PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : تاپیک مرجع درخواست مقاله ، تحقیق ، پایان نامه



صفحه ها : 1 2 3 [4] 5 6 7 8

shahrzad1369
1391,08,14, ساعت : 12:40
سلام دوستان عزیز،
یه تحقیق 12-14 صفحه ای راجع به دفع زباله های بیمارستانی می خواهم .ممنون می شم کمکم کنید.

سلام
این ها رو ببینین:-2-40-:

دفع زباله های بیمارستانی (http://www.negindasht.com/articles/42-health-articles/441-hospital-waste-removal.html)

زباله های بیمارستانی (http://alzahra.mui.ac.ir/images/stories/Treatment/behdasht/zobalehay%20bimarestani.pdf)

وضعیت دفع زباله های بیمارستانی (http://ismj.bpums.ac.ir/browse.php?a_code=A-10-3-26&sid=1&slc_lang=fa)

roze sefied
1391,08,14, ساعت : 20:42
سلام بچه ها من یه مقاله یا تحقیق میخوام در مورد بازاریابی وصادرات توت فرنگی.PDFباشه بهتره

فقط یه چیزی خیلی فوریه باید هر چه زودتر تحویل استاد بدم ازتون ممنون میشم اگه کمکم کنید

~sky angel~
1391,08,14, ساعت : 20:59
سلام
خواهشن تا یه ربع دیگه یا یکم بیشتر برام دو نمونه از مبارزات دفاعی مردم غیرتمند میهن ما در سال های پیش از پیروز انقلاب اسلامی را پیدا کنید.:-2-30-:

نهـــا
1391,08,14, ساعت : 21:27
سلام بچه ها من یه مقاله یا تحقیق میخوام در مورد بازاریابی وصادرات توت فرنگی.PDFباشه بهتره

فقط یه چیزی خیلی فوریه باید هر چه زودتر تحویل استاد بدم ازتون ممنون میشم اگه کمکم کنید

ببین این به دردت میخوره:
اثر توسعه ساختاربر افزايش صادرات توت فرنگي استان (http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=1&cad=rja&ved=0CB0QFjAA&url=http%3A%2F%2Fwww.agri-peri.ir%2FFile%2FShowFile.aspx%3FID%3D3ca6398a-0aea-404d-8ed9-6c990d7d000c&ei=_quWUKKCB8-IhQfVzYCoAg&usg=AFQjCNEPzdQyQy8tlUj86Rfi1I9AnKc8QQ)

fatemeh1375
1391,08,14, ساعت : 21:56
سلام من یه مقاله میخوام در مورد یکی از کاربرد ریاضیات درزندگی...یکی از کاربرداشو باید کامل توضیح بدیم
ممنون

م.ن
1391,08,14, ساعت : 22:02
سلام من یه مقاله میخوام در مورد یکی از کاربرد ریاضیات درزندگی...یکی از کاربرداشو باید کامل توضیح بدیم
ممنون


به این سایت ها سر بزن

http://www.yaranesabz.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=26&Itemid=14

http://www.math4life.blogfa.com/

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=175287

kayol20
1391,08,14, ساعت : 22:09
سلام يه اماري در مورد منابع طبيعي ميخواستم

م.ن
1391,08,14, ساعت : 22:14
سلام يه اماري در مورد منابع طبيعي ميخواستم
ببین این به کارت میاد

http://geopezeshki.blogfa.com/post-1.aspx

phare
1391,08,15, ساعت : 09:56
سلام...من یه تحقیق دارم که موضوعش اینه: آثار دنیایی دین چیست؟:-2-38-:
ممنون میشم کمکم کنید.:-2-40-:

فناری اطلاعات
1391,08,15, ساعت : 22:26
سلام دوستان میشه جواب رو بدین؟

تعداد خانه پر و خالی را در صف حلقوی به دست اورید.
پر میشه:؟؟؟

n-f+r

میشه لطف کنید خالی رو بگین؟

ممنون میشم ازتون

نهـــا
1391,08,15, ساعت : 22:30
سلام...من یه تحقیق دارم که موضوعش اینه: آثار دنیایی دین چیست؟:-2-38-:
ممنون میشم کمکم کنید.:-2-40-:
سلام...

تأثيرات دنيوي دين در دنياي ما چيست؟


يکي از ارکان اساسي سعادت, در زندگي بشر اخلاق و معنويات و فضايل اخلاقي است. در پرتو اخلاق و معنويات, روابط اجتماعي تحکيم مي يابد, برخوردهاي محبت آميز که براساس يک سلسله اعتقادات اخلاقي صورت مي گيرد, شور و نشاط را به کالبد زندگي مي دمد و زندگي فردي و اجتماعي را در مسير تعالي تکامل به کام انسان گوارا مي سازد. مسائل اخلاقي و معنوي در هر زمان از اهميت فوق العاده اي برخوردار است ولي در عصر و زمان ما که عصر پيچيدگي و روابط و گستردگي رو به رشد ارتباطات و اوج کرفتن فن آوري و توسعه ارتباطات بلکه انفجار اطلاعات است, داراي اهميت بيشتر است زيرا:
1. پيشرفت صنايع و فن آوري و توسعه علم و آگاهي و ارتباط, علاوه بر دستاوردهاي مثبت و مهمي که دارد, عوامل و انگيزه هاي فساد و انحراف را از هر زمان ديگري بيشتر کرده است و اگر در گذشته براي تهيه مقدمات بسياري از مفاسد اخلاقي, هزينه ها و زحمت ها لازم بود , در زمان ما همه چيز در همه جا و در دسترس همه قرار گرفته است.
2. از سوي ديگر, با توجه به اين که عصر ما , عصر بزرگ شد مقياس ها است و آن چه در گذشته به طور محدود انجام مي گرفت, در عصر ما به صورت نامحدود انجام مي گيرد, قتل و کشتار انسان ها به برکت وسائل کشتار جمعي و مفاسد اخلاقي ديگر که محصول ماهواره و اينترنت است, گسترش بي سابقه اي يافته و هرگونه اطلاعات مضر در اختيار تمام مردم دنيا قرار مي گيرد و ديگر حد و مرزي براي آن تصور نمي شود.
3. همان گونه که علوم و دانش هاي مفيد و سازنده در زمينه هاي مختلف پزشکي و صنايع و شوون ديگر حيات بشري گسترش فوق العاده اي يافته است, علوم شيطاني و راهکارهاي رسيدن به مسائل غير انساني و غير اخلاقي نيز به مراتب گسترده تر از سابق شده است به گونه اي که به دارندگان فساد اخلاق اجازه مي دهد از طريق مرموز تر و پيچيده تر و گاه ساده تر و آسان تري به مقصود خود برسند. در چنين شرايطي توجه به مسائل اخلاقي و معنويات از هر زمان ضروري تر به نظر مي رسد و کوتاهي ورزيدن نسبت به آن موجب بروز فاجعه و يا فجايعي براي بشر مي شود. موسسات و شرکت هاي امروزي نيز با همه پيچيدگي و روابط جزئي از مجموعه عظيم اجتماعي هستند و همان اصول و روابط و خطوط کلي حاکم بر کل روابط پيچيده اجتماعي بر آنها نيز صادق است. مديريت اين گونه شرکت ها و موسسات نيز متناسب با پيچيدگي روابط عصر حاضر, از پيچيدگي و ظرافت و آگاهي خاصي برخوردار است. اصولا مديريت که فن اداره يک تشکيلات است در اداره و هدايت امکانات مادي و انساني, ريزه کاري ها لطافت هاي بسياري را لازم دارد زيرا نقش اخلاق مدير, در گرم نگاه داشتن شورها و برانگيختن انگيزها و در انسجام واحدها و سرعت بخشيدن به کارها و به دست آوردن نتيجه ها چيزي است غير قابل انکار. و معنويات و اخلاق در مديريت پيچيده امروز, نقشي حساس و عميق دارد.
مديري که متعلق به اخلاق مديريت نباشد, قادر به کشيدن بار مسئوليت نخواهد بود. اخلاق و معنويات براي مدير به منزله مشاوري آگاه و معاوني آشناست که مشکلات را حل مي کند. مديريت با استمداد از روش هاي آميخته با اخلاق و معنويات مي تواند بسياري از نابساماني ها را سامان بخشد و انگيزه ها را بالاتر ببرد و به مجموعه تشکيلات روحيه اي از صفا و محبت ببخشد. قرآن کريم يکي از عوامل موفقيت مدير مقتدر عالم يعني پيامبر گرامي اسلام(ص) را اخلاق نيک مي داند و با صراحت مي گويد: فيما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غليظ القلب لانفضوا من مولک [آل عمران: 159] يعني: حسن اخلاق مهرباني تو با مردم, رحمتي از جانب خداوند است و اگر تند خو و سخت دل بودي مردم از اطراف تو پراکنده مي شوند چه بسيارند مديراني ه با داشتن خصوصياتي مثل قاطعيت, تخصص, قدرت و آگاهي هاي لازم به خاطر رعايت نکردن مسائل اخلاقي و عدم برخورداري, از معنويات, در حوزه مديريت موفقيت مطلوب را کسب نکرده اند و در نتيجه با ناکامي روبه رو شده اند. نتايج مديريت همراه با اخلاق, تکامل روح, پاکي فکر, تعلق به فضائل و نيل به رستگاري ابدي است و فوائد دنيوي آن, گسترش دوستي, حسن روابط اجتماعي, کسب محبوبيت, افزايش سود مادي و رفاه و آسايش زندگي است.
براي روشن شدن نقش اخلاقيات و معنويات در مديريت موسسات و شرکت ها به برخي موارد اشاره مي شود:
1. وفق و مدارا و رفتار ملايم: يعني نرمش و انعطاف پذيري با کارکنان در شرايط مختلف. اصولا کسي که رئيس ديگران است, نيازمند آن است که ديگران از او تبعيت داشته باشند و اين امر در پرتو وفق ممکن است. امير مومنان مي فرمايد: الرفق يسير الصعاب, رفق و مدارا سختي ها را آسان مي سازد. [ميزان الحکمه, ح 7294]
2. عفو و اغماض: کساني که در يک سازمان و موسسه کار مي کنند, تفاوت هاي فردي و گرايش هاي مختلفي دارند و امکان دارد بين آنها برخوردهايي به وجود آيد و لغزش و خطاهايي از آنها سر بزند. بسياري از اين خطاها, جنبه عمومي ندارد و با قصد تخريب همراه نيست. در اين صورت عفو کردن آنها, زمينه ساز آرامش رواني و اطمينان خاطر براي تلاش و کوشش و اصلاح خود و ديگران است. فردي که مورد عفو و بخشش رئيس خود قرار بگيرد, تحت تاثير مسائل عاطفي قرار خواهد گرفت و خود را مرهون لطف و بزرگواري او مي بيند و با احساس شرمندگي در اصلاح خود و ترک ناشايسته ها کوشش خواهد کرد.
3.انتقاد پذيري:يکي از ويپژگي هايي که موجب تحکيم ارتباط موثر بين روسا و افراد زيردست شده و زمينه را براي تحقق مشورت فراهم مي کند, انتقاد پذيري است. کسي که انتقاد ناپذير باشد, احتمال خطايش زياد و قدرت جلب قلوب ديگران را نيز نخواهد داشت. در روايتي از امام صادق(ع) آمده است: احب اخواني الي من اهدي الي عيوبي, محبوبترين برادرانم در نزد من, آن کس است که عيب هايم را به من هديه کند.
4. محبت و الفت:باعث استحکام روابط انساني در سازمان شده و آن را از وحدت برخوردار مي سازد. اصولا انجام وظايف تنها در قالب هاي خشک کارساز نيست. با محبت و علاقه به يکديگر بسياري از مشکلات حل مي شود و اعضاء در رفع نقايص يکديگر همکاري کرده و به نحو ممکن, انجام کارها را تسهيل مي کنند. پيامبر گرامي اسلام(ص) در حديثي نوراني مي فرمايد: جبلت القلوب علي حب من احسن اليها و بغض من اساء اليها, دل ها به طور فطري, آن کسي را که به آنها نيکي کند, دوست مي دارند و نسبت به کساني که به آنها بدي مي کنند, کينه پيدا مي کنند. [نهج البلاغه, ص 276]
5. اعتماد متقابل حسن ظن به يکديگر: از مهم ترين عوامل سالم سازي و استمرار حرکت جمعي, خوش گماني بودن به يکديگر و دارا بودن اعتماد است و در اين صورت, آرامش کافي براي تلاش وجود خواهد داشت. حسن ظن به افراد باعث مي شود آنها کوشش کنند, آن صنعتي را که ديگران باور دارند در درون آنها وجود دارد, در درونشان محقق شود. اميرمومنان(ع) در روايتي مي فرمايد: من حسنه ظن بالناس حازمنهم المحبه, هر کس به مردم خوش گمان باشد, محبت آنها را به دست مي آورد. [شرح غررالحکم, ح5,ص379]
6. حفظ و رعايت حرمت:هر کسي که در سازمان و تشکيلاتي نقشي ايفا مي کند, به لحاظ ماهيت انساني خود, دوست دارد شخص محترمي باشد. اگر حريم شخصيتي اعضاء در سازمان, حفظ و تقويت شود, آنها بيشترين کوشش خود را براي انجام وظايفشان به عمل خواهند آورد و بالاترين بازدهي و ثمره را خواهند داشت. عزت نفس و احترام متقابل, باعث پيدايش ابتکار و خلاقيت خواهد شد. به همين خاطر در قرآن کريم آمده است: ولله العزه ولرسوله و المومنين عزت مخصوص خدا و پيامبرش و مومنان است. [منافقون: 8]
7. تعاون: چنانچه اعضاي يک سازمان, فراتر از وظايف قانوني که بر عهده دارند, خود را موظف به رفع مشکلات يکديگر بدانند و حس مسئوليت مشترک داشته باشند, در محيط کاري محبت ايجاد مي شود, انزوا طلبي از بين رفته و توان کاري افزايش مي يابد, اين موضوع جنبه متقابل داشته, در محيط کاري ايجاد مي شود, انزوا طلبي از بين رفته و توان کاري افزايش مي يابد, اين موضوع جنبه متقابل داشته, يعني هر قدر که فردي به ديگران کمک کند, متقابلا آنها هم همين کار را تکرار خواهند کرد. خداوند مي فرمايد: تعاونوا علي البر و التقوي, يکديگر را در نيکوکاري و پرهيزکاري کمک کنيد. [مائده: 2]
8. وفاي به عهد: وفا واژه پرجاذبه اي است که در ميان همه اقوام و ملتها, تقدس احترام خاصي دارد. تعهد به عهد و وعده از عالي ترين خصلت هاي انساني به شمار مي آيد و چنين خصلتي براي ادامه زندگي و تعالي و رشد انسان ضروري است. در حوزه مديريت وفاي به عهد بسيار با اهميت است, زيرا مدير براي دستيابي به اهداف خود بايد بيشترين تلاش را در جهت گسترش اعتماد و تقويت اطمينان به کار گيرد و وفاي به عهد عاملي موثر در ايجاد اعتماد و آرامش است. هيچ عاملي در شکستن شخصيت مدير, و بي ثبات کردن فضاي سازمان و شرکت و حاکم ساختن جو بي اعتمادي بر آن, همانند بي توجهي به وعده ها وزير پاگذاشتن پيمان ها نيست. آفت زيانبار پيمان شکني نه تنها حيثيت و حرمت مديريت را مي شکند بلکه به عنوان اخلاقي زشت, محيط کار را آلوده و پايه هاي سازمان را متزلزل مي سازد. پيامبر گرامي(ص) در حديثي مي فرمايد: لا دين لمن لا عهد له, کسي که عهد ندارد دين ندارد. [بحار, ج 72, ص 198]
9. تواضع:مدير اسلامي شخصيت خود را در پناه خصلت هاي انساني, پرورش داده و هرگز در درون خود احساس ضعف شخصيت و بي وزني نمي کند. او براي مقام و پست اصالت قائل نيست و هر مقدار که مقام و منزلت اجتماعي او بالاتر رود, شکسته نفسي فروتني او بيشتر مي گردد. خداوند اين اصل اخلاقي و انساني را در مديريت پيامبرش(ص) توصيه مي فرمايند: واخفض جناحک لمن اتبعکمن من المومنين در مسند مديريت و رهبري, در برابر مومناني که پيرو تواند, متواضع و فروتن باش. [شعراء: 214] تاثيري را که برخوردهاي متواضعانه و روش هاي انساني و شيوه هاي اخلاقي مي تواند در فضاي مديريت و روابط بين کارکنان و اعضا ايجاد کند و اين مجموعه را در دستيابي به اهداف مورد نظر ياري نمايد از هر جهت قابل توجه است. مدير اسلامي, برتري و بزرگي را در اخلاق انساني مي داند و سخن پيامبر(ص) را همواره نصب العين خود دارد که: من تواضع لله رفعه الله و من تکبر خفه الله هر کس براي خدا فروتني کند، خداوند او را بالا مي برد و هر کس تکبر ورزد, خداوند او را پست مي کند. [بحار, ج 75, ص 126]
10. مشورت: يکي از راههاي رشد شخصيت در انسان, اعتناء و توجه به افکار و انديشه هاي اوست. خواست طبيعي کليه افراد جامعه, از مديران و مسئولان اين است که با توجه به فطرت و خصائص فطري و آگاهي از استعدادها, بهاي لازم را در حد معقول به آنها بدهند تا زمينه را براي رشد و تعالي شخصيت آدمي فراهم سازند. در مقابل بي اعتنايي به افکار انديشه هاي معقول ديگران استبداد و حاکميت هاي قلدرانه, شخصيت انساني افراد را مي شکند و ريشه هاي نهال فضيلت و ابتکار را در زمين دل ها مي خشکاند. قرآن کريم که کتاب پرورش شخصيت و برنامه جامعه مديريت، در نظام تشکيلات اسلام است به موضوع مشورت اهميت ويژه اي داده است و به پيامبرش دستور مشورت با مردم را داده است: و شاورهم في الامر در کارها با مسلمانان مشورت کن. [آل عمران, 159]
فوايد و برکات فراواني که از مشورت نصيب انسان مي گردد, هرگز از تلاش هاي بي وقفه شخصي, امکانات مادي و تفکر فردي عايد نمي شود برخي فوايد مشورت از اين قرار است:
الف: کمک گرفتن از افکار ديگران و افزودن بر قدرت و وسعت و عمق بينش خود
ب: شکوفايي استعدادها و رشد ذوق ها و در نتيجه گشايش راههاي نوين و تازه
ج: توجه پيدا کردن به خطاها اشتباهات فردي
د: از بين رفتن استبداد و عجب و خود محوري
ه: بالا رفتن ميزان مطلوبيت و درجه مقبوليت
از طرف ديگر برخورد نبودن از اخلاقيات در حوزه مديريت و سازمان ها و حاکم نبودن امور معنوي و روحاني بر موسسات و شرکت ها و تسلط امور ضدارزش و رذايل بر اين گونه تشکيلات ضررهاي جبران ناپذيري برآنها وارد مي سازد که به برخي از اين رذايل اشاره مي شود:
1. تکبر و رياست طلبي: ريشه تکبر در واقع احساس حقارت دروني است که فرد متکبر دارا است و به وسيليه آن قصد تفوق طلبي در او به وجود مي آيد. اين ويژگي بدخلقي و رفتاري در مدير, موجب پيدايش مفاسدي در سازمان مي شود. از جمله رح تکبر در سازمان سرايت مي يابد و افراد در پي تسلط بر ديگران و منفعت شخصي و فراموش کردن اهداف سازمان خواهند بود.
2. دروغگويي: از مهم ترين ويژگي هاي رفتاري مدير با زيردستان خود که جنبه منفي آن قوي است , دروغگويي است فرد دروغگو مورد نفرت انسان ها است و چنانچه مدير اين گونه باشد, مورد نفرت اعضاي سازمان قرار گرفته, گسستگي ارتباط و بي اعتمادي در بين کارکنان و کارمندان را در پي خواهد داشت تشويش و دودلي و کاهش همکاري و فساد سازمان را فرا مي گيرد زيرا هر کار زشتي با دروغ پوشش مي يابد و دروغگويي به طور جدي جنبه فزاينده به خود مي گيرد. اميرمومنان(ع) مي فرمايد: الکذب فساد کل شيء دروغ مايه فساد و تباهي هر چيزي است. [غررالحکم, ج1, ص 381]
3. خشم و غضب: مديري که در رفتار خود با ديگران دچار غضب باشد, تشخيص درستي نخواهد داشت, تعادل قواي روحي را از دست داده, واقعيت ها را درست نمي فهمد. دستورات نادرست و غير منطقي صادر کرده و به جاي حل مشکلات, بر تعداد آنها مي افزايد. اين عمل موجب ايجاد بحران در سازمان و نفرت اعضاء از او و اختلال در ارتباطات خواهد گشت. البته خشم اگر به طور معقول به کار گرفته شود, آثار مفيدي دارد. کاربرد صحيح خشم در سازمان, به کار وادار کردن تن آسايان و مواخذه برتري جويان است ولي اگر از کنترل خارج شود, بحران زا مي گردد. اميرمومنان(ع) در نامه معروفش به مالک اشتر مي فرمايد: بر آتش خشم خود و بر طوفان حمله و بر سطوت دست و تيزي زبان خود چيره باش و در تندگويي و ناسزا, خويشتن دار باش. [نهج البلاغه, نامه 53]
4. بي تفاوتي: بي تفاوتي مدير نسبت به افراد سازمان و کارکنان و کارمندان يکي از مشکلات بزرگ است, مدير وظيفه سوق دادن مجموعه عناصر انساني را به سوي کار سازنده بر عهده دارد. با تشخيص دادن ميزان کار و کوشش همکاران, بايستي به کساني که کارهاي سازنده انجام مي دهند, پاداش دهد و بدکاران را به نوعي متنبه سازد. بنابراين بايد اولا کار آنها را مورد سنجش قرار دهد و ثانيا بايد متناسب با کار انجام شده, پيامد مناسب را در جهت ترغيب کارکنان و کارمندان به تلاش و مساعي مجدانه ادامه دهد. در غير اين صورت انگيزه تلاش و کوشش در جهت انجام وظايف از بين مي رود و زمينه براي انجام کارهاي ناشايسته فراهم شود.
5. تملق: يکي از ويژگي هاي ارتباطي و رفتاري مرئوسان وزير دستان نسبت به روسا که باعث تباهي روسا و اصلاح نشدن امور مي باشد, تملق و چاپلوسي است. اميرمومنان(ع) در سخني مي فرمايد: فلا تکلموني بما تکلم به الجبابره و لا تتحفظوا مني بما يتحفظ به عند اهل البادره لا تحالطوني بالمصانعه, با من سخناني که گردنکشان براي خوشامد آنها گفته مي شود, نگوييد و آن چه را از مردم خشمگين خودداري کرده و پنهان مي نماييد از من پنهان نکنيد و به مدارا و چاپلوسي و رشوه دادن به زبان با من ارتباط و آميختگي نداشته باشيد. [نهج البلاغه, ص 686, فيض الاسلام]
6. حسادت: استعدادها و عملکردهاي اعضاء هر سازمان و موسسه اي متفاوت است. هم چنين به دليل تفاوت در اعتماد به نفس, ممکن است برخي اعضا نتوانند از استعدادهاي خود به درستي بهره گيرند. برخي از کساني که داراي ضعف اعتماد به خويشتن هستند به موفقيت هاي ديگران رشک برده و خواهان عدم موفقيت آنها هستند. اين حالت علاوه بر اثرات تخريبي که در روحيه خود فرد دارد, ممکن است به تضييع حقوق ديگران نيز منجر گردد و بهداشت رواني محيط کار را از بين ببرد.
7. فاصله بين رئيس و زير دستان: فاصله گرفتن کارکنان و مسئولان در سازمان ها باعث بي اطلاعي آنان از وقايع و مشتبه شدن حق و باطل در نزد آنان مي گردد. بنابراين لزوم تسهيل در ارتباطات و وجود ارتباط مستقيم مسئولان و کارکنان مورد تاکيد و سفارش است.
8. منت گذاشتن: اصولا مردم از اين که به خاطر انجام کارها برآنان منت گذاشته شود, بسيار آسيب مي بينند و ناراحت مي شوند اميرمومنان(ع) مي فرمايد: و اياک و المن علي رعيتک باحسانک, پرهيز از اينکه با کارهاي نيکت بر مردم منت بگذاري. [نهج البلاغه, نامه 53]
9. تبعيض: اعمال تبعيض نسبت به مردم و مراجعان از سوي کارکنان يک سازمان, براساس هر مبنايي (دوستي, خويشاوندي و ...) عامل نارضايتي در بين آنها است. اميرمومنان(ع) در اين مورد مي فرمايد: والي و حاکم, خواص و دوستاني است که خوي و خلق آنها برتري طلبي و چپاول و کم انصافي در رفتار است, پس ريشه اين ها را با قطع اسباب اين حالاتي که دارند بخشکان.
10. جمود و خشکي نسبت به مقررات: درست است که حاکميت مقررات صحيح يک ارزش بوده و ناديده گرفتن آنها به بهانه هاي مختلف, شايسته کارکنان نيست, ولي در عين حال بايد دانست که قوانين و مقررات براي انسان ها و آسايش آنها وضع شده اند نه آنکه انسان ها براي مقررات به وجود آمده اند . اصولا از جمله انتقادهاي وارد بر سازمان هاي ديوان سالار, جمود و خشکي است. بنابراين انعطاف پذيري لازم در کارکنان در جهت خدمت به مراجعان بايد وجود داشته باشد اميرمومنان(ع) در همان نامه معروفشان خطاب به مالک اشتر مي فرمايد: اگر خراج دهندگان از سنگيني خراج يا آفتي که به ايشان رسيده, يا از قطع شدن آب يا نيامدن باران يا تغيير زميني که آب آنرا فرا گرفته, يا بي آبي آن را تباه ساخته است شکايت کنند, به اندازه اي که اميد داري موجب اصلاح امر آنها گردد, به ايشان تخفيف بده. [نهج البلاغه, نامه 53]
اين ها نمونه هايي از تاثير گذاري صفات خوب اخلاقي و معنويات و يا فقدان و عدم آنها بر روند پيشرفت سازمان است و هر شرکت موسسه اي هر قدر هم که داراي روابط پيچيده اي باشد و در هر عصر و زمان هم که قرار گيرد, باز از تاثير اين عوامل روحي و معنوي که زير مجموعه اي از دين و دستورات و آموزه هاي آن مي باشد, نيست بلکه قرائن و شواهد و اعتراف متخصصين فن مديريت و خبرگان اين رشته و نيز تجربيات متعدد نشان مي دهد که هر قدر روابط سازماني پيچيده تر شود, نياز به عوامل معنوي و اصول اخلاقي در پيشبرد اين سازمان ها و رسيدن آنها به اهداف مشخص و مورد نظرشان بيشتر و عميق تر است. اصولا دين و مولفه هاي آن منطبق با خواسته هاي طبيعي و فطري بشر است و در زمان براي برآوردن شدن اين خواسته ها و گرايش ها مورد نياز است و هر چه روابط انساني پيچيده تر سازمان يافته تر گردد, هرگز نمي توان از آموزه هاي ديني و آموزه هاي معنوي و متعالي آن بي نياز بود چون هر سازمان و تشکيلاتي هر چند صورت و ظاهر و قالب آن متفاوت است و پيوسته در حال تغيير است ولي اصول حاکم بر آن و خطوط اصلي و محورهاي اساسي آن همواره ثابت و يکسان است و رهنمودهاي دين در راستاي همان اصول حاکم و براي تعديل گرايش ها و جلوگيري از انحرافات, زياده روي ها و کجروي ها است و به همين دليل اين رهنمودها هرگز کهنه نمي گردد و هرگز بشر از آنها بي نياز نمي باشد. فراموش نکنيم دين چيزي جز مجموعه اي از احکام و اخلاق و معارف نمي باشد و هيچ موسسه و شرکتي هر چند با اهداف کاملا مادي از آموزه هاي ديني بي نياز نمي باشد.
براي مطالعه رجوع کنيد به:
1. مدير موفق, جعفر رحماني و علي باقي نصرآبادي, انتشارات لوح محفوظ.
2. نگرشي بر مديريت اسلامي, سيد رضا تقوي دامغاني, انتشارات سازمان تبليغات اسلامي.
3. جعفر رحماني, اخلاق و مديريت اثربخش, روزنامه رسالت, 1/7/78.
4. اخلاق کارگزاران, محمد رضا امين زاده, قم_موسسه در راه حق.

**shiny**
1391,08,16, ساعت : 00:22
سلام

اگر امكانش هست يكسري مقاله ميخواستم در مورد موضوعات زير لطف كنيد برام بگذارید

فروشگاه آنلاین
uml نمودار

با تشکر

نهـــا
1391,08,16, ساعت : 00:40
سلام

اگر امكانش هست يكسري مقاله ميخواستم در مورد موضوعات زير لطف كنيد برام بگذارید

فروشگاه آنلاین
uml نمودار

با تشکر

سلام

فروشگاه اینترنتی چیست؟ فروشگاه ساز اینترنتی یک وب سایت است که مانند یک فروشگاه سنتی، اجناس مختلفی از طریق این وب سایت برای فروش عرضه می شود. بازدیدکنندگان از فروشگاه، امکان مشاهده محصولات در قالب گروههای مختلف ایجاد شده توسط شما یا از طریق جستجو و مشاهده مشخصات هر محصول و قیمت آن را خواهند داشت. در صورتیکه بازدیدکنندگان قصد خرید یک یا چند محصول از محصولات ارائه شده توسط شما را داشته باشند پس از ثبت نام در سایت، سفارش مورد نظر خود شامل کالاها و تعداد آنها را ثبت خواهند کرد. شما به عنوان مدیر سایت قادر خواهید بود کلیه سفارشات ثبت شده در سیستم را در ساعات خاصی که توسط شما تعیین می شود، مشاهده و پس از بررسی، نسبت به تحویل کالا به مشتری اقدام نمایید.
روشهای مختلفی برای تسویه حساب با خریداران در فروشگاه وجود دارد. شما هم می توانید تسویه فاکتورها را از طریق پرداخت الکترونیک بانکهایی مانند بانک پارسیان یا بانک سامان انجام دهید و یا در هنگام تحویل کالا به مشتری نقدا وجه فاکتور را دریافت نمایید. همچنین مشتریان می توانند پس از پرداخت وجه به حساب و ثبت اطلاعات فیش واریزی و تایید این اطلاعات توسط شما، کالاهای خود را دریافت نمایند. مزایای فروش اینترنتی ارائه محصولات به کاربران محدود به مکان خاصی نیست و کاربران از هرنقطه ای قادر به مشاهده و خرید محصولات هستند.


فروش محصولات در فروشگاه اینترنتی محدودیت زمانی ندارد و کاربران در هر لحظه از شبانه روز می توانند به فروشگاه مراجعه نموده و اقدام به خرید نمایند.
بازدید کاربران از فروشگاه محدود به مدت زمان خاصی نیست و هر میزان که خریدار تمایل داشته باشد می تواند در فروشگاه حضور داشته و کالاهای خود را بررسی و انتخاب نماید.
برخلاف فروشگاه فیزیکی که حجم مشخصی کاربر می تواند در آن قرار گیرد، هیچ محدودیتی از نظر تعداد خریداران وجود ندارد.
نیاز به سرمایه گذاری مستقیم توسط شما را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد. در فروشگاه فیزیکی کالاها باید در اختیار مشتری قرار گیرند تا بررسی و خرید شوند و این نیازمند سرمایه گذاری کلان در فروشگاه است ولی در فروشگاه اینترنتی شما می توانید پس از ثبت سفارش از طرف مشتری اقدام به خرید کالاها نمایید.
هزینه های سربار مانند خرید یا اجاره فروشگاه، دکوراسیون، کارمندان و ریسکهایی مانند سرقت، آتش سوزی و ... در فروشگاه اینترنتی وجود ندارد.
رضایت بیشتر خریداران به علت عدم نیاز به حضور در محل فروش و فراغت از حمل کالا و مسایل جانبی مانند ترافیک.
برطرف شدن چندین نیاز خریداران با مراجعه به یک فروشگاه، درحالیکه بصورت عادی هر نوع از اقلام مورد نیاز باید از فروشگاه خاص خود خریداری شود.
افزايش چشمگير قدرت خريدار: امروزه تنها با يك كليك، خريداران ميتوانند رقبا و محصولاتشان را با هم مقايسه كرده و پاسخهاي خود را در كسري از ثانيه دريافت كنند. ديگر نيازي به رانندگي تا فروشگاه و پارك، انتظار در صف اتوبوس و جر و بحث با فروشندگان نيست.
حتی در مواردي ميتوانند قيمتهاي درخواستي خود را تعيين كنند (مثلا در مورد هتل و بليت هواپيما) تا عرضهكنندگاني كه ميتوانند شرايط خريدار را فراهم كنند با او تماس بگيرند، به عبارتي به يك مناقصه دست بزنند. خريداران ميتوانند با دست به دست دادن به ديگران و افزودن حجم خريدشان، از تخفيف بيشتري بهرهمند شود.
یک فروشگاه اینترنتی هیچ تفاوتی با یک فروشگاه فیزیکی از نظر مدیریت و سرمایه گذاری ندارد. همانطور که شما برای راه اندازی یک مغازه در یک مرکز خرید باید هزینه کنید اگر برای طراحی سایت خود هزینه کافی نکنید هیچ برگشت سرمایه ای در کار نخواهد بود.
یک فروشگاه اینترنتی نیاز به امنیت دارد. همانطور که برای امنیت مغازه خود هزینه می کنید. خیلی بیشتر باید برای امنیت فروشگاه اینترنتی خود هزینه نمایید. دزدان اینترنتی خیلی ماهر تر از دزدان فیزیکی هستند.
یک فروشگاه اینترنتی کارمند نیاز دارد. اگر فکر می کنید که یک سایت راه بیندازید و بعد از آن، پول به سمت شما سرازیر می شود و شما در منزل استراحت می کنید، اشتباه کرده اید.
یک فروشگاه اینترنتی نیاز به تبلیغ دارد. شما فکر می کنید مردم می توانند نام سایت شما را در خواب ببینند یا حدس بزنند؟ یا مشتریان به هر سایتی برای خرید پول پرداخت می نمایند؟ اگر شما جای مشتریان بودید این کار را می کردید؟
بنابراین اینترنت یک رسانه جدید است ولی قوانین اصلی کسب و کار به قوت خود باقی هستند.

چگونه یک سایت فروش موفق داشته باشیم؟ حتما اتفاق افتاده است که به سايتي مراجعه کنيد اما مطالب مورد نظرتان را در آن پيدا نکنيد. به احتمال زياد، ديگر هرگز به آن مراجعه نخواهيد کرد. يا اگر سايت ظاهر خوبي نداشته باشد، به اين نتيجه مي رسيد که احتمالا فرد بي تجربه اي آن را به وجود آورده است.
اگر مي خواهيد از راه اينترنت تجارت کنيد، بايد يک سايت حرفه اي داشته باشيد زيرا سايت شما در حکم يک کارت تجاري است که بايد شما را به درستي به بازديد کنندگان معرفي کند.
تاثير اوليه سايت روي بازديد کننده بسيار مهم است. اگر مي خواهيد در بازديد اول تاثير خوبي روي مراجعين داشته باشيد و بازديد کنندگان مستعد را جذب کنيد، رعايت نکات زير مفيد خواهد بود.

1- سايت خود را هدفمند طراحي کنيد
شما حتما از هدف سايت خود اطلاع داريد. مثلا اگر يک سايت فروش موفق مي خواهيد بايد محتويات مؤثري در آن بگنجانيد. سايت را جذاب کنيد و اطلاعات مفيدي در اختيار خواننده قرار دهيد.

2- سایت شما باید سریع load شود
مثالی است که می گوید: زمان load شدن سایت شما باید آنقدر باشد که اگر هنگامی که نام سایت را در Browser تایپ می کنیم، نفسمان را حبس کنید، تا زمانی که سایت load می شود خفه نشده باشیم!!
در کشور ما اکثر مردم با روش dial-up به اينترنت متصل مي شوند و اگر ظاهر شدن سايت شما بيشتر از 10 تا 15 ثانيه طول بکشد، آنها سايت را ترک خواهند کرد.
يکي از راههاي مفيد براي افزايش سرعت load سايت اين است که بار گرافيکي سايت را در حداقل نگه داريم. اگر چه جلوه هاي گرافيکي سايت شما را گيراتر مي کند، اما زمان load آن ممکن است تا ابد طول بکشد. اگر لازم است که حتما سايت شما گرافيکي باشد، از نرم افزارهاي فشرده سازي فايلهاي گرافيکي استفاده کنيد. با اين روش به سرعت مورد نظرتان نزديکتر مي شويد.
حتما به سايتهاي جالبي برخورده ايد که از فايلهاي flash يا اسکريپتهاي ديگر در آنها استفاده شده است. اگرچه اين موارد باعث جذاب شدن سايت مي شود، ولي اگر سايت شما تجاري است توصيه مي شود از آن ها بگذريد تا سرعت سايت را بالا ببريد.

3- يک طراحي مناسب انجام دهيد
طراحي سايت بايد ساده باشد. رنگهايي در يک مايه انتخاب کنيد. سايت شما نبايد مثل نقاشي کودکان باشد. بايد توجه کنيد که ترکيب چه رنگهايي در صفحه مناسب تر هستند. آيا تا به حال سعي کرده ايد يک نوشته زرد را در يک صفحه نارنجي بخوانيد؟ به فکر خوانندگان خود باشيد.
4- محتويات بديع و تازه در سايت بگنجانيد
اگر بازديد کننده مطالب شما را در جاي ديگر ديده باشد، خيلي سريع سايت را ترک خواهد کرد. حتي اگر نويسنده خوبي نباشيد باز هم مي توانيد با استفاده از ديد خاصي که نسبت به موضوع داريد، ابتکاراتي براي ساختن مقالات، گزارشات و e-book هاي رايگان به خرج دهيد تا سايت بديعي داشته باشيد.

5- پيشنهادات رايگان در سايت داشته باشيد
يکي از بهترين راه هاي فتح قلب مشتريان، پيشنهادات رايگان است. اين قانون هميشه صادق است: اگر قبل از گرفتن، امکاناتي به مردم بدهيد، به پيشنهادات بعدي شما بيشتر توجه خواهند کرد و اعتبار شما در ذهن آنها بالا خواهد رفت. پيشنهادات رايگان فراواني روي اينترنت وجود دارد. براي ارزشمند کردن پيشنهاد خود بايد نکاتي را رعايت کنيد. دوباره تکرار مي کنم بايد محتويات گزارش، مقاله، e-book شما جديد باشد و در جاي ديگر وجود نداشته باشد. از ديد اختصاصي خود بنويسيد. ديد نو داشتن گاهي حتي مؤثرتر از نحوه نگارش است. مي توانيد نمونه اي از محصول خود را در اختيار بازديد کننده بگذاريد. مثل فصلهايي از کتاب يا يک Demo از نرم افزار مورد نظر. همچنين مي توانيد يک خبرنامه درست کنيد. اما مراقب باشيد که مطالب آن را از جايي برنداريد. زيرا خوانندگان در صورت مشاهده اين مورد، اشتراک خود را فسخ خواهند کرد.

6- قبل از ارائه امکانات رايگان اطلاعات مراجعين را بگيريد.
براي انجام فروش گاهي لازم است چندين بار به بازديدکنندگان پيغامهايي ارسال نماييد. اينکه يک ليست براي خود بسازيد بسيار مؤثر است. ليست افرادي که به موضوع سايت شما علاقه دارند و ارسال پيام به آنها شانس بزرگي براي فروش است.

يک طراحي خوب، تميز و حرفه اي راهي طولاني را در اينترنت مي پيمايد و براي شما شهرت و اعتبار کسب مي کند. تاثير خوب سايـت در اولين مراجعه، بازديد کننده را دوباره به سايت شما برخواهد گردانند.
تاریخچه تجارت الکترونیک انسان از ابتدای خلقت تاکنون روشهای تجاری متفاوتی را تجربه کردهاست. در ابتدا سیستم تبادل کالا رایج بود. شکارچی گوشت را با سلاح عوض میکرد. این سیستم اشکالات فراوانی داشت. مثلاً ممکن بود شکارچی نتواند سلاح سازی را پیدا کند که به گوشت احتیاج داشته باشد. در این صورت گوشتها فاسد میشدند .
در بعضی تمدنها سیستم کالای محبوب به وجود آمد. در سرزمینی که گندم غذای اصلی مردم آن بود، شکارچی گوشت را با گندم و گندم را با سلاح تعویض میکرد. این روش هم مشکلات زیادی داشت. کالای محبوب در سرزمینهای مختلف متفاوت بود. از طرف دیگر معیاری برای سنجش ارزش آن وجود نداشت و حمل و نقل آن هم مشکل بود بدون شک اختراع پول اولین انقلاب در زمینه تجارت بود. ارزش آن مشخص بود، حمل آن آسانتر بود، فاسد نمیشد و..... همه طالب آن بودند. فواید استفاده از پول به اندازهای بود که حتی تا چند دهه قبل کمتر کسی انتظار یک انقلاب دیگر را داشت. ارتباط بین تجارت و تکنولوژی دیر زمانی است که وجود داشته و ادامه دارد. در واقع، یک پیشرفت تکنیکی باعث رونق تجارت شد و آن هم ساخت کشتی بود. در حدود ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد، فینیقیان تکنیک ساخت کشتی را بکار بردند تا از دریا بگذرند و به سرزمینهای دور دست یابند. با این پیشرفت، برای اولین بار مرزهای جغرافیایی برای تجارت باز شد و تجارت با سرزمینهای دیگر آغاز شد. اکنون، شبکه جهانی اینترنت مانند همان کشتی است که نه تنها فواصل جغرافیایی، بلکه اختلافات زمانی را نیز کمرنگ نموده و صحنه را برای نمایشی دیگر آماده کردهاست. ترکیب تجارت و الکترونیک از سال ۱۹۷۰ آغاز شد. برای گسترش و پذیرش تجارت الکترونيک لازم است که پیش نیازهای این تکنولوژی از جمله زیرساختار مخابراتی، مسایل قانونی و ایمنی پیام رسانی مهیا شود.
مهمترین هدف در تجارت حال چه از روشهای بسیار پیشرفته الکترونیکی استفاده کند و چه از روشهای سنتی و قدیمی -همانا دستیابی به پول و سود بیشتر است. طبیعتا در این میان، نقش بانکها و موسسات اقتصادی در نقل وانتقال پول بسیار حیاتی است. هنگامی که در سال ۱۹۹۴ اینترنت قابلیتهای تجاری خود را علاوه بر جنبههای علمی و تحقیقاتی به نمایش گذاشت، موسسات تجاری و بانکها در کشورهای پیشرفته اولین نهادهایی بودند که تلاش جدی خود را برای استفاده هر چه بیشتر از این جریان بکار انداختند. محصول تلاش آنها نیز همان بانکداری الکترونیک امروزی است. سپس به سرعت مشخص شد که اینترنت بستر بسیار مناسبی برای انواع فعالیتهای بانکداری و اقتصادی بشمار میرود
بانکداری و تجارت الکترونیک هم اکنون در جهان به عنوان یک بحث بسیار تخصصی و در عین حال، بسیار پیچیده تبدیل شدهاست و تطبیق آن با سیاستهای تجاری و اقتصادی کشورهای مختلف نیاز به تحقیق و برنامه ریزی دقیق دارد.
در بررسی تاریخچه تجارت الکترونيک درمی یابیم که بورسهای اوراق بهادار نیز موسسات دیگری بودند که به سرعت فعالیت خود را با روند پیشرفت اینترنت هماهنگ کردند و موفق شدند که در عرض مدت کوتاهی، با توجه به برتریهای اینترنت در مقایسه با روشهای قدیمی، به دلیل سرعت و دقت بالا، به موفقیتهای بی نظیری دست یابند.
تجارت الکترونیک، علی رغم جوان بودن در جهان شناخته شده و در سالهای اخیر رشد فزاینده و غیرقابل پیش بینی داشتهاست. این رشد تصاعدی حاصل استفاده از یک ابزار، یعنی اینترنت میباشد. البته تجارت الکترونيک فقط در شاخصهها یا کشورهای خاصی جا افتاده و استفاده میشود. برای مثال، در سال ۱۹۹۷ صنعت جهانگردی و توریسم مسوول ۲۰ تا ۳۰ درصد از فروشهای مجازی بوده.

برای نمودار uml هم به این سایت مراجعه کنید

http://www.webkaran.com/essay/UML_part2.html

behzad20102010
1391,08,17, ساعت : 13:30
سلام . برای چند روز دیگه کنفرانس دارم . در مورد :
الف : انواع مجلات ؟
ب : مجلات علمی تحلیلی چه مجلاتی است ؟
ج : مجلات علمی پژوهشی چه مجلاتی است ؟

اونایی که تو این زمینه وارد هستن لطف کنن یه تحقیق درست و حسابی برام بزارن .
ممنون

CIVIL
1391,08,17, ساعت : 15:32
برای نوشتن یه مقاله راجع به جنبش دانشجویی سال 32 به مشکل برخورد کردم کسی مقاله ای مطلبی داره راجع به این موضوع بهم یه کمکی کنه سندم باشه عالیه...ممنون میشم..

Mina
1391,08,17, ساعت : 15:34
برای نوشتن یه مقاله راجع به جنبش دانشجویی سال 32 به مشکل برخورد کردم کسی مقاله ای مطلبی داره راجع به این موضوع بهم یه کمکی کنه سندم باشه عالیه...ممنون میشم..
امیدوارم به دردتون بخوره

http://www.ensani.ir/App_Themes/WebSite/Images/bullet-arrow.gif جنبش دانشجویی در ایران 1332-1357


هوشنگ جیرانی (http://www.ensani.ir/fa/72553/profile.aspx)
به راهنمایی: صادق زیباکلام (http://www.ensani.ir/fa/18692/profile.aspx)
کلمه های کلیدی:
• ایران

• 1332-1357

• جنبش دانشجویی




چکیده:
در این پایاننامه هدف ما بررسی ویژگیهای جنبش دانشجویی ایران در فاصله سالهای 1332-57 است . در پژوهش فوق سعی بر آن شده است تا رابطه میان رشد و افول جنبش دانشجویی ایران که از طریق مسالمتآمیز فعالیت میکرد تا با رشد اقتدار و استبداد نفتی محمدرضا بررسی و نقش استبداد مذکور در ظهور جنبشهای دانشجویی در دایره جنگهای چریکی و نمونه خارج از کشور آن مورد و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. فرضیه ما در پایاننامه این است : ”با ضعف در ارکان رژیم دیکتاتوری محمدرضا شاه، جنبش دانشجویی به مانند دیگر احزاب و گروهها، در صحنه سیاسی جامعه فعال شده و اقدام به طرح خواستههای صنفی و سیاسی خود کرده است ، و با قدرتمند شدن و افزایش اقتدار رژیم، جنبش دانشجویی در وجه مسالمتآمیز آن گرچه بواسطه فشار و سرکوب شدید دچار رخوت و سستی شد ولی در دو قالب جنبشهای چریکی و جنبش دانشجویی خارج از کشور به حیات خود ادامه و از سال 42 تا انقلاب 57 وارد دوره نوینی از مبارزات خود شد.” البته دانشجویان در این سالها در دانشگاهها بویژه در دانشگاه تهران اقدام به برپایی تظاهرت و اعتصابهایی کردند ولی در سالهای یادشده این جنبش در چارچوب معیارهای فوق بیشتر معنی پیدا میکند. لذا در این بررسی تاریخچه این فعالیتها کمتر مورد لحاظ قرار گرفته است . از سوی دیگر سعی بر آن شده است که از تمرکز بر روی یک گروه یا دسته خاص سیاسی در جنبش دانشجویی پرهیز شود. مسلما در دوران انقلاب و تاریخ معاصر ایران ایدئولوژیهای مختلفی در دایره جنبش دانشجویی فعال بودهاند که به خاطر محدودیت زمانی و موضوعی به آنها پرداخته نشده است و این به معنای نفی نقش آنها نیست . از جمله عواملی که موجب گرایش جنبش دانشجویی به سمت جنگهای چریکی و مسلحانه شد میتوان به مواردی چون، به بنبست رسیدن شیوههای مبارزاتی مسالمتآمیز، عدم کارایی احزاب سنتی در جامعه، رشد خفقان و اقتدار رژیم، رشد جاذبههای شیوههای مبارزاتی نیروهای انقلابی کوبا، چین و ویتنام اشاره کرد. از جمله عواملی نیز که منجر به افزایش دانشجویی در خارج از کشور شد میتوان به افزایش تعداد دانشجویان فعال ایرانی در دانشگاههای خارجی با گرایشهای مختلف سیاسی، وجود فضای مناسب و مساعد برای مبارزات سیاسی و تشدید خفقان در کشور و لزوم افشای جنایات رژیم در محافل و مجامع بینالمللی اشاره کرد. فصل اول پایاننامه تاریخچه مختصری از جنبش دانشجویی ایران در فاصله تاسیس دانشگاه تهران یعنی سال 1313 تا کودتای 28 مرداد 1332 اختصاص یافته است . در این فصل میزان قدرتمندی سازمانهای دانشجویی وابسته به چپ و جبهه ملی در برهههای مختلف این دوره زمانی و نقش آنها در تحولات جامعه مورد بررسی قرار گرفته است . در فصل دوم که از کودتای 28 مرداد 32 تا تابستان 1339 که فضای سیاسی کشور بازتر شد را در بر میگیرد، فراز و فرود جنبش دانشجویی، نقش دانشجویان در نهضت مقاومت ملی و حرکتهای سال 32 بویژه واقعه 16 آذر دانشکده فنی بررسی شده است . فصل سوم که یکی از مهمترین فصول پایاننامه را در بر میگیرد اختصاص به تحولات جنبش دانشجویی در سالهای فضای باز سیاسی یعنی 1339 تا 1342 دارد که در این فاصله تحولات و رویدادهای مهمی چون تشکیل جبهه ملی دوم و سازمان دانشجویی وابسته به آن، برپایی میتینگها و تظاهرات وسیع و مختلف ، روی کار آمدن دولت دکتر امینی، بروز واقعه اول بهمن 1340 دانشگاه تهران، سقوط دولت امینی، برگزاری کنگره جبهه ملی دوم، واقعه 15 خرداد 42 و تشکیل جبهه ملی سوم رخ داد که جنبش دانشجویی مستقیم و یا غیرمستقیم در شکلگیری آنها دخالت داشت . مهمترین بازتاب و نتیجه این دوره از فعالیتهای سیاسی که از وجه مسالمتآمیز ناکام ماند، رشد گرایشهای قهرآمیز در صحنه سیاست بود که در فاصله سالهای 42 تا 1357 جای مبارزه مسالمتآمیز را گرفت . در فصل چهارم نیز سعی شده است تا به طور خلاصه رشد گرایشهای قهرآمیز که پایگاه دانشجویی داشت و رشد جنبش دانشجویان ایرانی در خارج از کشور مورد تحلیل قرار گیرد. در واقع این جنبشها برگردان دیگری از جنبش دانشجویی گذشته بود که به صورت مسالمتآمیز طرح خواسته میکرد. پیرامون جنبش دانشجویان ایرانی در خارج از کشور به دو سازمان مهم دانشجویی یعنی کنفدراسیون دانشجویان و اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا و آمریکا اشاراتی شده است که این دو از فعالترین سازمانهای دانشجویی به شمار میرفتند. در اینجا این نکته لازم به یادآوری است که متاسفانه در روند تحقیق و نگارش این پایاننامه با توجه به موضوع که تاکنون به طور گسترده به آن پرداخته نشده است نگارنده متوجه فقر شدید منابع و اسناد و مدارک در این زمینه شد که نتیجه طبیعی آن افت کیفی تاریخنگاری و تحلیل موضوع فوق است . این فقر به اندازهای است که حتی یک منبع وقایعنگاری مطمئن در این زمینه وجود ندارد. ضمن آن که دسترسی به اسناد و مدارک تاریخی که به تیول برخی از سازمانها و نهادهای دولتی درآمده بسیار دشوار و مشکل است و مستلزم داشتن کانالهای ارتباطی و سفارشی است .

دانلود:

http://www.ensani.ir/App_Themes/WebSite/Images/pdf.gif (http://www.ensani.ir/storage/Files/20101224172155-1881.pdf)
جنبش دانشجویی در ایران 1332-1357 (http://www.ensani.ir/storage/Files/20101224172155-1881.pdf) (نوع: PDF حجم: 378KB)



عنوان : جنبش دانشجويي در دوران پهلوي دوم(16 آذر)
نویسنده : فاطمه السادات باقي پور
كلمات كليدي : تاريخ، پهلوي، حادثه 16 آذر سال 32، جنبش دانشجويي
حوادث مهمی در تاریخ ایران رخ دادهاند که هر یک سرآغازی برای اتحاد و همبستگی و سرانجام پیروزی در 22 بهمن 57 گردیدند. در این حوادث هر چند عده زیادی کشته و زخمی شدند؛ امّا خود سرچشمه خیر و موفقیت در گرفتن سرنوشت کشور گردیدند. هر چند رژیم سابق در دوران محمدرضا شاه، تمام توان و نیروی خود را در سرکوبی قیام مردم به کار گرفت؛ امّا هرگز نتوانست، قیام را به مدت طولانی خاموش نماید، در نتیجه این کشتارها بود که انگیزه بیشتری به مردم برای مبارزه با استبداد و دیکتاتوری میداد، تا انتقام خون عزیزان خود را بگیرند. یکی از این قیامها، حادثه 16 آذر 1332 بود که علیه حضور امریکاییها در ایران عموماً و در دانشگاه به طور خصوصی بود. اعتراضی که به خاک و خون کشیده شد؛ امّا سالهاست که از آن به عنوان یکی از عوامل پیروزی انقلاب یاد میشود و شهدای دانشجو همواره نه تنها مورد تکریم و احترام بودهاند؛ بلکه سرمشق و الگوی مبارزه با استبداد و استعمار بودهاند.

حضور استعمار در ایران
یکی از هدفهای اساسی استعمارگران امریکایی و انگلیسی، باز گرداندن جریان نفت ایران به غرب (پس از ملی شدن نفت) بود، به این منظور تصمیم گرفته شد؛ ابتدا روابط سیاسی ایران و انگلیس که از پاییز 1331 به اهتمام مصدق قطع شده بود، در محیط آرام دوباره تجدید گردد. نهضت مقاومت و رهبری آن نیز قصد داشت، صدای اعتراض مردم ایران را به گوش جهانیان برساند و تلاش انگلس و امریکا را که میخواستند، با مشروع جلوه دادن رژیم کودتا (دولت زاهدی) امتیازات مورد نظر خود را از حکومت، زاهدی در محیط آرام و بدون سر و صدا به دست آورند، خنثی سازد. اجرای این برنامه به عهده کمیته هماهنگی و دانشگاه گذاشته شد.[1] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38555#_ftn1)

تظاهرات و اعتراضات دانشجویان:
تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران، به عنوان اعتراض به ورود «دنیس رایت» کاردار جدی سفارت انگلیس در ایران، از روی 14 آذر 1332 آغاز گردید. دانشجویان دانشگاههای حقوق و علوم سیاسی، علوم، دندانپزشکی، فنی، پزشکی و داروسازی در دانشکدههای خود تظاهرات پرشوری علیه رژیم کودتا و مقاصد آن بر پا کردند. روز 15 آذر ماه تظاهرات به خارج از دانشکاه کشیده شد و مأموران نظامی در زد و خورد با دانشجویان، شماری را مجروح و گروهی را دستگیر و زندانی کردند.

حادثه 16 آذر 32
روز دوشنبه 16 آذر، تعداد سربازان در داخل دانشگاه افزایش یافت. پیش از ظهور آن روز بین دانشجویان دانشکدههای حقوق و علوم و مأموران فرمانداری نظامی، برخورداهایی روی داد؛ ولی در دانشکده فنی، به علت حضور یکی از گروهبانان در سر کلاس، برای دستگیری دانشجویانی که شعار داده بودند، کار به خشونت کشیده شد.[2] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38555#_ftn2)
هنگامی که گروهبان مزبور به کلاس درس هجوم میآورد، با اعتراض یکی از اساتید مواجه میشود و دانشجویان نیز علیه حضور نظامیان در کلاس درس اعتراض میکنند. نظامیان نیز دانشجویان معترضی را تعقیب کرده و در سرسرا و سالن دانشکده فنی، آنها را به گلوله میبندند. در نتیجه سه تن از دانشجویان به نامهای مصطفی بزرگنیا، مهدی شریعت رضوی و احمد قندچی کشته میشوند و عدهای نیز مجروح میگردند.[3] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38555#_ftn3) دکتر علیاکبر سیاسی، رئیس دانشکاه تهران حادثه روز 16 آذر را بدین شرح نقل میکند:
«روز 16 آذر هنگامی که آنها (نظامیان) از جلو دانشکده فنی میگذشتند، چند دانشجو آنها را مسخره میکنند و گویا کلمات زنندهای بر زبان میرانند و به سرعت وارد دانشکده(فنی) میشوند. سربازان آنها را دنبال میکنند. در این هنگام زنگ دانشکده به صدا در میآید و دانشجویان از کلاسها بیرون ریخته و سرسرای دانشکده با سربازان رو به رو و با آنها گلاویز میشوند. تیراندازی مفصلی صورت میگیرد و به سه دانشجو اصابت میکند و آنها را از پای در میآورد.
گزارشی که به من رسید، بیدرنگ با سپهبد زاهدی تلفنی تماس گرفتم و شدیداً اعتراض کردم که «با این حرکات وحشیانه مأمورین انتظامی شما، من دیگر نمیتوانم، اداره امور دانشگاه را عهده دار باشم گفت: «متأسف خواهم بود، دولت رأساً از اداره امور آنجا عاجز نخواهد ماند». فردای آن روز، در جلسه رؤسای دانشکدهها، دو ساعت درباره این جریان و خطمشی خود بحث کردیم. نخستین فکر این بود که جمعاً استعفا دهیم، بعد دیدیم که این کنارهگیری نتیجه قطعیاش این خواهد بود که آرزوی همیشگی دولتها بر آورده خواهد شد و استقلال دانشگاه را که قریب دوازده سال در استقرار و استحکامش زحمت کشیده بودیم، از بین خواهد برد و یک نظامی یا یک غیر نظامی قلدر را به ریاست دانشگاه خواهند گماشت. در نتیجه این مذاکرات و ملاحظات تصمیم گرفته شد که سنگر را خالی نکنم و به مقاومت بپردازم.»
«از شاه وقت خواستم و در نظر داشتم نسبت به عمل جنایتکارانه قوای انتظامی اعتراض کنم. شاه مجال نداد و به محض رسیدن من، دست پیش گرفت و گفت: این چه دسته گلی است که همکاران دانشکده فنی شما به آب دادهاند، چند صد دانشجو را به جان سه چهار نظامی انداختهاید که این نتیجه نامطلوب را به بار آورد؟ گفتم معلوم میشود که جریان را آن طور که خواستهاند، ساخته و پرداخته، به عرض رساندهاند. شاه گفت: به دروغ نگفتهاند، عقل هم حکم میکند که جریان همین بوده است. گفتم هر چه بوده، نتیجهاش این است که سه خانواده عزادار شدهاند و دانشگاهیان ناراحت و سگوارند.»[4] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38555#_ftn4)
رئیس دانشگاه تهران با هیأت دولت(زاهدی) نیز مزاکراتی داشته که از زبان خودش بیان میشود:
«... وزرا گوش تا گوش دور میزی دراز نشسته بودند. نخست وزیر (فضل ا... زاهدی) به احترام من از جای برخاست وزیران نیز به او تأسی کردند. ... معلوم شد، گفتگو درباره دانشگاه است... نوبت به وزیر جنگ سپهبد هدایت رسید او با حدّت و شدت بیشتری به دانشگاه حمله کرد و در پایان سخنانش نتیجه گرفت که «اگر عضوی از اعضای بدن فاسد شود، آن را قطع میکنند، تا بدن سالم بماند. دانشگاه را هم در صورت لزوم برای حفظ مملکت باید از بین برد و منحل کرد... به آرامی گفتم، این نظریه قابل تأمل است. اولاً تشبیه دانشگاه به یک عضو بدن و احتمال قطع آن صحیح نیست، عضو بدن را که قطع میکنند، از خود مقاومت نشان نمیدهد،... . در صورتی که دانشگاه از هزاران استاد و دانشجو و کارمند زنده و پویا تشکیل گردیده و اگر مورد حمله قرار گیرد، به مقاومت خواهد پرداخت و از خود دفاع میکنند... فردای آن روز،مأمورین انتظامی که پس از سقوط مصدق در دانگشاه، راه یافته بودند، آنجا را ترک کردند».[5] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38555#_ftn5)
روز 16 آذر 32 روزی بود که دانشجویان در اعتراض به برقراری روابط سیاسی ایران و امریکا، دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران دست به تظاهرات با شکوهی زدند که پلیس آنها را محاصره کرده و با ورود به دانشکده بر روی دانشجویان آتش گشودند که در نتیجه آن سه دانشجو شهید و عدهای مجروح و دستگیر شدند، دو روز بعد، ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهور امریکا و همسرش وارد تهران شد، یک تظاهرات وسیعی در اعتراض به ورود او و نیز به مناسبت بزرگداشت، شهادت شهدای دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار شد که منجر به برخوردهای شدید در میان پلیس و مردم گردید.[6] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38555#_ftn6)

انعکاس واقعه 16 آذر در ایران و جهان
شهادت سه دانشجو در دانشگاه تهران تأثیر عمیق در اجتماع باقی گذاشت و هر سال این روز با تعطیل دانشگاه و به تظاهرات مخالف دولت تبدیل گردید، با وجود سرکوبی و اعمال خشونت و قتل دانشجویان، دو روز بعد از آن تظاهراتی بر ضد نیکسون (رئیس جمهور وقت امریکا) بر پا شد و به عنوان سوّم شهدا دانشگاه تبدیل به اعتراض عمومی و برخوردهای شدید با رژیم گردید و صدها تن در این روز بازداشت شدند.[7] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38555#_ftn7)
خبر تظاهرات 16 آذر و کشته شدن دانشجویان به سرعت در سراسر جهان انتشار یافت و بسیاری از دانشگاههای اروپا و امریکا، با دانشگاه تهران ابراز همدردی کردند. در مراسم برگزاری سومین روز شهدا، دهها هزار تن از مردم تهران و شهرستانها بر سر مزار شهیدان در امامزاده عبدا... گرد هم آمدند. کوشش مأمورین انتظامی که قصد داشتند، حرکت دسته جمعی هزاران دانشجوی عازم شهر ری، جلوگیری کنند، با شکست مواجه شد.[8] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38555#_ftn8) دانشجویان مراسم وداع با یاران شهید خود را شکوهمندانه برگزار کردند و به عنوان اعتراض به جنایتهای دولت کودتا، مدت پانزده روز از شرکت در کلاسهای درس خودداری نمودند.
حادثه 16 آذر 1332 به عنوان یک روز «مقاومت تاریخی» در دانشگاه تهران ثبت شد. از آن پس همه ساله به رغم کوشش رژیم و ساواک، دانشجویان دانشگاه تهران و دیگر دانشگاههای ایران، مراسم و تظاهراتی به یاد شهیدان آن روز بر پا کردند. 16 آذر نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ملت ایران در مقابله با رژیم کودتا نیز محسوب میشود.[9] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38555#_ftn9)


[1] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38555#_ftnref1) - نجاتی، غلامرضا، تاریخ بیست و پنج ساله ایران (از کودتا تا انقلاب) ج 1، تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا، چاپ سوّم، 1371، ص 112.

[2] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38555#_ftnref2) - همان، ص 112.

[3] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38555#_ftnref3) - اسناد نهضت مقاومت ملی، گزارش عملیات 34 ماهه نهضت مقاومت ملی، ص 274 به نقل از همان، پیشین، ص 113.

[4] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38555#_ftnref4) - نجاتی، غلامرضا، تاریخ بیست و پنج ساله ایران، پیشین، ص 113-114.

[5] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38555#_ftnref5) - دکتر علی اکبر سیاسی، گزارش یک زندگی، لندن: 1366،ص 234-238.

[6] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38555#_ftnref6) .باقی، اعمادالدین؛ جنبش دانشجویی ایران؛ تهران،جامعه، 1379،ج 1، ص 47- 48.

[7] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38555#_ftnref7) - مدنی،سید جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 1، قم: انتشارات حوزه علمیه قم، تابستان 59، ص 301-302.

[8] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38555#_ftnref8) - نجاتی،غلامرضا، تاریخ بیست و پنج ساله ایران،پیشین، ص 115.

[9] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38555#_ftnref9) - باقی، عماد الدین،جنبش دانشجویی ایران از آغاز تا انقلاب اسلامی، ج 1، چاپ اوّل بهار 79، ص 46-47.

jullub
1391,08,17, ساعت : 16:00
سلاااااااااام ...:-2-25-:
چند تا مقاله ی فارسی در رابطه با محاسبات ابری و مدارس هوشمند می خوام ...
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم:-2-36-:

taraneh joon
1391,08,17, ساعت : 20:06
سلام...خسته نباشید...مقاله درمورد فیزیولوژی سلول های ریه و تحریک حس بویایی میخوام...لطف میکنین اگر کمکم کنید...

shahrzad1369
1391,08,17, ساعت : 20:20
سلام...خسته نباشید...مقاله درمورد فیزیولوژی سلول های ریه و تحریک حس بویایی میخوام...لطف میکنین اگر کمکم کنید...


سلام:-2-40-:
این یه پاورپوینته

آناتومی و فیزیولوژی تنفس (http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=1&cad=rja&ved=0CCwQFjAA&url=http%3A%2F%2Fwww.drfarhadmalek42.com%2FDownloa dHandler.ashx%3Fpg%3D1188593d-dda0-44b2-9bb2-a2ec37b4d89f%26section%3Dbe63578d-ce00-43b1-8828-a6d5777f6dcc%26file%3D%25D8%25A2%25D9%2586%25D8%25 A7%25D8%25AA%25D9%2588%25D9%2585%25D9%258A%2B%25D9 %2588%2B%25D9%2581%25D9%258A%25D8%25B2%25D9%258A%2 5D9%2588%25D9%2584%25D9%2588%25DA%2598%25D9%258A%2 B%25D8%25AA%25D9%2586%25D9%2581%25D8%25B3.ppt&ei=s46aUIm5H86RhQf0loDICg&usg=AFQjCNEvnPuT8Ehch1SvblmNAs-nXmz2pQ)

nacm7114
1391,08,18, ساعت : 03:20
سلاااااااااام ...:-2-25-:
چند تا مقاله ی فارسی در رابطه با محاسبات ابری و مدارس هوشمند می خوام ...
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم:-2-36-:



سلام...
اینجا یه مقاله در مورد مدارس هوشمند براتون گذاشتم.:-2-41-:


مدارس هوشمند ، بایدها و نبایدها


از سال ١۹۰۰که وسایل سمعی و بصری در مدارس آمریکا با هدف نمایش عینی وملموس موضوعات آموزشی و یادگیری بهتر، مورد استفاده قرار گرفت تا سال ١۹۶۰ تحولاتمحتوایی آنچنان سریع انجام گرفت که فناوری آموزشی به عنوان یک نیاز، راه به دنیایآموزش و پرورش بازکرد.

برخلاف ویدئو که حضور آن در ابتدا با شک و شبهه واقع شد، امروزه رایانهمورد توجه بسیار مردم قرار گرفته و از آن هم بالاتر، که به عنوان سرفصل همه رشته هاو آموزشهای رسمی و غیررسمی قلمداد میشودف به گونه ای که آموزش و پرورش ، گسترشمدارس هوشمند را با صد آب و تاب در برنامه های خود قرار داده است.

طرح مدارس هوشمند ایران از مدارس هوشمند مالزی الگوبرداری شدهاست.«این طرح از سال ١۹۹۷ در وزارت آموزش و پرورش مالزی در ۹۰ مدرسه این کشورآغاز شد و مهمترین اهداف عبارتند از:



١- تحول در نظام آموزشی از یادگیری حافظه مداربه یادگیری متفکرانه و خلاق

٢–تربیت دانش آموزان دیگرخواه

٣–ایجاد فرصتهای دسترسی برای همه



«در ایران نیز طرح مدارس هوشمند از سال١٣۸٣آغاز شد که تا ٣ سال بعداجرایی شود. و در این میان هزینه هایی را نیز متقبل شده است، اما نباید فراموش کردکه با خرید رایانه، مدرسه هوشمند نمیشود»



الف) در رویارویی با پدیده های نوظهور سه گونه رفتار قابل پیش بینی است:

١«- تسلیم: جریانی که با ورود هرپدیده جدید، بسوی آن رفته و به گذشته خود پشت میکنند.

٢- تقابل: جریانی که فقط حافظ ارزشهای خود است و با هر پدیده جدیدی بهمقابله و مخاصمه می پردازد.

٣- تعامل : این رفتار با پاسداشت ارزشهای خود، در جهت ارتقا و بهبود کیفیت ارزشهای خود از هر پدیده جدیداستقبال میکند."»

بر همین وزن، در برابر ترویج و توسعه مدارس هوشمند نیز واکنشهای سه گانهفوق قابل تصور بود و باید سیاستگذاران، هدف خود را به روشنی ارائه کنند، تسلیم،تقابل با تعامل؟ هرچند که به نظر میرسددرایت مدیران نظام آموزشی تعامل را پیشه کردهاما این گونه رفتار هزینه ها و پیش نیازهایی دارد که مستلزم توجهی جامع گرا و همه جانبهاست.



ب) مختصات و مشخصات شبکه فناوری اطلاعات و ارتباطات :

١-بخش عمده ای از نیاهای دانش آموزان با توجه به رفتارهای فردی آنهابراورده میشود.

٢- قید زمان ومکان مشخص ، از تحصیل و اموزش برداشته میشود و در هرزمان مورددسترس میگیرند.

٣- نقش معلم و محصل متول شده و به گونه ای تعامل گرایانه میشود.

٤-فناوری اطلاعات و ارتباطات، ایده ها و داده ها را قابل دسترس میکندوفراگیرمیتواند بافشردن یک کلید حجم انبوهی از اطلاعات را کسبکند.



ج) پیش نیازهای ورود به دنیای فناوری ارتباطات واطلاعات:

«"لری کوبن" – استاد دانشگاه استانفورد- در نقد گذشته فناوریمیگوید:سیاستگذاران آموزش و پرورش،مدام فناوری عوض کرده اند، اسلاید، فیلم، رادی، آزمایشگاهزبان،کامپیوتر و اکنون اینترنت. هردفعه گمان کرده اند که طلای آموزش را کشف کردهاند، نهایتا درخشش این طلا از بین میرود و در دستانمان چیزی به جز سولفید آهن نمیبینیم.».

ولی به واقع، آنچه به دنبالش هستیم بویژه دردنیای معاصر، که امواج رسانه هاهمه جا مارا در سیطره خود آورده، فناوری نیست که به راحتی بتوان در یک لوح فشرهخریدو فروش کرد، بلکه طلا آن چیزی است که برای یافتن آن باید در وجود خودمان جستجوکنیم .

تعریف مدرسه هوشمند و مدرسه مجازی این نیست که نرم افزارهای حاوی کلام معلمو نوشته های کتاب را در روی کامپیوتر پخش کرد و دانش آموزان در دنیای تنهایی خویش به تماشای آن بنشینند، که این عمل به یک بازی شبیه است که مدتی او را سرگرمکند.فناوری ارتباطات و اطلاعات،پیش از هرچیز، یک دیدگاه است، که نگرش مدیران را بهمنصه قضاوت بگذارد، بنابراین باید در جهت تغییر نگاه سنتی به آموزش، قبل از اجرایهر طرحی ، اقدام کرد.و این نقد گذشته، و تغییر نگرش، در همه جا و همه کشورها ، وجهمشترک توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات است .

"پلگروم" – محقق حوزه فاوا- در 26 کشور دنیا 10 مانع اصلی کاربردفناوری اطلاعات و ارتباطات را اینچنین برشمرده است:«تعداد کم رایانه، دانش و مهارت اندک معلمان، دشواری تلفیقICTبا آموزش، زمان بندی استفاده از رایانه، کمبودلوازمجانبی، کمبود نسخه های نرم افزاری، وقت کم معلم، کافی نبودن زمان دسترسی همزمان،کمبود بازرس و کمکهای فنی».بنابراین بایدابتدا فرضیه های مساله را بدرستی انتخاب کرد و مدبرانه درجهت شناسایی و رفع این محدودیتها اقدام کرد.



د) مشکلات کاربردICTدر مدارس ایران:

١-زیر ساختها، فضای کوچک کلاسها، حفظ و نگهداری دستگاهها و لوازم جانبی آن،که هردو نیازمند منابع مال یاست که به علت فقدان اعتبارات خاص مانع اصلی توسعهICTدر آموزش و پرورش بویژه در مناطق دور از مرکز است .

٢- نیروی انسانی، عدم مهارت معلمان در بخش تولید محتوای الکترونیکی و عدم تسلط بر انگلیسی.

٣- نرم افزارهایی که در بازار تولید و عرضه شده اند، کیفیت مناسب آموزش راندارند. شلوغی کلاسها مانع استفاده درست از رایانه در مدارس است .حجم کتاب، فرصتاستفاده نوآوری و خلاقیت را از معلم گرفته و قیمت بالای نرم افزار، خارج توان دانشآموزان است.



ه) راهکارها:

١-از آنجا کهتلفیقICTبا نظام آموزشی، بدون برنامه آموزش یروزآمد سخت و دشوار است باید ماموریتهای آموزش وپرورش در جهت کاربرد فاوا مورد تجدید نظرقرار گیرد.

٢-« استفاده از فناوری ارتباطات و اطلاعات، تحول شیوههاییاددهی_یادگیری و تولید محتوای الکترونیکی آموزشی و پژوهشی از محورهای سندICT آموزش وپرورش است. » اما زمانی میتوان فاوا راعملیاتی قلمداد کرد که پارامترهایی نظیر تجهیزات سخت افزاری، برنامه درسی، مقررات،آموزش تخصصی نیروی انسانی، محتوای آموزشی و مدیریت پروژه از قبل فراهم شدهباشد.

٣- ارتقا و توسعه مهارتهای معلمان در یادگیریفناوریهای نو مخصوصا آنکه تمروزه به نظر میرسد که دانش آموزان در این مورد پیشرو تراز معلمان هستند.

و) نتیجه :

مدرسه هوشمند، مدرسه ای است که تعلیمات آموزش هوشمندانه، متناسب با هر دانش آموز تغییر میکندتا هردانش آموز بهنسبت استعداد و توانایی اش رشد کند.و در این مسیر مشارکت اولیا گریز ناپذیر است.

در مدرسه هوشمند، نباید وقت معلم و مدیر ، صرف کارهای اجرایی شود بلکه نیروی فکری آنها باید در مسير مدیریت منابع انسانی و شناسایی نیازها و تاونمندیها شود.

مدرسه هوشمند یک جهش نیست بلکه یک فرآیند است که نیازمند زمان و منابع مالیو حمایت اعتباری است .نیازمند نگرشی همه جانبه است که باید متناسب با زمان و مکانتغییر کند، با نگاه ویترین گونه ومتظاهر برای آنکه بگوییم ماهستیم ، در ایندنیای روبه فردا، معنایی نداشته و دیر یا زود از ادامه مسیر بازمی مانیم .

rooeeta
1391,08,18, ساعت : 10:23
salam dustan manye maghale dar bare taghviyate hush mikhastam va rahayi bara jologiri az alzaymer mamnun
bebakhshid man farsi nemtunam benevisam
rast age maghale zaban asli ham bashe eshkal nadare faghat jadid bashe kheyliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii kheyli mamnun

:-2-40-:

م.ن
1391,08,18, ساعت : 14:01
سلام . برای چند روز دیگه کنفرانس دارم . در مورد :
الف : انواع مجلات ؟
ب : مجلات علمی تحلیلی چه مجلاتی است ؟
ج : مجلات علمی پژوهشی چه مجلاتی است ؟

اونایی که تو این زمینه وارد هستن لطف کنن یه تحقیق درست و حسابی برام بزارن .
ممنون


ببین اینا به دردت می خوره

http://www.takmili.iauksh.ac.ir/page.aspx?lang=fa-ir&id=13e621bb-258c-4676-8e10-75287a598fc9

http://shbidarian.blogfa.com/post-29.aspx

http://chb.pnu.ac.ir/Portal/Home/Default.aspx?CategoryID=b297451b-0896-4860-bd65-065db3ba8782

م.ن
1391,08,18, ساعت : 14:12
salam dustan manye maghale dar bare taghviyate hush mikhastam va rahayi bara jologiri az alzaymer mamnun
bebakhshid man farsi nemtunam benevisam
rast age maghale zaban asli ham bashe eshkal nadare faghat jadid bashe kheyliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii kheyli mamnun

:-2-40-:

از سایت بهنویس می تونید استفاده کنید تا برای فارسی نوشتن مشکلی پیش نیاد:-2-40-:

نمیدونم جدید هستش یا نه

یا می توان از آلزایمر پیشگیری کرد ؟


بیماری آلزایمر ( Alzheimer’s disease ) عبارت است از یک بیماری مغزی که مشخصه آن رو به زوال گذاشتن تدریجی تواناییهای ذهنی است. نوع سریعاً پیشرونده آن در سنین ۴۵-۳۶ سالگی بروز پیدا میکند. نوع تدریجاً پیشرونده آن که در آن علایم به کندی حدوداً در سنین ۷۰-۶۵ سالگی شروع میشود.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، در حال حاضر بیش از ۲۵ میلیون نفر در سراسر دنیا به بیماری آلزایمر مبتلا هستند و شیوع بیماری آلزایمر در کل جمعیت جهان ۵ دهم درصد است. با این حساب در ایران باید ۴۰۰ هزار نفر مبتلا به آلزایمر باشند.

برآورد میشود تا سال ۲۰۵۰ تعداد مبتلایان آلزایمر در جهان به بیش از ۱۰۰ میلیون نفر برسد. با توجه به این که تعداد سالمندان رو به افزایش است، آمار مبتلایان به این بیماری در سراسر جهان کم نیست .

بیماران آلزایمری ممکن است حرکتها و رفتارهایی مانند مزاحمت ، عدم اطمینان ، عدم قدردانی ، نامهربانی ، خصومت با نزدیکان و اطرافیان داشته باشند. بیماران آلزایمر بیمار مغزی هستند بدین معنی که سلولهای مغزشان در حالت تخریب و معدوم شدن است و نتیجتاً طرز فکر و رفتار آنها تغییر کرده و تحت کنترل آنها نیست ، و چون کنترلی بر روی بیماری خود ندارند قادر به تمایز خوب و بد، صحیح و غلط نبوده و ممکن است به راحتی نزدیکترین فردی که برایشان خدمتی انجام می دهد را رنجانیده و حتی پرخاشگری نمایند.

بیماری آلزایمر نوعی اختلال مغزی است که در آن آسیب دیدگی و مرگ سلول های مغزی سبب بروز اختلال در حافظه، تفکر، قضاوت، زبان و سایر کارکردهای عصبی و در پی آن تغییر در رفتار و شخصیت فرد می شود.این بیماری در نتیجه رسوب غیر عادی برخی مواد پروتئینی در درون و بیرون سلول های مغز ایجاد می شود. این رسوبات ارتباط سلول های مغز را با یکدیگر مختل کرده، مانع رسیدن پیام های عصبی می شود و در نتیجه کارکردهای عصبی مغز، یکی پس از دیگری مختل شده و از بین می روند.

● تاکنون هیچ راه تضمین شده ای برای پیشگیری از آلزایمر وجود نداشته است، اما تحقیقات اخیر روش های زیر را در پیشگیری از آلزایمر موثر می داند.

۱- تمرینات فکری انجام دهید:
افرادی که مرتب مطالعه می کنند و یا بازی های فکری انجام می دهند، جدول حل می کنند و …..کمتر در معرض ابتلا به این بیماری خواهند بود.

2- فعالیت بدنی و ورزش را فرآموش نکنید:
دقیقه ورزش روزانه تاثیر به سزایی در سلامت قلب ، ماهیچه ها و مغز دارد. پیاده روی، باغبانی، تمیز کردن منزل، رقصیدن و….می تواند نوعی ورزش باشد.

۳- به اندازه کافی مایعات بنوشید:
کم آبی مهم ترین فاکتور متغیر برای از دست دادن حافظه است. به مقدار کافی مایعات بنوشید و از مصرف نوشیدنی های الکلی اجتناب کنید.

۴- بدون تجویز پزشک دارو مصرف نکنید:
پزشک شما باید از کلیه داروهای تجویزی و غیر تجویزی که مصرف می کنید آگاه باشد. زیرا ترکیب بعضی از داروها باعث گیجی، فراموشی و یا آسیب بلند مدت به حافظه شود.

۵- رژیم غذایی سالم را پیروی کنید:
روزانه حداقل ۵ نوع میوه و سبزی تازه بخورید. سبزیجات پهن برگ مثل بروکلی، اسفناج و کاهو بسیار مفید است.

۶- اگر در خانواده شما الزایمر دیده شده است از مکمل فسفاتیدیل سرین Phosphatidylserine استفاده کنید:
مطالعات مختلف نشان می دهد که استفاده از این مکمل در مراحل اولیه ابتلا به آلزایمر، سرعت پیشرفت بیماری را کاهش می دهد. بنابراین اگر این بیماری در خانواده در حال گسترش است بهتراست با مشورت پزشک مصرف آن را شروع کنید.

● علائم اولیه ابتلا به بیماری آلزایمر عبارتند از:

۱- از دست دادن حافظه:
یکی از شایع ترین علائم آلزایمر فراموش کردن چیزهایی است که در فاصله زمانی نه چندان دور فرا گرفته اید. در حالیکه فراموش کردن قرار ملاقات، نام یا شماره تلفن دوستان طبیعی است ، اما در افراد مبتلا به آلزایمر فراموشی بیشتر اتفاق می افتد و بعد ها نیز با گذر زمان موارد فراموش شده را به خاطر نخواهند آورد.

۲- مشکل در انجام امور زندگی و کارهای روزانه:
افراد مبتلا به آلزایمر به سختی می توانند وظایف خود را بدون فکر کردن به خاطر بیاورند. فراموش کردن شیوه طبخ غذا، تعمیر لوازم منزل و یا بازی های ساده از جمله مشکلات این افراد است.

۳- مشکلات زبانی:
هر فردی ممکن است بعضی اوقات به سختی بتواند کلمات صحیح را پیدا کند. اما افراد مبتلا به آلزایمر اغلب مواقع کلمات ساده را فراموش می کنند و یا واژه های غیر معمولی را جایگزین می کنند.

۴- سردرگمی زمانی و مکانی:
فراموش کردن تاریخ روز و یا اینکه به سمت کجا در حال رفتن هستید، تا حدودی نرمال است. اما افراد مبتلا به آلزایمر اغلب خیابان خودشان را گم می کنند و فراموش می کنند کجا هستند و یا چگونه به این نقطه رسیده اند و یا اینکه چگونه به خانه باز گردند.

۵- کاهش قوه قضاوت :
هیچ کس در همه زمانها قضاوت درستی ندارد. اما افراد مبتلا به آلزایمر اغلب بدون در نظر گرفتن آب و هوا لباس می پوشند. مثلا ممکن است در روزهای گرم چندین بلوز روی هم بپوشند و یا برعکس. افراد مبتلا به آلزایمر قضاوت صحیحی راجع به پول ندارند و ممکن است مقدار زیادی پول به فروشنده بدهند و یا چیزهایی بخرند که اصلا به آن نیازی ندارند.

۶- مشکل در تفکر انتزاعی:
افراد مبتلا به آلزایمر اغلب به طور کلی شماره ها را فراموش می کنند و یا نمی دانند که چه کاری باید با آن انجام داد.

۷- قرار دادن اشیاء در جای غلط:
هرکس ممکن است به طور اتفاقی کلید یا کیف پول خود را در جای غلط بگذارد. اما افراد مبتلا به آلزایمر اغلب چیزها را در جای غلط می گذارند . مثلا ممکن است اتو را در یخچال قرار دهند.

۸- تغییر در رفتار و خلق و خو:
افراد مبتلا به آلزایمر به سرعت تغییر خلق و خو می دهند . مثلا ممکن است بدون هیچ دلیل مشخص از حالت آرام به گریه و یا عصبانیت تغییر خلق دهند.

۹- تغییر شخصیتی:
شخصیت افراد در طول زندگی معمولا تا حدودی عوض می شود. اما افراد مبتلا به آلزایمر به طور بارزی تغییر شخصیت می دهند. مثلا ممکن است بدگمان، ترسو و یا وابسته به سایر افراد خانواده شوند.

۱۰- از دست دادن قوه ابتکار و نوآوری:
بعضی اوقات خستگی بابت کارهای خانه، فعالیت های تجاری و یا مسئولیت های اجتماعی طبیعی است. اما افراد مبتلا به آلزایمر اغلب بسیار غیر فعال هستند . ساعت های طولانی به تماشای تلویزیون می نشینند. بیش از حد طبیعی می خوابند و هیچ تمایلی برای فعالیت ندارند.

● اگر احساس می کنید دچار فراموشی شده اید موارد زیر را رعایت نمایید:

▪ از یادداشت روزانه برای یادآوری قرارها و وظایف روزانه بهره بگیرید.
▪ دفتری از مشخصات افراد، شماره تلفن آنها و نکات یادآوری کننده آنها تهیه کنید.
▪ از روشی استفاده کنید که دیگران درباره برنامه های شما و مکان حضورتان آگاهی داشته باشند.
▪ قفسه ها و قوطی ها را با نوشتن نام محتویات آنها نشان دار کنید.
▪ اشیای شخصی خود را در منزل در جایگاه مشخصی قرار دهید که خانواده شما از آن مطلع باشند.
▪ درباره آنچه می خواهید بگویید، فکر کنید.
▪ از دیگران بخواهید شمرده صحبت کنند و در صورت لزوم، سخنان خود را تکرار کنند.
▪ برای انجام کارها زمان بیشتری صرف کنید.
▪ برگه شناسایی، حاوی شماره تلفن تماس را همیشه با خود همراه داشته باشید.
▪ زمان بیشتری را با اقوام و دوستان خود بگذرانید.

parmida00
1391,08,18, ساعت : 14:14
سلــــــام من در رابطه با دکتر مجیدشهریاری تحقیق میخوام ممکنه کمکم کنید؟؟؟:-2-40-:

م.ن
1391,08,18, ساعت : 15:24
سلــــــام من در رابطه با دکتر مجیدشهریاری تحقیق میخوام ممکنه کمکم کنید؟؟؟:-2-40-:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF_%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C% D8%A7%D8%B1%DB%8C

behzad20102010
1391,08,19, ساعت : 00:47
ببین اینا به دردت می خوره

http://www.takmili.iauksh.ac.ir/page.aspx?lang=fa-ir&id=13e621bb-258c-4676-8e10-75287a598fc9

http://shbidarian.blogfa.com/post-29.aspx

http://chb.pnu.ac.ir/Portal/Home/Default.aspx?CategoryID=b297451b-0896-4860-bd65-065db3ba8782

ممنون . اولی و سومی که خوب نبود . می مونه دومی ، اونم بیشتر به ISI مربوط میشه . در مورد چیزهایی که می خواستم چند خط کوتاه نوشته و منظور رو هم درست نمی رسونه . بازم لطف کنید و search کنید .
:-2-40-:

shahrzad1369
1391,08,19, ساعت : 01:13
سلام . برای چند روز دیگه کنفرانس دارم . در مورد :
الف : انواع مجلات ؟
ب : مجلات علمی تحلیلی چه مجلاتی است ؟
ج : مجلات علمی پژوهشی چه مجلاتی است ؟

اونایی که تو این زمینه وارد هستن لطف کنن یه تحقیق درست و حسابی برام بزارن .
ممنون


ممنون . اولی و سومی که خوب نبود . می مونه دومی ، اونم بیشتر به ISI مربوط میشه . در مورد چیزهایی که می خواستم چند خط کوتاه نوشته و منظور رو هم درست نمی رسونه . بازم لطف کنید و search کنید .
:-2-40-:

سلام

خوب پس یه نگاهی هم به این مطالب بندازین شاید براتون مفید بود:-2-38-:

http://bpiroozi.blogfa.com/post-13.aspx



اینم یه پاورپوینته در این رابطه

دانلود (http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=3&cad=rja&ved=0CD0QFjAC&url=http%3A%2F%2Fwww.sbmu.ac.ir%2FSiteDirectory%2F Vice-ChancellorforResearch%2FManageResearch%2FDocuments %2F%25D9%25BE%25DA%2598%25D9%2588%25D9%2587%25D8%2 5B4%25DA%25A9%25D8%25A7%25D8%25B1%2F%25D8%25A8%25D 9%2584%25D9%2588%25DA%25A98%2FMedical%2520Journals _Dr%2520Karimi.ppt&ei=cyOcULyJGq734QSR5oHIDA&usg=AFQjCNGmFjFNGD79GjtnfdZWn5GskEpieg)

shahrzad1369
1391,08,19, ساعت : 01:25
سلاااااااااام ...:-2-25-:
چند تا مقاله ی فارسی در رابطه با محاسبات ابری و مدارس هوشمند می خوام ...
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم:-2-36-:

سلام هانی جون:-2-40-:

اینا رو بنگر

محاسبات ابری (http://ict.basijeng.ir/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA/41-1389-07-22-06-26-29/1651-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%D9%86-)

محاسبات ابری (http://mortezajavan.blogfa.com/post-30.aspx)

محاسبات ابری (http://www.prozhe.com/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C)

behzad20102010
1391,08,19, ساعت : 12:58
سلام

خوب پس یه نگاهی هم به این مطالب بندازین شاید براتون مفید بود:-2-38-:

http://bpiroozi.blogfa.com/post-13.aspx



اینم یه پاورپوینته در این رابطه

دانلود (http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=3&cad=rja&ved=0CD0QFjAC&url=http%3A%2F%2Fwww.sbmu.ac.ir%2FSiteDirectory%2F Vice-ChancellorforResearch%2FManageResearch%2FDocuments %2F%25D9%25BE%25DA%2598%25D9%2588%25D9%2587%25D8%2 5B4%25DA%25A9%25D8%25A7%25D8%25B1%2F%25D8%25A8%25D 9%2584%25D9%2588%25DA%25A98%2FMedical%2520Journals _Dr%2520Karimi.ppt&ei=cyOcULyJGq734QSR5oHIDA&usg=AFQjCNGmFjFNGD79GjtnfdZWn5GskEpieg)

ممنون. پاورپوینت خوب بود کار راه اندازه . بازم دنبال مطلب میگردم تحقیق کامل تر بشه . :-2-40-:

roua
1391,08,19, ساعت : 21:47
سلام ببخشید زیاد مزاحم می شوم درباره نقش پهپاد ها در جنگ خلیج فارس و نقش شورای امنیت در لیبی مطلب یا مقاله ای دارید

نهـــا
1391,08,19, ساعت : 21:54
سلاااااااااام ...:-2-25-:
چند تا مقاله ی فارسی در رابطه با محاسبات ابری و مدارس هوشمند می خوام ...
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم:-2-36-:
سلام هانی عزیزم...
ببین اینا به دردت میخوره گلی:

هوشمند سازي مدارس.doc - آموزش و پرورش استان فارس - وزارت آموزش و پرورش (http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=1&cad=rja&ved=0CC8QFjAA&url=http%3A%2F%2Ffars.medu.ir%2FPortal%2FFile%2FSh owFile.aspx%3FID%3D455bbc17-4b30-4683-b49a-bdd0d3fd957d&ei=QkmdUJCxNsXJhAemrYC4Dw&usg=AFQjCNFAoC7alsRx6xg9tGqSsHwCxJDs9Q)


این سایت هم یه مقاله داره با موضوع مدارس هوشمند چیست... چون جدول داشت کپی نکردم...

http://www.migna.ir/khandaniha/amuzesh-va-parvaresh/4904--smart-school.html

:-2-40-:

mahdiar
1391,08,20, ساعت : 15:14
سلام. یه سری مقاله در مورد بیماری هلندی در اقتصاد ایران میخوام.
اگه این مقاله رو هم پیدا کنین،ممنون میشم:
مدل سازی بیماری هلندی در اقتصاد ایران: رویکرد تعادل عمومی محاسبه پذیر نوشته دکتر داود منظور / فصل نامه مطالعات اقتصاد انرژی/ زمستان 1390.

shahrzad1369
1391,08,20, ساعت : 15:55
سلام ببخشید زیاد مزاحم می شوم درباره نقش پهپاد ها در جنگ خلیج فارس و نقش شورای امنیت در لیبی مطلب یا مقاله ای دارید

سلام
ببین اینا به دردت میخورن:-2-38-:
تاریخچه پهپادها (http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=1&cad=rja&ved=0CC8QFjAA&url=http%3A%2F%2Fdefa.tama.ir%2Fmyfolder%2F10006%2 Ffiles%2F%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25B1%25DB%258C% 25D8%25AE%25DA%2586%25D9%2587%2520%25D9%25BE%25D9% 2587%25D9%25BE%25D8%25A7%25D8%25AF%2520%25D9%2587% 25D8%25A7.docx&ei=MUWeUJT7KYrSsgbdt4GABg&usg=AFQjCNGZmMVqnBDRiQlb5vYxzt-wyxzLbA)

شوراری امنیت در لیبی (http://www.tabnak.ir/fa/news/238960/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%8A-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%8A-%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%8A%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%84%D9%8A%D8%A8%D9%8A)

shahrzad1369
1391,08,20, ساعت : 16:08
سلام. یه سری مقاله در مورد بیماری هلندی در اقتصاد ایران میخوام.
اگه این مقاله رو هم پیدا کنین،ممنون میشم:
مدل سازی بیماری هلندی در اقتصاد ایران: رویکرد تعادل عمومی محاسبه پذیر نوشته دکتر داود منظور / فصل نامه مطالعات اقتصاد انرژی/ زمستان 1390.

سلام

این لینک مقاله هستش :-2-40-:

دانلود (http://s1.picofile.com/file/7552305371/noormags_%D9%85%D8%AF%D9%84_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB% 8C_%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%87%D9% 84%D9%86%D8%AF%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D9%82%D8% AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%8 6_%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AA%D8%B 9%D8%A7%D8%AF%D9%84_%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C _%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D9%87_%D9%BE%D8%B0 %DB%8C%D8%B1.pdf.html)

اینا هم یه سری مطلب و مقاله در مورد بیماری هلندی

http://www.eghtesad.info/Eg/wordpress/?p=195

http://old.ires.ir/coverstory/coverstoryf/Item.asp?ID=60&CurPage=1

http://www.nasle-farda.ir/cms4/editorial.asp?id=-1543441224

http://www.edalatkhahi.ir/002376.shtml

elishnaz
1391,08,20, ساعت : 19:32
سلام
کسی در مورد pseudomonas alkanolytica اطلاعاتی داره؟
و همچنین در مورد تصفیه بیولوژیک ترکیبات نفتی آب به خصوص در صنایع پتروشیمی
ممنون خیلی :) :-2-40-:

shahrzad1369
1391,08,20, ساعت : 19:59
سلام
کسی در مورد pseudomonas alkanolytica اطلاعاتی داره؟
و همچنین در مورد تصفیه بیولوژیک ترکیبات نفتی آب به خصوص در صنایع پتروشیمی
ممنون خیلی :) :-2-40-:

سلام
در مورد سوال دومت

این ها رو نگاه کن:-2-40-:

http://sharif2.blogfa.com/post-43.aspx

http://gces.blogfa.com/post-7.aspx

elishnaz
1391,08,20, ساعت : 21:28
سلام
در مورد سوال دومت

این ها رو نگاه کن:-2-40-:

http://sharif2.blogfa.com/post-43.aspx

http://gces.blogfa.com/post-7.aspx


ممنونم
اولی چی؟خیلی خوفه، راستش چیز زیادی نتونستم پیدا کنم، شما نمی تونید کمکم کنید؟
بازم مرسی:-2-40-:

shahrzad1369
1391,08,20, ساعت : 22:09
ممنونم
اولی چی؟خیلی خوفه، راستش چیز زیادی نتونستم پیدا کنم، شما نمی تونید کمکم کنید؟
بازم مرسی:-2-40-:

در مورد اولی فقط این مطلب از ویکی پدیا بود که دو خط بیشتر نیست

pseudomonas alkanolytica (http://en.wikipedia.org/wiki/Pseudomonas_alkanolytica)

مشکل اینجاست که من اصلا نمیدونم اسم این عبارت به فارسی چی میشه؟اصلا چی هست.بعد توی سرچایی که میکنم نمیدونم کدوم مطالب واقعا بهش مرتبط هستن:-2-15-:

البته:

اینجور که من فهمیدم گویا یه نوع باکتری هست
اطلاعات علمی در مورد این باکتری اینا هستش:

Kingdom: Bacteria
Phylum: Proteobacteria
Class: Gamma Proteobacteria
Order: Pseudomonadales
Family: Pseudomonadaceae
Genus: Pseudomonas
Species: P. alkanolytica

~*tiyam*~
1391,08,21, ساعت : 20:13
سلام در مورد lemonکسی چیزی داره؟
من مطلب کاملی درمورد لیموی لمون میخوام:(

م.ن
1391,08,21, ساعت : 20:24
سلام در مورد lemonکسی چیزی داره؟
من مطلب کاملی درمورد لیموی لمون میخوام:(


لیمو مگه نمیشه همون lemon:-2-31-:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%DB%8C%D9%85%D9%88%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1% D8%A7%D9%86%DB%8C?match=en

http://www.parswall.com/photo/22/71

~*tiyam*~
1391,08,22, ساعت : 07:39
لیمو مگه نمیشه همون lemon:-2-31-:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%DB%8C%D9%85%D9%88%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1% D8%A7%D9%86%DB%8C?match=en

http://www.parswall.com/photo/22/71
اون لیمویی که شما دادی لایمه اما من از لمون ها میخوام میتونیداز عکس پایینی استفاده کنید
http://s3.picofile.com/file/7553495264/CitrusPoster.jpg
کسی نیست زبانش خوب باشه؟تو ویکیپدیا لمون هست اما امان از زبون نفهم بودنم:-2-15-:

elishnaz
1391,08,22, ساعت : 13:24
در مورد اولی فقط این مطلب از ویکی پدیا بود که دو خط بیشتر نیست

pseudomonas alkanolytica (http://en.wikipedia.org/wiki/Pseudomonas_alkanolytica)

مشکل اینجاست که من اصلا نمیدونم اسم این عبارت به فارسی چی میشه؟اصلا چی هست.بعد توی سرچایی که میکنم نمیدونم کدوم مطالب واقعا بهش مرتبط هستن:-2-15-:

البته:

اینجور که من فهمیدم گویا یه نوع باکتری هست
اطلاعات علمی در مورد این باکتری اینا هستش:

Kingdom: Bacteria
Phylum: Proteobacteria
Class: Gamma Proteobacteria
Order: Pseudomonadales
Family: Pseudomonadaceae
Genus: Pseudomonas
Species: P. alkanolytica








اسم فارسیش سودوموناس آلکالاینی هستش
مرسی خیلی :*

ehsantak
1391,08,22, ساعت : 21:37
سلام!!؟
یه مقاله میخواستم که موضوعش زیاد مهم نیست اگر درباره فیزیک یا کامپیوتر باشه بهتره ، ولی حتما چاپ شده باشه، لطف کنین ممنون میشم!!؟

saba1989
1391,08,22, ساعت : 21:50
یک مقاله در مورد درس آبیاری عمومی می خواستم ممنون

ms_f90
1391,08,22, ساعت : 22:03
سلام!!؟
یه مقاله میخواستم که موضوعش زیاد مهم نیست اگر درباره فیزیک یا کامپیوتر باشه بهتره ، ولی حتما چاپ شده باشه، لطف کنین ممنون میشم!!؟

سلام

خب در چه زمینه ای از کامپیوتر باشه این مقاله ؟؟:-2-31-:

ببین این تایپیک میتونه کمک ات کنه ؟؟


http://www.forum.98ia.com/t667123.html


هم مقالات فارسی داره هم انگلیسی


******


این ها هم مقالات در مورد فیزیک


http://www.forum.98ia.com/t406108.html

http://www.forum.98ia.com/t406763.html

http://www.forum.98ia.com/t406118.html

http://www.forum.98ia.com/t406095.html

http://www.forum.98ia.com/t406100.html

ms_f90
1391,08,22, ساعت : 23:28
یک مقاله در مورد درس آبیاری عمومی می خواستم ممنون

سلام

http://www.forum.98ia.com/t726571.html


امیدوارم به دردت بخوره .:-2-40-:

ارزو.
1391,08,23, ساعت : 17:04
سلام .....من باید در مورد روش VASC تحقیق کنم استادمون مطلب انگلیسی داده ولی اون کامل نیست.....یعنی نگفته این روش کارش چی هست و اینا......حالا اگه کسی چیزی در مورد این روش میدونه یا میدونه جایی هست که بتونم اطلاعاتی پیدا کنم ازش ممنون میشم...واقعا کارم گیره و بدجور استرس دارم.....:-2-30-:
VASC مخفف Versatile Assigned Signature Checking هست
که اونجور که من ترجمه کردم یعنی بررسی امضای چندبعدی معین
(این یک روش تکنیک نظارت برامضای نرم افزاری قابل اعمال در سطح اسمبلی هست)
خواهش میکنم اگه کسی چیزی میدونه بگه....:-2-30-:

~*tiyam*~
1391,08,23, ساعت : 17:41
اون لیمویی که شما دادی لایمه اما من از لمون ها میخوام میتونیداز عکس پایینی استفاده کنید
http://s3.picofile.com/file/7553495264/CitrusPoster.jpg
کسی نیست زبانش خوب باشه؟تو ویکیپدیا لمون هست اما امان از زبون نفهم بودنم:-2-15-:
کسی از باغداری نیست کمکم کنه؟

ارزو.
1391,08,23, ساعت : 20:44
یعنی هیچکس چیزی نمیدونه؟؟:-2-30-:

shahrzad1369
1391,08,23, ساعت : 20:53
اون لیمویی که شما دادی لایمه اما من از لمون ها میخوام میتونیداز عکس پایینی استفاده کنید

کسی نیست زبانش خوب باشه؟تو ویکیپدیا لمون هست اما امان از زبون نفهم بودنم:-2-15-:

تیام جان دقیق چه اطلاعاتی رو میخوای ببینم میتونم از همون ویکی پدیا برات ترجمه اش رو بگم

اینجا اطلاعاتی که داره در مورد

تاریخچه
انواع
استفاده های خوراکی
سایر موارد استفاده
کشورهایی که تولید میکنن
و ارزش تغذیه ایش مطلب نوشته(یکی دو تا قسمت کوتاه دیگه هم داشت که کلا هیچی نفهمیدم ازش:-2-15-:)

نغمه71
1391,08,23, ساعت : 22:41
من دانشجوی رشته کتابداری هستم...میخواستم خواهش کنم دو سه تا منبع مرجع تخصصی چه فارسی و چه لاتین..اونم از نوع ردیف دوم..و اول...خیلی خیلی فوری نیاز دارم.

~*tiyam*~
1391,08,24, ساعت : 00:13
شهرزادجان تو ی عکسی که گذاشتم یه سری زیر مجموعه لمون ها هستند از کاشت وداشت و برداشت وصنایع وابسته تا تاریخچه ی اصلاح نژاد و... رومیخوام:'(

mary naz
1391,08,24, ساعت : 14:06
سلام به چندتامقاله نیاز دارم دررابطه باجرم و جزا
وحقوق..مررررسی

ارزو.
1391,08,24, ساعت : 14:17
سلام......من مقاله هایی در مورد سربار حافظه وامضای یه روش میخوام(رشته کامپیوتر)
اگه کسی در مورد روش VASC هم مطلبی داره که واقعا ممنون میشم....

نهـــا
1391,08,24, ساعت : 20:42
سلام به چندتامقاله نیاز دارم دررابطه باجرم و جزا
وحقوق..مررررسی
سلام..

http://www.forum.98ia.com/t549137.html


حقوق جزاء - خصوصیات مجازات

پیوست(ها):
http://www.ensani.ir/App_Themes/WebSite/Images/pdf.gif (http://www.ensani.ir/storage/Files/20120614185615-6009-67.pdf)
20120614185615-6009-67.pdf (http://www.ensani.ir/storage/Files/20120614185615-6009-67.pdf) (نوع: PDF حجم: 337KB)


حقوق جزا- علم جرائم

پیوست(ها):
http://www.ensani.ir/App_Themes/WebSite/Images/pdf.gif (http://www.ensani.ir/storage/Files/20120614185607-6009-52.pdf)
20120614185607-6009-52.pdf (http://www.ensani.ir/storage/Files/20120614185607-6009-52.pdf) (نوع: PDF حجم: 498KB)

parmida00
1391,08,25, ساعت : 20:19
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF_%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C% D8%A7%D8%B1%DB%8C

اخه این ویکی پدیاست از جای دیگه ای سراغ ندارید؟؟:-2-38-:

میم.
1391,08,25, ساعت : 20:26
دوستان ممکنه چند تا مقاله در مورد پوشش اقوام ایرانی (نوع پوشاک و تاریخچه آنها و مقایسه البسه اقوام مختلف) به من معرفی کنید. ممنون:-118-:

نهـــا
1391,08,25, ساعت : 20:30
سلــــــام من در رابطه با دکتر مجیدشهریاری تحقیق میخوام ممکنه کمکم کنید؟؟؟:-2-40-:

سلام... اینا رو ببینید:


زندگینامه و خاطره ای از دانشمند شهید دکتر مجید شهریاری


خلاصه ای از سوابق علمی و فعالیتهای آموزشی و پژوهشی دکتر مجید شهریاری به دستخط این شهید والامقام منتشر شد که شهید شهریاری در این یادداشت عنوان کرده که در کنکور کارشناسی ارشد مهندسی هسته ای با کسب رتبه اول در دانشگاه شریف پذیرفته شد است.

شهید شهریاری در این متن آورده است: اینجانب در کنکور سراسری سال 1363 با کسب رتبه دوم در سهمیه مربوطه در رشته الکترونیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر پذیرفته شده و پس از فراغت تحصیل در کنکور کارشناسی ارشد مهندسی هسته ای شرکت کرده و با کسب رتبه اول تحصیلات خود را از سال 1369 در دانشگاه صنعتی شریف آغاز کردم.

در بخش های دیگری از این سوابق آمده است: در سال 1371 نیز دوره کارشناسی ارشد خود را به پایان رساندم و با توجه به کسب رتبه اول در دوره مذکور با استفاده از آیین نامه دانشجویان رتبه اول، در دوره دکتری علوم و تکنولوژی هسته ای دانشگاه صنعتی امیرکبیر پذیرفته شدم. تحصیلات دوره دکتری خود را نیز در سال 1377 به پایان رسانده و از آبان ماه 1377 نیز به عنوان عضو هیئت علمی در دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر مشغول به کار شدم.


دکتر شهریاری در ادامه به خاتمه همکاری خود با دانشگاه امیرکبیر اشاره کرده و یادآور شده است: با توجه به عدم شرایط مناسب برای ادامه فعالیت علمی در دانشکده مذکور عدم تمایل خود به ادامه همکاری با دانشگاه امیرکبیر اعلام کرده و با پذیرش استعفای اینجانب از سوی دانشگاه امیرکبیر قرار داد همکاری اینجانب با دانشگاه امیرکبیر از تاریخ 15 بهمن ماه سال 1380 به اتمام رسید.

در بخشی از سوابق علمی دکتر شهریاری آمده است وی دروسی همچون فیزیک عمومی و پایه، فیزیک راکتور و دینامیک راکتورهای هسته ای را تدریس می کرده و چهار کتاب مرتبط با حوزه کاری خود و چندین مقاله بین المللی در زمینه مهندسی هسته ای در مجلات معتبر به چاپ رسانده است.

دکتر مجید شهریاری صبح روز دوشنبه 8 آذر ماه 89 در بلوار ارتش مورد سوء قصد قرار گرفت و به مقام شهادت نائل آمد. وی استاد فیزیک دانشگاه شهید بهشتی بود و پس از شهید علیمحمدی دومین محقق جمهوری اسلامی ایران در سزامی است که به مقام رفیع شهادت نائل می شود.
مصاحبه با دکتر بهجت قاسمی همسر شهید شهریاری
جزئیات ترور شهید شهریاری


همسر این شهید بزرگوار ماجرای آن حادثه تلخ و فراموش نشدنی را اینگونه توصیف می کند . روز قبل از حادثه دکتر از دانشگاه به من زنگ زد و گفت در دانشگاه جلسه ای هست که من هم باید بروم ، چون من یک طرح در دست اجرا داشتم که مدتی بود به مشکل خورده بودم و دکتر گفت مشکل طرح من در آن جلسه حل می شود . فردای آن روز من خیلی خوشحال بودم . صبح روز بعد با دکتر از منزل بیرون رفتیم . بعلت آلودگی هوا و زوج و فرد شدن خودروها ، دکتر نمی توانست خودرو بیاورد به همین دلیل با خودروی من رفتیم و به پسرم محسن هم گفتیم با ما بیاید اما گفت کلاس دانشگاه او ساعت 10 صبح است و نیامد و این لطف خدا بود که نیاید تا شاهد این حادثه تلخ نباشد . دکتر و راننده جلو نشستند و من هم عقب ، دکتر مطابق معمول که بیشترین استفاده را از وقتش می کرد در ماشین شروع به گوش کردن تفسیر قرآن آیت اله جوادی آملی کرد ، حدود پانصد ، ششصد متر در بزرگراه ارتش رفته بودیم که یک موتوری نزدیک ماشین شد در همین حین راننده فریاد زد دکتر برو بیرون . دکتر پس از فریاد راننده گفت چی شده ؟ من چون کمربند نداشتم بلافاصله از ماشین پیاده شدم راننده هم سریع پیاده شد من رفتم در سمت دکتر را باز کنم تا دکتر سریع پیاده شود که در همین حین بمب جلوی صورت من منفجر شد . بیهوش نشدم ، فقط حرارت اولیه انفجار را در صورتم احساس می کردم . خواستم بروم به مجید کمک کنم اما نمی توانستم حرکت کنم و فقط میگفتم مجید من . راننده آمد بالای سر من به او گفتم برو مجید را کمک کن اما راننده که آمد بالای سر مجید ، دیدم توی سر خود می زند . یک نگاه به من می کرد و یک نگاه به مجید . دیدم کسی نبود کمک کند خودم را کشان کشان رساندم به درب خودرو دیدم مجید بی سر و صدا سرش به سمت راننده بی حرکت افتاده فهمیدم که مجید شهید شده در این دقایق من فقط داد می زدم و ناله می کردم مجید من .
لحظه ای بعد فهمیدم روی برانکارد نیروهای امداد هستم ، بی اختیار تا یاد مجید افتادم صحنه کربلا به ذهنم خطور کرد که سر فرزند زهرا (س ) را بریدند و چه بلاهایی که بر سر اهل بیت نیاوردند اما مجید من که خاک پای انها هم نمی شود . پس از ان گفتم الحمدلله .
همسر و همرزم شهید شهریاری گفت من چون نزدیک بمب بودم خیلی صدمه دیدم و یکی از ترکشها تا نزدیکی قلبم نفوذ کرده بود و واقعا معجزه الهی بود که خطر مرگ رفع شد ، پای چپ من هم از ده جا شکسته و تکه تکه شده بود که پزشکان با پیوند عضله آن را ترمیم کردند .

خون شهید شهریاری مایه عزت و افتخار ایران
همسر استاد شهریاری با تشکر از فرد فرد ملت فهیمده و شهید پرور ایران می گوید از اینکه خون شهید ما برای عزت و افتخار ایران و هموطنان ریخته شده افتخار می کنم البته همه ملت ایران می دانند که امریکا و اسرائیل با پیشرفتهای ایران در همه زمینه های علمی و غیر علمی مخالفند .
بعد از شهادت دکتر علی محمدی به ما هم تذکر داده بودند که مراقب باشیم و ما هم جدی گرفته بودیم اما می گفتیم هر چه خدا بخواهد می شود حتی برخی اوقات در جمع دوستان خانوادگی شوخی می کردیم که این بار شهادت نوبت همسر شماست یا من . در مجموع دوری مجید خیلی برای من و فرزندان سخته. البته فقدان مجید برای جامعه علمی هم دشواره . اما مطمئنم که راه مجید ادامه پیدا خواهد کرد .
همسر شهید شهریاری می افزاید مجید واقعا آماده شهادت بود چون وقتی زندگی این مرد را مرور می کنم می بینم رویه مجید در زندگی هیچ سرانجامی جز شهادت نداشت .
شهید شهریاری فردی متدین ، با اخلاق و متواضع
اوایل ازدواجمان بود نیمه های شب از خواب بیدار می شدم می دیدم مجید نیست می رفتم می دیدم در اتاق مشغول نماز شب است این رویه مجید بود ، بسیار به ندرت اتفاق می افتاد نماز شب مجید قضا شود ، بویژه در ماههای اخیر به شدت در نماز شب گریه می کرد و صدای الهی العفو شبانه او همچنان در گوش من زنگ می زند . همسر دکتر شهریاری تواضع و حجب و حیای او را مثال زدنی می خواند و می گوید به جرات می گویم در تمام زندگی مشترکمان کلمه ای از مجید دروغ نشنیدم بهمین دلیل است که میگویم اگر مجید شهید نمی شد عجیب بود .
همسر استاد شهریاری که در دانشگاه هم همکار او بوده است گفت مجید آنقدر انسان با اخلاقی بود که علاوه بر بعد علمی از نظر اخلاقی هم همکاران و دانشجویان از او درس می گرفتند و من چون همکار مجید بودم این مطلب را عملا در دانشگاه مشاهده می کردم به همین دلیل اگر یک مجید شهریاری از دست ما رفت در آینده ای نزدیک شهریاری های فراوانی تربیت خواهند شد .
دکتر قاسمی می افزاید شهریاری شدن خیلی سخت نیست فقط باید مقداری مراقب رفتار و احوالات درونی خود بود .
همسنگر مجید شهریاری ، او را واقعا پشت و پناه ، همدل و هم راز و همسنگر خود در زندگی میخواند و میگوید :تاعمر دارم شاخه های گل مریم را که همراه با یک دنیا محبت و پشتگرمی به من هدیه می داد فراموش نمیکنم او در وصف دوری از همسر شهیدش می گوید :هر وقت مجید چند روز ماموریت می رفت واقعا حالم خراب می شد گریه می کردم وابستگی ما خیلی شدید بود اما اکنون مجید چهل روز است که خانه نیامده و من به لطف خدا این دوری را تحمل کرده و می کنم .
دشمن بداند ما با این شهادتها و مصائب از میدان خارج نمی شویم
همسر استاد شهریاری خود را مدیون شوهر میداند و می گوید باید تلاش کنیم در عرصه انرژی هسته ای یک جایگزین برای مجید پیدا کنم و طرحهای نیمه تمام او را تمام کنیم وگرنه دین خودم را به او ادا نکرده ایم . ضمن آنکه دشمن بداند ما فرزندان امام روح اله هستم و با این شهادتها و مصائب از میدان خارج نمی شویم و دکتر شهریاری هم خود را فرزند امام می دانست و درک کردن دوران امام راحل را از الطاف خداوندی برای خود میخواند
پایان مصاحبه مرآتی خبرنگار واحد مرکزی خبر با دکتر بهجت قاسمی همسر شهید شهریاری با نکته ای خاص همراه است . دکتر قاسمی می گوید با همسر شهیدش عهدی بسته است که به کسی نمی گوید فقط خدا شاهد وفای به عهد او خواهد بود .


منبع :خبر گزاری مهر و خبرگزاری واحد مرکزی خبر


دکتر مجید شهریاری در سال 1345 و در زنجان متولد گردید . ایشان متاهل و دارای دو فرزند به نام های محسن و زهرا بودند . همسر ایشان شهید زنده خانم بهجت قاسمی عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی می باشد .
شهید مجید شهریاری تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در زنجان ، دوره کارشناسی را در رشته مهندسی الکترونیک در دانشگاه صنعتی امیر کبیر ( از سال 1363 تا سال 1368 ) ، دوره کارشناسی ارشد را در رشته مهندسی هسته ای در دانشگاه صنعتی شریف ( از سال 1369 تا سال 1371) و دوره دکتری در رشته مهندسی هسته ای را در دانشگاه امیر کبیر از سال 1372 تا 1377 ) گذارنده اند . بدین تربیت ، ایشان تمام تحصیلات خود را در کشور جمهوری اسلامی ایران گذرانده اند .

پس از فراغت از تحصیل در دانشگاه امیر کبیر به عنوان عضو هیات علمی مشغول به کار شدند . شروع به کار ایشان به عنوان عضو هیات علمی در دانشگاه شهید بهشتی در تاریخ 14/11/1380 در دانشکده مهندسی هسته ای و در گروه آمورشی کاربرد پرتوها با مرتبه استادیاری پیمانی بوده است . دکتر شهریاری در تاریخ 28/2/1383 از مرتبه پیمانی به مرتبه رسمی آزمایشی تغییر وضعیت داده و در تاریخ 16/1/1384 یعنی حدود چهار سال بعد از شروع به کار به مرتبه دانشیاری ارتقا پیدا نمودند. در این مرحله از ارتقاء ،نمره کیفیت آموزشی ایشان در چهار سال تدریس در دوره استاد یاری نمره 18.5 (از بیست) و در امر پژوهش با چاپ 10 مقاله علمی پژوهشی در مجلات علمی بین المللی ، ارائه سخنرانی در 21 کنفرانس بین المللی ، راهنمایی و مشاوره 20 دانشجوی کارشناسی ارشد و راهنمایی 3 دانشجوی دکتری و بالاخره اجرای 5 طرح پژوهشی با امتیازی بالا به مرتبه دانشیاری ارتقاء پیدا کرد . ایشان از تاریخ 8/2/1388 و بر اساس تصویب هیات ممیزه در تاریخ 6/2/1389 به درجه استادی ارتقاء پیدا نمود . در واقع بعد از چهار سال دوره دانشیاری و حدود هشت سال از زمان شروع به کار که حداقل زمان لازم برای برای ارتقاء به درجه استادی است ، به این مرتبه ارتقاء یافت . نمره کیفیت تدریس ایشان در دوره دانشیاری 19.46 از 20 بوده است . به علاوه، فقط از ماده 2 آئین نامه ارتقاء ، 115.83 امتیاز کسب کردند .

لازم به توضیح است که برای ارتقاء به درجه استادی 115 امتیاز کافی است که با احتساب امتیاز همین ماده توانستند به مرتبه استادی ارتقاء یابند . جمع امتیازهای ایشان برای ارتقاء به مرتبه استادی 169.79 بوده است . در دوره دانشیاری ، استاد راهنمای 17 دانشجوی کارشناسی ارشد و 5 دانشجوی دکتری بوده و 21 مقاله تخصصی در مجلات علمی پژوهشی به چاپ رسانده اند. همچنین در 24 کنفرانس بین المللی به ایراد سخنرانی در رشته تخصصی خود پرداخته اند . بالاخره در این دوره مجری 5 طرح پژوهشی بوده اند .


مشاغل اجرایی ایشان به شرح زیر بوده است :
_ نماینده دانشگاه شهید بهشتی در امور اجرایی همکاری با سازمان انرژی هسته ای 4/11/1383 تا زمان شهادت
_ عضو انجمن هسته ای ایران از 1/12/1383 تا 1/12/1385
_ مدیر گروه کاربرد پرتوها از 3/7/1384 تا زمان شهادت
_ عضو شورای آزمایشگاه مرکزی دانشگاه از 18/5/1385 تا 1/7/1386
_ عضو شورای فناوری دانشگاه از 25/9/1381 تا 1/7/1386
_ عضو کمیته تخصصی فنی و مهندسی هیات ممیزه از 10/11/1386 تا زمان شهادت
_ مشاور جمهوری اسلامی ایران در پروژه سزامی از 25/3/1387 تا زمان شهادت
_ برگزار کننده چهار کمیته علمی و کارگاه آموزشی از 1385 تا زمان شهادت

وسرانجام این دانشمند فرزانه واستاد فیزیک هستهای دانشگاه شهید بهشتی ایران در تهران درتاریخ ۸ آذر ۱۳۸۹ توسط رژیم صهیونیستی و باهمکاری اطلاعاتی منافقین دریک عملیات تروریستی به درجه رفیع شهادت نائل گردید.



خصوصیات شهید شهریاری و تعبير آيتالله جوادي آملي از جايگاه شهيد شهرياري در سراي باقي از زبان همسر شهید:

http://basij.ir/uploaded_files/97245/1/244116602062495581082392186682065411563.jpg
دکتر بهجت قاسمي همسر شهيد مجيد شهرياري استاد برجسته فيزيك هستهاي دانشگاه شهيد بهشتي در ديدار مسئولان جهاد دانشگاهي بعدازظهر روز دوشنبه در منزل شهيد شهرياري برگزار شد با اشاره به اينكه من و شهيد شهرياري خود را از اعضاي دانشگاه صنعتي اميركبير ميدانيم، افزود: زماني وارد دانشگاه صنعتي اميركبير شدم كه به تازگي دوره كارشناسي خود را به اتمام رسانده بودم و هنوز شهيد شهرياري را نميشناختم. چند سالي را در دانشگاه صنعتي اميركبير حضور داشتم و بالاخره در مقطع كارشناسي ارشد در رشته مهندسي هستهاي از دانشگاه صنعتي شريف قبول شدم و در اين دانشگاه بود كه با شهيد شهرياري آشنا شدم. شهيد شهرياري دانشجوي نمونه و به قولي تاپ دانشكده مهندسي هستهاي دانشگاه صنعتي شريف بود. شهيد شهرياري را در ابتدا در ترم اول تحصيل خود ديدم و هميشه وي در سايت دانشگاه حضور داشت و به قولي مرجع دانشگاه و دانشجويان بود. همسرم فردي آرام و ساكت بود و دائماً با دانشجويان در مباحث علمي به بحث ميپرداخت و اساتيد دانشگاه صنعتي شريف بسيار وي را دوست داشتند. در ترم دوم تحصيلي خود كرسي درسي برپا داشت تا در اين كلاس بيشتر با شهيد شهرياري آشنا شدم

اين استاد دانشگاه بيان داشت: مراسم ازدواج من و شهيد شهرياري در سلفسرويس اساتيد دانشگاه صنعتي اميركبير برگزار شد كه به نظرم اكنون اين محل به يك محل اداري تبديل شده است و به ياد دارم كه پس از آن با لباس عروس به خوابگاه رفتيم و زندگي بيتكلف خود را آغاز كرديم.

شهيد شهرياري از نظر رفتاري بسيار نمونه بود و فردي بسيار متشرع بود. در كلاس درس سن و سال من از بقيه دانشجويان بيشتر بود و در آن حين كارمند دانشگاه صنعتي اميركبير هم بودم و دانشجويان جوانتر از متشرع بودن شهيد شهرياري بسيار تعريف و تمجيد ميكردند و اين امر باعث ميشد تا وي را بيشتر بشناسم.
پس از ازدواج با شهيد شهرياري عمق رفتار نمونه و متشرع بودنش را در زندگي شخصي خودمان ديدم و نماز شب خواندن همسرم را ديدم. در شب اول ازدواجمان سجاده نماز شب شهيد شهرياري پهن بود. شهيد شهرياري بسيار مبادي اخلاق بود و ادب،نگاه، صحبت، رفتار و تقدم سلام وي هميشه زبانزد بود.

در زماني كه قرار بود تز خود را ارائه دهم تا ساعت 22 يا 23 در خارج از منزل حضور داشتم و وي در اين برهه فعاليتهاي منزل نيز كمك ميكرد.

يادم هست براي انجام كاري به كرج رفته بودم با شهيد شهرياري تماس گرفتم و به وي گفتم براي فرزندانمان غذا درست كن كه وي بدون ريختن روغن و نمك براي فرزندان نيمرو درست كرده بود. سالهايي كه با شهيد شهرياري زندگي كردم بسيار مرا رعايت ميكرد و به جرأت ميتوانم بگويم لقمه غير حلالي وارد زندگي ما نشد.
قاسمي با تأكيد براينكه شهيد شهرياري علاقه داشت آنچه را كه فرا گرفته به همه منتقل كند، تصريح كرد: شهيد شهرياري بارها تا ساعت يك تا دو نيمهشب در خارج از منزل و هنگامي كه از وي ميپرسيدم كجا بودي؟ ميگفت تز درسي يكي از دوستان به مشكلي برخورده بود و در سايت كامپيوتري دانشگاه براي رفع اين مشكل حضور داشتم.
شهيد شهرياري به دانشجويان خود بسيار كمك ميكرد و وقت ميگذاشت كه در اين خصوص به وي ميگفتم وقت خودم را حلالت ميكنم اما بايد براي فرزندانمان وقت صرف كنيم.

همسر شهيد شهرياري با بيان اينكه همسرم در انجام واجبات و ترك محرمات نيز به اندازه جديت در مسائل علمي جدي بود خاطرنشان كرد: شهيد شهرياري حتي در برخي عروسيها حضور پيدا نميكرد و با كسي هم تعارف نداشت. ميگفت "وقتي قرار است حلالي حرام شود در آن محل حضور پيدا نميكنم ".
قاسمي با اشاره به اينكه همسرم بسيار مراقبت ميكرد تا حلال را حرام نكند تأكيد كرد: شهيد شهرياري مطالعه تفسير قرآن را هرگز رها نميكرد و تفسير آيتالله جوادي آملي را به صورت كتاب و نرمافزار هميشه همراه خود داشت. در خانه بخشهايي از تفسير قرآن را به من و فرزندان بيان ميكرد و همچنين ارادت خاصي به حافظ داشت.

وي افزود: شهيد شهرياري شعرهاي حافظ را ميخواند و آرامآرام اشك ميريخت. برخي اوقات روبروي من مينشست و شعر ميخواند و نميدانم در اين اشعار چه ميديد كه اشك ميريخت.

قاسمي تأكيد كرد: به نظرم اين قانون الهي بود كه همسرم شهيد شود و واقعاً لياقت وي شهادت بود. و به اين دليل است كه خداوند صبر عظيمي به من داده است.
همسر شهيد شهرياري اظهار داشت: آيتالله جوادي آملي در مراسم چهلم همسرم در اطلاعيهاي اعلام داشتند "همسر و خانواده شهيد شهرياري مطمئن باشند كه وي در روح و ريحان است. اگر با دو دست پر به بارگاه الهي راه يافت، نه تنها مشكل خودش را حل ميكند بلكه مشكل ديگران را هم برطرف ميكند و از ديگران شفاعت خواهد كرد. "

وي افزود: آيتالله جوادي آملي شخصيت كمي نيست و طي چند سال اخير با ايشان حشر و نشر داشتيم و به صورت خانوادگي خدمت ايشان ميرسيديم.

قاسمي با بيان اينكه يقين دارم جايي كه اكنون دكتر شهرياري است بسيار خوب است و به منزل خود نيز نظر دارد، گفت: از دو يا سه روز پيش از حادثه تا آخرين لحظاتي كه با همسرم بودم ارتباط عاطفي بسياري بين ما برقرار شده بود. اگر آرامش دروني من نبود فكر ميكنم نميتوانستم دوري شهيد شهرياري را تحمل كنم و بايد باور داشته باشيد كه حضورش را در منزل حس ميكنم.

همسر شهيد شهرياري تصريح كرد: شهيد شهرياري به من و فرزندانم حتي اكنون كه به شهادت رسيده آرامش ميدهد و بايد اين نكته را توجه داشت كه خداوند توفيق داد كه به عنوان همسر در كنارش بودم. شهيد شهرياري از نظر روحي بسيار به من نزديك بود و در همه موارد زندگي با يكديگر مشورت ميكرديم. اميدوارم همسرم در پيشگاه خداوند متعال ما را از ياد نبرد و شفيع ما باشد.




خلاصه ای از سوابق علمی و فعالیتهای آموزشی و پژوهشی دکتر مجید شهریاری به دستخط این شهید والامقام منتشر شد که شهید شهریاری در این یادداشت عنوان کرده که در کنکور کارشناسی ارشد مهندسی هسته ای با کسب رتبه اول در دانشگاه شریف پذیرفته شد است.

به گزارش مهر، شهید شهریاری در این متن آورده است: اینجانب در کنکور سراسری سال 1363 با کسب رتبه دوم در سهمیه مربوطه در رشته الکترونیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر پذیرفته شده و پس از فراغت تحصیل در کنکور کارشناسی ارشد مهندسی هسته ای شرکت کرده و با کسب رتبه اول تحصیلات خود را از سال 1369 در دانشگاه صنعتی شریف آغاز کردم.

در بخش های دیگری از این سوابق آمده است: در سال 1371 نیز دوره کارشناسی ارشد خود را به پایان رساندم و با توجه به کسب رتبه اول در دوره مذکور با استفاده از آیین نامه دانشجویان رتبه اول، در دوره دکتری علوم و تکنولوژی هسته ای دانشگاه صنعتی امیرکبیر پذیرفته شدم. تحصیلات دوره دکتری خود را نیز در سال 1377 به پایان رسانده و از آبان ماه 1377 نیز به عنوان عضو هیئت علمی در دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر مشغول به کار شدم.




دکتر شهریاری در ادامه به خاتمه همکاری خود با دانشگاه امیرکبیر اشاره کرده و یادآور شده است: با توجه به عدم شرایط مناسب برای ادامه فعالیت علمی در دانشکده مذکور عدم تمایل خود به ادامه همکاری با دانشگاه امیرکبیر اعلام کرده و با پذیرش استعفای اینجانب از سوی دانشگاه امیرکبیر قرار داد همکاری اینجانب با دانشگاه امیرکبیر از تاریخ 15 بهمن ماه سال 1380 به اتمام رسید.

در بخشی از سوابق علمی دکتر شهریاری آمده است وی دروسی همچون فیزیک عمومی و پایه، فیزیک راکتور و دینامیک راکتورهای هسته ای را تدریس می کرده و چهار کتاب مرتبط با حوزه کاری خود و چندین مقاله بین المللی در زمینه مهندسی هسته ای در مجلات معتبر به چاپ رسانده است.

دکتر مجید شهریاری صبح روز دوشنبه 8 آذر ماه 89 در بلوار ارتش مورد سوء قصد قرار گرفت و به مقام شهادت نائل آمد. وی استاد فیزیک دانشگاه شهید بهشتی بود و پس از شهید علیمحمدی دومین محقق جمهوری اسلامی ایران در سزامی است که به مقام رفیع شهادت نائل می شود.

م.ن
1391,08,25, ساعت : 21:16
من دانشجوی رشته کتابداری هستم...میخواستم خواهش کنم دو سه تا منبع مرجع تخصصی چه فارسی و چه لاتین..اونم از نوع ردیف دوم..و اول...خیلی خیلی فوری نیاز دارم.

از این مطالب ببینید می تونید چیزی به دست بیارید
http://refwiki.um.ac.ir/index.php?module=pnWikka&tag=%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9+%D9%85%D8%B1%D8 %AC%D8%B9+%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5%D9%8A


دوستان ممکنه چند تا مقاله در مورد پوشش اقوام ایرانی (نوع پوشاک و تاریخچه آنها و مقایسه البسه اقوام مختلف) به من معرفی کنید. ممنون:-118-:
به ترتیب هستند

http://www.rasekhoon.net/article/print-99600.aspx
http://www.rasekhoon.net/article/show-99601.aspx
http://www.rasekhoon.net/article/show/203187/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%AE%DA%86%D9%87-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86-%283%29/

http://mehrafarinan90.blogfa.com/post/33/%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%B4-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-4

http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,24253A50619.html?PHPSESSID=8b020063be8cd66e30 028b25b451c23a

Parisa EM
1391,08,26, ساعت : 13:32
:-2-25-:بچه ها یه تحقیق دارم اگر اطلاعاتی در مورد زرتشت و اعمالشون دارید یا حتی نظر خودتون روبا کمال میل می پذیرم

ممنون از کمکتون .....

ҲSHABNAMҲ
1391,08,26, ساعت : 14:28
سلام همنام عزيز....:-2-25-:

من چندروزه دنبال يه مطلب درباره ي "كاربردهاي پرتو كاتدي" هستم

اگه بتوني كمكم كني ممنووووونت ميشم عزيزم:-2-40-:

م.ن
1391,08,26, ساعت : 14:38
سلام همنام عزيز....:-2-25-:

من چندروزه دنبال يه مطلب درباره ي "كاربردهاي پرتو كاتدي" هستم

اگه بتوني كمكم كني ممنووووونت ميشم عزيزم:-2-40-:


اینارو نگاه کن اگر کامل نبود باز می گردم
http://fazelchem.blogfa.com/post-53.aspx
http://msh1389.blogfa.com/post/26

mahsa1293
1391,08,27, ساعت : 17:54
سلام بچه ها اگه امكانش هست اگه ميتونيد يه تحقيق درمورد سامانه هاي پستي مثل(fedex;dhl) بفرستيد ممنون ميشم فقط اگه امكان داره تا دوشنبه ...

mahsa1293
1391,08,27, ساعت : 17:55
واقعا لازم دارم

Mikrobe-Sorati
1391,08,28, ساعت : 11:57
دوستان كسي در مورد هويت سازماني مقاله داره ؟

shahrzad1369
1391,08,28, ساعت : 12:02
دوستان كسي در مورد هويت سازماني مقاله داره ؟


این مطلب رو نگاه کنین:-2-38-:


http://fmza4.blogfa.com/post/14

http://www.newdesign.ir/search.asp?id=41&rnd=5852

http://tablighcity.com/management/strategy-of-managing/corporate-strategy/

shmmm
1391,08,29, ساعت : 13:07
سلام
کسی در مورد کاربرد الگوریتمهای مسیریابی در به حداقل رساندن هزینه های حمل و نقل داره ؟ اگه لاتین هم باشه خوبه ؟

Parisa EM
1391,08,29, ساعت : 18:51
بچه ها مقاله در مورد زرتشت و اسلام ندارین ؟!!!!!!!!!!!

ms_f90
1391,08,29, ساعت : 20:05
بچه ها مقاله در مورد زرتشت و اسلام ندارین ؟!!!!!!!!!!!

سلام




زرتشت
زَرتُشت، زردشت، زردهُشت یا زراتُشت نام پیامبر (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1) ایرانی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C) بنیادگذار دین زرتشتی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA% DB%8C) یا مَزدَیَسنا (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%A7); و سراینده گاثاها (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%A7%D8%AA%D9%87%D8%A7) کهنترین بخش اوستا (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7) است.
زرتشت توجه مورخین معاصر را حداقل به دو دلیل جلب کرده است: یکی مبدل شدن زرتشت به شخصیت ای افسانهای است چنانچه در طی سالهای ۳۰۰ قبل از میلاد تا ۳۰۰ بعد از میلاد اعتقادات مبنی بر اینکه او از علوم غیبیه مطلع بوده و از رسوم جادوگری آگاه، رایج شده بود. دیگر برداشت یکتاپرستانه او از خدا بوده که باعث گمانه زنیهای مورخین معاصر در مورد تأثیرپذیری مسیحیت و یهودیت از تعلیمات زرتشت شده است.
بررسی زندگی زرتشت با دشواریهایی روبرو است که باعث شده مورخین در بهترین حالت زندگینامههایی که از او نوشته شده را سست و در بدترین حالت آن را گمانه زنی محض بخوانند: یکی از این دشواریها پاسخ به این سؤال است که چه بخشی از دین زرتشتی از دین قبیلهای که زرتشت در آن بزرگ شده آمده و چه بخشی از آن ناشی از دریافتهای مذهبی و تعلیمات او میباشد؟ سؤال دشوار دیگر این است که دین زرتشتی دوره ساسانی تا چه حد دقیق تعلیمات زرتشت را حفظ کرده بود؟ سؤال دیگر اینکه، متون بدست رسیده از این آیین مانند اوستا و گاتاها، کتب نوشته شده به زبان پهلوی، و نوشتههای نویسندگان یونانی، تا چه حد تصویر دقیقی از نظریات زرتشت ارایه میکنند؟

ریشه و معنای نام
در اوستا (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7) زَرَت اّشْتَرَ است. بیشتر از ده شکل برای نام زرتشت در زبان فارسی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C) موجود است. زارتشت، زارهشت، زرادشت، زارهوشت، زردهشت، زراتشت، زرادشت، زرتهشت، زرهتشت، زرهدست و زرههشت از این قبیل است ولی او خود را در گاتها (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86) زرتشتر (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA%D8%B1) مینامد.
از بیشتر از دو هزار سال پیش تا به امروز، معانی بسیاری برای واژه زرتشت گفتهاند.آنچه که مشخص است این است که این نام مرکب است از دو جزء «زرت» و «اشترا» هرچند که در سر زرت اختلاف بسیار است. البته بیشتر تاریخ شناسان معتقدند زرد (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%B1%D8%AF) و زرین و پس از آن پیر و خشمگین معانی نزدیک تری هستند. کلمه زرد در خود اوستا (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7) «زیریت» است.البته «زرات» به معنی پیر آمدهاست ولی اینکه چرا در ترکیب با اشترا تبدیل به «زرت» شد باعث اختلاف نظر شدهاست.
در جزء دوم این نام اختلاف نظری نیست زیرا هنوز کلمه شتر و یا اشتر در زبان فارسی باقی است و هیچ شکی نیست که نام وی با کلمه شتر ترکیب یافته و «دارنده شتر» معنی میدهد و به همان معنی است که امروز در فارسی میباشد. در گذشته برای شتر از آن جهت که حیوان بسیار مفیدی بود ارج و منزلتی خاص قائل بودند و بر نوزادان خود نام شتر را با پسوندهای خاص بر نوزادانشان مینهادند. همچنین در نوشتههای تخت جمشید از شتر به عنوان هدیهای که به داریوش اهدا میشد نام برده شدهاست. برای نمونه فراشتر به معنی دارنده شتر راهوار و یا تندرو است. گاه نیز نام خانوادگی که سپیتمه است، افزوده میشود و به صورت زرتشتر سپیتمه یاد میشود.
البته این نام خانوادگی را امروزه سپنتمان و یا اسپنتمان میگویند که به معنی خاندان سفید است. نام پدر زرتشت پوروش اسپ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B4_%D8%A7%D8%B3%D9%BE) بوده که مرکب است از پوروش به معنی دو رنگ و سیاه (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87) و سفید (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF) و اسپ.پوروش اسپ معنی دارنده اسپ سیاه و سفید را میدهد
اسپیتامه نام خانوادگی زرتشت بودهاست. در بند دوی همایشت آنجا که همای مقدس همچون دوستی به زرتشت نزدیک میشود وی را محترمانه با این نام خطاب میکند.
در بین یونانیان
در زبان یونانی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%A7% D9%86%DB%8C) استرا(ástra) به معنی ستارهها (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87) و زوروس (zōrós) به معنی ضعیف نشدهاست. این کهنترین معنی نسبت داده شده در زبان یونانی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%A7% D9%86%DB%8C) است.[۱۰] (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA#cite_note-9) دینون (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%88%D9%86) یونانی آنرا به «ستاینده ستاره (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87)» ترجمه کردهاست. کریستیان بارتلمه (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86_% D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%84%D9%85%D9%87) جزء نخست را «زرنت» ثبت کرده و «دارنده شتر پیر» معنی کردهاست و دار (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1&action=edit&redlink=1) «زراتو» دانسته و آن را «زرد (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%B1%D8%AF)» ترجمه کردهاست. امروزه در منابع اروپایی، به پیروی از زبان یونانی، نام او زرواستر خوانده میشود.
فلسفه و اندیشمندان از دیر باز . پیوسته از زندگی پس از مرگ سخن گفته و درباره پایان زندگی زندگی افراد بشر اندیشه نموده اند دیدمان (میعاد) و یا بازگشت به زندگی برای نخستین بار در باور های مذهبی مردم خاورمیانه به وجود آمده است در ان دورهها یونانی ها ورومی ها معتقد بودند که روان انسان جاودانی و فنا ناپذیر است ولی به میعاد جسمانی معتقد نبودند در باورهای مذهبی یونان باستان مانند معتقدات مذهب isis نیز سخن از میعاد روانی رفته است ولی آنها به میعاد جسمانی هیچ عقیدهای نداشتند دهریان ،ماتریالیست ها و بی خدایان عقیده دارند که هر موجود زندهای در این دنیا دارای عمر محدودی بوده و پس از این که زندگی اش به پایان رسید برای همیشه از پهنه هستی خارج می شود این گروه همچنین باور دارند پس از این که انسان بدرود زندگی گفت و بدنش از هم نابود و متلاشی شد به اشیا و موجودات دیگری تبیل می شود و دوبار ه جان گرفتن و زنده شدن او امکان ندارد . کیش زرتشت و دینهای ابراهیمی که میعاد جسمانی را از اصول عقاید خود به حساب می آورند باور دارند انسان بعد از مرگ باید در انتظار روز قیامت (رستاخیز ) باقی بماند تا درآن رز به حساب اعمال و رفتارشرسیدگی شود هر گاه او انسان نیکوکاری بوده برای ابد به بهشت و اگر بد کاره بوده باشد در دوزخ جای میگیرد معتقدان به این دیدمان باور دارند همان گونه که خداوند (اهورا) قدرت آفرینش انسان را دارد به همان گونه نیز قادر است به آثار و بقایای مانده از جسم او دوباره جان بدهد و او را به شکل زمان زندگی اش دوباره زنده کند .
نوشتارها و کتاب های بی شمار مذهبی خاورشناسان و دانشمندان علوم دینی بدون تردید نشان می دهد که بنیان گزاران دینهای سامی (تمام دینهای عربی ) روز قیامت را مانند برخی تیوری های دیگر از قبیل وجود شیطان ،پل صراط ،بهشت و دوزخ ومعراج و غیره را از کیش زرتشت و آیین مزدیسنا گرفته و انها را به نام نو آوری های دین خود به پیروانشان آموزش داده اند اصول دین زرتشت حاکی است هنگامی که روز قیامت فرا می رسد افراد نیکوکار و همچنین بدکار هر دو از همان محلی که مرده اند دوباره زنده می شوند ، زمین و اسمان مردههای خود را تسلیم می کنند وهمه آنها در پیشگاه دادگری داوری الهی قرار می گیرند روانهای افراد نیکو کار و بدکار ، هر دو به بدنهایشان باز می گردد . استخوانهای مردگان از زمین . خون آنها از آب .موهایشان از گیاهان و وجود انها از آتش دوباره زنده خواهند یافت به گونهای که آنها از هر جهت به شکل زمان زندگی خود بازگشت خواهند کرد همچنین کیش زرتشت باور دارد که در روز رستاخیز سر انجام نیکی بر زشتی پیروز خواهد شد و برای افراد نیکو کار دنیایی پر از مهر و آرامش و دوستی به وجود خواهد آمد یو نانی ها کیش زرتشت را دین ایرانی ها و نخستین دین یکتا پرستی می دانستند بر خلاف سایر دینها که دین های آیینی نامیده شده اند دین زرتشت دین عقیدتی نام گرفته است بدین شرح که در کیش زرتشت کسی که به پیروی از این کیش تن در دهد نخست اصول معتقدات آن را می پذیرد و سپس زرتشتی می شود ولی پیروان سایر دینها با اجرای آیین های ویژهای به پیروی از آن دین در می آیند به گفته دیگر یک زرتشتی هیچ گاه از شکم مادر زرتشتی زایش نمی یابد بلکه پس لز رسیدن به دوره بلوغ و رشد معنوی و درک لازم با پذیرش معتقدات آن کیش زرتشتی می شود ولی در سایر دین ها افراد مردم با اجرای پارهای از آیین های آن دین وادار می شوند به آن دین ایمان بیآورند . برای . مثال . موسویت و اسلام کودکی که از شکم مادر زایش می یابد . ختنه می شود و به پیروی از آن دینها در می آید و در مسحیت غسل تعمید انسان را مسیحی می کند یکی از اصول معتقدات کیش زرتشت که اثر بسیار شگرفی در منطقه خاور نزدیک داشته . باورهای این کیش درباره روز رستاخیز و بازگشت مردگان به زندگی دوباره با بدن پیشین خود می باشد روز رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ از نو باوری های کیش زرتشت است و پیش از ظهور این کیش چنین دیدمانی در دنیا وجود نداشته است زرتشت باور داشت افراد نیکو کار پس از روز رستاخیز و بازگشت به زندگی دوباره تکامل پیدا می کنند و در پرتو فرمانروایی اهورا مزدا . زندگی جاودان خواهند داشت ولی در فراگشت پیروزی نیکی بر بدی ،روان و جسم بدکاران نابود خواهد شد .
یونانی های باستان بویژه پیروان مکتب افلاطون به سبب دانش زرتشت در ستاره شناسی برای او احترام بسیار قایل بودند و(اریستوکسنوس ) یکی از مشهور ترین شاگردان ارسطو که بین سیصد تا سیصدو بیست سال پیش از میلاد وسیح نوشتارهای بسیاری به رشته نگارش درآورده نوشته است که فیثاغورث شاگرد زرتشت بوده است این فروند نشانگر آن است که حتی باورها دینی و فلسفه یونان باستان نیز از تاثیر باورهای زرتشت در باره زنده شدن مردگان پس از مرگ و روز رستاخیز بر کنار نمانده است . دین های ایراهیمی نیز نه تنها دیدمان میعاد جسمانی و روز قیامت را از کیش زرتشت برداشت کردند بلکه بسیاری از تیورهایی دینی خود را نیز از اصول کیش زرتشت گرفته اند . ولی هر یک ازد ینهای ابراهیمی پس از برداشت بسیاریی از تیورهایی دینی خود از کیش زرتشت .
نهاد آن را دست نخورده نگذاشتند و شکل و چگونگی آنها را تغییر دادند مقایسه نوشتارهای موجود مذهبی کیش زرتشت و کتابهای مقدس دین های ابراهیمی به خوبی این دیدمان را ثابت می کند.






دین

دین از واژه دئنه در اوستا آمده و به معنای (وجدان آگاه) یعنی (نیروی تشخیص خوب از بد) بر پایه خرد و با آزادی و اختیار است در این بینش، انسانی دیندار است که بر مبنای دانایی می اندیشد و با کمک منش نیک خود آزادانه راه اشا را برای بهزیستی و رستگاری خود و دیگران بر می گزیند و با همین نگرش و آزادی، در دو جهان مادی و معنوی مسئول می گردد و سرانجام بر اساس اصل کنش و واکنش، نتیجه گزینش خود را دریافت می کند.




قانون اشا

نگرش آیین زرتشت به جهان هستی، پیروی و پیوستن به قانون اشا است. از دیدگاه او خداوند جان و خرد، جهان را بر پایه هنجاری آفریده که بر تمام هستی حکمفرماست و او این هنجار و نظم حساب شده را اشا می نامد. استواری قانون اشا بر جهان هستی بازتاب اراده و خواست پروردگار است. انسان باید خود را با هنجار هستی، همگام و همراه سازد. راستی و درستی، مهر و فروتنی و فروزه های نیک انسانی را در خود پرورش دهد. تا با هنجار اشا همراه و همگام شود. قانون اشا، نیروی هماهنگ کننده جهان هستی است و هیچ پدیده ای از اتم تا کهکشان وجود ندارد که بر پایه این هنجار هماهنگ استوار و پایدار نباشد.


اهورا مزدا در دین زرتشت



اهورمزدا به معنی هستی بخش ابر دانا یا خرد کل باشنده و یا به زبان ساده تر و به گفته روانشاد فردوسی توسی خداوند جان و خرد آن نیروی فراگیر و جهانی می باشد که همه چیز در دست اوست و از اوست. به گفته دیگر تمامی آفریده ها ، نمود های گوناگونی هستند ؛ از این نیروی کلی که دارای سه ویژگی بنیادین می باشد : هستی ــ آگاهی ــ آ فرینندگی نتیجه ای که از گاتها گرفته می شود و سنت زرتشتی هم ، که بر آیند فرهنگ و باورهای پدران و مادران ماست و همچنین دانش روز بر آن گواهی می دهد این است که مرگ تنها نقطه پایانی برای وجود تنی یا جسمانی بوده و روان به هستی خود در ابعادی دیگر و خارج از زمان ومکان ادامه می دهد.روانهای نادرست و بد کردار به خانه ی دروغ یا دوزخ بر می گردند تا زمانی که راست و درست شده و به زندگی جاودان دست یابند که خانه سرود است و جایگاه اندیشه ی نیک و جای رامش و آرامش روان.

روی هم رفته دین زرتشت با بکن ها و نکن ها سر و کار ندارد و تنها اصول و پایه ها هستند که قوانین جاری و همیشگی بوده و هماهنگی با آنها تضمین کننده ی خوشبختی و رستگاری انسانهاست. دستورات دینی کلی است و هدف تندرستی و سلامت تن وروان است. مسائلی مانند روزه گرفتن در دین زرتشتی نیست ؛ در عین حال سنت زرتشتی بر این است که زرتشتیان دست کم چهار روز گوشت نمی خوررند؛ بعضی هم اساسا سبزی خوارند. این خوبی دین است. مسئله آدم و حوا در دین زرتشتی نیست، بنا بر این جنگی هم بین طرفداران نظریه تکامل و طرفداران نظریه خلقت پیش نمی آید.

در کتاب مقدس زرتشتیان گاتها راجع به حقوق زن و یا سهم ارث او و فرزندان او و مانند اینها احکامی وجود ندارد که عمل بر خلاف آنها ، مغایر دین باشد. همچنین آموزش زبان فارسی به جوانان تا آنجا که امکانات اجازه دهد ، از اسرار بقا و پایداری جامعه زرتشتی خواهد بود.

به هر روی بر اساس دین و سنت ، هر فرد زرتشتی وظیفه هائی دارد ؛ از جمله ی این شایستگی ها چنین هستند :

1. راستی یا اشایی و دوری از دروغ

2. میانه روی و گرامی داشت پدر و مادر

3. پاکی و پاکیزگی و سالم نگاه داشتن محیط زیست

4. کار و آبادانی و دانش آموزی و دانش پراکنی

5. ستایش و پرداختن به زیبائی و هنر

6. کمتر خوردن گوشت جانوران ، از همین روست که زرتشتیان چهار روز وهمن ، ماه ، گوش و رام را در هر ماه از خوردن گوشت و یا کشتن جانوران به قصد خوردن آن را پرهیز می کنند





نگفتن دروغ در دین زرتشت



تا حالا به این فکر کردید که چرا ایرانیان باستان اینقدر به راستگویی و دروغ نگفتن تأکید داشتند؟ مگه دروغ چیزی بیشتر از نگفتن حقیقته؟ این عقیده ی ایرانیان نشأت گرفته از دین زرتشته. در دین زرتشت بسیار تأکید شده که از دروغ بپرهیزید؛ ولی چرا از دروغ؟ غیر از اینه که دروغ نگفتن حقیقته؟

چون دروغ چیزی خیلی بیشتر از نگفتن حقیقته. در دین زرتشت انسان ذاتاً درستکار و خواهان نیکویی ست، و میشه گفت در بیشتر ادیان و مکاتب دیگه انسان موجودی شر گرا دانسته شده که برای رسیدن به سعادت باید اونو مهار کرد!........ اما جواب اینکه چرا دروغ اینقدر بزرگ و گمراه کننده فرض شده:



وقتی شما ذاتاً و فطرتاً درستکارید، با هر کار زشتی در واقع بر خلاف ذات خود عمل میکنید و این یعنی دروغ به فطرت خود، دروغ به خدای آفریننده ی فطرت شما، دروغ به دیگر انسان های هم فطرت شما و دروغ به خودتون که کاری رو انجام دادید که فطرتاً خواهان آن نیستید...... پس دروغ خیلی خیلی بیشتر از نگفتن حقیقته.

حالا بدونید که چرا داریوش بزرگ که تحت تعالیم زرتشتی رشد کرده گفته: خدایا این مملکت را از دشمن، خشکسالی و دروغ حفظ فرما.





از آتش که نماد دین زرتشت است درس بگیریم :



فراموش نکنیم که شعله های فروزان آتش در همه حال برای ما درس هایی آموزنده دارند .

نخست این که ما نیز همچون شعله های فروزان آتش باید پیوسته روی به سوی بالا داشته باشیم و بکوشیم تا به یاری اهورا مزدا در راه کمال و پیشرفت در زندگی گام های مثبتی برداریم .



دوم این که در زندگی مانند آتش پویا و زاینده بوده و پیوسته در کوشش و جنبش و پویش باشیم.



سوم این که بکوشیم تا همچون آتش به دیگران گرمای عشق و محبت و مهربانی هدیه کنیم.



چهارم این که همچون آتش ، با سیاهی ها پیکار کنیم و محیط اطراف خود را روشن کنیم .برای این کار باید ابتدا خود آگاه باشیم و سپس دیگران را آگاه کنیم.

پنجم این که همچون آتش همه این کارها را در کمال آرامش انجام دهیم و محیطی همراه با آسودگی و آرامش برای خود و دیگران فراهم آوریم.



زرتشت برای نخستین بار موسیقی مذهبی را در دنیا پایهگذاری کرد و شادی به عنوان یک اصل در آیین زرتشت در آمد. اگر چه اطلاع زیادی از دین زرتشت در دست نیست ولی شواهد حاکی از آن است که موسیقی در این دوره گسترش قابل توجهی به ویژه در مراسم مذهبی داشته است هرودوت مورخ معروف یونان باستان می گوید "مغها ( روحانیون زرتشتی) در دوره هخامنشی نیایشهای مذهبی مربوط به خدایان را با آواز و بدون همراهی با سازهایی نظیر نی اجرا می کردند". بنابراین عدم استفاده از ساز در موسیقی مذهبی در ادوار گذشته وجود داشته و اثرات آن تا امروز هم دیده می شود.



در هر حال بخش اصلی کتاب زرتشت یا اوستا به نام" گاتها" مجموعه ای از شعر آزاد (هجایی) است که با آهنگ و به صورت نیایش (هیمن) خوانده می شد. همچنین بخش دیگر اوستا به نام "یشت" معنی آواز یا آواز نیایش گونه را دارد. گاتها اواسط کتاب یسنا قرار دارد که ۱۷ سرود مذهبی است که از سروده های خود زرتشت است.
تصور می شود واژه "گاه" در موسیقی سنتی ایران به شکل پسوند در نام دستگاهها و ردیفها، یادگار همان "گات" باستانی باشد که در فارسی میانه یا پهلوی "گاس" به معنی سرود و سپس در فارسی دری به شکل گاه در آمده است.

بنابراین در اوستا بارها توصیه شده است که گاتها را با آواز بخوانند، از این رو زمزمه یا خواندن آهسته در نظر زرتشتیان اهمیت ویژه ای دارد و نیز گفته شده است: "هر گاه کسی گاتها را با آواز نخواند و یا مانع شود کسی به آواز بخواند، مرتکب گناه بزرگی شده است." این بود که زرتشتیان یا آریاییها، دعاهای خود را که موزون و آهنگین بود، می سرودند و معتقد بودند اگر چنین باشد، تأثیر آنها به مراتب بیشتر می شود.


موسیقی مذهبی را نخستین بار زرتشت به کار گرفت و هنوز هم در دنیا از الحان او استفاده می کنند و این امر در آیین زرتشت به صورت یک اصل در آمد، به طوری که در" هفتن یشت " شادی نکردن را به عنوان یک گناه به شمار می آورد.
سروش که در اوستا به صورت "سروشه" از آن یاد شده و در زبان پهلوی به شکل سروش در آمده، نام فرشته ای بود که در آیین زرتشت جایگاه والایی داشت و روز هفدهم هر ماه شمسی را منسوب به او می دانستند. در آن روز به نیایشگاهها رفته و دعا می خواندند، در این روز تفسیر و ترجمه پهلوی اوستا را نیز با آهنگ و آواز خوش می خواندند.


زن در دین زرتشت




عظمت مقام زن را در آیین زرتشت از اینجا می توان دانست که بنا به معتقدات زرتشتی از شش امشاسپند دین زرتشت٬ سه امشاسپند ضمیر مذکر و سه امشاسپند ضمیر مونث دارند. سه امشاسپند مذکر عبارتند از

۱- بهمن یا وهمن یا وهومن که به معنای خرد کامل است.

۲- اردیبهشت یا اشاوهیشتا که به معنی نظم و بهترین راستی و هنجار و قانون و سامان آفرینش است.

۳- شهریور یا خشتروییریه که به معنی حکومت بر خویش٬ خویشتن داری٬ و شهریاری آسمانی است.

۴- اسفند یا سپندارمزد که مظهر مهر و محبت و عشق و باوری و موکل بر زمین است.

۵- خرداد یا اروتات که نمودار کمال٬ رسایی؛ شادی و خرمی و موکل بر آبهاست

۶- امرداد یا امرتات که مظهر جاودانگی و بی مرگی است؛

همچنین تعدای از ایزدان مذاهب زرتشت که در مرتبه پایین تری از امشاسپندان هستند(امشاسپند ملک؛ و ایزد فرشته) ضمیر مونث دارند.

مثلا پس از درگذشت انسان در سپیده صبح چهارم؛ در سر پل چینوت؛ مهر و سروش و رشن از روان درگذشته درباره اعمال و کارهای او پرسش می کنند. مهر ایزد و سروش ایزد از ایزدان مذکر؛ و رشن ایزد از ایزدان مونث است. همچنین ایزد دینا که به معنی وجدان و دین است؛ با رشن ایزد همکاری دارد.


ایزد چیستا که به معنی دانش و خرد است نیز مونث است. زرتشت از این ایزد بارها کمک طلبیده است. دیگر از ایزدان مونث اشی است که فرشته دهش و بخشایش و آسایش است. و زرتشت در گاتها او را چنین ستوده است: « جهان از او راه رسم خداپرستی گرفت و اهریمن راه عزیمت گزید».


در ایران باستان زرتشتیان زناشویی را تنها به منظور رفع حوایج جسمانی و جنسی انجام نمی دادند. بلکه برای آن هدف و آرمانی بسیار عالی و مترقی داشتند. این هدف فراهم کردن وسایل پیشرفت معنوی و غلبه نهایی نیکی بر بدی بود. تعالیم زرتشت بشر را در راه رسیدن به عالیترین مدارج روحانی یعنی فراهم نمودن و تسریع ظهور سوشیانت و غلبه نیکی بر بدی هدایت می کند. هدف از زناشویی مشارکت در نهضت بزرگ روحی است که در بیشتر ادیان الهی به بشر وعده داده شده است.


بنابراین؛ زناشویی در دین زرتشت عملی مقدس و ستایش انگیز است که از هر گونه تحقیر و تبعیض و نابرابری به دور است. به قول گیگر از خصوصیات موقعیت حقوقی زن و برابری او با مرد در دین زرتشت آن است که همانطوری که مرد پس از زناشویی به لقب « نمان پیتی » یعنی سرور و کدخدای خانه ملقب می گشت؛ زن نیز از زناشویی به لقب « نمانوپیتی » یعنی نور و فروغ خانه ملقب می گشت به عبارت دیگر مرد کدخدای و زن کدبانوی خانه بود. به قول همین دانشمند بزرگ آلمانی؛ و نویسنده کتاب « تمدن ایرانیان خاوری» زن پس از ازدواج در صف همسری شوهر قرار می گرفت؛ نه در ردیف اموال و یا از تابعین او. به عبارت دیگر زن کنیز و برده مرد نبود٬ بلکه همسر و همدل و همراه مرد بود و در کلیه حقوق با مرد بربار و در جمیع امور با او شریک به شمار می آمد.


کریستن سن؛ خاورشناس بزرگ دانمارکی می گوید: « رفتار مردان نسبت به زنان در ایران باستان همراه با نزاکت بود. زن چه در زندگی خصوصی و چه در زندگی اجتماعی از آزادی کامل برخوردار بود. در مورد آزادی در ازدواج هیچ چیزی مستندتر و موجه تر از رفتار خود زرتشت نسبت به دختر کوچکش پروچیستا نیست. زرتشت به دختر کوچکش پروچیستا می فرماید: « پروچیستا من جاماسب را که مرد دانشمندی است( وزیر گشتاسب و منجم و ستاره شناس معروف زمان) برای همسری تو برگزیدم؛ تو با خرد مقدس خود مشورت کن و ببین که آیا او را لایق همسری خود می دانی یا نه؟ در بند ۵ گاتها زرتشت خطاب به همه پسران و دختران جوان می گوید « ای دختران شوکننده و ای دامادان اینک شما را می آموزم و آگاه می کنم٬ پندم را به خاطر بسپارید٬ و برابر اندرزم رفتار کنید تا در زندگی سعادتمند نائل گردید. هر یک از شما باید در پیمودن را زناشویی و مهرورزی و پاکی و نیکی بر دیگری سبقت جویید٬ زیرا تنها بدینوسیله می توان به یک زندگی سراسر شادی رسید.»

به طوری که می بینیم در زندگی زنان و مردان پارسا یکسان مورد خطاب قرار میگیرند. پس از مرگ نیز به روان و فروهر هر دوی آنها یکسان درود فرستاده می شود. در یشت ها آمده است: « فروهر همه مردان و زنان نیک را می ستاییم. در فصل ۳۸ یسنا آمده است: « ای اهورامزدا زنان این سرزمین را می ستاییم و زنانی که آیین راستی و نیکی برخوردارند.» در فروردین یشت؛ که طولانی ترین یشت اوستا است؛ بر فروهر زنان و مردان نیک جهان یکسان درود فرستاده شده است. زن زرتشتی در قرن اولیه ظهور زرتشت و نیز در زمان هخامنشیان از بیشترین حقوق متعالی برخوردار بود و یکی از درخشان ترین ادوار تاریخی خود را می گذاراند. همانطور که گفته شد نمونه کامل آن ماندانا مادر کورش بود؛ که بارها کوروش به وجود او افتخار کرده است و حضور زنانی از قبیل آتوسا؛ پانته آ؛ رکسانا ؛ آرتمیز؛ و غیره نمودار حضور فعال زن ایرانی در این دوران است و مشارکت همه جانبه زنان در این عصر چشمگیر است. از حفریات و کشفیات باستان شناسی که در تخت جمشید به عمل آمده٬ الواحی به دست آمد که نشان می دهد در ساختمان تخت جمشید عده زیادی از زنان مانند مردان مشارکت داشته و حقوق و مزایای جنسی از قبیل نان و شراب و غیره؛ مطابق مردان دریافت داشته اند. این الواح هم اکنون در موزه های جهان ضبط است.



اصول دین زرتشت

در نگاره‏های ترسیم‏شده از اشوزرتشت، این پیامبر بزرگ ایرانی عصایی 9(نه) بند دردست دارد. همچنین بر پایه سنت زرتشتیان هر فرزند بهدین هنگامیکه به سن تکلیف می رسد طی مراسمی ویژه که مراسم سدره‏پوشی نامیده می شود در برابرموبد زوت و همه فامیل و آشنایان با آزادی کامل به اصول و فروع دین اشوزرتشت پیمان وفاداری می بندد، پوشش ساده و سفیدرنگ سدره نیز از 9(نه) تکه تشکیل‏شده‏است. این 9 بند یا نه تکه، بیانگر 9 اصل دین زرتشتی است که چکیده پیام های او را می رساند

1-باور به یكتایی خدا: خدایی كه اهورا(هستی بخش) و مزدا (دانای بزرگ) است و این دو صفت بزرگی ودانایی هم آهنگ و از هم جدا ناشدن است . خدایی كه د رهمه جا ودر همه چیز درتجلی است. خدایی كه هر چه را آفریده نیك و لازم و ملزوم یكدیگرآفریده و خلاصه خدایی كه صفات كامل آن در نماز صدویك نام خدا شرح داده شده است: برهمه چیز آگاه، بر همه كارتوانا و بی نیاز و... .


2-باور به پیامبری اشوزرتشت: نخستین پیام آوری كه پس از شك كردن به باورهای پیشینیان خود پس از ده سال در كوه اشیدرنه، از سوی اهورامزدا به پیامبری برگزیده‏شد و از توحید و نبوت و معاد خبرداد و پیام خود را مانتره (برانگزینده اندیشه) نامید و از دین(دئنا) به مفهوم وجدان سخن به میان‏آورد. باورهایی كه ابتدا به مردم خود ارایه‏نمود و آرام آرام دین او بخش بزرگی از این كره خاكی را در برگرفت و پیروان او مزده یسنان یا مزداپرستان و بعدها بهدین و زرتشتیان نامیده‏شدند.


3-باور به روح و جهان واپسین(جهان مینوی): یعنی بهشت و گروسمان(خانه راستی) و دوزخ(خانه دروغ).


4-باور به اشا(راستی): اشوزرتشت اولین كسی است كه به وجود هنجار هستی(اشا) پی‏برد واز حاكم بودن قانون اشا در جهان هستی (گیتی و مینو) سخن‏گفت. و فرمود انسان می تواند با خردخویش به قوانین طبیعت (اشا) پی‏برده و از آن استفاده و یا سوءاستفاده نماید. وانسان تنها زمانی می تواند خوشبخت زندگی کند که قوانین اشا را به‏درستی بشناسد و خود را با این قانون ابدی (اشا) هم‏آهنگ و همراه سازد و.....


5- باور به گوهر آدمی‏وآدمیت: برپایه آموزشهای اشوزرتشت تمام انسانها از هرجنس ونژادومذهبی دارای وجدان(دئنا) و خرد بوده و از جسم، جان، روح و فروهرِ بسیار بالنده تری نسبت به دیگرموجودات برخوردار می باشد و قدرت تشخیص نیک از بد و ارزش گذاری را داشته وآزادی کامل در انتخاب راه را دارند و سرنوشت خود را می‏سازند و دارای حقوق برابر می‏باشند و در مجموع «من» دارند ومی‏توانند «من» خویش را به هر صورتی که مایل باشند تغییر دهد و دارای بهترین منش«سپنته من» یا بدترین منش«انگره من» گردند و آموزش می‏دهد که وظیفه هر زرتشتی پیروی از «سپنته من» و مبارزه با تمام نیروهای اهریمنی یا«انگره من» است و... .


6- باوربه هفت پایه کمال: اشوزرتشت اهورامزدا را دارای شش فروزه: وهومن(منش نیك«یا اندیشه و گفتارو کردارنیک»)، اردیبهشت(راستی)، شهریور(تسلط برنفس)، سپندارمزد(دانش اندوزی و پویایی)، خرداد(رسایی خواهی و کمال جویی) و اَمرداد(بی مرگی و جاودانگی) می‏شناسد و می‏آموزاند که هر کس با تمرین و ممارست از این شش فروزه اهورایی به طور کامل برخوردارگردد، در پایه هفتم تکامل خویش به جز خدا نمی‏بیند و با او یکی می‏گردد. این باور دردوران های بعد به صورت هفت شهر عشق یا هفت خوان رستم و نمادهای گوناگون دیگر در فرهنگ و عرفان ایرانی باقی مانده‏است.


7- باور به نیکوکاری و دستگیری از نیازمندان: دین زرتشت دور نگهدارنده جنگ افزار و آشتی دهنده است. خوشبخت کسی است که خوشبختی دیگران را فراهم‏نماید. باور به اینکه هر کس در هر مقام مادی و معنوی می تواند و باید به دیگران یاری رساند. گذشت و فداکاری(خویت‏وَدس) و کمک به نیازمندان، در دین زرتشت به صورت وقف و گُهنبار و جشن‏خوانی‏ها و بخشش (میزد) و غیره.... به گونه ای بسیار آبرومند برگزار می‏گردد.


8- باور به سپنتایی بودن (مقدس بودن) چهار آخشیج: آب و باد و خاک و آتش در دین زرتشت سپنتا است و زرتشتی وظیفه دارد محیط زیست را در حد توان پاک نگاه‏دارد.


9- باور به فرشکردبودن: بنابر آموزش‏های گاتها، ما خواستاریم از زمره کسانی باشیم که جهان را بسوی پیشرفت و آبادانی می‏برند و با تمام توان در پویایی اندیشه و گفتار و کردار و آبادانی جهان سهیم گردیده فرشکرد(تازه کننده جهان) باشند. هر بهدین باید کوشش کند با آوردن نور بر تاریکی و با دانش بر جهل پیروز گردد. مثبت‏نگری و یافتن روش های نوین در زندگی (فرشکرد) یکی از مهمترین پایه های اساسی دین زرتشتی است.

نظر اسلام درباره دین زرتشت

زردشتیان به نبوت از زردشت اعتقاد دارند و کتاب اوستا را از او می دانند. بنابر روایات و اخبار خودشان زردشت در قرن ششم پیش از میلاد مسیح در شرق و یا در غرب ایران تولد یافته و در 30 سالگی از جانب اهورا مزدا به پیغمبری برگزیده شده و آیین خود را در آن عصر انتشار داده است. توجه به همین کلام استاد مطهری می تواند در این راستا و آن که آیین زردشتی آیا از ادیان الهی است ما را راهنمایی کند.



پرستش مظاهر طبیعت توسط زرتشتیان
برحسب آن چه تاریخ نشان می دهد نژاد آریا پس از استقرار در سرزمین ایران به پرستش مظاهر طبیعت و... البته مظاهر موت طبیعت از قبیل آتش، خورشید، باران و خاک می پرداختند. آن چه در ایران قدیم وجود داشته، اعتقاد به دو آفریدگار بوده است، نه دو گانه پرستی یعنی ایرانیان قایل به شرک در خالقیت بوده اند نه شرک در عبادت. بعدها زردشت ظهور کرد. از نظر تاریخ به روشنی معلوم نیست که آیا آیین زردشت در اصل، آیینی توحیدی بوده است یا آیین ثنویی؟ «اوستا» موضوع این ابهام را رفع نمی کند، زیرا قسمت های مختلف این کتاب، تفاوت فاحشی با یکدیگر دارد. بخش «وندیداد» اوستا صراحت در ثنویت دارد. ولی از بخش «گاتاها» چندان دوگانگی فهمیده نمی شود، بلکه برحسب ادعای برخی از محققین از این بخش یکتایی استنباط می گردد. به علت همین تفاوت و اختلاف بزرگ است که اهل تحقیق معتقدند اوستائی که در دست است، اثر یک نفر نیست بلکه هر بخش از آن از یک شخص است.


دین زردشت یک شریعت توحیدی برحسب اعتقادات اسلامی
تحقیقات تاریخی در این جا نارسا است، ولی ما برحسب اعتقادات اسلامی که درباره مجوس داریم می توانیم دین زردشت را در اصل یک شریعت توحیدی بدانیم، زیرا بر حسب عقیده اکثر علمای اسلام زردشتیان از اهل کتاب محسوب می گردند، محققین از مورخین نیز همین عقیده را تأیید می کنند و می گویند: نفوذ ثنویت در آیین زردشت، از ناحیه سوابق عقیده دو خدایی در نزد آریا قبل از زردشت بوده است. حقیقت این است که اگر اسلام، آیین مجوس را از جمله ادیان واقعى الهى که انحرافاتى در آن پدید آمده، معرفى نمى کرد و با آنان مانند اهل کتاب برخورد نمى کرد، براى ما بسیار مشکل بود آیین مجوس را به عنوان یکى از ادیان الهى بشناسیم، ولى تاریخ و تحقیقات محققان نیز با گفته اسلام مطابق است که مى گوید: آیین مجوس در آغاز، آیین توحید و یکتا پرستى بوده که بعدها بر اثر عوامل مختلفى تغییر صورت و ماهیت داده است. در قرآن کریم نیز در سوره حج در ضمن بیان آیه اى از آن ذکرى از مجوس به میان آمده و این واژه به کار رفته است: «ان الذین آمنوا و الذین هادوا و الصابئین و النصارى و المجوس و الذین أشرکوا ان الله یفصل بینهم یوم القیامة ان الله على کل شى شهید» ترجمه: همانا کسانى که ایمان آوردند و کسانى که یهودى شدند و صابئى ها و مسیحیان و زرتشتیان و کسانى که شرک ورزیدند، بى تردید خداوند روز قیامت میانشان داورى خواهد کرد همانا خدا بر هر چیزى گواه است (سوره حج / 17).
علامه طباطبایى در بیان مقصود از "مجوس" مى فرماید: مراد از مجوس، قومى هستند که به زرتشت گرویده، کتاب مقدسشان "اوستا" است، چیزى که هست، تاریخ حیات زرتشت و زمان ظهور او بسیار مبهم است، به طورى که مى توان گفت به کلى منقطع است. این قوم کتاب مقدس خود را در داستان استیلاء اسکندر بر ایران به کلى از دست دادند و حتى یک نسخه از آن باقى نماند، تا آنکه در زمان ملوک ساسانى مجددا به رشته تحریر در آمد و به همین جهت ممکن نیست که بر واقعیت مذهب ایشان وقوف یافت. البته تنها از طریق تعبد یعنی از راه آثار اسلامی می توانیم شریعت زردشت را یک شریعت توحیدی بدانیم. اما از نظر تاریخی یعنی از نظر آثاری که به زردشت منسوب است، هرچند بخواهم فقط (کاتها) را ملاک قرار دهم، نمی توانم آیین زردشتی را آیین توحیدی بدانم، زیرا حداکثر آن چه محققان درباب توحید زردشت به استناد «گاتها» گفته اند این است که زردشت طرفدار توحید ذاتی بوده است... زردشت برای درخت هستی بیش از یک ریشه قایل نبوده است.... ولی برای این که یک آیین توحیدی باشد علاوه بر توحید ذاتی و توحید در عبادت توحید در خالقیت هم لازم است و آیین زردشت به حسب مدارک تاریخی از نظر خالقیت کاملا ثنوی بوده است.... اگر (گاتها) را که اصیل ترین و معتبرترین و توحیدی ترین اثری است که از زردشت باقی مانده است، ملاک قرار دهم زردشت را در شش و پنج خیر و شر و این که نظام موجود نظام احسن نیست، و با حکمت بالغه جور نمی آید گرفتار می بینم این جهت او را از پیامبران آسمانی کاملا جدا می کند.... در حقیقت باید گفت دین زردشت نتوانسته است ریشه شرک و ثنویت را حتی در حدود تعلیمات گاتها از دل ایرانیان برکند، خودش نیز مغلوب این عقیده خرافی گشته و تحریف شده است. مرحوم استاد داود الهامی محقق ونویسنده درباره زردشت می گوید: اختلاف عجیبی به چشم می خورد. اغلب مورخان اسلامی مانند طبری و بلعمی، ابن اثیر و میر خواند زردشت را پیامبر نخوانده و او را شاگرد شاکر ارمیای نبی و یا عزیر نبی دانسته اند.


دیدگاه دکتر معین
دکتر معین می گوید: «موبدان کوشش داشتند موسس دین خود را با پیغمبران مورد قبول مسلمانان و نصاری و یهود تطبیق کنند، تا هم اهل کتاب شمرده شوند و هم کمتر مورد طعن قرار بگیرند». ایشان زردشت را اختلافی ترین چهره تاریخ هم از نظر زمان و هم از نظر آیین و هم از نظر محل تولد معرفی می کند.با این وصف علت این که این همه تناقض و تضاد در تاریخ (و آیین) زردشت این است که وی تاریخ درستی ندارد و ردپایی این شخصیت ایرانی در تاریخ گم شده است و در هیچ یک از روایات اسلامی و قرآن مجید و هم چنین در کتب مقدس چون انجیل و تورات ذکری از شخص و کتاب «اوستا» به میان نیامده است، بلکه هر جا که خواستند از دیانت کهن ایران نامی به میان آورند تنها به لفظ مجوس اکتفا کرده اند. با این که در قرآن کریم علاوه بر پیامبران اولو العزم، نام عده ای از پیغمبران دیگر نیز آمده است و حتی به نام برخی از آنان سوره مستقل نازل شده است، اگر او واقعا پیغمبر و حتی به ادعای زردشتیان پیامبر اولو العزم بوده و صاحب شریعت بوده، پس چرا در قرآن و انجیل و تورات نامی از او به میان نیامده است؟ معلوم است این موضوع بیشتر باعث نگرانی زردشتیان شده، و لذا خواسته اند پیامبر خود را با نام یکی از پیغمبران مسلم تطبیق بدهند.


خلاصه و نتیجه
درباره دین زرتشت، به عقیده برخی از دانشمندان و دین شناسان، اصل دین زرتشت الهی بوده و اوستا نیز کتاب مقدس آن دین است. در تعبیر قرآن از آنان به عنوان مجوس یاد می شود. قرآن درباره اینکه مجوس از اهل کتاب هستند، تصریح دارد. بنابر این دین زرتشت از ادیان آسمانی بوده است؛ گر چه به مانند دیگر ادیان باستان در طول تاریخ دچار دگرگونی هایی شده است. بنابر این به رغم این که درباره دین زرتشت اختلاف وجود دارد که از ادیان الهی است یا نه، در منابع اسلامی تأکید شده است که دین زرتشت یکی از ادیان الهی بوده و زرتشتیان از اهل کتاب هستند. قرآن به اصالت مذهبی زرتشتیان تصریح میکند. و پیروان این دین را به عنوان صاحب کتاب به رسمیت میشناسد. بر همین اساس در فقه اسلامی زرتشتیان در کنار یهودیان و مسیحیان قرار گرفته اند. در سیره و سنت پیامبر اسلام و ائمه (ع) نیز رهنمودهایی درباره برخورد با زرتشتیان وجود دارد که بیانگر اهل کتاب بودن آنها است.
ابن عباس میگوید: پیامبر اسلام دستور داد از زرتشتیان مقیم یمن جزیه بگیرند. زرتشتیان جزیه دادند و بر آیین خود باقی ماندند.یکی از فرمود: مجوسیان چون دارای کتاب آسمانی بودند، مانند اهل کتاب جزیه میدادند". اسلام شناسان و فقیهان نیز از آنان به عنوان اهل کتاب یاد کرده و تصریح نموده اند که هم برای آنان دین بوده و هم کتاب داشته اند. همچنین از برخی متون و منابع دینی استفاده میشود که برای زرتشتیان کتاب آسمان نیز بوده است. در روایتی از امام علی (ع) آمده است که برای مجوسیان کتاب وجود دارد. مرحوم شیخ طوسی تصریح میکند که برای زرتشتیان کتاب آسمانی وجود دارد. مرحوم علامه طباطبایی عقیده دارد: زرتشتیان دارای کتاب آسمانی و پیامبر بوده، بر این اساس دین زرتشت پذیرفته شده است. در خصوص عدم ذکر دین زرتشت در قرآن باید گفت: عدم ذکر برخی اسامی و ادیان در قرآن بدان معنا نیست که پیامبران و ادیان دیگر وجود ندارد.
در برخی روایات تصریح شده است که تعداد پیامبران 124 هزار بوده و برخی دیگر هشت هزار بیان نموده اند.بیان اسامی همه پیامبران با اهداف قرآن که بیان مسائل مهم و کلیات معارف است، همسویی ندارد. از سوی دیگر در برخی آیات به برخی از اسامی پیامبران و اسامی کتاب های آنان تصریح شده است.در برخی آیات به طور کلی از پیامبران سخن به میان آمده است و در برخی دیگر از بعضی پیامبران با اشاره سخن گفته شده است. (بقره آیه 247، یوسف آیه 60) بیان سرگذشت پیامبران با شیوه های مذکور کفایت میکند.
در قرآن آمده است: «و لقد أرسلنا رسلا من قبلک منهم من لم نقصص» (مؤمن آیه 78) پیش از تو، رسولانی فرستادیم. سرگذشت گروهی از آنان را برای تو بازگو کردیم و گروهی را برای تو بازگو نکرده ایم". از این آیه استفاده میشود که نام گروهی از انبیا و رسولان الهی در قرآن مجید نیامده، و عدد آنها بیش از آن است که در قرآن ذکر شده است". بنابر نظریه استاد شهید مطهری از کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران، تنها از طریق تعبد یعنی از راه آثار اسلامی می توانیم شریعت زردشت را یک شریعت و آیین توحیدی بدانیم، اما از نظر آثاری که به زردشت منسوب است و به حسب مدارک تاریخی نمی توانم آیین زردشتی را از آیین توحیدی بدانیم. بنابه نظر مرحوم استاد الهامی، محقق این موضوع در دو اثر یاد شده زردشت از اختلافی ترین چهره تاریخ می باشد. اغلب مورخان اسلامی مانند طبری، بلعمی، ابن اثیر، و میر خواند، زردشت را پیامبر نخوانده و او را شاگرد شاگرد ارمیای نبی و یا عزیر نبی دانسته اند. علت اختلاف در تاریخ و آیین زردشتی این است که وی تاریخ درست ندارد و ردپایی از این شخصیت ایرانی در تاریخ گم شده است و در هیچ یک از روایات اسلامی و قرآن مجید و کتب مقدس چون انجیل و تورات ذکری از شخص او، و کتابش (اوستا) سخنی به میان نیامده است، بلکه هر جا خواسته اند از دیانت کهن ایرانی نامی به میان آورند، تنها به لفظ مجوس اکتفا کرده اند. راجع به اختلاف علماء، درباره آسمانی بودن آن نیز باید گفت این یک امر طبیعی است زیرا برداشت بعضی از مفسرین از دین مجوس و صابئین (ستاره پرست ها) این است که ذکر این دو گروه در کنار یهود و نصارا و مسلمین در قرآن کریم به معنای این نیست که دین اینها هم آسمانی باشد بلکه منظور خداوند ذکر نام همه ادیان پر رهرو در آن زمان بود.

saba1989
1391,08,29, ساعت : 21:39
سلام مرسی که اینقدر کمک میکنید مقاله میخوام در مورد تعیین ضریب نفوذ پذیری و انواع روشهای اندازه گیری

مربوط به درس آبیاری عمومی و اندازه گیری ضریب رطوبت خاک، و انواع روشهای ان

ممنون ....

ms_f90
1391,08,29, ساعت : 21:47
سلام مرسی که اینقدر کمک میکنید مقاله میخوام در مورد تعیین ضریب نفوذ پذیری و انواع روشهای اندازه گیری

مربوط به درس آبیاری عمومی و اندازه گیری ضریب رطوبت خاک، و انواع روشهای ان

ممنون ....

سلام

دوست من دیدین این پست من رو در پاسخ خودتون ؟؟

http://www.forum.98ia.com/t142828-80.html#post7697052


به دردتون نخورد ؟؟

Fanoooos
1391,08,30, ساعت : 14:56
سلام دوستان.لطفا تحقيقي در رابطه با خطاي كيفري برام بذاريد. ضروري نيازه

VAHIDEH / P
1391,08,30, ساعت : 15:17
سلام.لطفا یه تحقیق در مورد اصل عدم قطعیت هایزنبرگ به همرا تاریخچه و اثبات رابطش میخواستم....ویکیپدیا نباشه لطفا:-2-28-:

r!ma
1391,08,30, ساعت : 17:38
سلام
من میخواستم برای درس مشاوره و برنامه ریزی تحصیلی یه تحقیق درباره ی مهندسی معماری ارائه بدم که باید کامل هم باشه،البته خودم یه سری مطلب پیدا کردم ولی فکر میکنم کامل نیست
میشه کمکم کنید؟:-2-15-:
مقلن یه سری مطلب درباره ی رتبه ای که برای کنکور لازمه و هزینه های این رشته و دانشگاه هایی که این رتبه رو دارن و آینده ی شغلی و این چیزا.
ممنون میشم اگه کمکم کنید:-2-39-:

~*tiyam*~
1391,08,30, ساعت : 17:58
تیام جان دقیق چه اطلاعاتی رو میخوای ببینم میتونم از همون ویکی پدیا برات ترجمه اش رو بگم

اینجا اطلاعاتی که داره در مورد

تاریخچه
انواع
استفاده های خوراکی
سایر موارد استفاده
کشورهایی که تولید میکنن
و ارزش تغذیه ایش مطلب نوشته(یکی دو تا قسمت کوتاه دیگه هم داشت که کلا هیچی نفهمیدم ازش:-2-15-:)
مشکل اینه که من لیمو نمیخوام لمون میخوام عکسو دیدی؟زیر لمون ها درمورد همه چیزهاشون میخوام:-2-35-:

~mehrnaz~
1391,08,30, ساعت : 21:42
سلام بچه ها خوبین؟
استادِ ما برای انسان و ارتباطات تحقیق داد و من هم یه تحقیقِ میدانی رو هولِ سایتمون برداشتم:-2-38-:
میخوام که هر چی از سایت به دست آوردین اینجا بگین که کمیکی هم به به من بشه...
مثلا از روابطتتون این که چطوری با هم رفتار میکنین
یا هر چیزِ دیگه راجع به بخش های مختلفش دیدگاهِ خودتون رو بگین:-2-40-:

نهـــا
1391,08,30, ساعت : 21:51
سلام دوستان.لطفا تحقيقي در رابطه با خطاي كيفري برام بذاريد. ضروري نيازه

سلام...
این مطالب رو ببینین:

تقصیر جزایی در اصطلاح عبارت است از انجام کاری که در ارتکاب آن، احتمال ایراد صدمه یا ضرر و زیان به دیگری و یا اختلال در امری از امور اجتماعی وجود دارد.[1]
قانونگذار تقصیر جزایی را تعریف ننموده و تنها در تبصره ماده 336 قانون مجازات اسلامی، به ذکر مصادیق آن بسنده نموده است.
تقصیر یا خطای جزایی، عنصر روانی جرایمی است که اصطلاحا غیر عمدی نامیده میشوند. وجود این تقصیر در کلیه جرایم غیر عمد ضروری است و عنصر مادی به تنهایی برای تحقق جرم کافی نیست.[2]
به طور کلی برای آنکه عنصر روانی تحقق پیدا کند علاوه بر اراده ارتکاب جرم، لازم است قصد مجرمانه یا خطای جزایی نیز وجود داشته باشد.
در جرایم عمدی، "قصد مجرمانه"، عنصر روانی آن جرم است؛ اما در جرایم غیر عمدی، قصد مجرمانه منتفی است و به جای آن "تقصیر"، رکن روانی جرم را تشکیل میدهد.
در جرایم غیر عمدی، مرتکب، عمل را با اراده انجام میدهد؛ اما نتیجه حاصله از آن را نمیخواهد و گاهی حتی این نتیجه را پیش بینی هم نمیکند[3] مانند اینکه شخصی در جنگل به تیراندازی مشغول است؛ اما رعایت احتیاط لازم را نمیکند و تیر او به شخص دیگر اصابت میکند و او را به قتل میرساند. در اینجا چون شخص خواستار کشتن دیگری نبوده و مرتکب بیاحتیاطی و بیمبالاتی که از مصادیق خطای جزایی است شده؛ عمل وی از مصادیق قتل غیر عمدی است.
در جرایم خطای محض، عمل بدون قصد مجرمانه و حتی بدون خطای جزایی ارتکاب مییابد که در این صورت عمل ارتکابی به جهت فقدان عنصر روانی، جرم به شمار نمیرود. مانند اینکه شخصی برای شکار به جنگلی که برای این کار اختصاص یافته میرود و با توجه به تمام ضوابط و مقررات به شکار میپردازد و رعایت همه احتیاطهای لازم را میکند. با این وصف تیر او به شخص دیگری که بدون اجازه وارد جنگل قرق، شده اصابت میکند و او را میکشد.[4]

انواع تقصیر کیفری
تقصیر یا خطای کیفری به موجب تبصره ماده 336 ق.م.ا عبارت است از: بیاحتیاطی، بیمبالاتی، عدم مهارت و عدم رعایت نظامات دولتی[5]. هر چند قانونگذار خطای کیفری را به چهار دسته تقسیم نموده؛ اما همه این واژهها از یک وضع روانی حکایت دارند و آن غفلت و یا عدم پیش بینی واقعهای است که مرتکب میتوانست با اندکی دور اندیشی از آن اجتناب نماید.
اگر چه همه این واژهها از حیث ماهیت، امری مشترک هستند و اثر حقوقی واحدی بر آن مترتب میشود؛ اما از آنجایی که دادگاهها مکلفند در هر مورد، نوع خطای شخص را تعیین نمایند، به شرح هر یک میپردازیم.

بیاحتیاطی:
عدم توجه شخص به نتایج کاری که عرفا قابل پیشبینی است و در اثر آن صدمه یا ضرر و زیان به دیگری وارد آید. مرجع تشخیص بیاحتیاطی عرف است.[6] رانندهای که با سرعت زیاد در خیابان پر ازدحام، بدون کم کردن سرعت خود به رانندگی میپردازد و در نتیجه آن، با عابری برخورد مینماید؛ مرتکب بیاحتیاطی شده است زیرا عرفا چنین حادثهای قابل پیشبینی است و اگر این راننده کمی در مورد کار خویش میاندیشید که چه نتیجهای در بر خواهد داشت، اقدام به چنین کاری نمیکرد.[7]

بیمبالاتی:
بیمبالاتی همان بیاحتیاطی به صورت ترک فعل و خودداری از انجام عمل است.[8]مانند اینکه پیمانکار ساختمانی در کنار حفاریهای خود در مسیر رفت و آمد مردم، علایم هشدار دهنده را نصب ننماید و یا روی آنرا نپوشاند و از این طریق موجب صدمات جانی به اشخاص گردد.[9]بیمبالاتی، غفلت، مسامحه، سهل انگاری و اهمال از نظر معنی مترادفند. مرجع تشخیص بیمبالاتی عرف است.

عدم مهارت:
نداشتن توانایی جسمانی و روانی در انجام دادن کاری که حسن انجام آن مستلزم تواناییهای مذکور است. مثلا پزشکی که در یک عمل جراحی توانایی کافی را ندارد و مبادرت به انجام آن نموده و موجب مرگ یا نقص عضو بیمار شود، ضامن عدم مهارت خود میباشد.عدم مهارت، گاهی بدنی است همچون نداشتن چابکی و ورزیدگی لازم و گاهی روانی نظیر نادانی و عدم اطلاع. عدم مهارت گاهی منشأ تقصیرهای دیگر مانند بیاحتیاطی نیز میگردد مانند رانندهای که بدون آشنایی به فنون رانندگی به این کار میپردازد و به دلیل آنکه عملا قادر به پیشگیری از صدمه احتمالی نیست، بیاحتیاط نیز تلقی میگردد.[10]

عدم رعایت نظامات دولتی
مراد از نظامات دولتی، کلیه قواعد و مقرراتی است که از طرف مقامات صلاحیتدار به صورت قانون، تصویب نامه، آیین نامه یا دستور الزامی صادر میشود و اشخاص مکلف به رعایت آن هستند.[11]
قانونگذار برای حفظ سلامت جامعه و نظم عمومی مقرر داشته که تخلف از نظامات و مقررات دولتی که موجب ایراد صدمه به دیگران شود، نیز نوعی خطا محسوب میشود و مرتکب را در معرض مسؤولیت و مجازات قرار میدهد.[12]نادیده گرفتن این مقررات به هر دلیل، چنانچه به نتیجه مجرمانهای منتهی گردد موجب خطای کیفری خواهد بود. به عنوان مثال رانندهای که بدون توجه به تابلوی ورود ممنوع وارد کوچهای میشود و با اتومبیلی که از طرف دیگر وارد کوچه شده است، تصادف مینماید، این راننده مقصر خواهد بود زیرا عدم رعایت آیین نامه راهنمایی و رانندگی موجب بروز این حادثه شده است.[13] نقض این مقررات حتی اگر نتیجهای در بر نداشته باشد به عنوان تخلف قابل تعقیب خواهد بود. تشخیص عدم رعایت نظامات دولتی با عرف نبوده بلکه زمانی که دادگاه این امر را احراز نماید، مرتکب خطاکار و مقصر شناخته میشود.[14]




[1] شامبیاتی، هوشنگ؛ حقوق جزای عمومی، تهران، انتشارات ژوبین، 1375، چاپ نهم، جلد اول، 415

[2] اردبیلی، محمد علی؛ حقوق جزای عمومی، تهران، نشر میزان، 1382، چاپ اول، جلد اول، 246

[3] صانعی، پرویز؛ حقوق جزای عمومی، تهران، انتشارات طرح نو، 1388، چاپ دوم، 373

[4] همان، 370

[5] این مصادیق حصری است نه تمثیلی؛ پاد، ابراهیم؛ حقوق کیفری اختصاصی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1347، جلد اول، 167

[6] شامبیاتی، هوشنگ؛ پیشین، 416

[7] پاد، ابراهیم؛ پیشین، 169

[8] همان، 168

[9] ولیدی، محمد صالح؛ بایسته های حقوق جزای عمومی، تهران، انتشارات جنگل، 1388، چاپ اول، 244

[10] اردبیلی، محمد علی؛ پیشین، 249

[11] ولیدی، محمد صالح؛ پیشین، 245

[12] قاسم زاده، سید مرتضی؛ تجزیه و تحلیل مفهوم عنصر روانی جرم، فصلنامه دیدگاه های حقوقی، تابستان و پاييز 1377، شماره 10 و 11، 67

[13] ولیدی، محمد صالح؛ پیشین

[14] شامبیاتی، هوشنگ؛ پیشین،

خطا در لغت به معنی نادرست، ناراست و گناهی که از روی عمد نباشد،[1] بوده و در اصطلاح خطای کیفری وصف عملی است که به غفلت یا نسیان یا جهل یا اشتباه یا بیمبالاتی یا بیاحتیاطی کاری مخالف قانون کند.[2]
برای تحقق جرم، وجود قصد ارتکاب ضرورت دارد، ولی ماهیت این قصد در کلیهی جرایم یکسان نیست. گاه مرتکب عمل مجرمانه میخواهد که جرمی را مرتکب شود و ضمناً تحقق نتایج عمل خود را نیز خواستار میگردد. در این صورت اصطلاحا میگوییم که دارای قصد مجرمانه یا سوءنیت بوده و مرتکب جرم عمدی شده است. اما در بعضی موارد مرتکب جرم، عمل خود را با اراده انجام میدهد، ولی نتیجهی حاصله از آن را نمیخواهد و گاهی حتی این نتیجه را پیشبینی هم نمیکند. در این صورت عنصر روانی جرم از خطای جزایی تشکیل مییابد و جرم ارتکابی غیرعمدی یا خطئی خوانده میشود. [3] در این جرایم اگرچه نتیجهی عمل، مورد اراده و مقصود و مطلوب مرتکب نیست ولی چون فرد نتیجه را پیشبینی نکرده است از این جهت خطاکار محسوب و مستوجب کیفر است. شرط اساسی در این جرایم احراز وجود رابطهی علیت میان واقعه (مثلا قتل یا جرح) و خطای مرتکب (بیاحتیاطی و عدم مهارت و...) است.[4]
باید توجه داشت که در این گونه جرایم نمیتوان مطلقا قصد مجرمانه را به عنوان تمایل به ارتکاب عمل یا ترک عملی که مورد نهی قانون قرار گرفته است نادیده انگاشت، اما به دلیل عدم تنجز این قصد از آن چشم میپوشند.[5]
قانونگذار خطاي جزايي را تعریف نکرده و تنها به ذکر موارد و مصادیق آن بسنده کرده است.[6] در موادی از قانون مجازات اسلامی از «بیاحتیاطی یا بیمبالاتی یا عدم رعایت نظامات دولتی یا عدم رعایت مهارت راننده» سخن به میان آمده است، مثلا مادهی 616 همین قانون قتل غیرعمد را قتلی دانسته که «به واسطهی بیاحتیاطی یا بیمبالاتی یا اقدام به امری که مرتکب در آن مهارت نداشته است یا به سبب عدم رعایت نظامات واقع شود.»
در تعریف خطای جزایی یا تقصیر میتوان آن را انجام دادن یا ترک کار نادرستی دانست که پیشبینی حدوث نتیجهی سوء آن در همان شرایط وقوع برای هرشخص متعارف و محتاطی محتمل میباشد.[7]

عناصر تقصیر جزایی
1. وقوع رفتار نادرست زیانبار
بدون تردید برای اینکه شخصی را مقصر بشناسیم باید یک رفتار مادی خارجی محسوس و ملموس برخلاف نظامات اجتماعی از او صادر شده و سرزده باشد. این رفتار ممکن است به صورت فعل مثبت باشد مثل رانندگی با سرعت بیش از حد یا به صورت یک فعل منفی باشد مانند رانندگی با ماشینی که از قبل به عیب ترمزهای آن آگاهی داشتهایم.
2. توجیه جنبهیعینی و خارجی رفتار نادرست
مقصود از جنبههای عینی و اجتماعی رفتار نادرست این است که در بررسی تقصیر ناشی از بیاحتیاطی یا غفلت، که باعث ورود صدمه یا زیان شده است، باید رفتار نادرست مرتکب جرم را با رفتار فرد متوسط و عادی که نماینده ومظهر اخلاق و رسوم اجتماعی است مقایسه و ارزیابی کرد، تا معلوم شود که اگر چنین انسان متعارفی در همان شرایط حاکم بر وقوع جرم قرار میگرفت چه رفتاری را از خود نشان میداد. مثلا در یک حادثهی رانندگی برای تمییز تقصیر رانندهی آن باید رفتار او را با رفتار یک رانندهی عادی و در شرایط وقوع حادثه با توجه به عرف و نظامات حاکم ارزیابی کرد. درصورتی که رفتار مرتکب جرم با رفتار رانندهی عادی تفاوت داشت او را مقصر و بیاحتیاط میشناسیم.[8]

درجهبندی تقصیر یا خطای جزایی
در حقوق برخی از کشورها تقصیر را از نظر شدت و ضعف آن به تقصیر سنگین و تقصیر سبک و بسیار سبک تقسیم میکنند.[9] این درجهبندی در سیستم حقوقی ما سابقه و مبنایی نداشته است. اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تدوینکنندگان ق.م.ا با توجه به منابع و فتاوای معتبر اسلامی، در کتاب دیات و در بیان موارد دیه در مادهی 295 برای تقصیر مراتبی قایل شدند، یعنی خطا یا تقصیر را به خطای محض و خطای شبه عمد تقسیم کردند.[10] در تعریف این دو اصطلاح قانونگذار در این ماده بیان میکند: «الف- قتل یا جرح یا نقص عضو که بهطور خطای محض واقع میشود و آن در صورتی است که جانی نه قصد جنایت نسبت به مجنیعلیه را داشته باشد و نه قصد فعل واقع شده بر او را... ب- قتل یا جرح یا نقص عضوی که به طور خطای شبه عمد واقع میشود و آن در صورتی است که جانی قصد فعلی را که نوعا سبب جنایت نمیشود داشته باشد و قصد جنایت را نسبت به مجنی علیه نداشته باشد...»
قانونگذار ثمرهی این تفکیک را در مسئول پرداخت آن دانسته است. مادهی 304 و 306 ق.م.ا در این مورد بیان میکنند: «در قتل عمد وشبه عمد مسؤول پرداخت دیه خود قاتل است» و «در خطای محض دیهی قتل و همچنین دیهیجراحت موضحه و دیهی جنایتهای زیادتر از آن به عهدهیعاقله میباشد و دیهی جراحتهای کمتر از آن به عهدهی خود جانی است...»

اقسام تقصیر جزایی
اقسام تقصیر جزایی را قانونگذار زیر عناوین اصطلاحات معین بیاحتیاطی، بیمبالاتی، عدم مهارت و عدم رعایت نظامات دولتی ذکر کرده است. تبصرهی ذیل مادهی 336 ق.م.ا بیان میکند: «تقصیر اعم است از بیاحتیاطی،بیمبالاتی، عدم مهارت و عدم رعایت نظامات دولتی.»

1. بیاحتیاطی
منظور از بیاحتیاطی آن است که شخص بدون توجه به نتایج عملی که عرفا قابل پیشبینی است، اقدام به عملی میکند که منتهی به قتل یا صدمات بدنی شخص دیگر یا ضرر بر او شود و بیاحتیاط کسی است که به نتایج عمل خود نمیاندیشد والا اگر قبلا کمی در مورد کار خود میاندیشد که چه نتیجهای در بر خواهد داشت، اقدام به چنین کاری نمیکرد. [11] مثلا رانندهای در سر چهارراه باریکی با سرعت بیش از حد مقرر اتومبیلش را میراند و حادثه میآفریند. این یک نوع بیاحتیاطی است که کیفر آن 3 ماه تا دو سال حبس و تادیهی دیه در صورت مطالبهی آن از ناحیهی اولیای دم خواهد بود.[12]

2. بیمبالاتی
بیمبالاتی، غفلت، مسامحه، سهلانگاری و اهمال از نظر معنی مترادفند. مقصود از بیمبالاتی ترک تکلیفی است که مقتضای پیشگیری از نتایج ناخواستهي مجرمانه است. اگر کسی به هر دلیلی از ادای این تکلیف غافل بماند و در نتیجهی آن جرمی واقع شود در مقابل آن جرم مسئول است.[13]
بدین ترتیب میتوان گفت که بیمبالاتی در واقع همان بیاحتیاطی است که در مورد جرائم ترک فعل مصداق پیدا میکند. یعنی افراد مؤظف به انجام عملی هستند تا خطری برای دیگران به وجود نیاید.[14] برای مثال اگر تهیه کنندهیمواد خوراکی و آشامیدنی یا آرایشی و بهداشتی بر اثر اهمال در سنجش و به کار بردن ترکیباتی که در ساختن مواد مذکور لازم است، موجب بیماری یا آسیبی گردد مرتکب بیمبالاتی شده است.
برای اینکه ببینیم عملی، از مصادیق بیاحتیاطی یا بیمبالاتی است یا نه، باید به عرف تودهی مردم و در صورتیکه مسأله جنبهی تخصصی داشته باشد، به عرف و رویهی همان رشته و فن خاص توجه کنیم. در این زمینه آرای متعددی از دیوان عالی کشور صادر شده است که به یکی از آنها اشاره میشود: «تشخیص بیاحتیاطی بسته به عرف و عادت است و چون رانندهی محتاط موقع حرکت دادن اتومبیل به زیر آن نگاه نمیکند و مردم هم عادتا زیر اتومبیل نمیخوابند، بنابراین اگر شاگرد راننده بدون اطلاع زیر کامیون بخوابد و راننده هر چه او را صدا بزند جوابی نشنود و کامیون را حرکت دهد و شاگرد زیر چرخ بماند و فوت کند، چون عادتا و عرفا از راننده بیاحتیاطی سر نزده بزهکار شناخته نمیشود و قابل مجازات نیست.»[15]

3. عدم مهارت
عدم مهارت یعنی نداشتن توانایی جسمانی و روانی در انجام دادن کاری که حسن انجام آن مستلزم داشتن تواناییهای مذکور است. نداشتن چابکی و ورزیدگی (عدم مهارت بدنی) و یا نادانی و عدم اطلاع (عدم مهارت روانی) گاه خود منشأ تقصیرهای دیگر مانند بیاحتیاطی یا بیمبالاتی است. رانندهای که بدون آشنایی به فنون رانندگی به این کار میپردازد، به دلیل آنکه عملا قادر به امتناع از خطر و پیشگیری از صدمهی احتمالی نیست بیاحتیاط نیز تلقی میشود. پیروی از الگوی عام رفتار و مورد انتظار جامعه ایجاب میکند که هر کس در انجام دادن کاری که بر حسب تکلیف و یا به اختیار پذیرفته است مطلع و ماهر باشد.[16]

4. عدم رعایت نظامات دولتی
نظامات دولتی به انواع قوانین، تصویبنامهها، آییننامه و بخشنامه اطلاق میگردد که کلیهی افراد ملزم به رعایت آن میباشند. صرف خطا موجب مسئولیت کیفری نخواهد شد بلکه باید بین عدم رعایت نظامات دولتی و صدمهی وارده علیت وجود داشته باشد و اگر رابطهی علیت موجود نباشد، مسئولیت کیفری از این لحاظ منتفی خواهد بود.[17]
تشخیص عدم رعایت نظامات دولتی با عرف نمیباشد بلکه زمانی که دادگاه این امر را تشخیص دهد، مرتکب را خطاکار و مقصر شناخته و طبق مقررات مجازات خواهد کرد.[18]


[1]. عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، تهران، امیرکبیر، چاپ 28،1386، جلد اول، ص866

[2]. جعفری لنگرودی، محمدجعفر، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، تهران، گنج دانش، 1378، جلد 3، شماره 6659، ص1818

[3]. شامیاتی، هوشنگ؛ حقوق جزای عمومی، تهران، پاژنگ، 1371، جلد اول، ص 308

[4]. گلدوزیان، ایرج، بایستههای حقوق جزای عمومی، تهران، میزان، چاپ دوازدهم، 1384، ص183

[5]. نوربها، رضا؛ زمینه حقوق جزای غمومی، تهران، کتابخانه گنج دانش، چاپ یازدهم، 1383، ص 198

[6]. اردبیلی، محمدعلی؛ حقوق جزای عمومی، تهران، میزان، چاپ هشتم، 1384، جلد اول، ص246

[7]. ولیدی،محمدصالح؛ بایستههای حقوق جزای عمومی، تهران، جنگل،1388، ص239

[8]. همان، ص 240

[9]. کاتوزیان، ناصر؛ حقوق مدنی، مسئولیت مدنی، ضمان قهری، به نقل از ولیدی، محمد صالح، همان ص 240

[10]. ولیدی، محمد صالح،پيشين، ص 241

[11]. شامبیاتی هوشنگ، پيشين، ص 379

[12]. ماده 714 ق.م.ا

[13]. اردبیلی، محمد علي؛ پيشين، ص 249

[14]. شامبیاتی، هوشنگ؛ پيشين ص 380

[15]. صانعی، پرویز؛ حقوق جزاي عمومي، تهران، گنج دانش، چاپ ششم،1374، جلد اول، ص328

[16]. اردبیلی، محمدعلي؛ پيشين، ص 249

[17] شامبیاتی، هوشنگ، پيشين، ص 382

[18]. همان؛ ص 382





جرم انتظامي يا تخلف انتظامي عبارت است از نقض مقررات صنفي يا گروهي که اشخاص به تبع عضويت در گروه آنرا پذيرفته اند مثل جرم کانون هاي صنفي وکلا، سردفتران و اصناف مشابه ؛ به بيان ديگر جرم ماده 68 ق.ث خطاي کيفري نيز تعريف ميشود .
خطاي کيفري همان تقصير است که عنصر رواني جرايم غير عمدي است و مصاديق اين نوع جرم در ماده 336 ق. م.ا[10] آورده شده ، موارد آن عبارتند از جرائم ناشي از بي احتياطي ، جرائم ناشي از بي مبالاتي و جرم ناشي از عدم مهارت و جرم ناشي از عدم رعايت نظامات دولتي است.
عدم رعايت نظامات دولتي شامل هر نوع مقررات کلي است اعم از قانون، تصويب نامه، آئين نامه، دستور کار، و غيره که نقض نظم محسوب مي شود. به بيان ديگر نقض نظامات دولتي بدون آنکه نتيجه اي در برداشته باشد مي تواند جرم و به عنوان تخلف قابل تعقيب باشد. اين جرم عيناً در ماده 22 قانون دفاتر اسناد رسمي تکرار شده است ماده مذکور اشعار مي دارد «همين که ملکي مطابق قانون در دفتر املاک به ثبت رسيد دولت فقط کسي را که ملک به اسم او ثبت شده و يا کسي را که ملک مزبور به او منتقل گرديده و اين انتقال نيز در دفتر املاک به ثبت رسيده يا اين که ملک مزبور از مالک رسمي ارثاً به او رسيده باشد ، مالک خواهد شناخت . در مورد ارث هم ملک وقتي در دفتر املاک به اسم وارث ثبت مي شود که وراثت و انحصار آنها محرز و در سهم الارث بين آنها توافق بوده و يا در صورت اختلاف ، حکم نهايي در آن باب صادر شده باشد.»

نهـــا
1391,08,30, ساعت : 22:01
دوست خوبم...
با این شیوه به نتیجه ی مطلوبی نخواهید رسید... و این تاپیک کمکی به شما نخواهد کرد... برای یک تحقیق میدانی، گام اول استفاده از یک پرسشنامه هست، تا نتایج به دست آمده قابل تفسیر و تحلیل باشند...
اگر برای تحقیقتون پرسش نامه ای در نظر بگیرید به نتایج بهتری خواهید رسید...

~mehrnaz~
1391,08,30, ساعت : 22:04
دقیق این چیزاشو بلد نیستم یعنی نمیدونم چطوری باید پرسش نامه در بیارم

نهـــا
1391,08,30, ساعت : 22:07
سلام.لطفا یه تحقیق در مورد اصل عدم قطعیت هایزنبرگ به همرا تاریخچه و اثبات رابطش میخواستم....ویکیپدیا نباشه لطفا:-2-28-:

سلام...
این مطالب رو ببینید:

دید کلی

در اوایل قرن نوزدهم ، موفقیت نظریههای علمی ، "مارکی دو لاپلاس" را متقاعد ساخته بود که جهان بطور دربست از جبر علمی پیروی میکند. وی معتقد بود اگر وضعیت جهان در لحظهای معین از زمان ، کاملا معلوم باشد، میتوان وضعیت آن را در زمانهای بعدی نیز براحتی با قوانین علمی پیش بینی نمود. بطور مثال ، اگر وضعیت خورشید و سایر سیارات منظومه شمسی را در زمانی معین داشته باشیم، میتوانیم وضعیت منظومه شمسی را در هر زمان دلخواه توسط قوانین گرانش نیوتون پیش بینی کنیم.

این مسئله ، در مکانیک کلاسیک کاملا بدیهی به نظر میرسد و میتوان آن را براحتی اثبات نمود. اما لاپلاس از این هم فراتر رفت و گفت این مسئله برای تمامی پدیدهها از جمله رفتار بشر صادق است و قوانین مشابهی وجود دارد که تمام پدیدههای جهان را پیش بینی میکند. با اینکه این مطلب با مخالفت بسیاری از افراد که میپنداشتند این دیدگاه به آزادی خداوند در دخالت در امور جهان خدشه وارد میکند روبرو شد، اما تا اوایل قرن حاضر ، این فرض ، تنها فرض مورد قبول اهل علم باقی ماند.



http://www.ngdir.ir/SiteLinks/Kids/Image/geology-farsi/laplace-aza.jpg
لاپلاس

نظریه ریلی - جینز

یکی از نخستین نشانههای سست بودن این باور ، کارهای دانشمندان انگلیسی ، "لرد ریلی" و "سر جیمز جینز" بود. آنها با ارائه قانون مشهور خود (قانون ریلی - جینز) ، نشان دادند که یک جسم داغ ، مثل یک ستاره باید بطور نامتناهی انرژی تابش کند. برای نمونه ، یک جسم داغ ، باید همان مقدار انرژی در قالب امواج با بسامدهای یک و دو میلیون میلیون موج در ثانیه تابش کند که در قالب امواج با بسامدهای دو و سه میلیون میلیون موج در ثانیه تشعشع میکند.

از آنجا که تعداد امواج تابش شده در ثانیه نامحدود است، میزان انرژی تابشی نیز نامتناهی خواهد بود.
فرضیه پلانک

برای اجتناب از این نتیجه مضحک ، دانشمند آلمانی ، "ماکس پلانک" در سال 1900 اظهار داشت که امواج الکترومغناطیسی میتوانند به میزان دلخواهی گسیل شوند، اما این گسیل در بستههای معینی بنام کوانتوم انجام میپذیرد. به علاوه هر کوانتوم مقدار معینی انرژی داراست که رابطه مستقیمی با بسامد موج دارد (E=hn). بنابراین در فرکانسهای بالا ، گسیل یک کوانتوم منفرد انرژی بیشتری نیاز دارد.

از این رو ، تابش در بسامدهای بالا کاهش مییابد و میزان انرژیی که جسم از دست میدهد، مقداری معین و متناهی میشود.



http://www.ngdir.ir/SiteLinks/Kids/Image/geology-farsi/wave1-aza.jpg
به میان آمدن اصل عدم قطعیت

در سال 1926، دانشمند آلمانی دیگری به نام "ورنر هایزنبرگ" ، با استفاده از فرضیه پلانک ، اصل معروف خود را بنام اصل عدم قطعیت تدوین نمود. برای پیش بینی وضعیت بعدی یک جسم ، باید وضعیت و سرعت کنونی آن را اندازه گیری نماییم. بدیهی است برای محاسبه ، باید ذره را در پرتو نور (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%86%D9%88%D8%B1) مورد مطالعه قرار دهیم. برخی از امواج نور ، توسط ذره ، پراکنده خواهند شد و در نتیجه وضعیت ذره مشخص میشود.

اما دقت اندازه گیری وضعیت یک ذره به ناگزیر از فاصله بین تاجهای متوالی نور کمتر است. برای تعیین دقیق وضعیت ذره ، باید از نوری با طول موج کوتاه استفاده نمود، اما بنا بر فرض کوانتوم پلانک نمیتوانیم هرقدر که دلمان خواست مقدار نور را کم کنیم. میتوانیم حداقل از یک کوانتوم نور استفاده کنیم. این کوانتوم ذره را متأثر خواهد ساخت و بطور پیش بینی ناپذیری ، سرعت آن را تغییر خواهد داد.

از طرف دیگر برای آنکه بتوانیم وضعیت ذره را دقیقتر محاسبه نماییم، باید از نوری با طول موج کوتاهتر استفاده نماییم و در این صورت انرژی هر کوانتوم نور افزایش یافته و سرعت ذره ، بیشتر دستخوش تغییر خواهد شد. این بدان معناست که هرچه بخواهیم مکان ذره را دقیقتر اندازه بگیریم، دقت اندازه گیری سرعت آن کمتر میشود و بالعکس.



http://www.ngdir.ir/SiteLinks/Kids/Image/geology-farsi/Quantum-aza.gif
اصل عدم قطعیت هایزنبرگ

هایزنبرگ نشان داد عدم قطعیت در اندازه گیری مکان ذره ، ضرب در عدم قطعیت در سرعت آن ، ضرب در جرم ذره ، نمیتواند از عدد معینی که به ثابت پلانک معروف است کمتر شود. همچنین این حد ، به راه و روش اندازه گیری وضعیت و سرعت ذره بستگی نداشته و مستقل از جرم ذره است.
اصل عدم قطعیت هایزنبرگ ، خاصیت بنیادین و گریز ناپذیر جهان است.
اصل عدم قطعیت ، ناقض فرضیه لاپلاس

این اصل مهر پایانی بود بر نظریه لاپلاس. تنها در صورتی که مشاهده جهان به صورتی باشد که در آن ، اختلالی ایجاد نکرده و وضع فعلی آن را تغییر ندهد، میتوانیم امیدوار باشیم که اصل عدم قطعیت راه ما را برای شناختن رویدادهای آینده سد نخواهد کرد که البته ، این امر کاملا غیر ممکن است، زیرا تنها ابزار شناسایی ما امواج میباشند. اما هنوز میتوان تصور کرد که مجموعه ای از قانونها وجود دارد که برای موجودات ماوراء طبیعیی که میتوانند بدون استفاده از امواج ، جهان را مشاهده کنند، چند و چون رویدادها را بطور کامل تعیین میکند.

با این حال مدلهای اینچنینی از جهان ، چندان دردی از ما موجودات فانی و معمولی این دنیا دوا نمیکند. بهتر است به اصل صرفه جویی که به تیغ اکام مشهور است پایبند باشیم و همه جنبههای نظریه را که مشاهده پذیر نیست کنار بگذاریم.


نگاه اجمالی

در هر شاخهای از علوم قواعد و قوانین خاصی وجود دارند که صحت و درستی این قوانین بدون اثبات پذیرفته میشود. اینگونه قواعد را اصل مینامند. بنابراین در هر علمی تعدادی اصل علمی وجود دارد که برای متخصصین آن علم بطور کامل آشنا هستند. به عنوان مثال آلبرت انیشتین در بیان نظریه نسبیت خاص (http://danesh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%86%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AA+%D8% AE%D8%A7%D8%B5) خود ، ثبات سرعت نور در تمام چارچوبهای لخت را به عنوان یک اصل میپذیرد. بیشترین کاربرد اصول در اثبات روابط و خصوصیات دیگری است که بعدا بیان میشود. اصل عدم قطعیت یک نمونه از هزاران اصلی است که در علم فیزیک (http://danesh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%84%D9%85+%D9%81%DB%8C%D8% B2%DB%8C%DA%A9) وجود دارد.
پیدایش عدم قطعیت

http://danesh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/9/97/PH_A_A_GH01.jpg
در اوایل قرن نوزدهم ، موفقیت نظریههای علمی ، "مارکی دو لاپلاس (http://danesh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%84%D8%A7%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B 3)" را متقاعد ساخته بود که جهان بطور دربست از جبر علمی پیروی میکند. وی معتقد بود اگر وضعیت جهان در لحظهای معین از زمان ، کاملا معلوم باشد، میتوان وضعیت آن را در زمانهای بعدی نیز براحتی با قوانین علمی پیش بینی نمود. بطور مثال ، اگر وضعیت خورشید و سایر سیارات منظومه شمسی را در زمانی معین داشته باشیم، میتوانیم وضعیت منظومه شمسی (http://danesh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%8 7+%D8%B4%D9%85%D8%B3%DB%8C) را در هر زمان دلخواه توسط قوانین گرانش نیوتون پیش بینی کنیم.

این مسئله ، در مکانیک کلاسیک کاملا بدیهی به نظر میرسد و میتوان آن را براحتی اثبات نمود. اما لاپلاس از این هم فراتر رفت و گفت این مسئله برای تمامی پدیدهها از جمله رفتار بشر صادق است و قوانین مشابهی وجود دارد که تمام پدیدههای جهان را پیش بینی میکند. با اینکه این مطلب با مخالفت بسیاری از افراد که میپنداشتند این دیدگاه به آزادی خداوند در دخالت در امور جهان خدشه وارد میکند روبرو شد، اما تا اوایل قرن حاضر ، این فرض ، تنها فرض مورد قبول اهل علم باقی ماند.

بعد از اینکه دوبروی نظریه خود مبنی بر انتساب موج به ذرات مادی را بیان کرد، این امواج تا اندازهای نامفهوم بودند. همچنین در این زمان سوال دیگری مطرح بود، مبنی بر اینکه قوانین مکانیک کوانتومی (http://danesh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A 9+%DA%A9%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%85%DB%8C ) چه تاثیری بر مفاهیم مکانیک کلاسیک (http://danesh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A 9+%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9) دارند. هایزنبرگ اشکال را از سرچشمه آن مورد نظر قرار داد، یعنی دستورها و روشهای معمولی مشاهده را در مورد پدیدههایی با مقیاس اتمی بکار برد. در تجربیات روزانه ، میتوانیم هر پدیدهای را مشاهده کنیم و خواص آن را اندازه بگیریم، بدون آنکه پدیده مورد نظر را تحت تاثیر قرار دهیم. در دنیای اتم هرگز نمیتوانیم اختلال و آشفتگی را که حاصل از دخالت دادن وسایل اندازه گیری است، مورد بررسی قرار دهیم. انرژیها در این مقیاس به اندازهای کوچک هستند که حتی در اندازه گیری که با حداکثر آرامش انجام گرفته ، ممکن است آشفتگیهای اساسی در پدیده مورد آزمایش پدید آورد و نمیتوان مطمئن بود که نتایج اندازه گیری واقعا آنچه را در نبودن وسایل اندازه گیری روی میداد، توصیف میکند. ناظر و وسیله اندازه گیری یک قسمت از پدیده را مورد بررسی هستند.

اصولا چیزی به عنوان پدیده فیزیکی به خودی خود وجود ندارد. در همه حالات ، یک عمل متقابل کاملا اجتنابناپذیر میان ناظر و پدیده وجود دارد. هایزنبرگ این موضوع را از طریق ملاحظه مسئله دنبال کردن یک ذره مادی متصور ساخت. در جهان ماکروسکوپیک میتوانیم حرکت یک توپ پینگ پنگ را ، بدون آنکه مسیر آن را تحت تاثیر قرار دهیم، تعقیب کنیم. اما در مورد مسیر حرکت یک الکترون (http://danesh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D9%8 8%D9%86) هرگز وضع به همین منوال نیست و تعقیب الکترون بدون متاثر ساختن مسیر حرکت تقریبا غیر ممکن است و همین امر سبب ایجاد یک عدم قطعیت در مشاهدات ما میگردد.



http://danesh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/d/dd/electron.jpg
نظریه ریلی - جینز

یکی از نخستین نشانههای سست بودن این باور ، کارهای دانشمندان انگلیسی ، "لرد ریلی" و "سر جیمز جینز" بود. آنها با ارائه قانون مشهور خود (قانون ریلی - جینز) ، نشان دادند که یک جسم داغ ، مثل یک ستاره باید بطور نامتناهی انرژی تابش کند. برای نمونه ، یک جسم داغ ، باید همان مقدار انرژی در قالب امواج با بسامدهای یک و دو میلیون میلیون موج در ثانیه تابش کند که در قالب امواج با بسامدهای دو و سه میلیون میلیون موج در ثانیه تشعشع میکند. از آنجا که تعداد امواج تابش شده در ثانیه نامحدود است، میزان انرژی تابشی نیز نامتناهی خواهد بود.
فرضیه پلانک

برای اجتناب از این نتیجه مضحک ، دانشمند آلمانی ، "ماکس پلانک (http://danesh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%D8%A7%DA%A9%D8%B3+%D9%BE%D9% 84%D8%A7%D9%86%DA%A9)" در سال 1900 اظهار داشت که امواج الکترومغناطیسی (http://danesh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AC+%D8% A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%85%D8%BA%D9%86 %D8%A7%D8%B7%DB%8C%D8%B3%DB%8C) میتوانند به میزان دلخواهی گسیل شوند، اما این گسیل در بستههای معینی بنام کوانتوم انجام میپذیرد. به علاوه هر کوانتوم مقدار معینی انرژی داراست که رابطه مستقیمی با بسامد موج دارد (E = nh). بنابراین در فرکانسهای بالا ، گسیل یک کوانتوم منفرد انرژی بیشتری نیاز دارد. از این رو ، تابش در بسامدهای بالا کاهش مییابد و میزان انرژیی که جسم از دست میدهد، مقداری معین و متناهی میشود.
به میان آمدن اصل عدم قطعیت

در سال 1926، دانشمند آلمانی دیگری به نام "ورنر هایزنبرگ" ، با استفاده از فرضیه پلانک ، اصل معروف خود را بنام اصل عدم قطعیت تدوین نمود. برای پیش بینی وضعیت بعدی یک جسم ، باید وضعیت و سرعت کنونی آن را اندازه گیری نماییم. بدیهی است برای محاسبه ، باید ذره را در پرتو نور (http://danesh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%86%D9%88%D8%B1) مورد مطالعه قرار دهیم. برخی از امواج نور ، توسط ذره ، پراکنده خواهند شد و در نتیجه وضعیت ذره مشخص میشود. اما دقت اندازه گیری وضعیت یک ذره به ناگزیر از فاصله بین تاجهای متوالی نور کمتر است. برای تعیین دقیق وضعیت ذره ، باید از نوری با طول موج کوتاه استفاده نمود، اما بنا بر فرض کوانتوم پلانک نمیتوانیم هرقدر که دلمان خواست مقدار نور را کم کنیم. میتوانیم حداقل از یک کوانتوم نور استفاده کنیم. این کوانتوم ذره را متأثر خواهد ساخت و بطور پیش بینی ناپذیری ، سرعت آن را تغییر خواهد داد.

از طرف دیگر برای آنکه بتوانیم وضعیت ذره را دقیقتر محاسبه نماییم، باید از نوری با طول موج کوتاهتر استفاده نماییم و در این صورت انرژی هر کوانتوم نور افزایش یافته و سرعت ذره ، بیشتر دستخوش تغییر خواهد شد. این بدان معناست که هرچه بخواهیم مکان ذره را دقیقتر اندازه بگیریم، دقت اندازه گیری سرعت آن کمتر میشود و بالعکس.
اصل عدم قطعیت هایزنبرگ

هایزنبرگ نشان داد عدم قطعیت در اندازه گیری مکان ذره ، ضرب در عدم قطعیت در سرعت آن ، ضرب در جرم ذره ، نمیتواند از عدد معینی که به ثابت پلانک معروف است کمتر شود. همچنین این حد ، به راه و روش اندازه گیری وضعیت و سرعت ذره بستگی نداشته و مستقل از جرم ذره است.



http://danesh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh/math/eaa0a42bfdac8a539028ff69190eaff3.png



اصل عدم قطعیت هایزنبرگ ، خاصیت بنیادین و گریز ناپذیر جهان است.





http://danesh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/e/ec/atom_animation.gif
عدم قطعیت در مورد حرکت الکترون به دور هسته
رابطه عدم قطعیت با اصل مکملی

اصل مکملی (http://danesh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D8%B5%D9%84+%D9%85%DA%A9%D9% 85%D9%84%DB%8C) نشان میدهد که کاربرد همزمان توصیفهای موجی و ذرهای در مورد یک ذره مادی مانند فوتون (http://danesh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%81%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%86) غیرممکن است. در صورتی که یکی از این دو توصیف را انتخاب کنیم، توصیف دیگر کنار گذاشته میشود. به عنوان مثال ، اگر تابش الکترومغناطیسی را به زبان ذرات بیان کنیم و مکان فوتون را در هر لحظه با دقت کامل تعیین کنیم، در آن صورت عدم قطعیت در مکان و زمان هر دو صفرند. اما از طرف دیگر ، عدم قطعیت در آنچه که به موج فوتون نسبت داده میشود (طول موج (http://danesh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B7%D9%88%D9%84+%D9%85%D9%88%D8% AC) و فرکانس (http://danesh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%81%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%B 3)) بینهایت بزرگ خواهد بود.

در عوض اگر توصیف موجی را بکار ببریم، در اینصورت عدم قطعیت در تعیین فرکانس و طول موج صفر بوده ولی عدم قطعیت در مکان و زمان بینهایت خواهد بود. بنابراین یک رابطه بین عدم قطعیت در فرکانس و زمان و نیز بین مکان و طول موج وجود خواهد داشت. به بیان دیگر ، حاصلضرب ΔtΔE (عدم قطعیت در فرکانس و زمان) و ΔxΔp (عدم قطعیت در طول موج و مکان) مقداری ثابت خواهد بود، یعنی اگر به عنوان مثال ΔE افزایش یابد، Δt کاهش خواهد یافت و بر عکس.
رابطه عدم قطعیت اندازه حرکت و مکان

یکی از مهمترین مشاهدات کیفی که در بحث بسته موج (http://danesh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87+%D9%85%D9% 88%D8%AC) صورت میگیرد، رابطه بین پهنای بسته موج در دو فضای مکان و اندازه حرکت است. این دو کمیت باهم رابطه عکس دارند، یعنی هرگاه پهنای بسته موج در فضای مکان بیشتر باشد، بر عکس در فضای اندازه حرکت کمتر خواهد بود. به گونهای که حاصلضرب همواره بزرگتر یا مساوی ħ خواهد بود. ħ کمیت ثابتی است که به صورت نسبت ثابت پلانک بر عدد 2π تعریف میشود. به عبارت دیگر ، رابطه عدم قطعیت هایزنبرگ در مورد اندازه حرکت و مکان به صورت زیر است:


ΔpΔx≥ħ

رابطه عدم قطعیت انرژی و زمان

میدانیم که نظریه پلانک و به تبع آن کارهای انیشتین نشان داد که انرژی به صورت کوانتاهای انرژی با مقدار hv میباشد، به عبارت دیگر ، انرژی به صورت E = hv بیان میشود. اگر این رابطه را در رابطه مربوط به عدم قطعیت در فرکانس و زمان قرار دهیم، در این صورت رابطه معروف عدم قطعیت هایزنبرگ در مورد انرژی و زمان به صورت زیر حاصل میگردد:


ΔEΔt ≥ ħ

اصل عدم قطعیت ، ناقض فرضیه لاپلاس

این اصل مهر پایانی بود بر نظریه لاپلاس. تنها در صورتی که مشاهده جهان به صورتی باشد که در آن ، اختلالی ایجاد نکرده و وضع فعلی آن را تغییر ندهد، میتوانیم امیدوار باشیم که اصل عدم قطعیت راه ما را برای شناختن رویدادهای آینده سد نخواهد کرد که البته ، این امر کاملا غیر ممکن است، زیرا تنها ابزار شناسایی ما امواج میباشند. اما هنوز میتوان تصور کرد که مجموعه ای از قانونها وجود دارد که برای موجودات ماوراء طبیعیی که میتوانند بدون استفاده از امواج ، جهان را مشاهده کنند، چند و چون رویدادها را بطور کامل تعیین میکند.

با این حال مدلهای اینچنینی از جهان ، چندان دردی از ما موجودات فانی و معمولی این دنیا دوا نمیکند. بهتر است به اصل صرفه جویی که به تیغ اکام مشهور است پایبند باشیم و همه جنبههای نظریه را که مشاهده پذیر نیست کنار بگذاریم.

ﺍﺻﻞ ﻋﺪﻡ ﻗﻄﻌﻴﺖ ﻫﺎﻳﺰﻧﺒﺮﮒ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﺍﻧﺮﮊﻱ ﺍﻟﻜﺘﺮﻭﻥ (http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=3&cad=rja&ved=0CEQQFjAC&url=http%3A%2F%2Folympiad.roshd.ir%2Fchemistry%2Fc ontent%2Fpdf%2F0606.pdf&ei=A82rUPHyOeO90QX0-YC4CQ&usg=AFQjCNEsiqSenjvXKDQ-kidZVXm0Ma1J7Q)

نهـــا
1391,08,30, ساعت : 22:20
دقیق این چیزاشو بلد نیستم یعنی نمیدونم چطوری باید پرسش نامه در بیارم

تحقیقتون برای چه مقطعی هست؟

مثلاا من چند تا سوال برای «نقش یک فروم مجازی مانند نودهشتیا در ارتباطات» رو مطرح میکنم:

1- جنسیت؟
الف)زن ب)مرد

2- سن؟
الف) زیر 15 سال.... ب) 15 تا 18 سال.... ج) 18 تا 21 سال... د) 21 تا 24 سال... ه) بالای 24 سال

3-در طول شبانه روز چند ساعت در این سایت سپری میکنید؟
الف) کمتر از 1 ساعت....ب) 1 تا 3 ساعت... ج) 3 تا 5 ساعت.... د) بیشتر از 5 ساعت

4- از کدام قسمت فروم بیشتر استفاده میکنید؟
الف) دانلود کتاب... ب) بحث و گفتگو.... ج) گفتگو با دوستان... د) سرگرمی و تفریح

~mehrnaz~
1391,08,30, ساعت : 22:21
بله برای ترم یک خبرنگاری
اما من بیشتر باید رو روابط کار کنم برای همین...

r!ma
1391,09,01, ساعت : 17:16
سلام
من میخواستم برای درس مشاوره و برنامه ریزی تحصیلی یه تحقیق درباره ی مهندسی معماری ارائه بدم که باید کامل هم باشه،البته خودم یه سری مطلب پیدا کردم ولی فکر میکنم کامل نیست
میشه کمکم کنید؟:-2-15-:
مقلن یه سری مطلب درباره ی رتبه ای که برای کنکور لازمه و هزینه های این رشته و دانشگاه هایی که این رتبه رو دارن و آینده ی شغلی و این چیزا.
ممنون میشم اگه کمکم کنید:-2-39-:
کسی کمکم نمیکنه؟:-2-15-::-2-39-:؟

نهـــا
1391,09,01, ساعت : 20:47
سلام
من میخواستم برای درس مشاوره و برنامه ریزی تحصیلی یه تحقیق درباره ی مهندسی معماری ارائه بدم که باید کامل هم باشه،البته خودم یه سری مطلب پیدا کردم ولی فکر میکنم کامل نیست
میشه کمکم کنید؟:-2-15-:
مقلن یه سری مطلب درباره ی رتبه ای که برای کنکور لازمه و هزینه های این رشته و دانشگاه هایی که این رتبه رو دارن و آینده ی شغلی و این چیزا.
ممنون میشم اگه کمکم کنید:-2-39-:

سلام
این مطالب رو ببین:

معماری در لغت به معنای علم بنایی و ابعاد سازی آمده است و معمار به معنای بسیار عمارت کننده آنکه عمارت کند وموجب رونق و تعالی گردد وعمارت نیز به معنی آبادی است. لغات هم ریشه معماری و عمارت نیز همه معنایی از آبادانی و زندگی و حیات را درخود دارند. معمر به معنای طویل العمر، معمر به معنای منزل فراخ با آب و گیاه ومردم است. معمور یعنی آبادان آباد مسکون و دارای جمعیت از مردمان ( لغت نامه دهخدا).
در قرآن نیز در مواردی به ساختن و معماری و یا عمارت که ریشه معماری دارد، اشاره شده است. هنگامی که خدا می‎فرماید “عمروالارض” یعنی زمین را آباد کنید و زمین بنایی والا می باشد. تعمیر هم از همین ماده است و همچنین عمر نیز به معنای تعمیر بدان بواسطه روح است واگر زیارت خانه خدا هم عمره می گویند باز به همین خاطر است که زیارت مردم مایه آبادانی بیت الله الحرام است. در تفسیرالمیزان مجموعه این معانی ( لغوی وقرانی) نشان می دهد که مفهوم “معماری” عمیق‎تر از ساختن به تنهایی و ابعادش وسیعتر از به وجود آوردن کالبد یک ساختمان می‎باشد که مفاهیمی مانند زنده‎سازی و احیاء و تداوم وحیات وآبادانی را درخود نهفته دارد یا به عبارت دیگر معماری همواره به معنای ایجاد فضایی با روح و حیات تصور می گردد. در این جا در مقام تعریف معماری باید به چند نکته زیر توجه کنیم :
اول اینکه در معماری همیشه معرفت و عمل به هم پیوسته است وسیر ازمعرفت به عمل واجرا معماری را پدید می آورد. دیگر اینکه اثرمعماری همواره در پیوند با محیط مطر ح است و بدون ارتباط با محیط و بافت اطرافش شکل نمی‎گیرد وتعریف نمی شود.
بدین ترتیب از مجموعه تمامی آنچه به اجمال بیان شد بطور خلاصه میتوان گفت که:
معماری نوعی عمل خلاقانه است که مقصود آن شکل دادن به فضای زیست انسان درتمامیتش می‎باشد و گستردة آن از جوابگویی به نیازهای انسانی در پیوند با محیط و طبیعت تا بیان عواطف و اعتقادات او طیف وسیعی را در برمی‎گیرد.
به این ترتیب هدف این رشته تربیت افرادی است که براین طیف عمل خلاقانه تسلط یافته و توان انتقام بخشی به مقتضای زیست انسانی را داشته باشند تا بدین ترتیب ابعاد کمی وشرایط کیفی زیست و رشد درجامعه فراهم گردد.

برای این ورود به این رشته بهتر است چه ویژگیهایی داشته باشیم؟

به طور کلی باید:
۱- بسیار صبور، دقیق و منظم باشید؛
۲- از شکست نترسید و زود نا امید نشوید؛
۳- ارتباط عمومی بسیار خوبی داشته باشید؛
۴- با استعداد و خلاق باشید؛
۵- از تجربه بقیه(سال بالایی ها) استفاده کنید؛
۶- قدرت تجسم بالایی داشته باشید؛
۷- بتوانید حرف خودتان را به کرسی بنشانید(البته با دلیل و مدرک مستدل)؛
۸- و . . .
ویژگیهای ذکر شده تنها مشتی بودند نمونه خروار.اما از باب مهارتهای فردی باید گفت حتما در زمینه نقاشی و طراحی آمادگی داشته باشید .لازم نیست به کلاسهای حرفه ای بروید تنها مهارت دستی خود را زیاد کنید (این مهارت حتی می تواند از طریق پر کردن یک ورق سفید با خطوط مختلف نیز حاصل شود).در مورد رنگها و خواص آنها مطالعه کنید.کتابهایی راجع به سیر تحول هنر را مطالعه کنید و سعی کنید برای مسائل نظری که در ذهن دارید پاسخی پیدا کنید.با نرم افزارهای AUTO CAD،ARCHICAD،۳D MAX،PHOTO SHOP،و نظایر آن آشنا باشید.این نرم افزارها آنقدر سرگرم کننده هستند که شما را تا حدود زیادی ماهر کنند بدون آنکه خسته شوید.
نقش و توانائی

فارغالتحصیلان این رشته با توجه به آنچه گذشت و بر اساس تواناییهایی که در روند آموزش کسب نمودهاند میتوانند در زمینههای زیر ابقاء نقش نمایند:
۱- طراحی (تک بنا یا مجموعههای زیستی کوچک)، از طرحهای اولیه تا مراحل اجرایی کار و طراحی اجزاء و عناصر تشکیل دهنده بنا، این زمینه از کار معمار در حقیقت وظیفه محوری او را تشکیل میدهند.
۲- راهبری و سرپرستی دفاتر مشاور معماری و شهرسازی
۳- نظارت عمومی و عالی بر صحت انجام کار در عملیات اجرایی ساختمانی مدیریت و هماهنگیهای اجرایی پروژههای معماری و شهرسازی (تا حد بناهای عمومی متوسط) و توانایی مشارکت در مدیریت اجرایی پروژههای معماری گسترده
دروس دوره کارشناسی معماری

با توجه به وجوه و ابعاد رشته مراحل مختلف شکلگیری اثر، منابع و روشهای شناخت بسیار متعدد و متنوعی که معمار ناچار به مراجعه آنهاست و طبیعت رشته، به چهار زمینه فعالیت آموزشی یا حوزه دست مییابیم که از این میان یک حوزه یعنی طراحی معماری نقش ستون فقرات و محور اصلی محور اصلی مجموعه آموزشی را به عهده دارد و سه حوزه دیگر فن ساختمان تاریخ هنر و معماری و مرمت و احیای ابنیه و بافتها و مجتمعهای زیستی به مثابه پایهها و بخشهای تقویتکننده و گاهی تخصصی این ستون فقرات محور اصلی میباشند.
تعداد واحدهای مربوط به حوزههای نامبرده عبارت است از:
حوزه طراحی معماری ۴۰ واحد
حوزه فن ساختمان ۲۶ واحد
حوزه تاریخ معماری و مرمت و احیای ابنیه و بافتها ۱۱ واحد
حوزه مجتمعهای زیستی ۳ واحد

منبع: دانشگاه شیراز، ninashahrokhi.persianblog.ir


معرفی رشته مهندسی معماری - مقطع کارشناسی

درساختار جدید رشته معماری که بصورت کارشناسی ارشد ناپیوسته درآمده است، سطح کارشناسی به تربیت معمارانی با کارآیی عمومی حرفه ای اختصاص دارد. در برنامه ریزی این دوره نکاتی چند مد نظر بوده است که ذکر آنها در این مقدمه به اجرای هماهنگ تر برنامه در مدارس مختلف یاری می رساند.
برای جبران عدم آمادگی پذیرفته شدگان دوره که ناشی از نارسایی آموزشهای هنری و فنی پیش از دانشگاه و همینطور ساز و کارهای گزینش سراسری دانشجو است وعملاً باعث تقلیل بازدهی آموزش می شود، یک دوره نیسماله به عنوان پیش نیاز پیش بینی شده است این دوره نیسماله نقش پیش سازماندهنده را که از نظر علمی به عنوان عاملی تسهبل کننده در فرآیند یادگیری معنی دار شناخته می شود، در آموزش ایفا می کند. هدف این دوره عبارتست از دادن یک دوره نمای کلی از رشته به دانشجویان ورودی و آماده نمودن انها برای درک و جذب محتوای آموزشی رشته که ماهیتاً با آموزشهای دبیرستانی تفاوت اساسی دارد. از این رو تقویت تخیل، تجسم فضایی و مهارتهای بیانی و پی ریزی و تقویت قدرت خلاقیت و اعتماد بنفس محورهای اصلی این دوره را تشکیل میدهند. این محورها در قالب سه درس کارگاهی درک و بیان محیط، هندسه کاربردی و مصالح و ساخت، سازماندهی شده اند ارائه این دروس بترتیبی برنامه ریزی میشود که حداقل دو روز متوالی در هر هفته انحصاراً در اختیار یک زمینه درسی و تجربی قرار گیرد. تا دانشجویان بتوانند بطور پیوسته روی آن زمینه متمرکز شوند و در صورت لزوم، فارغ از مشکل تعدد و تداخل ساعات دروس، به سفر و کارگاهی فشرده توام با مشاهده و مباحثه بپردازند. بهمین دلیل لازم است در هر هفته 4 روز متوالی (دو روز متوالی برای هر درس) در اختیار این کارگاهها قرار داشته باشد.
در کارگاه درک و بیان محیط علاوه بر تمرین طراحی به تعبیری تمرین نگاه کردن ودرک محیط و نیز هماهنگی چشم و دست و ذهن است، جلسات بحث و گفتگوی آزاد نیز برگزار میشود که درآنها، با روشی فطری و فارغ از جنبه های علمی اطلاعاتی، مشاهده، برداشت و فهم محیط با نگاهی آیه بین و معنا یاب دنبا میشود. هدف این جلسات آشنا ساختن دانشجویان با کلیت آن چیزی است که همه دانشها و مهارتهای که بعداً میاموزند، در جهت طراحی، ساماندهی و معنی دادن به آن باید بکار آیند.
دروس کارگاههای فوق با دو درس بیان معماری (1) و (2)، یک درس هندسه مناظر و مزایا ودو کارگاه مقدمات طراحی و معماری (1) و (2) دنبال می شود و این مجموعه دانشجو را به آستانه توان طراحی معماری هدایت می کند.
سلسله تمرینات کوتاه مدت ارائه شده در دو کارگاه مقدمات طراحی معماری، دانشجو را با عوامل کالبدی و عوامل مفهومی معماری آشنا نموده به فهم و تجربه نحوه تاثیر آن عوامل در فرآیند طراحی یاری می رساند.
تمرینهای طراحی این دو کارگاه در عین بسیط و ساده بودن جنبه انتزاعی ندارند و موضوع و بستر همه آنها بنحوی با فضای معماری مرتبط است و بلکه سعی خواهد شد که ابتدای هر تمرین بازدید از یک مصداق واقعی معماری مرتبط با موضوع آن تمرین باشد.
در ادامه تمرینات دو کارگاه یاد شده و پس از کسب آشنائیها و مهارتهای اولیه لازم برای ایجاد، پرورش و ارائه یک فکر طراحی، اولین پروژه جامع یعنی طرح معماری (1) ارائه می گردد که با چهار پروژه دیگر در نیسمالهای متوالی دنبال می شود. مجموعه این پنج پروژه جامع یعنی طرح معماری(1) ارائه می گردد که با چهار پروژه دیگر در نیمسالهای متوالی دنبال می شود. مجموعه این پنج بدنه اصلی آموزش، تجربه و تمرین طراحی معماری را تشکیل می دهد.
هر یک از پنج پروژه جامع ضمن توجه به مجموعه عوامل موثر بر معماری، روی یک یا چند بعد، اعم از ابعاد موضوعی، عملکردی معنای و بیانی، تاکید ویژه دارد.
دانشجو در طرح معماری (1) به طراحی یک مجموعه با عملکردهای ساده می پردازد که درآن از وی انتظار می رود ضمن توجه اجمالی به عوامل موثر بر طرح، به صحت ترکیب دست یابد. دراینجا اگر به مقایسه ای میان معماری یا ساختار دستوری درست است. مرحله ای کاملاً ضروری است پس از ورودبه عرصه ادبیات.
طرح معماری (5) که مجموعه ای با حدود 40 خانوار است، پیچیدگی روابط همسایگی، تاسیسات و تجهیزات مجموعه، ضوابط و اصول شهرسازی ناظر بر مجموعه سازی، فنون ساخت، جنبه های فرهنگی اجتماعی و معنایی معماری در جامعیتی تفصیلی مورد توجه و تاکید خواهد بود. بدین ترتیب دو پروژه (2و5) از مجموع پروژه های پنجگانه دوره بدلیل اهمیت امر مسکن روی این موضوع متمرکز است.
طرح معماری (3) به لحاظ موضوع به آندسته از فضاهای اجتماعی و فرهنگی می پردازد که درآنها ابعاد هنری و بیانی معماری و همچنین عوامل فرهنگی- اجتماعی در راس عوامل تاثیر گذار بر طراحی قرار دارد. در همین راستا جزئیات داخلی نیز در این طرح مورد تاکید خواهد بود.
طرح معماری(4) با انتخاب یک فضای عمومی با عملکرد پیچیده و متنوع توجه و دقت نظر دانشجو روی ضوابط و محدودیتهای عملکردی، صحت و کیفیت ترکیب معماری و پاسخگویی همزمان و صحیح به عملکردها، سازه و تاسیسات و بالاخره تمرین جامعیت تفصیلی در یک معماری ویژه را هدف قرار می دهد.
بالاخره طرح نهایی بعنوان جمعبندی یافته های پروژ ه های قبل دروس نظری، یک پروژه جامع است که الزاماً تهیه کامل نقشه های اجرایی یعنی حل مسائل معماری، سازه وتنظیم شرایط محیطی و هماهنگی اینها با هم پیش می رود. حجم این پروژه لازم است در محدوده ای باشد که امکان تهیه کلیه نقشه های اجرایی آن تا مرحله جزئیات در مدت زمان حداکثر دو نیمسال امکانپذیر باشد. اندازه و مقیاس پروژه های پنجگانه به تناسب اهداف و مقاصد خاص هر یک ازآنها تعیین می گردد.
آنچه ازجامعیت پروژه های طراحی انتظار می رود اینست که دانشجو باسرنخهای دانشهای مورد نیاز طراحی که در واقع محتوای سایر دروس دوره است روبرو گردد وبنوعی نیاز به یادگیری مباحث آن دروس افزایش یابد. از طرف دیگر لازم است محتوای آن دروس نیز حتی المقدور توام با مشاهده، تمرین های عملی و پروژه های طراحی از طرف دیگر را، که برای کارآمد آموزش معماری ضرورت حیاتی دارد، میسر خواهد کرد.
نکته اخیر ناظر به یکی از دیرپاترین مشکلات و نارساییهای آموزش معماری یعنی عدم ارتباط متقابل زنده بین دروس نظری و کار طراحی است بدان معنا که دانشجو قادر نیست بین مطالب پراکنده ای که دروس متعدد ارائه می شود با توقع و انتظاری که خود ودیگران از او دارند تا در کاگاه طراحی باصحت و قوت طراحی کند. ارتباط معنی داری برقرار نمایدو گویی هر درس برای خود و داستان مستقلی است که با امتحانی مستقل و نمره ای مجزا در کارنامه خاتمه می باید.
آنچه که لازم است توسط مدیران گروه معماری و هماهنگ کنندگان آموزش دانشکده ها و همچنین مدرسان دروس نظری و پروژه های فراتر از برنامه آموزشی مورد توجه ودقت قرار گیرد، این معناست که تاثیر و تاثر بین دروس و پروژه ها و روابط زنده بین آنها لازمه و شاخصه اجرای موفق برنامه آموزش معماری است. زنجیره روابطی که در صورت ایجاد هم انگیزه یادگیری را در دانشجویان افزایش می دهد و هم به کاربردی ترین مطالب دروس و ارتقای کیفیت پروژه ها کمک می کند. طراحی امری خلاقه است و باید باور داشت که آموزش آن نیز که با شکوفایی استعداد خلاقه سروکار دارد خود امری خلاقه است و در شیوه های ارتباط با دانشجو نیاز به کار مستمر خلاق از سوی مدرسان و برنامه ریزان دارد. در راستای فوق چند توصیه محوری درحد ظرفیت این نوشتار که تنها در پی تعریف رشته است ذیلاً ارائه می گردد بدیهی است تحقیق اهداف فوق در گرو تجربه های عملی و خلاق گروه های آموزش مدارس مختلف و در واقع ملاک ارزشیابی میزان توفیق آنهاست.
1- دروس ارائه شده مجموعه هایی هستند از اصول، مبانی، قواعد، ملاکها، ودیدگاهها درزمینه فنی و فرهنگی علی الاصول مرتبط با همکاری، که در بهترین صورت انتظار می رود در کیفیت عمل دانشجو هنگام تصمیم گیری طراحانه موثر افتند. مطالعات وتجربیات علمی طولانی در امر یادگیری ناظر به این واقعیت است که یادگیری اصول و مبانی هر علم هنگام کاربرد آنها یعنی زمانی که آن اصول در جریان زنده و پویای خود قابل مشاهده هستند، ذهن یادگیرنده را بیشتر قادر میسازد که آنها را در موقعیت متفاوت آینده به کار گیرد. در این رهگذر پیشنهاد می شود در ارایه دروس نظری به ویژه دروسی که قرار است مستقیماً در خدمت ارتقای قدرت طراحی قرار گیرند تا حد امکان از تمرینهای موردی معطوف به کاربرد موضوعات درس و یا لااقل از مثالهای عملی که معرف ارتباط موضوعات درس با طراحی باشند سود جسته شود.
2- تنظیم زمان ارایه وارتباط وهمکاری مدرسان هر پروژه طراحی و دروسی که با اهداف خاص آن پروژه مرتبط هستند( به عنوان مثال دروس مربوط به سازه، در کنار پروژه های طراحی که می خواهند روی ارتباط سازه و معماری تاکید داشته باشد) از جمله تدابیری است که می تواند توسط مدیران گروه و به خصوص هماهنگ کننده های برنامه زمانبدی ارایه واحدها در دانشکده های مجری استفاده گردد. کلاً یکبارچه دیدن برنامه از سوی مدیران گروه می تواند مبنا و منشاء طرح راهبردی خلاق در این زمینه باشد.
3- جامعه دین پروژه های وتوجه دادن دانشجو به همه ابعاد و عوامل موثر بر طراحی از سوی مدرسان راهنمای پروژه ها می تواند در نشان دادن سرنخ دانشهای که در دروس مختلف ارایه می شود موثر باشدو از این راه به پاسخگویی این سوال دانشجویان که باید فلان درس را بخوانیم کمک کند. البته آن دسته از عوامل و عناصر طراحی که در هر پروژه قرار است مورد تاکید خاص قرار گیرد بهتر است موضوع مشارکت مدرسان دروس مربوطه در فرآیند راهنمایی و قضاوت آن پروژه ها قرار گیرند. از این راه به طبیعت بین رشته ای و جامع الابعاد معماری نیز که دانشجو در زندگی حرفهای آینده خود با آن روبه رو خواهد بود بهتر می توان نزدیک شد.
4-فرآیند و شیوه های طراحی، موضوع تحقیقات و بحث و جدلهای دامنه داری در چهار دهه اخیر بوده است . حاصل این جریان نظریه ها و تجربیات متنوعی است که می تواند در کارگاههای طراحی مورد اشاره واقع گردد. البته از بحث فوق نباید انتظار داشت که به این سوال دانشجویان (بویژه سالهای نخست) که « طراحی را از کجا شروع کنیم و چگونه پیش ببریم؟ پاسخی ساده و قطعی بدهد، اما آنچه مسلم است در مطمئن کردن ایشان به اینکه برای طراحی راهها و روشهای بسیار متنوعی می شود اتخاذ کرد که بسته به نوع پروژه و حتی سلیقه طراح می تواند تغییر کند مفید و موثر است. دانشجو باید دریابد که وی به عنوان طراح می بایست به تدریج راه و روش خاص خودش را برای طراحی سازمان می دهد.درک اینکه نه فقط هرمساله طراحی یک پاسخ منحصر به فرد ندارد( به خلاف مسایل ریاضی) بلکه راه رسیدن به پاسخ نیز در طراحی یگانه نیست، در دانشجو اعتماد به نفس لازم برای تکیه بر خلاقیتهای فطری ودانش و تجربه اکتسابی خود را ایجاد خواهد کرد. حصول چنین اعتمادبه نفسی را که لازمه شکوفایی خلاقیت است، بتوان مهمترین وظیفه پروژه های طراحی دریافت دروس دوره آموزش معمار دانست.

طول دوره تحصیل

دوره کارشناسی مهندسی معماری باطرح نهایی حداقل چهار سال به طول می انجامد. پیش از شروع دوره یک نیمسال به عنوان پیش نیاز ارائه می گردد که جزو سنوات تحصیل به حساب نمی آید ولی 8 واحد آن جزو واحدهای دوره محسوب می گردد. فارغ التحصیلان دوره کارشناسی مهندسی معماری می توانند در دوره کارشناسی ارشد ناپیوسته ادامه تحصیل دهند.

تعداد واحدها

تعداد کل واحدهای درسی دوره140 واحد به شرح زیر است:
1- دروس عمومی 20 واحد
2- دروس پایه 29واحد
3- دروس اصلی 60 واحد
4- دروس تخصصی 27 واحد
5- دروس اختیاری 4 واحد
کل 140 واحد


نقش و توانایی یا کارایی

فارغ التحصیلان این دوره براساس توانائیهای که در روند آموزش کسب نموده اند می توانند در زمینه های زیر ایفای نقش کنند.
1- طراحی (تک بنا یا مجموعه زیستی کوچک)، از طرحهای اولیه تا مراحل کار و طراحی اجزاء و عناصر تشکیل دهنده بنا این زمینه از کار معمار در حقیقت وظیفه محوری او را تشکیل می دهد.
2- همکاری با گروه مهندسان مشاور معماری در جهت توسعه طرحها و تهیه نقشه های معماری مراحل یک و دو
3- نظارت بر صحت انجام کار درعملیات اجرایی ساختمان
4- مشارکت درمدیریت اجرایی پروژه های معماری
5- عضویت در کادر فنی شهرداریها و سازمانهای مشابه
6-تدریس در دوره های کاردانی و همینطور دبیرستانهای فنی حرفه ای و کاردانش دانش آموزان و پرورش

ضرورت و توانایی

نیازهای رو به روز کشور در عرصه ساخت و ساز کیفیت بخشیدن و صحت عمل دراین زمینه در گرو تربیت کارشناسائی است که بتوانند نیازهای یاد شد را در جهات فوق برآورده سازند.
بدیهی است سوق دادن آموزش به سمت جوابگویی هر چه بیشتر به نیازهای واقعی و صالح جامعه و آشنایی دانشجویان با فرهنگ خودی و صحیح معماری و سلامت به سلایق مردم میتواند به هدف فوق کمک موثر نماید.




همه چیز درباره رشته مهندسی معماری
خبرنامه دانشجویان ایران: با توجه به نزدیک شدن به زمان انتخاب رشته داوطلبان کنکور و ضرورت شناخت رشته های دانشگاهی پیش از انتخاب رشته، تصمیم گرفتیم در یک سری مجموعه مطالب تعدادی از رشته های پر طرفدار دانشگاهی را معرفی کنیم.

به گزارش خبرنگار صنفی-آموزشی «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ خاموش باش و آرام قدم بردار تا جذبه آسمانی محراب، صلابت ستون ها و مناره ها و ظرافت کنگره ها تمامی وجودت را تسخیر کند.

به دقت نگاه کن و بگذار نوری که از پس شیشه های رنگین به داخل می تابد همه رنگ و تلالو خود را میهمان چشم هایت کند تا تو ببینی که چگونه زمین و آسمان به هم پیوند می خورند و سپس گل ها و اسلیمی ها در یک بهار همیشگی سر بر می آورند.

اینجا کجاست؟ اینجا مسجد امام، هشت بهشت، گنبد قابوس، ارگ بم، سلطانیه یا هر بنای دیگری است که شاهکار هنر معماری ایرانیان است. هنری که پر از ابتکار، زیبایی، اصالت، الهام و احترام به طبیعت است و به گرمی موسیقی و به شیرینی شعر فارسی است.

نه! اشتباه نکن! معماری تنها هنر ساختن بناهای آجری و گنبدهای دوار نیست که بگوئیم عمر آن در هزاره سوم میلادی به پایان رسیده است بلکه برای ساخت آسمان خراش ها، برج ها و مجتمع های امروز، بیش از حیاط های پر باغچه دیروز به معماران هنرمند و کارآمد نیاز داریم و از همین رو رشته معماری یکی از رشته های مهم دانشگاهی است که امروزه در دانشکده های فنی یا هنری دنیا تدریس می شود.

این رشته دارای دو جنبه هنری و فنی است. در این میان درس های طراحی، زیباشناسی و نحوه زیبا کردن حجم ها، نماها و پلان ها به هنر بر می گردد و دروسی مثل سازه های بتنی و فلزی، مقاومت مصالح، ایستایی، تاسیسات مکانیکی و الکتریکی به جنبه فنی این رشته مربوط می شود. در این رشته دروس هنری اهمیت بیشتری داشته و دروس علمی و فنی در راستای دروس هنری است. برای مثال یک معمار در طراحی خانه باید فضای آرامش بخشی را ایجاد کند تا باعث اضطراب، خستگی و دلتنگی نگردد. کاری که بیش از رعایت اصول فیزیکی مثل نور و صوت، نیاز به آشنایی با اصول زیبایی شناسی دارد.

توانایی های لازم

معماری بیش از آنکه علم و تکنیک باشد، ذوق و سلیقه و استعداد است و معمار کسی است که طرح های فردی اش با نقاشی و مجسمه سازی رقابت کند و در واقع بتواند مجسمه ای کاربردی بسازد. دانشجوی این رشته علاوه بر توانمندی در طراحی و قدرت تجسم و خلاقیت، لازم است که در درس ریاضی بخصوص در هندسه قوی باشد چون برای آموزش فن و تکنیک معماری باید دروسی مثل هندسه کاربردی، هندسه مناظر و مرایا و ریاضیات و آمار را مطالعه کرد.

موقعیت شغلی در ایران

با توجه به این که در سطح کارشناسی به جنبه های فنی معماری توجه بیشتری می شود، در نتیجه فارغ التحصیل این رشته می تواند به ساختمان سازی ( طراحی فنی ساختمان های مختلف ) بپردازد اما فارغ التحصیل کارشناسی ارشد چون جنبه های هنری معماری را آموزش دیده است، بیشتر به هنر معماری می پردازد.
مهندس معمار علاوه بر طراحی بناها می تواند به طراحی و ساخت ماکت و طراحی معماری داخلی بپردازد یا به عنوان ناظر ساخت فعالیت کند. در ضمن فارغ التحصیل معماری آمادگی کار در رشته های مرتبط با معماری مثل طراحی صحنه یا طراحی صنعتی را نیز دارد.

درس های این رشته در طول تحصیل:

دروس پایه: هندسه کاربردی، کارگاه مصالح و ساخت، درک و بیان محیط، بیان معماری، هندسه مناظر و مرایا، ریاضیات و آمار، انسان، طبیعت، معماری، مقدمات طراحی معماری

دروس اصلی: مبانی نظری معماری، آشنایی با معماری جهان، برداشت از بناهای تاریخی، آشنایی با معماری معاصر، نقشه برداری، تنظیم شرایط محیطی، تاسیسات الکتریکی ( نور و صدا )، تاسیسات مکانیکی، مقاومت مصالح و سازه های فلزی، سازه های بتنی، ایستایی، متره و برآورد، مدیریت و تشکیلات کارگاه، مصالح ساختمانی، ساختمان، روستا، طرح معماری.

دروس تخصصی: آشنایی با مبانی برنامه ریزی کالبدی، تحلیل فضاهای شهری، آشنایی با مرمت ابنیه، طرح معماری، طراحی فنی، طرح نهایی.

دانشگاه های پذیرنده: تهران، شیراز، مازندران، بابلسر، هنر، هنر اسلامی تبریز، هنر اصفهان، یزد، بین المللی امام خمینی (ره) – قزوین، خلیج فارس – بوشهر، مجتمع آموزشی عالی جندی شاپور – دزفول، شهید باهنر کرمان، شهید بهشتی – تهران، علم و صنعت ایران – تهران، کاشان، گیلان – رشت، غیرانتفاعی خیام – مشهد، غیرانتفاعی سوره تهران.


و همینطور به این سایت هم یه سر بزنید:
http://banki.ir/fields/10250-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C

farzan0
1391,09,02, ساعت : 18:11
سلام یه کمکی بکنید در راه رضای خدا ،یه مقاله در ارتباط با کامپیوتر می خواستم به زبان انگلیسی موضوعش مهم نیست در حد 15 -20 صفحه لطفا ترجمه هم داشته باشه خیلی ممنون میشم اگه کمکم کنید مرسی:-2-40-:

ms_f90
1391,09,02, ساعت : 20:27
سلام یه کمکی بکنید در راه رضای خدا ،یه مقاله در ارتباط با کامپیوتر می خواستم به زبان انگلیسی موضوعش مهم نیست در حد 15 -20 صفحه لطفا ترجمه هم داشته باشه خیلی ممنون میشم اگه کمکم کنید مرسی:-2-40-:

سلام . جای پست اتون اشتباس . باید تو تایپیک مرجع درخواست مقاله تحقیق و پایان نامه درخواستتون رو مطرح می کردین .

مقالات هشتمین کنفرانس انجمن کامپیوتر ایران بعضیاشون فارسی هستن بعضیاشون انگلیسی

http://www.forum.98ia.com/t667123.html

ببین به دردت میخورن اینا ؟؟؟


اینم یه مقاله دیگه البته 12 صفحه ای و با ترجمه

http://usubsm.persiangig.com/document/computer%20network.pdf

nika 98
1391,09,03, ساعت : 11:19
سلام بچه ها مقاله در مورد ابزار و ادوات جنگی در شاهنامه می خواستم مرسی:-2-37-:

نهـــا
1391,09,03, ساعت : 13:41
سلام بچه ها مقاله در مورد ابزار و ادوات جنگی در شاهنامه می خواستم مرسی:-2-37-:
سلام...
این مطالب رو ببین:

پوشش و ابزار جنگی در شاهنامه


کتاب > شاعران- حورا نژادصداقت:
پوشش جنگی و سلاحهایی که عموماً در رزم برای شخصیتهای شاهنامه به تصویرکشیده شده است بسیار زیادند.

و در کتابهای آموزشی این کلمات به شکل بسیار خلاصهای معنا میشوند. در این نوشتار قصد برآن است با اشاره به چند پوشش و ابزارجنگی همچون خود، خفتان، برگستوان، زره، جوشن، درفش، گرز و خشت با توضیحات دقیقتر، اشاره به ریشه پهلوی و کاربردهای آنان، مفهومی روشنتر از کلمات را بازگو شود.

خود: یک جنگجو در شاهنامه بر سرش خود دارد. خود در پارسی باستان «خئوده» بوده است. (نامه باستان ص264) و آن کلاهی از آهن یا فلزی دیگر است که محافظ سر بوده و جنگجو در هنگام نبرد سعی میکرد که با نیزه، خود حریف را بردارد تا تیغ و گرز بر وی کارگر افتد.

همی گرز پولاد همچون تگرگ / ببارید بر جوشن و خود و ترگ

خفتان: ریخت کهنتر آن «کفتان» است. بدین سان ستاک واژه «کپ» میتواند به معنی پوشاندن باشد که «پ» در آن، پیش از «ت» به «ف» تبدیل شده است. (نامه باستان ص369) و احتمالاً ریشهای ترکی دارد. خفتان نوعی تنپوش جنگی است که آن را زیر زره میپوشیدند که از پارچه کلفت دولا دوخته میشده و با نخ ابریشم تو دوزی شد و به همین دلیل غیرقابل نفوذ بوده و شمشیر روی آن میلغزید. خفتان از جلو میتوانست باز شود. کیفیت خفتانهای رومی که ظاهراً از آناتولی وارد میشد در متون ایرانی سدههای میانه مورد ستایش بوده است.

جهانجوی زیر پولاد بود/ به خفتانش بر، تیر چون باد بود

زره: بالا پوشی است آستینکوتاه که فقط از حلقههای فلزی تشکیل شده است و بدن را از گردن تا کمر میپوشاند و معرب آن «جوشن» است. البته تفاوتی میان تعریف جوشن و زره وجود دارد که جوشن علاوه بر وجود حلقههای فلزی، قطعههای آهن نیز دارد(دهخدا).

زره زیر بُد جوشن اندر میان/ به بالا بپوشید ببر بیان

بَرگستوان: از 3 تک واژ «بر» به معنی سینه، «گُست» به معنی پهلو و «وان» پسوند نگهبانی، تشکیل شده است. پس معنی اصلی آن نگهبان سینه و پهلو است. برگستوان پوشش جنگی جنگجو و نیز پوشش ستور (اسب، فیل و...) بوده است که در فرهنگها عموماً بر این حیث که پوشش حیوان بوده، برآن تاکید شده است. این پوشش لحاف مانند را روی اسب برای حفاظتش از ضربهها میانداختند. صاحب آنندراج میگوید: جامهای بوده که به جای پنبه در آن پیله و ابریشم (کژ) میگذاشتهاند و میدوختهاند و آن را کژاغند و کژاگند نیز مینامند. یکی از بهترین راهها برای از پادرآوردن حریف این بوده است که اسب او را از بین ببرند و برای این کار میبایست ابتدا برگستوان را از بین میبردند.

به برگستوان بر زد و کرد چاک / گرانمایه اسب اندر آمد به خاک

درفش کاویانی: علم یا رایتی بوده است که در جنگها ایرانیان، پیشاپیش سپاه آن را به دست فرمانده کل میسپردند و وجودش را با پیشینه غلبه فریدون و کاوه بر ضحاک، خوش یمن میدانستند و بر آن بودند که با حمل این درفش به پیروزی دست خواهند یافت.

کلمه درفش با همین شکل در زبان پهلوی به کار رفته است و میتواند ریختی از درخش باشد (به واسطه گوهرهای فراوانی که روی آن وجود داشت). در اینکه جنس این درفش از چه بوده است نظرات مختلفی وجود دارد: طبری آن را از پوست شیر میداند و در جایی دیگر از پوست پلنگ و ابوریحان در آثار الباقیه این علَم را از پوست خرس میداند. در حالی که ابیات واضحی از خود شاهنامه گواه است که این درفش از یک چرم آهنگری بوده است:

وزان چرم کاهنگران پشت پای / بپوشند هنگام زخم درای
همان کاوه آن بر سر نیزه کرد / همانگه ز بازار برخاست گرد

و یا در بیت:

بدان بیبها ناسزاوار پوست / پدید آمد آوای دشمن ز دوست

براساس 3 مأخذ تاریخی یعنی سکههای بازمانده از یک سلسله در فارس و خاتم کاری بر موزائیکی کشف شده در پومپی (شهر قدیم ایتالیا) و وصفهای شاهنامه میتوان درفش را این چنین در ذهن به تصویر کشید:

قطعه چرم مربعی که بر بالای نیزهای نصب شده و نوک نیزه از پشت آن از سمت بالا پیدا بود و روی چرم که آراسته به حریر و گوهر بود، شکل ستارهای بوده مرکب از 4پرّه و در مرکز آن دایرهای کوچک که به یقین همان است که فردوسی از آن به اختر کاویان تعبیر میکند. از سمت پایین چرم، 4ریشه به رنگهای مختلف سرخ و زرد و بنفش آویخته و نوک این ریشهها به گوهر آراسته بوده است.

پادشاهان ایرانی این درفش را خجسته و مبارک میدانستند و در هر پیروزی علیه دشمن روی آن سیم و زر و گوهر و مرواریدهایی نصب میکردند و حتی در تزئین آن با پادشاهان گذشته، چشم و همچشمی داشتهاند. در افسانههایی که برای توضیح شکل این چرم کمکم شاخ و برگ گرفته است به وجود طلسمها و شکلی از سوختگیهای آتش و شکل صددرصد (طلسمی که در هر یک از طول و عرض خویش صد خانه داشته است)، اشاره کردهاند.

این طلسم در جنگ قادسیه که ایرانیها شکست خوردند، به دست مسلمانها افتاد و جواهراتش را بین قبایل تقسیم کردند. به غیر از درفش کاویانی، در شاهنامه هر پهلوان برای خود درفشی که پیکرهای خاص بر آن نقش بسته بود، داشت. مثلاً درفش رستم، اژدها پیکر بوده و درفش کاووس نقش خورشید داشته است.

زین ابزار: فردوسی جمشید را مخترع ابزارها میداند زیرا او میتوانست آهن را با دست نرم کند و از آن ابزار بسازد.

نخست آلت جنگ را دست برد/ در نام جستن به گردان سپرد
به فرّ کیی نرم کرد آهنا/ چو خود و زره کرد و چون جوشنا
چو خفتان و تیغ و چو برگستوان/ همه کرد پیدا به روشن روان

ابزارها را در زرادخانه یا قورخانه یا زندان نگه میداشتند. کلمه زندان که امروزه به معنای ندامتگاه و محبس است از 2بخش «زین» و «دان» تشکیل شده است یعنی جایی که جنگ ابزارها در آن نگهداری میشود. ابزارهای نامبرده در شاهنامه یا برای حفاظت خود بودند، مانند: سپر و یا برای حمله بردن استفاده میشده همچون: تیر و خشت و نیزه.

گرز: از کهنترین ابزارهای جنگی جهان که حتی خدایان کشورهای باستانی آن را بدست داشتند؛ مثل ایندارا، خدای خدایان هندوان. در اوستا نیز گروهی از خدایان گرز داشتند. گرزها ابتدا یک پاره چوب بودند و بعد جنسی از آهن و پولاد پیدا کردند و تیغهها و میخهایی در آنها به کار رفت (زین ابزارص82). پهلوانان ایرانی به گرزهایشان پرآوازه بودند هر چه گرزها سنگینتر میبود، پهلوان صاحب آن نیز پر زورتر مینمود. مثلا سام گرزی داشت که به نام «گرز یک زخم» شهرت داشت.

همین گرز یک زخم برداشتم / سپه را همان جای بگذاشتم

گرز یک زخم، دسته کوتاهی داشته و معمولا عربهای بدوی آن را به همراه داشتند که سرش را قیراندود میکردند و اگر بر کسی میزدند با همان ضربه اول او را از پا در میآوردند و به همین دلیل نیازی به ضربه دوم نبود. آنها نام «واحد یموت» بر آن گذاشته بودند و گرز یک زخم با کارکرد این زین ابزار هماهنگی کامل دارد.گرز را میتوان هم معنای «گوپال» و «دبوس» و... گرفت.

خشت: نوعی نیزه کوچک بوده که اندازهای میان تیر و نیزه داشت و در میان آن حلقهای از ریسمان و یا ابریشم بافته میبستند و انگشت سبابه را در آن حلقه کرده، به سمت دشمن پرتاب میکردند.

درخشیدن خشت و ژوپین به گرد/ چو آتش پس پرده لاژورد


در شاهنامه نیز از سلاح های محدودی مانند تیرو کمان، شمشیر و تیغ، نیزه، خنجر، کمند، کلاه و زره، ژوبین، سپر، تبر، تبر زرین، وسایل دفاعی( خود، کلاه خود، زره، تاج ) و وسایل ایمنی و حفاظتی از قبیل ساعد بند، بازو بند و کمر بند که هرکدام از این ها به گونه ای برای اهداف رزمی- نظامی مورد استفاده پهلوانان و قهرمانان ایران قرار گرفته است.
دکتر رحیم رمضانی نژاد1 -جواد مهربانی2 - بهرام بهرامی پور3 - آمنه بیداریان4 - سید محمد نیازی5
1.استادیار دانشگاه گیلان- 2و3 .کارشناس ارشد دانشگاه گیلان- 4. کارشناس ادبیات فارسی- 5. دانشجوی کارشناس ارشد تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه شمال.

چکیده
یکی از روشهای شناخت پیشینه و ریشه های ملی و همچنین حفظ هویت تاریخی و فرهنگی ورزشی کشور، بررسی ابعاد مختلف فعالیت های بدنی و نظامی- ورزشی در ایران باستان است. هدف تحقیق حاضر، شناسایی انواع ابزارها و رشته های ورزشی متداول درایران باستان با استفاده از تحلیل محتوای 9 جلد شاهنامه فردوسی و سایر تحقیقات مربوط به آن می باشد. ضمناً در مورد هریک از ابزارها و رشته های ورزشی، ابیاتی از شاهنامه به عنوان نمونه انتخاب و ارائه شدند. یافته های تحقیق نشان داد از بین 13 ابزار نظامی – ورزشی که 3571 بار در شاهنامه تکرار شده است، شمشیر و تیغ، تیر و کمان به ترتیب با 26 درصد و 20 درصد تکرار مهمترین ابزار نظامی- ورزشی ایرانیان را تشکیل داده است. از بین 7 ورزش رایج که 374 بار در شاهنامه تکرار شده است، ورزش شکار، پیاده روی و چوگان به ترتیب با 30 درصد، 25 درصد و 11 درصد تکرار جرء مهمترین فعالیت های بدنی ایرانیان بود. از بین 6 فن متداول در ورزش بیشتر فنون به ورزش کشتی اختصاص داشت که فن کمر یا کمرگیری با 80 درصد تکرار در رتبه اول بود. علاوه براین بررسی ویژگی های رزمی- ورزشی پهلوانان شاهنامه نشان داد که از بین 4755 تکرار این ویژگیها، ویژگی سوار و سوارکاری با 23 درصد تکرار در رتبه اول قرار دارد. این یافته ها، تنوع و مهارت ایرانیان در استفاده از ابزارها و فنون مختلف ورزشی- نظامی نشان می دهند.

واژه های کلیدی: شاهنامه، مهارت های نظامی- ورزشی و صفات رزمی.


مقدمه
تربیت بدنی و ورزش بخشی از میراث فرهنگی کشور است که بررسی آن از وضعیت تاریخی و اجتماعی- فرهنگی ایران جدا نیست. به ویژه با بررسی تعلیم و تربیت ایران باستان می توان اطلاعات خوبی را در مورد ریشه ملی تربیت بدنی جست. بررسی تحولات تاریخی و فرهنگی ایران به منظور شناخت و احترام به هویت ملی و مبانی تاریخ تربیت بدنی و ورزش ازجایگاه ویژه ای برخوردار است. با این وجود، بسیاری از زمینه های تاریخی و فکری ورزش ایران کاملا مورد شناسایی واقع نشده است. بررسی وضعیت تربیت بدنی و ورزش در دوران گذشته و به ویژه در دوران قبل از اسلام می تواند راهبرد و چشم اندازی برای ورزشکاران حال و آینده کشور باشد. اطلاعات و یافته های این تحقیق می تواند مقدمه ای برای آشنایی با وضعیت تربیت بدنی و ورزش آن دوران باشد، تا ضمن حفظ میراث گذشتگان بتوان تحول و تکامل آن میراث را در جامعه ورزش ارتقاء بخشید. در تاریخ و فرهنگ تعلیم و تربیت ایران باستان، تربیت بدنی و ورزش در بعد نظامی، تندرستی ( بهداشت و نیرومندی) وقتی تربیتی در الویت بالایی قرار داشت، البته اولین الویت مربوط به بعد نظامی – رزمی ورزشی بود (16). چون اساس و ریشه شکل گیری رشته های ورزشی به مهارت های نظامی – ورزشی مرتبط می باشد. حتی کسب موفقیت های بی شماری را ایرانیان در جنگ و تربیت مردانی سلحشور و نیرومند با استفاده از همین مهارت های نظامی و به ویژه با استفاده از ابزارها و ادوات متداول در این فرهنگ بدست آمده است (9). ایرانیان در فعالیت های بدنی و رزمی مختلفی شرکت می کردند و تنوع این فعالیت ها را نیزگسترش می دادند (8). ازبعد تربیتی نیز آموزش انواع مهارت ها و رشته های ورزشی در نظام تربیتی ایران باستان به طور عملی و واقعی وجود داشت و حتی تاثیر تربیتی آن توسط اندیشمندان مختلف اسلامی مورد تاکید قرار گرفته است. کیکاوس بن اسکندر در مسائل اخلاقی و آداب و رسوم زندگانی عملی از جمله مزاح، نرد، و شطرنج، گرمابه رفتن، شکار کردن، چوگان زدن و امانت نگه داشتن و غیره سخن گفته است. ازنظر کیکاوس، برنامه تحصیلات باید جامع و از هر عملی مقداری آموخته شود. موادی را که صریحا ذکر می کند عبارت است از قرآن، اخلاق، ادب و دانش، هنر و زوبین بکاربردن، سواری و شنا است. مثلا کیکاوس بن اسکندر در لزوم شنا بیان می کند، چون ازسلاح آموختن فارغ گردی باید که فرزند را شنا بیاموزی و در باب 37 قابوسنامه در پروردن فرزند تاکید شده است که به فرزندان نامی نیکو دهند و پس از تعلیم قرآن، سواری و طرز استعمال سلاح و راه نگهداری آن را بیاموزند، پس به آنها فن شنا کردن، تیر و ژوبین اندازی، نیزه بازی، چوگان زدن، کمال افکندن و دیگر هنر ها بیاموزند (15). تحقیقات در مورد جنبه های مختلف تاریخ و فرهنگ ورزش ایران بسیار اندک و انگشت شمار است. این مطالعات و بررسی ها نیز عودتا به صورت عمومی و کلی انتشار یافته است.
تا قبل ازدوره پهلوی، کتاب یا رساله ای تحت عنوان تاریخ ورزش ایران وجود نداشت، تا اینکه سیروس جاوید در سال 1340، رساله ای با عنوان تاریخ ورزش و تربیت بدنی در ایران از ابتدا تا ظهور اسلام تنظیم و به دانشکده ورزشی کلن تقدیم کرد و در این رساله با ذکر دلائل متعدد علمی، ادعا شده است که ریشه بازی های المپیک یونان در ایران بوده و در این سرزمین بازی ها و جشن های ورزشی پایه گذاری شده و سپس به کشور یونان منتقل گردیده است.
اولین کسی که در ایران اقدام به نوشتن تاریخ ورزش کرد و در این امر پیش قدم شد، مهران است. ایشان از سال های 1320 هجری به بعد برای پیشرفت رشته های مختلف ورزشی در ایران کوشش خستگی نا پذیری داشت. از جمله کسانی که شاید اولین بار اقدام به جمع آوری و شرح زندگی پهلوانان کرد نیکخو بود، وی از سال 1323 تحت عنوان (( تاریخچه پهلوانان ایران)) در نیرو راستی مطالبی را درج می کرد. یکی دیگر ازتاریخ نویسان ورزش، صدری است. وی کتابی بنام تاریخ ورزش نگاشت که در مورد تاریخچه ورزش جهان و تاریخ ورزش ایران مطالب ارزنده ای نوشت. پرتو بیضایی در مورد تاریخ ورزش ایران قدمی محکم و اساسی برداشت و کتابی بنام تاریخ ورزش باستان ایران به رشته تحریر در آورد این کتاب بهترین و جامع ترین کتابی است که تاکنون در زمینه تاریخ ورزش ایران نوشته شده است (7). آیریا و بهرام با تدوین جزوه درسی تاریخ تربیت بدنی و ورزش برای دانشجویان رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی، وضعیت ورزش ایران را در قبل و بعد از اسلام مورد بررسی قرار دادند (1). جواد کریمی در پنج صفحه از کتاب خود، فرهنگ تعلیم و تربیت ورزشی ایران باستان را بررسی کرد و از شاهنامه نیز به عنوان یک منبع بررسی فرهنگ ورزش ایران نام برده است. البته در هیچ از یک این مطالعات، موضوع فرهنگ تربیت بدنی و ورزش در ایران ( قبل و بعد از اسلام ) مورد توجه قرار نگرفته بود.
فرهنگ ورزش در شاهنامه عنوان رساله سعید مدنی است که در این رساله بخاطر کمبود منابع و ماخذ علمی و دقیق، اصل و تکیه کار روی شاهنامه متمرکز و اطلاعات این کتاب با 2 بار خواندن شاهنامه و تقسیم بندی موضوعی مورد نظر مانند ورزش، پرورش جسم و تربیت بدن، پهلوانی و غیره انجام شده است (20). خوشکام در رساله کارشناسی ارشد خود، ضمن بررسی معنی و مفهوم تربیت بدنی، بازی و ورزش و با استفاده ازفرهنگ های فارسی و اشعار نشان داده است که بازی ها و ورزش های نظامی ایران مانند سایر تمدن ها با اهداف نظامی، بهداشتی یا تفریحی، بخش مهم و با ارزشی از فرهنگ ایرانیان می باشد. در این رساله، انواع بازی ها و رشته های ورزشی، ویژگی ها و نحوه اجرای چوگان، شکار، سواری، ابزارها و ادوات ورزشی مانند اسب، زین، لگام، نعل، تیروکمان، شمشیر، نیزه، خنجر، گرز و کمند با استفاده از اشعار شاعران تا قرن 5 هجری (دیوان رودکی، شاهنامه فردوسی، دیوان کسایی، مروزی، دیوان فرخی سیستانی، دیوان عنصری بلخی، دیوان منوچهری دامغانی، گرشاسب نامه، دیوان تبریزی، دیوان ویس و رامین و دیوان ناصر خسرو) مورد بررسی قرار گرفته است (9). محمد نیکوبخت، در کتاب خود توانسته است، با استفاده از اشعار شاهنامه و سایر شعرا بخشی از فرهنگ ورزش در ایران را نشان دهد (13). با این وجود، به نظر می رسد که فرهنگ تربیت بدنی و ورزش باید از جنبه های مختلف بررسی گردد. به همین دلیل، هدف تحقیق حاضر، بررسی انواع بازی ها و ورزش های نظامی و ابزار و ادوات مورد استفاده ایرانیان در شاهنامه فردوسی می باشد. ابزار ها و فنون ورزشی نیز بخشی از فرهنگ ورزش قلمداد می شوند و نه فقط نمادی از دلاوری و سلحشوری ایرانیان محسوب می شود، بلکه می تواند جنبه های مختلفی از آنها را نیز مورد شناسایی قرار داد.

روش اجرای تحقیق و جمع آوری اطلاعات
این تحقیق از نوع تاریخی- توصیفی و روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و استفاده از مراکز اطلاع رسانی و مراجعه به مقالات و پژوهش های صورت گرفته توسط صاحب نظران و محققان ادبیات و به ویژه شاهنامه نویسان بوده است. چون منبع اصلی تحقیق، شاهنامه فردوسی می باشد، بنابراین 9 جلد از اشعار کامل شاهنامه به طور دقیق توسط محقق مرور گردید، شاهنامه مورد استفاده در این تحقیق از انتشارات دانش، چاپ مسکو بوده است که از اعتبار و اتفاق نظر بیشتری در میان متخصصان برخوردار است. روش جمع آوری اطلاعات بدین صورت بود که ابتدا پس از تعیین متغیرهای مختلف تحقیق شامل ادوات، فنون و مهارت های ورزشی به ترتیب جلد اول الی نهم مطالعه شد. همچنین ابزارها، فنون و مهارت های ورزشی توسط نرم افزار و سیستم رایانه ای مورد جستجوی دقیق و کامل قرار گرفت و شمارش گردید به گونه ای که حتی دقت لازم به عمل آمده است که متغیر های مورد نظر با ترکیبات شبیه خود مورد محاسبه قرار نگیرد و سپس این متغیرها بر اساس دوره های مختلف تاریخی شاهنامه طبقه بندی شد. سپس ابیاتی از هر صفت و متغیر انتخاب شد که جنبه های مختلفی از آن مانند آموزش، انواع و شکل ابزارها و غیره را در بر می گرفت. یقینا درک و تفسیر برخی از مفاهیم و بیانات فردوسی در شاهنامه نیاز به دانش و تخصص زبان ادب فارسی داشت، به همین منظور مفاهیم و متغیر های ساده ای انتخاب گردید تا جنبه ظاهری و صوری آن مورد توجه باشد و در رشته تربیت بدنی و ورزش کاربرد داشته باشد و همچنین انتخاب این متغیرها با توجه به مطالعات گوناگون و اهمیت ویژه ای که این متغیرها در مقالات و پژوهش های صاحب نظران و محققان متخصص ادبیات و شاهنامه داشته است، انتخاب گردیده است. از یافته های سایر منابع و مقالات نیز به عنوان زمینه و مقدمه یا شاهدی بر یافته های این تحقیق به صورت تحلیلی و تفسیری استفاده شده است. در شاهنامه سه دوره تاریخی به ترتیب اساطیری، پهلوانی و تاریخی وجود دارد، که دوره اساطیری از آغاز نامه تا عهد فریدون است و دوره پهلوانی با قیام کاوه آهنگر علیه ضحاک شروع می شود و به پادشاهی بهمن اسفند یار ختم می گردد و دوره تاریخی از داراب تا پایان نامه شاهنامه می باشد. در دوره اساطیری، 1 دوره غیر شاهی، 5 دوره شاهی و در دوره پهلوانی، 12 دوره پادشاهی، 13 دوره غیر پادشاهی و در دوره تاریخی، 1 دوره غیر پادشاهی و 33 دوره پادشاهی قرار دارد (11).
طبقه بندی اشعار فردوسی بر اساس دوره های تاریخی و پادشاهی انجام گرفته است. اشعار مربوط به ابزارها و ادوات، فنون و مهارت های ورزشی بر اساس شماره جلد شاهنامه، دوره تاریخی، نوع پادشاهی و صفحه مورد نظرطبقه بندی گردیده است. یافته های این تحقیق به روش تجزیه و تحلیل و مقایسه توصیفی متغیرهای تحقیق صورت گرفته است. اهمیت، انواع و آموزش هر یک از ابزارها و مهارت های ورزشی در دوره های تاریخی شاهنامه مورد بررسی قرار گرفته است.
در این تحقیق منظور از ابزار و ادوات نظامی- ورزشی آن دسته از وسایل و ابزار هایی که ایرانیان برای دفاع یا حمله در نبرد های دو نفره و گروهی و یا در تمرینات و فعالیت های ورزشی استفاده می کردند. در این تحقیق تیر و کمان، شمشیر و تیغ، خنجر و کمند، زوبین و غیره جزو ابزار و ادوات نظامی- ورزشی در نظر گرفته است که بیشتر جنبه ورزشی و قهرمانی دارد. همچنین منظور از فنون، ورزش ها و بازی ها آن دسته از فعالیت ها، تمرینات و فنونی که ایرانیان برای انجام مسابقات و آمادگی برای حضور در نبرد های دو نفره و گروهی مانند کشتی و مشت زنی، اسب سواری، تیر اندازی، شنا، دو، کوهپیمایی و شکار انجام می دادند. در این تحقیق آن دسته از فعالیت ها، فنون و تمرینات مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته است که بیشتر جزء فعالیت ها و ورزش های کنونی رایج می باشد.


بررسی اشعار شاهنامه نشان داد که واژه ورزش ، فقط 4 بار تکرار شده و عمدتا به معنای شغل، کار، پیشه، زراعت یا فعالیت اصلی زندگی، به کار رفته است. علاوه بر واژه ورزش از واژه زورخانه و سایر ترکیبات ادبی مربوط به آن ( زور- خانه زور ) در شاهنامه مشاهده نگردید.
در شاهنامه فردوسی از ابزارها و ادوات مختلف جنگی یاد شده است که برخی از این ابزارها و ادوات در تمرینات و فعالیت های ورزشی مورد استفاده قرار می گرفت، اگر چه تفکیک این ابزارها از فعالیت های ورزشی مربوط به آن دشوار و حتی شاید نادرست باشد، ولی در این بخش ازیافته ها تفکیک صوری ابزارها و ادوات از بازی ها و ورزش های رایج ممکن است مفید باشد و بهتراست، قبل از تقسیم بندی دشوار ابزارها از مهارت ها و فنون با تنوع و ترکیب این ابزار ها و مهارت در شاهنامه فردوسی آشنا شد. همان طور که تفکیک پهلوان از محیط او دشوار است، تفکیک پهلوان از وسایل و ابزارش دشوار است، اگر چه در شاهنامه می توان با ابزارهایی آشنا شد که ایرانیان باستان برای دفاع و حمله در نبرد های دونفره، گروهی و همچنین در تمرینات و فعالیت های ورزشی خود از آنها استفاده می کردند، ولی به نظر می رسد فردوسی برای ابزارهای مورد استفاده هر پهلوان ویژگی خاصی قائل بوده است یا آن ابزارها برای هر پهلوان دارای کارکرد یا ارزش ویژه ای داشته است. حتی از آنها به صورت نمادین و سمبولیک برای توصیف صفات قهرمان وضعیت نبرد و غیره استفاده کرده است. بررسی شاهنامه نشان می دهد که از نظر کمی وسایل و ابزار نبرد به سلاح های شخصی محدود بوده و در بیشتر نبرد های فردی یا گروهی از آنها استفاده می شده است. در شاهنامه نیز از سلاح های محدودی مانند تیرو کمان، شمشیر و تیغ، نیزه، خنجر، کمند، کلاه و زره، ژوبین، سپر، تبر، تبر زرین، وسایل دفاعی( خود، کلاه خود، زره، تاج ) و وسایل ایمنی و حفاظتی از قبیل ساعد بند، بازو بند و کمر بند که هرکدام از این ها به گونه ای برای اهداف رزمی- نظامی مورد استفاده پهلوانان و قهرمانان ایران قرار گرفته است. جدول 1 وضعیت کمی ابزارهای مورد استفاده در شاهنامه را بر اساس دوره های تاریخی نشان می دهد. بر اساس اطلاعات این جدول، 13 ابزار و آلت نظامی حدود 3571 بار در شاهنامه تکرار شده است که به ترتیب شمشیر و تیغ(26./.)، تیر و کمان (20./. )، اسب(5/17./.) و گرز، تبر و تبر زن (14./.) دارای بیشترین فراوانی و نیزه(10./.) خنجر، دشنه، کارد(5/ ./.) و ژوبین(12./.) و کمند(5/ ./.) دارای کمترین فراوانی است. استفاده از کلیه این ابزارها در دوره پهلوی بیشتر از دو دوره دیگر می باشد. ابیات ذیل، تنوع استفاده از این ابزارها را در میدان رزم نشان می دهد.
بفرمود تا صبح هندی درای به میدان پر آرند با کرنای
ابا نیزه و گرز و تیر و کمان برفتند گردان همه شادمان
کمان ها گرفتند و تیر و خدنگ نشانه نهادند چون روز جنگ
بپیچید هر کس به چیز عنان به گرز و به تیغ و به تیر و سنان
شمشیر: یکی از ابزارهای اصلی جنگی و بسیار متداول بود که احتمالا با تیغه بلند و دسته مخصوص ساخته می شد و مانند خنجر دارای غلاف و نیام بوده است معمولا در اشعار فردوسی، تیغ، حسام، پرند وار و پرند به معنی شمشیر به کار رفته است که در این تحقیق صرفا واژه شمشیر و تیغ مورد بررسی قرارگرفته است در شاهنامه جنبه های مختلفی از آموزش، مهارت و نقش آن را در زندگی و جنگ مورد توجه قرار گرفته است (22).
هنوز از دهن بوی شمشیرآیدش همی رای شمشیر و تیر آیدش
علاوه بر این در شاهنامه ابیاتی وجود دارد که نشان می دهد شمشیر جزء اموال با ارزش و ارزنده پهلوان، جلال و هیبت یا نمای قدرت و زور بوده است.
بیفکند دستش به شمشیر تیز یکی باد بر خاست چون رست خیز
اهمیت شمشیر در شاهنامه به اندازه ای است که به آن سوگند خورده شده است.
به جان و سر شاه سوگند خورد به خورشید و شمشیر و دشت نبرد
حتی در شاهنامه انواع مختلف تیغ و شمشیر ذکر گردیده است.
سکندر بیامد میان دو صف یکی تیغ رومی گرفته به کف
تیروکمان: از متداول ترین و کاربردی ترین سلاح ایرانیان در دوران باستان بوده است که از آن برای شکار نیز استفاده می شده است. تیر را ابتدا با نی و سپس با چوب گزو پیکان آن را فلزی می ساختند. کمان از چوبی نرم درست می شد و زه آن را نیز از پوست یا موی یا روده حیوانات درست می کردند (19). در اشعار فردوسی از سایر اجزاء یا متعلقات تیر وکمان و یا اسامی مشابه آن مانند تیر، خدنگ، پیکان و انواع مختلف آن، چوبه، کمان، اجزاءکمان، ترکش و تیر دان نام برده شده است.
سواری بیاموزد و رسم جنگ به گرز و کمان و به تیر خدنگ
در ابیات زیر جنبه هایی از این مهارت مانند دقت، سرعت و سایر جنبه های رزمی و تفریحی بیان شده است.
نبیند چو او کس با بالا و زور به یک تیر بر هم بدوزد دو گور
کمان را به زه کرد بگشاد بر نبد مدغ را پیش تیرش گذر
نیزه: از کهن ترین سلاح که در شکار و جنگ از آن استفاده می شد. این سلاح از چوبی بلند و محکم درست می شد که در سر آن آهن نوک تیزی قرار می گرفت نیزه های کوچکی نیز به نام ژوبین برای پرتاب به سمت دشمن و شکار متداول بوده است . مهارت در نیزه افکنی مانند سوار کاری، شمشیر زنی و تیر اندازی از نشانه های قدرت، سرعت و دقت در آن بوده است. ابیات ذیل برخی از جنبه های این ابزار را نشان داده است (5).
یکی نیزه زد برکمرگاه او که بگسست بنیاد پیوند اوی
فروغ سر نیزه و تیر و تیغ بتابد چنان چون ستاره زبیغ (9).
خشت: نوعی نیزه کوچک بوده است که 7 مرتبه در شاهنامه تکرار شده است، این سلاح همان نیزه ولی به شکل کوچک و دوشاخه بوده است(5).
سپهدارهومان دمان پیش صف یکی خشت رخشان گرفته بر کف
خنجر، دشنه و کارد: سه سلاح سرد و تقریبا مشابه در نبرد های تن به تن بوده است (22).
فرودآمد وخنجری برکشید سراسر بر اژدها بردرید
بگوتاسوارآورم زابلی که باشند با خنجر کابلی
ازایران وتوران اگرصدهزار بیایند گردان خنجر گذار (14).
گرز: از سلاح های جنگی سنگین بوده است که به قدرت و شجاعت زیادی نیاز داشته و تا زمان ساسانیان نیز رواج داشته است. فردوسی گرز یا گرزه را به پتک آهنگران تشبیه کرده است و آموزش این مهارت را مهم دانسته است و ابیاتی درباره آن سروده شده است (15).
بدوگفت رستم که گرز گران چو یاد آرد از یال جنگاوران
نه سگسارماند نه مازندران زمین را بشوید به گرز گران
جهان جوی برتخت زرین نشست به سر بر یکی تاج و گرزی بدست (14).
کمند: از وسایل رزم و کمن اندازی نیز از فنون مهم جنگی ایرانیان بوده است که بیشتر توسط سوارکاران در نبرد های تن به تن بود، یا فرود از قلعه، دیوار و درخت و به دام انداختن حیوانات استفاده می شده است. بنا بر گفته فردوسی آموزش کمند جزء برنامه تعلیم و تربیت ایرانیان قرار داشت (21).
تهمتن ببردش به زابلستان نشستن گهی ساخت در گلستان
سواری و تیر و کمان و کمند عنان و رکیب و چه و چون و چند
ز بیداد و داد و ز تخت و ز کلاه سخن گفتن و رزم و راندن سپاه
هنر ها بیاموختش سر به سر بسی رنج برداشت کامد به بر(14).
ادوات و ابزار های بسیار دیگری نیز در شاهنامه نام برده شده است از قبیل تیرو کمان، شمشیر و تیغ، نیزه، خنجر، کمند، کلاه و زره، ژوبین، سپر، تبر، تبر زرین، وسایل دفاعی (خود، کلاه خود، زره، تاج) و وسایل ایمنی و حفاظتی از قبیل ساعد بند، بازو بند و کمر بند که هرکدام از این ها به گونه ای برای اهداف رزمی- نظامی مورد استفاده پهلوانان و قهرمانان ایران قرار گرفته است.از جمله مهمترین و با ارزش ترین وسیله جنگی ورزشی و تفریحی و کاری برای ایرانیان اسب بود که در بسیاری از نبرد های گروهی و تن به تن و امور مختلف نقش محوری داشت. صرف نظر از رخش که آن را می توان یکی از قهرمانان شاهنامه در نظر گرفت، فردوسی ابیات زیادی در مورد اهمیت اسب، ارزش داشتن اسب خوب، قدرت و نقش های چند گانه آن سروده است.
چو داری به دست اندرون خواسته ز زور و سیم و اسپان آراسته
ابیات زیر نیز انواع نژاد اسب را در شاهنامه نشان می دهد:
تن دشمن تو چنین خفته باد که او خفت بر اسب توری نژاد
ز اسبان چینی و دیبای چین ز تخت و ز تاج و ز تیغ و نگین
در مراسم شادی، یال و گردن اسب را با مشک و زعفران می آراستند:
همه یال اسب از کران تا کران بر اندوده مشک و می و زعفران
یا در موقع عزا و حادثه دلخراش، دم اسب را می بریدند و یا برای ادای احترام از آن پیاده می شوند. با توجه به اهمیت و نقش اسب در زندگی ایرانیان، فردوسی ازصفات مختلفی برای ستایش اسب استفاده کرده است.
فرود آمد از اسب سهراب زود زمین را ببوسید و شادی نمود
در شاهنامه از واژه های باره، بارگی، مرکب، هیون، ستور به مفهوم اسب و اسب دار استفاده شده است. علاوه بر این در شاهنامه از وسایل مختلف مربوط به این هنر مانند زین توری، زین خدنگ، زین پلنگ زین تور یا ترکی، فتراک رکاب، ستام، لگام، عنان فسار و نعل نام برده شده است.


بازی ها، فنون و ورزش های رایج در شاهنامه
معمولا ابزارها و سلاح های متداول در شاهنامه به خوبی، فعالیت های نظامی ورزشی و برخی از فنون نبرد را نیز نشان می دهد. کشتی و مشت زنی، اسب سواری، تیراندازی و قیقاج زدن، ارابه و گردونه رانی، چوگان، نیزه پرانی و زوبین افکنی، شکار، سنگ گیری ( وزنه برداری)، کمند اندازی، شنا، شمشیر بازی، پیاده روی و دویدن، کوهپیمایی، شطرنج و نرد از رشته های متداول در شاهنامه است. وضعیت کمی برخی از این ورزش ها در جدول یک بر اساس دوره های تاریخی بیان شده است.
اطلاعات جدول (2) نشان می دهد که از بین 7 ورزش رایج (374 تکرار) درشاهنامه، شکار (30%)، پیاده روی (25%)، چوگان (11%) وسنگ گیری (10%) به ترتیب دارای بیشترین تکرار می باشد و نرد دارای کمترین تکرار هستند. لازم به توضیح است که مهارت سوارکاری، در ترکیب با واژه سوار به عنوان یک صفت رزمی، 1099 بار بیان شده است که با در نظر گرفتن این موضوع، می توان ورزش اسب سواری را در رتبه اول قرار داد.
کشتی: از فنون ورزش های دونفره، در شاهنامه است که رواج زیادی در دوره پهلوانی داشت. کمربند زرتشتیان به نام کشتی یا بنددین نشان می دهد که این ورزش در سلسله های کهن ایرانیان وجود داشته و در اوستا و شاهنامه متداول بوده است. کشتی در واقع کمربندی است که به معنی آماده کار شدن تعریف شده است. بنابراین مهارت کشتی را می توان جزء قدیمی ترین رشته ها و فنون ورزشی در نظر گرفت که در نبردهای جنگی دونفره از آن استفاده می شد.
نه من کودکم گر تو هستی جوان به کشتی کمر بسته دارم میان
چو شیران به کشتی درآویختند زتن ها خوی و خون همی ریختند
بدو گفت خون و جنگ و نبرد بکشتی پدید آید از مرد مرد
بکشتی بگردیم با یکدیگر بگیریم هر دو دوال کمر
اهمیت کشتی در شاهنامه به گونه ای است که نتیجه نهایی بسیاری از نبردها به کشتی ختم یا مشخص می شد (مانند نبرد رستم و سهراب، نبرد بیژن و هومان، نبرد منیژه و خسرو). براساس نتایج این تحقیق، در شاهنامه تعداد 42 بار از واژه کشتی استفاده شده است. البته با توجه به فنون مختلف کشتی مانند دوال کمر، میان کمر، کمربند، کمرگاه، بند استفاده از این مهارت بیشتر خواهد شد. به نظر می رسد که رشته مشت زنی نیز جزو فنون قدیمی کشتی باشد و شاید در نبردهای شدید دونفره از این فن استفاده شده است (5).
تهمتن شد آشفته از گفتنش یک مشت زد بر سر و گردنش
یکی مشت زد نیز بر گردنش کز آن مشت برگشت لرزان تنش
اطلاعات جدول (2) نیز نشان می دهد که صرف نظر از مهارت ها با رشته های ورزشی، بیشتر فنون مورد استفاده مربوط به ورزش کشتی است که از بین فنون، فن کمر یا کمرگیری از بسامد بیشتری 80 درصد برخوردار باشد.
چوگان: از اولین ورزش های زیبا و گروهی ایران باستان و مورد علاقه گروه های سنی مختلف دختران، پسران و شاهان بود. به نظر می رسد که آموزش چوگان فقط به عنوان یک مهارت تفریحی و گروهی نبود و برای تربیت نظامی و جنگی نیز استفاده می شده است. از مفاد اشعار فردوسی معلوم می شود که گوی چوگان به صورت، سواره و پیاده، بازی می شد. ظاهراً جوانان را به فن تیراندازی و گوی و چوگان تعلیم می دادند و بازی چوگان مانند شکار جزو تعلیمات فنی جنگ بود. در بازی سواره، دوتن هماورد هریک 7 نفر یار انتخاب می کردند که در هر طرف بازی 8 نفر قرار می گرفت. در هنگام بازی گوی را در حالت تاخت می زدند و بازی های رسمی را به ساز آغاز می نمودند و در ابتدای بازی نیز ساز مخصوصی نواخته می شد (5).
در شاهنامه نیز نحوه انجام این بازی و متعلقات آن مانند اسب، میدان، گوی، سوار توصیف شده است. نتایج آن تحقیق نشان می دهد که تعداد 43 مرتبه از این واژه در شاهنامه استفاده شده است و اگر برخی از واژه های مربوط به آن مانند گوی بازی، گوی تاختن و غیره محاسبه شود این تعداد افزایش خواهد یافت. فردوسی بر آموزش بازی چوگان تاکید می ورزد.
چو بر هفت شد رسم میدان نهاد هم آورد و هم رسم چوگان نهاد
کنون صد پسر گیرهم سال او به بالا و دوش و برو یال اوی
همان جا به پوشید با او به هم نباید که چیزی بود بیش و کم
همه کودکان را به میدان فرست به بازیدن گوی و چوگان فرست

علاوه بر آموزش و بازی چوگان برای کودکان، می توان از بازی چوگان به عنوان یک بازی تمرینی، نظامی و آمادگی جسمانی یاد کرد:

شبی با سیاوش چنین گفت شاه که فردا بسازیم هر دو پگاه
اباگوی و چوگان به میدان شویم زمانی بتازیم و خندان شویم
چو گرسیوز آمد بینداخت گوی سپهبد سوی گوی بنهاد روی
چو او گوی و زخم چوگان گرفت هماورد او خاک میدان گرفت
زچوگان او گوی شد ناپدید تو گفتی سپهرش همی برکشید
چنین گفت با لشکر نامجوی که میدان شما را و چوگان و گوی
چو گردان به میدان نهادند روی زترکان به تندی ببردند گوی
سیاوش از ایرانیان شاد شد بسان یکی سرو آزاد شد
زهرکس شنیدم که چوگان تو نبینند گردان به میدان تو


در جای دیگر نیز سیاوش از افراسیاب می خواهد که برای نبرد در مقابل تورانیان، افرادی را از سپاه ایران انتخاب کند که در چوگان مهارت داشته باشد.
اسب سواری و سوارکاری: ایرانیان اسب را به عنوان جانوری دلیر و نجیب دوست می داشتند و از اسب برای شکار، تیراندازی، نبرد، چوگان بازی و ارابه رانی اس

پی دی اف متن دوم رو از اینجا میتونین دانلود کنین:
PDF versionدانلود (http://izsf.org/Content/media/image/2011/04/717_orig.pdf)

horiye26
1391,09,04, ساعت : 17:39
لطفا اگر مقاله ای یا تحقیقی با عنوان رمزنگاری و همچنین مفهوم ابر تئوری در حسابداری برای بنده ارسال کنید ممنون میشم.

shahrzad1369
1391,09,04, ساعت : 19:13
لطفا اگر مقاله ای یا تحقیقی با عنوان رمزنگاری و همچنین مفهوم ابر تئوری در حسابداری برای بنده ارسال کنید ممنون میشم.


انقلاب در تفکر حسابداری و مفهوم ابر تئوری (http://www.accfile.com/download/wp-content/uploads/2011/06/215.zip)

منبع (http://www.accfile.com/download/2773.html)

میم.
1391,09,06, ساعت : 14:15
سلام دوستان، روزتون خوش. لطفا اگر ممکنه چند مقاله در مورد آداب و رسوم مردم شهرهای مختلف در خصوص چهارشنبه سوری بهم معرفی کنید. در مورد تاریخچه اطلاعات دارم در مورد شهرهای مختلف میخوام مثلا مردم شیراز، اصفهان، خراسان و ... . پیشاپیش از زحمتی که میکشید سپاسگزارم.:-118-:

Mina
1391,09,06, ساعت : 14:32
سلام دوستان، روزتون خوش. لطفا اگر ممکنه چند مقاله در مورد آداب و رسوم مردم شهرهای مختلف در خصوص چهارشنبه سوری بهم معرفی کنید. در مورد تاریخچه اطلاعات دارم در مورد شهرهای مختلف میخوام مثلا مردم شیراز، اصفهان، خراسان و ... . پیشاپیش از زحمتی که میکشید سپاسگزارم.:-118-:

امیدواردم به دردتون بخوره


برگزاري آئينهاي چهارشنبه سوري در ايران ريشه در قرنها پيش دارد و مردم اعتقاد دارند که باروشن کردن آتش و پريدن از روي آن دفع بلا ميشود.

بچهها و بزرگترها با افروختن آتش و پريدن از روي آن ترانه زردي من از تو؛ سرخي تو از من را سر ميدهند چهارشنبه سوري و يا به عبارتي چارشنبه سوري از جمله آيينهاي کهن سالانه ايرانيان است که همزمان با سهشنبه آخرسال در نقاط مختلف کشور برگزار مي- شود.

قاشق زني ، آجيل مشکل گشا، پريدن از روي آتش و فال گوش ايستادن از مراسم اصلي شب چهارشنبه سوري است.

مراسم چهارشنبه سوري بر گرفته از آيينهاي کهن ايرانيان بوده که همچنان ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان بازماندگان اقوام رواج دارد.

"سور" در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويشهاي ايراني به معناي "جشن"، "مهماني" و "سرخ" آمده است.

مردم ايران چند روز پيش از فرا رسيدن "چهارشنبه آخر سال" با خريد حنا ، اسباب بازي ، لباس نو و تنقلات مخصوص به پيشواز اين آيين کهن ميروند.

نحوست خاکستر
قديميهااعتقاد داشتند که خاکستر چهارشنبه سوري نحس است، چراکه مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و بيماري خود را به آتش ميدهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل ميکنند.

اين اعتقاد سبب ميشد تا زن هر خانه خاکستر بر جاي مانده ازآتش چهارشنبه آخر سال را در خاکانداز جمع کرده، به بيرون از خانه ببرد و آن را در سر چهارراه يا در آب روان بريزد.

زن در بازگشت به خانه، در خانه را ميکوبيد و به ساکنان خانه ميگفت که از عروسي ميآيد و تندرستي و شادي را براي خانواده به ارمغان آورده است.

اهالي خانه نيز در اين هنگام در را به روي زن ميگشودند و اعتقاد داشتند که وي تندرستي و شادي را براي يک سال به درون خانه خود آورده است.

کوزه شکني
از ديگر مراسم چهارشنبه سوري در روزگاران گذشته، کوزهشکني بود که اين روزها حتي در خاطرات مادربزرگها و پدربزرگها هم گم شده است.

در اين رسم، مردم پس از آتش زدن بوتهها و خارهاي کوپه شده، مقداري ذغال به نشانه سياه بختي، کمي نمک به علامت شور چشمي و يک سکه به نشانه تنگدستي در کوزهاي سفالين ميانداختند و هر يک از افراد خانواده يک بار کوزه را دور سر خود ميچرخاند و آخرين نفر، کوزه را بر سر بام خانه ميبرد و آن را به کوچه پرتاب ميکرد.

" درد و بلاي خانه را ريختم به توي کوچه "، شعاري بود که هنگام پرتاب کردن کوزه از پشت بام زمزمه ميشد و اهالي خانه بر اين باور بودند که با دورانداختن کوزه، تيره بختي، شوربختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور ميکنند.

فال گوش
همچنين، هم زمان با غروب روز چهارشنبه سوري، مراسم" فال گوش ايستادن " توسط زنان و دختران جوان انجام ميشد.

در اين رسم کهن، زنان و دختراني که در آرزوي ازدواج بودند و يا شوق زيارت و مسافرت داشتند، در غروب شب چهارشنبه آخر سال نيت ميکردند و از خانه بيرون ميرفتند.آنان در سر گذر يا سر چهارسو ميايستادند و گوش به صحبت رهگذران ميسپردند.

آرزومندان بر اين اعتقاد بودند که اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند،حاجت و آرزوي هايشان برآورده ميشود، ولي اگر سخنان تلخ و اندوه از رهگذران شنيدند،به اين معنا است که رسيدن به مراد و آرزو در سال نو ناممکن است.

قاشق زني
"قاشق زني"، از مهمترين آيينهاي مرتبط با چهارشنبه سوري در روزگاران گذشته بود. زنان و دختران آرزومند، قاشقي با کاسهاي مسين را برميداشتند و شب هنگام در کوچه و گذر راه ميافتادند و در برابر هفت خانه ميايستادند و بيآن که حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر کاسه ميزدند.

صاحبخانه که ميدانست قاشقزنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل و برنج يا مبلغي پول در کاسههاي آنان ميگذاشت. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نميآوردند،از برآورده شدن آرزوي خود در سال نو نااميد ميشدند.

آش ابودردا
يکي از مرسومترين کارها در شب چهارشنبه سوري، پخت " آش ابودردا " بود.

در اين رسم کهن، خانوادههايي که بيمار يا حاجتي داشتند براي برآورده شدن حاجت و بهبودي بيمار نذر ميکردند در شب چهارشنبه آخرسال آش ابودردا يا "آش پدر دردها" بپزند.

بعد از اين که آش پخته ميشد، اندکي از آن به بيمار خورانده شده، بقيه هم در ميان فقرا توزيع ميشد.

آجيل هفت مغز
نذر آجيل براي چهارشنبهسوري هم يکي ديگر از رسوم ديرين چهارشنبه آخر سال در ايران قديم بود.

در اين رسم، زناني که نذر و نيازي داشتند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام "آجيل چهارشنبه سوري" از دکان رو به قبله ميخريدند، پاک مي کردند و ميان خويش و آشنا پخش ميکردند.

مهمتر از نذر آجيل، "قصه خارکن" بود که توسط افرادي که آجيل هفت مغز را پاک ميکردند، نقل ميشد.






نگاهي به آداب و رسوم چهارشنبه آخرسال در شهرهاي مختلف ايران :









بروجرد
جشن چهارشنبه سوري در بروجرد همانند ساير شهرهاي ايران در غروب آخرين سهشنبه سال برگزار ميشد. شخصيت "حاجي فيروز" دراين شب با جامه قرمز خود در مراسم حاضر ميشد و با دوده حاصل از سوختن بوتهها صورت خود را سياه مي کرد و براي جشنهاي بعدي نوروزي آماده ميشد.

تهران
در تهران قديم نيز مردم در شب چهارشنبه سوري بوتههاي خشک را از بيابانهاي اطراف جمع ميکردند و با شتر به شهر ميآوردند و در محلات مختلف ميچرخاندند.

پس از غروب خورشيد، بوتههاي خشک ، اسباب و اثاثيه کهنه و شکستهاي را که پس از خانهتکاني بيرون گذاشته شده بود، جمع ميکردند و با آنها آتشي درست ميکردند که همه بايد از روي آن ميپريدند.

شيراز
در شيراز، به دو شب چهارشنبهسوري گفته ميشد: يکي چهارشنبه آخر ماه اسفند (چهارشنبه آخر سال) و ديگري چهارشنبه آخر ماه صفر.

با توجه به ارادتي که شيرازيها به حافظ دارند، در شب چهارشنبهسوري دور هم جمع ميشدند و از ديوان حافظ فال ميگرفتند.در قديم رسم بود که دختران دم بخت در اين شب براي بخت گشايي به زيارت آرامگاه حضرت احمدبن موسي (ع) "شاهچراغ " ميرفتند.امروزه هم رسم است که بعضي از زنان براي برآورده شدن حاجت در زير منبر مسجد جامع شيراز معرف به منبر مرتضي علي(ع) حلوا درست ميکنند.

مردان و زنان شيرازي معتقدند که هرگاه در عصر روز سهشنبه آخر سال در حوض معروف آرامگاه سعدي صورت و دستان خود را بشويند تا سال ديگر بيمار نميشوند.

گيلان
گيلانيها، در شب چهارشنبه سوري اسپند و کندر دود ميکردند، گلاب به صورت خود ميزدند و شمع را به نيت روشنايي روشن ميکردند. گيلکيها، خاکستر آتشافروزي شب چهارشنبه سوري را صبح چهارشنبه پاي درختها ميريختنند و معتقد بودند که اين خاکستر موجب باروري درختها ميشود.

مازندران
رسم چهارشنبهسوري در استان مازندران با برپايي هفت بوته آتش به نشانه هفت فرشته اجرا ميشد. مازنيها معتقد بودند که آتش تطهيرکننده است و بدي و مرگ را ميسوزاند.

مردم اين استان دراين شب آش "چهل گياه" براي بيماران و نيازمندان ميپختند.

آذربايجان
خريد چهارشنبه آخر سال از جمله سنتهاي قديمي مردم تبريز در شب چهارشنبه سوري بود.خانمهاي خانهدار در خريد چهارشنبه سوري آيينه ، شانه و جارو ميخريدند به اين نيت که سال جديد را با وسايل نو آغاز کنند.

گروهي از آذريها نيز با اعتقاد بر اين که آبها هنگام تحويل سال از نو متولد ميشوند، در شب چهارشنبهسوري ، کوزههاي کهنه خود را شکسته و کوزههاي تازه را با آب پر ميکردند تا در سال جديد به کنج اتاقها بريزند تا به اين ترتيب ضمن دور کردن بلايا برکت را در سال جديد به خانه بياورند.









چهارشنبهسوري در ساير مناطق ايران و جهان









اين آيين ديرينه از سوي باختر، در بخشي از کردستان و از سوي خاور، در استان "سينکيانگ" چين و سرزمينهاي ايرانيتبار "يارکند"، "تاشقورغان" و "کاشغر" با تفاوتهايي برگزار ميشد.

در تاشقورغان،اين جشن در سومين روز سال نو برگزار ميشد.مردم اين منطقه ضمن آتشافروزي و پريدن از آن، بر بالاي بامها نيز به تعداد نفرات خانه، جام آتشي برميافروختند.

در سرزمينهاي اران و قفقاز،همانند استانهاي آذربايجان، در آخرين چهارشنبه اسفند ماه اين مراسم را تکرار ميکردند. در بخشهايي از قرقيزستان نيز اين مراسم باتفاوتهايي برگزار ميشد.

اين مراسم در قرقيزستان در غروب نوروز برگزار و تنها شاخههاي خشک درختي به نام "آرچا" سوزانده ميشد.

آنچه مسلم است،چهارشنبه سوري منحصر به آتشافروزي نيست،بلکه در روزگاران گذشته اين مراسم با آيينهاي ديگري همچون خوردن غذا به صورت دستهجمعي، سردادن سرودهاي ويژه، قاشقزني، فالگوش، بازيهاي گروهي و نمايشهاي سنتي همراه بود.






تاریخچه کامل و دقیق و آداب و رسوم در دیگر شهر های کشور را در لینک زیر بخوانید



مراسم چهارشنبه سوری

http://persian-star.net/1387/12/27/3/4.jpg (http://www.davoodonline.com/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85-%D8%A2%D8%A6%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86/)
http://persian-star.net/1387/12/27/3/5.jpg

. . .
آخرین سه شنبه ی آخر سال را شب چهار شنبه سوری می گویند. شبی است که امروزه فقط بوته افروزی آن مانده است. این کار را عصر سه شنبه ی آخر سال که آخرش چهارشنبه است انجام می دهند. بدین ترتیب که کوپه های هیزم را روی هم می گذارند خورشید که غروب کرد هیزم را در حیاط خانه یا در کوچه یا در میدان باز آتش می زنند.

ظهور آتش بازی (http://www.davoodonline.com/) :
آتش بازی در شب چهار شنبه سوری در زمان ناصرالدین شاه و به وسیله ی فرانسوی ها در ایران رواج پیدا کرد. در ابتدا فقط برای سرگرمی شاه این نمایش انجام می شد پس از آن مردم هم در این سرگرمی سهیم شدند و دستور نمایش آن در میدان توپ خانه صادر شد و مردم در آن جا به تماشای آتش بازی می ایستادند و کم کم به شکلی که امروزه اجرا می شود در آمد.

. . .

http://persian-star.net/1387/12/27/3/2.jpg
http://persian-star.net/1387/12/27/3/3.jpg (http://www.davoodonline.com/)

. . .
بوته افروزی :
در ایران رسم است که پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت “گله” کپه می کنند. با غروب آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی را به هستی خود ببخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند :
زردی من از تو ، سرخی تو از من
غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا
ای شب چهارشنبه ، ای کلیه جاردنده ، بده مراد بنده
خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود “زردی من از تو ، سرخی تو از من “
در هر خانه زنی خاکستر را در خاک انداز جمع می کند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می کوبد و به ساکنان خانه می گوید که از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.
در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانکار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط زیست دور و پاک می سازند. برای این که آتش آلوده نشود خاکستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد.
گرد آوردن بوته، آتش زدن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت “زردی من از تو، سرخی تو از من” شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است. مراسم دیگری مانند کوزه شکنی، فال گوش نشینی، آش نذری پختن، آب پاشی، بخت گشائی دختران، دفع چشم زخمها، کندرو خوشبو، قاشق زنی، فال گرفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.

مراسم کوزه شکنی :
مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی، کمی نمک به علامت شور چشمی، و یکی سکه به نشانه تنگدستی در کوزه ای سفالین می اندازند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر، کوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به کوچه پرتاب می کند و می گوید: “درد و بلای خانه را ریختم به توی کوچه” و باور دارند که با دور افکندن کوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می کنند.

فال گوش نشینی :
در شب چهار شنبه سوری فال گوش ایستادن و گوش کردن به حرف های رهگذران یک رسم است که سرنوشت ما در این شب تشکیل می شود البته می توانیم بگوییم که این یک اعتقاد است زیرا فال گوش َایستادن کار خوبی نیست. زنان و دخترانی که شوق شوهر کردن دارند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می کنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیک و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبت کردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوی خود را برآورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممکن نخواهند دانست.

قاشق زنی :
از کارهای شب چهار شنبه سوری قاشق زنی بود که زنان و مردان این کار را انجام می دادند. زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با کاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در کوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنکه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر کاسه می زنند. صاحب خانه که می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در کاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.

آش چهارشنبه سوری :
خانواده هایی که بیمار در خانه داشتند یا اینکه حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می کردند و در شب چهارشنبه آخر سال “آش ابودردا” یا “آش بیمار” می پختند و آن را اندکی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می کردند.

تقسیم آجیل چهارشنبه سوری :
زنانی که نذر و نیازی می کردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام “آجیل چهارشنبه سوری” از یک دکان رو به قبله می خریدند و پاک می کردند و میان خویش و آشنا پخش می کردند و می خورند. به هنگام پاک کردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خارکن را نقل می کردند. امروزه، آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.
ریشه ی فرهنگی چهارشنبه سوری :
بطور کلی فرهنگ مردم را باید در درون زندگی مردم و از لابلای باورهای مردم جستجو کرد، از آنجا که چهارشنبه سوری از آئین های دیرینه ی ایرانیان است جدای اینکه امروزه آنچه درشهرهای بزرگ ایران، به خصوص تهران در این شب انجام می گیرد بیشتر به جنگ و نزاع شبیه است تا سور و شادی! ولی میتوان با بازگشت به زمانی حدود بیست و چند سال پیش، دریافت که شب چهارشنبه ی آخر سال مراسم متنوعی داشت که در استانهای مختلف ایران مراسمی با اشکال گوناگون و با سبک های سنتی صورت می پذیرفت که اکنون نیز برخی از آن رسوم در بعضی از استانهای ایران برگزار می شود که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود :

:: استان آذربایجان شرقی
تبریزی ها در شب چهارشنبه سوری به روی هم آب یا گلاب می پاشند و معتقدند آب پاشیدن، زندگی را با سعادت قرین می کند. از دیگر رسوم ضروری این شب، فرستادن خُنچه از منزل داماد به منزل عروس است. در این خنچه معمولاً میوه، شیرینی، گلدانهای پرگل، ماهی و خلعت (پارچه) برای خانواده ی عروس و خود عروس گذارده می شود. دختران دم بخت تبریزی هنگام پریدن از روی آتش می خوانند:
“بختم آچیل چهارشنبه” یعنی: چهارشنبه! بختم را بازکن.

:: استان آذربایجان غربی
خانواده های ارومیّه ای در این شب به خانه ی مسن ترین فرد فامیل می روند و به خوردن آجیل سرگرم می شوند. آجیل حتماً باید از هفت نوع خوراکی تهیه شود. این هفت نوع خوراکی می تواند از بین خوراکیهای زیر باشد:
انجیر، کشمش، مویز، خرما، توت خشک، فندق، بادام، گردو، سنجد، نخودچی، آب نبات، تخمه بدون نمک، باسلق، برنجک (برنج بوداده) برگه هلو، برگه زردآلو و گندم برشته. کسی که مرادی و حاجتی دارد، باید تقسیم آجیل را به عهده بگیرد تا مرادش برآورده شود.

:: استان اردبیل
در مغان، مردم پیش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه، دسته جمعی به کنار رودخانه می  روند، آتشی بر می افروزند و جوانان در آنجا به سوارکاری می پردازند و هنگام بازگشت، زنان ظرف هایشان را از آب رودخانه پر می کنند و به خانه می آورند و آب آن را به دور و برخانه می پاشند که با این کار، سال جدید، سالی سرشار از روشنی و زلالی و پاکی خواهد بود.

:: استان بوشهر
بوشهری ها پس از آتش افروزی در خانه هایشان و پریدن از روی آن، با قایق از روی آب می گذرند و معتقدند با این کار نحسی این شب از بین می رود. در ضمن کوزه ی نویی را که تا آن زمان استفاده نکرده اند، به دیوار می زنند تا شکسته شود تا بلا و بدبختی، مثل کوزه شکسته شود.
:: استان خراسان
در خراسان مراسم کوزه شکستن به این طریق است که درون کوزه های کهنه مقدار نمک که علامت شور بختی است و مقداری ذغال که علامت سیاه بختی است و یک سکه کم ارزش پول می ریزند و تمام افراد خانواده آن را به دور سر می چرخانند و آخرین نفر کوزه را از پشت بام به کوچه پرت می کند و می گوید:
“درد و بلام توکوزه راه بیفته بره تو کوچه”
در بعضی از نقاط خراسان در این شب به جای آش، چهار نوع پلو می پزند. این پلوها عبارتند از: رشته پلو، عدس پلو، زرشک پلو و ماش پلو که معمولاً به فقرا، نزدیکان و همسایگان می دهند. در آجیل خراسانی ها مطلقاً نمک وجود ندارد، چون نمک را علامت شوربختی می دانند.

:: استان خوزستان
در اهواز، پس از پریدن از روی آتش، مراسم قاشق زنی انجام می گیرد که خانواده ها، خوراکی یا آجیل شور و شیرین در ظرف قاشقزنان می ریزند.

:: استان سیستان و بلوچستان
در سیستان مردم گونی، پتو و نمد کهنه را به صورت گلوله در می آورند و آن را در غروب آخرین چهارشنبه سال، آتش می زنند و معتقدند که نحوست این شب با این عمل از بین می رود.

:: استان فارس
در شیراز برای گشودن بخت دختران در شب چهارشنبه سوری به سعدیه می روند و از آب استخر سعدیه بر سر وروی دختران می  ریزند. زنان نیز با ریختن این آب به روی خود، معتقدند که مهرشان در دل شوهر بیشتر می شود. در این شب زنان برای برآورده شدن حاجاتشان زیر منبر مسجد جامع شهر دعا می خوانند و پس از دعا خواندن، حلوا و آش می پزند.

:: استان کردستان
مردم کردستان مخصوصاًروستائیان، دسته جمعی به صحرا و کنار چشمه سارها می روند و پس از مدتی که به شادی و پایکوبی و کشتی گرفتن گذراندند، هنگام مراجعت به خانه، هرکسی مقداری سنگریزه جمع می کند و بدون آنکه به پشت سرخود نگاه کند، سنگریزه را از روی شانه به عقب پرتاب می کند و بدین ترتیب بلا و آفت را از خود دور می سازد.
از دیگر مراسم این شب، شال اندازی است که عده ای از جوانان بالای پشت بام خانه ها و کنار درها و پنجره های همسایگان و ثروتمندان می روند و ضمن خواندن سرود و تصنیف، از دریچه ای، شال را آویزان می کنند. اهل خانه هدیه ای را به شال می بندند که معمولاً سکه، تخم مرغ، شاخه نبات، کله قند، جوراب یا نخودچی و کشمش است.

:: استان کرمان
در کرمان مقداری ذغال، نمک، سکه ی کم ارزش پول و کمی نان درکوزه خالی می ریزند و شب چهار شنبه سوری آن را از بالای بام به کوچه پرتاب می کنند تا بلا و کمبود از همه چیز مخصوصاً از آنچه در کوزه است دور شود.

:: استان گیلان
در روستاهای اطراف رشت، غروب شب چهارشنبه سوری، در پنج منطقه پوشال برنج را با فاصله کنار هم می چینند، سپس آنها را آتش می زنند و برای دفع چشم زخم، اسپند در آتش می ریزند و افراد هر خانواده از بزرگ به کوچک، سه مرتبه از روی آن می پرند و این ترانه را به گویش گیلکی می خوانند:
“گل گل چهارشنبه ، به حق پنجشنبه ، نکبت بی شه ، دولت بی یه ، زردی بی شه ، سرخی بی یه”
یعنی: آتش سرخ چهار شنبه! به حق پنجشنبه نکبت برود، دولت بیاید. زردی برود، سرخی بیاید.
پس از پریدن از روی آتش ترقه در می کنند به این معنی که از نحوست چهارشنبه در امان باشند. در این شب خورشت”ترشه تره” می پزند و آن را با کته، ماست و دوغ می خورند. صبح فردا (روز چهارشنبه) خاکستر برجای مانده از آتش شبانه را جمع می کنند و پای درختان میوه می ریزند به این نیّت که درختان بارورشوند و میوه ی بیشتری بدهند.

:: استان لرستان
در این شب در خرم آباد هیزم را به هفت دسته تقسیم می کنند و با فاصله های معینی در یک ردیف می چینند و آتش می زنند و با خواندن :
“زردی مه د تو، سرخی تو د مه”
یعنی: زردی من از تو و سرخی تو از من و از روی آن می پرند.

:: استان مازندران
در روستاهای مازندران در شب چهار شنبه سوری، علاوه بر کشتی گرفتن و اسپند دودکردن، انواع آشها پخته می شود از جمله “آش هفت ترشی” که از هفت نوع سبزی و هفت نوع ترشی و هفت نوع حبوبات در آن استفاده می شود و نیز “گزنه آش ” که یکی از سبزی های مصرفی در آن، گزنه است. اعتقاد براین است که خوردن این آش بسیاری از بیماریها و کسالتها را از بین می برد.

:: استان مرکزی
در این استان، علاوه بر مراسم آتش بازی، برای آمرزش اموات مقداری خرما یا شکر پنیر تهیه می کنند و یا حلوا درست می کنند و سرگذر می ایستند و به عابران تعارف می  کنند. هر رهگذر وظیفه دارد یک دانه بردارد و قبل از خوردن، برای آمرزش اموات خیرات دهنده، حمد و سوره ای بخواند و سپس خوراکی را بخورد.

تحریف آیین چهارشنبه سوری :
یافته های پزوهشی نشان می دهد که تمامی آیین ها و یادمان هایی که مردم ایران در هنگامه های گوناگون بر پا می داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ این سرزمین پایدار شده است، با منش، اخلاق و خرد نیاکان ما در آمیخته بود و در همه آنها، اعتقاد به پروردگار، امید به زندگی، نبرد با اهریمنان و بدسگالان و مرگ پرستان، در قالب نمادها، نمایش ها و آیین های گوناگون نمایشی گنجانده شده بود. رفتار خشونت آمیز و مغایر با عرف و منش جامعه نطیر آنچه که امروزه تحت نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم، در هیچکدام از این آیین ها دیده نمی شود. بهتر است بگوییم، کسانی که با منفجر کردن ترقه و پراکندن آتش سلامتی مردم را هدف می گیرند، با تن دادن به رفتاری آمیخته به هرج و مرج روحی، آیین چهارشنبه سوری را تحریف کرده اند. پس امیدوارم دوستان عزیز با خواندن این مطالب، قشنگی این رسم کهن ایرانی را با انجام کارهای خطرناک و استفاده از ترقه های غیر مجاز خراب نکنند …

. . .

http://persian-star.net/1387/12/27/3/8.jpg

منبع : سایت تبیان / پرشین استار

میم.
1391,09,06, ساعت : 14:56
امیدواردم به دردتون بخوره



برگزاري آئينهاي چهارشنبه سوري در ايران ريشه در قرنها پيش دارد و مردم اعتقاد دارند که باروشن کردن آتش و پريدن از روي آن دفع بلا ميشود.

بچهها و بزرگترها با افروختن آتش و پريدن از روي آن ترانه زردي من از تو؛ سرخي تو از من را سر ميدهند چهارشنبه سوري و يا به عبارتي چارشنبه سوري از جمله آيينهاي کهن سالانه ايرانيان است که همزمان با سهشنبه آخرسال در نقاط مختلف کشور برگزار مي- شود.

قاشق زني ، آجيل مشکل گشا، پريدن از روي آتش و فال گوش ايستادن از مراسم اصلي شب چهارشنبه سوري است.

مراسم چهارشنبه سوري بر گرفته از آيينهاي کهن ايرانيان بوده که همچنان ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان بازماندگان اقوام رواج دارد.

"سور" در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويشهاي ايراني به معناي "جشن"، "مهماني" و "سرخ" آمده است.

مردم ايران چند روز پيش از فرا رسيدن "چهارشنبه آخر سال" با خريد حنا ، اسباب بازي ، لباس نو و تنقلات مخصوص به پيشواز اين آيين کهن ميروند.

نحوست خاکستر
قديميهااعتقاد داشتند که خاکستر چهارشنبه سوري نحس است، چراکه مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و بيماري خود را به آتش ميدهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل ميکنند.

اين اعتقاد سبب ميشد تا زن هر خانه خاکستر بر جاي مانده ازآتش چهارشنبه آخر سال را در خاکانداز جمع کرده، به بيرون از خانه ببرد و آن را در سر چهارراه يا در آب روان بريزد.

زن در بازگشت به خانه، در خانه را ميکوبيد و به ساکنان خانه ميگفت که از عروسي ميآيد و تندرستي و شادي را براي خانواده به ارمغان آورده است.

اهالي خانه نيز در اين هنگام در را به روي زن ميگشودند و اعتقاد داشتند که وي تندرستي و شادي را براي يک سال به درون خانه خود آورده است.

کوزه شکني
از ديگر مراسم چهارشنبه سوري در روزگاران گذشته، کوزهشکني بود که اين روزها حتي در خاطرات مادربزرگها و پدربزرگها هم گم شده است.

در اين رسم، مردم پس از آتش زدن بوتهها و خارهاي کوپه شده، مقداري ذغال به نشانه سياه بختي، کمي نمک به علامت شور چشمي و يک سکه به نشانه تنگدستي در کوزهاي سفالين ميانداختند و هر يک از افراد خانواده يک بار کوزه را دور سر خود ميچرخاند و آخرين نفر، کوزه را بر سر بام خانه ميبرد و آن را به کوچه پرتاب ميکرد.

" درد و بلاي خانه را ريختم به توي کوچه "، شعاري بود که هنگام پرتاب کردن کوزه از پشت بام زمزمه ميشد و اهالي خانه بر اين باور بودند که با دورانداختن کوزه، تيره بختي، شوربختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور ميکنند.

فال گوش
همچنين، هم زمان با غروب روز چهارشنبه سوري، مراسم" فال گوش ايستادن " توسط زنان و دختران جوان انجام ميشد.

در اين رسم کهن، زنان و دختراني که در آرزوي ازدواج بودند و يا شوق زيارت و مسافرت داشتند، در غروب شب چهارشنبه آخر سال نيت ميکردند و از خانه بيرون ميرفتند.آنان در سر گذر يا سر چهارسو ميايستادند و گوش به صحبت رهگذران ميسپردند.

آرزومندان بر اين اعتقاد بودند که اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند،حاجت و آرزوي هايشان برآورده ميشود، ولي اگر سخنان تلخ و اندوه از رهگذران شنيدند،به اين معنا است که رسيدن به مراد و آرزو در سال نو ناممکن است.

قاشق زني
"قاشق زني"، از مهمترين آيينهاي مرتبط با چهارشنبه سوري در روزگاران گذشته بود. زنان و دختران آرزومند، قاشقي با کاسهاي مسين را برميداشتند و شب هنگام در کوچه و گذر راه ميافتادند و در برابر هفت خانه ميايستادند و بيآن که حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر کاسه ميزدند.

صاحبخانه که ميدانست قاشقزنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل و برنج يا مبلغي پول در کاسههاي آنان ميگذاشت. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نميآوردند،از برآورده شدن آرزوي خود در سال نو نااميد ميشدند.

آش ابودردا
يکي از مرسومترين کارها در شب چهارشنبه سوري، پخت " آش ابودردا " بود.

در اين رسم کهن، خانوادههايي که بيمار يا حاجتي داشتند براي برآورده شدن حاجت و بهبودي بيمار نذر ميکردند در شب چهارشنبه آخرسال آش ابودردا يا "آش پدر دردها" بپزند.

بعد از اين که آش پخته ميشد، اندکي از آن به بيمار خورانده شده، بقيه هم در ميان فقرا توزيع ميشد.

آجيل هفت مغز
نذر آجيل براي چهارشنبهسوري هم يکي ديگر از رسوم ديرين چهارشنبه آخر سال در ايران قديم بود.

در اين رسم، زناني که نذر و نيازي داشتند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام "آجيل چهارشنبه سوري" از دکان رو به قبله ميخريدند، پاک مي کردند و ميان خويش و آشنا پخش ميکردند.

مهمتر از نذر آجيل، "قصه خارکن" بود که توسط افرادي که آجيل هفت مغز را پاک ميکردند، نقل ميشد.






نگاهي به آداب و رسوم چهارشنبه آخرسال در شهرهاي مختلف ايران :









بروجرد
جشن چهارشنبه سوري در بروجرد همانند ساير شهرهاي ايران در غروب آخرين سهشنبه سال برگزار ميشد. شخصيت "حاجي فيروز" دراين شب با جامه قرمز خود در مراسم حاضر ميشد و با دوده حاصل از سوختن بوتهها صورت خود را سياه مي کرد و براي جشنهاي بعدي نوروزي آماده ميشد.


تهران
در تهران قديم نيز مردم در شب چهارشنبه سوري بوتههاي خشک را از بيابانهاي اطراف جمع ميکردند و با شتر به شهر ميآوردند و در محلات مختلف ميچرخاندند.


پس از غروب خورشيد، بوتههاي خشک ، اسباب و اثاثيه کهنه و شکستهاي را که پس از خانهتکاني بيرون گذاشته شده بود، جمع ميکردند و با آنها آتشي درست ميکردند که همه بايد از روي آن ميپريدند.


شيراز
در شيراز، به دو شب چهارشنبهسوري گفته ميشد: يکي چهارشنبه آخر ماه اسفند (چهارشنبه آخر سال) و ديگري چهارشنبه آخر ماه صفر.


با توجه به ارادتي که شيرازيها به حافظ دارند، در شب چهارشنبهسوري دور هم جمع ميشدند و از ديوان حافظ فال ميگرفتند.در قديم رسم بود که دختران دم بخت در اين شب براي بخت گشايي به زيارت آرامگاه حضرت احمدبن موسي (ع) "شاهچراغ " ميرفتند.امروزه هم رسم است که بعضي از زنان براي برآورده شدن حاجت در زير منبر مسجد جامع شيراز معرف به منبر مرتضي علي(ع) حلوا درست ميکنند.


مردان و زنان شيرازي معتقدند که هرگاه در عصر روز سهشنبه آخر سال در حوض معروف آرامگاه سعدي صورت و دستان خود را بشويند تا سال ديگر بيمار نميشوند.


گيلان
گيلانيها، در شب چهارشنبه سوري اسپند و کندر دود ميکردند، گلاب به صورت خود ميزدند و شمع را به نيت روشنايي روشن ميکردند. گيلکيها، خاکستر آتشافروزي شب چهارشنبه سوري را صبح چهارشنبه پاي درختها ميريختنند و معتقد بودند که اين خاکستر موجب باروري درختها ميشود.


مازندران
رسم چهارشنبهسوري در استان مازندران با برپايي هفت بوته آتش به نشانه هفت فرشته اجرا ميشد. مازنيها معتقد بودند که آتش تطهيرکننده است و بدي و مرگ را ميسوزاند.


مردم اين استان دراين شب آش "چهل گياه" براي بيماران و نيازمندان ميپختند.


آذربايجان
خريد چهارشنبه آخر سال از جمله سنتهاي قديمي مردم تبريز در شب چهارشنبه سوري بود.خانمهاي خانهدار در خريد چهارشنبه سوري آيينه ، شانه و جارو ميخريدند به اين نيت که سال جديد را با وسايل نو آغاز کنند.


گروهي از آذريها نيز با اعتقاد بر اين که آبها هنگام تحويل سال از نو متولد ميشوند، در شب چهارشنبهسوري ، کوزههاي کهنه خود را شکسته و کوزههاي تازه را با آب پر ميکردند تا در سال جديد به کنج اتاقها بريزند تا به اين ترتيب ضمن دور کردن بلايا برکت را در سال جديد به خانه بياورند.








چهارشنبهسوري در ساير مناطق ايران و جهان









اين آيين ديرينه از سوي باختر، در بخشي از کردستان و از سوي خاور، در استان "سينکيانگ" چين و سرزمينهاي ايرانيتبار "يارکند"، "تاشقورغان" و "کاشغر" با تفاوتهايي برگزار ميشد.


در تاشقورغان،اين جشن در سومين روز سال نو برگزار ميشد.مردم اين منطقه ضمن آتشافروزي و پريدن از آن، بر بالاي بامها نيز به تعداد نفرات خانه، جام آتشي برميافروختند.


در سرزمينهاي اران و قفقاز،همانند استانهاي آذربايجان، در آخرين چهارشنبه اسفند ماه اين مراسم را تکرار ميکردند. در بخشهايي از قرقيزستان نيز اين مراسم باتفاوتهايي برگزار ميشد.


اين مراسم در قرقيزستان در غروب نوروز برگزار و تنها شاخههاي خشک درختي به نام "آرچا" سوزانده ميشد.


آنچه مسلم است،چهارشنبه سوري منحصر به آتشافروزي نيست،بلکه در روزگاران گذشته اين مراسم با آيينهاي ديگري همچون خوردن غذا به صورت دستهجمعي، سردادن سرودهاي ويژه، قاشقزني، فالگوش، بازيهاي گروهي و نمايشهاي سنتي همراه بود.







تاریخچه کامل و دقیق و آداب و رسوم در دیگر شهر های کشور را در لینک زیر بخوانید



مراسم چهارشنبه سوری


http://persian-star.net/1387/12/27/3/4.jpg (http://www.davoodonline.com/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85-%D8%A2%D8%A6%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86/)

http://persian-star.net/1387/12/27/3/5.jpg

. . .

آخرین سه شنبه ی آخر سال را شب چهار شنبه سوری می گویند. شبی است که امروزه فقط بوته افروزی آن مانده است. این کار را عصر سه شنبه ی آخر سال که آخرش چهارشنبه است انجام می دهند. بدین ترتیب که کوپه های هیزم را روی هم می گذارند خورشید که غروب کرد هیزم را در حیاط خانه یا در کوچه یا در میدان باز آتش می زنند.

ظهور آتش بازی (http://www.davoodonline.com/) :
آتش بازی در شب چهار شنبه سوری در زمان ناصرالدین شاه و به وسیله ی فرانسوی ها در ایران رواج پیدا کرد. در ابتدا فقط برای سرگرمی شاه این نمایش انجام می شد پس از آن مردم هم در این سرگرمی سهیم شدند و دستور نمایش آن در میدان توپ خانه صادر شد و مردم در آن جا به تماشای آتش بازی می ایستادند و کم کم به شکلی که امروزه اجرا می شود در آمد.


. . .


http://persian-star.net/1387/12/27/3/2.jpg

http://persian-star.net/1387/12/27/3/3.jpg (http://www.davoodonline.com/)

. . .

بوته افروزی :
در ایران رسم است که پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت “گله” کپه می کنند. با غروب آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی را به هستی خود ببخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند :
زردی من از تو ، سرخی تو از من
غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا
ای شب چهارشنبه ، ای کلیه جاردنده ، بده مراد بنده
خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود “زردی من از تو ، سرخی تو از من “
در هر خانه زنی خاکستر را در خاک انداز جمع می کند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می کوبد و به ساکنان خانه می گوید که از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.
در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانکار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط زیست دور و پاک می سازند. برای این که آتش آلوده نشود خاکستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد.
گرد آوردن بوته، آتش زدن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت “زردی من از تو، سرخی تو از من” شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است. مراسم دیگری مانند کوزه شکنی، فال گوش نشینی، آش نذری پختن، آب پاشی، بخت گشائی دختران، دفع چشم زخمها، کندرو خوشبو، قاشق زنی، فال گرفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.

مراسم کوزه شکنی :
مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی، کمی نمک به علامت شور چشمی، و یکی سکه به نشانه تنگدستی در کوزه ای سفالین می اندازند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر، کوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به کوچه پرتاب می کند و می گوید: “درد و بلای خانه را ریختم به توی کوچه” و باور دارند که با دور افکندن کوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می کنند.

فال گوش نشینی :
در شب چهار شنبه سوری فال گوش ایستادن و گوش کردن به حرف های رهگذران یک رسم است که سرنوشت ما در این شب تشکیل می شود البته می توانیم بگوییم که این یک اعتقاد است زیرا فال گوش َایستادن کار خوبی نیست. زنان و دخترانی که شوق شوهر کردن دارند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می کنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیک و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبت کردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوی خود را برآورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممکن نخواهند دانست.

قاشق زنی :
از کارهای شب چهار شنبه سوری قاشق زنی بود که زنان و مردان این کار را انجام می دادند. زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با کاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در کوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنکه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر کاسه می زنند. صاحب خانه که می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در کاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.

آش چهارشنبه سوری :
خانواده هایی که بیمار در خانه داشتند یا اینکه حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می کردند و در شب چهارشنبه آخر سال “آش ابودردا” یا “آش بیمار” می پختند و آن را اندکی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می کردند.

تقسیم آجیل چهارشنبه سوری :
زنانی که نذر و نیازی می کردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام “آجیل چهارشنبه سوری” از یک دکان رو به قبله می خریدند و پاک می کردند و میان خویش و آشنا پخش می کردند و می خورند. به هنگام پاک کردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خارکن را نقل می کردند. امروزه، آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.
ریشه ی فرهنگی چهارشنبه سوری :
بطور کلی فرهنگ مردم را باید در درون زندگی مردم و از لابلای باورهای مردم جستجو کرد، از آنجا که چهارشنبه سوری از آئین های دیرینه ی ایرانیان است جدای اینکه امروزه آنچه درشهرهای بزرگ ایران، به خصوص تهران در این شب انجام می گیرد بیشتر به جنگ و نزاع شبیه است تا سور و شادی! ولی میتوان با بازگشت به زمانی حدود بیست و چند سال پیش، دریافت که شب چهارشنبه ی آخر سال مراسم متنوعی داشت که در استانهای مختلف ایران مراسمی با اشکال گوناگون و با سبک های سنتی صورت می پذیرفت که اکنون نیز برخی از آن رسوم در بعضی از استانهای ایران برگزار می شود که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود :

:: استان آذربایجان شرقی
تبریزی ها در شب چهارشنبه سوری به روی هم آب یا گلاب می پاشند و معتقدند آب پاشیدن، زندگی را با سعادت قرین می کند. از دیگر رسوم ضروری این شب، فرستادن خُنچه از منزل داماد به منزل عروس است. در این خنچه معمولاً میوه، شیرینی، گلدانهای پرگل، ماهی و خلعت (پارچه) برای خانواده ی عروس و خود عروس گذارده می شود. دختران دم بخت تبریزی هنگام پریدن از روی آتش می خوانند:
“بختم آچیل چهارشنبه” یعنی: چهارشنبه! بختم را بازکن.

:: استان آذربایجان غربی
خانواده های ارومیّه ای در این شب به خانه ی مسن ترین فرد فامیل می روند و به خوردن آجیل سرگرم می شوند. آجیل حتماً باید از هفت نوع خوراکی تهیه شود. این هفت نوع خوراکی می تواند از بین خوراکیهای زیر باشد:
انجیر، کشمش، مویز، خرما، توت خشک، فندق، بادام، گردو، سنجد، نخودچی، آب نبات، تخمه بدون نمک، باسلق، برنجک (برنج بوداده) برگه هلو، برگه زردآلو و گندم برشته. کسی که مرادی و حاجتی دارد، باید تقسیم آجیل را به عهده بگیرد تا مرادش برآورده شود.

:: استان اردبیل
در مغان، مردم پیش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه، دسته جمعی به کنار رودخانه می  روند، آتشی بر می افروزند و جوانان در آنجا به سوارکاری می پردازند و هنگام بازگشت، زنان ظرف هایشان را از آب رودخانه پر می کنند و به خانه می آورند و آب آن را به دور و برخانه می پاشند که با این کار، سال جدید، سالی سرشار از روشنی و زلالی و پاکی خواهد بود.

:: استان بوشهر
بوشهری ها پس از آتش افروزی در خانه هایشان و پریدن از روی آن، با قایق از روی آب می گذرند و معتقدند با این کار نحسی این شب از بین می رود. در ضمن کوزه ی نویی را که تا آن زمان استفاده نکرده اند، به دیوار می زنند تا شکسته شود تا بلا و بدبختی، مثل کوزه شکسته شود.
:: استان خراسان
در خراسان مراسم کوزه شکستن به این طریق است که درون کوزه های کهنه مقدار نمک که علامت شور بختی است و مقداری ذغال که علامت سیاه بختی است و یک سکه کم ارزش پول می ریزند و تمام افراد خانواده آن را به دور سر می چرخانند و آخرین نفر کوزه را از پشت بام به کوچه پرت می کند و می گوید:
“درد و بلام توکوزه راه بیفته بره تو کوچه”
در بعضی از نقاط خراسان در این شب به جای آش، چهار نوع پلو می پزند. این پلوها عبارتند از: رشته پلو، عدس پلو، زرشک پلو و ماش پلو که معمولاً به فقرا، نزدیکان و همسایگان می دهند. در آجیل خراسانی ها مطلقاً نمک وجود ندارد، چون نمک را علامت شوربختی می دانند.

:: استان خوزستان
در اهواز، پس از پریدن از روی آتش، مراسم قاشق زنی انجام می گیرد که خانواده ها، خوراکی یا آجیل شور و شیرین در ظرف قاشقزنان می ریزند.

:: استان سیستان و بلوچستان
در سیستان مردم گونی، پتو و نمد کهنه را به صورت گلوله در می آورند و آن را در غروب آخرین چهارشنبه سال، آتش می زنند و معتقدند که نحوست این شب با این عمل از بین می رود.

:: استان فارس
در شیراز برای گشودن بخت دختران در شب چهارشنبه سوری به سعدیه می روند و از آب استخر سعدیه بر سر وروی دختران می  ریزند. زنان نیز با ریختن این آب به روی خود، معتقدند که مهرشان در دل شوهر بیشتر می شود. در این شب زنان برای برآورده شدن حاجاتشان زیر منبر مسجد جامع شهر دعا می خوانند و پس از دعا خواندن، حلوا و آش می پزند.

:: استان کردستان
مردم کردستان مخصوصاًروستائیان، دسته جمعی به صحرا و کنار چشمه سارها می روند و پس از مدتی که به شادی و پایکوبی و کشتی گرفتن گذراندند، هنگام مراجعت به خانه، هرکسی مقداری سنگریزه جمع می کند و بدون آنکه به پشت سرخود نگاه کند، سنگریزه را از روی شانه به عقب پرتاب می کند و بدین ترتیب بلا و آفت را از خود دور می سازد.
از دیگر مراسم این شب، شال اندازی است که عده ای از جوانان بالای پشت بام خانه ها و کنار درها و پنجره های همسایگان و ثروتمندان می روند و ضمن خواندن سرود و تصنیف، از دریچه ای، شال را آویزان می کنند. اهل خانه هدیه ای را به شال می بندند که معمولاً سکه، تخم مرغ، شاخه نبات، کله قند، جوراب یا نخودچی و کشمش است.

:: استان کرمان
در کرمان مقداری ذغال، نمک، سکه ی کم ارزش پول و کمی نان درکوزه خالی می ریزند و شب چهار شنبه سوری آن را از بالای بام به کوچه پرتاب می کنند تا بلا و کمبود از همه چیز مخصوصاً از آنچه در کوزه است دور شود.

:: استان گیلان
در روستاهای اطراف رشت، غروب شب چهارشنبه سوری، در پنج منطقه پوشال برنج را با فاصله کنار هم می چینند، سپس آنها را آتش می زنند و برای دفع چشم زخم، اسپند در آتش می ریزند و افراد هر خانواده از بزرگ به کوچک، سه مرتبه از روی آن می پرند و این ترانه را به گویش گیلکی می خوانند:
“گل گل چهارشنبه ، به حق پنجشنبه ، نکبت بی شه ، دولت بی یه ، زردی بی شه ، سرخی بی یه”
یعنی: آتش سرخ چهار شنبه! به حق پنجشنبه نکبت برود، دولت بیاید. زردی برود، سرخی بیاید.
پس از پریدن از روی آتش ترقه در می کنند به این معنی که از نحوست چهارشنبه در امان باشند. در این شب خورشت”ترشه تره” می پزند و آن را با کته، ماست و دوغ می خورند. صبح فردا (روز چهارشنبه) خاکستر برجای مانده از آتش شبانه را جمع می کنند و پای درختان میوه می ریزند به این نیّت که درختان بارورشوند و میوه ی بیشتری بدهند.

:: استان لرستان
در این شب در خرم آباد هیزم را به هفت دسته تقسیم می کنند و با فاصله های معینی در یک ردیف می چینند و آتش می زنند و با خواندن :
“زردی مه د تو، سرخی تو د مه”
یعنی: زردی من از تو و سرخی تو از من و از روی آن می پرند.

:: استان مازندران
در روستاهای مازندران در شب چهار شنبه سوری، علاوه بر کشتی گرفتن و اسپند دودکردن، انواع آشها پخته می شود از جمله “آش هفت ترشی” که از هفت نوع سبزی و هفت نوع ترشی و هفت نوع حبوبات در آن استفاده می شود و نیز “گزنه آش ” که یکی از سبزی های مصرفی در آن، گزنه است. اعتقاد براین است که خوردن این آش بسیاری از بیماریها و کسالتها را از بین می برد.

:: استان مرکزی
در این استان، علاوه بر مراسم آتش بازی، برای آمرزش اموات مقداری خرما یا شکر پنیر تهیه می کنند و یا حلوا درست می کنند و سرگذر می ایستند و به عابران تعارف می  کنند. هر رهگذر وظیفه دارد یک دانه بردارد و قبل از خوردن، برای آمرزش اموات خیرات دهنده، حمد و سوره ای بخواند و سپس خوراکی را بخورد.

تحریف آیین چهارشنبه سوری :
یافته های پزوهشی نشان می دهد که تمامی آیین ها و یادمان هایی که مردم ایران در هنگامه های گوناگون بر پا می داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ این سرزمین پایدار شده است، با منش، اخلاق و خرد نیاکان ما در آمیخته بود و در همه آنها، اعتقاد به پروردگار، امید به زندگی، نبرد با اهریمنان و بدسگالان و مرگ پرستان، در قالب نمادها، نمایش ها و آیین های گوناگون نمایشی گنجانده شده بود. رفتار خشونت آمیز و مغایر با عرف و منش جامعه نطیر آنچه که امروزه تحت نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم، در هیچکدام از این آیین ها دیده نمی شود. بهتر است بگوییم، کسانی که با منفجر کردن ترقه و پراکندن آتش سلامتی مردم را هدف می گیرند، با تن دادن به رفتاری آمیخته به هرج و مرج روحی، آیین چهارشنبه سوری را تحریف کرده اند. پس امیدوارم دوستان عزیز با خواندن این مطالب، قشنگی این رسم کهن ایرانی را با انجام کارهای خطرناک و استفاده از ترقه های غیر مجاز خراب نکنند …


. . .


http://persian-star.net/1387/12/27/3/8.jpg


منبع : سایت تبیان / پرشین استار




ممنون مینا جان، راستش من بیشتر میخوام بدونم مردم شهرهای مختلف چهارشنبه سوری رو چطور برگزار میکنن مثلا در مورد مردم اردبیل به صورت مفصل مطلب دارم اما هر چی میگردم در مورد شهرهای دیگه پیدا نمیکنم یا مثلا دلیل اینکه آجیل مخصوص داره و نوع آجیل انتخابی چیه؟
بازم ممنونم که وقت گذاشتی و پاسخ دادی:-2-40-:

Mina
1391,09,06, ساعت : 15:26
ممنون مینا جان، راستش من بیشتر میخوام بدونم مردم شهرهای مختلف چهارشنبه سوری رو چطور برگزار میکنن مثلا در مورد مردم اردبیل به صورت مفصل مطلب دارم اما هر چی میگردم در مورد شهرهای دیگه پیدا نمیکنم یا مثلا دلیل اینکه آجیل مخصوص داره و نوع آجیل انتخابی چیه؟
بازم ممنونم که وقت گذاشتی و پاسخ دادی:-2-40-:

خب تو دومی بیشتر شهرهارو به طور خلاصه توضیح داده دیگه
اینارم ببین:


يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.



چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.


مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.



مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند.





ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.

اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.





در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."



"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."



"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."

بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است.




"سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است






مراسم چهارشنبه سوري



بوته افروزي
http://www.koodakan.org/monasebat/4shanbeh1.jpg


در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي مي خوانند.

زردي من از تو ، سرخي تو از من

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا

اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده



خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"

هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.
در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود ببرد.



مراسم كوزه شكني
مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند.

همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر ) به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت



فال گوش نشيني
زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت مي كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر يا سر چهارسو مي ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبتكردن رهگذران تفال مي زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوي خود را برآورده مي پندارند. ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

قاشق زني http://www.koodakan.org/monasebat/4shanbeh2.jpg
زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغي پول در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادري بر سر مي اندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي روند.

آش چهارشنبه سوري
خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش بيمار» مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش مي كردند.

تقسيم آجيل چهارشنبه سوري http://www.koodakan.org/monasebat/4shanbeh3.jpg

زناني كه نذر و نيازي مي كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوري» از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي كردند و مي خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوري شده است.


گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است

پس اميدورام دوستان عزيز با خواندن اين مطالب قشنگي اين رسم را با انجام كارهاي خطرناك و استفاده از ترقه هاي خطرناك خراب نكنند

مراسم ديگري مانند توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد






تحريف آيين چهارشنبه سوري



يافته هاي پزوهشي نشان مي دهد كه تمامي آيين ها و يادمان هايي كه مردم ايران در هنگامه گوناگون بر پا مي داشتند و بخشي از آنها همچنان در فرهنگ اين سرزمين پايدار شده است ، با منش ، اخلاق و خرد نياكان ما در آميخته بود و در همه آنها ، اعتقاد به پروردگار ، اميد به زندگي ، نبرد با اهريمنان و بدسگالان و مرگ پرستان ، در قالب نمادها ، نمايش ها و آيين هاي گوناگون نمايشي گنجانده شده بود .

رفتار خشونت آميز و مغاير با عرف و منش جامعه نطير آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوري شاهد آن هستيم ، در هيچكدام از اين آيين ها ديده نمي شود .



بهتر است بگوييم ، كساني كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتي مردم را هدف مي گيرند ، با تن دادن به رفتاري آميخته به هرج و مرج روحي ، آيين چهارشنبه سوري را تحريف كرده اند

در شب چهار شنبه سوري هفت نوع خوردني و ميوه ي خشک مانند:
کشمش
نخودچي
توت
انجير
خرما خشک
آلوي خشک
باسلوق استفاده مي کنند. تمام اين مواد مقوي ساده و خوش مزه هستند و باعث سلامتي انسان مي شوند.

چهارشنبه سوری در گیلان
چهارشنبه سوري نه تنها در گيلان بلکه در تمامي نقاط ايران برجسته ترين و پرشورترين رسم در مجموعه رسم هاي مقدماتي نوروز است که مهم ترين عنصر آن اتش است و نامش نيز برگرفته از شعله هاي آتش است .
" سوري " به معني سرخي است و هم از اين جهت در بسياري از نقاط چهارشنبه سرخي نيز به آن مي گويند.
نام گيلاني چهارشنبه " گولي گولي چارشنبه " است که هم سرخي گلها وهم سرخي شعله هاي آتش را به همراه دارد .
رسم چارشنبه سوري در مناطق مختلف استان گيلان متفاوت است ، در منطقه ماسال و آبا ديهاي جنگلي اطراف آن و کوهستانهاي تالش چارشنبه سوري را کولي کولي چارشنبه مي نامند.
مراسم چهارشنبه سوري در نواحي مختلف گيلان با تفاوتي اندک اما شبيه به هم اجرا مي شد و گاه شليک تير و ترکاندن ترقه نيز در برنامه جاي داشت. گاه نيز به نيت برکت، يکي از اهالي با تبر به سمت درختي که بار نمي داد مي رفت اما با ضمانت ديگران براي بار آوردن درخت در سال بعد، شخص تبر به دست از قصد خود منصرف مي شد.

http://irankohan.com/images/4th-soory2.jpg
مردم ماسال شب چارشنبه سوري به طرف قبله در فهت جا پشته هاي کاه مي گذارند و هنگام غروب آتش مي زنند سپس از روي آتش مي پرند و مي گويند " کولي کولي چارشنبه " همه مردم آن شب شادي کرده و عده اي با تفنگ شليک مي کنند و بعد در کنار سفره شام جمع مي شوند.
مرسوم است که در اين شب در سفره بايد هفت نوع خورش و خوردني باشد .
در شهرستان آستارا نيزمردم توده هايي از کلش برنج را به تعداد پنج يا هفت تا نه کپه گرد مي آورند و آتش مي زنند، اول بزرگتر ها و بعد جوانترها و بچه ها از روي آنها مي پرند .
در منطقه ديلمان نيز پنج يا هفت تپه گون مي گذارند آتش مي زنند و از روي آن مي پرند و مي گويند " گل گل چارشنبه ، نکبت بشه دولت بيه " .
در شهرستان رودبار نيز سه تا هفت کپه کاه مي گذارند و آتش مي زنند و از اتش سرخ روئي مي خواهند .
در بندر انزلي نيز از روي آتش کلش هاي شالي مي پرند و مي گويند " گول گول چارشنبه ، به حق پنشنبه ، نکبت بشه ، شوکت بيه ، زردي بشه ، سرخي بيه " .
در منطقه نومندان ، ليسار و هشتپر نيز هفت کپه کلش روشن مي کنند و به زبان ترکي درد و بلايشان را روي شعله هاي آتش مي ريزند.
پس از پريدن از روي آتش ظروف شکستني معيوب را به دور مي ريزند و دختران دم بخت را براي دقايقي از خانه بيرون مي کنند تا در آن سال به خانه بخت بروند و ظرف آبي را هم که کنار آتش ها نهاده اند ، به زمين مي پاشند.
اب ، دومين عنصر مهمي است که به اشکال مختلف در مراسم چهارشنبه سوري در گيلان حضور دارد ، در اغلب نقاط شرق گيلان ، چارشنبه سوري ظرف آبي از رودخانه يا چشمه به خانه مي برند و بعضي هم هنگام بردن آب کلامي هم حرف مي زنند و اين اب را " لال آب " مي نامند .
در منطقه املش نيز پس از پريدن از روي آتش ، جوانان کوزه اي بر مي بردارند و آن را آب هفت چشمه پر مي کنند و اين آب را که " آب هفت کوثر " مي نامند به طرف آسمان مي پاشند تا سال باراني داشته باشند و بقيه ان سر و روي خود را مي شويند تا سلامتي بياورد و بخشي از آب را در مرزعه مي پاشند تا زمين پر محصول شود.
در منطقه ديلمان از توابع شهرستان سياهکل نيز صبح چهارشنبه مردم به حمام مي رفتند و با نوعي جام برنجي معروف به چل طاس ( چل کليد ) پنج تا هفت يا نه جام آب روي سر خود مي ريختند .
همچنين در مناطق تالش ، رودبار و شرق گيلان به ويژه مناطق کوهستاني رسم است که شب چهارشنبه سوري از روي آب روان مي پرند و اين کار را موجب دفع بلا و بيماري مي دانند .
در منطقه رستم آباد شهرستان رودبار پس از پريدن از روي آب ، بزرگ خانواده دو سنگ از داخل آب بر مي دارد يکي را در انبار برنج و ديگري را در انبار آرد مي گذارد تا برکت بياورد.
در شهرتالش عنصري اسطوره اي به نام " چارشنبه خاتون " وجود دارد که با صفات " گلابتون گيسوي بلند اندام زيبا " و " پري گيسو بلند خوش اندام " و اين گونه القاب توصيف مي شود.
چارشنبه خاتون با آب و برکت پيوند خاصي دارد ، اين پري گيسو بلند در شب چارشنبه سوري به هر خانه اي سر مي زند و از غذاهاي خاص چارشنبه سوري که برايش گذاشته اند ، لقمه اي مي خورد و براي خانواده هايي که خانه خود را در آستانه بهار و سال نو پاکيزه کرده اند ، دعا مي کند و به آنها برکت مي دهد.
در تالش رسم است که شب چهارشنبه سوري مقداري از غذاهاي خود را در ظرفي مي گذارند و پشت در خانه يا اتاق قرار مي دهند تا چارشنبه خاتون از آن بخورد و برايشان برکت بياورد .
مردم اين مناطق براي ديدن چارشنبه خاتون بايد بعد از نيمه شب چهارشنبه آخر سال سر کهنه ترين چاه آب منطقه بروند ، لباس را بطور کامل از تن به در کنند ، سر در چاه فرو برند و چارشنبه خاتون را صدا بزنند ، آنگاه آب چاه مي جوشد و خاتون بلند بالاي گلابتون گيسوي چهارشنبه ، از آن بيرون مي آيد و سيلي به گوش کسي که صدايش کرده است مي زند، اگر او نترسيد و نگريخت و يا بيهوش نشد ، هرچه از او بخواهد برايش فراهم مي کند.
در برخي مناطق استان گيلان نيز خريدن آينه ، اسفند و ماهي سفره هفت سين نوروز در شب چارشنبه سوري را خوش شگون مي دانند ، به ويژه در رشت اين کار را با آداب خاصي انجام مي دهند.
معمولا اگر دختر دم بخت در خانه داشته باشند ، خريدن اسفند بر عهده اوست ، دختر از خانه بيرون مي رود و از اولين دکان رو به قبله مي پرسد" اسفند داري ؟ " و بي آنکه منتظر جواب بماند به راه مي افتد و از دکان هاي ديگر تا هفت دکان همين سوال را مي پرسد و سپس به سراغ اولي برمي گردد و از او اسفند مي خرد.
فروشنده هم اين شعر را برايش مي خواند: " اسفن دو کون ، چاووش بيه ، تي مرد مار به هوش بيه " يعني اسفند دود کن و با آن طلسم ها را باطل کن تا چاووش بيايد و مادر شوهرت به هوش بياد.
علاوه بر اسفند، آينه ، اجيل ، سبزي و ماهي سفره هفت سين بسياري از لوازم ديگر عيد را هم شب چارشنبه سوري تهيه مي کنند به همين دليل بازار فروشندگان و بازارهاي هفتگي در گيلان بسيار گرم است و بازار چارشنبه سوري حال و هواي خاصي دارد .
معمولا بازار را چراغاني و اذين مي بندند و هر فروشنده اي با شعر و ترانه اي به عرضه کالاي خود مي پردازد . بازارهاي هفتگي پيش از نوروز را به هر روزي که منسوب باشد " عيد بازار " مي نامند.
"شال اندازي " هم از رسم هاي پرشور و زيباي چهارشنبه سوري در استان گيلان و اغلب مناطق ايران است که امروزه تا آباديهاي دور دست کوهستاني و جنگلي عقب نشيني کرده و در همه جا معمول نيست ، شب که فرا مي رسد پسران جوان شال يا دستمالي بر مي دارند و براي شال اندازي و يا دستمال اندازي به خانه همسايه ها و اهل محله مي روند .
معمولا سر راه گلي هم مي چينند و به گوشه شال يا دستمال مي بندند و آن را آهسته از در اتاق به داخل مي اندازند و خود در گوشه اي پنهان مي شوند، صاحبخانه مقداري اجيل چارشنبه سوري و شيريني و گاهي پول به جاي گل در دستمال يا شال مي بندد و آن را در آستانه در قرار مي دهد و شال اندازان آن را بر مي دارند و به سرعت دور مي شوند.
شال اندازي در منطقه تالش در گذشته به نوعي خواستگاري تلقي مي شد، پسري که دختري را مي خواست سعي مي کرد زودتر از ديگران براي شال اندازي به خانه آن دختر برود چون گاهي صاحبخانه اولين شال انداز را به نزد خود مي خواند و دخترش را نامزد او مي کرد که البته در اين گونه موارد شال انداز چندان ناشناس هم شال نمي انداخت .
" بره گرداني" در گذشته در مناطق کوهپايه اي گيلان رسم بود که گالش ها بره سفيد و سرحال به اصطلاح " شير مستي " را انتخاب مي کردند ، پشتش را با حنا رنگ کرده و دستمال رنگيني به گردنش مي بستند و به خانه روستاييان مي رفتند .
بره را در اطاق نشيمن رها مي کردند بره در اتاق گشتي مي زد و صاحبخانه يکي دو سکه پول و مقداري اجيل و شيريني در دستمال گردنش مي ريخت ، بچه ها هم دستي به سر و گوش بره مي کشيدند و نوازشش مي کردند .
گالش هم سال نو را مبارک مي گفتند و با بره به خانه اي ديگر مي رفتند .
بره گرداني را گاهي شب اول سال هم انجام مي دادند و مردم پاي بره را خوب و خوش شگون مي دانستند .
فال گرفتن و خبرگيري از آينده نيز از رسم هاي چهارشنبه سوري در نقاط مختلف گيلان است .
فال گوش ايستادن بر سر چهار راهها و گفتگوي اولين رهگذران را به تناسب نيت خود تاويل کردن و فال کوزه گرفتن از اين گونه رسم ها است .
رسم ديگر چهارشنبه سوري در گيلان " قاشق زني " است که اگرچه امروزه بيشتر براي بچه ها جنبه تفريح و بازي دارد اما در اصل يک نوعي مراد خواهي بوده است .
قاشق زنها با موادي که ضمن قاشق زني جمع مي کردند ، آش مي پختنند و بين مردم تقسيم مي کردند تا مرادشان برآورده شود.
پس از چهارشنبه سوري ، ديگر همه در تدارک نوروز هستند ، کهنه کوزه هاي گلين را با خاکستر آتش چهارشنبه سوري به دور افکنده اند،گرد و غبار سال را از در و ديوار خانه زوده اند.
دانه هاي گندم ، برنج و عدس در کاسه ها سبز شده اند تا به نشانه سر سبزي و برکت برخوان نوروزي نهند و تخم مرغها را رنگ قرمز زده اند تا در بساط هفت سين ، شادي و زايندگي و تداوم نسل را نمادي و نشانه اي ارماني باشد و بچه ها را عيدانه و بازيچه اي دلنشين ، کودکان را در حد توان لباس نو پوشانده اند و يا جامه تميز در برکرده اند و بزرگترها نيز خانه را به گل و سبزه آراسته و آب و جارو کرده اند.
خوشقدمان در راهند تا شاخه هاي شمشاد هميشه سبز بر در خانه ها ببندند، برگي از دفتر زمانه مي خواهد ورق بخورد.
و اينک صداي پاي بهار نزديک و نزديکتر مي شود...


http://www.beytoote.com/art/negah-gozashte/fire1-wednesday.html

م.ن
1391,09,06, ساعت : 17:53
سلام دوستان، روزتون خوش. لطفا اگر ممکنه چند مقاله در مورد آداب و رسوم مردم شهرهای مختلف در خصوص چهارشنبه سوری بهم معرفی کنید. در مورد تاریخچه اطلاعات دارم در مورد شهرهای مختلف میخوام مثلا مردم شیراز، اصفهان، خراسان و ... . پیشاپیش از زحمتی که میکشید سپاسگزارم.:-118-:
سلام
منظورت در این باب هستش دیگه؟

به ترتیب هستن

http://www.persianfine.com/4078-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2.html

http://forums.patoghu.com/thread104388.html

_________

http://news.tebyan-zn.ir/article/%DA%A9%D9%88%D8%B2%D9%87+%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA% D9%86+%D9%88+%D8%B4%D8%A7%D9%84+%D8%A7%D9%86%D8%AF %D8%A7%D8%B2%DB%8C+%D8%B3%D9%86%D8%AA%D9%87%D8%A7% DB%8C+%D8%B4%D8%A7%D8%AF+%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1% D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87+%D8%A2%D8%AE%D8%B1+%D8%B3% D8%A7%D9%84+%D8%AF%D8%B1+%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7% D9%86/416770.html

http://www.aftabir.com/lifestyle/view/90367/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86

______________

http://tourismy.blogfa.com/post-58.aspx

http://www.ellahmezar.ir/?p=6266


اگر همین هاست باز برات بگردم

~Y a S n A~
1391,09,07, ساعت : 10:19
سلام
دو تا تحقیق میخوام در مو رد تاریخچه اینترنت
یا تاریخچه بلوتوث که حداقل 40 صفحه باشه.ممنون.

میم.
1391,09,07, ساعت : 11:17
سلام
منظورت در این باب هستش دیگه؟

به ترتیب هستن

http://www.persianfine.com/4078-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2.html

http://forums.patoghu.com/thread104388.html

_________

http://news.tebyan-zn.ir/article/%DA%A9%D9%88%D8%B2%D9%87+%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA% D9%86+%D9%88+%D8%B4%D8%A7%D9%84+%D8%A7%D9%86%D8%AF %D8%A7%D8%B2%DB%8C+%D8%B3%D9%86%D8%AA%D9%87%D8%A7% DB%8C+%D8%B4%D8%A7%D8%AF+%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1% D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87+%D8%A2%D8%AE%D8%B1+%D8%B3% D8%A7%D9%84+%D8%AF%D8%B1+%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7% D9%86/416770.html

http://www.aftabir.com/lifestyle/view/90367/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86

______________

http://tourismy.blogfa.com/post-58.aspx

http://www.ellahmezar.ir/?p=6266


اگر همین هاست باز برات بگردم

دوست خوب خیلی خیلی ممنونم از زحمتی که کشیدید. الان من در مورد اردبیل، گیلان، شیراز، همدان، خراسان و آذربایجان مطلب دارم با توجه مطالبی که شما و همکار محترمتون مینا برام پیدا کردید. اگر در مورد شهرهای دیگه و همچنین فلسفه استفاده از آجیل یا غذای خاص در این شب هم مطلبی بود ممنون میشم بهم بگید. روز خوش:-2-40-:

Mina
1391,09,07, ساعت : 11:59
سلام
دو تا تحقیق میخوام در مو رد تاریخچه اینترنت
یا تاریخچه بلوتوث که حداقل 40 صفحه باشه.ممنون.
اینترنت
http://irpersian.net/index.php/1390-03-26-15-08-45/218--1960-.html

بلوتوث
http://java.tadbirpoya.ir/articles/JAVA%20ME/History%20of%20Bluetooth.htm
http://www.iranget.com/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%84%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%AB-%D9%88-%D9%81%D9%86-%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%AB-bluetooth/
http://www.sarzamindownload.com/modules.php?name=Content&file=tags&op=tags&tags=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D 8%A8%D9%84%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%AB


دوست خوب خیلی خیلی ممنونم از زحمتی که کشیدید. الان من در مورد اردبیل، گیلان، شیراز، همدان، خراسان و آذربایجان مطلب دارم با توجه مطالبی که شما و همکار محترمتون مینا برام پیدا کردید. اگر در مورد شهرهای دیگه و همچنین فلسفه استفاده از آجیل یا غذای خاص در این شب هم مطلبی بود ممنون میشم بهم بگید. روز خوش:-2-40-:
مراسم چهارشنبه سوری در زنجان
http://zangin.blogfa.com/post-1039.aspx
چهارشنبه سوري در كردستان
http://www.ichodoc.ir/p-a/CHANGED/184/html/184-116.htm
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/228254
نوروز در قزوین؛ از چهارشنبه سوری تا پنجاه به در

http://www.hamije.com/node/79
چهارشنبه سوری در خلخال
http://khalkhalim.com/index.php?option=com_content&view=article&id=5118:1389-12-20-08-05-36&catid=36:1388-06-26-08-22-57&Itemid=70

در مورد فلسفه آجیلش چیزی پیدا نکردم
ولی غذای ِ مخصوصش هم یا آجیل پلو هست یا آش مخصوص اردبیلی که متاسفانه تاریخچه ای براش پیدا نکردم:-2-38-:

shahrzad1369
1391,09,07, ساعت : 12:10
دوست خوب خیلی خیلی ممنونم از زحمتی که کشیدید. الان من در مورد اردبیل، گیلان، شیراز، همدان، خراسان و آذربایجان مطلب دارم با توجه مطالبی که شما و همکار محترمتون مینا برام پیدا کردید. اگر در مورد شهرهای دیگه و همچنین فلسفه استفاده از آجیل یا غذای خاص در این شب هم مطلبی بود ممنون میشم بهم بگید. روز خوش:-2-40-:


سلام

من مطالب بچه ها رو دیدم.گویا این رو نذاشته بودن:

چهارشنبه سوری (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87%E 2%80%8C%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C#.D8.A2.D8.AC.DB.8C .D9.84_.D9.85.D8.B4.DA.AF.D9.84.E2.80.8C.DA.AF.D8. B4.D8.A7.DB.8C.D8.8C_.DA.86.D9.87.D8.A7.D8.B1.D8.B 4.D9.86.D8.A8.D9.87_.D8.B3.D9.88.D8.B1.DB.8C) (این لینک هم یه توضیح کوچولو در مورد شهرها داره هم در مورد آجیل و ...)

تو بقیه موارد اکثرا شهرها و استان ها بحث شدن:-2-38-:

http://www.ebtekarnews.com/ebtekar/News.aspx?NID=11096

http://www.iranianpages.com.au/index.php?p=152




آخرین چهارشنبه ٔ اسفند ماه هر سال شمسی که ایرانیان در شب آن جشن چارشنبه سوری میگیرند و آداب و رسوم خاصی را در آن شب برگزار میکنند. جشن چارشنبه سوری که از جشن های ملی و باستانی ایرانیان است و هنوز در بسیاری از شهرهاو روستاهای ایران شب این روز را بطرزی خاص جشن میگیرند. سعید نفیسی استاد دانشگاه تهران در شماره ٔ 11 سال اول و شماره ٔ 1 سال دوم مجله ٔ مهر درباره ٔ «چارشنبه سوری » مقاله ٔ مفصل و محققانه ای نوشته اند که قسمتهایی از آن را در اینجا نقل میکنیم : چهارشنبه سوری یعنی چهارشنبه ٔ عیش و عشرت و میرساند که این شب را برای جشن و سرور بنیاد گذاشته اند. این جشن ملی از قدیمترین زمانهای تاریخ در میان ایرانیان بوده است ... شب چهارشنبه سوری در ایران آئین خاص و تشریفات گوناگون دارد که هر یک از آنها را در ناحیه ٔ دیگر میتوان یافت . آئین چهارشنبه سوری یا شب چهارشنبه ٔ آخر سال بر دو قسم است یک قسمت از آن عمومی و مشترک میان تمام مردم ایران است که حتی بعضی از آنها را در ملل دیگر نژاد آریا میتوان یافت و قسمت دیگر آئین خصوصی است که مردم تهران بدعت گذاشته اند و از اینجا کم و بیش بشهرهای دیگر ایران رفته است . آن قسمت از آئین این شب که در تمام ایران معمول است از کرمان گرفته تا آذربایجان واز خراسان تا خوزستان و از گیلان تا فارس یعنی تمام این دشت وسیع که ایران امروز را فراهم ساخته است و زیباترین بقایای ایران باستانی است در هر شب چهارشنبه آخر سال با شور و دلبستگی خاصی آشکار میشود تمام مردم آذربایجان چه در شهر و چه در ده ها در آن شرکت دارند و حتی هنوز در میان مردم قفقاز معمول است . ایرانیانی که از دیار خود دور افتاده اند نیز آن را فراموش نمیکنند و ایرانیان مقیم ترکیه و مصر و هندوستان نیزدر جامعه ٔ خود این رسوم و آداب را معمول میدارند.
توپ مروارید: در میدان ارک طهران توپ کهن سالی بود که مدت صد سال بر فراز صفه ای جاگرفته بود و چون پیران زمین گیر از جای خود نمی جنبید - شبهای چهارشنبه سوری زنان و دخترانی که حاجتی داشتند مخصوصاً آن زنانی که در آرزوی شوی بودند ازآن توپ بالا میرفتند و بر فراز آن دمی می نشستند و اززیر آن میگذشتند و در برآورده شدن آرزوی خود شک نداشتند و بچه های شیرخوار را که به اصطلاح «نحسی » میکردند یا ریسه میرفتند از زیر توپ مروارید و سر در نقاره خانه میگذراندند. این توپ را توپ مروارید مینامیدندو افسانه های گوناگون در حق آن میگفتند.
آتش افروختن : زیباترین و شاید قدیمترین آداب چهارشنبه سوری آتش افروختن و جستن از آن و شادی کردن در کنارآتش است ....
اینک تقریباً در تمام ایران شب چهارشنبه سوری توده هایی از بوته ٔ خودروی بیابانی فراهم می آورند و نزدیک یکدیگر قرارمیدهند زن و مرد و پیر و جوان در صحن خانه یا در میدانهای عمومی و بر سر چهارسوها و چهارراههای شهر و ده از روی این اخگرهای افروخته یکی پس از دیگری جستن میکنند و در هر جستنی میگویند: «زردی من از تو سرخی تو از من » یعنی زردی بیماری و ناتوانی را از من بستان و سرخی و شادابی و تندرستی را که در خود داری بمن ببخش » پس از سوخته شدن خاکستری را که از آتش میماند باید در خاک اندازی جمع کنند و از خانه بیرون برند و در کنار دیوار بریزند و آنکس که بیرون ریخته است در بازگشت در میزند باید از درون خانه از او بپرسند: «کیست ؟» و او هم جواب دهد؛ «منم » گویند: «از کجاآمده ای ؟» جواب دهد که : «از عروسی » بپرسند: «چه آورده ای ؟» گوید: «تندرستی ».
کوزه شکستن : مردم طهران تا چند سال پیش که از سر در نقاره خانه بالا میرفتند کوزه ای آب ندیده با خود میبردند و از آنجا بزمین می افکندند و میشکستند و کسانی که بدانجا دسترس نداشتند از بام خویش کوزه را بزمین می افکندند اینکار در بسیاری از نقاط ایران معمول است و عقیده دارند که بلاها و قضاهای بد را در کوزه متراکم کرده اندو چون بشکنند آن قضا و آن بلا دفع شود...
آجیل : در شب چهارشنبه سوری آجیل خوردن از رسوم و آداب مخصوص است و مخصوصاً بایستی آجیل شور و شیرین باشد... در میان زنان ایران درشب چهارشنبه سوری و حتی مواقع دیگری که کسی را مشکلی در پیش باشد و استجابت مرادی را بخواهد آجیل مخصوصی با آداب و حضور قلب خاصی معمول است که نذر میکنند وداستان شیرینی برای ابتکار آن میگویند...
آجیل مشکل گشا از آداب خاص شب چهارشنبه سوری نیست ولی کسانی که بدان اعتقاد کامل دارند گذشته از آنکه شب جمعه ٔ آخر هر ماه بدان عمل میکنند شب چهارشنبه سوری نیز به آداب آن میپردازند.
فالگوش : کسانی که حاجتی دارند شب چهارشنبه سوری نیت میکنند و بر سر چهارراهی یا اگر چهارراه نبود بر سر رهگذری به فالگوش میایستند و نخستین عابری را که گذشت بسخن او توجه میکنند و هر چه از دهان او برون آمد در استجابت مقصود خود به فال نیک یا به فال بد میگیرند اگر آن نخستین سخن به اجابت آرزوی صاحب حاجت مطابق باشد آن آرزوی برآورده است و گرنه برآورده نیست . همین فال را ممکن است بر پشت در خانه ای یا در اطاقی گرفت و باید آهسته بپشت درآمد و بی آنکه کسانی که اندرون خانه یا اطاقند بدانند که کسی بر در ایستاده است گوش فراداد و اولین سخنی را که گفته میشود در اجابت مقصود خود یا ناروا ماندن آن فال گرفت .
گره گشایی : کسانی که بخت ایشان گره خورده و عقده ای در کارشان روی داده است چاره ای جز آن ندارند که شب چهارشنبه سوری گوشه ٔ دستمالی یا چارقدی یا گوشه ٔ دیگر از جامه ٔ خود و یا پارچه ای را گره زنند و بر سر راهی بایستند و از اولین کسی که بر ایشان گذشت خواستار شوند که آن گره را بدست خود بگشاید ممکن است قفلی را بر پارچه یا دستمال و یا گوشه ای از جامه بست و بر سر راه ایستاد و کلید آن را به نخستین کسی که از راه میگذرد داد که با آن کلید قفل را بگشاید و عقده از کار فروبسته ٔ آن درمانده باز کند.
دفع چشم زخم و بخت گشایی : برای بخت گشایی در شب چهارشنبه سوری تدابیری معمول است و از همه شگفت تر آن است که به دبّاغ خانه میروند و از آب دباغ خانه اندکی برمیدارند و با خود بخانه می آورند و برای گشوده شدن بخت بر سر میریزند.
کندر و خوشبو: یکی از آداب چهارشنبه سوری آن است که زنان بر در دکان عطاری میروند و از او «کندر وشا برای کارگشا» میخواهند و تا عطار برود بیاورد فرار میکنند این دکان باید رو بقبله باشد سپس بدکان دیگری که رو بقبله باشد میروند و «خوشبو» میخواهند که مراداسفند است و چون عطار پی آن برود باز میگریزند و سپس بدکان سومی که رو بقبله باشد میروند و مقداری کندرو اسفند میخرند و در خانه برای دفع چشم زخم و حل مشکل خود دود میکنند.
قلیا سودن : یکی از وسایل دفع جادو در شب چهارشنبه سوری قلیا سودن است اندکی قلیای خشک در هاون برنجین کوچکی میریزند و هفت دختر نابالغ دسته میزنند و با آب میسایند و بر آن بول میکنند و آن آب را در چهارگوشه ٔ صحن خانه ای که آن را جادو کرده اند میریزند و یقین دارند که بهمین تدبیر جادو باطل میشود.
آش بیمار: در خانه ای که بیماری باشد شب چهارشنبه سوری باید در شفای او کوشید که بیماری او بسال دیگر نرسد برای این کار آشی میپزند که در میان زنان به اسم «آش بیمار» یا «آش امام زین العابدین بیمار» معروف است باید بادیه ٔ مسین بدست گرفت و با قاشق بدرخانه ای یا به در اطاق همسایه رفت و چنانکه او نداند که این خواهش از جانب کیست با آن قاشق بر آن ظرف مسین کوبید و صاحب خانه یا اطاق وجداناً مکلف است که چیزی که بتوان در آش ریخت مانند آرد یا برنج یا غلات و بنشن و پیاز و هر چه از این قبیل در خانه موجود باشد و اگر نیست چند شاهی پول در آن ظرف بریزد. هر چه در ظرف ریخته میشود باید در ترکیب آش داخل شود و اگرپول در آن ظرف دریوزه گری ریختند با آن پول باید لوازم آش را تدارک دیده و از آن آش بیمار را داد و بازمانده ٔ آن رابه تهی دستان رهگذر داد و همین آش هر دردی را شفا می بخشد.
فال گرفتن با بولونی : یکی از شیرین ترین آداب چهارشنبه سوری که بیشتر جنبه ٔ بازی و تفریح گوارایی دارد فال گرفتن با بولونی است . بولونی کوزه ٔ دهان گشاد کوچکی است که در خانه های ما فراوان است و در آن ادویه ٔ خشک یا ترشی ومربا و غیره میریزند زنان و دختران جوان گرد یکدیگرجمع میشوند و کوزه ای را می آورند هر کس هر چه همراه خود دارد و نشانه ای از او بشمار میرود در آن بولونی می اندازد و اشعار مختلف در وصف الحال که بتوان بدان تفأل کرد بر قطعه های کاغذ مینویسند و تا کرده در بولونی میاندازند سپس دختر نابالغی را میخوانند و او دست در بولونی میکند و پاره ای کاغذ را بیرون می آورد و یکی از حاضران شعری را که بر آن نوشته است میخواندسپس همان دختر یکی از آن اشیاء را بیرون می آورد و ارائه میدهد و آن شعر که خوانده شده است فالی است که در حق صاحب آن نشانی زده اند در اصفهان یک سرمه دان و یک آئینه ٔ کوچک نیز علاوه بر آن اشیاء در بولونی میاندازند و با دیوان حافظ تفأل میکنند یعنی هر چیزی که از بولونی بیرون آمد برای صاحب آن فالی از دیوان حافظ میزنند.
آداب چارشنبه سوری در شهرهای دیگر ایران : شهر تهران بهترین مجموعه ٔ آداب ملی ایران است ... و در آداب چهارشنبه سوری نیز مردم تهران تمام رسوم متداول را حفظ کرده اند...
در شیراز: آتش افروختن در معابر و خانه ها، فالگوش ، اسپند سوختن ،نمک گرد سر گرداندن ! در موقع اسفند دود کردن و نمک گردانیدن اوراد مخصوصی است که زنان میخوانند، قلمرو چهارشنبه سوری در شیراز صحن بقعه ٔ شاه چراغ است و در آنجا نیز توپ کهنه ای است که مانند توپ مروارید تهران زنان از آن حاجت میخواهند.
در کرمانشاه : مراسم چهارشنبه سوری چندان جالب دقت نیست و تنها چیزی که مرسوم است همان پریدن از روی آتش است .
در اصفهان : آتش افروختن در معابر؛ کوزه شکستن ، فالگوش ؛ گره گشایی و غیره کاملاً متداول است و تمام آن آدابی که در طهران معمول است در اصفهان نیز رواج دارد و شکوه شب چهارشنبه سوری در اصفهان از تمام شهرهای ایران بیشتر است .
در مشهد: گره گشایی ؛ آتش افروختن ؛ کوزه شکستن و آتش بازی متداول است و علاوه بر آن تفنگ خالی کردن نیز معمول است و در هر خانه ای یکی دو تیر تفنگ میاندازند. در سایر شهرهای خراسان نیز چنین است .
در زنجان : آتش افروختن ، فالگوش و کوزه شکستن معمول است و در کوزه شکستن اختصاصی که مردم زنجان دارند این است که پولی با آب در کوزه میاندازند و از بام زیر میافکنند. دیگر از خصوصیات مردم زنجان این است که دخترانی را که میخواهند زودتر شوهر بدهند به آب انبار میبرند و هفت گره بر جامه ٔ ایشان میزنند و پسران نابالغ باید آن هفت گره را بگشایند. یکی از آداب دیگر مردم زنجان این است که از روزنه ٔ بخاریها یا اجاقهای خانه طنابی داخل اطاق میکنند و بوسیله ٔ آن طناب چیزی طلب میکنند صاحب اطاق مکلف است اولین چیزی که در دسترس او بود بر طناب ببندد و چون طناب را بالاکشیدند بوسیله ٔ آن چیزی که بر طناب بسته اند فال میگیرند مثلاً اگر جاروبی بر طناب بسته باشند از آن فال بد میگیرند که خانه خراب خواهد شد و خانه ٔ ایشان را جاروب خواهند کرد و اگر پاره نانی ببندند فالی نیک میگیرند که وفور نعمت خواهد بود و اگر شیرینی به طناب ببندند نشانه ٔ شیرین کامی است .
در تبریز: آتش بازی و گره گشایی از قدیم معمول بوده است آتش افروختن در این اواخر متداول شده است . آجیل و میوه ٔخشک خوردن از ضروریات است و ترک نمیشود اگر دوست یامهمان و تازه واردی داشته باشند باید حتماً شب چهارشنبه سوری خوانچه ای از آجیل و میوه ٔ خشک برای او بفرستند دیگر از خصوصیات مردم تبریز آن است که از بام خانه ها بر سر عابرین آب میپاشند این عادت از آداب بسیارقدیم نژاد ایرانی است و در زمان ساسانیان معمول بوده است که در جشن نوروز مردم بر یکدیگر آب میپاشیده اند. و هنوز در میان ارمنیان و زردشتیان ایران هم معمول است که در یکی از جشنهای خود بر یکدیگر آب میریزند. در تبریز هم در میدان ارک توپی است مانند توپ مروارید طهران که زنان به آن متوسل میشوند. در آذربایجان مخصوصاً در شهر تبریز تیر انداختن در شب و چهارشنبه سوری بسیار متداول است و حتی بدرجه ای در این باب مبالغه می کردند که سابقاً در هر کجا فوج سربازی بود می بایست در آن شب صف بکشند و دسته جمع تیر بیندازند و صاحبمنصبان نمیتوانستند افواج خود را از این کار مانع گردند.
در ارومیه . شب چهارشنبه سوری بر بام خانه ها میروند و کجاوه ای را که زینت کرده و آرایش داده و بر آن طاقه شال کشمیری کشیده و آئینه بسته اند با طنابی از بام بسطح خانه فرود می آورند و میگویند: «بکش که حق مرادت رابدهد» کسی که در خانه است مکلف است که در آن کجاوه شیرینی و آجیل شور و شیرین و میوه ٔ خشک بریزد و پس از آنکه چیزی در آن ریختند با طناب آن را بالا میکشند و بخانه ٔ دیگر میبرند مخصوصاً دامادی که تازه زن گرفته و هنوز عروسی نکرده است موظف است که چنین کجاوه ای ببام خانه ٔ عروس ببرد و اگر نتوانند از بام بالا روند باید به پشت در روند و در پشت در پنهان شوند که کسی نبیند و آن کجاوه را در اطاق بیندازند و بهمین نهج چیزی طلب کنند. (نقل از مقاله ای تحت عنوان «چهارشنبه سوری » بقلم سعید نفیسی مندرج در شماره ٔ یازدهم سال اول و شماره ٔ اول سال دوم مجله ٔ مهر). دکتر محمد مقدم استاد زبان شناسی دانشکده ٔ ادبیات در جشن چهارشنبه سوری (اسفند 1336 هَ . ش .) که در آن دانشکده برگزار شده سخنرانی کرده اند و مجله ٔ دانشکده ٔ ادبیات در شماره ٔ سوم سال پنجم خلاصه ٔ سخنرانی ایشان را چاپ کرده است که قسمتی از آن سخنرانی را در اینجا نقل میکنیم : خاستگاه چهارشنبه سوری مانندبسیاری دیگر از مشکلات تاریخی ایران باستان پوشیده بود تا «ذ.بهروز» در بررسیهای خود آن را روشن کرد (نگاه کنید به ذ.بهروز تقویم و تاریخ در ایران از رصد زردشت تا رصد خیام ، زمان مهر و مانی ، تهران 1331 شماره ٔ 15 ایران کوده ) اکنون میدانیم که شب چهارشنبه سوری جشنی است که مانند بیشتر جشنهای ایرانی که با ستاره شناسی بستگی دارند مبداء همه ٔ حسابهای علمی تقویمی است . در آن روز در سال 1725 ق .م . زردشت بزرگترین حساب گاه شماری جهان را نموده کبیسه پدید آورده و تاریخهای کهن را درست و منظم کرده است . امسال که جشن چهارشنبه سوری میگیریم سه هزار و ششصد و هشتاد و سومین باری است که این جشن در ایران گرفته میشود. (مجله ٔ دانشکده ادبیات شماره ٔ 3 سال پنجم ). رجوع شود بشماره ٔ 11 سال اول و شماره ٔ 1 سال دوم مجله ٔ مهر و نشریه ٔ شماره ٔ 2 انجمن ایرانشناس و شماره ٔ 15 ایران کوده . || چارشنبه ٔ آخرین ِ ماه صفر. (آنندراج ).




اینا باشه تا بعد ببینم باز چیزی پیدا میکنم:-2-40-:


----------------

این لینک رو هم ببینین

http://www.aariaboom.com/content/view/793/65/

در مورد آجیل این هم هستش:


آجیل چهارشنبه سوری



آجیل چهارشنبه سوری از ضروریات سفره ی شب چهارشنبه سوری می باشد .
در روایتی این آجیل از هفت نوع میوه ی خشک و برنج، عدس، خرسِه، نخود، تخمه ی آفتابگردان، تخمه کدوی بو داده، کشمش و گردو تهیه شده و در هر خانواده باید آن را تهیه می کرد و به نام هفت امشاسپند در سفره ی چهارشنبه سوری می گذاشتند. از این آجیل همه ی اعضای خانواده برای شگون و تندرستی می خوردند.


و در روایت دیگردر گذشته پس از پایان آتش افروزی خویشاوندان گرد هم آمده دانه های نباتی مثل تخم کدو
پسته-فندق-بادام -نخود-گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود روی آتش بو داده و با نمک تبرک می دادند و می خوردند.
آنان براین باور بودند که هرکس از این مخلوط بخورد نسبت به دیگران مهربان تر می شود و کینه و رشک از وی دور میگردد.
اصطلاح نمک گیر شدن یا نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن از همین باور سرچشمه گرفته است.

sayeye khiyal
1391,09,07, ساعت : 21:46
سلام دوستان یه تحقیق واسه درس مبانی اصول سازمان و مدیریت میخواستم اگه کمکم کنید ممنون میشم

Mina
1391,09,07, ساعت : 22:06
سلام دوستان یه تحقیق واسه درس مبانی اصول سازمان و مدیریت میخواستم اگه کمکم کنید ممنون میشم
ببینید اینا به دردتون میخوره؟
http://www.mrfi.ir/kol/1maghleh/asoolsarparasti/8.htm
http://system.parsiblog.com/Category/%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%8A+%D9%85%D8%AF%D9%8A% D8%B1%D9%8A%D8%AA+%D9%88+%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85% D8%A7%D9%86/
http://www.modiriran.ir/modules/article/view.article.php/197/c0
http://zangivand.blogfa.com/tag/%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA

rooeeta
1391,09,08, ساعت : 22:04
سلام لطفا یک مقاله ی به روز بیش از 10 صفحه درباره امنیت شبکه به زبان اصلی برام بذازید برای درس زبان تخصصی می خوام مرسیییییییی:-2-40-:

Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒற£เ!3Д
1391,09,09, ساعت : 20:23
سلام لطفا مقاله ی زیر رو برام بزارید...وا3 خواهرم میخوام:-2-27-:
طراحی الگوریتم
موضوع ها: کوله پشتی ، فروشنده ی دوره گرد(travelling saleman problem) یا موضوع های دیگه ی فصل 6 کتاب نقیب زاده ...
انگلیسی ترجیحا با ترجمه فارسی
5 صفحم کافیه...مر30:-2-40-:

ms_f90
1391,09,09, ساعت : 20:52
سلام لطفا مقاله ی زیر رو برام بزارید...وا3 خواهرم میخوام:-2-27-:
طراحی الگوریتم
موضوع ها: کوله پشتی ، فروشنده ی دوره گرد(travelling saleman problem) یا موضوع های دیگه ی فصل 6 کتاب نقیب زاده ...
انگلیسی ترجیحا با ترجمه فارسی
5 صفحم کافیه...مر30:-2-40-:

سلام

ببین این مقاله به دردتون میخوره

http://s1.picofile.com/file/7569350214/algoritm_zhenetik.zip.html

پسوردشم www.prozhe.com (http://www.prozhe.com/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%85-%DA%98%D9%86%D8%AA%DB%8C%DA%A9)

مهدیه رادمنش
1391,09,09, ساعت : 22:07
سلام دوستان

دو صفحه درباره مهندسی نرم افزار توضیح میخوام که به انگلیسی باشه

ممنون میشم از کمکتون تا شنبه هم لازم دارم

ma-az
1391,09,09, ساعت : 22:33
سلام دوستان !
ی مقاله درمورد "سخنان امام حسین از مدینه تا کربلا " میخواسم ! موضوش سخته ولی مرسی میشم اگه ی مقاله ی حدودن 4-3 صفحه ای بم بدین ... مرسی .! :-118-:

shahrzad1369
1391,09,09, ساعت : 23:00
سلام دوستان !
ی مقاله درمورد "سخنان امام حسین از مدینه تا کربلا " میخواسم ! موضوش سخته ولی مرسی میشم اگه ی مقاله ی حدودن 4-3 صفحه ای بم بدین ... مرسی .! :-118-:
سلام
اینا رو ببینین فکر کنم کافی باشن :-2-40-:

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=notepad&id=150

http://www.vccans.ir/Libraray/Ketabkhaneh/ketaabkhaaneh/sokhanaan_hossein_madineh_karbalaa/sokhanaan_hossein_madineh_karbalaa_najmi_06.html


این هم یه مقاله کامل:



از مقاطع مهم تاریخ اسلام،جریانی است‏ که منجر به حادثه عظیم و عبرت‏انگیز کربلا شد و از جهاتی در روز عاشورای سال 61 هجری جلوه شکوهمندی به خود گرفت. تاکنون سخنرانان،محققان و نویسندگان و هنرمندان از زوایای گوناگون بدان‏ پرداخته‏اند و تحلیل و تفسیر و تأویل‏های‏ متفاوت از آن ارایه کرده‏اند و این راه همچنان‏ استمرار خواهد داشت.
نوشته زیر به بخش‏هایی از سخنان‏ سید الشهداء حسین بن علی(ع)در مواجهه با افراد و حوادث در راه مکه تا کربلا به روش‏ تحلیلی با چشمداشت ادراک اهداف آن‏ حضرت(ع)توجه دارد.
در این نوشتار سعی شده است که حتی الامکان‏ به شیوه‏ای روایی و تحلیلی،گفت و گوهای امام(ع) با شخصیت‏های مهمی چون محمد بن حنفیه، فرزدق،حضرت زینب(س)،حر بن یزید ریاحی‏ و همچنین از سخنرانی امام(ع)در منزل شراف و خطبه حضرت سید الشهدا(ع)پس از ورود به کربلا مورد بررسی قرار گیرند تا بتوان از خلال سخنان‏ بلیغ آن امام معصوم،به اهداف ایشان برای خلق‏ حماسه کربلا پی برد.
ملاقات محمد حنفیه با امام حسین(ع)در هنگام‏ خروج آن حضرت از مکه به سمت کربلا،اولین‏ موضوعی است که در این مقاله مورد بررسی قرار می‏گیرد.
محمد حنفیه برادر امام حسین(ع)اول بار در مدینه،به ایشان نصیحت کرده بود که خود را به‏ کشتن ندهد و به سوی مکه یا یمن(1)برود.بار دوم‏ که محمد برای ایام حج به مکه آمده بود و به شدت‏ بیمار بود،حضرت را موعظه کرد،و او را از رفتن‏ به کوفه بر حذر داشت و ایشان را از بی‏وفایی مردم‏ کوفه نسبت به پدر و برادرش بیم داد و ماندن در مکه را پیشنهاد کرد.اما امام حسین(ع)با طرح این‏ مسأله که یزید با ریختن خون او به حرم الهی‏ بی‏حرمتی خواهد کرد،صبح اول وقت تصمیم‏ گرفت مکه را ترک کند که محمد سریعا خود را به‏ امام(ع)رساند و گفت مگر دیشب نگفتی که طرح‏ تو را بررسی خواهم کرد،ولی امام حسین(ع) فرمود:«آری ولی پس از آنکه از هم جدا شدیم، رسول خدا(ص)را به خواب دیدم که فرمود حرکت‏ کن زیرا خدا خواسته است که تو را کشته ببیند» محمد پس از استرجاع از امام شنید که«خدا خواسته‏ که زنان و اطفال را اسیر ببیند.(2)»
نقطه نظرهای محمد بن حنفیه در جلوگیری از شروع یک فاجعه دیگر،با توجه به شرایط جامعه‏ اسلامی که معاویه پس از شهادت حضرت علی(ع) بر آن حاکم کرده بود،مانند واجب کردن سب‏ علی(ع)بر منابر شهرهای اسلامی،رواج افکار جبرگرایانه و تقدیر گرایانه مانند مرجئه و جبریه مبنی‏ بر خواست خدا در برقراری حکومت بنی امیه و خستگی مردم از جنگ‏های داخلی و خارجی در زمان حضرت علی(ع)و امام حسن(ع)،کاملا عاقلانه و سیاستمدارانه تلقی می‏شود.محمد مانند یک سیاستمدار آگاه به شرایط اجتماعی و سیاسی، پیشنهاد«وقت کشی»به امام می‏دهد تا به عبارتی‏ مردم،خودشان حاکم انتخاب کنند و امام برای‏ دعوت به خویش از این شهر به آن شهر در سفر باشد تا حقانیت خود را ثابت کند.به زعم دیدگاه محمد بن حنفیه،امام باید برای خود یارانی را گردآورده و سپس دست به قیام بزند.این سیاسی‏ کاری معقول به نظر می‏رسد که در تمام ادوار و جوامع کسانی که به دنبال اهداف سیاسی بوده‏اند سعی می‏کنند از منابع خود و دیگران هزینه کنند تا بهتر استفاده سیاسی ببرند.

اما امام حسین(ع)پس از آنکه دانست جامعه‏ تحت تأثیر اوضاع و احوال زمان و تأثیر شدید تخدیر دینی و بیم از سرکوبی مادی و تسلیم طولانی در برابر فرمانروایان مستبد قرار گرفته است و دیگر ممکن نیست حتی از راه مناظره و گفت و گو و اقناع‏ آنها،تغییری در مردم حاصل شود،با شتاب زمام‏ کار را به دست گرفت و حرکت را آغاز کرد.(3)»
لذا به نصایحی که از سر صدق و دوستی یا از باب منطق معامله و عقلی و شخصیت‏های مانند عبد الله بن عباس(4)و محمد بن حنفیه یا از سر فرصت طلبی و بهره‏برداری سیاسی افرادی همچون‏ عبد الله بن زبیر گوش نسپرد و پاسخ‏هایی به آنان داد که«خود از هر کس بدان آگاه‏تر بود.(5)»
نکته مهم دیگری که از سخنان امام حسین(ع) در مدینه و مکه قابل فهم است و به عنوان عامل مهم‏ نهضت ایشان شمرده می‏شود،مسأله«امر به‏ معروف و نهی از منکر»است که در خصوص اهمیت‏ آن در قرآن و سنت پیامبر(ص)و ائمه اطهار(ع) بحث شده است،از جمله حدیثی را پیامبر(ص) فرموده‏اند که اگر امت من امر به معروف و نهی‏ از منکر را به دیگران واگذارند باید منتظر عذاب الهی‏ باشند.
استاد شهید مطهری در این باره با استناد به آیه‏ قرآنی می‏نویسد«عذاب الهی نه(این است که)فقط از آسمان سنگ ببارد بلکه به این منظور است که‏ خداوند قادر است از بالای سرش عذاب بفرستد، یا از زیر پای شما عذاب بجوشاند،یا شما را دسته‏ دسته کند یا این که زیان خودتان را بر خودتان‏ بازگرداند،یعنی با همدیگر به ستیز و دعوی‏ برانگیزاند».(6)
«عزت نفس»نیز نتیجه مهم دیگر عمل امر به‏ معروف و نهی از منکر است.
پیامبر(ص)فرموده اگر می‏خواهید عزت داشته‏ باشید،امر به معروف و نهی از منکر را داشته باشید تا دشمن درباره شما حساب کند،اما اگر نداشته‏ باشید اولین خاصیتش ضعف و پستی شما است، آن وقت دشمن هم درباره شما حساب نخواهد کرد و اگر همانند یک برده و بنده التماس هم بکنی‏ جوابت را نخواهد داد.(7)
امام حسین(ع)برای حکومتی که می‏خواست‏ بگیرد(8)به ترفندها و روشهای ما کیاولی نیازی‏ نداشت.به تعبیر دکتر شریعتی:«...با شکل‏ کاروانی که حرکت می‏دهد و شکل حرکتی که‏ انتخاب می‏کند از راه اصلی نه فرعی مکه به عراق- نشان می‏دهد که امام حسین(ع)برای کار دیگری‏ *پیامبر اسلام(ص)فرمود:اگر می‏خواهید عزتمند باشید امر به‏ معروف و نهی از منکر کنید تا دشمن شما را به حساب آورد.
*امام حسین(ع):فرزدق درست‏ گفتی؛مقدرات در دست خداست و او هر روز فرمان تازه‏ای دارد که‏ اگر پیش آمدها طبق مراد باشد در مقابل نعمت‏های خداوند سپاسگزاریم و اگر کارها وفق‏ مراد پیش نرفت باز هم آن کس که‏ نیتش حق و تقوا بر دلش‏ حکومت می‏کند از مسیر صحیح‏ خارج نشده است.
حرکت کرده است،کاری که نه گریز است،نه انزوا است،نه تسلیم است،نه ترک مبارزه سیاسی برای‏ آغاز مبارزه فکری و علمی و فقهی و اخلاقی و امور خیریه و نه قیام نظامی است...نه می‏تواند خاموش بماند که وقت از دست می‏رود،دارد همه‏ چیز ریشه‏کن می‏شود و زدوده،...او نمی‏تواند خاموش بنشیند که مسؤولیت جنگیدن با ظلم را دارد،از طرفی نمی‏تواند بجنگد که نیروی جنگیدن‏ را ندارد...او تنهاست اما انسانی تنها نیز در این‏ مکتب مسؤول است...زیرا مسؤولیت،از آگاهی‏ و ایمان پدید می‏آید نه از قدرت و امکان و هر کس‏ بیشتر آگاه است،بیشتر مسؤول است و از امام‏ حسین(ع)آگاه‏تر کیست؟»(9)
نام‏نویسی نکردن از مردم برای رفتن به کربلا، عدم اعزام مأموران مخفی به نقاطی مانند یمن و فارس،رها کردن امام حسین(ع)توسط عده‏ای‏ ماجراجو و شهرت طلب،عدم مراجعت از عراق‏ پس از شنیدن خبر شهادت مسلم بن عقیل و ادامه‏ راه،از دلایل دیگری است دال بر عزم و جزم امام‏ حسین(ع)برای رسیدن به هدف خویش،اما نه به‏ هر روش و ترفندی.
مؤلف«تشیع در مسیر تاریخ»در این مورد می‏نویسد:«...اقدامات حسین(ع)از همان ابتدا تا انتها نشان می‏دهد که استراتژی او هدفی بالاتر از این داشت که فقط به خلافت دسترسی پیدا کند. هیچ مدرکی دال بر این موضوع وجود ندارد که‏ هنگامی که آن حضرت در مکه بود،هواداران‏ فعالش را از میان افرادی که در گردش جمع شده‏ بودند نام‏نویسی کند یا به تبلیغ اندیشه خود در میان‏ افرادی زیادی از مردم که برای حج به مکه می‏آمدند بپردازد.دلیل وجود ندارد که او مأموران مخفی‏ برای ایجاد شورش در استان‏هایی نظیر یمن و فارس‏ که نسبت به خاندانش هوادار بودند فرستاده باشد، گر چه عده‏ای از اعضای خاندانش او را به انجام‏ چنین امری نصیحت می‏کردند.(10)»
به هر حال آنچه که حائز اهمیت است روشنی‏ مواضع امام حسین(ع)از ابتدا تا انتهای راه است‏ که با شهادت خود و خاندانش و اسارت زنان‏ و اطفال کاروانش در تاریخ نمایان است که برای دنیا طلبی و سیاست بازی خود را به خطر نینداخت چرا که ایشان در صحنه عمل آنچه را که داشت در طبق‏ اخلاص نهاد،اما برخی دیگر که فقط به نصیحت‏ و موعظه اکتفا کردند طبق نامه امام حسین(ع)به‏ محمد بن حنفیه و بنی هاشم که«...اگر هر کس‏ روگرداند پیروزی را نمی‏یابد»چند سالی بیش عمر نکردند.عمری سرشار از اندوه و انزوا و خاموشی‏ و فراموشی.(11)
سخن با فرزدق:«دل‏های مردم با شما و شمشیرهایشان علیه شما و مقدرات در دست‏ خداست که هر طور بخواهد انجام می‏دهد». پاسخی است که به همام بن غالب معروف به فرزدق‏ در منطقه صفاح(12)یا بشر بن غالب در منزل ذات‏ عرق نسبت داده شده،علاوه بر این دو به چهار تن‏ از یاران امام حسین(ع)هنگام فرار از کوفه نیز این‏ سخن نسبت داده‏اند،وقتی که امام حسین(ع) می‏پرسد نظر مردم عراق نسبت به اوضاع چگونه‏ است.(13)
جدای از اختلاف در روایت،پاسخ امام‏ حسین(ع)مهم است که می‏فرماید:«فرزدق درست‏
عبرت عاشورا

*اگر بین رحلت رسول اکرم(ص)و شهادت‏ جگرگوشه‏اش در صدر اسلام 50 سال فاصله‏ بود،ممکن است در روزگار ما این فاصله‏ خیلی کمتر بشود و فضیلتها و صاحبان‏ فضائل زودتر به مذبح بروند،نباید بگذاریم‏ چنین چیزی پیش بیاید.
*باید در مقابل انحرافی که ممکن است‏ دشمن بر ما تحمیل بکند،بایستیم. عبرت‏گیری از عاشورا این است،نگذاریم‏ روح انقلاب و فرزندان انقلاب در جامعه‏ منزوی بشوند.
مقام معظم رهبری

گفتی،مقدرات در دست خداست و او هر روز فرمان تازه‏ای دارد که اگر پیش آمدها بر طبق مراد باشد در مقابل نعمت‏های خداوند سپاسگزاریم‏ و همواست مددکار و شکر گزاری برای او و اگر حوادث و پیش آمدها در میان ما و خواسته‏هایمان‏ حایل گردد و کارها طبق مرادم پیش نرفت باز هم آن‏ کس که نیت‏اش حق و تقوا بر دلش حکومت می‏کند از مسیر صحیح خارج نشده است.»(14)
نکات مهم این گفت و گو را می‏توان این گونه‏ بیان کرد که امام حسین(ع)از فضای حاکم بر عراق‏ بی‏اطلاع نبوده،زیرا ایشان در حکومت پدر و برادرش(ع)شاهد رفتار و اعمال مردم عراق بوده(15)، خطبه‏های مهم پدرش در بیان بی‏وفایی و تردید و دودلی مردم کوفه را شنیده و اگر در این سن و سال‏ و در موقعیت‏های مختلف از اوضاع مردم عراق‏ می‏پرسد،اطلاع یافتن سریع از تغییر و تحول در اوضاع و شرایط مردم عراق به خاطر کمبود وسایل‏ ارتباط جمعی در آن روز و در جریان قرار دادن یا تحت تأثیر قرار دادن افراد و کاروان‏هایی است که‏ در مسیر عراق به مکه قرار داشته‏اند و چون هنوز نامه‏ مسلم بن عقیل به دست امام حسین(ع)نرسیده است‏ در صورتی که روایت فرزدق در منزل صفاح را بپذیریم،امام ناچار است که در مورد اوضاع عراق‏ پرسش کند.مهمتر این که امام(ع)به سخن فرزدق‏ یا غیره،اعتنایی نکرده و به راه خود ادامه داده و کار خویش را وظیفه الهی و نیل به هدف معنوی‏ می‏داند چرا که بزرگی هدف،همان اندازه هم‏ تحمل زحمت دارد زیرا«هر مقدار که عظمت‏ داشته باشد مقصود و ایده انسان،به همان مقدار باید تحمل زحمت بکند.»(16)
برای ترسیم دقیق چهره اجتماعی و سیاسی کوفه‏ همین بس که حضرت علی(ع)در خطبه‏های‏ متعدد،مردم را مورد خطاب قرار داده بود از جمله‏ «شترانی را مانید مهار گشاده،چراننده خود را از دست دادم که چون از سویی‏شان فراهم کنند از دیگر سو بپراکنند».
نکته مهم دیگر در کلام امام حسین(ع)این است‏ که در دو حالت پیروزی یا شهادت‏ (احدی الحسنین)چون نیت و قصد آن بر تقواست، نتیجه حاصله تفاوتی ندارد،در صورت پیروزی‏ سپاسگزاری و در حالت شکست ظاهری چون بر نیت حق بوده از مسیر صحیح خارج نشده است.
آنچه مهم است انجام تکلیف است که به تعبیر امام(ره)«شکست نبود کشته شدن سید الشهداء (سلام الله علیه)چون قیام لله بود،قیام لله شکست‏ ندارد.(17)
در این دیدگاه اقدام امام حسن(ع)به صلح با معاویه و قیام امام حسین(ع)علیه یزید هر دو تکلیف‏ است.
محمد جواد مغنیه در«الشیعه و الحاکمون»در این‏ باره می‏گوید:امام حسن(ع)و امام،حسین(ع) (به تصویر صفحه مراجعه شود)
*امام حسین(ع)،در روز عاشورا خطاب به لشکریان‏ دشمن:شما را دعوت می‏کنم به‏ راه سعادت،پس هر کس مرا اطاعت کرد از نجات یافتگان است‏ و هر کس از من سرپیچی کند هلاک می‏شود.
هر دو می‏خواستند منافقانی را که در صدد بودند از اسلام برای خود پوشش درست کنند،رسوا سازند،یکی با صلح و دیگری با شهادت خود،و هر دو از کشتن باکی نداشته،مادامی که برای اظهار حق و رسوا کردن باطل باشد.(18)
پاسخ امام حسین(ع)به زینب(س):یکی دیگر از هم صحبت‏های امام حسین(ع)،خواهرش‏ حضرت زینب(س)بود که در اقامت یک روزه منزل‏ خزیمیه خدمت برادر خود آمده و از هاتفی خبر داد که به وی گفته بود،به زودی بر شهدا گریه خواهی‏ کرد،گریه بر گروهی که خطرات بر طبق مقدرات‏ آنها را به سوی وفای به عهد سوق می‏دهد.امام(ع) در پاسخ خواهرش فرمود:«خواهرم آنچه مقدرات‏ است به وقوع خواهد پیوست.»(19)
پاسخ امام حسین(ع)را باید در ادامه خط مشی‏ ایشان تلقی کرد،نه این که حضرت ندانسته خود را به ورطه هلاکت می‏انداخت که اگر این گونه‏ می‏بود،شهادت ایشان بسیار معمولی و غیر موثر تلقی می‏کرد و گناهی نیز بر قاتلانش مترتب نبوده، این گونه تسلیم شدن به تقدیر را بنی امیه و در رأس‏ آنها معاویه ترویج می‏کردند که در جواب منتقدان‏ خود می‏گفت خدا به هر کس که خواهد حکومت‏ را می‏دهد.حضرت خود را تسلیم دستور و رضای‏ خدا می‏دانند،تسلیمی که سکوت و سکون و توقف نیست.استاد مطهری به استناد شعری از رکن الدین محمود خوافی تسلیم و رضا به امر الهی‏ را این گونه آورده:
غواصی کن گرت گهر می‏باید غواصان را چار هنر می‏باید
سر رشته به دست یار و جان در کف دست‏ دم نازدن و قدم ز سر می‏باید(20)
امام حسین(ع)پیشتر از اینها فرموده بود:«همانا که دست از زندگی شسته‏ام و برای اجرا در آوردن‏ دستورات الهی تصمیم گرفته‏ام»یا در پاسخ به عمرو از بنی عکرمه در بطن العقبه که حضرت را از بدفرجامی کار با کوفیان بیم داده بود،قاطعانه‏ فرمود:«به خدا سوگند که این نکته بر من پنهان‏ نیست اما بر فرمان خدای نمی‏توان چیره شد و اینان تا خون مرا نریزند از من دست نمی‏کشند.»(21)یا در مکه این چنین فرموده بود:«از چیزی که بر قلم‏ گذشته است نمی‏توان گریخت،خشنودی ما اهل بیت(ع)در خشنودی خداست بر آزمایش او شکیبا هستیم و پاداش شکیبان را در می‏یابیم»و همه‏ این دلالت بر علم امام و به یقین او اشارت است که‏ می‏دانست در روز موعود در زمین کربلا به قتل‏ خواهد رسید.(22)

امام حسین(ع)حتی بر وقایع آینده که بر بنی امیه‏ نازل خواهد شد هم خبر داشت و نیز می‏دانست که‏ آنان بر او پیروز خواهند شد و می‏دانست که از کربلا زنده نجات نخواهد یافت.(23)راهی که ایشان‏ برگزیده بود،شهادت و اسارت در آن مقدر شده‏ بود که خود فرمود:«مرگ بر فرزند آدم همچون‏ گردن‏بندی بر گردن دختران است».
در پاسخ به این پرسش که امام خبر قتل خویش‏ را از کجا می‏دانست،استاد محمد تقی جعفری(ره) معتقد است که در این مورد دو دیدگاه وجود دارد، برخی بر این باورند که امام حسین(ع)از شهادت‏ خود مطلع نبوده و گروهی دیگر به استناد علم غیبی‏ که خداوند به انبیاء و ائمه(ع)و اولیاء می‏دهد امام‏ حسین(ع)آگاهی داشت،سپس نتیجه می‏گیرد: «بنابراین امام حسین(ع)با علم به شهادت که یکی‏ از دو سعادت حقیقی(زندگی سعادتمندانه و مرگ‏ سعادتمندانه)از مسیر زندگی بر مبنای احساس‏ تکلیف و فعالیت لازم برای چنین زندگی حرکت‏ کرده است،گویی هر یک از لحظات این زندگی‏ که به زودی به پایان خواهد رسید یک حیات ابدی‏ است که انسان رشد یافته باید حداکثر تلاش را برای‏ بهره‏برداری از آن در راه تحصیل سعادت انجام‏ دهد».(24)
مسئله دیگر این که اگر شهادت امام(ع)طبق‏ اراده و مشیت الهی بوده،پس امام(ع)و قاتلان وی‏ مجبور به این کار بوده‏اند و کار ایشان فاقد ارزش‏ و جایگاه معنوی است.در پاسخ به این شبهه باید گفت که اگر از منظر جبر و جبریه موضوع بررسی‏ شود که انسان از خود اختیاری ندارد و تابع قوانین‏ آسمانی و اراده مافوق بوده،این نظر درست است. اما از دیدگاه قرآن مسأله فرق می‏کند،زیرا خداوند دارای دو نوع فعالیت مستقیم و مباشر و غیرمستقیم‏ و غیرمباشر است،نوع اول آن افعالی است که‏ خداوند مستقیم در جوامع بشری اعمال می‏کند مانند خلقت آدم و نسل او و بعد با دادن امکاناتی‏ مانند غریزه،عقل و شعور،عواطف و احساسات، الهام و فرستادن انبیاء هدایت انسان را به عهده گرفته‏ است و همچنین هلاک کردن برخی امت‏ها و امدادهای غیبی که از نوع افعال مستقیم است.(25)
اما نوع دوم افعال الهی،تصرفات و تحولاتی‏ است که به وسیله خود انسان با استفاده از آزادی و اراده به وجود می‏آید.به عبارت دیگر انسان در چارچوب اراده و مشیت الهی عمل می‏کند و سنن‏ *حسین بن علی(ع)خطاب به‏ محمد حنفیه هنگام خروج از مکه:«رسول خدا(ص)را به‏ خواب دیدم که فرمود:حسین‏ حرکت کن زیرا خدا خواسته است‏ تا تو را کشته ببیند.»
*گر چه برخی از اعضای‏ خاندانش،امام را به فرستادن‏ مأموران مخفی برای ایجاد شورش در یمن و فارس ترغیب‏ کرده بودند ولی دلیلی وجود ندارد که نشان دهد امام چنین‏ کاری کرده باشد.
گوناگون الهی توسط انسان جاری می‏شود(26)به‏ طور مثال هلاک یک قوم یا پیروزی آن به دست‏ انسان است اما در طول اراده الهی و آنچه که به انسان‏ مربوط است انتخاب هر کدام از آنهاست:هلاکت‏ یا پیروزی.
آیه 11 سوره رعد در این که«خداوند حال ملتی‏ را تغییر نمی‏دهد مگر آن که خود حال خود را تغییر بدهند»یا آیه 52 سوره توبه که«بگو آیا شما درباره‏ ما جز یکی از دو کار خوب را(شهادت یا پیروزی) انتظار می‏کشید؟و ما درباره شما انتظار آن را داریم‏ که خداوند شما را گرفتار عذاب سازد،یا از پیش‏ خودش،یا با دستان ما»تأییدی بر اقدام‏ امام حسین(ع)است که قیام ایشان با اراده شخصی‏ اما در راستای اراده مشیت الهی صورت گرفته است‏ و آنچه که ارزش تکلیف امام را مشخص می‏سازد، آزاد بودن ایشان در انتخاب شهادت یا تسلیم و ذلت‏ است که ایشان راه برتر را انتخاب کرد.
ملاقات امام حسین(ع)با حر ریاحی در منزل‏ شراف:پیش از ورود به کربلا،ملاقات امام(ع)با حر که در رأس سپاه هزار نفری از سوی عبید الله بن‏ زیاد به سراغ ایشان آمده بود،از مهمترین‏ صحنه‏های تاریخی واقعه کربلا،به شمار می‏رود.
دو صحنه جالب توجه در این برخورد،یکی‏ پذیرایی امام حسین(ع)از کاروان حر است که به‏ علت خستگی و تشنگی آنان،توسط امام(ع)و همراهان او سیراب شدند و دوم پیوستن حر و نیروهایش به صف نماز امام حسین(ع)است،به‏ عبارتی حر با یافتن گمشده خود و اقتدا به امام و شهادت در کربلا،کاملا در ولایت ذوب شد.
در هنگام نماز ظهر و عصر و ملاقات با حر، امام سخنانی فرمودند که همه آنها حکایت از اتمام‏ حجت ایشان با مردم کوفه،برتری و شایستگی اهل‏ بیت(ع)بر ظالمان و فاسدان بنی امیه در رهبری و ولایت بر مردم و نترسیدن از تهدید به قتلی بود که‏ حر،امام حسین(ع)را از آن بیم داده بود.در فرازی‏ از این گفت و گوها امام(ع)فرموده بود:«آیا مرا با مرگ می‏ترسانی و آیا بیش از کشتن من نیز کاری از شما ساخته نیست»(27).
پیش از بررسی سخنان امام حسین(ع)بحث‏ زمینه تحول و دگرگونی حر بررسی می‏شود و سوال‏ اساسی این که چگونه حر فرمانده عمر بن سعد که‏ به منظور ممانعت از ادامه راه امام حسین(ع) حرکت کرده،مرید امام گشته و سرانجام به تعبیر برخی لقب«سید السعداء»(28)را دریافت کرد؟
این موضوع از دو طرف قابل بررسی است هم‏ از سوی حر که پیش از این از«دوستداران حسین(ع)» (29)بود و با این زمینه از میان«مرگ و زندگی،دین‏ و دنیا،مقام و گمنامی،عافیت و رنج،به کمک‏ تفکر و تدبر،توجه و بازگشت و ادب هنگام حضور در نماز امام حسین(ع)(30)در جبهه حق قرار گرفت‏ و در ساعات آخر عمر خویش به امام می‏گوید:«اول‏ کسی که بر تو خروج کرد من بودم،اجازه بده اول‏ کسی که به شهادت می‏رسد و اول کسی که به جدت‏ سلام کند،من باشم»(31).
اما از سوی دیگر،موضوع به رهبری و مدیریت‏ امام حسین(ع)در موقعیت بحرانی یا به تعبیر امروزی مدیریت بحران امام(ع)و جاذبه به موقع‏ ایشان مربوط می‏شود که،تردید و دودلی حر را به‏ یقین تبدیل می‏کند و او را از اردوی باطل،به اردوی‏
سقوط جامعه

اولین عبرتی که در قضیه عاشورا ما را متوجهء خود می‏کند،این‏ است که ببینیم چه شد که پنجاه‏ سال بعد از درگذشت پیغمبر(ص) جامعهء اسلامی به آن حد رسید که‏ کسی مثل امام حسین(ع)ناچار شد برای نجات جامعه این چنین‏ فداکاری بکند.
مقام معظم رهبری

حق کشاند و حر را دگرگون ساخت و به تعبیر دکتر شریعتی داستان حر بازگوی این حقیقت است که‏ تغییر رهبری و دانستن یک رهبری درست تا چه‏ حدی می‏تواند در انسان تأثیر داشته باشد(32).
اما در مورد تهدید امام به مرگ توسط حر، بهترین پاسخ در بطن حرکت امام از ابتدا تا انتها نهفته‏ است یعنی مرگ در راه عقیده و جهاد یعنی ترک‏ عافیت و گوشه عزلت،اگر امام از مرگ ترس‏ داشت نصیحت برادر و دیگران را می‏پذیرفت و در مکه یا مدینه به زهد و ریاضت و ریاست‏ می‏پرداخت.امام حسین(ع)مرگ را همچون پلی‏ میان دنیا و آخرت تعبیر کرده و در این وادی،تهدید حر هیچ خللی در اراده امام حسین(ع)وارد نکرد.
بسیاری از رهبران دینی و سیاسی با پیروی از شعار«هیهات منا الذله»حسین(ع)به حرکت‏های‏ انقلابی دست زده‏اند و شاعران و هنرمندان و مورخان و...در حد توان خویش شهادت و مقاومت امام(ع)را در قالب کلمات به تصویر کشانده‏اند که به چند نمونه از آنها اشاره می‏کنیم.
از جمله ابو نصر بن نباته(از شعرای قرن چهارم‏ و متوفی به سال 347 ق)سروده که«حسین(ع) همان کسی که مرگ در عزت را زندگی می‏دید و زندگی در خواری و زبونی را مرگ و کشته شدن‏ می‏پنداشت».
ابن ابی الحدید با استناد به شاعرانی که در باب‏ مقاومت و جنگیدن و عدم زبونی و ذلت شعر سروده‏اند،معتقد است که:«سرور و سالار این‏ افراد که به مردم حمیت و مرگ زیر سایه‏های شمشیر را آموخت و آن را بر پستی و زبونی برگزید، ابو عبد الله حسین بن علی(ع)است که بر او و یارانش‏ امان عرضه شد ولی به خواری تن در نداد و بیم آن‏ داشت که ابن زیاد بر فرض که او را نکشد به گونه‏ای‏ او را خوار و زبون سازد،لذا مرگ را بر آن برگزید» وی شعر حبیب بن اوس معروف به ابو تمام(188 یا 190 یا 231-232 ق)را شایسته حسین(ع) دانسته که گفته:«و نفسی که خواری و زبونی را چنان ننگ می‏داند که هنگام جنگ بیم و زبونی‏ یا کمتر از آن را کفر می‏پندارد،او در آبشخور مرگ، پای خویش را استوار بداشت و به آن گفت از زیر قدم تو،حشر و برانگیخته شدن است(33)...
درباره برتری خاندان پیامبر(ص)بر خاندان امیه‏ و شایستگی و لیاقت اهل بیت(ع)در امامت‏ و خلافت بر جامعه اسلامی،هر شخص بی‏غرض‏ با جست و جو در روایات و گزارشات تاریخی‏ تصدیق خواهد کرد که این دو خاندان به جز اشتراک‏ در قومیت(قریشی بودن)هیچ وجه اشتراک دیگری‏ نداشته‏اند و برتری خاندان پیامبر(ص)از نظر اخلاقی و علمی،رفتار و کردار قابل مقایسه با بنی امیه نبود.از سابقه بنی امیه همین بس که‏ پیامبر(ص)پیشتر از تسلط آنان بر جامعه اسلامی‏ خبر داده بود و آنان را بوزینگانی خوانده بود که منبر *امام حسین(ع):آیا نمی‏نگرید که به حق عمل و از باطل نهی‏ نمی‏شود پس در جامعه‏ای که‏ مرز میان حق و باطل پدیدار نیست باید مؤمن به لقاء الهی‏ مشتاق گردد و برای شهادت آماده‏ باشد.
او را اشغال خواهند کرد.
امام حسین(ع)نیز با استناد به حدیثی از پیامبر(ص)به مروان ابن حکم در مدینه وقتی ایشان‏ را به بیعت با یزید فرا خوانده بود،فرمود:«خلافت‏ بر خاندان ابو سفیان حرام است پس هر گاه معاویه‏ را بر منبرم دیدید شکمش را بدرید(34)».بنابراین‏ عدم مشروعیت و صلاحیتی که امام(ع)در این‏ بخش از سفر خود درباره بنی امیه بیان می‏کند از قبل‏ محرز شده و تکرار و تأکید بر آن بیشتر به خاطر زنده‏ نگه‏داشتن روحیه تسلیم ناپذیری در میان یارانش‏ و عدم پذیرش حکومت نامشروع یزید و بیان آن برای‏ دسته‏های جدیدی بودند که امام(ع)به آنان روبه‏رو می‏شد.
خطبه امام حسین(ع)پس از ورود به کربلا:در این قسمت اولین سخن حضرت(ع)پس از ورود به‏ کربلا بررسی می‏شود.
پس از مراقبت حر از کاروان امام(ع)که در تیررس او باشد تا رسیدن دستور جدیدی از عبد الله بن زیاد،ناگاه پیک عبید الله فرمانی برای حر آورد مبنی بر سختگیری بیشتر بر حسین(ع)و هدایت‏ او و کاروانش به منطقه بی‏آب،امام(ع)پیشنهاد داد که قدری جلوتر بروند تا به منطقه‏ای که به طف‏ یا کربلا معروف بود رسیدند.حضرت فرمود: «خدایا از اندوه و بلا به تو پناه می‏برم،اینجا محل‏ فرود آمدن ما و به خدا سوگند همین جا است محل‏ قبرهای ما و به خدا سوگند از اینجا است که در قیامت محشور و منشور خواهیم گشت و این‏ وعده‏ای است از جدم رسول خدا(ص)و در وعده‏ او خلافی نیست».(35)
این بخش از سخنان امام حسین(ع)عینیت‏ بخشیدن به علم غیبی پیامبر(ع)و ائمه(ع)و به عبارتی،صدق گفتار ایشان است مبنی بر شهادت‏ امام حسین(ع)در سرزمینی به نام کربلا.
جدای از جنبه روایتی و تاریخی حماسه کربلا، رسیدن امام حسین(ع)و خاندانش به کربلا و شهادت او مصداقی از این آیه است که:«همانا در میان هر امتی پیامبری را برانگیختیم که خدا را عبادت کنید و از طاغوت اجتناب ورزید،پس‏ گروهی از آنها هدایت یافتند و گروهی دیگر گمراهی بر آنان محقق شد،پس در روی زمین‏ گردش کنید و بنگرید که تکذیب کنندگان چه‏ سرانجامی یافتند»(36)و فرمانی است که به مؤمنان‏ و صالحان که«با آنان ستیز کنید تا فتنه و فسادی‏ نباشد و آئین همه دین خدا گردد».(37)
وقتی این دو آیه و آیات دیگری که دعوت به‏ مبارزه با ظلم و فساد و فسق می‏کند را کنار پیش‏بینی‏های پیامبر(ص)و حضرت علی(ع) می‏گذاریم،نتیجه می‏گیریم که حرکت امام‏ حسین(ع)از مدینه تا کربلا،در بستر تاریخ ادیان‏ الهی بوده و امام(ع)با اقدام و قیام خود،پرده از راز آن گشوده و آن را شفاف کرده و اکنون در کربلا، حضور دارد.به گفته امام(ره)زندگی سید الشهداء، زندگی حضرت صاحب(عج)،زندگی همه انبیاء عالم،همه انبیاء از اول،از آدم تا حالا همه‏شان‏ این معنا بوده است که در مقابل جور،حکومت‏ عدل را می‏خواستند درست کنند.(38)دکتر شریعتی‏ نیز تعبیری نزدیک به این دارد و می‏نویسد:«حسین‏ وارث پرچم سرخی است که از آدم همچنان دست‏ به دست بر سر دست انسانیت می‏گردد و اکنون به‏ دست او رسیده است و او نیز با اعلام این شعار که‏ هر ماهی محرم است و هر روز عاشورا و هر سرزمینی کربلا،این پرچم را دست به دست به همه‏ راهبران مردم و همه آزادگان عدالتخواه در تاریخ‏ بشریت سپرده است...».(39)
با این دیدگاه قیام و قعود ائمه(ع)قابل بررسی‏ است،چنان که پیامبر(ص)در مورد امام حسن(ع) و امام حسین(ع)فرموده بود«این دو در دو حالت‏ قیام و قعود امام و پیشوا هستند»بر دیگران ولایت‏ دارند و صلح یکی و شهادت دیگری در ادامه‏ یکدیگر است.
منشور جهانی از قتلگاه کربلا:امام حسین(ع) از زمان ورود به سرزمین کربلا تا روز عاشورا، خطبه‏ها و سخنان دیگری داشته‏اند که از میان آنها به این بخش بسنده می‏کنیم که مقتل خوارزمی آن را به این ترتیب نقل کرده است:وقتی دشمن مقاومت‏ امام(ع)را مشاهده کرد برای تضعیف روحیه ایشان‏ به خیمه‏ها حمله‏ور شدند،امام(ع)فریاد برآوردند:«ای آل ابو سفیان اگر دین ندارید و از روز جزا نمی‏هراسید،لااقل در زندگی آزادمرد باشید و اگر خود را عرب می‏پندارید به نیاکان خود بیندیشید و شرف انسانی خود را حفظ کنید»و به شمر وقتی‏ پرسید«تو چه می‏گویی»فرمود:«من با شما می‏جنگم و شما با من می‏جنگید و این زنان گناهی ندارند تا من زنده هستم به اهل بیت من تعرض نکنید و از تعرض این یاغیان جلوگیری کنید»که شمر این‏ مورد را پذیرفت و نیروهایش را متوجه جنگ با امام‏ حسین(ع)کرد.(40)

در تحلیل بخش اول سخنان امام(ع)این که‏ حضرت خواسته از دو جهت اعتقادی و قومیتی، سپاه مهاجم را تحت تأثیر قرار دهد اول این که اعتقاد به معاد به عنوان اصلی دینی،ملاک پذیرش خصایل‏ و کردار و رفتارها و در اینجا آزادی و جوانمردی به‏ شمار می‏رود،به عبارتی آزادمردی مورد اشاره امام‏ هر چند بدون اعتقاد به دین و معاد حداقل مانع‏ ارتکاب انسان به اعمال ناشایست می‏شود اما در مقایسه با عمل همراه با اعتقاد به معاد از ارزش‏ کمتری برخوردار است.
از سوی دیگر چون عرب به غیرت و حمیت و قومیت افتخار می‏کند حضرت خواسته از طریق‏ بیدار کردن این خصلت،آنان را متوجه کردار بدشان‏ سازد و حداقل با استفاده از این شیوه،مهاجمان را به عقب نشینی و عدم هتک حرمت زنان و اطفال‏ وادارد که نفوذ معنوی کلام امام(ع)تا حدودی مؤثر واقع شد،ولی پس از شهادت ایشان(ع)مجددا به‏ خیمه‏ها حمله‏ور شدند.
بخش دوم سخنان امام(ع)با شمر در عدم‏ تعرض به زنان و اطفال،یادآور دستورات‏ پیامبر(ص)و علی(ع)در جنگ‏ها بوده،از جمله‏ وقتی پیامبر(ص)آزادی اسیران باسواد بدر را با تعلیم و تعلم فرزندان مدینه پیوند داده بود و در فتح‏ مکه به نیروهایش فرمان داد که به زخمی‏ها آزار نرسانید،درخت‏ها را از ریشه در نیاورید،یا حضرت علی(ع)که در جنگ صفین اجازه آب‏ برداشتن را به نیروهای معاویه داد،ولی در واقعه‏ کربلا فرزندان و بازماندگان همان آزادشدگان فتح‏ مکه و دست‏پروردگان و فریب خوردگان کوفه با نواده پیامبر(ص)کینه و عداوت به خرج دادند و حتی از قتل کودک ششماهه امام حسین(ع)هم‏ کوتاهی نکردند.در اینجا سخن امام حسین(ع)به‏ عنوان منشوری جهانی برای آیندگان بود که در جنگ‏ها رعایت مقررات اخلاقی و انسانی را اعمال‏ کنند که متأسفانه بر خلاف آن در حال جریان است.
نتیجه:

آنچه که به عنوان تحلیل سخنان امام حسین(ع) از مکه تا کربلا مطرح شد شمه‏ای از سخنان امام(ع) بود که نشان دهنده رسالت و تکلیفی بوده که بر شانه‏ خود احساس می‏کرده تا آن را به سر منزل مقصود برساند یعنی مبارزه با فساد و فسق و فجور بنی امیه‏ و هدایت بشر و ادامه راه انبیاء،و تداوم مسوولیت‏ بر عهده حضرت زینب(س)و امام سجاد(ع)بود تا این که بار مسؤولیت(امامت)را به دوش گرفت.
برای انجام این وظیفه،امام(ع)از ابتدا به‏ مشکلات راه پر خطر که مرگ را در پیش داشت‏ مطلع بود و نصیحت ناصحان و سرزنش ملامت‏ کنندگان هیچ تأثیری در انجام تکلیف ایشان موثر واقع نشد زیرا ایشان چیزی را می‏دید که دیگران از مشاهده آن به هر دلیل عاجز بودند و به قول دکتر شهیدی«تیزبینی او در نگرش پایان کار و تجزیه و تحلیل حوادث از برادرش محمد حنفیه و پسر عباس و فرزدق شاعر و عبد الله مطیع که در مدینه و مکه و راه حجاز به عراق او را از مردم کوفه بیم‏ دادند،کمتر نبود.او می‏دانست پایان کار چه‏ خواهد بود...به چشم می‏دید که می‏گفت مردم‏ بنده دنیایند،دین را تا آنجا می‏خواهند که کار دنیا را با آن سر و صورتی دهند و چون روز امتحان پیش‏ آید،دین‏داران اندک خواهند بود(41).»و امام‏ حسین(ع)از آن دسته دین داران اندک بود که برای‏ نجات اسلام محمدی به شهادت رسید.
(1)-ابن اعثم کوفی،الفتوح،ترجمه محمد بن احمد مستوفی،تصحیح غلامرضا طباطبایی مجد،چاپ اول، تهران،انتشارات آموزش انقلاب اسلامی،1372،ص‏ 832
(2)-محمد صادق نجمی،سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا،چاپ هفتم،قم،دفتر انتشارات اسلامی 1365،ص‏ 6-84
سید محسن امین عاملی،اعیان الشیعه،ترجمه اداره پژوهش‏ و نگارش،چاپ اول،تهران،وزارت ارشاد اسلامی،بهمن‏ 1361،ص 178.
(3)-عادل ادیب،پیشوایان ما،ترجمه اسد الله مبشری،چاپ‏ چهارم،تهران،دفتر نشر فرهنگ اسلامی،1365،ص 121
(4)-مرتضی مطهری،حماسه حسینی،جلد سوم،چاپ‏ سوم،تهران،صدرا،بهار 1366،ص 254 و 256
(5)-محمد بن علی بن طباطبایی،تاریخ فخری،ترجمه محمد وحید گلپایگانی،چاپ سوم؛تهران،شرکت انتشارات‏ علمی و فرهنگی،ص 157
(6)-مرتضی مطهری،تأثیر عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت امام حسین(ع)،دفتر انتشارات اسلامی،بی‏تا،
(7)-مطهری،همان،ص 24
(8)-قیام عاشورا در کلام و بیان امام خمینی(ره)،ص 39
(9)-علی شریعتی،حسین وارث آدم،مجموعه آثار 19، چاپ سوم،تهران،قلم،1367،ص 153 و 155
(10)-سید حسین محمد جعفری،تشیع در مسیر تاریخ، ترجمه سید محمد تقی آیت اللهی،چاپ سوم،تهران،دفتر نشر و فرهنگ اسلامی،ص 212
(11)-عطاء الله مهاجرانی،انقلاب عاشورا،چاپ سوم، تهران،اطلاعات،1376،ص 196
(12)-عاملی،همان،ص 181
(13)-عاملی،همان،ص 195
(14)-محمد بن جریر طبری،تاریخ الاسم و المللوک،جلد چهارم،منشورات مکتبة ارومیه،بی‏تا،ص 290 و ابن‏ الکامل فی التاریخ،ج 2،بیروت،دار احیاء التراث العربی، 1989،ص 547
(15)-هاشم معروف الحسنی،جنبش‏های شیعی در تاریخ‏ اسلام،ترجمه محمد صادق عارف،چاپ اول،مشهد،بنیاد پژوهش‏های اسلامی،71
(16)-قیام عاشورا در کلام و بیان امام خمینی(ره)،ص 16
(17)-همان،ص 32
(18)-محمد جواد مغنیه،الشیعه و الحاکمون،طبعه الثانیه، قم،منشورات الرضی،زاهدی،1405 ق،ص 67
(19)-ابن اعثم کوفی،همان،ص 872 و محمد صادق‏ نجمی،همان،ص 115
(20)-مطهری،حماسه حسینی،ص 79
(21)-عاملی،همان،ص 90-189
(22)-عادل ادیب،همان،ص 125-124
(23)-عباس محمود العقاد،شخصیات اسلامیه،المجلد الثالث،بیروت،دار الکتاب العربی،بی‏تا،ص 266
(24)-محمد تقی جعفری،سوار بر کشتی نجات حسین(ع)، کیهان فرهنگی،سال 18،ش 174،فروردین 1380،ص‏ 8
(25)-یعقوب جعفری،بینش تاریخی قرآن،چاپ اول، تهران،دفتر نشر فرهنگ اسلامی،1366،ص 90
(26)-همان،ص 95
(27)-طبری،ج 4،ص 302 تا 305 و ابن اثیر ج 2،ص‏ 552 و 553
(28)-میرزا محمد ارباب،اربعین حسینیه،چاپ اول، تهران،اسوه،1372،ص 333
(29)-ابو علی بلعمی،قیام سید الشهدا حسین بن علی(ع)و خونخواهی مختار،تصحیح محمد سرور مولائی،تهرا، بنیاد فرهنگ،1359،ص 19
(30)-مطهر بن طاهر مقدسی،آفرینش و تاریخ،ترجمه‏ محمد رضا شفیعی کدکنی،تهران،آگه،1374،ص 904 و حسین اسحاقی جام عبرت،بررسی عملکرد عوام و خواص‏ در حادثه عاشورا با تکیه بر بیانات مقام معظم رهبری،چاپ‏ دوم،قم،بوستان کتاب،1381،ص 156 و 165
(31)-محمد تقی شیخ شوشتری،الاوائل،کوشش قیس آل‏ قیس،چاپ اول،تهران،موسسه مطالعات و تحقیقات‏ فرهنگ(پژوهشگاه)،1372،ص 40،نقل از بحار الانوار
(32)-شریعتی،مجموعه آثار 26،چاپ دوم،تهران، نیلوفر،1362،ص 531
(33)-ابن ابی الحدید،جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه،ج‏ 2،ترجمه محمود مهدوی دامغانی،چاپ اول،تهران،نشر نی،1368،ص 118-117
(34)-هاشم معروف الحسنی،همان،ص 450
(35)-محمد صادق نجمی،همان،ص 176
(36)-نحل/36
(37)-انفال/39
(38)-قیام عاشورا در کلام و بیان امام خمینی(ره)،ص 38
(39)-شریعتی،مجموعه آثار 19،ص 14
(40)-محمد صادق نجمی،همان،ص 321-320
(41)-سید جعفر شهیدی،پس از پنجاه سال پژوهشی تازه‏ پیرامون قیام حسین(ع)،چاپ نهم،تهران،دفتر نشر فرهنگ‏ اسلامی،1365،ص 118

shahrzad1369
1391,09,09, ساعت : 23:15
سلام دوستان

دو صفحه درباره مهندسی نرم افزار توضیح میخوام که به انگلیسی باشه

ممنون میشم از کمکتون تا شنبه هم لازم دارم


سلام:-2-40-:


Software Engineering (http://en.wikipedia.org/wiki/Software_engineering)

fatemeh1375
1391,09,10, ساعت : 11:28
سلام من دوتامقاله کوتاه میخوام درمورد کاربرد ریاضیات در هنر و اون یکی کاربرد ریاضیات در موسیقی.
ممنون از کمکتون.

~sky angel~
1391,09,10, ساعت : 11:47
سلام
خواهشن برام دو نمونه از مبارزات دفاعی مردم غیرتمند میهن ما در سال های پیش از پیروز انقلاب اسلامی رو پیدا کنید:-2-40-:

نهـــا
1391,09,10, ساعت : 15:42
سلام من دوتامقاله کوتاه میخوام درمورد کاربرد ریاضیات در هنر و اون یکی کاربرد ریاضیات در موسیقی.
ممنون از کمکتون.

سلام...
رابطه ی ریاضیات و هنر:

رابطه ریاضیات و هنر

مقدمه :

اهمیت فوق العاده ای که ریاضیات ، در جامعه ی امروزی و در فعالیت گوناگون ترین تخصص ها دارد، بر کسی پوشیده نیست . باوجود این ، خیلی زیاد نیستند کسانی که علاقمند به ریاضیات باشند. البته تنها کسانی که کار و فعالیتشان به ریاضیات مربوط می شود ، علاقمند به ریاضیات نیستندبلکه کم هم نیستند مشتاقانی که ساعت های فراغت خود را ، با ریاضیات می گذرانند. همه ی این ها چه حرفه ای ها و چه علاقمندان ، نه تنها فایده و اهمیت ریاضیات را می شناسند بلکه در ضمن ، به ریاضیات شوق می ورزند و می توانند زیبایی و ظرافتی که در مسأله ها ، قضیه ها و روش های ریاضی وجود دارد را احساس کنند .

احساس و منطق را با هیچ نیرویی نمی توان از هم جدا کرد و هر جدایی ساختگی منجر به تحریف هر دوی آنها می شود . هر احساس اگر احساس واقعی باشد، خردمندانه است چراکه احساس واقعی نمی تواند جدا از اندیشه و خرد آدمی پدید آید.

ارتباط هنر و ریاضی :

هر انسانی از تماشای چشم انداز یک دامنه ی سر سبز آرامش خود را باز می یابد ، در عین حال ، به فکر فرو می رود . شاعر احساس درونی خود را بیان می کند . نقاش با قلم و بوم خود تلاش می کند که دیگران را در شادی خود شریک کند .

گیاه شناس در پی گیاه مورد نظر در رده های خاصی می رود . زبان شناس می خواهد ریشه و سر چشمه ی نام گذاری گیاه و دلیل آن را پیدا کند . داروشناس در جستجوی ویژگی درمانی گیاه است و ریاضی دان نحوه ی قرار گرفتن گل و گلبرگ ها یا اندازه و شکل ها را مورد مطالعه قرار می دهد . ولی هم گیاه عضوی یگانه است و هم انسان و اگر بخواهیم برخورد انسان با گیاه را بررسی کنیم ناچاریم ، به همه ی این جنبه ها توجه داشته باشیم .

ریاضیات و رابطه آن با هنر :

" اشر" نقاش معروف هلندی در سال 1971 میلادی در سن 72 سالگی و یک سال پیش از مرگ خود نوشت :

« وقتی که هوشمندانه با رمز و راز های دور و بر خود برخورد کردم و وقتی به تجزیه و تحلیل مشاهده های خود پرداختم ، به ریاضیات رسیدم . من آموزش جدی در دانش ندیده ام ولی گمان می کنم بیش تر با یک ریاضی دان وجه مشترک داشته باشم تا با یک هنرمند . »

و " رودن" (1840- 1917 ) مجسمه ساز مشهور فرانسوی می گوید :

« من یک رویا پرداز نیستم ، بلکه یک ریاضی دان ام . مجسمه های من تنها به خاطر این خوب اند که ساخته و پرداخته ی اندیشه ی ریاضی اند . »

از آن طرف "ج.ه هاردی" ریاضی دان انگلیسی معتقد است :

« معیار ریاضی دان مانند معیار نقاس یا شاعر ، زیبایی است . اندیشه ها هم مانند رنگ ها یا واژه ها باید در هماهنگی کامل و سازگار با یکدیگر باشند . زیبایی نخستین معیار سنجش است . »

جایگاه هنر در درس ریاضی :

اگر این را بپذیریم که ، تصور و خیال ، یکی از سرچشمه های اصلی آفرینش های هنری است ، آن وقت ناچاریم قبول کنیم که ، در ریاضیات هم ، دست کم عنصر های زیبایی و هنر وجود دارد چرا که مایه ی اصلی کشف های ریاضی ، همان تصور و خیال است .

به قول ولادیمیر ایلیچ نویسنده ی « دفاتر فلسفی » ، تصور و خیال « حتی در ریاضیات هم لازم است ، حتی کشف حساب دیفرانسیل و انتگرال هم ، بدون تصور و خیال ، ممکن نبود . »

با هیچ نیرنگی ، نمی توان از کشش انسان ها به سمت زیبایی ها جلوگیری کرد و آن چه زشت و نازیبا است را جانشین زیبایی ها کرد .

آدمی ، از همان روزهایی که می شنود ، می بیند و درک می کند ، از موسیقی و تقاشی و شعر لذت می برد و چه به صورت لالایی مادر باشد یا آهنگ گوش نواز چایکووسکی ، چه بیتی عامیانه و کوچه باغی باشد یا سرودی از لسان الغیب ، چه هنرمندانه قالی های دست باف باشد و چه ظرافت ها و رنگ های چشم نواز بهزاد و کمال الملک ، همه جا انسان را به سوی خود می کشاند و غرق در آرامش و لذت می کند . ولی همه ی این ها ، یک شرط اساسی دارد و آن ، این است که با آفریده ای از یک استاد هنرمند سروکار داشته باشید و گرنه ، حرکت ناشیانه ی آرشه بر ویلون ، روح شما را می آزارد و ردیف بی ربط واژه های شعر سخن ناشناس ، شما را بیزار و کسل کند . در واقع تمامی عرصه ی ریاضیات ، سرشار از زیبایی و هنر است . زیبایی ریاضیات را می توان ، در شیوه ی بیان موضوع ، در طرز نوشتن ارائه ی آن ، در استدلال های منطقی آن ، در رابطه ی آن با زندگی و واقعیت ، در سر گذشت پیدایش و تکامل آن و در خود موضوع ریاضیات مشاهده کرد .

هندسه ، به مفهوم عام آن ، زمینه ای است سر شار از زیبایی ، می گویند . افلاطون ، تقارن را مظهر و معیار زیبایی می دانست و چون ، گمان می کرد تنها هندسه است که می تواند رازهای هندسه را بر ملا کند و از ویژگی های آن برای ما سخن بگوید ، به هندسه عشق می ورزید و بر سر در آکادمی خود نوشته بود : « هر کس هندسه نمی داند وارد نشود . »

و هنوز هم ، با آن که هنر کوبیسم بسیاری از سنت ها را درهم شکست و زیبایی های خیره کننده ی نا متقارنی را آفرید ، باز هم از قدر و قیمت تقارن چیزی نکاست ، و چه مردم عادی و چه صاحب نظران ، همچنان اوج زیبایی را در تقارن و تکرار می بینند . شاید بتوان گفت که کوبیسم ، مفهوم زیبایی ناشی از تقارن را ، گسترش داده و تکامل بخشیده است .

هندسه ، همچون دیگر شاخه های ریاضیات ، زاده ی نیازهای آدمی است ، ولی در این هم نمی توان تردید کرد که ، در کنار سایر عامل ها یکی از علت های جدا شدن هندسه از عمل و زندگی و شکل گیری آن به عنوان یک دانش انتزاعی ، کشش طبیعی آدمی به سمت زیبایی و نظم بوده است . و هرچه هندسه تکامل بیشتری پیدا کرده و عرصه های تازه ای را گشوده ، نظم و زیبایی خیره کننده ی آن ، افزون تر شده است .

از همین جا است که ، یکی از راه های شناخت زیبایی ریاضیات و به خصوص هندسه ، آگاهی بر نحوه ی پیشرفت و تکامل آن است . مفهوم نقطه و خط راست ، از کجا آغاز شد و چگونه از فراز و نشیب ها گذشت ، تا به ظرافت و شکنندگی امروز رسید . ما در طبیعت دور و بر خود ، نه تنها نقطه و خط راست هندسی ، بلکه دایره مستطیل و کره و متوازی السطوح هم به معنای انتزاعی خود نمی بینیم .

این ذهن زیبا جو و در عین حال ، آفریننده ی انسان بوده است که چنین شکل ها و جسم های به

غایت ظریف و زیبا را ابداع کرده است و سپس کاربرد های عملی زیبا تری هم برای آن ها یافته است .

و در همین جا است که می توان جنبه ی دیگری از زیبایی ریاضیات را جست و جو کرد . ریاضیات با همه ی انتزاعی بودن خود ، بر همه ی دانش ها حکومت می کند و جزء جزء قانون های آن ، همچون ابزاری نیرومند دانش های طبیعی و اجتماعی را صیقل می دهد و به پیش می برد ، تفسیر می کند و در خدمت انسان قرار می دهد .

با چند ضلعی های محدب منتظم ، که نمونه های جالبی از شکل های متقارن اند ، می توان تصویر های جالب و زیبایی به دست آورد . ولی جالب تر از آن ها ، چند ضلعی منتظم مقعر ، یا چند ضلعی منتظم ستاره ای اند . ساده ترین آن ها ، یعنی پنج ضلعی منتظم ستاره ای را به سادگی می توان رسم کرد . بررسی ویژگی های چند ضلعی های منتظم ( محدب و مقعر ) و بدست آوردن شکل های ترکیبی از آن ها ، زمینه ی گسترده ای برای جلب دانش آموزان ، به زیبایی های درس های ریاضی است . از آن جالب تر ، کار با چند وجهی های منتظم است .

نشان دادن فیلم ها و اسلاید ها از چند وجهی های افلاتونی و چند وجهی های نیمه منتظم ، یه ویژه اگر همراه با توضیح ساختمان بلور ها و دانه های برف باشد ، می توانند وسیله ی بسیار خوبی ، برای بیدار کردن احساس زیبایی دوستی دانش آموزان باشد .

ولی نباید گمان کرد که در اشکال نا منتظم نمی توان زیبایی ها را جست جو کرد . نسبت ها و اندازه گیری ها ، زمینه ی بسیار مساعدی است که می تواند موجب رشد احساس زیبایی شناسی دانش آموزان بشود و آن ها را به طرف ریاضیات جلب کند . مسأله های مربوط به ماکزیمم و می نیمم یکی از جالب ترین و دلکش ترین زمینه ها در هندسه است که ، نه تنها نیروی تفکر و استدلال دانش آموز را بالا می برد ، بلکه در ضمن ، احساس هنری و زیبا شناسی او را هم بیدار می نماید .

در هندسه وقتی پاره خطی را طوری به دو بخش تقسیم کنیم که مجذور بخش بزرگتر برابر با

حاصل ضرب تمام پاره خط در بخش کوچکتر باشد ، می گویند که : « پاره خط را به نسبت زرین تقسیم کردیم . » تقسیم پاره خط به نسبت زرین» از دوران یونان باستان شناخته شده بوده است و ریاضی دانان یونان باستان مستطیلی را که روی این دو بخش پاره خط ساخته شود زیباترین مستطیل می دانسته اند و آزمایش فوق توانست درستی نظر ریاضی دانان باستانی را تایید کند .

درباره ی نسبت زرین باید یاد آوری کرد که از همان دوران باستان ، از این نسبت در مجسمه سازی و معماری به فراوانی استفاده می کرده اند . از همان دوران باستان ریاضی دانان در جست و جوی زیباترین راه حل برای مسأله ها بوده اند . در ریاضیات اغلب از اصطلاح زیباترین راه حل یا زیبایی راه حل استفاده می کنند . معلم ابتدا مسأله را به طریق عادی حل می کند و سپس راه حل هوشمندانه و ساده ای را برای حل مسأله وجود دارد ، به دانش آموزان نشان می دهند . از ساده ترین مسأله هایی که در دبستان مطرح می شود ، تا دشوارترین مسأله های سال آخر دبیرستان ، می توان از این شیوه استفاده کرد .

زیبایی شناسی در درس ریاضی :

علاقه به هنر و توجه به زیبایی های طبیعت و زندگی یکی از جنبه های شخصیت انسانی را تشکیل می دهد و این علاقه را می توان ، و باید از همان سال های نخست تحصیل ، شکل دادو تقویت کرد . مبارزه با زیبایی و کشاندن کودکان و نوجوانان به سمت پدیده های اندوه بار و تلاش برای دور نگه داشتن آنها از زیبایی های درون و بیرون خود ، به معنای ستیز با طبیعت انسانی آن هاست ودر بهترین صورت خود موجب یأس و سرخوردگی و یا عصیان و بی بند و باری می شود .

درس های ریاضی می تواند نقش عمده ای در شکوفایی زیبایی شناسی داشته باشد و معلم با تجربه می تواند از هر فرصتی برای تقویت درک هنری دانش آموزان استفاده کند و ظرافت بیشتری به روحیه ی زیبا شناسی آن ها بدهد . کودکان و نوجوانان هر چیز جالب را دوست دارندو در ریاضیات ، موضوع های جالب و زیبا ،فراوان است .

ریاضیات دانشی است منطقی ، دقیق و قانع کننده و همه ی بخش های آن ، مثل حلقه های زنجیر به هم پیوسته اند. سرچشمه ی تأثیر احساسی و هنری ریاضیات را ، باید در قطعی بودن نتیجه گیری ها و عام بودن کاربردهای آن و هم چنین ، در کامل بودن زبان ریاضیات ، شاعرانه بودن تاریخ آن و در مسأله های معمایی و سرگرم کننده ، جستجو کرد .

کاربرد ریاضی در موسیقی:

شاید تا حالا فکر کرده باشید ریاضی در چیزای خشک و بی مزه است اما باید بگوییم که در اشتباهید. ریاضی در اینجا خود را با آلات موسیقی قاطی کرده. حالا ریاضیات را در این آلت می بینید.مثلث از ابتدایی ترین اشکال هندسی بوده که انسانها در هنر ازاون استفاده میکردند، بدون شک اولین نوع از انواع مثلث هم که در هنر از آن استفاده شده مثلث متساول الاضلاع بوده است. اهرام مصر نمونه بسیاری قدیمی (حدود 2800 سال پیش از میلاد) از کاربری مثلت در هنر معماری قدیم بوده است. نمونه های دیگر از استفاده از مثلث در هنر تمدن های قدیم را می تواند در کاشی کاری های دیواره معابد Pompeii در نپال نیز مشاهده کرد.
معروف هست تالس (640-550 سال پیش از میلاد) که پدر ریاضیات، نجوم و فلسفه یونان باستان بوده از شاگردان خود می خواهد که به مصر سفر کنند تا از پیشرفت علوم در آن تمدن اطلاعات لازم را کسب کنند و فیثاغورث (Pythagoras) از اولین افرادی بوده که این دستور را می پذیرد و به مصر سفر میکند. فیثاغورث از بنیانگذاران علمی موسیقی در جهان بوده و اغلب از هندسه برای مدل کردن استفاده می کرده، می خواهیم با استفاده از تجربیات او سلسه مطالبی را پیرامون ارتباط موسیقی با علوم هندسه، فیزیک و ریاضی آغاز کنیم.
موسیقی را می توانیم به روشهای مختلف مدل کنیم برای شروع کار ساده ترین روش را انتخاب میکنم که عبارت است از مدل کردن عمودی موسیقی یاهمان هارمونی. این روش مدل کردن به موسیقیدان ها کمک می کند تا هنگام فکر یا گوش کردن به هارمونی تصویر بهتری از نت های موسیقی داشته باشند بخصوص برای نوازندگان سازغیر از پیانو.
یک دایره در نظر بگیرید و آنرا به دوازده قسمت مساوی (یک اکتاو کروماتیک) تقسیم کنید و نت ها را به ترتیب روی هر قسمت بنویسد مانند شکل. یکی از ساده ترین اشکال هندسی که در این دایره تقسیم شده می توان ساخت مثلت متساوی الاضلاع می باشد. که اگر آنرا بسازید و به آن دقت کنید تفسیر موسیقی آن یک آکورد افزوده خواهد بود. حتما" شنید که آکوردهای افزوده جدای از اینکه معکوس باشند یا نه چهار حالت بیشتر نیستند که دایره فوق این موضوع را بسادگی نمایش میدهد چرا که اگر راس بالایی مثلث را در جهت عقربه های ساعت حرکت دهیم تا رسیدن به نت E و انطباق دوباره روی خود، می تواند سه حالت دیگر را به خود بگیرد. همچنین به وضوح در شکل می توان دید که یک آکورد افزوده از سه فاصله (که در اینجا هرکدام یک ضلع مثلث هستند) یکسان معادل 4 نیم پرده تشکیل شده است.



شما باز هم می توانید مثلث های دیگری درست کنید. به شکل بعدی نگاه کنید که آکوردهای دو ماژور و لا مینور را نمایش میدهد. این دو مثلث (آکورد) خصوصیات جالبی دارند اولا" اضلاع آنها باهم برابر است، ثانیا" نسبت به خطی که از D کشیده میشود و به G# خطم میشود متقارن می باشند، حتما" می دانید که مینور نسبی گام دو ماژور، لامینور می باشد. به این طریق شما می توانید یک روش ساده برای پیدا کردن گامهای مینور و ماژور نسبی پیدا کنید، هر چند اینکار در پیانو بخاطر وضوح دیداری که چیدمان نت ها وجود دارد ساده می باشد.
مثلث های متساوی الساقین هم جالب هستند یکی از آنها آکورد sus2 را تشکیل میدهد که در شکل مشاهده میکنید و همچنین میتوانید آکوردهای کاسته را نیز باز با یک مثلث متساوی الساقین درست کنید. اگر دقت کنید این مثلث متساوی الساقین حالت آکورد sus2 برای C و حالت آکورد sus4 برای G دارد. بنابراین می توان به ارتباط نزدیک آکوردهای sus در حالت های 2 و 4 برای فاصله های پنجم با یکدیگر پی برد. این نکته هم جالب خواهد بود اگر شما راس D در این مثلث را نسبت به راس C قرینه کنید به آکورد sus2 دیگری می رسید که یک پرده عقب تر است آکورد Csus4 قرار دارد.

نهـــا
1391,09,10, ساعت : 15:51
سلام
خواهشن برام دو نمونه از مبارزات دفاعی مردم غیرتمند میهن ما در سال های پیش از پیروز انقلاب اسلامی رو پیدا کنید:-2-40-:

سلام...
ببین این مطلب کمکت میکنه...:-2-38-:

انقلاب اسلامي و جنبش دانشجويي

مقدّمه

يافتن نخستين بارقهها و نقطه عطف انقلاب اسلامي چندان آسان نيست; همچنان كه كنكاش در راه يافتن مؤثرترين عوامل شكل گيري و به ثمر رسيدن انقلاب، بس دشوار است; زيرا انقلاب، پيروزي خود را مرهون مشاركت همه اقشار و گروههاي جامعه از خرداد سال 1342 و حتي پيش از آن، تا بهمن 1357 مي داند. در عين حال، نمي توان از تأثير انقلاب بر گروههاي مختلف، سخن به ميان نياورد; چرا كه فضاي حاكم بر جامعه، در دوران انقلاب و پس از آن، به گونه اي بوده كه امكان بي تفاوتي و عدم حضور در برهههاي سرنوشت ساز براي افراد جامعه وجود نداشته، بلكه آنان را به مشاركت فعالانه در همه عرصهها ترغيب نموده است. در ميان اقشار و گروههاي جامعه، نقش برخي گروهها و اقشار به لحاظ ويژگيهاي موقعيتي و فضاي خاصي كه در آن قرار داشتند، بارزتر و روشن تر از سايرين است.
دانشجويان را مي توان يكي از گروه هايي دانست كه به دليل آشنايي و آگاهي بيشتر از جريانات سياسي ـ اجتماعي، حضور آنان در تمامي صحنههاي انقلاب كاملا ملموس، محسوس و پررنگ است. اين حضور از سالها پيش از انقلاب با شكل گيري جنبش دانشجويي آغاز گرديد. اين جنبش با تأثير از جريان روشن فكري و تجدّدخواهي متأثر از رشد علمي جهان غرب از يك سو، و شكل گيري جريانهاي كمونيستي از سويي ديگر، آغاز گرديد. اما پس از چندي با انگيزه احياي تفكر ديني و ردّ روشن فكري غربي و الحاد شرقي در بستر تاريخ انقلاب اسلامي و در دانشگاه تهران رخ نمود. آنچه اين حضور را تداوم مي بخشيد، پيامهاي شورانگيز رهبر كبير انقلاب اسلامي مبتني بر استقامت تا دست يابي به پيروزي بود و همان پيام ها، 13 آبان 57 را، كه نقطه اوج جريانات دانشجويي قبل از انقلاب به شمار مي رود، رقم زد. حضور به موقع و در عين حال فعالانه دانشجويان، پس از انقلاب در همه عرصه ها، به ويژه در دوران دفاع مقدّس، به ياد ماندني است و همچنان پس از گذشت بيش از دو دهه از انقلاب، شاهد اين حضور فعال و سرنوشت ساز در برهههاي پر فراز و نشيب انقلاب هستيم.1
گامهاي آغازين جنبش دانشجويي

هرچند پيش از دهه 30، چند برخورد سياسي ضد دولتي را مي توان در دانشگاههاي ايران مشاهده كرد، اما تقويم جنبش دانشجويي ايران از ابتداي دهه 30 آغاز مي شود. در فاصله 1328 تا 1330ش، كه دوره مبارزات نهضت ملّي شدن نفت است، دو دانشگاه، يعني دانشگاههاي تبريز و تهران، فعال بودند. هر چند جوّ دانشگاه بيشتر در اختيار حزب توده و كمونيستها بود، اما مرزبندي آنها با مسلمانها چندان متمايز نبود. از اين رو، حسين مكي، يكي از اعضاي كابينه مصدق، كه وارد دانشگاه تبريز مي شود، با استقبال پر شوري مواجه مي گردد.
نخستوزيري مصدق جمعاً دو سال و چهار ماه طول كشيد و با كودتاي 28 مرداد سال 1332 دولت او ساقط گرديد. در دانشگاههاي تهران و تبريز تظاهرات دامنه داري به عنوان اعتراض به بركناري دكتر مصدق انجام گرفت كه منجر به دستگيري عده اي از دانشجويان شد. در آذر 1332 در اعتراض به برقراري روابط سياسي ايران و انگليس، دانشجويان دانشكده فني دانشگاه تهران دست به تظاهرات زدند كه پليس آنها را محاصره كرد و با ورود به دانشكده، بر روي دانشجويان آتش گشود. دو روز بعد، يعني در روز 16 آذر، ريچارد نيكسون معاون رئيس جمهور آمريكا به اتفاق همسرش به تهران آمد كه تظاهرات وسيعي در اعتراض به ورود او، و نيز به مناسبت بزرگداشت شهداي دانشكده فني برگزار شد كه منجر به زد و خورد شديد ميان پليس و مردم گرديد. در جريان اين حوادث، سه تن از دانشجويان كشته، و عده اي بازداشت شدند. از اين رو، روز 16 آذر، از آن سال به بعد به عنوان مبدأ جنبش دانشجويي ايران ثبت شده و همه ساله دانشگاهها با برگزاري مراسمي در تجليل از شهداي 16 آذر، به حيات جنبش دانشجويي كمك كرده اند كه اغلب منجر به برخوردهايي با رژيم استبدادي شاه گرديد.2
سالهاي پس از جنگ جهاني دوم، عصر انقلاب خيزي بود. در سال 1338 آمريكا به منظور جلوگيري از گسترش امواج انقلابي در كشورهاي وابسته، طرحهاي اصلاحي براي اين قبيل كشورها ارائه كرد. پس از آن، در ايران دولت شريف امامي با شعار مبارزه با فساد و انجام اصلاحات، آزادي احزاب و برگزاري انتخابات به قدرت رسيد. لايحه اصلاحات ارضي هم در همين راستا به مجلس رفت، اما به دليل عدم موافقت آية اللّه بروجردي و تا حدي بي ميلي شخص شاه، كه خود از ملاكان بزرگ بود، بحث اصلاحات ارضي متوقف شد. در ارديبهشت 1340 دكتر اميني به توصيه آمريكاييها به قدرت رسيد تا اصلاحات ارضي را قاطعانه اجرا كند; زيرا با درگذشت آية اللّه بروجردي در فروردين همان سال، مانع اصلي اين كار برداشته شده بود. اميني همچنين اقداماتي را براي به انحراف كشانيدن جنبش دانشجويي انجام داد. او به دانشگاه تبريز سفر كرد و به ايراد سخنراني پرداخت و گفت: جبهه ملّي در هيچ حكومتي مانند امروز آزادي نداشته است. اميني مي خواست با رهنمود و اشاره آمريكايي ها، تظاهر به اجراي اصلاح سياسي در حد مشاركت دادن جبهه ملّي، كه به دليل انتسابش به مصدق از محبوبيت برخوردار بود بنمايد; در حالي كه در آن زمان، جبهه ملّي به دليل تبديل شدن به يك ابزار سياسي، محبوبيت گذشته خود را از دست داده بود. به همين دليل، گروهي از جبهه ملّي جدا شدند كه داراي تمايلات ديني و استقلال سياسي بودند. اين گروه كه نهضت آزادي ايران نام گرفت و در 27 ارديبهشت 1341 اعلام موجوديت كرد، توسط افراد زير بنيان نهاده شد: آية اللّه طالقاني، مهندس بازرگان و دكتر يداللّه سحابي. پايگاه اصلي نهضت آزادي، دانشگاهها بود. بازرگان سالها بود كه با نوشتن كتاب هايي در دفاع علمي از مذهب، ادعا مي كرد به ياري جوانان در برابر تفكر الحادي غربي و كمونيستي شتافته است.3
در تيرماه 1341، در اثر اختلافات شاه و اميني، اسداللّه علم به نخست وزيري رسيد. مهم ترين اقدام عَلَم، تصويب لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي بود كه طي آن شرط مسلمان بودن و ذكوريت (مرد بودن) براي انتخاب كننده و انتخاب شونده حذف، و به جاي سوگند به كلام اللّه مجيد، سوگند به كتاب آسماني گذاشته شد. اين موضوع مجوزي براي دست يابي فرقههاي مذهبي غيرمسلمان به قدرت بود. اين مصوبه با اعتراض امام، مردم و علماي قم مواجه شد. هر چند دولت لغو تصويب نامه را اعلام كرد، اما امام خميني(قدس سره) از علما خواست تا اعلام و انتشار رسمي خبر لغو تصويب نامه، مبارزه را ادامه دهند. در دانشگاه تهران تظاهرات وسيعي به حمايت از علماي قم و اعتراض به مصوبه دولت انجام شد. در دانشگاه تبريز يكي از استادان با اغتنام از فرصت به وجود آمده، در تظاهرات دانشجويان روي چهار پايه اي رفته و طي سخنراني مسئله لزوم ملّي شدن نفت را به دليل حراج آن توسط شاه، مطرح كرد كه با حمله پليس دستگير شد، ولي دانشجويان كلاسها را تعطيل كردند و به اعتراض پرداختند. در نتيجه، 48 ساعت بعد اين استاد دانشگاه را آزاد كردند.4
در 19 دي ماه 1341، شاه اصول شش گانه انقلاب سفيد را اعلام كرد. در اول بهمن 1341 اعلاميه مراجع و روحانيان، به ويژه امام خميني(قدس سره) كه يكي از مدرّسان برجسته قم بود، در تحريم رفراندم منتشر شد. علي رغم اين مخالفت ها، در 6 بهمن 1341 رژيم رفراندم لوايح شش گانه را برگزار كرد و رئيس جمهور آمريكا به شاه تبريك گفت. با فرا رسيدن نوروز سال 1342 و در پايان سال 1341، امام خميني(قدس سره) طي پيامي خطاب به علماي شهرها، عيد نوروز را عزا اعلام كرد و به دنبال آن موجي از اعتراض در توده مردم به پا خاست. در اثر درگيري كه در مدرسه فيضيه به وقوع پيوست عده اي به شهادت رسيدند. مراسم چهلم شهداي فيضيه مقارن با محرم شد. امام خميني(قدس سره) با استفاده از اين ماه در 14 خرداد 1342 سخنراني مفصل و شديداللحني عليه حكومت ايران كردند. به همين دليل، بامداد 15 خرداد توسط مأموران دستگير و به تهران انتقال يافتند. به دنبال آن، شورش عظيمي در تهران و قم برخاست، به گونه اي كه پليس مجبور شد دانشگاه تهران را تعطيل كند. در دانشگاه تهران پارچه نوشته اي بر سر راه دانشجويان نصب شد كه بر روي آن نوشته بود: اصلاحات آري، ديكتاتوري نه.5
سرانجام در روز 17 فروردين سال 1343، امام خميني(قدس سره)رسماً آزاد شد و به قم باز گشت. اما در پي تصويب لايحه كاپيتولاسيون در مجلس شوراي ملي، كه در پي پيشنهاد دولت حسنعلي منصور انجام گرفت، امام خميني(قدس سره) با مقامات بلند روحاني در قم جلسه اي تشكيل داد و نمايندگاني را به شهرها فرستاد و آنها مردم را آماده اعتراض كردند. صبح روز 12 آبان 1343 عده زيادي از شهرهاي مختلف براي شنيدن سخنراني امام خميني راهي قم شدند. ايشان با چهره اي برافروخته در سخنراني خود چنين فرمودند: «ايران ديگر عيد ندارد، عيد ايران را عزا كردند، ما را فروختند، عزّت ما را پايكوب كردند.»6 سپس، در حالي كه جمعيت مي گريست، امام خميني عليه آمريكا، انگليس و اسرائيل سخناني ايراد كرد. به دنبال آن، اعتراضات مردمي شكل گرفت، و مأموران حكومت، شب 13 آبان، امام خميني را دستگير و به تركيه تبعيد كردند و واكنشهاي مردمي را سركوب و عده زيادي را به شهادت رساندند. پس از تبعيد امام خميني، اين تصور قوت گرفت كه بايد جواب خشونت را با خشونت داد. از اين زمان به بعد گروههاي مختلفي با روش مبارزه مسلحانه به وجود آمدند. گروهي از جوانان مذهبي عضو نهضت آزادي نيز، از اين گروه جدا شده و سازماني را با هدف مبارزه چريكي به وجود آوردند. از اين رو، از سال 1344 به بعد، جوّ سياسي دانشگاهها راديكاليزه شد. اما فعاليتها و تشكلهاي سياسي علني در محيط دانشگاهها وجود نداشت و افراد مذهبي عمدتاً در هيئتهاي مذهبي و انجمنهاي ديني، كه مسائل قرآني، اخلاقي و ديني در آنها مطرح بود، با يكديگر ارتباط داشتند. از اين رو، تا سال 1347 و 1348 در اثر خفقان شديد، تحرك سياسي قابل توجهي در سطح دانشگاهها ديده نمي شود.7
فضاي فرهنگي دانشگاهها نيز متناسب با فرهنگ حكومتي بود. هدف از تحصيل اخذ مدرك بود، و در محيط دانشگاه حتي فعاليت مذهبي جدي صورت نمي گرفت. در مهر ماه 1348 رئيس دانشگاه شيراز طي بخشنامه اي ورود دختران با پوشش چادر را به محيط دانشگاه ممنوع اعلام كرد. دانشجويان مسلمان دانشگاه شيراز، اطلاعيه اي در اعتراض به اقدامات ضداسلامي مسئولان دانشگاه منتشر كردند و روحانيان شهر نيز، با خودداري از اقامه نماز جماعت، دست به اعتصاب زدند. اين اقدامات موجب عقب نشيني حكومت شده و بخشنامه منع ورود دانشجويان با حجاب به دانشگاه لغو شد. در اسفند همين سال، دانشجويان دانشگاه تهران در اعتراض به افزايش بهاي بليط اتوبوس، اتوبوسهاي شركت واحد را در مقابل دانشگاه، سنگباران كردند كه منجر به درگيري دانشجويان با پليس و كشته و مجروح شدن عده اي از دانشجويان شد و دانشگاه تهران بار ديگر تعطيل گرديد. اين اعتراض، نخست غير سياسي بود و دانشجويان زيادي در آن شركت كرده بودند، ولي كم كم حال و هواي سياسي پيدا كرد و دانشجويان دانشگاههاي تهران با برپايي تظاهرات خواستار آزادي بازداشت شدگان گرديدند.
در اين دوران در دانشگاه ها، اعتراضات صنفي هم وجود داشت كه نمونه آن اعتصاب 13 خرداد 1349 دانشجويان شيراز در اعتراض به افزايش شهريه بود. در آذر ماه 1349 دانشجويان دانشگاه تهران تظاهراتي در اعتراض به مشكلات صنفي و عدم آزادي در كشور، به راه انداختند و با سر دادن شعارهايي عليه انقلاب سفيد شاه و ملت نظير: «مرگ بر اين سفيدي انقلاب، مرگ بر انقلاب فرمايشي» فصل جديدي را در مبارزه گشودند. به دعوت مراجع سرشناس تقليد، درسهاي حوزه علميه قم نيز در هماهنگي و همسويي با دانشجويان تعطيل شد. در سال 1349، اگر چه پاره اي اقدام مسلّحانه از سوي سازمانهاي چريكي صورت گرفت، و از سويي ديگر، شريعتي افكار دانشجويان را به خود جلب كرده بود و همچنين شهادت آية اللّه سعيدي سرفصل جديدي در جنبش داشنجويي رقم زد، اما شدت خفقان هنوز به حدي بود كه دانشجويان از انجام اقدامات فراگير درمانده بودند. از اين رو، اغلب اعتراضات جنبه صنفي پيدا مي كرد. از نظر حكومت، اعتراضات صنفي در دانشگاه مي توانست تمريني براي حركتهاي سياسي باشد كه البته چنين برداشتي از حركتهاي صنفي دانشجويان صحيح هم بود. از اين رو، حكومت از آن جلوگيري مي كرد. حركتهاي صنفي اين امتياز را داشتند كه عده وسيع تري از دانشجويان را پوشش داده و از نظر مانور تبليغاتي ـ رواني مؤثر مي افتادند.8
از نظر فرهنگي هم تلاش وسيعي براي استحاله دانشجويان و ترويج ابتذال صورت مي گرفت. سالنهاي دانشگاهي كه براي كنفرانسهاي علمي تأسيس شده بودند، از نظر متصديان امور، مكان مناسبي براي اجراي مراسم و برنامههاي مغاير با فرهنگ و مذهب جامعه ايران بودند. در سال 1349 قرار بود تالار خواجه رشيدالدين فضل اللّه (تالار وحدت) دانشگاه تبريز، كه به تازگي ساخت آن به اتمام رسيده بود، توسط يكي از خوانندگان هرزه زن افتتاح شود ولي پيش از هر اقدامي دستخوش حريق شد. اجراي مراسم رقص در اين دانشگاه نيز سابقه داشت. دانشجويان در مقابل اين تلاشها مقاومت مي كردند. هر چند تعداد آنها اندك بود، اما همين مقاومتها خود به محوري براي ارتباط و تجمع دانشجويان تبديل مي شد.
جنبش دانشجويي در سالهاي نزديك به انقلاب

از آغاز سال 1350، فعاليتهاي سازمانهاي چريكي رو به گسترش نهادند. در 15 فروردين 1350، پنجاه نفر در يك درگيري مسلحانه در سياهكل (جنگلهاي شمال كشور) دستگير شدند. به موازات حركتهاي چريكي، در دانشگاهها نيز تحركات سياسي شدت گرفتند. در 11 ارديبهشت 1350 دانشجويان دانشگاه تهران، عليه جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي دست به تظاهرات زدند. پليس با حمله به دانشجويان، حدود دويست نفر را دستگير كرد. به دنبال آن، در پي درخواست مقامات دانشگاهها براي سركوب دانشجويان، پليس در دانشگاهها مستقر شد. دانشجويان دانشگاه صنعتي و دانشجويان هنرسراي عالي نارمك هم دست به تظاهراتي عليه رژيم زدند. در پي اين حوادث،امام خميني(قدس سره)نيز در نجف ضمن بياناتي از ملت ايران خواستند كه به مبارزه با جشنهاي 2500 ساله برخيزند. در اواخر مهرماه سال 1350 دانشكده فني دانشگاه تبريز به دنبال دو هفته اعتصاب و تحصن دانشجويان تعطيل گرديد. در بهمن ماه همين سال، عده اي از اعضاي دستيگر شده گروههاي چريكي دانشجويي، محاكمه و اعدام شدند.9
سال 1350 را مي توان نقطه عطفي در انتقال از دهه چهل به دهه پنجاه دانست. ايران در اين سال، در اوج خفقان بود. هيچ تجمع سياسي وجود نداشت و تنها دو حزب «ايران نوين» و «حزب مردم»، كه كاملا حكومتي بودند، فعاليت داشتند و نيروي مستقلي امكان عرض اندام نداشت. افراد مذهبي آگاه و انقلابي در محيط دانشگاهها نه تنها به شدت در اقليت و موضع ضعف قرار داشتند، بلكه در برابر مباحث تئوريك و ايدئولوژيك نيز فاقد نظام فكري كاملي بودند.
از سال 1350 نيروهاي مذهبي، رو به بالندگي و رشد گذاشتند و گرايش بيشتري به خواندن ايجاد شد. مطالعه آثار استاد شهيد مطهري، كه اغلب بر پايههاي نظام فكر ديني استوار شده بود، در تغيير موازنه قوا به نفع دانشجويان مذهبي نقش مهمي داشت. در همين ايام، اعتراض دانشجويان دانشكده فني تبريز نسبت به پذيرش فوق ديپلمهها در دانشكده، در 5 اسفند 1350 منجر به تشنج در سطح دانشگاه و زد و خورد شديد و خونيني با گارد دانشگاه شد و چنان بازتاب يافت كه دو روز بعد، هيئتي از سوي نخستوزير براي رسيدگي به وضع دانشگاه تبريز عازم آنجا شد.10 سال 1351 درگيريهاي مسلّحانه، ترور و انفجارها عليه رژيم و دستگيري و اعدام مخالفان توسط حكومت به صورت گسترده تري در آمد. به مناسبت نهم خرداد، كه رئيس جمهور آمريكا و همسرش وارد ايران شدند نيز انفجارهايي در چند نقطه تهران صورت گرفتند. در درون دانشگاه سال 1351 تا 1353 سالهاي ناآرامي بود. حركتهاي صنفي به بهانه اعتراض به ناسالم بودن غذا و وضعيت سلف سرويس، اعتراض به شهريه، امتحانات و... پي در پي تكرار مي شود.
يكي از مهم ترين رويدادهاي سال 1353 اين بود كه بر اثر وقوع بحران نفتي در جهان و پس از جنگ اعراب و اسرائيل، قيمت نفت به چهار برابر افزايش يافت. اين رويداد، منشأ پيامدهاي اجتماعي و سياسي مهمي در كشورهاي توليدكننده نفت و از جمله در ايران گرديد. يكي از اثرات عمده آن بر روند دانشگاهها و پذيرش دانشجو بود. با صعود ناگهاني درآمد نفت، رژيم شاه با بهره برداري از توان و امكانات مالي جديد، گامهاي جديدي را براي تثبيت موقعيت سياسي خود و ترويج فرهنگ مبتذل شاهنشاهي و خنثا كردن نارضايتيها از طريق ايجاد رفاه برداشت.
اما هنگامي كه سنّت الهي بر اين قرار گيرد كه ظلم دگرگون شود، همه اين تدابير نتيجه منفي براي رژيم در پي داشت و همين گامها در بلندمدت در جهت براندازي ظلم قرار مي گرفت. نمونه اي از آن، رايگان شدن تحصيل دانشگاهي به دليل درآمدهاي باد آورده نفتي بود. در نتيجه اين اقدام، نيروهاي جديدي وارد دانشگاه شدند كه آنجا را به كانون شرارههاي ضد ظلم بدل كردند و توازن فكري و سياسي موجود در دانشگاه را به هم ريختند. تا پيش از اين ماجرا، تحصيل در دانشگاه، شهريه اي بود و چون مبلغ آن سنگين بود، نوعاً خانوادههاي متوسط به بالا مي توانستند فرزندان خود را براي تحصيل به دانشگاه بفرستند. اين خانوادهها نيز، اغلب از نظر سياسي محافظه كار يا موافق وضع موجود بودند و از نظر فرهنگي وضعيت موجود را بيشتر مي پسنديدند. رايگان شدن تحصيل موجب گرديد عده زيادي از خانوادههاي زير متوسط و ضعيف به دانشگاه راه يابند. از آنجا كه در طبقه محروم جامعه تمايلات مذهبي بيشتر بود و به دليل ستمديدگي و استثمار از آمادگي براي مبارزه بر ضد تبعيض برخوردار بودند، اين واقعه موجب شد موقعيت نيروهاي مذهبي دانشگاه به سرعت بهبود يابد. از اين پس، علاوه بر 16 آذر، كه به طور سنتي به سالروز جنبش دانشجويي تبديل شده بود، و همه نيروهاي مسلمان و ماركسيست، مشتركاً به بزرگداشت آن مي پرداختند، 15 خرداد نيز، كه نماد جنبش اسلامي بود، وارد تقويم جنبش دانشجويي شد. اين روز يادآور سركوب قيام 15 خرداد سال 1342 و تبعيد حضرت امام در سال 1343 بود. بزرگداشت اين روز جزو افتخارات نيروهاي مذهبي در برابر رقيبان بود. اما رژيم نسبت به بزرگداشت چنين روزي حساسيت فوق العاده اي نشان مي داد.11
در دانشگاه تبريز براي تظاهرات 15 خرداد مقارن با تجمع و اعتراض صنفي دانشجويان به تصميم دانشگاه براي گرفتن تعهد سربازي از دانشجويان برنامه ريزي شده بود. سرانجام، تجمع و تظاهرات 15 خرداد برگزار شد و با حمله پليس و سركوب تظاهرات و دستگيري عده اي پايان يافت. چون بزرگداشت 15 خرداد ويژگي مذهبي داشت، چپيها در آن شركت نمي كردند و همين امر، يكي از عواملي بود كه نيروهاي مذهبي به تدريج صف خود را از آنها جدا كردند. در حالي كه تا پيش از اين، بيشتر برنامههاي كوهنوردي، اعتصاب و تظاهرات، مشتركاً انجام مي شد. دانشجويان مذهبي از آن پس، با شعارهايي حاوي واژگان «شهادت» و «امام خميني» در تظاهرات، صف خود را از نيروهاي غيرمذهبي در دانشگاه جدا كردند.
در واپسين روزهاي سال 1353، رژيم با تشكيل حزب واحد رستاخيز و ادغام دو حزب حكومتي خود، به سمت انحصار بيشتر رفت. يكي از علتهاي اين كار آن بود كه پس از يورش گسترده پليس و ساواك به گروههاي چريكي در سالهاي 1350 تا 1353 و دستگيري حدود نود درصد از اعضاي اين سازمان ها،و اعدام برخي ديگر، رژيم شاه احساس امنيت مي كرد. سران رژيم پس از اين پيروزي ها، كه به زعم خودشان موجب بي اعتباري و عدم امنيت براي مبارزه عليه رژيم مي شد، و نيز برگزاري جشن 2500 ساله و درآمدهاي كلان نفتي و ايجاد رفاه كاذب، ديگر ايران را جزيره اي امن مي دانستند كه حتي به همان جدالهاي لفظي و ساختگي دو حزب حكومتي هم نياز نداشت. در 11 اسفند 1353 خبر تشكيل حزب رستاخيز اعلام شد و شاه گفت: هر كس عضو حزب نشود، اجنبي است و بايد از ايران برود. امام خميني نيز از نجف فتواي حرمت عضويت در اين حزب را صادر كرد. در دانشكدهها دفاتر اسم نويسي براي ثبت نام در حزب رستاخيز قرار دادند و فشار زيادي به دانشجويان آوردند. دانشجويان مقاومت كرده و بر ديوارها شعار مي نوشتند: «يزيد زمان بيعت مي طلبد» و «مرگ بر حزب رستاخيز».
سال 1354 همچنان دستگيري و قلع و قمع بقاياي سازمانهاي چريكي ادامه داشت. اغلب اعضاي اين سازمانها دانشجو بودند. اين وقايع، فضاي دانشگاه را هر چه بيشتر سياسي مي كرد و افتخاري براي مبارزه مسلحانه به وجود مي آورد. جنبش مسلحانه هم سربازان خود را از جنبش دانشجويي مي گرفت. به دنبال صدور فتواي تحريم عضويت در حزب رستاخيز، امام خميني در اطلاعيه اي از دانشگاهيان و طلاب خواست كه خاطره قيام 15 خرداد سال 1342 را هر چه با شكوه تر گرامي بدارند. از اين رو، اوايل سال 1354 تمهيدات و تداركات آن توسط دانشجويان مسلمان آغاز شد و در سالروز 15 خرداد، عظيم ترين شورش دانشجويي به وقوع پيوست كه مبيّن ميزان قدرت جنبش اسلامي و دوام حيات آن بود. اين حركت معادلات سياسي داخلي و خارجي را تحت تأثير قرار داد. پليس در سركوب اين شورش دانشجويي، به خوابگاه دانشجويان نيز يورش برد و ضمن تفتيش خوابگاهها براي كشف اعلاميهها و وسايل ديگر، اقدام به دستگيري عده اي از آنان نمود.12
پس از وقايع سال 1354، مسلمانان با اين تصور كه ماركسيستها از پشت به آنها خنجر مي زنند، از هرگونه اتحاد با آنها بيمناك بودند، و در تمامي مواضع، خطوط خود را جدا كردند. اين امر موجب شفافيت بيشتر مواضع دانشجويان مسلمان گرديد. استقبال دانشجويان از ارزشهاي اسلامي و گرايش به مذهب و حجاب از بركات اين شفافيت بود. به تدريج حجاب اسلامي دانشجويان پررنگ تر گرديد. تا قبل از سال 1352 در دانشگاه ها، كمتر بانوي محجبه اي ديده مي شد، ولي اكنون براي نشان دادن مرزبندي ها، هر گروهي از نمادهاي خاص خود استفاده مي كردند كه براي مسلمانان اين نمادها عبارت بودند از حجاب، پوشش و نماز. گسترش جلسات مذهبي و دعوت از چهرههاي مذهبي ـ سياسي توسط دانشجويان، يكي ديگر از نشانههاي موقعيت رو به اعتلاي دانشجويان مسلمان در سالهاي 1354 و 1355 بود. تهيه و تكثير اعلاميههاي امام خميني در سطح دانشگاه به يك اقدام جدّي مبدل شد و موجب پيوندهاي اعتقادي ـ عاطفي دانشجويي گرديد. تجربههاي بزرگداشت 15 خرداد، در سال 1355 نيز تكرار شد و اين روز را نه به يك حركت دانشجويي، بلكه به يك حركت مردمي و ملي تبديل كرد.
سال 1355 فصل پايكوبي رژيم شاه بود; زيرا ديگر تهديد جدي از سوي سازمانهاي چريكي احساس نمي شد. در 30 دي 1355 جيمي كارتر، كه به تازگي در انتخابات رياست جمهوري آمريكا پيروز شده و سياست حمايت از حقوق بشر را سرلوحه برنامههاي خود قرار داده بود، به ايران سفر كرد. او در اين سفر، ايران را جزيره ثبات ناميد. به دنبال آن، براي شاه و حاميان او اين تصور به وجود آمد كه اكنون كه همه مخالفان يا نابود شده يا تسليم گرديده و توبه كرده اند و فقط گاه گاهي صداي اعتراضي از گوشه و كنار برمي خيزد، پس هنگام دست زدن به اصلاحات سياسي و گشودن نسبي فضاي جامعه است تا از طريق ايجاد جناح مخالفان وفادار از ميان طرفداران حكومت و راه انداختن جدالهاي سياسي و هدايت شده، زمينه را براي روي كار آمدن وليعهد در آينده مهيا سازد، به گونه اي كه او با مشكلات كمتري مواجه باشد. اما سير حوادث به گونه ديگري رقم خورد.13
سال 1356 نيروهاي ملي و مذهبي با استفاده از فرصت ادعايي رژيم، در گشايش فضاي سياسي و فشارهاي آمريكا براي اعمال آن، شروع به عريضه نويسيهاي انتقادي به شاه مي كردند. در خرداد 1356، شريعتي كه محبوبيتي در ميان دانشجويان و برخي از طلاب و جوانان يافته، و چند روزي بود كه از ايران خارج شده بود، به طرز مشكوكي درگذشت. افكار عمومي، اين حادثه را ناشي از توطئه ساواك براي قتل شريعتي دانست. برپايي مراسم بزرگداشت شريعتي در دانشگاههاي مختلف كشور، اثرات روشنگري بر جاي گذاشت. در آبان همين سال، حاج آقا مصطفي خميني نيز، به طرز مرموزي در گذشت و اين بار در سطح وسيع تري نيروهاي ملّي و مذهبي با صدور بيانيههاي جمعي و برگزاري مراسم ختم، حضور خود را نشان دادند. تجليلي كه در مساجد شهرهاي مختلف از شهيد آقامصطفي شد، شاه را به واكنش واداشت. وي براي تخريب چهره امام خميني(قدس سره) دستور داد مقاله اي درباره وابستگي امام خميني به خارج و هندي بودن او و مخالفتش با اصلاحات ارضي و موافقت با فئودالها بنويسند. درج اين مقاله در روزنامه اطلاعات 17 دي 1356 خشم علما و طلاب حوزه علميه قم را برانگيخت. حوزه قم در اين روز با تعطيل درسها و برپايي تظاهرات اعتراض آميز، خشم خود را نسبت به رژيم ابراز داشتند. پليس با سركوب تظاهرات، عده اي را به شهادت رساند. در پي اين واقعه، علماي قم و نجف با صدور اعلاميه هايي، اين جنايات را محكوم كردند. در پي آن، در دانشگاهها و مساجد مراسم عزاداري برپا شد. قيام 29 بهمن تبريز در مراسم چهلم بزرگداشت شهداي قم، لرزه بر تن رژيم انداخت. شهداي 29 بهمن تبريز چهلمهاي زنجيره اي را در سراسر كشور به وجود آورد و انقلاب اسلامي آغازي دوباره يافت.14
در طول سال 1357 دانشگاههاي كشور به پايگاه انقلاب تبديل شدند. كلاسها تعطيل شد و تظاهرات سياسي براي سرنگوني رژيم از دانشگاه ها، سازماندهي گرديد. جنبش دانشجويي اكنون به يك جنبش اجتماعي مبدل شده و خواستههاي انقلابي، مبني بر آزادي زندانيان سياسي و بازگشت امام خميني در صدر توجه آنان قرار گرفت. در 18 ارديبهشت 1357 در دانشگاه تبريز، به مناسبت چهلم شهداي قيام 29 بهمن آن شهر، تظاهرات عظيمي صورت گرفت و دانشجويان با سنگ به مصاف گلوله رفتند.
شورش خونين 18 ارديبهشت دانشگاه تبريز، منجر به تعطيلي اين دانشگاه تا پيروزي انقلاب اسلامي گرديد.
در جريان ممانعت دولت بختيار از بازگشت امام خميني در دي ماه 1357، علماي قم و ساير شهرهاي كشور در دانشگاه تهران دست به تحصن زدند. اين حركت نمادين، ضمن تقويت وحدت و نزديك شدن حوزه و دانشگاه، كه طي سالهاي گذشته در اثر تبليغات رژيم دچار بدبينيهاي مفرطي نسبت به همديگر شده بودند، دانشگاه تهران را به پايگاه انقلاب مبدل ساخت. سرانجام با تسليم شدن دولت به بازگشايي فرودگاه، امام خميني در 12 بهمن 1357 به ميهن بازگشت. طبق برنامه اعلام شده قرار بود امام خميني در دانشگاه تهران با مردم ديدار كرده و سخنراني كنند، اما به خاطر احترام به شهداي انقلاب، اين برنامه به بهشت زهرا انتقال يافت. برنامه اوليه هر چند اجرا نشد، ولي نشانه جايگاهي بود كه دانشگاه در انديشه رهبران انقلاب داشت و اولين مكاني بود كه براي استقرار رهبري انقلاب و سخنراني ايشان در نظر گرفته شده بود.15
جنبش دانشجويي پس از پيروزي انقلاب اسلامي

پس از پيروزي انقلاب اسلامي، جريان پر فراز و فرود جنبش دانشجويي را مي توان در سه دوره مورد مطالعه قرار داد:
در دوره نخست، يك حركت مردمي فراگير در كشور به وجود آمد و دانشگاه را نيز در بر گرفت. دانشگاه در اين دوره، يكي از پايگاههاي عمده تحرك سياسي در جامعه بود. در داخل دانشگاه، گروه بنديهاي مشخصي وجود داشت و حتي كساني كه در سطح جامعه آراي اندكي را به خود اختصاص مي دادند، در دانشگاه داراي تشكل مشخصي بودند. با تشديد درگيري ميان اين گروهها در دانشگاهها و پيامدهاي اشغال سفارت آمريكا توسط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام و تعطيلي دانشگاه ها، به پايان دوره اول جنبش دانشجويي متكثر مي رسيم.
در دوره دوم، از ميان نيروهاي فعال دانشجويي فقط يك گروه مشخص باقي ماند كه نزديكي زيادي به دولت داشت و خود را تنها نيروي پيشرو و انقلابي مي دانست. مشابه اين نوع فعاليت سياسي دانشجويي را فقط در كشورهايي كه فعاليت دانشجويي به وسيله دولت اداره و سازماندهي مي شود، مانند كشورهاي كمونيستي، مي توان ديد. البته در ايران، جنبش دانشجويي نه از دولت تبعيت مي كرد و نه دولت از آن، اما همسويي زيادي ميان آنها وجود داشته و دارد.
در دوره سوم و با پايان جنگ تحميلي وضعيت گذشته پايان گرفته، بحثها و اختلاف نظرهايي كه در دوره جنگ مسكوت مانده بود، ابتدا به صورت ضعيف مطرح و سپس به صورت آشكار توسعه يافت. در اين زمان، شاهد شكل گيري جناح بنديهاي سياسي جديدي در سطح جامعه و سپس در دانشگاه هستيم و تشكلهاي دانشجويي جديدي پديد مي آيند. پس از انتخابات مجلس پنجم، انشعاباتي در گروههاي جديد، به وجود آمد و در پي انتخابات رياست جمهوري در دوم خرداد 1376، گروهها و تشكلهاي جديدتري (هر چند غير رسمي) تشكيل مي شوند و «جنبش دانشجويي متكثر» دوباره به وجود مي آيد.16 اكنون به شرح، هر يك از اين دورهها مي پردازيم:
دوره اول: در بحبوحه پيروزي انقلاب، گروههاي چپ كه در آخرين روزهاي انقلاب، علي رغم تحليلهاي قبلي خويش، به نيروهاي مردمي پيوستند، همراه با مردم در تصرف پادگانها حضور يافته و سلاحهاي زيادي را از پاسگاهها و پادگانها به غارت بردند. مردم عادي هم سلاح هايي را برده بودند، اما اين كار توسط گروههاي سياسي، به صورت برنامه ريزي شده انجام گرديد و مي توانست در مناطق حساسي چون آذربايجان و كردستان آينده كشور را به مخاطره اندازد. دانشجويان دانشگاه تبريز، كه در جريان انقلاب فعال بودند، هم زمان با سقوط پايگاهها نظامي رژيم، پادگانها را در دست گرفتند. سازمانهاي چپ نيز براي دستيابي به مراكز نظامي اقداماتي انجام دادند و قسمت هايي از سلاحها و زاغه مهمات پادگان شهر را در اختيار گرفتند. اما سرانجام دانشجويان مسلمان توانستند همه مراكز نظامي را به تصرف خود درآورند. پس از انقلاب، دهها گروه سياسي شكل گرفتند كه هر كدام نشريه اي انتشار مي دادند. عمده اين گروه ها، داراي ايدئولوژي چپ و ماركسيستي يا سوسسياليستي بودند. حتي سلطنت طلبان و نيروهاي ضدانقلاب نيز به خاطر جوّ شديد ضدسلطنتي، زير نقاب گروه چپ به تشكيل گروههاي مجهول الهويه اي پرداختند و به جنگ رواني عليه انقلاب مبادرت ورزيدند. دانشگاهها مركز اصلي فعاليت اين گروهها بودند و اغلب از ميان دانشجويان و دانش آموزان سربازگيري مي كردند.
يكي از اين گروه ها، «حزب خلق مسلمان» بود كه براي خودمختاري آذربايجان فعاليت مي كرد; همان نقشي كه «حزب دمكرات كردستان» براي استقلال كردستان بازي مي كرد. حزب خلق مسلمان كه در ابتدا افراد خوشنامي در رأس آن قرار داشتند، توانست افراد زيادي را از مردم آذربايجان جذب كند، هر چند عضويت آنها الزاماً تعهدي ايجاد نمي كرد و صرفاً ثبت نام بود. افراد موجهي كه در رأس اين حزب بودند، همين كه احساس كردند نيروي ديگري حزب را هدايت مي كند از آن خارج شدند. افراد دانشگاهي و دانشجويان مبارز زودتر از همه، ماهيت آن را شناختند و اقدام به افشاگري كردند. توان حزب خلق مسلمان در بهره گيري از احساسات ناسيوناليستي و مذهبي مردم و تكيه بر مرجعيت آية اللّه شريعتمداري موجب شد كه آنها براي به دست گرفتن قدرت وارد عمل شوند. از اين رو، اقدام به تصرف ساختمان صدا و سيماي تبريز كردند و حتي فضايي ايجاد نمودند كه نماينده امام در تبريز نتواند نماز جمعه بخواند. راديو مرتب اعلام مي كرد امام جمعه و استاندار از شهر خارج شده اند. دانشگاه تبريز، كه در كوران حوادث نجات بخش انقلاب بود، وارد عمل شد. دانشجويان مسلمان با راه اندازي يك راهپيمايي و شركت در نماز جمعه، جوّ ارعاب را شكستند و سپس با حركت به سوي سازمان صدا و سيما، كه پشت دانشگاه قرار داشت، آن را تصرف كردند. اين حركت در حالي كه روي بامهاي صدا و سيما تيربار نصب شده بود، شهامت و از جان گذشتگي مي طلبيد، و دانشجويان پيشاپيش مردم در حركت بودند و مردم شهر تبريز هم به مدد آنها آمده و صدا و سيما را باز پس گرفتند.17
با پيروزي انقلاب اسلامي، دانشجويان به هدف حفاظت از دستاوردهاي انقلاب، هر كدام به تبع علاقه يا نيازها و خلأهاي موجود وارد امور اجرايي نظام شدند. برخي به دنبال راه اندازي نشريه رفتند، برخي اقدام به تشكيل سازمانهاي سياسي براي مقابله با نيروهاي مخالف كردند كه قصد مصادره انقلاب را داشتند. نمونه آن تشكيل «سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي» و «دفتر تحكيم وحدت» بود. برخي ديگر از دانشجويان نيز صرفاً به كار علمي و فرهنگي روي آوردند، عده اي هم در تشكيل كميتههاي انقلاب در شهرها فعال شدند. دانشجويان انقلابي در تأسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي هم نقش چشمگيري داشتند. در تأسيس دادگاههاي انقلاب هم، حضور دانشجويانِ فعّال و مبارز پيش از انقلاب هم كاملا محسوس است.
دانشجويان مسلمان و مبارز در ساختار اجتماعي ايران كه 70 درصد جامعه آن زمان ايران را افراد بيسواد تشكيل مي دادند، به عنوان شعور هدايت كننده و مؤثر جامعه و پشتوانه رهبري انقلاب با سطح بينش و آگاهي اجتماعي كه از حوادث و جريانات داشتند، در هر گوشه اي براي انقلاب و نظام نوپاي اسلامي احساس خطر مي كردند، بسيج گرديده و فعال مي شدند. تكثر سياسي موجود در سطح جامعه و دانشگاه، موجب سياسي شدن وسيع جوانان و افزايش حس عمل جمعي و مسئوليت و آرمان گرايي شد. بزهكاري به پايين ترين حد خود رسيد و احساس مشاركت اجتماعي به ميزان قابل توجهي بالا رفت. آگاهيهاي سياسي و جمعي به طور بي سابقه اي در جوانان، افزايش يافت; اما چون اين تكثر هنوز به صورت قانونمند، نهادينه شده و ساختاري در نيامده بود، بستري مناسب براي بهره برداري گروههاي فرصت طلب شده بود. در نتيجه، جنبش دانشجويي متكثر، ضمن اينكه انقلاب را از بحرانهاي ويرانگر نجات مي داد و مانند شاخكهاي حساس و چشم بيناي جامعه عمل مي كرد، دچار فرسايش از درون نيز مي گرديد.18
پس از پيروزي انقلاب در حالي كه هنوز نظام جديد استقرار نيافته بود، فتنهها از گوشه و كنار سر بركشيدند; تجزيه طلبي در استانهاي مرزي، كودتاهايي كه خنثا شد، و نيز بروز تنشها و تضادهاي داخلي در اثر درگيري گروههاي سياسي متعدد و نوظهور با دولت نوپا، وحدت ملي را به مخاطره انداخت. نيروهاي چپ، مبارزه ضدامپرياليستي را در انحصار خود در آورده و چنين القا كرده بودند كه نيروهاي مذهبي، پتانسيل مبارزه ضد امپرياليستي را ندارند. در چنين شرايطي، شاه كه پس از فرار از كشور در 26 دي 1357 در مراكش به سر مي برد، براي معالجه عازم آمريكا شد. در دولت آمريكا اختلاف نظرهاي شديدي بر سر قبول سفر شاه به آن كشور وجود داشت كه سرانجام جناح هوادار شاه پيروز شد. هر چند آمريكاييها به اطلاع دولت ايران رساندند كه شاه را به خاطر معالجه سرطان پذيرا مي شوند، اما در ايران اين اقدام آمريكا، نوعي حمايت از شاه و تكرار تجربه تلخ 28 مرداد 1332 تلقّي شد كه طي آن، شاه را با كودتا به ايران باز گرداندند. در همين ايام، بازرگان نخستوزير دولت موقّت، ابراهيم يزدي وزير خارجه و مصطفي چمران وزير دفاع در جشن استقلال الجزاير با برژنسكي ديدار كردند. در فضاي راديكال آن روزها، اين ملاقات نيز تعبير به سازشكاري شد. با توجه به اين زمينه ها، امام خميني در 10 آبان 1358 طي پيامي به مناسبت سالروز 13 آبان، مردم، دانشجويان و طلاب را به بسيج عمومي عليه امپرياليسم دعوت نمودند. در پي سخنان امام، دانشجويان مسلمان دانشگاهها طرح راهپيمايي 13 آبان و تصرف سفارت آمريكا را آماده كردند. در روز موعود چند هزار نفر به طرف سفارت آمريكا حركت كرده و عليه آن كشور و در اعتراض به پذيرش شاه، شعار دادند. اما در مقابل سفارت، همان عده اي كه برنامه ريزي و سازماندهي شده بودند، از ديوار سفارت بالا رفته و پس از غلبه بر مقاومت نگهبانان و شليك گاز اشك آور توسط آنان، سفارت را اشغال كردند. هر چند آنها قصد داشتند فقط چند ساعت در آنجا بمانند، اما حمايت امام خميني و موج حمايت مردمي و موضع گيريهاي دولت آمريكا همگان را در مسيري از حوادث ناخواسته انداخت كه 444 روز اين گروگان گيري به طول انجاميد. ابهت و هيمنه آمريكاييها در اين واقعه از بين رفت. گروههاي چپ داخلي نيز به شدت منفعل و دنباله رو شدند و موازنه سياسي ـ رواني به سود جريان انقلاب تغيير كرد. مجاهدين خلق كوشيدند با تصرف كنسولگري امريكا در شيراز و تبريز سوار موج شوند كه آن هم با حضور مردم و دانشجويان شكست خورد و آنها مجبور به تخليه كنسولگريها شدند.19
از چند ماه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، دانشگاه تهران به عرصه مباحثات تند سياسي و ايدئولوژيك تبديل شده بود و در خيابانهاي اطراف، بخصوص خيابان جنوبي دانشگاه و نيز محوطه آن، گروه گروه به بحث و جدل مشغول بودند. پس از پيروزي انقلاب اين جدلها شديدتر گرديده و گاه به گاه منجر به درگيريهاي فيزيكي مي شد. بلافاصله با پيروزي انقلاب اسلامي، بحرانهاي تجزيه طلبانه در كردستان، آذربايجان و خوزستان و تركمن آغاز شد. انعكاس اين بحرانها و كشتارهايي كه صورت مي گرفت به غلبه جوّ احساس و خشونت در مباحثات تئوريك مي انجاميد. سكوت سازمانهاي چپ (ماركسيست) و مخالف حاكميت اسلامي در مقابل ضدانقلاب و تجزيه طلبان و يا حمايت مستقيم و غير مستقيم از آن ها، جدالهاي فكري و سياسي را به جدالهاي فيزيكي در سطح دانشگاه و اطراف آن تبديل مي ساخت. عملا كلاسهاي دانشگاه تعطيل بود و اغلب كلاسها به بحث سياسي و اختلاف نظرها مي گذشت. جوّ تنشهاي سياسي چنان غلبه كرده بود كه گاه كلاسهاي درس به تشنج كشيده مي شد. استادان بر اساس گرايش سياسي و عقيدتي خود نسبت به دانشجويان رفتارهاي متفاوتي داشتند. دانشجويان هم، نسبت به استادان بر حسب ديدگاههاي سياسي خود برخورد مي كردند. بي تفاوتها هم فقط نظاره گر امور بودند. محيط متشنج دانشگاه فقط به منبع جذب نيروي سازمانهاي سياسي تبديل شده بود. در دانشگاههاي تهران و ساير شهرها، در هر دانشكده اي، گروههاي مختلف داراي تابلوي اعلانات و دفتر مستقل مخصوص خود و كتابخانه ويژه بودند. دانشگاه به كلكسيون دفاتر نمايندگي سازمانهاي مختلف تبديل شده بود كه از آن جا به هدايت درگيريها مي پرداختند. اين دفاتر، كه اغلب در آنها سلاح گرم هم نگهداري مي شد، به يك اتاق جنگ شبيه تر بود. زمزمه تعطيلي كامل دانشگاهها به منظور جلوگيري از ادامه تنش ها، كه گاه به درگيريهاي خونيني در محوطه دانشگاه تهران و دانشگاهها مي انجاميد، مطرح بود. اما اين اقدام مي توانست با مقابله مخالفان، تبديل به بحران ديگري شود. جرقه اين حادثه و چگونگي اقدام به تعطيلي دانشگاهها معلوم نبود كجا و چگونه خواهد بود. سرانجام، با اوج گيري تنشها مرحله زايمان حوادث فرا رسيد و جرقه تعطيلي دانشگاهها در تبريز افروخته شد.20
هاشمي رفسنجاني براي يك سخنراني در دانشگاه تبريز دعوت شده بود. برخي هواداران گروههاي چپ، كه خود را در موضع قوت مي ديدند، با طرح سؤالات و برخوردهاي وهن آلود، موجب شدند كه سخنران، جلسه را به عنوان اعتراض ترك كند. متعاقباً دانشجويان مسلمان دست به تحصن زدند و از آن پس، تصميم گرفتند با پاكسازي دانشگاه از دفاتر سازمانهاي سياسي، به تنشهاي درون دانشگاه خاتمه دهند. مردم تبريز به حمايت آنان آمدند و طي يك درگيري، دانشگاه به دست مردم افتاد. گروههاي مسلح علي رغم سنگربندي در دانشگاه، در برابر انبوه مردم چاره اي جز فرار نديدند. مشابه اين حادثه در تهران نيز روي داد و با هجوم گسترده مردم به همراه دانشجويان مسلمان، پس از يك درگيري شديد و طولاني، سنگرها و دفاتر سازمانهاي سياسي تصرف شد و از اين پس، دانشگاه به منظور ايجاد تغييراتي در نظام و متون آموزشي و كادرهاي آن، به مدت دو سال تعطيل شد.
دوره دوم: چنان كه در جامعه شناسي جنگ و درباره همه جنگها گفته مي شود، هر نوع درگيري با خارج، نيازمند انسجام داخلي است. برخي از دولتها اساساً براي خنثا كردن مخالفتهاي براندازانه و مشروعيت بخشيدن به عمليات سركوب مردم و مخالفان، به بهانه حفظ وحدت و مقابله با دشمن خارجي، دست به ايجاد تصنعي جنگ مي زنند. بنابراين، جنگ اعم از عادلانه و يا غيرعادلانه، نخستين كاركرد و پيامد آن ايجاد وحدت داخلي و حذف رقابتها است.
در ايران، پيش از وقوع جنگ تحميلي ستيزههاي داخلي به اوج رسيده بود و اصولا يكي از عواملي كه دشمن را براي شكست و تجزيه ايران به طمع انداخته بود، وجود همين اختلافات حادّ داخلي و فقدان نيروي دفاعي در ايران بود. بنابراين، هرچند شرايط و ضرورت هايي جامعه را نسبت به تعطيلي دانشگاهها متقاعد كرده بود، اما قصد حذف مطلق تشكلهاي متعدد در وهله اول در ميان همه دانشجويان وجود نداشت. جنگ خود عاملي شد براي ضرورت اتحاد و يكپارچگي در سطح جامعه و دانشگاه. همه تلاشها معطوف به جنگ بود، بيم از بهره برداري دشمن و همچنين فضاي ضدتحزّب پس از ترورهاي وسيع و كور سال 1360 و 1361، امكان پيدايش هر تشكل جديدي را منتفي مي ساخت و اساساً روحيه ضد تشكيلاتي شديدي بر جامعه حاكم شده بود.21
در طول سالهاي جنگ، اهتمام به نيازهاي جنگي و حضور دانشجويان فنّي، مهندسي و پزشكي در جنگ، دفاع از ارزشها و احترام به خون شهدا و احساسات جريحه دار شده ناشي از شهادتهاي پي در پي در جبهه ها، بر فضاي جامعه و دانشگاه حاكم بود. گرايش سياسي مسلط در دانشگاه انجمن اسلامي بود، هر چند از اواسط جنگ، جناح بنديهاي سياسي جدّي در جامعه به وجود آمد، به گونه اي كه در انتخابات مجلس سوم، آشكارا به برخوردهاي لفظي ميان آنها انجاميد و سرانجام انشعابي در جامعه روحانيت صورت گرفت كه از آن پس به دو جناح چپ و راست موسوم شدند. اما در دانشگاه تا پايان جنگ اين دو گرايش چندان ملموس نبود. فقط انجمنهاي اسلامي كه تمايل به چپ مذهبي داشتند، مسلط بودند. دليل آن هم در ويژگي جنبش دانشجويي بود. جنبش دانشجويي در كلي ترين تقسيم بندي، از دو طيف مذهبي و غيرمذهبي تشكيل مي شد. طيف غيرمذهبي آن، پس از انقلاب در دوره اول جنبش دانشجويي به اپوزيسيون بيرون نظام تبديل شد، و بخشي از آن هم موضع قهرآميز گرفت. در دوره دوم جنبش دانشجويي، طيف مذهبي، باقي مانده بود.22
دوره سوم: شرايط سياسي و اجتماعي پس از جنگ، اوج گيري توقعات و خواستههاي اقتصادي و سياسي مردم و... شرايطي را فراهم ساخت كه با پيدايش يك فرصت تصادفي در انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري و حضور گسترده مردم در انتخابات، فضاي سياسي كشور را به شدت تحت تأثير قرار داد. شعارهاي آزادي، امنيت، توسعه سياسي و جامعه مدني، كه سرلوحه برنامههاي رئيس جمهور منتخب بود و با نزديك به 80 درصد آراي مردم در انتخابات را به دست آورد، احساس حمايت اجتماعي قاطعي از اين خواستهها را به وجود آورد و پس از آن، علاوه بر تشكلهاي دو گرايشي، گروههاي مختلف ديگر دانشجويي در دانشگاههاي مختلف به صورتي خودجوش شكل گرفته و فعال شدند.
حضور فعال دانشجويان و جوانان در عرصههاي سياسي و دانشجويي و مشاركت گسترده آنان در سخنرانيها و سمينارها و انتشار نشريات دانشجويي جلوه و خودنمايي خاصي به جنبش دانشجويي داد، به گونه اي كه در سال 1377 حدود 260 نشريه دانشجويي در دانشگاههاي سراسر كشور منتشر مي شدند.23
اگرچه با ناكاميهاي دولت اصلاحات در پاسخ به نيازهاي دانشجويي و تأمين اين نيازها، از اواسط دوره هشت ساله رياست جمهوري خاتمي، شور و شوق دانشجويان به تكثر سياسي كاهش يافت، ولي اين مسئله هيچ گاه به كم شدن تشكلهاي دانشجويي منجر نشد. به علاوه، هرچه به پايان دوره دوم رياست جمهوري در اين دوره نزديك تر شديم، از وحدتي كه بين پاره اي تشكلهاي دانشجويي ـ كه اغلب در جناح چپ قرار مي گرفتند ـ وجود داشت، خبري نبود و حتي يكه تازي اين تشكلها با قوت گرفتن گروههاي دانشجويي مخالف، به شدت تقليل يافت تا حدي كه ديگر، فعاليت زيادي از گروههاي دانشجويي به چشم نمي آمد.
انتخابات رياست جمهوري در سال 1384، صف بندي روشن تري از دو گروه دانشجويي چپ و راست را به نمايش گذاشت. اما در اين انتخابات با انتخاب رئيس جمهوري كه وامدار هيچ يك از گروههاي راست و يا چپ نبود، گروههاي مستقل تر و غيروابسته تر دانشجويي در حال جايگزيني با گروههاي دانشجويي چپ و راست است.
نتيجه

در بخش عمده تاريخ جنبش دانشجويي، اين قشر به عنوان چشم بيناي جامعه عمل كرده است. به بيان عميق تر، در دهه 30 جنبش دانشجويي از خواسته مردم پشتيباني نمود، و با آغاز نهضت امام خميني، دانشجويان در كنار امام و با پيروي از معظم له، به حمايت از مردم در مقابل با رژيم ستم شاهي پرداختند. اين رويه، اغلب از سوي گروههاي مختلف دانشجويي تا ششمين دوره انتخابات رياست جمهوري دنبال شد. ولي در دوران اصلاحات گسستي بين مردم و دانشجويان ديده مي شود، كه حادثه كوي دانشگاه و... دليلي بر گسل به وجود آمده بين مردم و اقشار دانشجويي كشور بود. عوامل زيادي موجب اين گسل شد كه در اين ميان، توطئه اجانب و جنگ قدرت و نه خدمت بين جناحهاي موجود كشور، از آن جمله است. خود اين مسئله نشان مي دهد هرگاه جنبش دانشجويي به جناحها و نه به مردم بپيوندد، از هويت واقعي و تاريخي خود، كه حمايت از مردم بوده است، فاصله مي گيرد. به نظر مي رسد، انتخابات رياست جمهوري سال 1384، بينش و آگاهي جديدي را در جامعه دانشجويي كشور پديده آورده تا بار ديگر به تاريخ و هويت گذشته خود، كه همان پاسداري و پشتيباني از ارزشهاي ديني مردم است، بازگردد.

پينوشتها
1ـ معاونت خدمات مديريت دفتر رئيس جمهور، اسنادي از جنبش دانشجويي در ايران، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1380، ص 40.
2ـ علي اديب، نقش دانشجو در تحول اجتماعي، تهران، مركز نشر فرهنگي رجاء، 1363، ص 25.
3ـ حميد شوكت، كنفدراسيون جهاني محصلين و دانشجويان ايراني، تهران، عطايي، 1378، ص 58.
4ـ محمّد حريري اميري، ريشه هاي فعاليت هاي سياسي دانشجويان، تبريز، ميهن، 1351، ص 67.
5ـ محمّد عباس زادگان، جنبش دانشجويي و انقلاب فرهنگي، تهران، تشيع، 1359، ص 102.
6ـ امام خميني، صحيفه نور، ج 1، ص 157.
7ـ محسن مديرشانه چي، احزاب سياسي ايران، تهران، رسا، 1357، ص 32.
8ـ محمّد تربتي سنجابي، قربانيان باور و احزاب سياسي، تهران، آسيا، 1375، ص 53.
9ـ اسنادي از جنبش دانشجويي در ايران، ص 28.
10ـ محمّدصادق زيباكلام، مقدّمه اي بر انقلاب اسلامي، تهران، روزنه، 1372، ص 124.
11ـ سيدحميد روحاني، بررسي و تحليلي از نهضت امام خميني، 1356، ص 246.
12ـ عباسعلي عميدزنجاني، انقلاب اسلامي و ريشه هاي آن، تهران، نشر كتاب سياسي، 1371، ص 115.
13ـ منوچهر محمّدي، تحليلي بر انقلاب اسلامي، تهران، اميركبير، 1370، ص 157.
14ـ علي ذوعلم، جرعه جاري، تهران، پژوهشكده فرهنگ و انديشه اسلامي، 1377، ص 78.
15ـ نيكي كدي، ريشه هاي انقلاب ايران، ترجمه عبدالرحيم گواهي، تهران، قلم، 1369، ص 174.
16ـ اكبر هاشمي رفسنجاني، عبور از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1378، ص 231.
17ـ مسعود رضوي، هاشمي و انقلاب، تهران، همشهري، 1367، ص 69.
18ـ مجيد محمّدي، درآمدي بر رفتارشناسي سياسي دانشجويان، تهران، كوير، 1378، ص 216.
19ـ منوچهر محمّدي، پيشين، ص 127.
20ـ جان فوران، مقاومت شكننده، ترجمه احمد تديّن، تهران، رسا، 1377، ص 321.
21ـ نگارنده، دو جنگ و دو داوري، قم، مؤسسه فرهنگ و انديشه ديني، 1381، ص 25.
22ـ سعيد برزين، جناح هاي سياسي در ايران، تهران، نشر مركز، 1377، ص 88.
23ـ حجت مرتجي، جناح هاي سياسي در ايران، تهران، نقش و نگار، 1378، ص 142.

~fatemeh69~
1391,09,10, ساعت : 17:09
تحقیق تاثیر اقتصاد بر روی زبان کودک(لطفا کمک کنین خواهش):-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-:

mahsa1293
1391,09,10, ساعت : 21:10
سلام ممنون ميشم اگه مقاله اي در مورد شركت هاي پستي on line مثل fedex;dhl;tnt در اختيارم بزارين.

~Y a S n A~
1391,09,11, ساعت : 13:39
سلام
من یه تحقیق میخوام در مورد (مباحث نو در فناوری اطلاعات ) ..ممنون میشم اگه ورد (word)باشه..تشکر فراوون:-118-:

sanaz.p
1391,09,11, ساعت : 14:00
سلام لطفا یک مقاله ی به روز بیش از 10 صفحه درباره امنیت شبکه به زبان اصلی برام بذازید برای درس زبان تخصصی می خوام مرسیییییییی:-2-40-:

ببین این بدردت می خوره

http://uplod.ir/0mqoz74o84tx/51.pdf.htm

~Naghmeh~
1391,09,11, ساعت : 14:49
سلام
من یه تحقیق میخوام در مورد (مباحث نو در فناوری اطلاعات ) ..ممنون میشم اگه ورد (word)باشه..تشکر فراوون:-118-:
:-2-40-:
http://forum.mihanu.ir/thread67880.html
ببینید این به دردتون میخوره

نام مقاله : مقاله با ترجمه فناوری اطلاعات Information technology

قالب مقاله : DOC

محقق : حوريه طالبي

منبع : ای ار داک

خلاصه مقاله :

فناوری اطلاعات

فناوری اطلاعات و الکترونیک چیست؟

فناوری اطلاعات و الکترونیک واژه ای است که در سال ۱۹۹۸ در لایحه اصلاحی نمایندگان به بخش ۵۰۸ از قانون نوسازی یکار گرفته شد. بخش ۵۰۸ ملزم میکند که فناوری اطلاعات و الکترونیک که توسعه یافته ، بدست آمده ، وجود دارد یا بوسیله دولت فدرال مورد استفاده قرار گرفته است بایست قابل دسترسی باشد.

فناوری اطلاعات و الکترونیک شامل سخت افزار و نرم افزار رایانه ، سیستمهای عامل ، اطلاعات مبتنی بر وب و کاربردهای آن ، تلفنها و سایر محصولات ارتباطی ، تجهیزات ویدئویی و محصولات مولتی مدیا ، کیوسکهای اطلاعاتی،و محصولات اداری همانند ماشینهای فتوکپی و نمابرمی باشد.

به طور رسمی به تمامی این تجهیزات عموماً به سادگی “فناوری اطلاعات” یا “IT”اطلاق می شود. با اینحال،از دیدگاه قانونی ، نیازی به توسعه تعریف فعلی دولت فدرال از فناوری اطلاعات احساس می شود که بایستی انسجام تعریف اولیه را نیز حفظ کند.



Information technology
What is electronic and information technology?

“Electronic and information technology” is a term used in the 1998 amendments to Section 508 of the Rehabilitation Act. The term is used to define the scope of products covered under Section 508. Section 508 requires that electronic and information technology that is developed, procured, maintained, or used by the federal government be accessible.

Electronic and information technology includes computer hardware and software, operating systems, web-based information and applications, telephones and other telecommunications products, video equipment and multimedia products, information kiosks, and office products such as photocopiers and fax machines.

Informally, all of these devices are commonly referred to simply as “information technology,” or “IT.” However, from a legal standpoint, there was a need to expand upon an existing federal definition of information technology, while maintaining consistency with that early definition.

http://img.forum.mihanu.ir/images/styles/ChitChat/misc/paperclip.png فایل های پیوست شده

http://img.forum.mihanu.ir/images/styles/ChitChat/attach/zip.gif Information technology.www.Mihanu.iR.zip (http://forum.mihanu.ir/attachments/4870d1332424821-information-technology.www.mihanu.ir.zip) (25.0 کیلو بایت, 25 مشاهدات)

~Y a S n A~
1391,09,11, ساعت : 17:52
:-2-40-:
http://forum.mihanu.ir/thread67880.html
ببینید این به دردتون میخوره

نام مقاله : مقاله با ترجمه فناوری اطلاعات Information technology

قالب مقاله : DOC

محقق : حوريه طالبي

منبع : ای ار داک

خلاصه مقاله :

فناوری اطلاعات

فناوری اطلاعات و الکترونیک چیست؟

فناوری اطلاعات و الکترونیک واژه ای است که در سال ۱۹۹۸ در لایحه اصلاحی نمایندگان به بخش ۵۰۸ از قانون نوسازی یکار گرفته شد. بخش ۵۰۸ ملزم میکند که فناوری اطلاعات و الکترونیک که توسعه یافته ، بدست آمده ، وجود دارد یا بوسیله دولت فدرال مورد استفاده قرار گرفته است بایست قابل دسترسی باشد.

فناوری اطلاعات و الکترونیک شامل سخت افزار و نرم افزار رایانه ، سیستمهای عامل ، اطلاعات مبتنی بر وب و کاربردهای آن ، تلفنها و سایر محصولات ارتباطی ، تجهیزات ویدئویی و محصولات مولتی مدیا ، کیوسکهای اطلاعاتی،و محصولات اداری همانند ماشینهای فتوکپی و نمابرمی باشد.

به طور رسمی به تمامی این تجهیزات عموماً به سادگی “فناوری اطلاعات” یا “IT”اطلاق می شود. با اینحال،از دیدگاه قانونی ، نیازی به توسعه تعریف فعلی دولت فدرال از فناوری اطلاعات احساس می شود که بایستی انسجام تعریف اولیه را نیز حفظ کند.



Information technology
What is electronic and information technology?

“Electronic and information technology” is a term used in the 1998 amendments to Section 508 of the Rehabilitation Act. The term is used to define the scope of products covered under Section 508. Section 508 requires that electronic and information technology that is developed, procured, maintained, or used by the federal government be accessible.

Electronic and information technology includes computer hardware and software, operating systems, web-based information and applications, telephones and other telecommunications products, video equipment and multimedia products, information kiosks, and office products such as photocopiers and fax machines.

Informally, all of these devices are commonly referred to simply as “information technology,” or “IT.” However, from a legal standpoint, there was a need to expand upon an existing federal definition of information technology, while maintaining consistency with that early definition.

http://img.forum.mihanu.ir/images/styles/ChitChat/misc/paperclip.png فایل های پیوست شده

http://img.forum.mihanu.ir/images/styles/ChitChat/attach/zip.gif Information technology.www.Mihanu.iR.zip (http://forum.mihanu.ir/attachments/4870d1332424821-information-technology.www.mihanu.ir.zip) (25.0 کیلو بایت, 25 مشاهدات)



ممنون...دیگه پیدا نکردین؟؟اخه این دانلود نمیشه.مباحث نو در فناوری اطلاعاتم که نیست.:-2-40-:

ms_f90
1391,09,11, ساعت : 18:09
سلام ممنون ميشم اگه مقاله اي در مورد شركت هاي پستي on line مثل fedex;dhl;tnt در اختيارم بزارين.

سلام

این تایپیک رو ببین . امیدوارم مفید باشه برات :-2-40-:

http://www.forum.98ia.com/t743423-3.html#post7914466


(فقط ماهنامه شماره 23 )

ms_f90
1391,09,11, ساعت : 18:23
سلام
من یه تحقیق میخوام در مورد (مباحث نو در فناوری اطلاعات ) ..ممنون میشم اگه ورد (word)باشه..تشکر فراوون:-118-:

سلام

وقت برای ترجمه داری ؟

یه پی دی اف برات میذارم به زبان اصلی درباره Introducing Cloud Computing

فکر میکنم مرتبط بشه به مباحث نو در آی تی .

http://www.dialogic.com/~/media/products/docs/whitepapers/12023-cloud-computing-wp.pdf

این سایت رو هم ببین مقالاتش به دردت میخورن :-2-38-:

http://www.aftabir.com/articles/subcategory/173/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA

و همینطور این تایپیک شاید بتونه کمک ات کنه

http://www.forum.98ia.com/t647645.html

موفق باشی :-2-40-:

~fatemeh69~
1391,09,11, ساعت : 18:26
تحقیق تاثیر اقتصاد بر روی زبان کودک(لطفا کمک کنین خواهش):-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-:


سلام دوستان کسی نمیتونه کمکم کنه یا یه سایت در موردش بهم معرفی کنه من بدجور لازمم:-2-36-::-2-30-:

ali_hidden
1391,09,11, ساعت : 19:23
با سلام.من این ترم درس روش تحقیق دارم و دنبال یک مقاله یا تحقیق هستم که در زمینه اقتصاد(گرایش یا موضوع زیر رشته اقتصاد)باشه که همراه با نمودار و تفسیر باشه.دوستانی که روش تحقیق رو پاس کردن میدونن چی میگم.ممنون

نهـــا
1391,09,11, ساعت : 21:48
تحقیق تاثیر اقتصاد بر روی زبان کودک(لطفا کمک کنین خواهش):-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-:

من خیلی سرچ کردم ولی چنین مطلبی به طور کامل وجود نداره... فقط اشاره شده که درآمد اقتصادی خانواده روی زبان کودک تاثیر داره...

این مطلب درباره ی تاثیر اقتصاد روی هوش کودک هست:


تأثیر اقتصاد خانواده بر میزان هوش کودکان (http://www.forum.98ia.com/t743514.html)

~Y a S n A~
1391,09,12, ساعت : 18:25
سلام
یه تحقیق میخوام در مورد (مشکلات اموزش و پرورش در ایران)..ورد باشه اطفا:-118-:

Mina
1391,09,12, ساعت : 18:33
سلام
یه تحقیق میخوام در مورد (مشکلات اموزش و پرورش در ایران)..ورد باشه اطفا:-118-:
ببنید به دردتون میخورن؟
http://www.zibaweb.com/amoozesh10.htm
http://banoavari.blogfa.com/cat-50.aspx
http://www.javanemrooz.com/articles/show.aspx?id=3334

مهدیه رادمنش
1391,09,14, ساعت : 18:11
سلام من یک مقاله میخوام در ارتباط با کامپیوتر ( دو موضوع متفاوت )

مقاله هم در یک کنفرانس ارائه شده باشه و ارزش علمی داشته باشه ، در حد 4، 5 صفحه هر کدام

حدالمکان به انگلیسی باشه - اگه هم نبود فارسی

فقط جدید باشه نه قدیمی - تشکر

ms_f90
1391,09,14, ساعت : 19:14
سلام من یک مقاله میخوام در ارتباط با کامپیوتر ( دو موضوع متفاوت )

مقاله هم در یک کنفرانس ارائه شده باشه و ارزش علمی داشته باشه ، در حد 4، 5 صفحه هر کدام

حدالمکان به انگلیسی باشه - اگه هم نبود فارسی

فقط جدید باشه نه قدیمی - تشکر


سلام

خب این تایپیک رو ببین البته مقالاتش خیلی قدیمی محسوب میشه با توجه به رشته ما .

http://www.forum.98ia.com/t667123-3.html

ولی خب

اگه تو این سایت عضو بشی مقالات کلیه کنفرانس های انجمن کامپیوتر ایران رو داره .

http://www.civilica.com/Papers-ACCSI14-0-10-Title-ASC-AI.html

باز اگه دوستان سراغ داشتن مقاله ای رو کمک ات میکنن .

موفق باشی :-2-40-:

~ELAHE~
1391,09,15, ساعت : 00:14
بچه ها یه پروژه میخوام درباره ی سیستم های فتوولتائیک و بررسی نحوه ی عملکرد اونا
مرسی:-2-40-:

shahrzad1369
1391,09,15, ساعت : 00:44
بچه ها یه پروژه میخوام درباره ی سیستم های فتوولتائیک و بررسی نحوه ی عملکرد اونا
مرسی:-2-40-:



سلام

این ها رو نگاه کنین:-2-38-:

(دو تای اول فایل پی دی اف هستن)
ﺑﺮرﺳﯽ اﻧﺮژی ﻫﺎی ﺗﺠﺪﯾﺪﭘﺬﯾﺮ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻫﺎی ﻓﺘﻮوﻟﺘﺎﺋﯿﮏ (http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=1&cad=rja&ved=0CC8QFjAA&url=http%3A%2F%2Fwww.irannec.com%2Fconf8%2Ffiles%2 Fsite1%2Fpages%2Farticles_2%2FMabahese_Fanavari%2F 30.pdf&ei=H2e-UOyaKMiH4ASl9oCYDg&usg=AFQjCNE7nY4afOVtUB1IjO5-YON9g5LIFw)

سيستم های فتوولتائيک (http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=4&cad=rja&ved=0CEQQFjAD&url=http%3A%2F%2Fwww.irac.ir%2Ffile_dl.php%3Fid%3D 299%26n%3D1&ei=H2e-UOyaKMiH4ASl9oCYDg&usg=AFQjCNEDeW6u9g7pZXirbpLD7Rz62E9GuQ)

به علاوه اینها


http://www.nirooparsco.com/index.php?option=com_content&view=article&id=17:1390-02-05-08-50-01&catid=5:1390-01-15-05-53-46&Itemid=9


http://memarinews.com/Pages/News-2218.html

nacm7114
1391,09,15, ساعت : 01:54
سلام
یه تحقیق میخوام در مورد (مشکلات اموزش و پرورش در ایران)..ورد باشه اطفا:-118-:


ببینید این به دردتون می خوره!:-2-40-:


مشکلات کیفی و کمی آموزش و پرورش ایران در قرن 21
در کشور ما ایران، فراگیرترین نهادی که به امر آموزش و تربیت نیروی انسانی میپردازد، وزارت آموزش و پرورش است که نزدیک به یکچهارم جمعیت ایران را تحت پوشش خود قرار داده است.هفته گذشته سال تحصیلی 85- 86، برای حدود 15 میلیون دانشآموز مقاطع مختلف، 6 میلیون نفر در مقطع ابتدایی، 4 میلیون و 300هزار نفر در مقطع راهنمایی تحصیلی و 4 میلیون و 600 هزار نفر در مقطع متوسطه و پیشدانشگاهی، در کنار1میلیون و , هزار 180معلم آغاز شد. که بر اساس اعلام خبرگزاری ایلنا در 48 هزار مدرسه و 455 هزار کلاس درسی به امر تحصیل اشتغال دارند.

از میان 15 میلیون دانشآموزکشور، یک میلیون و 200هزار نفر اختصاص به نوآموزانی دارد که نخستین سال تحصیلی خود را امسال آغاز کردند.ر قرن 21 ، در نظام ولایت فقیه، یک چهارم از جوانترین مقطع سنی جمعیت ایران ، در شرایطی به امر تحصیل مشغول است که تصور آن نیز برای انسان مشکل و موجبات حیرت است.
مشکلات کیفی آموزش در ایران ، در کنار کمبودهایی کمی، از قبیل وجود 32هزار مدرسه تخریبی و خطرآفرین و26هزار و 610 مدرسه غیرمقاوم و هزینه های آموزشی و شهریه های سر سام آور و نیز وجود نابسامانیهای از قبیل اعتیاد، مواد دخانی ، مسائل جنسی ، خشونت ، فقر و سوء تغذیه و ...از جمله آسیبهایی است که جوانترین قشر جامعه ما در معرض آن قرار دارند.نگارنده در طی 3 مقاله ، 2 بخش را به کمبودهای کمی آموزش و پرورش کشور اختصاص و در بخش سوم به بررسی مشکلات کیفی آموزش در ایران در پرتو کمبودهای کمی آن میپردازم.


بودجه آموزش و پرورش ایران
در بخش آموزش و پرورش که در هر کشورى کلید توسعه پایدار و مبناى رشد و پیشرفت جامعه است، ملاحظه مى شود که در ایران همواره به دلیل کثرت نیروى انسانى و گستره وسیع دامنه عملیات آن ، بودجه آموزش و پرورش با کسری مواجه است . در سال ۸۴ آخرین سال حکومت خاتمی این وزارت خانه با کسرى شدید ۳۳۰۰ میلیارد تومانى مواجه بود و بودجه سال 85 با وجود افزایش تعداد دانش آموزان و بالتبع افزایش نیازها تنها 1700 میلیارد تومان از کسری 3300 تومان را تامین کرده است. بنابراین هنوز وزارت آموزش و پرورش با کسری بودجه روبرو است. شایان توجه است درحالی که بودجه وزارت آموزش و پرورش در امسال تنها 15 درصد افزایش داشته است ، بودجه برخی نهادهای مذهبی تا 200 درصد افزایش یافته است!
محمدرضا محدث معاون از برنامهریزی و توسعه مدیریت وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد: طی سالهای ‪ ۱۳۷۰‬تا ‪ ۱۳۷۴‬این وزارتخانه از لحاظ اعتباری دوران رکود را گذارند و بدترین دوران سال ‪ ۱۳۸۳‬بود که سهم این وزارت آموزش و پرورشاز تولید ناخالص ملی به ‪۲/۵‬ درصد رسید. اکنون سهم این وزارتخانه از تولید ناخالص ملی از ‪به 3 درصد ارتقاء یافته است و محمود رشیدی "وزیر" آموزش و پرورش نیز اعلام کرد که بودجه سال 85 آموزش و پرورش را قریب به 6 هزار و 100 میلیارد تومان اعلام کرد.
برای اینکه وضعیت نابسامان آموزش و پرورش کشور مشخص گردد لازم است خاطر نشان خوانندگان محترم سازم که در سال 59 در دوران اولین حکومت منتخب و آزاد ملت که برنامه عدم وابستگی به فروش نفت و کاستن از حجم آن را به اجرا در آورده بود و کشور دچار جنگ نیز میبود و خرانه کشور همچون سال 85 ، از اضافه درآمدهای میلیاردی از قبل قیمت 70 دلاری هر بشکه نفت برخوردار نبود، سهم آموزش و پرورش را از تولید ناخالص ملی صرفا بعلت اهمیتی که حکومت وقت برای رشدکیفی نیروی انسانی قائل بود، 4.3 درصد قرار داده بود. کمبودهای کمی در مدارس کنونی زمانی بخوبی آشکار میگردند که بدانیم برای رییس سازمان آموزش و پرورش آذربایجان شرقی در مصاحبه با ایرنا " متوسط سرانه دانش - آموزی برای مقاطع سهگانه تحصیلی دراین استان را ‪ ۱۱۰‬هزار ریال ذکر میکند ومی افزاید که این رقم برای حمل یک بشکه نفت در زمستان به مدارس روستایی آذربایجانشرقی هم کافی نیست!و مجموع ‪ ۸۰‬میلیارد ریال سرانه دانشآموزی این استان در بین ‪ ۷۵۰‬هزار دانشآموز مشغول به تحصیل این استان تقسیم میگردد ."دراین میان در مقام مقایسه در سال 84، در دوره خاتمی بودجه دبیرخانه مرکزی ائمه جمعه را به میزان 100 میلیارد ریال افزایش داد و میزان بودجه نهادهاى مذهبى در بودجه سال ‪ 85 در دوره احمدی نژاد به طور متوسط "صد در صد" افزایش یافته است!

کلاسها ی مخروبه و آموزشگاه هاو فاصله 50 درصدی تا حد مطلوب
مدیرکل دفتر پاسخگویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش" از حضور 15 میلیون دانش آموز و حدود یک میلیون نفر جمعیت فرهنگی در 596 هزار و 370 کلاس درس در مدارس سراسر کشور خبر داد. تعداد آموزشگاه های سراسر کشور را 85 هزارو 455باب مدرسه اعلام کرد و گفت: این تعداد مدرسه در محاسبات آموزش و پرورش و با در نظر گرفتن شیفت های آموزشی 150هزار نوبت آموزشگاهی محسوب می شود و برای رسیدن به حد مطلوب آموزشی با کمبود 50 درصدی آموزشگاه روبرو هستیم. سال تحصیلی 85-86 درحالی آغاز میشود که 26هزار و 610 مدرسه غیرمقاوم، 32هزار مدرسه تخریبی و خطرآفرین و 5 هزار مدرسه در کل کشور استیجاری هستند."درواقع از مجموع 15 میلیون جمعیت دانش آموزی ایران تعداد 9 میلیون و 200 هزار نفرشان از آموزش مناسب برخوردار نیستند و در مدارس دونوبته تحصیل می‏کنند. برای حذف تمام مدارس دو نوبتی، 210 هزار میلیارد ریال اعتبار مورد نیاز است که تاکنون هیچ اعتباری به آن اختصاص نیافته است.
مطابق اظهار نظر معاون سازمان نوسازی،توسعه و تجهیز مدارس، در حال حاضر 152 هزار و 484 کلاس در کشور در شرایط 2 نوبته قرار دارند. 300 میلیارد تومان تعهد خیرین مدرسهساز امسال نیز همانند سالهای تحصیلی گذشته سهم بزرگ و تاثیرگذار خود را در تحویل مدارس ایفا کرده اند. 30 درصد مدارس احداثی کشور توسط خیرین بنا شده است. در سال 84 نیز یکهزار و 136 پروژه توسط مردم و خیرین به صورت مشارکتی احداث شد که در مقابل، دولت تنها یکهزارو 383 پروژه را در این زمینه عملیاتی کرد. همچنین خبرگزاری ایران نیوز اعلام کرد در آستانه سال تحصیلی جدید 31 درصد مدارس عشایر برای 53 هزار نفر دانش آموز عشایری در چادر و 8 درصد کپر تشکیل میشود. 52 درصد مدارس عشایر سیار و نیمه سیار هستند وتعداد دانشآموزان عشایری در حال حاضر 176 هزار نفر میباشد.

محرومیت ازتحصیل ، ترک تحصیل و میزان مردودی
هرچند سیستم آماری کشور دچار ضعف شدید اطلاع رسانی است، ولی با مشاهده اظهار نظر های منفرد برخی از روسای آموزش و پرورش استانها می توان پی به میزان ترک تحصیل کنندگان در گوشه و کنار کشور برد. برای نمونه رئیس سازمان آموزش و پرورش مازندران اعلام کرد: در چند سال اخیر¬ ۹۰هزار دانشآموز مقاطع مختلف تحصیلى این استان به دلایلى ترک تحصیل کردند. این دانشآموزان ۱۱تا ‪ ۱۷سال سن دارند و بالاترین ترک تحصیل دانشآموزان مازندران مربوط به دوره متوسطه بوده است. و این معضل زنگ خطرى جدى محسوب میشود. وى همچنین از کسرى حدود هزار میلیارد ریالى این سازمان برای 620 هزار دانش آموز این استان در سال جارى خبر داد و گفت: علاوه براین براى رفع مشکل ۶۰۰مدرسه تخریبى این استان 130 میلیارد ریال اعتبار نیاز است.
همچنین مدیر آموزش و پرورش شهرستان «اهر» معتقد است که 43 درصد از دانش آموزان روستایی این شهرستان ترک تحصیل کرده یا بازمانده از تحصیل هستند.به گزارش ایلنا، معاون آموزشی موسسه آموزش از راه دور اعلام کرد که در سطح کشور بیش از 13 میلیون فرد کم‏سواد بین 11 تا 45 سال نیز وجود داردکه سه میلیون نفرآن دانش آموز لازم التعلیم 11 تا 17 سال را تشکیل میدهد. که به دلایل محیطی، جسمی، اجتماعی، فرهنگی و همچنین دسترسی نداشتن به مدرسه، امکان جذب آنان در آموزش و پرورش وجود ندارد. معاون نظری و مهارتی آموزش و پرورش شهر تهران نیزدر گفتگو با خبرگزاری فارس اعلام کرده است که در سال گذشته 19 درصد دانشآموزان پایه اول دبیرستان در تهران مردود شده اند. همچنین رئیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی اعلام کرد: در ایران حداقل 150 هزار نفر کم توان ذهنی داریم که فقط 30 تا 35 درصد را توانسته ایم تحت پوشش قرار دهیم. هم اکنون 5 تا 20 درصد دانش آموزان مشکل اختلالات یادگیری دارند که نوع افت نشان می دهد که آمار این دانش آموزان بالا است.

وضعیت نیروی انسانی در مدارس
رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس هفتم در گفتوگو با خبرگزاری فارس معتقد است : در حال حاضر وضعیت نیروی انسانی در آموزش و پرورش از نابسامانی شدید رنج میبرد و دارای معلم مازاد و کمبود معلم در آموزش و پرورش هستیم! مسئولان آموزش و پرورش عنوان میکنند که تعداد معلمان مازاد در آموزش و پرورش 19 هزار نفر است اما ما معتقد هستیم که این آمار بیشتر است. وقتی رییس آموزش و پرورش بخش ‪کوچک ۲۳‬هزار نفری کجور نوشهر اعلام میکند که این نهاد با کمبود شدید نیروی انسانی مواجه است و از ‪ ۶۸‬معلم مورد نیاز برای مقطع ابتدایی ، فقط ‪ ۵۸‬معلم به تدریس دانشآموزان مشغول هستند. و نیروی انسانی مورد نیاز در بخش اداری این نهاد را ‪ ۲۰‬نفر میباشند.میزان کمبود نیروی آموزشی در بخشهای دیگر کشور آشکار میگردد.

وضعیت تغذیه دانش آموزان
لیلا عیوض زاده عضو انجمن تغذیه ایران در گفتگو با " مهر" اعلام کرد که بیش از 50 درصد دانش آموزان کشور صبحانه نخورده مدرسه می روندو فقط نزدیک به 36 درصد کودکان از همه گروه های غذایی مصرف می کنند .به گزارش ایسنا هر دختر و پسر 7 تا 18 ساله ایرانی باید در ماه 3 کیلوگرم گوشت در سبد غذایی ماهانه خود داشته باشند تا ضمن تامین استاندارد نیازهای غذایی خود، بتوانند به رشد مطلوب دست یابند. همچنین بایستی ماهانه 10 لیتر شیر و 4.5 کیلوگرم ماست ،3 کیلوگرم گوشت در جیره غذایی ماهانه دانش آموزان دختر ایرانی یافت شود. در سال تحصیلی جدیدحکومت مقرر داشته است 11میلیون دانشآموز مقطع ابتدایی و راهنمایی کشور شیر رایگان دریافت میکنند و به همین منظور سقف اعتباری برای توزیع 165 هزار تن شیر (سرانه 14 کیلوگرم) در مدارس، در نظرگرفته شده است. اما وقتی هفت میلیون و 465 هزار نفر از جمعیت کشور ما یعنی 5/10 درصد جمعیت شهرى و 11 درصد جمعیت روستایى زیر خط فقر مطلق قرار دارند ویک میلیون و 983 هزار نفر از جمعیت کشور در سال 84 زیر خطر فقر شدید قرار داشتند وخط فقر شدید بر اساس ناتوانى در تامین 2300 کالرى در روز و خط فقر مطلق براساس حداقل درآمد مورد نیاز براى تامین نیازهاى اساسى خوراکى و غیر خوراکى از قبیل پوشاک و مسکن تعیین میشود و اختلاف دهک بالاى درآمدى با دهک پایین در ایران 17 برابر است ، میتوان پی برد که دانش آموزانی که در خط فقر شدید و مطلق قرار دارند، روزانه دچار چه میزان زجر و عذاب جسمی بر اثر گرسنگی میباشند و سرانه 14 لیتر شیر اهدایی حکومت با نیاز 10 لیتر ماهانه هر دانش آموز فاصله بسیار دارد و بی سبب نیست که طبق اعلام مدیرکل دفتر فعالیتهای ورزشی آموزش و پرورش از بین 40 ناهنجاری، 8 ناهنجاری اصلی در بین دانش آموزان کشور شناسایی شده است ودر مجموع 5/11 درصد یک میلیون و 59 هزار دانشآموز دختر 22 استان کشور حداقل به یکی از ناهنجاریها مبتلا میباشند. وقتی مدیرکل دفتر سلامت و رفاه سازمان مدیریت و برنامهریزی اعلام می کند که از هر ۱۰۰ نفری که به مراکز درمانی مراجعه میکنند، سه نفر آنان به علت هزینههای درمانی سنگین به زیر خط فقر سقوط میکند، می شود حدس زد که بطور روز افزون چه تعداد کثیری از جوانان کشور حتی از حق حیات محروم میشوند.

مشکلات کیفی و کمی آموزش و پرورش
مدارس چند پایه:
در کلاس های درس چند پایه ، دانش آموزان اول تا پنجم ابتدایی به طور همزمان با حضور یک معلم بر سرکلاس، درس می خوانند. این کلاس ها نه تنها از موقعیت فیزیکی مناسبی برخوردار نیستند بلکه کتاب های درسی این کلاس ها با کتاب های درسی سایر دانش آموزان یکسان است، در حالی که موقعیت مکانی و تحصیلی این دانش آموزان با سایر دانش آموزان مدارس معمولی یکسان نیست . بزرگترین مشکل این است که معلمان بدون گذراندن دوره آموزشی خاص، باید 30 کتاب درسی در پنج پایه درسی را طی 132 ساعت با حداقل فضا و امکانات تدریس کنند. هر سال به دلیل مهاجرت روستائیان به شهرها و کاهش آمار دانش آموزی روستاها، آمار کلاس های چند پایه افزایش می یابد. در سال 82 - 81 میزان کلاس های چند پایه 68/30 درصد بود و در سال تحصیلی82 این آمار به 9 / 31 درصد افزایش یافت. گفتنی است که بیشترین آمار کلاس های چند پایه به استان سیستان و بلوچستان با 3 هزار و 899 کلاس درس اختصاص دارد. طبق آمار وزارت آموزش و پرورش در مهر ماه 83 میزان8/49 درصد از کلاس های درس مقطع ابتدایی در شهرها و 2/50 درصد از کلاس های درس در روستا ها دایر بودند که از این تعداد 9/31 درصد از کلاس های درس چند پایه بودند.جالب توجه اینکه کلاس های چند پایه فقط در روستاها دایر نیستند، بلکه در پایتخت نیز تعداد از این قبیل کلاسها چشمگیر است. در شهر تهران بیش از 35 کلاس چند پایه و در شهرستان های استان تهران 375 کلاس چند پایه وجود دارد.

دانش آموزان عشایر
یک میلیون و 403 هزار نفر از جمعیت کشور در قالب 200 هزار خانوار عشایر قرار دارند که از نظر پراکندگی جغرافیائی بیشترین تجمع عشایر در استانهای فارس ، آذربایجان شرقی ، لرستان ، ایلام ، چهار محال و بختیاری ، بوشهر ، خوزستان ، کهکیلویه و بویر احمد ، اصفهان ، کرمان ، کردستان ، کرمانشاه ، سیستان و بلوچستان ، مشاهده می گردد. طبق آماری که مدیرکل دفتر آموزش و پرورش عشایر کشور به خبرگزاری ایرنا در17 مهر 84 ارائه داده است : ‪شمار دانشآموزان عشایر برخلاف مدارس عادی کشور، همچنان روبه افزایش است و امسال از ‪ ۱۸۰‬هزار نفر به ‪ ۱۸۲‬هزار نفر رسیده است و ۱۰۱ ‬هزار نفر از دانشآموزان دورههای ابتدایی، راهنمایی، متوسطه و پیشدانشگاهی عشایر کشور در سال تحصیلی جاری را پسران و ‪ ۸۱‬هزار نفر دیگر را دختران تشکیل میدهند . دانشآموزان دورههای مختلف تحصیلی عشایر کشور در ششهزار و ‪ ۱۰۰‬آموزشگاه ،دوهزار چادر و شماری کانتینر تحصیل میکنند و‪ ۵۳‬درصد دانش آموزان عشایر در سه هزار و ‪ ۲۰۰‬مدرسه سیار و نیم سیار تحصیل میکنند.
معاونآموزش عمومی سازمان آموزش و پرورش خراسان شمالی ( ایرنا 21 مهر 85) معتقد است: "سرانه تحصیلی هر دانشآموز عادی حدود ‪ ۲۰‬هزار ریال است و حال آنکه همین سرانه برای دانشآموزان عشایر ‪ ۸۰‬هزار ریال است." درحالیکه مبلغ 2000 تومان سرانه دانش آموزی در این استان برابر با قیمت یک جفت دمپایی و یا 1 شانه تخم مرغ میباشد !
اکنون یکهزار و ‪ ۹۰۴‬دانشآموز عشایری در ‪ ۱۲۴‬کلاس ابتدایی، ‪ ۱۳‬کلاس راهنمایی و شش کلاس متوسطه استان خراسان شمالی مشغول تحصیل هستند. این دانشآموزان در ‪ ۸۳‬آموزشگاه که عمدتا به صورت چادر، کپر و یا ساختمانهای مخروبه و نامناسب اداره میشوند، درس میخوانند. در استان خراسان شمالی پنج هزار خانوار عشایری با آمار جمعیتی حدود ‪۳۰‬ هزار نفر سکونت دارند. رئیس اداره آموزش و پرورش عشایر خوزستان نیز در گفتوگو باایسنا، اظهار داشت: خوزستان با داشتن 17 هزار دانشآموز عشایر، بعد از سیستان و بلوچستان بیشتر تعداد دانشآموز عشایر را دارد.
مدیرکل دفتر آموزش و پرورش عشایری معتقد است:" در حال حاضر 4227 نفر از کادر آموزشی دفتر آموزش و پرورش عشایری را سرباز معلم و حق التدریسی ها تشکیل می دهد که باید برای آنها جایگزین داشته باشیم. درخواست تاسیس دو مرکز تربیت معلم عشایری را 6 سال پیش دادیم، اما با توجه به عدم درک صحیح تصمیم گیرندگان از شرایط آموزش عشایری، مسئولان 3 سال است به نتیجه ای نرسیده اند و این طرح در پیچ و خم مراحل اداری این طرح سرگردان ماند."و بالاخره در مهر ماه امسال (85) نخستین مرکز تربیت معلم مستقل دخترانه عشایر کشور ،در شهر یاسوج و نخستین مرکز تربیت معلم پسرانه در استان فارس گشایش یافت. در مرکز تربیت معلم دخترانه عشایر یاسوج ‪ ۷۰‬دانشجو و در تربیت معلم پسرانه شیراز ‪ ۱۸۰‬دانشجو سال تحصیلی را آغاز کردند.

مدارس غیر انتفاعی و کیفیت آموزشی درآنها و وضعیت شهریه این مدارس
با تاسیس مدارس غیر انتفاعی که در واقع نام بی مسمائی است وکاملا هم انتفاعی میباشد) آموزش و پرورش هم طبقاتی شد. در حال حاضر طبق آماری که معاون مشارکت های مردمی" وزیر" آموزش و پرورش اعلام می دارد ، این مدارس بیش از یک میلیون و 115 هزار یعنی 3/7 از دانش آموزان کشور را پذیرا می باشند. این تعداد در 13 هزار و 500 مدرسه و 56 هزار کلاس درس در مدارس غیر انتفاعی مشغول تحصیل هستندو نیز96 هزار و 984 معلم آزاد و 22 هزار نفر از معلمان مامور، مشغول به تدریس در مدارس غیر انتفاعی می باشند.
طبق اصل 30 قانون اساسی، آموزش و پرورش حق گرفتن شهریه را ندارد؛ اما در قانون شوراها مادهای را گنجانده اند (ماده 11 ) که بر اساس آن مدیران مدارس موظفند مدرسه تحت مدیریت خود را بر اساس بودجه اعتبارات دولتی اختصاص یافته به مدرسه، کمک های مردمی، سهم اختصاص یافته از طریق شورای آموزش و پرورش منطقه و وجوه حاصل از ارایه خدمات آموزشی و پرورشی فوق برنامه در مدارس اداره کنند. اما میزان شهریه هایی که این قبیل مدارس از مردم دریافت می کنند به حدی سرسام آور است که رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات" مجلس" هفتم نیز گفته است(۱۳۸۴/۰۸/۰۳) : شهریه مدارس غیرانتفاعی بعضا 4 برابر شهریه دانشگاههای غیر دولتی است!"
اصل سی قانون اساسی نیز بر رایگان بودن آموزش عالی تا حد خودکفایی کشور تصریح می کند . ولی از زمانی که دردوران حکومت رفسنجانی دانشگاههای آزاد باب شد ،گرفتن شهریه های هنگفت نیز رسم گردید. بطوری که بگزارش خبر گزاری فارس در حال حاضر از حدود 2 میلیون دانشجویی که در دانشگاههای کشور تحصیل میکنند فقط 15 تا 20 درصد از آنها در دانشگاههای روزانه دولتی و به صورت رایگان درس میخوانند و مابقی دانشجویان شهریه میپردازند؛ به عبارتی در حال حاضر 85 درصد از دانشجویان شهریه میپردازند. طرفه اینکه مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی طی یک اظهارنظر کارشناسی در مورد طرح «ساماندهی شهریه دانشگاهها و مراکز آموزش عالی» اعلام کرد: در حال حاضر نه تنها در بخشهای غیردولتی نظیر دانشگاه آزاد و مراکز آموزش عالی غیرانتفاعی تمام هزینهها را دانشجویان یا خانوادههایشان میپردازند، بلکه 75 درصد دانشجویان دانشگاههای دولتی نیز هزینه های تحصیلی خود را متقبل میشوند و در واقع فقط به 25 درصد از پذیرفتهشدگان کنکور خدمات آموزشی رایگان ارائه میشود. خانوادهها علاوه بر شهریه، هزینه معاش فرزندان دانشجوی خود شامل غذا، پوشاک، نظافت، رفت و آمد و امثال اینها را نیز تامین میکنند و برای برخی خدمات تخصصی خارج از کلاس درس مانند ثبتنام، استفاده از رایانه، حضور در مسابقات و موارد مشابه نیز هزینه هایی به خانوادهها تحمیل میشود.
به گفته کارشناس مسئول مدارس غیر انتفاعی شهرستانهای استان تهران، شهریه مدارس غیر انتفاعی در مقطع اول تا پایه پنجم ابتدایی طی سال تحصیلی 84-83 میبایستی حداکثر 300 هزار تومان بوده باشد. در حالی که حداقل شهریه دانش آموز اول ابتدایی در مدارس غیر انتفاعی شمال شهر تهران 700 هزار تومان و حداکثر یک میلیون و 600 هزار تومان برآورد می شود. هرچند که" مجلس" قانون دریافت کمک های مردمی را از زمان ثبت نام به طول سال تحصیلی تغییر داده و اجازه دریافت شهریه اجباری در زمان ثبت نام را از مدیر مدرسه گرفته است اما با تدابیری! همچون "عدم تحویل کارنامه دانش آموزان" این قانون نیز نمی تواند کارایی داشته باشد و دور زده می شود. با این حساب طبق اظهارمدیرکل دفتر مدارس غیر دولتی وزارت آموزش و پرورش دولت قصد دارد آمار 3/7 درصد جمعیت دانش آموزی مشغول به تحصیل در مدارس غیر انتفاعی را به 30 درصد نیز برساند! وصد البته نهادهای نظامی و مافیای وابسته به حاکمیت در تاسیس واداره این قبیل مدارس اولویت دارند .چرا که معاون توسعه مشارکت های مردمی وزارت آموزش و پرورش در۱۳۸۵/۰۶/۱۱ با اشاره به روند گسترش و تقویت مدارس غیر انتفاعی ، اعلام کرده است: در تاسیس این مدارس موسسه های اسلامی مانند جامعه تعلیمات اسلامی، رستگاران سپاه - مدارس امام حسین(ع)- سپاه ، آستان قدس رضوی ، اوقاف و... در اولویت خواهند بود."
حسن مسعودی مدیرکل مدارس غیرانتفاعی وزارت آموزش و پرورش در مصاحبه با ایرنا اعلام کرده است:" هم اکنون حدود۳۰ درصد ظرفیت مدارس غیرانتفاعی سراسر کشور خالی است و ظرفیت مدارس غیرانتفاعی برای جذب دانش آموز در مناطق بالای شهر و شهرستانهای بزرگ کامل است و رغبت دانش آموزان نقاط محروم و پایین شهر برای تحصیل در مدارس غیرانتفاعی اندک است .
در واقع دولت وظیفه خود را به عهده مردم قرار داده است . معاون توسعه مشارکت های مردمی وزارت آموزش و پرورش در۱۳۸۵/۰۶/۱۲ محاسبه کرد که: یک میلیون و 500 هزار دانش آموز در مدارس غیر دولتی تحصیل می کنند که اگر هزینه تحصیلی آنان را محاسبه کنیم ، سالی 900 میلیارد تومان به اعتبارات کشور کمک می شود. معاون مشارکت های مردمی وزیر آموزش و پرورش نیز ضمن قبول این که برخی موسسان این مدارس ( همان نهادهای وابسته به حاکمیت که توسط وزارت آموزش و پرورش در اولیت قرار گرفته اند ) از مردم شهریه های میلیونی اخذ می کنند، استدلال می آورد :"از آنجا که دولت برای هر دانش آموز سالی 230 هزار تومان (200 یورو)هزینه می کند ( جالب اینکه بدانیم این هزینه در آلمان برای دانش آموزان مقطع دبستان 3300 یوروو برای مقطع دبیرستان7000 یورو سالانه می باشد) در حالی که دانش آموزی که در مدارس غیر انتفاعی تحصیل می کنند فقط 15 هزار تومان برای دولت هزینه دارد ! تا کنون مدارس غیر انتفاعی بیش از 110 هزار شغل ایجاد کرده است که از این تعداد فقط 10 هزار نفر نیروی رسمی وزارت آموزش و پرورش هستند."
اما در مورد کمیت و کیفیت امکانات این قبیل مدارس ، باید توجه داشت در حالی که بر اساس استانداردهای جهانی فضای حرکتی هر دانشآموز 5/2 متر است، متاسفانه این رقم در کشور ما به دلیل کمبود فضای مناسب، برای دختران 17 و پسران 26 سانتیمتر است، فضاهای مدارس غیر انتفاعی که اغلب خانه های اجاره ای هستند بسیار کوچک و تنگ میباشند و امکان تحرک را در زنگهای تفریح با توجه به کوچک بودن حیاط مدرسه از دانش آموز سلب مینمایند و کیفیت آموزش نیز در این قبیل مدارس روز بروز در حال نزول است. در واقع مدارس غیر انتفاعی را با این دیدگاه از مدارس دولتی تفکیک کردند که بتوانند در مقابل دریافت شهریه های هنگفت از اولیای دانش آموزان، وظیفه ای به مراتب سنگین تر در قبال آموزش و پرورش دانش آموزان آموزشگاه های خود داشته باشند. اما واقعیت این است که در گذر زمان، تحصیل و فراگیری علوم در این مدارس قربانی منافع اقتصادی بسیاری از مدیران و موسسان این مدارس گردیده است و اغلب مدارس غیر انتفاعی در اولویت برنامه های خود، فوق برنامه و همچنین برنامه های کمک درسی را منظور کرده اند تا از این طریق بتوانند به خواسته های خود دست یابند. اما آنچه را نمی توان انکار کرد سطح کیفی تحصیل در مدارس غیر انتفاعی است که به مراتب پایین تر از مدارس دولتی است .
بر اساس اظهارات رئیس سازمان آموزش و پروش استان اردبیل در ۱۳۸۴/۱۱/۰۳ ، تاکنون مدارس غیر انتفاعی در بالا بردن سطح علمی دانش آموزان هیچ نقشی نداشته اند. همچنین به گفته عضو هیات رییسه کمیسیون آموزش و تحقیقات "مجلس"، یکی از اهداف تاسیس مدارس غیرانتفاعی نمونه و برتر بودن این مدارس است در حالیکه بسیاری از مدارس حتی کیفیت آموزشی مدارس دولتی کشور با امکانات محدود را نیز ندارند.

مشکلات کمی و کیفی آموزش و پرورش
بی تردید در جامعه خشونتزا و استبداد زده کنونی ایر ان تمامی ابزارهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی ، اقتصادی و دینی در خدمت خشونتپروری و خشونتمداری است، دانش آموزان در معرض بیشترین آماج خشونتها قرار دارند. اعتیاد یکی از اساسی ترین مسایل اجتماعی جامعه ما گردیده است که نیروهای کارآمد و سرمایه های انسانی خصوصا جوان کشور را به تخریب میکشاند و مسیر های انحرافی دیگر را نیز هموار می سازد. در ایران مواد مخدر چهارمین عامل مرگ پس از تصادفات رانندگی، سکته قلبی و سوختگی است. بر اساس یک نظر سنجی 87 درصد مردم کشور و 85 درصد مردم تهران بعد از فقر و بیکاری ،مواد مخدر را سومین عامل نگرانی خود عنوان می‏کنند. هر چند بسیاری از مسئولان در قبال آمار افزایش تعداد معتادین در بین دانش آموزان به سکوت و یا تکذیب روی می آَورند ،اما با کتمان آمار مربوط به آسیب های اجتماعی و طرد دانش آموز آسیب دیده ، آسیب های اجتماعی درمان نمی شوند . از طرفی خطرات ناشی از گسترش کج رفتاریها و آسیب های اجتماعی از این دست، لزوم و عاجل بودن برنامه های پیشگیری اولیه از اعتیاد را نه در شعار و تکرار آن، که در عمل مطرح می سازد . تنها باهمکاری سازمانهای غیردولتی و سایر نهادهای آموزشی و فرهنگی و استفاده از حضور مشاوران و مددکاران میتوان گام اساسی در جهت کاهش آسیب های اجتماعی در بین دانش آموزان و در نهایت جامعه برداشت. با هم به آمار دانش آموزان معتاد نظر افکنیم:
آخرین آماری که در مورد تعداد دانش آموزان و دانشجویان معتاد در کشور موجود است ، آماری است که مدیرکل امور فرهنگی ستاد مبارزه با مواد مخدر در 22 شهریور85 به شرح زیر اعلام کرده است: "بر اساس آمارهای موجود در حال حاضر 69/20 درصد دانشجویان کشور در معرض خطر اعتیاد قرار دارند . 24/22 درصد دانشجویان دانشگاه تهران, 46/25 درصد دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر, 42/21 درصد دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و 26/25 درصد دانشجویان هنر تهران در معرض خطر اعتیاد قرار دارند. 3/13 درصد دانش‏آموزان کشور (3/13 درصد از 15 میلیون دانش آموزکشور بالغ بر 2 میلیون نفر دانش آموز معتاد می شود! ) و 7/15 درصد دانش‏آموزان تهران در معرض خطر اعتیاد قرار دارند. در حوزه سیگار که پیش دروازه اعتیاد است, 3/23 درصد دانش‏آموزان کشور و 5/26 درصد دانش‏آموزان تهران در معرض خطر مصرف سیگار قرار دارند. مدیرکل امور فرهنگی ستاد مبارزه با مواد مخدرافزود: 8/15 درصد دانش‏آموزان کشور و 24 درصد دانش‏آموزان تهران در معرض خطر مصرف الکل قرار دارند که استفاده از الکل ارتباط نزدیکی با مصرف مواد مخدر دارد." معاون سازمان آموزش و پرورش تهران نیز اعلام کرد سن گرایش دانش آموزان به اعتیاد بسیار پایین آمده و به 13 سال رسیده است!
در21 شهریور ماه 85 رئیس مرکز مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی تهران، با اشاره به کشف 5/3 تن انواع مواد مخدر در تهران، تصریح کرد:" در سال جاری 500 هزار نوع!!! مواد شیمیایی در تهران کشف شده که این رقم در کشور بی‏سابقه بوده و نشان دهنده تغییر الگوی مصرف مواد در تهران است". فرماندار تهران از شناسایی بیش از ۱۴۰۰ نوع ماده مخدر صنعتی در تهران خبر داده است.
به گزارش ایلنا، معاون سیاسی- امنیتی استانداری تهران، در جلسه شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان تهران گفت:" قیمت خرده فروشی مواد روان گردان مانند قرص های اکس در کشور هلند بین 7 تا 12 دلار است; اما قیمت این مواد در تهران حدود یک هزار تا 2 هزار تومان است. "به گفته وی:" قیمت کراک در سال های اخیر از کیلویی 35 میلیون تومان به 6 میلیون تومان و قیمت هر کیلو شیشه (خالص ترین نوع هروئین که بسیار معتاد کننده و نیز کشنده است ) از 12 میلیون تومان به 6 میلیون تومان کاهش یافته است. " دکترآذری پورعضو انجمن" زندگی بدون دخانیات" معتقد است :" از میان دانش آموزان ایرانی مورد بررسی 1/3 درصد نوجوانان 13 تا 15 ساله کشور سیگاری بوده یعنی در روز حداقل یک نخ سیگار می کشند. از میان این نوجوانان سیگاری، 8/4 درصد آنها را پسران و 3/1 درصد را دختران تشکیل داده اند و 1/14 درصد از این نوجوانان مورد تحقیق نیز عنوان کرده اند که سایر محصولات دخانی نظیر قلیان را مصرف کرده اند." مدیرکل دفتر بهداشت وزارت بهداشت نیز اعلام کرد که: "15 تا 40 درصد درآمدهای خانوار سیگاری ها صرف هزینه تهیه سیگار می شود.و هر ساله در ایران 4 میلیارد تومان خرج خرید سیگار و حدود 8 تا 10 میلیارد تومان نیز صرف مخارج درمانی بیماران مبتلا به عوارض ناشی از سیگار می شود .بیشتر این هزینه به صورت یارانه ای است که دولت برای این هزینه های درمانی می پردازد .آمارها نشان می دهد هر 10 دقیقه در ایران یک نفر به علت عوارض سیگار فوت می کند. زیرا سیگار هر سال جان 50 تا 60 هزار نفر را در کشور می گیرد."

علل روی آوردن دانش آموزان به مصرف مواد مخدر
متاسفانه در این زمینه در سطح کشورکمتر تحقیقات مستقیمی بر روی جمعیت دانش آموزی انجام گرفته است . نتایج 2 تحقیق در زمینه علل روی آوردن دانش آموزان به مواد مخدر که در تیر ماه 1380 انجام گرفته است درسمینار بررسی علل فرهنگی و اجتماعی گرایش جوانان به مواد مخدر انجام ارائه گردیده است . آقای علی محمد برزگری کارشناسی ارشد مهندسی سیستم های اقتصادی ، نتایج تحقیقی در این زمینه را در شهر کرمان اینچنین گزارش کرده است: برای این هدف 200 نفر از نوجوانان و جوانان دانش آموز و غیر دانش آموز شهر کرمان که به نوعی آلوده به مواد مخدر بودند شناسایی و تحقیق بر روی آنها انجام شد. برای استخراج نتایج روش مصاحبه با سئوالات از پیش تعیین شده آماده و محقق با برقراری ارتباط با این افراد سعی نمود تا حتی المقدور نظر واقعی افراد آلوده به مواد را به رشته تحریر در آورد. نتایح بدست آمده از تحقیق مذکور را می توان به شرح زیر خلاصه نمود. در مجموع از 200 نفر آزمودنی 8/74 درصد (187 نفر) این افراد علت گرایش و جذب شدن به مواد مخدر را کنجکاوی و در جهت یافتن پاسخ به علامت سئوالی که در ذهن آنها نسبت به مواد مخدر و اثرات آن نقش بسته بود را عنوان داشتند. البته در ادامه نیز خواهیم دید که برای رسیدن به این سئوال از کجا و چگونه کمک گرفته اند.
در بخش دوم مصاحبه ای که با این افراد صورت گرفت راجع به نحوه شروع مصرف مواد سئوال شد. آنها اذعان داشتند که گامهای اولیه را با کشیدن سیگار شروع کرده اند و در واقع سیگار را بعنوان پله ای برای رسیدن به مواد مخدر دانسته اند. در پاسخ به این سئوال که استعمال دخانیات و مواد مخدر را از کجا و چگونه شروع کرده اید؟ این افراد عنوان داشتند که اولین نخهای سیگار و مصرف مواد مخدر را در جمع دوستان هم سن و سال برای نشان دادن خود و بزرگ نمایی مبادرت به این کار نموده اند. در رابطه با نقش همسالان و دوستان تقریبا" تمامی افراد مورد آزمون اذعان داشتند که برای همراهی و همرنگ شدن با دوستان خود به مصرف مواد روی آورده اند. این در حالی است که در این میان 42 درصد افراد، پدر، 11 درصد مادر و 3 درصد خواهر و 36/5 درصد برادر بزرگ خود را دخیل در گرایش خود به اعتیاد دانسته اند. 58 درصد این افراد کسب لذت را عامل اصلی گرایش خود به مواد مخدر دانسته اند. آنهادر این رابطه جلسات شبانه و پارک رفتنها و مواردی این چنین را عنوان داشته اند که محافل بسیار خوبی برای کسب لذت از اوقات فراغت بوده است. 23 درصد افراد مورد تحقیق نیز فرار از ناراحتی و غم و غصه از دست دادن افراد درجه یک فامیل یا دوستان را عامل استفاده از مواد مخدردانسته اند. و در نهایت 19 درصد باقی مانده مواردی چون شکست در عشق، افسردگی و گوشه گیری و شکست در درس و سایر موارد اینچنینی را علت گرایش خود به مواد مخدر عنوان داشتند. علاوه بر مواردی که عنوان شد در رابطه با سن شروع مصرف مواد مخدر قابل ذکر است که بطور متوسط، این افراد در سنین قبل از 14 سالگی شروع به کشیدن سیگار و در سنین 16-15 سالگی مصرف مواد مخدر را آغاز نموده اند."
همچنین آقای متقی دوست قرین، طی ارائه مقاله ای در سمینار فوق الذکر نظرات مختلف اولیاء مدارس ایرانی را موردبررسی قرار داد ه است. این دیدگاهها مبتنی بر یک پژوهش ملی در سطح مدارس ایرانی است. اولیاء مدارس نظرمثبت نسبت به تاثیرآموزش پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدر در بین دانش آموزان داشتند. ولیکن اکثریت آنها معتقد بودند که مدارس به عنوان تنها منبع آموزش پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدر برای نوجوانان نمی باید در نظر گرفته شود. جامعه ،بخصوص والدین نیز بایددر تمام مراحل چنین آموزشی با فعالیتهای مدرسه هماهنگ و درگیر باشند. بخش قابل توجهی از اولیاء مدارس که در این پژوهش شرکت نموده بودند بیان داشتند که آنها هیچ ایده واضحی درباره چگونگی آموزش پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدر ندارند. در این راستا ضرورت آموزش ضمن خدمت و همچنین حمایتهای آموزشی وعلمی را در ارائه آموزش پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدربه دانش آموزان مطرح نموده اند. علاوه بر آن ، آنها مصرانه خواستار دریافت منابع مطالعاتی سودمند که قابل فهم ، آسان و قابل اجرا باشد نیز بودند. از نتایج این پژوهش چنین بر می آید که یک برنامه آموزش ملی واحد کل کشور نمی تواندپاسخگوی نیازهای آموزشی افراد در اقصی نقاط کشور باشد. بنابراین بر اساس مناطق مختلف کشور و همچنین فراوانی مشکل مواد مخدر در هر منطقه باید راهبردهای متفاوت آموزش پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدر در نظر گرفته شود.
حمید صرامی، مدیرکل امور فرهنگی ستاد مبارزه با مواد مخدر در زمینه علل روی آوردن دانش آموزان و دانشجویان به مواد مخدرمعتقد است (22 شهریور 85 ): 47 درصد مصرف‏کنندگان مواد مخدر در حوزه دانشجویی و دانش‏آموزی علت گرایش به مواد مخدر را شادابی و لذت و 57 درصد فرار از مشکلات و استرس عنوان کرده‏اند واما 2 تحقیق در بین دانش آموزان در سال 83 نیز انجام گرفته است که علل دیگری را مشخص میسازد. خبرگزاری مهر در 19 مهر 83 نتایج 2 تحقیق بر روی دانش آموزان و بررسی علل روی آوردن آنها به مواد مخدر را گزارش کرده است: اداره ارتباطات و آموزش بهداشت در یک تحقیق علمی بر روی دانش آموزان دختر مدارس راهنمایی تهران که دو سال به طول انجامید ، اعلام کرد: دختران تهرانی به طور متوسط در 15 سالگی به سیگار روی می آورند ، در این تحقیق که بر روی 5 هزار و 934 دانش آموز مقطع راهنمایی شهر تهران انجام شد، از مجموع 2 هزار و 902 دانش آموز پسر 2/30 درصد یعنی 878 نفر سیگار کشیدن را تجربه کرده و 8/3 درصد (111 نفر) هم حداقل روزی یک سیگار کشیده اند.
همچنین از مجموع 3028 نفر دانش آموزان دختر نیز 7/11 درصد (354 نفر) سیگار کشیدن را تجربه کرده اند و 6/10 درصد روزی یک یا بیشتر از یک سیگار کشیده اند. بنابراین تحقیق 4/2 درصد از دانش آموزان پسر و دختر مقطع راهنمایی تهران سیگاری محسوب می شوند و متوسط شروع کشیدن سیگار در پسران 3/13 و دختران 15 سال بوده است.نتایج این مطالعه نشان می دهد که نگرش دانش آموزان سیگاری در هر دو جنس نسبت به سیگار در مقایسه با دانش آموزان غیر سیگاری مثبت تر بوده است ، این در حالی است که سطح آگاهی هر دو گروه سیگاری و غیر سیگاری در حد مطلوب و قابل توجه بوده است.نتایج تحقیق دیگری در زمینه علل گرایش جوانان 15 تا 25 ساله به مصرف مواد مخدر در شهر ابهر نیز حاکی است که 58 درصد معاشرت با دوستان ناباب ، 17 درصد وجود معتاد در خانه، 8 درصد بیکاری، 13 درصد اختلاف خانوادگی و چهار درصد کنجکاوی را علت اصلی گرایش به مواد مخدر عنوان کردند.
دکتر علیرضا جزایری استاد یار دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در گفتگو با خبرگزاری مهر با بیان این مطلب می گوید : این پژوهش بر روی 1 هزارو 403 دانش آموز ( 3/49 درصد دختر و 7/50 درصد پسر و با دامنه سنی 11 تا 16 سال) در سه پایه اول ، دوم و سوم راهنمایی مدارس دولتی و غیر دولتی منطقه 9 شهر تهران و به منظور شناسایی و بررسی وضعیت نگرش دانش آموزان نسبت به اعتیاد ، معتاد و مواد مخدر و همچنین میزان گرایش آنها به مصرف مواد مخدر صورت گرفته است . یافته ها نشان می دهد که حدود 25 درصد از دانش آموزان به مواد مخدر گرایش دارند و حدود 5 درصد نیز برآورد می شود که مصرف مواد را تجربه کرده اند و 7/88 درصد تا کنون مواد مصرف نکرده اند ، 7 درصد در حال حاضر اغلب اوقات مواد مصرف می کنند ، 2/1 درصد 1 یا دوبار مواد را تجربه کرده اند و 9 درصد نیز بعضی اوقات. که در مجموع 3 درصد دانش آموزان مواد مصرف کرده و در حال حاضر نیز مصرف می کنند.

اعتبارت تخصیص یافته دولتی و روشهای پیگیری
کارشناس مسوول مشاوره سازمان آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران معتقد است: عدم وجود سیستم منظم و قابل حمایت در محیط های آموزشی سبب عدم شناسایی دقیق دانش آموزان در معرض خطر اعتیاد می شود.شناسایی دانش آموزان در معرض اعتیاد بدون ارایه خدمات پیشگیری و درمان ارزشی ندارد و این در حالی است که سازمان های آموزش و پرورش نمی توانند به دلیل کمبود اعتبارات در این زمینه خدماتی ارایه دهند .همچنین رییس مرکز مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی تهران نیز در شهریور 85 اعلام کرد :در سال گذشته، دانش‏آموزان مقاطع ابتدایی و راهنمایی تحت آموزش‏های مهارت‏های زندگی قرار گرفتند. وی به طرح « آموزش مهارت هاى زندگى» در مقطع راهنمایى اشاره کرد که برنامه هاى آن در ۱۵ جلسه از سوى مربیان آموزش دیده ارائه مى شود که امسال این آموزش‏ها را در مهدکودک‏ها و محیط‏های کار توسعه خواهند داد."همچنین رییس دبیرخانه شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان تهران، گفت: "از سوی ستاد مبارزه با مواد مخدر اعتباری بالغ بر 37 میلیون تومان برای اجرای برنامه‏های پیشگیری از اعتیاد، در اختیار سازمان آموزش و پرورش تهران قرار گرفته است. در شهر تهران، یک میلیون و 300 هزار دانش‏آموز وجود دارد که اعتبار 37 میلیون تومان تنها تعداد کمی از آنها را پوشش می‏دهد. با اختصاص این اعتبار محدود، 50 هزار دانش‏آموز تحت آموزش‏های مهارت‏های زندگی و مروجان سلامت قرار گرفتند. مدیرکل فرهنگی و پیشگیری ستاد مبارزه با مواد مخدر خبر داد: 15 میلیون و 600 هزار جزوه آموزش پیشگیری از مصرف مواد مخدر، سال تحصیلی جدید بین دانش آموزان توزیع می شود.وی با اشاره به اینکه توزیع متمرکز بودجه اختیارات را محدود می‏کند، یادآور شد: در آموزش و پرورش، کادر مشخصی برای رسیدگی به موضوع اعتیاد وجود ندارد و باید برای جذب بهتر اعتبارات و هزینه آن اقدام کرد. "
معاون سازمان آموزش و پرورش تهران با تاکید بر اینکه سن گرایش دانش آموزان به اعتیاد به 13 سال رسیده است معتقد است :بدسرپرستى یا بیسرپرستی، آمار دانشآموزان در معرض خطر اعتیاد را بالا میبرد. 3/1 درصد از دانشآموزان شهر تهران به واسطه داشتن ولد یا والدین معتاد، در معرض خرید و فروش بودن، محل زندگى نامناسب یا اقوام نزدیک معتاد و ... در معرض خطر اعتیاد قرار دارند. به گفته وی، بیشترین مشکلات و مراجعات به مراکز مشاوره مربوط به دانشآموزان مقطع راهنمایى تحصیلى بوده و این به علت نبود مشاوره در این مقطع و عدم کنترل دانشآموزان پایه راهنمایى است. وی با اشاره به این که طى 5 سال گذشته، مشکلات "تحصیلى"، "اضطرابى"، "ارتباطى والد و کودک"، "اختلالات خلقى"، "کمبود توجه و رفتارهاى ایذایى"، "رفتارهاى ضداجتماعى"، "اختلالات سازگارى" و "شخصیتى" بیشترین علل مراجعه دانشآموزان به مراکز مشاوره بوده است و از 7 هزار و 717 دانشآموز مراجعه کننده به هستههاى مشاوره در سال تحصیلى گذشته، 3 هزار و 918 نفر دختر و از 5 هزار و 538 نفر مراجعهکننده به مراکز مشاوره نیز 2 هزار و 891 نفر دختر بودند. همچنین 11 هزار و 900 نفر به مشاوران مدارس مراجعه کرداند که 7 هزار و 485 نفر آنها دختر بودهاند. وى با بیان این که از 5 هزار و 401 دانشآموز مراجعهکننده به مرکز اصلى مشاوره "توحید" آموزش و پرورش شهر تهران حدود 3 هزار نفر دختر بودهاند، به ایسنا گفت: باید در مدارس، تیم فعالى شامل مشاور، روانشناس مددکار، مسؤول آموزشی، روانپزشک، مسؤول تریبت بدنى و مربى امور تربیتى و فوق برنامه به مشکلات دانشآموزان رسیدگى کنند؛ این در حالیست که هماکنون در مدارس تنها یک نیروى مشاوره وجود دارد که از او انتظار میرود به تمامى مشکلات دانشآموزان حتی اعتیاد رسیدگى کند.
بی تردید می توان بر سیاهه علل روی آوری دانش آموزان به مواد مخدر و کمبودها و بی برنامگی دولت ، خصوصا وزارت آموزش و پرورش مجموعه ای از عوامل مؤثر دیگر را نیز فهرست کرد ، منتهی نباید از یاد برد که همانگونه که خود مساله اعتیاد را همراه با عوامل مولد ومروج آن بایستی بصورت یک مجموعه چند بعدی دید، به راه حلهای و عوامل موثر در ریشه کن کردن آن نیز بایستی به عنوان یک مجموعه که از خانه تا مدرسه و جامعه در آن بایستی شرکت داشته باشند، نگریست.

دو دیدگاه در آموزش و پرورش
در جوامع امروز آموزش بی تردید نقش اصلی را در توسعه اقتصادی ، اجتماعی ، و فرهنگی ایفا می کند و عیار توسعه در هر کشور ی را با میزان سرمایه گذاری برای کودکان و نوجوانان آن کشور می سنجند . زیرا سرمایه اصلی کشور ، همانا نیروی انسانی با فرهنگ و کار آمد از طریق آموزش تامین می گردد .
در حال حاضر در ایران 15 میلیون دانش آموز حساس ترین سالهای زندگی خود را در مدرسه می گذرانند . لذا توجه به این قشر جامعه ، اهمیت دادن به آینده است . امروز وظیفه آموزش و پرورش دیگر تنها انتقال میراث فرهنگی گذشته به نسل حاضر نیست . زیرا اگر چه این هدف اهمیتی در خور توجه دارد ، اما مهمتر از آن هدف آموزش و پرورش بایستی آماده کردن جوان برای زندگی در جامعه ای باشد که در انتظار اوست و چند و چون آن جامعه بایستی به دست و اندیشه او تعیین گردد .
مطالعه فضای فکری حاکم بر آموزش و پرورش فعلی ایران باید بر ما آشکار کند آیا آموزش و پرورش کنونی قادر به انجام این مهم یعنی پرورش مدام جوان در جهت از قوه به فعل در آوردن توانائیهای آنها هست یا نه ؟ اصولا بر اساس دو نوع نگرش به انسان دو نوع هدف و رفتار در سیستمهای آموزش و پرورش بوجود می آیند :
در نگرش نخست ، آزادی درونی انسان تلقی نمی گردد . لذا انسان ( در اینجا یاد گیرنده ) به مثابه موجودی غیر فعال محسوب می شود که عمده فعالیتهای وی به رهبری عاملی خارج از او انجام می پذیرد . لذا کار آموزش و پرورش انتقال فرهنگ ، از طریق پر کردن مغز آدمی و شکل دادن به رفتار وی بر اساس الگوهای تعیین شده است .
در نگرش دوم ، آزادی درونی انسانی تلقی می گردد ، و انسان ( یاد گیرنده ) بعنوان موجودی زنده و فعال محسوب می شود . آموزش و پرورش وظیفه خود را آزاد کردن و بدان فعال کردن استعدادها و در اختیار گذاشتن اطلاعات و معلومات برای هر چه فعال تر شدن دانش آموز قرار می دهد .
قبل از انقلاب ساختار آموزش ایران مبتنی بر نگرش نخست بود . این مدل اقتدارگرایانه از استبداد سیاسی ما قبل انقلاب نشات می گرفت . انقلاب آغاز نگرش دوم به انسان بود که از اسلام به مثابه روش رهایی از روابط زور نشات می گرفت و می رفت تا با شکستن قالبهای تنگ دیدگاه نخست و محدوده های ذهنی آن ، در نظام آموزش و پرورش تحولی اساسی بوجود آورد تا ، انسان و اندیشه وی با رهایی از جبرهای عارضی جای و اقعی و در خور خود را بیابد .
با استقرار استبداد توتالیتر ، بنام دین ساختار آموزش و پرورش بار دیگر انعکاسی از ساخت سلطه گشت. شباهت دو نوع نظام آموزش و پرورش رژیم پیشین و رژیم کنونی نشان از این امر دارد که در استبداد ( از هر نوع و با هر نام ) نگرش نخست به انسان امکان پذیر نیست و تنها از طریق انقلاب در ساختار ذهنی استبداد و کو تاه کردن دست آن از شئون زندگی است که انسان فضای آزادی و امکان رشد را می یابد .
در این نوشتار ، به مقایسه ویژه گیهای دو دیدگاه از نقطه نظر تفاوت نقش معلم و استاد ، دانش آموز و دانشجو و روابط آنها با یکدیگر ، و نیز تفاوت فرآیند یاد گیری در هر یک از دو دیدگاه میرویم. و در یکی از شماره های آینده نیز، به سراغ مثالی عینی یعنی رابطه تحقیق و پژوهش با صنعت در ایران میرویم تا بررسی موانع و تنگناها در این دو بخش اثر و نقش تعیین کننده سیستم حاکم بر آموزش و پرورش کنونی را در ایجاد معضل صنعت وابسته را نظاره گر شویم .
در ابتدا ، یاد آور گردم که آموزش و پرورش از بدو تولد انسان صورت می پذیرد و 6 سال ابتدایی زندگی هر کودکی تعیین کننده ترین دوران آن است . در محیط خانوادگی نیز ، بسته به حاکمیت هر یک از دو دیدگاه ، دو نوع انسان پرورش می یابد و آموزش می بیند . ولی از آنجا که موضوع این نوشتار آموزش و پرورش در سطح دبستان و دبیرستان و دانشگاه می باشد ، تنها به این بخش و نقش آن بسنده میشود .در طول نوشتار نیز همواره از سیستم عمومی حاکم بر آموزش و پرورش کنونی سخن به میان است و این امر نافی وجود استثناهایی در میان معلمان و استادان ، دانش آموزان و دانشجویان که بر اساس دیدگاه دوم رفتار مینمایند و در برابر سیستم حاکم بر آموزش و پرورش و ساختهای تنگ آن مقاومت می کنند، نمی باشد .

در دیدگاه اول :
فضای آموزش آمرانه و اقتدار گرایانه است . رفتار معلم و استاد ، با دانش آموز و دانشجو ، تحکمی و از بالا به پایین است.
1. رفتار دانش آموزان و دانشجویان در رابطه با یکدیگر ، رقابتی است آنهم رقابت فردی و تک روی از ویژه گیهای رفتاری آن است .
2. تغییرات کمی نسبت به تغییرات کیفی در نزد یاد دهنده و یاد گیرنده ، هر دو ، از اهمیت بیشتری برخوردار است . نمره و مدرک در مقایسه با کیفیت علم ، از ارزشی بیشتر برخوردار است .
3. معلم و یا استاد ، منبع علم و اطلاع محسوب می شوند .
4. دانش آموز و دانشجو نقش منفعل و تنها گوش دهنده به سخنان معلم و یا استاد را دارند. و این همان نقش انفعالی است بعد ها نیز در عرصه زندگی ایفا می کنند .
5. در فرآیند یاد گیری مفهوم تجربه بسیار کم ارزش است . دانش آموز و یا دانشجو ، تجربه گر محسوب نمی شوند ، لذا معلم و یا استاد به تجربه هایی که یاد گیرنده شخصا کسب کرده و میکند ، بهایی نمی دهند . در نتیجه ، دریاد گیرنده قوه خلاقیت و ابتکار عقیم می میاند و به مرور او اعتماد به نفس را از دست میدهند. کلاس درس خسته کننده و ملال آور میشود زیرا ذهن از فعالیت باز مانده است .
6. تنها حافظه یاد گیرنده بکار گرفته می شود . تکیه بر حفظ کردن مطالب درسی است. دانش آموزان و دانشجویان به مرور کم خواه و کم خوان میگردند . معلم و استاد نیز در این سیستم بیشتر به حافظه خود تکیه دارند و در کلاس محفوظات خود را ، بصو ت سخنرانی ، به دانش آموز و یا دانش جویان انتقال میدهند .
7. بر اساس این دیدگاه ، تکیه بر روی "موضوع " و یا "مطلبی "است که فرد یاد گیرنده بایستی مطابق نظر معلم و یا استاد فرا گیرد .
8. ارزش گزاری به محفوظات و میدان ندادن به تجربه ،با عث می شود دانش آموز و دانشجو هنر تفکر و روش کشف روابط بین پدیده های مورد مطالعه را کسب نکند و خصوصا با کاربرد مفاهیم آموخته ، در زندگی حال و آینده خود ، ناتوان شود و پس از اتمام تحصیلات "رسمی " خود قادر به انجام کارشناسانه مسئولیتهای شغلی خود نگردد و به همان سادگی که مطالب در حافظه انباشته شده اند از ذهن بدر روند.
9. در تمامی طول تحصیل ، یاد گیرنده به یاد دهنده متکی است .
10. برنامه های تحصیلی در این دیدگاه و سیستم آموزش غیر قابل انعطاف و یک طرفه می باشند و از قبل توسط معلم و یا استاد بدون دخالت و مشارکت دانش آموز و یا دانش جو تهیه و دیکته می شوند.
11. در تشخیص نیاز های آموزشی ، علیرغم تفاوتهایی که در بین یاد گیرندگان موجود است ، این معلم و یا استاد است که یک طرفه تصمیم میگیرد و همه بایستی به یک اندازه کار کنند و به انجام تکالیف مکرر موظفند .
12. بر اساس این دیدگاه ، ارزش یابی یاد گیرنده نیز تنها توسط معلم و یا استاد انجام میشود . و دانش آموز و یا دانشجو کمترین نقشی در ارزش یابی فرا آیندهای فراگیری و عملکرد خود ندارند . و از ارزیابی معلم و یا استاد نیز ممنوع هستند .
13. دانش آموز و یا دانشجو چون نقش فعال ندارد و تجربه گر نیست ، اعتماد به نفس پیدا نمیکند و دانش آموزان و دانشجویان مهارت های لازم را از راه بحث و گفتگو و تعامل اجتماعی و سیاسی بدست نمی آورند.
14. از آنجا که در سیستم اقتدار گرایانه و آمرانه ، مدیریتی بر اساس اطاعت حاکم است ،ساختار تصمصم گیری در مدرسه ، تصمیم گیری ها و روابط مربوط به کلاس و فعالیت فوق برنامه پیوسته بدون مشارکت مستقیم دانش آموزان و دانشجویان ، انجام میشوند. دانش آموزان و دانشجویان تنها موظف به اطاعت و پذیرش می باشند .
لذا درمدرسه که مهمترین بنیاد تربیتی است و از کودکی تا جوانی ، در تربیت یک نسل ، نقش اول را دارد ، دانش آموز اندیشیدن و مسئولیت شناسی و جسارت و ابتکار را نمی آموزد .
مدرسه به دانش آموز ،سیاست را که معنایی عام دارد ، در دایره تنگ تصمیم و اجرای قدرت حاکم خلاصه می باوراند .و تمرین مشارکت در زندگی سیاسی را ، که شامل تمامی شئون زندگی انسان میباشد ، و لزوما تنها به حکومت محدود نمیگردد را در سطوح محلی و ملی ، برای دانش آموزان و دانشجویان میسر نمیگرداند. بر عکس محیط تمرین ، تسلیم و اطاعت ، انقیاد و ترس و از دست دادن شور و شوق زندگی و کمال جویی می شود .

در دیدگاه دوم :
1. فضای آموزش آزاد و بر اساس مشارکت است .
2. ارتباط معلم و استاد با دانش آموز و دانشجو و بالعکس از طریق مشارکت و همکاری در آموزش و پرورش سامان می یابد .
3. رفتار و ارتباط مابین دانش آموزان و دانشجویان ، بر اساس همکاری متقابل و کار دسته جمعی تنظیم میگردد.
4. تغییرات کیفی اهمیت بیشتری می یابد.
5. معلم و یا استاد نقش تسهیل کننده یاد گیری را دارد و وظیفه آنها ، بر انگیختن میل به ابتکار و پاسخ دادن به پرسشهای دانش آموز و دانشجو ، در جریان آموزش است .
6. دانش آموز و دانشجو در فرآیند یاد گیری فعال میشوند .
7. تجربه در فرآیند یاد گیری نقش اول را دارا میباشد .لذا بر آزادی و استعداد خلاقه یاد گیرنده تکیه می گردد. فعالیتهای یاد گیری مبتنی بر تحقیق و پژوهش می باشد. در ضمن تجربه های خاص هر دانش آموز در محیط زندگی ، نیز در فر آیند یاد گیری نقش می یابند و محیط مدرسه و دانشگاه و محیط بیرون از آن بند از بند گسسته و غیر مرتبط با یکدیگر نمی شوند.
8. بر اساس این سیستم ، در سر کلاس درس ، بعلت آنکه بنا بر بحث و گفت و شنود است ، دانش آموز و دانشجو ، فرا می گیرد که بجای به حافظه سپردن مطالب ،بهتر استدلال کند و معلم و یا استاد به رفتار و شیوه بیان و محتوای مطالب ارائه شده از طرف یکایک دانش آموزان و دانشجویان ، توجه نشان می دهد. و یاد گیرنده را برای مشارکت در یاد گیری و حتی تدریس به بقیه ، تشویق میکند.
9. بر اساس این دیدگاه ، تکیه آموزش بر مساله ای است که باید شناخته و حل شود . یعنی یاد گیرنده با مساله ای مواجه می شود و به یاد گیری میپردازد تا آن را حل کند. لذا ، بگاه ورود به کار و در مسئولیتهای شغلی ، با سهولت بیشتری از عهده حل مسائلی که پیش می آیند، بر می آید.
10. در این دیدگاه ، تکیه دانش آموز و دانشجو از معلم و استاد بر داشته می شود. یاد گیرنده بطور روز افزون ، خود جهت یاد گیری را تعیین میکند . یعنی با اعتماد به ارزشمند بودن تجربه و اعتماد به توانایی خود، فرا می گیرد که در جهت رشد خود قدم بردارد و متکی به خود باشد .
11. برنامه های تحصیلی و آموزشی، در این دیدگاه ، انعطاف پذیرند و با توجه به نیاز های افراد به یاد گیری ، انتخاب و در باره آن مابین معلم و استاد و دانش آموز و دانشجو بر اساس شور ، بحث و گفتگو صورت می گیرد.
12. تشخیص مواد و تنظیم برنامه آموزش و پرورش ، با دو طرف است . یاد گیرنده و تسهیل کننده یاد گیری ، هر دو ، نظر میدهند.
13. ارزش گزاری کار نیز با دو طرف ایست . یعنی یاد گیرنده نیز در ارزش گیری به کار خویش شرکت میکند و به نوبه خود حق دارد به ارزیابی معلم و استاد خویش بپردازد.
14. بعلت رشد حس اعتماد به نفس در نزد دانش آموز و دانشجو و از آنجا که در کلاس درس ، همه مغز ها فعالند و محیط ، محیط گفت و شنود است ، دانش آموز و دانشجو ، مهارتهای لازم را برای فعالیتها و نقشهای آتی در اجتماع ، فرا میگرند.
15. و از آنجا که در این سیستم کلیه سازمان دهی ها و مدیریتها در سطح مدرسه و دانشگاه بر اساس مشارکت و تولید تنظیم می شود ، دانش آموز و دانشجو فرهنگ مشارکت را در خارج از حوزه مدرسه و دانشگاه ، یعنی در خانه، در محیط کار ، در فعالیت حین فراغت، تا مسائل اجتماعی و سیاسی، تعمیم می دهد و دانش آموز و دانشجو پس از اتمام دوران تحصیل ، شخصی مسئول ، توانا ، مباحثه گر ، منتقد ، سازنده ، خود انگیخته، پر شور و ... خواهد شد که در ساختن کیفیت و کمیت حال و آینده خود، نقش اول را بازی میکند.

اکنون در ایران، هر ساله میلیونها کودک سرشار از حس کنجکاوی و خود انگیختگی که آما ده اند از نقطه نظر جسمی و فکری از راه کشف حقیقت با جهان شگفت آشنا گردند، به مدارس وارد می شوند و در طول 12 سال، به زعم نگارنده، اغلب به شیوه غلط آموزش می بینند و قوه تفکر و توان خود انگیختگی، ابتکار و خلاقیت ، بمرور در آنها می خشکد .تنها راه و روشی که در دسترس میابند ، دست یابی به علم از طریق انباشت هر چه بیشتر ذهن با محفوظات است . آنهم اطلاعاتی پراکنده و اغلب نا مربوط با واقعیات و نیاز های زندگیشان ! جوانی عاجز از فعالیت خود جوش و ترسان از تجربه که قادر به بیان افکار و احساسات خود نمی باشد ، پای به محیط آموزش دیگری بنام دانشگاه و یا به تعبیر دیگر "دبیرستان بزرگ "می نهد. در دانشگاه از نظر کیفیت آموزش، تفاوت چندانی، با دبیرستان نمی یابد (در شماره های آینده مستندات این نظر خود را ارائه خواهم داد ) اینجا نیز، کارش افزودن بر حجم محفوظا ت است . فارغ التحصیلان این " دبیرستانهای بزرگ " خود به یکی از معضلات بزرگ کشور تبدیل می شوند. مدرک در دست، با سطح توقع بالا، وارد" بازار کار "می گردند. اما بازار کار بعلت ضربه ای سهمگینی که رژیم بر اقتصاد کشور وارد آورده است، توانایی جذب آنان را ندارد. اینگونه است که سالی 180 هزارتحصیل کرده های دانشگاههای کشور ، ایران را ترک می کنند!

بررسی وضعیت معلمان و مراکز تربیت معلم:
در شماره قبل این نوشتار نگارنده بر این امر تاکید داشت که اصولا بر اساس دو نوع نگرش به انسان دو نوع هدف و رفتار در سیستمهای آموزش و پرورش بوجود می آیند :
در نگرش نخست، آزادی درونی انسان تلقی نمی گردد . لذا انسان ( در اینجا یاد گیرنده ) به مثابه موجودی غیر فعال محسوب می شود که عمده فعالیتهای وی به رهبری عاملی خارج از او انجام می پذیرد . لذا کار آموزش و پرورش انتقال فرهنگ، از طریق پر کردن مغز آدمی و شکل دادن به رفتار وی بر اساس الگوهای تعیین شده است.
در نگرش دوم، آزادی درونی انسانی تلقی می گردد، و انسان ( یاد گیرنده ) بعنوان موجودی زنده و فعال محسوب می شود . آموزش و پرورش وظیفه خود را آزاد کردن و بدان فعال کردن استعدادهای فرا گیرندگان و در اختیار گذاشتن اطلاعات و معلومات برای هر چه فعال تر شدن دانش آموز قرار می دهد.
و به مقایسه ویژه گیهای این دو دیدگاه از نقطه نظر تفاوت نقش معلم و استاد ، دانش آموز و دانشجو و روابط آنها با یکدیگر و نیز تفاوت فرآیند یاد گیری پرداختم. با توجه به ویژه گیهای کمی و کیفی آموزش و پرورش کنونی ایران، محرز است که به جز موارد استثنایی، دیدگاه دوم بر بخش اعظم آموزش و پرورش ایران حاکم است.
نظام های آموزشی و فعالیت های حاکم بر آن، با توجه به پیشرفت جوامع ، همواره دستخوش تغییر و تحول است و تحول آموزشی خود معلول تحول اجتماعی و تحول علوم و تکنولوژی است. پیچیدگی و افزوده شدن بر کیفیت فنون و علوم انعکاس خود را در نیاز های فردی و اجتماعی خواهد داشت. لذا هم کسب علوم و فنون جدید و هم آماده کردن دانش آموزان برای مواجه با نیازهای پیچیده خود، دیگر با روشهای سنتی تدریس ممکن نیست ؛ بلکه در سایه روش های آموزش پیشرفته امکان پذیر است. جامعه قرن بیست و یکمی، در حال گذار از جامعه مبتنی بر اطلاعات، به سمت جامعه مبتنی بر دانایی می باشد که در آن علم و دانش، تخصص، نو آوری و خلاقیت، محرک اصلی توسعه است.
دانش آموزان برای روبه رو شدن با تحولات شگفت انگیز قرن بیست و یکم، باستی به طور فزاینده ای مهارت های تفکر انتقالی و خلاق را برای تصمیم گیری مناسب و حل مسایل پیچیده ی جامعه فراگیرند، تا قادر باشند با تفکر منطقی و نقاد خود نه تنها در سطح جامعه ملی ، بلکه در سطح جامعه جهانی مسائل را بررسی و ارزیابی کنند و برای شکل دهی و برنامه ریزی درجهت رشد آن ، آماده و دارای برنامه باشند . برنامه ریزی برای شاختن جهانی متناسب با نیاز های واقعی و رشد افراد بر پایه آزادی و عدالت ،نیاز مند آن است که دانش آموزان در حین فراگیری علوم ، بصورت انسانهایی با ارزشهای والای انسانی ،واقف به حقوق خود و دیگران و حافظ این حقوق ، انسانهای درستکار و بشر دوست و دارای درک سیاسی، اجتماعی و اقتصادی عمیق نیز پرورش یابند. لذا آموزش مهارت های تفکر و یادگیری از طریق روش های یاد دهی- یادگیری فعال با مشارکت مدام آنها، ضروری به نظر می رسد.لذا بایستی بدون فوت وقت برای آن برنامه ریزی شود.
راه اساسی برای تحقق این مهم، تغییر بنیادی در روشهای آموزش و پرورش ویادگیری خصوصا در مدارس است. لذا روشهای تدریسی که بتوانند فعالیت دانش آموزان را تقویت کنند و یادگیری را به یک جریان دو سویه وفعال تبدیل کنند، از اهمیت ویژه ای برخوردار اند. در این فر آیند البته هم دانش آموزان و هم معلمان بایستی زمینه ها و امکانات متناسب با این نوع نگرش را در دسترس داشته باشند. اما متاسفانه درآموزش و پرورش ایران و دو عنصر اصلی آن معلم و دانش آموز درایران ، علاوه برکمبودهای کمی، مواجه اند با فقدان برنامه و رویکردی نو که در آن روح تحقیق، نقد، پرسشگری و گشایش افق های نوین و خلاقیت نظری متناسب با ساخت چنین جامعه ای را در دانش آموزان ایجاد کند. کیفیت پایین آموختههای علمی دانشآموزان و ماحصلی چون تداوم و جا افتادن فرهنگ مدرکمحوری و تلاش در گذراندن واحدهای درسی به عنوان هدف غایی معلم و شاگرد در کلاسها، نتیجه محتوم این کمبودها و نگرش دوم است.
در این نوشتار قصد دارم بخشی از این کمبودها را که باعث می گردند زمینه اصلی برای غالب شدن نگرش دوم بر آموزش و پرورش ایران فراهم گردد را بررسی کنم: یکی از معضلات فعلی آموزش و پرورش فقدان نیروی انسانی متخصص و کارآمد است. کمرنگ شدن نقش مراکز تربیت معلم برای پرورش نیروهای مورد نیاز در نظام آموزش کشور، کاهش جاذبه شغل معلمی به دلیل پائین بودن حقوق و مزایای آن و در نتیجه گریز نیروهای مستعد از این عرصه، تبدیل شدن معلمی به آخرین راه اشتغال برای نیروهای جامانده از بازارهای کار کشور، واغلب از روی ناچاری روی آوردن معلمان به چند شغل ،که خود نیزبه علت ربودن وقت آنان ،منجر به فقر مطالعاتی آنان می گردد، ناکارآمدی دوره های ضمن خدمت برای رشد و به روز نگه داشتن معلمان ، وجود بخشنامه های مانع و رادع برای آموزش حین خدمت و... همگی منجر به ناکارآمدی معلمان و نیرو های انسانی مشغول به آموزش فرزندان این کشور شده اند. بطوری که 53 درصد از یک میلیون معلم شاغل فعلی در ایران، که بالغ بر 530 هزار معلم در ایران امروز می گردد، دارای تحصیلات فوق دیپلم و دیپلم و زیر دیپلم میباشند . بی تردید از معلمانی که اینچنین خود در گیرمشکلات میبا شند و از کمبودها رنج می برند، نمیتوان توقع کامل داشت که تمام هوش و حواس و انرژی خود را صرف فرا گیری و بکار گیری بهترین روشهای تدریس نمایند.
برای اینکه از کم وکیف مشکلات آگاه گردیم به آماری که مورد استناد مسئولان آموزش و پرورش است و نیز نتایج طرحهای پزوهشی در دسترس، استناد می نمایم. دکترعلیرضا شریفی پژوهشگر و محقق پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش در گفتگو با خبرگزاری مهر ۱۳۸۴/۱۲/۱۵ اعلام کرد:" بالغ بر 70 درصد معلمان مرد دیپلم و فوق دیپلم مقطع تحصیلی ابتدایی مناطق شهری، شغل دوم دارند وحدود 50 درصد معلمان فوق دیپلم مقطع راهنمایی و 20 تا 25 درصد دبیران دوره متوسطه شغل دوم دارند. از نگاه علمی افرادی که به جز مدارس دولتی ، در اماکن آموزشی خصوصی و غیر انتفاعی نیز به تدریس می پردازند، از جمله افراد 2 شغله محسوب می شوند اما این نکته در این آمار و ارقام منظور نشده ، چرا که چنین معلمانی در کشور 2شغله محسوب نمی شوند."به قول شاگرد مدرسه ای که نگارنده با وی گفتگو کرده است :" از روزی که بطور تصادفی معلم خود را شبها با ماشین قراضه اش مشغول مسافر کشی دیدم ،وقتی سر کلاس چرت میزند زیاد در دلم از او دلگیر نمی شوم".
در حال حاضر معلمان در ایران از ورودی های مختلف به مدارس راه پیدا می کنند که مراکز تربیت معلم، آزمون سراسری، انتخاب از دبیرستانها و ادامه تحصیل تا کاردانی پیوسته، جذب نیروهای حق التدریس و برگزاری آزمون های ادواری از جمله آنهاست. نظام در سال 1383 به فکر لزوم ارتقاء سطح تحصیل معلمان افتاد. به موجب مصوبه اسفند سال 1383 دولت" حداقل مدرک تحصیلی برای ورود تدریس در مقاطع ابتدایی، کارشناسی است! که در مناطق محروم با مدرک فوق دیپلم استخدام صورت میگیرد اما معلمان باید در طول مدت کار، ارتقای مدرک بیابند. برای استخدام در مقاطع راهنمایی و دبیرستان نیز مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد عنوان شده است که در مناطق محروم معلمان میتوانند با مدرک کارشناسی استخدام شوند اما در زمان کار ارتقاء مدرک بیابند."
اما آمار زیر تکان دهنده است و نشان میدهد که اغلب مصوبات دولت و مجلس تنها بر روی کاغذ و نه در عمل معتبرند اند. مدیر دفتر برنامه ریزی و توسعه مدیریت وزارت آموزش و پرورش در گفتگو با خبرگزاری مهردر تاریخ ۱۳۸۴/۰۹/۰۲ اعلام کرد: در حال حاضر بیش از یک میلیون معلم در سراسر کشور مشغول به کار هستند که 47 درصد آنان دارای مدرک لیسانس و بالای آن ، 30 درصد فوق دیپلم و حدود 23 درصد زیر دیپلم هستند ( یعنی حدود 530هزار معلم! آیا معلومات معلمان دیپلمه و زیر دیپلم چگونه با این توقع ونیاز امروز ازمعلم که باید خود را از حالت صرف انتقال دانش و معلومات خارج کند و به خود به مثابه نگرش اول ، به عنوان صرفا فرد راهنما و هدایت کننده جریان یادگیری نظاره نماید و روش های فعال تدریس را ابتدا خود بیاموزد تا بتواند آنها در کلاس درس بکار گیرد، میتواند سازگاری داشته باشد؟! همچنین در 2 شهریور 85 مدیرکل دفتر ارتقاء مهارت های حرفه ای و تربیت معلم وزارت آموزش و پرورش( خبرگزاری مهر ) اظهار داشت: در حال حاضر300 هزار معلم دارای مدرک معادل در آموزش و پرورش وجود دارد . در29 اردبیهشت 85 وی گفت: با توجه به مصوبات قانونی، تمامی معلمان کشور باید طی 6 سال یک سطح تحصیلی ارتقاء پیدا کنند. و در ماموریت جدید مراکز تربیت معلم با بیش از یک میلیون معلم روبرو است که باید ارتقاء سطح تحصیلی بیابند.
پس ازکنکور سال 85 طبق گفته ابراهیم کارخانه ای عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات "مجلس هفتم : 60 تا 65 هزار نفر در دوره های آموزش عالی زیر نظر آموزش و پرورش ثبت نام کرده اند و تعداد دانشجویان مراکز تربیت معلم از 5 هزار و 160 نفر، به 10 هزار نفر ارتقاء یافته اند. همچنین شاخص آموزش های کوتاه مدت کارکنان آموزش و پرورش از 40 ساعت در سال به 73 ساعت در سال ارتقاء یافته است. با این حساب در 6 سال دیگر یعنی درسال 1390 مراکز تربیت معلم کشور تنها 10 هزار نیروی دارای مدرک لیسانس و فوق لیسانس، به آموزش و پرورش تحویل خواهد داد. با این حساب و به این ترتیب مدت 53 سال طول خواهد کشید که تعداد 530 هزار معلم فوق دیپلمه ودیپلمه و زیر دیپلم ( حتی بدون در نظر گرفتن آن بخش از کادر آموزشی که بازنشسته میشوند ونیروهای جدید جایگزین آنها می گردند) ارتقاء سطح تحصیلی نمایند و با مصوبه دولت در سال 1383 مطابقت کیفی بیایند.بنابراین با توجه به اینکه هر 3 سال سطح علمی جهان دوبرابر می شود ، با در نظر گرفتن ظرفیتهای ناقص مراکز تربیت معلم در کشور، این امر غیر عقلانی به نظر می رسد و راه حلهای دیگری می طلبد.
لذا افزایش دانشگاهای تربیت معلم و بالا بردن کیفیت آنها از ضروریات مهم آموزش و پرورش ایران است. حتی بایستی با ترتیب دادن آموزش های ضمن خدمت فرهنگیان به دروس کلیات و روشهای تدریس و تولید و کاربرد مواد آموزشی بهای بیشتری داده شود و در تدریس این دروس تنها به قسمت نظری و عناوین اکتفا نشود . آماده کردن معلمان کنونی نظام آموزشی برای استفاده از روش های فعال تدریس در فرآیند یاددهی و یادگیری به صورت دوره های بلند مدت و کوتاه مدت ضرورت دارد .اما یکی از موانع بر سر راه ارتقاء سطح تحصیل معلمان بخشنامه ها و مصوبات وزارت آموزش وپرورش است به نحوی که حق آزادی تحصیل را از فارع التحصیلان مراکز تربیت معلم نیزمی گیرد. بر اساس قوانین و ضوابط وزارت آموزش و پرورش دانشجوی فارغ التحصیل از مرکز تربیت معلم، بایستی حداقل یکسال در محل خدمت خود که توسط اداره آموزش و پرورش تعیین می گردد، خدمت نماید و بعد در صورت صلاحدید اداره ! می تواند ادامه تحصیل دهد!
طبق گفته دکتر حسین نقوی در میزگرد معاونت برنامه ریزی و توسعه مدیریت در اجلاس روسای مناطق آموزش و پرورش: از مجموع 720 هزار نیروی استخدام شده در وزارت آموزش و پرورش ، پس از انقلاب تنها 330 هزار نفر از مراکز تربیت معلم استخدام شده اند .لذا هنوز آماری در دسترس نیست که چه میزان از 47 درصد معلمان داری مدرک لیسانس و بالای آن ،امروز از مراکز تعلیم و تربیت معلم کشور فارع التحصیل شده اند؟ اما در مورد کیفیت آموزشی فارع التحصیلان لیسانس و بالای آن جالب است حاصل یک طرح پژوهشی در سال 72 را در معرض قضاوت خوانندگان قرار دهم. البته سال انجام این پژوهش تاثیر چندانی در نتیجه حاصله ندارد. گذشته از اینکه متاسفانه پژوهش تازه تری در دسترس نیست) نگارنده این پژوهش را از پایگاه علمی و پژوهشکده اطلاعات و مدارک علمی ایران برگفته است). هدف پژوهش بررسی و مقایسه سطح کارآیی معلمان فارغالتحصیل از مراکز و دانشسراهای تربیت معلم در مقایسه با سایر معلمان بوده است . روش تحقیق توصیفی و ابزار آن شامل آزمون -1 پیشرفت تحصیلی دروس تربیتی و اختصاصی -2 نگرشسنج دانشآموزان -3 پرسشنامه مدیران مدرسه -4 لیست نمرات ثلث سوم دانشآموزان بوده است . جامعه آماری تحقیق شامل 1) معلمانی است که در سال تحصیلی 1367-1368 از مراکز و دانشسراها فارغالتحصیل شدهاند. 2) معلمان دروس علوم تجربی و ریاضی دوره راهنمایی که در سال تحصیلی 1367-1368 از مراکز تربیت معلم فارغالتحصیل شدهاند 3) معلمان آموزشی ابتدایی غیرفارغالتحصیل از دانشسراها و مراکز. 4)معلمان دروس علوم تجربی و ریاضی غیرفارغالتحصیل از مراکز تربیت معلم است . یافتهها نشان میدهد که اطلاعات فارغالتحصیلان مراکز و دانشسراهای تربیت معلم در دروس کلیات ، روشها و فنون تدریس ، کاربرد آموزشی، راهنمایی و مشاوره، دروس تربیتی و دروس اختصاصی از اطلاعات معلمان غیرفارغالتحصیل بیشتر است .
حال که موضوع بحث ، کیفیت آموزشی مراکز تربیت معلم است، نتایج طرح پژوهشی دیگری نیز قابل تامل است.هدف این طرح پژوهشی محتوای کتب درسی مراکز تربیت معلم و بررسی میزان تاثیر دروس تربیت معلم بر کارایی فارغالتحصیلان از دیدگاه فارغالتحصیلان و دانشجویان علوم تجربی است . روش تحقیق توصیفی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است . جامعه آماری شامل دو گروه بوده است ، گروه اول فارغالتحصیلان مراکز تربیت معلم در رشته علوم تجربی و گروه دوم دربرگیرنده دانشجویان این رشته در استان مرکزی است . که از میان آنها 130 نفر جهت بررسی برگزیده شده است . براساس یافتههای پژوهش 1) 76 درصد از افراد پاسخدهنده معتقدند که دروس تخصصی مراکز تربیت معلم بر کارایی آنها بیشترین تاثیر را دارد. 2) 73 درصد از افراد فارغالتحصیل ابراز داشتهاند که از دروس تخصصی در امر تدریس کاملا و یا تا حدی استفاده میکنند. 3) 70 درصد از دانشجویان معتقدند که محتوای کتب درسی مراکز تربیت معلم ، قدرت حل مساله را در دانشجویان تقویت نمیکند.
همچنین بگزارش ایسنا یک دانشجوی کارشناسی ارشد در پایاننامهای، دیدگاه مدرسان و دانشجو معلمان مرکز تربیت معلم تهران را نسبت به برنامههای درسی، فرآیند یاددهی، یادگیری، مدیریت آموزشی و تاثیر آنها در ایجاد توان خود راهبری و خود ارزشیابی دانشجو معلم بررسی کرده است. نتایج این پایان نامه که با راهنمایی دکتر غلامحسین شکوهی و مشاور دکتر زهره سرمد و دکتر نادر قورچیان که توسط نادر سلسبیلی دانشجوی کارشناسی ارشد برنامهریزی آموزشی دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران انجام شده، نشان میدهد: تصوری که صاحبنظران جهانی تعلیم و تربیت از تربیت معلم دارند با تصور ما در مراکز تربیت معلم تهران فاصله بسیاری دارد. در حالی که صاحبنظران جهانی تعلیم و تربیت برای ایجاد تحول در تربیت معلم، به تجربههای جدیدی دست یافتهاند و رویکردهای مختلفی را با توجه به آیندهنگری و به قصد ایجاد تحول مطلوب را مورد امتحان و پژوهش قرار میدهند و به دنبال تربیت معلمانی خلاق، جستجوگر، پویا، خود راهبر و خود ارزشیاب هستند، ما به دنبال تربیت معلمان مقلد، یکنواخت و مسلط در اداره کلاس هستیم. همچنین در حالی که این صاحب نظران به دنبال ایجاد فضایی نشاط آور در موسسه آموزشی، یکپارچه با یادگیریهای خارج از موسسه و جامعه، تشویق دانشجو به نوآوری به خصوص در زمینه تدریس، روبرویی دانشجو با مسایل جدید و گسترده در کار آموزش هستند و اینکه دانشجو معلم به عنوان معلمی در نقش راهنما و تسهیل کننده یادگیریهای دانش آموزان ظاهر شود ، در مراکز تربیت معلم ایران، فضایی کم نشاط و بدون ارتباط با جامعه بیرون و بدون یکپارچکی و فزایندگی در این یادگیریها هستند. تاکید بر کتاب درسی و حفظ کردن متون و امتحان از مطالب آن در مراکز تربیت معلم ما اعمال میشود و کمتر به دانشجو فرصت پژوهش در زمینههای مورد علاقه داده میشود..



و یا این...:-2-41-:


نگاهی به مشکلات ریشه ای« آموزش وپرورش (http://www.payamdel.blogfa.com/post-6.aspx)»(عباس فتحی مقدم) مقدمه
در این مقاله کوشیده ام سیستم آموزش کشور عزیزمان ایران را در ابعاد مختلف مورد بررسی قرارداده و تا آنجا که اطلاعاتم یاری میدهد مطالبی را ارائه نمایم . البته با توجه به کم بودن سطح علمی ، و نداشتن تحصیلات دانشگاهی مربوطه ، مطمئنا خالی از اشکال نیست . و آنچه که دراین مقال آورده ام حاصل مطالعات و تجاربم در طول 24 سال خدمت در آموزش و پرورش بوده است. پیشاپیش از همه صاحب نظران و فرهنگیان فرهیخته پوزش می طلبم .
زیر بنای یک حرکت اصلاحی در آموزش وپرورش ایران تغییردر جهان بینی و فلسفه آموزشی حاکم بر آن است . آموزش و پرورش ما میزبان انسانهایی است که به لحاظ فکری و ذهنی متحول شده اند ،اما به لحاظ برنامه ریزی و اجرایی عقب نگه داشته شده اند. مهمترین مشکل آموزش و پرورش ما ، نوع نگاه آن به انسان و کم توجهی به تغییرات اساسی که در جهان ودر جامعه ی ما در زمینه ی نقش انسان در جامعه است، می باشد. که در ادامه به تفصیل به آن خواهم پرداخت.
معرفی
اینجانب عباس فتحی مقدم با شماره پرسنلی 26426690 در سال 1367 اول مهر ماه وارد دانشسرای مقدماتی تربیت معلم امام سجاد(ع) شهر هرند از توابع استان اصفهان شدم و در سال 71 دوره 4 ساله این مرکز را با موفقیت گذراندم .در همان سال مقارن با امتحانات پایانی در کنکور شرکت و در رشته جغرافیا با گرایش برنامه ریزی روستایی در دانشگاه پیام نور شهر وزوان قبول شده و 6 ماه بعد از شروع تدریس در روستاهای شهرستان نطنز ، در ترم بهمن همان دانشگاه مشغول تحصیل شدم .و در سال 77 موفق به اخذ مدرک کارشناسی در رشته مذکور شدم . از تجارب بنده حقیر طی دوره خدمتم تجربه تدریس در هر سه مقطع آموزشی اعم از ابتدایی (12سال) ، راهنمایی( 11سال) و متوسطه (2سال) و به سمتهای آموزگار ، دبیر علوم اجتماعی دوره راهنمایی ، دبیر جغرافیا در دوره متوسطه ، دبیر مطالعات اجتماعی دوره متوسطه و دبیر حرفه و فن در دوره راهنمایی بوده ام . شایان ذکر است اینجانب به دلیل همکاری و ارسال مقالات علمی و آموزشی و تالیفات مربوط به جغرافیا از سال 78 عضو دائمی و پیوسته انجمن علمی جغرافیای استان اصفهان بوده و در این رابطه تجربیات متعددی را کسب نموده ام و لذا هیچگاه از اشاعه آموزه های خود چه در اجتماع و چه در مدارس و حوزه ه های دانش اموزی دریغ ننموده ام. «امیدوار به عطای خیر از خدای منان»
تعاریف و دیدگاهها
سه مقوله ی «دانش ، یاد گیری ، تدریس » هر کدام تعریف خاصی دارد.
(ديدگاه صنعتي)
دانش عینی، دقیق و کمی است ،یاد گیری عمدتا تغییر رفتارمی باشد و تدریس نیز انتقال منفعلانه ی اطلاعات به دانش آموز توسط معلم است .و دانش آموز فقط در مقابل معلم پاسخگو است . اما در دیدگاه تکنولوژیکی واطلاعاتی، هر سه مقوله تعریف دیگری دارد.
(ديدگاه تكنولوژيكي):
دانش دقیق و کمی نیست بلکه ساخته شدنی است یعنی دانش آموز خودش نیز در یادگیری نقش دارد در حقیقت خودش بوجود آورنده ی دانش خودش است . انسان وقتی که خودش بوجود آورنده ی دانش خود باشد نسبت به آن متعهد و حافظ آن است . وآن دانش را به ازای دانش دیگر، تا دلایل قانع کننده ای پیدا نکند از دست نمی دهد. در چنین دیدگاهی یادگیری فقط تغییر رفتار نیست ، تغییر باور و بینش است تغییر دید گاه است البته تغییر رفتار بخشی از این یادگیری را تشکیل می دهد. وتدریس یک تعامل است چون انسانها می خواهند تصمیم گیری را یاد بگیرند . انسان قرن بیست ویکم، جبرا" انسان تصمیم گیرنده و انتخاب گراست و به همین دلیل مسئولیت پذیر است و چون خودش انتخاب کرده است نمی تواند مسئولیت عواقب را بر دوش دیگری بیندازد .
و اما مشکل آموزش و پرورش ایران کجاست ؟
حقیر دیدگاههای خود را در این خصوص در 5 موضوع یا مورد با استدلالهای کاملا شخصی و مبتنی بر تجربیاتم در دوره فعالیت خود در این سیستم اداری و بدون هیچگونه وابستگی فکری بر اندیشه های حاکم بر جامعه و نشات گرفته از افسوسهای مشترک خود و دانش اموزانی که سالهای تلاش و تحصیل خود را در مدینه امال دیگران (امالی بدون کارشناسی موثر)در ورطه تلاطم بازیهای حزبی سپردند ؛ این گونه به تحریر در می آورم.
1- عدم توجه نظام به آموزش وپرورش از نظر ( بودجه ، گزینش وزیر ، گزینش معلم ) : اگر به سازمان آموزش و پرورش با یک دید محدود، همانند وزارتخانه های دیگر مثل پست ،مسکن ومخابرات نگاه شود موجب می شود آموزش و پرورش در حد یک سازمان حمایتي ـ خدماتی تلقی شود . در حالیکه در تلقی های نهادمند جهت دهی ، تعیین فلسفه و اهداف آموزش وپرورش و تعیین معیارهای کلی مدیریت وکنترل « فراگردهای آموزشی» از مهمترین وظایف مسئولیت ها به حساب می آید. چه خوب بود این نهاد ارزشمند در قبال هر نیروی کاری که جهت استخدام در هر نهاد دولتی ، نیمه دولتی و خصوصی کلیه هزینه های وارده در تربیت و ساختن وی را از همان موسسه یا وزارت خانه دریافت می کرد تا حداقل دیدگاه همه سازمانهای کشور نسبت به این نهاد و رویکرد آنها به قشر معلم در جامعه متحول می شد .چرا که به نظر نگارنده معلمین همان صنعتگرانی هستند که تولید کننده علم و نیروی کارند.و هر صنعتی برای بقا و ارتقا خود نیاز اساسی به بازار فروش محصولات خود دارد.و ما هم از این قائده مثتثنی نیستیم.ما می توانیم همانند دیگر نهادهای جامعه در زمره نهادهای تولیدی و درامدزا باشیم و هرگز از طریق جلب حمایت از کلیه نهادهای کشور، در خصوص تامین بودجه اداری ، تجهیز و معاش نیروی کارمان اقدام نکنیم . «باشد که این پیشنهاد بگوش حکومتیان برسد و با تصویب قانونی در این خصوص هرچه زودتر عملیاتی شود»
بنده در خصوص پیشنهاد فوق معتقدم 2 هدف از اهداف اصلی سیستم آموزش و پرورش تامین و داشتن دغدغه در آن مورد منتفی می گردد.
1- ارضای مالی نیروی کار و فراهم نمودن زمینه های تحقیق و مطالعه کارکنان سیستم در راستای تربیت بهتر نیروی کار آینده کشور
2- تغییر در دیدگاههای عمومی جامعه نسبت به معلم و مدرسه و اهمیت دادن سازمانها به فارغ التحصیلان متناسب با سطوح علمی مختلف و در نتیجه ایجاد تلاش بیشتر در دانش آموزان برای کسب علم جهت جذب در بازار کار و ....... و اینکه دید موسسه مربوطه به نیروی کاری که هزینه آموزش او را پرداخته دیگر دید غنم پنداری زیر دست نیست و نتیجتا امید به آینده در نیروی کار ایجاد و انگیزه تولید و خدمت را در نیروی مربوطه افزایش و لذا ماحصل آبادانی و پیشرفت جامعه است
حال این دغدغه ماست و یکی از مشکلات اصلی اینجاست:
عدم حساسیت علمی و تخصصی به گزینش و انتخاب وزیر ، مدیران کل ، مدیران ادارات و در کل برنامه ریزان اصلی سیستم
در کشورهای پیشرفته خصوصا آلمان ، انجام پژوهش ها، نوشتن مقالات علمی در سطوح مختلف یکی از شرا یط احراز مقام معلمی است . اما در کشور ما حتی برای وزیر هم چنین شرایطی وجود ندارد و تنها چیزی که ملاک در انتخاب مدیران ارشد نیست تخصص و تجربیات است.
2- عدم توجه به مدیریت استراتژیک – این نوع مدیریت به دنبال قاعده مند کردن، اجرا و ارزیابی کلیه اقدامات و عملیاتی است .که سازمان را قادر می سازد آینده را دقیق تر و روشن تر ترسیم نموده و اهداف خویش را تحقق ببخشد .در کشور ما یکی از موانع تحقق اینگونه مدیریت ، وجود ساختار تمرکز گرا و بومی گریز اداری است . این نوع ساختار ریشه در تاریخ داشته است که از سپردن قدرت اجرایی و اختیار عملی به مناطق واهمه دارد. که نهایتا" دانش آموز انباشت مطالب درسی در ذهن خود را توهم می پندارد که باید شب امتحان از آن رهایی یابد. معلم تکرار ماشین وار مطالب درسی را وهمی می پندارد که سالها آن را درمخیله اش تحمل می کند، مدیر ماشین بخشنامه پراکنی است که از کثرت ، تنوع و غالبا بی ربط به آموزش و پرورش را اوهامی فرا روی خود می بیند که عمر حضرت خضر هم کفاف این اوهام زدائی را نخواهد داد. بدیهی است در چنین شرایطی مدرسه ای موهوم تلقی شود زیرا از کارایی درونی و بیرونی تهی میشود . افت تحصیلی که امروز گریبانگیر مدارس ماست ، تنها نیاوردن نمره ی موهوم معلمان نیست و در صد قبولی بالا نمی تواند حیثیت از دست رفته افت تحصیلی را اعاده نماید چرا که اگر در مقابل این افت تحصیلی خیز تحصیلی مطرح شود ، لاجرم این خیز فقط شکلی بوده و از ماهییت تهی است . اگر به کمک متغییرات تحصیلی، کارائی بیرونی آموزش و پرورش مورد سنجش قرار گیرد باید به دنبال کارکردهای آموزش وپرورش رفت که از جمله مهمترین آنها می توان به اجتماعی شدن یا جامعه پذیری نظر افکند . آیا آن دسته از افرادی که به رای متقن ما به سلامت از سیستم عبور کرده اند و با نمره ی بهتری هم قبول شده اند،کارکردجامعه پذیری وسایرکارکردها تحقق یافته است ؟
3- نگاه آموزش وپرورش ما ، به طور جدی انتخاب گری و مخیر بودن انسان را باور ندارد . به عبارتی مخیر بودن انسان را دیگری تعیین میکند در نتیجه فضا تاجایی آماده می شود که دانش آموز تحت آموزش به جایی که او انتظار دارد رسد . در صورتی که در متون سنتی ، مذهبی و ملی خود داریم که ، «رسد آدمی به جائی که به جزاز خدا نبیند » یعنی توانمندی این بشر آن قدر باید گسترش یابد تا بتواند مرتب به کشف نا شناخته ها بپردازد در حالیکه در نظام آموزشی ما مرتبا به دانش آموز و معلم گفته می شود چه بگوید ،چه نگوید، چگونه انتخاب کند ، چگونه برنامه ریزی کند، چگونه ارزشیابی کند وچگونه در مقابل دیگران پاسخگوباشد .
4- فضای تربیتی مدرسه و خانواده که تقربا یکسان است نمی تواند اقتدار را از رسانه ها به ویژه از تلویزیون باز پس گیرد . که این امر موجب بروز مشکلات عدیده ای خواهد شد و باید چاره اندیشی گردد.
5- اصلاحات نظام آموزش و پرورش باید از دبستان آغاز شود نه از دبیرستان ! آیا تاکنون چقدر به این مسئله توجه شده است ؟ آیا دید گاه سازمان، به آموزگاران ابتدائی همانند دبیران دبیرستان هاست؟
در نهایت باید توجه شود که آموزش و پرورش زایده ای بر جامعه نیست ، تا آموزش وپرورش تولید گر نشود تا از درون خود تحول دیدگاهی،تحول ساختاری و تحول زیر بنائی پیدا نکند صحبت کردن از اصلاحات سیستم آموزشی ، بی فایده خواهد بود. به امید روزی که تحول ساختاری و زیر بنائی در نظام آموزشی ما ایجاد شود.
تحولاتی که لازم است در سیستم آموزش و پرورش صورت گیرند

بارزترین خصوصیات عصر حاضر را می توان ایجاد تغییرات وتحولات شگرف ومداوم درطرزتفکر ایدیولوژی ، ارزش های اجتماعی ، روش های انجام کار و بسیاری از پدیده های دیگر زندگی دانست.
به همین سبب امروزه مدیران با مراکز آموزشی پر از ابهام ، پویا و در حال تحول روبرو هستند.
در این مقاله سعی شده ضرورت واهمیت تحول در سازمان آموزش وپرورش به تصویرکشیده شود.در این راستا ازبیانات ارزشمندمقام معظم رهبری که برخاسته ازنگرش وانتظارات ومطالعات ایشان است و مصوبات شورای عالی آموزش وپرورش ونگاه صاحبنظران به این موضوع،بهره برداری شده است.

مفاهیم تغییر ،تحول ،نوآوری وتفاوت آن ها:
درتعریف تغییر گفته شده است تغییر،دگرگونی هر چیزی است که با گذشته اش تفاوت داشته باشد و نوآوری اتخاذ ایده هایی برای سازمان جدید است.بنابراین تمام نوآوری ها می توانند منعکس کننده یک تغییر باشند؛ اگرچه تمام تغییرها نوآوری نیستند.(آقایی فیشانی،1377، 26)تحول یعنی فرایند ذوب شدن اندیشه ها ،باورها ورفتارهای سنتی وتثبیت ارزش های نوین واستقرار نظام های جدید. تحول یعنی منطبق کردن سازمان ها با آخرین پدیده های روز( Rosabeth Kanterاینترنت )
سازمان های نوآور، معنا ومفهوم تغییرو نوآوری وتحول در سازمان ها از نگاه صاحبنظران:
سیستم آموزشی نوآور ، سیستم هایی هستندکه نسبت به تغییرنیازهای ذی نفعان ، تغییرمهارت های رقبیان ، تغییر روحیه افراد جامعه واکنش نشان داده ، در شکل و نحوه تولیدات خود(دانش آموزان و علم) تجدید نظرمی کنند و خود را متحول سازند . تغییر در سیستم آموزشی فرایند تحول ودگرگونی است که در رفتار ها ،ساختارها ،خط مشی ها ،منظورها یا بروندادهای پاره ای از واحدهای مراکز آموزشی رخ می دهد.(اقتباس از هنسن ،1370 ،330)با توجه به نزدیکی ومشابهت مفاهیم نوآوری وتغییردربسیاری ازمنابع ومتون علمی،این دو واژه اغلب مترادف درنظرگرفته شده است"الوین تافلر"معتقد است محورموج سوم راخلاقیت ونوآوری تشکیل می دهد.(آقایی فیشانی ،1377،ص پیشگفتار)
ضرورت و عوامل ایجاد کننده تحول:
ضرورت تحول را علاوه بر عوامل تاثیر گذار آن ، در بالندگی وبهبودی سیستم آموزشی کشور ، بهبود در کیفیت زندگی نیز می توان یافت. سیستم آموزشی هرکشور تحت فشارعوامل متعددی همچون؛ پیچیدگی وقایع ، سرعت پیشرفت فناوری، افزایش رقابت چشمگیر در ارایه خدمات وتولیدات و نیاز طبیعی و درونی انسانها در مجموعه نظام هستی،قراردارند.این عوامل سیستم های مربوطه را درمقابل تغییروتحول خلع سلاح نموده وآنان راواداربه پذیرش وبرنامه ریزی جدی می کند.
چگونگی ایجاد تحول در سیستم آموزشی
1) تعیین اهداف تحول؛
تحول درپی تعیین اهداف آن قابلیت برنامه ریزی واجرامی یابد. پس ازآن سنجش واندازه گیری را ممکن می سازد. تحول نمی تواندبه صورت خود بخودی وتابعی از متغیرهایی چون حوادث و پیشامدها و خواسته و ناخواسته،آغازشود. اهداف تحول بایدبا چیستی وچرایی روشن وشفاف،واقعی،قابل اندازه گیری درمحدوده زمان،مدون وقابل انعطاف باشد.دراینجااین پرسش هامطرح می شودکه چرا سیستم آموزشی نیازمندتحول است؟این تحول چگونه و توسط چه کسانی انجام می شود؟ا هداف آموزش وپرورش از تحول چیست؟آیا تحول در آموزش وپرورش منطبق برواقعیت های موجوداست؟درچه فرایندزمانی اتفاق می افتد؟و....


2) توجه به نیاز درونی سیستم آموزشی
نیازدرونی سیستم آموزشی ،زمینه سازضرورت تحول می شود.تغییر وتحول نمی تواند صرفاً تجویزی و با صدور دستورالعمل قابلیت اجرایی یابد . البته می توان با وضع قوانین و مقررات وترسیم مسیر حرکت از طریق دستورالعمل ها زمینه حرکت قانونی تحول را هموار نمودکه این شرط لازم است ونه کافی .


3) تبدیل مشکلات وتهدیدها به فرصت؛
هنر آموزشگاههای پیشرونده تبدیل مشکلات به فرصت است . چرا که این آموزشگاهها از مشکلات موجود در مسیر تحول استقبال کرده و آن ها را با دانش و درایت مدیریت کلاس درس و استوار بر دانسته های وی و دانش آموزان به فرصت تبدیل می کنند.
تحول ،نیازمند مدیریتی مدبرانه ، بادانش توام باانگیزه وتلاش پی گیر است.معلمانی که فرصت آفرین اند،نه فرصت سوز ویا منتظر فرصت ،که این انتظار شایدبه ثمر نرسد.
4) جلب همدلی ،همراهی ، همفکری وهمکاری تمامی اعضاءکارکنان مدارس
تحول؛ همدلی، همراهی، همفکری و همکاری تمامی اعضاء سازمان را می طلبد.چراکه تغییر در دانش ، نگرش ،باورها و اندیشه های نیروی انسانی درمدارس ،مقدمه ایجادتحول ورکن اصلی تحول نیروی انسانی است. نیروی انسانی نه تنها از عوامل تحول در مراکز آموزشی که از اهداف آن نیز هستند. ایجاد تحول در نیروی انسانی ،زمینه ساز برنامه های تحول پایدار ومستمر است.
5) مدیران جلودار والگوی عملی تحول ؛
مدیران به عنوان یکی ازمهمترین عوامل تحول ، دارای نقش های متعددی در اجرای برنامه های تحولی هستند.به همین دلیل همانطورکه می توانند با پشتیبانی ،حمایت وهدایت برنامه ، نقش پیش برنده داشته باشند ،قادرند در زمره مهمترین موانع اساسی بازدارنده نیز قرار گیرند. مقام معظم رهبری در بیانات خود در دیدار وزیر و مدیران آموزش و پرورش سراسر کشور در سال 86 ،از تحول به عنوان یکی ازاساسی ترین واصولی ترین مطالبی که درزمینه آموزش وپرورش ممکن است مطرح شود، یاد کردند."تحول یک کلمه است ،لکن درپشت این وجود لفظی ، درپشت این کلمه یک دنیا کارنهفته است.اولاً؛ این کارچیست؟ ثانیاً با چه هدفی این کارها قرار است انجام گیرد؟ثالثاً چگونه این کارها انجام گیرد؟ پاسخ این سه سوال ، یک عمر کار است. ما همه اینها را در زیر کلمه تحول قرار می دهیم و می گوییم ؛تحول."
درپاسخ به سوالات مطرح شده ازسوی ایشان(مقام معظم رهبری) ، می توان بطور کلی تحول را به شکل زیرتقسیم نمود:

طبقه بندی سطوح تحول در آموزش و پرورش
1) تحول در ساختار
ساختار شامل مسایلی نظیر تقسیم بندی کار ، حوزه یا قلمرو کنترل و طرح های مختلف سازمانی است. منظور از ساختار، سازمانی است که سازمان کارها را به صورت رسمی تقسیم بندی ،طبقه بندی، گروه بندی و هماهنگ می کند. عوامل تغییر در طرح سازمانی تغییراتی داده و یک یا چند مورد از عوامل اصلی را تغییر دهد. مقام معظم رهبری در فرازی دیگر از فرمایشات خود به ساختار و تشکیلات آموزش وپرورش پیش از انقلاب اسلامی و پس از آن چنین اشاره فرمودند:"نظام آموزش وپرورش ما یک نظام غرب زده ، تقلیدی ، مبتنی بر باورها و مبانی پذیرفته در اروپا بود. حالا یکی بلژیک را ترجیح می داد،یکی انگلیس را ترجیح می داد،یکی فرانسه راترجیح می داد ، بالاخره مربوط به آنها بود.در بخش های مختلف اداری و تشکیلات دولتی ما ، این محسوس بود. آموزش وپرورش هم عیناً به همین کیفیت شکل گرفت و همینطور ماند."ازفرمایشات ایشان اینگونه می توان برداشت کرد که آموزش وپرورش در بخش ساختاری ، نیازمند تغییر و تحولات بنیادین و اساسی است.
2) تحول در فناوری
امروزه بیشتر تغییرات فناوری ،حول محورارایه دستگاه های جدید ، ابزارنوین خودکار کردن دستگاه ها با بکارگیری رایانه های پیشرفته دور می زند. اغلب عوامل رقابتی یا نوآوری های صنعتی ایجاب می کند که عامل تغییر ، روش های عملی ،ابزاریا دستگاه های جدید را عرضه کنند. از طرفی با گسترش رایانه در این سالها شاهد تغییرات فناوری به صورتی گسترده هستیم.درراستای ایجادتحول در نظام آموزش وپرورش و بکارگیری فناوری پیشرفته، شورای عالی آموزش وپرورش سند فناوری اطلاعات و ارتباطات رادرجلسه 747 مورخ1/3/86 ازتصویب گذرانده است.در این سند نهادآموزش وپرورش به عنوان موثرترین دستگاه آموزشی وتربیتی کشور در تحقق اهداف و زیر ساخت های امور فرهنگی،علمی وفناوری مورد نیاز در افق چشم انداز ،خود نیازمند تحول و دگرگونی واصلاح در جهت کسب توانمندی های لازم برای ایفاء ماموریت های محوله ، است.در بخش دیگری از این سند چنین آمده است:"از جمله فرصت ها و امکانات پیش روبرای سرعت بخشی وشتاب دهی در جهت بازسازی نظام آموزش وپرورش وتحول در فرایند یاددهی ،یادگیری ،استفاده از پدیده فناوری اطلاعات وارتباطات است که باید به عنوان یکی از مهم ترین راهبردهای دست اندرکاران آموزش وپرورش کشور باشد." همچنین این مصوبه ،نقش جایگاه فناوری اطلاعات وارتباطات را موثر در عدالت آموزشی وتوسعه می داند.
3) تحول در افراد یا به عبارتی نیروی انسانی
مهمترین سطح تغییروتحول درسازمان ها،درجهت افزایش اثربخشی برنامه ها،تغییراتی است که در نگرش ،بینش و رفتار اعضای سازمان رخ می دهد.دراین خصوص مقام معظم رهبری درجمع روسای مناطق آموزش وپرورش کشور فرمودند:"ما می خواهیم آن کسی که از آموزش وپرورش خارج می شود بعد از سیزده سال انسانی باشد با برجستگی های اخلاقی ، برجستگی های فکری ومغزی و باتدین، یک چنین انسانی می خواهیم.
ازنظراخلاقی: انسانی باشد شجاع،خوشخو،خیرخواه، خوش بین،امیدوار،بلند همت،مثبت درقضاوت ها و سایرخصوصیات اخلاقی ای که برای یک انسان مطلوب،شمادرنظرمی گیرید.
ازلحاظ خصوصیات فکری: خلاق،پرسشگر،اهل فکر،نوآوری،مایل به ورود در وادی مجهولات وصاحب فکر.
ازجنبه رفتاری:آدم منضبط،قانون شناس.ماچنین موجودی می خواهیم،آیامی شودچنین موجودی را تربیت کرد؟ البته،البته که می شود.درست است که انسان ها یکسان نیستند،درست است که ژنها گوناگون و موثرات گوناگون خلقتی ،آدم ها را با اختلافاتی به وجود می آورد؛اما به طور معمول وعام ،همه انسان ها نقش پذیرند."در این راستا شورای عالی آموزش وپرورش درچارچوب ماموریت های قانونی خود ، درجلسه747 مورخ29/2/79اهداف دوره های تحصیلی رامصوب نموده است که وزارت آموزش وپرورش با برنامه ریزی مناسب درجهت تحقق این اهداف،قادر خواهد بود انسان مورد نظراسلام را تربیت نماید.


"مدیران امروزی درایجاد تحول سازمانی با دو مساله اساسی روبرو هستند:
مساله اول این که چگونه نیروومنابع انسانی خودرادرجهتی توسعه دهند که بهتربتوانند با تغییرات و تحولات محیط هماهنگ شوند
.مساله دوم این که چگونه نیرو ومنابع انسانی سازمان را در جهتی هدایت کنندکه ضمن تحقق اهداف سازمان وانجام ماموریت های سیستم ، نیازهای کارکنان نیز تامین شود."(پارسا،مقاله،1386 )


مدیریت تحول نیروی انسانی:
نقش مدیریت درتحول سطوح سازمانی به منظورتوسعه حایز اهمیت است.مدیریت و رهبری هوشمندانه ازگذشته دوراهمیتی بنیادین درساختار سازمانی داشته است.درقرن اخیربه منابع انسانی به عنوان عنصری هوشمندتوجه شده است که با مهارت وخلاقیت خود نقش اساسی ایفا می کند.نیروی انسانی کارآمد دریک کشورجزوسرمایه های ارزشمند به شمار می آید. ایجاد انگیزه های کاری و بروز خلاقیت و نوآوری به شیوه مدیریت مدیران هر سازمان بستگی دارد. به وجودآوردن محیط کاری مناسب ، بهبود روابط انسانی درمحیط کار،کم شدن استرسها،ارزش گذاری برای فکرها،از شیوه هایی است که مدیریت تحول گراباید اعمال کند. توجه به ابعاد کیفی آموزش وپرورش دربرنامه ریزی ها و وضع مقررات،تاثیرقابل ملاحظه ای در رشد وتربیت مدیران موردنیاز جامعه دارد.باز بینی وبررسی مصوبات وپیشنهادهای رسیده ازبخش های مختلف درشورای عالی آموزش وپرورش ، با رویکرد فرهنگی،تربیتی زمینه ساز ارتقاءکیفیت درآموزش وپرورش وتقویت نگرش تحولی خواهد بود. تصویب خط مشی های آموزش وپرورش درموضوع عدالت آموزشی، روابط وهمکاری های بین الملل،تصویب راهنماهای برنامه درسی دروس مختلف دردوره های تحصیلی، موید نقش کلیدی شورای عالی آموزش وپرورش در ایجاد ومدیریت تحول است.
نتیجه گیری بحث:
عوامل تسهیل کننده فرایند نوآوری : با اینکه نتیجه نو آوری وتغییر موفقیت آمیز است ؛اما علی رغم اهمیت آن در فرایند رشد و توسعه تمدن بشری ،تغییر در فعالیت های انسانی به سادگی صورت نمی گیرد . از آنجایی که شناسایی عوامل تسهیل کننده تحولات آموزشی ،همچنین موانع وعوامل مقاومت کننده در برابر آن ، می تواند در هدایت ومدیریت صحیح واصولی فرایند نوآوری وتحولات آموزشی توسط مدیریت آموزشگاه موثر باشد."یکی از مهمترین عوامل تسهیل کننده وتقویت توان نوآوری وخلاقیت در آموزشگاه ها ، ساختار مناسب وتشکیلات متناسب با اهداف موردنظراست؛ به طوری که ازدیدگاه صاحبنظران مختلف، ساختار سازمانی مناسب پیش فرض برای موفقیت ونوآوری وتغییردرسازمان است"(نژادایرانی،1376،7)تافلر در باره بوروکراسی اداری می نویسد"امروزه تغییرات بسیارسریع به تصمیمهایی همانقدرسریع نیازدارد ؛ اما منازعات قدرت، نظام های اداری رابه طریق رسواکننده ای کند میسازد. (تافلر1370 ،306) درهمین رابط "دفت" نیزیکی ازسه ویژگی مهم ساختارسازمان های موفق باعدم تمرکزساختاری به منظورتشویق افراد به خلاقیت می داند.(دفت ،1374 ،961 )

اجتناب از دام های نوآوری وتحول:
رهبران تحول در نوآوری با سه دام مواجه خواهند شد وآنها آنقدر جذاب هستند که ممکن است رهبران مکرراً در دام یک ویا هرسه آنها بیفتند:زمانی که دنبال راههای نوآوری هستید،اولین دامی که بایدازآن اجتناب کرد1- موقعیتی است که سازگار با واقعیت های استراتژیک ندارد. حتی اگر نوآوری به شکست منجرنگردد همانطورکه معمولاً اتفاق می افتد- همیشه مستلزم کوشش وتلاش زیاد،پول وزمان است 2- دومین دام گیج کننده نوآوری،نوظهوربودن است.آزمایش یک نوآوری باعث خلق ارزش می شود.نوظهور بودن فقط سرگرمی ایجاد می کنند. مدیریت مکرراً بدون هیچ دلیلی به جای انجام کارهای روزانه مشابه و خسته کننده ، احترام به نوآوری می کند و نکته این نیست که آیا ما آن را دوست داریم؟بلکه این است که آیا می شود با آن خود را مطرح نمود و اولیا دانش آموزان برای آن پول خواهند داد؟ 3-سومین دام گیج کننده مربوط به حرکت وعمل است. معمولاً زمانی که یک محصول ،خدمت یا فرایند سود آوری نباشد بایستی کنار گذاشته شود و یا سریعاً تغییر کند.مدیریت،سازماندهی مجدد انجام می دهدکه اغلب برای اطمینان مورد نیاز است.سازماندهی مجدد به تنهایی یک حرکت است وجایگزین عمل نیست. فقط یک راه برای اجتناب از دام های فوق یادشده ویا نجات شخصی که دریکی ازدام ها گرفتار شده است وجود دارد وآن"سازماندهی پیش ازتصمیم به تحول" است.



منابع مطالعاتی
این حقیر به دور از ریا کاری و فخر و چشم داشت از رئیس و مدیر بخشی از روند کاری خود را که ساخته و پرداخته تجربیاتم طی این دوره نسبتا طولانی تدریس است عارض داشته و با توجه به خدای بزرگ و ترس و خشیت او و پرهیز از هرگونه دروغ در جهت انتقال تجربیات آموزشی خود به همکارانم قلم به تحریر آنها سائیده ام که امیدوارم مورد توجه قرار گیرد. بنده حقیر با در نظر گرفتن روزانه حد اقل یک ونیم ساعت از وقت خود جهت مطالعه ،در برهه های مختلف و در زمینه های مختلف مسائل و مشکلات فراگرد آموزش و پرورش ،اجتماعات انسانی ، مذاهب و گرایشات دینی مختلف ، تاریخ و تمدن ،روشهای آموزش و تدریس ،جغرافیا و مسائل مربوط به آن که به نحوی در آموزش و پرورش موثرند و ..... را بررسی و تجزیه و تحلیل نموده ام و همواره با اتکا به خدای متعال و بهره گیری از علوم مختلف ، بدون هیچ چشم داشتی و فقط در راه رضای خدا و ارضا دانش آموزانم و معمولا بدور از هیاهوی ناشی از نارضایتی های شغلی همکاران و خود و بازیهای سیاسی دخیل در اداره، مدارس و نهایتا در حد مجال و توان خود و دانش آموزانم در جهت اشاعه آموخته هایم و ارشاد فرزندان امروز و کارگزاران فردای جامعه ام از هیچ کوششی دریغ ننموده و همواره خود را رها از قید و بند های اداری در جهت نیل به اهدافم برای ساختن ایرانی سرافرازتر؛ علم و ادب ،فرهنگ و تمدن ، زندگی و جامعه پذیری و همه و همه را در تدریس خود تلفیق نموده و جزا و عقاب عملکرد خود را همیشه از خدای بزرگ طلب کرده ام .امیدوارم که مورد قبول حضرت حق قرار گرفته باشد.
مطالب و راهکارها و مسایل ارائه شده در نوشته حاضر مرهون مطالعه کتب و مقالات قید شده در ذیل است که همین اواخر توجه بنده را جلب نموده و در یک مدت تقریبا کوتاهی این منابع را در آرشیوهای مختلف قابل دسترس اعم از کتابخانه های عمومی و مدارس و کتابخانه های دیجیتالی تهیه و مطالعه نموده ام.لذا در موارد استناد شده در متن عینا از منبع منتقل شده است.
الف کتاب ها
1 - آقایی فیشانی تیمور 1377 خلاقیت ونوآوری در انسان ها وسازمان ها چاپ اول تهران نشر ترمه
2-دفت ریچارد ال 1374 تئوری سازمان و طراحی ساختار ترجمه علی پارساییان و سید محمد اعرابی جلد دوم تهران موسسه مطالعات وپژوهش های بازرگانی
3- دیوید فردآر 1382 مدیریت استراتژیک ترجمه دکتر علی پارساییان و سید محمد اعرابی چاپ پنجم دفتر پژوهش های فرهنگی
4- رابینز استیفن 1376 مدیریت رفتارسازمانی ترجمه ترجمه دکتر علی پارساییان و سید محمد اعرابی جلدسوم موسسه مطالعات وپژوهش های بازرگانی
5- سرمد غلامعلی 1380 روابط انسانی در سازمان های آموزشی چاپ دوم
6- سنجری احمدرضا 1379 آموزش عاملان تغییر دو مدل ترکیبی از تئوری وعمل ماهنامه تدبیرشماره 104
7- شیرازی علی 1373 مدیریت آموزشی مشهد انتشارات جهاد دانشگاهی
8- نژادایرانی فرهاد 1381 مدیریت خلاقیت ونوآوری در سازمان های آموزشی ارومیه پیک سبحان
9- هنسن مارک 1382 مدیریت آموزشی و رفتارسازمانی ترجمه محمدعلی نایلی اهواز دانشگاه شهید چمران

ب مقالات
1- دراکر پیتراف 1386 رهبران تغییر ترجمه حمید رحیمیان بانک مقالات فارسی
2- مقام معظم رهبری 1386 بیانات درجمع روسای مناطق آموزش وپرورش
3- موید نیا فریبا 1385 مدیریت ورهبرتحول ماهنامه علمی آموزشی تدبیر فروردین شماره 167

و اما یک خاطره
بنده حقیر همیشه بر یک اصل در آموزش جغرافیا ،متفق با نظریات بزرگان این علم گسترده وبنا به مواردی که ذکر گردیده مادر علوم ، و از نظر ماهیت اولین علمی که انسان را به خود مشغول کرد و با این دیدگاه که همه ما و پدران و مادران نیز معلم جغرافیا هستند ؛چرا که همه در شناخت محیط اطراف و جهانی که در آن زندگی می کنیم فرزندان خود را آموزش می دهیم . معتقدم که باید در آموزش این علم همانگونه که در کتاب سوم راهنمایی آمده باید کفشهای خود را گٍلی کرد . در مورد آموزش عارضه کواستا و ویژگی های آن بارها در کلاس درس بحث و گفتگو شده بود .اما هرگاه راجع به آن سوالی می شد هیچ یک از دانش آموزان پاسخگو نبودند . لذا تصمیم گرفتم این بار ایده آموزشی خود را با هماهنگی مسئولان عملی سازم و با یک گردش علمی بسیاری از پدیده های جغرافیایی را از نظر شکل و ویژگی آموزش دهم . با حمایت مسئولان و استقبال دانش آموزان طی یک گردش یک روزه با اهداف آموزشی و تفریحی مشکل به کلی مرتفع شد . آنگونه که هنوز پس از گذشت چندین سال از آن دانش آموزان آن دوره هر بار که همدیگر را می بینیم بعضی از پدیده ها را تعریف و یا ویژگیهای آنها را برای یادآوری آن روز به یاد ماندنی ؛ به زبان می آورند. توجه به این نکته را یاد آور می شوم که در صورت امکان حتی المقدور کلاس های درس جغرافیا را در محیط طبیعی برگزار نمایند. آن چیزی که برای ما هرگز میسر نشد.
حاصل این شیوه آموزشی 2 موضوع مهم است : 1 – موفقیت در آموزش مباحث درسی 2 – دوستی و رفاقت با دانش آموز که زمینه ساز بسیاری از یادگیریها ست .
باتشکر از دبیر محترم برادر عباس فتحی مقدم





منابع:

http://www.torghabehonline.com/news/detail.asp?id=4443


http://rahpooyesh.blogfa.com/post-427.aspx

shahrzad1369
1391,09,15, ساعت : 02:13
با سلام.من این ترم درس روش تحقیق دارم و دنبال یک مقاله یا تحقیق هستم که در زمینه اقتصاد(گرایش یا موضوع زیر رشته اقتصاد)باشه که همراه با نمودار و تفسیر باشه.دوستانی که روش تحقیق رو پاس کردن میدونن چی میگم.ممنون


سلام
این رو نگاه کنین ببینین به دردتون میخوره:-2-38-:

http://www.forum.98ia.com/t472044.html

مهدیه رادمنش
1391,09,15, ساعت : 11:42
سلام

خب این تایپیک رو ببین البته مقالاتش خیلی قدیمی محسوب میشه با توجه به رشته ما .

http://www.forum.98ia.com/t667123-3.html

ولی خب

اگه تو این سایت عضو بشی مقالات کلیه کنفرانس های انجمن کامپیوتر ایران رو داره .

http://www.civilica.com/Papers-ACCSI14-0-10-Title-ASC-AI.html

باز اگه دوستان سراغ داشتن مقاله ای رو کمک ات میکنن .

موفق باشی :-2-40-:

بسیار ممنونم - دانلودشون پولی بود :-2-15-:
میشه یه لینک بدون هزینه بدین:-2-15-:

مهدیه رادمنش
1391,09,15, ساعت : 12:23
یک صفحه تحقیق درباره استفاده ریاضیات در رشته کامپیوتر میخواستم

گزینه ایی باشه کاربرد ها و توضیح مختصری داده شده باشه درباره همه کاربردها

سپاس

shahrzad1369
1391,09,15, ساعت : 13:12
بسیار ممنونم - دانلودشون پولی بود :-2-15-:
میشه یه لینک بدون هزینه بدین:-2-15-:


لینک اولی که الناز گذاشته و یکی از تاپیک های سایته دانلودش پولی نیست ها:-2-31-:

با این وجود این هم یه سری مقاله دیگه هستش با دانلود رایگان
مال سال 2011 هم هست (خیلی قدیمی نیستن دیگه):-2-38-:

http://www.ijcte.org/vol3no5.htm

م.ن
1391,09,15, ساعت : 20:12
سلام پاور در رابطه با میوه های گرمسیری میخوام

سلام :-2-25-:

توو این تاپیک که درخواست داده بودید
http://www.forum.98ia.com/t727325-4.html

شهرزاد هم جواب داده مثل اینکه:-2-38-:

albaloo.torsh67
1391,09,15, ساعت : 21:58
سلام گلم . :-2-25-: دو تا مقاله حدود 10 ص درباره ی یه موضوع در حوزه ی ادبیات فارسی می خواستم . فقط حتما باید تو یه مجله چاپ شده باشه و ترجمه نشده باشه . ممنون گلم
( اگه پارتی بازی کنی آسون باشه ممنون می شم)

pari.maloos
1391,09,15, ساعت : 23:35
سلام خسته نباشین دوستای گلم
من سه تا موضوع دارم اگه زحمتی نیست برام تهیه اش کنین
خیلی ضروریه

1)اشتغال
2)توسعه اقتصادی 5 سال اول
3)توسعه اقتصادی 5 سال دوم

mahya_pink
1391,09,16, ساعت : 01:04
تحقیق ، مطلب جالب، نگفته، نشنیده و هر جور مطلب دیگه ای راجع به صمد بهرنگی و آثارش ،
شدیداً و به زودی احتیاج دارم لطفاً هرکسی میتونه کمک کنه،
ممنونم پیشاپیش از دوستان کمک کننده(:-2-06-:):-2-40-:

نهـــا
1391,09,16, ساعت : 01:13
تحقیق ، مطلب جالب، نگفته، نشنیده و هر جور مطلب دیگه ای راجع به صمد بهرنگی و آثارش ،
شدیداً و به زودی احتیاج دارم لطفاً هرکسی میتونه کمک کنه،
ممنونم پیشاپیش از دوستان کمک کننده(:-2-06-:):-2-40-:



اینا رو ببینید:

http://www.forum.98ia.com/t8638.html

سخنی چند در مورد صمد بهرنگی و افسانههای آذربایجان صمد بهرنگی علاقه ی خاصی به افسانه های آذربایجان داشت و در هرموقعیتی از مسافرت گرفته تا مصاحبت اش با روستائیان وجمع دوستان و فامیل، تلاش بر این داشت كه این خزینه ی پنهان را از مكنون دلها و سینه ها بیرون بكشد.
از زمانی كه صمد كودك بود به شنیدن چنین قصه هایی از زبان پدر ومادرش سخت علاقه نشان می داد. حتی در دوره ی دبستان، سركلاس درس و ساعات ورزش كه معلم ها غیبت می كردند، او برای همكلاسی هایش بازبانی شیرین و كودكانه قصه می گفت. طوری كه بچه های مدرسه به او لقب قصه گو یا به زبان تركی " ناغیلچی " داده بودند. می شود گفت كه صمد با این افسانه ها بزرگ شده بود و وقتی به كسوت آموزگاری در آمد، از هر فرصتی برای گرد آوری و مكتوب نمودن آنها تلاش كرد. او از شاگردان اش می خواست كه هركس قصه ای بلد است برای همكلاسی هایش تعریف بكند و تو این مواقع هم خودش اولین قصه را می گفت تا آنان نیز سرِ شوق آمده و برای نقل قصه هایی كه بلدند خجالت نكشند. زمانی هم كه موفق شد افسا نه های آذربایجان را جمع آوری كند در چاپ و نشر آنها هیچ تعلل و معطلی نكرد. نیت نخست اش آن بود كه این قصه هارا به زبان اصلی منتشر كند و اما از آنجا كه رژیم قوم ستیز شاهنشاهی، اجازه ی انتشار آنها به زبان تركی را نداد، به همراهی دوست صمیمی اش " بهروز دهقانی " كه او نیز شیفته ی زبان و فرهنگ آذربایجان بود، مصمم شدند آنها را به زبان فارسی ترجمه كنند كه در نهایت چنین نیز شد و به یاری و مساعدت " دكتر غلامحسین ساعدی"، به نشر" نیل " سپرده شد.این مؤسسه برای اولین بار این قصه ها را به زبان فارسی و با عنوان " افسانه های آذربایجان " منتشر كرد.البته پیش از این صمد و بهروز، بخشی دیگر از فولكلور آذربایجان با عنوان " متل ها و چیستان ها " (1) را به صورت دوزبانه در تبریز چاپ كرده بودند.
ناگفته نماند كه صمد و بهروز و ساعدی، به همراهی سایر دوستانی كه داشتند، طرح عظیمی را درتهران روی كاغذ آورده بودند و می خواستند كه ادبیات عامیانه ی آذربایجان را تمام و كمال در یكجا گرد بیاورند. اگر این تصمیم عملی می شد و ثمرش را الآن می دیدیم كتابی می شد كم و بیش شبیه " كتاب كوچه " ی احمد شاملو. اما دریغا كه ارس، نَفَسِ صمد را گرفت و زندان اوین، جان بهروز را. ساعدی هم به تنهایی حال و حوصله ی این كارمهم را نیافت. لذا این كار، شروع نشده تمام شد.خلأ این پژوهش هنوز حس می شود و همت صاحبنظران و علاقمندان را می خواهد كه با یك كار گروهی و دسته جمعی، این وظیفه ی ملی را به سرانجامی برسانند. طرح اولیه ی این پژوهش، پیش من امانت است و هنوز نگه اش داشته ام.
مضامین و موضوعات افسانه های آذربایجان از گستردگی و تنوع فراوانی برخوردار است. این قصه ها بیانگر آداب و رسوم، آرزوها، حسرت ها ودردهاست. راههای مبارزه را می آموزد و این كه در مقابل دشمنان داخلی و خارجی، چطور باید مقامت و ایستادگی كرد. این موارد، تجارب و آموزه هایی را را یاد مردم می دهد كه می تواند درس زندگی محسوب شود. در قصه ها استثمارگران، ستمكاران، افراد دورو و حیله گر، ریاكاران و دشمنان خلق، به طرزی واضح و روشن نشان داده می شود و موجبات شناخت و نفرت مردم از ناراستی ها و خیانتكاران می شود. در افسانه های عامیانه، زنده ترین تصاویر را از شیوه های مرسوم زندگی، مبارزه،غیرت و جوانمردی شاهدیم و ترنم پاكی ها را به عیان می شنویم.
افسانه های آذربایجان سومین گام صمد بهرنگی بعداز كتاب های " پاره – پاره " (2) و " متل ها و چیستان ها " برای گرد آوری فولكلور آذربایجان محسوب می شد. اثری كه مستقیما از زبان مردم كوچه و بازار گرفته شده و مكتوب گردیده بود. البته نقش پدر و مادر صمدبهرنگی در نقل این قصه ها نیز جاگاهی ارزشمند دارد.
صمد بهرنگی قصه های عامیانه را به سه قسمت " افسانه ها"، " داستانهای حماسی" و " داستانهای محبت " تقسیم می كرد. افسانه ها شامل قصه هایی می شد كه سخت كودكانه بودند و بزرگان خانواده برای این كه در شبهای بلند و سردزمستان، بچه ها سرگرم شوند و پای كرسی به خوابی شیرین بروند، آنها را نقل می كردند. ازداستانهای حماسی نیز، وی كتاب " كوراوغلو و كچل حمزه " را با الهام از ازداستانهای قهرمانی آذربایجان، به سبكی مدرن می نویسد و در ضمن " افسانه ی محبت " را با تأثیر از داستان های عاشقانه ی مردمی.
چنانكه مشهود است صمد بهرنگی صرفا به جمع آوری فولكلور آذربایجان قناعت نمی كرد و بلكه آن ها را مبنا و اساس پاره ای از خلاقیت های خاص خود در ایجاد سبكی نو از ادبیات كودكان در ایران و جهان قرار می داد. كاراكتر " كچل " كه به گفته ی خود صمدبهرنگی از چهره های اصیل، جاذب و پویای افسانه های آذربایجان بود و تمثیلی از انسانهای محروم و زجر كشیده و همه ی عمر در آرزوی خوشبختی و این كه روزی باید رنجبران به حاكمیت برسند، قهرمان یكی از داستان های وی می شود با نام " كچل كفترباز" واورا درگیر مبارزه ای می كند با پادشاه زمانه كه قَدَر قدرت بود وسفاك و خونریز. حتی داستان " تلخون " نیز چنین است و اقتباسی بدیع و هنرورانه و مبتنی بر نبض زمان می باشد از " قصه آه " كه دركتاب افسانه های آذربایجان نقل شده است.صمدبهرنگی با همین نوآوری ها و خلاقیت های جسورانه اش بود كه الگو و سرمشقی شد برای نویسنده های بعداز خود.صمدبهرنگی نشان داد كه می شود نویسنده ی كودكان بود و اما اثری خلق كرد كه خواندن آن برای هر سن و سالی لذتبخش وپرثمر باشد.این ویژگی را هیچ نویسنده ای قبل از صمدبهرنگی دارا نبود.بعدها هم اگر اتفاق افتاده خیلی نادر بوده است.
این سبك صمد در قصه ی " ماهی سیاه كوچولو " به اوجی جاودانه دست یافت.وی قصه ی ماهی سیاه كوچولو را با مشاهده های عینی و دقیقی كه از زندگی مورچگان داشت وآمیزه های آن با جهان بینی خود نوشت و با این تفاوت كه با تخیل قدرتمندش آن ماجراها را به بسترآب كشاند و به خلق اثری بدیع موفق شد.
لذا اشتیاق و شیفتگی صمد به فولكلورآذربایجان وبینش ژرف اش از ریشه های فرهنگ مردم، به خلاقیت ، شكوفایی و پدید آمدن نویسنده ای منتهی شد كه اورابه مردمی ترین و ماندنی ترین چهره ی ادبی روزگاربدل كرد.
خاطرم است وقتی كوچك بودیم ودر جانفرسایی ِ سرما،دوركرسی جمع می شدیم، صحبت های صمد همه از قهرمانهای داستان بود و با ما به بحث می نشست.
از" كچل" كه شخصیتی شوخ و طنز داشت و مرتب شیطنت می كرد، خوشمان می آمد.كارهای بامزه اش را تعریف كرده و می خندیدیم.خصوصا از ماجرایی كه كچله خود را به قصر شاهی رسانده و پنهانی در كنار شاهزاده می غنود و پادشاه را بازیچه ی خود می ساخت، خیلی حظ می بردیم.حتی از ابلهی " گل بادام " لجمان می گرفت كه حالیش نبود دختره عاشق اوست و حرف و حدیث های اودیر حالیش می شد.صمد می گفت : " پسر باشی و این همه كودن، واقعا نوبره !" ازقصه ی " ملك محمد " نیز خیلی لذت می بردیم و این كه او توانسته بود قصاص خود را از برادر های خائن اش بگیرد كیف می كردیم.
افسانه های آذربایجان از حوادث عجیب و غریبی سرشار است و صمد، ازاین كه به جمع آوری گوشه ای از آنها موفق شده بود، خود را خرسند حس می كرد.(3)
تبریز- زمستان 1384
______________________________________________
1- كتاب " متل ها و چیستان ها" با نام تركی " قوشماجالار و تاپماجالار " نیز معروف است.
2- " پاره – پاره " كتابی بود به زبان تركی از صمد بهرنگی كه در اوایل دهه ی چهل به چاپ و نشر آن در تبریز همت گماشت وبه حساسیت های شدید ساواك و بازجویی های مكرر از صمد منجر شد.این اثر، ضمن ارائه ی گلچینی از اشعار شعرای ترك زبان آذربایجان، شامل گونه های متنوع فولكلور نیز بود.
3- این مقاله، پیشگفتار كتاب " آذربایجان ناغیل لاری " یا متن تركی افسانه های آذربایجان است كه شامل دستنوشته های تركی صمد بهرنگی می باشد.چاپ اول این كتاب درسال 1385 خورشیدی به كوشش اسد بهرنگی و توسط انتشارات بهرنگی در تبریز صورت گرفت و دارای 269 صفحه رقعی است.

shahrzad1369
1391,09,16, ساعت : 01:21
تحقیق ، مطلب جالب، نگفته، نشنیده و هر جور مطلب دیگه ای راجع به صمد بهرنگی و آثارش ،
شدیداً و به زودی احتیاج دارم لطفاً هرکسی میتونه کمک کنه،
ممنونم پیشاپیش از دوستان کمک کننده(:-2-06-:):-2-40-:



یه سری مقاله در مورد صمد بهرنگی هم اینجا هست:-2-38-:

http://samadbehrangi.com/articles.html

(البته کل وبسایت در مورد ایشون هست دیگه)
http://samadbehrangi.com/

fatima 1367
1391,09,16, ساعت : 02:27
سلام. اگه کسی اطلاعاتی راجع به تاریخچه و راهکارهای تبلیغاتی شرکت کوکاکولا بتونه در اختیارم بزاره ممنونش میشم.

Mina
1391,09,16, ساعت : 11:45
سلام. اگه کسی اطلاعاتی راجع به تاریخچه و راهکارهای تبلیغاتی شرکت کوکاکولا بتونه در اختیارم بزاره ممنونش میشم.

سلام
امیدوارم به دردتون بخوره
تاریخچه:
http://irannaz.com/news_detail_5497.html
http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%88%DA%A9%D8%A7%DA%A9%D9%88%D9%84%D8%A7
http://ali1345.blogfa.com/post-194.aspx

سیر تبلیغاتی:
http://www.myindustry.ir/sale-and-marketing/article/coca-cola-ad-history.html

فرودو
1391,09,16, ساعت : 19:40
راستش دوستان راجع به این سه تا موضوع زیر دنبال مطلب می گردم
1_ کمانش ساختمان های فلزی و بتنی ( سازه )
2_ خیز و یا خمش پل های فلزی و بتنی
3_ سفتی اجسام
از زبان اصلی گرفته تا چیزایی دیگه
فقط یه سری مطلب می خوام که بتونه به پروژه ام کمک کنه
ممنون می شم

n@f @s
1391,09,16, ساعت : 19:59
سلام دوستان در مورد دو موضوع زیر تحقیق میخواستم اگه پاورپوینت هم داشته باشه خیلی خوب میشه
1.درباره ی مرحوم قیصر امین پور به عنوان شاعر کودک ونوجوان
2.حق الناس
ممنون از کمکتون :-118-::-53-::-53-::-53-::-53-:

avazkhamoosh
1391,09,16, ساعت : 20:17
سلام من یه پاوردرباره ی مبارزه ی قانونی در گیاه پزشکی می خوام یا بگید از کجا دانلود کنم


دوست عزیز جای پست شما اینجا نیست به تاپیک زیر منتقل شد
http://www.forum.98ia.com/t727325.html

Mina
1391,09,16, ساعت : 20:35
سلام دوستان در مورد دو موضوع زیر تحقیق میخواستم اگه پاورپوینت هم داشته باشه خیلی خوب میشه
1.درباره ی مرحوم قیصر امین پور به عنوان شاعر کودک ونوجوان
2.حق الناس
ممنون از کمکتون :-118-::-53-::-53-::-53-::-53-:

ببینید اینا به دردتون میخوره؟
http://noroznamehsareband.blogfa.com/post/15
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805020241

حق الناس
http://www.rasekhoon.net/article/Show-33223.aspx
http://noorportal.net/394/395/396/17811.aspx

ms_f90
1391,09,16, ساعت : 20:40
سلام دوستان در مورد دو موضوع زیر تحقیق میخواستم اگه پاورپوینت هم داشته باشه خیلی خوب میشه
1.درباره ی مرحوم قیصر امین پور به عنوان شاعر کودک ونوجوان
2.حق الناس
ممنون از کمکتون :-118-::-53-::-53-::-53-::-53-:

سلام دوست من

در مورد مرحوم قیصر امین پور





- قیصر امین پور شاعر، ادیب و فارسى پژوه متولد ، ۱۳۳۸ گتوند خوزستان
- ترک تحصیل از رشته دامپزشکى دانشگاه تهران ۱۳۵۷
- ترک تحصیل از رشته علوم اجتماعى دانشگاه تهران ۱۳۶۳
- اخذ دکتراى ادبیات فارسى از دانشگاه تهران با راهنمایى دکتر شفیعى کدکنى ۱۳۷۶
- تدریس در دانشگاه الزهرا ۷۰ – ۱۳۶۷
- تدریس در دانشگاه تهران ۱۳۷۰ تاکنون
- دبیر شعر هفته نامه سروش ۷۱-۶۰
- سردبیر ماهنامه ادبى – هنرى سروش نوجوان ۸۳- ۶۷
- عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسى
- برخى از آثار او عبارتند از: ظهر روز دهم (برنده جایزه جشنواره کتاب کانون پرورش فکرى) به قول پرستو (برنده جایزه جشنواره کتاب کانون پرورش فکرى) تنفس صبح، در کوچه آفتاب، منظومه روز دهم، توفان در پرانتز، بى بال پریدن، گلها همه آفتاب گردانند و…
- برنده تندیس مرغ آمین ۱۳۶۸
- برنده تندیس ماه طلایى (برگزیده شعر کودک و نوجوان ۲۰ سال انقلاب)
اگر بخواهیم شعرى از جنگ بگوییم حتماً سرآمد شاعران آن، قیصر امین پور به یادمان خواهد آمد همانکه روزگارى براى من و هم نسلانم سروده بود:

مى خواستم شعرى براى جنگ بگویم
دیدم نمى شود
دیگر قلم زبان دلم نیست.
گفت:
باید زمین گذاشت قلم ها را
دیگر سلاح سرد سخن کار ساز نیست
باید براى جنگ
از لوله تفنگ بخوانم
با واژه فشنگ
قیصر امین پور در آستانه دهه پنجم عمرش اما دیگر به دنبال واژه و فشنگ نیست. چه مدتهاست که زادگاه و سرزمین مادرى اش به دور از «وضعیت خطر» و «آژیر قرمز» نفس مى کشد. با این همه گویى غبار آن سالهاى نه چندان همچنان بر چهره شاعر «خانه هاى خونین» و «عروسک خون آلود» تازه مانده که گاه به گاه به یاد آن ایام داغ ولى تازه مى کند. گر چه «این حرمهاى داغ دلش را دیوار هم توان شنیدن نداشته است.» از همین روست شاید که امین پور لحظه هاى کاغذى اش را مى سراید و مى گوید:
خسته ام از آرزوها، آرزوهاى شعارى
شوق پرواز مجازى، بال هاى استعارى
لحظه هاى کاغذى را روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانى، زندگى هاى ادارى
آفتاب زرد وغمگین، پله هاى رو به پایین
سقف هاى سرد و سنگین، آسمان هاى اجارى
عصر جدول هاى خالى، پارک هاى این حوالى
پرسه هاى بى خیالى، نیمکت هاى خمارى
رونوشت روزها را روى هم سنجاق کردم:
شنبه هاى بى پناهى، جمعه هاى بى قرارى
عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزى، باد خواهد برد بارى
روى میز خالى من، صفحه باز حوادث
درستون تسلیت ها، نامى از مایادگارى
قیصر امین پور، چنانچه از شعرهایش مى آید، جنوبى است و اهل «گتوند». منطقه اى در محدوده دزفول. به همین خاطر هست که جنگ را مى توان در اشعار روزگار جوانى اش به دیده ذهن دید و پریشان شد و بارید. او که در سال ۱۳۳۸ متولد شده، تا سال ۱۳۵۷ در همان منطقه به تحصیل پرداخت و در این سال بود که براى ادامه تحصیلات و ورود به دانشگاه تهران عزیمت کرد.
امین پور جوان در بدو ورودش به تهران و آغاز تحصیلات دانشگاهى جذب حوزه هنرى آن سالها مى شود و آشنایى اش با شاعران جوانى که در حوزه هنرى گردآمده بودند او را به حضور در جمع آنان کشاند و باعث شد تا او تحت تأثیر یاران هم سلک و مرامش و به اشتیاق شاعرانگى هایش رشته تحصیلى اش را از علوم اجتماعى به ادبیات تغییر دهد.
او در سال ۱۳۶۶ به همراه دوستان نویسنده و شاعرش، بیوک ملکى و فریدون عموزاده خلیلى، نشریه سروش نوجوان را طراحى و منتشر کرد که تا چندى پیش هم انتشار این مجله و مسؤولیت قیصر امین پور در سمت سردبیرى ادامه داشت.


از سال ۱۳۶۷ امین پور تدریس در دانشگاه الزهرا را آغاز کرد و دبیرى بخش ادبیات فصلنامه هنر و مسؤولیت در دفتر شعر جوان را به کارهاى خود ضمیمه کرد که تاکنون ادامه دارد. امین پور در سال ۱۳۷۶ با دفاع از رساله خود با عنوان «سنت و نو آورى در شعر معاصر» که با راهنمایى دکتر محمدرضا شفیعى کدکنى به سامان رسیده بود و موفق به اخذ مدرک دکتراى ادبیات فارسى از دانشگاه تهران شد و بعدها این پایان نامه در شمارگان بالایى به چاپ رسید.
قیصر امین پور درباره این اثر مى گوید: « پیشنهاد بررسى درباره این موضوع از طرف استاد ارجمند دکتر شفیعى کدکنى بود و من از میان موضوعات مختلف، این موضوع را به ضرورت بحث سنت و نوآورى، براى پایان نامه دکترى برگزیدم.»(۱)
او مى گوید: «دشوارى کار آنجا بود که چون من به نسلى آرمانگرا تعلق دارم و کار ادبى و خلاق را براى خود انجام مى دهم، شعرى که دلم مى خواهد مى نویسم و هیچ کس هم در آن دخالت ندارد، فکر کردم در کار تحقیقى هم مى شود، این گونه بود؛ اما چنین نبود.»(۲)
او ادامه مى دهد:« به هر حال من، آدمى دوزیست بودم. هم در مطبوعات هستم و هم در دانشگاه. دانشگاه از من توقعى داشت و لابد انتظار داشت از چشم انداز سنت، نو آورى را بررسى کنم و دوستان مطبوعات بر عکس. بین این دو دیدگاه سرگردان بودن مشکل کار من بود و موقعى این مسأله حل شد که تصمیم گرفتم یک چشم سوم برگزینم و به قول گادامر یک جور فاصله گرایى.»(۳)
با این همه آنچه پس از بررسى این کتاب نصیب خواننده مى شود، این موضوع است که امین پور در این کتاب قصد نداشته تا تاریخ معاصر ادبیات را به رشته تحریر درآورد. چه ،کار این کتاب به جاى اینکه تاریخ ادبیات باشد، این است که سنت و نو آورى را با توجه به تفکیک تعاریف سنت به معناى دینى و ادبى، به شکل دو عرصه لازم و ملزوم نگاه مى کند. او در این کتاب از نظریه پردازى پرهیز کرده و به بررسى مکاتب مختلف پرداخته است.
اهمیت این کتاب به زعم کسانى چون ضیاء موحد در آن است که بعد از حافظ تماماً نقد شعر ما تقلید و چسبیدن به قالبهاى آهنین تا دوره مشروطه است و کتابهاى شعر ما از اول تا زمان حاضر تماماً تکرار و امر به تقلیدات و اینکه مبادا پایتان را از سنت بیرون بگذارید.
موحد متذکر مى شود: اگر کسى عظمت نیما را با این کتاب نفهمد و متوجه نشود که جاى این آدم در تاریخ شعر ما کجاست، در جاى دیگرى نمى فهمد. من واقعاً بى طرفانه مى گویم که با این کتاب حق نیما ادا شده است.(۴)
گرچه این کتاب در سال ۱۳۷۲ آماده به چاپ بود اما به اقتضاى اینگونه پژوهشهاى دانشگاهى دامنه موضوع معین و محدود بود و تبدیل آن به کتاب نیازمند گسترش و پرورش یا پردازش بیشتر بود. پس قیصر امین پور به امید ادامه پژوهش و کشاندن دامنه سخن تا شعر امروز و شاخه هاى گونه گونش، در چاپ آن تا سال ۱۳۸۳ دریغ کرد. با این همه خودش مى گوید: دریغا که در این درنگ ۵ ساله، از بسیارى کار و گرفتارى و بیمارى و دیگر پیشامدهاى ناگوار روزگار، حتى فرصت و فراغت بازنگرى در آن را نداشته ام چه رسد به بازنگارى.
http://img.tebyan.net/big/1385/02/4610711585666733216220743247228179154176.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1385/02/16941121247831605720138242253183135877323.jpg)
آثار قیصر امین پور در محافل و جشنواره هاى ادبى همواره مطرح بوده و هستند. چنانکه او درسال ۱۳۶۸ توانست تندیس مرغ آمین را از جایزه ویژه نیما دریافت کند و دو کتابش با نام هاى «ظهر روز دهم» و «به قولى پرستو» در همان سالهاى نشریعنى در سال هاى ۱۳۶۵ و ۱۳۷۵ جایزه جشنواره کتاب کانون پرورش فکرى کودکان و نوجوان را از آن خود کرد.
قیصر امین پور همچنین جایزه تندیس ماه طلایى را که به برگزیدگان شعر کودک و نوجوان ۲۰ ساله اخیر تقدیم شده است، به دست آورده است.
درباره کتاب معروف او «سنت و نو آورى در شعر معاصر» برخى از اهالى شعر و ادب معتقدند که او درباره شاملو کمى بى عنایتى کرده و به حرفهاى اخوان بیشتر پرداخته که شاید مأخذ لازم را در اختیار نداشته و درباره بعضى ها هم مثل خانلرى و توللى، گزینش غیر لازم صورت گرفته است.
با این همه بسیارى از کارشناسان مثل محمود فتوحى معتقدند که این کتاب امین پور در نوع خودش اولین پژوهش جدى دانشگاهى است که به مسأله سنت و تجدد پرداخته است. او درباره این کتاب مى گوید: «بررسى کتاب را مى توان از سه نظر تاریخ ادبى، مدرنیزم و توهم مدرنیزم و جامعه شناسى ساختگراى تکوینى مورد بررسى قرار داد و به نظر من از فصل نهم تا پانزدهم کتاب ماهیتاً نگرش تاریخ ادبى دارد؛ اما شاهد آن سنت تاریخ نویسى که خلأیى ۸۰ ساله محسوب مى شود، نیستیم و در این کتاب تا حدى جبران شده است. در حقیقت بخش هاى مغفول تاریخ ادبیات مورد توجه قرار گرفته است؛ مثلاً تقى رفعت، محمد مقدم و تندرکیا مورد توجه هستند؛ اما مثلاً پروین اعتصامى در این کتاب نمى تواند جایگاهى داشته باشد.»(۵)
چنانچه پیش از این آمد امین پور محصول تلاش فکرى سالهاى ۵۷ و نسل دوم انقلاب است. او که در سال ۱۳۵۷ زادگاهش را براى تحصیل در رشته دامپزشکى در دانشگاه تهران ترک کرده بود و پس از مدتى از این رشته انصراف داده بود و به رشته علوم اجتماعى نقل مکان کرده بود و باز هم این رشته را پس زد و در رشته موردعلاقه اش ادبیات سرانجام گرفته بود، در همان سالها در شکل گیرى حلقه هنرى و اندیشه اسلامى در حوزه هنرى با افرادى چون سید حسن حسینى، سلمان هراتى، محسن مخملباف، حسام الدین سراج، محمدعلى محمدى، یوسفعلى میر شکاک، حسین خسروجردى و … همکارى داشت. گروهى که بنیانگذاران جوان حوزه هنرى نام گرفتند و بعد ترها چهره هایى چون سهیل محمودى، ساعد باقرى، عبدالملکیان، کاکایى و فاطمه راکعى و علیرضا قزوه نیز به آنان پیوستند. البته هشت
سال بعد یعنى در سال ۱۳۶۶ او به همراه بسیارى از هم دوره اى هایش، از حوزه هنرى خارج شد و ۲ سال بعد به کمک دوستانش دفتر شعر جوان را راه اندازى کرد.
http://img.tebyan.net/big/1385/02/33174181382217127199571461881452222312921.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1385/02/23259171142551721676941256515321725069164.jpg)
امین پور در دهه هاى دوم و سوم زندگى اش شاعرى انقلابى و جنگ زده مى نماید و شعرهاى دوران جنگش از نوادر ادبیات جنگ و پایدارى آن سالهاست. اوخودش در پاسخ به این سؤال که «قضاوت شما در مورد شعر دفاع مقدس از ابتدا تا کنون چیست؟» مى گوید: قضاوت به ویژه براى ادبیات و هنر دوره هاى خاص، بسیار دشوار است. منظور از دوره هاى خاص دوره هایى مانند مشروطیت، انقلاب، جنگ و دفاع مقدس است که انگار شعر و ادبیات در این دوره ها وظیفه، کار کرد و رسالت و در نتیجه گویى تعریف دیگرى پیدا مى کند. بنابراین اگر بخواهیم با همان معیارهاى آرمانى و همیشگى دوره هاى دیگر به سراغ این دوره ها برویم چه بسا که دست خالى بر گردیم و گمان کنیم که خبرى از هنر و ادبیات نبوده است. در حالى که در بررسى چنین دوره هایى بهتر است که به جاى نقد ایده آل به نقد رئال بیشتر بپردازیم. یعنى واقعگرایانه تر نگاه کنیم نه صرفاً آرمانى و ایده آل.
امین پور که تجربه تدریس و مقطع راهنمایى را در فاصله سال هاى ۶۰ تا ۶۲ در کارنامه خود دارد، از سال ۶۷ نیز به تدریس در دانشگاه الزهرا پرداخت، اما شروع تدریس او در دانشگاه تهران به سال ۱۳۷۰ بر مى گردد که همچنان ادامه دارد.
فعالیت هاى قیصر امین پور سال گذشته از فعالیت هاى مطبوعاتى اش فاصله گرفت و از مهرماه سال گذشته نیز به همراه کامران فانى، حسن انورى، محمد على موحد، یدالله ثمره، سلیم نیسارى و هوشنگ مرادى کرمانى، به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسى در آمد.
قیصر امین پور و اشعارش هر چه که باشند، نمونه کامل زبان نسل دوم انقلاب است. نسلى که از آرمان گرایى رفته رفته به واقع گرایى رخ پوشانده و همین واقع گرایى موجب نوشدن افکار و آراى آنها را داشته است. شاید به همین خاطر باشد که اشعار دهه آخر عمر امین پوربیش از پیش مورد استقبال و اشتیاق نسل سوم انقلاب قرار گرفته است و آنها در کتابخانه هاى خود لااقل یکى از دیوان هاى او را در کتابخانه خود به غنیمت برده اند. بهتر است مهرگان امروز را با یکى از اشعار امین پور به پایان و از خواندنش لذت ببریم:
سراپا اگر زرد وپژمرده ایم
ولى دل به پاییز نسپرده ایم
چوگلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
دلى سربلند و سرى سربه زیر از این دست عمرى به سر برده ایم


این پی دی اف هم مال مجله رشد هستش .

http://roshdmag.ir/Roshdmag_content/media/article/1039.pdf


و اما در مورد حق الناس

این سایت رو ببین

http://adinehardakan.ir/index.php/reading/1370-1390-12-03-18-45-32

این مطلب رو هم بخون . :-2-38-:


حق الناس در اسلام خیلی اهمیت دارد. به اندازه ای اهمیت دارد كه علی (ع) در نهج البلاغه میفرماید: اگر از اول شب تا به صبح مرا برهنه روی خارها بكشانند، بهتر از این است كه خدا را ملاقات كنم و یك حق الناس بر گردن من باشد. در دعای دیگری عرض میكند: «اللهم انی اعوذ بك من نقاش الحساب؛ خدایا در روز قیامت راجع به حق الناس خیلی سخت میگیری». نقاش حساب، معنایش این است كه اگر تیغی در دست شما رفته باشد و نتوانید با دستتان یا ناخنتان بگیرید، با منقاش میگیرید، یعنی این قدر دقیق است. باز در نهج البلاغه میفرماید: «به خدا قسم اگر جهان هستی را به من بدهند و بگویند كه ظلم كن و یك پوست جو را از دهان مورچه ای بگیر، من نمی كنم». نه برای ریاست و نه برای مال دنیا و نه برای اینكه به نوایی برسد، حاضر نیست به یك مورچه ظلم كند و پوستی را كه در دهان مورچه است، بیجا بگیرد. ‏ان ربك لبالمرصاد؛ خدا در كمینگاه است. معنایش این است كه در روز قیامت حساب و سئوالهایی است و اول مطلبی كه میپرسند، از نماز است. دوم حساب و كتابی كه میپرسند، حق الناس است. مال مردم خوری یا نه؟ تقلب و حقه یازی كردی یا نه؟ موجب شدی كه گرانی كاذب پیدا شود یا نه؟ حق زنت را دادی یا نه؟ حق شوهرت را دادی یا نه؟ حق اولادت را دادی یا نه؟ حق پدر و مادرت را دادی یا نه؟ غیبت كردی یا نه؟ تهمت زدی با نه؟ شایعه پراكنی كردی یا نه؟ امام صادق(ع) میفرماید: در مرحله اول ماموران خدا از تو سئوال میكنند. اما در مرحله دوم خدا در كمینگاه است و سئوال و جواب مال خداست و قسم هم خورده كه به عزت و جلالم سوگند از همه چیز ممكن است بگذرم اما از حق مردم نخواهم گذشت. ‏كسی كه مال مردم را خورده و حق الناس به گردنش است، خوبیهایش را میدهند به مظلوم و او مثل آدمهای ورشكسته میشود. در آن دنیا، گناهان كسانی را كه حقی بر گردنش دارند، به او میدهند. مسئله حق الناس خیلی مشكل است و متاسفانه همه ما گرفتاریم و باید مواظب باشیم. در روایات میخوانیم آن كسی كه قطع رحم كرده و میتوانسته به خواهرش برسد و نرسیده، كارش مشكل است. معنای صله رحم این نیست كه بروی منزل خواهر فقیرت و هزار تومان كف دستش بگذاری و برگردی. نه؛ معنایش این است كه اگر خانه ندارد و تو توان مالی داری، خانه برایش بخری، دعای كسی كه قطع رحم كند مستجاب نمی شود، یعنی قطع رحم مانع بزرگی است. غیبت هم مانع بزرگی است و اصلاحق الناس مانع بزرگی است. تارك الصلوه هر چه بگوید خدا مثل كسی است كه در یك اتاق در بسته كه منفذ هم ندارد، داد بزند. معلوم است كه هیچ كس نمی شنود. ما خودمان را فریب میدهیم یعنی خودسرانه كار میكنیم و هر چه دلمان میخواهد انجام میدهیم. آقا به جای اینكه دختر برادرش را، پسر خواهرش را، خویش و قومش را كه فقیر است كمك كند، جهازیه درست كند و دختر را شوهر بدهد و پسر را زن بدهد، مرتب مكه میرود. اینها هوی و هوس است، یعنی واجب را ترك كرده و مستحب را بجا آورده است.‏
از مواعظ ارزشمند حضرت آیت الله حسین مظاهری


موفق باشی

~golnaz~
1391,09,16, ساعت : 21:04
سلام دوستان ... بچه ها یی که کامپیوتر میخونن ، من دارم در مورد GPU های غیر NVIDIA تحقیق میکنم اگه کسی مقاله یا مطلب یا حتی سایتی رو میشناسه خیلی ممنون میشم بگه .... مرسی ازتون :-118-:

Mina
1391,09,16, ساعت : 21:12
سلام دوستان ... بچه ها یی که کامپیوتر میخونن ، من دارم در مورد GPU های غیر NVIDIA تحقیق میکنم اگه کسی مقاله یا مطلب یا حتی سایتی رو میشناسه خیلی ممنون میشم بگه .... مرسی ازتون :-118-:
فکر کنم این لینک منبع جامعی باشه:
http://and-roid.ir/Forum/thread19683.html

shahrzad1369
1391,09,17, ساعت : 00:20
راستش دوستان راجع به این سه تا موضوع زیر دنبال مطلب می گردم
1_ کمانش ساختمان های فلزی و بتنی ( سازه )
2_ خیز و یا خمش پل های فلزی و بتنی
3_ سفتی اجسام
از زبان اصلی گرفته تا چیزایی دیگه
فقط یه سری مطلب می خوام که بتونه به پروژه ام کمک کنه
ممنون می شم

در مورد یک و دو رو دقیق نمی دونم چی مد نظر هستش
اما سفتی اجسام رو تا جایی که من می دونم و تو رشته خودمون کاربرد داره، بهش Stiffness می گن!

یه سری لینک در ادامه میذارم که تعریف سختی رو میگه و همینطور یکی دو تا وسیله برای اندازه گیری سختی اجسام.که امیدوارم مفید باشه:-2-38-:
http://www.vendettacycles.com/vendettacycles/stiffness.htm

http://www-materials.eng.cam.ac.uk/mpsite/properties/non-IE/stiffness.html

http://weldingdesign.com/blodgett/wdf_11588/

http://en.wikipedia.org/wiki/Stiffness

این دو تا لینک هم دستگاه هستن برای اندازه گیری که لینک اولی که گذاشتم (یعنی دستگاه Taber تو رشته ما حداقل متداول تر هستش) :-2-38-:


http://www.taberindustries.com/stiffness-tester

http://www.tiniusolsen.com/products/stiffness/stiffness-testers.html


--------------------------------

سلام دوستان در مورد دو موضوع زیر تحقیق میخواستم اگه پاورپوینت هم داشته باشه خیلی خوب میشه
1.درباره ی مرحوم قیصر امین پور به عنوان شاعر کودک ونوجوان
2.حق الناس
ممنون از کمکتون :-118-::-53-::-53-::-53-::-53-:

پاور پوینت در این زمینه رو تو تاپیک مربوط به خودش براتون گذاشتم:-2-38-:

http://www.forum.98ia.com/t727325-5.html#post7965559

pari.maloos
1391,09,17, ساعت : 14:40
سلام خسته نباشین دوستای گلم
من سه تا موضوع دارم اگه زحمتی نیست برام تهیه اش کنین
خیلی ضروریه

1)اشتغال
2)توسعه اقتصادی 5 سال اول
3)توسعه اقتصادی 5 سال دوم

سلام میشه اینارو برام پیدا کنین :-2-15-:

albaloo.torsh67
1391,09,17, ساعت : 15:50
سلام گلم . :-2-25-: دو تا مقاله حدود 10 ص درباره ی یه موضوع در حوزه ی ادبیات فارسی می خواستم . فقط حتما باید تو یه مجله چاپ شده باشه و ترجمه نشده باشه . ممنون گلم
( اگه پارتی بازی کنی آسون باشه ممنون می شم)

دوستای گل. وقتم رو به اتمامه .کمکم میکنین؟

Mina
1391,09,17, ساعت : 16:47
دوستای گل. وقتم رو به اتمامه .کمکم میکنین؟

ببینید این به دردتون میخوره؟
http://www.motarjemonline.com/forum/showthread.php?1085-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%88%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF

Mina
1391,09,17, ساعت : 16:53
سلام میشه اینارو برام پیدا کنین :-2-15-:

در مورد توسعه اقتصادی 5 سال اول و دوم :
http://www.iraneconomics.net/fa/articles.asp?id=379&magno=66
http://trt.moe.org.ir/_trt.moe.org/Documents/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D9%BE%D9%8 6%D8%AC%D9%85_20110514_085206.pdf
http://www.shmoton.ir/PDF/Poor/3.pdf
http://www.gostareshonline.com/economy/36625-2010-01-27-08-44-49.html

در مورد اشتغال هم ...فقط اشتغال مد نظرتون هست یا اشتغال به عنوانهای ِ مختلف؟!
این برای ِخرید هستش:
http://www.maghale.ws/vmchk/%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%BA%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%A8%D9%8A%D9%83%D8%A7%D8%B1%D9%8A.html

albaloo.torsh67
1391,09,17, ساعت : 19:14
ببینید این به دردتون میخوره؟
http://www.motarjemonline.com/forum/showthread.php?1085-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%88%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF
دست شما درد نکنه ....:-2-40-: اما مشکل اینه که باید تو یه مجله چاپ شده باشه . این مقاله اینترنتیه ...قبول نمی کنن!:-2-35-:

Mina
1391,09,17, ساعت : 19:38
دست شما درد نکنه ....:-2-40-: اما مشکل اینه که باید تو یه مجله چاپ شده باشه . این مقاله اینترنتیه ...قبول نمی کنن!:-2-35-:

خب شما میتونید یه مقاله فارسی رو خودتون به انگلیسی ترجمه کنید ! چون مقاله انگلیسی با این موضوع من پیدا نکردم:-2-31-:
این لینک مجموعه ای از مقالات ادبیات فارسیه
http://yasnasarvestan.blogfa.com/post-6.aspx
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2491683
http://research.shirazu.ac.ir/Poets2.htm

pari.maloos
1391,09,17, ساعت : 20:58
در مورد توسعه اقتصادی 5 سال اول و دوم :
http://www.iraneconomics.net/fa/articles.asp?id=379&magno=66
http://trt.moe.org.ir/_trt.moe.org/Documents/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D9%BE%D9%8 6%D8%AC%D9%85_20110514_085206.pdf
http://www.shmoton.ir/PDF/Poor/3.pdf
http://www.gostareshonline.com/economy/36625-2010-01-27-08-44-49.html

در مورد اشتغال هم ...فقط اشتغال مد نظرتون هست یا اشتغال به عنوانهای ِ مختلف؟!
این برای ِخرید هستش:
http://www.maghale.ws/vmchk/%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%BA%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%A8%D9%8A%D9%83%D8%A7%D8%B1%D9%8A.html


اره فقط اشتغال باشه
این لینکی در مورد اشتغال دادین پولی
میشه غیر پولی باشه :-2-35-:
بازم مرسی

بچه زرنگ مشهد
1391,09,18, ساعت : 19:20
سلام....من یه مقاله کوتاه میخوام راجع به اینکه:
بودجه ایران به چه بخش هایی اختصاص دارد و به چه بخشی تعلق بیشتری میگیرد؟
تو گوگل که چیزی نبود....حتی اگه خودتونم یه اطلاع کمی دارید ممنون میشم بهم بگید....

nacm7114
1391,09,18, ساعت : 21:29
یه شکل از برش عرضی بدن کیتون می خوام!
مرسی!:-2-40-:

shahrzad1369
1391,09,18, ساعت : 23:00
یه شکل از برش عرضی بدن کیتون می خوام!
مرسی!:-2-40-:


سلام.این عکس پشت و جلوشه


http://www.esu.edu/~milewski/intro_biol_two/lab__11_mollusca/images/chiton.jpg

اما به این سایت برو
عکسای جالبی داره کلا:-2-41-:

http://www.asnailsodyssey.com/LEARNABOUT/CHITON/chitFeed.php

shahrzad1369
1391,09,19, ساعت : 10:27
سلام....من یه مقاله کوتاه میخوام راجع به اینکه:
بودجه ایران به چه بخش هایی اختصاص دارد و به چه بخشی تعلق بیشتری میگیرد؟
تو گوگل که چیزی نبود....حتی اگه خودتونم یه اطلاع کمی دارید ممنون میشم بهم بگید....


سلام

یه نگاهی به این دو تا مطلب بکن!به علاوه دو تا لینک بعدی که پی دی اف هستن:-2-38-:
یه چیزایی دستگیرت میشه:-2-40-:

http://www.spac.ir/budget/layehe%201388/made%20vahede.htm

http://www.modiriran.ir/modules/news/article.php?storyid=4384


ﮐﻞ ﮐﺸﻮﺭ ۱۳۹۱ ﺑﻮﺩﺟﻪ ﺳﺎﻝ ﻻﻳﺤﻪ - پرتال استان اصفهان (http://www.isfp.ir/c/document_library/get_file?uuid=36a0ab04-1625-4de3-8c59-2236d2622c66&groupId=66340)

عملکرد بودجه عمومي دولت طي سالهاي 86-1381 - بانک مرکزی (http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=10&cad=rja&ved=0CHUQFjAJ&url=http%3A%2F%2Fwww.cbi.ir%2Fpage%2F5413.aspx&ei=lTTEUN7gLcnesgbIzIHQAg&usg=AFQjCNGdo6l1O6xteHQSisvuAEkQvQnfYg)

rooeeta
1391,09,19, ساعت : 23:59
سلام
من یه تحقیح می خوام درباره اوتیت و تجهیزات و وسایل درمانش با منبع معتبر ممنون :-2-40-:

shahrzad1369
1391,09,20, ساعت : 04:08
سلام
من یه تحقیح می خوام درباره اوتیت و تجهیزات و وسایل درمانش با منبع معتبر ممنون :-2-40-:

سلام

این ها رو ببین:-2-38-:

http://www.pezeshk.us/?p=26141

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%87%D8%A7%D8%A8_%DA%AF%D9%88% D8%B4

http://molaabedin.blogfa.com/post-7.aspx

این هم یه مطلب دیگه که به نقل از یه پزشک گفته شده

http://blog.parsacloob.com/22835-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B9%D9%81%D9%88%D9%86%D8%AA-%DA%AF%D9%88%D8%B4/

tamin20
1391,09,20, ساعت : 12:04
سلام ...
يه پروژه يا يه مقاله مي خواستم در مورد حسابداري پيمانكاري يا طراحي يك سيستم در موردش
لطفا هزينه ايي نباشه :-2-15-:
مرسي از كمكتون...:-2-40-:

shahrzad1369
1391,09,20, ساعت : 12:51
سلام ...
يه پروژه يا يه مقاله مي خواستم در مورد حسابداري پيمانكاري يا طراحي يك سيستم در موردش
لطفا هزينه ايي نباشه :-2-15-:
مرسي از كمكتون...:-2-40-:


سلام

این رو ببین به دردت میخوره:-2-38-:

http://www.accfile.com/download/7924.html

http://www.prozhe.org/%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7/

http://www.forum.98ia.com/t449436.html

shmmm
1391,09,20, ساعت : 13:15
سلام یک مقاله ieee می خوام تشکر
fast bandwidth-constrained shortest path routing algorithm

shahrzad1369
1391,09,20, ساعت : 13:39
سلام یک مقاله ieee می خوام تشکر
fast bandwidth-constrained shortest path routing algorithm


سلام

برای گرفتن مقاله های خارجی لینک مقاله رو که می خواین دریافت کنین رو توی این تاپیک اعلام کنین تا براتون بگیرن بچه ها و بذارن:-2-38-:

http://www.forum.98ia.com/t525731.html

شما این لینک رو درخواست بدین تو تاپیک تا اگر دسترسی داشته باشن براتون بگیرن بچه ها:-2-40-:

http://ieeexplore.ieee.org/xpl/articleDetails.jsp?reload=true&arnumber=1714646&contentType=Journals+%26+Magazines

mary1
1391,09,20, ساعت : 15:05
میشه لطفا پایان نامه ای در مورد گردشگری برام بذارین

shahrzad1369
1391,09,20, ساعت : 15:21
میشه لطفا پایان نامه ای در مورد گردشگری برام بذارین


این رو ببین:-2-38-:

http://www.prozhe.com/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1

f.kh0511
1391,09,20, ساعت : 17:26
سلام دوستان نياز فوري به كمكتون دارم
يك پروژه واسه درس ذخيره و بازيابي دارم با اين عنوانYouTube Storage Technology كه متاسفانه هرچي ميگردم هيچ مطلب مرتبتي باهاش پيدا نميكنم
خواهش ميكنم كمكم كنين خيلي فوريه
:-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-:

مهدیه رادمنش
1391,09,20, ساعت : 17:59
با سلام یه مقاله در رابطه با کامپیوتر میخوام

مقاله هم فارسی باشه و در کنفرانس هم ارائه شده باشه و ارزش عملی داشته باشه

قدیمی هم نباشه

هر موضوعی میتونه باشه فقط در رابطه با کامپیوتر باشه

ممنون تا چند ساعت دیگه هم میخوامش :-2-40-:

rooeeta
1391,09,20, ساعت : 18:29
سلام

این ها رو ببین:-2-38-:

http://www.pezeshk.us/?p=26141

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%87%D8%A7%D8%A8_%DA%AF%D9%88% D8%B4

http://molaabedin.blogfa.com/post-7.aspx

این هم یه مطلب دیگه که به نقل از یه پزشک گفته شده

http://blog.parsacloob.com/22835-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B9%D9%81%D9%88%D9%86%D8%AA-%DA%AF%D9%88%D8%B4/

ممنون واقعا ولی این ها فقط درباره خود بیماری گفته من رشته ام مهندسی پزشکیه بیشتر درباره تجهیزات و وسایل درمان و تشخیصش می خوام اگه چیزی پیدا کردین برام بذارید ممنون می شم

shahrzad1369
1391,09,20, ساعت : 19:57
با سلام یه مقاله در رابطه با کامپیوتر میخوام

مقاله هم فارسی باشه و در کنفرانس هم ارائه شده باشه و ارزش عملی داشته باشه

قدیمی هم نباشه

هر موضوعی میتونه باشه فقط در رابطه با کامپیوتر باشه

ممنون تا چند ساعت دیگه هم میخوامش :-2-40-:


سلام
این ها رو ببین

ارائه روشی جهت بکارگیری امنیت بعنوان یک سرویس در معماری سرویس گرا


سهراب اسداله زاده مهنه - سیدمهران شرفی
کنفرانس منطقه ای - دانشگاه آزاد دورود 1391
نوع ارزيابي : همایش داخلی
ثبت کننده:سهراب اسداله زاده مهنه

اصل مقاله (http://computer.iaun.ac.ir/profiles/payannameh_article_38803084_298_file.pdf)

بکارگیری معماری سرویس گرا در سامانه های بین بانکی


سهراب اسداله زاده مهنه
کنفرانس منطقه ای - سما واحد ملایر 1389
نوع ارزيابي : همایش داخلی
ثبت کننده:سهراب اسداله زاده مهنه


اصل مقاله (http://computer.iaun.ac.ir/profiles/payannameh_article_38803084_296_file.pdf)

*donya*
1391,09,20, ساعت : 23:14
سلام برهمگی
من فوری فوری....
مطلب در مورد فرانسوا ویت ریاضیدان قرن 16 میلادی در مورد کارش (مخصوصا کاری که در مورد کد گشایی )انجام داده لطفا یه سایت خوب یا کتاب خوب البته فارسی بهم معرفی کنید ممنون میشم

Mina
1391,09,20, ساعت : 23:17
سلام برهمگی
من فوری فوری....
مطلب در مورد فرانسوا ویت ریاضیدان قرن 16 میلادی در مورد کارش (مخصوصا کاری که در مورد کد گشایی )انجام داده لطفا یه سایت خوب یا کتاب خوب البته فارسی بهم معرفی کنید ممنون میشم

سلام
جامعه . فکر کنم کارتونو راه بندازه
http://comn1k.blogfa.com/post-10.aspx
http://sirjanmath.persianblog.ir/post/4

نهـــا
1391,09,20, ساعت : 23:22
سلام برهمگی
من فوری فوری....
مطلب در مورد فرانسوا ویت ریاضیدان قرن 16 میلادی در مورد کارش (مخصوصا کاری که در مورد کد گشایی )انجام داده لطفا یه سایت خوب یا کتاب خوب البته فارسی بهم معرفی کنید ممنون میشم

سلام..
به این تاپیک یه نگاه بندازین:

http://www.forum.98ia.com/t441892-9.html

بیوگرافی:


بزرگترین ریاضیدان فرانسوی قرن شانزدهم فرانسوا ویت بود ، که اغلب با نام نیمه لاتینی خود ویتا خوانده میشود . او که یک حقوقدان وعضو پارلمان بود اغلب اوقات فراغت خود را وقت ریاضیات میکرد . وی در 1540 درفونتنه متولد شد ودر 1603 در پاریس درگذشت حکایات جالبی دربارۀ ویت گفته شده است . مثلا ،داستان سفیری از ممالک سفلی که نزد شاه هنری چهارم به خود میبالید که درفرانسه ریاضیدانی نیست که قادر به حل مسئله ای باشد که در 1593 به وسیلۀ هموطن وی آدریانوس رومانوس (1561-1615) مطرح شده و مستلزم حل یک معادلۀ درجۀ 45 ام است . وت احضار ومعادله به وی نشان داده شد. با تشخیص یک رابطۀ مثلثاتی در بطن مسئله ، وی در عرض چند دقیقه توانست ، دو جواب را پیدا کند ، و متعاقب آن 21 جواب دیگر را داد. ریشه های منفی مورد توجه او قرار نگرفت در مقابل ،ویت ، رومانوس را برای حل مسئلۀ آپولونیوس به مبارزه دعوت کرد، اما رومانوس قادر به بدست آوردن جوابی با استفاده از ابزارهای اقلیدسی نشد . وقتی حل زیبای پیشنهاد دهنده را به وی نشان دادند به فونتنه سفر کرد تا ویت را ملاقات کند . درنتیجۀ آن دوستی گرمی بین آن دو به وجود آمد . داستان دیگری نیز هست مبنی بر اینکه چگونه ویت به طور موفقیت آمیزی یک رمز اسپانیایی را که شامل چند صد علامت بود ، گشود وفرانسه بدین وسیله به مدت دو سال در جنگ خود علیه اسپانیا سود برد . شاه فیلیپ دوم آن چنان به ناگشودنی بودنی رمز یقین داشت که به پاپ شکایت نمود که فرانسویان علیه کشور وی «بر خلاف تعالیم دین مسیح» جادو به خدمت میگیرند . گفته اند که وقتی ویت غرق در ریاضیات میشد خود را روزها در اتاق مطالعه اش حبس می کرد .ویت آثاری در زمینۀ مثلثات ، جبر ، وهندسه نوشت که عمده ترین آنها کاربرد قوانین ریاضی در مثلثها (1579) مدخل فنون تحلیل (1591) ، متمم هندسه (1593) ، درباب حل عددی توانها (1600)، در باب شناسایی و اصلاح معادلات (که بعد از در گذشت وی در سال 1615 چاپ شد ) می باشد . این آثار بجز آخری به خرج خود ویت چاپ و توزیع شد.

shahrzad1369
1391,09,20, ساعت : 23:30
سلام برهمگی
من فوری فوری....
مطلب در مورد فرانسوا ویت ریاضیدان قرن 16 میلادی در مورد کارش (مخصوصا کاری که در مورد کد گشایی )انجام داده لطفا یه سایت خوب یا کتاب خوب البته فارسی بهم معرفی کنید ممنون میشم


سلام

این مطالب رو نگاه کن:-2-38-:


بزرگترین ریاضیدان فرانسوی قرن شانزدهم فرانسوا ویت بود ، که اغلب با نام نیمه لاتینی خود ویتا خوانده میشود . او که یک حقوقدان وعضو پارلمان بود اغلب اوقات فراغت خود را وقت ریاضیات میکرد . وی در 1540 درفونتنه متولد شد ودر 1603 در پاریس درگذشت حکایات جالبی دربارۀ ویت گفته شده است . مثلا ،داستان سفیری از ممالک سفلی که نزد شاه هنری چهارم به خود میبالید که درفرانسه ریاضیدانی نیست که قادر به حل مسئله ای باشد که در 1593 به وسیلۀ هموطن وی آدریانوس رومانوس (1561-1615) مطرح شده و مستلزم حل یک معادلۀ درجۀ 45 ام است . وت احضار ومعادله به وی نشان داده شد. با تشخیص یک رابطۀ مثلثاتی در بطن مسئله ، وی در عرض چند دقیقه توانست ، دو جواب را پیدا کند ، و متعاقب آن 21 جواب دیگر را داد. ریشه های منفی مورد توجه او قرار نگرفت در مقابل ،ویت ، رومانوس را برای حل مسئلۀ آپولونیوس به مبارزه دعوت کرد، اما رومانوس قادر به بدست آوردن جوابی با استفاده از ابزارهای اقلیدسی نشد . وقتی حل زیبای پیشنهاد دهنده را به وی نشان دادند به فونتنه سفر کرد تا ویت را ملاقات کند . درنتیجۀ آن دوستی گرمی بین آن دو به وجود آمد . داستان دیگری نیز هست مبنی بر اینکه چگونه ویت به طور موفقیت آمیزی یک رمز اسپانیایی را که شامل چند صد علامت بود ، گشود وفرانسه بدین وسیله به مدت دو سال در جنگ خود علیه اسپانیا سود برد . شاه فیلیپ دوم آن چنان به ناگشودنی بودنی رمز یقین داشت که به پاپ شکایت نمود که فرانسویان علیه کشور وی «بر خلاف تعالیم دین مسیح» جادو به خدمت میگیرند . گفته اند که وقتی ویت غرق در ریاضیات میشد خود را روزها در اتاق مطالعه اش حبس می کرد .ویت آثاری در زمینۀ مثلثات ، جبر ، وهندسه نوشت که عمده ترین آنها کاربرد قوانین ریاضی در مثلثها (1579) مدخل فنون تحلیل (1591) ، متمم هندسه (1593) ، درباب حل عددی توانها (1600)، در باب شناسایی و اصلاح معادلات (که بعد از در گذشت وی در سال 1615 چاپ شد ) می باشد . این آثار بجز آخری به خرج خود ویت چاپ و توزیع شد.


http://www.paargaar.blogfa.com/post-18.aspx

http://ettehaziyeh.mihanblog.com/post/1

*donya*
1391,09,21, ساعت : 00:50
ممنون از همگی ولی من یه چیز می خوام که نحوهی رمز گشایی و مراحل کاذشا برام بگه...
لظفا

نهـــا
1391,09,21, ساعت : 01:00
ممنون از همگی ولی من یه چیز می خوام که نحوهی رمز گشایی و مراحل کاذشا برام بگه...
لظفا

تااونجایی که من سرچ کردم به زبان فارسی مطلب کاملی وجود نداره...
اینجا به طور مختصر توضیح داده:

Code-breaker to two kings

In 1589, Henry III took refuge in Blois. He commanded the royal officials to be at Tours before 15 April 1589. Vieta was one of the first who came back to Tours. He deciphered the secret letters of the Catholic League and other enemies of the king. Later, he had arguments with the classical scholar Joseph Juste Scaliger (http://en.wikipedia.org/wiki/Joseph_Juste_Scaliger). Vieta triumphed against him in 1590.
After the death of Henry III, Vieta became a Privy Councillor to Henry of Navarre, now Henry IV. He was appreciated by the king, who admired his mathematical talents. Vieta was given the position of councillor of the parlement at Tours (http://en.wikipedia.org/wiki/Tours). In 1590, Vieta discovered the key to a Spanish (http://en.wikipedia.org/wiki/Spanish_language) cipher (http://en.wikipedia.org/wiki/Cipher), consisting of more than 500 characters, and this meant that all dispatches in that language which fell into the hands of the French could be easily read.
Henry IV published a letter from Commander Moreo to the king of Spain. The contents of this letter, read by Vieta, revealed that the head of the League in France, the Duke of Mayenne, planned to become king in place of Henry IV. This publication led to the settlement of the Wars of Religion (http://en.wikipedia.org/wiki/French_Wars_of_Religion). The king of Spain accused Vieta of having used magical powers. In 1593, Vieta published his arguments against Scaliger. Beginning in 1594, he was appointed exclusively deciphering the enemy's secret codes.



http://en.wikipedia.org/wiki/Fran%C3%A7ois_Vi%C3%A8te

avazkhamoosh
1391,09,21, ساعت : 12:15
سلام این مقاله را احتیاج دارم لطفا کمک کنید
http://ieeexplore.ieee.org/xpl/articleDetails.jsp?reload=true&arnumber=1714646&contentType=Journals+%26+Magazines

دوست عزیز جای پست شما اینجا نیست به تاپیک زیر منتقل شد
http://www.forum.98ia.com/t525731-13.html

ma-az
1391,09,22, ساعت : 17:17
سلامممم ، اول از همه مرسی از این تاپیک باحالتون :-118-:
ینی واقعن کلی کمکم کردین تاحالا ، من شمارو نداشتم چیکار میکردم ؟ :-2-15-:
2 تا مقاله میخواستم
یکی درمورد " ایدز " فقط اگه میشه خعلی سنگین نباشه :-2-27-: ینی در حد مدرسه و اینا باشه دیگه :-2-35-:
یکی ـم در مورد :
بســیج !
مرسی میشم ازتون :-2-40-:

Mina
1391,09,22, ساعت : 17:24
سلامممم ، اول از همه مرسی از این تاپیک باحالتون :-118-:
ینی واقعن کلی کمکم کردین تاحالا ، من شمارو نداشتم چیکار میکردم ؟ :-2-15-:
2 تا مقاله میخواستم
یکی درمورد " ایدز " فقط اگه میشه خعلی سنگین نباشه :-2-27-: ینی در حد مدرسه و اینا باشه دیگه :-2-35-:
یکی ـم در مورد :
بســیج !
مرسی میشم ازتون :-2-40-:
سلام
ایدز:
http://www.njavan.com/forum/showthread.php?23295-%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%B2-%D9%88-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D9%8A%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%B9-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%B2-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%8A%D9%85
http://www.emdadgar.com/forum/showthread.php?tid=433

بسیج
http://www.iran-forum.ir/thread-45488.html
http://www.fasleagahi.com/?p=184

http://mohammad121.mihanblog.com/post/24

shahrzad1369
1391,09,22, ساعت : 18:05
سلامممم ، اول از همه مرسی از این تاپیک باحالتون :-118-:
ینی واقعن کلی کمکم کردین تاحالا ، من شمارو نداشتم چیکار میکردم ؟ :-2-15-:
2 تا مقاله میخواستم
یکی درمورد " ایدز " فقط اگه میشه خعلی سنگین نباشه :-2-27-: ینی در حد مدرسه و اینا باشه دیگه :-2-35-:
یکی ـم در مورد :
بســیج !
مرسی میشم ازتون :-2-40-:

سلام

خوب در مورد ایدز مطلب ویکی پدیا خیلی کامله!

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%B2

اما اگر هم ساده تر میخوای این هم هستش:-2-38-:


شرح بیماری

ایدز عبارت است از بوجود آمدن ضعف عمده در دستگاه ایمنی بدن (نقص ایمنی). این امر باعث کاهش توانایی بدن در مقابله با عفونتها و توانایی سرکوب سلولهای غیرطبیعی مثل سلولهای سرطانی میشود. ویروس ایدز سلولهای ایمنی موجود در خون (لنفوسیتها) و سلولهای ایمنی موجود در بافتها مانند مغز استخوان، طحال، کبد و گرههای لنفاوی) را درگیر میسازد. این سلولها در تولید پادتن برای مقابله با بیماریها و سرطانها نقش دارند. در مجموع باید گفت که ایدز یک نوع نقص ایمنی ثانویه است که در سیر عفونت با ویروس ایدز ایجاد میشود.



علت بیماری

عامل بیماری ایدز یک نوع ویروس از گروه رترو ویروسها است که باعث کاهش توانایی سیستم ایمنی بدن میزبان میشود. علایمی که ما در بیماری ایدز میشناسیم مربوط به بیماریهایی است که در اثر نقص دستگاه ایمنی بدن تولید میشوند. در اکثر بیماریهای ویروسی وضع به این منوال است که سلولهای مملو از ویروس ویروسها را آزاد کرده و این ویروسها خود را با پادتنهای آماده مواجه میبینند. در چنین وضعی بیماری شخص برطرف میشود. اما در مورد ویروس ایدز وضع به گونهای دیگر است.

در اینجا اولین ویروسی که وارد اولین سلول میزبان میشوند از حمله پادتنها در امان میمانند. ویروسهای جدیدی که از سلول خارج میشوند بعضا توسط پادتنها خنثی میشوند اما ژنهای اولیه در درون سلول میزبان به تولید ویروس ادامه میدهند. ممکن است که ویروس در بدو ورود به سلول میزبان به صورت غیر فعال درآید و بعد از گذشت چندین سال به مساعد شدن اوضاع فعالیت بیماریزایی خود را آغاز کند. این ویروس دستگاه ایمنی بدن را تضعیف میکند و در این یک سرماخوردگی ساده هم میتواند برای شخص مشکل ساز باشد.
سیر بیماری و علایم آن

ابتلا به بیماری ایدز در اغلب موارد با عوارض سادهای مانند اسهال ، خارش پوست و افزایش خفیف حرارت بدن شروع میشود. این عوارض پس از چند هفته خودبخود برطرف میشود و شخص خیال میکند که به سرماخوردگی دچار بوده است. از آنجا که ساخته شدن پادتنهای موثر حدود 14 روز طول میکشد دراین زمان جدال بین ویروسها و پادتنها در جریان است. پس از سپری شدن این مرحله دورانی فرا میرسد که حال شخص بیمار خوب میشود اما در خون او پادتن ضد ایدز را میتوان تشخیص داد و از خون وی ویروس ایدز را بدست آورد.

لنفوسیت T4 که مبتلا شده است شروع به تقسیم میکند همین امر باعث تورم غدد لنفاوی میشود. تورم غدد لنفاوی گاه ماهها یا سالها بعد از ابتلای اولیه پدیدار میشود و میتواند مدتها به همان حال باقی بماند. در بسیاری از موارد هم ناراحتیهای جدی دیگری به آن اضافه میشود. بیماران اکثرا به شدت لاغر میشوند چون دیواره روده آنها مواد غذایی را بطور کامل جذب نمیکند. در اروپا که تغذیه مردم رضایت بخش است کم شدن وزن چندان مخاطره آمیز نیست. اما در بعضی کشورهای جهان سوم که مردم با سوء تغذیه دست به گریبانند کاهش وزن فرد را نحیف میکند.

عرق کردن در شب و احساس خستگی ، التهاب بیضهها از سایر علایم این بیماری است. مرحله بعدی که در آن تصویر نهایی بیماری ایدز به نمایش گذاشته میشود حاصل از درهم شکسته شدن کامل سیستم دفاعی بدن است. تعداد سلولهای لنفوسیت T4 به شدت کاهش یافته است و در این حالت انواع بیماریهای باکتریایی ، ویروسی و انگلی قادر هستند که فرد مبتلا را از پای بیاندازند.





عوامل تشدید کننده بیماری



تماس جنسی با افراد آلوده. همجنسبازها در معرض بیشترین خطر هستند.
بیبند و باری جنسی
استفاده از سرنگهای آلوده برای تزریق مواد مخدر
تزریق خون یا فرآوردههای خونی آلوده
مواجهه کارکنان بیمارستانها و تکنسینهای آزمایشگاهی با خون ، مدفوع ، یا ادرار افراد آلوده به ویروس ایدز.

پیشگیری



از تماس جنسی با افراد آلوده یا افرادی که مواد مخدر تزریقی مصرف میکنند خودداری شود.
از کاندوم استفاده شود.
از بیبندوباری جنسی خودداری شود.
خون یا فرآوردههای خونی باید از لحاظ آلودگی بررسی شده باشد.

تشخیص بیماری

تشخیص این بیماری از طریق آزمایش خون امکانپذیر است. خوشبختانه در کشور ما این آزمایش به صورت رایگان انجام میشود تا افراد مختلف از سلامتی خود اطمینان حاصل کنند.
درمان

در حال حاضر داروها در معالجه عفونت ایدز مؤثر نیستند. برای مقابله با عفونتها یا پیشگیری از آنها ممکن است آنتیبیوتیک تجویز شود. داروهای ضد ویروسی مانند دیدانوزین ، استاوودین ، زالسی تابین ، زیدوودین و نیز داروهای مهارکننده پروتئاز در درمان عفونت با ویروس ایدز مورد استفاده قرار میگیرند و ممکن است پیشرفت بیماری را به تأخیر اندازند. تجویز آنها باید توسط پزشکان با تجربه انجام پذیرد. با این داروها (مثل زیدووین) میتوان انتقال عفونت به نوزادان مادران حامله را کاهش داد. تحقیقات زیادی در رابطه با داروهای جدیدتر و واکسن آن از طریق مهندسی ژنتیک در دست انجام هستند.





درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟



اگر شما یا یکی از اعضای خانوادهتان علایم عفونت ایدز را دارید.
اگر پس از تشخیص، علایم یک عفونت دیگر ظاهر شوند (تب، سرفه، یا اسهال).
اگر دچار علایم جدید و غیر قابل توجیه شدهاید. داروهای مورد استفاده در درمان، عوارض جانبی بسیاری دارند.




برای بسیج هم این مطلب نسبتا کامله:-2-38-:

http://basij.um.ac.ir/index.php?module=htmlpages&func=display&pid=64

shmmm
1391,09,22, ساعت : 20:48
سلام چند مقاله در مورد راههای استفاده ار IT در آموزش و پرورش می خواستم
ممنون

ms_f90
1391,09,22, ساعت : 20:56
سلام چند مقاله در مورد راههای استفاده ار IT در آموزش و پرورش می خواستم
ممنون

سلام

این تایپیک رو ببینین

http://www.forum.98ia.com/t440103.html

موفق باشی :-2-40-:

f.kh0511
1391,09,23, ساعت : 18:11
سلام دوستان نياز فوري به كمكتون دارم
يك پروژه واسه درس ذخيره و بازيابي دارم با اين عنوانYouTube Storage Technology كه متاسفانه هرچي ميگردم هيچ مطلب مرتبتي باهاش پيدا نميكنم
خواهش ميكنم كمكم كنين خيلي فوريه
:-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-39-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-::-2-30-:

دوستان خواهش ميكنم كمك كنين من خيلي دنبالشم ولي اصلا نيست
مهلتم داره تموم ميشه

~ELAHE~
1391,09,23, ساعت : 20:21
سلام بچه ها یه پروژه می خوام واسه درس راه سازی راجع به قوس های اتصال و دور.
خواهرم باید ارائه بده.
وقته امتحاناشه اگه زحمتی نیست کسی چیزی در موزد این موضوع میدونه بهم بده.
خیلی خیلی ممنون میشم.:-2-40-:

.هازال.
1391,09,23, ساعت : 23:00
سلام خسته نباشین
من یه مقاله در مورد شب یلدا و یه مقاله در باره اخلاق و تربیت می خواستم
خیلی ممنونم:-2-40-:

نهـــا
1391,09,23, ساعت : 23:01
سلام بچه ها یه پروژه می خوام واسه درس راه سازی راجع به قوس های اتصال و دور.
خواهرم باید ارائه بده.
وقته امتحاناشه اگه زحمتی نیست کسی چیزی در موزد این موضوع میدونه بهم بده.
خیلی خیلی ممنون میشم.:-2-40-:
سلام.. ببینین اینا کمکتون میکنه:

مسيريابي.doc (http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=1&ved=0CC8QFjAA&url=http%3A%2F%2Fpnukaraj.persiangig.com%2Fdocumen t%2Fnetwork%2F%25D9%2585%25D8%25B3%25D9%258A%25D8% 25B1%25D9%258A%25D8%25A7%25D8%25A8%25D9%258A.doc&ei=UivKUJfRIM6DhQe214DIBA&usg=AFQjCNG_2XsYb0_KP0pvjJHUb7wvuwQHXQ&bvm=bv.1355272958,d.ZG4&cad=rja)


پروژه راه
(http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=4&cad=rja&ved=0CEMQFjAD&url=http%3A%2F%2Firancivileng.persiangig.com%2Fm%2 Froad.pdf&ei=7ivKUNXlCoazhAeW1YHQBQ&usg=AFQjCNE9e92Mze5STpbCVQBVBboz-9ve1Q&bvm=bv.1355272958,d.ZG4)

نهـــا
1391,09,23, ساعت : 23:07
سلام خسته نباشین
من یه مقاله در مورد شب یلدا و یه مقاله در باره اخلاق و تربیت می خواستم
خیلی ممنونم:-2-40-:

باز هم سلام...:mrgreen:

اینارو ببین گلی:

مطلب ویکی پدیا تقریباا کامل هست:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%A8_%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7

شرق شناسان و مورخان متفق القولند كه ایرانیان نزدیك به چند هزار سال است كه شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را كه درازترین و تاریك ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند، در كنار یكدیگر خود را سرگرم می کنند
تا اندوه غیبت خورشید و تاریكی و سردی روحیه آنان را تضعیف نكند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یك شب طولانی و سیاه كه تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختی بیاسایند.

مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می شد. جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومی ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه یافت كه در همان نخستین سده آزاد شدن پیروی از مسیحیت در میان رومیان، با تصویب رئیس وقت كلیسا، كریسمس (مراسم میلاد مسیح) را ?? دسامبر قرار دادند كه چهار روز و در سال های كبیسه سه روز بیشتر از یلدا (شب ?? دسامبر) فاصله ندارد و مفهوم هر دو واژه هم یكی است.

از آن پس این دو میلاد تقریباً باهم برگزار می شده اند.

آراستن سرو و كاج در كریسمس هم از ایران باستان اقتباس شده است، زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریكی و سرما می نگریستند و در خور روز؛ در برابر سرو می ایستادند و عهد می كردند كه تا سال بعد یك نهال سرو دیگر كشت كنند.


پیشتر، ایرانیان (مردم سراسر ایران زمین) روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه) را خور روز و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود. در این روز عمدتاً به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیاناً مرتكب بدی كردن شوند كه میترائیسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد.

هرمان هیرت، زبان شناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبیقی زبان های آریایی را نوشته است كه پارسی از جمله این زبان ها است نظر داده كه دی- به معنای روز- به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشید است.

باید دانست كه انگلیسی یك زبان گرمانیك (خانواده زبانهای آلمانی) و از خانواده بزرگ تر زبان های آریایی (آرین) است. هرمان هیرت در آستانه دی گان به دنیا آمده بود و به زادروز خود كه مصادف با تولد دوباره خورشید بود، مباهات بسیار می كرد.


فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (كیانیان كه از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده

و در این زمینه از جمله گفته است:


كه ما را ز دین بهی ننگ نیست

به گیتی، به از دین هوشنگ نیست

همه راه داد است و آیین مهر

نظر كردن اندر شمار سپهر


آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نكرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه هایی را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شكست تاریكی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران باستان، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید كه بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا كه به زعم آنان در این شب، تاریكی و سیاهی در اوج خود است.


واژه یلدا، از دوران ساسانیان كه متمایل به به كارگیری خط (الفبای از راست به چپ) سریانی شده بودند به كار رفته است. یلدا- همان میلاد به معنای زایش- زاد روز یا تولد است كه از آن زبان سامی وارد پارسی شده است.


باید دانست كه هنوز در بسیاری از نقاط ایران مخصوصاً در جنوب و جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال، به جای شب یلدا از واژه مركب شب چله (?? روز مانده به جشن سده، شب سیاه و سرد) استفاده می شود?


خور روز (دی گان)- یكم دی ماه- در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یكسان به نظر آیند و كسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و كارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ كردن و خونریزی، حتی كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود.


این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می كردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده كه همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.

روز از آذرماه برابر با 30 آذر در گاهشماری ایرانی

می ستاییم مهر را
آنکه از آسمان بر فراز برجی پهن
با هزاران چشم بر ایرانیان می نگرد
نگاهبان زورمندی که هرگز خواب به چشم او راه نیابد
آن که مردمان را از نیاز و دشواری برهاند

(اوستا - مهر یشت)


«شب چله»(یلدا) یا جشن زایش مهر، درازترین شب سال و شب زادن دوباره ی خورشید و آغاز فصل زمستان است که یادگاری هفت هزار ساله و ارزشمند از نیاکان فرهیخته ی مان به شمار می آید. ایرانیانی که هزاران سال پیش دریافتند که گاهشماری بر پایه ی ماه نمیتواند گاهشماری درستی باشد. پس به پژوهش درباره ی حرکت خورشید پرداختند و گاهشماری خود را بر پایه ی آن قرار دادند.
ایشان حرکت خورشید را در برجهای آسمان اندازهگیری کردند و برای هر برجی نام خاصی گذاشتند و دریافتند هنگامی که برآمدن خورشید با برآمدن برج «بره» در یک زمان باشد، بهار است و دریافتند که در ابتدای پاییز و بهار روز و شب برابر است و در ابتدای تابستان روز بلندتر از شب است.
ایرانیان باستان گاهشماری خود را بر اساس چله (چهل روز) تقسیم کردند و 9 چله (ماه) داشتند.

می دانیم که در فرهنگ ایرانیان عدد چهل مانند عدد هفت و دوازده قداست خاصی دارد. واژههای «چله نشستن»، «چل چلی» و در طبرستان واژههای «پیرا چله، گرما چله» نشانه ی اهمیت این عدد در میان فرهنگ ایرانی است.



امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند که مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار میشود، اما میدانیم که در باورهای کهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمیشده است و جشن شب چله، همچون بسیاری از آیینهای ایرانی، ریشه در رویدادی کیهانی دارد.


در گاهشماری ایرانی که دقیق ترین ِگاهشماری ها و سازگارترین ِآن ها با تقویم طبیعی است، همواره و در همه ی سالها، شب چله و انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سیام آذرماه و بامداد یکم دیماه است.



شب چله در آیین مهر


همان گونه که در پیش آمد، شب چله زاد روز ایزد مهر یا میترا است. نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار میآمده است و امروزه کارکرد خود را در تقویم میلادی که ادامه ی گاهشماری میترایی است و حدود چهار سده پس از مبدا میلادی به وجود آمده، ادامه میدهد. کیش مهر (میتراییسم) تاثیر گذارترین آیینی است که پس از مهاجرت آریاییان در زمان فریدون به اروپای کنونی رفت و ردپای آن را در همه ی ادیان جهان می توان مشاهده کرد.


کلمه ی یلدا واژه ای سریانی است و به معنای تولد یا میلاد است. در برخی منابع آمده است که پس از مسیحی شدن رومیان، چهارسد سال پس از تولد عیسی مسیح، کلیسا جشن تولد مهر را به عنوان زاد روز عیسی پذیرفت، زیرا زمان دقیق تولد وی معلوم نبود. در واقع یلدا یک جشن آریایی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند. وقتی میتراییسم از تمدن ایران باستان به سایر جهان منتقل شد در روم و بسیاری از کشورهای اروپایی روز 21 دسامبر به عنوان تولد میترا جشن گرفته می شد ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباه محاسباتی، این روز به 25 دسامبر انتقال یافت و از سوی مسیحیان به عنوان روز کریسمس جشن گرفته شد. از این روست که تا امروز بابا نوئل با لباس و کلاه مُغان ظاهر می شود و درخت سرو و ستاره ی بالای آن هم یادگاری از کیش مهر و فرهنگ ایرانی است.
ابوریحان بیرونی، مبدا سالشماری تقویم کهن سیستانی را از آغاز زمستان ذکر کرده و جالب این که نام نخستین ماه سال در تقویم سیستانی نیز «کریست» بوده است.


منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز میگردد و پیش از آن، آنگونه که ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل کرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار - خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه میگیرد.

نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک، قهرمان بزرگ ملی ایران بودهاند (که هنوز هم حامیان سرمایهداری لجام گسیخته اندیشههای عدالتجویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود میدانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته میشد و از آن با نام «خرم روز» یاد میکرده و آیینهایی ویژه داشتهاند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده میشود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است. همچنین در تقویم کهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است که با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است.



آیین های برگزاری جشن شب چله


ایرانیان همواره شیفته ی شادی و جشن بوده اند و این جشن ها را با روشنایی و نور می آراستند. آن ها خورشید را نماد نیکی می دانستند و در جشن هایشان آن را ستایش می کردند. در درازترین و تیره ترین شب سال، ستایش خورشید نماد دیگری می یابد. مردمان سرزمین ایران با بیدار ماندن، طلوع خورشید و سپیده دم را انتظار می کشند تا خود شاهد دمیدن خورشید باشند و آن را ستایش کنند.

در گذشته، آیینهایی در این هنگام برگزار میشده است که یکی از آن ها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی که از لازمههای آن، حضور کهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد کهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراکیهای فراوان برای بیداری درازمدت که همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.

از جمله آیین های این شب می توان به دورهم نشینی، فراهم کردن تنقلات و آجیل(لرک) و میوه های خشک، قصه گویی، فال حافظ، فال کوزه، و شعرخوانی (بیتو خوانی) اشاره کرد.

شب چله در ادبیات



کرده خورشید صبح ملکت تو روز همه دشمنان شب یلدا ؟


مسعود سعد سلمان


نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست شب فراق تو هرگه که هست یلداییست


سعدی


تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است تو شمع فروزانی و گیتی شب یلدا


معزی


سخنم بلند نام از سخن تو گشت و شاید که دراز نامی از نام مسیح یافت یلدا


سیف اسفرنگی


نور رایش تیره شب را روز نورانی کند دود چشمش روز روشن را شب یلدا کند

منوچهری



چون حلقه ربایند به نیزه، تو به نیزه خال رخ رنگی بربایی شب یلدا



عنصری


روز رویش چون بر انداخت نقاب ااز سر زلف گویی از روز قیامت شب یلدا برخاست


سعدی




هست چون صبح آشکارا، کاین صبح چند را بیم صبح رستخیز ست از شب یلدای من



*********************


اینا هم برای اخلاق و تربیت عزیز::-2-38-:

رابطة تربیت و اخلاق

در هم تنیدگی فرایند تربیت و اخلاق موجب شد که مرز مشخصی در گذشته میان این دو تصویر نشود و فرایند تربیت با اخلاق همسان پنداشته شوند و اخلاقی بودن به مثابة تربیت یافتگی انگاشته شود چنان که غزالی چنین نگاشت: معنی تربیت این است که مربی، اخلاق بد را از آدمی باز ستاند و به دور اندازد و اخلاق نیکو جای آن بنهد. [1]
خواجه نصیر الدین طوسی نیز چنین نوشت: تربیت صناعتی است که از طریق آن مدارج عالیه انسانی فراهم می آید و پست ترین مراتب انسانی به کامل ترین رتبه خود می رسند. [2]
از سوی دیگر، جالب است بدانیم بسیاری از صاحب نظران تعلیم و تربیت اسلامی کمتر واژة تربیت را به کار برده اند و به جای آن از واژگان تعلیم، تربیت، تهذیب، تزکیه، تخلق به اخلاق، تأدیب، ریاضت، تدبیر سیاست و .... بهره برده اند و این بدان جهت است که واژگان تربیت به معنای آموزش و پرورش متربی و به معنای برانگیختن و فراهم آوردن موجبات شکوفایی و رشد تمامی توانایی و شئون وجودی آدمی، در گذشته اصلاً مصطلح نبوده و یا اخلاق و تربیت را آن چنان درهم تنیده می دانستند که تربیت بدون اخلاق را غیر قابل تحقق می دانستند و با این که باور داشتند تربیت بدون پرتو افکنی اخلاق امری ناصواب و بی سرانجام است .
اما امروزه، جدا انگاری فرایند اخلاق و تربیت تردید ناپذیر است. حال برای تبیین بیشتر تفاوت های این دو فرایند و رابطه آنها، حوزه و قلمرو این دو فرایند را بررسی می کنیم.
1ـ تربیت فرایندی بسیار گسترده است و گسترة آن به تمامی ابعاد، توانائی ها، قابلیت ها و به همة شئون وجودی آدمی گسترانده شده و تمامی زمینه های وجود آدمی را در بر می گیرد اما فرایند اخلاق یکی از حیطه ها و ساحت های تربیت به شمار می آید. از این رو می توان گفت تربیت اقسام فراوانی دارد و از آن جمله: تربیت بدنی، تربیت عقلانی، تربیت دینی، تربیت اخلاقی، تربیت جنسی، تربیت عاطفی، تربیت عاطفیف تربیت عرفانی، تربیت مدنی، تربیت اجتماعی و ... استاد مطهری دز این باره می نویسد: تربیت پرورش دادن و به فعلیت رساندن تمامی استعدادها و ایجاد تعادل در هماهنگی میان آن هاست تا از این طریق متربی به حد اخلقای کمال برسد. [3] و به تعبیر یکی از نویسندگان غربی، تربیت در زمینة جسم و جان و روان انسان است و تمامی زمینه های وجود او را در بر می گیرد. [4]
2ـ به گفتة برخی از صاحب نظران، تعلیم و تربیت طی قرون متمادی تنها بر ملاحظات فلسفی و اخلاقی مبتنی بوده، امروزه نیز به رغم تسلط دانش بشر در زمینه های زیست شناسی، جامعه شناسی و روانشناسی بر تعلیم و تربیت، باز این نکته آشکارتر شده که علم و دستاورد های فنی آن نه تنها کافی نیست بلکه همچنان باید ملاحظات اخلاقی و فلسفی مهم اصلی را در تعلیم و تربیت بر عهده داشت باشد زیرا بررسی اهداف و غایات تربیت نه در صلاحیت علم و نه در حد تکنیک بلکه فقط در صلاحیت فلسفه و اخلاق است. [5]
بر این اساس می توان گفت تربیت فرایندی است که با آموزه ها و یافته ها و با علوم بسیاری از جمله: زیست شناسی، روانشناسی روانشناسی تربیتی، روانشناسی اجتماعی ، جامعه شناسی، جامعه شناسی تربیتی، دین و فلسفه، اخلاق و ... سر و کار دارد و مبانی علمی ، فلسفی و دینی خود را از یافته ها و آموزه ها به دست می آورد و ملاحظات اخلاقی یکی از مبانی تربیت به شمار می آید که با توجه به آنها تربیت شکل می پذیرد بدین تربیت می توان جایگاه فرایند تربیت را در ارتباط با فرایند اخلاق به دست آورد و تفاوت این دو را واکاوید.
3ـ فرایند تربیت با تمامی رفتار آدمی در همة ساحت و زمینه ها و با تمام اقساط و انواع آن خواه صبعة ارزشی داشته باشد و یا نه ارتباط وثیق و عمیق دارد. در صورتی که فرایند اخلاق با رفتار آگاهانه ای که از سر علم و عمد و انتخاب و گزینش انجام می پذیرد و صبغه ارزشی دارد و نیز با ملکات و صفات پایداری که تکرار آن رفتار ویژه موجب پیدایش آنها شده سر و کار دارد.
4ـ عالمان اخلاق فعل اخلاقی را در برابر فعل طبیعی قرار داده اند و گفته اند فعل اخلاقی از حدود کارهای طبیعی و عادی خارج است و با آنها تفاوت دارد و کار تربیتی و فرایند تربیت علاوه بر فعل اخلاقی، فعل طبیعی و رفتار عادی را نیز زیر پوشش دارد. مقصود از فعل طبیعی آن احساس گرسنگی و خواب و استراحت را در پی خستگی و نیز فعالیت های روزمره زندگی، پیداست در این کارها آدمی با حیوان مشترک است و کارها و نیز اندیشه ها و صفات و میل های مربوطه به این منظور جلب نفع مادی و دفع زیان مادی انجام می گیرند. به عبارت دیگر ریشه این گونه افعال سودجویی مادی است و فرایند تربیت تمامی این رفتارهای عادی و طبیعی و نیز رفتار اخلاقی و صفات اندیشه های مربوط به آن مختص عالم انسانی و قابل ستایش و ستایش و نکوهش و ریشة آن فضیلت جوئی فطری است. [6]
تربیت اخلاقی

پس از نگاه تحلیلی به مفهوم و معنای تربیت و اخلاق و بیان سخن اهل نظر در این زمینهف اینک این سئوال ها پیش روی ماست؛ تربیت اخلاقی چیست؟ تربیت اخلاقی با فرایند تربیت و اخلاق چه تفاوتی دارد؟ آیا تربیت اخلاقی به حوزة تربیت مربوط است و یا در حیطه اخلاق جای دارد؟ تربیت اخلاقی چه مقصودی را دنبال می کند؟ پیش از آن که به این سئوالات پاسخ دهیم ذکر این نکته لازم است ک تربیت اخلاقی در جهان معاصر بسیار مهم دانسته شده تا جائی که پاره ای از دانشوران تعلیم و تربیت در مغرب زمین قرن بیستم را قرن تربیت اخلاقی نامیده اند. [7] در جوامع دینی و مذهبی نیز تربیت اخلاقی عامل تأثیرگذار در سعادت فردی و اجتماعی دانسته شده و هر چند این عنوان مرکب در آثار دانشمندان مسلمان نیست اما مباحث بسیاری به این فرایند اختصاص داده شده است. نظیر تغییر پذیری اخلاق، تأثیر گذاری تربیت بر اخلاق، شیوه درمان بیماری های اخلاقی، کیفیت تخلق به اخلاق حسنه روش تغییر اخلاق و ... این عناوین در آثار فارابی، ابن سینا، ابن مسکویه، غزالی، فیض کاشانی و ... موجود است. [8] و ما در اینجا فقط به یک عبارت از ابن مسکویه اکتفا می کنیم: انسان در پرتو تربیت اخلاقی از رذایل و صفات نکوهیده می رهد و به فضایل و خصلت های ستوده آراسته می گردد، فضایل با تکرار اعمال شایسته به تدریج در نفس رسوخ یافته، رو به افعال نیکو از فرد سر می زند و او از انحطاط و پستی رهایی یافته و رو به سوی تعالی می نهد. [9] بنابر این آثار دانشوران و عالمان مسلمان در اخلاق آمیخته به تربیت اخلاقی است.
پس از میان این مقدمة کوتاه به پاسخ سئوال های فوق می پردازیم.
مقصود از تربیت اخلاقی فراگیری و عمل به آداب و رسوم اجتماعی نیست زیرا آداب و رسوم غیر از اخلاق است و بدین جهت در هر کشور و در هر منطقه ای از جهان آداب و رسوم اجتماعی ویژه ای بر اساس ملاحظات نژادی، جغرافیای، مکانی، زمانی ، اقلیمی، قبیله ای، گروهی، و ... ظهور و بروز پیدا می کند که در منطقه و مکان دیگر هیچ اعتباری ندارند در صورتی که فرایند اخلاق یافته ها و آموزه ها و مسایل ریشه دارد و بنیادین اند و با عمق جان انسان با فطرت و ساختار و جودی و با واقعیت تکوینی در ارتباط وثیق و عمیق اند.
همچنین مقصود از تربیت اخلاقی تنها به معنای به کارگیری شیوه ها و روش های تربیتی اعم از خود سازی و یا تربیت افراد نیست. زیرا در فرایند اخلاق نیز شیوة تخلق به اخلاق سخن به میان می آید اما آنچه دربارة ماهیت و تعریف تربیت اخلاقی می توان گفت این است که تربیت اخلاقی یکی از اقسام تربیت است و به حوزه و قلمرو خاصی از تربیت مربوط است یکی از اقسام تربیت است و به حوزه و قلمرو خاصی از تربیت مربوط است نظیر تربیت اجتماعی، تربیت سیاسی، تربیت جنسی و .... از این رو تربیت اخلاقی در حیطة تربیت قرار دارد و از حوزه اخلاق خارج است.
اینک با توجه به نکتة فوق می توان تربیت اخلاقی را این چنین تعریف کرد: برانگیختن، فراهم ساختن و بکار بستن ساز و کارهای آموزشی و پرورشی در جهت دریافت گزاره های اخلاقی و شناختن و شناساندن فضایل و رذایل و زمینه سازی برای ایجاد نگرش و روی آوردن به اخلاق حسنه و تقید و پای بندی و عینیت دادن ارزش های اخلاقی به منظور رسیدن به سعادت و کمال جاودانه تربیت اخلاقی نام دارد. بر این اساس، رسیدن به سعادت و کمال جاودانه تربیت اخلاقی نام دارد. بر این اساس، در تبریت اخلاقی تلاش می شود با بهره گیری از دانش تعلیم و تربیت و یافته های تربیت اهداف اخلاقی را عینیت بخشید.
ارکان این تعریف عبارت است از: 1ـ انگیزش در جهت احساس نیاز نسبت به مسائل اخلاقی و تخلق به اخلاق حسنه. 2ـ آموزش آموزه های اخلاقی و شناخت فضایل و رذایل. 3ـ التزام، پای بندی و تقید به اخلاق حسنه و اعتقاد به پیراسته سازی دل و جان از اخلاق بد. 4ـ توانایی در جهت عمل کردن اخلاق خوب و توانایی بر مهار خود از اخلاق بد. 5ـ جهت گیری بر پایه رسیدن به سعادت و کمال جاودانه.
بنابر این دانش تعلیم و تربیت از داده ها و یافته های اخلاق بهره می گیرد و با ساز و کارهای خود نگرش و رفتار اخلاق را در افراد ایجاد می کند و در گام نخست آدمی را از خود محوری رهایی می دهد و به او رنگ خدایی می بخشد.
و اینک با توجه به تعریف تربیت اخلاقی، تفاوت این فرایند با اخلاق و تربیت نیز مشخص گردید زیرا فرایند تربیت بسیار گسترده است و تمامی قابلیت ها، توانایی ها و همة شئون وجودی انسان را در بر می گیرد اما تربیت اخلاقی یکی از حیطه های تربیت به شمار می آید. پیداست تربیت اخلاقی تربیت برای تخلق فرد به اخلاق حسنه است اما اخلاق فقط درباره صفات، ملکات و رفتار اخلاقی و خوبی و بدی آنها سخن می گوید.
پی نوشت ها:

[1] . غزالی، ابو حامد، احیاء العلوم، ج 3، ص 52 ـ 53.
[2] . خواجه طوسی، نصیر الدین محمد، اخلاق ناصری، ص 107.
[3] . مطهری، مرتضی، انسان کامل، ص 3ـ 9.
[4] . حجتی، محمدباقر، اسلام و تعلیم و تربیت، ج 1، ص 40.
[5] . شکوهی، غلامحسین، مبانی و اصول آموزش و پرورش، ص 62.
[6] . ریچارد پاپکین، کلیات فلسفهف ترجمه دکتر سیدجلال الدین مجتبویف ص 78.
[7] . ر. ک: به تربیت اسلامی، کتاب دوم، ص 20.
[8] . ر. ک : به فاوایی، ابو نصر، الجمع بین رأیی الحکمین، ص 95ـ 97 و نیز، ابن سینا، حسین، شفا، الهیات، ص 429و ابن مسکویه، احمد، ترتیب السعادات، ص 266، 267، غزالی، ابوحامد، احیاء العلوم، ج 3، ص 56 و نراقی ، مهدی، جامع السعادات، ج 1، ص 22، فیض کاشانی، محسن، الحقایق فی محاسن الاخلاق، ص 56.
[9] . بهشتی، محمد، آرای دانشمندان مسلمان در تعلیم و تربیت، ج 2، ص 44.




رابطه اخلاق و تربيت چگونه است؟ ـ محمود نوذرى

پيش از ورود به بحث، لازم است مفهوم «اخلاق‏» و «تربيت‏» و نيز موضوع، روش و هدف «علوم تربيتى‏» و «علم اخلاق‏» را بررسى كنيم. از آنجا كه اين مفاهيم بر حسب بينشهاى مختلفى تعريف شده است و عدم تفكيك حدود و ثغور آنها، سؤالها و مشكلات متعددى را در فضاى علمى تعليم و تربيت و اخلاق ايجاد كرده است، از سوى ديگر، برخى از مؤلفان در مقام تبيين رابطه اخلاق و تربيت، در پى خلط مفاهيم، به استنتاجهاى نادرستى رسيده‏اند، پس ايضاح و تبيين مفاهيم مى‏تواند برخى از اين استنتاجهاى نادرست را نشان دهد و راه را بر خطاهاى احتمالى آتى ببندد. غالبا در اين مقوله‏ها دو خطا رخ مى‏دهد; يكى از ناحيه عدم تفكيك و توضيح كامل واژه و مفاهيم، و ديگرى در تعيين جايگاه شايسته‏اى كه از آن انتظار پاسخ داريم. در اين مختصر مى‏كوشيم در هر دو قسمت توضيحاتى دهيم:

مفهوم تربيت

تربيت از ريشه ربو گرفته شده است، و از باب تفعيل است. در اين ريشه، معناى زيادت و فزونى لحاظ شده است; بنابراين، واژه تربيت‏با توجه به ريشه آن، به معناى فراهم كردن زمينه فزونى پرورش است. معادل آن (Education) داراى دو ريشه است‏به اين شرح: [Educare] كه به معناى «تغذيه‏» يا خوراك دادن است و [Educere] كه به معناى «بيرون كشيدن‏»، «رهنمون به‏» و «پروراندن‏» است. بدين ترتيب، ريشه دو واژه [Education] و «تربيت‏» معنايى كمابيش يكسان دارند.

از تاريخچه معانى اين دو واژه و تطور مفهومى آنها كه بگذريم، اكنون Education داراى چهار معناى عمده است. برخى از اين معانى، در زبان فارسى كاربرد نداشته است، اما به تبع ترجمه كتابها، در زبان فارسى كاربردى پيدا كرده است و بار معناى تازه‏اى بر آن افزوده شده است.

اين چهار معناى عمده عبارتند از:

1 - تربيت‏به معنى مؤسسه و نهاد آموزشى;

2 - تربيت‏به معناى محتوا و برنامه آموزشى;

3 - تربيت‏به معناى عمل و جريانى كه در حيات انسانى به چشم مى‏خورد;

4- تربيت‏به معناى محصول و نتيجه تربيت.

تربيت‏به معناى سوم، فرايندى پيچيده دارد و داراى جنبه‏هاى گوناگونى است. در واقع، معانى ديگر به يكى از اين جنبه‏هاى گوناگونى است. در واقع، معانى ديگر به يكى از اين جنبه اشاره دارد. بدين سبب، اين معناى تربيت‏بيشتر محل نقد و نظر بوده است. فلاسفه و متفكران زيادى در تاريخ انديشه در اين باره به طور صريح يا ضمنى اظهار نظر كرده‏اند; بويژه با ورود علوم تربيتى به دانشگاهها، اظهار نظرها درباره مفهوم تربيت رو به فزونى گذاشت. كتابهاى زيادى براى تدريس در دانشگاهها تدوين و تاليف گرديد كه عمدتا با بحث درباره «مفهوم تربيت‏» آغاز مى‏شود. شيوه معمول مؤلفان چنين است كه تعريف صاحبنظران را درباره تربيت‏بيان كنند. آنگاه با نقد و بررسى آن، تعريفى كه با بينشهاى از پيش ساخته و پرداخته مؤلف، هماهنگى دارد، مطرح و ابرام مى‏گردد. شيوه ديگرى كه مؤلفان و عالمان، براى تفسير تربيت در پيش گرفته‏اند اين است كه تربيت را مجموعه اعمالى در نظر مى‏گيرند اين است كه تربيت را مجموعه اعمالى در نظر مى‏گيرند و با نظر به عناصر موجود در آنها و انواع مناسبات و تعاملهاى بين عناصر، تلاش مى‏كنند آنها را تبيين كنند.

اين رويكرد تا كنون موفق شده است كه بعضى از مناسبات و روابط بين عناصر را - كه گريزى از پذيرش آنها نيست - نشان دهد، و مهمترين مشخصه آن اين است كه محتواى هيچ مكتب خاصى را همراه ندارد.

بنابراين، مى‏توان تفاسير مختلف درباره تربيت‏به دو دسته كلى تقسيم كنيم: دسته اول رويكردى است كه جهان هستى را در قالب نظم مشخص ريخته و تربيت را هماهنگ با اين نظام و قالب تفسير مى‏كند. اين رويكرد خود نيز به دو ديدگاه فرعى تقسيم مى‏شود: رويكردى كه تربيت را با اسلوب فلسفى مطالعه مى‏كند و به طور طبيعى جنبه‏هاى خاصى از تربيت را (مانند هدف غايى) توضيح مى‏دهد. دوم رويكردى كه تربيت را به روش تجربى مطالعه مى‏كند. اين رويكرد، رشد ذهنى، جسمى، عاطفى و اجتماعى دانش‏آموز و نيز نهاد مدرسه، رابطه جامعه و مدرسه و مسائل از اين دست را به گونه‏اى عينى‏تر و ملموستر وجهه همت‏خود قرار مى‏دهد و با توجه به آنها، تربيت را توصيف و تبيين مى‏كند.

دسته دوم، رويكردى است كه سعى مى‏كند تربيت صرف را مطالعه مى‏كند. يعنى مطالعه واقعيتهاى متناظر با اين مفهوم آنچنانكه هست، نه آنچنانكه داوريهاى ما ايجاب مى‏كند شايد بهترين تعريف از اين نوع را «گاستون ميالاره‏» به دست داده باشد. وى با تجزيه و تحليل سه عنصر مربى، متربى و محيط تربيتى، و نيز مناسبات و تعاملهاى اين سه عنصر با هم، تربيت را چنين تعريف مى‏كند: «امر تربيتى عملى است كه روى يك فرد يا گروهى از افراد اعمال مى‏شود، يا عملى است كه گروهى از افراد، آن را مى‏پذيرند...» او پس از اين توصيف ساده، خصايص يك تربيت‏خوب را چنين بيان مى‏كند:

«1 - مجموعه منسجمى فرايندهايى از سوى معلم كه از يك سو با اهداف تعيين شده و از سوى ديگر با قوانين زيست‏شناختى و روان شناختى روان - جامعه شناختى كه بر عمل شاگر حكمفرماست‏برابرى كند و هماهنگ باشد;

3 - منظومه‏اى از «برگردان عمل‏» يا «عمل مؤثر در گذشته‏» (يعنى ارزيابى به وسيعترين معنا) كه به وسيله آن بتوان مسيرها را پيوسته اصلاح كرد و معلم و شاگرد و فرايندهاى تربيتى را به نحوى بيش از پيش صريح، با يكديگر منطبق ساخت و اهداف انتخاب شده و مجموع منظومه را مورد سؤال قرار داد.

پداگوژى (علم تعليم و تربيت; (Pedagogy در قرن نوزدهم، با پيشرفت علوم انسانى در زمينه‏هاى روان‏شناسى و جامعه‏شناسى، بعضى از عالمان تعليم و تربيت درصدد برآمدند تا واقعيتها و موقعيتهاى تربيتى را به شيوه علمى مطالعه كنند و براى بررسى مسائل تربيتى، طرحى نو ارائه كنند. از اين رو، بين «تربيت‏» كه به عمل اطلاق مى‏شود و «دانش تربيت‏» كه به مطالعه آن مى‏پردازد فوق گذاشتند و سعى كردند شرايطى را كه دانش تربيت را از عمل تربيت متمايز مى‏سازد، برشمارند و واقعيتها و موقعيتهاى تربيتى را به شيوه تجربى مطالعه كنند. تاريخچه اين كاوشها و كوششها خود بحث مفصلى مى‏طلبد. آنچه در اينجا مى‏توان گفت اين است كه دانش تربيتى تجربى، به عنوان رشته علمى منفردى با معضلات متعددى ثبوتا و اثباتا مواجه است. فعلا مراد ما از علوم تربيتى، علمى تجربى همسنگ و همطراز با ديگر رشته‏هاى علمى مانند روان‏شناسى و جامعه‏شناسى، نيست; بلكه غرض ما از علوم تربيتى، مجموعه بحثهاى رايجى است كه متشكل از مباحث روان‏شناسى تربيتى، جامعه‏شناسى آموزش و پرورش، و حتى تاريخ آموزش و پرورش، تاريخ آراى تربيتى، فلسفه آموزش و پرورش و تفكر درباره آينده آموزش و پرورش است. به اين معنا، علوم تربيتى از جنبه‏هاى مختلف قابل تقسيم است:

1 - علومى كه رو به گذشته دارند. اين علوم، روشهاى تربيتى، آراى تربيتى و نهاد تعليم و تربيت را در آينه گذشته تحقيق و بررسى مى‏كند (علوم تاريخى).

2 - علومى كه به بررسى پديدهاى تربيتى «آنچنان كه هست‏» مى‏پردازد. (علوم توصيفى)

3 - علومى كه روشها و تكنيكهاى براى انتقال معلومات و تغيير نگرشها نشان مى‏دهد. (علوم تجويزى)

4 - علومى كه به تفكر درباره آينده تربيت مى‏پردازد. در اين دسته، مسائلى از اين دست مورد بررسى قرار مى‏گيرند: تعيين غايات تربيتى داراى انسجام درونى و بيرونى، تجزيه و تحليل مفاهيم، تعيين پيشفرضهاى عمل مربى، تحقيق درباره امكان تربيت، بيان اصول و مبانى تربيت، پيش‏بينى شرايط آينده با توجه به معارف كنونى و با توجه به تغييرات.

با توجه به آنچه بيان شد، موضوع علوم تربيتى، واقعيتها و موقعيتهاى تربيتى يعنى معلم، شاگرد، محيط و تعاملهاى بين آنهاست و روش تحقيق در علوم تربيتى نيز، چند نوع پژوهش با شيوه‏هاى خاص هر يك مى‏باشد.

صاحبنظران و عالمان تربيت عموما اهداف زير را براى علوم تربيتى بسر مى‏شمارند:


1 - تجزيه و تحليل دقيق عامل «مربى‏»، «متربى‏»، «محيط‏» و كشف مناسبات و تعاملهاى آنها يا يكديگر.

2 - كشف اصول و تعيين پيشفرضها و مبانى تعليم و تربيت و نيز تعيين غايات تربيتى.

3 - ارائه الگوها و روشها براى هدايت و راهنمايى عمل به جريان امر تربيت.

حال با دقت در اين اهداف مى‏توان گفت كه، بالا بردن كيفى و كمى عمل مجريان و دست اندر كاران امر تربيت، هدف غايى علوم تربيتى است.

در باب اخلاق نيز ارائه تعاريف مشخصى از آنچه امروزه به نام اخلاق مطرح است ما را از دام بسيارى مغالطه‏ها مى‏رهاند.

اخلاق

«اخلاق‏» جمع «خلق‏» و «خلق‏» است و در لغت‏به معناى سجيه، سرشت و صفات باطنى آمده است. علماى اخلاق نيز تعريفى قريب به همين معناى لغوى از اخلاق كرده‏اند. در نظر آنان، «خلق‏» سجيه و سرشتى است كه در نفس ملكه شده است و افعال بدون نياز به فكر و تامل از او صادر مى‏شود.

امروزه راى غالب در تشخيص گزاره‏هاى اخلاقى، چنين بيان شده است: گزاره اخلاقى، گزاره‏اى است كه مسنداليه آن، فعل ارادى اختيارى انسان، و مسند آن يكى از هفت مفهوم «خوب، بد، بايد، نبايد، ثواب، خطا و وظيفه‏» باشد. دانشهايى كه گزاره‏هاى اخلاقى را مطالعه مى‏كنند. چهار دسته‏اند، كه به سه دسته اول، علم اخلاق اطلاق مى‏شود:

1 - علم اخلاق توصيفى ;(Descripitive movality) علمى كه گزاره‏هاى اخلاقى را درباره يك قوم و ملت، درباره يك مكتب اخلاقى و نظام خاص، درباره يك گروه و صنف و يا درباره يك فرد خاص توصيف مى‏كند و روشى آن تجربى - نقلى است. كه بر اساس سنخ مدعاى تجربى بودن يا نقلى بودن، فرق دارد; مثلا بيان مى‏كند كه ربا در اسلام حرام است، يا خودسوزى زن براى شوهر در نزد برخى از اقوام هند ممدوح است.

2 - علم اخلاق هنجارى ;(Normative morality) عليم كه گزاره‏هاى اخلاقى را بدون انتساب به قومى يا فردى و يا مكتبى بيان مى‏كند; مثل «دروغ بد است‏» يا «احسان به زير دست‏خوب است‏».

3- علم پداگوژى (Pedayog) يا علم تعليم و تربيت; اين دانش به ارائه روشها مى‏پردازد. فرض كنيم كه در اخلاق هنجارى گفتيم كه «دروغ بد است‏»; در اين دانش بحث مى‏كنيم كه چگونه فرد مبتلا به دروغگويى را معالجه كنيم (كاربرد واژه پداگوژى كه به معناى علم تربيت اخلاقى و به معناى اعم از تربيت اخلاقى - كه حتى تربيت‏بدنى را هم شامل مى‏شود - مربوط است‏به تاريخچه اين واژه كه در گذشته به معناى اول به كار رفته، ولى امروزه كاربرد اعم آن رايج و شايع است).


4 - فلسفه اخلاق ;(Analytic morality) اين دانش پيشفرضها و مبادى تصورى و تصديقى اخلاق هنجارى را مورد نقادى و بررسى قرار مى‏دهد و در واقع، پشتوانه‏اى نظرى براى گزاره‏هاى اخلاقى فراهم مى‏كند; براى مثال، بحث از ماهيت «خوب و بد»، «بايد و نبايد»، و مفاهيم ديگر كه در علم اخلاق واضح و روشن تلقى مى‏شوند، بر عهده اين رشته از اخلاق پرسشهاى عمده‏اى در علم اخلاق مطرح است و هدف علم اخلاق، پاسخ به چنين پرسشهايى است; مثلا آيا زيستن اخلاقى ممكن است؟ غايت زندگى اخلاقى چيست؟ كدام فعل، خوب و كداميك بد است؟ آيا تغييرات اجتماعى،حكم اخلاقى را تغيير مى‏دهد؟ اگر برنامه‏اى براى سير و سلوك لازم است، اين برنامه كدام است؟

اين گونه طرح بحث، بيشتر از سوى دانشمندان غربى صورت گرفته است و تفاوتهايى با مباحث اخلاقى عالمان مسلمان دارد. يكى از تفاوتهاى بارز، در ناحيه موضوع علم اخلاق است. موضوع اخلاق به نظر برخى از عالمان مسلمان، صفات نفسانى و به نظر برخى، صفات و افعال نفسانى است و نظرى مبنى بر اينكه افعال به تنهايى موضوع علم اخلاق است، نداريم. اما نظر رايج در فرهنگ غرب اين است كه موضوع علم اخلاق، افعال است نه صفات.

تفاوت ديگر، در نحوه تنظيم مباحث است، عالمان مسلمان عموما با اجمال گويى برخى مبادى تصورى و تصديقى علم اخلاق را در آغاز كتابها، و بحث و روشها را در ضمن بيان مسائل مطرح كرده‏اند، و مسائل بسيارى را نيز با اعتقاد به بداهت آنها يا به سبب عدم مطرح بودن در آن زمان، در كتابها نياورده‏اند.

نتيجه

1 - بين تريبت در مقام عمل، و دانش تربيت، فرق است. تربيت در مقام عمل امرى است كه روى فرد يا گروهى از افراد اعمال مى‏شود يا فرد يا گروهى از افراد، آن را مى‏پذيرند; اما دانش تعليم و تربيت‏يك رشته علمى است كه واقعيتها و موقعيتهاى تربيتى را تحقيق و بررسى مى‏كند و امروزه مشروعيت‏خود را در عرصه علوم به اثبات رسانده است.

وجود علايق خاص، ترتيب سؤالها و نحوه پاسخ دهى به پرسشها، چارچوب مفهومى خاصى را فراهم مى‏كند كه آن را از ديگر علوم متمايز مى‏سازد.

تمايز بين تربيت در مقام عمل و دانش تربيت، ما را در تعيين جايگاه شايسته‏اى كه از انتظار پاسخ داريم، كمك مى‏رساند. مثلا اين پرسش كه «تعليم و تربيت هنر است‏يا فن و مهارت؟» مربوط به قلمرو تربيت در مقام عمل است نه دانش تربيت; يا اين پرسش كه «موضوع تربيت چيست؟» مربوط به هر دو قلمرو است و با مراجعه به هر قلمرو، پاسخى متفاوت دريافت مى‏كنيم. دانش تعليم و تربيت داراى موضوع - به همان معناى مصطلح - است ولى موضوع تربيت در مقام عمل، به معناى امرى است كه تربيت‏بر آن واقع مى‏شود.



2 - دانشهايى كه گزاره‏هاى اخلاقى را تحقيق و بررسى مى‏كنند با دانش تربيت از ناحيه موضوع مسائل، اهداف و روشها تفاوت آشكار دارند. اما على رغم تمايز آشكار بين مباحث اخلاق و مباحث تعليم و تربيت، كتابهايى با عنوان تعليم و تربيت اسلامى براى تدريس در دانشگاهها تاليف مى‏شود كه اكثر مباحث، صورت اخلاقى دارد. اگر اين كتابها براى عموم مردم نوشته مى‏شد شايد چندان مشكلى ايجاد نمى‏كرد. اما تدوين و تاليف اين كتابها براى مجامع علمى اين سؤال را در ذهن خوانندگانى كه قدرى با تعليم و تربيت آشنايى دارند، ايجاد مى‏كند كه آيا تعليم و تربيت اسلامى همان اخلاق اسلامى است؟ آيا اسلام پاسخهايى براى پرسشهايى كه در قلمرو تعليم و تربيت مطرح است، در اختيار ما نمى‏نهد؟ بخصوص برخى از اين پرسشها به قلمرو دين مربوط است. البته ما معترفيم كه پژوهش در زمينه تعليم و تربيت اسلامى چندان زياد نيست ولى اين كاستيها، مجوزى را براى طرح مباحث اخلاقى به جاى مباحث تعليم و تربيت صادر نمى‏كند.

اينك برخى تفاوتها و داد و ستدهاى اين دو رشته علمى مى‏پردازيم:

1 - رابطه اخلاق و تربيت; تربيت‏به معناى عمل و فرايندى كه در زندگى انسانها جريان دارد، مفهومى است كه بر همه اجزاى اين فرايند (هدف، روش، موضوع، محتوا و محيط تربيتى) اطلاق مى‏شود. به علاوه، نسبت‏به همه ساحتهاى انسان (عاطفى، اجتماعى، ذهنى، بدنى و معنوى) شمول دارد. برخلاف اخلاق كه مفهومى بسيط دارد و بر يك صفت نفسانى انسان دلالت دارد. با توجه به اين تصوير وسيع گسترده از تربيت، مى‏توانيم به بعضى اظهارنظرهاى متفاوت در بيان رابطه اخلاق و تربيت مثل «اخلاق نتيجه تربيت است‏» و يا «اخلاق مترادف تربيت است‏» پاسخ دهيم. اگر اخلاق، با تربيت - به معناى عمل و فرايندى كه در زندگى انسانها جريان دارد - مقايسه شود، اخلاق، نتيجه تربيت است، در صورتى كه عمل تربيت متوجه جنبه اخلاقى انسان باشد; اما اگر اخلاق، با تربيت - مقايسه شود، تربيت و اخلاق مترادفند، در صورتى كه نتيجه تربيت ناظر به يك صفت اخلاقى باشد، مثلا وقتى مى‏گوييم «فلان شخص، تربيت نشده است‏»، يعنى متصف به صفات اخلاقى نشده است. اين معناى تربيت‏براى بعضى اين توهم را ايجاد كرده است كه «اخلاق‏» همان «تربيت‏» است.

2 - رابطه علم اخلاق و تربيت; علم اخلاق در قالب هنجارى آن، هدف غايى زندگى خوب را ترسيم مى‏كند; آنچه شايسته گفتار و كردار است‏به ما نشان مى‏دهد; تغييراتى را كه در حكم اخلاقى در نتيجه تحولات اجتماعى پيدا مى‏شود بررسى مى‏كند. مجموعه اين مسائل، مبنايى براى عمل درست فراهم مى‏كند. اين مبنا بخشى از محتوا و برنامه‏اى است كه مربى در عمل تربيت‏به آن نياز دارد.

3 - در زمينه روشها، علم اخلاق چگونگى اتصاف به صفات خوب و زدودن صفات بد را به ما نشان مى‏دهد. اما علوم تربيتى شيوه‏هايى براى رشد و اصلاح همه ساحتهاى انسان از جمله ساحت معنوى ارائه مى‏كند. البته در برخى موارد كه عالم تربيتى (مشاور و راهنما كار خويش را پايان يافته تلقى نمى‏كند; مثلا از منظر عالم تربيتى اگر فردى به اندازه‏اى كه افراد معمولا دروغ مى‏گويند دروغ بگويد، از سلامتى روانى برخوردار است ولى از منظر عالم اخلاق، حتى يك دروغ هم نشانه مرض است و او در صدد معالجه بيمار خواهد بود. اين مطلب ناشى از تلقى متفاوت آنها از رفتار بهنجار است. رفتار بهنجار از منظر عالم تربيتى مطابقت آن با هنجارهاى پذيرفته شده اجتماعى است ولى عالم اخلاق رفتار را در رابطه هدف نهايى ارزيابى مى‏كند (البته اين مطلب با توجه به مكاتب اخلاقى به طرق مختلف تبيين مى‏شود).

4 - رابطه فلسفه اخلاق و تعليم و تربيت; فلسفه اخلاق به پرسشهايى مانند «ارزشهايى ذهنى يا عينى، ثابتند يا متغير; سلسله مراتب دارند يا نه؟» پاسخ مى‏گويد. اين پاسخها در شيوه ارتباط معلم و شاگرد تعيين ارزشهايى مقبول و تصميم گيريهاى تربيتى، نقش اساسى را ايفا مى‏كند; مثلا اگر مربى منكر سلسله مراتب ارزشها شد و بر اين باور بود كه هرگاه فعاليتى موجب برآورده شدن نياز فورى شود، داراى ارزش است، او قطعا عمل تربيتى خود را بر اين مبنا تنظيم مى‏كند.

پس، رابطه تعليم و تربيت، علوم تربيتى و دانشهاى اخلاقى را مى‏توان به طور مختصر، اينگونه ترسيم كرد: اگر مربى و متربى را محور و موضوع بحث اين دو رشته فرض كنيم، علوم تربيتى الگوها و روشهايى براى هدايت عمل مجريان امر تربيت ارائه مى‏كند و دانشهاى اخلاقى بخشى از برنامه و محتوايى را كه مجريان به آن نيازمندند نشان مى‏دهد، در بيان رابطه علوم تربيتى و دانشهاى اخلاقى مى‏توان گفت كه دانشهاى اخلاقى بويژه فلسفه اخلاق، به عنوان مبنا، براى انتخاب الگوها روشها نقش ايفا مى‏كند.

در پايان، يادآورى اين نكته لازم است كه، آنچه در بيان داد و ستدهاى اخلاق و تعليم و تربيت آمده، در حد پاسخ به سؤال است و آنچه مى‏توان گفت، بسيار وسيعتر و عميقتر است.




رابطه دین و تربیت اخلاقی (http://www.ensani.ir/storage/Files/20101122105601-20.pdf) (نوع: PDF حجم: 237KB)

pari.maloos
1391,09,24, ساعت : 02:57
سلام میشه در مورد اشتغال یه 15 صفحه برام بزارین
بخدا خیلی احتیاج دارم
هرجا میگردم پیدا نمیکنم
خواهش میکنم :-2-39-:

nacm7114
1391,09,24, ساعت : 04:03
سلام میشه در مورد اشتغال یه 15 صفحه برام بزارین
بخدا خیلی احتیاج دارم
هرجا میگردم پیدا نمیکنم
خواهش میکنم :-2-39-:



شاید این به دردت بخوره!:-2-41-:


شناسایی عوامل مؤثر بر سهم اشتغال در بخش خدمات و زیربخشهای آن (مورد مطالعه : ایران)

http://www.aftabir.com/images/article/download.gif shenasaii avamel moaser ba sahm eshteghal.pdf (http://www.aftabir.com/articles/attachment.php?id=16551)

رمانتیک...
1391,09,24, ساعت : 04:19
سلام دوستای گلم.
یه مقاله ی حدودا 10 صفحه ای در مورد روانشناسی،تاریخچش،گرایشاش ،تعداد واحدای درسیش،طول دوره ی تحصیلش و این چیزاشو میخوام.
خیلی فوریه.
ممنون میشم اگه کمکم کنید...:-2-40-:

nacm7114
1391,09,24, ساعت : 13:47
سلام دوستای گلم.
یه مقاله ی حدودا 10 صفحه ای در مورد روانشناسی،تاریخچش،گرایشاش ،تعداد واحدای درسیش،طول دوره ی تحصیلش و این چیزاشو میخوام.
خیلی فوریه.
ممنون میشم اگه کمکم کنید...:-2-40-:




چندتا صفحه براتون گذاشتم که رشته روانشناسی رو معرفی کردن::-2-40-:


معرفی رشته روانشناسی، گرایش ها و فرصت های شغلی آن (http://ravanshnase.parsiblog.com/Posts/187/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D9%8A+%D8%B1%D8%B4%D8%AA% D9%87+%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D 8%B3%D9%8A%D8%8C+%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%8A%D8%B4+%D 9%87%D8%A7+%D9%88+%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA+%D9%87% D8%A7%D9%8A+%D8%B4%D8%BA%D9%84%D9%8A+%D8%A2%D9%86/)





معرفي و بازار کار رشته روانشناسی در مقاطع کارشناسي و کارشناسي ارشد (http://psypay.blogfa.com/post-50.aspx)






معرفی رشته روانشناسی بالینی - مقطع کارشناسی (http://www.um.ac.ir/Faculty-wndMore-cid-62-id-14.html)

نهـــا
1391,09,24, ساعت : 14:00
سلام دوستای گلم.
یه مقاله ی حدودا 10 صفحه ای در مورد روانشناسی،تاریخچش،گرایشاش ،تعداد واحدای درسیش،طول دوره ی تحصیلش و این چیزاشو میخوام.
خیلی فوریه.
ممنون میشم اگه کمکم کنید...:-2-40-:



http://www.forum.98ia.com/t296838-17.html#post2936855
http://www.forum.98ia.com/t20360.html

http://www.um.ac.ir/Faculty-wndMore-cid-60-id-14.html
http://www.um.ac.ir/Faculty-wndMore-cid-61-id-14.html

sayeye khiyal
1391,09,24, ساعت : 14:39
سلام دوستان من یه تحقیق در مورد پروین اعتصامی میخوام شامل زندگینامه و نقدهایی که به شعراش و خودش وارد کردن و...
کمکم کنید ممنون میشم

shahrzad1369
1391,09,24, ساعت : 15:04
سلام دوستان من یه تحقیق در مورد پروین اعتصامی میخوام شامل زندگینامه و نقدهایی که به شعراش و خودش وارد کردن و...
کمکم کنید ممنون میشم


سلام:-2-38-:

http://www.forum.98ia.com/t16611.html

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D8%B9%D8%AA% D8%B5%D8%A7%D9%85%DB%8C

http://www.seemorgh.com/culture/default.aspx?tabid=2072&conid=26885

http://www.parvinetesami.blogfa.com/post-1.aspx

http://www.shereno.blogfa.com/post-58.aspx



زندگی نامه و نقد اشعار پروین اعتصامی

http://www.jetfa.com/ebooks/img/download.gif (http://dl1.jetfa.com/ebooks/naghd/zendeginameh%20va%20naghde%20parvine%20etesami%28j etfa.com%29.zip)

Zhovan
1391,09,24, ساعت : 15:09
سلام
میشه مقاله در مورد پرخاشگری و اضطراب بزارید... البته فقط پیشینه رو لازم دارم

shahrzad1369
1391,09,24, ساعت : 15:16
سلام
میشه مقاله در مورد پرخاشگری و اضطراب بزارید... البته فقط پیشینه رو لازم دارم


سلام:-2-40-:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C



پرخاشگرى


مقدمه

چنانچه ميزان ابتلاء جوامع بشرى به يك موضوع خاص را يكى از معيارهاى اهميت آن موضوع بدانيم به جرات مى‏توان ادعا كرد كه پرخاشگرى از جمله مسائل عمده و با اهميتى است كه انسان‏ها از گذشته‏هاى دور تاكنون به صورت گسترده‏اى با آن سر و كار داشته و دارند. نگاهى گذرا به آمار خيره كننده و روزافزون جنايات و درگيرى‏هايى كه در جوامع انسانى به وقوع مى‏پيوندد - كه بخش عمده‏اى از آن‏ها ناشى از رفتارهاى پرخاشگرانه است - مؤيد اين ادعا است.
به جاست در اين‏جا گفتار يكى از نويسندگان (مونتاگو 1976) را ذكر نماييم كه مى‏گويد: «اغلب معتقدند كه پرخاشگرى انگيزه‏اى است كه بايد درباره آن بيش‏تر بدانيم; ما به يك‏ديگر حمله مى‏كنيم، آسيب مى‏رسانيم، و گاهى هم‏ديگر را مى‏كشيم، در واقع ما با دشنام دادن يا كوشش در جهت‏بى‏آبرو كردن ديگران به صورت كلامى پرخاشگرى مى‏كنيم...» (1)
به موازات پيشرفت صنايع و علوم و متحول شدن زندگى بشرى، روابط انسانى نيز نسبت‏به قبل پيچيده‏تر شده است. در اين راستا، مشكلات و معضلات روحى و روانى فراوانى در جوامع انسانى به وقوع پيوسته كه اين امر ضرورت بررسى گسترده و دقيق موضوعات روان‏شناختى نظير پرخاشگرى را ايجاب نموده است. به طورى كه امروزه پرداختن به موضوع پرخاشگرى منحصر به كتب روان‏شناسى نيست‏بلكه در ديگر حوزه‏هاى علمى‏هم‏چون روان پزشكى، آسيب‏شناسى روانى، روان‏شناسى اجتماعى و حتى جرم‏شناسى كه يكى از شاخه‏هاى حقوق كيفرى است، از جهات متفاوت مورد بررسى قرار گرفته است.
در چند دهه اخير، موضوع پرخاشگرى توجه بسيارى از دانشمندان و متخصصان را به خود معطوف كرده است، به گونه‏اى كه ده‏ها كتاب و صدها مقاله در خصوص اين موضوع به چاپ رسيده است.
اثر حاضر نيز با استعانت از آثار و تحقيقات ارزشمند محققان اين علم، برخى از علل و عوامل پرخاشگرى را مورد بررسى نموده است.
اما، پيش از بحث، ذكر اين نكته ضرورى است كه «خشم‏» با «پرخاشگرى‏» تفاوت دارد; صاحب نظران معتقدند كه: «خشم يكى از هيجانات نيرومندى است كه دست آفرينش در انسان نهاده است و از سال‏هاى اوليه رشد، بروز مى‏كند و اغلب رفتارهاى پرخاشگرانه را به دنبال دارد». نتيجه آن‏كه پرخاشگرى هيجان نيست‏بلكه از آثار حالت هيجانى خشم است و براى فرونشاندن آن و معمولا همراه آن رخ مى‏دهد. (2)

پرخاشگرى و فرهنگ‏ها

صدق عنوان پرخاشگرى بر يك رفتار خاص بستگى به نوع فرهنگى دارد كه در يك جامعه حاكم است. و بدين جهت، امروزه در جوامع غربى به هر نوع تندخويى پرخاشگرى اطلاق مى‏گردد. در حالى‏كه، سابقا در همين جوامع مفهوم پرخاشگرى همراه با حمله به فرد يا شى‏ء به صورت مستقيم يا غير مستقيم بوده است. همان‏طورى كه امروزه در كشورهاى آسيايى مفهوم پرخاشگرى اين چنين است. (3) هم‏چنين اين‏كه چه امرى سبب خشمگين شدن و رفتار پرخاشگرانه مى‏شود، بستگى به نوع فرهنگ جامعه‏اى دارد كه فرد در آن زندگى مى‏كند. به عبارت ديگر، مردم در همه جاى دنيا خشمگين مى‏شوند اما خشمگين شدنشان مطابق با قواعد فرهنگى جامعه‏اى است كه در آن زندگى مى‏كنند. (4)
نكته قابل توجه ديگرى كه در زمينه پرخاشگرى و فرهنگ‏ها مطرح است اين است كه، در تمامى فرهنگ‏ها وجود منافع ضرورى براى حيات بشر در پرخاشگرى پذيرفته شده است لكن اين امر هم قابل قبول همگان است كه در صورت عدم كنترل رفتار پرخاشگرانه چه بسا خطرات جبران ناپذيرى هم‏چون قتل به وقوع پيوندد. بدين جهت، همه جوامع بايد راه‏هايى بيابند تا مانع از آن شوند كه اعضاى آن يك‏ديگر را بكشند يا به هم آسيب برسانند. همه مردم رفتار پرخاشگرانه را تا اندازه‏اى كنترل مى‏كنند ولى از لحاظ ارزشى كه براى آن قايلند، در ميزان محدود كردن آن با هم فرق دارند. براى مثال، در ميان قبايل سرخ‏پوست آمريكايى، كومانچى‏ها كودكانشان را جنگجو بار مى‏آورند و حال آن‏كه هوپى‏ها و زونى‏ها به فرزندانشان صلح‏جويى و رفتار غير پرخاشگرانه مى‏آموزند. در آمريكاى معاصر جوامع هوترى بر صلح‏جويى به عنوان شيوه‏اى از زندگى تاكيد مى‏كنند و فرزندانشان را طورى تربيت مى‏كنند كه پرخاشگر نباشد. اصولا در فرهنگ آمريكايى براى پرخاشگرى و سرسختى ارزش قايلند (باندورا، 1973).
در فرهنگ اسلامى گرچه تجاوز و تعدى به ديگران از مصاديق پرخاشگرى به حساب مى‏آيد و امرى نامطلوب شمرده مى‏شود لكن به افراد اجازه مى‏دهد در صورتى كه مورد پرخاشگرى ديگران واقع شوند از خود دفاع كنند البته به نحوى كه منجر به تعدى و ظلم نشود. (5)

تعريف پرخاشگرى

به نظر مى‏رسد ارائه يك تعريف براى اصطلاح پرخاشگرى كه مورد قبول همگان باشد امكان‏پذير نيست زيرا نظرگاه‏هاى متفاوت درباره اين‏كه آيا بايد پرخاشگرى را بر اساس نتايج ملموس و عينى آن و يا بر اساس نيت و مقاصد شخصى افراد تعريف كنيم، باعث پديد آمدن تعريف‏هاى متفاوتى از پرخاشگرى شده است: برخى از روانشناسان پرخاشگرى را رفتارى مى‏دانند كه موجب آسيب ديگران شود يا بالقوه بتواند به ديگران آسيب بزند. اين آسيب مى‏تواند بدنى مانند كتك زدن، لگد زدن و گاز گرفتن، يا لفظى مانند ناسزاگويى و فرياد زدن و يا حقوقى، مانند به زور گرفتن چيزى باشد. (6)
ايراد تعريف فوق اين است كه نسبت‏به برخى رفتارها كه پرخاشگرانه به حساب نمى‏آيند مانعيت ندارد. مثلا اگر كودكى هنگام بازى، اسباب بازى خود را پرتاب كند اما ناخواسته به فرد ديگرى برخورد كند، رفتار وى بر اساس تعريف مزبور، رفتار پرخاشگرانه به حساب خواهد آمد.
تعريف ديگرى كه براى پرخاشگرى ارائه شده است‏بر نيت فرد پرخاشگر تكيه دارد و پرخاشگرى رفتارى دانسته شده كه به قصد آسيب يا آزار رساندن از كودك سر بزند. برخى اين تعريف را مورد نقد قرارداده و گفته‏اند: نيت امرى عينى و ملموس نيست و مى‏تواند مورد تفسيرهاى گوناگون قرار گيرد. بسيارى از محققان تركيبى از اين تعاريف را پذيرفته‏اند و رفتارى را كه موجب آسيب ديگران گردد، پرخاشگرانه مى‏دانند، به ويژه اگر فرد بداند عمل او آسيب و آزار ديگران رابه دنبال دارد.
در مقام قضاوت نسبت‏به تعاريف ارائه شده براى پرخاشگرى، به نظر مى‏رسد قصد و نيت در پرخاشگرى دخالت دارد و هر كس با علم حضورى از نيت‏خود آگاه است و مى‏توان از راه آثار مشابه، آن را در ديگران نيز شناسايى كرد و از اين جهت، وسيله قابل تفكيك از ساير نيت‏ها و حالات درونى مى‏باشد. بدين ترتيب، اگر فرد رفتار خشنى را براى هدفى از روى عمد انجام دهد، رفتار وى پرخاشگرانه تلقى مى‏شود، چه از عواقب آن آگاه باشد و چه نباشد. (7)

پرخاشگرى و رفتار توام با جرات

بايد به اين نكته توجه داشت كه رفتار توام با جرات به عنوان رفتار پرخاشگرانه محسوب نگردد. گاه رفتارى از فرد سر مى‏زند كه به منظور كنترل و نظارت بر ديگران و بدون قصد آسيب رساندن است; مانند جلوگيرى كودك از اين‏كه مبادا كسى اسباب بازى وى را از چنگش به در آورد. اين رفتار جرات ورزى است كه مردم معمولا بدون جدا سازى صحيح اين دو اصطلاح، شخص با جرات را پرخاشگر به حساب مى‏آورند. براى نمونه، ممكن است كسى را كه در جست‏وجوى كالايى است و در اين رابطه با ديگران برخوردى مصرانه دارد و به سادگى جواب رد را نمى‏پذيرد، پرخاشگر بدانند، در حالى كه او فقط با جرات است. با توجه به اين تمايز است كه براى از بين بردن و جلوگيرى از ظهور رفتارهاى پرخاشگرانه در كودكان، تعليم و عادت دادن راه‏هاى جامعه‏پسند با جرات بودن پيشنهاد شده است. (8)

انواع پرخاشگرى

پرخاشگرى وسيله‏اى: «اگر رفتارى در جهت رسيدن و دستيابى به هدفى خارجى انجام گيرد پرخاشگرى وسيله‏اى تلقى مى‏شود». (9) بر اساس نظر برخى از محققين (بوس، 1966) در پرخاشگرى وسيله‏اى از پرخاشگرى به عنوان روشى براى ارضاى ساير انگيزه‏ها استفاده مى‏شود. مثلا شخصى ممكن است از تهديد استفاده كند تا ديگران را به انجام دادن خواسته‏هاى خود وادار نمايد، يا كودكى ممكن است از پرخاشگرى به عنوان روشى براى جلب توجه ديگران استفاده كند. (10)
بيش‏تر پرخاشگرى‏هاى اطفال خردسال از نوع وسيله‏اى و براى تصاحب شى‏ء مورد علاقه است. آنان با اعمالى مانند هل دادن در تلاشند تا اسباب بازى ديگران را به چنگ آورند و كم‏تر مواردى است كه به قصد آسيب ديگران و از روى عصبانيت اقدام نمايند. (11)
پرخاشگرى خصمانه: در صورتى كه پرخاشگرى به قصد آسيب ديگران باشد، خصمانه تلقى مى‏شود. تعريفى كه به نظر اكثريت مناسب است اين است كه: «پرخاشگرى خصمانه هر نوع رفتارى است كه هدفش اذيت كردن يا آسيب رساندن به موجود زنده ديگرى است كه بر انگيخته شده است تا از اين رفتار پرهيز كند. (بارون 1977).»
لازم به‏ذكر است كه پرخاشگرى خصمانه طيف وسيعى از رفتارها را برمى‏گيرد و ممكن است‏بدنى يا كلامى، فعال يا غيرفعال و مستقيم يا غير مستقيم باشد. (بوس 1966). تفاوت پرخاشگرى بدنى با كلامى، تفاوت بين آزار جسمى و حمله با كلمات است. تفاوت پرخاشگرى فعال با غيرفعال، تفاوت بين عمل آشكار و قصور در عمل است و منظور از پرخاشگرى غير مستقيم پرخاشگرى بدون برخورد رودررو است. (12)

ميزان و سن شيوع پرخاشگرى وسيله‏اى و خصمانه

پرخاشگرى در حقيقت‏يكى از نمودهاى رشد اجتماعى است; در پايان يك سالگى، حدود 46 درصد رفتارهاى اوليه همسالان را رفتارهاى پرخاشگرانه و متعارض تشكيل مى‏دهد. (برونسون 1981) پرخاشگرى يكى از ملاك‏هاى رشد اجتماعى است كه در كودك به اشكال مختلف از قبيل خراب كردن، برداشتن اسباب بازى كودكان ديگر، جيغ و فرياد زدن، گريه كردن، زد و خورد كردن و ناسازگارى و اختلاف ظاهر مى‏شود. (13)
سال‏هاى اوليه كودكى و سنين قبل از مدرسه، مملو از پرخاشجويى بوده و در آن بيش از سال‏هاى قبل و بعد رفتارهاى خصمانه مشاهده مى‏شود. در اين ايام بيش‏تر پرخاشگرى‏ها از نوع وسيله‏اى است، در حالى كه، پس از طى دوره پيش دبستانى به نوع خصمانه مبدل مى‏شود و با رفتارهاى ناپسندى هم‏چون ياوه‏گويى و تمسخر همراه مى‏گردد. زمانى كه كودكان دريابند كودك ديگرى قصد آسيب رساندن به آن‏ها را دارد، احتمالا براى تلافى به جاى مضروب ساختن و خراب نمودن اسباب بازى‏هاى وى، خود او را مستقيما مورد حمله قرار مى‏دهند.
به موازات رشد سنى كودك، نحوه بروز حالت پرخاشگرى از حالت علنى و آشكار به صورت رمزى درمى‏آيد. او سعى مى‏كند با درونى‏ساختن‏خشم خويش، از برخوردهاى آسيب رساننده جسمانى و لحظه‏اى كاسته و به تدريج‏با واكنش‏هاى غير مستقيم، فرد مقابل را مورد شكنجه روانى قرار دهد. در سال‏هاى اوليه كودكى ظهور خشم سريع بوده و به زودى از بين مى‏رود، اما در سنين بالاتر، كودك فرا مى‏گيرد كه رنجش و غم خويش را در درون، محبوس ساخته و آن را در مدت مديدى با انجام اعمال منفى گرايانه به ظهور برساند. (14)
پرخاشگرى مستقيم و غير مستقيم: اين تقسيم‏بندى براساس شناخت و عدم شناخت علت و يا علل پرخاشگرى صورت پذيرفته است. اگر علت‏يا علل پرخاشگرى روشن باشد، مثلا فرد ديگرى يا شى‏ءاى باعث‏شده كه ما به مقصود خود نرسيم و ما هم آن عامل را مى‏شناسيم و از خود رفتار پرخاشگرانه بروز مى‏دهيم، در اين صورت پرخاشگرى مستقيم اطلاق مى‏شود، اما در صورتى‏كه عامل پرخاشگرى را نمى‏شناسيم مثلا در اتوبوس به اشتباه با فردى برخورد مى‏كنيم و او شروع به پرخاشگرى مى‏كند، اين نوع پرخاشگرى را كه زمينه‏هاى قبلى دارد و در حقيقت تخليه هيجان‏هاى قبلى است،پرخاشگرى غيرمستقيم مى‏نامند. (15)

ثبات پرخاشگرى

آيا پرخاشگرى دوران كودكى، در سال‏هاى بعد نيز ثابت مى‏ماند و اثرى پايدار در طول عمر دارد؟ اين سؤالى است كه عده‏اى از پژوهشگران را به تكاپو انداخته است. در واقع ثبات پرخاشگرى، همانند ثبات هوش است; همان‏طور كه ميزان هوش در كودكى مى‏تواند حاكى از سطح رشد شناختى آينده باشد،آگاهى از وضعيت پرخاشجويى كودك نيزآينه‏نسبتامناسبى براى مشاهده، تخمين و ارزيابى رفتارهاى آتى وى به حساب مى‏آيد. به احتمال زياد كسانى كه در سال‏هاى اوليه كودكى‏به شدت پرخاشجو هستند، در دوران جوانى و بزرگسالى نيز چنين خواهند بود، و افرادى كه در كودكى عارى از اين ويژگى هستند در دوران بزرگسالى كم‏تر پرخاشگر مى‏باشند.برخى از محققان طى تحقيقاتى كه رفتار600آزمودنى‏رادريك دوره 22 ساله از سن 8تا30 سالگى مورد مشاهده قرار دادند، دريافتند كسانى كه در 8 سالگى پرخاشگرى بيش‏ترى داشتند، هنوز پس از گذشت‏سه دهه از عمر خود نسبت‏به همسالانشان خشمگينانه‏تر عمل مى‏نمودند و به احتمال قوى‏ازنظر محكوميت‏هاى كيفرى،بدرفتارى با همسر و تخلفات رانندگى نيز درسطح بالاترى بودند. (هيوسان و همكارانش 1984). (16)

تفاوت‏هاى جنسيتى در پرخاشگرى

پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. اين تفاوت در بيش‏تر فرهنگ‏ها و تقريبا در همه سنين ديده مى‏شود. پسرها بيش از دخترها پرخاشگرى بدنى و لفظى دارند (مك كوى و جكلين 1974و 1980; پارك و اسلابى 1983). از سال دوم زندگى اين تفاوت‏ها آشكار مى‏شود. براساس مطالعات مشاهده‏اى در مورد كودكان نوپاى بين سنين 1 تا 3 سال تفاوت‏هاى جنسيتى از لحاظ تعدد پرخاشگرى بعد از 18 ماهگى ظاهر مى‏شود و قبل از آن اثرى از آن نيست (فاگوت و هاگان 1982). پسرها به خصوص هنگامى كه به آنان‏حمله‏اى‏مى‏شوديا كسى مخل كارهايشان مى‏شود، تلافى مى‏كنند. در يك مطالعه مشاهده‏اى در مورد كودكان پيش از مدرسه، پسرها فقط اندكى بيش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند، ولى دو برابر دخترها تلافى كردند. (به نقل از پارك و اسلابى، 1983).
چه چيزى اين تفاوت‏هاى جنيستى را توجيه مى‏كند؟ در اين مورد، هم توجيهات فيزيولوژيكى ارائه شده و هم توجيهات اجتماعى. بعضى از نظريه پردازان معتقدند كه ثبات تفاوت‏هاى جنسيتى كه در همه فرهنگ‏ها و همه حيوانات ديده مى‏شود، از شواهد محكم در اثبات دخيل بودن عوامل بيولوژيكى است. البته، مطالعاتى كه رابطه بين هورمون‏هاى جنسى و پرخاشگرى را مى‏آزمايد نتايج مبهمى دربر داشته است. شايد اين‏كه پسر بچه بالقوه پرخاشگر است‏يا مى‏تواند آن را بياموزد، علتى فيزيولوژيكى داشته باشد، ولى محققان در مشخص كردن اين‏كه نظام زيست‏شناختى تا چه حد در اين مساله دخالت دارد، چندان پيشرفتى نداشته‏اند.
تجربه اجتماعى پسرها و دخترها از لحاظ پرخاشگرى كاملا متفاوت است. پرخاشگرى بخشى از قالب رفتارى مردانه است و غالبا از پسرها انتظار رفتار پرخاشگرانه مى‏رود و به طور تلويحى تشويق مى‏شود. (17)
گرچه رفتارهاى پرخاشگرانه ميان مردان و پسران شيوع بيش‏ترى دارد اما بنا به گفته ابوحامد غزالى زنان زودتر از مردان خشمگين مى‏گردند. البته توجه به اين نكته لازم است كه زنان و دختران گرچه زودتر عصبانى مى‏شوند اما در مقايسه با مردان، كم‏تر به رفتارهاى پرخاشگرانه اقدام مى‏ورزند، و در اين جهت تحمل بيش‏ترى از خود نشان مى‏دهند (18)
نقش ادراك مقاصد ديگران در نحوه پرخاشگرى
كودك خردسال كه به تدريج‏شروع به شناخت انگيزه‏هاى خود و ديگران مى‏نمايد، براى اين كه رفتار وى پرخاشجويى آشكار تلقى نگردد، راه‏هايى را براى برخورد با اين انگيزه‏ها فرا مى‏گيرد. او ممكن است قبل از كسب اين شناخت، از غريبه‏ها بهراسد و فقط نسبت‏به افرادى كه به گمان وى قادر به تلافى نيستند پرخاش نمايد. البته اين امر چه بسا كودك را به سوى كسب عادت پرخاش به افراد ضعيف و اجتناب از آن در برخورد با افراد قوى سوق دهد. گرچه كودكان به موازات رشد، در پى بردن به نيات ديگران توانايى‏هاى روزافزون كسب مى‏نمايند، اما در شناخت صحيح نيات ديگران با يكديگر تفاوت دارند. برخى از آنان به ويژه كودكان بسيار پرخاشگر در اين زمينه مشكلات بيش‏ترى دارند. براساس نظريه داج (1982) در موارد رفتارهاى مبهم كه نيات پرخاشجويانه و يا نيكوكارانه واضح نيست، نحوه برخورد كودكان شديدا پرخاشگر متفاوت از ساير خردسالان است. احتمالا در وضعيت‏هاى مبهم، اين افراد واكنش خصمانه نشان مى‏دهند، چنانچه گويى طرف مقابل در رفتار خود قصد آسيب رساندن و پرخاش داشته است. پسران پرخاشگر كردار ديگران را به گونه‏اى خاص تفسير نموده و بيش از بقيه، پرخاشگرى را در ديگران مى‏بينند، تا آن‏جا كه گويى جهان و جهانيان را خصمانه و تهديدآميز تلقى مى‏نمايند. البته طبق برداشت‏هاى داج و فريم (1982) شايد بتوان براى ديدگاه‏هاى ويژه كودكان پرخاشگر مبنايى در واقعيت جست‏وجو نموده و ريشه آن را در تجارب خاص آنان يافت. زيرا آنان علاوه بر اين‏كه بيش از بقيه همسالان خويش آغاز گر رفتارهاى پرخاشگرانه بى‏دليل هستند، بيش از سايرين نيز در تيررس حملات خشم‏گينانه واقع مى‏شوند. (19)

پى‏نوشت‏ها:

1- مهدى محى‏الدين بناب، روان‏شناسى انگيزش و هيجان، تهران، نشر دانا، چاپ اول، 1374، ص 55.
2- روان‏شناسى رشد با نگرش به منابع اسلامى، دفتر همكارى‏حوزه‏ودانشگاه‏ته �ان،تهران،1375، ص 495
3- محمدكريم خداپناهى، جزوه روان‏شناسى فيزيولوژيك، ارائه شده در مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(ره)، قم، 1377، ص 46
4- كارون تاواريس، روان‏شناسى خشم، ترجمه احمد تقى‏پور و سعيد درودى، تهران، نشر خاتون، چاپ دوم، 1373، ص 58
5 و 6- هزى پاول ماسن و همكاران، رشد و شخصيت كودك، ترجمه مهشيد ياسايى، تهران، مركز نشر، چاپ دوازدهم، 1377، ص 425 و 426
7- منبع شماره 2، ص 495
8 و 9- هزى پاول ماسن و همكاران، پيشين، ص 426
10- مهدى محى‏الدين بناب، پيشين، ص 56
11- منبع شماره 2، ص 496
12- مهدى محى‏الدين، پيشين، ص 56
13- روان‏شناسى(2)، ص 822
14- منبع شماره 2، ص 497
15- كريم خداپناهى، پيشين، ص 47
16- منبع شماره 2، ص 500
17- هزى پاول ماسن و همكاران، پيشين، ص 430
18- ملامحسن فيض كاشانى، المحجة‏البيضاء، ج 5، مكتبه الصدوق، تهران، ص 305
19- مهدى محى‏الدين بناب، پيشين، 61

نهـــا
1391,09,24, ساعت : 15:19
سلام
میشه مقاله در مورد پرخاشگری و اضطراب بزارید... البته فقط پیشینه رو لازم دارم

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1986458

http://poroje65.blogfa.com/page/ezterabe3

http://951236.blogfa.com/post-316.aspx

"Elnaz"
1391,09,24, ساعت : 16:39
سلام...عکس و مطلب میخوام با موضوع ایرانگردی...

shahrzad1369
1391,09,24, ساعت : 17:08
موضوع ایرانگردی:


سلام

فعلا این ها رو نگاه کن تا بازم چیز خوبی پیدا کردم همین پست رو ویرایش میکنم:-2-38-:


http://www.beinabein.com/cat-4.aspx

http://biyataberavim.persianblog.ir/tag/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D B%8C

http://torbatgardeshgar.blogfa.com/

------------------
اینم چند تا لیست که از توش بتونی انتخاب کنی و مطلب جزیی تر پیدا کنی

http://www.taknaz.ir/news_detail_13940.html

http://www.padratoosdairy.com/index.php?option=com_content&view=article&id=2058:1390-07-30-09-26-14&catid=73:turism&Itemid=89

---------------

اون قبلیا به کنار

ببین این سایت میتونی با توجه به استانی که میخوای یا شهر و بعدش اینکه مکان تاریخی میخوای طبیعی میخوای یا هر چی جست و جو کنی و یه لیست بهت میده و یه سری اطلاعات که بعدش می تونی براش عکس هم پیدا کنی
فکر کنم از همه بهتر باشه:-2-41-:
http://iranpedia.ir/Attractions/?PageID=aa3208768ddf1ebb008fb76d1df32370

tinaii
1391,09,24, ساعت : 22:53
سلام به همگي :-2-40-:
راستيتش من يه پايان نامه دارم
مثه چي گير كردم :-2-15-:
تازه ام تو اين انجمن اومدم :-2-35-:
ميتونيد كمكم كنيد ؟
موضوعش :
آموزش مجازی سازی بوسیله Hyper-V
از روش نصب گرفته تا ابزارها و پنجره ها و همه چيش خلاصه
ممنونم
منتظر كمك مهندساي عزيز هستم :-2-41-:

shahrzad1369
1391,09,25, ساعت : 16:32
سلام به همگي :-2-40-:
راستيتش من يه پايان نامه دارم
مثه چي گير كردم :-2-15-:
تازه ام تو اين انجمن اومدم :-2-35-:
ميتونيد كمكم كنيد ؟
موضوعش :
آموزش مجازی سازی بوسیله Hyper-V
از روش نصب گرفته تا ابزارها و پنجره ها و همه چيش خلاصه
ممنونم
منتظر كمك مهندساي عزيز هستم :-2-41-:


دوست عزیز به انجمن خوش اومدین
لطفا پست هاتون رو با فونت های کوچکتر بزنین:-2-40-:
این مطالب رو ببینین

http://www.forum.98ia.com/t584627.html

http://www.farsigeek.com/?p=12113

http://fa.aradhaghi.com/1391/07/07/is-your-computer-capable-to-run-hyper-v-on-windows8/#more-22009

http://fa.aradhaghi.com/1390/02/26/understanding-virtual-networks-type-in-hyper-v/#more-21335

http://fa.aradhaghi.com/1389/06/25/live-migration-vs-quick-migration-in-hyper-v/

pink.rose
1391,09,25, ساعت : 19:28
یه مقاله راجبه ( نقش قدرت های سلطه گر در حمایت و پشتیبانی از صدام ) میخوام:-2-40-:

Mina
1391,09,25, ساعت : 19:34
یه مقاله راجبه ( نقش قدرت های سلطه گر در حمایت و پشتیبانی از صدام ) میخوام:-2-40-:
قدرتهای سلطه گر همون آمریکا و انگلیس میشن دیگه؟:-2-38-:
ببینید اینا به دردتون میخورن؟!
http://www.humanrights-iran.ir/news-23614.aspx
http://www.bultannews.com/fa/news/101385/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D8%B1%D9%8A%D9%83%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D8%AC%D9%88%D9%85-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86
http://www.magiran.com/view.asp?ID=153656&l=fa

shahrzad1369
1391,09,25, ساعت : 19:41
یه مقاله راجبه ( نقش قدرت های سلطه گر در حمایت و پشتیبانی از صدام ) میخوام:-2-40-:

این رو ببین:-2-38-:

http://www.dsrc.ir/view/article.aspx?id=221

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=222120

*golshan*
1391,09,25, ساعت : 19:43
سلام خسته نباشید ی تحقیق میخوام راجع به تاثیر ای تی در ربات تو گوگل سرچ کردم هیچی نداشت کمکم کنید پیش پیش مسی

shahrzad1369
1391,09,25, ساعت : 20:23
سلام خسته نباشید ی تحقیق میخوام راجع به تاثیر ای تی در ربات تو گوگل سرچ کردم هیچی نداشت کمکم کنید پیش پیش مسی


سلام

یه نگاهی به این ها بنداز
خیلی مرتبط نیست اما باز هم شاید بتونه کمکی بکنه
بازم نگاه میکنم چیزی خوبی پیدا کردم این پست رو ویرایش میکنم:-2-38-:

http://www.it-magazine.ir/2011/04/11/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/

http://www.iranacademic.com/article/p27504-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%BA%D8%A7%D9%84%D8%B2%D8%A7%D B%8C%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%83%D9%85%D9%83-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA?PHPSESS ID=0791fd512ef33704350ee525301ba935

http://www.sayanpardaz.com/articles/the-role-of-information-technology-in-manufacturing-and-construction.html

http://www.ttmnews.ir/post/442

mary1
1391,09,25, ساعت : 23:35
سلام
من یه نمونه پرپوزال درمورد گردشگری روستایی می خوام .
بازم از کمکهای قبلی ممنون.

shahrzad1369
1391,09,25, ساعت : 23:41
سلام
من یه نمونه پرپوزال درمورد گردشگری روستایی می خوام .
بازم از کمکهای قبلی ممنون.


سلام
این رو نگاه کن ببین به دردت میخوره؟:-2-40-:

http://zhiwaar.com/proposal

mary1
1391,09,26, ساعت : 00:08
سلام
این رو نگاه کن ببین به دردت میخوره؟:-2-40-:

http://zhiwaar.com/proposal
مرسی ولی اونی که من می خوام نیست. میشه دوباره کمک کنی؟

نهـــا
1391,09,26, ساعت : 00:20
سلام
من یه نمونه پرپوزال درمورد گردشگری روستایی می خوام .
بازم از کمکهای قبلی ممنون.

اینا رو ببین:
http://banbaey.blogfa.com/post-139.aspx

http://mirjalilismj.blogfa.com/post-1423.aspx

http://s1.picofile.com/file/7264063759/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%BE%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%84_% DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C_%D9%88_% DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B2%D B%8C%D8%B3%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7%DB%8C.do cx.html

نــازگــل
1391,09,26, ساعت : 10:29
سلام:-2-25-:
چند تا مقاله و مطلب درباره «تاثیر جهانی شدن اقتصاد بر اشتغال» میخواستم
تشکرات فراوان پیشاپیش:-118-:

Mina
1391,09,26, ساعت : 12:11
سلام:-2-25-:
چند تا مقاله و مطلب درباره «تاثیر جهانی شدن اقتصاد بر اشتغال» میخواستم
تشکرات فراوان پیشاپیش:-118-:
سلام نازگلی
اینو ببین به دردت میخوره؟:-2-37-:
http://etd.ut.ac.ir/thesis/UTCatalog/UTThesis/Forms/ThesisBrief.aspx?thesisID=61c98f32-8e5b-4089-9f82-d52c0f6fa64e
یا این:
http://www.jmdp.ir/browse.php?a_code=A-10-1-5&slc_lang=fa&sid=1
یا این:-2-38-:
http://www.aftabir.com/articles/view/economy_marketing_business/national_economy/c2c1230706153_capital_p1.php/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%BA%D8%A7%D9%84

نهـــا
1391,09,26, ساعت : 12:12
سلام:-2-25-:
چند تا مقاله و مطلب درباره «تاثیر جهانی شدن اقتصاد بر اشتغال» میخواستم
تشکرات