PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مجنون تر از فرهاد | م. بهارلویی | معرفی و نقد کتاب



صفحه ها : [1] 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18

setareh30
1389,12,14, ساعت : 15:00
http://alipub.ir/FA/Products/Images/108.jpg

مجنون تر از فرهاد

ناشر: علی
مولف: م.بهارلویی
260,000 ریال

قطع کتاب: رقعی
نوع جلد: شمیز
نوبت چاپ: اول
تعداد صفحات: 1532 - دوره 2 جلدی


خلاصه :

پری بعد از مرگ مادر ،کودکی پر از شکنجه ای رو پشت سر گذاشته و حالا با این که در کنار خانواده ی برادر که دوستش دارند زندگی میکند کابوس شکنجه های کودکی با دیدن بعضی اشخاص و صحنه ها او را دچار بیهوشی و پریشانی شدید میکند ،کمکهای فریبا روان پزشکی که عاشق برادرش است به بهبود او کمک زیادی میکند ،حالا او که در اداره برادرش به عنوان منشی مشغول است مرتب با محراب رئیسش که شخصیتی بسیار خشک و غیر قابل انعطاف دارد درگیری دارد ولی بعد از چندی متوجه می شود به شدت دلبسته محراب شده و.......




توضیح مختصر

نگاهی به ساعت انداختم ، ده دقیقه بیشتر به زنگ نمانده بود. دبیر انگلیسی از پای تخته سیاه در ظاهر و در واقع تخته سبز کنار کشید و گفت : حالا می تونید یادداشت کنید.
خودکار را برداشتم و شروع به نوشتن کردم. او دفتر حضور و غیابش را باز کرد و نگاهی سرسری بر آن انداخت و گفت : بهرامی اون یکی تون چرا نیومده ؟
سرم را بلند کردم و گفتم : آنفولانزا گرفته.
دفتر را بست. هم چنان مشغول نوشتن بودم که زنگ خورد. حسن زاده گفت :
فردا دفترت رو بیار تا من هم بنویسم.
در حالی که سرم پایین بود گفتم : باشه.
خداحافظی کرد و رفت. بالاخره تمام شد. برخاستم و دفتر و کتاب ها را جمع کرده و در کلاسور نهادم و با بقیه خداحافظی کرده و بیرون آمدم. در حیاط مدرسه فقط تک و توک دانش آموز دیده می شد، برعکس ، امروز سالار هم که با هم مسیرمان یکی است نیامده و باید تا خانه تنها باز می گشتم . ده دقیقه ای بود که صدای اذان از گلدسته ها ی مسجد شنیده شده بود و چادر شب بر سایه شهر بزرگ تهران افتاده بود. از دهانم بخار بیرون می جست و انگشتانم هم یخ بسته بود.دست چپم را در جیبم نهادم اما با دست راست مجبور بودم کلاسورم را بگیرم. باید با پول تو جیبی هایم دستکش .... پول تو جیبی هایم .... آخ همه را زیر فرش پذیرایی نهاده بودم! قرار است امشب برای پروین خواستگار بیاید، حتما رعنا زیر فرش را هم جارو می زند و پول هایم لو می رود. رعنا می داند فقط من و نادر زیر فرش پول پنهان می کنیم اگر نادر با خبر شود، دیگر اگر می توانستم پشت گوشم را ببینم پول را نیز خواهم دید.
باز به خیابان رسیدم. آه که چه قدر از این خیابان که گویا ته ندارد نفرت دارم ، در همان ابتدا خوب به اطراف نگریستم. مدتی است که بچه های بازیگوش و بی انصاف تمام لامپ ها را شکسته اند و شهرداری هم انگار این خیابان را اصلا در نقشه خود ندارد. راه طولانی تری غیر از این مسیر به خانه بود اما هرچه باداباد، تصمیم گرفتم از همین خیابان بروم. کلاسورم را با دو دست محکم در آغوش فشردم و راه افتادم. لعنت به سالار ، حال باید درست در همین روز مریض شود و به مدرسه نیاید؟ خدا کند حداقل تا فردا حالش خوب شود و بیاید. صدای خنده چند زن و مرد از پنجره خانه جنوبی شنیده شد و هم زمان در خانه ای باز شد و دو مرد جوان به همراه زن و کودکی بیرون آمدند، با دیدن آنها کمی دلم قرص شد ، اما آنها زود سوار بر ماشین شدند و رفتند. باز سکوت خیابان را برداشت. این همان خیابان سرظهز است چرا الان این قدر ترسناک شده ؟ لعنت به من چرا زودتر از کلاس بیرون نزدم ، آن موقع لااقل چند دانش آموز دور و برم بود اما الان چه ؟ صدای سوت بلندی مو برتنم سیخ کرد! نادر می گویند(( اجنه یک دیگر را با سوت صدا می زنند. )) زیر لب بسم ا... گفتم و به راهم ادامه دادم که صدای سوت دیگری بلندتر و نزدیک تر از قبلی شنیدم. کم مانده بود قالب تهی کنم. صدای پایی که می دوید بر وحشتم دامن زد و بلافاصله صدایی شنیدم که می گفت : کامی ، کامی الهی خفه شی من که از پا افتادم.
در جا میخکوب شدم. یعنی خودش بود؟ دستی بر شانه ام نشست. برگشتم و چند بار با دهان باز پلک زدم. اتومبیلی از سر خیابان به سمت من پیچید. تازه می توانستم او را خوب ببینم. چشم هایم چهار تا شدو گفتم : این چیه تنته ؟ موهات کو ؟
خندید . بمیرم برای خنده هایش ! سه ماه است که صدای خنده هایش را بعد از آن روز تابستانی نشنیده ام. تازه به یاد دلیل ندیدنش افتادم و گفتم : تو کجایی پسر؟
مقابل تو
بی مزه نشو
خندید و گفت : راه بیفت تا بهت بگم.
هردو راه افتادیم. پرسید: راستی چرا روی دیوارهای حیاط نرده گذاشتید؟
تو هم دیدی ، آخه آقای مجتهد چند دفعه سایه یکی رو دیده که داشته داخل خونه رو دید می زده. اکبر هم گفت که احتیاط شرط عقله.
با کف دست بر پیشانی کوبید و گفت : چه آبروریزی! اگه بفهمند که من بودم چی ؟
با تعجب مقابلش ایستادم و گفتم : تو ؟
خب دلم براتون تنگ شده بود ، از دیوار هم نمی شه دیدتون؟ گفتم : شب ها کجایی؟
کوری نمی بینی چی تنمه ، دوره آموزشیم تازه تموم شده و به زودی تقسیمون می کنند.
یعنی جدی تو رفتی سربازی؟
خندید و گفت : نه به شوخی رفتم ، مگه احمد نمی گفت اگه بره سربازی آدم می شه. رفتم تا آدم بشم. آخرش که چی ؟ اول و آخرش که باید می رفتم.
اون رفیقت چی شد، همون که رعنا از خونه انداختش بیرون؟
چه می دونم ، دیگه روم نشد چش تو چشش بندازم. رعنا پاک سنگ رو یخم کرد، مثلا رفیق چندین و چند ساله بود.
به درک! رفیقی که تو رو چند ماه از خانواده ات محروم کنه رفیق نیست، امین بگو جان کامی معتاد نیستی؟
خندید آن هم از ته دل و گفت : تو دیگه چه خری، راستی تو خونه چه خبره؟
پرسیدم : برای چی ؟
الان که داشتم سر کوچه کشیک می دادم چند غریبه رفتند تو. به همین خاطر اومدم ازت بپرسم که ماجرا چیه . خدا رو شکر که جارچی هم همراهت نیست، باز باهم قهرید؟
گفتم : نه مریضه.
چه عجب قهر نیستید، نگفتی تو خونه چه خبره ؟
قراره برای پروین خواستگار بیادحتما اون ها رو دیدی.
برجایش میخکوب شد و گفت : کی ؟ پروین ! یه بار دیگه بگو چی گفتی؟
مقابلش ایستادم و گفتم : خیلی از دنیا بی خبری! سه ما ه و دوازده روزه رفتی حاجی حاجی مکه! نمی گی خرتون به چنده کی مرده است کی زنده است. اصلا خبر داری عمو ضیاد مرد ؟
با تعجب گفت : چرا ؟ اون که سالم بود! بیا بریم تو پارک انگار خیلی خبرهاست که من باید بدونم.
نه اگه دیر برم خونه رعنا دلواپس می شه.
تو این شلوغی کی حواسش به تو
راست می گفت. گفتم : به یه شرط ، اون دستکش هات رو بدی من دستم کنم آخه دستم داره یخ می زنه......

بهار90
1389,12,17, ساعت : 18:21
داستانی گرم و جذاب که خواندنش را به همه ی رمان خوانهای حرفه ای به خصوص رمان خوانهایی که تعداد زیاد صفحات برایشان مهم نیست توصیه می کنم.
داستان درباره ی دختریه به نام پری که در کودکی پدر و مادر خود را از دست داده و نزدیک به یکسال پس از مرگ مادرش نیز تجربه ی تلخی را در زندگی پشت سر نهاده که همین هم باعث مشکلات روحی است که در آینده گهگاه پشت سر می نهد و بعد تحت سرپرستی برادر بزرگتر ناتنی اش قرار می گیرد.
داستان دارای شخصیتهای زیاد است که هر کدام نیز داستان خود را دارند اما نه به گونه ای که حوصله ی خواننده را سر ببرد و یا اینکه باعث شود که سیر طبیعی ماجراها گم شود.
اما خلاصه ی داستان: همانطور که گفتم پری دختری است که سه برادر و دوخواهر دارد و در کنار برادر ناتنی اش اکبر که او نیز خود سه فرزند دارد زندگی می کند. پری دارای شخصیتی جذاب و جالب است و نویسنده هم سعی نکرده که او را چیزی فراتر از باور نشان دهد و نه خبری از زیبایی آنچنانی است و نه پروت و اگر هرچیزی هم به دست می آورد با زحمت خود دارد و تنها جنبه ی برجسته اش داشتن حافظه ی قوی است که نویسنده بر آن هم زیاد مانور نداده است.
پری با نسرین دختر برادرش کمکش دارد و حتی در مورد سهیل پسرخاله ی نسرین که جوانمرگ می شود( خیلی دلم براش سوخت). از سوی دیگر به خاطر بیماری روحی اش و تصمیم برادرش احمد برای ازدواج با فریبا باعث می شود که او با خانواده ی دارینوش و سرفراز که از دوستان احمد بودند آشنا شود و پری چون یکسال از رفتن به دانشگاه جا می ماند تصمیم می گیرد که به سر کار برود و احمد هم از او می خواهد که در اداره اشان مشغول به کار شود و رفتن به اداره هم مساوی می شود با یکسری اتفاقات. از سویی فرهاد برادر فریبا به او دل می بندد و از سوی دیگر خود پری دل به ... .
نه دیگه ادامه اش رو نمی گم و بیمزه اش نمی کنم که بفهمید که مجنون تر از فرهاد کیه.:mrgreen::mrgreen:
ببخشید خلاصه اش اینقدر طولانی شد اما به جان خودم خلاصه ی کتاب 1500 صفحه ای رو نمیشه کمتر از این نوشت.
داستان آنقدر جذاب هست که دو روز من کتاب را زمین ننهادم( حتی توی این اوضاع شلوغ خانه تکانی) و چشمانم بابا قوری شد.
به نظر من که بیشتر از صدها کتاب رمان خواندم این بهترین کتاب رمان فارسی ای بوده که خواندم؛ جز اون دسته از کتابهاییه که دوست داری هر چند وقت یکبار دست بگیری و صفحه ای را باز کنی و از همانجا شروع به خواندن کنی.
خواندنش را به همه ی کسانی که در عید بیکاری حوصله اشان سر می رود توصیه می کنم.:-2-40-: :-2-40-:

نیلوفر دختر دریا
1389,12,17, ساعت : 19:26
اوه ! بیست و شش هزار تومن برای یه رمان زیاد نیست ؟!! http://www.pic4ever.com/images/jawsmiley.gif

Behnoush
1389,12,17, ساعت : 19:29
من دیروز گرفتم اما هنوز نخوندمش گذاشتمش واسه عید..من انتهای سادگی این نویسنده رو خیلی دوس داشتم واسه همین اینم گرفتم اما هنوز نرسیدم بخونم.....

بهار90
1389,12,17, ساعت : 19:45
اوه ! بیست و شش هزار تومن برای یه رمان زیاد نیست ؟!! http://www.pic4ever.com/images/jawsmiley.gif

من هم اولش با ریسک گرفتم، البته مطابق معمول سر خواهرم کلاه گذاشتم و راضیش کردم که به عنوان شریک سیزده به سیزده هزینه بذاریم اما الان بهش گفتم که بره برای خودش یکی دیگه بگیره چون واقعا به قیمتش می ارزه، به جای اینکه بریم چندین کتاب بگیریم این کتاب هم به اندازه ی چندین کتاب ماجرا داره هم اینکه به اندازه ی چندین کتاب هم وقتتون رو پر می کنه بدون اینکه بگید حیف وقت و پول. من خودم آدم خسیسی هستم برای اینجور پول دادنها اما به نظرم واقعا می ارزه و به ریسکش می ارزیده شما هم مطمئن باشید که ضرر نمی کنید.

هدیه
1389,12,18, ساعت : 13:32
منم اینترنتی خریدمش :-2-16-: از اونجایی که طاقت نداشتم با پست پیشتاز سفارشش دادم 4100 تومن هم پول پستش شد یعنی جمعا 30100 تومن برام آب خورد دیروز ظهر دستم رسید :-2-16-:ولی هنوز بیشتر از 35 صفحه نتونستم بخونمش:-2-30-: چون شوهرم تازه از سفر اومده بهش بر میخوره همه اش کتاب دستم ببینه:-2-43-:
از بس انتهای سادگی رو دوست داشتم نتونستم صبر کنم تا کتاب بیاد توی کتابفروشیهای شهر خودمون تاا این همه پول پست ندم:-2-35-:

shaayan
1389,12,18, ساعت : 14:07
منم اینترنتی خریدمش :-2-16-: از اونجایی که طاقت نداشتم با پست پیشتاز سفارشش دادم 4100 تومن هم پول پستش شد یعنی جمعا 30100 تومن برام آب خورد دیروز ظهر دستم رسید :-2-16-:ولی هنوز بیشتر از 35 صفحه نتونستم بخونمش:-2-30-: چون شوهرم تازه از سفر اومده بهش بر میخوره همه اش کتاب دستم ببینه:-2-43-:
از بس انتهای سادگی رو دوست داشتم نتونستم صبر کنم تا کتاب بیاد توی کتابفروشیهای شهر خودمون تاا این همه پول پست ندم:-2-35-:

وای خوش به حالت هدیه جوون ... من هم خوره کتابم... بعضی اوقات وقتی داستانی هیجانی می خونم خیلی باید حواسم باشه که شوهرم بهش بر نخوره.. آخه همچین می رم تو داستان که انگار دنبالم کردن...

من چند وقت پیش ایمیل دادم به نشر علی به من گفتن که ده درصد بشتر از قیمت پشت جلد بدم برام پست خارج از کشور انجام می دن.. حالا با توجه به این مبلغی که تو پرداخت کردی برام عجیبه اگه هزینه اش برای من فقط 2600 بشه برای پستش ... می ترسم با کشتی بفرستن هم خیس شه هم نمکی:-2-06-:: .. اما با تمام این حرفها تا این ده جلدی که توی سایتشون می گن مونده تموم نشده می رم سفارش می دم... خیلی دلم می خواد بخونمش... خلاصه که حالشو ببر

نیلوفر دختر دریا
1389,12,18, ساعت : 14:18
من هم اولش با ریسک گرفتم، البته مطابق معمول سر خواهرم کلاه گذاشتم و راضیش کردم که به عنوان شریک سیزده به سیزده هزینه بذاریم اما الان بهش گفتم که بره برای خودش یکی دیگه بگیره چون واقعا به قیمتش می ارزه، به جای اینکه بریم چندین کتاب بگیریم این کتاب هم به اندازه ی چندین کتاب ماجرا داره هم اینکه به اندازه ی چندین کتاب هم وقتتون رو پر می کنه بدون اینکه بگید حیف وقت و پول. من خودم آدم خسیسی هستم برای اینجور پول دادنها اما به نظرم واقعا می ارزه و به ریسکش می ارزیده شما هم مطمئن باشید که ضرر نمی کنید.


من دیروز گرفتم اما هنوز نخوندمش گذاشتمش واسه عید..من انتهای سادگی این نویسنده رو خیلی دوس داشتم واسه همین اینم گرفتم اما هنوز نرسیدم بخونم.....


منم اینترنتی خریدمش :-2-16-: از اونجایی که طاقت نداشتم با پست پیشتاز سفارشش دادم 4100 تومن هم پول پستش شد یعنی جمعا 30100 تومن برام آب خورد دیروز ظهر دستم رسید :-2-16-:ولی هنوز بیشتر از 35 صفحه نتونستم بخونمش:-2-30-: چون شوهرم تازه از سفر اومده بهش بر میخوره همه اش کتاب دستم ببینه:-2-43-:
از بس انتهای سادگی رو دوست داشتم نتونستم صبر کنم تا کتاب بیاد توی کتابفروشیهای شهر خودمون تاا این همه پول پست ندم:-2-35-:

قطعا افرادی مثل شما با ذوق و کتابخون موجب شدند که انتشارات کتابی با این قیمت رو چاپ کنند و البته اینکه هنوز انتشاراتی ها با وجود رواج کتاب الکترونیکی ورشکست نشدند مدیون افرادی مثل شما هستند :-2-41-:

Asal88
1389,12,18, ساعت : 14:26
قیمتش خیلی بالا هست، پس اگه این کتاب به دست ما برسه قیمتش دو برابر می شه.... ولی داستانش قشنگ به نظر می رسه...

setareh30
1389,12,18, ساعت : 18:05
منم اینترنتی خریدمش :-2-16-: از اونجایی که طاقت نداشتم با پست پیشتاز سفارشش دادم 4100 تومن هم پول پستش شد یعنی جمعا 30100 تومن برام آب خورد دیروز ظهر دستم رسید :-2-16-:ولی هنوز بیشتر از 35 صفحه نتونستم بخونمش:-2-30-: چون شوهرم تازه از سفر اومده بهش بر میخوره همه اش کتاب دستم ببینه:-2-43-:
از بس انتهای سادگی رو دوست داشتم نتونستم صبر کنم تا کتاب بیاد توی کتابفروشیهای شهر خودمون تاا این همه پول پست ندم:-2-35-:

هدیه جون.... نشر علی به من گفت برای تهران 20 درصد قیمت پشت جلد رو تخفیف می ده و هزینه ارسال با خودمونه و برای شهرستان ها، تخفیف رو نمیده ولی ارسال با خودشونه ... من که چند بار خریدم اینجوری بوده ... قانونشون عوض شده؟

خوش بحالت خانمی من که خونه تکونی شب عید و خرید و مریضی پسرک وقت کتاب خوندن برام نگذاشته ... ولی دل تو دلم نیست برای خوندنش ...



وای خوش به حالت هدیه جوون ... من هم خوره کتابم... بعضی اوقات وقتی داستانی هیجانی می خونم خیلی باید حواسم باشه که شوهرم بهش بر نخوره.. آخه همچین می رم تو داستان که انگار دنبالم کردن...

من چند وقت پیش ایمیل دادم به نشر علی به من گفتن که ده درصد بشتر از قیمت پشت جلد بدم برام پست خارج از کشور انجام می دن.. حالا با توجه به این مبلغی که تو پرداخت کردی برام عجیبه اگه هزینه اش برای من فقط 2600 بشه برای پستش ... می ترسم با کشتی بفرستن هم خیس شه هم نمکی:-2-06-:: .. اما با تمام این حرفها تا این ده جلدی که توی سایتشون می گن مونده تموم نشده می رم سفارش می دم... خیلی دلم می خواد بخونمش... خلاصه که حالشو ببر

شایان جون ... ( اسم پسر من هم شایانه) .... من علاوه بر مشکل پدرم و همسرم تازگی ها یه مشکل جدید پیدا کردم و اون هم پسرمه ... تا کتاب دستم می بینه می آد و از دستم میگیره و کتاب خودش رو میده دستم ... خلاصه من موندم و شب بیداری برای خوندن کتاب ... :-2-31-:

من چند باری کتاب پست کردم خارج ... پست مطبوعات حساب میشه و قیمتش خیلی کم تر از پست کالا و ...هست ... ولی فکر نکنم 10 درصد قیمت پشت جلد بشه ... نمی دونم والا:-2-35-:



قطعا افرادی مثل شما با ذوق و کتابخون موجب شدند که انتشارات کتابی با این قیمت رو چاپ کنند و البته اینکه هنوز انتشاراتی ها با وجود رواج کتاب الکترونیکی ورشکست نشدند مدیون افرادی مثل شما هستند :-2-41-:

نیلوفرآبی عزیز ... واقعا قیمت کتاب بالاست ولی خوب برای بعضی ها خوندن کتاب یه تفریحه .. مثل من .. وقتی حساب کنی که یه کنسرت و یا حتی یه شب شام بیرون خوردن با اهل و عیال حداقل 20-30 تومن خرج بر میداره اونوقت مبلغ پشت جلد کتاب ها چندان هم گرون نیست ... ولی خوب نمی دونم که چه جوریه پول دادن بابت خرید کتاب همیشه آخرین انتخاب خانواده هاست ... :-2-41-:

من که فکر نکنم کتاب الکترونیکی جای کتاب رو بگیره .. حداقل برای کسانی که لذت کتاب خوندن رو به ورق زندنش می بینن ... :-2-40-:

aidaa
1389,12,18, ساعت : 18:17
اینجور که شما ها از این کتاب گفتین دلم منو آب کردینا ! اما فعلا که دست من به کتاب نمی رسه جز تو همین سایت ! :-2-30-:

ولی اگه هم ایران بودم هرگز ۲۶ تومن پول کتاب اینطوری نمی دادم !

بهار90
1389,12,19, ساعت : 03:27
واقعا قیمت کتاب بالاست ولی خوب برای بعضی ها خوندن کتاب یه تفریحه .. مثل من .. وقتی حساب کنی که یه کنسرت و یا حتی یه شب شام بیرون خوردن با اهل و عیال حداقل 20-30 تومن خرج بر میداره اونوقت مبلغ پشت جلد کتاب ها چندان هم گرون نیست ... ولی خوب نمی دونم که چه جوریه پول دادن بابت خرید کتاب همیشه آخرین انتخاب خانواده هاست ... :-2-41-:

من که فکر نکنم کتاب الکترونیکی جای کتاب رو بگیره .. حداقل برای کسانی که لذت کتاب خوندن رو به ورق زندنش می بینن ... :-2-40-:

من هم کاملا با نظرتون موافقم، در این دوره آنقدر ولخرجی زیاد است که به نظرم هزینه ی 26 تومانی برای یک کتاب خوب هر چند که رمان باشد چیز زیادی نیست. من خودم آدمی هستم که همیشه دست و دلم برای خرج کردن می لرزد اما نه برای خرج کردن برای چیزی که ارزشش را دارد. در ثانی کتاب ماندگار است و به راحتی از بین نمی رود ( چون دیدن یک کنسرت و یا هزینه ی شام با خانواده در بیرون از خانه).

با نظر دومتان هم صد در صد موافقم. خواندن کتاب چیز دیگری است و لذت بیشتری دارد که حتی دیدن فیلم از همان کتاب هم به اندازه ی آن لذت ندارد( می توانید این را در مقایسه کتاب برباد رفته و فیلمش که از جمله شاهکارهای سینمای جهان هم هست تشخیص داد که هیچگاه نتوانسته به پای کتاب برسد) حال چه برسد به کتابهای الکترونیکی. من خودم اگر در سایت داستان خوبی را بخوانم ترجیح میدهم که کتابش را تهیه کنم چرا لذت کتاب خواندن کجا و چشم بر صفحه ی مانیتور دوختن کجا.
با این حال به نظرم این کتاب مجنون تر از فرهاد هم از آن دسته کتابهایی است که واقعا می ارزد که برایش هزینه کنیم به یاد دارم که مدتی پیش از جایی شنیدم که نویسنده ی کتاب برای این کتاب چهار پنج سال وقت نهاده، به نظرم این کتاب هم واقعا ارزش آنهمه وقت گذاشتن را داشته.

shaayan
1389,12,21, ساعت : 08:56
شایان جون ... ( اسم پسر من هم شایانه) .... من علاوه بر مشکل پدرم و همسرم تازگی ها یه مشکل جدید پیدا کردم و اون هم پسرمه ... تا کتاب دستم می بینه می آد و از دستم میگیره و کتاب خودش رو میده دستم ... خلاصه من موندم و شب بیداری برای خوندن کتاب ...

من چند باری کتاب پست کردم خارج ... پست مطبوعات حساب میشه و قیمتش خیلی کم تر از پست کالا و ...هست ... ولی فکر نکنم 10 درصد قیمت پشت جلد بشه ... نمی دونم والا

ستاره جوون من از ساعت 8:30 یا 9 شب به بعد دیگه ذوق مرگ میشم که شایان می خوابه و من می خوام کتاب بخونم.. بنابراین سعی می کنم تا اون موقع کارام تموم شده باشه که به محض اینکه می خوابه من شروع کنم:-2-06-:..

می دونی من چون دور از خانواده هستم یه نموره عزیزتر شدم :mrgreen: برای همین خواهر کوچیکم برام این کتاب رو با پرنده بهشتی خرید و از پشت دوربین نشونم داد و کلی دلم رو برد.. منتظر ویزای خواهر بزرگه هستم که قبول بشه و کتاب برسه دستم..... والا از از خواهرم خواستم زنگ بزنه نشر علی اونها گفته بودن که فقط دو هزار تومن به علاوه قیمت پشت جلد کتاب.. اما یه ماه طول می کشه.. حالا دیگه نمیدونم با چی می خوان بفرستن... حالا تا یه بار امتحان نکنم معلوم نمی شه

~pArnYa~
1389,12,21, ساعت : 14:04
http://smilehaa.org/uploads/Smiles/YSS/Yellow_Smile_Small_5/cheers1.gifسلام کتاب مجنون تر از فرهاد رو من گرفتم قشنگ هست ولی خیلی مطلب رو طولانی نوشته . و همین طور ریز . داستان زندگی دختری به نام پری هست . که براش ماجرا پیش میاد . ولی اسم کتاب ربطی به اسم مجنون کتاب نداره . http://smilehaa.org/uploads/Smiles/YSS/Yellow_Smile_Small_5/r9fyap149tqxuxa0efa.gif
در کل خوب بود ولی قیمتش زیاد بود میتونستند کتاب رو کم حجم تر کنند ولی خیلی طولانی شده . به نظرم کتاب قبلی قشنگ تر بود http://smilehaa.org/uploads/Smiles/YSS/Yellow_Smile_Small_5/zn959k0w232ua8mlmqh5.gif

honey_x
1389,12,21, ساعت : 14:40
اینجور که شما ها از این کتاب گفتین دلم منو آب کردینا ! اما فعلا که دست من به کتاب نمی رسه جز تو همین سایت ! :-2-30-:

ولی اگه هم ایران بودم هرگز ۲۶ تومن پول کتاب اینطوری نمی دادم !


این کتاب مال نشرِ علیه و در سایت قرار نمیگیره عزیزم!

بهار90
1389,12,21, ساعت : 17:27
http://smilehaa.org/uploads/Smiles/YSS/Yellow_Smile_Small_5/cheers1.gif ولی اسم کتاب ربطی به اسم مجنون کتاب نداره . http://smilehaa.org/uploads/Smiles/YSS/Yellow_Smile_Small_5/r9fyap149tqxuxa0efa.gif


اما به نظر من اسم کتاب خیلی هم با خود داستان تطابق داره اونهم به دو دلیل.
اول اینکه از شعر مجنون تر از فرهاد چندین بار استفاده کرزده و مهم تر اینکه محراب از فرهاد که پری رو می خواست و جار میزد بیشتر پری رو میخواست پس در واقع مجنون تر از فرهاد محرابه.

البته این نظر منه و نظر دیگران رو نمی دونم.

.sahar.
1389,12,21, ساعت : 17:42
حالا من که کانادا زندگی میکنم چطوری باید این کتاب رو تهیه کنم ؟؟؟؟

lucy
1389,12,21, ساعت : 17:55
بچه ها یه سوال این کتاب رو پیشنهاد میدی واسه ی عید یا سادگی رو من هیچ کدوم رو نخوندم ؟

بهار90
1389,12,22, ساعت : 02:00
حالا من که کانادا زندگی میکنم چطوری باید این کتاب رو تهیه کنم ؟؟؟؟

می تونید اینترنتی توی سایت نشر علی درخواست بدید اما کمی دیر میرسه.


بچه ها یه سوال این کتاب رو پیشنهاد میدی واسه ی عید یا سادگی رو من هیچ کدوم رو نخوندم ؟

به نظر من هر دو کتاب قشنگ هستند اما مجنون تر از فرهاد از انتهای سادگی کمی قشنگتره. باز هم رمان سلیقه ایه این که سلیقه ی من اینجوری بود.

هدیه
1389,12,22, ساعت : 10:27
هدیه جون.... نشر علی به من گفت برای تهران 20 درصد قیمت پشت جلد رو تخفیف می ده و هزینه ارسال با خودمونه و برای شهرستان ها، تخفیف رو نمیده ولی ارسال با خودشونه ... من که چند بار خریدم اینجوری بوده ... قانونشون عوض شده؟

خوش بحالت خانمی من که خونه تکونی شب عید و خرید و مریضی پسرک وقت کتاب خوندن برام نگذاشته ... ولی دل تو دلم نیست برای خوندنش ...

من از سایت نشر علی نخریدمش چون سایتشون پرداخت آنلاین رو قبول نمیکنه باید بری بانک پول بریزی به حسابشون و بعد شماره حواله رو بهشون بدی من هم که اصلا حوصله بانک رفتن و این حرفها رو ندارم:mrgreen:
البته پول پست معمولیش 1400 تومن بیشتر نبود ولی پست سفارشی 4100 تمن شد.
ولی باورکنید از شوهرم و پسرم گرفته تا مادر و خواهر و خواهر زاده ام همه دلشون میخواد نویسنده و انتشاراتی این کتاب رو از بین ببرند از بس من رو توی هر فرصت کوچیکی در حال خوندن این کتاب دیدن همه شاکی هستند:-2-06-:
باز خدا رو شکر یه دختر دارم لنگه خودم تا من میذارمش زمین اون برش میداره خلاصه یه وضع و اوضاعیه که نگو:-2-06-:
تازه جلد اول رو تموم کردم تا اینجا خوب بوده :-2-16-:ولی شخصیتهاش خیلی شبیه رمان قبلیش هستند