن چای و گلستان را لغو کرد و برای ایران در دریای مازندران حق کشتیرانی مساوی با خود و با پرچم ملی اعلام کرد. طبق این قرارداد که تا ماههای پس از انقلاب ایران به قوت خود باقی بود و دولت موقت مهدی بازرگان ان را یکجانبه لغو کرد، روسیه شوروی این حق را به دست آورده بود که اگر یک نیروی مسلح خارجی وارد ایران شود و در این راستا روسیه تهدید گردد بتواند برای دفاع از خود نظامی به ایران بفرستد و این نیرو پس از رفع خطر ایران را ترک کند. همچنین ایران متعهد شده بود که مانع انتقال مواد جنگی از سوی طرف ثالث از خاک خود شود که هدف از آن ضربه زدن به روسیه شوروی و متحدانش باشد و همچنین استقرار وسایل تهدید روسیه.

پرده برداري از مجسمه فردوسي در تهران
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/ferdowsi5.jpg


17 خرداد 1338 با برپايي مراسمي با شكوه، از مجسمه ابوالقاسم فردوسي در ميدان فردوسي شهر تهران پرده برداري شد. ترديد نيست که فردوسي بيش از هركس ديگر به ايران و ايراني خدمت بي شائبه كرده است. فرق فردوسي با ساير ايراندوستان بنام، در اين بوده است كه بدون چشمداشت عمر خود را وقف خدمت به وطن و زبان فارسي كرد. او بسال 1020 ميلادي در توس درگذشت و ايرانيان هر روز كه مي گذرد بيشتر متوجه عمق و عظمت خدمات بي دريغ فردوسي مي شوند.
مهرماه سال 1313 کار نوسازي آرامگاه فردوسي در توس پس از شش سال به پایان رسید و بيستم این ماه طي مراسمي كم نظير با حضور رضا شاه و مستشرقين و ايرانشناسان سراسر جهان، اديبان كشور و مقامات فرهنگي و دولتي گشايش يافت. ایرانشناسان شرکت کننده در مراسم ضمن قطعنامه ای به فردوسي لقب «ميهندوسترين ايرانيان» داده شد كه عمر خود را داوطلبانه صرف خدمت به ايران، تاريخ آن و زبان پارسي كرد و تاريخ ايران (شاهنامه) را به شعر در آورد. این ساختمان در سال 1338 تعمیر و تزیینات آن افزوده شد.
مورخان متفقا «ابوالقاسم فردوسي» را تنها فرد در سراسر تاريخ بشر خوانده اند كه بدون هرگونه دریافت، همه عمر خود را صرف زنده كردن تاريخ وطنش (ايران)، خصلت هاي نيك هموطنان (ايرانيان) و زبان نياكان (زبان پارسي) و شناساندن فرهنگ و تمدن كهن ميهنش كرد و به نوشته مرحوم دكتر رضا زاده شفق، شصت هزار بيت شعر گفت تا شكوه ايران باقي بماند و باعث افتخار و دلگرمي نسلهاي بعد باشد تا بدانند كه چه ميراثي گرانبها و با عظمت برايشان باقي مانده است و با همه توان بكوشند كه اين ميراث همچنان سربلند و بزرگ و عزيز باقي بماند. فردوسي براي به نظم در آوردن تاريخ ايران، اسناد فراوان خواند كه خود او گفته است:
«بسي رنج بردم بسي نامه (مكتوب و سند) خواندم ـ زگفتار تازي (اسنادي كه به زبان عربي نوشته شده بود) و از پهلواني (اسنادي كه به پارسي دوران اشكاني و ساساني بود)».
به مناسبت هزار ساله شدن فردوسي كه ايرانيان بايد هميشه مرهون زحمات، احساس و عواطف وطندوستانه او باشند يك هفته در سراسر كشور جشن گرفته شده بود، مجلس با تصویب قطنعامه از او تقدیر کرده بود و بهترين خيابان و ميدان تهران به اسم او نامگذاري شده است. در همان هفته در خيابان تخت جمشيد (طالقاني) تهران زيباترين مدرسه نوبنياد كشور به نام فردوسي نامگذاري شد كه درسالهاي 1350 و 51 در زمين اضافي آن اداره كل آموزش و پرورش تهران بنا گرديد. در شهرهاي ديگر مدارس و تالارها و خيابانها به نام فردوسي نامگذاري شد و بعدا مدارس تازه ساز و دانشگاه، كه اين قدرشناسي ها باز هم براي مردي كه گفت: چو ايران نباشد تن من مباد و ... و «همه سر به سر تن به كشتن دهيم ـ به از آن كه ايران به دشمن دهيم»، كم است.
سخنراني تاریخدانان، ادیبان و میهندوستان هرکشور درباره فردوسی ادامه دارد. در پاییز 1982 و در دانشگاه نيويورك، پروفسورمایکل باكساندال درباره شاعر ملی ما (ميهندوست بزرگ) گفته بود: فردوسي نياز جامعه زمان خود را درك كرده بود. ايرانيان يك محرّك مي خواستند و نياز بود كه احساسات ملي ايرانيان برانگيخته شود و بدون آگاهي از گذشته درخشان و عمدتا قهرماني نمي شد كه اين احساسات را كه سركوب شده بود برانگيخت. براي مثال به اين شعر او توجه كنيد كه گفت: چو فردا بلند آيدش آفتاب ... من و گرز و ميدان و افراسياب ... چنانش بكويم به گرز گران كه پولاد كوبند آهنگران. اين شعر در سفر جنگي محمود غزنوي به هندوستان اورا برانگيخت چه رسد به يك امير ايراني. اظهارات باکساندال همان وقت در بسياري از رسانه ها انتشار يافته بود.

شكست كامل ناآرام كنندگان خوزستان

دريادار دكتر احمد مدني كرماني

پس از شكست كامل نا آرام كنندگان خوزستان، 17 خرداد 1358 به خواست دريادار دكتر احمد مدني كرماني استاندار وقت خورستان، همه شوراها و كميته ها و كانونها در اين استان منحل و حفظ نظم صرفا به پليس و ژاندارمري سپرده شد. در ناآرامي هاي آن سال خوزستان كه چند هفته پس از پیروزی انقلاب آغاز شده بود و از آن بوي ضد ميهني به مشام مي رسيد 23 تن كشته، شماري مجروح و 120 نفر هم دستگير شده بودند و دريادار مدني با بكارگيري واحدهاي ارتش و يك تاكتيك ماهرانه به غائله پايان داد كه خدمت چشمگيري به حفظ تماميت وطن محسوب مي شود. وی چهار روز پیش از سرکوب فتنه گران صدام حسين را متهم به ارسال اسلحه به ايران و عامل تحريك برخي عوامل درخوزستان كرده و اطمينان داده بود كه از تماميت خوزستان محافظت خواهد شد و برای تامین آرامش خاطر ملت، تعهد سپرده بود كه اگر يك وجب از خاك خوزستان از دست رود حاضر است اعدام شود. دريار دكتر مدني پس از انقلاب، در سمت وزير دفاع كابينه، تلاش بسيار براي سر و سامان دادن به نيروهاي مسلح كشور كرده بود. اين كوشش در وضعيتي صورت گرفت كه خيلي ها و هرکدام به دليلي مايل به احياي ارتش وطن نبودند. وي در اين كار موفق شد. دكتر مدني كه يك ملي گراي بنام بوده است در نخستين انتخابات رياست جمهوري ايران دوم شد و سپس به نمايندگي از زادگاه خود ــ كرمان ــ به مجلس رفت كه در همان نخستين جلسه با مشاهده وضعيت گفت: اينجا جاي من نيست و اندكي بعد از كشور خارج شد و.... دكتر مدني در فوريه 2006 در آمريکا از بيماري سرطان درگذشت. وي که سالها قبل از انقلاب به تصميم شاه که اورا مخالف خود مي پنداشت بازنشسته پيش هنگام شده بود از زمان بازنشسته شدن در دانشگاه کرمان تدريس مي کرد.
آمریکاییان و انتخابات ایران از 1997 تا ژوئن 2009
هفتم ژوئن 1997 و دو هفته پس از انتخاب محمد خاتمي به عنوان رئيس جمهور ايران ويليام كلينتون رئيس جمهوري وقت آمريكا گفت كه انتخاب يك ميانه رو در ايران اين اميد را به وجود آورده است كه مسئله ايران و آمريكا از بن بست خارج شود. در همين روز، «اينديك» ديپلمات آمريكايي نیز اظهار اميدواري كرده بود كه با انتخاب محمد خاتمی راه برای رفع اختلاف نظرهای دو دولت و حل مسائل في مابين هموار شود. همان شب مفسر شبکه تلویزیونی سی بی اس ضمن اشاره به این دو بیان یادآور شده بود که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، رئیس جمهور در ایران رئیس قوه مجریه است نه رئیس کشور که بتواند در امور مهم، خطوط کلی و سیاست خارجی به تنهایی تصمیم بگیرد؛ حرف آخر را رهبر کشور می زند که فرمانده کل نیروهای مسلح است و تعیین سیاست های کلی و انتصاب رئیس قوه قضایی با اوست و در مواردی می تواند رئیس جمهور را هم عزل کند.
پس از انتشار اسامی چهار نامزد انتخابات ماه جاری (خرداد 1388 = ژوئن 2009)، مقامات و شبکه های تلویزیونی آمریکا همین امیدواری را نسبت به یکی از نامزدها ابراز می دارند ولی مفسران این کشور که تجربه بیشتری دارند نظر دیگری را مطرح می کنند. سابقه نداشته است که یک شبکه تلویزیونی آمریکا مناظره 90 دقیقه ای دو نامزد ریاست جمهوری ایران را عینا و با ترجمه کامل اظهارات طرفین پخش کند که پنجشنبه شب، این کار توسط شبکه نسبتا پربیننده «سی سپن» صورت گرفت و مناظره چهارشنبه احمدی نژاد و موسوی را که از یک شبکه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ضبط کرده بود پخش کرد. مخاطبان این شبکه تلویزیونی آمریکا عمدتا طبقه تحصیلکرده این کشورند. این شبکه قبلا گفته بود که در ایران همانند آمریکا و بیشتر کشورها، رئیس جمهور می تواند برای دو دوره متوالی انتخاب شود و در چنین کشورهایی تنها یک جنجال (رسوایی) بزرگ و یا شکست در سیاست خارجی ممکن است باعث نیاوردن رای برای ادامه کار در دور دوم شود.
پیش از این، گزارش هایی در آمریکا انتشار یافته بود که نشان می داد برای نخستین بار، دریافتی بازنشستگان دولتی در ایران که شمار آنان هم کم نیست از سال جاری (1388 = 2009) با متوسط مستمری بازنشستگان آمریکا برابر شده است، بیشتر ایرانیان دارای سلفون (تلفن همراه) هستند و منازل دارای تلفن به اینترنت دسترس
دارند و بسیاری از روستانشینان ایرانی دارای خودرو سواری شخصی شده اند.

«اوباما» اعتراف کرد که براندازي 28 امرداد 1332 کار آمريکا بود

روابط گرم و دوستانه با روزنامه نگاران ـ این عکس تاریخی نورالدین نوری خبرنگار وقت روزنامه اطلاعات را در بهار 1332 در حال گفت و شنود با مصدق در خانه اش نشان می دهد


شبکه های تلویزیونی و ماشین تبلیغاتی آمریکا در سه روزی که به 15 خرداد 1388 (پنجم ژوئن 2009) ختم شد از دیدار باراک اوباما از کشور سعودی و مصر به عنوان «رسیدن به جهان اسلام» یاد کردند و بگونه ای آن را بازتاب دادند که نطق او در قاهره همه مسائل منطقه و اختلاف ف نظرهای با واشنگتن را دفعتا پایان می دهد. این تبلیغ بی سابقه، مفسران کشورهای بی طرف را بر آن داشته بود که یک بار دیگر «میدیاکراسی» آمریکا را مطرح سازند و بگویند که اوباما ساخت همین حکومت سازی رسانه هاست که به کمپانی های بزرگ خارج از حرفه ژورنالیسم تعلق دارند. به باور این مفسران، حتی یک دهم مسلمانان که شمار آنان بمراتب بیش از یک میلیارد نفر است از مفاد نطق اوباما آگاه نشدند. با نطق و تبلیغ («حرف» به دقت برنامه ریزی شده از قبل) نمی شود مسائل ـ مسائلی را که توده ها با پوست و استخوان خود لمس می کنند حل کرد و دیدار سران ربطی به مردم معمولی ندارد. به باور برخی از اصحاب نظر، اعتراف «اوباما» در نطق «از پیش تنظیم شده» خود در قاهره به اینکه حکومت مصدق با کمک آمریکا ساقط شد مهمترین قسمت نطق او بود که یک سند رسمی به دست ایرانیان داد که 56 سال در انتظار آن بودند تا مطالبه غرامت کنند. این اعتراف، همچنین به اعتبار دمکراسی خواهی آمریکا آسیب زد زیراکه دولت مصدق منتخب ملت بود و در این حقیقت تردید نیست و عوامل آمریکا در 28 امرداد 1332 یک دولت منتخب مردم را ساقط کردند. سقوط مصدق ایران را گرفتار یک رشته مشکلات ساخت که ادامه دارند زیرا که هر معضل مشکل و مسئله دیگری را بوجودآورده و بر زجرهای این ملت دائما زیر ضربه افزوده است.[/SIZE]

dokhtare sahra
1390,03,18, ساعت : 18:28
روزگار 18 خرداد

بپاخيزي استاد سيستاني (استاذسيس) استقلان طلب ايراني و ...
درجريان بپاخيزي ايرانيان، با هدف نجات وطن از سلطه عرب ها، هشتم ژوئن سال 767 ميلادي (سال 150 هجري قمري) استاد سيستاني (استاذسيس) مبارزه خودرا علنی ساخت و رسما پرچم استقلال ايران را در خاور ايرانزمين به اهتزاز درآورد و اکیدا از هموطنان خواست كه با عرب ها قطع معاشرت و با فرستادگان و منصوبان خليفه بغداد همكاري نكنند. وي در آن زمان با صدها هزار هواخواه، قدرت اول در سيستان، هرات، فراه، قهستان تا بادغيس بود.
اين خبر كه به گوش منصور خليفه عباسي وقت رسيد، خازم بن خزيمه - ژنرال عرب را مامور جنگ با استاد سيستاني و پيروانش كرد. در جنگي كه روي داد، با وجود وارد آمدن تلفات سنگين به نيروهاي خليفه و كشته شدن يكي از سرداران معروف او، سرانجام پيروان استاد شكست خوردند. سپس استاد و افراد خانواده اش نيز با نيرنگ و فريب به دام خليفه افتادند كه بعدا دستور اعدام مردان آنان را صادر كرد. هنوز چراغ قيام استاد سيستاني خاموش نشده بود كه هاشم حكيم (المقنّع) پرچم استقلال خواهي و آزادي ايران را به دست گرفت. پيش از استاد سيستاني ـ ابومسلم، عبدالله مقفّع و ديگران قيام كرده بودند. ايرانيان از خلفاي بغداد و قبلا دمشق كه يك روز با اين و آن دوستي، و روز بعد اعدامشان مي كردند بيزار بودند زيرا كه اين روش خلاف منش ايراني بود.
منصور كه با اين رشته قيام ها رو به رو شده بود به منظور آرام كردن ايرانيان و محبوب ساختن خود، دستور داد كه جشن هاي ايراني (نوروز، مهرگان و ...) در دربار او احياء و برگزار و تشريفات سلطنتي ساسانيان عينا در دستگاه حكومتي بغداد رعايت شود و نيز «خيزران» دختر استاد سيستاني را به نكاح پسرش مهدي درآورد. سالها بعد، مقامات بغداد با هدف جلب علاقه مندي ايرانيان شايع كردند كه هارون الرشيد محصول ازدواج مهدي با خيزران است. اين شايعه مورد تاييد همه مورخان نيست.

اسپارتاكوس ايراني و بپاخيزي بردگان سياهپوست در منطقه بصره
مورخاني كه در زمينه بپاخيزي هاي آزاديخواهانه بشر در طول تاريخ تحقيق كرده اند، آغاز بپاخيزي بردگان سياهپوست در منطقه بصره به رهبري يك ايراني به نام «علي ورزنيني» از مردم ري را هشتم ژوئن سال 882 ميلادي نوشته اند. علي ورزنيني غلامان سياهپوست معروف به زنگي (زنجي) را برضد مالكان عرب آنان كه عمدتا از عوامل المعتمد خليفه عباسي وقت بودند تحريك كرده بود و گفته بود كه رفتار اربابان با آنان مغاير تعاليم اسلامي است و بنابراين حق دارند بپاخيزند و زنجيرهاي اسارت را پاره كنند كه چنين شد. اين مورخان از علي ورزيني به عنوان اسپارتاكوس پارسي نام برده اند. اسپارتاكوس اروپایی ده قرن پيش از علي ورزيني، بردگان را برضد دولت روم متحد ساخته و با كمك آنان دست به مبارزه مسلحانه زده بود.
قيام غلامان سياه در بصره هنگامي صورت گرفت كه المعتمد گرفتار استقلال طلبي ايرانيان از جمله صفاريان، سامانيان و مازندراني ها در گوشه وكنار وطن ما بود.


شكست نظامي سالارالدوله در نهاوند

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0608salar.jpg

سالارالدوله

18 خرداد 1286 (هشتم ژوئن 1907) در نهاوند نبرد ديگري ميان نيروهاي هوادار سالارالدوله و قواي دولتي روي داد كه صدها كشته و زخمي برجاي گذارد. در اين نبرد، سالارالدوله كه مدعي تاج و تخت بود شكست يافت و فرار كرد. سالار (ابوالفتح ميرزا) كه سومين پسر مظفرالدين شاه قاجار بود خودرا محق به سلطنت كردن مي پنداشت. مورخان دولتي عمليات سالار را تحت عنوان «فتنه سالار» وارد تاريخ ايران كرده اند.

خلع ید از «BP» در ایران که اینک خشم آمریکاییان را از اين کمپاني انگليسي برانگیخته است
هيات خلع يد از کمپانی انگلیسی بی پی (بریتیش پترولیوم BP) در منابع نفت ايران 18 خرداد 1330 درميان استقبال توده هاي مردم وارد خوزستان شد و از روز بعد كار خود را آغاز كرد. مهندس مهدي بازرگان و دكتر متين دفتري (ناسیونالیست و نخست وزير پيشين) از اعضاي هيات بودند كه از سوي دكتر مصدق رئيس دولت وقت مامور نظارت بر امر خلع يد در نفت ايران شده بودند. این هیات با مشايعت دهها هزار نفري تهراني ها به خوزستان رفته بود. انعكاس عكس و خبر بدرقه و استقبال پرشور با پرچم و پلاكارد و ابراز احساسات ميهني از اين هيات در رسانه هاي ملل ديگر، انگليسي ها را بيش از پيش نگران آينده خود در منطقه نفتخيز خاورميانه ساخته بود.
در همين روز دكتر مصدق نخست وزير وقت پيشنهاد انگلستان مبني بر مشاركت 50 ـ 50 در نفت ايران را رد كرد و اعلام داشت كه همانند ساير كشورها، انگلستان هم مي تواند فقط يك خريدار خارجي نفت ملت ايران باشد.
«شرکت نفت انگلستان ـ BP» که از مارس 2010 درگیر نشت نفت در خلیج مکزیک (براثر انفجار يک سکوي اين شرکت) شده و با خشم آمریکاییان رو به رو است در سال 1908 و چند ماه پس از به نفت رسیدن نخستین چاه در ایران به نام «انگلو ـ پرشین اویل کمپانی = شرکت نفت انگلیسی ایرانی» تاسیس شده است. این شرکت از سال 1945 به بی پی (بریتیش پترولیوم) تغییر نام داد و از سال 2001 شکل لگو خودرا عوض کرد و دو حرف بی و پی را که قبلا از نوع بزرگ (کپیتال لتر) بودند به حروف کوچک تغییر داد. دولت آمریکا پرونده نشت نفت (بی پی) که سواحل جنوبي اين کشوررا آلوده ساخته و سواحل شرقي را تهديد مي کند جهت رسیدگی کیفری به دادستان کل احاله کرده است. طبق گزارش رسانه های آمریکا، بیشتر آمریکاییان که از بابت نشت نفت و آلودگی سواحل کشورشان و بی احتیاطی «بی پی» در حفر چاه زیر دریایی و ضعف تکنولوژی آن در قطع نشت خشمگین شده اند از خرید بنزین از جایگاههای این کمپانی (که در آمريکا فراوانند) اکراه کرده اند و ارزش سهام آن شدیدا پایین آمده است. برخي از مفسران که در هفته نخست ژوئن 2010 ضمن اشاره به ادامه نشت نفت خام در طول چهل روز اين گمان خودرا مطرح کرده بودند که ممکن است اين قضيه خالي از توطئه نباشد که دولت آمريکا نفت ساحلي خودرا استخراج نکند. اوباما رئيس جمهور آمريکا فعلا دستور توقف استخراج نفت از سواحل اين کشور (آف شور) حتي در آلاسکا را صادر کرده و بيش از پيش متکي به نفت وارداتي شده است.

dokhtare sahra
1390,03,19, ساعت : 18:20
روزگار 19 خرداد 1390
1389 شمسی: صدور چهارمین قطعنامه تحریم ایران
ن
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - چهارمین قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد، ۱۹خرداد سال1389 با رأی مثبت ۱۲ عضو این شورا به تصویب رسید.

ترکیه و برزیل به این قطعنامه رأی منفی دادند و لبنان از شرکت در رأیگیری خودداری کرد. تا لحظاتی پیش از رایگیری نیز، دیپلماتها پیشبینی کرده بودند که قطعنامه رأی مثبت ۵ عضو دائمی و ۷ عضو غیردائمی را جلب کند. ولادیمیر پوتین، نخستوزیر روسیه در گفتوگویی با خبرگزاری فرانسه گفته بود که نسبت به مؤثربودن تحریمهای تازه تردید دارد.

«شهربراز» اسپهبد نامدار ايران ـ روزي که «شهربراز» جان خودرا از دست داد
نهم ژوئن سال 630 ميلادي اسپهبد شهربراز (شهروراز) ژنرال مشهور ايراني و فاتح مصر در شهر تيسفون كشته شد. وي پس از مرگ مرموز (احيانا قتل) اردشير سوم شاه 9 ساله ايران عملا به مدت 44 روز امور سلطنت ايران را به دست گرفته بود تا امپراتوري ما را از خطر اضمحلال برهاند. اين ژنرال بود كه اورشليم و دمشق را از روم شرقی پس گرفته، صليبي را كه مسيح بر آن مصلوب شده بود به تيسفون (مدائن) منتقل كرده، مصر را متصرف شده و در اسكندريه، پادگان ايراني را ساخته و مقام اداري گمارده بود. محبوبيت اين ژنرال در جامعه ايران آن زمان باعث تحريك احساس بخل و حسد خسرو پرويز (شاه وقت) نسبت به او شده بود و نقشه بركناري، تبعيد و حتي قتلش را كشيده بود كه اين خبر در جريان جنگ ايران با ارتش هراكليوس امپراتور روم شرقي به گوش او رسيد و وي را سست كرد و بعدا تا پايان كار خسرو پرويز عملا خود را منزوي ساخته بود.
پس از قتل خسرو پرويز و پايان حكومت قباد دوم جانشين او، بزرگان كشور با اين شرط با پادشاهي پسر خردسال قباد دوم موافقت كردند كه شهربراز نايب السلطنه شود و او پذيرفت. شهربراز با هراكليوس صلح كرد ولي خيلي زود متوجه شد كه كشور دچار بي نظمي و در آستانه هرج و مرج كامل است و هر صاحب قدرت، خودسرانه اجراي مقررات را به دست گرفته است و مسئله راه حلي جز توسل به روش نظامي (انجام مقررات، بي چون و چرا) ندارد و از بزرگان كشور خواست كه قدرت را به طور كامل تا زماني كه مسائل حل شوند به او بسپارند و سازمانهای اداری و فرمانداری ها به افسران ارتش واگذار شوند كه بزرگان چون منافع خودرا در خطر ديدند زير بار نرفتند ولی شهربراز با تکیه بر ارتش به مخالفت آنان اعتنا نکرد. اندكي بعد و به گونه ای ناگهانی، شاه خردسال كه نام اردشير سوم بر او گذارده شده بود درگذشت و شهربراز قدرت كامل را به دست گرفت كه بزرگان شايع كردند كه او اردشير خردسال را كشته است (برخي از مورخان رومي اين اتهام را تاييد كرده و شهربراز را عامل مرگ اردشير نوشته اند). اين شايعه قاطبه مردم و برخي از افسران جزء پادگان تیسفون را خشمگين كرد و در يك فرصت مناسب (با تطبیق تقویمها؛ در نهم ژوئن سال 63 میلادی) شهربراز را از ميان برداشتند و با قتل شهربراز سقوط امپراتوري ساسانيان تسريع شد.

با کمک ایران به سلطنت بازگشت ولی مدعی شهر کویته شد
همایونشاه پادشاه وقت هند که به دربار ایران (قزوین) پناهنده شده بود و از ایران یاری گرفته بود تا تاج و تخت خودرا بازیابد در راه بازگشت به هند در سال 1543 چند روز در کویته (شهری پشتون نشین و در آن زمان در قلمرو ایران) که میان سه کوه واقع شده است اقامت کرد و با همین اقامت کوتاه، نهم ژوئن 1544 و پس از بازگشت به قدرت مدعی کویته شد که ایران در سال 1556 به آنجا لشکر کشید و هندیان را بیرون راند. درّانی ها پس از اعلام استقلال منطقه قندهار در نیمه قرن هجدهم و جداساختن آن از ایران کویته را هم ضمیمه قلمرو خود کرده بودند که انگلیسی ها پس از تکمیل تصرف هندوستان، در نیمه دوم قرن 19 آن را متصرف شدند و با کشیدن خط «دوراند» کویته و نیمی از طوایف پشتون را به هند ملحق ساختند که اینک بخش بزرگی از پاکستان را تشکیل می دهند که منطقه بحران زاي اين کشور است. باوجود مهاجرت های اخیر، اکثریت جمعیت کویته را هنوز پشتونها (افغانها) تشکیل می دهند. 31 می 1935 يک زمين لرزه شديد (7 و 7 دهم ریشتری) بيش از 40 هزار تن را در کويته (در آن زمان شهري در بلوچستان انگلستان) کشت. چنین زلزله ای در سال 2008 نیز در کویته روی داد.

اتحاد ایران و فرانسه (پیمان فینکِن اشتاین) و ورود تهران به میدان رقابت و دشمنی قدرت ها
نهم ژوئن 1807 و در اجرای پیمان امضاء شده در چهارم ماه می آن سال در کاخ فینکِن اشتاین واقع در پروس میان فرانسه و ایران معروف به «فرانکو ـ پرژین الیانس»، ژنرال کلود ماتیو (کُنت گاردان) با پیام ویژه مورخ سی ام ماه 1807 ناپلئون عازم تهران شد ـ پیمانی که بیش از پیش، ایران را به میدان رقابت های استعماری و دشمنی های قدرت های اروپایی بایکدیگر کشانید؛ کوچکتر شد و آسیب فراوان دید. طبق این پیمان، ناپلئون بناپارت تمامیت ایران را برسمیت شناخت و منطقه قفقاز جنوبی و شرقی ازجمله گرجستان را [که در آن زمان، روسیه به تفلیس و باکو نیرو فرستاده بود] بخشی از قلمرو ایران اعلام کرد و قول داد که به ایران کمک کند تا روسیه را از قلمرو تاریخی خود براند، اسلحه و مستشار نظامی و کارشناس به ایران بفرستد. درعوض، ایران متعهد شد که با دولت لندن دوستی نداشته باشد و به فرانسه کمک کند تا هندوستان را از چنگ انگلستان خارج سازد و برای رسیدن به این هدف با سران قبایل پشتون (افغانهای ساکن جنوب شرقی و مشرق افغانستان امروز، پاکستان شمال غربی و غرب و منطقه کویته) به تفاهم برسد که در مساعی مربوط به برچیدن استعمار لندن در هندوستان همکاری کنند.
این پیمان، دولت لندن را دچار وحشت کرده بود. ناپلئون قبلا در لشکرکشی به مصر، 15 هزار نظامی به سوئز (بندر شمالی دریای سرخ) فرستاده بود تا به هندوستان بروند و به تیپو صاحب (حکمران مستقل بخشی از هند) که با انگلیسی ها می جنگید کمک کنند.
دولت لندن برای مذاکره با دولت تهران پیرامون پیمان فینکِن اشتاین، سِر جان ملکُم را از هند روانه ایران کرد، ولی دولت تهران اجازه ورود به او نداد. ملکُم 29 دسامبر 1800 با دولت تهران پیمانی امضاء کرده بود که پیمان فیکن اشتاین عملا به آن پایان داده بود. طبق این پیمان که در کتب تاریخ معاهده «ژانویه 1801» نوشته شده است، دولت ایران متعهد شده بود که نه تنها از تعرّض پشتون ها به متصرفات دولت لندن در هندوستان جلوگیری کند بلکه مانع حملات قدرت های اروپایی [منظور روسیه و فرانسه] از طریق ایران به این سرزمین [هندوستان] شود. دولت تهران همچنین متعهد شده بود اجازه اقامت و فعالیت نامحدود در بنادر ایران به بازرگانان انگلیسی و هندی تبعه انگلستان بدهد و از چند نوع کالای انگلیسی (با ذکر نوع کالا) عوارض کمرگ دریافت نکند و در عوض، انگلستان به ایران اسلحه و مستشار نظامی بفرستد. انگلیسی ها بعدا با کشیدن خط مرزی «دوراند» و تقسیم قبایل پشتون [که اینک در پاکستان مسئله ساز شده اند] نگرانی خود از تعرّض به هندوستان را برطرف کردند.
با صلح تیلیست (آشتی ناپلئون با تزار روسیه در جولای 1807 و در جریان جنگ 1813 ـ 1804 ایران و روسیه)، بخش اصلی پیمان فینکن اشتاین کان کم یکن شد، ژنرال گاردان و مستشاران نظامی فرانسه ایران را ترک کردند و زمینه از سرگیری فعالیت های دولت لندن در تهران هموار شد که منجر به امضای معاهده 12 مارچ 1809 ایران و انگلستان گردید که بموجب آن دولت ایران پذیرفت که به جنگ با روسیه ادامه دهد و با فرانسه (دولت ناپلئون) و دولت های متخاصم انگلستان روابط دیپلماتیک عادی نداشته باشد. تاریخنگاران این معاهده را نشانه عمق ضعف تحلیل و ناآگاهی دولت تهران و بی توجهی به عواقب کار و قضاوت تاریخ خوانده و برخی هم آن را ننگین و شرم آور توصیف کرده اند. این تاریخنگاران نوشته اند که آشتی ناپلئون با تزار در تیلسیت بدون در نظرآوردن پیمان فینکن اشتاین یک بار دیگر بر فرضیه ماکیاولی (جدایی سیاست از اخلاق) صحه گذارد.


خلع ید از «بی پی» در ایران که اینک خشم آمریکاییان را برانگیخته است
مهدي بازرگان
هيات خلع يد از کمپانی انگلیسی بی پی (بریتیش پترولیوم) در منابع نفت ايران درميان استقبال توده هاي مردم وارد خوزستان شده بود از 19 خرداد 1330 (نهم ژوئن 1951) كار خود را آغاز كرد. مهندس مهدي بازرگان و دكتر متين دفتري (ناسیونالیست و نخست وزير پيشين) از اعضاي هيات بودند كه از سوي دكتر مصدق رئيس دولت وقت مامور نظارت بر امر خلع يد در نفت ايران شده بودند. این هیات با مشايعت دهها هزار نفري تهراني ها به خوزستان رفته بود. انعكاس عكس و خبر بدرقه و استقبال پرشور با پرچم و پلاكارد و ابراز احساسات ميهني از اين هيات در رسانه هاي ملل ديگر، انگليسي ها را بيش از پيش نگران آينده خود در منطقه نفتخيز خاورميانه ساخته بود.
در همين روز دكتر مصدق نخست وزير وقت پيشنهاد انگلستان مبني بر مشاركت 50 ــ 50 در نفت ايران را رد كرد و اعلام داشت كه همانند ساير كشورها، انگلستان هم مي تواند فقط يك خريدار خارجي نفت ملت ايران باشد.
«شرکت نفت انگلستان» که این روزها درگیر نشت نفت در خلیج مکزیک و با خشم آمریکاییان رو به رو است در سال 1908 و چند ماه پس از به نفت رسیدن نخستین چاه در ایران به نام «انگلو ـ پرشین اویل کمپانی = شرکت نفت انگلیسی ایرانی» تاسیس شده است. این شرکت از سال 1945 به بی پی (بریتیش پترولیوم) تغییر نام داد و از سال 2001 شکل لگو خودرا عوض کرد و دو حرف بی و پی را که قبلا از نوع بزرگ (کپیتال لتر) بودند به حروف کوچک تغییر داد. دولت آمریکا پرونده نشت نفت (بی پی) را جهت رسیدگی کیفری به دادستان کل این کشور احاله کرده است. طبق گزارش رسانه های آمریکا، بیشتر آمریکاییان که از بابت نشت نفت و آلودگی سواحل کشورشان و بی احتیاطی بی پی در حفر چاه زیر دریایی و ضعف تکنولوژی آن در قطع نشت از ماه مارس تاکنون (بیش از 40 روز) خشمگین شده اند از خرید بنزین از جایگاههای این کمپانی اکراه کرده اند و ارزش سهام آن شدیدا پایین آمده است.

dokhtare sahra
1390,03,19, ساعت : 18:22
روزگار 20 خرداد

سالروز كودتاي قوچان، قتل نادرشاه و تغيير مسير تاريخ خاور زمين
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0610.jpg

يك نقاش تصويري از نادرشاه را در جنگ هند روي پرده كشيده است

دهم ژوئن سال 1747 (20خرداد و روزي چون امروز) در فتح آباد قوچان، نادرشاه در خوابگاهش به دست تني چند از ژنرالهايش به قتل رسيد و به اين ترتيب ناپلئون شرق از اين دنيا رفت ـ مردي كه آرزو داشت ايران را بار ديگر ابرقدرت جهان كند. دهم ژوئن درعین حال سالگشت مرگ دو زمامدار برجسته دیگر است. دو هزار و هفتاد سال پيش از قتل نادر، اسكندر مقدوني نيز دهم ژوئن (سال 323 پيش از ميلاد) در بابل (جنوب غربي بغداد امروز) درگذشت و دهم ژوئن سال 1190 فردريك باربروسا (ريش قرمز) پادشاه امپراتوري مقدس (كاتوليكهاي اروپا) در جريان لشكركشي به خاور ميانه (جنگهاي صليبي) در رود سالف (گوک سو) در جنوب غربي آناتولي (تركيه امروز) غرق شد و عمرش پایان یافت.
نادر در سال 1736 ميلادي در یک اجتماع بزرگ در آذربایجان با رای زعماي ايران، سران قبايل، كدخدايان و معتمدان نقاط مختلف كشور به شاهي انتخاب شده بود. وي نيروهاي روسيه را به آن سوي داغستان فراري و عثماني را گوشمالي داده و برجاي خود نشانده بود، منطقه فرارود (آسياي ميانه) را آرام، و گردنكشان ايران خاوري (پختون ها = پشتون ها) را تنبيه و دهلي را در سال 1739 (نوروز) به تصرف خود درآورده بود. نادر نه تنها حاكميت ايران را بر سراسر خليج فارس مسلم ساخته بود، بلكه سران مسقط و عمّان را نيز به سوي خود جلب كرده، سرگرم ساخت ناو جنگي و درصدد تصرف جزيره زنگبار در حاشيه آفريقا هم بود تا راه آسيا را بر استعمار غرب سد كند.
نادر دو سوم از ايام عمر خود را روي زين اسب گذرانيد و لشكركشيهاي لاينقطع و ضعف مزاج و خستگي جسماني ناشي از آن، وي را به تدريج بدخلق و خوي ساخته بود كه نتيجه اش اتخاذ تصميمات سخت و نيز اعمال مجازاتهاي شديد و فوري اطرافيان خود و مقامات از جمله افسران ارشد بود.
تصويري ديگر از نادرشاه
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/nader2.jpg


تصويري ديگر از نادرشاه

نادر كه آخرين آيين هاي نوروزي دورات حيات را در كرمان گذرانيده بود، نيمه خرداد در
راه بازگشت به پايتخت خود (مشهد)، در فتح آباد قوچان اردو زده بود. در اين اردوگاه كه در 12 كيلومتري قوچان (خبوشان آن زمان) برپا شده بود، نادر دژباني اردو را به احمدخان دراني، افسر 25 ساله پشتون، سپرده بود كه اين امر باعث ترس افسراني شده بود كه بر جان خود ايمن نبودند. نادر در جوانی با مادرش به اسارت افشارها درآمده بود ـ که گهگاه خراسان جنوب غربی را غارت می کردند. وی پس از مرگ مادر از اسارت گریخته بود و با اینکه همین دوران اسارات، اورا به نادر افشار معروف ساخته بود ولی از افشارها دلخوش نبود و میان دو طرف کینه ادامه داشت.
اين بيم و نگراني به زودي 70 افسر و عمدتا از قاجارها و افشارها را برآن داشت كه «هم قسم» شوند تا نادر را بكشند. اين توطئه گران شبانه (10 ژوئن 1747) به چادر خوابگاه نادر نزديك شدند، نگهبان چادر را خفه كردند، و وارد چادر شدند. نادر با شمشير دست به دفاع زد ولي صالح خان دست نادر، و يك ژنرال قاجار سر او را قطع كرد و روز بعد، در آن اردوگاه عظيم جز جسد نادر ـ تقريبا چيزي ديگر بر جاي نمانده بود، و اين بود سرانجام يكي از مردان بزرگ تاريخ مشرق زمين.
جنازه نادر سپس در گوري كه خود قبلا در خيابان بالا در مشهد تدارك ديده بود دفن شد. در جريان كفن و دفن بود كه حاضران متوجه شدند نادر ريش خود را رنگ ميزد تا كهولت او آشكار نشود.
نادر كارها و وقايع روزانه را در پايان هر روز به منشي اش «ميرزا مهدي» ديكته مي كرد تا فراموش نشوند. وي جز «پزشك»، هرگز از كمك اروپائيان استفاده نكرد. نادر نسبت به اروپاييان بسيار بدبين بود، از همين رو به جاي خريد كشتي از اروپا، از مازندران و از راه خراسان كه هموارتر بود، چوب به بوشهر حمل كرد و 19 كشتي جنگي توپدار ساخت. به ابتكار نادر بود كه توپهاي سبك كه تا آن تاريخ در جهان سابقه نداشت ساخته شد و اين توپهاي قابل حمل با شتر، «زنبورك» نام گرفتند. نادر خريد كالاي صنعتي (تكنولوژيك) از اروپا را روا نمي دانست و بارها گفته بود كه چنين خريدهايي قوه ابتكار را از ايراني سلب مي كند، ما خودمان بايد نيازهاي صنعتي مان را برطرف سازيم، آنان (فرنگي ها) چيزي بالاتر از ما ندارند، ما نبايد عادت كنيم كه محتاج ديگران شويم.
به نوشته مورخان اروپايي، نادر بر خلاف صفويه، كوچكترين نظر مساعدي به اروپاييان نداشت و براي تارانيدن آنان از آبهاي شرق بود كه درصدد ايجاد يك نيروي دريايي بزرگ برآمده بود تا بتواند با آن جزاير اقيانوس هند از جمله زنگبار را از دسترس اروپاييان كه هدفي جز سلطه و استثمار شرق نداشتند دور سازد و براي اين منظور مهندسان كشتي ساز هند را با كمك پارسيان ساكن اين شبه قاره يافته و استخدام كرده بود. اين مورخان نوشته اند نادرشاه كه شديداً به اروپاييان بدبين بود به سرزمينهاي مورد نظر اروپاييان در منطقه، از جمله عمّان قول حمايت نظامي داده بود. نادرشاه استقرار اروپاييان در بنادر اقيانوس هند و خليج هاي منشعب از آن را كه به بهانه تجارت صورت مي گرفت، وسيله اي براي دست اندازي به همه شرق تلقي مي كرد
نادرشاه علاقه عجيبي به جمع آوري كتاب و اهداء آنها به كتابخانه ها داشت. وي صدها جلد كتاب خطي نفيس به كتابخانه رضوي مشهد هديه كرده بود.
كودتاي دهم ژوئن 1747 قوچان، نه تنها مسير تاريخ ايران، بلكه سرنوشت مشرق زمين را تغيير داد. اگر اين كودتا رخ نداده بود، انگلستان بر آسياي جنوبي و بعداً خاورميانه، و روسيه بر قفقاز و سپس آسياي ميانه دست نمي يافتند، افغانها (نامي كه انگلستان بر ايرانيان ساكن خاور ايرانزمين گذارده است) از بدنه میهن جدا نمي شدند و مسائلی به نام كشمير و وزیرستان به وجود نمي آمد و نقشه جغرافيايي آسياي جنوبي چيز ديگري بود و ....
براي اثبات «احساس ميهن دوستي» نادر ذكر اين دو دليل كافي است: يكي حك كردن عبارت «نادر ايران زمين» بر سكه هايش و ديگري ورود وي به شهر دهلي در روز «نوروز». وي پس از شكست دادن ارتش هند، منتظر شد تا نوروز فرا رسد و در اين روز ملي ايرانيان وارد دهلي شود.



تاسیس انجمن تاریخ در ایران و انتقاد از روزنامه نگاران و تاریخنگاران
دهم ژوئن 1968 (20 خرداد 1347) آغاز بکار انجمن تاریخ ایران در اجتماع صدها نفری [و طبق گزارش برخی از روزنامه های تهران، هزاران نفری] استاد، دبیر و دانشجوی رشته تاریخ در تالار باشگاه معلمان تهران اعلام شد. در این اجتماع چند استاد و دبیر تاریخ سخنرانی کردند. دکتر فخرالدین شادمان استاد تاریخنگاری دانشگاه تهران [و وزیر پیشین] در نطق خود تاریخنگاری را دنباله روزنامه نگاری خواند و گفت که اگر روزنامه نگاران ضمن گزارش رویدادها، دو عنصر «چرا» و «چگونه» را از قلم نیندازند و تاریخنگاران به جای نقل ازخبرها و کتابها و نوشته های این و آن، همانند کارآگاه پلیس مسائل را دنبال کنند و برنگارند؛ دنیای بهتری خواهیم داشت. تاریخنگاران از آغاز قرن بیستم و روزنامه نگاران پس از جنگ جهانی دوم این وظیفه اساسی خودرا فراموش کرده اند، تن آسا (تن آسان) شده اند و در گوشه و کنار جهان مسائل دارد ریشه می دواند و وضعیت ازجمله مدنیّت بدتر و پیچیده تر می شود. وی سخنرانی خودرا با این بیت آغاز کرده بود: هرکه نامُخت [نیاموخت] از گذشت روزگار ــ هیچ ناموزد [نیاموزد] زصد آموزگار
انجمن تاریخ ایران با هزاران عضو و یک نشریه ماهانه به نام زمین و زمان (جغرافیا و تاریخ) تا انقلاب 1357 فعالیت داشت و از آن پس، دیگر نامی از آن شنیده نشد. این انجمن در اجرای توصیه کنگره تاریخ و با هدف کشف گوشه های تاریک تاریخ طولانی ایران بویژه در زمینه اندیشه، دانش و ادبیات و آشناساختن ایرانیان و پارسی زبانان از گذشته خود و تجربه نیاکان ایجاد شده بود.


دعواي شهرداري تهران و قصابها بر سر نرخ گوشت هر كيلو 26 قران
خردادماه سال 1332 - در اوج در گيري ايران و انگلستان كه دولت تازه جمهوريخواهان آمريكا نيز وارد آن شده بود، مخالفت با اعتبارنامه برخي نمايندگان و وارد كردن اتهام به اين و آن در مورد مشاركت در ربودن و قتل سرتيپ افشار توس رئيس شهرباني وقت - مسئله ديگري توجه تهراني ها را به خود جلب كرده بود و آن معارضه شهرداري با توزيع كنندگان گوشت (عمده فروشها) بود كه 19 خرداد به اوج خود رسيده بود. در اين روز اميني شهردار وقت (که در سال 1388 فوت شد) به عمده فروشها اخطار كرد كه اگر بخواهند بيش از اين بازي درآورند، شهرداري خود مستقيما به توزيع گوشت ميان قصابي ها اقدام خواهد كرد و چنانچه بعضي قصابها اخلال كنند؛ در هر كوچه و خيابان دكه نصب خواهد كرد و به فروش گوشت مشغول خواهد شد.
دعوا بر سر اين بود كه شهرداري نرخ گوشت را هر كيلو گرم 26 قران تعيين كرده بود و قصابهاي عمده فروش مدعي بودند كه با اين نرخ برايشان سودي حاصل نمي شود زيرا بايد گوشت را هر كيلو گرم 24 قران به قصابهاي خرده فروش بدهند و با پولي كه به چوبدار براي خريد گوسفند مي دهند، بيش از پنج شاهي (يك چهارم يك قران) در هر كيلو برايشان نمي ماند و شهردار مي گفت كه همين سود كافي است.
19 خرداد كه اين مرافعه به اوج شدت رسيده بود، شهردار براي اجراي اخطار خود جمعي از سپورها را لباس سفيد پوشاند و آماده فروش گوشت در دكه ها كرد و از طرفي هم دست به خريد گوسفند از چوبدار ها زد كه عمده فروشها با مشاهده سپورهاي سفيدپوش جا خوردند و بيستم خرداد ماه (يک روز بعد) تسليم نظر شهردار شدند و قيمت گوشت، هر يك كيلو گرم 26 قران تثبيت شد.

dokhtare sahra
1390,03,21, ساعت : 21:05
روزگار 21 خرداد 1390
1342 شمسی: اعتصاب سراسری در تهران
1342 شمسی: اعتصاب سراسری در تهران
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - پس از دستگیری امامخمینی(ره) و وقوع قیام خونین 15خرداد، حوزههای علمیه عراق و نیز مردم شهرهای ایران حمایت خود را از امام و تنفر خویش را نسبت به اعمال وحشیانه رژیم شاه اعلام کردند و خواستار آزادی فوری رهبر نهضت اسلامی ایران شدند.

اعتصاب سراسری تهران در 21خرداد 1342 به مناسبت هفتمین روز فاجعه خونین 15خرداد، ضربه‏ای بود که رژیم طاغوت را درمانده‏تر کرد. همچنین مهاجرت علما و مراجع قم و مشهد و علمای سرشناس شهرستانها به تهران رژیم را مجبور به آزادی امام خمینی( ره ) کرد .

218قمری: هلاکت مأمون عباسی

عبدالله بن هارونالرشید، معروف به مأمون هفتمین خلیفه از طایفه بنیعباس بود که بر تخت خلافت تکیه زد و مدتی نسبتا طولانی زمامداری کرد . امین جانشین هارون پس از مدتی درصدد عزل برادرش مأمون از ولایت عهدی خویش و جایگزینی فرزند خود و تضعیف مأمون و سپاهیان وی که در خراسان مستقر بودند، برآمد. عاقبت دشمنیهای دو برادر، به جنگ خونینی منجر شد و هزاران نفر از طرفین کشته و زخمی شدند و سرانجام سپاهیان مأمون پیروز شده و امین را کشتند و شهر بغداد را فتح و بر سایر مناطق تحت حکومت امین، استیلا یافتند.

پس از پیروزی بر امین ، مأمون امام رضا ( ع ) را محترمانه مجبور به پذیرش ولایتعهدی کرد . امام رضا ( ع ) در این مدت تلاش زیادی به عمل آورد که از ستمکاریهای خلافت و انحرافات خود مأمون بکاهد و در این راه به موفقیتهای بزرگی نایل آمد و زمینه گسترش مکتب اهلبیت(ع) و حس عدالتخواهی را در میان مردم شعلهور کرد. مأمون که فرایند چنین راهی را به سود خود نمیدید آن حضرت را به شهادت رساند . درباره تاریخ مرگ مأمون، مورخان و سیرهنویسان متفق هستند که وی در رجب سال218 قمری درگذشت، ولی درباره روز وفاتش اتفاقی میان آنان نیست. برخی روز هشتم، برخی روز یازدهم، برخی روز سیزدهم و برخی روز هفدهم رجب را روز مرگش میدانند.

روزي که سكه زرين «شعله جاويدان» پول ملي ايرانيان شد

اردشير پاپکان

اردشير پاپكان بنيادگذار دودمان ساسانيان يازدهم ژوئن (مصادف با 21 خرداد) در سال 226 ميلادي سكه زرين «شعله جاويدان» را پول ملي (سراسري) ايران اعلام داشت و به جريان گذارد.
وي اين سكه را در سال 224 ميلادي در «پارس» به عنوان واحد پول رايج در محل ضرب كرده بود. بر يك روي اين سكه كه نمونه هاي آن در موزه ها موجود است نقش «شعله جاويدان» حك شده است كه در ظرفي روي ستوني قرار داده شده و زبانه مي كشد. با اين اقدام، اردشير توجه ويژه خود را به آيين زرتشت كه بر رعايت اخلاقيات و درستي و مهرباني كردن تاكيد داشته نشان داد و آن را با سياست (حكومت) درهم آميخت كه چهار قرن ادامه داشت. يكي شدن دين و دولت در ايران پس از ساسانيان، در دوران بوئيان، صفويان و زمان معاصر تجديد شده است. به نظر مورخان مطرح در سطح جهان، اين روش ايرانيان (يكي ساختن دين و دولت)، هربار عامل تقويت و احياء ناسيوناليسم ايراني، اقتدار و نيرومندي ايران و بكار افتادن استعداد و خلاقيت ايراني شده است.
اردشير قبلا در همان سال (226 ميلادي) در محل هرمزگان (نزديك بهبهان امروز) و در جريان جنگ داخلي ايرانيان با وارد ساختن شكست نهايي بر اردوان پنجم آخرين شاه دودمان اشكاني ايران به عمر حكومت 475 ساله اشكانيان پايان داده بود.
اردشير حكمران پارس (مركب از استان هاي جنوبي ايران آن زمان از جمله سپاهان و كرمان) و پاسبان آتش مقدس در اين منطقه، حكومت اردوان را به فساد داخلي و ابراز ضعف در برابر روميان متهم كرده بود و پرچم نجات وطن را بر دوش گرفته بود. اردشير پس از برانداختن اشكانيان، برخلاف تصور همگان پايتخت را از تيسفون (مدائن- نزديك بغداد) به استخر (شيراز) و يا شهر مورد علاقه اش كرمان منتقل نكرد. عباسيان هم كه تحت تأثير فرهنگ و ايده هاي سياسي ايرانيان بودند در سال 762 ميلادي بغداد را که يک دهکده و درختستان بود به صورت شهري بزرگ در آوردند و پايتخت خلافت اسلامي خود قرار دادند. واژه بغداد پارسي است (بغ – داد و بغ به معناي خدا است). شهر تيسفون پايتخت اشكانيان و ساسانيان در سال 637 ميلادي به تصرف عرب درآمد.
تفكر و رفتار اردشير سبب ظهور ناسيوناليسم ايراني شد و ايران در پرتو همين ناسيوناليسم ويژه، در دوران حكومت شاپور يکم پسر اردشير با سه بار در هم كوبيدن امپراتوري روم، اسيركردن «والرين» امپراتور اين كشور و تحقير روميان و خراج گزار كردن آنان، بار ديگر تنها ابرقدرت جهان شد. اين ناسيوناليسم پس از ساسانيان نيز چندبار خود نمايي كرده و جلوه ها و محصولات خود را بر جاي گذارده است از جمله در زمان زياريان، بوئيان، فردوسي، و ....

بپاخيزي عمومي برضد محمد علي شاه قاجار

محمدعلي شاه


در پي استقرار محمدعلي شاه قاجار در باغ شاه (پادگان حرّ) كه در آن زمان بيرون از دروازه هاي تهران بود و دستگيري تني چند از رجال مخالف روش حكومتي خود و مغرض خواندن آنان و سپردن انتظامات پايتخت به واحدهاي قزاق به فرماندهي ژنرال پالونيك، افسر روس، از 21 خردادماه 1287 (11 ژوئن 1908) مخالفت با شاه از شيراز آغاز شد و شيرازيان از بزرگان شهرهاي ديگر خواستند كه عزل محمد علي شاه را تقاضا كنند. طولي نكشيد كه بزرگان كرمان و اصفهان و سپس چند شهر ديگر از جمله تهران و تبريز نيز بپا خاستند. در تهران هواداران مشروطيت (محدود بودن اختيارات شاه) مسلحانه در بهارستان و ساختمان مجلس كه بناي انتقاد علني از محمد علي شاه را گذارده بود مستقر شدند تا از اين سنگر ملت محافظت كنند. شاه نيز به انتقاد متقابل پرداخت و انتخاب نمايندگان مجلس، بدون آراء عوام الناس را پارلمان بدلي و غير واقعي خواند كه در آن زمان جمعي از معاريف شهرها چند تن را از ميان خود براي نمايندگي شهر در پارلمان برمي گزينند، و دامنه اختلاف بالا گرفت.
بيشتر مورخان نوشته اند كه پشت پرده، رقابت شديد دولتهاي روسيه و انگلستان دركار بود و انگلستان محمدعلي شاه را بيش از حد متمايل به روسيه مي دانست و مخالفت با او را هم نخست، بزرگان شهرهايي كه انگلستان در آنجا نفوذ بيشتري داشت آغاز كرده بودند.


روزي که تحصيل در دانشگاه تهران، رايگان اعلام شد و دنباله کار ...
21 خرداد سال 1335هجري (51 سال پيش در روزي چون امروز) دولت وقت اعلام كرد كه از سال تحصيلي آينده تحصيل در دانشگاه تهران رايگان خواهد بود و از دانشجويان پولي دريافت نخواهد شد. در آن زمان با اين كه درآمد سالانه ايران از صدور نفت به دويست ميليون دلار هم نمي رسيد (اينك سالانه حدود 55 ميليارد دلار است) تعليمات عمومي نيز رايگان و يكنواخت بود. بعدا كه ايران داراي دانشگاههاي متعدد شد، تحصيل در همه دانشگاههاي دولتي رايگان بود و از اواسط دهه 1350، موسسات غير دولتي آموزش عالي هم از دريافت شهريه و هرگونه پول ديگر از دانشجويان منع شدند و از همان سال پرداخت كمك هزينه به دانشجويان نيز آغاز شد. از شهريور 1353 مدارس غير دولتي منحل، كاركنانشان به استخدام دولت درآمدند و تحصيل مطلقا رايگان در سطح دبستان، دوره راهنمايي تحصيلي و دبيرستان نيز تعميم يافت و سراسري شد. پنج دبيرستان در تهران هم كه به طور آزمايشي غير انتفاعي اعلام شده بودند (درآمد شان صرف توسعه آنها شود) رايگان شدند و اصل سي ام قانون اساسي جمهوري اسلامي اين رايگان بودن را تضمين كرده است، ولي ...

dokhtare sahra
1390,03,22, ساعت : 20:27
روزگار 22 خرداد 1390
1372 شمسی: شهادت رسول منتظری
1372 شمسی: شهادت رسول منتظری
رسول منتظری، دیپلمات ایرانی شاغل در سفارت ایران در زاگرب، پایتخت کرواسی، حین انجام وظیفه بهعنوان مسئول کمک‏های ارسالی کشورمان به مردم بوسنی و هرزگوین، توسط شبهنظامیان کروات در 22 خرداد سال 1372 شمسی به شهادت رسید.

سفیر کرواسی در تهران، پس از شهادت رسول منتظری، ضمن ابراز تأسف خود و دولت متبوعش از این حادثه، آمادگی کشورش را برای مجازات عاملان این جنایت و جلوگیری از تکرار اینگونه وقایع اعلام کرد.


روزي كه «همدان» پايتخت ايران شد

بوعلي سينا

تاريخنگاران دوران معاصر بر پايه نوشته هاي مورخان عهد باستان و اسناد باقي مانده از آن عهد و محاسبات تقويمي، 12 ژوئن در سال 625 پيش از ميلاد (دوهزار و633 سال پيش) را روزي دانسته اند كه هوخشتره (كياكزار = سياخارس = سياخريس) «همدان» را پايتخت ايران كرد. همدان كه مورخان يوناني آن را «اكباتانا» نوشته اند قبلا در تابستانها محل «همايي و نشست» بزرگان بود و احتمالا نام آن به همين دليل انتخاب شده است. هوخشتره در آن زمان رهبر ايرانيان از طايقه ماد بود كه پارس ها (طبق تلفظ آشوري ها و بنا به تلفظ آنان «پارسوا» ها) نيز از او اطاعت مي كردند. هم او بود كه با پادشاه بابل متحد شد و امپراتوري ستمگر آشور را براي هميشه نابود كرد. در سال 612 پيش از ميلاد، پس از تصرف و ويراني شهر نينوا، و در زمان هوخشتره بود كه نخستين تقسيم سرزمين ها ميان قدرت هاي وقت انجام شد كه اين بدعت باقي مانده است. در آن سال آشور و متصرفات آن ميان ايران، بابل و مصر تقسيم شدند. شاه وقت گروهي از ايرانيان ماد را به منطقه اي از سرزمين آشور كه سهم ايران شده بود (شمال عراق امروز) فرستاد تا ساكن آنجا شوند و مانع قدرت يابي آشوريها و احياء قدرت آنان شوند و كردهاي عراق، تركيه و سوريه اعقاب همان مادهاي اعزامي از ايران هستند. طايفه ايراني پارت = پلهو در آن زمان در خراسان بزرگتر، گرگان و تبرستان (مازندران) سكونت داشتند که تاجيکيان هم از اعقاب آنان بشمارآورده شده اند. همدان كه امروز از پايتخت شدنش 26 قرن و اندي مي گذرد در زمان هخامنشيان نيز يكي از دو پايتخت اداري ايران بود (زمستان: شوش و تابستان: همدان). همدان در عين حال صحنه يكي از تاريخسازترين نبردهاي استقلال ايران بود كه آن هم 12 ژوئن روي داد كه شرحش جداگانه در مطلب بعدي (زير) مي آيد. «استر» زن خشاريارشا (شهبانوي وقت) و ابوعلي سينا دانشمند بزرگ ايران در همدان مدفونند.


نبرد نرماشير و فراري شدن محمد خان ياغي
12 ژوئن سال 1805 (دوران پادشاهي فتحعلي شاه) در نبرد نرماشير، نيروهاي دولتي به فرماندهي نوروزخان قاجار بر واحدهاي محمدخان حاكم ياغي بم پيروزشدند و او را به بلوچستان فراري دادند كه از آنجا به منطقه هلمند (افغانستان امروز) رفت و مخفي شد. محمدخان پسر اعظم خان پس از اين كه متوجه سرگرمي ارتش در قفقاز شد كه روسها داشتند وجب به وجب آن را تصرف مي كردند و پيش مي آمدند، با تكيه بر استحكامات ارگ بم دست به تمرد زده، بر دولت ياغي شده و از دادن ماليات خودداري كرده بود. با وجود اين، محمد خان پس از نزديك نيروي اعزامي دولت ترجيح داد كه جنگ در «نرماشير» صورت گيرد و ساختمان ارگ بم براثر شليك توپهاي دولت ويران نشود. در نبرد نرماشير، چون محمدخان فاقد توپخانه موثر بود شكست خورد و با اين كه دولت آماده دادن امان به او بود فرار كرد.

... و به این سان منطقه فرارود را از ایران جداکردند
12 جون 1852 (22 اردیبهشت 1231 هجری خورشیدی) حسام السلطنه والی (استاندار) خراسان عباسقلی درّه گزی را به سمت فرماندار (بیگلربیگی) منطقه مرو [اینک در جمهوری ترکمنستان] منصوب کرد که این انتصاب مورد اعتراض «محمد امین» خانِ خیوه (منطقه خوارزم) قرارگرفت زیراکه قبلا با او در این زمینه مشورت نشده بود. محمد امین درپی این اعتراض، دست به یک رشته عملیات مسلحانه زد که در سرخس به دست یگانهای نظامی ایران به فرماندهی فریدون فرمانفرما کشته شد و سرش را به تهران فرستادند تا ناصرالدین شاه ببیند.
خوارزم [اینک بخشی از جمهوری های ازبکستان، ترکمنستان و کزاخستان] که زرتشت آن را «هوارازمیش» نوشته است از قرن پنجم پیش از میلاد یک ساتراپی ایران و در کنار ساتراپی هجدهم [سغدیانا و باکتریانا؛ جمهوری تاجیکستان و مناطق شمالی افغانستان امروز] قرارداشت، گوشه ای از خراسان بزرگتر بود و نام آن جز در تلفّظ، تا به امروز تغییر نکرده است. استاندار خوارزم را خوارزمشاه می گفتند و کیخسرو پسر سیاوش نخستین خوارزمشاه (خسرو خوارزم) بود. اورگنج شهر قدیمی خوارزم «اوروا» تلفظ می شد. شهرهای باستانی دیگر خوارزم عبارتند از: هزار اسپ، خیوه، گرگانج (جرجانیه) و آبادی های دلتای رود «آمودریا». دریاچه آرال دریاچه خوارزم نوشته می شد. علی اکبر دهخدا در فرهنگ خود خوارزم را در ردیف سغدیانا (سُغد ـ سوغود ـ سوگودا) مهد قوم آرین نوشته است. بیرونی و چند دانشمند ایرانی دیگر از خوارزم برخاستند. بیرونی در کتاب خود «آثار الباقیه» خوارزم را به عنوان یک منطقه ایرانی توصیف کرده است. یاقوت حموی و ابن خلدون هم مطالب مشابهی نوشته اند. مهاجرت تُرک زبانان به خوارزم از قرن دهم میلادی آغاز شد و از قرن سیزدهم، مغولها هم بر آنان اضافه شدند. روسیه که با دولت لندن برسر مناطق نفوذ در طرفین آمودریا (رود جیحون) به توافق ضمنی رسیده بود در سال 1873 با استفاده از درگیری های انگلستان در مصر و سودان چهار ژنرال؛ کنستانتین کائوفمان، میخائیل سکوبلف، ایوان لازارف و الکساندر کوماروف را مامور تصرف منطقه فرارود تا آمودریا کرد. الکساندر همبولت جغرافیدان آلمانی و مبتکر بیوجئوگرافی در تالیف سال 1843 خود، این نواحی و مناطق اطراف را «آسیای مرکزی» نامگذاری کرده که روسها بعدا «آسیای میانه» خطاب کرده اند.
خیوه 28 ماه می 1873 به تصرف ژنرال کائوفمان درآمد و هشت سال (از 1873 تا 1881) طول کشید تا روس ها همه منطقه فرارود را تسخیر کنند، نام آن را ترکستان روسیه بگذارند و ایران را مجبور به امضای قرارداد تعیین مرز [صحه گذاردن بر وضعیت تازه و از دست دادن سرزمین ها ازجمله مرو، اشک آباد (عشق آباد)، سرخس و ...] کنند. این قرارداد 21 سپتامبر 1881 توسط ایوان زینوویف نماینده روسیه و میرزا سعیدخان مؤتمن الملک وزیر امور خارجه ایران امضاء و 9 دسامبر همان سال مبادله شد. طبق قرارداد، دولت وقت ایران پذیرفت که مناطق خواست روسیه را تا سال 1884 به الکساندر کوماروف تحویل دهد و رود اترک مرز ایران در منطقه خراسان شود. دولت وقت چین با همه ضعف و درگیری که با مداخلات قدرت های وقت داشت به تصرف منطقه فرارود توسط روسیه اعتراض کرد. سه دهه قبل از آن، دولت لندن ضمن یک جنگ دو ساله ایران را مجبور به گذشتن از هرات و مناطق غربی و تاجیک نشین افغانستان کرده بود که قرارداد مربوط، مشروط است.

dokhtare sahra
1390,03,24, ساعت : 01:36
روزگار 23 خرداد 1390
1
195قمری: ولادت امام کرامت و بزرگواری
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - امام جواد (ع) در روز جمعه 10رجب سال 195 قمری در شهر مدینه به دنیا آمد.

کلینی میگوید: عمر آن حضرت 25سال و 2ماه و 18 روز و بنا بر قول دیگری 3ماه و 22روز بود. از این مدت، وی 8‏یا 7‏سال و 4ماه و 2روز با پدرش و 17 یا 18سال و 20روز کمتر، پس از پدرش زیست، که این همان مدت امامت و خلافت آن حضرت به شمار میرود و مصادف با دوران حکومت مامون است. مامون احترام زیادی برای ابوجعفر قائل بود زیرا می‏دید آن امام با آن سن و سال اندک در فضل و حکمت و علم و آداب و کمال عقل تا چه اندازه پیش است. بهطوری که هیچ کدام از مشایخ هم عصر آن حضرت با وی برابری نمی‏کردند. از این رو دختر خویش را به همسری امام جواد (ع) درآورد.

1359شمسی: تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی

صدور پیام نوروزی امام خمینی ( ره ) در اول فروردین 1359 را باید نقطه عطفی در تاریخ انقلاب فرهنگی دانست. ایشان در بند11 این پیام بر ضرورت ایجاد انقلاب اساسی در دانشگاه‏های سراسر کشور، تصفیه اساتید مرتبط با شرق و غرب و تبدیل دانشگاه به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی تأکید کردند. پس از تعطیل رسمی دانشگاهها، امام ( ره ) در 23 خرداد سال 1359 فرمانی مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی صادر نمودند. در قسمتی از فرمان ایشان آمده است: مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی که امری اسلامی است و خواست ملت مسلمان است اعلام شده و تاکنون اقدام مؤثری انجام نشده است و ملت اسلامی و خصوصاً دانشجویان با ایمان متعهد نگران آن هستند و نیز نگران اخلال توطئه گران که هم اکنون گاهی آثارش نمایان میشود و ملت مسلمان و پایبند به اسلام خوف آن دارند که خدای نخواسته فرصت از دست برود و کار مثبتی انجام نگیرد و فرهنگ همان باشد که در طول مدت سلطه رژیم فاسد کارفرمایان بیفرهنگ، این مرکز مهم اساسی را در خدمت استعمارگران قرار داده بودند.

1362شمسی: درگذشت مجتهده امین

سیده نصرت امین معروف به بانو امین در سال 1274 در اصفهان چشم به جهان گشود. نَسَبش با 30واسطه به امام علی ( ع) میرسد. از 4سالگی به فراگرفتن قرآن پرداخت. با وجود تمام مشکلاتی که در آن دوران برای تحصیل بانوان متدین وجود داشت، در 40‏سالگی بهدنبال سال‏ها تلاش شبانه‏روزی به اخذ درجه اجتهاد نایل آمد. از آثار ایشان می توان به اربعین الهاشمیه، جامع الشتّات، معاد یا آخرین سیر بشرو نفحات الرحمانیه فی الواردات القلبیه ، اخلاق ، تفسیر مخزن العرفان، روش خوشبختی و توصیه به خواهران ایمانی، مخزن اللئالی در مناقب مولی الموالیعلی(ع) وسیر و سلوک در روش اولیاء و طریق سیر سعداء اشاره کرد. این بانوی فاضل سرانجام در 23 خرداد سال 1362 دار فانی را وداع گفت.

1386شمسی: دومین اقدام تروریستی علیه حرمین شریفین عسکریین ( ع)

در 23 خردادماه سال 1386 ساعت 9 صبح پس از صدای انفجاری مهیبی، شهروندان عراقی شاهد فروریختن هر دو مناره حرمین شریفین عسکریین بودند؛ به گونهای که هر دو مناره به زمین سقوط کرد و دیگر اثری از آنها باقی نماند. علت تخریب، بمبگذاری در منارههای حرمین شریفین گزارش شد. این حادثه در حالی اتفاق افتاد که نیروهای پلیس محلی در این منطقه حضور داشتند. این اقدام جنایتکارانه برای دومین بار صورت گرفت. عاملین این اقدام وقیحانه گروههای تکفیری وابسته به وهابیت بودند.

dokhtare sahra
1390,03,25, ساعت : 03:03
روزگار24 خرداد

رسميت يافتن ترويج آيين مانوي در چين
امپراتور وقت چين از دودمان «تانگ» 14 ژوئن سال 732 ميلادي طي صدور فرماني ترويج آيين مانوي را كه ايران زادگاه و گهواره آن بوده در قلمرو چين بلامانع اعلام داشت. پيروان اين آيين در سال 705 چنين درخواستي را داده بودند كه به سبب وقوع كودتا در چين و بركناري ملكه اين كشور، كار رسيدگي آن به تعويق افتاده بود.
«ماني» انديشمند بزرگ در نيمه قرن سوم ميلادي آموزش و اندرزهاي خود را در ايرانزمين مطرح ساخت كه از ايران تا اروپا گسترش يافت و بعدا آيين رسمي قوم اويغور هم قرار گرفت و از اين طريق تا چين و خاور دور بسط يافت.

نخستين دوره آموزش روزنامه نگاري در ايران
نخستين دوره آموزش روزنامه نگاري در ايران 14 ژوئن 1956 (24خرداد 1335) با استفاده از استادان داخلي و خارجي در ساختمان مؤسسه مطبوعاتي اطلاعات (تهران - ابتداي خيابان خيام) آغاز به كار كرد. مدیریت وقت موسسه اطلاعات برگزاری امتحان انتخاب دانشجو براي اين دوره آموزشي را به دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران سپرده بود. مواد امتحان كتبي عبارت بود از معلومات عمومی، هوش و نيز سنجش استعداد (تست آمریکایی که تا آن زمان در ایران سابقه نداشت). امتحان شفاهی (مصاحبه) برای تشخیص داشتن قيافه جذّاب و برخورد اجتماعي متناسب بود. شرایط داوطلبان باید مطابق استاندارد بین المللی دانشجويان رشته روزنامه نگاری می بود. در کشورهای صنعتی (پیشرفته) تنها رشته تحصیلی که اصطلاحا کنکور ورودی دارد «رورنامه نگاری» است؛ نه برای انتخاب شماری کم از میان انبوه داوطلب بلکه برای برگزیدن افراد مستعد این حرفه. پذيرفته شدن در امتحان استعداد و هوش، پيش شرط ورود به رشته هاي روزنامه نگاري در دانشگاههای این ممالک است، زیرا که روزنامه نگاري يک ديسيپلين صد درصد آکادميک نيست، و براي توليد يک روزنامه نگار موفق؛ استعداد، معلومات عمومي، هوش سرشار، بنيه جسمانی و علاقه مندي فراوان به این پیشه لازم حتمی است. روزنامه نگاری حرفه ای تجربی است و بنابراین، بدون داشتن استعداد لازم و تنها با شرکت در کلاس درس نمی توان روزنامه نگار شد به همانگونه که نمی توان از کلاس درس شاعر، سوارکار و چترباز بیرون آمد. در آن سال از میان صدها داوطلب، تنها سیزده نفرشان شایسته ورود به دوره آموزشی تشخیص داده شده بودند که پس از گذشت 54 سال هنوز چهارنفر از آنان به کار قلم سرگرمند. روش کار نخستین دوره آموزش روزنامه نگاری ایران بسيار مدرن بود؛ به اين ترتيب که دانشجويان در ساعات صبح در تحريريه روزنامه خبرنگاري مي کردند و عصرها و شبها در کلاس به درس مدرّسان گوش فرا مي دادند.
غلامحسين صالحيار (متوفي)، ر. اعتمادي، نوشيروان كيهاني زاده (مولف این سایت؛ تاریخ ایرانیان)، هوشنگ پورشريعتي (متوفي)، محسن ميرزايي، همايون فروزان، يوسف خوشرو، محمدعلي مقدس زاده، دكتر مستوفي و منوچهر صمصامي از جمله فارغ التحصيلان اين دوره بودند.

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/class2-edited.jpg

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/Journalism-ettelaat-exam1956.jpg

-ShaDi-
1390,03,25, ساعت : 15:19
15 ژوئن _ 25خرداد

ايران دستور احياء صنعت فرش ايران با اصالت باستاني اش http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0615%5B1%5D.jpgاحياي تصوير حيوانات روي فرش ايران در دوران صفويه شاه اسماعيل صفوي كه در مارس 1502 ميلادي شيعه اثني عشري را مذهب رسمي ايرانيان اعلام كرد سه ماه بعد ، 15 ژوئن همين سال، دستوري براي احياي صنعت فرش ايران به همان گونه كه در عهد ساسانيان بود صادر كرد كه در آن تأكيد بر بازگشت به اصالت قديم فرش ايران و استفاده از نقش و تصوير گياهان و حيوانات شده بود. در دوران سلطه ايلخانيان و پس از ورود ايلات ترك ماوراء النهر به ايران، بافت فرش در ايران تغيير يافته و فرشهاي كوچك با اشكال هندسي ويژه مفروش كردن چادر و خيمه باب شده بود. شاه اسماعيل كه يك حكومت مركزي نيرومند در ايران به وجود آورده بود در سال 1508 بغداد را تصرف كرد و در سال 1510 ميلادي ازبكها به رياست محمدخان شيباني را در هم شكست و حكومت سمرقند را به «بابر» از اميران تيموري سپرد، ولي در اوت 1514، نيروهاي او به علت نداشتن اسلحه آتشين- توپ و تفنگ- از ارتش عثماني در دشت چالدران شكست خوردند و اين شكست مقدمه صدها سال جنگ ميان ايران و عثماني (تركيه) شد.
قاليچه پارسي 4 ميليون دلاري فروش يك قاليچه پارسي 390 ساله در حرّاج سوم ژوئن 2008 اشياء تاريخي و هنري در نيويورك به مبلغ چهار ميليون و 450 هزار دلار توجه مخاطبان رسانه ها را براي مدتي از گزارشهاي سياسي برگرفت و به هنر ايراني معطوف ساخت. ساير اخبار آن بخش خبري رسانه هاي صوت و تصويري، مربوط به ديدار نخست وزير عراق در تهران با رهبر ايران و دريافت اين اخطار از او بود كه با آمريكا موافقتنامه اي مبني برماندن نيروهاي آن كشور بعد از سال جاري 2008 در عراق امضاء نكند؛ همچنين درخواست تكراري بوش از سران كشورهاي مورد بازديد در اروپا كه بر تحريم ايران بيفزايند و ....
قاليچه پارسي كه بفروش رفت بافت اصفهان (پايتخت وقت) در دوران پادشاهي شاه عباس يكم بود كه در بافت آن نخ ابريشم و هفده رنگ مختلف بكار رفته است. اين قاليچه متعلق به بانو «دورس ديوك» بود كه در 1993 فوت شده است. پروفسور آرتر پوپ ايرانشناس بنام در تاليف خود «مروري بر هنرهاي ايراني» به چگونگي اين قاليچه اشاره كرده است.
لغو امتياز نفتي دو کمپانی آمريكايي در ايران 25 خرداد سال 1317 (15 ژوئن 1938) و پنج سال پس از تصويب تمديد قرارداد امتياز نفت انگلستان به مدت 60 سال در مجلس!، دولت وقت امتياز نفت شمال را كه قبلا به دو شركت آمريكايي داده شده بود لغو و كان لم يكن اعلام داشت. در سال 1312 كه مذاكره براي تمديد قرارداد نفت انگلستان در جريان بود، نظر به ملاحظات روابط با مسکو، نفت شمال ايران (اصطلاحا، ازحوزه قرارداد) مستثني شده بود. در آن زمان دولت مسکو با آمریکا معارضه نداشت و به باور تاریخنگاران، لغو قرارداد کمپانی های آمریکایی خواست دولت لندن بود زیراکه نمی خواست در ایران حتی رقیب انگلوساکسون داشته باشد.
دوران کوتاه نافرمانی های مسلحانه در ایران برکناری سیّد ضیاء طباطبایی یزدی از نخست وزیری و دادن مقام او به قوام السلطنه و عیان شدن مداخلات خارجی در ایران (برغم کنار رفتن دولت مسکو از استعمارگری) سبب وقوع چند نافرمانی مسلحانه در ایران وقت شده بود. درحالی که سرهنگ محمدتقی خان پسیان در خراسان و میرزا کوچگ خان در گیلان با ضعف های حاکمیّت در تهران به مخالفت برخاسته بودند، 25 خرداد 1300 ساعد تنکابنی ـ افسر ارتش و پسر سپهسالار ـ تنکابن را تصرف و اعلام کرده بود که به تهران نیرو خواهد فرستاد تا وطن را نجات دهد. پنج روز بعد احسان الله مازندرانی با همین هدف چالوس و کلاردشت را تصرف کرد و در نقطه ای دیگر از مازندران، امیر مویّد سوادکوهی دست به نافرمانی مسلحانه زده بود. دولت تهران برای حل مسئله از امیر مویّد آغاز کرد و سرتیپ امیر احمدی (بعدا سپهبد) را با یک واحد قزاق به مازندران فرستاد و وی با خشونت تمام امیر موید را شکست داد و اردوگاه اورا به آتش کشید.
آموزش اجباری بزرگسالان در ایران ـ اقدام دولت درسال 1936 وزارت فرهنگ ایران (آموزش و پروش، فرهنگ و علوم، ارشاد و هنر) 25 خرداد 1315 (15 ژوئن 1936) در سراسر کشور اقدام به ایجاد کلاس درس برای آموزش بزرگسالان کرد و شرکت در این کلاسهارا (درمناطقی که کلاس دایر می شد) برای اتباع 18 تا 40 ساله که خارج از مدارس بودند اجباری اعلام داشت. این کلاسها به مدارس اکابر (بزرگسالان) شهرت یافته بود. کار مدارس بزرگسالان که در آنها روزنامه رایگان هم توزیع می شد با یک وقفه کوتاه در اوایل اشغال نظامی ایران و بویژه به سبب شیوع بیماری تیفوس از سر گرفته شد و مطلقا رایگان بود. شمار دانش آموزان دبیرستانهای شبانه دولتی (بزرگسالان) در دهه 1350 (دهه 1970 میلادی) رقم چشمگیری را تشکیل می داد. در سال 1358 (1979 ميلادي) مجلس تدوین کننده قانون اساسی جمهوری اسلامی رایگان بودن آموزش و پرورش در ایران را به صورت یک اصل ـ اصل سی ام ـ وارد این قانون کرده است. رایگان، یکنواخت و اجباری بودن تعلیمات عمومی در ایران قبلا در قانون موضوعه (پارلمانی) سال 1321 (1942 ميلادي) و سپس آیین نامه های سال 1353 (1974 ميلادي) آورده شده بود و اجرا می شد. باوجود رایگان بودن آموزش و پرورش در همه سطوح در ایران پیش از انقلاب و تاکید اصل 30 قانون اساسی جمهوري اسلامي بر این موضوع، از دهه 1990 (1370 هجری) تاسيس مدارس پولی در ايران ازسر گرفته شده است!.
مهندس علوي قربانی اثبات حمایت ایران از غرب بامداد 25 خرداد سال 1338 مهندس محمد علوي از اعضاي كميته مركزي حزب كمونيست توده اعدام شد. وي در یک محكمه نظامي تهران به اعدام محكوم شده بود. حزب توده از بهمن ماه 1327 كه در دانشگاه تهران به سوي شاه تيراندازي شد غير قانوني اعلام شده بود، اما در دوران حكومت دكتر مصدق عملا فعاليت آزاد داشت که از سال 1333 پس از كشف سازمان نظامي گسترده آن و اعدام بسياري از افسرانی که از اعضاي اين سازمان بودند، زير زميني شده بود. «تاریخ» از مهندس علوی به عنوان یکی از قربانیان جنگ سرد دو ابرقدرت وقت، سیاست ضدکمونیستی دولت واشنگتن و متابعت دولت وقت تهران از سیاست های آمریکا خوانده و نشان داده است که دولت تهران (دولت وقت) گمان می برد که در صورت قطع حمایت غرب، ساقط شود و بنابراین مرعوب و حرف شنو بود. مهندس علوي جز کمونيست بودن و پافشاری برعقيده خود جرمي مرتکب نشده بود. دولت وقت ایران با کودتای انگلیسی ـ آمریکایی آگوست 1953 (28 امرداد) برسر کار آمده بود و مشروعیّت خودرا ناشی از حمایت ایرانیان نمی دانست و چشم به واشنگتن و لندن داشت. با مرگ ناگهانی استالین، در آسیای غربی یک خلأ کوتاه مدت بوجود آمده بود زیرا که جانشینان وی نه تجربه لازم را داشتند و نه معلومات و تعصب انقلابی. همین خلأ وضعیت را در آسیای غربی تغییر داد و منطقه چهره دیگری به خود گرفت.
همكاري ايراني تبارها به توسعه ميهن نياكان «تاتا ستيل گروپ» 13 ژوئن 2005 در بمبئي اعلام كرد كه دو طرح پولادسازي بزرگ را در بندر عباس پياده خواهد كرد؛ يكي با مشاركت يك كمپاني ايراني وابسته به دولت و ديگري مستقلا، و جمع سرمايه گذاري از يك ميليارد و دويست ميليون دلار بيشتر خواهد بود. تاريخي بودن و اهميت اين خبر از آن جهت است كه آغازخوبي براي مشاركت پارسيان هند در توسعه ميهن نياكان است. گروه صنعتي تاتا يك قرن پيش توسط «جمشيدجي» پارسي معروف هند بنيادگذاري شد. جمشيدجي (تاتا) به پدر صنايع هند معروف و از پيشروان پولادسازي در جهان است. تاسيسات پولادسازي جمشيدجي در دهكده «ساكچي» هند بنا نهاده شد كه به جمشيد پور ( شهر جمشيد) تجديد نام شده است.
اين گروه همچنين به وجود آورنده تاسيسات متعدد در هند است از جمله شركت هواپيمايي هند (اراينديا)، انستيتوي علوم هند (در بنگالور)، بنگاه هيدرو الكتريك هند، هتلهاي زنجيره اي تاج و .... همين خانواده تاسيسات فرهنگي متعدد به ايران اهداء كرد از جمله دبيرستان انوشيروان دادگر را در تهران. قرار بود اين گروه باني تاسيسات صنعتي در ايران دهه 1930 شود و شركت هواپيمايي تاسيس كند كه رضا شاه (با نيت طرد نفوذ انگليسي ها از ايران) به آلمان نزديك شد و وطن ما به تحريك انگلستان به اشغال نظامي متفقين درآمد و پيشرفتهاي 16 ساله متوقف ماند.
با توجه به اين كه بسياري از مديران و موسسان كمپاني هاي الكترونيك پيشرفته در بنگالور هند (پايتخت صنايع كامپيوتري) پارسيان هند هستند، مشاركت جاري فصل تازه اي را خواهد گشود كه ايراني تبارها از سراسر گيتي به كمك يكديگر بشتابند و ميهن باستاني را تا سطحي كه سزاوار آن است بالا ببرند.
همكاري هاي ايرانيان و هنديان تازگي ندارد و كاري چند هزار ساله است. تا آغاز دهه 1340 نزديك به ربع بازرگانان تهران را هنديان تشكيل مي دادند كه به تدريج فعاليت خود را از تهران به آمريكا و كانادا منتقل كردند. موضوع معامله بزرگ نفت و گاز از جمله داد و ستد هاي تازه ايران و هند است كه در محافل غرب به دقت مطالعه و دنبال مي شود.

در قلمرو دموکراسي مگنا كارتا - فرمان آزادي ها و پيدايش حكومت پارلماني http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0615.jpgباقيمانده نسخه اصلي فرمان بزرگ آزاديها امروز سالروز امضاي فرمان مگنا كارتا Magna Carta Libertatum (فرمان بزرگ آزادي ها) است و كينگ جان John پادشاه وقت انگلستان زير فشار بزرگان كشور و ژنرالهاي ارتش آن را در 15 ژوئن سال 1215 ميلادي امضاء و مهر كرد كه آغاز پيدايش حكومت پارلماني در جهان بشمار آورده شده است. حكومتي را پارلماني گويند كه انتخاب رئيس قوه مجريه توسط پارلمان به عمل آيد نه مستقيماً از سوي مردم و معمولا در اين نوع دمكراسي، قواي اجرايي و مقننه كشور در دست حزب اكثريت و يا ائتلافي از احزاب همگون است. اگر دولت ائتلافي باشد دمكراتيك تر و چند صدايي است، زيرا حتي با خروج كوچكترين حزب از ائتلاف، دولت از هم مي پاشد و بنابراين مجبور است به همه نظرات توجه داشته باشد. پيش از انگلستان، يك «كشور شهر» در ايتاليا داراي حكومت پارلماني شده بود.
«مگناكارتا» كه در آن زمان پيمان سازشي ميان پادشاه و بزرگان انگلستان و شامل 63 عبارت بود در اصل به منظور جلوگيري از خودسري «كينگ» تنظيم شده بود، ولي در آن نبود (محو) فساد اداري تاکيد و مجازات بدون محاكمه، محاكمه بدون حضور هيأت منصفه، مصادره غيرقانوني اموال و توقيف غيرقضايي افراد و وضع ماليات و عوارض بدون حضور و رأي نمايندگان ماليات دهندگان (پارلمان) منع شده بود كه پايه حاكميت ملت، قانونمندي امور و تامين عدالت قرار گرفت و آن را يكي از عوامل برتري يافتن اروپا خوانده اند.

در قلمرو دانش تعیین گروههای چهارگانه خون 15 ژوئن 1667 دکتر باپتیست دنیس (پزشک ویژه لوئی چهاردهم پادشاه وقت فرانسه) اندیشه خود تزریق خون (ترانس فیوژن)را برای نجات زخمی ها و کسانی که مقدار زیادی خون از دست داده بودند با تزریق خون گوسفند به سه نفر و خون گاو به یک نفر به آزمایش گذارد که نیمی از آنان که خون بیشتری دریافت کرده بودند درگذشتند و دولت ادامه این تجربه را ممنوع کرد. 234 سال بعد (14 ژوئن 1901) دکتر «کارل لاندشتاینر» زیست شناس و پزشک اتریشی مسئله را حل کرد و اعلام داشت که خون انسانها چهار گروه هستند؛ آ، ب، آ ـ ب و اُ. که تنها خون گروه «اُ» قابل تزریق به همه است. خون گروه «آ» را تنها به دارندگان گروههای «آ» و «آ ـ ب»، خون گروه «ب» را به گروههای «ب» و «آ ـ ب» و خون گروه «آ ـ ب» را تنها به همین گروه می توان تزریق کرد. وی افزوده بود که گروه خونی یک فرد میراث او از پدر و مادر به یک نسبت و برپایه حضور و یا غیبت آنتی ژن است. وی که این کشف مهم خودرا به مناسبت زادروش اعلام کرده بود بعدا «آر ـ اج = اِر ـ هاش» خون را هم کشف کرد و برنده جایزه نوبل شد.

در دنياي تاريخنگاري تو که می کنی اختر خویش را بد ... ـ تکليف مورّخ در این روز در سال 2005 بانو «اليزابت كاستووا» كتاب 642 صفحه اي خود تحت عنوان «مورّخ» را به توزیع داد. اليزابت در اين كتاب از مورّخان خواسته است كه كار خود را منحصر به يافتن اسناد گذشته نكنند و به وظيفه اصلي بازگردند كه دادن پند و اندرز است كه آنها را از بررسي ضعف ها و قوّت هاي گذشتگان و كارهاي درست و يا نادرست آنان به دست آورده اند تا اشتباهات تكرار نشوند. کاستووا هم در تالیف خود اثبات کرده است که تاریخنگاری دنباله کار روزنامه نگاری است و این دو پیشه جدا ازهم نیستند و توصیه کرده است که ترجیحا لیسانسیه های تاریخ به رشته های روزنامه نگاری دانشگاهها پذیرفته شوند تا انسان که اطلاعات و معلومات خودرا از طریق آنان دریافت می کند متحوّل شود.
در جریان بررسی این کتاب، نقدنگاران اشاره به تالیفات مشابه کرده و اندیشمندان ایرانی قرون وسطی را بزرگترین اندرزگویان در طول تاریخ بشر خوانده وگفته بودند که اگر توصیه بانو کاستووا مورد توجه تاریخنگاران و روزنامه نگاران قرارگیرد بسیاری از مسائل فردی و جمعی پدید نخواهند آمد که یک اندرز ایرانی قرون وسطی از این قرار است: تو که می کنی اختر خویش را بد؛ مدار از فلک چشم نیک اختری را. به عبارت دیگر هر مسئله ای را فرد و یا افراد (گروه)، راسا برای خود می سازند نه همه را دیگران برای آنان. اگر فرد و یا افراد (دولت) بدون مطالعه کافی و تفکّر قبلی و توجه به تجربه گذشتگان و پیش بینی آینده کاری را انجام دهد خودرا وارد راهی پراز دست انداز و درد سر خواهد کرد و در این وضعیت نباید ناله کند که مشکلات او از ستاره (اختر) بد است و در روز بدیمن به دنیا آمده و کار را در ساعت سعد شروع نکرده و ... که انداختن مسئله به گردن دیگران و «فلک» فرار از اشتباه خودش (تفکر و مطالعه نکردن قبلی) خواهد بود. بانو کاستووا یک فصل از کتاب خودرا به لزوم ایجاد دفاتر متعدد مطالعه و مشورت مرکب از اصحاب نظر در هررشته در جوار دفتر رئیس هردولت (در غرب معروف به اطاق فکر) و وجود کارشناسان بی طرف در جوار پارلمانها برای مطالعه و پالایش پیشنویس هرقانون قبل از طرح در جلسات عمومی اختصاص داده است.

در قلمرو رسانهها مطبوعات ايران و ادامه يك مسأله قديمي 26 خرداد 1358 (چهار ماه پس از پيروزي انقلاب) در پي اعتراض مطبوعاتي ها و اتحاديه هاي مربوط به پيشنويس قانون مطبوعات، وزير ارشاد وقت اعلام كرد كه طرح با توجه به نظراتي كه ابراز شده است مورد بررسي دوباره و تجديد نظر قرار خواهد گرفت. از بهمن 1286 (صد سال و چند ماه پيش) كه وطن ما داراي قانون مطبوعات شد تاكنون، اين قوانين با كمي تغيير رونوشت هم بوده اند و چون انشاء كنندگان قانون نخست اطلاع كامل از حرفه روزنامه نگاري نداشتند؛ اين قوانين كمكي به پيشرفت ژورناليسم ايران نكرده است. ما در فاصله اين يك قرن (صرف نظر از اصلاحيه ها) داراي پنج قانون مطبوعات بوده ايم كه آخرين آنها در سال 1364 از تصويب گذشته است. از آيين مطبوعات انتظار اين است كه انواع نشريات و سازمان يك نشريه را تعريف كند و .... چون چنين تعريفي در دست نيست، مثلا يك روزنامه حزبي ما يك روز تمامي بالاي صفحه اولش را به شرح يك مسابقه فوتبال! اختصاص مي دهد و يك روز ديگر هنر و .... روزنامه هاي ما داراي اديشن «آنلاين» هستند و در سراسر جهان مي توان به آنها دسترسي داشت. روزنامه نگاران ساير كشورها وقتي كه خبر و عكس يك بازي فوتبال را به آن صورت در صفحه اول روزنامه حزبي ما ببينند دست ما را خواهند خواند.
قانون اساسي در اصول خود، حقوق هر ايراني را يك به يك روشن و مسلم ساخته، بنابراين ديگر لازم نيست كه قانون مطبوعات بگويد چه كسي اين حق را دارد و آن حق را ندارد. قوانين كيفر همگاني، ماده و تبصره براي تعريف نشر اكاذيب و مجازات مرتكب آن و يا افترا و اهانت دارند و تكرار آنها با انشايي ديگر در قانون مطبوعات لازم نيست و توليد ابهام مي كند و .... قانون مطبوعات به جاي تكرار قوانين بايد معياري براي نرخ تكفروشي داشته باشد. اگر چنين ضابطه اي وجود مي داشت كه روزنامه دولتي قادر به فروش هر نسخه مثلا 50 تومان نمي شد. قانون مطبوعات بايد روشن كند كه آيا دولت مي تواند ناشر روزنامه عمومي باشد و يا نه. آيا اين كار مداخله يك قوه دمكراسي در قوه چهارم آن نيست؟. چرا ما پس از يك قرن هنوز «هوم دليوري» نداريم و نمي توانيم مانند ساير كشورها پيش از ساعت شش بامداد روزنامه را روي ميز ناشتايي مخاطب آن بگذاريم، و چرا هاي ديگر.
نيوزويك در روسيه! مجله آمريكايي نيوزويك كه ازسوي واشنگتن پست انتشار مي يابد از اول ژوئن 2004انتشار يك اديشن جداگانه را در روسيه آغاز كرد!.
نخستين شماره اين مجله كه در 50 هزار نسخه در چهار شهر بزرگ روسيه توزيع شده بود فروش چنداني نداشت و استقبالي كه انتظار مي رفت از آن نشده نشده بود. خريداران شماره اول عمدتا افراد طبقه متوسط بودند كه شمار آنان در جامعه روسيه هنوز كم است.

dokhtare sahra
1390,03,25, ساعت : 23:33
روزگار 25خرداد 1390
32 قمری: وفات عموی پیامبر
32 قمری: وفات عموی پیامبر
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - عباس بن عبدالمطلب عمویپیامبراکرم(ص)، 3سال قبل از عامالفیل در مکه به دنیا آمد.

پدرش عبدالمطلب از بزرگترین شخصیتهای مکه و مادرش، نتیله، یکی از بانوان باشخصیت بود که بهعنوان نخستین زن توانست خانه کعبه را با پارچههای حریر و دیبا بپوشاند. همسر عباس، امفضل نیز از زنان نامی اسلام بود. عباس در عصر جاهلیت و نیز در اسلام یکی از رجال برجسته قریش بهشمار میآمد. منصب سقایت زائران کعبه که یکی ازمناصبکعبه بود، بهدلیل تنگدستی برادرش، ابوطالب، به وی واگذار شد. او به همراه مشرکان مکه در جنگ بدر علیه پیامبر شمشیر زد و در همان نبرد اسیر شد؛ ولی با پرداخت فدیه آزاد شد. عباس در زمان فتح مکه، جهت استقبال از رسول خدا(ص) به بیرون مکه رفت و در هنگام فتح و ورود پیامبر خدا به شهر، سپاه مسلمین را همراهی کرد. پس از آن در نبردحنین نیز شرکت کرد و شجاعتی وصفناشدنی از خود بروز داد. عباس در اواخر عمر دچار نابینایی شد و سرانجام در12رجب سال 32 هجری قمری درشهرمدینه دارفانی را وداع گفت و در قبرستانبقیع به خاکسپردهشد.

1299 شمسی: تصرف قزاقخانه رشت

دربامدادبیستوپنجمخرداد 1299 شمسی، قزاقخانهرشتبهتصرفانقلابیو نجنگلدرآمد. چند روز پس از اعلان جمهوری در گیلان، انقلابیون جنگل از نیروهای قزاق رشت خواستند یا به نیروهای انگلیسی مستقر در ایران حمله کنند یا با تحویل سلاح خود، به شهرهای خویش بازگردند اما نیروهای قزاق چون خود را تحت فرمان حکومت مرکزی می‏دانستند این امر را منوط به اجازه از مرکز کردند. بنابراین چون مذاکرات به بنبست رسید، جنگلی‏ها تصمیم به تسخیر قزاقخانه رشت گرفتند. نبرد سختی بین دو طرف درگرفت و تلفات زیادی وارد آمد. در نهایت پس از به توپ بستن قزاقخانه توسط جنگلی‏ها، نیروهای قزاق تسلیم شدند. ولی به دستور میرزاکوچکخان جنگلی، اسیران، آزاد شده و به شهرهای خود بازگشتند.

dokhtare sahra
1390,03,27, ساعت : 02:10
روز گار 26 خرداد
مبدا تقويم يزدگردي
تقويم نگاران ايراني روز 16 ژوئن سال 632 ميلادي را مبدا تقويم يزدگردي قراردادند تا به اين وسيله ميهندوستي خود را نشان دهند و ايرانيان امپراتوري خود در عهد ساسانيان را فراموش نكنند. اين سال، آغاز پايان امپراتوري ايرانيان به عنوان يكي از دو ابر قدرت وقت جهان بود. فراموش نكنيم كه ايرانيان بعدا (درقرون وسطا، عصر ظلمت در اروپا) از طريق انديشه، دانش و ادبيات ايرانزمين را ابر قدرت جهان كردند.
پس از برگزاري مراسم دو هزار و پانصدمين سال تاسيس دولت واحد ايران به رياست کوروش بزرگ در نيمسال 1350 هجري، مبدأ تقويم ايران به همان زمان کوروش بازگشت داده شد که درجريان انقلاب 1357 بار ديگر، سال هجري خورشيدي تقويم رسمي ايران شد.

يعقوب ليث و دستور مهم ميهني او پس از تصرف كرمان؛ رسميت يافتن دوباره پارسي
يعقوب ليث صفار، قهرمان ملي ايرانيان كه تصميم به پايان دادن به حكومت عرب بر ميهن گرفته بود 16 ژوئن سال 868 ميلادي شهر كرمان را آزاد كرد.
در كرمان بود كه يعقوب دستور اكيد داد به زباني كه او نمي فهمد (عربي)، مكاتبه نكنند. از زمان افتادن ايران به دست عرب، تا آن روز مكاتبات اداري به زبان عربي صورت مي گرفت. با صدور دستور اكيد يعقوب ليث بود كه «پارسي» بار ديگر زبان رسمي ايرانيان شد و رونق گرفت. يعقوب بود كه خواست براي حروفي كه در عربي نيست و در فارسي تلفظ مي شود، جانشين بيابند تا خط الرسم تكميل شود و سالها طول كشيد تا اديبان با هم به توافق رسيدند كه «پ، چ، ژ، گ» را با افزودن نقطه و سركش بر حروف عربي مشابه، به وجود آورند تا تركيب حروف تغيير نكند و مقرر داشتند كه از بكار بردن حروف خاص زبان عربي از جمله «ص، ض، ط، ظ، ث، ح، ع و ء » در واژه ها و اسامي فارسي خودداري شود. تكميل اين تغييرات هشتاد سال وقت گرفت و اين اصلاحات حروف و تبديل واژه ها در سال 950 ميلادي به پايان رسيد و خط الرسم فارسي امروز به دست آمد. بايد دانست كه ايرانيان تنها مسلمانان آن زمان بودند كه زبان ملي خود را از دست ندادند. مي دانيم كه ايرانيان ساكن «فرارود» و خراسان خاوري (افغانستان شمالي امروز) كه تاجيك خوانده مي شوند «پارسي» را از دست نداده بودند و گروهي از آنان با افتخار تمام خود را پارسيوان = پارسيبان مي ناميدند.
يعقوب كه پرچم استقلال طلبي را در سيستان برافراشته بود در سال 862 ميلادي هرات و سال بعد سراسر شمال شرقي ايران و تا كابل را از دست عمال خليفه بغداد بيرون آورده بود. يعقوب پس از آزاد كردن كرمان، با همان هدف، فارس و خوزستان را پس گرفت و با خليفه عباسي مستقيماً وارد جنگ شد، ولي اندكي پس از رد پيشنهاد صلح خليفه در سال 878 ميلادي‏، در خوزستان از بيماري قولنج درگذشت، همانجا مدفون شد و برادرش «عمرو» بر جاي او نشست و مصلحت در آن ديد كه با خليفه از در آشتي درآيد و خليفه هم حكومت وي را بر فارس، اصفهان، كرمان، سيستان، مكران (بلوچستان)، سند (ايالت جنوبي پاكستان امروز به مركزيت شهر كراچي) و بخش هايي از خراسان به رسميت شناخت.

ادامه مخالفت جدي با رئيس الوزرايي قوام السلطنه

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0616tonkaboni.jpg

ساعد تنكابني سروان ارتش

ساعد پسر سپهسالار تنكابني که از بيست و پنجم خرداد 1300 هجري خورشيدي در تنكابن دست به قيام مسلحانه زده و سرگرم جمع آوري نيرو براي حمله به تهران بود 26 خرداد در اجتماعي از تنکابني ها، قوام السلطنه (نخست وزير منصوب احمدشاه) را عامل حارجي (دولت لندن) اعلام كرد و گفت که بايد ازميان برداشته شود. وي افزوده بود که قصد تجزيه کشوررا ندارد تنها با نخست وزيري قوام السلطنه مخالف است زيرا که اين انتصاب را به زيان ايران مي داند و قيام مسلحانه او تنها با هدف جلب توجه شاه است که حاضر به شنيدن حرف حساب نيست.
دو هفته پس از تعيين قوام السلطنه به جاي سيد ضياء طباطبايي به عنوان رئيس الوزراء در خرداد 1300، دامنه مخالفت با اين انتصاب به مازندران و گيلان هم كشانده شده بود. در خراسان كلنل محمد تقي خان پسيان دست به مخالفت با قوام السلطنه زده بود و انگلستان را عامل همه مشكلات و بدبختي هاي ايران خوانده و گفته بود که انتصاب قوام السلطنه هم به اراده آن دولت استعمارگر انجام شده است و در برابر سلطه انگلستان بايد ايستادگي (مسلحانه) شود.

بي اعتنايي تهران به درخواست اکيد جورج بوش (ژوئن 2007)

George Bush

رسانه هاي آمريكا جمعه يكم ژوئن 2007 به نقل از اسوشييتدپرس گزارش كرده بودند كه جورج بوش رئيس جمهور وقت آن فدراسيون از دولت ايران خواسته بود كه چهار ايراني ـ آمريكايي بازداشت شده را «فورا و بدون قيد و شرط» آزاد كند.
طبق اين گزارش، بوش همچنين خواسته بود كه دولت ايران درباره يك مامور بازنشسته اف. بي. آي (سازمان امنيت داخلي آمريكا) كه ضمن سفر به ايران ناپديد شده است اطلاع دهد. اين مامور ايراني تبار نبوده است. اتهام چهار ايراني ـ آمريكايي بازداشتي «جاسوسي» گزارش شده بود.
دو هفته بعد (15 ژوئن) برخي از روزنامه هاي آمريكا نوشته بودند كه از اعلام خواست بوش از ايران به صورت «Demand» چندين روز گذشت ولي مقامات تهران اعتناء نكردند.
قبلا نيز وزارت امورخارجه آمريكا اعلام كرده بود كه چهار دستگير شده كارمند دولت آمريكا نبوده و اتهام جاسوسي به آنان وارد نيست. وزارت امور خارجه آمريكا در اخطاريه اي به تاريخ 31 ماه مه هم از ايرانيان تبعه آمريكا خواسته بود كه از مسافرت به ايران خودداري كنند زيرا بيم تحقيق امنيتي و توقيف آنان وجود دارد.
پيش از وزارت امورخارجه آمريكا نيز چند سناتور و مقام ديگر از جمله هيلري كلينتون (سناتور وقت نيويورک) از دولت ايران خواسته بودند كه دستگيرشدگان را آزاد سازد.
رسانه هاي آمريكايي از دستگير شدگان به اين شرح نام برده و عكسشان را منتشر ساخته بودند:
هاله اسفندياري مدير بخش خاورميانه مركز پژوهشي وودرو ويلسون (مستقر در شهر واشنگتن) و زن شائول بخّاش استاد دانشگاه كه بخّاش زماني در ايران روزنامه نگار بود. كيان تاجبخش ازكارشناسان انستيتوي جامعه باز (وابسته به جورج سوروس). فرناز عظيما از كاركنان راديو فردا كه دولت آمريكا هزينه اين راديو را تامين مي كند. علي شاكري از فعالان صلح و عضو مركز صلحسازان وابسته به دانشگاه كاليفرنيا شعبه ارواين.

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/iranians.jpg

عكسها از راست به چپ: هاله، فرناز، كيان و علي شاكري

dokhtare sahra
1390,03,28, ساعت : 01:54
روزگار 27 خرداد
نامه امپراتور چین به قباد ساسانی
طبق کرونولوژی تاریخ چین باستان، امپراتور وقت چین در سال 520 میلادی نامه ای مفصل و اندرزگونه برای قباد ساسانی شاه وقت ایران فرستاد. محاسبات تقویمی، تاریخ انشاء این نامه را 17 ژوئن آن سال تعیین کرده است. این نامه که متن آن در تاریخ چین آورده شده است توسط هیاتی بریاست یک وزیر پیشین به تیسفون ارسال شده بود و قباد ساسانی آن را پنج ماه بعد و زمانی که خودرا برای سرکوبی شورش گرجی ها آماده می کرد دریافت داشت. در این پیام، امپراتور چین از کاهش حجم مبالات تجاری دو کشور که قبلا چشمگیر بود گله کرده و نوشته بود که گسترش تجارت میان دو کشور هردورا غنی و اتحاد فی مابین، دشمنان را از اندیشه تعرض بازخواهد داشت. امپراتور قول داده بود ـ اگر قباد تقاضا کند ـ به مساعی ایران در بازداری اقوام آلتائیک و هون از رخنه به قلمرو ایران (در منطقه فرارود) کمک خواهد کرد.
روایت است که قباد درباره لشکرکشی به منطقه ساحلی دریای سیاه در قفقاز با فرستاده امپراتور چین مشورت کرده و سپس ژنرال پیروز مهران و ژنرال نرسی را مامور این کار کرده بود که به درگیری با روم انجامید و رومیان شکست خوردند و حاضر به پرداخت غرامت شدند. رومیان محرّک شورش گرجیان بودند.

قتل عام كرماني ها و خارج ساختن 20 هزار جفت چشم از مردان اين شهر
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0617[2].jpg

قسمتي از ارگ (دژ) بم كه در عهد ساسانيان ساخته شده است.

از آنجا كه محاصره شهر كرمان توسط نيروهاي آغامحمدخان قاجار بيش از يك ماه به طور انجاميد، ميان مورخان بر سر روزي كه خان قاجار [در آن زمان هنوز تاجگذاري نكرده بود كه او را «شاه» خطاب كنند] پس از سقوط شهر دستور درآوردن 20 هزار جفت چشم از مردان و قتل چهار هزار نفر ديگر و فروش اسيران به بردگي و تخريب كرمان را صادر كرد با جزيي تفاوت اختلاف نظر است. از روايتهايي كه به دست داده شده است چنين بر مي آيد كه اين جنايت، چند روز پيش از آغاز تابستان و به قول غالب 17 ژوئن در سال 1794 ميلادي روي داده است. چنين فاجعه بشري كه نهايت وحشي گري بود در ايامي روي داد كه انقلاب فرانسه به سراسر اروپا گسترش مي يافت و به همراه آن منشور حقوق بشر . ناپلئون به عنوان ژنرال انقلاب گام به ميدان گذارده بود. همه جا صحبت از عقايد منتسكيو و جان لاك بود. در آمريكا، سه سال از تصويب اصلاحيه هاي قانون اساسي اين فدراسيون كه به « بيل آو رايتز » معروفند و حقوق انسان ازجمله حق حمل اسلحه را تضمين كرده اند مي گذشت. در آلمان؛ فردريك شيلر Schiller آموزش زيبايي هنرهاي انساني و زيبايي شناسي را توصيه مي كرد. در اروپا بردگي لغو و مقررات تثبيت قيمتها به اجرا در مي آمد و ....
نظر به اين كه حكومت ايران ار آن پس تاسال 1925 در دست قاجارها بود و در دوران پهلوي هم عمدتا رجال عهد قاجار بر سر كار بودند به مصيبتي كه بر كرمانيان وارد آمد آن طور كه بايد ، توجه نشد. اگر چنين فاجعه يي در كشوري ديگر صورت گرفته بود آن را در تقويم هاي عمومي ذكر مي كردند ، هر سال ياد آور مي شدند و دست كم در شهر و ايالت مربوط روز بزرگداشت مقتولين تعيين و تعطيل عمومي اعلام مي شد و ....
كرمان، شهر باستاني ايران كه اردشير بابكان به آن عشق مي ورزيد به لطفعلي خان زند آخرين امير اين خانواده ايراني كه گرفتار خيانت مقامات و حملات خان قاجار شده بود پناه داده بود. شهر از ماه دسامبر تحت محاصره سپاه قاجار قرار گرفته بود و مقاومت مي كرد. بيشتر مورخان تأييد نكرده اند كه سقوط كرمان در نتيجه خيانت يك دروازه بان آن بود. كرمان در طول محاصره دچار كمبود شديد خواربار شده بود و بسياري از مردمي را كه وجود آنان در شهر ضرورت نداشت بيرون فرستاده بودند. علت طولاني شدن محاصره، عمدتاً اين بود كه قاجارها توپخانه نداشتند و نيز علاقه كرماني ها به شخص لطفعلي خان بود كه مردي به غايت شجاع بود و رفتاري نيكو داشت. به علاوه كمكهاي كريم خان، سر سلسله زند به كرمان بود. پس از فرار شجاعانه لطفعلي خان كه خود را روز بعد به «بم» رساند شهر تصرف شد و خان قاجار دستور بيرون آوردن چشمان 20 هزار مردكرماني و قتل چهار هزار تن ديگر و تخريب شهر را صادر كرد و پس از كور كردن خان زند كه در بم دستـگير شده بود رهسپار شيراز شـد كه «ابراهيم خان»، كلانتر شيراز از در دوستي با او درآمـده بود. كـرمان سالها بعد، دوبـاره سازي شد. پاره اي از نـوشته هاي پيش از ميلاد كـرمان را «بـوتيا Botia» و «كرمانيا» هم نوشته اند، ولي در نوشته هاي Ptolemaeus جغرافي دان و فضاشناسي كه صدسال زودتر از حكمراني اردشير اول مي زيست «كرمان» خوانده شده است. در پاره اي نوشته هاي بعد از ساسانيان از آن «به دسير يا به دشير Behdesir» هم ياد شده است. عنوان كرمان (آثار باستاني يافت شده در شهداد) همان تمدن ايلام در شرق ايران بوده است.
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0617[1].jpg

ارگ بم كه لطفعلي خان زند پس از شكسته شدن محاصره كرمان به آنجا پناه برد، ولي حاكم بم او را به خان قاجار تحويل داد كه نخست وي را كور كرد و سپس به قتل رسانيد.


تیراژ روزنامه اطلاعات سقوط و عباس مسعودی سکته کرد و یکبار دیگر ثابت شد که روزنامه نگار یک «عاشق» است

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/masudi-abbas1958.jpg

سناتور عباس مسعودي


بيست و هفتم خرداد 1353 (17ژوئن 1974) سناتور عباس مسعودي موسس و ناشر روزنامه اطلاعات در 73 سالگي در دفتر كار خود در ساختمان موسسه اطلاعات براثر سكته درگذشت. گفته شده است مسعودي كه هر روز در ساعت معين آمار فروش بيست و هفتم خرداد 1353 (17ژوئن 1974) سناتور عباس مسعودي موسس و ناشر روزنامه اطلاعات در 73 سالگي در دفتر كار خود در ساختمان موسسه اطلاعات براثر سكته درگذشت. گفته شده است؛ مسعودي كه هر روز در ساعت معيّن آمار فروش روزنامه در روز پيش از آن را مرور مي كرد با مشاهده رقم كاهش فروش اطلاعات پس از دو برابر شدن بهاي تكفروشي آن (که به اصرار دکتر مصباح زاده ناشر کیهان و رقیب اطلاعات صورت گرفته بود که می خواست درآمد کیهان تکفروشی افزایش یابد) از فرط اندوه سكته كرده بود. مسعودی معتقد به کسب درآمد روزنامه از طریق افزایش آگهی بود تا تکفروشی. وی همیشه از این نظر که نرخ تکفروشی باید در حد استطاعت مردم باشد دفاع می کرد زیرا که روزنامه را یک وسیله آموزش عمومی، و خبررسانی را یک کار فرهنگی می دانست تا سیاسی. سناتور مسعودي چند سال پيش از فوت، خود را بازنشسته کرده بود و مديريت روزنامه را به پسر بزرگش فرهاد سپرده بود. با وجود اين، هر روز پيش از و يا پس از شرکت در جلسه سنا به موسسه اطلاعات مي رفت و درجريان وضعيت موسسه قرار مي گرفت. وي علاقه اي ويژه به روزنامه نگاري و روزنامه اطلاعات داشت كه خود از هيچ آن را به وجود آورده بود و تا آخرين روز عمر از نوشتن خبر دست برنداشته بود. او عاشق تهيه و نوشتن خبر بود و گزارش را روانتر و روشنتر از هر فرد ديگر مي نوشت. از خصوصيات مسعودي كه شش دوره نماينده مجلس و شش دوره هم سناتور و بيش از ده سال نايب سناي ايران بود «لبخند هميشگي» او در برخورد با ديگران بود و ديده نشده بود كه در حالت خشم تصميم بگيرد. وي به خاطر روزنامه اش از هر چيز حاضر بود بگذرد.
سكته كردن مسعودي بارديگر درستي اين فرضيه را اثبات كرد كه «روزنامه نگاري» نه تنها يك پيشه بلكه يك عشق است. از يك استاد آمريكايي نقل مي كنند كه گفته است: روزنامه نگاري ويروسي را وارد بدن مي كند كه برخلاف ساير ويروسها، اگر آن را دفع كنند (خنثي و يا خارج سازند) فرد آلوده به آن (روزنامه نگار واقعي) خواهد مرد.
موسسه اطلاعات كه بيشتر روزنامه نگاران معروف كشور در آن پرورش يافته و تجربه اندوخته اند پنج سال پس از فوت مسعودي و هفت ماه بعد از انقلاب مصادره شد. بهرام مسعودي پسر دوم سناتور عباس آخرین ناشر و مدیر روزنامه اطلاعات بود كه از نوجواني به اسلامدوستي و پيروي از شعائر اسلامي و فروتني شهرت داشته است. نویسندگان وقت روزنامه اطلاعات که به صورت اعضای یک خانواده عمل می کردند و پس از مصادره سال 1358 به تدریج منتظرخدمت شده اند همچنان به صورت دوره ای باهم جمع می شوند و دیدار تازه می کنند. برخی از همین ها بودند که در دهه 1370 کمک کردند تا روزنامه های همشهری و ایران پابگیرند و انحصار کیهان و اطلاعات پایان یابد. این نویسندگان قدیمی در آخرین دیدار دوره ای خود (بهار 1388) از نوشته عباس میلانی (مدرس دانشگاه در آمریکا) در تالیف خود «ایرانیان شاخص» انتقاد کردند که درباره سناتور مسعودی انصاف و واقع نگاری را رعایت نکرده و از بهرام مسعودی خواستند که میلانی را متهم به افترا کند و به دستگاه قضایی محل انتشار کتاب دادخواست بدهد.

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/journalists.jpg
گوشه اي از گردهمايي دوره اي کارکنان قديمي اطاق خبر روزنامه اطلاعات که بيشترشان در سالهاي دوم و سوم پس از انقلاب بيکار و خانه نشين شده اند - به شماري از اين بيکارشدگان (بدون دليل) غرامت برکناري هم پرداخت نشده است. باوجود اين، در دهه 1370 در راه اندازي همشهري و روزنامه ايران به شهرداري تهران و ايرنا کمک کردند



تعطيل

dokhtare sahra
1390,03,28, ساعت : 20:02
روزگار 28 خرداد 1390
62 قمری: وفات پیام آور کربلا
62 قمری: وفات پیام آور کربلا
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم علیهم السلام، در میان خاندان رسالت و اهلبیت گرامی پیامبر اکرم- صلّیالله علیه و آله و سلم- افرادی هستند که نزد خداوند متعال دارای رتبه و منزلت رفیع و والاییاند.

حضرت زینب(س) بانویی بزرگوار از این دودمان پاک است . نام مبارک آن بزرگوار زینب و کنیه گرامیشانام الحسن وام کلثوم و القاب آن حضرت صدیقه الصغری، عصمه الصغری، ولیهالله العظمی، ناموس الکبری، شریکهالحسین و عالمه غیرمعلمه، فاضله و کامله است . شیرزن دشت کربلا پس از عمری دفاع از طریق حقه ولایت و امامت، در 15 رجب سال 62 قمری ضمن سفری که به همراه همسر گرامیشان، عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، وفات کردند و بدن مطهر آن بانوی بزرگوار در همانجا دفن شد.

آغاز آخرين جنگ ايران و روم در زمان اردشير يکم
18 ژوئن 232 ميلادي جنگ دیگری میان ایران و امپراتوری روم آغاز شد. آغاز این جنگ از كاپادوكيه (Capadocia=Kapadokya تركيه امروز و گوشه ای از ساتراپی سوم ایران، طبق تقسیم بندی داریوش بزگ) بود و در طول جنگ، فرماندهي ارتش ايران را اردشير پاپكان (ساساني) موسس دودمان ساسانیان برعهده داشت. اردشیر یکم قبلا هم با امپراتوری روم وارد جنگ شده بود زیرا که رومیان در اواخر دوران سلطنت اردوان پنجم (اشکانی)، از اختلافات داخلی ایرانیان سوء استفاده کرده و در آناتولی (ترکیه امروز) و سوریه دست به پیشروی نظامی زده بودند. جنگهای اردشیر یکم با هدف اخراج رومیان از مشرق زمین که از سال 230 میلادی آغاز شده بود سبب شده بود که الکساندر سه وروس Alexander Severus امپراتور وقت روم به شرق مدیترانه آید و در آنتیوک مستقر شود. باوجود این، در جنگی که از کاپادوکیه آغاز شد اردشیر قاطعانه پیروز شد و سه وروس پس از این شکست به اروپا بازگشت. اردشیر یکم در آخرین جنگ خود با رومیان با استفاده از یک تاکتیک تازه و گسترش دادن منطقه جنگ، واحدهای ارتش روم را مجبور به جنگیدن در سه جبهه کرده و درهم کوبیده بود.
مورخان درباره پیروزهای نظامی در این دوره نوشته اند: "ناسیونالیسم توفنده ایرانی برنده جنگهای عهد ساسانیان بود، نه شاه وقت و ارتش به تنهایی".

به نام نجات مشروطيت، حركت مسلحانه به سوي تهران
سردار اسعد به نام نجات مشروطيت از دست محمدعلي شاه قاجار 18ژوئن1309 (28 خرداد 1288 خورشيدي) با بيش از هزار سوار بختياري كه يك قبضه توب پشتيبان اين نيرو بود از اصفهان به سوي تهران به حركت در آمد.
سواران سردار اسعد در عليشاه عوض (شهريار) به داوطلبان گيلان و مازندران پيوستند و تهران را مورد حمله نظامي قرار دادند. اين نيرو با كمك ساير مجاهدان راه مشروطيت و نيز هواداران مسلح مشروطيت در داخل شهر، بعدا واحدهاي قزاق را شكست دادند. پس از اين شكست بود كه محمد علي شاه به ساختمان تابستاني سفارت روسيه پناهنده و از ايران تبعيد شد و پسر خردسالش را برجاي او نشاندند.
تظاهرات مردم معمولي بر ضد استبداد محمدعلي شاه از يك سال پيش از حركت سردار اسعد به سوي تهران و از اواخر خرداد سال 1287 هجري خورشيدي آغازشده بود. 28 خرداد آن سال بازار تهران به نام مخالفت با استبداد شاه تعطيل كرده بود و مردم در بهارستان جمع شده بودند. اين وضعيت تا تيرماه و به توپ بسته شدن عمارت مجلس هر روز به چشم مي خورد.


سالروز درگذشت ابوعلي سينا دانشمند، فيلسوف و اديب بزرگ ايران





بوعلي سينا كه اروپاييان نام وي را Avicenna تلفظ مي كنند و او را Great Master of Medicine مي خوانند 18 ژوئن سال 1037 ميلادي در شهر همدان وفات يافت. بوعلي بود كه براي نخستين بار علائم بيماري ها را به دست داد.
بوعلي سينا بر همه علوم و فنون و ادبيات زمان خود تسلط داشت، به گونه يي كه مولفان تاريخ علوم، ميزان دانش او را برابر با يك دائرةالمعارف يا Encyclopedia ذكر كرده اند. وي كه در نزديكي بخارا ـ از شهرهاي خراسان بزرگتر و مركز ادبيات و فرهنگ پارسي ـ به دنيا آمده بود، به نوشته روزنگار جهان به زبان انگليسي (صفحه 338) در 16 سالگي يك دانشمند تمام عيار بود. بوعلي سينا در عين حال يك فيلسوف، اديب و دولتمرد بود. وي بيشتر سالهاي آخر عمر خود را در اصفهان گذرانيده بود.
بوعلي در دانش پزشكي كتابي تحت عنوان «قانون در طب» نوشت كه تا پايان قرن 19 كتاب درسي دانشكده هاي پزشكي اروپا بود.
در اين كتاب، ابن سينا براي نخستين بار علائم بيماري ها از جمله تغييرات نبض، اسهال، تغيير رنگ زبان و ... را شرح داده است و هنوز تا به امروز هر استاد و پزشك كه كتاب Symptoms تاليف كرده از بوعلي سينا به عنوان پدر تشخيص بيماري ها از روي علائم و زنگ خطرهاي آنها به نيكي و احترام ياد كرده و از ايران به عنوان كشوري كه چنين فرزندي برومند، افتخارآميز و سودمند را به جهانيان عرضه داشته قدرداني به عمل آورده است.

روزي كه قزوين به دست يك سرهنگ روس افتاد
يك سرهنگ روس وفادار به رژيم سلطنتي كه با واحد خود عازم باكو براي جنگ با بلشويكها بود 28 خرداد 1297 (18 ژوئن 1918) در سر راهش، شهر قزوين را تصرف كرد!!. دولت وقت ايران از نظر نظامي آن چنان ضعيف بود كه از عهده اين افسر ياغي روس و نهصد سرباز او هم برنيامد.
پس از انقلاب بلشويكي روسيه و خروج اين كشور از جنگ جهاني اول و لغو امتيازات روسيه در ايران از سوي لنين، برخي از افسران روس كه قبلا براي جنگ با عثماني وارد ايران شده بودند مطيع كمونيستها نشده و به مخالفان آنها پيوسته بودند كه اصطلاحا سفيدها (در برابر واژه سرخها) خوانده مي شدند و افسري كه قزوين را گرفت يكي از همين سفيدها بود.

تغيير كلاه براي بار دوم!
28 خرداد 1314 براي دومين بار از زمان روي كار آمدن دودمان پهلوي كلاه كارمندان عوض شد. طبق بخشنامه اي كه در اين روز در ايران به ادارات دولتي و سازمانهاي ديگر ابلاغ شد از آن پس كارمندان دولت و مرداني كه به سازمانهاي دولتي مراجعه مي كردند بايد كلاه شاپو (تمام لبه) برسر مي گذاشتند. قبلا دستور داده شده بود كه از كلاه پهلوي (كلاه يك لبه = كلاهي كه داراي لبه در قسمت جلو است ــ مشابه كلاه نظاميان فرانسوي) استفاده شود.
در بخشنامه تازه اخطار شده بود كه عدم رعايت دستور موجب انتظار خدمت كارمند خواهد شد.

:-2-06-::-2-06-::-2-06-::-2-06-: من تو کف این کلاه موندم

dokhtare sahra
1390,03,28, ساعت : 20:02
روزگار 29 خرداد 1390
سرآغاز نفود انگلستان در ايران كه ايرانيان خاطرات بسياري بدي از آن دارند


http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/robert-sherli.jpg

تصوير «رابرت شرلي» كه دستاري به سبك قزلباش بر سر نهاده است!



رابرت و آنتوني شرلي (دو برادر انگليسي) 19 ژوئن سال 1598 ميلادي (29 خرداد در 411 سال پيش) در شهر قزوين ـ پايتخت وقت ايران ـ با شاه عباس يکم ديدار كردند كه به نوشته مورخان، با اين ديدار نفوذ و سپس مداخله انگستان در امور ايران آغاز شد كه ايرانيان خاطرات بسياري بدي از آن دارند. اين دو برادر همراه با چند انگليسي ديگر سيزدهم ژوئن وارد قزوين شده و درخواست ملاقات با شاه عباس را كرده بودند كه پس از شش روز انتظار به آن موفق شدند.
ميانجي گري در تنظيم قرارداد تركمنچاي به سود روسيه، جدا كردن افغانستان و به ويژه هرات و مناطق تاجیک نشین از ايران، سلطه بر خليج فارس، امضاي قرارداد سال 1907 سن پترزبورگ با روسيه و تقسيم وطن ما ميان آن دو دولت (طرفين قرارداد) و تاسيس واحد نظامي انگليسي «اس.پي.آر.» در منطقه نفوذ انگلستان در ايران، تحميل قراردادهاي متعدد و گرفتن امتيازهاي فراوان از جمله نفت و نشر اسكناس، آوردن و بردن دولتها و خريدن بسياري از مقامات، رجال و ناشران روزنامه ها با دادن پول و وعده و حمايت؛ چند نمونه از مداخلات انگلستان در ايران از دهه سوم قرن نوزدهم بوده است که اعمال این سیاست اینک بوسیله بی بی سی و به باور لاروش ـ رئیس حزب فدرالیست آمریکا ـ از طریق تلقین و دادن خط به سران واشنگتن و اتحادیه اروپا و شیوخ عرب ادامه دارد.
انگلستان با هدفهاي استعماري، پيش از شاه عباس یکم هم درصدد نفوذ درايران بر آمده بود، ولي موفق نشده بود. شاه عباس يکم كه قصد عقب راندن عثماني را از مرزهاي غربي ايران و اخراج پرتغالي ها را از خليج فارس و نيز تاسيس يك ارتش ملي و مدرن و خلاص كردن دولت از دست قزلباش (قشون ايلات و عشاير) را داشت در ژوئن 1598 از پيشنهادهاي برادران شرلي استقبال كرده بود.
353 سال بعد در همان روز (19 ژوئن = 29 خرداد)، ايرانيان در يك مورد موفق به نجات خود از دست انگلستان شدند. در اين روز (29 خرداد) در سال 1330خلع يد از انگلستان در نفت ايران بعمل آمد و يک روز بعد (سي ام خرداد 1330) دكتر محمد مصدق رئيس دولت گزارش آن را به مجلس داد و پايان يك تجاوز استعماري دهها ساله به حقوق ايرانيان را اعلام داشت و خواست كه گزارش تصويب شود. اين گزارش تنها با مخالفت يك نماينده به تصويب رسيد.
از تحولات دهه يکم قرن 21 در عراق و افغانستان چنين بر مي آيد که انگليسي ها در قبال منطقه ما، هنوز در همان انديشه هاي سابق خود هستند. در مارس 2003 در حمله نظامي به عراق مشاركت كردند، اما تنها در منطقه بصره مستقر شدند كه نبض منطقه نفت است و تحریک بر ضد ایران. مشارکت در استقرار نظامي در افغانستان هم دنباله همان سياست هاي قديمي لندن است. استقرار غرب (ناتو) در افغانستان که در قلب منافع چين، هند، ايران و روسيه قراردارد دورنماي تاريکي را نشان مي دهد.

ایجاد نیروی هوایی ایران ـ چگونگی ایجاد اين نيرو و نیروی دریایی نوين ایران
دولت وقت ايران، با هدف دفاع از آسمان وطن 29 خرداد 1303 (19 ژوئن 1924ميلادي) ده افسر جوان (وابسته به نيروي زميني) را براي فراگرفتن فنون خلباني در آموزشگاههاي شوروي روانه مسكو كرد. در بازگشت اين عده به وطن، نيروي هوايي ايران با آرم «بلند آسمان جايگاه من است» به وجود آمد و آسمان ايران داراي دفاع شد. نخستین هواپیمای نیروی هوایی ایران پنجم اسفند 1304 در آسمان شهر تهران ظاهر شد و نمایش پرواز داد. تهرانی ها برای تماشای آن به پشت بامها رفته بودند. اين نيرو در شهريور 1320 بدون توجه به بخشنامه سرلشكر نخجوان كه خود افسر نيروي هوايي بود، تا آخرين قطره بنزين از آسمان كشور دفاع كرد و براي خود تاريخ ساخت.
دولت ایران در دهه 1930 هم مخفیانه گروهی از افسران نیروی زمینی وطن را به ایتالیا فرستاده بود تا فنون نیروی دریایی فراگیرند. این افسران سپس با ناوهایی که از ایتالیای موسولینی خریداری شده بود از طریق دماغه امید نیک (جنوب آفریقا) به گونه ای که انگلیسی متوجه نشوند که آبراه سوئز را در کنترل داشتند خودرا به آبهای خلیج فارس رسانیدند و پایگاههای نیروهای انگلیسی را در چند نقطه ازجمله «باسعیدو» درهم کوبیدند و برچیدند. همین امر باعث ایجاد کینه در دل انگلیسی ها شد و در شهریور 1320 با توسل به خدعه، با کشتن بسیاری از افسران و غرق و یا تصرف کشتی ها این ناوگان را عملا منحل کردند.


1330 شمسی: خلعید غارتگران انگلیسی از صنعت نفت ایران
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - با تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت ایران، هیأتی متشکل از کارشناسان ایرانی، اداره امور اجرایی شرکت ملی نفت ایران را به عهده گرفت.

بنا به پیشنهاد آیت‏الله کاشانی و دکتر مصدق و تصویب مجالس شورای ملی و سنای ایران، از شرکت نفت انگلیس خلعید شد. بدین ترتیب در 29خردادماه 1330 شمسی، این روز، روز خلعید از شرکت نفت انگلیس نام گرفت. در این روز، مردم مسلمان ایران پس از مبارزه و فداکاری بسیار به یک پیروزی درخشان دست یافتند و استعمار خارجی و استبداد داخلی را وادار به عقب نشینی کردند. در پی خلعید از شرکت نفت انگلیس، کارکنان خارجی این شرکت که بیش از 4هزار و 500نفر بودند، بهطور دستهجمعی از ایران خارج شدند. در پی آن، دولت انگلیس، دست به اقدامات سیاسی وسیعی زد و ایران را تهدید نظامی کرد.

1356 شمسی: درگذشت دکتر علی شریعتی

دکتر علی شریعتی در سال 1312 شمسی در شهرستان مزینان در استان خراسان متولد شد. او برای ادامه تحصیلات راهی پاریس و در آنجا موفق به اخذ دکتری جامعه‏شناسی شد. در سال 1343 شمسی به ایران بازگشت و بلافاصله به خاطر مبارزاتی که علیه رژیم ستمشاهی انجام دادهبود دستگیر و روانه زندان شد. پس از آزادی از زندان ضمن اشتغال به تدریس، به سخنرانی‏های روشنگرانه همت گماشت. در این زمان، شریعتی مبارزات خود را با برگزاری جلسات سخنرانی و بحث، در حسینیه ارشاد تهران ادامه داد. او در کنار استادان و متفکرانی نظیر شهید مطهری و شهید باهنر، حسینیه ارشاد را به پایگاهی جهت تغذیه فکری نسل جوان تبدیل کرد. فعالیت‏های فرهنگی دکتر، سبب دستگیری مجدد او شد و پس از آزادی، به لندن مسافرت کرد و در 29 خرداد 1356 شمسی در آن شهر به طرز مشکوکی درگذشت . پیکرش را پس از چند روز به سوریه منتقل کرده و در زینبیه به خاک سپردند.

1377 شمسی: شهادت آیت‏الله میرزا علی غرویتبریزی توسط دژخیمان بعث

آیت‏الله میرزا علی غروی تبریزی در سال 1309 شمسی در تبریز به دنیا آمد. ایشان پس از 5سال اقامت در قم، رهسپار نجف شد و از محضر استادانی همچون آیت‏الله خویی و میرزاباقر زنجانی بهره برد. او در حین تحصیل، به تدریس نیز می‏پرداخت و پس از چندی، حوزه مستقلی برای تدریس خارج تأسیس کرد. آیت‏الله غروی دارای بیانی روشن و قلمی گویا بود و سخت‏ترین و سنگین‏ترین مطالب فقهی را با روشن‏ترین عبارات تبیین می‏کرد. سرانجام این عالم بزرگوار در 29خردادماه 1377شمسی در حالی که از زیارت حرم امامحسین(ع) مراجعت میکرد مورد هدف مزدوران خون‏آشام بعث قرار گرفت و به همراه جمعی از یاران، به فیض شهادت نایل آمد.

dokhtare sahra
1390,03,30, ساعت : 17:48
روزگار 30 خرداد 1390
1373شمسی: اقدام تروریستی در بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) (http://www.hamshahrionline.ir/news-137987.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/6/emamreza.jpg
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - روز دوشنبه 30 خرداد سال 1373 شمسی برابر با عاشورای سال 1415 قمری در حالی که در رواقها، صحنها، بستها و اطراف مرقد مطهر هشتمین امام معصوم جمعیت موج میزد و مردم غرق عزاداری و نوحه سرایی بودند، صدای مهیب انفجار بمب، فضای روضه منوره رضوی را پر کرد...
و انفجاری سهمگین همه جا را به لرزه درآورد و لحظهای بعد دود غلیظ و بوی خون در فضای سراسر معنویت حرم پخش شد و انبوه متراکم جمعیتی را که مشغول مناجات و عبادت بودند، درهم پیچید. این بمب در محلی واقع در قسمت بالای سر ضریح منفجر شد. براثر شدت انفجار ۲۷نفرشهید و بیش از ۳۰۰ تن مجروح شدند . سازمان منافقین عامل این جنایت بیشرمانه بود .
1389شمسی: اعدام عبدالمالک ریگی
عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک تروریستی شرق ایران موسوم به جندالله در 30 خرداد سال 1389 به دلیل ارتکاب جنایات متعدد به دار آویخته شد. سربازان گمنام امامزمان(عج) در یک عملیات مهم عبدالمالک ریگی را بازداشت کردند. او که برای طراحی توطئه و شرارت جدید از نقطهای به نقطه دیگر عازم بود، دریک برنامهریزی دقیق به دام افتاد . این شرور، عامل بیگانگان بود و با کمک آنها دست به شرارت میزد. اعدام او موجی از شادی را در سراسر ایران به همراه داشت .

توطئه هاي مرگبار شاهزاده خانم صفوي ، پريخان خانم! سال 1576 و بخشي از سال 1577 ميلادي، كاخ سلطنتي قزوين (پايتخت وقت ايران) به صورت لانه توطئه هاي مرگبار يك شاهزاده خانم صفوي به نام «پريخان خانم» در آمده بود كه طبق برخي روايات، پدرش شاه طهماسب را هم در 1576 مسموم كرده بود. همين پريخان خانم كه زني جاه طلب بود به حيدر ميرزا برادر خود كه برجاي پدر، شاه طهماسب، نشسته بود تنها يك روز امكان سلطنت داد و در شب او را مسموم كرد تا شاه بعدي، فرد مورد نظر او باشد. پس از مرگ حيدر ميرزا، اسماعيل ميرزا پسر ديگر شاه طهماسب را كه به دستور پدر به زندان افكنده شده بود آوردند و به نام شاه اسماعيل دوم بر تخت نشاندند. چون ابراهيم ميرزا عموي اسماعيل و پريخان خانم (پسر شاه اسماعيل اول) كه از شاعري و هنرهم بهره داشت مخالف اين انتصاب بود، طبق توطئه پريخان خانم و تاييد شاه اسماعيل دوم 20 ژوئن 1576 كشته شد. قتل ابراهيم ميرزا كه زماني حاكم خراسان بود و در هرات مي نشست، خراساني ها را خشمگين ساخت. اسماعيل دوم كه تعادل رواني نداشت كمر به قتل شاهزادگان صفوي كه قلبا او را قبول نداشتند بست و پريخان خانم در اين برنامه قرار گرقت و از ميان برده شد. پادشاهي اسماعيل دوم نيز به دو سال نرسيد و از ميان رفت.
داستان وعده سر خرمن انتقال آب رودخانه هاي دور دست با لوله به کرمان از محل درآمد نفت بحث جلسه 26 خرداد سال 1330 مجلس شوراي ملي از هر لحاظ شنيدني است كه در پي انتقاد «صدر ميرحسيني» نماينده كرمان بالا گرفت. وي گفت: در باره كشاورزي كرمان دو سال است كه حرف بدون عمل مي زنيم. كشاورزي كرمان دچار بي آبي و پسته اش گرفتار آفت شده است. خيلي كشورها مثل كرمان بي آبند، ولي در آنجا دانش تازه كمك كرده و مسئله ندارند. آنان راه زراعت با آب كم را حل كرده اند. من نمي دانم اين سفارتخانه هاي ما با اين همه مستشار اقتصاد، كشاورزي و فرهنگ براي حل مسئله چه كرده اند. كار آنها اين بايد باشد كه تجربه ديگران و كشور محل ماموريت خود را به ما منتقل كنند. از روشها و محصولات تازه خبر دهند، بذر بفرستند و .... سفارتخانه كه ميهمانخانه نيست؛ هدر دادن پول مردم (با تامين هزينه هاي آنها) بدترين گناه است. بعضي مقامات دولتي مي گويند كه صبر كنيد، وقتي كه نفتمان را خودمان بفروش برسانيم با پولش آب رودخانه هاي دور دست را با لوله به كرمان مي آوريم كه از نظر من وعده سر خرمن است. اين حرفها به گوش كشاورز كرماني نمي رود. كار ما شده است تبليغ توخالي؛ با اين كه دولت ملي روي كار آمده راديو ما هنوز هم وسيله تبليغ است و «حرف (وعده غير عملي)» تبليغ مي كند، فقط حرف، و همين است كه مردم مي گويند راديو دروغ مي گويد. از من رساندن درد دل كشاورزان كرمان به گوش شما بود. خودتان و دولت بايد پاسخگو باشيد. اگر به جيرفت برسيد كشور را از محصولات كشاورزي بي نياز مي كند، آنجا زرخيز است، هندوستان ايران است، فقط دلسوز مي خواهد و ....
... و وقتي كه روزنامه ها چندصدايي باشند در دهه آخر ژوئن 1951 (اواخر خرداد و اوايل تيرماه 1330) ميان برخي نشريات تهران درگيري مقاله اي بود كه چند صدايي را منعكس مي كند. روزنامه هاي متمايل به راست و برخي از جرايد ميانه رو تهران گزارش كرده بودند كه نخست وزير انگلستان اندرز دولت آمريكا را پذيرفته و از حمله نظامي به ايران و تصرف آبادان منصرف شده و اين موضع را «گريدي» سفير آمريكا در تهران در ملاقات با دكتر مصدق كه در خانه وي انجام شد به او اطلاع داده است تا وقت خود را صرف تجهيز نيرو و اعزام به خوزستان نكند.
نشريات چپگرا به اين طرز خبرنويسي و برداشت از يك گزارش حمله برده بودند و ضمن انتقاد از آنها و وارد آوردن اتهامات متعدد اعتراض كرده بودند كه چرا اين روزنامه ها انصراف دولت لندن از تعرض نظامي را به حساب فشار دولت دمكراتهاي آمريكا گذارده بودند. نشريات چپ نوشته بودند اگر انگلستان به ايران حمله مي كرد جنگ جهاني سوم آغاز مي شد زيرا كه مسكو در انتظار چنين حمله اي بود كه طبق قرارداد 1921 نيرو به ايران وارد كند و سپس پايگاههاي ضعيف انگلستان در منطقه را متصرف شود و اين، يعني آغاز جنگ جهاني سوم كه به سود غرب نيست از خاورميانه شروع شود. غرب نمي خواهد منافع سرشار خود در اين منطقه را از دست بدهد. اگر چنين حادثه اي رخ مي داد شوروي كه همانند غرب سلاح اتمي هم در دست دارد ظرف سه روز همه خاور ميانه را مي گرفت. انگلستان در خاور ميانه چهار پايگاه هوايي بي ارزش و چند ناو قراضه دارد و ديگر، هندوستاني برايش وجود ندارد كه به اتكاء نيروي انساني بي پايان آن انديشه قشون كشي به خود راه دهد و رجز خواني كند؛ پس ترس از شوروي انگلستان را منصرف كرد نه اندرز دوستانه آمريكا. به علاوه، مگر مردم ايران مرده اند كه بشود به كشورشان حمله ور شد. از آن گذشته، ايران كشوري است وسيع و كوهستاني. در شهريور 1320 و قبل از آن، هر بار خيانت مقامات دولتي سبب اشغال نظامي ايران مي شد نه ضعف ملت و ارتش.
اين جنگ مقاله، بالاخره با ساكت شدن روزنامه هاي راست (عمدتا طرفدار سلطنت) و دست كشيدن موقت از نقل اخبار ارسالي از غرب پايان گرفت.

dokhtare sahra
1390,04,01, ساعت : 01:54
روزگار 31 خرداد 1390
10 قمری: وفات ابراهیم ، فرزند رسول خدا (ص) (http://www.hamshahrionline.ir/news-138119.aspx)

http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/6/11-6-20-172751history.jpg
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - ماریه قبطیه که به همسری پیامبراکرم(ص) افتخار یافت، در سال هشتم قمری، فرزندی پسر به دنیا آورد.
پیامبر(ص) نام مولود خویش را ابراهیم گذاشت و وی را بسیار دوست میداشت. اما این کودک خردسال و محبوب پیامبر(ص)، عمر چندانی نکرد و در کمتر از 2سالگی بیمار شد و درهمان بیماری در 18رجب سال دهم وفات یافت. از امام جعفرصادق(ع) روایت شد: هنگامی که ابراهیم رحلت کرد، اشک از دیدگان پیامبر(ص) جاری شد . برخی از صحابه که شاهد حالت اندوه و گریه رسولخدا(ص) بودند، تعجب کرده و به آن حضرت عرض کردند: شما ما را از گریه بر مردگان نهی میکردید، اکنون چگونه در سوگ فرزند خود اشک میریزید؟ پیامبراکرم(ص) در پاسخ آنان فرمود: من هرگز نگفتهام که در مرگ عزیزان خود گریه نکنید، زیرا این احساسات نشانه دلسوزی و مهربانی و ترحم است و شخصی که دلش بر حال دیگران نسوزد، مورد رحمت الهی قرار نمیگیرد. من گفتهام که در مرگ عزیزان، شیون نکنید و سخنان کفرآمیز یا سخنانی که بوی اعتراض میدهد، نگویید و از شدت اندوه، لباسهای خود را پاره نکنید.
1360 شمسی: شهادت عارف جبههها
دکترمصطفی چمران نمونه کامل ایثار و شجاعت در عین فروتنی و کار مداوم و فقط برای رضای خدا بود. او بعد از حمله ناجوانمردانه ارتش صدام به مرزهای ایران و یورش سریع آنها به شهرها و روستاها و مردم بیدفاع، نتوانست آرام بگیرد، به خدمت امام رسید و با اجازه ایشان و به همراه مقام معظم رهبری، آیتالله خامنهای، به اهواز رفت. از آنجایی که او همیشه خود را در گرداب خطر میافکند و هراسی از مرگ نداشت، از همان بدو ورود دست به کار شد و در نبردی که برای آزادسازی سوسنگرد درگرفته بود مجروح شد، او با کامیونی که از دشمن به غنیمت گرفته بود خود را به بیمارستان رساند و بستری شد اما بیش از یک شب در بیمارستان نماند و پس از آن به مقر ستاد جنگهای نامنظم رفت. وی دوباره در تاریخ ۳۱خرداد۱۳۶۰ هنگام معرفی و توجیه فرمانده جدید محور دهلاویه در خط مقدم نبرد، بر اثر اصابت ترکش خمپاره دشمن از ناحیه سر زخمی شد. آمبولانس به سمت اهواز شتافت ولی پیکر بیجان او به اهواز رسید و روح بلندش در جوار رحمت حق آرام گرفت .
1369 شمسی: حادثه دلخراش زلزله رودبار
نیمه شب سی‏ویکم خردادماه1369، زلزله شدیدی در گیلان و زنجان به وقوع پیوست که بیش از 50هزار نفر کشته و 60هزار نفر مجروح و نیم میلیون آواره برجای گذاشت. در اثر این زمین لرزه، 32هزار واحد مسکونی روستایی و هزاران خانه و مغازه در شهرهای استانهای گیلان و زنجان بهطور کامل تخریب شد. قدرت این زلزله سهمگین 3/7درجه در مقیاس ریشتر و با مرکزیت شهر رودبار بود

روزی که شاپور دوم زمام امور ايران را به دست گرفت و مسائل را حل کرد http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0621shapoor2th.jpgمجسمه فلزي شاپور دوم (ساخت دوران معاصر) شاپور دوم (ذوالاكتاف) از دودمان ساسانيان كه 17 ساله شده بود از آخرين روز بهار سال 326 میلادی (21 ژوئن = 31 خرداد)، خود به عنوان شاه رسما زمام امور ايران را به دست گرفت. وي تنها رئيس كشور بود كه پيش از تولد اين عنوان را به دست آورده بود و بنابراين، طول پادشاهي اش بيش از عمر او به حساب آورده شده است!. شاپور دوم پسر «آذرنرسي» در سال 309 متولد و در سال 379 ميلادي درگذشت. اين شاه ساساني هنگامي امور سلطنت را، خود به دست گرفت كه ضعف نايب السلطنه موجب شده بود كه اعراب مهاجر از جزيرةالعرب به بحرين و سواحل غربي خليج فارس ايجاد ناامني كرده، همچنين برخي از بزرگان داخلي وارد مبارزه قدرت با يكديگر شده، امپراتور روم در ايالت هاي مرزي و منطقه خودمختار ارمنستان به تحريك پرداخته و نيز دسته اي از هون ها در منطقه فرارود (که جغرافیون آمریکایی عنوان «آسياي ميانه» برآن نهاده اند!) بناي دست اندازي به قلمرو ايران را گذارده بودند. شاپور دوم پس از بدست گرفتن قدرت همه اين دشواري ها را برطرف ساخت. امپراتور روم در جنگ با ايران كشته شد، هون ها عقب رانده شدند که دسته ای آز آنان عزم اروپا کردند (آن دسته از قرقیزها که دارای موی قرمز و چشمان سبز و آبی اند باقیمانده هون ها هستند)، عرب ها به ريسمان كشيده شدند، قلمرو ميهن وسعت يافت و بر آباداني آن و رفاه مردم افزوده شد.http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/shapoor2-zulaktaf.jpgباقیمانده یک سنگ - تراشيده شاپور دوم


استقراض پول براي راه اندازي روزنامه اطلاعات http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/Ettelaat-logo.jpg

سي و يکم خرداد 1305 درمحافل تهران صحبت از اين بود كه عباس مسعودي مدير مركز اطلاعات (نخستين خبرگزاري غير دولتي ايران) سرگرم استقراض است تا بزودي روزنامه اي به همين نام (اطلاعات) منتشر كند.
نخستين شماره روزنامه اطلاعات 19 تيرماه 1305 انتشار يافت. اين روزنامه و موسسات ضميمه اش در تابستان 1358 مصادره شده اند. عباس مسعودي در خرداد 1353 درگذشت و پيش از فوت، مديريت روزنامه اطلاعات را به پسرش فرهاد که اينک در انگلستان زندگي مي کند واگذار کرده و پسر دومش بهرام را به معاونت وي برگماشته بود. پس از انقلاب، با تلاش بهرام بود که موسسه اطلاعات موفق شد بکار ادامه دهد. تا زمان مصادره، بهرام مدير انتخابي کارکنان موسسه اطلاعات بود. بهرام در ايران زندگي مي کند. تيراژ روزنامه اطلاعات قبل از مصادره صدها هزار نسخه در روز بود. هشت ماه پس از مصادره روزنامه اطلاعات نويسندگان قديمي آن برکنار شدند. اين برکناري چند هفته پيش از سردبيرشدن شمس آل احمد صورت گرفت و براي لغو احکام از دست او هم کاري برنيامد. هنوز محمود دعايي مدير موسسه اطلاعات نشده بود که اخراجهاي صورت گرفته بود. به بسياري از اخراج شدگان ازجمله مولف اين سايت غرامت اخراج هم داده نشده است. تني چند از همين اخراجي ها بعدا به دعوت مهندس محمد عطريانفر و دکتر فريدون وردي نژاد روزنامه هاي همشهري و ايران را راه اندازي کردند که نشريات موفقي هستند. مولف اين سايت 24 سال در روزنامه اطلاعات قلم زده بود که بدون دليل منطقي و قانوني اخراج شد.http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/masudi-abbas1950.jpgعباس مسعودي در 1950

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/masudi-bahram2000.jpgبهرام مسعودي آخرين مدير اطلاعات قبل از مصادره


خلع يد از انگلستان در نفت ايران که سر آغاز يك مبارزه جهاني بر ضد استعمار شد http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0621%5B1%5D.jpgمصدق بر دوش مردم در اين روز در سال 1951،سه ماه پس از ملي شدن صنعت نفت ايران كه از آغاز قرن بيستم توسط شركت نفت انگلستان (بريتيش پتروليوم ـ بی پی) عملا به يغما مي رفت، پالايشگاه آبادان به دست مالك اصلي آن، ملت ايران، افتاد و يكي از ديوارهاي استعمار غرب فروريخت. گزارش
«خلع يد» از پالايشگاه آبادان آخر وقت سي ام خرداد 1330 به تصويب مجلس ايران رسيده بود كه در عين حال، راي اعتماد مجدد به دولت دكتر محمد مصدق تلقي شد. پالایشگاه آبادان در آن زمان و در نوع خود، بزرگترين پالايشگاه نفت در جهان بود. اداره این پالایشگاه از 31 خرداد آن سال در دست شركت ملي جديد التاسيس نفت ايران (امروز: وزارت نفت) قرار گرفت. سابقا وطن ما صادركننده فرآورده هاي نفتي بود، و امروزه باوجوداينكه از صادركنندگان عمده نفت خام است، هر سال ميلياردها دلار بنزين از خارج وارد مي كند؛ چرا؟.
دادگاه بين المللي لاهه پنجم ژوئيه (دو هفته بعد) بر ضد ايران كه از انگليسي ها خلع يد كرده بود راي داد! و شش روز بعد، ترومن رئيس جمهوري وقت آمريكا ديپلمات سيار اين كشور «آورل هريمن» را به تهران فرستاد تا براي مسئله نفت، راه حل مسالمت آميز و مرضي الطرفين پيدا كند. در اين ميان، در تهران و ساير شهرها به حمايت از دولت دكتر مصدق تظاهرات خياباني روزانه و متعدد روي مي داد.
ششم آگوست (15 امرداد) همين سال دولت انگلستان كه موفق نشده بود اراده ملت ايران را درهم شكند به حيله، راه مذاكره را پذيرفت. ولي اول اكتبر (9 مهر 1330) شوراي امنيت سازمان ملل كه در آن پنج دولت فاتح جنگ جهاني دوم حق رد (وتو) دارند به اين بهانه كه مسئله نفت ايران مي تواند صلح جهان! را به مخاطره اندازد تمايل خود را به بررسي مسئله اعلام داشت.
هشتم آگوست 1952 (امرداد 1331) دولت دكتر مصدق ورق تازه اي را برزمين زد و از انگلستان بابت همه زيانهايي كه در طول 150 سال به ايران وارد آورده بود غرامت خواست و سي ام آگوست (هشتم شهريور) همين سال، دكتر مصدق پيشنهاد آمريكا براي حل مسئله نفت با انگلستان را رد كرد و 52 روز بعد يعني 22 اكتبر (سي ام مهر ماه) هم به مناسبات سياسي ايران با انگلستان پایان داد و به اين ترتيب پس از قرنها، یک طلسم بزرگ در جهان اصطلاحا سوم شكسته شد كه سرآغازي براي قيام ساير ملل استعمار زده قرار گرفت و ....
لايحه مجازات خرابكاري از آنجا كه بيم آن مي رفت كه عوامل انگلستان در تاسيسات نفت و منطقه خوزستان خرابكاري كنند، لايحه مجازات خرابكاري در جلسه سي ام خرداد 1330 شوراي وزيران به رياست دكتر مصدق تصويب و براي طرح در مجلس آماده شد. اين لايحه بعدا در مجلس به تصويب رسيد و به صورت قانون درآمد.
رئيس ورزش كشور عنوان معاونت نخست وزير به دست آورد از اين روز در سال 1347 رئيس سازمان تربيت بدني و تفريحات سالم (ورزش كشور) عنوان معاونت نخست وزير به دست آورد. قبلا متصدي اين شغل، در عين حال معاون وزارت آموزش و پرورش به شمار مي آمد. نخستين رئيس ورزش كه عنوان معاون نخست وزير به دست آورد، پرويز خسرواني بود كه قبلا باشگاههاي تاج (استقلال امروز) و ديهيم را تاسيس كرده بود.
پرويز خسرواني در عين حال يک ژنرال ژاندارم و قبلا فرمانده ژاندارمري مرکز و معاون ژاندارمري کل کشور بود و با سپهبد نعمت الله نصيري رئيس شهرباني و بعدا رئيس ساواک ضديت داشت.
سرآغاز فروپاشي حزب رستاخيز دز جريان اوج گيري انقلاب ايران، با ادامه كناره گيري نمايندگان پارلمان و برخي از مقامات از حزب دولتي رستاخيز، اين حزب از اين روز در سال 1357 در آستانه فروپاشي قرار گرفت. شاه قبلا و در آغاز تاسيس اين حزب گفته بود كساني كه نمي خواهند عضو حزب رستاخيز باشند گذرنامه هايشان رابگيرند و از ايران بروند!.
در آن زمان محافل تهران كناره گيري پي در پي مقامات دولتي و پارلماني از حزب رستاخيز را نويدي براي از سرگيري فعاليت احزاب قديمي خوانده بودند که با تاسيس حزب رستاخيز عملا تعطيل شده بودند.
مورخان محدود شدن تاسيس حزب، پس از براندازي 28 مرداد سال 1332 را يکي از اشتباهات بزرگ شاه خوانده اند و به همين گونه انحصاري شدن انتشار روزنامه را.
روزي که احمد صدر حاج سيدجوادي وزير دادگستري شد http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0621hajseidjavadiahmad.jpgاحمد صدر حاج سيدجوادي سي ام خرداد 1358(20 ژوئن 1979) احمد صدر حاج سيدجوادي به سمت وزير دادگستري دولت موقت انقلاب منصوب شد. وي كه يك حقوقدان است سالها پيش ازآن، دادستان تهران بود. پس از پيروزي انقلاب، احمد صدر به سمت نخستين وزير كشور كابينه تعيين شده بود. او در دوران نظام پيشين، در پي يك حادثه رانندگي در گردنه كندوان (راه چالوس) با گفتن اين جمله که «كسي كه تصادف كند نبايد دادستان باشد» از سمت دادستاني تهران كناره گيري كرده و سپس وكيل دادگستري شده بود.
احمد صدر در طول هر دو نظام حكومتي بارها وكالت ناراضيان را بر عهده گرفت و غالبا به رايگان. به اظهار خود او، احمد صدر حاج سيدجوادي در محاكم نظام سابق با به مخاطره افكندن خويشتن از افرادي دفاع كرده بود كه پس از ازكار افتادن دولت موقت انقلاب، در دهه هاي اخير او را بارها متهم کردند و به محاكمه كشيدند!.
اعدام عبدالمالک ریگی رئیس گروه جندالله http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/riggiabdulmalek.jpgعبدالمالک ريگي به گزارش منابع رسمی تهران، سحرگاه سی ام خرداد 1389 (20 ژوئن 2010) و در محل زندان اوين (تهران) عبدالمجيد (عبدالمالك) ريگي اعدام شد. یک شعبه دادگاه انقلاب اسلامی وی را در ارتکاب 79 اتهام از جمله تشكيل و اداره گروه جندالله در شرق کشور با هدف مقابله با نظام جمهوري اسلامي ايران و ايجاد ناامني در منطقه و كشور، 15 مورد آدم ربايي مسلحانه، آمريّت در قتل دهها شهروند و مسئولين نظامي، انتظامي و ... از طريق بمب گذاري و اقدام مسلحانه، همچنین ارتباط با عناصر سرويسهاي اطلاعاتي بيگانه از جمله افسران اطلاعاتي آمريكا و دریافت کمک مالی بیگانه، فعاليت تبليغي عليه نظام جمهوري اسلامي ايران از طريق مصاحبههاي متعدد با شبكه هاي معاند و ضد انقلاب مجرم شناخته بود و به مجازات اعدام محکوم کرده بود.
خبرگزاری فارس در گزارش خود نوشته بود که پس از ابلاغ حکم به ریگی، وي ضمن قبول حكم صادره تقاضاي عفو کرده بود كه رئیس قوه قضائيه با درخواست او موافقت نکرد و حکم به اجرا درآمد و به دار آویخته شد.
23 چهارم اسفند 1388 (23 فوریه 2010 و چهار ماه پیش از اعدام)، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی اعلام کرده بود که عبدالمالک ریگی دستگیر شده است.
عبدالمالک با یک نفر دیگر با هواپیمای شرکت هوایی قرقیزستان از دوبی عازم بیشکک بود. هواپیما برفراز ایران توسط جنگنده های نیروی هوایی رهگیری و فرود آورده شده و ریگی و همراهش دستگیر شده بودند. دولت قرقیزستان به این عمل اعتراض کرد ولی گفت که از مسافران هواپیما، کسی دستگیر نشده است!. بعدا سفیر پاکستان در تهران گفت که دولت پاکستان در دستگیری ریگی به ایران کمک کرده است. اعترافات ریگی از شبکه Press TV (کانال بین المللی سازمان رادیوتلویزیون جمهوری اسلامی) پخش شد و یک منبع رسمی گفت که وی اعتراف کرده بود برای ملاقات با ماموران آمریکایی عازم قرقیزستان بود.
قبلا مقامات جمهوری اسلامی از اعدام 13 عضو جندالله خبرداده بودند و بعدا اشاره به اعدام عبدالحمید ریگی، برادر عبدالمالک در سوم خرداد 1389 (24 ماه می 2010) کرده بودند که دو سال پیش دستگیر شده بود. وی در شهر زاهدان اعدام شده بود.
گروه جندالله در 1382 (2003 میلادی) تشکیل شده است.

dokhtare sahra
1390,04,02, ساعت : 01:34
روزگار 1 تير 1390
هون ها، پس از فرار از دست ايرانيان - جنگ كاتالون و شكست آتيلا

آتيلا

هون ها كه اوايل دهه 440 ميلادي توسط ارتش ايران (زمان پادشاهي يزدگر دوم) از قفقاز شمالي به اروپا رانده شده بودند، در جنگ كاتالون در نزديكي رودخانه لوآر ـ در فرانسه (كه از بيستم تا 22 ژوئن سال 451 ميلادي طول كشيد) از واحدهاي مشترك رومي (ایتالیایی)، فرانك (فرانسوي) و ژرمن (آلماني) شكست خوردند و به سرزمين مجارستان (كه به نام آنان هونگري = هنگري ناميده مي شود) قانع شدند. فرماندهي هون ها را در جنگ كاتالون، «آتيلا» برعهده داشت. پيش از يزدگرد دوم، شاپور دوم (ذوالاكتاف) هون ها را كه در شمال منطقه فرارود (طبق نامگذاری جغرافيون آمريكايي؛ آسياي ميانه) قصد ورود به ايرانزمين را كرده بودند درهم شكسته، و فراري داده بود. ایرانیان عهد باستان شدیدا با مهاجرت اقوام با تمدن و فرهنگ ضعیف و منش بدور از اخلاقیات به ایرانزمین مخالف بودند و در طول سیردریا (رود سیحون) به مرکزیت خجند پادگانهای متعدد به نام مرزبان تاسیس کرده بودند که تا پایان کار یزدگرد سوم در سال 651 میلادی پابرجا بودند و حذف این پادگانها، به طوایف آلتائیک فرصت داد که نخست به فرارود و سپس به چند نطقه دیگر ایرانزمین مهاجرت و بعضا تعرض کنند.

روزي که كرمان به دست عرب افتاد - اشاره اي به احساس ناسيوناليستي کرماني ها
شهر كرمان در نخستين روز تابستان سال 654 ميلادي (در آن سال؛ 22 ژوئن و برابر يكم تيرماه) به تصرف عرب درآمد که «مجاشع بن مسعود سلمي» فرماندهي آنان را بر عهده داشت. مولف تاريخ «منتظم ناصري» وقوع اين رويداد را سال 651 ميلادي مطابق سال 31 هجري ذكر كرده است.
هنگام تصرف كرمان، هنوز يزدگرد سوم ـ شاه ساساني ـ زنده و در شهر مرو بود كه وي نيز در همين سال ترور شد.
«مجاشع» پس از تصرف كرمان و دعوت شهروندان به اسلام، به دلايل امنيتي اجازه نداد كه سپاهيانش در شهر مستقر شوند؛ زيرا شنيده بود كه كرمانيان به آيين زرتشت تعصب مي ورزند و شديدا ناسيوناليست هستند. بنابراين، لشكريان او در يک روستاي كوچك در چهار فرسنگي جنوب شهر كرمان (كه بعدا معروف به قنات غسّان شد) خيمه زدند و مستقر شدند. سپس نواحي ديگر كرمان تا «سند» به تصرف مسلمانان درآمد، ولي همچنان شهر كرمان مركز حكومت منطقه بود.
با وجود سقوط شهر کرمان؛ تا سالها، بسياري از مناطق كوهستاني ايالت كرمان تسليم نشده بودند از جمله منطقه «راين Rayen» كه دژي مستحكم داشت، و در دامنه كوه هزار واقع شده است.
در آن زمان فرماندهي سپاه فاتح براي سكونت عربهاي مهاجر كه هميشه در پي لشكر در حركت بودند «قرية العرب» را در ايالت كرمان ساخت كه كرمانيان آن را «ده تازيان» مي ناميدند و هنوز هم بعضي از مردم به همين نام مي خوانند.
در همين سال (654 ميلادي) سرزمين هاي شرقي ديگر ايران از جمله سيستان، قندهار و كابل به دست اعراب افتاد كه شهر زرنگ (زرنج) به عنوان حكومت نشين آنها تعيين شده بود.
درباره احساسات شديد ناسيوناليستي كرمانيان نوشته اند كه مردم اين استان كه در سابق وسيعتر و شامل قسمتي از سواحل درياي عمان بود، با اين كه قرنها حكمران سلجوقي و قراختائي (Turkic) داشتند، حتي يك واژه از زبان اين دو قوم را ياد نگرفتند.
هزار و 140 سال بعد در همین ماه (17 ژوئن 1794) شهر كرمان که بيش از يك ماه در محاصره نيروهاي آغامحمدخان قاجار بود سقوط کرد و خان [ایل مغول تبار] قاجار دستور بیرون آوردن بیست هزار جفت چشم از مردان، قتل چهار هزار نفر ديگر، فروش اسيران به بردگي و تخريب كرمان را صادر كرد. چنين فاجعه بشري نهايت وحشي گري بشمارآورده شده است.

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0622[1].jpg

فكر تاسيس خبر گزاري در ايران - ايجاد خبرگزاري پارس - مسابقه تاسيس خبرگزاري و عمدتا به دليل کمک مالي دولت
رضا شاه كه از تركيه ديدار مي كرد يکم تيرماه 1313 پس از بازديد و مشاهده طرز كار خبر گزاري آناتولي در اين کشور، تصميم گرفت كه ايران داراي يك خبرگزاري مشابه آن شود و تصميم خود را به دولت ابلاغ كرد. در اجراي اين تصميم، خبر گزاري پارس 50 روز بعد (19 مرداد 1313 خورشيدي) آغاز بكار كرد و به پوشش خبرهاي داخلي (عمدتا موسسات دولتي) و گزارشهاي ساير كشورها (عمدتا به صورت ترجمه از خبرگزاري هاي خارجي و راديوهاي مربوط) پرداخت.
روزنامه هاي بزرگ از نقل اخبار اين خبرگزاري اكراه داشتند زيرا كه نمي خواستند كه كنترل خبري شوند و اخبارشان مشابه يكديگر و متحدالمآل (بخشنامه وار) باشد. اين واکنش سالها ادامه داشت. لذا، در دهه هاي 1330 و 1340 راديو دولتي، تلويزيون غير دولتي و روزنامه هاي كم تيراژ و كم درآمد كه عايدي آنها منحصر به اعلانات دولتي بود تنها مصرف كنندگان اخبار خبرگزاري بودند. پس از تاسيس سازمان راديو تلويزيون ملي در سال 1350، اين سازمان براي خود يک خبرگزاري مستقل به وجود آورد و از آن پس مشتريان خبرگزاري پارس منحصرا روزنامه هاي بسيار كم تيراژ بودند و نزديك بود كه تعطيل شود كه هويدا نخست وزير وقت يكي از دوستان خود را به رياست آن منصوب كرد و به حمايت پرداخت و روزنامه هاي پرتيراژ هم تشويق به نقل اطلاعيه هاي رسمي (دولتي) از آن شدند. با وجود اين، سردبيران روزنامه هاي بزرگ (کيهان،اطلاعات و آيندگان) اجازه استفاده از خبرهاي خارجي و اخبار متفرق آن را نمي دادند.
در پي انقلاب سال 1357، اين آژانس دولتي به خبرگزاري جمهوري اسلامي تغيير نام داده است که به «ايرنا» ( حروف اول ترجمه انگليسي نام اين خبرگزاريIslamic Republic of Iran News Agency ) معروف شده است. از زمان بکار برده شده عنوان اختصاري «ايرنا»، اين پرسش به ميان آمده است که چرا با توجه به اين که " i " در اول دو کلمه قرار دارد حرف " a" را از کلمه (ايران) نگرفتند تا «ايرانا» به مفهوم آژانس خبري ايران نوشته و خوانده شود. در زمان رسميت يافتن تغيير نام، کمال خرازي (بعدا وزير امور خارجه) مدير عامل اين خبرگزاري بود.
از دهه 1380 تاسيس خبرگزاري در ايران به صورت يک مسابقه (و قارچ وار) درآمده است و چون دولت به اين خبرگزاري هاي عمدتا کوچک که شمارشان از رقم ده - دوازده فراتر رفته است کمک مالي مي دهد افزايش آنها که ظاهرا از مشتريان خود وجهي هم دريافت نمي کنند ادامه دارد. بيشتر اين خبرگزاري ها، هرکدام با چند نفر اداره مي شوند و اينترنتي هستند (به صورت سايت - وبلاگ)، مطالب داخلي خود را از دفاتر روابط عمومي موسسات دريافت مي کنند و مطالب خارجي آنها ترجمه و يا نقل از منابع ديگر ( که يک خبرگزاري داخل نبايد مبلّغ و مترجم خبرگزاري ها و راديو - تلويزيونهاي خارجي باشد. تنها مي تواند از آن منابع سرنخ به دست آورد و يا اين که يکي دو پاراگراف از مطالب آنها را من باب سند نقل کند) ، لذا دامنه فعاليت خبرگزاري ها داخلي تازه تاسيس محدود است.

dokhtare sahra
1390,04,05, ساعت : 01:48
روزگار 2تیر

روز تاجگذاري اردشير پاپكان در معبد آناهيد - اظهارات او در اين مراسم و دادن ضمانت اجرایی به اخلاقیات
23 ژوئن سال226 ميلادی (دوم تیرماه) اردشير پاپكان در معبد آناهيد تاجگذاري كرد و شاه ايران شد و ناسيوناليسم ايراني را بر محور ملت گرايي و آموزشهاي زرتشت احياء كرد. با پيروي از روش اردشير بود که قرنها بعد ديلميان، صفويان و ... ناسيوناليسم ايراني را بر محور ايراندوستي و شيعه اثني عشري زنده كردند.
اردشير كه قبلا حكمران پارس (عمدتا فارس و كرمان) و نگهبان آتشكده آن منطقه بود پيش از تاجگذاري، حكومت اشكانيان را كه بر اثر فساد داخلي رو به ضعف گذارده بود و در برابر روميان كوتاه مي آمد برانداخته بود. اردشير كه بعدا روميان را هم از مشرق زمين عقب براند در مراسم تاجگذاري خود، همانند داريوش بزرگ گفت كه به خواست اهورامزدا شاه ايرانيان (تلفظ آن زمان: اریان) مي شود كه مردمي نجيب و بزرگوار هستند و دروغ نمي گويند. به نوشته برخی از مورخان، اردشیر در این مراسم ساتراپی های قلمرو خود از قفقاز شمالی تا دره سند و غرب فرات تا سیردریا را برشمرده و خراسان را ابرشهر (استان بزرگتر) خوانده بود. در آن زمان، آذربایجان «آذُربایگان»، بلوچستان «ماکوران (مکران)»، کرمان «کرمانیا»، اصفهان «سپاهان»، مناطق پشتون نشین افغانستان و پاکستان امروز کوشان شهر، سیستان «سکستان»، گرجستان «ویزوران»، ارمنستان «ارمن» و ... تلفظ می شدند. در سنگنبشته های عهد ساسانی، عُمان و مسقط بخشی از قلمرو ایران و «مزون شهر» خوانده می شدند. ایرانزمین نیز ارانشهر = ایرانشهر گفته می شد. اردشیر آموزش های زرتشت را که از پیش از تاسیس دولت واحد ایرانیان به دست کوروش بزرگ آیین آنان بود دین رسمی اعلام کرد و با این عمل، دین و سیاست را درهم آمیخت. به باور پاره ای از تاریخنگاران، هدف اردشیر از این کار ضمانت اجرایی دادن به اخلاقیات یعنی قانون ساختن آنها بود.
كرماني ها كه اردشير قبلا در نظر داشت آن شهر را پايتخت ايران كند به منظور نشان دادن خرسندي خود از پيروزي او بر اردوان و به شاهي رسيدنش، شهري را که او در آن استان ساخته بود «اردشير وه» نامگذاري كردند. اين شهر كه تلفظ نام آن به تدريج به «بردسير» تغيير يافته است قبلا روستاي کوچکي بود که توسط اردشير عمران و توسعه داده شده و به صورت شهر درآمده بود. نوسازي دژ نظامي کرمان برفراز تپه را که به «قلعه دختر» معروف شده و آثار آن اينک در دل شهر قرار دارد به اردشير پاپکان نسبت مي دهند. متاسفانه اخيرا بر فراز اين تپه آنتن مخابراتی و احتمالا آنتن سلفون نصب کرده اند که کاري نادرست بوده است.

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/kermanfort.jpg

بقاياي دژي را که اردشير در کرمان بر فراز تپه ساخت (قلعه دختر)

جمشيد كاشاني رياضيدان بزرگ ايراني
تصوير جمشيد کاشاني
22 ژوئن سال 1429 ميلادي جمشيد كاشاني (غياث الدين) رياضيدان و فضاشناس ايراني در سمرقند درگذشت. وي به دعوت الغ بيگ حكمران تيموري وقت و پسر شاهرخ ميرزا به سمرقند رفته بود تا در مدرسه عالي علوم اين شهر تدريس و در رصدخانه آنجا (كه الغ بيگ، خود آن را تاسيس كرده بود) به اكتشافات فضايي تازه دست بزند. جمشيد كاشاني به خاطر كشف قضاياي كسينوس در مثلثات، تهيه جدول ستارگان، تكميل علم حساب و رصد يك خورشيد گرفتگي از نامداران تاريخ علوم است. در فرانسه هنوز يك قضيه كسينوس را «تئورم كاشي» مي خوانند. جمشيد كاشاني كه در سال 1380 ميلادي در كاشان به دنيا آمده بود، در زمان خود همچنين بُعد (فاصله) بسياري از ستارگان از زمين و از خورشيد و نيز حجم آنها را اندازه گيري كرده بود. وي در زمينه علوم فضايي دنباله كار خواجه نصيرالدين طوسي را گرفته بود. جمهوري اسلامي ايران در تيرماه سال 1358هجري خورشيدي به منظور بزرگداشت جمشيد کاشاني يك تمبر پستي منتشر كرد.

روزي كه مجلس با توپ گلوله باران شد
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/liyakhov.jpg
سرهنگ لياخوف
دوم تير ماه 1287 هجري خورشيدي (23 ژوئن 1908) سرهنگ لياخوف فرمانده روس واحد مركزي قزاق دستور داد كه ساختمان مجلس در ميدان تاريخي بهارستان را با توپ گلوله باران كنند.
محمدعلي شاه قاجار روز پيش از اين، ضمن صدور اعلاميه اي كه براي مقامات دولتي در تهران و شهرهاي ديگر ارسال شده بود چگونگي انتخاب نمايندگان مجلس و رفتار اين نمايندگان را مغاير اصول دمكراسي خوانده و دستور داده بود كه مجلس تا اصلاح اين نقائص به مدت سه ماه تعطيل شود. چون بسياري از نمايندگان حاضر به ترك ساختمان مجلس نشده بودند؛ در اجراي دستور محمدعلي شاه، يك واحد قزاق به بهارستان فرستاده شد تا مجلس را محاصره و نمايندگان را از آنجا بيرون كند كه اين نيرو با مقاومت هواداران مسلح مجلس كه از پيش در آنجا سنگربندي كرده بودند رو به رو شد و عقب نشيني كرد. لياخوف پس از اطلاع از اين مقاومت مسلحانه بود كه تصميم گرفت ساختمان مجلس را با توپ گلوله باران كنند. در پشت پرده، دست انگلستان و روسيه كه با هم رقابت استعماري داشتند ــ هركدام به حمايت از يك طرف ــ دركار بود!. در جريان تيراندازي با توپ به عمارت بهارستان، بسياري از مدافعان مجلس كشته و يا مجروح شدند و نمايندگان متحصّن، از آنجا به پارك امين الدوله كه در همان نزديكي واقع بود گريختند و در آنجا پنهان شدند.
قزاقها پس از تصرف مجلس به پارك امين الدوله حمله بردند و نمايندگان را مضروب و دستگير كردند و به باغ شاه (پادگان حّر) منتقل ساختند. چون جماعتي از مجلسيان و هواداران آنان از جمله تني چند از اصحاب جرايد عازم سفارت انگلستان شده بودند تا در آنجا متحصن شوند، قزاقها باغ سفارت (واقع در محل فعلي ــ خيابان فردوسي) را محاصره كردند و راه آن عده را كه هنوز پاي به سفارت نگذارده بودند بستند و آنان را دستگير كردند كه اين عمل باعث اعتراض شديد نماينده سياسي انگلستان شد. گروهي از دست اندركاران نشريات نيز كه جداگانه دستگير شده بودند به زندان باغ شاه (پادگان حرّ) منتقل شدند و از همين روز در تهران حكومت نظامي برقرار شد و ... .
روز بعد (سوم تيرماه) خبر مربوط به اعدام ميرزا جهانگيرخان شيرازي ناشر صور اسرافيل، و ملك المتكلمين و سلطان العلماي خراساني از دست اندركاران نشريات ديگر به گوش رسيد كه در ميان بازداشت شدگان بودند و در باغ شاه اعدام شده بودند.

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/majles.jpg

زماني كه افغانستان ضد استعمار بود و خودرا برادر ايران مي دانست
23 ژوئن سال 1951 (دوم تيرماه 1330) علي محمدخان وزير امور خارجه وقت افغانستان در کابل اعلام کرد که ماموريت دارد تصميم دولت افغانستان به حمايت کامل از ايران را اعلام دارد و بگويد که افغانستان تا به آخر در کنار دولت کشور برادر ـ ايران، که در تلاش براي گرفتن حق خود از انگلستان است خواهد ايستاد. دولت افغانستان ملّي کردن نفت را حق بي چون و چراي ملت ايران مي داند و از مبارزه ضد استعماري دولت ايران پشتيباني کامل مي کند.
اين تصميم دولت افغانستان که در جلسه کابينه اين کشور گرفته شده بود روز بعد از طريق سفير افغانستان در تهران به اطلاع دکتر مصدق رسيد.

dokhtare sahra
1390,04,05, ساعت : 01:55
روزگار3 تیر ماه
اجتماع صدها روحاني و طلبه برضد مشروطه شدن حكومت ايران: مشروعه، نه مشروطه
باقرخان سعدالدوله
از سوم تيرماه 1276 (24 ژوئن 1907) صدها روحاني و طلبه به هدايت شيخ فضل الله نوري در شهر ري اجتماع و به مشروطه شدن (پارلماني شدن) حكومت ايران اعتراض و خواهان حكومت مشروعه (اسلامي) شدند و بناي نوشتن نامه و ارسال تلگرام برضد مشروطيت به شهرهاي مختلف ايران و روحانيون اين شهرهارا گذاشتند.
در همين روز به اشاره مجتهد شهر زنجان به ساختمان فرمانداري اين شهر هجوم برده شد كه ضمن آن باقرخان سعد الدوله فرماندار وقت جان خودرا از دست داد.
اخطار سفارت انگلستان در تهران به دولت وقت که گستاخانه تعبیر شده بود
در پي محاصره سفارت انگلستان در تهران براي جلوگيري از پناهنده شدن سياستمداران مخالف محمدعليشاه، اصحاب نشريات و ... به آنجا توسط نيروي قزاق به فرماندهي افسران روس، كه از روز گلوله باران شدن مجلس با توپ آغاز شده و ادامه يافته بود، سوم تیرماه 1287هجری (24 ژوئن 1908) سفارت انگلستان اخطار شديدالحني به دولت وقت ايران تسليم كرد كه مورخان درتاليفات خود آن را «گستاخانه» توصيف كرده اند.
در اين اخطاريه مصرا خواسته شده بود كه محاصره سفارتخانه بي درنگ پايان يابد، «شاه» وزير دربار خود را براي عذرخواهي حضوري از اين عمل به سفارت انگلستان بفرستد!!، شاه با دستخط خودش جان و اموال كساني را كه به سفارت انگلستان پناه آورده و متحصّن شده اند تضمين كند و كساني كه با سفارت انگلستان در تهران رفت و آمد داشتند و در روزهاي اخير دستگير و بازداشت شده اند بي چون و چرا آزاد گردند و ....
همان روز، سفارت فرانسه در تهران (كه دولت متبوع آن نياز به اتحاد با انگلستان در اروپا در برابر تهديد آلمان داشت) از اين اخطار سفارت انگلستان به دولت تهران حمايت كرده بود.
... و غروب سوم تير (روز دريافت اخطار سفارت انگلستان)، محمد علي شاه با وجود اين كه مورد حمايت دولت روسيه ــ رقيب استعماري انگلستان در ايران ــ بود فرمان عفو عمومي صادر و مشيرالسلطنه را مامور تشكيل كابينه كرد.

قتل دست اندركاران نشريات در باغ شاه (پادگان حرّ) - سختگيري از طريق قانون مطبوعات
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/mirzajahangeerkhan.jpg
ميرزاجهانگير خان شيرازي
سوم تيرماه سال 1287 (24 ژوئن 1908)، و يك روز پس از به توپ بسته شدن ساختمان مجلس در ميدان بهارستان و دستگيري برخي نمايندگان پارلمان و اصحاب نشريات و انتقال آنان به باغ شاه (پادگان حرّ) كه محمد علي شاه قاجار ـ خود نیز به آنجا نقل مكان كرده بود، ميرزاجهانگيرخان شيرازي ناشر صور اسرافيل، همچنین ملك المتكلمين و سلطان العلماي خراساني از دست اندركاران نشريات ديگر در همان محل اعدام شدند. این اعدامها چند ساعت پیش از صدور فرمان عفو عمومی انجام شده بود. عفو عمومی در پی اخطار سفارت دولت لندن در تهران صورت گرفت که نقطه ضعف دیگری در تاریخ ایران است. پس از به توپ بسته شدن مجلس در دوم تيرماه 1287، در تهران حکومت نظامي و منع رفت و آمد شبانه برقرار شده بود.
رویدادهایی که به دستگیری و ا اعدام ناشران چند روزنامه در ژوئن 1908 در تهران منجر شد باعث شده است که در ایران، دولت ها در صدور پروانه انتشار روزنامه احتیاط کنند و در چارچوب قانون مطبوعات (که بیشتر کشورها فاقد آن هستند) و از طریق آن به اعمال سختگیری ادامه دهند و بزعم اصحاب نظر، محدودکننده ترین قوانین مطبوعاتی ایران قانون مصوب 1985 (1364 هجری) است که در زمان نخست وزیری میرحسین موسوی و وزارت ارشاد محمد خاتمی تدوین شده است. به علاوه، این قانون توجه لازم به ارتقاء ژورنالیسم حرفه ای (پروفوشنالیسم) در ایران نکرده که عامل برقراری تعادل در جامعه است و درنتیجه در ربع قرنی که از عمر این قانون می گذرد به روزنامه نگار حرفه ای پروانه انتشار روزنامه (یومیه) داده نشده است. این قانون، پیش شرط تجربه حرفه ای و استطاعت مالی برای متقاضی پروانه در نظر نگرفته است. همین قانون به گونه اي انشاء شده است که امکان داده شد چند سال پیش روزنامه دولتی ایران توقیف شود و حدود یک سال در توقیف باقی بماند حال آنکه توقیف فعالیت یک موسسه دولتی به خاطر خطای مدیر و یا کارمند آن (خطای فرضا «فرد») منطقا قابل قبول نیست و خلاف استاندارد بین المللی و ... است.
غيبت شرط داشتن سرمايه متقاضي انتشار نشريه در قانون مطبوعات مصوّب سال 1364 است که برخي از صاحبان پروانه به قول روزنامه کيهان آنهارا اجاره مي دهند. مشکل ضعف مالي برخي از نشريات سبب تعلل در پرداخت دستمزد اعضاي تحريريه و حق التحريرها و يا متوقف شدن انتشار و بيکارشدن روزنامه نگاران مي شود که مآلا به صف ناراضيان مي پيوندند. طبق يک تجربه قديمي جهاني، يک فرد چندماه پس از اشتغال به روزنامه نگاري به لحاظ رواني و اشتياق نمي تواند اين پيشه را ترک کند و ناخرسندي ناشي ازبيکارشدن و يا دريافت نکردن حق التحرير از ذهن او خارج نخواهد شد و ....
قانون مطبوعات مصوب 1364 «سياست مطبوعاتي» ايجاد نکرده است مثلا محدوديت شمار نشريات برحسب جمعيت شهر و کشور و ... و همين ضعف سبب شده است که در کشور هفتاد ميليوني ايران هر سال سه چهار هزار نفر متقاضي انتشار نشريه شوند که دهها بار بيش از ظرفيت کشور است. لازم است قبلا با اين متقاضيان مصاحبه شود (همان کاري را که کميسيون اف سي سي آمريکا در مورد متقاضيان راديو تلويزيون مي کند) که اگر آيا از ظرفيت بازار و مخاطبان احتمالي اطلاع دارند؟ و اگر براي گفتن حرفشان مي خواهند با تحمل هزينه سنگين روزنامه بدهند که اين کار راه آسان تري دارد بروند روزنامه آنلاين و وبلاگ بدهند و .... در آمريکا و چندين کشور ديگر، انتشار نشريه نياز به داشتن پروانه ندارد، چرا در اين کشورها کسي نمي رود به دلخواه و بدون توجه به بازار مخاطب، روزنامه بدهد. پايتخت آمريکا و حومه اش (شامل چند شهر) تنها دو روزنامه دارد. در ايران، کمک مالي دولت به نشريات انگيزه ديگري براي هجوم به دريافت پروانه است. درکدام کشور به کسب و کار روزنامه نگاري کمک مالي مي شود؟. بايد توجه شود که اقتصاد ايران از آغاز دهه 1350 (1970 ميلادي) برپايه نفت است Oil Based Economy ـ درآمدي متزلزل و پايان يافتني.
چرا همانند ساير کشورها (در آمريکا در رابطه با راديو تلويزيون ها که غير دولتي هستند) پروانه نشريات را «يکساله» قرارندادند که در طول سال قبلي شرايط تغيير نکرده باشد. دهها سال پيش در ايران (پيش از رايگان شدن آموزش و پرورش)، متقاضي تاسيس مدرسه غير دولتي بايد مطابق آيين نامه مربوط ساختمان، ميز و نيمکت ارائه و معلم واجد شرط معرفي مي کرد و به تاييد هيات بازرسان مي رساند تا اجازه شروع کار مي گرفت که لازم بود اين روش هنگام تدوين قانون مطبوعات سال 1364 منظور مي شد.
در دهه 1340 دولت وقت ايران با هدف جلوگيري از هدر رفتن منابع (کاغذ، مرکب و نيروي انساني) و نيز کنترل آگهي هاي دولتي براي تيراژها نصاب تعيين کرد و هر نشريه که فروش آن کمتر از نصاب تعيين شده بود تعطيل شد.
زد و خورد نيروهاي انگليسي با افراد جنبش جنگل در گيلان
زد و خورد افراد مسلح «جنبش جنگل» در گيلان با نيروهاي اعزامي انگلستان كه قصد داشتند بلشويكهايي را كه به شمال ايران وارد شده بودند سركوب كنند از سوم تير ماه 1297 (24 ژوئن 1918) آغاز شد. دولت لندن جنبش جنگل چپگرا و تمجیدگر انقلاب بلشویکی روسیه می دانست. نيروهاي انگليسي در نبرد با جنبش جنگل از آتش توپ استفاده می كردند که افراد جنبش جنگل فاقد آن بودند.
نيروهاي انگليسي كه طبق سازشنامه تقسيم ايران (قرارداد سن پترزبورگ)، در وطن ما مستقر شده بودند ماموريت داشتند كه پس از سركوب بلشويكهایی که از روسیه به شمال ایران وارد شده بودند، به قفقاز بروند و به كمك مخالفان مسلح كمونيسم و حکومت انقلاب بلشويکي روسيه (معروف به سفيدها) بشتابند.

بحرين و تغييركلام 180 درجه اي شاه
سوم تير ماه 1338 شاه وقت (پهلوي دوم) در يك مصاحبه مطبوعاتي كه بازتاب جهاني داشت درباره بحرين گفت: بحرين مال ما و متعلق به ما است. وي اضافه كرده بود: ... ولي شيخ آنجا با بستن قراردادهايي با دولتهاي مشخص كار را بر ما دشوار ساخته است (تا حاکميت ايران را اعمال کنيم)، زيرا كه اين دولتها در قبال بحرين تعهداتي سپرده اند و ....
همين شاه ده سال بعد (180 درجه) تغيير کلام داد و در مصاحبه اي درجريان سفر هند، ناگهان با استقلال بحرين موافقت کرد که قانونا چنين اختياري را نداشت!. اين كار شاه كه نوعي موافقت با تجزيه کشور تلقي شده است يكي از ايرادهاي وارده به او بود. رسیدگی به این ايراد اینک (پس از مرگ شاه در قاهره در تابستان سال 1359) در دست قاضی «تاریخ» است. گفته شده است که شاه تحت فشار يک دولت قدرتمند (که برنامه داشت بعدا بحرين را پايگاه نظامي خود در منطقه قرار دهد) با انجام رفراندم ـ تنها در بحرين و نه در همه ايران ـ موافقت کرده بود. وي در اين کار به اراده و خواست ايرانيان توجه نکرد.
تظاهرات چهارروزه تهران بر ضد فساد اداري و رواج پارتي بازي و کناره گیری هویدا
سوم تيرماه 1356 (24 ژوئن 1977و سال پیش از انقلاب)، تهران شاهد يك رشته تظاهرات بر ضد برخي از سياستهاي امیرعباس هویدا نخست وزیر وقت و شخص شاه ازجمله گسترش فساد اداري، رواج پارتي بازي و خروج صدها ميليون ارز دلاري هفت تومان از كشور بود. اعتراض و تظاهرات از دانشگاهها آغاز شده و گسترش يافته بود. باوجود مداخله پليس و ساواك ـ تیراندازی و توسل به خشونت، اين تظاهرات به صورت پراكنده تا سه روز بعد ادامه داشت. امیر عباس هویدا 15 مردادماه (یک ماه و 12 روز پس از آغاز تظاهرات) کناره گیری کرد که گفته شده است اعتراض تهرانی ها در هفته اول تیرماه در رفتن او پس از 12 سال و شش ماه از ریاست شورای وزیران بی تاثیر نبود. هويدا پس از اين کناره گيري، وزير دربار شد.
تظاهرات تهران در پي انتشار گزارشهايي (از راديوهاي فارسي زبان كشورهاي ديگر) مبني بر خريد مستغلات فراوان، سهام شرکتها و اوراق بهادار (باوند) از سوي ايرانيان پولدار در اروپا و آمريكا و ديده شدن آنان در قمار خانه هاي خارج و باختهاي سنگين آغاز شده بود. تظاهر كنندگان شعار مي دادند: «غارت ايران بايد متوقف گردد. تبعيض، تبعيض، تبعيض».
دو خبر عادي که انتشار آنها در سال 1357 فعاليت هاي انقلابي را شدت داد: مهريه و فساد
ژوئن 1978 (تيرماه 1357 و در جريان انقلاب) انتشار ترجمه گزارشهاي مربوط به كلاهبرداري هاي يك زن ايراني از جواهر فروشي ها و بانكها در انگلستان كه اعتياد به قمار كردن داشت از رسانه هاي لندن در روزنامه هاي تهران همراه با چاپ عكس او سبب خشم برخي از هموطنان و اعتراض آنان و تشديد فعاليت هاي انقلابي شده بود.
همزمان، انتشار خبري در روزنامه هاي تهران که مهر همسر يک کارخانه دار ميليونها تومان بوده و پرداخت شده است بر شدت اين اعتراضهاي انقلابي افزود زيرا که چنين مهر سنگيني رسم نبود و پرداخت آن هم در توان هرکس نبود. انقلابيون شعار مي دادند که اين اين قبيل پولها، تنها از اجحاف به مردم به دست مي آيد (شعار: شاه حمايت مي کند ... اجحاف به مردم مي کند). اين دو خبر بر خشم مردم معمولي به گونه اي موثر افزوده بود. ساواک موفق شد که از ادامه چاپ و دنباله کردن خبر مهر هنگفت همسر فرد کارخانه دار در روزنامه ها جلوگيري کند ولي نتوانست مانع ادامه ترجمه و انتشار گزارش هاي مربوط به بانوي قمارباز ايراني شود.
در سال 1384 و سه دهه پس از آن وقايع، در خرداد سال 1384، روزنامه هاي تهران گزارش از مهرهاي دهها و صدها ميليون توماني داده و نوشته بودند که سه درصد از زنداني هاي ايران را مرداني تشکيل مي دهند که قادر به پرداخت مهر بسيار سنگين زنان خود نبوده اند. طبق قانون دهه 1370 خورشيدي مهر زناني که ازدواج آنان در سابق ثبت شده، در صورت مطالبه، بر پايه نرخ تورم به روز تبديل و قابل پرداخت است و برخي از آنها بر پايه نرخ سکه طلا تا صدها برابر احتساب مي شود!. اين قانون از همان روز تصويب مورد اعتراض قرار گرفته که چرا ساير ديون را شامل نشده و در نتيجه تبعيض ساز است و بايد لغو و يا اصلاح شود زيرا که قانون اساسي جمهوري اسلامي هيچ حرکت تبعيض آميز را به رسميت نمي شناسد. برخي اين شايعه را پراکنده کرده بودند که نمايندگان وقت با هدف هاي خصوصي اين قانون را که در کشوري ديگر وجود ندارد به تصويب رسانده اند.
طبق قوانين اسلامي، مهر زنان از ديون حال است و هر آن، که اراده کنند مي توانند آن را مطالبه و در صورت استنکاف شوهر و يا عدم استطاعت او به پرداخت، آن را به اجرا بگذارند و تقاضاي توقيف شوهر و اموال او را کنند.

انجام دور دوم انتخابات سال 1384 رياست جمهوري ايران
سوم تيرماه 1384 دور دوم انتخابات رياست جمهوري ايران انجام شد. كل آراء ريخته شده به صندوقها، 27 ميليون و 959 هزار اعلام شده بود. اين نخستين انتخابات رياست جمهور در ايران بود كه به دور دوم راه يافته بود. در دور دوم، هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس تشخيص مصلحت نظام و محمود احمدي نژاد شهردار وقت تهران با هم رقابت مي كردند. در دور نخست راي گيري ـ هاشمي رفسنجاني با شش ميليون و 159 هزار راي، اول و احمدي نژاد با پنج ميليون و 710 هزار راي (449 هزار راي كمتر) دوم شده بود. نتايج راي گيري دور دوم، چهارم تيرماه 1384 (روز بعد) اعلام شد كه برنده انتخابات احمدي نژاد بود. (جزئيات در مطالب چهارم تيرماه اين سايت آمده است)
اسناد کودتای 28 مرداد 1332
در واشنگتن اعلام شد که که مديريت سازمان هاي اطلاعاتي آمريکا تصميم گرفته است که اسناد محرمانه «سيا» و عمدتا مربوط به دهه هاي 1950، 1960، و 1970 اين سازمان را از طبقه بندی خارج و در آرشيو ملي جهت مطالعه محققان قرار دهد. اگر اين تصميم عملي شود قاعدتا اسناد مربوط به براندازي 28 امرداد 1332 ايران (کودتای اوت 1853 برضد دولت مصدق) هم باید علني شوند و .... مورخان نوشته اند که آمریکا و انگلستان با کمک ایادی داخلی خود کودتای 28 مرداد تهران صورت دادند.
شبکه تلويزيوني اي. بي. سي. آمريکا که اين خبر را پخش کرد تصوير زير را هم که طراحي کرده بود نشان داد:
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/Cia.jpg

dokhtare sahra
1390,04,05, ساعت : 02:01
روزگار 4تیر
خشم خراساني ها از قتل ابومسلم
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/abumoslem.jpg
تصويري از ابومسلم
20 روزطول كشيد تا خبر قتل ابومسلم خراساني از بغداد به توس (خراسان) برسد و خشم خراساني ها را باعث آيد [منظور خراسان بزرگتر است كه اينك بيشتر اراضي آن در افغانستان، تاجيکستان، ازبكستان و تركمنستان واقع شده اند]. ابومسلم خراساني 5 ژوئن سال 755 ميلادي در بين النهرين (عراق امروز) به تحريك منصور خليفه عباسي ترور شده بود.
قيام هواداران ابومسلم گرچه سرانجام به استقلال ايران انجاميد، ولي در آن ايام به جايي نرسيد. ابومسلم متولد اصفهان كه ژنرالي در خراسان بود در سال 737 ميلادي، پس از تصرف شهر مرو، بر ضد حكومت بني اميه قيام كرد و طي چند نبرد به حکومت آنان پايان داد و خلافت را به عباسيان منتقل ساخت. طولي نکشيد که ابومسلم متوجه شد عباسيان هم در دنياپرستي دست كمي از امويان ندارند و لذا به انتقاد از آنان پرداخت و همين امر باعث شد كه منصور خليفه عباسي احساس خطر كند و او را از ميان بردارد.
انگلستان به آبهاي ايران ناو جنگي فرستاد - اندرز آمريکا به انگلستان، چرا؟
دولت انگلستان چهارم تيرماه 1330 و چند روز پس از انجام خلع يد از آن دولت در صنايع نفت ايران، دستور انتقال اتباع و مهندسان خود را از آبادان به بصره صادر و ناو جنگي «موريسش» را روانه آبهاي ايران كرد كه اين اقدام، احساسات ملي ايرانيان را چنان برانگيخت كه گروهي از خلبانان نيروي هوائي داوطلب حمله انتحاري (كاميكازي) به اين ناو شدند. در همين روز به شناورهاي نيروي دريايي فرمان آماده باش كامل داده شد، چند آتشبار ساحلي به خوزستان منتقل و براي تقويت روحيه مردم، واحدهاي ارتش در تهران و شهرهاي ديگر در خيابانها رژه رفتند و تجهيزات و آمادگي خود را نشان دادند و قرار شد كه اگر تهديد جدي شود، ثبت نام از داوطلبان براي جنگ آغاز و سربازان احتياط (منقضي خدمت) تا سه دوره به زير پرچم احضار شوند.
همين آمادگي سبب شد كه دولت وقت آمريكا به لندن اندرز دهد كه در شرايط موجود به مصلحت نيست برضد «ايران بپاخاسته» دست به اقدام نظامي بزند. نگراني دولت آمريکا عمدتا قرارداد سال 1921 تهران و مسکو بود که دست روسيه را در شرايطي براي انتقال نيرو به ايران باز گذارده بود. دولت آمريکا بعدا با امضاي قرارداد دفاع و امنيت مشترک با ايران (قرارداد دسامبر 1958منعقده در آنکارا، در ايران معروف به قرارداد 14 اسفند 1337 که ظرف يک هفته به تصويب دو مجلس پارلمان ايران رسيده بود) کوشيد تا حقي تقريبا مشابه قرارداد 1921 براي خود به دست آورد. در قرارداد 1958 تاکيد شده بود که مداخله نظامي آمريکا به حمايت از ايران بايد به درخواست قبلي دولت ايران صورت گيرد. ولي در قرارداد 1921، روسيه نيازي به دريافت اجازه از ايران نداشت. قرارداد 1921 در زمان حکومت دکتر مصدق کمک بزرگي به ايران بود تا فکر تجاوز نظامي به ذهن غرب و به ويژه انگلستان راه نيابد.

dokhtare sahra
1390,04,08, ساعت : 01:29
روزگار 5 تیر
قزوین پایتخت و هرات ولیعهدنشین ایران شدند
26 ماه می 1557 شاه طهماسب یکم تصميم گرفت که شهر قزوین پایتخت ایران شود. شاه طهماسب که 54 سال سلطنت کرد اعلام کرده بود که پایتخت کشور پهناور ایران باید به یک فاصله از مرزهای غربی و شرقی باشد تا اخبار سریعا واصل شود. تا آن زمان، شهر تبریز پایتخت ایران بود. شاه طهماسب همچنین تصمیم گرفت که شهر بزرگ هرات، نظر به قدمت و اهمیت، ولیعهدنشین ایران باشد که چنین شد. هرات از آغاز تامین وحدت ایران به دست کوروش بزرگ، ساتراپ نشین ایالت آریا بود و در کتیبه ها و نیز اوستا (مجموعه آموزشهای زرتشت) به صورت «هرایه و» ذکر شده است. این نام از «هری رود = رود زرین = رود زرد» که از کنار این شهر می گذرد گرفته شده است. در طول تاریخ، هرات ـ کانون ادبیات پارسی ـ بارها پایتخت ایران بود.
پایتخت بودن قزوین بیش از 40 سال طول نکشید و شاه عباس یکم پایتخت را به اصفهان منتقل ساخت تا مرکز کشور باشد. قزوین در طول پایتخت بودنش پذیرای دو پناهنده معروف شد؛ همایونشاه امپراتور هندوستان و بایزید پسر سلطان سلیمان امپراتور عثمانی. شاه طهماسب به بهای صلح با عثمانی، بایزید را مسترد داشت و با این عمل خود، خصلت مهمان نوازی ایرانیان را زیر پانهاد و «تاریخ» خودرا نیز خراب کرد.

dokhtare sahra
1390,04,08, ساعت : 01:34
روزگار 6تیر
شاه عباس: بحرين را جز با جنگ نمي توان از ايران گرفت ـ اشاره به تاريخچه بحرين
شاه عباس

بيست و هفتم ماه می 1614 شاه عباس یکم پس از دریافت دومين پيام فيليپ پادشاه وقت اسپانيا كه در آن، بار ديگر خواسته بود كه ايران جزيره بحرين را به اسپانيا بسپارد [تا مروارید استخراج کند].
شاه عباس در همان جلسه خطاب به فرستاده پادشاه اسپانيا كه به ديدار وي شتافته بود گفت كه بحرين طبق اسناد موجود و فرهنگ مردم آن جزيي از قلمرو ايران بوده است و وي بر سر قلمرو ايران با كسي مذاكره و مصالحه نخواهد كرد و اگر پادشاه اسپانيا از آن گوشه جهان مدعي بحرين است تنها از طريق جنگ مي تواند آن را از ما بگيرد كه گمان نمي كنم در جهان ارتشي يافت شود كه بتواند با سرباز ايراني مصاف دهد.
شاه عباس در پايان اين ديدار كه تفصيل آن را فرستاده اسپانيا برنگاشته و متن آن موجود است، خطاب به اين فرستاده گفته بود: مهمان نوازي خصلت ماست، ولي اين آخرين بار باشد كه چنين پيامي براي ما بياوري.
شاه عباس سپس درحضور فرستاده اسپانيا به مقامات حاضر در جلسه تاكيد كرده بود كه اگر فرستادگان بعدي اسپانيا حامل چنين پيامي باشند؛ آنان را از بندر محل ورود به داخل ايران راه ندهند. [در آن زمان، به سبب سلطه عثماني بر منطقه مديترانه، اروپاییان براي رسيدن به ايران تنها دو راه داشتند: راه دريا و راه روسيه].
ديديم كه محمدرضاشاه به اصرار خارجي در نيمه دوم دهه 1960 بدون كسب نظر ملت ايران در يك رفراندم، بحرين را كه استان چهاردهم وطن بود از دست داد.
جزیره میش ماهیگ (بحرین) و مناطق غربی خلیج فارس ـ امروزه بخش هایی از کشور سعودی ازجمله منطقه قطیف و نیز کویت ـ تا شکست های نظامی ایران از اعراب مسلمان [در قادسیه، جلولا و نهاوند] بخشی از استان جنوبی ایران بودند. اردشیر پاپکان شخصا از آن مناطق که در «تاریخ باستان» جمعا بحرین نوشته شده اند دیدارکرد و پسرش را [که بعدا به نام شاپور یکم شاه ایران شد] حکومت بحرین داد و شاپور در منطقه قطیف امروز شهری ساخت و نام پدرش را بر آن گذارد. حکومت اسلامی بحرین بعدا به دست قرمطیان (شیعیان سوسیالیست = نوعی مزدکیست) مورد حمایت ایرانیان برانداخته شد. پرتغالی ها در 1521 بر جزیره بحرین و تقریبا همزمان با آن، عثمانی ها بر مناطق غرب خلیج فارس استیلاء یافتند. یک قرن بعد، شاه عباس پرتغالی هارا از خلیج فارس بیرون راند و در دوران سلطنت صفویه، جزیره بحرین زیر نظر فرمانداری بهبهان و از زمان زندیه از بوشهر اداره می شد. در سال 1797 طایفه الخلیفه وابسته به قبیله بنی عتبه که به قطر مهاجرت کرده بود از الزباره [واقع در شمال غربی قطر] به جزیره بحرین منتقل و حکومت را به دست گرفت و رئیس این طایفه که با ناامنی و مخالفت رو به رو شده بود در 1820 با انگلیسی ها که در خلیج فارس به بهانه مبارزه با تجارت برده و دزدان دریایی فعال شده بودند قرارداد امضاء کرد و بحرین تحت الحمایه انگلستان شد که این تحت الحمایگی ـ برغم ادامه دعاوی ایران تا سال 1971 ادامه داشت. در طول این مدت، نمایندگان انگلستان در بحرین «مستشار امیر» خطاب می شدند که معروفترین این مستشاران «سر چارلز دی. بلگریو» است که از 1926 تا 1957 این سمت را برعهده داشت. او نخستین مقامی است که پیشنهاد کرد نام خلیج فارس [که در نقشه های جغرافیایی عهد باستان؛ دریاتی هچا پارس ای تی = دریایی که از پارس آید درج شده است] پس از 25 قرن به خلیج عربی تغییر داده شود. جزیره بحرین از سال 1932 دارای نفت شده است.
انحصاري شدن معاملات قند و شكر در ايران
قانون انحصار معاملات قند و شكر در دست دولت كه يكم خرداد 1304 با هدف تثبيت بها و زمينه آن در بازار به تصويب مجلس رسيده بود از روزي چون امروز در 82 سال پيش به اجرا گذارده شد.
اين قانون به دليل حفظ منافع مردم (مصرف كنندگان) از قوانين خوب ايران بشمار مي رود. دولت هايي كه با نظام «سرمايه داري خالص» اداره مي شوند به ويژه آمريكا، پس از جنگ جهاني دوم همواره تلاش كرده اند كه اين انحصارات در كشورهاي ديگر از ميان برود. به گواه «تاريخ» فساد و بوروكراسي دولتي در اين كشورها، به اين فشار خارجي كمك كرده است.
نخستين چاه ايران به نفت رسيد و دشواري ها آغازشد
از به نفت رسيدن نخستين چاه در ايران به نفت در منطقه مسجد سليمان ( 27 مه 1908) 99 سال گذشت. اين چاه با رسيدن به نفت ، دشواري هاي تازه اي هم براي ايرانيان به همراه آورد!. امتياز نفت ايران از نخستين سال قرن بيستم در اختيار انگليسي ها بود. درست ربع قرن پس از رسيدن نخستين چاه مسجد سليمان به نفت (هفتم خرداد 1312 = 28 مه 1933) مجلس تنها با هشت راي مخالف و ممتنع تمديد قرارداد نفت را كه امتياز آن در انحصار انگلستان بود تصويب كرد. هجده سال بعد در همين روز (7 خرداد 1330) به مناسبت سالروز تصويب اين قرارداد، ايران شاهد بزرگترين تظاهرات تاريخ خود تا آن زمان بود و تظاهركنندگان ضمن محكوم كردن اين اقدام مجلس خواستار محاكمه و مصادره اموال آن دسته از نمايندگان ــ چه مرده و چه زنده ــ شدند كه به اين قرارداد راي موافق داده بودند. مردم شعار مي دادند: سالروز «تصويب خيانت».
سناتور ابوالفضل لساني (حقوقدان) نفت را طلاي سياه و آفت جان ملل دارنده آن خوانده و نوشته است: كشورهاي دارنده نفت، به ويژه آنهايي كه نيروي دفاعي قابل ملاحظه ندارند تا آخرين قطره نفت قرباني دولتهاي قدرتمدار خواهند بود كه هركدام مي كوشند اين شريان حيات اقتصاد جهان را به دست داشته باشند تا قدرت دراختيارشان باشد و هرچه زمان بگذرد، به سبب افزايش وسائل نيازمند به نفت، اين طلاي سياه ارزشمندتر و عزيزتر خواهد شد و دارنده آن در معرض خطر بيشتري خواهد بود.
استقرار آمريكا در خليج فارس از نيمه دهه 1980، و اشغال نظامي عراق در دهه اول قرن 21 به همين دليل بوده است.
آغاز بکار مجلس شورای اسلامی
ششم خرداد 1359 (27 مي 1980) نخستين دوره مجلس شورای اسلامی ـ که ششم خرداد 1389 سی ساله شده است ـ در تهران و در ساختمان سنای سابق آغاز بكار كرد. تا آن زمان وظيفه قانونگذاري عملا برعهده شوراي انقلاب بود.
قضاوت تاريخي درباره يك پارلمان برپايه جامعيت و به دور از تبعيض بودن قوانيني است كه به تصويب مي رساند و نيز نظارت دائمي بر اجرا و رعايت كامل آنها و رسيدگي به شكايات مردم و اعلام نتايج اين رسيدگي در رسانه هاي همگاني است.

dokhtare sahra
1390,04,08, ساعت : 01:41
روزگار 7تیر

پايان جنگ ايران و ليدي - ماجراي خورشيد گرفتگي - انتقال کردها به عراق و ترکيه
خورشيد گرفتگي 28 ماه مي سال 585 پيش از ميلاد باعث شد که جنگ طولاني ايران و کشوري ليدي (قسمتي از آناتولي مرکزي و غربي تا اژه و مديترانه به پايتخي سارد = سارت) پايان يابد و يک ماه بعد به فيصله اختلافات بيانجامد. طالس دانشمند يونان قديم وقوع اين خورشيد گرفتگي را پيش بيني و تاريخ دقيق آن را به دست داده بود که يک ماه پيش از رويداد به اطلاع پادشاه ليدي رسيده و وي بر پايه اين پيش بيني به ايرانيان اخطار کرده بود که ادامه جنگ باعث خشم خدايان خواهد شد و انسان را از نور خورشيد محروم خواهند کرد.

توضيح مولف سايت:

- يك خواننده اين سايت در ماه مي 2005 سئوال كرده است كه براي خسوف سال 585 پيش از ميلاد كه منجر به آتش بس جنگ ايران و ليدي شد، سه «ماه» متخلف به دست داده شده است: 28 آوريل، 28 يا 29 مي، و 29 ژوئن سال 585 پيش از ميلاد، كدام «ماه» درست است؟.
پاسخ مولف: هوخشترا (هوخشتره)، شاه وقت ايران غربي كه پايتختش شهر همدان بود، پس از متحد شدن با «نبوپولاسر» رئيس كشور بابل و انهدام آشوريان به پايتختي نينوا (نينوه) درصدد جنگ با كشور ليدي (قسمتي از آناتولي به پايتختي شهر سارد) برآمد. اختلافات مرزي باعث اين جنگ شده بود. ميدان اين جنگ طولاني ساحل رودخانه «هاليس» بود.
«طالس» دانشمند يوناني از مردم «ميلتوس» كه سرزمين او به تصرف «الياتس» پادشاه وقت ليدي آمده بود طبق محاسبات خود پيش بيني کرده بود که در فلان روز ( پس از تطبيق تقويم ها: 28 ماه مي سال 585 پيش از ميلاد) خورشيد خواهد گرفت و جهان تاريک خواهد شد. پادشاه ليدي که بعدا ميلتوس را متصرف شده بود 28 اپريل (يک ماه پيش از وقوع) توسط ميلتوسي هاي دربار خود از اين پيش بيني آگاه شده بود كه 30 روز بعد خورشيد گرفتگي روي خواهد داد. اين پادشاه براي ترسانيدن ايرانيان از خشم خدايان و پايان دادن به جنگ و بازگشت، به آنها اخطار کرده بود که اگر جنگ را ادامه دهند، خدايان 30 روز بعد خورشيد را تاريک خواهند کرد که ايرانيان آن را تا روز وقوع باور نکردند و جدي نگرفتند. ايرانيان يکتاپرست بودند و به خايان متعدد اعتقاد نداشتند
اين خورشيد گرفتگي روز 28 و طبق برخي نوشته ها روز 29 ماه مي اتفاق افتاد و ايرانيان كه درستي ادعاي «الياتس (در حقيقت پيش بيني طالس كه نخستين پيش بيني علمي و درست از اين دست در طول تاريخ بود)» را ديدند دست از جنگ كشيدند و به مذاكره نشستند تا خطوط مرزي را از طريق مسالمت آميز تعيين كنند.
اين مذاكرات يك ماه طول كشيد و قرارداد صلح 29 ژوئن امضا شد و مسير رودخانه «هاليس» مرز دو كشور قرار گرفت.
اين تاريخها را مورخين پس از تطبيق تقويم ها به دست آورده اند و برخي از آنها يك روز باهم اختلاف دارند.
مورخان مرگ هوخشترا را هم در سال 585 پيش از ميلاد نوشته اند. وي پس از انهدام آشوريان بين النهرين ( مزوپوتاميا ـ قسمتي از عراق امروز)، شماري از اتباع خود (ايرانيان از طايفه ماد) را به شمال عراق امروز كوچ داد و برجاي آنها نشانيد كه به آشوريان مجال احياء امپراتوري خود را ندهند و كردهاي عراقي فرزند زادگان همان مهاجران ايراني 26 سده پيش هستند كه ريشه زبان، نام ها و فرهنگشان را حفظ كرده اند. آشوريان همنژاد عرب و اسرائيليان بوده اند. هوخشترا پس از توسعه مرز خود تا رودخانه هاليس، همان سياست را تكرار كرد و شمار زيادي از اتباع ايران را از داخل كشور به آناتولي شرقي و جنوبي كوچانيد كه كردهاي تركيه امروز را تشكيل مي دهند و از آنان خواست كه با ارمنيان منطقه (ساكنان شرق آسياي صغير ـ آناتولي شرقي) كه با طوايف ايراني از يك ريشه و نژاد هستند روابط دوستانه داشته باشند.
افتادن سیرانائیکا (لیبی شمال شرقی) به دست ایران دوران هخامنشیان ـ نگاهی کوتاه به گذشته لیبی
یک ستون از سپاه اعزامی ایران که برای رسیدن به مناطق یونانی نشین ساحل جنوبی مدیترانه (لیبی کنونی) مسیر شمالی تری را در پیش گرفته بود در ماه می سال 524 پیش از میلاد تصرف ناحیه سیرانائیکا Cyrenaica (لیبی شمال شرقی و امروزه شامل شهرهای متعدد ازجمله بنغازی، المرج، البیضاء، اجدابیا، طُبرُق و درنه) را تکمیل کرد. ستون دیگر این سپاه که راه کوتاهتر صحرارا در پیش گرفته بود در واحه سیوا (سیوأه = سیوه) گرفتار توفان شن شد و از میان رفت. کمبوجیا (کامبوزیا ـ کامبیز) شاه وقت ایران که مصر را تصرف و در جنوب این کشور اقامت داشت این سپاه را مامور تصرف شمال غربی کرده بود. در جریان تصرف سیرانائیکا؛ مناطق پنتاپولیسPentapolis (سیرنCyrene = برقه)، Euresperides (بنغازی)، بالاگرائه Balagrae (البیضاء)، آپولونیا Apollonia، توکرا = توکره (aucheira – Tocra) و هرتا بر قلمرو ایران افزوده شدند. یک یکان از این ستون در جهت جنوب (صحرای لیبی) تا آمونیوم (Ammoniumشهری به نام خدای آمون ـ خدای ماه) پیش رفت و این ناحیه را متصرف شد و قوم لیبو Libu تابعیت ایران را پذیرفت.
دیدار ناوگان ایران از بنادر سیرانائیکا [طُبرق و بنغازی امروز] در سال 339 پیش از میلاد [دوران پادشاهی اردشیر سوم ـ شاه هخامنشی ایران] ثابت می کند که این مناطق هنوز در کنترل ایران بودند. اردشیر سوم در همین سال دستور حمله دیگری به یونان را صادرکرده بود. بنادر صور (تور)، صیدا (سیدون) و جزیره قبرس (کوپروس Kypros= Kuppros =Cyprus) پايگاههای دریایی ایران در مدیترانه بودند. به علاوه، کشتی های ایران می توانستند از خلیج فارس به مدیترانه، از طریق آبراه دریای سرخ ـ رود نیل نیروی مسلح منتقل کنند. این آبراه به تصمیم داریوش بزرگ ساخته شده بود.
طبق نوشته های هرودوتوس (هِرودوت) ـ مورخ یونانی و محاسبات تقویمی، در سال 515 پیش از میلاد در Euresperides (بنغازی امروز) یک شورش داخلی برضد دولت هخامنشی ایران روی داد که نیروهای ایرانی اعزامی از مصر آن را فرو نشاندند و درپی آن دولت ایران خودمختاری مشروط بیشتری به اتباع لیبیایی خود داد.
دولت هخامنشیان در تقسیمات کشوری خود، مناطق متصرفی شمال شرقی لیبی را بر مصر اضافه کرده و یک ساتراپی (استان = ایالت) ایران قرارداده بود. این تقسیمبندی (ضمیمه بودن شمال شرقی و شرق لیبی به مصر) در دوران اسکندریان و تا زمان تکمیل سلطه رومیان بر مصر (نیمه قرن یکم پیش از میلاد) به همان ترتیب ادامه داشت. حکومت اسلامی از نیمه قرن هفتم میلادی و همزمان با تکمیل سلطه بر ایران، شمال آفریقا را هم متصرف شد. مصر و لیبی در 1517 به تصرف امپراتوری عثمانی درآمد و ایتالیای یکپارچه شده که خودرا جانشین امپراتوری روم می دانست در سال 1911 عثمانی را شکست داد و لیبی را متصرف شد و لیبی تا سال 1942 در کنترل ایتالیا بود که در این سال انگلستان که از دیرزمان چشم به لیبی داشت آن را متصرف شد و در سال 1951 [به دلایلی] آن را به یک شیخ دست نشانده به نام اِدریس سِنوسی داد که سلطنت این سلطان در یکم سپتامبر 1969 با کودتای معمّر قذّافی و نظامیان همدست او برانداخته شد. قذّافی پایگاه هوایی آمریکا در لیبی را برچید و دوران طولانی دشمنی دو دولت آغاز شد. دوستی قذافی با مسکو و شروع به فراهم آوردن ابزار و مواد ساخت سلاحهای اتمی ـ شیمیایی بر این خصومت افزود. پس از فروپاشی شوروی، قذافی از منتقدان علنی «بی خاصیت شدن اتحادیه عرب» دفعتا خودرا تنها دید و لذا به غرب نزدیک شد و تجهیزات و مواد اولیه ساخت اسلحه اتمی ـ شیمیایی را که تهیه کرده بود به آمریکا فرستاد، پول اضافی لیبی (32 میلیارد دلار) را در آمریکا سپرده کرد و در عوض، این دولت هم لیبی را از فهرست کشورهای حامی تروریسم حذف کرد. ولی، پس از آغاز اعتراضات خیابانی اوایل سال 2011 در سیرانائیکا [که ریشه آنها هنوز روشن نیست] ورق برگشت خورد و سه دولت بزرگ سازمان نظامی اتلانتیک شمالی (ناتو ـ تنها اتحادیه نظامی جهان که دشمن بالفعل هم ندارد!) برای برکنارکردن رژیم قذافی بپاخاستند؛ لندن و پاریس پیشنهاد حمایت نظامی از غیرنظامیان (!) لیبی را به شورای امنیت دادند که به نام قطعنامه 1973 تصویب شد که با تحریف عبارات آن تاکنون سوء استفاده های متعدد بعمل آمده [شهر تریپولی = طرابلس و مناطق مسکونی دیگر بمباران شده، شماری غیرنظامی از جمله یکی از پسران قذافی کشته شده و ... که نقض غرض از قطعنامه اند]. سران سه دولت (آمریکا، انگلستان و فرانسه) ضمن سخنانی علنا و رسما خواستار کنار رفتن قذافی شده اند. [که بسیاری از اندیشمندان و مفسران، این اقدام را مغایر اصول دمکراسی و حاکمیّت ملی خوانده اند]. انتقاد توده ها از چین و روسیه است که این قطعنامه مغایر منشور ملل و اصول دمکراسی و حاکمیت ملّی را «وتو» نکرده بودند. وضعیت لیبی یک بار دیگر این فرضیه را ثابت کرد که برغم نطق و مصاحبه، مقام های انتصابی و انتخابی (در 192 کشور جمعا 150 هزار نفر) عملا (در باطن) با هم متحدند تا به آقایی بر هفت میلیارد نفوس کره زمین ادامه دهند. با حذف قذافی، تنها پنج ـ شش کشور نه چندان بزرگ باقی خواهند ماند که مقامهای آنها خارج از این اتحاد باطنی (نه رسمی و علنی) هستند؛ ونزوئلا، بولیوی، کوبا و ....
ابتكار نظامي اشكانيان
مولفان تاريخ هاي نظامي «ماه مي سال 235 پيش از ميلاد» را زمان آغاز تاكتيك نظامي تازه اي نوشته اند كه ارتش دولت نوپاي اشكاني ايران آن را بر ضد سلوكي ها (جانشينان اسكندر مقدوني) بكار گرفت. از اين تاكتيك قرنها استفاده شد. برپايه اين تاكتيك، دسته هاي سوار سبك اسلحه، نيروي دشمن را با جنگ و گريز به ميداني كه از پيش تعيين شده بود و واحدهاي اصلي ارتش ايران در آنجا کمين کرده و آماده جنگ بودند مي كشاندند و به دست آنان مي سپردند تا درهم بكوبند. اين تاكتيك در نخستين آزمايش پيروز شد و تيرداد، شاه وقت تا پايان مي اين سال بر سلوكي ها غالب آمد.

پيشنهاد بركناري اردوان چهارم به سناي ايران
به نوشته مورخان رومي، بركناري اردوان چهارم در جلسه 28 مي سال 81 ميلادي مهستان (سناي ايران) از سوي تني چند از بزرگان كشور پيشنهاد شد. بحث درباره اين پيشنهاد مدتها طول کشيد و بالاخره به راي گيري گذاشته شد و مهستان راي به بركناري اردوان چهارم از شاهي ايران داد.
در زمان اشكانيان انتخاب و بركناري شاه از اختيارات مهستان بود كه اردشير بنيادگذار دودمان ساساني اين قاعده را موقوف ساخت.
خط تلگراف برلين ـ تهران
كمپاني آلماني زيمنس 28 مي 1868 اعلام كرد که كار كشيدن خط تلگرافي را كه از برلين آغاز مي شود تا تهران ادامه خواهد داد. اين خط قرار بود از خاک امپراتوري روسيه (روسيه و قفقاز) بگذرد، و از طريق تبريز به تهران برسد. در آن زمان لهستان نيز در قلمرو روسيه قرارداشت.
تصويب خيانت ـ تمديد قرارداد انحصار نفت تنها با هشت راي مخالف و يا ممتنع!
هفتم خرداد 1312 (28 مي 1933) مجلس (پارلمان ايران) تنها با هشت راي مخالف و ممتنع پيشنهاد تمديد قرارداد نفت را كه امتياز آن در انحصار انگلستان (بي پي) بود تصويب كرد و به اين ترتيب، اين قرارداد استعماري براي 60 سال ديگر اعتبار يافت. هجده سال بعد در همين روز (7 خرداد 1330) به مناسبت سالروز تصويب اين قرارداد، ايران شاهد بزرگترين تظاهرات تاريخ خود تا آن زمان بود و تظاهركنندگان در قطعنامه خود ضمن محكوم كردن اين اقدام مجلس خواستار محاكمه و مصادره اموال آن دسته از نمايندگان ــ چه مرده و چه زنده ــ شده بودند كه به اين قرارداد در سال 1312 راي موافق داده بودند. مردم شعار مي دادند: سالروز «تصويب خيانت».
ملت ايران در سال 1329 اين قرارداد را لغو کرد که ديديم پس از براندازي 28 امرداد 1332 مارا مجبور به پرداخت غرامتي سنگين کردند و نفت را هم عملا به کنسرسيومي از کمپاني هاي بلوک غرب دادند و آمريکا نيز در آن صاحب سهم شد.




روزگار 8تیر

سالگرد درگذشت خواجه نصير توسي، و به اين مناسبت نگاهي به كارهاي او

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/nasirtoosi.jpg
تصوير خواجه نصيرالدين توسي
«بسال ششصد و هفتاد و دو، به ذيحجه ـــ به روز هجدهم، اندرگذشت در بغداد»
روز درگذشت خواجه نصيرالدين طوسي حكيم، رياضيدان، فضا شناس و اديب ايراني در شعري كه در بالا آمد و به تقويم قمري است مشخص شده است. وي براي انتقال مابقي كتب و ابزارهاي رصدكردن ستارگان به بغداد رفته بود كه در آنجا در 28 ماه مه سال 1273 ميلادي (مطابق سال 652 هجري خورشيدي) در 76 سالگي درگذشت.
ابوجعفر نصيرالدين محمد (خواجه نصير الدين) در جهرود (استان قم) به دنيا آمده و در توس و نيشابور تحصيل كرده بود و سالها در آشيانه ها (دژهاي كوهستاني) اسماعيليه مي زيست. يكي از دلايل اقامت او در اين آشيانه ها به ويژه در ميمون دژ، مطالعه كتاب هاي موجود در اين دژها و استفاده از ابزارهاي رصد ستارگان بود. به علاوه، ناصرالدين عبدالرحيم ابي منصور رئيس وقت اسماعيليه در قهستان از او خواسته بود كه چند كتاب را از عربي به فارسي ترجمه كند. يكي از اين كتابها كه تاليف ابوعلي مسكويه بود «الطهاره» عنوان داشت كه خواجه نصير الدين آن را پس از ترجمه و تفسير و افزودن مطلب، به «اخلاق ناصري» تغيير عنوان داد. تاليفات ديگر او عبارتند از: اساس الاقتباس (در علم منطق)، معيار الاشعار (در عروض و قافيه)، اوصاف الاشراف (در تصّوف)، تحرير اقليدس (در هندسه) و ....
ركن الدين خورشاه رئيس بعدي اسماعيليه پس از تسليم شدن به هلاگو خان، خواجه نصيرالدين را به اين ايلخان مغول معرفي كرد. خورشاه به اندرز خواجه، تسليم هلاگو شده بود تا خونريزي كمتري صورت گيرد و كتاب هاي موجود در دژها از ميان نرود. هلاگو خان كه همانند ساير سران مغول به مطالعه احوال ستارگان و نجوم علاقه داشت از خواجه خواست كه در مراغه، يك رصدخانه بسازد و آن را شخصا از محل درآمد اوقاف اداره كند كه اين رصدخانه به «زيج ايلخاني» معروف است. خواجه نصير 22 سال با مغولان همكاري داشت.
در غرب، خواجه نصير را به دليل وسعت معلومات «استاد بشر» لقب داده اند.

dokhtare sahra
1390,04,11, ساعت : 01:26
روزگار 9 تیر
نبرد سرنوشت ساز تيسفون: شكست روميان و كشته شدن امپراتور روم http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0529shapoor2.jpgشاپور دوم

بيست و نهم ماه مي سال 363 ميلادي

دركنار دجله، درمحلي كه اينك در آنجا شهر بغداد واقع شده است و نه چندان دور از شهر تيسفونCtesiphon (مدائن) پايتخت امپراتوري ايران، جهان باستان شاهد نبرد سخت 60 هزار لژيونر رومي با 65 تا 80 هزار سرباز ايراني به فرماندهي سپهبد «مرناMerena» بود. فرماندهي روميان را ژوليان (فلاويوس كلوديوس ژوليانوسFlavius Claudius Julianus) امپراتور روم شخصا برعهده داشت. ميدان اين جنگ، شش فرسنگي (36 کيلومتري) شمال تيسفون نوشته شده است.
مارسه ليوس Marcellinus مورخ يوناني (متولد 330 و متوفا در 391 ميلادي) كه به عنوان يك افسر ارتش روم ناظر صحنه هاي جنگ بود شرح نبرد، علل و نتايج آن را برنگاشته است. به نوشته وي، پس از درگذشت كنستانتين دوم در سوم نوامبر 361 در ترسوس Tarsus كه در قسطنطنيه دفن شد ژوليان جانشين او وارث مساعي او براي پيشگيري از ادامه تصرف قلمرو روميان در مشرق زمين توسط شاپور دوم (ذوالاكتاف) شاه وقت ايران از دودمان ساسانيان شده بود. وي پنجم مارس سال 363 ميلادي از فرصت دوربودن شاپور از پايتخت استفاده كرد و با 90 هزار لژيونر عازم ايران شد. شاپور دوم براي سركوب كردن باقيمانده طوايف «هون» به آن سوي منطقه فرارود (آسياي ميانه) رفته بود. شاپور قبلا دو بار دست به حمله نظامي به قلمرو كنستانتين دوم زده و دست روميان را از مناطق متعدد در آسياي غربي كوتاه كرده بود.
ژوليان در رسانيدن خود به پشت ديوارهاي پايتخت ايران به قدري شتاب كرد كه منتظر پيوستن 30 هزار تن از نظاميانش نشد كه آنان را قبلا روانه ارمنستان ساخته بود. شاپور دوم پس از آگاه شدن از لشكركشي ژوليان، با عجله عزم بازگشت به پايتخت كرد و تا رسيدن خود با واحدهاي اصلي ارتش، سپاه اسپهبد «مرنا» مستقر در منطقه پایتخت را مامور متوقف ساختن ژوليان كرده بود. سپهبد مرنا در نبرد بيست و نهم ماه مه موفق به متوفق ساختن ژوليان شد كه قصد او تصرف پايتخت ايران زمين بود.
ژوليان که از طریق جاسوس های خود از نزديك شدن شاپور دوم با سواره نظام زره پوش و به نوشته مارسه ليوس، داراي زره و سلاحهايي به شكل «كاتافراكتCataphract (يوناني) و كليباناريClibanarii(رومي) و واحدهاي فيل سوار زوبين انداز آگاه شده بود سام مي دستور عقب نشيني به سامرا (سامره) را داد تا در آنجا منتظر نیروی کمکی سی هزار نفری خود شود و نبرد را از سرگيرد، ولي اسپهبد «مرنا» از تعقيب او دست برنداشت. سه هفته بعد شاپور دوم به او رسید و دو سپاه ایران 26 ژوئن (27 روز بعد) در حاشيه سامرا نيروهاي رومي را پيش از اين كه به صورت هلال آرايش يابند به محاصره درآوردند.
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0529julian.jpgژوليان

در جريان جنگ، يك سرباز ايراني زوبين (نيزه كوتاه ـ سرنيزه كه به هدف پرتاب مي شد) به سوي ژوليان پرتاب كرد كه بر پهلوي او نشست و چند ساعت بعد درگذشت.
در پي در گذشت ژوليان، ژنرالهاي رومي ژوويان را به سمت امپراتور موقت انتخاب كردند كه وي چون توان و استعداد جنگيدن در نيروهاي رومي نديد با شاپور دوم صلح كرد و از پنج منطقه بزرگ در شرق مديترانه و هرگونه ادعاي روم در ارمنستان صرف نظر كرد و متعهد شد كه شخصا به مناطق پنجگانه مراجعه كند و به دست خود پرچم ايران در آنجا برافرازد كه چنين كرد و اين عمل در تاريخ امپراتوري روم يك تحقير خوانده شده است.
شاپور دوم كه 70 سال بر ايران حكومت كرد و شهر نيشابور را در خراسان ساخت به روش شاپور يکم، دستور داد كه مجسمه هايي بسازند كه كشتگان رومي را در زير پاي سواره نظام ايران نشان دهد تا اين پيروزي هرگز فراموش نشود و به سان شاپور يکم، اسيران رومي را هم براي كار كشاورزي به خوزستان فرستاد.http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0529aswar.jpgسوار نظام ايران در عصر شاپور دوم که برپايه توضيحات مورخان، توسط کامپيوتر ساخته شده است

بپاخيزي «ديودستيان» در آذربايجان براي تامين تماميت ايران

و حاکميت ملي زماني كه در هر گوشه ايران، يك ايراني بپاخاسته و جان بر كف نهاده بود تا تماميت و حاكميت ملي ميهن گرامي و باعظمت مان را تامين كند، 28 ماه مي سال 879 ميلادي «ابوالساج ديودست» آذربايجان را از حاكميت خليفه عباسي وقت (المعتمد) خارج ساخت و احياء استقلال ايران را از اينجا آغاز كرد. اين تلاش همزمان با مساعي صفاريان در جنوب شرقي و جنوب، سامانيان در خراسان بزرگتر و ديگران در مازندران، گيلان و برخي از نواحي مركزي ايران بود.
تلاش ميهندوستانه «ديودستيان» بيش از نيم قرن طول كشيد و در تضعيف عباسيان موثر واقع شد. محمد افشين پسر ابوالساج مناطق ديگري از جمله ارمنستان را آزاد كرد و ابوالقاسم ديودستي برادر او با تاسيس سپاه فدائيان ايران (طبق نوشته برخي مورخان؛ «سپاه فداكاران») موفق به آزاد كردن ابهر، زنجان، قزوين و ري شد و فرمانداران خليفه عباسي و ماموران جمع آوري ماليات وابسته به اورا از اين مناطق بيرون راند و ....
مورخان فرنگ (اروپايي)، سال آزادسازي «ري» به دست ابوالقاسم ديودستي را 902 ميلادي ذكر كرده اند.

قرارداد اماسیه و تقسیم گرجستان و ارمنستان میان ایران

و عثمانی درپی یک رشته زد و خورد میان عثمانی و ایران که 23 سال طول کشید، 29 ماه می 1555 شاه طهماسب یکم و سلطان سلیمان در اماسیه Amasya یک قرارداد صلح امضاء کردند. طمع سلطان سلیمان به ارمنستان و گرجستان عامل این زد و خوردها بود. طبق قرارداد اماسیه، گرجستان و ارمنستان متساویا میان ایران و عثمانی قسمت شدند. در تقسیم بین النهرین (عراق جلگه ای امروز)، سهم عثمانی بیشتر از ایران تعیین شد. چون کربلا و نجف در منطقه متعلق به عثمانی قرارگرفته بود، این دولت رفت و آمد آزاد ایرانیان به این دو شهر جهت زیارت را تضمین کرد. با امضای این قرارداد بود که عثمانی از طریق بین النهرین به خلیج فارس راه یافت. بااینکه این قرارداد خطوط مرزی و حدود هر کشور را دقیقا روشن نکرد، صلح اماسیه 20 سال دوام یافت.

dokhtare sahra
1390,04,11, ساعت : 01:34
روزگار 10 تیرماه

شکست عرب ها از مازندراني ها ـ اشاره اي به مهاجرت ايرانيان نگران سلطه عرب از ميهن


چند ماه پس از مرگ «حجّاج» حاكم اموي كرمان و فارس كه ماموريت پشتيباني از حمله نظامي به مازندران و تصرف اين منطقه از ايران را داشت كه هنوز به تسخير اعراب در نيامده بود، يزيد ابن مهلب كه از سوي دمشق مامور اين كار شده بود 31 ماه مي سال 714 ميلادي به تنهايي دست به حمله زد كه از مازندراني ها شكست خورد و عقب نشيني كرد. ابن مهلب دو سال بعد دو واحد كوهستاني بر نيروي خود اضافه كرد و از سه نطقه به مازندران حمله برد كه بازهم شكست خورد و با دادن تلفات سنگين عقب نشيني كرد و با اين دو تجربه در صدد جمع آوري نيرو براي حمله نظامي ديگري بود كه در جريان يك توطئه داخلي به قتل رسيد.
مازندراني ها و گيلاني ها بعدا، خود داوطلبانه مسلمان شيعه مذهب شدند و فشار نظامي اعراب در كار نبود. قبلا گروهي از مازندراني هاي نگران سلطه عرب بودند که در دوران ساسانيان افسران ارتش ايران را تامين مي كردند و به اسپهبدان معروف بودند دست به مهاجرت از ايران زده بودند.
خاندان اسپهبدان و گروهي ديگر از ايرانيان پس از انقراض ساسانيان براي اين كه به دست اعراب نيافتند عزم مهاجرت به هند كرده بودند. اين ايرانيان در سال 716 ميلادي به گجرات هند رسيدند و شهر سنجان (سنگان) را در اين منطقه تاسيس كردند (براي اطلاع از جزئيات به كتاب قصه سنجان، چاپ بمبئي مراجعه شود). اين ايرانيان مهاجر، در هند به «پارسيان» معروف شده اند كه پس از گذشت 13 قرن همچنان به ايران و فرهنگ ايراني وفادار مانده اند. اين مهاجران در قرن گذشته به صنعتي شدن و کسب استقلال هند كمك موثر كردند و شوهر بانو اينديرا يك پارسي به نام پيروز گاندي بود كه پسرش راجيو نخست وزير هند شد و بيوه او سونيا هم اكنون رئيس حزب حاكم هند است.
همزمان دسته ديگري از ايرانيان به چين مهاجرت کردند که اين گروه در جامعه چين ذوب شده اند.
ضابطه سال1342 (1963ميلادي) براي تعطيل کردن نشريات کم تيراژ تهران ـ اشاره به تاسيس سنديكاي روزنامه نگاران ايران ـ تلاشهاي برزين، معينيان و همايون


http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/barzin_oldage_ed.jpgاميرمسعود برزين در اجراي آيين نامه دولت وقت که بر پايه و استنتاج از قانون مطبوعات تدوين شده بود، از خردادماه سال 1342 (آخرين روز ماه مه 1963) در شهر تهران، روزنامه هايي که کمتر از 5 هزار نسخه فروش داشتند تعطيل شدند. طبق اين آيين نامه، به انتشار هفته نامه ها و مجله هاي کمتر از 3 هزار تيراژ نيز پايان داده شد. اين آيين نامه «تيراژ» را نسخه هاي به فروش رسيده تعيين کرده بود نه نسخه هاي به چاپ رسيده؛ درست به صورتي که در استاندارد جهاني تعيين شده است. جمعيت تهران اينک (دهه نخست سده 21) بيش از شش برابر آن سال است؛ لذا طبق اين معيار نبايد روزنامه کمتر از 30 هزار تيراژ و مجله زير 18 هزار «نسخه فروش» داشته باشد، حال آنكه گفته شده است كه شمار فروش برخي از چهل روزنامه فعلي تهران (سال 2008) كمتر از اين معيار است. تهران داراي 13 روزنامه يوميه ورزشي است (مي دانيم كه آيت الله خميني پس از بازگشت به وطن در سال 1979 انتقاد كرده بود كه رسانه ها در نظام پيشين به جاي گزارش هاي مربوط به نفت و چگونگي هزينه كردن درآمدهاي نفتي، آن همه درباره فوتبال مي نوشتند و اذهان را از مسائل اصلي كشور منحرف مي ساختند). به اظهار اصحاب نظر، در ميان ناشران روزنامه هاي يوميه فعلي تهران «روزنامه نگار حرفه اي (داراي تجربه و تحصيلات كافي در اين رشته و بدون داشتن پيشه و اشتغال ديگر)» ديده نمي شود و دارندگان پروانه هاي آنها اصطلاحا «خودي» هستند و به نوعي از سوبسيدهاي دولتي برخوردار مي شوند.
در پي اجراي آيين نامه فوق الذكر، دفعتاً شمار روزنامه هاي شهر تهران سال 1342 (1363 ميلادي) به ده روزنامه يوميه کاهش يافت از جمله دو روزنامه به زبان انگليسي، يک روزنامه به زبان فرانسه و يک روزنامه به زبان عربي. شمار هفته نامه ها نيز به شش عنوان از جمله يک هفته نامه طنز و يک هفته نامه به زبان ارمني تقليل يافته بود. مجله هاي تهران هم به 15 مجله هفتگي، چهار ماهنامه عمومي و 23 مجله تخصصي محدود شده بود که مجله کودکان، بانوان و ورزشي هم در اين رديف بودند.
اين آيين نامه در پي انتشار مطالب يک ميزگرد ژورناليستي مرکب از حقوقدانان تدوين شده بود. حقوقدانان در اين ميزگرد گفته بودند که طبق قانون، آگهي هاي دولتي مثلاً مزايده و مناقصه ها و اعلان هاي قانوني (از قبيل احضاريه هاي دادگاهها و انحصار وراثت) بايد در جرايد کثيرالانتشار چاپ شود و انتشار آنها در روزنامه هاي کم تيراژ، ناقض قانون است.
ناشران روزنامه هاي کم تيراژ قبلاً به تصميم دولت که در نيمه اول فروردين 1342 (اوايل آوريل 1963) گرفته شده بود اعتراض، و استدلال کرده بودند که بستن روزنامه ها ـ با هرتيراژ ـ عملي مغاير اصل «آزادي بيان و انديشه» است که پاسخ داده شده بود هرکس بخواهد نظري بدهد مي تواند آن را بنويسد و به روزنامه هاي موجود و راديو ـ تلويزيون بدهد و يا به صورت آگهي، كتاب و اوراق ديگر به چاپ برساند و طبق تعاريف روزنامه نگاري؛ روزنامه کم تيراژ نشريه اي است خصوصي (شخصي) نه عمومي. به علاوه، ديده شده است که ناشران برخي از اين نشريات کم تيراژ در ادارات دولتي اعمال نفوذ مي کنند و ....
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/barzin_youngage_ed.jpgبرزين در جواني


تصميم دولت در آن زمان (فروردين 1342)، وضعيت را مخصوصا بر كاركنان تحريريه هاي کيهان و اطلاعات سخت کرد زيرا مديران اين دو روزنامه که بازار کار را محدودتر از سابق ديدند باهم قرار گذاشتند که در صورت اخراج يک خبرنگار، مترجم و يا نويسنده از يک روزنامه، روزنامه ديگر اورا نپذيرد!. اين امر سبب شد که روزنامه نگاران بر تقويت سنديکا پافشاري کنند. در 24 آبان ماه 1341 (نوامبر 1962) اين سنديکا پس از تاسيس و عضوگيري، مجمع عمومي تشکيل داده و اين مجمع در نشست بزرگ خود در تالار مدرسه فيروزكوهي، «مسعود برزين» روزنامه نگار قديمي و يک دوره مديرعامل سازمان راديو و تلويزيون ايران را به سمت نخستين دبير انتخاب کرده و روزنامه نگاران امنيت شغلي يافته بودند. برزين (امير مسعود) كه به عنوان يك ناسيوناليست ايراني شهرت جهاني داشته است در عين حال مدير دوره هاي بازآموزي روزنامه نگاري دانشگاه تهران (آموزش ضمن كار ـ شبانه) بود. وي كه اينك (در سال 1387) 89 ساله است كار روزنامه نگاري را پيش از شهريور 1320 آغاز كرده بود كه پس از انقلاب 1357 خانه نشين شده است.
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/homayun_darius.jpgداريوش همايون


در آبان 1341، نخستين مجمع عمومي سنديکاي روزنامه نگاران ايران داريوش همايون، ذبيح الله منصوري، لعبت والا، ويکتوريا بهرامي، پرويز آزادي، اسماعيل يگانگي، سيامك پورزند، اسماعيل رايين و هوشنگ پورشريعني را به عضويت هيات مديره و «ر. اعتمادي» تنها روزنامه نگار اينوستيگيتيو تاريخ ژورناليسم ايران را به سمت بازرس هيات مديره برگزيده بود.
در جريان نخستين انتخابات سنديكاي روزنامه نگاران ايران كه گفته شده است تا آن زمان واقعي ترين انتخابات در تاريخ ايران بود «داريوش همايون» روزنامه نگار ناسيوناليست ديگر و مفسر وقت اخبار بين المللي در روزنامه اطلاعات چند راي كمتر از اميرمسعود برزين كسب كرده بود. «همايون» در انتخابات دو سال بعد، دبير سنديكا شد. پس از تشكيل سنديكا، ناشر روزنامه اطلاعات نسبت به داريوش همايون و اسماعيل يگانگي كه در ايجاد سنديكا فعاليت شديد داشتند بي مهر شده بود كه هر دو از اين روزنامه رفتند و داريوش همايون بعدا با كمك چند روزنامه نگار ناسيوناليست ديگر از جمله دكتر مهدي بهره مند (كه او نيز از كار در روزنامه اطلاعات كناره گيري كرده بود) روزنامه آيندگان را تاسيس و غلامحسين صالحيار را با اينكه يك ژورناليست چپگرا (كمونيست سابق) بود به سردبيري آن انتخاب كردند. براي مدتي هم صالحيار نيز طرف بي مهري ناشر روزنامه اطلاعات قرار گرفته بود.
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/etemadi.jpgر. اعتمادي


به اين ترتيب، سنديكاي پرقدرت روزنامه نگاران ايران كه چراغ عمر آن برغم بي مهري نظام تازه هنوز كاملا خاموش نشده است توسط ناسيوناليست ها (راست و چپ؛ همايون راست ـ برزين و اعتمادي از مصدقي ها) پاگرفت كه بعدا روزنامه نگاران چپگرا در آن به قدرت رسيدند و عملا قدرت را در آن به دست گرفتند. اين سنديكا كه با حمايت نصرت الله معينان وزير وقت فرهنگ و ارشاد (اطلاعات و جهانگردي سابق) تاسيس شده بود تا به اعتلاي ژورناليسم ايران كمك كند و حامي حقوق حرفه اي روزنامه نگاران در برابر ناشران مطبوعات باشد، همان سنديکايي است که در سال انقلاب (1357) اعلام اعتصاب کرد و کشور به مدت 62 روز مطبوعات نداشت و صداي دولت وقت به گوش نرسيد. در اين دوره كنترل سنديكا در دست روزنامه نگاران چپگرا (عمدتا كمونيست سابق) بود و ....
محمد بلوري (با تجربه بيش از نيم قرن روزنامه نگاري) آخرين رئيس هيات مديره سنديكاست كه با كمك محمد حيدري (حيدرعلي)، ايوب كلانتري و ديگران مانع فروپاشي كامل آن شده اند. شمار اعضاي قديمي سنديكا كه هنوز در رسانه هاي ايران به فعاليت ادامه مي دهند از تعداد انگشتان دست تجاوز نمي كند. اعضاي همين سنديكا در دهه 1370 به ايجاد روزنامه هاي همشهري و ايران كمك بسيار كردند. باقيمانده اين روزنامه نگاران اينك (سال 1387 = 2008) عمدتا در روزنامه اعتماد (كه گفته شده است تنها روزنامه حرفه اي تهران ـ پس از بسته شدن شرق و هم ميهن است) بكار ادامه مي دهند.
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/barzin_nehru_ed.jpgبرزين در دهه 1330 و در جريان مصاحبه نهرو رهبر وقت هند

dokhtare sahra
1390,04,16, ساعت : 18:27
روزگار 11تیر
... و به اين سان يك اشتباه دودمان غزنويان را بر باد داد
يك ماه پس از اين كه مسعود غزنوي برادرش محمد را كور كرد تا بدون داشتن رقيب و با خاطري آسوده برجاي پدر (محمود غزنوي) بنشيند، در قلمرو غزنويان ـ ايران خاوري آن زمان (افغانستان و پاكستان كنوني) ـ ميان مردم دو دستگي بروز كرد كه در دراز مدت به تضعيف حكومت غزنويان و پايان كار آنان انجاميد.
«مسعود» اول ژوئيه سال 1030 ميلادي برادرش محمد را كور كرده بود. سلطان محمود غزنوي ـ از تركان غز ـ پيش از اين واقعه در گذشته بود و با اين كه پيش از مرگ، مسعود را به جانشيني خود انتخاب كرده بود، مسعود براي اين كه بدون دغدغه حكومت كند برادر را كور كرده بود. غزنويان، به ويژه سلطان محمود با اين كه زبان آباء - اجدادي شان تركي بود به فرهنگ ايراني و ادب پارسي جذب شده و در اين زمينه کمک فراوان کرده بودند. گسترش دين اسلام در شبه قاره هند ( بعد از فتوحات اوليه اعرابي که در قرن هفتم ميلادي ايران را متصرف شده بودند)،عمدتا در زمان حكومت محمود غزنوي صورت گرفت كه نتيجه اش ايجاد كشور پاكستان در نيمه قرن گذشته، 9 قرن پس از درگذشت سلطان محمود بوده است.
روي گردان شدن مردم از مسعود پس از كوركردن برادرش، ده سال بعد باعث شكست ارتش مسعود از سلجوقيان ـ دسته ديگري از تركان مهاجر ـ شد که قبلا وارد منطقه فرارود شده بودند. سلجوقيان با اجازه غزنويان به نقاط جنوبي تر كوچ كرده بودند. پس از شكست مسعود و عقب نشيني او به غزنه، مردم ناراضي، او را كشتند و برادر كورش محمد را شاه كردند، ولي نابينابودن محمد و افتادن امور در دست افرادي كه به شايستگي برخي از ايشان ترديد بود باعث تضعيف هر چه بيشتر غزنويان و پايان تدريجي كار آنان شد.

نشست اديبان براي نوسازي نثر نويسي، ترجمه و روزنامه نگاري ايران
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/Dehkhoda.jpg

دهخدا

دوم ژوئيه سال 1946 نشست اديبان و نويسندگان ايران كه از 25 ژوئن (چهارم تير ماه 1325 خورشيدي) براي نوسازي روزنامه نگاري، ترجمه و نثرنويسي و اظهار نظر درباره شعر تشكيل شده بود با صدور قطعنامه (توصيه نامه) اي پايان يافت كه تا سالها الگوي نويسندگي بود.
بهار

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/Bahar.jpg

بهار

در جلسات هفت گانه اين نشست (كنگره) اديبان و
نويسندگان از جمله دهخدا، بهار، حكمت، فروزانفر و علي شايگان شركت داشتند و روش هاي روزنامه نگاري و نثر نويسي اروپايي در اين جلسات بررسي شد و سبكهايي براي ترجمه از زبانهاي ديگر مورد موافقت قرار گرفت که رعايت انها به مترجمان توصيه شد.
نوسازي واقعي روزنامه نگاري ايران از سال 1335 و تاسيس نخستين دوره آموزش روزنامه نگاري در ايران و دعوت دو استاد روزنامه نگاري از آمريكا از جمله دكتر ويلسون رئيس وقت گروه روزنامه نگاري دانشگاه يوتا و سپس ايجاد دوره هاي خبرنويسي و اديت در دانشگاه تهران براي روزنامه نگاران شاغل و تدريس استادان و روزنامه نگاران معروف جهان در آنجا آغاز شد.
شايگان

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/alishayeganed.jpg

شايگان

پيش از سال 1335، روزنامه نگاري ايران مطابق استاندارد جهاني نبود و قواعد و
اصول معيني را دنبال نمي كرد و چون مطالب ساده، روان، روشن و كامل نوشته نمي شد عادت و اعتياد به روزنامه خواني در طبقه باسواد ايراني به وجود نيامده و روزنامه از نيازمندي هاي زندگي روزمره نشده بود.

زمانی که هزینه دیدار 21 روزه يک ايراني از آمریکا و انگلستان دو هزار دلار بود!
در سال انقلاب (سال 1357 هجری =2537 شاهنشاهی= 1978میلادی) هم روزنامه های تهران پُر از اعلان بنگاههای توریستی بود. تا یک سال پس از انقلاب نیز ایرانیان برای سفر به بسیاری از کشورها ازجمله کشورهای اروپایی نیاز به ویزای ورود نداشتند. گرفتن ویزای چهارساله آمریکا هم بسیار آسان بود. هنگام ورود به آلمان، گذرنامه ایرانیان را حتی مُهر نمی زدند. دلار آمریکا تا چند ماه پس از انقلاب همچنان هفت تومان بود [اینک 1200 تومان و 171 برابر آن زمان]. در صفحه 22 شماره هشتم تیرماه 1357 روزنامه اطلاعات (29 ژوئن 1978) آگهی «پرس توریست» منتشر که در آن هزینه کامل یک دیدار 21 روزه (پرواز، هتل و غذا) در تابستان از آمریکا و انگلستان شامل شهرهای لندن، واشنگتن، نیویورک، سانفرانسیسکو، لس آنجلس و لاس وگاس 14 هزار و 250 تومان (دو هزار دلار) تعیین شده بود.

dokhtare sahra
1390,04,16, ساعت : 18:35
روزگار 12 تير


نخستين توطئه آتني ها بر ضد ايران در مصر
سوم ژوئيه سال 460 پيش از ميلاد، آتني ها كه چشم طمع به ثروت مصر دوخته بودند ناوگاني را روانه اين كشور كردند تا مصريان را بر ضد ايرانيان بشورانند. ايران نيروي قابل ملاحظه اي در مصر مستقر كرده بود و همين نيروي عظيم مانع پيروز شدن توطئه آتني ها شد.
آتني ها چهار سال بعد( 454 پيش از ميلاد ) و سپس در سال 425 پيش از ميلاد دو بار ديگر با همان هدف به مصر رخنه کردند و هر دوبار به دليل احضار برخي نيروهاي ايراني به خاک اصلي وطن تا حدي موفق به تحريک مصريان و شورش آنان شدند که هر دوبار اين شورش ها سرکوب شد و بار آخر آتني از سوي ايران به مصر ممنوع الورود شدند.
در دوران هخامنشيان، مصر 120 سال وچند ماه يكي از استانهاي ايران بشمار مي رفت.

ناسيوناليسم ايراني عامل اقتدار ساسانيان
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0703ardeshir.jpg

تصوير اردشير ساساني بر سكه او

سوم ژوئيه سال 324 ميلادي، كنستانتين امپراتور روم كه براي سركوبي رقيبان رومي خود به بيزانتيوم Byzantium لشكر كشيده بود تصميم گرفت در اينجا و نه چندان دور از محل شهر «تروا» شهري به نام خود بسازد تا به امپراتوري ايران نزديك باشد و اخبار مربوط به تحركات ساسانيان را سريعتر دريافت كند و تصميمات مربوط به خنثي كردن اين تحركات در شهر تازه ساز كه يكي از دو پايتخت روم [پايتخت شرقي] خواهد بود گرفته شود.
وي پس از نابود ساختن «لي سينيوس Licinius» رقيب خود و هوادارانش، 25 ژوئيه سال بعد (325 ميلادي) دستور ساختن قسطنطنيه (شهر كنستانتين - استانبول امروز) را صادر كرد كه پس از تجزيه امپراتوري روم به صورت پايتخت روم شرقي باقي ماند. شهر قسطنطنيه (Constantinople) در 11 ماه مه سال 330 ميلادي آماده بهره برداري شد. اين شهر كه موقعيت منحصر به فردي دارد در نقطه مرزي دو قاره آسيا و اروپا واقع شده و ناظر بر تنگه بسفر (Bosforus، محل تلاقي درياي سياه و درياي اژه) و يكي از مراكز تصميم گيري هاي مهم جهاني بوده است.
اقدام كنستانتين به ساختن اين شهر باعث تشديد معارضات دو ابرقدرت زمان - ايران و روم - شد كه تا سال 628 ميلادي ادامه يافت وسرانجام هر دو امپراتوري را تضعيف و به عمرشان پايان داد.
«نورويچ» در تاليف خود «بيزانتيوم» در اين زمينه نوشته است: در طول هشت قرن( دوران اشکانيان و ساسانيان )، امپراتوري غول آساي ايران تهديد عمده براي امپراتوري روم بود. ايران از گرجستان تا غرب فرات و شرق رود سند تا فلات پامير (مرز شرقي تاجيكستان) وسعت داشت و اين دو امپراتوري بدون وقفه بر سر سوريه و فلسطين و شمال غربي آسياي صغير و گهگاه ارمنستان در حال جنگ و جدال بودند و در اين جنگها كه تا سال 628 ميلادي ادامه داشت پيروزي باايرانيان بود که ناسيوناليسم ايراني به دولت ساسانيان اقتدار ويژه داده بود. روميان در آغاز ظهور اين ناسيوناليسم، آن را دست كم گرفته بودند كه شكست هاي نظامي شان از اردشير پاپكان و پسرش شاپور آنان را متوجه «واقعيت امر» كرد. در سايه همين ناسيوناليسم توفنده بود که ايران چند بار ابر قدرت اول جهان شده بود.

قتل مازيار به دست خليفه عباسي
ورخان اروپايي كه در باره بپاخيزي ايرانيان برضد خلفاي اموي و عباسي تحقيق كرده اند وقوع قتل «مازيار» حكمران وقت مازندران (تبرستان ــ تپورستان) به دست المعتصم خليفه عباسي را سوم ژوئيه سال 839 ميلادي نوشته اند. مازيار از خاندان اسپهبدان مازندران پسر قارن و قارن پسر ونداد هرمز و ونداد نوه سوخرا بود. مازيار در آمل بر اثر خيانت برادرش «كوهيار» كه فريب عوامل خليفه را خورده بود دستگير و به سامرا (سامره) منتقل و به المعتصم تحويل داده شده بود كه پس از شكنجه بسيار كشته شد. جسد مازيار که زير شکنجه کشته شده بود در همان محلي که جسد بابک خرمدين بر دار شده بود به دار کشيده شد.
خليفه قبلا از راه ريا و نيرنگ حكومت مازيار بر مازندران را تاييد كرده بود. المعتصم دو استقلال طلب معروف ديگر ايران - بابک و افشين - را به همين ترتيب نابود کرد. تاريخ بپاخيزي ايرانيان از جالبترين و قهرمانانه ترین فصول تاريخ عمومي است كه بپاخيزي ويتنامي ها در قرن 20 را مي توان در رديف آن قرار داد.

شمسی: درگذشت صاحبالغدیر

فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - تلاش بیوقفه علامه امینی در دوران زندگیاش باعث ضعف جسمانی ایشان شد که منجر به بیماری و زمینگیر شدنشان در 2سال آخر عمر شد.

خستگیها و تحمل رنجهای علامه امینی در راه اعتلای دین اسلام و مذهب تشیع و تحصیل و تدریس معارف اهل بیت(ع) در ظهر روز جمعه 12تیرماه 1349شمسی به پایان رسید و صاحب الغدیر، آن پیر فرزانه و پرمایه، پس از 68 سال تلاش و کوشش، به دیدار یار شتافت تا از دست صاحب غدیر و از چشمه زلال کوثر بیاشامد و غبار خستگی را از تن بزداید. او رفت اما الغدیر وی چراغ خانه دلهای با صفا و مشعل هدایت امت تا طلوع خورشید ولایت شد. پس از انتقال پیکر مطهر علامه امینی به عراق، در شهرهای بغداد، کاظمین، کربلا و نجف نیز پیکر علامه با شکوه فراوانی تشییع شد و پس از طواف دادن پیکر بر گرد آستان مقدس علوی، به وصیت خودشان، در حجرهای از کتابخانه امیرالمومنین علی(ع) که خود بنیانگذار آن بود به خاک سپرده شد.

1367شمسی: حمله جنونآمیز آمریکاییها به هواپیمای مسافربری

در دوازدهم تیرماه سال 1367شمسی، هواپیمای مسافری ایرباس ایران که از بندرعباس عازم دبی بود، بر فراز آبهای خلیجفارس و در نزدیکی جزیره «هنگام» مورد هجوم جنونآمیز و عمدی نیروهای تجاوزگر و جنایتپیشه شیطان بزرگ قرار گرفت. این هواپیما حامل 298مسافر و خدمه بود که تمامی آنها اعم از مرد و زن و کودک و نوجوان و کهنسال با وقوع این جنایت فجیع به شهادت رسیدند. در میان سرنشینان هواپیما 66کودک زیر 13سال و 53زن بودند. ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران از سوی جنایتکاران آمریکایی، در حقیقت یکی دیگر از مراحل رویارویی استکبار جهانی با جمهوری اسلامی ایران برای تقویت متجاوزان عراقی در جبهههای جنگ بود. پس از سقوط این هواپیما، مقامات آمریکایی برای توجیه این جنایت نابخشودنی، دلایل ضد و نقیضی عنوان کردند و کوشیدند این اقدام خصمانه را یک اشتباه قلمداد کنند.

dokhtare sahra
1390,04,16, ساعت : 18:45
روزگار13تیر

اصلاحات اداري داريوش بزرگ و قراردادن مصر به عنوان يك ايالت ايران

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0704darush.jpg

داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

4 جولاي سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني بودن هر كار تعصب مي ورزيد و پيدايش ناسيوناليسم نيرومند ايراني را به او نسبت مي دهند تصميم گرفت كه قلمرو ايران به 30 ايالت تقسيم شود و هر ايالت را ساتراپي (كه واژه اي مادي است) ناميد (قانون، ايالت هاي فعلي ايران «استان» خوانده است كه اختصاص به ايالت ايران دارد و نمي توان ايالت كشور ديگر را «استان» ترجمه كرد). داريوش شرح اين ساتراپي ها را در سنگنبشته داده است كه باقي مانده است و تاريخنگاران جهان آن را «سند مالكيت ايران = ديد» خوانده اند (هيچ كشوري در جهان چنين سندي را ندارد). مصر يكي از ساتراپي هاي ايران آن زمان بود كه داريوش توجه خاصي به آبادكردن آن داشت. داريوش در همين روز دستور داد كه با تاسيس پستخانه ارتباط مردم اين ايالتها با هم تامين شود و داد و ستد با پول انجام گيرد (سكه هايي كه ضرب كرده بود و در جهان به «داريك» معروف شده اند). داريوش همچنين دستور داد که ميان شهرهاي شوش و سارد (نزديك مديترانه) يك شاهراه ارابه رو ساخته شود (اين راه به طول 2700 كيلومتر كشف شده است كه در بسياري از قسمتهايش، نوعي اسفالته بود) و ... . داريوش سه سال بعد درگذشت و استخوانهاي او، پس از دخمه گذاري، در گوري در «نقش رستم» كه از قبل آماده كرده بود دفن شد.
به نوشته ي «كارول ميسليويك Karol Mysliwiec» باستان شناس در كتاب تاريك و روشن هاي مصر باستان The Twilight of Ancient Egypt، انتشارات دانشگاه كرنل (آمريكا)، صفحات 135 تا 191؛ ايرانيان از سال 525 تا 404 پيش از ميلاد (تقريبا 121 سال) بر مصر حكومت كردند و در تاريخ مصر سلسله بيست و هفتم خوانده مي شوند، ولي روش مديريت و فرهنگ ايراني سه قرن در آن كشور باقي بود. كارول نوشته است:
«با وجود برچيده شدن حكومت ايرانيان بر مصر در سال 404 پيش از ميلاد، يهوديان مصري تا دهها سال پس از آن هم خود را از اتباع امپراتوري ايران مي دانستند. مصر توسط كامبوزيا (كامبيز) دوم پسر كوروش بزرگ تصرف شده بود. وي شرق ليبي و شمال سودان را هم برخاك مصر اضافه كرده بود و مصر را كه سالها به دو بخش عليا و سفلي تقسيم شده بود و داراي دو حكومت جدا از هم بود به صورت يك كشور واحد درآورده و شهر «ممفيس» را پايتخت مصر واحد قرار داده بود».
مولف كتاب كه خود در اكتشافات باستان شناسي مصر نقش داشته و يك باستان شناس معروف است ادعاي مورخان يوناني را كه نوشته اند «كامبيز» گاو مقدس مصريان «آپيس Apis» را گردن زد قويا رد مي كند و مي گويد كه اين دروغ ناشي از دشمني و حسادت يونانيان نسبت به ايران، تنها ابر قدرت آن زمان، بوده است كه مي خواستند ايرانيان را به وحشي گري متهم كنند. اكتشافات اخير ثابت كرده است كه گاو مقدس مصريان پس از مردن آن حيوان در سال ششم فرمانروايي ايرانيان؛ به دستور كامبيز با تشريفات رسمي در داخل تابوت دفن شده و اين تابوت با نوشته هاي روي آن، اينك در دست است.
از خصوصيات امپراتوري هخامنشي ايران اين بود كه به آئين هاي ملل تحت سلطه خود كاري نداشت. كامبيز (در سنگنبشته هاي ايران تلفظ آن كمبوجيااست) تنها دستور داده بود كه مصريان بايد كفش برپا كنند و به جاي لنگ (به ضم لام) شلوار بلند بپوشند. ايرانيان آن زمان - زن و مرد - شلوار مي پوشيدند و شلوارهاي آنان بي شباهت به شلوارهاي بلوچها و كردهاي امروز نبود. كامبيز طبق سندي كه اينك در موزه واتيكان است دريا سالار مصري Udjahorresnet را به عنوان مشاور ويژه خود برگزيده بود. شاه ايران با اين كه يكتاپرست بود و فقط به «اهورا مزدا» ايمان داشت مصريان را از عبادت خدايان متعدد خود باز نداشت و آيين زرتشت را به آنان تحميل نكرد.
مولف سپس به ديدار داريوش اول از مصر پرداخته و نوشته است: برخلاف كامبيز، داريوش اجازه نداد كه مصريان او را «فرعون» بخوانند. وي مصر را به صورت يك ساتراپي ايران درآورد ـ همين عنواني كه امروز ايالات ايران به آن ناميده مي شوند: Ostan استان. داريوش بود كه دستور داد تاريخ مصر از آغاز كار تا زمان او جمع آوري و تدوين شود. او دستور داد كه از آن پس دستورهاي دولتي و ضوابط، علاوه بر خط ميخي به خط هيروگليف مصري هم نوشته شوند كه نمونه هاي متعددي از آن، از جمله در آپادانا باقي مانده است. داريوش براي سهولت رفت و آمد ميان ايران و مصر دستور داد كه ميان درياي سرخ و رود نيل آبراهي بسازند كه آثار آن و كتيبه مربوط به اتمام اين آبراه كه صدها سال داير بود و بر اثر توفان شن پر شده است به دست آمده و موجود است. در طول اين كانال تخته سنگهاي تراشيده شده به دست آمده كه در آنها تاريخ اتمام هر قطعه از آبراه حك شده است و اين سنگها در دست است. در يك سنگنبشته آمده است كه روز افتتاح آبراه، قطاري مركب از 26 كشتي از آن عبور كردند و اين نوشته به چهار زبان و دو خط است (ميخي و هيروگليف). از همين دوران اثري به دست آمده كه عبارت است از مخلوطي از علامت ايران (بالهاي باز شده مرغ با سرانسان و كلاه پارسي) و علائم قديم مصر عليا و مصر سفلي كه نشانه وحدت مصر واحد با امپراتوري ايران است. لوح داريوش به مناسبت پايان آبراه «درياي سرخ - نيل» در قرن 20 به دست آمده است. وي در سنگنبشته هايش خود را داريوش پسر ويشتاسپ هخامنش (ويشتاسپ در فارسي امروز به گشتاسپ تبديل شده است) خوانده كه از همان زمان احترام عميق به پدر و بكار رفتن نام او پس از نام فرد در جهان رواج يافته است. معبدي كه داريوش در مصر ساخت، هنوز تقريبا به طور كامل درمنطقه واحه El-Kharga موجود است.
داريوش كوشش قابل ملاحظه براي ترويج آيين زرتشت در ميان مصريان نكرد و اين امر مويد اين فرضيه است كه ايرانيان آيين زرتشت را ويژه آريائي ها (آرين ها) و شايسته آنان مي دانستند، نه همه نژادها. نام بيشتر فرمانداران ايراني مصر كه به آنجا فرستاده مي شدند همراه با واژه آرين بود. براي مثال: آرياندس Aryandes. در ستوني كه در كاخ آپادانا (شوش) به دست آمده روي شنل لباس مجسمه اي كه سر و گردن آن ناپديد است نيز نوشته هايي به خط ميخي و هيروگليف (مصري) است و اين نشانه ارتباط استوار دو سرزمين است. يكي از فرمانداران ايراني مصر «آرشام» نام داشت.
مولف در اين فصول به تحريك سياسي مصريان توسط يونانيان و دوبار نافرماني آنان پرداخته كه هر دو شورش با خشونت تمام توسط نيروهاي اعزامي از جنوب ايران (فارس و كرمان) سركوب شده است. مصر پس از سلطه ايران تا نيمه قرن 20 استقلال كامل به دست نياورد. پس از ايرانيان، مقدوني ها سپس رومي ها، آنگاه اعراب مسلمان و سوري ها و پس از آنها هم عثماني و انگلستان بر مصر تسلط داشتند. يك بار هم ناپلئون آنجا را گرفت. ايرانيان اواخر دوران ساسانيان (پادشاهي خسروپرويز) يك بار ديگر مصر را به تصرف خود درآورده بودند.

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0704katibeh.jpg

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0704coin.jpg

دو روي يك سكه داريك ( سكه هاي زرين داريوش بزرگ كه پس از 25 قرن باقي مانده اند)

اتمام كار ساختن بند امير در فارس
مطابق اسناد متعدد، كار ساختن «بند امير» در چهارم جولاي سال ۹۷۹ ميلادى كاملاً به پايان رسيد. عضدالدوله ديلمى (فناخسرو) از دودمان بوئيان ايران اين بند (سد) را بر روى رود «كر Kor» در استان فارس - نزديك شيراز - ساخته است.
عضدالدوله كه مانند ساير بوئيان يك ميهندوست تمام عيار ايرانى بود، در تاريخ به آبادسازى و عمران معروفيت ويژه دارد. وى در سال ۹۸۳ ميلادى درگذشت.

سازش لندن و مسکو بر ضد تماميت تاريخي ايران ـ نتايج آن
بيست سال پيش از امضاى قرارداد تقسيم ايران به دو منطقه نفوذ (ميان انگلستان و روسيه) در سن پترزبورگ كه مورخان متفق القول از آن به عنوان شرم آورترين معاهده قرن ۲۰ ياد كرده اند، انگلستان و روسيه چهارم جولای ۱۸۸۷ در زمينه سرنوشت خراسان بزرگتر و ایران خاوری به توافق رسيدند كه اين توافق نيز بر ضد تماميت تاريخى ايران بود. طبق اين توافق، انگلستان سلطه روسيه بر منطقه «فرارود ـ امروزه شامل سه کشور و قسمت هایی از دو کشور دیگر» را برسميت شناخت و روسيه نفوذ انگلستان را بر مابقی آن (ایران خاوری شامل خراسان شرقی، زابلستان، سیستان و ... = افغانستان امروز). به اين ترتيب، خراسان بزرگ (که امپراتوری های اسلامی ازجمله عباسیان ـ با اینکه خراسان پاسدار زبان پارسی و تمدن و فرهنگ ایرانی بود ـ از تقسیم آن خودداری کرده بودند) به سه بخش تقسیم شد که بخش غربی آن ـ آن هم به دلیل حسّاسیت ایرانیان شیعه نسبت به شهر مشهد برای دولت تهران باقی ماند و ايران رسما و عملا تا حدّ امروز كوچكتر شد!. آن قسمت از خراسان که در شمال آمودریا (جیحون) بود سهم روسیه و جنوب این قسمت در کنترل خوانین پشتون تحت نفوذ انگلستان قرارگرفت (تاجیکها تمایل بیشتری نسبت به دولت تهران داشته اند). هرات حاکم نشین خراسان در طول قرون در منطقه نفوذ لندن واقع شد. در کتابهاي تاريخ و جغرافياي دوران امپراتوري اسلامي و تا قرن نوزدهم؛ نيشابو، بلخ، بخارا، مرو، سمرقند و ... شهرهاي بزرگ خراسان بشمارآورده شده اند. انگلیسی ها به زادگاه رستم زال و کیانیان با آن همه تاریخچه و داستان نیز اعتنا نکردند و از پیکر ایران (پرشیا) جدا ساختند. دولت لندن در سه دهه نخست قرن نوزدهم با واسطه گری میان ایران و روسیه که دو جنگ طولانی و پرتلفات با هم داشتند کمک کرده بود که قفقاز (اینک شامل سه کشور و چند منطقه خودمختار دیگر) به روسیه داده شود. رقابت هاى استعمارى انگلستان و روسيه در قرون ۱۹ دو دهه اول قرن 20 دشوارى هاى متعدد براى ايران و ایرانیان به بار آورده است که فصلی طولانی از تاریخ عمومی را تشکیل می دهد ـ فصلی که ادامه دارد. طمع دولت لندن به منطقه خلیج فارس و بین النهرین (مزوپتومیا) از قرن شانزدهم و سپس مداخله و استعمار آنها در قرن 19 و پس از جنگ جهانی اول و نیز تقسیم بلوچستان با دوز و کلک، مسائل دنباله دار دیگری برای ایران بوجودآورده است که به تدریج مشکل جهانی شده اند. در دهه یکم قرن 21 مناطق پیرامونی جداشده از ایران به صورت کانون چند بحران جهانی و جنگ و جدال درآمده اند.
سرزمين كليدي افغانستان نيز به خاطر موقع جغرافيايي خود در رنج و گرفتاري است. مشكلات جاري افغانستان از سوم ژوئيه 1979 شدت گرفته است كه در اين روز جيمي كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا دستورالعمل محرمانه كمك همه جانبه را به مخالفان دولت كمونيست كابل كه دست نشانده مسكو بود امضاء كرد و .... گفته شده است كه همين دستور العمل سرانجام به پيدايش طالبان و القاعده انجاميد و ....


202 قمری: قتل فضل بنسهل
فضلبن سهل، مردی دوراندیش، کاردان و دانشمند بود و از آغاز رشد مامونعباسی در خراسان، در کنار وی از تربیتکنندگان و راهنمایان اصلی او بود.

وی در نبرد سنگین میان سپاهیان مامون و امین مدیریت جنگی سپاهیان مامون را برعهده داشت و آن را با پیروزی به پایان برد و بدین جهت از سوی مامون به «ذوالریاستین» ملقب شد. فضلبنسهل، در فراخوانی امامرضا(ع) به خراسان و پذیرش ولایتعهدی مامون عباسی نقش داشت. پس از آنکه مامون عباسی بر تمام ابعاد حکومتی استیلا یافت، تصمیم گرفت از شهر «مرو» به «بغداد» برود. در آغاز فضلبنسهل را ناجوانمردانه به قتل رساند و سپس در طوس، امامرضا(ع) را غریبانه به شهادت رسانید و بدین طریق، دو عنصر اصلی حکومت و خلافت خویش را از سر راه برداشت و با خیالی آسوده به سوی عراق رفت. در وقایع الایام، تاریخ قتل فضل را دوم شعبان سال 202 قمری ذکر کردهاند.

1350شمسی: درگذشت مولف فرهنگ معین

دکتر محمدمعین در 9اردیبهشت سال 1297 در شهر رشت به دنیا آمد. او تحصیلات دبستانی دوره ششساله ابتدایی را ظرف 2سال به پایان رساند و دوره اول متوسطه را با رتبه یک و دوره دوم متوسطه را در رشته ادبی در دبیرستان دارالفنون تهران به پایان رساند. دکتر معین صاحب تالیفات، مقالات و ترجمههای بسیاری است که مشهورترین آن فرهنگ معین است. محمدمعین در 9آذر سال 1345 پس از بازگشت از ترکیه، در دفتر گروه زبان و ادبیات فارسی دچار بیهوشی موقت شد. وی را جهت معالجه بیشتر به کشور کانادا منتقل کردند. ولی چون بهبودی در وضعیت او مشاهده نشد، به ایران بازگردانده شد. دکتر محمدمعین در روز 13تیرماه 1350درگذشت.

dokhtare sahra
1390,04,16, ساعت : 18:53
روزگار 14 تیر

پایان جنگ کاپادوکیه و پیروزی ارتش ایران
چهارم جولای 232 میلادی جنگ 16 روزه ارتش امپراتوری ایران با ارتش روم در کاپادوکیه (تركيه امروز و گوشه ای از ساتراپی سوم ایران، طبق تقسیم بندی داریوش بزگ) با پیروزی قاطع ایران پایان یافت و «سه وروس» امپراتور روم پس از این شکست به اروپا بازگشت. در طول جنگ که از هجدهم جون آغاز شده بود، فرماندهي ارتش ايران را اردشير پاپكان موسس دودمان ساسانیان شخصا برعهده داشت. بیرون راندن رومیان از مشرق زمین (شرق مدیترانه) یکی از هدفهای اردشیر پاپکان بود.

روزي كه قباد ساساني دستور نوسازي شهر دربند قفقاز را پس از اخراج خزرها صادر کرد
قباد يكم، شاه ساساني ايران، پس از عقب راندن خزرها به آن سوي رود ولگا و بازگرداندن نظم و آرامش به قفقاز شمالي، در ژوئيه سال 527 ميلادي (طبق محاسبه تقويم نگاران، پنجم ژوئيه) دستور بازسازي شهر دربند (واقع در داغستان امروز و تلفظ كنوني: دربنت) را صادر و بودجه لازم را اختصاص داد. قباد خسروانوشيروان وليعهد خود را به عنوان ناظر بر اين نوسازي تعيين كرد. خسرو در دوران پادشاهي خود هم بر استحكامات اين شهر افزود و آن را آبادتر كرد. داريوش بزرگ و شاپور يكم (پسر اردشير پاپكان) در سنگنبشته هاي خود، مناطق ايراني قفقاز را ذكر كرده اند. شهر دربند ميان درياي مازندران و كوههاي قفقاز در تنگه اي به عرض سه كيلومتر قرار گرفته و پادگان ایرانی آن قرن ها مانع ورود اقوام مهاجر (آوارها، خزرها و ...) به قلمرو ايران و روم مي شد و امپراتوري روم بابت اين عمل، هرساله به ايران مقداري طلا مي داد. منطقه داغستان كه اينك يك ايالت (جمهوري خودمختار) فدراسيون روسيه است در طول حكومت ساسانيان، علاوه بر حكمران غير نظامي يك مرزبان (ژنرالي با درجه اسپهبد) داشت كه عملا مقام برتر منطقه بود. مرزبانان قفقاز پس از حمله عرب، بمانند مرزبانان «فرارود» سازمانهاي خود را منحل نكردند بلكه مستقلا و يا با كمك حكمرانان ايراني محل تا زمان صفويه بكار ادامه دادند. ايستادگي آنان در سال 728 ميلادي در برابر حمله عرب كه قصد ورود به داغستان امروز را داشتند مشهور است و گور مقتولان اين ايستادگي كه به «چهل قهرمان» معروفند هنوز مورد احترام است.
قباد يكم در دوران حكومت خود سه بار خزرها را شكست داد: در سالهاي 489، 522 و 527 ميلادي. شهر دربند (اينك داراي 100 تا 105 هزار جمعيت) در جريان نوسازي دهه سوم قرن ششم ميلادي داراي ديوارهايي به ارتفاع 20 متر و 30 برج دفاعي شد كه اين برجها عمدتا در باروي شمالي شهر ساخته شدند زيرا كه شهر از قسمت جنوبي آن امن بود و تجاوزگر وجود نداشت. كالانكايك Kalankatuk(كاگانكاتواتسيMovses Kagankatvasi ) مورخ بزرگ ارمني قرون وسطا (تحصيلكرده آتن، اسكندريه، رم و قسطنطنيه) در كتاب خود «آلوانكAluank» شهر دربند و ايالت هاي ايراني Arran ارّان (آذربايجان و داغستان امروز)، ايبريا (گرجستان و آبخازياي امروز) و سرزمين خودمختار ارمنستان را دقيقا شرح داده است و همچنین آلبانیا. («آلبانيا» به معناي كوهستاني واژه اي لاتين است كه روميان بخشي از قفقاز را خطاب مي كردند). «استرابو» قبلا در كتاب خود به شرح منطقه ايراني قفقاز پرداخته بود (اين منطقه پس از 24 قرن، در جنگهاي سه دهه اول قرن نوزدهم روسیه و ایران، از ايران گرفته شد).

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/Darband.jpg

منظره شهر دربند از زاويه ديوار قديمي آن

... و بالاخره دادگاه لاهه برضد ايران راي داد - ريشه بي اعتمادي ايرانيان نسبت به سازمانهاي جهاني
برغم حضور دكتر مصدق نخست وزير وقت در جلسه دادگاه بين المللي لاهه و مدافعات بعدي وكيل بلژيكي ايران، پنجم ژوئيه 1951 دادگاه لاهه به سود شاكي پرونده (دولت انگلستان) و بر ضد ايران راي داد!. ترومن رئيس جمهوري وقت آمريكا از حزب دمكرات براي حل مسئله از طريق تراضي طرفين، ده روز بعد اورل هريمن ديپلمات آمريكايي را براي مذاكره با دكتر مصدق به تهران فرستاد كه نخست وزير وقت، ملي شدن صنعت نفت ايران را عملي پايان يافته اعلام كرد و حاضر به سازش نشد، تهديد انگلستان كه مسئله را در شوراي امنيت مطرح خواهد كرد دست کم گرفت و بعدا نيز مناسبات ايران با انگلستان را قطع كرد.
اقدام دادگاه بين المللي لاهه به جهانيان و به ويژه استعمارزدگان ثابت کرد که سازمانها و انجمن هاي بين المللي «دست ساخت» قدرت ها (سلطه جویان) هستند و حرف شنو آنها و ... و اين احساس به تدريج تقويت شده است. روزنامه های وقت تهران در واکنش خود، تشکیلات لاهه را «نادادگاه»، «دادگاه کشک»، «تشکیلات بله قربان گو» و ... خوانده و به اصطلاح؛ پنبه اش را زده بودند بگونه ای که هنوز در اذهان باقی مانده است و ایرانیان به سازمانهای بین المللی که عمدتا پس از هرجنگ از سوی فاتحان بوجود آمده اند اعتماد و اعتنا ندارند.

سال 4 قمری: ولادت امامحسین(ع) و روز پاسدار

فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت، دومین فرزند برومند حضرتعلی(ع) و فاطمه(س) در خانه وحی و ولایت چشم به جهان گشود.

چون خبر ولادتش به پیامبر گرامی اسلام(ص) رسید، به خانه حضرت علی(ع) و فاطمه(س) آمد و اسما را فرمود تا کودکش را بیاورد. اسما او را در پارچهای سپید پیچید و خدمت رسولاکرم(ص) برد. آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت. سلمان فارسی میگوید: دیدم که رسولخدا(ص) حسین(ع) را بر زانوی خویش نهاده او را میبوسید و میفرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهای خدایی که 9 نفرند و خاتم ایشان، قائم ایشان (امامزمان(عج)) است. به پاس جانفشانی پاسداران اسلام این روز فرخنده به نام روز پاسدار نامگذاری شده است.

808شمسی: درگذشت غیاثالدین جمشید کاشانی

جمشیدبنمسعودبنطبیب کاشانی ملقب به غیاثالدین که در غرب به الکاشی مشهور است ریاضیدان برجسته و ستارهشناس و محاسبی ماهر و زبردست بود که آلات رصدی دقیقی اختراع کرد و تا پایان عمرش فعالیت علمی داشت. در دوران فعالیت علمیاش به تألیف کتابهای متعددی در زمینه ریاضیات و نجوم پرداخت. مهمترین این آثار عبارتاند از: زیج خاقانی، مفتاحالحساب، رساله محیطیه و رساله وتر و جیب. غیاثالدین جمشید کاشانی هرچند فیزیکدان بود، ولی علاقه اصلیاش متوجه ریاضیات و اخترشناسی بود. او پس از دوره طولانی سرگردانی، سرانجام در سایه حمایت سلطان الغبیگ که خود دانشمند بزرگی بود، موقعیت شغلی مطمئنی در سمرقند به دست آورد. غیاثالدین جمشیدکاشانی، زبردستترین حسابدان و آخرین ریاضیدان برجسته دوره اسلامی و از بزرگترین مفاخر تاریخ ایران به شمار میآید. وی سرانجام صبح روز چهارشنبه 14تیر سال808شمسی درگذشت. از زندگی و سرگذشت غیاثالدین جمشیدکاشانی تاکنون 2 فیلم و سریال ساخته شده است.

1335شمسی: اولین خط اتوبوسرانی در تهران

با افزایش تقاضای مسافر جهت جابهجایی با سرویسهای عمومی خصوصا اتوبوسها و محدودیت در افزایش تعداد اتوبوس، بالانس ناوگان و حجم مسافر تا حد زیادی ناموزون شد. این موضوع به مرور زمان باعث نارضایتی شهروندان شد. بالاخره در سال1331 جهت ساماندهی وضعیت ناوگان اتوبوسرانی، قانون تاسیس شرکت واحد اتوبوسرانی با سرمایه 300میلیون ریال تصویب شد. سازماندهی و افزایش ناوگان بعد از تصویب توسط شرکت واحد شروع شد. بعد از مدتی اتوبوسهای قدیمی از سطح شهر جمعآوری و جایگزین آن اتوبوسهای جدید و همشکل شد. اولین خط اتوبوسرانی تهران در 14تیرماه سال1335 با 80 دستگاه اتوبوس در مسیر بازار تا میدان امامحسین(ع) در حضور نمایندگان مجلس شورای ملی وقت و تعدادی از وزرا افتتاح شد.

1361 شمسی: ربودهشدن دیپلماتهای ایرانی

در چهاردهم تیرماه سال 1361شمسی، چند دیپلمات و خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در بیروت، در 40کیلومتری شمال این شهر در حالی که عازم محل کار خود در سفارت ایران بودند، توسط نیروهای حزب فالانژ لبنان ربوده شدند. در آن زمان، ارتش رژیم صهیونیستی به لبنان حمله کرده بود و حزب فالانژ، همکاری نزدیکی با این رژیم اشغالگر داشت. ابتدا گفته شد که سیدمحسن موسوی، کاردار جمهوری اسلامی ایران در بیروت و همراهانش کشته شدهاند اما شواهد و مدارک موجود، حاکی از آن است که آنها در اسارت رژیم صهیونیستی هستند. با وجود اقدامات متعدد جمهوری اسلامی، برای آزادسازی دیپلماتها و اتباع خود از چنگال رژیم صهیونیستی، این رژیم هنوز تن به این کار نداده است. حاج احمد متوسلیان، تقی رستگارمقدم و کاظم اخوان، سید محسن موسوی را همراهی میکردند.

dokhtare sahra
1390,04,16, ساعت : 19:18
روزگار15تیر
57 سال حکومت ايرانيان بر يمن

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/00coin.jpg

سکه ايران با تصوير خسروانوشيروان

يمن از نيمه اول جولاي در سال 571 ميلادي پس از اخراج حبشي ها از آن سرزمين در قلمرو ايران قرار گرفت. مورخان عثماني آغاز حكومت ايرانيان بر يمن را سال 575 ذكر كرده اند.
بزرگان يمن بسال 570 ميلادي از خسروانوشيروان، شاه ساساني ايران، خواسته بودند كه لشكري بفرستد و حبشي ها را بيرون راند. سپاه اعزامي ايران كه به فرماندهي «وهرز» ژنرال ديلمي با كشتي از راه خليج فارس به يمن فرستاده شده بود حبشي ها را بيرون راند. حكومت ايرانيان بر يمن 57 سال بعد در 628 ميلادي، پس از مرگ (قتل) خسرو پرويز و گسترش اسلام در جزيرة العرب پايان يافت.

26 قمری: ولادت قمربنیهاشم (ع) و روز جانباز
http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/7/251591242417146512102215119.jpg
26 قمری: ولادت قمربنیهاشم (ع) و روز جانباز
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - وقتی که روز قیامت برپا میشود، پیامبراکرم(ص) به امیرالمومنین علی(ع) میفرماید: به دخترم زهرا(س) بگو برای شفاعت و نجات امت چه داری؟

علی(ع) پیام پیامبر را به حضرت فاطمه(س) ابلاغ میکند. ایشان در پاسخ میفرماید: ای امیرمومنان! دو دست بریده پسرم، عباس برای ما در مورد مقام شفاعت کافی است. زمین مدینه، با نگاه خورشید، روشنایی میگرفت و تابش طلایی آفتاب چهارمین روز شعبان سال 26هجری را نوری دیگر میبخشید. دلهای شیفتگان امیرالمومنین علی(ع)، لبریز از شور و عشق بود و چهره علاقهمندان اهل بیت را شبنم شادی فراگرفته بود و برای دیدار نورسیده مولای خویش، بر یکدیگر پیشی میگرفتند. «ماه» تازه در مدینه طلوع کرده بود. شور و هلهله، خانه علی(ع) و فاطمه کلابیه را فراگرفته بود. امالبنین، قنداقه عزیز خود را تقدیم علی(ع) کرد. قمربنیهاشم زاده شد. جانبازان مفتخرند که روز ولادت حماسهساز کربلا به پاس دلاوری آنان به نام روز جانباز نامگذاری شده است.

dokhtare sahra
1390,04,16, ساعت : 19:27
روزگار16تیر

38 قمری: ولادت سیدالساجدین(ع)
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - مردی میآید که دستانش بوی کرامت، پیشانیاش بوی بندگی و گامهایش ندای ایستادگی سرمیدهد.

بهار به حیرت میایستد، باد سجده میکند و خورشید، شکرانه میدهد. امامعلیبنحسینبنعلیبن ابیطالب(ع) مشهور به سجاد، چهارمین امام شیعیان، در پنجم شعبان سال38هجری قمری متولد شد. ایشان زمانی دیده به جهان گشود که زمام امور در دست جد بزرگوارش امام علیبنابیطالب(ع) بود. این بزرگوار در عاشورای سال61 هجری قمری حضور داشت و در آن واقعه براساس اراده الهی زنده ماند و پس از شهادت پدرش مسئولیت زمامداری شیعیان از جانب خدا برعهده او گذاشته شد.

313قمری: درگذشت محمدبن زکریای رازی

محمدبنزکریای رازی پزشک، فیلسوف و شیمیدان کاشف الکل و جوهر گوگرد (اسیدسولفوریک) که آثار ماندگاری در پزشکی، شیمی و طب نوشته است، در ری زاده شد. مهمترین سند تاریخی درباره تولد و مرگ رازی کتاب (فهرست کتب رازی) نوشته ابوریحان بیرونی است. در این کتاب تولد رازی در شعبان 251قمری و درگذشت او در پنجم شعبان 313 قمری ثبت شده است. رازی مردی خوشخو و درتحصیلکوشا بود. وی به بیماران توجه خاصی داشت و تا زمان تشخیص بیماری دست از آنها برنمیداشت و نسبت به فقرا و بینوایان بسیار رئوف بود. رازی برخلاف بسیاری از پزشکان که بیشتر مایل به درمان پادشاهان و امرا و بزرگان بودند، با مردم عادی بیشتر سروکار داشت. ابن ندیم میگوید:رازی تفقد و مهربانی به همه کس، به ویژه فقرا و بیماران داشت، از حالشان جویا و به عیادتشان میرفت و مقرریهای کلانی برای آنها گذاشته بود.

1332 شمسی: ورود طراح کودتای 28مرداد به تهران

کرمیت روزولت از طراحان کودتای 28مرداد، نوه تئودور روزولت بیستوششمین رئیسجمهور آمریکا بود. رساله پایاننامه تحصیلی او درباره «فنون تبلیغات در جنگ داخلی انگلیس» بود و به همین سبب او راههای مقابله با بحرانهای داخلی را میشناخت.
او در سازمان اطلاعاتی ویژه رئیسجمهور آغاز به کار کرد و نخستین کار او پژوهش درباره ایران بود که سرگذشت کرمیت روزولت را به تاریخ معاصر ایران پیوند زد. کرمیت روزولت در 16تیر 1332 شمسی با گذرنامه جعلی به نام جیمز ف.لاکریج از مرز عراق وارد ایران شد تا توطئه آمریکایی- انگلیسی 28مرداد1332 شمسی را رهبری کند. او در آن زمان 12سال تجربه پژوهش و کار در مسائل ایران را داشت و طی این سالها فعالیتهای اطلاعاتی آمریکا را در خاورمیانه هدایت میکرد.

1384شمسی: بمب گذاری در سیستم حمل و نقل لندن

16 تیر 1384شمسی انفجار 4بمب در سیستم حملونقل لندن در ساعات پررفتوآمد صبح، موجب کشتهشدن دستکم 56نفر از جمله 4بمبگذار شد. 700نفر در جریان این انفجارها زخمی شدند. انفجار این بمبها در 3 قطار زیرزمینی و یک اتوبوس دوطبقه رخ داد. یک گروه که پیش از این ناشناخته بود به نام گروه مخفی جهاد القاعده در اروپا مسئولیت این انفجارها را برعهده گرفت؛ البته هیچ یک از این ادعاها تایید نشد.

روزي كه «حسن صبّاح» كار مبارزه را آغاز كرد - عقايد و راهكارهاي او
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0707sabah.jpg

تصوير حسن صباح

مورخان، متفق القول، هفتم ژوئيه (16 تيرماه) سال 1071 ميلادي (450 هجري خورشيدي) را روزي مي دانند كه حسن صبّاح كار ديواني [امور اداري دولتي] را رها كرد تا راه مبارزه با فساد، تجاوز، سلطه گري و زورگويان را در پيش گيرد و جهان بهتري بسازد. وي از نظر فلسفي معتقد به آزادي اجتماعي، تعاون، برادري، عدم تصرف مناطق و برتري بر ملل ديگر با توسل به نيروي مسلح بود و بخشودن پشيمان شدگان را تشويق و «حرص مال زدن» را نهي مي كرد.
ورود حسن به دنياي مبارزه، يك سال پيش از كشته شدن آلپ ارسلان، سلطان سلجوقي وقت، و به حكومت رسيدن پسرش ملكشاه، و جنگ ملكشاه با عموي خود «قاورد» حاكم كرمان بر سر قدرت انجام گرفت. حسن پس از كناره گيري از دستگاه دولت كه به نوشته خود او «در آن ضعيف كشي» رواج داشت به «ري» زادگاه خود رفت و به تفكر درباره آينده نشست.
حسن صباح كه 90 سال عمر كرد و چهارشنبه بيست و سوم ماه مه سال 1134 ميلادي درگذشت مردي تحصيلكرده و هوشمند بود كه تا 35 سالگي كار دولتي داشت و يک مدير ماهر و فردي سازمان دهنده بود. وي در اين سن به سوريه و مصر سفر كرد. در آن زمان، فاطميه در مصر حكومت داشتند. شيعه هفت امامي كه در آنجا رواج داشت در همان ايام به فرقه هاي مختلف و از جمله «دروزي» منشعب شده بود و حسن صباح راه اسماعيليه (به نوشته مورخان اروپايي Ismailism) را در پيش گرفت و به ايران بازگشت تا در اينجا، مردم را به افکار خود و نيز گرايش به اين فرقه دعوت كند.
وي پس از بازگشت به ميهن، كار «حقيقت يابي» را از اصفهان آغاز كرد؛ سپس به يزد، كرمان و آنگاه به تبرستان (مازندران) و از آنجا به ري و قزوين رفت. حسن از اين سفرهاي داخلي توشه بزرگ براي رسيدن به هدف برگرفت، ولي در برابر خود امپراتوري توانمند سلجوقيان را مي ديد. حسن سرانجام در كار مبارزه، روش كاملا تازه اي در پيش گرفت [روشي مشابه آن چه كه در جهان امروز - دهه آخر قرن 20 و دهه اول قرن 21 - جريان دارد] و تصميم گرفت كه خوي از جان گذشتگي در پيروان خود كه آنها را «فدايي» مي خواند ايجاد كند، نخست به مخالفان اخطار دهد و چنانچه به زورگويي و ... ادامه دهند، براي براندازي شان از زهر و خنجر استفاده كند، و به جاي تصرف شهرها، بر دژهاي كوهستاني مسلط و در آنجا مستقر شود، و از داخل اين دژها به تبليغ عقايد خود، گردآوري پيروان و آموزش آنان و ايجاد کتابخانه بپردازد. با اين برنامه، حسن متوجه مناطق كوهستاني شد، و قلعه (دژ) الموت را در قزوين تصاحب كرد. برنامه دوم او همدست كردن مردم روستاهاي اطراف اين قلاع بود و به زودي بر 74 قلعه در سراسر ايران و شمال عراق مستولي شد. پيروانش او را «سيدنا» مي خواندند. درباره كارهاي او، نوشته هاي عطاملك جويني، رشيدالدين فضل اله، ابن اثير، دكتر ايوانف و دكتر برنارد لويس Lewis دقيقتر هستند.
دولت سلجوقيان از سركوب پيروان حسن صباح كه مبارزه انتحاري، و به صورت «شبح» عمل مي كردند عاجز مانده بود. [صباح نام خانوادگي «حسن» است كه اسم جد پنجم او بود]
حسن براي نشان دادن قدرت خود به سلطان سنجر که او را تهديد مي کرد، يكي از فدائيان را مامور مي كند كه شب هنگام به خوابگاه سنجر وارد شود و بدون اين که به او آسيب برساند يک خنجر در كنار سر او بر زمين فرو كند و نامه اي که قبلا آماده شده بود در آنجا باقي بگذارد. سنجر به حسن صباح پيغام فرستاده بود كه داراي قلمروي پهناور و دو كرور (يك ميليون) مرد جنگي است و حسن در آن نامه به او پاسخ داده بود كه وي، تنها داراي هفتاد هزار پيرو «زن و مرد» است، که همه از جان گذشته اند، اما آدمهاي تو براي مزد و مقامشان همراهت هستند و جانشان را دوست دارند و ....
از نوشته هاي مورخان چنين بر مي آيد كه حسن صباح علاوه بر بنياد گذاري اسماعيليه ايران و هند (پاكستان) از نظر فلسفي مردي بود كه اعتقاد به زندگاني ساده (بدون تجمل) داشت. به عقيده او، معاش هر كس بايد از طريق كار مفيد تامين شود و «فدائيان» عمدتا كشاورز بودند. وي که معتقد به آزادي اجتماعي، اقتصاد تعاوني و نيز گذشت بود پس از هر پيروزي، از شكست خوردگان انتقام نمي گرفت و آنها را شماتت نمي كرد. به نوشته برخي مورخان متأخر، دشمني او با خواجه نظام الملك تنها به خاطر مخالفت خواجه با نظام اسماعيليه نبود، بلكه براي اين هم بود كه خواجه خدمت اجنبي (تركمانان سلجوقي) را مي كرد و به زبان عربي بيش از فارسي توجه داشت.
در اروپا درباره حسن صباح به جاي تاريخ نويسي داستان نويسي كرده اند از جمله اين كه به فدائيان پيش از فرستادن به ماموريت ترور، حشيش مي داد و برخي ريشه واژه Assassin (ترور) را از كلمه حشاشين (Hashshashin) سفرنامه ماركوپولو مي دانند. حال آن كه معدودي از زبانشناسان ريشه اين واژه را در كلمه عسس (پاسبان - نگهبان - داروغه) و چند تن ديگر باز هم آن را به نام حسن صبّاح بسته اند كه به پيروان او در اروپا حسنين (Hassaneen) مي گفتند.
پس از مرگ حسن صباح و افتادن كار به دست جانشين او «كيا بزرگ رودباري»، گروههاي مشابهي در سوريه پديد آمدند و «پيرمرد كوهستان» كه درباره اش داستانها در اروپا نوشته اند كسي جز «رشيدالدين سنان» نبوده است و ربطي به حسن صباح ندارد؛ با وجود اين، مورخان فرنگ اين گروهها را هم شعبه عرب پيروان حس صباح نوشته اند زيرا که اخطاري مشابه اخطار حسن به سلطان سنجر، به صلاح الدين ايوبي داده بودند.
قلاع اسمعيليه در سالهاي ميان 1256 تا 1260 ميلادي به دست هلاكوخان مغول فتح شدند، ولي روش كار او در مبارزه (به تعبير تازه، نوعي تروريسم ) و فرقه اسماعيليه باقي مانده اند.
از همان زمان تا به امروز هر گروه و فرقه ايدئولوژيك كم جمعيت در مقابله با معارض نيرومند و بسيار مجهّز، در كنار تبليغات، از روش حسن صباح هم استفاده كرده است؛ از آنارشيست هاي قرن نوزدهم گرفته تا القاعده و .... همه اين گروهها همانند حسن صباح 9 قرن پيش «تبليغات»، ازجان گذشتگي و «مبارزه تا حد خودكشي» را به صورت ابزارهاي اصلي مبارزه بكار برده اند. حسن مي گفت: هنگامي كه «دانش آموختگان» در راه ما قرار گيرند، وقوع دگرگوني جهاني قطعي است و به همين دليل بوده است كه ورود دسته اي از دكترها به اين نوع مبارزه كه در جولاي 2007 در انگلستان كشف شد، تا حد زياد مورد توجه افكار عمومي قرار گرفته بود.

اعزام نخستين دانشجويان ايراني به انگلستان و آرزوهاي عباس ميرزا وليعهد

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0707abbas.jpg

تصوير عباس ميرزا

دولت وقت ايران (دوران فتحعلي شاه) هفتم ژوئيه سال 1811 ميلادي دو ايراني را به عنوان دانشجو روانه انگلستان كرد. اين تصميم كه از سوي عباس ميرزا وليعهد وقت گرفته شده بود به تاييد وزير اعظم هم رسيده بود و سبب اتخاذ اين تصميم افزايش رفت و آمد فرستادگان انگلستان به ايران و نياز مبرم به مترجم ماهر و مورد اعتماد بود و نيز كساني بود كه انگلستان را ديده و از اوضاع واقعي آن آگاه باشند.
سه سال بعد (1814) به همين ترتيب پنج دانشجوي ديگر از سوي عباس ميرزا به انگلستان اعزام شدند.
مروري بر تاريخ قاجاريه نشان مي دهد كه عباس ميرزا بيش از هر شاه و شاهزاده اين دودمان نگران وطن، منافع آن و آينده اش بود. خاطرات ژنرال گاردان فرستاده ناپلئون به ايران كه براي مدتي مديد همنشين عباس ميرزا بود حكايت از وطندوستي و علاقه عميق وليعهد فتحعلي شاه به پيشرفت وطن و حفظ تماميت و حاكميت آن مي كند.
گاردان نوشته است كه عباس ميرزا به خوبي مي دانست كه تا اكثريت مردم باسواد، روشن و خواستار ترقي نشوند كشور پيشرفت نخواهد کرد. به نوشته گاردان، عباس ميرزا بارها گفته بود که مردم به همان اندازه كه در انديشه خانواده خود هستند بايد به وطن و جامعه ملي نيز بيانديشند. گاردان نوشته است كه يك بار عباس ميرزا از او پرسيد كه چه بكند تا ايرانيان به پاي اروپاييان برسند ، آيا خواب و خوراك در پيشرفت انسان نقش دارد؟.
عباس ميرزا پيش از پدر درگذشت و نتوانست شاه شود و به آرزوهايش جامه عمل بپوشاند.

dokhtare sahra
1390,04,21, ساعت : 19:30
روزگار 17 تیر

حمله ناوگان عثماني به جزيره هرمز!
دولت عثماني (تركيه) كه از زمان جنگ چالدران (اوت سال 1514) به دليل داشتن اسلحه آتشين (توپ و تفنگ) و از اين لحاظ برتري نظامي، به حملات زميني خود به قلمرو ايران ادامه مي داد، در سال 1552 (زمان سلطنت شاه طهماسب صفوي) تصميم به حمله به جزاير ايراني خليج فارس گرفت. بهانه اين حمله دريايي اخراج پرتغالي هاي مسيحي از جزيره ايراني «هرمز» بود!. عثماني در سال 1546 ميلادي يمن را تصرف كرده بود و بر درياي سرخ و تنگه كليدي آن «باب المندب» مسلط شده بود و براي توسعه اين متصرفات، قدرت دريايي پرتغال را در برابر خود مي ديد.
درياسالار پرتغالي آلفونس آلبوكرك (آلبوكركي) در سال 1506 جزيره «سكوتره Socotra» در جنوب شبه جزيره عربستان و در سال 1507 جزيره هرمز را متصرف شده بود. پرتغالي ها علاوه برمنطقه گوا در هند، در سال 1511 در «مالاكا» مستقر شده بودند و در هرجا كه مستقر مي شدند ميسيونهاي مسيحي هم به تبليغ و ترويج اين دين مي پرداختند.
حمله دريايي عثماني به جزيره هرمز هشتم ژوئيه (17 تيرماه) 1552 و با کمک پاشاي مصر (كارگزار عثماني) آغاز شد، ولي با شكست رو به رو گرديد و پيشروي عثماني در جزيرة العرب، به حجاز و يمن محدود ماند. بايد دانست كه پيش از حمله عثماني به هرمز، سليمان پاشا حكمران عثماني مصر در سال 1538 ميلادي براي بيرون راندن پرتغاليها از منطقه «ديو Diu» در گجرات هند، از طريق دريا به اين منطقه نيرو فرستاده بود كه اين نيروها كاري از پيش نبرده بودند.
جزيره هرمز و ساير مناطق ايراني متصرفي پرتغاليها در خليج فارس در سال 1621 ميلادي- دوران پادشاهي شاه عباس- آزاد و به قلمرو ميهن بازگشت داده شدند.

دريا سالار«آلبوكرك» عامل سلطه پرتغال بر چند نقطه درخليج فارس و هند

صلح سال 1555 ایران و عثمانی، از دست رفتن بغداد و تقسیم ارمنستان
سازش شاه طهماسب صفوی و سلطان سلیمان عثمانی که در پی سه جنگ حاصل شد از هشتم جولای 1555 میان ایران و عثمانی صلح برقرارکرد ـ صلحی که تقریبا دهه برقرار بود. این سه جنگ از سال 1533 آغاز شده بود و یکی پس از دیگری تا سال 1553 ادامه داشت و مذاکرات صلح تا انعقاد قرارداد سال 1555 دو سال طول کشیده بود. در دو جنگ از این سه، ایران شکست خورده بود. دو شکست ایران عمدتا به سبب رقابت و دشمنی سران ایلات تشکیل دهنده نیروی قزلباش با یکدیگر و توطئه و دسیسه بود. همین نزاع داخلی سران ایلات بر سر قدرت و کنترل امور و منافع سبب شده بود که در نخستین جنگ، شاه طهماسب نتواند بیش از چند هزار (کمتر از ده هزار) نیرو وارد میدان کند و در نتیجه تبریز پایتخت وقت و بخشی از غرب و شمال غربی ایران به تصرف عثمانی درآمد. آن چند هزار نیرو هم از صوفیان بودند که شاه طهماسب را «مرشد کامل» و اطاعت از اورا واجب محض می پنداشتند. سلطان سلیمان برای این جنگ نزدیک به دویست هزار نظامی و سیصد توپ فراهم آورده بود.
دو دولت در سازشنامه 1555 ارمنستان را میان خود قسمت کردند، دولت ایران بغداد و مناطق غربی بین النهرین را به عثمانی داد و به این ترتیب دولت عثمانی به مناطق جنوب شرقی جزیرة العرب دسترسی یافت. این سازشنامه علویان (شیعیان) آناتولی شرقی که بخشی از آنان را مهاجران دیلمی (گیلانی) تشکیل می دادند و هوادار صفویان بودند دلسرد کرد و همچنین کردهارا. شاه طهماسب برای دور ساختن پایتخت از دسترس عثمانی آن را از تبریز به قزوین منتقل کرد. شاه طهماسب یکم که در فوریه 1514 به دنیا آمده و در می 1676 درگذشت وی در طول نیم قرن سلطنت خود نه تنها با مشکل خودخواهی سران ایلات قزلباش بلکه شاهزادگان صفوی رو به رو بود. برادرش القاص میرزا بر ضد او با عثمانی متحد شده بود!. رقابت و کشمکش داخلی سران ایلات و شاهزادگان و ازجمله شاهزاده خانمها که تا زمان شاه عباس یکم ادامه یافت، یک ضعف بزرگ دولت صفویان بود.
پیمان سعدآباد سرپوشی بر قرارداد واگذاری هرات ـ توطئه ديگر لندن برضد تهران
هفدهم تیرماه 1316 (هشتم جولای 1937) ميان ايران، تركيه، عراق و افغانستان يك پيمان عدم تجاوز امضاء شد كه چون دركاخ سعد آباد (تجريش) امضاء شده بود به پيمان سعد آباد معروف شده است. وزيران امور خارجه افغانستان، تركيه و عراق براي اين منظور به تهران آمده بودند. [در آن زمان هنوز پاكستان تاسيس نشده بود كه وارد اين پيمان شود].
رسانه هاي آلمان دو سال و چند ماه بعد و پس از آغاز جنگ جهاني دوم مدعي شدند كه اين پيمان طبق نقشه انگليسي ها منعقد شده بود تا رضاشاه پهلوی در اجراي انديشه «احياء ايران زمين»، با كمك گرفتن از آلمان و احیانا سازش با مسكو و آنکارا، در صدد ضميمه كردن افغانستان و شرق رود دجله به ايران برنيايد. قرارداد پاریس که به جنگ انگلستان با ایران پایان داد و دولت تهران مناطق تاجیک نشین افغانستان ازجمله شهر هرات را که از زمان کوروش بزرگ بخش اصلی ایران بود واگذار کرد دست دولت تهران برای لشکرکشی به افغانستان و استقرار نظامی در آنجارا بازگذارده است. دولت لندن گمان می کرد که با پیمان سعدآباد خواست توانست شرایط مندرج در قرارداد مورخ چهارم مارس 1857 پاریس را منتفی و دست کم کمرنگ کند!.
مورخان معاصر در تاليفات خود، نزديك شدن بعدي افغانستان به دولت مسکو را هم يك نقشه لندن به منظور رهانيدن خود از كابوس وحدت ايران و تاجیکهای افغانستان ذكر كرده اند. هرگونه الحاق تاجیکها به ایران باعث وحدت پشتونهای دو سوی خط «دوراند»، پیدایش کشوری تازه و احتمالا از میان رفتن افغانستان و پاکستان خواهد بود که هر دو کشور با نقشه لندن ساخته شده اند. سياست هاي انگلستان در آسياي جنوبي عامل اصلي تجزيه ايران زمين و جدا شدن تدريجي افغانستان بود. بيش از دو قرن است که انگلستان نسبت به افغانستان حساسيت ويژه از خود نشان داده است!. به باور برخي از مفسران، دولت واشنگتن با طناب پوسیده لندن و اصرار و بازيهاي سياسي اين دولت از سال 2001 وارد چاه افغانستان شده است. براي حل مسئله القاعده راههاي ساده تر و کم هزينه وجود دارد.
اخطار مسکو به تهران و دريافت يک پاسخ مبهم
هشتم ژوئيه 1954 (ده ماه پس از براندازي 28 مرداد)، دولت مسكو ضمن تسليم يادداشتي به دولت وقت ايران و يادآوري معاهدات في مابين منعقده در دهه 1920، تهران را از پيوستن به اتحاديه هاي نظامي غرب و ترتيبات مشابه كه ماهيت ضد شوروي دارند و مآلا به سود ايران نخواهند بود برحذر داشت.
چند روز بعد دولت تهران به اين يادداشت پاسخي مبهم داد و اشاره كرد كه هنوز وارد چنين اتحاديه هايي نشده است و اگر بخواهد بشود اين کار به صورت محرمانه نخواهد بود و چگونگي را اعلام خواهد داشت.
لادن و لاله هم تاريخ شدند
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/ladanlaleh.jpg
لادن (سمت چپ) و لاله
هشتم ژوئيه 2003 لادن و لاله دو خواهر دوقلوي ايراني كه از ناحيه سر «به هم چسبيده» به دنيا آمده بودند در يك بيمارستان سنگاپور در سومين روزي كه تحت عمل جراحي قرار داشتند يكي پس از ديگري جان سپردند. نخست لادن (سمت چپ در عكس) درگذشت و ساعتي بعد هم لاله .
جدا كردن دوقلوهاي به هم چسبيده كه از سال 1952 آغاز شده است اگر در سنين كودكي باشند در حال حاضر امري دشوار نيست، ولي لادن و لاله در بيست و نهمين سال عمر خود زير عمل جراحي قرار گرفته بودند كه در اين سن ترميم سلولهاي عصبي همانند سنين كودكي آسان نيست.
مغز اين دو خواهر در لحظه تولّد از هم جدا بود، اما به سبب زندگي طولاني باجمجمه مشترك، به مرور زمان به هم چسبيده بود.
دشواري عمل جراحي در اين بود كه سرهاي دو خواهر علاوه بر عصب هاي مشترك داراي يك وريد بزرگ مشترك بودند كه خون را از سر به قلب باز مي گردانيد و دو تا كردن آن از طريق پيوند زدن باعث ادامه خونريزي و مرگ لادن و لاله شد.
جراحان كشورهاي مختلف از جمله آلمان چنين وضعيتي را قبلا پيش بيني كرده بودند. در جريان عمل، يك گروه بزرگ كارشناس و جراح حضور داشتند و جراح اصلي از آغاز كار قول موفقيت آميز بودن عمل را نداده بود. ولي دو خواهر از ادامه وضعيتي كه داشتند خسته شده بودند و ريسك را پذيرفته بودند.
اين رويداد از لحظه انتقال دو خواهر از تهران به سنگاپور به دليل بي سابقه بودن كار، توجه رسانه ها همه كشورها را به خود جلب كرده بود و پخش آخرين جملات لادن به زبان انگليسي بارها از شبكه هاي تلويزيوني تكرار و باعث توجه جهانيان به اين موضوع شده بود و به همين سبب گزارش در گذشت آنان به صورت يك خبر فوق العاده پخش شد و مردم را در گوشه و كنار جهان متاثر ساخت. بسياري هم بر مرگ آنان كه موفق به داشتن استقلال از يكديگر نشدند گريستند و اين رويداد جايگاهي در تاريخ يافت.
لادن و لاله در فيروز آباد فارس به دنيا آمده بودند، اما عمدتا در تهران زندگي كرده بودند.

dokhtare sahra
1390,04,21, ساعت : 19:36
روزگار 18 تیر

فرماندار تخارستان برضد دولت اشکاني و سپس پناهنده شدن او به چين
اختلاف نظر ميان حكمران تخارستان (منطقه اي در شمال شرقي افغانستان امروز) و دربار اشكانيان از جولای 127 پيش از ميلاد آغاز شد. شاه وقت از دودمان اشكاني سركوبي فرماندار ياغي با فرستادن سرباز را بر مذاكره با او ترجيح داد.
فرماندار تخارستان به دليل خودداري افرادش از جنگ با نيروهاي دولت، به چين (چین شمال غربی ـ منطقه ای که شهر اورومچی حاکم نشین آن است) گريخت و به دولت آن كشور پناهنده شد و دولت اشكاني ایران استرداد او را درخواست نكرد تا قضيه بزرگ نشود و ميان دو دولت دوست (ايران و چين)، يك مسئله پيچيده به وجود نيايد. مرز شمال غربی چین پس از تغییراتی که در دوران سیل مهاجرت اقوام آلتائیک و سپس حکومت مغولها کرد اینک همان شده است که در عهد اشکانیان و ساسانیان بود. ایرانیان مردم آن کشوررا به نام دودمان کین = شین = چین؛ چینیان و برخی ملل از جمله ترکیک زبانها به نام دودمان هان؛ «هان» می خوانده اند که هر دو اسم باقی مانده است. غرب واژه چین را از ایرانیان فراگرفته و رایج ساخته است چینیان کشور خودرا «چونگ کواو» می خوانند.
ارزش خاک ميهن براي ناصرالدين شاه! ـ هدیه گوشه ای از ایران به «اعليحضرت تزار همه روسيه!»
اسناد قرارداد مورخ 27 ماه می 1893 روسيه و ايران 9 جولای همين سال [روزي چون امروز] ميان دو دولت مبادله شد و در اروپا [نه در تهران!] انتشار يافت!.
به موجب اين قرارداد، ناصرالدين شاه قاجار منطقه مرزي «فيروز» را به «اعليحضرت تزار همه روسيه!» بخشيده بود و خط مرزي دو كشور به سود روسيه تغيير يافته بود. اين ناحیه اينک در جمهوري ترکمنستان واقع شده است.
منطقه فرارود (شمال رود جیحون = آمودریا) در یک رشته عملیات نظامی هشت ساله (از 1873 تا 1881) به تصرف کائوفمان ـ ژنرال آلمانی نژاد روسیه درآمده و برغم تاجیک و پارسی زبان بودن میلیونها تن از ساکنان منطقه، ترکستان روسیه نامیده شده بود. روسها شش سال پس از فروش آلاسکای یک میلیون و 712 هزار کیلومتر مربعی [بزرگتر از ایران امروز] به دولت واشنگتن به 7 میلیون و 200 هزار دلار، تصرف منطقه فرارود را آغاز کرده بودند. روسها که با لندن بر سر تقسیم آسیای میانه و آسیای جنوبی میان خود به سازش دست یافته بودند سپس ایران را مجبور به امضای قرارداد 21 سپتامبر 1881 و برسمیت شناختن وضعیت تازه و از دست دادن سرزمین ها ازجمله مرو، اشک آباد (عشق آباد)، سرخس و ... و تحویل آنها تا سال 1884 به روسیه کردند و خواستند که تا رود اترک عقب برود!. قبلا، دولت تهران که با تهدید نظامی روسیه رو به رو بود از دعاوی خود در بخارا و سمرقند انصراف داده بود و در ماه می 1893 [طبق تقاضا، و بدون تهدید نظامی] منطقه فیروز هم از دست رفت. در دوران حکومت مصدق متون و تفسیر قراردادهای استعماری لندن و مسکو با تهران از آغاز قرن نوزدهم تا سال 1950 در کتابهای درسی تاریخ مدارس ایران آمده بود که پس از براندازی 28 امُرداد 1332 [براندازی دمکراسی] حذف و یا کوتاه شده بود که انتشار آنها از دو دهه پیش و عمدتا از سال 1993 در مطبوعات ایران ازسرگرفته شده است.
قاجارها از ايل مغولي «قجر» و از اعقاب قاجار نويان ـ اميرزاده مغول بودند که با چنگيز به آسياي ميانه آمده بود.
از رفتار خانها و سلاطين قاجار که در کتب تاريخ و يادداشت هاي رجال معاصرشان مندرج است چنين برمي آيد که جز نفع شخص خود و ارضاء نفس در انديشه اموري ديگر نبودند و کوشش آنان تنها اين بود که براريکه قدرت باقي بمانند!.

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0709naser.jpg

روزي که «باب» اعدام شد
سيد علي محمد شيرازي معروف به «باب» كه در زندان چهريق آذربايجان محبوس بود 9 جولاي 1850 به تصميم ناصرالدين شاه كه تازه به سلطنت رسيده بود اعدام شد.
با او، يكي از مريدانش به نام مّلا محمد علي نيز اعدام گرديد.
سيد علي محمد شيرازي هنگام اعدام 31 ساله بود.
سركوب شدن امير مؤيد سوادكوهي
18 تير 1300 زد و خورد نيروي اعزامي قزاق با افراد اميرمؤيد سوادكوهي كه در مازندران بناي مخالفت با دولت وقت را گذاشته بود آغاز شد و روز بعد با شكست امير مؤيد و فرار او پايان يافت. اين مخالفت با خشونت تمام سرکوب شده بود.
احمد آقا خان مير پنج (بعدا سپهبد امير احمدي) فرمانده قزاقهاي اعزامي پس از شکست دادن سوادکوهي، خانه و قرارگاه او را به آتش کشيد و فرزندانش را هم فراري داد. هدف، ارعاب مخالفان احتمالي ديگر بود.
اين رويداد چهار ماه و نيم پس از کودتاي ژنرال رضاخان که سردار سپه و وزير جنگ شده بود و خود نيز از مردم سوادکوه بود صورت گرفت.
امير احمدي که از همقطاران قديم رضا شاه بود در سال 1344 در 77 سالگي درگذشت. وي نخستين نظامي ايران بود که پس از دوران ساسانيان، سپهبد شده بود. واژه هاي «سپه، سپاه، سپهبد» و تركيبات آنها، از دوران ايران باستان تا كنون تغيير نيافته اند. سپهبد امير احمدي به مشاغل نظامي و غير نظامي متعدد و گوناگون منصوب شده بود و آخرين سمت او سناتور انتصابي بود.


روزگار19تیر

سپاه 40 هزار نفري ناپديد شده ايران در غرب صحراي مصر!
در تابستان سال 525 پيش از ميلاد، و طبق محاسبات تقويم نويسان بر پايه نوشته هاي هرودت و ساير مورخان باستان نگار؛ ژوئيه اين سال (چنين ماهي در دو هزار 534 سال پيش)، يك سپاه چهل هزار نفري ايران كه از سوي كامبيز دوم (کامبوزيا = كمبوجيا = کمبوجیه، پسر و جانشين كوروش بزرگ) مامور شناخت و تصرف مناطق جنوبي ليبي و ضميمه ساختن آنها به متصرفات ایران در مصر شده بود در غرب صحراي مصر و در منطقه واحه سيوا گرفتار توفان شن شد و در زير شن مدفون گرديد كه فصلي از تاريخ قرون قديم تحت عنوان «سپاه گمشده پارسيان» را تشكيل مي دهد. در سالهاي اخير باستان شناسان موفق به يافتن آثاري از اين سپاه شده اند و تلاش در اين زمينه ادامه دارد. باستانشناسان با يافتن محل مدفون شدن سپاه گمشده ايران و به دست آوردن سپر، نيزه، شمشير، جنجر، كمان، زره، كلاه خود، نيم تنه چرمي و كورسلت (زيرپوش نظامي ـ كورست مردانه) و ...، بر اين باورند كه خواهند توانست بر تجهيزات و پيشرفت صنايع نظامي ايران باستان عميقا دست يابند. به علاوه، از طريق آزمايش «دي. ان.ا.» و تشخيص نژاد بدانند كه آيا ارتش ايران آن زمان از سرباز خارجي (مرسنر) استفاده مي كرده و يا اين كه همه نظاميان از اقوام ايراني بودند. به نوشته باستان نگاران (برپایه طرز قرار گرفتن اشیاء و استخوانهای مکشوفه در محل)، اين سپاه ايراني در بامداد و هنگامي که افراد آن سرگرم صرف صبحانه بودند با توفان عظيم شن رو به رو شده بود. فرمانده سپاه پس از آغاز توفان شن پيکي را روانه «تبس» کرده بود تا کامبيز را از ماوقع آگاه سازد تا بداند که اگر در انجام ماموریت تاخير افتد؛ علت چه بوده است.
كامبيز پس از تصرف مصر و به اسارت درآوردن و سپس بخشودن فرعون وقت (پسامتيك سوم)، در شهر تبس بود كه تصميم به فرستادن يك سپاه تماما سوار از طريق جنوب مصر به ليبي گرفت. به نوشته هرودت و ساير مورخان، اين سپاه ظرف هفت روز خود را به خرگاه (واحه «الخارجه» كه اينك به صورت شهري 60 هزار نفري در آمده است) رسانيد و از آنجا در مسير يك راه كارواني بسيار قديمي به سوي «سيوا» كه آخرين نقطه صحراي غربي مصر بود به راه افتاد و 325 كيلومتر راه را در 30 روز طي كرد زيرا حركت در صحراي داغ و توفاني كاري دشوار بود. اشتباه كامبيز (كامبوزيا) اين بود كه اين سپاه را در اواخر بهار روانه كرده بود و سپاه (طبق محاسبات تقويمي) اواخر دهه اول ژوئيه (چنين روزهايي) به سيوا رسيده بود. جمهوری اسلامی ایران اینک تلاش می کند تا اشیاء به دست آمده و بقایای استخوانهای نظامیان را به وطن بازگرداند.
گم شدن اين سپاه و نيز دسيسه هاي پسامتيك كه مورد عفو كامبيز دوم قرار گرفته بود وي را افسرده ساخت كه به نوشته يكي ـ دو مورخ، از فرط خشم «گاو مقدس مصريان (آپيس)» را خنجر زد. اسناد به دست آمده خلاف اين نوشته را ثابت مي كند كه كامبيز گاو آپيس را كشته باشد.
داريوش بزرگ (جانشين كامبيز) در جريان سفر خود به مصر جهت افتتاح آبراه درياي سرخ به رود نيل، به خرگاه (الخارجه) رفت تا شخصا براي يافتن اجساد افراد سپاه گمشده كوشش كند و اين اجساد را به وطن بازگرداند تا در غربت باقي نمانند كه موفق نشد زيرا که توفانهاي شن بتدريج در آن ناحيه ايجاد تپه هاي متعدد كرده بودند و اين تپه سازي طبيعت در طول زمان ادامه يافته است. باوجود اين، داريوش بزرگ به يادبود اين سپاهيان، معبدي را در الخارجه ساخت. اين معبد و علائم دولتي و مذهبي ايران که تا به امروز دست نخورده و كامل برجاي مانده اند و هر سال دهها هزار گردشگر از آنها ديدن مي كنند؛ ديدار داريوش از اين منطقه، حد مرز غربي ايران در آفريقا و ضميمه شدن مصر به ايران را ثابت مي کند.

در دو «دهم ژوئيه»: صلح هادريان با ايران و مرگ او

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0710hadrian.jpg
هادريان و ديواري كه در نيمه اول قرن دوم ميلادي براي جلوگيري از حمله اسكاتلندي ها ، از «هاوستد» تا « نورتمبرلند » در خاك انگلستان ساخت


هادريان (پابليوس آدريانوس) امپراتور روم پس از 21 سال حكومت دهم ژوئيه سال 138 ميلادي درگذشت كه جسد او، سال بعد به شهر رم انتقال يافت و دفن شد. هادريان پانزده سال پيش از آن (سال 123 ميلادي) پا به شرق مديترانه گذارده بود كه خسرو، شاه اشكاني ايران با سپاهي گران به جنگ او شتافت. دو ارتش در كنار رود فرات شمالي (تركيه امروز) به هم رسيدند ولي هادريان به خسرو پيام فرستاد كه براي جنگيدن نيامده است بلكه مي خواهد كه اختلاف نظرهاي دو امپراتوري از راه مذاكره و با امضاي قرارداد حل شود. خسرو پيشنهاد او را پذيرفت و مذاكرات مستقيم طرفين به امضاي قرارداد صلح و دوستي مورخ دهم ژوئيه 123 ميلادي انجاميد. هادريان پس از آسوده ساختن خيال خود از شرق، متوجه حل مسائل روم در اروپا شد. وي براي جلوگيري از حمله و هجوم اسكاتلندي ها به انگلستان ( اينگلند - آن زمان از متعلقات امپراتوري روم)، يك ديوار عرضي طولاني در بريتانيا كشيد كه بعضي قسمتهاي آن باقي مانده و به ديوار هادريان معروف است. بريتانيا از زمان سزار (نيمه دوم سده يكم پيش از ميلاد) غربي ترين بخش امپراتوري روم بود.

قضاوت تاريخ درباره هرمز دوم شاه ساساني ايرانزمين
دهم ژوئيه سال 302 ميلادي «نرسي» شاه وقت ايران از سلسله ساساني پس از اين كه شنيد يك واحد از ارتش ايران مورد شبيخون رومي ها قرار گرفته و متحمل تلفات شده از فرط اندوه بيمار شد و همان روز بعد از ده سال پادشاهي به سود پسرش هرمز كناره گيري كرد، اما هرمز تا روزي كه پدر زنده بود عنوان «شاه» بر خود ننهاد. نرسي قبلا ارتش روم به فرماندهي گالريوس را در منطقه فرات شمالي (محلي ميان جنوب غربي ترکيه و شمال سوريه امروز) شكست و فراري داده بود و چون پيش بيني حمله مجدد را تا سالها نمي كرد، نيمي از ارتش را روانه شمالشرقي كشور كرده بود كه گالريوس از فرصت استفاده کرده به سپاه ايران مستقر در جنوب ترکيه امروز ( نه چندان دور از شمال عراق کنوني) شبيخون زده و تلفات وارد ساخته بود. اختلاف ايران و روم در زمان نرسي بر سر ارمنستان بود.
دو ماه بعد همان بيماري ناشي از افسردگي شديد، سرانجام نرسي را از پاي درآورد و هرمز به نام «هرمز دوم» تاج بر سر گذارد.
هرمز دوم كه هفت سال و چهار ماه سلطنت كرد، نخستين شاه ايران است كه اجازه داد تصوير همسر او - دختر پادشاه (دست نشانده و محلي) كوشان - بر سكه ضرب شود.
هرمز دوم كه «تاريخ» او را به عنوان «عادل» مورد قضاوت قرار مي دهد، دادگاههاي كيفري ايران را دو مرحله اي كرد و دستور داد كه احكام اعدام بدون تصويب او اجرا نشوند.

dokhtare sahra
1390,04,21, ساعت : 19:51
روزگار20 تیرماه

عمليات نظامي ناموفق آقاخان محلاتي
امير كبير ---------------------- ميرزا آقاسي
آقاخان محلاتي (فرقه اسماعيليه) كه در زمان محمدشاه قاجار دست به چند اقدام مسلحانه ناموفق زده بود يازدهم ژوئيه سال 1841 ميلادي پس از عبور از کوير لوت از طريق قائن رهسپار افغانستان و از آنجا عازم هند شد.
آقا خان، نخست در كرمان بپاخاسته بود كه شكست خورد و فيروز ميرزا حاكم كرمان وي را به تهران فرستاد، ولي محمدشاه او را بخشيد. آقا خان پس از ترک تهران ، با کسان خود در منطقه «شهر بابك» به ايستادگي مسلحانه دست زد ، ولي از نيروهاي دولتي شكست خورد و به فارس عقب نشيني كرد و از آنجا دوباره به منطقه كرمان رفت و به ايستادگي دست زد كه باز شكست خورد و چون خانعلي خان فرمانده نيروهاي دولتي از او دست بردار نيود , در راور کرمان تصميم به خارج شدن از ايران گرفت.
پاره اي از مورخان نوشته اند كه آقاخان در حمله سال 1840 به كرمان (حمله دوم) از حمايت انگليسي ها برخوردار بود. انگليسي ها در آن زمان مي كوشيدند تا با فراهم ساختن مشكلات و درگيري هاي داخلي، دولت ايران را از تلاش مسلحانه براي حفظ «هرات» و مناطق اطراف آن كه از بدو تاسيس كشور ايران قطعه اي از خاك اين كشور بودند ،منصرف كند و احتمالا حمابت از آقاخان در همين راستا صورت گرفته است. آقاخان پس از ورود به هند تلاش کرد که باجلب نظر دربار تهران به ايران باز گردد و هدايايي هم براي ناصرالدين شاه که تازه شاه شده بود فرستاد که امير کبير براي آقاخان پيام فرستاد که اگر پاي به مرز ايران بگذارد دستگير و مجازات خواهد شد. دولت انگلستان که حامي آقاخان بود و از او سود مي برد اجازه داد که در هند باقي بماند و آقاخان در آغاز کار بمبئي را براي سکونت برگزيد و سپس به منطقه سند رفت. پس از آقا خان پسر و نوه هايش جانشينش شدند . پيروان فرقه اسماعيليه را 20 ميليون تن بر آورد کرده اند.
در زمينه تضعيف بنيه نظامي ايران و تداوم اين ضعف اقدامهاي متعدد ديگر از سوي دولتهاي استعمارگر صورت مي گرفت که پاره اي از اين اقدامات از طريق تبليغات منفي بود . براي مثال : به استهزا ء گرفتن اقدام ميرزا آقاسي ايرواني رئيس الوزراء محمد شاه كه قسمت قابل ملاحظه اي از پول خزانه كشور را صرف ريختن « توپ » كرده بود . اين استهزائ نيز با همين هدف و با نقشه خارجي صورت مي گرفت ، كه مقام ديگري در صدد تقويت بنيه دفاعي ايران بر نيايد.
« تاريخ » نشان داد كه عمل ميرزا آقاسي و نيز امير كبير در تقويت ارتش ، كار بجايي بوده است. كار به تمسخر گرفتن عمل ميرزا آقاسي (ساختن توپ ) , در سالهاي دهه 1320 كه نيمي از سالهاي آن ايران در اشغال نظامي متفقين بود با همان هدف از سر گرفته شد و اين بار به كتابهاي درسي تاريخ دبيرستانها هم راه يافت تا در ذهن نوجوانان اثر منفي بگذارد و شستشوي مغزي شوند كه دولت دكتر مصدق تاليف كتابهاي درسي دبيرستاني را از انحصار دولت خارج ساخت كه پس از او، دوباره به دست دولت

1039 قمری: سیل 4 هزار حاجی را برد

در 9 شعبان سال 1039 هجری قمری سیلی عظیم در مکه و داخل مسجدالحرام روانه شد که در آن واقعه 4هزار نفر غرق شدند و بخشی از کعبه تخریب شد.

در روز سهشنبه سوم جمادیالثانی سال 1040، مابقی خانه خدا را به جز حجرالاسود تخریب کردند تا آن را دوباره بسازند. کسی که اساس آن را ساخت سیدزینالعابدین کاشی، شاگرد ملامحمد امین استرآبادی بود. وی در این باب کتاب موسوم به «مفرحهالانام فی تأسیس بیتالله الحرام» را نوشت اما آخرالامر به دست نااهلان ساکن در مکه شهید شد.

1359 شمسی: آزادی یکی از گروگانهای آمریکایی


با وخیم شدن حال جسمی یکی از گروگانهای آمریکایی به نام ریچارد کویین، او در روز 20 تیر 1359 شمسی آزاد شد و پس از یک هفته تحت نظر بودن در یکی از پایگاههای آمریکا، وارد واشنگتن شد. آزادی کنسولیار سفارت آمریکا نخستین مورد از آزادی گروگانها در سال 1980 بود. جمهوری اسلامی علت آزادی کویین را ملاحظات انسانی و شدت بیماری او اعلام کرد. دیپلماتهای غربی مقیم تهران، آزادی کویین به همراه درگذشت شاه و تشکیل قوهمقننه در ایران را نشانههایی از آغاز حل معضل گروگانگیری میدانستند.

dokhtare sahra
1390,04,21, ساعت : 19:56
روزگار21 تیر

لشكركشي غير ضروري ايران به روم شرقي؛ درسی برای همه نسلها
12 جولای سال 605 ميلادي، ارتش ايران به تصميم خسرو پرويز ـ شاه وقت ـ براي جنگ با روم شرقي از دو سمت ـ جنوب شرقي و جنوب غربي ـ به سوي قلمرو اين كشور به حركت درآمد. ستون یکم پس از بیرون راندن رومیان از سوریه و عبور از كوههاي «تاروس» واقع در آناتولی غربی (ترکیه) تا دروازه های قسطنطنیه (استانبول) پیش رفت. «تاريخ» از اين لشكر كشي به عنوان «جنگ غير ضروري» كه باعث تضعيف هردو امپراتوري و بعدا ازميان رفتن هر دو دولت ــ يكي پس از ديگري شد نام برده است.
اين تجربه تاريخي سبب شده است که در قرون معاصر بسياري از ملل از جمله ايالات متحده آمريكا در قوانين اساسي خود «جنگ غير لازم» را منع كنند. برخی از تاریخنگاران غرب عملیات نظامی آمریکا در افغانستان را «جنگ غیر لازم» دانسته و گفته اند که راههای آسانتر برای از میان بردن القاعده وجود داشت که اینک عمدتا در مناطق شمال غربی پاکستان فعالیت دارد و کمتر از یکصد عضو آن در افغانستان مانده اند. این مورخان قبلا به جورج بوش هشدار داده بودند که راه خسرو پرویز را نرود. هدف خسرو پرویز از تصرف مصر و انتقال صلیبی که مسیح بر آن مصلوب شده بود از اورشلیم به تیسفون ایجاد غرور در ایرانیان بود که این غرور آنان را خوشگذران، تن آسان و در نتیجه ترسو کرد و اعیان (فئودالها) را زورگو؛ بگونه ای که نتوانستند در برابر سپاهی کوچکتر اما ازجان گذشته و مصمم ایستادگی کنند و هرآنچه را که در طول 13 قرن به دست آورده بودند دفعتا ازدست دادند.
پس از توپ و تشرهايي كه دولت واشنگتن در دسامبر 2005 و ژانويه 2006 به ايران زد و اخطارهايي را که در رابطه با فعاليت هاي هسته اي داد و احتمال حمله نظامي مي رفت مفسران آمريكايي در مارس 2006 در مقالات خود ضمن يادآوري لشكركشي غيرضروري سال 605 خسروپرويز به روم شرقي، اندرز داده بودند كه سياست «كابوي بازي» كه ممكن است به جنگ غير ضروري منتهي شود كنار گذارده شود.
كارهاي ضد ايراني يك فرماندار انگليسي هندوستان
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/richard_Welessley.jpg
Lord R. C. Welessley
دهم ژوئيه 1800 لرد ريچار ولسلي Lord R. C. Welessley صاحب اختيار وقت كمپاني دولتي انگليسي هند شرقي و فرماندار قسمت هايي از هند كه به تصرف آن دولت درآمده بود در محل يك قرارگاه نظامي در بنگال غربي (كلكته) يك موسسه آموزش عالي ويژه شرق شناسي و زبانهاي هندي به نام كالج فورت ويليام Fort William College تاسيس كرد. هدف باطني وي از اين كار، پايان دادن به اقتدار و نفوذ زبان پارسي در شبه قاره و رو به گسترش بودن آن بود. زبان پارسي در تمامي دوران حكومت تيموريان بر هند و مخصوصا از زمان پادشاهي همايون شاه، زبان رسمي دولت هند شده بود و بسياري از كتاب هاي منتشره در ايرانزمين (ايران بزرگتر ـ در شرق محدود به سيردريا تا سند) در هند انتشار يافته بود و در اين شبه قاره، ملاك داشتن سواد؛ خواندن اين كتاب هاي پارسي و به ويژه ديوان اشعار (حافظ، سعدي، فردوسي و ...) بود. پس از قتل نادرشاه در كودتاي قوچان، انگلستان كه راه را براي خارج ساختن حكومت هند از دست تيموريان و حكام محلي (راجه ها) و قطع نفوذ ايران، پارسيان و زبان پارسي هموار ديده بود؛ برنامه تملك هندوستان و نفوذ فرهنگي خود در اين شبه قاره را از حذف زبان پارسي آغاز كرده بود. كار اصلي كالج ويليام ترجمه كتابهاي پارسي به اردو و ساير زبانهاي محلي هند و آموزش زبان انگليسي و بسط اين زبان و دوستي كردن با پارسيان هند بود. انگليسي ها كه از قصه سنجان (سنگان) و جريان مهاجرت ايرانيان به هند و استقرار در گجرات و رواج زبان پارسي آگاه بودند و سرسختي و توان ايستادگي آنان را مي دانستند درگيري را به مصلحت ندانسته بودند. مي دانيم كه زبان هاي پارسي و سانسكريت هند خويشاوند هستند و اردو با اندكي تفاوت در گرامر، همان پارسي جديد و قديم به علاوه واژه هاي به عاريت گرفته پارسي از عربي است.
لرد ولسلي كه از 1798 تا 1805 فرماندار انگليسي هندوستان و از سال 1809 تا 1812 وزير امورخارجه انگلستان بود در شكل دادن به سياست اين كشور در قبال ايران، سازش با روسيه، ديدارهاي جان ملكم از ايران نقش كامل داشت؛ به ويژه كه قرارداد تيلسيت (ميان ناپلئون و تزار وقت روسيه) در همين زمان امضاء شده بود. لرد ولسلي از فرصتي كه قرارداد تيلسيت و كاهش تمايل فرانسه نسبت به ايران به دست داده بود استفاده كرد و جاي آن دولت را در دربار تهران گرفت و براي تامين منافع درازمدت لندن در خاورميانه و آسياي جنوبي، بر سر ايران با روسيه وارد زد و بند شد كه كوچك شدن ايران يكي از نتايجش بود. توصيف ملال آوري كه جان ملكم در كتاب خود از منش ايرانيان كرده است بايد درسي باشد تا ما متوجه رفتار و روانشناسي خود باشيم و در هر اقدام فردي و يا عمومي، نخست به ميهن انديشه كنيم و منافع آن و جامعه ملي را دراولويت قراردهيم.

314شمسی: فاجعه خونین مسجد گوهرشاد
http://www.hamshahrionline.ir/images/position36/2011/7/063.jpg
1314شمسی: فاجعه خونین مسجد گوهرشاد
فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان - یکی از اوراق ننگین تاریخ در دوره رضاخان فاجعه خونین حمله به مسجد گوهرشاد است.

رضاخان که با زور سرنیزه و با حمایت بیگانگان به قدرت رسید، طرح اسلامزدایی را به اجرا گذاشت.همزمان با اجباریشدن کلاه شاپو برای مردان، زمزمههای حجابزدایی زنان نیز بلند شد. به دنبال این مسئله مسجد گوهرشاد که محل اجتماع و سخنرانی علیه اسلامزدایی بود حالوهوای دیگری گرفت و اجتماعات مردمی وسیعتر و اعتراضات گستردهتر شد. به همین خاطر به شهربانی مشهد دستور داده شد وعاظ معروف را دستگیر کنند. عدهای از وعاظ خراسان دستگیر شدند اما روحانیون و خطبا خصوصا شیخ محمدتقی نیشابوری معروف به بهلول در افشای سیاست اسلامزدایی رضاشاه مصممتر شدند. سرانجام به دستور رضاشاه در روزهای 20 و21 تیرماه 1314 شمسی مسجد گوهرشاد که مملو از جمعیت معترض بود مورد حمله قشون قزاق قرار گرفت و به خاک و خون کشیده شد.

1333شمسی: آغاز ساخت مسجد اعظم قم

در روز 21تیرماه سال1333شمسی همزمان با سالروز ولادت حضرت امامرضا(ع) طی مراسم باشکوهی با حضور آیتالله بروجردی ساخت مسجد اعظم قم آغاز شد. این مسجد که حدود 11هزار مترمربع مساحت دارد، به سبک معماری اسلامی- ایرانی، دارای دو شبستان بزرگ، گنبد عظیم، فضای زیرگنبد و 2 گلدسته بسیار مرتفع است. گنبدها، محراب و ایوانهای مسجد با کاشیهای بسیار ظریف و کتیبههای زیبایی تزئینشده و شکوه خاصی به آنها بخشیده است. این مکان، در جریان انقلاب بارها محفل مردم و روحانیت انقلابی بود و حضرت امامخمینی(ره) در این مسجد چندین سخنرانی مهم و افشاگرانه علیه رژیم پهلوی ایراد کردند.

1361شمسی: صدورقطعنامه دوم شورای امنیت درباره جنگ ایران و عراق

شورای امنیت در هنگام اشغال خرمشهر، هیچ قطعنامهای در جلوگیری از قتل و تجاوز و خروج نیروهای بعثی از سرزمینهای اشغالی ایران صادر نکرد تا اینکه رزمندگان اسلام با 4 عملیات بزرگ ثامنالائمه(ع)، طریقالقدس، فتحالمبین و سرانجام بیتالمقدس موفق به آزادی خرمشهر شدند. آزادی خرمشهر نقطه عطفی در تحولات جنگ بود و از این تاریخ بود که ایران توانایی بازدارندگی و حفظ استقلال خود را به جهانیان اثبات کرد و قدرت مردمی و نظامی خود را به رخ حامیان صدام کشید. در این زمان، قطعنامه دوم شورای امنیت(514) در تاریخ 21تیر سال1361 شمسی صادر شد که در آن طرفین توصیه به آتشبس و عقبنشینی به مرزهای بینالمللی شدند.

1379شمسی: برگزاری کمپ دیوید دوم

قرارداد کمپ دیویددوم در تابستان سال1379 شمسی با شرکت یاسر عرفات، ایهود باراک و بیل کلینتون و در همان مکانی که در سال1357 میزبان رهبران مصر، رژیم صهیونیستی و آمریکا بود برگزار شد. هدف از این نشست حل اختلافات رژیم اشغالگر و حکومت خودگردان فلسطین بود. نشست مشترک عرفات، باراک و کلینتون از روز 21تیر در کمپ دیوید با هدف بحث بر سر اختلاف یاد شده و حل آن آغاز شد. این نشست پس از 2هفته با شکست کامل روبهرو شد و دوطرف بدون حصول کمترین توافقی خاک آمریکا را ترک گفتند. در خلال مذاکرات طرفین دولت آمریکا، حتیالمقدر از تماس هیأت فلسطینی با عرفات جلوگیری کردند و این امر سبب اعتراض شدید این هیأت شده بود.

dokhtare sahra
1390,04,27, ساعت : 20:58
پيروزي بزرگ ارتش ايران در ديشيا، و تصرف روماني و مولدوا تا اوكراين

Darius the Great

ژوئيه سال 513 پيش از ميلاد، و طبق محاسبات تقويمي مورخان اروپايي؛ 13 ژوئيه ( 23 تيرماه و روزي چون امروز) ارتش ايران نيروهاي كنفدراسيون گتائه Getae را در كنار دانوب جنوبي، منطقه داكيه Daci =Dacia (تلفظ انگليسي: دي شيا = روماني امروز) شكست داد و سراسر بالكان شرقي را ضميمه قلمرو ايران ساخت (بالكان به معناي رشته كوههاي جنگلي، منطقه اي است كوهستاني شبه جزيره شكل در جنوب شرقي اروپا، از درياي آدرياتيك تا درياي سياه).
به فرمان داريوش بزرگ، ارتش ايران به فرماندهي سپهبد بغابيش (بغابيشه) براي سركوب سيتي ها از درياي مرمره گذشته و پاي به اروپا نهاده بود. حاكمان محلي براي ايستادگي در برابر نيروهاي ايران كه مركب از هشتاد هزار تن بودند كنفدراسيون «گتائه» را تشكيل داده بودند كه پس از چند روز نبرد، 13 ژوئيه شكست خوردند و روماني و مولداوي (مولدواي امروز) تا اوكراين از آن ايران شد. داريوش اين پيروزي، و دليل لشكركشي به اروپا را در كتيبه اي شرح داده و مناطق متصرفه را نام برده است.
هرودوت در كتاب چهارم و عمدتا در صفحه 93 اين كتاب به شرح جنگ دي شيا (داكيه) پرداخته و استرابو منطقه مفتوحه ايران در پيروزي داكيه را «دائويDaoi» ناميده است - منطقه اي كه رومي ها آن را در جنگهاي سال 101 تا 106 ميلادي تصرف و سپس «رومانيا» خوانده شده است. مورخان اروپايي نبرد ژوئيه 513 پيش از ميلاد در داكيه را از بزرگترين رويدادهاي دنياي باستان و نخستين پيشروي نظامي بزرگ و عميق شرق (آسيا) در غرب (اروپا) بشمار آورده اند.
داريوش بزرگ دو سال پيش از جنگ «دي شيا (روماني)»، در سال 515 پيش از ميلاد كار ساختن تخت جمشيد را آغاز كرده بود.

روزی که تبریز برای دومین بار به دست عثمانی افتاد

سلطان سليمان

نيروهاي سلطان سليمان عثماني درجريان لشكركشي دوم این امپراتوری به ايران، 13 جولای 1534 شهر تبريز را تصرف كردند و سپس متوجه شروان، سلطانيه و حتي گيلان شدند. عثماني ها با استفاده از درگيري داخلی شاه طهماسب صفوي، ضدیت سران ایلات تُرک تشکیل دهنده نیروی قزلباش با یکدیگر و دشواري هايي كه با برادرانش داشت و نیز درگیری دولت صفویان با ازبکان در شمال شرق ایران، پاي به ايران گذارده بودند. اختلاف سران ایلات با یکدیگر به حدی بود که شاه طهماسب نتوانست بیش از ده هزار (و به قولی هفت هزار) نیرو فراهم سازد که این شمار نیرو هم از صوفیان بودند. حال آنکه عثمانی ها با دویست هزار نظامی و سیصد توپ به ایران تعرض کرده بودند. اين عمليات 20 سال پس از جنگ چالدران روي داد كه ضمن آن لشکرکشي هم تبريز موقتا به دست عثماني ها افتاده بود كه در آن زمان اشغالگران بر اثر مقاومت مسلحانه مردم محل و حملات چريکي و مقاومت منفي به ستوه آمدند و طولي نکشيد که بازگشتند. سلطان سليمان ضمن تصرف مناطق غربي ايران، 31 دسامبر 1534 بغداد را که در قلمرو ايران بود متصرف شد. شاه طهماسب پس از افتادن تبريز به دست عثماني ها، پايتخت را از آن شهر به قزوين منتقل ساخت.
علت شکست ايران در نبرد چالدران، نداشتن اسلحه نوين (توپ و تفنگ) بود. سران صفويه در آن زمان بکار بردن توپ و تفنگ و کشتن افراد (حتي دشمن) را از راه دور خلاف آيين جوانمردي مي پنداشتند و با اين تفکر شمشير بلند هم حمل نمي کردند که بعدا و عمدتا از زمان شاه عباس اين رسم به دور انداخته شد، ايران داراي يک ارتش ملي و اين ارتش مجهز به اسلحه آتشين شد.
سلطان سليمان پسر سلطان سليم بسال 1494 متولد و در سال 1566 درگذشت. وي که 21 سپتامبر 1520 بر جاي پدر نشسته بود يک سال بعد از آغاز سلطنت، بلگراد را تصرف کرده بود. وي به خاطر ايجاد يک قوه قضايي تازه، دادگاههاي متعدد و تدوين آيين دادرسي و کيفر، به سليمان قانوني معروف شده است.

ریشه مسائل، از افتادن امپراتوری ایران به دست عرب تا به امروز
22 تیرماه 1344 (13 جولای 1965) دانشگاه تهران تاریخ دو جلدی «زندگی شاه عباس اول» تالیف استاد نصراله فلسفی را به توزیع داد و کتاب درسی شد. فلسفی با این تالیف، تاریخنگاری را در ایران وارد عصر تازه ای کرد ـ عصر بیان حقایق به صورتی عریان، بدون تکلّف و پرده پوشی. وی در مقدمه این تالیف علل اضمحلال امپراتوری ایران را در قرن هفتم میلادی ـ پس از 13 قرن ابرقدرت بودن و برخورداری از یک مدنیّت و فرهنگ غنی بیان داشته و آن را به حساب تضعیف منش، کردار و پندار خوب ایرانی، تن آسان شدن ایرانیان و فرسوده شدن ارتش به سبب جنگهای غیر ضروری گذارده که نتوانست در برابر شماری کم [عرب] صحرانشینان جنوب غربی ولی بییاک و ازجان گذشته ایستادگی کند. وی نوشته است که پس از گذشت چند دهه از آن رویداد، ایرانیان بیدارشدند و دوران مبارزه برای احیاء حاکمیت ملی، آزادی و استقلال آغاز شد که قهرمانی ترین فصل تاریخ جهان [بشر] را تشکیل می دهد. حکومت خلفای اموی و عباسی بودند که درهای ایران را به روی صحرانشینان شمال شرقی (ایلات تُرک) گشودند و از مردان آنان برای سپاهیگری و فرمانبری استفاده می کردند. این سپاهیان تُرک بعدا ژنرال، حکمران ایالات و بر ایران مسلط شدند و بعدا با چند اشتباه، چنگیزیان [مغولان] را به ایران کشاندند که اینان در مسیر خود جز کشتار و تخریب چیزی برجای نگذاردند و بعدا در طول حکومت؛ فساد اداری، تملق و چاپلوسی، سعایت و .... سپس قدرت به دست طایفه ای از مغولان به اسم تیموریان افتاد که از کله مقتولین ایرانی در اصفهان مناره ساختند. ایرانیان که از خونریزیها و سفّاکی های چنگیزیان و تیموریان و ... به جان آمده بودند حکومت صوفیان [درویش ها] به رهبری شاه اسماعیل که وحدت ملی را برپایه آمیختن سیاست و مذهب قرارداده بود به امید بازگشت به دوران صداقت و اخلاقیات ـ با رضا و رغبت پذیرفتند. ولی، پس از شاه اسماعیل، مقامات وقت که قبلا تارک جاه و جلال دنیوی [عارف] شده بودند دنیاگرا شدند و دل به جاه و مقام بستند و بی رحمی، قتل، جنایت و فساد اداری ازسرگرفته شد و ... ـ درست بمانند عهد مغولان. شاه اسماعیل که خودرا از نسل امام موسی کاظم و امام حسین می دانست و شیعه اثنی عشری را مذهب رسمی [دولتی] ایران اعلام کرده بود با این کار، دشمنی سلطان عثمانی مدعی خلافت مسلمین (سنیّان) را برانگیخته بود و این دشمنی جنگهای بسیار به دنبال داشت و بیش از سه قرن طول کشید.
نصرالله فلسفی شرح داده است که مقامات وقت برسر حفظ منافع روزافزون خود حتی زن شاه و مادر ولیعهد [مهد علیا خیر النساء بیگم زن سلطان محمد و مادر شاه عباس، از سادات مرعشی مازندرانی که نسب او به علی بن ابیطالب می رسید] را که در برابر آزمندیهایشان ایستادگی می کرد خفه کردند و جنازه اش را به بیابان قزوین افکندند و نگران ازمیان رفتن وحدت ملی هم نشدند زیرا که مقتوله مازندرانی بود و مازندرانی ها هوادار او و آماده خونخواهی و نبرد داخلی. مؤلف با ذکر جزئیات توطئه های شاهزادگان صفوی پس از درگذشت مرشد کامل (شاه طهماسب) و قتل یکی پس از دیگری آنان و فتنه گری های پریخان خانم دختر شاه طهماسب (که سرانجام اورا هم کشتند) خواسته است درس عبرت و هشدار دهد تا جاه طلبی ها مهار شود.
دکتر بینا استاد دیگر با پیروی از سبک نصرالله فلسفی در مقدمه تالیف خود [کتاب درسی سابق] که درباره قاجاریه است به زبانی دیگر علل بدبختی های ایران را بیان کرده و آن را نتیجه افتادن ایران به دست عرب در قرن هفتم دانسته است.
اصحاب نظر در تفسیر اسلامی شدن انقلاب سال 1357 (1978 ـ 1979میلادی) ایران گفته اند که در انقلاب، گروههای متعدد شرکت داشتند که از نوامبر 1978 اکثریت ایرانیان که از ظهور مادیگری و گسترش شکاف میان فقیر و غنی در جامعه خود، پس از افزایش درآمد نفت [از سال 1973] ناخرسند بودند راه نجات ایران را بازگشت به اخلاقیات و عدالت تشخیص و به رهبران مذهبی و مذهبیون روی آوردند زیراکه در دوران دبیرستان در دروس تعلیمات دینی، اخلاقیات اسلامی را [که جواد باهنر ـ از نخست وزیران پس از انقلاب ـ از مؤلفان کتب درسی تعلیمات دینی مدارس متوسطه زمان شاه بود] خوانده و رعایت آنهارا خواستار بودند، ولی در عمل و مخصوصا پس از پایان جنگ عراق با ایران چنین نشد و ایرانیان هنوز تا استقرار اخلاقیات و عدالت فاصله دارند و در جریان اعتراض های میلیونی ژوئن 2009، آن خواست قدیمی خودرا نیز منعکس ساختند

كودتاي نوژه
طرح براندازی جمهوری اسلامی ایران با توسل به نیروی نظامی (معروف به کودتای نوژه) 15 ماه پس از پیروزی انقلاب، 18 در تيرماه 1359 (9 جولای 1980) و چند ساعت مانده به انجام آن كشف و سركوب شد و ظرف چهار روز ـ تا 22 تيرماه بيش از سيصد تن به اتهام شركت در آن دستگير شدند كه بعدا برخي آز آنان از جمله یک سپهبد اعدام شدند.
طبق گزارش مطبوعات تهران، كودتاگران براي انجام برنامه خود 60 خلبان و سي هواپيما آماده كرده بودند ولی بیشتر خلبانان پیش از رسیدن به پایگاه دستگیرشدند. آنان بعدا بشرط شرکت در جنگ با عراق از مجازات معاف شدند. طرح كودتا، در شب پيش انجام برملا شده بود. نظامیان و کماندوهایی که برای شرکت در برنامه کودتا با خودروهای معمولی از تهران عازم پایگاه نوژه (شاهرخی) همدان شده بودند نرسیده به پایگاه دستگیر شده بودند. اسنادی که بعدا انتشار یافت نشان داد که چند ژنرال نظام سابق که عمدتا در خارج از کشور بودند، شاپور بختیار، دولت عراق و مقامات چند کشور دیگر در برنامه ریزی کودتا شرکت کرده بودند. هزینه مالی این کودتارا عمدتا بختیار با گرفتن پول از این فرد و آن دولت تامین کرده بود. دریادار مدنی به کودتاگران گفته بود که با بمباران چند نقطه در تهران نمی توانند به هدف برسند. وی گوشزد کرده بود: صدام حسین که از این برنامه [کودتا] حمایت می کند برای خوزستان نقشه کشیده و منتظر تضعیف بازهم بیشتر ارتش است و باطنا نمی خواهد یک جناح نیرومند [ملی گرا] در ایران روی کارآید زیرا که ارتش دوباره به همان صورت سابق درآید. اسرائیلی ها هم هدف های دیگری دارند و دولت واشنگتن در این شرایط کمک عملی (نظامی) نخواهد کرد. نباید کاری کرد که ایران ویران و یا تجزیه شود، همان آرزو و انتظاری که صدام دارد.

dokhtare sahra
1390,04,27, ساعت : 21:03
نخستين تصوير يک شهبانوي ايران بر سكه ها - هرمز دوم معروف به نيک نفس
در جولاي سال 307 ميلادي (نيمه اول اين ماه و احتمالا چهاردهم جولاي) هرمز دوم، شاه ساساني ايران اجازه داد كه تصوير بانوي او - دختر پادشاه (محلي) كوشان - بر سكه ضرب شود. هرمز دوم كه «تاريخ» اورا به عنوان «عادل و نيک نفس» مورد قضاوت قرار داده است و هفت سال و چهار ماه سلطنت كرد، نخستين شاه ايران بود كه سكه با تصوير شهبانويش ضرب و به جريان گذارد. شهرت فروتني و باگذشت بودن هرمز دوم از زماني وارد تاريخ شد كه وي پس از كناره گيري پدر بيمارش «نرسي» از سلطنت و به شاهي رسيدنش، تا زماني كه پدر زنده بود اجازه نداد كه اورا به عنوان «شاه» خطاب كنند.
«نرسي» در سال 302 ميلادي پس از اين كه شنيد يك واحد از ارتش ايران مورد شبيخون رومي ها قرارگرفته و متحمل تلفات شده از فرط اندوه بيمار و همان روز، پس از ده سال پادشاهي به سود پسرش هرمز كناره گيري كرده بود. نرسي قبلا و در جولاي 297 ميلادي ارتش روم به فرماندهي گالريوس را در منطقه فرات شمالي شكست و فراري داده بود و چون پيش بيني حمله مجدد را تا سالها نمي كرد، نيمي از ارتش را روانه شمال شرقي كشور (منطقه فرارود) كرده بود كه گالريوس از فرصت استفاده کرده به يک سپاه ايران شبيخون زده، تلفات وارد ساخته و برخي از بستگان شاه را که در قرارگاه اين سپاه بودند به اسارت گرفته بود. اختلاف ايران و روم در زمان نرسي هم بر سر ارمنستان بود.
هرمز دوم بود كه دادگاههاي كيفري ايران را دو مرحله اي كرد و دستور داد كه احكام اعدام بدون تصويب شخص او اجرا نشوند. هرمز دوم اوايل سال 310 ميلادي براي جلوگيري از مهاجرت اعراب به قلمرو ايران، به منطقه اي كه امروز ظهران ناميده مي شود (واقع در كشور سعودي) رفته بود كه همانجا درگذشت. وي از طريق جزيره بحرين به آن منطقه رفته بود.

تظاهرات صد هزار نفري تهران و اعتصاب كارگران نفت در خوزستان - چرا استالين مي خواست انگلستان را بمباران اتمي کند؟




بعد از ظهر 23 تير 1330 مصادف با 14 جولاي 1951 شهر تهران شاهد يك تظاهرات وسيع بیش از یکصدهزار نفری در اعتراض به ورود آورل هريمن – ديپلمات آمريكايي – به ایران بود كه روزنامه ها قبلا نوشته بودند مي خواهد از سوي هري ترومن رئيس جمهوري وقت امريكا، بين ايران و انگلستان ميانجيگري كند. تظاهرکنندگان شعارهایی را فریاد می زدند که جمعبندی آنها از قرار بود: امريكا پسر انگلستان است و دست هر دو دولت در يك كاسه است. پسر [آمریکا] مي خواهد جاي پدر پیرش [انگلستان] را در خاور ميانه بگيرد و این جانشین شدن را از ایران آغاز کرده است و اگر چنين شود، اين منطقه خط اول آتش ميان دو ابر قدرت شرق و غرب خواهد شد. (در آن زمان دو قدرت رقيب در جهان وجود داشت که قدرت شرق در سال 1991 فروپاشيد).
گزارش استقبال گرم و چشمگيراز هريمن در فرودگاه مهرآباد توسط چند عضو كابينه که در رسانه ها منعکس شده بود خشم چپگرايان ايران بويژه حزب توده نسبت به ماموريت اورا افزايش داده بود. چپگرايان مي گفتند که طبق روال نزاکت هاي ديپلماتيک، سابقه نداشته که وزيران يک کشور از ديپلمات (سفير) استقبال کنند! و کار وزيران کابينه در استقبال از هريمن، يک تملق آشگار بوده است.
هريمن در سر راه خود به ايران در پاريس با ژنرال آيزنهاور سر فرمانده نيروهاي "ناتو " در اروپا مذاکره کرده بود. آيزنهاور دو سال بعد رئيس جمهوري آمريکا شد. طرح انگلستان كه هريمن آن را باخود به تهران آورده بود بر اين پايه بود كه شركت نفت انگلستان و شركت ملي نفت ايران مشتركا امور نفت وطن ما را بر عهده داشته باشند كه اين طرح از سوي دكتر مصدق رد شد. هريمن پس از رد طرح در مصاحبه اي گفت كه آمريكا تنها نگران توزيع نفت است و مي خواهد كه جريان نفت قطع نشود.
در آن روز (14 جولاي 1951) مردم كه در ميدان فردوسي اجتماع كرده بودند، نخست در برابر سفارت انگلستان دست به تظاهرات زدند و تني چند از ميان آنان بر ضد انگلستان و استعمار اين دولت و مداخلاتي که در طول زمان در امور ايران کرده بود سخنراني كردند. سپس جمعيت كه از يكصد هزار تن تجاوز مي كرد از طريق ميدان توپخانه و خيابان اكباتان خود را به ميدان بهارستان رسانيد تا قطعنامه صادركند و به مجلس شوراي ملي بدهد. در خيابان اكباتان و دو ـ سه نقطه ديگر هواداران دكتر مظفر بقايي و اعضاي حزب او به تظاهر كنندگان حمله بردند و ميان طرفين درگيري فيزيكي روي داد كه ناگهان و به طور غير منتظره واحدهاي ارتش با تانك وارد ميدان بهارستان و خيابان شاه آباد شدند و معترضان را به گلوله بستند كه تلفات سنگيني به بار آمد. متعاقب اين زد و خورد، حكومت نظامي اعلام و شاه سرتيپ افشار پور را به سمت فرماندار نظامي تعيين كرد.
مقامهاي ارتش بعدا براي توجيه عمل خود اعلام كردند كه چون تظاهر كنندگان به پليس حمله مي كردند، ارتش بناچار وارد عمل شد!. حال آن که در تيراندازي ارتشي ها، يك پاسبان نيز كشته شده بود و دهها پاسبان ديگر زخم برداشتنه بودند. اين مقامات درگيري هواداران بقايي با تظاهرکنندگان (بزعم مقامات ارتش؛ توده اي ها) را يک دليل ديگر مداخله نظاميان اعلام کرده بودند. به استناد همين اظهارات مقام ارتش، حزب توده اعضاي حزب دكتر مظفر بقايي (حزب زحمتکشان) را متهم کرده بود که طبق يک نقشه ازقبل تهيه شده با تظاهر كنندگان درگير شده بودند تا ارتش تحت فرمان شاه امكان و بهانه به دست آورد، وارد عمل شود و به سوي تظاهر كنندگان تير اندازي كند و کشتار به راه اندازد.
دولت چند روز بعد اعلام كرد كه در تظاهرات 14 جولاي تهران 20 نفر كشته و صدها تن ديگر زخمي شده بودند. همچنين گزارش داده شده بود؛ سرلشكر حسن بقائي كه چهار روز پيش از انجام تظاهرات، از رياست دادرسي ارتش به رياست شهرباني کل منصوب شده بود! براي تيراندازي به سوي تظاهركنندگان مستقيما از شاه كسب اجازه كرده بود و به همين دليل دكتر مصدق نخست وزير فورا وي را از رياست شهرباني عزل كرد و براي مجازات تحويل مقامات قضايي داد. گويا در روز تظاهرات ضد هريمن، سرلشکر حسن بقايي از ارتش استمداد کرده بود و نظاميان اقدام به سرکوبي معترضين کرده بودند. سرلشکر فضل الله زاهدي هم كه چنين ديد از سمت دولتي خود كناره گيري كرد و شاه بلافاصله او را سناتور انتصابي كرد.
مداخله ارتش در تظاهرات 23 تير 1330 ورق برنده اي به دست دكتر مصدق داد تا بعدا كنترل وزارت جنگ را از دست شاه خارج سازد و آن را به وزارت دفاع ملي تغيير نام دهد. همين قتل و جرح گروهي از معترضين سبب شد كه هريمن در ماموريت خود موفق نشود. او هنگام ورود به تهران گفته بود تا زماني كه لازم باشد در ايران خواهد ماند و چون دكتر مصدق پيشنهاد انگلستان را كه او باخود آورده بود ردّ كرد، اقامت هريمن در تهران طولي نكشيد.
همزمان با تظاهرات تهران، كارگران نفت در سراسر خوزستان دست به يك اعتصاب عمومي زدند. در اينجا هم حزب توده به عنوان محرّك اصلي معرفي شد. در جريان اين اعتصاب نيز زد و خوردهايي روي داد كه ضمن آن 17 تن كشته و 151 نفر مجروح شدند و در خوزستان حكومت نظامي برقرار شد و جمعي از وزيران و مقامات ارشد دولتي براي پايان دادن به اعتصاب عازم خوزستان شدند و … .
برخي از اصحاب نظر در اروپا درباره اين وقايع تهران گفته بودند كه انگلستان به آمريكا به چشم رقيب و درعين حال متحد مي نگرد و افزوده بودند که همه تلاش انگلستان براين است كه منافع حياتي خود را در خاورميانه حفظ كند، ولي به آمريكا در دفاع از جزاير انگلستان نياز مبرم دارد زيرا كه اطلاع يافته استالين مي خواهد در آينده و در زمان مقتضي 25 بمب اتمي بر انگلستان فرو افكند كه اگر چنين شود چيزي جز خاكستر از اين سرزمين باقي نخواهد ماند و تنها آمريكاست كه مي تواند با نيروي هوايي خود مانع چنين حمله اي شود. استالين که بتازگي داراي بمب اتمي شده بود معتقد بود كه تا قدرتي به نام انگلستان وجود داشته باشد، بحران، توطئه و در نتيجه دشواري هم در جهان وجود خواهد داشت.

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0714shah-hariman.jpg
اورل هريمن در طول فعاليت ديپلماتيك خود بارها از جانب سران امريكا به نهران آمد و با شاه ملاقات كرد. عكس بالا، يكي از اين ملاقاتها را نشان مي دهد. در كتاب خاطرات هريمن شرح اين ملاقاتها آمده است . هريمن ضمن يادداشتهاي خود، دكتر مصدق را مردي سخت و سازش ناپذير در مذاكره توصيف كرده استيک نفس
در جولاي سال 307 ميلادي (نيمه اول اين ماه و احتمالا چهاردهم جولاي) هرمز دوم، شاه ساساني ايران اجازه داد كه تصوير بانوي او - دختر پادشاه (محلي) كوشان - بر سكه ضرب شود. هرمز دوم كه «تاريخ» اورا به عنوان «عادل و نيک نفس» مورد قضاوت قرار داده است و هفت سال و چهار ماه سلطنت كرد، نخستين شاه ايران بود كه سكه با تصوير شهبانويش ضرب و به جريان گذارد. شهرت فروتني و باگذشت بودن هرمز دوم از زماني وارد تاريخ شد كه وي پس از كناره گيري پدر بيمارش «نرسي» از سلطنت و به شاهي رسيدنش، تا زماني كه پدر زنده بود اجازه نداد كه اورا به عنوان «شاه» خطاب كنند.
«نرسي» در سال 302 ميلادي پس از اين كه شنيد يك واحد از ارتش ايران مورد شبيخون رومي ها قرارگرفته و متحمل تلفات شده از فرط اندوه بيمار و همان روز، پس از ده سال پادشاهي به سود پسرش هرمز كناره گيري كرده بود. نرسي قبلا و در جولاي 297 ميلادي ارتش روم به فرماندهي گالريوس را در منطقه فرات شمالي شكست و فراري داده بود و چون پيش بيني حمله مجدد را تا سالها نمي كرد، نيمي از ارتش را روانه شمال شرقي كشور (منطقه فرارود) كرده بود كه گالريوس از فرصت استفاده کرده به يک سپاه ايران شبيخون زده، تلفات وارد ساخته و برخي از بستگان شاه را که در قرارگاه اين سپاه بودند به اسارت گرفته بود. اختلاف ايران و روم در زمان نرسي هم بر سر ارمنستان بود.
هرمز دوم بود كه دادگاههاي كيفري ايران را دو مرحله اي كرد و دستور داد كه احكام اعدام بدون تصويب شخص او اجرا نشوند. هرمز دوم اوايل سال 310 ميلادي براي جلوگيري از مهاجرت اعراب به قلمرو ايران، به منطقه اي كه امروز ظهران ناميده مي شود (واقع در كشور سعودي) رفته بود كه همانجا درگذشت. وي از طريق جزيره بحرين به آن منطقه رفته بود.

تظاهرات صد هزار نفري تهران و اعتصاب كارگران نفت در خوزستان - چرا استالين مي خواست انگلستان را بمباران اتمي کند؟




بعد از ظهر 23 تير 1330 مصادف با 14 جولاي 1951 شهر تهران شاهد يك تظاهرات وسيع بیش از یکصدهزار نفری در اعتراض به ورود آورل هريمن – ديپلمات آمريكايي – به ایران بود كه روزنامه ها قبلا نوشته بودند مي خواهد از سوي هري ترومن رئيس جمهوري وقت امريكا، بين ايران و انگلستان ميانجيگري كند. تظاهرکنندگان شعارهایی را فریاد می زدند که جمعبندی آنها از قرار بود: امريكا پسر انگلستان است و دست هر دو دولت در يك كاسه است. پسر [آمریکا] مي خواهد جاي پدر پیرش [انگلستان] را در خاور ميانه بگيرد و این جانشین شدن را از ایران آغاز کرده است و اگر چنين شود، اين منطقه خط اول آتش ميان دو ابر قدرت شرق و غرب خواهد شد. (در آن زمان دو قدرت رقيب در جهان وجود داشت که قدرت شرق در سال 1991 فروپاشيد).
گزارش استقبال گرم و چشمگيراز هريمن در فرودگاه مهرآباد توسط چند عضو كابينه که در رسانه ها منعکس شده بود خشم چپگرايان ايران بويژه حزب توده نسبت به ماموريت اورا افزايش داده بود. چپگرايان مي گفتند که طبق روال نزاکت هاي ديپلماتيک، سابقه نداشته که وزيران يک کشور از ديپلمات (سفير) استقبال کنند! و کار وزيران کابينه در استقبال از هريمن، يک تملق آشگار بوده است.
هريمن در سر راه خود به ايران در پاريس با ژنرال آيزنهاور سر فرمانده نيروهاي "ناتو " در اروپا مذاکره کرده بود. آيزنهاور دو سال بعد رئيس جمهوري آمريکا شد. طرح انگلستان كه هريمن آن را باخود به تهران آورده بود بر اين پايه بود كه شركت نفت انگلستان و شركت ملي نفت ايران مشتركا امور نفت وطن ما را بر عهده داشته باشند كه اين طرح از سوي دكتر مصدق رد شد. هريمن پس از رد طرح در مصاحبه اي گفت كه آمريكا تنها نگران توزيع نفت است و مي خواهد كه جريان نفت قطع نشود.
در آن روز (14 جولاي 1951) مردم كه در ميدان فردوسي اجتماع كرده بودند، نخست در برابر سفارت انگلستان دست به تظاهرات زدند و تني چند از ميان آنان بر ضد انگلستان و استعمار اين دولت و مداخلاتي که در طول زمان در امور ايران کرده بود سخنراني كردند. سپس جمعيت كه از يكصد هزار تن تجاوز مي كرد از طريق ميدان توپخانه و خيابان اكباتان خود را به ميدان بهارستان رسانيد تا قطعنامه صادركند و به مجلس شوراي ملي بدهد. در خيابان اكباتان و دو ـ سه نقطه ديگر هواداران دكتر مظفر بقايي و اعضاي حزب او به تظاهر كنندگان حمله بردند و ميان طرفين درگيري فيزيكي روي داد كه ناگهان و به طور غير منتظره واحدهاي ارتش با تانك وارد ميدان بهارستان و خيابان شاه آباد شدند و معترضان را به گلوله بستند كه تلفات سنگيني به بار آمد. متعاقب اين زد و خورد، حكومت نظامي اعلام و شاه سرتيپ افشار پور را به سمت فرماندار نظامي تعيين كرد.
مقامهاي ارتش بعدا براي توجيه عمل خود اعلام كردند كه چون تظاهر كنندگان به پليس حمله مي كردند، ارتش بناچار وارد عمل شد!. حال آن که در تيراندازي ارتشي ها، يك پاسبان نيز كشته شده بود و دهها پاسبان ديگر زخم برداشتنه بودند. اين مقامات درگيري هواداران بقايي با تظاهرکنندگان (بزعم مقامات ارتش؛ توده اي ها) را يک دليل ديگر مداخله نظاميان اعلام کرده بودند. به استناد همين اظهارات مقام ارتش، حزب توده اعضاي حزب دكتر مظفر بقايي (حزب زحمتکشان) را متهم کرده بود که طبق يک نقشه ازقبل تهيه شده با تظاهر كنندگان درگير شده بودند تا ارتش تحت فرمان شاه امكان و بهانه به دست آورد، وارد عمل شود و به سوي تظاهر كنندگان تير اندازي كند و کشتار به راه اندازد.
دولت چند روز بعد اعلام كرد كه در تظاهرات 14 جولاي تهران 20 نفر كشته و صدها تن ديگر زخمي شده بودند. همچنين گزارش داده شده بود؛ سرلشكر حسن بقائي كه چهار روز پيش از انجام تظاهرات، از رياست دادرسي ارتش به رياست شهرباني کل منصوب شده بود! براي تيراندازي به سوي تظاهركنندگان مستقيما از شاه كسب اجازه كرده بود و به همين دليل دكتر مصدق نخست وزير فورا وي را از رياست شهرباني عزل كرد و براي مجازات تحويل مقامات قضايي داد. گويا در روز تظاهرات ضد هريمن، سرلشکر حسن بقايي از ارتش استمداد کرده بود و نظاميان اقدام به سرکوبي معترضين کرده بودند. سرلشکر فضل الله زاهدي هم كه چنين ديد از سمت دولتي خود كناره گيري كرد و شاه بلافاصله او را سناتور انتصابي كرد.
مداخله ارتش در تظاهرات 23 تير 1330 ورق برنده اي به دست دكتر مصدق داد تا بعدا كنترل وزارت جنگ را از دست شاه خارج سازد و آن را به وزارت دفاع ملي تغيير نام دهد. همين قتل و جرح گروهي از معترضين سبب شد كه هريمن در ماموريت خود موفق نشود. او هنگام ورود به تهران گفته بود تا زماني كه لازم باشد در ايران خواهد ماند و چون دكتر مصدق پيشنهاد انگلستان را كه او باخود آورده بود ردّ كرد، اقامت هريمن در تهران طولي نكشيد.
همزمان با تظاهرات تهران، كارگران نفت در سراسر خوزستان دست به يك اعتصاب عمومي زدند. در اينجا هم حزب توده به عنوان محرّك اصلي معرفي شد. در جريان اين اعتصاب نيز زد و خوردهايي روي داد كه ضمن آن 17 تن كشته و 151 نفر مجروح شدند و در خوزستان حكومت نظامي برقرار شد و جمعي از وزيران و مقامات ارشد دولتي براي پايان دادن به اعتصاب عازم خوزستان شدند و … .
برخي از اصحاب نظر در اروپا درباره اين وقايع تهران گفته بودند كه انگلستان به آمريكا به چشم رقيب و درعين حال متحد مي نگرد و افزوده بودند که همه تلاش انگلستان براين است كه منافع حياتي خود را در خاورميانه حفظ كند، ولي به آمريكا در دفاع از جزاير انگلستان نياز مبرم دارد زيرا كه اطلاع يافته استالين مي خواهد در آينده و در زمان مقتضي 25 بمب اتمي بر انگلستان فرو افكند كه اگر چنين شود چيزي جز خاكستر از اين سرزمين باقي نخواهد ماند و تنها آمريكاست كه مي تواند با نيروي هوايي خود مانع چنين حمله اي شود. استالين که بتازگي داراي بمب اتمي شده بود معتقد بود كه تا قدرتي به نام انگلستان وجود داشته باشد، بحران، توطئه و در نتيجه دشواري هم در جهان وجود خواهد داشت.

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0714shah-hariman.jpg
اورل هريمن در طول فعاليت ديپلماتيك خود بارها از جانب سران امريكا به نهران آمد و با شاه ملاقات كرد. عكس بالا، يكي از اين ملاقاتها را نشان مي دهد. در كتاب خاطرات هريمن شرح اين ملاقاتها آمده است . هريمن ضمن يادداشتهاي خود، دكتر مصدق را مردي سخت و سازش ناپذير در مذاكره توصيف كرده است

dokhtare sahra
1390,04,27, ساعت : 21:09
روزي که محمد على شاه قاجار در ميهن خود، به سفارت روسيه پناهنده شد!
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0715shah.jpg

احمد ميرزا 12 ساله شاه ايران شد ---- محمدعلي ميرزا از شاهي خلع شد

24 تير ماه 1288 (15 جولاي 1909) شهر تهران پس از يک روز جنگ خياباني به دست افراد مسلح بختياري، گيلان و مجاهدین مشروطیت افتاد و محمدعلي شاه قاجار پس از اطلاع از آن، با خانواده اش به ساختمان تابستاني سفارت روسيه در زرگنده قلهک پناهنده شد. وي قبلا در سلطنت آباد مستقر شده بود و با اينکه هنوز پانصد قزاق و تعدادي توپ در اختيار داشت تصميم به تحصّن در سفارتخانه خارجي گرفته بود.
به تفسير برخي از مورخان، محمدعلي شاه با تحصّن در ساختمان تابستاني سفارت روسيه، پناهنده شدن به بيگانه را بر مذاكره با سران مخالفان و پذيرفتن شرايط آنان ترجيح داد كه در «تاريخ» به عنوان اقدامي حقارت آمیز ثبت شده است. همزمان، ساير مقامات نزديک به او نيز به سفارتخانه ها پناه بردند. چون (ظاهرا!) سفارتخانه هاي روسيه و انگلستان براي همه متقاضيان تحصّن جاي نداشتند به مقامهاي اضافي، هرکدام يک پرچم اين دو دولت داده شد تا بر بالاي خانه هايشان نصب کنند که کسي متعرضشان نشود!!. این وضعیت نيز یک لکه ننگ بر تاریخ ایران اضافه کرده است.
سفيران روسيه و انگلستان سپس به طور جداگانه و با لحني متفاوت از سردار اسعد و سپهدار تنکابني فرماندهان نيروهاي فاتح تهران خواستند که به زد و خورد پايان دهند و مسئله را از راه مسالمت حل کنند!. فاتحان تهران خواستار تسليم سرهنگ لياخوف (فرمانده روس نيروي قزاق مستقر در تهران كه مجلس را به توپ بسته بود) شدند که موافقت شد و لياخوف به فاتحان تهران مراجعه کرد و تامين خواست.
دو روز بعد يک شوراي عالي 28 نفري تشکيل و همان روز محمد علي شاه را به دليل پناهنده شدن در خاک وطن به سفارتخانه خارجي، از سلطنت خلع و پسر 12 ساله او احمد ميرزا را به سلطنت برداشت و چون او هنوز طفل بود؛ قرار شد که عضدالملک «ايلخان قاجار (رئيس وقت ايل مغول تبار قاجار)» نيابت سلطنت را بر عهده گيرد. این ایل به روش مغولهای قرون 12 ـ 14، هنوز «ایلخان» داشت!. احمد ميرزا در آن لحظه با پدرش در سفارت روسيه بود که از آنجا به کاخ سلطنتي انتقال يافت.
همه اين ماجرا نتيجه رقابت استعماري روسيه و انگلستان بود که روسيه از محمدعلي شاه و انگلستان از مجلسيان حمايت مي کردند!.

قتل آيت الله بهبهاني - خلع سلاح عمومي - کناره گيري رئيس الوزراء
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/behbahani.jpg

بهبهاني

15 جولاي سال 1910 (24 تير ماه 1289) چهار مرد مسلح وارد خانه آيت الله عبدالله بهبهاني از سران انقلاب مشروطيت شدند و او را كشتند. در اعتراض به اين عمل، مجلس شوراي ملي جلسات خودرا تعطیل کرد و کسبه تهران دست ازکار کشیدند و عزاي عمومي اعلام شد. حسن تقي زاده (كه سالها بعد رئيس سنا شد) به عنوان محرك اصلي وقوع این ضایعه معرفي شد و گفته شد كه قاتلان از كساني بودند كه خود را «مجاهد مشروطيت» مي خواندند، و به همين سبب دولت دستور خلع سلاح عمومي را صادر كرد. پنج روز بعد هم سپهدار تنكابني نخست وزير وقت كناره گيري كرد و ميرزا حسن خان (مستوفي الممالك) جاي او را گرفت. ميرزا حسن خان هنگام نخست وزيرشدن 37 سال بيش نداشت.

هشدار بموقع روزنامه هاي آلمان به ايران درباره تعرض نظامي شهريور 1320 ـ هشداری که به گوش شاه وقت نرسید و ایران اشغال نظامی شد

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/pahlavi-rezashah.jpg

رضاشاه

روزنامه هاي آلمان در شماره هاي 15 جولای 1941 خود (شش هفته پيش از تعرض نظامی انگلستان و شوروی در شهريور 1320) نوشته بودند كه انگلستان عليه ايران دست به توطئه چيني زده و دولت تهران نبايد فريب اظهارات «اسميرنوف» سفير دولت مسکو و «ريدرز بولارد» سفير دولت لندن را بخورد كه شايعه احتمال حمله نظامي به ايران را دروغ و نادرست اعلام كرده بودند. اين روزنامه ها (به اشاره دولت برلین) نوشته بودند كه انگلستان در حال انتقال نیروی نظامی از هند به مرزهاي غربي ايران (مرزهاي عراق با ايران) است و چرچيل اين موضوع (تصمیم خود) را به روزولت رئيس جمهور امريكا هم خبر داده است. (آمریکا هنوز وارد جنگ جهانی دوم نشده بود). روزنامه های آلمان به ایران هشدار داده بودند که براي برخورد با وقايع آتي، خودرا آماده كند و افزوده بودند که مسکو و لندن نیروی قابل ملاحظه برای مصاف با ایران را ندارند زیرا که واحدهای شوروی در زیر ضربات آلمان قراردارند و نظامیان انگلستان در منطقه مدیترانه و شمال آفریقا درگیر هستند.
هدف روزنامه هاي آلمان، اطلاع یافتن رضاشاه پهلوی بود تا چشم و گوش خود را باز كند، آماده باش نظامی اعلام و مراقب اطرافيان و مقامات دولتي و نظامي باشد و افراد مورد سوء ظن را، ولو موقتا، كنار بگذارد. از آنجا كه رضا شاه سازمان اطلاعاتي وفادار و مستقل از دولت نداشت و زبان ديگري را (جز پارسي) نمي دانست، و تنها از طريق مقامات دولتي مربوط از نوشته هاي مطبوعات ساير كشورها ـ آن هم به اختصار آگاه مي شد، آن هشدار ـ عمدا و يا سهوا ـ به گوش او نرسيد كه وطن قرباني خيانت چند نظامي ارشد و دولتمرد شد و بدون مقاومت چشمگير به اشغال نظامي بيگانه درآمد كه آثار اين اشغال تا دهها سال بعد ادامه داشت. دستگاههای اطلاعاتی وقت عبارت بود از رکن دوم ستاد ارتش (اطلاعات ارتش) و اطلاعات شهربانی (پلیس). رئیس اطلاعات ارتش (رکن ـ 2) یکی از مقاماتی بود که در شهریور 1320(بدون اطلاع شاه وقت) دستور محرمانه مرخص شدن نظامیان از پادگانهارا صادر کرده بود، حال آنکه که رضاشاه فرمان بسیج و آماده باش و دفاع داده بود.
محمدرضاشاه (پهلوي دوم) با توجه به اين ضعف پدر، از آغاز دهه 1970 براي اين كه خود مستقيما در جريان لحظه به لحظه تحولات جهان قرار داشته باشد، يك گيرنده اخبار اسوشيتدپرس را در دفتر کارش نصب كرده بود و دائما به آن سر مي زد، ولي اين كار نه تنها وقت اورا گرفته بود بلكه برخي از اوقات باعث ترس و دو دل ساختنش از تحولات شده بود و تصميمگيري هايش را به تاخير مي انداخت. قبل از دهه 1970، شاه از طريق بولتن هاي ويژه آژانس پارس و يا ارسال اصل اخبار واصله از طريق اين خبرگزاري به کاخ سلطنتي آگاه مي شد. ارسال اخبار روز ساير کشورها از مجاري وزارت امور خارجه، سريع و به موقع نبود. شاه بارها نسبت به دقت کار مترجمان اخبار آژانسها ترديد نشان داده و جريان را به مسئولان امر گوشزد کرده بود.

مسائل عمده ايران تا تير ماه 1357 (سال انقلاب) که باوجود هشدار، به آن توجه نشد
25 تيرماه سال 1357(نيمه جولاي 1978و در جريان انقلاب) كارشناساني كه مامور شده بودند «مسائل روز ايران» را بررسي و راه حل ارائه دهند تا دست كم از سرعت انقلاب كاسته شود اعلام داشتند كه ركود نسبي اقتصادي، تورم پول، متكي بودن بيش از حد به صادرات نفت، خروج غير ضروري ارز، پرداخت وامهاي بانكي از طريق توصيه و تشبث و خلاف منطق بازار پول، روزافزون بودن فاصله دارا و نادار، افزايش غير عادي بهاي خانه و زمين، «بيش از حد» مصرفي شدن جامعه (اسراف)، وجود فساد و بي دقتي در دستگاه دادگستري و رواج كارچاق كني و ... در اين دستگاه و نارضايتي مردم از اين بابت، تنبلي و گسترش عادت «امروز و فردا كردن» در سازمانهاي دولتي، فساد اجتماعي ناشي از ورود فرهنگ غرب به ايران و تضعيف اخلاقيات و منش سنتي ايراني و رواج عادات زيان آور اهم اين مسائل هستند و ....
اين كارشناسان اضافه كرده بودند كه مسائل اقتصادي كه همه فشارش بر طبقه كم درآمد وارد مي آيد عامل ديگري است براي رواج جنايت و فساد اجتماعي و عدم رضايت مردم از اين وضعيات است كه دسته دسته به انقلاب مي پيوندند. اين گروه لغو سال تحصيلي پيش روي و يا تاخير در آغاز آن و سختگيري در امور مطبوعات را راه حل ندانسته و پيشنهاد كرده بودند كه براي كاهش بهاي خانه و زمين بايد بر مابه التفاوت بهاي خريد و فروش (اگر معامله قبلي كمتر از 20 سال انجام شده باشد) تا شصت درصد ماليات وضع شود و تاكيد كرده بودند كه تورم پول به زير 10 در صد در سال پايين آمد، فروش ارز موقتا محدود شود و ... و تدابيري بكار رود ازجمله پخش گفتار آموزشي از راديو ـ تلويزيون كه عارضه «هركس تنها به فكر منافع خويش ـ خودخواهي» از ميان برود. رسانه ملي (راديو ـ تلويزيون) رسالت خودرا كه همانا تبليغ اخلاقيات و دادن اندرز است فراموش كرده و كارش شده است دوبله كردن فيلمها و برنامه هاي سرگرم كننده خارجي؛ بايد در برنامه هايش سريعا تجديد نظر كند.
مروري برمطبوعات آن زمان، اثري از توجه به اين توصيه ها را به دست نمي دهد.

در پي اعلام فضاي باز سياسي: اعتصاب سينماهاي تهران و اعلاميه مهم شوراي شهرستان تهران درباره مطبوعات
روزهاي بيست و چهارم تا بيست و هفتم تير ماه سال 1357 (اواسط جولاي 1978) درجريان اوجگيري انقلاب و صحبت از فضاي باز سياسي، در اعتراض به رفتار دولت 108 سينماي تهران دست به اعتصاب زده و درهاي خود را بسته بودند و 312 سينماي شهرهاي ديگر هم اعلام كرده بودند كه به آنها خواهند پيوست. در اين ميان، مردم و مطبوعات خواهان انحلال حزب دولتي رستاخيز و اعلام آزاد شدن تشكيل و فعاليت احزاب (با هر ايدئولوژي) شده بودند. به همين سبب، محمدحسين موسوي قائم مقام حزب دولتي رستاخيز از اين سمت كناره گيري كرد.
همزمان، انجمن شهرستان تهران (بنيادي جدا از شوراي شهر) با صدور اعلاميه اي مهم فضاي باز سياسي را تاييد كرد و خواستار آزادي مطبوعات شد. انجمن به عنوان يك نهاد رسمي خواستار خروج روزنامه هاي ايران از انحصار چند فرد، و نيز هرگونه مداخله دولت در امر روزنامه و روزنامه نگاري از جمله اختصاص آگهي هاي دولتي به روزنامه هاي كم تيراژ شد (كه نوعي كمك مالي دولت تلقي مي شد). اين انجمن در قطعنامه خود تاكيد كرده بود كه امور مطبوعات بايد در دست صنف مربوط قرار گيردتا مطالب آنها مورد اطمينان و قبول مردم باشد. اين انجمن تبعيض در دادن مجوز نشريه را نقض اصل آزادي بيان دانسته بود كه بايد جرم شناخته شود و گفته بود که صدور پروانه روزنامه عمومي، شرطي جز هدف حرفه اي داشتن و تاييد روزنامه نگار بودن متقاضي و يا مدير و سردبير آن نبايد داشته باشد و منظور قانونگذار از «شرط علمي و داشتن حداقل مدرک ليسانس از دانشگاه» همين موضوع بوده يعني علم روزنامه نگاري و داشتن تجربه در آن، و واضح است كه هدف، فرضا داشتن ليسانس داروسازي نبوده است. انجمن شهرستان تهران همچنين خواستار انتشار روزنامه هايي شد كه پروانه آنها به دلايل مختلف از جمله «عدم انتشار در مدت معين» لغو شده بود و استدلال كرد كه امتياز
روزنامه كه به يك فرد داده مي شود، قابل لغو شدن نيست، مگر به حكم دادگاه، نه تصميم توسط قوه مجريه.
وزير مربوط در كابينه، همان هفته با توجه به قطعنامه انجمن شهرستان تهران و در برابر فشار مردم و روزنامه نگاران قول داد كه با اصلاح قانون مطبوعات اين مساله حل خواهد شد، ولي معترضان از جمله سران سنديكاي نويسندگان رسانه ها ضمن رد قول وزير گفتند كه صدور پروانه نشريه كاري است صنفي و به صنف مربوط است نه دولت و قانون مطبوعات تنها بايد تخلفات و جرائم روزنامه نگاري را تعريف و تعيين؛ و نحوه دادرسي و ميزان جريمه و مجازات را روشن كند.
در اين ميان شوراي شهر تهران معروف به انجمن شهر اعلام كرد كه پس از پايان هر جلسه هفتگي شورا، «شهردار» ديگر گوشش بدهكار به شورا نيست و تهديد كرد كه اگر كار بر همين منوال ادامه يابد، در جلسات بعدي به او راي عدم اعتماد خواهد داد و فرد ديگري را به سمت شهردار برخواهد گزيد!.

dokhtare sahra
1390,04,27, ساعت : 21:34
روزي که مرداويز - قهرمان ملي ايرانيان همدان را آزاد ساخت
شانزدهم جولای 931 ميلادي «مرداويز» قهرمان ملي ايرانيان كه براي احياء استقلال، آزادی و حاکمیت ملی ايران كمر همت بسته بود شهر همدان را از عوامل خليفه عباسي پس گرفت و آنجا را به نام «مردم ايران» متصرف شد. همدان كه از آن به عنوان نخستين پايتخت ايران در هزاره اول پيش از ميلاد نام برده مي شود در سال 642 ميلادي (سال شكست ارتش ايران در نهاوند از عرب)، سقوط كرده بود.
مردآويز که از شمال ايران بپاخاسته بود سپس مناطق مرکزی ازجمله كاشان و اصفهان را متصرف شد؛ اصفهان را پايتخت ايران اعلام كرد و نخستين جشن سده پس از اضمحلال امپراتوري ساسانيان را در بهمن ماه در سال 933 ميلادي در آن شهر برگزار و تاکید کرد که مراسم «نوروز» و اعیاد ملی دیگر عينا مطابق عهد قديم برگزار شود و کسی جز به فارسی سخن نگوید.
ابوجعفر محمد ابن جرير طبري مورخ نامي ايران و صاحب تاريخ 16 جلدي طبري به سال 922 ميلادي درگذشت و موفق نشد شرح قهرماني هاي وطندوستانه هموطن خود، مرداويز، را برنگارد. در آن زمان در هر گوشه اي از ايران قهرماناني بپاخاسته بودند تا به وطن عظمت گذشته و استقلال بخشند و زبان پارسي را زنده نگهدارند كه درميان مازندراني ها و گيلاني ها (ديلمان) - اسفار (اسوار)، ماكان، مرداويز و پسران بويه بلند آوازه ترند.

سخنرايي ها
روزگار 26تیر


زادروز شاه اسماعيل صفوي
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0717esmaeel.jpg



17 جولاي زادروز شاه اسماعيل صفوي (اسماعيل يكم از دودمان صفويان) است كه در سال 1487 به دنيا امد و در سال 1501 ميلادي پس از پيروزي بر تركمانان آق قويونلو به قدرت رسيد و سال بعد شيعه اثني عشري را مذهب رسمي ايران قرار داد و سپس به تمركز امور در پايتخت و كوتاه كردن دست حاكمان محلي دست زد. او با سركوب كردن گردنكشان داخلي و نيز ازبكان در خراسان بزرگتر، و ضميمه ايران ساختن مجدد بين النهرين و ازجمله شهر بغداد به قلمرو ايران، دولت مرکزي نيرومندي مشابه دولت ساسانيان به وجود آورد.

استيضاح هژير به خاطر نشان دادن ضعف در قبال مسئله بحرين

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0717eskandari.jpg

عباس اسكندري

عباس اسكندري نماينده مجلس از حزب توده 26 تير ماه 1326 عبدالحسين هژير نخست وزير وقت را به سوء مديريت و در پيش گرفتن سياست نادرست در امور داخلي و خارجي كشور و نشان دادن ضعف در قبال مسئله بحرين متهم كرد و استيضاح او را تسليم داشت.
هژير كه 23 خرداد 1326 (34 روز پيش از استيضاح اسكندري) نخست وزير شده بود از همان آغاز كار با مخالفت هاي شديد و تظاهرات و اعتراض عمومي رو به رو بود به گونه اي كه موفق نشده بود تا ده روز وزيران خود را معرفي كند. هفته بعد از آن هژير پس از شرکت در جلسه استيضاح و شنيدن دلايل استيضاح كننده و ساير مخالفان، تقاضاي راي اعتماد کرد ولي با وجود همه مخالفت ها، چون كشور هنوز نتايج ناشي از جنگ جهاني دوم و اشغال نظامي و تبعات آن (از جمله مشكل آذربايجان و كردستان و ناامني راههاي جنوب شرقي) را كاملا پشت سر نگذارده بود با اكثريت ناچيزي تاييد شد و به حکومت ادامه داد.

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0717hajir.jpg

هژير

dokhtare sahra
1390,04,27, ساعت : 21:56
مقدمه ايجاد واحد ثابت در ارتش ايران

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0718sarbaz.jpg

تصوير يك سرباز پياده ايران در دوران هخامنشيان

بر پايه اسناد موجود در آرشيوها و آثار باستاني، در چنين روزهايي (ماه اول تابستان ـ جولاي) در سال 465 پيش از ميلاد در خيابانهاي شهر شوش و نيز تخت جمشيد كه به تازگي تكميل شده بود سربازان تازه اي با يونيفورم ويژه و تنها مسلح به نيزه و كمان و دشنه كمري (خنجري كه خميدگي و انحناء نداشت) كه با نظم خاصي گام برمي داشتند و هر دم به اطراف خود متوجه نمي شدند، داراي قدي بلند و باريك اندام بودند جلب نظر مي كرد و نمايندگان سياسي ملل دوردست در دو پايتخت امپراتوري ايران اين رويداد را گزارش كرده اند. اين سربازان تازه، مقدمه ايجاد يك واحد ثابت ارتش ايران شدند كه نام سپاه جاويدان - سپاهي كه سربازانش پس از هر جنگ به خانه و كسب و كار خود باز نمي گشتند و در سربازخانه در حالت آمادگي بسر مي بردند - به خود گرفت، درست مشابه ارتشهاي امروز در جهان و حرفه سپاهي گري و به قول خواجه نظام الملك «سپاه وري» در جهان خلق شد. افراد اين واحد منظما تمرين و مشق نظامي مي كردند و سازماني درجوار خود داشتند كه همواره در تلاش براي تهيه سلاحهاي تازه و يافتن تاكتيك هاي جديد و پيدا كردن راه مقابله با فنون نظامي ساير ملل بود (سازمان اطلاعات ارتش)؛ سازمان ديگري مهمات و تداركات و اسب و ساز و برگ براي اين واحد را تهيه مي كرد و گروهي هم بودند كه در سراسر ايران به جستجوي بهترين و شايسته ترين نوجوانان و جوانان براي جذب به اين واحد مي پرداختند و از نوجواني اين پسران را زير آموزش و پرورش ويژه قرار مي دادند از جمله كه بايد به ياد مي داشتند كه نبايد در جنگ عقب نشيني كنند و يا تسليم دشمن شوند: مرگ يا پيروز شدن. يك دسته 120 نفري از اين واحد، در طول جنگ مامور محافظت از پرچم بود كه بعدا به نام «كاوه» نخستين انقلابي جهان كه بر ضد ظلم و زورگويي بپاخاست «درفش كاويان» خوانده مي شد. اسپارتاكوس دومين انقلابي بنام جهان در قرن اول پيش از ميلاد و مدتها پس از «كاوه» بر ضد زورگويي و ستم قيام كرد.
ژنرال «كولن پاول» وزير امور خارجه پيشين آمريكا كه قبلا رئيس ستاد ارتش اين كشور بود در كتاب خاطراتش درباره واحد جاويدان ارتش ايران نوشته است كه «... ما در تاريخ هاي نظامي درباره استقامت و وفاداري سپاه (گارد) جاويدان ايران باستان مطالب بسيار خوانده بوديم و ژنرالهايي كه در زمان شاه از ايران به آمريكا مي آمدند و مهمان ما بودند و پس از انقلاب بيشترشان اعدام شدند با تاكيد مي گفتند كه گارد جاويدان با همان كيفيت دوران باستان در ايران امروز بازسازي شده است، ولي با تعجب ديديم كه در سال 1979 چگونه افراد اين گارد كه ما منتظر اقدام آنان بوديم، در برابر انقلابيون، همچون برگ خزان بر زمين افتادند و هيچ شدند و ....».

شکست سلجوقیان از صلیبیون اروپایی
قلیج ارسلان حکمران سلجوقی بخشی از آناتولیا (ترکیه امروز) که از اصفهان بازگشته و برجای پدرش سلیمان اوغوز نشسته بود در ژوئن 1098 شهر تاریخی آنتیوک را به صلیبیون اروپایی باخت.. ملکشاه سلجوقی قلیج را شش سال در اصفهان به صورت گروگان نگهداری می کرد تا پدرش گردنکشی نکند. پس از مرگ ملکشاه در 1092 میلادی، طولی نکشیدکه قلیج آزادشد و به آناتولی بازگشت که گرفتار تعرض صلیبیون شد. وی در 21 می 1097 نیر از صلیبیون شکست خورده بود.
صليبيون اروپايي از آنتیوک به فلسطین رفتند و 15 جولای 1099 ميلادي در بيت المقدس (اورشليم) بر كليساي رستاخير مسيح دست يافتند و به هدف ديرين خود كه تربت عيسي دردست مسيحيان باشد رسيدند. 18 اكتبر سال 966 ميلادي اين قديمي ترين كليسا (كه اينك مقرّ اسقف ارتدكس بيت المقدس است) به دستور طارق معروف به «حاكم بامرالله» سلطان مصر و سوريه ويران شده بود و اين اقدام، خشم مسيحيان اروپايي را برانگيخته بود كه بهانه لشكركشي ها و جنگهاي صليبي قرار گرفت.
آنتیوک در قرن چهارم پیش از میلاد به تصمیم سلوکوس یکی ازجانشینان اسکندر در حاشیه خلیج اسکندرون ساخته شد و یکی از چهار شهری بود که سلوکوس در سوریه بزرگتر ساخته بود. این شهر سپس 9 قرن عملا میدان جنگ دو امپراتوری ایران و روم بود. اعراب مسلمان در سال 637 میلادی آن را که در دست روم شرقی بود متصرف و به «انتاکیه» تغییر نام دادند. خسروانوشیروان ـ شاه ساسانی ایران در سال 538 میلادی شخصا از شهر آنتیوک که در تصرف ایران بود دیدارکرد. پیش از او، شاپور یکم در سال 256 میلادی به آنتیوک رفته بود.

جنگ نفت و نفوذ آمريكا و انگلستان در خاورميانه و ماجراي قتل «رابرت ايمبري» نايب كنسول سفارت آمريكا در تهران

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/robert-imbrie2.jpg

Robert Whitney Imbrie

18 جولاي 1924 و در آن سال مصادف با 27 تيرماه 1303 هجري خورشيدي سرگرد «رابرت ويتني ايمبري» 41 ساله نايب كنسول سفارت آمريكا در تهران هنگام عكسبرداري از يك سقّاخانه درخيابان «آشيخ هادي» مورد حمله گروهي از مردم قرارگرفت و اين وضعيت تا قزاقخانه و بيمارستان نظميه و مرگ او در اطاق عمل ادامه يافت. درباره اين قتل و توطئه بودن و نيز بهره داري هايي كه از آن شده است تاكنون چندين كتاب و صدها رساله انتشار يافته ولي اصل قضيه هنوز درپرده ابهام است.
طبق نوشته هاي در دسترس، ظاهر قضيه از اين قرار بود:
از نيمه تيرماه 1303هجري خورشيدي و در دوران نخست وزيري ژنرال رضاخان كه وزير جنگ و سردار سپه هم بود در تهران ميان مردم معمولي سخن از كرامات سقّاخانه خيابان آشيخ هادي و چاه آب آن بود و هر روز گروهي از مردم در آنجا جمع مي شدند. اين جمعيت بتدريج به دادن شعار ضد بهايي پرداخت، زيرا كه گفته شده بود بهايي ها به داخل آن چاه، زهر ريخته اند. اين شعارها يهوديان تهران را نيز نگران ساخته بود.
سرگرد ايمبري Robert Whitney Imbrie نايب كنسول آمريكا در تهران كه در ماه مه (دو ماه پيش از آن) به اين سمت منصوب شده بود تصميم به تحقيق محلي در اين باره گرفت كه امور تهران را تحت الشعاع قرارداده و زندگاني روزمره پايتخت را مختل ساخته بود. وي 27 تيرماه (18 جولاي) ملوين سيمورMelvin Seymour را كه يك «نفت كار» بود و از ورود به ماجرا هم نمي هراسيد با خود برداشت و با درشكه و دوربين عكسبرداري به خيابان آشيخ هادي رفتند و بناي برداشتن عكس از جماعت و سقّاخانه را گرفتند.
در اين اثناء جواني (به نام حسين و 17 ساله) از ميان جمعيت و با صداي بلند اين دو تن را بهايي خطاب كرد و گفت كه همين ها به داخل چاه زهر ريخته اند. جمعيت كه اين را شنيد با چوب و سنگ و هرچه را كه دردسترس بود به جانشان افتاد كه مجروح شدند. گويا ماموران نظميه (پليس) هم كه آنجا بودند مانع از حمله جمعيت نشدند (كه گزارش شده است جمعيت افزون بر هزار تن بود) و حتي يك مامور مسلّح دركتك زدن دو آمريكايي با جمعيت همدست شد.
ايمبري و سيمور با اينكه مجروح شده بودند و پرتاب سنگ، پاره آجر و چوب بسويشان ادامه داشت با درشكه خود به سوي قزاقخانه و مريضخانه نظميه (پليس) كه درهمان نزديكي بود گريختند. جمعيت درشكه را دنبال كرد. دو آمريكايي پس از رسيدن به قرارگاه نظامي خود را معرفي كردند ولي (طبق نوشته ها)، ماموران و حتي گارد قرارگاه از آنان حمايت نكردند. اين دو تن پس از عبور از گارد نگهبان مدخل قرارگاه و ورود به محوطه نظامي، با اينكه جمعيت همچنان در تعقيبشان بود خود را به ساختمان بيمارستان نظميه رسانيدند و به اطاق عمل منتقل شدند كه افراد جمعيت وارد اطاق عمل شدند و ايمبري را با وارد ساختن ضربات تازه كشتند. پس از مرگ، در بدن سرگرد ايمبري جاي 40 زخم شمرده شد از جمله يك زخم شمشير سنگين يك دم (كه ويژه افراد قزاق بود) در جمجمه او.
خبر قتل نايب كنسول آمريكا به گوش ژنرال رضاخان پهلوي رسيد و وي بي درنگ به رياست ژنرال مرتضي يزدانپاه (درآن زمان سرتيپ) در تهران حكومت نظامي اعلام كرد و متعاقب آن گروهي دستگير شدند.
روز بعد (28 تيرماه 1303) جسد ايمبري با حضور ژنرال رضاخان پهلوي و وزيران كابينه اش تشييع و در محلي ويژه قرارداده شد تا بعدا به آمريكا انتقال يابد. اين تشييع جنازه با حضور سردار سپه همه را متعجب ساخت و رنگ سياسي به قضيه داد مخصوصا كه بيست و نهم تيرماه، مجلس نيز از اين قتل ابراز تاسف كرد و وزارت امورخارجه ايران اعلام داشت كه به خانواده مقتول غرامت (خونبها) پرداخت خواهد كرد كه «كاترينCatherine» زن ايمبري تقاضاي شصت هزار دلار غرامت كرد. دولت ايران حتي حاضر شد كه نيم ميليون دلار هزينه انتقال جنازه سرگرد ايمبري را با يك ناو جنگي آمريكايي به وطن جهت دفن در بيمارستان ملي آرلينگتن بپردازد.
اين اقدامات شتابزده دولت ايران و ضديت اقليّت مجلس و اعتراض اين اقليت و ازجمله حسن تقي زاده به اعلام حكومت نظامي و بعدا استيضاح دولت و كتك خوردن اعضاي اقليت در خانه هايشان و ردّ استيضاح آنان و علني شدن تدريجي پيشينه سرگرد ايمبري و سپس ديدار پرسر و صداي ژنرال رضاخان از خوزستان و تشكيل كابينه تازه، سوي ديگر قضيه را به ميان كشيد و قتل ايمبري را از ظاهر ساده اش كه در بالا آمد خارج ساخت و به آن رنگ توطئه و بهره برداري از آن را داد از اين قرار:
پس از يك رقابت سه ساله كه از پايان جنگ جهاني اول و افتادن بين النهرين و جزيرة العرب به دست انگليسي ها، ميان لندن و واشنگتن برسر نفت خاورميانه آغاز شده بود، دولت لندن قبول كرد كه دست آمريكا (كمپاني هاي آمريكايي) را در نفت عراق و نفت احتمالي نقاط ديگر جزيرة العرب (كه هنوز نفتي در آنجا به دست نيامده بود) بازبگذارد. به باور برخي از مورخان، نزديك شدن آمريكا به كردهاي عراق لندن را مجبور به اين سازش كرده بود. اين سازش يك شرط داشت و آن اين بود كه آمريكا به نفت ايران چشم نداشته باشد و اين نفت كه درانحصار انگلستان بود همچنين انگليسي باقي بماند. ديري نگذشت كه لندن متوجه شد كه به رغم اين سازش، ميان تهران و كمپاني نفتي آمريكايي «سينكلر اويلSinclair Oil» تماس هايي برقرار شده است. متعاقب اين خبر، لندن همچنين شنيد كه دولت آمريكا سرگرد رابرت ايمبري دوست «آلن دالس» رئيس اداره خاور ميانه وزارت امورخارجه آمريكا را از استانبول به تهران فرستاده است. ايمبري كه در اصل يك افسر اطلاعاتي بود در لباس نايب كنسول به كار اصلي خود مشغول بود. وي قبلا و از زمان انقلاب بلشويكي روسيه؛ در سن پترزبورگ، فنلاند و استانبول با افسران تزاري و مخالفان كمونيست شدن روسيه تماس داشت، به آنان كمك مي كرد و اطلاعات مربوط به پيشرفت كمونيستها را به واشنگتن مي فرستاد. لندن حدس زده بود كه قصد آمريكا از انتقال ايمبري به تهران نفوذ در ايران و به ويژه به دست آوردن امتيازهاي نفتي است.


http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/bell.jpg
Gertrude M. L. Bell



Gertrude M. L. Bell

فعاليت هاي سرگرد ايمبري در خاورميانه (استانبول و تهران) ديرتر از كارهاي بانو
گرترود مارگارت بل Gertrude M. L. Bell (باستانشناس، آگاه از تاريخ خاورميانه، عرب شناس، تحليلگر سياسي، نويسنده و در عين حال جاسوس انگليسي) آغاز شده بود. بانو بل (متولد در 14 جولاي 1868 و متوفا در12 جولاي 1926) آغاز شده بود كه درجريان جنگ جهاني اول به سرهنگ لورنسT.E. Lawrence، ژنرال كليتون Gilbert Clayton و پرسي كاكس Percy Cox كمك كرد تا طوايف جزيرة العرب را برضد عثماني متحد، به سلاحهاي انگليسي مجهز و به شورش وادار كنند، طايفه هاشمي را از حجاز به اردن كوچ دهند و اميران اين طايفه را به پادشاهي دو كشور «لندن ساخته» اردن و عراق برگمارند، از سه ايالت (ولايت) سابق عثماني در بين النهرين كشور عراق را بسازند و مرزهايش را تعيين كنند ازجمله مرز مسئله ساز ايران و عراق را. سرگرد ايمبري كه در جنگ جهاني اول و در جبهه فرانسه شركت كرده بود بعدا به وزارت امورخارجه آمريكا منتقل شده بود. ايمبري در نخستين ماه اقامت در تهران گزارش كرده بود كه لندن مايل به تغيير نظام ايران از سلطنتي به جمهوري نيست كه روشنفكران ايراني خواهان آنند زيرا كه تصور مي كند سازش با حكومت فرد (سلطنت) آسانتر از حكومت جمع (جمهوري) است.
درپي قتل سرگرد ايمبري، سفارت آمريكا گزارش مفصلي در اين زمينه براي وزارت امور خارجه اين كشور تهيه كرد و اين گزارش كه علني است تا كنون مورد استناد مولفان متعدد ازجمله «مايكل زبرينسكي» قرارگرفته است كه در سال 1986 در اين زمينه كتابي منتشر ساخته است.
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/bell2.jpg

بانو «بل»، زماني که در عراق بود



روزي که محمد ولي خان تنکابني (سپهسالار) خود کشي کرد

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0718valikhan.jpg

عكس محمد ولي خان، زماني كه تهران را تصرف كرد (1288 خورشيدي)



محمد ولي خان تنكابني (سپهسالار) كه بارها وزير و نخست وزير بود و در حمله مسلحانه به تهران و خلع محمدعلي شاه از سلطنت، فرماندهي داوطلبان شمال را برعهده داشت 27 تيرماه 1305 (18 جولاي 1926) در 84 سالگي در خانه اش با شليك گلوله خودكشي كرد. در اين زمينه پژوهش كافي صورت نگرفته است و به همين دليل انگيزه سپهسالار از خودكشي، هنوز به درستي روشن نيست.

پایان کار اسماعیل سمیتقو
18 جولای 1930 (27 تيرماه1309) رضاشاه پهلوی به کردنکشی دسته ای از کردها به ریاست اسماعيل سميتقو (معروق به اسماعيل آقا) پایان داد. در این روز اسماعیل آقا و شماري از دستيارانش كه سالها باعث ناامني در شمال غربي ایران بودند در اشنويه به دست لشكر آذربايجان از پاي درآمدند. رضاشاه قبلا تلاش كرده بود كه اين مسئله به صورت مسالمت آميز حل شود و در اجراي اين سياست، حتي شخصا با اسماعيل آقا ملاقات كرده بود ولي نتيجه عملي نگرفته بود. افراد اسماعیل آقا در مرز سه کشور (ایران، ترکیه و عراق) فعالیت داشتند و به همین سبب (عبور سریع از یک کشور به کشور دیگر) تعقیب آنان دشوار بود.

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0718esmaeel.jpg
اسماعيل سميتقو

موافقت با آتش بس ميان ايران و عراق
دولت جمهوري اسلامي ايران 18 جولاي 1988 (27 تيرماه 1367) تصميم گرفت كه قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل را بپذيرد، با آتش بس موافقت كند.
در پي قعطنامه 582 كه مورد اعتناء قرار نگرفته بود، شوراي امنيت سازمان ملل 20 جولاي1987 قطعنامه 598 را كه در آن از عراق و ايران اكيدا خواسته شده بود به جنگ پايان دهند به اتفاق آراء تصويب كرد. اين قطعنامه که از آگوست 1988 به اجرا درآمد. شوراي امنيت در قطعنامه خود ادامه جنگ دو کشور را محکوم کرده بود. اين جنگ که عراق آغازگر آن بود هشت سال طول کشيده بود. اين جنگ از 22سپتامبر 1980 (آخر شهريور 1359) با تعرض عراق به ايران آغاز شده بود. در آن زمان هنوز ارتش ايران نظم گذشته را به دست نياورده و بازسازي آن تكميل نشده بود. اين جنگ تلفات و زيانهاي مالي هنگفت به ايران وارد ساخت.
در جريان اين جنگ دوبار رونالد رامسفلد از مقامات وقت کاخ رياست جمهوري آمريکا (و بعدا وزير دفاع اين کشور) در بغداد با صدام حسين رئيس جمهور وقت عراق ملاقات کرده بود. عکس زير از يکي از اين دو ملاقات برداشته شده است:
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/saddamrumsfelded.jpg

dokhtare sahra
1390,05,08, ساعت : 01:34
دیدار داریوش از مصر و دستور تدوین تاریخ مصریان
كشفيات باستانشناسي مبدأ تقويم مصري هارا روزي مصادف با 19 جولای سال 2781 پيش از ميلاد (28 تیرماه) به دست داد که از آن پس رویدادهای مصر باستان با آن تطبیق داده می شود. رویدادهای مصر باستان (از آغاز پيدايش خط و علائم قابل خواندن تا 25 قرن پیش) به دستور داريوش بزرگ ـ شاه هخامنشی ایران جمع آوری و حفظ می شود که پس از کشف مبدأ تقویم مصریان و تطبیق آن با سال میلادی، زمان وقوع رویدادهای مصر به تقویم میلادی تبدیل شده است. داريوش كه در سال 517 پيش از ميلاد براي ديدار از ساتراپي مصر به اين منطقه متصرفي ايران باستان رفته بود پس از مشاهده تمدن و آثار تاريخي و ابنيه مصر به يك هيات مركب از آگاهان مصري و پژوهشگران ايراني، يوناني، فنيقي و يهود ماموريت داده بود که تاريخ مصريان تا آن زمان را جمع آوري، تنظيم و تدوين كنند كه باقي مانده و از مآخذ تاريخ مصر در قرون قديم قرار گرفته است. داريوش در مصر جنوبي معبدي براي مصريان ساخته كه تقريبا دست نخورده باقي مانده است و تصوير او بر ديوار معبد وجود دارد. ايرانيان در زمان دودمان هخامنشيان به مدت 120 سال و چند ماه بر مصر حکومت کردند.
آثار همين داريوش بزرگ و دودمان هخامنشي ـ داريوشي كه اين همه دقت و دلسوزي براي تاريخ و حفظ ابنيه باستاني ملل ديگر از خود نشان داد، به حكم يك قاضي (مستقر در ايالت ايلي نوي) بايد بابت غرامت كاري كه ايرانيان انجام نداده اند ازدست برود. اين آثار به امانت به دانشگاه شيكاگو سپرده شده بود تا آمريكاييان تمدن 25 قرن پيش بشر را به چشم ببينند. آثار امانتي مورد بحث متعلق به همه نسلهاي ايران زمين (ساكنان قلمرو ايران باستان) و هويت ملي آنان است كه ضبطشان به منزله مصادره اموال مشترك (ملي) ايشان است كه منطقا امكان پذير نمي تواند باشد.

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0718persianartifact.jpg

عامل عصیان قندهاریها و جنگ داخلی ایرانیان ـ چون گرگين خان گرجي ختنه شده بود شاه سلطان حسين اورا فرماندار قندهار کرد!
شاه سليمان صفوي 19 جولای 1688 ميلادي (تیرماه 1067 هجري خورشيدي) گرگين خان حاكم گرجستان را كه مردم اين سرزمين وابسته به ايران وقت از جور و ستم او به تنگ آمده بودند و عريضه به دربار اصفهان فرستاده بودند بركنار كرد. شش سال بعد، شاه سلطان حسين كه در 1693 و پس از مرگ پدر بر جاي او نشسته بود، به توصيه درباريان مغرض و رشوه خوار خود که گرگین خان ختنه و مسلمان شده است، وي را حاكم قندهار ساخت كه تعدّي او به قندهاري ها سبب طغيان آنان و جنگ داخلي ايرانيان شد که مآلا به عمر دودمان «صفويه» پايان داد. گرگين خان با آداب و رسوم قندهاري ها آشنا نبود و خشونت می کرد. همين امر و بی اعتنایی او نسبت به رسوم قندهاري ها، وی را در نظر آنان به صورت فردي مخوف جلوه گر ساخته بود که آمادگي يافته بودند براي رهايي از دست وي به هر اقدامي بر ضد او دست بزنند.

بازگشت محمدعلی شاه مخلوع به ایران به قصد پس گرفتن تاج و تخت با کمک روسیه
محمدعلي ميرزا، شاه مخلوع قاجار، با حمايت روسيه به منظور پس گرفتن تاج و تخت از پسرش سلطان احمدشاه، 28 تيرماه 1290 (19 جولای 1911) با سپاهي از طريق تركمنستان روسيه وارد گرگان شد تا از آنجا به تهران آيد. در تهران، محمد ولي خان تنكابني رئيس الوزراء وقت پس از شنيدن اين خبر، از ترس به انگليسي ها نزديك شد و چند رجل هوادار انگلستان از جمله وثوق الدوله! را وارد كابينه كرد و ....
«تاريخ» نشان داد كه هواداران محمدعليشاه پس از چند جنگ و گريز و حتي رساندن خود به دماوند به هدف نرسيدند و شكست خوردند. ولی اقدام آنان بیش از پیش دولت تهران به دامان انگلستان افکند. در آن زمان (سه سال پیش از آغاز جنگ جهانی اول و دوران صلح مسلح)، انگلستان و روسیه به دوستی و سازش با یکدیگر نیاز مبرم داشتند زیرا که آلمان و اتریش به ایتالیا نزدیک و اتحادیه سازی می کردند.

اولتيماتوم لندن و مسکو به رضا شاه ـ شمار نيروهاي مسلح ايران چهل برابر نظاميان مهاجم بود، ولي ...
در پي سه هفته بازي دپپلماتيك به منظور اغفال رضاشاه، و پس از رسيدن نيروهاي انگليسي از هند به عراق، 28 تيرماه 1320 لندن و مسكو چهره عوض كردند و به تهران يك اخطار «اولتيماتوم مانند» تسليم داشتند كه بي درنگ و بدون چون و چرا آلماني ها را از خاك خود بيرون كند.
با اين كه سرانجام رضاشاه به اخطار لندن و مسكو گردن نهاد و آلماني ها خروج از ايران و عمدتا از طريق تركيه را آغاز كرده بودند، سي و هفت روز پس از صدور آن اولتيماتوم، نيروهاي انگلستان و شوروي وارد ايران شدند. ظاهرا اين سي و هفت روز براي تباني انگليسي ها با برخي از ژنرالها و مقامات و رجال وقت تهران کافي بود تا نظاميان را بدون اطلاع شاه (فرمانده کل قوا) مرخص کنند، کشوررا بي دفاع سازند و .... شمار نيروهاي مسلح ايران قبل از اجراي توطئه مرخص کردن نظاميان از سربازخانه ها چهل برابر نيروهاي مهاجم بود!.

dokhtare sahra
1390,05,08, ساعت : 01:43
ماموریت سرجان ملکم در ایران و آغاز سلطه طولانی لندن
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/malcom-sirjohn.jpg[/I0000ffMG]

تصويري از سر جان ملکم

لُرد ولسلی (ریچارد کالی وسلی) فرماندار انگلیسی هندوستان در جولای 1799 جان ملکم نظامی ـ دیپلمات انگلیسی را که زبان فارسی می دانست و تاریخ ایران را خوانده بود ماموریت تهران داد تا وضعیت و راه رفتار با مقامات وقت ایران را به دست آورد و بکوشد با دولت ایران قراردادی با هدف تامین منافع انگلستان در منطقه امضا کند.
ملکم تا سال 1810 سه بار به عنوان مامور دولت انگلستان به ايران سفر کرد. تالیف هزار صفحه ای او درباره ایران و ایرانیان زیر عنوان «تاریخ ایران» که در جولای 1813 انتشار یافت و در 1815 تجدید چاپ شد و دو قرارداد سیاسی و تجاری با دولت فتحعلی شاه قاجار محصول این دیدارهاست که راه را بر نفوذ دولت لندن در ایران بازکرد و پیامدهای بسیار داشت. توصیف سر جان ملکم از ایرانیان پس از گذشت دو قرن همچنان راهنمای تعامل دولتهای دیگر با مقامات تهران است. جان ملکم ایرانیان وقت را مردماني خودخواه، متلوّن (دمدمي مزاج)، متفرق، دیکتاتورخواه و ... خوانده است [که این روانشناسی میراث سلطه مغولان است و ساکنان جنوب و شرق روسیه، بخشهایی از افغانستان و تمامی آسیای میانه هم روانشناسی مشابه ای دارند]. مي دانيم وقتي در غرب به كسي وصله «خودخواهي و خود بيني» بزنند يعني كه مي شود با او وارد چانه زدن شد و احتمالا وي را خريد و ....
جان ملکم بعدا متهم شد که بیش از حد به مقامات تهران هدیه (بخوانید؛ رشوه) داده بود. اتهام رشوه دهی عمدتا از سوی سر هارفورد جانز [سفیر دولت لندن در تهران از 1807 تا 1811 و مولف تاریخ قاجاریه) به سر جان ملکم (متولد 1769 و متوفی در 1833) وارد آورده شده بود. بیشتر هدایا برای جلب مقامات تهران به امضای قرارداد دسامبر 1800 بود. ملکُم 29 دسامبر 1800 با دولت تهران پیمانی امضاء کرد که پیمان فیکن اشتاین عملا به آن پایان داد. طبق آن پیمان که در کتب تاریخ معاهده «ژانویه 1801» نوشته شده است، دولت ایران متعهد شده بود که نه تنها از تعرّض پشتون ها به متصرفات دولت لندن در هندوستان [پاکستان امروز] جلوگیری کند بلکه مانع حملات قدرت های اروپایی [منظور؛ روسیه و فرانسه] از طریق ایران به این سرزمین [هندوستان انگلستان] شود. دولت تهران همچنین متعهد شده بود اجازه اقامت و فعالیت نامحدود در بنادر ایران به بازرگانان انگلیسی و هندی تبعه انگلستان بدهد و از چند نوع کالای انگلیسی (با ذکر نوع کالا) عوارض گمرکی دریافت نکند و در عوض، انگلستان به ایران اسلحه و مستشار نظامی بفرستد. انگلیسی ها بعدا با کشیدن خط مرزی «دوراند» و تقسیم قبایل پشتون [که اینک در پاکستان مسئله ساز شده اند] نگرانی خود از تعرّض به هندوستان را برطرف کردند.
طبق قرارداد نهم جون 1807 فینکن اشتاین (ناپلئون و ایران)، ناپلئون بناپارت تمامیت ایران را برسمیت شناخت و منطقه قفقاز جنوبی و شرقی ازجمله گرجستان را [که در آن زمان، روسیه به تفلیس و باکو نیرو فرستاده بود] بخشی از قلمرو ایران اعلام کرد و قول داد که به ایران کمک کند تا روسیه را از قلمرو تاریخی خود براند، اسلحه و مستشار نظامی و کارشناس به ایران بفرستد. درعوض، ایران متعهد شد که با دولت لندن دوستی نداشته باشد و به فرانسه کمک کند تا هندوستان را از چنگ انگلستان خارج سازد و برای رسیدن به این هدف با سران قبایل پشتون (افغانهای ساکن جنوب شرقی و مشرق افغانستان امروز، پاکستان شمال غربی و غرب و منطقه کویته) به تفاهم برسد که در مساعی مربوط به برچیدن استعمار لندن در هندوستان همکاری کنند.

روزهاي پيش از 30 تير 1331 كه ايران متشنج بود

[IMG]http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0720mosadegh.jpg

مصدق

20 جولاي 1952 (29 تيرماه 1331) تهران و بسياري از شهرهاي ايران به حالت نيمه تعطيل درآمده بود. اين وضعيت از چهار روز پيش از اين، از لحظه اي كه اعلام شده بود دكتر مصدق به علت پذيرفته نشدن پيشنهادهايش از سوي شاه كناره گيري كرده و استعفاي او از نخست وزيري پذيرفته شده است به چشم مي خورد.
مردم خشمگين و آماده بپاخيزي بودند. دكتر مصدق كه از شانزدهم تير ماه با مجلس سنا درگيري پيدا كرده بود 25 تيرماه از شاه خواسته بود كه علاوه بر تصدي نخست وزيري، وزير جنگ هم باشد كه شاه نپذيرفته بود. همان روز دكتر مصدق استعفانامه خود را براي شاه فرستاد و در آن تاكيد کرد كه چون پيشنهادهاي منطقي و اصولي او كه اجرايشان براي پيروزي مبارزات مردم ايران لازم است، مورد قبول شاه قرار نگرفته است و احساس مي كند كه شاه به وي اعتماد ندارد و با اين وضعيت ادامه خدمت موفقيت آميز به وطن ممكن نيست، لذا كناره گيري خود را تسليم مي كند.
شاه استعفاي دکتر مصدق را همان روز پذيرفت و احمد قوام (قوام السطنه) را مامور تشكيل كابينه كرد و در اعلاميه مربوط، وي را "حضرت اشرف" خواند و تصريح كرد كه نسبت به او اعتماد كامل دارد.
روز بعد، قوام السطنه دست به انتشار اعلاميه سراسر تهديد و بي سابقه خود، "كشتي بان را سياستي دگر آمد" زد و بر خشم مردم افزود و سيل تلگرام به حمايت از دكتر مصدق از سراسر ايران به سوي تهران روان شد. همان روز، 28 تن از نمايندگان مجلس هم اعلام كردند كه بدون حضور دكتر مصدق، با فردي ديگر براي ادامه نهضت ملي همکاري نخواهند كرد و كشور متشنج شد.
روز 28 تير، قوام با يك اشتباه سياسي ديگر كه درخواست انحلال مجلس از شاه بود بر دامنه تشنج افزود. بازار تعطيل شد و در همه جا تظاهرات به راه افتاد و جبهه ملي روز سي ام تير را تعطيل عمومي اعلام كرد.
در پي اين تصميم جبهه ملي، تظاهرات عمومي وسيعي به راه افتاد، از همه جا صداي حمايت از دكتر مصدق بلند بود و درگيري هاي خشونت آميزي روي داد كه به كشته شدن عده اي منجر شد.

تند شدن لحن دولت شاه نسبت به آمریکا و نتیجه آن
در جولای 1974 و در جریان مسئله «واتر گیت»، برغم دوستی دیرین شاه [محمدرضا پهلوی] با ریچارد نیکسون [معاون آیزنهاور در زمان براندازی 28 امُرداد و رئیس جمهور آمریکا از 20 ژانویه 1969 تا 9 آگست 1974 ـ متوفی در اپریل 1994]، دو دولت برای نخستین بار یکدیگررا با لحن تند خطاب کردند. 19 تیرماه 1353 (دهم جولای 1974) دولت آمریکا به دولت های عضو اوپک اخطار کرد که تولید نفت را کاهش ندهند زیراکه بهای آن بالا می رود و به اقتصاد کشورهای مصرف کننده آسیب می زند و مفسران رسانه های آمریکا دولت ایران را عامل فشار به اعضای اوپک برای کاهش میزان تولید به دست داده بودند. قبلا به سنای آمریکا پیشنهاد شده بود که رای به قطع کمک نظامی به ایران و فروش اسلحه بدهد تا اخطاری به سایر نفتدارها باشد. امیرعباس هویدا نخست وزیر وقت بیستم تیرماه اخطار واشنگتن را اقدامی سلطه گرانه (امپریالیستی) اعلام کرد و گفت که دولت ایران به خارجی اجازه مداخله در امور خودرا نخواهد داد، گرچه این خارجی دوست قدیمی ایران باشد و شاه که عزم دیدار از فرانسه را کرده بود گفت «تاریخ» نشان داده است کشوری از یک صلح پایدار برخوردار خواهد بود که توان دفاع از خودرا به تنهایی داشته باشد و ما به عنوان برادربزرگ ملل ایرانی تبار باید پنجمین قدرت نظامی جهان شویم و در این راستا دستمان را برای تولید و خرید اسلحه از هرکشور بازبگذاریم و بخشی ازدرآمد اضافی نفت را در نقاط دیگر سرمایه گذاری کنیم و با بهره متناسب وام بدهیم. برهمین پایه، پارلمان ایران 23 تیر (14 جولای 1974) به دولت اجازه داد وام و اعتبار خارجی بدهد. اندکی بعد هم خرید جنگ افزار از دولت مسکو آغاز شد. به باور برخی از مورخان، این شاخ و شانه کشی سبب شد که دولت واشنگتن [جیمی کارتر] و احتمالا به اشاره آن، دولت اسرائیل از اعمال خشونت برای سرکوبی انقلاب سال 1357 (1978 ـ 1979 میلادی) ایران حمایت نکنند و ....

dokhtare sahra
1390,05,08, ساعت : 01:49
سي ام تير، قيام خونين مردم و بازگرداندن دكتر مصدق به قدرت
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0722generals.jpg

دکتر مصدق

پس از پنج روز تظاهرات خونين و پرتلفات در تهران و پاره اي از شهرهاي ديگر، سي ام تيرماه 1331 (21 جولای 1952) شاه كه خودرا در خطر ديد بناچار تسليم شد و علاوه بر نخست وزيري، حاضر شد كه وزارت جنگ را هم به دكتر مصدق بسپارد. شاه بعد ازظهر آن روز و در اوج تظاهرات از مصدق خواست که باردیگر رياست دولت را برعهده گيرد.
دكترمحمد مصدق به عنوان اعتراض به مداخلات شاه در امور اجرايي، از رياست دولت كناره گيري كرده بود و شاه احمد قوام (قوام السلطنه) را مامور تشكيل كابينه ساخته بود كه مردم به پشتيباني از مصدق به خيابان ها ريختند و تا بازگرداندن وي به رياست دولت از پاي نشستند. مصدق تاكيد داشت كه نظام حكومتي ايران مشروطه پارلماني است و شاه قانونا حق مداخله در امور اجرايي (دولت) را ندارد، زيرا كه رئيس دولت منتخب مجلس (نمايندگان منتخب ملت) است.
آيت الله كاشاني قوام السلطنه را مردي خائن، ظالم، مستبد و عامل بيگانه خوانده بود و اعلام كرده بود كه نبايد اجازه داده شود بار ديگر در ايران كساني بر سر كار آيند كه عامل بيگانه باشند و خيانت كنند. وي انتصاب قوام السلطنه را يك توطئه امپرياليستي خوانده بود.
مردم در تهران و چند شهر ديگر از جمله كرمان، شيراز، اصفهان، كرمانشاه و ... از بامداد سي ام تير ماه 1331 بمانند چندروز پيش از آن و به حمايت از دكتر مصدق به خيابانها ريخته بودند كه از ساعت 9 بامداد تظاهرات در منطقه بازار تهران و خيابان ناصرخسرو شدت بيشتري به خود گرفت. اندكي بعد گروههاي ديگري از مردم كه در ميدان توپخانه، خيابان اكباتان، ميدان بهارستان و خيابان شاه آباد (حد فاصل ميدان بهارستان تا ميدان مخبرالدوله) گرد آمده بودند بر شدت تظاهرات افزودند. در اين ميان خبر رسيد كه از كرمانشاه كفن پوشان عازم تهران شده اند.
ساعت ده بامداد از مقابل دانشگاه تهران كه آن زمان در حاشيه شهر بود، هزاران تن ديگر دست به راهپيمائي زده، فرياد يا مرگ يا مصدق سر داده و به سوي ميدان فردوسي به حركت در آمده بودند و به همين گونه از ميدان فوزيه و نقاط ديگر شهر كه سربازان و تانكها وارد عمل شدند و مردم را به گلوله بستند. شدت عمل نظاميان درميدان بهارستان و خيابانهاي اطراف آن بيشتر بود. با وجود اين، مردم در نيمروز بر شدت تظاهرات خود افزودند و شاه كه وضعيت خودرا در خطر ديد تسليم شد و علاوه بر نخست وزيري، حاضر شد كه وزارت جنگ را هم به دكتر مصدق بسپارد. در مجلس هنگام اخذ راي اعتماد مجدد به دكتر مصدق، تنها سه نماينده راي موافق ندادند.
دكتر مصدق «سي ام تيرماه» را در تاريخ مبارزات، روزي فراموش نشدني خواند، كه مردم ايران يكدل و يك زبان بر ضد توطئه و تحريكات خارجي بپاخاستند و پيروز شدند. با وجود اين شكست، چرچيل نخست وزير وقت انگلستان از توطئه و شاه از مخالفت دست بر نداشتند، زيرا که شكست شاه در واقعه سي ام تير، شكست بزرگتري براي انگلستان بود كه ملي شدن صنعت نفت ايران و خلع يد از آن دولت، پايه هاي امپراتوري اش را به لرزه درآورده بود. تا اين كه يك سال و 28 روز بعد با كودتاي 28 امرداد (درسال 1332هجري خورشيدي = 1953) به حكومت دكتر مصدق پايان دادند. چرچيل و دولت او با كوشش زياد، دولت تازه آمريكا (برياست ژنرال آيزنهاور) را كه در ژانويه 1953 روي كار آمده بود در اين براندازي با خود همدست كرد. چرچيل براي اين منظور به ديدار آيزنهاور به واشنگتن رفته بود. ترومن رئيس جمهوري قبلي آمريكا كه دولت مصدق را منتخب مردم مي دانست، براي براندازي او تسليم فشار چرچيل نشده بود. نتايج براندازي 28 امرداد در ديدار سران آمريكا، انگلستان و فرانسه دردسامبر همين سال (سال 1953) در «كنفرانس برمودا» مطرح و بررسي همه جانبه شد. سران غرب به همان صورت يک بار ديگر (درسال 1978 و سال انقلاب ايران) در کارائيب ـ در جزيره گوادالوپ و نه چندان دور از برمودا تشکيل نشست دادند و اوضاع ايران را بررسي کردند.
رويدادهاي اواخر تيرماه 1331 ايران همزمان بود با طرد سلطنت در مصر و اوج «جنگ كره» بود. طرد سلطنت در مصر ضربه ديگري بر پيكر استعمار انگلستان بود.
مروري بر تاريخ نشان مي دهد که انگلستان در 21 جولاي 1588 (سي ام تيرماه) با پيروزي در جنگ دريايي بر اسپانيا، به دوران برتري اسپانيا در جهان پايان داده و برجاي آن نشسته بود و بازگشت دكتر مصدق به دست مردم به قدرت در سالروز آن پيروزي ضربه قاطعي بر امپراتوري انگلستان بود كه روزگاري ايران را ميان خود و روسيه قسمت كرده بود و شاه مي برد و شاه مي آورد، هرات را از ايران جدا مي كرد و ....
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0721mosadegh.jpg

دكتر مصدق به مزار مقتولان سي ام تير گل مي برد. وي گفته بود كه پس از مرگ ، جنازه اش را در كنار اين قربانيان دفن كنند. روزنامه اطلاعات در شماره 1598 خود، مورخ 28 تيرماه 1358 ، صفحه 4 ، نوشته است كه دولت وقت اجازه نداد كه به وصيت دكتر مصدق ، پس از فوت او در اسفند 1345 عمل شود و بناچار او را در همان تبعيدگاه « غير قانوني » اش روستاي احمد آباد به خاك سپردند كه اينك مقبره او از ابنيه ملي بشمار مي رود

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/baharestan-mosaddegh.jpg




مصدق در ميدان بهارستان (مقابل پارلمان) در ميان مردم

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/mosaddeghtree2.jpg




مصدق در دوران تبعيد غيرقانوني (دهه 1340) در احمدآباد

روزگار 31 تیر





روز شادي ايرانيان و برکناري ژنرالهايي که دستوندازي به مردم را داده بودند
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0722generals.jpg

علوي مقدم ـــــــــ كوپال ــــــــــــــ گرزن

31 تير ماه 1331 (22 جولای 1952) روز شادي ايرانيان به خاطر پيروزي سياسي در «سي ام تير» و بازگرداندن دكتر مصدق به حكومت بر خود بود و در سراسر كشور جشن و مراسم شادمانه برگزار بود.
در همين روز دكتر مصدق دستور داد كه به اتهام تيراندازي به مردم در سي ام تير ماه، سرلشكر محمد صادق كوپال رئيس شهرباني، سرلشكر عباس گرزن رئيس ستاد ارتش و سرلشكر مهديقلي علوي مقدم فرماندار نظامي تهران از كار بركنار، بازنشسته و جهت محاکمه و مجازات تسليم دستگاه قضايي شوند. تعقيب قضائي اينان و ساير متهمان به تيراندازي به مردم كه چيزي جز دمكراسي، حقوق اساسي خود و حكومت قانون نمي خواستند از روز بعد آغاز شد. براندازي 28 مرداد نه تنها مانع از مجازات اين متهمان شد بلکه بازنشستگي آنان لغو و به مقامات مهم تازه منصوب شدند. سرلشکر گرزن فرمانده واحدهاي نظامي مستقر در جنوب کشور و علوي مقدم نخست رئيس شهرباني و سپس وزير کشور و سپهبد شد. سرلشکر کوپال از همقطاران رضا شاه براي نخستين بار در 1308 رئيس شهرباني شده بود.
دكتر مصدق در همين روز وصيت كرد كه پس از مرگ، او را دركنار كشته شدگان سي ام تير و در همان گورستان دفن كنند. در اسفندماه 1345 كه مصدق درگذشت، شاه مانع از انجام اين وصيت شد زيرا مي ترسيد كه مردم تظاهرات عليه او را از همين گورستان آغاز كنند. شاه حتي اجازه چاپ آگهي اعلام مجلس ختم و برگذاري چنين مجلسي را به صورت عمومي براي مصدق نداد و او را در تبعيدگاهش در احمدآباد ساوجبلاغ (نزديك كرج) دفن كردن كه در نخستين نيمه اسفند پس از انقلاب (اسفند 1357) صدها هزار ايراني به آنجا رفتند و عليه خودكامگي و خودخواهي شاه سخنراني كردند و شعار دادند. آرامگاه مصدق اينك از ابنيه ملي است؛ مليّون و دوستداران او در هر مناسبت به آنجا مي روند.
پيروزي ايرانيان در سي ام تيرماه 1331 نه تنها صفحه اي از تاريخ عمومي و فصلي از تاريخ ايران را تشکيل مي دهد، بلکه بخش مهمي از تاريخ دمکراسي را هم به خود اختصاص داده است. شکست توطئه استعماري و ضد دمکراتيک انتصاب احمد قوام به نخست وزيري ثابت کرد که در آن زمان دست کم گروه بزرگي از مردم ايران به اهميت دمکراسي و ارزش آراي خود واقف شده بودند و آماده بودند از انتخاب سياسي خود تا پاي جان دفاع کنند. پس از براندازي 28 امرداد تلاش بسيار بعمل آمد که تفکر دمکراتيک از ميان ايرانيان رخت بر بندد و نسبت به دمکراسي بي علاقه و منفعل شوند و مخالفت با صدور پروانه تاسيس حزب و انتشار روزنامه جز به افرادي مشخص در همين راستا صورت گرفته است.
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0722cherchil.jpg

چرچيل


از شکست توطئه تيرماه 1331 بيش از هرکس، وينستون چرچيل نخست وزير وقت انگلستان که چشم اميد به دولت قوام بسته بود ناراحت شد و از روز بعد به طرح نقشه تازه پرداخت و تا براندازي حکومت دکتر مصدق آرام نگرفت.

احضار كمپاني هاليبرتون در رابطه با ايران به گراند ژوري
19 جولاي 2004 يك داديار فدرال در جنوب آمريكا (هوستون تكزاس) مدير كمپاني تهيه ابزار و خدمات تاسيسات نفتي هاليبرتون را به حضور در برابر گراند ژوري منطقه جنوب آمريكا احضار كرد تا توضيح دهد كه چرا يك واحد «آف شور» اين كمپاني درمناطق نفتي ايران سرگرم فعاليت شده بود زيرا كه طبق مصوبات کنگره آمريکا، كمپاني هاي امريكايي از كاركردن در ايران ممنوع شده اند.
پرونده هاليبرتون كه قبلا ديک چني معاون وقت جورج دبليو بوش رئيس كل آن بود از سوي وزارت خزانه داري آمريكا به دادستاني كل اين كشور ارجاع شده بود تا رسيدگي قضايي شود.
همزمان براي هاليبرتون پرونده گرانفروشي و پارتي بازي (ارجاع كارهاي معروف به ترك مناقصه كه در عرف بازرگاني، مفهوم پارتي بازي دارد) تشكيل شده بود.
در آن زمان خبر احضار مدير هاليبرتون به حضور در برابر گراند ژوري (هيات منصفه بزرگ) طبق معمول به موازات ساير خبرهاي مربوط به ايران در رسانه هاي آمريكا بزرگ شده بود.

dokhtare sahra
1390,05,08, ساعت : 02:12
روزي که «پورياي ولي» درگذشت
طبق محاسبه مورخان روس، پورياي ولي (محمود خوارزمي) پهلوان، جوانمرد، عارف و شاعر بنام ايران 23 جولاي سال 1322 ميلادي (يكم امرداد) درگذشت كه اين اندرز را به او نسبت مي دهند:
افتادگي آموز اگر طالب فيضي ـــــــ هرگز نخورد آب، زميني كه بلند است
از «پوريا» يك مثنوي هم باقي مانده است.


انتقال احمد شاه خردسال از سفارت روسيه به کاخ گلستان

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0723ahmadshah.jpg

شاه كوچولوي كشوري كهن با شمشيري مرصع و بلند!

يكم مرداد 1288 سلطان احمد شاه كه كودكي بيش نبود از ساختمان تابستاني سفارت روسيه در زرگنده قلهك به كاخ گلستان انتقال يافت. پدرش، شاه مخلوع، تا اين روز حاضر نمي شد او را از خود دور سازد كه ايلخان قاجار (پس از تباني با دولت روسيه) با يك واحد قزاق به سفارت روسيه رفت و احمد شاه را كه با پدر و اعضاي خانواده در آنجا متحصن بودند بيرون آورد.
احمد شاه سي ام تير 1293هجري خورشيدي پس از رسيدن به سن قانوني، تاجگذاري كرد و دولت وقت يكصد هزار تومان هزينه مراسم تاجگذاري او را از بانك انگلستان در تهران (بانك شاهي، و در آن زمان واقع در ضلع شرقي ميدان توپخانه ـ ساختمان فعلي بانك تجارت) وام گرفته بود.
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/ahmadshah.jpg

سلطان احمدشاه در زمان سلطنت



احترام به جان باختگان تظاهرات 30 تير
اول مرداد ماه 1331 دکتر مصدق كه با جانبازي مردم بر شاه و هوادارانش پيروز شده بود اعلام كرد كه به احترام مقتولان تظاهرات سياسي سي ام تير، فردا - دوم مرداد سازمانهاي دولتي تعطيل و پرچمها به حالت نيم افراشته در خواهند آمد. وي همچنين قول داد كه ترتيبي خواهد داد كه از آن پس نشود هيچيك از اصول قانون اساسي را ناديده گرفت و جهت تامين منافع فرد و يا افراد معين از آن عبور كرد. وي گفت كه وصيت كرده است كه پس از مردن، او را در كنار گور مقتولان سي ام تير به خاك بسپارند. او از اين مقتولان به نام كساني نام برد كه جان بركف نهاده بودند تا از حقوق ملت، آزادي و دمكراسي، قوانين وطن، حاكميت ملي و استقلال كشور دفاع كنند. آنان جان دادند و در خون غلتيدند تا اراده ملت استوار و حاكم باقي بماند.
پس از فوت دكتر مصدق در اسفند 1345 و در حال تبعيد غيرقانوني،دولت وقت مداخله كرد و اجازه نداد كه در گورستان مقتولان سي ام تير ماه دفن شود و به اين ترتيب مانع از انجام وصيت يك متوفي شد كه عملي مغاير منش ايراني است. دولت وقت همچنين اجازه نداد كه مجلس ختم عمومي براي دكتر مصدق برگزار شود، اما نتوانست مانع شود كه ميليونها ايراني در اسفند 1345 به علامت عزاداري، لباس سياه برتن نكنند.

دكتر مصدق 25 تيرماه 1331 پس از كناره گيري از نخست وزيري، از دفتر شاه به خانه اش مي رود



اظهارات شاه در باره برسميت شلناختن اسرائيل
يكم امرداد 1339، شاه درمصاحبه اي در پرسش به سئوالي كه از پيش آماده شده بود به صراحت گفت كه ايران اسرائيل را ده سال پيش برسميت شناخته و اين، موضوع تازه اي نيست. انتشار اين مطلب با عكس العمل شديد دولتهاي عربي رو به رو شد و جمال عبدالناصر ضمن حمله شديد به شاه، روابط مصر با ايران را قطع كرد و جنگ راديويي دو كشور آغاز شد كه سالها طول كشيد

dokhtare sahra
1390,05,08, ساعت : 02:21
ضعف ایران و پیشروی رروسیه در منطقه فرارود ـ چرا عشق آباد؟!

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/ashk-1.jpg

سکه اشک يکم سازنده اشک آباد

ناصرالدين شاه دوم مرداد 1328هجري خورشيدي (24 جولای1859) تسليم نظر رجال ملي گراي وقت شد و حمزه ميرزا (حشمت الدوله) و ميرزا محمد (قوام الدوله) را مامور دفاع از مرو و نواحي اطراف آن (امروزه؛ جمهوری ترکمنستان) كرد که زير تهديد روس ها قرارداشتند. این رجال که در آن زمان انگشت شمار بودند در هر فرصتي به ناصرالدين شاه فشار مي آوردند كه مانع تصرف فرارود (ماوراءالنهر) و به ويژه شهرهاي تاريخي ايران در آن منطقه از جمله بخارا، مرو، سمرقند، خجند و ... توسط روس ها شود كه مهد فرهنگ و تمدن ايراني و ادبيات پارسي بودند. در يك جلسه مشورتي حتي به ناصرالدين شاه گفته شده بود كه مي توان براي اين منظور از سراسر كشور داوطلب جمع آوري كرد و فرستاد و نام دفاع ميهني بر آن نهاد.
در پي صدور دستور ناصرالدين شاه به شازده (پرنس) حشمت الدوله و نيز قوام الدوله که با واحدهاي نظامي آماده به مرو بروند و در دفاع از منطقه به نيروهاي محلي کمک کنند، از سوي مقامات محتاط آن زمان به سفير روسيه در تهران اشاره شده بود كه اين نيروها به منظور سركوب كردن تركمن هاي قبيله سالور و طايفه تكله كه نافرمان شده اند و به ساكنان منطقه مرو آسيب وارد مي كنند عازم آنجا خواهند شد و خصومتي با روسيه دركار نيست.
باوجود اين، سران دو واحد اعزامي در نيمه راه با هم نساختند، از يكديگر جدا شدند و ماموريت انجام نشد! و روس ها به تدريج بازهم پايين تر آمدند، و تاشكند (چاچي) را كه گرفته بودند در سال 1865 پايتخت تركستان روسيه اعلام داشتند و به كوچ دادن غير تاجيك (غير پارسي) به مناطق متصرفي دست زدند تا اكثريت به دست آورند.
آخرين نقطه متصرفي روس ها در خراسان بزرگتر، ناحيه نسا بود (نسا همزه ندارد و كلمه اي عربي نيست، نامي است دو هزار و چهارصد ساله و واژه اي است پهلوي = پارسي دوران اشكانيان). نسا شهري بود كه اشك يکم سردودمان اشكانيان (خراساني ها - پارتها) در کنار آن شهر تازه اي ساخت که به نام او اشك آباد ناميده شده است كه اينك اين نام در ايران (فقط در ايران!) عشق آباد تلفظ مي شود، چرا؟!؛ زيرا که روس ها اصرار داشتند ايرانيان متوجه هويت اصلي اين شهر نشوند و به صورت همگانی ادعای آن را نکنند. مهرداد يکم، شاه اشکاني ديگر ايران در اشک آباد يک دژ نظامي عظيم بساخت که اروپاييان به اين دژ "ميترادات کرت = مهرداد کرد" نوشته اند. منطقه نسا (اشك آباد) تا مرز ايران امروز فاصله اي بسيار كوتاه دارد. باقيمانده نسا يک منطقه حراست شده باستاني است و تاکنون از زير خرابه هاي آن آثار باستاني گرانبها و منحصر به فرد مربوط به زمان اشکانيان به دست آمده و نگهداري مي شود.

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/mehrdad-1.jpg

مهرداد يکم که در اشک آباد يک دژ نظامي بزرگ ساخت
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/nisa-merged.jpg
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/nisa-merged.jpg
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/nisa-merged.jpg





خرابه هاي نسا و فعاليتهاي باستانشناسي در آنجا



قيام مقدس ملي و شهداي ملت...، و پس از بپاخيزي سي ام تير

دکتر صديقي

آخر وقت روز يكم مرداد 1331 مجلس شوراي ملي تظاهرات وسيع و خونين سي ام تير را "قيام مقدس ملي" اعلام داشت و به صورت يک قانون تصويب كرد كه مقتولان اين روز "شهداي ملت" خوانده شوند.
در همين روز اعلام شد كه دكتر مصدق نام وزارت جنگ را به "دفاع ملي" تغيير خواهد داد زيرا كه ارتش ايران يك نيروي دفاعي است و فعلا نخست وزير، خود سمت "وزارت دفاع ملي" برعهده خواهد گرفت و از آنجا كه نياز به ايجاد تحول جامعه شناسي و نوسازي تشكيلات داخلي و انتخابي كردن سمت هاي شهرداري، بخشداري و دهداري و ... است دكتر غلامحسين صديقي استاد جامعه شناسي و روشنفكر بنام ايراني كه در درستي و پاكدامي شهره عام است وزير كشور خواهد بود و دكتر مهدي آذر
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/azar-mehdi-green.jpg
دکتر مهدي آذر


ملي گراي معروف وزير فرهنگ (آموزش و پرورش، علوم و ارشاد و فرهنگ فعلي) و ....
دکتر مهدي آذر


دکتر آذر از موسسان حزب ايران در دهه 1320 قبلا برنامه هاي تحصيلات متوسطه ايران علنا «استعماري» خوانده بود که کمکي به ملت نمي کند و چون پزشک و از نخستين محصلان اعزامي به فرنگ بود گفته بود که وزرات بهداري و دانشکده هاي پزشکي در هم ادغام و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي بوجود آيد تا نياز درماني متناسب با پرورش پزشک و پرستارباشد و به همينگونه وزارت صنايع و کار و آمورش مهندس و تکنيسين بايد در هم ادغام شوند تا نتيجه بيشتري به دست آيد.
در اين روز همچنين گفته شد كه دكتر مصدق قصد دور ساختن موقت بستگان شاه به ويژه اشرف پهلوي از ايران را دارد تا در امور كشور مداخله و براي اين و آن اعمال نفوذ (پارتي بازي) نكنند و اين بيرون فرستادن، تبعيد به خارج نيست زيرا كه ايراني را نمي توان از وطن تبعيد كرد.

دكترين نيكسون و بعدا افزوده شدن منطقه خليج فارس به آن
ريچارد نيكسون رئيس جمهوري وقت آمريكا 24 جولاي 1969 در جزيره گوام دكترين خود را كه تجديد نظري در دكترين هاي ترومن و آيزنهاور بود اعلام داشت. كلماتي که در انشاء اين دكترين بکار رفته رفته طوري انتخاب شده بود كه تنها آسياي شرقي را مورد خطاب قرار مي داد (كه آمريكايي ها آن را «اژيان» مي خوانند). طبق اصول سه گانه اين دكترين، همه پيمانهاي منعقد شده قبلي با آمريكا به جاي خود محفوظ و لازم الرعايه خواهند بود، ولي از آن پس، تنها سپر دفاع اتمي آمريكا براي ملل آسيايي (منظور آسياي شرقي و جنوب شرقي) باقي خواهد بود و اگر در اين منطقه يك قدرت اتمي برضد متحدين آمريكا و كشورهايي كه استقلال و تماميت آنها به امنيت و منافع آمريكا كمك مي كند دست به تهديد و تعرض بزند، آمريكا مستقيما به دفاع برخواهد خاست، ولي در برابر تعرضات نوع ديگر (متعارفي)، آمريكا تنها به ارسال كمك اقتصادي و تسليحاتي بسنده خواهد كرد و نيروي نظامي نخواهد فرستاد. هدف اين است كه هر كشوري استعداد و بنيه دفاعي خود را افزايش دهد و تقويت كند و از لحاظ نيروي انساني (سرباز) به خودش متكي باشد.
هدف نيكسون در آن زمان از صدور اين دكترين عمدتا ويتناميزه كردن جنگ ويتنام بود زيرا تلفات روزافزون نظاميان آمريكايي در ويتنام باعث خشم و جوشش مردم آمريكا شده بود و تحمل آنان از ادامه جنگ ويتنام به پايان رسيده بود.
دكترين نيكسون پس از انتشار مورد تفسير قرار گرفت كه مبهم است و حدود منطقه مشمول آن روشن نيست. اين اعلام نظرها و برخي فشارهاي سياسي به نيكسون از مجاري مختلف باعث شد كه وي در اعلاميه سوم نوامبر 1969 خود (سه ماه و يك هفته بعد) دكترين خويش را اصلاح کند و بر آن جملاتي افزود و منطقه خليج فارس را هم مشمول اين دكترين قرار داد. به اين ترتيب ايران، كشور سعودي و ... هم مشمول دكترين نيكسون شدند و دولت آمريكا خود را موظف به دفاع از آنها در برابر هرگونه تهديد و تعرض يك كشور اتمي كرد. اين كشورها همچنين مشمول كمكهاي نظامي و اقتصادي آمريكا قرار گرفتند و نيكسون وعده داد كه به حفظ امنيت عمومي آنها نيز كمك خواهد شد.
جيمي كارتر بعدا برپايه دكترين نيكسون، خليج فارس را منطقه منافع حياتي آمريكا اعلام، و از لحاظ دفاعي و حفظ امنيت در اولويت قرارداد و رونالد ريگان با استناد به آن از فرصت جنگ عراق با ايران استفاده کرد و آمریکارا بيش از بيش وارد امور منطقه خليج فارس و جريانات آن كرد و این کار با محافظت از تردّد نفتكش های کویتی آغاز که به ایجاد فرماندهی نظامی و استقرار دائمی انجامید. جورج بوش (پدر) از قضیه تصرف کویت توسط عراق (که طبق برخی گزارشها، سفیر وقت واشنگتن در بغداد محرّک ضمنی صدام در آن کار بود) برای استقرار نظامی در کشور سعودی و شیخ نشین ها استفاده کرد و با پول این اعراب صاحب نفت به منطقه لشکرکشید و عراق را از کویت بیرون راند. بعدا جورج بوش (پسر) در سال 2003 عراق را به بهانه داشتن اسلحه كشتار جمعي اشغال نظامي كرد و ....

dokhtare sahra
1390,05,08, ساعت : 02:47
سرآغاز قيام ايرانيان بر ضدب حكومت عرب
25 جولای 645 ميلادي، و چند ماه پس از آغاز خلافت عثمان، مردم «شهر ري» كه به تصرف عرب درآمده بود بر ضد حاكم عرب شهر قيام كردند كه اين بپاخيزي آنان بعدا به دست سربازان اعزامي «سعد بن ابي وقّاص» سركوب شد. در آن زمان هنوز يزدگرد سوم آخرين شاه ساساني ايران زنده بود و در شمال خاوري كشور (خراسان بزرگتر) مقاومت مي كرد.
در همين سال مردم شمال غربي ايران (آذربايجان) نيز بر ضد حکومت عرب قيام كردند كه آنان نيز به دست نيروهاي «وليد عقبه» سركوب شدند.
چندي بعد استخر (شيراز) نيز كه اعراب را موقتا اخراج كرده بود دوباره به دست نيروهاي عرب به فرماندهي «عثمان ابن عاص» افتاد. شهر باستاني استخر بارها بر ضد عرب قيام كرده بود.
در اين سال نيروهاي عرب باز هم موفق به تصرف مازندران نشدند. سه سال بعد مازندراني ها كه بعداً بسياري از آنان به هند مهاجرت كردند و پارسيان (زرتشتيان) هند اعقاب شان هستند حمله ديگر اعراب را درهم شكستند. مردم شمال ايران سالها بعد خودشان داوطلبانه و به تدريج به اسلام گرويدند و پيرو مذهب شيعه شدند تا بازهم زير بار حكومت مركزي عرب (سُنّي ها) نروند. در زمان ساسانيان بيشتر افسران ارتش ايران از ميان مردان مازندراني انتخاب مي شدند و از ميان آنان، خانواده اسپهبدان مازندران بيشترين افسران را تسليم ارتش مي كرد.
بسياري از قهرمانان استقلال ايران از جمله مرداويز و ديلميان از شمال ايران برخاستند و موفق شدند. استقلال طلبان ديگر، عمدتا خراساني (خراسان بزرگتر) و سيستاني (سيستان بزرگتر) بودند.

انگلستان مصمم به اشغال نظامي ايران ـ هدف نهايي هيتلر خارج ساختن خاورميانه و هند از دست انگلستان بود
طبق اسنادي که در دهه 1970 انتشار يافت، سفير وقت ايران در مسكو سوم امرداد 1320(يك ماه پيش از تعرّض نظامي لندن و مسکو به ايران) درباره اولتيماتوم مورخ 28 تيرماه اين سال دو دولت انگلستان و شوروي به دولت ايران يك گزارش شفاهي توسط پيكي ويژه به تهران فرستاده و در آن خبر داده بود دولت شوروي كه به دليل پيشروي سريع آلمان در خاك آن كشور به دولت انگلستان احساس نياز مي كند به خواست اين دولت، اولتيماتوم مشترك را امضاء كرده و اولتيماتوم اخراج آلماني ها از ايران يک بهانه است؛ انگلستان مي خواهد به ايران لشكر بكشد و از شوروي خواسته است كه كمك كند زيرا كه گمان مي كند كه ميان سران ايران و آلمان قول و قرار هايي براي تصرف مشترك خاورميانه گذارده شده است.
دكتر ديويد اروين تاريخدان انگليسي نيز در يك سخنراني گفته بود كه طبق يك توافق ضمني و محرمانه با رضاشاه پهلوي كه از سال 1935 (1314 هجري) تقريبا خود را از سلطه و نفوذ انگلستان خارج ساخته بود، هيتلر تصميم داشت که با كمك ارتش ايران خاور ميانه و هندرا از دست انگلستان خارج سازد و در عوض منطقه تاجيک نشين افغانستان و اراضي ديگري در شمال و غرب را به ايران بازگرداند تا امپراتوري پارسيان احياء شود. منظور هيتلر از تعرض به شوروي انهدام کمونيسم و نيز تصرف قفقاز و رسيدن به خاورميانه بود. وي رومل؛ بهترين افسر آلمان را به شمال آفريقا فرستاد تا با تصرف اين منطقه و ازجمله مصر، از اين طريق وارد سرزمين هاي عربي غرب آسيا شود. به عبارت ديگر، قرار بود ارتشهاي آلماني از طريق قفقاز و مصر خود را به منطقه نفتخيز خاور ميانه برسانند.
در زماني كه گزارش محرمانه سفير ايران در مسكو ارسال شده بود، انگلستان سرگرم اقدامات ديگري هم براي اشغال نظامي ايران بود (و اين اقدامات چيزي جز تطميع برخي مقامات نظامي و دولتي تهران نمي توانست باشد). توطئه مرخص کردن سربازان پادگانها و ... احتمالا از نتايج همين اقدامات بود.
«تاريخ» نشان داد که باوجود اشغال نظامي ايران از سوي متفقين، ارتش آلمان در 23 جولاي 1942 (11 ماه پس از ورود نيروهاي انگليسي و روس به ايران) برنامه از پيش تهيه شده عمليات نظامي معروف به «ادل وايس» را که هدف از آن اشغال نظامي قفقاز بود به اجرا درآورد که با عدم موفقيت رو به رو شد.
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0725engelestan.jpg

از زمان انتشار اين عكس در ژوئن 1937 در مطبوعات اروپا كه هيتلر را در حال مذاكرات دوستانه با نوري اسفندياري رئيس پارلمان ايران نشان مي داد كه به برلن رفته بود ، انگلستان نگران مناسبات آينده ايران با آلمان شده بود. در اين ديدار، مقامات آلماني از نوري اسفندياري پذيرائي شايان كرده بودند و وعده كمك اقتصادي و فروش هواپيماي نظامي و اسلحه داده بودند ــ موضوعي كه سران دولت انگلستان حتي مايل به شنيدن آن هم نبودند ، زيرا انتظارش را نداشتند



دستور سرّي چرچيل به ژنرال "ويول" درباره حمله نظامي به ايران
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/wavel.jpg

Archibald Wavell

25 جولاي 1941( 1320) چرچيل نخست وزير وقت انگلستان با ارسال يك تلگرام سرّي به ژنرال «آرچيبالد ويولArchibald Wavell» فرمانده نيروهاي انگليسي در هند به وی اطلاع داد كه حمله نظامي به ايران قطعي است و واحدهاي لشكر 9 هندوستان بايد تا ده روز ديگر به بصره برسند. به كشتي هاي حامل آنان دستور دهيد كه با آخرين سرعت حرکت کنند. ما بايد براي خنثي ساختن ناوگان ايران روشي در پيش گيريم كه برايمان گران تمام نشود؛ نگراني من از كشتي هاي توپدار ايران از همان زماني است كه برخلاف سياست ما، موسوليني به ايجاد اين ناوگان براي ايران كمك كرد. (انگليسي هاي مقيم آبادان ـ کارکنان کمپانی بی پی ـ افسران كشتي هاي جنگي ايران را با طرح نيرنگ به يك مهماني به باشگاه خود دعوت كردند و سپس در جريان ميهماني كشتي هاي بدون افسر و فرمانده را غرق و يا تصرف كردند).

چهار روز پس از پيروزي تاريخي ايرانيان
25 جولاي 1952 (سوم مرداد 1331)، چهار روز پس از پيروزي سياسي بزرگ و تاريخي ايرانيان و پس از گمانه زني بسيار تقريباً مسلم شده بود كه در روزهاي آتي؛ دكتر مصدق درخواست اختيارات ويژه از مجلس خواهد كرد، انتصابات تازه اي انجام خواهد شد، بسياري از بستگان و نزديكان شاه به ويژه خواهر او اشرف تبعيد خواهند شد، بر ضد قوام سلطنه اقدامات قانوني و قضايي انجام خواهد گرفت، حكومت نظامي در تهران لغو و خليل طهماسبي كه سپهبد رزم آرا را ترور كرده بود آزاد خواهد شد.
روزنامه هاي اروپا و آمريکا همچنان به تفسير کار بزرگي که مردم ايران انجام داده بودند مي پرداختند و آن را نشانه آشنائي ايرانيان به حقوق خود و در نتيجه دفاع از آن مي دانستند. روزنامه هاي پاريس نوشته بودند که چرچيل نخست وزير وقت انگلستان از شکست قوام نگران و خشمگين شده و مشاورات فوري با همکاران خود بعمل آورده است.

dokhtare sahra
1390,05,08, ساعت : 02:57
خزرها و اولويت سركوبي آنان ـ خزرها که به دست اشکانیان پراکنده اروپا شدند و بعدا ازمیان رفتند
جولای سال 199 ميلادي و طبق نوشته برخي از مورخان و برپايه تطبيق تقويمها؛ 26 جولای، بلاش چهارم شاه اشكاني ايران اقوام مهاجر خزر را كه ازشمال شرقی آسياي ميانه به سوي غرب به حركت در آمده و دسته اي از آنها وارد برخي از مناطق ساحلي درياي مازندران (درقفقاز) شده و درحال دست اندازي بيشتري بودند به آن سوي دربند (تلفظ روسي آن: دربنت) عقب راند. بلاش با اين كه در معرض حمله نيروهاي «سه وروس» امپراتور روم بود كه وارد ساحل شرقي مديترانه شده و قلمرو ایران را تهدید می کردند، به بيرون راندن خزرها اولويت داده بود و با ارسال يك پيام صلحجويانه به «سه وروسSeverus»، ارتش ايران را مامور بيرون راندن خزرها كرده بود و موفق شد.
«خزر» در لغت به معناي «آواره و سرگردان» است. مهاجرت این قبایل ترکیک به سوی غرب، پیش از مهاجرت هونها، آوارها و بلغارها صورت گرفته بود. خزرها در قرون پنجم تا سوم پیش از میلاد در جنوب روسیه امروز از غرب کزّاّخستان کنوني تا دریای سیاه (غرب اوکراین فعلی) مستقر شده و اقوام ایرانی سیتی (سیتیا) و ساماتیان را که در این مناطق زندگی می کردند پراکنده و یا مقهور خود ساخته و در مناطق متصرفه «خان نشین» ایجاد کردند. شماری از سیتی ها و ساماتیان به آناتولیا و اروپا رفتند که در اروپا دسته ای از آنان «آلان» خوانده می شدند.
خزرها که قبلا اقوامی چادرنشین بودند و در جستجوی مرتع و سبزه زار دست به مهاجرت زده بودند در اواخر قرن سوم پیش از میلاد وارد قلمرو ایران در قفقاز شدند که دولت اشکانیان واکنش نشان داد، نخست آنان را به داغستان و چچن امروز و سپس به غرب اوکراین امروز عقب راند که در این منطقه قرنها بعد گرفتار و درگير روس های کی يفان (Kievan Rus = Kievskaya Rus) شدند که قبلا اين روسها خراج گذار خزرها بودند. کي يفان روس در منطقه وسيعي ميان درياي سياه، ولگا و لهستان زندگي مي کردند که اينک سه کشور روسيه، اوکراين و بلاروس شده است.. اعراب مسلمان پس از تصرف ايران در صدد حمله به اروپا از طريق قفقاز بودند كه همين خزرها مانع اين كار شده بودند كه بعدا مسلمانان عرب از طريق آفريقاي شمال غربي (جبل طارق) قدم به آن قاره گذاشتند. روس های کی يفان بازهم از خزرها دست نکشيدند، خزرها شکست خوردند و در شمال اروپای شرقی و حاشیه اروپای مرکزی پراکنده و ذوب در ساکنان محلی شدند و اثری از ایشان باقی نمانده است.
خزرها پس از عقب رانده شدن از قفقاز توسط ارتش اشکانیان، به دين يهود گرويدند و گفته شده است كه يهوديان «اشكنازي» كه در اروپاي شرقي و نقاط ديگر پراكنده اند همين خزرها هستند. بلغارها که از پامير (رشته کوههای میان تاجیکستان و افغانستان) به حرکت درآمده و در اصل پارسي زبان بودند جای آنان را در منطقه ای از ولگا تا دریای سیاه گرفتند. بلغارهاي ولگا هنوز واژه هاي پارسي قديم را بكار مي برند.
با اين كه خزرها ديگر وجود نداشتند، روسها پس از درپيش گرفتن سياست جهانگيري و توسعه و برپايه منافع سياسي خود درياي مازندران را «خزر» خوانده اند. يونانيان باستان، اين دريا را به نام قوم ايراني «كسپين ـ كاسپين» ساكن ساحل جنوب غربي آن كه شهر قزوين به نام ايشان است درياي «كسپيان Caspian Sea» ناميده بودند كه بين المللي شده است.
برغم از میان رفتن خزرها، معلوم نیست که چرا در ایران «کسپیان سی Caspian Sea (دریای قزوین)» را هنوز دریای خزر می خوانند و امروزه اصرار در بکار بردن این واژه دارند!. در قرن جاري هجري سه بار به روزنامه هاي ايران و مولفان كتب درسي و معلمان مدارس توصيه اكيد شده بود كه خزر را درياي مازندران بگويند و بنويسند، يكبار در 1307، بار ديگر پس از ملي شدن نفت و از سال 1330 و بار سوم از سال 1335 و تاسيس سازمان هواشناسي و انتشار اخبار پيش بيني وضع هوا در رسانه ها. در دهه هاي 1330 و 1340 (1950 تا 1970) سازمان هواشناسی ایران به روزنامه هایی که دریای مازندران را دریای خزر می نوشتند گزارش وضعیت هوا نمی داد و این روزنامه ها باید این گزارش را از دست دوم (از خبرگزاری پارس) می گرفتند.

شكست سخت ارتش روم از ايران در جولاي 297 ميلادي
26 جولاي سال 297 ميلادي ارتش ايران در نقطه اي نه چندان دور از رود فرات، ميان حرّان Harran (جنوب غربي تركيه) و الرقه Arragheh (شمال مركزي سوريه و شرق حلب) ارتش روم به فرماندهي گالريوسGalerius داماد ديوكلتيانوسDiocletianus امپراتور روم را شكستي سخت داد. گالريوس كه پس از اين شكست به آنتيوك عقب نشيني كرده بود مورد تحقير شديد ديوكلتيانوس قرار گرفت. ديوكلتيانوس (ديوكلتيان) گالريوس را واداركرد كه پياده و افتان و خيزان مسافتي طولاني را در پيشاپيش او و در مسير حركتش راه برود. با وجود اين، ديوكلتيانوس وي را به اين شرط كه قول زدن شبيخون به قرارگاه نرسي (نرسه) شاه ساساني ايران را بدهد خلع درجه و مقام نكرد. اين سومين نبرد نيروهاي ايران و روم در دوران سلطنت نرسي بود كه ايران آن را آغاز كرده بود. نرسي در سال 295 ميلادي دولت روم را متهم به مداخله درامور ارمنستان كرد و به آن دولت اعلان جنگ داد. جنگ ايران و روم ـ دو ابر قدرت وقت در جهان ـ در دوران امپراتوري ديوكلتيانوس و نايب او «ماكسيميان maximian = مكسيمين» هشت بار تجديد شد.

محاكمه مديركل آلماني بانك ملي ايران به اتهام گزارش خلاف واقع!
محاكمه دكتر «ليند بلات» مديركل آلماني بانك ملي ايران كه با جعل ترازنامه و حسابهاي سود و زيان مرتكب گزارش خلاف واقع و اختلاس شده بود از 25 جولاي سال 1929 (1308 خورشيدي) در دادگستري تهران آغاز شده بود .
وي و 25 آلماني ديگر در سال 1307 (سال پيش از محاكمه) براي اداره امور بانك ملي ايران كه به موجب قانون سال 1306 استخدام شده بودند كه لايحه آن 14 ارديبهشت آن سال به مجلس داده شده بود . بانك ملي ايران كه با هدف پيشرفت امور بازرگاني، صنعت و كشاورزي تأسيس شده بود 17 شهريور سال 1307 خورشيدي با سرمايه دو ميليون تومان آغاز به كار كرده بود و مجلس در مرداد ماه سال 1307 نخستين هيأت نظارت بر آن را برگزيده بود. همراه با «ليندبلات» چند همكار آلماني او نيز محاكمه شدند.

اجباري شدن ثبت ازدواج و طلاق در ايران
لايحه اجباري شدن ثبت نكاح و طلاق سوم امرداد سال 1310 (26 جولای 1931) به مجلس تسليم و بحث درباره آن که با مخالفت هايي رو به رو شده بود از روز بعد (چهارم امرداد) آغاز گرديده بود. مخالفان و از جمله روحانيون مي گفتند كه امر ازدواج و طلاق به «لفظ» و حضور دو شاهد استوار مي شود و ثبت آن اختياري بايد باشد، ولي «داور» وزير دادگستري وقت پاسخ مي داد كه بسيار ديده شده كه يك طرف ازدواج پس از فوت شهود دبه درآورده و حتي پس از تولد طفل، منكر ازدواج شده است. مخالفان لايحه، افزايش تشريفات نكاح را باعث فرار افراد مجرد از ازدواج و در نتيجه گسترش فساد و فحشاء اعلام مي كردند. از آنجا كه اصرار شاه وقت (رضاشاه پهلوي) پشت اين لايحه بود بالاخره پس از جلسات متعدد بحث و كشمكش با اكثريت ضعيفي تصويب شد.
به موجب اين قانون، هرگونه نكاح ــ دائم و يا منقطع ــ و نيز طلاق بايد به ثبت مي رسيد و اگر ازدواج در جايي انجام مي گرفت كه امكان ثبت آن نبود، زوجين بايد در اولين فرصت پس از دستيابي به دفاتر مربوط، آن را به ثبت مي رساندند.

تهران و 409 خودرو شخصي!
چهارم امرداد سال 1307 (82 سال پیش در این روز و دو ماه و يازده روز پس از اجباري شدن شماره گذاري وسائط نقليه) اعلام شد كه تهران داراي 1589 خودرو است كه تنها 490 دستگاه آن شخصي است. بقيه وسائط نقليه تهران عبارت بودند از گاري و درشكه. ايران از 23 ارديبهشت سال 1307 داراي آيين نامه رانندگي شده است.
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0726khodro.jpg

درضلع شرقي ميدان توپخانه تهران مقابل ساختمان بانك شاهي انگلستان (كه بعدا بانگ بازرگاني شد) تنها خودرو ديده مي شود



تلفظ های فرانسوی اسامی و قواعد علمی و نبود معلم انگلیسی خوب؛ علل موفق نبودن محصلان ایرانی در آمریکا در دهه 1970
25 جولای 1978 (سال انقلاب) هیات رسیدگی به علل موفق نبودن برخی از دانشجویان ایرانی در مدارس تحصیلات عالی آمریکا گزارش نهایی خودرا تسلیم شاه کرد. در این گزارش یکی از علل ناموفق بودن، تلفظ فرانسوی اسامی دانشمندان، کشورها، قواعد و ... بود که در دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه در ایران در ذهن محصلان نقش بسته بود که با تلفظ «انگلیسی آمریکایی» مطابقت نداشت و دانشجوی ایرانی مدارس عالی آمریکا را گیج و از کلاس درس فراری می داد. در این گزارش آمده بود که علت تدریس تلفظ های فرانسوی اسامی علمی و ... این بوده است که معلمان دهه های پیشین مدارس ایران همان محصلان ادوار اول اعزامی به اروپا بودند که عموما در کشور فرانسه تحصیل کرده بودند و همانها کتاب های درسی مدارس ایران را نوشته اند. زبان انگلیسی با تلفظ آمریکایی جهانی شده و باید تلفظ ها اصلاح شود و گرنه ایران در آینده دچار مشکل علمی و درک رویدادها (اخبار) خواهد شد. یک علت دیگر که این هیات کشف کرده بود این بود که در ایران معلم انگلیسی با تلفظ درست کم است. به علاوه، آن دسته از مدیران مدارس متوسطه که آینده نگری کامل نداشتند هرکس را که می یافتند به تدریس انگلیسی مخصوصا در کلاسهای اول و دوم و احیانا سوم دبیرستان می گماردند. یادگیری زبان در ردیف هنر طبقه بندی شده و اگر هنر با معلم غیرمتخصّص شروع شود، شاگرد تا ابد الدهر لنگ خواهد زد مگر اینکه دروس سابق را فراموش و از نو شروع کند که کاری دشوار و نیازمند به گذشت زمان است. این هیات هفت علت دیگر برای عقب ماندگی محصلان ایرانی به دست داده بود.
شاه دستور چاره جویی فوری به وزیران آموزش و پرورش، علوم و فرهنگ و هنر داده بود. چند جلسه تشکیل و نظرات جمع آوری شد ولی دیگر خیلی دیر شده بود و اعتصابات و تظاهرات مانع از هرگونه تصمیمگیری در این باره شد و پس از انقلاب مسئله ظاهر فراموش گردیده است. در سالهای دهه 1970 به طور متوسط هرسال 73 هزار دانشجوی تازه ایرانی وارد مدارس تحصیلات عالی آمریکا می شدند که عمدتا در این کشور مانده و به تابعیت آمریکا در آمده اند.

dokhtare sahra
1390,05,08, ساعت : 03:08
تصوير شاه عباس يکم با كلاهي كه خود طرح آن را به كلاهدوز داده بود

لشكريان شاه عباس كه براي اخراج عوامل عثماني (تركيه) از چند منطقه در قفقاز ايران وارد اين منطقه شده بودند در اين روز در سال 1606 ميلادي كه در آن تاريخ مصادف با ماه محرم بود شهر گنجه (زادگاه گنجوي شاعر معروف) را كه اينك در جمهوري آذربايجان قرار گرفته است پس گرفتند. در جنگي كه روي داد بيش از دو هزار و پانصد تن از عساكر عثماني كشته شدند. شاه عباس سپس محمد پاشا فرماندار منصوب از سوي عثماني در گنجه را كه به اسارت گرفته شده بود به زندان مازندران فرستاد. اندكي بعد، شماخي نيز با جنگ پس گرفته شد كه عثماني در اين نبرد هم سه هزار كشته تلفات داد و تا آن سوي «قارص» عقب نشست. به مناسبت آزاد شدن گنجه، در همان روز اين شعر ساخته شد: (در محرم گنجه از عباس شد). عثماني ها قبلا با استفاده از منازعات داخلي شاهزادگان صفوي به قفقاز ايران تعرض كرده بودند.
در عمليات قفقاز بود كه فرماندهان توپخانه ايران متوجه شدند كه گلوله هاي توپ بايد عينا مطابق كاليبر (اندازه لوله توپ) باشد و گرنه احتمال انفجار توپ مي رود و از همان زمان مقرر شد كه توپ و گلوله هاي مربوط بايد در يك كارخانه ريخته شده باشند.
پس از اخراج عثماني ها از قفقاز جنوبي، شاه عباس از شهر تفليس (گرجستان) كه از متعلقات ايران بود ديدار كرد؛ دستور ترميم خرابي هاي وارده به شهر ايروان (ارمنستان) را صادر كرد، و سپس عازم پايتخت خود شد.

كابينه تازه دكتر مصدق
27 جولاي 1952(پنجم مرداد1331 ) دكتر مصدق وزيران خود را به مجلس شوراي ملي معرفي كرد و نام وزارت جنگ را به وزارت «دفاع ملي» تغيير داد. اسامي وزيران 31 تيرماه انتشار يافته بود. مجلس پس از بررسي سوابق وزيران و شايستگي هريک از آنان بر انتصاب همه آنان مهر تاييد گذارد.
در كابينه تازه، دكتر مصدق خود سمت وزارت دفاع را بر عهده گرفته بود و باقر كاظمي را به عنوان نايب نخست وزير تعيين كرده بود. در اين كابينه، دكتر غلامحسين صديقي جامعه شناس معروف ايران وزير كشور، دكتر مهدي آذر ملي گراي بنام وزير فرهنگ (شامل فرهنگ و هنر، آموزش و پرورش و ارشاد امروز)، حسين نواب وزير امور خارجه، عبدالعلي لطفي وزير دادگستري و مهندس طالقاني وزير كشاورزي بودند.
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0727kabinmosadegh.jpg

به ترتيب : مهندس طالقاني وزيركشاورزي ، دكتر صديقي وزير كشور ، عبدالعلي لطفي وزير دادگستري ، باقر كاظمي معاون اول نخست وزير و وزيردارائي ، حسين نواب وزير امورخارجه ، دكتر مهدي آذر وزير فرهنگ ، دكتر عالمي وزير كار، دكتر علي اكبر اخوي وزير اقتصاد ملي و مهندس سيف الله معظمي وزير پست و تلگراف و تلفن

dokhtare sahra
1390,05,08, ساعت : 03:17
دو بار پیشنهاد انتقال پايتخت از تيسفون به استخر (شيراز)، ولی ...
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0728kasra.jpg

بقاياي طاق کسري

درپي افتادن «حیره» به دست اعراب مسلمان در ماه می 633 میلادی و سپس محاصره شهر انبار در جولای همان سال که هر دو منطقه در قلمرو ایران بودند (واقع در غرب تیسفون ـ پایتخت وقت) و انتظار حملات بیشتری از جانب عرب، بزرگان کشور 28 جولای به یزدگرد سوم شاه وقت متذکر شدند که ممکن است ابوبکر (خلیفه وقت) حملات نظامی وسیعتری را تدارک ببیند و پیشنهاد کردند که بهتر است ضمن دفاع در غرب فرات، پایتخت نیز به استخر (شیراز) منتقل شود زیرا که عبور نیروی عرب از کوههای میان راه دشوار خواهد بود. قبلا در جنوب غربی فرات چهار نبرد محدود میان نیروهای دو طرف روی داده بود. یزدگرد چون خطر حمله به تیسفون را بعید می دانست با بی اعتنایی تمام پیشنهادرا رد کرد ولی برای بسیج نیرو و آماده شدن جهت دفاع در برابر حملات نظامی بزرگتر نیز اقدام نکرد. ابوبکر سال بعد (634 میلادی) درگذشت و عمر برجای او نشست و تصمیم به دنبال کردن جنگ با ایران گرفت. زد و خوردهای بعدی دو سال پس از درگذشت ابوبکر روی داد که قاطع ترین آنها نبرد قادسیه بود که در نوامبر 636 میلادی صورت گرفت، واحدهای نظامی ایران شکست خوردند، رستم فرخزدا از ژنرالهای ارشد ايران کشته شد و درفش كاويان ــ پرچم ارتش ــ به دست عرب افتاد.
چهار روز پس از این شکست، بزرگان ایران در نشست خود در عمارت سلطنتي (طاق كسري) باردیگر پيشنهاد جولای 633 (انتقال فوري پايتخت از تيسفون ـ 36 کيلومتري جنوب شهر بغداد و هشت قرن پايتخت ايران ـ به شهر استخر)را به عنوان عملی ترین راه حل مطرح کردند. تا آن زمان اين نخستين بار بود که پرچم کاويان تصرف شده بود. يزدگرد سوم، نخست پيشنهاد انتقال پايتخت را پذيرفت، ولي بعدا آن را رد كرد که مورخان قسطنطنیه (روم شرقی) شرح این وضعیت را به تفصیل نوشته و ردّ پیشنهاد را یک اشتباه یزدگرد سوم خوانده اند.
اعراب، سال بعد (637 میلادی) تيسفون را مورد حمله قراردادند كه يزدگرد به منطقه حلوان نقل مكان كرد و چون در همين سال در جلولا (نزديك حلوان) هم شكست خورد به سوي نهاوند عقب نشيني كرد كه بعدا در آنجا هم شكست خورد و به خراسان بزرگتر رفت تا در آنجا به مقاومت ادامه دهد كه در مرو ترور شد و نیروی نظامی که دولت چين در اختيار پسر او فیروز قرارداده بود تا کمک کند برجای پدر بنشیند تنها تا خجند و درّه زرافشان پیش آمد.

عمومي شدن عزاداري محرم
طبق اسناد موجود، 28 جولاي سال 964 ميلادي (امرداد 343 هجري خورشيدي) احمد بويه ديلمي (معزالدوله) كه از زمان تصرف بغداد در سال 945 ميلادي و تعويض خليفه عباسي، اختيارات حكومتي را به عناصر ايراني بازگردانده بود دستور داد كه از آن پس هر سال در ده روز اول ماه قمري محرم مراسم عزاداري حسين ابن علي (ع) برگزار شود كه گفته اند هدف وي از اين عمل عمدتا سياسي بود. اين دستور در زماني صادر شد كه شيعيان در قلمرو ديليميان كه از شمال ايران بپا خاسته بودند تا حاكميت را به ايرانيان بازگردانند در اقليت بودند. به نوشته مورخان، از همان زمان عزداري ماه محرم در جهان شيعه عموميت و رسميت يافته است.

شيخ فضل الله نوري به دادگاه انقلاب تسليم شد



در اين روز در سال 1288 (28 جولاي 1909) شيخ فضل الله نوري كه پس از خلع محمدعلي شاه از سلطنت، از 26 تير ماه در خانه اش تحت نظر بود به اتهام مخالفت با نظام مشروطه و ترغيب ديگران به اين مخالفت به دادگاه انقلاب تسليم شد.
شيخ فضل الله روز نهم مرداد 1288 به حکم اين دادگاه اعدام شد.

زمينه سازي روزنامه هاي کشورهاي متفق براي حمله نظامي به ايران در امرداد ماه 1320 (1941 ميلادي)
مطبوعات متفقين براي آماده ساختن زمينه حمله نظامي به ايران و توجيه آن، در شماره هاي 28 جولاي 1941 خود، با يك مضمون ايران را محل استقرار ستون پنجم هيتلر وانمود كرده و نوشته بودند كه ارتش ايران طبق نقشه محرمانه آلمان آماده حمله به قفقاز مي شود تا در اين منطقه نيروهاي شوروي از دو سوي تحت فشار قرار گيرند (ايران از جنوب و آلمان از شمال). اين روزنامه ها گزارش ها اغراق آميز از قدرت و وسعت ارتش ايران منتشر كرده بودند و روز هاي بعد هم بدون اين كه تكذيبيه هاي ايران را چاپ كنند به اين تبليغات خود ادامه دادند.

روزي که آموزش و پرورش اجباري، رايگان و يکسان در ايران قانون شد، ولي ...
لايحه آموزش و پرورش اجباري، رايگان و يكسان در ايران كه ششم امرداد 1322 به تصويب مجلس رسيده بود پس از امضاي شاه در هشتم امرداد و انتشار در روزنامه رسمي كشور به صورت قانون درآمد. قانون آموزش و پرورش اجباري كه از شهريور 1353 تعميم يافت از قوانين مهم و مردمي وطن ماست. از شهريور 1353 همه مدارس غير دولتي موجود نيز از سوي دولت خريداري و كارمندان آنان با احتساب سوابق كار به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمدند و قرار نبود كه در ايران، از آن پس مدرسه پولي و يا غير دولتي به وجود آيد.
از همين زمان مدارس عالي ايران نيز با ترتيب ديگري كه داده شده بود بدون شهريه شدند. علاوه بر تحصيل رايگان و يكسان، از مهرماه (آغاز سال تحصيلي 1354 ــ 1353) در مدارس ابتدايي و راهنمايي تحصيلي، نوجوانان تغذيه رايگان هم مي شدند.
قانون اساسي جمهوري اسلامي در اصل سي ام خود، رايگان بودن تحصيلات تا پايان دوره متوسطه را امري دائمي ساخته است. متن اين اصل بسيار مهم از اين قرار است: دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصيلات عالي را تا سرحد خودكفايي كشور بطور رايگان گسترش دهد. مي دانيم كه طبق اصل 113 قانون اساسي، مسئوليت اجراي اين قانون برعهده رئيس جمهور گذارده شده است كه به انجام اين مسئوليت در مجلس سوگند ياد و سپس كار خود را آغاز مي كند.
برغم اصل سي ام، در ايران از اواخر دهه 1360 هجري خورشيدي تاسيس مدارس پولي (تحت نام مدارس غير انتفاعي!) پس از نزديك به دو دهه وقفه از سر گرفته شده است.

دكتر مصدق اختيارات ويژه گرفت
در چنين روزي در سال 1331 هجري خورشيدي (28 جولاي 1952)، لايحه اختيارات دكتر مصدق در مجلس شوراي ملي مطرح و روز بعد به تصويب رسيد. طبق اين مصوّبه، به رئيس دولت وقت اختيار داده شد كه تا شش ماه بعد از آن؛ در اجراي برنامه هاي خود قوانين و آيين نامه ها و ضوابطي را كه ضروري مي داند به صورت آزمايشي به مرحله اجرا بگذارد و پس از اين مدت به مجلس بياورد و تا تعيين تكليف در مجلس، آن قوانين همچنان لازم الاجرا باشند.

ایرانیان و عشق به ارتش
در تاریخ معاصر ایران، جولای 1962 (تیرماه 1341) ماه برخورد و درگیری لفظی شاه (پهلوی دوم) و علی امینی نخست وزیر وقت و در عین حال آغاز بکارگیری حرفه سنجش نظر در آن کشور است. محبوبیت علی امینی از تمامی دولتمردان دوران 25 ساله [پس از براندازی 28 امُرداد 1332] بیشتر بود. اختلاف نظر شاه و امینی که برسر بودجه ارتش بود در جلسه 19 تیرماه شورای وزیران به مشاجره لفظی انجامیده بود. امینی که برای کاهش بودجه ارتش با مقاومت شاه رو به رو شده بود 24 تیرماه قضیه را به صورتی با مردم درمیان نهاد و تهدید کرد که در آن شرایط نامطلوب مالی، اگر مقاومت [مخالفت شاه با نظر او] ادامه یابد راهی جز کناره گیری ندارد و با کنار رفتن او، برنامه اصلاحات متوقف و یا مسیری دیگر خواهد یافت که نقض غرض است. امینی در عین حال دولت واشنگتن را متهم کرد که حمایت خودرا از او سلب کرده است. امینی سه روز بعد (27 تیرماه 1341) کناره گیری کرد.
رادیو دولتی با همکاری تلویزیون غیر دولتی ایران و باطنا با هدف توجیه نظر شاه، به صورتی ابتدایی و به روش نظر سنجی سال 1824 نشریه آمریکایی هریسبورگ پنسیلوینین Harrisburg Pennsylvanian که به «سترا پل Straw Poll» معروف است در تهران، چهار شهر بزرگ، ده شهر کوچک و پنجاه بخش (شهرک، آبادی بخشدار نشین) از ایرانیان نظرشان را درباره ارتش و نیز مسائل کشور جویا شدند که 93 درصد خواهان ارتشی نیرومند با اختصاص دادن بودجه بیشتر شده بودند. مردمی که کسب نظر شده بودند همچنین مسئله اصلی کشوررا نبود مدیران فداکار و واجد شرایط (نه، آقا بالاسر)، دادگستری سریع العمل و بی نظر و نخست وزیری بمانند امیر کبیر که به جای سیاستبازی و در اندیشه منافع خود و بستگان بودن تفکّر عمومی و ملی داشته باشد بیان کرده بودند. این نظرسنجی تا ششم امُرداد 1341 (28 جولای 1962) ادامه داشت.
نظر سنجی بعدی در ایران، اواخر سال 1343 (1945 میلادی) و پس از ترور حسنعلی منصور به روش جورج گالوپ George H. Gallup و لوئیس هریس Louis Harris (روش علمی؛ Survey sampling ، National Public Opinion و ... با محاسبه margin of error) انجام شد که همان نتایج را در تایید تقویت ارتش به دست داد. در نظر سنجی سال 1353 (1974 میلادی) 89 درصد ایرانیان گفته بودند که همه درآمد اضافی نفت را صرف تقویت ارتش کنند تا کشوری نیرومند داشته باشند که در این دنیا، حرف موثر از دهانه توپ خارج می شود!. این علاقه به ارتش تازگی ندارد. همه سفرنامه نگاران بیگانه که در قرون وسطا و جدید از ایران دیدار داشته این علاقه ایرانیان را در تالیفات خود آورده اند.

dokhtare sahra
1390,05,08, ساعت : 03:32
100 هزار تومان جايزه براي آوردن سر محمدعلي شاه قاجار
مجلس شوراي ملي درجلسه هشتم امرداد 1290 خود (29 جولای 1911) براي فرد و یا افرادی كه محمدعلي شاه مخلوع را دستگير و يا سرش را بیاورند يكصد هزار تومان (پول آن زمان) جايزه نقدی تعيين كرد. محمدعلي شاه قاجار که برکنار و تبعید شده بود براي پس گرفتن سلطنت با هزاران مرد مسلح از طريق ترکستان روسيه و با كمك اين دولت به ايران بازگشته بود.
محمدعلي شاه که در سال 1872 به دنيا آمده بود پس از 53 سال عمر، بسال 1925 در تبعيد درگذشت. سلطنت او که پس از مرگ پدرش، مظفرالدين شاه در سال 1907 آغاز شده بود در سال 1909 و پس از تصرف تهران به دست مشروطه طلبان پايان يافت. سلاطین قاجار از ايلي مغول تبار به همين نام برخاسته بودند. در زمان این دودمان بود که ایران رو به زوال گذاشت و کوچک شد.

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/mohammadalishah.jpg
محمدعلي شاه قاجار



ساختمان پستخانه تهران و اهميت دولتي بودن آن
پستخانه ايران به نام «پستخانه جليله» از هفتم امرداد 1313 (29 جولای 1934) در ساختمان تازه خود [خیابان سپه سابق ـ سه راه خیّام) که پنجم امرداد گشایش یافته بود بکار روزمره پرداخت. كار ساختن اين عمارت با هزینه پانصدهزار تومان شش سال طول كشيده بود. ایران نخستین کشور جهان است که پستخانه دایرکرده است. سابقه تاسيس پستخانه درايران به زمان داريوش (چهارم جولای سال 489 پیش از میلاد) باز مي گردد كه پستخانه آمريكا شعار 2500 ساله آن را بر سردر خود نصب كرده است. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در اصل 44 خود، پست را همانند راديو و تلويزيون، تلگراف و تلفن (مخابرات)، راه و راه آهن و ... دولتي (در مالکيت عمومي) و در اختيار دولت قرارداده است.
پستخانه تنها موسسه دولت فدرال آمريکا در همه نقاط اين فدراسيون است که اموري ازجمله درخواست و دريافت گذرنامه هم در شعب آن صورت مي گيرد. پستخانه ايران از زمان آغاز بکار يک موسسه دولتي بود زيرا که بايد غير انتفاعي و صد درصد اطمينان بخش باشد و مراسلات و بسته هارا که امانات به شمار مي آيند به هر نقطه برساند و ماني اُردر (چک پستي) صادر کند. اين سازمان، طبق اصل 44 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به هيچ صورتي قابل واگذاري نيست مگر با بازنگري قانون اساسي، و ايجاد هرگونه تغيير در اصول يک قانون اساسي مستلزم رعايت تشريفات و ازجمله تاييد آن در رفراندم (از سوي اکثريت ملت) است.

جوبهانه جويي و هموارساختن زمينه براي تعرض و تصرف ايران
29 جولاي سال 1941(هفتم امرداد 1320) دولت وقت ايران به اخطاريه 13 روز پيش انگلستان و شوروي كه اتباع آلمان را كه در خاك ايران بر ضد آن دو كشور فعاليت دارند اخراج كند پاسخ داد و اعلام داشت كه اتباع خارجي در ايران زير كنترل مقامات دولتي هستند و جاي نگراني نبايد وجود داشته باشد. اخطار دو دولت در حقيقت بهانه جويي براي تصرف ايران بود. دولت انگلستان قبلا به طور محرمانه به ژنرال «ويول» در هند دستور داده بود كه براي حمله نظامي به ايران به عراق نيرو بفرستد.
همزمان، مطبوعات متفقين نيز براي آماده ساختن زمينه حمله نظامي به ايران و توجيه آن، در شماره هاي روزهاي آخر ماه جولاي 1941 خود، با يك مضمون، ايران را محل استقرار ستون پنجم هيتلر وانمود كرده و نوشته بودند كه ارتش ايران طبق نقشه محرمانه آلمان آماده حمله به قفقاز مي شود تا نيروهاي شوروي دراين منطقه از دو سوي تحت فشار قرار گيرند. اين روزنامه ها گزارش هاي اغراق آميز از قدرت و وسعت ارتش ايران منتشر كرده بودند. اين روزنامه ها بدون اين كه تكذيبيه هاي ايران را چاپ كنند در شماره هاي سه هفته اول ماه آگوست خود نيز به اين تبليغات خود ادامه داده بودند تا زمينه تعرض نظامي را هموار کنند زيراکه مردم اين کشورها نسبت به گسترش جنگ و گشودن هرگون جبهه تازه حساس شده بودند.
"]قانون جنگ دفاعي پارسيان مه و بخشنامه شماره 227 استالين
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/stalin.jpg

ُStalin

بخشنامه نظامي شماره 227 استالين رهبر وقت جماهير شوروي بامداد 28 جولاي 1942 خطاب به يكايك افراد مسلح اين كنفدراسيون صادر شد كه در آن عقب نشيني سرباز در نبرد دفاعي ميهني وقت را بدون دريافت دستور كتبي فرماندهان ارشد ((از مسکو) ممنوع و مجازات تخطّي از اين بخشنامه را اعدام فوري تعيين كرده بود. (در قانون جنگ؛ دفاع در برابر تجاوز بيگانه، نبرد ميهني = مقدس عنوان گرفته است.). ظهر همان روز، راديو مسكو كه صداي آن از بلندگوهاي سربازخانه ها و قرارگاهها براي شنيدن نظاميان پخش مي شد به تفسير اين بخشنامه كه آن را لازم و حياتي خوانده بود پرداخت و گفت: پارسيان با چنين قانوني به مدت 12 قرن يك امپراتوري بزرگ داشتند و 225 سال تنها ابرقدرت جهان بودند. در آن سرزمين دو بار از اين قانون تخطي شد و امپراتوري آنان موقتا از دست رفت؛ يك بار در برابر تعرض اسكندر و بار ديگر در برابر مسلمانان عرب و فاصله ميان اين دو مورد بيش از نهصد سال بود. بار دوم، ايرانيان پرچم نظامي خودرا كه برايشان مقدس بود ازدست دادند. ما (روسها) نبايد از برابر آلماني ها فرار كنيم. آنان بدون دليل و منطق و بدون اينكه مورد تهديد ما قرار گرفته باشند سرزمين مان را مورد تجاوزي بسيار خشن قرارداده اند و دفاع ما يك ايستادگي مقدس، مشروع و ميهني است و بنابراين نبايد به خاطر زنده ماندن موقت و به بهاي به كشتن دادن ديگران و انهدام وطن، از برابر متجاوز بگريزيم. با فرار و كرنش، تعرض متوقف نخواهد شد و ....
اين بخشنامه و گفتار كه ورقي از تاريخ جنگهاي ميهني را تشكيل داده است سبب شد كه روسها بايستند و تجاوزگر را نابود سازند. بوروكراسي (ساختار اداري غير علمي و اصطلاحا: من درآوردي)، فساد مقامات بالا، خودخواهي و فقر تفكر ميهني و عمومي؛ شوروي را از درون فروپاشانيد، نه تعرض خارجي و ....

عباس اسکندري: پارلمان ايران جاي "تقي زاده" نمي تواند باشد
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0729eskandari.jpg

عباس اسکندري

عباس اسكندري نماينده حزب کمونيست توده در مجلس در جلسه هشتم مرداد 1326 (در آن سال مصادف با 29 جولاي 1947) با عضويت حسن تقي زاده در مجلس مخالفت كرد و گذشته تقي زاده از اتهام مشاركت در قتل آيت الله بهبهاني تا تحصن در سفارت انگلستان، حمايت از تمديد قرارداد نفت در 1933 و تماسهاي بي وقفه با خارجي (انگلستان) را برشمرد و گفت که پارلمان ايران جاي چنين فردي نمي تواند باشد.
"تاريخ" نشان داد که 18 ماه بعد، تيراندازي به سوي شاه دردانشگاه تهران، بهانه! قرارگرفت و شوراي وزيران وقت حزب توده را غير قانوني اعلام داشت.
درپي براندازي 28 امرداد 1332 (آگوست 1953) همه احزاب ايران از ميان رفتند. سالها بعد مقامات ارشد وقت و دولت دو حزب «مردم» و «مليّون» و سپس حزب «ايران نوين» را ساختند و در دهه 1350 به تصميم شاه، حزب واحد (اصطلاحا؛ فراگير و سراسري) رستاخيز تاسيس شد. از دست اين احزاب «خودي» کاري برنيامد و نبود حزب و مطبوعات واقعي (مستقل) يکي از علل اضمحلال نظام سلطنتي ايران در فوريه 1979 بشمارآورده شده است.

dokhtare sahra
1390,05,08, ساعت : 03:40
بازسازي بندر صور با هزينه ايران ـ نگاهي به تاريخچه اين شهر تاريخي لبنان
مولفان تاريخ عهد باستان تكميل كار نوسازي بندر صور در فنيقيه (لبنان امروز) با هزينه ايران را اواخر ژوئيه (نيمه تابستان) سال 535 پيش از ميلاد ذكر كرده اند. اين بندر سه هزار ساله و چهارمين شهر بزرگ لبنان امروز در سال 573 پيش از ميلاد توسط ارتش بخت النصر دوم امپراتور بابل تصرف و ويران شده بود. قدمت ايجاد صور به 850 تا 1300 پيش از ميلاد مي رسد (تلفظ يوناني آن «تور» به معناي «صخره ميان دريا» است كه انگليسي زبانها آن را «تاير» و فرانسوي زبانها «تير» تلفظ مي كنند). بندر صور (الصور) تا اواخر جنگ جهاني اول و تاسيس كشور لبنان توسط دولت فرانسه، از مناطق سوريه بزرگتر بود. بندر صور 13 سال در برابر ارتش بخت النصر مقاومت كرده و در محاصره اين ارتش بود كه پس از سقوط، به دستور امپراتور بابل ويران شده بود. كوروش بزرگ در سال 539 پيش از ميلاد و پس از تصرف بابل و انهدام این امپراتوري، دستور داد كه همه خرابي هاي وارده توسط حاكمان قبلي بابل به هر نقطه ای مرمت شوند و هزينه تمامي آنها از خزانه امپراتوري ايران پرداخت گردد. به نوشته مورخان كارشناس جهان باستان، كوروش روي نوسازي صور، صيدا و اورشليم (قدس) كه به ايران تعلق گرفته بودند تاكيد بيشتري كرده بود زيرا كه «صور» مركز تجارت منطقه مديترانه و مادر سرزمين كارتاژ (تونس و ليبي امروز) بود كه مهاجران صور آنجا را ساخته و با كشتي هاي خود تا اسپانيا پيش رفته بودند. بندر صور از آن پس به مدت دو قرن از پايگاههاي دريايي ايران در مديترانه بود. به علاوه، ايرانيان در آنجا كارگاههاي ريسندگي و بافندگي داير كرده بودند.
«صور» در سال 332 پيش از ميلاد، با اين كه پادگان ايراني آن بيش از چند هزار سرباز نداشت در برابر حمله اسكندر مقاومت جانانه كرده بود ولي سرانجام پس از هفت ماه محاصره تصرف و قرباني انتقام اسكندر قرارگرفته بود و بار دگر ويران شده بود. به دستور اسكندر، سي هزار تن از مردم صور كشته شدند. صور در سال 64 پيش از ميلاد به دست روميان افتاد و تا سال 634 ميلادي دهها بار ميان دو امپراتوري ايران و روم دست به دست شد و سرانجام در نیمه قرن هفتم میلادی بدون مقاومت، تسليم سپاه اسلام شد كه از حجاز به آنجا رفته بود.
مردم صور پس از تصرف منطقه (جنوب لبنان امروز) توسط فاطميون مصر، شيعه شدند. اين بندر مهم در اوايل هزاره دوم ميلادي به تصرف صليبيون درآمد و نزديك به 180 سال حكومت لاتين داشت. بعدا به دست حكومت مصر افتاد (كه سوريه جزيي از آن بود) و سپس به عثماني انتقال يافت. دولت صفويه ايران كه شيعه اثني عشري را مذهب رسمي كشور اعلام كرده بود شماري از روحانيون شيعه را از جنوب لبنان و از جمله صور به ايران دعوت كرد و از آن پس رابطه اي تنگا تنگ ميان ايران و جنوب لبنان برقرار بوده است. شاه اسماعيل صفوي نقشه ائتلاف شيعيان جهان را كشيده بود كه تا قرنها به قوت خود باقي بود. از زمان درگيري اعراب و اسراييل در نيمه قرن بيستم، منطقه صور تاكنون چندبار مورد حمله نظامي اسراييلي ها واقع شده و آسيب ديده است.

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/zcyrus.jpg
کوروش بزرگ ـ نقشه امپراتوری ایران ـ سیلندر متن حقوق بشر (اعلامیه کوروش)



مرگ بلاش اول شاه باتدکابير اشکاني
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0730blash.jpg

تصوير بلاش يکم بر سكه اش كه موجود است

بلاش اول شاه انتخابي ايران در دوران اشكانيان، سي ام ژوئيه سال 77 ميلادي درگذشت. وي كه غربيها نامش را Vologeses مي نويسند منسوب به مادها (مردم شمالغربي ايران- ساتراپي ري و مناطق واقع در غرب آن) و يكي از شاهان با تدبير ايران باستان بود و 25 سال سلطنت كرد.
وي در ژوئيه سال 76، يكسال پيش از اين كه فوت شود دستور داده بود «اوستا» به صورت كتاب درآيد كه اين كار او را بعدا اردشير پاپكان تكميل كرد.

پس از درگذشت بلاش اول، مهستان (سناي ايران) بر سر تعيين شاه بعدي مدتها به توافق نمي رسيد و با اين عمل، كشور در آستانه بحران سياسي قرار گرفته بود.

مديريت خوب از ديدگاه خواجه نظام الملك طوسي و اندرزهاي او به سران کشورها
ترجمه كتاب سياستنامه (سيّر الملوك) تأليف خواجه نظام الملك (ابوعلي حسن طوسي) در ژوئيه 1891 ميلادي به زبان فرانسه در پاريس انتشار يافت.
خواجه كه سي سال وزير بود و تمامي عمر خود پس از تحصيلات مرسوم آن زمان را در امور اداري دولت گذرانده بود اين كتاب را ظاهرا سال آخر عمر خود تكميل كرده بود. خواجه كه بنيادگذار دانشكده هاي موسوم به «نظاميه» هم هست دوم نوامبر سال 1092 ميلادي در سر راه خود به بغداد، در نزديكي كرمانشاه به دست يكي از فدائيان (پيروان حسن صباح) به قتل رسيد.
خواجه طوسي كه در نيشابور مدفون است سياستنامه را عمدتا خطاب به سران كشورها نوشته و در آن به آنان اندرز داده است. سبك نگارش وي تفاوتي با سبكهاي پيشرفته امروز ندارد. به اين ترتيب كه اصل اندرز خود را در پاراگراف اول بيان داشته و در اثبات آن متوسل به روايات و حكايات و امثله شده است كه با اين كه حكايات به نظر؛ تاريخي مي رسند، ولي مفسران اين كتاب ، آنها را در حد داستان مي دانند.
خواجه هريك از فصول كتاب خود را به يك اندرز اداري (سياسي) اختصاص داده از جمله لزوم دادن وقت ملاقات از جانب يك مدير ارشد به متقاضيان - بدون تبعيض، و شنيدن درد دل آنان «بدون واسطه»، و در ملاقات عمومي (به اصطلاح آن زمان: بار عام) به يك چشم نگاه كردن حاضران.
در فصلي ديگر، خواجه به سران و مديران تراز اول- و عمدتا رئيس كشور- اخطارگونه گوشزد كرده است كه در انتخاب معاشران و نزديكان خود (به اصطلاح آن زمان: نديمان) نهايت دقت را به عمل آورند كه از اين موقع (منزلت) خود سوء استفاده نكنند و درهرحال، نديمان رئيس كشور نبايد از مقامات دولتي باشند كه گستاخ خواهند شد و اجحاف خواهند كرد.
فصول ديگر درباره عجله نكردن در تصميم گيري هاي مهم، رعايت نظم و نسق، نگماردن يك فرد ـ در یک زمان براي انجام دو كار، لزوم تشويق و تنبيه كاركنان، داشتن دستگاه جمع آوري خبر از مشكلات و نظرات مردم كه خواجه از آنها به عنوان «جاسوسان» نام برده كه مي توانند به لباس درويش، سياح و بازرگان درآیند و به جمع آوري اطلاعات دست بزنند به منظور حل مسائل، پيش از آن كه مسائل بزرگ و لاینحل شوند.
خواجه شديداً ضد بيگاري و كارمفت كشيدن از مردم است و تأكيد بر منصف و عادل بودن مدير ارشد و رئيس كشور دارد و توصيه به مشورت با اهل اطلاع و خبرگان در زمينه حل مسائل مي كند.
خواجه در موارد متعدد توصيه به استفاده بهينه از مهارت «تجربه آموختگان» و از دست ندادن آنان دارد كه ثروت ملي بزرگي هستند. خواجه توصيه هاي متعدد در انتخاب و چگونگي قضات و سپاهيان كرده است از جمله تهيه بهترين و تازه ترين اسلحه براي ارتش و توجه خاص به صنايع نظامي و ....

آيين دادرسي كيفري و ماده منحصر به فرد آن که ریشه در فرهنگ باستانی ایرانیان دارد: تکلیف نگهداری فرزندان از والدین ازکارافتاده
مجلس شوراي ملي هشتم امرداد 1307 (30 ژوئيه سال 1928) قانون آيين دادرسي كيفري را از تصويب گذراند و ايران داراي اصولی مصوّب و یکنواخت برای محاکمات جزایی مشابه كشور بلژيك شد، زيرا بسياري از مواد اين قانون از قوانين بلژيك ترجمه شده بود که بلژيکي ها هم آن را از فرانسه اقتباس کرده بودند. شنيده شده است که طراحان این آئين دادرسي براي دستگاه قضايي ايران، هنگام بررسي قوانین دادرسی کیفری ملل مختلف، با روش دادرسي انگلوساكسون كه عبارت است از محاكمه كيفري با حضور هيأت منصفه، مخالفت کرده و در عوض محاکمات جنایی را با حضور سه قاضی و رای اکثریت پیشنهاد کرده بودند که به همین صورت تصویب شده بود. با وجود این، چند دهه بعد مجلس تصویب کرد که محاکمه متهمان جرائم سیاسی و مطبوعاتی با حضور هیات منصفه انجام شود و تشخیص مجرمیت و یا برائت با این هیات باشد که در صورت مجرم شناخته شدن و احیانا توصیه تخفیف، قاضی محکمه حکم مجازات را انشاء کند.
کیفرهمگانی ایران (چه عملی جرم است، از چه درجه و میزان مجازات هر جرم) بعدا و به تدریج تکمیل شد. هنگام افزودن یک ماده بر شمار جرائم، به فرهنگ و اخلاق ایران باستان و تکلیف فرزندان در نگهداری از والدین در دوران پیری و ازکارافتادگی استناد شده بود و هنگام بحث، نمایندگان مجلس آنچنان مجذوب تاریخ وطن و منش ایرانی شده بودند که آن را در ردیف ترک انفاق قراردادند و برای فرزند و یا فرزندانی که از نگهداری والدین سالخورده امتناع و غفلت کنند مجازات زندان تعیین کردند و برآن نام ماده 214 مکرّر گذاردند که ماده 214 مربوط به مجازات ترک انفاق (خودداری از تامین نفقه متناسب زوجه ای که ناشزه نباشد و فرزندان زیر 18 سال تمام) بود. این ماده مکرر که مایه افتخار و مباهات نظام کیفری ایران بود در دائرة المعارف بین المللی قانون و رسالات مربوط (در همه زبانها) مورد تفسیر و تمجید قرارگرفته است. این دائره المعارف در استدلال خود به منطقی و طبیعی بودن این ماده از کیفر عمومی ایران چنین آورده است: به همانگونه که والدین مکلّف به نگهداری بهینه از فرزند خود تا رسیدن به سن قانونی هستند؛ فرزند و فرزندان هم متقابلا و مشترکا موظف به نگهداری از والدین در دوران پیری شان باید باشند و شانه خالی کردن از آن پذیرفتنی نیست.
از نیمه دهه 1330 به بعد که روزنامه های تهران (به توصیه دکتر ویلسون رئیس گروه روزنامه نگاری دانشگاه یوتای آمریکا که برای آموزش ژورنالیسم مدرن به تهران آمده بود) دارای صفحه حوادث شدند سردبیران اکیدا از خبرنگاران قضایی میز مربوط در اطاق خبر می خواستند که احکام دادگاهها در مورد محکومیت چنان فرزندانی را از قلم نیاندازند تا انتشار یابد و درس عبرت شود. روزنامه های تهران قبل از نیمه دهه 1330، اخبار حوادث شهری و محاکمات را به صورت متفرق در همه صفحات خود چاپ می کردند و صفحه اختصاصی و حتی میز حوادث با دبیر ویژه وجود نداشت. دولت وقت از ایجاد صفحه اخبار حوادث استقبال کرده بود زیرا که مایل بود مطالب سیاسی مطبوعات به حد اقل برسد.

محاکمه ماموران پليس و زندان قصر در سال 1321

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0730mokhtari.jpg

سرپاس ركن الدين مختار يكي از متهمان دادگاه

رئيس دادگاهي كه افسران ، ماموران و پزشكياران زندان قصر را به اتهام قتل زندانيان سياسي ( طبق شايعات آن زمان به اشاره رضا شاه ) محاكمه مي كرد نهم مرداد 1321 اعلام داشت اين دادرسي كه شش روز از آن مي گذرد زودتر از اواخر شهريور ماه پايان نخواهد يافت.

بهانه
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0730dals.jpg

دالس

روزنامه هاي آمريكا در شماره هاي سي ام ژوئيه 1953 خود ( 9 مرداد1332 و 19 روز پيش از بر اندازي 28 مرداد ) نوشتند كه دولت آمريكا از قدرت گيري حزب توده در ايران سخت نگران شده و دو روز پيش دالس وزير امورخارجه آمريكا در اين زمينه يادداشتي براي دكتر مصدق فرستاده است. دكتر مصدق اين اخطاريه را هفتم مرداد دريافت كرده بود. بعدا گفته شد كه اين اخطاريه در واقع بهانه براي مداخله بود.

dokhtare sahra
1390,05,18, ساعت : 21:12
ورود ابومسلم به خراسان
طبق روايات متعدد و تطبيق تقويم ها، ابراهيم بن محمد معروف به ابومسلم كه در «تاريخ» ابومسلم خراساني ناميده شده است 31 ژوئيه سال 745 ميلادي (نهم امرداد) براي سر و سامان دادن به مخالفان بني اميه كه در عين حال از بني عباس پشتيباني مي كردند وارد خراسان شد. وي ظرف دو سال و چند ماه بر همه خراسان (خراسان بزرگتر و ازجمله شامل منطقه فرارود) تسلط يافت و در شهر مرو مستقر شد.
پاره اي از مورخان، ابومسلم را كه در اصفهان به دنيا آمده و در كوفه (همسايه شهر نجف) بزرگ شده از فرزند زادگان بزرگمهر (بوذرجمهر) وزير بنام ساسانيان نوشته اند. او مردي دلير و باهوش و مصمم به برچيدن حكومت بني اميه بود كه به اظهار وي عيّاش، آزمند، دنيا دوست و همانند سلاطين قديم ظالم، متكبر و فاسد شده بودند و به اين هدف خود نيز رسيد
.روزي که شيخ فضل الله نوري اعدام شد
نهم امرداد سال 1288 هجری خورشيدي (31 ژوئيه 1909) شيخ فضل الله نوري به حكم دادگاه انقلاب (انقلاب مشروطیت) اعدام شد. وي پس از خلع محمدعلي شاه، از 26 تيرماه در خانه اش تحت نظر قرار گرفته بود و دو روز پس از آن به اتهام مخالفت با نظام مشروطه و ترغيب ديگران به اين مخالفت به دادگاه انقلاب مركب از مشروطه خواهان و مجاهدان راه مشروطيت تسليم شده بود. محاكمه شيخ فضل الله كوتاه بود. پس از انقلاب 1357، نام او را بر بزرگراهي در تهران گذاردند كه ميدان ونك را به ميدان آزادي متصل مي سازد!. با وجود اين، در همين زمان نوه او ـ دكتر منوچهر آزمون ـ را اعدام كردند. دکتر آزمون که پيش از انقلاب وزير کابينه بود به حکم دادگاه انقلاب اسلامي در تهران اعدام شد.

انحلال بانك انگلستان در ايران

ساختمان بانك انگلستان ( شاهنشاهي) در ضلع شرقي ميدان توپخانه


نهم امرداد 1331 (31 ژوئيه 1952) دكتر مصدق نخست وزير وقت، بانك انگلستان در تهران را كه به نام بانك شاهنشاهي فعاليت داشت تعطيل كرد كه بعدا بانك غيردولتي «بازرگاني» در ساختمان آن واقع در ميدان توپخانه آغاز به فعاليت كرد که این بانک پس از انقلاب و ملی شدن بانکهای کشور، به نام بانک تجارت به کار خود ادامه داده است. بانك بازرگاني نخستين بانك غيردولتي بود که در ايران تاسیس شده بود. اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به صراحت تاکید بر دولتی بودن بانکهای کشور دارد. بانک انگلستان دهها سال ناشر اسکناس های ایران بود. به عبارت دیگر؛ سیاست پولی وطن ما در کنترل بانک خارجی (دولت بیگانه) قرارداشت.
در همين روز دكتر علي اصغر پورهمايون، از سوي دكتر مصدق رئيس شركت بيمه ايران و دكتر محمد نصيري رئيس بانك ملي شدند

dokhtare sahra
1390,05,18, ساعت : 21:20
دستور دكتر مصدق به خروج اشرف پهلوي از ايران ـ فرضیه خشم انقلاب می سازد
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0801ashraf.jpg
اشرف پهلوي در آن زمان

به دستور دکتر محمد مصدق نخست وزير وقت، يکم آگِست 1952 (دهم امُرداد 1331) اشرف پهلوي خواهر دوقلوي شاه وقت، ايران را ترك كرد و روانه اروپا شد. مصدق براي قطع اعمال نفوذ و نیز پيشگيري از توطئه احتمالي اشرف بر ضد دولت خود و همکاری با عوامل بیگانه دستور داده بود كه از كشور خارج شود. مصدق می دانست که اشرف از ورود به توطئه بر ضد دولت او خودداری نمی کند و اطلاعات شهربانی (پلیس) را مامور گزارش تماسهای او کرده بود. مصدق با مداخله بستگان و نزديكان شاه در امور كشور شديداً مخالف بود. وی بارها در جلسات شورای وزیران و در مصاحبه های مطبوعاتی و سخنرانی های خود گفته بود که هیچ عاملی بیش از مداخله و اِعمال نفوذ اصحاب نام و متنفذان در معاملات دولتی، انتصابات، صدور پروانه ها و اموری نظیر اینها مردم را عصبی و آماده عصیان نمی کند. این مداخلات همه قشرها را خشمگین می سازد بویژه طبقه منوّر و متوسط را که کوشش ما بر افزایش شمار اعضای این طبقه است.
اشرف يك سال بعد در همين زمان (در آستانه براندازي 28 امرداد 1332 = اوت 1953 ) به گونه اي محرمانه به ايران بازگشت!. همزمان، سرهنگ شوارتسکوف آمریکایی هم وارد تهران شده بود و ....
نظریه مصدق که نارضایتی ایجاد خشم مي کند و خشم باعث طغیان می شود در کتابهای «علم حکومت» نقل شده است. اين فرضیه مصدق با خودسوزی محمد بوعزیزی در تونس که آتش انقلاب در اين کشوررا روشن ساخت و دگرگونی عميق ایجادکرد وسیعا در تفسیرها نقل شد. بوعزیزی یک ناراضی از بوروکراسی و فساد اداری شهرداری شهر خود بود که در میدان شهر خودسوزی کرد، مردم خشمگین شدند و شورش کردند و ....
بوعزیزی 26 ساله که يک ليسانسيه بيکار بود هفدهم دسامبر 2010 خودرا در ملاء عام آتش زد و چهارم ژانويه 2011 در بيمارستان درگذشت. وي براي امرار معاش ميوه فروش دوره گرد شده بود که مامور شهرداري از او که پروانه ميوه فروشي نداشت مطالبه رشوه کرده بود و چون بوعزيزي زيربار نرفت ميوه هاي وي را مصادره و بخشي از آن را به دور ريخت و او از فرط خشم خودرا آتش زد و تونسي ها را خشمناک ساخت، به گونه اي که تا دولت را تغيير ندادند از پای ننشستند.

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/bouazizi-dec17-2010.jpg
بوعزيزي (بالا سمت چپ) در حال سوختن (پایین)

dokhtare sahra
1390,05,18, ساعت : 21:25
نادرشاه در عراق
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0802nader.jpg
نادر

دوم آگِست 1743، نادرشاه رئیس انتخابی کشور ایران در جريان جنگ با عثماني در بين النهرين (عراق امروز)، دستور حمله به كركوك را صادر كرد و دو روز بعد توپخانه ارتش ايران مواضع عساكر عثماني در اين شهررا گلوله باران كرد. در طول اين جنگها، نادر در همين سال بغداد و بصره را هم متصرف شد. مردم سليمانيه همچنان به ايران وفادار بودند. عثماني اواخر كار صفويه كه دولت اصفهان عمدتا بر اثر فساد اداري ناشي از افتادن امور دربار شاهان اين دودمان به دست گرجيان و انتصابات نادرست رو به ضعف نهاده بود با اخراج حكام وابسته به ايران، بسياري از مناطق عراق امروز را متصرف شده بود. قبلا شاه طهماسب اول بغدادرا به عثمانی واگذارکرده بود که شاه عباس یکم آن را پس گرفته بود.

محاكمه علي منصور

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0802mansor.jpg

محاكمه علي منصور وزير پيشين راه به اتهام گرفتن رشوه و نيز سوء استفاده از مقام از 11 مرداد 1315 در ديوان عالي كشور آغاز شد. قضات محاكمه كننده، 12 شهريور علي منصور را به سبب نبودن دليل كافي در پرونده تبرئه كردند كه بعدا نخست وزير هم شد.در شهريور 1320 كه او نخست وزير بود نيروهاي انگلستان و شوروي وارد ايران شدند و چون چند مقام نظامي قبلا در آستانه ورود آنان، سربازان را مرخص كرده بودند! وطن ما اشغال نظامي شد. حسنعلي پسر علي منصور نيز در دهه 1340 به نخست وزيري رسيد كه ترور شد. تا زمان انقلاب، رسيدگي به پرونده هاي اتهامي وزيران و نخست وزير در ارتباط با اين مشاغل در ديوان عالي بايد صورت مي گرفت كه پس از براندازي دكتر مصدق، اين قانون درباره او رعايت نشد. بنابراين، محاكمه و محكوميت او هم غيرقانوني بود.



اصل 44 قانون اساسي جمهوري اسلامي و تاسيس بانك غير دولتي؟!




http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0801bank.jpg

اين آگهي (كه در بالا آمده است) روز اول آگوست 2005 (دهم مرداد 1384) در صفحه اول برخي از روزنامه هاي چاپ تهران انتشار يافته بود كه براي بانك غير دولتي «پاسارگاد» تبليغ شده بود.
شوراي انقلاب با يك مصوبه در سال 1358 همه بانكهاي غير دولتي ايران را ملي كرد و چند ماه بعد، قانون اساسي جمهوري اسلامي در اصل 44 خود، تاسيس بانك غير دولتي در ايران را صريحا ممنوع ساخت. مي گويند كه مجمع تشخيص مصلحت نظام اخيرا براي اين اصل سياستهايي در نظر گرفته كه با توجه به آنها تاسيس بانك غير دولتي از سرگرفته شده است. مي دانيم كه اصول قانون اساسي جز با تشكيل مجلس موسسان (خبرگان) و رفراندم عمومي تغييرناپذيرند.
متن بخش اول اصل 44 از اين قرار است: نظام اقتصاد جمهوري اسلامي ايران برپايه سه بخش دولتي، تعاوني و خصوصي با برنامه ريزي منظم و صحيح استوار است.
بخش دولتي شامل كليه صنايع بزرگ، صنايع مادر، بازرگاني خارجي، معادن بزرگ، بانكداري، بيمه، تامين نيرو، سدها و شبكه هاي آبرساني، راديو و تلويزيون، پست و تلگراف و تلفن، هواپيمايي، كشتيراني، راه و راه آهن و مانند اينها است كه به صورت مالكيت عمومي و در اختيار دولت است.

dokhtare sahra
1390,05,18, ساعت : 21:38
مهاجرت سکاهای ایرانی نژاد به جنوب روسیه ـ واژه «اسکود»
مهاجرت سكاها (به نوشته مورخان يونان باستان: سيتي ها) به جنوب روسيه كه يك قوم ايراني بودند در تابستان 700 سال پيش از ميلاد پايان يافت. سكاها از سغد (تاجيكستان امروز و مناطق اطراف آن) به حركت درآمده بودند. دسته اي از آنان راهي جنوب شده بودند كه در سيستان مستقر شده اند و نام سيستان (سكاستان) از نام اين قوم گرفته شده است. سكاها در پي پارسها، مادها و پارتها كه يك تبار آريايي را تشكيل مي دادند از آسياي ميانه وارد مناطق جنوبي تر فلات ايران و نیز جنوب روسيه شده بودند. مادها (مادیا) قبلا پس از عبور از جنوب روسيه خود را به شمال غربي فلات ايران رسانده بودند. سكاهاي مهاجر كوشيدند كه وارد منطقه اي كه امروز مسكو نام دارد نشوند زيرا كه اين منطقه قبلا توسط اقوام فينو ـ يوگريك كه غير آريايي بودند اشغال شده بود. اين دو قوم از اورال به حركت در آمده بودند و اينك عمدتا در فنلاند و استوني زندگي مي كنند.
از خصوصيات اقوام ايراني از جمله سكاها اين بود كه از اسب براي سواري استفاده و با كمان تيراندازي مي كردند و مردگان را در اطاقكي در ارتفاع و طبقه بالا (دخمه) قرار مي دادند و اين رسم تا افتادن فلات ايران به دست اعراب مسلمان ادامه داشت. از خصوصيات ديگر قوم ايراني علاقه مندي وافر به بستگان و متعهد بودن به نگهداري از سالخوردگان فاميل، حفظ پاكيزگي بدن و محيط زيست، پوشش كامل بدن و پرهيز از فساد و دروغ بود. كمانداران را «سكوزا ـ اسكوزا» مي خواندند كه واژه اسكود (يك نوع موشك ساخت روسيه) از همان كلمه گرفته شده است. بسياري از مردمان ساكن ميان دو رود «دن» و «دنيپر» با اين كه چند قرن حكومت مغولها را تحمل كردند، هنوز واژه هاي پارسي باستان را بكار مي برند و رسوم كهن قوم ايراني را مراعات مي كنند.

دستگيري بابك خرم دين و نگاهي كوتاه به اوضاع آن زمان
بابك خرم دين صاحب يك فرضيه اجتماعي تازه و عقيده مذهبي ديگر و رهبر يك جنبش انقلابي كه در آذربايجان و مناطق شمالغربي ايران بر ضد خلافت عباسي به پا خاسته بود و دردسر بزرگي براي خليفه وقت ايجاد كرده بود، سوم اوت 837 ميلادي در حال فرار، در ارمنستان دستگير شد.
بابك در جنگ با نيروهاي خليفه كه فرمانده آنان افشين پسر كاووس بود شكست خورده و فرار كرده بود. بابك در جنگ سال 835 در مراغه، افشين را شكست داده بود ولي بعدا در جنگ ديگري شكست خورده و فرار كرده بود.
بابك پس از انتقال به سامرا پايتخت تازه معتصم خليفه عباسي، چهارم ژانويه سال 838 پس از تحمل شديدترين شكنجه ها كشته شد. به دستور معتصم، سر بابک را براي ترساندن ايرانيان استقلال طلب به خراسان فرستادند و جسدش در سامرا به دار آويخته شد و مدتها همچنان بر سر دار ماند.
معتصم برادر مامون كه پس از مرگ برادرش در سال 833 خليفه عباسي شده بود سه سال بعد پايتخت را از بغداد كه شديدا نا آرام شده بود به سامرا منتقل كرده بود و كار حفاظت از شهر را به سربازان ترك خود كه آنان را از تماس با سربازان عرب منع كرده بود سپرده بود. مامون كه مادرش ايراني بود و با كمك ايرانيان به خلافت رسيده بود، 20 سال خليفه بود و با تدبير ايرانيان كه امور اداري، سياسي و فرهنگي را به دست داشتند دوران خلافت او همراه با شكوفايي فرهنگي و گسترش بازرگاني با سرزمين هاي دور دست بود.
همزمان و در جريان جنبش بابك، در نقاط ديگر ايران بپاخيزيهاي استقلال طلبانه متعددي به چشم مي خورد.
در مازندران(طبرستان يا تپورستان) مازيار حاكم اين ايالت، در سال 834 ميلادي بر ضد معتصم بپا خاست و دست به بسيج نيرو زد كه در جنگ با نيروهاي اعزامي معتصم شكست خورد، اسير شد و به سامرا انتقال يافت كه در آنجا زير تازيانه كشته شد و جسدش را در كنار استخوانهاي بابك به دار آويختند. از نظر خليفه زمان براي نابود كردن افشين فرا رسيده بود زيرا ديگر به وجود او نياز نبود. خليفه از آغاز هم به او اعتماد نداشت و وي را در باطن يك ناسيوناليست ايراني مي دانست. بنابراين اعتراف مازيار را كه با افشين تماس محرمانه داشت بهانه قرار داد و دستور دستگيري افشين را به اتهام خيانت به خلافت صادر كرد. خليفه افشين را كه روزگاري بزرگ مي داشت در زندان با گرسنگي و تشنگي دادن بكشت و جسدش را پس از مرگ (درسال 840 ميلادي) در همان نقطه كه بابك و مازيار به دار آويخته شده بودند بر دار زد.
بدين ترتيب خليفه عباسي سه ايراني دلاور و ميهن دوست را به دست يكديگر نابود كرد. تاريخ نشان داد كه معتصم موفق نشد و از هر قطره خون يك ايراني مقتول، چندين ميهن دوست ديگر به وجود آمد. بايد دانست که عباسيان به دست ايرانيان بر سر کار آمده بودند.

حذف القاب و عناوين از نام ايرانيان و تلاش براي لاتين كردن الفباي وطن
12 مرداد سال 1314 هجري شمسي تصميم نهم مرداد شوراي وزيران (قوه مجريه) مبني بر حذف عناوين اضافي از اسامي از جمله: خان، ميرزا، سلطنه، دوله، سيد و ... در ايران به اجرا در آمد و ادارات (در نوشتن نامه ها و احكام)، نشريات در مطالب خود و نيز مراكز صدور شناسنامه مكلف به اجراي آن شدند و در مكاتبات رسمي و نطقها نيز بكار بردن القاب و عناوين جز«آقا» و «بانو» براي خطاب كردن ممنوع شد. هنگام خطاب کردن وزيران و نخست وزير، قرار دادن واژه "جناب" بر نام آنان بلا مانع (نه اجبار) اعلام شده بود و تاكيد شده بود كه در صورت بكار بردن جناب، آقا و بانو حذف شود و دو لقب باهم بكار برده نشود كه غلط دستوري است.
از روز، بعد روزنامه ها فراتر از اين رفتند و از بكار بردن فعل جمع براي مقامات مفرد جز شاه و گاهي اوقات نخست وزير خودداري كردند كه تا اوايل انقلاب مرسوم شده بود. نشريات دليل اين كار خود را رفع تبعيض و تشخص اعلام كرده بودند.
متعاقب اين اقدام، 19 روز بعد، از سي ام مرداد 1314 نيز تعيين نام خانوادگي براي افرادي كه اسم پدر خود را به عنوان نام خانوادگي به كار مي بردند اجباري شد كه بازگشتي به رسم ايران عهد باستان و دور شدن از رسم عربي بود كه اعراب نام پدر و پدربزرگ را پس از نام اول بكار مي برند. همچنين توصيه شد که بر نوزادان ترجيحا نام هاي پارسي گذارده شود.
در همين زمان دولت وقت از سوي روشنفکران زير فشار قرار گرفت كه ايران نيز بمانند تركيه الفباي نوشتن خود را به الفبايي تغيير دهد كه داراي حروف مصوت باشد از جمله لاتين تا تلفظ همه مردم ايران يكسان شود و از غلظت لهجه هاي محلي كاسته شود كه اين تلاش به جايي نرسيد. يکي از ايراد هايي که به خانواده پهلوي گرفته مي شود همين لاتين نکردن حروف کتابت زبان فارسي بود که الفباي عربي است.

dokhtare sahra
1390,05,18, ساعت : 21:49
برقراري آرامش در خراسان بزرگتر
چهارم اآگوست 1736 ميلادي (در آن سال مصادف با 12 مرداد)، رضا قلي ميرزا افشار كه از جناب پدر خود - نادرشاه - فرماندار همه خراسان شده بود «ابوالحسن خان» فرماندار محلي بلخ را كه در پرداخت ماليات تعلل مي كرد دستگير و براي محاكمه و مجازات نزد پدرش فرستاد که در آن تاريخ در قندهار بود. از هزاران سال پيش تا قرن نوزدهم، بلخ، بخارا، مرو، سمرقند، خجند، هرات بمانند توس، نيشابور و ... از شهرهاي خراسان بودند و در بيشتر ازمنه، شهر هرات حاكم نشين خراسان بود.
در بازجويي از ابوالحسن خان معلوم شد كه وي به تحريك ازبكها از پرداخت ماليات طفره رفته بود كه رضاقلي ميرزا با لشكر خراسان سراغ ازبكها رفت و آنان را به آن سوي تاشكند عقب زد و سپس از راه قندوز و كابل به ديدار پدر شتافت و نادرشاه به خاطر رشادتهاي او، پس از مشورت با بزرگان كشور و ژنرالهاي خود وي را وليعهد ايران كرد. رضاقلي ميرزا در بازگشت از قندهار به مشهد در سر راه خود در هرات توقف كرد و عليمرادخان حاكم سابق «اندخود» را كه در زندان بود به اتهام خيانت به وطن (ايران) محاكمه و اعدام كرد. به اين ترتيب در سراسر خراسان بزرگتر آرامش و حكومت قانون برقرار شد.

تبعيد غيرقانوني ده ساله دكتر مصدق به احمدآباد


http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0804mosaegh.jpg



دكتر محمد مصدق كه دولت او با كودتاي خارجي 28 امرداد 1332 ساقط شده بود، 13 امرداد سال 1335 پس از تحمل سه سال زندان به احمد اباد (ساوجبلاغ ـ نزديك كرج و به قول خود او؛ قلعه احمدآباد) تبعيد شد و تا پايان عمر به مدت ده سال و هفت ماه در اين روستا تحت نظر بود. تبعيد دكتر مصدق به اين روستا، از سوي حقوقدانان عملي غير قانوني اعلام شده است، زيرا اين تبعيد به حكم دادگاه نبود و به اراده و طبق سياست دولت وقت صورت گرفته بود كه از استخوانهاي اين مرد هم واهمه داشت. دولت وقت دكتر مصدق را دو هفته زودتر از انقضاي محكوميت (اين محكوميت هم غير قانوني بود زيرا كه طبق قانون آيين دادرسي وقت، محاكمه نخست وزير و وزيران بايد در ديوان عالي كشور صورت مي گرفت نه محكمه نظامي) از زندان خارج ساخته و به احمدآباد فرستاده بود تا بتواند او را (كه هنوز زنداني محسوب مي شد) تبعيد كند. اين رهبر ملي پيشتر هم (قبل از نخست وزير شدن) يك بار به احمد آباد تبعيد شده بود. وي در همين احمدآباد مدفون است و آرامگاه او از ابنيه ملي ايران بشمار مي رود.

صدور روزانه پنج میلیون بشکه نفت از ایران، مسئله اتومبیل در تهران و ...
13 امرداد 1356 (4 آگوست 1977) دولت وقت اعلام کرد که صدور نفت ایران به پنج میلیون و 200 هزار بشکه در روز رسیده و درآمد سرانه در چهار سال گذشته 11 برابر افزایش یافته است. در همین روز شهرداری تهران گزارش کرده بود که شمار خودروهای تهران چهارمیلیون نفری به مرز یک میلیون و پانصد هزار دستگاه نزدیک شده و هشدارداده بود که در این زمینه اگر محدودیت برقرار نشود خیابانهای تهران به صورت یک پارکینگ درخواهند آمد. شهرداری اشاره کرده بود طرحی را در دست بررسی دارد که در صورت تصویب آن متقاضیان خرید اتومبیل نو، باید یک اتومبیل کهنه را از جریان خارج و پلاک آن را برخودرو تازه نصب کنند تا مسئله حل شود. در همین روز اسوشیتدپرس خبر از خروج روزافزون ثروت از ایران و عمدتا به دلیل ثابت ماندن بهای ارز و ارزان بودن آن داده و نوشته بود که به حساب دلار هفت تومانی، بهای یک خانه در تهران سه برابر خانه مشابه آن در آمریکاست.

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/arz-iran-081979.jpg
نرخ دلار آمريکا در امرداد 1358 (آگوست 1979) و هفت ماه پس از انقلاب هم خريد از بانک 79 قران و از بازار آزاد 11 تومان بود که در سال 2010 (1389 هجري) افزون بر 1000 تومان شد. در آن زمان در تهران (طبق گزارش روزنامه اطلاعات، صفحه آخر، شماره 23 امرداد 1358که کليشه آن در بالا آمده است) بهاي يک سکه طلاي بهار آزادي (طرح قديم) 740 تومان و يک سکه پهلوي 730 تومان بود يعني چهارصد بار کمتر از سال 1389 (2010 ميلادي). در آن زمان نيز بمانند سال 2010 بهاي طلا در سطح جهان افزايش شديد يافته بود

dokhtare sahra
1390,05,18, ساعت : 22:06
سالروز مشروطه پارلمانی شدن حکومت ایران
http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/0805mozafar.jpg
مظفرالدين شاه

14 امرداد 1285 هجري خورشيدي (پنجم آگست 1906)، مظفرالدين شاه قاجار سرانجام فرمان مشروطيت را که روز پیش از آن با مشروطه شدن (پارلمانی شدن) حکومت و صدور اعلامیه مربوط موافقت کرده بود امضاء كرد و دو روز بعد دستور تعیین نمایندگان و تشکیل مجلس را داد و در همین روز کسانی که خواهان «پارلمان» بودند و برای رسیدن به این هدف در سفارتخانه انگلستان در تهران متحصن شده بودند! آنجارا ترک کردند و سفارت روسیه در تهران که مشروطه خواهی را زیر سر دولت لندن می دانست تحصّن به آن صورت را سند مخالفت قرارداد و به افشاگری و انتقاد دست زد. بايد توجه داشت که مشروطيت ايران (پارلماني شدن) از رقابت هاي استعماري قدرتهاي اروپايي بر کنار نبود.
12 روز بعد (26 امُرداد) پنج تن از معاریف وقت [همگی الدوله و السلطنه!] نظامنامه انتخابات را تدوین و انتخاب نمایندگان انجام و نخستين جلسه مجلس شورای ملّی 14 مهرماه [به مناسبت جشن های مهرگان] در كاخ گلستان و با حضور مظفرالدین شاه تشكيل شد. در همین جلسه مرتضی قلی خان صنیع الدوله [شوهر دختر مظفرالدین شاه] بریاست مجلس انتخاب و نمایندگان قطع ولخرجی و اسراف در سازمانهای دولتی را در صدر برنامه کار خود قراردادند و قرارشد مجلس برای درج جزئیات فعالیتهایش ازجمله مشروح مذاکرات یک روزنامه منتشر کند تا مردم در جریان کار باشند و این روزنامه سوم آذرماه آن سال پس از آماده شدن چاپخانه مجلس، به سردبیری ادیب الممالک فراهانی انتشار خودرا آغازکرد. بر سردر ورودي عمارت مجلس در ميدان تاريخي بهارستان تابلوي «عدل مظفر» قرار گرفت (كه پس از انقلاب 1357 اين تابلو كه لزوما مفهوم مظفرالدين شاه را نداشت از آنجا برداشته شد و درباره سرنوشت آن كه از آثار تاريخي وطن است مطلبي اعلام نشده است).
ظرف پنج ماه قانون اساسي شامل 51 اصل تدوين، هشتم دی ماه به تصویب مجلس و سپس به امضای مظفرالدین شاه رسید و مظفرالدین شاه كه به بيماري سل دچار بود هجدهم دی ماه در 54 سالگی درگذشت و پسر او محمدعلی میرزا برجایش نشست.
در آذرماه 1304 چهار اصل از اصول متمم قانون اساسی اصلاح شد و سلطنت به خاندان پهلوی انتقال یافت. پهلوی دوم ـ محمدرضا شاه ـ از ماجرای تیراندازی به خود در بهمن 1327 استفاده کرد و با تشکیل مجلس موسسان و الحاق و اصلاح اصولی ازجمله اصل 48 اختیارات خودرا افزایش و بر آنها اختیار انحلال مجلس، معرفی نخست وزیر (که قبل انحصارا در دست مجلس بود) و ... اضافه و استقلال قوه قضائیه را محدود کرد. با این تغییرات، نظام حکومتی ایران از صورت صد درصد پارلمانی و عملا تفکیک قوا خارج شد. این تغییرات از همان زمان مورد انتقاد و ایراد بود.
این نخستین بار نبود که ایران دارای پارلمان می شد؛ ايران در دوران چهارصد ساله اشكانيان هم دارای پارلمان و عملا مشروطه بود و برای بررسی و تصویب قوانين و انتصابات مهم حتي تعيين شاه و فرمانده نیروهایی که به جبهه اعزام می شدند دو مجلس وجود داشت که مجلس عالي تر و همچنين اجلاس مشترک آنها را مٍهستان (مجمع بزرگان ـ سنا) مي خواندند. شاهان ساسانی نیز ایران را که چند برابر امروز وسعت داشت با کمک یک شورای دولتی اداره می کردند.

روزی که هویدا از نخست وزیری رفت ـ گوشه ای از وضعیت سیاسی ایران در سال 1977
14 امرداد 1356 (پنجم آگوست 1977) روزنامه های تهران باردیگر از احتمال تغییر نخست وزیر خبرداده بودند. این روزنامه ها دوم امرداد آن سال نیز اشاره به قریب الوقوع بودن تغییر کابینه کرده و ابتدا به ساکن، سوابق چند مقام را ذکر کرده بودند (اشاره غیر مستقیم که یکی از آنان نخست وزیر خواهد شد). روز بعد در محافل تهران گفته شده بود که هوشنگ انصاری (یکی از آن چند مقام و مسئول وقت یک شاخه حزب رستاخیز)، دیگر شانس رئیس دولت شدن ندارد زیرا که در یک نطق حزبی از حق مردم به دانستن و داشتن مطبوعات عاری از سانسور سخن گفته، به سابقه خبرنگاری خود (قبلا خبرنگار روزنامه اطلاعات در توکیو)، وزیر اطلاعات و جهانگردی (ارشاد) بودنش اشاره کرده و ... و گفته بود که نمی شود به سیاست سانسور و کنترل قلم ادامه داد. 15 امرداد (ششم آگوست 1977) امیرعباس هویدا پس از 12 سال و 197 روز نخست وزیری کناره گیری کرد و جمشید آموزگار رئبس حزب رستاخیز و وزیر مشاور وقت نخست وزیر شد و هوشنگ انصاری را وزیر اقتصاد و دارایی کابینه خود کرد. 16 امرداد (روز بعد) هویدا وزیر دربار شد و محمد باهری معاون وزارت دربار به حزب رستاخیز رفت و رئیس این حزب شد.
همان زمان، تفسیرنگاران اروپایی اشاره کرده بودند که در تغییرات کابینه ایران، نظرات جیمی کارتر (ر