PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : دوست دارید آخر کدوم کتابو عوض کنید؟



صفحه ها : [1] 2 3

bahar1313
1389,11,16, ساعت : 12:03
حتما تا حالا واستون پیش اومده که یه کتاب قشنگ خوندید ولی از آخر داستان خوشتون نیومده.اگه شما نویسنده ی اون بودید آخر اون کتابو چه طوری عوض می کردید؟


من اگه می تونستم آخر کتاب امانت عشق سپیده با سیاوش ازدواج نمی کرد. شایدم یه کاری می کردم علی زنده بمونه سیاوشم با یه دختر دیگه ازدواج کنه. حالا قحطی که نیومده همه ی شهر عاشق یه دختر میشن آخه.

بهار90
1389,11,19, ساعت : 02:34
تاپیک جالبیه. اگه دست من بود حتما آخر کتاب کسی پشت سرم آب نریخت رو عوض می کردم، بیچاره مانی این حقش نبود که اینقدر عذاب بکشه و آخرش هیچی به هیچی.با نظر تو هم بهار جون موافقم« چه جالب خودمم بهارم» تازه من بر لج نویسنده شاید سپیده رو برای همون پسر بده که اگه اشتباه نکنم بهروز بود تا قیامت نگه می داشتم تا اینقدر همه خاطرخواش نشن. تازه توی چشمانی به رنگ عسل اونجایی که افتادند توی دره می نوشتم که جا به جا مردند تا حالشون جا بیاد که اونجایی که گیر افتادند جای دل و قلوه دادن نیست. « فکرکنم باید خودمرو به روانشناس نشون بدم انگار مشکلات روحی ام خیلی زیاد شده و در کل بدجنس شدم.»

پدیده
1389,11,19, ساعت : 14:52
من همیشه دوس داشتم آخر داستان شخصیتای اصلی کتاب به کسی برسن که اصن فکرشم نمیشه کرد!
مثلا در امتداد حسرت میخواستم دختره برسه به سامان نه رضا!:-2-43-:

مِنّا
1389,11,19, ساعت : 16:32
آخر کتاب حریم عشق حال من یکی رو گرفت اگه دست من بود اونجوری خواننده رو تو خماری نمی ذاشتم آخر داستان رو اینجوری می نوشتم که کیانوش از مرگ نیلوفر یه نفس راحت کشید و به تدارک مراسم عروسیش پرداخت .

*fog*
1389,11,19, ساعت : 21:47
مرا یاد آر- سحر- گندم-شیرین

* ترنم بهار *
1389,11,19, ساعت : 21:53
الهه ی شرقی با اون پایان افتضاش

سوشیانت
1389,11,19, ساعت : 21:53
اخرای بوسه تقدیر و روزهای خاکستری

rose33
1389,11,19, ساعت : 21:54
من دوست دارم آخره "کسی پشت سرم آب نریخت" رو عوض کنم

*snowflake*
1389,11,19, ساعت : 22:02
من اگه مي تونستن آخر كتاب وارث عذاب عشق رو عوض مي كردم كه فرشته رو نجاتش بدن ببرن بيمارستان و زنده بمونه:-2-41-:

rangool
1389,11,19, ساعت : 22:07
من همیشه دوس داشتم آخر داستان شخصیتای اصلی کتاب به کسی برسن که اصن فکرشم نمیشه کرد!
مثلا در امتداد حسرت میخواستم دختره برسه به سامان نه رضا!:-2-43-:
برا چی رضا که مشکلی نداشت منم اگه جای یاسی بودم رضا رو انتخاب میکردم«رضا خیلی ماه بود»


تاپیک جالبیه. اگه دست من بود حتما آخر کتاب کسی پشت سرم آب نریخت رو عوض می کردم، بیچاره مانی این حقش نبود که اینقدر عذاب بکشه و آخرش هیچی به هیچی.با نظر تو هم بهار جون موافقم« چه جالب خودمم بهارم» تازه من بر لج نویسنده شاید سپیده رو برای همون پسر بده که اگه اشتباه نکنم بهروز بود تا قیامت نگه می داشتم تا اینقدر همه خاطرخواش نشن. تازه توی چشمانی به رنگ عسل اونجایی که افتادند توی دره می نوشتم که جا به جا مردند تا حالشون جا بیاد که اونجایی که گیر افتادند جای دل و قلوه دادن نیست. « فکرکنم باید خودمرو به روانشناس نشون بدم انگار مشکلات روحی ام خیلی زیاد شده و در کل بدجنس شدم.»
بابا استفاده از فرصتها همینه دیگه:-2-06-:...

23252
1389,11,19, ساعت : 22:12
با همه موافقم؛مخصوصا" با بوسه ي تقدير و وارث عذاب عشق كه هر دفعه مي خونم،حرص مي خورم. به علاوه اخر پريا براي سادگيت رو هم عوض مي كردم.بالاخره يا مي رسن يا نه!در پايان شبم عوض مي كردم.دلم خيلي برا پسره مي سوزه! پشت پلك شبم عوض مي كردم. حداقل فربد نميره!ببخشيد خيلي زياد شد!

niloofarane
1389,11,19, ساعت : 22:39
دارم فکر میکنم ببینم آخر کدومو عوض میکردم اما اینقدر زیاده که نمیتونم بگم از اون داستانهایی که نویسنده یکی از شخصیتها رو ناکار میکنه یکی رو میزاره تو فراق(درست نوشتم؟)بدم میاد،خدایی بعضی از این نویسنده آزار دارن به خدا:-2-43-:نمیدونم حرص دادن خواننده ها چه کیفی داره براشون

بهار90
1389,11,20, ساعت : 02:38
آهان الان هم یه چیز دیگه یادم اومد، به جای تمام شخصیتهای مونث کتابهای موب پور که آخرشون یا می میرن یا خودکشی می کنند یا گم و گور میشن میزدم اون پسره که فکر می کنه خیلی بامزه است می کشتم ببینم که مودب پور داستان بعدی رو با استفاده از چه سوژه ای میخواد بفروش برسونه.

ziba_saboor
1389,11,20, ساعت : 03:12
براي سادگيت پريا حتما مشخص ميكردم يا رفت يا نرفت والا نويسنده مارو گذاشت تو كف

mishul
1389,11,20, ساعت : 08:17
منم پریا برای سادگیت:-2-41-:

azarin_bal
1389,11,20, ساعت : 08:28
سايه معشوق...................خيلي پايانش مزخرف بود.................

bahar1313
1389,11,30, ساعت : 10:32
آخر بازیچه ی تقدیرم عوض می کردم که اینقد همه چیز هندی تموم نشه.
آخر برایم بمانم یه کاری می کردم یا رهام نمیره یا اگه مرد ونوسم بمیره. اخه به نظرم خیلی یهویی تموم شد

Sutra
1389,11,30, ساعت : 10:40
کتاب دو نیمه ی سیب،ازوبلاگ لرد سیاه!
آخرش خیلی بد تموم شد دلم می خواست آخراون رو عوض کنم تا اون دوتا بهم برسن و پسره نمیره

تابتا
1389,12,07, ساعت : 23:53
پریا برای سادگیت

M.shasusa
1389,12,23, ساعت : 02:52
وای از آخر اریکا...

فک کنین آخر شب ببینی قسمت آخر گذاشته شده ولی نتونی بخونی! بمونه واسه موقعی که از مدرسه اومدی. بعد تو مدرسه ام کلی با دوستت نقدش! کنی. بعد بیای ببینی محمد میمیره!؟
خدایی دق کردم
واسه دوستم اس دادم "کاش محمد نمیمرد. دارم از حرص و بغض میمیرم"
تازه پرو پرو بعدش آهنگ غمناکم گوش دادم!
هیوا باعث شد من از این جمله آدما تکرار همن متنفر شم. چقد از این جمله خوشم میومد.

atrin220
1389,12,23, ساعت : 02:59
منم اخر سحر و عوض ميكردم دوست نداشتم عرفان بميره يا با سحر ميمرد يا كلا نميمرد.......

sydney
1389,12,23, ساعت : 03:23
رمان عسل رو که اون حوادث تلخ براش نیافته و عسل خودکشی نکنه :-2-30-:

sC0rP!0N--GirL
1389,12,23, ساعت : 03:36
بوسهی تقدیر:-2-43-:دلم میخواست عمو رو از وسط نصف کنم:-2-33-:

jimbo
1389,12,23, ساعت : 21:31
منم دوست دارم آخر كتاب كسي پشت سرم آب نريخت رو عوض كنم البته آخر كتاب سايه معشوق هم خيلي عذاب آور بود دوست داشته امير به زنش وفادار بمونه يا حداقل زنش ازش جدا ميشد نه اينكه دوتا زنو با هم داشته باشه. آخر كتاب ريشه در عشق هم خيلي بي مزه بود من كه اصلا برام جانيافتاد چرا شيوا مرد خيلي مسخره بود

نیلوفر دختر دریا
1390,02,11, ساعت : 22:51
اریکا

همون طور تموم شد که اصلاً دلم نمی خواست :-2-18-: پایان خوش و هندی رو ترجیح میدادم

zahra62
1390,02,11, ساعت : 22:55
رمان اریکا از کاربران :-2-43-:اخرش خیلی حرص خوردم:-2-33-:

asma-m
1390,02,11, ساعت : 23:13
رمان از تو میگریزم و عشق دردناک(به نحوی دیگر)

بلوط
1390,02,11, ساعت : 23:28
خیلی از کتاب ها هست که دوست دارم اخرش عوض شه اول از همه سالهای بی کسی(من موندم این کتاب با اینکه کپی بود چرا اینقدر ضایع تموم شذ!!!!)

از کتابهای بچه های سایت هم عشق دردناک (به نحوی دیگر) و اریکا هم خیلی الکی تموم شد ... می تونست بهتر تموم بشه نه لزوما خوش ولی بهتر تمام شه...
کتاب به نظر من مهم نیست خوب تموم بشه یا بد ولی باید یه طوری باشه که خواننده بازم وسوسه شه بخوندش من این 3 تا کتاب رو هرگز دوباره نخوندم...

fadai
1390,02,11, ساعت : 23:53
من کلا کتابایی که پسره توش میمیره رو آخرش رو عوض میکردم مخصوصا کتابایی که با یه دلیل مسخره سقط میشن مثل الهه ی شرقی یعنی چی تصادف میکنن میمیرن مگه آزار داری اعصابه من رو خرد میکنی؟!:-119-:
اصلا دوست ندارم آخر رمانای مودب پور رو عوض کنم هیچ کدومشون رو

ياابالفضل
1390,02,11, ساعت : 23:59
سايه معشوق...................خيلي پايانش مزخرف بود.................
با نظر اين دوست موافقم:-2-40-: پايانش خيلي بد بود چرا پسره بايد به هر دو ميرسيد:-119-: و بايد دوتا زن داشته باشه:-119-: من اگه جاي نويسنده بودم همون زن اولي كافي بود و نميگذاشتم با اون دختره ازدواج كنه:-2-33-:

رز وحشی
1390,02,12, ساعت : 00:07
ولی من دلم میخواست اخر ننه سرمارو عوض میکردم احتمالا نمیزاشتم شایان بمیره
وای چقدر گریه کردم
مودب پور اونقدر گریه منو در اورده که نگو

پروانه!
1390,02,12, ساعت : 00:18
رمانی که الان تموم کردم،لعیای عشق!فعلاً تو جو این رمانم

control
1390,02,12, ساعت : 00:37
خيلی دلم می خواست کتاب سایه شوم اثر سمیرا اقاخاني رو خوب تمومش کنم و شخصیت اصلیه داستانو خوشبخت نشون بدم و شوهرشم زنده می موند

niloofar68
1390,02,12, ساعت : 00:54
رمان اریکا نوشته هیوا کاربر سایت
بعد از این همه انتظار محمد الکی الکی مرد

ستاره ملک
1390,02,12, ساعت : 00:57
رمان هنگامه اعظم توکلی:-2-15-: من چند سال پیش (تو این سایت نه ها!) نشستم 631 صفحه رو طی دو شب خوندم و آخرش میخواستم خودمو بکشم!:-2-36-: آخه این چه کاری بود!این چه تصمیم عجیبی بود این دختر گرفت!:-2-09-::-2-19-::-2-07-:تنها کتابیه که دلم میخواد پایانشو که نه درواقع خیلی جلوتر از یک سوم پایانی کتاب عوضش کنم :-2-28-: (توهین نشه.این فقط نظر منه.شایدم با سلیقه ی من جور نبوده و دیگران خیلی دوسش داشته باشن.:-2-40-:)
رمانای دیگه مثل برباد رفته و خرمگس رو هرچند آرزوی تغییر پایانشون رو هربار که خوندم داشتم ولی هر بار هم پیش خودم اقرار کردم که در هیچ صورتی به این زیبایی نمیشدن.همین تلخی پایانشون هم قشنگه و اصلا انگار همینه که موندگارشون کرده.:-2-41-:

gherti
1390,02,12, ساعت : 00:59
من دوست داشتم آخر كتاب ركسانا عوض بشه. آخه چرا همه كتاباي آقاي م. مودب پور بايد به جدايي بكشه؟؟؟؟؟

kanyar
1390,02,12, ساعت : 01:12
الهه شرقي و اريكا و گيسو

Kalafe
1390,02,12, ساعت : 01:30
پریچهر ....

hobab
1390,02,12, ساعت : 01:40
مهرومهتاب.......

Gharibashna11
1390,02,12, ساعت : 01:59
كفشهاي غمگين عشق

dDorsa
1390,04,29, ساعت : 01:04
کتابه از تو میگریزم
قلمش قشنگه ولی داستانش غیره قابله باوره و اینکه انگار ادماش کلا فضایین و تویه این دنیا نیستن ولی بازم دوسش داشتم
اما اخرشو عوض میکردم چون خیلی الکیو مفتی همه چیز به هم خورد!!!!!

Elysium
1390,04,29, ساعت : 15:49
پر پرواز.خیلی اذیتم کرد.کاش پروانه نمی مرد:-2-33-:

kalen
1390,04,29, ساعت : 21:10
گندم و یاسمین و ننه سرماویلدا و امانت عشق و
کلا همه رمانایی که آخرش بد تموم شده!!!!

dokhtare babash
1390,05,04, ساعت : 00:49
از تو می گریزم.....

absalan
1390,05,04, ساعت : 01:06
کسی پشت سرم آب نریخت و عشق ماندگار

persian-star
1390,05,11, ساعت : 13:10
تمام کتابای مودب پور

ZeYnAb KhAnOoM
1390,05,11, ساعت : 13:11
يلدا................:-2-43-:

lotous
1390,05,18, ساعت : 02:18
برباد رفته...

maniac moon
1390,05,18, ساعت : 02:20
نجواگر اسب . . . . . . . . . . . . .

Hoyesh
1390,05,18, ساعت : 02:34
یاسمین و گندم.

# NEGAR #
1390,05,25, ساعت : 05:09
من دوست داشتم همه كتاب هايي كه خوب تموم شدن بد تموم شن .
اين جوري به واقعيت نزديك تر مي شه

#SamaneH#
1390,05,25, ساعت : 06:04
دوست داشتم اخر كسى بشت سرم اب نريخت رو عوض كنم

شاخه نبات 90
1390,05,25, ساعت : 06:21
کتابهایی که اخرشون غمکینه :-2-37-:

خانم فسقلی
1390,05,25, ساعت : 06:23
رمان عشقه:-2-28-:

جوجه اردک زشت@
1390,06,28, ساعت : 12:59
من دوست داشتم رمان دو نیمه ی سیب خوب تموم میشد

mina1989
1390,06,28, ساعت : 13:08
بغض غزل و گلبرگهای خزان زده

تابتا
1390,06,29, ساعت : 13:39
الهه شرقی رمان خیلی قشنگی بود ولی آخرش خوب تموم نشد.

bib bib
1390,06,29, ساعت : 16:09
رمان غروب رفتنیس ... نوشته کاربر انجمن :-2-36-:


الهه شرقی رمان خیلی قشنگی بود ولی آخرش خوب تموم نشد.

باهات موافقم :-2-38-:

dokhtare bahar
1390,06,29, ساعت : 16:12
مهر و مهتاب !!! گناه داشت حسین مرد !!!!


دوست داشتم اخر كسى بشت سرم اب نريخت رو عوض كنم

منم دوست داشتم کلا این کتاب چرت رو عوض می کردم !!! آخه کجاش به واقعیت نزدیک بود که آخرش درست شه فقط !!!!


گندم و یاسمین و ننه سرماویلدا و امانت عشق و
کلا همه رمانایی که آخرش بد تموم شده!!!!

اره کلا کتابای م مودب پور آخرش عین همو مسخره تموم می شه .................!!!!


من دوست داشتم آخر كتاب ركسانا عوض بشه. آخه چرا همه كتاباي آقاي م. مودب پور بايد به جدايي بكشه؟؟؟؟؟

خیلی موافقم !!! واقعا رکسانا و شیرین احمقانه تموم شد !!!!

mojan_23
1390,06,30, ساعت : 14:49
از کتاب های معروف اخر خیلیا مثل:
کسی پشت سرم اب نریخت ،کل کتاب های مودب پور،مهرو مهتاب و ....
از کتاب های سایت:
اریکا و جرم عاشقانه!

yasaman71
1390,06,31, ساعت : 12:29
اریکا که محمد نمیره....همه هستی من که مانی نمیره....بوسه تقدیر که آخرش به شهاب برسه...

granaz
1390,07,03, ساعت : 22:14
سايه اي بر بالين و مزایده یک قلب شکسته.... كلا پاياناي بدو عوض ميكردم من پايان هندي دوست دارم :-2-40-:

maryammohamadi
1390,07,11, ساعت : 00:21
من اخر رمان همه هستی من رو عوض می کردم تا نیما به هستی برسه.

رمان زنگی و مستی رو هم از نصف به بعدش عوض می کردم.از اونجایی که دختره شروع به سقط جنین می کنه تا وقتی که می میره.

aylin-72
1390,07,12, ساعت : 09:19
سايه معشوق...................خيلي پايانش مزخرف بود.................


اصلا اسم اون کتابو نیارید که دیونه میشم کل داستان اعصاب خوردکنی بود تهش هم خیلی فرق نمی کرد که عوش شه

تی.آمو
1390,07,12, ساعت : 09:25
كسي پشت سرم آب نريخت....................خيلي آخرش حالمو گرفت

asizebel
1390,07,12, ساعت : 09:31
من نظر نویسنده برام محترمه اگه اون داستان رو نوشته و براش زحمت کشیده فقط حق اونه که پایانش چه جوری باشه

.:*مارال*:.
1390,07,12, ساعت : 09:32
منم آخر كتاب كسي پشت سرم آب نريخت رو عوض مي كردم
انقد بدبختي زياده

marjan.AA
1390,07,12, ساعت : 09:43
با توجه به اینکه نظر نویسنده برام محترمه و این هم فقط یک نظرخواهیه دوس داشتم پایان رمان مهر و مهتاب تغییر می کرد
اون هم بخاطر شخصیت دوس داشتنی حسین

saman11
1390,07,12, ساعت : 09:45
بازی سرنوشت.

diana20
1390,07,12, ساعت : 09:59
از کتاب های معروف اخر خیلیا مثل:
کسی پشت سرم اب نریخت ،کل کتاب های مودب پور،مهرو مهتاب و ....
از کتاب های سایت:
اریکا و جرم عاشقانه!


جرم عاشقانه رو به شدت موافقم

mehrsa_m
1390,07,26, ساعت : 11:50
دوست داشتم آخر رمان اريكارو عوض ميكردم :-2-39-:
آخر رمان الهه ي شرقي رو هم عوض ميكردم

*ReiHaNe*
1390,07,28, ساعت : 20:11
عشق اطلسی.................

hamsafar tanha
1390,07,28, ساعت : 20:17
اریکا................

aref98
1390,08,03, ساعت : 21:33
شیرین..... مودب پور

sar-almaz
1390,08,09, ساعت : 04:54
كسي پشت سرم اب نريخت الهه شرقي و پشت پلك شب و كلا كتابايي كه خواننده رو در خماري نگه ميدارن با پايان نا معلومشون

طلوع عشق
1390,09,27, ساعت : 14:17
آخر کتابهای حریم عشق،الهه شرقی ،شب نیلوفری،مرا یاد آر،سایه های تردید
کلا از آخر مجهل بدم میاد

zorobahar
1390,09,27, ساعت : 14:44
اریکا کسی پشت سررم اب نریخت و شبگرد باغ دل

redmoon333
1390,11,27, ساعت : 23:24
الهه شرقی:-2-35-:

دختر مسافر
1390,11,27, ساعت : 23:50
پرپروازو که دختره بی خود مرد ، تمام کتابای مودب پور

mahila1368
1390,12,09, ساعت : 15:28
الهه شرقی
فک نکنم کسی بدش بیاد آخر کتابای مودب پورم رو عوض کنه اما من :-2-28-:بیشتر از همشون دوس داشتم آخر "گندم" یه جور دیگه میشد

بهانه عشق
1390,12,10, ساعت : 20:44
من اگه جای نوسنده الهه نازبودم الهه ناز 2رونمینوشتم البته با تشکر از زحماتش :-2-40-:نظر دیگه:-2-41-:

.Arezoo.
1390,12,23, ساعت : 16:21
الهه شرقی........:mrgreen:

نیکــی
1390,12,23, ساعت : 17:45
کتاب : با باد می خوانم....
نمی ذاشتم عبدالرضا بمیره!:-2-30-:

nafas75
1390,12,23, ساعت : 18:05
کتاب گندم اخرش حال منا گرفت
اما خب همه کتاب ها اخرش شیرین تموم میشه این مدلی هم بد نیست
اما این خیلی بد بود که یهو عشقش را فهمید که خواهرشه اعصابم خورد شد

mina6871
1390,12,23, ساعت : 19:00
كتاب زندگي خودمو

Ni@z
1390,12,23, ساعت : 19:06
یاسمین . پریچهر . عشق ماندگار . وفای به عهد . ننه سرما .امانت عشق

shima7
1390,12,23, ساعت : 19:10
همه هستی من........................

یخمک
1390,12,23, ساعت : 19:13
سالهای بیکسی,پریا برای سادگیت

سیمین جیگر
1390,12,23, ساعت : 19:17
کتاب پرشان_دلم میخواست دختره زنده میموند:-2-28-:

قطره کوچولو
1390,12,23, ساعت : 19:22
کلبه آن سوی باغ:-2-28-:
یعنی چی که دوباره برگشت پیش بهزاد؟؟:-2-43-:
خجالت نکشید بی شخصیت!:-2-42-:

pingo pingo
1390,12,23, ساعت : 19:28
رمان امانت عشق .علي اخرش نمي مرد..........:-2-18-::-2-03-:

architect_shima
1390,12,26, ساعت : 00:36
منم دوست داشتم آخر کتاب الهه ی شرقی رو عوض کنم:-2-30-:

دختر بارون
1390,12,26, ساعت : 00:38
همه هستی من........................
دقیقا.جیگرم سوخت.مانی نباید میمرد...:-2-30-:

starreal
1391,01,08, ساعت : 23:28
یاسمین کلا اخر رمان های مودب پور رو بد تموم میشه ولی همخــــــــــــــــــــــ ـــــــــونه عالی بود اون کتابایی که طرف مقابل اهمیت نمی ده ولی اخرش عاشق میشن بعد اون یکی بره حالا بدووووووئه دنبالش ادم شه از اول دوستش داشته باشه

دل سرد
1391,01,08, ساعت : 23:44
اگه میشد حتما پریچهر و یاسمین الهه شرقی اخه اینم شد رمان:-2-30-:

maryammohamadi
1391,01,11, ساعت : 19:51
اخر رمان همه هستي من

nameless
1391,01,11, ساعت : 19:54
رمان الهه ی شرقی و پریچهر........

galapagOos
1391,01,11, ساعت : 19:57
بربادرفته گندم

rose33
1391,01,11, ساعت : 20:00
کسی پشت سرم آب نریخت

nafas_sheytoon
1391,01,11, ساعت : 20:08
وای بچه ها رمان گستره محبت واییییی خیییییییلییییییی بد تموم شد تا یه هفته گریه میکردم:-2-30-:

dark silver
1391,01,11, ساعت : 20:12
کسی پشت سرم آب نریخت.او پسره فریبز نباید با ماندانا اون کارو میکرد

mitra.ym
1391,01,11, ساعت : 20:16
كتاب كسي پشت سرم آب نريخت واقعا پايانش افتضاح بود نويسندش خيلي عقده داشت آخر داستان اصلا از لحاظ هر چي بگي دختره حقش نبود اين بلاها سرش بياد ... آخه مگه چيكار كرده بود .......؟

Ajolis
1391,01,11, ساعت : 20:20
بربادرفته و هری پاتر دوست داشتم حالا حالا ها تموم نشه

-ghazal-
1391,01,11, ساعت : 20:23
رمان بامداد خمار اخه با اينكه عاشقشم ولي دلم خيلي واسه محبوبه سوخت...

some61
1391,01,11, ساعت : 20:27
رمان غوغای همیشه.....

ناناجون
1391,01,11, ساعت : 20:27
یاسمین-همه هستی من

sarina_jo0o0on
1391,01,11, ساعت : 20:30
دوباره عشق چون خيلي دوسش نداشتم آخرشو ولي خود كتابش عالي بود

قاصدك تنها
1391,01,11, ساعت : 20:32
من اگه مي تونستن آخر كتاب وارث عذاب عشق رو عوض مي كردم كه فرشته رو نجاتش بدن ببرن بيمارستان و زنده بمونه:-2-41-:
اخ گفتي :-2-36-:

* ترنم بهار *
1391,01,11, ساعت : 20:37
آخر رمان الهه شرقي ، مهر و مهتاب .... ولي دلم نمياد مهرو مهتابو عوض كنم ... حسين بايد شهيد ميشد ولي اخرش خيليييييييي گريه كردم:-2-34-::-2-34-::-2-34-::-2-34-::-2-34-::-2-34-::-2-34-::-2-34-:

DonyajOji
1391,01,11, ساعت : 20:43
نفرین عشق 4 سال پیش خوندمش ولی هر موقع دوباره میبینمش گریم میگیره....

NiNa.S
1391,01,11, ساعت : 20:43
همه کتاب های مودب پور! چیه همش غصه تموم میشه!!!!

.MojGan.
1391,01,11, ساعت : 20:47
رمان مهرومهتاب ......... ولی قشنگی رمان به شهید شدن حسین بود ولی من خیییییییییییییییییییییییی یلی حسینو دوستت داشتم............. کلییییییییییییی گریه کردم:-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-:

omghe ehs@s
1391,01,11, ساعت : 21:00
الهه ی شرقی....

mahtabi22
1391,01,20, ساعت : 00:34
آخر رمان مهر و مهتاب
آخر رمان کسی پشت سرم آب نریخت

kanyar
1391,01,20, ساعت : 00:36
الهه شرقی و گیسو اون قسمت مادرش با فرهاد

Elahe41
1391,01,20, ساعت : 15:35
جلد اول الهه ناز! باعوض شدن آخر كتابهاى م.مودب پورم موافقم. يه مدت فكر مى كردم م.مودب پور يا افسرده است يا حسوده يا آخر زندگى خودش تلخه. اگه كسى فهميد مشكلش چيه به منم بگه.:-7-:

nafas5236
1391,01,21, ساعت : 13:33
وارث عزاب عشـــــــــــق
دوس دالممممممممممم فرشتـــــه نمیــــره

s.fzpr
1391,01,21, ساعت : 13:37
من هر کتابی رو خوندم اخرش رو پسندیدم هم پایانای تلخ م.مودب پور رو هم جلد اول الهه ناز رو و...
فک میکنم اگر عوض شن دیگه جذابیت نخواهد داشت:-2-38-:

mahtab26
1391,01,21, ساعت : 13:41
الهه شرقی.. امانت عشق... بوسه تقدير..!!!

بانوی برفی
1391,01,21, ساعت : 13:46
رمان پرپرواز و اریکا و یاسمین ولی اگه عوض شن به قول دوستمون دیگه جذابیت ندارن ...

sana2000
1391,01,21, ساعت : 13:49
به نظرم قشنگی نوشتههای مودب پور به پایانایکتاباشخسته شدم از بس دخترو پسر به هم رسیدن یه پایان متفاوت تر خوب .ولی پایان گیسو رو دوس داشتم تغییر بدم

moon shine
1391,01,21, ساعت : 13:50
تمام کتابهای مودب پور الههءشرقی

negin-joon
1391,01,21, ساعت : 17:32
همه ی هستی من ..... مانی نمی مرد و به هستی میرسید!

sasa75
1391,01,21, ساعت : 17:40
اخر الهه شرقی راسیتش نفهمیدم رمان به اون خوشملی چطوری تموم شد؟؟؟کیمیا مرد ؟ اگه مرد که اخرش نوشت مریض اتاق فلان چشاشو واکرد بعد روز ها ی خاکستری رابین مرد یا زنده موند؟ صورتش لهیده بود ولی تهش نگاه کیمیا وقتی بهوش اومد به نگاهش گره خورد؟!!:-2-33-::-2-31-:

girl rain
1391,01,21, ساعت : 17:53
الهه ی شرقی....

راس میگه .......

R♥jiN!
1391,01,21, ساعت : 17:57
یاسمین: اینکه فرنوش خودکشی نمیکرد

melisa_pc
1391,01,26, ساعت : 17:08
کتابای مودب پورو همش تغییر میدادم و پسر و دختر و به هم می رسوندم
آخه چرا خوب تموم نمیشه اوایل کتابش عالیه عالیه:-119-::-2-33-:

.::پارادایس::.
1391,01,27, ساعت : 11:24
مودب پور!!!همشششششش

hoda_f1
1391,01,27, ساعت : 15:06
هيچ كدوم..........حتما بايد اون طوري تموم ميشدن كه شدن ديگه

mahtab26
1391,02,06, ساعت : 00:27
الهه شرقی... بوسه تقدير.. امانت عشق...!

sladans
1391,02,06, ساعت : 00:30
الهه شرقی رابین زنده می موند

~MaAxX~
1391,02,06, ساعت : 08:51
بوسه تقدیر ، تنها رمانی بود که وقتی تموم شد تا چند ساعت اعصابم خورد بود :-2-09-:

dEaD-GirL
1391,02,06, ساعت : 09:08
دوست دارم آخر داستان الهه شرقی رو عوض کنم :-2-30-:

*Hadis_71*
1391,02,06, ساعت : 11:51
بوسه تقدیر ، تنها رمانی بود که وقتی تموم شد تا چند ساعت اعصابم خورد بود :-2-09-:
منم همینطور...:-2-43-:....کلی حرص خوردم آخرش....:-2-43-:

sanaz.p
1391,02,06, ساعت : 15:14
بوسه تقدیر - الهه شرقی - غرور عاشقان

zahra h
1391,02,06, ساعت : 15:16
الهه شرقي و حريم عشق يه جوري مينوشتم كه به هم برسن وتا پايان عمر به خوبي و خوشي در كنار هم زندگي كنن!!:-2-06-:

mania.T
1391,02,07, ساعت : 17:44
بوسه تقدير خانم شجاعي
بامن بمان
گلبرگ هاي خزان عشق
راننده سرويس

"Elnaz"
1391,03,09, ساعت : 13:23
اریکااااااااااا:-2-30-:

koosar
1391,03,09, ساعت : 19:30
الهه ناز.گیتی نمیمرد:-2-33-:

sahar bala
1391,03,09, ساعت : 19:31
بغض غزل.........:-2-30-:

VAHIDEH / P
1391,03,10, ساعت : 12:40
روزهای خاکستری

Ingenio
1391,03,10, ساعت : 12:43
هیچ کدوم
هر رمانی با همون پایان خودش قشنگه

pari mn
1391,03,10, ساعت : 12:46
همه ی رمان هایی که پایانش خوشه!(البته به جز یکی دوتا!)

to0oranj
1391,03,10, ساعت : 12:49
من اگه دست خودم بود پایان کتابهای م.مودب پور رو همه رو عوض میکردم بدبختـــــــــــــــــــا

زنجبیل
1391,03,10, ساعت : 23:44
تا به حال در موردش فکر نکرده بودم ولی
الا ن که بهش فکر می کنم هیچ پایانی رو تغییر نمی دادم
واقعیت اینه که ایده آلی وجود نداره و همه ساخته و پرداخته ذهن آدمیست
هر داستانی با پایان خودش متناسب است

angle66
1391,03,11, ساعت : 10:25
مطمئنا گندم.در طول کتاب کلی خندیدیم اخرش حال ما رو گرفت.

الناز گوگولی
1391,03,14, ساعت : 00:11
از پایان بد و باز خوشم نمیاد .دوست دارم رمانها پایانشون خوب تموم بشه شاید غیر منطقی باشه ولی از انتهای بد بی زارم مثل کارای مودب پور که تا یک هفته اعصابم به هم میریزه:-2-33-:

ناناجون
1391,03,14, ساعت : 21:23
یاسمین:-2-30-::-2-30-::-2-30-:

G!rl
1391,03,14, ساعت : 21:27
الهه شرقی......اه..لعنتی....آخرشو چنان عوض میکنم تا تلافی همه گریه هایی رو که کردم در بیارم!:-2-33-:

haniye_rain
1391,03,14, ساعت : 21:44
حریم عشقو تغییر بدم که کیانوش بعد به درک فاسد شدن نیلوفر با خیال راحت رفت به عروسیش رسید،عشق ممنوعه که اصلا ربطی موضوعش به اسمش نداشت کاری میکردم خواهر برادر در بیان حالشون گرفته شه
من کلا هر رمانی میخونم یه پایانه دیگه تو ذهنم میسازم همشم دوس دارم حرصدر آر باشه و غیر قابل پیش بینی و همه چی تو یه صفحهٔ آخر رمان تغییر کنه مثل گندم آقای مودب پور

z.s.l
1391,03,14, ساعت : 21:48
آخر همه ی رمان هایی که بد تموم می شه
الان شرط می بندم رو یادم اومد
همهی کتابهای مودب پور و ..................

yasi♥fabrik
1391,03,14, ساعت : 21:50
کســــــی پشـــــــت ســـرم آبــــــ نـریخــت
کــــلاً کتــــــابای خانـــمِ لــــــاری پــــور http://www.pic4ever.com/images/mornincoffee.gif

hannan jooon
1391,03,14, ساعت : 21:51
گندم آخرش اصلا قشنگ نبود

N@RV@N
1391,03,15, ساعت : 14:53
کتابای مودب پور پریچهر و یاسمین.حسرت عشق رو حتما عوض میکردم.همون وسطاش تغییرش میدادم.

F.BROKEN
1391,03,16, ساعت : 15:27
پريچهر . دلم ميخواست دختره نميره . :-2-31-:

رضا بابلی
1391,03,16, ساعت : 15:35
کتاب تاریخ ایران که اخرش به انقلاب ختم شد

دردا
1391,03,22, ساعت : 01:17
کسی پشت سرم آ ب نریخت
الهه شرقی
حریم عشق
قسم
برتیغه ی بام

zahra**
1391,03,22, ساعت : 01:21
نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
اوریانا فالاچی

sara angel
1391,03,22, ساعت : 01:24
افسانه شیدایی..

mishapasha
1391,04,02, ساعت : 22:53
رایکا , الهه شرقی

نام کاربری
1391,04,02, ساعت : 22:55
آخر بوسه ي تقدير خيلي دلم سوخت:-2-30-:

"َAVA"
1391,04,02, ساعت : 22:55
وفای عهد....

دمونتانا
1391,04,02, ساعت : 22:57
همه ی کتابهای م.مودب پور

r-mojtaba
1391,04,02, ساعت : 23:09
آخر شاهنامه رو ....

ستاره چشمک زن
1391,04,02, ساعت : 23:17
بله... رمانِ بغضِ غزل... من به خاطر خوندن این کتاب مریض شدم... و هنوزم که هنوزه نتونستم درست از ذهنم پاکش کنم.... نمی دونم چرا... این رمان خیلی غمگینِ... :-2-30-:

~Elmira~
1391,04,04, ساعت : 00:43
همه هستی من آخرش بد جور حالمو گرفت...

sarekari
1391,04,04, ساعت : 11:05
من خودم به شخصه از رمان همخونه متنفرم:-2-43-:
اگه پیش میومد یه جوری آخرش و تغییر میدادم چون خیلی مضخرف بود:-2-36-:

virgo76
1391,04,04, ساعت : 11:13
خانوم مدیرعامل خیلی کتاب قشنگی بود ولی اخرش میتونست بهتر از این تموم بشه

_SarA_
1391,04,04, ساعت : 12:22
بربادرفته

ماه منیر
1391,04,05, ساعت : 23:11
من از بچگی دوست داشتم اخر داستان رستم و سهراب عوض بشه حالا هم که بزرگ شدم بازم همین احساسو دارم
کاشششششششششش

atena_a
1391,04,05, ساعت : 23:12
بوسه تقدیر و حریم عشق

Majid.M.K
1391,04,06, ساعت : 02:46
كتاب كلبه هاي غم ركسانا حسيني

roze_zard
1391,04,06, ساعت : 03:04
همه هستی من آخرش بد جور حالمو گرفت...





منم باهات موافقم.

مهتا 73
1391,04,06, ساعت : 03:12
منم دوس داشتم کتاب کسی پشت سرم اب نریخت یی جور دیگه تموم شه
مررررررررررسی:-2-40-:

@Shytvnk@
1391,04,06, ساعت : 10:35
کتاب منو ببخش از تینا

هنوز خیلی اخرش رو می شد کار کنین مثلا مهتاب با یه شخصیت محکم برای عروسی تینا با ارین برگرده سینا هم بیاد و................................................ ............................................ولی از اخر این مهتاب بمیره و البته یه مرگ پر هیجان

از زبان سینا ووووووووووووووووووووووووو وووووو پایان داستان برای همیشه
البته امیدوارم شخصیت اصلی که این داستانو نوشته تا سال های سال زندگی خوب واروم و زیبایی داشته باشه

chimeh
1391,04,06, ساعت : 10:36
همه کتابایی که خوندم اخرش رو قشنگ تموم شده بود

solia
1391,04,12, ساعت : 16:19
همه کتابهایی که پایان تلخ دارن شاد تموم بشن
مثلا پریچهر و یاسمین یا گندم

asemuni75
1391,04,12, ساعت : 16:27
آخر رمان های آقای مودب پور که تلخ تلخ بودند بخصوص یاسمین :-2-30-:

hannan jooon
1391,04,12, ساعت : 16:31
کلاً کتابای م.مودب پور!!!

*proud heart*
1391,04,12, ساعت : 16:40
شب عروسی واقعا اخرش مضخرف بود

Sergeant
1391,04,15, ساعت : 19:08
رمانهای مودب پور
مهر و مهتاب
کفشهای غمگین عشق
همه هستی من

هیلا
1391,04,15, ساعت : 19:10
کسی پشت سرم اب نریخت خیلی دلم سوخت و همه هستی من

Banooye Koochak
1391,04,17, ساعت : 16:22
واااااااااااااااای اگه بمن بود آخر همه هستی من از خورشید
یعنی وقتی فهمیدم مانی مرد انقدر گریه کردم مامانم گفت اگه یبار دیگه ببینم داری رمان میخونی کشتمت

تینا...
1391,04,18, ساعت : 19:56
خانوم مدیر عامل

Miss.Aima
1391,04,18, ساعت : 19:57
آخر همه ی رمانای مودب پورو...

zahra goli
1391,04,18, ساعت : 19:57
رمانای م مودب پور

viciOus bOy
1391,04,18, ساعت : 20:01
همه هستی من و بغضِ تاریخی و یاسمینِ مودب پــور

assertive
1391,04,18, ساعت : 20:59
الهه شرقی ...........

شیرین78
1391,04,18, ساعت : 21:02
من وبابام

desert girl
1391,04,18, ساعت : 21:05
همه هستی من(هر چند با این پایان خیلی قشنگتره و شاید با پایان خوب جذابیتشو از دست بده ولی خیلی اخرش گریه ام گرفته بود)
پشت پلک شب(خیلی غمگینه )
کسی پشت سرم اب نریخت

...eli...
1391,04,18, ساعت : 21:08
همه ی رمانای مودب پور. مخصوصا یاسمین

targol
1391,04,18, ساعت : 21:13
کسی پشت سرم اب نریخت و الهه شرقی

niloofarnaz
1391,04,18, ساعت : 21:21
یه رمان خوندم هیچ وقت نامزد نبودیم اثر رضا استادی ...پایان خوبی داره منطقی عادلانه و کاملا قشنگ اما یجورایی ته دلت واسه اتفاقی که اخر کار واسه شخصیت اصلی می افته ناراحت میشی...دوست دارم یکم پایان اونو عوض کنم :-2-41-:

kathryn
1391,04,18, ساعت : 21:21
هستی من!!!واااااای خیلی بد بو
برایم بمان!!!این خیلی خیلی بد بود

z*gh
1391,04,18, ساعت : 21:23
کتابهای نیلوفر لاری.......:-2-43-:

nafas5236
1391,04,18, ساعت : 21:28
...::رمــان اریـکـــا ::...
دوس نـداشــتم محمــد بمیــره !!! :-2-15-:

noore mahtab
1391,04,18, ساعت : 22:10
همه هستی من و کسی پشت سرم آب نریخت
خیلی تلخ تموم شدن

sasa75
1391,04,18, ساعت : 23:03
الهه شرقی یه جوری تمومش میکنم بفهمم چیشد اخه اخرشو درست نفهمیدم

ديـــار
1391,04,20, ساعت : 21:44
من دوست دارم آخر بيشتر كتابا غمگين تموم بشه :-2-30-:

(زلال)
1391,04,20, ساعت : 21:48
همه ی رمانا که پایانشون غم انگیز است.........مخصوصا رمانای م.مودب پور......

[SARA]
1391,06,21, ساعت : 16:16
کسی پشت سرم اب نریخت

arameeshgh20
1391,06,21, ساعت : 18:22
در سایه آرزوها
کسی پشت سرم آب نریخت
سرنوشت شوم

setareh_bikaran
1391,06,21, ساعت : 18:24
بازنشسته

blue.berry
1391,06,21, ساعت : 18:49
من از اخر جدال پر تمنا خوشم نمومد
کلیشه ای تموم شد
من اگه جای نویسنده ش بودم متفاوت تمومش میکردم:-2-38-:

پریا.2012
1391,08,02, ساعت : 21:11
آخربغض غزل رو ......دوست نداشتم سهیل بمیره

F@eze_79
1391,08,02, ساعت : 21:12
آن نیمه دیگر و عاشقم کن

mona-95
1391,08,02, ساعت : 21:13
کسی پشت سرم آب نریخت...

نسيا
1391,08,02, ساعت : 21:21
نفرين زمانه چقدر من سر اين داستان گريه كردم پسره اين همه بدبختي ميكشه اخر سر هم عشقشش ميميره:-2-30-:

ahoo21
1391,08,02, ساعت : 21:21
بغض غزل

V.i.d.a
1391,08,02, ساعت : 21:26
اریکا... دوست نداشتم محمد بمیره! ولی خوب چاره ای هم نبود.
ولی خیلی بد شد که محمد مررررررررد :-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-:

mehrave09
1391,08,02, ساعت : 21:27
:-2-18-: الهه شرقی........رابین نباید میمرد:-2-30-:

بیسان تیته
1391,08,02, ساعت : 23:45
بامن بمان هی وای من رهامممممم:-2-30-:

Najme-97
1391,08,03, ساعت : 01:41
اخر اریکا خیلی بد بود خیلی حق محمد نبود:-2-30-:
برایم بمانم عوض میکردم رهام خیلی حیف بود

m Д 러 в υ β Ξ
1391,08,03, ساعت : 02:57
من اگر بخوام اخر رمانی رو تغییر بدم رمان " آسمان " رو انتخاب میکنم . . .

~*Armina*~
1391,08,03, ساعت : 03:03
:-2-18-: الهه شرقی........رابین نباید میمرد:-2-30-:
رابین نمرد

اگه دقت کنی به اون دختره گردنبنشو داد

ولی اون پسر که اون دختررو با خودش به بیمارستان برد اون پسره صلیبش تنش بود

هردوشون زنده موندم ..منم اولش همین اشتباهو کردم

شادیه
1391,08,03, ساعت : 07:11
سایه معشوق

*مهتاب*
1391,08,03, ساعت : 08:49
من اگر میتونستم آخر همه کتابهای م.مؤدب پور مخصوصا کتاب گندم رو عوض می کردم:-2-18-:

aram.a
1391,08,03, ساعت : 08:58
اریکا

بغض غزل

روز های خاکستری

نغمه عشق

Cancer
1391,08,03, ساعت : 09:12
کسی پشت سرم آب نریخت..
همه هستی من...
مهرو مهتاب...
بوسه تقدیر....
یاسمین.....
:-2-40-:

belfi_z24
1391,08,03, ساعت : 09:24
آخر کتاب پایان بازی
آخه مامان بابای دختره گناه داشتن بعدشم دلم میخواست بدونم اون موتور سوار حامد بود؟ چطور تونست اون کار رو بکنه؟

*golshan*
1391,08,03, ساعت : 11:55
کتابای مودب پور!!

p.v.d.mimik
1391,08,03, ساعت : 11:57
من اگه میتونستم آخر کتاب و باز هم لیلی رو عوض میکردم تا امیر کور نشه..........:-2-30-:

tokio hotel
1391,08,03, ساعت : 11:58
اخر همه ی کتابای مودب پور

pariya.4636
1391,08,05, ساعت : 23:46
رمان رکسانا رو آخرش رکسانا نباید میمرد........:-2-39-:


اخر همه ی کتابای مودب پور


:-2-41-:

×parisa77×
1391,08,05, ساعت : 23:51
مــن دوس داشتــم اخــر بوســه ی تقــدیر نگیــن بــه شهــاب میرسیــد..ولـــی حیفــ که ایــن داستــان واقعیـــه!!:-2-39-:

~Samaneh~
1391,08,15, ساعت : 00:03
من آخر کسی پشت سرم آب نریخت رو عوض میکردم . اصلن دوسش نداشتم

Charming -Reyhan
1391,08,15, ساعت : 00:05
کتاب کسی پشت سرم اب نریخت
با این که تهش جالب ولی غم انگیز بود ولی برای تنوع خوب بود و من دوسش داشتم

satiris
1391,08,15, ساعت : 00:09
همه کتاب هایی که تلخ تموم می شن.
اصولا با اینکه معتقدم باید به نظر و سلیقه نویسنده احترام گذاشت ولی جامعه ما همین طوری هم افسرده و ناامیده.دیگه خیلی نامردیه که با غم و غصه داستانی رو تمومش کنیم و اعصاب ملت رو بیشتر به بازی بگیریم.

ava*
1391,08,15, ساعت : 00:18
بغض غزل: سهیلو نمیموروندم:-2-30-:.....بوسه ی تقدیر:دختره رو ب شهاب میرسوندم وکسری رو ادم بده میکردم:-2-30-:.....وارث عذاب عشق....نمیذاشتم اون پسره دوست محمد عاشق غزل بشه:-2-30-:

sanaz 69
1391,08,15, ساعت : 00:23
اخر همه ی کتابای مودب پور

دقیقا موافقم..:-2-41-:

حوراء سادات
1391,08,15, ساعت : 00:45
کتاب در انتظار شهرزاد از خانوم رویا سیناپور که بیش از حد رو اعصابم بود و کتابای مودب پور

narges.r
1391,08,15, ساعت : 00:46
من اگه اجازه داشته یاشم یه نفر رو بکشم اون یه نفر حتما رویا خسرو نجدیه..................
حریم عشق رو که خوندم از زندگی سیر شده بودم......
یعنی آخرش می خواستم خودمو بکشم از دست نویسنده.........
کلا زندگی فراز و فرود زیادی داره و با شادی و غم عجینه.....
حالا اگه بیای داستانو تو فرودد و غمش تموم کنی کلا آدم ناامیدی هستی...
از پایان هندی متنفرم......
ولی آخه این قد تلخ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آدما می میرن به دنیا میان.........
ولی تلخی بی پایان نیست.
با پایان تلخ برای یه کتاب..یه تلخی بی پایان به وجود میاد.............................

حلا خانوم
1391,08,15, ساعت : 00:55
توی رمان مهرو مهتاب حسین نباید میمرد
اخر رمان تقدیر این بود که خیلی بد تموم شد کیارش نباید میمرد:-2-30-:

نوازشگر
1391,08,16, ساعت : 19:55
الهه ی شرقی ،آخه این چه پایانی بود لااقل خواننده رو از بلاتکلیفی در میاورد من خودم که اونا رو بهم رسوندم
مهر و مهتاب هم حسین حیف بود بمیره اینجور آدما درسته میمیرن اما کمی زود بود واسش
قبل از شروع هم خیلی آبکی آدلان به دختره ابراز علاقه کرد و بهم رسیدن
و همچنان داستانهایی با پایانی دور از انتظار ادامه دارد............

kimia zz
1391,08,16, ساعت : 20:01
هیچکدوم قشنگیه رمانا به آخرشه

ساحل غريب
1391,10,01, ساعت : 11:37
كژال

pari tala
1391,10,08, ساعت : 22:26
خیلی از کتابا مثلا حریم عشق خیلی افتضاح تموم شد

raha_16
1391,10,09, ساعت : 04:09
کتابهای رویا خسرو نجدی! مخصوصا حریم عشق !
آن نیمه ی دیگر هم با اینکه آخرش خوب بود اما دوست نداشتم رادمان بمیره!

დ●•·hanymo·•●დ
1391,10,09, ساعت : 17:45
اریکا

Rodes
1391,10,10, ساعت : 02:09
خیلی دوس داشتم آخر رمان دو نیمه سیبو عوض کنم..موضوعش خیلی جدید و هیجانی بود ولی حیف که نیما خودکشی کرد و

هیچ وقت نفهمید، ندا دختر عموش بوده نه خواهرش.....:-2-30-:

ارتام جووون
1391,10,10, ساعت : 02:27
من کتاب بوسه ی تقدیرو که خوندم تادو روز گریه میکردم:-2-30-:

{ }
1391,10,10, ساعت : 04:02
طرز فکرِ بیخودیه که بخوایم آخر یه کتاب رو عوض کنیم!

اگه منطقی فکر کنیم ، یه مسیرِ زندگیِ ثابت ، همیشه منتهی به یه نقطهء مشخص میشه
نمیشه یک مدل زندگی کرد و هربار یه نتیجهء متفاوت گرفت!

این جمله از انیشتینه که میگه : « جنون (insanity) به مثابهء اینه که کسی ، کاری رو بارها و بارها انجام بده! اما هربار ، یه نتیجهء متفاوت طلب کنه! »

parisaparisa
1391,10,10, ساعت : 04:32
همه کتاب هایی که تلخ تموم می شن.:-2-39-:

mahdieh021
1391,10,10, ساعت : 12:59
رمان کسی پشت سرم آب نریخت و گندم با پایان مسخرش

ana23
1391,10,10, ساعت : 13:07
با گندم کاملا موافقم. انگار پایانشو سرهم بندی کرده بودن!
و می دونم که خوب نیست و قشنگی مهر و مهتاب به پایانش بود اما پایان تلخشو دوست نداشتم. خیلی غیرمنطقی دلم می خواد پایانش رو عوض کنم!:-2-27-:

nika 98
1391,10,13, ساعت : 14:03
مرثیه ی عشق- پشت پلک شب -یک اس ام اس -الهه شرقی

غزال*zelzeleee
1391,10,13, ساعت : 14:06
الهه ی شرقی
پرشان
شیرین
گندم
یلدا
همه ی رمانای مودب پووووور

mh_1929
1391,10,13, ساعت : 14:19
یک اس ام اس. یاسمین . کسی پشت سرم آب نریخت و آخر کل کتابای مودب پور..........:-2-09-:

zahra 1377
1391,10,17, ساعت : 19:47
کتاب پریچهر اخرش جوری میشد ک دختر نمی مرد ب پسر میرسید

Negar Love
1391,10,18, ساعت : 20:36
اگه میتونستم اخرکتاب یاسمینو عوض میکردم....
دلم خیلی برای بهزاد سوخت....حقش نبود بمیره...:-2-30-:
دلم میخواست اخرش هیچکدوم نمیمردن و کاوه ی
بیچاره هم مجبور نبود یه عمر با یادو خاطره ی بهزاد
زندگی کنه...:-20-::-20-::-20-::-20-: