PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : بیوگرافی و مصاحبه از منیر وکیلی | خواننده اپرا


azam 24
۳ فروردين ۱۳۹۰, ۰۴:۳۰ بعد از ظهر
منیر وکیلی
(نام پدری: وکیلی نیکجو) (زاده ۲۷ آذر (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B2%DB%B7_%D8%A2%D8%B0%D8%B1) ۱۳۰۱ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B0%DB%B1) برابر ۱۹ دسامبر (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B9_%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1) ۱۹۲۳ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B9%DB%B2%DB%B3_%28%D9%85%DB%8C%D9%84%D8% A7%D8%AF%DB%8C%29) - درگذشته ۹ اسفند (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B9_%D8%A7%D8%B3%D9%81%D9%86%D8%AF) ۱۳۶۱ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B6%DB%B1) برابر ۲۸ فوریه (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B2%DB%B8_%D9%81%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87) ۱۹۸۳ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B9%DB%B8%DB%B3_%28%D9%85%DB%8C%D9%84%D8% A7%D8%AF%DB%8C%29)) از خوانندگان اپرا (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%BE%D8%B1%D8%A7) در ایران بود.
وی در تبریز (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2) متولد شد و موسیقی را در تهران (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86) نزد لیلی بارا (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7) (خواننده سابق اپرای وین و از مهاجران اروپای شرقی طی جنگ جهانی در ایران) فرا گرفت.
منیر در پائیز سال ۱۳۲۸ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B2%DB%B8) (اکتبر (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D8%A8%D8%B1) ۱۹۴۹ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B9%DB%B4%DB%B9_%28%D9%85%DB%8C%D9%84%D8% A7%D8%AF%DB%8C%29)) به پاریس (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3) رفت تا درکنسرواتوار ملی موسیقی، به تحصیل موسیقی و آموختن آواز بخصوص ترانه هایاپرا بپردازد . استاد آواز او مادام لاپرت (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85_%D9 %84%D8%A7%D9%BE%D8%B1%D8%AA&action=edit&redlink=1) بود. وی صدای منیر را سوپرانو (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%88%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%88)متس سوپرانو (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AA%D8%B3%D9%88%D8%B3%D9%88%D9%BE%D8%B1%D 8%A7%D9%86%D9%88) تشخیص داد و از او خواست که خواندن به صدای که در ایران آموخته بود را کنار گذارد و تلاش کند تکنیک و رپرتوار سوپرانو را بیاموزد. منیر توصیه او را پذیرفت و خواندن به‏ روش ‏سوپرانو را فرا گرفت.
در مدت چهار سالی که منیر در پاریس بود، در فرصتهای مختلف، چه درگردهمائیهای ایرانیان و چه در برنامههای کنسرواتوار و نیز طی امکانات دیگر در فرانسه و درسایر کشورهای اروپائی، در برنامه های هنری شرکت می کرد و هنر آواز خود را عرضه می داشت و مورد تشویق و تحسین بسیار قرار می گرفت . از جمله در ماه اوت (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%88%D8%AA) ۱۹۵۱ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B9%DB%B5%DB%B1_%28%D9%85%DB%8C%D9%84%D8% A7%D8%AF%DB%8C%29) در یک مسابقه آوازهای فولکلور در برلن جایزه اول را دریافت کرد.
منیر در سال ۱۳۳۲ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B3%DB%B2) پس از دریافت دیپلم آواز از کنسرواتوار ملی پاریس (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8% A7%D8%AA%D9%88%D8%A7%D8%B1_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D9% BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&action=edit&redlink=1) به ایران (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86) بازگشت و فعالیتهای هنری گسترده ایرا آغاز نمود. در سال ۱۳۳۹ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B3%DB%B9) منیر به آمریکا (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7) عازم شد و در کنسرواتوار نیوانگلند بوستون (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8% A7%D8%AA%D9%88%D8%A7%D8%B1_%D9%86%DB%8C%D9%88%D8%A 7%D9%86%DA%AF%D9%84%D9%86%D8%AF_%D8%A8%D9%88%D8%B3 %D8%AA%D9%88%D9%86&action=edit&redlink=1) به تکمیل دانش موسیقی و فراگیری آوازهای اپرا (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%BE%D8%B1%D8%A7) و نقش هایاپرائی پرداخت. در این کنسرواتوار استاد او بوریس گلداوفسکی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3_%DA %AF%D9%84%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%81%D8%B3%DA%A9%DB%8 C&action=edit&redlink=1) بود که ازاساتید به نام و بسیار مشهور روس الاصل آن زمان بود و بسیاری از خوانندگان مشهور اپرای ‏متروپولتین (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%BE%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9 %85%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%AA%DB%8 C%D9%86&action=edit&redlink=1) نیویورک زیردست او تعلیم دیده بودند.

در مدتی که منیر وکیلی در بستون بود دربسیاری از صحنه های اپرا که در نیوانگلند کنسرواتوری به نمایش گذاشته میشد به روی صحنه می آمد و بسیار مورد تحسین قرار می گرفت. بخصوص در دو اپرای «نی سحرآمیز (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%86%DB%8C_%D8%B3%D8%AD%D8%B1%D8 %A2%D9%85%DB%8C%D8%B2&action=edit&redlink=1)» موتسارت (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%88%D8%AA%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA) واپرای تک صحنهای هانری پورسل (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%B1%DB%8C_%D9 %BE%D9%88%D8%B1%D8%B3%D9%84&action=edit&redlink=1) بنام دیدو و آئناس . نقش اول رابازی کرد.

وی در سال ۱۳۴۰ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B4%DB%B0) به ایران بازگشت. منیر مصمم بود که آرزوی دیرین خود را عملی سازد و این رؤیا را که روزی در ایران یک اپرای واقعی داشته باشیم و یک اپرای ‏کامل را بتوانیم روی صحنه بیاوریم تحقق بخشید. او اولین صحنه های اپرائی در سالهای ۱۳۴۱ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B4%DB%B1) به بعد ابتدا درتلویزیون صحنه هائی از مادام باتر فلای پوچینی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D9%88%DA%86%DB%8C%D9%86%DB%8C) جوزپه وردی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%88%D8%B2%D9%BE%D9%87_%D9%88%D8%B1%D8%AF% DB%8C)، و تراویا تای سپس در سالن وزارت‏ فرهنگ و هنر اپرای ارفه و اوریدیس کریستف ویلیبالد گلوک (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%81_%D9%88%DB%8C% D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%AF_%DA%AF%D9%84%D 9%88%DA%A9)و بعداً در سالن سعدی اپرای تک صحنه ای جمیله اثر ژرژ بیزه (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%98%D8%B1%DA%98_%D8%A8%DB%8C%D8%B2%D9%87) را بروی صحنه آورد . البته در تلویزیون فقط صحنه هایی از اپرا نمایش داده می شد ولی این نمایشها مورد توجه بسیار بینندگان قرارمی گرفت.
با گشایش تالار رودکی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1_%D9%88%D8%AD%D8%AF% D8%AA) در سال ۱۳۴۶ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B4%DB%B6) فعالیتهای وی نیز همانند همتایانش در قالب گروه اپرای تهران شکل حرفه ای تر به خود گرفت. وی در اپراهای متعدد ایفای نقش کرد از جمله: اُرفه و اُریدیس (با همکاری حسین سرشار (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D8%B1%D8%B4%D8%A7% D8%B1))، مادام باترفلای (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85_%D8 %A8%D8%A7%D8%AA%D8%B1%D9%81%D9%84%D8%A7%DB%8C&action=edit&redlink=1)، لابوهم، لاتراویاتا و توراندخت (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8% AF%D8%AE%D8%AA&action=edit&redlink=1).
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/a/ac/Monir_Vakili_2.jpg/200px-Monir_Vakili_2.jpg (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Monir_Vakili_ 2.jpg)
منیر وکیلی در سال 1327
منیر وکیلی همچنین به موسیقی محلی نیز علاقه داشت و در همین راستا هشت ترانه محلی متعلق به نواحی مختلف ایران را در پاریس بر روی صفحه ضبط نمود (۱۳۳۶ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B3%DB%B6)) که در قالب مجموعه «آوازهای جهان» منتشر شد و جایزه اول شارل کروس را دریافت نمود. این ترانه ها سال ها بعد در سال ۱۳۸۳ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B8%DB%B3) با همتفرخ آهی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D8%AE_%D8%A2%D9%87%DB%8C) و با کمک دختر و نوه های منیر با استفاده از فناوری جدید خش زدایی و بازسازی شد و در قالب یک آلبوم با نام « منیر وکیلی: بازگشت» منتشر شد.
منیر وکیلی در سال ۱۳۵۹ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B5%DB%B9) به فرانسه مهاجرت (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA) نمود و مدتی بعد (۱۳۶۱ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B6%DB%B1) / ۱۹۸۳ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B9%DB%B8%DB%B3_%28%D9%85%DB%8C%D9%84%D8% A7%D8%AF%DB%8C%29)) در سانحه رانندگی میان پاریس (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3) و لاهه (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%D8%A7%D9%87%D9%87) درگذشت.