PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : پیدا کردن کتاب های بی نام و بی شناسنامه


صفحه ها : 1 2 3 4 [5] 6 7 8 9 10 11

daneshmand
۹ آبان ۱۳۹۱, ۰۴:۵۱ بعد از ظهر
نه عزيزم توسكا نيست توسكارو خوندم

رمان زیر هم چنین محتوایی داره،اینم نیست؟
http://www.forum.98ia.com/t40916.html
" رمان بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد"

zahra123
۹ آبان ۱۳۹۱, ۰۵:۱۴ بعد از ظهر
سلام. من اسم 2تا کتاب را میخواستم. ممنون میشم کمکم کنید
1. یه دختری که پسری را دوست داره ولی پسره زیاد تحویلش نمیگیره. دختره تصادف میکنه و بعد از تصادف،عمل میکنه و چهره اش قشنگ میشه و کلی تغییر میکنه.زمانی که پسره میبینتش خوشش میاد. اما دختره دیگه مثل سابق نیست و کم محلی میکنه. فکر کنم اخرش هم با هم ازدواج میکنند

2. یه کتابی حدود 3یا 4سال پیش خوندم یه دختر که اگر اشتباه نکنم اسمش گیتی هست زندگی مرفهی داره. ازدواج میکنه. بعد از چند سال بچه دار میشه. دخترش نابینا بوده.... میره خارج و با نقشه از پیش تعیین شده چشماش را به دخترش میده. ولی شوهرش فکر میکنه تصادف کرده. شوهرش هم بهش خیانت میکنه. در اخر هم گیتی خودش را میکشه.

نیلوفر دختر دریا
۹ آبان ۱۳۹۱, ۰۹:۳۴ بعد از ظهر
سلام. من اسم 2تا کتاب را میخواستم. ممنون میشم کمکم کنید
1. یه دختری که پسری را دوست داره ولی پسره زیاد تحویلش نمیگیره. دختره تصادف میکنه و بعد از تصادف،عمل میکنه و چهره اش قشنگ میشه و کلی تغییر میکنه.زمانی که پسره میبینتش خوشش میاد. اما دختره دیگه مثل سابق نیست و کم محلی میکنه. فکر کنم اخرش هم با هم ازدواج میکنند

2. یه کتابی حدود 3یا 4سال پیش خوندم یه دختر که اگر اشتباه نکنم اسمش گیتی هست زندگی مرفهی داره. ازدواج میکنه. بعد از چند سال بچه دار میشه. دخترش نابینا بوده.... میره خارج و با نقشه از پیش تعیین شده چشماش را به دخترش میده. ولی شوهرش فکر میکنه تصادف کرده. شوهرش هم بهش خیانت میکنه. در اخر هم گیتی خودش را میکشه.

فکر میکنم :

اولی "غریبه آشنا" نوشته منیر مهریزی مقدم

دومی " گستره محبت" نسرین قدیری کافی

Doni.M
۹ آبان ۱۳۹۱, ۱۰:۴۷ بعد از ظهر
سلام .. یه کتاب می خوام . قبلا خوندمش .. ولی اسمش یادم نیست ...
یه دختری از پسر دایی دوستش خوشش میاد .. بعدش اون پسره میاد خواستگاری خواهرش ... ولی بعد از مدتی خواهرش و پسره از هم جدا میشن ..
اولاش فکر کنم دختره رفته بود به جای دوستش برای پسره کادو تولد بخره .. یه چیز اینطوری:-2-40-:

میم.
۱۰ آبان ۱۳۹۱, ۱۲:۱۲ قبل از ظهر
سلام .. یه کتاب می خوام . قبلا خوندمش .. ولی اسمش یادم نیست ...
یه دختری از پسر دایی دوستش خوشش میاد .. بعدش اون پسره میاد خواستگاری خواهرش ... ولی بعد از مدتی خواهرش و پسره از هم جدا میشن ..
اولاش فکر کنم دختره رفته بود به جای دوستش برای پسره کادو تولد بخره .. یه چیز اینطوری:-2-40-:



در حسرت آغوش تو - niloofartavoosi:-2-41-:

daneshmand
۱۰ آبان ۱۳۹۱, ۰۹:۱۰ قبل از ظهر
سلام. من اسم 2تا کتاب را میخواستم. ممنون میشم کمکم کنید
1. یه دختری که پسری را دوست داره ولی پسره زیاد تحویلش نمیگیره. دختره تصادف میکنه و بعد از تصادف،عمل میکنه و چهره اش قشنگ میشه و کلی تغییر میکنه.زمانی که پسره میبینتش خوشش میاد. اما دختره دیگه مثل سابق نیست و کم محلی میکنه. فکر کنم اخرش هم با هم ازدواج میکنند

2


یکم شبیه به رمان " با دل من بساز" هست که جزو رمانهای کامل شده سایت هستش ولی در اون رمان آخرش ازدواج نمی کنن

یه رمان دیگه هم که نوشته چند تا از کاربرا هست موضوع مشابهی داره ،البته هنوز تایپش کامل نشده:

به نام "دوستت ندارم"
:-2-40-:

M~SAMI
۱۰ آبان ۱۳۹۱, ۰۱:۵۶ بعد از ظهر
سلام دوستان عزیز. راستش من یه تیکه هایی از یک رمان یادمه که نمی دونم رمانه خارجی بود یا ایرانی!.. در هر حال.. یادمه که: یه دختره روز اول دانشگاهش خیلی اتفاقای بدی براش میفته.. نزدیک خوابگاه پسرها.. چون یه سگ دنبالش کرده می خوره زمین و همه لباساش گلی می شه.. یه پسره م اونو می بینه..
دیگه نمی دونم بقیه ش چی شد؟؟ نمی دونم شاید از رمانای بخش جزیره ی متروکه باشه!
در هرحال ممنون.

همیسا
۱۳ آبان ۱۳۹۱, ۱۱:۴۲ قبل از ظهر
سلام دوستان کسی میدونه اسم جلد دوم رمان یکبار نگاهم کن نوشته باران آمد عزیز که از کاربرهای سایت هستند چی بود؟

Behnoush
۱۳ آبان ۱۳۹۱, ۱۱:۴۴ قبل از ظهر
سلام دوستان کسی میدونه اسم جلد دوم رمان یکبار نگاهم کن نوشته باران آمد عزیز که از کاربرهای سایت هستند چی بود؟

برایم از عشق بگو

hadikazemi
۱۶ آبان ۱۳۹۱, ۰۱:۲۱ بعد از ظهر
سلام
يك رمان خارجي عاشقانه بود فكر كنم 3 جلد بود. در مورد يك زني بود كه 2 تا بچه دختر (مطمئن نيستم) داشت و يك روز قايق خاليش پيدا شد و همه فكر كردن مرده ... ولي اون شوهر و بچه هاش رو ول كرده بود رفته بود پيش عشق قديميش و بعد از چند سال به عنوان نا شناس با دخترش شروع كرد به نامه نگاري و فكر كنم سعي ميكرد دخترش رو ببره پيش خودش و از اينجور چيزا

هر چي فكر ميكنم اسمش يادم نمياد ... كسي ميشناسه اين كتاب رو؟

sanaz_
۱۷ آبان ۱۳۹۱, ۱۰:۲۷ قبل از ظهر
دریاچه شیشه ای

niloofarane
۱۷ آبان ۱۳۹۱, ۰۹:۰۹ بعد از ظهر
سلام
يك رمان خارجي عاشقانه بود فكر كنم 3 جلد بود. در مورد يك زني بود كه 2 تا بچه دختر (مطمئن نيستم) داشت و يك روز قايق خاليش پيدا شد و همه فكر كردن مرده ... ولي اون شوهر و بچه هاش رو ول كرده بود رفته بود پيش عشق قديميش و بعد از چند سال به عنوان نا شناس با دخترش شروع كرد به نامه نگاري و فكر كنم سعي ميكرد دخترش رو ببره پيش خودش و از اينجور چيزا

هر چي فكر ميكنم اسمش يادم نمياد ... كسي ميشناسه اين كتاب رو؟

اسمش همون که دوستمون گفت دریاچه ی شیشه ای...تو چاپ یکی از انتشارات دو جلدی بود نه سه جلدی
تو سایت موجوده

سمن جون
۱۷ آبان ۱۳۹۱, ۰۹:۵۸ بعد از ظهر
سلام
یه رمانی خوندم اسمش یادم نیست
یه خواهر وبرادر عاشق هم میشن که نمی تونن این عشق نادیده بگیرن برادر توی این عذاب وجدان اخرش دست به خود کشی میزنه می میره دختره موقع دفنش می فهمه که برادرش نبوده و پسر عموش بوده

.ZeinaB.
۱۷ آبان ۱۳۹۱, ۱۰:۵۰ بعد از ظهر
سلام
یه رمانی خوندم اسمش یادم نیست
یه خواهر وبرادر عاشق هم میشن که نمی تونن این عشق نادیده بگیرن برادر توی این عذاب وجدان اخرش دست به خود کشی میزنه می میره دختره موقع دفنش می فهمه که برادرش نبوده و پسر عموش بوده

این کتاب اسمش دو نیمه سیب

Tanhaei.2010
۱۷ آبان ۱۳۹۱, ۱۱:۰۲ بعد از ظهر
سلام بچه هاي
خسته نباشيد
اسم جلد دوم رمان درياي عشق رو كسي ميدونه؟

avazkhamoosh
۱۷ آبان ۱۳۹۱, ۱۱:۲۸ بعد از ظهر
سلام بچه هاي
خسته نباشيد
اسم جلد دوم رمان درياي عشق رو كسي ميدونه؟

بفرمایید اسم رمان موسیقی ممنوع اینم لینکش
http://www.forum.98ia.com/t615980.html

نفس رادمنش
۲۱ آبان ۱۳۹۱, ۱۲:۲۵ قبل از ظهر
رمان زیر هم چنین محتوایی داره،اینم نیست؟
http://www.forum.98ia.com/t40916.html
" رمان بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد"

نه خانومي كتابي من دنبالشم راجع به دختري كه بايه پسر نامزد يا عقد ميكنن دختره از پسره بالا تر بوده بعديه مدت از پسره جدا ميشه اون موقع دوتاشونم سنشون كم بوده بعد از چند سال پسره از خارج برميگرده و دوباره اين دوتا سر راه هم قرار مي گيرن با اين تفاوت كه پسره يه ادم موفق شده و دخترا دنبالشن حالا دختره ميفهمه چه خريتي كرده و ميخواد دوباره پسرزو بهدست بياره..فك كنم تو شركت پسره استخدام ميشه

پر پرواز
۲۱ آبان ۱۳۹۱, ۱۱:۳۷ قبل از ظهر
سلام یه کتاب از کاربران سایت خوندم البته فقط چند صفحشو الان هر چی می گردم نمی تونم پیداش کنم .
داستان راجب دختر فقیریه که یک پسر پولدار می خواد باهاش ازدواج کنه و این دختر چند دفعه این خواستگار رو رد می کنه ولی در آخر قرار می ذارن که برای آشنایی بیشتر با خانواده بیرون بروند و در پارک متوجه حالت غیر طبیعی پسر میشه ...
تا همین جای داستان رو خوندم :-2-41-:

daneshmand
۲۱ آبان ۱۳۹۱, ۰۲:۰۸ بعد از ظهر
سلام یه کتاب از کاربران سایت خوندم البته فقط چند صفحشو الان هر چی می گردم نمی تونم پیداش کنم .
داستان راجب دختر فقیریه که یک پسر پولدار می خواد باهاش ازدواج کنه و این دختر چند دفعه این خواستگار رو رد می کنه ولی در آخر قرار می ذارن که برای آشنایی بیشتر با خانواده بیرون بروند و در پارک متوجه حالت غیر طبیعی پسر میشه ...
تا همین جای داستان رو خوندم :-2-41-:

رمان "گل عشق من و تو" جزو کتابهای کامل شده توسط کاربران هست :-2-40-:

~*Armina*~
۲۱ آبان ۱۳۹۱, ۱۱:۴۱ بعد از ظهر
سلام
من اسمه این کتابو یادم نمیاد

ولی یادمه دختر گوش پشت بود بعد با ی پسره تلفنی یا نمیدونم چه شکلی دوست میشه ..بعد پسره میخاد ببینتش

دیگه چیزی یادم نیس

نهـــا
۲۲ آبان ۱۳۹۱, ۱۲:۰۴ قبل از ظهر
سلام
من اسمه این کتابو یادم نمیاد

ولی یادمه دختر گوش پشت بود بعد با ی پسره تلفنی یا نمیدونم چه شکلی دوست میشه ..بعد پسره میخاد ببینتش

دیگه چیزی یادم نیس


مهر زیبا | فریدا مولایی | دانلود (http://www.forum.98ia.com/t77691.html)

مهر زیبا | فریدا مولایی | موبایل (http://www.forum.98ia.com/t77520.html)

*~MoonGirl~*
۲۵ آبان ۱۳۹۱, ۰۱:۲۸ بعد از ظهر
سلام بچه ها من تعریف یه رمانی رو شنیدم ولی دقیقا یادم نیست!
یه دختره خودشو جای یه پیرزن جا میزنه میره که بره خونه یه مرده کار کنه! فکر کنم مرده چون از دخترا خوشش نمیومده گفته یه زن پیر میخواد برای پرستاری! و دختره خودشو جای پیرزن جا زده!
ببخشید اگه بد بود اخه هیچی ازش نمیدونم

میم.
۲۵ آبان ۱۳۹۱, ۰۲:۰۶ بعد از ظهر
سلام بچه ها من تعریف یه رمانی رو شنیدم ولی دقیقا یادم نیست!
یه دختره خودشو جای یه پیرزن جا میزنه میره که بره خونه یه مرده کار کنه! فکر کنم مرده چون از دخترا خوشش نمیومده گفته یه زن پیر میخواد برای پرستاری! و دختره خودشو جای پیرزن جا زده!
ببخشید اگه بد بود اخه هیچی ازش نمیدونم


در سایه ی آرزوها | میترا شفقتیان :-2-40-:

فانتین
۲ آذر ۱۳۹۱, ۰۱:۲۸ قبل از ظهر
سلام بچه ها.
من یه کتابی خوندم قدیما بااین مضمون:
دختره عاشق دوست داداشش میشه. این دوست داداشش پزشک بود و اهوازی که میاد خونه اونا
زندگی کنه. با هم لج بودن.. بعد از هم جدا میشن به دلایلی و دختره بعدها رشته پرستاری میخونه
و میره اهواز. مرده ازدواج کرده بود ویه پسر داشت.
میشه پرستار بچه مرده و ... اخرش به هم میرسن.
خوب تعریف کردم؟
فکر کنم یه جا هم دختره از داداشش کتک میخوره و دیگه نمیتونه بچه دار شه.

الیرا
۲ آذر ۱۳۹۱, ۰۱:۳۳ قبل از ظهر
سلام.
یه دختری بود که یکی از بیمارهای پدرش میاد خونشون به طور موقت زندگی کنه.
مرده بخاطر خیانت عشق زندگیش مشکل روحی داشت. کم کم عاشق هم میشن.
مرده پولدار بود. نامزد که میکنن عشق اولش تصادف میکنه و مرده براش پرستار میگیره. ودختره: عشق اولیه) اخر داستان خودکشی میکنه.

نهـــا
۲ آذر ۱۳۹۱, ۰۱:۳۵ قبل از ظهر
سلام بچه ها.
من یه کتابی خوندم قدیما بااین مضمون:
دختره عاشق دوست داداشش میشه. این دوست داداشش پزشک بود و اهوازی که میاد خونه اونا
زندگی کنه. با هم لج بودن.. بعد از هم جدا میشن به دلایلی و دختره بعدها رشته پرستاری میخونه
و میره اهواز. مرده ازدواج کرده بود ویه پسر داشت.
میشه پرستار بچه مرده و ... اخرش به هم میرسن.
خوب تعریف کردم؟
فکر کنم یه جا هم دختره از داداشش کتک میخوره و دیگه نمیتونه بچه دار شه.

ببینید منظورتون این رمان هست...:-2-38-:

سوار بر بال سرنوشت | مهرنوش و سیاوش68 کاربران انجمن (http://www.forum.98ia.com/t251277.html)

Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ
۲ آذر ۱۳۹۱, ۰۱:۴۳ قبل از ظهر
سلام.
یه دختری بود که یکی از بیمارهای پدرش میاد خونشون به طور موقت زندگی کنه.
مرده بخاطر خیانت عشق زندگیش مشکل روحی داشت. کم کم عاشق هم میشن.
مرده پولدار بود. نامزد که میکنن عشق اولش تصادف میکنه و مرده براش پرستار میگیره. ودختره: عشق اولیه) اخر داستان خودکشی میکنه.

عزيزم "حريم عشق" رويا خسرونجدي :-2-40-:

乃凡卝凡 伬
۲ آذر ۱۳۹۱, ۰۷:۴۸ بعد از ظهر
ســــــلام
ببخشيد من ي رمان خوندم دقيق يادم نيس فقط يادمه ي دختر ب اسم پريا عاشـــــــق پسر مستاجرشونه ب اسم اگه اشتباه نكنم حامد
ولي حامد بهش محل نميده و اينا
پريا هم ي خواستگار داره از امريكا ب اسم فك كنم بهزاد ك پسره روواني بعد اينا با هم ازدواج ميكنن اعتماد ب نفس دختره مياد پايين و ........

ولي آخرش از شوهرش جدا ميشه
كسي ميدونه اسم اين كتاب چيه
نميخوام بخونمش فقط اين كتاب امانت يكي از دوستام بوده متأسفانه گم شده ميخوام بخرمش

Sokout
۲ آذر ۱۳۹۱, ۰۸:۵۱ بعد از ظهر
سلام بچه ها.
من یه کتابی خوندم قدیما بااین مضمون:
دختره عاشق دوست داداشش میشه. این دوست داداشش پزشک بود و اهوازی که میاد خونه اونا
زندگی کنه. با هم لج بودن.. بعد از هم جدا میشن به دلایلی و دختره بعدها رشته پرستاری میخونه
و میره اهواز. مرده ازدواج کرده بود ویه پسر داشت.
میشه پرستار بچه مرده و ... اخرش به هم میرسن.
خوب تعریف کردم؟
فکر کنم یه جا هم دختره از داداشش کتک میخوره و دیگه نمیتونه بچه دار شه.
سوار بر بال سرنوشت | مهرنوش و سیاوش68 کاربران انجمن (http://www.forum.98ia.com/t251277.html)

نهـــا
۲ آذر ۱۳۹۱, ۰۹:۰۰ بعد از ظهر
ســــــلام
ببخشيد من ي رمان خوندم دقيق يادم نيس فقط يادمه ي دختر ب اسم پريا عاشـــــــق پسر مستاجرشونه ب اسم اگه اشتباه نكنم حامد
ولي حامد بهش محل نميده و اينا
پريا هم ي خواستگار داره از امريكا ب اسم فك كنم بهزاد ك پسره روواني بعد اينا با هم ازدواج ميكنن اعتماد ب نفس دختره مياد پايين و ........

ولي آخرش از شوهرش جدا ميشه
كسي ميدونه اسم اين كتاب چيه
نميخوام بخونمش فقط اين كتاب امانت يكي از دوستام بوده متأسفانه گم شده ميخوام بخرمش

سلام... فکر کنم منظورتون این رمان باشه:

روزهایی که بی تو گذشت | مریم دالایی

خلاصه ی رمان:
ماجرا مربوط به دختري به نام پريا است كه يك بار در جواني عاشق پسر مستاجر مغازه ي پدرش مي شه و با محمد ازدواج مي كنه اما اين زندگي دوام چنداني نداره و مجبور مي شه دوباره بدون هيچ عشقي با جهانگير ازدواج كنه ...

Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ
۲ آذر ۱۳۹۱, ۱۱:۱۳ بعد از ظهر
ســــــلام
ببخشيد من ي رمان خوندم دقيق يادم نيس فقط يادمه ي دختر ب اسم پريا عاشـــــــق پسر مستاجرشونه ب اسم اگه اشتباه نكنم حامد
ولي حامد بهش محل نميده و اينا
پريا هم ي خواستگار داره از امريكا ب اسم فك كنم بهزاد ك پسره روواني بعد اينا با هم ازدواج ميكنن اعتماد ب نفس دختره مياد پايين و ........

ولي آخرش از شوهرش جدا ميشه
كسي ميدونه اسم اين كتاب چيه
نميخوام بخونمش فقط اين كتاب امانت يكي از دوستام بوده متأسفانه گم شده ميخوام بخرمش


بهار عزيز اين رماني كه شما ميگي اسمش "كوه شيشه اي" هستش... :-2-41-:
اينم خلاصه ش:
داستانه يه دختريه به اسم پريا كه با يه پسري به اسم بهرام كه تو خارج زندگي ميكنه ازدواج ميكنه ( البته عاشق پسره مستأجرشون(حامد) بوده اما چون از احساس واقعي اون خبر نداشته با بهرام ازدواج ميكنه)
خلاصه ميره خارج !
اما اونجا متوجه ميشه كه بهرام مشكل رواني داره !
به كمك يه دكتر روانشناس ايراني طلاقشو ميگيره و بر ميگرده ايران و …
موفق باشي:-2-40-:

~@Cm~
۵ آذر ۱۳۹۱, ۰۵:۳۴ بعد از ظهر
سلام.
دوتا کتابو مىخواک که نتونستمپىدا کنم.
عشق دردناک
بى پناهم پناهم ده.
لطفا زود واسم پىداشون کنىن.مرسى.

میم.
۵ آذر ۱۳۹۱, ۰۵:۵۲ بعد از ظهر
خانومی برای درخواست کتاب اینجا نباید پست بدید فکر میکنم باید به لینک زیر مراجعه کنید.
http://www.forum.98ia.com/t192446.html

avazkhamoosh
۵ آذر ۱۳۹۱, ۰۷:۰۶ بعد از ظهر
سلام.
دوتا کتابو مىخواک که نتونستمپىدا کنم.
عشق دردناک
بى پناهم پناهم ده.
لطفا زود واسم پىداشون کنىن.مرسى.


دوست عزیز جای پست شما اینجا نیست باید در قسمت زیر پست میدادید
http://www.forum.98ia.com/t192446-101.html
و هم اینکه قبل از در خواست جستجو میکردید این رمان عشق دردناک
http://www.forum.98ia.com/t68934.html
و رمان بی پناهم پناهم ده خلاف قوانین انجمن و به هیچ وجه روی سایت قرار نمیگیره

~شب خیس~
۶ آذر ۱۳۹۱, ۰۸:۵۰ بعد از ظهر
سلام ...
یه داستانو خوندم مال بچه های سایته ...
اینه که دختره از خانواده خیلی پولداره اسمشم نمیدونم چیه به یه پسر تصادف میکنه پسره هم اسمش یادم نیست پسره وضع زندگیش متوسطه بعد پسره چون نداره خسارت بده میشه راننده دختره و بعد عاشق هم میشن و ازدواج میکنن..
که با پسره میزن شمال خونه مادربزرگ دختره و پسره تو یه نمیدونم چی برنده میشه ..
مرسی میشم بگین اسمش چیه...
فوریه...:-118-:

fateme v
۶ آذر ۱۳۹۱, ۰۸:۵۸ بعد از ظهر
سلام.مرسی از سایت خوب و رمان هاتون.من چند روز پیش یه رمان خوندم ولی الان اسمش کامل یادم نمیاد اولش یادم نیست ولی ..........عشق بود و در مورد عشق یه پسر و دختر بود که از بچگی با هم بزرگ شدن اسم دختره پانیذ بود و پسره سام 19 سالش بود که قرار بود با برادر پانیذ برن فکر کنم خارج درسشونو واسه پزشکی ادامه بدن اسم رمان یادم رفته خیلی ممنون میشم اگه کسی اسمشو بهم بگه.ممنون:-2-40-:

نهـــا
۶ آذر ۱۳۹۱, ۱۰:۲۸ بعد از ظهر
سلام ...
یه داستانو خوندم مال بچه های سایته ...
اینه که دختره از خانواده خیلی پولداره اسمشم نمیدونم چیه به یه پسر تصادف میکنه پسره هم اسمش یادم نیست پسره وضع زندگیش متوسطه بعد پسره چون نداره خسارت بده میشه راننده دختره و بعد عاشق هم میشن و ازدواج میکنن..
که با پسره میزن شمال خونه مادربزرگ دختره و پسره تو یه نمیدونم چی برنده میشه ..
مرسی میشم بگین اسمش چیه...
فوریه...:-118-:

سلام... فکر کنم منظورتون این رمان باشه:

طراوت بهار | godness کاربر سایت (http://www.forum.98ia.com/t338017.html#post3194291)

~@Cm~
۷ آذر ۱۳۹۱, ۰۷:۲۷ بعد از ظهر
اهان.باشه.
ىه رمان خارجى بود تپه هاى نمىدونم چىچى!
خلاصش اىنه ىه دخترىه که معلم خىاطىه مامانش مرىض مىشه برمىگرده دهاتشون که اونجا مىفهمه ىه اقا دکترى هست که کلى زمىن داره اونجا
بخاطر نجات خونه و فروشگاه مادرش مجبور مىشه به دکتره رو بندازه
دکترم خىلى خودخواهه!که اخرش عاشق مىشن!
اسمشو بگىن مرسى

رائیکا
۷ آذر ۱۳۹۱, ۰۷:۳۳ بعد از ظهر
اهان.باشه.
ىه رمان خارجى بود تپه هاى نمىدونم چىچى!
خلاصش اىنه ىه دخترىه که معلم خىاطىه مامانش مرىض مىشه برمىگرده دهاتشون که اونجا مىفهمه ىه اقا دکترى هست که کلى زمىن داره اونجا
بخاطر نجات خونه و فروشگاه مادرش مجبور مىشه به دکتره رو بندازه
دکترم خىلى خودخواهه!که اخرش عاشق مىشن!
اسمشو بگىن مرسى
فکر کنم اسمش رویای روی تپه بود.

هدیه
۸ آذر ۱۳۹۱, ۱۲:۵۸ قبل از ظهر
اهان.باشه.
ىه رمان خارجى بود تپه هاى نمىدونم چىچى!
خلاصش اىنه ىه دخترىه که معلم خىاطىه مامانش مرىض مىشه برمىگرده دهاتشون که اونجا مىفهمه ىه اقا دکترى هست که کلى زمىن داره اونجا
بخاطر نجات خونه و فروشگاه مادرش مجبور مىشه به دکتره رو بندازه
دکترم خىلى خودخواهه!که اخرش عاشق مىشن!
اسمشو بگىن مرسى


فکر کنم اسمش رویای روی تپه بود.


درسته اسمش رویای روی تپه است نوشته لیلن پیک اینم لینکش
http://www.98ia.com/News-file-article-sid-2384.html

سیما خانم
۹ آذر ۱۳۹۱, ۱۱:۳۷ قبل از ظهر
سلام میخواستم بدون اسم این رمان کسی میدونه داستان یه دختر که به مهمونی دوستش میره ولی میفهمه پارتی دوستاش به اصرار نگه اش میدارن نیمه شب میدوزدن و به یه باغ میرندش واین بیهوش میشه وفکر میکنه دیگه دوشیزه نیست هم خواستگاراش رد میکنه تا این که یکی میاد خواستگارایش میگه نمیخواهد ازدواج کنه وبه اصرا خانوادهاش اومد ودوستش نداره ولی دختر جواب مثبت میده:-2-14-:

azp.m
۹ آذر ۱۳۹۱, ۰۹:۵۸ بعد از ظهر
سلام
یه رمان که توش یه زنه بود با یه بچه کوچیک که شوهرش مرده بود و همش داشت از دست طلبکارای شوهرش فرار میکرد توی همین فرار کردنا با یه پلیسه اشنا میشه و طلبکاره هم میندازتش زندان و بعدش میگه اگه با من ازدواج کنی رضایت میدم زنه قبول میکنه اما از خونه مرده فرار میکنه میره پیش پلیسه وبعد یه مدت میفهمه که طلبکار شوهرش قاچاقچی بوده و زنه رو هم میدزدن...
هر چی فکر کردم اسمش یادم نیومد ممنون میشم بهم بگین

sssaaa
۹ آذر ۱۳۹۱, ۱۰:۱۱ بعد از ظهر
[QUOTE=azp.m;7883.............

شاه ماهی
۹ آذر ۱۳۹۱, ۱۰:۴۱ بعد از ظهر
داستان در مورد یه دختریه که خیلی خوشگله اما چون فقیره براش خواستگار نمیاد ... میره مشهد بعد یه نامه مینویسه به امام رضا و از امام رضا شکایت میکنه که چرا هیچ خواستگاری براش نمیاد بعد اسمش و مینویسه و اثر انگشتش رو هم میزنه پای نامه بعد یه پسره دندانپزشک بوده نذر داشته که اگه نذرش براورده بشه بره مشهد حرم اما رضا به خدام ها کمک کنه نامه ها رو باز کنن و .... از قرار معلوم پسره چشمش به نامه ی دختره میوفته نامه رو باز میکنه و میخونه و دلش به حال دختره میسوزه بعد رد اثر انگشت دختر رو میگره و پیداش میکنه و ....

شاه ماهی
۹ آذر ۱۳۹۱, ۱۰:۵۳ بعد از ظهر
داستان در مورد یه دختریه که با داداشش تویه یه خونه زندگی میکنه .... بعد یکی از دوستای داداشش برای درسش میاد تهاران میره خونه ی اینا ...... بعد کم کم عاشق دختره میشه .... از دختره خواستگاری میکنه ....اما دختره با وجود اینکه دوسش داشته به خاطر اینکه از داداشش میترسه (چون خیلی غیرتی بوده) بهش جواب رد میده... پسره میره شهرشون...داداشم زن میگیره....بعد دختره به طور اتفاقی برای کار میره شهر پسره و میشه پرستار مادره پسره....اما میبینه که پسر ازدواج کرده و ....

فاطمه اسپريس
۱۰ آذر ۱۳۹۱, ۰۶:۰۷ قبل از ظهر
يه پسره فكركنم اسمش پويا بود مريض بود پيوند قلبى بود عمه نامزدش باش بد بود آخرش عمه هه ميميره قلبشو ميدن به پسره اسم عمه هه سيمين بود لطفا هركى ميدونه اسمشو بگه

Sokout
۱۱ آذر ۱۳۹۱, ۰۵:۰۲ بعد از ظهر
داستان در مورد یه دختریه که با داداشش تویه یه خونه زندگی میکنه .... بعد یکی از دوستای داداشش برای درسش میاد تهاران میره خونه ی اینا ...... بعد کم کم عاشق دختره میشه .... از دختره خواستگاری میکنه ....اما دختره با وجود اینکه دوسش داشته به خاطر اینکه از داداشش میترسه (چون خیلی غیرتی بوده) بهش جواب رد میده... پسره میره شهرشون...داداشم زن میگیره....بعد دختره به طور اتفاقی برای کار میره شهر پسره و میشه پرستار مادره پسره....اما میبینه که پسر ازدواج کرده و ....

سوار بر بال سرنوشت | مهرنوش و سیاوش68 کاربران انجمن (http://www.forum.98ia.com/t251277.html)

Farnaz
۱۱ آذر ۱۳۹۱, ۱۱:۱۹ بعد از ظهر
منم می خوام این رمانو لطفا سریعتر اسمش رو پیدا کنید

منم این رمان رو می خوام
پست بیهوده ندین لطفا

soomayeh
۱۲ آذر ۱۳۹۱, ۱۱:۵۷ قبل از ظهر
سلام من دنبال این کتاب می گردم ولی اسمس رو نمی دونم کسی می تونه کمکم کنهیه مقداری از کتاب رو که از توی انجمن خونده بودم رو گذاشتم
از پشت پنجره چشم به افق دوخته ام و کوچ پرستوها را می بینم که هر چه دورتر می شوند بیشتر اوج می گیرند. به خود می اندیشم به لحظه ها و سالهای از دست رفته که تلاشم برای به اوج رسیدن بوده ولی همیشه در لحظه اوج او مرا وادار به فرود کرده ، به سالهای غربتم می اندیشم که برای فرار از او درد غربت را به جان خریدم ولی حالا بعد از سه سال باز به جای اولم برگشتم.نمی دانم او بیشتر گناهکار است یا خودم؟ نمی دانم چطور به او اجازه داده ام که با لحظه های عمرم چنین بازی کند. در حالی که او را مقصر می دانم ولی در اعماق قلبم اعتقاد دارم که می توانستم بارها خود را از دست او برهانم اگر.....
پرنده خیالم مرا به اولین روز دیدارم با پدر و مادم بعد از سه سال دوری و غربت برد، وقتی سرزده و بدون خبر وارد خانه شدم هردو را بهت زده و حیران از بازگشتم دیدم و خود را در آغوش گرم و مهربانشان سپردم و غم غربت سه ساله ام را با جویبار اشکی از چشمانم جاری بود تسکین دادم. چه خوب بود آغوش مادر و چه لذت بخش بود آغوش پدر و چه زیبا بود در محیط خانه بودن و بوی وطن استشمام کردن . با صدای مادر به خود آمدم از اینکه سرزده و بدون خبر بازگشته بودم گله داشت.به سویش رفتم صورت زیبا یش رابوسیدم و گفتم :
- مادرجان باور کنید یکدفعه خیال بازگشت به سرم افتاد.
ولی مادر قانع نشد و در حالی که غر می زد گفت : اگه ما می دانستیم همه را برای استقبال تو خبر می کردیم اون از رفتنت که چنین بی خبر رفتی و این هم از آمدنت.
لبخند زدم و گفتم : تازه می خواهم خواهش کنم تا وقتی که خودم نگفته ام با هیچ کس در مورد بازگشتم صحبت نکنید.چون آمادگی دیدار هیچ کس را ندارم حتی آرمان و آذین.
پدرم با تعجب پرسید : چرا ؟
به چشمان مهربانش نگاه کردم و گفتم :
- چون در این سه سال آنقدر احساس غربت کرده ام که حس می کنم برای دیدار باید آمادگی کامل پیدا کنم. در ضمن چون کارهایم در شرکتی که برایشان کار می کردم تمام نشده مجبور شدم آنهاراهمراه خود بیاورم تا همین جا طرح هایم را تمام کنم و برایشان پست کنم. برای اینکه در قبال آنها مسئول هستم و دستمزد آن را قلا گرفته ام.
با التماس خواهش کردم که یک مدت به من وقت دهند پدر و مادرم با تعجب بهم نگاه کردند و بعد پدر رو به مادر گفت که بهجت جان هرجور آفاق راحته همان کار را می کنیم و چنین شد که از بازگشتم هیچ کس خبردار نشد تا دیروز که پدر ناراحت به منزل آمد و گفت :

میم.
۱۲ آذر ۱۳۹۱, ۱۲:۱۲ بعد از ظهر
سلام من دنبال این کتاب می گردم ولی اسمس رو نمی دونم کسی می تونه کمکم کنه
از پشت پنجره چشم به افق دوخته ام و کوچ پرستوها را می بینم که هر چه دورتر می شوند بیشتر اوج می گیرند. به خود می اندیشم به لحظه ها و سالهای از دست رفته که تلاشم برای به اوج رسیدن بوده ولی همیشه در لحظه اوج او مرا وادار به فرود کرده ، به سالهای غربتم می اندیشم که برای فرار از او درد غربت را به جان خریدم ولی حالا بعد از سه سال باز به جای اولم برگشتم.نمی دانم او بیشتر گناهکار است یا خودم؟ نمی دانم چطور به او اجازه داده ام که با لحظه های عمرم چنین بازی کند. در حالی که او را مقصر می دانم ولی در اعماق قلبم اعتقاد دارم که می توانستم بارها خود را از دست او برهانم اگر.....
پرنده خیالم مرا به اولین روز دیدارم با پدر و مادم بعد از سه سال دوری و غربت برد، وقتی سرزده و بدون خبر وارد خانه شدم هردو را بهت زده و حیران از بازگشتم دیدم و خود را در آغوش گرم و مهربانشان سپردم و غم غربت سه ساله ام را با جویبار اشکی از چشمانم جاری بود تسکین دادم. چه خوب بود آغوش مادر و چه لذت بخش بود آغوش پدر و چه زیبا بود در محیط خانه بودن و بوی وطن استشمام کردن . با صدای مادر به خود آمدم از اینکه سرزده و بدون خبر بازگشته بودم گله داشت.به سویش رفتم صورت زیبا یش رابوسیدم و گفتم :
- مادرجان باور کنید یکدفعه خیال بازگشت به سرم افتاد.
ولی مادر قانع نشد و در حالی که غر می زد گفت : اگه ما می دانستیم همه را برای استقبال تو خبر می کردیم اون از رفتنت که چنین بی خبر رفتی و این هم از آمدنت.
لبخند زدم و گفتم : تازه می خواهم خواهش کنم تا وقتی که خودم نگفته ام با هیچ کس در مورد بازگشتم صحبت نکنید.چون آمادگی دیدار هیچ کس را ندارم حتی آرمان و آذین.
پدرم با تعجب پرسید : چرا ؟
به چشمان مهربانش نگاه کردم و گفتم :
- چون در این سه سال آنقدر احساس غربت کرده ام که حس می کنم برای دیدار باید آمادگی کامل پیدا کنم. در ضمن چون کارهایم در شرکتی که برایشان کار می کردم تمام نشده مجبور شدم آنهاراهمراه خود بیاورم تا همین جا طرح هایم را تمام کنم و برایشان پست کنم. برای اینکه در قبال آنها مسئول هستم و دستمزد آن را قلا گرفته ام.
با التماس خواهش کردم که یک مدت به من وقت دهند پدر و مادرم با تعجب بهم نگاه کردند و بعد پدر رو به مادر گفت که بهجت جان هرجور آفاق راحته همان کار را می کنیم و چنین شد که از بازگشتم هیچ کس خبردار نشد تا دیروز که پدر ناراحت به منزل آمد و گفت :





فکر میکنم شطرنج عشق از فریده ولوی (انتشارات علی) باشه:-2-40-:

actor
۱۳ آذر ۱۳۹۱, ۱۱:۳۹ قبل از ظهر
سلام خسته نباشید من دنبال یک کتاب میگردم
داستان درباره دختری که خیلی مهربان عاشق استاد موسیقی خواهرش میشه و براش غذا درست میکنه میده خواهرش تا بده بهش بعد پسره هم عاشقش میشه فکر کنم نامزد میکنن بعد دختره به دلیل سرطان میمیره تا اینجاش یادمه ممنون میشم کمک کنید

Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ
۱۳ آذر ۱۳۹۱, ۱۱:۴۷ قبل از ظهر
سلام خسته نباشید من دنبال یک کتاب میگردم
داستان درباره دختری که خیلی مهربان عاشق استاد موسیقی خواهرش میشه و براش غذا درست میکنه میده خواهرش تا بده بهش بعد پسره هم عاشقش میشه فکر کنم نامزد میکنن بعد دختره به دلیل سرطان میمیره تا اینجاش یادمه ممنون میشم کمک کنید


عزيزم اسم اين كتاب "ملودي قلب من" هستش...:-2-40-:

rade pa
۱۳ آذر ۱۳۹۱, ۱۱:۵۲ قبل از ظهر
سلام كتاباي شيوا ارسطويي رو بهم معرفي ميكنين؟ تو سايت هست؟

niloofarane
۱۳ آذر ۱۳۹۱, ۰۲:۲۱ بعد از ظهر
سلام كتاباي شيوا ارسطويي رو بهم معرفي ميكنين؟ تو سايت هست؟

اینا رمانهاشه... تا جایی که می دونم شعر و مجموعه داستانم داره.. تو سایتم چشمم نخورده بهشون:-2-37-:
او را که دیدم زیبا شدم - نسخه اول - بی بی شهرزاد - آسمان خالی نیست
از این به بعد لطفا موضوعات این چنینی رو تو این قسمت درخواست بدید http://www.forum.98ia.com/t192446.html

mara
۱۳ آذر ۱۳۹۱, ۰۸:۲۸ بعد از ظهر
سلام میخواستم بدون اسم این رمان کسی میدونه داستان یه دختر که به مهمونی دوستش میره ولی میفهمه پارتی دوستاش به اصرار نگه اش میدارن نیمه شب میدوزدن و به یه باغ میرندش واین بیهوش میشه وفکر میکنه دیگه دوشیزه نیست هم خواستگاراش رد میکنه تا این که یکی میاد خواستگارایش میگه نمیخواهد ازدواج کنه وبه اصرا خانوادهاش اومد ودوستش نداره ولی دختر جواب مثبت میده:-2-14-:

نوشناز

mara
۱۳ آذر ۱۳۹۱, ۰۹:۰۳ بعد از ظهر
داستان دختری که باید عمل کنه اما فقط حاظره پسر عموش اون عمل کنه که اون هم خارج از کشوره

میم.
۱۳ آذر ۱۳۹۱, ۰۹:۱۱ بعد از ظهر
داستان دختری که باید عمل کنه اما فقط حاظره پسر عموش اون عمل کنه که اون هم خارج از کشوره


فکر میکنم منظورتون کتاب عشق چیز دیگریست باشه :-2-40-:
http://www.forum.98ia.com/t361152.html

actor
۱۴ آذر ۱۳۹۱, ۰۵:۱۵ بعد از ظهر
سلام خسته نباشید دنبال کتابی میگردم اما اسمش یادم نیست ممنون میشم کمکم کنید
داستان درباره دختری که آشپزی میکنه خواستگار میاد براش اما اون از پنجره اتاقش فرار میکنه تا اینجاش یادمه نویسنده کتاب شاذه است

Mahed
۱۴ آذر ۱۳۹۱, ۰۵:۱۸ بعد از ظهر
سلام خسته نباشید دنبال کتابی میگردم اما اسمش یادم نیست ممنون میشم کمکم کنید
داستان درباره دختری که آشپزی میکنه خواستگار میاد براش اما اون از پنجره اتاقش فرار میکنه تا اینجاش یادمه نویسنده کتاب شاذه است
http://www.forum.98ia.com/t208185.html

سكوت ابريشم
۱۴ آذر ۱۳۹۱, ۰۶:۴۵ بعد از ظهر
سلام بچه ها من از کسی شنیدم..خودم مطمئن نیستم.یه رمان از تکین حمزه لو که داستان دختریه که نجابت و پاکیش زیر سوال رفته:-2-31-:

میم.
۱۴ آذر ۱۳۹۱, ۰۶:۴۸ بعد از ظهر
سلام بچه ها من از کسی شنیدم..خودم مطمئن نیستم.یه رمان از تکین حمزه لو که داستان دختریه که نجابت و پاکیش زیر سوال رفته:-2-31-:


اگه رمان برای تکین جمزه لو باشه اسمش دختری در مه :-2-40-:

elahe70
۱۴ آذر ۱۳۹۱, ۰۷:۰۸ بعد از ظهر
نه عزیز اونو خوندم.یک روز دلگیر ابری نیست؟؟اون موضوعش چیه؟؟

یه روز دلگیر ابری داستان زنیه که یه روز سوار تاکسی میشه ،اما 3نفر اونو می دزدن و بهش ت/جاوز میشه ، شوهرش هم ولش می کنه

میم.
۱۴ آذر ۱۳۹۱, ۰۷:۴۹ بعد از ظهر
افسون سبز نیست؟؟؟

افسون سبز در مورد دختریه پزشکی میخونه و بعد از ازدواج با شوهرش به مشکل میخوره و یکی از دوقلوهاش میمیرن.
خانم حمزه لو فقط همین دو کتابشون در موردی هست که دوستمون پرسیدن (دختری در مه: پدر به دختر تعرض کرده، یک روز دلگیر ابری: دختر که میدزدنش و ...)

سكوت ابريشم
۱۴ آذر ۱۳۹۱, ۰۷:۵۵ بعد از ظهر
بچه ها یه لطف دیگه ام میکنین؟؟!!
به جز رمان از این همه جا از ان سوی اینه بعد از او افسیون سبز دختری درمه مهر ومهتاب خلاصه ی رمانای تکینو بگین؟؟

سیما خانم
۱۴ آذر ۱۳۹۱, ۰۸:۰۸ بعد از ظهر
سلام کسی اسم این رمان میدونی یه کاربر نوشته بود ولی کامل نشده بود داستان در موردی دختر به نام پونه که یه دوست صیمیمی به اسم نگار داره تصمیم میگره یکساله با یکی صبغه کن بعد که بچه دار شد طلاق بگیر با بهنام صیغه میکنه میفهمه توی زندگی قبلیش بهنام خیانت دیده و بچه خیلی علاقه داره یه خواهر دو قلو داره از خانواده هم ترد شد

elishnaz
۱۴ آذر ۱۳۹۱, ۰۸:۱۲ بعد از ظهر
سلام
یه کتاب بود که یه آقاهه روانشناس بود و ازدواج کرده بود ولی این و زنش از هم خوششون نمیومد بعد وقتی آقاهه عاشق خانومه شد، یکی از مریضاش پیداش شد و می خواست زنشو از بالا پشت بوم بندازه پایین ولی آقاهه به موقع رسید نجاتش داد و ...

*~SETAREH~*
۱۴ آذر ۱۳۹۱, ۰۸:۱۷ بعد از ظهر
سلام
یه کتاب بود که یه آقاهه روانشناس بود و ازدواج کرده بود ولی این و زنش از هم خوششون نمیومد بعد وقتی آقاهه عاشق خانومه شد، یکی از مریضاش پیداش شد و می خواست زنشو از بالا پشت بوم بندازه پایین ولی آقاهه به موقع رسید نجاتش داد و ...
قرار نبود

elahe70
۱۴ آذر ۱۳۹۱, ۰۹:۳۴ بعد از ظهر
سلام کسی اسم این رمان میدونی یه کاربر نوشته بود ولی کامل نشده بود داستان در موردی دختر به نام پونه که یه دوست صیمیمی به اسم نگار داره تصمیم میگره یکساله با یکی صبغه کن بعد که بچه دار شد طلاق بگیر با بهنام صیغه میکنه میفهمه توی زندگی قبلیش بهنام خیانت دیده و بچه خیلی علاقه داره یه خواهر دو قلو داره از خانواده هم ترد شد

تو تو مال منی
http://www.forum.98ia.com/t445717-3.html

azade jooon
۱۴ آذر ۱۳۹۱, ۱۱:۳۲ بعد از ظهر
میخواستم بدونم جلد دوم رمان رییس کیه؟اسمش چیه

میم.
۱۵ آذر ۱۳۹۱, ۱۲:۵۹ قبل از ظهر
میخواستم بدونم جلد دوم رمان رییس کیه؟اسمش چیه

دوست خوب تا اونجایی که میدونم جلد دوم هنوز شروع نشده:-2-40-:

jery jon
۱۵ آذر ۱۳۹۱, ۱۰:۴۴ بعد از ظهر
سلام میخواستم بدون اسم این رمان کسی میدونه داستان یه دختر که به مهمونی دوستش میره ولی میفهمه پارتی دوستاش به اصرار نگه اش میدارن نیمه شب میدوزدن و به یه باغ میرندش واین بیهوش میشه وفکر میکنه دیگه دوشیزه نیست هم خواستگاراش رد میکنه تا این که یکی میاد خواستگارایش میگه نمیخواهد ازدواج کنه وبه اصرا خانوادهاش اومد ودوستش نداره ولی دختر جواب مثبت میده:-2-14-:
طلايه

mara
۱۶ آذر ۱۳۹۱, ۰۲:۴۴ بعد از ظهر
طلايه

اسم این داستان نوشناز هستش

فانتین
۱۶ آذر ۱۳۹۱, ۰۶:۵۹ بعد از ظهر
اسم این داستان نوشناز هستش

نه نوشناز نیست. طلایه درسته.
نوشناز یه دختره که به اجبار خانواده با مردی ازدواج میکنه بعد روز بعد ازدواج ازش طلاق میگیره

و میره شهر دیگه ای ادامه تحصیل میده..

royamehraban
۱۷ آذر ۱۳۹۱, ۰۹:۳۹ قبل از ظهر
سلام

خلاصه ی داستان :

دربارهی دختری هست که برای فرار از ازدواج زوری میره و شناسنمشو عوض میکنه و با کمال تعجب میبینه اسم یه مرد به عنوان همسر تو ش نوشته شده

هر چی فکر میکنم اسم این داستان یادم نمیاد اگه ممکنه راهنمایی کنید:-2-40-:

نهـــا
۱۷ آذر ۱۳۹۱, ۰۴:۵۶ بعد از ظهر
سلام

خلاصه ی داستان :

دربارهی دختری هست که برای فرار از ازدواج زوری میره و شناسنمشو عوض میکنه و با کمال تعجب میبینه اسم یه مرد به عنوان همسر تو ش نوشته شده

هر چی فکر میکنم اسم این داستان یادم نمیاد اگه ممکنه راهنمایی کنید:-2-40-:

سلام...

نام تو زندگی من | darya... کاربر انجمن (http://www.forum.98ia.com/t677462.html)

Elahe33
۱۸ آذر ۱۳۹۱, ۰۸:۵۶ بعد از ظهر
نه نوشناز نیست. طلایه درسته.
نوشناز یه دختره که به اجبار خانواده با مردی ازدواج میکنه بعد روز بعد ازدواج ازش طلاق میگیره

و میره شهر دیگه ای ادامه تحصیل میده..

من طلایه رو نخوندم ولی نوشناز نوشته ستازه چشمک زن هم همین داستان روداره

nasrin44
۱۸ آذر ۱۳۹۱, ۰۹:۰۶ بعد از ظهر
من طلایه رو نخوندم ولی نوشناز نوشته ستازه چشمک زن هم همین داستان روداره طلایه نویسندش خانم عدل پرور هستش و تقریبا 2 سال پیش چاپ شده

راحله۷۱
۱۸ آذر ۱۳۹۱, ۰۹:۵۲ بعد از ظهر
سلام دنبال يه رمانم از زبون پسرقصه است كه وكيله باخانواده ي عموش تو يه خونه زندگي ميكنن وبادخترعموش كه فكركنم اسمش ارغوانه لجه تاهمينجاخوندم...

daneshmand
۱۸ آذر ۱۳۹۱, ۱۰:۰۱ بعد از ظهر
سلام دنبال يه رمانم از زبون پسرقصه است كه وكيله باخانواده ي عموش تو يه خونه زندگي ميكنن وبادخترعموش كه فكركنم اسمش ارغوانه لجه تاهمينجاخوندم...

سکوت سرد:
http://www.forum.98ia.com/t564626.html

mara
۲۱ آذر ۱۳۹۱, ۱۱:۵۲ قبل از ظهر
یه کتابی خوندم در مورد یک پسر معتاد بود که بعد عاشق شد و به خاطر عشقش ترک کرد... موضوعش مثل کتاب "پرستار من" بود . اسم کتابو اگه میدونید ممنون میشم بگید

Rha.sh
۲۱ آذر ۱۳۹۱, ۰۶:۳۴ بعد از ظهر
درود
يه كتاب در حال تايپ بود در مورد يه دختر كه عاشق اقوامشون بود ولي زياد زيبايي نداشت تا اين كه براي دانشگاه به يه شهر ديگه ميره و بعد چند مدت ميخواد برگرده با خواهر كوچكترش هم ميانه خوبي نداره

فاطيما 86
۲۲ آذر ۱۳۹۱, ۱۲:۳۱ قبل از ظهر
سلام من يه دنبال يه كتاب هستم مال گروه سني نوجوان اسم كتاب مادره . اسم نويسندش رو ميخوام
داستان يه بچه اي بود كه از يه جنگ مياد پيش يه خونواده ديگه . مادر خونواده خيلي مهربونه و اون بچه رو به فرزندي قبول ميكنه اما اون بچه غريبي ميكنه....
كتابشم ايراني نيست

malkusha
۲۲ آذر ۱۳۹۱, ۰۷:۱۳ قبل از ظهر
یه کتاب که اسم دختره شیوا بود عاشق شریک پدرش میشه بعد ازدواج با اون میرن آمریکا.

CAT-WOMAN
۲۲ آذر ۱۳۹۱, ۰۸:۲۵ قبل از ظهر
سلام من یه کتاب خوندم ولی اسمش یادم نمیاد .
داستان درمورد دختریه فکر میکنم به نام بهار که دو تا داداش داره که اسم بزرگه بهرامه . بهار طبق جریاناتی مجبور میشه با شخصی به اسم آرش ازوداج کنه که آرش یه خانواده ی سلطنتی داره . بعد از چهار سال آرش بهار رو به خاطر نازایی طلاق میده و بهار تو یه مهد کودک مشول به کار میشه و بعد با شخصی به اسم کیوان آشنا میشه و ...
هکر کنم خلاصش خوب باشه . میشه اسرمان رو به من بگی
هرچی فکر مینم یادم نمیاد

Maedeh
۲۲ آذر ۱۳۹۱, ۰۸:۴۶ قبل از ظهر
سلام من یه کتاب خوندم ولی اسمش یادم نمیاد .
داستان درمورد دختریه فکر میکنم به نام بهار که دو تا داداش داره که اسم بزرگه بهرامه . بهار طبق جریاناتی مجبور میشه با شخصی به اسم آرش ازوداج کنه که آرش یه خانواده ی سلطنتی داره . بعد از چهار سال آرش بهار رو به خاطر نازایی طلاق میده و بهار تو یه مهد کودک مشول به کار میشه و بعد با شخصی به اسم کیوان آشنا میشه و ...
هکر کنم خلاصش خوب باشه . میشه اسرمان رو به من بگی
هرچی فکر مینم یادم نمیاد



تمام قلبم مال تو

Rha.sh
۲۲ آذر ۱۳۹۱, ۱۰:۲۲ قبل از ظهر
یه کتاب که اسم دختره شیوا بود عاشق شریک پدرش میشه بعد ازدواج با اون میرن آمریکا.
درود
فك كنم كتاب ريشه در عشق باشه

SHADI 73
۲۲ آذر ۱۳۹۱, ۱۱:۰۲ قبل از ظهر
سلام بچه ها من توی سایت یه کتابی خوندم مادره برای اینکه پسرش نره خارج مجبورش میکنه ازدواج کنه :-2-38-:دختره هم که وضع مالیه خوبی نداشته مجبور میشه به خاطر پول با مادر قرار داد ببنده و با پسره ازدواج کنه :-2-41-:کسی میدونه اسمش چیه ؟؟؟؟؟:-118-:

shadi 936
۲۲ آذر ۱۳۹۱, ۱۲:۲۹ بعد از ظهر
چند روز پیش یه داستان خوندم اما وسطای رمان لپ تاپم خاموش شد
در باره ی یه دختری که در زمان هخامنشیا فرمانده جنگ بوده <فکر کنم در زمان کوروش کبیر بود
اما اون دختره تو یکی از جنگا اسیر میشه و شاه اون کشورم بهش میگه اگه بتونه فرماندشونو شکست بده اونو نمیکشه وبه عنوان فرمانده جنگ اونو به پسرش تقدیم میکنه

دوستان خیلی دوست دارم بدونم اسمش چیه کمکم کنید:-2-15-:

نهـــا
۲۲ آذر ۱۳۹۱, ۱۲:۴۱ بعد از ظهر
سلام من يه دنبال يه كتاب هستم مال گروه سني نوجوان اسم كتاب مادره . اسم نويسندش رو ميخوام
داستان يه بچه اي بود كه از يه جنگ مياد پيش يه خونواده ديگه . مادر خونواده خيلي مهربونه و اون بچه رو به فرزندي قبول ميكنه اما اون بچه غريبي ميكنه....
كتابشم ايراني نيست

مادر | لیوبا ورونکوا | تایپ (http://www.forum.98ia.com/t664775.html)

:-2-40-:

nana27
۲۲ آذر ۱۳۹۱, ۱۱:۵۸ بعد از ظهر
سلام من چند وقت پیش خلاصه یه رمان خوندم که دختره مومن و چادری بود ولی پسره برعکس اون بود عقایدش.یکی از کاربرای سایتم نوشته بود.میدونم توضیح خوبی ندادم ولی لطفا" هرکی میدونه بگه بهم ممنون

MiN@58A
۲۳ آذر ۱۳۹۱, ۰۳:۳۱ بعد از ظهر
سلام یه کتاب تو سایت بود که یه دختره پدر ومادرش مردن برادرش اموالشو بالا میکشه میره خارج دختره هم نامزده ولش میکنه بعد میره پیش خانواده داییش که مومنن یه پسر دایی به اسم علیرضا هم داره! اسمشو یادم نمیاد؟

تداعی"74"
۲۳ آذر ۱۳۹۱, ۰۳:۴۸ بعد از ظهر
سلام.یه کتابی بود تو تابستون در حال تایپ در مورد یه دختر به اسم یاس بود که با یه پسر نابینا اشنا میشه اون پسره بهش دل میبنده اما دختره مجبوره با شوهرش بره خارج واسه خاطر همین از دوستش که خیلی صداش شبیه اونه میخواد به جای اون با پسر نابینا حرف بزنه و...که در این بین دوست دختره با دوست پسر نابیناعاشق هم میشن و...کسی میدونه اسمش چیه؟ببخشید اگه خلاصش خوب نبود

نهـــا
۲۳ آذر ۱۳۹۱, ۰۴:۰۰ بعد از ظهر
سلام.یه کتابی بود تو تابستون در حال تایپ در مورد یه دختر به اسم یاس بود که با یه پسر نابینا اشنا میشه اون پسره بهش دل میبنده اما دختره مجبوره با شوهرش بره خارج واسه خاطر همین از دوستش که خیلی صداش شبیه اونه میخواد به جای اون با پسر نابینا حرف بزنه و...که در این بین دوست دختره با دوست پسر نابیناعاشق هم میشن و...کسی میدونه اسمش چیه؟ببخشید اگه خلاصش خوب نبود


تاریک است | شهریور کاربر انجمن (http://www.forum.98ia.com/t205489-9.html)

میم.
۲۳ آذر ۱۳۹۱, ۰۷:۳۶ بعد از ظهر
سلام یه کتاب تو سایت بود که یه دختره پدر ومادرش مردن برادرش اموالشو بالا میکشه میره خارج دختره هم نامزده ولش میکنه بعد میره پیش خانواده داییش که مومنن یه پسر دایی به اسم علیرضا هم داره! اسمشو یادم نمیاد؟

اسم کتاب (دو روی سکه- مامان نخودچی):-2-40-:
http://www.forum.98ia.com/t585385.html

shadi 936
۲۴ آذر ۱۳۹۱, ۰۹:۰۴ قبل از ظهر
چند روز پیش یه داستان خوندم اما وسطای رمان لپ تاپم خاموش شد
در باره ی یه دختری که در زمان هخامنشیا فرمانده جنگ بوده <فکر کنم در زمان کوروش کبیر بود
اما اون دختره تو یکی از جنگا اسیر میشه و شاه اون کشورم بهش میگه اگه بتونه فرماندشونو شکست بده اونو نمیکشه وبه عنوان فرمانده جنگ اونو به پسرش تقدیم میکنه

دوستان خیلی دوست دارم بدونم اسمش چیه کمکم کنید:-2-15-:

Rha.sh
۲۴ آذر ۱۳۹۱, ۱۰:۵۸ قبل از ظهر
سلام من چند وقت پیش خلاصه یه رمان خوندم که دختره مومن و چادری بود ولی پسره برعکس اون بود عقایدش.یکی از کاربرای سایتم نوشته بود.میدونم توضیح خوبی ندادم ولی لطفا" هرکی میدونه بگه بهم ممنون
درود رمان
مریم باورم کن | نرجس خاتون کاربر انجمن
همين موضوع رو داره

http://www.forum.98ia.com/t612608.html

Elahe33
۲۴ آذر ۱۳۹۱, ۰۵:۵۶ بعد از ظهر
دختری که رشته پزشکی قبول میشه روزی که با قطار سفرمیکنه رییس قطار میخواد پسرس رو بیاره تو کوپه دختره که دختره قبول نمیکنه وکلی کل کل میکنه وبعدا میفهمه که پسره استاد دانشگاهش هست تو روخدا اسم این کتابو بگید ممنون میشم دوستان:-2-40-:

میم.
۲۴ آذر ۱۳۹۱, ۰۶:۱۸ بعد از ظهر
دختری که رشته پزشکی قبول میشه روزی که با قطار سفرمیکنه رییس قطار میخواد پسرس رو بیاره تو کوپه دختره که دختره قبول نمیکنه وکلی کل کل میکنه وبعدا میفهمه که پسره استاد دانشگاهش هست تو روخدا اسم این کتابو بگید ممنون میشم دوستان:-2-40-:


فکر میکنم منظورتون (سکوت سرد - نفیسه سنگدوینی (صمیم) - نشر ارینا) باشه:-2-40-:

niloofarane
۲۴ آذر ۱۳۹۱, ۰۹:۴۳ بعد از ظهر
چند روز پیش یه داستان خوندم اما وسطای رمان لپ تاپم خاموش شد
در باره ی یه دختری که در زمان هخامنشیا فرمانده جنگ بوده <فکر کنم در زمان کوروش کبیر بود
اما اون دختره تو یکی از جنگا اسیر میشه و شاه اون کشورم بهش میگه اگه بتونه فرماندشونو شکست بده اونو نمیکشه وبه عنوان فرمانده جنگ اونو به پسرش تقدیم میکنه

دوستان خیلی دوست دارم بدونم اسمش چیه کمکم کنید:-2-15-:

شاید منظورتون اینه

گیس سیاه سردار | الف . اوتانه (http://www.forum.98ia.com/t701697.html)

*T.a.N.i.N*
۲۵ آذر ۱۳۹۱, ۱۲:۰۶ قبل از ظهر
سلام من چند وقت پیش خلاصه یه رمان خوندم که دختره مومن و چادری بود ولی پسره برعکس اون بود عقایدش.یکی از کاربرای سایتم نوشته بود.میدونم توضیح خوبی ندادم ولی لطفا" هرکی میدونه بگه بهم ممنون


فکر کنم منظورت خالکوبی باشه
اینم لینکش
http://www.forum.98ia.com/t498970.html

سپیدار
۲۶ آذر ۱۳۹۱, ۰۷:۵۹ بعد از ظهر
دوستان عزیزم من دنبال ی کتابم که چند سال پیش خوندم در مورد زندگی یک زن

هنرمند (خواننده) بود که شوهرش (که نوازنده ویلون بود) داستان کتاب رو تعریف

کرده اما اسمی از اون زن نبرده! من هم اسم کتاب رو فراموش کردم و هم میخوام

بدونم کسی اسم اون زن رو می دونه؟

داستان کتاب واقعی بود!!!

ببخشید که چیز زیادی یادم نیست:-2-41-:

راستی، توی داستان اشاره شده بود که اون خانم در گورستان ظهیرالدوله دفن شده

خیلی ممنون:-2-40-:

افلاک
۲۶ آذر ۱۳۹۱, ۰۹:۳۱ بعد از ظهر
دوستان عزیزم من دنبال ی کتابم که چند سال پیش خوندم در مورد زندگی یک زن

هنرمند (خواننده) بود که شوهرش (که نوازنده ویلون بود) داستان کتاب رو تعریف

کرده اما اسمی از اون زن نبرده! من هم اسم کتاب رو فراموش کردم و هم میخوام

بدونم کسی اسم اون زن رو می دونه؟

داستان کتاب واقعی بود!!!

ببخشید که چیز زیادی یادم نیست:-2-41-:

راستی، توی داستان اشاره شده بود که اون خانم در گورستان ظهیرالدوله دفن شده

خیلی ممنون:-2-40-:
فکر کنم اسم کتاب یاسمین (http://uplod.ir/nfmrlvuuguhn/yasamin.jar.htm) از مودب پوره

staaar
۲۸ آذر ۱۳۹۱, ۱۲:۱۹ بعد از ظهر
سلام دوستان یه رمان بود که توش دختره روزنامه نگار بود بعد پیگیر پرونده یه خانومه میشه سر همین مساله میره پیش یه وکیله که بهش یگه وکلالت این خانومرو قبول کنه بعدش دوتایی به این خانوم کمک میکنن ولی فکر کنم مامان پسره با این خانومه نو زلزله میمیرن
کسی اسم این کتابو میدونه؟:-2-35-:

میم.
۲۸ آذر ۱۳۹۱, ۰۱:۰۱ بعد از ظهر
سلام دوستان یه رمان بود که توش دختره روزنامه نگار بود بعد پیگیر پرونده یه خانومه میشه سر همین مساله میره پیش یه وکیله که بهش یگه وکلالت این خانومرو قبول کنه بعدش دوتایی به این خانوم کمک میکنن ولی فکر کنم مامان پسره با این خانومه نو زلزله میمیرن
کسی اسم این کتابو میدونه؟:-2-35-:

لبخند خورشید - عاطفه منجزی - نشر علی:-2-40-:

eshton
۲۸ آذر ۱۳۹۱, ۰۸:۲۴ بعد از ظهر
درود
يه كتاب در حال تايپ بود در مورد يه دختر كه عاشق اقوامشون بود ولي زياد زيبايي نداشت تا اين كه براي دانشگاه به يه شهر ديگه ميره و بعد چند مدت ميخواد برگرده با خواهر كوچكترش هم ميانه خوبي نداره
فکر میکنم کدامین نگاه باشه نویسندشم ساغر.ش
خلاصشم اینه ساغر با چهره و ظاهر معمولی در خانواده ی متوسطی زندگی میکند ( بر عکس همه ی رمان ها ) و پس از کنکور در رشته پزشکی دانشگاه شیراز قبول میشه و به همراه عمویش با پدر بزرگ و مادر بزرگ خود در شیراز میماند..تا اینکه فرید به زندگیش وارد میشود و بعد از آن رازهایی از زندگیش آشکار میشود که تا امروز مخفی مانده

eshton
۲۸ آذر ۱۳۹۱, ۰۸:۲۹ بعد از ظهر
یه کتابی خوندم در مورد یک پسر معتاد بود که بعد عاشق شد و به خاطر عشقش ترک کرد... موضوعش مثل کتاب "پرستار من" بود . اسم کتابو اگه میدونید ممنون میشم بگید
سهم من از زندگی نوشته aramesheeshgh20عزیز هستش

tak_021
۲۹ آذر ۱۳۹۱, ۰۲:۰۵ قبل از ظهر
با سلام و خسته نباشید .... دنبال رمان امپراطوری دریا ( این کتاب افسانه ایرانی هست ) هستم . هرچقدر جستجو میکنم سریال کره ای میاد . اگه میشه ناشر و نویسنده کتاب رو مخوام بدونم . و این که از کجا میتونم پیداش کنم ؟ ممنون

sure
۲۹ آذر ۱۳۹۱, ۱۱:۱۸ قبل از ظهر
سلام دوستان من دنبال یه کتاب میگردم که داستان در مورد یه دکتره که یه بار قبلا ازدواج کرده و داره طرحشو تو یه شهر شمالی میگذرونه صیغه یه پسری به اسم سهراب میشه و باهاش هم همخونه میشه .ممنون میشم کمکم کنید

افلاک
۲۹ آذر ۱۳۹۱, ۱۲:۳۷ بعد از ظهر
سلام دوستان من دنبال یه کتاب میگردم که داستان در مورد یه دکتره که یه بار قبلا ازدواج کرده و داره طرحشو تو یه شهر شمالی میگذرونه صیغه یه پسری به اسم سهراب میشه و باهاش هم همخونه میشه .ممنون میشم کمکم کنید

رمان خلوت خلود از مهرنوش صفایی

khalvat-e-kholood.jar (http://www.forum.98ia.com/attachments/1299d1283679371-khalvat-e-kholood-jar)

Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ
۲۹ آذر ۱۳۹۱, ۱۲:۴۱ بعد از ظهر
سلام دوستان من دنبال یه کتاب میگردم که داستان در مورد یه دکتره که یه بار قبلا ازدواج کرده و داره طرحشو تو یه شهر شمالی میگذرونه صیغه یه پسری به اسم سهراب میشه و باهاش هم همخونه میشه .ممنون میشم کمکم کنید

عزيزم اسم اين كتاب "خلوت خلود" نوشته مهرنوش صفايي هستش...:-2-40-:

niloofarane
۲۹ آذر ۱۳۹۱, ۰۲:۴۴ بعد از ظهر
با سلام و خسته نباشید .... دنبال رمان امپراطوری دریا ( این کتاب افسانه ایرانی هست ) هستم . هرچقدر جستجو میکنم سریال کره ای میاد . اگه میشه ناشر و نویسنده کتاب رو مخوام بدونم . و این که از کجا میتونم پیداش کنم ؟ ممنون

من داستان ایرانی امپراطور اتش رو خوندم اما این اسم برام اشنا نیست. شاید منظورتون همونه؟!

tak_021
۳۰ آذر ۱۳۹۱, ۰۳:۱۲ قبل از ظهر
من داستان ایرانی امپراطور اتش رو خوندم اما این اسم برام اشنا نیست. شاید منظورتون همونه؟!

سلام . ببخشید دوست عزیز اسم این کتاب دقیقا امپراطوری دریا هست . شرح داستان از این ماجرا هست که داریوش به مناسبت به دنیا آمدن فرزندش دستور میده که هر کسی تا 10 روز از امپراطوری چیزی بخواهد میده . بعد سواره نظامی که شاهزاده بوده از یه جزیره نزدیک برای درخواست کمک به پیش داریوش شاه میره و منتظر میشه که شرف یاب بشه که برای شرف یابیش به پارکی در پرسپولیس میره و انجا با دختر وزیر وقت آشنا میشه و عاشق دختر وزیر بعد از چند روز آشنایی بصورت مخفیانه همبستر میشن و شاهزاده بعد از 1 روز شرف یاب میشه و درخواست کمک میکنه و با ارتشی که داریوش در خدمتش میزاره رهسپار میشه و به دختر قول میده که برگرده و نشونی به دختر میده که اگه بچه دار شدن به بچه ببنده . دختر وزیر منتظر میمونه ولی هر روز شکمش بالا تر میاد و خودش رو معرفی میکنه و بخاطر این که بدون شوهر بار دار شده به او مجازات مرگ میدن ولی بخاطر این که دختر وزیر بوده و خودش خودش رو معرفی کرده روش مرگ رو به دست خودش میزارن . ولی بعد از بدنیا آوردن بچه و ........ این کتاب فکر کنم سال انتشارش قبل از انقلاب باشه چون خیلی قدیمی بود و من تقریبا 10 سال پیش این رو خوندم . ممنون میشم راهنمایی کنید .

دلداده
۳۰ آذر ۱۳۹۱, ۱۱:۴۱ قبل از ظهر
يه رماني قبلنا خوندم ولي نصفه خوندم
حالا اسم كتابو فراموش كردم
داستان در مورد يه دختره بود كه ميره منشيه يه شركت ميشه
اسم رئيسش هم اميره
از طرفي هم اينا قبلا سر يه سري عكساشون كه جا به جا شده بود همو ميشناختن
خلاصه اينا عاشق هم ميشن اما امير دختره رو يهو ول مي كنه
بي هيچ دليلي
بعده ها دختره ميفهمه كه امير كور شده بوده و به خاطر دختره ولش كرده بوده ولي بقيش نمي دونم چي ميشه
تا همين جاش خوندم
اگه كسي اسمشو ميدونه لطفا كمك كنين
ممنون:-2-40-:

daneshmand
۳۰ آذر ۱۳۹۱, ۰۵:۰۰ بعد از ظهر
يه رماني قبلنا خوندم ولي نصفه خوندم
حالا اسم كتابو فراموش كردم
داستان در مورد يه دختره بود كه ميره منشيه يه شركت ميشه
اسم رئيسش هم اميره
از طرفي هم اينا قبلا سر يه سري عكساشون كه جا به جا شده بود همو ميشناختن
خلاصه اينا عاشق هم ميشن اما امير دختره رو يهو ول مي كنه
بي هيچ دليلي
بعده ها دختره ميفهمه كه امير كور شده بوده و به خاطر دختره ولش كرده بوده ولي بقيش نمي دونم چي ميشه
تا همين جاش خوندم
اگه كسي اسمشو ميدونه لطفا كمك كنين
ممنون:-2-40-:

رمان " و باز هم لیلی" لینک دانلود:

http://www.98ia.com/News-file-article-sid-2734.html

ahoo21
۲ دي ۱۳۹۱, ۰۵:۵۵ بعد از ظهر
یه کتاب خوندم که دختره برا اینکه بچه دار شه با یه پسر قرار میذاره دختره با دوستاش توی خونه دانشجویی بودن و خانواده دختره دوسش نداشتن و با پسره شرط میکنه باردار شد بره و وقتی باردار میشه میخواد بره پسره نمیذاره
اگه میشه اسمشو بهم بگید ممنون میشم

sahra_f
۲ دي ۱۳۹۱, ۰۶:۱۸ بعد از ظهر
یه کتاب خوندم که دختره برا اینکه بچه دار شه با یه پسر قرار میذاره دختره با دوستاش توی خونه دانشجویی بودن و خانواده دختره دوسش نداشتن و با پسره شرط میکنه باردار شد بره و وقتی باردار میشه میخواد بره پسره نمیذاره
اگه میشه اسمشو بهم بگید ممنون میشم



تو... تو مال منی | Memolina کاربر انجمن (http://www.forum.98ia.com/t445717.html#post4313684)

بلوط
۳ دي ۱۳۹۱, ۰۴:۴۳ قبل از ظهر
کسی نمیخاد جواب ما رو بده ؟ واقعا که ...... تو همه کتابا کتاب ما فقط بوو میداد ؟ کسی نیست کمکم کنه این کتاب رو پیدا کنم ؟

دوست عزیز این تاپیک واسه کتاب هایی که شما قسمتی از اون رو در ذهن دارید ولی اسم کتاب رو فراموش کردید...ولی شما اسم کتاب رو دارید...اگر کتاب تجدید چاپ شده باشه حتما با سرچ گوگل پیدا میشد...در هر صورت هر کدام از دوستان مشخصات مورد نظرتون رو پیدا کردند حتما در جریان قرارتون میدند...صبور باشید:-2-40-:

کایسا
۵ دي ۱۳۹۱, ۰۸:۵۳ بعد از ظهر
سلام به همه
من دنبال یه کتابم چند وقت پیش تو انجمن خوندم امکان داره کامل شده باشه یا رفته باشه متروک چون درحال تایپ ندیدمش
داستان درمورد دختریه که داداش خواننده است و واسه یه گروه تو خارج کشور درخواست داده اما بعد از اکی شدن از طرف اونا تصادف میکنه ومیره کما خواهرش به جاش میاد تا کسی جای داداش شو نگیره اما بعد چند وقت میفهمن که دختره ظمنا این رمان ارمینا نیست تم یکیه اما اون داداش میخواست درس بخونه
ممنون میشم اگه اسم رمان ولینکشو قرار بدین

نهـــا
۵ دي ۱۳۹۱, ۱۰:۴۳ بعد از ظهر
سلام به همه
من دنبال یه کتابم چند وقت پیش تو انجمن خوندم امکان داره کامل شده باشه یا رفته باشه متروک چون درحال تایپ ندیدمش
داستان درمورد دختریه که داداش خواننده است و واسه یه گروه تو خارج کشور درخواست داده اما بعد از اکی شدن از طرف اونا تصادف میکنه ومیره کما خواهرش به جاش میاد تا کسی جای داداش شو نگیره اما بعد چند وقت میفهمن که دختره ظمنا این رمان ارمینا نیست تم یکیه اما اون داداش میخواست درس بخونه
ممنون میشم اگه اسم رمان ولینکشو قرار بدین

این رمان در لیست کتابهای متروکه هست:
http://www.forum.98ia.com/t72086.html

فاطمه اسپريس
۷ دي ۱۳۹۱, ۱۱:۴۳ بعد از ظهر
رمان درمورد يه پسره به اسم پويا كه بيماره ناراحتيه قلبيه و عمه نامزدشم باهاش خيلى بده آخرش عمه هه كه اسمشم سيمينه با پسر خوب ميشه ولى ميميره اونوقت قلب عمهه رو ميدن به پسره لطفا اگه كسى ميدونه بگه مرسى

راحله۷۱
۸ دي ۱۳۹۱, ۱۲:۴۹ قبل از ظهر
سلام چند روز پيش رمان درحاله تايپكي خوندم راجبه دختري بود كه توراه دانشگاه تصادف ميكنه با پسرجووني به اسم اميرعلي و بعدا اميرعلي ميشه استادش باهم ميرن شيراز وبعدش ازدواج ميكنن پسره تومورمغزي داشت عمل كرد تا اينجا خوندم اسمشو فراموش كردم

...aida...
۸ دي ۱۳۹۱, ۰۳:۲۴ بعد از ظهر
چند وقت پیش یه کتابو نصفه خوندم..هرچی فکر میکنم اسمشو یادم نمیاد..خلاصش اینه که دختره تو اصفهان زندگی میکرد..خانوادش سنتی بودن..نامزد میکنه..نامزدشم غیرتی بوده..دختره میره با یه پسره دوست میشه که بعدا میفهمه رییس نامزدش بوده...رییسه به دختره یه چیزه میده که بیهوش میشه و بهش تجاوز میکنه...نامزدش که میفهمه قاطی میکنه و میگه نامزدیو بهم بزنیم..دختره التماسش میکنه که پسره بگه خودش منصرف شده...بعد چند وقت حامله میشه..فرار میکنه...میره پیش همون نامزدش..پسره ازش مراقبت میکنه اما بچش که بدنیا میاد میزارتش پیش همون نامزد سابقشو میره تهرات.........فک کنم اسم دختره مهین بود..

Sent from my GT-S6102 using Tapatalk 2

Idin98i
۸ دي ۱۳۹۱, ۰۵:۰۵ بعد از ظهر
چند وقت پیش یه کتابو نصفه خوندم..هرچی فکر میکنم اسمشو یادم نمیاد..خلاصش اینه که دختره تو اصفهان زندگی میکرد..خانوادش سنتی بودن..نامزد میکنه..نامزدشم غیرتی بوده..دختره میره با یه پسره دوست میشه که بعدا میفهمه رییس نامزدش بوده...رییسه به دختره یه چیزه میده که بیهوش میشه و بهش تجاوز میکنه...نامزدش که میفهمه قاطی میکنه و میگه نامزدیو بهم بزنیم..دختره التماسش میکنه که پسره بگه خودش منصرف شده...بعد چند وقت حامله میشه..فرار میکنه...میره پیش همون نامزدش..پسره ازش مراقبت میکنه اما بچش که بدنیا میاد میزارتش پیش همون نامزد سابقشو میره تهرات.........فک کنم اسم دختره مهین بود..

Sent from my GT-S6102 using Tapatalk 2

فکر کنم اسمش تکسوار عشق باشه....از مریم جعفری....

დ●•·hanymo·•●დ
۹ دي ۱۳۹۱, ۰۵:۵۰ بعد از ظهر
کسانی که دنبال یه کتابی میگردن ولی نیست چی
مثل کتاب شب بی پایان

میم.
۹ دي ۱۳۹۱, ۰۶:۲۴ بعد از ظهر
کسانی که دنبال یه کتابی میگردن ولی نیست چی
مثل کتاب شب بی پایان


شما میتونید برای درخواست کتاب به لینک زیر سر بزنید.:-2-40-:
http://www.forum.98ia.com/t192446-111.html

PaRnIa.Pjs
۹ دي ۱۳۹۱, ۰۷:۰۷ بعد از ظهر
سلام به بچه های گل نودوهشتیا
من دنبال یه داستانم که از این قراره که دختره از خونش فرار میکنه و یه خانواده پیداش میکنن و ازش نگه داری میکنن برحسب اتفاق اون دختره خیلی شبیه به دختره اونا است که مرده بوده بعدها معلوم میشه که دختر دو قلو همو نا بوده که قابله ای که بچه هارو به دنیا میاره بدن اینکه به پدر و مادر بچه بگه یکی از اونا رو میده به یه زن روستایی که باردار نمیشده خلاصه دختره پیش پدر مادر اصلیش میمونه و عاشق برادر دوستش میشه و..........
فقط همیناش یادمه
ممنون میشم اگه کمک کنین پیداش کنم :-2-40-:

mehrnoosh_2012
۱۱ دي ۱۳۹۱, ۱۰:۱۸ بعد از ظهر
سلام بچه ها
من دنبال یه کتابم که نویسنده از بچه های 98ia بود و قرار بود قسمت دوم کتاب رو هم بنویسه
درست یادم نمیاد ولی فکر کنم داستان اینجوری بود:
داستان بااین شروع میشه که یه دختر رو میفرستن یه جایی تا ازش محافظت کنند اونجا با یه پسر محرم میشه تو این داستان یه آقایی بوده که دختره خیلی دوسش داشته و همیشه فکر میکرده دوست باباشه ولی در واقعیت پدرش بوده که پلیسم بوده و زنشو از دست داده . وسطای داستان این بابای اصلی تو یه ماموریت میمیره
عکس آدماشم زده بود و آرش مهاجران پسره بود و یه آقای روشن با موهای بلند بابای اصلیه دختره
بد ذهنمو درگیر کرده کمکم کنید لطفاااااااااااااا

نهـــا
۱۱ دي ۱۳۹۱, ۱۰:۲۳ بعد از ظهر
سلام بچه ها
من دنبال یه کتابم که نویسنده از بچه های 98ia بود و قرار بود قسمت دوم کتاب رو هم بنویسه
درست یادم نمیاد ولی فکر کنم داستان اینجوری بود:
داستان بااین شروع میشه که یه دختر رو میفرستن یه جایی تا ازش محافظت کنند اونجا با یه پسر محرم میشه تو این داستان یه آقایی بوده که دختره خیلی دوسش داشته و همیشه فکر میکرده دوست باباشه ولی در واقعیت پدرش بوده که پلیسم بوده و زنشو از دست داده . وسطای داستان این بابای اصلی تو یه ماموریت میمیره
عکس آدماشم زده بود و آرش مهاجران پسره بود و یه آقای روشن با موهای بلند بابای اصلیه دختره
بد ذهنمو درگیر کرده کمکم کنید لطفاااااااااااااا
اسم رمان بازنشسته بود... نوشته ی mirage.... این رمان از سایت برداشته شده...

Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ
۱۱ دي ۱۳۹۱, ۱۱:۱۰ بعد از ظهر
چرا؟
نویسندش نمیخاد ادامش بده؟

نه خانومي. نويسندش بن شده!
كتابشون هم از سايت برداشته شده...

avazkhamoosh
۱۱ دي ۱۳۹۱, ۱۱:۳۳ بعد از ظهر
سلام به بچه های گل نودوهشتیا
من دنبال یه داستانم که از این قراره که دختره از خونش فرار میکنه و یه خانواده پیداش میکنن و ازش نگه داری میکنن برحسب اتفاق اون دختره خیلی شبیه به دختره اونا است که مرده بوده بعدها معلوم میشه که دختر دو قلو همو نا بوده که قابله ای که بچه هارو به دنیا میاره بدن اینکه به پدر و مادر بچه بگه یکی از اونا رو میده به یه زن روستایی که باردار نمیشده خلاصه دختره پیش پدر مادر اصلیش میمونه و عاشق برادر دوستش میشه و..........
فقط همیناش یادمه
ممنون میشم اگه کمک کنین پیداش کنم :-2-40-:

اسم کتاب مورد نظر شما
رمان سرنوشت نوشته خانم بیتا عطایی انتشارات نغمه
که از روی سایت حذف شده :-2-41-:

actor
۱۳ دي ۱۳۹۱, ۰۲:۱۵ بعد از ظهر
سلام خسته نباشید من دنبال یه رمان میگردم که دختره جنوبی توی یه شرکت کار میکنه مادرش هم میره خونه یه دکتر کار میکنه تا اینکه مادر مریض میشه دختره میره به جای اون توی خونه دکتره کار میکنه تا حال مادرش خوب شه اما بعد میفهمه که اون دکتره یکی از مهندسای شرکتی که کار میکنه تا اینجا یادمه
ممنون میشم اگه کمکم کنید

"negin"
۱۳ دي ۱۳۹۱, ۰۲:۱۹ بعد از ظهر
سلام خسته نباشید من دنبال یه رمان میگردم که دختره جنوبی توی یه شرکت کار میکنه مادرش هم میره خونه یه دکتر کار میکنه تا اینکه مادر مریض میشه دختره میره به جای اون توی خونه دکتره کار میکنه تا حال مادرش خوب شه اما بعد میفهمه که اون دکتره یکی از مهندسای شرکتی که کار میکنه تا اینجا یادمه
ممنون میشم اگه کمکم کنید
عزیزم اسم کتاب تو سهم منی هستش

jery jon
۱۴ دي ۱۳۹۱, ۰۳:۳۹ قبل از ظهر
من دنبال اسم رماني با اين موضوعم:ياس با خانواده ي عموش زندگي ميكرده اما به خاطر اين كه نخواسته با پسر عموش ازدواج كنه بيرونش ميكنن اونم دانشجوي فكر كنم نقاشي بعد ميره خونه ي يك پسره واسه كار 24 ساعته كه اون پسره ام از طرف خانوادش ترد شده ولي بعد عاشق هم ميشن و ازدواج ميكنن پسره يه برادرم داشت دختره هم اسم حقيقيش ياسمن بود كه بعد رفتن از پيش عموش اسم و فاميلشو عوض كرده بود بعدم معلوم شد كه خانواده ي عموي دختر از رقباي كاري خانواده ي پسره بودن،ممنون ميشم اگه كمكم كنيد كه پيداش كنم چون خيلي ذهنم رو درگير كرده من حافظه ي قوي دارم نميدونم چه طور اسمش رو يادم رفته !!!!!!

کایسا
۱۴ دي ۱۳۹۱, ۰۵:۴۶ قبل از ظهر
من دنبال اسم رماني با اين موضوعم:ياس با خانواده ي عموش زندگي ميكرده اما به خاطر اين كه نخواسته با پسر عموش ازدواج كنه بيرونش ميكنن اونم دانشجوي فكر كنم نقاشي بعد ميره خونه ي يك پسره واسه كار 24 ساعته كه اون پسره ام از طرف خانوادش ترد شده ولي بعد عاشق هم ميشن و ازدواج ميكنن پسره يه برادرم داشت دختره هم اسم حقيقيش ياسمن بود كه بعد رفتن از پيش عموش اسم و فاميلشو عوض كرده بود بعدم معلوم شد كه خانواده ي عموي دختر از رقباي كاري خانواده ي پسره بودن،ممنون ميشم اگه كمكم كنيد كه پيداش كنم چون خيلي ذهنم رو درگير كرده من حافظه ي قوي دارم نميدونم چه طور اسمش رو يادم رفته !!!!!!

اسم رمان سهم من از زندگی نوشتهarameshghe20 هست.اینم لینک رمان:
http://www.forum.98ia.com/t643070.html


دختره دانشجوی حسابداریه

.Baharak.
۱۴ دي ۱۳۹۱, ۰۸:۱۳ بعد از ظهر
من دنبال یه کتابم که فقط یه تیکشو یادمه اونم این بود که دختره لباسای پسرهرو تو شمال فک کنم پوشیده بود و همه ی دوستای پسره تعجب می کردند چون سره وسواس عجیبی داشت و نمی ذاشت کسی به لباساش دس بزنه

میم.
۱۴ دي ۱۳۹۱, ۰۸:۲۷ بعد از ظهر
من دنبال یه کتابم که فقط یه تیکشو یادمه اونم این بود که دختره لباسای پسرهرو تو شمال فک کنم پوشیده بود و همه ی دوستای پسره تعجب می کردند چون سره وسواس عجیبی داشت و نمی ذاشت کسی به لباساش دس بزنه


فکر میکنم منظورتون کتاب زیر باشه:

باورم کن | aram-anid کاربر انجمن
http://www.forum.98ia.com/t458280.html (http://www.forum.98ia.com/t458280.html)

jery jon
۲۲ دي ۱۳۹۱, ۰۱:۵۳ بعد از ظهر
يك كتابي بود كه دختر يادمه يه جورايي از خانوادش ترد شده بود رفت خونه ي يكي كار كنه صاحب خونه پسر جواني بود كه لال بود و سردرداي عجيب و شديدي ميگرفت بعد اينا واسه اين كه مادر پسره كه خيلي پسره رو اذيت ميكرد ،دختره رو بيرون نكنه با هم صيغه كردن بعدم يك سري اسرار در مورد مادر پسره كه به مادر دختره هم ربط داشت رو شد در ضمن دختره اول عاشق برادر پسره شد كه ميگفتن حروم زاده است اسمشم حسام بود اما بعد عاشق پسر لاله شد .ممنون ميشم كمكم كنيد تا پيداش كنم:-2-40-:

فاطمه اسپريس
۲۲ دي ۱۳۹۱, ۰۴:۰۱ بعد از ظهر
من يه رمان خوندم تقريبا كوتاه درمورد يه پسرى بودكه ميگفت وقتى با يه دخترى حتى توى چت دوست ميشه بهش وابسته ميشه و اين دختران كه ولش ميكنن باهاش تموم ميكنن كه باعث افسردگيشم ميشه بعدش تو دانشگاه عاشق يه دخترى ميشه و باهم دوست ميشن بعد دوسته دختره مياد خودشو به پسره نزديك ميكنه و ازش ميخواد كه در مورد درخواست دوستيه يكى از پسراى دانشگاه كه دوست همين پسره بوده تحقيق كنه يعنى بدونه پسره هم مثل دوست پسراى ديگش اونو واسه ى رابطه ميخواد يا نه و به پسره ميگه كه خيلى تنهاست و پدرش ميره سفر اونوقت پسره رو ميبره خونشون ولى پسره ياد عشق خودش ميفته مياد از خونه بيرون اونوقت دختره هم با دوست پسرش براى پسره نقشه ميكشن جلوى دوست دخترش ميكشوننش خونه دختره و ....
ديگه اينكه آخرش خوب تموم ميشه و اسم اون دختر و پسره كه همون بد هاى رمان بودن فكر كنم حميد و سارا بود
كل رمان يادمه بجز اسمش لطفا اگه كسى ميدونه جواب بده مرررررسى

NAVA22
۲۲ دي ۱۳۹۱, ۰۵:۲۵ بعد از ظهر
ميشه لطفا اگه ميدونيد جواب بديد
من يه رمان خوندم تقريبا كوتاه درمورد يه پسرى بودكه ميگفت وقتى با يه دخترى حتى توى چت دوست ميشه بهش وابسته ميشه و اين دختران كه ولش ميكنن باهاش تموم ميكنن كه باعث افسردگيشم ميشه بعدش تو دانشگاه عاشق يه دخترى ميشه و باهم دوست ميشن بعد دوسته دختره مياد خودشو به پسره نزديك ميكنه و ازش ميخواد كه در مورد درخواست دوستيه يكى از پسراى دانشگاه كه دوست همين پسره بوده تحقيق كنه يعنى بدونه پسره هم مثل دوست پسراى ديگش اونو واسه ى رابطه ميخواد يا نه و به پسره ميگه كه خيلى تنهاست و پدرش ميره سفر اونوقت پسره رو ميبره خونشون ولى پسره ياد عشق خودش ميفته مياد از خونه بيرون اونوقت دختره هم با دوست پسرش براى پسره نقشه ميكشن جلوى دوست دخترش ميكشوننش خونه دختره و ....
ديگه اينكه آخرش خوب تموم ميشه و اسم اون دختر و پسره كه همون بد هاى رمان بودن فكر كنم حميد و سارا بود
كل رمان يادمه بجز اسمش لطفا اگه كسى ميدونه جواب بده مرررررسى

دیوانه عشق

A.ROZ.M
۲۲ دي ۱۳۹۱, ۰۶:۰۶ بعد از ظهر
سلام دنبال pdf رمان گناهکار می گردم کسی سراغ داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

sabah70
۲۲ دي ۱۳۹۱, ۰۶:۵۷ بعد از ظهر
يك كتابي بود كه دختر يادمه يه جورايي از خانوادش ترد شده بود رفت خونه ي يكي كار كنه صاحب خونه پسر جواني بود كه لال بود و سردرداي عجيب و شديدي ميگرفت بعد اينا واسه اين كه مادر پسره كه خيلي پسره رو اذيت ميكرد ،دختره رو بيرون نكنه با هم صيغه كردن بعدم يك سري اسرار در مورد مادر پسره كه به مادر دختره هم ربط داشت رو شد در ضمن دختره اول عاشق برادر پسره شد كه ميگفتن حروم زاده است اسمشم حسام بود اما بعد عاشق پسر لاله شد .ممنون ميشم كمكم كنيد تا پيداش كنم:-2-40-:

http://www.forum.98ia.com/t578315.html

فاطمه اسپريس
۲۲ دي ۱۳۹۱, ۱۱:۵۴ بعد از ظهر
من يه رمان خوندم كه در مورد يك پسرى بود به اسم پويا كه ناراحتى قلبى داشت عمه نامزدش از پسره خوشش نميومد چون خودش شوهرش ولش كرده بود و بچه هاش رو هم برده بود خارج و نميذاشت كه ببينتشون
آخر داستان عمه هه با پسره خوب ميشه بعدش عمه هه ميميره و قلب عمه رو به پسره ميدن

يه سوالم داشتم اينكه نودهشتيا درخواست رمان نداره؟

و اينكه نويسنده رمان ديوانه عشق كيه؟ و آيا از كاربراى همين سايته ؟
مرسى اگه جواب بديد

actor
۲۳ دي ۱۳۹۱, ۰۹:۵۷ قبل از ظهر
سلام خسته نباشید دوستان
یه رمان
بود که دختره پرستار بود نامزدش فکر کنم مرده بود یه روز تو بیمارستان یه دکتره میاد وخیلی بد بوده با این پرستاره بعد میفهمه که دختره با یاد و خاطره نامزده ش که مرده زندگی میکنه دکتره هم یه دختره 7 ساله داشته که تصادفی توی بیمارستان بچه رو پرستاره میبینه بعد میبره خونشون تا اینجا یادمه اگه کسی اسم رمان رو میدونه بهم بگه خیلی متشکرم

niloofarane
۲۳ دي ۱۳۹۱, ۱۱:۰۰ قبل از ظهر
سلام خسته نباشید دوستان
یه رمان
بود که دختره پرستار بود نامزدش فکر کنم مرده بود یه روز تو بیمارستان یه دکتره میاد وخیلی بد بوده با این پرستاره بعد میفهمه که دختره با یاد و خاطره نامزده ش که مرده زندگی میکنه دکتره هم یه دختره 7 ساله داشته که تصادفی توی بیمارستان بچه رو پرستاره میبینه بعد میبره خونشون تا اینجا یادمه اگه کسی اسم رمان رو میدونه بهم بگه خیلی متشکرم

اسمش قصه تنهایی نوشته زهرا اسدیه:-2-37-:

NAVA22
۲۳ دي ۱۳۹۱, ۱۱:۵۲ قبل از ظهر
يه سوالم داشتم اينكه نودهشتيا درخواست رمان نداره؟

و اينكه نويسنده رمان ديوانه عشق كيه؟ و آيا از كاربراى همين سايته ؟
مرسى اگه جواب بديد
در خواست کتاب (http://www.forum.98ia.com/t192446.html)
به اسم نویسنده خاصی نیس. توی خود رمان نویسنده رو نوشته بهناز فکر می کنم. از کاربرای سایتم نیست.

mh_1929
۲۸ دي ۱۳۹۱, ۰۷:۳۹ بعد از ظهر
تاپیک رمان عشق برنامه ریزی شده

eshton
۲۸ دي ۱۳۹۱, ۱۰:۰۷ بعد از ظهر
سلام دنبال pdf رمان گناهکار می گردم کسی سراغ داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگه منظورت رمان گناهکار fereshteh27هس این رمان تموم نشده وقتی یه رمان تموم شد اونو پی دی افش میکنن نه رمانای ناتمومو

eshton
۲۸ دي ۱۳۹۱, ۱۰:۱۱ بعد از ظهر
سلام دنبال pdf رمان گناهکار می گردم کسی سراغ داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام اگه منظورتون رمان گناهکاره fereshteh27هس این رمان تموم نشده وقتی رمان تموم شد اونو تبدیل به پی دی افش میکنن

katrin_20
۲۸ دي ۱۳۹۱, ۱۰:۱۸ بعد از ظهر
من ده رمانی خوندم راجب اتفاقایی بود که برای دخترا افتاده بود که تو دام بسرا افتاده بودن جلدشم عکس سیب بود

Doni.M
۲۸ دي ۱۳۹۱, ۱۰:۲۲ بعد از ظهر
تاپیک رمان عشق برنامه ریزی شده


بفرمایید .. می تونید از موتور جستجوی بالای صفحه هم استفاه کنید :-2-40-::-2-40-:
http://www.forum.98ia.com/t391400.html

*niloo*
۲۸ دي ۱۳۹۱, ۱۰:۳۶ بعد از ظهر
بچه ها من دنبال کتاب گرگ و میش و ماه نو از نویسنده خارجی ( استفنی میر ) هستم
شما تو انجمن تاپیک یا دانلود پی دی افشو دیدید ؟:-2-40-:

niloofarane
۲۸ دي ۱۳۹۱, ۱۱:۰۰ بعد از ظهر
بچه ها من دنبال کتاب گرگ و میش و ماه نو از نویسنده خارجی ( استفنی میر ) هستم
شما تو انجمن تاپیک یا دانلود پی دی افشو دیدید ؟:-2-40-:
این کتاب تو انجمن. بخش کتابهای خارجی هست. از قسمت جستجو می تونید پیداش کنید
جای درخواست شمام اینجاست
http://www.forum.98ia.com/t192446-114.html

اینجا مخصوص کتابهایه که اسمشونو نمیدونیم و داستان یادمونه

CAT-WOMAN
۱ بهمن ۱۳۹۱, ۰۱:۲۱ قبل از ظهر
سلام . یه رمان خوندم که خیلی دوست داشتم ولی اسمش یادم نمیاد . موضعش این بود که دختری به نام لعیا برای کمک به خانوادش و پدرش که مشکل قلبی داشته میره پرستار یه پسری به نام روبیک میشه که روبیک تو کماست . بعد از چند وقت پرستاری لعیا پسره به هوش میاد و بسیار وابسته ی لعیا میشه . لعیا مجبور میشه به خاطر اعتقاداتش و همچنین کک به خانوادش صیقه ی پسره بشه و داستان ها اتفاق میفته . کسی این کتابو میشناسه ؟

shahang
۱ بهمن ۱۳۹۱, ۰۱:۲۸ قبل از ظهر
سلام . یه رمان خوندم که خیلی دوست داشتم ولی اسمش یادم نمیاد . موضعش این بود که دختری به نام لعیا برای کمک به خانوادش و پدرش که مشکل قلبی داشته میره پرستار یه پسری به نام روبیک میشه که روبیک تو کماست . بعد از چند وقت پرستاری لعیا پسره به هوش میاد و بسیار وابسته ی لعیا میشه . لعیا مجبور میشه به خاطر اعتقاداتش و همچنین کک به خانوادش صیقه ی پسره بشه و داستان ها اتفاق میفته . کسی این کتابو میشناسه ؟

لعیای عشق از فروزنده عدالت

گرافیست
۱ بهمن ۱۳۹۱, ۰۱:۵۸ قبل از ظهر
سلام من خیلی وقت پیش یه رمان خوندم نه اسم کتاب ونه نویسنده یادم نیست
داستانش در مورد یه دختره که تو بچگی خیلی اذیت میشه یه چیزی تو مایه های کوزت بعد به تبریز میره وتو یه خونه بزرگ خدمتکار میشه وبقیه ماجرا ...اخرشم خواننده میشه .داستانش مال قبل از انقلابه
تقلب( تو اسمش یه چیزی مثل خورشید یا ستاره داشت):-2-27-:
ممنون میشم کمک کنید:-2-40-:

mahro69
۱ بهمن ۱۳۹۱, ۱۲:۵۶ بعد از ظهر
سلام اسم شخصیتها یادم نیست اول رمان اینجوری بود که دختر با دوستش میره تو مهمونی که نامزد دوستش دعوت بوده می ره طبقه بالا خونه یه پسر ودختر وتو اتاق با هم میبینه میگه اینجا خونه پسرخالمه ولی نمی دونه پسره خودش صاحب خونس دختر شب خوابش میبره خونه پسره صبح که میخوا د بره موبایلش جا میمونه

niloofarane
۱ بهمن ۱۳۹۱, ۰۲:۰۸ بعد از ظهر
سلام من خیلی وقت پیش یه رمان خوندم نه اسم کتاب ونه نویسنده یادم نیست
داستانش در مورد یه دختره که تو بچگی خیلی اذیت میشه یه چیزی تو مایه های کوزت بعد به تبریز میره وتو یه خونه بزرگ خدمتکار میشه وبقیه ماجرا ...اخرشم خواننده میشه .داستانش مال قبل از انقلابه
تقلب( تو اسمش یه چیزی مثل خورشید یا ستاره داشت)
ممنون میشم کمک کنید
با باد میخوانم از بهی پیغمبری

گرافیست
۱ بهمن ۱۳۹۱, ۰۶:۳۴ بعد از ظهر
با باد مي خوانم از بهی پیغمبری!

خیلی ممنون من الان اینجوریم:-2-16-:
این رمان توی سایت هست ولی وقتی روش کیلیک میکنی میگه متاسفانه کتاب موردنظر پیدا نشد
چرا؟؟؟؟؟:-2-34-:

مونا**
۱ بهمن ۱۳۹۱, ۰۷:۳۷ بعد از ظهر
سلام. یه رمان خوندم خیلی قشنگ و طولانی بود ...
خلاصه: سه تا خواهر بودن که خواهر وسطی پسر عموش عاشقش بود ولی این با دوست پسر عموش دوست می شه و عاشق هم می شن. خواهر کوچیکش عاشقه پسرعموش بوده اما پسرعموش با شکست عشقی که از خواهرش می خوره می ره خارج. خواهر کوچیکه هم برای درس میره خارج پیش عشقش. و اخر با محبت به پسره با هم ازدواج می کنن.اون خواهره وسطی با شوهرش زندگی خوشی داشتن که انقلاب میشه اونم پاشو می کنه تو یه کفش که بریم خارج اما شوهرش نمی خواسته .. اون می ره اما شوهرش می مونه... و خیلی زیاده..
می تونین کمکم کنین؟

daneshmand
۲ بهمن ۱۳۹۱, ۱۲:۰۲ قبل از ظهر
سلام. یه رمان خوندم خیلی قشنگ و طولانی بود ...
خلاصه: سه تا خواهر بودن که خواهر وسطی پسر عموش عاشقش بود ولی این با دوست پسر عموش دوست می شه و عاشق هم می شن. خواهر کوچیکش عاشقه پسرعموش بوده اما پسرعموش با شکست عشقی که از خواهرش می خوره می ره خارج. خواهر کوچیکه هم برای درس میره خارج پیش عشقش. و اخر با محبت به پسره با هم ازدواج می کنن.اون خواهره وسطی با شوهرش زندگی خوشی داشتن که انقلاب میشه اونم پاشو می کنه تو یه کفش که بریم خارج اما شوهرش نمی خواسته .. اون می ره اما شوهرش می مونه... و خیلی زیاده..
می تونین کمکم کنین؟

رمان " چه آسان باختم" از خانم نسرین قدیری

.ZeinaB.
۲ بهمن ۱۳۹۱, ۱۱:۲۵ بعد از ظهر
خیلی ممنون من الان اینجوریم:-2-16-:
این رمان توی سایت هست ولی وقتی روش کیلیک میکنی میگه متاسفانه کتاب موردنظر پیدا نشد
چرا؟؟؟؟؟:-2-34-:

کل کتاب های ایرانی تایپ شده و همچنین کتابهای ایرانی واسه دانلود از روی سایت برداشته شدند.

arthemis
۵ بهمن ۱۳۹۱, ۱۲:۲۳ بعد از ظهر
سلام این رمان یکی از بچه ها ی سایته در مورد دختری به اسم فکرکنم تبسم که پدرش بدون اینکه بدونه وارد یه باند قاچاق شده بود بعد یه پلیس به اسم تیرداد میاد تو زندگیش اولش بهش میگه که عاشقتم اینا با هم صیغه میکنن بعد دختره بخاطر حرف خای پسره بهم می زنه باهاش ...
حالا بگین اسمش چیه خواهش می خوام بدونم دختره بهوش اومد یا نه؟

brojak
۵ بهمن ۱۳۹۱, ۰۶:۱۹ بعد از ظهر
سلام ببخشید اسم یه رمانی رو میخوام دختری بود به اسم پری که عاشق استاد موسیقی خواهرش میشه و دختر ساده و مهربونیه ولی درست زمانی که میخواد ازدواج کنه سرطان کبد میگیره و میمیره خواهش میکنم اگه یادتونه بگید ممنونم

daneshmand
۵ بهمن ۱۳۹۱, ۰۹:۴۵ بعد از ظهر
سلام ببخشید اسم یه رمانی رو میخوام دختری بود به اسم پری که عاشق استاد موسیقی خواهرش میشه و دختر ساده و مهربونیه ولی درست زمانی که میخواد ازدواج کنه سرطان کبد میگیره و میمیره خواهش میکنم اگه یادتونه بگید ممنونم

اسم این رمان "ملودی قلب من" هست:-2-40-:

aqua
۵ بهمن ۱۳۹۱, ۱۰:۰۸ بعد از ظهر
سلام اسم شخصیتها یادم نیست اول رمان اینجوری بود که دختر با دوستش میره تو مهمونی که نامزد دوستش دعوت بوده می ره طبقه بالا خونه یه پسر ودختر وتو اتاق با هم میبینه میگه اینجا خونه پسرخالمه ولی نمی دونه پسره خودش صاحب خونس دختر شب خوابش میبره خونه پسره صبح که میخوا د بره موبایلش جا میمونه


تو و من | dibaocean کاربر انجمن (http://www.forum.98ia.com/t528572.html)

daneshmand
۶ بهمن ۱۳۹۱, ۰۱:۰۴ قبل از ظهر
سلام این رمان یکی از بچه ها ی سایته در مورد دختری به اسم فکرکنم تبسم که پدرش بدون اینکه بدونه وارد یه باند قاچاق شده بود بعد یه پلیس به اسم تیرداد میاد تو زندگیش اولش بهش میگه که عاشقتم اینا با هم صیغه میکنن بعد دختره بخاطر حرف خای پسره بهم می زنه باهاش ...
حالا بگین اسمش چیه خواهش می خوام بدونم دختره بهوش اومد یا نه؟

شاید منظورتون این رمانه:

http://www.forum.98ia.com/t758215.html

saba.mahram
۶ بهمن ۱۳۹۱, ۰۷:۴۲ قبل از ظهر
سلام من یه رمانی خوندم در مورد دختری به اسم الهه که با دوستش تجربی میخونن برادرش بسیجیه و تو محلشون یه پسری هست به اسم عارف(اسمشو مطمئین نیستم) که الهه ازش خوشش میاد با دوستش توی بیمارستانی که کارآموزی می گذرونه پرستار خانمی میشه و با پسرش آشنا میشه و از پسره خوشش میاد و خلاصه اینا ازدواج می کنن بعد از ازدواج میفهمه که شوهرش دختری به اسم شراره را دوست داشته اما شراره که از خانواده خوبی نبوده اونو ول کرده و رفته و بعد از مدتی برگشته و شوهرش با اونه در همین وضع متوجه میشه که حامله است اما مشکل قلبی داره و شوهرشم میگه باید بچه را سالم بدنیا بیاره اما بچه سقط میشه و الهه که تغریبا" دیگه با خانوادش رفت و آمدی نداشت با کمک برادرش و وکیلش طلاق میگیره و در آخر با عرفان (یا عارف مطمئن نیستم ) ازدواج می کنه و حتی با خطراتی که براش داره حامله میشه و پسری دنیا میاره .
ممنون میشم که اسم رمان را بهم بگید

daneshmand
۶ بهمن ۱۳۹۱, ۰۴:۵۷ بعد از ظهر
سلام من یه رمانی خوندم در مورد دختری به اسم الهه که با دوستش تجربی میخونن برادرش بسیجیه و تو محلشون یه پسری هست به اسم عارف(اسمشو مطمئین نیستم) که الهه ازش خوشش میاد با دوستش توی بیمارستانی که کارآموزی می گذرونه پرستار خانمی میشه و با پسرش آشنا میشه و از پسره خوشش میاد و خلاصه اینا ازدواج می کنن بعد از ازدواج میفهمه که شوهرش دختری به اسم شراره را دوست داشته اما شراره که از خانواده خوبی نبوده اونو ول کرده و رفته و بعد از مدتی برگشته و شوهرش با اونه در همین وضع متوجه میشه که حامله است اما مشکل قلبی داره و شوهرشم میگه باید بچه را سالم بدنیا بیاره اما بچه سقط میشه و الهه که تغریبا" دیگه با خانوادش رفت و آمدی نداشت با کمک برادرش و وکیلش طلاق میگیره و در آخر با عرفان (یا عارف مطمئن نیستم ) ازدواج می کنه و حتی با خطراتی که براش داره حامله میشه و پسری دنیا میاره .
ممنون میشم که اسم رمان را بهم بگید

رمان "شب بی ستاره" نوشته خانم فریده شجاعی:-2-40-:

eshton
۶ بهمن ۱۳۹۱, ۰۸:۲۳ بعد از ظهر
من ده رمانی خوندم راجب اتفاقایی بود که برای دخترا افتاده بود که تو دام بسرا افتاده بودن جلدشم عکس سیب بود

فک میکنم آبروی من، قربانی هوس | مهلا و *~MoonGirl~* و sahar97 کاربران انجمن (http://www.forum.98ia.com/t771095.html)باشه

کایسا
۶ بهمن ۱۳۹۱, ۰۸:۵۲ بعد از ظهر
سلام به همه دوستای گل
من دنبال یه کتاب نوشته کاربرای همین سایت میگردم یه دختره شب تو پارتی خونه یه پسره میمونه سر یه جریاناتی به دروغ مجبور میشه به یه دوستش به اسم مریم فکر کنم بگه که اون پسره نامزدشه واسه اینکه تلافی اینو که چند سال پیش واسه علاقه ایی که به داداش مریم( میلاد) داشته ابروشو برده از اون ورم پسره یه شریک ایتالیایی داشته که تو کار طلافروشی بودن با خانمش اومدن ایران و تو یه اتفاق دختره زن شریک پسره!!!! رو نجات میده و پسره برای پیش بردکارش میگه نامزدمه
ممنون میشم اسمشو بگید و اگه میشه یه لطفی کنید و لینکشو هم قرار بدید
مرسی از همه:-2-40-:

aqua
۷ بهمن ۱۳۹۱, ۰۹:۵۸ قبل از ظهر
سلام به همه دوستای گل
من دنبال یه کتاب نوشته کاربرای همین سایت میگردم یه دختره شب تو پارتی خونه یه پسره میمونه سر یه جریاناتی به دروغ مجبور میشه به یه دوستش به اسم مریم فکر کنم بگه که اون پسره نامزدشه واسه اینکه تلافی اینو که چند سال پیش واسه علاقه ایی که به داداش مریم( میلاد) داشته ابروشو برده از اون ورم پسره یه شریک ایتالیایی داشته که تو کار طلافروشی بودن با خانمش اومدن ایران و تو یه اتفاق دختره زن شریک پسره!!!! رو نجات میده و پسره برای پیش بردکارش میگه نامزدمه
ممنون میشم اسمشو بگید و اگه میشه یه لطفی کنید و لینکشو هم قرار بدید
مرسی از همه:-2-40-:
http://www.forum.98ia.com/t528572.html:-2-14-:

bineghab
۸ بهمن ۱۳۹۱, ۰۲:۱۴ بعد از ظهر
ببخشید من دنبال یه کتاب میگشتم که خونده بودم قبلا ولی حالا اسمش یادم نمیاد
یادمه دختری از خارج بعد مرگ پدرش به ایران برمیگرده البته با هماهنگیه وکیلشون تا مادرشو پیدا کنه و تو این مدت خونه ی برادر همون وکیله که دوتا پسر و دوتا دختر داشته بوده بعد یه مدت بی خبر میزاره میره روستاهای شمال دنبالش واون خانواده ام کلی دنبالش میگردن اونجا با یه خانواده یه زن وشوهر پیر که با دخترشون زندگی میکنن آشنا میشه با اون توی شالیزار کار میکنه تا پوی عمل پیره مرده در بیارن اونجا با یه دکتر آشنا میشه بعد که دوبار برمیگرده پیش اون خانواده ای که قبلا بوده میفهمه خانواده دکتر همسایشون شدن و بلاخره با وجود اینکه به یکی از پسرای اون خاواده علاقه داشته با دکتر ازدواج میکنه و بعد که از اون دوتا بچه داشته شوهرش با کل خانواده ی شوهرش که داشتن میرفتن اصفهان هواپیماشون سقوط و میمیرن وبعد اتفاقاتی با همون پسر مورد علاقش ازدواج میکنه
وای نمیدونم دیگه فقط همینا ازش یادم بود
خواهش میکنم اگه میتونید زود تر کمکم کنید من فقط همین بین ترمم وقت دارم بخونم

میم.
۸ بهمن ۱۳۹۱, ۰۹:۳۷ بعد از ظهر
دوستان اگه کسی اسم کتاب زیر رو میدونه ممنون میشم لطف کنه بگه:
یه دختری ازدواج میکنه پزشک بود بعد از ازدواج میفهمه شوهرش معتاد بوده مشکل روانی داره و تحت درمانه یه مدت تحمل میکنه عد میره شمال زندگی میکنه همونجا دو قلوهاشو دنیا میاره تو حموم میزاد .. بعد پدرش میمیره مجبور میشه برگرده که شوهرش پیداش میکنه و دوباره زندگیشونو میسازن .. :-118-:

.ZeinaB.
۸ بهمن ۱۳۹۱, ۰۹:۴۶ بعد از ظهر
دوستان اگه کسی اسم کتاب زیر رو میدونه ممنون میشم لطف کنه بگه:
یه دختری ازدواج میکنه پزشک بود بعد از ازدواج میفهمه شوهرش معتاد بوده مشکل روانی داره و تحت درمانه یه مدت تحمل میکنه عد میره شمال زندگی میکنه همونجا دو قلوهاشو دنیا میاره تو حموم میزاد .. بعد پدرش میمیره مجبور میشه برگرده که شوهرش پیداش میکنه و دوباره زندگیشونو میسازن .. :-118-:
گل عشق من و تو | ستاره چشمک زن کاربر انجمن (http://www.forum.98ia.com/t488474.html)

elahe70
۸ بهمن ۱۳۹۱, ۱۰:۵۴ بعد از ظهر
ببخشید من دنبال یه کتاب میگشتم که خونده بودم قبلا ولی حالا اسمش یادم نمیاد
یادمه دختری از خارج بعد مرگ پدرش به ایران برمیگرده البته با هماهنگیه وکیلشون تا مادرشو پیدا کنه و تو این مدت خونه ی برادر همون وکیله که دوتا پسر و دوتا دختر داشته بوده بعد یه مدت بی خبر میزاره میره روستاهای شمال دنبالش واون خانواده ام کلی دنبالش میگردن اونجا با یه خانواده یه زن وشوهر پیر که با دخترشون زندگی میکنن آشنا میشه با اون توی شالیزار کار میکنه تا پوی عمل پیره مرده در بیارن اونجا با یه دکتر آشنا میشه بعد که دوبار برمیگرده پیش اون خانواده ای که قبلا بوده میفهمه خانواده دکتر همسایشون شدن و بلاخره با وجود اینکه به یکی از پسرای اون خاواده علاقه داشته با دکتر ازدواج میکنه و بعد که از اون دوتا بچه داشته شوهرش با کل خانواده ی شوهرش که داشتن میرفتن اصفهان هواپیماشون سقوط و میمیرن وبعد اتفاقاتی با همون پسر مورد علاقش ازدواج میکنه
وای نمیدونم دیگه فقط همینا ازش یادم بود
خواهش میکنم اگه میتونید زود تر کمکم کنید من فقط همین بین ترمم وقت دارم بخونم

کلی فکر کردم یادم اومد .
اسمش غریبه آشنا س .اگه اشتباه نکنم از فرزانه رضایی دارستانی (اگه اسمش درست باشه)
اون موقع که من از کتابخونه گرفتم 2 جلد بود .

توجه : با اون غریبه آشنا که مال منیر مهریزی مقدم فرق داره

راحله۷۱
۹ بهمن ۱۳۹۱, ۰۱:۱۱ قبل از ظهر
سلام دنبال رماني هستم كه چند وقت پيش درحال تايپ بود ميخوندمش حالا يادم رفته اسمش چي بود از بچه هاي سايت بود؛راجبه دختري بود كه پدره معتادش مادرشو ميزنه ومامانه ميميره بعده يه مدت سه نفر به خواهرش تجاوز ميكنن اونم ميميره وهرجفتشونو پدره تو حياط خاك ميكنه بعد دختره فرارميكنه و فكركنم توراه تصادف ميكنه يه زنه پيداش ميكنه ودكترجووني رو مياره بالاسرش وبعد يه مدت دختره با زنه کوچ ميكنه ميره خونه مادره دکتره زندگي كنن زنه هم خياطي داشت؛تا اينجا خوندم لطفا اگه كسي اسمه رمانو ميدونه بالينكش بزاره ممنون

ramou2030
۹ بهمن ۱۳۹۱, ۰۹:۳۱ قبل از ظهر
سلام دنبال رماني هستم كه چند وقت پيش درحال تايپ بود ميخوندمش حالا يادم رفته اسمش چي بود از بچه هاي سايت بود؛راجبه دختري بود كه پدره معتادش مادرشو ميزنه ومامانه ميميره بعده يه مدت سه نفر به خواهرش تجاوز ميكنن اونم ميميره وهرجفتشونو پدره تو حياط خاك ميكنه بعد دختره فرارميكنه و فكركنم توراه تصادف ميكنه يه زنه پيداش ميكنه ودكترجووني رو مياره بالاسرش وبعد يه مدت دختره با زنه کوچ ميكنه ميره خونه مادره دکتره زندگي كنن زنه هم خياطي داشت؛تا اينجا خوندم لطفا اگه كسي اسمه رمانو ميدونه بالينكش بزاره ممنون
درد و احساس
http://www.forum.98ia.com/t674327.html

راحله۷۱
۹ بهمن ۱۳۹۱, ۰۷:۳۵ بعد از ظهر
سلام يه رمانه راجبه دختري به اسمه ترانه ياترنم كه باخانوادش ميرن شمال يه باركه ميره كناره دريا ميبينه يه دختربچه داره غرق ميشه ميره كه نجاتش بده خودشم نزديك بوده غرق بشه كه يه خانواده كه كنار دريا بودن ميبيننش و پسره اونا دختره رو نجات ميده وميبرن ويلاشون بعد زنگ ميزنن خونوادش كم كم باهم آشنا ميشن و پسره خيلي قد ومغروره يه بار كه دختره ميره خريد زنگ ميزنه داداشش بره دنبالش وداداشش همون پسره رو ميفرسته از نوشته هاي بچه هاي سايته واون موقع كه من ميخوندم درحال تايپ بود اگه كسي پيداكرد بي زحمت لينكشو هم بزارین؛ممنون

bineghab
۱۰ بهمن ۱۳۹۱, ۱۱:۴۳ قبل از ظهر
کلی فکر کردم یادم اومد .
اسمش غریبه آشنا س .اگه اشتباه نکنم از فرزانه رضایی دارستانی (اگه اسمش درست باشه)
اون موقع که من از کتابخونه گرفتم 2 جلد بود .

توجه : با اون غریبه آشنا که مال منیر مهریزی مقدم فرق داره

لطفا لینک رمان برام بزارید
راستی من pdf شو خوندم

.ZeinaB.
۱۰ بهمن ۱۳۹۱, ۱۱:۴۵ قبل از ظهر
لطفا لینک رمان برام بزارید

تمام رمان های ایرانی از روی سایت برداشته شده
چه به صورت تایپی و چه به صورت دانلود.
ما هم اجازه نداریم لینکی واسه دانلود بزاریم.

مونا**
۱۰ بهمن ۱۳۹۱, ۰۲:۴۳ بعد از ظهر
سلام. چند سال پیش یه رمانی خوندم اما نصفه. متاسفانه دوستم کتابو نفهمید به کی داده و گم کرد. اولش اینجوری بود که یه دختری بود توی یه خانواده پر جمعیت. قیافش با همشون فرق داشت. این سفید و بور بود بقیه خانواده سبزه بودن. این خیلی هم خوشگل بود. یادمه خانوادشم باهاش خوب نبودن...
می دونم پیدا کردنش زیاد راحت نیست اما ممنون می شم از کمکتون

میم.
۱۰ بهمن ۱۳۹۱, ۰۳:۱۴ بعد از ظهر
سلام. چند سال پیش یه رمانی خوندم اما نصفه. متاسفانه دوستم کتابو نفهمید به کی داده و گم کرد. اولش اینجوری بود که یه دختری بود توی یه خانواده پر جمعیت. قیافش با همشون فرق داشت. این سفید و بور بود بقیه خانواده سبزه بودن. این خیلی هم خوشگل بود. یادمه خانوادشم باهاش خوب نبودن...
می دونم پیدا کردنش زیاد راحت نیست اما ممنون می شم از کمکتون

اگه اشتباه نکنم اسم کتاب تقدیر شیرین نوشته خانم زهرا اسدی هست:-2-40-:

yase_sefid
۱۰ بهمن ۱۳۹۱, ۰۳:۲۷ بعد از ظهر
یه دختری بود که اسمشم پونه بود توی پایین شهر زندگی میکردن،یه پسری بهش نامه داد به اسم بهمن،بعد دختره عاشق برادر شوهر خواهرش شد که اسم پسره زمان بود اما بهمن اونو دزدید و وارد گروه دزد ها کرد،اونم حرفهای،اخر داستان دختره خودشو آتیش زد و مرد،همه ی داستان یادمه جز اسمش؟

yase_sefid
۱۰ بهمن ۱۳۹۱, ۰۳:۳۵ بعد از ظهر
ببخشید من دنبال یه کتاب میگشتم که خونده بودم قبلا ولی حالا اسمش یادم نمیاد
یادمه دختری از خارج بعد مرگ پدرش به ایران برمیگرده البته با هماهنگیه وکیلشون تا مادرشو پیدا کنه و تو این مدت خونه ی برادر همون وکیله که دوتا پسر و دوتا دختر داشته بوده بعد یه مدت بی خبر میزاره میره روستاهای شمال دنبالش واون خانواده ام کلی دنبالش میگردن اونجا با یه خانواده یه زن وشوهر پیر که با دخترشون زندگی میکنن آشنا میشه با اون توی شالیزار کار میکنه تا پوی عمل پیره مرده در بیارن اونجا با یه دکتر آشنا میشه بعد که دوبار برمیگرده پیش اون خانواده ای که قبلا بوده میفهمه خانواده دکتر همسایشون شدن و بلاخره با وجود اینکه به یکی از پسرای اون خاواده علاقه داشته با دکتر ازدواج میکنه و بعد که از اون دوتا بچه داشته شوهرش با کل خانواده ی شوهرش که داشتن میرفتن اصفهان هواپیماشون سقوط و میمیرن وبعد اتفاقاتی با همون پسر مورد علاقش ازدواج میکنه
وای نمیدونم دیگه فقط همینا ازش یادم بود
خواهش میکنم اگه میتونید زود تر کمکم کنید من فقط همین بین ترمم وقت دارم بخونم

فقط در همین حد میدونم که نوشته ی یکی از اعضای سایت هستش و چون ادبی نوشته بود من ادامه ندادم و پاک کردم رمان رو ولی تا همین جایی که خوندم همینه

noperson
۱۰ بهمن ۱۳۹۱, ۰۴:۰۲ بعد از ظهر
ببخشید من دنبال یه کتاب میگشتم که خونده بودم قبلا ولی حالا اسمش یادم نمیاد
یادمه دختری از خارج بعد مرگ پدرش به ایران برمیگرده البته با هماهنگیه وکیلشون تا مادرشو پیدا کنه و تو این مدت خونه ی برادر همون وکیله که دوتا پسر و دوتا دختر داشته بوده بعد یه مدت بی خبر میزاره میره روستاهای شمال دنبالش واون خانواده ام کلی دنبالش میگردن اونجا با یه خانواده یه زن وشوهر پیر که با دخترشون زندگی میکنن آشنا میشه با اون توی شالیزار کار میکنه تا پوی عمل پیره مرده در بیارن اونجا با یه دکتر آشنا میشه بعد که دوبار برمیگرده پیش اون خانواده ای که قبلا بوده میفهمه خانواده دکتر همسایشون شدن و بلاخره با وجود اینکه به یکی از پسرای اون خاواده علاقه داشته با دکتر ازدواج میکنه و بعد که از اون دوتا بچه داشته شوهرش با کل خانواده ی شوهرش که داشتن میرفتن اصفهان هواپیماشون سقوط و میمیرن وبعد اتفاقاتی با همون پسر مورد علاقش ازدواج میکنه
وای نمیدونم دیگه فقط همینا ازش یادم بود
خواهش میکنم اگه میتونید زود تر کمکم کنید من فقط همین بین ترمم وقت دارم بخونم


سلام عزیزم
غریبه آشنا 2 جلدی از خانم فرزانه رضایی
من کتابش رو خوندم شرمنده لینکش رو ندارم!!!!!
به گمانم اسم شوهره آرمان بود و اسم پسره امیر
اگه این کتاببود از اینترنت جستجوش کن
موفق باشی

noperson
۱۰ بهمن ۱۳۹۱, ۰۴:۰۶ بعد از ظهر
اگه اشتباه نکنم اسم کتاب تقدیر شیرین نوشته خانم زهرا اسدی هست:-2-40-:
آره عزیزم
حق با توئه
اسمش تقدیر شیرینه

noperson
۱۰ بهمن ۱۳۹۱, ۰۴:۳۰ بعد از ظهر
منم دنبال یه رمان میگردم که دختره توی شیراز زندگی میکنه بعد میفهمه بچه اصلی پدر و مادرش نیست و باباش دوست صمیمی پدر اصلی اش بوده
بعدم تهران قبول میشه میاد خونه پدربزرگ اصلی اش
یه عموی جوون هم داره به اسم نیما که بعدا می فهمه عموی واقعیش نیست و با هم ازدواج می کنن...
بی زحمت برام پیام خصوصی کنین اسمشو
چون شاید دیگه نیام این صفحه
پیشاپیش مرسی...
عیدتونم مبارک

actor
۱۱ بهمن ۱۳۹۱, ۰۹:۰۷ قبل از ظهر
سلام من یه رمان خونده بودم الان اسمش یادم نیست خلاصش این بود
ماجرا درباره 3 تا دختر بود که از پرورشگاه بیرون اومده بودن و خونه ای کرایه میکنند بعد یکی از دخترا عاشق پسری در دانشگاه میشه بعد پسر وقتی میفهمه دختره مال پرورشگاه هست ولش میکنه دختره خودکشی میکنه دختر دیگه با یه مرد ازدواج میکنه
دختر سوم که ماجرای اصلی روی اون هست در خانه ای که زندگی میکنند پسر صاحبخانه عاشقش میشه بعد با هم ازدواج میکنن بعد پدر و مادره پسره از خارج مییان ...

.ZeinaB.
۱۱ بهمن ۱۳۹۱, ۱۰:۱۹ بعد از ظهر
منم دنبال یه رمان میگردم که دختره توی شیراز زندگی میکنه بعد میفهمه بچه اصلی پدر و مادرش نیست و باباش دوست صمیمی پدر اصلی اش بوده
بعدم تهران قبول میشه میاد خونه پدربزرگ اصلی اش
یه عموی جوون هم داره به اسم نیما که بعدا می فهمه عموی واقعیش نیست و با هم ازدواج می کنن...
بی زحمت برام پیام خصوصی کنین اسمشو
چون شاید دیگه نیام این صفحه
پیشاپیش مرسی...
عیدتونم مبارک

پايان خوش | nika ki کاربر انجمن (http://www.forum.98ia.com/t361108.html)
(http://www.forum.98ia.com/t361108.html)

YAS95
۱۲ بهمن ۱۳۹۱, ۰۱:۳۵ قبل از ظهر
سلام
دنبال یه رمان میگردم که در مورد دختری خیلی شیطون بود که رئیسشو دوس داره وباهاش ازدواج میکنه اما شوهرش اون دوس نداره ودختره تمام تلاشش میکنه که شوهرش دوسش داشته باشه وشوهرش درآخر عاشقش میشه
یه قسمتی از رمان که یادم شوهرش با شریکش سر این دختره کتک کاری میکنن

CAT-WOMAN
۱۳ بهمن ۱۳۹۱, ۰۱:۴۴ قبل از ظهر
من نمیدونم چرا تو اسم رمان حافظم اینقدر کم شده . یه کتاب توی بخش رمان های در حال تایپ حوندم از این جا شروع میشده که یه دختره به اسم پریا که خونه نداشته کنار خیابون راه میرفته و هی ماشینا براش بوق میزدن . در یک تصمیم عجولانه سوار یه ماشین شای بلند میشه بهد پسرهمیبردش خونش . رداشم میبردش آزمایشگاه که ایدز نداشته باشه . بعد از جواب پریا رو میبره محضر زنگ میزنه دوستشم میاد که شاهد صیغه باشه . اسم دوستش کیارش بود . کیارش وقتی دختره رو میبینه میفهمه که پریا همون دختری بوده که اون سالها دنبالش میگشته . بعدم میبردش شرکتش استخدامش میکنه . دیگه تا همین جا وده ظاهرا

tiger1978
۱۳ بهمن ۱۳۹۱, ۰۶:۴۳ قبل از ظهر
نوشته اصلی توسط YAS95
سلام
دنبال یه رمان میگردم که در مورد دختری خیلی شیطون بود که رئیسشو دوس داره وباهاش ازدواج میکنه اما شوهرش اون دوس نداره ودختره تمام تلاشش میکنه که شوهرش دوسش داشته باشه وشوهرش درآخر عاشقش میشه
یه قسمتی از رمان که یادم شوهرش با شریکش سر این دختره کتک کاری میکنن


پارادوكس عشق
نويسنده فرزانه

tiger1978
۱۳ بهمن ۱۳۹۱, ۰۶:۴۶ قبل از ظهر
من نمیدونم چرا تو اسم رمان حافظم اینقدر کم شده . یه کتاب توی بخش رمان های در حال تایپ حوندم از این جا شروع میشده که یه دختره به اسم پریا که خونه نداشته کنار خیابون راه میرفته و هی ماشینا براش بوق میزدن . در یک تصمیم عجولانه سوار یه ماشین شای بلند میشه بهد پسرهمیبردش خونش . رداشم میبردش آزمایشگاه که ایدز نداشته باشه . بعد از جواب پریا رو میبره محضر زنگ میزنه دوستشم میاد که شاهد صیغه باشه . اسم دوستش کیارش بود . کیارش وقتی دختره رو میبینه میفهمه که پریا همون دختری بوده که اون سالها دنبالش میگشته . بعدم میبردش شرکتش استخدامش میکنه . دیگه تا همین جا وده ظاهرا


پاسخ بوسه هاي من

polat72
۱۳ بهمن ۱۳۹۱, ۱۱:۳۴ قبل از ظهر
سلام
دنبال یه رمان میگردم که در مورد دختری خیلی شیطون بود که رئیسشو دوس داره وباهاش ازدواج میکنه اما شوهرش اون دوس نداره ودختره تمام تلاشش میکنه که شوهرش دوسش داشته باشه وشوهرش درآخر عاشقش میشه
یه قسمتی از رمان که یادم شوهرش با شریکش سر این دختره کتک کاری میکنن

ترنم دختر شیطون و بازیگوش با لیسانس مدیریت بازرگانی دنبال کار می گردد تا اینکه توانست به عنوان منشی یک شرکت در آگهی های روزنامه کار پیدا کند. وقتی که به شرکت رفت متوجه مدیر جوان و خوش تیپ و منظم و بداخلاق شرکت به نام میثم خطیب می شود که ترنم برخلاف دیگر کارمندان از او نمی ترسد، کم کم ترنم به میثم علاقه مند می شود درصورتی که میثم خالی از احساس است....

http://www.forum.98ia.com/t105655.html

polat72
۱۳ بهمن ۱۳۹۱, ۱۱:۴۰ قبل از ظهر
سلام من یه رمان خونده بودم الان اسمش یادم نیست خلاصش این بود
ماجرا درباره 3 تا دختر بود که از پرورشگاه بیرون اومده بودن و خونه ای کرایه میکنند بعد یکی از دخترا عاشق پسری در دانشگاه میشه بعد پسر وقتی میفهمه دختره مال پرورشگاه هست ولش میکنه دختره خودکشی میکنه دختر دیگه با یه مرد ازدواج میکنه
دختر سوم که ماجرای اصلی روی اون هست در خانه ای که زندگی میکنند پسر صاحبخانه عاشقش میشه بعد با هم ازدواج میکنن بعد پدر و مادره پسره از خارج مییان ...


http://www.forum.98ia.com/t14710.html

سارا نفیسه و مهتاب سه دختره پرورشگاهی هستند که با قبولی در دانشگاه در خانه ی یک پیرمرد به عنوان مستاجر و نگهبان ساکن میشوند تا از خارج برگردد . بابک پسر صاحب خانه عاشق مهتاب میشد ولی با برگشتن پدرش از خارج یک سری مشکلاتی به وجود میاد .

actor
۱۳ بهمن ۱۳۹۱, ۰۵:۳۴ بعد از ظهر
http://www.forum.98ia.com/t14710.html

سارا نفیسه و مهتاب سه دختره پرورشگاهی هستند که با قبولی در دانشگاه در خانه ی یک پیرمرد به عنوان مستاجر و نگهبان ساکن میشوند تا از خارج برگردد . بابک پسر صاحب خانه عاشق مهتاب میشد ولی با برگشتن پدرش از خارج یک سری مشکلاتی به وجود میاد .

سلام متشکرم
رمان همین که خلاصش رو نوشتی ولی از روی سایت حذف شده اسمش اگه میدونی بهم بگو
مرسی

niloofarane
۱۳ بهمن ۱۳۹۱, ۰۹:۰۲ بعد از ظهر
سلام متشکرم
رمان همین که خلاصش رو نوشتی ولی از روی سایت حذف شده اسمش اگه میدونی بهم بگو
مرسی
اسمش هم آغوش امید-لیدا رنجبر:-2-37-:

actor
۱۳ بهمن ۱۳۹۱, ۰۹:۳۷ بعد از ظهر
سلام خسته نبا شید
داستان درباره دختری هست که قرار بوده با پسر عموش ازدواج کنه اما در مهمونی دوستش با پسری چشم آبی آشنا میشه عاشق هم میشن پسر پولدار بوده بعد این دوتا با هم محرم میشن بعد دختره حامله میشه باباش سکته میکنه میمیره مادر دختره هم چند ماه بعد از اینکه بچه دختره به دنیا میاد میمیره عموش میاد خواهر دختره رو میبره پیش خودش خونه رو میکنه به نام دختره و بعد اون رو طرد میکنه تا اینجاش یادمه اگه کسی اسم این رمان رو میدونه بگه متشکرم

orkidehyesurati
۱۶ بهمن ۱۳۹۱, ۰۳:۳۸ قبل از ظهر
داستان در مورد یه دختریه که خیلی خوشگله اما چون فقیره براش خواستگار نمیاد ... میره مشهد یه نامه مینویسه به امام رضا و از امام رضا شکایت میکنه که چرا هیچ خواستگاری براش نمیاد بعد اسمش و مینویسه و اثر انگشتش رو هم میزنه پای نامه بعد یه پسره دندانپزشک بوده نذر داشته که اگه نذرش براورده بشه بره مشهد حرم اما رضا به خدام ها کمک کنه نامه ها رو باز کنن و .... از قرار معلوم پسره چشمش به نامه ی دختره میوفته نامه رو باز میکنه و میخونه و دلش به حال دختره میسوزه بعد رد اثر انگشت دختر رو میگره و پیداش میکنه و ....

ممنون ميشم اگه بگيد اسم كتابش چيه؟

MiN@58A
۱۶ بهمن ۱۳۹۱, ۰۶:۴۵ بعد از ظهر
سلام خسته نبا شید
داستان درباره دختری هست که قرار بوده با پسر عموش ازدواج کنه اما در مهمونی دوستش با پسری چشم آبی آشنا میشه عاشق هم میشن پسر پولدار بوده بعد این دوتا با هم محرم میشن بعد دختره حامله میشه باباش سکته میکنه میمیره مادر دختره هم چند ماه بعد از اینکه بچه دختره به دنیا میاد میمیره عموش میاد خواهر دختره رو میبره پیش خودش خونه رو میکنه به نام دختره و بعد اون رو طرد میکنه تا اینجاش یادمه اگه کسی اسم این رمان رو میدونه بگه متشکرم



فکرکنم کابوس نگاه از زهرا دلگرمی باشه!

*~MoonGirl~*
۱۷ بهمن ۱۳۹۱, ۰۸:۲۲ بعد از ظهر
داستان در مورد یه دختریه که خیلی خوشگله اما چون فقیره براش خواستگار نمیاد ... میره مشهد یه نامه مینویسه به امام رضا و از امام رضا شکایت میکنه که چرا هیچ خواستگاری براش نمیاد بعد اسمش و مینویسه و اثر انگشتش رو هم میزنه پای نامه بعد یه پسره دندانپزشک بوده نذر داشته که اگه نذرش براورده بشه بره مشهد حرم اما رضا به خدام ها کمک کنه نامه ها رو باز کنن و .... از قرار معلوم پسره چشمش به نامه ی دختره میوفته نامه رو باز میکنه و میخونه و دلش به حال دختره میسوزه بعد رد اثر انگشت دختر رو میگره و پیداش میکنه و ....

ممنون ميشم اگه بگيد اسم كتابش چيه؟

یعنی هیچ کس این کتابو پیدا نکرده؟!
منم مشتاق شدم بخونمش!:-2-41-:
راستی یه کتابی هست اسمش پدر آن دیگریه! ولی اسم نویسنده اش رو نمیدونم! میخوام بخرمش به خاطر همین به اسم نویسنده اش نیاز دارم! ممنون میشم بهم بگید

نهـــا
۱۷ بهمن ۱۳۹۱, ۰۸:۲۶ بعد از ظهر
یعنی هیچ کس این کتابو پیدا نکرده؟!
منم مشتاق شدم بخونمش!:-2-41-:
راستی یه کتابی هست اسمش پدر آن دیگریه! ولی اسم نویسنده اش رو نمیدونم! میخوام بخرمش به خاطر همین به اسم نویسنده اش نیاز دارم! ممنون میشم بهم بگید

پدر آن دیگری نوشته ی خانم پرینوش صنیعی هست

الهامت
۱۸ بهمن ۱۳۹۱, ۰۷:۵۹ بعد از ظهر
با سلام دنبال اسم رمانیم که دختره با استاد دانشگاهش که مریضه ازدواج میکنه مهریه شم 1000 تا بوسه هست اخرشم دختره که مهریه شو میبخشه پسره میمیره

sanaz.p
۱۸ بهمن ۱۳۹۱, ۰۸:۰۷ بعد از ظهر
با سلام دنبال اسم رمانیم که دختره با استاد دانشگاهش که مریضه ازدواج میکنه مهریه شم 1000 تا بوسه هست اخرشم دختره که مهریه شو میبخشه پسره میمیره


مهر و مهتاب -تکین حمزه لو

@Shytvnk@
۱۹ بهمن ۱۳۹۱, ۰۸:۳۴ قبل از ظهر
سلام
من دنبال یه رمان می گردم هنوز کامل نشده تو تایپه
اسمشو نمی دونم فقط داستانش دختره نقاشیش توپه مخصوصا پرتره .بعد این با یکی لاون اما خونوادش می گن باید با پسرعمه یا پسرعمویی ازدواج کنی
خلاصه از اونور پسرعممه یاهمون عموهم جیم می زنه می ره با دختر عمو یا دخترعمه ا ی به اسم مریم ازدواج می کنهههههههههه
خلاصههههه بعد از سال ها دختر خاله برمی گرده نامزد کرده حالا نامزدش کیه همین جناب عاشقه
خلاصه به دختره می گه اتنقام می گرم ازتووووووووو
و با دختر خاله خیلی شبیه هم بودننننننننن
ممنون

????????????????????/////

.ZeinaB.
۱۹ بهمن ۱۳۹۱, ۰۶:۰۹ بعد از ظهر
سلام دنبال لينك چندتا رمان هستم ولي نميدونم كجا بايد درخواست بدم؛رمان هاي هنگامه؛يكتا؛عروسي خون؛خواهش دل؛ ممنون ميشم بزارين

خواهش دل (http://www.forum.98ia.com/t231733.html)

بقیه کتابهای درخواستیتون از روی سایت برداشته شده.

sirveykan
۲۴ بهمن ۱۳۹۱, ۰۴:۰۸ بعد از ظهر
سلام به همه ی دوستان گرامی

شاید همه با کتاب سیاحت غرب آشنا باشیم. اما دیشب شنیدم که کتابی با همین موضوع به زبان انگلیسی بوده که شخصی هم به فارسی برگردانده است . کتاب خیلی قدیمی است و متاسفانه کسی که به من گفت هیچ اطلاعات دیگری در این مورد یادش نمی آید. یعنی نه نام کتاب نه نویسنده و نه مترجم. کسی از شما دوستان میتونه راهنمایی کنه منو در این مورد؟ با همچین چیزی برخورد کردید تا به حال؟
پیشاپیش از همه ی دوستان ممنونم

هدیه
۲۵ بهمن ۱۳۹۱, ۰۵:۱۴ بعد از ظهر
سلام به همه ی دوستان گرامی

شاید همه با کتاب سیاحت غرب آشنا باشیم. اما دیشب شنیدم که کتابی با همین موضوع به زبان انگلیسی بوده که شخصی هم به فارسی برگردانده است . کتاب خیلی قدیمی است و متاسفانه کسی که به من گفت هیچ اطلاعات دیگری در این مورد یادش نمی آید. یعنی نه نام کتاب نه نویسنده و نه مترجم. کسی از شما دوستان میتونه راهنمایی کنه منو در این مورد؟ با همچین چیزی برخورد کردید تا به حال؟
پیشاپیش از همه ی دوستان ممنونم

کمدی الهی (نوشته : دانته)

zahra7011
۲۵ بهمن ۱۳۹۱, ۰۶:۳۳ بعد از ظهر
سلام ، خسته نباشید

دنبال یه رمان میگردم که دختره بیماریه قلبی داشته(فک میکنم)، باید عمل کنه... با پسر عموش (یا دایی یا عمه ...:-2-27-:) هم نامزد بودن خیلی همدیگرو دوس داشتن.... تو این زمان یه دختر ضربه مغزی هم پیدا میشه که برادر دختره به این شرط قبول میکنه که قلب خواهرشو به دختر اول داستان بده که باهاش ازدواج کنه... به هر حال با هم ازدواج میکنند با اینکه دختره هنوزم نامزد قبلیشو دوس داشته.... بقیشو یادم نیست :-2-27-:
ممنونم:-118-:

.ZeinaB.
۲۶ بهمن ۱۳۹۱, ۱۱:۱۲ قبل از ظهر
سلام ، خسته نباشید

دنبال یه رمان میگردم که دختره بیماریه قلبی داشته(فک میکنم)، باید عمل کنه... با پسر عموش (یا دایی یا عمه ...:-2-27-:) هم نامزد بودن خیلی همدیگرو دوس داشتن.... تو این زمان یه دختر ضربه مغزی هم پیدا میشه که برادر دختره به این شرط قبول میکنه که قلب خواهرشو به دختر اول داستان بده که باهاش ازدواج کنه... به هر حال با هم ازدواج میکنند با اینکه دختره هنوزم نامزد قبلیشو دوس داشته.... بقیشو یادم نیست :-2-27-:
ممنونم:-118-:
رمان دوباره عشق نوشته فاطمه صالحی

g@ddess
۲۶ بهمن ۱۳۹۱, ۰۱:۰۸ بعد از ظهر
سلام__ خسته نباشید و اینـــا!:-2-40-:

دنبال رمانی ام که دختری تو جنوب ایران هس که پدرش معتاده و دختره با مامانش زندگی میکنه و باباش سر

بدهی دخترشو می فروشه به موادفروش و یه سری اتفاقا می افته ( مثلا پیش مواد فروشه با چندتا دختر آشنا

میشه که ساغی موادن و ...) بعدش بازم به یه پسر که از اون کله گنده های مواده فروخته میشه ( دختره زبون

داره6 متـــــــــر و وسطای رمان بهش گربه هم میگن!) و آخرش با هم مزدوج میشن!:mrgreen:

اسمشو میدونید؟!!! :-2-39-:خواهشا زود جواب بدید شدید لازم دارم اسمشو!:-2-15-:

میم.
۲۶ بهمن ۱۳۹۱, ۰۱:۱۵ بعد از ظهر
سلام__ خسته نباشید و اینـــا!:-2-40-:

دنبال رمانی ام که دختری تو جنوب ایران هس که پدرش معتاده و دختره با مامانش زندگی میکنه و باباش سر

بدهی دخترشو می فروشه به موادفروش و یه سری اتفاقا می افته ( مثلا پیش مواد فروشه با چندتا دختر آشنا

میشه که ساغی موادن و ...) بعدش بازم به یه پسر که از اون کله گنده های مواده فروخته میشه ( دختره زبون

داره6 متـــــــــر و وسطای رمان بهش گربه هم میگن!) و آخرش با هم مزدوج میشن!:mrgreen:

اسمشو میدونید؟!!! :-2-39-:خواهشا زود جواب بدید شدید لازم دارم اسمشو!:-2-15-:

دوست خوب فکر کنم منظورن رمان حصار تنهایی من | پریبانو کاربر انجمن باشه:-2-40-:
http://www.forum.98ia.com/t720213-2.html#post7665815 (http://www.forum.98ia.com/t720213-2.html#post7665815)

.ZeinaB.
۲۷ بهمن ۱۳۹۱, ۱۲:۵۸ بعد از ظهر
سلام
من دنبال یه رمان می گردم هنوز کامل نشده تو تایپه
اسمشو نمی دونم فقط داستانش دختره نقاشیش توپه مخصوصا پرتره .بعد این با یکی لاون اما خونوادش می گن باید با پسرعمه یا پسرعمویی ازدواج کنی
خلاصه از اونور پسرعممه یاهمون عموهم جیم می زنه می ره با دختر عمو یا دخترعمه ا ی به اسم مریم ازدواج می کنهههههههههه
خلاصههههه بعد از سال ها دختر خاله برمی گرده نامزد کرده حالا نامزدش کیه همین جناب عاشقه
خلاصه به دختره می گه اتنقام می گرم ازتووووووووو
و با دختر خاله خیلی شبیه هم بودننننننننن
ممنون

????????????????????/////

یعنی کسی نمی دونههههههههههههههه

سلام
من دنبال یه رمان می گردم هنوز کامل نشده تو تایپه
اسمشو نمی دونم فقط داستانش دختره نقاشیش توپه مخصوصا پرتره .بعد این با یکی لاون اما خونوادش می گن باید با پسرعمه یا پسرعمویی ازدواج کنی
خلاصه از اونور پسرعممه یاهمون عموهم جیم می زنه می ره با دختر عمو یا دخترعمه ا ی به اسم مریم ازدواج می کنهههههههههه
خلاصههههه بعد از سال ها دختر خاله برمی گرده نامزد کرده حالا نامزدش کیه همین جناب عاشقه
خلاصه به دختره می گه اتنقام می گرم ازتووووووووو
و با دختر خاله خیلی شبیه هم بودننننننننن
ممنون

????????????????????/////

یعنی کسی نمی دونههههههههههههههه

سلام
من دنبال یه رمان می گردم هنوز کامل نشده تو تایپه
اسمشو نمی دونم فقط داستانش دختره نقاشیش توپه مخصوصا پرتره .بعد این با یکی لاون اما خونوادش می گن باید با پسرعمه یا پسرعمویی ازدواج کنی
خلاصه از اونور پسرعممه یاهمون عموهم جیم می زنه می ره با دختر عمو یا دخترعمه ا ی به اسم مریم ازدواج می کنهههههههههه
خلاصههههه بعد از سال ها دختر خاله برمی گرده نامزد کرده حالا نامزدش کیه همین جناب عاشقه
خلاصه به دختره می گه اتنقام می گرم ازتووووووووو
و با دختر خاله خیلی شبیه هم بودننننننننن
ممنون

????????????????????/////

یعنی کسی نمی دونههههههههههههههه

سلام
من دنبال یه رمان می گردم هنوز کامل نشده تو تایپه
اسمشو نمی دونم فقط داستانش دختره نقاشیش توپه مخصوصا پرتره .بعد این با یکی لاون اما خونوادش می گن باید با پسرعمه یا پسرعمویی ازدواج کنی
خلاصه از اونور پسرعممه یاهمون عموهم جیم می زنه می ره با دختر عمو یا دخترعمه ا ی به اسم مریم ازدواج می کنهههههههههه
خلاصههههه بعد از سال ها دختر خاله برمی گرده نامزد کرده حالا نامزدش کیه همین جناب عاشقه
خلاصه به دختره می گه اتنقام می گرم ازتووووووووو
و با دختر خاله خیلی شبیه هم بودننننننننن
ممنون

????????????????????/////

دوست خوبم چند بار پرسیدین
حتما اگه کسی بدونه جواب میده

staaar
۲۷ بهمن ۱۳۹۱, ۰۲:۵۷ بعد از ظهر
سلام :-2-40-:من دنبال یه رمانم که دختره از خونشون فرار میکنه بعدش گیر یه سری اوباش می افته که دو تا برادر نجاتش میدن و می برنش خونشون و مادربزرگ پسرها هم میگه بمونه خونشون ... دیگه بقیش یادم نیست

* AREZO.Z *
۲۷ بهمن ۱۳۹۱, ۰۳:۲۰ بعد از ظهر
سلام دنبال کتابی ام که درحال تایپه فقط ازش اینو میدونم اسم پسره کوروش بود وآخرین پستیم که خوندم با دختره تو یه پاساژ بودن وپسره به دختره میگه پول پوشاک وشیرخشک واینا ندارم البته داشت مسخره بازی در می اورد اگه کسی اسمش
رو میدونه بگه مرسی ............

*~MoonGirl~*
۲۷ بهمن ۱۳۹۱, ۰۳:۲۸ بعد از ظهر
داستان در مورد یه دختریه که خیلی خوشگله اما چون فقیره براش خواستگار نمیاد ... میره مشهد یه نامه مینویسه به امام رضا و از امام رضا شکایت میکنه که چرا هیچ خواستگاری براش نمیاد بعد اسمش و مینویسه و اثر انگشتش رو هم میزنه پای نامه بعد یه پسره دندانپزشک بوده نذر داشته که اگه نذرش براورده بشه بره مشهد حرم اما رضا به خدام ها کمک کنه نامه ها رو باز کنن و .... از قرار معلوم پسره چشمش به نامه ی دختره میوفته نامه رو باز میکنه و میخونه و دلش به حال دختره میسوزه بعد رد اثر انگشت دختر رو میگره و پیداش میکنه و ....

ممنون ميشم اگه بگيد اسم كتابش چيه؟

پس این چی شد؟

میم.
۲۷ بهمن ۱۳۹۱, ۰۶:۵۶ بعد از ظهر
سلام :-2-40-:من دنبال یه رمانم که دختره از خونشون فرار میکنه بعدش گیر یه سری اوباش می افته که دو تا برادر نجاتش میدن و می برنش خونشون و مادربزرگ پسرها هم میگه بمونه خونشون ... دیگه بقیش یادم نیست

دوست خوب فکر کنم منظور شما این رمان باشه:-2-40-:
فرشته من | fereshteh27 کاربر انجمن
http://www.forum.98ia.com/t454695.html (http://www.forum.98ia.com/t454695.html)

aqua
۲۷ بهمن ۱۳۹۱, ۰۷:۰۹ بعد از ظهر
سلام دنبال کتابی ام که درحال تایپه فقط ازش اینو میدونم اسم پسره کوروش بود وآخرین پستیم که خوندم با دختره تو یه پاساژ بودن وپسره به دختره میگه پول پوشاک وشیرخشک واینا ندارم البته داشت مسخره بازی در می اورد اگه کسی اسمش
رو میدونه بگه مرسی ............


فكر كنم منظورتون اين رمان باشه:-2-40-:

http://www.forum.98ia.com/t618680.html

tanaz.68
۲۷ بهمن ۱۳۹۱, ۰۷:۲۲ بعد از ظهر
داستان در مورد یه دختریه که خیلی خوشگله اما چون فقیره براش خواستگار نمیاد ... میره مشهد یه نامه مینویسه به امام رضا و از امام رضا شکایت میکنه که چرا هیچ خواستگاری براش نمیاد بعد اسمش و مینویسه و اثر انگشتش رو هم میزنه پای نامه بعد یه پسره دندانپزشک بوده نذر داشته که اگه نذرش براورده بشه بره مشهد حرم اما رضا به خدام ها کمک کنه نامه ها رو باز کنن و .... از قرار معلوم پسره چشمش به نامه ی دختره میوفته نامه رو باز میکنه و میخونه و دلش به حال دختره میسوزه بعد رد اثر انگشت دختر رو میگره و پیداش میکنه و ....
منم دلم میخواد اینو بخونم ممنون میشم اگه میدونید اسمشو بگین؟

Don...
۲ اسفند ۱۳۹۱, ۰۵:۴۶ قبل از ظهر
یه رمان هست اسم دختره پریا است پدرش بعد مرگ مادرش میره زن میگیره بعد پریا خیلی اذیت نامادریش میکنه تا اینکه برادر نامادریش میاد و پریا عاشقش میشه تازه برادر نامادریش یه دختر به اسم سارا هم داره .کسی اسم این رمان رو میدونه؟

Maedeh
۲ اسفند ۱۳۹۱, ۰۹:۴۶ قبل از ظهر
یه رمان هست اسم دختره پریا است پدرش بعد مرگ مادرش میره زن میگیره بعد پریا خیلی اذیت نامادریش میکنه تا اینکه برادر نامادریش میاد و پریا عاشقش میشه تازه برادر نامادریش یه دختر به اسم سارا هم داره .کسی اسم این رمان رو میدونه؟



سهم من از زندگی...

**Silver Star**
۲ اسفند ۱۳۹۱, ۰۸:۱۲ بعد از ظهر
سلام دوستان چند مدت پیش یک رمان خوندم یک دختر بود که مادرش با پدر دوتا پسر که فکر کنم اسماشون سیاوش و حامد بود ازدواج میکنه حامد با این دختر خیلی خوب بود و با هم هم بازی بودن اما سیاوش خیلی با دختره بد بود و یک بارم پرتش میکنه توی استخر خالی بعد از اون میره خارج از کشور و حالا که دختره بزرگ شده می خواست برگرده ایران اسم این رمان رو که در حال تایپه یادم نمیاد ممنون میشم کمک کنید:-2-40-:

sousanjon
۲ اسفند ۱۳۹۱, ۰۸:۱۴ بعد از ظهر
سلام :-2-40-:من دنبال یه رمانم که دختره از خونشون فرار میکنه بعدش گیر یه سری اوباش می افته که دو تا برادر نجاتش میدن و می برنش خونشون و مادربزرگ پسرها هم میگه بمونه خونشون ... دیگه بقیش یادم نیست


فرشته ی من

sana1577
۳ اسفند ۱۳۹۱, ۰۳:۱۷ بعد از ظهر
از کتابهای بچه های سایته
موضوعش در مورد دختری که فرار میکنه میره دبی با دوستاش
اونجا دست یه گروه قاچاق زنای ایرانی میافته یکی از دوستش خودش را آتش میزنه خود دختره گیره یه شیخ میافته و به وسیله یه جوان ایرانی تو یه شرط بندی نجات داده میشه وپسره برش می گردونه ایران.............
می خوام بدونم اسمش چیه؟

aqua
۳ اسفند ۱۳۹۱, ۰۳:۲۲ بعد از ظهر
از کتابهای بچه های سایته
موضوعش در مورد دختری که فرار میکنه میره دبی با دوستاش
اونجا دست یه گروه قاچاق زنای ایرانی میافته یکی از دوستش خودش را آتش میزنه خود دختره گیره یه شیخ میافته و به وسیله یه جوان ایرانی تو یه شرط بندی نجات داده میشه وپسره برش می گردونه ایران.............
می خوام بدونم اسمش چیه؟

http://www.forum.98ia.com/t398286.html
:-2-40-:

ramisa.lamis
۳ اسفند ۱۳۹۱, ۰۷:۲۴ بعد از ظهر
سلام
خیلی وقت پیش شاید یکی دو سال قبل یه کتاب خونده بودم راجع به دخترخانمیه که تو یه دبیرستانی شاغله و یه آقای دکتری که ازش خوشش میاد خیلی دوندگی می کنه تا توجهشو جلب کنه اسم هیچ کدومشونم یادم نمونده. نوشته کاربرای سایت هم بوده فکر کنم. ممنون می شم اسمشو بهم بگید :-118-:

سكوت ابريشم
۳ اسفند ۱۳۹۱, ۰۷:۳۱ بعد از ظهر
سلام
ی رمان چاپی
فقط میدونم با ت/ج/اوز به دختر شروع میشه..
طلایه نیست؟؟اسمش اصلا یادم نمیاااد
چاپیه ها

daneshmand
۳ اسفند ۱۳۹۱, ۰۹:۵۶ بعد از ظهر
سلام
خیلی وقت پیش شاید یکی دو سال قبل یه کتاب خونده بودم راجع به دخترخانمیه که تو یه دبیرستانی شاغله و یه آقای دکتری که ازش خوشش میاد خیلی دوندگی می کنه تا توجهشو جلب کنه اسم هیچ کدومشونم یادم نمونده. نوشته کاربرای سایت هم بوده فکر کنم. ممنون می شم اسمشو بهم بگید :-118-:
مشخصات رمان مورد نظرتون خیلی شبیه رمان"یکتا" هست که جزو کتابای چاپ شده ست:-2-40-: و از سایت برداشته شده....

sahra_f
۳ اسفند ۱۳۹۱, ۱۰:۰۶ بعد از ظهر
سلام
خیلی وقت پیش شاید یکی دو سال قبل یه کتاب خونده بودم راجع به دخترخانمیه که تو یه دبیرستانی شاغله و یه آقای دکتری که ازش خوشش میاد خیلی دوندگی می کنه تا توجهشو جلب کنه اسم هیچ کدومشونم یادم نمونده. نوشته کاربرای سایت هم بوده فکر کنم. ممنون می شم اسمشو بهم بگید :-118-:



فكر مى كنم منظورتون يكتا نوشته سهيلا كريمى باشه
كه البته چاپی هست

staaar
۵ اسفند ۱۳۹۱, ۰۴:۱۹ بعد از ظهر
سلام :-2-35-:من دنبال یه رمانم که دختره شب عروسی یکی فامییلاشون یه پسره که بدنامه میبینه و به گوش باباش میرسه و باباش مجیورش میکنه باهاش ازدواج کنه و چون اسم و رسم پسره هم خوب نبوده دختره ازش میترسه.. رمانش حال و هوای قدیمی داره

مونا**
۵ اسفند ۱۳۹۱, ۰۴:۵۶ بعد از ظهر
سلام :-2-35-:من دنبال یه رمانم که دختره شب عروسی یکی فامییلاشون یه پسره که بدنامه میبینه و به گوش باباش میرسه و باباش مجیورش میکنه باهاش ازدواج کنه و چون اسم و رسم پسره هم خوب نبوده دختره ازش میترسه.. رمانش حال و هوای قدیمی داره


فکر کنم وسوسه از نیلا منظورته . .

**Silver Star**
۶ اسفند ۱۳۹۱, ۱۱:۲۳ قبل از ظهر
سلام دوستان چند مدت پیش یک رمان خوندم یک دختر بود که مادرش با پدر دوتا پسر که فکر کنم اسماشون سیاوش و حامد بود ازدواج میکنه حامد با این دختر خیلی خوب بود و با هم هم بازی بودن اما سیاوش خیلی با دختره بد بود و یک بارم پرتش میکنه توی استخر خالی بعد از اون میره خارج از کشور و حالا که دختره بزرگ شده می خواست برگرده ایران اسم این رمان رو که در حال تایپه یادم نمیاد ممنون میشم کمک کنید:-2-40-:
دوستان خوشبختانه کتاب رو پیدا کردم اسمش "وقتی تو آمدی" هست.:-2-38-:

~B@H@R~
۹ اسفند ۱۳۹۱, ۰۱:۲۶ بعد از ظهر
سلام
من دونبال يه رمان هستم اسمش يادم رفته ولي اينو يادمه دو تا خواهر بودن با پدر مادرش يه زندگي خيلي سطح پاييني داشتم
كه به عنوان كارگر و سرايدار خونه يه خانواه پولدار ميرن سر كار دختره هم خيلي خوشكل بوده هم خيل درس خون
پدرش تو يه صانحه مي ميره ولي اينا باز خونه اون خانواده مي مونن اون خانواده به پسرو دختر داشتنم كه اسم پسر هم فكر كنم ساسان بود و دكترم بوده
اينا عاشق هم ميشن ولي مادر پسره باعث جدايشون ميشه اونارم از خونه ميندازن بيرون
دخترم ميرن يه شهر ديگه پزشكم قبول ميشه پسره هم دختره رو گم ميكنه
كسي ميدونه اسمش چيه ؟؟

daneshmand
۹ اسفند ۱۳۹۱, ۰۳:۳۰ بعد از ظهر
سلام
من دونبال يه رمان هستم اسمش يادم رفته ولي اينو يادمه دو تا خواهر بودن با پدر مادرش يه زندگي خيلي سطح پاييني داشتم
كه به عنوان كارگر و سرايدار خونه يه خانواه پولدار ميرن سر كار دختره هم خيلي خوشكل بوده هم خيل درس خون
پدرش تو يه صانحه مي ميره ولي اينا باز خونه اون خانواده مي مونن اون خانواده به پسرو دختر داشتنم كه اسم پسر هم فكر كنم ساسان بود و دكترم بوده
اينا عاشق هم ميشن ولي مادر پسره باعث جدايشون ميشه اونارم از خونه ميندازن بيرون
دخترم ميرن يه شهر ديگه پزشكم قبول ميشه پسره هم دختره رو گم ميكنه
كسي ميدونه اسمش چيه ؟؟

رمان پیمان قلبها از خانم خدیجه سیفی:-2-40-:

elahe70
۹ اسفند ۱۳۹۱, ۰۴:۱۲ بعد از ظهر
سلام
ی رمان چاپی
فقط میدونم با ت/ج/اوز به دختر شروع میشه..
طلایه نیست؟؟اسمش اصلا یادم نمیاااد
چاپیه ها
یه روز دلگیر ابری آخرین کتاب تکین حمزه لو هم اولش با این موضوع شروع میشه .البته اون یه زن شوهر داره

sadaf.a
۱۰ اسفند ۱۳۹۱, ۱۰:۲۱ بعد از ظهر
یه رمانی قبلا خونده بودم ..
فقط یادمه دختره مادرش مرده بود و یه پسر عمه به اسم سام داشت که اومد ایران فکر کنم و بعد عاشقش شد .. :-2-31-:

sahra_f
۱۰ اسفند ۱۳۹۱, ۱۰:۳۶ بعد از ظهر
یه رمانی قبلا خونده بودم ..
فقط یادمه دختره مادرش مرده بود و یه پسر عمه به اسم سام داشت که اومد ایران فکر کنم و بعد عاشقش شد .. :-2-31-:


مطمئن نيستم ولى فك مى كنم عشق مهتاب (http://www.forum.98ia.com/t14651.html) باشه اسمش

aqua
۱۳ اسفند ۱۳۹۱, ۱۱:۳۳ بعد از ظهر
من دنبال يه رمان پليسي در حال تايپم كه دختر داستان يك پليس سيبيلو بوده و بخاطر خانواده ي خيلي متعصب دست بصورتش نزده.
اما مجبور ميشه به خاطر يه ماموريت كلا دكوراسيون عوض كنه و به عنوان تنها زن گروه وارد يك گروه تبهكار بشه.؟!:-2-40-:

مونا**
۱۴ اسفند ۱۳۹۱, ۰۲:۰۵ بعد از ظهر
من دنبال يه رمان پليسي در حال تايپم كه دختر داستان يك پليس سيبيلو بوده و بخاطر خانواده ي خيلي متعصب دست بصورتش نزده.
اما مجبور ميشه به خاطر يه ماموريت كلا دكوراسيون عوض كنه و به عنوان تنها زن گروه وارد يك گروه تبهكار بشه.؟!:-2-40-:



مطمئن نیستم اما فکر کنم منظورت نفوذ ناپذیر | ~Sea daughteR~ کاربر انجمن (http://www.forum.98ia.com/t524197.html)

elahe70
۱۵ اسفند ۱۳۹۱, ۱۲:۳۸ قبل از ظهر
بچه ها سلام ، یه کتابی بود که یه دختره پلیس بود ،مجبور میشه به خاطر یه ماموریت با پسره که اونم پلیس بود ازدواج کنه و حامله بشه تا بتونه وارد باند بشه .
ممنون میشم هرکی اسمش رو یادشه بگه

.ZeinaB.
۱۵ اسفند ۱۳۹۱, ۱۲:۴۲ قبل از ظهر
بچه ها سلام ، یه کتابی بود که یه دختره پلیس بود ،مجبور میشه به خاطر یه ماموریت با پسره که اونم پلیس بود ازدواج کنه و حامله بشه تا بتونه وارد باند بشه .
ممنون میشم هرکی اسمش رو یادشه بگه

فکر کنم منظورتون کتاب محیا باشه

محیا (http://www.forum.98ia.com/t486161.html)

aqua
۱۵ اسفند ۱۳۹۱, ۱۰:۱۰ قبل از ظهر
مطمئن نیستم اما فکر کنم منظورت نفوذ ناپذیر | ~Sea daughteR~ کاربر انجمن (http://www.forum.98ia.com/t524197.html)

مرسي عزيزم ,خودم پيداش كردم:-2-14-:
http://www.forum.98ia.com/t711511.html

aqua
۱۵ اسفند ۱۳۹۱, ۱۲:۵۶ بعد از ظهر
سلام من لينك رمان اين روزهاي باراني رو ميخوام

http://www.forum.98ia.com/t760303.html

دختر بی نام
۱۵ اسفند ۱۳۹۱, ۰۱:۰۲ بعد از ظهر
یه کتابی بود چند سال پیش خوندم دختره فوق العاده بدبخت بود و سه تا شوهر کرد هر سه تا هم به یه نحوی تنهاش گذاشتن...اسم عشقش علی بود و اخرم بهم نرسیدن ..دختره هم تو فرانکفورت زندگی میکرد...

میم.
۱۵ اسفند ۱۳۹۱, ۰۱:۳۰ بعد از ظهر
یه کتابی بود چند سال پیش خوندم دختره فوق العاده بدبخت بود و سه تا شوهر کرد هر سه تا هم به یه نحوی تنهاش گذاشتن...اسم عشقش علی بود و اخرم بهم نرسیدن ..دختره هم تو فرانکفورت زندگی میکرد...

غوغای همیشه نوشته خانم ساناز فرجی در انتشارات شادان چاپ شده :-2-40-:

masty
۱۵ اسفند ۱۳۹۱, ۰۳:۱۶ بعد از ظهر
سلام
من دنبال یه کتابم قبلا خوندمش الان اسمش یادم نیس
درمورد یه دختریه که
که میره به یه مهمونی و از نامزد خواهرش می خواد که بیاد نجاتش بده اما همه میگن اونا با هم بودن و عقدشون می کنن
کسی می دونه اسم این رمان چیه ؟

میم.
۱۵ اسفند ۱۳۹۱, ۰۳:۳۲ بعد از ظهر
سلام
من دنبال یه کتابم قبلا خوندمش الان اسمش یادم نیس
درمورد یه دختریه که
که میره به یه مهمونی و از نامزد خواهرش می خواد که بیاد نجاتش بده اما همه میگن اونا با هم بودن و عقدشون می کنن
کسی می دونه اسم این رمان چیه ؟

فکر کنم این کتابو میگید: در حسرت آغوش تو | niloofartavoosi کاربر سایت (http://www.forum.98ia.com/t285703.html):-2-40-:

mariata
۱۵ اسفند ۱۳۹۱, ۰۴:۱۵ بعد از ظهر
سلام
من یه رمان از سایت گرفتم داستانش درباره ی یه دختر به اسن ترنج که عاشق پسری به اسم ارشیا میشه...ولی پسره فوق قبول میشه و میخواد از شهرشون بره دختره عشقشو اعتراف میکنه ولی پسره عشق ترنج رد میکنه.... کتابش جلد دومم داره که عشق برادر ترج به اسم ماکان ....امیدوارم کافی باشه...اسمشو میخوام....

~TuLiPa~
۱۵ اسفند ۱۳۹۱, ۰۴:۴۵ بعد از ظهر
سلام
من یه رمان از سایت گرفتم داستانش درباره ی یه دختر به اسن ترنج که عاشق پسری به اسم ارشیا میشه...ولی پسره فوق قبول میشه و میخواد از شهرشون بره دختره عشقشو اعتراف میکنه ولی پسره عشق ترنج رد میکنه.... کتابش جلد دومم داره که عشق برادر ترج به اسم ماکان ....امیدوارم کافی باشه...اسمشو میخوام....

یک بار هم نگاهم کن جلد دومشم برایم از عشق بگو

shadab70
۱۷ اسفند ۱۳۹۱, ۰۱:۴۲ بعد از ظهر
یه دختری بود که تو یه شرکت شروع به کار میکنه با رئیس شرکت هم لجبازی میکنه بعد مادره رئیس پسررو میبره خواستگاری دختره و اینا باهم ازدواج میکنن
ولی پسره دختررو دوست نداشته بعد پسره از لج یکی از دوستاش که عاشق زنش بوده با این دختره رابطه ج …ن …س…ی برقرار میکنه و هرسه شنبه مجبورش میکنه
دختره هم یه بار مریض میشه یا خودکشی میکنه که پسره میفهمه دوسش داره و………
یه اسم سختی هم داشت
اگه کسی اسمش و میدونه بهم بگه ممنون