PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : پیدا کردن کتاب های بی نام و بی شناسنامه



صفحه ها : 1 2 3 [4] 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14

niloofarane
1391,03,22, ساعت : 23:18
سلام من این رمان رو قبلا خوندم ولی اسمش یادم نیاد کسی میتونه کمک کنه؟
داستان یه دختره است که از شوهر اولش طلاق می گیره بعد به خاطر افسردگی میره پیش یه روانپزشک اونم معرفیش میکنه بره توی یه آرایشگاهی که چندتا از مریضاش بودن که اونا هم طلاق گرفته بودن آرایشگری یاد بگیره.این وسط یکی از همکلاسی های دوران دانشجوییش(امیر فکر کنم)میاد خواستگاریش.خوانواده دختره راضی بودن اما خانواده پسره یه خواهراش و ماماناش ناراضی بودن.بعد ازدواج دختره حامله می شه ولی وقتی بچه اش سقط میشه می فهمن بیماری قلبی داره.ازبس مامان دختره و پسره به این دوتا فشار میارن اینا میرن ترکیه اونجا دختره زیر نظر دکترش حامله می شه.اسم خواهر دختر ماندانا بود.
این داستان خوندم. طنین نبض عشق نوشته mahnameh (http://www.forum.98ia.com/member13440.html)عزیز بود...از سایت حذف شده:-2-37-:

niloofarane
1391,03,26, ساعت : 22:10
خیلی وقت پیش یه رمان خارجی خوندم.
داستان درباره یه دختر 19 ساله بوده که توسط یه زن پولدار از طریق یه آگهی استخدام میشه واسه اینکه به عنوان رحم حامل بچه ی اون زن و بزرگ کنه.وکیلی که این دختر و انتخاب کرده بود اولویت اولش شباهت مادر حامل با اون زن بود.
وقتی دختره واسه وضع حمل به کشور اون زن پرواز می کنه اون زن و همسرش تو یه صانحه کشته می شن و از طرفی چون تنها وارث هنوز به دنیا نیومده برادر شوهر زنه یه عده رو استخدام می کنه که بچه رو بکشن...بعدشم دنبال کشتن زنه بودن
داستان در مورد فرار دختره است و اینکه با یه مرد کولی آشنا میشه که بهش کمک می کنه و بچه رو به دنیا میاره
بعدش می فهمه این مرده برادر ناتنی اون زن پولدار بوده و در واقع پدر بچه است و مادر بچه هم خودشه چون زنه اصلا امکان باردار شدن نداشته...این تعقیب و گریزها بعد از تولد بچه هم ادامه داشته
داستان فوق العاده قشنگی بود و من خیلی خوب به خاطر دارمش اما اسمهای شخصییتها و اسم کتاب از یادم رفته.
مطمئن نبودم کسی اینجا بتونه کمکم کنه اما با این حال امتحان کردم:-2-14-:

polat72
1391,03,30, ساعت : 16:05
چند وقت پیش یه رمان رو توی سایت خوندم که به نظرم نوشته ی کاربرای سایت بود.....
داستان درباره ی دو تا دختر بود که با هم فامیل بودن و از خواهر به هم نزدیک تر بودن بعد میرن پیش یه روانشناس و از شانسشون روانشناسه یه پسر جوون بوده بعد این دو تا دختر به پیشنهاد دوست مشترکشون سپهر این دکترو می خوان بذارن سره کار با یه اس ام اس
تا این جاشو خونده بودم اگه اسمشو می دونین ممنون می شم بهم بگید :))

ღ ghazali ღ
1391,04,02, ساعت : 05:19
سلام
کلی فک کردم ولی یادم نیست
کتاب در مورد دختری ک یه روز توی مجله عکس همسایشونو میبینه به عنوان گم شده بد میاد اون زن زندگیشو تعریف میکنه ک عاشق همسیشون میشه ولی اونو برای دادشه بزرگه میگیرن داداش میرم جبحه بزرگه شهید میشه این با همون که از اول عاشقش بوده ازدواج میکنه فکک اونم هم اسم پسر یوسف بود ! بدم داداش بر میگرده !!
اسمشو میدونین ؟؟

mahsan
1391,04,02, ساعت : 08:17
سلام
کلی فک کردم ولی یادم نیست
کتاب در مورد دختری ک یه روز توی مجله عکس همسایشونو میبینه به عنوان گم شده بد میاد اون زن زندگیشو تعریف میکنه ک عاشق همسیشون میشه ولی اونو برای دادشه بزرگه میگیرن داداش میرم جبحه بزرگه شهید میشه این با همون که از اول عاشقش بوده ازدواج میکنه فکک اونم هم اسم پسر یوسف بود ! بدم داداش بر میگرده !!
اسمشو میدونین ؟؟

بعد از او - تکین حمزه لو

patrin
1391,04,02, ساعت : 10:12
چند وقت پیش یه رمان رو توی سایت خوندم که به نظرم نوشته ی کاربرای سایت بود.....
داستان درباره ی دو تا دختر بود که با هم فامیل بودن و از خواهر به هم نزدیک تر بودن بعد میرن پیش یه روانشناس و از شانسشون روانشناسه یه پسر جوون بوده بعد این دو تا دختر به پیشنهاد دوست مشترکشون سپهر این دکترو می خوان بذارن سره کار با یه اس ام اس
تا این جاشو خونده بودم اگه اسمشو می دونین ممنون می شم بهم بگید :))

http://www.forum.98ia.com/t414064.html

@Shytvnk@
1391,04,05, ساعت : 00:33
سلام من اسم این رمان و نمی دونم فقط داستان کلیش اینه که دختره با باباش بعد از سال ها از خارج کشور میان بعد بابا ش مجبور به ازدواج با پسرعموش می کنه و بعد هم دختره روز ازمایش گرفتن فرار می کنه ووووووووووو وارد یه خونه میشه که بعد با پسر همون خونه ازدواج می کنه
اسمشو می خوام اگه ممکنه سریع تر برام پیدا کنین ممنون

abby7
1391,04,05, ساعت : 00:42
سلام من اسم این رمان و نمی دونم فقط داستان کلیش اینه که دختره با باباش بعد از سال ها از خارج کشور میان بعد بابا ش مجبور به ازدواج با پسرعموش می کنه و بعد هم دختره روز ازمایش گرفتن فرار می کنه ووووووووووو وارد یه خونه میشه که بعد با پسر همون خونه ازدواج می کنه
اسمشو می خوام اگه ممکنه سریع تر برام پیدا کنین ممنون
اسم کتاب عاشقه اسیره از نیلا فکر کنم

mina naz
1391,04,06, ساعت : 14:57
سلام خیلی وقته پیش یه رمان خوندم : یه دختر بچه س که توی راه برگشت از مدرسه بارون میاد ،کثیف میشه یه پسری کمکش میکنه میرسونش خونه . وقی خونه می رسه واسه مامانش که مریضه تعریف میکنه .(همین قدر یادمه:-2-15-:)

مامانه دختره ، دختره یه تاجر بوده فکر کنم کلا پول دار بودن

بابای دختره ،تو پرورشگاه بزرگ شده بود واسه بابای دختره نامه می برده که عاشق دخترش میشه
داستان تو زمان قدیم بود فکر کنم :-2-15-: یا بخش مامان باباهه نمیدونم:-2-31-:

NAVA22
1391,04,06, ساعت : 15:31
سلام خیلی وقته پیش یه رمان خوندم : یه دختر بچه س که توی راه برگشت از مدرسه بارون میاد ،کثیف میشه یه پسری کمکش میکنه میرسونش خونه . وقی خونه می رسه واسه مامانش که مریضه تعریف میکنه .(همین قدر یادمه:-2-15-:)




فک کنم مثل یاس باشه اسمش. اسم نویسنده رو یادم نیست.

niloofarane
1391,04,07, ساعت : 01:44
سلام خیلی وقته پیش یه رمان خوندم : یه دختر بچه س که توی راه برگشت از مدرسه بارون میاد ،کثیف میشه یه پسری کمکش میکنه میرسونش خونه . وقی خونه می رسه واسه مامانش که مریضه تعریف میکنه .(همین قدر یادمه:-2-15-:)

مامانه دختره ، دختره یه تاجر بوده فکر کنم کلا پول دار بودن

بابای دختره ،تو پرورشگاه بزرگ شده بود واسه بابای دختره نامه می برده که عاشق دخترش میشه
داستان تو زمان قدیم بود فکر کنم :-2-15-: یا بخش مامان باباهه نمیدونم:-2-31-:


http://www.forum.98ia.com/t72951.html

~Samaneh~
1391,04,07, ساعت : 13:56
سلام دوستان . چند ماه پیش یه رمان تو سایت گذاشتن که من اونموقع دانلود نکردم و حالا هرچی دنبالش تو خلاصه ها گشتم نیافتمش لطفا اگه کسی خونده اسمشو بگه . ممنون : داستان راجع به پسری بود که میتونست ذهن آدما رو بخونه .

.nox.
1391,04,07, ساعت : 14:15
سلام دوستان . چند ماه پیش یه رمان تو سایت گذاشتن که من اونموقع دانلود نکردم و حالا هرچی دنبالش تو خلاصه ها گشتم نیافتمش لطفا اگه کسی خونده اسمشو بگه . ممنون : داستان راجع به پسری بود که میتونست ذهن آدما رو بخونه .
اسم کتاب خواب بازی هست اینم لینکش:
خواب بازی | down13 کاربر سایت | دانلود (http://www.forum.98ia.com/t267934.html)

Z.BITA
1391,04,07, ساعت : 17:51
من چند سال پیش یه کتاب خوندم ایرانی بود اسم کتاب و نویسندش یادم نیست اسمش فکر کنم عروس اتش یا چیزی تو این مایه ها بود
اسمای شخصیتاشم یادم نیست اولش درباره یه شهری بود که یه غاری داشت چند نفر وارد این غار شدنو یه سنگو جا به جا کردن اینکار باعث شد دروازه سرزمین اجنه باز بشه واجنه بتونن وارد شهر بشن بعد ادامه رمان درباره یه دختری بود که بازنمی دونم باعمش یا مادرش تنها زندگی می کرد همشم خواب یه پسر زیبایی می دید که بهش گل می ده بعد چند وقت توی واقعیت هم اون پسرو دید و عاشقش شد تا این که اون پسر اومد خواستگاریش نامزد شدن توی مراسم نامزدیشون پسره ودوستاش نمی گذاشتن کسی دوربینه موبایلشو روشن کنه یا فیلمبرداری کنه خودشون دوربین مخصوص اورده بودن و فیلم می گرفتن بعدچند وقت یکی از فامیلای دختره اومدو گفت که من توی مراسمتون ازتون فیلم گرفتم ولی دومادو دوستاش توی فیلم به صورت لکه های سیاه هستن رفتن پیش یه دعا نویس بهشون یه آینه داد و گفت اگه تصویر این پسر توی اینه نیوفته معلوم می شه که جنه دختره اول قبول نمی کرد به اصرار مادرش این کارو کردنو فهمیدن اون جنه اولش دختره ازش دوری می کرد ولی چون عاشقش بود بهش موضوعو گفتو پسرم گفت من عاشقتمو می خواهم باهم باشیمو این حرفا ازون طرف مردم شهر فهمیدن که چرا حضور اجنه زیاد شده پس رفتن توی غارو سنگو سرجای اولش برگردوندن با این کار همه اجنه به سرزمینشون برگردونده می شدن همینطور که دختره وپسره باهم از عشقشون صحبت می کردن پسره داشت به سمت سرزمنش کشیده ومحو می شد دختره هرچی گریه و زاری کرد فایده ای نداشتو پسره ازش خداحافظی کردو ناپدید شد و کتاب تموم شد
می خواستم بدونم اسم کتاب چیه اگه خوندین اسمشو لطف کنیدو بگید ممنون می شم

sampadi
1391,04,08, ساعت : 23:54
یه رمان اینجا نصف خوندم که راجب یه دختر بود که تنها زندگی میکرد
با یه پسر ناشناس چت میکرد
تو یه خونه کار میکرد که پسرشون از خارج امد
موسیقی درس میداد
کسی اسمشو میدونه؟

-نازلی-
1391,04,09, ساعت : 10:04
یه رمان اینجا نصف خوندم که راجب یه دختر بود که تنها زندگی میکرد
با یه پسر ناشناس چت میکرد
تو یه خونه کار میکرد که پسرشون از خارج امد
موسیقی درس میداد
کسی اسمشو میدونه؟


غریبه من از نینا رها

^Yegane Mahtab^
1391,04,09, ساعت : 11:35
من دنبال این رمانم ولی متاسفانه اسمشو فراموش کردم خلاصه اش اینجوریکه :
زندگی دختری که با عمه اش زندگی میکنه وزندگی خوبی داره پدر ومادرشم فوت کردند بعد پسر عمه اش از خارج میاد که دکتره واسمشم بابکه بعد با به دلایلی پسره به دختره میگه باهاش ازدواج کنه عمه اش مخالفت میکنه خلاصه اینا ازدواج میکنن بعدها دختره سه قلو بچه میارهو.... فکر کنم از کاربرای اینجا نوشته شده اگه میشه اسمشو بگید؟؟؟

sabah70
1391,04,09, ساعت : 19:03
من دنبال این رمانم ولی متاسفانه اسمشو فراموش کردم خلاصه اش اینجوریکه :
زندگی دختری که با عمه اش زندگی میکنه وزندگی خوبی داره پدر ومادرشم فوت کردند بعد پسر عمه اش از خارج میاد که دکتره واسمشم بابکه بعد با به دلایلی پسره به دختره میگه باهاش ازدواج کنه عمه اش مخالفت میکنه خلاصه اینا ازدواج میکنن بعدها دختره سه قلو بچه میارهو.... فکر کنم از کاربرای اینجا نوشته شده اگه میشه اسمشو بگید؟؟؟


رمان غروب تماشایی
لینک
http://www.forum.98ia.com/t41628.html

ANHT
1391,04,10, ساعت : 17:19
اینا ازش یادمه : راجع به یه پسر همه چی تموم بود که از یکی از دخترای فامیلشون خوشش اومد ولی دختره با یکی دیگه ازدواج کرد. بعد با یه دخترِ غریبه یه ورزش رزمی کار میکرد که اخر عاشقش شد. :-2-15-:

NAVA22
1391,04,10, ساعت : 19:22
اینا ازش یادمه : راجع به یه پسر همه چی تموم بود که از یکی از دخترای فامیلشون خوشش اومد ولی دختره با یکی دیگه ازدواج کرد. بعد با یه دخترِ غریبه یه ورزش رزمی کار میکرد که اخر عاشقش شد. :-2-15-:
مطمـن نیستم. تو فقط عشق منی | فردین کاریر انجمن (http://www.forum.98ia.com/t58666.html)

mina_k
1391,04,12, ساعت : 12:30
سلام. چند وقت پیش یکی از کتابهی در حال تایپ انجمن یه کتاب خوندم اسمش یادم نیست فقط اولشو خوندم. یه سری دانشجو میرن زاهدان اما مثل اینکه پلیس میگیرتشون یا یه همچین چیزایی دختره توی پاسگاه حالش بهم خورده بود......... دیگه یادم نمیاد. نمی دونم تایپش تموم شده یا نه!

~TuLiPa~
1391,04,12, ساعت : 13:24
سلام. چند وقت پیش یکی از کتابهی در حال تایپ انجمن یه کتاب خوندم اسمش یادم نیست فقط اولشو خوندم. یه سری دانشجو میرن زاهدان اما مثل اینکه پلیس میگیرتشون یا یه همچین چیزایی دختره توی پاسگاه حالش بهم خورده بود......... دیگه یادم نمیاد. نمی دونم تایپش تموم شده یا نه!

فک کنم کتاب به صدقت یک فریاد منطورتونه هنوز در حال تایپه اینم لینکش

به صداقت یک فریاد | شایسته بانو و آنالیا و mirage کاربران انجمن
(http://www.forum.98ia.com/t438652.html)

honey_x
1391,04,13, ساعت : 22:52
سلام به همگی من خیلی وقته کتاب های اینجارو میخونم.:-2-41-:
راستش توی بهمن ماه یه کتابی رو یه نفر که میشناسم خونده.که ظاهرا خیلی غمگین بوده:-2-30-:
اما من هیچی ازون کتاب نمیدونم. حتی اسمش!:-2-36-: ولی خیلی دلم میخواد بخونمش. راستی یه حسی بهم میگه ایرانیه!
اگه میشه هرچی کتاب میشناسین که توش یه پسر افسرده هست که خودشو شاد نشون میده اسم کتابشو بهم بگین. مرسی.:-2-16-:

پست بی ربط ندید دوست عزیز!! حداقل باید خلاصه ی کتابو بدونین!:-2-28-:


ببخشيد ميدونم اينجا نبايد پست بدم اما ديگه نميدونستم كجا پست بدم: رمان تو را من چشم در راهم رو از كجا بايد پيدا كنم؟ اوني كه نوشته خانم وجيهه علي اكبري نه ها

لطفا به عنوان تاپیک توجه کنید! نام این کتاب عوض شده هنوز تایپش تموم نشده! پستتون حذف میشه..:-2-41-:
http://www.forum.98ia.com/t19412.html

pila pila
1391,04,15, ساعت : 00:10
سلام چند وقت پیش ه کتاب خوندم از کاربرای سایت که دختره استاد دانشگاه بود توسط یه گروهی دزدیده میشه تو اونجا متوجه میشه تنها نیست یه گروه رو هم دزدیدند بهشون میگن باید برای هم زوج پیدا کنید .....بعدش گمش کردم اسمش رو هم نمیدونم میشه لینکش رو بدید ممنون:-2-15-:

sabah70
1391,04,15, ساعت : 00:26
سلام چند وقت پیش ه کتاب خوندم از کاربرای سایت که دختره استاد دانشگاه بود توسط یه گروهی دزدیده میشه تو اونجا متوجه میشه تنها نیست یه گروه رو هم دزدیدند بهشون میگن باید برای هم زوج پیدا کنید .....بعدش گمش کردم اسمش رو هم نمیدونم میشه لینکش رو بدید ممنون:-2-15-:

http://www.forum.98ia.com/t434356.html

azp.m
1391,04,15, ساعت : 15:25
یه رمانه که فکر کنم کار یکی از رمان نویسای سایت بود . داستان یه دختره بود که اول داستان عاشق یه پسره میشه با هم نامزد میکنن اما بعدش بهم میخوره دختره هم نمیدونم چی میشه که با یکی دیگه صیغه 1 ساله میکنه اولش از پسره بدش میاد اما کم کم عاشقش میشه بعد 1 سال هم اون پسر اولیه با دختره تماس میگیره و میگه که پشیمونه و ازش میخواد که برگرده شب رفتن دختره هم پسره دومیه که عاشق دختره شده اهنگ سرتو بزار رو شونه هام خوابت بگیره .... رو میذاره واخر اخر داستان دختره برمیگرده پیش پسر دومیه

pegah.a
1391,04,15, ساعت : 15:30
یه رمانه که فکر کنم کار یکی از رمان نویسای سایت بود . داستان یه دختره بود که اول داستان عاشق یه پسره میشه با هم نامزد میکنن اما بعدش بهم میخوره دختره هم نمیدونم چی میشه که با یکی دیگه صیغه 1 ساله میکنه اولش از پسره بدش میاد اما کم کم عاشقش میشه بعد 1 سال هم اون پسر اولیه با دختره تماس میگیره و میگه که پشیمونه و ازش میخواد که برگرده شب رفتن دختره هم پسره دومیه که عاشق دختره شده اهنگ سرتو بزار رو شونه هام خوابت بگیره .... رو میذاره واخر اخر داستان دختره برمیگرده پیش پسر دومیه
موژان من نوشته mehrsa_m

sssaaa
1391,04,15, ساعت : 16:21
................

vampire123
1391,04,15, ساعت : 22:00
سلام بچه ها من خيلي وقت پيش يه رمان خوندم كه اسمش يادم نمياد ...ممنون ميشم اگه كمك كنين ... داستانش راجع به يه دختري بود كه دين نداشت و مسلمون نبود و عاشق يه ادم به درد نخور! بود در عين حال پسر عمه اش هم عاشقش بود اما دختره نمي دونست...پدر دختره چند وقت اونو فرستاد خونه عمه اش نمي دونم واسه چي! و ماجرا هاي عشقي شون ... كتاب حالت قديمي داشت و تو عمارت زندگي مي كردند ... پيشاپيش متشكرم.:-2-40-:

tiger1978
1391,04,16, ساعت : 20:55
سلام بچه ها من خيلي وقت پيش يه رمان خوندم كه اسمش يادم نمياد ...ممنون ميشم اگه كمك كنين ... داستانش راجع به يه دختري بود كه دين نداشت و مسلمون نبود و عاشق يه ادم به درد نخور! بود در عين حال پسر عمه اش هم عاشقش بود اما دختره نمي دونست...پدر دختره چند وقت اونو فرستاد خونه عمه اش نمي دونم واسه چي! و ماجرا هاي عشقي شون ... كتاب حالت قديمي داشت و تو عمارت زندگي مي كردند ... پيشاپيش متشكرم.:-2-40-:


عشق شازده
نویسنده :زهرا ناصح

pegah.a
1391,04,17, ساعت : 00:44
bebakhshid honey x pas koja mitunam in soalo beporsam? akhe kheili moheme
دوست عزیز باید حداقل خلاصه کتابو بنویسین که بقیه متوجه بشن چه کتابی مدنظر شماست
تو انجمن فارسی تایپ کنید!

khosro52
1391,04,17, ساعت : 11:33
درود
یه رمان بود یه دکتر بود توش به اسم فرهاد و خانومشم مریض بود فک کنم اسمش الهام بود
بعد زنه اصرار می کنه می ره یه زن بیوه به اسم بهار رو می گیره
بعد الهام بعد از چند سال می میره و فرهاد دنبال بهار می گرده و بچش
اسم رمان چیه؟

pegah.a
1391,04,17, ساعت : 11:38
درود
یه رمان بود یه دکتر بود توش به اسم فرهاد و خانومشم مریض بود فک کنم اسمش الهام بود
بعد زنه اصرار می کنه می ره یه زن بیوه به اسم بهار رو می گیره
بعد الهام بعد از چند سال می میره و فرهاد دنبال بهار می گرده و بچش
اسم رمان چیه؟
تمام قلبم مال تو نوشته baran.amad

yasamin-73
1391,04,25, ساعت : 23:09
سلام رمانی که میخوام نوشته ی یکی از کاربرای سایته دختره عموش پلیس بود بعد چن نفر میدزدنش یکی از دزدا همکار عموش بود همش بهش فحش میداد که تو عمو مو سرکار گذاشتی مجبور بود نقش زنشو بازی کنه
میخواستن از مرز عبور کنن دختره خیلی کنجکاو بود چن بار به خاطر کنجکاویش خودشو تو دردسر انداخته بود تا همیجاها بیشتر نخوندم خواهشا اگه کسی اسمشو میدونه بگه
مرسی

نیکــی
1391,04,25, ساعت : 23:19
سلام رمانی که میخوام نوشته ی یکی از کاربرای سایته دختره عموش پلیس بود بعد چن نفر میدزدنش یکی از دزدا همکار عموش بود همش بهش فحش میداد که تو عمو مو سرکار گذاشتی مجبور بود نقش زنشو بازی کنه
میخواستن از مرز عبور کنن دختره خیلی کنجکاو بود چن بار به خاطر کنجکاویش خودشو تو دردسر انداخته بود تا همیجاها بیشتر نخوندم خواهشا اگه کسی اسمشو میدونه بگه
مرسی
محیا | thunder kiz کاربر انجمن (http://www.forum.98ia.com/t486161.html)

tiger1978
1391,04,26, ساعت : 00:34
سلام رمانی که میخوام نوشته ی یکی از کاربرای سایته دختره عموش پلیس بود بعد چن نفر میدزدنش یکی از دزدا همکار عموش بود همش بهش فحش میداد که تو عمو مو سرکار گذاشتی مجبور بود نقش زنشو بازی کنه
میخواستن از مرز عبور کنن دختره خیلی کنجکاو بود چن بار به خاطر کنجکاویش خودشو تو دردسر انداخته بود تا همیجاها بیشتر نخوندم خواهشا اگه کسی اسمشو میدونه بگه
مرسی


پناهم باش | کار گروهی
البته هنوز تمام نشده و در جزیره متروک کتاب است

m.angle
1391,04,27, ساعت : 14:48
سلام من رمانی میخوام که خود یکی از بچه های سایت نوشته و خلاصش اینه که نیما دفتر خاطرات دوستش رو میخونه دوستش با خواهرومادرش زندگی میکنه و طی حوادثی عاشق یه دختر میشه و خواهرش خودکشی میکنه

eshton
1391,04,30, ساعت : 20:49
سلام بچه ها یه رمان بود تو سایت البته ناتموم بود قراربود از تابستون ادامش بدن رمان پلیسی بود که یه دختر دانشجوی حقوق شاهد یه قتل بوده که بعدش خود دخترو میدزدن فک میکنم عموشم پلیس بود از کتابای کاربرای سایته اگه اسمشو میدونین بهم بگین مرسی

"Elnaz"
1391,04,30, ساعت : 21:01
سلام///
خیلی وقت پیش یه کتابی خونده بودم که الان هر چی سعی میکنم اسمش یادم بیاد یادم نمیاد:
داستان از این قراره که یه پسر جوون بعنوان یه سرایدار یه خونه تو اتاقی زندگی میکنه/دختر خانواده از پسره خوشش میاد ولی پسره با یکی دیگه ازدواج میکنه بعد ها زنش وقتی داره بچشونو بدنیا میاره میمیره چند وقت بعدش که پسره با اون دختری که دوسش داشت ازدواج میکنه ولی دختر میفهمه که پسره تومور داره...
فکر کنم همچین چیزی بود/حالا شما اسمشو میدونید؟

~TuLiPa~
1391,04,30, ساعت : 21:37
سلام بچه ها یه رمان بود تو سایت البته ناتموم بود قراربود از تابستون ادامش بدن رمان پلیسی بود که یه دختر دانشجوی حقوق شاهد یه قتل بوده که بعدش خود دخترو میدزدن فک میکنم عموشم پلیس بود از کتابای کاربرای سایته اگه اسمشو میدونین بهم بگین مرسی

سلاام
فک می کنم منطورتون کتاب پناهم باش باشه.
http://www.forum.98ia.com/t244466.html

tiger1978
1391,04,31, ساعت : 18:51
رمانی نوشته بچه های سایت بود دختر ی به همراه پسر خاله اش و یک سری دیگر از پول دار ا می دزدیدند و به فقیرا می دادند
طعمه شون را هم از مردهای پولدار هوسباز پیدا می کردند
موضوع داستان هم مردی بود که تو ی کوه می خواستند با هاش اشنا بشند ان هم با بچه خواهر ش امده بود و دختره قرار شد توی شرکت خواهرزاده کار کنه

راستی خواهر دختره هم دکتر بود

sabah70
1391,04,31, ساعت : 19:54
سلام///
خیلی وقت پیش یه کتابی خونده بودم که الان هر چی سعی میکنم اسمش یادم بیاد یادم نمیاد:
داستان از این قراره که یه پسر جوون بعنوان یه سرایدار یه خونه تو اتاقی زندگی میکنه/دختر خانواده از پسره خوشش میاد ولی پسره با یکی دیگه ازدواج میکنه بعد ها زنش وقتی داره بچشونو بدنیا میاره میمیره چند وقت بعدش که پسره با اون دختری که دوسش داشت ازدواج میکنه ولی دختر میفهمه که پسره تومور داره...
فکر کنم همچین چیزی بود/حالا شما اسمشو میدونید؟


رمان با تو ولی تنها-نسرین ثامنی

zahra h
1391,05,03, ساعت : 17:42
يه رمان بود اسم دختره فيروزه بود با خانوادش تو يه خونه اي سرايدار بودن اسم پسر صاحب خونه ارسلان بود فيروزه و ارسلان همديگه رو دوست داشتن ولي دختره با يه پسر كه اسمش سجاد بود ازدواج ميكنه ولي آخرش ازش طلاق ميگيره و با ارسلان ازدواج ميكنه.
كسي اسم اين رمان رو ميدونه؟

vampire123
1391,05,04, ساعت : 01:11
سلام بچه ها ...واقعا دستتون درد نکنه بابت اىن تاپىک اگه نبود من چىکار مىکردم؟!؟!! من چند وقت پىش ىه کتاب خوندم از کاربران انجمن که متاسفانه نه اسمش ىادم مىاد نه نوىسنده اش ممنون مىشم اگه کمک کنىد ...داستان راجع به ىه دختر ساده بود که مىره دانشگاه و اونجا با دخترى دوست مىشه که اونو به راههاى بدى مىکشه و با ىه پسره دوست مىشه که اصلا اونو نمى خواسته و ىه پسر دىگه ام بود به نام على که خىلى مثبت بود و عاشق اىن دختر ولى دختره بهش محل نداد و... پىشاپىش از کمک شما متشکرم!

تمنای دل
1391,05,04, ساعت : 01:14
عزیزم اسم کتاب سقوط یک فرشته بود اما بعدا عوض شد اسم جدیدش به افتاب سلامی دوباره خواهم داد

pegah.a
1391,05,04, ساعت : 01:21
يه رمان بود اسم دختره فيروزه بود با خانوادش تو يه خونه اي سرايدار بودن اسم پسر صاحب خونه ارسلان بود فيروزه و ارسلان همديگه رو دوست داشتن ولي دختره با يه پسر كه اسمش سجاد بود ازدواج ميكنه ولي آخرش ازش طلاق ميگيره و با ارسلان ازدواج ميكنه.
كسي اسم اين رمان رو ميدونه؟
تو دوست داری | شاذه کاربر انجمن

افلاک
1391,05,04, ساعت : 11:59
يه رمان بود اسم دختره فيروزه بود با خانوادش تو يه خونه اي سرايدار بودن اسم پسر صاحب خونه ارسلان بود فيروزه و ارسلان همديگه رو دوست داشتن ولي دختره با يه پسر كه اسمش سجاد بود ازدواج ميكنه ولي آخرش ازش طلاق ميگيره و با ارسلان ازدواج ميكنه.
كسي اسم اين رمان رو ميدونه؟

سایه نگاهت از فرزانه رضایی دارستانی
http://www.98ia.com/News-file-article-sid-2546.html

افلاک
1391,05,04, ساعت : 12:00
سلام بچه ها ...واقعا دستتون درد نکنه بابت اىن تاپىک اگه نبود من چىکار مىکردم؟!؟!! من چند وقت پىش ىه کتاب خوندم از کاربران انجمن که متاسفانه نه اسمش ىادم مىاد نه نوىسنده اش ممنون مىشم اگه کمک کنىد ...داستان راجع به ىه دختر ساده بود که مىره دانشگاه و اونجا با دخترى دوست مىشه که اونو به راههاى بدى مىکشه و با ىه پسره دوست مىشه که اصلا اونو نمى خواسته و ىه پسر دىگه ام بود به نام على که خىلى مثبت بود و عاشق اىن دختر ولى دختره بهش محل نداد و... پىشاپىش از کمک شما متشکرم!

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد.. | fatemeh_r کاربر انجمن (http://www.forum.98ia.com/t446767.html)

sam-set
1391,05,05, ساعت : 11:44
ببخشید من قبلا کتابی خوندم که خیلی قشنگ بود ولی اسمشو یادم نمی یاد می خواستم اگه ممکنه کمکم کنید

داستان در رابطه با دختریه که مادرشو وقتی بچه بوده از دست میده و پدرش با منشی شرکتش ازدواج میکنه پسر شریک و دوست پدره از دختر قصه خیلی خوشش میاد و روز خواستگاری به دختره میگه که معتاده و دختره می خواد که ترک کنه
دختره بعد ازاینکه امتحاناتش تموم میشه میره شمال ویلای همون دوست باباش که پسره هم میره اونجا و به دختره میگه یک هفته نقش زن منو بازی کن پسره توی طبقه بالای ویلای خودشون تمام دیوارها رو عکس دختره رو کذاشته بعد به دختره میگه که نامادریش رو اون فرستاده تا با اونا زندگی کنه و از دختره براش خبر ببره ......


رمان مینا از لیلا حدادی

sam-set
1391,05,05, ساعت : 12:07
چند سال پیش یکی از کاربر ها رمانی رو تایپ می کرد که وسط های آن تایپش رو قطع کرد.البته بعد از مدتی رمان رو کاملا می گذارند. اسم رمان رو اصلا یادم نمی آد ولی تااون جای که می گذا شت رمان بر این اساس بود که :
یک دختر که به تازگی کنکور داده ورشته ی معمار ی قبول می شه توی دانشگاه بایکی از همکلاسی هاش که پسر فوق العاده مغروری هست کلکل داره از طرف دیگه هم یکی از خیشاونداش که پسری هست که پزشکه واز خارج می آد دختره عاشقش میشه اما پسره هیچ احساسی بهش نداره ولی کمکش می کته که توی یک کلاس نقاشی که مدیر اون دوستش هم هست کار کنه
( این هم بگم که پسر توی دانشگاهه هم کمکم به این دختره علاقه مند می شه)
اگر کسی اسمش رو میدونه بمن هم بگه
مرسی

bahar.nt
1391,05,07, ساعت : 02:12
:-2-25-:
چند وقت پیش یه رمان درحال تایپ خوندم اما چون ماشالا تغداد کابها زیاده اسم یکیشون یادم رفته موضوعش اینطور بود که دختره یه عمو داشت که از خارح برمیگرده واین دختر خیلی اونو ادیت می کرده چون فکر می کنه اینو دوست نداره راستی عموء هم با خوانواده اینا زندگی می کنه،خواهشاً اگه کسی می دونه اسمشو بهم بگه. ممنون

آليس
1391,05,09, ساعت : 13:01
با سلام
چند روزه که دنبال رمانی که قبلا خوندم می گردم ، نوشته کاربره ، داستانشم در مورد دختریه که ازدواج کرده ، یادم نیست به خاطر چی با همسرش اختلاف داره در حالی که بارداره فرار میکنه میره شمال به طور مخفیانه ، همون جا بچه هاشو به دنیا میاره ، دوقلو، فکر کنم با مرگ پدرش بر می گرده تهران و....
هر چی گشتم پیدا نشد
مطمئنم دوستان خوندن ، لطفا هر کسی خونده کمکم کنه
منتظرم
با تشکر:-118-:

*Fatemeh.K*
1391,05,09, ساعت : 23:27
سلام:-2-25-:
چن وقت پیش داشتم ی رمان درحال تایپ میخوندم تو سایت و نصفه موند.الان هرچی میگردم پیدا نمیکنم اسمشم یادم نمیاد.
قضیه دختری بود که عاشق نامزد خواهرش میشه ناخواسته.بعد ی مهمونی دعوت میشه و اون جا حالش بد میشه و زنگ میزنه نامزد خواهرش ک بیاد دنبالش اونجا ب دلیل بیماریش خونریزی میکنه و تو بغل پسره بوده که پلیس میریزه و دستگیرشون میکنه.و اون دوتا مجبور میشن ازدواج کنن درحالی ک پسره ب حد مرگ از دختره متنفر میشه و دختره واقعا عاشقش بوده و..........
فک کنم اسم دختره پانته آ بود.اگه میشه اسم کتابو بهم بگین واقعا ممنونتون میشم چون خیلی حیاتیه.
دوستون دارم:-2-40-:
مرسی:-2-40-:

samira1362
1391,05,09, ساعت : 23:41
سلام:-2-25-:
چن وقت پیش داشتم ی رمان درحال تایپ میخوندم تو سایت و نصفه موند.الان هرچی میگردم پیدا نمیکنم اسمشم یادم نمیاد.
قضیه دختری بود که عاشق نامزد خواهرش میشه ناخواسته.بعد ی مهمونی دعوت میشه و اون جا حالش بد میشه و زنگ میزنه نامزد خواهرش ک بیاد دنبالش اونجا ب دلیل بیماریش خونریزی میکنه و تو بغل پسره بوده که پلیس میریزه و دستگیرشون میکنه.و اون دوتا مجبور میشن ازدواج کنن درحالی ک پسره ب حد مرگ از دختره متنفر میشه و دختره واقعا عاشقش بوده و..........
فک کنم اسم دختره پانته آ بود.اگه میشه اسم کتابو بهم بگین واقعا ممنونتون میشم چون خیلی حیاتیه.
دوستون دارم:-2-40-:
مرسی:-2-40-:

اسم کتاب در حسرت آغوش تو بود میتونید توی دانلود پیداش کنید

abby7
1391,05,09, ساعت : 23:48
با سلام
چند روزه که دنبال رمانی که قبلا خوندم می گردم ، نوشته کاربره ، داستانشم در مورد دختریه که ازدواج کرده ، یادم نیست به خاطر چی با همسرش اختلاف داره در حالی که بارداره فرار میکنه میره شمال به طور مخفیانه ، همون جا بچه هاشو به دنیا میاره ، دوقلو، فکر کنم با مرگ پدرش بر می گرده تهران و....
هر چی گشتم پیدا نشد
مطمئنم دوستان خوندن ، لطفا هر کسی خونده کمکم کنه
منتظرم
با تشکر:-118-:
راستش داستانی که گفتی شبیه غروب تماشایی از نیلوفر جوجو هستش
البته تفاوتهایی داشت مثلا اینکه تو این داستان دختره بابا نداشت که به خاطر اون برگرده خود شوهرش پیداش کرد
بعدم اون بچه هاش سه قلو بودن
برو چک کن ببین همینی که من میگم نیست داستان مورد نظرت شاید بود؟

Abandokht
1391,05,09, ساعت : 23:52
با سلام
چند روزه که دنبال رمانی که قبلا خوندم می گردم ، نوشته کاربره ، داستانشم در مورد دختریه که ازدواج کرده ، یادم نیست به خاطر چی با همسرش اختلاف داره در حالی که بارداره فرار میکنه میره شمال به طور مخفیانه ، همون جا بچه هاشو به دنیا میاره ، دوقلو، فکر کنم با مرگ پدرش بر می گرده تهران و....
هر چی گشتم پیدا نشد
مطمئنم دوستان خوندن ، لطفا هر کسی خونده کمکم کنه
منتظرم
با تشکر:-118-:
سلام
اسمش گل عشق من و تو هستش توی کتاب های کامل شده می تونی پیدا کنی:-2-37-:

Arrosha
1391,05,10, ساعت : 01:44
:-2-25-:
چند وقت پیش یه رمان درحال تایپ خوندم اما چون ماشالا تغداد کابها زیاده اسم یکیشون یادم رفته موضوعش اینطور بود که دختره یه عمو داشت که از خارح برمیگرده واین دختر خیلی اونو ادیت می کرده چون فکر می کنه اینو دوست نداره راستی عموء هم با خوانواده اینا زندگی می کنه،خواهشاً اگه کسی می دونه اسمشو بهم بگه. ممنون

فکر کنم قصه عشق ترگل از FRESHTE27 منظورته:-2-38-:

راحله۷۱
1391,05,10, ساعت : 13:04
سلام مرسي از اين تايپيك مفيد؛چندوقت پيش يه رمان خوندم راجبه دختريه كه پدرش تو يه تصادف يه مرد وزن رو ميكشه بعد پسر اونارضايت نميده به شرطي كه مرده دخترشوبده به اون؛پسره دختره روميبره خيلي اذيت ميكنه ولي آخرش عاشقش ميشه؛فكركنم ازكاربراي سايته؛اسم شخصيتاش يادم نمياد؛ممنون ميشم زود راهنماييم كنيد

amazing-girl
1391,05,11, ساعت : 13:20
[QUOTE=ghorobe tanhae;3790010]سلام به همه من دنبال يه كتابم كه همه ي داستانشو حفظم ولي اسمشو يادم نمياد. اسم شخصيتاش ايليا مهاجر و ليلا اعتمادي بود. توي دانشگاه با هم اشنا ميشن با هم لج بودن بعد از يكي دو سال ايليا از ليلا خوشش مييادولي چون خيلي پولدار بوده خانوادش موافقت نمي كنن ولي ميرن با هم ازدواج ميكنن بعد بچه دار ميشن ولي خانواده ايليا ميخوان واسش زن بگيرن خلاصه طي يه سري بدبختيايي كه واسشون پيش مياد دختره تصادف مي كنه و........ فهميدين كدوم كتابو ميگم؟:-4-:[/QUOTE



اسم این کتاب غریبه آشنا نویسندشم خانم منیره مهریزی

daneshmand
1391,05,11, ساعت : 14:19
چند سال پیش یکی از کاربر ها رمانی رو تایپ می کرد که وسط های آن تایپش رو قطع کرد.البته بعد از مدتی رمان رو کاملا می گذارند. اسم رمان رو اصلا یادم نمی آد ولی تااون جای که می گذا شت رمان بر این اساس بود که :
یک دختر که به تازگی کنکور داده ورشته ی معمار ی قبول می شه توی دانشگاه بایکی از همکلاسی هاش که پسر فوق العاده مغروری هست کلکل داره از طرف دیگه هم یکی از خیشاونداش که پسری هست که پزشکه واز خارج می آد دختره عاشقش میشه اما پسره هیچ احساسی بهش نداره ولی کمکش می کته که توی یک کلاس نقاشی که مدیر اون دوستش هم هست کار کنه
( این هم بگم که پسر توی دانشگاهه هم کمکم به این دختره علاقه مند می شه)
اگر کسی اسمش رو میدونه بمن هم بگه
مرسی

رمان بهار را باور کن:

http://www.forum.98ia.com/t23218.html

البته این رمان با نام " شب بی انتها" هم موجوده.....یعنی یک رمان با دو اسم مختلف،اینم لینک دومی:
http://www.forum.98ia.com/t16798.html

سمن جون
1391,05,12, ساعت : 18:30
چندوقت پیش رمانی قرار تو سایت بزارن واسه تابستان دختره وپسره هم کلاسی بودن بعداز فارغ تحصیلی سر یه پروزه ساخت همکار میشن کل کلهم داره :-2-28-:اسمش چی بوددددددددددددددددددددد

bahar.nt
1391,05,12, ساعت : 20:27
چندوقت پیش رمانی قرار تو سایت بزارن واسه تابستان دختره وپسره هم کلاسی بودن بعداز فارغ تحصیلی سر یه پروزه ساخت همکار میشن کل کلهم داره :-2-28-:اسمش چی بوددددددددددددددددددددد
:-2-25-:
فکر کنم منظورت سها باشه از نیلا،آیلا و تیوکولی

bahar.nt
1391,05,12, ساعت : 20:30
فکر کنم قصه عشق ترگل از FRESHTE27 منظورته:-2-38-:
:-2-25-:
ممنون عزیز اما این نبود
اگه کسی می دونه خوشحال میشم بهم بگه مرسی

Miss Bahar
1391,05,13, ساعت : 02:40
نمیدونم کجای این سایت خلاصه این داستانو خوندم ... اما الان هرچی سعی کردم که بیاد بیارم نشد که نشد :-2-28-:


****


داستان در مورد یک دختر ( فکر کنم شمالی بود) که داره تو دانشگاه کرج مهندسی کشاورزی میخونه
استادشون بیشنهاد داده که برای خودشون کاری در این رشته پیدا کنن که با کارشون بهتر آشنا بشن
اونم میره تو یه باغ یه زن تنها کار میکنه ( فکر کنم پرستار اون زنه میشه) و هم اینکه تو باغ با گل و گیاها بیشتر آشنا میشه
از این لحاظ تو باغ کار میکنه چون دنبال یه جایی بود که هیچ مردی اونجا نباشه
تا اینکه میره مرخصی و بعد از اینکه میاد مرخصی میبینه که ........

اینقدر خواب آلود بودم که یادم رفته این خلاصه رو کجا خوندم که الان اصلا پیداش نکردم

$~roya~$
1391,05,13, ساعت : 02:57
نمیدونم کجای این سایت خلاصه این داستانو خوندم ... اما الان هرچی سعی کردم که بیاد بیارم نشد که نشد


****


داستان در مورد یک دختر ( فکر کنم شمالی بود) که داره تو دانشگاه کرج مهندسی کشاورزی میخونه

استادشون بیشنهاد داده که برای خودشون کاری در این رشته پیدا کنن که با کارشون بهتر آشنا بشن
اونم میره تو یه باغ یه زن تنها کار میکنه ( فکر کنم پرستار اون زنه میشه) و هم اینکه تو باغ با گل و گیاها بیشتر آشنا میشه
از این لحاظ تو باغ کار میکنه چون دنبال یه جایی بود که هیچ مردی اونجا نباشه
تا اینکه میره مرخصی و بعد از اینکه میاد مرخصی میبینه که ........

اینقدر خواب آلود بودم که یادم رفته این خلاصه رو کجا خوندم که الان اصلا پیداش نکردم



http://www.forum.98ia.com/t558784.html

افلاک
1391,05,13, ساعت : 11:32
نمیدونم کجای این سایت خلاصه این داستانو خوندم ... اما الان هرچی سعی کردم که بیاد بیارم نشد که نشد :-2-28-:


****


داستان در مورد یک دختر ( فکر کنم شمالی بود) که داره تو دانشگاه کرج مهندسی کشاورزی میخونه
استادشون بیشنهاد داده که برای خودشون کاری در این رشته پیدا کنن که با کارشون بهتر آشنا بشن
اونم میره تو یه باغ یه زن تنها کار میکنه ( فکر کنم پرستار اون زنه میشه) و هم اینکه تو باغ با گل و گیاها بیشتر آشنا میشه
از این لحاظ تو باغ کار میکنه چون دنبال یه جایی بود که هیچ مردی اونجا نباشه
تا اینکه میره مرخصی و بعد از اینکه میاد مرخصی میبینه که ........

اینقدر خواب آلود بودم که یادم رفته این خلاصه رو کجا خوندم که الان اصلا پیداش نکردم




باورم کن | aram-anid کاربر انجمن | دانلود (http://www.forum.98ia.com/t558784.html)

patrin
1391,05,13, ساعت : 12:42
من دنبال یک کتابی هستم به نام دورگه.داستان د رمورد یک دختریه که خیلی معلمشو اذیت می کنه ولی بعدش عاشق هم می شن خیلی کتاب خوشگلیه لطفا اگه کسی این کتابو داره بذاره توی سایت یا اگه نویسنده و انتشاراتشو می دونه بگه مرسی

جای درخواستتون اینجا نیست. از این تاپیک استفاده کنید
http://www.forum.98ia.com/t192446.html

Fulya
1391,05,14, ساعت : 15:35
دختریه به اسم ارام که یه برادر خیلی شوخ داره به اسم مانی دختره یه چند باری سرش گیج میره بعد میفهمن یه غده تو سرش داره اخرش هم با برادر شوهر خواهرش ساسان ازدواج میکنه بعد از ازدواج دختره میره عمل و خوب میشه خواهشا...........جواب بدین

راحله۷۱
1391,05,14, ساعت : 16:12
سلام جواب همه رو دادين بجز من به دادم برسين موندم توخماري كممممك كنيد؛يه درخواست ديگه ميشه يه رمان مثل فرياددلم معرفي كنيدتواون مايه هاباشه مرسي

bodoaks
1391,05,15, ساعت : 00:46
سلام من دنبال کتابی هستم که اسمشو و اسمه دختره ئ پسره یادم رفته دختره حقوق میخوند و تو ی شهر دیگه دانشگاه میرفت تو تون شهر پسر همبازی دوران بجگیاشو میبینه و عاشق هم میشن ازدواج میکنن ولی بچه دار نمیشن و دختره برا اینکه پسره ناراحت نشه میگه ایراد از خودشه (ب بچه میگن تپلی)پسره خیانت میکنه دحتره هم ولش میکنه و میره ولی پسره با چهره مبدل باز میاد تو دفتر وکالت دختره
خوب دوستان کسی میدونه اسم این کتاب چیه؟؟؟؟ منتظرما!!!:-2-15-:

افلاک
1391,05,15, ساعت : 11:16
سلام من دنبال کتابی هستم که اسمشو و اسمه دختره ئ پسره یادم رفته دختره حقوق میخوند و تو ی شهر دیگه دانشگاه میرفت تو تون شهر پسر همبازی دوران بجگیاشو میبینه و عاشق هم میشن ازدواج میکنن ولی بچه دار نمیشن و دختره برا اینکه پسره ناراحت نشه میگه ایراد از خودشه (ب بچه میگن تپلی)پسره خیانت میکنه دحتره هم ولش میکنه و میره ولی پسره با چهره مبدل باز میاد تو دفتر وکالت دختره
خوب دوستان کسی میدونه اسم این کتاب چیه؟؟؟؟ منتظرما!!!:-2-15-:
رمان کاکتوس وحشی از رکسانا طاهری

zzahraa
1391,05,15, ساعت : 14:06
یه رمان خارجیه که چند سال پیش خوندم چند تا دختر ند که پزشکند با هم هم خونه هستند هرکدوم یه ماجرایی توی گذشتشون دارندمثلا یکیشون سیاه پوسته که در کودکی به علت آزارهای ناپدریش و... از خونه فرا میکنه ومیره پیش مادر بزرگش واز مردها متنفره یکیشون از کودکی با پسری دوسته که این پسر میره با یکی دیگه ازدواج میکنه اسمش یادم نیست اگه خوندید بهم بگید

راحله۷۱
1391,05,15, ساعت : 15:55
سلام يكي دوماه پيش رماني خوندم از اين قرار كه دختره اسمش ثنابود دانشگا درس ميخوند يه پسر سياپوست چشم آبي به نام حامي توكلاسشون بود كه ثناعاشقش ميشه تااينجاخوندمش اگه كسي اسمشو ميدونه بگه مرسي

.Baharak.
1391,05,15, ساعت : 17:36
[SIZE=5][QUOTE=راحله۷۱;6251795]سلام يكي دوماه پيش رماني خوندم از اين قرار كه دختره اسمش ثنابود دانشگا درس ميخوند يه پسر سياپوست چشم آبي به نام حامي توكلاسشون بود كه ثناعاشقش ميشه تااينجاخوندمش اگه كسي اسمشو ميدونه بگه مرسي

http://www.forum.98ia.com/t391098.html

abby7
1391,05,16, ساعت : 06:25
سلام بچه ها من دنبال یکی از کتابهای خانوم جعفری هستم
اسم شخصیت اصلی غزال بود انگار سه تا برادر هم داشت
یه روز مادرش داستان زندگیشو تعریف میکنه که با کلکلهای خواهرش با پدر غزال ازدواج میکنه و هیچ وقت دوستش نداشته واز مکر خواهرش میگه
براش باباشم خیلی بد اخلاق بود یه بار انقدر به برادر بزرگش کتک میزنه که برادرش اسیب جدی میبینه بعدم پدرش برادرش و بیرون میکنه
یه بار باباش میاد تو اقاتش که بهش تجاوز کنه برای همین مامان غزال که انگار اسمش نازی بود با غزال و برادراش فرار میکنن کلی بدبختی میکشنو و اخرش غزال با افشین اشنا میشهو...
تقریبا کتاب و تعریف کردم:-2-35-:
یادمه نویسنده اش مریم جعفری بود
اگه کسی اسم کتاب یادشه به من بگه
ممنونم:-2-40-:

Abandokht
1391,05,16, ساعت : 06:58
دختریه به اسم ارام که یه برادر خیلی شوخ داره به اسم مانی دختره یه چند باری سرش گیج میره بعد میفهمن یه غده تو سرش داره اخرش هم با برادر شوهر خواهرش ساسان ازدواج میکنه بعد از ازدواج دختره میره عمل و خوب میشه خواهشا...........جواب بدین
سلام
اسم رمان نبض عشقه نمیدونم تو سایت هس یا نه:-2-37-:

Arrosha
1391,05,16, ساعت : 13:58
سلام بچه ها من دنبال یکی از کتابهای خانوم جعفری هستم
اسم شخصیت اصلی غزال بود انگار سه تا برادر هم داشت
یه روز مادرش داستان زندگیشو تعریف میکنه که با کلکلهای خواهرش با پدر غزال ازدواج میکنه و هیچ وقت دوستش نداشته واز مکر خواهرش میگه
براش باباشم خیلی بد اخلاق بود یه بار انقدر به برادر بزرگش کتک میزنه که برادرش اسیب جدی میبینه بعدم پدرش برادرش و بیرون میکنه
یه بار باباش میاد تو اقاتش که بهش تجاوز کنه برای همین مامان غزال که انگار اسمش نازی بود با غزال و برادراش فرار میکنن کلی بدبختی میکشنو و اخرش غزال با افشین اشنا میشهو...
تقریبا کتاب و تعریف کردم:-2-35-:
یادمه نویسنده اش مریم جعفری بود
اگه کسی اسم کتاب یادشه به من بگه
ممنونم:-2-40-:
زمزمه باد

sabah70
1391,05,16, ساعت : 15:50
سلام من دنبال یک کتاب از کاربرای سایت میگردم
دختر با پسری که یکی دیگه رو دوست داره ازدواج می کنه و پسر بهش تجاوز می کنه دختر هم حامله میشه پسر وقتی می فهمه کتکش می زنه تا بچه سقط بشه بعدم طلاقش میده دختر هم بعد یه مدت با یکی که از قبل دوسش داشته نامزد می کنه
لطفا اگه گسی اسمشو میدونه بهم بگه

aflak
1391,05,17, ساعت : 01:35
یه رمان خارجیه که چند سال پیش خوندم چند تا دختر ند که پزشکند با هم هم خونه هستند هرکدوم یه ماجرایی توی گذشتشون دارندمثلا یکیشون سیاه پوسته که در کودکی به علت آزارهای ناپدریش و... از خونه فرا میکنه ومیره پیش مادر بزرگش واز مردها متنفره یکیشون از کودکی با پسری دوسته که این پسر میره با یکی دیگه ازدواج میکنه اسمش یادم نیست اگه خوندید بهم بگید


رمان هیچ چیز جاودانه نیست /سیدنی شلدون

tiger1978
1391,05,17, ساعت : 21:30
سلام من دنبال یک کتاب از کاربرای سایت میگردم
دختر با پسری که یکی دیگه رو دوست داره ازدواج می کنه و پسر بهش تجاوز می کنه دختر هم حامله میشه پسر وقتی می فهمه کتکش می زنه تا بچه سقط بشه بعدم طلاقش میده دختر هم بعد یه مدت با یکی که از قبل دوسش داشته نامزد می کنه
لطفا اگه گسی اسمشو میدونه بهم بگه


بعدا اسم میذارم | تهمتن کاربر انجمن

winter emerald
1391,05,18, ساعت : 00:55
یه کتاب هست نوشته بچه های خود سایته......یادم رفته اسمش...موضوعش یه پسره بود تو بیمارستان کارای کامپیوتری میکرد..دخترم شیمی خونده بود خیلی شیطون بود...بعد یه باند بود یه زنه اسمش سایه بود دنبالشون بود..رانندگی دختره خیلی خوب بود..باباشم قاضی بود!

اگه کسی میدونست لطف کنه بگه چون دارم خل میشم از بس فکر کردمممممممممممم:-2-09-:

NAVA22
1391,05,18, ساعت : 01:24
یه کتاب هست نوشته بچه های خود سایته......یادم رفته اسمش...موضوعش یه پسره بود تو بیمارستان کارای کامپیوتری میکرد..دخترم شیمی خونده بود خیلی شیطون بود...بعد یه باند بود یه زنه اسمش سایه بود دنبالشون بود..رانندگی دختره خیلی خوب بود..باباشم قاضی بود!

اگه کسی میدونست لطف کنه بگه چون دارم خل میشم از بس فکر کردمممممممممممم:-2-09-:
آن نیمه دیگر... | anital

* AREDA*
1391,05,18, ساعت : 14:12
سلام راستش من يه رمان در حال تايپ ميخوندم نميدونم اسم خودش و نويسنده اش چيه
خلاصه درباره دختريه كه اين همه ادم ساده ايي يه شب با دوستش ميرن مهموني بعد اون سردرد ميگيره و ميره تو يكي از اتاق هاي ساختمون ميخوابه بقيشو نميدونم ميشه اسم كتاب و نويسنده اش رو بگين

اميدوار
1391,05,19, ساعت : 11:42
من مدتها پيش تكه اي از يك داستان رو خوندم
يه دختري بود رفته بود به المان( اگه اشتباه نكنم) پيش داييش... يه پسر دايي داشت كه بعد در دانشگاه استادش ميشه... همين قدر خونده بودم... اگه كسي اسمش يا لينكش رو مي دونه... بهم بگه... واگه برام پست خصوصيش كنه كه ديگه خيلي بيشتر ممنونش مي شم... چون شايد نتونم چند روز متوالي به اينجا سر بزنم

افلاک
1391,05,19, ساعت : 12:29
من مدتها پيش تكه اي از يك داستان رو خوندم
يه دختري بود رفته بود به المان( اگه اشتباه نكنم) پيش داييش... يه پسر دايي داشت كه بعد در دانشگاه استادش ميشه... همين قدر خونده بودم... اگه كسي اسمش يا لينكش رو مي دونه... بهم بگه... واگه برام پست خصوصيش كنه كه ديگه خيلي بيشتر ممنونش مي شم... چون شايد نتونم چند روز متوالي به اينجا سر بزنم
رمان نگاهم کن از الهه قسیم

nana27
1391,05,19, ساعت : 18:55
سلام اسم یه کتاب رو میخوام دختره از خارج اومده خونه عمش 2تا پسر عمه داره 1دختر عمه پسر کوچیکه شیطونه از دختره خوشش میاد اما بخاطر برادرش میکشه کنار اما بزرگه با اینکه دختره رو دوست داره چیزی نمیگه تا دختره تصمیم می گیره برگرده پسره خیلیم غیرتی بوده یه سفر مشهدم میرن با هم

~Samaneh~
1391,05,19, ساعت : 19:49
سلام راستش من يه رمان در حال تايپ ميخوندم نميدونم اسم خودش و نويسنده اش چيه
خلاصه درباره دختريه كه اين همه ادم ساده ايي يه شب با دوستش ميرن مهموني بعد اون سردرد ميگيره و ميره تو يكي از اتاق هاي ساختمون ميخوابه بقيشو نميدونم ميشه اسم كتاب و نويسنده اش رو بگين


نوشناز نوشته ستاره چشمک زن

tiger1978
1391,05,19, ساعت : 19:54
سلام اسم یه کتاب رو میخوام دختره از خارج اومده خونه عمش 2تا پسر عمه داره 1دختر عمه پسر کوچیکه شیطونه از دختره خوشش میاد اما بخاطر برادرش میکشه کنار اما بزرگه با اینکه دختره رو دوست داره چیزی نمیگه تا دختره تصمیم می گیره برگرده پسره خیلیم غیرتی بوده یه سفر مشهدم میرن با هم

ياسمن

tiger1978
1391,05,19, ساعت : 19:57
منم میخوام بدونم اسم کتابه چیه ؟؟؟

اسم كتاب همينه كه گفتم نويسنده هم تهمتن كاربر انجمن است
سرچ كنيد پيدا ميشه
ه

kilinik
1391,05,22, ساعت : 04:15
سلام من دنبال یه کتابی ام که دختر به خاطر مشکلی که واسش پیش می اد از خونه فرار می کنه با دوستش .اسمش عوض می کنه همیذاره سایه تو خونه های مردم کارمیکنه چون حاضر نبوده خلاف کنه یه بار با دوستش سوار ماشین یه پسر میشه به اجبار پسر که می بینه دختر معصومه خیلی می برتش خونه ی خودش برا اینکه دختر راحت باشه خودش اونجا نمی مونه دختره ام دفتر خاطراتش میده پسر بخونه راستی پسره نامزد داشت اسمشم منیژه بود بعد سایه با دو سته این پسره ازدواج میکنه plz اسم این متابو بگین؟

kilinik
1391,05,22, ساعت : 04:45
داستان درباره دختری است که به طور غیابی به عقد پسری که در آمریکا زندگی می کند در می آید بعد از عروسی به آ»ریکا میرود ولی در فرودگاه دوست پسر به دنبال او می آید و آن را به خانه پسر میبرد بعد از چند ساعت پسر میاید ولی به دختره بی محلی میکند دختر هم به مبازره با پسر در می آید و جلوی پسره با روسری میگرده پسره از رفتار دختر تعجب میکنه بعد یه روز پسره همکار هاش رو به خونه خود دعوت میکنه و اونجاست که دختره آبگوشت میزاره و یک لباس محلی هم برای مهمانی میپوشد

مسافر کوچه های عاشقی

kilinik
1391,05,22, ساعت : 04:53
داستان درمورد دوتا خواهر هستن که بخاطر پدرشون میرن توی ارتش
اسم یکی شون ناتاشا بود فکر کنم

اسم کتابشم ناتاشاست

-نازلی-
1391,05,22, ساعت : 14:55
یه کتاب چاپی بود، اولاش رو تو خود انجمن خوندم.
پدر و مادری با دو تا بچه که یکیشون نوزاد بود داشتند به صورت اورژانسی مسافرت می کردند با ماشین، انگار مادره حامله بود.
بعد توی بیابون توقف کردن، موقعی که می خواستن برن از بس حواسشون پرت مادره بود بچه نوزاده رو جا گذاشتند...بعد انگار یه چوپان اومد و بچه رو برداشت...
بقیه ش رو نخوندم....
اسم کتاب لطفا؟؟؟

*donya*
1391,05,22, ساعت : 15:28
سلام
من یه کتاب می خونم فکر کنم تکیه گاهم باش (مطمئن نیستم) یه دختره وکیل بود همراه عموش که پلیس بودطندگی می کنه که دزدیده میشه بعد تو گروه میفهمه همکار عموش خلاف کاره و ..... که رفته بود تو جزو کتاب های متروکه ولی نویسندش قول داده بود تابستان دوباره شروع می کنه نتونستم پیداش کنم کسی ازش خبری داره ئوباره شروع کردن یا نه میشه من را یاری کنید:-118-:

Arrosha
1391,05,22, ساعت : 15:36
یه کتاب چاپی بود، اولاش رو تو خود انجمن خوندم.
پدر و مادری با دو تا بچه که یکیشون نوزاد بود داشتند به صورت اورژانسی مسافرت می کردند با ماشین، انگار مادره حامله بود.
بعد توی بیابون توقف کردن، موقعی که می خواستن برن از بس حواسشون پرت مادره بود بچه نوزاده رو جا گذاشتند...بعد انگار یه چوپان اومد و بچه رو برداشت...
بقیه ش رو نخوندم....
اسم کتاب لطفا؟؟؟


اسمش آيلاره

Arrosha
1391,05,22, ساعت : 15:37
سلام
من یه کتاب می خونم فکر کنم تکیه گاهم باش (مطمئن نیستم) یه دختره وکیل بود همراه عموش که پلیس بودطندگی می کنه که دزدیده میشه بعد تو گروه میفهمه همکار عموش خلاف کاره و ..... که رفته بود تو جزو کتاب های متروکه ولی نویسندش قول داده بود تابستان دوباره شروع می کنه نتونستم پیداش کنم کسی ازش خبری داره ئوباره شروع کردن یا نه میشه من را یاری کنید:-118-:
خير شروع نکردند
همچنان در بخش متروکست

•●بانـــو●•
1391,05,22, ساعت : 15:41
سلام من دنبال یه کتابی ام که دختر به خاطر مشکلی که واسش پیش می اد از خونه فرار می کنه با دوستش .اسمش عوض می کنه همیذاره سایه تو خونه های مردم کارمیکنه چون حاضر نبوده خلاف کنه یه بار با دوستش سوار ماشین یه پسر میشه به اجبار پسر که می بینه دختر معصومه خیلی می برتش خونه ی خودش برا اینکه دختر راحت باشه خودش اونجا نمی مونه دختره ام دفتر خاطراتش میده پسر بخونه راستی پسره نامزد داشت اسمشم منیژه بود بعد سایه با دو سته این پسره ازدواج میکنه plz اسم این متابو بگین؟


اسم اصلي دختره هم رجا بوده...مدتي هم كه از خونه فرار كرده بود نقاشي ميكشيد و زندگيشو ميگذروند...اون پسري كه خونه اش رو داده بود به سايه اسمش كيان بود كه يه خواهر به اسم كيانا داشت...

kilinik
1391,05,22, ساعت : 20:58
اسم اصلي دختره هم رجا بوده...مدتي هم كه از خونه فرار كرده بود نقاشي ميكشيد و زندگيشو ميگذروند...اون پسري كه خونه اش رو داده بود به سايه اسمش كيان بود كه يه خواهر به اسم كيانا داشت...

اره همینه اسمش چی بود؟

sssaaa
1391,05,23, ساعت : 00:05
njk,mkn

•●بانـــو●•
1391,05,24, ساعت : 06:03
اره همینه اسمش چی بود؟


خانمي اسم رمانش فرياد بي صدا هست...من چند بار خوندمش...خيلي قشنگه...

فاطمه سادات ...
1391,05,28, ساعت : 17:04
سلام من یه رمان چند سال پیش خوندم اما اسم رمانش یادم نمیاد خلاصه اش که تو ذهن منه اینه:
دختر با از یه پسر خوشش میاد و اما پسره از خانواده پایینی هستش اما دختر خیلی پولدارن و مادرش هم بیماری قلبی داره و بچه تک دختره به باباش اسرار و خواهش میکنه تا با این پسر ازدواج کنن پدرش هم قبول میکنه که فقط نامزد بشن و پسره رو جلوی در خونه شون نبینه و دختره قبول میکنه و پسره با دختر نامزد میشن و دختر هرچی از پدرش پول میگیره خرج پسره میکنه...و پسره از دختر پول زیادی میگیره وغیبش میزنه و دختر همه جا دنبال پسره میگرده اما پسرغیب.شده..تا چند وقت میگذاه و دختره میفهمه نامزدش با دختر عموش یا داییش ازدواج کرده و باهم رفتن خارج و دختر ضربه روحی میخوره و عمه اش از خارج میاد ایران و دختر رو میخواد ببره شمال و میرن تو جاده شمال ماشین چپ میکنه و عمه و شوهر عمه اش میمیرن اما دختر و بچه عمه اش که نوازدا بوده زنده میمانن و پدر دختره بچه عمه هم رو به سرپرستی خودش میگیره و بچه بزرگ میشه و باهم میرن شمال و تو شمال دختره تنها میره جنگل و گم میشه و پاش گیر میکنه تو تله شکارچی ها و زخمی میشه و شب میشه و دختر بیهوش میشه و یه پسر که انگار دکتر هم بوده پیداش میکنه و میبردت خونه خودش و دختر بهوش میاد و با پسر حرف میزنه و شماره ویلاشون میده به پسره و پسره هم به خانواده دختر اطلاع میده و خاوادهش میان ..و پسره همسایه دختره هستن تو شمال یعنی خونه شون بغل خونه دختره هستش...و دختر که فهمیده نامزد سابقش برگشته ایران و ازش میخواد که دوباره باهم نامزد بشن و دختره به دورغ به پسره میگه به نامزد سابقش و میگه که ازدواج کرده و بچه داره..و در اخر دختر و پسره که فکر کنم دکتره ازدواج میکنه و همین یادم میاد اگه میشه کمکم کنید ممنون.

SANIA-23
1391,05,28, ساعت : 17:14
فریب دل از تینا عبداللهی

mmmsima
1391,05,29, ساعت : 01:38
سلام من یه رمان خوندم ولی اسمشو فراموش کردم خلاصش اینه:یک دختری بود که چشمای ابی داشت با یک مهندس ازدواج کرد که بعد از 8 سال یک دختری رو بدنیا اورد که کور بود.زنه به همراه دخترش میرن خارج از کشور و اونجا چشمشو میده به دخترش.وقتی به ایران برمیگرده شوهرش بهش خیانت میکنه و .....
کسی میتونه پیداش کنه؟

maneou
1391,05,29, ساعت : 01:46
سلام من یه کتابی تو انجمن خوندم راجع به دختری بود که تو دانشگاه با پسری دوست بود ولی بهش شک داشت و دائم با شکش پسر رو اذیت می کرده تا این که پسره رابطه رو تموم می کنه بعد یه سال به طور اتفاقی فکر کنم برادر دختر با خواهر پسر ازدواج می کنه و این حوری دوباره این دوتا همدیگرو می بینن . ممنون می شم بگید چه رمانی بود :-118-:

hanieh21
1391,05,29, ساعت : 02:14
سلام من یه رمان خوندم ولی اسمشو فراموش کردم خلاصش اینه:یک دختری بود که چشمای ابی داشت با یک مهندس ازدواج کرد که بعد از 8 سال یک دختری رو بدنیا اورد که کور بود.زنه به همراه دخترش میرن خارج از کشور و اونجا چشمشو میده به دخترش.وقتی به ایران برمیگرده شوهرش بهش خیانت میکنه و .....
کسی میتونه پیداش کنه؟

گستره محبت

hanieh21
1391,05,29, ساعت : 02:21
من دنبال يك كتابى ميگردم كه يك پيرزنى به اسم ثريا توى اسايشگاه داستان زندگيش رو براى يكى از پرستارها تعريف ميكنه كه وقتى جوون بوده خونه ارباب كار ميكرده و از ارباب حامله ميشه و..

~SariR~
1391,05,29, ساعت : 03:20
سلام من دنبال يك كتاب ميگردم كه چند تا پسر ٢٠ ساله به فكر اذيت كردن دخترا ميفتن و با هم قرار ميذارن كه عكس هاي يه دختري رو پخش كنن ولي يكي از پسرا كه قرار بوده اين كارو انجام بده عاشق دختره ميشه و .................... .
فقط چند تا چيز:
اين رمان چاپ شده
قديميم هست
اسمشم خيلي اجق وجقه
ممنون ميشم اگه كمكم كنين!!!!

arzoo12
1391,05,29, ساعت : 07:49
سلام من یه کتابی تو انجمن خوندم راجع به دختری بود که تو دانشگاه با پسری دوست بود ولی بهش شک داشت و دائم با شکش پسر رو اذیت می کرده تا این که پسره رابطه رو تموم می کنه بعد یه سال به طور اتفاقی فکر کنم برادر دختر با خواهر پسر ازدواج می کنه و این حوری دوباره این دوتا همدیگرو می بینن . ممنون می شم بگید چه رمانی بود :-118-:
رمان "د وباره با تو" از ندا همتی:-2-38-:

PARI%
1391,06,08, ساعت : 11:43
سلام
یه رمانی بود که دختره رو به روی خونشون یه ویلای خالی بود که توش یه درخت کاج بزرگ بود و دختره عاشق اون درخته هست بعد یه مدتی یه خانواده میان اونجا میشینن که مادرو دو تا پسرش هستن یه پسره که با این دختره ازدواج میکنه پلیسه و اسمش پویاست دختره یه برادر هم داره به اسم بهنام
مادر پسره اول میاد خواستگاری این دختر برای اون یکی پسرش اما دختره قبول نمیکنه و بعد با پویا ازدواج میکنه بچه هاشونم دو قلو میشن بعد دزدا یکی از بچه ها که پسره رو میدزدن و میکشنش
این خلاصه اش بود بیشتر رمانو یادمه به جز اسمش
اگه کسی میدونه لطفا بهم بگه
ممنون

zahra h
1391,06,08, ساعت : 12:04
سلام
یه رمانی بود که دختره رو به روی خونشون یه ویلای خالی بود که توش یه درخت کاج بزرگ بود و دختره عاشق اون درخته هست بعد یه مدتی یه خانواده میان اونجا میشینن که مادرو دو تا پسرش هستن یه پسره که با این دختره ازدواج میکنه پلیسه و اسمش پویاست دختره یه برادر هم داره به اسم بهنام
مادر پسره اول میاد خواستگاری این دختر برای اون یکی پسرش اما دختره قبول نمیکنه و بعد با پویا ازدواج میکنه بچه هاشونم دو قلو میشن بعد دزدا یکی از بچه ها که پسره رو میدزدن و میکشنش
این خلاصه اش بود بیشتر رمانو یادمه به جز اسمش
اگه کسی میدونه لطفا بهم بگه
ممنون
رمان امشب از سیمین شیردل

افلاک
1391,06,08, ساعت : 14:23
اینم لینک رمان امشب:
pdf: http://www.98ia.com/News-file-article-sid-2533.html
jar: http://uploadfa.net/uploads/13462339931.jar

nasimrahi
1391,06,08, ساعت : 15:07
يه رمان تازگي توي انجمن تايپ كتاب خوندم كه هنوزم كامل نشده ولي اسمشو يادم نمياد، خلاصش اينه: يه دختري بود كه 18 سالش بود البته فكر كنم، عاشق پسري بود به اسم سينا اما پسر ديگه اي هم بود به اسم احسان كه دختره رو ديونه وار دوس داشت اما دختره عاشق سينا بود، همه بهش ميگفتن كه سينا پسر خوبي نيست و هوس بازه اما دختره قبول نميكرد و احسان هم قول داده بود كه بهش كمك كنه كه به سينا برسه. كسي ميدونه اسم اين رمان چيه؟

to0oranj
1391,06,09, ساعت : 00:47
.یه کتاب قبلا خوندم اسمش یادم نیست
یه شرکت که میخوادکارکنانش روبفرسته خارج ولی شرطش متاهل بودن که دختر داستانبه همکار تازه واردش پیشنهاد میده باهم صوری ازدواج کنن اسم پسره عماده واسم برادر دختر احمد.دختره پدر نداره

هدیه
1391,06,09, ساعت : 01:08
.یه کتاب قبلا خوندم اسمش یادم نیست
یه شرکت که میخوادکارکنانش روبفرسته خارج ولی شرطش متاهل بودن که دختر داستانبه همکار تازه واردش پیشنهاد میده باهم صوری ازدواج کنن اسم پسره عماده واسم برادر دختر احمد.دختره پدر نداره

اسم این رمان ( تو با منی ) نوشته نیلا کاربر انجمن هست اینم لینکش:
http://www.98ia.com/News-file-article-sid-7757.html

راحله۷۱
1391,06,09, ساعت : 01:14
سلام یه رمانه ازبچه هاي سايت درمورد دختريه كه پزشكه دوست داره توارتش كاركنه بادوستش كه پرستاره ميرن ارتش اونجا يه فرمانده دارن به اسم اهورا راد كه خيلي بد اخلاقه ميشه كمك كنيد همين قدر يادم مونده

arzoo12
1391,06,09, ساعت : 01:18
سلام یه رمانه ازبچه هاي سايت درمورد دختريه كه پزشكه دوست داره توارتش كاركنه بادوستش كه پرستاره ميرن ارتش اونجا يه فرمانده دارن به اسم اهورا راد كه خيلي بد اخلاقه ميشه كمك كنيد همين قدر يادم مونده
فکر کنم اسمش در مسیر آب و آتش هستش

راحله۷۱
1391,06,09, ساعت : 11:25
سلام چند هفته پيش رماني خوندم درمورد پسري نابينابود كه يه دختره بهش كمک ميكرد وبعد مدتي واسه دختر مشكل پيش اومد رفت كسي ديگه اي اومد جاش؛اسمش چي بود

ParMoun
1391,06,09, ساعت : 11:28
سلام چند هفته پيش رماني خوندم درمورد پسري نابينابود كه يه دختره بهش كمک ميكرد وبعد مدتي واسه دختر مشكل پيش اومد رفت كسي ديگه اي اومد جاش؛اسمش چي بود

فکر کنم منظورتون کتاب تاریک است باشه از شهریور نویسنده انجمن


تاریک است | شهریور کاربر انجمن (http://www.forum.98ia.com/t205489.html) (http://www.forum.98ia.com/t205489.html)

نداي عشق
1391,06,09, ساعت : 11:46
با سلام خدمت دوستان
کسانی که تعریف کتابی رو شنیدند ولی اسمش رو یادشون رفته توی این تاپیک مختصری از کتاب رو بگند تا شاید دیگر دوستان اسم اون کتاب رو بهشون گفتند .
مثلا یکی از دوستان این ایمیل رو برام فرستاده :

و یکی دیگه این ایمیل رو داده :




زخم خوردگن تقدير از فهيمه رحيمي

dark silver
1391,06,09, ساعت : 12:06
سلام من چند وقت پیش یه رمان خوندم هر میگردم پیداش نمی کنم جریان یه دختری بود که باباش تو یه سفرهاش قول اونو به پسر دوستش که خارج بود داده بود وقتی دختره برای ازدواج میره پسره از خارج نمیاد(پسره تو خارج پزشکی خونده)تو یکی از گردش ها که با یک شخص مهمی که دوست پسره هم بوده با یه پسری به اسم ساشا آشنا میشه وعاشقش میشه ولی بعدش میفهمه که اون همون شوهرشه آخرشم چون اونا زودتر بچه دار میشن پدرشوهره میخواسته ارثشو به اونا بده ولی اونا نگرفتن
من اینو خیلی وقت پیش خوندم .ببخشید خلاصش بده لطفن اسمشو برام بگین اگه خوندین

nasimrahi
1391,06,09, ساعت : 12:46
يه رمان تازگي توي انجمن تايپ كتاب خوندم كه هنوزم كامل نشده ولي اسمشو يادم نمياد، خلاصش اينه: يه دختري بود كه 18 سالش بود البته فكر كنم، عاشق پسري بود به اسم سينا اما پسر ديگه اي هم بود به اسم احسان كه دختره رو ديونه وار دوس داشت اما دختره عاشق سينا بود، همه بهش ميگفتن كه سينا پسر خوبي نيست و هوس بازه اما دختره قبول نميكرد و احسان هم قول داده بود كه بهش كمك كنه كه به سينا برسه. كسي ميدونه اسم اين رمان چيه؟

**Silver Star**
1391,06,09, ساعت : 21:07
سلام من چند وقت پیش یه رمان خوندم هر میگردم پیداش نمی کنم جریان یه دختری بود که باباش تو یه سفرهاش قول اونو به پسر دوستش که خارج بود داده بود وقتی دختره برای ازدواج میره پسره از خارج نمیاد(پسره تو خارج پزشکی خونده)تو یکی از گردش ها که با یک شخص مهمی که دوست پسره هم بوده با یه پسری به اسم ساشا آشنا میشه وعاشقش میشه ولی بعدش میفهمه که اون همون شوهرشه آخرشم چون اونا زودتر بچه دار میشن پدرشوهره میخواسته ارثشو به اونا بده ولی اونا نگرفتن

من اینو خیلی وقت پیش خوندم .ببخشید خلاصش بده لطفن اسمشو برام بگین اگه خوندین

اسم رمان مورد نظر شما گلنار هست.

راحله۷۱
1391,06,09, ساعت : 21:29
سلام رماني خوندم كه راجبه پسري بود که ذهن آدمارو ميخوند بعد بادختري آشنا شد كه اونم ذهنارو ميخوند فقط همينو يادم مونده؛كمك ميكنيد‏?‏

**Silver Star**
1391,06,09, ساعت : 22:26
سلام رماني خوندم كه راجبه پسري بود که ذهن آدمارو ميخوند بعد بادختري آشنا شد كه اونم ذهنارو ميخوند فقط همينو يادم مونده؛كمك ميكنيد‏?‏
اسم کتاب مورد نظر شما فکر کنم مثلث عشق هست.

daneshmand
1391,06,10, ساعت : 17:12
يه رمان تازگي توي انجمن تايپ كتاب خوندم كه هنوزم كامل نشده ولي اسمشو يادم نمياد، خلاصش اينه: يه دختري بود كه 18 سالش بود البته فكر كنم، عاشق پسري بود به اسم سينا اما پسر ديگه اي هم بود به اسم احسان كه دختره رو ديونه وار دوس داشت اما دختره عاشق سينا بود، همه بهش ميگفتن كه سينا پسر خوبي نيست و هوس بازه اما دختره قبول نميكرد و احسان هم قول داده بود كه بهش كمك كنه كه به سينا برسه. كسي ميدونه اسم اين رمان چيه؟

رمان" مرا ببخش"

daneshmand
1391,06,10, ساعت : 17:14
اسم کتاب مورد نظر شما فکر کنم مثلث عشق هست.


سلام رماني خوندم كه راجبه پسري بود که ذهن آدمارو ميخوند بعد بادختري آشنا شد كه اونم ذهنارو ميخوند فقط همينو يادم مونده؛كمك ميكنيد‏?‏

رمان " مثلث زندگی من "

ارشیلا
1391,06,11, ساعت : 00:31
چند وقت پیش یه کتاب خوندم که یه خانم وکیل بود یه پرونده داشت که خانومی متهم به قتل بود.اینم می رفت پیشش که شاید کمکش کنه.بعد اون متهمه همش این وکیل خانومو به شک مینداخت درمورد زندگیش.یه طوری که کم کم وکیله حس می کرد ابجیش باشوهرش سروسرس داره....اسم نویسنده واسم کتابرو میخام.مرسی

arzoo12
1391,06,11, ساعت : 08:38
سلام یه رمان بود از کاربران سایت که دختره از بالای درخت می افته دستش میشکنه بعد که معلم اش مچ بندشو می قیچه همه میفهمن که قبلا خودکشی کرده اسمش چی بود؟؟ فقط همین یه قسمت اش را خوندم و حالا میخوام ادامه بدم

silver moon
1391,06,11, ساعت : 19:47
یه کتاب بود که اسم دختره شینا بود و یه برادر کوچیک داشت که اسمش شروین بود. فهمید پدر و مادرش،پدر و مادر واقعیش نیستند و دفت تهران پیش پدربزرگ و مادربزرگش و عموش که اسمش نیما بود زندگی کنه. آخرش هم میفهمه عوش هم عموی واقعیش نیست. اسمش چی بود؟

nahid_atabak
1391,06,11, ساعت : 23:34
سلام دوستای گلم من دنبال یه کتابی میگردم که یکی از بجه ها تو سایت اشاره کردند و من خیلی خوشم اومد خواهشا اکه کسی میدونه خبرشو بهم بده ممنون میشم ( در مورد دختری بود که دو خواهر داشت بعد مادرش بیمار میشه پدرشم برای خرج درمان زنش زندگیشو میفروشه ولی همسرش میمیره اوناهم مجبور میشن توی منطقه ی پایین اجاره نشین شن دختره بزرگ خانواده که فکر میکنم دیپلم داشته توی هرشرکتی که میره میبینه میخوان سواستفاده کنن و دراخر قیافشو به شکل یه زن ۳۰ ساله که یه چشمش نمیبینه و خوب نمیتونه راه بره درمیاره و تو خونه ی پسر مجردی که دنباله خدمتکاره سن بالا میگرده تا ۲۴ساعت خونشو مرتب کنه استخدام میشه…
بهم بکین ممنون میشم

aflak
1391,06,12, ساعت : 02:38
سلام دوستای گلم من دنبال یه کتابی میگردم که یکی از بجه ها تو سایت اشاره کردند و من خیلی خوشم اومد خواهشا اکه کسی میدونه خبرشو بهم بده ممنون میشم ( در مورد دختری بود که دو خواهر داشت بعد مادرش بیمار میشه پدرشم برای خرج درمان زنش زندگیشو میفروشه ولی همسرش میمیره اوناهم مجبور میشن توی منطقه ی پایین اجاره نشین شن دختره بزرگ خانواده که فکر میکنم دیپلم داشته توی هرشرکتی که میره میبینه میخوان سواستفاده کنن و دراخر قیافشو به شکل یه زن ۳۰ ساله که یه چشمش نمیبینه و خوب نمیتونه راه بره درمیاره و تو خونه ی پسر مجردی که دنباله خدمتکاره سن بالا میگرده تا ۲۴ساعت خونشو مرتب کنه استخدام میشه…
بهم بکین ممنون میشم

درسایه آرزوها / میترا شفقیان

samanaaa
1391,06,12, ساعت : 18:48
یه رمان بود پارسال دی ال کرده بودم ولی یکم خوندم ولی پاک شد اسمش یادم نمونده
داستان یک دختر دبیرستانی بود که یک پسر لات اسمش صادق بود سر کوچشون وا میستاد و دختره پاستوریزه بود میترسید تا همین حد میدونستم

samare
1391,06,12, ساعت : 18:51
یه رمان بود پارسال دی ال کرده بودم ولی یکم خوندم ولی پاک شد اسمش یادم نمونده
داستان یک دختر دبیرستانی بود که یک پسر لات اسمش صادق بود سر کوچشون وا میستاد و دختره پاستوریزه بود میترسید تا همین حد میدونستم
تمام قلبم مال تو
نوشته باران آمد کاربر سایت

افلاک
1391,06,13, ساعت : 10:02
چند وقت پیش یه کتاب خوندم که یه خانم وکیل بود یه پرونده داشت که خانومی متهم به قتل بود.اینم می رفت پیشش که شاید کمکش کنه.بعد اون متهمه همش این وکیل خانومو به شک مینداخت درمورد زندگیش.یه طوری که کم کم وکیله حس می کرد ابجیش باشوهرش سروسرس داره....اسم نویسنده واسم کتابرو میخام.مرسی

پس کوچه های سکوت از ماندانا معینی

پس كوچه های سکوت (http://uploadfa.net/uploads/13466502241.jar)

ahoo21
1391,06,13, ساعت : 11:58
سلام دنبال رمانی میگردم که
دختره با پسر عموش ازدواج میکنه و همرو دوست ندارن ولی پسره عاشقه دختره میشه دختره تو خونشون جلوی پسره روسری سر میکنه و هیچ وقت نمیرقصیده تا عروسی داییش که پسره عصبی میشه
اسمش رو یادم نیست:-2-30-:

sabah70
1391,06,13, ساعت : 14:56
سلام دنبال رمانی میگردم که
دختره با پسر عموش ازدواج میکنه و همرو دوست ندارن ولی پسره عاشقه دختره میشه دختره تو خونشون جلوی پسره روسری سر میکنه و هیچ وقت نمیرقصیده تا عروسی داییش که پسره عصبی میشه
اسمش رو یادم نیست:-2-30-:

رمان بشنو از دل - ن.نوری

sabah70
1391,06,13, ساعت : 15:15
یه کتاب بود که اسم دختره شینا بود و یه برادر کوچیک داشت که اسمش شروین بود. فهمید پدر و مادرش،پدر و مادر واقعیش نیستند و دفت تهران پیش پدربزرگ و مادربزرگش و عموش که اسمش نیما بود زندگی کنه. آخرش هم میفهمه عوش هم عموی واقعیش نیست. اسمش چی بود؟

http://www.forum.98ia.com/t361108.html

sabah70
1391,06,13, ساعت : 15:24
یه رمان در حال تایپ هست که فقط یه قسمتشو خوندم
یه دختر به تقاضای یک نفر به عنوان پرستار میره تو خونه ای تا دزدی کنه اما شبی که گاوصندوق باز میکنه نمینونه این کارو انجام بده و صابخونه هم بیدار میشه

ahoo21
1391,06,13, ساعت : 20:52
یه رمان در حال تایپ هست که فقط یه قسمتشو خوندم
یه دختر به تقاضای یک نفر به عنوان پرستار میره تو خونه ای تا دزدی کنه اما شبی که گاوصندوق باز میکنه نمینونه این کارو انجام بده و صابخونه هم بیدار میشه
اسمش پناه اجباریه
اینم لینک
http://www.forum.98ia.com/t582695-2.html

nafas_donya
1391,06,13, ساعت : 21:47
سلام بچه ها.من دنبال اسم يه رمانم اگه كسي ميدونه بگه مخم داره ميتركهههه(من اين رمانو خوندم اسمش يادم نيست يهو فك نكنيد واسه يه كتاب دنبال اسمما) يه دختره بود يه خانواده گير داشت با دوتا داداش.باباش مجبورش ميكنه با يكي نامزد بشه كه به دلايلي نامزديه بهم ميخوره باز با يكي نامز ميشه بازم شكست بعد اخرش باباش مجبورش ميكنه با يه مرد ميانسال ازدواج كنه كه يه بچه همسن دختره داشته بعد با شوهرش ميرن امريكا.از اون طرفم اين دختره يه عمو داشت كه با باباهه زياد خوب نبودن يه بچه هم داشت كه باباي دختره ادم حسابش نميكرد چون بچه عموه و يه زن ديگه بود البته زن عموه ميدونست ولي باباهه منطق نداشت از دختره هم عموهه چندبار خواستگاري كردا ولي باباهه قبول نكرد.خلاصه ميره با شوهرش امريكا بعده چندوقت مامان باباش ميخوان بيان اونجا ديدنش كه تو راه ميميرن بعد داداشش اينا ميان امريكا دختره همم از مرده طلاق ميگيره البته مرده خيلي خوب بود بخاطر ارامش دختره اينكارو كرد خلاصه بعد از كلي ماجرا واينا با كمك عموش مياد ايران خونه عموش با پسرعموش تو يه شركت كار ميكنن پسره عاشق دختره بود سره كارم با همه شمر بود با دختره مهربون بالاخره با پسره ازدواج ميكنه و كلي ماجراهاي ديگه خواهش ميكنم اگه كسي اسمشو ميدونه بگه از بس فك كردم مخم هنگيده

aras
1391,06,13, ساعت : 23:37
سلام بچه ها.من دنبال اسم يه رمانم اگه كسي ميدونه بگه مخم داره ميتركهههه(من اين رمانو خوندم اسمش يادم نيست يهو فك نكنيد واسه يه كتاب دنبال اسمما) يه دختره بود يه خانواده گير داشت با دوتا داداش.باباش مجبورش ميكنه با يكي نامزد بشه كه به دلايلي نامزديه بهم ميخوره باز با يكي نامز ميشه بازم شكست بعد اخرش باباش مجبورش ميكنه با يه مرد ميانسال ازدواج كنه كه يه بچه همسن دختره داشته بعد با شوهرش ميرن امريكا.از اون طرفم اين دختره يه عمو داشت كه با باباهه زياد خوب نبودن يه بچه هم داشت كه باباي دختره ادم حسابش نميكرد چون بچه عموه و يه زن ديگه بود البته زن عموه ميدونست ولي باباهه منطق نداشت از دختره هم عموهه چندبار خواستگاري كردا ولي باباهه قبول نكرد.خلاصه ميره با شوهرش امريكا بعده چندوقت مامان باباش ميخوان بيان اونجا ديدنش كه تو راه ميميرن بعد داداشش اينا ميان امريكا دختره همم از مرده طلاق ميگيره البته مرده خيلي خوب بود بخاطر ارامش دختره اينكارو كرد خلاصه بعد از كلي ماجرا واينا با كمك عموش مياد ايران خونه عموش با پسرعموش تو يه شركت كار ميكنن پسره عاشق دختره بود سره كارم با همه شمر بود با دختره مهربون بالاخره با پسره ازدواج ميكنه و كلي ماجراهاي ديگه خواهش ميكنم اگه كسي اسمشو ميدونه بگه از بس فك كردم مخم هنگيده






فکر کنم رمان بازگشت
نوشته ی خانم نشاط داودی باشه

nazila love
1391,06,14, ساعت : 00:20
یه رمان خوندم نمیدونم اسمش چیه ولی دختره پدر مادرش به دست عمش که بهش می گفته عمو رضا کشته میشن اونم هی از بچگی خواب میبینه رشته وکالتو انتخاب می کنه بعدش می خواد از این عمو رضا انتام بگیره

اگه میشه لینک رمانهای پرتو و بلو پرنس2 رو هم بدین

eshton
1391,06,14, ساعت : 15:09
یه رمان خوندم نمیدونم اسمش چیه ولی دختره پدر مادرش به دست عمش که بهش می گفته عمو رضا کشته میشن اونم هی از بچگی خواب میبینه رشته وکالتو انتخاب می کنه بعدش می خواد از این عمو رضا انتام بگیره

اگه میشه لینک رمانهای پرتو و بلو پرنس2 رو هم بدین
یاس نویسنده star

honey_x
1391,06,14, ساعت : 18:36
سلام
من دنبال کتاب "طنین نبض عشق" نوشته ی کاربر همین سایت به نام mahnameh هستم...ولی هرچی می گردم نمی تونم توی سایت پیداش کنم!

دوست عزیز اینجا جای پستتون نیست!
این کتاب به درخواست نویسنده اش حذف شده!

Fazi1996
1391,06,14, ساعت : 21:35
یه رمان فقط خلاصش رو میدونم میخواستم بخونم اما اتفاقی پاک شد اسمشم رو نمیدونم
در مورد یه پسربود که نابینابود یه دختره باهاش دوست بود وبه زندگی امیدوارش میکرد بعد دختره میخواد ازدواج کنه باشوهرش بره خارج
برای همین از دوستش میخواد که به جای اون بره پیش پسره وچون پسره نمیبینه متوجه نشه اما دوست پسره متوجه این جابه جایی میشه
من اسمش رو نمیدونم اگه کسی اسمش رو میدونه لطفا بهم بگه

silver moon
1391,06,14, ساعت : 22:56
یه رمان فقط خلاصش رو میدونم میخواستم بخونم اما اتفاقی پاک شد اسمشم رو نمیدونم
در مورد یه پسربود که نابینابود یه دختره باهاش دوست بود وبه زندگی امیدوارش میکرد بعد دختره میخواد ازدواج کنه باشوهرش بره خارج
برای همین از دوستش میخواد که به جای اون بره پیش پسره وچون پسره نمیبینه متوجه نشه اما دوست پسره متوجه این جابه جایی میشه
من اسمش رو نمیدونم اگه کسی اسمش رو میدونه لطفا بهم بگه

رمان تاریک است نوشته شهریور:-2-40-:

NILOUFAR
1391,06,16, ساعت : 00:04
من حدود 10 سال پیش یه کتابی بهم هدیه دادن که بعد خوندنش همون موقع ها گم شد خیلی دوست دارم دوباره بخرمش ولی اسم کتاب و نویسنده توی ذهنم نیست زیادم قطور نبود .
داستانش این بود که یه خانواده به یه محله جدید میرن دختر داستان عاشق پسر همسابشون بهمن میشه بعد بهمن میره سربازی و انگار دختره رو به زور شوهر میدن (اینجاش رو خوب یادم نیست شایدم شوهر نمیکنه ) چند سال بعد دختره میره یه خونه ای برای پرستاری که از یه خانمی که دم مرگه پرستاری کنه بعد میفهمه که داره از زن بهمن پرستاری میکنه و بهمن خلبان شده و ... .(خیلی خلاصه اش افتضاح بود میدونم ولی بیشتر از این یادم نیست )

راحله۷۱
1391,06,16, ساعت : 17:43
رمانيه كه دختره پرستأري شهر ديگه قبول ميشه ولي چون خواهر بزرگترش تو همون شهر تصادف ميكنه ميميره خانوادش نميذارن بره بعد دوست داداشش اومد كمك كرد كه بره كسي ميدونه اسم رمان چيه‏?‏

nasimrahi
1391,06,16, ساعت : 23:28
دنبال يه رمان ميگردم خلاصش اينه: در مورد يه دختره توي يه خانواده مذهبي كه با يكي ازدواج ميكنه ميره كانادا، بعد كم كم از راه به در ميشه به خاطر پول هر كاري ميكنه، اسم خواهراشم نازنين فاطمه و نازنين مريم و نازنين زينب و اسم خودش نازنين زهرا بود ممنون

Sokout
1391,06,17, ساعت : 00:27
دنبال يه رمان ميگردم خلاصش اينه: در مورد يه دختره توي يه خانواده مذهبي كه با يكي ازدواج ميكنه ميره كانادا، بعد كم كم از راه به در ميشه به خاطر پول هر كاري ميكنه، اسم خواهراشم نازنين فاطمه و نازنين مريم و نازنين زينب و اسم خودش نازنين زهرا بود ممنون
فکر کنم عصیان باشه نوشته Banner در حاله تایپه

*T.a.N.i.N*
1391,06,17, ساعت : 00:41
رمانيه كه دختره پرستأري شهر ديگه قبول ميشه ولي چون خواهر بزرگترش تو همون شهر تصادف ميكنه ميميره خانوادش نميذارن بره بعد دوست داداشش اومد كمك كرد كه بره كسي ميدونه اسم رمان چيه‏?‏


"وقتی تو هستی" نوشته ZOHAL

NAVA22
1391,06,21, ساعت : 13:10
یه دختری بود اسمش مینا بود یا رویا دقیق یادم نیست.. پدر و مادر و خواهرش و تو خونه شون کشتن ولی خودش زنده بود و تنها شاهد قتل. یه مدت تو بیمارستان بود که خواستن بکشنش بعد پلیسی که مسئول پرونده ش بود دختره رو برد خونه ی خودش. از کاربرا هم نبود. ممنون می شم اسمش و بگین.

افلاک
1391,06,21, ساعت : 14:14
یه دختری بود اسمش مینا بود یا رویا دقیق یادم نیست.. پدر و مادر و خواهرش و تو خونه شون کشتن ولی خودش زنده بود و تنها شاهد قتل. یه مدت تو بیمارستان بود که خواستن بکشنش بعد پلیسی که مسئول پرونده ش بود دختره رو برد خونه ی خودش. از کاربرا هم نبود. ممنون می شم اسمش و بگین.

رمان رويا از مهناز صیدی

malkusha
1391,06,23, ساعت : 03:28
من یه رمان خوندم خیلی وقت پیش اسمش یادم نیست.درباره یه پسره که تو کار فرستادن دخترا به کشورهای عربیه که دوستش اشتباها دوست دختر پسر رو هم میگیره تا بفرسته کشورهای عربی.اسم پسره فکر کنم امیر بود و اسم دختره مهتاب.

افلاک
1391,06,23, ساعت : 12:50
من یه رمان خوندم خیلی وقت پیش اسمش یادم نیست.درباره یه پسره که تو کار فرستادن دخترا به کشورهای عربیه که دوستش اشتباها دوست دختر پسر رو هم میگیره تا بفرسته کشورهای عربی.اسم پسره فکر کنم امیر بود و اسم دختره مهتاب.

فکر کنم کتاب همسفر از کتایون و حامی بود

http://uplod.ir/3kapbdo9w6sg/HAMSAFAR.JAR.htm

tanha75
1391,06,26, ساعت : 05:31
سلام ...یه رمان هست...فکر کنم از کاربرای خودمون باشه اسمشو یادم رفته...یه دختر به اسم بهار ...دو تا داداش به اسم بهرام و بهنام ...اگه درست باشه ...برادر بزرگه با مشاور مدرسه بهار به نام پرستو ازدواج می کنه....بهار توی یه مهدکودک کار می کنه که دایی یه پسر کوچولو نظرش رو جلب می کنه به بهانه ی فکر کنم نگهداری از اون پسر میره توی خونه اون دکتر..اسمش فرهاد بود ...اما فرهاد زن داشت به اسم الهام که مریض بود و حتما باید یه قلب بهش پیوند می شد ...بعار عاشق فرهاد میشه و باهاش به خاطر اصرار الهام ازدواج می کنه...حامله میشه...ولی به الهام قلب می دن و زنده می مونه ...از طرف فرهاد طرد میشه و جدا با بچه اش یه زندگی رو شروع میکنه...چند سال بعد هم فرنوش خواهر فرهاد پیداشون میکنه...و الباقی ماجرا ..ببخشید زیاد شد ...ولی برام مهمه......اسمشو می خوام ...ممنون میشم...

NAVA22
1391,06,26, ساعت : 09:34
سلام ...یه رمان هست...فکر کنم از کاربرای خودمون باشه اسمشو یادم رفته...یه دختر به اسم بهار ...دو تا داداش به اسم بهرام و بهنام ...اگه درست باشه ...برادر بزرگه با مشاور مدرسه بهار به نام پرستو ازدواج می کنه....بهار توی یه مهدکودک کار می کنه که دایی یه پسر کوچولو نظرش رو جلب می کنه به بهانه ی فکر کنم نگهداری از اون پسر میره توی خونه اون دکتر..اسمش فرهاد بود ...اما فرهاد زن داشت به اسم الهام که مریض بود و حتما باید یه قلب بهش پیوند می شد ...بعار عاشق فرهاد میشه و باهاش به خاطر اصرار الهام ازدواج می کنه...حامله میشه...ولی به الهام قلب می دن و زنده می مونه ...از طرف فرهاد طرد میشه و جدا با بچه اش یه زندگی رو شروع میکنه...چند سال بعد هم فرنوش خواهر فرهاد پیداشون میکنه...و الباقی ماجرا ..ببخشید زیاد شد ...ولی برام مهمه......اسمشو می خوام ...ممنون میشم...

تمام قلبم مال تو|baranamad

کایسا
1391,06,30, ساعت : 19:38
سلام
دنبال یه کتابی میگردم که راجع به یه دختر بود که پدرش کارمند معمولیه که پول خونشون رو از دست میدهند بعد خونشونوازدست میدن چندوقتی با عمشون زندگی میکنند ودوباره خونه میگیرند بعد دختره تو یه شرکت استخدام میشه یه تیکه از کتاب که یادمه دختره میزنه یه دفتر اسنادو خراب میکنه وجبرانش مجبور میشه تا یه ماه اضافه تو شرکت بمونه
ممنون میشم اگه کسی اسم شو بگه

nasimrahi
1391,06,31, ساعت : 11:17
يكي از رمانهاي كاربراي سايت اسمشو نميدونم درباره يه دختر بود كه دو رگه فرانسوي ايراني بود مادرش ايراني بود، خيلي زيبا بود و ريزه ميزه، يه روز كه با دوستاش ميره لباس بخره بعد با يه پسره سر يكي از لباسا دعواش ميشه بعد اشتباهي وسايل پسره رو با خودش ميبره، اسم يكي از پسرا هم محمدسام عبدالغني بود

هدیه
1391,06,31, ساعت : 18:17
يكي از رمانهاي كاربراي سايت اسمشو نميدونم درباره يه دختر بود كه دو رگه فرانسوي ايراني بود مادرش ايراني بود، خيلي زيبا بود و ريزه ميزه، يه روز كه با دوستاش ميره لباس بخره بعد با يه پسره سر يكي از لباسا دعواش ميشه بعد اشتباهي وسايل پسره رو با خودش ميبره، اسم يكي از پسرا هم محمدسام عبدالغني بود
اسم این رمان امروز من فردای تو (**samanta** کاربر انجمن) هست که هنوز هم به اتمام نرسیده اینم لینک تاپیکش :
http://www.forum.98ia.com/t372390-9.html

سیماسیما
1391,07,01, ساعت : 10:17
سلام یه کتاب خوندم اما نصفه مضمونش این بود

مامان بابا دختره از هم جدا شده بودن و دختره پیش مامان بزرگش بود......بابا مامان هرکدوم دوباره ازدواج کردن.و اصلا به دختره توجه نمیکنن تا مادر بزرگ میمیره .......بابا مجبور میشه ببرش پیش خودش.....دختر عاشق نقاشی هم بود
بعدم بابا میدش به پسر دوستش
پسره میگه نمیخوام درس بخونی چون من هم دکترم هم مهندس ...پس تو هم ، هم خانوم مهندسی هم خانوم دکتر...........

ممنون میشم اگه کسی اسمشو بگه............

fatemeh333
1391,07,01, ساعت : 10:33
یه رمان خارجی از کتابخونه گرفته بودم فوق العاده بود ولی هیچ اطلاعاتی ازش ندارم :
داستانش در مورد یک دختر آلمانی بود که یک برادر داشت، مادرش زن زیبایی بود که و با پدرشون اختلاف سنی زیادی داشت و به شوهرش خیانت می کرد بعد توی جنگ جهانی دختر خانواده رو زندانی می کنن که یه افسر نجاتش میده و به عنوان معشوقه اش با خودش می بره به خونه خودش ، دختره به اون علاقه مند می شه و باردار می شه بعد افسره می میره و دختره آواره می شه با یه گروه میره آمریکا و اونجا یه خانواده آمریکایی ازون خوششون میاد و قصد می کنن برای پسرشون اونو بگیرن و قرار می شه بچه توی راه رو جای بچه پسر آمریکاییه جا بزنن
ولی دختر پشیمون می شه و پسرشو خودش بزرگ می کنه و ...

راحله۷۱
1391,07,01, ساعت : 10:49
سيما جون رمان مورد نظرتون ترس از عشق

miss maryam
1391,07,03, ساعت : 06:26
اسمش هست تمام قلبم مال تو اینم لینکش http://www.98ia.com/News-file-article-sid-7509.html

*Shirin
1391,07,03, ساعت : 08:12
یه رمان خارجی از کتابخونه گرفته بودم فوق العاده بود ولی هیچ اطلاعاتی ازش ندارم :
داستانش در مورد یک دختر آلمانی بود که یک برادر داشت، مادرش زن زیبایی بود که و با پدرشون اختلاف سنی زیادی داشت و به شوهرش خیانت می کرد بعد توی جنگ جهانی دختر خانواده رو زندانی می کنن که یه افسر نجاتش میده و به عنوان معشوقه اش با خودش می بره به خونه خودش ، دختره به اون علاقه مند می شه و باردار می شه بعد افسره می میره و دختره آواره می شه با یه گروه میره آمریکا و اونجا یه خانواده آمریکایی ازون خوششون میاد و قصد می کنن برای پسرشون اونو بگیرن و قرار می شه بچه توی راه رو جای بچه پسر آمریکاییه جا بزنن
ولی دختر پشیمون می شه و پسرشو خودش بزرگ می کنه و ...

فكر مى كنم درياچه شيشه اى باشه ....

fatemeh333
1391,07,03, ساعت : 13:34
فكر مى كنم درياچه شيشه اى باشه ....

نه عزیز خلاصشو خوندم این نیست.

eshton
1391,07,03, ساعت : 16:19
سلام دوستان رمان زیبایی بود بچه ها من چند وقت پیش خلاصه رمانی رو خوندم خیلی خوشم اومد اا امش یادم نمیاد که بتونم دانلود کنم لطفا اسمش بگید داستان درمورد دختری هست که تازه رشته پزشکی قبول میشه ووقتی که سوار قطار میشه رییس قطار میخواد پسری رو بزار تو کوپش مخالفت میکنه ودر دانشگاه متوجه میشه این پسره استاد دانشگاهش بوده. بهار جون اگه اسم رمان رو پیدا کردی بگو منم بخونم. مرسی

eshton
1391,07,03, ساعت : 16:54
سلام یه کتاب خوندم اما نصفه مضمونش این بود

مامان بابا دختره از هم جدا شده بودن و دختره پیش مامان بزرگش بود......بابا مامان هرکدوم دوباره ازدواج کردن.و اصلا به دختره توجه نمیکنن تا مادر بزرگ میمیره .......بابا مجبور میشه ببرش پیش خودش.....دختر عاشق نقاشی هم بود
بعدم بابا میدش به پسر دوستش
پسره میگه نمیخوام درس بخونی چون من هم دکترم هم مهندس ...پس تو هم ، هم خانوم مهندسی هم خانوم دکتر...........

ممنون میشم اگه کسی اسمشو بگه............
ترس از عشق&تهمتن

negin.b
1391,07,03, ساعت : 21:51
سلام دوستان رمان زیبایی بود بچه ها من چند وقت پیش خلاصه رمانی رو خوندم خیلی خوشم اومد اا امش یادم نمیاد که بتونم دانلود کنم لطفا اسمش بگید داستان درمورد دختری هست که تازه رشته پزشکی قبول میشه ووقتی که سوار قطار میشه رییس قطار میخواد پسری رو بزار تو کوپش مخالفت میکنه ودر دانشگاه متوجه میشه این پسره استاد دانشگاهش بوده. بهار جون اگه اسم رمان رو پیدا کردی بگو منم بخونم. مرسی
فکر کنم منظورتون سکوت سرد از خانوم ن.صمیم باشه...انتشارات علی...

کایسا
1391,07,04, ساعت : 17:43
سلام
دنبال یه کتابی میگردم که راجع به یه دختر بود که پدرش کارمند معمولیه که پول خونشون رو از دست میدهند بعد خونشونوازدست میدن چندوقتی با عمشون زندگی میکنند ودوباره خونه میگیرند بعد دختره تو یه شرکت استخدام میشه یه تیکه از کتاب که یادمه دختره میزنه یه دفتر اسنادو خراب میکنه وجبرانش مجبور میشه تا یه ماه اضافه تو شرکت بمونه
ممنون میشم اگه کسی اسم شو بگه

bineghab
1391,07,06, ساعت : 21:11
سلام من یه کتابی تو انجمن خوندم راجع به دختری بود که تو دانشگاه با پسری دوست بود ولی بهش شک داشت و دائم با شکش پسر رو اذیت می کرده تا این که پسره رابطه رو تموم می کنه بعد یه سال به طور اتفاقی فکر کنم برادر دختر با خواهر پسر ازدواج می کنه و این حوری دوباره این دوتا همدیگرو می بینن . ممنون می شم بگید چه رمانی بود :-118-:
اگه اشتباه نکنم غریبه آشنا باشه

فانتین
1391,07,07, ساعت : 01:13
اولا که خودم میدونم اینجا جای همچین پستی نیست و معذرت می خوام:-2-35-:

اما جواب شما دوست عزیز...نمیدونم نویسنده اش کیه منم مثه این دوستمون که اسم کتاب یادش نیست در عنفوان کودکی و نوجوانی خوندمش:-2-28-::-2-26-:

http://www.forum.98ia.com/t502563.html

میم.
1391,07,07, ساعت : 01:22
نه عزیز خلاصشو خوندم این نیست.

می دونم کتاب از دانیل استیل اما اسمش خاطرم نیست. منم خیلی دوستش داشتم. آخرش پسر و دختر قهرمان های داستان با هم روبرو می شن.

فانتین
1391,07,07, ساعت : 18:56
سلام دوستان رمان زیبایی بود بچه ها من چند وقت پیش خلاصه رمانی رو خوندم خیلی خوشم اومد اا امش یادم نمیاد که بتونم دانلود کنم لطفا اسمش بگید داستان درمورد دختری هست که تازه رشته پزشکی قبول میشه ووقتی که سوار قطار میشه رییس قطار میخواد پسری رو بزار تو کوپش مخالفت میکنه ودر دانشگاه متوجه میشه این پسره استاد دانشگاهش بوده. بهار جون اگه اسم رمان رو پیدا کردی بگو منم بخونم. مرسی

چوب یک اشتباه
این تاپیک نقدشه:
http://www.forum.98ia.com/t437096.html

mashol
1391,07,07, ساعت : 19:49
سلام خسته نباشد یک کتاب از بچه های این سایت بود دقیق اسمش یادم نمیاد یک دختری بود که با داداش دوستش بعد یک عالمه درگیری ازدواج می کنن ولی دخالت مادرشوهر که میگه این دختره به ما نمیحوره سرد میشه و طلاق میگیرن پدرش بدهکار میشه میرن سمنان اونجا پنهانی با صاحبخانه شون که اسمش حمید بوده به مدت یک سال صیغه میشه و به شمال کشور میرن وتا اجازه داه بده خاموادش اونجا بشینن ........

sanaz.p
1391,07,07, ساعت : 20:07
یه رمان خارجی از کتابخونه گرفته بودم فوق العاده بود ولی هیچ اطلاعاتی ازش ندارم :
داستانش در مورد یک دختر آلمانی بود که یک برادر داشت، مادرش زن زیبایی بود که و با پدرشون اختلاف سنی زیادی داشت و به شوهرش خیانت می کرد بعد توی جنگ جهانی دختر خانواده رو زندانی می کنن که یه افسر نجاتش میده و به عنوان معشوقه اش با خودش می بره به خونه خودش ، دختره به اون علاقه مند می شه و باردار می شه بعد افسره می میره و دختره آواره می شه با یه گروه میره آمریکا و اونجا یه خانواده آمریکایی ازون خوششون میاد و قصد می کنن برای پسرشون اونو بگیرن و قرار می شه بچه توی راه رو جای بچه پسر آمریکاییه جا بزنن
ولی دختر پشیمون می شه و پسرشو خودش بزرگ می کنه و ...


انگشتر -دانیل استیل

ahoo21
1391,07,07, ساعت : 20:25
سلام
من دنبال یه کتاب میگردم تو سایت داشتم میخوندم به زبان بچگی نوشته بود
لینک دارید بگد؟

daneshmand
1391,07,08, ساعت : 01:07
سلام خسته نباشد یک کتاب از بچه های این سایت بود دقیق اسمش یادم نمیاد یک دختری بود که با داداش دوستش بعد یک عالمه درگیری ازدواج می کنن ولی دخالت مادرشوهر که میگه این دختره به ما نمیحوره سرد میشه و طلاق میگیرن پدرش بدهکار میشه میرن سمنان اونجا پنهانی با صاحبخانه شون که اسمش حمید بوده به مدت یک سال صیغه میشه و به شمال کشور میرن وتا اجازه داه بده خاموادش اونجا بشینن ........

رمان یک نفس هوای تو:
http://www.forum.98ia.com/t311124.html

فانتین
1391,07,10, ساعت : 20:18
سلام.
یه کتاب خوندم داستانش درباره دختری هست که همسرش را از دست میده(بادمه شوهرش اول نابینا میشه و بعد می میره)
و یک دختر هم بنام پرک داشت بعد دختره خیلی اتفاقی برادر شوهر مرحومش را می بینه
و از قضا برادرا دوقلو بودن.
دخترش را در تصادف از دست میده.. و اخر داستان با برادر شوهرش ازدواج میکنه.
داستانش در کرمان توصیف میشه.
اسم کتاب؟؟

daneshmand
1391,07,10, ساعت : 21:40
اگه اشتباه نکنم غریبه آشنا باشه

دوست عزیز اسم این رمان دوباره با تو از خانم ندا همتی هستش:-2-40-:

aras
1391,07,10, ساعت : 23:30
سلام.
یه کتاب خوندم داستانش درباره دختری هست که همسرش را از دست میده(بادمه شوهرش اول نابینا میشه و بعد می میره)
و یک دختر هم بنام پرک داشت بعد دختره خیلی اتفاقی برادر شوهر مرحومش را می بینه
و از قضا برادرا دوقلو بودن.
دخترش را در تصادف از دست میده.. و اخر داستان با برادر شوهرش ازدواج میکنه.
داستانش در کرمان توصیف میشه.
اسم کتاب؟؟

اسم رمان غم های زندگی هستش

ahoo21
1391,07,12, ساعت : 13:46
سلام
من دنبال یه کتاب میگردم تو سایت داشتم میخوندم به زبان بچگی نوشته بود
لینک دارید بگد؟

Mina
1391,07,12, ساعت : 13:50
سلام
من دنبال یه کتاب میگردم تو سایت داشتم میخوندم به زبان بچگی نوشته بود
لینک دارید بگد؟

فکر کنم اینو میگید
http://www.forum.98ia.com/t613487.html

فانتین
1391,07,12, ساعت : 21:55
سلام بچه ها.
من یه رمان خوندم درباره یه دختر که منشی یک شرکت میشه.
بعد میره خونه رئیس شرکت هم به عنوان مستخدم کار میکنه.
اینا جنوب کشور زندگی می کردن.
بعد با رئیس عاشق معشوق میشن
رئیس میره خارج از کشور و تصادف میکنه.. فلج میشه.
در ضمن خانوادش هم راضی به ازدواجشون نبودن.
بعد داداش رئیس هم که دکتر بود عاشق خواهر این دختره میشه و
اخر داستان هم با هم ازدواج میکنن..
اسمش یادتون اومد؟
من فکر میکردم منشی مدیر باشه اما نبود..
حالا یادم نیست..؟؟؟

niloofarane
1391,07,12, ساعت : 23:28
سلام بچه ها.
من یه رمان خوندم درباره یه دختر که منشی یک شرکت میشه.
بعد میره خونه رئیس شرکت هم به عنوان مستخدم کار میکنه.
اینا جنوب کشور زندگی می کردن.
بعد با رئیس عاشق معشوق میشن
رئیس میره خارج از کشور و تصادف میکنه.. فلج میشه.
در ضمن خانوادش هم راضی به ازدواجشون نبودن.
بعد داداش رئیس هم که دکتر بود عاشق خواهر این دختره میشه و
اخر داستان هم با هم ازدواج میکنن..
اسمش یادتون اومد؟
من فکر میکردم منشی مدیر باشه اما نبود..
حالا یادم نیست..؟؟؟
تو سهم منی ماندانا بهروز:-2-37-:

niloofarane
1391,07,12, ساعت : 23:32
سلام وخسته نباشید.من رمان بچه تهران رومیخوام.میدونم که ایجا جاش نیست ولی قسمت درخواست رمانو پیدانکردم.کلا کارباسایت شما خیلی سخت میشه اگه آدم درخواستی داشته باشه.چون نمیتونه راحت قسمت مربوط به اون مشگل یادرخواستوپیداکنه!!!!!!!!!!!
http://www.forum.98ia.com/t192446-96.html
تو همین قسمت متفرقه کتاب نزدیک همین تایپیکه...زیادم سخت نیست:-2-37-:
نمی دونم این داستان تو سایت هست یا نه

@Shytvnk@
1391,07,13, ساعت : 13:45
سلام
من دنبال یه کتاب میگردم که دختره اسمش سایه بود شر بود یه دوستم داشت عین خودش بعد تو یه مهمونی استادش و داداش استادش به نام اردلان بودن که بعد دوستش بااستاده لاو می شه
سایه هم با برادر استادش خلاصه باهم ازدواج می کنن و از اخر سایه تصادف می کنه میمره

اسم کتابشو نمی دونم خوش حال می شم بهم بگید اسمشو ممونو

رائیکا
1391,07,13, ساعت : 19:01
سلام
من دنبال یه کتاب میگردم که دختره اسمش سایه بود شر بود یه دوستم داشت عین خودش بعد تو یه مهمونی استادش و داداش استادش به نام اردلان بودن که بعد دوستش بااستاده لاو می شه
سایه هم با برادر استادش خلاصه باهم ازدواج می کنن و از اخر سایه تصادف می کنه میمره

اسم کتابشو نمی دونم خوش حال می شم بهم بگید اسمشو ممونو
عشق ماندگار. توی صفحه اصلی سایت سرچ کنی بهت میده

actor
1391,07,14, ساعت : 00:04
سلام
من دنبال یه کتاب میگردم که اسم دختره فکر کنم سالومه بود که پدر و مادرش میمیرن بعد میاد خونه عمه اش می یاد عاشق پسر عمه اش میشه بعد پنهانی عقد میکنن پسره میره مسافرت بعد که دختر عمه هاش و عمه اش میفهمن اون رو میزنن و از خونه بیرونش میکنن

!!neGar
1391,07,14, ساعت : 00:15
سلام
من دنبال یه کتاب میگردم که اسم دختره فکر کنم سالومه بود که پدر و مادرش میمیرن بعد میاد خونه عمه اش می یاد عاشق پسر عمه اش میشه بعد پنهانی عقد میکنن پسره میره مسافرت بعد که دختر عمه هاش و عمه اش میفهمن اون رو میزنن و از خونه بیرونش میکنن
دوست عزیز رمان نازک تر از حریر نوازش رو میگید فکر کنم!!!:-2-40-:

sorcier
1391,07,14, ساعت : 07:41
سلام
یکی از دوستای من دنبال یک کتابیه گفتم شاید شما بتونید کمکش کنید .
داستان یک دختریه که می خواد از زندیش کتاب بنویسه اما به نظرش هیچ چیز جالبی در زندگیش نیست . دوستی هم داره که در یک ساختمونن . بعد می ره توی یک شرکتی حسابدار می شه و طی اتفاقتی می فهمه رییسش برادر خاستگار خودشه . تا این حد برای من تعریف کرده . اگر کمکش کنید ممنون می شم .:-2-40-:

Mina
1391,07,14, ساعت : 10:33
سلام
یکی از دوستای من دنبال یک کتابیه گفتم شاید شما بتونید کمکش کنید .
داستان یک دختریه که می خواد از زندیش کتاب بنویسه اما به نظرش هیچ چیز جالبی در زندگیش نیست . دوستی هم داره که در یک ساختمونن . بعد می ره توی یک شرکتی حسابدار می شه و طی اتفاقتی می فهمه رییسش برادر خاستگار خودشه . تا این حد برای من تعریف کرده . اگر کمکش کنید ممنون می شم .:-2-40-:
فکر میکنم پرنده بهشتی از عاطفه منجزی

hamid171388
1391,07,14, ساعت : 18:33
سلام دنبال اسم رمانی هستم نوشته کاربرای سایت که دختری به خاطر تصادف برادرش با پسر زنی که خواهر متوفی هست ازدواج می کنه و میره خارج

Z.BITA
1391,07,14, ساعت : 22:14
من چند سال پیش یه کتاب خوندم ایرانی بود اسم کتاب و نویسندش یادم نیست اسمش فکر کنم عروس اتش یا چیزی تو این مایه ها بود
اسمای شخصیتاشم یادم نیست اولش درباره یه شهری بود که یه غاری داشت چند نفر وارد این غار شدنو یه سنگو جا به جا کردن اینکار باعث شد دروازه سرزمین اجنه باز بشه واجنه بتونن وارد شهر بشن بعد ادامه رمان درباره یه دختری بود که بازنمی دونم باعمش یا مادرش تنها زندگی می کرد همشم خواب یه پسر زیبایی می دید که بهش گل می ده بعد چند وقت توی واقعیت هم اون پسرو دید و عاشقش شد تا این که اون پسر اومد خواستگاریش نامزد شدن توی مراسم نامزدیشون پسره ودوستاش نمی گذاشتن کسی دوربینه موبایلشو روشن کنه یا فیلمبرداری کنه خودشون دوربین مخصوص اورده بودن و فیلم می گرفتن بعدچند وقت یکی از فامیلای دختره اومدو گفت که من توی مراسمتون ازتون فیلم گرفتم ولی دومادو دوستاش توی فیلم به صورت لکه های سیاه هستن رفتن پیش یه دعا نویس بهشون یه آینه داد و گفت اگه تصویر این پسر توی اینه نیوفته معلوم می شه که جنه دختره اول قبول نمی کرد به اصرار مادرش این کارو کردنو فهمیدن اون جنه اولش دختره ازش دوری می کرد ولی چون عاشقش بود بهش موضوعو گفتو پسرم گفت من عاشقتمو می خواهم باهم باشیمو این حرفا ازون طرف مردم شهر فهمیدن که چرا حضور اجنه زیاد شده پس رفتن توی غارو سنگو سرجای اولش برگردوندن با این کار همه اجنه به سرزمینشون برگردونده می شدن همینطور که دختره وپسره باهم از عشقشون صحبت می کردن پسره داشت به سمت سرزمنش کشیده ومحو می شد دختره هرچی گریه و زاری کرد فایده ای نداشتو پسره ازش خداحافظی کردو ناپدید شد و کتاب تموم شد
می خواستم بدونم اسم کتاب چیه اگه خوندین اسمشو لطف کنیدو بگید ممنون می شم


من چند وقت پیش دنبال این کتاب می گشتم تا این دوست خوبمون azam 24 دارن اسکنشو می ذارن کتاب زیبایی بخونید


همسر آتش | پیمان اردشیری | اسکن
(http://www.forum.98ia.com/t683100.html)

همسر آتش
نویسنده پیمان اردشیری
انتشارات پردیسان
چاپ اول 1381
281 صفحه

sampadi
1391,07,15, ساعت : 11:48
سلام
دنبال یه رمان از 98ia هستم که دختره پدرو مادرشو تازه پیدا کرده یه برادره 2 قلو داره

پدرو مادره ترکش کردن
بدم مجبور به ازدواجش میکنن

eshton
1391,07,16, ساعت : 15:20
سلام بچه ها من دنبال اسم یه رمانم نوشته ی کاربراسات یه دختره که پدرش مرده مادرش با یکی دیگه ازدواج میکنه مرده خیلی هیز بوده نمیذاره دختره با دوس پسرش ازدواج کنه وقتی میخواسته به دختره تجاوز کنه مادره میبینه و سکته میکنه و میمیره دختره هم از اون خونه میره تو یه شرکت کار پیدا میکنه و بعد میره تو خونه ی رییس شرکت هم کار میکنه و هم زندگی زنه رییس شرکتم بهش خیانت کرده بود و تو مراحل طلاق بودن زنه میاد میگه من حاملم البته دختره با رییس شرکت صیغه شده بودن بعد دختره رو میدزدن آخرم با رییس ازدواج میکنه

یـاس
1391,07,16, ساعت : 15:50
یه داستان بود که یه دختره میره خونه ی یه پسر مجرد کار میکنه بعد طرف رئیسش فکر کنم از آب در میاد
درست یادم نیست که فکر کنم یه بارم مرده دستش شکسته بوده دختره براش غذا درست میکنه
یه تیکشم دختره داشته به گلای باغچه آب میداده پسره میاد پیشش یهو
تیکه تیکه یادمه کسی میدونه کدوم رمانه؟
حدس زدم شاید چشم هایی به رنگ عسل باشه اما هرچی فکر کردم دیدم یادم نمیاد دختره تو خونه ی پسره کار کرده باشه

راحله۷۱
1391,07,16, ساعت : 16:02
یه داستان بود که یه دختره میره خونه ی یه پسر مجرد کار میکنه بعد طرف رئیسش فکر کنم از آب در میاد
درست یادم نیست که فکر کنم یه بارم مرده دستش شکسته بوده دختره براش غذا درست میکنه
یه تیکشم دختره داشته به گلای باغچه آب میداده پسره میاد پیشش یهو
تیکه تیکه یادمه کسی میدونه کدوم رمانه؟
حدس زدم شاید چشم هایی به رنگ عسل باشه اما هرچی فکر کردم دیدم یادم نمیاد دختره تو خونه ی پسره کار کرده باشه

فكر كنم منظورتون رمان تو سهم مني باشه

راحله۷۱
1391,07,16, ساعت : 16:07
سلام دنبال رماني هستم كه دختر۱۵ ساله بود كه به خاطرپدرش دست به دزدي ميزنه ولي سربزنگاه صاحبخونه سرميرسه وبه دختره ميگه اگه ميخواي تحويل پليس ندمت بايد يه سال تو خونه من زندگي كني...

ahoo21
1391,07,16, ساعت : 16:47
سلام دنبال رماني هستم كه دختر۱۵ ساله بود كه به خاطرپدرش دست به دزدي ميزنه ولي سربزنگاه صاحبخونه سرميرسه وبه دختره ميگه اگه ميخواي تحويل پليس ندمت بايد يه سال تو خونه من زندگي كني...
پناه اجباریه که درحال تایپه
http://www.forum.98ia.com/t582695.html

actor
1391,07,16, ساعت : 19:19
یه داستان بود که یه دختره میره خونه ی یه پسر مجرد کار میکنه بعد طرف رئیسش فکر کنم از آب در میاد
درست یادم نیست که فکر کنم یه بارم مرده دستش شکسته بوده دختره براش غذا درست میکنه
یه تیکشم دختره داشته به گلای باغچه آب میداده پسره میاد پیشش یهو
تیکه تیکه یادمه کسی میدونه کدوم رمانه؟
حدس زدم شاید چشم هایی به رنگ عسل باشه اما هرچی فکر کردم دیدم یادم نمیاد دختره تو خونه ی پسره کار کرده باشه
اندوه و شادی

actor
1391,07,16, ساعت : 19:26
سلام دنبال رمانی هستم که یه دختره عاشق دوست برادرش میشه دوست برادرش وقتی میفهمه پسش میزنه و میره تهران راستی برادر دختره و دوست برادر یه شرکت تبلیغاتی داشتن و در رشته گرافیک تحصیل میکرده بعد دختره با یه نفر که تصافی اشنا میشه و میره در گروه انها بعد از چند وقت پسر میاد که میبینه دختره چادری شده رشته گرافیک درس میخونه و بعد پسره استادش میشه تا اینجاش یادمه لطفا کمک کنید

سمن جون
1391,07,16, ساعت : 19:54
سلام دنبال رمانی هستم که یه دختره عاشق دوست برادرش میشه دوست برادرش وقتی میفهمه پسش میزنه و میره تهران راستی برادر دختره و دوست برادر یه شرکت تبلیغاتی داشتن و در رشته گرافیک تحصیل میکرده بعد دختره با یه نفر که تصافی اشنا میشه و میره در گروه انها بعد از چند وقت پسر میاد که میبینه دختره چادری شده رشته گرافیک درس میخونه و بعد پسره استادش میشه تا اینجاش یادمه لطفا کمک کنید

فکر کنم اسم رمان یک بار نگاهم کن نوشته باران
اسم دختره ترنج اسم پسره ارشیا
جلد دومشم نوشته شده

فانتین
1391,07,16, ساعت : 20:41
یه داستان بود که یه دختره میره خونه ی یه پسر مجرد کار میکنه بعد طرف رئیسش فکر کنم از آب در میاد
درست یادم نیست که فکر کنم یه بارم مرده دستش شکسته بوده دختره براش غذا درست میکنه
یه تیکشم دختره داشته به گلای باغچه آب میداده پسره میاد پیشش یهو
تیکه تیکه یادمه کسی میدونه کدوم رمانه؟
حدس زدم شاید چشم هایی به رنگ عسل باشه اما هرچی فکر کردم دیدم یادم نمیاد دختره تو خونه ی پسره کار کرده باشه

اسم کتاب
تو سهم منی
ماندانا بهروز
هستش.

ahoo21
1391,07,16, ساعت : 21:28
سلام دنبال رمانی هستم که یه دختره عاشق دوست برادرش میشه دوست برادرش وقتی میفهمه پسش میزنه و میره تهران راستی برادر دختره و دوست برادر یه شرکت تبلیغاتی داشتن و در رشته گرافیک تحصیل میکرده بعد دختره با یه نفر که تصافی اشنا میشه و میره در گروه انها بعد از چند وقت پسر میاد که میبینه دختره چادری شده رشته گرافیک درس میخونه و بعد پسره استادش میشه تا اینجاش یادمه لطفا کمک کنید
یه کتاب دوجلدیه
جلد یک یک بار نگاهم کن و جلد دو برایم از عشق بگو

atiiii
1391,07,17, ساعت : 18:38
سلام . ببخشید من نمی دونم کجا این سوالو مطرح کنم اما حالا می پرسم ....من یه رمان از اینجا دانلود کردم اسمشو یادم رفته اما داستانه رمانش این بود که یه دختر اسب سواری می کرده تو جنگل اما می افته و کور میشه و حافظه اش رو از دست می ده . اینا یه مهمان داشتن که پسره دختررو دوست داشته اما موقعی که می فهمه ول می کنه و میره . از اون طرف هم بازی کودکی دختره هم پیداش می شه و اونو دوست داره اما دختره چیزی یادش نمی یاد فعلا...این دختره بیناییش رو بدست میاره و با این پسره ازدواج می کنه آخر.اگه کسی اسمشو می دونه بگه لطفا
مرسی:-2-40-:

فانتین
1391,07,18, ساعت : 00:48
یه داستانی خوندم.
یه دختری که فکر کنم عاشق پسردایی اش بود. قرار ازدواج میذارن.
پسره یه گردنبند هم بهش میده.
بعد یهو میزنه زیرش و با یه دختر دیگه نامزد میکنه.
دختره هم میره با یه پسر لاابالی نامزد میکنه ولی بعد میفهمه
پسردایی اش سرطان داشته. اخر سر با پسر دایی اش ازدواج میکنه
اما پسردایی می میره و دختره با پسر عموش که از قدیم دختره را دوست داشته
ازدواج میکنه.
فکرکنم اسم پسردایی امید و پسرعمو سیاوش بود.
که سیاوش پزشک و خارج از کشور بود.
اخر سر دختره با سیاوش ازدواج میکنه.

aminlily40
1391,07,18, ساعت : 00:57
یه داستانی خوندم.
یه دختری که فکر کنم عاشق پسردایی اش بود. قرار ازدواج میذارن.
پسره یه گردنبند هم بهش میده.
بعد یهو میزنه زیرش و با یه دختر دیگه نامزد میکنه.
دختره هم میره با یه پسر لاابالی نامزد میکنه ولی بعد میفهمه
پسردایی اش سرطان داشته. اخر سر با پسر دایی اش ازدواج میکنه
اما پسردایی می میره و دختره با پسر عموش که از قدیم دختره را دوست داشته
ازدواج میکنه.
فکرکنم اسم پسردایی امید و پسرعمو سیاوش بود.
که سیاوش پزشک و خارج از کشور بود.
اخر سر دختره با سیاوش ازدواج میکنه.



عزیزم اسم رمان سیاوش است اگر اشتباه نکنم. این هم لینکش برای دانلود.
http://www.98ia.com/News-file-article-sid-2710.html

nana27
1391,07,18, ساعت : 02:15
سلام اسم یه کتابو میخوام دختره واسه دانشگاش میاد خوابگاه تو تهران یه پسر پولدار عاشقش میشه صیغه می کنن از ترس مادر پسره عقد نمی کنن دختره حامله میشه بعد تصادف میکنه بهش میگن دخترت مرده صورتش سوخته بوده جراحی می کنه بعد دخترشو پیدا می کنه ؟ ممنون

بلوط
1391,07,18, ساعت : 02:31
سلام اسم یه کتابو میخوام دختره واسه دانشگاش میاد خوابگاه تو تهران یه پسر پولدار عاشقش میشه صیغه می کنن از ترس مادر پسره عقد نمی کنن دختره حامله میشه بعد تصادف میکنه بهش میگن دخترت مرده صورتش سوخته بوده جراحی می کنه بعد دخترشو پیدا می کنه ؟ ممنون

فکر میکنم کتاب غریبه آشنا مد نظر شماست...

NAVA22
1391,07,18, ساعت : 10:09
یه داستانی خوندم.
یه دختری که فکر کنم عاشق پسردایی اش بود. قرار ازدواج میذارن.
پسره یه گردنبند هم بهش میده.
بعد یهو میزنه زیرش و با یه دختر دیگه نامزد میکنه.
دختره هم میره با یه پسر لاابالی نامزد میکنه ولی بعد میفهمه
پسردایی اش سرطان داشته. اخر سر با پسر دایی اش ازدواج میکنه
اما پسردایی می میره و دختره با پسر عموش که از قدیم دختره را دوست داشته
ازدواج میکنه.
فکرکنم اسم پسردایی امید و پسرعمو سیاوش بود.
که سیاوش پزشک و خارج از کشور بود.
اخر سر دختره با سیاوش ازدواج میکنه.


امانت عشق. فریده شجاعی

بهـار
1391,07,18, ساعت : 12:24
سلا بچه ها
یه کتاب ایرانی خوندم که همه چیزش یادمه به جز اسمش :-2-06-:
داستان درباره ی دختری به اسم وفا و پسری به اسم سعید بود که توی دبی اتفاقی باهم اشنا میشن ( خودش جریانات داره .) بعد برمیگردن تهران ولی دختره نمیتونه و نمیخواد دوباره برگرده پیشه پدربزرگش اینا واسه همینم سعد میبرش خونه خودش و... به هم محرم میشن چون سعید مقید بوده بعد مامانش میگه باید با دختر خالت ازدواج کنی ولی سعید وفا رو میخواد و .... اخرش هم به هم میرسن .
اگه اسمشو میدونید بگید لطفا
ممنون به مقدار زیاد:-2-40-:

فانتین
1391,07,18, ساعت : 13:51
فکر میکنم کتاب غریبه آشنا مد نظر شماست...


اسمش غریبه اشنا نیست. اون یه موضوع دیگه داشت..

Faryad Zire Ab
1391,07,18, ساعت : 16:47
سلام . ببخشید من نمی دونم کجا این سوالو مطرح کنم اما حالا می پرسم ....من یه رمان از اینجا دانلود کردم اسمشو یادم رفته اما داستانه رمانش این بود که یه دختر اسب سواری می کرده تو جنگل اما می افته و کور میشه و حافظه اش رو از دست می ده . اینا یه مهمان داشتن که پسره دختررو دوست داشته اما موقعی که می فهمه ول می کنه و میره . از اون طرف هم بازی کودکی دختره هم پیداش می شه و اونو دوست داره اما دختره چیزی یادش نمی یاد فعلا...این دختره بیناییش رو بدست میاره و با این پسره ازدواج می کنه آخر.اگه کسی اسمشو می دونه بگه لطفا
مرسی:-2-40-:

اسم این کتاب "عشق زیر خاکستر" هستش...
میتونی از صفحه اصلی دانلودش کنی

Faryad Zire Ab
1391,07,18, ساعت : 17:33
من یه رمان خیلی سال پیش خوندم
اسم شخصیت اصلی دختر فریبا بود.
خانواده فریبا با یکی از همسایه هاشون خیلی صمیمی بودن
پسرشون خارج از کشور بود وقتی برگشت اونو فریبا عاشق هم شدن و با هم ازدواج کردن
ولی پسره توی ماه عسلشون خیلی اتفاقی مبتلا به ایدز شد
بعد یه مدتم مرد
اگه میشه کمکم کنید و بگید اسم این کتاب چیه؟

ahoo21
1391,07,18, ساعت : 17:51
اسمش غریبه اشنا نیست. اون یه موضوع دیگه داشت..
چرا اسمش غریبه اشناست من خوندم

nana27
1391,07,18, ساعت : 18:31
سلام اسم یه کتابو میخوام دختره واسه دانشگاش میاد خوابگاه تو تهران . چشمای درشتی داشته. یه پسر پولدار عاشقش میشه. قیافش معمولی بود ولی پولدار بودن. با اطلاع خانواده دختره صیغه می کنن از ترس مادر پسره عقد نمی کنن دختره حامله میشه بعد تصادف میکنه بهش میگن دخترت مرده صورتش سوخته بوده جراحی پلاستیک می کنه بعد دخترشو پیدا می کنه و به عنوان معلمش میشه . شوهرش از چشمام شک میکنه چون گفتن زنش مرده . بابای دختره هم دق می کنه میمیره. بعدبا شوهرش اشتی می کنه اسمش غریبه اشنا نیست که شما گفته بودین. مرسی

avazkhamoosh
1391,07,18, ساعت : 18:38
سلام اسم یه کتابو میخوام دختره واسه دانشگاش میاد خوابگاه تو تهران یه پسر پولدار عاشقش میشه صیغه می کنن از ترس مادر پسره عقد نمی کنن دختره حامله میشه بعد تصادف میکنه بهش میگن دخترت مرده صورتش سوخته بوده جراحی پلاسمیک می کنه بعد دخترشو پیدا می کنه و به عنوان معلمش میشه بعدبا شوهرش اشتی می کنه اسمش غریبه اشنا نیست که شما گفته بودین مرسی

این کتابی که شما میگین
اسمش غریبه آشنا نوشته خانم منیری مهریزی مقدم
نشر علی
اسم شخصیت اصلی دختر : لیلا
شخصیت اصلی پسر : ایلیا
دخترشون : لعیا ( اگر اشتباه نکنم ):-2-41-:

میم.
1391,07,18, ساعت : 18:43
سلام اسم یه کتابو میخوام دختره واسه دانشگاش میاد خوابگاه تو تهران یه پسر پولدار عاشقش میشه صیغه می کنن از ترس مادر پسره عقد نمی کنن دختره حامله میشه بعد تصادف میکنه بهش میگن دخترت مرده صورتش سوخته بوده جراحی پلاسمیک می کنه بعد دخترشو پیدا می کنه و به عنوان معلمش میشه بعدبا شوهرش اشتی می کنه اسمش غریبه اشنا نیست که شما گفته بودین مرسی


غریبه آشنا از منیر مهریزی مقدم انتشارات علی (اسم پسره ایلیا و اسم دختره لیلا)

aminlily40
1391,07,18, ساعت : 21:38
امانت عشق. فریده شجاعی

امانت عشق هم تقریبا یه همچین موضوعی داره ولی این کتاب اسم شخصیت اصلیش علی و سپیده است نه سیاوش.

فانتین
1391,07,18, ساعت : 21:49
این کتابی که شما میگین
اسمش غریبه آشنا نوشته خانم منیری مهریزی مقدم
نشر علی
اسم شخصیت اصلی دختر : لیلا
شخصیت اصلی پسر : ایلیا
دخترشون : لعیا ( اگر اشتباه نکنم ):-2-41-:



بچه ها غریبه اشنا نویسنده کتابش
خانم فرزانه رضایی دارستانی هست.
دوجلدی.
لیدا که از خارج از کشور میاد و عاشق علی میشه

اما بعد بایه پزشک ازدواج میکنه که البته پزشکه میمیره و لیدا با دو تا بچه
که داشته اخرش با علی ازدواج میکنه..
من از سایت دانلود کردم.
اینم لینکش:
http://www.forum.98ia.com/t244920.html

فانتین
1391,07,18, ساعت : 21:53
امانت عشق هم تقریبا یه همچین موضوعی داره ولی این کتاب اسم شخصیت اصلیش علی و سپیده است نه سیاوش.

درسته.. من پیداش کردم.
اسمش امانت عشق بود:

با همون سپیده و علی
لینکش:
http://www.forum.98ia.com/t2846.html

ahoo21
1391,07,18, ساعت : 22:13
بچه ها غریبه اشنا نویسنده کتابش
خانم فرزانه رضایی دارستانی هست.
دوجلدی.
لیدا که از خارج از کشور میاد و عاشق علی میشه

اما بعد بایه پزشک ازدواج میکنه که البته پزشکه میمیره و لیدا با دو تا بچه
که داشته اخرش با علی ازدواج میکنه..
من از سایت دانلود کردم.
اینم لینکش:
http://www.forum.98ia.com/t244920.html
نه اینی که خلاصشو گفتن غریبه اشنای منیر مهریزی مقدم هست

sampadi
1391,07,19, ساعت : 23:05
سلام
چند وقت پیش یه رمان خوندم الان اسمش یادم نیست .خلاصش این بود
دختره با یه پسره از بچگی همسایه بودن بدم عاشق میشن پسره میره خارج .پدره دختره هم میگه باید ازدواج کنی
اونم یه ازواج سوری میکنه....
کی اسمشو میدونه؟

•●بانـــو●•
1391,07,20, ساعت : 13:17
داستان درمورد یک پسریه که روانیه و در تیمارستان هستش و دختری که عاشقش میشه!
درمورد جزئیات داستان چیز زیادی نمیدونم، همین قدر خلاصه اش رو میدونم...کسی میدونه که اسمش چیه، حتماً بگه، خیلی نیاز دارم؟!!!

ننه سرما
1391,07,21, ساعت : 15:41
داستان در مورد دختریه که عاشق پسری میشه که پسره پدر مادر نداشته و عاشق خواهر دختره بوده که خواهر دختره پسره رو دوست داشته ولی چون فکر کرده پسره دوستش نداره با یکی دیگه ازدواج میکنه پسره هم کم کم از دختر خوشش میاد با هم ازدواج میکنند پسره سرطان میگیره میمیرهدختره هم حامله بوده و با یکی دیگه ازدواج میکنه. کسی اسم و نویسنده کتاب رو میدونه؟؟؟؟

avazkhamoosh
1391,07,21, ساعت : 18:42
فانتین عزیز ما دوتا کتاب به نام غریبه آشنا داریم که یکی اش اونی که شما گفتید ولی رمانی که دوستمون خلاصه اش رو گذاشته مربوط به رمانی که گفتم برای نشر علی و روی سایت قرار نداره :-2-41-:

داستان درمورد یک پسریه که روانیه و در تیمارستان هستش و دختری که عاشقش میشه!
درمورد جزئیات داستان چیز زیادی نمیدونم، همین قدر خلاصه اش رو میدونم...کسی میدونه که اسمش چیه، حتماً بگه، خیلی نیاز دارم؟!!!

فکر کنم منظورتون این رمان :-2-41-:
http://www.forum.98ia.com/t498612-4.html


امانت عشق هم تقریبا یه همچین موضوعی داره ولی این کتاب اسم شخصیت اصلیش علی و سپیده است نه سیاوش.

شما منظورتون رمان سیاوش خانم نرگس عینی که شباهت به رمان امانت عشق خانم فریده شجاعی داره :-2-41-:
اینم لینک رمان :-2-38-:

http://www.98ia.com/News-file-article-sid-2710.html

daneshmand
1391,07,21, ساعت : 20:46
داستان در مورد دختریه که عاشق پسری میشه که پسره پدر مادر نداشته و عاشق خواهر دختره بوده که خواهر دختره پسره رو دوست داشته ولی چون فکر کرده پسره دوستش نداره با یکی دیگه ازدواج میکنه پسره هم کم کم از دختر خوشش میاد با هم ازدواج میکنند پسره سرطان میگیره میمیرهدختره هم حامله بوده و با یکی دیگه ازدواج میکنه. کسی اسم و نویسنده کتاب رو میدونه؟؟؟؟

فکر کنم منظورتون" بغض غزل " باشه( :
اینم لینکش
http://www.forum.98ia.com/t56091.html

actor
1391,07,21, ساعت : 23:53
سلام خسته نباشید
من یه رمان خوندم ولی الان اسمش یادم نیست متشکرم
داستان درباره یه دختره که با پسر دوست پدرش که تازه از خارج اومده آشنا میشن که دختره از خواهر پسره شنیده بود که دخترها رو برای خوش گذرونی میخواد که در عروسی یکی از اقوام با آن آشنا میشه بعد از چند وقت دختره از بین سه تا خواستگاراش پسره رو انتخاب میکنه با هم ازدواج میکنن راستی پسره معماری خوانده بود بعد چند وقت دختره میفهمه که شوهرش با دوستش رابطه داره و میره خارج از کشور و بعد اونجا میفهمه که حامله هست بعد از چند سال به ایران مییاد تا اینجا یادم بود لطفا اگه اسمش رو بلد هستین بگید متشکرم

Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ
1391,07,22, ساعت : 00:22
سلام خسته نباشید
من یه رمان خوندم ولی الان اسمش یادم نیست متشکرم
داستان درباره یه دختره که با پسر دوست پدرش که تازه از خارج اومده آشنا میشن که دختره از خواهر پسره شنیده بود که دخترها رو برای خوش گذرونی میخواد که در عروسی یکی از اقوام با آن آشنا میشه بعد از چند وقت دختره از بین سه تا خواستگاراش پسره رو انتخاب میکنه با هم ازدواج میکنن راستی پسره معماری خوانده بود بعد چند وقت دختره میفهمه که شوهرش با دوستش رابطه داره و میره خارج از کشور و بعد اونجا میفهمه که حامله هست بعد از چند سال به ایران مییاد تا اینجا یادم بود لطفا اگه اسمش رو بلد هستین بگید متشکرم

دوست عزيز اين رمان فكر ميكنم "غزال" باشه نوشته خانم طيبه امير جهادي.:-2-40-:

ahoo21
1391,07,27, ساعت : 11:23
من دنبال یه کتاب که در حال تایپ بود میگردم
داستانش این بود
دختره با پدرو برادرش زندگی میکرد که اذیتش میکردن و اون کار میکرد یه روز یه مرده میبینتش به خاطر اون کتک میخوره و مرده میبرتش پیشه خودش داستان و خارج از کشوره و اون شبا کابوس میبینه و برادرو پدرش زندانی میشن

negin.b
1391,07,27, ساعت : 12:31
من دنبال یه کتاب که در حال تایپ بود میگردم
داستانش این بود
دختره با پدرو برادرش زندگی میکرد که اذیتش میکردن و اون کار میکرد یه روز یه مرده میبینتش به خاطر اون کتک میخوره و مرده میبرتش پیشه خودش داستان و خارج از کشوره و اون شبا کابوس میبینه و برادرو پدرش زندانی میشن
سلام...فکر کنم رمان افسونگر باشه که از باران69 عزیزه...
افســــــــــــــــونگر | هما پور اصفهانی (http://www.forum.98ia.com/t657062.html)

نفس رادمنش
1391,07,29, ساعت : 23:25
سلام من دنبال يه رماني ميگردم كه توش يه دختري بود كه نامزد ميكنه بعد با نامزدش بهم ميزنه پسره ميره خارج بعد كه برمي گرده يه ادم ديگه شده و خيلي جذاب تر دخترهدوباره عاشقش ميشه اما پسره محلش نميده ...
ممنون ميشم اسمشو برام پيداكنين از نوشته هاي بچه هاي سايته

راحله۷۱
1391,07,30, ساعت : 00:18
سلام يه رمان داشتم ميخوندم نصفه موند الان ميخوام ادامشو بخونم اسمشو فراموش كردم كمك كنيد ؛داستان زندگي دختري بود كه صورتش سوخته بود همه ازش بدشون ميومد خواهرش با اون يه مدرسه نميرفت و فقط پدرش دوستش داشت ودختره ميخواست جراحي كنه تا اينجا خوندم

fahimeh_day
1391,07,30, ساعت : 15:05
یه رمان تو سایت بود یه دختر پسره دارن به خاطر خانوادهاشون عقد میکنن
بعد دختره میفهمه پسره قبلا یکی دیگه رو دوست داشته فرار میکنه خارج مالزی فکر کنم بعد از چند سال بر میگردن میفهمه پسره دوستش داشته

نهـــا
1391,07,30, ساعت : 17:37
یه رمان تو سایت بود یه دختر پسره دارن به خاطر خانوادهاشون عقد میکنن
بعد دختره میفهمه پسره قبلا یکی دیگه رو دوست داشته فرار میکنه خارج مالزی فکر کنم بعد از چند سال بر میگردن میفهمه پسره دوستش داشته

عشق یا عادت | persian-star کاربر انجمن (http://www.forum.98ia.com/t227993.html)

tanaz.68
1391,08,01, ساعت : 22:59
سلام خسته نباشیی ببخشی یه رمانی میخوندم از یکی از بچه های سایت که دختره یه پارتی میره بعد سردرد میگیره میره تو یه اتاقی میخوابه صب پا میشه میبینه یه پسره پیشش خوابیده نگو صابخونس
پسره هم از این ا بوده که کلی دوس دختر داشته خلاصه دختر ه در میره ولی گوشیشی که پر از عکس هم بوده جا میذاره
زنگ میزنه به پسره که گوشیشو بده پسره فک کنم میگه بیا البته بعد اینکه کلی اذیتش میکنه بیا شرکت دوست دختره میبینش دختره کجبور میشه بگه شوهرمه به پسره میگه یهروز خونتو قرض بده دوستم گفته میخوام بیام خونت میره غذا درست میکنه پسره بش میگه بعد کلی یه غذا خونگی خوردم بعد مهمانی که تموم میشه دختره عدات شده حالش بد میشه سره میره براش دارو میار اسمش یادم رفته ترا خدا ببخشید با این ادرس دادنم لینکشو میخواستم شرمنده ببخشی

فانتین
1391,08,02, ساعت : 00:22
سلام خسته نباشیی ببخشی یه رمانی میخوندم از یکی از بچه های سایت که دختره یه پارتی میره بعد سردرد میگیره میره تو یه اتاقی میخوابه صب پا میشه میبینه یه پسره پیشش خوابیده نگو صابخونس
پسره هم از این ا بوده که کلی دوس دختر داشته خلاصه دختر ه در میره ولی گوشیشی که پر از عکس هم بوده جا میذاره
زنگ میزنه به پسره که گوشیشو بده پسره فک کنم میگه بیا البته بعد اینکه کلی اذیتش میکنه بیا شرکت دوست دختره میبینش دختره کجبور میشه بگه شوهرمه به پسره میگه یهروز خونتو قرض بده دوستم گفته میخوام بیام خونت میره غذا درست میکنه پسره بش میگه بعد کلی یه غذا خونگی خوردم بعد مهمانی که تموم میشه دختره عدات شده حالش بد میشه سره میره براش دارو میار اسمش یادم رفته ترا خدا ببخشید با این ادرس دادنم لینکشو میخواستم شرمنده ببخشی

اسمش اینه:

http://www.forum.98ia.com/t528572.html

باران32
1391,08,02, ساعت : 15:32
سلام .من کتابی رومیخوام که دراون یه دخترعاشق شوهرخواهرش میشه ومعلوم میشه که خواهره عاشق پسرعمویاعمه خودش بوده...

maneou
1391,08,02, ساعت : 15:36
سلام .من کتابی رومیخوام که دراون یه دخترعاشق شوهرخواهرش میشه ومعلوم میشه که خواهره عاشق پسرعمویاعمه خودش بوده...

فکر کنم منظور شما رمان عاشقم باش از نجمه پژمان باشه

maneou
1391,08,02, ساعت : 15:40
من دنبال یه کتابی از بچه های سایت مکی گردم که در حال تایپ بود . در مورد یه دختری که تنها زندگی می کرد و صاحبخونه ش می خواست خونه رو بفروشه . می ره شرکت پسره . پسره مسیحی بوده . حالا هم استاد دانشگاه دختره بود

paezzi
1391,08,02, ساعت : 23:44
سلام من یه رمان خوندم از یکی از کاربرا اسمش رو یادم رفته داستانش تا اونجا که یادم می اد درباره سه برادر که فاصله زمانی چند دقیقه به دنیا اومدند مادرشون فوت کرده هر سه تایی دبیرستانی و خیلی شیطون هستند پدرشون نمایشگاه ماشین داره و مادربزرگشون هم هست تا جایی که فکر کنم موضوع نامادری در میون می اد

نهـــا
1391,08,03, ساعت : 00:09
سلام من یه رمان خوندم از یکی از کاربرا اسمش رو یادم رفته داستانش تا اونجا که یادم می اد درباره سه برادر که فاصله زمانی چند دقیقه به دنیا اومدند مادرشون فوت کرده هر سه تایی دبیرستانی و خیلی شیطون هستند پدرشون نمایشگاه ماشین داره و مادربزرگشون هم هست تا جایی که فکر کنم موضوع نامادری در میون می اد


ماسه نفر | ~Gisoyeshab~ کاربر انجمن (http://www.forum.98ia.com/t611832.html)

فانتین
1391,08,03, ساعت : 11:56
من دنبال یه کتابی از بچه های سایت مکی گردم که در حال تایپ بود . در مورد یه دختری که تنها زندگی می کرد و صاحبخونه ش می خواست خونه رو بفروشه . می ره شرکت پسره . پسره مسیحی بوده . حالا هم استاد دانشگاه دختره بود

اسمش اینه:

http://www.forum.98ia.com/t545392.html

niloofarane
1391,08,04, ساعت : 17:46
سلام يه رمان داشتم ميخوندم نصفه موند الان ميخوام ادامشو بخونم اسمشو فراموش كردم كمك كنيد ؛داستان زندگي دختري بود كه صورتش سوخته بود همه ازش بدشون ميومد خواهرش با اون يه مدرسه نميرفت و فقط پدرش دوستش داشت ودختره ميخواست جراحي كنه تا اينجا خوندم
رمان وانیا هم شبیه اینخلاصه رو داره
وانیا/باران

-ShaDi-
1391,08,07, ساعت : 09:43
قمار سرنوشت
جای سوالتون اینجا نبود باید سرچ می کردید
بفرمایید
http://www.forum.98ia.com/t292528.html

staaar
1391,08,08, ساعت : 20:51
سلام دوستان من دنبال یه رمانم که توش دختره با یه پسره آشنا میشه که پسره بهش میگه نو خیلی شبیه خواهر منی منم بابام حالش خوب نیست یه مدت بیا نقش خواهر منو بازی کن بعدش که دختره قبول میکنه بابای پسره مجبورش میکنه با پسر یکی از دوستاش ازدواج کنه کسی اسم این کتابو میدونه؟

daneshmand
1391,08,08, ساعت : 21:40
سلام دوستان من دنبال یه رمانم که توش دختره با یه پسره آشنا میشه که پسره بهش میگه نو خیلی شبیه خواهر منی منم بابام حالش خوب نیست یه مدت بیا نقش خواهر منو بازی کن بعدش که دختره قبول میکنه بابای پسره مجبورش میکنه با پسر یکی از دوستاش ازدواج کنه کسی اسم این کتابو میدونه؟

رمان" عشق زمستانی"....در قسمت رمانهای کامل شده توسط کاربران می تونید پیداش کنید:-2-40-:

فانتین
1391,08,08, ساعت : 23:44
بچه ها یه کتابی بود دو تا داداش دوقلو که دخترا رو سر کار میذاشتن و بعد یکی از
قل ها عاشق دختر یکی از دوستای خانوادگیشون میشه.
و داداش دیگه ازین مطلب ناراحت میشه چون قرار گذاشته بودن با هیچ دختری نباشن.

و اخر داستان هم این قل دیگه عاشق نوه خدمتکار خونشون میشه و ازدواج پنهانی میکنن و
از ایران خارج میشن.
فکر کنم اسم یکیشون سعید بود.

Sokout
1391,08,09, ساعت : 00:15
بچه ها یه کتابی بود دو تا داداش دوقلو که دخترا رو سر کار میذاشتن و بعد یکی از
قل ها عاشق دختر یکی از دوستای خانوادگیشون میشه.
و داداش دیگه ازین مطلب ناراحت میشه چون قرار گذاشته بودن با هیچ دختری نباشن.

و اخر داستان هم این قل دیگه عاشق نوه خدمتکار خونشون میشه و ازدواج پنهانی میکنن و
از ایران خارج میشن.
فکر کنم اسم یکیشون سعید بود.
مسافر مهتاب نوشته نسرین سیفی