PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : چند نفر هم اسم شما در ایران وجود داره به همراه معنی نام شما


صفحه ها : [1] 2 3

Elmira-s
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۵:۲۳ بعد از ظهر
یک کار حالب سایت ثبت احوال کشور کرده
چند نفر هم اسم شما در ایران وجود داره !!


وارد این سایت که شدید اسم خودتون رو وارد کنید
ببینید که اولا معنی اسمتون چیه و دوما چند نفر با اسم شما در ایران وجود دارند .!!
خبرش رو اینجا هم بدید
اگه یکی قبلا اسم شما رو گفته دیگه لطفا تکراری ننویسید ممنون میشم

http://www.sabteahval.ir/default.aspx?tabid=65 (http://www.sabteahval.ir/default.aspx?tabid=65)

توجه: برای جستجو از مرورگر اینترنت اکسپلورر استفاده کرده و صفحه کلید را در حالت انگلیسی قرار دهید

اول از اسم خودم
المیرا:
(تركي ـ فارسي) (ال = ايل + ميرا) (به مجاز) فدائي ايل.
فراواني:20252

SAGHIIIII
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۶:۰۸ بعد از ظهر
الهام

(عربي) 1- به دل افكندن، در دل انداختن؛ 2- القاء معني خاص در قلب به طريق فيض؛ 3- رسيدن فكر به ذهن و در معارف اسلامي القاي امري از سوي خداوند به دل كسي؛ 4- (در قديم) دريافت و شعور غريزي.

فراواني:271607

elnaz 90
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۶:۳۰ بعد از ظهر
الناز
(تركي ـ فارسي) 1- مايه افتخار ايل، باعث فخر و تفاخر شهر و ولايت؛ 2- موجب نعمت و رفاه و آسايش.
فراواني:64537

aili
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۶:۳۸ بعد از ظهر
ممنون، خيلي جالب بود:-2-40-:
آيلي فقط 242 نفر:-2-16-:
اونجا نوشته (تركي) مهتاب. ولي اسم من به تركي مهتاب نميشه دقيقا "آي" يعني مهتاب، آيلي ميشه مهتابي، صفته نه اسم... مثل آيلي گجه لر كه ميشه شب هاي مهتابي

~shahrivar~
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۶:۳۸ بعد از ظهر
سامان
1- سرزمين، ناحيه، محل، مكان؛ 2- ترتيب و روش چيزي يا كاري، ثروت، دارايي، قوت، توانايي؛ 3- (در قديم) صبر، آرام و قرار؛ 4- (اَعلام) 1) جدِ خاندان ساماني كه او را «سامان خدات» ميگفتند؛ 2) نام شهری در شهرستان شهرکرد، در استان چهارمحال و بختیاری.
فراواني:56459

نمیدونستم شهری به اسم سامان هم هست. مرسی جالب بود

Star_69
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۶:۳۸ بعد از ظهر
زهرا
(عربي) 1- (در قديم) روشن و درخشان؛ 2- (اَعلام) از لقبهای حضرت فاطمه(س) دختر پیامبر اسلام(ص). + ( فاطمه.
فراوانی: 2645586

MICROOOB
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۶:۴۴ بعد از ظهر
لیدا:
(فرانسوی) (= لیدی، لیدیه، لودیه) دولت پیشین در غرب آسیای صغیر، که به وسیله ی مهاجران یونانی پدید آمده بود، در سده ی 7-6 پیش از میلاد رونق داشت و پایتختش سارد(ساردیس) بود. این دولت به وسیله ی کورش منقرض شد و جزء ایالتی از ایالت های ایران باستان درآمد.

فراواني:131:mrgreen:

milAd610
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۶:۴۵ بعد از ظهر
میلاد

(عربي) 1- زمان تولد؛ 2- (در قديم) تولد؛ 3- (اَعلام) (در شاهنامه) پدر گرگين و از پهلوانان ايران باستان.

فراواني:215440

.Anahit.
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۶:۴۷ بعد از ظهر
آناهیت
(اوستايي) 1- بيآلايش، پاك، به دور از آلودگي و ناپاكي؛ 2- (در اساطیر) به معنای مادر مقدسِ نیالوده (= باکره)، برجسته ترین نماد مادینهي آریایی، نمایهي زن (= مادر کامل) است.

فراوانی : 184

motevalede_azar
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۶:۴۹ بعد از ظهر
چرا واسه من باز نمیشه؟

*fog*
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۶:۵۰ بعد از ظهر
سحر
(عربي) 1- زمان قبل از سپيدهدم؛ 2- زماني است (در ماه رمضان) از نيمه شب تا اذان صبح؛ 3- (در قديم) صبح.
فراوانی: 171456

.Anahit.
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۶:۵۱ بعد از ظهر
لیدا:
(فرانسوی) (= لیدی، لیدیه، لودیه) دولت پیشین در غرب آسیای صغیر، که به وسیله ی مهاجران یونانی پدید آمده بود، در سده ی 7-6 پیش از میلاد رونق داشت و پایتختش سارد(ساردیس) بود. این دولت به وسیله ی کورش منقرض شد و جزء ایالتی از ایالت های ایران باستان درآمد.

فراواني:131:mrgreen:

اِ یعنی چی ؟!! یعنی لیدا از آناهیت کمتره ؟!! نمی خوام !!!! پس چرا من هر چی میزنم لیدا چیزی نمیاد ؟!!

Elmira-s
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۶:۵۱ بعد از ظهر
چرا واسه من باز نمیشه؟

توجه:برای جستجو از مرورگر اینترنت اکسپلورر استفاده کرده و صفحه کلید را در حالت انگلیسی قرار دهید

mahbobe26
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۶:۵۲ بعد از ظهر
محبوبه
معشوق ، معشوقه ،محبوب
فراوانی : 217506
تشکر از لطفت خیلی جالب بود:-2-40-:

pesare bazigosh
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۶:۵۵ بعد از ظهر
دانیال
(عبري) 1- قضاوت خدا، يا خدا حاكم من است؛ 2-(اَعلام) يكي از چهار پيغمبر بزرگ بنياسرائيل [زنده در 547 پیش از میلاد] كه در روايات اسلامي مخترع «رمل» به شمار ميرود. در سال 605 پیش از میلاد به اسارت به بابل برده شد در آنجا به خاطر پیشگوییهایی که کرد شهرت و قدرت یافت
فراواني:59422

azam 24
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۶:۵۶ بعد از ظهر
اعظم-(عربی)1-بزرگ،بزرگتر،بزرگترین،بزرگ وار،بزرگوارترین.2-از صفات خداوند

فراوانی327659

*Sepid*
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۶:۵۷ بعد از ظهر
1- روشني كم رنگ آسمان در افق مشرق قبل از طلوع آفتاب؛ 2- (در قديم) سفيداب؛ ذره و برادهي قلع.

paradise
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۶:۵۷ بعد از ظهر
پردیس(= فردوس)، بهشت؛ 2- (در قديم) (در ساختمان) فضاي سبز و گل كاري شدهي اطراف ساختمان
.فراواني:8823

-ava-
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۷:۰۳ بعد از ظهر
آوا

1- آواز، بانگ، صوت؛ 2- عقيده، رأي؛ 3- صدايي كه به آواز خوانده ميشود يا از آلات موسيقي به گوش ميرسد؛ 4- (در قديم) شهرت، آوازه.

فراواني:6138

.mrhrdad
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۷:۰۶ بعد از ظهر
مهرداد
- دادهي مهر، آفريده شدهي مهر؛ 2- (اَعلام) 1) نام چهار تن از شاهان اشكاني. مهرداد اول: شاه [حدود 171-138 پیش از میلاد] و نخستین فرمانروای بزرگ اشکانی، که سلوکیان را یکسره از قلمرو ایران بیرون راند؛ مهرداد دوم (= مهرداد بزرگ): شاه [حدود 123- 188 پیش از میلاد]، که سکاها را شکست داد و با چین روابط بازرگانی برقرار کرد؛ مهرداد سوم: شاه [حدود 57-55 پیش از میلاد]، که پدرش را کشت و برادرش به یاری درباریان بر او شوریدند و سلطنت را در دست گرفت؛ مهرداد چهارم: شاه [128-147 میلادی]؛ 2) مهرداد نام يكي از گماشتگان آستياگ كه كوروش را در کودکی به دست او سپرده بودند ؛ 3) نام پسر خسرو پرويز پادشاه سلسلهي ساسانی.
فراواني:122924

skarlet 62
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۷:۰۹ بعد از ظهر
مليحه مونث مليح 1-مليح زيبا خوشايند داراي ملاحت با نمك 2- دوست داشتني ومورد پسند
فراواني 141123

.Baharak.
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۷:۰۹ بعد از ظهر
اسم من كه بهاركه به معنيه:
[بهار+ ك(اَك)/-ak/ (پسوند شباهت)] 1- به معناي مانند بهار، همچون بهار؛ 2- (به مجاز) زيبا با طراوت.
فراواني:4069

roya jo0on
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۷:۱۳ بعد از ظهر
فرشته
1- (در اديان) موجودي آسماني، عاقل، برتر از انسان و غير قابل رؤيت كه مأمور اجراي اوامر خداوند است و مرتكب گناه نميشود، مَلَك؛ 2- (به مجاز) شخص داراي اخلاق يا رفتار بسيار نيك و پسنديده؛ 3- (به مجاز) دختر يا زن مهربان و زيبا.
فراواني:206353

nazem
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۷:۱۵ بعد از ظهر
محمد
(عربي) 1- ستوده، بسيار تحسين شده؛ 2- آنكه خصال پسنديدهاش بسيار است؛ 3- (اَعلام) 1) حضرت محمّد (=حضرت رسول): [571 میلادی- 11 هجری] پیامبر اسلام(ص). ملقب به مصطفی، از قبیلهي قریش و طایفهي بنی هاشم در مکهي عربستان. پس از وفات پدرش عبدالله، زاده شد. مادرش را در 5 سالگی از دست داد. در 25 سالگی ازدواج کرد. برای تجارت به برخی سرزمینهای همجوار سفر کرد. در 40 سالگی مردم را به دین اسلام فراخواند. پس از 13 سال به یثرب (مدینه) مهاجرت کرد. با کمک مردم این شهر اسلام را در سراسر عربستان گسترش داد. در مدینه درگذشت؛ 2) نام سورهي چهل و هفتم از قرآن کریم دارای سی و هشت آیه؛ 3) نام سه تن از امویان آندلس؛ 4) نام شش تن از شاهان عثمانی؛ 5) نام دوازده تن از فرمانروایان غرناطه از سلسهي بنونصر؛ 6) نام سه تن از شاهان تیموری هند؛ 7) محمّد ابن محمود غزنوی: شاه غزنوی [421-432 قمری]، ملقب به جلالالدوله؛ 8) محمّدابن ملکشاه: (= سلطان محمّد اول سلجوقی)، شاه سلجوقی [498-511 قمری] از سلسلهي سلجوقیان بزرگ؛ 9) محمّد ابن منّور: [قرن 6 هجری] نویسندهي ایرانی، مؤلف کتاب اسرارالتوحید، در شرح حال و سخنان جدش ابوسعید ابوالخیر؛ 10) محمّد حنفیه: [16-81 قمری] فرزند حضرت علی(ع) از خوله؛ 11) محمّد خوارزمشاه: شاه سلسلهي خوارزمشاهیان [596-617 قمری]؛ 12) محمّد سلجوقی: شاه سلجوقی عراق و کردستان [548-554 قمری] ملقب به محمّد ثانی؛ 13) محمّد شاه قاجار: شاه ایران [1250-1264 قمری]، ملقب به محمّد شاه غازی، پسر عباس میرزا نایب السلطنه و نوهي فتحعلی شاه.

فراواني:2397840

حاجی بلا
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۷:۱۵ بعد از ظهر
اسم من
:

معصومه: (عربي) (مؤنث معصوم) 1- (در قديم) زن بيگناه و پاك. + ( معصوم. 1- ؛ 2- (اَعلام) لقب حضرت فاطمه (معصومه) خواهر گرامي امام رضا(ع).

فراوانی:1198216

bahooneh10
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۷:۱۷ بعد از ظهر
نَعيمه (javascript:AjaxNS.AR('ctl02$ctl04$ctl00$Listnam$c tl02$LinkButton1','', 'ctl02_ctl04_ctl00_RadAjaxPanel1', event))
/naeime/
(عربي ـ فارسي) (نعيم + ه (پسوند نسبت)) منسوب به نَعيم، ( نعيم. 1- ،2- و3-

البته که ما شنیده ایم یعنی عطیه الهی و بیشتر در معنای مستقلی از بهشت نیز به کار رفته است

فراواني:28082

واقعا فکر نمی کردم این همه هم اسم داشته باشم...
خوشمان امد...

مهراساجون
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۷:۱۸ بعد از ظهر
معنی:مثل خورشید.مانن خورشید
فراوانی:1361

5011311
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۷:۲۲ بعد از ظهر
مهتاب
1)نور و روشنایی ماه
2)مهتابی
فراوانی=61323

yAsnA*19F
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۸:۰۹ بعد از ظهر
یسنا:(اوستایی)هم ریشه با شیت-در لغت معنی پرستش-ستایش-جشن-نماز در اصطلاح یکی از بخش های 5 گانه ی اوستا و مهمترین آن ها-فاطمه:خلاصه شده اش-لقب حضرت زهرا(س)-از حوری های بهشتی-از زنان بهشتی و اهل بهشت:mrgreen:
فراوانی یسنا:6900
فراوانی فاطمه:502/863/3:-2-16-:

mahgol
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۸:۱۷ بعد از ظهر
مه گل (مَه = ماه + گل)، 1- گلِ ماه؛ 2- (به مجاز) زيبارو.

فراواني:9826

parisa..
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۸:۲۰ بعد از ظهر
پريسا :-2-04-:
زيبا مانندپرى...........
فراوانى:166004

mamorin
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۸:۲۷ بعد از ظهر
ما که اکسپلوررنداریم :-2-06-:

Elmira-s
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۸:۳۳ بعد از ظهر
ما که اکسپلوررنداریم :-2-06-:

شما اسمتونو بگید من براتون پیداش میکنم

mamorin
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۸:۳۷ بعد از ظهر
شما اسمتونو بگید من براتون پیداش میکنم


مریم دیگه:-2-15-::-2-15-::-2-15-:وای راضی نیستم توروخدا بشین اومدم خودتو ببینم :-2-35-::-2-35-::-2-35-:

alfa.beta81
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۸:۳۸ بعد از ظهر
عاطِفه
(عربي) محبت، مهرباني، مهر، عطوفت
فراواني:157254

Elmira-s
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۸:۴۱ بعد از ظهر
مریم دیگه:-2-15-::-2-15-::-2-15-:وای راضی نیستم توروخدا بشین اومدم خودتو ببینم :-2-35-::-2-35-::-2-35-:

حالا وقت هست
بفرمایید:
1- (در گياهي) گل سفيد خوشهاي خوشبو و داراي عطر با دوام، و نيز گياهي علفي، پايا و زينتيِ اين گل كه از خانوادهي سوسن است و پياز دارد؛ 2- (اَعلام) 1) نام سورهي نوزدهم از قرآن كريم داراي نود و هشت آيه؛ 2) [قرن اول میلادی] مريم عذرا مادر عيسي(ع) دختر عِمران و از نسل داوود؛ 3) مریم [قرن اول میلادی] از نخستین پیروان حضرت عیسی(ع)؛ 4) مریم مجدلیه: [قرن اول میلادی] بنا بر روایت های مسیحی زنی که به راه راست هدایت شد یا به وسیلهي حضرت عیسی(ع) از دیوانگی نجات یافت.
فراواني:1695517

سالار0511
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۸:۴۴ بعد از ظهر
سیلام چطورن ریفیقا

Vampires
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۸:۴۶ بعد از ظهر
ناهید
1- (در نجوم) زهره؛ دومين سيارهي منظومهي شمسي به نسبت فاصله از خورشيد كه از درخشندهترين اجرام آسماني است، ونوس، [زهره در نزد قدما نماد خنياگري و نوازندگي است]؛ 2- آناهيتا يا ناهيد (در اوستا) ايزد آب است و در اوستا به صورت دوشيزهي بسيار زيبا، بلند بالا و خوش پيكر توصيف شده است؛ 3- (اَعلام) نام ديگر كتايون همسر گشتاسب كه دختر قيصر روم بود و مادر اسفنديار و پشوتن.

κįД
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۸:۴۷ بعد از ظهر
کیانوش
1- بزرگ جاويدان. [از واژهي اوستايي «كوئي» = بزرگ، گرامي+ اَنوش = بيمرگ]؛ 2- (اَعلام) نام برادر فريدون.

فراواني:16250

ایول به بابام چه اسمی انتخاب کرده! http://www.topgoal.ir/images/smilies/2qcmh45.gif
کمیاب فقط 16 هزار نفر معنی که دیگه نگو بزرگ جاویدان اصیل اصیل!

asma66
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۸:۴۹ بعد از ظهر
اسما (عربي) 1- نامها، اسامي؛ 2- معارف، حقايق؛ 3- (در تفسير قرآن) و (در تصوف) به معناي معارف، حقايق و علوم آمده است؛ 3- (اَعلام) 1) نام همسر پیامبر اسلام(ص)؛ 2) نام دختر امام موسي كاظم(ع)؛ 3) نام همسر حضرت علي(ع). فراواني:73484

OwiDaM
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۸:۵۱ بعد از ظهر
1- آرزو، انتظار، رجا، توقع، چشمداشت؛ 2- اشتياق يا تمايل به روي دادن يا انجام امري همراه با آرزوي تحقق آن.

فراواني:205624

:-2-41-:

snopoy
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۸:۵۱ بعد از ظهر
ماهرخ
(= ماه چهر)، ( ماه چهر.
فراواني:28313

*snowflake*
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۸:۵۲ بعد از ظهر
اسم من كه سولمازه
(ترکی) 1- پژمرده نشدنی، 2- گلی که هرگز پژمرده نمی شود.
فراواني:32397

فرگون آسمانی
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۸:۵۴ بعد از ظهر
المیرا جون به منم کمک کن...نیلوفر...

ani 2
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۸:۵۹ بعد از ظهر
چقدر زيادنننن

coral
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۸:۵۹ بعد از ظهر
مرجان:
(سرياني)
1- جانور بيمهرهي كوچك دريايي كه پوشش آهكي ترشح ميكند و نسلهاي جديد آن روي بقاياي نسل قديمي زندگي ميكنند و جزاير مرجاني را بوجود ميآورند؛2- بقاياي قرمز رنگ رسوب يافته از همين جانور كه از آن در جواهر سازي و ساخت اشياي زينتي استفاده ميشود؛ 3- كنايه از لب معشوق و شراب است به سبب سرخي رنگ آن.
فراواني:81321

مرسی خیلی جالب بود ...:-2-40-:

Elmira-s
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۹:۰۰ بعد از ظهر
المیرا جون به منم کمک کن...نیلوفر...

بفرما گلم:
1- (در گياهي) گلهاي سفيد، كبود و زرد رنگ گياهي به همين نام كه مصرف داروئي نيز دارد. (در ادب قديم فارسي اغلب رنگ كبود آن مطرح بوده است)؛ 2- گياهي آبي كه در آبگيرهاي مناطق معتدل ميرويد، گلهاي زرد دارد و برگهايش بر سطح آب شناور مي شود، گلهاي آن مصرف داروئي دارد.
فراواني:77652:-2-40-:

*snowflake*
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۹:۰۶ بعد از ظهر
چرا اسم دختر خاله من نيست؟
اسمش فالحه است

atei_69
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۹:۱۱ بعد از ظهر
عطيه
(عربي) 1- آنچه از سوي خداوند يا از طرف شخصي بزرگ به كسي بخشيده شود؛ 2- انعام، بخشش.
فراواني:35805

papion9
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۹:۱۱ بعد از ظهر
مهری
فراواني:147869

Elmira-s
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۹:۱۲ بعد از ظهر
چرا اسم دختر خاله من نيست؟
اسمش فالحه است

اسمهایی میاد که تعداداش زیاد باشه و معنی هم داشته باشه

prance
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۹:۱۴ بعد از ظهر
محسن
(عربي) 1- (در قديم) نيكوكار، احسان كننده؛ 2- از نامها و صفات خداوند؛ 3- (اَعلام) 1) نام فرزند علي ابن ابيطالب(ع)؛ 2) نام فرزند امام هفتم شيعيان امام موسيالكاظم(ع).
فراواني:528229

ERMLF
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۹:۱۵ بعد از ظهر
فقط1695517
نفر فکر میکردم خیلی بیشتر از اینا مریم وجود داره

بی بی گل
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۹:۱۷ بعد از ظهر
المیرا جون من اکسپلورر ندارم ... می شه شما برام جستجو کنی ...
معصومه ...
منتظرم گلی ... :-2-37-: ...

shadi_sheiton
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۹:۱۹ بعد از ظهر
شادي
1- وضع و حالت شاد، شاد بودن، خوشحالي، سرور؛ 2- (در قديم) جشن؛ 3- (در عرفان) بسطي كه پس از قبض براي سالك حاصل ميشود
فراوانی:35344
خیلی جالب بود ممنون

sania555
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۹:۲۵ بعد از ظهر
آناهیتا
(اوستايي) 1- بيآلايش، پاك، به دور از آلودگي و ناپاكي؛ 2- (در اساطیر) به معنای مادر مقدسِ نیالوده (= باکره)، برجسته ترین نماد مادینهي آریایی، نمایهي زن (= مادر کامل) است.
فراواني:17356

ronakabna
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۹:۲۶ بعد از ظهر
روناک
(کردی)روشن،تابناک
فراوانی:10506

gherti
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۹:۳۲ بعد از ظهر
اسم: نسيم
معني:(عربي) 1- باد ملايم و خنك، باد بسيار آرام؛ 2- (در قديم) بوي خوش؛ 3- (در عرفان) تجلي جمالي الهي و رحمت متواتر و نفس رحماني را گويند.

فراواني:46564

Elmira-s
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۹:۳۳ بعد از ظهر
المیرا جون من اکسپلورر ندارم ... می شه شما برام جستجو کنی ...
معصومه ...
منتظرم گلی ... :-2-37-: ...


بیا گلم

(عربي) (مؤنث معصوم) 1- (در قديم) زن بيگناه و پاك. + ( معصوم. 1- ؛ 2- (اَعلام) لقب حضرت فاطمه (معصومه) خواهر گرامي امام رضا(ع).
فراواني:1198216

milad_mico
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۹:۳۸ بعد از ظهر
چه اسم پر جمعيتي دارم

pa.j
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۹:۴۱ بعد از ظهر
پریا: (پري + الف اسم ساز)؛ همانند پري
فراواني:46102

NeGiiN
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۹:۴۱ بعد از ظهر
نگین
به معنی : 1- سنگ يا فلزي زينتي و معمولاً قيمتي كه بر روي انگشتر، گوشواره، گردنبند و جز آنها كار ميگذارند؛ 2- (در قديم) سنگ قيمتي كه معمولاً براي تزئين بر روي چيزي كار ميگذاشتهاند؛ 3- (در قديم) (به مجاز) انگشتر نگيندار پادشاهان و فرمانروايان كه به جاي مهر به كار ميرفته است؛ 4- (در قديم) (به مجاز) انگشتر

فراوانی : فراواني:78087

E.K.H
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۹:۴۴ بعد از ظهر
احسان
(عربي) 1- خوبي، نيكي، نيكويي؛ 2- (به مجاز) بخشش، انعام، نيكويي كردن؛ 3- (در تصوف) نيكي كردن در مقابل بدي ديگران.

فراواني:175520

parisha
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۰۹:۵۶ بعد از ظهر
مانیا :

1- (در پارسي باستان) خانه، سراي؛ 2- (در پهلوي) برابر با واژهي مان به معني خانه و مسكن؛ 3- (در یونانی، mania) شیدایی، عشقِ شدید، شوقِ مفرط، شیفتگی؛ 4- (اَعلام) 1) نام زن زِنيس حاكم ولايت اِاُلي جزو ايالات تحت فرماندهي فرناباذ [سردار بزرگ ايران در زمان اردشير دوم هخامنشي] ؛ 2) مانیا اسکو دوسکا معروف به ماری کوری، فیزیک دان شهیر فرانسوی.

فراوانی :3639
ممنون از معرفی این سایت :-2-40-:

ashoka
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۱۰:۰۰ بعد از ظهر
آرزو..=(پهلوی، ārzok) 1- خواهش، كام، مراد، چشمداشت، اميد، توقع و انتظار؛ 2- ميل و اشتياق براي رسيدن آرزو..بiمراد يا مقصودي معمولاً مطلوب؛ 3- (اَعلام) (در شاهنامه) دختر شاه یمن و همسر سلم پسر فریدون و نیز دختر ماهیار گوهر فروش و همسر بهرام گور.
فراوانی=144881

SaRa
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۱۰:۲۰ بعد از ظهر
سارا :

(عبری) 1- خالص، بيآميختگي؛ 2- (اَعلام) نام زن حضرت ابراهيم(ع) و مادر اسحاق(ع).

فراواني : 249592

sheitonak
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۱۰:۲۲ بعد از ظهر
علی هستم
فراواني:2182635
فکر میکردم بیشتر باشه

یه دوست دارم اسمش اریاک فقط 6 نفر این اسمو دارن

elpachino
۱۶ آذر ۱۳۸۹, ۱۱:۱۰ بعد از ظهر
کیارش (از كي + آرش)، 1- در اوستا «kavi arshan» به معني كي و شهريار دلير؛ 2- (اَعلام) نام يكي از چهار پسر كيقباد است.

علی
(عربي) 1- بلند، بلند بر آمده، بلند قدر؛ 2- بزرگ، شريف؛ 3- توانا؛ 4- كلان؛ 5- نامي از نامهاي خداي تعالي؛ 6- (اَعلام) 1) حضرت علی(ع): (= حضرت امير)، ابوالحسن علی ابن ابی طالب، [حدود 23 پیش از هجرت - 40 قمری] نخستین امام شیعیان، ملقب به امیرالمؤمنین، مرتضی علی، شاه نجف، پسر عمو و داماد پیامبر اسلام(ص)، خلیفهي چهارم مسلمانان [35-40 هجری]، نخستین مردی که اسلام آورد و در راه ترویج اسلام کوشش بسیار کرد. در وقت نماز به دست یک تن خارجی به نام ابن ملجم در مسجد کوفه شهید شد. آرامگاهش در نجف زیارتگاه است؛ 2) علی ابن حسین(ع): (= امام زینالعابدین)، زینالعابدین.2- 1) ؛ 3) علی ابن محمّد(ع): (= امام عليالنقي)، ا نقي.2- ؛ 4) علی ابن موسی الرضا(ع): (= امام رضا)، رضا 2- 1) ؛ 5) علي ابن احمد کاتب: (= منتخب الدین بدیع جوینی) [قرن 6 هجری]، رئیس دبیرخانهي سلطان سنجر و از نویسندگان آن دوره. از آثار اوست: عَتَبَةٌ الکَتَبَه؛ 6) علی ابن احمد نیشابوری: (= واحدی) [قرن 5 هجری] ادیب، زبانشناس و مفسر ایرانی، مؤلف تفسیری معروف به تفسیر واحدی به عربی، کتاب المَغازی و شرح دیوان مُتَنَبی؛ 7) علی ابن بویه: (= عمادالدوله) نخستین شاه [322-338 قمری] دیلمی فارسی و بزرگترین پسر بویه؛ 8) علی ابن جولوغ: (= فرخی سیستانی)، شاعر فارسی سرای ایرانی در دربار محمود غزنوی. دیوانش چاپ شده است؛ 9) علی ابن حَمدان: (= سیف الدوله حمدانی) فرمانروای حمدانی شام [333-356 قمری]، که به جنگ با دولت بیزانس پرداخت و از ادیبان و شاعران حمایت میکرد. مُتَنَبی، فارابی و ابوالفرج اصفهانی در دربار او بودند؛ 10) علی ابن طاهر: امیر [213-214قمری] سلسلهي طاهریان در خراسان، که پس از برادرش طلحه، از سوی برادر دیگرش عبدالله ابن طاهر جانشین او شد، ولی در جنگ با خارجیان در نزدیکی نیشابور کشته شد؛ 11) علی ابن عیسی: [قرن 5 هجری] چشم پزشک مسلمان ساکن بغداد، مؤلف تذکرة الکُحالین، از مهمترین کتابهای چشم پزشکی قدیم؛ 12) علی ابن مأمون: امیر خوارزم [387-400 قمری] از سلسلهي مأمونیان که مقدم ابن سینا را گرامی داشت و به او محبت کرد؛ 13) علی ابن محمّد بسطامی: (= مُصَنِّفَک) [802-874 قمری] نویسندهي ایرانی تبار ساکن استانبول، مؤلف کتابهایی به عربی و فارسی، از جمله: شرح بُردَه و شرح مصباح؛ 14) علی ابن محمّد: (= سمری) [قرن3 و4 هجری] چهارمین و آخرین نایب امام زمان، که با مرگ او غیبت کبرا آغاز شد؛ 15) علی ابن موسی تاشفین: امیر[500-537 قمری] سلسلهي مرابطون در مراکش و جنوب اسپانیا.

2182635

*artist*
۱۸ آذر ۱۳۸۹, ۱۰:۴۶ بعد از ظهر
شيوا 1- ويژگي سخني كه به زيباي و با فصاحت بيان شده باشد، شمرده و واضح و دلنشين؛ 2- (در قديم) فصيح، نغز، خوب؛ 3- (اَعلام) یکی از سه خدای بزرگ آیین هندو، که نمایندهي مرگ و تجدید حیات است.
61227فراواني

کتاب خون
۱۸ آذر ۱۳۸۹, ۱۰:۵۴ بعد از ظهر
فرانک:
یعنی پروانه و نام مادر فریدون در شاهنامه بود.
فراوانی:2010

najma20
۱۸ آذر ۱۳۸۹, ۱۱:۰۲ بعد از ظهر
نجما
عربي -فارسي.نجم نام سوره 53 قران. ستاره +ا (نسبيت). مجاز به درخشان وزيبا مثل ستاره
1764

روشای تنها
۱۸ آذر ۱۳۸۹, ۱۱:۰۶ بعد از ظهر
افسانه
1- سرگذشت ، قصه ، داستان 2- افسون ، سحر 3- ترانه
170452

فیلسوف کوچولو
۱۸ آذر ۱۳۸۹, ۱۱:۱۳ بعد از ظهر
شمیم
(عربي) (در قديم) بوي خوش
3419

سردار آریوبرزن
۱۸ آذر ۱۳۸۹, ۱۱:۱۶ بعد از ظهر
(عربي)1- بخشنده، با سخاوت؛ 2- از نامها و صفات خداوند؛ 3- (اَعلام) لقب امام محمّد ابن علي ابن موسيالرضا ابن جعفر(ع) [195-220 قمری] (= امام جواد) نهمین امام شیعیان.


البته به معنی تندرو هم هست



فراواني:366974



چه اسم پر طرفداری دارم
:-2-16-:

king _ panther
۱۸ آذر ۱۳۸۹, ۱۱:۱۷ بعد از ظهر
آزاده
- آزاد، اصيل؛ 2- (در قديم) نجيب، شريف، صالح؛ 3- (در قديم) ايراني؛ 4- (اَعلام) نام زنِ چنگ نوازي در زمان بهرام گور.
فراواني:66506

مامیچکا
۱۸ آذر ۱۳۸۹, ۱۱:۲۵ بعد از ظهر
اسمم نسترن...
معنای اسمم: 1- (در گياهي) گلي شبيه رُز ولي كم پَرتر و كوچكتر از آن به رنگهاي صورتي، سفيد يا زرد؛ 2- گياه اين گل كه درختچهاي افراشته يا پراكنده از خانوادهي گل سرخ است؛ 3- (در قديم) (به مجاز) رخسار و بناگوش معشوق.
فراواني:47358

$...MoNiLi...$
۱۸ آذر ۱۳۸۹, ۱۱:۲۸ بعد از ظهر
من مونا...

صاحب دساتير كلمهي «مانا»، كه نام خداي عز و جل است به « مونا» تصحيح كـرده و آورده است كه « بايد دانست كه مونا بالوا و خدا را گويند» و دكتر معين در حاشيه برهان قاطع گفته است: «مانا هزوارش مئونا و مونا مي باشد». بنابراين مونا (= مانا) نام خداي عزوجل است.

فراواني:29186

-Nasrin-
۳ بهمن ۱۳۸۹, ۰۹:۵۶ بعد از ظهر
واسه من نیاورد:-2-43-:
سامان
1- سرزمين، ناحيه، محل، مكان؛ 2- ترتيب و روش چيزي يا كاري، ثروت، دارايي، قوت، توانايي؛ 3- (در قديم) صبر، آرام و قرار؛ 4- (اَعلام) 1) جدِ خاندان ساماني كه او را «سامان خدات» ميگفتند؛ 2) نام شهری در شهرستان شهرکرد، در استان چهارمحال و بختیاری.
فراواني:56459

نمیدونستم شهری به اسم سامان هم هست. مرسی جالب بود
من به شهر سامان رفتم. شهر خیلی زیباییه حدود 10 کیلومتری (کاملا مطئن نیستم) شهرکرده . فقط وقتی واسه بقیه از سامان می گفتم همه می گفتن سامان دیگه کیه؟ شهر سامان وجود نداره که:-2-28-:

gelare
۳ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۰۰ بعد از ظهر
گلاره (كردي، gilāra ) 1- مردمك چشم؛ 2- حبهي انگور. فراوانی 3020

Dorsa-F
۳ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۰۹ بعد از ظهر
المیرا جون به منم کمک کن اسمم درساست:-2-40-:

*sena*
۳ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۱۳ بعد از ظهر
مرسی عزیزم:-2-40-:

piano
۳ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۲۷ بعد از ظهر
واسه منم ارور میده

سوشیانت
۳ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۳۳ بعد از ظهر
من که درست حسای نفهمیدم باید چی کار کنم :-2-43-:

h4m1d
۳ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۳۳ بعد از ظهر
(عربي) 1- ستوده، ستايش شده.
فراواني:387577

DEnnAB
۳ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۳۹ بعد از ظهر
برا من Error میده ، اسم من سایتو کلا بهم میریزه

:-2-06-::-2-06-:

یگانه
۳ بهمن ۱۳۸۹, ۱۱:۰۴ بعد از ظهر
1- صميمي، همدل، يك رنگ؛
2- بيهمتا، بينظير، تنها، منحصر به فرد؛
3- (در قديم) يك، يكي، واحد.

فراواني:42128

sina17
۳ بهمن ۱۳۸۹, ۱۱:۱۰ بعد از ظهر
امی تیس
فراوانی: 57 نفر............همش؟؟؟؟( اسم خودم نیست ..اسم یه نفر دیگس)

*_*aseman*_*
۳ بهمن ۱۳۸۹, ۱۱:۲۲ بعد از ظهر
مژگان
1- مژهها، موي پلك چشم؛ 2- (در اصطلاح عشاق) اشاره به سنان و نيزه و پيكان و تير كه از كرشمه و غمزههاي معشوق به هدف سينهي عاشق ميرسد، دارد.:-2-41-:
فراواني:122626

absalan
۳ بهمن ۱۳۸۹, ۱۱:۳۰ بعد از ظهر
سمیرا
(عربي) 1- زن گندمگون، شميرا. [سميرا ترجمهي «مهينبانو» است]؛ 2- (اَعلام) نام عمهي شيرين است در اشعار نظامي.
فراوانی 218766

گلاریژان
۳ بهمن ۱۳۸۹, ۱۱:۴۲ بعد از ظهر
واسه من که همش مینویسه oops:-2-06-:

_love angel_
۴ بهمن ۱۳۸۹, ۱۲:۰۰ قبل از ظهر
فاطمه.

(عربي) (مؤنث فاطم)، 1- زني كه بچهي دوساله را از شير گرفته؛ 2- (اَعلام) 1) دختر پیامبر اسلام(ص) ملقب به زهرا(س). [پیامبر اسلام(ص) فرمود: فاطمه حوريهاي است آدمي زاد، حيض نبيند و چون ديگر زنان آلوده نگردد و اينكه خداوند او را فاطمه خوانده بدين جهت بُوَد كه او و دوستانش را از آتش دوزخ بازداشته است. (كنز حديث 34237)]؛ 2) فاطمهي کلابیه (= ام البنین) [قرن اول هجری] همسر حضرت علی(ع) و مادر حضرت عباس(ع)؛ 3) فاطمهي برغانی : ملقب به قرةالعین [1233-1268 قمری] شاعرهي ایرانی.

فراواني:3863502:-2-32-:

Elmira-s
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۰۸:۲۷ قبل از ظهر
ببخشید از اینکه دیر دارم جواب میدم
المیرا جون به منم کمک کن اسمم درساست:-2-40-:
بفرما گلم:

دُرسا

(عربي ـ فارسي) (دُر= مرواريد، لؤلؤ + سا (پسوند شباهت))، 1- شبيه به دُر؛ 2- (به مجاز) گران قيمت و ارزشمند.
فراواني:9065

واسه منم ارور میده
اسمتونو بگید لطفا من پیداش میکنم


من که درست حسای نفهمیدم باید چی کار کنم :-2-43-:

شما اسمتونو بگید :-2-40-:

Elmira-s
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۰۸:۳۳ قبل از ظهر
برا من Error میده ، اسم من سایتو کلا بهم میریزه

:-2-06-::-2-06-:
اسمتون؟؟؟؟


واسه من که همش مینویسه oops:-2-06-:
برای شما رو من هم سرچ کردم چیزی نیومد:-2-15-::-2-15-:

گلاریژان
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۰۸:۴۸ قبل از ظهر
'گلاویژ: كردي،gilāvež) نام ستارهاي كه در شبهاي تابستان نمايان ميشود؛ ستارهي سهيل.
فراوانی:8443

خداییش خودم فکر میکردم خیلی کمتر باشه

aram_joon
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۰۹:۰۲ قبل از ظهر
آرام:
1- سكون، ثبات، آسايش، طمأنينه، صلح، آشتي، راحت؛ 2-(در قديم) مايهي آرامش، آرامش بخش، تسلي بخش.
فراوانی:3589

*Nafise.a9*
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۰۹:۰۷ قبل از ظهر
نفیسه
(عربي) (مؤنث نفيس)، 1- گرانبها، قيمتي؛ 2- (در قديم) ارجمند و گرامي؛ 3- (اَعلام) نفيسه دختر حسن ابن زيد از خاندان گرامي امام حسن مجتبي(ع) كه بانويي خداپرست، عارف و زاهد بود.
فراواني:40920

good
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۰۹:۱۸ قبل از ظهر
احسان

(عربي) 1- خوبي، نيكي، نيكويي؛ 2- (به مجاز) بخشش، انعام، نيكويي كردن؛ 3- (در تصوف) نيكي كردن در مقابل بدي ديگران.

فراواني:175520

Y@Li-Jj
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۰۹:۳۲ قبل از ظهر
میشه به منم کمک کنید من اکسپلورر ندارم اسمم یلدا.:-2-40-::-2-40-:

Elmira-s
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۰۹:۳۷ قبل از ظهر
میشه به منم کمک کنید من اکسپلورر ندارم اسمم یلدا.:-2-40-::-2-40-:

بفرما عسیسم:
(سُرياني) 1- آخرين شب پاييز در نيمكره شمالي و بلندترين شب سال [مقارن ميلاد عيسي (ع)]؛ 2- (در قديم) (به مجاز) تاريك و بلند يا تاريك و عميق.
فراواني:20533 :-2-40-:

دریایی
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۰۹:۴۸ قبل از ظهر
فاطمه.

(عربي) (مؤنث فاطم)، 1- زني كه بچهي دوساله را از شير گرفته؛ 2- (اَعلام) 1) دختر پیامبر اسلام(ص) ملقب به زهرا(س). [پیامبر اسلام(ص) فرمود: فاطمه حوريهاي است آدمي زاد، حيض نبيند و چون ديگر زنان آلوده نگردد و اينكه خداوند او را فاطمه خوانده بدين جهت بُوَد كه او و دوستانش را از آتش دوزخ بازداشته است. (كنز حديث 34237)]؛ 2) فاطمهي کلابیه (= ام البنین) [قرن اول هجری] همسر حضرت علی(ع) و مادر حضرت عباس(ع)؛ 3) فاطمهي برغانی : ملقب به قرةالعین [1233-1268 قمری] شاعرهي ایرانی.

فراواني:3863502:-2-32-:


خوب منم اسمم فاطمه.ست دیگه:-2-06-::-2-06-:

M mehrane
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۰۹:۴۸ قبل از ظهر
مَرضيه
(عربي) مرضي، پسنديده.
فراواني:471236

raha16
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۰۹:۴۸ قبل از ظهر
المیرا جان:-2-41-:
یکی اسم من
و یکی اسم لیدا
ویدا
پریناز
ببخشیدا من نیتونم برم

IseL
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۰۹:۵۴ قبل از ظهر
اسم من 559 .......:-2-16-:
(تركي)1- به معني ماه شفاف، 2- مترادف معناي ائلسئون به معني وطن پرست؛ 3- (اَعلام) رود قابل کشتیرانی در هلند به طول 116 کیلومتر در دهانهي شمالی رود راین که به دریای آیسلمر میریزد.

linda
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۰۰ قبل از ظهر
من نمیتونم اسم خودمو ببینم :-2-30-:

Elmira-s
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۰۵ قبل از ظهر
المیرا جان:-2-41-:
یکی اسم من
و یکی اسم لیدا
ویدا
پریناز
ببخشیدا من نیتونم برم

بفرما گلم:
رَها
نجات يافته و آزاد، با آزادي، آزادانه، رهايي.
فراواني:3734

لیدا:
وجود ندارد شرمنده:-2-15-:
ویدا:
1- پيدا، هويدا، ظاهر، آشكار؛ 2- (در پهلوي) يابنده، جوينده.
فراواني:26459

پریناز:
1- آن كه چون پري ناز و كرشمه دارد؛ 2- كنايه از زيبا و خوش كرشمه و ناز.
فراواني:24738


من نمیتونم اسم خودمو ببینم :-2-30-:

شرمنده منم سرچ کردم اسم شما نبود:-2-15-:

raha16
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۰۷ قبل از ظهر
مرسی گلم
یعنی لیدا وجود نداره ؟؟؟؟؟؟؟؟
اسم دیگم بود:-2-30-:

Elmira-s
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۱۱ قبل از ظهر
مرسی گلم
یعنی لیدا وجود نداره ؟؟؟؟؟؟؟؟
اسم دیگم بود:-2-30-:

نه عسیسم شما مگه چند تا اسم داری؟:-2-31-:

Y@Li-Jj
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۱۷ قبل از ظهر
میشه لطفا بهراد و اسما رو ببینی ؟ مرسی:-2-40-:

raha16
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۱۸ قبل از ظهر
نه عسیسم شما مگه چند تا اسم داری؟:-2-31-:
دوتا
رها
لیدا

parisa.5085
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۲۰ قبل از ظهر
پريسا(زيبا مانند پري)
فراواني166004

razieh y
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۲۲ قبل از ظهر
معنی اسم راضیه

مهستی
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۲۶ قبل از ظهر
(فارسي ـ عربي) (مَه = ماه + ستي = مخفف سيدتي)، 1- ماه خانم، ماه بانو؛ 2- (اَعلام) مهستي گنجوي [قرن6 هجری] شاعرهي ايراني كه بعضي او را معاصر سلطان سنجر و بعضي معاصر سلطان محمود غزنوي دانستهاند، مهستی چنگ و عود را استادانه مینواخت و شهرتش بیشتر به خاطر رباعی هایی است که سروده. دیوانش چاپ شده است.

فراواني:2144

مهستی
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۳۵ قبل از ظهر
معنی اسم راضیه

(عربي) 1- پسنديده؛ 2- خوش؛ 3- خشنود؛ 4- (اَعلام) از القاب فاطمه زهرا(س).
فراواني:229576

Matin.Ir
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۱۱:۳۲ قبل از ظهر
متین: (عربي) 1- داراي پختگي، خردمندي و وقار، داراي متانت؛ 2- استوار، محكم؛ 3- از نامها و صفات خداوند.

فراواني:40304

Elmira-s
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۱۱:۳۳ قبل از ظهر
میشه لطفا بهراد و اسما رو ببینی ؟ مرسی:-2-40-:


بِهراد
جوانمرد نيكو.فراواني:4694


اسما:
(عربي) 1- نامها، اسامي؛ 2- معارف، حقايق؛ 3- (در تفسير قرآن) و (در تصوف) به معناي معارف، حقايق و علوم آمده است؛ 3- (اَعلام) 1) نام همسر پیامبر اسلام(ص)؛ 2) نام دختر امام موسي كاظم(ع)؛ 3) نام همسر حضرت علي(ع).
فراواني:73484

Mini Moon
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۱۱:۴۴ قبل از ظهر
نمی دونم قبلا کسی پیدا کرده یا نه.حال ندارم چک کنم:-2-35-:
هستی:
1- وجود در مقابل نيستي؛ 2- زندگي، زندگاني؛ 3- (به مجاز) همهي دارايي. مايملك؛ 4- (به مجاز) جهان، عالم وجود.
فراواني:41255:-2-31-:

Y@Li-Jj
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۰۸:۰۷ بعد از ظهر
فریبا و آبتین و آرش رو میشه ببینی گلم.:-2-40-:.....مرسی.:-2-40-:.....ببخشید:-2-35-:

Elmira-s
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۰۸:۱۸ بعد از ظهر
فریبا و آبتین و آرش رو میشه ببینی گلم.:-2-40-:.....مرسی.:-2-40-:.....ببخشید:-2-35-:

بفرما گلم فریبا: 1- (به مجاز) بسيار زيبا، دل پسند و خوشايند؛ 2- (در قديم) به معناي فريفته. فراواني:217698 آبتین: (اَعلام) (= آپتین و آتبین)، ( آتبين.فراواني:1793 آرش: (اوستایی) 1- درخشنده؛ 2- (اَعلام) 1) نام يكي از تيراندازان زمان منوچهر شاه كه ماجراي پرتاب تير او از داستانهاي حماسي است؛ 2) نام پسر دوم كيقباد و برادر كيكاووس، مشهور به كيآرش؛ 3) (در شاهنامه) جد اعلاي اشكانيان (= ارشك و اشك). فراواني:89578

arezo dokhtare payiz
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۷:۱۷ بعد از ظهر
واسه من نشدددددددد

bibi73
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۷:۲۴ بعد از ظهر
فراواني:27917
بيمانند، بيهمتا، يكتا.

piano
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۷:۲۶ بعد از ظهر
ببخشید میشه واسه منم ببینی؟؟؟

نگار

شبنم

سروشناز

Vulnerable
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۷:۳۴ بعد از ظهر
صنم
(عربي) 1- (به مجاز) (شاعرانه) بت، شخص زيبا رو، معشوق زيبارو؛ 2- (در عرفان) صنم در نزد بعضي از عرفا عبارت است از حقايق روحي در ظهور تجلي صورت صفاتي است.:-2-37-: ایول اسم خودم....
فراوانی:28251
جان؟؟؟؟؟
هیچ وقت فکر نمیکردم انقدر اسمم زیاد باشه!!!!:-2-16-:

lalehjoon
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۷:۳۶ بعد از ظهر
لاله

1- (در گياهي) گلي به شكل جام و سرخ رنگ كه بر روي پايهاي بلند قرار دارد؛
2- گياه اين گل كه علفي، پايا و زينتي است و پياز دارد؛
3- (به مجاز) شخص فداكاري كه در راه آرمان ديني يا ملي به شهادت رسيده است؛
4- (به مجاز) گونهي زيبا و گلگون؛
5- (در ادب عرفاني) نتيجهي معارف را كه مشاهده كنند لاله گويند، نيز كنايه از چهرهي گلگون محبوب است كه عاشق مهجور را داغدار ميكند.

فراواني:22168

saba 68
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۷:۳۸ بعد از ظهر
سبا
(عربي) 1- (اَعلام) 1) (= سباء) سورهي سي و چهارم از قرآن كريم؛ 2) نام شهر بلقيس؛ 3) مملکتی باستان در جنوب جزیره العرب در هزارهي اول پیش از میلاد 2- (در عبري) انسان.
فراواني:6764

تاريشا
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۷:۴۰ بعد از ظهر
وجود نداره

لیبرا
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۷:۴۶ بعد از ظهر
سروناز:
1- سرو نورسته، سروي كه شاخههاي آن به هر طرف مايل باشد؛ 2- (در موسيقي ايراني) نام نوايي.
فراواني:18381

*niusha*
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۷:۴۷ بعد از ظهر
نیوشا
1-(در قدیم)شنوا ،شنونده2-(به مجاز)یاد گیرنده،آموزنده
فراوانی7992

alizee
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۷:۵۳ بعد از ظهر
چه جوریه ؟؟؟؟ من نتونستم ببینم

هیییییییییییییییییییی یافتم

عسل

(عربي) 1- انگبين، مايع خوراكيِ غليظ و چسبناكي كه زنبور عسل توليد ميكند؛

2- (به مجاز) (در گفتگو) بسيار شيرين و خوش مزه و همينطور بسيار دوست داشتني و مطلوب.


فراواني:31253

لیبرا
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۷:۵۷ بعد از ظهر
سروناز:
1- سرو نورسته، سروي كه شاخههاي آن به هر طرف مايل باشد؛ 2- (در موسيقي ايراني) نام نوايي.
فراواني:18381

asal-661
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۸:۰۱ بعد از ظهر
مرضيه :
(عربي) مرضي، پسنديده.
فراواني:471236

!arefeh
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۸:۰۴ بعد از ظهر
عارفه
زن عارف,مهربانی ونیکی.27405 نفر هم اسم من هستند:-2-41-:

asal-661
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۸:۰۷ بعد از ظهر
ببخشید میشه واسه منم ببینی؟؟؟

نگار

شبنم

سروشناز
نگار: 1- (به معني نگاشتن و نگاريدن)؛ نقش، تصوير؛ 2- (به مجاز) معشوق زيباروي؛ 3- (در قديم) (به مجاز) دختر يا زن زيباروي؛ بت و صنم؛ 4- زيور و زينت؛ 5- نقش نگين؛ 6- (در قديم) رنگين و منقش؛ 7- (اَعلام) نام شهری در شهرستان بردسیر، در استان کرمان. فراواني:74228
شبنم :(در علوم زمين) رطوبت هوا كه مخصوصاً هنگام شب، در مجاورت اجسام سرد به مايع تبديل ميشود به شكل قطرههاي كوچك آب بر سطح آنها مينشيند، ژاله. فراواني:41750

khatere1973
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۸:۱۴ بعد از ظهر
سلام لطفا خاطره و الاله

pegiiiiiiiii
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۸:۱۶ بعد از ظهر
پگاه
1- صبح زود، سحر؛
2- (در قديم) هنگام صبح زود.
فراواني:15980

ممنون:-2-40-:

asal-661
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۸:۲۰ بعد از ظهر
سلام لطفا خاطره و الاله

خاطره :(عربي) يادبود، ياد، ذهن، حافظه، خاطر.

فراواني:19984

الاله :(در گياهي) گياهي است از تيرهي آلالهها، شقايق، لالهي نعمان، لالهي قرمز.
فراواني:1315

*atefeh*
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۸:۴۱ بعد از ظهر
عاطفه به معنی (عربي) محبت، مهرباني، مهر، عطوفت


فراوانی:157254

mojan_75
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۸:۵۲ بعد از ظهر
من کسپلورر ندارو میشه واسه منم پیدا کنید اسمم <موژان>

asal-661
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۹:۰۸ بعد از ظهر
من کسپلورر ندارو میشه واسه منم پیدا کنید اسمم <موژان>

موژان : (= موجان) (در قديم) خمار، پر كرشمه (چشم).
فراواني:1260

gharribe69
۱۵ بهمن ۱۳۸۹, ۰۹:۱۷ بعد از ظهر
(عبري) 1- به معني «فرار»؛ 2- (اَعلام) همسر دوم حضرت ابراهيم خليل(ع)، کنیز همسر اولش سارا، مادر اسماعيل(ع). به روایت تورات و قرآن. [ در ادبياتِ يهود نشانهي بندگي در شريعت است].
فروانی231553

ديانا
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۳:۱۱ بعد از ظهر
ممنون ميشم اگر صدف رو هم بگيد:-2-40-:

raScal
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۳:۳۸ بعد از ظهر
:-2-06-:فراواني:2645586:-2-41-:

yasi253
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۳:۴۴ بعد از ظهر
میشه این اسم و هم بگین " مطهره " ...

*Sepid*
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۳:۴۵ بعد از ظهر
1- روشني كم رنگ آسمان در افق مشرق قبل از طلوع آفتاب؛ 2- (در قديم) سفيداب؛ ذره و برادهي قلع.
فراواني:71444

maniac moon
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۳:۴۶ بعد از ظهر
مهدیه و گیتا رو بگید.مرسی

سارايي
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۳:۴۹ بعد از ظهر
سارا رو تقريبا ميدونم كه خيلي خيلي زياده اما يه اسم هست كه خيلي دوست دارم زيادي اش رو بدونم اسم دوست عزيزم وجيهه رو كه به معني زيبا ميباشد رو لطف كنيد و بگيد. خيلييييييييييي خيليييييي ممنون

*Sepid*
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۳:۵۰ بعد از ظهر
میشه این اسم و هم بگین " مطهره " ...


(عربي) (مؤنث مطهّر) + + مطهّر.
فراواني:30064

بفرما اینم واسه شما

yasi253
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۳:۵۷ بعد از ظهر
(عربي) (مؤنث مطهّر) + + مطهّر.
فراواني:30064

بفرما اینم واسه شما


ممنونم عزیزم...:-2-40-:

*Sepid*
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۳:۵۷ بعد از ظهر
مهدیه و گیتا رو بگید.مرسی


مَهْديه
(عربي) كسي كه خداوند رستگاري را و راه راست را برايش تعيين كرد.
فراواني:180657

گيتا
جهان، آفرينش برابر با گيتي از واژهي اوستايي «گئيتا /gaeta» برابر با گيتي، جهان، جهان آفرينش.
فراواني:5241

سارا رو تقريبا ميدونم كه خيلي خيلي زياده اما يه اسم هست كه خيلي دوست دارم زيادي اش رو بدونم اسم دوست عزيزم وجيهه رو كه به معني زيبا ميباشد رو لطف كنيد و بگيد. خيلييييييييييي خيليييييي ممنون


سارا
(عبری) 1- خالص، بيآميختگي؛ 2- (اَعلام) نام زن حضرت ابراهيم(ع) و مادر اسحاق(ع).

فراواني:249592

nadiha
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۴:۱۷ بعد از ظهر
نادیا : (عربي) (اسم فاعل مؤنث از نادي) زن خوش آواز. فراواني:29516

پوران من
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۴:۲۷ بعد از ظهر
من اسمم پوران اما نميدونم هم اسم من چند نفرن
گمون نكنم زياد باشند چون تو اطرافيان زيد از اين اسم نشنيدم

*چشمک*
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۴:۳۰ بعد از ظهر
منیره
عربی/نورانی و روشن و درخشان و اشکار
فراوانی
69580

mohsenm2
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۴:۴۹ بعد از ظهر
نام محسن:
(عربي) 1- (در قديم) نيكوكار، احسان كننده؛ 2- از نامها و صفات خداوند؛ 3- (اَعلام) 1) نام فرزند علي ابن ابيطالب(ع)؛ 2) نام فرزند امام هفتم شيعيان امام موسي الكاظم(ع).

فراواني:528229

البته یه چیز جالب که اسم و فامیل من محسن شاهرودی است و و جالبش اینه یه محسن شاهرودی دیگه هم تو ایران هست که از قضا خواننده هم هست و در سبک سنتی کار میکنه و این یارو عینکی تو عکس زیره!!!!
http://irupload.ir/images/f1l7cqwhej400m6riw0.jpg

*star
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۸:۰۵ بعد از ظهر
ستاره
1- (در نجوم) هر يك از اجسام نوراني آسمان كه معمولاً شبها از زمين به صورت نقطههاي نوراني چشمك زنِ نسبتاً ساكن ديده ميشوند؛ اختر، نجم؛ 2- (به مجاز) بخت و اقبال و نماد شخص مجلس آرا و زيبارو.

فراواني:68978

B.GH
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۸:۲۳ بعد از ظهر
بیتا
بی مانند.بی همتا.یکتا
27919

ParMoun
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۸:۴۶ بعد از ظهر
6061 این فراوانی اسم منه

راحیل

Relapse
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۸:۵۵ بعد از ظهر
آرمین: نام چهارمین پسر کیقباد
اینم ک فراوونیشه: 45985

sotazi
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۹:۰۶ بعد از ظهر
سمیه
(اَعلام) نام مادر عمار بن ياسر و اولين زن شهيده در صدر اسلام
فراواني:469230

diana20
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۹:۴۶ بعد از ظهر
دیانا
1- (اوستايي) نيكي رسان، نيكويي بخش؛ (در اسطورههای رومی) الههي ماه، جنگلها، جانوران و زایمان، همتای آرتميس يوناني.
فراوانی:7338

آزالیا
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۰۹:۵۰ بعد از ظهر
گلنوش
1- (در قديم) (در موسيقي ايراني) از الحان قديم ايراني؛ 2- گلِ نوش، گل؛ 3- (به مجاز) داراي زيبايي هميشگي
فراوانی:2776

khashayar1991
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۱۰:۰۸ بعد از ظهر
خشایار:
1- دلير، نيرومند؛ 2- (اَعلام) نام دو تن از شاهان هخامنشي 1) خشایارشای اول: شاه [485-465 پیش از میلاد] پسر و جانشین داريوش اول، که آتن را تسخیر کرد و آتش زد، در جنگ دریایی با یونان شکست خورد و به ایران بازگشت. 2) خشایارشای دوم: شاه ایران [424 پیش از میلاد] كه پس از 45 روز پادشاهی به دست برادرش کشته شد.
فراواني:6339



خشایار:
1- دلير، نيرومند؛ 2- (اَعلام) نام دو تن از شاهان هخامنشي 1) خشایارشای اول: شاه [485-465 پیش از میلاد] پسر و جانشین داريوش اول، که آتن را تسخیر کرد و آتش زد، در جنگ دریایی با یونان شکست خورد و به ایران بازگشت. 2) خشایارشای دوم: شاه ایران [424 پیش از میلاد] كه پس از 45 روز پادشاهی به دست برادرش کشته شد.
فراواني:6339

shayan021
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۱۰:۳۳ بعد از ظهر
شایان
(اسم فاعل از شايستن)، 1- شايسته، سزاوار، در خور؛ 2- (به مجاز) بسيار، فراوان.

فراوانی: 38139

amir hosyn
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۱۰:۵۷ بعد از ظهر
زينب
1-در عربي به معناي پاكيزگي
2.در گياهي نام درختي خوش بو و خوش منظره
3-نام چند تن از زنان صدر اسلام
فراواني:839647
واي چقد زيادم

parinaz69
۲۸ فروردين ۱۳۹۰, ۱۱:۰۷ بعد از ظهر
سلام میشه سمیه رو هم بگین؟ ممنون

mamigigili
۲۹ فروردين ۱۳۹۰, ۰۹:۴۷ قبل از ظهر
شبنم
(در علوم زمين) رطوبت هوا كه مخصوصاً هنگام شب، در مجاورت اجسام سرد به مايع تبديل ميشود به شكل قطرههاي كوچك آب بر سطح آنها مينشيند، ژاله

فراواني:41750

nasim jooon
۲۹ فروردين ۱۳۹۰, ۱۰:۰۰ قبل از ظهر
توروخدانسيم روهم گين!هميشه دوست داشتم بدونم چنتانسيم توايران هست!

بابک.
۲۹ فروردين ۱۳۹۰, ۱۰:۱۳ قبل از ظهر
بابک......

شیوا
۲۹ فروردين ۱۳۹۰, ۱۰:۱۷ قبل از ظهر
شهرزاد رو بگین

Mina
۲۹ فروردين ۱۳۹۰, ۱۰:۱۸ قبل از ظهر
1- پرندهاي شبيه سار با پرهاي رنگارنگ كه به راحتي قادر به تقليد صداي انسان و حيوانات است، مرغ مقلد، مرغ مينا؛ 2- (در گياهي) گلي معمولاً سفيد با گلچههاي گل برگي كه انواع گوناگون دارد؛ 3- (در گياهي) گياه يك ساله و بوتهايِ اين گل با برگهاي دندانه دار؛ 4- (در صنايع دستي) لعاب شيشهاي شفاف و رنگي كه براي تزئين فلزات و كاشي مورد استفاده قرار ميگيرد؛ 5- نوعي شيشه رنگي به ويژه سبز كه از آن انواع ظروف ميسازند؛ 6- (در قديم) ظرفي كه از اين شيشه ساخته ميشود؛ 7- (در قديم) (به مجاز) شراب؛ 8- (در قديم) كيميا.

فراواني:218652

asal8830
۲۹ فروردين ۱۳۹۰, ۱۰:۱۹ قبل از ظهر
اسم مادر شهیده

mint
۲ خرداد ۱۳۹۰, ۱۱:۲۵ قبل از ظهر
مريم:-2-40-:
1- (در گياهي) گل سفيد خوشهاي خوشبو و داراي عطر با دوام، و نيز گياهي علفي، پايا و زينتيِ اين گل كه از خانوادهي سوسن است و پياز دارد؛ 2- (اَعلام) 1) نام سورهي نوزدهم از قرآن كريم داراي نود و هشت آيه؛ 2) [قرن اول میلادی] مريم عذرا مادر عيسي(ع) دختر عِمران و از نسل داوود؛ 3) مریم [قرن اول میلادی] از نخستین پیروان حضرت عیسی(ع)؛ 4) مریم مجدلیه: [قرن اول میلادی] بنا بر روایت های مسیحی زنی که به راه راست هدایت شد یا به وسیلهي حضرت عیسی(ع) از دیوانگی نجات یافت.

bluenafas
۲ خرداد ۱۳۹۰, ۱۱:۳۹ قبل از ظهر
نَفيسه
(عربي) (مؤنث نفيس)، 1- گرانبها، قيمتي؛ 2- (در قديم) ارجمند و گرامي؛ 3- (اَعلام) نفيسه دختر حسن ابن زيد از خاندان گرامي امام حسن مجتبي(ع) كه بانويي خداپرست، عارف و زاهد بود.
فراواني:40920

انه شرلی
۲ خرداد ۱۳۹۰, ۱۲:۰۰ بعد از ظهر
اعظم
(عربي) 1- بزرگ، بزرگتر، بزرگترين، بزرگوار، بزرگوارتر؛ 2- از صفات خدوند.
فراواني:327695

jojo69
۲ خرداد ۱۳۹۰, ۱۲:۰۱ بعد از ظهر
(عربي) (مؤنث مُحَدِث)، 1- مُحَدِث (زن)، مُحَدِث؛ 2- (اَعلام) يكي از القاب حضرت زهرا(س).
فراواني:151238

bastane
۲ خرداد ۱۳۹۰, ۱۲:۴۸ بعد از ظهر
فوزیه!!!1 عربی (زن پیروز در هر کاری وامری)(رستگاروموفق)فراونی385 57

mina1366120
۲ خرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۰۱ بعد از ظهر
مینا
1- پرندهاي شبيه سار با پرهاي رنگارنگ كه به راحتي قادر به تقليد صداي انسان و حيوانات است، مرغ مقلد، مرغ مينا؛ 2- (در گياهي) گلي معمولاً سفيد با گلچههاي گل برگي كه انواع گوناگون دارد؛ 3- (در گياهي) گياه يك ساله و بوتهايِ اين گل با برگهاي دندانه دار؛ 4- (در صنايع دستي) لعاب شيشهاي شفاف و رنگي كه براي تزئين فلزات و كاشي مورد استفاده قرار ميگيرد؛ 5- نوعي شيشه رنگي به ويژه سبز كه از آن انواع ظروف ميسازند؛ 6- (در قديم) ظرفي كه از اين شيشه ساخته ميشود؛ 7- (در قديم) (به مجاز) شراب؛ 8- (در قديم) كيميا.
فراوانی :218652

نسیم
(عربي) 1- باد ملايم و خنك، باد بسيار آرام؛ 2- (در قديم) بوي خوش؛ 3- (در عرفان) تجلي جمالي الهي و رحمت متواتر و نفس رحماني را گويند.
فراوانی :46564

بابک
1- پرورنده و پدر را گويند؛ 2- (در قديم) خطاب فرزند به پدر از روي مهرباني؛ پدر جان؛ 3- (اَعلام) 1) پدر اردشیر بابکان [قرن 2 میلادی]؛ 2) نام دلاور ايراني كه از سوي اردوان فرمانرواي اصطخر بود [قرن 3 هجری]؛ 3) نام موبدي در روزگار انوشيروان كه ديوان عرض و سپاه به دست وي بود؛ 4) بابک خرّم دین [223 هجری] رهبر ایرانی خرّمدینان، که قیام آنان را در آذربایجان بر ضدّ خلیفهی عباسی رهبری کرد. سرانجام افشین او را فریب داد و دستگیر کرد و او در بغداد کشته شد.
فراوانی : 58843

*shadi joon*
۲ خرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۰۵ بعد از ظهر
بهشاد
نیکوی شاد
فراوانی :951

mina1366120
۲ خرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۰۷ بعد از ظهر
شهرزاد
1- (مخفف شهرزاده)، زادهي شهر، شهري؛ 2- (اَعلام) شخصیت اصلی کتاب هزار و یک شب، که به همسری پادشاه در میآید و هر شب بخشی از داستانهای هزار و یک شب را برای او نقل میکند.
فراوانی :

21384: فراوانی

**sevdayi **
۲ خرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۰۹ بعد از ظهر
ما من سئودا :(عربي) 1- (به مجاز) فكر، خيال، شور و شوق؛ 2- (در قديم) (به مجاز) علاقهي شديد به كسي يا چيزي، عشق. فراواني:11345
ممنون جالب بيد عزيز!

Veni
۲ خرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۱۸ بعد از ظهر
(فرانسوی:venus ) 1- (= زهره)، زهره؛ 2- (در میتولوژی) [اسطوره شناسی] ونوس یونانی یکی از نمادهای دیرینهي آریایی و برداشت دوبارهای از ایزد بانوی آب های درخشان اردویسور آناهیتا یا مادر باکره است. که در روم باستان نیز به نام آفرودیت تجلی کرده است. اگرچه آناهیتا در میان ایرانیان باستان نماد پاکیزگی و نمایهي زن کامل آریایی است، اما در یونان به گونهای سمبل زیبایی، عشق و هوسرانی در آمده و در ادبیات لاتین نیز با همین چهره خودنمایی کرده و حتی شاعرانی چند او را گوهر عشق آمیز زندگی شناختهاند. ماه ویژهي ونوس در یونان ماه مقدس آوریل Aperil یا ماه جوانههای شکوفاست.فراواني:1489

azi& ar
۲ خرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۲۷ بعد از ظهر
آزیتا
- سوزن کاری کردن؛ 2- نقش زدن با قلم بر روی اشیا.

فراواني:25444

ممنون :-2-40-:

Mar.Mar
۲ خرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۳۲ بعد از ظهر
مریمو که مطمئنم گفتن پس من دیگه ننیگم :-2-37-:

saba 68
۲ خرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۳۴ بعد از ظهر
سبا
(عربي) 1- (اَعلام) 1) (= سباء) سورهي سي و چهارم از قرآن كريم؛ 2) نام شهر بلقيس؛ 3) مملکتی باستان در جنوب جزیره العرب در هزارهي اول پیش از میلاد 2- (در عبري) انسان.
فراواني:6764

Mar.Mar
۲ خرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۳۴ بعد از ظهر
ولی مریم یه معنی دیگه هم داره که اینجا ننوشته : یکتا پرست :-2-41-:

بابک.
۲ خرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۳۵ بعد از ظهر
بابک
1- پرورنده و پدر را گويند؛ 2- (در قديم) خطاب فرزند به پدر از روي مهرباني؛ پدر جان؛ 3- (اَعلام) 1) پدر اردشیر بابکان [قرن 2 میلادی]؛ 2) نام دلاور ايراني كه از سوي اردوان فرمانرواي اصطخر بود [قرن 3 هجری]؛ 3) نام موبدي در روزگار انوشيروان كه ديوان عرض و سپاه به دست وي بود؛ 4) بابک خرّم دین [223 هجری] رهبر ایرانی خرّمدینان، که قیام آنان را در آذربایجان بر ضدّ خلیفهی عباسی رهبری کرد. سرانجام افشین او را فریب داد و دستگیر کرد و او در بغداد کشته شد.
فراوانی : 58843

niaz sajadi
۲ خرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۵۰ بعد از ظهر
دنبال اسم منم باشين

پر طاووس
۲ خرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۵۵ بعد از ظهر
دلارام:
(به مجاز) موجب آرامش خاطر، محبوب، معشوق، با آسودگي خاطر.
تعدادش 3980
(البته اسمم معني اسم حضرت سكينه هم هست )

jojenaznazo
۶ خرداد ۱۳۹۰, ۰۴:۱۳ قبل از ظهر
هم اسم من خیلی زیاد آخه اسمم مهدیه ...

~ ghazali ~
۶ خرداد ۱۳۹۰, ۰۶:۴۸ قبل از ظهر
غزاله
(عربي) 1- (در قديم) نوعي آهو برهي ماده؛ 2- (به مجاز) آفتاب، چشمهي آفتاب؛ 3- (اَعلام) به قولي نام مادر امام چهارم علي ابن حسين(ع) بوده است.
فراواني:27701
:-2-35-: من از اسامی عربی بدم میاد.چخد هم اسم دارم:-2-41-:

*TuBeRoOoOsE*
۹ خرداد ۱۳۹۰, ۱۲:۵۳ بعد از ظهر
مریم
1- (در گياهي) گل سفيد خوشهاي خوشبو و داراي عطر با دوام، و نيز گياهي علفي، پايا و زينتيِ اين گل كه از خانوادهي سوسن است و پياز دارد؛ 2- (اَعلام) 1) نام سورهي نوزدهم از قرآن كريم داراي نود و هشت آيه؛ 2) [قرن اول میلادی] مريم عذرا مادر عيسي(ع) دختر عِمران و از نسل داوود؛ 3) مریم [قرن اول میلادی] از نخستین پیروان حضرت عیسی(ع)؛ 4) مریم مجدلیه: [قرن اول میلادی] بنا بر روایت های مسیحی زنی که به راه راست هدایت شد یا به وسیلهي حضرت عیسی(ع) از دیوانگی نجات یافت.
فراوانی:1695517

ديانا
۱۱ خرداد ۱۳۹۰, ۰۹:۵۱ قبل از ظهر
صدف رو بگيد لطفا:-2-40-:

asemane nili
۱۱ خرداد ۱۳۹۰, ۱۰:۲۷ قبل از ظهر
نرگس:-2-40-:
(از يوناني) 1- (در گياهي) گل زينتي با گلبرگهاي سفيد يا زرد معطر و كاسهاي به رنگ سفيد يا زرد در وسط؛ 2- گياه اين گل كه علفي، پياز دار و از خانوادهي سوسن است، خودرو يا زينتي است و در زمستان گل ميدهد؛ 3- (در قديم) (به مجاز) چشم؛ [چشمان معشوق را نيز به نرگس تشبيه كردهاند]؛ 4- (در عرفان) طرب و فرح نتيجهي علم كه در عمل يافت شده است.
فراواني:300188

صدف رو بگيد لطفا:-2-40-:

(عربي) 1- نام عمومي نرمتنان دو كفهاي و نوعي خاص از آنها؛ 2- (در قديم) (در نجوم) نام سه ستاره به شكل مثلث بر دورِ قطب كه ستارهي قطبيِ جَدْي در ميان آن است. [قدما اعتقاد داشتند كه قطرهي باراني در درون صدف جا ميگيرد و تبديل به مرواريد ميشود].
فراواني:19323

ardent89
۱۱ خرداد ۱۳۹۰, ۱۰:۴۰ قبل از ظهر
نمی دونستم اسمم(صدف) عربیه!
لطفا روشنک و غزال رو هم بگین:-2-40-:

valeh
۱۱ خرداد ۱۳۹۰, ۱۰:۴۹ قبل از ظهر
شیدا: 1- عاشق، دلداده؛ 2- (در قديم) آشفته و پريشان؛ 3- (در عرفان) شدت غليان عشق و عاشقي را گويند، در اين مقام عاشق خود را فراموش ميكند. اهل جذبات را نيز شيدا گويند.فراواني:
40240
واله: (عربي) 1- عاشق بي قرار، شيفته و مفتون؛ 2- حيران، سرگشته، مبهوت؛ 3- (در حالت قيدي) در حال شيفتگي. (اَعلام) واله/vāle/، [فرانسوی] ایالتی در جنوب سویس، نزدیک مرز فرانسه و ایتالیافراواني:200
خیلی باحال بود مخسی!!!

asemane nili
۱۱ خرداد ۱۳۹۰, ۱۰:۵۰ قبل از ظهر
نمی دونستم اسمم(صدف) عربیه!
لطفا روشنک و غزال رو هم بگین:-2-40-:

روشنک: (اوستايي) 1- روشن؛ 2- (در گياهي) نام گياهي است (شاتل)؛ 3- (اَعلام) در روايات ايراني نام دختر دارا (داريوش سوم) كه اسكندر با او ازدواج كرد. [دكتر معين معتقد است كه در اين نام خلطي شده، و آن اين اينكه دختر داريوش سوم كه زن اسكندر شد استاتيرا/Stātirā/ نام داشت، و آريان (كتاب 7 فصل 2 بند2) نام او را برسين (Barsine) نوشته. اسكندر بار دوم كه به شوش آمد (325 پیش از میلاد ) با او ازدواج كرد. اما ركسانه = روشنك، زن ديگر اسكندر، دختر يكي از بزرگان بلخ(Baxtri) به نام اوخشتره )يوناني.(oxyastes بود. اسكندر در زمستان سال 329- 328 پیش از میلاد. در شهر بلخ ماند، و در بهار آن سال چند دژ در آن سرزمين به دست وي افتاد. خاندان اوخشتره و در ميان آنان روشنك به دست دشمن گرفتار شدند. اسكندر در سال 327 روشنك را به همسري گرفت. يكي از دژهاي آن ناحيه كه به دست اسكندر افتاد سوسيميثرش (Sysimithres) ياد شده كه پدر روشنك فرماندار آن دژ بود، و آن در سر پل سنگين در جنوب فيض آباد كنوني بدخشان واقع بود. (نقل از اعلام فرهنگِ معين ذيل روشنك)].
فراواني:7338

غزال: (عربي) 1- نوعي آهوي ظريف اندام و بسيار تندرو با چشمان درشت سياه؛ 2- (در قديم) (به مجاز) معشوقهي زيبا.
فراواني:13297

AИITA
۱۱ خرداد ۱۳۹۰, ۱۰:۵۴ قبل از ظهر
آنيتا
(اوستايي) آراستگي، مهرباني، خوشرويي.
فراواني:11396

مطمئنین درسته؟معنی اسم من الهه که آب هست
آنا از آنیتا وآنیتا از آناهیتا گرفته شده وهر سه به یه معنی هستن

DDjooon
۱۱ خرداد ۱۳۹۰, ۱۰:۵۴ قبل از ظهر
آیدا: (تركي) گياهي كه كنار آب ميرويد.
فراواني:58867
فکر می کردم زیادتر باشه
رزیتا: (فرانسوی) (= رُز و رُزا)، ( رُز و رُزا.
فراواني:3661
اما این رو فکر می کردم خیلی کمترازاین باشه ها.خییییییییییییییییییلی

شیوا
۱۱ خرداد ۱۳۹۰, ۱۰:۵۷ قبل از ظهر
برای من باز نمیشه لطفا" شهرزاد رو بگید

farane
۱۱ خرداد ۱۳۹۰, ۱۱:۰۴ قبل از ظهر
میشه مینا رو هم بگید:-2-40-:

kimia1372
۱۱ خرداد ۱۳۹۰, ۱۱:۰۸ قبل از ظهر
باز نشد كيميا و رضا رو هم بگيد

پرنده مهاجر
۱۱ خرداد ۱۳۹۰, ۱۱:۱۱ قبل از ظهر
مینا
پرندهاي شبيه سار با پرهاي رنگارنگ كه به راحتي قادر به تقليد صداي انسان و حيوانات است، مرغ مقلد، مرغ مينا؛ (در قديم) ظرفي كه از اين شيشه ساخته ميشود؛ - (در قديم) شراب؛ - (در قديم) كيميا.

فراوانی:218652

secret196
۱۱ خرداد ۱۳۹۰, ۱۱:۱۳ قبل از ظهر
کتایون:
(اَعلام) دختر قیصر روم و زن گشتاسب و مادر اسفنديار كه نام ديگرش را ناهيد گفتهاند.
باورم نمیشه که 17686 نفر هم اسم من وجود داره.

hasti.jojo
۱۱ خرداد ۱۳۹۰, ۱۱:۱۵ قبل از ظهر
میشه سولمازوبگید؟...من نتونستم ببینم.

saforaakhavan
۱۱ خرداد ۱۳۹۰, ۱۱:۲۳ قبل از ظهر
صفورا
/safurā/
(معرب از عبري) (اَعلام) نام زوجهي حضرت موسي(ع) و دختر حضرت شعيب(ع).
فراواني : 35702
مرسي جالب بود ولي من فكر نمي كردم فراوانيش اينقدر زياد باشه !!!!!

saforaakhavan
۱۱ خرداد ۱۳۹۰, ۱۱:۳۴ قبل از ظهر
سلام خانومي من برات ديدم معني اسمت خيلي قشنگه
سولماز
(ترکی) 1- پژمرده نشدنی، 2- گلی که هرگز پژمرده نمی شود.
فراواني:32397

sansi
۱۱ خرداد ۱۳۹۰, ۱۱:۵۵ قبل از ظهر
زينب

(عربي) 1- پاكيزگي؛ 2- (در گیاهی) نام درختي خوشبو و خوش منظر؛ 3- (اَعلام) نام چند تن از زنان نامدار صدر اسلام، از جمله 1) زینب دخترخُزیمه [قرن اول هجری]، از همسران پیامبر اسلام(ص) که پس از کشته شدن شوهر دومش در جنگ بدر، به همسری پیامبر اسلام(ص) درآمد و چند ماه بعد درگذشت؛ 2) زینب دختر جَحش [قرن اول هجری]، از همسران پیامبر اسلام(ص) که پس از جدا شدن از زید ابن حارثه، به همسری پیامبر اسلام(ص) در آمد؛ 3) زینب دختر پیامبر اسلام(ص) [قرن اول هجری]، که پیش از بعثت به ازدواج پسرخاله اش درآمد. دخترش امامه، بعدها با حضرت علی(ع) ازدواج کرد؛ 4) زینب دخترحضرت علی(ع) [قرن اول هجری] از بانوان شاعر و سخنور، که در واقعهي کربلا همراه برادرش امام حسین(ع) بود و به همراه خانوادهي امام به اسیری به دمشق برده شد آرامگاهش در سوریه است.

فراواني:839674

stiv
۲۱ خرداد ۱۳۹۰, ۰۸:۵۹ بعد از ظهر
مهسا 163074نفر!!!!!!!!! (مه = ماه + سا (پسوند شباهت))، 1- مثل ماه، مانند ماه؛ 2- (به مجاز) زيبارو.

Elysium
۲۱ خرداد ۱۳۹۰, ۰۹:۰۵ بعد از ظهر
من اسمم پردیس هستش نمی دونم چه اماری از هم اسم هام هستش.اما تو این سایت پردیس جووووووووووووووونم هم اسم منه:-2-16-:

marzie67
۲۴ خرداد ۱۳۹۰, ۱۰:۲۹ بعد از ظهر
مرضیه :
(عربي) مرضي، پسنديده.
فراوانی :471236

saha.a
۲۵ خرداد ۱۳۹۰, ۰۴:۰۰ بعد از ظهر
سیمین

(سيم = نقره + ين (پسوند نسبت))، 1- ساخته شده از نقره، نقرهاي رنگ، سفيد و درخشان؛ 2- (به مجاز) زيبا.

فراواني:36605

shamemesadaf
۲۵ خرداد ۱۳۹۰, ۰۴:۰۳ بعد از ظهر
الناز به چه معنیه ؟ و چندتا هست؟اسم خواهرمه

haleh_ry
۲۵ خرداد ۱۳۹۰, ۰۴:۰۸ بعد از ظهر
1- (در نجوم) حلقهي نوراني سفيد يا رنگي كه گاهي گِردِ قرص ماه يا خورشيد ديده مي شود؛ 2- حلقه يا حاشيهي تابناكي كه در اطراف چيزي به ويژه در اطراف سر مقدسين در نقاشيها ديده مي شود؛ 3- (به مجاز) آنچه گرداگرد چيزي يا جايي را فرا ميگيرد.
فراواني:7723

Az@de
۲۵ خرداد ۱۳۹۰, ۰۴:۱۵ بعد از ظهر
آزاده
1- آزاد، اصيل؛ 2- (در قديم) نجيب، شريف، صالح؛ 3- (در قديم) ايراني؛ 4- (اَعلام) نام زنِ چنگ نوازي در زمان بهرام گور.
فراوانی:66506
مرسی جالب بود:-2-40-:

artnous
۲۵ خرداد ۱۳۹۰, ۰۴:۲۸ بعد از ظهر
نرگس : (از يوناني) 1- (در گياهي) گل زينتي با گلبرگهاي سفيد يا زرد معطر و كاسهاي به رنگ سفيد يا زرد در وسط؛ 2- گياه اين گل كه علفي، پياز دار و از خانوادهي سوسن است، خودرو يا زينتي است و در زمستان گل ميدهد؛ 3- (در قديم) (به مجاز) چشم؛ [چشمان معشوق را نيز به نرگس تشبيه كردهاند]؛ 4- (در عرفان) طرب و فرح نتيجهي علم كه در عمل يافت شده است.
فراواني:300188

-Dark Lord-
۲۵ خرداد ۱۳۹۰, ۰۴:۳۵ بعد از ظهر
من نتعونستم اسممو پیدا کنم.چه بد(فرزانه)

idan
۲۵ خرداد ۱۳۹۰, ۰۴:۳۵ بعد از ظهر
دانیال چطور؟

mina_bala74
۲۵ خرداد ۱۳۹۰, ۰۴:۳۶ بعد از ظهر
مینا
- پرندهاي شبيه سار با پرهاي رنگارنگ كه به راحتي قادر به تقليد صداي انسان و حيوانات است، مرغ مقلد، مرغ مينا؛ 2- (در گياهي) گلي معمولاً سفيد با گلچههاي گل برگي كه انواع گوناگون دارد؛ 3- (در گياهي) گياه يك ساله و بوتهايِ اين گل با برگهاي دندانه دار؛ 4- (در صنايع دستي) لعاب شيشهاي شفاف و رنگي كه براي تزئين فلزات و كاشي مورد استفاده قرار ميگيرد؛ 5- نوعي شيشه رنگي به ويژه سبز كه از آن انواع ظروف ميسازند؛ 6- (در قديم) ظرفي كه از اين شيشه ساخته ميشود؛ 7- (در قديم) (به مجاز) شراب؛ 8- (در قديم) كيميا.
فراواني:218652

belfi_z24
۲۵ خرداد ۱۳۹۰, ۰۴:۳۸ بعد از ظهر
سارا
یعنی پاک خالص و بدون آمیختگی :-2-40-:

black.moon 90
۲۵ خرداد ۱۳۹۰, ۰۵:۱۲ بعد از ظهر
عاطِفه
(عربي) محبت، مهرباني، مهر، عطوفت.
فراواني:157254

mina68
۲۵ خرداد ۱۳۹۰, ۰۵:۱۷ بعد از ظهر
معصومه (عربي) (مؤنث معصوم) 1- (در قديم) زن بيگناه و پاك. + ( معصوم. 1- ؛ 2- (اَعلام) لقب حضرت فاطمه (معصومه) خواهر گرامي امام رضا(ع).
فراواني:1198216

**sevdayi **
۲۵ خرداد ۱۳۹۰, ۰۵:۲۵ بعد از ظهر
من نتعونستم اسممو پیدا کنم.چه بد(فرزانه)

فرزانه : داراي خِرَد و پختگي، خِرَدمند، دانا. فراواني : 216382

دانیال چطور؟

دانيال : (عبري) 1- قضاوت خدا، يا خدا حاكم من است؛ 2-(اَعلام) يكي از چهار پيغمبر بزرگ بنياسرائيل [زنده در 547 پیش از میلاد] كه در روايات اسلامي مخترع «رمل» به شمار ميرود. در سال 605 پیش از میلاد به اسارت به بابل برده شد در آنجا به خاطر پیشگوییهایی که کرد شهرت و قدرت یافت. فراواني : 59422

سکوت...
۲۹ خرداد ۱۳۹۰, ۰۹:۰۵ قبل از ظهر
ممنون ولی واسه من بازنشد....:-2-30-::-2-30-:

Elmira-s
۲۱ مرداد ۱۳۹۰, ۰۸:۰۴ بعد از ظهر
ممنون ولی واسه من بازنشد....:-2-30-::-2-30-:

عزیز شما اسمتو بگو من برات پیداش میکنم:-2-41-:

Elmira-s
۲۱ مرداد ۱۳۹۰, ۰۸:۱۰ بعد از ظهر
الناز به چه معنیه ؟ و چندتا هست؟اسم خواهرمه

بفرما گلی

(تركي ـ فارسي) 1- مايه افتخار ايل، باعث فخر و تفاخر شهر و ولايت؛ 2- موجب نعمت و رفاه و آسايش.
فراواني:64537

jullub
۲۱ مرداد ۱۳۹۰, ۰۸:۱۱ بعد از ظهر
هانیه :
(عربي) شادمان، خوشبخت.
فراواني:101198

paeizzad
۲۱ مرداد ۱۳۹۰, ۰۸:۱۹ بعد از ظهر
شراره
(عربي) 1- شرار، پارهاي از آتش كه به هواي پرد، جرقه، اخگر؛ 2- (به مجاز) درخشش، روشني

فراواني:16483

taniya n
۲۱ مرداد ۱۳۹۰, ۰۸:۳۴ بعد از ظهر
تانیا
گویش خراسانی به معنی توانستن
فراوانی 2311

یاس90
۲۱ مرداد ۱۳۹۰, ۰۸:۴۰ بعد از ظهر
سام خیلی کم یابه . منحصر بفرد و اصیل . حالا تو ایران چندتایی هست؟

monire_74
۲۱ مرداد ۱۳۹۰, ۰۸:۴۴ بعد از ظهر
نام:منیره
فراواني:69580

shelman27
۲۱ مرداد ۱۳۹۰, ۰۸:۵۷ بعد از ظهر
برامنم باز نمی شه؟

Elmira-s
۲۱ مرداد ۱۳۹۰, ۰۹:۱۹ بعد از ظهر
سام خیلی کم یابه . منحصر بفرد و اصیل . حالا تو ایران چندتایی هست؟

بفرما عزیز:
(در اوستايي) 1- به معني سياه؛ 2- نام خانوادهاي ايراني؛ 3- (اَعلام) (در شاهنامه) ايراني نوادهي گرشاسب جهان پهلوان پدر زال و جد رستم جهان پهلوان؛ 4- (در عبري) سام به معني «اسم» و آن نام فرزند ارشد نوح نبي(ع) ميباشد، که قوم سامی به او منسوب است.
فراواني:7852

برامنم باز نمی شه؟

اسمتونو بگید من براتون پیدا میکنم عزیزم

soomita
۲۱ مرداد ۱۳۹۰, ۰۹:۴۷ بعد از ظهر
مرسی خیلی جالبه:-2-40-:

mina.zoroaster
۲۱ مرداد ۱۳۹۰, ۱۰:۰۸ بعد از ظهر
اسمتونو بگید من براتون پیدا میکنم عزیزم[/QUOTE]
میشه برای منم پیدا کنی؟ ممنونم! مینا

behnaz.ashena
۲۱ مرداد ۱۳۹۰, ۱۰:۱۰ بعد از ظهر
بهناز. خوش ناز و ادا و تعداد 53000

Elmira-s
۲۱ مرداد ۱۳۹۰, ۱۰:۲۲ بعد از ظهر
اسمتونو بگید من براتون پیدا میکنم عزیزم
میشه برای منم پیدا کنی؟ ممنونم! مینا[/QUOTE]


بفرما گلم:
1- پرندهاي شبيه سار با پرهاي رنگارنگ كه به راحتي قادر به تقليد صداي انسان و حيوانات است، مرغ مقلد، مرغ مينا؛ 2- (در گياهي) گلي معمولاً سفيد با گلچههاي گل برگي كه انواع گوناگون دارد؛ 3- (در گياهي) گياه يك ساله و بوتهايِ اين گل با برگهاي دندانه دار؛ 4- (در صنايع دستي) لعاب شيشهاي شفاف و رنگي كه براي تزئين فلزات و كاشي مورد استفاده قرار ميگيرد؛ 5- نوعي شيشه رنگي به ويژه سبز كه از آن انواع ظروف ميسازند؛ 6- (در قديم) ظرفي كه از اين شيشه ساخته ميشود؛ 7- (در قديم) (به مجاز) شراب؛ 8- (در قديم) كيميا.
فراواني:218652

glambert22
۲۲ مرداد ۱۳۹۰, ۱۲:۳۹ بعد از ظهر
ترمه: نوعي پارچه (قيمتي) از جنس كرك، پشم، يا ابريشم با نقشهاي بته جقه، اسليمي، و مانند آنها كه معمولاً از آن، جانماز، بقچه و لباس تهيه ميكنند. اسم ايراني

فراواني:1688

گلنار
۲۲ مرداد ۱۳۹۰, ۱۲:۵۴ بعد از ظهر
ماله من
(اَعلام) نام خواهر كيكاووس كه وي را به همسري رستم داده بودند.
فراواني:19237

shadow
۲۲ مرداد ۱۳۹۰, ۱۲:۵۴ بعد از ظهر
آوا :
1- آواز، بانگ، صوت؛ 2- عقيده، رأي؛ 3- صدايي كه به آواز خوانده ميشود يا از آلات موسيقي به گوش ميرسد؛ 4- (در قديم) شهرت، آوازه.
تعداد:6138
فکر نمیکردم اینقدر زیاد باشه......
خیلی جالب بود........

toop
۲۲ مرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۳۲ بعد از ظهر
چرا اسم دختر خاله من نيست؟
اسمش فالحه است

اسمهایی میاد که تعداداش زیاد باشه و معنی هم داشته باشه

اسمه فالقه هست.اونم فقط یه دونه:-2-37-:

sheida joon
۲۲ مرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۳۸ بعد از ظهر
1- عاشق، دلداده؛ 2- (در قديم) آشفته و پريشان؛ 3- (در عرفان) شدت غليان عشق و عاشقي را گويند، در اين مقام عاشق خود را فراموش ميكند. اهل جذبات را نيز شيدا گويند.

فراواني:40240

PRISON BREAK
۲۲ مرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۴۳ بعد از ظهر
آتنا و راحیل رو برام پیدا میکنی؟

Elmira-s
۲۲ مرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۴۳ بعد از ظهر
اسمه فالقه هست.اونم فقط یه دونه:-2-37-:

(عربي) (مؤنث فالق )، فالق.
فراواني:1
شما زیادی تکی :mrgreen:

fafaaryam
۲۲ مرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۴۴ بعد از ظهر
lotfan esme ARAD va ARMITA RO HAM BEGID

* Lovely Girl *
۲۲ مرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۴۸ بعد از ظهر
نــــــدا :-2-16-:
(عربي) صداي بلند، آواز، بانگ.
فراواني:126400

Elmira-s
۲۲ مرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۴۹ بعد از ظهر
آتنا و راحیل رو برام پیدا میکنی؟

آتنا:
1- (عربي) از واژههاي قرآني در سوره بقره، آلعمران و كهف به معناي عطا كن به ما، ببخش به ما؛ 2- (اَعلام) (در يونان باستان) آتنا رب النوع يوناني مظهر انديشه، هنرها، دانشها و صنعت، دختر زئوس و الههاي است كه اسم خود را به شهر «آتن» داده.
فراواني:36577

راحیل:
(عبري) 1- در عبري گوسفند؛ 2- (اَعلام) همسر حضرت يعقوب(ع) و دختر لابان و مادر حضرت يوسف و بنيامين به روایت تورات.
فراواني:6061

lvlAl2AL
۲۲ مرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۴۹ بعد از ظهر
مارال

1- (تركي) مرال، گوزن، آهو؛
2- (به مجاز) زيبا و خوش اندام.

فراواني:16718

.
.
.
اسم مامان من اصلا تو لیستش نیس :-119-:
.
.
.
همین

Elmira-s
۲۲ مرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۵۲ بعد از ظهر
lotfan esme ARAD va ARMITA RO HAM BEGID

آراد:
1- (اَعلام) (در آیین زرتشتی) نام فرشتهي موكل بر دين و تدبير امور و مصالحي كه به روز آراد متعلق است، روز بيست و پنجم ماه شمسي به نام اوست؛ 2- (در پهلوي) آراي، آراينده.
فراواني:2539

آرمیتا:
(اوستايي) پارسا، پاك، فروتن.
فراواني:7517

.Mania.
۲۲ مرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۵۳ بعد از ظهر
چرا فاریا نبود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

toop
۲۲ مرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۵۶ بعد از ظهر
خشایار:
1- دلير، نيرومند؛ 2- (اَعلام) نام دو تن از شاهان هخامنشي 1) خشایارشای اول: شاه [485-465 پیش از میلاد] پسر و جانشین داريوش اول، که آتن را تسخیر کرد و آتش زد، در جنگ دریایی با یونان شکست خورد و به ایران بازگشت. 2) خشایارشای دوم: شاه ایران [424 پیش از میلاد] كه پس از 45 روز پادشاهی به دست برادرش کشته شد.
فراواني:6339



خشایار:
1- دلير، نيرومند؛ 2- (اَعلام) نام دو تن از شاهان هخامنشي 1) خشایارشای اول: شاه [485-465 پیش از میلاد] پسر و جانشین داريوش اول، که آتن را تسخیر کرد و آتش زد، در جنگ دریایی با یونان شکست خورد و به ایران بازگشت. 2) خشایارشای دوم: شاه ایران [424 پیش از میلاد] كه پس از 45 روز پادشاهی به دست برادرش کشته شد.
فراواني:6339



میدونستید خشایار در واقع یه اسم ناقصه؟
کامل این اسم خشایارشا هست به معنی شاه مردان=خشای(به معنی شاه)+ارشا(به معنی مرد یا مردان)
ولی به دلیل تلفظ این اسم تو دو حرف اخر یعنی" شا "که با شاه اشتباه گرفته شده ازین اسم اینجوری استفاده میشه:-2-37-:شایدم به خاطر طولانی بودنشه.:-2-38-:


(عربي) (مؤنث فالق )، فالق.
فراواني:1
شما زیادی تکی :mrgreen:

من نیستم :-2-35-:واسه اون دوستمون گفتم شاید منظورش فالقه بوده:-2-38-:

leilly
۲۲ مرداد ۱۳۹۰, ۰۲:۰۷ بعد از ظهر
لیلا
(عربی) (مؤنث الیل) 1- درازترین و تارترین شب [صفتی برای زنان به لحاظ گیسوان آنها]؛ 2- سرخوشی از می؛ 3- (اَعلام) دختر حطیم از زنان پیامبر اسلام.

اون مو رو خیلی خوب اومد صفت خودمه

shaghayegh-
۲۲ مرداد ۱۳۹۰, ۰۲:۰۸ بعد از ظهر
شقایق: (عربي) 1- (در گياهي) گلي سرخ رنگ؛ 2- گياهي يك ساله و علفي يا كاشتني اين گل كه بيشتر در مزارع، دشت ها و دامنههاي كوهستان ميرويد؛ 3- كاسه بشكنك.
فراواني:43788