PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : دفتر شعر !



صفحه ها : 1 2 3 4 5 6 7 [8] 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 159 160 161 162 163 164 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175 176 177 178 179 180 181 182 183 184 185 186 187 188 189 190 191 192 193 194 195 196 197 198 199 200 201 202 203 204 205 206 207 208 209

nila
1388,02,29, ساعت : 14:26
تنهایی:
تو کوچمون صدای تو صدای خنده های تو
دیگه شنیده نمی شه رفتی برای همیشه
چشات برام یه قصه گفت یه قصه از یه غصه گفت
یه قصه از جدایی ها آخر آشنایی ها
گفتی قفس تنگه برات رنگاش چه بی رنگ برات
گفتی هوای تازه نیست خونه برات اندازه نیست
گفتی دیگه خسته شدی کاووس پر بسته شدی
گفتی که آواز می خوای سرود پرواز می خوای
می خوای بری به اوج ها رو بال نرم موج ها
گفتی که عشقم برات کمه حرفام برات پر از غمه
تو سینه قلب من شکست رو بوم دل غروب نشست
انگار دارم خواب میبینم مهتاب رو رو آب میبینم
چگونه باور بکنم ...؟ غصه رو از بر بکنم...؟
عطر تنت تو خونه نیست تو زندگی بهونه نیست
حتی دیگه نمی تونم زلفاتو شونه بکنم
گل روی موهات بزارم یا که بگم دوستت دارم
عکست هنوز رو طاقچمه انگار باهام حرف میزنه

اما نمیدونه دارم از غصه دیوونه می شم

خدا کنه صدای من صدای گریه های من
یه روز به گوشت برسه بهت بگه دیگه بسه
پرنده جون بیا خونت بیا توی آشیونت
جفتت هنوز منتظره چشماش همیشه به دره.

1388,02,29, ساعت : 23:54
نام شعر: شعر های گرم وعاشقانه ام
شاعر:سهیل محمودی

بعد از ابتدای فتح قله های دور دست

چیست انتهای ناگوار ما....به جز شکست؟؟؟؟

بازوان گرم ما به هم گره نمی خورند

در مسیر خود به هم نمی رسنداین دو دست

ما به هم نمی خوریم

تو کجا؟؟و

من کجا؟؟

سمت تو همیشه آفتاب و .....

سمت من شب است

تو برو به سمت دور دست خود که غیر تو

هر که بود باز هم به پای من نمی نشست

تو برو....

نیاز خویش را به من گره مزن

هیچ کس دخیل بر درختی اینچنین نبست

عشق را به شاخه های خشک و بی جواب من

هر که بسته بود ....باز...باز آمد وگسست

تو برو....اگر چه نیستی.ولی به یاد تو

شعر های گرم و عاشقا نه ام..... همیشه هست.......

sue.sun
1388,02,30, ساعت : 09:46
اگر آن ترک شــیرازی ، به دســت آرد دل ما را
به خال هــندویــش بخشــم ، ســمرقند و بخارا را (حافظ)

اگر آن ترک شیـــرازی ، به دسـت آرد دل ما را
به خال هــندویش بخشم ، سر و دست و تن و پا را
اگر کس چیز می بخشد ،از آن خویش می بخشد
نه چون حــافظ که می بخشد ، سمرقند و بخارا را (صائب)

اگر آن ترک شـــیرازی ، به دســت آرد دل ما را
به خــال هــنـدویــش بـخــــشــم ، تــمام روح اجـــزا را
اگر کس چیز میبخشــد ، به سـان مرد مـی بخشد
نه چون صائب که می بخشد ،سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را ، از آن گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که بــرده است جـــمـله دلها را (شهریار)

اگر آن ترک شــیرازی ، به دســت آرد دل ما را
به خــال هـنـدویش بخشـم ، خـود دل را ،خــود دل را
اگر کس چیز می بــخشد ، بهایی بیش می بخشد
نه چون شه یار که می بخشد ، تمام روح اجـــزا را
که جــمـلـه روح اجزا را نـباشــد قـیـمـتی اعلاء
چو در اجــزا نــیارد کــس ، شــمار ِ ایــن دل مــا را (...)

1388,02,31, ساعت : 01:08
نام شعر:نغمه درد

شاعر :فروغ فرخزاد

در منی و اینهمه از من جدا

با منی و دیده ات به سوی غیر

بهر من نمانده راه گفتگو

تو نشسته گرم گفتگوی غیر

غرق غم دلم به سینه می تپد

باتو بیقرارو....

بی تو ....بیقرار

وای از آن دمی که بی خبر زمن

بر کشی تو رخت خوییش از این دیار

سایه توام به هر کجا روی

سر نهاده ام به زیر پای تو

چون تو در جهان نجستهام

تا که بر گزینمش به جای تو

شادی و غم منی به حسرتم

خواهم از تو در تو آورم پناه

موج وحشیم که بی خبر ز خویش

گشته ام اسیر جذبه های ماه

گفتی از تو بگسلم......

دریغ ودرد.......

رشته وفا مگر گسستنی است؟؟؟؟

بگسلم ز خویش واز تو نگسلم

عهد عاشقان مگر شکستنی است؟؟؟

دیدمت شبی به خواب و سرخوشم

وه...مگر به خوابها ببینمت

غنچه نیستی که مست اشتیاق

خیزم وز شاخه ها بچینمت

شعله میکشد به ظلمت شبم

آتش کبود دیدگان تو

ره مبند...بلکه ره برم به عشق

در سراچه غم نهان تو..............

mhp3362
1388,02,31, ساعت : 10:55
گل مــی کنـــد به باغ نگـاهت جـوانیم

وقــتی بروی دامـــن خـــود می نشانیم

داغ جنون قـــطره ی اشــکم به چشم تو

هر چند از دو چـشم خودت می چکانیم

مـن عابـــر شــکســته دل خـلوت تو ام

تا بیـکران چشــم خـــودت مــی کشانیم

یک مشـت بغض یخ زده تفسیر می کند

انـــــدوه و درد غربــت بــی همــزبانیم

وقــتی پـرید رنگ تو از پشت قصه ها

تصــویر شد نهـــایت رنـــگــین کـمانیم

تو، آن گلی که می شــکفی در خیال من

پُر می شود زعطر خوشــت زنــدگانیم

در کـهــکشان چـشم تو گم می شود دلم

سرگـشتـــه در نــــهایــتی از بی نشانیم

زیــبـــاترین ردیف غـــزلهای من توئی

ای یـــــار ســــرو قـــامت ابـرو کمانیم!

حـــالا بیـــا و غــربت ما را مرور کن

ای یــــادگــــــار وســعت سبـز جوانیم

mhp3362
1388,02,31, ساعت : 10:57
نام شعر: غم پنهان
تو می رسی و غمی پنهان همیشه پشت سرت جاری

همیشه طرح قدم هایت شبیه روز عزاداری

تو می نشینی و بین ما نشسته پیکر مغمومی

غریب وخسته و خاک آلود؛ به فکر چاره ناچاری

شبیه جنگل انبوهی که گر گرفته از اندوهِ -

هجوم لشکر چنگیزی... گواهت این غم تاتاری

بیا و گریه نکن در خود که شانه های زمین خیسند

مرا تحمل باران نیست؛ تو را شهامت خودداری

همین که چشم خدا باز است به روی هرچه که پیش آید

ببین چه مرهم شیرینیست برای سختی و دشواری!!

کمی پرنده اگر باشی در آسمان دلم هستی

رفیق ماهی و مهتابی؛عزیز سرو وسپیداری...

چقدر منتظرت بودم !ببینمت کمی آسوده...

دوباره آمده ای اما؛ همان همیشه عزاداری!

kiana
1388,02,31, ساعت : 11:11
چی شد ؟
نمی خواین شعر های خودتونو بذارید؟ http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_evil.gif
مگه بده در مورد شعرتون نظر بدن ؟

hasteem
1388,02,31, ساعت : 11:35
کیانا جان، دو تا از شعرام که توی تاپیک عشق و دیگر هیچه!
اینم یه دونه دیگه فقط به خاطر تو http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_biggrin.gif


رفت بر باد خاطراتم
مانده ام بی کس و تنها.
راستش خواب نبودم
لحظه ی بی تاب گشتن
از سر حوصله ی ماه
سر کوچه نشستم
با خدایم عهد کردم
اگر این لطف به سرانجام رسد
شانه خالی نکنم
ای وای که از نافله ی شب که گذشت
شور این دل من را
بی کس و تنها ول کرد
من نفس را به امانت بردم
وای بر من
قصد من نیک نبود
لیک وقت اصرار نبود
از همان خاک نبود
شور یک افسانه بی تاب، نبود
گفتگویی پشت شب
رو به روی خبر تنهایی
لاله های بی عشق
نور های بی حد
رنگ های قرمز
بوی احساس شقایق
و نگاه لرزان
من کجایم الان؟
خاطراتم!
چرا تنهایم؟

kiana
1388,02,31, ساعت : 11:56
ممنون خیلی لطف کردید
به نظر من که شعرتون خوب بود
چون سپید بود نیازی به قافیه هم نداشت
و در کل معنی خوبی هم داشت
اگه دوست دارید شعرتون با اهنگ خونده بشه و وزن داشته باشه
بهتره وزن و قافیه ی شعرتون رو رعایت کنید
البته اگه میخواید سپید بنویسید نه

minatanha
1388,02,31, ساعت : 14:25
اينم ازمن داشته باشين ولي نظرم بديدhttp://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_smile.gif ممنون.
اي الهه ي خون آشام
كه مرا،عشقم را به جنوني تبديل كردي
من دگرشبحي بسته به ستون تنهايي،بيش نيستم
آه،آه،كه اين مردمان درحال گذر
فكرحويشند و ازمن سرگردان بي خبرند
آه،تنهايي مرگ اور
كه مرا دركام ظلمت خويش مي كشي
خرگزنخواسته ام كه انسان مرده اي
درون ظلمت و تنهايي باشم
آه،حالا كه به اين مي نگرم
مي بينم كه من دگر جزيك شبح شكست خورده ي
عشق چيزي بيش نيستم...؟!

اميدوارم خوشتون بياد در ضمن شعراي شما هم قشنگ بود واقعا لذت بردمhttp://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_smile.gif

giso
1388,02,31, ساعت : 14:47
[quote="minatanha";p="4616":qip4vck8]اينم ازمن داشته باشين ولي نظرم بديدhttp://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_smile.gif ممنون.
اي الهه ي خون آشام
كه مرا،عشقم را به جنوني تبديل كردي
من دگرشبحي بسته به ستون تنهايي،بيش نيستم
آه،آه،كه اين مردمان درحال گذر
فكرحويشند و ازمن سرگردان بي خبرند
آه،تنهايي مرگ اور
كه مرا دركام ظلمت خويش مي كشي
خرگزنخواسته ام كه انسان مرده اي
درون ظلمت و تنهايي باشم
آه،حالا كه به اين مي نگرم
مي بينم كه من دگر جزيك شبح شكست خورده ي
عشق چيزي بيش نيستم...؟!

اميدوارم خوشتون بياد در ضمن شعراي شما هم قشنگ بود واقعا لذت بردمhttp://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_smile.gif[/quote:qip4vck8]

عالی بود
ولی شعرهاتو یکم شادتر کن
شعر باید بوی زندگی داشته باشهhttp://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_lol.gif

-Nasrin-
1388,02,31, ساعت : 14:53
minatanha شعرت خیلی خوب و قشنگ بود ولی نمی دونم چرا با خوندنش احساس کردم موقعی که اینو نوشتی غمگین بودی.
توش از تنهایی هم زیاد گفتی.
ازت ممنونمhttp://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_smile.gifhttp://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_smile.gifhttp://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_smile.gif
شعرهای بقیه هم قشنگ بود.

kiana
1388,02,31, ساعت : 15:06
[quote="minatanha";p="4616":wpginlys]اينم ازمن داشته باشين ولي نظرم بديدhttp://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_smile.gif ممنون.
اي الهه ي خون آشام
كه مرا،عشقم را به جنوني تبديل كردي
من دگرشبحي بسته به ستون تنهايي،بيش نيستم
آه،آه،كه اين مردمان درحال گذر
فكرحويشند و ازمن سرگردان بي خبرند
آه،تنهايي مرگ اور
كه مرا دركام ظلمت خويش مي كشي
خرگزنخواسته ام كه انسان مرده اي
درون ظلمت و تنهايي باشم
آه،حالا كه به اين مي نگرم
مي بينم كه من دگر جزيك شبح شكست خورده ي
عشق چيزي بيش نيستم...؟!

اميدوارم خوشتون بياد در ضمن شعراي شما هم قشنگ بود واقعا لذت بردمhttp://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_smile.gif[/quote:wpginlys]
به نظر من که شعرت قشنگ بود
من فقط شعر زیاد میخونم و اگه نظری هم بدم هیچ تفاوتی با کسی که هیچی از شعر نمیدونه نداره
از شعرت خوشم اومد چون اخرش درست تمومش کردی و مثل بعضی از شعر ها به قول ... سردرگم رهاش نکردی و این خیلی مهمه
میبینم که من دگر جزیک شبح شکست خورده ی عشق چیزی بیش نیستم
با این حرف یجورایی خواستی خبر از پایان شعر یا شایدم داستانی که بصورت یک شعر در اومده بدی و این منو خوشحال میکنه اخه تو کمتر شعری پیدا میشه که پایان درستی براش بذارن
من که کلمات قدیمی ندیدم ولی بهتره از کلمات جدید و یکجورایی روز استفاده کنی .
امید وارم بازم واسمون شعر بذاری
من عاشق شعرم و از خوندنش سیر نمیشم

kiana
1388,02,31, ساعت : 15:30
خوب اینم یه دیوونه بازی دیگه
دقیقا نمیدونم کی بود شاید یک ماه پیش

این یکی اسم نداره (اگه دوست دارید شما واسش اسم انتخاب کنید)


انکه به سلامی عاشق می شود
به وداعی از یاد می رود
سال ها بودم در پی دوست
از همانان که نامشان نکوست
یافتم ...
گفتند مرا که او یار تو نیست
او غم خوار و دلدار تو نیست
همه گفتند که او ظلم میکند
یاد تو پیش این و ان بد می کند
همه گفتند سخن گفتن با او خطاست
نکن اینکار را که عمرت فناست
این و ان گفتند و من نشنیدم
تا به امروز در این غم من پوشیدم
وقت رفتن شخنی او نگفت
بی هیچ کلامی او مرا بدرود گفت


میدونم یکم تکرار داره http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_cry.gif(ایراد که تا دلتون بخواد داره من یکیشو گفتم )بقیش برای شما

minatanha
1388,02,31, ساعت : 15:42
فكر نمي كردم كسي از شعرم خوشش بياد
ولي باديدن نظراتون خوشحال شدمhttp://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_biggrin.gif ممنون
راستش اين شعرو 3،4سال پيش گفتم و موقع گفتنش اصلا ناراحت نبودم وهيچ احساسي نداشتمhttp://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_sad.gif
شعر خودش اومدhttp://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_smile.gifhttp://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_confused.gif

minatanha
1388,02,31, ساعت : 15:45
[quote="kiana";p="4628":3u2gjarl]خوب اینم یه دیوونه بازی دیگه
دقیقا نمیدونم کی بود شاید یک ماه پیش

این یکی اسم نداره (اگه دوست دارید شما واسش اسم انتخاب کنید)


انکه به سلامی عاشق می شود
به وداعی از یاد می رود
سال ها بودم در پی دوست
از همانان که نامشان نکوست
یافتم ...
گفتند مرا که او یار تو نیست
او غم خوار و دلدار تو نیست
همه گفتند که او ظلم میکند
یاد تو پیش این و ان بد می کند
همه گفتند سخن گفتن با او خطاست
نکن اینکار را که عمرت فناست
این و ان گفتند و من نشنیدم
تا به امروز در این غم من پوشیدم
وقت رفتن شخنی او نگفت
بی هیچ کلامی او مرا بدرود گفت


میدونم یکم تکرار داره http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_cry.gif(ایراد که تا دلتون بخواد داره من یکیشو گفتم )بقیش برای شما[/quote:3u2gjarl] شعرت عالي بود به نظر من بدون اسم قشنگ تره چون اينطوري هركس بنا به برداشت خودش براش اسم ميذارهhttp://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_smile.gif
من به اسم دوست رسيدم
چطورهhttp://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_question.gifhttp://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_question.gifhttp://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_question.gifhttp://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_exclaim.gif

kiana
1388,02,31, ساعت : 16:07
عالی
ولی اگه خوب بخونی متوجه میشی که چیزی که من در شعر گفتم درست برعکس کلمه ی دوست و شاید به معنای دشمن باشه
ولی میدونم چرا این اسمو انتاب کردی
سالها بودم در پی دوست
...
درسته
اسم خوبیه
من زیادی سخت گیرم
ولی ای کاش اینقدر که ما گشتیم چیزی هم نصیبمون میشد http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_lol.gif

kiana
1388,02,31, ساعت : 16:33
شاعر :حمید مصدق
تو به من خندیدی
و نمیدانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب الود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من ارام
ارام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد ازارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا ،
خانه ی کوچک ما سیب نداشت

mana20
1388,02,31, ساعت : 17:27
شاعر :حمید مصدق





من تمنا كردم

كه تو با من باشي

تو به من گفتي

-هرگز, هرگز

پاسخي سخت و درشت

و مرا غصه اين
هرگز

كشت.

1388,02,31, ساعت : 23:13
نام شعر : مرا بشکن

شاعر: نمیدونم

ترا بااشک خون از دیده بیرون راندم آخر هم

که تادر جام قلب دیگری ریزی شراب آرزو ها را

به زلف دیگری آویزی آن گلهای صحرا را

مگو با من

مگو دیگر

مگو از هستی ومستی

من آن خودرو گیاه وحشی صحرای اندوهم

که گلهای نگاه و خنده هایم رنگ غم دارد

مرا از سینه بیرون کن

ببر از خاطر آشفته نامم را

بزن بر سنگ جامم را

مرا بشکن

مرا بشکن

تو سر تا پا وفا بودی

تو با درد آشنا بودی

ولی ای مهربان من

بگو آخر که از اول کجا بودی؟؟

کنون کز من به جا مشت پری در آشیان مانده

و آهی زیر سقف آسمان مانده

بیا آتش بزن

این آشیان

این بال و پرها را

رها کن این دل غمگین وتنها را

ترا راندم

که دست دیگری بنیان کند

روزی بنای عشق و امیدت

شود امید جاویدت

ترا راندم

ولی هر گز مگو بامن

که اصلا

معنی عشق و محبت را نمی دانم.....

که در چشمان تو

نقش غم ودردت نمی خوانم

ترا راندم

ولی آن لحظه گویی آسمان می مرد

جهان تاریک می شد

کهکشان می مرد

درون سینه ام دل ناله میزد:

باز کن از پای زنجیرم

که بگریزم

به دامانش بیاویزم

به او با اشک خون گویم:

مرو...

من

بی تو

می میرم

ولی من در میان های های گریه خندیدم

که تو هر گز ندانی

بیتو یک تک شاخه عریان پاییزم

دگر از غصه لبریزم

در این دنیا بمان بی من

برای دیگری سر کن نوای عشق ومستی را

بخوان در گوش جان دیگری آوای هستی را

تو ای تنها امیدم

بی من از آن کوچه ها بگذر

مرا یکدم به یاد آور

به یاد آور که می گفتم:

بیا امید جان من

بیا تن را زقیدآرزوهایش رها سازیم

بیا میعاد خود را بر جهان دیگر اندازیم

به یاد آور که اکنون

بی تو خاموشم

ز خاطر ها فراموشم

و یک تک لاله وحشی

به جای لاله

بر گور دل من

روشنست اکنون..................