PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : پیدا کردن کتاب های بی نام و بی شناسنامه



صفحه ها : 1 2 3 4 5 [6] 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 159 160 161 162 163 164 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175 176 177 178 179

ninio
1389,06,16, ساعت : 05:18
سلام دوستان عزيز
وقت بخير

ميخواستم از استادان عزيز يه سوال بپرسم در مورد يه داستان !
ميخواستم بدونم كتابش رو خوندن احيانا

داستان دختري هست به نام مانيا كه خواهري داره به اسم مانلي
دو قلو بودن و مانلي در همون كودكي در يه تصادف ميميره !
مانيا هم به خارج از كشور ......

ممنون ميشم جوابم رو بدين !

شب آرام


کتاب دخترم ایلگار

کتاب ایلگار دخترم
نویسندش هم فهیمه پوریا

NILOUFAR
1389,06,16, ساعت : 06:14
نه دوست عزیز غرل عاشقی مال خانم نسرین سیفی هستش و موضوعش کاملا متفاوته با این خلاصه ای که گفتین...
اسم کتاب درسته کتاب غزل عاشقی از سونیا دیلمی هستش:-2-40-:

NILOUFAR
1389,06,16, ساعت : 06:17
نه دوست عزیز غرل عاشقی مال خانم نسرین سیفی هستش و موضوعش کاملا متفاوته با این خلاصه ای که گفتین...
اسم کتاب درسته کتاب غزل عاشقی از سونیا دیلمی هستش:-2-40-:

Mina
1389,06,20, ساعت : 12:02
من دنبال یه کتاب هست ، تو دوران راهنمایی خوندمش...یه زنه شوهرش تصادف میکنه و زنش فکر میکنه شوهرش فوت کرده!میره خارج...با یه مرده آشنا میشه که از قضا ایرانیه و عاشقش میشه و بعدها معلوم میشه شوهرشه که چون تو تصادف چهره اش آسیب دیده، تغییر چهره داده!
تا اوونجایی که میدونم اسمش حقیقت پنهان ِ...ولی تو نت اصلا نیست! گفتم شاید اسمش فرق داشته باشه!

REAL LOVE
1389,06,20, ساعت : 12:09
سلام
من چند سال پیش یه کتاب خوندم ، اسمش اصلا یادم نیست
تقریبا نزدیک 600صفحه بود
داستان زندگی یه مردی بود که با اینکه زن داشت ولی با یه خانم دکتر ازدواج می کنه و با خانواده اون خانم میرن لندن برای زندگی...اسم آقاهه فکر کنم رضا بود... داستان کل زندگیشون را گفته بود...بدنیا اومدن و بزرگ شدن بچه هاشون تا مردن خودشون....مثل یه زندگی نامه بود.

طرح جلدشم آبی و یاسی بود...
خوشحال میشم اگه کسی بشناسه و اسمشو بگه.

extranjera
1389,06,22, ساعت : 21:44
اسم کتاب درسته کتاب غزل عاشقی از سونیا دیلمی هستش:-2-40-:


دوست عزیز اگه توی سایت نگاه اون کتابی که از سونیا دیلمی هستش غزل عشق هست نه غزل عاشقی....


http://www.forum.98ia.com/t77786.html

shahrzad
1389,06,25, ساعت : 17:01
سلام
من دنبا یه کتاب هستم که قبلا در این سایت خواندم ولی اسمش یادم نیست.شخصیتش پسرس به نام شروین بود که دکتر بود و دختر داییشان با آن ها در خارج از کشور زندگی می کرد و پزشکی می خواندشروین استاد دختره بود.کسی اسمش را نمی داند؟

شبنم
1389,06,26, ساعت : 03:32
سلام عزیزم

لطفا قوانین انجمن رو بخون و رعایت کن عزیز. ما یه تاپیک کتابهای بی نام و شناسنامه داریم که باید چنین سوالاتی رو اونجا بکنید. من پستتون رو منتقل میکنم به اون تاپیک و این تاپیک حذف میشه

کتابی هم که خواستی من توی همین انجمن خوندم ممئنم

ولی الان اصلا حضور ذهن ندارم اسمش یادم نمیاد. اگر بچه ها کمک نکردن فردا بهت میگم

یگانه
1389,06,26, ساعت : 03:52
سلام
من دنبا یه کتاب هستم که قبلا در این سایت خواندم ولی اسمش یادم نیست.شخصیتش پسرس به نام شروین بود که دکتر بود و دختر داییشان با آن ها در خارج از کشور زندگی می کرد و پزشکی می خواندشروین استاد دختره بود.کسی اسمش را نمی داند؟





نگاهم کن_الهام قسیم
نشر علی

شبنم
1389,06,26, ساعت : 04:01
نگاهم کن_الهام قسیم
نشر علی




ممنونم یگانه جان دقیقا همین الان یادم اومد دیدم گفتی . :-2-40-:

این کتاب به درخواست ناشرش از سایت حذف شده دوست عزیز

مرضییه
1389,06,27, ساعت : 12:10
سلام خسته نباشید من خیلی وقت دنبال کتابی به اسم آن نیمه ایرانیم نوشته صدیقه افشار می گردم کتاب خیلی قشنگیه اگه پیداش کردین تو سایت بزاری ممنون

moji99
1389,07,04, ساعت : 03:34
خیلی وقت پیش من یه رمان قطور ایرانی خوندم شرح حال و خاطرات یه پسر جوونی بود که تو روزنامه نمیدونم قسمت تلگرام همچین چیزی کار میکرد.
بعد میومد خونه خبرها رو برای اهل خونه تعریف میکرد. مادربزرگشون هم باهاشون بود.
ازون طرف هم اتفاقاتی که برای اهل کوچه اتفاق میفتاد که یک کفترباز همسایشون بود در کتاب اومده بود.
اسمش رو یادم رفته کسی میدونه؟

.Baharak.
1389,07,06, ساعت : 13:43
سلام دوستان من دنبال يك كتابي هستم كه چند وقت پيش همينجا خوندمش ولي اسمش يادم رفته
اون كتاب حكايت دختري بود كه بنا به دلايلي مجبور به كار كردن مي شود و به موسسه ي كار يابي مراجعه مي كند بعد مدتي انها او را براي خدمت كاري به منزلي مي فرستند او انجا متوجه مي شود كه در خانه با ان مرد جوان تنها است ولي اوارگي باعث مي شود كه او همان جا بماند .........
مدتي مي گذرد سر انجام دختره در لب تاب پسره متوجه يك وبلاگ مي شود كه در ان پسره حرف هاي دل خود را گفته و اعتراف كرده كه دوستش دارد ..........
اسمش يادم نيست مي دونيد چيه اسمش؟؟؟؟/:-2-30-:

niazruby
1389,07,06, ساعت : 15:37
سلام دوستان من دنبال يك كتابي هستم كه چند وقت پيش همينجا خوندمش ولي اسمش يادم رفته
اون كتاب حكايت دختري بود كه بنا به دلايلي مجبور به كار كردن مي شود و به موسسه ي كار يابي مراجعه مي كند بعد مدتي انها او را براي خدمت كاري به منزلي مي فرستند او انجا متوجه مي شود كه در خانه با ان مرد جوان تنها است ولي اوارگي باعث مي شود كه او همان جا بماند .........
مدتي مي گذرد سر انجام دختره در لب تاب پسره متوجه يك وبلاگ مي شود كه در ان پسره حرف هاي دل خود را گفته و اعتراف كرده كه دوستش دارد ..........
اسمش يادم نيست مي دونيد چيه اسمش؟؟؟؟/:-2-30-:

اسمش رویای ناتمام هست.اینم لینکش:http://www.forum.98ia.com/t53725.html?highlight=%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB% 8C+%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85
:-2-41-:

moji99
1389,07,07, ساعت : 15:51
خیلی وقت پیش من یه رمان قطور ایرانی خوندم شرح حال و خاطرات یه پسر جوونی بود که تو روزنامه نمیدونم قسمت تلگرام همچین چیزی کار میکرد.
بعد میومد خونه خبرها رو برای اهل خونه تعریف میکرد. مادربزرگشون هم باهاشون بود.
ازون طرف هم اتفاقاتی که برای اهل کوچه اتفاق میفتاد که یک کفترباز همسایشون بود در کتاب اومده بود.
اسمش رو یادم رفته کسی میدونه؟
کسی اسم اینو نمی دونه؟:-2-15-:

mana20
1389,07,09, ساعت : 12:58
درود به همه دوستان گل نودهشتیا

راستش میخواستم ۲ تا کتاب که قبلا خونده بودم رو دوباره بخونم اما هرچی ،میگردم پیداشون نمیکنم
یکی از کتاب ها داستان یک دختر کلی بودش وکه میاد پیش عمش برای زندگی که عاشق پسر عمش میشه بعدشم از خون بیرونش میکنن میره پیش قبیلهٔ خودشون.....
کتاب دیگه داستان دختری که میرود خارج برای زندگی با عموش و خانواده عموش, پسر عموش توی دانشگاه استادش بود بعدشم که با هم ازدوج میکنند تا اینکه پسر ازش جدا میشه و میره اما دختره ازش باردار هستش.....

ممنون میشم اگه کمکم کنید تا اسم این کتابها را پیدا کنم.:-2-40-::-2-40-:

mahdieh67
1389,07,09, ساعت : 14:15
درود به همه دوستان گل نودهشتیا

راستش میخواستم ۲ تا کتاب که قبلا خونده بودم رو دوباره بخونم اما هرچی ،میگردم پیداشون نمیکنم
یکی از کتاب ها داستان یک دختر کلی بودش وکه میاد پیش عمش برای زندگی که عاشق پسر عمش میشه بعدشم از خون بیرونش میکنن میره پیش قبیلهٔ خودشون.....
کتاب دیگه داستان دختری که میرود خارج برای زندگی با عموش و خانواده عموش, پسر عموش توی دانشگاه استادش بود بعدشم که با هم ازدوج میکنند تا اینکه پسر ازش جدا میشه و میره اما دختره ازش باردار هستش.....

ممنون میشم اگه کمکم کنید تا اسم این کتابها را پیدا کنم.:-2-40-::-2-40-:

رمان اولی که نوشتین کتاب نازک ترین حریر نوازش از ر اکبری. ولی چون نشر علی بود از سایت حذف شده..
کتاب دوم رو خوندم اسمش یادم نمیاد . بگردم میام میگم

avazkhamoosh
1389,07,09, ساعت : 14:19
درود به همه دوستان گل نودهشتیا

راستش میخواستم ۲ تا کتاب که قبلا خونده بودم رو دوباره بخونم اما هرچی ،میگردم پیداشون نمیکنم
یکی از کتاب ها داستان یک دختر کلی بودش وکه میاد پیش عمش برای زندگی که عاشق پسر عمش میشه بعدشم از خون بیرونش میکنن میره پیش قبیلهٔ خودشون.....
کتاب دیگه داستان دختری که میرود خارج برای زندگی با عموش و خانواده عموش, پسر عموش توی دانشگاه استادش بود بعدشم که با هم ازدوج میکنند تا اینکه پسر ازش جدا میشه و میره اما دختره ازش باردار هستش.....

ممنون میشم اگه کمکم کنید تا اسم این کتابها را پیدا کنم.:-2-40-::-2-40-:

کتاب اول نازکترین حریر نوازش
کتاب دوم نگاهم کن از الهام قسیم
ولی شروین پسر داییش بود نه پسر عموش
این کتابا مال نشر علی از رو سایت حذف شده


سلام
من چند سال پیش یه کتاب خوندم ، اسمش اصلا یادم نیست
تقریبا نزدیک 600صفحه بود
داستان زندگی یه مردی بود که با اینکه زن داشت ولی با یه خانم دکتر ازدواج می کنه و با خانواده اون خانم میرن لندن برای زندگی...اسم آقاهه فکر کنم رضا بود... داستان کل زندگیشون را گفته بود...بدنیا اومدن و بزرگ شدن بچه هاشون تا مردن خودشون....مثل یه زندگی نامه بود.

طرح جلدشم آبی و یاسی بود...
خوشحال میشم اگه کسی بشناسه و اسمشو بگه.

عزیزم اسم کتاب رویای خوش با تو بودن از ابوالقاسم پزشکی
امیدوارم همین کتابی که مدنظرته باشه :-2-40-:

ardent89
1389,07,13, ساعت : 14:31
سلام دوستان
این رمان رو چند سال پیش خوندم ولی هر چی فکر میکنم اسمشو یادم نمیاد....داستانش از این قراره که 1 پسری تو جتوب شهر با دختری تصادف میکنه و اون ذختر رو ماستی میکنه بعد با هم ازداواج میکنن و صاحب دختری میشن (اسمش بهار یا بهاره یا بهارک بود:-2-37-:)بعد مادره میمره و بائه میمونه با بچه ...بعد دنبال 1 پرستار میگرده برای بچه ش تا 1 پرستار رو پیدا میکنه و این پرستاره هم 1 بچه داشته که با شوهرش که ازش طلاق گرفته خارجه ....بابای دختره میره خارج وبه شوهر پرستاره باج میده و بچه پرستاره رو برمیگردونه پیش مادرش و با پرستاره ازدواج میکنه....
اگه اسمشو میدونین کمکتون رو دریغ نکنین :-2-30-:چون هر چی سرچ میکنم با کلمات مختلف نمیتونم پیداش کنم:-2-34-:نیازمند یاری شما دوستان:-2-40-:



رمان چشمان منتظر شبیه به همینه که با دختری تصادف میکنه و ازدواج می کنند و اسم دخترش بهار بودو همسرش فوت شد ولی دختره جنوب شهری بود و آخرش هم ازدواج نکرد!

edalatekoor2000
1389,07,17, ساعت : 03:24
من چند سال پیش رمانی رو نصفه خوندم که می دونم اسمش تندیس عشق بود و شخصیت های کتاب هم یادمه
رویا ، روشنک ، شاهرخ ، شهاب ، مهتاب ، ماهرخ ، افروز
اما نتونستم این رمان رو تموم کنم و فقط چند صفحه از رمان پیشم مونده که نشون میده اسمش تندیس عشقه و تو هیچ کتابفروشی گیرم نیومده حتی اینترنتم واسه دانلود نداره
کسی میدونه نویسندش کیه ؟ یا کجا میتونم این کتاب رو گیر بیارم؟
شهاب و روشنک با هم ازدواج می کنند ، و با تصادف و فلج شدن شاهرخ دختر عموش افروز که نامزدش بوده ولش می کنه و رویا و شاهرخ به هم علاقه پیدا می کنند

خواهش می کنم بهم بگید از کجا گیرش بیارم؟