PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : پیدا کردن کتاب های بی نام و بی شناسنامه



صفحه ها : 1 [2] 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14

katerina petrova
1390,02,25, ساعت : 21:41
رمان آریا نه نویسندشو میدونم نه انتشارتش رو
دربه در هم دنبالش میگردم

niki99
1390,02,27, ساعت : 11:32
یه دختری تو یه خوانواده مرفه زندگی می کنه یه دوست خانوادگی دارن که یه پسر دارن این پسر درظاهر خیلی پسر خوب یه جورایی بچه ننه است که مادر پدرش خواهان اذدواج این دو هستن ولی دختره نمی خواد بد یک روز از روی لجبازی میگه می خوام باهاش اشنا بشم که طی قرار ها می فهمه خیلی پسر باحالی است که به خاطر محدودیت ها کارهایی میکنه کا نباید بکنه
معتاده و در اخر مبتلا به یک بیماری بدی میشه

شبنم
1390,02,27, ساعت : 11:41
یه دختری تو یه خوانواده مرفه زندگی می کنه یه دوست خانوادگی دارن که یه پسر دارن این پسر درظاهر خیلی پسر خوب یه جورایی بچه ننه است که مادر پدرش خواهان اذدواج این دو هستن ولی دختره نمی خواد بد یک روز از روی لجبازی میگه می خوام باهاش اشنا بشم که طی قرار ها می فهمه خیلی پسر باحالی است که به خاطر محدودیت ها کارهایی میکنه کا نباید بکنه
معتاده و در اخر مبتلا به یک بیماری بدی میشه

مطمئن نیستم ولی یه قسمتاییش رو چون تایپ کردم به نظرم آشنا اومد. دوباره با تو - نداهمتی - نیست ؟

http://www.forum.98ia.com/t60971.html

elahe70
1390,02,27, ساعت : 12:43
مطمئن نیستم ولی یه قسمتاییش رو چون تایپ کردم به نظرم آشنا اومد. دوباره با تو - نداهمتی - نیست ؟

http://www.forum.98ia.com/t60971.html

درسته گلی همینه :-2-37-:

floora
1390,02,29, ساعت : 01:19
سلام بچه ها. من يه كتاب خوندم شايد 8-9 سال پيش ودوست دارم دوباره بخونمش ولي متاسفانه نه اسمشو يادم مياد نه نويسندشو. فقط موضوعشو يادمه كه دوتا خواهرن به نامهاي آتوسا وركسانا كه بعد از فوت پدرشون ومادرشون از خونه اجاره اي بيرونشون ميكنن. آواره ميشن تو خيابونا يه خانوم پولدار بهشون پناه ميده واونا رو به يه فاميل پولدارترشون معرفي ميكنه كه اونجا زندگي وكار كنن. اين خانومه يه پسر برادر شوهر داره كه از خواهر بزرگه كه آتوساست خوشش مياد ولي با طعنه كنايه همش مسخرش ميكنه. سالها ميگذره آتوسا پزشك ميشه وتو بيمارستان كار ميكه اونجا با يه پزشك به نام فك كنم مهران اشنا ميشه .يه رئيس بيمارستان كه خيلي با آتوسا جورن. اين رئيسه يه پسر داره به نام هومن كه اين هومن از ركسانا خواهركوچيكه خوشش مياد كه اتفاقا استاد دانشگاهشم هست. كه اتفاقاي بين اين دوتا جالبه....
ديدين همشو يادم بود ولي چون خيلي دوستش دارم ميخوام دوباره بخونمش. .ويه خواهش ديگ كه يه كتاب ديگه هم خوندم به نام دو پيكر اونم خيلي دوست دارم دوباره بخونم. اگه تو سايت هست ومن نيددم لطفا آدرسشو بدين ممنون ميشم

بلوط
1390,02,29, ساعت : 01:54
سلام بچه ها. من يه كتاب خوندم شايد 8-9 سال پيش ودوست دارم دوباره بخونمش ولي متاسفانه نه اسمشو يادم مياد نه نويسندشو. فقط موضوعشو يادمه كه دوتا خواهرن به نامهاي آتوسا وركسانا كه بعد از فوت پدرشون ومادرشون از خونه اجاره اي بيرونشون ميكنن. آواره ميشن تو خيابونا يه خانوم پولدار بهشون پناه ميده واونا رو به يه فاميل پولدارترشون معرفي ميكنه كه اونجا زندگي وكار كنن. اين خانومه يه پسر برادر شوهر داره كه از خواهر بزرگه كه آتوساست خوشش مياد ولي با طعنه كنايه همش مسخرش ميكنه. سالها ميگذره آتوسا پزشك ميشه وتو بيمارستان كار ميكه اونجا با يه پزشك به نام فك كنم مهران اشنا ميشه .يه رئيس بيمارستان كه خيلي با آتوسا جورن. اين رئيسه يه پسر داره به نام هومن كه اين هومن از ركسانا خواهركوچيكه خوشش مياد كه اتفاقا استاد دانشگاهشم هست. كه اتفاقاي بين اين دوتا جالبه....
ديدين همشو يادم بود ولي چون خيلي دوستش دارم ميخوام دوباره بخونمش. .ويه خواهش ديگ كه يه كتاب ديگه هم خوندم به نام دو پيكر اونم خيلي دوست دارم دوباره بخونم. اگه تو سايت هست ومن نيددم لطفا آدرسشو بدين ممنون ميشم

عزیزم کتاب اول رو که گفتی اسمش هست درد من و تو (یا درد من ،درد تو)...بهت حق میدم هوس دوباره خوندنش رو داشته باشی منم اون موقع که خوندمش خیلی دوسش داشتم:-2-32-:کتاب دوم هم من اطلاع ندارم که توی سایت هست یا نه :-2-35-:

shasa
1390,02,29, ساعت : 08:07
سلام
دنبال اسم یه کتاب میگردم که قبلا خوندمممنون میشم:-2-34-: اگه کسی بتنونه تو یافتنش کمکم کن:-2-40-::-2-38-:ه
کتاب در مورد زندگی یه دختر بود که اخرا داستان وقتی میره امریکا می فهمن تومور مغزی داره و با شوهرش تو ایران همکلاس بود بعد انصراف میدن و شوهرش میره اونجا پزشکی بخونه...
کسی نمی دونه اسم کتاب چیه؟

tiger1978
1390,02,29, ساعت : 08:54
عزیزم کتاب اول رو که گفتی اسمش هست درد من و تو (یا درد من ،درد تو)...بهت حق میدم هوس دوباره خوندنش رو داشته باشی منم اون موقع که خوندمش خیلی دوسش داشتم:-2-32-:کتاب دوم هم من اطلاع ندارم که توی سایت هست یا نه :-2-35-:


اون وقت این رمان درد من و تو از کی هست .من که هرچی سرچ کردم چیزی پیدا نکردم!!:-2-31-:

iryane
1390,02,29, ساعت : 09:16
دنبال یه رمان هستم که نیمی از داستان در مورد یه دختر ارمنی به نام ژانت هست که از دوست پسرش باردار میشه و ...........
اسمشو نمیدونم میشه کمکم کنید

daneshmand
1390,02,29, ساعت : 17:13
کسی نمی دونه اسم کتاب چیه؟

دوست گلم ،من این رمان رو با یک اسم متفاوت (شب بی انتها) در سایت دیگه ای خوندم و در سایت خودمون هم این رمان با اسم
بهار را باور کن موجوده(نمی دونم حالا کدوم اسم واقعیشه!) اینهم لینکش:
http://www.forum.98ia.com/t23218.html

بلوط
1390,02,29, ساعت : 22:13
اون وقت این رمان درد من و تو از کی هست .من که هرچی سرچ کردم چیزی پیدا نکردم!!:-2-31-:

اولا که خودم میدونم اینجا جای همچین پستی نیست و معذرت می خوام:-2-35-:

اما جواب شما دوست عزیز...نمیدونم نویسنده اش کیه منم مثه این دوستمون که اسم کتاب یادش نیست در عنفوان کودکی و نوجوانی خوندمش:-2-28-::-2-26-:

(mina)
1390,02,29, ساعت : 22:27
دنبال یه رمان هستم که نیمی از داستان در مورد یه دختر ارمنی به نام ژانت هست که از دوست پسرش باردار میشه و ...........
اسمشو نمیدونم میشه کمکم کنید


فکر کنم غرور بالاتر از عشق باشه که نصفه توی سایت اسکنش هست

http://www.forum.98ia.com/t190176.html

5011311
1390,02,29, ساعت : 22:31
سلام من هم دنبال یه رمان می گردم که چند سال پیش تا نصفه خوندمش و خیلی هم دنبالش گشتم ولی چون نه اسمش یادمه نه اسم نویسنده اش هنوز پیداش نکردم
موضوع داستان در مورد یه دختر که پدر مادرش بند بازن(اگه اشتباه نکنم)و تو یه سیرک بین المللی کار می کنن و واسه همین دائم تو سفرن دختره تو جریان داستان با یه پسری اشنا می شه که همش تو جریان داستان حاله همدیگر و می گیرن و مثلا یه بار دختره رو صندلی ماشین پسره یه چیزی می ریزه(یادم نمی یلد دقیقا ولی فکر کنم شربت می ریزه)
متاسفانه تا سر همین کل کلاشون خوندم کسی می تونه به من کمک کنه؟؟؟؟

elahe70
1390,02,30, ساعت : 01:21
اون وقت این رمان درد من و تو از کی هست .من که هرچی سرچ کردم چیزی پیدا نکردم!!:-2-31-:

نویسنده ش زهره قوی بال هست .
تو سایت نداریم .
یه کتاب دیگه از این نویسنده الان در حال تایپه : به اسم جاده زندگی:-2-37-:

فرگون آسمانی
1390,02,30, ساعت : 01:52
سلام من هم دنبال یه رمان می گردم که چند سال پیش تا نصفه خوندمش و خیلی هم دنبالش گشتم ولی چون نه اسمش یادمه نه اسم نویسنده اش هنوز پیداش نکردم
موضوع داستان در مورد یه دختر که پدر مادرش بند بازن(اگه اشتباه نکنم)و تو یه سیرک بین المللی کار می کنن و واسه همین دائم تو سفرن دختره تو جریان داستان با یه پسری اشنا می شه که همش تو جریان داستان حاله همدیگر و می گیرن و مثلا یه بار دختره رو صندلی ماشین پسره یه چیزی می ریزه(یادم نمی یلد دقیقا ولی فکر کنم شربت می ریزه)
متاسفانه تا سر همین کل کلاشون خوندم کسی می تونه به من کمک کنه؟؟؟؟

فكر كنم كتاب " لادن نوشته نوشته كبري كنعاني " الانم بچه هاي سايت دارن تايپ ميكنند

مانی معصومی
1390,03,01, ساعت : 02:38
سلام بچه ها. یه رمان بود که اسم دختر کیانا بود. پدرش به خاطر این که شریکش سرش کلاه می زاره ورشکست می شه و خودکشی می کنه. ارثیه فامیلیشون که کتاب خطی قدیمی بوده دست شریکش بوده . دختره برای به دست آوردن اون کتاب به عنوان کلفت می ره تو اون خونه و عاشق پسر اون خونواده می شه. ممنون می شم اسم کتاب و نویسنده اش رو به من بگین.

یگانه
1390,03,01, ساعت : 02:56
سلام بچه ها. یه رمان بود که اسم دختر کیانا بود. پدرش به خاطر این که شریکش سرش کلاه می زاره ورشکست می شه و خودکشی می کنه. ارثیه فامیلیشون که کتاب خطی قدیمی بوده دست شریکش بوده . دختره برای به دست آوردن اون کتاب به عنوان کلفت می ره تو اون خونه و عاشق پسر اون خونواده می شه. ممنون می شم اسم کتاب و نویسنده اش رو به من بگین.


رمان خلوت نشین عشق

نویسنده: لیلا عیدی

نشر علی

در سایت موجود نیست

هدیه
1390,03,01, ساعت : 11:03
سلام بچه ها. یه رمان بود که اسم دختر کیانا بود. پدرش به خاطر این که شریکش سرش کلاه می زاره ورشکست می شه و خودکشی می کنه. ارثیه فامیلیشون که کتاب خطی قدیمی بوده دست شریکش بوده . دختره برای به دست آوردن اون کتاب به عنوان کلفت می ره تو اون خونه و عاشق پسر اون خونواده می شه. ممنون می شم اسم کتاب و نویسنده اش رو به من بگین.



رمان خلوت نشین عشق

نویسنده: لیلا عیدی

نشر علی

در سایت موجود نیست

اشتباه میکنی عزیزم این کتاب آتش دل نوشته خانم تینا عبداللهی هست.:-2-41-::-2-40-:البته اسم شخصیت اول کتاب رو این دوستمون اشتباه نوشتند ولی قصه کلفتی و کتاب خطی میراث خانوادگی همون قصه اتش دله
توی خلوت نشین عشق دختره به عنوان پرستار بچه رفت توی خونه پسره :mrgreen:

snowwhite
1390,03,07, ساعت : 09:22
بچه ها يه رمان بودش من چند سال پيش خوندمش ولي خيلي مبهم يادمه مي خوام دوباره بخونم پيداش نمي كنم.... :-2-38-:

يه دختره بود كه با شوهرش زندگي مي كرد ولي چون كودكي پر مشكلي داشته نرمال نبود. يه خواهر داشت كه با مادرش زندگي مي كرد. (فكر كنم دختره و شوهرش خارج بودن و همون جا با هم ازدواج كرده بودند و خانواده پسره تا حالا دختره رو نديده بودند.) بعد كه بچه دار مي شه مادر و خواهره مي رن ديدنشون ولي يادم نيست چه طوري دختره مرد(شايد خودش رو كشت، آخه وضع نا بساماني داشت) مادره هم از ناراحتي مرد. پسره با خواهره برگشت ايران به خانوادش گفتند اين زنمه . پسره خواهر زنه رو دوست داشت ولي باهاش ازدواج نكرد. توي جاده شمال تصادف كرد مرد. برادر پسره عاشق دختره شده بود و از طريق دوستش كه خواستگار قبلي زن برادرش بوده فهميده بود كه اين خواهر زن برادرشه نه زن برادرش و در آخر با هم ازدواج مي كنند.

خواهش مي كنم اگه كسي اسمش رو مي دون به من بگه. بد جوري فكرم رو درگير كرده :-2-15-:

Donya-70
1390,03,07, ساعت : 09:27
بچه ها يه رمان بودش من چند سال پيش خوندمش ولي خيلي مبهم يادمه مي خوام دوباره بخونم پيداش نمي كنم.... :-2-38-:

يه دختره بود كه با شوهرش زندگي مي كرد ولي چون كودكي پر مشكلي داشته نرمال نبود. يه خواهر داشت كه با مادرش زندگي مي كرد. (فكر كنم دختره و شوهرش خارج بودن و همون جا با هم ازدواج كرده بودند و خانواده پسره تا حالا دختره رو نديده بودند.) بعد كه بچه دار مي شه مادر و خواهره مي رن ديدنشون ولي يادم نيست چه طوري دختره مرد(شايد خودش رو كشت، آخه وضع نا بساماني داشت) مادره هم از ناراحتي مرد. پسره با خواهره برگشت ايران به خانوادش گفتند اين زنمه . پسره خواهر زنه رو دوست داشت ولي باهاش ازدواج نكرد. توي جاده شمال تصادف كرد مرد. برادر پسره عاشق دختره شده بود و از طريق دوستش كه خواستگار قبلي زن برادرش بوده فهميده بود كه اين خواهر زن برادرشه نه زن برادرش و در آخر با هم ازدواج مي كنند.

خواهش مي كنم اگه كسي اسمش رو مي دون به من بگه. بد جوري فكرم رو درگير كرده :-2-15-:



عزیزم
اسم کتاب : ایلگار دخترم
نویسنده : خانم فهیمه پوریا

mahlarf
1390,03,07, ساعت : 09:36
:-2-30-:منم دنبال شب ساب میگردم

شبنم
1390,03,07, ساعت : 09:46
سلام
من رمان شفق رو واسه دانلود میخوام : ممنون

یک تیکه از قسمت اول کتاب :
با خستگی خودمو روی صندلی انداختم.با اینکه میدونستم کارم درست نیست ولی پاهامو روی میز دراز کردم.مقنعه مو کمی کشیدم عقب.عجیب هوس چای کرده بودم اما وقتی سر فلاسک رو توی فنجونم گرفتم فقط دو قطره چایی توی لیوان ریخت.با دلخوری رو به مریم کردم:
میمردی تهش یکمی واسه من نگه میداشتی؟تو و فرح و یگانه...حالا اگه راست میگی برو از بخششون چایی بیار اگه دادند بهت....تازه تو که میدونی کتری برقیمون خرابه.....
یکریز داشتم غر میزدم که مریم بی هیچ حرفی(چون اخلاق سگ منو میدونست )دستهاشو بالا گرفت:
خیل خب بابا چه خبرته تسلیم تقصیر من بود الان میرم ازشون آبجوش میگیرم....
نذاشتم حرفشو ادامه بده:
لابد سه ساعت دیگه میای تو بری اونجا می ایستی حرف زدن
-فعلا که کاری نداریم تو بخش
و در حالیکه فلاسک به بغل به سمت در میرفت اضافه کرد:
-خبری شد زنگ بزن سریع میام.......
وقتی مریم رفت به ساعتم نگاه کردم.تازه ده شب بود و تا صبح زمان زیادی داشتیم.بعد از دو هفته مرخصی امشب اولین شبکاریم بود.از سر شب بدو بدو داشتیم .بعد از چند ساعت سرپا بودن الان وقت کرده بودم کمی خستگی در کنم.پاهامو از روی میز آوردم پایین.جورابامو درآوردم و دوباره گذاشتم روی میز.با لذت دستهامو از دوطرف باز کردم و به بدنم کش و قوس دادم.خیالم راحت بود که کسی این موقع توی بخش نمیاد حتی سوپروایزر چون همین یه ربع پیش توی بخش بود.میدونستم مریم به این زودیها برنمیگرده برای همین عضلات بدنم رو شل کردم چشمهامو بستم وزیر لب زمزمه کردم:

http://www.forum.98ia.com/t153119.html


:-2-30-:منم دنبال شب ساب میگردم
http://www.forum.98ia.com/t136439.html

دقت کنید توی کدوم تاپیک پست میدید برای درخواست کتاب باید تو تاپیک درخواست کتاب پست بدید

شبنم
1390,03,07, ساعت : 10:02
شبنم جان شفق رو برای دانلود می خواد اون دوستمون:

که در انجمن موجود نیست!

فعلا لینک تاپیک رو گذاشتم هر وقت دانلودش گذاشته شد اونم میذارم!

هدیه
1390,03,09, ساعت : 00:34
سلام .من چند وقت پیش رمانی را خواندم البته ناقص بود اگر کسی بقیه ی ان را می داند برایم بگذارد .داستان در مورد یک دختر پولداری که با مخالفت خانواده در مورد جبهه رفتن روبرو می شود ولی او با عوض کردن قیافه ی خود به جبهه می رود بعد از مدتی اسیر میشود و مورد اذیت عراقیها قرار می گیرد ویکی از فرماندههای عراقی متوجه ی دختر بودن او می شود ...... لطفا دنباله ی ان را بگذارید مرسی

باز هم سلام .من دنبال رمان شفق از خانم شادی داودی هستم .البته برای دانلود .هر کدام از عزیزان می تواند برایم ایمیل کند.مرسی

این داستان اسمش هویت پنهان نوشته دو تا از کاربران نودهشتیا هست اینم لینک تاپیک این داستان که میتونید پیگیریش کنید:
http://www.forum.98ia.com/t165375.html

*donya*
1390,03,14, ساعت : 19:43
اگر اینجا اشتباه نوشتم ببخشید نمی دونستم کجا باید می نوشتم..
من یه مدت پیش دوتا کتاب از این سایت گرفتم ولی الان عنوانشون یادم نیست فایل متنا شونم گم کردم هرچی سرچ کردم نتونستم پیداشون کنم میشه کسی به من کمک کنه کار کتاباش دارم لطفا
..
.
اولی درمورد دختری به نام مانیا بود که خودشا به جای خواهرش که مرده می زننه و بعد همراه شو هر خواهرش به ایران میاد و اتفاقا شو هر خواهرش میمره و او با برادر شو هر از دواج می کنه

دومی هم در مود دختریه که توی خونه ی بزرگ با خانواده اش سرایداری
بعد چند سال پسر این خانواده با مدرک پزشکی از خارج بر میگرده و عاشق دختره ولی دختره که به خاطر اختالا ف طبفاتی با یه دانشجوییه فقیر ازدواج می کنه و... از طرف خانوادهی پسره خیلی آسیب می بینه و بعدش مجبور میشه طلاق بگیره و با دکتره ازدواج می کنه و....

..sHaMim..
1390,03,14, ساعت : 19:54
اولی ایلگار دخترمه

mamorin
1390,03,14, ساعت : 19:55
http://www.forum.98ia.com/t1667-28.html
اینجا بای پست بدی

اولی ایگلار دخترم ماله نشر علی هست و حذف شده
دومیم سایه نگاهت هست

رمان سایه نگاهت | فرزانه رضایی دارستانی (http://www.forum.98ia.com/t4132.html?highlight=%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87+%D9% 86%DA%AF%D8%A7%D9%87%D8%AA)

patrin
1390,03,14, ساعت : 21:11
تاپیکتون با تاپیک http://www.forum.98ia.com/t1667-28.html ادغام شد.

ياابالفضل
1390,03,14, ساعت : 21:24
سلام من هم يك سال پيش رماني تواين سايت خوندم ولي خوب نصفه موضوعش اين بودكه دختري با پسري تو چت آشنا ميشندو در اين صحبت كردنها اتفاقاتي هم ميافته البته دختردر خارج از كشور زندگي ميكرد پسر در ايران وپسر برنامه نويس و گويا مهندس كامپيوتر بوده ولي ديگه نتونستم بقيشو بخونم ميشه لطفامنو راهنمايي كنيد و بگيد اسم كتابش چي بوده

Mina
1390,03,14, ساعت : 21:35
سلام من هم يك سال پيش رماني تواين سايت خوندم ولي خوب نصفه موضوعش اين بودكه دختري با پسري تو چت آشنا ميشندو در اين صحبت كردنها اتفاقاتي هم ميافته البته دختردر خارج از كشور زندگي ميكرد پسر در ايران وپسر برنامه نويس و گويا مهندس كامپيوتر بوده ولي ديگه نتونستم بقيشو بخونم ميشه لطفامنو راهنمايي كنيد و بگيد اسم كتابش چي بوده

رمان چت عشق دروغ هستش فك كنم:-2-37-:

perijooon
1390,03,14, ساعت : 21:43
سلام بچه ها این رمانی که میگم هنوز کامل تایپ نشده ولی اصلا اسمش یادم نمیاد راجع به دختریه که موسیقی یاد میده 16 سالش بوده ازکانادا میاد ایران با یه پسری به اسم سامان اشنا میشه و مشکلاتی پیش میاد که مجبور میشه با عموی سامان اهورا عقد کنه!!!!!!
لطفا یکی به من بگه اسمش چیه چون دارم دیوونه میشم اینقد قکر کردم!!!!!:-2-35-::-2-35-:

iryane
1390,03,14, ساعت : 21:53
سلام بچه ها این رمانی که میگم هنوز کامل تایپ نشده ولی اصلا اسمش یادم نمیاد راجع به دختریه که موسیقی یاد میده 16 سالش بوده ازکانادا میاد ایران با یه پسری به اسم سامان اشنا میشه و مشکلاتی پیش میاد که مجبور میشه با عموی سامان اهورا عقد کنه!!!!!!
لطفا یکی به من بگه اسمش چیه چون دارم دیوونه میشم اینقد قکر کردم!!!!!:-2-35-::-2-35-:
این کتاب اسمش غریبه من نوشته نینا رها هست

perijooon
1390,03,14, ساعت : 22:12
این کتاب اسمش غریبه من نوشته نینا رها هست
مرسی عزیزم :-2-40-::-2-40-::-2-40-::-2-40-::-2-40-::-2-40-::-2-40-::-2-40-:

eglantine-m96
1390,03,14, ساعت : 22:15
[QUOTE=Miss.Mini;2171588]رمان چت عشق دروغ هستش فك كنم:-2-37-:[/QUOTE
فكر مي كنم رمان بوي خوش عشق بود

tiger1978
1390,03,15, ساعت : 11:47
یک رمانی در این سایت خواندم که زن شوهرش مرده بوده پدر شوهر و برادر شوهر خیلی پول داری داشته اما خودش با قالی بافی بچه ها ش را بزرگ می کرده برادر شوهر ه خیلی دوستش داشته اما زن نه
دخترش عاشق دکتر می شه که پسر صاحب کار مادر است اما دکتره مادر را می خواست از طرفی پسر عمو هم دختر ه را می خواست
نصفه خوندم اما دیگه اسم کتاب یادم نمی یاد و پیداش نکردم !!!

ياابالفضل
1390,03,15, ساعت : 17:09
[QUOTE=Miss.Mini;2171588]رمان چت عشق دروغ هستش فك كنم:-2-37-:[/QUOTE
فكر مي كنم رمان بوي خوش عشق بود

ممنون دوست عزيز خيلي لطف كردي ممنون من اولين بار سر اين رمان با نود هشتيا آشنا شدم

gisia
1390,03,16, ساعت : 17:16
سلام دوستای گرامی میشه کمکم کنید من اسم این رمان رو یادم رفته اما موضوعش این بود که یه دختره تقریبا بی بند و باری بوده مثلا مشروب خور بوده که چشم های ابی داشته با یه دکتر دوست میشه که دکتره عاشقش میشه اما این ولش می کنه و با یکی دیگه ازدوج می کنه که پسره تو زرد از آب در میاد و بعدش این دختره از دستش فرار می کنه و بالاخره دکتره هم ازدواج می کنه و یه بچه عقب افتاده داره که از همسرش جدا میشه و میاد ایران اینم اتفاقی میره خونشون و لنز گذاشته بوده و....... اخرش با هم ازدواج می کنن
تو رو خدا اسم این رمان چی بود؟ می خوام واسه مادرم بخرمش اسمشو یادم نمیاد

پدیده
1390,03,16, ساعت : 21:18
سلام دوستای گرامی میشه کمکم کنید من اسم این رمان رو یادم رفته اما موضوعش این بود که یه دختره تقریبا بی بند و باری بوده مثلا مشروب خور بوده که چشم های ابی داشته با یه دکتر دوست میشه که دکتره عاشقش میشه اما این ولش می کنه و با یکی دیگه ازدوج می کنه که پسره تو زرد از آب در میاد و بعدش این دختره از دستش فرار می کنه و بالاخره دکتره هم ازدواج می کنه و یه بچه عقب افتاده داره که از همسرش جدا میشه و میاد ایران اینم اتفاقی میره خونشون و لنز گذاشته بوده و....... اخرش با هم ازدواج می کنن
تو رو خدا اسم این رمان چی بود؟ می خوام واسه مادرم بخرمش اسمشو یادم نمیاد

فک کنم کتاب در امتداد حسرت رو میگی دوستم!:-2-40-:

Mahed
1390,03,17, ساعت : 13:14
من چند وقت پیش ها! زمانش یادم نیست، یه کتاب خوندم فک کنم توی همین سایت بود که از وبلاگ نویسنده ش گذاشته می شد . داستان تا جایی که یادمه اگه درست بگم در مورد دختری ِ که توی قطار به سمت تهران حرکت می کنه و اولش توی کوپه با یه پسری آشنا میشه و جر و بحثی پیش میاد و اتفاقی اون پسر رو باز هم می بینه و پسره دکتر بوده و خلاصه فکر کنم یه سری اتفاقات پیش میاد که این دوتا همه جا هم دیگه رو می بینن و...
بعد چون نویسنده کتاب رو در دست چاپ داشت ناشر با گذاشتنش روی نت مخالفت کرده و دیگه ادامه ش گذاشته نشد، کسی اسم کتاب و نویسنده ش رو می دونه؟

-نازلی-
1390,03,18, ساعت : 16:14
من چند وقت پیش ها! زمانش یادم نیست، یه کتاب خوندم فک کنم توی همین سایت بود که از وبلاگ نویسنده ش گذاشته می شد . داستان تا جایی که یادمه اگه درست بگم در مورد دختری ِ که توی قطار به سمت تهران حرکت می کنه و اولش توی کوپه با یه پسری آشنا میشه و جر و بحثی پیش میاد و اتفاقی اون پسر رو باز هم می بینه و پسره دکتر بوده و خلاصه فکر کنم یه سری اتفاقات پیش میاد که این دوتا همه جا هم دیگه رو می بینن و...
بعد چون نویسنده کتاب رو در دست چاپ داشت ناشر با گذاشتنش روی نت مخالفت کرده و دیگه ادامه ش گذاشته نشد، کسی اسم کتاب و نویسنده ش رو می دونه؟

رمان چوب یک اشتباه
نویسنده اش رو نمی دونم.

Mahed
1390,03,18, ساعت : 21:56
رمان چوب یک اشتباه
نویسنده اش رو نمی دونم.
مرسی :-2-16-::-2-16-:
نویسنده اش غزال تیزپا بود :-2-31-:
بچه ها کسی میدونه این کتاب چاپ شده یا نه؟ من ادامه ش رو توی نت پیدا نکردم :-2-35-:

harki00
1390,03,23, ساعت : 23:23
سلام من يه كتاب خوندم راجع به دختري كه مامان و باباش پير بودند ودختره دوست داشت خيلي بيشتر از سنش به نظر بيادو يه خواهر داشت كه اسم نامزدش فراز بود (فكر كنم)دختره عاشق نامزد خواهر فراز (شهاب)كه دوست خواهر دختره هم بود ميشه اسمش يادم نيست كه برم ادامه شو بخونم ميشه بهم بگيد ببخشيد اگه بد تعريف كردم

بلوط
1390,03,23, ساعت : 23:33
سلام من يه كتاب خوندم راجع به دختري كه مامان و باباش پير بودند ودختره دوست داشت خيلي بيشتر از سنش به نظر بيادو يه خواهر داشت كه اسم نامزدش فراز بود (فكر كنم)دختره عاشق نامزد خواهر فراز (شهاب)كه دوست خواهر دختره هم بود ميشه اسمش يادم نيست كه برم ادامه شو بخونم ميشه بهم بگيد ببخشيد اگه بد تعريف كردم



اسم کتابی که شما میخواید افسانه شیدایی هست نویسنده اش هم اگه اشتباه نکنم گلرخ بیاته...(وای که این کتاب آخر ضد حال بود:-2-43-:)

paradise
1390,03,26, ساعت : 16:02
سلام خیلی وقته پیش یه رمان خوندم با این موضوع
یه دختری بوده که با فامیلشون نامزد می کنه و اینها عاشقانه همدیگرو دوست داشتن بعد دختره دانشگاه شهرستان قبول میشه و مجبور میشه دنبال خوابگاه بگرده اما خوابگاهی گیرش نمیاد واز قضا پسر همکلاسیش بهش پیشنهاد می کنه که باهم زندگی کنن اما کاری با هم نداشته باشن.....

ParMoun
1390,03,26, ساعت : 16:05
من یه کتاب خوندم در مورد یه کلینیک مخصوص بیماران ایدزی که یه زنی رو میارن و اون زن خاطره اش رو برای کترش تعریف میکنه که چی شده ایدز گرفته
اگه میشناسین بگین
یا بگین تو این سایت هست یا نه؟؟

افلاک
1390,03,26, ساعت : 20:21
نزدیک 7 ساله دنبال کتاب تارا میگردم ولی هیچ جا پیداش نکردم نه توی کتابخونه ها و نه توی کتاب فروشی ها لطفا برام پیداش کنید

بلوط
1390,03,26, ساعت : 23:13
نزدیک 7 ساله دنبال کتاب تارا میگردم ولی هیچ جا پیداش نکردم نه توی کتابخونه ها و نه توی کتاب فروشی ها لطفا برام پیداش کنید

این درخواست رو توی بخش درخواست کتاب بذارید اینجا جاش نیست:-2-43-:

Donya-70
1390,03,29, ساعت : 20:58
سلام
من دنبال یک کتاب رمانم که یکی از بچه های سایت نصفه اونو توی سایت گذاشته ....
توی یک کشوری عربی .... دختر رو یهو میگیرنش بعد بازرس همونی بوده که با دختر دوست بوده .... دختره ازش بچه داره ... بازرس میپرسه ... چند تا برادر و خواهرین ....
اسم رمان و نویسند ش چیه ؟

هدیه
1390,03,29, ساعت : 23:31
سلام
من دنبال یک کتاب رمانم که یکی از بچه های سایت نصفه اونو توی سایت گذاشته ....
توی یک کشوری عربی .... دختر رو یهو میگیرنش بعد بازرس همونی بوده که با دختر دوست بوده .... دختره ازش بچه داره ... بازرس میپرسه ... چند تا برادر و خواهرین ....
اسم رمان و نویسند ش چیه ؟

اسم این رمان زهر عقرب هست و نویسنده اش (ر.باران)
البته این داستان نیمه کاره رها شده ولی به تازگی یکی دیگه از کاربرای سایت تصمیم گرفته ادامه اش رو خودش بنویسه.

Donya-70
1390,03,30, ساعت : 17:41
سیلام
ببخشیدها.....
یه رمان بود که توی سایت هم بود .....
اولش اینجوری بود که دختره مشکل روانی داشت ....
بعد یه دکتر روانپزشک برای معلجش میاد خونه ........ بعد هم با اون دکتره ازدواج میکنه ........ بچه دار میشه .....
بعد دختر دومین بچه رو میخواد بندازه .........
اسم رمان چی بود ؟

Mina
1390,03,30, ساعت : 17:43
سیلام
ببخشیدها.....
یه رمان بود که توی سایت هم بود .....
اولش اینجوری بود که دختره مشکل روانی داشت ....
بعد یه دکتر روانپزشک برای معلجش میاد خونه ........ بعد هم با اون دکتره ازدواج میکنه ........ بچه دار میشه .....
بعد دختر دومین بچه رو میخواد بندازه .........
اسم رمان چی بود ؟

احيانا شكنجه گر نيست؟:-2-35-:

Donya-70
1390,03,30, ساعت : 18:15
احيانا شكنجه گر نيست؟:-2-35-:

نه فکر نکنم ..... :-2-35-:

nima.reno
1390,03,30, ساعت : 18:29
من کتاب کویر و 2 قرن سکوت رو می خوام از کجا پیدا کنم.

Niloufarjojo
1390,04,01, ساعت : 04:38
من یک کتابی خیلی وقت پیش خوندم راجع یک دختری بود که عاشق پسر دوست باباش سینا میشه که پدر مدرسه تو یک تصادف میمیرن و پسره میاد رو به روی خونه پدره دختره زندگی میکنه ولی پسره بعد که بزرگ میشه به خواستگاری دختره نمیاد و دختره هم با یکی به اسمه کامران فکر کنم ازدواج میکنه بعدش دختر نویسنده میشه و بعد از سالها از کامران جدا میشه و برمیگرده پیش پدر و مدرسه و باز عاشق سینا که هنوز ازدواج نکرده میشه.این کتاب رو چندین سال پیش خوندم اسمش هم نمیدونم توش چراغ داشت ی امشال خلاصه یک چیزی در همین مایه بود

نیلوفر دختر دریا
1390,04,01, ساعت : 08:16
من کتاب کویر و 2 قرن سکوت رو می خوام از کجا پیدا کنم.

باید درخواستتون رو در این تاپیک بنویسید:

درخواست كتاب (http://www.forum.98ia.com/t192446.html)

shasa
1390,04,01, ساعت : 22:42
سلام خیلی وقته پیش یه رمان خوندم با این موضوع
یه دختری بوده که با فامیلشون نامزد می کنه و اینها عاشقانه همدیگرو دوست داشتن بعد دختره دانشگاه شهرستان قبول میشه و مجبور میشه دنبال خوابگاه بگرده اما خوابگاهی گیرش نمیاد واز قضا پسر همکلاسیش بهش پیشنهاد می کنه که باهم زندگی کنن اما کاری با هم نداشته باشن.....
کسی نام کتابو نمیدونه؟

بلوط
1390,04,02, ساعت : 00:28
سیلام
ببخشیدها.....
یه رمان بود که توی سایت هم بود .....
اولش اینجوری بود که دختره مشکل روانی داشت ....
بعد یه دکتر روانپزشک برای معلجش میاد خونه ........ بعد هم با اون دکتره ازدواج میکنه ........ بچه دار میشه .....
بعد دختر دومین بچه رو میخواد بندازه .........
اسم رمان چی بود ؟

اسم این کتاب اسیر عشق هستش و نویسنده اش هم down13 یکی از کاربرای سایته:mrgreen:

W198
1390,04,12, ساعت : 23:30
سلام

نمیدونم جای درستی تاپیک میزنم یا نه، اگر اشتباهه به جای درستش منتقل کنید

مدتها پیش کتابی را بصورت اتفاقی مطالعه کردم که جلد نداشت و نیمی از کتاب هم نبود ، اما بر حسب عادت خوندمش ولی از اونجا که نصفه بود علاقمندم تا پیداش کنم

داستان مربوط به جامعه ای بود که همه چیز پیش بینی شده و همسان تعریف شده بود، رنگ و احساسات از زندگی افراد حذف شده و سیستم بجای همه تصمیم می گرفت

قهرمان داستان یک پسر نوجوان بود که وقتی به والدینش گفت دیشب خواب دختر همسایه را دیده والدینش ضمن گزارش کردن این مساله بهش قرصی دادن تا احساساتش رو پاک کنه

اونا حتی رنگ هم نداشتند

یک شورا شغل هرکس را بر اساس توانایی هایش انتخاب میکرد که برای قهرمانن داشتان بالاترین شغل ممکن یعنی پیشگویی انتخاب شد

در آخر اون پسر فرار کرد و ....



حالا می خوام بدونم چی شد؟

کسی تا حالا این کتاب رو مطالعه کرده؟

بلوط
1390,04,12, ساعت : 23:39
کاملا درست حدس زدید دوست عزیز جایی که ناپیک زدید اشتباست...باید درخواستتون رو به قسمت پیدا کردن کتابهای بی شناسنامه توی قسمت متفرقه کتاب منتقل کنید

W198
1390,04,13, ساعت : 06:32
سلام

نمیدونم جای درستی تاپیک میزنم یا نه، اگر اشتباهه به جای درستش منتقل کنید

مدتها پیش کتابی را بصورت اتفاقی مطالعه کردم که جلد نداشت و نیمی از کتاب هم نبود ، اما بر حسب عادت خوندمش ولی از اونجا که نصفه بود علاقمندم تا پیداش کنم

داستان مربوط به جامعه ای بود که همه چیز پیش بینی شده و همسان تعریف شده بود، رنگ و احساسات از زندگی افراد حذف شده و سیستم بجای همه تصمیم می گرفت

قهرمان داستان یک پسر نوجوان بود که وقتی به والدینش گفت دیشب خواب دختر همسایه را دیده والدینش ضمن گزارش کردن این مساله بهش قرصی دادن تا احساساتش رو پاک کنه

اونا حتی رنگ هم نداشتند

یک شورا شغل هرکس را بر اساس توانایی هایش انتخاب میکرد که برای قهرمانن داشتان بالاترین شغل ممکن یعنی پیشگویی انتخاب شد

در آخر اون پسر فرار کرد و ....



حالا می خوام بدونم چی شد؟

کسی تا حالا این کتاب رو مطالعه کرده؟


ممنون

حالا ابن کتاب رو کسی میشناسه؟

perijooon
1390,04,18, ساعت : 22:03
سلام بچه ها کسی رمان از تو می گریزم از مهسا ارامش رو داره البته نمیدونم اشکالی نداره اینجا پست بدم یا نه اگه نباید می دادم معذرت می خواهم ولی اگه کسی داره ممنون میشم برام میل کنه!!!!!http://content.sweetim.com/sim/cpie/emoticons/000203F2.gif (http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&lpver=3&ref=10)





(http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&lpver=3&ref=12)

mahdieh67
1390,04,18, ساعت : 22:38
سلام بچه ها کسی رمان از تو می گریزم از مهسا ارامش رو داره البته نمیدونم اشکالی نداره اینجا پست بدم یا نه اگه نباید می دادم معذرت می خواهم ولی اگه کسی داره ممنون میشم برام میل کنه!!!!!


(http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&lpver=3&ref=12)
سلام
اول که پستتون رو تو بخش درخواست کتاب بزنید.
ثانیا که این کتاب از نشر علی و در سایت قرار نمی گیره.

در ضمن کتاب برای کسی میل نمی شه

roya-s
1390,04,20, ساعت : 06:49
کتاب سردی نگاه

بلوط
1390,04,20, ساعت : 14:31
کتاب سردی نگاه

خوب عزیزم شما که اسم کتاب رو داری ...پس دیگه کتاب بی نام و بی شناسنامه نیست...باید توی تاپیک درخواست کتاب،کتاب مورد نظرت رو درخواست کنی:-2-28-:

mosh moshi
1390,04,20, ساعت : 16:01
:-2-37-:من يه كتاب قبلا خوندم اسمشو يادم نيست كه دختره با يه پليس ازواج ميكنه بعد 2قلو گيرشون مياد يه پسر يه دختر بخاطر شغل مرده پسرشو از دست ميده زنه بعد قهر ميكنه با شوهرش خواهش ميكنم كمكم كنيد دوست دارم دوباره بخونمش

elahe70
1390,04,20, ساعت : 16:13
:-2-37-:من يه كتاب قبلا خوندم اسمشو يادم نيست كه دختره با يه پليس ازواج ميكنه بعد 2قلو گيرشون مياد يه پسر يه دختر بخاطر شغل مرده پسرشو از دست ميده زنه بعد قهر ميكنه با شوهرش خواهش ميكنم كمكم كنيد دوست دارم دوباره بخونمش

رمان امشب | سیمین شیر دل (http://www.98ia.com/News-file-article-sid-2533.html)
دانلود از صفحه اصلی

yasamin-73
1390,04,23, ساعت : 16:04
سلام .......من چند سال پیش تو همین سایت یه رمان خوندم البته من فقط چن صفحه ی اولشو خوندم نه اسم کتابو یادمه نه اسم شخصیت های رمان فقط میدونم یه دختره بود که از کلاس بر میگشت سوار اتوبوس شد تو اتوبوس یه خانومه هم با نوه اش کنار اون دختره بودند خلاصه اون دختره رو واسه پسرش میپسنده ولی دختره عاشق یکی دیگه بوده فکر کنم عاشق یکی از هم کلاسیهاش بود ولی به اجبار خانواده اش با اون پسره ازدواج میکنه فقط تا همین حد یادمه امیدوارم بتونید کمکم کنید

khosro52
1390,04,28, ساعت : 18:50
درود
یه رمان خوندم که قضیه ی یه سر فقیر بود که برای تامین مخارج زندگی خودش و مادربزرگش دست فروشی می کرد. انگار یه ماسک می زد به صورتش می رفت تو خیابونای اطراف خونشون سیگار می فروخت. بعد یه دختر خیلی پولدار دیگه هم بود که مادربزرگشو می ذارن اسایشگاه. این پسره هم مادر بزرگشو می ذاره اسایشگاه. این دو تا مادر بزرگا با هم اشنا می شن بعد مادربزرگ اون دختره میاد خونه ی این پسره. بعد از مدتیم این دو تا عاشق هم میشن
لطفا کمکم کنید

*donya*
1390,04,28, ساعت : 19:39
سلام من یه مدت پیش یه کتابی خوندم نیمه کاره موند در مورد یه دختری که همه خانواده اش از دست میده بعد پیش عموش زندگی میکنه پسر عموش می خواد باهاش ازدواج کنه ولی او دوست نداره ولی به خاطر عموش قبول میکنه که ازدواج کنه ...
به پسر عموش م میگه تو بگو مرا نمی خوای اما پسر عمو هه قبول نمی کنه دختر م شرط می ذاره پس اگر باهم ازدواج کنن مثل یه همخونه باهم باشند کسی اسم داستانا می دونه

-نازلی-
1390,04,29, ساعت : 11:05
سلام من یه مدت پیش یه کتابی خوندم نیمه کاره موند در مورد یه دختری که همه خانواده اش از دست میده بعد پیش عموش زندگی میکنه پسر عموش می خواد باهاش ازدواج کنه ولی او دوست نداره ولی به خاطر عموش قبول میکنه که ازدواج کنه ...
به پسر عموش م میگه تو بگو مرا نمی خوای اما پسر عمو هه قبول نمی کنه دختر م شرط می ذاره پس اگر باهم ازدواج کنن مثل یه همخونه باهم باشند کسی اسم داستانا می دونه



بشنو از دل | ن. نوری (تایپ) (http://www.google.com/url?sa=t&source=web&cd=3&ved=0CDAQrAIoAzAC&url=http%3A%2F%2Fwww.forum.98ia.com%2Ft6565.html&rct=j&q=%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%20%D8%A8%D8%B4%D9%86%D9 %88%20%D8%A7%D8%B2%20%D8%AF%D9%84&ei=_nYmTqW9JMbCswb4sNSrCQ&usg=AFQjCNHcJjMC0mpUQmMrEnjyG6rqSQcFtg&cad=rja)

aflak
1390,05,03, ساعت : 20:53
باسلام من دنبال یک کتابی می گردم که قبلا تو این سایت خوندمش ولی اسمشو یادم نمیاد که دانلود کنم در مورد یه دختری بود (پزشک بودکه پسرا روسرکار میذاشت وماجر اهایی با یه پسر داشت که بعدا وکیل پدرش شد وبعد از مرگ پدرش اون مجبور میشه تو شرکت پدرش با اون پسر همکار بشه ولی یکی از اون پسرایی که فبلا سرکارشون گذاشته بوده پسر دایی آقا ی وکیل در می آد و...{ببخشید اگر خلاصشو بدنوشتم چون اصلا خلاصه نویسی بلد نیستم}:-2-30-::-2-30-:

-نازلی-
1390,05,05, ساعت : 19:07
یه رمان هست که فکر کنم میرم جعفری نوشته و راجع به زندگی فروغ فرخزاد هست.
اسمش چیه؟

daneshmand
1390,05,05, ساعت : 19:12
یه رمان هست که فکر کنم میرم جعفری نوشته و راجع به زندگی فروغ فرخزاد هست.
اسمش چیه؟

اسمش "شهر آشوب" هست،اینهم لینک ش:
http://www.forum.98ia.com/t9114.html

.Baharak.
1390,05,07, ساعت : 15:42
سلام یه رمان هست که تو اون پسره بیمار بوده کلا یه مرده که فقط نفس داشته
دختره می ره و از اون پرستاری می کنه
کم کم پسره به هوش میاد حرف می زنه و دست و پاش رو تکون می ده و رفته رفته دختره رو محصور می کنه حتی مجبور می شن یه عقد موقتم بخونند
اسمش چی بود؟

setareh30
1390,05,07, ساعت : 17:09
درود
یه رمان خوندم که قضیه ی یه سر فقیر بود که برای تامین مخارج زندگی خودش و مادربزرگش دست فروشی می کرد. انگار یه ماسک می زد به صورتش می رفت تو خیابونای اطراف خونشون سیگار می فروخت. بعد یه دختر خیلی پولدار دیگه هم بود که مادربزرگشو می ذارن اسایشگاه. این پسره هم مادر بزرگشو می ذاره اسایشگاه. این دو تا مادر بزرگا با هم اشنا می شن بعد مادربزرگ اون دختره میاد خونه ی این پسره. بعد از مدتیم این دو تا عاشق هم میشن
لطفا کمکم کنید


عشق بی خبر می آید

م. عطاریانی

نشر علی

mamorin
1390,05,07, ساعت : 17:15
سلام یه رمان هست که تو اون پسره بیمار بوده کلا یه مرده که فقط نفس داشته
دختره می ره و از اون پرستاری می کنه
کم کم پسره به هوش میاد حرف می زنه و دست و پاش رو تکون می ده و رفته رفته دختره رو محصور می کنه حتی مجبور می شن یه عقد موقتم بخونند
اسمش چی بود؟

لعیا عشق
نویسنده فروزنده عدالت :-2-38-::-2-38-:

آبجی نیلوفر
1390,05,10, ساعت : 17:16
سلام
یه کتابی تازگی خوندم اما اصلا اسمش یادم نیس و لازمش دارم!
یه دختری به اسم نیما که میره پرستار یه دختر کوشمولو میشه اما به عنوان یه پسر!
به همه میگه من پسرم اما در آخر معلوم میشه همه عالم و آدم می دونن این دخیه!
با تشکر!

مُحی
1390,05,10, ساعت : 17:46
سلام
یه کتابی تازگی خوندم اما اصلا اسمش یادم نیس و لازمش دارم!
یه دختری به اسم نیما که میره پرستار یه دختر کوشمولو میشه اما به عنوان یه پسر!
به همه میگه من پسرم اما در آخر معلوم میشه همه عالم و آدم می دونن این دخیه!
با تشکر!
http://www.forum.98ia.com/t156293.html

polymehr
1390,05,10, ساعت : 22:06
سلام...
این یه مجموعه داستان که تو همین سایت یکی از بچه های خودمون از یه وبلاگ برداشته بود
درمورد یه سری خون آشام،و نگهباناشون که یه سری اتفاقات تو مدرسشون میوفته...
اسمش اگه یادم باشه accadamic vampaire....
قاعدتا نویسندشم خارجیه که صدالبته خانومم هست...

honey_x
1390,05,12, ساعت : 14:09
سلام...
این یه مجموعه داستان که تو همین سایت یکی از بچه های خودمون از یه وبلاگ برداشته بود
درمورد یه سری خون آشام،و نگهباناشون که یه سری اتفاقات تو مدرسشون میوفته...
اسمش اگه یادم باشه accadamic vampaire....
قاعدتا نویسندشم خارجیه که صدالبته خانومم هست...

این کتابتون که نام بردید با نام و نشانه عزیزم. آکادمی خون آشام نویسندشم ریچل میده ولی هنوز کامل نشده! اینم لینکش:
http://www.forum.98ia.com/t230892.html

چیکا
1390,05,18, ساعت : 01:13
بچه ها من از دیروز دنبال یه کتاب می گردم اسمش یادم نیست دارم دیوونه می شم خواهشا هر کی می تونه کمکم کنه

داستانش اینجوریه که یه دختری به اسم لیلا تهران قبول می شه میاد تهران به یه پسری به نام ایلیا ازدواج می کنه بعد ها اینا ازدواج می کنن ولی لیلا تصادف می کنه همدیگر و گم می کنن..

خواهشا هر کی می تونه کمکم کنه مرسی :-118-:

elahe70
1390,05,18, ساعت : 01:16
بچه ها من از دیروز دنبال یه کتاب می گردم اسمش یادم نیست دارم دیوونه می شم خواهشا هر کی می تونه کمکم کنه

داستانش اینجوریه که یه دختری به اسم لیلا تهران قبول می شه میاد تهران به یه پسری به نام ایلیا ازدواج می کنه بعد ها اینا ازدواج می کنن ولی لیلا تصادف می کنه همدیگر و گم می کنن..

خواهشا هر کی می تونه کمکم کنه مرسی :-118-:

مهشید جان این اسمش غریبه اشناس .اون 2 جلدیه که الان داره تایپ میشه نه هاااااااا.
این مال نشر علیه

Y@Li-Jj
1390,05,20, ساعت : 02:44
چند وقت پیش یه کتاب دیدم داشتن تایپ میکردن. اسم نداشت, من کپیش کردم تو ورد خوندمش خوشم اومد ولی نه اسمشو میدونم نه نویسندشو
موضوع : یه دخترست پژوا که مامانش میره مسافرت و یه پسره رو میذاره که پیشش بمونه و ازش مراقبت کنه, این دو تا با هم تو خونه تنهان کم کم از هم خوششون میاد و اینا ...
خیلی ممنون میشم اگه کمکم کنین :-2-40-:

-نازلی-
1390,05,20, ساعت : 02:51
چند وقت پیش یه کتاب دیدم داشتن تایپ میکردن. اسم نداشت, من کپیش کردم تو ورد خوندمش خوشم اومد ولی نه اسمشو میدونم نه نویسندشو
موضوع : یه دخترست پژوا که مامانش میره مسافرت و یه پسره رو میذاره که پیشش بمونه و ازش مراقبت کنه, این دو تا با هم تو خونه تنهان کم کم از هم خوششون میاد و اینا ...
خیلی ممنون میشم اگه کمکم کنین :-2-40-:

همکار مامان. از یکی از کاربرا..
الان تو بخش کتاب های کامل شده است.

daneshmand
1390,05,20, ساعت : 02:52
چند وقت پیش یه کتاب دیدم داشتن تایپ میکردن. اسم نداشت, من کپیش کردم تو ورد خوندمش خوشم اومد ولی نه اسمشو میدونم نه نویسندشو
موضوع : یه دخترست پژوا که مامانش میره مسافرت و یه پسره رو میذاره که پیشش بمونه و ازش مراقبت کنه, این دو تا با هم تو خونه تنهان کم کم از هم خوششون میاد و اینا ...
خیلی ممنون میشم اگه کمکم کنین :-2-40-:

اسم این رمان "همکار مامان" هست و ظاهرا نوشته یکی از کاربراست، بفرمایید اینم لینک دانلودش:

http://www.forum.98ia.com/t249529.html

اینم لینک تایپش ::-2-40-:
http://www.forum.98ia.com/t244758.html

Eyes Wide Shut
1390,05,25, ساعت : 05:07
من یه رمان خوندم در مورد یه دختر که توی هند زندگی میکنن، دختره دکتره، یه پسر خیلی پولدار و اگه اشتباه نکنم پسر یه مهاراجه است عاشقش میشه، آشناییشون تو بیمارستانه، یه روستا میره طرح میگذرونه. خلاصه پسره خودشو میکشه تا دختره راضی میشه باهاش ازدواج کنه! ...
با تشکر قبلی به خاطر کمکتون ... :-2-40-:

W198
1390,06,07, ساعت : 23:25
سلام

نمیدونم جای درستی تاپیک میزنم یا نه، اگر اشتباهه به جای درستش منتقل کنید

مدتها پیش کتابی را بصورت اتفاقی مطالعه کردم که جلد نداشت و نیمی از کتاب هم نبود ، اما بر حسب عادت خوندمش ولی از اونجا که نصفه بود علاقمندم تا پیداش کنم

داستان مربوط به جامعه ای بود که همه چیز پیش بینی شده و همسان تعریف شده بود، رنگ و احساسات از زندگی افراد حذف شده و سیستم بجای همه تصمیم می گرفت

قهرمان داستان یک پسر نوجوان بود که وقتی به والدینش گفت دیشب خواب دختر همسایه را دیده والدینش ضمن گزارش کردن این مساله بهش قرصی دادن تا احساساتش رو پاک کنه

اونا حتی رنگ هم نداشتند

یک شورا شغل هرکس را بر اساس توانایی هایش انتخاب میکرد که برای قهرمانن داشتان بالاترین شغل ممکن یعنی پیشگویی انتخاب شد

در آخر اون پسر فرار کرد و ....



حالا می خوام بدونم چی شد؟

کسی تا حالا این کتاب رو مطالعه کرده؟

sunthin
1390,06,17, ساعت : 00:29
سلام.....من يه كتابي روميخوام كه نوشته ي بچه هاي همين سايته ولي اسمشو يادم نيست هرچي گشتم نتونستم پيداش كنم....
موضوع رمانم اينه كه يه دختره موقع دبيرستان عاشقه دبيره حسابانش ميشه ولي ازطرف پسره جواب ردميشنوه...اين ماجراميگذره تا 7-8سال بعدكه موقع خواستگاري دخترخالش كه برادرهمين پسرست كه پسره اينو ميشناسه ولي دختره چيزي يادش نمياد...واينكه باهم يه پروژه ي كاري براشون ميافته تااينكه.....

(mina)
1390,06,18, ساعت : 23:29
سلام

من یه کتابی رو تو همین سایت 2 صفحه ای رو خوندم بعد گمش کردم اسمش هم الان هرچی فکر میکنم یادم نمی یاد درباره 3 زن ویک مرد بود که مرده دو تا زن داشت اسم مرده مسعود بود اسمه یکی از زنا هم فکر کنم رویا یا ثریا . کسی میدونه اسم کتابه چیه ؟

*شیدا*
1390,06,23, ساعت : 05:38
سلام بچه ها
کمکم کنید
خیلی خیلی فوری
یکی تعریفه یه کتابی رو شنیده که چیزه خاصی ازش نمیدونم اما موضوعش اینه که:
پسره عاشق یه دختری میشه که بعد چند سال که میخوان بهم برسن به 1000بد بختی تازه میفهمن تفاهم ندارن و دختره ولش میکنه ولی نفهمیده بهونه های پسره از دوری و عشق زیاد بوده.

بچه ها هر کتابی که موضوش این باشه و قشنگ باشه خوبه
زود بگیناااا....فوریه

پائیز96
1390,06,23, ساعت : 19:10
اگه میدونستم کمک ات می کردم

parisa76
1390,06,23, ساعت : 19:14
شيدا جون يه ذره بيش تر بگو مثلا اسم شخصيتا

*شیدا*
1390,06,24, ساعت : 02:20
به خدا نمیدونم
اینو واسه یکی دیگه میخوام خودشم همینو میدونه
هیچی تو همین مایه ها نمیدونین
خیلی فوریهههه

یگانه
1390,06,24, ساعت : 02:27
سلام

من یه کتابی رو تو همین سایت 2 صفحه ای رو خوندم بعد گمش کردم اسمش هم الان هرچی فکر میکنم یادم نمی یاد درباره 3 زن ویک مرد بود که مرده دو تا زن داشت اسم مرده مسعود بود اسمه یکی از زنا هم فکر کنم رویا یا ثریا . کسی میدونه اسم کتابه چیه ؟


اینی که شما میگید به نظر می رسه اسمش خاله بازی_ بلقیس سلیمانی باشه به امید خدا جمعه قسمت آخرشو میذارم

اینم لینکش

http://www.forum.98ia.com/t249956.html

**Silver Star**
1390,06,28, ساعت : 13:57
من یک رمان خواندم نوشته یکی از کاربران بود و در حال تایپ بود داستان درباره ی یک دختری بود که عاشق شده بود و خیلی ناراحت بود و از طرفی یک پسری بود که خیلی نگرانش بود و میگفت تا با من درباره ی مشکلت حرف نزنی سر کلاس نمیرم چون استاد دانشگاه بود و فکر کنم دختره عاشق همین پسر شده بود .
خوشحال میشم اگر اسم این کتاب رو به من بگید کلی مرسی

-نازلی-
1390,06,28, ساعت : 14:01
من یک رمان خواندم نوشته یکی از کاربران بود و در حال تایپ بود داستان درباره ی یک دختری بود که عاشق شده بود و خیلی ناراحت بود و از طرفی یک پسری بود که خیلی نگرانش بود و میگفت تا با من درباره ی مشکلت حرف نزنی سر کلاس نمیرم چون استاد دانشگاه بود و فکر کنم دختره عاشق همین پسر شده بود .
خوشحال میشم اگر اسم این کتاب رو به من بگید کلی مرسی


وام ازدواج تقریبا این شکلی بود.
ولی دختره به خاطر پول ناراحت بود.
منظورت اون نیست؟

**Silver Star**
1390,06,28, ساعت : 14:37
نه ....... وام ازدواج رو خواندم این دختره توی خونه ی همین پسره فکر کنم زندگی میکرد بازم مرسی :-2-40-:

sunthin
1390,06,28, ساعت : 17:59
سلام.....من يه كتابي روميخوام كه نوشته ي بچه هاي همين سايته ولي اسمشو يادم نيست هرچي گشتم نتونستم پيداش كنم....
موضوع رمانم اينه كه يه دختره موقع دبيرستان عاشقه دبيره حسابانش ميشه ولي ازطرف پسره جواب ردميشنوه...اين ماجراميگذره تا 7-8سال بعدكه موقع خواستگاري دخترخالش كه برادرهمين پسرست كه پسره اينو ميشناسه ولي دختره چيزي يادش نمياد...واينكه باهم يه پروژه ي كاري براشون ميافته تااينكه.....

اهو
1390,06,30, ساعت : 00:07
:-2-39-::-2-39-:سلام بچه ها یه سوال داشتم ,من قبل از مدتی یه رمانی رو خونده بودم,که پدر بزرگ دختره اونو به به ازدواج با یکی از نوهایی دوستش مجبور میکنه,,اگه اسمه رمانو میدونین خیلی ممنون میشم بهم بگین

bitanaz
1390,06,30, ساعت : 11:00
اسم کتاب قصه عشق من - از مریم حسینی

bitanaz
1390,06,30, ساعت : 11:06
خوب دوستان من هم دنبال یک کتاب میگردم که در همین سایت خوندم که تقریبا هیچی ازش یادم نیست به جز اینکه دختر داستان با پسری ازدواج میکنه ولی پسر اصلا به دختر محل نمیذاشته و اون را در آپارتمان خودشون تقریبا زندانی کرده بوده و پسر یه مادر بزرگ خیلی خوب و مقتدری هم داشت همین ازش یادم میاد میشه از ذهنهای خلأقتون کمک بگیرید و به من کمک کنید قبلا از تمامی شما عزیزان ممنون:-118-:

SANIA-23
1390,06,31, ساعت : 00:31
یه چند وقت پیش یه رمان همینطوری سرسری خوندم نصفه بود کسی ادامشو نذاشته بود اما الان اسمش یادم نمیاد درباره ی یه دختری بود فکر کنم اسمش غزل بود شب عروسیش تصادف می کنه شوهرش می میره ظاهرا داشته داستان زندگیش رو برای بچه هاش تعریف می کرده
تو رو خدا اسمش رو پیدا کنین عصبیم کرد.:-2-39-:

هدیه
1390,06,31, ساعت : 12:58
یه چند وقت پیش یه رمان همینطوری سرسری خوندم نصفه بود کسی ادامشو نذاشته بود اما الان اسمش یادم نمیاد درباره ی یه دختری بود فکر کنم اسمش غزل بود شب عروسیش تصادف می کنه شوهرش می میره ظاهرا داشته داستان زندگیش رو برای بچه هاش تعریف می کرده
تو رو خدا اسمش رو پیدا کنین عصبیم کرد.:-2-39-:

اسم این رمان قلبی برای تپیدن نویسنده اش هم خانم زهرا دلگرمی هست. اینم لینک تاپیک تایپ این کتاب در نودوهشتیا

http://www.forum.98ia.com/t25915.html

bitanaz
1390,07,01, ساعت : 07:17
اینجا هیچکس نیست که جواب منو بدههههههههههههههههه

gandomsa
1390,07,01, ساعت : 10:48
من یک رمان خواندم نوشته یکی از کاربران بود و در حال تایپ بود داستان درباره ی یک دختری بود که عاشق شده بود و خیلی ناراحت بود و از طرفی یک پسری بود که خیلی نگرانش بود و میگفت تا با من درباره ی مشکلت حرف نزنی سر کلاس نمیرم چون استاد دانشگاه بود و فکر کنم دختره عاشق همین پسر شده بود .
خوشحال میشم اگر اسم این کتاب رو به من بگید کلی مرسی


اسمش تکیه گاهم باش هست عزیزم.الانم در حال تایپه

•Aphrodite•
1390,07,01, ساعت : 11:04
سلام:-2-25-: یکی از دوستای من به من گیر داده تا یه کتابی رو واسش پیدا کنم درباره ی دو تا برادر که خیلی به هم نزدیکن و به خاطر اینکه از هم جدا نشن به هم قول داده بودن که ازدواج نکنن ولی یکی از دوستای خوانوادگیشون که واسه درمان میخواد بره خارجاز کشور میاد دخترشو میزاره واسه چند وقتی پیش اینا برادر بزرگه عاشقش میشه و میخوان با هم ازدواج کنن خلاصه برادر کوچیکه ناراحت میشه تصمیم میگیره که بره ایتالیا از قضا نوه ی خدمتکارشون عاشق اینه و خلاصه ایناهم تصمیم میگیرن قایمکی ازدواج کنن این خلاصه ایه که دوستم گفت:-2-41-: کتاب قبلا خونده ولی حالا نه یادش میاد اسم نویسنده چی بوده نه اسم کتاب

mamorin
1390,07,01, ساعت : 11:08
سلام:-2-25-: یکی از دوستای من به من گیر داده تا یه کتابی رو واسش پیدا کنم درباره ی دو تا برادر که خیلی به هم نزدیکن و به خاطر اینکه از هم جدا نشن به هم قول داده بودن که ازدواج نکنن ولی یکی از دوستای خوانوادگیشون که واسه درمان میخواد بره خارجاز کشور میاد دخترشو میزاره واسه چند وقتی پیش اینا برادر بزرگه عاشقش میشه و میخوان با هم ازدواج کنن خلاصه برادر کوچیکه ناراحت میشه تصمیم میگیره که بره ایتالیا از قضا نوه ی خدمتکارشون عاشق اینه و خلاصه ایناهم تصمیم میگیرن قایمکی ازدواج کنن این خلاصه ایه که دوستم گفت:-2-41-: کتاب قبلا خونده ولی حالا نه یادش میاد اسم نویسنده چی بوده نه اسم کتاب
مسافر مهتاب
نسرین سیفی
نشر شقایق
فکر کنم تو سایت هست :-2-31-:

قلب يخي
1390,07,01, ساعت : 11:24
سلام يه رمانيه خيلي وقته دنبالشم اسمش نيلوفره ولي اسم نويسنده ش رو نميدونم تا براساس اون پيداش كنم
يه دختري هس به نام نيلوفر كه توزندگيش خيلي مصيبت ميكشه پدرش معتادبودازدواج اولش به زورپدرش بودكه طلاق ميگيره بعدعاشق ميشه وازدواج ميكنه اما عشقش وبچه هاشوتوتصادف از دست ميده وراهي تيمارستان ميشه هميشه هم لباس قهوه اي ميپوشيد
توروخداكمكم كنين خيلي اين كتابو دوس دارم

mania22
1390,07,01, ساعت : 23:38
سلام من دنبال یک کتابی میگردم که توی همین سایت خوندم که در مورد دختری است که روح استادش را که در کماست به دیدنش میاد وازش میخواد که یکسری کار براش انجام بده

آليس
1390,07,02, ساعت : 13:02
دنبال یه رمانم،چند وقت پیش خوندمش،اسمش یادم رفته
یکم از داستانش یادمه
یه دختره تو یه شرکت استخدام میشه زیر دست یه پسره،نمی دونم پسره کارش حسابدار بود چی بود خلاصه با کامپیوتر کار می کرد،پسره خیلی شلخته بود و سیگاری ،چند بار مجبور شده بود بره خونه شون واسه کارای شرکت،با هم ازدواج کردن... بقیه ش دیگه یادم نمیاد.
اسمشو میدونین؟
:-2-15-:

آليس
1390,07,02, ساعت : 21:28
دنبال یه رمانم،چند وقت پیش خوندمش،اسمش یادم رفته

یکم از داستانش یادمه
یه دختره تو یه شرکت استخدام میشه زیر دست یه پسره،نمی دونم پسره کارش حسابدار بود چی بود خلاصه با کامپیوتر کار می کرد،پسره خیلی شلخته بود و سیگاری ،چند بار مجبور شده بود بره خونه شون واسه کارای شرکت،با هم ازدواج کردن... بقیه ش دیگه یادم نمیاد.
اسمشو میدونین؟

:-2-15-:



یعنی کسی نخونده؟:-2-15-:

daneshmand
1390,07,03, ساعت : 00:09
سلام من دنبال یک کتابی میگردم که توی همین سایت خوندم که در مورد دختری است که روح استادش را که در کماست به دیدنش میاد وازش میخواد که یکسری کار براش انجام بده


رمان عطر ياد تو | زهره مير باقري بفرمایید اینم لینک تایپش:

http://www.forum.98ia.com/t61548.html

آليس
1390,07,03, ساعت : 00:56
دنبال یه رمانم،چند وقت پیش خوندمش،اسمش یادم رفته

یکم از داستانش یادمه
یه دختره تو یه شرکت استخدام میشه زیر دست یه پسره،نمی دونم پسره کارش حسابدار بود چی بود خلاصه با کامپیوتر کار می کرد،پسره خیلی شلخته بود و سیگاری ،چند بار مجبور شده بود بره خونه شون واسه کارای شرکت،با هم ازدواج کردن... بقیه ش دیگه یادم نمیاد.
اسمشو میدونین؟

:-2-15-:




یه چیزی یادم اومد پسره لهجه ترکی داشت فکر کنم ( زحمت کشیدم):-2-35-:
کسی نیست بهم کمک کنه ؟
ایُــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــه ناس

رمان خونا
:-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-:

آليس
1390,07,04, ساعت : 23:43
الـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـو
آهای کسی منو میبینه؟
بابا یک بیاد به داد آلیس برسه دیگه:-2-30-::-2-30-::-2-30-:
خانمای همکار ، رمان خونا ، کابرای فعال تایپ و... بیایین کمکم کنین دیگه:-2-39-:
اینقدر تو رمانای کامل شده گشتم تا ص 21 رفتم ، چشام درد میکنه دیگه ... چی میشه توانا بود هر که دانا بود ، میازار موری که دانه کش است ، چی دارم میگم آهان دست هم دهیم به مهر تا این کتابه پیداش شه:-2-39-:
دیگه شک دارم نمی دونم نوشته کاربر بود یا کتاب:-2-15-:
امیدوارم کسی ببینه منو:-2-39-:

Mina
1390,07,04, ساعت : 23:53
الـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـو
آهای کسی منو میبینه؟
بابا یک بیاد به داد آلیس برسه دیگه:-2-30-::-2-30-::-2-30-:
خانمای همکار ، رمان خونا ، کابرای فعال تایپ و... بیایین کمکم کنین دیگه:-2-39-:
اینقدر تو رمانای کامل شده گشتم تا ص 21 رفتم ، چشام درد میکنه دیگه ... چی میشه توانا بود هر که دانا بود ، میازار موری که دانه کش است ، چی دارم میگم آهان دست هم دهیم به مهر تا این کتابه پیداش شه:-2-39-:
دیگه شک دارم نمی دونم نوشته کاربر بود یا کتاب:-2-15-:
امیدوارم کسی ببینه منو:-2-39-:


این احیایا ورود عشق ممنوع نیست؟

آليس
1390,07,04, ساعت : 23:55
این احیایا ورود عشق ممنوع نیست؟

نمی دونم
میشه لینکشو بدین ببینم؟
اینقدر گشتم خسته شدم
:-2-39-:

Mina
1390,07,04, ساعت : 23:59
نمی دونم
میشه لینکشو بدین ببینم؟
اینقدر گشتم خسته شدم
:-2-39-:

http://www.forum.98ia.com/t275482.html

آليس
1390,07,05, ساعت : 00:05
http://www.forum.98ia.com/t275482.html

نه این خیلی تازه س ، من چند ماه پیش خوندمش:-2-40-:


دنبال یه رمانم،چند وقت پیش خوندمش،اسمش یادم رفته

یکم از داستانش یادمه
یه دختره تو یه شرکت استخدام میشه زیر دست یه پسره،نمی دونم پسره کارش حسابدار بود چی بود خلاصه با کامپیوتر کار می کرد،پسره خیلی شلخته بود و سیگاری ،چند بار مجبور شده بود بره خونه شون واسه کارای شرکت،با هم ازدواج کردن... بقیه ش دیگه یادم نمیاد.
اسمشو میدونین؟

aylin-72
1390,07,05, ساعت : 00:17
اگر اسم این کتاب رو بگید ممنونتون میشم نام نویسنده اش رو هم یادم نیست
چهارتا برادر بودند به اسم سیاوش و سیامک و سعید و سینا ویه خواهر به اسم شیدا وداستان از اونجا شروع میشه که سیاوش میخواد از خارج برگردد و وسطاش معلوم میشه سیاوش برادر واقعی شیدا نیست و ته تهش عاشق هم دیگه میشن...
بابا توروخدا.......یعنی هیچکی هم چین کتابی رو نخونده
خیرسرش از کتاب های خوب بوده


عزیزم در اغوش رویا از خانم مریم صمدی

bitanaz
1390,07,05, ساعت : 01:24
:-2-40-:
خوب دوستان من هم دنبال یک کتاب میگردم که در همین سایت خوندم که تقریبا هیچی ازش یادم نیست به جز اینکه دختر داستان با پسری ازدواج میکنه ولی پسر اصلا به دختر محل نمیذاشته و اون را در آپارتمان خودشون تقریبا زندانی کرده بوده و پسر یه مادر بزرگ خیلی خوب و مقتدری هم داشت همین ازش یادم میاد میشه از ذهنهای خلأقتون کمک بگیرید و به من کمک کنید قبلا از تمامی شما عزیزان ممنون:-118-:


دوستان واقعا ممنون که حتا یک نفر نگفت حالت چطوره بابا یک کم از آن ذهنهای خلاقتون برای من هم استفاده کنید
دانشمند عزیز دیدم که به خیلیها پاسخ دادی من را هم در یاب عزیز:-2-40-:

daneshmand
1390,07,05, ساعت : 18:32
:-2-40-:


دوستان واقعا ممنون که حتا یک نفر نگفت حالت چطوره بابا یک کم از آن ذهنهای خلاقتون برای من هم استفاده کنید
دانشمند عزیز دیدم که به خیلیها پاسخ دادی من را هم در یاب عزیز:-2-40-:

دوست گلم ممنون از لطفت .نکته ی دیگری از رمان یادت نیست که بیشتر راهنماییمون کنه؟ اسامی یا خصوصیات خاص؟.:-2-35-:

ببین هیچکدوم از این رمانا نیست؟

http://www.forum.98ia.com/t25204.html

http://www.forum.98ia.com/t85539.html

http://www.forum.98ia.com/t150539.html#post1652458

LEYLI.....
1390,07,05, ساعت : 18:38
سلام
من دوستم یه کتاب معرفی کرده و میگه خیلی قشنگه ولی از مشخصاتش هیچی نمیدونه فقط میگه برا 5 تا 6سال پیشه
داستان یه دخترست که تو تیمارستانه بعد یه دکتره میارتش خونش تا ازش مراقبت کنه دکتره با زنشو پسرش زندگی میکنه...
میدونم غیرممکنه ولی اگه کسی این کتابو خونده یا اسمشو میدونه ممنون میشم کمکم کنه
تو مایه های تقدیر یک فرشتس

کسی میدونه رمان عروس پاریس از کیه؟

daneshmand
1390,07,05, ساعت : 19:06
یعنی کسی نخونده؟:-2-15-:



یه چیزی یادم اومد پسره لهجه ترکی داشت فکر کنم ( زحمت کشیدم):-2-35-:
کسی نیست بهم کمک کنه ؟
ایُــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــه ناس

رمان خونا
:-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-:



الـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـو
آهای کسی منو میبینه؟
بابا یک بیاد به داد آلیس برسه دیگه:-2-30-::-2-30-::-2-30-:
خانمای همکار ، رمان خونا ، کابرای فعال تایپ و... بیایین کمکم کنین دیگه:-2-39-:
اینقدر تو رمانای کامل شده گشتم تا ص 21 رفتم ، چشام درد میکنه دیگه ... چی میشه توانا بود هر که دانا بود ، میازار موری که دانه کش است ، چی دارم میگم آهان دست هم دهیم به مهر تا این کتابه پیداش شه:-2-39-:
دیگه شک دارم نمی دونم نوشته کاربر بود یا کتاب:-2-15-:
امیدوارم کسی ببینه منو:-2-39-:




دوست گلم رمان زمزمه باد از خانم جعفری، اینم لینکش::-2-40-:

http://www.forum.98ia.com/t132208.html

vampire123
1390,07,05, ساعت : 19:14
[QUOTE=آليس;3016394]الـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـو
آهای کسی منو میبینه؟
بابا یک بیاد به داد آلیس برسه دیگه:-2-30-::-2-30-::-2-30-:
خانمای همکار ، رمان خونا ، کابرای فعال تایپ و... بیایین کمکم کنین دیگه:-2-39-:
اینقدر تو رمانای کامل شده گشتم تا ص 21 رفتم ، چشام درد میکنه دیگه ... چی میشه توانا بود هر که دانا بود ، میازار موری که دانه کش است ، چی دارم میگم آهان دست هم دهیم به مهر تا این کتابه پیداش شه:-2-39-:
دیگه شک دارم نمی دونم نوشته کاربر بود یا کتاب:-2-15-:
امیدوارم کسی ببینه منو:-2-39-:[/QUOTE
اسم كتابي كه دنبالشي زمزمه باد مريم جعفري هست كه پسره به خاطر دختره پشت دستشم با سيگارش داغ ميذاره!!!

daneshmand
1390,07,05, ساعت : 19:19
سلام.....من يه كتابي روميخوام كه نوشته ي بچه هاي همين سايته ولي اسمشو يادم نيست هرچي گشتم نتونستم پيداش كنم....
موضوع رمانم اينه كه يه دختره موقع دبيرستان عاشقه دبيره حسابانش ميشه ولي ازطرف پسره جواب ردميشنوه...اين ماجراميگذره تا 7-8سال بعدكه موقع خواستگاري دخترخالش كه برادرهمين پسرست كه پسره اينو ميشناسه ولي دختره چيزي يادش نمياد...واينكه باهم يه پروژه ي كاري براشون ميافته تااينكه.....

البته این رمان فقط چند قسمتش نوشته شده و نیمه کاره س:-2-43-:
http://www.forum.98ia.com/t205956.html

vampire123
1390,07,05, ساعت : 19:34
سلام
این کتاب خیلی قشنگه اگه می دونین اسمشو حتما بگین
موضوش درباره ی دختری بود که می ره خونه ی یه پسر جوون کار می کنه ولی خودشو شبیه پیرزنا می کنه ولی بعد از یه سری اتفاقای باحال پسره می فهمه و...


اسم رمان در سايه آرزو هاست اسم نويسنده ام ميترا شفقتيان

**Silver Star**
1390,07,05, ساعت : 20:09
سلام
من دوستم یه کتاب معرفی کرده و میگه خیلی قشنگه ولی از مشخصاتش هیچی نمیدونه فقط میگه برا 5 تا 6سال پیشه
داستان یه دخترست که تو تیمارستانه بعد یه دکتره میارتش خونش تا ازش مراقبت کنه دکتره با زنشو پسرش زندگی میکنه...
میدونم غیرممکنه ولی اگه کسی این کتابو خونده یا اسمشو میدونه ممنون میشم کمکم کنه

فکر کنم اسم کتاب گمشده هست از زهرا اسدی این هم لینکش

http://www.forum.98ia.com/t8180.html

coral
1390,07,05, ساعت : 20:14
سلام دوستان من یه رمان رو پارسال تو سایت خوندم در مورد یه دختره بود که عاشق استادش می شه ولی استاد اصلا" باهاش خوب نیست ... بعدا" متوجه می شه که این استاد شوهر خواهرش بوده که حالا خواهرش مرده و خودشم شباهت زیادی به خواهرش داره ... فکر کنم استاده پسرخالش هم می شد ... الان دقیق یادم نیست :-2-37-:

daneshmand
1390,07,05, ساعت : 20:41
سلام دوستان من یه رمان رو پارسال تو سایت خوندم در مورد یه دختره بود که عاشق استادش می شه ولی استاد اصلا" باهاش خوب نیست ... بعدا" متوجه می شه که این استاد شوهر خواهرش بوده که حالا خواهرش مرده و خودشم شباهت زیادی به خواهرش داره ... فکر کنم استاده پسرخالش هم می شد ... الان دقیق یادم نیست :-2-37-:
خانمی اسم این رمان فصل خاکستری از خانم سهیلا عباسی هست. لینک:

http://www.forum.98ia.com/t27350.html

آليس
1390,07,05, ساعت : 20:45
دوست گلم رمان زمزمه باد از خانم جعفری، اینم لینکش::-2-40-:

http://www.forum.98ia.com/t132208.html




[QUOTE=آليس;3016394]الـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـو
آهای کسی منو میبینه؟
بابا یک بیاد به داد آلیس برسه دیگه:-2-30-::-2-30-::-2-30-:
خانمای همکار ، رمان خونا ، کابرای فعال تایپ و... بیایین کمکم کنین دیگه:-2-39-:
اینقدر تو رمانای کامل شده گشتم تا ص 21 رفتم ، چشام درد میکنه دیگه ... چی میشه توانا بود هر که دانا بود ، میازار موری که دانه کش است ، چی دارم میگم آهان دست هم دهیم به مهر تا این کتابه پیداش شه:-2-39-:
دیگه شک دارم نمی دونم نوشته کاربر بود یا کتاب:-2-15-:
امیدوارم کسی ببینه منو:-2-39-:[/QUOTE
اسم كتابي كه دنبالشي زمزمه باد مريم جعفري هست كه پسره به خاطر دختره پشت دستشم با سيگارش داغ ميذاره!!!


میدونم پستم اسپم محصوب میشه ولی خواستم ویژه تشکر کنم:-2-35-:
ممنون دوستای گلم که به دادم رسیدین ، چند روزه همش در حال گشت و گذار بودم ولی نمی تونستم پیداش کنم ، کسیم به یاریم نشتافت البته حتما نمی دونستن که نشتافتن:-2-08-:
بازم ممنون
بــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــوس
:-2-40-:

bitanaz
1390,07,06, ساعت : 06:42
دوست گلم ممنون از لطفت .نکته ی دیگری از رمان یادت نیست که بیشتر راهنماییمون کنه؟ اسامی یا خصوصیات خاص؟.:-2-35-:

ببین هیچکدوم از این رمانا نیست؟

http://www.forum.98ia.com/t25204.html

http://www.forum.98ia.com/t85539.html

http://www.forum.98ia.com/t150539.html#post1652458



دانشمند نازنین سلام گلی ممنون از لطفت که شامل حال من شد عزیزم نه متأسفانه این سه تا نبود و از اون بدتر اینکه من هیچ اسمی از اسامی این کتاب در خاطرم نیست فقط یادم که پسره یه مادر بزرگ خیلی مقتدر داشت و از همه دخترا به کلی خوشش نمیومد فکر کنم به خاطره خیانت مادرش بود اگر اشتباه نکنم و یه خانومی هم میومد خونشون کار میکرد و ادامه ماجرا
در هر حال ممنون در ضمن هر چی هم توی معرفی و نقد کتاب دنبالش میگردم پیداش نمیکنم در صورتی که مطمئنم توی این سایت خوندمش
بازم ممنون:-2-40-:
راستی میگم حقا که اسم دانشمند برازنده شماست عزیزم هر چی نگاه میکنم تقریبا بیشتر پاسخها را شما دادین، موفق و شاد باشی

**Silver Star**
1390,07,06, ساعت : 16:42
دانشمند نازنین سلام گلی ممنون از لطفت که شامل حال من شد عزیزم نه متأسفانه این سه تا نبود و از اون بدتر اینکه من هیچ اسمی از اسامی این کتاب در خاطرم نیست فقط یادم که پسره یه مادر بزرگ خیلی مقتدر داشت و از همه دخترا به کلی خوشش نمیومد فکر کنم به خاطره خیانت مادرش بود اگر اشتباه نکنم و یه خانومی هم میومد خونشون کار میکرد و ادامه ماجرا
در هر حال ممنون در ضمن هر چی هم توی معرفی و نقد کتاب دنبالش میگردم پیداش نمیکنم در صورتی که مطمئنم توی این سایت خوندمش
بازم ممنون:-2-40-:
راستی میگم حقا که اسم دانشمند برازنده شماست عزیزم هر چی نگاه میکنم تقریبا بیشتر پاسخها را شما دادین، موفق و شاد باشی

شاید رمان قمار سرنوشت باشه نوشته ی کاربران سایت

http://www.forum.98ia.com/t292528.html

daneshmand
1390,07,06, ساعت : 20:27
QUOTE=bitanaz;3024562]
راستی میگم حقا که اسم دانشمند برازنده شماست عزیزم هر چی نگاه میکنم تقریبا بیشتر پاسخها را شما دادین، موفق و شاد باشی[/QUOTE]


به من لطف داری ولی اینطور نیست عزیزم....توی این تاپیک افراد خیلی فعالیتری هستند و من هر از گاهی سر می زنم...به نظرم از قسمت خلاصه رمانها هم بتونی کمک بگیری.::-2-40-:
http://www.forum.98ia.com/t8712.html


شاید رمان قمار سرنوشت باشه نوشته ی کاربران سایت
l (http://www.forum.98ia.com/t292528.html)

فکر نکنم این باشه عزیزم چون توی این رمان خبری از مادربزرگ نیست و رفتارهای شخصیت اول مرد بی تفاوت و بی توجه نیست:-2-14-:

mosh moshi
1390,07,08, ساعت : 20:10
بچه ها دنبال یک کتابم که به اجبار خانوادش با یک نفر ازدواج می کنه و شوهرش هیچ علاقه ای بهش نداره و عاشق یکی دیگه اس طلاقش می ده و دختره برای انتقام از شوهر و مادر شوهرش با پدر شوهرش ازدواج می کنه کشسی می تونه کمکم کنه؟؟؟؟؟ممنون می شم

paradise
1390,07,08, ساعت : 20:26
بچه ها دنبال یک کتابم که به اجبار خانوادش با یک نفر ازدواج می کنه و شوهرش هیچ علاقه ای بهش نداره و عاشق یکی دیگه اس طلاقش می ده و دختره برای انتقام از شوهر و مادر شوهرش با پدر شوهرش ازدواج می کنه کشسی می تونه کمکم کنه؟؟؟؟؟ممنون می شم
نسرین | نسرین قدیری | تایپ گروهی نودوهشتیا (http://www.forum.98ia.com/نسرین | نسرین قدیری | تایپ گروهی نودوهشتیا)

aylin-72
1390,07,12, ساعت : 08:43
سلام بچه ها دنبال یه رمان خیلی قدیمی میگردم که اسمش نمیدونم ماجرا مربوط به مردی بود که 2 تا دختر داشت به اسم بهار و باران بعد این احتمالا قبلا ازدواجی داشته چون پسرش اسمش نیاز بود میاد میون این خانواده وسعی میکنه 2 تا خواهرو عاشق خودش بکنه و موفق هم میشه تا اینجاشو بیشتر نداشتم پاره بود کسی میدونه اسمش چیه یا الان منتشر میشه یا نه یا تو سایتا هست:-2-39-:

daneshmand
1390,07,12, ساعت : 17:09
سلام بچه ها دنبال یه رمان خیلی قدیمی میگردم که اسمش نمیدونم ماجرا مربوط به مردی بود که 2 تا دختر داشت به اسم بهار و باران بعد این احتمالا قبلا ازدواجی داشته چون پسرش اسمش نیاز بود میاد میون این خانواده وسعی میکنه 2 تا خواهرو عاشق خودش بکنه و موفق هم میشه تا اینجاشو بیشتر نداشتم پاره بود کسی میدونه اسمش چیه یا الان منتشر میشه یا نه یا تو سایتا هست:-2-39-:

رمان بار دیگر با تو در میان عطر و سکوت نویسنده :پرویز قاضی سعید، تابستان 1348
دوست عزیز این رمان د ر سایت موجوده:
لینک دانلود:

http://www.forum.98ia.com/t89410.html

لینک تایپ:

http://www.forum.98ia.com/t74663.html

coral
1390,07,14, ساعت : 20:11
سلام این رمانو که می گم خارجیه ... در مورد یک دختر که یک هنرمند مشهور ویولونیست ( اگه اشتباه نکنم ) برای تمدد اعصاب به روستای مادربزرگش می ره و اونجا با یک پسر آشنا می شه و یک سری اتفاقات و قتل های زنجیره ای رخ می ده که اونو هم درگیر خودش می کنه ( خواهر همین پسر هم قاتل )

faezeh.t
1390,07,15, ساعت : 00:48
هرچي كلمه از داستان يادم بود تو گوگل سرچ كردم ولي پيدا نشد؛حالا اومدم از شما كمك بگيرم.
به احتمال زياد داستان براي يكي از كاربراي سايته!

دو خواهر هستن و پسرعمه شون پيش پدر اينها كار ميكنه؛شبي كه عمه شون خواهر بزرگه رو خواستگاري ميكنه،كوچيكه ميفهمه كه پسره رو دوست داره و نامه مينويسه براش و بهش ميگه كه دوسش داره و خواهرش تنوع طلبه و ...

KhaleGhezi
1390,07,23, ساعت : 09:40
سلام چه خوب شد که این تاپیک رو دیدم
من چند سال پیش یه کتاب رو از دوستم گرفتم و چون می خواست فردا به کتابخونه تحویلش بده شبانه خوندمش اگه اشتباه نکنم حدود 400 صفحه بود (اگه اشتباه نکنم)
جریان یک دختر بود که به تازگی از نامزدش جدا شده بود و برای اینکه حرصشو دربیاره تو روزنامه آگهی داده بود که یک مرد پیدا کنه و مجلس نامزد سابقش بره. این کتاب خارجی بود و ترجمه شده بود اگه درست یادم باشه و اشتباه نکن تو اسمش خشم داشت.
پسر جدیدی که باهاش آشنا شده بود یک برادر داشت که خب این دختر و اون آخر داشتان ازدواج کردن واقعا زیبا بود
لطفا اگه می دونید اسم کتاب چیه کمکم کنید:-2-35-:
جلدشم قهوه ای بود:-2-27-:

asizebel
1390,07,23, ساعت : 09:44
سلام چه خوب شد که این تاپیک رو دیدم
من چند سال پیش یه کتاب رو از دوستم گرفتم و چون می خواست فردا به کتابخونه تحویلش بده شبانه خوندمش اگه اشتباه نکنم حدود 400 صفحه بود (اگه اشتباه نکنم)
جریان یک دختر بود که به تازگی از نامزدش جدا شده بود و برای اینکه حرصشو دربیاره تو روزنامه آگهی داده بود که یک مرد پیدا کنه و مجلس نامزد سابقش بره. این کتاب خارجی بود و ترجمه شده بود اگه درست یادم باشه و اشتباه نکن تو اسمش خشم داشت.
پسر جدیدی که باهاش آشنا شده بود یک برادر داشت که خب این دختر و اون آخر داشتان ازدواج کردن واقعا زیبا بود
لطفا اگه می دونید اسم کتاب چیه کمکم کنید:-2-35-:
جلدشم قهوه ای بود:-2-27-:
دوست گلم اگر اشتباه نکرده باشم اسم کتاب خشم و سکوت نوشته آن همپسون هست که بچه های سایت زحمت کشیده بودن و تایپش هم کرده بودن

KhaleGhezi
1390,07,23, ساعت : 09:51
دوست گلم اگر اشتباه نکرده باشم اسم کتاب خشم و سکوت نوشته آن همپسون هست که بچه های سایت زحمت کشیده بودن و تایپش هم کرده بودن

فکر کنم خودش باشه آخه الان که داشتم بیشتر فکر می کردم یه سکوت یادم اومد نمی دونم برم نگاه کنم امیدوارم همون باشه ممنونم:-2-16-::-2-40-:

tiger1978
1390,07,23, ساعت : 19:48
سلام تو اين سايت كتابي خواندم که زن شوهرش مرده بوده پدر شوهرش هم خیلی پولدار بوده اما چون با ازدواج پسرش موافق نبوده زیاد به این ها توجه نمی کرده
زن قالی بافی می کرده و یک دختر و پسر داشته برادرشوهرش هم عاشقش بوده اما زن راضی نبوده
برای کسی کار می کرده که رقیب پدر شوهرش بود و این اقا یک پسر داشت که دکتر بود و از خارح امده بود
دخترش عاشق این دکتر می شه اما دکتره مادره را می خواسته ازطرفی پسر عمو هم دختر را می خواسته
من قبلا هم این را گفتم اما کسی نتوانست کمک کنه!!:-2-43-:

!!neGar
1390,07,28, ساعت : 04:10
سلام بچه ها
کمکم کنید
خیلی خیلی فوری
یکی تعریفه یه کتابی رو شنیده که چیزه خاصی ازش نمیدونم اما موضوعش اینه که:
پسره عاشق یه دختری میشه که بعد چند سال که میخوان بهم برسن به 1000بد بختی تازه میفهمن تفاهم ندارن و دختره ولش میکنه ولی نفهمیده بهونه های پسره از دوری و عشق زیاد بوده.

بچه ها هر کتابی که موضوش این باشه و قشنگ باشه خوبه
زود بگیناااا....فوریه
سلام دختر..
والا من نمیدونم دقیقا رمان خاصی مد نظرت هست یا نه...ولی رمان عشق یعنی... از کاربرای سایت همینجوزاست تقریبا....
فدات:-2-40-:

-نازلی-
1390,07,28, ساعت : 19:41
سلام تو اين سايت كتابي خواندم که زن شوهرش مرده بوده پدر شوهرش هم خیلی پولدار بوده اما چون با ازدواج پسرش موافق نبوده زیاد به این ها توجه نمی کرده
زن قالی بافی می کرده و یک دختر و پسر داشته برادرشوهرش هم عاشقش بوده اما زن راضی نبوده
برای کسی کار می کرده که رقیب پدر شوهرش بود و این اقا یک پسر داشت که دکتر بود و از خارح امده بود
دخترش عاشق این دکتر می شه اما دکتره مادره را می خواسته ازطرفی پسر عمو هم دختر را می خواسته
من قبلا هم این را گفتم اما کسی نتوانست کمک کنه!!:-2-43-:


تنها ، یک بار پرواز کن | نسرین قدیری | تایپ گروهی نودوهشتیا (http://www.forum.98ia.com/t129925.html)

نمی دونم این کتابه یا نه. ولی این راجع به عشق یه مادر و دختر به یه مرده.

nasimrahi
1390,07,29, ساعت : 14:49
ببخشيد بچه ها كسي ميدونه اسم رماني كه دختره با يه پسره توي وبلاگش آشنا ميشه بعدم به خاطر پسره دانشگاه تبريز رو انتخاب ميكنه و ميره تبريز كه پسره رو ببينه اما پسره بي تفاوته، نويسندش يكي از كاربراي سايته، اگه كسي ميدونه تورو خدا بهم بگه. خيلي برام مهمه

-نازلی-
1390,07,29, ساعت : 16:44
ببخشيد بچه ها كسي ميدونه اسم رماني كه دختره با يه پسره توي وبلاگش آشنا ميشه بعدم به خاطر پسره دانشگاه تبريز رو انتخاب ميكنه و ميره تبريز كه پسره رو ببينه اما پسره بي تفاوته، نويسندش يكي از كاربراي سايته، اگه كسي ميدونه تورو خدا بهم بگه. خيلي برام مهمه

یک اتفاق تلخ | رضوان کاربر سایت (http://www.forum.98ia.com/t135575.html)

متاسفانه نصف و نیمه است و ادامه اش ندادند.

marjan.AA
1390,07,29, ساعت : 16:56
[QUOTE=-نازلی-;3174848]تنها ، یک بار پرواز کن | نسرین قدیری | تایپ گروهی نودوهشتیا (http://www.forum.98ia.com/t129925.html)

نمی دونم این کتابه یا نه. ولی این راجع به عشق یه مادر و دختر به یه مرده.[/Q


رمان بهشت را در قلب من بساز نوشته فاطمه صابر یکرمانی

nasimrahi
1390,07,29, ساعت : 18:33
یک اتفاق تلخ | رضوان کاربر سایت (http://www.forum.98ia.com/t135575.html)

متاسفانه نصف و نیمه است و ادامه اش ندادند.
يه دنيا ممنون من فقط ميخاستم اسمشو بدونم آخه يادم رفته بود يه دنيا ممنون عزيزم خدا تو هر دو دنيا خيرت بده:-2-40-:

chrysalis
1390,07,29, ساعت : 21:48
یه رمان تاریخی بود که درباره حکومت بیزانس بود و ماجرای زندگی یه خانواده رو به صورت سلسه وار مطرح میکرد و یادمه اسم همشون پاشا داشت ...کسی میدونه اسم این کتاب بسیار زیبا چی بوده؟

hiva4887
1390,07,29, ساعت : 22:09
سلام
یادمه یه کتابی خوندم که موضوعش در مورد یک ملکه توی کشور عثمانی بود که خیلی قدرت داشت و تونست قوانین کهنه و سنتی اون کشور رو به سبک خودش ، با نفوذی که روی هسرش داشت و عشق زیادی که همسرش نسبت به اون داشت ، تغییر بده . حتی بعد از مرگش هم موفق به این کار شد ، با نقشه ای که کشیده بود.
هر کی اسم این کتاب رو میدونه خواهشا بهم بگه
کتاب واقعا قشنگیه
ممنون

tiger1978
1390,07,30, ساعت : 18:15
مرسي همینه اما من لینکش را پیدا نمی کنم:-2-43-:

[QUOTE=-نازلی-;3174848]تنها ، یک بار پرواز کن | نسرین قدیری | تایپ گروهی نودوهشتیا (http://www.forum.98ia.com/t129925.html)

نمی دونم این کتابه یا نه. ولی این راجع به عشق یه مادر و دختر به یه مرده.[/Q


رمان بهشت را در قلب من بساز نوشته فاطمه صابر یکرمانی

نیلوفر دختر دریا
1390,07,30, ساعت : 19:02
مرسي همینه اما من لینکش را پیدا نمی کنم:-2-43-:لینک دانلود منظورتونه؟

http://www.forum.98ia.com/t131300.html


http://www.forum.98ia.com/t131294.html

!!neGar
1390,07,30, ساعت : 21:46
سلام
یادمه یه کتابی خوندم که موضوعش در مورد یک ملکه توی کشور عثمانی بود که خیلی قدرت داشت و تونست قوانین کهنه و سنتی اون کشور رو به سبک خودش ، با نفوذی که روی هسرش داشت و عشق زیادی که همسرش نسبت به اون داشت ، تغییر بده . حتی بعد از مرگش هم موفق به این کار شد ، با نقشه ای که کشیده بود.
هر کی اسم این کتاب رو میدونه خواهشا بهم بگه
کتاب واقعا قشنگیه
ممنون
سلام عزیزم
اسم این کتاب شبهای سرای هستش ....و بسی تائید میکنم کتاب محشریه..ایول:-2-25-:
نویسندش هم میشل دوگرسه اگه اشتباه نکنم:-2-37-:

niloofarane
1390,08,05, ساعت : 22:51
همین اواخر این داستان و تو سایت خوندم کار یکی از بچه ها بود.تایپ کتاب تموم شده اما من نسخه پی دی افشو ندیدم و چون اسمش و اسم نویسندشو نمیدونم خواستم از شما کمک بگیرم
اسم شخصیت اصلی شادان بود و اون یکی شخصیتم شهاب ماجرا تو جنوب اتفاق افتاد(فکر کنم مسجد سلیمان بود) و از یه جایی هم تو تهران و انگار یه خانواده بختیاری بودن!
داستانم اینطوری بود که شادان با مادربزرگش زندگی میکرد و پدر و مادرش مرده بودن و پسر عموش شهاب قیمش بود تا 18 سالگی شادان تو 8 سالگی تصمیم میگیره بزرگ که شد با شهاب ازدواج کنه اما شهاب چون عاشق مادر شادان بوده اصلا" روی خوش نشون نمیده ورفتار خوبی باهاش نداره داستان تو 16 یا 17 سالگی داره تعریف میشه .........(مثل بابالنگ دراز شادانم داره برای یه دوست ماجررا رو تعریف میکنه،فکر کنم دفتر خاطراتش بود)
چون تازه تو سایت بوده امیدوارم بقیه حافظه قوی تری از من داشته باشن و بتونن تو پیدا کردنش کمکم کنن.اگه نسخه pdf داره لطفا"لیکنشو بزارید
ممنون

gole nazi
1390,08,10, ساعت : 17:04
سلام من دنبال یه رمانی میگردم که چند سال پیش خوندمش خیلی قشنگه.داستانش درباره ی خانمی هستش که اسم شوهرش منصور که شرکت ساختمانی داره فکر کنم 2 یا 3 تا بچم دارن. منصور به زنش خیانت میکنه میره خارج. خانومه هم باردار شده اسم بچشو که به دنیا میاد میذاره بهار.بعدش منصور برمیگرده ایران و سعی میکنه با خانومش آشتی کنه. کسی میدونه اسم رمانش چیه؟؟؟

TARANOMEMEHR
1390,08,11, ساعت : 00:33
اسم کتاب سروناز است وتو سایت نیمه کاره است

Farnaz
1390,08,12, ساعت : 00:32
سلام فقط خواستم از تون به خاطر این تاپیک تشکر کنم مدتی بود دنبال یک رمان می گشتم که اسمش رو نمی دونستم چند نفر خلاصه داستان رو نوشته بودن این جور یمن کتاب مورد نظرم پیدا کردم مرسی :-2-40-:
برای تشکر فقط از دکمه تشکر استفاده کنید کافیه
این پست شما اسپم محسوب میشه و خلاف قوانین سایت هست
لطفا رعایت کنید

!!neGar
1390,08,13, ساعت : 19:37
سلام سلام:-2-25-:
من چند وقت پیش یه کتابی توی سایت خوندم از نوشته های کاربرا بود اگه اشتباه نکنم..
داستانش در مورد یه دختری بود که توی یه شرکتی کار میکرد بعد با یکی از مهندسین شرکت خیلی سر لج بود...بعد واسه خاطر یه پروژه که توی یه شهر دیگه بود برنامش اینا مجبوری با هم یه ازدواج سوری میکنن!(باید متاهل میبودن تا بتونن برن!:-2-27-:)
بعد میرن و تو سفرشون یه تصادفم میکننن و یجا گیر میافتن و خلاصه اینا...:-2-37-:
اسم کتاب چیه میخوام به یکی بگم بخونه یادم نمیااااااد:-2-28-:

دوستان کمک!:-2-35-:

-نازلی-
1390,08,13, ساعت : 19:51
سلام سلام:-2-25-:
من چند وقت پیش یه کتابی توی سایت خوندم از نوشته های کاربرا بود اگه اشتباه نکنم..
داستانش در مورد یه دختری بود که توی یه شرکتی کار میکرد بعد با یکی از مهندسین شرکت خیلی سر لج بود...بعد واسه خاطر یه پروژه که توی یه شهر دیگه بود برنامش اینا مجبوری با هم یه ازدواج سوری میکنن!(باید متاهل میبودن تا بتونن برن!:-2-27-:)
بعد میرن و تو سفرشون یه تصادفم میکننن و یجا گیر میافتن و خلاصه اینا...:-2-37-:
اسم کتاب چیه میخوام به یکی بگم بخونه یادم نمیااااااد:-2-28-:

دوستان کمک!:-2-35-:

تو با منی از نیلا...
(توی کتاب های کامل شده نوشته کاربرا هست. سرچ بزنی پیدا می کنی.)

ParMoun
1390,08,13, ساعت : 20:31
سلام
چند ماه پیش یه کتاب خوندم که یه دختری بود که با یه مردی ازدواج میکنه از خودش خیلی بزرگتر و فکر میکرده داداش بهترین دوستشه و یه باغ بوده که توش نباید میرفته و اخرای داستان میفهمه دوستش دختر اون مرده و یه سری چیزها براش رو میشه
کسی این کتاب رو میشناسه؟

goldoone22
1390,08,18, ساعت : 12:46
سلام روزتون بخیر
چند وقت پیش رمان یکی از بچه های سایت رو داشتم میخوندم اسمش رو یادم رفته دوست داشتم ادامشو بخونم اگه کسی خونده ممنون میشم اسمش رو به منم بگه مرسی:-2-40-:

خلاصه رمان:سه تا دوست توی دانشگاه بودند که یکیشون خوابگاهی بود و شاعر یکیشون شیطون یکی هم مغرور (شخصیت اصلی)
یکی از پسرای دانشگاهشون شد استاد حل تمرین و از اونجا که اون دوست شیطونه همه بچه های دانشگاه رو میشناخت توی یکی از برنامه های شب شعر از طریق دوستای اون استاد حل تمرینه با گروه اونا دوست شد و قرار شد برن کوه از اونجا که دختر شخصیت اصلی دوربین عکاسیشو نیورده بود از خواهر استاد حل تمرینشون دوربین اونها رو گرفت و ...

+Lily
1390,08,18, ساعت : 13:54
سلام روزتون بخیر
چند وقت پیش رمان یکی از بچه های سایت رو داشتم میخوندم اسمش رو یادم رفته دوست داشتم ادامشو بخونم اگه کسی خونده ممنون میشم اسمش رو به منم بگه مرسی:-2-40-:

خلاصه رمان:سه تا دوست توی دانشگاه بودند که یکیشون خوابگاهی بود و شاعر یکیشون شیطون یکی هم مغرور (شخصیت اصلی)
یکی از پسرای دانشگاهشون شد استاد حل تمرین و از اونجا که اون دوست شیطونه همه بچه های دانشگاه رو میشناخت توی یکی از برنامه های شب شعر از طریق دوستای اون استاد حل تمرینه با گروه اونا دوست شد و قرار شد برن کوه از اونجا که دختر شخصیت اصلی دوربین عکاسیشو نیورده بود از خواهر استاد حل تمرینشون دوربین اونها رو گرفت و ...

سوگند | بهنوش (http://www.forum.98ia.com/t214225.html)
البته هنوزم تمام نشده :-2-36-:

Farnaz
1390,08,21, ساعت : 14:00
همین اواخر این داستان و تو سایت خوندم کار یکی از بچه ها بود.تایپ کتاب تموم شده اما من نسخه پی دی افشو ندیدم و چون اسمش و اسم نویسندشو نمیدونم خواستم از شما کمک بگیرم
اسم شخصیت اصلی شادان بود و اون یکی شخصیتم شهاب ماجرا تو جنوب اتفاق افتاد(فکر کنم مسجد سلیمان بود) و از یه جایی هم تو تهران و انگار یه خانواده بختیاری بودن!
داستانم اینطوری بود که شادان با مادربزرگش زندگی میکرد و پدر و مادرش مرده بودن و پسر عموش شهاب قیمش بود تا 18 سالگی شادان تو 8 سالگی تصمیم میگیره بزرگ که شد با شهاب ازدواج کنه اما شهاب چون عاشق مادر شادان بوده اصلا" روی خوش نشون نمیده ورفتار خوبی باهاش نداره داستان تو 16 یا 17 سالگی داره تعریف میشه .........(مثل بابالنگ دراز شادانم داره برای یه دوست ماجررا رو تعریف میکنه،فکر کنم دفتر خاطراتش بود)
چون تازه تو سایت بوده امیدوارم بقیه حافظه قوی تری از من داشته باشن و بتونن تو پیدا کردنش کمکم کنن.اگه نسخه pdf داره لطفا"لیکنشو بزارید

عینه همین پسته شما رو صفحه قبل داده بودن شما احتیاج نبود کپی پیست بکنین از ایشون


همین اواخر این داستان و تو سایت خوندم کار یکی از بچه ها بود.تایپ کتاب تموم شده اما من نسخه پی دی افشو ندیدم و چون اسمش و اسم نویسندشو نمیدونم خواستم از شما کمک بگیرم
اسم شخصیت اصلی شادان بود و اون یکی شخصیتم شهاب ماجرا تو جنوب اتفاق افتاد(فکر کنم مسجد سلیمان بود) و از یه جایی هم تو تهران و انگار یه خانواده بختیاری بودن!
داستانم اینطوری بود که شادان با مادربزرگش زندگی میکرد و پدر و مادرش مرده بودن و پسر عموش شهاب قیمش بود تا 18 سالگی شادان تو 8 سالگی تصمیم میگیره بزرگ که شد با شهاب ازدواج کنه اما شهاب چون عاشق مادر شادان بوده اصلا" روی خوش نشون نمیده ورفتار خوبی باهاش نداره داستان تو 16 یا 17 سالگی داره تعریف میشه .........(مثل بابالنگ دراز شادانم داره برای یه دوست ماجررا رو تعریف میکنه،فکر کنم دفتر خاطراتش بود)
چون تازه تو سایت بوده امیدوارم بقیه حافظه قوی تری از من داشته باشن و بتونن تو پیدا کردنش کمکم کنن.اگه نسخه pdf داره لطفا"لیکنشو بزارید
ممنون

بچه ها اگه بدونن کدوم کتابه میگن حتما احتیاج نیست که هی تکرار بشه

Sokout
1390,08,21, ساعت : 15:21
همین اواخر این داستان و تو سایت خوندم کار یکی از بچه ها بود.تایپ کتاب تموم شده اما من نسخه پی دی افشو ندیدم و چون اسمش و اسم نویسندشو نمیدونم خواستم از شما کمک بگیرم
اسم شخصیت اصلی شادان بود و اون یکی شخصیتم شهاب ماجرا تو جنوب اتفاق افتاد(فکر کنم مسجد سلیمان بود) و از یه جایی هم تو تهران و انگار یه خانواده بختیاری بودن!
داستانم اینطوری بود که شادان با مادربزرگش زندگی میکرد و پدر و مادرش مرده بودن و پسر عموش شهاب قیمش بود تا 18 سالگی شادان تو 8 سالگی تصمیم میگیره بزرگ که شد با شهاب ازدواج کنه اما شهاب چون عاشق مادر شادان بوده اصلا" روی خوش نشون نمیده ورفتار خوبی باهاش نداره داستان تو 16 یا 17 سالگی داره تعریف میشه .........(مثل بابالنگ دراز شادانم داره برای یه دوست ماجررا رو تعریف میکنه،فکر کنم دفتر خاطراتش بود)
چون تازه تو سایت بوده امیدوارم بقیه حافظه قوی تری از من داشته باشن و بتونن تو پیدا کردنش کمکم کنن.اگه نسخه pdf داره لطفا"لیکنشو بزارید
ممنون

اسمش میوه منحوسه
چون میخواد چاپش کنه برای دانلود نداشته
http://www.forum.98ia.com/t254744.html

eglantine-m96
1390,08,21, ساعت : 19:01
من يه كم از يه رمان و خوندم تو سايت كه زندگي فروغ فرخزاد بود
ولي بعدا هر چي گشتم پيداش نكردم
اگه اسمش رو بهم بگين ممنون ميشم

نیلوفر دختر دریا
1390,08,21, ساعت : 19:26
من يه كم از يه رمان و خوندم تو سايت كه زندگي فروغ فرخزاد بود
ولي بعدا هر چي گشتم پيداش نكردم
اگه اسمش رو بهم بگين ممنون ميشم

شهر آشوب نوشته مریم جعفری که البته تایپش هنوز تموم نشده!

http://www.forum.98ia.com/t152225.html

نفس رادمنش
1390,08,21, ساعت : 20:06
يه كتابي تو سايت خوندم كه اسمش يادم نيست درباره ي پسري بود كه دوست دخترش سرطان مي گيره يه دختره هم تو خونشون كار ميكنه به اسم محبوبه اسم پسره هم امير علي بود اسم دوست دخترشم ماندانا هن اسم كتابو بهم بگينوزم كتابه كامل نشده لطفا

avazkhamoosh
1390,08,21, ساعت : 20:50
سلام من کتاب ایستگاه سرنوشت نوشته ر.باران و می خوام تورو خدا بگید کجا میتونم پیداش کنم؟

دوست عزیز جای پست شما اینجا نیست پستتون به تاپیک زیر منتقل شد
http://www.forum.98ia.com/t192446-31.html

floora
1390,08,23, ساعت : 00:52
يه كتابي تو سايت خوندم كه اسمش يادم نيست درباره ي پسري بود كه دوست دخترش سرطان مي گيره يه دختره هم تو خونشون كار ميكنه به اسم محبوبه اسم پسره هم امير علي بود اسم دوست دخترشم ماندانا هن اسم كتابو بهم بگينوزم كتابه كامل نشده لطفا


دوست عزيز اين كتاب اسمش اولين نگاه هست نوشته لي لي تنها از كاربراي سايت



http://www.forum.98ia.com/t302228.html
(http://www.forum.98ia.com/t302228.html)

elinaz khanom
1390,08,23, ساعت : 01:22
سلام چند روز پیش یک کتاب که یکی از دوستان انجمن مینوشتو خوندم.در حال تایپ بود اما خالا نیست.در مورد دختری بود که قدرت ذهن خوانی داشت.خواهرش عقد کرد و مادرش هم با دایی شوهر خواهرش ازدواج کرد.پسر ناپدریش هم قدرت ذهن خوانی داشت.کجا پیدا کنم اینو؟؟؟؟؟؟؟

elahe70
1390,08,23, ساعت : 01:45
سلام چند روز پیش یک کتاب که یکی از دوستان انجمن مینوشتو خوندم.در حال تایپ بود اما خالا نیست.در مورد دختری بود که قدرت ذهن خوانی داشت.خواهرش عقد کرد و مادرش هم با دایی شوهر خواهرش ازدواج کرد.پسر ناپدریش هم قدرت ذهن خوانی داشت.کجا پیدا کنم اینو؟؟؟؟؟؟؟

فکر کنم این باشه :
http://www.forum.98ia.com/t299123.html

honey_x
1390,08,23, ساعت : 07:56
merc elahe jon.elaheye nazihaaaaa

در انجمن باید فارسی تایپ کنید عزیزم و برای تشکر هم فقط از دکمه تشکر استفاده کنید کافیه!:-2-38-:

لاله عاشق
1390,08,23, ساعت : 12:08
سلام
کتابش در مورد یک دختر فقیره که زن یک پسر پول دار ولی مریض میشه و پسره میمیره و خانواده پسره بعد از مرگ پسرشون دختره رو باینکه حامله هم هست بیرون میکنن اسمش چیه و تو سایت هست یا نه
ممنون

khosro52
1390,08,23, ساعت : 22:22
سلام
کتابش در مورد یک دختر فقیره که زن یک پسر پول دار ولی مریض میشه و پسره میمیره و خانواده پسره بعد از مرگ پسرشون دختره رو باینکه حامله هم هست بیرون میکنن اسمش چیه و تو سایت هست یا نه
ممنون

فک کنم اسمش غریبه اشناست
اسم شخصیت اصلی پسر ایلیا مهاجر و اسم اون خانومه لیلا اعتمادی فک کنم

setareh30
1390,08,23, ساعت : 23:06
فک کنم اسمش غریبه اشناست
اسم شخصیت اصلی پسر ایلیا مهاجر و اسم اون خانومه لیلا اعتمادی فک کنم

ولی توی غریبه آشنا پسره نه مریضه و نه میمیره ...

**Silver Star**
1390,08,25, ساعت : 14:36
سلام یک نفر داستان کتابی رو برام تعریف کرده که توسط کاربران همین سایت نوشته شده بوده اما اسمش رو یادش نبود داستان درباره ی دختری هست که با مردی ازدواج میکنه اما بعد شوهرش برای یک مدت به خارج از کشور میره بعد از اون دختره به برادر شوهرش وابسته میشه و عاشق اون میشه در آخر کتاب شوهرش از خارج بر میگرده اما دختره حامله بوده و پدر بچش هم فکر کنم همون بردار شوهرش بوده ممنون میشه اگر در پیدا کردن این کتاب کمکم کنید مرسی:-2-35-::-2-40-:

Mahed
1390,08,25, ساعت : 14:46
سلام یک نفر داستان کتابی رو برام تعریف کرده که توسط کاربران همین سایت نوشته شده بوده اما اسمش رو یادش نبود داستان درباره ی دختری هست که با مردی ازدواج میکنه اما بعد شوهرش برای یک مدت به خارج از کشور میره بعد از اون دختره به برادر شوهرش وابسته میشه و عاشق اون میشه در آخر کتاب شوهرش از خارج بر میگرده اما دختره حامله بوده و پدر بچش هم فکر کنم همون بردار شوهرش بوده ممنون میشه اگر در پیدا کردن این کتاب کمکم کنید مرسی:-2-35-::-2-40-:
لینک ها:
http://www.forum.98ia.com/t152963.html
http://www.forum.98ia.com/t230327.html
http://www.forum.98ia.com/t274754.html

لاله عاشق
1390,08,25, ساعت : 22:10
ممنون که جواب دادین ولی فکر می کنم اسم کتاب با نام شخصیت زن کتاب بود

لیلین
1390,09,01, ساعت : 16:00
سلام خسته نباشید. کتابی که من دنبالشم از یه نویسنده خارجیه در مورد یه دختری از یه خانواده یهودی توآلمان که زمان هیتلر زندگی میکردن. خیلی ثروتمند بودن اما مادرش زن بدکاره ای بود یه دوست خانوادگی به اسم الکس داشتن. خلاصه بدلیل جنگ دختره تو اردوگاه کار اجباری اسیر میشه اونجا عاشق یه افسر نازی میشه وباهاش ازدواج میکنه اما افسره کشته میشه دختره میره آمریکا در حالیکه حامله بوده اونجا الکس رو میبینه وباهم ازدواج میکنن.دختره هنوز دنبال خانوادش بخصوص برادرش بود بعد از چند سال پسر دختره تو پاریس داییشو پیدا میکنه. صحنه آخر داستانو رسیدن این خواهروبرادر بهم واقعا گریه آوره. تورو خدا برام پیداش کنید:-2-30-:

honey_x
1390,09,02, ساعت : 16:47
سلام خسته نباشید. کتابی که من دنبالشم از یه نویسنده خارجیه در مورد یه دختری از یه خانواده یهودی توآلمان که زمان هیتلر زندگی میکردن. خیلی ثروتمند بودن اما مادرش زن بدکاره ای بود یه دوست خانوادگی به اسم الکس داشتن. خلاصه بدلیل جنگ دختره تو اردوگاه کار اجباری اسیر میشه اونجا عاشق یه افسر نازی میشه وباهاش ازدواج میکنه اما افسره کشته میشه دختره میره آمریکا در حالیکه حامله بوده اونجا الکس رو میبینه وباهم ازدواج میکنن.دختره هنوز دنبال خانوادش بخصوص برادرش بود بعد از چند سال پسر دختره تو پاریس داییشو پیدا میکنه. صحنه آخر داستانو رسیدن این خواهروبرادر بهم واقعا گریه آوره. تورو خدا برام پیداش کنید:-2-30-:

این رمانو من تو نوجوونی خوونده بودمش عزیزم.. از کتابای دانیل استیله!! اگه اشتباه نکنم اسمش دیدار بود. کتاب زیبایی بود.:-2-41-:

setareh30
1390,09,05, ساعت : 16:40
دوستان جان ... دنبال یه کتاب میگردم ... دختری بوده که فکر کنم پدر و مادرش رو از دست میده و پدرش اونو به دست دوستش میسپاره ... با هم تو یه خونه بودن ... دختره عاشق پسره میشه ، پسره هم خیلی دختره رو دوست داشته ولی چون اختلاف سنیشون زیاد بوده و همینطور پدره خیلی بهش اعتماد داشته، به روی خودش نمی آورده ....

فکر کنم کتاب چاپ جدید مال همین یکی دوساله باشه ...

absalan
1390,09,05, ساعت : 17:39
سلام بچ ها من دنبال یه کتابی می گردم که اگه اشتباه نکنم نوشته یکی کاربرای سایته و اسم دختر داستان هما و اسم پسره هم داریوشه (اگه اشتباه نکنم )این دوتا پسر عمو و دختر عمو هستم که با خواست عمو دختره با هم ازدواج میکنن خانوده داریوش در خارج کشور سکونت دارن و بعد ازدواج هم میرن خارج دختره داریوش رو دوست داره اما پسره عاشق دختر خالشه از طرفی برادر داریوشس هم از دختر عموش خوشش میاد بعد از مدتی هم یه سری اتفاق باعث میشهع که دختر بیاد ایران و از داریوش جدا شه به کمک دوست پدرش تو بیمارستانی به عنوان پرستار مشغول به کار میشه
دیگه تا همین حد یادم بود کسی می تونه کمکم کنه ممنون میشم

tiger1978
1390,09,05, ساعت : 17:43
سلام بچ ها من دنبال یه کتابی می گردم که اگه اشتباه نکنم نوشته یکی کاربرای سایته و اسم دختر داستان هما و اسم پسره هم داریوشه (اگه اشتباه نکنم )این دوتا پسر عمو و دختر عمو هستم که با خواست عمو دختره با هم ازدواج میکنن خانوده داریوش در خارج کشور سکونت دارن و بعد ازدواج هم میرن خارج دختره داریوش رو دوست داره اما پسره عاشق دختر خالشه از طرفی برادر داریوشس هم از دختر عموش خوشش میاد بعد از مدتی هم یه سری اتفاق باعث میشهع که دختر بیاد ایران و از داریوش جدا شه به کمک دوست پدرش تو بیمارستانی به عنوان پرستار مشغول به کار میشه
دیگه تا همین حد یادم بود کسی می تونه کمکم کنه ممنون میشم


به رنگ عشق -پروانه شیخلو

elahe70
1390,09,06, ساعت : 04:21
سلام .یه رمان بود چند وقت پیش خوندم .هر چی فکر می کنم اسمش یادم نمیاد ،می خوام دوباره بخونمش .:-2-37-:
یه دختری بود تو یه روزنامه کار می کرد،از شوهرش جدا شده بود عموش هم همسایه اش بود ؛ به اسم افشین .
بعد دختره با یه پسره آشنا میشه و برای اینکه شوهر سابقش اذیتش نکنه باهاش ازدواج می کنه

Behnoush
1390,09,06, ساعت : 05:01
سلام .یه رمان بود چند وقت پیش خوندم .هر چی فکر می کنم اسمش یادم نمیاد ،می خوام دوباره بخونمش .:-2-37-:
یه دختری بود تو یه روزنامه کار می کرد،از شوهرش جدا شده بود عموش هم همسایه اش بود ؛ به اسم افشین .
بعد دختره با یه پسره آشنا میشه و برای اینکه شوهر سابقش اذیتش نکنه باهاش ازدواج می کنه

هوس / تهمینه کریمی:-2-25-:نشر علی:-2-37-:

honey_x
1390,09,06, ساعت : 09:26
سلام ببخشيد كتاب مورد نظر من هم اسم داره و هم شناسنامه ولي فايل پي دي اف اون تو سايت نسيت شايد نبايد اينجا درخواست ميدادم ولي نميدونستم كجا درخواست بدم
شب سپيد از شاذه
دايره طلايي از شاذه

برای درخواستتون این تاپیک موجوده عزیزم! تا جایی هم که میدونم و تو وبلاگ رسمیشون گشتم، شاذه همچین داستانایی ننوشتن!

http://www.forum.98ia.com/t192446.html

.Baharak.
1390,09,13, ساعت : 18:58
رمان نوشته ی یکی از کاربرا بود فک کنم
قلب برادر دختره رو می دن به دکتر معالجش و دختره می گه قلب هر کجا باشه اینم باید اونجا باشه
ممنون می شم اسمش رو گید

mamorin
1390,09,13, ساعت : 19:01
رمان نوشته ی یکی از کاربرا بود فک کنم
قلب برادر دختره رو می دن به دکتر معالجش و دختره می گه قلب هر کجا باشه اینم باید اونجا باشه
ممنون می شم اسمش رو گید
گیسو:-2-31-:http://www.forum.98ia.com/t306206.html

aras
1390,09,16, ساعت : 17:46
سلام
کتابش در مورد یک دختر فقیره که زن یک پسر پول دار ولی مریض میشه و پسره میمیره و خانواده پسره بعد از مرگ پسرشون دختره رو باینکه حامله هم هست بیرون میکنن اسمش چیه و تو سایت هست یا نه
ممنون


فک کنم اسمش غریبه اشناست
اسم شخصیت اصلی پسر ایلیا مهاجر و اسم اون خانومه لیلا اعتمادی فک کنم


فکر می کنم پریا نوشته ی خانم فهیمه رحیمی باشه .که دختره بزرگ می شه و می خواد از خانواده پدرش انتقام بگیره

آرتیستون
1390,09,16, ساعت : 19:18
دنباله یه رمان که توی سایت خوندمش ولی اسمش رونمیدونم درباره یه دختروپسریه که داستان اززبون دوتاشونه ...اها دختره یه دایی داره که این پسره دوست داییشه زیادیادم نیست ولی اینا میرن شمال دختره با اصرار دوستشم میبره اما بعدن توی کافی شاب دوست دختره بهش میگه که بین اون وداییش یه اتفاقی افتاده ... بعدا یه زن وشوهری داستان اینا رو می نویسن ...فکنم دختره دکتر میشه راستی دختره یه داداش کوچولو داره ...

aras
1390,09,17, ساعت : 10:55
:-2-40-:


دوستان واقعا ممنون که حتا یک نفر نگفت حالت چطوره بابا یک کم از آن ذهنهای خلاقتون برای من هم استفاده کنید
دانشمند عزیز دیدم که به خیلیها پاسخ دادی من را هم در یاب عزیز:-2-40-:

شاید چتری برای پروانه ها نوشته ی ندا بشر دوست باشه یه نگاه بهش بنداز .

Mina
1390,09,20, ساعت : 13:11
دوستان
يه رمانه بود پسره تو كما بود..دختره پرستارش ... واسه ش حرف ميزد...پسره بعد ِبه هوش اومدنش نذاشت دختره برگرده و هي لج ميكرد باهاش ... اين وسط يه پرستار مرد هم آورده بودند واسه پسره بعد به هوش اومدنش..
اسمشو ميدونين؟
يادم رفته..خوندمش..ميخوام دوباره بخونمش

لحظه
1390,09,20, ساعت : 13:22
دوستان
يه رمانه بود پسره تو كما بود..دختره پرستارش ... واسه ش حرف ميزد...پسره بعد ِبه هوش اومدنش نذاشت دختره برگرده و هي لج ميكرد باهاش ... اين وسط يه پرستار مرد هم آورده بودند واسه پسره بعد به هوش اومدنش..
اسمشو ميدونين؟
يادم رفته..خوندمش..ميخوام دوباره بخونمش
لعیای عشق / فروزنده عدالت / توی سایت هست

fatemeh_e
1390,09,21, ساعت : 15:52
یه رمانی بود که موضوعش این بود که یه دختری خیلی شیطون بوده و از یکی از استاداش بدش میومده .یک روز که هوا برفی بوده داشته با ماشینش از دانشگاه برمیگشته که داخل یه خیابون بن بست میره و استادش رو میبینه که تصادف کرده اون رو به بیمارستان میبره اما پسره تویه کما بوده و روح استادش هرشب میومده پیشش و اونا باهم حرف میزدن و وقتی استاده به هوش میاد هیچی یادش نمیاد.....

کسی میدونه اسمش چیه؟:-118-:

aras
1390,09,21, ساعت : 18:10
یه رمانی بود که موضوعش این بود که یه دختری خیلی شیطون بوده و از یکی از استاداش بدش میومده .یک روز که هوا برفی بوده داشته با ماشینش از دانشگاه برمیگشته که داخل یه خیابون بن بست میره و استادش رو میبینه که تصادف کرده اون رو به بیمارستان میبره اما پسره تویه کما بوده و روح استادش هرشب میومده پیشش و اونا باهم حرف میزدن و وقتی استاده به هوش میاد هیچی یادش نمیاد.....

کسی میدونه اسمش چیه؟:-118-:
رمان عطر یاد تو نوشته ی زهره میر باقری هستش .:-2-16-:

shakiba_2510
1390,09,26, ساعت : 11:55
سلام!تو تابستون من یه رمان از کاربرای سایت می خوندم که اسمش یادم نیست!شخصیا اصلی داستان یه دختری بود به اسم سبحان که از شوهرش جدا شده بود!اسم شوهرشم سبحان بود یه پسر کوچولو هم داشتند فکر کنم اسمش علی بود!خواهر دختره مریم،شوهر خواهرش اردشیر و دخترخالش طاهره بودش که خیلیی خجالتی بود!بعد از چند سال که سبحان برمیگرده ایران،اینا مجبور میشند با هم ازدواج کنند!×میشه اسم داستانو بهم بگید؟

honey_x
1390,09,30, ساعت : 11:13
سلام!تو تابستون من یه رمان از کاربرای سایت می خوندم که اسمش یادم نیست!شخصیا اصلی داستان یه دختری بود به اسم سبحان که از شوهرش جدا شده بود!اسم شوهرشم سبحان بود یه پسر کوچولو هم داشتند فکر کنم اسمش علی بود!خواهر دختره مریم،شوهر خواهرش اردشیر و دخترخالش طاهره بودش که خیلیی خجالتی بود!بعد از چند سال که سبحان برمیگرده ایران،اینا مجبور میشند با هم ازدواج کنند!×میشه اسم داستانو بهم بگید؟

شاید منظورت این کتابه عزیزم:

http://www.forum.98ia.com/t260367-8.html

msa1
1390,09,30, ساعت : 18:19
سلام
اسم یه رمان که توسط کاربران سایت نوشته شده و موضوع دباره عشق پسر همسایه به دختر ربروی منزلشون که اون دختر به این شرط قبول میکند که پسر 40 روز در مسجد اعتکاف کند ولی پدر دختر در این فاصله او را به عقد پسر دوستش که قبلا ازدواج کرده و جزء دختر، خانواده دختر خبر ندارند در می آورد
اسم رمان رو فراموش کردم کسی از دوستان می دونه اسم این رمان چیه؟
مرسی از کمکتون

mani0020
1390,10,08, ساعت : 04:07
يه رمان نوشته كاربران انجمن بود كه من اصلا اسمشو يادم نمياد !
ولي موضوعش در مورد يه دختر مغرور بود
كه يكي از فاميلاشون(دقيق نمي دونم كي!) كه اونم خيلي مغرور بوده؛
عاشقش مي شه و بهش اعتراف مي كنه
ولي دختر از روي لجبازي قبول نمي كنه و در اخر خودش عاشق پسره مي شه !

اين كدوم رمانه ؟

sadsadsad
1390,10,14, ساعت : 02:58
یک رمانی نوشته کاربران انجمن بود که فکر کنم دختره دکتر بود که به زور یک ازدواج قراردادی کرد. پسره اولین بار تو بیمارستان دختره رو ملاقات کرد و دختره فکر کرد پسره بهش خیانت کرده و برای ادامه تحصیل رفت خارج و پسره رفت برگردوندش.لطفا اسم ایین رمان رو بگید

lalehjoon
1390,10,15, ساعت : 01:08
یک رمانی نوشته کاربران انجمن بود که فکر کنم دختره دکتر بود که به زور یک ازدواج قراردادی کرد. پسره اولین بار تو بیمارستان دختره رو ملاقات کرد و دختره فکر کرد پسره بهش خیانت کرده و برای ادامه تحصیل رفت خارج و پسره رفت برگردوندش.لطفا اسم ایین رمان رو بگید.:-2-30-:

فکر میکنم این کتابه

عشق یا عادت | persian-star کاربر انجمن (http://www.forum.98ia.com/t227993.html)

.Baharak.
1390,10,15, ساعت : 20:47
سلام
یه رمان بود اونجا دختره با پسر عموهاش زندگی می کرد ولی بعد با پسر عمو وچیکش رفت خونه عموش
اونجا با دوستای پسر عموش خیلی کوک بود و آخرش با دوست پسر عموش دوست شد
اسمش چی بود؟

elahe70
1390,10,16, ساعت : 00:47
سلام
یه رمان بود اونجا دختره با پسر عموهاش زندگی می کرد ولی بعد با پسر عمو وچیکش رفت خونه عموش
اونجا با دوستای پسر عموش خیلی کوک بود و آخرش با دوست پسر عموش دوست شد
اسمش چی بود؟


رمان عشق یعنی ...

http://www.forum.98ia.com/t317226.html

faezeh
1390,10,21, ساعت : 22:46
دختره دانشگاه قبول ميشه و از شهرشون مياد تهران ميره خونه يكي از فاميلاشون(مادر بزرگ فكر كنم)
تو دانشگاه استاده تند تند مينوشته پاك ميكرده،اينم نميتونسته بنويسه!ميگه ميشه دوربين بياريم از تخته عكس بگيريم؟
بعدا ميفهمه كه اين استاده همسايشونه و اين آقاي استاد باشي يه برادر هم داشت!


ممنون ميشم اگه كمكم كنيد!

elnaz 90
1390,10,26, ساعت : 10:58
يه رمان بود از كتاباي شاذه دختره عاشق آشپزي بود دلش نيم خواست ازدواج كنه شب ازدواجش فرار مي كنه اسم پسرداستانم فواد بود فكر كنم
اسمش چي بود؟

tiger1978
1390,10,26, ساعت : 11:03
يه رمان بود از كتاباي شاذه دختره عاشق آشپزي بود دلش نيم خواست ازدواج كنه شب ازدواجش فرار مي كنه اسم پسرداستانم فواد بود فكر كنم
اسمش چي بود؟


بگذار تا بگویم (http://www.moon30.blogsky.com/1390/02/31/post-169/)

سپیدار
1390,10,26, ساعت : 20:09
سلام دوستای گلم من دنبال یه کتابی میگردم که یکیاز بجه ها تو سایت اشاره کردند و من خیلی خوشم اومد خواهشا اکه کسی میدونه خبرشو بهم بده ممنون میشم ( در مورد دختری بود که دو خواهر داشت بعد مادرش بیمار میشه پدرشم برای خرج درمان زنش زندگیشو میفروشه ولی همسرش میمیره اوناهم مجبور میشن توی منطقه ی پایین اجاره نشین شن دختره بزرگ خانواده که فکر میکنم دیپلم داشته توی هرشرکتی که میره میبینه میخوان سواستفاده کنن و دراخر قیافشو به شکل یه زن ۳۰ ساله که یه چشمش نمیبینه و خوب نمیتونه راه بره درمیاره و تو خونه ی پسر مجردی که دنباله خدمتکاره سن بالا میگرده تا ۲۴ساعت خونشو مرتب کنه استختام میشه…


============

بچه ها من این متن رو توی بخش نظرها دیدم

به موضوعش علاقه مند شدم

کسی اسم کتاب رو می دونه؟

ممنون میشم

**Silver Star**
1390,10,26, ساعت : 21:05
سلام دوستای گلم من دنبال یه کتابی میگردم که یکیاز بجه ها تو سایت اشاره کردند و من خیلی خوشم اومد خواهشا اکه کسی میدونه خبرشو بهم بده ممنون میشم ( در مورد دختری بود که دو خواهر داشت بعد مادرش بیمار میشه پدرشم برای خرج درمان زنش زندگیشو میفروشه ولی همسرش میمیره اوناهم مجبور میشن توی منطقه ی پایین اجاره نشین شن دختره بزرگ خانواده که فکر میکنم دیپلم داشته توی هرشرکتی که میره میبینه میخوان سواستفاده کنن و دراخر قیافشو به شکل یه زن ۳۰ ساله که یه چشمش نمیبینه و خوب نمیتونه راه بره درمیاره و تو خونه ی پسر مجردی که دنباله خدمتکاره سن بالا میگرده تا ۲۴ساعت خونشو مرتب کنه استختام میشه…


============

بچه ها من این متن رو توی بخش نظرها دیدم

به موضوعش علاقه مند شدم

کسی اسم کتاب رو می دونه؟

ممنون میشم

در سایه ی آرزوها (http://www.forum.98ia.com/t376935.html)

SANIA-23
1390,10,26, ساعت : 23:05
یه داستان خیلی وقت پیش خوندم که یه دختری با خانواده ی پسری که قلب اونو بهش پیوند زدن آشنا میشه و بعد عاشق برادر اون پسره میشه.. ممنون میشم اسمش رو برام پیدا کنید

Arrosha
1390,10,26, ساعت : 23:09
دختره دانشگاه قبول ميشه و از شهرشون مياد تهران ميره خونه يكي از فاميلاشون(مادر بزرگ فكر كنم)
تو دانشگاه استاده تند تند مينوشته پاك ميكرده،اينم نميتونسته بنويسه!ميگه ميشه دوربين بياريم از تخته عكس بگيريم؟
بعدا ميفهمه كه اين استاده همسايشونه و اين آقاي استاد باشي يه برادر هم داشت!


ممنون ميشم اگه كمكم كنيد!
دوستان من به این کتاب علاقه مند شدم کسی اسمشو میدونه؟:-2-38-:

~AfShAn~
1390,10,30, ساعت : 12:03
یک کتاب پلیسی بود که توش همه ی خانواده دختره حتی برادرای کوچیکش را کشتن و خودش هم تیر خورد....
پلیسی که مسئول پرونده بود برای محافظت ازش اونو برد خانه ی خودش....
فکر کنم اسم پسره علیرضا یود و 36 سالش بود...
پسره عاشق دختره می شود اما به خاطر اختلاف سنی.....
کسی می شناسد؟؟؟؟6 سال پیش خواندمش:)اگر اسمشو بدونید:)

~AfShAn~
1390,10,30, ساعت : 12:10
می شود یکی دیگر هم بپرسم؟؟:)
این یکی هم مال 6 7 سال پیشه اما احتمالا قدیمی تره:)
یه دختری بود که نمی دانم چطوری اما وارد خانه ی یه پسری می شود که پسره از اینا بوده که ذهن آدما رامی خوانده...
یکم عجیب غریب بود اما خدایی کلی هیجان داشت... تو کتابه یه عالمه از این آدمای ذهن خوان بود.... ا

فاطیما8
1390,10,30, ساعت : 12:13
یک کتاب پلیسی بود که توش همه ی خانواده دختره حتی برادرای کوچیکش را کشتن و خودش هم تیر خورد....
پلیسی که مسئول پرونده بود برای محافظت ازش اونو برد خانه ی خودش....
فکر کنم اسم پسره علیرضا یود و 36 سالش بود...
پسره عاشق دختره می شود اما به خاطر اختلاف سنی.....
کسی می شناسد؟؟؟؟6 سال پیش خواندمش:)اگر اسمشو بدونید:)

فکر کنم اسمش رویا عزیزم

Patient.Stone
1390,10,30, ساعت : 13:14
سلام
من يه رماني ميخواستم كه در مورد دختري به اسم پريسا كه با شخصي به نام وحيد ازدواج ميكنه كه ثمره اين ازدواج دختري به نام نازنين ، ولي اين ازدواج دوامي نداره و پريسا ديگه نميتونه به اين زندگي ادامه بده و از وحيد جدا ميشه و سعش در اينه كه نازنينو از وحيد بگيره

ميشه اسم اين رمان بگيد و نويسندش كيه؟
مرسي

tiger1978
1390,10,30, ساعت : 18:16
یک کتاب پلیسی بود که توش همه ی خانواده دختره حتی برادرای کوچیکش را کشتن و خودش هم تیر خورد....
پلیسی که مسئول پرونده بود برای محافظت ازش اونو برد خانه ی خودش....
فکر کنم اسم پسره علیرضا یود و 36 سالش بود...
پسره عاشق دختره می شود اما به خاطر اختلاف سنی.....
کسی می شناسد؟؟؟؟6 سال پیش خواندمش:)اگر اسمشو بدونید:)


رویا - مهناز صیدی

~AfShAn~
1390,10,30, ساعت : 18:43
آن یکی را کسی نمی شناسه؟ همان که پسره توش ذهن آدم ها را می خواند؟؟؟
فکر کنم تو اسمش جنگل داشت!!!!
شایدم توهم زدم....

Mina
1390,10,30, ساعت : 18:57
آن یکی را کسی نمی شناسه؟ همان که پسره توش ذهن آدم ها را می خواند؟؟؟
فکر کنم تو اسمش جنگل داشت!!!!
شایدم توهم زدم....
خواب بازی نیست؟

aras
1390,10,30, ساعت : 19:03
آن یکی را کسی نمی شناسه؟ همان که پسره توش ذهن آدم ها را می خواند؟؟؟
فکر کنم تو اسمش جنگل داشت!!!!
شایدم توهم زدم....


بانوی جنگل نوشته ی خانم فهیمه رحیمی

Farnaz
1390,10,30, ساعت : 23:29
دست همه تان درد نکنه:)

این پست شما اسپم حساب میشه و خلاف قوانین انجمن هست.لطفا رعایت کنید

patrin
1390,11,01, ساعت : 00:38
من رمان عشق برنامه ریزی شده اینجا خوندم
ولی هرجا سرچ میکنم نمیاد خواهش میکنم لینک شو بهم بدید نه تا گوگل سرچ میکنم میاد نه در جستجو هم میزنم نمیاددددددددددد

جای این پستتون اینجا نیست

می تونید از لیستا کمک بگیرید یا از مدیرا...

http://www.forum.98ia.com/t391400.html?highlight=%D8%B9%D8%B4%D9%82+%D8%A8%D 8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87+%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB %8C+%D8%B4%D8%AF%D9%87

sansi
1390,11,02, ساعت : 17:11
سلام...

يه رمان نوشته ي كاربراي سايت خودمونه فكر كنم.

دختره كنكور رتبه تك رقمي مياره مياد تهران اونجا تو روز ثبت نام با يه پسري اشنا ميشه كه ميبرتش و از قلم چي براش 206 ميگيره بعدشم معلوم ميشه كه باباي پسره و مادر دختره قرار بوده باهم ازدواج كنن كه مادربزرگه مخالف بوده....

ممنون ميشم اسمشو بهم بگيد.

+Lily
1390,11,02, ساعت : 17:16
سلام...

يه رمان نوشته ي كاربراي سايت خودمونه فكر كنم.

دختره كنكور رتبه تك رقمي مياره مياد تهران اونجا تو روز ثبت نام با يه پسري اشنا ميشه كه ميبرتش و از قلم چي براش 206 ميگيره بعدشم معلوم ميشه كه باباي پسره و مادر دختره قرار بوده باهم ازدواج كنن كه مادربزرگه مخالف بوده....

ممنون ميشم اسمشو بهم بگيد.

سلام
این رمان از بچه های سایت نیست
از وبلاگ قصه گو اینجا کپی شده
تقدیر | قصه گو (http://www.forum.98ia.com/t227940.html)

مهشاد69
1390,11,02, ساعت : 18:42
سلام خیلی وقته پیش یه رمان خوندم با این موضوع
یه دختری بوده که با فامیلشون نامزد می کنه و اینها عاشقانه همدیگرو دوست داشتن بعد دختره دانشگاه شهرستان قبول میشه و مجبور میشه دنبال خوابگاه بگرده اما خوابگاهی گیرش نمیاد واز قضا پسر همکلاسیش بهش پیشنهاد می کنه که باهم زندگی کنن اما کاری با هم نداشته باشن.....

سلام.از موضوع کتاب خیلی خوشم اومد..
کسی اسم این رمانو نمیدونه؟

چیکا
1390,11,02, ساعت : 23:10
بچه ها من یک کتاب خونده بودم فکر می کنم هم از بچه های سایت خودمون بود که یک دختره است یک نفر اونو از یک زن قمار باز می خره و بعد مرده دختر رو می بره خارج از کشور اگه اشتباه نکنم لطفا هر کی اسمشو می دونه کمکم کنه:-118-:

+Lily
1390,11,02, ساعت : 23:13
بچه ها من یک کتاب خونده بودم فکر می کنم هم از بچه های سایت خودمون بود که یک دختره است یک نفر اونو از یک زن قمار باز می خره و بعد مرده دختر رو می بره خارج از کشور اگه اشتباه نکنم لطفا هر کی اسمشو می دونه کمکم کنه:-118-:

قمار سرنوشت 1 و 2 | از coral و بانوی شرقی
خدایی حالش نیس لینکشو برات پیدا کنم

Mina
1390,11,02, ساعت : 23:28
سلام.از موضوع کتاب خیلی خوشم اومد..
کسی اسم این رمانو نمیدونه؟


خلوت خلود | مهرنوش صفایی

samare
1390,11,03, ساعت : 15:16
چندین سال پیش یه کتاب خوندم موضوعش این بود که یه پسره با شوهر مامانش مشکل داشت و تو پارک با یه پسر دیگه آشنا شد و بعد وارد خانواده شون شد و طی جریانات مفصلی اعم از عاشقی و طلاق و قهر و آشتی و اینا نهایتا پسره توسط دوستش تو روز عروسیش به قتل رسید و خواهر قاتل که عروس بود هم افتاد رو جنازه و همونجا مرد:-2-30-:
کلا اعصاب خورد کن بودااااااااااااا
ولی دوست دارم یه بار دیگه بخونمش
اسمشم یادم نمیاد.
اگه کمکم کنید ممنون میشم

قلب سنگی68
1390,11,03, ساعت : 17:54
سلام ببخشید قبلا توهمین سایت ی رمان خوندم که نمیدونم از کاربرا بود یا ن ولی مضمونش اینجوری بود که ی دختر بدلیل مشکلات اقتصادی پرستار ی پسر جوون که توکماست میشه بعد که بهوش میاد وابسته ختر میشه وصیغه موقتش میکنه و....اگه میشه لینکش یا اسمشو اگه بخاطر دارید بم بگید..ممنونم

Sokout
1390,11,03, ساعت : 18:10
سلام ببخشید قبلا توهمین سایت ی رمان خوندم که نمیدونم از کاربرا بود یا ن ولی مضمونش اینجوری بود که ی دختر بدلیل مشکلات اقتصادی پرستار ی پسر جوون که توکماست میشه بعد که بهوش میاد وابسته ختر میشه وصیغه موقتش میکنه و....اگه میشه لینکش یا اسمشو اگه بخاطر دارید بم بگید..ممنونم

لعیای عشق
http://www.forum.98ia.com/t173259.html

~AfShAn~
1390,11,03, ساعت : 20:31
سلام....
یه رمان همین چند وقت پیش تو سایت خواندم تو کتابای در حال تایپ بود ولی اسمش را یادم رفته...اسم دختره آناهیتا بود و برایرش آرش که مریض شده بود...تو دانشگاه سه تار درس می داد......کسی اسمش را می دانه می خواهم بقیه اش را بخوانم......

Mahed
1390,11,03, ساعت : 21:25
سلام....
یه رمان همین چند وقت پیش تو سایت خواندم تو کتابای در حال تایپ بود ولی اسمش را یادم رفته...اسم دختره آناهیتا بود و برایرش آرش که مریض شده بود...تو دانشگاه سه تار درس می داد......کسی اسمش را می دانه می خواهم بقیه اش را بخوانم......

http://www.forum.98ia.com/t95854.html

Patient.Stone
1390,11,03, ساعت : 21:47
سلام
من يه رماني ميخواستم كه در مورد دختري به اسم پريسا كه با شخصي به نام وحيد ازدواج ميكنه كه ثمره اين ازدواج دختري به نام نازنين ، ولي اين ازدواج دوامي نداره و پريسا ديگه نميتونه به اين زندگي ادامه بده و از وحيد جدا ميشه و سعش در اينه كه نازنينو از وحيد بگيره

ميشه اسم اين رمان بگيد و نويسندش كيه؟
مرسي

Patient.Stone
1390,11,03, ساعت : 21:53
چندین سال پیش یه کتاب خوندم موضوعش این بود که یه پسره با شوهر مامانش مشکل داشت و تو پارک با یه پسر دیگه آشنا شد و بعد وارد خانواده شون شد و طی جریانات مفصلی اعم از عاشقی و طلاق و قهر و آشتی و اینا نهایتا پسره توسط دوستش تو روز عروسیش به قتل رسید و خواهر قاتل که عروس بود هم افتاد رو جنازه و همونجا مرد:-2-30-:
کلا اعصاب خورد کن بودااااااااااااا
ولی دوست دارم یه بار دیگه بخونمش
اسمشم یادم نمیاد.
اگه کمکم کنید ممنون میشم


فكر ميكنم سوخته دلان باشه

.Baharak.
1390,11,04, ساعت : 15:58
سلام
یه رمان بود
یه دختر تنها به اسم یاس
تو اولین روز دانشگاهآشنا می شه
بعد با بهنام و بهرام
با بهرام نامزد می شن ولی بعد جدا می شن و اونم اذیتش می کنه

-نازلی-
1390,11,04, ساعت : 16:05
سلام
یه رمان بود
یه دختر تنها به اسم یاس
تو اولین روز دانشگاهآشنا می شه
بعد با بهنام و بهرام
با بهرام نامزد می شن ولی بعد جدا می شن و اونم اذیتش می کنه


رمان شب های تنهایی

yasekabud
1390,11,04, ساعت : 19:11
ye romane dar hale type bud ke ina mitunestan be zehne adama nufuz konan va zehneshuno bekhunan ba'ad va3 police kar mikardan esme yeki az pesara shahrokh bud va esme yeki dg ham agar eshtebah nakonam aavash mishe esmesho behem begid?

niloofarane
1390,11,04, ساعت : 19:17
ye romane dar hale type bud ke ina mitunestan be zehne adama nufuz konan va zehneshuno bekhunan ba'ad va3 police kar mikardan esme yeki az pesara shahrokh bud va esme yeki dg ham agar eshtebah nakonam aavash mishe esmesho behem begid?
باید تو انجمن فارسی تایپ کنی اسمش مثلث زندگی من | فاطیما8 کاربر انجمن اینم لینکش:
http://www.forum.98ia.com/t299123.html

niloofarane
1390,11,04, ساعت : 19:31
یه داستان خیلی وقت پیش خوندم که یه دختری با خانواده ی پسری که قلب اونو بهش پیوند زدن آشنا میشه و بعد عاشق برادر اون پسره میشه.. ممنون میشم اسمش رو برام پیدا کنید

فکر کنم گیلاس زمستانی بود،از کتابهای کاربرهای سایت

msa1
1390,11,07, ساعت : 11:12
سلام
اسم یه رمان که توسط کاربران سایت نوشته شده و موضوع دباره عشق پسر همسایه به دختر ربروی منزلشون که اون دختر به این شرط قبول میکند که پسر 40 روز در مسجد اعتکاف کند ولی پدر دختر در این فاصله او را به عقد پسر دوستش که قبلا ازدواج کرده و جزء دختر، خانواده دختر خبر ندارند در می آورد
اسم رمان رو فراموش کردم کسی از دوستان می دونه اسم این رمان چیه؟
مرسی از کمکتون

Phoenix.74
1390,11,07, ساعت : 13:31
سلام دوستای گلم من دنبال یه کتابی میگردم که یکیار بجه ها تو سایت اشاره کردند و من خیلی خوشم اومد خواهشا اکه کسی میدونه خبرشو بهم بده ممنون میشم ( در مورد دختری بود که دو خواهر داشت بعد مادرش بیمار میشه پدرشم برای خرج درمان زنش زندگیشو میفروشه ولی همسرش میمیره اوناهم مجبور میشن توی منطقه ی پایین اجاره نشین شن دختره بزرگ خانواده که فکر میکنم دیپلم داشته توی هرشرکتی که میره میبینه میخوان سواستفاده کنن و دراخر قیافشو به شکل یه زن ۳۰ ساله که یه چشمش نمیبینه و خوب نمیتونه راه بره درمیاره و تو خونه ی پسر مجردی که دنباله خدمتکاره سن بالا میگرده تا ۲۴ساعت خونشو مرتب کنه استخدام میشه…

Farnaz
1390,11,07, ساعت : 13:34
سلام دوستای گلم من دنبال یه کتابی میگردم که یکیار بجه ها تو سایت اشاره کردند و من خیلی خوشم اومد خواهشا اکه کسی میدونه خبرشو بهم بده ممنون میشم ( در مورد دختری بود که دو خواهر داشت بعد مادرش بیمار میشه پدرشم برای خرج درمان زنش زندگیشو میفروشه ولی همسرش میمیره اوناهم مجبور میشن توی منطقه ی پایین اجاره نشین شن دختره بزرگ خانواده که فکر میکنم دیپلم داشته توی هرشرکتی که میره میبینه میخوان سواستفاده کنن و دراخر قیافشو به شکل یه زن ۳۰ ساله که یه چشمش نمیبینه و خوب نمیتونه راه بره درمیاره و تو خونه ی پسر مجردی که دنباله خدمتکاره سن بالا میگرده تا ۲۴ساعت خونشو مرتب کنه استخدام میشه…
در سایه آرزوها

http://www.forum.98ia.com/t196933.html

taraneh joon
1390,11,07, ساعت : 16:43
سلام. خسته نباشید.
موضوع کتاب: دختر برای تحصیل با قطاری که توش یه تیم ورزشی بوده به شهرستان میره توی راه قطار دچار مشکل میشه بعضی از مسافرا توی بیابون سرگردون میشن که دختر و تیم پسرا هم جزوشونن. فکر میکنم اسمه پسر داستان رهام بود...

$~roya~$
1390,11,07, ساعت : 16:50
سلام. خسته نباشید.
موضوع کتاب: دختر برای تحصیل با قطاری که توش یه تیم ورزشی بوده به شهرستان میره توی راه قطار دچار مشکل میشه بعضی از مسافرا توی بیابون سرگردون میشن که دختر و تیم پسرا هم جزوشونن. فکر میکنم اسمه پسر داستان رهام بود...
بفرما عزیزم
http://www.forum.98ia.com/t81864.html

$~roya~$
1390,11,07, ساعت : 23:19
سلام عزیزان من دنبال کتابهای منوچهر مطیعی مثل آقا مهدی - آقا حشمت و یک ایرانی در قطب شمال و..... هستم منو راهنمایی کنید
فقط این 3 تا رو تونستم پیدا کنم اینایی که گفتین فک نکنم توی نت موجود باشن :-2-37-:
میراث ( مجموعه داستان )| منوچهر مطیعی | اسکن (http://www.forum.98ia.com/t221507.html)
فردایی که نیامد | منوچهر مطیعی (اسکن) (http://www.forum.98ia.com/t65583.html)
زن های وحشی امازون | منوچهر مطیعی (http://www.forum.98ia.com/t252670.html)

مایم
1390,11,08, ساعت : 12:53
سلام
من دنبال کتاب لجبازی آقا بزرگ وسهم من از زندگی می گردم
توی گوگل پیدا کردم ولی دانلود نمی شه.چکار باید انجام بدم؟

+Lily
1390,11,08, ساعت : 13:41
سلام
من دنبال کتاب لجبازی آقا بزرگ وسهم من از زندگی می گردم
توی گوگل پیدا کردم ولی دانلود نمی شه.چکار باید انجام بدم؟

اول اینکه جای درخواستتون اینجا نیست
شما باید توی درخواست کتاب پست میدین

ثانیا نباید دوبار پست بدین

کتاب سهم من از زندگی رو منم تو لیست دانلود پیدا نکردم
سهم من از زندگی | وحیده آساره (http://www.forum.98ia.com/t2862.html)

داستان لجبازی آقا بزرگ |شاتوت
هم هنوز تمام نشده که برای دانلود گذاشته بشه
لجبازی آقا بزرگ | شاتوت (http://www.forum.98ia.com/t374782.html)

سپیدار
1390,11,09, ساعت : 10:36
نوشته اصلی توسط faezeh http://www.forum.98ia.com/cb/buttons/viewpost.gif (http://www.forum.98ia.com/t1667-post3670476.html#post3670476)
دختره دانشگاه قبول ميشه و از شهرشون مياد تهران ميره خونه يكي از فاميلاشون(مادر بزرگ فكر كنم)
تو دانشگاه استاده تند تند مينوشته پاك ميكرده،اينم نميتونسته بنويسه!ميگه ميشه دوربين بياريم از تخته عكس بگيريم؟
بعدا ميفهمه كه اين استاده همسايشونه و اين آقاي استاد باشي يه برادر هم داشت!

ممنون ميشم اگه كمكم كنيد!


بچه ها منم از این خوشم اومده

کسی اسمشو می دونه؟؟؟؟؟؟؟:-2-41-:



می شود یکی دیگر هم بپرسم؟؟:)
این یکی هم مال 6 7 سال پیشه اما احتمالا قدیمی تره:)
یه دختری بود که نمی دانم چطوری اما وارد خانه ی یه پسری می شود که پسره از اینا بوده که ذهن آدما رامی خوانده...
یکم عجیب غریب بود اما خدایی کلی هیجان داشت... تو کتابه یه عالمه از این آدمای ذهن خوان بود.... ا



اینو هم می خوام:-2-41-:

sara.f
1390,11,09, ساعت : 14:19
سلام
یه کتاب خوندم اسمش یادم نمی یاد . در باره یه دختر است که وارد خانواده شوهر خواهرش می شه و به خاطر شرایط مجبور به ازواج با برادر شوهر خواهرش می شه همه داستان می دونم اما اسمش یادم رفته

-نازلی-
1390,11,09, ساعت : 14:23
سلام
یه کتاب خوندم اسمش یادم نمی یاد . در باره یه دختر است که وارد خانواده شوهر خواهرش می شه و به خاطر شرایط مجبور به ازواج با برادر شوهر خواهرش می شه همه داستان می دونم اما اسمش یادم رفته


کتاب ایلگار دخترم(یا دخترم ایلگار)
:-2-37-: